خیام

شهریور 30, 1391

نگاهی انتقادی به مفسران خیام

مقدمه اساسِ این نوشتار، دیدگاهی انتقادی نسبت به کتابِ ((هستی و مستی)) است؛ در این کتاب، دکتر دینانی، خیام را به حتم ((عارف)) معرفی می‌کنند که اگرچه این‌گونه برداشت، با توجه به نگاهِ عرفانی و فلسفیِ ایشان قابل احترام است اما افراط‌هایی که در این کتاب داشته‌اند، فضا برای نقد را هموار می‌سازد؛ ناگفته پیداست که بزرگی و عظمت و تلاش‌هایِ فکری و فلسفی استاد دینانی بر همگان و به خصوص بر نگارنده مفروض و قابلِ احترام است: بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد. در هر صورت امید است این نوشتار مورد تامل قرار گیرد؛ اما از برایِ بازشناساندن و برجسته نمودنِ هر چه بیشترِ تقابل‌ها (که این خود حاکی از پیچیده بودنِ موضوع است) گذری هر چند کوتاه به ((ترانه‌هایِ خیام)) داشته‌ام؛ درواقع چه نگرشِ مادیِ هدایت، و چه برداشتِ عرفانیِ دکتر دینانی نسبت به خیام همراه با افراط و تفریط بوده است؛ غافل از اینکه به‌قول سعدی: و ما اُ بّریُ نفسی ولا ازکّیها - که هر چه نقل کنند از بشر در امکان است.
اردیبهشت 28, 1390

خیام و رباعیاتش

این نوشتار مجمل صرفاً نگاهی بود از دیدگاه یک مخاطب یا علاقه مند در باب رباعیات خیام. در این مقال که چیزی جز معرفی کوتاهِ شخصیت خیام نیست امکانش بود تا مطالب و نقل و قول های دیگران نیز آورده شود و پر و بال های اضافی اما تکراری نیز به این مقال افزوده شود. هر چند برخی از مطالب این نوشتار نیز تکراری مینماید و در زمان نه چندان دور، بزرگانی مانند صادق هدایت به آن پرداخته اند. اما سعی بر آن بود تا دیدگاه شخصی خود را بیان دارم و از تفکر و دیدگاه دیگران در رابطه با او کمترین تاثیر پذیری را داشته باشم. از نظر صادق هدایت و فیتز جرالد و برخی هم مسلکان او، خیام مادی گراست و از نظر بر خی دیگر مانند شهید مطهری ، دیدگاه سمبلیک و معنوی از رباعیات خیام برداشت میشود. با این حال از نظر بنده ی مخاطب (نه منتقد) خیام در رباعیات خود تنها احساسات درونی اش را بیان میدارد و نمیتوان به شکل مسلم و حتمی پذیرفت که خیام مادی یا معنوی بوده است. او یک فیلسوف و عالم بوده و اگر بخواهیم تنها از دیدگاه یک مخاطب ، صرفاً به رباعیات او بنگریم چیزی جز بیان احساسات و خواهش های او را نمیشنویم. هرگز به شکل مسلم "احساس" دال بر "اعتقاد" نمیشود. این دو چیزی تفکیک پذیر و جدا از یکدیگرند. چه این باور مسلم است که دنیای هنر و ادب بیشتر از هر چیز فضایی است برای پروراندن احساسات و تخیلات. آنچنان که تخیلات و رویاها در صحنه ی ادبیات و شعر مجال برای مانور دارند بازتاب های منطقی و رئالیستی کمترین بسامد را به خود اختصاص میدهند.
سایت دانشجو