ادبیات

مرداد 10, 1397
تیکه کلام خفن

تیکه کلام خفن

تیکه کلام با کلاس به کار بردن تیکه کلام های خفن در بین گفتگو های روزانه مثل نمک میمونه اگه تو غذا نباشه غذا بی مزه […]
تیر 26, 1397
اسم پسرانه

اسم پسرانه

از زمانی که جنسیت جنین برای پر و مادر مشخص میشود به فکر انتخاب اسم می افتند.برای بسیاری از والدین خاص و کم بودن اسم فرزندشان […]
تیر 24, 1397
تیکه کلام باحال

تیکه کلام باحال

تیکه کلام یک سری از جملات به صورت مکرر در طی روز و هفته توسط مردم در موقعیت های مختلف و مناسب گفته میشود که میتواند […]
تیر 17, 1397
اسم دخترانه زرتشتی

اسم دخترانه زرتشتی

اسامی شاهنامه دختر اسم خاص دخترانه مادران باردار پس از تعیین جنسیت جنین به دنبال اسم های تک،با معنی زیبا و اصیل میگردند.اگر بچه شما دختر […]
فروردین 11, 1397
دل شکستن هنر نمی باشد

دل شکستن هنر نیست

شعر دل شکستن هنر نیست کاملش اینه: تا توانی دلی به دست آور دل شکستن هنر نمی باشد یا تا توانی دلی به دست آر دل […]
فروردین 6, 1397
نام پسر در ثبت احوال

کمترین اسم پسر

کمترین اسم پسران در ثبت احوال امروزه با توجه به اینکه ملاک انتخاب های خیلی از افراد بر مبنای تک و خاص بودن است، اسم فرزند […]
شهریور 30, 1391

نگاهی انتقادی به مفسران خیام

مقدمه اساسِ این نوشتار، دیدگاهی انتقادی نسبت به کتابِ ((هستی و مستی)) است؛ در این کتاب، دکتر دینانی، خیام را به حتم ((عارف)) معرفی می‌کنند که اگرچه این‌گونه برداشت، با توجه به نگاهِ عرفانی و فلسفیِ ایشان قابل احترام است اما افراط‌هایی که در این کتاب داشته‌اند، فضا برای نقد را هموار می‌سازد؛ ناگفته پیداست که بزرگی و عظمت و تلاش‌هایِ فکری و فلسفی استاد دینانی بر همگان و به خصوص بر نگارنده مفروض و قابلِ احترام است: بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد. در هر صورت امید است این نوشتار مورد تامل قرار گیرد؛ اما از برایِ بازشناساندن و برجسته نمودنِ هر چه بیشترِ تقابل‌ها (که این خود حاکی از پیچیده بودنِ موضوع است) گذری هر چند کوتاه به ((ترانه‌هایِ خیام)) داشته‌ام؛ درواقع چه نگرشِ مادیِ هدایت، و چه برداشتِ عرفانیِ دکتر دینانی نسبت به خیام همراه با افراط و تفریط بوده است؛ غافل از اینکه به‌قول سعدی: و ما اُ بّریُ نفسی ولا ازکّیها - که هر چه نقل کنند از بشر در امکان است.
فروردین 26, 1391

حافظ و آزار مخاطب

مقدمه اینکه صراحتاً می گویند: حافظ ((عارف)) است را قبول ندارم. اینکه بگویند او یک ((بی بند و بار)) و ((لا ابالی)) است یا اینکه او ((ابیات)) را پشت سرهم ردیف می کند و این ابیات هیچ دارای ((انسجام)) نمی باشند و اصلاً او ((شاعر)) نیست، را نیز قبول ندارم. حافظ نیز ((انسانی)) بوده است مانند تمامی ((انسانها)) با تمامی ویژگی های مثبت و منفی اشان. با این همه، او مانند هر انسانِ ((دگر اندیش)) و اهل مطالعه یی، سطحِ فکری و بیانی و هنریِ خویش را پرورانده و تا جایی رسانده است که بین او و یک انسانِ عادی و معمولی، تفاوتهای بس فراوان و بی شماری پدید می آید. با این همه، معتقدم او در نهایت یک ((انسان)) بوده است. آری خواجه شمس الدین، حافظِ قرآن است (البته در آن زمان این موضوع رواج داشته و معمولی بوده است). اما در این امر نیز از دیگران پیشی جُسته است و نه در ((ده روایت))، بلکه در ((چهارده روایت)) قرآن را از بر می خوانده است. او در شاعری نیز ((به)) از دیگران می باشد و اگر چه در جمله ی شاعرانِ ((تلفیق)) گنجانده شده، اما، تلفیق و در هم آمیختنِ بسیاری از موضوعاتِ فکری و بیانیِ حافظ، از دیگر شاعرانِ هم عصر، همچون ((خواجو)) و ((عبید))، برتر بوده و گواه این مدعا، صدر نشینی خوانش و قرائتِ اشعارش در قرون متمادی است. او همیشه مبهم بوده و این ابهام نمی تواند صرفاً غیر ارادی باشد. موضوعاتِ فوق را می توان محلِ تشکیک قرار داد و بر روی آن تامل بیشتری نمود، در هر صورت مسائلی بوده است که همیشه در کتب مربوط به حافظ واگویه گشته و اگر این تقابل ها نمی بود، اصلاً شعرِ حافظ دارای ارزشِ امروزی نمی شد. حال تکلیف مخاطبِ حافظ چیست؟ چه چیز را می بایست مورد پذیرش قرار دهد و چه چیز را در محل انکار؟ آری مخاطب با پی گیری و ردیف نمودن برخی موضوعات، در رابطه با حافظ و اشعارش، دچار بحران می شود. مقالِ پیش رو، توصیفی است از این بحران.
آبان 7, 1390

کارگاه نقد ادبی دانشجو

با یکی دیگر از دوره های نقد ادبی دانشجو با شما هستیم.
سایت دانشجو