PDA

مشاهده نسخه کامل : اختلالات ساختگی



فرمیسک
2010-May-13, 08:54
در اختلالات ساختگی، بیماران به قصد گرفتن نقش بیمار به خود، به‌طور عمدی علایم جسمی یا روان‌شناختی را تقلید می‌کنند (۱) و (۲) در این اختلالات، بیماران به‌طور ارادی علایم اختلالات طبی یا روانی را ایجاد و سابقه و علایم بیماری را تحریف می‌کنند. تنها هدف مشخص، احراز نقش بیمار بدون انگیزه‌ای خارجی است. اغلب بستری شدن، هدف اصلی و روش زندگی است. اختلالات، کیفیت وسواسی دارند، ولی رفتارها تعمدی و ارادی هستند، حتی اگر قابل کنترل کردن نباشند. (۱) . در کدام‌یک از بیماری‌های زیر علایم فیزیکی بیماری هوشیارانه و به‌طور ارادی ایجاد می‌شود؟ (پیش‌کارورزی شهریور ۷۷)


الف ـ سندرم مونچ‌هاوزن (Munchausen) ب ـ اختلال تبدیلی (Conversion Dis)
ج ـ خودبیمارانگاری (Hypochondriasis) د ـ اختلال جسمانی کردن (Somatization Dis)



پاسخ: گزینه الف


(۲) . بیمار پرستار زن ۳۰ ساله‌ای است که به‌دلیل هماتوری حاد در بیمارستان شده است. بیمار می‌گوید قبلاً به‌دلیل سارکوئیدوز بستری و تحت درمان بوده است و در کودکی نیز سابقه بیماری پورپورای ترومبوسیتوپنیک داشته است. در روز چهارم بستری یکی از دانشجویان پزشکی به رزیدنت خود می‌گوید که بیمار را چند ماه قبل در بیمارستان دیگری به‌دلیل آبسه‌های متعدد پوستی دیده است. بررسی محتویات کمد بیمار نشان می‌دهد که او تعداد زیادی کومادین به همراه دارد. محتمل‌ترین تشخیص کدام است؟


الف ـ Hypochondriasis ب ـ Factitious Disorder
ج ـ Somatization Disorder د ـ Psychosomatic Disorder



پاسخ: گزینه ب


تشخیص، علایم و نشانه‌ها

- عمدتاً با علایم و نشانه‌های جسمی:

به آن "سندرم مونش‌هاوزن ـ Munchausen syndrome" ایجاد ارادی علایم جسمی، مانند تهوع، استفراغ، درد، تشنج. ممکن است بیماران به‌طور عمدی در مدفوع یا ادرارشان خون بریزند، دمای بدن را به شکل مصنوعی بالا ببرند، انسولین تزریق کنند تا قند خون کاهش یابد. نشانه "شکم مشبک ـ gridiron" نتیجه اسکارهای ناشی از چندین عمل جراحی است.


- عمدتاً با علایم و نشانه‌های روان‌شناختی:

ایجاد عمدی علایم روان‌شناختی، مانند توهم، هذیان، افسردگی، رفتار غریب، ممکن است بیماران داستانی در مورد استرس‌هائی بزرگ بسازد، که در زندگی‌اش موجب ایجاد علایم بیماری شده‌اند.


"دروغ‌پردازی خیال‌بافانه ـ pseudologia fantastica" به معنی ساختن دروغ‌های نامعقول است که بیمار، خود به آن اعتقاد دارد. در هر دو نوع ذکر شده، سوءمصرف مواد، به‌خصوص اپیوئیدها، شایع است.


- با علایم و نشانه‌های همراه جسمی و روان‌شناختی:

ایجاد ارادی علایم جسمی و روان‌شناختی با هم.


- اختلال ساختگی که به‌گونه‌ای دیگر مشخص نشده:

شامل اختلالاتی است که معیارهای اختلال ساختگی را ندارند (مثل اختلال ساختگی نیابتی ـ factitious disorder by proxy)؛ ایجاد ارادی نشانه‌های جعلی در شخص دیگری که تحت مراقبت فرد است و بنابراین به شکل غیرمستقیم، نقش بیمار گرفته می‌شود).


اپیدمیولوژی

ناشناخته، در مردان شایع‌تر از زنان است. معمولاً شروع آن در بزرگسالی است. بیماری ساختگی، به‌خصوص تب ساختگی، مسئول ۱۰-۵% همه بستری‌های بیمارستانی است. در کارکنان بهداشتی شایع‌تر است (۱).


(۱) . در کدام‌یک از بیماری‌های زیر علایم فیزیکی بیماری هوشیارانه و به‌طور ارادی ایجاد می‌شود؟ (پیش‌کارورزی شهریور ۷۷)


الف ـ سندرم مونچ‌هاوزن (Munchausen) ب ـ اختلال تبدیلی (Conversion Dis)
ج ـ خودبیمارانگاری (Hypochondriasis) د ـ اختلال جسمانی کردن (Somatization Dis)



پاسخ: گزینه الف


سبب‌شناسی

در حالت تیپیک، بیماری واقعی در اوایل زندگی همراه با سوءرفتار با طرد والدین وجود دارد. بیمار در بزرگسالی مجدداً بیماری را خلق می‌کند تا توجه محبت‌آمیز را از پزشکان بگیرد. بعضی از بیماران لذت خودآزارانه‌ای از تحت عمل جراحی قرار گرفتن می‌برند. عده‌ای هم با شخص مهمی در گذشته، که بیماری روان‌پزشکی یا طبی داشته، همانندسازی می‌کنند.


روان‌پویشی

واپس‌زنی، همانندسازی با پرخاشگر، پسرفت (regression)، نمادین‌سازی.


تشخیص افتراقی

- بیماری جسمی:

معاینه جسمی و بررسی آزمایشگاهی باید انجام شود که نتیجه آنها منفی خواهد بود. پرسنل پرستاری باید به دقت از نظر بالا بردن عمدی دمای بدن و تغییر در مایعات بدن، بیمار را تحت‌نظر داشته باشد.


- اختلال شبه‌جسمی:

در اختلال ساختگی، علایم ساختگی است و در اثر عوامل ناخودآگاه یا نمادین ایجاد نمی‌شود. پدیده "بی‌تفاوتی زیبا" در اختلال ساختگی وجود ندارد. بیماران هیپوکندریازیس، علاقه ندارند که تحت آزمایش یا جراحی‌های پیشرفته قرار گیرند.


- تمارض:

مشکل‌ترین تشخیص افتراقی. افراد متمارض، هدف‌های خاصی را دنبال می‌کنند (مثلاض به‌دست آوردن پول بیمه، اجتناب از گذراندن دوران زندانی)


- سندرم گانسر:

در زندانیانی دیده می‌شود که جواب‌های تخمینی به سؤال‌ها می‌دهند و در حول و حوش موضوع صحبت می‌کنند. جزء اختلالات تجربه‌ای که به‌گونه‌ای دیگر مشخص نشده، طبقه‌بندی گردیده است.


سیر بیماری و پیش‌آگهی

معمولاً سیر بیماری مزمن است. در بزرگسالی شروع می‌شود، ولی ممکن است شروع زودتر باشد. مراجعه مکرر به پزشکان و سابقه بستری‌های مکرر در ارتباط با جستجوی درمان توسط بیمار وجود دارد. در طول بیماری، خطر سوءمصرف زیاد است. اگر همراه با افسردگی یا اضطراب، که به رمان پاسخ می‌دهند، باشد، پیش‌آگهی بهتر می‌شود. اگر بیمار تحت چندین عمل جراحی تهدیدکننده حیات قرار گرفته باشد، خطر مرگ وجود دارد.


درمان

- از آزمایش‌ها یا اعمال طبی غیرلازم اجتناب کنید. بیمار را با تشخیص اختلال ساختگی و تقلیدی بودن علایم رویارو سازید. به‌ندرت بیماران وارد برنامه‌های روان‌درمانی می‌شوند، چون انگیزه ضعیفی دارند. ولی ائتلاف کاری با پزشک ممکن است در طول زمان به‌دست آید، و بیمار نسبت به رفتارش بینش پیدا کند. با این حال، احتمال اداره خوب بیماری، بیشتر از درمان قطعی است. در بعضی از بخش‌های ایالات متحده، بانک اطلاعاتی در مورد بیمارانی که به‌دلیل بیماری ساختگی مکرر بستری شده‌اند وجود دارد.


- درمان داروئی برای اضطراب یا افسردگی همراه مفید است. اگر سوءمصرف مواد وجود داشته باید درمان گردد.


- اگر کودک در خطر است باید به مراکز خدمت بهزیستی کودک اطلاع داده شود (مثلاً در مورد اختلال ساختگی نیابتی).

منبع : آفتاب