PDA

مشاهده نسخه کامل : آفات نباتی و زراعی



CASSIATORA
2010-Mar-31, 13:02
جوندگان زيان آور گياهان زراعي



جوندگان به گروهي از جانوران پستاندار گفته مي شود كه از روي خصوصيات دندانها از ساير گروهها متمايز مي شوند. بدين ترتيب كه در فك پائين داراي جفت و در فك بالا داراي يك يا دو جفت دندان ثنايا مي باشند. اين دندانها درشت و فاقد ريشه بوده و ارتفاع آن هميشه ثابت است. در اين جانوران دندان آسياب مطلقاً وجود ندارد و جاي آنها روي فك خالي و نمايان است. در اغلب جوندگان رودة كور خيلي رشد كرده است. از نظر طبقه بندي جوندگان به دو زير راسته تقسيم مي شوند:

الف-زير راستة Duplicidentata

كه در فك بالا دو جفت دندان ثنايا دارند كه جفت دوم به صورت ستونهاي كوچكي در پشت دندانهاي جفت اول قرار گرفته اند و خرگوشها از اين گروهند.

ب-زير راستة Sipmlicidentata

كه در فك بالا فقط يك جفت دندان ثنايا دارند. انواع موشها در اين گروه طبقه بندي شده اند. در زير فقط به شرح مختصري راجع به گونه هائي از اين زير راسته كه در كشاورزي اهميت دارند مي پردازيم:

موش مغان Microtus Socialis و Microtus arvalis

موش كلاهو Clitellus fulvus

موش تاترا Tatera indica

موش ورامين Nesokia indica

موش سياه Rathus rathus

موش سياه Rathus rathus

موش خانگي Mus musculus

مريونها Meriones Spp.

موش شكول Glis-glis Caspicus

مبارزه با موشها:

1-تعيين نوع موش:

اول از همه بايد نوع موشي را كه در نظر است براي دفع آن مبارزه كنيم، مشخص سازيم. زيرا تا نوع موش مشخص نشود، تعيين نوع مبارزه و طعمه و حتي نوع سم غير ممكن خواهد بود. مثلاً مي دانيم براي مبارزه با موش كا اهو از فتوكسين استفاده مي شود و تلفات هم تا 90 درصد مي رسد ولي همين سموم را اگر در مبارزه با موش ورامين يا موش مغان به كار برند تلفات حداكثر به 60-50 درصد مي رسد و يا براي مبارزه با موش انباري يا موش ورامين حداكثر 5-3 درصد فسفوردوزنگ مخلوط مي كنند. بنابراين براي انجام يك مبارزه بايد قبل از هر چيز نوع موش منطقه را شناخت تا مبارزه با موفقيت انجام شود.

2-فصل مبارزه:

فصل مبارزه خود اهميت زيادي دارد. مثلاً براي مبارزه با موش مغان در طول پائيز و زمستان طعمة گندم با فسفوردوزنگ تا 98 درصد تلفات مي دهد ولي همين طعمه در بهار 45-35 درصد تلفات وارد مي آورد زيرا موشها در اين فصل رغبتي به خوردن مواد پر كالري ندارند و در فصل بهار و تابستان طعمه هائي كه براساس علف سبز تهيه مي شوند نتيجه بهتري مي دهند و يا در موش ورامين در فصل پائيز و زمستان مصرف طعمه با مغز گردو نتيجه مطلوبي مي دهد ولي در بهار و تابستان گردپاشي لانه ها تلفاتي تا حدود 99-98 درصد مي دهد. بنابراين بايد دقت كامل به فصل مبارزه نمود و بعد طرز مبارزه را انتخاب كرد.

3-محل زندگي موشها:

انتخاب سم بايستي بر حسب محل زندگي موشها باشد. اگر مبارزه در صحرا و دور از آبادي انجام مي شود،‌ انتخاب نوع سم آسان است ولي اگر همين موش در محل زندگي انسان و شهرها ديده شود بايد حتماً از سمومي كه براي انسان و دام بي خطرند استفاده شود. مثلاً موش خانگي وقتي كه به مزارع حمله مي كند مي توان از سموم فسفوردوزنگ به نسبت 3% استفاده كرد ولي اگر اين موش در منازل ديده شود بايد زا سموم بي خطر مانند تركيبات وارفاين-كومارين و برمولين و غيره استفاده كرد.

4-غلظت سم:

دستوراتي كه براي مبارزه با موش داده مي شود از روي مطالعات زيادي به دست آمده است كه هم از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه باشد و هم مؤثر واقع شود. لذا پيروي از دستورات صادر شده اجباري است. مثلاً‌ موش مغان با اينكه جثه كوچكي دارد در دستورات مبارزه طعمه را با 10 درصد فسفوردوزنگ آلوده مي سازند. زيرا با تراكم زيادي كه اين موش در هكتار دارد جمع وزن زندة موش در هكتار بالا است و بايد طعمه را با دُز حداكثر مصرف كرد. در صورتي كه با مبارزه با موش ورامين كه جثة نسبتاً درشتي دارد،‌ دُز فسفوردوزنگ مصرفي 50 درصد خواهد بود. چون با توجه به تراكم موش در هكتار جمع وزن موجود زنده در هكتار خيلي كمتر از موش اولي است و مصرف سم زيادي از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه نمي باشد.

5-بيولوژي:

قبل از اقدام به مبارزه، بيولوژي موش مورد نظر را كاملاً مورد توجه قرار دهيد تا از نقاط ضعف آن حداكثر استفاده را براي بالا بردن نتيجة مبارزة بدست آوريد. مثلاً مبارزه شيميايي با موش كلاهو يا موش شكول در فصولي كه قسمتي يا همة موشها به خواب زمستانه رفته اند بي نتيجه است و بايد از مبارزة مكانيكي استفاده نمود.

6-رعايت كامل اصول زراعي:

براي جلوگيري از خسارت موشها مخصوصاً در باغات و مزارع صيفي، پاك كردن مزارع از علف هرز يا زدن شخم عميق در پائيز اهميت زيادي دارد و از تراكم موشها در بهار خواهد كاست.

7-دقت براي انتخاب ماده براي طعمه:

در اين امر در صحرا و براي مبارزه با موشهاي صحرائي مي توان فرمولهاي كلي توصيه كرد. مثلاً مي گوييم در مبارزه با موش مغان در فصل زمستان به عنوان طعمه گندم مصرف كرد و در بهار از طعمة سبز استفاده نمود. اين دستور كلي است و نتيجة مطلوب هم مي دهد. ولي در مبارزه با موشهاي خانگي يا انباري وضع اينطور نيست و نمي توان فرمول كلي براي انتخاب طعمه بدست آورد و در هر مورد بايد كسي كه مبارزه را سرپرستي مي كند قبل از طعمه گذاري با انجام آزمايشهائي نوع طعمه مورد لزوم خانه يا انبار را پيدا كند. اگر موشي در انباري ديده شد بايد قبلاً چند نوع ماده بدون سم در گوشه و كنار انبار قرار داد و دو يا سه روز مراقب بود كه موشها به كدام طعمه توجه خواهند داشت. پس از پيدا كردن نوع غذاي مورد علاقه موشهاي اين انبار يا منزل، طعمه را براساس آن ماده تهيه مي كنند. در اينجا بايد متذكر شد كه موش خانگي يا انباري به انواع غذاهاي مختلف دسترسي دارد. اگر كمبودي احساس كند ممكن است از خانه ها و انبارهاي مجاور آن را تهيه كند لذا انتخاب طعمه براي اينگونه اماكن 3-2 روز مطالعه مقدماتي لازم دارد.

فرمولهاي مبارزه با جوندگان و طرز تهيه آنها:

1-طعمه گندم مسموم:

براي تهيه طعمه 100 كيلوگرم گندم و 2 ليتر روغن پارافين و 10 كيلو فسفوردوزنگ مورد احتياج است. براي تهيه اول 2 ليتر روغن را با 100 كيلوگرم گندم با پاروك خوب مخلوط كرده و سپس فسفوردوزنگ را به تدريج به گندم اضافه كرده و با پاروك هم مي زنند تا سم با گندم به طور يكنواخت مخلوط شود. از اين طعمه براي مبارزه با موش مغان در فصل پائيز و زمستان از قرار 2-1.5 كيلو طعمه در هكتار به طور دست پاش استفاده مي كنند. طعمه تهيه شده را در همان روز بايد مصرف نمود. اگر بخواهند با اين طعمه با موشهاي جنس Meriones در پائيز و زمستان استفاده كنند به جاي 10 درصد فسفور دوزنگ بايد ميزان فسفور دوزنگ را تا 5 درصد تقليل داد.

چنانچه بخواهند از اين طعمه در مبارزه با موش خانگي كه در مزارع زندگي مي كنند يا موش جنگلي استفاهد كنند، ميزان فسفوردوزنگ را تا 3 درصد بايد پائين آورد.

2-طعمه با مغز گردو:

10 كيلو مغز گردو و 200 گرم روغن پارافين، 0.5 كيلو فسفودوزنگ و طرز تهيه مثل طعمه گندم مي باشد. اين طعمه را مي توان در فصل پائيز و زمستان براي مبارزه با موش ورامين در باغات بكار برد. براي اين كار طعمه را با قاشقك در داخل لانه هاي فعال مي گذارند. در اين روش بايد كليه لانه ها را يك روز قبل از انجام مبارزه كوبيد و روز بعد طعمه گذاري را فقط در سوراخهائي كه باز شده اند،‌ يعني لانه هاي فعال انجام داد. مقدار مصرف طعمه در يك هكتار حدود 0.5 تا يك كيلوگرم طعمه خواهد بود.

3-طعمة سبز:

علف سبز (هر نوع علف هرز يا گياه زراعي فرق نمي كند) 100 كيلوگرم، فسفوردوزنگ مخلوط با خاكستر يا پودر تالك حدود 10 كيلوگرم در اين طريقه ابتدا پودر تالك و فسفوردوزنگ را با هم به خوبي مخلوط مي مكنند سپس كارگري كه مجهز به دستكش و ماسك و يك سطل با ظرفيت حدود يك كيلوگرم، كار را شروع مي كنند. كارگر ضمن عبور از مزرعه به محض برخورد با لانه فعال، مقداري علف چيده و آن را به اندازة سوراخ خروجي موش گلوله كرده و يك طرف گلوله را با مخلوط سم و تالك آغشته كرده و طرف آلوده با سم را داخل سوراخ موش كرده و راه ورود لانه را مي بندد و سراغ سوراخ بعدي مي رود. در اين روش بايد يك روز قب از مبارزه كليه لانه ها را لگد كوب كرد و روز بعد فقط در سوراخهاي باز شده طعمه گذاري كرد. اين طريقة مبارزه را در فصل بهار و تابستان براي موش مغان، موش آبي و مريونها مي توان به كار برد. با اين مقدار مي تون 12-10 هكتار را مبارزه كرد.

4-طعمة سيب زميني يا هويج:

10 كيلوگرم سيب زميني يا هويج و 0.5 كيلوگرم فسفودوزنگ مورد احتياج است. ابتدا هويج يا سيب زميني را به قطعات كوچكي به اندازه حبه قند تقسيم مي كنند. سپس فسفوردوزنگ را به تدريج روي اين قطعات پاشيده و با پاروك آن را به هم مي زنند تا سم بطور يكنواخت با طعمه مخلوط شود و بايد بلافاصله طعمه گذاري را شروع كرد. اين روش را مي توان براي موش آبي يا موشهاي خانگي در مزارع در فصل تابستان و پائيز بكار برد و طعمه گذاري را بايد طرف عصر انجام داد.

5-طعمه با يونجة خشك

يونجه خشك 10 كيلوگرم، ملاس چغندرقند يك ليتر،‌فسفودوزنگ يك كيلوگرم مورد احتياج خواهد بود. اين روش را در روزهاي برقي براي مبارزه با خرگوش مي توان بكار برد. براي تهيه طرف صبح روي يونجه خشك ملاس چغندرقند يا محلول 10 درصد شيره را به تدريج پاشيده و يونجه را زير و رو مي كنند تا محلول به طور يكنواخت يونجه را خيس كند. سپس روي آن را با گوني يا نايلون مي پوشانند و تا عصر به همان حال مي گذارند تا يونجه ها رطوبت بردارند. طرف غروب يونجه ها را به دسته هاي كوچك (10-8 ساقة يونجه در هر دسته) تقسيم مي كنند. سپس فسفور دوزنگ را روي آن پاشيده و آرام آرام بهم مي زنند. اين طعمه را طرف غروب در سطح باغي كه مستور از برف مي باشد و مورد حملة خرگوشها قرار مي گيرد پخش مي كنند. در هر 10 متر مربع يك دستة كوچك يونجه كافي است. صبح روز بعد طعمه هائي كه مورد استفاده خرگوش قرار نگرفته است بايد از سطح باغ جمع آوري و معدوم شود.

6-طعمه با نان و مربا:

اين روش مخصوص موش شكول مي باشد. مواد مورد نياز 10 كيلو نان سفيد، 200 گرم مربا بهتر است مرباي زردآلو باشد، 0.5 كيلو فسفوردوزنگ خواهد بود.

طرف غروب نانها را از وسط بريده و لاي آن را مربا مي مالند،‌ سعي شود قطعات زردآلو لاي نان وجود داشته باشد سپس فسفوردوزنگ را روي مربا مي پاشند و دو طرف نان را روي هم مي گذارند و سپس آن را به قطعات كوچك تقسيم مي كنند و در محل رفت و آمد شكول قرار مي دهند و صبح روز بعد طعمه ها را جمع آوري و معدوم مي سازند.

7-گردپاشي لانه ها:

مواد مورد نياز: 20 كيلوگرم تالك و 10 كيلوگرم فسفوردوزنگ خواهد بود.

تالك و فسفوردوزنگ را در ظرف سربسته با چرخانيدن ظرف به خوبي با هم مخلوط مي نمايند. سپس اين گرد را با گرد پاشهاي دستي كوچك به داخل لانه مي پاشند. در اين طريقه هم بايد يكروز قبل از مبارزه كلية لانه ها را بكوبند و روز بعد گردپاشي را فقط در لانه هاي باز شده انجام دهند. اين روش بيشتر در مواقعي كه موشهاي صحرائي از قبيل موش مغان (در زماني كه علف بيابان خشكيده و هوا گرم است) يا موش ورامين (در فصل بهار) كه از برداشتن طعمه خودداري مي كند به كار مي رود.

CASSIATORA
2010-Mar-31, 13:06
شته روسی گندم (Diuraphis noxia (Mord



شكل ظاهري:

داخل قسمت هاي لوله شده برگ گندم برنگ زرد تا سبز مايل بخاكستري هستند. بدن از پودر مومي سفيد پوشيده شده و طول آن 1.4 تا 2.3 ميليمتر است. جمع آوري از ايران: شيراز، گندم، بالدار و بي بال بكرزا،

زيست شناسي:

اين شته ها منحصراً‌ روي غلات منجمله گندم هستند. در ايران فرم جنسي جمع آوي نشده و احتمالاً بصورت بكرزائي توليد مثل مي كنند. معمولاً خوشه هاي گندم و جوي آلوده خميده مي شوند. در شيراز ناقل بيماري نوار زرد گندم وجود دارد (ايزدپناه، 1361). برگ انتهائي گياهان آلوده برنگ زرد و سفيد درآمده خشك مي شود. در مراحل ابتدائي الودگي لبه برگها در امتداد طولي خود لوله مي شوند. گاهي فاصله برگها كم شده ساقه بد شكل مي شود. مي تواند ناقل بيماري موزائيك جو نيز باشد.

جنس 75 :SITOBION MORD گونه از اين جنس شناخته شده كه 17 گونه آن از آفات مهم غلات هستند شصت و هشت گونه از اين جنس منحصراً‌ روي تيره گرامينه زندگي مي كنند كه در برخي از آنها فرم جنسي روي تمشك يا گل سرخ تشكيل مي شود. كورنيكول آنها بلند است كه در قسمت آزاد سلولهاي چند ضلعي كنار هم دارند. ظاهراً تا حدودي شبيه به جنس Macrosiphum هستند ولي برآمدگي كنار شاخكها در آنها رشد كمتري دارد و برآمدگي مياني نمايان تر است. طول موي روي بند سوم شاخك آنها حدود نصف قطر مياني همين بنداست در صورتيكه طول موي بند سوم شاخك Macrosiphum تقريباً برابر قطر مياني همين بند است. چهار گونه از جنس Sitobion جزو آفات گندم هستند كه دو گونه از آنها تا كنون در ايران جمع آوري شده اند.

شته روسي گندم به صورت يكي از آفات مهم جهاني غلات دانه ريز به خصوص گندم و جو درآمده است. در منابع مختلف منشأ اصلي اين آفت را حدود ايران، تركستان و روسيه گزارش كرده اند. علت نام گذاري اين حشره اين است كه اولين بار در سال 1900 ميلادي از جنوب روسيه گزارش شده است. در سال 1978 در جنوب آفريقا مسأله ساز شد و چند سالي است كه در قاره آمريكا گسترش يافته و باعث خسارت اقتصادي شده است. اين حشره ضمن تغذيه از قسمت عمقي بافت برگ و مكيدن شيره گياهي برگ ها را به صورت لوله اي در مي آورد، به همراه بزاق خود توكسيتي به داخل گياه تزريق مي كند كه موجب كاهش ظرفيت فتوسنتز و در نتيجه آسيب غشاي كلروپلاست ها مي شود. به همين دليل مبارزه با اين شته به وسيله سموم تماسي، در عمل با مشكل مواجه مي شود. ولي سموم سيستميك مؤثر هستند. دشمنان طبيعي اين آفت قادر به يافتن شته ها در داخل برگ هاي لوله شده نيستند بنابراين يكي از بهترين راه هاي كنترل اين آفت استفاده از ارقام مقاوم است.

اين شته در استان فارس (ني ريز، مرودشت، اقليد و آباده) به وسيله احمدي و سرافرازي و در سيستان به وسيله بنداني و همكاران همراه با 6 گونه ديگر از شته هاي غلات و در شهركرد به وسيله رستگاري و نوربخش همراه با 8 گونه ديگر گزارش شده است. رضواني و نوري (1374) اين شته را همراه با 7 گونه ديگر از لحاظ تغييرات انبوهي جمعيت در مناطق ورامين، كرج و فيروزكوه بررسي كردند و اظهار داشتنه اند، اين گونه بعد از شته سبز گندم در مناطق ورامين با 28% و كرج با 26% در رديف دوم در فيروزكوه در رديف اول قرار داشته است.

در بررسي جامعي كه به وسيله جمعي از اساتيد دانشگاه هاي كشور (71-1369) براي مشخص كردن مناطق انتشار در هفت استان به عمل آمد از 226 منطقه و پازايتوتيدهاي آن را در 114 منطقه گزارش كره اند ولي در هيچ كدام از استان ها اهميت اقتصادي نداشته است و در اين بررسي 5 گونه پارازيتوئيد و 3 گونه شكارچي مشخص شدند. وجود اين شته در مزارع جنوب قفقار قبل از سال 1900 ميلادي گزارش و به وسيله Mordvilk به نام Brachycolus Kortnewi (1900) معرفي شده است. در سال 1912 حشره شناس ديگري به نام Kurdjumov مشخص كرد كه شته جو گونه ديگري است و آن را به نام Brachycolus noxius نام گذاري كرد كه بعداً‌به وسيله Azinberg به Diuraphis noxia تغيير نام داده شد. Kordvaleve و همكاران (1991) تاريخه گسترش اين شته را در روسه كره هاي ايران و تركستان شرح داده است. Alfaro مبدأ آن را از حدود اسپانيا بر روي گندم و جو مي داند كه قابل قبول نيست. شته روسي گندم در سال 1978 در جنوب آفريقا و در سال 1980 در مكزيك، در سال 1986 در ايالت تگزاس آمريكا و در سال 1987 در شيلي طغيان كرد و نيز در سال 1988 به كانادار سرايت كرد و مسأله ساز شد.

ساير مناطق انتشار آفت عبارتند از: شمال آفريقا، خاورميانه از جمله ايران، آسياي ميانه، جنوب اروپا، خاور دور (جنوب غربي چين)

مشخصات ظاهري:

رنگ اين حشره سبز كم رنگ، اندازه طول بدون حدود 2 ميلي متر، زايده انتهايي دم مانند نسبتاً بلند، خاشك كوتاه، كورنيكول ها كوتاه و از طريق پارتنوزنز (دخترزايي) توليد مثل مي كنند. دم دوتايي و نيز لوله اي شدن برگها و وجود نوارهاي سفيد در روي برگ گياه ميزبان از مشخصات مهم وجود اين حشره مي باشد. به غير از شته روسي اكثر شته هاي غلات در انتقال بيماري هاي ويروسي از جمله ويروس مولد كوتولگي جو B.Y.D.V. نقش دارند ولي اخيراً گزارش هايي مبني بر ناقل بودن اين شته در انتقال ويروس مذكور در آفريقاي جنوبي ارائه شده است.

ميزبان ها و عادت تغذيه اين حشره از گندم، جو، چاودار، تريتيكاله و تعدادي از علف هاي باريك برگ تغذيه مي كنند. محل تغذيه قاعده برگ هاي تازه تشكيل شده و نيز بر روي خوشه ها مي باشد. بر اثر ترشح عسلك و رشد قارچ هاي مولد دوده (فوماژين) به ويژه در هواي مرطوب خسارت آن تشديد مي شود. برگ هاي حساس، لوله شده و تغيير شكل مي دهند و خود گياه از رشد بازمانده و كوتوله مي شود. در اثر تخريب غشاي كلروپلاست هاي ناشي از ترشحات نوكسيني حشره، لكه هاي كلروتيك طولي ايجاد شده و فتوسنتز و تنفس گياه مختل مي‌شود. بنا به عقيده Burd & Burton (1992) سفيد شدن سلول ها در اثر كاهش و به هم خوردن ميزان آب در گياه است. در صورت فقدان يا كاهش منابع غذايي و نامساعد شدن شرايط محيطي، بالدارهاي زنده زاي ماده به وجود مي آيند كه به وسيله باد منتقل شده و كلني هاي جديدي را به وجود مي آورند.

شرايط محيطي اين حشره شرايط آب و هوايي گرم و خشك را مي پسندد ولي قادر است در آب و هواي باراني نيز ادامه بقا دهد. در صورت نامساعد بودن شرايط ميزباني اين آفت يك باد براي انتشار آن به ديگر نقاط كافي است. حداكثر پوره زايي اين شته 4 عدد در روز، و در طول زندگي حشره تا 70 عدد گزارش شده است. مهمترين شرايط توليد مثلي اين حشره بر روي گندم در مرحله Jointing (GS300) است. ولي در گياهان ديگر در مراحل رشدي تفاوت آسيب پذيري ندارند. كلاً مرحله گياهك حساسترين مرحله قبل از تشكيل خوشه است. حساسيت گياهان آلوده در صورت وجود تنش كم آبي و كمبود ازت افزايش مي يابد به علاوه بين ذخيره آب موجود در گياه و بالدارزايي شته نوعي هم بستگي وجود دارد. عمل بهاره كردن گندم نيز تأثيري بر روي ميزان آلودگي به شته ندارد ولي آلودگي در گندم هاي تيپ زمستانه، در ارقام متحمل به سرماي فصل پاييز كاهش مي يابد كه علت آن مي تواند تلفات ناشي از شدت سرما باشد.

زيست شناسي آفت:

زيست شناسي آفت در شرايط استان تهران مطالعه شده است. اين حشره در شرايط گلخانه (دماي متوسط 2.7 درجه سانتي گراد و رطوبت 40%) و شرايط مزرعه مورد بررسي قرار گرفته است. در گلخانه ميانگين طول دوره هاي پورگي قبل از توليد مثل، توليد مثل، بعد از توليد مثل و كلاً‌ طول دوره زندگي بر حسب روز به ترتيب 7.5، 1، 42.77، 1.63 و 62 روز بوده است. ميانگين تعداد پوره هاي توليد شده توسط يك حشره 72.12 بوده است. دروه هاي مذكور در شرايط مزرعه به ترتيب 19.71، 2.43، 49، 16.43 و87.43 و ميانگين تعداد پوره توسط هر فود 76.86 بوده است. اين شته در فصول غير زراعي بر روي گندم و جوهاي خودرو و باريك برگ هاي ديگر به حيات خود ادامه مي دهد و بر روي ميزبان هاي ذكر شده به صورت جمعيت با كاهش رطوبت و افزايش درجه حرارت بيشتر مي شود. در شرايط كرج حشره بالدار از حدود دهه سوم فروردين ماه از روي ميزبان هاي غير زراعي و خود رو به مزرعه منتقل شده و در اواخر فصل زراعي مجدداً بالدار ظاهر و بر روي ميزبان هاي مزبور باز مي گردند. پارازيستم اين حشره به وسيله زنبور كارآيي لازم را دارد.

دشمنان طبيعي:

اين حشره داراي دشمنان طبيعي متعددي است كه نقش مهمي را در كنترل آفت دارند (جدول شماره 2 تعدادي از انواع شكارچي ها و پارازيتوئيدهاي آن را نشان مي دهد). ، ليست دشمنان طبيعي شته روسي گندم در سطح جهاني

Coccinellidae

Hippodamia convergens Guerin

Coccinella nugatoria Mulsant

Cycloneda sanguinea (L)

Adalia bipunclala (L)

Paranaemia vittigera (Mannerheim)

Seymnus (Pullus) loewii Mulsant

Diomus spp.

Anthocoridae

Oreus tristicolor (white)

Syriphidae

Eupeodes volueris osten Sacken

Allograpta obliqua (Say)

A exotica (wiedmann)

Platycherius (carposcalis) sp.

Neuroptera

Chrysopa carnea steph.

Hemerobius pacificus Banks

Braconidae

Diaeretiella rapae (M’Intosh)

Aphidius ervi Haliday

Pteromalidae

Asephes sp.

Pachyneuron siphonophorae

(Ashmead)

Eulophidae

Aoristicetys sp.

Megaspididae

Dendrocerus sp.

Charipidae

Alloxysta fascicornis (Hartig)

علمي از زنبور پارازيتوئيد براي كنترل اين حشره گزارش شده است. قارچ هاي Conidiobalus، Zoophthora و Dondra نيز اثر قابل توجهي در كنترل آفت دارند. قارچ Beovaria basiana بر روي باروري بي تأثير است ولي باعث افزايش تلفات مي شود (

گياهان ميزبان مقاوم:

براساس آزمايشهايي كه صورت گرفته چندين ژنوتيپ گندم از مبدأ ايران، شوروي سابق و بلغارستان شناسايي شده كه نسبت به اين شته مقاوم هستند( تظاهر ايجاد مقاومت منجر به پيدايش روش هاي مناسب كنترل با اين آفت در مواردي با استفاده از اين منابع مقاومت بوده است. مقاومت با انتقال يك ژن از ژنوتيپ هاي مقاوم به ژنوتيپ هاي داراي كيفيت زراعي خوب كه حساس به اين شته مي باشند، نسبتاً آسان است. Potgeiter و همكاران ژن مقاوم به شته روسي را به گندم Triticum monococcum با موفقيت منتقل كرده است Robinson etal منابع مقاومت به اين آفت را در گندم هاي Triticum dicoccum كه داراي ژنوم هاي AB هستند و نيز در ديپلوئيدهاي داراي ژنوم A از جمله T.monococcum، T. urartu و T. boeticum شناسايي كرده است. Skovmand etal (1994) چندين نژاد مقاوم را در گندم هاي نان از مبدأ تركيه شناسايي كرده است. Webster etal (1991) در جوهاي تيپ Facnltative كه از مبدأ ايران و افغانستان بوده اند. ژنوم هايي را شناسايي كرده كه مقاومت آنها براساس پلي ژني كنترل مي شود. مطالعات ميكروسكوپ الكترونيك نشان داده كه در جوهاي غير مقاومت از محل آوند آبكش تغذيه صورت مي گيرد ولي در جوهاي مقاوم، نيش شته به اين محل نمي رسد و از طرفي وزن شته ها كاهش يافته و عسلك كمتري توليد مي شود.

مكانيسم هاي ايجاد مقاومت غلات دانه ريز به شته روسي:

براساس مطالعات انجام شده مقاومت به شته روسي در جو، تريتيكاله، گندم هاي تتراپلوئيد و گندم هاي ديپلونيد T.monococcum و T.urartu و نيز گندم هاي از مبدأ تركيه مقاومت نشا نداده اند در مورد پديده ايجاد مقاومت در گياه نسبت به اين شته مطالعات مفصل بوده و نظريه Painter در مورد آن بررسي شده است. طبق اين نظريه مقاومت در گياه براساس يك يا مجموعه اي از عوامل زير به وجود مي آيد.

الف)آنتي يیوزيس:نتيجه واكنش اثر گياه بر روي بيولوژي و يا فيزيولوژي حشره بوده كه منجر به كاهش طول عمر، باروري، اندازه حشره و حتي مرگ مي شود.

ب)تحمل: اين پديده به مقاومت گياه مربوط مي شود. گياه قادر است خسارت وارده را با داشتن جمعيت حشره بر روي خود در مقايسه با گياه حساس از همان رقم يا گونه گياهي جبران كند.

ج)آنتي گزنوسيس يا عدم ترجيح به گروهي از خصوصيات گياه و عكس العمل حشره اتلاق مي شود كه منجر به استفاده حشره از رقم يا گونه اي از گياه براي تخمريزي، تغذيه، پناهگاه يا تركيبي از اين سه مورد شده و يا خصوصيات مورفولوژيك يا آلكوكميكال ها كنترل مي شوند.

در مورد مقاومت گندم و جو به شته روسي براساس آنتي یيوزيس و تولرانس، در مورد تريتيكاله براساس آنتي یيوزيس در مورد يولاف تركيبي از هر سه مورد مي باشد و به همين جهت گياه اخير نسبت به اين شته فوق العاده مقاوم است. حالت تولرانس كه براي استفاه كارشناسان اصلاح نباتات بي اندازه مفيد است. تحت تأثير عوامل محيطي قرار مي گيرد و بيوتيپ هايي از شته مي توانند تحت شرايط خاصي بر اين پديده غلبه پيدا كنند. بنابراين در برنامه سلكسيون، مقاومت به شته ها به تنهايي نمي تواند مورد استفاده قرار گيرد.

جاودار به دليل دگرگشن بودن قادر به حفظ مقاومت خود نيست و از بين انواع گندم هاي ديپلوئيد، تتراپلوتيد و هگزاپلوتيد، 24 رقم مقاوم بوده كه 5 رقم از مبدأ ايران و 4 رقم از مبدأ شوروي، مقاوم ترين گزارش شده اند.از ميان انواع گندم هاي Agilops ارقام A. Speltoides، A. biunicialis، A.gemicolata و گندم هاي ديپلوئيد T.boeticum، T.urarta و T.monococcum نسبت به شته روسي مقاوم بوده اند.

روش هاي مختلف برررسي انواع مقاومت:

موقعيت، خصوصيات و مكانيسم هاي مقاومت ژنتيكي در برنامه هاي اصلاح نباتات اهميت زيادي دارد. در حالت آلودگي به شته روسي ارزيابي براساس موارد زير مي باشد:

الف) ارزيابي براساس آنتي بيوزيس

اين شته از تمام قسمت هاي برگ تغذيه عمقي مي كند در آزمايش هاي استاندارد بين المللي از لحاظ آنتي بيوزيس بايد گياهان مادر مكرراً از لحاظ وجود شته هاي مادر كنترل و پوره ها برداشته شود و اين موضوع مستلزم اين است كه ضمن تعيين ميزان خسارت توسط شته هاي مادر در زماني كه برگ هاي لوله شده باز مي شوند. پوره ها برداشته شود يكي از ره هاي مناسب براي تعيين و اندازه گيري آنتي بيوزيس براساس شمارش تعداد جنين و كالبد شكافي شته مادر است كه از يك ژنوتيپ به خصوص مورد نظر تغذيه كرده اند. اين روش به وسيله Burnett در آفريقاي جنوبي به كار رفته و موفقيت آميز بوده است.

ب)ارزيابي براساس تحمل گياه (Tolerance):

تولرانس يكي از اجزاء مهم مقاومت براي متخصصين اصلاح نباتات است. در اين روش ژنوتيپ هاي مختلف گياه را در داخل گياه كاسته و گياهك هاي آلوده را از لحاظ ارتفاع، نزن برگ، وزن ريشه و انبوهي شته مورد مقايسه قرار مي دهند هر تك گياه را بتعداد معيني پوره سن 1 شته آلوده كرده و بعد از مدت زمان مشخص (14-12 روز) آن ها را مورد مقايسه قرار مي دهند (از لحاظ جمعيت شته ها) و در زمان برداشت ابتدا شته ها را قبل از برداشت جدا نموده و بر روي هر ژنوتيپ به تفكيك وزن مي كنند و بعد از برداشت وزن گياه خشك، وزن برگ، ارتفاع گياه و ميزان محصول را مورد مقايسه قرار مي دهند.

ج)ارزيابي براساس آنتي گزنوسيس:

براي بررسي اين مورد از سه روش استفاده مي شود:

روش اول-تعداد مشخصي ژنوتيپ يا ارقام مختلف گندم يا جو را به طور منفرد (Single) كاشته و در معرض شته ها قرار مي دهند تا ميزبان ترجيحي خود را انتخاب كنند. در اين روش همه بوته ها را در داخل يك گلدان به فواصل معين و مساوي كاشته و تك بوته وسطي را آلوده مي كنند و اين آلودگي به تدريج به سايرين منتقل شده آفت گياه ميزبان تدريجي خود را انتخاب مي كند.

روش دوم-تك بوته ها را هر كدام در داخل گلدان جداگانه كاشته و آنها را در داخل قفس به فواصل مساوي از منبع آلودگي قرار مي دهند تا ميزبان ترجيحي شته ها،‌ انتخاب شود.

روش سوم- در اين روش در هر گلدان حاوي يك رقم يا ژنوتيپ، دو تك بوته به فواصل مساوي مي كارند و يكي از تك بوته ها را با تعداد مشخصي شته آلوده كرده، ترجيح ميزباني را در گياهان غير آلوده مورد مقايسه قرار مي دهند.

کنترل شیمیایی:

1-اکسی دیمتون متیل EC25% ،1.5 لیتردر هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

2- دیمتوآت EC40%،1.5 لیتردر هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

3- پریمیکارپ WP50% ، 0.5-1 کیلو گرم در هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

4- تیومتون EC25% ، 1 لیتر در هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

5- مالاتیون EC75% ،2.5 لیتر در هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

CASSIATORA
2010-Mar-31, 13:10
روش نر نابودی

از جمله راه‌فنهای مبارزه با آفات می‌توان به روش "نرنابودی" اشاره کرد. در این روش، از تله‌های کایرومونی استفاده می‌شود و با به دام انداختن انبوه نرها در تله‌های کایرومونی آغشته به مقادیر بسیار اندک یک حشره‌کش، جمعیت آفات تحت کنترل نگهداشته می‌شود. در زیر، چند مثال در این زمینه ارایه شده است:
استفاده از تله‌ی جعبه‌ای حاوی متیل‌اوژنول همراه با مگسهای نشانه‌گذاری شده نشان داد که این مگسها را می‌توان از فاصله‌ی 6/1 تا 4/2 کیلومتری جلب نمود. در یک مزرعه‌ی50 هکتاری آناناس, 45 عدد از این تله‌های جعبه‌ای، هزاران مگس نر را از بین بردند و در ناحیه‌ای به وسعت حداقل 4/10 کیلومتر مربع, جمعیت افراد نر D. dorsalis را به طور قابل‌توجهی کاهش دادند. اجرای این تکنیک در مقیاس وسیع، "نر نابودی" (Male annihilation) نامیده شد. این تکنیک با استفاده از بلوکهای مربع شکلی از الیاف نی به ابعاد 5/62 میلی‌متر و ضخامت 25/9 میلی‌متر و اشباع شده با مخلوطی از 97 درصد متیل‌اوژنول و 3 درصد حشره‌کش نالد (دی‌متیل 1،2- دی‌برومو-2،2- دی‌کلرواتیل فسفات) اصلاح شد, به طوری که هر بلوک حاوی 3/23 گرم متیل‌اوژنول و 7/0 گرم حشره‌کش بود. این بلوکها به مدت 8 ماه و در فواصل حدودا دو هفته‌ای, با استفاده از هواپیما به تعداد 125 عدد بر مایل مربع (6/2 کیلومتر مربع) در جزیره‌ی Rota در Mariannas پخش گردیدند. جمعیت D. dorsalis با استفاده از تله‌های متیل‌اوژنول تعیین شد. پس از اولین تیمار, جمعیت این گونه از میانگین 262 عدد نر بر هر تله، به 4/18 عدد نر بر هر تله، و پس از چهارمین تیمار، به 028/0 عدد نر بر هر تله کاهش یافت. پس از هفتمین ماه از شروع طعمه‌گذاری، هیچ مگسی شکار نشد و جمعیت مگس میوه‌ی شرقی حداقل 6/99 درصد کاهش یافت. در این کنترل بسیار موثر, در هر بار مصرف تنها 5/3 گرم حشره‌کش بر ایکر (4/0 هکتار) مصرف گردید و این تلاش, مثالی کلاسیک از کارایی و موثر بودن فریب‌دهنده‌های کایرومونی برای کنترل آفات به شمار می‌رود.
کتون‌تمشک (فریب‌دهنده‌ی ویلیسون) و کیو- لیور برای پاییدن جمعیتهای تعدادی از گونه‌های Dacus مانند مگس خربزه D. cucurbitae, و مگس میوه‌ی کوئینزلند D. tryoni, که به این دو فریب ‌دهنده پاسخ می‌دهند, به طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار گرفته‌اند. کیو- لیور بهترین ماده برای این منظور است چرا که سرعت آزاد شدن آن در مقایسه با کتون‌تمشک 15 برابر بیشتر است. تصور می‌شود که پاییدن نظارتی (Surveillance monitoring) با استفاده از کیو- لیور, متیل‌اوژنول و تله‌های ارزان قیمت جکسون, حداقل 90 درصد از کل گونه‌های Dacinae را شکار می‌کند. نظارت بر مگسهای میوه‌ی غیر‌بومی در باغات میوه‌ی نیوزلند از اواسط دهه‌ی 1970 و با استفاده از تله‌های جکسون, که برای گونه‌های Dacinae با متیل‌اوژنول و کیو- لیور و برای گونه‌های Ceratitinae با تری‌مدلیور طعمه‌گذاری می‌شوند, به طور مداوم انجام شده و هیچ مگس میوه‌ای شکار نشده است. در سال 1987, انجام مراقبتهای مشابهی در نزدیکی فرودگاه لس‌آنجلس، ورود غیر‌عمدی 9 گونه مگس میوه از جمله مگس میوه‌ی شرقی, مگس خربزه, مگس هلو D. zonatus, یک گونه‌ی ناشناخته از جنس Dacus و مگس میوه‌ی مدیترانه‌ای را آشکار کرد.

CASSIATORA
2010-Apr-09, 09:13
سوسک گل خوار


برخی از آفات هم هستند که به گل ها حمله می کنند. برخی از گلبرگها تغذیه کرده و برخی هم به مرکز گل حمله نموده و از خامه و احتمالا مادگی تغذیه می کنند . سوسکهایی که من دیدم بیشتر سیاه رنگ بودند و لکه های قهوه ای رنگی هم بر پشت آنها قرار داشت .
چند ساعتی کارمان فقط سوسک کشی بود . فکر نکنید من آدم سنگ دلی هستم ها ، بالاخره این هم یک روش مبارزه بیولوژیک هست.

بیوگرافی سوسک گل خوار:

سوسک جانداری است بندپا از رده حشرات، زیررده بالداران (Pterygota) فرو رده نوبالان (Neoptera) ، راسته سوسریان (Blattodea). سوسک نامی کلی است برای خانواده سوسکی‌ها. سوسکها بزرگ‌ترین گروه حشرات را به خود اختصاص داده‌اند و در محیط زیستهای مختلفی دیده می‌شوند. از زمینهای سنگلاخی تا جنگلهای استوایی تحت قلمرو سوسکها به حساب می‌آید. بیشتر سوسکها قدرت پرواز دارند.آنها دارای بالهایی هستند که وقتی در حال پرواز نیستند آنهارا در محفظه محکمی روی پشت خود جمع می‌کنند و در زیر این محفظه نگهداری می‌کنند. سوسکها از انواع مختلف گیاهان، گونه‌های حیوانات و لاشه‌های مرده آنها تغذیه می‌کنند.

تمام سوسکها دارای بخش‌هایی برای نیش زدن و جویدن در ناحیه دهان خود هستند. بعضی از سوسکها دارای آرواره‌های بزرگی هستندکه آنها را قادر می‌‌سازد که طعمه خود حمله کرده و او را قطعه قطعه کنند. سوسکهای دیگر مثل شپشه گندم دارای آرواره‌های کوچکی در انتهای پوزه درازشان می‌‌باشند. شپشه گندم پوزه بلند خود را برای سوراخ کردن اجسام سخت و رسیدن به غذا، به کار می‌‌برد.او دارای شاخکهای زانویی بوده که می‌تواند آنها را خم کرده و در شیار پوزه اش پنهان کند. کوچک‌ترین حشرات جهان سوسکهای دارای بالهای پردار می‌‌باشند. بدن بعضی از آنها دارای طول کمتر از ۵ میلیمتر (۵۰/۱ اینچ) می‌‌باشد.

نوع نر سوسک گرد امریکایی جنوبی درازترین سوسک در جهان است. این سوسک دارای دو شاخ بزرگ است و می‌تواند تا ۱۵ سانتیمتر (۶ اینچ) رشد کند و قد بکشد. بیشتر سوسکها هرگز آب نمی‌نوشند. بچه بعضی از سوسکها می‌توانند بدون غذا تا ۵ سال زنده بمانند. در حدود ۳۷۰.۰۰۰ گونه مختلف سوسک شناخته شده است. آنها در تمام نقاط جهان، روی زمین، رودخانه‌های آب شیرین و دریاچه‌ها پراکنده هستند.بعضی گونه‌های سوسک عبارتند از : سوسک شناگر بزرگ ، سوسک شاخ گوزنی ، سوسک طلایی ، سوسک خالدار Diabrotica spp.

CASSIATORA
2010-Apr-09, 09:14
سوسک سر شاخه خوار پسته

این آفت از زمان‍های قدیم در ایران وجود داشته است. طول بدن حشره کامل 3 تا 5/3 میلی‍متر و رنگ بدن آ ‌ن زرد مایل به خرمایی است .

خسارت :

حشرات کامل برای تغذیه به جوانه های که در محل اتصال دمبرگ به شاخه قرارگرفته اند حمله نموده ، آنها را سوراخ و دالان کوتاهی در وسط چوب ایجاد می‍ کنند. در نتیجه این جوانه ها که باید سال بعد به شاخه و میوه تبدیل شوند، از‍بین می ‍روند. لارو این سوسک زیر پوست شاخه‍ های خشک شده درختان پسته زندگی می ‍کند و همراه با تغذیه خود دالان‍های ایجاد می ‍نمایند.
نکات زیر در رابطه با زندگی سوسک سرشاخه خوار پسته از اهمیت برخوردارند :
1- بهترین میزبان آفت جهت تخم ‍ریزی و ادامه نسل، چوب پسته تازه هرس شده است.
2- هر سوسک در طول زندگی خود غالباً از یک جوانه درخت تغذیه می‍ نماید.
3- عمده خسارت حشره در طول فصل‍های بهار و تابستان بوده که آن هم مربوط به تغذیه افراد بالغ از جوانه های پسته است.
4- پس از مرحله فوق، حشرات بالغ از اوایل پاییز به بعد به منظور ادامه نسل از داخل دالان‍ها خارج شده و جهت تخم ‍ریزی به چوب‍های پسته تازه هرس شده و درختان خشک شده در همان سال هجوم می آورند. این عمل تا اواخر زمستان و گاهی تا فروردین ماه سال بعد ادامه پیدا می‍ کند. اوج خروج حشرات بالغ برای تخم ریزی معمولاً در ماه‍های آخر پاییز و در طول زمستان است .

مبارزه :

بهترین روش مبارزه علیه این آفت، با جمع آوری و سوزانیدن چوب‍های خشک و تازه هرس شده می ‍باشد و علاوه بر این با تله‍ گذاری در طول پاییز و زمستان با چوب‍های تازه هرس شده و سوزاندن آنها در اسفند ماهء می ‍توان با آفات مبارزه کرد. در صورت ضرورت مبارزه شیمیایی علیه سوسکها به توصیه کارشناسان عمل میگردد.

CASSIATORA
2010-Apr-09, 09:15
افت گیاهان اپارتمانی


افات به مجموعه جانورانی اطلاق میشود که به گیاه مورد نظر صدمه می رسانند. و به سه دسته تقسیم میشوند:

۱/پاحبابداران:حشرات کوچکی هستند به طول۵/۱-۱میلیمتر و به رنگ قهوه ای سیاه و قرمز میباشند که پوره انها شبیه به حشرات کامل بوده ولی فقط بال ندارند.به گلایل نخلها امارلیس بگونیا سیکلامن سرخسها دراسنا و انجیر حمله می کنند.با قطعات دهانی نسوج برگ را سوراخ کرده و از محل شیره نباتی گیاه را می مکند و لکه های نقره ای ایجاد می کنند.

۲/مگس سفید:در شرایط اب و هوایی مرطوب فعالیت می کند و در گلخانه یا سیلو مشاهده میشود روی شاه پسند درختی شمعدانی و سرخسها زندگی می کند.

۳/شپشکها:گونه های متعددی دارند که به گیاهان اپارتمانی صدمه میزند مانند سپردارسفید که سپر انها گرد و سفید است بر روی یوکا کاکتوس بسر می برند.سپردار قهوه ای روی نخل زینتی و کاملیا زندگی میکنند و شپشک نرم تن که دارای بدن نرم و بیضی شکل و فاقد سپر است و عسلک ترشح میکند و شپشک زیتون که کروی و سیاه رنگ است و در سطح پشتی سه خط برامده به شکل H دارد هر حشره 500-100 تخم زیر س÷ر می گذارد و شپشک اردالود و بالشک های مرکبات شپشکهای زیان اور دیگری هستند.

شته ها دارای بدن گلابی شکل می باشند که روی بدن شش جفت زائده به نام کورتیکول دیده میشود و ممکن است بالدار یا بدون بال باشند.از انواع شته به شته سبز داودی شته جالیز شته بادمحان اشاره کرد که در هوای ازاد روی گیاهان خارج از گلخانه و اپارتمان دیده میشود و در ماههای بهار و تابستان و پاییز فعالیت دارند و زمستان تخم می گذارند.فعالیت شته ها همراه با ترشح عسلک می باشد که موجب جذب مورچه ها میشوند.

کنه های نباتی:1/کنه دونقطه که این کنه کوچک و به رنگ سبز متمایل به زرد است که دو یا چهار نقطه سیاه رنگ روی شکم دارد و جانوران کاملا دارای 8 پا بوده و فاقد شاخک هستند.این کنه تار می تنند و در شرایط گلخانه در تمام سال فعال هستند.

اثار تغذیه انها به صورت نقاط سبز روشن یا زرد روشن در متن برگ است و در روی بنت قنسول امارلیس مارچوبه زینتی بگونیا داودی گلایل پامچال کاکتوس دیده شده است.

دیگری کنه سیکلامن که به رنگ سبز و زرد است و روی شمعدانی و بگونیا ایجاد خسارت می کند که به صورت تغییر شکل برگهاست.

طرق مختلف مبارزه با افات:

1/گیاهان الوده به افت را سمپاشی کنید و بعد به درون گلخانه ببرید.

2/گیاهان گلخانه را خارج گلخانه سمپاشی کنید و به این نکته توجه کنید که دشمنان طبیعی افات به مقدار زیادی کار افات را انجام می دهند.اگر هواستید گیاهانی را که در گلخانه هستند سمپاشی کنید از NOGOSو DOVP که 24 ساعت بعد بی اثر میشود استفاده نمایید.گاهی از بخار نیکوتین یا پیپرترین برای ضدعفونی گلخانه استفاده می کنند.حشرات مفید را جمع اوری و پس از سمپاشی رها می کنند.

برای ازبین بردن شپشکها از دیازینون 60درصد سوپراسید40 درصد مالاتیون یا کامت 5/1-1در هزار پودر قابل تعلیق 85 درصد استفاده نمود که نتیجه رضایت بخش است.

برای از بین بردن کنه حشره کشهایی هستند که روی کنه موثرند مانند متاسیستوکس،دیمکرون ،تپ،توگرس،نواکرون در صورتی که فقط کنه نباتی شدت داشته باشد می توان از زینب یا تب یا مروسید که روی سفیدک و دیگر بیماری های قارچی موثرند استفاده کرد.

CASSIATORA
2010-Apr-20, 18:58
اصلاح خاک های شور وقلیا

معمولا برای جلوگیری از اثرات زیانبار خاکهای شور و قلیا ، آنها را به راههای مختلف اصلاح می‌کنند تا گیاهان مختلف قادر به تحمل این خاکها باشند.

دید کلی

تجمع املاح در خاک ، تاثیر عمده‌ای بر روی خواص فیزیکی و شیمیایی رس و هوموس داشته، کمیت و کیفیت جامعه نباتی عالی و پست خاک را تعیین می‌کند. اغلب وجود املاح سدیم موجب انتشار ذرات رس و هوموس شده، لایه یا افق بسیار متراکمی در زیر خاک تشکیل می‌شود که مانع عبور آب و هوا به ریشه نباتات می‌شود. املاح موجود در خاک ، فشار اسمزی محلول خاک را افزایش داده، بدین ترتیب قدرت جذب آب را توسط گیاهان کاهش می‌دهند. از طرفی تعادل یونی را به هم زده و در بعضی مواد مانند املاح بر برای گیاهان سمی هستند. محصول گیاهان مزروعی در مناطق شور قلیایی ناچیز و کمیت و کیفیت محصول نیز قابل توجه نیست. این گیاهان در مقابل امراض و افات نیز مقاومت کمتری دارند.

چگونگی رشد گیاهان در خاکهای هالومورفیک

در خاکهای شور و شور _ قلیا که Ph آنها کمتر از 8.5 است، صدمات وارده به گیاهان از غلظت زیاد نمک در محلول خاک ناشی می‌شود. سلولهای گیاه در محلولهای نمکی آب خود را از دست داده و به اصطلاح پلاسمولیزه می‌شوند. این پدیده از این امر ناشی می‌شود که حرکت آب طبق خاصیت اسمز از محیط رقیق‌تر داخل سلولی به محیط غلیظ خارج صورت می‌گیرد. شدت وقوع این پدیده به عواملی مانند نوع نمک ، نوع سلول گیاهی و شرایط فیزکی خاک بستگی دارد.

محیط خاکهای قلیای با سدیم زیاد به سه طریق روی گیاه اثر نامطلوب بر جای می‌گذارد:

1. اثرات مضر قلیائیت زیاد تحت تاثیر غلظت های بالای کربنات و بی‌کربنات سدیم.

2. اثرات سمی یونهای بی‌کربنات ، Oh و ...

3. اثرات مضر سدیم روی متابولیزم و تغذیه.

این آثار نه تنها در خاکهای قلیایی ظاهر می‌شوند، بلکه در خاکهای شور و قلیای که نمکهای خنثای آنها شسته شده‌اند، نیز آشکار می‌گردند.

اصلاح و اداره خاکهای شور و قلیایی
معمولا برای جلوگیری از اثرات زیان‌آور خاکهای شور و قلیایی به سه طریق مختلف با این خاکها رفتار می‌شود: روش اول از میان بردن این نمکها است. روش دوم تبدیل نمکهای مضر به نمکهای کم ضررتر می‌باشد. روش سوم را می‌توان کنترل نامید. در دو روش اول هدف دفع نمکها و یا تغییر و تبدیل آنها است، در حالی که در روش سوم نحوه اداره خاک و عملیات کشاورزی را طوری تنظیم می‌کنند که نمک بطور یکنواخت در تمام خاک پخش شده و از تمرکز غلظت زیاد نمک در یک نقطه جلوگیری شود.

دفع نمک

معمول‌ترین راههای خروج نمک از خاک دو نوع است: زهکشی زیرزمینی و شستشوی خاک. بکار بردن این دو طریق تواما ، یعنی شستشوی خاک پس از گذاردن زهکشها در آن موثرترین و رضایت‌بخش‌ترین وسیله برای دفع نمک از خاک است. نمکهایی که از طریق بارندگی یا آبیاری وارد محلول خاک می‌شوند، از طریق زهکشها خارج می‌گردند.

اصلاح خاکهای شور و قلیایی موقعی موثر است که آب بکار رفته دارای نمک زیاد، ولی سدیم کم باشد، زیرا استفاده از آبهای کم نمک ، ممکن است به علت دفع نمکهای خنثی مساله قلیائیت را حادتر نماید. خروج نمکهای خنثی درصد سدیم قابل تعویض را در خاک بیشتر نموده و در نتیجه باعث افزایش غلظت یون Oh در محلول خاک می‌شود. این پدیده نامطلوب را می‌توان با تبدیل کربناتها و بی‌کربنات سدیم به سولفات سدیم دفع کرد. این امر را می‌توان با اضافه کردن سولفات کلسیم یا ژیپس ، به خاک قبل از شستشو انجام داد.

CASSIATORA
2010-Apr-29, 20:35
افات گیاهان زینتی

* روش‌هاي كنترل آفات گياهان زينتي

- توليد گياهان مقاوم به آفات؛

- استفاده از تکنيک‌هاي زراعي؛

- تکنيک رهاسازي نرهاي عقيم؛

- استفاده از تله‌هاي فرموني.

علاوه بر اين 4 روش در مبارزه با آفات روش‌هاي ديگري وجود دارد كه خيلي به صورت گسترده مورد استفاده قرار نگرفته‌اند.

ساير روش‌هاي كنترل آفات

- استفاده از تركيبات شيميايي دور كننده (Repelents)؛

- استفاده از مواد ضد تغذيه (Antifeedants)؛

- استفاده از عقيم‌کننده‌هاي شيميايي (Chemostrilants)؛

- استفاده از تله‌هاي نوري؛

- استفاده از تله‌هاي چسبناک.

در اينجا در مورد تعدادي از مهم‌ترين روش‌ها بصورت فشرده مطالبي ارائه مي‌شود.

* توليد گياهان مقاوم

يکي از روش‌هاي جالب توجه در مبارزه با آفات توليد گياهان مقاوم است. اصول اساسي اين روش دگرگوني مصنوعي گونه‌هاي گياهي به روش ژنتيکي است به نحوي که گياه توليد شده ميزبان مناسبي براي آفت نباشد. اين تغييرات مي‌تواند به دو روش فيزيکي و شيميايي باشد.

تغييرات فيزيکي عمدتاً تغييراتي در ظاهر و بافت گياه است. بعنوان مثال گياهاني كه با بافت سخت توليد مي‌شوند در مبارزه با آفات مناسب‌ترند. هم‌چنين گياهاني که سطح برگ آن‌ها از کرک بيشتري برخوردار است.

قابل توجه است که هر يک از اين روش‌ها ممكن است فقط در مبارزه با يک آفت مفيد باشد و در مبارزه با گونه ديگر نقش منفي ايفا کند. لذا در مبارزه با آفات كلاً به مجموع آفاتي که بر روي يک گونه گياهي فعاليت مي‌کنند، توجه داشته باشيد.

تغييرات شيميايي در برگيرنده تغيير در مواد شيميايي موجود در گياهان است، که بصورت‌هاي مختلفي در کنترل آفات نقش دارد.

1)آنتي‌زنوز(Antixenosis) : مكانيزم شيميايي و فيزيكي كه باعث دفع حشرات و ممانعت از استقرار آن‌ها روي گياه مي‌شود.

2)آنتي‌بيوز(Antibiosis) : مكانيزمي كه باعث اثرات معكوسي روي ويژگي‌هاي بيولوژيك آفت مي‌شود.

3) تحمل (Tolerance) : مكانيزمي كه باعث افزايش تحمل گياه در مقابل حمله آفت مي‌شود.

در توليد گياهان مقاوم، وجود ارتباط تنگاتنگ بين متخصصين ژنتيک گياهي و متخصصين حشره‌شناسي مهم است. اين دو گروه از متخصصين الزاماً بايد در توليد گياهان مقاوم با هم همکاري داشته باشند.

توليد هر واريته يا هر گياه مقاوم به آفت، حداقل حدود 10 تا 15 سال طول مي‌کشد. مزيت عمده استفاده از گياهان مقاوم اينست که اين روش با ساير روش‌هاي مبارزه با آفات سازگار است. بعنوان مثال حشراتي كه در روي گياهان مقاوم به آفات تغذيه مي‌کنند عموماً در مقابل شرايط محيطي حساس‌تر و ضعيف‌ترند و سريع‌تر از بين مي‌روند. هم‌چنين گياهان مقاوم به آفات مي‌توانند کارآيي دشمنان طبيعي را افزايش دهند.

بعنوان مثال گياه توليد شده با ميزان کرک كمتر در سطح برگ، باعث افزايش کارآيي بعدي از پارازيتوئيدها مي‌شود. تاكنون گياهان مقاوم براي بيشتر از صد گونه گياهي توليد شده‌اند.

آيا توليد گياهان مقاوم مي‌تواند بعنوان يک نوع کنترل بيولوژيک باشد؟

توليد گياه مقاوم اگر صرفاً بر روي جمعيت آفت تاثير بگذارد کنترل بيولوژيک نيست، در حاليکه اگر باعث افزايش کارآيي دشمنان طبيعي باشد نوعي کنترل بيولوژيک محسوب مي‌شود.

* استفاده از تكنيك‌هاي زراعي

از ديگر روش‌هاي مبارزه با آفات مي‌توان به روش‌هاي زارعي اشاره کرد. كنترل زراعي آفات در برگيرنده تغييرات اَگروتكنيكي به منظور كاهش توليد مثل و بقاي آفت است. روش‌هاي زراعي از قديمي‌ترين روش‌هايي هستند که توسط بشر در کنترل آفات مورد استفاده قرار گرفتند.

كنترل زراعي آفات

- تغيير در زمان كاشت و برداشت؛

- شخم زدن؛

- تغيير فواصل كشت؛

- آبياري؛

- تناوب زراعي؛

- كاشت گياهان تله.

زمان کاشت در مورد بعضي از محصولات در کنترل آفات نقش مهمي دارد. به عنوان مثال با كشت گياه در زمان نبود آفت (زودتر يا ديرتر از زمان کشت معمول) گياه از خسارت آفت فرار داده مي‌شود.

در تناوب زراعي گياهي که بعنوان گياه دوم کاشته مي‌شود، نبايد در ارتباط سيستماتيک بوتانيکي با گياه اول باشد. در واقع اگر آفات گياه اول با آفات گياه دوم متفاوت باشد مي‌توان در بيولوژي آفات ايجاد اختلال کرد و جمعيت آن‌ها را کاهش داد.

* تكنيك رهاسازي نرهاي عقيم

در اين روش با تكثير جمعيت انبوهي از حشرات نر و قرار دادن آن‌ها تحت تاثير مواد راديواكتيو و رهاسازي آن‌ها در طبيعت در توليد مثل آن‌ها اختلال ايجاد مي‌شود. اين يك روش ديگر مبارزه با آفات است. يکي از تکنيک‌هاي بسيار جالب که حداقل در مورد 10 گونه از آفات توصيه شده است. در اين روش بطور خلاصه، نرها را در اَنسکتاريوم يا محيط پرورش حشرات با جمعيت‌هاي بسيار انبوه توليد مي‌کنند، سپس آن‌ها را تحت تاثير مواد راديواکتيو مثل کبالت قرار مي‌دهند، اين عمل باعث بوجود آمدن اختلالات ژنتيکي در اسپرم حشرات نر مي‌شود. بعد از رهاسازي حشرات نر در طبيعت، با حشرات ماده آزاد جفت‌گيري مي‌کنند. اما تخم‌هاي توليد شده توسط ماده‌ها عموماً تفريغ نمي‌شود و از آن نِتاجي بوجود نمي‌آيد.

CASSIATORA
2010-Apr-29, 20:38
افات نباتی برنج

برنج

مگس خزانه Ephydra afglianica

این حشره مهمترین آفت برنج در خزانه است ودر برخی از سالها باعث از بین رفتن بسیاری از خزانه ها گردیده و منجر به تجدید کشت می شود.

مشخصات ظاهری:

حشره بالغ دارای سر عریض و چشمهای کوچک و به رنگ قهوه ای تیره است. تخم ها بیضی کشیده و تخم های تازه به رنگ روشن است . شکل لاروها تقریبا استوانه ای و شفیره به رنگ قهوه ای و صفحه پشتی قفس سینه دارای لبه مشخص است که در هنگام خروج حشره بالغ شکاف برداشته و بازمی شوند.

علائم خسارت عمدتا در خزانه و به صورت زردی و سپس پوسیدگی گیاه ظاهر می گردد.

زمستان گذرانی به صورت تخم در داخل خاک است . در مناطق شمالی فعالیت لاروها در خزانه ها از اوایل تا اواسط اردیبهشت ماه شروع می شود. و پس از انتقال به بستر اصلی فعالیت در مزارع اصلی آغاز می گردد.

نحوه خسارت :

لاروهای مگس به یشه گیاهچه ها حمله می کنند و با تغذیه از آنها باعث زردی و پژمدگی آنها گردیده و پس از تکمیل رشد در همان جا به شفیره تبدیل می گردد.

مبارزه:

دیازینون 60% به نسبت 1.5 تا2 در هزار در یک نوبت استفاده می شود. همین طور اگر خزانه در زیر پوشش های پلاستیکی تهیه گردد، مسئله ای به نام مگس خزانه در کار نخواهد بود.

-------------------

کرم ساقه خوار برنج Supressalis chilo

رنگ پروانه ماده زرد وشن تا مایل به قهوه ای که در بخش میانی بالهای جلویی یک لکه کوچک تیره رنگ به چشم می خورد. پروانه نر تیره تر از ماده هاست و اندازه آن کوچک تر است. تخم ها به صورت دسته جمعی و با یک لایه از پوشش مومی هستند که در ابتدا به رنگ لیمویی روشن دیده می شوندو نهایتا سیاه می شوند. لاروهای نوزاد به رنگ کرم و بالغ متمایل به قهوه ای یا خاکستری است. رنگ شفیره قهوه ای مایل به قرمز که در مراحل اولیه نسبتا روشن است

زمستان گذرانی به صورت لاروهای کامل در داخل بقایای برنج و ساقه علفهای هرز اطراف مزرعه صورت می گیرد.. و در مناطقی مثل میانه و اصفهان با ایجاد کانال در ریشه های قطورتر در داخل آن زمستان را می گذرانند. از اواخر فروردین لاروهای داخل ساقه و یا ریشه به شفیره تبدیل می گردند . دوره شفیرگی در این نسل 10 تا 15 روز طول می کشد و سپس پروانه ها ظاهر می گردند. شروع فعالیت پروانه با اواخر مرحله خزانه و اوایل انتقال نشا همزمان است. فعالیت پروانه ها معمولا از اواسط اردیبهشت آغاز می شود .

آفت ساقه خوار 2 تا 3 نسل دارد که تخمگذاری نسل اول در خزانه و اوایل انتقال نشا به مزرعه شروع می شود و تا پایان نشاکاری ادامه دارد . هفته اول و هفته دوم اوج تخم گذاری است است. پس از گذشت 8 تا10 روز از تخم گذاری لاروهای نوزاد نوزاد ظاهر و به طور دسته جمعی به طرف غلاف بگ حرکت می کنند و پس از مدتی ساقه را در همان محل سوراخ کرده و در داخل آن شروع به تغذیه می نمایند. علائم خسارت در این نسل با زردشدن و خشکیدگی برگ میانی ظاهر می گرددکه به آن اصطلاحا Death heart گویند. بوته های آسیب دیده در این مرحله از رشد برنج (مرحله پنجه زنی) اغلب با ایجاد پاجوش جبران می شود.لاروهای این نسل تا مرحله ساقه دهی فعالیت دارند و در اواخر خردادماه تا اوایل تیرماه به مرحله شفیگی می رسندو پروانه های نسل جدید از هفته اول تیرماه از شفیره خارج می شوندو به تدریج روی برگ ها می نشینند. تعداد کل تخم یک پروانه تا 450 عدد ممکن است برسد. فعالیت این لاوها با خوشه دهی همزمان هستند . هرچه لاروها بزرگتر باشند تعداد آنها در یک ساقه کمتر است. در مرحله خوشه دهی و یا تشکیل دانه در صورتیکه ساقه مورد حمله قرار بگیرد دانه تشکیل نگردیده و خوشه سفید می گردد به این حالت White head می گویندکه جبران ناپذیر است.

مبارزه

می تواند بیولوژیک ، مکانیکی یا شیمیایی باشد.

* در مبارزه زراعی در صورتیکه پس از برداشت محصول زمین به خوبی شخم بخورد ومحصول دوم مثل شبدر در کاهش آن تاثیر خوبی دارد.

* از بین بردن علفهای هرز اطراف مزرعه در هنگام آماده سازی مزرعه دراواخر اسفند و یا اوایل فروردین

در مبارزه بیولوژیک

* از زنبور تریکو گراما استفاده می شود که آن را در مرحله تخم کنترل می کند (به صورت تریکو کارت در اختیار کشاورز قرار می گیرد)

* استفاده از فورمون های جنسی که نتیجه خوبی دارد

مبارزه شیمیایی

* گرانول 5 یا 10 % دیازینون به میزان 30 یا 15 کیلوگرم در هکتار سه هفته بعد از نشاکاری یا بعد از نسل بعدی

* پادان 4 % به میزان 30 کیلوگرم در هکتار

* کارتاپ گرانول 4% که به مقدار 30 کیلوگرم در هکتار در 4 تا 5 روز قبل از نشاکاری است .

-----------------------------------------------------------------

کرم ساقه خوار زرد برنج inscertulus trypozya

پروانه ای به رنگ روشن مایل به زرد که د نیمه دوم هریک از بالهای جلویی یک لکه کوچک تیره رنگ دیده می شود. پروانه نر کوچکتر از پروانه ماده است . شکم در ماده دوکی شکل و نسبتا ضخیم و در نرها از ابتدا به طرف انتها به تدریج باریک می شود. تخم به صورت دسته جمعی روی برگ گیاه برنج و در نزدیک غلاف می نشیند. در ابتدا سفیدرنگ و با کرک هایی روی آن پوشیده شده است . رنگ تخم ها به تدریج تیره تا کاملا سیاه می شود. سر و پیش گرده لاروها قهوه ای تیره و بقیه قسمت زرد مایل به سبز است . شفیره سبز و در داخل پیله سفید قرار دارد و به تدریج به رنگ تیره در می آید.

علائم خسارت: لاروهای نوزاد به سمت پایه برگ ها حرکت می کند و از همانجا وارد غلاف می شود و در اثر تغذیه پارانشیم یک نوار طولی بی رنگ را به وجود می آورد و سپس ساقه را سوراخ کرده و وارد آن می گردد. با تغذیه از داخل ساقه آن زرد شده و سپس از بین می رود. این لارو 6 تا 7 سن لاروی دارد و سپس به شفیره تبدیل می گردد و شفیگی در داخل ساقه صورت می گیرد. پروانه ها معمولا در غروب پرواز می کنند و شب پواز نیستند. زمستانگذرانی آن به صورت لارو در داخل ساقه و یا طوقه و یشه برنج است .

مبارزه :

* از بین بردن بقایای کلش برنج پس از برداشت

* خرمن کردن سریع محصول بعد از برداشت

* گرانول 5 یا 10 % دیازینون به میزان 30 یا 15 کیلوگرم در هکتار سه هفته بعد از نشاکاری یا بعد از نسل بعدی

کارتاپ گرانول 4% که به مقدار 30 کیلوگرم در هکتار در 4 تا 5 روز قبل از نشاکاری است

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

کرم ساقه خوار نیشکر Nonagroides sesamia

بالهای جلویی به رنگ طلایی به قرمز آجری که در حاشیه خارجی دارای یک ردیف لکه پیوسته سرتاسری است . شاخک نخ وش است. تخم تازه به صورت دسته جمعی و به رنگ لیمویی روشن هستند به تدریج به رنگ تیره تغییر پیدا می کند. لارو نوزاد به رنگ صورتی و لارو کامل سرش به رنگ قهوه ای تیره است . شفیره قهوه ای روشن است که در مراحل آخری به قهوه ای تیره تبدیل می گردد.

خسارت بدین صورت است که لارو نوزاد در هفته اول به طور دسته جمعی در غلاف بسر می برد . سپس به طرف پایین ساقه حرکت می کند . پروانه نسل اول از اوایل فرودین ظاهر و تخم ریزی می کند و لاروها تا اواخر اردیبهشت در داخل ساقه مانده و سپس در بخشی ازساقه که در بالای آب قرار دارد تبدیل به شفیره می شود. در اواخر خرداد نسل دوم ظاهر می شود . نسل بعدی در دهه دوم مرداد ظاهر و در اوایل شهریور روی برنج تخم ریزی می کند .

مبارزه

* درهنگام برداشت محصول لازم است محصول از محل طوقه برداشت شود و بلافاصله خرمن شود.

* آب تخت زمستانه

* با توجه به اینکه نسل اول روی لویی می نشیند با حذف این گیاه از جمعیت این آفت کاسته می شود.

* استفاده از زنبور تریکو گراما

* گرانول 5 یا 10 % دیازینون به میزان 30 یا 15 کیلوگرم در هکتار

---------------------------------------------------------------------------------------------

شب پره تک نقطه ای برنج Unipuncta mytimna

طول بدن ماده کمتر ولی عرض آن بیشتر از پروانه ماده می باشد. رنگ بدن قهوه ای خاکستری یا زرد خاکستری است . بالهای رویی به رنگ خاکستری مایل به زرد تا قهوه ای روشن بوده و یک لکه کوچک سفید رنگ در روی آن مشاهده می شود . این شب پره دارای شاخک های نخی است.تخم ها زردرنگ ، شفاف و دارای نقش های مشبک تیره رنگ است . لاروها به رنگ زیتونی تیره هستند. سر لاروها دارای رنگ قهوه ای مایل به سبز و در اطراف شیارهای سر و پیشانی حاشیه تیره رنگی قرار دارد .شکم خاکستری تا تیره رنگ است و در انتهای بدن نیز 4 عدد خار وجود دارد.این حشره زمستان را به صورت لارو و ندرتا شفیره در خاک می گذراند. پروانه ها شب پرواز می باشد و تخم ها را به صورت دسته های 20 تا 80 عددی در محل چسبیدن برگ به ساقه می گذارد . لاروهای نسل اول از پارانشیم بین رگبرگ های سطح فوقانی برگ ها تغذیه می کند . دوره نشو و نمای لارو به طور متوسط 30 تا 32 روز است. حداکثر پروانه های نسل اول در گیلان در مردادماه و نسل دوم در شهریور ماه است. این آفت از شاخ و برگ برنج تغذیه می نماید . لاروهای نسل اول آن پانیکول را مورد حمله قرار می دهد و براثرتغذیه از گلوم و گلومل و حتی خود دانه موجب ریزش دانه می شود

مبارزه:

* چون شب پرواز است و نسبت به نور گرایش دارد با استفاده از تله های نوری آنها را شکار نمود

* ایجاد گودال در مسیر حمله لاروها

* پخش طعمه مسموم و یا گرد پاشی

* سوزانیدن و ازبین بردن علفهای هزاطراف مزرعه در خرداد ماه

* استفاده از سموم فسفره و کلره

* استفاده از مگس خانواده Tachinidae و زنبور پارازیت تخم Telenomus minimus

*

---------------------------------------------------------------------------------------------

کرم برگخوار سبز برنج diffusa naranga

پروانه های ماده دارای رنگ روشن بوده و لکه های تیره رنگی در ابتدا ، وسط و انتهای بال جلویی آن وجود دارد. پروانه نر به رنگ قهوه ای مایل به قرمز هست.تخم کروی شکل است و داای شیارهای عمودی منظم است ، رنگ آن زرد و به تدریج تیره رنگ می گردد. لاروها دارایرنگ سبز علفی بوده و یک خط سبز تیره تر از رنگ بدن در طول وسط پشت و دو خط روشن مایل به سفید در دوطرف قرار دارد . شفیره ها سبز نگ و به تدیج به رنگ قهوه ای در می آیند.

این آفت زمستان را به صورت شفیره در غلاف ، بقایای گیاهی و یا وی خاک می گذرانند. پروانه های ماده پس از جفتگیری تخم خود را روی برگ قرار می دهند . تخمها در اواخر اردیبهشت ماه در مدت 5 تا 6 روز تفریخ می شوند. لاروها با تا زدن رگبرگ اصلی بگی که پهنک آن خورده شده است ، محفظه ای ایجاد می کند و در آنجا تبدیل به شفیره می شود. لاروها در ساعات خنک روز و یا در هنگام شب از برگ ها تغذیه می کند به طوری که تمام پارانشیم برگ را می خورد و تنها یک رگبرگ باقی خواهد ماند. دوره شفیرگی در اردیبهشت ماه 4 تا 6 روز است .

مبارزه

* از دشمنان طبیعی مثل زنبور پارازیت شفیره از خانواده Ichneumonidae بوده و یک نوع پارازیت تخم به نام Trichograma rhenena

* از سم کارباریل با فرمولاسیون 85%WP به میزان 2 تا 3 کیلوگم در هکتار استفاده کرد

* از سم تری کلروفن به میزان 1.2 کیلوگرم در هکتار استفاده کرد.

--------------------------------------------------------------------------------------------

سرخرطومی ریشه برنج sinuaticollis hydronomus

سوسکی است با بدن کشیده ، تخم مرغی ، سیاه رنگ و روی آن دارای پولک های خاکستری روشن است. شاخک ها باریک و در نزدیک به انتهای خرطوم به آن متصل بوده و دارای رنگ قرمز متمایل به زرد است . لاروها بدون پا بوده و سفیدرنگ است . شفیره به رنگ شیری بوده که به تدریج قهوه ای روشن و سپس به رنگ قهوه ای تیره در می آید. تخم ها سفید شیری و به تدریج تبدیل به سفید شفاف می شود. پس از گذشت 8 تا 10 وز لاروها به وجود می آید و پس از 18 تا22 روز تبدیل به شفیره می گردد . دوره شفیرگی 8 تا 10 روز استو اولین نسل آن در اواسط مرداد ماه ظاهر می گردد. این سرخرطومی ها در اواسط شهریور ماه پس از مهاجرت به قسمت ریشه جفتگیری نموده و در اواخر همین ماه شروع به تخم ریزی می نماید. لاروهای نسل دوم بیشتر از نسل اول است و در روی ریشه و داخل طوقه بسر می برد، حشرات بالغ شبها از برگ و روزها در پای بوته از ساقه تغذیه می نماید.

زمستان را به صورت لارو در عمق کم مزارع برنج بسر می برد . حشره ماده پس از جفتگیری در اوایل تیرماه تخم های خود را قسمت ریشه برنج می گذارد.

برای مبارزه

رعایت تناوب زراعی

شخم عمیق بعد از برداشتمحصول

استفاده از سم تیودان به نسبت 2 در 1000

استفاده از سم نواکرون به نسبت 2 در 1000

---------------------------------------------------

زنجره برنج Viridis cicadella

دارای بدن کشیده ، باریک و سبز رنگ است ، چشم ها بزگ و به رنگ قهوه ای مایل به خاکستری و شاخک ها مویی شکل است . بالها غشایی و نیمه شفاف و در قسمت انتها بطور خفیفی دودی بوده و ابتدای بال رویی سبز رنگ می باشد. طول بالش از بدن آن بیشتر است ، رنگ شکم سبز رنگ است.

این حشره ، زمستان را به صورت تخم زیر پوست درختان میوه و در جاهای مرطوب به سر می برد. زنجره با استفاده از خرطوم خود از شیره نباتی تغذیه می کند و عوارضی از قبیل اختلالات فیزیولوژیکی ، لکه های زرد یا قهوه ای روی برگها ، حالت سوختگی در برگ و انتقال بیماری ویروسی را ایجاد می کند.

--------------------------------------------

شپشه دندانه دار برنج surinamensis oryzaephilus

از مهمترین آفت انباری می باشد . حشره کامل سوسکی با بدنی کشیده است . لارو حشره دراز و کشیده است و در پشت هریک از حلقه های بدن دو لکه تیره متقارن وجود دارد . این حشه از مواد گوشتی و فرآورده های گیاهی تغذیه می کند ولی خسارت چندانی ندارد. طول عمرحشره کامل طولانی است بین 6 ماه تا 3 سال است . طول دوره رشدی حشره از تخم تا حشره کامل در شرایط مساعد حدود 28 روز است و 3 تا 4 نسل در سال دارد و در مناطق گرمسیر تعداد نسل آن به 6 تا 8 نسل در سال می رسد.

برای مبارزه

* برای ضدعفونی انبار های خالی می توان از تکیبات فسفره مثل اکتلیک به میزان 1 تا 2 گم ماده موثره برای هر متر مربع به صورت محلول پاشی استفاده کرد

* استفاده از قرص های حاوی فسفات آلومنیم و منیزیم به میزان 5-6 قرص به ازا هر تن محصول یا 1-2 قرص به ازا هر مترمکعب فضای باز

-------------------------------------

شپشه برنج Oryzae sitophilus

حشره کامل سرخرطومی کوچکی به نگ قهوه ای است و روی پیش گرده از فرورفتگی های گرد پوشیده شده است. رنگ عمومی بال پوش ها قهوه ای تیره و روی هر بال پوش ها دو لکه بزرگ به نگ قهوه ای روشن دیده می شود. خرطوم نرها نسبت به ماده ها ضخیم تر است و هم کوتاه تر است.

خسارت عمده حشره در درجه اول مربوط به لارو است . طول عمر حشره کامل به طور متوسط 4 تا 5 ماه است و تعداد تخم های گذاشته شده 400 تا 576 عدد می باشد.

برای مبارزه برای ضدعفونی انبار های خالی می توان از تکیبات فسفره مثل اکتلیک به میزان 1 تا 2 گم ماده موثره برای هر متر مربع به صورت محلول پاشی استفاده کرد

استفاده از قرص های حاوی فسفات آلومنیم و منیزیم به میزان 5-6 قرص به ازا هر تن محصول یا 1-2 قرص به ازا هر مترمکعب فضای باز

CASSIATORA
2010-Apr-29, 20:46
افات مهم گندم و مدیریت کنترل

گندم عمده ترين محصول زراعي كشور است. سطح زير كشت گندم آبي و ديم كشور در سال 1380 به ترتيب27/2 و51/3 ميليون هكتار و متوسط عملكرد آن در شرايط آبي و ديم به ترتيب 3 و 7/0 تن در هكتار بوده است. نرخ خودكفايي گندم در سال هاي مختلف بين 60-80 درصد نوسان داشته است. در صورتي كه متوسط عملكرد در شرايط آبي و ديم به ترتيب تا سطح 8/4 و16/1 تن در هكتار افزايش يابد، خودكفايي در توليد اين محصول تحقق خواهد يافت(كشاورز و همكاران، 1380).

مهم ترين عوامل تآثيرگذار در كاهش عملكرد گندم كشور به شرح زير مي باشند(آهون منش،1371):

پايين بودن آگاهي و دانش علمي و عملي كشاورزان

نارسايي در تآمين و توزيع به موقع نهاده هاي كشاورزي(بذر، كود، سم و …)

بالا بودن ميزان ضايعات در مراحل مختلف توليد

محدود بودن منابع آب و يا عدم وجود نظام صحيح آبياري در اغلب مناطق كشور

خسارت آفات، بيماريهاي گياهي، علف هاي هرز و عدم مديريت صحيح كنترل آنها

عدم مصرف صحيح و بهينة كودهاي شيميايي و يا كمبود و عدم توزيع به موقع آنها

كاربرد غير اصولي و نامنظم ماشين آلات و ادوات كشاورزي

عدم توسعة مكانيزاسيون كشاورزي در بسياري از نظام هاي بهره برداري

كمبود وسايل، ابزار و اعتبار در زمينه هاي مختلف تحقيق، ترويج و آموزش كشاورزي

كمبود سرمايه گزاري در توليد محصولات كشاورزي

نارسايي سياست ها و برنامه هاي كشور براي توليد محصولات كشاورزي

آفات گندم و اهميت اقتصادي آنها

در اكوسيستم هاي زراعي كشور كه گندم و جو بستر زيست را تشكيل مي دهند، عوامل زنده و غير زنده اي در توليد محصول تآثيرگذار هستند كه انسان براي بدست آوردن محصول بيشتر مدام آنها را تغيير مي دهد. شناخت اين عوامل و روابط متقابل بين آنها در حفظ تعادل كمي و كيفي گونه هاي تشكيل دهندة يك اكوسيستم اهميت بسيار زيادي دارد. در ايران بيش از 70 گونه حشرة گياه خوار شناسايي شده اند كه به عنوان مصرف كنندگان اوليه از گندم و جو تغذيه مي كنند. اين حشرات گياه خوار، خود مورد تغذيه حشره خواران (حشرات انگل، انگل هاي بالقوه و شكارگران) كه مصرف كنندگان ثانوية هستند، قرار مي گيرند. اتلاق واژة آفت به گونه هايي كه زيان اقتصادي ندارند جايز نيست و تلاش براي حذف اين گونه ها، نابودي دشمنان طبيعي آنها، طغيان احتمالي آفات بالقوه و كاهش تنوع زيستي در اكوسيستم هاي زراعي را به همراه خواهد داشت.

گسترش و طغيان سن گندم در اثر تخريب مراتع به عنوان زيستگاه هاي دائمي اين حشره و تبديل آنها به اراضي ديم كم بازده و فراهم آوردن بستر زيست مناسب تر براي تغذيه و توليد مثل آن، مثال خوبي براي نشان دادن چگونگي ايجاد يك آفت در اثر تغيير اكوسيستم توسط انسان است.

محدود بودن دامنة ميزباني آفات غلات و مكان زمســـتان گذراني تعداد زيادي از آنها كه در خاك و بقــاياي محصول صورت مي گيرد، موجب مي شود كه جمعيت اكثر اين آفات، با تناوب زراعي و انجام عمليات زراعي پس از برداشت، به مقدار قابل توجهي كاهش يابند. عليرغم اين مسئله، حدود 15 گونه از حشرات زيان آور گندم و جو را مي توان نام برد كه به عنوان آفات درجة اول و دوم، زيان اقتصادي قابل توجهي به اين محصولات وارد مي كنند.

خسارت ناشي از آفات، بيماريها و علف هاي هرز در كشور ما حدود 30-35 درصد برآورد گرديده است كه
10-12 درصد آن به حشرات زيان آور اختصاص دارد. بدين معني كه با مديريت كنترل اين عوامل، مي توان
10-12 درصد عملكرد واقعي گندم را افزايش داد و آن را به حداكثر عملكرد قابل دسترس كه در شرايط ديم و آبي به ترتيب 4 و 14 تن در هكتار ذكر شده است، نزديك تر ساخت.

راهكارهاي توصيه شده براي مديريت منطقي كنترل آفات در مزارع گندم و جو كشور، مبتني بر استفاده از
روش هاي غير شيميايي است. كنترل شيميايي سن گندم به عنوان مهم ترين حشرة زيان آور مزارع گندم و جو كشور كه به تفصيل به آن پرداخته خواهد شد، از اين قاعده مستثني است. طبق استنتاجي از گزارش عملكرد فعاليت هاي سازمان حفظ نباتات در سال 1378، سالانه در سطحي معادل 22-25 درصد كل اراضي گندم كشور، براي كنترل حشرات زيان آور مبارزة شيميايي صورت مي گيرد(1200000 هكتار براي كنترل سن گندم و حدود 75000 هكتار براي كنترل ساير حشرات زيان آورگندم). ميانگين مصرف آفت كش ها در اين محصول حدود
4/0- 5/0 كيلوگرم در هكتار است كه2/0-25/0 كيلوگرم آن به حشره كش ها اختصاص دارد و اين ميزان در مقايسه با ميانگين مصرف آفت كش ها در درختان ميوه(5/9 ليتر درهكتار)، برنج (7/18 ليتر در هكتار)، پنبه(9 ليتر در هكتار) و چغندر قند(1/8 ليتر در هكتار) مقدار قابل توجهي نيست(سازمان حفظ نباتات، 1378).

عليرغم اين مسئله سياست جاري وزارت جهاد كشاورزي و ديگر سياست گزاران توليد گندم كشور، رسيدن به كشاورزي پايدار(توليد بهينه و مستمر محصولات كشاورزي با حفظ و يا حداقل زيان وارده به محيط زيست) است وخودكفايي در توليد گندم و كاهش ســطوح مبارزة شــيمــيايي با آفات گندم، از مهم ترين برنامه هاي بخش كشاورزي و زير بخش هاي تابع آن( سازمان حفظ نباتات و موسسة تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي) مي باشد.

در اين مجموعه نكات مهم و كليدي در رابطه با مناطق انتشار، خسارت، زيست شناسي و مديريت كنترل آفات مهم گندم و جو كشور، به اختصار بيان شده است و تصاويري در رابطه مهم ترين آفات گندم و جو ارايه شده است. براي كسب اطلاعات بيشتر و جزئيات دقيق تري در خصوص اين آفات مي توان به منابع و مراجع علمي مورد استفاده در اين نوشته، مراجعه كرد.

راست بالان زيان آور گندم

تا كنون چندين گونه ملخ كه ميزبان آنها گندم ذكرگرديده است، جمع آوري و شناسايي شده اند. در بين اين ملخ ها گونه هاي زيرحائز اهميت مي باشند:

ملخ مراكشي Dociostaurus maroccanus (Thunb.)

(Acrididae, Orthoptera)

مناطق زيست اين ملخ در ايران، دامنه هاي كوه هاي البرز و زاكرس در شمال غربي ، شمال شرقي، غرب، جنوب و جنوب غربي كشور مي باشد و در مناطق مركزي ايران بندرت ديده مي شود. گياهان زراعي مختلف خصوصآ غلات به عنوان ميزبان آن ذكر شده است و بيشتر از ساير ملخ هاي بومي ايران كه ميزبان آنها گندم و جو ذكر شده است، خسارت زا است(غزوي، 1379).

اين ملخ در خاك هاي رسي سفت و عاري از پوشش گياهي تخم ريزي مي كند و قسمتي از تابستان، پائيز و زمستان (حدود 9 ماه از سال) را به صورت تخم سپري مي كند و يك نسل در سال دارد. خاك نرم و پوشش گياهي انبوه از تخم گذاري، افزايش جمعيت و تبديل حالت انفرادي به گله اي آن جلوگيري مي كند(غزوي، 1379). در بعضي از سال ها جمعيت هاي قابل توجهي از اين ملخ در كانون هاي دائمي آن مشاهده مي شود اما به محض مشاهدة افزايش جمعيت و ايجاد گله در كانون ها، توسط عوامل اجرايي سازمان حفظ نباتات كنترل مي شوند.

ملخ صحرايي Schistocerca gregaria (Forsk.) (Acrididae, Orthoptera)

كانون هاي دائمي اين ملخ در افريقا، عربستان، هندوستان و پاكستان قرار دارد و تحت شرايط خاصي از فاز انفرادي به فاز گله اي تبديل شده و به مناطق ديگر از جمله ايران حمله مي كنند. اين ملخ دامنة ميزباني وسيعي داشته و گندم و جو نيز از گياهان ميزبان آن به شمار مي آيد.

اين ملخ در سال هايي كه حالت گله اي آن به ايران حمله كرده است تا دو نسل در سال ايجاد كرده است (بهداد،1375). درسال هاي اخير شاهد حملة دسته هاي مهاجر اين ملخ به ايران نبوده ايم. فاز انفرادي اين آفت در سيستان و بلوچستان و حاشيه درياي عمان و خليج فارس نيز وجود دارد كه در صورت مساعد بودن شرايط محيطي افزايش جمعيت داده و به زراعت هاي هم جوار محل زيست خود خسارت وارد مي سازند (رفيعي، 1372 و غزوي و جمسي، 1373).

ملخ آسيايي Locusta migratoria L.

(Acrididae, Orthoptera)

فاز انفرادي اين ملخ در اكثر نقاط ايران وجود دارد و گندم و جو نيز به عنوان ميزبان هاي اين ملخ چند ميزبانه ذكر شده است. اولين گزارش حمله آن به ايران در سال 1325 بوده كه از خاك روسيه به نواحي شمالي ايران حمله كرده است (بهداد، 1375 ). در سال هاي اخير اين ملخ خسارت هاي شديدي به مزارع نيشكر و برنج خوزستان وارد نموده است. زمستان گذراني اين ملخ به صورت تخم است و در شرايط خوزستان تا 3 نسل در سال ايجاد مي كند(خواجه زاده،1381) .

برخي ديگر از ملخ هاي بومي در ايران وجود دارند كه گندم و جو ميزبان آنها ذكر شده است و در برخي
سال ها خسارت هاي قابل توجهي به غلات وارد مي كنند. اسامي علمي مهم ترين آنها به شرح زير مي باشد:

Dociostaurus crassiusculus (Pantel) (Acrididae, Orthoptera)

Dociostaurus hauensteini Bolivar (Acrididae, Orthoptera)

Ramburiella turcomana (F.W.) (Acrididae, Orthoptera)

Calliptamus barbarus Costa (Acrididae, Orthoptera)

Calliptamus turanicus (L.) (Acrididae, Orthoptera)

Oediopoda miniata (Pall) (Acrididae, Orthoptera)

Ailopus talassinus (Acrididae, Orthoptera)

Pyrgodera armata (F.W.) (Acrididae, Orthoptera)

Tettigonia viridissma (L.) (Tettigonidae, Orthoptera)

Decticus albifrons (F) (Tettigonidae, Orthoptera)

مهم ترين ملخ هاي زيان آور غلات

ملخ آسيايي(Locusta migratoria ) (بالا)

ملخ صحرايي(Schistocerca gregaria ) (پائين)

مديريت تلفيقي ملخ هاي زيان آور گندم

ــ پرندگان مخـتلف از شـكارگران عمومي ملـخ ها به شمار مي آيند. لارو چند گونه از سوسك هاي جنس
Meloe و چند گونه از سوسك هاي جنس Mylabris گزارش شده اند كه از تخم ملخ ها تغذيه مي كنند. زنبور
Scelio flavibabis M. از پارازيتوئيد هاي مهم تخم ملخ ها به شمار مي آيد(خواجه زاده، 1381) و گونه هايي از مگس هاي Tachinidae نيز گزارش شده اند كه پارازيتوئيد پوره ها و حشرات كامل ملخ ها هستند.

ــ ملخ مراكشي زمين هاي عاري از پوشش گياهي و خاك سخت و كوبيده شده را براي تخم گذاري انتخاب
مي كند و چراي بي روية دام در مراتع باعث از بين رفتن پوشش گياهي و كوبيده شدن زمين مي شود و نقاط مناسبي را براي به وجود آمدن حالت گله اي ملخ فراهم مي كند (سلطاني، 1362 و غزوي، 1379). كشت زمين هاي لخت و بالا بردن ميزان پوشش گياهي در مناطق زيست ملخ مراكشي، در جلوگيري از افزايش جمعيت آن موثر است(غزوي، 1379).

ـــ در مديريت تلفيقي ملخ هاي بومي زيان آور كشور شناسايي كانون ها و مناطق نشو و نماي اين ملخ ها اهميت فراواني دارد. در سال 1378 عمليات ديده باني و مبارزه با ملخ هاي بومي و ملخ صحرايي در سطح 118000 هكتار توسط عوامل اجرايي سازمان حفظ نباتات صورت گرفته است (سازمان حفظ نباتات، 1378).

براي كنترل شيميايي ملخ هاي زيان آور، سموم فنيتروتيون ULV 96% ( 4/0- 5/0 كيلودر هكتار)، مالاتيون ULV 96% (7/0- 5/1 كيلو در هكتار)، فنيتروتيون EC 50% (1 ليتر درهكتار) و ديفلوبنزورون ULV 95% (300 ميلي ليتر در هكتار) و طعمة مسموم ( ليندين WP 25% + 100 كيلو سبوس گندم ، برنج يا ذرت+ آب به اندازة مرطوب شدن) به مقدار 25-50 كيلو گرم در هكتار به محض خروج پوره ها تا زمان ظهور ملخ هاي كامل، مورد استفاده قرار مي گيرند( سازمان حفظ نباتات، 1375).

ــ در كشورهاي توسعه يافته، از عوامل بيماري زاي حشرات ( قارچ ها و پروتوزوئرها) براي كنترل ملخ هاي زيان آور استفاده مي كنند. در ايران نيز تحقيقاتي براي جداسازي، شناسايي و بررسي كارايي آزمايشگاهي اين عوامل صورت گرفته است.

سن هاي زيان آور گندم

بيش از 10 گونه سن زيان آور غلات در ايران جمع آوري و شناسايي شده اند. در بين آنها سن گندم(Eurygaster integriceps Put.) از اهميت اقتصادي بيشتري برخوردار است(شكل 3).

سن گندم Eurygaster integriceps Put.

(Scutelleridae, Heteroptera)

اين گونه مهم ترين آفت كشاورزي كشور ما به شمار مي آيد. به جز مناطق خوزستان، اراضي ساحلي خليج فارس، درياي عمان ، درياي خزر و كويرهاي مركزي فلات ايران، اين آفت در ساير مناطق كشور وجود دارد
(رجبي، 1379). بر اساس ميانگين سطح مبارزة شيميايي با سن گندم طي سال هاي 79-1375 استان هاي فارس، همدان، كرمانشاه، مركزي، كردستان، اصفهان، لرستان و تهران به ترتيب با 24، 7/13، 6/13، 8 ، 9/7، 1/7، 9/4 و 5/4 درصد سهم مبارزه شيميايي با سن گندم در كشور، از مهم ترين مناطق سن خيز كشور به شمار مي آيند.

سطح مبارزة شيميايي با سن گندم در 25 سال اخير(شكل 2) روند فزاينده اي داشته است به طوري كه اين سطح از 75000 هكتار در سال 1355 به 1200000 هكتار در سال 1380 رسيده است (هيربد، 1380). تخريب مراتع و توسعة ديم زار ها خصوصآ در غرب كشور از مهم ترين دلايل گسترش مناطق انتشار و طغيان سن گندم در سال هاي اخير بوده است(رجبي،1372). در سال هاي اخير 40 -50 درصد سهم مبارزة شيميايي با سن گندم در اراضي ديم استان هاي غربي كشور كه تخريب مراتع در آنها شديد بوده است، صورت گرفته است (بغدادچي، 1371).

سن گندم هم به صورت كمي( خسارت به برگ، خشك كردن جوانه مركزي، سفيد كردن وخشك كردن سنبله ها و يا قسمتي از آنها توسط سن مادر) و هم به صورت كيفي ( سن زدگي دانه ها توسط پوره ها و سن هاي نسل جديد) خسارت وارد مي كند. طبق يك برآورد نظري در 3 ميليون هكتار اراضي آلوده كشور، در صورت عدم مبارزه با سن گندم حدود 90 هزار تن خسارت كمي و 900 هزار تن خسارت كيفي ايجاد خواهد شد.

طبق بررسي هاي بهرامي(1377) هر سن مادر به طور متوسط 61 جوانه مركزي و 2/12 سنبله را در شرايط ديم خسارت مي زند و سطح زيان اقتصادي آن 6/1 سن مادر در متر مربع است. در طرح جامع سن گندم كاهش محصول به ازاي هر سن مادر در شرايط ديم 8/43 كيلوگرم و سطح زيان اقتصادي آن 8/1 عدد در متر مربع برآورد گرديده است(بي نام، 1377). طبق بررسي هاي رضابيگي(1379) هر سن مادر در مزارع آبي در شرايطي كه ترميم خسارت صورت نگيرد، 1/3 گرم(حدود 30 كيلو گرم در هكتار) خسارت مي زند و سطح زيان اقتصادي آن حدود 3 عدد در متر مربع است. نور(1381) سطح زيان اقتصادي سن مادر را در شرايط آبي 7-8 عدد در متر مربع برآورد كرده است.

حد قابل تحمل سن زدگي دانه ها 2 درصد است و دانه هايي كه بيشتر از 2 درصد دانة سن زده داشته باشند فاقد كيفيت نانوايي هسـتند. با افزودن برخي از افزودني هـاي مجاز مي توان اين نرم را كمي افزايـش داد(عسگريان زاده، 1377). بهرام)1377) سن زدگي دانه ها به ازاي هر پوره سن 5 را در زمان برداشت گندم ديم حدود 6/0 درصد برآورد كرده و سطح زيان اقتصادي پوره ها را 3-4 پوره در متر مربع ذكر كرده است. رضابيگي(1379) سطح زيان اقتصادي پوره ها را به طور متوسط 2/8 عدد در متر مربع برآورد كرده است. اين ميزان در ارقام رشيد و سرداري به ترتيب 3/5 و 7/6 و در ارقام فلات و گلستان كه تحمل بيشتري دارند، به ترتيب 8/11 و 6/9 عدد است. نوري(1381) سطح زيان اقتصادي پوره ها را در شرايط آبي 11-12 پوره در متر مربع برآورد كرده است.

از نظر زيست شناسي، سن گندم سرتاسر تابستان، پائيز و زمستان ( حدود 9 ماه از سال) را در پناهگاه هاي تابستانه و زمسـتانه آن در ارتـفـاعات، زير بوتـــه هاي گــون (Astragalus spp.)، درمـــنـه ( Artemisia spp.)، كــلاه مـير حــسنAcantholimon spp.)) و چوبك (Acanthophillum spp.) و در جنگل هاي بلوط غرب كشور در زير برگ هاي ريزش كرده بلوط و برخي ديگر از درختان و درختچه ها به سر مي برد. اين سن ها دياپوز داشته و در اوايل بهار به مزارع گندم و جو ريزش مي كنند. سن گندم تنها يك نسل در سال دارد(رجبي، 1379).

سن گندم (Eurygaster integriceps) و نحوة خسارت آن

سن مادر(رديف اول، سمت راست)، خسارت سن مادر( رديف اول، سمت چپ)، جفت گيري سن مادر(رديف دوم، سمت راست)،

تخم(رديف دوم، سمت چپ)، پوره هاي سن 4 و 5 (رديف سوم، سمت راست) و دانه هاي سالم و سن زده(رديف سوم، سمت چپ)

مديريت تلفيقي سن گندم

ــ مهم ترين عامل افزايش جمعيت و طغيان سن گندم در 25 سال اخير، تخريب مراتع( خصوصآ در ديم زارهاي كشور) و كشت گندم و جو در مراتع تخريب شده بوده است. اين كار در افزايش وزن، افزايش ميزان تخم ريزي و تبديل سن هاي ساكن مراتع به سن هاي مهاجر، موثر بوده است(رجبي، 1372).

در سال هاي خشك و كم باران اراضي ديم كم بازده برداشت نمي شوند و يا به دليل كمبود آب، نداشتن تجهيزات مناسب سمپاشي و اقتصادي نبودن مبارزه، كنترل شيميايي سن گندم در آنها صورت نمي گيرد و باعث انتقال جمعيت قابل توجهي از آفت از سالي به سال ديگر مي شوند. جلوگيري از كشت گندم و جو در مراتع تخريب شده و اختصاص دادن اراضي ديم كم بازده به كشت گياهان مناسب ديگر، در كاهش جمعيت اين آفت بسيار موثر است و لازم است به عنوان يك راهكار اساسي، برنامه ريزي هاي لازم در اين خصوص صورت گيرد.

ــ سن گندم دشمنان طبيعي فراواني دارد و در بين آنها زنبورهاي پارازيتوئيد تخم و مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم از نظر كاهش جمعيت اين آفت از اهميت بيشتري برخوردارند(شكل4).

مهم ترين دشمنان طبيعي سن هاي زيان آور غلات

زنبور پارازيتوئيد تخم(‍Trissolcus grandis) (رديف اول، سمت راست)، تخم هاي پارازيته شده (رديف اول، سمت چپ)، مگس پارازيتوئيد سن گندمHeliozeta helluo) ) (رديف دوم، سمت چپ)، تخم مگس پارازيتوئيد روي بدن سن (رديف دوم، سمت راست)، سن تلف شده در اثر قارچ بيماري زا Beaveria(رديف سوم)

مهم ترين گونه هاي زنبورهاي پارازيتوئيد تخم سن گندم به خانوادة Scelionidae وجنس Trissolcus تعلق دارند و مهم ترين گونه هاي آن به شرح زيرمي باشند(رجبي، 1359):

Trissolcus grandis Thomson

Trissolcus semistriatus Nees

Trissolcus vassilievi Mayr

Trissolcus rufiventris Mayr

Trissolcus basalis Wollaston

در بين گونه هاي فوق T. grandis گونة غالب اين زنبورها در اكثر مناطق كشور مي باشد. ميزان پارازيتيسم تخم توسط اين زنبورها از منطقه اي به منطقة ديگر متفاوت است و در اكثر مناطق كشور اين زنبورها يكي از عوامل كليدي كاهش جمعيت سن گندم به شمار مي آيند. اين زنبورها بيشتر در زير پوستك درختان ميوة سردسيري زمستان گذراني مي كنند و قبل از ورود به مزارع از شهد گل هاي اين درختان تغذيه مي كنند(رجبي، 1379). جلوگيري از سمپاشي هاي بي رويه و ايجاد تنوع در اكوسيستم هاي زراعي از طريق ايجاد باغ و يا كاشت درختاني مثل بيد و بادام و غيره در كنار نهر هاي حاشية مزارع، روشي مناسبي براي حفظ و حمايت اين زنبورها و افزايش كارايي آنها است.

كنترل بيولوژيكي سن گندم با استفاده از پرورش انبوه زنبورهاي پارازيتوئيد تخم طي سال هاي (43-1325) در ورامين و اصفهان صورت گرفته است(زمردي،1340 و زمردي، 1371). دياپوز اجباري سن گندم و عدم امكان پرورش انبوه آن براي تكثير زنبورها، عدم اطلاع دقيق از بيواكولوژي اين زنبورها و گرايش به سمت استفاده از سموم شيميايي به دليل سهولت كاربرد و كم اطلاع بودن از اثرات جانبي مصرف اين سموم، كنترل بيولوژيكي سن گندم با استفاده از اين عوامل متوقف شد. از آن زمان تا كنون تحقيقات وسيعي در رابطه با زنبورهاي پارازيتوئيد سن گندم صورت گرفته است. بيواكولوژي اين زنبور ها وپرورش انبوه آنها توسط صفوي(1352)، رجبي و اميرنظري(1367)، تقدسي(1370) و ايراني پور(1375) صورت گرفته و اميرمعافي (1379) سيستم ميزبان- پارازيتوئيد بينT.grandis و تخم سن گندم را مطالعه كرده است. در رابطه با پرورش انبوه اين زنبورها با استفاده ازتخم سن(L.) Graphosoma lineatum بررسي هاي در خور توجهي توسط عسگري(1374)، شاهرخي(1376) و عسگري(1380) صورت گرفته است. با استفاده از مجموع اطلاعات بدست آمده درخصوص اين زنبورها، مي توان پرورش انبوه و رهاسازي آنها را به عنوان يكي از روش هاي مبارزه در برنامة مديريت تلفيقي سن گندم مورد استفاده قرار داد.

دستة دوم دشمنان طبيعي سن گندم كه از اهميت زيادي برخوردارند، مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم هستند كه به خانواده Tachinidae تعلق دارند. اين مگس ها پوره هاي سنين 4 و 5 و سن هاي بالغ را پارازيته مي كنند و ميزان پارازيتيسم آنها با توجه به شرايط منطقه از 2-25 درصد (در موارد استثنايي تا 40 درصد) گزارش شده است. اسامي علمي گونه هاي مهم مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم در زير آمده است:

Heliozeta helluo F.

Phasis subcoleoptrata L.

Ectophasia crassi***** F.

Elomyia lateralis Meig.

Ectophasia oblonga Role-Desv.

در اكثر مناطق كشور H. helluo گونة غالب مي باشد. در رابطه با بيواكولوژي اين مگس ها بررسي هاي جامعي توسط اميرمعافي(1370) در منطقة كرج، عبادي و جوزيان(1379) در منطقة اصفهان و پيرهادي و رجبي(1381) در لرستان صورت گرفته است.

اين مگس ها پارازيتوئيد داخلي هستند و سيستم تنفسي خود را به سيستم تنفسي ميزبان وصل مي كنند و در شرايط آزمايشگاه نيز به سختي روي بدن سن گندم تخم ريزي مي كنند و پرورش انبوه آنها در شرايط كنوني امكان پذير نيست. حشرات كامل اين مگس ها برروي گياهان شهد داري مثل ازمك ،گشنيز، برخي ديگراز گياهان مرتعي و علف هاي هرز حاشية مزارع تغذيه مي كنند و با تغذيه از اين گياهان ميزان تخم ريزي آنها افزايش مي يابد. بالا بردن كارايي اين مگس ها از طريق ايجاد تنوع در اكوسيستم هاي زراعي، و حفظ و حمايت آنها از طريق جلوگيري از سمپاشي هاي بي رويه از مواردي است كه در برنامة مديريت كنترل سن گندم مي بايست به آنها توجه كرد.

چند جدايه از قارچ بيماري زاي Beauveria bassiana Vuill. از سن گندم جداسازي شده است و بررسي هايي در رابطه با حساسيت مراحل مختلف رشدي سن گندم در برابر اين قارچ توسط طلايي و همكاران( 1379) صورت گرفته است.

ــ در بسياري از نوشته ها، كشت جو به جاي گندم، زود كاشت گندم و استفاده از ارقام زودرس گندم، به عنوان يكي از روش هاي موثر در كاهش جمعيت و خسارت سن گندم توصيه شده است. نتايج بررسي هاي رضابيگي(1377) نشان داده است كه زودرسي گندم و كشت جو به جاي گندم به واسطة زودرسي آن در كاهش جمعيت سن گندم چنـدان موثر نيسـت و سن گندم قادر است با ارقام جو كه در شرايط ورامين 7-10 روز زودتر مي رسند خود را تطابق دهد. كاهش وزن سن هاي نسل جديد در مزارع جو نيز نمي تواند عامل چندان موثري در كاهش جمعيت سن گندم باشد زيرا كه با برداشت جو احتمال پرواز سن ها به مزارع گندم بسيار زياد است و اين سن ها قادر اند ضمن وارد كردن خسارت، تغذية خود را نيز كامل كنند.

ــ برداشت سريع گندم يكي ديگر از روش هاي توصيه شده براي كاهش جمعيت و خسارت سن گندم است. طبق بررسي هاي رجبي(1372) سن هاي نسل جديد به هنگام ظهور حدود 70 ميلي گرم وزن دارند و در زمان رسيدن محصول، وزن آنها به 113 ميلي گرم و در زمان مهاجرت آنها به پناهگاه هاي زمستانه وزن آنها به 130-150
ميلي گرم مي رسد. از طرفي قسمت اعظم سن زدگي دانه ها توسط سن هاي نسل جديد ايجاد مي شود و بيشترچربي ذخيره شده در بدن سن ها، حاصل تغذية آنها در اين دوره است. برداشت سريع گندم ضمن ايجاد تلفات در جمعيت پوره هايي كه در مرحلة رسيدن گندم كامل نشده اند، كاهش سن زدگي، كاهش وزن سن ها و در نتيجه تلفات بيشتر آنها در پناهگاه هاي زمستانه را به همراه خواهد داشت. طبق بررسي هاي حق شناس و همكاران(1377) در منطقة چهار محال و بختياري، در سال هاي اخير سن هاي نسل جديد قبل از رسيدن و برداشت محصول، به سمت پناهگاه هاي تابستانه پرواز مي كنند. در چنين مناطقي، اين روش كارايي لازم را نخواهد داشت.

ــ در رابطه با مقاومت ارقام گندم به سن گندم تـحـقـيـقـات زيادي در كشور صورت گرفته است. عبـدالـلهي(1367)، طلايي(1369)، حيدري و همكاران(1376)، رضابيگي(1373)، نجفي(1376)، آينه(1377)،
فتحي پور (1377)، رضابيگي(1379)، زماني(1381)، غديري(1381) و بهرامي نژاد و همكاران(1381) بررسي هايي در اين ارتباط انجام داده اند وتفاوت هايي در مقاومت ژنوتيپ هاي بررسي شده در برابر اين آفت يافته اند. طبق
بررسي هاي رضابيگي(1379) ارقام حساس به سن گندم خصوصيات مرفولوژيكي و زراعي مشتركي دارند و اكثر ارقام گندم ديم خصوصآ رقم سرداري كه در سطوح وسيعي از ديم زارهاي غرب كشور كشت مي گردد، داراي چنين خصوصياتي مي باشند. بررسي هاي رضابيگي(1379) و زماني و همكاران(1381) نشان داده است كه سن گندم ازگرانول هاي ريز نشاستة اندوسپرم دانه بيشتر تغذيه مي كند و ارقام گندمي كه در اندوسپرم دانة خود گرانول درشت نشاستة بيشتري داشته باشند و به هنگام تغذية سن گندم گرانول ريز كمتري از دست بدهند، مقاوم تر هستند. رضابيگي(1379) براي ارزيابي و انتخاب ارقام مقاوم به سن گندم مدل مناسبي را ارايه نموده است. معرفي ارقام پر محصول و مقاومي كه با شرايط اقليمي مناطق مختلف كشور سازگار باشند، در كاهش جمعيت سن گندم و افزايش سطح زيان اقتصادي اين آفت موثر است.

ــ استفاده از سموم شيميايي در حال حاضر به عنوان موثرترين روش كنترل سن گندم در ايران و ديگر كشورهاي سن خيز دنيا عموميت دارد. آستانة زيان اقتصادي يا نرم مبارزه با سن گندم در شرايط ديم و آبي در جدول(1) آمده است.براي تصميم گيري در خصوص ضرورت يا عدم ضرورت سمپاشي، تعيين تراكم جمعيت سن گندم و روش نمونه برداري اهميت زيادي دارد. معين نميني و همكاران(1379) روش نمونه برداري دنباله اي را براي اين كار ارزيابي كرده اند. سمومي كه پس از برآورد دقيق جمعيت آفت و تشخيص ضرورت مبارزه توصيه مي گردد فنيتروتيون EC 50% (1 ليتر درهكتار)، فنتيون EC 50% (1 ليتر درهكتار)، تري كلرفون 80% SP (2/1 كيلو درهكتار)، دلتامترين EC 2.5% (300 ميلي ليتر درهكتار) مي باشند. طبق بررسي هاي شيخي(1379) در بين سموم فوق فنيتروتيون غير انتخابي عمل مي كند و انتخابي ترين حشره كش براي كنترل سن مادر و پوره ها تري كلرفن است كه اثرات چندان نامطلوبي روي دشمنان طبيعي ندارد. سموم پايرتروئيدي مثل دلتامترين براي زنبورهاي پارازيتوئيد تخم خاصيت دوركنندگي دارند و در مرحلة سن مادر توصيه نمي شوند اما اين سم اثرات كنترل كنندگي خوبي روي پوره ها دارد.

ــ بدنبال نتايج بدست آمده از اجراي طرح جامع سن گندم كه توسط بخش تحقيقات سن گندم و با همكاري سازمان حفظ نباتات در 8 پايلوت كشور اجرا گرديد، سن گندم از يك آفت عمومي به يك آفت همگاني تبديل شد. آفات عمومي آن دسته از آفاتي به شمار مي آيند كه تمام عمليات مبارزه و هزينه هاي انجام آن به عهدة دولت است، اما در خصوص آفات همگاني دولت نقش حامي و هدايت كنندگي را داراست و انجام عمليات مبارزه و پرداخت هزينه هاي آن به عهدة كشاورز است. اين طرح در ارتقاي دانش و آگاهي كشاورزان و افزايش مشاركت آنها در نمونه برداري ها و تصميم گيري ها براي انجام مبارزه، موثر بوده و طي مدت زمان انجام آن، كاهش سمپاشي هاي هوايي و افزايش سمپاشي هاي زميني در مناطق آلوده به اين آفت را به همراه داشته است.


جدول 1- سطح زيان اقتصادي يا نرم مبارزه با سن گندم در مزارع گندم كشور

شرايط مزرعه


نرم مبارزه با سن مادر
(تعداد در متر مربع)


نرم مبارزه با پوره
(تعداد در متر مربع)

نوع كشت


عملكرد

ديم


كمتر از 2 تن


1


3-4

بيشتر از 2 تن


3


4-5

آبي


كمتر از 3 تن


3


4-5

بيشتر از 3 تن



4-5


6-7

گندم فلات، آزادي، گلستان و نويد


6-7


8-9

به جز سن (E.integriceps ) ساير سن هاي زيان آور غلات، كه در درجة دوم اهميت قرار دارند به شرح زير
مي باشند:

برخي از سن هاي زيان آور غلات(Pentatomidae)

سن آئليا (Aelia furcula ) (بالا)، سن ( Carpocoris fuscispinus) (وسط)، سن (Dolycoris sp. ) (پائين).

سن مائورا، سن مغربي Eurygaster maura L.

(Scutelleridae, Heteroptera)

سن مغربي يا سن مائورا تقريبآ از سرتاسر نواحي ساحلي شمال ايران به جز منطقة مغان گزارش شده است اما تراكم آن در مناطق گرگان و گنبد بيشتر از ديگر مناطق است(محقق نيشابوري،1370; مبشري،1373 ورجبي،1379). احتمالآ رطوبت و بارندگي يكي از مهم ترين عوامل تعيين كنندة انتشار اين آفت است

CASSIATORA
2010-May-07, 15:51
افات سیب و گلابی

سرخرطومی سیب(Anthonomus pomorum )
این حشره از آفات مهم درختان میوه دانه دار در نواحی کوهستانی و سردسیر می باشد . وجود آن از کشورهای اروپایی ، شمال آفریقا – روسیه – افغانستان و ترکیه گزارش شده است . در ایران این آفت از دماوند – طالقان و شمشک جمع آوری شده است . در دره رودخانه هراز در منطقه لاریجان ، گاهی درختان سیب و گلابی به این آفت آلودگی شدید نشان می دهند

بیولوژی و مشخصات :

حشرات کامل حدود 5/3 تا 6 میلی متر طول دارند . نرها کمی کوچکتر از ماده ها هستند . رنگ آنها بین قهوه ای تیره تا قهوه ای روشن تغییر می کند و در ثلث انتهایی هریک از بالپوشها یک نوار مورب زرد رنگ وجود دارد که مجموعا وقتی بالپوشها بسته است به شکل V یا هفت دیده می شود.

حاشیه این نوارها معمولا تیره تر از سایر قسمتهای بدن به نظر می رسد . بالپوشها و پاها از پرزهای خاکستری رنگ و کم پشت پوشیده شده است ، بعلاوه در انتهای قدامی ران پاها به سمت داخل یک خار نوک تیز و نسبتا قوی وجود دارد . وضع این خار در گونه مشابه آن A.pyri کاملا متفاوت است . طول خرطوم به 2/1 تا 5/1 میلی متر می رسد . تخم ها بیضوی و به رنگ سفید شکری است و در حدود 7/0 میلی متر می باشد . لاروها سفید رنگ ، خمیده و بدون پا هستند و در میان غنچه ها و شکوفه های خشک شده دیده می شود . طول بدن لارو در حداکثر رشد 5 تا 6 میلی متر است .

این حشره زمستان را به صورت حشره کامل در زیر پوستک های تنه درختان سیب و گلابی بسر می برد.
در بهار به محض گرم شدن هوا و مصادف با باز شدن جوانه های برگ ظاهر می شوند و پس از مختصری تغذیه از برگهای جوان ، در داخل شکوفه های باز نشده که هنوز سبز و کوچک هستند ، تخم می گذارند .
این تخم ها به فاصله یک هفته تا 10 روز باز می شوند و لاروها پس از خروج از تخم از اندام های زایای گل ( پرچم و مادگی ) تغذیه می کنند . شکوفه های آفت زده باز نمی شوند و گلبرگها در حالت غنچه خشک می شوند . به رنگ قهوه ای روشن در می آیند. لاروها به فاصله 4 هفته دوران تغذیه خود را خاتمه داده و در داخل غنچه های خشک شده تبدیل به شفیره می شوند و پس از 2 تا 3 هفته به حشرات کامل تبدیل می شوند . این حشرات پس از مختصر تغذیه به زیر پوستک ها و پناهگاه های دیگر می روند و مدتی نزدیک به 10 ماه به استراحت می پردازند .

سرخرطومی سیب در اکثر نقاط کشور ما اهمیت اقتصادی ندارد و به سادگی در اثر عوامل طبیعی کنترل کننده جمعیت آن محدود می گردد . در کشور ما مطالعات کافی در مورد بیولوژی و به خصوص عوامل طبیعی کنترل کننده روی این گونه صورت نگرفته است . در منابع خارجی از وجود پارازیت های موثر و مفیدی از جمله examinator ، pimpla ، P.pomorum و گونه های چندی از جنس های Apanteles ، Meteorus ، Habrocytus نام برده می شود


مبارزه :
در صورتیکه سابقه خسارت این آفت در منطقه ای شدید باشد و بررسی حشرات کامل در زیر پوستک ها ، تراکم آنها را در حد بالای زیان اقتصادی نشان می دهد .

می توان درختان میزبان را پس از باز شدن برگها و قبل از باز شدن شکوفه ها با محلول 2 در 1000 تکسافن یا تیودان سم پاشی نمود.

خانواده membracidae ( زنجره های درختی)
در حشرات متعلق به این خانواده پیش گرده رشد زیادی کرده و سر وشکم را می پوشاند و به اشکال مختلف دیده می شود. پوره و حشرات کامل این زنجره ها از شیره گیاهی قسمت های هوایی درختان ودرختچه ها تغذیه می کنند . در برخی از گونه ها پوره ها روی گیا هان علفی و حشرات کامل روی درختان تغذیه می کنند . این زنجره ها 1 یا 2 نسل در سال دارند و زمستان را به صورت مرحله تخم سپری می کنند . خسارت اصلی این زنجره ها مبوط به عمل تخمگذاری حشرات کامل ماده می باشد

مثال : زنجره سیب Cerasa bubalus .

یادآوری : زنجره ها حشراتی هستند که جهش قابل توجهی دارند ، منتهی پای عقبی جهنده ندارند و جهش بوسیله عضلات قوی در قفس سینه صورت می گیرد و نه بوسیله ماهیچه های پاها

پسیل گلابی Psylla pyricola
بهترین موقع مبارزه علیه این آفت آخر زمستان و مصادف با موقع تخمریزی حشرات کامل است. مبارزات شیمیائی زمستانه که علیه شته ها و شپشک های نباتی صورت می گیرد به خوبی روی این آفت هم موثر واقع می شود. به تجربه ثابت شده است که به کاربردن امولسیون های روغنی بدون سم چنانکه باید روی این آفت موثر نیست ، زیرا حشرات کامل از نقاط دیگر بر روی درختان روغن پاشیده شده پرواز می کنند و آلودگی دوباره ایجاد می شود. مبارزه تابستانه با یکی از سموم فسفره نفوذی مانند اکامت به نسبت یک در هزار ، یا زولن به نسبت دو در هزار همراه با مویان روی این آفت به خوبی اثر می کند .

سپردار واوی سیب

Lepidosaphes malicola

(Hom.: Diaspididae)
این آفت به درختان سیب، هلو، گوجه، زردآلو و ندرتاً گلابی حمله می‌کند. در روی درختان بید، تبریزی، یاس و عده دیگری از درختان زینتی نیز مشاهده شده است. این آفت به سیب‌های شفیع‌آبادی، شمیرانی، مورو، لاله و به خصوص سیب گلاب بیشترین خسارت را وارد می‌کند. سیب‌های مشهدی و زرد و قرمز لبنانی کمتر آلوده می‌شود. سپردار واوی سیب به تمام قسمت‌های هوایی درخت سیب از قبیل تنه، شاخه، برگ و میوه حمله می‌نماید. درختان آلوده دارای برگ‌های کوچک و پریده رنگ، میوه‌های بدشکل و ریز و سرشاخه‌های خشک می‌باشند.


زیست‌شناسی

سپردار واوی سیب زمستان را به صورت تخمهای سفید رنگ شکری به تعدادی در حدود 100 عدد در زیر سپر ماده می‌گذراند. تخم‌ها دارای دیاپوز اجباری می‌باشند. پوره‌ها در شرایط کرج در اواسط اردیبهشت ماه بیرون می‌آیند و به خوبی روی تنه درختان میزبان حرکت می‌کنند و به سهولت توسط باد جابجا می‌شوند. پس از پیدا کردن محل مناسب بلافاصله تغییر جلد می‌دهند. پاها و شاخک‌ها را از دست داده و ثابت می‌شوند. در این موقع در اطراف بدن حشره رشته‌های مجعد مومی شبیه به پنبه مشاهده می‌شود که به مرور متراکم شده و به صورت هاله‌ای اطراف بدن حشره را می‌گیرد. پوره سن 2 پس از 15 تا 20 روز تغذیه تغییر جلد می‌دهد و در این حالت حشره نر تبدیل به شفیره می‌شود و کمی بعد حشره کامل بالدار زیر سپر خارج می‌شود. پوره‌های نسل دوم این آفت در اواسط مرداد ماه مشاهده می‌شوند. سپردار واوی سیب دارای دو نسل می‌باشد. طبق نظر برخی محققین در نواحی گرمسیر اصفهان نسل سومی از این حشره مشاهده می‌شود.


کنترل:
1- Fiscus = (physcus) testaceus

Aphlinidae

علاوه بر تعداد زیادی از کفشدوزک‌ها، زنبورهای پرازیتوئید فوق از خانواده Aphelinidae زمستان را به صورت لارو در داخل بدن حشره ماده می‌گذرانند و در بهار موقعی که پوره‌ها شروع به تعویض جلد کردند این زنبورها خارج شده و در بدن پوره‌های سن دوم شروع به تخمریزی می‌کنند.

3- Hemisarcoptes malus (Acari: Hemisarcoptidae)

کنه فوق پرداتور تخم شپشک واوی سیب بوده و خود و پوره‌هایش از تخم این حشره تغذیه می‌کنند. زمستان به صورت ماده بالغ در بین توده‌های تخم در زیر سپرهای این حشره سپری می‌کنند

کنترل شیمیایی:
. مبارزه شیمیایی باید زمانی باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌های از زیر سپر خارج شده باشند.

1. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2در هزار

2. اتیون EC47% و 1.5 درهزار

3. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار

4. کلرپیریفوس(دورسبان) EC40.8% و1.5- 1 درهزار

5. روغن امولسیون شونده O 80% و 5/. درصد

سم‌پاشی زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشی (سموم روغنی Volk) پس از سپری شدن اوج سرمای زمستان و قبل از بیداری درختان انجام می‌شود (روغن‌های زمستانه دارای هیدروکربن اشباع کمتری هستند).

پسیل گلابی ((Pear Psylla

Cacopsylla pyricola

(Hom.: Psyllidae)

در اکثر نقاط کشور وجود دارد. خسارت آن در نواحی گرم و خشک بیشتر از نقاط سرد و مرطوب است. پسیل گلابی در دوره پورگی و حشره کامل مقدار زیادی شیره گیاهی مکیده و پس از جذب مواد مورد نیاز بقیه را با تغییراتی به صورت مایع چسبناک دفع می‌کند. از این رو این آفت به شدت به این مایع چسبناک آلوده می‌شوند. در اثر بسته شدن روزنه‌های برگ عمل تهویه و تنفس در برگها متوقف می‌گردد. در اثر اختلالات تغذیه و تنفس، رشد و تشکیل جوانه‌های برگ و گل سال بعد در روی شاخه‌ها متوقف می‌ماند. جوانه‌های گل و میوه در روی درخت تشکیل نمی‌گردد و میوه‌های همان سال ریز و بدشکل می‌شوند. در سالهای اخیر پسیل گلابی را ناقل بیماری میکوپلاسموز Pear decline یا زوال گلابی نیز می‌شناسند. این بیماری باعث خشکیدن سریع درختان گلابی می‌شود.

زیست‌شناسی

زمستان را به صورت حشره کامل در زیر برگهای ریخته شده اطراف تنه درخت، زیر پوست‌های تنه و بیشتر در سطح زیرین سرشاخه‌ها می‌گذراند. اولین تخمریزی در اوایل اسفندماه و معمولاً در نزدیکی جوانه‌ها صورت می‌گیرد. در این موقع جوانه‌های درختان تازه شروع به رشد می‌کنند. حشرات ماده تخمهای خود را به طور ردیفی و اغلب به صورت رشته‌ای قرار می‌دهند. تخمریزی زمستانه تا پایان ریزش گلبرگها ادامه دارد. در بهار و تابستان بیشتر تخمها بر روی برگ‌ها به حالت مجتمع در نزدیکی رگبرگهای اصلی گذاشته می‌شوند. پوره‌ها پس از خروج از تخم متوجه سرشاخه‌ها می‌شوند و در روی جوانه‌های برگ متمرکز می‌گردند. در اثر تراکم پوره‌ها روی برگهای جوان، برگها کوچک می‌مانند و پیچیده می‌شوند. ترشح عسلک در نسل اول کم است ولی در نسلهای بعدی به خصوص در ماههای گرم ترشح عسلک شدیدتر می‌شود. دوران پورگی بسته به شرایط آب و هوایی از 30 تا 37 روز تغییر می‌کند. تعداد نسل معمولاً 4 تا 6 بوده ولی در اکثر نقاط کشور 5 نسل دارد.

کنترل:
1- پسیل گلابی طالب آب و هوای گرم و خشک است و در نواحی که رطوبت نسبی پایین و درجه حرارت نسبتاً زیاد باشد تراکم و خسارتش شدت بیشتری دارد. از این رو در باغهایی که در زیر درختان اقدام به کشت یونجه یا پوشش سبز دیگری نمایند، نظر به اینکه محیط را تا حدودی مرطوب می‌سازد، جمعیت آفت و تخمریزی حشره کاهش پیدا می‌کند.

2ـ رعایت اصول باغبانی: فواصل درختان نبایستی کمتر از 8 متر انتخاب شود، هرس شاخه‌های اضافی و کاستن از انبوهی بیش از حد شاخ و برگ که موجب تهویه بیشتر می‌شود در کاهش انبوهی آفت بسیار مهم است.

3ـ دشمنان طبیعی

شکارچی‌هایی نظیر Exochomus quadripustulatus، A.nemorum Adalia bipunctata، Anthocoris nemoralis، Chrysopa carnea و زنبور پارازیتوئید Trechnites sp. از خانواده Encyrtdae.

کنترل شیمیایی:
همزمان با تورم جوانه ها تا ریختن سه چهارم گلبرگها یا بلافاصله پس از ریختن گلبرگها. در صورت زیاد بودن ترشحات قبل از سمپاشی، درخت با آب شستشو شود.

1. فوزالن EC35% و 1.5 در هزار

2. گوزاتیون EC20% و 2 درهزار

3. دیازینون EC60% و 1 در هزار

4. اندوسولفان EC35% و 2 درهزار

شته مومی یا شته خونی سیب Wooly aphid

Eriosoma lanigerum

(Hom.: Eriosomatidae)

ریشه واژه خانواده Eroisomatidae در لاتین به معنای بدن پشمالو می‌باشد. این آفت در اکثر نقاط جهان که سیب کاشت می‌شود شیوع دارد غیر از سیب به انواع گلابی اهلی و وحشی، به، زالزالک و نیز نارون ‌آمریکایی با نام Ulmus americana (میزبان اول) حمله می‌کند.

این آفت به صورت توده های سفید رنگ در ماههای مهر و تابستان روی سرشاخه‌ها و تنه درختان دانه‌دار به خصوص در اطراف زخم‌های حاصله از هرس شاخه‌ها دیده می‌شود. این آفت به ریشه و طوقه دررختان نیز حمله می‌کند. در روی ریشه وطوقه خسارت این آفت با ایجاد برآمدگی و گالهای مخصوص همراه است. این برآمدگی و گالها روی سرشاخه‌ها هم دیده می‌شود. ارقام بومی کشور حساسیت فراوانی به این شته دارند. در حالیکه برخی ارقام خارجی مانند زرد و قرمز لبنان کمتر مورد حمله واقع می‌شوند.

زیست‌شناسی

این شته اگرچه دو میزبانه است ولی در مناطقی که میزبان اول یافت نشود (مانند کشور ایران) در تمام مدت سال روی میزبان دوم (درختان دانه‌دار) زندگی می‌کند و مراحل جنسی و تخم در این شرایط دیده نمی‌شود. در شرایط عادی که هر دو میزبانه وجود داشته باشد مانند همه شته‌های دومیزبانه، مرحله‌ای از سیکل زندگی خود را روی درختان میوه دانه‌دار و مراحلی را نیز ری درختان نارون (افراد جنسی نر و ماده تخم، ماده موسس،ماده فونداتریژن) سپری می‌کند.

این شته ناقل بیماری قارچی شاتکر چند ساله روی درختان سیب می‌باشد. زمستان گذرانی در مرحله پورگی سپری می‌شود. محل زمستان گذرانی در شکاف‌های موجود روی تنه و شاخه‌های سنین مختلف و حتی شاخه‌های همان سال و طوقه و ریشه‌های ضخیم و اصلی مجاور تنه و نزدیک سطح خاک می‌باشد.

کنتـــــــرل:
1ـ مبارزه بیولوژیک

الف‌ـ زنبور Aphelimus mali (Aphelinidae) از پارازیتوئیدهای اختصاصی شته مومی سیب می‌باشد.

ب‌ـ لارو و حشره‌کش کفشدوزک‌های

Coccinella septampunotata

Exochomus spp

Chilocorus spp

ج‌ـ لاروهای مگس‌های سیرفید و لاروهای کریزوپا

د‌ـ لاروهای پشه‌های Cecidomyiidae

د‌ـ سن‌های شکاری از خانواده Anthoeoridae ,Nabidae

2ـ مبارزه زراعی

شته مومی سیب چون مکان‌های سایه‌دار را ترجیح می‌دهد لذا در باغات سیب از کاشت پرپشت درختان بایستی اجتناب کرده و به هرس آنها دقت لازم مبذول داشت همواره جریان هوا و نفوذ اشعه‌های خورشیدی را به داخل درختان امکان‌پذیر ساخت. چون شته‌ها اکثراً در داخل زخم‌های درختان و یا در محل‌های بریده و هرس شده آنها مستقر می‌شوند لذا این قسمت‌ها نباید به حال خو رها شوند. همچنی شاخه‌های گال‌دار و یا سرشاخه‌های مورد هجوم بایستی به طور مرتب قطع شده و نابود گردند.

3ـ کاشت واریته‌های مقاوم

تحقیقات ایستگاه East-Malling نشان می‌دهد که واریته‌های Northern spy و Winter majetin تقریباً مورد هجوم شته مومی واقع نمی‌شوند.

کنترل شیمیایی:

1. تیومتون(اکاتین) EC60% و 1در هزار

2. اکسی دیمتون متیل EC25% و 1 درهزار

3. پیریمیکارب(پریمور) Df50% و 5/. درهزار

شته سبز سیب Green apple aphi

Aphis pomi

(Hom.: Aphididae)

این شته در سراسر کشور هر جا که سیب کشت شود وجود دارد. این آفت به برگ و نوک شاخه‌های نورس، جوانه‌ها حتی گلها نیز خسارت می‌زند و باعث کم شدن محصول می‌گردد. گیاهان میزبان آن شامل سیب، گلابی، به، زالزالک و ازگیل می‌باشد. در نهالستان‌ها و روی درختان جوان خسارتش بسیار شدید است. حمله شدید آن در باغهای بارده نیز به فراوانی دیده می‌شود. در درختان چه پیر و چه جوان پاجوش‌ها بیشتر در معرض حمله این شته قرار دارند. بر اثر تغذیه این حشره برگهای جوان تغییر شکل می‌دهند. در این گونه پیچش برگها غالباً عرضی است. به عبارتی کلی‌تر برگهای جوان انتهایی بیشتر از همه در معرضحمله قرار دارند و بیشترین خسارت را می‌بینند.

زیست‌شناسی

سیکل زندگی این شته از نوع Holocyclic می‌باشد. زمستان گذرانی به صورت تخم است. این تخمها معمولاً روی شاخه‌های یکساله گذاشته می‌شوند. روی شاخه‌های سنین دیگر نیز ممکن است بتوان تخمی پیدا نمود. زمان تفریخ تخمها مصادف با باز شدن جوانه‌هاست. فعالیت بهار این آفت شدید است و روی اعضا فعال و جوان گیاهی به سرعت به زنده‌زایی ادامه داده و مهمترین خسارت خود را در همان زمان وارد می‌آورد.

با بالا رفتن جمعیت، بالدارهایی در مجموعه شته‌ها ظاهر می‌شوند که انتشار آفت را به سایر درختان میزبان که در مجاورت قرار دارند به عهده می‌گیرند. این شته میزبان ثانوی برای تابستان گذرانی ندارد به عبارت دیگر تمام نسلهای خود را روی درختان میوه سردسیری که قبلاً اسامی آنها ارائه شد طی می‌نماید و اگر مشاهده می‌شود که در طول تابستان جمعیت آن به شدت کاهش می‌یابد به علت مهاجرت به طرف میزبانهای ثانوی نیست بلکه این کاهش نتیجه اثر حرارت شدید محیطی، ایجاد تغییراتی در شیره گیاهی و فعالیت قابل توجه دشمنان طبیعی این شته می‌باشد. از اوایل پاییز به بعد در جمعیت این شته فزونی محسوسی در مقایسه با جمعیت تابستانی پدیدار می‌گردد. افراد جنسی از اواخر مهر شروع به ظاهر شدن می‌کنند و تخمریزی تقریباً بلافاصله آغاز می‌گردد.


تعداد نسل شته سبز سیب در سال بر حسب شرایط آب و هوایی محل فرق کرده و معمولاً 15 تا 20 نسل در سال تولید می‌کند. این شته یک میزبانه است.

کنترل شیمیایی:
اگر شته‌ها موجب پیچیدگی برگ شوند یا تولید گال نمایند از سموم سیستمیک مانند اکسی دی متون متیل (متاسیستوکس) و تیومتون (اکاتین) استفاده می‌شود ولی اگر موجب پیچیدگی نشوند از پریمیکارب (پریمور)‌ که یک شته کش اختصاصی است، استفاد می‌شود. برای مبارزه با شته‌های سبزی و جالیزی از هپتنوفوس (هوستاکوئیک) استفاده می‌شود چون اثر سریع داشته ولی کم دوام است.همچنین سموم پر دوام در اوایل فصل مصرف شود.

1. تیومتون(اکاتین) EC 60 % یک در هزار

2. اکسی دیمتون متیل EC25% یک درهزار

3. مالاتیون EC25% دو درهزار

4. پیریمیکارب(پریمور) Df50% نیم درهزار

5. پیریمیکارب WP50% نیم درهزار

6. هپتنفوس EC50% یک در هزار

7. دیازینون EC60% یک در هزار

سنک گلابی (Pear lace bug)

Stephannts pyri

(Hem.: Tingitidae)

در تمام مناطق میوه‌خیز کشور یافت می‌شود. میزبان آن سیب، گلابی و در درجه دوم به گیلاس و گاهی نیز هلو، زردآلو، گوجه، زالزالک و ازگیل، به ژاپونی و گل سرخ خسارت وارد می‌آورد. برگها در محل تغذیه فاقد کلروفیل شده و بهص ورت نقاط زرد رنگ در سطح فوقانی برگ دیده می‌شود. این نقاط با تغذیه‌های مداوم قهوه‌ای شده و سپس برگها می‌ریزند. حشره کامل و پوره‌ها پشت برگها فضولاتی تولید می‌کنند که به صورت نقاط سیاه رنگ همراه با مایع چسبنده‌ای می‌باشد. درختان آلوده ضعیف شده برگها قبل از خزان می‌ریزند. اگر شدت آلودگی زیاد باشد میوه‌ها هم ریزش می‌کنند.

زیست‌شناسی

زمستان را به صورت حشره کامل که از لحاظ جنسی هنوز بالغ نشده است در زیر پوستک درختان و زیر برگهای خشک درز و شکاف تنه درخت و دیوار و سایر پناهگاهها به سر می‌برد. طول بدن حشرات کامل حدود 3 تا 4 میلیمتر و به رنگ قهوه‌ای مایل به خاکستری می‌باشد. بالها مشبک، طول بالها تقریباً دو برابر طول بدن است. در بهار حشرات کامل مصادف با باز شدن کامل برگها ظاهر می‌شودند و پس از جفت‌گیری حشرات ماده داخل نسج در سطح زیرین برگ تخمریزی می‌کنند و روی آنها را با ترشحات سیاه رنگ می‌پوشاند. پوره‌ها به فاصله 30 تا 40 روز از تخم خارج می‌شوند. دوره پورگی 4 تا 5 هفته و در این مدت پوره‌ها 5 بار جلد عوض می‌کنند. 2 تا 3 نسل در سال دارد.

مبارزه

1ـ از بین بردن برگهای خشک و پوستک‌های تنه درختان

2ـ شخم پاییزه

3ـ استفاده ازسموم فسفره آلی ماند اکامت و زولون

سرخرطومی سیب Apple blossom weevil

Anthonomus pomorum
(Col.: Curculionidae)

میزان اصلی آن سیب و علاوه بر آن به سایر درختان میوه دانه‌دار هم خسارت می‌زند، حشره کامل قبل از جفت‌گیری و تخمریزی از جوانه‌ها، برگ، گلهای هنوز کاملاً بسته، حتی شاخه‌های بسیار کوچک حامل جوانه‌های گل و برگ تغذیه می‌کند. لارو نیز از اندامهای زایا نظیر پرچم‌ها و تخمدان‌های گل و میوه جوان تغذیه می‌کند. غنچه‌های مورد حمله باز نشده، گلبرگها خشک، غنچه‌ها قهوه‌ای و بسته باقی می‌مانند و سوراخی در آن بوجود می‌آید. در داخل غنچه آلوده تخم، لارو یا شفیره آفت ملاحظه می‌گردد.

زیست‌شناسی

حشره کامل در شکاف یا زیر پوست تنه درختان و یا پناهگاههای دیگر زمستان را به سر می‌برد. در اواخر اسفند و یا فروردین پناهگاههای زمستانی را ترک کرده و شروع به تغذیه از غنچه‌ها می‌نماید. ماده‌ها یک تا دو روز پس از جفت‌گیری شروع به تخمریزی داخل غنچه‌های سبز می‌کنند. حشره ماده با خرطوم خود سوراخی در غنچه ایجاد می‌کند سپس چرخیده و انتهای شکم را در مقابل سوراخ قرار داده و تخمریزی می‌کند. تخم پس از 5 تا 15 روز تفریخ شده و لاروها پس از 2 تا 3 هفته تغذیه در داخل غنچه‌ها تبدیل به شفیره می‌گردند. دوره شفیرگی یک تا دو هفته می‌باشد. سپس سرخرطومی‌های نسل جدید غنچه را سوراخ کرده و از آن خارج می‌شوند و در پناهگاههای مختلف زمستان گذرانی می‌کند. این حشره یک نسل در سال دارد.

کنترل شیمیایی:
از سموم توصیه شده در مرحله غنچه قبل ازباز شدن گلها استفاده می کنیم

1. اندوسولفان EC35% و 1.5 درهزار

2. دیازینون wp40% و 1در هزار

3. فوزولن EC35% و 1.5 در هزار

کرم جگری یا کرم نجار (Goat moth)
Cossus cossus

(Lep: ossidae)

این آفت از نظر خسارت کم و بیش زمانند پروانه فری می‌باشد. بیشتر در نواحی معتدله سرد و مرطوب انتشار دارد. حشره کامل به رنگ قهوه‌ای مایل به خاکستری است و عرض آن با بالهای باز گاهی به 80 میلیمتر می‌رسد. لاروهای جگری رنگ هستند بدین ترتیب که قسمت پشتی قهوه‌ای مایل به قرمز و در پهلو زرد پررنگ به نظر می‌رسند. (لاروهای کامل طولشان به 100 میلیمتر هم می‌رسد).

از نظر گیاهان میزبان این آفت به سیب، گلابی، به، گوجه و بسیاری از درختان غیرمثمر و جنگلی حمله می‌نماید. در این بین، درختان سیب بیشتر مورد حمله قرار می‌گیرند. گفته می‌شود که این آفت به درختان مسن بیشتر حمله می‌کند. رژیم غذایی این آفت چوبخواری است لاروها از منطقه پوستی، کامبیوم و چوب درختان میزبان تغذیه می‌کنند. این گونه درختان که از بین ضعیف‌ها انتخاب می‌گردند دچار ضعف بیشتری شده نهایتاً با حمله سایر حشرات چوبخوار نابود می‌گردند. برخلاف کرم خراط این لاروها به ندرت به شاخه‌های جوان خسارت وارد می‌کنند.

زیست‌شناسی
زمستان گذرانی به صورت لارو در درون تنه درختان و بدون دیاپوز اجباری است. هر دو سال یک نسل دارد. لارو پس از تکمیل رشد خود برای شفیره شدن خود را به نزدیکی سوراخ ورودی می‌رساند. لارو با استفاده از ترشحات بزاقی خانه شفیرگی آمیخته از خاک و ذرات چوب ساخته و تبدیل به شفیره می‌شود. دوره شفیرگی 3 تا 4 هفته و حتی گاهی 6 هفته طول می‌کشد. ظهور حشرات کامل در اواخر بهار و اوایل تابستان صورت می‌گیرد. حشره ماده پس از جفت‌گیری تخمهمای خود را به صورت دسته‌های 15 تا 50 تایی در شکاف پوست تنه درخت قرار می‌دهد. حداکثر تعداد تخم از 1400 تا 1900 متغیر و به طور متوسط 1000 عدد است. دوره جنینی تخم 14 روز سپس لاروهای جوان خارج و وارد پوست می‌شوند و از قسمت‌های درونی تنه و شاخه تغذیه می‌نمایند.

مبارزه
1. چون سوراخ خروجی و ورودی لارو حشره یکی است از طریق مبارزه مکانیکی و با فرو بردن یک مفتول سیمی در دخل سوراخ می‌توان لارو را زخمی کرد یا کشت.

2. با توجه به اینکه حشره فقط درختان پیر و ضعیف را مورد حمله قرار می‌دهد رعایت اصول بهداشت بهترین راه پیشگیری از این آفت می‌باشد.

3. آبیاری و تغذیه مناسب باعث حفظ فشارآوندی مناسب درگیاه می شود ولارو آفت نمی تواند به راحتی به چنین گیاهانی حمله کند.

کرم به Quince moth
Euzophera bigella

( Lep.:pyralidae)

در سال 1342 ضمن بررسی‌های دواچی و اسماعیلی در زمینه زیست‌شناسی و مبارزه با کرم سیب معلوم گردید که کرم‌زدگی میوه‌های سیب، گلابی و بخصوص به منحصر به کرم سیب نیست و گاهی در میان میوه‌های آلوده لاروهای قرمز ارغوانی رنگی مشاهده می‌شود که اگرچه نحوه خسارت آنها به گونه کرم سیب شباهت نسبی دارد ولی از نظر شکل‌شناسی کاملاً قابل تفکیک می‌باشند. همچنین مشاهده گردید که تعداد لاروهای ارغوانی رنگ نسبت به کرم سیب هرچه به پاییز نزدیک‌تر می‌شویم در زیر پوستکهای تنه درختان سیب و گلابی بیشتر می‌شود. با تفکیک لاروها بر حسب مشخصت ظاهری و قرار دادن آنها در انکوباتور شب‌پره‌هایی بدست آمد که از نظر شکل ظاهری کاملاً از کرم سیب متمایز بودند. نمونه‌هایی از این حشرات برای تشخیص گونه به زوریخ ارسال گردید و بوسیله سوتر W.Sauter گونه E.bigella تشخیص داده شد. لاروهای این آفت اخیراً زیر پوست درختان انار مشاهده شده است.

زیست‌شناسی:
کرم به زمستان را به صورت لاروهای کامل در داخل پیله‌های خاکستری رنگ و کشیده به سر می‌برند. لاروهای زمستان گذران در اواخر اسفندماه به شفیره تبدیل می‌شوند. شفیره در اوایل فروردین و کمی قبل از باز شدن شکوفه‌های سیب به حشرات کامل تبدیل می‌شوند. لارو این حشره دارای دو رفتار چوبخواری و میوه‌خواری است. لاروهای چوبخوار فاقد دیاپوز اجباری و لاروهای میوه‌خوار دارای دیاپوز اجباری می‌باشند. رفتار چوبخواری در اول فصل (نسل بهاره) مشاهده می‌شود. برخی از لاروها تا آخر فصل این رفتار را ادامه می‌دهند. دوران چوبخواری روی سیب و گلابی و دوران میوه‌خواری روی به و گردو انجام می‌گیرد. پروانه‌های خارج شده از لاروهای زمستان گذران قسمت اعظم تخمهای خود را در شکاف‌های تنه و شاخه‌ها می‌گذارند و لاروهای حاصل از آنها شروع به چوبخواری می‌نماید. محل تغذیه، عمق پوست و ناحیه کامبیوه است. البته تعدادی از تخمها در طول بهار روی میوه‌ها نیز گذاشته می‌شوند که لاروهای حاصل هیچگاه قادر به ادامه این شیوه زندگی نیستند. میوه‌خواری از اوایل تابستان شروع می‌گردد. در این زمان تخمها اغلب به صورت انفرادی وگاهی 2 تا 6 تایی در روی میوه، شکاف تنه درخت گذاشته می‌شود. حشرات ماده محل تصال دم میوه را به سطح آن ترجیح می‌دهند، لاروها بیشتر از فرو رفتگی محل اتصال دو میوه وارد آن می‌شوند، در صورتیکه خراش‌هایی در سطح میوه وجود داشته باشد از محل خراش‌ها نیز داخل می‌شوند. یک لارو معمولاً چند میوه را مورد حمله قرار می‌دهد. میوه‌های گردو معمولاً نمی‌ریزند. لاروها از زیر پریکارپ و پوشش دانه آندوکارپ و گاهی از دانه تغذیه می‌نمایند. لاروها ممکن است در داخل میوه تبدیل به شفیره شوند. این آفت در شرایط کرج 3 تا 4 نسل در سال دارد و تراکم آن در نسل آخر به حداکثر خود می‌رسد. به همین دلیل خسارت آن در آخر تابستان و پاییز به خصوص روی سیب و گلاهی و به خیلی شدید است.

کنترل شیمیائی:

1. فوزالن(زولون) EC35% و 1.5 در هزار

2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2 درهزار

3. دیازینون EC60% و 1 درهزار

4. دیازینون WP40% و 1.5درهزار

5. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار

6. آزینفوس متیل WP20% و 2در هزار

لیسه سیب:Hyponomeuta malinellus

(lep,Hyponomeutidae)میزبان:درختان سیب ولی گاهی اوقات روی درختان گلابی جنگلی نیز دیده شده.

حشره کامل دارای بالهای رویی سفید رنگ دارای15_22و بطور متوسط18_19

عدد نقطه سیاه است که در تمام سطح بال پراکنده اند.بالهای زیری خاکستری متمایل

به قهوه ای بوده ودارای موهای حاشیه ای به همان رنگ.

حشره نر را می توان از والوهای انتهای شکم که بسیار رشد کرده و پوشیده از

پوشش سفید مخملی است تشخیص داد.انتهای شکم ماده متورم تر از نرو منتهی

به اعضای جنسی می شود که حلقه ای از پو شش مخملی قسمت بالای

آن را احا طه نموده ا ست.

لیسه سیب در سال فقط یک نسل داشته و زمستان را به صورت لاروهای نئونات یا

جوان که قبلا از تخم خارج شده انددر زیر پولکی شبیه پوست درخت روی سر شاخه ها

می گذرانند.

مبارزه بیو لو ژیکی: زنبور Compoplex ensator(Ichneumonidae)

Pseudosorcophaga mamillat,Pimpla turionella

و زنبورEncyryus fusiclolis (Encyrtidae)

پر طاووس گلابی

Saturnia pyri

(Lep.: Saturnidae)

حشره کامل با بالهای باز حدود 140 میلیمتر، خاکستری مایل به قهوه‌ای و روی هر بال لکه درشتی شبیه به چشم وجود دارد. لارو سبز رنگ در حداکثر رشد اندازه آن به 120 میلیمتر می‌رسد و روی حلقه‌های مختلف دارای غده‌های آبی رنگ با موهای بلند است. به گلابی، سیب، بادام و گاهی پسته خسارت می‌زند. لارو از برگ تغذیه می‌نماید. زمستان گذرانی به صورت شفره و یک نسل در سال دارد. کنترل: با جمع‌آوری لاروهای درشت می‌توان به روش مکانیکی با آن مبارزه نمود

پروانه تخم انگشتری
Malacosoma neustria
(Lep: Lasiocampidae)

این آفت به سیب، گلابی، گوجه، به، گل سرخ، گوجه زینتی و گرهی از درختان جنگلی و غیر مثمر خسارت می‌زند و در اثر تغذیه لارو درخت عاری از برگ می‌گردد.
زیست‌شناسی
یک نسل در سال دارد. زمستان را به صورت دستجات تخم روی شاخه به سر می‌برد. 9 ماه از سال حشره به صورت تخم بوده و در اواسط فروردین ماه تخم تفریخ شده و لاروها به تغذیه از برگها می‌پردازند. لاروها ضمن تغذیه به تنیدن تار پرداخته و حتی رگبرگها را نیز می‌خورند. اولین شفیره در اردیبهشت ماه تشکیل شده و شب پره‌ها از اوایل خردادماه ظاهر می‌شوند. هر حشره ماده پس از جفت‌گیری 100 تا 200 عدد تخم می‌گذارد.

کنترل:
1ـ هرس شاخه‌هایی که روی آنها تخمگذاری شده است در انهدام آفت مؤثر است.

2ـ مبارزه شیمیایی در بهار پس از ظهورلاروهای جوان با یکی از سموم تماسی گوارشی.

سفیده رگ سیاه(Black – Veined White)

Aporia crataegi

(Lep: Pieridae)

پروانه‌ای سفید رنگ با رگبالهای تیره می‌باشد. روز پرواز، به طول 20 میلیمتر با شاخک سنجاقی است. در نرها مفصل آخر شاخک و در ماده‌ها چهار مفصل آخر سفید رنگ است. در اکثر مناق کشور وجود دارد. لارو این آفت از برگهای درختان میوه مانند سیب، گلابی، گوجه، بادام، آلبالو و گیلاس تغذیه می‌نماید. زمستان را به صورت لاروهای غیر کامل (لاروهای سنین 3 و 4) در داخل لانه‌هایی از تارهای خود و برگ درختان تهیه نموده است به سر برده و یک نسل در سال دارد.
کنترلزنبور Apanteles glomeratus از Braconidae لاروهای این آفت را پارازیته می‌کند. بریدن و سوزاندن لانه‌های زمستانی آفت، موقع هرس درختان نقش عمده‌ای در کاهش آفت خواهد داشت.

پروانه زنبورمانند درختان سیب
Synanthedon myopaeformis
(Lep: Sesiidae)

این گونه در مناطق وسیع از کشورهای اروپایی و آسیایی انتشار دارد. از آفات مهم درختان سیب می‌باشد. لاروهای این آفت در منطقه کامبیوم در زیر پوست تنه درختان، روی تنه و شاخه‌های اصلی فعالیت دارند و گاهی باعث خشک شدن کامل درختان می‌گردند.

زیست‌شناسی
زمستان گذرانی این حشره به صورت لاروهای سنین مختلف در محل تغذیه یعنی دالانهای پیچ و خم‌دار لارو در زیر پوست می‌باشد. لاروها برای تغذیه به چوب آسیبی نمی‌رسانند بلکه تغذیه آنها از پوست و کامبیوم است. لاروهای زمستان گذران در بهار سال بعد مجدداً شروع به فعالیت کرده و پس از تکمیل دوران لاروی در حالی که طول آنها به حدود 15 تا 18 میلیمتر می‌رسد و به رنگ زرد عسلی به یک خط تیره پشتی درمی‌آیند، در زیر پوست تبدیل به شفیره می‌شوند. لاروها قبل از شفیره شدن پیله‌های مخصوص مرکب از تارهای ابریشمی و خورده‌های پوست و فضولات قهوه‌ای رنگ می‌سازند و در داخل آن تبدیل به شفیره می‌شوند. لاروها پس از یک تا دو هفته و طی دوران شفیرگی کامل شده و پروانه‌ها ظاهر می‌شوند. این زمان در حدود اواسط خردادماه تا اوایل تیرماه می‌باشد. پرواز پروانه‌ها و فعالیت‌های حیاتی آنها شامل جفت‌گیری و تخمریزی در روز انجام می‌شود. ماده تخمهای خود را به صورت انفرادی و گهگاه چند عدد در جوار یکدیگر در شکافها و زخمهای روی پوست تنه و شاخه‌های قطور می‌گذراند. در این رابطه حتی در محل هرس شاخه‌های قطور نیز تخم این حشره دیده شده است. در روی تنه‌های سالم، حشره ماده حتی از ترکهای بسیار خفیف ناشی از تغییرات اقلیمی و عوامل فیزیولوژیک گیاهی نیز جهت تخمگذاری استفاده می‌نماید.

دوره چنینی تخم متفاوت و از 8 تا 20 روز متغیر است. لاروها پس از خروج از راه شکاف و یا زخمی که تخم در آن گذاشته شده است به داخل پوست نفوذ نموده و تغذیه را شروع می‌نمایند. تغذیه هم از بافتهای در حال فساد و هم از بافتهای تازه می‌باشد. فضولات لاروی به صورت دانه‌های ریز قهوه‌ای رنگی بوده که گهگاه از شکافها بیرون زده و محل فعالیت لاروی را مشخص می‌سازد. این لاروها تا بهال سال آینده در همین محلها زمستان را می‌گذرانند. بنابراین یک نسل در سال دارد.


کنترل:
در مورد درختان پذیرای این آفت دو نکته بسیار مهم قابل بحث می‌باشد.

1ـ بیشتر درختانی که جهت تخمریزی انتخاب می‌شوند یا رها شده‌اند و یا از نظر کاشت وضعیتی رضایت‌بخشی ندارند.

2ـ هر نوع شکاف، ترک . زخم روی تنه و شاخه‌ها باعث جلب این آفت برای تخمریزی خواهد گردید. در این رابطه حتی ترک‌ها و تغییر شکل‌های ناشی از عوامل بیماریزا مانند بیماری معروف قارچی خوره که در نقاط میوه‌خیز کوهستانی به فراونی روی درختان سیب رایج است باعث جلب این حشره برای تخمریزی می‌گردد. لذا مهمترین طریقه پیشگیری از حمله و خسارت این آفت رعایت اصول صحیح باغداری، آبیاری به موقع، هرس و پانسمان زخمهای روی تنه با مواد ضدعفونی کننده و چسب پیوند می‌باشد. سم‌پاشی تنه و شاخه‌های اصلی درخت یک هفته پس از ظهور حداکثر حشرات کامل در بهار، تراشیدن آن قسمت از پوست تنه که خشک و فاسد شده و پوشاندن محل زخم با چسب پیوند بسیار مؤثر است.

3- دادن کودهای ازته و حیوانی و انجام آبیاری کافی موجب رشد سریع پوست و خفته کردن آفت می‌گردد.

4- سموم فسفره 3-2 درهزار

5- اندوسولفان(تیودان)

کرم به Quince moth

Euzophera bigella
Lep.:pyralidae

در سال 1342 ضمن بررسی‌های دواچی و اسماعیلی در زمینه زیست‌شناسی و مبارزه با کرم سیب معلوم گردید که کرم‌زدگی میوه‌های سیب، گلابی و بخصوص به منحصر به کرم سیب نیست و گاهی در میان میوه‌های آلوده لاروهای قرمز ارغوانی رنگی مشاهده می‌شود که اگرچه نحوه خسارت آنها به گونه کرم سیب شباهت نسبی دارد ولی از نظر شکل‌شناسی کاملاً قابل تفکیک می‌باشند. همچنین مشاهده گردید که تعداد لاروهای ارغوانی رنگ نسبت به کرم سیب هرچه به پاییز نزدیک‌تر می‌شویم در زیر پوستکهای تنه درختان سیب و گلابی بیشتر می‌شود. با تفکیک لاروها بر حسب مشخصت ظاهری و قرار دادن آنها در انکوباتور شب‌پره‌هایی بدست آمد که از نظر شکل ظاهری کاملاً از کرم سیب متمایز بودند. نمونه‌هایی از این حشرات برای تشخیص گونه به زوریخ ارسال گردید و بوسیله سوتر W.Sauter گونه E.bigella تشخیص داده شد. لاروهای این آفت اخیراً زیر پوست درختان انار مشاهده شده است.

زیست‌شناسی:

کرم به زمستان را به صورت لاروهای کامل در داخل پیله‌های خاکستری رنگ و کشیده به سر می‌برند. لاروهای زمستان گذران در اواخر اسفندماه به شفیره تبدیل می‌شوند. شفیره در اوایل فروردین و کمی قبل از باز شدن شکوفه‌های سیب به حشرات کامل تبدیل می‌شوند. لارو این حشره دارای دو رفتار چوبخواری و میوه‌خواری است. لاروهای چوبخوار فاقد دیاپوز اجباری و لاروهای میوه‌خوار دارای دیاپوز اجباری می‌باشند. رفتار چوبخواری در اول فصل (نسل بهاره) مشاهده می‌شود. برخی از لاروها تا آخر فصل این رفتار را ادامه می‌دهند. دوران چوبخواری روی سیب و گلابی و دوران میوه‌خواری روی به و گردو انجام می‌گیرد. پروانه‌های خارج شده از لاروهای زمستان گذران قسمت اعظم تخمهای خود را در شکاف‌های تنه و شاخه‌ها می‌گذارند و لاروهای حاصل از آنها شروع به چوبخواری می‌نماید. محل تغذیه، عمق پوست و ناحیه کامبیوه است. البته تعدادی از تخمها در طول بهار روی میوه‌ها نیز گذاشته می‌شوند که لاروهای حاصل هیچگاه قادر به ادامه این شیوه زندگی نیستند. میوه‌خواری از اوایل تابستان شروع می‌گردد. در این زمان تخمها اغلب به صورت انفرادی وگاهی 2 تا 6 تایی در روی میوه، شکاف تنه درخت گذاشته می‌شود. حشرات ماده محل تصال دم میوه را به سطح آن ترجیح می‌دهند، لاروها بیشتر از فرو رفتگی محل اتصال دو میوه وارد آن می‌شوند، در صورتیکه خراش‌هایی در سطح میوه وجود داشته باشد از محل خراش‌ها نیز داخل می‌شوند. یک لارو معمولاً چند میوه را مورد حمله قرار می‌دهد. میوه‌های گردو معمولاً نمی‌ریزند. لاروها از زیر پریکارپ و پوشش دانه آندوکارپ و گاهی از دانه تغذیه می‌نمایند. لاروها ممکن است در داخل میوه تبدیل به شفیره شوند. این آفت در شرایط کرج 3 تا 4 نسل در سال دارد و تراکم آن در نسل آخر به حداکثر خود می‌رسد. به همین دلیل خسارت آن در آخر تابستان و پاییز به خصوص روی سیب و گلاهی و به خیلی شدید است.

کنترل شیمیائی:

1. فوزالن(زولون) EC35% و 1.5 در هزار
2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2 درهزار
3. دیازینون EC60% و 1 درهزار
4. دیازینون WP40% و 1.5درهزار
5. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار
6. آزینفوس متیل WP20% و 2در هزار

سمپاشی پیش بهاره (زمستانه)درختان دانه دار(سیب وگلابی)

مناسبترین زمان سمپاشی از اغاز تورم جوانه ها تا مرحله صورتی رنگ شدن غنچه ها (قبل از باز شدن گلها)میباشد.
این توصیه بمنظور مبارزه با مراحل زیستی مختلف افاتی مانند کنه ها-شته ها –شپشکهای نخودی –پسیل گلابی –لیسه درختان میوه –کرمهای جوانه خوار صورت می گیرد.
فرمول سمپاشی: روغن ولک 10تا20 در هزار
سموم حشره کش

نام سم


گوزاتیون


مالاتیون


دیازینون-زولون


کنفیدور


دورسبان

میزان


2در هزار


2درهزار


5/1درهزار



5/0در هزار


5/1در هزار


برای مبارزه با تخم کنه می توان از اپلو به نسبت 5/0در هزار با روغن مخلوط نمود .
جهت کنترل بیماری اتشک و افات به صورت توام میتوان از تر کیب بردو وروغن به نسبت 2در صد در اغاز تورم جوانه ها و نسبت 1در صد در مرحله غنچه صورتی استفاده نمود.
در صورت مصرف قارچکشهای بنومیل و دودین برای مبارزه با لکه سیاه سیب و گلابی این سموم چند روز بعد همزمان با باز شدن جوانه های برگ و بعد از روغن محلول پاشی گردد واز اختلاط سموم قارچکش فوق با روغن خودداری شود.

کرم سفید ریشه

Polyphylla ollivieri

(Lep: Scarabaeidae)

این حشره در اکثر مناطق ایران وجود دارد و از ریشه گیاهان مختلفی تغذیه می‌نماید. از این جهت می‌توان به گیلاس، گلابی، سیب، به، هلو، گوجه، آلو، زردآلو، آلبالو، انار، مو، تاج خروس وحشی، گونه‌های Chenopodium، خیار، بادمجان، لوبیاسبز، کدو، سیب‌زمینی، یاس بنفش، برگ بو، برگ نو، گلایول، چمن، تبریزی، بید و نارون اشاره نمود.
زیست‌شناسی
این حشره طول یک نسل را در 3 سال طی می‌کند. در شریط مساعد تغذیه‌ای و خاک می‌تواند یک نسل را در طی دو سال بگذراند. زمستان را به صورت لارو به سر می‌برد و در بهار سال سوم قبل از آنکه وارد مرحله شفیرگی شود یک محفظه گلی برای خود درست می‌کند و در آنجا تبدیل به شفیره می‌شود (در برخی موارد خانه شفیرگی ساخته نمی‌شود). دوره شفیرگی 17 تا 24 روز می‌باشد.حشرات کامل از دهه سوم خردادماه تا دهه سوم مردادماه بسته به شرایط محیطی منطقه ظاهر می‌گردند. اوج خروج معمولاً در تیرماه است. حشرات کامل برای خروج در خاک سوراخهایی ایجاد و خارج می‌شوند. سپس از برگ درختان مثمر و غیرمثمر تغذیه می‌نمایند. تمام فعالیت‌های حیاتی، تغذیه، جفت‌گیری و تخمریزی در غروب و اوایل شب انجام می‌گیرد.

در روز حشرات کامل بدون هیچ فعالیتی در لابه‌لای شاخ و برگ درختان و جاهای امن به سر می‌برند. جفت‌یری در اوایل شب و اغلب در روی شاخه‌ها انجام می‌شود. تخمریزی معمولاً چند روز (معمولاً 4 روز) بعد از جفت‌گیری انجام می‌شود. حشره کامل مادهبا پاهای جلویی خود زیر خاک رفته و در منطقه‌ای مناسب که غذای کافی برای لاروسن اول وجود دارد تخم‌ریزی می‌کند. تخم‌ها به صورت انفرادی یا دسته‌های تا شش عددی در عمق صفر تا 12 سانتیمتری خاک گذاشته می‌شود. دوره جنینی یا Incobation period در منطقه کرج و شهریار 30 تا 35 روز است. حشره دارای 3 سن لاروی است. لارو سن اول از مواد هوموسی یا ریشه علفهای هرز و سنین دو و سه لاروی از ریشه درختان تغذیه می‌کنند. لارو در خاکهای مرطوب فعالیت بیشتری دارد. فعالیت این حشره در سطح باغ لکه‌ای است.

CASSIATORA
2010-May-07, 15:53
شته و طرز مبارزه با آن

Phylloxera
(Filoksera)

شته‌ها بعلت وسعت دامنه میزبانهایشان حشره‌های معروفی هستند. دو گونه اصلی آنها جزو آفات مهم گیاهان زینتی در گلخانه‌های آلاسکا بحساب می‌آیند. یکی شته سبز هلو (Myzus Persicae) و دیگری شته خربزه و سیاه (Aphids gossypii)
اختلافهای منطقه‌ای معمول هستند. در قسمتهای مختلف آلاسکا مقاومت شته‌ها در برابر حشره‌کش‌ها، ترجیحات محصول و فعالیتهای فعصلی متفاوت است. استراتژی‌هایی که در برخی مناطق آلاسکا انجام می‌گیرد ممکن است در سایر نقاط ایالت مؤثر نباشد. شته‌ها توانایی تولید مثل بطریق Parthen ogenesis (کلونی ماده) را دارند.
ماده‌ها از ماده‌ها بوجود می‌آیند و هر ماده جدید توانایی تولید 100ـ50 شته جدید را دارد که این شته‌های جدید ظرف 10ـ7 روز قابلیت تولید مثل را بدست می‌آیند. این تعداد حشره می‌تواند قبل از عکس‌العمل ما همه جا را فرا گیرد.

مقاومت به آفتکش‌ها
IPM در آلاسکا در سرتاسر صنعت گلخانه، مقاومت شته‌ها را به آفتکش‌ها ثبت کرده است. شبته‌ها به راحتی می‌توانند مقاومت به آفتکش‌ها را توسعه دهند. شته‌ها بصورت ژنتیکی به تعداد مساوی حشره ماده تولید می‌کنند و به آنها مکانیسمهای مقاومت در برابر آفتکش‌ها را می‌دهند. و این بسته‌ها بر روی دامنه وسیعی از میزبانها زندگی می‌نمایند. مقاومت به آفتکش‌ها تقریباً همیشه در گلخانه‌های آلاسکا وجود دارد.
مقاومت شته‌ها به آفتکش‌ها بعلت کاربرد غلط و یا بیش از حد بوجود می‌آید. هرچه به میزان بیشتری از حشره‌کش استفاده شود مقاومت بیشتری در شته‌ها بوجود می‌آید. هرگز دوز را افزایش ندهید. برای مثال با از بین بردن شته‌های حساس مستعد، یک مقاومت غیر قابل مشاهده‌ای بوجود می‌آید که باعث تشکیل جعمیت بزرگتری از شته‌ها می‌شود. در نتیجه حشره‌کشهایی که در یک مقطع زمانی جمعیت بزرگی از شته‌های مستعد را از بین می‌برد دیگر برای حشرات باقیمانده اصلاح شده و اکثر نژادهای آن شته کاربردی ندارد.
صاحبان گلخانه اغلب مقاومت به شته‌ها را غیر عمدی و با کاربرد نادرست بیش از اندازه مسموم بوجود می‌آورند.
IP در آلاسکا اغلب مورد نیاز کشاورزان ناامید قرار می‌گیرد زیرا که تلاش آنها اغلب برای مقابله با شته‌ها کاربردی ندارد. ما متوجه می‌شویم که در این طور شرایط مقاومت زیای در شته‌ها وجود دارد. روشهای سنتی کنترل شته بهیچ وجه در چنین شرایطی مؤثر نیستند. بنابراین یک روش ترکیبی شامل مبارزه شیمیایی انتخابی، مبارزه غیر شیمیایی و کنترل بیولوژیک بهترین روش برای مدیریت شته می‌باشد.
اگرچه اقدامات پیشگیرانه می‌تواند در تأخیر حمله مگس سفید تأثیر داشته باشد اما کشاورز باید فرض کند که گلخانه عاقبت به این آفت مبتلا خواهد شد و باید آمادگی اقداماتی جهت کنترل در زمان مناسب را داشته باشد.

کنترل بیولوژیک
گونه‌های پارازیت مختلفی در هاوایی ظاهر می‌شود. معمولترین گونه‌ها Prospaltella transuena Timberlake و Encarsia Formosa Gahan. گونه‌های دیگر عبارتند از:
Aleurodophilus Pergandiellus(Howard) و Eretmocerus nr.haldemani Howard گونه‌های Encarsia Formosa و Encarsia Versicolor Giraut پارازیت‌هایی هستند که مناسب با کنترل در شرایط گلخانه‌ای می‌باشند.
حشرات ماده Encarsia در بدن مگس سفید جوان یک عدد تخم می‌گذارد. در نتیجه لارو پارازیت محتویات درونی میزبان را (مگس سفید) خراب و نابود می‌کند و تنها چیزی که از میزبان باقی می‌ماند فقط Exoskeleton (پوشش خارجی بدن) است. (یک نشانه مطمئن و آشکار از اینکه پارازت در حال توسعه است تغییر رنگی است که دو هفته پس از تخمگذاری زنبور پارازیت در بدن لارو اتفاق می‌افتد. بدین صورت که رنگ پوست مسن آخر لاروی سیاه می‌شود). زمانی که زنبور کاملاً رشد یافت، سوراخی در پوشش خارجی لارو و مگس سفید ایجاد می‌کند و بیرون می‌آید.
برای افزایش احتمال موفقیت کنترل بیولوژیک مگس سفید گلخانه می‌بایست به چندین نکته مهم توجه کرد. اکثر حشره‌کشها (شامل حشره‌کشهای Residues) زنبورهای Encarsia را می‌کشد. استفاده از حشره‌کش‌ها می‌بایست حداقل 2ـ1 هفته قبل از بکارگیری پارازیت‌ها متوقف شود.

پیش‌آگاهی و ردیابی
بازدید و بازرسی بصری الزامی است. بازرسی‌های مکرر برای یافتن فعالیتهای اولیه شته در میان گیاهان باید انجام شود. بازرسی‌های تصادفی گیاهان در قسمتهای داخلی و یا بیرونی متکانهای مشخص، جستجوی جوانه‌های گل، قسمتهای انتهایی رشد گیاه و قسمتهای زیرین برگهای پایینی گیاهان.
فعالیت حشره را در نوع مرحله رشد گیاه را یادداشت نمایید. شته‌ها در برخی از محصولات به مراحل مشخصی از رشد حمله می‌کنند، بعنوان مثال در سوسن در مرحله بسته بودن جوانه‌ها اتفاق می‌افتد. اگر هجومی از طرف شته‌ها اتفاق افتاد حتماً‌ به مرحله رشد محصول توجه نمایید و در دفعات بعدی کاشت این محصول آمادگی لازم را جهت مبارزه در همان مرحله از رشد گیاه داشته با شید.
اگر عسلک و باقیمانده پوسته بدن حشرات مشاهده شد، مشخص می‌شود که هجوم بطور کامل صورت گرفته. در مراحل آخر هجوم، شته‌ها پوسته خود را روی سطح برگ باقی می‌گذارند و همچنین عسلک سختی را از خود ترشح و روی شاخ و برگ گیاه قرار می‌دهند که باعث بد منظره شدن گیاهان می‌شود. پی بردن و یافتن اولیه هجوم آفت می‌تواند مشکل باشد. شته‌ها از جوانه‌ها، گلها و سطح زیرین برگهای پایینی گیاهان تغذیه می‌کنند. شته سبز هلو دارای رنگ سبز کمرنگ هستند بهمین دلیل شناسایی و تشخیص آنها زمانیکه در روی گیاه قرار دارند، مشکل است.
حشره‌های بالغ بالدار غیر منتظره ظهور می‌یابند. شته‌های بالغ بالدار در گلخانه پرواز می‌کنند و از علفهای هرز بیرونی خود را به صورت محصولات می‌رسانند. شته‌های بالغ بالدار را می‌توان بوسیله کاتهای چسبنده زرد، منافذ و درها، شکار و Monitor رد.
در گلخانه اکثر شته‌ها ماده بدون بال هستند. اکثر شته‌های گلخانه بدون بال هستند، بنابراین کاتهای چسبنده در زمانی که هجوم شروع شده است، ارزش کمی دارند.

کنترل بیولوژیک شته‌ها
موجودات زنده مدتهاست که برای کنترل موفق گلخانه‌های شته در آلاسکا مورد استفاده قرار گرفته‌اند. نکته کلیدی برای موفقیت مبارزه بیولوژیک عبارتند از تشخیص بموع و زودهنگام آفت، پیشگیری از انتشار و ایجاد جمعیت حشرات مفید که اثر زیادی در روی کنترل جمعیت شته‌ها دارد.

پارازیتهای شته
بسیاری از زنبورهای micro – hymeroptera مثل Aphidus colemani، Aphidus matricariae، Aphidus ervi یا Aphidus abdominalis برای مبارزه بیولوژیک در آلاسکا بسیار شناخته شده هستند و بسیاری از گونه‌های شته‌ها را کنترل می‌کنند. زنبور پارازیت تخم خود را در بدن شته بالغ می‌گذارد. شته‌ای که بوسیله Aphidus پارازیت شده تبدیل به یک جسد مومیایی شده قهوه‌ای رنگ می‌شود که پس از 10 روز یک زنبور پارازیت جدید از آن خارج می‌شود. Aphidus برای مبارزه با گروههای کوچک شته و یا حتی شته‌های تکی جهت جلوگیری از افزایش جمعیت آنها بسیار مؤثر است.


حشرات این خانواده که با خرطوم خود از شیره گیاهی تغذیه می کنند ، دارای تعداد زیادی از گونه ها و از آفات مهم و درجه اول گیاهان صنعتی ، زینتی ، باغبانی ، سبزیکاری ، جنگلی و غیره بوده و از اهمیت اقتصادی زیادی برخوردار میباشند .
شته ها علاوه بر تغذیه از شیره گیاهی در انتقال بیماریهای ویروسی نقش مهمی ایفا می کنند .
عده ای از شته ها باعث پیچیدگی برگ و یا تغییر شکل شاخه ها گردیده و برخی بر روی قسمتهای گیاهان میزبان تشکیل گالهای گوناگونی را می دهند .
شته ها حشرات کوچک کُرَوی ، پهن و یا بیضی شکل هستند ، طول بدن آنها از نیم میلیمتر تا هشت میلیمتر متغیر و اغلب اوقات بین 2 تا 4 میلیمتر می باشد .
رنگ آنها بسیار متنوع و اغلب دارای رنگهای زرد ، سبز ، قرمز ، سیاه و یا خاکستری هستند .
بدن آنها نرم و پوشیده از موهای ریز با اندازه های متفاوت میباشد .
در شته ها سر دارای یک جفت شاخک که طول آن متغیر است وجود دارد .
شته ها دارای سه جفت پا هستند و پاهای عقبی معمولا بلند تر از سایر پاها می باشد .
شته ها به دو شکل بدون بال و یا بالدار میباشند .
در نزد اغلب گونه ها شکم حشره به دم کوتاهی ختم می شود .
ضمنا در طرفین و پشت حلقه ششم شکم زائده ای با شکل و اندازه متفاوت وجود دارد .
شکل و اندازه این زائده ، شاخکها ، دُم و تزئینات آنها از نظر تشخیص گونه ها اهمیت زیادی دارند .
شته ها معمولا دارای ترشحات شیرین و چسبناکی بنام ( عَسَلَک ) میباشند که باعث جلب مورچه ها گَشته و حتی مورچه ها با شاخکهای خود آنها را تحریک به ترشح شیره نموده و از آن تغذیه می کنند .
بعضی از مورچه ها برای یک کُلُنی از شته ها لانه ساخته و آنها را محبوس می کنند و یا آنها را به مکانهای دیگر مخصوصا روی ریشه گیاهان منتقل می کنند .
در حقیقت مورچه ها استثمارکننده شته ها هستند .
بدین جهت شته ها را گاو شیری مورچه ها نامیده اند .
در عوض مورچه ها اغلب اوقات شته ها را از حمله و گزند دشمنانشان مصون می دارند .
زندگی شته ها بسیار پیچیده است در قسمتی از زندگی خود بطریق بِکرزائی تکثیر پیدا کرده و سپس بعد از پیدایش افراد نر و ماده و آمیزش بین آنها نسل های متعددو متوالی ایجاد کرده و در پائیز ماده های جنسی تخمهای زمستانه می گذارند .
زادآوری در شته ها بسیار زیاد میباشد ، بطوریکه تعداد نسل آنها گاهی در سال در مناطق مناسب به 20 نسل می رسد .
چند تائی شته کافی است تا در اندک زمان باغ یا گلزاری را آلوده نماید .
عده ای از شته ها زندگی خود را بر روی یک گیاه بپایان می رسانند ( یک میزبانه ) در حالیکه عده ای دیگر قسمتی از زندگی خود را روی یک گیاه و قسمت دیگر را روی گیاه دیگری می ذرانند ( دومیزبانه ).
شرایط آبر و هوائی فصل بهار ، زادآوری این حشرات را بسیار تسریع می کند .
در مورد شته های دو میزبانه اگر بتارانهای بهاری موقعی ببارد که حد اکثر افراد بالدار باشند ، تعداد زیادی از آنها را نابود می کند .
در حالیکه بر روی افراد بی بال و لاروها تاثیری ندارد .
جمعیت شته های یک میزبانه در اوائل بهار بسیار زیاد می باشند ولی بتدریج در هنگام تابستان تعداد آنها در نتیجه عوامل کنترل کننده مانند کفشدوزکها ، مگسها ، رنبورهای شته خوار ، قارچهای شته کُش ، و همچنین بعلت کمی رطوبت از بین رفته و سپس در اوائل پائیز شروع بازدیاد می کنند .
کثرت جمعیت و در نتیجه زیان شته ها به عوامل بسیار زیاد از قبیل شرایط آب و هوائی ، رطوبت ، حرارت ، مقدار و شدت نور ، عمل پارازیت ها و شکاری ها، بستگی دارد .

بعنوان مثال زندگی دو نوع شته در زیر شرح داده می شود :
1 - شته سبز هلو :
طول حشره بالغ بی بال 5/1 تا 2 میلیمتر و رنگ آن سبز ِزَرد و یا زرد می باشد .
بدن بیضی شکل و زائده آن نسبتا طویل است .
بیولوژی - تخمها در قاعده جوانه های هلو ، شلیل ، بندرت در زرد آلو گذاشته می شود .
در اواسط فروردین بسته به شرایط آب و هوائی ، تخمها باز شده و حشرات بطرف برگها می روند و سپس اواسط اردیبهشت حشرات هر کدام بطور متوسط 40 تا 50 نوزاد بدون بال تولید می کنند که بنوبه خود حشرات بی بال و یا بالدار می زایند .
در نسل سوم ، تقریبا تمام حشرات بالدار می باشند و بتدریج در اواسط خرداد تقریبا حشره ای بر روی درخت هلو باقی نمانده و تمام آنها بر روی میزبان دوم که بسیار گوناگون و از خانواده های مختلف گیاهی میباشند مانند: چغندر ، اسفناج ، تنباکو ، سیب زمینی ، کوکب ، کلم و غیره مهاجرت می کنند و نوزادان خود را در روی آنها می گذارند و این نوزادان درطول فصل تابستان نسلهای متوالی را تشکیل میدهند .
گزش شته ها برروی برگهای هلو وسپس برروی برگهای میزبان ثانوی باعث پیچیدگی برگها میشود.
شته ها در روی سطح زیرین برگها قرار گرفته و بدین طریق مبارزه با آنها بسیار مشکل می شود .
در تابستان و در ماههای تیر، مرداد و شهریور شته ها در روی میزبانهای ثانوی زادآوری کرده و فعالیت آنها باعث ایجاد زردی ، پژمردگی ، تغییر شکل برگها می گردند .
و در بعضی از موارد باعث انتقال بیماریهای ویروسی می گردند .
درشهریورماه تا اواخرماه حشرات جنسی بالدار بسوی میزبان اولیه ( درخت هلو ) مهاجرت مینمایند.
هر شته به تعداد پنج تا ده تخم منفردا بر روی شاخه های جوان و جوانه ها می گذارند و تخمها تا بهار سال آینده باقی خواهند ماند .

2 - شته گل سُرخ :
طول حشره بالغ بی بال این شته در حدود 8/2 تا 4/3 میلیمتر و رنگ آن سبز مایل به قهوه ای با زائده و پاهای سیاه رنگ می باشد .
در ابتدای بهار تخم این شته ها که از سال قبل بر روی درخت گذاشته شده بتدریج شروع به باز شدن کرده و در نتیجه زادآوری شته ها سطح زیرین برگها و ساقه های گل دهنده ( گل سُرخ و نسترن ) مملو از این شته ها میشود .در مکانهائی که حمله این شته مقارن با سفیدک گل سُرخ باشد می توان با مخلوط کردن دو سم قارچ کُش و حشره کُش فقط یکبار مبارزه نمود .
باید توجه داشت که دو سم مصرفی قابلیت اختلاط با یکدیگر را داشته باشند .

مبارزه :
مبارزه با شته ها زمانی موفقیت آمیز خواهد بود که بمحض ظهور اولین کُلُنی های شته آغاز گردد .
بعلاوه در این زمان هنوز تعداد پارازیتها و شکاری ها زیاد نبوده و سمپاشی زیان زیادی به آنها وارد نمی کند .مبارزه با شته در محیط های بسته آپارتمان نسبتا ساده بوده و با چند بار استفاده از حشره کُش های معمولی که برای مبارزه با مگس از آنها استفاده میشود از بین میرود .
اما در محیط باز دفع شته بسیار مشکل است .
سمومی که در مبارزه علیه شته ها بکار برده می شود ، اغلب سموم فسفره میباشند که خاصیت تماسی دارند مانند : مالاتیون ، گوزاتیون ، دیازینون و سوپر اسید ، که بر حسب ماده موثر آنها از یک تا یک و نیم گرم در یک لیتر آب مصرف میشوند .
سموم نفوذی موسوم به سیستمیک مانند : فسامیدون ، متاسیتوکس و سموم مشابه که دارای خاصیت نفوذی میباشند برتری چشم گیری به سموم تماسی شته کُش دارند .
زیرا علاوه بر اینکه شته ها در سطح زیرین برگها و مکانهای دیگری از گیاه که سم مستقیما به آنها نمی رسد را از بین میبرد ، بلکه به پارازیت ها و شکاری های مفید آنها نیز صدمه زیادی وارد نمی آورد .
و نیز علیه کَنِه های گیاهی موثر می باشد و دوام آنها برحسب رشد گیاه و نوع سم بین 10 تا 20 روز طول می کشد . برای اینکه مقدار ماده موثر بیشتری داخل گیاه شود ، لازم است که سمپاشی زمانی که برگها باندازه کافی رشد کرده باشند انجام گیرد .
بنابراین باید این سموم را دیر تر از سموم شته کُش تماسی مصرف نمود .

CASSIATORA
2010-May-08, 14:04
شته سیاه باقلا و شته سبز هلو


شته سیاه باقلا Aphis fabae

Syns : Doralis fabae , Aphis papaveri , Aphis rumicis

Bean aphid

در تمام مناطق ایران وجود دارد و علاوه بر چقندر روی نخود ، لوبیا ، باقلا ، سیب زمینی ،شمشاد و ... وجود دارد . در ایران به حدود 50 گونه گیاهی و در جهان به بیش از200 گونه گیاهی حمله میکند و ناقل بیش از 50 نوع بیماری گیاهی می باشد .

شکل شناسی

شته های کوچک ، ماده های بی بال 2.5 تا 3 میلی متر و بالدار 2 تا2.5 میلیمتر میباشند . شکل بیضوی رنگشان سیاه براق تا سبز زیتونی ، شاخک کوتاه تر از طول بدن و سیاه رنگ ، روی بن این حشره قسمتهای مومی نامنظم وجود دارد .

دم ( Panjiduom) مثلثی کوچک و از موهای ریز و کوتاه پوشیده است ، در ماده های بال دار دم کوتاه تر است کورنیکول سیاه و استوانه ای می باشد . تخم شته سیاه براق بیضوی و معمولا به طور دسته جمعی گذاشته میشود . قطر بزرگ آن 0.8 – 0.9 و قطر کوچک آن 0.4 – 0.45 میلیمتر است .

خسارت

این شته قادر است به تمامی اندامهای هوایی گیاه ( برگ ، ساقه و گل ) حمله کرده و با فرو بردن خرطوم خود در فلوئم از شیره گیاهی تغذیه کرده و باعث پیچیدگی برگها و پژمردگی و حتی خشک شدن گیاه گردد ، و با تولید عسلک ( Hony dew ) باعث پوشیده شدن برگ و تجمع مورچه ها و مگسها گردد . خسارت این آفت در مناطق آلوده به 40% هم میرسد . این شته باعث انتقال 50 بیماری ویروسی است از جمله ویروس موزائیک و زرد چغندر

Beet mosaic virus ویروس موزائیک چغندر

زیست شناسی

• شته سیاه دو میزبانه بوده و تمام مراحل زندگی خود را روی یک گیاه نمی گزراند .

• میزبان اول به گیاهی گفته میشود که مرحله جنسی شته روی آن باشد وشته روی آن گیاه تخم گزاری کند و میزبان دوم گیاهی است که شته بعد از خروج از تخم روی آن مهاجرت کند و تولید مثل به صورت بکر زایی ( Parathenogenesis ) و زنده زایی ( Viviparus ) میباشد . این شته زمستان را به صورت تخم در حاشیه شاخه ها و جوانه گل وبرگها میزبان اول که ازجنس شمشاد ( Evonymus ) و یا ترشک ( Rumex ) است میگزراند .

• تخمها در بهار زمانی که متوسط دوا به 15 درجه سانتیگراد رسید به تدریج تفریق شده . پوره ها 5-7 روزه بالغ شده که ای شته ها را شته موسس ( Fundatrices ) میگویند و از طریق دخترزایی تولید مثل می کنند و ماده های بکر زا که اصطلاحا ( Fundatrigeniae ) گفته می شود تولید میکنند .

• این شته ها بعد از بالدار شدن بروی میزبان دوم خود مانند چغندر قند ، باقلا ، نخود و ... هست مهاجرت کرده ( مهاجرت بهاره ) که این شته ها بعد استقرار روی میزبان دوم شروع به دخترزایی کرده و ماده های دخترزایی به وجود می آورند و تا اواخر تابستان به همین روش تولید مثل میکنند و زمانی که هوا رو به سردی میرود تعدادی از پوره ها تبدیل به شته های بال دار شده و به روی میزبان اول مهاجرت کرده ( مهاجرت پاییزه ) و از طریق بکرزایی تولید افراد جنسی ( Sexules ) بدون بال کرده که این شته ها بعد از جفت گیری تخم خود را در حاشیه شاخه ها ، جوانه های گل یا برگ قرار داده و تا بها سال آینده به صورت تخم زمستان گزرانی کرده . در شته ها به علت کوتاه بودن دوره رشد ونمو تعداد نسل زیاد است .

کنترل

1- کنترل بیولوژیک Biocontrol

شته سیاه درطبیعت دارای دشمنان زیادی است که به صورت شکارچی (Predator) وانگلی (Parasite ) می باشند . از شکار چی ها میتوان به کفشدوزک هفت نقطه ای Cocsinels seven spot و کفشدوزک Hippodamia variegata و لارو شکار گر مگس خانواده Syrphidae که لار شبیه زالو به رنگ زرد و سبز روشن بوده و از شته سیاه تغذیه میکند نام برد . و از انگلی ها به یک نوه زنبور پارازیت وجود دارد که تخم خود را در داخل بدن شته قرار داده و لار بعد از خروج از بدن شته تغذیه میکند .

2- کنترل شیمیایی

حمله شته سیاه در دو زمان زیاد است زمان اول بعد از مهاجرت بهاره که تعداد دشمنان طبیعی کم و رطوبت زیاد است و زمان بعدب اواخر تابستان که هوا خنک شده و رطوبت زیاد میشود . مبارزه با شته سیاه باید طوری تنظیم شود که همزان مبارزه علیه کنه چغندر و زنجره چغندر هم اعمال شود ، میتوان از سموم زیر استفاده کرد .

متاسیتوکسین یک لیتر در هکتار

اکاتین یک لیتر در هکتار

دی متوات 40% یک کیلو در هکتار

لاروین پودر وتابل یک کیلو در هکتار

پریمور پودر وتابل 500 تا 750 گرم در هکتار



شته سبز هلو Myzus persicae

این شته به علت انتقال ویروس های مختلف اهمیت فراوانی دارد.

شکل شناسی:

تخمها بیضوی ابتدا زرد یا سبز و به سرعت سیاه می شوند.حشرات بالدار دارای سر و قفسه سینه سیاه و شکم سبز مایل به زرد و یک خط تیره بزرگ در سطح پشتی آن دیده می شود.حشرات بی بال زرد تا سبز و خط تیره بزرگ در سطح پشتی دیده می شود.کورنیکولها بلند و در نیمه انتهایی کمی برامده و همرنگ بدن هستند.

زیست شناسی:

هر 10تا12روز یک نسل ایجاد می کند.زمستان گذرانی به صورت تخم روی میزنان یا روی درختان هسته دار.

میزبانها:در مناطق معتدل آفت گونه هایی از درختان هسته دار مثل هلو,زردآلووآلو است.میزبان ثانویه شامل گیاهان چوبی و علفی می باشدمثل خانواده های سیب زمینی,چغندریان,چلیپاییان,چ ریان و کدوییان.

خسارت:

این حشره در تراکم بالا از بخشهای جوان تغذیه می کند وباعث استرس های آبی ,کاهش نرخ رشدو... گیاه می شود.در اول فصل به سیب زمینی خسارت می زند.ترشح عسلک باعث کاهش فتوسنتز و جلب قارچهای ساپروفیت می شود . حشرات بالغ و پوره ها می توانند 100 ویروس مختلف را انتقال دهند از جمله مهمترین انها عبارتند از: ویروس پیچیدگی برگ سیب زمینی,ویروس وای سیب زمینی و زردی غربی چغندر ,موزاییک کاهو,موزاییک شلغم و گل کلم وموزاییک خیار و هندوانه

CASSIATORA
2010-May-08, 14:09
جایگاه حشرات و کنه ها در شاخه بند پایان 1

شاخه بندپایان یا آرتروپودا (Arthropoda) به چهار زیر شاخه تقسیم می‌شوند :
1- تریلوبیتا (Trilobita)
2- کراستاسه‌آ (Crustaceae)
3- کلیسراتا (Chelicerata)
4- آتلوسراتا (Atelocerata)

تریلوبیتا (Trilobita)
تریلوبیتا که اولین بندپایان هستند در دریاها زندگی می‌کردند و حدود 500 تا 600 میلیون سال قبل بیشترین فراوانی را داشتند و در حال حاضر تعدادی از گونه‌های آن‌ها بصورت فسیل شناسایی شده‌اند .

کلیسراتا (Chelicerata)
در این بندپایان که فاقد شاخک هستند بدن از دو قسمت تشکیل شده است. قسمت اول سفالوتوراکس (Cephalothorox ) و قسمت دوم آبدومن (Abdomen ) است . در قسمت سفالوتوراکس 6 پیوست وجود دارد که پیوست‌های اول بنام کلیسر ( Chelicer ) است که در واقع اندامهای تغذیه‌ای آن‌ها را تشکیل می‌دهد .
پیوست‌های دوم به اعضای حسی بنام (Pedipalp ) تبدیل شده است و 4 پیوست دیگر برای راه رفتن مورد استفاده قرار می‌گیرد .
این زیر شاخه بطور کلی شامل سه رده است که در بین آن‌ها رده عنکبوت‌ها مانند آراکنیدا (Arachnida) از اهمیت بیشتری برخوردار است و در منابع مختلف شامل یازده راسته بوده بعضی از آن‌ها به شرح ذیل است:
- راسته عقرب‌ها یا اسکورپیوز (Scorpiones) است در این بندپایان شکم بصورت عریض به قفسه سینه یا سفالوتراکس متصل می‌شود و از دو قسمت تشکیل شده است، قسمت ابتدائی عریض (Mesosoma) و قسمت انتهایی (Metasoma) که به نیش ختم می شود کاملاً باریک است. عقرب‌ها موجوداتی هستند که دارای فعالیت شبان‌ه‌اند، روزها در محیط‌های مختلفی مخفی می‌شوند و عموماً از حشرات و سایر بندپایان تغذیه می‌کنند.
- راسته عنکبوتها یا آرانه(Araneae) است. شکم عنکبوت‌ها باریک و به سفالوتراکس (Cephalothorax) متصل می‌شود. شکم فاقد ساختمان حلقه حلقه بوده و یکپارچه بنظر می‌رسد. اندام‌های حسی مخصوصاً در عنکبوت‌های نر رشد زیادی کرده و در انتها کاملاً متورم هستند و اندام جفت‌گیری عنکبوت‌ها در روی پی‌دی‌پالپ‌ها قرار دارد.

عنکبوت‌ها از چه موادی تغذیه می‌کنند؟
عنکبوت‌ها از جمله مفیدترین بندپایان هستند که در اکوسیستم های طبیعی نقش بسیار ارزنده‌ای در کاهش جمعیت گونه‌های آفت دارند. در واقع همه آن‌ها حشره‌خوار یا از سایر بندپایان تغذیه می‌کنند.
- راسته آکاری (Acari) یا کنه‌ها: بدلیل اهمیتی که تعدادی از کنه‌ها مخصوصاً کنه‌های خانواده تترانیکیده (Tetranychidae) بعنوان آفات گیاهان زینتی دارند در جلسات بعدی بطور مفصل توضیح داده خواهند شد.
- راسته رطیل‌ها (Sulifugae): اندازه رطیل‌ها بزرگتر از عنکبوت‌هاست. کلیسرهای آن‌ها رشد بسیار زیادی دارد و به آن‌ها ظاهر ترسناکی داده است.
آیا رطیل‌ها نیش می‌زنند؟
بر خلاف تصوری که در بین مردم وجود دارد رطیل‌ها فاقد نیش و غده سمی هستند اگر چه ممکن است بعضی از رطیل‌ها مانند مورچه گاز بگیرند ولی چون کلیسرهایشان خیلی قوی است امکان آلوده شدنشان به ویروس‌ها و باکتری‌ها وجود دارد و لذا در انسان ایجاد بیماری می‌کنند ولی بطور کلی رطیل‌ها فاقد نیش هستند.
کراستاسه‌آ (Crustaceae)
یکی دیگر از شاخه سخت‌پوستان کراستاسه‌آ (Crustacea) بزرگترین گروه‌های بندپایان را تشکیل می‌دهند و تغییرات زیادی در قسمت‌های مختلف بدن آن‌ها دیده می‌شود .
در بین سخت پوستان رده مالاکستراکا (Malacotraca) از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است که شامل سه راسته بوده که عبارتند از :
- راسته آمفی‌پودا (Amphipoda ) که شامل انواع میگوها می‌باشد. از جنبه غذایی حائز اهمیت‌اند.
- راسته ایزوپودا (Isopoda) یا مساوی‌پایان که از جمله آن‌ها خرخاکی است. خرخاکی‌ها و بعضی از گونه‌های آن‌ها بنام پرسیلو اورناتوس (Porcelio ornatus ) ممکن است تحت شرایطی تبدیل به آفت شوند و از ریشه‌های گیاهان مختلف از جمله گیاهان زینتی در شرایط گلخانه‌ای تغذیه کنند .
-راسته دکاپودا (Decapoda) همانند آمفی‌پودا مخصوصاً در کشورهای خارجی از جنبه تغذیه انسان فوق‌العاده حائز اهمیت هستند و انواع خرچنگ‌ها (Crabs)و لابسترها (Lobsters) را در بر می‌گیرد.

آتلوسراتا (Atelocerata)
راسته دیگر که فو‌ق‌العاده برای ما مهم بوده آتلوسراتا (Atelocerata ) یا شاخک‌داران هستند. این زیر شاخه در واقع بندپایانی هستند که دارای یک جفت شاخک هستند و به پنج رده تقسیم می‌شوند که عبارتند از :

1- کیلوپودا (Chilopoda)
2- دیپلوپودا (Diplopoda )
3- سیمفیلا (Symphyla )
4- پائوروپودا (Pauropoda)
5- هگزاپودا (Hexapoda)
در اینجا فقط به بعضی از رده‌ها اشاره می‌کنیم:
- رده دیپلوبودایا (Diplopoda) یا هزارپایان: دیپل به معنای دو و پودا به معنای پا است . (ِDiplopda ) یعنی در هر حلقه‌ای از بدن دارای دو جفت پا هستند. این بندپایان عموماً در سنگ‌ها و روی خزه‌ها دیده می‌شوند و از انواع گیاهان تغذیه می‌کنند.
- رده کیلوپودا (Chilopoda) یا صدپایان: کیلو به معنای آرواره و پودا به معنای پا است. جفت اول پاها در این بندپایان به آرواره تبدیل شده است. آرواره‌های سمی این بندپایان در زیر سنگ‌ها و کنده درختان فعالیت می‌کنند و از انواع حشرات و سایر بندپایان تغذیه می‌کنند.
- رده هگزاپودا (Hexapoda) یا حشرات (Insecta): موجوداتی هستند که دارای یک جفت شاخک و شش عدد پا هستند و بزرگترین رده جانوری در سطح کره زمین می‌باشند و تاکنون متجاوز از یک میلیون از آن‌ها شناسایی شده‌اند.

رده بندی حشرات (زیر رده بی‌بالان)

حشرات بزرگترین رده جانورانی هستند که روی کره زمین زندگی می کنند . حدود یک میلیون گونه از حشرات تا کنون شناسایی شده‌اند. ولی تعداد زیاد دیگری ناشناخته باقی مانده‌اند که محققین مشغول شناسایی آن‌ها هستند. رده حشرات هگزاپودا (Hexapoda) که گاهی معادل آن (Insecta) را نیز ذکر می‌کنند، شامل دو زیر رده و در منابع مختلف بین ۲۸ تا ۳۲ راسته هستند.

رده‌بندی حشرات (Insecta)
- زیر رده حشرات بی‌بال (Apterygota)
- زیر رده حشرات بال‌دار (Pterygota)

حشرات Insecta
در زیر رده (Apterygota) که حشرات بی‌بال را در بر می‌گیرد، بی‌بالی یک صفت ذاتی است. به عبارت دیگر، در اجداد آن‌ها هم این صفت وجود داشته است. در حالی که ممکن است در تعدادی از حشرات زیر رده (Pterygota) حالت بی‌بالی دیده بشود ولی این بی‌بالی یک صفت ثانویه است، که در اثر نوع زندگی بوجود آمده است. در انواعی از ملخ‌ها، شته‌ها و سن‌ها دیده می‌شود. نمونه‌ی بارزی از بی‌بالی در شپش‌های انسانی و حیوانی دیده می‌شود که در اثر زندگی انگلی بال‌های خودشان را از دست داده‌اند.

حشرات بی‌بال (Apterygota)
زیر رده آپتری‌گوتا یا حشرات بی‌بال به پنج راسته تقسیم می‌شوند که عبارتند از:
- راسته بی‌شاخَکان یا (Protura)
- راسته دم فنری‌ها یا پا دُمان (Collembola)
- راسته دم چنگالان یا (Diplura)
راسته دم مویان یا (Microcoryphia)
- راسته ماهی نقره‌ای‌ها یا (Thysanura)

دم فنری‌ها یا پادُمان (Collembola)
این راسته از آپتری‌گوتا حشرات بسیار کوچکی هستند که بدلیل همین کوچکی کمتر مورد توجه‌اند. در اکوسیستم‌های طبیعی مخصوصاً در خاک‌هایی که مقدار زیادی هوموس وجود داشته باشد جمعیت‌های بسیار بالایی دارند. گاهی در هر متر مکعب خاک حدود صد هزار از آن‌ها دیده می‌شود و در هر هکتار میلیون‌ها میلیون از این حشرات فعالیت می‌کنند.

چرا به این حشرات پا دُمان گفته می‌شود ؟
در سطح زیری چهارمین حلقه شکم راسته پا دُمان یک اندامی بنام فورکولا (Furcula) دیده می‌شود. و در روی زمین، سومین حلقه شکم در سطح زیری شکم اندام دیگری بنام رتیناکلوم (Retinaculum) وجود دارد. موقعی که حشره نیاز به جهش و حرکت دارد فورکولا از رتیناکلوم که به صورت یک اندام قلاب مانند است آزاد می‌شود و با خوردن به زمین جهش پیدا می‌کند. راسته پا دُمان در طبیعت بسیار زیاد هستند گاهی بعضی از گونه‌های خانواده (Sminthuridae) مثل (Sminthurus viridis) تحت شرایطی تبدیل به آفت می‌شوند و ممکن است به گیاهان زینتی خسارت بزند.

بی‌شاخَکان (Protura)
بی‌شاخکان شش پای بسیار کوچک دارند و فاقد شاخک هستند. طول بدنشان حدود 6/0 تا حد اکثر 5/1 میلی‌متر است. جفت اول پاهای آن‌ها به اندامهای حسی تبدیل شده است بدلیل اینکه فاقد شاخک هستند، پاها در واقع نقش شاخک‌ها را ایفا می‌کنند. این بندپایان در درون خاک‌های هوموسی، در زیر سنگ‌ها و زیر خاک برگ‌ها فراوان دیده می‌شوند و از گیاهان مختلف تغذیه می‌کنند.

چرا گونه‌های این راسته که بدون شاخک هستند جزء حشرات به حساب می‌آیند؟
بعضی از متخصصین اعتقاد دارند که سه راسته کولمبولا (Collembola)، دیپلورا (Diplura) و پروتورا (Protura) در واقع جز رده اینسکتا (Insecta) نیستند و آن‌ها را در راسته هگزاپودا گروه‌بندی کرده‌اند و معتقدند با آنکه ۶ پا دارند از رده حشرات خارج بشوند.

دم‌ چنگالان (Diplura)
راسته دیگر دیپلورا (Diplura) یا دم چنگالان هستند که فاقد چشم مرکب و ساده هستند. در انتهای شکمشان دارای پیوست‌های بلندی هستند و طول بدنشان حدود ۷ میلی‌متر یا کمتر است. بنابراین در مقایسه با کولمبولا (Collembola) و پروتورا (Protura) اندازه نسبتاً بزرگتری برخوردارند و روی خاک برگ‌ها و زیر پوسته درختان از مواد مختلف آلی تغذیه می‌کنند.

دم مویان (Microcoryphia) و ماهی نقره‌ای‌ها (Thysanura)


راسته دیگر میکروکوریفیا (Microcoryphia) و تیزانورا (Thysanura) هستند. این دو راسته شباهت بسیار زیادی به هم دارند و سطح بدنشان از پولک پوشیده شده و در انتهای شکم دارای زوائد بلندی هستند.
اما چگونه این دو راسته را از همدیگر تفکیک کنیم ؟
در راسته میکروکوریفیا (Microcoryphia) چشم‌های مرکب نسبتاً بزرگ و به همدیگر اتصال دارند در حالیکه در راسته تیزانورا (Thysanura) که به آن‌ها سیلورفیش (Silver fish) یا ماهی نقره‌ای هم می‌گویند چشم‌های مرکب کوچک و از همدیگر کاملاً جدا هستند.
بعضی از گونه‌های راسته تیزانورا گاهی در منازل بصورت آفت دیده می شوند از جمله خانواده لپیس ماتیده (Lepismatidae) گونه‌ای بنام لپیسما ساکارنیا (Lepisma saccharina) دارد که از مواد نشاسته‌ای در منازل تغذیه می‌کند.


حشرات بال‌دار (Pterygota)
زیر رده پتری گوتا Pterygota بخش اعظم حشرات را در بر می‌گیرند. از نظر رفتاری و بیولوژی گونه‌های این زیر رده بسیار متنوع هستند و تعداد زیادی از گونه‌ها آبزی هستند. مثل تعدادی از سن‌ها، سخت بالپوشان و دو بالان که مراحل رشد قبل از بلوغشان در داخل آب سپری می‌کنند. تعداد زیادی نیز خشکی زی هستند که در بین گونه‌های خشکی زی تعدادی از آن‌ها گرده افشان هستند که از حشرات بسیار مفید به حساب می‌آیند. همچنین تعدادی از آن‌ها پارازیت یا پرداتور هستند و در تنظیم جمعیت گونه‌های آفت نقش مهمی دارند. و در کنترل بیولوژیک از تعدادی از آن‌ها استفاده می‌شود. برخی از آفات مهم محصولات کشاورزی هستند مثل تعداد زیادی از پروانه‌ها، سخت بالپوشان و سن‌ها.
راسته هوموپترا (Homoptera) یا جوربالان که شامل شته‌ها، شپشک‌ها و گروه‌های دیگر می‌باشند و از اهمیت زیادی برخوردارند.

یک روزه‌ها، طیاره‌ها و سوسَری‌ها

حشرات بال‌دار (Pterygota)
- یک روزه‌ها (Ephemeroptera)
- طیاره‌ها (Odonata)
- سوسَری‌‌ها (Blattaria)

یک روزه‌ها (Ephemeroptera)
از ابتدایی‌ترین حشرات شروع می‌کنیم. اولین راسته حشرات، راسته افمرپترا (Ephemeroptera) که حشراتی با بال‌های غشایی و تعداد زیادی رگ‌بال هستند و عموماً بالهای عقبی آن‌ها کوچکتر از بالهای جلویی است. حشرات کامل در انتهای بدن دارای زائده‌های بلندی می‌باشند. تا قبل از بلوغ، در داخل آب زندگی می‌کنند و از انواع گیاهان مختلف در داخل آب تغذیه می‌کنند. پوره‌های این حشرات در طرفین بدن دارای زوائد برگ مانندی که در واقع همان پیوست‌های تنفسی هستند، می‌باشند که به وسیله آن اکسیژن محلول در آب را جذب می‌کنند. در انتهای بدن نیز دارای پیوست‌هایی هستند. یک روزه‌ها از نظر تغذیه‌ی ماهی‌ها دارای اهمیت فوق‌العاده زیادی هستند و یکی از بخشهای مهم در جیره غذایی ماهی‌ها در آب های شیرین می‌باشند.
اما چرا به این حشرات یک روزه می‌گویند؟
به خاطر اینکه عمر این حشرات کامل بسیار کوتاه است و بعد از اینکه حشره‌ی کامل ظاهر می‌شود یک یا دو روز و بیشتر از سه روز زنده نمی‌مانند. یک استثناء دیگر که در این راسته وجود دارد، بعد از ظهور فرم بالدار، یک مرتبه دیگر پوست اندازی می‌کنند تا فرم بالغ آن‌ها ظاهر گردد.


طیاره‌ها (Odonata)
دومین راسته، راسته اُدناتا یا طیاره (Odonata)می‌باشند. حشرات این دسته، حشراتی نسبتاً بزرگ، به رنگ‌های بسیار زیبا و دارای بدن باریک و کشیده می‌باشند. چشم‌های این حشرات عموماً مرکب در آسیابک‌ها بسیار بزرگ می‌باشند به طوری که بخش اعظم سر را در بر می گیرد. در حالیکه در سنجاقک‌ها، چشم‌های مرکب عموماً کوچکتر هستند. بالها باریک و کشیده و با تعداد زیادی رگ‌بال در سطح خود می‌باشد. این حشرات، جزء حشرات اولیه و ابتدایی محسوب می‌شوند.
راسته (Odonata) از جمله مفیدترین حشرات می‌باشند. زیرا همه گونه‌های آن، بدون استثنا شکارگرند و حشرات کامل و پوره‌ها، از سایر حشرات و همچنین حشرات آفت تغذیه می‌کنند. البته تخصص یا تعلق خاصی نسبت به گروه خاصی از حشرات ندارند، و از تمام گونه‌های دیگر اعم از مفید و غیر مفید تغذیه می‌کنند. حشرات کامل این راسته گاهی از مگس‌ها که اغلب ناقل بیماری‌های مختلف می‌باشند تغذیه می‌کنند و در کاهش جمعیت آنان نقش موثری دارند. پوره‌های این حشرات آبزی بوده و مدت زمان دو تا سه سال را درون آب زندگی می‌کنند.

تشخیص پوره آسیابک‌ها از پوره سنجاقک‌ها


پوره سنجاقک‌ها عموماً در انتهای بدن دارای زوائد برگ مانندی هستند، ولی در پوره آسیابک‌ها این زوائد برگ مانند دیده نمی‌شود. همانطور که اشاره شد پوره‌های حشرات نیز شکارگر هستند و در محیط‌های آبی از حشرات به ویژه ازلارو پشه‌ها و سایر حشرات تغذیه می‌کنند.
غیر از چشم‌های مرکب، سنجاقک‌ها و آسیابک‌ها چه تفاوت دیگری با هم دارند؟
ساده‌ترین روش برای تشخیص آسیابک‌ها از سنجاقک‌ها اینست که در آسیابک‌ها بال‌های عقب در قاعده عریض‌تر از بالهای جلوست در حالیکه در سنجاقک بال‌های عقب و جلو دارای شکلی یکسان بوده و از نظر اندازه مشابه هستند.

سوسری‌‌ها (Blattaria)
راسته دیگر، راسته بلاتاریا (Blattaria) یا سوسری‌ها هستند. علی‌رغم اینکه عموم مردم به این حشرات سوسک یا سوسک حمام می‌گویند ولی در واقع این‌ها سوسک به معنای بی‌تل (Beetle) که ما آن‌ها را سخت ‌بالپوشان می‌نامیم، نیستند. از جمله حشرات مهم بهداشتی هستند که در کشور ما حداقل سه گونه از آن‌ها به وفور یافت می‌شود.

مهمترین گونه سوسری‌ها عبارتند از :
- سوسری آلمانی یا بلاتاجرمنیکا (Blattella germanica)
- سوسری آمریکایی یا پری‌پلنتا امریکانا (Periplaneta americana)
- بلاتا اورینتالیس (Blatta orientalis)
البته بدلیل اینکه سوسریها اندازه بزرگتری دارند برای ساکنان منازل قابل تحمل نیستند اما سوسری آلمانی دارای اندازه خیلی کوچکتری است. شکل بدن در این حشرات بگونهای است که در لابلای کوچکترین شکاف‌ها رفت و آمد دارند. تخمهای خودشان را در داخل کپسولهایی قرار می‌دهند بطوری که در داخل هر کپسول تعداد زیادی تخم قرار می‌گیرد و سوسری‌ها این کپسول را در پشت کابینت‌ها یا در داخل درزها و شکافهایی که در آشپزخانه قرار دارد رها میکنند. بعد از مدتی از داخل یک کپسول که مشابه یک لوبیای کوچک است تعداد زیادی پوره این حشرات خارج و بوی ناخوشایندی از خود ساطع میکند که قابل تحمل نمیباشد اما نکته مهم در این حشرات این است که از جنبه بهداشتی دارای اهمیت زیادی هستند.

راست‌بالان و گوش‌خیزک‌ها

راست‌بالان (Orthoptera)
راست‌بالان در برگیرنده گروه‌های مختلفی از حشرات مانند آبدزدک‌ها، جیرجیرک‌ها و ملخ‌ها می‌باشند.
حشرات این راسته ممکن است بالدار یا بدون بال باشند. در فرم بالدار، عموماً بال‌های جلویی باریک و کشیده هستند و بال‌های عقب نسبتاً عریض است. بال‌های جلو تا حدودی زخیم و چرمی شده‌اند و اصطلاحاً به آن‌ها (Tegmina) میگویند. این حشرات دارای بال‌های عقب غشایی عریض و تعداد زیادی رگ‌بال هستند و در موقع استراحت مثل بادبزن تا می‌خورند و در زیر بال جلویی قرار می‌گیرند.
راست‌بالان شامل تعداد زیادی ا ز حشرات هستند و به دو زیر راسته تقسیم می‌شوند:
زیر راسته (Caelifera) و زیر راسته (Encifera) از اهمیت زیادی برخوردار هستند.

کِلیفِرا (Caelifera)
زیر راسته کِلیفِرا شامل ملخ‌های شاخک کوتاه هستند. در این زیر راسته خانواده اکریدیده (Acrididae) اهمیت زیادی دارند. تعدادی از گونه‌ها مثل شیستو سکوگاریا و گلوست میگراتوریا از آفات بین‌المللی هستند و سازمان‌های بین‌المللی جمعیت آن‌ها را تحت مطالعه قرار می‌دهند، مخصوصاً در کشورهای آفریقایی جمعیت آن‌ها تحت کنترل است ولی در عین حال جمعیت انبوهی را تشکیل می‌دهند. در حین مهاجرت، این حشرات در مسیر پیش روی خود همه گیاهان را از بین می‌برند. از طریق کشور عربستان نیز یکی دو بار این ملخ‌ها وارد ایران شده‌اند و تمام گیاهان را در مسیر پیش روی خود از بین برده‌اند. ملخ‌های شاخک کوتاه، تخم‌شان را در خاک و به صورت گروهی در داخل محفظه‌ای به نام (Ootheca) اُوتکا قرار می‌دهند که تا مدت زمان یک سال باقی می‌ماند و در سال بعد پوره‌ها خارج می‌شوند و تغذیه خود را از گیاهان آغاز می‌کنند.

حشراتی مثل ملخ چگونه صداها را می‌شنوند؟
اندام شنوایی در ملخهای (Acrididae) در طرفین اولین حلقه شکم است و در ملخهای شاخک بلند بر روی ساق پای جلو قرار دارد.


انسی‌فرا (Encifera)
زیر راسته دوم (Orthoptera) که زیر راسته شاخه انسی‌فرا می‌باشند و شامل جیرجیرک‌ها، ملخ‌های شاخک بلند و آبدزدک‌ها هستند.
ملخ‌های شاخک بلند دارای تخم‌ریز بلندی هستند و شکل تخم‌ریز آن‌ها حالتی شمشیری دارد. این حشرات تخم خود را در داخل بافت گیاهان قرار می‌دهند. ملخ‌های شاخک بلند دارای فرم بالدار و بدون بال هستند. به صورت گروهی و تجمعی زندگی نمی‌کنند. این حشرات به عنوان یک آفت اندمیک یا بومی هستند و با جمعیت‌های نسبتاً پائینی که دارند از گیاهان تغذیه می‌کنند.
گروهی دیگر از حشرات راسته انسی‌فرا جیرجیرک‌ها هستند که از خانواده (Gryllidae) می‌باشند. عموم مردم با صدای این حشرات آشنایی دارند. جیرجیرک‌ها بهترین آوازخوان دنیای حشرات هستند. برخلاف ملخ‌های شاخک بلند که تحت عنوان خانواده (Tettigoniidae) گروه‌بندی می‌شوند، تخم‌ریز در جیرجیرک‌ها دارای مقطع استوانه‌ای شکل است اما در ملخ‌های شاخک بلند، بصورت شمشیری یا تیغه‌ای می‌باشند. جیرجیرک‌ها عموماً گیاه‌خوار هستند یا از مواد خشک آبی تغذیه می‌کنند و تحت شرایط خاصی می‌توانند در گلخانه‌ها ، چمنزارها و مراتع خساراتی به گیاهان وارد بکنند.

حشراتی به این کوچکی مثل جیرجیرک‌ها چطور می‌توانند صدایی به این رسایی تولید کنند؟
جیرجیرک‌ها از طریق سائیدن دو بال جلو به هم تولید صدا می‌کنند. در روی بال جیرجیرک‌ها اندامی بنام آینه و در روی بال دیگر اندامی بنام آرشه وجود دارد. از سائیدن دو بال جلویی به هم موسیقی بلند و رسایی تولید می‌شود .
گروهی دیگر از زیر راسته انسی‌فرا آب دزدک‌ها هستند. این خانواده تحت عنوان نام خانوادگی (Grylotapidae) می‌باشند. این حشرات دارای پاهای جلویی کَنَنده هستند، در واقع پاهای جلویی این حشرات متورم و دارای دندانه‌های متعددی است که به بیلچه‌ای برای کَندن زمین تبدیل شده است. این حشرات در عمق ۱۵ تا ۲۰ سانتیمتری زیر سطح زمین تونل‌هایی را حفر می‌کنند و محفظه‌ای برای تخم‌گذاری در داخل آن درست می کنند. پوره‌ها پس از خارج شدن همچون حشرات کامل به تغذیه از ریشه انواع گیاهان می‌پردازند. لذا تحت شرایطی ممکن است در مناطقی که گیاهان زینتی پرورش داده می‌شود یا زیر چمنزارها تبدیل به آفت شوند. این حشرات در طی یک سال یک مرتبه تخم‌گذاری می‌کنند، عموماً دارای یک نسل در سال هستند.

گوش‌خیزک‌ها (Dermaptera)
راسته دیگر، راسته (Dermaptera) یا گوش‌خیزک‌ها که به آن‌ها نیز (Earwigs) اطلاق می‌شود.
برخلاف نامی که این حشرات دارند تحت هیچ عنوان وارد گوش نمی‌شوند. و این نام بر اساس یک داستان خرافه قدیمی به این حشرات گفته می شود. (Dermaptera) فرم‌های بال‌دار یا بی‌بال دارد. در گونه بال‌دار، بال‌های جلو بسیار کوچک و عموماً تگمینا و گاهی الیترون نامیده می‌شود. اما بال‌های عریض و گرد این حشره در موقع استراحت جمع می‌شود و در زیر بال‌های جلو قرار می‌گیرد. این حشرات در انتهای بدن خود دارای زوائدی هستند با نام (Forceps) که این زوائد در افراد نر دارای قوس و در افراد ماده مستقیم می‌باشد. در این خانواده (Forficulidae) و گونه (Forficula auricularia) از اهمیت نسبی برخوردار هستند و گاهی به صورت آفات خودنمایی می‌کنند.

مانتیدها (Mantodea)
مانتیدها یا مانتوده‌آ (Mantodea) حشراتی نسبتاً بزرگ، با بدنی باریک و کشیده که پیش قفسه سینه یا پروتوراکس (Prothorax) رشد زیادی کرده است. سر این حشرات قابلیت حرکت در همه جهات را دارد. پاهای جلوئی آن‌ها از نوع شکاری است. زمستان‌گذرانی بصورت تخم می‌باشد. تخم این حشرات بر روی شاخه درختان در باغ‌ها مشاهده می‌شود. این حشرات تخم خود را در داخل محفظه‌هایی بنام (Ootheca) قرار می‌دهند. این محفظه‌ها معمولاً چسبیده به شاخه درختان دیده می‌شود و هر کدام حدود ۲۰۰ تخم را در برمی‌گیرند.
یکی از گونه‌هایی که در بیشتر نقاط ایران پراکندگی زیادی دارند گونه‌ای با نام (Mantis relegiosa) هستند.

آیا حشرات این راسته برای کنترل حشرات مضر مورد استفاده قرار می‌گیرند؟
علیرغم اینکه مانتیدها جزء حشرات مفید هستند و از سایر حشرات تغذیه می‌کنند، بخشی از رژیم غذایی آن‌ها حشرات مضر مثل ملخ‌ها می‌باشد. این حشرات فاقد تخصص میزبانی هستند یعنی برای آن‌ها فرقی ندارد که حشراتی که شکار می‌کنند مفید یا مضر باشد. این حشرات گاهی از زنبورهای (Apoidea) که جزء حشرات مفید و گرده افشان هستند تغذیه می‌کنند. بنابراین در کنترل بیولوژیک کاربردی مورد استفاده قرار نمی‌گیرند.

ناجوربالان (Hemiptera)
این راسته یکی از بزرگترین راسته‌های حشرات است. مهمترین خصوصیت مورفولوژیک این حشرات ساختمان بالِ جلو است. بال جلو در قسمت قاعده‌ای، ضخیم و چرمی شده است و از قسمت‌ها و نواحی مختلفی تشکیل می‌شود که عبارتند از:
۱- Corium
۲-Clavus
۳- Cuneus

و بخش‌های دیگر که، در تفکیک خانواده‌های سن‌ها اهمیت زیادی دارد.
البته این بخش‌ها در همه سن‌ها وجود ندارد، بخش انتهایی بال جلو کاملاً حالت غشایی دارد و دارای تعدادی رگ‌بال است. که این قسمت در تفکیک خانواده‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند.
قطعات دهانی سن‌ها از نوع زَنَنده مَکَنده است، بنابراین از شیره گیاهی و در مواردی از خون تغذیه می‌کنند. سن‌ها به دو گروه اصلی خشکی‌زی و آبزی تقسیم می‌شوند. گونه‌های خشکی‌زی تعدادی شکارگر هستند و از گیاهان و خون انسان و سایر جانوران استفاده می‌کنند. یک بخش عمده از سن‌ها نیز آبزی هستند.

سن‌ها دارای تعداد زیادی زیر راسته هستند که مهمترین زیر راسته‌ها عبارتند از:
1- Cimicomorpha
2- Pentatomorpha
3- Nepomorpha
4- Gerromorpha

Nepomorpha
راسته (Nepomorpha)شامل سن‌های آبزی هستند: سن‌های (Aquatic) در زیر آب شنا می‌کنند و از انواع موجودات در داخل آب تغذیه می‌کنند، مهمترین خانواده‌ها عبارتند از:
۱- Nepidae
۲- Blostomatidae
۳- Corixidae
که در محیط آب از انواع حشرات مثل لارو پشه‌ها و سایر آبزی‌ها تغذیه می‌کنند.

Gerromorpha
زیر راسته دیگر ، زیر راسته جرومورفا است که سن‌های نیمه آبزی یا (Semi aquatic) می‌باشند. این سن‌ها شکارگر و در کنار یا سطح آب از انواع بندپایان از جمله حشرات تغذیه می‌کنند.
زیر راسته دیگر که از اهمیت بیشتری نسبت به راسته‌های قبل برخوردارند، سن‌های راسته (Cimicomorpha) و (Pentatomorpha) هستند.

Cimicomorpha
سن‌های زیر راسته، (Cimicomorpha)که تعدادی از آن‌ها گیاه‌خوار و تعدادی شکارگر و تعدادی دیگر از آن‌ها خون‌خوار هستند. به بعضی از آن‌ها مختصراً اشاره می‌کنیم:
اولین خانواده، خانواده (Tigidae) هستند. به این سن‌ها (Lace bugs) می‌گویند. به دلیل اینکه سطح بدنشان کاملاً مشبک است و از نظر فرم بالهای جلو، مواردی که در سن‌های قبلی ذکر شد در این سن‌ها دیده نمی‌شود. تعدادی از سن‌های بسیار مخرب در این خانواده قرار دارند و بعضی از آن‌ها گیاهان زینتی منازل را مورد حمله قرار می‌دهند. اما عموماً از سطح زیری برگ‌ها تغذیه می‌کنند. تغذیه آن‌ها باعث ایجاد لکه‌های زرد رنگ و در تراکم بالا باعث قهوه‌ای شدن برگ‌ها شده و موجب ریزش برگ‌ها و خساراتی از این جمله به گیاهان زینتی وارد می‌کند.
از جمله عمومی‌ترین گونه‌های این خانواده در ایران، گونه‌ای به نام (Stephanitis pyric) که بر روی گیاهان زینتی مثل (به ژاپنی( و سایر گیاهان فعالیت می‌کند و خساراتی را وارد می‌کند.
خانواده دیگر، خانواده (Miridae) است. این خانواده از بزرگترین گونه سن‌ها از نظر تعداد بوده و به آن‌ها (Plant bugs) یا (Leaf bugs) گفته می‌شود و این سن‌ها از برگ گیاهان و شیره گیاهی تغذیه می‌کنند.
سن‌های گیاهی حشراتی به طول ۴ تا ۱۰ میلی‌متر با بدنی نرم می‌باشند. راه تشخیص این حشرات بال‌های جلوی آن‌ها می‌باشد. بال جلوی آن‌ها دارای قسمتی به نام (Cuneus) هستند که در بیشتر سن‌ها این قسمت‌ها دیده نمی‌شود.
یکی دیگر از گونه‌هایی که در محیط‌های گلخانه‌ای و در محیط پرورش گل‌های زینتی فعالیت می‌کند سنی به نام (Lygus regulipennis) است که از گل‌ها تغذیه می‌کند و باعث ریزش گل‌ها می‌شود. این سن‌ها عموماً به صورت تخم هستند که تخمشان را در داخل بافت گیاهان قرار داده و زمستان گذرانی می‌کنند و یکی از آفات مهم گیاهان زینتی در گلخانه‌ها هستند.
از زیر راسته (Cimicomorpha) چند خانواده شکارگر هستند مثل خانواده (Reduviidae)، خانواده (Anthocoridae) و تعدادی دیگر نیز خون‌خوارند مانند خانواده (Cimicidae) که در منازل از خون انسان تغذیه می‌کنند

ناجوربالان و جوربالان

آیا سن‌های شکارگر در شرایط گلخانه‌ای نیز وجود دارند؟
سن‌های شکارگر که از جمله مهمترین آن‌ها خانواده (Anthocoridae) است، در مواردی بصورت تجاری و انبوه تولید می‌شوند. و در کنترل تعدادی از آفات گلخانه‌ای نقش بسزایی دارند. برای مثال: بعضی از گونه‌های سن‌های خانواده (Anthocoridae) مثل سن‌های جنس (Orius) برای کنترل کنه‌ها و تریپس‌ها، مورد استفاده قرار می‌گیرند.

(Pentatomorpha)
سن‌های زیر راسته (Pentatomorpha) غالباً دارای بدنی بیضی شکل هستند و تقریباً اکثریت آن‌ها گیاه‌خوارند. تعداد کمی نیز از این گونه‌ها شکارچی می‌باشند. این زیر راسته شامل خانواده بسیار مهمی بنام (Lygaeidae) هستند که به آن‌ها (Seed bugs) یا سن‌های بذری نیز گفته می‌شود. که از بذر گیاهان زینتی مختلف تغذیه می‌کنند. خانواده دیگر (Scutelleridae) می‌باشد. در این گونه سن‌ها سِپَرچه‌ها رشد زیادی کرده و تقریباً تا انتهای بدن کشیده شده و بال‌ها نیز در زیر این سپرچه‌ها قرار گرفته‌اند. یک نوع از گونه‌های مهم که در ایران به گیاهان خسارت می‌زند گونه‌ای به نام (Integriceps) است که یکی از مهمترین آفت‌های گندم است و سالانه مبالغ هنگفتی صرف مبارزه با این نوع آفت می‌شود.
خانواده دیگر، خانواده (Pentatomidae) است. در این خانواده بر خلاف خانواده (Scutelleridae) سپرچه‌ها به صورت مثلثی است. این سن‌ها بسیار بَدبو هستند و به آن‌ها (Stink bugs) می‌گویند. این حشرات بوی بسیار ناخوشایندی تولید می‌کنند. اکثراً گیاه‌خوارند و از چند گونه از حشرات مضر تغذیه می‌کنند.

جوربالان (Homoptera)
راسته دیگر این حشرات تحت عنوان (Homoptera) یا جوربالان هستند. این راسته گروه‌های مختلفی از حشرات را در بر می‌گیرد. در اصل این راسته شامل پسیل‌ها، یا سفید‌ بالک‌ها(White flies)، شپشک‌ها یا (Scale insect)، شته‌ها یا (Aphids) و زنجره‌ها زنجرک‌ها می‌باشد. تعداد بسیار زیادی از آفات گیاهان زینتی در این راسته قرار دارند. این راسته به دو زیر راسته تقسیم می شود:
1- زیر راسته (Auchenorrhyncha)
۲- زیر راسته (Sternorrhyncha)
زیر راسته (Auchenorrhyncha) شامل زنجره‌ها و زنجرک‌ها است. زنجره‌ها حشراتی نسبتاً بزرگ هستند که بال‌های آن‌ها غشایی بوده و دارای تعداد زیادی رگ‌بال هستند. در این حشرات چشمهای مرکب وضعیت معمولی دارند و دارای شاخک‌های مویی بسیار کوتاه هستند. در زنجرک‌ها هم معمولاً شاخک‌های مویی بسیار کوتاه هستند.
زنجره‌ها دارای دو ویژگی مهم هستند، اول این که مراحل پورگی‌شان در داخل آب سپری می‌شود، مراحل پورگی چندین سال و حتی در بعضی از گونه‌ها حدود ۱۰ تا ۱۲ و در پاره‌ای اوقات تا ۱۷ سال طول می‌کشد که در زیر خاک سپری می‌شود و از ریشه گیاهان مختلف تغذیه می‌نمایند.
حشرات کامل این گروه عمر چندانی ندارند، ۱۰ تا ۲۰ روز و حداکثر یک ماه بیشتر زنده نمی‌مانند. بعد از اینکه تخم خودشان را در داخل سر شاخه‌های گیاهان قرار دادند، می‌میرند. تخم این حشرات بعد از مدت یک ماه فارغ می شوند. پوره این حشرات از داخل سر شاخه گیاهان خارج شده و به داخل خاک می‌افتد و مدت زمان زیادی را در داخل خاک سپری می‌کنند. و از ریشه‌ی گیاهان تغذیه می‌کنند.
تخم گذاری حشرات کامل یکی دیگر از روشهایی است که این حشرات به گیاهان خسارت می زنند. این روش تخمک‌گذاری حشرات، روی گیاهان گاهی باعث خشکاندن سر شاخه‌های گیاهان مختلف از جمله گیاهان زینتی مثل رز و سایر گیاهان می‌شود.
گروهی دیگر از حشرات این راسته، زنجرک‌ها هستند که شامل چند خانواده مهم (Cicadellidae)، (Membracidae) و (Cercopidae) که در بین آن‌ها خانواده (Cicadellidae) از اهمیت بیشتری برخوردار است
یکی دیگر از گونه‌های مهم این خانواده، گونه‌ای به نام (Zyging palidifrons) است که از آفات مهم گلخانه‌ای می باشد. (Zyging palidifrons) توانایی تولید چندین نسل را بر روی گیاهان زینتی در شرایط گلخانه‌ای دارد. خسارت آن‌ها به صورت لکه‌های زرد رنگ بر روی گیاهان است و در تراکم‌های بالا، می‌توانند منجر به خشک شدن برگ‌های گیاهان بشوند. این حشرات تخم خودشان را در داخل سر شاخه‌های ظریف گیاهان قرار می‌دهند و در مواردی قادر به خشک کردن سر شاخه‌های گیاهان هستند.
گونه‌ای دیگر که بر روی رز فعالیت می‌کند زنجرکی است به نام (Edvardsiana rosae) که این زنجرک حدود ۵ میلی‌متر طول دارد و در پشت برگ‌های گیاهان فعالیت می‌کند. این حشرات به رنگ روشن و چشم‌های آنان به رنگ قرمز مایل به قهوه‌ای است. زمستان را به صورت تخم سپری می‌کنند و در بهار از تخم‌ها فارغ می‌شوند. پوره این حشرات پس از فارغ شدن در سطح زیری برگ‌ها به تغذیه از شیره گیاهان می‌پردازند. هر حشره ماده توانایی تولید حدوداً ۲۵۰ عدد تخم را دارد و در هر سال این نوع زنجرک چندین نسل تولید می‌کند.

نا جوربالان – شته‌ها

( SpellESternorrhyncha)
زیر راسته ( SpellESternorrhyncha) در برگیرنده تعدادی از مهم ‌ ترین آفات گیاهان زینتی است. این زیر راسته شامل پسیل ‌ ها، شَته ها، شپشَک ‌ ها و مگس های سف ی د و سفیدبالک ‌ ها (white flies) مىباشد. تعداد زیادی از این حشرات با زندگی انگلی خود بر روی گیاهان دیگر، تغییر شکل پیدا کرده بطور ی که از نظر ویژگىهای ساختمانی شباهت چندانی به حشرات ندارند.
این حشرات قسمت اعظم زندگی خود را به صورت ثابت و ساکن بر روی گیاهان سپریمىکنند. تمام زیر مجموعه ‌ های این راسته گیاهخوار بوده و شامل تعداد زیادی از مهم ترین آفات گیاهان زینتیمىباشند.

* شته ها (Aphids)
اولین گروه این راسته شته ‌ ها مىباشند که تحت عنوان بالا خانواده آفىدوییده ( SpellEAphidoidea) طبقه ‌ بندیمىشوند. شته ها موجوداتی کوچک با ابعاد تا میلىمتر، دارای ظاهرى گلابى شکل، بدنی بسیار نرم، قطعات دهانی از نوع زنَنده مَکنده بوده و از شیره گیاهان تغذیه مىکنند. از دیگر ویژگىهای ساختمانی این گروه از حشرات مىتوان به عضوى به نام ( SpellECurnicule) که در سطح پشتى پنجمین حلقه شکم قرار دارد نام برد. دامنه میزبانى این حشرات بسیار گسترده بوده و شته‌ها تقریباً روى تمام گیاهان در جمعیت ‌ های بسیار بالا دیده مىشوند و از شیره گیاهان تغذیه مىکنند. شته‌ها یکی از آفات بزرگ گیاهان زینتی هستند. تغذیه شته‌ها از شیره گیاهان علاوه بر اینکه باعث ضعف گیاه مىشود، همچنین باعث پیچیده شدن برگ‌ها، بد شکل شدن برگ‌ها و ترشح عَسَلک (شیره گیاهى) مىشود.
شته‌ها پس از مکیدن شیره گیاهان مقدار زیادى عَسَلک دفع مىکنند این ترشحات دفع شده روى سطوح پائینی برگ‌ها و سرشاخه ‌ ها ریخته و باعث مىشود که مقدار زیادى گرد و خاک روى سطح گیاهان جذب شود که از عمل فتوسنتز نیز در گیاهان جلوگیریمىکند. همچنین تغذیه آن‌ها باعث انتقال بیماری های ویروسی در گیاهان مختلف مىشود.
اغلب در طبیعتشته‌ها با جمعیت ‌ هاى بالا بر روی گیاهان مشاهده مىشوند. جمعیتشته‌ها در برگیرنده مراحل مختلف سنی آن ها مىباشد. پوره ‌ هایمختلف سنی و همچنین حشرات کامل شته‌ها بر روی گیاهان، در حال تغذیه از شیره گیاهى مشاهده مىشوند.

وظیفه کورنیکول چیست؟
کورنیکول ها وظیفه ترشح ماده اى را به نام فرومون را دارد. فرومون به عنوان یک ماده جلب جنسى عمل کرده و هنگامى که دشمنان طبیعیمثل بالتوری ‌ها از خانواده ( SpellEChrysopidae) وارد جمعیتشته‌ها مىشوند نیز به عنوان یک ماده هشدار دهنده باعث پراکنده شدن شته‌ها از روی ساقه ‌ های برگ‌های آلوده مىشود .
کورنیکول ها وظیفه ترشح ماده اى را به نام فرومون را دارد. فرومون به عنوان یک ماده جلب جنسى عمل کرده و هنگامى که دشمنان طبیعیمثل بالتوری ‌ها از خانواده ( SpellEChrysopidae) وارد جمعیتشته‌ها مىشوند نیز به عنوان یک ماده هشدار دهنده باعث پراکنده شدن شته‌ها از روی ساقه ‌ های برگ‌های آلوده مىشود .

- SpellE Aphididae

- SpellE Eriosmatidae

- SpellEPhylloxeridae

- SpellEAdelyidae

خانواده آفیدیده ( SpellEAphididae)
خانواده ( SpellEAphididae) از مهم‌ ترین و بزرگ ‌ ترین خانواده شته‌ها است که تعداد گونه ‌ های بسیار زیادی دارد. این حشرات از انواع گیاهان مختلف تغذیه مىکنند و یکی از عوامل مهم بیماری های ویروسی گیاهان مىباشد.
راه تشخیص این شته‌ها از کورنیکول نسبتاً بزرگ و رشد کرده آن‌ها مىباشد. ترشح مقدار کم موم و یا نبود ترشح در بعضی گونه ‌ ها و همچنین قطعات دهانی فعال در جنس نر و ماده راه دیگر تش خیص آن‌هاست.
البته گونه های بالدار این حشره به راحتی از طریق رگ بندی بال از بقیه شته‌ها تشخیص داده مىشوند. به این نحو که رگ میانی (Media) در شته‌های خانواده آفیدیده منشعب است، در حالی که در بقیه شته‌ها رگ میانیمعمولی است.
سیکل زندگی شته‌های خانواده ( SpellEAphididae) نسبتاً پیچیده است و شامل نسل های بکرزا و دوجنسی هستند. زمستان گذرانی بصورت تخم دارند و در بهار تخم ‌ ها تفریغ مىشوند و پوره هایی که از آن خارج مىشوند بر روی گیاهان میزبان چندین نسل را بصورت بکرزا یا پارتنوژنتیک ( SpellEParthenogenetic) تولید مثل مىکنند.
نهایتاً افراد بالدار در جمعیتشته‌ها ظاهر و بر روی گیاهان زینتی و سبزیجات مهاجرت مىکنند، این حشرات بر روی گیاهان زینتی بصورت بکرزا و پارتنوژنتیک تولید مثل مىکنند. این حشرات در اواخر فصل مجدداً بر رویمیزبان ‌ های اولیه خود بازگشته و بوسیله تولید مثل ادامه حیات مىدهند. و نهایتاً نسلی به نام نسل جنسی ظاهر شده که این نسل شامل افراد نر و ماده است.
شته‌های نر و ماده پس از جفت ‌ گیریما د ه ها تخم ‌ هایشان را بر روی سر شاخه گیاهان قرار مىدهند. به دلیل اینکه این حشرات از توانایی فوق ‌ العاده زیادی برای افزایش جمعیت برخوردارند شته‌ها را حشراتی بکرزا مىنامند. در مدت زمان بسیار کوتاهی جمعیت بسیار زیادی را بر روی برگ‌ها، گل ها و شاخه های گیاهان ایجاد مىکنند. زمستان گذرانی شته‌ها به صورت تخم است در حالیکه در شرایط گلخانه ‌ اى که شرایط در طول سال مناسب است مىتوانند نسل هایمتوالی ایجاد کنند.

خانواده آفی‌دیده ( Aphididae)


شته‌های خانواده ( Aphididae) مهم ترین آفات گیاهان زینتی را در برمی گیرند که تعدادی از آن‌ها عبارتند از:

- Myzus persicae
- Aphis gossypii
- Aphis craccivora
- Macrosiphum rosae
- Macrosiphum euphorbiae
- Macrosiphuniella sanborni
و تعداد زیادی از گونه ها که بر روی گیاهان زینتی جزء آفات بسیار مهم محسوب می ‌ شوند.
این شته‌ها در شرایط گلخانه ای توان ایی ایجاد حدود تا نسل را در طول سال دارند، طرز تکثیر آن‌ها در شرایط گلخانه ای بصورت بکرزایی است. یعنی در طول سال به روش پارتنوژنتیک ( Parthenogenetic) تولید مثل می‌ کنند.
اشاره شد که شته‌ها بصورت تخم زمستان گذرانی می کنند . اما این مربوط به شرایط طبیعی است و در شرایط گلخانه ‌ ای قادر هستند در طول سال ، نسل ‌ های متوالی ایجاد کنند.
شته‌ها رابطه تنگاتنگی با مورچه ‌ ها دارند، در واقع شته‌ها حکم گاو شیرده را برای مورچه ‌ ها دارند. هر جا که شته‌ها وجود داشته باشند مقدار زیادی مورچه نیز وجود دارد. مورچه ها ، شته‌ها را از گیاهان به محل های مناسب منتقل می کن ن د تا از این طریق شته‌ها، تولید مقادیر بیشتری ع َ س َ لک کن ن د و مورچه ها از عسلک شته‌ها تغذی ه می کنند.
گونه هایی از شته‌ها دارای نام ‌ های خاص ی هستند. مانند شته اقاقیا و شته رز، اما به این معنا نیست که شته‌ها با این نام ‌ ها شناخته می ‌ شوند ی ا فقط بر روی آن گیاه خاص فعالیت می ‌ کنند. بلکه شته‌ها، دارای دامنه‌ی میزبانی نسبتاً وسیعی هستند ، که به تعدادی از آن‌ها اشاره شد.
شته‌های خانواده ( Aphididae) به صورت آزاد بر روی تمام گیاهان فعالیت می ‌ کنند.
بطور کلی ایجا د گال در شته‌های خانواده ( Aphididae) دیده نمی ‌ شود. این شته‌ها به صورت آزاد بر روی گیاهان فعالیت می ‌ کنند ، به همین جهت در معرض خطر حمله دشمنان طبیعی بی ‌ شماری قرار دارند مانند لارو و حشرات کامل کفش ‌ دوزک ‌ ها، لارو بالتوری ‌ ها، زنبورهای پاراز ی توئید، خانواده ( Braconidae) و زیر خانواده ( Aphidiinae) .

سئوال دیگر اینست که:
آیا رابطه بین مورچه ها و شته‌ها یکطرفه است یا شته‌ها نیز سود می ‌ برند؟
رابطه آن‌ها کاملاً دو طرفه است، در واقع مورچه شته‌ها را در روی گیاهان منتقل می کنند و به این طریق باعث پ َ اکنش آن‌ها می شود و آن‌ها را در محل ‌ های مناسب تری قرار می ‌ دهد. شته‌ وقتی در محل مناسب ‌تری قرار گیرد تولید عسلک بیشتری خواهد کرد و لذا به این طریق مورچه ‌ ها هم از این فعل و انفعال دو طرفه بهره ‌ مند می شوند.
مورچه ها همچنین در روند فعالیت دشمنان طبیعی شته‌ها ایجاد اخ ت لال می کنند و باعث دور شدن کفش ‌ دوزک ها و زنبورهای پاراز یتوئید، از اطراف شته‌ها می شوند، لذا فعالیت مورچه ‌ ها بر روی گیاهان مفید ارزیابی نمی شود.
دومین خانواده از شته‌ها، خانواده ( Eriosomatidae) است که به آن‌ها شته‌های گال زا یا(Gall-making aphids) یا شته‌های مومی (Woolly aphids) گفته می شود. تشخیص این شته‌ها از شته‌های خانواده ( Aphididae) به این ترتیب است که کورن ی کول ‌ در این شته‌ها رشد چندانی نکرده است و گاهی کورن ی کول وجود ندارد . بعلاوه افراد جنسی فاقد قطعات دهانی فعال هستند . یک ویژگی رفتاری بسیار مهم در این گونه از شته‌ها این می ‌ باشد که افراد جنسی این شته‌ها فقط یک تخم تولید می ‌ کنند . در حالیکه در شته‌های خانواده ( Aphididae) این محدودیت در تخم ‌ گذاری وجود ندارد و افراد جنسی آن‌ها ‌ توان ایی تولید تعداد زیادی تخم را دارند.
افراد بالدار این دو خانواده از هم براحتی قابل تفکیک می ‌ باشند.
در خانواده ( Eriosomatidae) رگ مدیا فاقد انشعاب است و این شته‌ها همه دو میزبانه هستند و بر روی میزبان اول اغلب تولید گال مشاهده می‌شود.
گا ل بر اثر فعالیت شته و تغذیه شته بر روی برگ و سایر قسمت ‌ های گیاه ایجاد می شود. گال ایجاد شده روی گیاه یک محیط کوچک یا یک میکروکلیما را ایجاد می ‌کند و در داخ ل این محیط کوچک شته‌ها فعالیت می کنند. مبارزه با شته‌هایی که تولید گال می کنند عموماً سخت ‌ تر است . زیرا بسیاری از سم ‌ها تاثیر زیادی بر آن‌ها ندارند مگر اینکه سم ‌ها سیستمیک باشند، یا اینکه از سم ‌های نفوذی که قادر به وارد شدن به شیره گیاهی هستند، استفاده شود.
تعداد ی از گونه ‌ های این خانواده دارای اهمیت زیاد ی می باشند مانند ( Tetranura ulmi) که در روی نارون و در محیط شهری دیده می‌ شود و ایجاد گال می‌ کند. گونه های دیگری از جنس ( Pemphigus) مانند ( Pemphigus bursarius) بر روی صنوبر ، گال هایی به شکل ‌ های مختلف مثل گال کوزه مانند درست می ‌ کنند.
( Pemphigus prociphilus ) حشره ‌ ای است که روی درخت زبان گنجشک و ا َ فرا تولید گال می ‌ کند.

خانواده ( Adeligidae)
این شته‌ها عموماً روی سوزنی برگ ‌ ها فعالیت می ‌ کنند ، مانند درخت کاج، این شته‌ها نیز مثل دو خانواده قبلی دارای دو میزبان هستند ولی هر دو میزبان آن‌ها از سوزنی برگ ‌ ها می باش ن د و ممکن است بر روی میزبان اول تولید گال نمایند.
از نظر ویژگی ‌ های شناسایی ، این شته‌ها دارای شاخک های سه بندی می ‌ باشند و به این طریق آن‌ها مورد شناسایی قرار می‌گیرند.
خانواده ( Phylloxeridae)


خانواده دیگر، خانواده ( Phylloxeridae) است . این خانواده برای ایران جز ء آفات قرنطینه ‌ ای محسوب می ‌ شود. در ایران هیچ ‌ گونه از این آفات شناسایی نشده است ولی در کشورهای آمریکایی و اروپایی جزء آفات بسیار مهم برخی از گیاهان می‌باشند . مخصوصاً گونه ‌ ای که روی مو فعالیت می ‌ کند و نام آن ( Dactulospharia Vitifoliae) می ‌ باشد که از مهم ‌ ترین آفات گیاهی در کشورهای اروپایی و آمریکایی به شمار می ‌ روند.
مبحث شته‌ها را با تاکید بر این نکته که شته‌ها علاوه بر خسارت مستقیم، ناقلان مهم بسیاری از بیماری ‌ها مانند بیماری ‌ های ویروسی هستند خاتمه می دهیم. علاوه بر شته‌ها، زنجرک ها نیز در نقل و انتقال عوامل ویروسی فوق ا لعا ده مهم هستند .
نوع دیگری از حشرات راسته هم ی پترا، یسیل ‌ ها هستند. یسیل ‌ ها مت ع لق به خانواده ( Psyllidae) در ا ی ن حشرات شاخک ‌ها بلند و نَخوَش است و شباهت زیادی به یک زنجره کوچک دارند و با کمک شاخک ‌ های نخی و بلند از زنجره ‌ ها و زنجرک ها تشخیص داده می ‌ شوند، همچنین از طریق رگ بندی بال نیز کاملاً متمایز هستند.

ناجوربالان – سفیدبالک‌ها و شپشک‌ها

سفیدبالک ها (White fly)


(White fly) حشراتی از خانواده ( Aleyrodidae) هستند، با اندازه کوچک ک ه غالبا ًدر حدود تا میلی متر بوده و سطح بدن و بال های این حشرات به وسیله پودر سفید رنگی پوشیده شده است. در ظاهر این حشرات شباهت زیادی به یک پروانه کوچک دارند، اما در مقیاس کوچکتر، حشرات کامل این راسته فعال بوده و می توانند آزادانه به اطراف پرواز کنند و عموماً در زیر برگ گیاهان و در حال تغذیه از شیره گیاهان مشاهده می شوند.
از نظر دگردیسی، حشرات این خانواده با سایر خانواده های راسته( Hemiptera) به جز شپشک های نر تفاوت دارند. در این حشرات پوره سن اول فعال است ولی پوره های سنین دو، سه و چهار در روی گیاهان ثابت هستند و همانند شپشک ها به نظر می رسند.
در بعضی منابع به پوره های سنی یک، دو و سه لارو ، و به پوره سنی چهار شفیره اطلاق می شود. سفیدبالک ها در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری و به ویژه در شرایط گلخانه ای بر روی گیاهان زینتی و محصولات گلخانه ای در جمعیت های خیلی بالا دیده می شوند. پوره ها با حشرات کامل از شیره گیاهان تغذیه می کنند و همانند شته ها ناقل بیماری های ویروسی مختلف هستند.
دامنه ی میزبانی تعدادی از سفیدبالک ها بسیار گسترده می باشد و در مورد بعضی از گونه ها ، 0 تا 0 و حتی در برخی اوقات تا ; 0 مورد میزبانی گیاهان ذکر شده است.
این حشرات همانند شته ها تو لید مقادیر زیادی عسلک می کنند که این عسلک در گیاهان باعث جذب گرد و خاک و مخصوصاً رشد قارچ های ساپروفیت می گردد. این عامل سبب کاهش مشتری محصولات گیاهان زینتی و گیاهان گلخانه ای در بازار می‌شود.
حشرات کامل این گونه تخم های شان را که دارای یک ساقه بسیار باریک و کوچک است ، در داخل بافت گیاه قرار می دهند. تخم این حشرات با چشم معمولی به راحتی قابل رؤیت نیست. پوره این حشرات بعد از تفریغ شدن از تخم ، مدتی را بر روی گیاه جستجو می کن ن د تا محل مناسبی ب رای تغذیه از شیر ه گیاهان پیدا ک ن ند . پس از مشخص شدن محل، خرطوم خود را به داخل نسج و شیره گیاه وارد می کند. این حشرات تا زمان رسیدن به ظهور کامل زندگی ثابتی را در روی گیاه پی می گیر ند.
همچنین این حشرات در شرایط مناسب مخصوصاً در گلخانه‌ها در حدود تا نسل را روی گیاهان بوجود می آورند. به عبارت دیگر هر تا روز یک نسل، تولید می‌کنند. بنابراین همانند شته ها از توانایی بسیار بالایی در تولید مثل برخوردارند و جمعیت خود را در مدت زمان کوتاهی بسیار افزایش می دهند.

برخی از مهم ترین گونه ‌های این حشرات در ایران عبارتند از
- ( Trialeurodes vaporariorum) یا سفیدبالک گلخانه ای
- ( Bemisia tabaci)
- و جدیداً گونه ای دیگر با نام ( Bemisia argentifolii) در ایران مشاهده شده است.
شایان ذکر است که گونه آخر بسیار برای گیاهان خطرناک بوده و ناقل بسیاری بیماری ها ی ویروسی به شمار می رود.

فرق دگردیسی در مگس های سفید با بقیه حشرات چیست؟
دگردیسی در مگس های سفید از نوع بینابین بوده و در منابع مختلف گاهی از آن به عنوان (Intermediate metomorphosis) نام برده می شود. در سفیدبالک ‌ها بخشی از رشد بال خارجی و بخشی دیگر از رشد داخلی می باشد که به آن دگردیسی بینابین گویند.
گروه مهم دیگر حشرات راسته همیپترا ، شپشک ها هستند که از جمله مهم ترین آفات گیاهان زینتی به شمار می آیند. این حشرات در جمعیت های بسیار انبوه و روی انواع گیاهان زینتی ادامه حیات می دهند و حشرات ریزی هستند .
جنس ماده این حشرات بدون تحرک بوده و در روی گیاهان بخش اعظم عمر خود را بصورت ثابت سپری می کنند و از شیره گیاهان تغذیه می نمایند.
اما جنس نر این حشرات بعد از اینکه تولید و ظاهر شدند از زیر س ِ پ َ ری که تولید کرده اند خارج می شوند، لازم به ذکر است که گونه نر این حشرات بالدار می باشند.
شپشک های نر را به دو صورت می توان از شته ها و پشه ها تشخیص داد
- بال های عقب در شپشک های نر از بین رفته در حالیکه شته ها و پشه ها دارای دو جفت بال هستند.
- شپشک های نر در انتهای بدن خودشان دارای زائده های بلند و میله ای شکل می باشند.
بوسیله این دو راه می توان این حشرات را از هم تشخیص داد.
رشد و نمو شپشک ها در گونه های مختلف متفاوت بوده و در اکثر آن ها پوره سن یک فعال است و دارای پا و شاخک بوده و قادر به حرکت می باشند. این حشرات پس از ظهور از داخل تخم خارج شده و مدتی را در سطح گیاهان جستجو می کنند تا محیط مناسبی را پیدا کنند.
پوره سن یک حشرات قادر است حدود تا روز بدون غذا زنده بماند و در واقع وسیله ‌ی انتشار شپشک ها، پوره سن یک می‌باشد که خود نیز توسط باد یا سایر عوامل بر روی گیاهان منتقل می شوند.
شپشک های نر پس از طی مراحل رشد و نمو از داخل س ِ پ َ ر خارج شده و آزادانه به اطراف پرواز می کنند در حالیکه شپشک های ماده بعد از اینکه پوره سن یک، خرطوم خود را به داخل گیاه فرو کرد، بقیه عمر خود را ثابت و بدون تحرک روی گیاه مانده و حتی پس از مرگ نیز روی گیاهان باقی می مانند.
شپشک ها از آفات بسیار مهم گیاهان زینتی بوده و تغذیه آن ها در جمعیت های بالا منجر به خشک شدن سرشاخه ها، و حتی خشک شدن کامل درختان یا گیاهان زینتی می شود.
اکثر شپشک های ماده، تخم شان را در زیر بدن یا در زیر سپر قرار می دهند. تعداد تخم گذاری در شپشک های ماده بسیار زیاد و حدود آن بین تا مورد می باشد. البته در مواردی تعداد این تخم ها به هزار عدد نیز می رسد

ناجوربالان – شپشک‌ها

( Margarodidae)
اولین گروه ، خانواده ( Margarodidae) می ‌ باشد که در برگیرنده بزرگترین گونه از شپشک ‌ ها می ‌ باشد که طول بدن آن ‌ ها در بعضی از گونه ‌ ها در نواحی گرمسیری به حدود میلی ‌ متر می ‌ ر س د. یکی از گونه ‌ های مهم این خانواده گونه ( Icerya purchasi) می ‌ باشد که در شمال ایران بر روی مرکبات ، یا مرکباتی که به صورت زینتی در منازل وجود دارند فعالیت می ‌ کنند. این آفت یک گونه وارداتی است، و برای کنترل آن نیز نوعی کفش ‌ دوزک بنام کفش ‌ دوزک استرالیایی به ایران وارد شده .

( Coccidae)
گروه دیگر از شپشک ‌ ها ، خانواده ( Coccidae) و شپشک ‌ های نرم تن یا ( Soft scales) هستند که این شپشک ‌ ها در جمعیت ‌ های بالا، و بر روی شاخ و برگ گیاهان فعالیت می ‌ کنند. این حشرات از شیره گیاهی تغذیه کرده و خسارات سنگینی به انواع گیاهان، از جمله گیاهان زینتی وارد می ‌ کنند. این شپشک ‌ ها بر خلاف شپشک ‌ های خانواده ( Diaspididae) یا سپردار ، عموماً دارای پا و شاخک بوده و قابل رو ی ت می‌باشند . به علاوه این شپشک ‌ ها در قسمت عقبی بدن دارای شیاری به نام شیار مخرجی یا (Anal cleft) هستند و از این طریق هم شپشک ‌ های نرم تن قابل شناسایی هستند . تعدادی از گونه ‌ های این خانواده که رو ی گیاهان زینتی فعالیت می ‌ کنند عبارتند از:

- ( Coccus hesperidum) یا شپشک خرز هر ه
- ( Saissetia oleae)
- ( Saissetia coffeae)

این سه گونه دارای دامنه میزبانی بسیار وسیعی هستند بطوریکه دامنه میزبانی آن ‌ ها بیش از صد گونه از گیاهان را شامل می ‌ شود. به همین جهت بر حسب نام نمی ‌ توان در مورد آنها قضاوت کرد. طول این شپشک ‌ ها حدود میلی ‌ متر و بدنشان حالت نیم کروی دارد.
( Diaspididae)
اما در خانواده شپشک ‌ های ( Diaspididae) سطح بدن عموماً مسطح است. در بعضی از گونه ‌ها هر شپشک ماده حدود تا تخم و در مورد ( Saissetia Coffeae) بیش از هزار تخم تولید می‌ کند. تخم ‌ های تولید شده در سطح زیرین بدن حشره ماده قرار دارند. وقتی تخم ریزی این حشره به پایان می ‌ رسد شپشک ماده از بین می ‌ رود و بدن آن محفظ و سپری برای تخم ‌ ها می ‌شود.
پوره این حشرات در سن اول از زیر بدن شپشک ماده خارج و در محیطی مناسب مستقر می ‌ شوند. در بقیه‌ی عمر شپشک‌های ماده بصورت ثابت در روی گیاه باقی می‌مانند.
جنس ‌های نر جمعیت خیلی کمی دارند و در طبیعت بندرت دیده می‌شوند و بر خلاف نوع ماده ، حشراتی فعال و قادر به پرواز هستند.
به طور کلی عمر شپشک ‌ های خانواده ( Coccidae) حدود تا روز است و بیشترین جمعیت آن ‌ ها در فصل پائیز مشاهده می ‌ شود.
نوع دیگر از شپشک ‌ های این خانواده ( Diaspididae) یا شپشک ‌ های سپردار (Armored scales) هستند. این شپشک ‌ ها در جمعیت ‌ های بسیار بالا و روی سر شاخ ه‌ها و برگ گیاهان زینتی زیست می ‌ کنند و باعث خشک شدن و در مواردی حتی باعث نابودی کامل درختان و گیاهان زینتی می ‌ شوند.
در حشرات سپردار، نوع ماده تغییر شکل زیادی پیدا کرده ‌ اند و شباهت چندانی به حشرات ندا ر ند . در بسیاری از گونه ‌ ها پاها، شاخک ‌ ها و چشم ‌ ها به طور کامل از بین رفته و این حشرات بدن دیسکی شکل پیدا کرده ‌ اند.
در این حشرات ، مشابه حشرات خانواده کوکسیده ( Coccidae) پوره سن یک بعد از ظهور ، با پیدا کردن محیط مناسب خرطوم خود را در داخل بافت گیاه فرو می ‌ کند و شروع به تغذیه از شیره گیاهی می ‌ نماید.
نکته مهم دیگر در مورد این حشرات این می ‌ باشد که تعداد زیادی از آن‌ها وارداتی هستند. به عبارت دیگر همراه با محصولات کشاورزی و گیاهان زینتی وارد ایران می‌شوند .
تعدادی از مهم ‌ ترین آفات گیاهان زینتی این راسته عبارتند از:
- Aonidiella orientalis
- Aonidiella citri
- Chrysomphalus dictyospermi
- Quadraspidiotus Perniciosus
- Lepidosaphes malicola
- Lepidosaphes ulmi

( Pseudococcidae)
خانواده دیگر این راسته ( Pseudococcidae) هستند که به این ‌ ها (Mealy bugs) یا شپشک ‌ های آردآلود گفته می ‌ شود. این نام از آن جهت برای این حشرات انتخاب شده است که سطح بدن این شپشک ‌ها بوسیله‌ی مقدار زیادی ترشحات مومی و آردی پوشیده شده است. در این گونه از شپشک ‌ ها حلقه ‌ بندی بدن مشخص و دارای پا و شاخک هستند و در روی گیاهان آزادانه حرکت می‌کنند. این شپشک ‌ ها در مناطق طبیعی زیست می ‌ کنند و جزء آفات مرکبات و تعداد زیادی از گیاهان زینتی هستند.
مهم ‌ ترین گونه این حشرات در ایران عبارتند از:
- Planococcus citri
- Pseudococcus
که این دو خانواده از مهم ‌ ترین گونه ‌ هایی هستند که در شرایط گلخانه ای به گیاهان زینتی خسارت وارد می ‌ کنند. قابل توجه است که گونه ( Planococcus citri) بر خلاف بق ی ه شپشک ‌ ها ی این خانواده از حشرات دو جنسی می‌باشند. برای تولید مثل نیاز به جفت ‌ گیری میان حشرات نر و ماده می‌باشد و در واقع روش بکرزایی در این حشرات دیده نمی ‌ شود.
حشرات نر شپشک ‌ های آرد آلود و بالدار در طبیعت بندرت دیده می ‌ شوند و اندازه بدن آن ‌ ها به; میلی ‌ متر می ‌ رسد.
آیا شپشک ‌ های آرد آلود بر روی میوه ‌ ها هم فعالیت دارند؟
شپشک ‌ های آرد آلود در همه ‌ی بخش ‌ های گیاه فعالیت می کنند در حالیکه شپشک ‌ های خانواده ( Diaspididae) یا ( Coccidae) بیشترین تراکم را روی شاخه ‌ ها دارند، هر چند ممکن است روی میوه و برگ نیز مشاهده شوند.
بدلیل اینکه شپشک‌ها جزء آفات وارداتی برای ایران هستند و دشمنان طبیعی برای آن‌ها وجود ندارد، به عنوان مهم‌ترین آقات گیاهان زینتی بشمار می‌روند.

CASSIATORA
2010-May-08, 14:11
جایگاه حشرات و کنه ها در بند پایان 2

تریپس‌ها

کلمه ی ( Thysano) به معنی ریشک و ( Ptera) به معنی بال می باشد و این اشاره به این مطلب دارد که حاشیه بال های این حشرات دارای ریشک ‌ های بلندی است.
Thysanoptera
( Thysanoptera) در برگیرنده ی حشرات بسیار کوچکی با طول بدن تا ; میلی متر می باشد. این حشرات از شیره ی گیاهی روی برگ ها با تراکم های زیاد تغذیه می ‌ کنند و بدین وسیله به گیاهان خسارت وارد می ‌ کنند. همچنین در روی گل های زینتی مخصوصاً روی خود گل ها با جمعیت بالا و در لاب ه‌ لای گلبرگ ها از شیره گیاهی تغ ذ یه می کنند. تغذیه تریپس‌ها از گل ها باعث ایجاد لکه ‌ های زرد رنگ در روی گل ها و برگ های گیاهان می شود و اگر تغذیه با تراکم بالا باعث خشک شدن برگ گیاهان نیز می‌ گردد.

تفاوت بین قطعات دهانی تریپس ‌ ها با شته ها
قطعات دهانی در تریپس ‌ ها، تقریباً یک ساختمان نامتقارن و مخروطی شکل دار د. در قسمت پشتی آن لب بالا، قسمت جانبی را آرواره های پائینی یا (Maxillae) و قسمت زیرین را لب پائین تشکیل می دهد و دارای سه ( Stylet) می‌باشد ، بر خلاف قطعات دهانی شته ها که دارای چهار ( Stylet) می باشند. تریپس ها دارای قطعات دهانی سه ( Stylet) هستند. یکی از آن ها مربوط به آرواره بالا و دو تای دیگری مربوط به آرواره ی پائین میباشد در واقع در تریپس ها یکی از آرواره های بالا از بین رفته است.

تریپس ها به دو زیر راسته تقسیم می شوند که عبارتند از:
( Tubuifera)
( Terebrantia)
حشرات زیر راسته ( Terebrantia) دارای شکم با انتهای مخروطی و تخم های ریز هستند، لذا این حشرات تخم خود را در داخل بافت گیاهان قرار می ‌ دهند. اما در زیر راسته ( Tubuifera) حلقه های انتهایی شکم این حشرات باریک شده و ساختمان لوله ای شکل پیدا کرده است. این حشرات تخم خود را در شکاف های مختلف، در محل ‌ های مختلف یا زیر پوسته درختان قرار می ‌ دهند.
در زیر راسته ( Terebrantia) ، خانواده ‌ های ( Aeolothripidae) و ( Thripidae) از اهمیت ویژه ای برخوردارند. تعدادی از گونه ‌ های این دو خانواده، در روی گیاهان زینتی ایجاد خسارت می کنند. مخصوصاً خانواده ( Thripidae) در صدمه زدن به گیاهان از اهمیت زیادی برخوردارند.
یکی دیگر از گونه های تریپس ها به نام ( Thrips tabaci) در تمام جهان انتشار یافته اند که در گلخانه ها و بر روی گیاهان زینتی مشاهده می ‌ شو ن د. این حشرات در تراکم های بالا و بر روی گیاهان زینتی فعالیت می کنند و خسارات سنگینی به محصولات گلخانه ای و گیاهان زینتی وارد می ‌ کنند.
در زیر راسته ( Tubulifera) خانواده ( Phlaecthripidae) دارای اهمیت بیشتری می باشد و در کشور ما نیز نمونه هایی از آن گزارش شده است.
تریپس ها حشراتی شکارگر هستند، گرچه برخی گونه ها ی گیاهخوار و برخی دیگر از اسپور قارچ تغذیه می کنند . دگردیسی در تریپس ها همانند شپشک های نوع نر می باشد. در واقع دگردیسی بینابین ی دارند، بخشی از رشد بال ها در طی سنین اول تا دوم پ ورگی در داخل بدن و بخشی از رشد بال ‌ ها در خارج بدن اتفاق می ‌ افتد. تریپس‌ها غالباً مرحله شفیرگی را در سطح خاک، یا داخل خاک تا حدود عمق سانتی ‌ متری طی می کنند، بنابراین مبارزه با آن ‌ ها بسیار مشکل است. زیرا با مبارزه شیمیایی یا بیولوژیکی بر آن بخش از حشرات که در داخل خاک قرار دارند تاثیری ندارد.

سخت بالپوشان

سخت بالپوشان ( Coleoptera)
نام ( Coleo) به معنای غلاف یا (Sheath) است به این معنا که بال جلو در این حشرات تبدیل به ساختمانی غلاف مانند شده است که وظیفه حف ا ظت از بدن را انجام می ‌ دهد و نقشی در پرواز ندارد که به آن الیترون یا الیترا گفته می شود. در این راسته (سخت بالپوشان) حدود سیصد هزار گونه تا بحال شناخته شده ‌اند.
این حشرات در محیط ‌ ها ی مختلف زندگی می‌کنند و از انواع مواد غذایی، درختان میوه، درختان جنگلی و گیاهان ز نیتی تغذیه می کنند.
در این راسته گروهی گیاهخوار نیز وجود دارند که تمام قسمت ‌ های گیاه را مو ر د هجوم قرار می ‌ دهند و بعضی دیگر نیز برگ ‌ خوار هستند. بعضی از آن ‌ ها از چوب و گروهی از حبوبات و خشکبار تغذیه می کنند. تعدا د ی از آن ‌ ها شکارگر می ‌ باشند و از انواع حشرات مضر تغذیه می ‌ کنند، دسته ‌ ای دیگر از این حشرات نیز آبزی هستند.
در کل راسته ( Coleoptera) به دو زیر راسته ( Adephaga) و ( Polyphaga) تقسیم می ‌ شو ند.
زیر راسته ( Adephaga) و ( Polyphaga) از طریق ویژگی ‌ های اولین حلقه شکم قابل تفکیک هستند . در زیر راسته ( Adephaga) ، پیش‌ران ( Coxa) پیشروی کرده است و ضلع عقبی اولین حلقه شکم را به دو قسمت تقسیم می ‌ کند، در حالیکه در زیر راسته ( Polyphaga) اولین حلقه شکم کامل است.

( Adephaga)


در زیر راسته ( Adephaga) تعدا د ی از گونه ‌ ها آبزی هستند مانند خانواده ( Gyrinidae) ، ( Haliplidae) ، و خانواده ( Dytiscidae) که لاروها و حشرات کامل آن ‌ ها در محیط آب از سایر حشرات، بندپایان و حتی در مواردی گونه ‌ هایی از خانواده ( Dytiscidae) از ماهی ‌ های کوچک و قورباغه ‌ ها تغذیه می ‌ کنند.
در زیر راسته ( Adephaga) تعدا د ی از گونه ‌ ها شکا ر گرند مانند خانواده ( Carabidae) که به آن ‌ ها (Ground beetle) نیز گفته می ‌ شود.
این حشرات در شب فعالیت می ‌ کنند و از شته ‌ ها، گیاهان علوفه ای و فلات تغذیه می ‌ کنند.گونه دیگر این حشرا، خانواده ( Staphylinidae ) می ‌ باشند، که شامل گو ن ه ‌ های شکارگر نیز هستند. در مو ا ردی دیده شده که این حشرات به انسان نیز خسارت وارد می کنند.

( Polyphaga)
زیر راسته ( Polyphaga) از نظر تعداد گونه ، فراوانی بیشتری دارند و تعداد زیادی از گونه ‌ های این زیر راسته گیاهخوار می ‌ باشند و از قسمت ‌ های مختلف گیاه از جمله برگ، گل، ساقه و حتی ریشه تغذیه می ‌ کنند.

در ادامه به خانواده ‌ های این زیر راسته اشاره می ‌ کنیم:
خانواده ( Hydrophilidae) ، که حشراتی آبزی، و متعلق به زیر راسته ( Polyphag) هست. در محیط آب این حشرات شکارگر ، از سایر موجودات محیط ‌ های آبی تغذیه می ‌ کنند.
خانواده ( Scarabaeidae ) گونه ‌ هایی از این حشرات از آفات بسیار مهم گیاهان به شمار می ‌ روند. در بسیار ی از گونه ‌ های این حشرات ، مرحله لاروی در داخل خاک سپری می ‌شو د. لارو ها ی این خانواده به مدت یکسال و گاهی بیش از یکسال را در داخل خاک و از ریشه گیاهان مختلف، مخصوصا ً گیاهان دائمی تغذیه می ‌ کنند.
خانواده دیگر این راسته، خانواده ( Buprestidae) می ‌ باشد. این گونه از سوسک ‌ ها در قسمت ‌ های انتهای بدن خود بالی بریده شده دارند با بدنی فوق العاده سخت و محکم. بیشتر گونه ‌ های این حشره چ و ب ‌ خوار می ‌ باشن د و لارو خود را در برای تغذیه از چوب درختان، در داخل تنه درختان قرار می ‌ دهند.
تعدادی از گونه های این حشرات مانند( Capnodis cariosa) و ( Capnodis tenebrionis) از آفات مهم درختان میوه به شمار می ‌ آیند.
تعداد زیادی از سخت بالپوشان شکارگر هستند و از مهم ‌ ترین شکارچیان ای ن خانواده ( Coccinellidae) یا کفش ‌ دوزک ‌ ها می ‌ باشند. این حشرات اکثرا از شته ‌ ها تغذیه کرده و برای گیاهان جزء حشرات مهم و مفید به شمار می روند.

کفش ‌ دوزک ‌ ها
در اینجا به نمونه‌هایی از کفش ‌ دوزک ‌ ها ی شکارچی آفت اشاره می‌شود:
در ای را ن حدود پنجاه گونه از کفش ‌ دوزک ‌ ها شناسایی شده ‌ اند مانند کفش دوزک هفت نقطه ‌ ای با نام لاتین ( Coccinella septempunctata) و نمونه دیگر به نام ( Adonia variegata) ، گونه ‌ های مختلف جنس ( Sthetorus) که از کن ه ‌ های گیاهی تغذیه می ‌ کنند و تعداد دیگر از گونه ‌ ها مثل( Exochomus nigromaculutus) و .... این ‌ها در طبیعت از انواع حشرات به ویژه شته ‌ ها تغذیه می ‌ کنند.
خانواده ‌ ی مهمی که جز ء آفات بشمار می رود ( Chrysomelidae) نام دارد. این خانواده اغلب از برگ گیاهان مختلف تغذیه می ‌ کنند و بعضی از گونه ‌ های آن در ای را ن از جمله آفات خیلی مهم در روی سیب زمینی هستند مانند گونه ( Leptinotarsa decemlineata) .
گروه دیگری از سخت ‌ بالپوشان بر روی حبوبات و خشکبار فعالیت می ‌ کنند مانند خانواده ( Bruchidae) ، ( Curculionidae) و ... که از آفات مهم خشکبار به شمار می ‌ آیند و سالانه حدود تا درصد از محصولات کشاورزی در محیط ‌ های انبار را از بین می ‌ برند.
همانطور که گفته شد، سخت بالپوشان راسته ‌ ای بسیار بزرگ می باشد که حدود هزار از آن ‌ ها شناسایی شده است و بسیاری از آن ها جز ء آفات مهم گیاهان زراعی بشمار می ‌ روند. و تعدادی در شرایط بخصوص از آفات گیاهان زینتی هستند.
در این میان خانواده ( Curculionidae) رتبه اول را در آفات دارد، البته در این خانواده سوسک ‌ هایی مانند خانواده ( Scarabaeidae) گاهی در روی گیاهان ز ینتی وجود دارند یا حشرات کامل آن‌ها از گرده ‌‌ی گیاهان تغذیه کنند، اما لاروهای آنها در داخل خاک بوده و از ریشه گیاهان ز ینتی و اکثر آن ها از ریشه گیاهان دائمی تغذیه می ‌ کنند.

دوبالان

* راسته دیپترا ( Diptera )
راسته دیپترا ( Diptra) دربرگیرنده دو گروه عمده از حشرات یعنی پشه­ها و مگس­ها است. دیپترا به معنای دو بال است یعنی یک جفت بال عقبی این حشرات از بین رفته و به اعضایی به نام هالتر (Halter) یا بالانسیر ( Balancier) تبدیل شده که وظیفه حفظ تعادل حشره به هنگام پرواز بر عهده دارد.
در راسته دیپترا لاروها و حشرات کامل در محیط­های مختلفی دیده می­شوند که تعدادی از آن‌ها گیاهخوار، تعدادی نیز شکارگر و آبزی هستند.

راسته دیپترا به دو زیر راسته تقسیم می­شوند:
1- زیر راسته نماتوسرا ( Nematocera) که دربرگیرنده پشه­ها است.
2- زیر راسته براکیسرا ( Brachycera) .
در زیر راسته نماتوسرا که دربرگیرنده پشه­ها است، شاخک­ها بلند است یعنی تعداد بندهای شاخه­ها بیش از سه عدد است. در حالیکه در زیر راسته براکیسرا عموماً شاخک­ها سه بندی بوده و عضوی مو مانند به نام آریستا ( Arista) در انتهای بند سوم وجود دارد.
زیر راسته نماتوسرا از مهمترین حشرات بهداشتی هستند که در ذیل به تعدادی از خانواده­های آن اشاره می­کنیم:
خانواده کولیسیده ( Culicidae) انتشار جهانی دارد و همه مردم با این حشرات آشنا هستند. این حشرات خونخوار بوده و ناقل بیماری­های خطرناکی می­باشند. از جمله گونه­های این خانواده پشه­های آنوفل است که بیماری مالاریا را منتقل می­کنند.
خانواده تیپولیده ( Tipulidae) در واقع بزرگترین خانواده راسته دوبالان است که در طبیعت به وفور دیده می­شود و لاروهای آن‌ها از مواد آلی تغذیه می­کنند. حشرات کامل دارای پاهای بسیار بلند و شکننده­ هستند و گاهی وارد منازل می­شوند.
خانواده سیسی­دومئیده ( Cecidomyiidae) است که تعدادی از آنها گیاهخوار هستند واز آفات مهم به حساب می­آیند.
خانواده آفیدولیتس­آفیدومایزا ( Aphidoletes aphidomyza) است که شکارگر هستند و از حشرات مضر تغذیه می­کنند.
خانواده کایرونومیده ( Chironomidae) است که آبزی بوده از موجودات مختلف و منابع گیاهی در داخل آب تغذیه می­کنند.
گونه‌های زیر راسته براکیسرا که بیشتر بر روی گیاهان زینتی دیده می­شوند به سه گروه تقسیم شده‌اند:
1- آسیلومورفا Asilomorpha
2- مسکومورفا Muscomorpha
3- تابانومورفا ( Tabanomorpha)
- خانواده آسیلو مورفا ( Asilomorpha) : مگس هایی هستند که یک خانواده از آن‌ها به نام آسیلیده ( Asilidae) و دیگری رابر فلایز (Robber flies) است. این مگس­ها در واقع بسیار بزرگ و شکارگر هستند و در طبیعت از بسیاری حشرات حتی از زنجره­های بسیار بزرگ تغذیه می­کنند و جزء حشرات مفید می‌باشند.
آیا از مگس­های خانواده آسیلیده امروزه در مبارزه بیولوژیکی استفاده می­شود؟
از مگس­های خانواده آسیلیده بعنوان آفت بیولوژیک استفاده نشده است ولی بهرحال تعدادی از حشرات در طبیعت شکارگر هستند و در کاهش تمام جمیعت آفات نقش ارزنده­ای را ایفا می­کنند ولی بدلیل اینکه تمایل خاصی به تغذیه از یک گونه خاص ندارند عموماً از این‌ها در کنترل بیولوژیک استفاده نمی­شود.
- خانواده تابانو مورفا ( Tabanomorpha) : مگس­های این خانواده مثل خانواده تابانیده بر روی چهارپایان و احشام ایجاد بیماری می­کنند و در واقع مراحل لاروی خود را داخل بدن احشام اهلی و وحشی سپری می‌کنند و در داخل بدن احشام (مثل اسب و گوزن) بیماری­های خطرناکی را ایجاد می‌کنند.
- خانواده مسکو مورفا ( Muscomorpha) : مگس‌های این خانواده فوق­العاده مهم و بزرگ هستند. تعدادی از مگس­های این خانواده از گیاهان تغذیه می­کنند و تعدادی نیز مثل خانواده تاکینیده ( Tachinidae) از جمله مهم‌ترین دشمنان طبیعی آفات هستند لذا تعدادی از گونه­های این خانواده در کنترل بیولوژیک آفات مورد استفاده قرارگرفته است.
آیا از راسته مسکو مورفا خانواده­ای وجود دارد که گونه­های آن از آفات گیاهان زینتی محسوب بشوند؟
مهم‌ترین خانواده زیر راسته مسکو مورفا که آفت گیاهان زینتی بوده خانواده آگرومایزده ( Agromyzidae) است که تحت نام لیف ماینرز (Leaf miners) یا مینوز نام برده می­شود. مراحل لاروی این دوبالان در داخل پارانشیم برگ سپری می­شود و تخم­های خودشان را در داخل بافت گیاهان مختلف قرار می­دهند، و لارو آن‌ها در داخل پارنشیم برگ بین اپیدرم پشتی و اپیدرم زیرین تونل و گالری­هایی بشکل‌های مختلف ایجاد می­کنند. در تراکم­های بالا در روی هر برگ ممکن است حدود 20 لارو بتوانند رشد و نمو بکند.
از دیگر خانواده های راسته مسکومورفا خانواده تفراتیده (Tephritidae) است که گونه­های مختلف آن مثل سراتیتس کاپیتاتا (Ceratitis capitata) و رائگولیتیس پومونلا (Rhagoletis pomonella) از آفات مهم درختان میوه به حساب می­آیند.
همچنین خانواده آنتومیلیده ( Anthomyliidae) است که تعدادی از گونه­های آن از گیاهان تغذیه می­کنند. خانواده سارکوفاژیده ( Sarcophagidae) و کالیفوریده ( Calliphoridae) نقش تمیز کننده محیط را بعهده دارند. تعدادی از گونه­های خانواده کالیفوریده در روی احشام (مثل گاو و گوسفند) ایجاد بیماری‌هایی می­کنند که در مواردی منجر به مرگ آن‌ها می­شود، لذا برای کنترل آن‌ها در کشورهای آمریکایی از روش عقیم کردن نرها و رهاسازی آن‌ها استفاده شده ­است که نتایج خوبی به همراه داشته است.
خانواده تاکینیده ( Tachinidae) از دیگر خانواده­های مهم زیر راسته مسکومورفا است که همه گونه­های آن‌ها بدون استثناء پارازیت گروه‌های مختلف حشرات مثل لارو پروانه­ها بشمار می روند.
خانواده دیگر این زیر راسته اواستریده ( Oestridae) است که مثل خانواده تابانیده پارازیت چهارپایان اهلی می­باشد.

پروانه­ها (Lepidoptera)
پروانه­ها حشراتی هستند که تقریباً همه مردم آ‌ن‌ها را می­شناسند و دارای چهار بال هستند که سطح بال­ها بوسیله پولک پوشیده شده است. لارو همه گونه­های پروانه­ها به استثنا چند گونه محدود از گیاهان مختلف تغذیه می­کنند. تعدادی از گونه­ها در این راسته از آفات بسیار مهم درختان میوه و تعداد معدود دیگر در شرایط گلخانه­ای جزء آفات گیاهان زینتی به شمار می­روند.
برای شناسایی و تفکیک گروه‌های مختلف پروانه­ها، دو ویژگی مهم الف) رگ­بندی بال و ب) مکانیسم جفت­شدن بال­های جلو و عقب به هنگام پرواز قابل توجه است. رگ­بندی بال در پروانه­ها نسبتاً ساده و تعداد رگ­های عرضی و طولی کم است.
در پروانه­ها چهار مکانیسم برای جفت­ شدن بال­های جلو و عقب به هنگام پرواز وجود دارد که عبارتند از:
1- فیبولا (Fibula)
2- ژوگوم (Jugum)
3- فرنیلوم (Frenulum)
4- هیمورال اَنگِل (Humeral angle)
عمده پروانه­های روز پروازی که در طبیعت مشاهده می­شوند دارای مکانیسم هیمورال انگل هستند. لارو پروانه­ها بصورت­های مختلفی از گیاهان تغذیه می­کنند. تعدادی از آن‌ها آزادانه از قسمت­های مختلف گیاه مانند برگ، میوه یا گل تغذیه می‌کنند و یا در داخل شاخه و تنه درختان بافت چوبی گیاه را استفاده می‌کنند. تعداد معدودی از گونه­ها هم جزء آفات انباری هستند و در شرایط انباری از انواع خشکبار تغذیه می­کنند.
راسته لپیدوپترا به پنج زیر راسته تقسیم می­شود که عبارتند از:
1. زوگلوپترا (Zeugloptera) ؛ تنها پروانه­هایی هستند که دارای آرواره بالا می‌باشند. بنابراین توانایی تغذیه از مواد جامد مثل گرده گل‌ها را دارند و این ویژگی در سایر پـروانـه­هـا دیــده نمی­شـود. در ایـن زیـر راستــه خـانـواده میـکروپـتریـژیـده (Micropterygidae) حائز اهمیت است.
2. زیر راسته داکنونیفا (Dacnonypha) ؛ گرچه حشرات کامل دارای آرواره هستند ولی آرواره­هایشان غیرفعال است. در واقع گاله­های مربوط به هر یک از آرواره­های پایین بهم متصل ­شده و خرطوم را بوجود ­آورده‌اند که بوسیله آن از مواد مایع تغذیه می­کنند.
3. زیر راسته اکسوپوریا (Exoporia) ؛ در این راسته خانواده­ای به نام هیپالیده (Hepialidae) وجود دارد که از نظر شکل ظاهری شباهت به پروانه­های اسفینژیده (Sphingidae) دارد ولی لاروهای آن‌ها عموماً از ریشه گیاهان تغذیه می­کنند.
4. مونوتریزیا (Monotrysia)؛ تعدادی از گونه­های مونوتریزیا بصورت می‌نوز فعالیت
می­کنند. مهم‌ترین خانواده این زیر راسته استیگملیده (Stigmellidae) است که لارو­های آن از پارانشیم برگ­های گیاهان تغذیه میکنند.
5. بزرگترین زیر راسته دیتریسیا (Ditrysia)است؛ عمده پروانه­ها در این زیر راسته تقسیم‌بندی می­شوند که به تعدادی از خانواده­های آن اشاره می­کنیم:
خانواده تینیئیده (Tineidae) یکی از خانواده­های زیر راسته دیتریسیا است که عموماً لارو آن‌ها از منسوجات تغذیه می­کنند.
- لیونیتیده(Lyonetidae) و گراسی­لاریده (Gracillaridae) نیز می‌نوز هستند که لاروهایشان در بین اپیدرم فوقانی و زیرین برگ از پارانشیم برگ گیاهان تغذیه می­کنند.
- خانواده پیه­ریده (Pieridae) که در واقع روز پرواز بوده و جزء آ‌فات مهم کَلَم هستند. این خانواده دارای دامنه میزبانی نسبتاً وسیعی هستند و امکان فعالیت آن‌ها در شرایط گلخانه­ای روی محصولات گلخانه­ای وجود دارد.
- خانواده لیکینیده (Lycaenidae)؛ تعدادی از لاروهای گونه­­های این خانواده در لانه مورچه‌ها زندگی می­کنند. در واقع مورچه­ها تعدادی از جمعیت خودشان را در اختیار لارو این پروانه­ها قرار می­دهند و این‌ها هم از مراحل مختلف قبل از بلوغ مورچه­ها تغذیه می­کنند و تولید عسلک کرده که مورچه­ها از عسلک تولید شده توسط این لارو پروانه­ها تغذیه می­کنند.
* پروانه­های باتر فلای (Butterfly) یا پروانه­های روز
1- اسفینجیده (Sphingidae) تعدادی از گونه­های این خانواده در داخل کندو­های زنبــور عســل زندگی می­کنـند. گـونـه­ای بـه نــام اکـرونتیـا اوتـروپـوس (Acherontia atropos) جزء آفات مهم زنبور عسل به شمار می­رود. گونه­های دیگر این خانواده از گیاهان تغذیه می­کنند. ویژگی بارز لاروها داشتن شاخی در انتهای بدن می‌باشد که به شناسایی آن‌ها کمک می‌کند.
2- خانواده ساتورنیده (Saturnidae) شامل بزرگترین پروانه­های موجود در ایران می­باشد. گونه پر طاووسی گلابی بزرگترین پروانه­ای است که در ایران وجود دارد.
3- نیمفالیده (Nymphalidae)
4- ساتی­ رئیده (Satyridae)
5- پاپیلیونیده (Papilionidae)
6- دانائیده(Danaidae)
و تعدادی دیگر از خانواده­ها که لاروشان عموماً در روی گیاهان مرتعی و یا درختان میوه از برگ گیاهان تغذیه می­کنند. این پروانه‌ها جزء آفات هم محسوب نمی­شوند و تحت کنترل دشمنان طبیعی هستند.
بسیاری از پروانه­های روز پرواز جزء آفات مهم نیستند ولی تعدادی از پروانه­های شب پرواز تحت نام موس (Moths)در خانواده­های نوکتوئیده (Noctuidae) و پیرالیده(Pyralidae) از آفات بسیار مهم محصولات زراعی و گیاهی مختلف هستند
بطور کلی جمعیت موجودات بوسیله دو دسته از عوامل کنترل می‌شوند.
الف) عوامل طبیعی مثل سرما؛
ب) دشمنان طبیعی.
به همین دلیل در گذشته کشاورزان در زمستان زمین‌هایشان را آب می­دادند تا زمین یخ ببندد و بسیاری از شفیره آفات مهم که در داخل خاک زندگی می­کردند به این طریق از بین بروند.
از عوامل کنترل کننده دشمنان طبیعی لارو پروانه­ها عمدتاً زنبورهای براکلونیده (Braclonidae) و مگس‌های خانواده تاکی نیده (Tachinidae) می­باشند که از اهمیت زیادی برخوردارند

زنبورها یا بال غشائیان

­ هایمنوپترا (Hymenoptera)
راسته بال ‌غشائیان یکی از سودمندترین گروه‌های حشرات است. این راسته در برگیرنده تعدادی از گونه­های پارازیتوئید و شکارگر حشرات است که نقش ارزنده­ای در ایجاد تعادل جمعیت گونه­های مختلف دارد. هم‌چنین از مهم‌ترین گرده افشان­های گیاهان بوده و تعداد کمی هم گیاهخوار می‌باشند. این راسته از نظر بیولوژیک و زیست شناسی بسیار متنوع بوده و تعدادی از آن‌ها بصورت انفرادی زندگی می­کنند و تعداد دیگری هم دارای زندگی اجتماعی در سطوح مختلف هستند. عالی­ترین سطح زندگی در برخی از گونه­های این راسته مثل زنبورهای خانواده آپیده (Apidae) و زنبور عسل معمولی دیده می­شود.
گونه­های بالدار زنبورها چهار بال دارند که غشایی بوده و بال‌های عقب کوچک‌تر از بال‌های جلویی است و بوسیله قلاب­های بسیار ریزی به نام هامولی (Hamuli) به بال‌های جلو متصل می­شوند و سبب هماهنگ شدن بال‌های جلو و عقب به هنگام پرواز می­شوند.
زنبورها دارای دگردیسی کامل هستند و شفیره آن‌ها از نوع اکسریت (Exarate) یا آزاد است. در این نوع شفیره شاخک، پاها و بال­ها آزاد است و بنابراین شبیه به یک حشره کامل مومیایی شده بنظر می‌رسد. لاروها در تعدادی از زنبورها از نوع اروسی‌فرم (Eruciform) و در اکثر آن‌ها از نوع ورمی­فرم (Vermiform) هستند. لارو اروسی‌فرم زنبورها که مربوط به زیر راسته سیمفیتا(Symphyta) است از طریق بیش از پنج جفت پای کاذب شکمی یا پرولگ (Proleg) از لارو پروانه­ها تشخیص داده می‌شود.
زنبورها به دو دسته تقسیم می­شوند که عبارتند از :
1. سیمفیتا (Symphyta)
2. آپوکریتا (Apocrita)
سیمفیتا (Symphyta)


در زیر راسته سیمفتیا پای عقبی زنبورها در قاعده حداقل سه سلول بسته دارد بعلاوه یک شکم عریض که به قفسه سینه متصل می­شود. اکثر گونه­های این زیر راسته گیاهخوار هستند. در حالیکه در زیر راسته آپوکریتا شکم باریک شده و از طریق یک ساقه به قفسه سینه متصل می­شود و در بال عقبی­، بیش از دو سلول بسته وجود دارد. در ضمن اغلب شکارگر یا پارازیتوئید هستند و کمی هم گیاهخوار می‌باشند. اکثر گونه­های زیر راسته سیمفتیا خانواده­های متعددی در ایران دارند که در ذیل به آن‌ها اشاره می­شود:
1. آرژیده (Argidae)
2. پامفیلیده (Pamphilidae)
3. سفیده (Cephidae)
4. تنتتردینیده (Tenthredinidae)
5. زایلیده (Xyelidae)
6. اوروسیده (Orussidae)
بجز گونه­های خانواده اوروسیده که پارازتیوئید سوسک­های چوب‌خوار خانواده­های سرامبیسیده (Cerambicidae) و بپرستیده(Buprestidae) هستند، بقیه خانواده­های این زیر راسته گیاهخوار هستند. مثلاً در خانواده آرژیده گونه­ای به نام آرژ رزه (Arge rosae) از گل رز تغذیه می­کند که در شمال ایران انتشار دارد.
در خانواده سفیده گونه­هایی مانند سفوس ­سینکتوس(Cephus Cinctuse) و سفوس­ پیگمئوس (Cephus Pygmaeus) از غلات تغذیه می­کنند.
در خانواده تنتردینیده(Tenthredinidae) گونه­های کالیروآلی­ماسینا(Caliroa limacina) و هاپلوکامپابویس (Haplocampa brevis) در روی درختان میوه به عنوان آفت مطرح هستند. و از خانواده سریسیده در شمال ایران گونه­ای به نام سیرکس­سا (Sirex sah) بر روی صنوبر و نارون خسارت ایجاد می­کند. پس در زیر راسته سیمفتیا بجز تعداد معدودی از خانواده اوروسیده و بقیه خانواده­ها عموماً گیاهخوار هستند.

آپوکریتا (Apocrita)
زنبورهای خانواده آپوکریتا به دو دسته تقسیم می‌شوند:
1. آکولئاتا(Aculeata) ؛ در این گروه تخم‌ریز به نیش تبدیل شده است. نیش یک مکانیزم دفاعی است که برای تزریق سم به بدن طعمه بکار می‌رود.2. پارازتیکا(Parasitica) ؛ در این گروه تقریباً اکثریت گونه­ها تخم‌ریز هستند و در واقع وظیفه تخم ریزی را بر عهده دارند.
از گروه آکولئا تا زنبورهای خانواده وسپیده (Vespidae) دارای زندگی اجتماعی هستند. گونه وپا اورینتالیس(Vepa Orientalis) در این خانواده، یک زنبور قهوه­ای رنگ بزرگ است. خانواده­های وسپیده و همچنین اسفیسیده (Sphecidae) که دربرگیرنده گونه­های انفرادی هستند تقریباً همگی شکارگرند و برای پرورش نوزادشان لارو انواع حشرات مخصوصاً لارو پروانه­ها را شکار می­کنند.
همچنین خانواده­های تیفیئیده (Tiphiidae) و اسکولوئیده(Scoliidae) پارازیت لارو کرم­های سفید ریشه، در داخل خاک هستند.
زنبورها چگونه پارازیت کرم­های سفید ریشه‌ای که در خاک فعالیت می­کنند، هستند؟
حشرات کامل زنبورها در خاک نرم نفوذ می­کنند و بدنبال لارو کرم‌های سفید ریشه می­گردند. پس از نیش زدن، آن‌ها را فلج کرده و بر روی لارو کرم سفید ریشه تخم‌ می­گذارند. بعد از خارج شدن لارو زنبور از داخل تخم، از بدن لارو کرم سفید ریشه تغذیه می‌کند.
زنبور پمپیلیده (Pompilidae) از گروه آکولئاتا شکارگر بوده و با به نوعی پارازیتوئید عنکبوت­ها می‌باشد.
زنبورهای بالا خانواده آپوایدا‌(Apoidea) از مهم‌ترین گرده ­افشان­های اختصاصی گیاهان هستند. که در این خانواده، بالا خانواده‌های متعددی از جمله خانواده مگاکلیده(Megachilidae) ، آنتوفوریده (Anthophoridae) ، آندرنیده (Andernidae)، هالیکتیده (Halictidae) و آپیده (Apidae) در ایران وجود دارند. از مهم‌ترین گرده افشان­های گیاهان هستند و سودی که از این حشرات به انسان می­رسد غیر قابل محاسبه است.
زنبورهای گروه پارازتیکا خانواده­های تریکوگراماتیده (Trichogrammatidae)، سیلونیده (Scelionidae) و می­ماریده (Mymaridae) پارازیتوئید تخم گروه‌های مختلفی از حشرات می­باشند. و در همین گروه خانواده­های براکونیده (Braconidae) و ایکنئومونیده (Ichneumonidae) پارازیتوئید گروه‌های مختلف حشرات محسوب می­شوند.
در خانواده براکونیده زیر خانوادهایی به نام آفی­دیئینه (Aphidiinae) وجود دارند که گاهی تحت عنوان خانواده آفی­دیئیده (Aphidiidae) از آن نام می­برند که همه گونه­های آن پارازیتوئید شته­ها و شپشک‌ها هستند.
مهم‌ترین دشمنان طبیعی آفات گلخانه­ای شامل شته­های خانواده­های انسیرتیده (Encyrtidae)، آفلینیده(Aphelinidae) ، ائولوفیده (Eulophidae) و در مواردی پترومالیده (Pteromalidae) می­باشند

کنه ها

کنه‌ها(Acari)
کنه­ها متعلق به زیر رده آکاری(Acari) بوده و به همراه رتیل­­ها و عنکبوت­ها رده (Arachnida) را بوجود می­آورند. کنه­ها یکی از بزرگترین گروه‌های بندپایان می­باشند که به فراوانی در طبیعت مشاهده می­شوند. حدود سی هزار گونه­ از این بندپایان در دنیا شناسایی شده­اند و تقریباً بیش از پانصد هزار گونه دیگر همچنان ناشناخته باقی مانده‌اند. اندازه کنه­ها متفاوت است مثلاً کنه­های خانواده تارسونمیده(Tarsonemidae) فقط چند میکرون و کنه‌های بسیار بزرگ خانواده ایکسودیده (Ixodidae) اندازه‌ای حدود صد میکرون دارند که در روی دام­ها از خون آن‌ها تغذیه می­کنند.
کنه­ها شامل گروه‌های آبزی و خشکی‌زی هستند. کنه­های خشکی‌زی در داخل خاک با جمعیت بسیار بالا دیده می­شوند و از مهم‌ترین بندپایان هستند. تعدادی از کنه­ها بخشی از زندگی خود را بصورت پارازیت می‌گذرانند و ممکن است انگل بندپایان یا مهره­داران باشند. البته تعداد کمی هم بصورت انگل داخلی در داخل بدن حشرات و مهره­داران فعالیت می­کنند.
تعدادی از کنه­ها شکارگر و پِرداتور(Predator) هستند و در داخل خاک روی گیاهان از سایر کنه­ها مخصوصاً از کنه­های گیاهخوار و تخم حشرات کوچک تغذیه می­کنند. به عبارت دیگر تعدادی از گونه­های شکارگر در داخل خاک از انواع حشرات کوچک و سایر کنه­ها، نماتودها و تخم مگس­ها تغذیه می­کنند و جزء موجودات بسیار مفید به حساب می­آیند .
تعداد زیادی از کنه­ها هم گیاهخوار هستند. با کلیسرهای نیرومندی که دارند بر روی گیاهان خراش­هایی ایجاد می­کنند و از کلروپلاست، مایع و شیره گیاهی تغذیه می­کنند. همچنین تعدادی از گونه‌های گیاهخوار در محیط‌های انباری از غلات، خشکبار و برخی دیگر از غده­های گیاهان زینتی تغذیه می­کنند.
کنه­های خانواده فیتوزئیده(Phytoseidae) شکارگر هستند که برای کنترل کنه­های گیاهخوار بر روی گیاهان زینتی در شرایط گلخانه­ای زندگی می‌کنند. هم‌چنین در بسیاری از نقاط دنیا بصورت تجارتی و انبوه تولید می­شوند و در گلخانه­ها رها سازی می­شوند. از نظر خصوصیات مورفولوژیک بدن کنه­ها از دو قسمت تشکیل شده است که عبارت است از:
1- گناتوزوما(Gnathosoma) یا قسمت جلویی که اعضای حسی، کلیسر­ها و پری‌پالپ‌ها را در بر می‌گیرد.
2- قسمت عقبی که ایدئوزوما(Idiosoma) نامیده می­شود پاهای کنه­ها را در بر می­گیرد. کنه­ها در مرحله‌ی بالغ چهار جفت پا دارند پری پالپ­ها عموماً دو تا پنج­بندی و کلسیر­ها سه‌بندی و پاها در اکثر کنه‌ها شش‌بندی هستند، ولی در برخی از کنه­ها پاها نیز به صورت دوهفت ‌بندی دیده می‌شوند.
بلندی­ پاها عبارت است از:
الف) کوکسا (Coxa) یا پیش ران؛
ب) تروکانتر(Trochanter) یا پس ران که ممکن است دو بندی باشد؛
ج) فیمور(Femur) یا ران؛
د) پاتلا(Patella) یا ژنو (Genu)؛
هـ) تی‌بیا (Tibia) یا ساق؛
ر) تارسوس(Tarsus) یا پنجه که در انتها به دو ناخن یا کلاو (Claw) و یک بالشک یا آلوریوم منتهی می‌شود.
دستگاه گوارش در کنه­ها به حشرات شباهت دارد و شامل بخش­هایی بوده که عبارت است از:
1. موس (Mouth) دهان؛
2. اِزوفاگوس (Oesophagus) یا سر؛
3. وِنتری­کولوس (Ventriculus) یا معده؛
4. هیند گات (Hind gut) یا روده عقبی؛
5. آنوس (Anus) یا مخرج .
سیستم تولید مثل در کنه­ها غالباً دو جنسی است و اکثر کنه­ها تخم گذار هستند گرچه تعدادی کنه زنده‌زا نیز مشاهده شده است.
تعدادی از کنه­ها بکرزا هستند که تولید نتاج نر و ماده می­کنند، البته در کنه­هایی مثل کنه تیترانیکوس اورتیکا (Tetranychus urticae) که از مهم‌ترین کنه­ها و نیز جزء آفات بسیار مهم گیاهان زینتی است بعد از جفت­گیری، تخم­های بارور تولید افراد نر و ماده می­کنند و تخم­هایی که بارور نشوند صرفاً تولید افراد نر خواهند کرد.
تنفس کنه­های کوچک جلدی است یعنی دستگاه تنفسی خاصی ندارند ولی سیستم تنفسی­ کنه­های بزرگتر تراشه­ای است و مانند حشرات، تراشه­ها به روزنه­های تنفسی به نام استیگمات(Stigmata) یا اسپراکل (Spiracle) منتهی می­شود.
براساس محل قرارگرفتن روزنه­های تنفسی، کنه­ها را به هفت راسته تقسیم می­کنیم:
1. آستیگماتا (Astigmata) یا بدون استیگمایان.
2. پروستیگماتا (Prostigmata) یا پیش استیگمایان.
3. مزوستیگماتا (Mesostigmata) یا میان استیگمایان.
4. نوتوستیگماتا (Notostigmata) یا پشت استیگمایان.
5. متاستیگماتا (Metastigmata) یا پس استیگمایان.
6. تتراستیگماتا (Tetrastigmata) یا چهار استیگمایان.
7. کریپتوستیگماتا (Cryptostigmata) یا نهان استیگمایان.
در زندگی کنه­ها سه مرحله بعد از مرحله رشد جنسی وجود دارد که عبارت است از:
الف) مرحله لاروی؛ کنه­ها در مرحله لاروی دارای سه جفت پا هستند به جزء کنه­های خانواده اریوفیده (Eriophidae) که تعداد پاهایشان کمتر است.
ب‌) مرحله پورگی؛ در اکثر کنه­ها شامل چند مرحله است و به آن‌ها پروتونیمف (Protonymph) و تریتونیمف(Tritonymph) اطلاق می­شود بعد از آن کنه­ بالغ تولید می­شود.
ت‌) اَدالت(Adlult) یا کنه بالغ.

راسته مزوستیگماتا (Mesostigmata)


راسته مزوستیگماتا در برگیرنده تعدادی از گونه­های پارازیت و شکارگر است. خانواده­های مهم شکارگر این راسته واروئیده(Varroidae) و درمانیسیده(Dermanyssidae) هستند. گونه­های خانواده واروئیده عموماً پارازیت زنبورهای خانواده آپیده(Apidae) مخصوصاً زنبور عسل معمولی یا آپیس­ملی­فر(Apis mellifera) می‌باشند که بوسیله پاهای خود به بدن زنبور متصل شده و از خونش تغذیه می­کنند.
در خانواده واروئیده گونه واروآ ژکبسونی (Varroa jacobsoni) دارای انتشار جهانی است و از آفات مهم زنبور عسل در ایران به شمار می­رود.
گونه­های خانواده درمانیسیده(Dermanyssidae) عموماً پارازیت پرندگان و پستانداران هستند و از خون آن‌ها تغذیه می­کنند.
خانوادهفیتوزئیده (Phytoseidae) در برگیرنده مهم‌ترین گونه­های شکارگر کنه­ها است که از کنه‌های گیاهخوار تغذیه می­کنند. از این خانواده گونه­هایی مثل فیتوزئولیس پرسیمیلیس ‍(Phytoseiulus persimilis) در جهان بصورت تجارتی تولید انبوه شده و در گلخانه­ها برای کنترل بیولوژیک گونه­های گیاهخواری مانند تترانکیده رها سازی می­شود.
* راسته متاستیگماتا (Metastigmata)
راسته متاستیگمتا (Metastigmata) با ایکسودیدا(Ixodida) در برگیرنده کنه­های دامی است که از خون دام و انسان تغذیه کرده و ناقل بیماری هستند. این راسته شامل دو خانواده ایکسودیده (Ixodidae) و آرگازیده (Argasidae) می­باشد که به ایکسودیده­ها راف‌تیکس یا کنه‌های سخت و به خانواده ارگازیده سافت­تیکس یا کنه­های نرم اطلاق می­شود.
* راسته آستیگماتا (Astigmata)
در راسته آستیگماتا(Astigmata) خانواده­های سارکوپتیده (Sarcoptidae) و پسوروپتیده (Pesutoptidae) ناقل بیماری­های مهمی مثل جرب یا گال بر روی پستانداران هستند. در این راسته تعدادی از گونه­ها مثل خانواده اکاریده(Acaridae) بر روی محصولات انباری از جمله غلات و خشکبار تغذیه می­کنند.
در همین راسته تعدادی از گونه­های جنس ریزوگلیفوس (Rhzoiglyphus)از غده­های گیاهان زینتی تغذیه می­کنند.

راسته پروستیگماتا (Prostigmata)


راسته پروستیگماتا (Prostigmata) در برگیرنده برخی از مهم‌ترین کنه­های گیاهخوار است که به آنها پلنت فیدینگ اسپایدر مایت (Plant feeding spider mite) یا کنه­های تارتَن اطلاق می­شود. این کنه‌ها از گیاهان مختلف تغذیه می­کنند و تعدادی از گونه­های آن‌ها از مهم‌ترین آفات گیاهان به حساب می­آید.
راسته پروستیگماتا در برگیرنده سه خانواده مهم در روی گیاهان زینتی بوده که عبارت است از:
1. تترانیکیده(Tetranychidae)
2. تارسونمیده (Tarsonemidae)
3. اریوهیده (Eryohidae) در خانواده تترانیکیده گونه تترانیکوس ­اُرتیکه(Tetranychus urticae) یا کنه تارتَن دو لکه‌ای یکی از مهم‌ترین گونه­هاست که بر روی گیاهان زینتی در همه جای دنیا ایجاد خسارت می­کند.
این کنه تخم­های خودش را به قطر حدود 14/0 میلیمتر در روی سطح برگی گیاهان قرار می­دهد و همانند بسیاری از کنه­ها دارای چندین مرحله‌ی رشد از جمله تخم، لارو، پروتونیمف (Protonymph)، تریتونیمف (Tritonymph) و مرحله بالغ می­باشد.
در کنه­های نر عموماً انتهای شکم باریک و کشیده است در حالیکه در کنه­های ماده انتهای شکم تقریباً حالت گرد دارد. ماده‌ها با ترشح فرومون کنه‌های نر را به سمت خود جذب کرده و جفت­گیری می‌کنند. سپس کنه­های ماده شروع به تخم ­ریزی در سطح برگ گیاهان می­کنند. در 20 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی حدود 40-30 % هر کنه ماده در هر روز حدود 7 تا 8 تخم می­گذارد و با افزایش رطوبت نسبی محیط، میزان تخم­گذاری آن‌ها کاهش پیدا می­کند.
سیکل زندگی کنه­ها بر حسب دما بسیار متفاوت است. مثلاً در 30 درجه سانتی‌گراد دوره رشدی این کنه­ها حدود 4 الی 5 روز خواهد بود در حالیکه در 15درجه سانتی‌گراد دوره رشدی آن‌ها حدود 30 روز به طول می­انجامد.
کنه­ها بوسیله کلیسر­های نیرومندی که دارند از کلروپلاست و شیره گیاهان تغذیه می­کنند. لکه‌های زرد رنگی بر روی برگ­های گیاهان ایجاد کرده و در تراکم­های بالا باعث خشک شدن برگ­ها می‌شوند. بنابراین وقتی که جمعیت آن‌ها بر روی گیاهان افزایش پیدا کند به قسمت­های فوقانی بوته­ها و گل‌های زینتی مهاجرت می­کنند و تارهای زیادی را بوجود می­آورند، به همین دلیل به آن‌ها اسپایدر مایت (Spidermite) گفته می­شود.
در شرایط طبیعی عموماً زمستان گذرانی کنه­ها به صورت تخم است ولی در شرایط گلخانه­ای در تمام سال فعالیت بکنند.
* خانواده تارسو نمیده (Tarsonemidae)
خانواده تارسو نمیده (Tarsonemidae) در برگیرنده کنه­های بسیار کوچکی بوده که طول بدنشان عموماً حدود100 تا 300 میکرون است. پاهای عقبی­ این کنه­ها از سه جفت پاهای دیگر کوچک‌تر است. در کنه­های نر پاهای عقبی به اندام­هایی به نام کلایسر تبدیل شده که برای جفت­گیری از آن‌ها استفاده می‌شود.
یکی از مهم‌ترین کنه­های این خانواده در دنیا و هم‌چنین در ایران گونه تارسونموس پالیدوس (Tarsonemus pallidus) است که علی رغم اینکه دارای دامنه میزبانی وسیعی است در روی انواع گیاهان زینتی نیز فعالیت می­کند. با ایجاد لکه‌های نقره­ای رنگ بر روی گیاهان، باعث زخیم شدن برگ­ها و در مواردی باعث پیچیده شدن حاشیه برگ­ها می­شود.
این کنه‌ها تخم­هایشان را عموماً در روی جوانه­های گیاهی قرار می­دهند و در مواردی از باز شدن جوانه­های گیاهان و گل‌ها جلوگیری می­کنند. طول عمر هر نسل آن در شرایط طبیعی حدود 2 هفته می‌باشد.
تغذیه کنه­های خانواده اریوفیده از گیاهان باعث ایجاد گال­هایی در سطح زیرین برگ ‌آن‌ها می­شود و در داخل این گال­ها به تغذیه از گیاهان می­پردازند که به این ترتیب خساراتی به گیاهان وارد می‌کنند

CASSIATORA
2010-May-08, 14:18
حشرات مضر

حشرات مضر بطور کلي به سه گروه اصلي تقسيم مي شوند:

۱- حشراتي که از گياهان تغذيه مي‌کنند؛
۲- حشراتي که از فرآورده‌هاي انباري تغذيه مي‌کنند؛
۳- حشراتي که انسان و ساير جانوران را مورد حمله قرار مي‌دهند.
حال به شرح هر يك از اين سه گروه مي‌پردازيم.

1- حشراتي که از گياهان تغذيه مي‌کنند

الف) حشراتي که از گياهان تغذيه مي‌کنند ممکن است بصورت مستقيم به گياه خسارت وارد كنند. مثل ملخ‌ها، لارو پروانه‌ها و سوسك‌ها كه مستقيماً از بخش‌هاي مختلف گياه تغذيه مي‌كنند اعم از برگ، گل، ميوه و چوب.

ب) ايجاد خسارت از طريق تخم گذاري است، بعضي از حشرات مخصوصاً زنجرك‌هاي خانواده سيکاديده (Cicadidae ) و زنجرک‌هاي خانواده سيکادليده (Cicadellidae ) از طريق تخم‌گذاري در سر شاخه‌هاي ظريف گياهان به آن‌ها خسارت وارد مي‌کنند.

ج)ايجاد خسارت از طريق انتقال بيمارهاي ويروسي،باکتريايي و مايکوپلاسمائي و احتمالاً قارچي
در بين حشرات دو گروه شته‌ها و زنجرک‌هاي خانواده سيکادليده (Cicadellidea ) از اهميت بيشتري در نقل و انتقال عوامل بيماري‌زا گياهي برخوردار هستند. همچنين سخت بالپوشان خانواده اسکوليتيده (Scolytidae ) در نقل و انتقال عوامل قارچي نقش دارند.

۲-حشراتي كه به فرآورده‌هاي انباري خسارت مي‌زنند و خود نيز به سه دسته تقسيم مي‌شوند

الف) اولين گروه آفات چوب مي‌باشند.

چوب يکي از مهم‌ترين محصولات است که در زندگي بشر نقش دارد. چوب‌هاي صنعتي گاهي مورد حمله بعضي از حشرات قرار مي‌گيرند از جمله مهمترين اين حشرات موريانه‌ها هستند.
چگونگي هضم چوب بوسيله‌ي موريانه‌ها.

موريانه‌ها خود قادر به هضم سلولز يا چوب نيستند. در داخل دستگاه گوارش موريانه تک سلولي‌هاي فلازل‌داري زندگي مي‌کنند که آنزيم‌هاي مورد نياز براي تجزيه سلولز را توليد مي‌کنند و آن تک سلولي‌ها هستند که باعث هضم سلولز مي‌شوند. در واقع نوعي همزيستي بين تک سلولي و موريانه‌ها از اين طريق ايجاد شده است.

ب) دومين گروه از آفات فرآورده‌هاي انباري، آفات پارچه و منسوجات هستند. تعدادي از حشرات از جمله پروانه‌هاي خانواده تي‌ني‌ده (Tineidae) و سخت بالپوشان درمستيده (Dermestidae) گاهي به منسوجات خسارت سنگيني وارد مي‌کنند.

ج) سومين گروه از آفات مواد غذايي، انباري است. حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد محصولات کشاورزي بعد از مرحله کاشت و پس از برداشت در انبار توسط آفات مختلف از بين مي‌روند. در بين آفات انباري سوسک‌هاي خانواده درمستيده (Dermestidae ) و بروخيده ( Bruchidae ) و کورکولينيده (Curculionidae)، در بين پروانه‌ها تعدادي از گونه‌هاي خانواده پيراليده (pyralidae ) مثل پلوديا اينترپونکتلا (Plodia interpunctella) و افيستيا کونيلا (Ephestia Kuhniella ) از اهميت زيادي برخوردارند.

3- حشراتي که انسان و ساير جانوران را مورد حمله قرار مي‌دهند. آن‌ها نيز به چند گروه تقسيم مي‌شوند:

الف) حشرات آزار دهنده مثل تعدادي از پشه‌ها و مگس‌ها. گرچه ممکن است که ناقل بيماري مهمي نباشد ولي به هر ترتيب باعث سَلب آسايش از انسان مي‌شوند. ب) حشراتي که نيش آن‌ها سمي است. تعدادي از زنبورهاي خانواده وسپيده (Vespidae) و اسفسيده (Sphecidae) و در مواردي زنبورهاي بالاخانواده آپويدا (Apoidea ) که جزء حشرات مفيد و گرده افشان هستند و انسان را نيش مي‌زنند.

بعضي از انسان‌ها به نيش زنبورها حساسيت شديدي دارند و دچار شوک شديدي مي‌شوند و در مواردي مشاهده شده که نيش زنبور منجر به مرگ انساني شده است.

ج) سومين گروه از حشراتي که به انسان خسارت مي‌زنند حشرات انگل هستند و به دو گروه تقسيم مي‌کنيم.

حشرات انگل

1) انگل خارجي؛
2) انگل داخلي.

1) حشرات انگل خارجي مثل کک‌ها و شپش‌ها و در مواردي ساسها که با تغذيه از خون انسان گاهي بيماري‌هايي را به انسان منتقل مي‌کنند. ساس‌ها در واقع نوعي سن هستند. در مبحث‌هاي بعدي توضيح داده خواهد شد.

2)حشرات انگل داخلي مخصوصاً تعدادي از مگس‌ها مثل خانواده کاليفوريده (Calliphoridae) و خانواده اُستريده (Oestridae) و خانواده تابانيده (Tabanidae) كه از اهميت زيادي برخوردارند. اين مگس‌ها عموماً تخم خودشان را بر روي چهارپايان وحشي و اهلي قرار مي‌دهند. بعد از اينکه لارو از تخم خارج مي‌شود وارد بدن چهار پايان مي‌شود و مراحل نشو و نماي لاروي خود را در داخل بدن طراحي مي‌کند و زماني که مي‌خواهد تبديل به حشره کامل بشود در بسياري از مگس‌ها پوست سوراخ مي‌کند. مثل خانواده استريده (Oestridae) كه از اهميت زيادي برخوردارهستند. سپس وارد خاک مي‌شوند و تبديل به شفيره و حشره کامل مي‌شوند. و از اين طريق کاملاً باعث ضعف جانوران مخصوصاً احشام و چهارپايان وحشي مي‌شوند.

آخرين گروه از حشراتي که به انسان حمله مي‌کنند حشرات ناقل از جمله خانواده کوليسيده (Culicidae) و سايکوديده (Psychodidae) هستند که از اهميت زيادي برخوردارند. پشه‌هاي خانواده کوليسيده مراحل نشو و نماي لاروي خودشان را در داخل آب سپري مي‌کنند. حشرات ماده قادر هستند انسان را نيش بزنند و همراه نيش زدن عوامل مختلف ويروسي و باکتريايي را وارد بدن مي‌کنند. مثل پشه‌ي مالاريا که چندين مرحله را در بدن انسان طي مي‌کنند و در گذشته منجر به مرگ انسان مي‌شده اما در حال حاضر واکسن مخصوص بيماري مالاريا ساخته شده است.

نمونه ديگر پشه‌هاي خاکي خانواده سايکوديده زير خانواده فلابوتومينا (phlaebotominae) هستند که عامل بيماري سالک در انسان مي‌باشند. اين پشه‌ها وقتي در روي صورت مستقر مي‌شوند يک تک سلولي بنام لشمانيوز را وارد بدن مي‌کنند و ايجاد بيماري سالک در روي پوست مي‌کنند.

CASSIATORA
2010-May-14, 21:58
حشرات چگونه روی سقف راه میروند

بنا به نظرات دانشمندان، حشراتی که روی سقف راه می روند، رد پاهای چسبناک از خود به جا می گذارند. راه رفتن به حالت وارونه نیاز به نیروی چسبندگی همگن و ابزار مخصوصی به منظور مقابله با نیروی جاذبه دارد. پهنای بخش انتهایی پاهای حشرات معمولا به اندازه ای است که فضای لازم برای چسبیدن به سقف را برای آنها مهیا کند.
لایه چسبنده موجود در انتهای پای حشرات که با موهای بسیار نازک و ریز پوشیده شده، پولیویلی (pulvilli) نامیده می شود. نوک این موها شبیه به کاردک و پهن تر از بقیه قسمت ها و به همین دلیل شرایط لازم بهتری برای راه رفتن وارونه را فراهم می کنند.
پیش از این دانشمندان اعلام کرده بودند که انحنای این موها باعث چسبیدن بهتر حشرات به سقف می شود. در واقع آنها عقیده داشتند که این موها یک ماده قندی چرب و چسبنده ترشح می کنند. مقاومت در برابر چسبندگی یک تیم تحقیقاتی از انستیتوی مکس پلانک در کشور آلمان (Max Planck)، اخیرآ بر روی بیش از سیصد نوع حشره ای که روی سقف راه می روند، مطالعاتی انجام داده است. نتایج بدست آمده نشان داد که کلیه این حشرات از خود رد پاهای چسبناک باقی می گذارند.
استانیسلاو گورب (Stanislav Gorb)، سرپرست تیم تحقیقاتی فوق در این باره می گوید : "حدس ما این است که این حشرات ماده ای از خود تراوش می کنند، اما هنوز در این مورد به اطمینان صد در صد نرسیده ایم." گورب نتیجه تحقیقات تیمش را در کنفرانس سالیانه انجمن آزمایش های زیست شناسی که در ماه آوریل برگزار شد، به اطلاع عموم رساند :
- درست است که حشرات برای راه رفتن روی سقف نیاز به پاهایی چسبناک دارند، اما این چسبندگی نباید به حدی باشد که حشره گیر کرده و نتواند به حرکت خود ادامه دهد. به همین دلیل پاهای حشرات دارای ناخن هایی است که به جدا کردن پاهای چسبناک از دیوار یا سقف کمک می کنند.
- حشرات برای جلوگیری از چسبیدن به سقف روش های متفاوتی از قبیل چرخیدن، فشار دادن و جدا کردن پاهایشان به کار می برند. ترکیب منحنی وار نوک موها با مایع روغنی، به حشره کمک می کند تا در حالت وارونه نیز بتواند در جهت صحییح قدم بردارد.
ربات ها در تعقیب حشرات !
ربات ها نیز به زودی به دنبال رد پای حشرات، از دیوار بالا خواهند رفت. تیم تحقیقاتی گورب، به منظور طراحی ربات هایی که قادر به تقلید از رد پای حشرات باشند، گروهی از متخصصان ربات را به همکاری گرفتند. دانشمندان در فسمت انتهایی پای هر یک از ربات ها، برای شبیه سازی پاهای حشرات، یک ماده مصنوعی چسبناک و خزدار وصل نمودند. این ربات ها طوری طراحی شده بودند که مانند یک حشره واقعی قادر به جدا کردن پاهایشان از دیوار شیشه ای تعبیه شده به همین منظور نیز بودند. یکی از مهندسان مکانیک عضو گروه در این باره می گوید : "این اولین باری است که یک ربات با تقلید از یک حیوان، از سطح شیشه ای بالا می رود ."

CASSIATORA
2010-May-14, 22:03
مديريت اصلاح رفتار و پرورش حشرات «MANAGEMENT BY MODIFYING INSECT DEVELOPMENT AND BEHAVIOR»


از سال 1960 به بعد بيشتر فعاليت محققين روي اثر بخشي و ايمني حشره كشها متمركز شده است و هدف كشف و اصلاح تركيباتي بود كه روي نمونه هاي انتخابي ما بدون به مخاطره انداختن و تصادفي كردن نتايج حاصله آسيبي به ارگانيسم هدف در محيط نزند .در اين كاوش تركيبات جديد حشره كشها، محققين را با راههاي جديد بر هم زدن زندگي عادي و معمولي حشرات به شدت درگير مي كند .به طور قراردادي و عرفاً اكثر حشره كشها روي سيستم عصبي حشرات تاثير مي گذارد كه عملكرد مشابهي روي ما و ساير حيوانات دارد.
مهمترين پيشرفت در تكنولوژي شيميايي در سه دهه گذشته كشف و شناسايي تركيبات مواد شيميايي است كه رشد و پرورش ورفتار حشرات را اصلاح مي كند اين تركيبات نه قبلاً شناسايي ونه تشخيص داده شده بودند با اينكه عوامل شيميايي روي سيستم حشرات خون گرم متفاوتند،آنهامعتقدند كه اين روش سالم ترين شيوه مي باشد .

تجزيه و تحليل عادي توسعه :
اين مواد شيميايي كه گفته شد در رشد طبيعي و پرورش حشرات كما بيش
اميدوار كننده بود كه آنها را IGRS يا تنظيم كنندگان رشد حشرات يا PGRS
تنظيم كنندگان رشد گياهان نام دارند كه اولين مرحله اثر آنها روي قدرت تحمل و دومين مرحله اثرآنها به هم زدن توازن ثبات مي باشد.GRS ها زماني موثر ند كه حشرات نارس و نابالغ در دسترس باشند .

IGRS عمدتاً با به هم زدن فعاليت هاي حشرات و سيستم غدد درون ريز روي آنها اثر مي گذارند.

عملكرد اساسي هورمونهاي رشد: ترشح هورمونها از غدد درون ريز شامل پيله تنيدن و دگر ديسي مي شود

هورمونهاي اصلي و بنيادي جهت جريان دگرديسي: هورمون مغز، پوست اندازي وجواني مي باشد. كه سلولهاي عصبي ترشحي مغز Neurose Secretory در عقب مغز حشرات ترشحات مغزي را شامل كه ديگر سيستم هورموني را تحريك مي كند.

وقتي هورمون مغز در خون ايجاد شد غدد پيش قفسه سينه را تحريك به هورمون پوست اندازي مي كند، در نتيجه پيله توليد مي شود. شكل بدن حشرات پس از بيرون آمدن از پيله به هورمون جواني و تركيبات آن در حشرات بستگي دارد . همراه با دگرگيسي تدريجي حشرات ، ترشح هورمون جواني كاهش مي يابد كه نتيجتاًحشره كامل مي شود .

در دگرديسي و عملكرد اندام تناسلي هورمونهاي جواني مي توانند تاثير بسيار مهمي روي دياپوز، رفتار و ارتباطات داشته باشند و در اين خاطر همان ترشح فرمون است.
تغييرو تبديلهاي آزمايشي از هورمون رشد تغيير در ميزان هورمونهاي اساسي در حشرات باعث انحراف و عدم انطباق و همچنين ناهنجاري و بد شكلي ساختار بدني آنها مي شود .

ديگر پتانسيل هاي IGRS:

در تلاش براي متعادل ساختن به هم خوردگي ميزان هورمون امكانات مختلفي وجود دارد و به طور بالقوه تجمع هورمون در خون حشرات هم مي تواند كاهش يا افزايش يابد كه باعث اختلال مي گردد. در سطح افزايش هورمون مشاهده شد كه تجزيه در بين سطوح بسيار آسانتر از تلاش براي تجزيه كردن سطوح كاهش يافته آن مي باشد .

كرم بلغور زرد رنگ با نام علمي Teneberio molitor

اگر تحت تاثير دوزهاي پايين هورمون جواني قرار بگيرد حشره غير طبيعي و داراي ويژگي هاي حالت شفيرگي در بعضي قسمت هاي بدن مي باشد پوسته شفيرگي در
غير طبيعي به راحتي قابل برداشتن است در حالي كه در حشره طبيعي اينطور نيست.

IGR هاي قابل استفاده وسيله ايده آل براي مديريت آفات مي باشد . به دو دسته تقسيم مي شود .

1. آنهايي كه باعث اختلال در دگرديسي شده

2. آنهايي كه در جلد اندازي اختلال ايجاد مي كنند .

IGR هايي كه در دگرگيسي اختلال ايجاد مي كنند آنالوگهاي هورمون جواني و تقليدي هستند كه نحوه فعاليت آنها عقيم كردن يا از بين بردن حشره مي باشد . به عبارت ديگر باعث مي شود كه حشرات در مرحله نابالغي باقي بمانند.

IGR هايي كه در جلد اندازي اختلال ايجاد مي كنند شيميايي هستند كه يا مانع ساختن كتين شده يا اينكه باعث جلد اندازي بيش از موقع مي گردد كه باعث مرگ حشره مي شود.

انواع IGR

Pyriproxy fen - Kinoprene - Hydroprene –Methoprene-DioflubenZURon - Diofenolan- Buprofezin - Halofenozid-Methoxyfenozid – Hexaflumuron -Lufenuron

مثلا حشره غير طبيعي تحت تاثير ديفلوبنزورون در طول مرحله لاروي قرار گرفته است . در شفيره غير طبيعي در قسمت شكم حا لت شفيرگي دارد اما در قسمت سر و سينه داراي حالت لاروي مي باشد .

يا در لارو آرامي درم چغندر Spodoptera exigua

كه در اثر تماس با تمام ديفلو بنزورون ايجاد شده است . توليدكتين براي حشرات يك غريزه مي باشد در نتيجه فرايند جلد اندازي در اين حالت دچار اختلال شده و حشره نمي تواند از پوسته قبلي خود رها شود همچنين اين ماده شيميايي توسعه كوتيكول، در مراحل عيني تخم اختلال ايجاد مي كند و باعث تفريح نشدن تخم مي گردد.

كرم ابريشم: Bombyx mori ( silkworm )

پراكندگي :

اينگونه تنهاعضوي از خانواده بومبي سيده مي باشد اين حشره به عنوان توليد كننده ابريشم در تمامي كشورها مي باشد كه يكي از اين كشورها ايالات متحده آمريكا مي باشد .

اهميت:

فرايند توليد ابريشم توسط كرم ابريشم را سري كالچر مي گويند كه بيش از 30 قرن مي باشد كه روي آن كار مي شود. اولين بار چيني ها دانستند كه چگونه ابريشم را توليد كنند. ابريشم زماني فرم مي گيرد كه لاروكامل، به دور خود پيله اي براي تبديل به شفيرگي مي تنند در اين فرايند حداكثر 914 متراز ابريشم توسط يك لارو توليد مي شود.

براي فرايند هاي تجاري شفيرها از بين مي روند چون اگر شفيرگي كامل شود باعث شكستن ارزش فيبري ابريشم مي گردد . حداكثر سه هزار پيله براي توليد يك پوند ابريشم تجاري مورد نياز است.

ظاهر حشره :

شب پره سفيد مايل به كرم داراي خطهاي قهوهاي كم رنگ در طول بال جلو مي باشد. در بال آنها يك قوس حدود mm50 مي باشد. بدن پرمويي دارد. لارو لخت است، داراي يك شاخك مقعدي است. شفيره بزرگ، تخمها سفيد مايل به زرد و نيمه كروي.

چرخه زندگي:

شفيره ها اگراجازه داده شوند كه به شب پره تبديل شوند تغذيه نمي كنند، در طي 2 - 3 روز تبديل به حشره كامل مي شوند. در طي اين دوره شب پره 300- 500 تخم
مي گذارد. كلوني ها در دماي 25 درجه باشند، لاروها در سن 6 ، 12 ، 18 روزگي جلداندازي كرده در طول دوره لاروي برگ هاي درخت توت به عنوان تغذيه براي آنها در نظر گرفته مي شود، كه هر لارو حدود gr 90 از برگ مصرف مي كنند.

استفاده از فرمونها در جذب:

صد سال قبل اين فرمونها توسط آقايbutenandt و همكارانش براي اولين بار شناسايي شد.

طبقه بندي فرمونهاي حشرات به ترتيب زير است:

1. فرمون جنسي Sex pheromones: اين ماده اغلب توسط حشرات ماده براي جلب نرها به جفت گيري توليد مي شود، اما گاهي هم ممكن است توسط نرها توليد گردد، كه در lep بسيار پيشرفته است. فرمونهايي كه توسط ماده ها ترشح مي شوند، توسط شاخك حساس حشرات نر دريافت مي شوند.

2. فرمون هشدار pheromones Alarm : براي حشرات اجتماعي مثل مورچه، زنبورها به كار مي روند، باعث هشدار به حشرات در صورت خطر مي شود. به عنوان مثال شكستن نيش در بدن قرباني زنبور عسل باعث كاهش alarm ph شده و منجر به جلب ديگر زنبورها براي نيش زدن مي گردد.

3. فرمون marking - pheromones - Trail: توسط مورچه ها و موريانه ها براي نشان دادن منابع به اعضاي ديگر كلوني مي باشد.

4. فرمون تجمعي Aggregation pheromones : در جمعي از سوسكها ديده مي شود و باعث مي شود كه حشرات به دور مكان غذايي تجمع پيدا كنند. عادت هاي توليد مثلي و مكان هاي زمستان گرداني جزء اين مكانها محسوب مي شوند. جمله سوسك سبوس در حمله به درختان معروف است.

5. Epideictic pheromones: كه به آنها spacing ph هم گفته مي شوند. جزء معدود فرمونهايي هستند كه حالت دفع كنندگي دارد تا جلب كنندگي. در سوسك سبوس lepidopter ، Dipter ، hymenopter hemipter و orthoptera ديده مي شود.

فرمونهايي كه در نمونه برداري قرار مي گيرند:

استفاده از فرمونهاي جنسي يكي از قديمي ترين روشهاي نيمه شيميايي به عنوان جلب كننده ها در مديريت آفات مي باشد. در حال حاضر هم فرمون جنسي و هم تجمعي براي پيش آگاهي فعاليتهاي حشرات مورد استفاده قرار مي گيرند.

تله هاي فرموني مخصوصاً بسيار ارزشمند هستند، زيرا وقتي كه تعدادي از گونه هاي آفت پايين مي آيد از اين طريق مي توان به عدم حضور و وجود آنها پي برد. مثلاً يك نوع تله ، تله بالي است كه در پيش آگاهي lep و ديگر حشرات استفاده مي شود. حشرات توسط طعمه فرموني جلب مي شود، به قسمت پايين تله كه چسبناك مي باشد مي چسبند كه بعداً شمارش به صورت منظم انجام مي گيرد.

در پروانه ي برگ خوار نوار قرمزي Argyrotaenia velvtinana ، درشفيره و حشره كامل ولارو ديده مي شود، كه تله هاي فرموني به طور منظم براي پيش آگاهي اين گونه ها و ديگر Lep هاي آفت براي ميوه ها استفاده مي گردد.

در سوسك ژاپني Popillia japolica بوسيله تله طعمه اي فنيتيل پروپنونات ايوگنول به دام افتاده است. تله هاي فرموني و ديگر جلب كننده ها هزينه ي زيادي براي پيش آگاهي نياز ندارند. اگر چه شرح اين تله ها گاهي مشكل مي باشند .

برخي عوامل در تله هاي فرمون و بازدارندگي آنها در گرفتن حشرات دخالت دارند شامل:

1. فرموني كه جلب كننده نباشد.

2. فرموني كه در طول زمان مقدارش كم مي شود.

3. طرح تله (مثلاً رنگ)

4. مكان تله

5. دوام تله

نتيجه:

بنابراين مهم است كه ما طبيعت و امكانات ممكنه آن و استفاده از مواد شيميايي را بهتر بشناسيم.

استفاده شيميايي بر گسترش شناسايي حشرات و رفتار آنها: به انسان كمك مي كند اين مواد شيميايي اغلب چند ويژگي دارد كه از برجسته ترين آنها محيط و ايمني انسان است كه بيشتر تركيبات در اثر تحقيقات شناخته شده اند و بعضي از آنها هنوز توسعه نيافته اند.

علاوه بر آن شناخت روشهاي بهتر، ارزيابي و مديريت بهبود روشها ، درآينده توسعه خواهد يافت.

CASSIATORA
2010-May-14, 22:11
کنترل بیولوژیکی آفات

کنترل بیولوژیک
- طبیعی؛
- کاربردی.
کنترل بیولوژیک پدیده‌ای طبیعی است که هدف آن تنظیم جمعیت موجودات می‌باشد. کنترل بیولوژیک ممکن است به صورت طبیعی یا با دخالت انسان اتفاق بیافتد، که به این نوع کنترل، کنترل بیولوژیک کاربردی اطلاق می‌شود.

کنترل بیولوژیک یا (Biological Control) شامل سه موضوع اصلی است:


1– انواع موجودات آفت هدف؛
2– انواع دشمنان طبیعی؛
3– روش‌های بکارگیری دشمنان طبیعی

1- انواع موجودات آفت هدف
الف) بطور کلی حشرات مهم‌ترین گروه از موجوداتی هستند که در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به عنوان هدف مطرح بوده‌اند. آفات (حشرات) به دلیل ازدیاد، تنوع گونه و مهاجرت به نقاط جدید موجبات ورود حشرات شکارگر از مناطق دیگر را برای کنترل‌شان ایجاد کرده‌اند.
اما مهم‌ترین راسته‌ای که تعدادی از گونه‌های آن تحت کنترل بیولوژیک قرار گرفته‌اند راسته (Hemiptera) می‌باشد.
در جلسات قبل گفته شده که راسته (Homoptera) در بر گیرنده شته‌ها، شپشک‌ها، سفیدبالک‌ها و پسیل‌ها می‌باشند. همین حشرات هستند که در روی گیاهان زینتی جزء مهمترین آفات محسوب می‌شوند لذا امکان کنترل بیولوژیک آفات گیاهان زینتی بسیار زیاد است.
چرا بیشترین برنامه کنترل بیولوژیک برعلیه حشرات راسته (Homoptera) صورت می گیرد؟
بدلیل اینکه تعداد زیادی از گونه‌های راسته (Homoptera) به همراه گیاهان زینتی و محصولات کشاورزی از منطقه پراکنش بومی خود وارد منطقه جدیدی شدند که فاقد دشمنان طبیعی بودند. لذا برای مبارزه با این آفات، دشمنان طبیعی این حشرات نیز از منطقه پراکنش آن‌ها به منطقه جدید وارد شدند تا تحت کنترل در آیند. در ضمن بسیاری از حشرات این راسته مانند شپشک‌ها غیر متمرکز بوده بنابراین امکان کنترل بیولوژیک آن‌ها فراهم است.
ب) گروه دیگری از حشرات مورد نظر در برنامه‌های کنترل بیولوژیک کنه‌ها هستند. مخصوصاً سه خانواده (Eriophidae)، (Tarsonemidae) ،(Tetranychidae) جزء مهم‌ترین کنه‌های گیاهخوار هستند که بر علیه آن‌ها کنترل بیولوژیک انجام شده است.
ج) دسته دیگر این حشرات، حلزون‌ها و راب‌ها هستند که به آن‌ها لیسَک نیز گفته می‌شود. برای کنترل بیولوژیک حلزون‌ها و راب‌ها کوشش‌هایی انجام شده است ولی نتیجه بخش نبوده است.
د) گروه دیگری از موجودات مورد بحث، علف‌های هرز هستند، بطور کلی ۱۱۶ گونه از علف‌های هرز در ۳۲ خانواده با عنوان هدف برنامه‌های کنترل بیولوژیک تاکنون مطرح بوده‌اند که ۵۰ درصد آن‌ها متعلق به سه خانواده Cactacea ، Mimosacea ، Asteraceae هستند.
ذ) علاوه بر این‌ها، بیماری‌های گیاهی و مهره‌داران هم می‌توانند از اهداف برنامه‌های کنترل بیولوژیک باشند، حتی انسان می‌تواند در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به عنوان یک هدف قلمداد شود.

2- انواع دشمنان طبیعی
مبحث دوم انواع موجوداتی هستند که برای کنترل بیولوژیک آفاتی که ذکر کردیم مورد استفاده قرار می‌گیرند.
الف) حشرات پارازیتوئید از عمومی‌ترین دشمنان طبیعی آفات به شمار می‌آیند که در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به روش‌های مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند. برنامه‌های کنترل بیولوژیک در مورد حشرات پارازیتوئید بیشتر درباره‌ی دو راسته (Hymenoptera) یا بال‌غشائیان و زنبورها یا (Diptera) می‌باشد.
در راسته (Hymenoptera)، زنبورهای بالا خانواده (Ichneumonoidae) و بخصوص دو خانواده (Braconidae) و(Ichneumonidae) دارای اهمیت بیشتری هستند.
در خانواده (Braconidae)، تمام گونه‌های زیر خانواده‌ی (Aphidiinae) بدون استثنا پارازیتوئید، شپشک‌ها هستند و در برنامه‌های کنترل بیولوژیک آفات گلخانه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند.
از خانواده زنبورها، بالا خانواده (Chalcidoidea) از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردارند. در این بالا خانواده، خانواده‌های (Encyrtidae), (Pteromalidae), (Aphelinidae) و (Eulophidae) از مهم‌ترین دشمنان طبیعی آفات گیاهان زینتی هستند.
گروه دیگری از پارازیتوئیدها، متعلق به راسته (Diptera) یا دو بالان خانواده (Tachinidae) فوق‌العاده حائز اهمیت هستند.
ب) گروه دیگر از دشمنان طبیعی، حشرات شکارگر هستند که از انوع گونه‌های گیاهخوار تغذیه می‌کنند. مهم‌ترین شکارگرها در راسته (Hemiptera) مثل خانواده(Anthocoridae) خانواده (Nabidae)در راسته (Coleoptera)خانواده (Coccinellidae) که به آن‌ها کفشدوزک‌ها اطلاق می‌شود و تعدادی دیگر از خانواده‌ها مثل خانواده (Carabidae) و در راسته بال‌توری‌ها خانواده (Chrysopidae) بخصوص بال‌توری (Chrysoperla carnea) و در راسته (Diptera) خانواده‌های(Syrphidae) و (Cecidomyiidae) از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.
ج) گروه دیگر از عوامل بیماری‌زا، بندپایان هستند. مهم‌ترین عوامل بیماری‌زای بندپایان مربوط به ویروس‌ها، نماتدها، تک سلولی‌ها، قارچ‌ها و باکتری‌ها هستند.
در بین باکتری‌ها، باکتری‌های گونه(Bacillus) مانند (Bacillus Thuringiensis) (Bacillus anisopliae), sphaerieus) (Bacillus، از جمله باکتری‌هایی هستند که برای کنترل گروه‌های مختلفی از حشرات مورد استفاده قرار می‌گیرند.
در گروه ویروس‌ها، شانزده خانواده از ویروس‌ها با حشرات ارتباط دارند ولی خانواده (Baculoviridae)
دارای اهمیت بیشتری است و برای کنترل حشرات مورد استفاده قرار می‌گیرد.
اما دلیل اینکه ویروس‌ها مانند باکتری‌ها براحتی تولید نمی‌شوند چیست؟
ویروس‌ها برای تولید مثل نیاز به جسم موجود زنده دارند، یعنی آن‌ها در داخل موجود زنده تکثیر پیدا می‌کنند در حالیکه باکتری‌ها براحتی بر روی مخمرها تکثیر می‌شوند. به همین دلیل استفاده از باکتری‌ها در کنترل بیولوژیک حشرات توسعه یافته و کاربرد بیشتری دارد.
د) گروه دیگر از دشمنان طبیعی قارچ‌ها هستند بخصوص قارچ‌های خانواده (Entomophthoraceae) و زیر گروه‌های (Zygomycotina) و (Deutromycotina)که برای کنترل حشرات و گیاهان زینتی مخصوصاً گونه‌ای به نام (Verticillium lecanii) مورد استفاده قرار می‌گیرد.
ذ) دسته دیگر از عوامل کنترل حشرات، تک سلولی‌ها هستند، شاخه‌های (Apicomplexa) و (Microspora) از مهم‌ترین تک سلولی‌ها هستند که بر روی حشرات ایجاد بیماری می‌کنند. مخصوصاً تک سلولی‌های جنس (Nosema) از اهمیت بیشتری برخوردارند. تعدادی از گونه‌های این جنس بصورت تجارتی تولید شده‌اند و برای کنترل ملخ‌ها و آبدزدک‌ها مورد استفاده قرار گرفته‌اند.
ر) گروه دیگر از حشرات مورد استفاده در کنترل بیولوژیک، حشراتی هستند که از علف‌های هرز تغذیه می‌کنند. در این بین خانواده‌های (Chrysomelidae) و (Curcurlionidae)از راسته (Coleoptera) و (Pyralidae) از راسته (Lepidoptera)از اهمیت زیادی برخوردارند.

کنترل بیولوژیک شپشک‌ها

کنترل بیولوژیک شپشک‌های نرم تن


شپشک‌های نرم تن متعلق به خانواده(Coccidae) می‌باشند. تعدادی از مهم‌ترین گونه‌های این خانواده که در روی محصولات گلخانه‌ای و گیاهان زینتی ایجاد خسارت می کنند عبارتند از :
۱ - hesperidum Coccus
۲ – Saissetia oleae
۳ - Saissetia coffeae

مهم‌ترین پارازیتوئیدهای شپشک‌های نرم تن متعلق به خانواده(Aphelinidae) و(Encyrtidae) هستند.
از خانواده (Encyrtidae) مهم‌ترین گونه متعلق به جنس (Metaphycus) و (Encyrtus) هستند. جنس helvolus) (Metaphycus در کشور ایران وجود دارد و به عنوان یکی از عوامل کنترل بیولوژیک تکثیر و در گلخانه‌ها و در روی گیاهان زینتی رهاسازی می‌شود که می‌تواند شپشک‌های نرم تن را تحت کنترل در بیاورد.
گونه دیگری که در کنترل بیولوژیک مورد استفاده هستند زنبورهایی به طول ۲ میلی‌متر می‌باشند که مراحل مختلف پورگی شپشک‌های نرم تن را پارازیته می‌کنند. در این گونه، حشرات ماده زرد رنگ و حشرات نر تا حدودی تیره تر هستند.
هر حشره ماده در طول روز ۵ شپشک ماده را پارازیته می‌کند و چندین برابر این تعداد را از طریق تغذیه از بین می‌برد. در حقیقت زنبورها هم شکارگر هستند و هم پارازیتوئید.
رشد کامل حشرات در ۳۰ درجه سانتی‌گراد حدود 11 روز و 18 درجه سانتی‌گراد حدود 33 روز به طول می‌انجامد.
از خانواده (Encyrtus) به گونه‌ای بنام (Encyrtus lecaniorum) وجود دارد که نوعی زنبور پارازیتوئید است و برای کنترل شپشک‌های نرم تن در گلخانه‌ها رهاسازی می‌شود. در خانواده (Aphelinidae) مهم‌ترین شپشک‌های نرم تن پارازیتوئید متعلق به گونه (Coccophogus) هستند. از این گونه(Coccophagus lycimnia) گونه‌ای است که در ایران نیز وجود دارد. این گونه تقریباً در تمام نقاط دنیا پراکنده می‌باشد، و برای کنترل بیولوژیک بعضی شپشک‌های نرم تن مورد استفاده قرار می‌گیرد.
آیا هر یک از این زنبورهای ذکر شده بر علیه نوع خاصی از شپشک‌ها کاربرد دارد؟
خیر، از آنجا که هیچکدام از این زنبورها مونوفاژ (Monophage) نیستند، و صرفاً از گونه‌ای خاص از شپشک‌ها تغذیه می‌کنند در محیط‌های گلخانه‌ای که تعداد آفات مشخص است تمرکز پیدا می‌کنند.
گروه دیگر از شپشک‌هایی که بر روی گیاهان زینتی و گلخانه‌ای فعال هستند، شپشک‌های آردآلود می‌باشند. این گروه متعلق به خانواده (Pseudococcidae) هستند. تعدادی از مهم‌ترین شپشک‌های این خانواده بر روی گیاهان زینتی عبارتند از :


۱ – Pseudococcus citri
۲ – adonidum Pseudococcus
۳ – Pseudococcus obscorus


مهم‌ترین دشمنان طبیعی این شپشک‌ها، کفشدوزک‌های خانواده (Coccinellidae) مخصوصاً گونه‌ای بنام (Cryptolaemus montrouzieri) است که این گونه درایران بصورت تجارتی تولید می‌شود و برای کنترل شپشک‌های نرم تن، بخصوص در شمال کشور کاربرد دارد. طول این کفشدوزک در حدود چهار تا پنج میلی ‌متر استو بدنی قهوه‌ای و سری نارنجی رنگ دارد. این حشرات بعد از پنج روز از آغاز جفت‌گیری، شروع به تخم‌گذاری می‌کنند. کفشدوزکهای ماده تخم خود را در داخل جوانه های گیاهان مخصوصا در داخل توده های تخم شپشک های آرد آلود قرار می دهند و در مدت عمر خود قادر هستند حدود ۵۰۰ تخم شپشک های آرد آلود را مورد تغذیه قرار بدهند. لارو و حشرات کامل کفشدوزکها از مراحل مختلف شپشک های آرد آلود تغذیه می کنند. اما حشرات کامل برای تغذیه ترجیحا از تخم و لاروهای سنین اولیه و لاروهایی که به رشد کامل رسیده اند و همچنین مراحل مختلف رشدی شپشک های آرد آلود تغذیه می کنند.
کفشدوزک‌های (Cryptolaemus montrouzieri) گونه‌ای پلی‌فاژ(Polyphage) هستند، علاوه بر شپشک‌های آردآلود از شپشک‌های نرم تن (Coccidae) نیز تغذیه می‌کنند.
در دمای ۲۱ درجه سانتی‌گراد هر لارو این حشرات حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ پوره سنی 3-2 شپشک‌های آردآلود را مورد تغذیه قرار می‌دهند تا به رشد کامل برسند.
درجه حرارت تاثیر فوق‌العاده زیادی بر سیکل زندگی و دوره رشدی این کفشدوزک‌ها دارد. به عنوان مثال در ۳۰ درجه سانتی‌گراد، مدت زمان لازم برای رشد کامل این حشرات حدود ۲۵ روز می‌باشد اما در 18 درجه سانتی‌گراد این مدت به ۷۲ روز افزایش می‌یابد.
حداکثر کارآیی این کفشدوزک‌ها در چه شرایطی می‌باشد؟ در دمای بالای ۳۲ درجه سانتی‌گراد و زیر ۱۶ درجه سانتی‌گراد این حشرات فاقد توانایی تولید مثل (غیرفعال) هستند. بهترین دما برای فعالیت این کفشدوزک‌ها ۲۸ درجه سانتی‌گراد می‌باشد.
گروه دیگر از دشمنان طبیعی شپشک‌های آردآلود زنبورهای پارازیتوئید، مخصوصاًً خانواده (Encyrtidae) می‌باشند.
گونه‌ای از این خانواده زنبورهایی با نام (Leptomastix dactylopii) هستند که طول بدن آن‌ها 2 میلی‌متر است و تخم‌شان را در داخل بدن پوره‌های سنین مختلف شپشک‌ها قرار می‌دهند. این زنبورها در واقع یک پارازیتوئید داخلی یا(Endoparasitoid) هستند. تخم این حشرات پس از قرار گرفتن در داخل بدن شپشک‌های آردآلود تفریغ می‌شوند و لارو آن‌ها محتویات بدن شپشک آردآلود را مورد تغذیه قرار می‌دهد و نهایتا ًً در داخل بدن شپشک تبدیل به شفیره می‌گردند. شفیره این حشرات پس از مدتی تبدیل به حشره کامل گشته و حشره کامل از طریق سوراخی که در پوسته شپشک آردآلود ایجاد می‌کند از آن خارج می‌گردد.
زنبور دیگری که برای کنترل بیولوژیک شپشک‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، زنبوری بنام (Anagyrus pseudcocci) از خانواده (Leptomastix dactylopii) است. طول دوره‌ی زندگی این زنبور کوتاه است.
زنبورهای ماده این گونه به رنگ قهوه‌ای و شاخک آن‌ها سفید است. این زنبورها به طور انبوه تکثیر می‌شوند و در محیط‌های گلخانه‌ای رهاسازی می‌شوند و بخوبی می‌توانند آفات را تحت کنترل درآورند.
کنترل بیولوژیک آفات در گلخانه، نسبت به کنترل بیولوژیک آن‌ها در محیط‌های طبیعی کاملاًً قابل دسترسی می‌باشد. بنابراین استفاده از سموم در محیط‌های گلخانه‌ای و بر روی گیاهان زینتی لازم نیست، بلکه با استفاده از دشمنان طبیعی در محیط‌های گلخانه‌ای مبارزه با آفات انجام می‌گیرد.

کنترل بیولوژیک شته ها

شته ها

شته ها متعلق به خانواده آفیدیده (Aphididae) هستند و تعدادی از آن‌ها از مهم‌ترین آفات محصولات گلخانه‌ای محسوب میشوند. مهم‌ترین دشمنان طبیعی شتهها زنبورهای پارازیتوئید خانواده آفی دیئیده(Aphidiidae) هستند که در برخی از منابع بعنوان زیر خانوادهها آفیدئینه (Aphidiinae) از خانواده براکونیده (Braconidae) ذکر میشود. در این خانوادهها تعدادی از گونهها از جنسهای مختلف مانند زنبورهای جنس پروان(Proan) ، لایزیفلبوس(Lysiphlebus) ، افدروس (Ephedrus) و تری‌اکسیس (Trioxys) وجود دارند که صرفاً پارازیتوئید گونههای مختلف شتهها هستند.

بطور کلی زنبورهای پارازیتوئید خانواده آفیدیده به طول حدود 2 تا 3 میلیمتر و عموماً به رنگ سیاه هستند. این زنبورها بعد از جفت گیری تخم‌شان را در داخل بدن شتهها قرار میدهند و بصورت ایندو پارازیتوئید یا پارازیتوئید داخلی لاروهایشان در داخل بدن شتهها رشد و نمو میکنند تا اینکه به مرحله حشره کامل برسند. بعد از رشد و نمو کامل لارو در داخل بدن شتهو تبدیل به شفیره، بدن شته بصورت مومیایی و به رنگ زرد تا قهوه­ای بنظر میرسد. درحالیکه بدن شتههای دیگر پارازیته شده توسط برخی از زنبورهای پارازیتوئید به رنگ سیاه درمی‌آید. همچنین زنبور کامل همانند زنبورهای پارازیتوئید شپشک­ها بعد از رشد و نمو کامل لارو با ایجاد یک سوراخ در پوست بدن شته، از آن خارج می­شود. بطور کلی در شرایط معمولی و دمای حدود 25 تا 30 درجه سانتی‌گراد، مرحله زندگی این زنبورها حدود 15 تا 20 روز به طول می‌انجامد.

خانواده آفلینیده (Aphelinidae) از دیگر زنبورهای پارازیتوئید شتهها هستند که از نظر اندازه کوچک‌تر از زنبورهای خانواده آفیدئیده هستند و طول بدن‌شان عموماً حدود یک میلی‌متر است. در این خانواده گونههای آفلینوس (Aphelinus) و آفلینوس آسیکیس (Aphelinus asychis) از پارازیتوئیدهای شتهها محسوب میشوند و از نظر بیولوژیک بسیار شبیه به زنبورهای خانواده آفیدئیده میباشند. با این تفاوت که بعضی از گونههای زنبورهای خانواده آفیلینیده (Aphelinidae) اِکتوپارازیتوئید هستند یعنی تخم‌شان را روی بدن شتهها قرار میدهند تا لاروشان بصورت خارجی از بدن شتهها تغذیه ­­کنند.

گروه دیگری از دشمنان طبیعی شتهها، شکارگرها هستند. در بین آن‌ها پشهای از خانواده­سسیدومیئیده (Cecidomyiidae) به نام آفیدولتسآفیدومیزال(Aphidoletes aphidomyzal) از مهم‌ترین شکارگرهای شتهها است که در شرایط گلخانهای برروی گیاهان زینتی بعنوان عامل کنترل بیولوژیک تکثیر و رهاسازی می‌شود. طول بدن این پشه حدود 2 میلی‌متر است و در جنس ماده شاخکها کوتاه است. نرها دارای شاخکهای بلند و نخی بوده و پاهای نسبتاً بلند و بدن بسیار ظریفی دارند. طول عمر حشرات کامل حدود یک هفته است. حشرات کامل عموماً از عَسَلکی که از شتهها ترشح میشود که در واقع شیره گیاهی تغذیه می‌کنند و تخمهایشان را روی برگ گیاهان در داخل جمعیت شتهها قرار می­دهند و بعد از خارج شدن از لارو شروع به تغذیه از مراحل مختلف شته‌ها میکنند.

گروه دیگری از دشمنان طبیعی شتهها، شکارگرها هستند. در بین آن‌ها پشهای از خانواده­سسیدومیئیده (Cecidomyiidae) به نام آفیدولتسآفیدومیزال(Aphidoletes aphidomyzal) از مهم‌ترین شکارگرهای شتهها است که در شرایط گلخانهای برروی گیاهان زینتی بعنوان عامل کنترل بیولوژیک تکثیر و رهاسازی می‌شود. طول بدن این پشه حدود 2 میلی‌متر است و در جنس ماده شاخکها کوتاه است. نرها دارای شاخکهای بلند و نخی بوده و پاهای نسبتاً بلند و بدن بسیار ظریفی دارند. طول عمر حشرات کامل حدود یک هفته است. حشرات کامل عموماً از عَسَلکی که از شتهها ترشح میشود که در واقع شیره گیاهی تغذیه می‌کنند و تخمهایشان را روی برگ گیاهان در داخل جمعیت شتهها قرار می­دهند و بعد از خارج شدن از لارو شروع به تغذیه از مراحل مختلف شته‌ها میکنند.

طول بدن لارو سن اول در حدود 3/0 میلی‌متر و لاروهای کامل حدود دو تا سه میلی‌متر هستند. لاروهای اولیه از پورهسنین اول شتهها و لاروهای کامل از کلیه مراحل مختلف شتهها تغذیه میکنند. مرحله جنینی آن‌ها حدود 2 تا 3 روز طول میکشد و بطور کلی این پشهها حدود 60 گونه از شتهها را مورد تغذیه قرار میدهند، به عبارت دیگر پلی‌فاژ(Polyphage)هستند.

از دیگر شکارگرها که برای کنترل شتهها مورد استفاده قرار میگیرند بال‌توریهای خانواده کرایزوپیده (Chrysopidae) مخصوصاً گونهای بنام کرایزوپرلاکارنئا(Chrysoperla carnea) است. این گونه تخمهایش را که دارای ساقهای بوده، در زیر یا روی سطح برگ گیاهان قرار میدهد و بعد از آنکه لاروها خارج شدند با قطعات دهانی مکنده خودشان به تغذیه از شتهها می‌پردازند. (بر خلاف کفشدوزکها که تمام بدن شته را مورد تغذیه قرار میدهند این بال‌توریها با قطعات دهانی مکنده خودشان محتویات بدن شته ها را مورد تغذیه قرار میدهند و پوست یا جسد آ‌ن‌ها را استفاده نمی‌کنند.)

سپس در زیر برگ گیاهان در داخل یک پیله ابریشمی تبدیل به شفیره میشوند که بعد از سپری شدن مرحله شفیرگی که ممکن است حدود یک تا دو هفته طول بکشد حشرات کامل ظاهر میشوند.

از دیگر دشمنان طبیعی شته ها، سنهای خانواده آنتوکوریده (Anthocoridae)هستند. سن­ها از راسته همی‌پترا مخصوصاً گونههایی از جنس اوریوس (Orius) مانند اوریوس ایندی­سیوس(Orius indisiosus) از شتهها در گلخانهها و روی گیاهان زینتی تغذیه میکنند.

این سنها هم مانند بال‌توریها دارای قطعات دهانی زننده مکنده هستند و خرطوم و استایلِت­های مربوط به آروارههای بالا و پایین خود را داخل بدن شتهها فرو میکنند و محتویات و مایع بدن شتهها را مورد تغذیه قرار میدهند.

از دیگر دشمنان طبیعی شته ها که احتمالاً اکثر مردم آن‌ها را در طبیعت مشاهده کردهاند کفشدوزکها هستند. گونههایی از کفشدوزکها مانند کفشدوزک هفت نقطهای ککسینلا سپتمپونکتاتا (Coccinella septempunctata) و هیپودامیا وریه‌گاتا (Hyppodamia variegata) هم در مرحله لاروی و هم در مرحله حشره کامل از شتهها تغذیه میکنند و از عوامل مهم کنترل بیولوژیک شتهها هستند.

عموماً کفشدوزکها طیف وسیعی از شتهها را مورد تغذیه قرار میدهند و از یک گونه خاص از شتهها تغذیه نمی‌کنند. اگر در محیط گلخانه‌ای فقط 2 یا 3 نوع کفشدوزک رها شود تمام شته‌ها را از بین می‌برند. بطوریکه کفشدوزک 7 نقطه‌ای حدود 50 نوع شته را تغذیه می‌کند یا به عبارت دیگر پلی‌فاژ است.

گروه دیگری از دشمنان طبیعی شتهها، قارچ‌ها هستند. قارچ ورتی‌سیلیوم لیکانی(Verticilium lecanii) به عنوان یکی از عوامل مهم کنترل بیولوژیک شته ها بصورت تجارتی تکثیر میشود و مورد استفاده قرار میگیرد. اسپورهای این قارچ در محیطهای گلخانهای می‌باشند و بعد از اینکه اسپورها در محیط مرطوب جوانه میزنند مسیلیومهایشان وارد بدن شته ها شده که باعث از بین رفتن آن‌ها میشود.

کنترل بیولوژیک سفید با لکها و کنه ها

سفید بالکها متعلق به خانواده آلیرودیده (Aleyrodidae) میباشند که حداقل سه گونه از آن‌ها در کشور ما از اهمیت فوقالعاده زیادی برخوردارند و عبارتند از:

1. سفید بالک گلخانه (Trialeurodes vaporariorum)

2. بِمی‌سیا تاباسی (Bemisia tabaci)

3. بِمی‌سیا اورجنتی‌فولی (Bemisia orgentifolii)

دو گونه اخیر عمدتاً در شرایط مزرعهای و صحرایی از آفات مهم گیاهان بویژه پنبه هستند ولی بدلیل وسیع بودن طیف میزبانی آن‌ها در روی گیاهان زینتی و محصولات گلخانهای نیز فعالیت میکنند. سفید بالک گلخانه با شرایط گلخانهای تکامل و سازش پیدا کرده و یکی از آفات مهم و کلیدی محصولات گلخانه‌ای است.
این آفات تخمهایشان را از طریق ساقه بسیار کوتاهی داخل بافت گیاهان قرار میدهند. بعد از اینکه تخم تفریغ شد و لاروها خارج شدند، با قطعات دهانی زننده مکنده خود شروع به تغذیه از شیره گیاهی میکنند و باعث زرد شدن و در جمعیتهای بالا باعث ریزش و خشک شدن برگ گیاهان می‌شوند.
از مهم‌ترین پارازیتوئید آفات محصولات گلخانهای، میتوان به زنبورهای خانواده آفلینیده (Aphelinidae) اشاره کرد. در این خانواده گونههای مختلف جنس اِنکارسیا (Encarsia) از دشمنان طبیعی و مهم این آفات هستند. در بین گونههای جنس اِنکارسیا گونهای به نام انکارسیا فورمازا (Encarsia formosa)انتشار جهانی دارد و به عنوان یک فرآورده بیولوژیک و دشمن طبیعی تکثیر شده، و برای کنترل سفیدبالکها در شرایط گلخانهای رها سازی میشود.
طول بدن این زنبور حدود یک میلیمتر بوده و قسمت قفسه سینه آن سیاه رنگ و شکمش زرد رنگ است، تخم خود را در داخل بدن پورههای سنین مختلف (Trialeurodes) قرار میدهد و بجز حشره کامل بقیه مراحل رشدی آن در داخل بدن میزبان سپری می­شود. بعد از کامل شده حشره، زنبور بالغ از طریق جویدن پوسته بدن میزبان از آن خارج میشود.
زنبور انکارسیا فورمازا را بر روی میزبان طبیعی یعنی سفید بالک گلخانهای و بر روی گیاه توتون بصورت انبوه تکثیر کردهاند. گاهی بر روی یک برگ توتون میتوان هزار عدد از این زنبور را تکثیر و در گلخانهرها سازی کرد، تولید نتاج نر در این زنبور بسیار نادر و کم است.
در تعدادی از زنبورهای پارازیتوئید خانواده آفلینیده (Aphelinidae) مخصوصاً گونههای جنس انکارسیا (Encarsia) مانند انکارسیا فورموزا و انکارسیا لوتهآ (Encarsia lutea) تولید نتایج نر از طریق هیپر پارازیتیسم (Hyper parasitism) یا اتو پارازیتسم (Auto parasitism) است . هیپر پارازیتیسم به پدیده‌ای گفته میشود که یک پارازیتوئید، پارازیتوئید دیگر را پارازیته می‌کند، در اتو پارازیتیسم یک پارازیتوئید نتاج خودش را پارازیته میکند.
در تعدادی از زنبورهای خانواده آفلینیده، پدیده اتو پارازیتیسم دیده میشود یعنی تولید نتاج نر از طریق پارازیته کردن نتایج ماده‌ی گونه خودش بوجود میآید.
در شرایط گلخانهای طول عمر زنبورهای ماده در دمای 18 تا 30 درجه سانتی‌گراد حدود 27 الی 30 روز است، بنابراین طول عمر زنبورهای کامل بشدت تحت تأثیر دما است.
تعداد تخمهایی که هر حشره ماده میگذارد. بین 50 تا 350 عدد متغیر است و عوامل مختلفی از جمله ساختمان سطح برگ گیاهان در میزان کارآیی این زنبورها فوقالعاده مؤثر است. این زنبورها بر روی گیاهانی که سطح برگهایشان کرکدار است از کارآیی خوبی برخوردار نیستند. در کشورهای اروپایی و آمریکایی این زنبورها به فراوانی تکثیر می‌شوند و برای کنترل بیولوژیک مگسهای سفید یا سفید بالک‌ها مورد استفاده قرار میگیرند. در سال 1994 در سطحی حدود چهار هزار هکتار در کشورهای آمریکایی و اروپایی از این زنبورها برای کنترل بیولوژیک سفید بالکها استفاده شد.
از دیگر عوامل کنترل سفید بالکها قارچهای ورتیسیلیوم لکانئی (Verticilium lecanii) و آشرسونیا آلیرودیس (Aschersonia aleyrodis) هستند. بعضی از فرآورده‌های قارچ ورتیسیلیوم لکانئی مثل ورتالک (Vertalec) برای کنترل شتهها مورد استفاده قرار میگیرد و فرآوردههای دیگر آن مانند مایکوتال (Mycotal) برای کنترل سفید بالکها بکار میرود.
قارچ آشرسونیا آلیرودیس در روی حشرات کامل و تخم‌های بمیسیا تاباسی (Bemisia tabaci) و تریالئورودیس وپاراریوروم (Trialeurodes vaporariorum) عموماً ایجاد خسارت نمیکند بلکه فقط مراحل پورگی این آفات را مورد حمله قرار میدهد. و در محیطهایی که تخم این قارچ پاشیده نشده است، نمی‌تواند گسترش پیدا کند. برخلاف قارچ ورتیسیلیوم لکانئی که میتواند در سطح برگ گیاهان گسترش یابد این گونه نمیتواند پراکنش خودش را افزایش بدهد.
از دیگر دشمنان طبیعی سفید بالکها میتوان به کفشدوزکها اشاره نمود که بعضی از گونه­های آن‌ها برای کنترل این آفات مورد استفاده قرار گرفتهاند . از جمله گونه این کفشدوزک­ها دلفاستوس پوسیلوس (Delphastus pusilus) است که از دشمنان طبیعی مهم این آفات بشمار میرود.

مبحث کنترل بیولوژیک کنههای تارتن
از کنههای تارتن متعلق به خانواده تترانیکیده (Tetranychidae) گونه تترانیکوس اورتیکه (Tetranychus urticae) از مهم‌ترین آفات محصولات گلخانهای است که تخمهایش را در سطح گیاهان قرار میدهد و بعد از اینکه تخم‌ها تفریغ و پورهها خارج میشوند با کلیسرهایشان شروع به تغذیه از شیره گیاهی میکنند و در نتیجه به گیاه خسارت وارد می­کنند.
یکی از مهم‌ترین دشمنان طبیعی این کنهها فیتوزئولوس پرسیمیلیس (Phytoseiulus persimilis) است که پرداتور (Predator) یا شکارگر بوده و برای کنترل بیولوژیک کنههای تارتن در بسیاری از نقاط دنیا مورد استفاده قرار گرفته است. در سال 1960 این کنه را از روی یک محموله گل ارکیده که از شیلی به آلمان وارد شده بود شناسایی کردند. سپس به روشهای تکثیر انبوه آن مبادرت ورزیدند و سرانجام در سال 1994 در سطحی معادل حدود هشت هزار هکتار از این کنه پرداتور برای کنترل کنههای تارتن استفاده کردند. این شکارگرها را میتوان براحتی بر روی کنه تارتن و روی لوبیا پرورش داد.

کنترل بیولوژیک مگس های مینور و پروانه‌ها

مگس‌های مینوز


مگس‌های مینوز از جمله آفات مهم محصولات گلخانه‌ای و گیاهای زینتی هستند. مگس‌ها متعلق به خانواده آگرومایزید (Agromyzidae) هستند.

تعدادی از مهم‌ترین گونه‌های (Agromyzidae) عبارتند از :


1)Liriomyza trifolii
2)Liriomyza sativae
3)Liriomyza bryoniae


در ایران این گونه‌ها جزء آفات مهم محصولات گلخانه‌ای و گیاهان زینتی هستند. این مگس‌ به طول حدود 2 تا 3 میلی متر به رنگ سیاه و دارای لکه‌های زرد رنگ در روی بدن‌شان هستند. حشرات کامل با فرو کردن تخم‌ریز خود به داخل بافت گیاه از ترشحات گیاهی تغذیه می کنند. محل فرو کردن تخم‌ریز عموماً بصورت لکه‌های زرد رنگی در سطح برگ گیاهان دیده می‌شود.
بعد از قرار گرفتن تخم در بافت گیاهی، لارو خارج شده از بافت ایجاد گالری‌ها یا تونل‌هایی مارپیچ در سطح برگ گیاهان می‌کند. ضخامت این گالری‌ها با افزایش اندازه لارو افزایش پیدا می‌کند.
از مهم‌ترین دشمنان طبیعی این آفات، زنبورهای پارازیتوئید هستند که بصورت پارازیتوئید داخلی یا ایندوپارازیتوئید و پارازیتوئید خارجی یا اِگزوپارازیتوئید از لاروهای این آفات تغذیه می‌کنند.
از مهم‌ترین پارازیتوئیدها می‌توان به گونه‌هایی مثل اپیوس پالیدوسOpius pallidus) ) و داکنوزا سیبریکا (Dacnusa sibrica) که پارازیتوئید داخلی هستند و گونه دیگری بنام دیگلیفوس ایسئا (Diglyphus isaea) که پارازیتوئید خارجی است اشاره کرد.
پارازیتوئیدهای داخلی تخم‌شان را در داخل بدن لارو میزبان قرار می‌دهند و حشرات کامل از داخل شفیره میزبان خارج می شوند. بدین صورت که مراحل رشد و نمو لارو پارازیتوئید در داخل بدن لارو میزبان طی می‌شود و وقتی که آفت به مرحله شفیرگی رسید میزبان را می‌کشد و از داخل شفیره میزبان خارج می‌شود.
پارازیتوئیدهای خارجی تخم‌شان را در مجاورت لارو میزبان در داخل بافت گیاه قرار می‌دهند. ولی قبل از تخم‌گذاری تخم‌ریزشان را به داخل بدن لارو میزبان فرو می‌کنند و باعث فلج شدن او می‌شوند، سپس تخم‌شان را در کنار بدن لارو میزبان در داخل بافت گیاه قرار می‌دهند. بعد از مدت حدود 2 روز لارو خارج می‌شود و چون لارو میزبان فلج است، نمی‌تواند از محل تخم میزبان دور شود و لارو پارازیتوئید بعد از خروج از تخم شروع به تغذیه از لارو آفت می‌کند.
زنبورهای واکتورایسبریکا وOpius pallidus) ) از خانواده براکونیده پارازیتوئید خارجی هستند. این زنبورها تخم‌هایشان را در داخل بدن لارو میزبان که در داخل بافت گیاهی است قرار می‌دهند.

با توجه با اینکه این لاروها در داخل برگ هستند زنبورها چطور آن‌ها را پیدا می کنند؟
زنبورهای پارازیتوئید بوسیله‌ی اندام‌های حسی (شاخک‌ها و تخم‌ریز) میزبان را پیدا می‌کنند. تعدادی از طریق تخم‌ریز، و تعدادی از پارازیتوئیدها از طریق شاخک میزبان را پیدا می‌کنند. این زنبورها از طریق شاخک که همانند رادار عمل می‌کند در سطح برگ گیاهان جستجو می‌کنند و بافتی را که دارای لارو است را مشخص کرده و سپس لارو میزبان‌شان را پارازیته می‌کنند.

طول عمر حشرات کامل حدود دو هفته است و حدود 90 تخم را در طی این مدت در داخل بدن لاروهای میزبان قرار می‌دهند.
نبور دیگری که بعنوان دشمن طبیعی مهم این گروه از آفات مطرح است دیگلیفوس ایسئا (Diglyphus isaea) است که یک پارازیتوئید خارجی می‌باشد که تخم خودش را در مجاورت لارو میزبان قرار می‌دهد. بعد از حدود دو روز تخم تفریغ می‌شود و در مدت حدود 6 روز مراحل لاروی این زنبور کامل می‌شود و دوره شفیرگی آن حدود 9 روز طول می‌کشد، سپس برگ گیاه را سوراخ کرده و از آن خارج می‌شود.


بطور کلی در سال‌های اخیر توجه زیادی به کنترل بیولوژیک مگس‌های مینوز خانواده‌های آگرومایزیده Agromyzidae)) شده است. مخصوصاً در کشورهای اروپایی که آفات محصولات گلخانه‌ای را با فرآورده‌های بیولوژیک کنترل می‌کنند. این آفات را در سال‌های اخیر بوسیله دشمنان طبیعی تحت کنترل در آورده‌اند. البته تولید دشمنان طبیعی این گروه از آفات نسبتاً مشکل است و هزینه بیشتری در مقایسه با تولید دشمنان طبیعی، آفاتی مثل کنه دو نقطه‌ای و سفید بالک‌ها دارد.


پروانه‌ها


گروه دیگری از آفاتی که گاهی بعنوان آفات مهم در گلخانه‌ها و بر روی محصولات زینتی جلوه‌گر می‌شوند پروانه‌ها هستند. مخصوصاً تعدادی از گونه‌های پروانه‌های خانواده نوکتوئیده (Noctuidae). از گونه‌های مهم این خانواده می‌توان به گونه‌هایی مثل مامسترا براسیکه (Mamestra braccicae)، اوتوگرافا گاما (Autographa gamma)، نوکتوا پرونوبا (Noctua pronuba) و گونه‌های دیگری مثل اسپودوپترا لیترالیس Spodoptera lituralis)) و هلییونتیس آرمیژرا (Helionthis armigera) اشاره کرد. این پروانه‌ها مثل بسیاری دیگر از پروانه‌ها، تخم‌شان را روی برگ گیاهان قرار می‌دهند، و بعد از اینکه لارو خارج می‌شود بوسیله قطعات دهانی سائیده شروع به تغذیه از برگ و سایر قسمت‌های گیاه می‌کنند. بعد از تکمیل دوره لاروی در داخل خاک تبدیل به شفیره می‌شوند.
برای کنترل بیولوژیک پروانه‌ها عموماً از باکتری‌ها استفاده می‌شود. در این بین باکتری باسیلوس تورنژنسیس (Bacillus thuringiensis) مهم‌ترین نقش را در کنترل بیولوژیک پروانه‌ها دارد.
فرآورده‌های مختلفی از این باکتری تولید شده که هر یک بر روی گروه‌های مختلفی از حشرات مؤثر واقع شده‌اند. حشرات و از جمله لارو پروانه‌ها وقتی که توکسین‌های این باکتری را مورد تغذیه قرار می‌دهند قطعات دهانی و نیز دستگاه گوارش آن‌ها را فلج می‌کنند و باکتری در مدت حدود 48 ساعت میزبانش (پروانه‌) را از بین می‌برد.
هم‌چنین گروه‌های دیگری از این باکتری وجود دارند که برای کنترل گروه‌های دیگری از حشرات مورد استفاده قرار می‌گیرند.

تولید این باکتری‌ها به چه صورت انجام می‌شود؟
باکتری‌ها عموماً براحتی در محیط‌های کشت تخمیری پرورش داده می‌شوند و در جمعیت‌های انبوه برای کنترل آفات مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند.
اگر خود باکتری برای کنترل بیولوژیک مورد استفاده قرار گیرد بعنوان یک خطر بالقوه محسوب می‌شود زیرا می‌تواند انواع حشرات اعم از حشرات مضر یا مفید را از بین ببرد.

تکثیر و رها سازی دشمنان طبیعی


مراحل تکثیر و رهاسازی دشمنان طبیعی در مواردی انجام می‌شود که
- دشمن طبیعی وجود نداشته باشد؛
- جمعیت آن‌ها کم باشد؛
- ظهور آن‌ها با تاخیر صورت گیرد.

تکثیر و رها سازی دشمنان طبیعی در شرایطی انجام می‌شود که استقرار دائمی دشمن طبیعی امکان‌پذیر نیست و بهترین شاخص این موضوع شرایط گلخانه‌ای است. در گلخانه‌ها بعد از برداشت محصول، گیاه به همراه آفت و دشمنان طبیعی خود، از گلخانه خارج می شود. در فصل بعد که گیاه دیگری کشت می‌شود نیازمند رهاسازی دوباره دشمنان طبیعی است.

پرورش و تکثیر دشمنان طبیعی


پرورش و تکثیر دشمنان طبیعی شامل مراحل مختلفی است:


انتخاب دشمن طبیعی؛ دشمنان طبیعی از نظر توانایی کنترل با هم متفاوتند که این تفاوت به دلیل اختلاف در خصوصیات زیستی آن‌ها است. از جمله این خصوصیات می‌توان به قدرت باروری، قدرت جستجو و فاکتورهای دیگر نیز اشاره کرد.
1) کیفیت دشمنان طبیعی؛ دشمنان طبیعی مورد استفاده برای تکثیر و رهاسازی باید عاری از بیماری و هیپرپارازیتوئیدها باشند. دشمن طبیعی انتخاب شده برای تکثیر باید دارای کیفیت مناسب باشد. جمعیت موسس انتخاب شده، برای برنامه تکثیر باید یک جمعیت سالم و قوی باشد هم‌چنین حفظ کیفیت دشمنان طبیعی در طی سالیان متمادی نیز از اهمیت فوق‌العاده زیادی برخوردار است. زیرا ورود دشمنان طبیعی به محیط بسته در واقع جمعیت آن‌ها را از یک جمعیت باز به یک جمعیت بسته تبدیل می‌کند که با گذشت چند سال احتمال کاهش تنوع ژنتیکی و هم چنین زوال ژنتیکی وجود دارد. به همین دلیل القا ژن به داخل جمعیت بصورت مرتب ضروری می‌نماید.
چگونگی القا ژن: معمولاً در برنامه‌های تکثیر بطور مرتب از جمعیت‌های وحشی گونه، به جمعیت‌های پرورشی اضافه می‌شود تا از کاهش تنوع ژنتیکی جلوگیری شود.
2) هزینه پرورش دشمنان طبیعی؛ برای موفقیت و توسعه کنترل بیولوژیک باید دشمنان طبیعی پرورش داده شده قدرت رقابت اقتصادی با سایر روش‌های کنترل آفات بویژه مبارزه شیمیایی را داشته باشند.
تعدادی از دشمنان طبیعی براحتی بر روی میزبان طبیعی خود پرورش داده می‌شوند. برای مثال کنه فیتوزیولوس پرسیمیلس (Phytoseiulus persimilis) براحتی بر روی تترا نیکوسلتیکه و گیاه لوبیا پرورش داده می‌شود. نمونه دیگر انکارسیا فورموزا (Encarsia formosa) است که بر روی (Trialearodes vaporariorum) به سادگی تکثیر می‌یابد.
ولی در مورد بعضی از دشمنان طبیعی سیستم‌های طبیعی خیلی پر هزینه هستند. در سال‌های اخیر توجه زیادی به پرورش دشمنان طبیعی آفات گلخانه‌ای بر روی میزبان‌های مصنوعی انجام گرفته است. البته زمانی خواهد رسید که مبارزه بیولوژیک با مبارزه شیمیایی رقابت کند. کنترل بیولوژیک سه نوع مختلف دارد. در کنترل بیولوژیک کلاسیک یک دشمن طبیعی را در منطقه‌ای رهاسازی می‌کنند که برای همیشه مستقر می‌شود و جمعیت آفت را تحت کنترل در می‌آورد .در این مورد هزینه خیلی ناچیز است اما سود بالایی دارد. به این صورت که هزینه روش‌های کنترل بیولوژیک حدود یک پنجاهم مبارزه شیمیایی درمی‌آید.
3) ذخیره سازی و حمل و نقل دشمنان طبیعی؛ دشمنان طبیعی فقط در چند ماه از سال خریدار دارند. در حالیکه در طول سال باید جریان تولید دشمنان طبیعی حفظ شود. زمانی که تقاضا برای دشمن طبیعی وجود ندارد باید دشمن طبیعی را ذخیره نمود.
در مورد بعضی از دشمنان طبیعی بررسی‌هایی تاکنون انجام شده. مثلاً در مورد پشه آفیدولتوس آفیدومیزا (Aphidoletes aphidomyza) ثابت شده است که در دمای حدود یک درجه سانتی‌گراد تا مدت دو ماه حفظ می‌شود. هم‌چنین بال توری معمولی کریزوپرلا کارنئا (Chrysoperla carnea)، که برای کنترل بیولوژیک شته‌ها مورد استفاده قرار می گیرد، را می‌توان حدود 31 هفته ذخیره سازی کرد.

4) روش‌های کاربرد دشمنان طبیعی؛ زمان و نحوه‌ی رهاسازی دشمنان طبیعی در کارآیی و موفقیت آن‌ها بسیار موثر است.
روش‌های کاربرد در مورد گونه‌های مختلف دشمنان طبیعی بسیار متفاوت است. بعنوان مثال زنبور انکار سیافورموزا را بر روی کارت‌هایی می‌چسبانند. بر روی هر کارت تعداد زیادی از شفیره‌های آفت وجود دارد که پارازتیه است و داخل گلخانه‌ها به نهال‌ها و گیاهان زینتی آویزان می‌کنند. زنبورهای پارازیتوئید که خارج می‌شوند شروع به پارازتیه کردن میزبان خودشان می‌کنند. در صورتیکه بعضی از دشمنان طبیعی بوسیله هواپیما رهاسازی می‌شوند.
5) ارزیابی فرآورده بیولوژیک یا دشمنان طبیعی؛ برای اطمینان از کاهش جمعیت آفت به پایین‌تر از سطح زیان اقتصادی ارزیابی دشمنان طبیعی ضروری است. این ارزیابی می‌تواند از طریق مقایسه میزان پارازیتیسم در شرایطی که دشمن طبیعی را رهاسازی کردیم، با شرایطی که دشمن طبیعی وجود ندارد، انجام شود. از طریق مقایسه میزان پارازیتیسم می‌توان میزان کارآیی دشمن طبیعی را سنجید. هم‌چنین از طریق شمارش تعداد آفات در یک واحد سطح معین، در محلی که دشمن طبیعی استفاده شده و در محلی که دشمن طبیعی وجود ندارد نیز این کار میسر می‌شود.
بی‌خطر بودن دشمنان طبیعی، دشمنان طبیعی رهاسازی شده باید سایر موجودات مفید را مورد حمله قرار ندهند.

CASSIATORA
2010-May-14, 22:15
آفات مهم درختان انجیر

پروانه برگخوار انجیر

Ocnerogvia amanda

(Lep: Lymantriidae)

لارو این پرانه در استان‌های فارس، مرکزی و شمال کشور به شدت روی درختان انجیر فعالیت داشته و از برگها تغذیه می‌نمایند و اهمیت آن زیاد است.


زیست‌شناسی

زمستان را به صورت لاروهای سنین بالا در زیر سنگها و پناهگاههای اطراف درختان آلوده می‌گذراند. لاروهای زمستان گذران در طول این دوره فعالیت چندانی نداشته ولی با برداشتن سنگهای پناهگاه و تحریک آنها شروع به حرکت می‌کنند. این لاروها از اواسط اسفندماه حالت پیش شفیرگی به خود گرفته و در حالی که پیله نازک تور مانند بدور خود می‌تنند بدون حرکت باقی مانده و در اواخر اسفندماه تبدیل به شفیره می‌شوند. با گرم شدن هوا از اواسط فروردین ماه پروانه‌ها به تدریج شروع به خارج شدن می‌نمایند و پس از جفت‌گیری ماده‌ها تخهای خود را به صورت دسته‌ای در سطح برگ یا پشت آن می‌گذارند. دوره جنینی تخم 6 تا 8 روز می‌باشد. حشره دارای 5 سن لاروی است. طول دوره لاروی در شرایط آزمایشگاه (18 تا 23 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 58 درصد) 28 روز است. پس از این مدت لارو در سطح برگ در حالی که پیله نازک خاکستری رنگی می‌تند حالت پیش شفیرگی به خود گرفته و ظرف یک تا دو روز تبدیل به شفیره می‌گردد. این آفت در شرایط آب و هوایی آب سرد خفر دارای سه نسل کال و در برخی سالها 4 نسل در سال می‌باشد.



کنترل:

1ـ تخم‌های این آفت دارای پارازیتوئیدهای گوناگونی می‌باشد:

Trichogramma embryophagum (Hym.: Trichogrammatidae)

Anastatus sp. (Hym.: Eupelmidae)

Oocncyrtus sp. (Hym.: Encyrtidae)

2ـ لاروهای این آفت همزمان با غروب آفتاب از پناهگاههای خود خارج شده، به طرف درختان حرکت کرده. از آنها بالا رفته و شروع به تغذیه می‌نمایند. خروج از پناهگاهها و رکت به اطراف درختان از هنگام غروب شروع و تا یک ساعت بعد از آن وقتی که هوا کاملاً تاریک شد ادامه دارد. تغذیه لاروها در ساعات اول شب بسیار زیاد ولی این میزان با گذشت شب رو به کاهش می‌گذارد. در آخرین ساعت تاریکی شب، لاروها شروع به پایین آمدن از درختان نموده و به طرف پناهگاهها راه می‌افتند، لذا می‌توان اقداماتی نظیر:

الف‌ـ پیچیدن گونی و مقوا بدون استفاده یا با استفاده از سموم بدور شاخه‌های آلوده

ب‌ـ استفاده از سموم دور شاخه‌های آلوده

ج‌ـ استفاده از سموم به صورت پودرپاشی دور طوقه

د‌ـ سم‌پاشی زیر درختان و پیچیدن پلاستیک در اطراف تنه درختان آلوده را انجام داده که از بین آنها استفاده از سموم به صورت پودرپاشی دور طوقه و بستن پلاستیک به دلیل تأثیر بیشتر و عدم نیاز به آب و سم پاش بهتر از بقیه روشهاست.

کنترل شیمیایی:

برای کنترل بید انجیر(Simaethis nemorana) ودیگر برگخواران از سم زیر استفاده میکنیم.

دیفلوبنزورون(دیمیلین) Wp25% و 3/. گرم درلیتـــر

شپشک ستاره‌ای انجیر

شپشک ستاره‌ای انجیر Ceroplastes rusci

این شپشک برای اولین بار در ایران روی شاخه های انجیر در استهبان فارس مشاهده شد. همچنین این شپشک توسط مهندس اولادحسینی در تاریخ 5شهریور1384 در حومه شهرستان جهرم(تنگاب) روی انجیروحشی مشاهده وعکسهای مربوطه توسط ایشان گرفته شده است. شکل خارجی این شپشک مدور و نیم کروی می‌باشد. بدن آن از هشت صفحه منظم احاطه شده که در وسط هر یک از آنها لکه سفید رنگی مشاهده می‌گردد، نر دارای بدن قرمز و دو بال سفید رنگ می‌باشد.

کنترل:
1ـ برگهای خزان شده به دلیل آلودگی به پوره‌های نسل زمستان گذران بوسیله دام چرانده شده و در اوایل بهار زمین باغ شخم زده شود.

2ـ در اواخر زمستان سرشاخه‌های آلوده به آفت را می‌توان قطع و سپس معدوم نمود.

3ـ مبارزه شیمیایی به دلیل فعالیت زنبور بلاستوفاگا و نقش ارزنده دشمنان طبیعی (زنبورهای خانواده Encyrtidae) توصیه نمی‌شود.



کنه تارتن انجیر

Eotetranychus hirsti

(Acari: Tetranychidae)

وجود کنه انجیر برای اولین بار در ایران در سال 1365 بوسیله دکتر دانشور روی انجیر از ورامین و گرمسار گزارش گردید. رنگ عمومی کنه، زرد روشن و در اواخر فصل به رنگ نارنجی در می‌آید. ماده بیضی شکل و نرها کشیده و کوچکتر از ماده و تخمها به رنگ روشن و کروی می‌باشد.

کنترل:

رعایت اصول به زراعی و از بین بردن علف‌های هرز

بنزوکسی میت(سیترازون) EC20% و 1 درهزار

پروپارژیت(اومایت) EC57% ،، ،، ،،

بروموپروپیلات(نئورون) EC25% ،، ،، ،،

فن پیروکسی میت(ارتوس) sc5% و 5/. در هزار


مگس انجیر


Carpolonchea aristella

(Dip.: Lonchaeidae)

لارو این مگس از گوشت میوه تغذیه نموده و دالانهایی در گوشت و پوست ایجاد می‌کند و میوه‌های آلوده اغلب دچار ریزش می‌شوند. این آفت زمستان را به صورت شفیره (پوپاریم) در اعماق 5 تا 10 سانتیمتری خاک طی می‌کند. 4 نسل در سال دارد. این افت در انجیرکاری‌های دیم بندرت دیده می‌شود.

کنترل:

یکی از بهترین راههای مبارزه با این آفت مبارزه مکانیکی از طریق جمع‌آوری میوه‌های آلوده ریخته شده پای درخت و سوزاندن آنها وهمچنین شخم زدن پای درختان در زمستان می‌باشد.

درصورت نیاز به سمپاشی:

پرمترین(آمبوش) EC25% 0.8 در هزار

CASSIATORA
2010-May-14, 22:23
آفات مهم خرما


زنجرک خرما «Ommatissus binotatus»

نحوه خسارت: مکیدن شیره گیاهی آوندی وسبزینه گیاه – ترشح شیره ضعیف شدن گیاه

سموم مبارزه:دلدان، دیازینون ، اکتلیک

مبارزه غیرشیمیایی: کارت زرد به منظور هدایت و فریب حشره به سمت تله یا تله مسموم

زمان مبارزه:

بوشهر: دهه اول اردیبهشت تا دهه سوم خرداد

اصفهان: دهه دوم اردیبهشت تا دهه دوم خرداد

کرمان:دهه سوم فروردین تا دهه سوم خرداد

فارس ویزد: دهه دوم اردیبهشت تا دهه سوم خرداد

هرمزگان: دهه سوم فروردین تا دهه اول خرداد

جیرفت دهه اول اردیبهشت تا دهه سوم خرداد

کنه گرد آلود خرما ( کنه تارعنکبوتی خرما ) Olygonychus afrasiaticus

نحوه خسارت : استفاده از شیره نسوج برگهای جوان وحبه های نارس تغییررنگ وایجاد خال روی میوه های نارس ( خارک )

مبارزه شیمیایی: تدیون ، پروپارژیت ( اومایت ) ، نئوون ، نسیرون

زمان مبارزه:

بوشهر و اصفهان: دهه دوم خرداد تا دهه سوم مرداد

خراسان: دهه دوم خرداد تا دهه اول مرداد

جیرفت: دهه اول خرداد تا دهه اول مرداد

هرمزگان: دهه سوم خرداد تا دهه سوم مرداد

یزد وکرمانشاه وخوزستان:خرداد تا دهه دوم مرداد

کرمان و سیستان و بلوچستان: دهه اول خرداد تا دهه دوم مرداد

فارس: دهه دوم خرداد تا دهه اول مرداد

سوسک سرخرطومی حنائی خرما Rhynchophorus ferrugineus

نحوه خسارت:ایجاد تونل داخل تنه توسط لارو توخالی شدن قند و مرگ درختان

مبارزه شیمیایی : دراژه فسفید آلومینیوم ، اکسی کلرور مس ، مخلوط اکسی کلرور مس

* استفاده از فرمون مخصوص حشره برای شکار انبوه Mass tropping

زمان مبارزه:این آفات بصورت قرنطینه داخلی درمنطقه سراوان از استان سیستان وبلوچستان وجود دارد. درتمام طول سال عملیات ردیابی برای جستجوی این آفت صورت می گیرد.

سپردار معمولی خرما Parlatoria blanchardi

نحوه خسارت : حمله به درختان جوان وپاجوش ها بخصوص برگهای پایینی زردی وپژمرده شدن برگها ، کاهش عملکرد و تولید

مبارزه شیمیایی: مالایتون ، رکسیون

نکته: در سمپاشی پاییزه سموم همراه و روغن مصرف شود.

زمان مبارزه: اردیبهشت و آبان ( دراین زمان 75 درصد پوره ها از زیرسپر خارج شده اند ومبارزه مفید وموثر خواهد بود.

کرم میوه خوار خرما ( شب پره کوچک خرما ) Batrachedra amydraula

مبارزه شیمیایی : فنیترو تیون ، دیازنیون ، اگیلیک

زمان مبارزه:

بوشهر: دهه سوم فروردین تا دهه اول خرداد

فارس، خراسان ، خوزستان: دهۀ اول اردیبهشت تا دهه دوم خرداد

یزد: دهه اول اردیبهشت تا دهۀ سوم خرداد

سوسک تک شاخدار خرما ( سوسک کرگدنی خرما ) Orytes elegans

نحوه خسارت: تولید حفره توسط لارو دردم خوشه و دمبرگ شکستن شاخه و دم خوشه ها وتغییر شکل ظاهری درخت

نحوه مبارزه : تهیه طعمه مسموم بالندین یاسوین ( کارباریل )

زمان مبارزه: در طول سال زراعی

CASSIATORA
2010-May-14, 22:27
بررسی اثر تلفیقی عناصر غذایی و کنه کش بر روی کمیت و کیفیت میوه و کنترل کنه تارتن خرما

چکیده

کنه گردآلود خرما با نام علمی olygonychus afrasiaticus از جمله مهمترین آفات میوه خرما است که سالانه خسارات فراوانی را به محصول خرما وارد می‏آورد. در استان خوزستان رقم برحی که رقمی با کیفیت، مطلوب و بازارپسند می‏باشد، نسبت به کنه تارتن حساس بوده در سالهای طغیان این آفت درصد زیادی از محصول آن از بین می‏رود. مصرف سموم شیمیایی نیز در راه مبارزه با این کنه به دلیل مقاوم شدن و سازگاری آن، سال به سال رو به افزایش است. از طرفی عناصر غذایی مانند کلسیم، پتاسیم و نیتروژن تاثیرات متفاوتی بر میوه خرما و جمعیت کنه تارتن نشان داده‏اند. لذا به منظور بررسی اثر تلفیقی عناصر فوق همراه با کنه کش بر کمیت و کیفیت میوه خرما و جمعیت کنه تارتن طرحی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با هشت تیمار و در سه تکرار که هر تکرار شامل یک اصله نخل رقم برحی بوده است (جمعاً 24 اصله) به مرحله اجرا گذاشته شد.

تیمارها شامل :

1- محلول پاشی با کلرور کلسیم با غلظت سه در هزار

2- محلولپاشی با کلرور پتاسیم با غلظت سه در هزار

3- محلول پاشی با اوره با غلظت سه در هزار

4- محلول پاشی با کنه کش نیسرون با غلظت 5/0 در هزار

5- محلول پاشی تلفیقی کلرور کلسیم با غلظت سه در هزار + کنه کش نیسرون با غلظت 5/0 در هزار

6- محلول پاشی تلفیقی کلرور پتاسیم با غلظت سه در هزار + کنه کش نیسرون با غلظت 5/0 در هزار

7- محلول پاشی تلفیقی اوره با غلظت سه در هزار + کنه کش نیسرون با غلظت 5/0 در هزار

8- محلول پاشی با آب خالص به عنوان شاهد.

نتایج نشان داد که تیمارهای محلول پاشی با عناصر غذایی (تیمارهای اول تا سوم) به تنهایی قادر به کنترل مناسب جمعیت کنه تارتن خرما نمی‏باشند. تیمارهای تلفیقی نیز تاثیرات متفاوتی را بر صفات کمی و کیفی میوه نشان دادند و در نهایت تیمار تلفیقی کلرور پتاسیم + کنه کش در کنترل جمعیت کنه تارتن خرما و همجنین در بهبود صفات کمی و کیفی میوه، برتر از سایر تیمارها بوده است.

CASSIATORA
2010-May-20, 18:53
آفات نباتی غیر مثمر

پروانه برگخوار صنوبر ( Gypsonoma acerina )

حشره کامل به عرض 1 تا 5/1 سانتی متر است و رنگ عمومی بدن آن خاکستری ، رنگ بالهای جلویی شکلاتی و رنگ بالهای عقبی آن خاکستری است . پروانه ماده 24 ساعت بعد از خروج از شفیره ، تخمهای خود را به طور انفرادی یا 2 تا 3تایی روی دمبرگ یا در امتداد رگبرگ اصلی یا روی دندانه های کناری برگ قرار می دهد. تخمها 5 تا 6 روز بعد به لارو تبدیل می شوند. لاروها ابتدا ازپارانشیم برگ تغذیه نموده و سپس کامل می شوند.لاروها با اتصال 2 تا 3 برگ ، لانه ای برای خود ساخته و تبدیل به شفیره می شوند.

زمستانگذرانی این حشره به صورت لارو در شکاف تنه یا در زیر برگهای مرده است.

لاروها در بهار ابتدا از جوانه ها و سپس از برگها تغذیه کرده و منجر به از بین رفتن جوانه ها و پژمردگی آنها و جارویی شدن شاخه می شوند.

این آفت در نهالستانها و خزانه های صنوبر دیده شده و موجب خسارت می شود.

روش مبارزه :

مبارزه علیه حشره کامل در اردیبهشت ماه همزمان با پرواز و تخمریزی پروانه ها و یا اوایل فروردین ماه همزمان با شروع فعالیت تغذیه لاروهای زمستان گذران ، انجام پذیر می باشد.

روش مناسب و عملی در مبارزه شیمیایی با این آفت ، استفاده از سموم نفوذی از قبیل سم متاسیستوکس به میزان یک در هزار همزمان با شروع فعالیت تغذیه لاروهای زمستان گذران می باشد.

سوسک پوستخوار بزرگ نارون(scolytus scolytus )

حشره کامل این سوسک به طول 4 الی 6 میلیمتر بوده و سر و پیش گرده آن سیاه ، پیشانی آن پوشیده از موهای کوتاه و بالپوشها قهوه ای مایل به قرمز می باشد .

لاروها معمولا ضمن فعالیت خود دالان مادری یک طرفه طویلی که طول آن 2 تا 3 سانتیمتر و گاهی تا 10 سانتی متر می رسد ، ایجاد می کنند.

این حشره ناقل بیماری قا رچی مرگ نارون می باشد و 1 یا 2 نسل در سال دارد.

این حشره در جنگل های شمال کشور و همچنین در استانهای تهران ، آذربایجان و فارس در زیر پوست درختان نارون ، ممرز و آزاد مشاهده می شود.

روش مبارزه :

با توجه به اینکه سوسک پوستخوار نارون اغلب به درختان ضعیف ، مسن و بیمار حمله می کند، از این رو برای مبارزه با این آفت باید این نوع درختان را از عرصه جنگل ها قطع و خارج نمود تا بدین وسیله از حمله آفت به درختان سالم جلوگیری شود .

روش شیمیایی مبارزه با این آفت سمپاشی درختان با سم متوکسی کلر می باشد.

پروانه فری یا کرم خراط (Leopard moth)

Zeuzera pyrina
(Lep: Cossidae)

این حشره به گونه‌های بسیاری از درختان مثمر و غیرمثمر حمله می‌کند. از درختان مثمر سیب میزبان اصلی آن در ایران است ولی خسارت آن روی گلابی، به و گردو نیز دیده شده است. از گیاهان غیرمثمر می‌توان به افرا، بیدمشک، بید، نارون، بوط و زبان گنجشک اشاره نمود. در دنیا 150 میزبان برای آفت ذکر شده است. درخت سیب به این آفت خیلی حساس و زود از پا درمی‌آید در حالیکه گردو تا حدودی مقاوم است.

زیست‌شناسی
پروانه فری در ایران هر دو سال یک نسل دارد. زمستان را به صورت لاروهای سنین مختلف در درون شاخه درختان میزبان می‌گذراند. در اواسط بهار لاروهایی که رشدشان کامل شده تبدیل به شفیره می‌شوند و اواخر بهار شب‌پره‌ها به تدریج ظاهر می‌شوند. حشرات ماده اصولاً هیچ نوعی تغذیه‌ای نداشته و به جهت سنگینی قادر به پرواز نیستند. پس از جفت‌گیری اغلب در مدخل سوراخ خروجی، شکاف ته و حتی روی زمین تخمریزی می‌کنند. هر حشره ماده نزدیک به هزار تخم می‌گذارد. این تخمها خوراک مناسبی برای مورچه‌ها هستند. به فاصله یک تا دو هفته تخم‌ها تفریخ شده و لاروهای کوچکی خارج می‌شوند. تغذیه اصلی لاروها از چوب شاخه و تنه است. لاروها ضمن تغذیه فضولات نارنجی رنگ خود را از سوراخ ورودی که در ضمن سوراخ خروجی آنها نیز خواهد بود به صورت گلوله‌های کوچک و مدور بیرون می‌ریزند. این فضولات در پای درختان مبتلا جمع می‌شوند و این خود یکی از راههای بسیار آسان تشخیص وجود پروانه فری می‌باشد. کانالهایی که در داخل چوب بوسیله لارو این حشره بوجود می‌آید مستقیم و حدود 30 تا 40 سانتیمتر طول دارد و بستگی به گونه میزبان دارد.

حمله این آفت روی سیب استقرار سایر حشرات چوبخوار و مخصوصاً اسکولیت درختان میوه و پروانه زنبور مانند را به دنبال خواهد داشت. چون دهانه خروجی دالانهای لاروی پروانه فری محل مناسبی برای تخمریزی و در نتیجه خسارت پروانه زنبور مانند است.

لاروها با تارهایی بسیار نارک که با غدد دهانی خود می‌سازد از شاخه‌ای به شاخه دیگر منتقل می‌شوند. لاروها پس از تغذیه کامل تبدیل به شفیره می‌شوند. دوره شفیرگی 20 تا 40 روز طول می‌کشد. در کرج این زمان به تدریج از اوایل اردیبهشت ماه شروع و تا اوایل شهریورماه نزدیک به 5 ماه اولیه ادامه دارد. پروانه‌های کامل پس از ظهور از همان سوراخ ورودی خارج می‌شوند.

کنتـــــــرل:
1ـ از دشمنان طبیعی این آفت می‌توان به مورچه‌های شکاری (عادت تخم‌خواری) و سن‌های Reduviidae (عادت لاروخواری) اشاره نمود.

2ـ رعایت اصول به زراعی، هرس و سوزاندن شاخه‌های خشک و آلوده از شدت خسارت‌های بعدی می‌کاهد.

3- در موردی که تعداد درختان آلوده کم باشد می‌توان با فرو بردن مفتولی در درون سوراخهای ورودی، لاروهای آفت را از بین برد.

4ـ استفاده از قرص و خمیرهایی که گازهای سمی تولید می کنند.

5ـ امروزه در اکثر کشورهای جهان از فرمون‌های جنسی به صورت تکنیک Mating disruption در قالب مبارزه تلفیقی علیه این آفت استفاده می‌شود.

6- بهترین موقع مبارزه شیمیایی زمانی است که لاروهای سن اول به قسمت‌های جوان گیاه که همان رگبرگها و دمبرگها و شاخه‌های نازک است حمله می‌کنند در این موقع چون عمق نفوذ لاروها هنوز چندان زیاد نیست می‌توان با استفاده از سموم نفوذی مؤثر برای از بین بردن آفت استفاده کرد.



آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار

دیازینون EC60% و 1 درهزار


ابریشم باف ناجور ( Gypsy moth)
Lymantria dispar

(Lep: Lymantriidae)

این حشره آفتی است پلی فاژ و در دنیا به بیش از 500 گونه حمله می‌نماید. در ایران گاهی به حالت طغیانی درمی‌آید و به خصوص در نواحی شمال روی درختان جنگلی پهن برگ و درختان میوه خسارت می‌زند.

زیست‌شناسی
زمستان را به صورت تخم و در حالت دیاپور سپری کرده و در اوایل بهار بتدریج تخمها تفریخ ولاروها خارج می‌شوند. لاروها 45 تا 70 روز فعالیت برگخواری شدید از خود نشان می‌دهد. انتقال لاروهای جوان یا لاروسن اول بوسیله باد و بوسیله رشته‌های ابریشمی می‌باشد. لارو پس از تغذیه در محل مناسبی تبدیل به شفیره می‌شود. شفیره بوسیله تارهای ابریشمی به تنه درخت یا چیز دیگر خود را متصل می‌کند. مرحله شفیرگی 10 تا 14 روز به طول می‌انجامد. پروانه‌های ماده پس از خروج به علت سنگینی بدن خود قادر به پرواز دور نمی‌باشند و در همان حول و حوش محل خروج از شفیره پس از جفت‌گیری، تخمهای خود را به صورت توده‌های بیضی شکل به تعداد 500 تا 2000 عدد در رویپوست صاف تنه و شاخه‌های جوان میزبان و یا روی قسمت‌های مختلف درخت روی سنگ و روی کنده‌های بریده شده درخت قرار می‌دهند. تخمها تا اندازه‌ای گرد و کرم رنگ هستند. از اواسط تابستان تا بهار آینده نزدگی خود را به حالت تخم می‌گذارنند.

مبارزه
1ـ دشمنان طبیعی

پارازیتوئید شفیره Brachymeria intermedia (Hym.: Chalcididae)

پارازیتوئید لارو Exorista larvarum (Dip.: Tachinidae)

پارازیتوئید لارو Apanteles sp. (Hym.: Braconidae)

2ـ کنترل شیمیایی

استفاده از دیفلوبنزورون (دیمیلین) به نسبت 0.3 در هزار یا باکتری B.t به نسبت 2.5 تا 3 در هزار

CASSIATORA
2010-May-20, 18:54
پروانه سفید درختان

Arctiidae

Taxonomic position:

Kingdom: Animalia

Phylum: Arthropoda

Class: Insecta

Order: Lepidoptera

Family: Arctiidae

Other name used: Hyphantria textor (Harris)

نام انگلیسی: mulberry moth ، blackheaded webworm، redheaded webworm ، fall webwormو نامی که بیشتر بکار می رود American white moth می باشد.

مروری بر تاکسونومی و نامگذاری: در آمریکا H.cunea دارای دو نژاد می باشد یکی با سر سیاه رنگ و دیگری با سری قرمز رنگ که قبلا نژاد دوم تحت نام H.textor شناسایی می شده است. این دو نژاد معمولا همراه یکدیگر بوده ولی از نظر نقوش روی بدن حشرات بالغ و لاروها و همچنین محیط های غذایی و زیست شناسی از هم قابل تفکیک هستند.

دامنه میزبانی: H.cunea به دامنه وسیعی از درختان میوه به غیر از سوزنی برگان حمله می کند. دامنه میزبانی این آفت در مناطقی که آفت به آن محل ها وارد گردیده از مبدا اصلی که شمال آمریکا می باشد بیشتر است(در آمریکای شمالی 88 گونه، در اروپا 230 گونه و در ژاپن 317 گونه گیاهی میزبان آفت محسوب می شوند). پروانه سفید درختان شاید دارای بیشترین دامنه میزبانی بین حشرات باشد. لارو این آفت روی تقریبا 636 گونه گیاهی در دنیا تغذیه می کند

بعضی از آفات خانواده Arctiidae از گیاهان سمی تغذیه می کنند. پروانه سفید درختان روی گیاهان سمی تخصص پیدا نکرده است ولی نسبت به سایر آفات این خانواده دارای مکانیسمی است که می تو.اند از گیاهان سمی تغذیه کند.

میزبان های اولیه آفت شامل:

Morus alba (توت)، Prunus cerasus (آلبالو) Juglans nigra , (گردو) ، Pyrus communis (گلابی) Malus pumila (سیب) ، Prunus domestica (آلو) ، Prunus avium (گیلاس وحشی)، Diospyros virginiana ، Carya illinoinensis (پیکان یا گردوی گرمسیری)، Carya ovata و Liquidambar styraciflua می باشد.

سایر میزبان های آفت شامل:

Carya (hickories), Ulmus americana (American elm), Hops, Juglans regia (English walnut), Pinus densiflora (Japanese umbrella pine), Vitis vinifera (grapevine), Ailanthus altissima (tree of heaven), Alnus (alders), Acer platanoides (Bosnian maple), Arbutus menziesii (Pacific madrone), Acer (maples), Acer negundo (Boxelder), Fraxinus (ashes), Fraxinus excelsior (ash), Platanus (planes), Platanus occidentalis (sycamore), Populus (poplars), Salix (willow), Taxodium distichum (bald cypress), Tilia cordata (small-leaf lime).

است.

مراحل مورد حمله آفت: این آفت با تغذیه از برگ ها و کلا تمام گیاه به مراحل رشد سبزینه ای گیاه خسارت وارد می نماید.

مناطق انتشار آفت: H.cunea بومی آمریکای شمالی است و در آن مناطق دارای پراکندگی وسیعی می باشد. این آفت بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوم به اروپا (مجارستان، اتریش و یوگسلاوی) وارد گردید و از آن تاریخ در تمام اروپا منتشر شده است.

اروپا: آلمان، اتریش،اسلواکی، اسلوونی، اکراین، ایتالیا، بلغارستان، بوسنی و هرزگوین، جمهوری چک، رومانی، سوئیس، فدراسیون روسیه، فرانسه، کرواسی، لهستان، مجارستان، مولداوی و یوگسلاوی

آسیا: آذربایجان ، چین، ژاپن، کره شمالی و جنوبی، ترکیه و ایران


آمریکا: ایلات متحده آمریکا، کانادا و مکزیک

CASSIATORA
2010-May-20, 18:56
خوشه خوار انگور

آفت خوشه خوار انگور


انگور یکی از محصولات مهم و با ارزش کشور است که به صورت های تازه (مجلسی)کشمش و یا فرآورده هایی مثل شیره و آب انگور مورد استفاده قرار می گیرد. تولید سالیانه این محصول در ایران حدود دو میلیون تن است که پس از سیب و مرکبات در رتبه سوم قرار دارد.
بزرگترین آفتی که این محصول را تهدید مینماید آفت خوشه خوار است که تقریبا در کلیه موارد موستانها فعالیت دارد و در برخی از مناطق مانند آذربایجان غربی خسارت وارده توسط این آفت بسیار چشم گیر است . در سال های طغیانی خسارت آن حدود 90 درصد بیان شده است . در بعضی از موارد این آفت در داخل حبه های کشمش نیز دیده می شود .
که در این مقاله سعی ب آن است که مشخصات ظاهری آفت.طرز زندگی .علایم خسارت و نحوه مبارزه با آن به بیانی ساده و روشن و در عین اختصار برای بهره برداران عزیز مورد بحث قرار میگیرد

مشخصات آفت:
آفت خوشه خوار انگو لارو یا کرمینه ای است که از تخم یک پروانه به وجود می آید.اندازه لاروها ییکه تازه از تخم خارج میشود به حدود 2میلیمتر است .
رنگ این لارو ها سفید متمایل به خاکستری است . با تغذیه از جوانه های خوشه.غوره و حبه های انگور کم کم رشد کرده و در نهایت به حدود 1 سانتی متر می رسد . در این موقع رنگ آنها سبز یا خاکستری مایل به قرمز است .
لاروها پس از انکه به رشد کامل رسیدند تغییر شکل می دهند و در محل تغذیه و یا در زیر پوست و یا در سطح خاک در زیر باقی مانده های گیاهی در داخل توده سفیدی از تار به صورت شفیره در می آید . پس از مدتی پروانه ها ظاهر می شوند . اندازه این پروانه ها با بال های باز به حدود 1 سانتی متر می رسد و روی بال های آن نوار پهن قهوه ای روشن به چشم می خورد .

طرز زندگی :
همانطوری که گفته شد آفت لاروی است که از تخم یک پروانه به وجود میاید . در فطل بهار هم زمان باز شدن جوانه ها پروانه های کوچکی با بال های دارای نوار های قهوه ای روشن ظاهر می شود . تخم این آفت ها به زحمت با چشم دیده می شود و رنگ آن زرد مایل به سفید است . پروانه ها تخم های خود را به صورت انفرادی روی جوانه ها ی گل می گذارند . برخی از موارد این تخم ها روی جوانه های برگ نیز گذاشته می شود. از این تخم ها بسته به درجه حرارت پس از یک هفته تا ده روز لارو ها یا کرمینه هایی کهاندازه آنها به حدود 2 میلی متر می رسد خارج میشوند. لاروهای نوزاد وارد خوشه های گل شده و با تنیدن تارهایی به شکل تار عنکبوت و در هم فشردن غنچه ها از آنها تغذیه می نمایند .تا هنگام باز شدن گل ها لارو ها کاملا رشد کرده و به حدود 1 سانتی متر و یا کمی بیشتر می رسد . پس لارو ها در زیر پوست درختان و یا زیر گیاهان خشگ و پوسیده سطح زمین و یا در همان محل تغذیه در داخل پیله سفید رنگ پنبه ای مانند به شکلی در می ایند که به آنها شفیره می گویند .حدود یک هفته بعد از شفیره ها که اندازه آنها کمی از یک سانتی متر کوچکتر است پروانه ها ظاهر شده و تخم ریزی جدید شروع می شود . لارو ها ی به وجود آمده از این تخم های جدید از این غورها تغذیه می کنند .این لارو ها نیز پس از گذشت حدود سه هفته تبدیل به شفیره می گردنند . که از آنها پروانه های جدید ظاهر می شود . از تخم های این پروانه ها لاروهای به وجود می آید که از حبه انگور تغذیه کرده و همین لارو ها هستند که بیشترین خسارت را به بار میاورند که در اصطلاح لارو های نسل سوم گفته می شود. آفت در فصل زمستان به صورت شفیره است و به صورت عمده در زیر پوست درختچه ها قرار میگیرد .

علائم خسارت :
در اوایل بهار موقعی که خوشه های گل ظاهر می شود در لابه لایی این خوشه ها تار هایی به شکل تار عنکبوت ظاهر و به به وسیله آنها غنچه ها به هم فشرده و در هم پیچیده شده و لاروهایی که در بین غنچه ها در هم پیچیده شده است پنهان شده اند از آنها تغذیه می نمایند. این تغذیه در بعضی مواقع چنان شدید است که تمام که تمام غنچه ها از بین می روند . در موقع ظهور غنچه ها به خصوص موقعی که غور ها به اندازه عدس یا نخود شده باشده اند لارو ها سوراخ هایی در آنها ایجاد کرده و از داخل آنها تغذیه میکنند.

نحوه مبارزه:
نحوه مبارزه و زمان آن با توجه به زندگی و زمان شروع فعالیت آفت تعیین می شود . با توجه به اینکه در زمستان قسمتی از شفیره ها در زیر علف های خشک و پوسیده در سطح زمین به سر می برند استفاده از یخ آب می تواند به نابودی این بخش از شفیره ها و در نتیجه کاهش آفت در موقع ظهور خوشه های گل کمک کند .
و اما مبارزه با جمعیت نسل بهاره آنها : جمعیت نسل بهاره یعنی همانهایی که که به خوشه های گل آسیب می رسانند معمولا زیاد نمی باشد و خسارت وارده در حدی نیست که نیازی به مبارزه داشته باشد . موقعی که غورها به اندازه عدس و یا حداکثر به اندازه نخود شده اند جمعیت آفت در حدی است که می تواند زیان قابل توجه و نتیجتا کاهش چشم گیر محصول را به دنبال داشته باشد . در این موقع لام است که با یکی از سموم فسفره مثل آزینوفوس متیل یا زولون به نسبت دو در هزار و یا دیازنیون 60 درصد به نسبت 1.5 در هزار مبارزه انجام گیرد . انگو رهایی مثل رقم یاقوتی که زود برداشت می شود معمولا نیاز به مبارزه ندارند و یا اینکه در صورت آلودگی شدید به آفت فقط در هنگامی که غوره ها به اندازه عدس هستند مبارزه صورت می گیرد . برای رقم مهدی خانی نیز که در اواخر تیر و یا اوایل مرداد به دست می آید یک بار مبارزه کافی است .
در ارقام دیررس لازم است موقعی که انگور نرش و شیرین می شود برای نوبت دوم مبارزه شیمیایی به عمل آید .

نتیجه گیری :
آفت خوشه خوار که در حال حاضر بزرگترین آفت انگور کشور است لارو یا کرمینه ای از تخم یک پروانه است که همزمان با بیاز شده جوانه ها و ظهور خوشه های گل در لابه لای غنچه ها درهم پیچیده شده به وسیله تار های شبیه به تار عنکبوت در حال تغذیه از غنچه مشاهده می شود . این لارو ها در ابتدا به رنگ سفید مایل به خاکستری و سپس سبز یا لیمویی مایل به رنگ قرمز در می آید و اندازه لارو کامل به حدود یک سانتی متر می رسد . با باز شدن گل ها لارو ها محل تغذیه را ترک و پس از گذراندن دوره شفیره گی به پروانه نسل جدید تبدیل می گردد . لارو های این نسل از غور هایی که به اندازه عدس شده اند تغذیه می نمایند. نسل دیگر که نسل سوم به حساب می آینداز حبه های در حال شیرین تغذیه می کنند و در حقیقت بیشترین خسارت را همین لارو ها سبب می شوند.
آب تخت زمستانه برای نابودی بخشی از شفیره ها که در زیر بقایی علف های خشک و پوسیده به سر می برند موثر هستند . در صورتی که جمعیت آفت قبل از باز شدن گل زیاد نباشد نیازی به مبارزه شیمیایی نیست . ولی موقعی که غوره های به اندازه عدس یا حداکثر به اندازه نخود شده اند مبارزه شیمیایی بایکی از سموم فسفره علیه آفت ضروری است که برای ارقام زودرس مثل یاقوتی و مهدی خانی یک بار سم پاشی کفایت می کند . برای ارقام دیر رس مانند بی دانه و غیره سم پاشی دیگری در آغاز تغییر مزه انگور لازم است .

منابع مورد استفاده :

1- قریب . عبدالرضا:کرم خوشه خوار انگور . نشریه آفات و بیماری های گیاهای
2- رضوانی . علی : آفت خوشه خوار 3- صابر. موسی : بررسی زیست شناسی کرم خوشه انگور در مناطق آذر شهر و مناطقی از شهرستان تبریز . پایان نامه کارشناسی ارشد . دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز


منابع خارجی :

1- kochenko,z.i.1987: the grape leafroller in the lowr dnieper . Zashchita Rastenii(1987)
2- Marcelin , H 1985: control of grape tortricids, phytoma(1985)
3- Ribereau-Qayon/j/1971: science et techniques de Ia vigne tome 2,367-377

CASSIATORA
2010-May-26, 15:02
مگس چغندر قند - سموم معدنی


مگس چغندر قند Pegomia betae

( Dip. Anthomyiidae)

میزبانان:

لارو از گیاهان زراعی به چغندر قند و از علف های هرز به سلمک- ترشک

( chenopodiaceae ) حمله می کند.

مرفولوژی:

مگسی کوچک،کپسول سر قهوه ای،قفس سینه ی خاکستری و پوشیده از موهای زیاد،شکم زرد و دارای موهای زیاد.

تخم ها شلجمی سفید با سطح مشبک و بصورت دسته ای پشت برگ گذاشته می شوند.لارو ورمی فرم (سر باریک و انتهای آن پهن) و بدون پا برنگ سفید مایل سبز یا زرد ، سه سن لاروی دارد وشفیره استوانه ای قرمز رنگ.

مناطق:

در تمام مناطق چغندر کاری ایران وجود دارد (اصفهان ، خراسان ، شیراز و غیره )

نحوه خسارت:

لارو داخل برگ شده و از بین دو اپیدرم تغذیه می کند ابتدا ایجاد مینوز ریزمی کند که کم کم

به هم پیوسته و لکه های سفید شبیه تاول ایجاد می کند و در ادامه برگها خشکیده و از بین می روند و سطح فتوسنتز کاهش می یابد.

بیولوژی:

این حشره زمستان را به صورت شفیره داخل خاک به سر می برد اوائل بهار که هوا گرم می شود و حشرات بالغ ظاهر میشوند ظهور حشرات به رطوبت و دما بستگی دارد که رطوبت زیاد و دمای کم باعث تشدید ظهور خسارت می شود.

بیشتر فعالیت در مواقع آفتابی می باشد و درمواقع بارانی زیر کلوخه ها مخفی می شوند و پس از جفت گیری تخم گذاری می کنند و لاروها پس از 3 الی 5 روز خارج شده و از زیر برگ آن را سوراخ کرده و وارد آن شده و به صورت مینوز تغذیه می کنند و ایجاد لکه های سفید تاولی می کنند.

لاروها پس از 12 الی 14 روز از برگ خارج شده و در سطح خاک به شفیره تبدیل می شوند که دوره شفیرگی 14 روز طول می کشد .

در کل طول یک نسل 27 الی 35 روز طول می کشد ودر سال 2 الی 4 نسل تولید می کند.

مهمترین خسارت در بهار (اردیبهشت) همزمان با نسل های اول و دوم و گاهی نسل سوم در پائیز است .

لارو در گرمای زیاد و رطوبت کم فعالیتی نداردو لذا در تابستان خسارت چندانی ندارد البته فعالیت دشمنان طبیعی نیز موثر است.

روشهای کنترل :

مبارزه باید در مرحله لاروی آفت صورت گیرد

الف): بیولوژیک سن شکارگر تخم Lygus rugulpennis

ب): زراعی

1- شخم عمیق بعد از برداشت محصول برای ازبین بردن شفیره های زمستان گذران

2- کنترل علف های هرز برای حذف میزبان واسط و عدم تداوم نسل آفت

ج):استفاده از سموم فسفره نظیر مالاتیون 57% ،دیازینون 60% به مقدار 2 لیتر در هکتار

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ترکیبات معدنی (غیرآلی)

گوگرد

گوگرد اولین قارچ کش موثر بوده که استفاده از ان به قرنها پیش بر میگردد. این ماده به عنوان یک قارچ کش محافظتی است که روی جوانه زنی کنیدیوم اثر بازدارندگی دارد. استفاده از ترکیب گوگرد و آهک ابتدا برای کنترل سفیدک پودری میوه ها توصیه شد و ترکیبات و مخلوطهای دیگر گوگرد(بیش از 20نوع) هنوز به طور وسیعی در سیب، انگور و دیگر محصولات زراعی به کار میرود.
گوگرد علیه چند جایگاه بیوشیمیایی عمل می کند. ضمن بازداری از تنفس سلولی،تولید سولفید هیدروژن را کاهش داده، پروتئینها را تخریب کرده و با فلزات سنگین در درون سلول قارچی تشکیل کلات می دهد. فعالیت انتخابی گوگرد علیه سفیدکهای پودری ممکن است به خصوصیت رشد بی حفاظ و منحصر به فردشان نسبت داده شود و یا ممکن است ناشی از جذب به وسیله لایه های چربی کنیدیوم باشد.
گوگرد دارای فعالیت کنه کشی نیز می باشد. به طور مثال علیه کنه های تار عنکبوتی استفاده می شود ولی در شرایط مرطوب و گرم(بالاتر از35 درجه سانتیگراد) ممکن است گیاهسوزی بدهد.
مس
مس، درابتدا به شکل سولفات مس، برای کنترلTilletia grisea در گندم استفاده شد. ولی استفاده از ان توسعه نیافت تا مشاهده میلاردت در فرانسه در سال1882. او مشاهده نمود که تیمارهای سولفات مس و آهک که در اطراف جاده ها استفاده شده بود تا دزدان انگور را بترساند، همراه شده بود با کنترل سفیدک کرکی(Plasmopara viticola). این موضوع باعث قبول مخلوط بردو به عنوان یک تیمار روزمره برای سفیدک کرکی انگور شد.
قارچ کشهای مسی از قبیل مخلوط بردو و اکسی کلرید مس هنوز به تنهایی یا به صورت ترکیب با سموم سیستمیک از قبیل سیموکسانیل(cymoxanil) به کار می روند،تا تعدادی از بیماری های انگورP. viticola، سیب زمینی و گوجه فرنگیPhytophthora infestance ،رازک Pseudomonas humuli، موزMycosphaerella musicola، قهوهColletotrichum kahawae و چایExobasidium vexas را کنترل کنند. ساخت محصولات حاوی مس افزایش و ادامه یافته و تالات مس(Copper tallate) اخیرا به عنوان تشدید کننده فعالیت تعدادی از قارچ کشهای آلی توصیف شده است.
مس، به شکلcu++، به راحتی درون قارچهای حساس تجمع یافته، با آنزیمهای دارای گروههای سولفیدریل(sulphydryl)، هیدروکسیل(Hydroxyl)، آمینو(Amino) یا کربوکسیل (Carboxyl) ترکیب شده، آنها را غیر فعال نموده و باعث به هم خوردن متابولیسم عمومی و سلامت سلول می شود.
محصولات مس علاوه بر همراه بودن با همه حفاظت کننده های غیر متحرک، به طور متناوب برای دستیابی به پوشش مناسب و بالا بردن کنترل بیماری در مزرعه استفاده می شوند و با وجودیکه ممکن است تاثیرات قارچ کشی آنها کاهش یابد، به صورت نسبتاً نامحلول در آب ساخته می شوند تا از تا ثیرات گیاهسوزی یون مس اجتناب شود. همچنین از شسته شدن قارچ کش بوسیله باران کاسته شده تا پس ار کاربرد اولیه برای مدت طولانی سودمند باشد.
جیوه
قارچ کش های وابسته به جیوه ابتدا به عنوان محصولات غیر آلی در دسترس قرار گرفتند. لیکن در دهه 1930 شروع به تولید مواد آلی از این فلز شد و پذیرش گسترده آن برای استفاده، بخصوص برای ضدعفونی کردن بذر بالا گرفت. استفاده از جیوه به خاطر پتانسیل خسارت به محیط زیست و سمیت بالا به شدت کاهش یافته است. با این حال هنوز تعداد بسیار اندکی از قارچ کش های جیوه ای در بعضی کشورها روی درختان زینتی و چمن در فصل زمستان استفاده می شود.
مثالی از قارچ کش های جیوه ای:
کلرید جیوه یک ظرفیتی ،کلرید جیوه دو ظرفیتی، اکسید جیوه
قلع
فعالیت زنده کشی عمومی قلع، استفاده از آن را در کشاورزی محدود کرده است،هر چند ترکیباتی از قبیل: تری بوتیل قلع،خاصیت قارچ کشی دارند. بیشترین ارزشمندی فراورده های قلع به عنوان زنده کش در رنگهای دریایی است، ولی نگرانیهای پتانسیل آلوده سازی محیط ،استفاده از آن را به مخاطره انداخته است. فن تین استات(Fentin acetate) و فن تین هیدروکساید(Fentin hydroxide) در طیف وسیعی از محصولات برای کنترل تعدادی از بیماری ها به کار می روند.

CASSIATORA
2010-May-26, 15:03
مدیریت اصلاح رفتار و پرورش حشرات

پرورش حشرات


از سال ۱۹۶۰ به بعد بیشتر فعالیت محققین روی اثر بخشی و ایمنی حشره کشها متمرکز شده است و هدف کشف و اصلاح ترکیباتی بود که روی نمونه های انتخابی ما بدون به مخاطره انداختن و تصادفی کردن نتایج حاصله آسیبی به ارگانیسم هدف در محیط نزند .در این کاوش ترکیبات جدید حشره کشها، محققین را با راههای جدید بر هم زدن زندگی عادی و معمولی حشرات به شدت درگیر می کند .به طور قراردادی و عرفاً اکثر حشره کشها روی سیستم پرورش حشرات


از سال ۱۹۶۰ به بعد بیشتر فعالیت محققین روی اثر بخشی و ایمنی حشره کشها متمرکز شده است و هدف کشف و اصلاح ترکیباتی بود که روی نمونه های انتخابی ما بدون به مخاطره انداختن و تصادفی کردن نتایج حاصله آسیبی به ارگانیسم هدف در محیط نزند .در این کاوش ترکیبات جدید حشره کشها، محققین را با راههای جدید بر هم زدن زندگی عادی و معمولی حشرات به شدت درگیر می کند .به طور قراردادی و عرفاً اکثر حشره کشها روی سیستم عصبی حشرات تاثیر می گذارد که عملکرد مشابهی روی ما و سایر حیوانات دارد.
مهمترین پیشرفت در تکنولوژی شیمیایی در سه دهه گذشته کشف و شناسایی ترکیبات مواد شیمیایی است که رشد و پرورش ورفتار حشرات را اصلاح می کند این ترکیبات نه قبلاً شناسایی ونه تشخیص داده شده بودند با اینکه عوامل شیمیایی روی سیستم حشرات خون گرم متفاوتند،آنهامعتقدند که این روش سالم ترین شیوه می باشد .
● تجزیه و تحلیل عادی توسعه :
این مواد شیمیایی که گفته شد در رشد طبیعی و پرورش حشرات کما بیش امیدوار کننده بود که آنها را IGRS یا تنظیم کنندگان رشد حشرات یا PGRS تنظیم کنندگان رشد گیاهان نام دارند که اولین مرحله اثر آنها روی قدرت تحمل و دومین مرحله اثرآنها به هم زدن توازن ثبات می باشد.GRS ها زمانی موثر ند که حشرات نارس و نابالغ در دسترس باشند .
IGRS عمدتاً با به هم زدن فعالیت های حشرات و سیستم غدد درون ریز روی آنها اثر می گذارند.
عملکرد اساسی هورمونهای رشد: ترشح هورمونها از غدد درون ریز شامل پیله تنیدن و دگر دیسی می شود
هورمونهای اصلی و بنیادی جهت جریان دگردیسی: هورمون مغز، پوست اندازی وجوانی می باشد. که سلولهای عصبی ترشحی مغز Neurose Secretory در عقب مغز حشرات ترشحات مغزی را شامل که دیگر سیستم هورمونی را تحریک می کند.
وقتی هورمون مغز در خون ایجاد شد غدد پیش قفسه سینه را تحریک به هورمون پوست اندازی می کند، در نتیجه پیله تولید می شود. شکل بدن حشرات پس از بیرون آمدن از پیله به هورمون جوانی و ترکیبات آن در حشرات بستگی دارد . همراه با دگرگیسی تدریجی حشرات ، ترشح هورمون جوانی کاهش می یابد که نتیجتاًحشره کامل می شود .
در دگردیسی و عملکرد اندام تناسلی هورمونهای جوانی می توانند تاثیر بسیار مهمی روی دیاپوز، رفتار و ارتباطات داشته باشند و در این خاطر همان ترشح فرمون است.
تغییرو تبدیلهای آزمایشی از هورمون رشد تغییر در میزان هورمونهای اساسی در حشرات باعث انحراف و عدم انطباق و همچنین ناهنجاری و بد شکلی ساختار بدنی آنها می شود .

● دیگر پتانسیل های IGRS:
در تلاش برای متعادل ساختن به هم خوردگی میزان هورمون امکانات مختلفی وجود دارد و به طور بالقوه تجمع هورمون در خون حشرات هم می تواند کاهش یا افزایش یابد که باعث اختلال می گردد. در سطح افزایش هورمون مشاهده شد که تجزیه در بین سطوح بسیار آسانتر از تلاش برای تجزیه کردن سطوح کاهش یافته آن می باشد .
● کرم بلغور زرد رنگ با نام علمی Teneberio molitor
اگر تحت تاثیر دوزهای پایین هورمون جوانی قرار بگیرد حشره غیر طبیعی و دارای ویژگی های حالت شفیرگی در بعضی قسمت های بدن می باشد پوسته شفیرگی در غیر طبیعی به راحتی قابل برداشتن است در حالی که در حشره طبیعی اینطور نیست.
IGR های قابل استفاده وسیله ایده آل برای مدیریت آفات می باشد . به دو دسته تقسیم می شود .
۱) آنهایی که باعث اختلال در دگردیسی شده
۲) آنهایی که در جلد اندازی اختلال ایجاد می کنند .
IGR هایی که در دگرگیسی اختلال ایجاد می کنند آنالوگهای هورمون جوانی و تقلیدی هستند که نحوه فعالیت آنها عقیم کردن یا از بین بردن حشره می باشد . به عبارت دیگر باعث می شود که حشرات در مرحله نابالغی باقی بمانند.
IGR هایی که در جلد اندازی اختلال ایجاد می کنند شیمیایی هستند که یا مانع ساختن کتین شده یا اینکه باعث جلد اندازی بیش از موقع می گردد که باعث مرگ حشره می شود.
● انواع IGR
*****Pyriproxy fen - Kinoprene - Hydroprene –Methoprene-DioflubenZURon - Diofenolan- Buprofezin - Halofenozid-Methoxyfenozid – Hexaflumuron -Lufenuron *****
مثلا حشره غیر طبیعی تحت تاثیر دیفلوبنزورون در طول مرحله لاروی قرار گرفته است . در شفیره غیر طبیعی در قسمت شکم حا لت شفیرگی دارد اما در قسمت سر و سینه دارای حالت لاروی می باشد .
یا در لارو آرامی کرم چغندر Spodoptera exigua که در اثر تماس با تمام دیفلو بنزورون ایجاد شده است . تولیدکتین برای حشرات یک غریزه می باشد در نتیجه فرایند جلد اندازی در این حالت دچار اختلال شده و حشره نمی تواند از پوسته قبلی خود رها شود همچنین این ماده شیمیایی توسعه کوتیکول، در مراحل عینی تخم اختلال ایجاد می کند و باعث تفریح نشدن تخم می گردد.
● کرم ابریشم: Bombyx mori) silkworm )
▪ پراکندگی :
اینگونه تنهاعضوی از خانواده بومبی سیده می باشد این حشره به عنوان تولید کننده ابریشم در تمامی کشورها می باشد که یکی از این کشورها ایالات متحده آمریکا می باشد .
▪ اهمیت:
فرایند تولید ابریشم توسط کرم ابریشم را سری کالچر می گویند که بیش از ۳۰ قرن می باشد که روی آن کار می شود. اولین بار چینی ها دانستند که چگونه ابریشم را تولید کنند. ابریشم زمانی فرم می گیرد که لاروکامل، به دور خود پیله ای برای تبدیل به شفیرگی می تنند در این فرایند حداکثر ۹۱۴ متراز ابریشم توسط یک لارو تولید می شود.
برای فرایند های تجاری شفیرها از بین می روند چون اگر شفیرگی کامل شود باعث شکستن ارزش فیبری ابریشم می گردد . حداکثر سه هزار پیله برای تولید یک پوند ابریشم تجاری مورد نیاز است.
▪ ظاهر حشره :
شب پره سفید مایل به کرم دارای خطهای قهوهای کم رنگ در طول بال جلو می باشد. در بال آنها یک قوس حدود mm۵۰ می باشد. بدن پرمویی دارد. لارو لخت است، دارای یک شاخک مقعدی است. شفیره بزرگ، تخمها سفید مایل به زرد و نیمه کروی.
▪ چرخه زندگی:
شفیره ها اگراجازه داده شوند که به شب پره تبدیل شوند تغذیه نمی کنند، در طی ۲ - ۳ روز تبدیل به حشره کامل می شوند. در طی این دوره شب پره ۳۰۰- ۵۰۰ تخم می گذارد. کلونی ها در دمای ۲۵ درجه باشند، لاروها در سن ۶ ، ۱۲ ، ۱۸ روزگی جلداندازی کرده در طول دوره لاروی برگ های درخت توت به عنوان تغذیه برای آنها در نظر گرفته می شود، که هر لارو حدود gr ۹۰ از برگ مصرف می کنند.
● استفاده از فرمونها در جذب:
صد سال قبل این فرمونها توسط آقایbutenandt و همکارانش برای اولین بار شناسایی شد.
▪ طبقه بندی فرمونهای حشرات به ترتیب زیر است:
۱) فرمون جنسی --- pheromones: این ماده اغلب توسط حشرات ماده برای جلب نرها به جفت گیری تولید می شود، اما گاهی هم ممکن است توسط نرها تولید گردد، که در lep بسیار پیشرفته است. فرمونهایی که توسط ماده ها ترشح می شوند، توسط شاخک حساس حشرات نر دریافت می شوند.
۲) فرمون هشدار pheromones Alarm : برای حشرات اجتماعی مثل مورچه، زنبورها به کار می روند، باعث هشدار به حشرات در صورت خطر می شود. به عنوان مثال شکستن نیش در بدن قربانی زنبور عسل باعث کاهش alarm ph شده و منجر به جلب دیگر زنبورها برای نیش زدن می گردد.
۳) فرمون marking - pheromones - Trail: توسط مورچه ها و موریانه ها برای نشان دادن منابع به اعضای دیگر کلونی می باشد.
۴) فرمون تجمعی Aggregation pheromones : در جمعی از سوسکها دیده می شود و باعث می شود که حشرات به دور مکان غذایی تجمع پیدا کنند. عادت های تولید مثلی و مکان های زمستان گردانی جزء این مکانها محسوب می شوند. جمله سوسک سبوس در حمله به درختان معروف است.
۵) Epideictic pheromones: که به آنها spacing ph هم گفته می شوند. جزء معدود فرمونهایی هستند که حالت دفع کنندگی دارد تا جلب کنندگی. در سوسک سبوس lepidopter ، Dipter ، hymenopter hemipter و orthoptera دیده می شود.
● فرمونهایی که در نمونه برداری قرار می گیرند:
استفاده از فرمونهای جنسی یکی از قدیمی ترین روشهای نیمه شیمیایی به عنوان جلب کننده ها در مدیریت آفات می باشد. در حال حاضر هم فرمون جنسی و هم تجمعی برای پیش آگاهی فعالیتهای حشرات مورد استفاده قرار می گیرند.
تله های فرمونی مخصوصاً بسیار ارزشمند هستند، زیرا وقتی که تعدادی از گونه های آفت پایین می آید از این طریق می توان به عدم حضور و وجود آنها پی برد. مثلاً یک نوع تله ، تله بالی است که در پیش آگاهی lep و دیگر حشرات استفاده می شود. حشرات توسط طعمه فرمونی جلب می شود، به قسمت پایین تله که چسبناک می باشد می چسبند که بعداً شمارش به صورت منظم انجام می گیرد.
در پروانه ی برگ خوار نوار قرمزی Argyrotaenia velvtinana ، درشفیره و حشره کامل ولارو دیده می شود، که تله های فرمونی به طور منظم برای پیش آگاهی این گونه ها و دیگر Lep های آفت برای میوه ها استفاده می گردد.
در سوسک ژاپنی Popillia japolica بوسیله تله طعمه ای فنیتیل پروپنونات ایوگنول به دام افتاده است. تله های فرمونی و دیگر جلب کننده ها هزینه ی زیادی برای پیش آگاهی نیاز ندارند. اگر چه شرح این تله ها گاهی مشکل می باشند .
▪ برخی عوامل در تله های فرمون و بازدارندگی آنها در گرفتن حشرات دخالت دارند شامل:
۱) فرمونی که جلب کننده نباشد.
۲) فرمونی که در طول زمان مقدارش کم می شود.
۳) طرح تله (مثلاً رنگ)
۴) مکان تله
۵) دوام تله
● نتیجه:
بنابراین مهم است که ما طبیعت و امکانات ممکنه آن و استفاده از مواد شیمیایی را بهتر بشناسیم.
استفاده شیمیایی بر گسترش شناسایی حشرات و رفتار آنها: به انسان کمک می کند این مواد شیمیایی اغلب چند ویژگی دارد که از برجسته ترین آنها محیط و ایمنی انسان است که بیشتر ترکیبات در اثر تحقیقات شناخته شده اند و بعضی از آنها هنوز توسعه نیافته اند.
علاوه بر آن شناخت روشهای بهتر، ارزیابی و مدیریت بهبود روشها ، درآینده توسعه خواهد یافت.
منابع: وبلاگ آفات گیاهان

عصبی حشرات تاثیر می گذارد که عملکرد مشابهی روی ما و سایر حیوانات دارد.
مهمترین پیشرفت در تکنولوژی شیمیایی در سه دهه گذشته کشف و شناسایی ترکیبات مواد شیمیایی است که رشد و پرورش ورفتار حشرات را اصلاح می کند این ترکیبات نه قبلاً شناسایی ونه تشخیص داده شده بودند با اینکه عوامل شیمیایی روی سیستم حشرات خون گرم متفاوتند،آنهامعتقدند که این روش سالم ترین شیوه می باشد .
● تجزیه و تحلیل عادی توسعه :
این مواد شیمیایی که گفته شد در رشد طبیعی و پرورش حشرات کما بیش امیدوار کننده بود که آنها را IGRS یا تنظیم کنندگان رشد حشرات یا PGRS تنظیم کنندگان رشد گیاهان نام دارند که اولین مرحله اثر آنها روی قدرت تحمل و دومین مرحله اثرآنها به هم زدن توازن ثبات می باشد.GRS ها زمانی موثر ند که حشرات نارس و نابالغ در دسترس باشند .
IGRS عمدتاً با به هم زدن فعالیت های حشرات و سیستم غدد درون ریز روی آنها اثر می گذارند.
عملکرد اساسی هورمونهای رشد: ترشح هورمونها از غدد درون ریز شامل پیله تنیدن و دگر دیسی می شود
هورمونهای اصلی و بنیادی جهت جریان دگردیسی: هورمون مغز، پوست اندازی وجوانی می باشد. که سلولهای عصبی ترشحی مغز Neurose Secretory در عقب مغز حشرات ترشحات مغزی را شامل که دیگر سیستم هورمونی را تحریک می کند.
وقتی هورمون مغز در خون ایجاد شد غدد پیش قفسه سینه را تحریک به هورمون پوست اندازی می کند، در نتیجه پیله تولید می شود. شکل بدن حشرات پس از بیرون آمدن از پیله به هورمون جوانی و ترکیبات آن در حشرات بستگی دارد . همراه با دگرگیسی تدریجی حشرات ، ترشح هورمون جوانی کاهش می یابد که نتیجتاًحشره کامل می شود .
در دگردیسی و عملکرد اندام تناسلی هورمونهای جوانی می توانند تاثیر بسیار مهمی روی دیاپوز، رفتار و ارتباطات داشته باشند و در این خاطر همان ترشح فرمون است.
تغییرو تبدیلهای آزمایشی از هورمون رشد تغییر در میزان هورمونهای اساسی در حشرات باعث انحراف و عدم انطباق و همچنین ناهنجاری و بد شکلی ساختار بدنی آنها می شود .

● دیگر پتانسیل های IGRS:
در تلاش برای متعادل ساختن به هم خوردگی میزان هورمون امکانات مختلفی وجود دارد و به طور بالقوه تجمع هورمون در خون حشرات هم می تواند کاهش یا افزایش یابد که باعث اختلال می گردد. در سطح افزایش هورمون مشاهده شد که تجزیه در بین سطوح بسیار آسانتر از تلاش برای تجزیه کردن سطوح کاهش یافته آن می باشد .
● کرم بلغور زرد رنگ با نام علمی Teneberio molitor
اگر تحت تاثیر دوزهای پایین هورمون جوانی قرار بگیرد حشره غیر طبیعی و دارای ویژگی های حالت شفیرگی در بعضی قسمت های بدن می باشد پوسته شفیرگی در غیر طبیعی به راحتی قابل برداشتن است در حالی که در حشره طبیعی اینطور نیست.
IGR های قابل استفاده وسیله ایده آل برای مدیریت آفات می باشد . به دو دسته تقسیم می شود .
۱) آنهایی که باعث اختلال در دگردیسی شده
۲) آنهایی که در جلد اندازی اختلال ایجاد می کنند .
IGR هایی که در دگرگیسی اختلال ایجاد می کنند آنالوگهای هورمون جوانی و تقلیدی هستند که نحوه فعالیت آنها عقیم کردن یا از بین بردن حشره می باشد . به عبارت دیگر باعث می شود که حشرات در مرحله نابالغی باقی بمانند.
IGR هایی که در جلد اندازی اختلال ایجاد می کنند شیمیایی هستند که یا مانع ساختن کتین شده یا اینکه باعث جلد اندازی بیش از موقع می گردد که باعث مرگ حشره می شود.
● انواع IGR
*****Pyriproxy fen - Kinoprene - Hydroprene –Methoprene-DioflubenZURon - Diofenolan- Buprofezin - Halofenozid-Methoxyfenozid – Hexaflumuron -Lufenuron *****
مثلا حشره غیر طبیعی تحت تاثیر دیفلوبنزورون در طول مرحله لاروی قرار گرفته است . در شفیره غیر طبیعی در قسمت شکم حا لت شفیرگی دارد اما در قسمت سر و سینه دارای حالت لاروی می باشد .
یا در لارو آرامی کرم چغندر Spodoptera exigua که در اثر تماس با تمام دیفلو بنزورون ایجاد شده است . تولیدکتین برای حشرات یک غریزه می باشد در نتیجه فرایند جلد اندازی در این حالت دچار اختلال شده و حشره نمی تواند از پوسته قبلی خود رها شود همچنین این ماده شیمیایی توسعه کوتیکول، در مراحل عینی تخم اختلال ایجاد می کند و باعث تفریح نشدن تخم می گردد.
● کرم ابریشم: Bombyx mori) silkworm )
▪ پراکندگی :
اینگونه تنهاعضوی از خانواده بومبی سیده می باشد این حشره به عنوان تولید کننده ابریشم در تمامی کشورها می باشد که یکی از این کشورها ایالات متحده آمریکا می باشد .
▪ اهمیت:
فرایند تولید ابریشم توسط کرم ابریشم را سری کالچر می گویند که بیش از ۳۰ قرن می باشد که روی آن کار می شود. اولین بار چینی ها دانستند که چگونه ابریشم را تولید کنند. ابریشم زمانی فرم می گیرد که لاروکامل، به دور خود پیله ای برای تبدیل به شفیرگی می تنند در این فرایند حداکثر ۹۱۴ متراز ابریشم توسط یک لارو تولید می شود.
برای فرایند های تجاری شفیرها از بین می روند چون اگر شفیرگی کامل شود باعث شکستن ارزش فیبری ابریشم می گردد . حداکثر سه هزار پیله برای تولید یک پوند ابریشم تجاری مورد نیاز است.
▪ ظاهر حشره :
شب پره سفید مایل به کرم دارای خطهای قهوهای کم رنگ در طول بال جلو می باشد. در بال آنها یک قوس حدود mm۵۰ می باشد. بدن پرمویی دارد. لارو لخت است، دارای یک شاخک مقعدی است. شفیره بزرگ، تخمها سفید مایل به زرد و نیمه کروی.
▪ چرخه زندگی:
شفیره ها اگراجازه داده شوند که به شب پره تبدیل شوند تغذیه نمی کنند، در طی ۲ - ۳ روز تبدیل به حشره کامل می شوند. در طی این دوره شب پره ۳۰۰- ۵۰۰ تخم می گذارد. کلونی ها در دمای ۲۵ درجه باشند، لاروها در سن ۶ ، ۱۲ ، ۱۸ روزگی جلداندازی کرده در طول دوره لاروی برگ های درخت توت به عنوان تغذیه برای آنها در نظر گرفته می شود، که هر لارو حدود gr ۹۰ از برگ مصرف می کنند.
● استفاده از فرمونها در جذب:
صد سال قبل این فرمونها توسط آقایbutenandt و همکارانش برای اولین بار شناسایی شد.
▪ طبقه بندی فرمونهای حشرات به ترتیب زیر است:
۱) فرمون جنسی --- pheromones: این ماده اغلب توسط حشرات ماده برای جلب نرها به جفت گیری تولید می شود، اما گاهی هم ممکن است توسط نرها تولید گردد، که در lep بسیار پیشرفته است. فرمونهایی که توسط ماده ها ترشح می شوند، توسط شاخک حساس حشرات نر دریافت می شوند.
۲) فرمون هشدار pheromones Alarm : برای حشرات اجتماعی مثل مورچه، زنبورها به کار می روند، باعث هشدار به حشرات در صورت خطر می شود. به عنوان مثال شکستن نیش در بدن قربانی زنبور عسل باعث کاهش alarm ph شده و منجر به جلب دیگر زنبورها برای نیش زدن می گردد.
۳) فرمون marking - pheromones - Trail: توسط مورچه ها و موریانه ها برای نشان دادن منابع به اعضای دیگر کلونی می باشد.
۴) فرمون تجمعی Aggregation pheromones : در جمعی از سوسکها دیده می شود و باعث می شود که حشرات به دور مکان غذایی تجمع پیدا کنند. عادت های تولید مثلی و مکان های زمستان گردانی جزء این مکانها محسوب می شوند. جمله سوسک سبوس در حمله به درختان معروف است.
۵) Epideictic pheromones: که به آنها spacing ph هم گفته می شوند. جزء معدود فرمونهایی هستند که حالت دفع کنندگی دارد تا جلب کنندگی. در سوسک سبوس lepidopter ، Dipter ، hymenopter hemipter و orthoptera دیده می شود.
● فرمونهایی که در نمونه برداری قرار می گیرند:
استفاده از فرمونهای جنسی یکی از قدیمی ترین روشهای نیمه شیمیایی به عنوان جلب کننده ها در مدیریت آفات می باشد. در حال حاضر هم فرمون جنسی و هم تجمعی برای پیش آگاهی فعالیتهای حشرات مورد استفاده قرار می گیرند.
تله های فرمونی مخصوصاً بسیار ارزشمند هستند، زیرا وقتی که تعدادی از گونه های آفت پایین می آید از این طریق می توان به عدم حضور و وجود آنها پی برد. مثلاً یک نوع تله ، تله بالی است که در پیش آگاهی lep و دیگر حشرات استفاده می شود. حشرات توسط طعمه فرمونی جلب می شود، به قسمت پایین تله که چسبناک می باشد می چسبند که بعداً شمارش به صورت منظم انجام می گیرد.
در پروانه ی برگ خوار نوار قرمزی Argyrotaenia velvtinana ، درشفیره و حشره کامل ولارو دیده می شود، که تله های فرمونی به طور منظم برای پیش آگاهی این گونه ها و دیگر Lep های آفت برای میوه ها استفاده می گردد.
در سوسک ژاپنی Popillia japolica بوسیله تله طعمه ای فنیتیل پروپنونات ایوگنول به دام افتاده است. تله های فرمونی و دیگر جلب کننده ها هزینه ی زیادی برای پیش آگاهی نیاز ندارند. اگر چه شرح این تله ها گاهی مشکل می باشند .
▪ برخی عوامل در تله های فرمون و بازدارندگی آنها در گرفتن حشرات دخالت دارند شامل:
۱) فرمونی که جلب کننده نباشد.
۲) فرمونی که در طول زمان مقدارش کم می شود.
۳) طرح تله (مثلاً رنگ)
۴) مکان تله
۵) دوام تله

● نتیجه:
بنابراین مهم است که ما طبیعت و امکانات ممکنه آن و استفاده از مواد شیمیایی را بهتر بشناسیم.
استفاده شیمیایی بر گسترش شناسایی حشرات و رفتار آنها: به انسان کمک می کند این مواد شیمیایی اغلب چند ویژگی دارد که از برجسته ترین آنها محیط و ایمنی انسان است که بیشتر ترکیبات در اثر تحقیقات شناخته شده اند و بعضی از آنها هنوز توسعه نیافته اند.
علاوه بر آن شناخت روشهای بهتر، ارزیابی و مدیریت بهبود روشها ، درآینده توسعه خواهد یافت.

CASSIATORA
2010-May-26, 15:08
آفات مهم گلخانه

توضیحات:
یک حلزون بالغ گلخانه حدود70-50 میلیمتر طول دارد.رنگ بدن آنها خاکستری با سیاه و بدون علائم مشخص(نقش و نگارهایی )است.
پوشش بدن دارای دانه های کمی است.بخش مرکزی بدن که برهنه است(بدون صدف)ذارای یک شیار نعلی شکل می باشد.سوراخ تنفسی قسمت راست نیمه عقبی بدن قرار گرفته.ماده مخاطی هم بیرنگ است.

تخم ها:
تخمهای این آفت کدر و تا اندازه ای سفید، بیضی شکل و حدود 5/2 میلیمتر ضخامت دارند.

زیست شناسی:
پراکندگی:این حلزون اولین بار از آمریکا به اروپا معرفی شد و در تمام مناطق معتدل دنیا یافت می شود.

خسارت:
حلزون گلخانه با تمام حلزون های دیگر از نظر اینکه در خاک پنهان می شوند متفاوت است.این آفت می تواند باعث ایجاد خساراتی به ریشه و ساقه می شود.اگد تعداد اندکی از این حلزونها در روی گیاهان دیده شود بدین معنی است که تعداد زیادی از این آفت در سطح زیرین خاک وجود دارند.

چرخه زندگی:
تخمهایشان را در یک تونل در 5-3 سانتی متری سطح خاک می گذارند که ممکن است بصورت انفرادی یا خوشه ای(حدود 16تایی)می گذارد.حشره بالغ انتهای این تونل را توسط ماده ای لزج می پوشاند که پس از خشک شدن شبیه سطح خاک می شود.تخمها بسته به دمای محیط پس از 24-11 محیط باز می شوند.بکرزایی در این آفت دیده شده است.مطالعات چنین نشان می دهد که حلزونها قسمتهای خشک را در طول روز ترجیح می دهند و در شب به مناطق مرطوب تغییر مکان میدهند.

کنترل:
اولین مرحله از کنترل این آفت گذاشتن طعمه بر سر راه این آفت است.اگر بخواهیم اثر این طعمه ها افزایش یابد بهتر است آنها را در زیر یک تخته ، صفحه ،گلدان یا در زیر یک سطح هموار قرار دهیم.برای مبارزه شیمیایی بهتر است که به نشریه های شرکت تعاونی یا مدیریت آفات رجوع نماییم یا با آژانسهای توصیه سموم مشورت کنیم.



مگس سفید Trialeurodes vaporariorum
Aleyrodidae,hom

مگسهای سفید گلخانه به تعداد زیادی میزبان حمله می‌کنند. میزبانهای اقتصادی و مهم آن عبارتند از: لوبیا، کدوی چینی، خیار، کدوی خوراکی، بادمجان، لوبیای سبز، فلفل سبز، کاهو، گیاهان زینتی، بنت فنسول، سیب‌زمینی، کدو تنبل، رز، توت فرنگی. سیب‌زمینی شیرین، گوجه فرنگی، توتون، تنباکو، شاهی، هندوانه. همچنین بسیاری از علفهای هرز بعنوان میزبان ثا نویه برای این آفت عمل می‌نمایند.

پراکندگی

این آفت پراکندگی جهانی دارد. پراکندگی آن بطور گسترده در سرتاسر نواحی استوایی و زیر استوایی می‌باشد و در گلخانه‌هایی که در مناطق معتدل قرار دارند ظاهر می‌شود. مگس سفید گلخانه اولین بار در سال 1907 در اوهایو گزارش ثبت شد و هم اکنون در تمام نقاط این جزیره پراکنده شده است.

خسارت

پوره‌ها و حشرات کامل شیره گیاهی را از برگ‌ها می‌مکند. خسارت، اغلب قابل مشاهده نیست. جمعیت بالای حشره باعث کاهش قدرت گیاه میزبان می‌شود. حشرات بالغ و جوان از خود عسلک ترشح می‌کنند. این ماده چسبناک محیط گشت مناسبی برای قارچهای دوده‌ای هستند. عسلک و قارچهای دوده‌ای باقیمانده در گیاه بطور قابل توجهی بازار پسندگی گیاهان و میوه‌ای را کاهش می‌دهند.

بیولوژی

طول سیکل زندگی این آفت (از تخم تا حشره بالغ) با دمای هوا تغییر می‌کند. در هاوایی سیکل زندگی آن بین 25ـ19 روز کامل می‌شود. اطلاعات بیشتر در مورد توسعه مر احل زندگی این آفت در Hargreaves (1915) و Lloyd (1922) یافت می‌شود.


تخم‌ها

تخممها دوکی شکل، تقریباً اینچ طول و تخمگذاری‌های اولیه تخمها برنگ زرد کمرنگ تا سبز می‌باشد که قبل از بیرون آمدن لاروها از تخم، این تخمها برنگ ارغوانی تیره تا سیاه درمی‌آیند. تخمها به ریز برگها چسبیده‌اند که اغلب بصورت دایره‌ای یا نیم دایره قرار می‌گیرند. در تخمگذاری‌های جدید تخمهای گذشته شده زرد هستند و چند روز قبل از بیرون آمدن لاروها تخمها برنگ سیاه تغییر می‌یابند. (7ـ6 روز پس از تخمگذاری)



پوره‌ها

این آفت 3 تا 4 سن پورگی دارد. اولین مرحله لاروی Crawler نام دارد. این Crawlerها تقریباً اینچ طول رنگ، سبز روشن و چشمان قرمز براق دارند آنها پس از یافتن محل مناسب به زیر برگ متصل شده و تغذیه را شروع می‌کنند. پاها در بقیه سنین پورگی غیرفعال می‌شوند. بدین گونه پوره‌ها غیر متحرک می‌شوند و در همان محلی از برگ که توسط Crawler انتخاب شده بدون حرکت به تغذیه ادامه می‌دهند. این مراحل در روی سطح برگ کاملاً صاف (همسطح برگ) هستند و دیدن آنها بدلیل رنگ شفاف سبز پوره‌ها بسیار مشکل است.

به غیر از اندازه، در مرحله آخر پورگی از نظر ظاهری کاملاً شبیه بهم می‌باشند. مراحل پورگی بین 17ـ9 روز کامل می‌شود. اولین مرحله پورگی 7ـ3 روز، دومین مرحله 8ـ4 روز، سومین مرحله 4ـ2 روز، طول دوره لاروی با دمای هوا و میزان متغیر است. طول دوره زندگی در دماهای خنک‌تر افزایش می‌یابد.

شفیرگی

منظور از آخرین مرحله پورگی اغلب “شفیره” نام دارد زیرا مگسهای سفید بالغ از این مرحله پدیدار می‌شوند. بدن حشرات در این مرحله ضخیم‌تر از دیگر مراحل است و تارهای مومی بلند در ناحیه بیرونی بدن در این مرحله دیده می‌شود. طول این دوره بین 7ـ3 روز می‌باشد.



حشرات بالغ

حشرات بالغ تقریباً طولشان اینچ است. رنگشان زرد کمرنگ و دارای دو جفت بال که با موم پودری سفید پوشیده شده‌اند، می باشند. در حالت استراحت بالها بصورت مسطح و خوابیده قرار گرفته‌اند. حشرات بالغ عموماً 40ـ21 روز عمر دارند. حشرات ماده بطور متوسط بیش از 100 تخم در طول زندگی خود می‌گذارند.


رفتار

مراحل مختلف زندگی این حشره عموماً بصورت طبقه‌های عمودی در روی گیاه میزبان دیده می‌شود. حشرات بالغ روی برگهای جوانتر دیده می‌شوند و تخمهایشان را در این سطوح می‌گذراند. مراحل مسن‌تر این حشره در سطوح پایین‌تر گیاه دیده می‌شوند. شفیره‌ها و حشرات جوان بالغ در سطوح و لایه‌های پائینی گیاه دیده می‌شوند.


مدیریت‌ آفت

مگس سفید گلخانه در محصولات گلخانه‌ای به طرق مختلف انتقال می‌یابد:

1ـ از طریق قلعه‌ها و گیاهانی که از آنها گیاهان اصلی را در گلخانه تکثیر می‌دهیم.

2ـ از طریق گیاهان مسن‌تر همان گیاه در گلخانه

3ـ از طریق علفها یهرز یا گیاهان آلوده در گلخانه

4ـ از طریق گیاهان یا علفهای هرز اطراف و بیرون گلخانه

5ـ از طریق پرسنل گلخانه و کسانی که گلهای سفید بالغ را در لباسهایشان به درون گلخانه منتقل می‌کنند و بدین طریق بعنوان یک اینکولوم اولیه عمل می‌نمایند.

ـ برنامه کنترل می‌بایست زمان مشاهده، اولین مگس‌های سفید در گلخانه آغاز شود.

ـ برای کنترل بیولوژیک یک عملیات Monitoring (پیش آگهی) پیوسته انجام دهیم. به این علت که ممکن است جمعیتی از پارازیت‌ها بطور خودکار تشکیل شده باشند و یا بهر علتی پارازیتها قادر به کنترل مگس‌های سفید نباشند.

ـ دما نقش بسزایی در توسعه پارازیتهای Encarsia دارد و بنابراین تأثیر دما در اثر متقابل پارازیت و میزبانش (مگس سفید) می‌باشد. دمای گلخانه باید در یک حد مطلوب حذف شود تا اثر متقابل پارازیت و میزبان افزایش یابد. بعنوان مثال دمای بحرانی برای پارازیت روی گوجه فرنگی و نسبت قنسول تقریباً 74 فارنهایت است.


کنترل شیمیایی

مگل سفید گلخانه به بسیاری از حشره‌کشهای ترکیبی مقاوم است. صابونهای (شوینده‌های) حشره‌کش و روغنها در مقابل این آفت بسیار مؤثر هستند. شواهدی وجود دارد که سمپاشی زینهای سیلیسی نیز بسیار مؤثر است.

کنه‌های تار عنکبوتی

چهار گروه از کنه‌ها در گلخانه مهم هستند: 1ـ کنه‌های تار عنکبوتی (کنه دو نقطه تار عنکبوتی) 2ـ کنه تار عنکبوتی کاذب یا کنه پهن 3ـ کنه‌های پهن و Cyclamen 4ـ کنه‌های جوانه، گ الزا، زنگسار یا کنه‌های اریونید



شناسایی

1ـ کنه دو نقطه تار عنکبوتی: این نوع کنه‌ها دارای تخمهای کروی هستند که رنگشان زرد کمرنگ متمایل به قرمز است در سطح زیرین برگها تخمگذاری می‌کنند. در بدن پوره‌ها و حشره‌های بالغ در نقطه برجسته برنگ سبز متمایل به قهوه‌ای دیده می‌شود. این کنه‌ها تارهایی را برای محافظت خودشان می‌تنند. خسارتشان شامل نقاط برنزه بر روی برگهاست.

2ـ کنه‌های تار عنکبوتی کاذب یا کنه‌های صاف: این نوع کنه‌ها چرخه زندگی طولانی‌تری را نسبت به کنه‌های دو نقطه تار عنکبوتی دارند. تخمهایشان به رنگ قرمز براق و بیضی شکل است که در هر دو سطح برگ و بصورت دسته جمعی تخمگذاری می‌کنند. کنه‌های بالغ قرمز و سیاه هستند و تار تولید نمی‌کنند. خسارت آنها شامل نقاط نقره‌ای روی برگ است اما ساقه‌ها هم برخی اوقات مورد حمله قرار می‌گیرند.

3ـ کنه‌های پهن: (Broad mites) این نوع کنه‌ها (شکل شماره 2) تخمهایشان را با تعداد زیادی برجستگی یا مفصل تولید می‌کنند.

که در زیر میکروسکوپ بشکل جواهرآلات بنظر می‌رسند. پوره‌ها در میان درز و شکافهای برگها و گیاهان می‌مانند. پس از مقداری رشد پوره‌ها وارد یک مرحله ساکن از چرخه زندگی می‌شوند. ماده‌ها در ابتدای ظهور بسیار شفاف و براق هستند اما پس از مدت کمی کاهی رنگ می‌شوند و یک برجستگی نواری شکل سفید رنگ در پشت بدن ‌آنها ظاهر می‌شود.

خسارت آنها در سطح زیرین برگهای جوان دیده می‌شود که لبه برگها بحالت کنگره‌دار درمی‌آید و شبیه به علائم خسارت فیزیولوژیک است.

این کنه‌ها تخمهایشان شفاف و دوکی شکل است. در سنین پورگی بدن در پشت پاهای سوم جمع شده خسارت باعث بد شکل شدن جوانه‌ها می‌شود و این کنه‌ها را نمی‌توان بر روی سطح باز برگها یافت. این کنه‌ها به گل داوودی حمله نمی‌کند. (شکل 2)

4ـ بدن کنه‌های جوانه و زنگار یا کنه‌های اریوفید کشیده و مخروطی شکل است و در دو انتهای آن تیز شده و دارای پاهای بسیار کوتاه هستند. (شکل 3). خسارت ‌آنها شامل تولید گال ، بد شکل کردن یا رنگ پریده کردن بافت گیاه است.

روشهای Monitoring: کنه‌ها بسیار کوچک هستند و دیدن آنها با چشم غیر مسطح بسیار مشکل است. استفاده از یک عدسی 10 X قابلیت شما را برای دیدن این آفات و تخمهایشان افزایش می‌دهد. کنه‌های تار عنکبوتی را می‌توان بوسیله آثار خسارت خود کنه‌ها و یا علائم و نشانه‌های هجوم کنه مثل پوسته‌های حشره یا تار عنکبوت مشخص که ایجاد می‌کنند، تشخیص داد. کنه تار عنکبوتی براحتی قابل مشاهده است. قطعات دهانی آنها بسیار کوچک است که Chelicerae برای ایجاد سوراخ در سلولها و Palpi برای مکیدن شیره آنها استفاده می‌شود. نتیجه این فعالیت ایجاد گروههای کوچک از سلولهای خالی است که از دور بصورت لکه‌های تیره بنظر می‌رسند. این لکه‌ها پس از مدتی برنگ قهوه‌یا یا برنز درمی‌آیند. برگهای آلوده شده ظاهری برتری پیدا می‌کنند با توجه به اینکه بیتش راین خسارات در اطراف رگبرگهای اصلی دیده می‌شود. به ترین روش دیدن کنه‌ها، تخمها و پوسته‌هایشان بررسی تصادفی سطح زیرین برگها می‌باشد. همچنین بوسیله روش تکاندن که در آن بخشهای گیاه بر روی یک تکه کاغذ یا کارت سفید تکانده می‌شوند تشخی صداد. بدین ترتیب کنه‌های ریخته شده بر روی کاغذ را از روی حرکتشان می‌توان تشخیص داد.

این روش بویژه برای گیاهان همیشه سبز یا گیاهان کوچک برگ بهتر جواب می‌دهد.

کنترل زراعی

برخی از فعالیتها در گلخانه باعث جلوگیری از طغیان کنه‌ها می‌ِوند. استفاده از گیاهان غیر الوده و بدون آفت و بریدن قسمتهای آلوده الزامی است. دانستن اطلاعات کافی در مورد گونه‌ها / واریته‌های قابل طغیان می‌تواند به کشاورز در اجتناب از کاشت آن گیاهان یا آگاهی از گیاهان مستعد بعنوان گیاهان شاخص کمک کند. استفاده از روشهای آبیاری نیز می‌تواند روی جمعیت کنه‌ها مؤثر باشد. استرس کم آبی بهترین روش برای جلوگیری کنه‌هاست در حالیکه سیستم آبیاری (آبپاشی) از بالا مناسب جلوگیری از طغیان کنه‌ها نیست.



کنترل بیولوژیک

تعدادی گونه شک ارچی علیه کنه‌های تار عنکوبی در گلخانه در دسترس می‌باشد. گونه‌های Phytoseiulus Persimilis، Mesoseiulus longipes، (Galendromus Occidentalis) و Neoselius Californicus، (Amblyseius Californicus) در بازار تحت نام تجاری Spidex® (بصورت بطری) و Spidex-Plus® (بصورت کیسه‌های کاغذی) این شکارچی‌های کنه خواص بی‌نظیری دارند. بعنوان مثال M.occidentalis می‌تواند دامنه بزرگ یا رطوبت و بخار را می‌تواند تحمل کند و یا برخی از گونه‌های دیگر می‌توانند سمومی مثل azinphosmethyl (Guzathion®) و Carbaryl (Sevin®) را تحمل کنند. گونه M.longipes شرایط گرم و خشک را بهتر می‌تواند تحمل کند. گونه M. Californicus در تراکم کمتر کنه‌های تار عنکوبتی بهتر می‌تواند زندگی کند و در دوره طولانی‌تری با کنه‌ها مبارزه می‌کند.

بکارگیری چندین گونه از شکارچی‌ها نتیجه بهتری را دربر خواهد داشت. بهترین راه کاربرد اینست که این شکارچی‌ها را بصورت پیشگیرانه و در چندین مقطع زمانی قبل از تشخیص اولین آفات یا خسارت آنها در گلخانه رهاسازی کرد. گهگاه از آنها برای پایین آوردن جمعیت بالای کنه‌ها در گلخانه و بعنوان حشره‌کشهای طبیعی در تعداد زیاد استفاده می‌شود. از آنجایی که این شکارچی‌ها قیمت بالایی دارند می‌بایست قیمت تهیه و رهاسازی را نیز ملاحظه کنیم. از این گذشته بکارگیری آفتکش‌ها قبل و بعد از رهاسازی شکارچی‌های کنه ممکن است اثرات منفی در مبارزه داشته باشد.


کنترل فیزیکی

پاشیدن آب به مقدار زیاد و با فشار بالا بطوریکه در برخی کاربردها با دستگاههایی همچون Water Wand و Jet-All Water آزمایش شده می‌تواند بسیاری از کنه‌ها را از میان شاخ و برگ گیاه بیرون براند و یا اینکه موقتاً آنها را در جای خود ثابت نگه دارد. بطوریکه در گزارشات می‌توان دید پرورش دهندگان رز در شرق Texas از این ابزارها بطور موفقیت‌آمیزی علیه کنه‌ها و جهت متوقف کردن آنها استفاده می‌کنند.


کنترل شیمیایی

جدول شماره 2 لیستی از تولیدات ثبت شده‌ای از حشره / کنه‌کش‌های گیاهان زینتی که در حال حاضر استفاده می‌شود را نشان می‌دهد. هدف از انتشار چنین لیستی، جمع‌آوری مثالهای ویژه‌ای از تولیداتی است که دارای مواد موثر مختلف هستند. تعداد زیادی از محصولات در بازار وجود دارند که دارای واد مؤثر یکسان در ترکیبشان هستند که ممکن است از نظر فرمولاسیون یکسان یا غیریکسان باشند.

بسیاری از حشره‌کش‌ها نیز خاصیت کنه‌کشی دارند، در حالیکه برخی از حشره‌کشها فقط بر روی گروه معینی از گونه‌های کنه‌ها مؤثر هستند. (جدول 1) یا اینکه هیچ وجه اثری روی کنه‌ها ندارند. در واقع استفاده بیش از اندازه برخی از حشره‌کشها می‌تواند باعث طغیان کنه‌ها در آینده شود. زمانیکه در گلخانه هم کنه و هم حشره آفت وجود دارد استفاده از یک ترکیب حشره‌کش ـ کنه‌کش بهترین روش کنترل شیمیایی بحساب می‌اید.

قبل از رهاسازی شکارچی‌های کنه، برای کاهش جمعیت کنه‌ها می‌توان از صابونهای حشره‌کش استفاده کرد زیرا که این ترکیبات پس از خشک شدن هیچ نوع باقیمانده مضری برای دشمنان طبیعی برجا نمی‌گذارند.

کنه کش‌های مختلف ویژگیهای کاربردی مختلفی دارند. بعنوان مثال کنه‌کش Avid® از برخی جوانب سیستمیک است زیرا که بداخل سلولهای گیاه تیمار شده نفوذ می‌کند اما همین کنه‌کش اگر در سطح برگ باقی بماند. سرعت تجزیه می‌شود. همچنین یک نحوه اثر بی‌نظیر را بر روی سیستم عصبی کنه دارد مشلات گیاهسوزی کمی ایجاد می‌کند. کنه‌کش Pentac® به آرامی اثر می‌کند به پرتوهای ماوراء بنفش حساس است، مشکلات گیاهسوزی کمی هم ایجاد می‌کند. مقاومتی هم در کنه‌ها گزارش نشده است. Thiodan® بر روی برخی از واریته‌های داودی گیاهسوزی ایجاد می‌کند. صابونهای کنه‌کش ـ حشره‌کش هیچ نوع با قیمانده‌ای ایجاد نمی‌کنند. Sulfar بعنوان یک کنه‌کش ثبت شده، بر روی سبزیجات و گیاهان زراعی باعث گیاهسوزی بالایی می‌شود، باقیمانده‌هایی بر روی گیاهان ایجاد می‌کند، مقداری خاصیت قارچکشی دارد و قیمت ارزانی دارد. برخی از تولیدات سمی هم نسبت به بقیه اثرات بسیار زیانبار بیشتری بر روی دشمنان طبیعی ایجاد می‌کنند و برخی از گونه‌های شکارچی کنه‌ها هم نسبت به آفتکش‌ها از خود مقاومت نشان داده‌اند.

کمک کننده‌ها (مواد کمکی):

مواد افزودنی به مخزن (پخش کننده‌ها، چسبنده‌ها، بافرها) می‌توانند بازدهی کنه‌کش استفاده شده را بالا برند. یک دستورالعمل خوب به شرح زیر است: یک ماده کمکی را زمانی استفاده کنید که قابلیت افزایش دهنگی اثر سم در آن به اثبات رسیده باشد. استفاده از پخش کننده‌ها یا مرطوب کننده‌ها در افزایش اثر اکثر کنه‌کش‌ها نقش مؤثری دارند. بخصوص بر روی گیاهانی که برگهیشان لایه مومی (Wax) دارد از شوینده‌ها بعنوان افزایش دهنده قدرت نفوذ کنه‌کش در بدن کنه استفاده می‌شود. از طرف دیگر استفاده از برخی مواد کمکی در کنه‌کش‌ها مثل (ie-Nu-Film-P plus Auid®) باعث کاهش اثر کنه‌کش می‌شود و یا استفاده از موادی همچون (ie-spreader-sticker materials or agricultural oil plus joust®) باعث گیاهسوزی می‌شود. همیشه قبل از استفاده از مواد کمکی برچسب پشت سموم و مواد کمکی را مطالعه کنید. تحقیقات در مورد اینکه آیا اضافه کردن موادی همچون تولیدات فرمونی باعث افرایش اثر کنه‌کش‌ها می‌شود بی‌نتیجه مانده است.

تریپس گلخانه(Heliothrips haemorrhoidalis)

معرفی آفت

این تریپس توسط Bouche در سال 1833 از نمونه‌های گرفته شده در گلخانه‌ای در اروپا و با نام علمی Thrips haemorrhoidalis معرفی شد. Packard این گونه را برای اولین بار در سال 1870 معرفی کرد و آنرا تریپس گلخانه نامید. این حشره با نام معمول تریپس گلخانه و با نام علمی Heliothrips haemorrhoidalis) Bouche) که توسط انجمن حشره‌شناسی آمریکا موافقت شده شناخته شده می‌باشد.

نام مترادف Thrips haemorrhoidalis Bouche 1833

پراکندگی

اگرچه این آفت از اروپا منشأ گرفته است اما یک گونه مخصوص دنیای جدید (نیمکره غربی یا آمریکا) است. این آفت احتمالاً از نواحی گرمسیری آمریکا و بوسیله گیاهان زینتی به اروپا معرفی شد. این حشره در برزیل غرب هند و آمریکای مرکزی بر روی گیاهان زراعی و وحشی یا فت می‌شود. برخی اوقات در ماههای گرم سال از گلخانه‌های شمال فلوریدا خارج می‌شود. در اروپا، آلمان، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، وین، فنلاند، فلسطین و شمال آفریقا یافت می‌شود. با توجه به عادت زندگی این تریپس احتمالاً می‌تواند در بیشتر گلخانه‌های دنیا وجود داشته باشد.

در پرواز بسیار ضعیف است و بیشتر اوقات را در مناطق سایه‌دار روی گیاهان می‌گذارند.

توصیف و زندگی آفت

تخمها سفید و موزی شکل هستند و بصورت انفرادی در بافت گیاه گذاشته می‌شوند. انتهای تخم معمولاً بوسیله یک لنز دستی دیده می‌شود. رنگ لارو در مراحل ابتدایی تا حدودی سفید و با چشمان قرم زاس. رنگ لارو پس از تغذیه متمایل به زرد می‌شود. لارو بالغ بطور متوسط 1 میلی‌متر طول دا رد. این حشره دو مرحله لاروی دارد که سپس پوست اندازی می‌ککند و به پیش شفیره (Prepupa) تبدیل می‌شود که دارای رنگ زرد، چشمان قرمز، بالهای کوتاه است.

حشره در مرحله شفیرگی کمی بزرگتر و دارای بالها و چشمان درشت‌تر است. در این مرحله هم رنگش متمایل به زرد است که با افزایش سن به تیرگی می‌گراید. در این مرحله شاخکها رو به بالا و عقب به روی سر قرار دارند حشره در مراحل پیش شفیرگی و شفیرگی تغذیه‌ای ندارند.

سر و سینه (thorax) در حشره بالغ تیره مایل به مشکی هستند و شکم از زرد به زرد مایل به قرمز و سپس به قهوه‌ای و در آخر به سیاه تغییر رنگ می‌دهد. دماهای خنک با عث تأخیر در تغییر رنگ می‌شود. پاها زرد کمرنگ باقی می‌مانند و شاخکها در حشره بالغ شامل 8 سگمنت می‌باشند.

تریپس در گلخانه بکرزا (parthenogenic) است یعنی اینکه بدون جفتگیری تولید نسل می‌کند و نرها بندرت دیده می‌شوند. ماده‌ها تخمهای خود را در درون برگ یا میوه قرار می‌دهند. درست کمی قبل از باز شدن تخم، ‌آنها تاول می‌زنند. اگر از یک تردستی استفاده کنیم می‌تواند تا حدی در بررسی چگونگی ظهور جمعیت‌های تریپس و ارتباط آن به مکان آنها در برگ کمک کند.

میزبانها

در فلوریدا این تریپس مخصوص پنبه است اما از روی گیاهان Viburnum، زغال اخته، آزالیه، انگور، خرما، Ardisia، ارکیده، آواکادو، گل شیپوری Crinum SP.، Ficus nitida، خرمای زایشی، Coleus SP.، افرا، ماگتولیا، انبه، Aspidium SP.، کوکب، سرخس، Guavas، کنف فلوکس، Pink و بسیاری دیگر از گیاهان زینتی هم جمع‌آوری شده است. در فلسطین بر روی پرتقال و در Ceylon از روی Garcinia mangostana گزارش شده است.

خسارت تریپس گلخانه بر روی میوه‌های در حال رشد مرکبات بصورت ایجاد لکه بر روی پوست میوه است (لکه‌هیا گرد یا لکه‌های ضخیم و نامنظم) همچنین این نوع خسارت بر روی میوه‌های دسته جمعی (گروهی)‌یا در جاهایی که یک برگ یا یک سرشاخه در تماس مستقیم با میوه است دیده می‌شود.


اهمیت اقتصادی

این تریپس در درجه اول از شاخ و برگ گیاهان زینتی تغذیه می‌کند. در ابتدا به سطح زیرین برگ حمله می‌کند و با تغذیه بیشتر جمعیت خود را افزایش می‌دهد و به سطح بالایی برگ تغییر مکان می‌دهد. برگها بیرنگ و رنگ پریده می‌شوند و بین رگبرگهای فرعی (کناری) به شکلی دیده می‌شود. برگهایی که شدیداً آسیب دیده‌اند زرد می‌شوند و می‌افتند. علاوه بر این بر اثر تغذیه تریپس قطرات بسیار کوچک مایع مایل به قرمز در هر دو سطح برگ دیده می‌شود که بوسیله تریپس ترشح شده‌اند و رنگ این قطرات بتدریج سیاه می‌شود. این گلبولهای مایع (قطرات کوچک) از نظر اندازه بزرگ و سپس متوقل می‌شوند و بلافاصله یک گلبول دیگر شروع به تشکیل شدن می‌کند که در نتیجه این اعمال باعث بوجود آمدن لکه‌های سیاه در مناطق مورد هجوم است. این گلبولها ب عنوان بازدارنده‌های پرواتورها (شکارچی‌ها) عمل می‌کنند.

در فلسطین تریپس گلخانه به برگها و میوه‌های مرکبات خسارت می‌زند اما باعث بوجود آ‌مدن قطرات مذکور روی برگ نمی‌شود. خسارت روی میوه ممکن است قسمتهای مورد هجوم را بصورت فرو رفته و مشبک کند. این نوع خسارت بر روی میوه‌های نرسیده و کال دیده می‌شود.

در میوه‌های رسیده این نوع خسارت بخوبی قابل تشخیص نیست زیرا که در داخل پوست سالم میوه بدون فرو رفتگی ایجاد می‌شود. در کالیفرنیا با توجه به اطلاعات گذشته، تریپس گلخانه اقتصادی‌ترین آفت بر روی آواکادو بشمار می‌رود.
مدیریت
این آفت فقط یک و شخص طبیعی مؤثر شناخت هشده دارد و آن Thripobius Semiluteus است که پارازیت لارو است و از برزیل و استرالیا در اواسط دهه 1980 به کالیفرنیا معرفی شد. در لارو پارازیت شده دو طرف بدن بجای اینکه مخروطی شکل باشند (لارو در تریپس سالم) بیشتر موازی هستند.

رنگ شفیره پارازیت شده در بین شفیره‌های پارازیت نشده کاملاً مشکی است و این در حالی است که رنگ شفیره‌های پارازیت نشده نیمه شفاف (زجاجی) است.

همچنین دیگر دشمنان طبیعی تریپس گلخانه که اثر کمتری هم دارند عبارتند از:

Megaphragma mymaripenne پارازیت تخم

Frank linothrips orizabensis

F. uespiformis شکارچی (پرداتور)

Leptothrips mali

این سه گونه اخیر به شکارچی‌های سیاه نیز معروفند.

CASSIATORA
2010-May-26, 15:14
مینوز های برگ

چرخه زندگی

مینوز شمشاد:حشره نر در بهار هنگام شکوفه کردن گیاهان ظاهر می‌شود و سپس حشره ماده شروع به تخمگذاری در سطح زیرین برگها می‌کند. بطوریکه هر تخم را بطور عمیق در بافت برگ قرار می‌دهد. بطور متوسط 29 عدد تخم می‌گذارد و ساعاتی پس از گذاشتن اولین تخمها می‌میرد. تخمها پس از حدو سه هفته باز می‌شوند و لاروهای جوان شروع به تغذیه از قسمتهای نرم از بافت پارانشیم می‌کنند.

معدنها یا تاولهای بزرگ از اواسط تابستان تا بهار بعدی قابل دیدن هستند. این حشرات زمستان را بصورت لارو درون برگها می‌گذارنند. در بهار مجدداً فعالیت خود را آغاز می‌کنند و بسرعت می‌رویند. جمعیتها در اواخر ماه آوریل دیده می‌شوند. در هر سال هم یک نسل دارند.

مینوز کیالک: حشره بالغ در ماه می (MAY) زمانیکه اولین برگها و شکوفه‌ها شروع به باز شدن می‌کنند، ظاهر می‌شوند. در هر برگ 5ـ1 تخم بصورت انفرادی و در لایه اپیدرم در سطح بالایی برگها می‌گذارند. لاروها بمدت 2 هفته بین دو سطح برگ تغذیه می‌کند. آنها بیشتر بسمت حاشیه برگها تونل می‌کنند. در اواسط جولای شاخ و برگ را ترک می‌کنند و به زمین می‌افتند و شروع به ساختن خانه‌های گلی جهت زمستانگذارنی می‌کنند. در هر سال یک نسل تولید می‌کنند.

مینوز بلوط: حشره ماده مینوز بلوط تخمهایش را بر روی سطح برگ می‌گذارد و هر لارو جوان برگ را سوراخ می‌کند و در درون آن اقدام به ایجاد تونل‌هایی در جهات مختلف می‌نماید. اگر تونلها در برگها بسیار زیاد ب اشند مرگ برگ را در پی خواهد داشت. عموماً بلوطهای سفید و قرمز مورد حمله قرا رمی‌گیرند. لاروها سپس درون برگها تبدیل به شفیره می‌شوند و سپس بهمان صورت در برگهای خشک شده در روی زمین زمستانگذرانی می‌کنند. بسته به منطقه و گونه مینوز از 5ـ2 نسل در سال تولید می‌کنند.

مینوز فان: حشره بالغ تخمها را بصورت انفرادی و در برگهای جوان می‌گذارد. فانهای خاکستری، کاغذی و سفید از میزبانهای مطلوب آن بشمار می‌روند. این مینوز بندرت از فانهای سیاه، زرد، سفید اروپایی یا رودخانه‌ای تغذیه می‌کند. لاروها از بین دو سطح بالایی و زیرین برگ تغ ذیه می‌کنند و یک تاول پوک را در آن ایجاد می‌کنند. دوره لاروی در 15ـ10 روز بطول می‌انجامد. زماینه لارو بالغ می‌شود سوراخی را سرتاسر برگ ایجاد می‌کند و به زمین می‌افتد. سپس خانه‌ای می‌سازد و تبدیل به شفیره می‌شود. سه هفته طول می‌کشد تا به حشره بالغ تبدیل شود. در هر سال 4ـ2 نسل تولید می‌کند.

مینوز راج: حشرات بالغ در حدود ماده می (MAY) پس از اینکه چندین برگ جدید تشکیل شدند ظاهر می‌گردند که ممکن است بیشتر از چند هفته ادامه پیدا کند. حشرات ماده تخمهایشان را در شکافهای سطح زیرین برگها می‌گذراند. لاروها بحض اینکه از تخم بیرون می‌آیند دالان‌های بلند و باریکی در برگها ایجاد می‌کنند. پس از تغذیه به شفیره تبدیل می‌شود و درون برگها زمستانگذارانی می‌کنند یک نسل در سال تولید می‌کنند.



خسارت

مینوها باعث ایجاد لکه‌های زرد در برگها و ریختن نابهنگام آنها می‌شوند. این گیاهان ضعیف می‌شوند و شاخ و برگ کم پشتی دارند. ادامه هجوم این آفات باعث خشکیدن سرشاخه‌ها و ضعیفی بیش از حد گیاهان می‌شود و همچنین باعث مستعد شدن آنها در مقابل بیماریها و از بین رفتن قسمتهای زرد گیاه در زمستان و سرما می‌شود. یمنوز کیالک می‌تواند آفت بسیار مهمی علیه دیگر گیاهان گونه Crataegus SP باشد. درختان مورد حمله شدید این آفت از دور به رنگ قهوه‌ای دیده می‌شوند و بنظر می‌رسند که بوسیله آتش سوزانده شده‌اند. خ سارت این درختان مدت زمان زیادی طول نمی‌کشد اما باعث کاهش زیبایی و بازار پسندی می شود. مینوز بلوط معمولاً باعث خسارت جدی در گیاهان نمی‌شود. اگر طول دوره خسارت زایی آفت بالا باشد باعث کاهش ارزش گیاهان زینتی می‌شود. مینوز فان بوسیله درختان قوی جذب می‌شود و این گیاهان معمولاً چندین سال در برابر هجوم این آفت مقاومت می‌کنند. خسارت عمده این گیاه باعث کاهش زیبایی و بازارپسندی گیاهان میزبان است مینوز راج در دو مرحله حشره بالغ و لاروی باعث خسارت درختان می‌شود. حشرات بالغ در اثر تغذیه باعث ایجاد زخهای گرد و کوچک در روی برگ می‌شوند و همچنین در اثر تغذیه نامنظم باعث بد شکل شدن برگها می‌شود. خسارت شدید می‌تواند ب اعث ریختن برگها می‌شود بخصوص اینکه درخت تا بهار سال آینده بدون برگ باقی می‌ماند. این خسارت می‌تواند مخرب باشد بخصوص زمان فروش راجهای کریسمس.

در جاهایی که این آفت بمقدار زیادی وجود دارد باعث کاهش قدرت رشد و نیرو و توان درختان می‌شود. در صورت حمله شدید آفت گیاهان بهیچ وجه قابل استفاده نیست.

مبارزه غیر شیمیایی

کنترل اکثر مینوزها بوسیله سوختن برگها در پاییز امکانپذیر است زیرا که لاروها یا شفیره‌ها درون برگها زمستانگذارنی می‌کنند.

مبارزه شیمیایی

سموم زیادی جهت مبارزه با مینوزهایی که در شاخ و برگهای ریخته شده روی زمین زمستانگذرانی می‌کنند قابل دسترس است و می‌بایست در مرحله تخم‌گذاری آفت در شاخ و برگها استفاده شود.

مینوز لکه گرد

Leucoptera scitella

(Lep: Lyontiidae)

این حشره تاکنون در استانهای تهران، مرکزی، گرگان، منطقه شاهرود، خراسان، آذربایجان و اصفهان دیده شده است ولی احتمال دارد در سایر نقاط مهم میوه‌خیز کشور نیز فعالیتی داشته باشد. فعالیت این حشره تاکنون روی سیب، گلابی، به، گیلاس، آلبالو، گوجه، آلو، ازگیل و تمشک دیده می‌شود.

زیست‌شناسی
این آفت در نقاطی با ارتفاع حدود 2000 متر دارای سه نسل در ارتفاع 2200 متر دارای دو نسل و در نواحی مانند کرج چهار نسل در سال دارد. زمستان را به صورت شفیره داخل پله زرد پوستکهای تنه و شاخه‌های قطور درختان و داخل شکاف‌های موجود روی آنها، محل انشعاب شاخه‌ها، داخل علف‌ها، روی برگهای خشک ریخته شده درخت میزبان و داخل شکافهای موجود در خاک پای درختان به سر می‌برد. جفت‌گیری پروانه‌ها تقریباً بلافاصله بعد از خروج آنها از پیله‌های شفیرگی آغاز و تخمریزی نیز به فاصله کوتاهی صورت می‌گیرد.

تخم‌ها به صورت انفرادی و در سطح زیرین برگها قرار داده می‌شوند. تعداد تخم‌ها حداقل 33 و حداکثر 84 و متوسط 58 عدد می‌باشد. دوره جنینی در نسلهای مختلف متفاوت است. در نسلهای تابستانه این دوره در نقاط مرتفع (1950 متر) 12 تا 15 روز و در کرج 7 تا 10 روزم ی‌باشد.

لاروها از محل اتصال تخم به برگ اپیدرم تحتانی برگ را سوراخ کرده و دخل پارانشیم شده و خود را به زیر اپیدرم فوقانی برگها می‌رسانند. دالان‌ها گهگاه و مخصوصاً در گلابی رنگی قهوه‌ای و تیره دارند. فضولات لاروی در مسیر حرکت لارو درد اخل دالان دیده می‌شوند. لاروها پس از رسیدن به نهایت رشد، پوسته دالان خود را در سطح روئی برگ پاره کرده و در خارج از آن در جستجوی محل مناسب برای شفیره شدن برمی‌آیند. در این زمان است که می‌توان تعداد زیادی از آنها را در حالتی آویزان از شاخ و برگ درختان دید که درصد رساند خود به قسمت‌های پایینی درختان و یا سطح خاک می‌باشند.

کنترل:

مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.

کنترل شیمیایی:

1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها

2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار

3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار

4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار

5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار


مبارزه تلفیقی با مینوزها

این آفت دارای دشمنان طبیعی متعددی است که در برنامه مبارزه تلفیقی باید به آنها توجه داشت و با جلوگیری از سم‌پاشی‌های بی‌رویه نسبت به حفظ و حمایت آنها اقدام نمود.

تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه یکدیگر است به عبارت دیگر در نقاط بسیار مرتفع (2200 متری) همه آنها دو نسل و در نقاط بینابینی (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقی شبیه کرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پایان نسلها در همه نقاط تحت بررسی تقریباً مشابه می‌باشد.

با توجه به موارد فوق به این نتیجه می‌رسیم که در زمینه مبارزه شیمیایی بر علیه این مینوزها می‌توانیم مبارزه را بر اساس مهمترین آنها در منطقه برنامه‌ریزی نمود و همه را به عنوان یک گونه تلقی نماییم. اصولاً در مورد مینوزها و بر اساس تجارب سالیان اخیر اگر مبارزه خوب انجام شود حتی در نقاطی با چار نسل حداکثر دو سم‌پاشی کافی خواهد بود. نکته‌ای که از اهمیت زیادی برخوردار نباشد بهتر است که در صورت لزوم مبارزه را روی نسل دوم پیاده کرد و در آن صورت این سم‌پاشی را می‌توان با سم‌پاشی علیه نسل اول کرم سیب تلفیق نمود. در همین رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چندانی از نظر زمانی با زمان مبارزه با نسل دوم کرم سیب نخواهد داشت. یک چنین تلفیقی را در نقاط دو و چهار نسلی نیز می‌توان در مورد کرم سیب و این مینوزها انجام داد. ولی اگر در ارتفاعات مبارزه علیه نسل اول مینوزها الزامی باشد در آن صورت می‌توان سم‌پاشی علیه آنها را با سم‌پاشی علیه لیسه‌ها که در نقاط مرتفع تقریباً از جمعیتی قابل توجه برخوردارند تلفیق نمود.

عملیات شخم پاییزه پس از ریختن برگها نیز می‌تواند از تراکم آفت بکاهد.

سرشاخه خوار هلو ((Peach twig borer
Anarsia lineatelia

(Lep: Gelechiidae)


در اکثر استانهای کشور انتشار داشته و از آفات مهم درختان هلو، بادام، زردآلو، آلو، سیب و خرمالو می‌باشد. همچنین به قیسی، زالزالک و ازگیل نیز خسارت می‌زند. خسارت آن در درجه اول روی انواع زردآلو می‌باشد. لاروها این حشره در اول بهار غالباً داخل سرشاخه‌ها شده و باعث خشک شدن آنها و ایجاد سرشاخه‌های فرعی می‌گردند. در نسل بعد وارد میوه هلو، بادام و آلو شده و همراه با کرم سیب و کرم آلو موجب از بین رفتن آنها می‌گردند.


زیست‌شناسی:
این حشره زمستان را به صورت لارو سن 2 در داخل جوانه‌های درختان می‌گذارند. لاروها در مرحله Pink یا صورتی شدن غنچه‌ها از محلهای زمستانی، خارج ابتدا از غنچه‌ها و سپس از گلها تغذیه می‌نمایند. بعد از ریزش گلبرگها وارد سرشاخه‌های جوان شده و از بالا به سمت پایین شروع به تغذیه می‌نمایند. لاروها هنگامی که به قسمت‌های سخت و خشبی رسیدند آن را ترک نموده و سرشاخه دیگری را مورد حمله قرار می‌دهند. لاروها سپس میوه‌های نارس را مورد حمله قرار می‌دهند. سوراخ ورودی لاروهای مزبور اکثراً در محل اتصال دم به میوه قرار دارد که این امر موجب ریزش میوه‌ها می‌گردد. لاروها پس از رشد کامل از میوه خارج می‌شوند و در شکاف کلوخه‌های سطح خاک، برگهای پوسیده و لابه‌لای علفهای هرز زیرد رختان پس از تنیدن پیله فوق‌العاده ظریف تبدیل به شفیره می‌شوند. گاهی شفیره در شکاف تنه و شاخه‌های قطور درختان تشکیل می‌گردد. در شرایط دماوند ظهور حشرات کامل نسل زمستانی از اواخر خردادماه شروع می‌گردد. پروانه‌ها پس از جفت‌گیری تخم‌های خود را به صورت انفرادی و بندرت در دسته‌های چندتایی می‌گذراند. پروانه‌های این نسل تقریباً کلیه تخمهای خود را بر روی میوه‌ها و بندرت روی قسمتهای انتهایی سرشاخه‌های جوان و سلولزی می‌گذراند. حشرات کاملی که از این نسل ایجاد می‌گردند مجدداً روی سرشاخه‌ها تخمریزی می‌کنند و لاروهای حاصله زمستان گذرانی می‌نمایند. این حشره در شرایط متفاوت 2 تا 3 نسل دارد.


کنترل:
1. مبارزه مکانیکی: جمع‌آوری میوه‌های آلوده ریخته شده و معدوم کردن آنها چه در نسل زمستانی و چه در نسل اول تابستانی، همچنین هرس بهاره درختان قبل از کامل شدن دوران تغذیه لاروهای داخل شاخه در کاهش جمعیت آفت بسیار مهم است.

2. پیش آگاهی: استفاده از فرمون جنسی (با نام تجارتی Anamone) برای تعیین تاریخ دقیق سم‌پاشی بسیار مفید است. بهترین زمان سم‌پاشی برای نسل اول در مرحله Pink و مرحله ریزش گلبرگها(همراه با هرس) و در نسل دوم در اواسط تیرماه است که در این موقع میوه‌های قیسی تازه شروع به تغییر رنگ نموده‌اند.

3. کنترل شیمیایی: ازسموم نفوذی مانند دیازینون استفاده می کنیم

مینوز لکه مارپیچی برگ

Lyonetia clerkella

(Lep: Lyonetiidae)

این حشره در استانهای تهران، مرکزی، خراسان، آذربایجان، کردستان، باختران و اصفهان روی سیب، گلابی، به، گیلاس، آلبالو، گوجه، آلو، زالزالک و ازگیل دیده شده است.

زیست‌شناسی
تعداد نسل آن مانند گونه قبل می‌باشد. زمستان را به صورت حشره کامل در پناهگاههای مختلف از جمله زیر پوستک‌های تنه و شاخه‌ها، لابه‌لای برگهای ریخته، زیر بقایای گیاهی و داخل دالانهای خالی حشرات چوبخوار و پناهگاههای مختلف موجود در خاک می‌گذراند. خروج حشرات کامل در بهار با باز شدن جوانه‌های برگ هم زمان می‌باشد. در این زمان گلها هنوز نشکفته‌اند. به نظر می‌رسد که حشرات کامل به محض خروج بدون اینکه تغذیه‌ای بنمایند، جفت‌گیری می‌کنند.

تخمها به صورت انفرادی در سطح زیرین برگ گذاشته می‌شوند. حشره ماده تخم خود ار زیر اپیدرم می‌گذارد. اولین دالان‌های لاروی را می‌توان بلافاصله پس از گل دید. دالان لاروی باریک و بلند و مارپیچ است. طول این دالانها گهگاه از ده سانتی‌متر نیز تجاوز می‌نماید. خسارت ناشی از لاروهای این نسل ناچیز است که علت اصلی آن را باید تلفات شدید حشرات کامل در طول زمستان دانست.

شفیره خارج از دالان لاروی و داخل پیله سفید رنگی به شکل گهواره که در چهار گونه خود بوسیله تار به سطح برگ چسبیده است، تشکیل می‌شود. لارو برای شفیره شدن معمولاً برگهایی را انتخاب می‌کند که عاری از دالان لاروی باشند. لاروها معمولاً به صورت گروهی در یک مکان شفیره می‌شوند. شفیره‌ها در هر دو سطح برگ دیده می‌شوند. ولی در کل تعداد آنها در سطح زیرین برگها بیشتراز سطح روئی است.

کنترل:

مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.

کنترل شیمیایی:

1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها

2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار

3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار

4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار

5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار



مبارزه تلفیقی با مینوزها

این آفت دارای دشمنان طبیعی متعددی است که در برنامه مبارزه تلفیقی باید به آنها توجه داشت و با جلوگیری از سم‌پاشی‌های بی‌رویه نسبت به حفظ و حمایت آنها اقدام نمود.

تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه یکدیگر است به عبارت دیگر در نقاط بسیار مرتفع (2200 متری) همه آنها دو نسل و در نقاط بینابینی (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقی شبیه کرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پایان نسلها در همه نقاط تحت بررسی تقریباً مشابه می‌باشد.

با توجه به موارد فوق به این نتیجه می‌رسیم که در زمینه مبارزه شیمیایی بر علیه این مینوزها می‌توانیم مبارزه را بر اساس مهمترین آنها در منطقه برنامه‌ریزی نمود و همه را به عنوان یک گونه تلقی نماییم. اصولاً در مورد مینوزها و بر اساس تجارب سالیان اخیر اگر مبارزه خوب انجام شود حتی در نقاطی با چار نسل حداکثر دو سم‌پاشی کافی خواهد بود. نکته‌ای که از اهمیت زیادی برخوردار نباشد بهتر است که در صورت لزوم مبارزه را روی نسل دوم پیاده کرد و در آن صورت این سم‌پاشی را می‌توان با سم‌پاشی علیه نسل اول کرم سیب تلفیق نمود. در همین رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چندانی از نظر زمانی با زمان مبارزه با نسل دوم کرم سیب نخواهد داشت. یک چنین تلفیقی را در نقاط دو و چهار نسلی نیز می‌توان در مورد کرم سیب و این مینوزها انجام داد. ولی اگر در ارتفاعات مبارزه علیه نسل اول مینوزها الزامی باشد در آن صورت می‌توان سم‌پاشی علیه آنها را با سم‌پاشی علیه لیسه‌ها که در نقاط مرتفع تقریباً از جمعیتی قابل توجه برخوردارند تلفیق نمود.

عملیات شخم پاییزه پس از ریختن برگها نیز می‌تواند از تراکم آفت بکاهد

مینوز لکه تاولی زیر برگ
Phyllonorycter blancardella

(Lep: Gracillariidae)




این حشره تاکنون در استانهای تهران، مرکزی، خراسان، آذربایجان، اصفهان، لرستان و همدان دیده شده است. گیاه میزبان آن در درجه اول سیب بوده و بعد از آن گوجه، آلو، ازگیل، گیلاس، آلبالو، گلابی، به و زالزالک قرار دارند.

زیست‌شناسی
تعداد نسل آن مانند گونه اول و زسمتان را به صورت شفیره داخل دالانهای لاروی در برگهای ریخته شده درختان میزبان می‌گذارند. اوج پرواز پروانه‌های حاصل از شفیره‌های زمستان گذران در جریان شکوفایی گلها می‌باشد. تخمگذاری تقریباً بلافاصله پس از خروج حشرات کامل و جفت‌گیری آنها صورت می‌گیرد.

تخم‌ها روی سطح زیرین برگها به طور انفرادی گذاشته می‌شوند. دوره جنینی تخم در نسل اول از 11 تا 22 روز در نقاط مختلف متفاوت است. لاروها در موقع خروج پوسته تخم را در محل اتصال آن به اپیدرم تحتای برگ سوراخ کرده و از همانجا داخل نسج برگ می‌شوند. محل تغذیه لارو در تمام سنین بین دو اپیدرم می‌باشد. دالان لاروی بسیار مشخص است بدین معنی که در کل بیضوی بوده و طول آن 10 تا 12.5 و عرض آن 5 تا 7 میلیمتر می‌باشد. رنگ دالان در سطح زیرین برگ سبز است. دور تا دور دالان رنگی روشن‌تر از خود دالان دارد. اپیدرم تحتانی برگ در محل دالان قدری متورم شده در حالیکه در اپیدرم فوقانی چنین حالتی وجود ندارد و در عوض محل دالان که سبز کم رنگ است به علت تغذیه مخصوص لارو دارای نقاط تیره و روشن می‌باشد. بدین معنی که لاروها در ضخامت برگ تغذیه نقطه به نقطه کرده و در نتیجه اپیدرم فوقانی چنین حالتی را به خود می‌گیرد. لارو برای شفیره شدن از دالان خارج نمی‌شود ولی مقداری از آن از دهانه سوراخ خروجی بیرون می‌ماند به طوریکه پروانه بتواند به راحتی خارج گردد. در این حالت پوسته شفیرگی تا مدت‌ها در دهانه سوراخ خروجی به چشم می‌خورد.

کنترل:

مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.

کنترل شیمیایی:

1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها

2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار

3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار

4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار

5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار


مبارزه تلفیقی با مینوزها

این آفت دارای دشمنان طبیعی متعددی است که در برنامه مبارزه تلفیقی باید به آنها توجه داشت و با جلوگیری از سم‌پاشی‌های بی‌رویه نسبت به حفظ و حمایت آنها اقدام نمود.

تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه یکدیگر است به عبارت دیگر در نقاط بسیار مرتفع (2200 متری) همه آنها دو نسل و در نقاط بینابینی (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقی شبیه کرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پایان نسلها در همه نقاط تحت بررسی تقریباً مشابه می‌باشد.

با توجه به موارد فوق به این نتیجه می‌رسیم که در زمینه مبارزه شیمیایی بر علیه این مینوزها می‌توانیم مبارزه را بر اساس مهمترین آنها در منطقه برنامه‌ریزی نمود و همه را به عنوان یک گونه تلقی نماییم. اصولاً در مورد مینوزها و بر اساس تجارب سالیان اخیر اگر مبارزه خوب انجام شود حتی در نقاطی با چار نسل حداکثر دو سم‌پاشی کافی خواهد بود. نکته‌ای که از اهمیت زیادی برخوردار نباشد بهتر است که در صورت لزوم مبارزه را روی نسل دوم پیاده کرد و در آن صورت این سم‌پاشی را می‌توان با سم‌پاشی علیه نسل اول کرم سیب تلفیق نمود. در همین رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چندانی از نظر زمانی با زمان مبارزه با نسل دوم کرم سیب نخواهد داشت. یک چنین تلفیقی را در نقاط دو و چهار نسلی نیز می‌توان در مورد کرم سیب و این مینوزها انجام داد. ولی اگر در ارتفاعات مبارزه علیه نسل اول مینوزها الزامی باشد در آن صورت می‌توان سم‌پاشی علیه آنها را با سم‌پاشی علیه لیسه‌ها که در نقاط مرتفع تقریباً از جمعیتی قابل توجه برخوردارند تلفیق نمود.

عملیات شخم پاییزه پس از ریختن برگها نیز می‌تواند از تراکم آفت بکاهد

مینوز لکه تاولی روی برگ

Phyllonorycter corylifoliella

(Lep: Gracillariidae)

این حشره در استان تهران، مرکزی، خراسان، آذربایجان، اصفهان و فارس روی سیب، به و گلابی دیده شده است و خسارت خفیف آن روی زالزالک و ازگیل در برخی نواحی کوهستانی شمال تهران نیز مشاهده شده است.



زیست شناسی
تعداد نسل آن مانند گونه اول می‌باشد. زمستان را به صورت لاروهای سن آخر داخل دالان‌های لاروی در برگها ریخته شده پای درختان می‌گذارند. به محض مساعد شدن هوا این لاروها تبدیل به شفیره شده و پروانه‌ها خارج می‌گردند. در موقع خروج پروانه از پوسته شفیردگی حدود دو سوم از پوسته شفیرگی بیرون از سوراخ ایجاد شده روی دالان قرار می‌گیرد. اولین پروانه‌ها زمانی ظاهر می‌گردند که درختان سیب در گل هستند. جفت‌گیری و تخمریزی تقریباً بلافاصله انجام می‌شود. تعداد تخمی که یک ماده می‌گذراد حدود 54 عدد می‌باشد.

تخمها انفرادی و در سطح رویی برگها قرارداده می‌شوند. محل تغذیه لاروی به شکل تاولی در سطح فوقان برگ جلب نظر می‌نماید که گهگاه این تاولها باعث تا شدن برگ و دوخته شدن دوپهنه آن بهممی‌گردند. این تاولها را در نقاط مختلف برگ می‌توان مشاهده نمود، اندازه آنها متغیر، به طول 17 تا 26 و عرض 12 تا 18 میلیمتر است. پوسته تاولها نازک بوده و فضولات لاروی داخل آنها دیده می‌شود. شفیرگی داخل دالانهای لاروی انجام می‌شود.

کنترل:

مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.

کنترل شیمیایی:

1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها

2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار

3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار

4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار

5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار


مبارزه تلفیقی با مینوزها

این آفت دارای دشمنان طبیعی متعددی است که در برنامه مبارزه تلفیقی باید به آنها توجه داشت و با جلوگیری از سم‌پاشی‌های بی‌رویه نسبت به حفظ و حمایت آنها اقدام نمود.

تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه یکدیگر است به عبارت دیگر در نقاط بسیار مرتفع (2200 متری) همه آنها دو نسل و در نقاط بینابینی (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقی شبیه کرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پایان نسلها در همه نقاط تحت بررسی تقریباً مشابه می‌باشد.

با توجه به موارد فوق به این نتیجه می‌رسیم که در زمینه مبارزه شیمیایی بر علیه این مینوزها می‌توانیم مبارزه را بر اساس مهمترین آنها در منطقه برنامه‌ریزی نمود و همه را به عنوان یک گونه تلقی نماییم. اصولاً در مورد مینوزها و بر اساس تجارب سالیان اخیر اگر مبارزه خوب انجام شود حتی در نقاطی با چار نسل حداکثر دو سم‌پاشی کافی خواهد بود. نکته‌ای که از اهمیت زیادی برخوردار نباشد بهتر است که در صورت لزوم مبارزه را روی نسل دوم پیاده کرد و در آن صورت این سم‌پاشی را می‌توان با سم‌پاشی علیه نسل اول کرم سیب تلفیق نمود. در همین رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چندانی از نظر زمانی با زمان مبارزه با نسل دوم کرم سیب نخواهد داشت. یک چنین تلفیقی را در نقاط دو و چهار نسلی نیز می‌توان در مورد کرم سیب و این مینوزها انجام داد. ولی اگر در ارتفاعات مبارزه علیه نسل اول مینوزها الزامی باشد در آن صورت می‌توان سم‌پاشی علیه آنها را با سم‌پاشی علیه لیسه‌ها که در نقاط مرتفع تقریباً از جمعیتی قابل توجه برخوردارند تلفیق نمود.

عملیات شخم پاییزه پس از ریختن برگها نیز می‌تواند از تراکم آفت بکاهد.

CASSIATORA
2010-May-26, 15:21
فرمولاسیون مسموم آفتکش

نام‌های ترکیبات شیمیایی
- نام عمومی؛
- نام تجارتی؛
- نام شیمیایی؛
- فرمول بسته شیمیایی؛
- فرمول ساختمانی.
هر آفت‌کش یا سم دارای چندین نام می‌باشد.

نام عمومی (Entry name)


نام عمومی (Entry name) که توسط شرکت سازنده ارائه می‌شود و باید توسط موسسه استاندارد جهانی یا (International Standard Organization) که نام مخفف آن (ISO) است مورد تایید قرار گیرد. برای مثال کارباریل (Carbaryl) نام عمومی ترکیبات شیمیایی از گروه (Carbamatha) است.

نام تجارتی (Trade name)
نام دیگر سموم، نام تجارتی آن است که توسط کارخانه سازنده آن ارائه می شود. هر سم معمولاً دارای چندین نام تجارتی است، زیرا بسیاری از سموم توسط شرکت‌های مختلف ساخته می‌شوند. نام تجارتی (Trade name) را با علامت ® نشان می‌دهند.
نام شیمیایی
نام دیگر ترکیبات شیمیایی، نام شیمیایی آن است که اجزاء یک ترکیب شیمیایی را نشان می‌دهند. برای مثال نام شیمیایی کارباریل (Carbaryl)، (Naphtyl methyl carbamate)می‌باشد.
فرمول بسته شیمیایی
نام دیگر ترکیبات شیمیایی فرمول بسته شیمیایی است. این فرمول نشان دهنده، تعداد اتم‌های تشکیل دهنده‌ی مولکول سم است. بعنوان مثال در مورد (Carbaryl)، فرمول بسته شیمیایی C8H12O2N است.

فرمول ساختمانی


فرمول ساختمانی، نام دیگری از ترکیبات شیمیایی است که نشان دهنده نحوه اتصال اتم‌های مختلف در داخل ملکول سم می‌باشد.

فرمولاسیون سموم


فرمولاسیون سموم، به صور مختلف سم اطلاق می‌گردد. فرمولاسیون مشخص می‌کند که یک سم چگونه باید بکار برده شود. مثلاً اگر سمی به صورت گَرد باشد، فرمولاسیون نشان می‌دهد که برای استفاده از آن از دستگاه گرد پاش استفاده شود. ولی اگر سمی بصورت امولسیون باشد، برای استفاده از آن حتماً نیاز به محلول‌پاش داریم. در کل فرمولاسیون سموم را در سه گروه اصلی تقسیم بندی می‌کنند.

فرمولاسیون‌های مختلف سموم
۱ – فرمولاسیون‌های خشک؛
۲ – فرمولاسیون‌های مخصوص محلول‌پاشی؛
۳ – فرمولاسیون‌های گازی یا شبه گازی.

فرمولاسیون‌های خشک
- گردها یا فرمولاسیون‌های پودری (Dustable powder) و (Dust)
- گرانول (Granules)
- میکرو کپسول‌ها(Micro capsulated formulated)
- خمیرها (Pastes)

فرمولاسیون‌های خشک، انواع مختلفی دارند که دسته اول گردها یا فرمولاسیون‌های پودری(Dusts) و (Dustable power) هستند. این فرمول، مخلوطی فیزیکی از ترکیب سم با یک ماده حامل یا(Carrier) است. مواد حامل عموماً رُس‌ها، مانند (Montmorilonit)و (Caolonit) یا پودر سیلیکات‌ها مانند پودر (Talk) و موادی مانند (Perlite) می‌باشند. گردها گیاه سوزی شدیدی روی گیاهان ایجاد نمی‌کنند، ولی برای تعدادی از حشرات، مانند حشرات گرده افشان مثل زنبورهای گرده افشان مضر می‌باشند. زیرا در لابه‌لای موهای سطح بدن آن‌ها تجمع پیدا می‌کنند و به کلنی زنبورهای عسل منتقل می‌شوند و هم‌چنین بر روی لاروهای آن‌ها نیز تاثیرات مخربی دارند.
گروه دوم (Granules) می‌باشند و برای جلوگیری از اثر (Drift) یا باد بردگی سموم ساخته شده‌اند. وقتی از گرد آفت کش در طبیعت استفاده می‌شود، در اثر وزش باد، مقداری از گرد به خارج از منطقه مورد استفاده منتقل می‌شود که اصطلاحاً به این موضوع (Drift) یا باد بُردگی می‌گویند، برای مقابله با این عامل گرانول‌ها ساخته شدند.
گرانول‌ها، سمومی هستند که اطراف آن‌ها را یک ماده حامل، مانند پودر تالک(Talk) یا رُس‌های وِرمی‌کولیت (Vermicolite) در بر می‌گیرد. قطر این گرانول‌ها عموماً ۲۵صدم میلی‌متر تا 5 میلی‌متر است و در داخل خاک استفاده می‌شوند. تعداد زیادی از سموم که به این صورت ساخته می‌شوند، سیستمیک هستند و از طریق ریشه گیاهان جذب می‌شوند و حشراتی را که در روی قسمت سبزینه فعالیت می‌کنند را از بین می‌برند.

گروه دیگر این سموم، میکرو کپسول‌ها (Micro capsulated formulation) هستند. میکرو کپسول‌ها سمومی هستند که اطراف آن‌ها را پوششی از جنس ژلاتین یا آگار (به صورت جامد یا مایع) و در مواردی مواد پلی‌وانیل در برمی‌گیرد. میکرو کپسول‌ها سموم را بتدریج آزاد می‌کنند و برای مبارزه با مگس‌ها و پشه‌ها استفاده می‌شوند.
گروه دیگری از سموم خشک، طعمه‌های مسموم هستند. طعمه‌های مسموم در واقع با مواد غذایی که مورد علاقه آفات، یا جوندگان هستند مخلوط شده و از این طریق مورد استفاده قرار می‌گیرند. البته در مواردی طعمه‌های مسموم ممکن است به صورت آماده وجود داشته باشند که این طعمه‌ها عمدتاً برای جوندگان بکار می‌روند. در مورد گیاهان زینتی، بیشتر شامل ملخ‌ها و آبدزدک‌ها می‌شوند.

گروه دیگری از ترکیبات شیمیایی، خمیرها (Pastes) هستند. در این فرمولاسیون، ماده سمی را با یک ماده که خاصیت فرار بودن دارد مخلوط می‌کنند و بعد مقداری ماده چسبناک به آن اضافه می‌شود. از جمله این سموم، ترکیبی است بنام آنتی تارلو که برای مبارزه با آفات چوبخوار در داخل ساقه و تنه درختان مورد استفاده قرار می‌گیرد.
بطور کلی در بین سموم، گَردها بیشترین خطرات را برای جانداران مخصوصاً حشرات مفید دارند.

فرمولاسیون‌های مخصوص محلول‌پاشی

- گردهای خیس شونده Wetable powder
- امولسیون شونده‌ها Emulcitable concentrate
- امولسیون‌های معکوس Inverted emulsion
- محلول‌های قابل حل در آب Water solvable concentrate
- پودرهای قابل حل در آب water solvable powder
- سوسپانسیون‌های کلوئیدی Flowable
- فرمولاسیون غلیظ با حجم کم Ultra volume
- محلول‌های روغنی Oil solution
- فرمولاسیون آماده مصرف Ready to use
قطر گردهای خیس شونده حدود 3 میکرون است و وقتی داخل آب حل شوند بصورت سوسپانسیون نسبتاً پایداری در می‌آیند.

طبقه بندی سموم

اولین گروه از سمومی که بشر از آن‌ها برای مبارزه با آفات استفاده کرد، سموم معدنی بود که بصورت گَرد مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

* سموم
- سموم معدنی
- روغن‌ها
- هیدروکربن‌های کلره
- حشره‌کش‌ها
- سموم فسفره
- کاربامات‌ها
- کنه‌کش‌ها
- حلزون‌کش‌ها
- سموم گازی
- سموم هورمونی

سموم معدنی
- گوگرد معدنی
- ترکیبات آرسنیکی
- ترکیبات فلوئوره

از دیگر ترکیبات معدنی می‌توان به ترکیبات آرسنیکی و ترکیبات فلوئوره اشاره کرد که این ترکیبات بطور کلی در روی گیاهان ایجاد گیاه سوزی می‌کنند، و در حال حاضر کاربرد آن‌ها بسیار محدود می‌باشد. از جمله ترکیبات معدنی که هنوز هم به صورت کم و بیش و در رابطه با برخی از آفات و عوامل بیماریزا کاربرد دارد گوگرد است که برای مبارزه با قارچ‌ها استفاده می‌شود. ولی گوگرد، بر روی حشرات مفید، مخصوصاً بر روی کنه‌های شکارگر اثرات مخربی دارد و لذاکاربرد بسیار محدودی دارد.

گوگرد معدنی
ترکیبات آرسنیکی
- گِل گوگرد
- محلول در آب (آرسنیک سفید، ارسنیات سدیم، ارسنیت سدیم)
- گوگرد آسیابی
- غیر محلول در آب (سبز پاریس، ارسنیات کلسیم، ارسنیات سرب)
- گوگرد قابل تعلیق در آب
- گوگرد کلوئیدی
- مخلوط پلی‌سولفور

ترکیبات فلوئوره
- فلوئورید سیدم
- فلوئوروآلومینات سدیم
- فلوئوروسیلیکات سدیم
- فلوئوروسیلیکات باریوم

روغن‌ها
دومین گروه سموم روغن‌ها هستند. روغن‌ها به شکل‌های معدنی، حیوانی و گیاهی در مبارزه با آفات کاربرد دارند، ولی بیشترین کاربرد آن‌ها مربوط به روغن‌های نفتیاست. در گذشته ترکیبات روغنی که از نفت استخراج می‌شدند، برای مبارزه با آفات و مخصوصاً شپشک‌ها و کنه‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفتند که به شدت ایجاد گیاه سوزی می کردند. اما ترکیباتی که در حال حاضر مورد استفاده قرار می گیرند گیاه سوزی ندارند. درجه سلفوناسیون ترکیباتی که در تابستان برای مبارزه مورد استفاده قرار می گیرد.بین 90 تا 98 درصد و برای ترکیباتی که در زمستان مورد استفاده قرار می گیرد بین ۷۰ تا 90 درصد می گیرد.
درجه سولفوناسیون مقدار درصد هیدروکربن‌های اشباع نشده، خارج شده از روغن (در مراحل تصفیه) می‌باشد. به این معنی که اگر روغنی دارای درجه سولفوناسیون 98 درصد می باشد. حدود 98 در صد از هیدرو کربن های اشباع نشده آن در طی مراحل تصفیه از روغن خارج شده اند.

هیدروکربن‌های کلره
گروه دیگری از سموم هیدروکربن‌های کلره هستند و از اولین سموم آلی مصنوعی هستند که توسط بشر برای مبارزه با آفات ساخته شده‌اند. علی‌رغم خدمات بسیار ارزنده‌ای که در طی جنگ جهانی به انسان کرده‌اند، بعد از مشخص شدن پایداری بسیار شدید آن‌ها در طبیعت، بسیار محدود شدند. این سموم بصورت انتخابی عمل نمی‌کنند و همه‌ی اجزاء طبیعت، اعم از انسان و سایر گروه‌های جانوری را تحت تاثیر قرار می‌دهند. بعلاوه در بافت‌های چربی نیز تجمع پیدا می‌کنند. ترکیبات کلره نیز به چند دسته تقسیم‌بندی می‌شوند که عبارتند از:

1– ددت و آنالوگ‌های آن (دِدِت متوکسی کلر)
۲– هگزا آلکروسیلکوهگزان یا گامکسان (لیندین)
۳– سیکلودین‌ها (آلدرین، دی‌آلدرین، هپتاکر ، کلردان و آندوسولفان )
۴– پلی کلروترپن ( توکسافن و استروبان)

ددت - از جمله سمومی که برای مبارزه با آفات ساخته شده است ولی بعد از آن، آنالوگ‌های مختلفی از این سم در مبارزه با آفات مورد استفاده قرار گرفتند.
گامکسان - یکی از سموم این گروه به نام لیندین برای مبارزه با آفات ریشه خوار مثل سوسک‌های ریشه خوار خانواده (Scabaeidae) مورد استفاده قرار می‌گیرد.
پلی کلروترپن – از جمله این حشره‌کش‌ها توکسافن است که در گذشته کاربرد بسیار زیادی در مبارزه با آفات پنبه داشته ولی در حال حاضر سموم بهتری جایگزین آن شده است.

حشره ‌کش‌ها
گروه دیگر از حشره‌کش‌ها، حشره‌کش‌های گیاهی هستند. گیاهان از حدود ۴۰۰ میلیون سال قبل بر روی کره زمین زندگی می‌کردند و برای مقابله با آفات، ترکیبات مختلفی در آن‌ها تکامل پیدا کرده است. برخی گیاهان خواص ضد تغذیه دارند و برخی در مواردی منجر به مرگ حشرات می‌شوند. استفاده از حشره‌کش‌های گیاهی در حال حاضر بسیار محدود شده است. علی‌رغم اینکه در برخی از کشورهای آفریقایی در حال حاضر هم تعدادی از گیاهان را برای استحصال سم، کِشت می‌کنند.

از مهم‌ترین حشره‌کش‌های گیاهی عبارتند از:
الف) نیکوتین؛ که از ترکیبی از بعضی گیاهان مانند(Nicotina rustica) و (Nicotina tubacum)استخراج می‌شود و بر علیه شته‌ها و سایر حشرات مکنده مثل زنجرک‌ها، بسیار موثر است.
ب) روتنون؛ که از گیاهانی مانند (Derris elliptica) استخراج می‌گردد و بر روی حشرات مکنده فوق‌العاده موثر است. این سم روی ماهی‌ها هم تاثیر می‌گذارد.
ج) ریانودین؛
د) پیرترین؛ (Pyrethrins) که سابقه‌ی کار با آن‌ها بسیار قدیمی است و اولین بار در ایران و توسط ایرانی‌ها استفاده شده است، و از گیاهان کریزان‌تِموم (Chrysantemum) استخراج می‌شود.
امروز ترکیبات متعددی بر اساس (Pyrethrins) ساخته شده است و بر علیه بسیاری از حشرات بکار گرفته می‌شوند مانند آلترین، دلتامترین، سپترامترین و تعداد دیگر که سموم تماسی و گوارشی هستند و اثر ضربه‌ای بسیار شدیدی دارند.

سموم فسفره
گروه دیگر از سموم، سموم فسفره هستند که بسیار متنوع و دارای گروه‌های متعددی می‌باشند و در مقایسه با سموم کلره دارای مزایا و معایبی می‌باشند. سموم فسفره عبارتند از:
- مشتقات اسید فسفریک (تترااتیل پیروفسفات، هپتنوفوس، دیکرووس، فسفامیدون، دیکروتوفوس و مونوکروتوفوس و غیره)؛
- مشتقات اسید فسفر و تیوبیک (پاراتیون، متیل پاراتیون، اکسی دی متون متیل، فنیتروتیون، فنتیون، دیازینون، فوکسیم، پیریمفوس متیل، پروپتامفوس، تری ازوفوس)؛
مشتقات اسید فسفر و دی تیوئیک (مالاتیون، آزینفوس متیل، فوزالون، اتیون، فوسمت، متیرا تیون، فنتوات، فوریت، تیومتون، دیمتوات، فورموتیون)؛
- مشتقات اسید فسفریک (نظیر تری کلروفن)؛
- مشتقات فسفر و آمیدات (متامیدوفوس، آسفات).

مزایای سموم فسفره
1- دارای تاثیر سریع هستند؛
2- در طبیعت دوام زیادی ندارند؛
3- اثر کنه‌کشی و حشره‌کشی آن‌ها از ترکیبات کلره شدیدتر است؛
4- در بافت چربی و زنجیره‌های زیستی تجمع پیدا نمی‌کنند؛
5- میزان مصرف آن‌ها در واحد سطح نسبت به ترکیبات کلره کمتر است.

معایب سموم فسفره
1- بروز مقاومت در آفات بویژه آفات چند نسلی؛
2- سمیت شدید برای انسان و جانوران خونگرم؛
3- طیف تاثیر وسیع آن‌ها باعث ظهور آفات ثانوی می‌شود.

کاربامات‌ها
ترکیبات کاربامات گروه دیگری از سموم هستند که نخستین آن‌ها سمی بنام (Physostigmine) است که از گیاهی با نام (Physostigma venenosum) که محل رویش آن در آفریقای جنوبی می‌باشد استخراج می‌شود.
ترکیبات کاربامات سمومی هستند که هسته مرکزی آن‌ها اسید کاربامیک (COONH2) است و شامل دو گروه اصلی می‌باشند.

ترکیبات کاربامات
1- دی متیل کاربامات‌ها (پیرولان، ایزولان، دی متیلان، پریمیکارب). برای مبارزه با مگس‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند اما امروزه کاربرد آن‌ها محدودتر شده است؛

2- متیل کاربامات‌ها که دارای استفاده وسیعی هستند و به چندین گروه تقسیم می‌شوند:
الف) نفتیل کاربامات‌ها (کاربایل)
مهم‌ترین ترکیب این گروه کاربایل است که علیه حشرات، نرمتنان و کنه‌های دامی موثر است؛
ب) متیل کاربامات‌های هتروسیکلیک (کاربوفوران، بندیوکارب)
یکی از مهم‌ترین ترکیبات این گروه کاربوفوران است که دارای خاصیت سیستمیک بوده و علیه آفات خاک‌زی، برگ‌خوار و ساقه‌خوار و نماتدها موثر است. کاربوفوران سمی بسیار قوی است که به دلیل اثر فوق‌العاده قوی بصورت گرانول ساخته می‌شود و در داخل خاک برای مبارزه با آفات مورد استفاده قرار می‌گیرد. این سم سیستمیک بوده و از طریق ریشه گیاهان جذب می شود و حشراتی را که در روی گیاهان جمع می‌شوند را از بین می‌برد

ج) فنیل کاربامات‌ها (مگزاکاربات، پروپوکسور، میتو کارب)
پروپوکسور سمی با دو نوع فرمولاسیون می‌باشد که یک نوع آن برای مبارزه با حشرات خانگی (به صورت حشره‌کش) و نوع دیگر برای شته‌ها و کنه‌ها در گلخانه‌ها و مزارع استفاده می‌شود؛
میتوکارب دارای طیف وسیعی بوده و علیه گروه‌های مختلفی از حشرات، کنه‌ها و نرمتنان و حتی سخت بالپوشان، دوبالان، پروانه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد؛
د) اُگزایم‌ها (آلدیکارب، متومیل و تیودیکارب)
همه جزء سموم سیستمیک هستند و علیه طیف وسیعی از آفات در مزارع و گلخانه‌ها استفاده می‌شوند.

کنه‌کش‌ها
گروه دیگری از آفت‌کش‌ها، کنه کش‌ها هستند که طیف وسیعی از سموم را شامل می‌شوند. کنه‌ها مخصوصاً کنه‌های خانواده (Tetranychidae) از جمله آفات بسیار مهم گیاهان زینتی و محصولات گلخانه‌ای به شمار می‌آیند. برای مبارزه با این آفات، تعدادی از سموم فسفره، کلره و کاربامات مورد استفاده قرار می‌گیرند و در عین حال تعدادی کنه‌کش اختصاصی نیز وجود دارند.

کنه‌کش‌ها
- سموم گوگردی؛
- گوگرد معدنی؛
- سموم گوگرد آلی؛
-سولفون‌ها (تترادیفون)؛
- سولفونات‌ها (فنزون، کلرفنزون)؛
- سولفیت‌ها (پروپارژیت)؛
- سولفیدها (تتراسول، کلرفن سولفید).
سموم گوگرد آلی دارای ساختمان شیمیایی شبیه به ساختمان شیمیایی (D.D.T) هستند اما با این تفاوت که به جای اتم کلر مرکزی، اتم گوگرد قرار گرفته است. این ترکیبات، همه مراحل مختلف سنی کنه‌ها، از جمله تخم آن‌ها را از بین می‌برند.
گروه دیگر از کنه‌کش‌ها، آنالوگ‌های د .د .ت هستند- کلروفنتول - دیکلوفول - کلروپروپیلات - کلروبنزیلات - بروموبروپیلات .
نیتروفنول‌ها گروه دیگر از کنه‌کش‌ها هستند.
- دینوبوتون، بیناپاکریل؛
- این ترکیبات علاوه بر خاصیت کنه‌کشی، خاصیت قارچ کشی نیز دارند.
آخرین گروه کنه‌کش‌ها اُرگانوتین‌ها هستند.
- سی هگزاتین، آزوسیکلوتین، فن بوتاتین اکساید؛
- در ساختمان شیمیایی آن‌ها اتم قلع (Sn) وجود دارد؛
- همه مراحل متحرک کنه‌ها را از بین می‌برند؛
- بعضی از آن‌ها علاوه بر خاصیت کنه‌کشی، خاصیت دور کنندگی و ضد تغذیه‌ای نیز دارند.

حلزون‌کش‌ها
گروه دیگر از آفت‌کش‌ها حلزون‌کش‌ها هستند، حلزون‌ها گاهی اوقات و تحت شرایط خاصی با عنوان آفات نسبتاً مهم محصولات گلخانه‌ای و گیاهان زینتی در می‌آیند.
برای مبارزه با حلزون‌ها سمومی که مورد استفاده قرار می‌گیرند محدود هستند.
- مهم‌ترین ترکیب مورد استفاده در مبارزه با نرمتنان متالدئید است؛
- بعضی از حشره‌کش‌ها نظیر کاربایل، میتوکارب و مگزاکاربات خاصیت نرم‌تن‌کشی نیز دارند.
متالدئید سمی تماسی و گوارشی است و همانند سایر سموم بصورت محلول‌پاش مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای تولید یک طعمه‌ی مسموم برای حشرات، سبوس را با گرد متالدئید مخلوط می‌کنیم و بتدریج مقداری آب به آن اضافه می‌کنیم، البته نباید آب به مقداری باشد که سبوس خمیر گردد. بعد از اضافه کردن آب طعمه را بصورت یکنواخت یا بصورت کپه در محیط‌هایی که با نرمتنان مبارزه می‌کنیم قرار می‌دهیم.
سموم گازی
گروه دیگری از سموم، سموم گازی هستند. تعدادی از سموم وقتی در شرایط مناسب محیطی قرار می‌گیرند تبدیل به گاز شده و از راه تنفس انواع حشرات و موجودات را از بین می‌برند.

سموم گازی
- کلروپیکرین، اتیلن دی بروماید، متیل بروماید، اتیلن اکساید و فسفین؛
- سموم گازی عموماً بر روی همه مراحل رشد حشرات و سایر بندپایان موثر هستند؛
- از سموم گازی برای ضدعفونی خاک و از بین بردن آفات محصولات انباری استفاده می‌شود.
سموم گازی برای انسان فوق‌العاده خطرناک هستند علی‌الخصوص سم متیل بروماید که باعث بی‌هوشی و حتی مرگ می‌شود، به همین خاطر در کاربرد این سم حتماً از افراد متخصص استفاده شود.

CASSIATORA
2010-May-26, 15:23
روغن ولک

روغن امولسیون شونده ( ولک )
گروه شیمیایی : هیدروکربن آلیفاتیک

ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی :

گاهی خصوصیت روغنها را بر حسب جرم مولکولی آنها بیان می کنند . روغنهای بسیار سبک خاصیت حشره کشی چندانی ندارند به عکس در صورتیکه از مولکولهای روغنی بسیار سنگین استفاده شود علاوه بر آفت ؛ گیاه میزبان هم صدمه خواهد دید . آن دسته از هیدروکربنها برای مبارزه با آفات روی گیاهان به کار گرفته می شوند که نقطه جوش آنها دقیقا کنترل شده و عمدتاً از هیدروکربنهای پارافینی تشکیل شده باشند . خلوص روغن از نظر وجود هیدروکربنهای غیر اشباع را با درجه سولفوناسیون نشان می دهند . اگر درجه سولفوناسیون روغن 100 باشد یعنی صد در صد از هیدروکربنهای اشباع شده تشکیل شده است . بنابراین هر قدر درجه سولفوناسیون از 100 کمتر باشد میزان هیدروکربنهای غیر اشباع بیشتر است . درجه سولفوناسیون در تعیین روغنها برای سمپاشی زمستانه و تابستانه موثر می باشد . مثلاً روغنهای با درجه سولفوناسیون 85 تا 95 برای سمپاشی تابستانه و روغنهای با درجه سولفوناسیون 65 تا 75 برای سمپاشی زمستانه مناسبند . روغنها را به صورت امولسیون فرموله می کنند . این امولسیون را تنها یا همراه با حشره کشهای دیگر رقیق کرده و مصرف می نمایند .

ماندگاری در محیط زیست :
تجزیه زیستی روغنهای امولسیون شونده توسط میکروارگانیزمهای موجود در خاک صورت می گیرد . عواملی که می توانند بر سرعت تجزیه زیستی اثر بگذارند عبارتند از : شرایط محیطی از قبیل دما ؛ رطوبت ؛ بارندگی ؛ نوع خاک و میکروارگانیزمها .
سمیت : LD50 بیشتر از mg/kg4300

یکی از مزایای روغنها نسبت به حشره کشها کم خطر بودن آنها برای انسان است به طوریکه باقیمانده سم روی محصولات برای انسان خطرناک نمی باشد . روغنها سمیتی برای پرندگان و حشرات مفید ندارند ولی ماهیها و زنبورهای عسل تا حدی به این سم حساس هستند .
موارد مصرف : روغنها از طریق بستن منافذ تنفسی باعث مرگ حشرات می شوند . همچنین با انحلال قشر مومی جلد حشره باعث می شوند که حشره بوسیله نیروی کشش سطحی آب گرفتار آید . اینگونه خواص روغنها در روش مبارزه با لارو پشه با پهن کردن یک لایه نازک روغن روی سطح آب مورد استفاده قرار می گیرد .

روغنها را در دفع آفات در موارد زیر بکار می برند:

1- برای سمپاشی تابستانی بر ضد شپشک آردآلود ؛ سپردارها و شته ها .
2- برای سمپاشی زمستانی بر ضد شپشکهای گیاهی ؛ کنه های گیاهان ؛ تخم عده ای از حشرات و بعضی از لاروهای زمستانی .
3- بر ضد انگلهای خارجی مانند کک ؛ شپش و کنه .
4- به عنوان حامل و حلال حشره کشها .
5- جهت مخلوط کردن با امولسیون بعضی از حشره کشها مانند ترکیبات فسفره به منظور بالا بردن اثر حشره کشی آنها .
روغنها را به صورت امولسیون فرموله می کنند . این امولسیون را تنها یا همراه با حشره کشهای دیگر رقیق کرده و مصرف می نمایند . در این صورت روغن به صورت یک ورقه نازک پایدار روی سطح سمپاشی شده باقی می ماند . باید توجه داشت که میوه های هسته دار و نیز مرکبات تا اندازه ای نسبت به روغن حساسند .

به طور کلی در مورد کاربرد روغنها باید احتیاطاتی را رعایت کرد که مهمترین آن عبارتند از :

‌1- در بهار و تابستان باید قبل از سمپاشی با روغن درختان را آبیاری کرد .
2- سه هفته قبل و بعد از سمپاشی با روغن از کاربرد گوگرد روی گیاه باید خودداری نمود .
3- اگر روغن با سم همراه باشد باید احتیاطات مربوط به سم رعایت شود .
فرمولاسیون : امولسیون 80% و 90% بدون آب

CASSIATORA
2010-May-28, 16:12
کرم میوه گوجه فرنگی


میوه گوجه فرنگی Helicoverpa armigera
Heliotis armigera
Syn. : H.zea
(Lep., Noctuidae)

این آفت بسیار پلی فاژ بوده و روی میزبانهای مختلف تیپهای خسارتی متفاوتی دارد
مناطق انتشاراین آفت همه جایی بوده و در همه نقاط جهان شامل اروپا، استرالیا، آفریقای جنوبی، شمالی و مرکزی یافت می شود.

شکل شناسی حشره کامل

عرض بدن با بال های باز 25-30 میلیمتر است. بال های جلویی در افراد ماده زرد تا پرتقالی و قهوه ای متمایل به خاکستری روشن با نوارهای نامنظم تیره رنگ در یک سوم انتهایی هستندروی هر بال یک لکه کوچک گرد به رنگ سیاه و یک لکه لوبیایی تیره وجود دارد ،در حالی که در افراد نر به رنگ خاکستری متمایل به سبز بوده و حاشیه انتهایی آنها مجهز به لکه های تیره رنگ می باشد. بال های عقبی خاکستری روشن و دارای نوار تیره عریض انتهایی و یک لکه قهوه ای قاعده ای هستند طول لاروها در حداکثر رشد به30-32 میلمیتر می رسد. رنگ آنها متغیر بوده ولی عموماً به رنگ سبز با خطوط تیره و روشن در طول بدن مشاهده می شوند تخم ها نیز نیم کروی، غالباً مجتمع و به رنگ زرد روشن می باشند


تخم کرم میوه گوجه فرنگی Helicoverpa armigera

لارو کرم میوه گوجه فرنگی Helicoverpa armigera

لارو کرم میوه گوجه فرنگی Helicoverpa armigera

خسارت

لاروهای جوان پس از خروج از تخم ابتدا از پارانشیم برگ تغذیه نموده و رگبرگها را باقی می گذارند.قسمت عمده خسارت این آفت در اثر حمله لاروها به قسمتهای بارور گیاه شامل گل، غنچه، کپسول و میوه انجام می شود. آلودگی در میوه ای آلوده به صورت حفره های لاروی سیاه رنگی که داخل آنها مملو از فضولات آفت است دیده می شود در مواردی نیز خسارت آفت با فساد میوه ها تشدید می شد. آستانه زیان اقتصادی این آفت از یک منطقه به منطقه دیگر متغیر است


زیست شناسی

این آفت زمستان را به صورت شفیره در داخل خاک سپری می کند در بهار وقتی دما به 18-20 درجه سانتیگراد رسید پروانه ها به تدریج ظاهر شده و طی چند روز جفتگیری و تخمریزی می کنند. هر حشره ماده 500-2700 تخم می گذارد.لاروها با سوراخ کردن میوه باعث ورود قارچهای فوماژین به میوه می شوند و آن را پوسیده و غیر قابل استفاده می کنند.این آفت دارای 5 نسل در سال است.



روش های کنترل

الف ـ زراعی

1ـ شخم عمیق: با توجه به زمستان گذرانی آفت در داخل خاک، شخم عمیق پس از برداشت محصول در به هم زدن پناهگاه زمستانه و زیر خاک کردن شفیره های زمستان گذران مؤثر واقع می شود.

ب ـ میکروبی
اـ استفاده از B.t
2ـ استفاده از ویروس (NPV(Nuclear polyhedrosis virus

ج ـ دشمنان طبیعی
زنبور پارازیتویید Habrobracon hebertor Say از عوامل کنترل بیولوژیک این آفت در مزارع گوجه فرنگی می باشد. زنبور فوق، اکتوپارازیت مرحله لاروی این آفت است.

دـ شیمیایی
در صورت اقتصادی بودن جمعیت آفت می توان از سمومی نظیر لاروین 80Df درصد به میزان یک کیلوگرم در هکتار، امولسیون 50درصد اکامت به میزان 5/1 لیتر در هکتار، آندوسولفان 35% به نسبت 5/1 لیتر در هزار و دیازینون 60% به نسبت 1 در هزار پس از رزیش گلها استفاده نمود علاوه بر این به کارگیری دیپترکس و سوین 80 درصد نیز نتیجه مطلوبی در کنترل آفت داشته است.

CASSIATORA
2010-Jun-04, 23:40
آفات مهم پنبه


کرم غوزه پنبه Heliothis armigera

آفتی است خطرناک که خسارت شدید آن از پنبه کا ریهای استان های شمال و مرکز ایران گزارش شده است .این حشره میزبانهای متعدد از جمله پنبه ، کنجد ، توتون ، کنف ، نخود ، گوجه فرنگی ، ذرت و گل آفتاب گردان و لوبیا دارد. خسارت این آفت در مزارع پنبه گرگان و گنبد و مازندران به طور متوسط 25 % کلیه محصول و در مزارع نخود ممکن است بیشتر از نصف محصول باشد . در سالهای اخیر این آفت به میوه های گوجه فرنگی خسارت قابل توجه وارد می سازد .

مشخصات ظاهری :

عرض بدن حشره با بالهای باز 25 – 30 میلی متر است. بالهای جلوئی قهوه ای متمایل به خاکستری روشن با نوار های نا منظم تیره می باشد. بعلاوه لکه های تیره رنگ در انتهای بال دیده می شود . بالهای عقبی سفید ، با نوارها و لکه های تیره دیده می شود. لاروها در حداکثر رشد 30 – 32 میلی متر طول دارند . رنگ آنها متغیر ، عموما سبز با خطوط تیره و روشن در طول بدن می باشد . تخم ها نیم کروی، غالبا مجتمع و به رنگ زرد روشن است.

مبارزه:

شخم زمستانه در ازبین بردن شفیره های این آفت بسیار مفید است و مناسب ترین زمان سم پاشی هنگام ظهور لاروهای سن یک با سمومی نظیر اندرین، سوین و یا سوپر اسید می باشد.

اخیرا استفاده از زنبور تریکوگراما در مبارزه بیولوژیک با این آفت نتایج امید بخشی داده است.


کرم خاردار پنبه Spiny cotton bollworm

Earias insulana

(Lep: Noctuidae)


معرفی آفت

این آفت نه تنها به گیاهان زراعی پنبه، کنف و بامیه حمله می کند بلکه به گیاهان قوزک یا شغال کنف، یا بنگ کنف یا کنف وحشی Hibiscus trionum، گاو پنبه یا شال پنبه سا شال کنف یا دیو کنف Abutilon aviennae، انواع ختمی (Althaea)، پنیرک یا توله Malva sp. از خانوادة Malvaceae یا پنیر کیان و همچنین به گیاه خرقوزک Carchorus olitorius از خانوادة Tiliaceae حمله کرده و خسارت می زند. کرم خاردار پنبه در ابتدای فصل که هنوز گل و قوزه های پنبه ظاهر نشده اند از جوانه انتهائی تغذیه و وارد ساقه می شود و تا چند سانتی متری انتهای ساقه که نرم و ترد است پیشروی می نماید و سبب خشکیدگی سر شاخه می شود. در بوته هائی که به این ترتیب مورد حمله قرار می گیرند، جوانه های جانبی از زیر قسمت جوانه انتهائی ظاهر شده و شاخه های جانبی را بوجود می آورند و بوته حالت پهن تری به خود می گیرد. اما پس از ظهور گل و غنچه ها و قوزه ها کرم خاردار به این اعضاء حمله کرده و آسیب وارد می کند. خسارت کرم خاردار پنبه از چند جنبه دارای اهمیت است. این آفت چون از بذر دانه تغذیه می کند سبب ضایعاتی قابل توجه به مزارع پنبه بذر می گردد. ثانیاً کرم خاردار به دنبال دستیابی به بذر دانه پنبه از الیاف حجره های درون قوزه عبور کرده و باعث قطع الیاف می گردد. همچنین فضولات لارو در روی الیاف محیط مساعدی برای رشد قارچهای دوده ای بوجود آورده و الیاف را کثیف و نامرغوب می نماید.

اگر چنانچه گل و قوزه های جوان مورد حمله قرار گیرند ریزش کرده و چنانچه قوزه های رسیده مورد حمله قرار گیرند یا اینکه اصلاً باز نمی شوند و اگر باز شوند قسمتی از قوزه باز شده و قسمت خسارت دیده باز نشده و معمولاً قابل برداشت نمی باشد.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت شفیره در داخل پیله می گذراند. در مناطق گرمسیری جنوب کشور در زمستان به تمام حالات تخم، لارو و شفیره مشاهده می شود. فعالیت نسل اول بیشتر روی میزبانهای وحشی و در نسلهای بعدی روی پنبه انجام می شود. بروز آفت در مزارع پنبه قبل از ظهور غنچه و گل مشاهده می شود و در این موقع پرواز آفت در جوانه انتهائی بوتة جوان پنبه تخم ریزی می کند. تخمها به صورت تک تک قرار داده می شود و تعداد تخم از 500-400 عدد برای هر حشره متغیر می باشد. لارو آفت پس از خروج از تخم داخل ساقه انتهائی شده و دالان کم عمقی به طول 3-2 سانتی متر می سازد. صدمات لارو آفت اغلب با صدمات لارو کرم قوزه اشتباه می گردد. گاهی لارو ساقه پنبه را سوراخ کرده و قست بالای شاخه را می خشکاند. در بوته های آفت زده فواصل بین شاخه های میوه دهنده در محل آفت زدگی کوتاه می گردند. پس از خاتمة نشو و نمای لاروی کرم خاردار از دالان خارج شده و در انتهای شاخه لای جوانه ها و برگها تبدیل به شفیره می شود و پس از مدتی پروانه خارج می گردد. در صورتی که بوته پنبه دارای گل و غنچه باشد تخمریزی پروانه روی اعضاء میوه دهنده و جوانه های انتهائی به خصوص روی براکته گل و غنچه مشاهده می شود. لارو آفت پس از خروج از تخم در جستجوی غنچه و قوزه مدت کوتاهی به حالت سرگردان به اطراف می رود و در این نسل و نسلهای بعد اعضاء میوه دهنده را مورد حمله قرار می دهد. در اواخر تابستان و اوایل پائیز که بوته مجدداً شاخه های جوانتری می دهد لارو آفت گاهی از جوانه انتهائی تغذیه و رأس شاخه جوان را سوراخ کرده و به داخل ساقه می رود. کرم خاردار پنج سن لاروی داشته و چهار نوبت پوست عوض می کند. لاروهای سنین 3-1 معمولاً‌ با استفاده از ترشحات آب دهان که در مجاورت هوا تبدیل به تار می شود. در موقع ضرورت از محل استقرار آویزان شده و از شاخه ای به شاخه دیگر نقل مکان می نمایند. در شرایط مناسب یک عدد لارو ممکن است چند عدد غنچه و یا 4-2 قوزه جوان را مورد حمله قرار دهد. سوراخ دخولی لارو در جوانه ها اغلب یک عدد و در قوزه ممکن است 4-2 عدد باشد.

لارو کرم خاردار پس از خاتمه نشو و نما از محل تغذیه بیرون آمده و روی جوانه انتهائی اطراف کاسبرگ سطح قوزه، اطراف براکته متصل به دم قوزه روی شاخه، داخل قوزه های باز شده، لای برگهائی که روی زمین ریخته اند و گاهی در سطح خاک در داخل پیله ای تبدیل به شفیره می شوند. مدت نشو و نمای یک نسل آفت در تابستان حدود یک ماه، در بهار و پائیز به طور متوسط 60-50 روز و در زمستان 4 ماه به طول می انجامد. در خوزستان 8-7 نسل، در گرگان و مازندران 8-6 نسل و در خراسان 6 نسل در سال دارد.

کنترل:

1-تاریخ کاشت: کاشت زودتر پنبه و برداشت زودتر آن در پائیز اغلب سبب می شود که در موقع ظهور آفت گیاه بتواند خسارت را تحمل نماید.

2-زیر خاک نمودن بقایای پنبه با شخم عمیق پائیزه.

3-دفع علفهای هرز و میزبانان آفت در اطراف مزرعه.

کنترل شیمیایی:

1. کارباریل(سوین) WP85% و3 کیلوگرم در هکتار 2- 1 نوبت

2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و5 لیتر در هکتار.


کرم قوزه پنبه(هلیوتیس) Cotton boll worm

Helicoverpa armigera (Heliothis armigera)

(Lep.: Noctuidae)




معرفی آفت

یکی از آفات مهم پنبه، توتون، گوجه فرنگی، یونجه، خشخاش، کنف، شبدر، ذرت، نخود، کنجد، بادمجان، سویا، لوبیا، ذرت خوشه ای، کدو و شاهدانه می باشد. بسیار پلی فاژ بوده و در دنیا بیش از 70 گونه میزبان برای آن گزارش شده است. لاروهای این آفت از برگهای جوان، قوزه (کرم قوزه پنبه-کرم قوزه گلرنگ)، بلال، میوه (کرم میوه گوجه فرنگی)، غلاف بذر (کرم پیله خوار نخود) گیاهان میزبان خود تغذیه می کند. در مزارع گیاهان میزبان گونه های دیگر نظیر H. Peltigera و H.viriplace نیز دیده می شوند.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت شفیره در داخل خاک به عمق 8- 5 سانتی متری به سر می برد. خروج پروانه ها در بهار بسته به درجه حرارت از اواسط فروردین ماه شروع می شود و حشره ماده پس از جفت گیری تخمهای خود را به صورت انفرادی روی دو طرف برگها، ساقه ها، دمبرگ و برگچه های میزبان می گذارد. در شرایط مساعد 5-3 روز بعد تخمهای تفریخ شده و لاروها در همان محل شروع به تغذیه می کنند. نشو و نمای نسل اول آفت در نخود، گوجه فرنگی زودرس، یونجه و برخی علفهای هرز و به ندرت در پنبه های زود کاشت مشاهده می شود. زیان آفت در پنبه کاریها از نسل دوم به بعد مشهود و خسارت آن در نسل سوم شدید است. پروانه ها بوته های پنبه را که دارای گل هستند برای تخم گذاری ترجیح می دهند و لاروهای جوان پس از خروج از تخم ابتدا از پارانشیم برگ تغذیه نموده و رگبرگ را باقی می گذارند. سپس به غنچه، گل و قوزه حمله کرده و با سوراخ کردن قوزه ها و ورود به داخل آنها از الیاف پنبه تغذیه می نمایند. دورة لاروی حدود 3 هفته به طول می انجامد و دارای 6 سن لاروی است. سپس در داخل خاک تبدیل به شفیره می شود. دورة شفیرگی حدود 12-8 روز به طول می انجامد. طول دورة یک نسل حدود 44-38 روز نوسان دارد. دارای 4-3 نسل در سال بوده و در مناطق گرمسیر تا 5 نسل در سال دارد.

مبارزه:

1-شخم عمیق بلافاصله پس از برداشت محصول.

2-یخ آب زمستانه.

3- زنبور پارازتیوئید تخم تریکو گراما

Trichogramma rhenana

Trichogramma pintoi

4- زنبور پارازتیوئید لارو Habrobracon hebetor از Braconidae.

کنترل شیمیایی:

1. تیودیکارپ(لاروین) DF80% و 1- 0.75 کیلوگرم در هکتار 1نوبت

2. کارباریل(سوین) WP85%و 3کیلوگرم در هکتار

3. اندوسولفان(تیودان) EC35% و 3لیتر در هکتار

4. ایندوکساکارب(آوانت) SC15% و250سی سی- 200 در هکتار

5. فن پروپاترین EC10% و1لیتر در هکتار.



کرم برگخوار پنبه یا پرودینا Spodoptera littoralis

(Lep: Noctuidae)





معرفی آفت

یکی از آفات پلی فاژ بوده که به گیاهان مختلفی نظیر پنبه،‌ چغندرقند، گوجه فرنگی، نخود، پیاز، بادمجان، هویج، برنج، ذرت، یونجه، شبدر، لوبیا، جعفری، اسفناج، تربچه و… خسارت می زند. لاروهای سنین اولیه آفت به طور دسته جمعی از پارانشیم برگها تغذیه کرده و برگها را مشبک می سازند و به تدریج که لاروها بزرگتر می شوند دامنه فعالیت آنها گسترش یافته تمام سطح برگها را به استثنای رگبرگ اصلی خورده و به سایر اندامهای گیاه میزبان نیز حمله ور می شوند.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت شفیره در داخل خاک به سر می برد. با مساعد شدن شرایط آب و هوا در فروردین ماه پروانه ها ظاهر و پس از تغذیه از گرده و شیره گلها جفت گیری و تخمریزی می نمایند. محل تخمریزی پشت برگها بوده و حشره تخمهای خود را به صورت دسته ای در دستجات 250 تا 500 عددی در پشت برگها قرار داده و روی آنها را با ماده چسبناک و کرک های انتهای شکم خود می پوشاند. دورة جنینی 12-3 روز، سپس لاروها خارج و شروع به تغذیه می نمایند. دارای 6 سن لاروی بوده و طول دوران لاروی در فصول گرم 20-15 روز و در پائیز تا دو ماه به طول می انجامد. لاروهای کامل در داخل خاک پیله خاکی ساخته و در داخل آن تبدیل به شفیره می شوند. دوره شفیرگی حدود 18-8 روز به طول می انجامد. دورة یک نسل آن در فصول گرم 45-32 روز و در فصول معتدل 65-50 روز است. ممکن است تا 5 نسل در سال داشته باشد.

کنترل:

1. در صورت شدت آفت اتریمفوس (اکامت) به نسبت 2 لیتر در هکتار استفاده شود.

2. مونوکرتوفوس(نواکرون) SL40%و 2لیتر

3. دلتامترین(دسیس) EC25% و 750 سی سی


کرم سرخ پنبه Pectinophora gossypiella

(Lep: Gelechiidae)

Pink cotton boll worm

معرفی آفت

این حشره اولین بار از هندوستان گزارش گردیده و در سایر کشورهای همجوار مانند پاکستان و افغانستان انتشار دارد. این آفت در نواحی جنوبی کشور (سیستان و بلوچستان) احتمالاً وجود دارد ولی گزارش دقیقی از آن در دسترس نیست.






زیست شناسی:

زمستان را به صورت لارو سن آخر در داخل بذر به صورت دیاپوز بسر می برد. برخی اوقات زمستان را در زیر خاک می گذراند. گاهی اوقات لارو تا 2.5 سال در داخل بذر به صورت وقفه بسر می برد. در شرایط مساعد به شفیره و حشره کامل تبدیل می شود. انتشار این آفت بیشتر از طریق حمل بذرهای پنبه از کشوری به کشور دیگر صورت می گیرد. حشره ماده پس از جفت گیری تخمهای خود را به صورت دسته ای یا منفرد روی گیاهان خانوادة پنیرکیان Malva Ceae و مخصوصاً‌ روی قوزه جوان قرار می دهد. 6-4 روز بعد لاروهای جوان بیرون آمده و از رگبرگها و قسمتهای داخلی قوزه و مغز پنبه دانه تغذیه می کنند. سه الی چهار هفته بعد رشد لارو کامل شده و مجدداً تبدیل به شفیره و پروانه می گردد. ممکن است تا چندین نسل در سال داشته باشد.

کنترل:

رعایت موارد قرنطینه ای و اقدامات جدی برای جلوگیری از ورود بذر پنبه از کشورهای آلوده.


مگس سفید یا عسلک پنبه White flies

Bemisia tabaci

(Hom: Aleyrodiadae)




معرفی آفت

Aleyrodiadae در لاتین به معنای آرد مانند می باشد. از نظر میزبان دامنه وسیعی از گیاهان زراعی، باغی، علفهای هرز و گیاهان زینتی را مورد حمله قرار می دهد. در دنیا اینحشره از روی 507 میزبان گیاهی که به 74 خانواده تعلق دارند گزارش گردیده است. بیشترین تعداد میزبانها به ترتیب در خانوادة Leguminoseae، Compositae، Malvaceae، Solanaceae، Euphorbiaceae قرار دارد. در بین گیاهان زراعی، پنبه، گوجه فرنگی، کنجد، کنف، آفتابگردان اهمیت بیشتری دارد.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت مراحل مختلف رشدی از تخم،‌ پوره تا حشره کامل می گذراند. طول دوران رشد بستگی به درجه حرارت محیط دارد. طول یک نسل در حدود 15 روز طول می کشد و ممکن است تا 15 نسل در سال داشته باشد. پوره ها و حشرات کامل این آفت قطعات دهانی خود را در بافتهای زیر برگ فرو برده و از شیره گیاهی تغذیه می کنند و بطور مستقیم و غیر مستقیم موجب زیان اقتصادی می گردند. خسارت مستقیم آنها از طریق تغذیه از شیره گیاهی و ضعف شدید بوته ها و همچنین آلوده کردن برگها و سایر اندامهای گیاهی با عسلک و رشد قارچ دوده و جلوگیری از عمل فتوسنتز می باشد و خسارت غیر مستقیم آن انتقال بیش از 19 بیماری ویروسی بر روی 50 گونه میزبان است که توسط حشره کامل صورت می گیرد.


کنترل:

1-دشمنان طبیعی

الف-زنبور پارازتیوئید:


(Hym.: Aphelinidae)
Eretmocerus mundus

Encarsia formusa

Encarsia lutea


ب: شکارچی ها:

Chrysopa Carnea (Neu.: Chrysopidae)

Clitostethus arcuatus (col.: Coccinellidae) **اختصاصاً روی مگس سفید

Coccinella septempunctata

Exochomus nigripennis

Hippodamia Variegata

2-از بین بردن بقایای مزارع پنبه و سوزانیدن آنها بلافاصله بعد از برداشت محصول.

3-دور کاشتن زراعت پنبه از جالیز یا آفتابگردان و رعایت فاصله کافی.

4-تبدیل روشهای کرتی به خطی.

5-کاشت واریته های مقاوم.

6-از بین بردن علفهای هرز.

7-در صورت امکان در اواخر فصل کاشت کود اوره به زمین ندهیم.

ج- کنترل شیمیایی:

1. پیریمیفوس متیل(اکتلیک) EC50% و1.5لیتر

2. آمیتراز(مایتاوک)EC20% و 3لیتر

3. پیری پروکسی فن(آدمیرال) EC10% و0.75لیتر

4. بوپروفزین(آپلاود)و 1.25 SC40% لیتر


کنه دو نقطه ای کنه تار عنکبوتی پنبه Two spotted mite

Tetranychus urticae

(Acari: Tetranychidae)




معرفی آفت

این کنه بسیار پلی فاژ بوده و بیش از 150 گونه گیاه مانند لوبیا، باقیا، شبدر، یونجه، پنبه، گیاهان زینتی، گیاهان خانوادة Cucurbitaceae، Cruciferae، Solanaceae و یره را مورد حمله قرار می دهد. این کنه با تنیدن تار سطح برگهای میزبان را همراه با قشری مانند گرد و خاک می پوشاند. مخصوصاً در کشت های زیر پلاستیک و گلخانه ای گیاهان جالیزی این تارها روی گیاهان،‌ زیاد دیده می شود. علایم خسارت این کنه ممکن است به صورت لکه های خاکستری یا زرد، در متن سبز برگها مشاهده شود. گاهی برگها در اثر از دست دادن شیره گیاهی حول دمبرگ اصلی خمیده می شوند.

زیست شناسی:

این کنه زمستان را به صورت ماده بالغ بارور در زیر پوست درختان میوه، بوته ها و گاهی داخل خاک، زیر کاه و کلش و برگهای افتاده به حالت دیاپوز می گذارند. کنه های زمستانی قرمز آجری هستند. در اوایل بهار روی علفهای هرز تخمریزی می کنند. سپس گیاهان زراعی، زینتی و سبزی و جالیزی را مورد حمله قرار می دهند. هر کنه ماده 80-40 عدد تخم می گذارد. تخمها بسته به درجه حرارت پس از 15-12 روز تفریخ شده و پوره های کنه خارج می شوند و پس از سه نوبت پوست عوض کردن کامل می گردند. دورة زندگی یک نسل کامل کنه 22-15 روز طول می کشد و چندین نسل در سال دارد. سیکل زندگی آن مشابه سایر کنه های Tetranychidae می باشد.


کنترل:

1- رعایت اصول به زراعی و از بین بردن علفهای هرز.

2- پروپارژیت(اومایت) EC57% و1.5 لیتر درهکتار

3- تترادیفون(تدیون) EC 7.52% و4لیتر

4- آمیتراز(مایتاک) EC20% و3لیتر

5- فن پروپاترین EC10% و1لیتر


تریپس توتون Thrips tabaci

or: Thysanoptera

Sub or: Terebrantia

Family: Thripidae




معرفی آفت

گونه ای پلی فاژ بوده که به گیاهان مختلفی نظیر توتون، پنبه، لوبیا، چغندرقند، گوجه فرنگی، سیب زمینی،‌ نخود و انواع کدوئیان خسارت می زند. این حشره در گیاه پنبه به جوانه ها، برگها و قوزه های نورس بوته حمله نموده و در اطراف رگبرگهای زیر برگ لکه های فرو رفته براقی ایجاد می کند که به تدریج به رنگ نقره ای در می آیند. در اثر حمله آفت رشد بوته کم شده و علاوه بر به تعویق افتادن برداشت مقدار محصول پنبه نیز تقلیل می یابد. راستة Thysanoptera به دو زیر راسته تقسیم می شود که خصوصیات هر دو زیر راسته و تفاوتهای مرفولوژیکی و بیولوژیکی آنها در بخش اول در تریپس گندم مفصلاً‌ شرح داده شده است.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت حشره کامل و پوره روی گیاهان و علفهای هرز و زیر کلوخه ها و شکافهای زمین بسر می برد. حشرات کامل ماده پس از خروج از اماکن زمستانه ابتدا 3-2 روز تغذیه و سپس تخمگذاری می کنند. حشرات ماده به صورت بکرزائی تولید مثل می کنند و تخمها را به صورت انفرادی در زیر اپیدرم برگ قرار می دهد. طول دوران یک نسل بین 26-16 روز متغیر است و تا 10 نسل ممکن است ایجاد کند.

کنترل:

1- از بین بردن علفهای هرز مزارع وضد عفونی بذور با سم گاچو.

2- سم متاسیستوکس در هنگام بروز مشکل می توان استفاده کرد.


سن سبز پنبه Nezara viridula

معرفی آفت

این سن به گل، جوانه ها، قوزه های پنبه و شاخه های جوان حمله می نماید و از شیره گیاهی می مکند. تخمهای پنبه نارس مانده و ممکن است وزن آنها تا 45 درصد کاهش یابد. الیاف پنبه نیز نارس مانده و دوام خود را از دست می دهد و نازک می ماند. الیاف پنبه در نقاطی که حشره نیش می زند تغییر رنگ می دهد و زرد قهوه ای می شود. زمستان را به صورت حشره کامل زیر بوته ها و کلوخه های خاک بسر می برد. دورة تکاملی آن حدود 56 روز است و ممکن است تا 4 نسل در سال داشته باشد.



سنک تخم پنبه Oxycarenus hyalipennis

(Hem: lygaeidae)

معرفی آفت

حشره کامل و لارو آفت از بذور رسیدة پنبه و سایر گیاهاان Malvaceae تغذیه نموده و به هیچ وجه صدمه ای به الیاف پنبه وارد نمی سازند. سنگ شیرة‌کوتیلدون بذر را مکیده و بذور صدمه دیده. قوة نامیة‌ خود را از دست می دهند.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت حشره کامل روی علفهای هرز خانوادة Malvaceae مانند ختمی می گذراند. در بهار شروع به فعالیت نموده و پس از اینکه بوته های پنبه رشد کردند به مزارع پنبه مهاجرت می نمایند. حشرات ماده پس از جفت گیری با نر، تخمهای خود را روی قوزه های باز شده روی الیاف پنبه قرار می دهند. تخمها در حرارت 35-30 درجه ظرف مدت 4 روز و حرارت 6/14 درجه سانتی گراد 43 روز بعد تفریخ می شند. دارای 5 سن پورگی، دورة‌پورگی در نسل تابستانه حدود سه هفته و در نسل پائیزة 6 هفته می باشد. این سنک 4-3 نسل در سال دارد.

کنترل:

1-قوزه ها و محصول پنبه هر چه زودتر برداشت و جمع آوری شود که حشره موفق به تخمریزی روی آنها نشود. مبارزه شیمیایی علیه سایر آفات در کنترل سنکها موثر است.


شته پنبه Aphis gossypi

(Hom: Aphididae)


معرفی آفت

شته پنبه پلی فاژ بوده و مانند دیگر شته ها با مکیدن شیره گیاهی باعث پیچیدن برگها و عدم رشد سر شاخه ها می گردند. به علاوه عسلک فراوان حاصله از آن روی گیاهان را پوشانده که قارچهای ساپروفیت روی آن رشد کرده و باعث فوماژین می شوند. ناقل حدود 70 نوع بیماریهای ویروسی در گیاهان می باشد که مهمترین آنها عبارتند از:

Bean Common mosaic-Bean yellow mosaic-Beet mosaic-Cucumber mosaic

برای این شته 70 گونه میزبان گزارش شده است. در ایران مرحوم افشار آن را جزء آفات پنبه،‌ جالیز، ‌سبزی ها و گیاهان صنعتی و علوفهی ای گزارش کرده و دواچی و تقی زاده آن را به عنوان آفات مرکبات و فرح بخش این آفت را روی گوجه فرنگی، خربزه، هندوانه، خیار و… گزارش کرده است.

زیست شناسی:

در مناطق گرمسیر سیکل زندگی آن Anholocyclic بوده و در مناطق سردسیر به صورت Holocyclic می باشد. در شرایط عادی طول عمر یک شته از بدو تولد تا مرگ، یک ماه طول می کشد. در مناطق گرمسیر تا 59 نسل آن شمارش شده است.

کنترل شیمیایی انواع شته های پنبه:

1- مونوکرتوفوس(نواکرون) SL40% یک لیتر 2-1 نوبت

2- ایمیداکلوپراید(کونفیدور) SC 35% و 250سی سی درهکتار

3- متاسیستوکس EC25% و 1لیتر

4- پی متروزین(چس) WP 25% و 1کیلوگرم در هکتار
وبلاگ مهندسی کشاورزی

CASSIATORA
2010-Jun-29, 14:34
آفات مهم سیب زمینی


سوسک برگخوار سیب زمینی(سوسک کلرادو) Leptinotarsa decemlineata

مشخصات ظاهری :

حشرات کامل به شکل بیضی برآمده ، به طول حدود یک سانتی متر و عرض 6 میلی متر است. پشت سینه نارنجی با لکه های سیاه رنگ و روی بالپوش 5 نوار طولی سیاه و 5 نوار زرد دیده می شود. تخمها نارنجی رنگ و شبیه تخم کفشدوزک ها ، به طور دسته جمعی در سطح زیر برگ قرار داده می شود . لاروها کامپیودئی فرم ، با بدنی درشت و خمیده و قرمز رنگ که 2 ردیف لکه های سیاه در طرفین بدن دیده می شود. کپسول سرو پاها نیز تیره رنگ می باشند. شفیره زرد رنگ است و در داخل گهواره کم وبیش کروی شکل که از خاک ساخته می شود ، مشاهده می گردد


مبارزه : جمع آوری حشرات کامل یا توده های تخم و لارو در سطوح کم ، از شدت خسارت آفت می کاهد. حشرات کامل و لاروها بسادگی با محلول 2 در 1000 زولن یا 6 لیتر در هکتار از این ماده تحت کنترل در می آیند

بید سیب زمینی Potato tuber moth

Phthorimaea operculella

(Lep.: Gelechiidae)



اهمیت اقتصادی:

بید سیب زمینی در مناطق حاره علاوه بر مزارع در انبارها نیز به سیب زمینی خسارت می زند. این آفت در مرحلة لاروی از گیاهان خانوادة بادمجانیان تغذیه می کند. میزبانهای زراعی این آفت به ترتیب اهمیت تنباکو، بادمجان، سیب و گوجه فرنگی می باشد. گیاهان هرز میزبان آفت در ایران محدود به تاج ریزی Solanum nigrum و داتوره Datura stramonium می باشد. این آفت یک آفت قرنطینة داخلی است و در فارس، خوزستان، اصفهان، کرمان، کرج انتشار دارد.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت لارو در داخل غده های سیب زمینی می گذراند و در اوایل بهار تبدیل به شفیره و حشره کامل خارج، جفت گیری و تخم ریزی می نماید. تخم ریزی پراکنده و انفرادی است و در اندامهای هوایی گیاه میزبان صورت می گیرد. در بوته سیب زمینی، تخم ریزی پروانه با گیاهان زراعی میزبان دیگر تفاوت دارد. بدین معنی که در ابتدای رویش گیاه تا ظهور گل بوته سیب زمینی، تخم ریزی در اندامهای هوایی گیاه و پس از تشکیل غده ها در خاک، در کنار چشمک روی غده دیده می شود. در اندامهای هوائی گیاه، لارو پس از خروج از تخم در پشت برگ، کنارة رگبرگ را سوراخ می کند و به داخل صفحه برگ می رود و در فاصلة بین دو پوستة غشاء روئی و غشاء زیرین برگ مواد سبزینه برگ را می خورد و برگهای آفت زده، لکه های سفیدی شبیه به تاول دارد.

در غده سیب زمینی صدمات لارو در مقایسه با برگ تفاوت دارد. در غده، لارو زیر پوست رفته دالان مستقیم یا پیچ و خم دار می سازد و به تدریج که لارو به سنین بالاتر می رود داخل دالان را با فضولات و مواد جویده شده پر می نماید. دالان پر شده از فضولات رنگ قهوه ای شبیه چوب پنبه دارد. لاروهای درشت به داخل غده هم می روند و از محتویات داخل غده تغذیه می کنند.

5 سن لاروی دارد. در سن پنجم لاروی اندازه و قطر بدن لارو به سرعت بزرگ می شود و در خاتمة دورة لاروی از غده خارج می شود. این لارو کامل بوده و در سطح خاک یا در اندامهای هوائی گیاه میزبان پیله ابریشمی تنیده و در داخل آن به شفیره و سپس پروانه می شود. در موقع تنیدن پیله، لارو کامل روی پیله را با مخلوطی از فضولات و مواد زاید و یا خاک آغشته کرده و می پوشاند. در برخی موارد لارو پس از رشد کامل همراه با غده به انبار منتقل می شود و روی کیسه یا قفسه های داخل انبار به شفیره تبدیل می گردد. با توجه به مطالب گفته شده بید سیب زمینی خسارت خود را از مزرعه شروع کرده و به انبار ختم می گردد. این حشره در سال 6 نسل دارد که فاصله نسلها در تابستان یک ماه، در زمستان 4 ماه و در بهار و پائیز 2 ماه می باشد. در مناطق حاره این حشره بین 13-12 نسل دارد. خسارت این آفت روی برگهای توتون و گوجه فرنگی تا 70% گزارش شده است. در استان فارس خسارت اندامهای هوایی سیب زمینی برخی اوقات به 90% می رسد.

کنترل:

الف- مزرعه:

1-در منطقه فارس اگر کشت سیب زمینی در اواسط اسفند ماه شروع و برداشت در اواخر خرداد ماه خاتمه یابد خسارت آفت ضعیف و آلودگی غده ها کم می باشد.

2-پنج تا شش هفته بعد از کشت پای بوته های سیب زمینی خاک داده شود که حشره کامل قادر به تخمریزی روی غده ها نشود. در ضمن پس از آبیاری سله شکنی انجام می گیرد. چون در هنگام آبیاری به خصوص نوبت اول سطح پشته ها فرسایش نموده و در زیر ترک خوردگی ایجاد شده که دسترسی پروانه ها به غده ها داخل خاک سهل و آسان می گردد.

3-از بین بردن بقایای گیاهی.

4- کشت ارقام زودرس

5- شخم عمیق پس از برداشت

ب- انبار:

1- شیوة انبارداری صحیح.

2- پائین نگه داشتن درجه حرارت بین 4 تا 6 درجه سانتی گراد.

3- عدم انتقال غده های آلوده به انبار.

4- استفاده از تله های فرمونی و نوری در انبار برای شکار پروانه ها


پروانه کله مرده Acherontia atropos

(Lep: Sphingidae)


زمستان را به صورت شفره در خاک می گذراند. اوایل بهار پروانه ها ظاهر و پس از جفت گیری، تخمهای خود را روی علفهای هرز یا بوته سیب زمینی یا گوجه فرنگی می گذارد. لاروها پس از خروج از تخم از برگ گیاه میزبان تغذیه می کنند و بعد از حدود 80 روز در درون خاک تبدیل به شفیره می شوند. در نقاط معتدل دو نسل در سال دارد. این حشره علاقة زیادی به عسل داشته و گاهی وارد کندوهای عسل می شود ولی زنبورها این حشره را می کشند و مومیائی می کنند. به دلیل بزرگی جثه توسط پرندگان و سایر جانواران شکار شده و احتیاج به مبارزة اختصاصی ندارد.


سوسک کلرادو یا سوسک برگخوار سیب زمینی Colorado potato beetle

Leptinotarsa decemlineata

(Col.: chrysomelidae)

معرفی آفت

این آفت بومی کشور آمریکا می باشد و سالها قبل در شیب شرقی سلسله جبال راکی Rocky روی گیاه بومی buffalo-fur با نام علمی Solanum rostratum زندگی می کرده است. ولی از سال 1859 به بعد که زراعت سیب زمینی در آمریکا رواج یافت آفت سیب زمینی گردید و سوسک تمایلی به تغذیه و تخمریزی روی گیاه هرز میزبان نشان نداد. در سال 1877 همراه با غده های آلوده به اروپا آورده شد. سپس در سال 1922 در شهر بردو فرانسه حالت طغیانی به خود گرفت و بعد از چندین سال قسمتهای زیادی از اروپای مرکزی و شرق اروپا را مورد تهاجم قرار داد. در ایران سوسک کلرادو برای اولین بار در شهرستان اردیبل در سال 1363 گزارش گردید. در آن سال زراعتهای سیب زمینی در سطح 9 هزار هکتار سمپاشی شد.

سوسک کلرادو طالب آب و هوای معتدل و زمستان سرد است. حرارت بالاتر از 5/11 درجه سانتی گراد برای نشو و نمای سوسک مؤثر شناخته شده است. تخم در حرارت کمتر از 12 درجه سانتیگراد تفریخ نمی شود و حرارت بالاتر از 35 درجه سانتی گراد تخم و لاروها را می کشد و سوسکها برای فرار از گرما به داخل خاک پناهنده می شوند. این آفت علاوه بر سیب زمینی روی گوجه فرنگی،‌ بادمجان، توتون، فلفل فرنگی و عده زیادی از گیاهان هرز می تواند تغذیه کند.


زیست شناسی:

زمستان را به صورت حشره کامل در داخل خاک و در اعماق مختلف آن سپری می کند. در اوایل بهار که حرارت خاک در بستر سوسک به حدود 12 درجه سانتی گراد رسید از محلهای زمستان گذران خارج و شروع به فعالیت می کند. در شهرستان اردبیل خروج سوسکهای زمستانه معمولاً از اواخر فروردین تا اوایل اردیبهشت ماه می باشد. سوسکها در ابتدای خروج 3-2 روز در سطح خاک استراحت کرده سپس در هوای گرم و آفتابی شروع به فعالیت و پرواز می کنند. حشرات کامل بعد از یک تغذیه کافی از جوانه ها و برگها که معمولاً چند روز طول می کشد در ساعات گرم و آفتابی روز به جفت گیری پرداخته،‌سپس حشره ماده تخمهای خود را در دستجات 80-20 تائی در سطح زیرین برگها قرار می دهد. یک سوسک زمستانه ممکن است تا 2400 عدد نیز تخم بگذارد. تخمها در حرارت 25-20 درجه سانتی گراد طی 6-4 روز و در حرارت پائین تر طی 3-2 هفته تفریخ می شوند و در حرارت بالاتر از 35 درجه خشک شده و نازا می شوند. این حشره دارای 4 سن لاروی است و تا ابتدای شفیره شدن 4 نوبت پوست عوض می کند. دورة لاروی حدود 15 روز طول کشیده و سپس لارو در داخل خاک در گهوارة گلی و در عمق 10-3 سانتی متری تبدیل به شفیره می شود. شفیرگی حدود 20 روز به طول می انجامد. نسل اول این آفت حدود 45 روز به طول می انجامد. در اردبیل سوسکهای نسل اول از دهة اول تیر ماه به بعد از شفیره خارج و در ساعات گرم روز به تدریج در خاک دیده می شوند. قسمت عمده ای از جمعیت سوسکهای نسل اول به زیر خاک رفته و در عمق 25-10 سانتی متری یا بیشتر، دورة استراحت دراز مدت 3-1 ساله را می گذرانند. اما عده ای نیز به دورة استراحت نرفته و در سطح زراعت باقی مانده، جفت گیری و تخم ریزی می نمایند و نسل دوم آفت را می سازند. طرز تغذیه و رشد و نمو افراد نسل دوم مشابه با نسل اول آفت می باشد و حشرات کامل در اواخر تابستان و اوایل پائیز به دیاپوز رفته و همان گونه زمستان را در درون خاک سپری می کنند. این آفت در دیگر نقاط دنیا 4-1 نسل در سال دارد.

کنترل:

کنترل زراعی:

• در شهرستانهای اردبیل در سالهائی که قیمت محصول ارزان و هزینه های زراعی برابر قیمت فروش محصول است سیب زمینی در مزرعه رها شده و یا با دقت جمع آوری نمی گردند. بقایای غده های سیب زمینی در بهار آینده جوانه زده و سبز می شود و چنانچه قبل از تخم ریزی سوسکها، کنده و معدوم نگردد، کانون نشو و نمای آفت می شود. اما در سالهائی که قیمت سیب زمینی گران است کشاورز به منظور سود زراعی بیشتر تا چند سال پی در پی در یک زمین، سیب زمینی می کارد و چون گیاه سودآور دیگری هم طراز سیب زمینی در منطقه وجود ندارد تناوب زراعی رعایت نمی شود. در نتیجه خسارت آفات بالا می رود. بنابراین جمع آوری و حذف بقایای آلوده و تناوب زراعی در امر مبارزه بسیار مهم می باشد.

• برداشت بعد از دگردیسی حشرات(برداشت دیر)

• اجرای عملیات قرنطینه ای.

دشمنان طبیعی:

• قارچ Beaveria bassiand دشمن لارو، شفیره و حشره کامل

• سن شکارگر Rhinocoris punctiventris از خانوادة Reduviidae شکارچی حشرة کامل.

• بالتوری Chrysopa Carnea (Chrysopidae). لارو آن از تخم تغذیه می کند.

کنترل شیمیایی

1. فوزالن(زولون) EC 35% و 2لیتر در هکتار

2. اندوسولفان(تیودان) EC35% و 2- 1لیتر درهکتار

3. تیودیکارب(لاروین) DF 80% یک کیلوگرم در هکتار


کرم مفتولی ریشه Click beetle

Agriotes Lineatus

(Col.: Elateridae)

معرفی آفت

به گیاهان مختلفی نظیر سیب زمینی، گندم، هویج، ذرت، کاهو، گوجه فرنگی، چغندرقند، توتون، تره فرنگی، جو و پنبه خسارت می زند. لارو این حشره از گیاهچه هاییکه به تازگی از جوانه زدن بذر ایجاد شده اند تغذیه نموده و حشره کامل نیز از گردة گلها تغذیه می نماید. لارو آفت غدة سیب زمینی را سوراخ می کند و در داخل آن کانالهائی به طول 3-2 میلی متر بوجود می آورد و خود نیز در داخل این کانالها به سر می برد. روی ریشه گندم نیز قسمتی از آن را به صورت قلوه کن مورد تغذیه قرار می دهد.

زیست شناسی:

سوسکهای ماده پس از جفت گیری به داخل خاک نفوذ کرده و در آنجا تخم خود را روی ریشة‌ میزبان قرار می دهد. تخمها پس از چند روز تفریخ می شود ولی دورة تکامل لارو طولانی و ممکن است 5-3 سال طول بکشد. لاروها در برابر خشکی بسیار حساس هستند. مرحله شفیرگی نیز در داخل خاک سپری می شود. به صورت لارو یا شفیره زمستان گذرانی می کند.

کنترل:

• تناوب، کنترل علفهای هرز، شخم عمیق و ازبین بردن غده های آلوده

• آبیاری مناسب . استفاده از تله های نوری برای به دام انداختن حشرات کامل

• کلرپیریفوس(دورسبان) و دیازینون(بازودین) G 5%و 30کیلوگرم در هکتار

• مونوکروتوفوس (نوواکرون) به نسبت 1.5 تا 2 در هزار

CASSIATORA
2010-Jun-29, 14:40
آفات مهم غلات


سن گندم

- سن مادر در اواخر اسفند تا اوایل فروردین موقعی که دمای هوا به حدود 10 درجه برسد از مخفیگاههای زمستانه خود که عمدتا در زیر گیاهان چند ساله از جمله گون می باشخارج می شوند .- سن مادر با تغذیه از برگها و جوانه انتهایی تا حدود 50% خسارت وارد می کند .
- سن مادر تحرک زیادی دارد و تا 10 تا 15 کیلومتر می تواند پرواز کند و با تغذیه از یک مزرعهپس از 4 تا 5 روز پرواز کرده و به مزارع دیگر می رود.
- پس فرصت مبارزه با سن محدود می باشد و در ضمن با یکبار مبارزه کار تمام نمی شود چون ممکن است سن های دیگری دوباره از مخفیگاههای خود خارج شده و وارد مزرعه شوند یا از مزارع دیگر که مبارزه انجام نشده است وارد شوند.
- سن مادر بعد از تغذیه جفتگیری کرده و تخم های خود را در زیر برگها و بصورت دستجات 14 تا 16تایی در دو ردیف می کذارد . رنگ آنها در ابتدا سبز و بعد تیره می شود .
- تخمها پس از 7 تا 10 روز تفریغ می شوند و پوره های سن یک خارج می شوند .
- بیشترین خسارت را پوره های سن 2 و3 وارد می آورند که با مکیدن دانه های شیری گندم خسارت کیفی به محصول وارد می آورند .
- از سموم مورد استفاده می توان فنیتریتیون و فنتیون با دز مصرفی 1 لیتر در هکتار ودسیس با دز مصرفی 300 سی سی در هکتار را معرفی نمود .
- از پارازیت های سن میتوان از زنبور تلنموس که تخمهای سن را پارازیت می کن و مگس فازیاکه خود سن را پارازیت می کند نام برد .

سن های پا برگی (Coreidae )
اعضای این خانواده در اندازه متوسط بوده و غدد مولد بو د آنها خوب رشد کرده است . این غدد در طرفین قفس سینه بین پیش ران های 2 و 3 باز می شوند . سر این سن ها باریکتر از پیش قفس سینه است . در تعدادی از گونه ها ساق عقبی رشد زیادی کرده و شبیه برگ می باشد


اغلب این سن ها از شیره گیاهی تغذیه می کنند ولی تعدادی شکارگر هستند.

مثال : گونه Anasa tristis که از آفات مهم کدوئیان می باشد



ملخ مراکشی Dociostaurus maroccanus (orth:Acrididae)


چون اولین بار در مراکش جمع آوری شد به آن ملخ مراکشی گویند.این آفت در نواحی کوهستانی و ارتفاعات خشک نواحی مدیترانه وجود دارد.در ایران ملخ مراکشی از استانهای مرکزی،فارس،آذربایجان شرقی،گرگان،خوزستان،مازندر ان،ایلام،سمنان گزارش شده است.



شناسایی:

در روی پیش گرده علامتی شبیه به X" "وجود دارد.

تخمگذاری:

این حشره دارای کپسول تخم می باشد.تخمها در قسمت انتهایی این کپسول به شکل اُریب در دسته های40-18 تایی در ردیفهای 4-3 تایی گذاشته میشود .



زیست شناسی:

این حشره قسمت اعظم سال را (تابستان،پاییز، زمستان) را بحالت تخم می گذراند.کپسول تخم معمولاً در نواحی تپه ها که خاکهای فشرده و عاری از پوشش گیاهی دارند تشکیل می شوند.طول دوران پورگی 40-35 روز و طول دوران حشره کامل 60-20 روز است.پوره ها بیشتر از برگهای گرامینه تغذیه می نمایند ولی در سن پنجم علاقه به تغذیه از غلات دارند.

روشهای مبارزه:


1-بیولوژیک : عده زیادی از پرندگان نظیر سارگلو قرمزpastor roseus))،گنجشک،کلاغ سبزقبا از دشمنان طبیعی ملخها میباشند.سوسکهای خانواده Meloidae در مرحله لاروی از تخمهای این آفت تغذیه می کنند.همچنین مگسهای خانواده Tachinidae روی بدن ملخهای کامل و پوره تخم می گذارند که لارو آنها پارازیت داخلی این آفت می باشد.

2-شیمیایی :

فنیتروتیون (ulv 96%)و 5/. - 4/. لیتر به محض خروج پوره ها.

مالاتیو ن (ulv 96%) و 1.5 - 7/. لیتر به محض خروج پوره ها.

لیندین(طعمه) wp و 50 - 250 کیلو گرم به محض خروج پوره ها (طعمه مسموم شامل سبوس گندم با برنج به ذرت 100 کیلوگرم+لیندین 500 تا 1000 گرم آب به اندازه مرطوب شدن)

فنیتروتیون EC 50% و 1 لیتر به محض خروج پوره ها.

فوکسیم + پروپسکور ULV 93% و 4/. لیتر به محض خروج پوره ها.

دیفلوبنزورون ODC 45%و 200 سی سی


سن آئلیا ( Aelia spp (Hem:pentatomidea


معرفی:

در ایران 4 گونه از این جنس وجود دارند که بیشتر در نواحی شمال و غربی کشور وجود دارند.اهمیت این حشرات پس از گندم در درجه دوم قرار دارد.

َ

1- A . acuminata 2- A . furcul

3- A . rostrata 4 A . virgiata



زیست شناسی:


زمستان را بصورت حشره کامل و در دامنه کوهها،دره ها ،دشتهای مشرف به کوهستان در پای بوته های گیاهان یا در زیر کلوخه های خاک به حالت استراحت بسر برده،در اوایل بهار به مساعر شدن هوا از این محلها خارج و روی گرامینه های وحشی تخمریزی می کنند.چون این گیاهان عمر کوتاهی داشته بعد از مدتی از بین می روند و زود می خشکند.در نتیجه پوره های سن 3 به بالا به مزارع جو و گندم مجاور می کنند و از خوشه ها، برگها و ساقه های سبز آبدار گندم تغذیه می کنند.


روشهای مبارزه :


مبارزه شیمیایی:

1- فنیتروتیون Ec 50% و1 لیتر در هکتار

2-فنتیون Ec 50%و 1.2 -1

3- تری کلروفن Sp 80% و1.2 کیلو گرم درهکتار

4-دلتا مترین EC 2.5 % و 300 سی سی در هکتار


سن گندم (کاسه پشتک ورامینی) Eurygaster integriceps HEM : Scutelleridae


معرفی:

یکی از آفات مهم گندم و جو است و جرو آفات عمومی می باشد.

مناطق مهم انتشار در کشور:

اغلب مناطق گندمکاری کشور


خسارت:

1-سن مادر: سنهای زمستانگذران می باشند(نر یا ماده) که ارتفاعات زمستانگذران خود را ترک نموده و در بهار به مزارع گندم و جو ریزش می نمایند.
2-پوره ها:پوره های سن اول و دوم تغذیه چندانی نداشته ولی از سن سوم به بعد تغذیه آنها رو به افزایش گذاشته و در سن 4 و 5 به حداکثر خود می رسند.
3-سن های نسل بهاره:این حشرات که همان سن های بالغ نسل جدید می باشند برای ادامه رشد و بدست آوردن قدرت پرواز به محلهای تابستانه و زمستانه خود احتیاج به تغذیه از دانه های سفت و آماده برداشت گندم دارند.

چنانچه تراکم پوره ها در متر مربع به بیشتر از 5 عدد پوره برسد مبارزه بر علیه سن گندم ضروری است.

خسارت در رابطه با گیاه میزبان:

1-خسارت سن در مرحله پنجه زنی به تشکیل ساقه یا ابتدای تشکیل خوشه:در این مرحله حشرات نر یا ماده زمستان گذران از شیره برگ،شیره جوانه مرکزی،شیره ساقه جوان (قبل از ظهور خوشه با ابتدای نشکیل خوشه) مکیده و خوشه را خشک می نماید.این گونه خسارت خسارت کمی نام دارد و در نهایت خوشه تشکیل نمی شود.

2-خسارت در مرحله گل دادن و ابتدای تشکیل دانه:در این مرحله از رشد حشرات کامل زمستان گذران و پورهای سنین پایین خسارت زده می شود که یا شیره ساقه را می مکد و خوشه می خشکد و یاپوره های سنین 2و3 از خوشه گندم و جو در مرحله گلدهی تغذیه و در نهایت دانه پوک می شود.

3-خسارت در مرحله شیری و خمیری شدن دانه تا رسیدن گندم:در این مرحله سن های بالدار و پوره ها فقط از دانه تغذیه می کنند و به هیچ عنوان ساقه را نمی مکند.در این مرحله خسارت کیفی بیشتر مد نظر است چون سنها آنزیمهایی را برای "اینترولیز" پروتئینهای دانه گندم وارد دانه گندم میکنند که این آنزیم ها در داخل دانه باقی می مانند و در نهایت کیفیت خمیری آرد پایین آورده و اصطلاحاً خمیر ور نمی آید.

زیست شناسی:

زمستان را بصورت حشره کامل زیر پای بوته های گون یا Astrogalus و درمنهArtemesia حالت دیاپوز می گذرانند.در بهار وقتی دما به 20 درجه سانتی گراد می رسد سنها از اماکن زمستهنه خارج و بطور دسته جمعی پرواز می کنند.پرواز سنها معمولاً در اواخر اسفند و اوایل فروردین ماه شروع و در مناطق سردسیر از اواسط اردیبهشت ماه تا اوایل خردادماه ادامه دارد.در یک مزرعه 2 یا 3 بار ممکن سن است ریزش نماید.
معمولاً 5-4 روز بعد از ریزش،جفتگیری کرده و 5 روز بعد تخمریزی می کنند.تخمها 3-2 ردیفی در دسته های 14 عددی در زیر برگها قرار داده می شوند.دوره جینی تخم 2-1 هفته طول می کشد سپس پوره ها خارج می شوند و سپس حشرات کامل نسل بهاره ظاهر می شوند.حشرات کامل نسل بهاره پس از ذخیره چربی مورد نیازبدن خود برای تابستانگذرانی به ارتفاعات شمالی می روند.سنها پس از ریزش اولین بارندگی های از ارتفاعات شمالی به دامنه های جنوبی می روند و در زیر بوته های گون و درمنه زمستانگذرانی می کنند.


مبارزه:

1- مبارزه بیولوژیک:

7 گونه زنبور پارازیتوئید تخم از خانواده Hym:Scelionidae :
basalis Asolcus=Trissolcus
T.grandis
T.rufiventris
T.semistriatus
T.vassilievi
T.festiva
T.tumidus

5 گونه مگس از خانواده ( DIp:Tachinidae ) که در مرحله لاروی پارازیت داخلی حشرات کامل سن گندم هستند:
Phasia oblango
Phasia subcoleoptera
Ectophasia rubra
Chryseria helluo
Helomyia lateralis

2-مبارزه زراعی:

• کشت زود در پاییز(هراکشت) و برداشت سریع در آخر بهار
• کشت واریته های زودرس
• برداشت دو مرحله ای محصول بدین صورت که در مرحله خمیری خوشه ها را درو می کنند و با تسریع در خشک کردن آنها چند روز بعد اقدام به کوبیدن آنها می کنند.
• کشت جو در مناطق سن خیز چون زودتر از گندم برداشت می شوند.

3- مبارزه شیمیایی:

1- فنیتروتیون Ec 50%و 1 لیتر در هکتار
2-فنتیون Ec 50% و1.2 -1
3- تری کلروفن Sp 80%و 1.2 کیلو گرم درهکتار
4-دلتا مترین% EC 2.5 و 300 سی سی در هکتار


سوسک سیاه گندم Zabrus tenebrioides

(col.: Carabidae)


معرفی آفت

لاروها از برگ و حشرات کامل از گل و دانه ها در مرحله شیری تغذیه می نمایند. خسارت لارو روی جوانه های گندم مشاهده می شود که در اثر آن برگها روی زمین می خوابند. خسارت این آفت بصورت لکه ای در مزرعه دیده می شود و حشرات کامل روز گندمهای شیری از قاعده دانه شروع به تغذیه می کنند. آفت درتمام مناطق کشور بویژه گلستان، مغان، لرستان، آذربایجان، فارس، کرمانشاه و ایلام گسترش دارد.

زیست شناسی

زمستان را به صورت لارو در زیر خاک به سر می برد. در اوائل بهار از برگهای ضعیف غلاتی که تازه سبز شده اند تغذیه می کنند. حشرات کامل در اواخر بهار و اوائل تابستان هنگامی که دانه های غلات شیری شده اند شروع به تغذیه می کنند. سپس جفت گیری و حشره ماده تخمها را تا عمق 18 سانتی متری به صورت تک تک یا در دسته های 5-3 عددی در خاک می گذارد. هر حشره ماده 80-40 عدد تخم می گذارد. دورة جنینین تخم 17-8 روز و 3 سن لاروی دارد. لارو به صورت سن 1 یا 2 و به ندرت به صورت سن 3 زمستانگذرانی می کند. این حشره دیا پوز حقیقی ندارد ولی فعالیت تغذیه ای آن در فصل سرد نقصان می یابد. طول دوره لاروی حدود 86 روز و لارو در طول روز در دالانهای زیرزمین استراحت نموده و شبها برای تغذیه خارج می شود. ابتدا از پارانشیم خوره و رگبرگ را به جا می گذارد. علاوه بر غلات از گرامینه های وحشی نیز تغذیه می کند. شفیره در لانه های لاروی در خاک تشکیل می شود. دورة شفیرگی حدود 18 روز و 1 نسل در سال دارد.

کنترل شیمیایی:

1- دیازینون G 5 %و- 30-40 کیلوگرم در هکتار بمحض دیدن اولین خسارت

2- دیازینون EC 60 % و 1 لیتر در هکتار بمحض دیدن اولین خسارت

3- کارباریل WP 85 % و3.5-3 کیلوگرم در هکتار بمحض دیدن اولین خسارت

4- فوزالن EC 35% و 2-1.5 لیتر در هکتار بمحض دیدن اولین خسارت

5-کلرپیریفوس EC 40.8 % و 2-1.5 لیتر در هکتار بمحض دیدن اولین خسارت

کنترل زراعی:

1-تناوب زراعی.

2-انجام شخم و دیسک پس از برداشت


مینوز برگ غلات Cereal leaf miner

Syringopais temperatella

(lep.: Elachistidae)

معرفی آفت

به نامهای دفک، شعله، کرف معروف است.

یکی از آفات گیاهان زراعی گرامینه نظیر گندم، جو، یولاف و برخی از علفهای هرز این خانواده می باشد. همچنین از علفهای هرز خانواده Malvaceae و Compositae نیز تغذیه می نماید. لارو این آفت از بین دو اپیدرم فوقانی و تحتانی تغذیه نموده و فضولات خود را به جا می گذارد که این فضولات قهوه ای و سپس سیاهرنگ می گردد. به نامهای محلی دفک، شعله، کرف معروف است و در کشورهای عربی به آن دودی می گویند. آفت در فارس، ایلام، لرستان، کرمانشاه، بوشهر، گلستان، خوزستان و کوهکیلویه شایع است.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت لاروهای سنین دوم به بعد در داخل برگهای غلات و علفهای هرز میزبان سپری می کند. در اواخر اسفند و اوائل فروردین لاروها از برگ خارج در اعماق 1-5/0 سانتی متری خاک با تشکیل پیله سفید رنگ تبدیل به شفیره می شوند. دوره شفیرگی حدود 2 هفته، سپس حشرات کامل ظاهر می شوند. طول عمر حشرات کامل حدود 3 هفته می باشد. حشرات کامل پس از 2-1 روز تغذیه از شهد گلها و گیاهان مرتعی جفت گیری و تخم ریزی می کنند. تخمها دسته ای به تعداد 56-29 عدد در پای بوته ها، در بین درزها و شکاف خاک گذاشته می شود. دوره جنینی تخم 12-10 روز. سپس لاروهای تئونات وارد خاک شده و در درون خاک حجره گلی را تشکیل می دهد و تمام طول دوران گرم بهار و تابستان را به حالت دیاپوز سپری می کنند. از اوائل آذر یا زودتر بعد از ریزش اولین بارنهای پائیزی یا اولین آبیاری در مزارع آبی لاروها به تدریج از حالت دیاپوز خارج و فعال شده، از بوته ها بالا رفته خود را به نوک برگ رسانده وارد پارانشیم میانی برگ می شوند. لاروها پس از رشد کامل وارد خاک شده و تبدیل به شفیره می شود. بنابراین 1 نسل در سال دارد.

کنترل

زراعی :

1-تناوب زراعی

2-شخم تابستانه بعد از برداشت محصول.

3-آتش زدن کاه و کلش مزارع (تقریباً هر 4 سال یکبار کافی است).

4-چرای سبز مزارع آلوده

شیمیایی : دیازینون EC 60 % ، 1 لیتر در هکتار ، در اوایل پنجه زنی ، 1 نوبت


زنبور ساقه خوار گندم Wheat stem sawfly

Cephus pygmaeus

(Hym: Cephidae)



معرفی آفت

علاوه بر گندم، جو، چاودار و یولاف را نیز مورد حمله قرار می دهد. لارو این آفت در داخل ساقه گیاهان میزبان شده و از بافت داخلی ساقه تغذیه می کند و مانع رسیدن شیره گیاه به خوشه شده و دانه ها پوک و سبک می گردند. (بنابراین خوشه سبک است و صاف می ایستد در صورتی که خوشة سالم سنگین است و خمیده. یکی از راههای تشخیص، صاف ایستادن خوشه به دلیل سبکی است.)

زیست شناسی:

یک نسل در سال داشته و زمستان را به صورت لارو در داخل پیله در درون طوقه گندم و جو به حالت دیاپوز سپری می کند. از اواخر اسفند یا اوایل فروردین در صورت مناسب بودن شرایط محیطی مخصوصاً رطوبت خاک لاروها در همان محل تبدیل به شفیره شده و حشرات کامل از اواخر فروردین ماه در مزارع غلات ظاهر می شوند. در صورتی که شرایط مساعد نباشد لاروها به همان صورت تا بهار سال بعد باقی می ماند (برخی 1 نسل را در 2 سال طی می کنند اگر رطوبت خاک کافی نباشد.) حداکثر جمیت حشرات کامل در اردیبهشت ماه ظاهر می شود. حشرات کامل بعد از تغذیه از نوش گلها بویژه گلهای ازمک و خردل وحشی، جفت گیری و حشره ماده با تخم ریزخ ود بصورت انفرادی در داخل ساقه گندم تخم ریزی می نماید. در هنگام تخم گذاری معمولاً‌ گندم در مرحله ساقه رفتن و در مزارع زود کاشت در حال خوشه رفتن است. به طور کلی مزارع زود کاشت و ارقام زود رس ترجیح داده می شوند.

تخم در داخل میانگره های بالائی ساقه قرار داده می شود. (لارو اگر در وسط باشد تغذیه ناکافی دارد ولی در بالا تغذیه کافی دارد.) دورة جنینی 12-8 روز سپس لاروها به طرف پائین ساقه شروع به فعالیت می کنند. دورة لاروی 30-25 روز و در این زمان لارو خود را به محل طوقه در داخل خاک رسانده و قسمتی از جدار طوقه را به صورت دایره جویده و نازک می کند و سپس مواد جدا شده را به ترشحات بزاقی مخلوط و درپوش محکمی برای لانة خود به وجود می آورد و پس از تنیدن پیله نازک حدود 9-8 ماه از سال را (تابستان، پائیز، زمستان) به صورت دیاپوز سپری می کند. اواخر اسفند یا اوایل فروردین لارو تبدیل به شفیره شده. دورة شفیرگی 25-20 روز، سپس حشرات کامل همزمان با مرحله ساقه رفتن و شروع مرحله خوشه رفتن گندم ظاهر می گردند.

کنترل:

1-شخم عمیق یا سطحی و زیر رو رو کردن کلشهای آلوده.

2-سوزاندن بقایای گیاهی.

3-تناوب زراعی.

4-تغییر تاریخ کشت چون این حشره بیشتر گندمهای زمستانه و زودرس را مورد حمله قرار می دهد. با کشت ارقام دیررس می توان از میزان خسارت آفت کاست.

5-رقم گندم آزادی و رقم جو و الفجر نسبت به این آفت تا حدودی مقاومند.

6-کود و تقویت گندم باعث دوام و ایستادگی ساقه می شود و قدرت تحمل گندم را در مقابل آفت را زیاد می کند.


مگس فری گندم fruit fly

Oscinella frit

(Dip: Chloropidae)




معرفی آفت

یکی از آفات گندم، جو، یولاف، ذرت، چاودار می باشد. لارو آفت با تغذیه از جوانه مرکزی گندم و جو سبب خشک شدن آن می گردد و در اثر حمله این آفت جوانه های دیگری از اطراف بوته خارج شده و بوته بسیار پر پشت ولی رشد نکرده و خوشه تشکیل نمی شود.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت لاروسن آخر به سر می برد. در اوایل بهار تبدیل به شفیره شده و پس از حدود 1 هفته حشرات کامل ظاهر می شوند. پس از تغذیه هر مگس ماده حدود 40-30 عدد تخم در غلاف برگ و به ندرت در پهنک برگ یا کنار طوقه گندم و یا گرامینه های دیگر قرار می دهند. 5-3 روز بعد لاروها ظاهر و به سمت جوانه مرکزی بوته رفته و به ترتیبی که گفته شد خسارت می زنند. دوران لاروی 3-2 هفته، سپس لاروها در لابه لای برگها تبدیل به شفیره می شوند و پس از حدود 1 هفته حشرات کامل نسل دوم ظاهر می شوند.

لاروهای نسل دوم خود را به گندمهای شیری رسانده و از آنها تغذیه می نمایند. این حشره ممکن است تا 3 نسل در سال داسته باشد.

کنترل:

1-زراعتهای کُرپه (دیر کاشت) بیش از مزارع هراکشت (زود کاشت) مورد حمله قرار می گیرند. بنابراین بایستی از کشت غلات بهاره در مناطق آلوده خودداری کرد.

2-نسل تابستانه آفت روز علفهای هرز خانواده گرامینه سپری می گردد. بنابراین توصیه می شود نسبت به وجین علفهای هرز میزبان آفت اقدام شود


مگس زرد ساقة گندم Chlorops pumilionis

(Dip.: Chloropidea)



معرفی آفت

در درجه اول به گندم و جو و به ندرت به چاودار حمله می کند. لاروها تغذیه خود را از خوشه نورس شروع کرده و به طرف ساقه و پائین پیشری می کند. در اثر حمله آفت برگهای بالائی بوته رشد ننموده، بوته گندم کوتاه و ضعیف می شود و با باز کردن ساقه کانال تغذیه ای مگس را می توان مشاهده کرد.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت لارو در داخل ساقه گندم سپری نموده، در ابتدای فصل بهار تبدیل به شفیره شده سپس حشرات کامل ظاهر و پس از جفت گیری تخمهای خود را در سطح فوقانی برگها و کنار رگبرگ اصلی قرار می دهد. معمولاً‌ روی هر بوته 2-1 عدد تخم دیده می شود. لاروها پس از خروج در ساقه شروع به فعالیت و در بند اول ساقه تبدیل به شفیره و سپس حشرات کامل نسل دوم ظاهر می شوند که مجدداً روی برگهای غلات پائیزه تخم ریزی می کند و لاروهای این نسل در نزدیک طوقه در ساقه گندم زمستان گذرانی می کند.3-2 نسل در سال دارد.

کنترل:

1-کاشت ارقام زودرس.

2-تناوب زراعی.


مگس ساقه گندم Meromyza Saltatrix



خسارت آن شبیه به مگس فری گندم می باشد و لارو از جوانه مرکزی و ساقه لطیف گندم همچنین از گل و دانه نرم غلات تغذیه می کند. حشره کامل زرد کم رنگ، پشت سینه دارای 3 نوار طولی و روی شکم نیز سه نوار تیره وجود دارد. لارو پس از رشد کامل 8-6 میلی متر طول دارد. زمستان را به صورت لارو در ساقه و در طوقه غلات پائیزه یا برخی از گیاهان گرامینه می گذارند.

کنترل:

1-زراعتهای کُرپه (دیر کاشت) بیش از مزارع هراکشت (زود کاشت) مورد حمله قرار می گیرند. بنابراین بایستی از کشت غلات بهاره در مناطق آلوده خودداری کرد.

2-نسل تابستانه آفت روز علفهای هرز خانواده گرامینه سپری می گردد. بنابراین توصیه می شود نسبت به وجین علفهای هرز میزبان آفت اقدام شود

شپشک ریشة گندم Porphyrophora tritici

(Hom.: Margaradidae)



معرفی آفت

آفت مذکور در مزارع دیم گندم و جو استانهای همدان، مرکزی، اردبیل، زنجان، کرمانشاه، کردستان و فارس مشاهده شده است و علاوه بر این از ریشه دو گونه علف هرز Boissiera Sp. و Agropyrom Sp. از خانواده گرامینه نیز جمع آوری گردیده است. این حشره بعد از تفریخ از تخم در روز ریشة گندم (محل پنجه زنی) مستقر شده و با تغذیه از شیرة گیاهی میزبان، موجب ضعف بوته ها و مانع پنجه زنی و رشد طبیعی آنها می گردد. کلیه بوته های آلوده اکثر انشعابات خود را از دست می دهند. بوته های مورد حمله نسبت به بوته های سالم از قدرت ریویش فوق العاده کمتری برخوردار بوده و به صورت علفی در آمده و رنگ آنها نیز به تدریج به زردی می گراید به نحوی که بوته های آلوده در مزارع به سهولت قابل تشخیص می باشند. اغلب بوته های آلوده به مرحله بارورری و خوشه دهی نمی رسند و بوته هائی که به این مرحله می رسند اولاً طول آنها بسیار کمتر از بوته های سالم بوده و ثانیاً پنجه زنی آنها نیز به مراتب کمتر از بوته های سالم می باشد.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت پوره های سن اول در زیر خاک سپری کرده و در اوایل بهار با مساعد شدن شرایط آب و هوای محیط در روی ریشه از شیره گیاهی تغذیه می کند. پوره پس از گذراندن مرحله سن یکم، در مرحلة دوم پورگی به شکل حبابی به نام سیست در می آیند. از نیمة دوم اردیبهشت ماه فعالیت تغذیه ای Cyst کاسته شده و تغییر رنگ می دهد و در اواخر اردیبهشت ماه حشرات ماده از Cyst خارج می شوند. خروج حشرات ماده تا دهه اول خرداد ماه ادامه دارد. بعد از طی حدود 7-5 روز حشره بدنش فشرده تر شده و بی حرکت، در حالی که تارهای ابریشمی بلند و سفید رنگ شبیه تار پنبه دور بدنش ترشح می نماید. اگر به تدریج بر انبوهی و طول این تارها افزوده شده و بعد از 10- روز، بدون هیچگونه تغییرات ظاهری در لابه لای تارهای مذکور شروع به تخم ریزی می نمایند. حشره در طبیعت تخم های خود را در عمق های 8-5 سانتی متری خاک قرار می دهد. تعداد تخمهای شمرده شده حداکثر تا 284 عدد و حداقل آن 24 عدد بوده است. حشره بصورت بکرزائی تخمگذاری می کند ولی با توجه به وجود افراد نر احتمال تولید مثل دو جنسی نیز وجود دارد. حشره زمستان را به صورت پوره های سن اول در زیر خاک سپری می کند و با مساعد شدن شرایط اقلیمی فعالیتهای خود را در اواخر اسفند یا اوایل بهار از سر می گیرد.

کنترل:

1. برداشت بموقع

2. شخم عمیق پس از برداشت

3. تناوب زراعی

4. آیش

5. کنترل علفهای هرز

ادامه در پست بعدی...

CASSIATORA
2010-Jun-29, 14:48
ادامه آفات مهم غلات...

شته روسی گندم Diuraphis noxia (Mord.)



این شته ها منحصراً‌ روی غلات منجمله گندم هستند. در ایران فرم جنسی جمع آوی نشده و احتمالاً بصورت بکرزائی تولید مثل می کنند. معمولاً خوشه های گندم و جوی آلوده خمیده می شوند. در شیراز ناقل بیماری نوار زرد گندم وجود دارد (ایزدپناه، 1361). برگ انتهائی گیاهان آلوده برنگ زرد و سفید درآمده خشک می شود. در مراحل ابتدائی الودگی لبه برگها در امتداد طولی خود لوله می شوند. گاهی فاصله برگها کم شده ساقه بد شکل می شود. می تواند ناقل بیماری موزائیک جو نیز باشد.

این حشره ضمن تغذیه از قسمت عمقی بافت برگ و مکیدن شیره گیاهی برگ ها را به صورت لوله ای در می آورد، به همراه بزاق خود توکسیتی به داخل گیاه تزریق می کند که موجب کاهش ظرفیت فتوسنتز و در نتیجه آسیب غشای کلروپلاست ها می شود. به همین دلیل مبارزه با این شته به وسیله سموم تماسی، در عمل با مشکل مواجه می شود. ولی سموم سیستمیک مؤثر هستند. دشمنان طبیعی این آفت قادر به یافتن شته ها در داخل برگ های لوله شده نیستند بنابراین یکی از بهترین راه های کنترل این آفت استفاده از ارقام مقاوم است.

کنترل شیمیایی:

1-اکسی دیمتون متیل EC25% و1.5 لیتردر هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

2- دیمتوآت EC40%و1.5 لیتردر هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

3- پریمیکارپ WP50% و0.5-1 کیلو گرم در هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

4- تیومتون E25% و 1 لیتر در هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

5- مالاتیون EC75% و2.5 لیتر در هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

ساقه خوار ایرانی ذرت Iranian stem corn borer

Ostrinia nubilalis persica

(Lep: pyraustidae)

معرفی آفت

در بیشتر کتابهای قدیی فارسی زیر گونة Ostrinia nubilalis nubilalis که موسوم به ساقه خوار اروپایی (European corn borer) می باشد به عنوان ساقه خوار ذرت معرفی شده است. اما تحقیقات انجام شده نشان می دهد که زیر گونة Ostrinia nubilalis sub sp. Persicae که آن را می توان تحت عنوان ساقه خوار ایرانی ذرت معرفی نمود. در کشور ما فعالیت دارد و تاکنون از مناطق شمالی کشور در استانهای گیلان، مازندران و گلستان گزارش شده است.

طرز خسارت و گیاهان میزبان:

آفت پلی فاژ بوده که حدود 200 گونه میزبان برای آن گزارش شده است که دارای ترجیح میزبانی به گیاهان ذرت (به خصوص ذرت دانه ای)، برنج و گندم داشته و علاوه بر این به گیاهان جو، چاودار، پنبه، سویا، آفتابگردان، گوجه فرنگی، سیب زمینی، کنف و… و همچنین تعداد زیادی گیاهان خودرو (علفهای هرز) حمله نمودکه که در این میان یک نوع ترجیح میزبانی به گرامینه های وحشی و همچنین علف هرز مستک Xanthium strumarium دارد و علاوه بر این علف هرز، روی یولاف وحشی، لویی، نی معمولی، فالاریس، مَرغ، اویار سلام، گل گندمی، درمنه، کاسنی، تاج خروس، علف هفت بلند، سلمه تره، سیب زمینی ترشی، سوروف، پنیرک، گاوپنبه، ارزن وحشی و تاج ریزی که در حاشیة مزارع و کانالهای آبیاری دیده می شود، فعالتی دارد. لارو آفت مذکور از قسمتهای مختلف گیاه میزبان نظیر برگ، ساقه، بلال (بویژه بلال) تغذیه نموده و خسارت می زند.

زیست شناسی:

این آفت 3 تا 3.5 نسل در سال داشته و زمستان را به صورت لارو و اغلب در سن پنجم آن، در داخل ساقه های باقی مانده در مزرعه و یا در خارج از آن و داخل ساقه میزبانهای ثانوی (به ویژه مستک و نی) گذرانده و لاروهای زمستان گذران آن از اواسط بهار تبدیل به شفیره شده و بعد از یک تا دو هفته حشرات کامل نسل زمستان گذران به پرواز در آمده و از اواخر اردیبهشت ماه تا اواسط خرداد ماه بسته به شرایط جوی در مزارع گندم و مزارع ذرت زود کاشت و یا روی سایر میزبانها تخم ریزی می کنند. اصولاً این حشره شب پرواز بوده و ماده ها بیشترین تخم ریزی خود را در ساعات غروب و یا نزدیک نیمه شب انجام می دهند ولی دارای رفتار فعالتی در روز حتی در شرایط آفتابی نیز می باشند و در این مرحله از فعالیت اغلب روی گل ها نشسته و از نوش آنها تغذیه می کنند. همچنین در مزارع ذرت انبوه و سایه دار، تخم ریزی ماده ها در ایام روز نیز مشاهده شده است. ماده ها در طول عمر خود چندین بار جفت گیری و تخم ریزی می کنند و هر بار به طور معمول 200-20 عدد تخم عدسی شکل خود را در کنار هم و به طور ردیفی و جمعی اغلب در کنار رگبرگ اصلی و بیشتر در سطح برگهای میانی بوته ها و تا اندازه ای نزدیک غلاف قرار می دهند. دورة جنینی سپس لاروهای جوان خارج می شوند. لاروها ابتدا از برگهای ترد و لطیف گیاه تغذیه نموده و بعد ساقه یا بلال را سوراخ نموده و وارد گیاه می شود. مدت رشد در مرلحه لاروی نیز برای نسلهای فعال در بهار و تابستان به ترتیب به طور متوسط 30-25 روز محاسبه شده است. به طور کلی در منطقه شمال دورة نشو و نمای فردی در مراحل تخم، لارو، شفیره و حشره کامل در دو نسل بهاره و تابستان شروع می شود تحت تأثیر تغییرات جوی منطقه در پائیز طولانی شده و از 2 ماه تا 8 ماه به طول می انجامد. بنابراین لاروهای زمستانگذران بعد از سپری کردن حدود 8 ماه در بهار سال آینده تبدیل به شفیره و سپس حشرات کامل ظاهر می شوند.

کنترل:

1-مبارزه زراعی: با توجه به اینکه زمستان گذرانی آفت در درون ساقه باقی مانده گیاهان میزبان از سال قبل می باشد باید توجه باشد برداشت محصول از قسمتهای پائینی گیاه انجام گیرد و همچنین بقایای گیاهی نیز جمع آوری و سوزانده شود.

2- مبارزه بیولوژیک: این آفت دارای دشمنان طبیعی گوناگونی می باشد که در اینجا به مهمترین آنها اشاره می شود: Trichogramma maidis (Hym.: Trichogrannatidae) که پارازیتوئید تخم می باشد.

پارازیتوئید تخم Platytelenomus hylas (Hym.: Scelionidae)

پارازیتوئید لارو Habrobracon hebetor (Hym.: Braconidae)

پارازیتوئید شفیره Brachymeria intermedia (Hym.: Chalcididae)

3. کنترل شیمیایی :

1- مونوکروتوفوس SL40% و 2لیتر 3-2 نوبت به محض ظهور آفت

2- فوزالن EC35% و 3لیتر درهکتار


کرم ذرت Sesamia Cretica

(Lep: Noctuidae)




معرفی آفت

از آفات مهم ذرت می باشد که در مناطق جنوبی و مرکزی کشور انتشار داشته و دارای میزبانهای متعددی می باشد که همواره ذرت خوشه ای، ذرت، نیشکر و سودان گراس را به سایر میزبانها ترجیح می دهد.

نحوة خسارت:

لاروهای سنین اولیه بیشتر از برگهای تازة فوقانی بوته ذرت تغذیه نموده و آنها را سوراخ سوراخ می کند. حمله آفت به مزارع ذرت مصادف با تشکیل گل آذرین نر و قبل از ظهور آن است.

لاروها با سوراخ کردن برگهای در بر گیرنده گل آذرین وارد آن شده و از گلهای نر تغذیه می کنند. هر گاه تغذیه از پایة گل آذین صورت بگیرد. باعث خشک شدن آن می گردد. قطع کردن پایه گل آذین سبب خشک شدن آن شده که از دور نمایان است. گاهی لاروها موفق به خشک کردن گل آذین نشده و با تغذیه از گلهای نر در ساقة آن نفوذ می کنند. اگر تخم ریزی روی غلافهای جانبی بوته انجام گیرد، لاروها از همان محل وارد ساقه می گردند. تعدادی از لاروها وارد خوشة بلال شده و از آن تغذیه می کنند. ورود لارو به خوشه گاهی از قسمت فوقانی صورت می گیرد که در اثر تغذیه از کاکل ذرت باعث قطع آنها می گردد و سرانجام لارو خود را به دانه ها رسانیده و ضمن تغذیه از آنها وارد چوب بلال می شوند. ورود لارو به خوشه همیشه از قسمت فوقانی صورت نگرفته و گاهی با تغذیه و سوراخ کردن برگهای پوشش بلال وارد آن شده و از آن تغذیه می کند. حرکت لاروها در داخل ساقه مسیر مشخصی ندارد. گاهی از بالا به پائین و گاهی از پائین به بالا حرکت می کند ولی کمتر به قسمت طوقه گیاه نزدیک می شود.

زیست شناسی

زمستان را به صورت لارو کامل در جوانه های جانبی بوته درون شاخه ها و داخل ساقه ذرت باقی مانده و در مزارع به سر می برد. در شرایط مساعد و در اواخر بهار لارو تبدیل به شفیره شده و سپس حشرات کامل ظاهر می شوند. حشرات ماده بعد از آمیزش با نر تخمهای خود را به تعداد زیاد تا 400 عدد در دسته های متعدد (8-4) در زیر غلاف برگهای ذرت و یا نیشکر و سایر میزبانها قرار می دهند. دورة جنینی تخم حدود 10-7 روز، سپس لاروهای جوان خارج می گردند. لاروهای جوان فعالیت خود را تقریباً در کنار هم و با تغذیه از برگهای جوان و نزدیک به محل غلاف که در ضمن قسمت ترد و نازک نیز می باشد، شروع می کنند. لاروها تقریباً از سن دوم توانائی نفوذ به داخل ساقه را پیدا می کنند. لاروهای سن آخر (سن پنجم) معمولاً قبل از شفیره شدن مراحل پیش شفیرگی را پشت سر می گذارند و در این مرحله لارو با استفاده از بزاق دهان و فضولات خود پیله مخصوص ایجاد می کند. سپس درون آن به شفیره تبدیل می شود. محل شفیره شدن معمولاً بین علف، برگهای خشک شده و ساقه یا در داخل دالان تغذیه یا زیر پوست بلال و یا درون خوشه و حتی کاکل ذرت و درون گل آذین نر می باشد. بعد از مدت کوتاهی با توجه به حرارت دورة شفیرگی پایان می یابد و حشرات کامل سزامیا در دو جنس نر و ماده ظاهر می شوند. در هر حال نرها زودتر از ماده ها به پرواز در می آیند و در جست و جوی ماده ها شبها فعالیت می کنند. ماده ها بعد از جفت گیری اغلب در ایام شب به تخم ریزی در زیر غلاف برگ می پردازند. در شرایط مساعد فصل زراعی یک دوره نشو و نمای فردی سزامیا از مرحله تخم تا ظهور حشره کامل از 45-40 روز به طول می انجامد. به طور کلی سزامیا آفت چند نسلی (Polyvoltine) است و با توجه به منطقه در سال از 3 تا 5 نسل متوالی در سطح فلات ایران ایجاد می کند. در مزارع ذرت استانهای اصفهان و تهران 3.5-3 نسل، در خوزستان 5-4 نسل دارد.

کنترل:

پارازیتوئید تخم Platytelenomus hylas (Hym.: Scelionidae)

پارازیتوئید لارو Habrobracon hebetor (Hym.: Braconidae)

جمع آوری و آتش زدن بقایای گیاهی در مزرعه در کاهش جمعیت آفت مؤثر است. همچنین می توان علاوه بر گونه های زنبور Trichogramma Spp. را جهت مبارزه با این آفت تکثیر و توزیع نمود.

کرم ساقه خوار نیشکر Sesamia nonagrioides subsp. Botanephaga

(Lep: Noctuidea)



معرفی آفت

در استانهای فارس و خوزستان انتشار داشته و علاوه بر ذرت به محصولات دیگر از جمله نیشکر، گندم، برنج، ذرت خوشه ای و سودان گراس نیز خسارت می زند. این آفت به غیر از ریشه به تمام قسمتهای گیاه ذرت، از جمله برگها، جوانه مرکزی، ساقه، بلال، گل آذین نر و ناحیه طوقه آسیب می رساند.

نحوه خسارت روی ذرت:

الف-خسارت به برگ و جوانه مرکزی:

لاروهای جوان پس از خروج از تخم در بین غلاف و ساقه به طور عمودی در داخل جوانه مرکزی نفوذ کرده و آن را ضایع می نمایند. برگهای لوله شده اطراف جوانه مرکزی پس از باز شدن به صورت ردیفی سوراخ سوراخ به نظر می رسند. سپس این لاروها در جوانه مرکزی به طرف ساقه پیش می روند. در صورتی که ورود لاروها از قسمت پائین تر غیر از جوانه مرکزی صورت گیرد، باعث قطع شدن ساقه و خشک شدن قسمت فوقاین شده و گیاه حالت Dead heart پیدا می کند.

ب-خسارت به ساقه:

عده از لاروهای نئونات ساقه خوار پس از خروج از تخم از قسمت جوانه مرکزی در داخل ساقه ذرت کانال حفر کرده و تعدادی نیز مستقیماً ساقه را سوراخ می کنند به هر حال در داخل ساقه کانالهائی طویل حفر کرده و خسارت عمده را از این طریق وارد می سازند. زمانی که ساقه های ذرت جوان و نرم هستند، لاروها قادرند که از بند عبور نمایند ولی هنگامی که ساقه ها چوبی و سفت شدند قادر به عبور از بند نبوده و در این صوررت پس از رسیدن به آن به صورت حلقه ای ناحیه بند تغذیه می کنند. در نتیجه ساقه در اثر وزش باد شکسته و به زمین می افتد. در اثر تغذیه لارو از ساقه ذرت زمانی که بوته ها به ارتفاع 40-30 سانتی متری رسیده باشند. برگهای فوقانی زرد و ضعیف شده بدون ظاهر شدن علایم Dead heart در گیاه حالتی شبیه به کمبود مواد غذائی بوجود می آید. ایجاد سوراخ در ساقه همراه با دفع فضولات لاروی یکی از علایم تشخیص ساقه خوار است. به خصوص با مشاهده فضولات تازه یا کهنه می توان به زمان آلودگی پی برد. زمانی که بوته های ذرت 4-3 برگی باشند در اثر خسارت آفت کاملاً از بین می روند ولی بوته های مسن تر تحمل بیشتر داشته و به رشد خود ادامه می دهند.

ج- خسارت به بلال:

بلالهای ذرت هم از خسارت این آفت در امان نیستند زمانی که استوانه مرکزی بلالها هنوز سفت نشده باشد، لاروها از دانه های شیری و استوانه مرکزی تغذیه کرده و با ایجاد کانالهای تغذیه ای به آنها صدمه می زنند. هنگامی که استوانه مرکزی چوبی و سفت گردید لاروها عمدتاً از دانه های شیری تغذیه می کنند. تعدادی از لاروها از قسمت فوقانی وارد بلالها شده و در نتیجه تلقیح با اشکال صورت می گیرد. در مواردی هم لاروها پوششهای خارجی بلال را سوراخ کرده و خود را به داخل آنها می رسانند.

هـ – ایجاد حالت جاروئی در گیاه:

در اثر از بین رفتن جوانه مرکزی، جوانه های جانبی رشد کرده و چندین ساقه ضعیف در اطراف جوانة مرکزی تشکیل می شود به طوری که گیاه حالت جاروئی به خود می گیرد. این ساقه های ایجاد شده قادر به بارآوری نبوده و ضعیف می مانند.

زیست شناسی روی ذرت در استان خوزستان:

زمستان را به صورت لاروهای کامل در داخل بقایای ساقه های قطع نشده ذرت در مزرعه، قسمت داخلی طوقه و بلالهای به جا مانده در مزارع و در داخل ساقه های زندة نیشکر و سایر علفهای هرز میزبان در خاک به سر می برد. این لارها در اوایل اسفند ماه با گرم شدن هوا به تدریج تبدیل به شفیره می شوند.

دوره شفیرگی لاروهای زمستان گذران حدود 15 روز به طول می انجامد اولین تخم ریزی پروانه ها از هفته اول فروردین ماه شورع و تا 20 فروردین ادامه دارد. تخم ریزی به طور دسته ای و در دسته های 4-2 ردیفی و معمولاً در داخل غلاف برگای اولیه ذرت می باشد. این آفت بوته های جوان 6-4 برگی را که حدود 20-15 سانتی متر ارتفاع دارند جهت تخم ریزی ترجیح می دهد. دورة رشد جنین و مدت زمان تفریخ تخم در نسل اول طولانی تر از نسلهای بعدی بوده و 10 تا 12 روز به طول می انجامد. سپس لاروها خارج و به ترتیبی که گفته شد خسارت می زنند. مدت زمان فعالتی لاروهای نسل اول آفت حدود یک تا یک و نیم ماه و از نیمه دوم فروردین لغایت دهة دوم خرداد به طول می انجامد. شفیره های نسل اول از اواخر اردیبهشت ماه به بعد تشکیل می شوند و مدت شفیرگی 15-10 روز طول می کشد. پروانه های این نسل از نیمه دوم خرداد ماه به تدریج ظاهر می شوند. در فاصله بین فروردین و نیمه دوم خرداد ماه که نسل اول این آفت فعالیت دارد. ذرت کشت بهاره، گندم، نیشکر و علفهای هرز خانوادة گرامینه میزبانان این نسل را تشکیل می دهند و به طور کلی فعالیت نسل اول 3-5/2 ماه یا به عبارت دیگر از اوائل فروردین تا نیمه دوم خرداد طول می کشد. تخمریزی پروانه های نسل اول که از اوایل خرداد ظاهر می شوند پس از جفت گیری به دو طریق امکان تخم ریزی دارند:

الف- در مزارع ذرت کشت بهاره تخمریزی می کنند که در این صورت چون این قبیل مزارع تا حدی چوبی شده و مناسب تخمریزی نیستند لذا در قسمت های انتهائی گیاه ذرت تخم ریزی می نمایند. از نیمة دوم خرداد ماه به بعد عمدتاً تخمریزی بر روی علفهای هرز داخل مزارع صورت می گیرد. لاروهای حاصله پس از مدتی تغذیه از علفهای هرز میزبان خود را تغییر داده و به میزبان مورد علاقه یعنی کشت بهاره منتقل می شوند در این صورت این قبیل لاروها عمدتاً در قسمتهای فوقانی گیاه فعالیت داشته و سپس به داخل ساقه نفوذ می کنند.

ب-در تاریخ نیمة دوم خرداد به جز ذرت میزبانهای دیگری از جمله ذرت خوشه ای، سودان گراس، برنج و نیشکر در حال رشد در منطقه یافت می شود که حشرات ماده بر روی آنها تخمریزی نموده و بدین ترتیب نسل دوم آفت بر روی میزبانهای مذکور سپری می شود. لازم به توضیح است چنانچه نسل دوم بر روی ذرت کشت بهاره مستقر شوند در این صورت اکثریت لاروها به علت چوبی شدن و برداشت مزارع محکوم به مرگ خواهند بود و به ندرت می توانند سیکل زندگی خود را تکمیل کنند.

نسل دوم:

به دلیل گرمی هوا مدت زمان فعالیت نسل دوم کوتاه و حدود 2-1.5 ماه از نیمة دوم خرداد تا نیمة اول مرداد طول می کشد. فعالیت عمدة این افراد این نسل بر روی سودان گراس، ذرت خوشه ای، برنج و نیشکر می باشد و زمان شفیرگی این نسل در نیمة دوم تیر ماه و پروانه های حاصله در اوایل مرداد ظاهر می شوند.

نسل سوم:

پروانه های نسل دوم از دهة سوم مرداد ماه شروع به تخمریزی می کنند که تا هفته اول شهریور ماه ادامه می یابد. در این زمان سودان گراس و ذرت خوشه ای(مایلو) به علت رشد زیاد و چوبی شدن، جهت تخمریزی آفت مناسب نیستند. لذا حشرات ماده به مزارع ذرت کشت دوم (تابستانه)، برنج و مخصوصاً مزارع کشت جدید (plant) نیشکر که در شهریور ماه کاشته شده اند هجوم می آورند. این مزارع مکان مناسبی جهت تخمریزی این نسل می باشد. ذرت کشت تابستانه در این زمان 6-4 برگه بوده و برنج نیز هنوز دارای ساقة نرم می باشد، به علاوه امکان آلودگی مزارع نیشکر در این زمان زیاد می باشد.

مدت زمان فعالیت لاروهای نسل سوم نیز کوتاه بوده و حدود 45-40 روز به طول می انجامد. شفیره های این نسل از اواخر شهریور لغایت دهة اول مهر ماه تشکیل می شوند. پروانه های این نسل در دهة دوم مهر ماه ظاهر می شوند.

نسل چهارم:

تخم یزی نسل سوم در مزارع کشت تابستانه ذرت صورت می گیرد. احتمالاً میزبانهای دیگری به خصوص نیشکر و عفلهای هرز داخل و حاشیة مزارع مکان مناسبی جت تخمریزی آفت می باشند. در این مرحله نیز مهاجرت لاروها از علفهای هرز به طرف بوته های ذرت صورت می گیرد. در این موقع میزبان مناسبی می باشد. مدت زمان فعالیت لاروهای این نسل نسبتاً طولانی بوده و 2-1.5 ماه طول می کشد. شفیره های این نسل از اواخر آبان به بعد تشکیل می شوند. پروانه های حاصل از شفیرهه ای نسل چهارم پس از تخمریزی نسل پنجم را به وجود می آورند.

نسل پنجم:

این نسل عمدتاً ناقص بوده و لاروهای آن همراه با تعداد زیادی از لاروهای نسل چهارم که فرصت شفیره شدن را نداشته اند تا آخر زمستان در داخل بقایای ذرت یا سایر پناهگاهها باقی می مانند. بنابراین آفت در سال 4.5-4 نسل تولید می نماید.

زیست شناسی روی گیاه برنج در استان فارس:

پروانه سزامیا تخمهای خود را در محل اتصال دمبرگ به ساقه برنج در ردیفهای 5-1 تائی می گذارد، بندرت تخمهای حشره در روی سطح برگ مشاهده شده است. تعداد تخم در یک دسته به طور متوسط حدود یکصد عدد می باشد. با مساعد شدن شرایط آب و هوا، تخمهای تفریخ شده و لاروهای آفت در حدود یک هفته به طور دسته جمعی در داخل غلاف در بغل جوانه انتهائی برنج زندگی می کنند. پس از این مدت لاروهای جوان به طرف پائین ساقه حرکت کرده و تعدادی از لاروها در بین راه ساقه را سوراخ نموده و به بوته های دیگر منتقل می شوند به طوریکه در سنین آخر بیش از یک عدد لارو در داخل ساقه باقی نمی ماند. این حشره دارای 5 سن لاروی می باشد. این افت در شرایط آب و هوائی فیروزآباد دارای 4-3 نسل می باشد. پروانه های نسل اول در فیروزآباد از اوایل فروردین ماه ظاهر و حداکثر تخمریزی در اواخر فروردین ماه در میزبان لویی صورت می گیرد. لاروهای آفت تا آخر اردیبهشت در طول ساقه فعالیت می نمایند. با گرم شدن هوا، لاروها در داخل ساقه در بالای سطح آب به شفیره می روند. از اواخر خرداد ماه پروانه های نسل دوم به تدریج در طبیعت ظاهر می شوند و تخم ریزی آنها در اواسط تیر ماه در زراعت برنج انجام می گیرد. پروانه های نسل سوم از اواخر دهة دوم مرداد ماه ظاهر و در اوایل شهریور ماه در زراعت برنج تخریزی می کنند. لاروهای درشت نسل مذکور در طول زمستان در روی ریشه برنج در عمق 10-5 سانتی متری خاک زمستانگذرانی می کنند. 4 نسل کامل این آفت در ممسنی دارای 4 نسل در سال می باشد. پروانه های نسل اول از اواخر اسفند ماه ظاهر و حداکثر تخم ریزی آن در اواسط فروردین ماه در علف هرز لویی انجام می شود. پروانه های نسل دوم آفت از آخر خرداد ماه ظاهر و نشو و نمای نسل مذکور تا اوایل مرداد ماه در میزبان لویی صورت می گیرد. پروانه های نسل سوم از اواسط مرداد ظاهر و تخمریزی پروانه ها در اواخر دهة دوم مرداد ماه در زراعتهای برنج انجام می شود. نسل چهارم آفت از اواخر شهریور ماه در مزارع برنج تا آخر آبان ماه که مصادف با برداشت محصول می باشد فعالیت می نماید. در این منطقه آفت زمستان را در روی بوته های لویی و بقایای برنج سپری می نماید. در ممسنی به علت دیر کاشت نمودن زراعت برنج آفت در نسل1و2 مراحل تکاملی خود را در میزبان لویی می گذراند.

کنترل:

در زراعت برنج اقدامات زیر در کم کردن جمعیت آفت مؤثر بوده است.

1-قطع بوته های برنج در محل طوقه.

2-یخ آب زمستانه

3-شخم زمستانه را در اسفند ماه وقتی که اکثریت لاروها به سطح آمده و در داخل کلش برنج به شفیره تبدیل می گردند.

4-حذف میزبانهای واسطه به خصوص لویی در اطراف مزارع برنج.


Mythimna Loreyiبرگخوار تک نقطه ای ذرت

(Lep: Noctuidae)




آفت مزبور از استانهای گیلان، مازندران، اصفهان، فارس و تهران گزارش گردیده است. علاوه بر ذرت به گیاهان مختلفی مانند گندم، جو، برنج، نیشکر، سودان گراس و علفهای هرز خانوادة گرامینه حمله می نماید. لاروهای سنین اول هنگام حرکت حالت Looperداشته و فقط از پارانشیم برگ تغذیه کرده و لکه های کشیده و شفاف(window) روی برگ ایجاد می نماید. لاروهای سنین بالاتر از بافت برگ تغذیه نموده و فقط رگبرگها را باقی می گذارند.

زیست شناسی:

در شرایط خوزستان دارای 4 نسل است که نسل اول از اسفند ماه تا اواخر اردیبهشت ماه روی گیاهان گندم، جو و علفهای هرز خانوادة گرامینه، نسل دوم از اوایل خرداد ماه تا اواسط مرداد روی سودان گراس، برنج و علفهای هرز خانوادة گرامینه، نسل سوم از اواسط مرداد تا اوایل مهر روی گیاهان ذرت، سودان گراس، برنج و علفهای هرز خانواده گرامینه و نسل چهارم آفت از اواخر مهرماه تا اواسط اسفند ماه به صورت لاروهای سنین مختلف در بقایای ذرت، نیشکر، گندم و علفهای هرز خانوادة گرامینه زمستان گذرانی می نمایند.

در استان فارس این آفت در مناطق گرمسیر 4 نسل، در مناطق معتدل 3 نسل و در مناطق سردسیر 2 نسل در سال دارد.

در استان فارس دو گونه پارازیتوئید به نام Linnacmyia vulpina از خانوادة Tachinidae و Apanteles sp. از خانوادة Braconidae در طبیعت لاروهای برگخوار ذرت را پارازیته می کنند.
مونوکرتوفوس(نواکرون) SL 40% 1لیتر
فوزولن(زولون) EC 35% 3لیتر درهکتار.


سوسک نیشکر(سوسک ریشه خوار) Pentadon idiota

(Col.: Scarabaeidae)



معرفی آفت

آفتی پلی فاژ بوده که در تمام نقاط ایران به خصوص نواحی جنوبی انتشار داشته و به گیاهانی نظیر چغندرقند، نیشکر، هندوانه، خیار،‌ پنبه، آفتاب گردان، کنف، سوژا، گوجه فرنگی، سیب زمینی، ذرت خوشه ای، ذرت،‌ گندم، مو، سیب، گلابی،‌ توت، زردآلو،‌ آلو، بلوط و پسته خسارت می زنند. لارو آفت در خاک از قسمتهای زیرزمینی گیاه تغذیه می کند. در روی نیشکر و ذرت خسارت شبیه به هم بوده و هم لارو و هم حشره کامل از داخل ساقه و قلمه تغذیه کرده و مدخل ورودی اغلب توسط خاک اره پر می شود. بر اثر خسارت وارده قلمه های نیشکر پوسیته و ریشه پس از مدتی می خشکد.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت لاروهای سنین مختلف و حشره کامل در داخل خاک به سر می برد. حشرات کامل از اواخر اسفند ماه ظاهر شده و مدتی بعد جفت گیری و سپس حشرات کامل هنگام غروب و شبها برای تغذیه پرواز می کنند. حشرات کامل از شاخ و برگ، ساقه و اندامهای هوائی گیاه میزبان تغذیه می کنند. دورة فعالیت حشرات مزبور نسبتاً طولانی تر و از بهار شروع شده تا آخر تابستان ادامه دارد. تخم ریزی آن در اعماق 25-5 سانتی متری خاک به صورت تک تک و تدریجی صورت می گیرد و حشره ماده پس از تخم ریزی می میرد. تخم ریزی از اواسط فروردین ماه شروع شده و حداکثر آن در ماههای تیر و مرداد می باشد. هر حشرة ماده حداکثر 55 عدد تخم می گذارد.

دورة جنینی 4-3 روز می باشد. این آفت هر 20-15 ماه یک نسل دارد. لاروهای این آفت اکثراً ناحیه پشته را نسبت به کف جوی آبیاری ترجیح می دهد. آلودگی مزارع به صورت لکه ای بوده و حشرات کامل معمولاً مزارع کشت جدید (plant) را نسبت به مزارع بارز (Ratoom) را جهت تخم ریزی ترجیح می دهد. لارو سرانجام تبدیل به شفیره شده و پس از دو هفته حشره کامل بیرون آمده ولی به سطح زمین نیامده بلکه زمستان را در حفره هایی که ترتیب داده اند تا بهار باقی می ماند.

کنترل:

1- شخم زمین آلوده

2- وجین و انهدام علفهای هرز


Chrysomelidae, Coleopteraسوسک برگ خوار غلات
Lema melanopa L.



این آفت از استان های خراسان، اصفهان، تهران، خوزستان، فارس، آذربایجان غربی و شرقی، گیلان، مازندران، جیرفت، هرمز گان، سمنان وکرمانشاه و برخی دیگر از مناطق کشور گزارش شده است اما خسارت آن اقتصادی نیست. این آفت بیشتر در مزارع آبی مشاهده می گردد و گندم را به جو ترجیح می دهد. لارو و حشرات کامل این آفت پارانشیم رویی برگ را به موازات رگبرگ های اصلی می خورند و محل خسارت آنها روی برگ به صورت نوارهای طولی ســفیــد رنگی دیده می شود. زمستان گذرانی این آفت به صورت حشره کامل است و تنها یک نسل در سال دارد. حدود 10 درصد از حشرات کامل پس از ظهور در اواخر خرداد جفت گیری و تخم ریزی می کنند، اما لاروهای سن دوم این نسل با خشک شدن بوته ها از بین می روند


شته برگ ال Anoecia corni (Fabricius)

Anoecidae, Homoptera




این شته بیشتر در شمال ایران، اطراف کرج و قزوین جمع آوری شده است و فاقد اهمیت اقتصادی است. میزبان اصلی آن درخت ال (Cornus ) اسـت وروی برگ آن ایجاد گـال کرده و سپس به طرف ریشة گـندمـیان مهاجرت می کند.این شـته در منـاطـقی که این درخت وجود نداشتــه باشـد به صورت پارتـنـوژنـز دائم روی ریشة گنـدمـیان زندگی و تولیـد مثـل میکنند(رضوانی،1380).


ملخ صحرایی Schistocerca gregaria (Orth:Acrididae)

Desert locust



معرفی آفت:

موطن اصلی آن سودان و برخی از کشورهای آسیایی و آفریقایی چون عربستان وپاکستان میباشد.به دلیل اینکه از روی خلیج فارس پرواز کرده و خود را به ایران می رساند ملخ دریایی نام دارد.

دستجات مختلف ملخ ،پوره هاو حشرات بالغ و نا بالغ هر گیاه سبزی را اعم از علوفه،غلات،صیفی جات،درختان مثمر و غیر مثمر را که در سر راه خودببینند از بین می برند و یک آفت بسیار پلی فاژ میباشد.

ملخ صحرایی کپسول تخم ندارد و تخمهای خود را در دسته های 20-100 تایی در خاک به شکل خوشه انگور بهم می چسباند.هر حشره ماده 8تا 12 مرتبه تخمریزی می نمایدو جمعاً 800 تا 1000 تخم می گذارد.دوره نشو و نمای جنینی حدود 24 ساعت می باشد.سپس پوره خزنده ظاهر می شود . پس از 24 ساعت پوره سن 1 خارج می شود.حداکثر دوران پورگی 45 روز و در شرایط نامساعد 2 ماه بطول می انجامد.


زیست شناسی:

کانون دایمی ملخ صحرایی عمدتاً صحراههای شرق آفریقا،شرق پاکستان وغرب هندوستان است.در این مناطق که غالباً در کمربند بارانهای موسمی قرار دارد این ملخها در فاز انفرادی زندگی می کنند.اگر پس از چند سال مساعد،خشکسالی بروز کند ملخها حالت طبیعی خود را از دست میدهنذ و طی چندین نسل به حالت مهاجر در می آید. بدین ترتیب که در سالهای مساعد به دلیل غنی بودن پوشش گیاهی با حداکثر ظرفیت به زادو ولد پرداخته و جمعیت آنها زیاد می شود.ذر سالهای خشکسالی پوشش گیاهی به لکه ها وقطعات پراکنده محدود می شود لذا ملخها به این لکه ها هجوم آورده و پس از تمام شدن پوشش سبز این لکه ها،از لکه ای به لکه دیگر و منطقه ای به منطقه دیگر می روند می روند.

این تغییر رفتار با تغییر تدریجی مرفولوژیک همراه است. این تغییرات شامل تغییر رنگ،تغییر وضعیت صفحه های پشت سینه،تغییر وضع بالها،پاهاوحتی کپسول سر می باشد.بطوری که کارشناسان می توانند از روی همین تغییرات خطر هجوم ملخها را پیش بینی کنند.

این ملخ دارای 2 نسل کامل و یک ناقص می باشد.


کنترل

ملخ صحرایی جزو آفات عمومی بوده و کلیه عملیات مبارزه بر عهده سازمان حفظ نباتات و وزارت کشاورزی است.تغییرات این آفت در نواحی مختلف مناطق انتشار آن توسط سازمان بین المللی دفع ملخ((Anti-Locust Research Center که در لندن قرار دارد و همچنین سازمان خواروبار جهانی F.A.O کنترل می گردد.



1- مبارزه بیولوژیک: استفاده از پرندگانی چون سار گلو قرمز Pastor roseus ،سوسکهای خانواذه Meloidea که پارازیت تخم این آفت هستند.



2-مبارزه شیمیایی: الف:طعمه پاشی ب:محلول پاشی ج:ماشینهای اگزست و هواپیما



الف:طعمه پاشی: kg6 لیندین 25% یا kg3 سوین 85% را در 30 لیتر آب حل کرده و روی 100 کیلو گرم سبوس گندم ریخته و بهم می زنند و سپس برای هر هکتار kg 15 تا 20 از این طعمه می پاشند و برای سمپاشی از فنتروتیون 50% به مقدتر gr 300 تا 500 در هکتار استفاده میشود


شته روسی گندم Diuraphis noxia (Mord.)

شکل ظاهری: داخل قسمت های لوله شده برگ گندم برنگ زرد تا سبز مایل بخاکستری هستند. بدن از پودر مومی سفید پوشیده شده و طول آن 1.4 تا 2.3 میلیمتر است. جمع آوری از ایران: شیراز، گندم، بالدار و بی بال بکرزا،

زیست شناسی:

این شته ها منحصراً‌ روی غلات منجمله گندم هستند. در ایران فرم جنسی جمع آوی نشده و احتمالاً بصورت بکرزائی تولید مثل می کنند. معمولاً خوشه های گندم و جوی آلوده خمیده می شوند. در شیراز ناقل بیماری نوار زرد گندم وجود دارد (ایزدپناه، 1361). برگ انتهائی گیاهان آلوده برنگ زرد و سفید درآمده خشک می شود. در مراحل ابتدائی الودگی لبه برگها در امتداد طولی خود لوله می شوند. گاهی فاصله برگها کم شده ساقه بد شکل می شود. می تواند ناقل بیماری موزائیک جو نیز باشد.

جنس 75 :SITOBION MORD گونه از این جنس شناخته شده که 17 گونه آن از آفات مهم غلات هستند شصت و هشت گونه از این جنس منحصراً‌ روی تیره گرامینه زندگی می کنند که در برخی از آنها فرم جنسی روی تمشک یا گل سرخ تشکیل می شود. کورنیکول آنها بلند است که در قسمت آزاد سلولهای چند ضلعی کنار هم دارند. ظاهراً تا حدودی شبیه به جنس Macrosiphum هستند ولی برآمدگی کنار شاخکها در آنها رشد کمتری دارد و برآمدگی میانی نمایان تر است. طول موی روی بند سوم شاخک آنها حدود نصف قطر میانی همین بنداست در صورتیکه طول موی بند سوم شاخک Macrosiphum تقریباً برابر قطر میانی همین بند است. چهار گونه از جنس Sitobion جزو آفات گندم هستند که دو گونه از آنها تا کنون در ایران جمع آوری شده اند.

شته روسی گندم به صورت یکی از آفات مهم جهانی غلات دانه ریز به خصوص گندم و جو درآمده است. در منابع مختلف منشأ اصلی این آفت را حدود ایران، ترکستان و روسیه گزارش کرده اند. علت نام گذاری این حشره این است که اولین بار در سال 1900 میلادی از جنوب روسیه گزارش شده است. در سال 1978 در جنوب آفریقا مسأله ساز شد و چند سالی است که در قاره آمریکا گسترش یافته و باعث خسارت اقتصادی شده است. این حشره ضمن تغذیه از قسمت عمقی بافت برگ و مکیدن شیره گیاهی برگ ها را به صورت لوله ای در می آورد، به همراه بزاق خود توکسیتی به داخل گیاه تزریق می کند که موجب کاهش ظرفیت فتوسنتز و در نتیجه آسیب غشای کلروپلاست ها می شود. به همین دلیل مبارزه با این شته به وسیله سموم تماسی، در عمل با مشکل مواجه می شود. ولی سموم سیستمیک مؤثر هستند. دشمنان طبیعی این آفت قادر به یافتن شته ها در داخل برگ های لوله شده نیستند بنابراین یکی از بهترین راه های کنترل این آفت استفاده از ارقام مقاوم است.

این شته در استان فارس (نی ریز، مرودشت، اقلید و آباده) به وسیله احمدی و سرافرازی و در سیستان به وسیله بندانی و همکاران همراه با 6 گونه دیگر از شته های غلات و در شهرکرد به وسیله رستگاری و نوربخش همراه با 8 گونه دیگر گزارش شده است. رضوانی و نوری (1374) این شته را همراه با 7 گونه دیگر از لحاظ تغییرات انبوهی جمعیت در مناطق ورامین، کرج و فیروزکوه بررسی کردند و اظهار داشتنه اند، این گونه بعد از شته سبز گندم در مناطق ورامین با 28% و کرج با 26% در ردیف دوم در فیروزکوه در ردیف اول قرار داشته است.

در بررسی جامعی که به وسیله جمعی از اساتید دانشگاه های کشور (71-1369) برای مشخص کردن مناطق انتشار در هفت استان به عمل آمد از 226 منطقه و پازایتوتیدهای آن را در 114 منطقه گزارش کره اند ولی در هیچ کدام از استان ها اهمیت اقتصادی نداشته است و در این بررسی 5 گونه پارازیتوئید و 3 گونه شکارچی مشخص شدند. وجود این شته در مزارع جنوب قفقار قبل از سال 1900 میلادی گزارش و به وسیله Mordvilk به نام Brachycolus Kortnewi (1900) معرفی شده است. در سال 1912 حشره شناس دیگری به نام Kurdjumov مشخص کرد که شته جو گونه دیگری است و آن را به نام Brachycolus noxius نام گذاری کرد که بعداً‌به وسیله Azinberg به Diuraphis noxia تغییر نام داده شد. Kordvaleve و همکاران (1991) تاریخه گسترش این شته را در روسه کره های ایران و ترکستان شرح داده است. Alfaro مبدأ آن را از حدود اسپانیا بر روی گندم و جو می داند که قابل قبول نیست. شته روسی گندم در سال 1978 در جنوب آفریقا و در سال 1980 در مکزیک، در سال 1986 در ایالت تگزاس آمریکا و در سال 1987 در شیلی طغیان کرد و نیز در سال 1988 به کانادار سرایت کرد و مسأله ساز شد.

سایر مناطق انتشار آفت عبارتند از: شمال آفریقا، خاورمیانه از جمله ایران، آسیای میانه، جنوب اروپا، خاور دور (جنوب غربی چین)

مشخصات ظاهری:

رنگ این حشره سبز کم رنگ، اندازه طول بدون حدود 2 میلی متر، زایده انتهایی دم مانند نسبتاً بلند، خاشک کوتاه، کورنیکول ها کوتاه و از طریق پارتنوزنز (دخترزایی) تولید مثل می کنند. دم دوتایی و نیز لوله ای شدن برگها و وجود نوارهای سفید در روی برگ گیاه میزبان از مشخصات مهم وجود این حشره می باشد. به غیر از شته روسی اکثر شته های غلات در انتقال بیماری های ویروسی از جمله ویروس مولد کوتولگی جو B.Y.D.V. نقش دارند ولی اخیراً گزارش هایی مبنی بر ناقل بودن این شته در انتقال ویروس مذکور در آفریقای جنوبی ارائه شده است.

میزبان ها و عادت تغذیه این حشره از گندم، جو، چاودار، تریتیکاله و تعدادی از علف های باریک برگ تغذیه می کنند. محل تغذیه قاعده برگ های تازه تشکیل شده و نیز بر روی خوشه ها می باشد. بر اثر ترشح عسلک و رشد قارچ های مولد دوده (فوماژین) به ویژه در هوای مرطوب خسارت آن تشدید می شود. برگ های حساس، لوله شده و تغییر شکل می دهند و خود گیاه از رشد بازمانده و کوتوله می شود. در اثر تخریب غشای کلروپلاست های ناشی از ترشحات نوکسینی حشره، لکه های کلروتیک طولی ایجاد شده و فتوسنتز و تنفس گیاه مختل می‌شود. بنا به عقیده Burd & Burton (1992) سفید شدن سلول ها در اثر کاهش و به هم خوردن میزان آب در گیاه است. در صورت فقدان یا کاهش منابع غذایی و نامساعد شدن شرایط محیطی، بالدارهای زنده زای ماده به وجود می آیند که به وسیله باد منتقل شده و کلنی های جدیدی را به وجود می آورند.

شرایط محیطی این حشره شرایط آب و هوایی گرم و خشک را می پسندد ولی قادر است در آب و هوای بارانی نیز ادامه بقا دهد. در صورت نامساعد بودن شرایط میزبانی این آفت یک باد برای انتشار آن به دیگر نقاط کافی است. حداکثر پوره زایی این شته 4 عدد در روز، و در طول زندگی حشره تا 70 عدد گزارش شده است. مهمترین شرایط تولید مثلی این حشره بر روی گندم در مرحله Jointing (GS300) است. ولی در گیاهان دیگر در مراحل رشدی تفاوت آسیب پذیری ندارند. کلاً مرحله گیاهک حساسترین مرحله قبل از تشکیل خوشه است. حساسیت گیاهان آلوده در صورت وجود تنش کم آبی و کمبود ازت افزایش می یابد به علاوه بین ذخیره آب موجود در گیاه و بالدارزایی شته نوعی هم بستگی وجود دارد. عمل بهاره کردن گندم نیز تأثیری بر روی میزان آلودگی به شته ندارد ولی آلودگی در گندم های تیپ زمستانه، در ارقام متحمل به سرمای فصل پاییز کاهش می یابد که علت آن می تواند تلفات ناشی از شدت سرما باشد.

زیست شناسی آفت:

زیست شناسی آفت در شرایط استان تهران مطالعه شده است. این حشره در شرایط گلخانه (دمای متوسط 2.7 درجه سانتی گراد و رطوبت 40%) و شرایط مزرعه مورد بررسی قرار گرفته است. در گلخانه میانگین طول دوره های پورگی قبل از تولید مثل، تولید مثل، بعد از تولید مثل و کلاً‌ طول دوره زندگی بر حسب روز به ترتیب 7.5، 1، 42.77، 1.63 و 62 روز بوده است. میانگین تعداد پوره های تولید شده توسط یک حشره 72.12 بوده است. دروه های مذکور در شرایط مزرعه به ترتیب 19.71، 2.43، 49، 16.43 و87.43 و میانگین تعداد پوره توسط هر فود 76.86 بوده است. این شته در فصول غیر زراعی بر روی گندم و جوهای خودرو و باریک برگ های دیگر به حیات خود ادامه می دهد و بر روی میزبان های ذکر شده به صورت جمعیت با کاهش رطوبت و افزایش درجه حرارت بیشتر می شود. در شرایط کرج حشره بالدار از حدود دهه سوم فروردین ماه از روی میزبان های غیر زراعی و خود رو به مزرعه منتقل شده و در اواخر فصل زراعی مجدداً بالدار ظاهر و بر روی میزبان های مزبور باز می گردند. پارازیستم این حشره به وسیله زنبور کارآیی لازم را دارد.

دشمنان طبیعی:

این حشره دارای دشمنان طبیعی متعددی است که نقش مهمی را در کنترل آفت دارند (جدول شماره 2 تعدادی از انواع شکارچی ها و پارازیتوئیدهای آن را نشان می دهد). ، لیست دشمنان طبیعی شته روسی گندم در سطح جهانی

Coccinellidae

Hippodamia convergens Guerin

Coccinella nugatoria Mulsant

Cycloneda sanguinea (L)

Adalia bipunclala (L)

Paranaemia vittigera (Mannerheim)

Seymnus (Pullus) loewii Mulsant

Diomus spp.

Anthocoridae

Oreus tristicolor (white)

Syriphidae

Eupeodes volueris osten Sacken

Allograpta obliqua (Say)

A exotica (wiedmann)

Platycherius (carposcalis) sp.

Neuroptera

Chrysopa carnea steph.

Hemerobius pacificus Banks

Braconidae

Diaeretiella rapae (M’Intosh)

Aphidius ervi Haliday

Pteromalidae

Asephes sp.

Pachyneuron siphonophorae

(Ashmead)

Eulophidae

Aoristicetys sp.

Megaspididae

Dendrocerus sp.

Charipidae

Alloxysta fascicornis (Hartig)

علمی از زنبور پارازیتوئید برای کنترل این حشره گزارش شده است. قارچ های Conidiobalus، Zoophthora و Dondra نیز اثر قابل توجهی در کنترل آفت دارند. قارچ Beovaria basiana بر روی باروری بی تأثیر است ولی باعث افزایش تلفات می شود (

گیاهان میزبان مقاوم:

براساس آزمایشهایی که صورت گرفته چندین ژنوتیپ گندم از مبدأ ایران، شوروی سابق و بلغارستان شناسایی شده که نسبت به این شته مقاوم هستند( تظاهر ایجاد مقاومت منجر به پیدایش روش های مناسب کنترل با این آفت در مواردی با استفاده از این منابع مقاومت بوده است. مقاومت با انتقال یک ژن از ژنوتیپ های مقاوم به ژنوتیپ های دارای کیفیت زراعی خوب که حساس به این شته می باشند، نسبتاً آسان است. Potgeiter و همکاران ژن مقاوم به شته روسی را به گندم Triticum monococcum با موفقیت منتقل کرده است Robinson etal منابع مقاومت به این آفت را در گندم های Triticum dicoccum که دارای ژنوم های AB هستند و نیز در دیپلوئیدهای دارای ژنوم A از جمله T.monococcum، T. urartu و T. boeticum شناسایی کرده است. Skovmand etal (1994) چندین نژاد مقاوم را در گندم های نان از مبدأ ترکیه شناسایی کرده است. Webster etal (1991) در جوهای تیپ Facnltative که از مبدأ ایران و افغانستان بوده اند. ژنوم هایی را شناسایی کرده که مقاومت آنها براساس پلی ژنی کنترل می شود. مطالعات میکروسکوپ الکترونیک نشان داده که در جوهای غیر مقاومت از محل آوند آبکش تغذیه صورت می گیرد ولی در جوهای مقاوم، نیش شته به این محل نمی رسد و از طرفی وزن شته ها کاهش یافته و عسلک کمتری تولید می شود.

مکانیسم های ایجاد مقاومت غلات دانه ریز به شته روسی:

براساس مطالعات انجام شده مقاومت به شته روسی در جو، تریتیکاله، گندم های تتراپلوئید و گندم های دیپلونید T.monococcum و T.urartu و نیز گندم های از مبدأ ترکیه مقاومت نشا نداده اند در مورد پدیده ایجاد مقاومت در گیاه نسبت به این شته مطالعات مفصل بوده و نظریه Painter در مورد آن بررسی شده است. طبق این نظریه مقاومت در گیاه براساس یک یا مجموعه ای از عوامل زیر به وجود می آید.

الف)آنتی ییوزیس:

نتیجه واکنش اثر گیاه بر روی بیولوژی و یا فیزیولوژی حشره بوده که منجر به کاهش طول عمر، باروری، اندازه حشره و حتی مرگ می شود.

ب)تحمل: این پدیده به مقاومت گیاه مربوط می شود. گیاه قادر است خسارت وارده را با داشتن جمعیت حشره بر روی خود در مقایسه با گیاه حساس از همان رقم یا گونه گیاهی جبران کند.

ج)آنتی گزنوسیس یا عدم ترجیح به گروهی از خصوصیات گیاه و عکس العمل حشره اتلاق می شود که منجر به استفاده حشره از رقم یا گونه ای از گیاه برای تخمریزی، تغذیه، پناهگاه یا ترکیبی از این سه مورد شده و یا خصوصیات مورفولوژیک یا آلکوکمیکال ها کنترل می شوند.

در مورد مقاومت گندم و جو به شته روسی براساس آنتی ییوزیس و تولرانس، در مورد تریتیکاله براساس آنتی ییوزیس در مورد یولاف ترکیبی از هر سه مورد می باشد و به همین جهت گیاه اخیر نسبت به این شته فوق العاده مقاوم است. حالت تولرانس که برای استفاه کارشناسان اصلاح نباتات بی اندازه مفید است. تحت تأثیر عوامل محیطی قرار می گیرد و بیوتیپ هایی از شته می توانند تحت شرایط خاصی بر این پدیده غلبه پیدا کنند. بنابراین در برنامه سلکسیون، مقاومت به شته ها به تنهایی نمی تواند مورد استفاده قرار گیرد.

جاودار به دلیل دگرگشن بودن قادر به حفظ مقاومت خود نیست و از بین انواع گندم های دیپلوئید، تتراپلوتید و هگزاپلوتید، 24 رقم مقاوم بوده که 5 رقم از مبدأ ایران و 4 رقم از مبدأ شوروی، مقاوم ترین گزارش شده اند.از میان انواع گندم های Agilops ارقام A. Speltoides، A. biunicialis، A.gemicolata و گندم های دیپلوئید T.boeticum، T.urarta و T.monococcum نسبت به شته روسی مقاوم بوده اند.

روش های مختلف برررسی انواع مقاومت:

موقعیت، خصوصیات و مکانیسم های مقاومت ژنتیکی در برنامه های اصلاح نباتات اهمیت زیادی دارد. در حالت آلودگی به شته روسی ارزیابی براساس موارد زیر می باشد:

الف) ارزیابی براساس آنتی بیوزیس

این شته از تمام قسمت های برگ تغذیه عمقی می کند در آزمایش های استاندارد بین المللی از لحاظ آنتی بیوزیس باید گیاهان مادر مکرراً از لحاظ وجود شته های مادر کنترل و پوره ها برداشته شود و این موضوع مستلزم این است که ضمن تعیین میزان خسارت توسط شته های مادر در زمانی که برگ های لوله شده باز می شوند. پوره ها برداشته شود یکی از ره های مناسب برای تعیین و اندازه گیری آنتی بیوزیس براساس شمارش تعداد جنین و کالبد شکافی شته مادر است که از یک ژنوتیپ به خصوص مورد نظر تغذیه کرده اند. این روش به وسیله Burnett در آفریقای جنوبی به کار رفته و موفقیت آمیز بوده است.

ب)ارزیابی براساس تحمل گیاه (Tolerance):

تولرانس یکی از اجزاء مهم مقاومت برای متخصصین اصلاح نباتات است. در این روش ژنوتیپ های مختلف گیاه را در داخل گیاه کاسته و گیاهک های آلوده را از لحاظ ارتفاع، نزن برگ، وزن ریشه و انبوهی شته مورد مقایسه قرار می دهند هر تک گیاه را بتعداد معینی پوره سن 1 شته آلوده کرده و بعد از مدت زمان مشخص (14-12 روز) آن ها را مورد مقایسه قرار می دهند (از لحاظ جمعیت شته ها) و در زمان برداشت ابتدا شته ها را قبل از برداشت جدا نموده و بر روی هر ژنوتیپ به تفکیک وزن می کنند و بعد از برداشت وزن گیاه خشک، وزن برگ، ارتفاع گیاه و میزان محصول را مورد مقایسه قرار می دهند.

ج)ارزیابی براساس آنتی گزنوسیس:

برای بررسی این مورد از سه روش استفاده می شود:

روش اول-تعداد مشخصی ژنوتیپ یا ارقام مختلف گندم یا جو را به طور منفرد (Single) کاشته و در معرض شته ها قرار می دهند تا میزبان ترجیحی خود را انتخاب کنند. در این روش همه بوته ها را در داخل یک گلدان به فواصل معین و مساوی کاشته و تک بوته وسطی را آلوده می کنند و این آلودگی به تدریج به سایرین منتقل شده آفت گیاه میزبان تدریجی خود را انتخاب می کند.

روش دوم-تک بوته ها را هر کدام در داخل گلدان جداگانه کاشته و آنها را در داخل قفس به فواصل مساوی از منبع آلودگی قرار می دهند تا میزبان ترجیحی شته ها،‌ انتخاب شود.

روش سوم- در این روش در هر گلدان حاوی یک رقم یا ژنوتیپ، دو تک بوته به فواصل مساوی می کارند و یکی از تک بوته ها را با تعداد مشخصی شته آلوده کرده، ترجیح میزبانی را در گیاهان غیر آلوده مورد مقایسه قرار می دهند.

کنترل شیمیایی:

1-اکسی دیمتون متیل EC25% ،1.5 لیتردر هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

2- دیمتوآت EC40%،1.5 لیتردر هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

3- پریمیکارپ WP50% ، 0.5-1 کیلو گرم در هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

4- تیومتون EC25% ، 1 لیتر در هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

5- مالاتیون EC75% ،2.5 لیتر در هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

AreZoO
2011-Mar-14, 16:36
ساقه خوار ايراني ذرت Iranian stem corn borer

Ostrinia nubilalis persica

(Lep: pyraustidae)



معرفي آفت

در بيشتر كتابهاي قديي فارسي زير گونة Ostrinia nubilalis nubilalis كه موسوم به ساقه خوار اروپايي (European corn borer) مي باشد به عنوان ساقه خوار ذرت معرفي شده است. اما تحقيقات انجام شده نشان مي دهد كه زير گونة Ostrinia nubilalis sub sp. Persicae كه آن را مي توان تحت عنوان ساقه خوار ايراني ذرت معرفي نمود. در كشور ما فعاليت دارد و تاكنون از مناطق شمالي كشور در استانهاي گيلان، مازندران و گلستان گزارش شده است.

طرز خسارت و گياهان ميزبان:

آفت پلي فاژ بوده كه حدود 200 گونه ميزبان براي آن گزارش شده است كه داراي ترجيح ميزباني به گياهان ذرت (به خصوص ذرت دانه اي)، برنج و گندم داشته و علاوه بر اين به گياهان جو، چاودار، پنبه، سويا، آفتابگردان، گوجه فرنگي، سيب زميني، كنف و… و همچنين تعداد زيادي گياهان خودرو (علفهاي هرز) حمله نمودكه كه در اين ميان يك نوع ترجيح ميزباني به گرامينه هاي وحشي و همچنين علف هرز مستك Xanthium strumarium دارد و علاوه بر اين علف هرز، روي يولاف وحشي، لويي، ني معمولي، فالاريس، مَرغ، اويار سلام، گل گندمي، درمنه، كاسني، تاج خروس، علف هفت بلند، سلمه تره، سيب زميني ترشي، سوروف، پنيرك، گاوپنبه، ارزن وحشي و تاج ريزي كه در حاشية مزارع و كانالهاي آبياري ديده مي شود، فعالتي دارد. لارو آفت مذكور از قسمتهاي مختلف گياه ميزبان نظير برگ، ساقه، بلال (بويژه بلال) تغذيه نموده و خسارت مي زند.

زيست شناسي:

اين آفت 3 تا 3.5 نسل در سال داشته و زمستان را به صورت لارو و اغلب در سن پنجم آن، در داخل ساقه هاي باقي مانده در مزرعه و يا در خارج از آن و داخل ساقه ميزبانهاي ثانوي (به ويژه مستك و ني) گذرانده و لاروهاي زمستان گذران آن از اواسط بهار تبديل به شفيره شده و بعد از يك تا دو هفته حشرات كامل نسل زمستان گذران به پرواز در آمده و از اواخر ارديبهشت ماه تا اواسط خرداد ماه بسته به شرايط جوي در مزارع گندم و مزارع ذرت زود كاشت و يا روي ساير ميزبانها تخم ريزي مي كنند. اصولاً اين حشره شب پرواز بوده و ماده ها بيشترين تخم ريزي خود را در ساعات غروب و يا نزديك نيمه شب انجام مي دهند ولي داراي رفتار فعالتي در روز حتي در شرايط آفتابي نيز مي باشند و در اين مرحله از فعاليت اغلب روي گل ها نشسته و از نوش آنها تغذيه مي كنند. همچنين در مزارع ذرت انبوه و سايه دار، تخم ريزي ماده ها در ايام روز نيز مشاهده شده است. ماده ها در طول عمر خود چندين بار جفت گيري و تخم ريزي مي كنند و هر بار به طور معمول 200-20 عدد تخم عدسي شكل خود را در كنار هم و به طور رديفي و جمعي اغلب در كنار رگبرگ اصلي و بيشتر در سطح برگهاي مياني بوته ها و تا اندازه اي نزديك غلاف قرار مي دهند. دورة جنيني سپس لاروهاي جوان خارج مي شوند. لاروها ابتدا از برگهاي ترد و لطيف گياه تغذيه نموده و بعد ساقه يا بلال را سوراخ نموده و وارد گياه مي شود. مدت رشد در مرلحه لاروي نيز براي نسلهاي فعال در بهار و تابستان به ترتيب به طور متوسط 30-25 روز محاسبه شده است. به طور كلي در منطقه شمال دورة نشو و نماي فردي در مراحل تخم، لارو، شفيره و حشره كامل در دو نسل بهاره و تابستان شروع مي شود تحت تأثير تغييرات جوي منطقه در پائيز طولاني شده و از 2 ماه تا 8 ماه به طول مي انجامد. بنابراين لاروهاي زمستانگذران بعد از سپري كردن حدود 8 ماه در بهار سال آينده تبديل به شفيره و سپس حشرات كامل ظاهر مي شوند.

کنترل:

1-مبارزه زراعي: با توجه به اينكه زمستان گذراني آفت در درون ساقه باقي مانده گياهان ميزبان از سال قبل مي باشد بايد توجه باشد برداشت محصول از قسمتهاي پائيني گياه انجام گيرد و همچنين بقاياي گياهي نيز جمع آوري و سوزانده شود.

2- مبارزه بيولوژيك: اين آفت داراي دشمنان طبيعي گوناگوني مي باشد كه در اينجا به مهمترين آنها اشاره مي شود: Trichogramma maidis (Hym.: Trichogrannatidae) كه پارازيتوئيد تخم مي باشد.

پارازيتوئيد تخم Platytelenomus hylas (Hym.: Scelionidae)

پارازيتوئيد لارو Habrobracon hebetor (Hym.: Braconidae)

پارازيتوئيد شفيره Brachymeria intermedia (Hym.: Chalcididae)

3. کنترل شیمیایی :

1- مونوکروتوفوس SL40% و 2لیتر 3-2 نوبت به محض ظهور آفت

2- فوزالن EC35% و 3لیتر درهکتار

AreZoO
2011-Mar-14, 16:36
كرم ذرت Sesamia Cretica

(Lep: Noctuidae)

http://www.pherobase.com/pherobase/insect-pict/sesamia_cretica.jpg


معرفي آفت

از آفات مهم ذرت مي باشد كه در مناطق جنوبي و مركزي كشور انتشار داشته و داراي ميزبانهاي متعددي مي باشد كه همواره ذرت خوشه اي، ذرت، نيشكر و سودان گراس را به ساير ميزبانها ترجيح مي دهد.

نحوة خسارت:

لاروهاي سنين اوليه بيشتر از برگهاي تازة فوقاني بوته ذرت تغذيه نموده و آنها را سوراخ سوراخ مي كند. حملة آفت به مزارع ذرت مصادف با تشكيل گل آذرين نر و قبل از ظهور آن است.

لاروها با سوراخ كردن برگهاي در بر گيرنده گل آذرين وارد آن شده و از گلهاي نر تغذيه مي كنند. هر گاه تغذيه از پاية گل آذين صورت بگيرد. باعث خشك شدن آن مي گردد. قطع كردن پايه گل آذين سبب خشك شدن آن شده كه از دور نمايان است. گاهي لاروها موفق به خشك كردن گل آذين نشده و با تغذيه از گلهاي نر در ساقة آن نفوذ مي كنند. اگر تخم ريزي روي غلافهاي جانبي بوته انجام گيرد، لاروها از همان محل وارد ساقه مي گردند. تعدادي از لاروها وارد خوشة بلال شده و از آن تغذيه مي كنند. ورود لارو به خوشه گاهي از قسمت فوقاني صورت مي گيرد كه در اثر تغذيه از كاكل ذرت باعث قطع آنها مي گردد و سرانجام لارو خود را به دانه ها رسانيده و ضمن تغذيه از آنها وارد چوب بلال مي شوند. ورود لارو به خوشه هميشه از قسمت فوقاني صورت نگرفته و گاهي با تغذيه و سوراخ كردن برگهاي پوشش بلال وارد آن شده و از آن تغذيه مي كند. حركت لاروها در داخل ساقه مسير مشخصي ندارد. گاهي از بالا به پائين و گاهي از پائين به بالا حركت مي كند ولي كمتر به قسمت طوقه گياه نزديك مي شود.

زيست شناسي

زمستان را به صورت لارو كامل در جوانه هاي جانبي بوته درون شاخه ها و داخل ساقه ذرت باقي مانده و در مزارع به سر می برد. در شرايط مساعد و در اواخر بهار لارو تبديل به شفيره شده و سپس حشرات كامل ظاهر مي شوند. حشرات ماده بعد از آميزش با نر تخمهاي خود را به تعداد زياد تا 400 عدد در دسته هاي متعدد (8-4) در زير غلاف برگهاي ذرت و يا نيشكر و ساير ميزبانها قرار مي دهند. دورة جنيني تخم حدود 10-7 روز، سپس لاروهاي جوان خارج مي گردند. لاروهاي جوان فعاليت خود را تقريباً در كنار هم و با تغذيه از برگهاي جوان و نزديك به محل غلاف كه در ضمن قسمت ترد و نازك نيز مي باشد، شروع مي كنند. لاروها تقريباً از سن دوم توانائي نفوذ به داخل ساقه را پيدا مي كنند. لاروهاي سن آخر (سن پنجم) معمولاً قبل از شفيره شدن مراحل پيش شفيرگي را پشت سر مي گذارند و در اين مرحله لارو با استفاده از بزاق دهان و فضولات خود پيله مخصوص ايجاد مي كند. سپس درون آن به شفيره تبديل مي شود. محل شفيره شدن معمولاً بين علف، برگهاي خشك شده و ساقه يا در داخل دالان تغذيه يا زير پوست بلال و يا درون خوشه و حتي كاكل ذرت و درون گل آذين نر مي باشد. بعد از مدت كوتاهي با توجه به حرارت دورة شفيرگي پايان مي يابد و حشرات كامل سزاميا در دو جنس نر و ماده ظاهر مي شوند. در هر حال نرها زودتر از ماده ها به پرواز در مي آيند و در جست و جوي ماده ها شبها فعاليت مي كنند. ماده ها بعد از جفت گيري اغلب در ايام شب به تخم ريزي در زير غلاف برگ مي پردازند. در شرايط مساعد فصل زراعي يك دوره نشو و نماي فردي سزاميا از مرحله تخم تا ظهور حشره كامل از 45-40 روز به طول مي انجامد. به طور كلي سزاميا آفت چند نسلي (Polyvoltine) است و با توجه به منطقه در سال از 3 تا 5 نسل متوالي در سطح فلات ايران ايجاد مي كند. در مزارع ذرت استانهاي اصفهان و تهران 3.5-3 نسل، در خوزستان 5-4 نسل دارد.

کنترل:

پارازيتوئيد تخم Platytelenomus hylas (Hym.: Scelionidae)

پارازيتوئيد لارو Habrobracon hebetor (Hym.: Braconidae)

جمع آوري و آتش زدن بقاياي گياهي در مزرعه در كاهش جمعيت آفت مؤثر است. همچنين مي توان علاوه بر گونه هاي زنبور Trichogramma Spp. را جهت مبارزه با اين آفت تكثير و توزيع نمود.

AreZoO
2011-Mar-14, 16:42
شب پره زمستاني يا آگروتيس Agrotis Segetum

(Lep.: Noctuidae)


http://www.leps.nl/Articles/Attracting_moths/Agrotis_segetum.jpg

معرفي آفت

در تمام مناطق ايران انتشار داشته و علاوه بر چغندرقند به ريشه و طوقه گياهان مختلفي مانند ذرت، پنبه، خيار، گوجه، سيب زميني، يونجه، آفتابگردان و… حمله مي نمايد. لاروهاي جوان از قسمتهاي هوائي ميزبان تغذيه كرده و چندان خسارتي ندارند. در سنين بالاتر از محله طوقه و يا كمي پائينتر تغذيه نموده و سبب قطع شدن گياه مي گردند. از اين نظر به آن Cut worm يا كرم طوقه بُر گويند.

زيست شناسي:

زمستان را به صورت لارو سنين آخر در عمق 15-10 سانتي متري خاك مي گذرانند. در بهار با مساعد شدن شرايط آب و هوا لاروهاي بالغ از عمق زمين به طرف سطح خاك (حدود cm6-5) بالا مي آيند و براي خود لانه از خاك به شكل گهواره تهيه مي كنند و داخل آن تبديل به شفيره مي گردند. دورة شفيرگي 20-15 روز، سپس حشرات كامل ظاهر مي شوند. خروج پروانه هاي نسل زمستاني در طول نيمه دوم فروردين ماه مي باشد. حشرات كامل روزها زير كلوخه ها و بوته ها پنهان شده و اوايل غروب به بعد شروع به پرواز و جفت گيري مي كنند. تخمها به صورت تك تك يا در دسته هاي چند تائي (از 1 تا 8 تائي) در پشت برگ چغندرقند يا علفهاي هرز مانند پيچك، سلمه و پنيرك قرار مي دهند. يك پروانه ماده به طور متوسط 800 عدد تخم مي گذارد. دورة جنيني تخم 5-4 روز سپس لاروهاي جوان خارج، ابتدا از برگهاي جوان تغذيه مي كنند و از سن دوم به بعد از ناحيه طوقه تغذيه مي نمايند. دورة لاروي حدود يك ماه و در اين مدت 5 مرتبه پوست عوض مي كنند و سپس در داخل خاك تبديل به شفيره مي شوند. دورة شفيرگي حدود دو هفته و بعد از آن حشرات كامل نسل دوم تقريباً در اواخر خرداد ماه ظاهر مي شوند. در اين موقع تقريباً ريشه هاي چغندرقند قوي گرديده است. لذا در اين نسل آفت نمي تواند خسارت و صدمه شديدي وارد كند بنابراين نسل دوم را بيشتر روي ساير محصولات زراعي و علفهاي هرز مي گذراند. شب پره هاي نسل سوم آفت كه از اواخر مرداد ماه و اوايل شهريور ماه ظاهر مي گردند. روي چغندرهاي جواني كه به منظور بذرگيري كشت شده اند تخم ريزي مي كنند و لاروهاي اين آفت در شهريور ماه خسارت شديدي وارد مي كنند. اين لاروها كه اكثراً كامل مي گردند و زمستان را تا بهار سال بعد در اعماق خاك مي گذرانند بنابراين 3 نسل در سال دارد.

کنترل:

1- جمع آوري و انهدام بقاياي به جا مانده از محصول و شخم عميق بلافاصله بعد از برداشت.

2- از بين بردن علفهاي هرز داخل و حاشيه مزارع.

3- کارباریل ، طعمه مسموم(5%) در مراحل اولیه رشد، یک نوبت، شب هنگام

4- دیازینون EC60%و 1.5 لیتر در هکتار

5- کلرپیریفوس(دُرسبان) EC40.8% و 2لیتر

6- اتریمفوس(اکامت) EC50% و 2- 1.5 لیتر در هکتار

AreZoO
2011-Mar-14, 16:43
كرم اگروتيس Agrotis ipsilon

(Lep.: Noctuidae)

http://www.leps.it/images/Noctuidae/InLeNoAgIpA0001.jpg

معرفي آفت

از لحاظ فعاليت، خسارت و نخوة زندگي و زيست شناسي تقريباً شبيه به گونه قبلي است ولي از لحاظ حشره كامل تفاوتهايي دارد كه به صورت زير است:

رنگ عمومي حشره زرد روشن تا خاكي است و در وسط بال جلوئي و نزديك لبة فوقاني آن لكه گردي كه رنگ آن روشن تر از متن بال است ديده مي شود. در وسط بال خال كوچك سياه رنگي وجود دارد كه خط باريك كوچك سياه رنگ از طرف قاعده بال و زير آن به طرف لبة خارجي بال امتداد مي يابد. در وسط بال جلو لكه لوبيائي شكل قرار دارد و از قسمت گود آن كه به طرف لبه خارجي بال است خط باريك و كشيده اي به طرف لبة خارجي بال قرار گرفته است. روي سينه حشره را كركهاي قهوه اي روشن پوشانيده و مخملي به نظر مي رسد. اين كركها در پشت سينه به صورت تيغه اي برجسته ديده مي شود.



کنترل:

1- جمع آوري و انهدام بقاياي به جا مانده از محصول و شخم عميق بلافاصله بعد از برداشت.

2- از بين بردن علفهاي هرز داخل و حاشيه مزارع.

3- کارباریل ، طعمه مسموم(5%) در مراحل اولیه رشد، یک نوبت، شب هنگام

4- دیازینون EC60% 1.5 لیتر در هکتار

5- کلرپیریفوس(دُرسبان) EC40.8% 2لیتر

6- اتریمفوس(اکامت) EC50% 2- 1.5 لیتر در هکتار

AreZoO
2011-Mar-14, 16:43
كك چغندرقند Chaetocnema tibialis

(Col.: chrysomelidae)

http://www.unimol.it/didattica-on-line/agraria/rotundo/insetti/picture/insetti_image/Coleoptera/Polyphaga/Chrysomelidae/col_poly_chry_chaeto-tibialis.jpg http://www.syngenta.com.tr/cozum/COZ_17.gif


معرفي آفت

حشرت كامل اين آفت علاوه بر چغندرقند به چغندر علوفه اي و وحشي و همچنين علفهاي هرز، سلمك، گزنه، ترشك و ترتيزك حمله و از آنها تغذيه مي كند. بيشترين صدمه و خسارت اين آفت در مرحله 2 تا 4 برگي گياه مي باشد و بعد از مرحله 8 برگي به علت خشبي شدن برگهاي خسارت آفت اهميت اقتصادي ندارد. لاروها از ريشة گياه تغذيه مي كنند و خسارت قابل توجه ندارد ولي حشرات كامل از برگ تغذيه و در سطح برگ سوراخهاي گرد و نامنظم ايجاد مي نمايد كه در تراكمهاي بالا اين سوراخهاي كوچك بهم متصل شده و حفره هاي بزرگتري را ايجاد مي كنند. چنانچه تراكم جمعيت آفت در مراحل 4-2 برگي بالا باشد تمام مزرعه را از بين برده بطوريكه واكاري مجدد نياز مي باشد.

زيست شناسي:

زمستان را به صورت حشره كامل در زير گياهان خشكيده، كلوخه ها و شكافهاي زمين و حتي داخل خاك به سر مي برند. با مساعد شدن شرايط آب و هوائي وقتي كه متوسط درجه حرارت به حدود 10 درجه سانتي گراد برسد حشرات كامل خارج و شروع به فعاليت مي نمايند. ظهور حشرات كامل از اواسط فروردين ماه شروع و تراكم جمعيت آنها در اواخر ارديبهشت ماه به حداكثر خود مي رسد. كك ها در روزهاي گرم و آفتابي از برگها تغذيه نموده و خسارت مي زنند. سپس جفت گيري نموده و حدود 6 روز بعد تخم ريزي مي نمايند. تخمگذاري بيشتر در محل طوقه چغندرقند و ساير گياهان ميزبان و نيز در سطح خاك مجاور طوقه انجام مي شود. تخمها به صورت انفرادي قرار داده مي شوند و حداكثر تعداد تخم مشاهده شده در پاي يك بوته چغندرقند 7 عدد مي باشد. نشو و نماي لاروي حدود 27 وز به طول مي انجامد. محل فعاليت لارو در خاك و بيشتر از عمق سه سانتي متر به پائين و در اطراف ريشه ها مي باشد. دورة شفيرگي حدود 13 روز مي باشد. محل تشكيل شفيره بيشتر به قسمتهاي سطحي خاك و تا عمق دو سانتي متري مي باشد. ككهاي نسل جديد از اواخر خرداد ماه فعاليت خود را آغاز مي كنند. جمعيت ككهاي نسل جديد از اواخر خرداد ماه و اوائل تيرماه رو به افزايش نهاده و در اواخر تيرماه به حداكثر خود مي رسد تراكم جمعيت كك چغندرقند مزارع ديركاشت به علت وجود شرايط مناسب براي فعاليت حشره به مراتب بيشتر از مزارع زود كاشت و ميان كاشت است. ككها پس از مقداري تغذيه با شروع سرما به تدريج در زير كلوخه ها و خاك و يا بقاياي چغندرقند يا ساير پناهگاهها تا بهار سال بعد زمستانگذراني مي كنند. بنابراين يك نسل در سال دارد.

کنترل:

1- با توجه به طرز زندگي آفت كه ككلها زمستان را در زميني كه چغندرقند بوده است و يا در حوالي آن بسر مي برند بنابراين زدن شخم عميق پس از برداشت محصول و يخ اب در صورتي كه كليه زارعين اين برنامه را انجام دهند جمعيت آفت را براي سال بعد پائين مي آورد.

2- از كشت متوالي چغندرقند در يك زمين بايد خودداري شود زيرا كه باعث بالا رفتن جمعيت ككها مي گردد.

3- از بين بردن علفهاي هرز ميزبان آفت به خصوص سلمه تره، ترشك، گزنه، ترتيزك و بوته هاي چغندرقند خودرو در بهار از اطراف و كنار مزارع باعث كاهش جمعيت آفت مي گردد.

4- آبياري مرتب زراعت و ايجاد رطوبت كه براي فعاليت آفت نامناسب مي باشد باعث مي شود كه خسارت آن كاهش يابد.

5- تقويت گياه با كودهاي حيواني و شيميائي سبب رشد سريع گياه و باعث مي شود كه تحمل آن در برابر آفت زياد كند.

6- کارباریل(سوین) WP85%و 3کیلوگرم

7- فوزولن EC35% و2.5- 2 لیتر

8- اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1لیتر درهکتار

نکته: از سموم فوق در مرحله 4- 2 برگی(حقیقی) میتوان استفاده کرد

AreZoO
2011-Mar-14, 17:55
خرطوم كوتاه چغندرقند Conorrhynchus brevirostris

(Col.: Curculionidae)



اين سرخرطومي تقريباً در كليه مناطق چغندرقند كاري كشور وجود دارد ولي شدت شيوع آن بيشتر در خراسان، فارس،‌ مياندوآب، كرمان، كرج مشاهده مي گردد. خرطوم كوتاه چغندرقند يكي از آفات اختصاصي چغندر به حساب مي آيد زيرا فعالتي و خسارت اين آفت به جز انواع چغندر (قندي-لبوئي-علوفه اي) و علفهاي هرز سلمه تره-شور-خزنه، روي ديگر محصولات زرعي مشاهده نگرديده است.

طرز خسارت:

الف-حشره كامل خرطوم كوتاه:

به محض سبز شدن چغندر در اوايل بهار در مناطق سردسير و همزمان با رويش دو برگ اوليه (كوتيلرون) حشرات كامل خرطوم كوتاه در مزرعه ظاهر گرديده و شروع به تغذيه از برگهاي جوان مي كنند. طرز خسارت بدين ترتيب است كه سوسك خرطوم كوتاه خود را به بوتة جوان چغندر چسبانيده و از يك طرف شروع به خوردن مي كند به طوري كه برگ به شكل داس در مي آيد.

ب- لارو:

خسارت لارو به ريشة اصلي چقدر مي باشد كه در نتيجه تغذيه ريشة گياه به دو قسمت تقسيم مي شود و بوته مي خشكد. طرز رسيدن لارو به ريشه بدين ترتيب است كه از زير خالهاي سياه كه در واقع روپوش تخم مي باشد لارو زرد رنگ كوچكي از تخم خارج مي گردد. پس از جويدن قسمت زير برگ به روي زمين مي افتد و به تدريج از داخل خاك به طرف ريشه چغندر مي رود و شروع به خوردن اين اندام مي كند و در نتيجه باعث پژمردگي و زرد شدن و بالاخره خشكيدن بوته مي گردد.

زيست شناسي:

زمستان را به صورت حشره كامل (در زير كلوخه ها و خاك) و در شرايط مساعد گاهي به شكل لارو (در داخل خاك و ريشه هاي چغندر باقيمانده) به سر مي برد. در مناطقي كه شرايط جوي براي فعاليت آفت مساعد مي باشد خرطوم كوتاه را به اشكال مختلف (تخم، لارو، شفيره، حشره كامل) مي توان ديد ولي به هر حال در مناطق سردسيري كه يخبندان هاي زمستاني وجود دارد اكثراً اين آفت زمستان را به صورت حشره كامل و در زير كلوخه هاي خاك، بقاياي گياهي و داخل شكاف زمين به سر مي برد. در مناطق سردسير در اوايل بهار كه هوا گرم شد، سوسكهاي خرطوم كوتاه از پناهگاههاي زمستاني خود بيرون مي آيند و به طرف مزارع چغندري كه تازه سبز گرديده و دو برگي هستند مي روند. موقع ظهور حشرات كامل در بهار بسته به شرايط آب و هوائي و رويش چغندر در هر منطقه اي فرق مي كند. در آب هوائي نظير كرج ظهور خرطوم كوتاه و تقريباً از اواسط فروردين ماه مي باشد ولي به هر حال موقع ظهور اين آفت همزمان با سبز شدن چغندر است. حشرات كامل زمستان گذراني كرده پس از ورود به زراعت چغندر شروع به تغذيه مي كنند و تعدادي را كه زمستان را به صورت لارو باقي مانده بودند تبديل به شفيره و سپس حشره كامل گرديده و به دنبال حشرات كامل اولي، وارد زراعت چقدر مي گردند و به همين جهت است كه پيدايش اين آفت در مزارع چغندر در بهار تدريجي و طولاني است. سوسكهاي خرطوم كوتاه روزهاي آفتابي و گرم فعاليت زيادتري دارند و در روزهاي ابري و باراني حركت و تغذيه زيادي ندارند و در زير كلوخه ها و بوته پنهان مي گردند. حشرات كامل خرطوم كوتاه در بهار پس از مختصر تغذيه اي جفت گيري و سپس تخم ريزي را شروع مي‌كنند. تخمها در اول بهار روي دو برگ اوليه (كوتيلدون) و دمبرگها گذاشته مي شود. به اين ترتيب كه سوسك خرطوم كوتاه ابتدا با خرطوم خود حفره كوچكي در برگ ايجاد مي كند و سپس حشره كامل ماده در داخل اين حفره يك عدد تخم مي گذراد، بعد روي آن را با ترشح مخصوص دهان (بزاق) خود مي پوشاند به طوري كه روي تخم به صورت يك پولك يا خال سياهي در مي آيد. رنگ خالها ابتدا سبز و پس از چند روز در مجاورت هوا و آفتاب سياه مي گردند. تعداد خالهاي سياه روي هر بوته جوان چغندر بسته به شدت و ضعف آفت متفاوت است. حداقل يك عدد و حداكثر تا 15 عدد در هر بوته مشاهده گرديده است. دورة نشو و نماي تخم حدود 10 روز طول مي كشد. سپس از داخل آن لارو كوچك زرد رنگي خارج مي گردد. اين لارو يكي دو روز در همان محل تخمگذاري از برگ تغذيه و قسمت زير برگ را سوراخ مي كند و به روي زمين مي افتد كه به داخل خاك فرو مي رود و خود را به ريشه گياه ميزبان مي رساند. لاروها وقتي كه به ريشه چغندر رسيدند اول براي خودشان لانه اي از گل شبيه كوزه در مجاورت ريشه درست مي كنند. به طوري كه اين لانه به ريشه چغندر چسبيده و لارو از قسمت داخل به تدريج از ريشه تغذيه مي كند. در ابتدا بوته هاي آلوده به لارو حالت زرد و پژمردگي دارند كه با قطع كامل ريشه در اثر تغذيه لاروها بوته خشكيده و از بين مي رود. دورة لاروي حدود 2 ماه طول مي كشد كه پس از آن در همان لانه اي كه لارو از ابتدا براي خود درست كرده تبديل به شفيره مي گردد. دورة شفيرگي حدود 2 هفته طول مي كشد تا حشرات كامل خرطوم كوتاه خارج گردند و اين موقع در آب و هوايي نظير كرج تقريباً مصادف با اوايل تير ماه مي باشد. پس از پايان دورة شفيرگي حشرات كامل خرطوم كوتاه با شكستن لانه هاي گلي از زير خاك خارج مي گردند. رنگ اين حشرات در ابتدا قهوه اي روشن و بدن آنها نرم مي باشد كه به تدريج در مجاورت آفتاب حشره به رنگ خاكي در مي آيد و بدن آن نيز سفت و سخت مي شود. چنانچه شرايط آب و هوايي مساعد باشد (فارس) حشرات كامل مجدداً جفت گيري و تخم ريزي مي كنند ولي تخمها در نسل دوم بيشتر روي دمبرگها و طوفه گياه قرار داده مي شود كه لاروها پس از خروج از تخم روي خاك مي افتند و به داخل ريشه فرو مي روند. ضمناً تعداد آنها در يك ريشه چغندر به چند عدد هم مي رسد. در صورتي كه ريشه ها قوي باشند. با وجود تغذيه لارو، گياهان مقاومت كرده و خشك نمي شود. مگر اينكه در اثر تغذيه لارو و ايجاد راه نفوذ عوامل بيماريزا چغندر بپوسد، ولي به هر حال از وزن ريشه و ميزان قند چغندر به تعداد زيادي كاسته مي شود. علاوه بر اين ريشه هاي آسيب ديده خاصيت انباري خوبي نداشته و در سيلوهاي كارخانه بيشتر به عارضة پوسيدگي مبتلا مي گردند. آفت خرطوم كوتاه در شرايط كاملاً مساعد مي تواند تا 3 نسل در سال توليد مثل كند ولي در مناطق سردسيري 1 نسل بيشتر ندارد و مهمترين خسارت اين آفت در نسل اول به زراعت چغندر وارد مي گردد.

کنترل

1- شخم عميق پس از برداشت چغندر و دادن يخ آب در فصل زمستان براي از بين بردن سوسكهاي خرطوم كوتاه و لاروها و شفيره هاي باقي مانده در زمين

2- عدم كاشت چغندر در زميني كه سال قبل به زير كشت اين محصول بوده و همچنين عدم كشت در زمينهائي كه شني هستند و آب را به خوبي نگهداري نمي كنند و در نتيجه موجب فعاليت خوب آفت مي گردند.

3- آبياري مرتب و به موقع زراعت جهت نامناسب ساختن محيط فعاليت براي افت.

4- وجين و از بين بردن علفهاي هرز سلمه تره، شور، خرفه در بهار كه از ميزبانها و پناهگاههاي اين آفت مي باشند.

5- در زماني كه تفريخ تخمها (خال سياه) شروع شده باشد در صورتي كه زراعت آبياري گردد. لاروهاي زير اين آفت اكثراً در گل و لاي مدفون شده و از بين مي روند و نمي توانند در چنين شرايطي خود را به ريشه چغندر برسانند و اگر لازم باشد مي توان آبياري را براي مرتبة دوم نيز به فاصله كوتاهي از آبياري مرحله اول تكرار نمود.

6- کارباریل(سوین) WP85% و 3کیلوگرم

7- فوزولن EC35%و 2.5- 2 لیتر

8- اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1لیتر درهکتار

نکته: از سموم فوق در مرحله 4- 2 برگی(حقیقی) میتوان استفاده کرد

AreZoO
2011-Mar-14, 17:56
خرطوم بلند چغندر قند Linxus incanescens

(Col.: Curculionidae)



معرفي آفت

در دو مرحله حشره كامل و لارو خسارت مي زند حشرات كامل در اوايل بهار از قسمت دمبرگ تغذيه نموده و در نسلهاي بعدي به تعداد زياد در وسط بوته هاي چغندر جمع مي شوند و به شدت برگهاي جوان را مورد تغذيه قرار مي دهند و آنها را مشبك مي كنند. لاروهاي حشره نيز از مقر دمبرگ چغندر تغذيه مي كنند كه در نتيجه باعث خالي شدن قسمت داخلي دمبرگها و پژمردگي و زردي برگها مي گردند. دمبرگهاي آلوده در اثر تغذيه لارو از بيرون قهوه اي و سياهرنگ مي شوند و در اثر باد و يا تكان خوردن به زودي مي شكنند. اين حشره علاوه بر چغندرقند از علفهاي هرز خزنه و سلمه تره نيز تغذيه مي نمايد.

زيست شناسي:

زمستان را به صورت حشره كامل در زير كلوخه ها و بقاياي گياهان باقي مانده و گاهي تا عمق چند سانتي متري زير خاك بسر مي بنرد. در بهار پس از گرم شدن هوا كه در آب و هوايي نظير كرج حدود اواخر فروردين ماه مي باشد، حشرات كامل به تدريج از پناهگاه زمستاني خود خارج مي گردند و روي چغندرهاي بذري و علفهاي هرز، چغندرهاي بهاره هراكشت كه چهار برگي شده و داراي دمبرگ باشند مي روند و شروع به تغذيه از دمبرگ مي نمايند. پس از چند روز تغذيه حشرات كامل جفت گيري و تخم ريزي را شروع مي نمايند. سر خرطومي ماده با فرو بردن خرطوم خود در داخل دمبرگ حفره اي ايجاد مي كند و سپس يك عدد تخم در داخل آن مي گذارد. تخمها بسته به حرارت محيط حدود 7 روز بعد باز مي شوند و از داخل آنها لاروهاي سفيد كوچكي بيرون مي آيند كه در همانجا از قسمت داخلي ساقه تغذيه و دالاني در آن توليد مي كنند. در هر دمبرگ از يك تا ده عدد لارو ممكن است وجود داشته باشد. دورة لاروي حدود 22 روز طول مي كشد كه پس از رشد كافي در داخل دمبرگ تبديل به شفيره مي گردند. دورة شفيرگي حدود 8 روز طول مي كشد كه پس از آن به حشره كامل تبديل مي شوند و با سوراخ كردن دمبرگها خارج مي گردند. بطور كلي دورة زندگي يك نسل كامل در شرايط مساعد حدود 35 روز طول مي كشد. خرطوم بلند چغندر تا 3 نسل در سال توليد مي كند و تخمريزي اولين نسل آفت روي چغندر موقعي است كه بوته ها 6-4 برگي شده و داراي دمبرگ باشند و اين موقع تقريباً اواسط ارديبهشت ماه مي باشد. خسارت نسلهاي دوم و سوم آفت از نسل اول بيشتر است زيرا با رشد دمبرگهاي چغندر و ضخيم شدن آنها محل مناسبي براي تخمريزي حشرات كامل و تغذيه لاروها بوجود مي آيد.

کنترل:

1- شخم عميق پس از برداشت محصول و يخ آب زمستانه.

2- وجين علفهاي هرز خرنه و سلمك در بهار در خارج يا داخل مزرعه.

3- از سموم اتریمفوس و دیازینون به مقدار 1 لیتر در هکتار، به محض دیدن حشره بالغ میتوان استفاده کرد.

AreZoO
2011-Mar-14, 17:57
كفشدوزك چغندر Bulea lichastchovi

(Col.: Coccinelidae)



معرفي آفت

بيشترين خسارت اين آفت توسط حشرات كامل صورت مي گيرد كه از برگ و گلهاي چغندر به خصوص چغندر بذري تغذيه مي نمايد. به عقيده برخي از محققين لارو اين آفت از شته ها تغذيه نموده و مفيد مي باشد. برخي معتقدند اين كفشدوزك از گياهان خانواده “Chenopodiaceae” تغذيه مي نموده ولي اخيراً با توسعه كشت چغندر به اين گياه منتقل گرديده است.

حشرات كامل به رنگ زرد صدفي يا زرد نارنجي است كه روي سينه داراي 6 لكه تيره و روي هر بالپوش 10 لكه تيره دارد كه دو لكه كه در كنار سپرچه در قاعده بالپوشها قرار دارند. هر يك به تنهائي نيم دايره بوده و در موقع استراحت حشره با هم لكه گرد مشتركي مي سازند.

زمستان به صورت حشرات كامل در پناهگاههاي مختلف به سر مي برند. تخمها به صورت دسته هاي 20-15 عددي در زير برگ چغندر گذاشته مي شود. دورة جنيني 9-5 روز، دوره لاروي 40-35 روز و دورة شفيرگي 6-4 روز به طول مي انجامد.

AreZoO
2011-Mar-14, 17:59
كنه تركستاني Tetranychus turkestani

(Acari.: Tetranychidae)

http://www.infoagro.com/frutas/frutas_tradicionales/images/Tetranychus%20turkestani.jpg

معرفي آفت

تقريباً به تمام نباتات زراعي مخصوصاً صيفي جات، پنبه، سويا، كرچك، چغندرقند، بادمجان، گياهان زينتي، درختان ميوه و علفهاي هرز حمله مي كند. در مزارع چغندرقند علف هرز پيچك شديداً به اين آفت آلوده مي گردد. كنة مزبور از شيره گياهي برگها تغذيه نموده كه در اثر شدت حمله برگها زرد و قهوه شده و برگهاي آلوده خاك آلود به نظر مي آيد و در چنين وضعيتي ميزان محصول و عيار قند به طور قابل توجهي كاهش مي يابد. زمستان را به صورت كنة ماده جفت گيري كرده در پناهگاههاي مختلف زير و لابه هاي برگها و علفهاي هرز و شكاف زمين و زير كلوخه ها به سر برده و فعاليت خود را در بهار شروع مي نمايد.

کنترل:

1-شخم عميق بعد از برداشت محصول.

2-وجين علفهاي هرز حاشيه مزارع.

3-استفاده از بروموپيلات (نئورون) به مقدار 1.2 ليتر در هكتار يا پروپارژيت (اومايت) به مقدار يك ليتر در هكتار.

AreZoO
2011-Mar-14, 18:00
زنجرك هاي چغندرقند

Empoasca decipiens

Circulifer (=Neoaliturus) heamatoceps

Circulifer (=Neoaliturus) tenellus

(Hom: Cicadellidae)


زنجرك هاي فوق از مهمترين ناقلين عوامل بيماريزاي ويروسي بوده و ناقل بيماري كرلي تاپ در چغندرقند مي باشند.

تیومتون(اکاتین) EC25%

اکسی دیمتون متیل(متاسیستوکس) EC25%

دیمتوآت(روکسیون) EC40%

نکته: از سموم بالا به میزان 1لیتر در هکتار ، در اوایل و اواخر فصل می توان استفاده کرد

AreZoO
2011-Mar-14, 18:04
جمع آوری و انباشتن

مقدمه :

فقط تعداد کمی از حشرات سپردار نرم تن بوسیله خصوصیات ظاهری و گیاهان میزبان و محل آلودگی مورد مطالعه قرار می گیرند. در حالی که تعداد زیادی از آنها حتی در این رده قرار نمی گیرند. بنابراین اکثر زیادی از گونه ها باید وسیله مطا لعات میکروسکوپی به طور دقیق شناسایی شوند که در این روش نمونه های مجتمع روی اسلاید قرار می گیرند.این اسلاید ها به منظور فراهم کردن نمونه ها و مطا لعه آنها در اواسط قرن گذشته نیز مورد استفاده قرار می گرفتند. متخصصینی مثل آقای گریل در سال 1896 نیوزتید در سال 1903 و استین وی دن در سال 1929 روشهای مخصوصی را برای تهیه و انباشته کردن حشرات سپردار جهت مطا لعات میکروسکوپی ارائه دادند و این روشها اخیرا موردبازنگری و اصلاح قرار گرفته اند.آقایان سیلیر 1967 ،کوزارزیواسکی 1968 ، ویلیام وکستاراب 1972 و ویلی 1990 از کسانی بودند که این اصلاحات را انجام دادند . در این درس جمع آوری و روش نگهداری حشرات سپردار( coccidae) و روشهای نوین که باعث تهیه اسلاید های با کیفیت جهت مطالعات میکروسکوپی می شوند بررسی و مورد بحث قرار گرفته که این اسلاید ها هم از مواد تازه و هم از موادی که مدتها در انبار نگهداری شده اند به صورت خشک و مرطوب تهیه می شوند.در اینجا بیشترین تمرکز بر روی مراحلی مانند مرحله پوره و مرحله کامل حشره ماده بوده اما کمی هم در خصوص حشرات نر نیز مطالعه صورت گرفته است. این درس همچنین خصوصیات مورفولوژیکی حشرات سپردار را جهت بازیافت و فعال کردن مواد نگهدارنده برای مطالعات بیشتر مورد بحث قرار می دهد.



جمع آوری:

حشرات سپردار نرم تن ممکن است در هر قسمتی از گیاه میزبان ظاهر گردند یعنی از ریشه گرفته تا میوه . بعضی از گونه های سپردار به علت داشتن تخمدان های سفید و ضخیم کاملا قابل مشاهده می باشند که گاهی نیز رنگارنگ بوده و بوسیله مواد واکسی پوشیده شده اند. اما دیگر ارقام به سادگی قابل شناسایی نمی باشند .زیرا با تغییر وضعیت آب وهوایی خودشان را تغییر می دهند و یا کاملا پوشیده می باشند. عواملی که باعث شناسایی این حشرات توسط شخص جمع آوری کننده می شود عبارتند از:

مشاهده شدید فعالیت مورچه ها ،وجود شیره های چسبنده و بالاخره حضور آلودگی قارچ های سیاه رنگ .سپرداران نرم تن معمولا بر روی شاخه های درختان مخصوصا جاهایی که سایه بیشتری وجود دارد بر روی حفره های موجود بر تنه درختان و در بین جوانه ها و دیگر جاهای گیاه حضور دارند. در تمام گیاهان توجه به نقاطی مثل ریشه ها ، طوقه ،برگها،میوه ها و زیر پوسته تنه اهمیت بسیاری دارد. علاوه بر این می توان سپرداران نرم تن را در بقایای گیاهی نیز مشاهده و جمع آوری نمود.در حالی که بعضی از حشرات خانواده coccoide را می توان در بقایای گیاهی و برگهای مرده پیدا کرد. اما سپرداران نرم تن هیچگاه جدا از میزبان گیاهی نمی باشند. حشره نر سپردار نرم تن اغلب در کنار حشره ماده بر روی گیاه میزبان می باشد. اما حشرات دیگر این خانواده که به صورت خزیده حرکت می کنند. خصوصا نوع نر آنها به طور پراکنده در قسمتهای مختلف گیاه میزبان و یا دیگر گیاهان به طورجداگانه دور از نوع ماده مشاهده می شوند. حشرات نر را می توان بوسیله تله های مکنده، تله های رنگی، تله های چسبنده و تله های نوری جمع آوری نمود. وجود این نوع حشرات نر در کنار ماده هایشان تقریبا غیرممکن می باشد. اما وقتی که از تله های جنسی استفاده می شود می توان آنها را به راحتی جمع آوری نمود. به منظور تهیه و جمع آوری نمونه های عالی لازم است تا حشره ماده در مدت کوتاهی جمع آوری گردد. همچنین حشره در مرحله آخر پوست اندازی و دگردیسی باشد. زیرا در بسیاری از گونه ها ،بدن حشره به سرعت بزرگ و متورم شده و سپس سخت می گردد. جمع آوری نمونه های جوان راحتر می باشد. زیرا جمعیت جمع آوری شده شامل حشره ماده بالغ ،لارو و سنین مختلف حشره می باشد.

اما گونه های جمع آوری شده مخصوصا از مناطق معتدل و سرد احتیاج به مراقبت ویژه داشته زیرا این نمونه ها معمولا در یک مدت زمان بسیار کوتاه در سال قابل دسترسی می باشند.



حفظ و نگهداری:

باید حشرات جمع آوری شده را فورا بر روی اسلاید منتقل نمود. اما لازم است که به دقت آنها برای مطالعات آینده نگهداری شوند. به هر حال نگهداری مواد زائد برای آزمایش های بعدی نیز مناسب می باشد.



نگهداری به روش مرطوب:

هر چند نمونه های نگهداری شده در مایعات مختلف معمولا اسلاید های خوبی را نسبت به نمونه های خشک به وجود نمی آورند، اما تهیه مناسب آنها می تواندبا دقت و حوصله همراه باشد تا بتوان آنها را سال ها نگهداری کرد.بهترین ماده نگهداری کننده محلول اسید الکل و یا اسید لاکتیک و الکل می باشد. مشکل این مواد این است که الکل می تواند به سرعت تبخیر گردد و نمونه زرد و خشک شود. به این دلیل باید بعد از مدتی آن را به مایع اضافه کرد. بهترین ظروف نگهداری بطریهای شیشه ای با درب پیچی واشردار می باشد.حتی می توان بطری های کوچک را درون بطری های بزرگ حاوی الکل که درب آنها به راحتی بسته می شود نگهداری نمود. در حالی که مواد نگهداری شده در محلول را می توان بسیار بهتر از نمونه های خشک جابجا و انتقال داد.اما باید تمام حباب های هوا را در بطری ها که می تواند باعث از بین رفتن و خراب شدن مواد گردد،خارج کرد. بطری ها باید هر کدام جداگانه برچسب خورده و نکات لازم مثل تاریخ جمع آوری و دیگر اطلاعات بر روی آن نوشته شود.



نگهداری روش خشک :

نمونه هایی که حتی یکصد سال قبل جمع آوری شده اند وبه صورت خشک نگهداری می شوند، می توانند به صورت بهترین نمونه اسلایدی درآیند. نگهداری مواد به صورت خشک احتیاج به دقت زیادی دارد. زیرا بسیاری از گونه های خانواده coccidae دارای آب بسیار بوده که باید قبل از نگهداری به دقت خشک شده و آب خود را از دست بدهند.

از دست دادن آب باید یا بوسیله حرارت دادن ملایم و یا نگهداری در محل های خشک صورت گیرد. البته مشکلات زیادی نیز در این خصوص وجود دارد.اولین مشکل این است که ممکن است نمونه های خشک توسط سوسک های موزه ای و دیگر آفات انباری آسیب بینند.

بنابراین سپرداران باید اولا در ظروف بدون هوا و در خلاء همراه با نفتالین نگهداری گردند. دوم اینکه حشرات خشک شده بسیار شکننده بوده و ممکن است به راحتی شاخک ،پاها و دیگر قسمتهای بدن را از دست بدهند.مخصوصا اگر مواد مرتبا جابجا و دست به دست گردند .بنابراین نباید به آنها دست زد و یا مرتبا چک کرد. البته اگر آنها در ظروف با کیفیت عالی و مطمئن و در کمد نگهداری شوند، سالم خواهند ماند. نمونه های خشک را می توان در کمد های کوچک، ظروف شیشه ای و یا پلاستیکی که در دستمال کاغذی پیچیده شده باشند و داخل آنها حاوی پنبه یا پشم شیشه باشد نگهداری نمود تا نمونه ها جابجا نگردد.سپس این ظروف را می توان در کمد های بزرگ ضد حشره نگهداری کرد. فرستادن و انتقال نمونه از طریق پست اصلا جایز نمی باشد. زیرا باعث خراب شدن آنها می شود. تمام نمونه ها باید به طور کامل برچسب داشته باشند.



تهیه اسلاید:

روش های گوناگونی در خصوص نگهداری و اسلاید کردن حشرات سپردار بوسیله شرکت های مختلف ارائه شده است.همچنین روش هایی بوسیله ی آقایان سیلیرز(1967)،ویلیامز و کستاراب(1972) برای خانواده شبهه سپرداران و آقای ویلکی (1990) برای شته ها ارائه شده است. هر چند این روش ها برای سپرداران نرم تن مناسب می باشند، اما ما فکر می کنیم که این روش ها به علت بزرگ بودن اندازه حشره ماده سپردار نرم تن همیشه رضایت بخش نمی باشند.

همچنین باید در نظر گرفته شود که برای تمام مراحل زندگی مثل مرحله لارو و مرحله بلوغ حشره نر باید کانادابلاسم دائمی که جهت مطالعات طبقه بندی و کلیدی ارزشمند و مناسب می باشد، استفاده نمود.



مراحل تهیه اسلاید های میکروسکوپی دائم:

اولا بهترین اسلاید ها همیشه از مواد تازه جمع آوری شده تهیه می شوند. گذشته از سن مواد،روش های تهیه اسلاید معمولا شامل پنج و یاشش مرحله می باشد. این مراحل عبارتند از مرحله ی تثبیت،ساخت،از دست دادن آب،رنگ آمیزی،واضح کردن،آب گرفتن نهایی و اسلاید کردن.

روند دقیق قابل استفاده توسط افراد کاملا متفاوت است وهر کسی روش و روند خود را ترجیح می دهد. اما روش های زیر باید در خصوص تمام مراحل چرخه زندگی سپردار نرم تن در تهیه اسلاید از آنها و بالا بردن کیفیت اسلاید ها مورد استفاده قرار گیرند تا بتوان آنها را به طور دائم نگهداری کرد. روش تهیه مواد شیمیایی مختلف که در تهیه اسلاید مورد استفاده قرار می گیرند نیز در جدول 1 نشان داده شده است .نقطه نظرات و روش های جایگزین نیز بعد از این روش مورد مطالعه قرار گرفته اند.


1.تثبیت ا ولیه : نمونه های زنده باید در محلول اسیداستیک و الکل به مدت یک تا دو دقیقه تثبیت گردند. تمام نمونه ها، حتی اگر بخواهیم آنها را فورا اسلاید کنیم، باید تثبیت گردند. در صورت لازم می توان مواد را برای مدت زیادی در محلول اسید-الکل نگهداری کرد.

2.مرحله ساخت: بوسیله یک شکاف کوچک در محل شکم مقداری ماده هیدرواکسید پتاسیم 10 % KOH را به درون آن انتقال می دهیم و آن را به مدت 12 الی 24 ساعت در حرارت معمولی اتاق نگهداری می کنیم. عمل واضح کردن نمونه ها با KOH ممکن است بوسیله کمی حرارت سرعت یابد. اما نباید حرارت فراتر از 40 درجه سانتیگراد برود. زیرا در غیر این صورت نمونه ها رنگ آمیزی نخواهند شد. نمونه هایی که به شدت سخت و سفت شده اند را می توان به مدت حداقل یک هفته در KOH سرد نگهداری کرد تا نرم شوند.
3. مرحله آبگیری: آبهای موجود در بدن حشره را می توان بوسیله یک لوله بسیار کوچک به آرامی به خارج از بدن پمپ و انتقال داد. بیرون آوردن مواد داخل بدن حشره و عمل آبگیری باید به آرامی و به دقت انجام گیرد تا قسمتهای مختلف بدن و محل بند ها شکسته و آسیب نبینند.زیرا این قسمتها برای شناسایی لازم می باشند. بیرون آوردن مواد داخل بدن حشره به طور کامل بسیار حیاتی بوده و مراحل رنگ آمیزی نباید تا وقتی که همه مواد خارج نگردیده اند انجام گیرد. بعد از مرحله آبگیری،نمونه ها داخل آب تمیز قرار گرفته و سپس بتدریج به آنها اسید استیک اضافه می گردد تا اسید جایگزین آب شده و غلظت آن رفته رفته به 70 % رسیده و نهایتا نمونه ها به محلول 100 % اسید انتقال یابند.

4.مرحله رنگ آمیزی: در این مرحله به نمونه هایی که در محلول 100 % اسید استیک انتقال یافته اند به میزان یک قطره فاکسین اسید جهت هر یک الی دو سی سی اسید استیک اضافه می گردد.نمونه ها به مدت 1 الی 24 ساعت در این محلول نگهداری می شوند.( به هر 1 الی 2 سی سی اسید استیک یک قطره اسید فاکسین اضافه شده و نمونه ها به مدت 1الی 24 ساعت در این محلول نگهداری می شوند تا کم کم رنگ آمیزی شوند).

5.مرحله شستشو: نمونه ها به محلول اسید استیک برا ی شستشو و خارج کردن رنگ های اضافی انتقال می یابند.

6. مرحله واضح کردن: اگر مواد زائدی مثل واکس و یا مود چرب هنوز بر روی نمونه ها یافت شوند، می توان با اضافه کردن یک قطره زایلین به محلول اسید به مدت 15 الی 30 دقیقه آنها را حل و برطرف نمود.

7.تثبیت نهایی : در این مرحله نمونه ها را به داخل روغن شبدر انتقال داده و به مدت 24 ساعت نگهداری می کنیم . هر چند 24 ساعت لازم نمی باشد، اما این مدت باعث جایگزینی کامل روغن بجای آب از دست رفته از بدن حشره شده که در غیر اینصورت ممکن است باعث متورم شدن کانادابلاسما گردد.

8. مرحله اسلاید کردن: ابتدا یک قطره کوچک کانادابلاسما را روی اسلاید می ریزیم و سپس نمونه را به آن منتقل می کنیم .بعد به آرامی نمونه را فشار داده تا به ته قطره برسد. سپس نمونه را بوسیله لامل (پوشش شیشه ای) بدقت می پوشانیم . فقط در خصوص نمونه های محدب شکل و برآمده نباید به لامل فشار داد.استفاده از لامل های سفت و یا نازکتر باعث بزرگنمایی بهتر و استفاده دقیق تر از اسلاید ها می گردد.
قرار دادن لامل بر روی نمونه های تازه تهیه شده ممکن است باعث سر خوردن و خراب شدن نمونه در زیر لامل گردد. بنابراین باید اول نمونه های تازه را در یک قطره، کانادابلاسما قرار داد و سپس آنها را روی اسلاید گذاشته و بعد اسلاید را در داخل یک پتری دیش گذاشت و درب آن را بست تا هم کثیف نگردد و هم سطح قطره کانادابلاسما در بین 15 دقیقه الی 24 ساعت خشک گردد. در آخر با گذاشتن یک قطره کانادابلاسما بر روی لامل می توان اسلاید را پوشانید.

9. مرحله برچسب زدن اسلاید ها: ازش علمی هر نمونه بستگی به اطلاعات و آمار موجود بر روی اسلاید خواهد داشت. اسلاید های که فاقد اطلاعات آماری هستند تقریبا بیهوده و بلا استفاده می باشند. بنابراین کلیه اساید ها را باید بر چسب زد و اطلا عات لازم را بر روی آنها نوشت و اطلاعات کلی رادر کتاب راهنما نیز ثبت نمود.

AreZoO
2011-Mar-14, 18:19
آبدزدک Gryllotalpa gryllotalpa

این آفت به صورت مستقیم کمتر خسارت وارد میکند و در اغلب مناطق برنجکاری به چشم می خورد. برای کنترل آبدزدک ازطعمه مسموم 1% با استفاده از کارباریل و یا لیندین متوان استفاده کرد.

AreZoO
2011-Mar-14, 18:20
سرخرطومی برگ یونجه Hypera postica

(Col.: Curculionidae)


معرفي آفت

از آفات مهم يونجه مي باشد كه اگر با آن مبارزه قاطع نشود چين اول يونجه را به كلي نابود مي كند. خسارت اين آفت به علت تغذيه لاروهاي آن از برگ و جوانه هاي انتهائي يونجه است. حشرات كامل نيز از برگ و ساقه يونجه تغذيه مي كنند. ولي خسارت عمده توسط لاروهاي سن 3 و 4 مي باشد و مزارع شديداً آلوده از دور به نظر سفيد مي رسد.

زيست شناسي:

سرخرطومي برگ يونجه در نواحي سردسير و كوهستاني زمستان را به صورت حشره كامل در داخل بقاياي يونجه در خاك و ساير پناهگاهها مي گذرانند (در نواحي دشت زمستان گذراني به صورت تخم در ساقة‌ يونجه مي باشد). در بهار وقتي كه متوسط درجه حرارت روزانه به 17 درجه سانتي گراد رسيد از پناهگاههاي خود خارج، جفت گيري و تخم ريزي صورت مي گيرد. تخمگذاري بدين صورت است كه حشره كامل ساقه هاي جوان را انتخاب،‌ ابتدا بوسيله خرطوم سوراخي در بافت ساقه ايجاد و سپس تخمگذاري مي كند. تعداد تخمها در هر ساقه از 3 تا 60 عدد متغيرمي باشد. پس از تخمگذاري حشره ماده مدخل سوراخ را با ماده قهوه اي رنگي مي پوشاند و بهمين دليل تخمگذاري سر خرطومي يونجه در روي ساقه ها اغلب به آساني قابل تشخيص است. طول دوران جنيني بست به شرايط مختلف 15-5 روز طول مي كشد و لاروهاي سن اول بوسيلة سرپوشي كه در قسمت بالاي تخم قرار دارد خارج مي گردد. لاروهاي سن اول ابتدا از جوانه ها و برگهاي لطيف يونجه تغذيه كرده و در سنين بعدي از ساير برگها تغذيه و برگها را مشبك و سوراخ سوراخ مي كند. در حمله هاي شديد برگها خشكيده و گاهي به علت فقدان كلروفيل مزرعه از دور سفيد رنگ به نظر مي رسد. فعاليت لاروها بيشتر در ساعات خنك روز صورت مي گيرد. طول دوران لاروي حدود 35-30 روز و داراي 4 سن لاروي است. لارو پس از رشد كامل در روي برگ و يا در بين چند برگ يونجه پيله تنيده و به شفيره تبديل مي شود. طول دوران شفيرگي 12-3 روز مي باشد. پس از دوران شفيرگي حشره كامل ظاهر و چند روزي در داخل پيله مانده و سپس پيله را سوراخ كرده و از آن خارج مي شود. اين حشره ممكن است تا 3 نسل در سال داشته باشد.

کنترل:

دشمنان طبيعي (Hym.: Ichneumonidae) Bathyplectes anurus

پارازيتوئيد لارو(hym.: Ichneumonidae)Bathyplextes Curculionis



يكي از راههاي مبارزه با اين آفت جلو انداختن تاريخ برداشت در چين اول است چون بيشتر خسارت متوجه چين اول يونجه مي باشد.

در مناطقي كه حشره زمستان را به صورت تخم سپري مي كند چراي پائيزه و يا سوزانيدن سطحي مزرعه يا شعله افكن به شدت از تراكم آفت مي كاهد.

کنترل شیمیایی:

1. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1لیتر در هکتار

2. فوزالن(زولون) EC35% و 2.5 لیتر در هکتار

3. مالاتیون EC57% و 3لیتر در هکتار؛ وقتی مصرف به صورت« تر» است استفاده شود.

4. فن والریت EC20% و 1لیتر در هکتار.

AreZoO
2011-Mar-14, 18:21
سر خرطومي ريشه يونجه Sitona Spp.

(Col.: Curculionidae)


معرفي آفت


در اغلب مناطق ايران وجود دارند. تا كنون 14 گونه از اين جنس از مزارع يونجه، شبدر و حبوبات استان فارس جمع آوري شده است. به انواع گياهان خانواده گلومينوز حمله مي كنند. لاروها از روي يا درون ريشه و همچنين از گره ازت دار تغذيه مي كنند و حشرات كامل از قسمتهاي سبز هوائي گياه تغذيه مي نمايند. مهمترين گونه هاي اين جنس عبارتند از:

Sitona humeralis

طول حشرات كامل 5-5/3 ميلي متر، چشمها تخت و مژه دار، فرو رفتگي سطح پيشاني و خرطوم از پشت سر به شكل حرف V ديده مي شود، جوانب پيش گره كماني شكل، سطح پيش گره داراي 3 نوار طولي روشن، بالپوشها كشيده و غير موازي، ميزبانهاي آنها يونجه زراعي، يونجه باغي، شبدرهاي وحشي مي باشند.

Sitona macularius

طول حشرات كامل 5/4-3 ميلي متر، چشمها برجسته، مژه هاي چشمي نامشخص، سطح پيشاني فرو رفته، پيش گرده استوانه اي شكل و منقوط (Punctured)، گياهان ميزبان آن نخود، يونجه زراعي و شبدرهاي وحشي مي باشند.

Sitona bicolor

چشم تخت و مژه دار، عرض سر در محل چشمها كمتر از عرض لبه جلوئي پرونوتوم، داراي موهاي ايستاده يا نيمه ايستاده روي بالپوشها، ميزبانهاي آنها يونجه زراعي، نخود و شبدرهاي وحشي مي باشند.

S. humeralis گونة معمول اين جنس است. زمستان را در حالات مختلف لاروي و يا حشره كامل به سر مي برد. محل زمستان گذراني به صورت لارو باشد در اواخر اسفند تا اوايل فروردين ماه لارو به شفيره تبديل شده سپس حشرات كامل ظاهر مي گردند. حشرات كامل پس از كمي تغذيه جفت گيري و تخمگذاري مي كنند. محل تخمگذاري روي ساقه، طوقه و يا داخل خاك مي باشد. تعداد تخم معمولاً زياد حدود 300 عدد مي باشد. دوران جنيني 20-15 روز، تخمها بيضي، زرد ليموئي مي باشند. لاروها پس از خروج از تخم وارد خاك شده و از ريشه و گره هاي ازت دار تغذيه مي كنند و پس از گذشت 70-60 روز در داخل كپسول گلي به شفيره تبديل مي شوند. طول دوران شفيرگي 3-2 هفته و سپس حشرات كامل ظاهر مي شوند. حشرات كامل پس از تغذيه جفت گيري، تخمگذري نموده و لاروهاي سنين مختلف از شهريور تا فروردين ماه در خاك بسر مي برند. بنابراين دو نسل در سال دارد.

کنترل:

لاروهاي اين سرخرطومي ها به ريشه يونجه هاي سه تا چهار ساله حداكثر خسارت را وارد مي آورند.

برگرداندن مزارع يونجه آلوده در پائيز و از بين رفتن و نابودي لاروهاي اين حشره در اثر سرما يكي از راههاي مناسب مبارزه با اين آفت است.

AreZoO
2011-Mar-14, 18:22
شته های یونجه

شته های یونجه شامل شته خالدار Therioaphis maculata و Acyrhosiphon pisum و Aphis fabae میشود. در بیشتر مناطق کشت یونجه دیده میشوند. وکنترل شیمیایی فقط برای شته خالدار توصیه میشود.

1. مالاتیون EC57%

2. پریمیکارپ WP50%

AreZoO
2011-Mar-14, 18:23
بيد سيب زميني Potato tuber moth

Phthorimaea operculella

(Lep.: Gelechiidae)


http://www.aardappelpagina.nl/explorer/pagina/pictures/tmot213.jpg


اهميت اقتصادي:

بيد سيب زميني در مناطق حاره علاوه بر مزارع در انبارها نيز به سيب زميني خسارت مي زند. اين آفت در مرحلة لاروي از گياهان خانوادة بادمجانيان تغذيه مي كند. ميزبانهاي زراعي اين آفت به ترتيب اهميت تنباكو، بادمجان، سيب و گوجه فرنگي مي باشد. گياهان هرز ميزبان آفت در ايران محدود به تاج ريزي Solanum nigrum و داتوره Datura stramonium مي باشد. اين آفت يك آفت قرنطينة داخلي است و در فارس، خوزستان، اصفهان، كرمان، كرج انتشار دارد.

زيست شناسي:

زمستان را به صورت لارو در داخل غده هاي سيب زميني مي گذراند و در اوايل بهار تبديل به شفيره و حشره كامل خارج، جفت گيري و تخم ريزي مي نمايد. تخم ريزي پراكنده و انفرادي است و در اندامهاي هوايي گياه ميزبان صورت مي گيرد. در بوته سيب زميني، تخم ريزي پروانه با گياهان زراعي ميزبان ديگر تفاوت دارد. بدين معني كه در ابتداي رويش گياه تا ظهور گل بوته سيب زميني، تخم ريزي در اندامهاي هوايي گياه و پس از تشكيل غده ها در خاك، در كنار چشمك روي غده ديده مي شود. در اندامهاي هوائي گياه، لارو پس از خروج از تخم در پشت برگ، كنارة رگبرگ را سوراخ مي كند و به داخل صفحه برگ مي رود و در فاصلة بين دو پوستة غشاء روئي و غشاء زيرين برگ مواد سبزينه برگ را مي خورد و برگهاي آفت زده، لكه هاي سفيدي شبيه به تاول دارد.

در غده سيب زميني صدمات لارو در مقايسه با برگ تفاوت دارد. در غده، لارو زير پوست رفته دالان مستقيم يا پيچ و خم دار مي سازد و به تدريج كه لارو به سنين بالاتر مي رود داخل دالان را با فضولات و مواد جويده شده پر مي نمايد. دالان پر شده از فضولات رنگ قهوه اي شبيه چوب پنبه دارد. لاروهاي درشت به داخل غده هم مي روند و از محتويات داخل غده تغذيه مي كنند.

5 سن لاروي دارد. در سن پنجم لاروي اندازه و قطر بدن لارو به سرعت بزرگ مي شود و در خاتمة دورة لاروي از غده خارج مي شود. اين لارو كامل بوده و در سطح خاك يا در اندامهاي هوائي گياه ميزبان پيله ابريشمي تنيده و در داخل آن به شفيره و سپس پروانه مي شود. در موقع تنيدن پيله، لارو كامل روي پيله را با مخلوطي از فضولات و مواد زايد و يا خاك آغشته كرده و مي پوشاند. در برخي موارد لارو پس از رشد كامل همراه با غده به انبار منتقل مي شود و روي كيسه يا قفسه هاي داخل انبار به شفيره تبديل مي گردد. با توجه به مطالب گفته شده بيد سيب زميني خسارت خود را از مزرعه شروع كرده و به انبار ختم مي گردد. اين حشره در سال 6 نسل دارد كه فاصله نسلها در تابستان يك ماه، در زمستان 4 ماه و در بهار و پائيز 2 ماه مي باشد. در مناطق حاره اين حشره بين 13-12 نسل دارد. خسارت اين آفت روي برگهاي توتون و گوجه فرنگي تا 70% گزارش شده است. در استان فارس خسارت اندامهاي هوايي سيب زميني برخي اوقات به 90% مي رسد.

کنترل:

الف- مزرعه:

1-در منطقه فارس اگر كشت سيب زميني در اواسط اسفند ماه شروع و برداشت در اواخر خرداد ماه خاتمه يابد خسارت آفت ضعيف و آلودگي غده ها كم مي باشد.

2-پنج تا شش هفته بعد از كشت پاي بوته هاي سيب زميني خاك داده شود كه حشره كامل قادر به تخمريزي روي غده ها نشود. در ضمن پس از آبياري سله شكني انجام مي گيرد. چون در هنگام آبياري به خصوص نوبت اول سطح پشته ها فرسايش نموده و در زير ترك خوردگي ايجاد شده كه دسترسي پروانه ها به غده ها داخل خاك سهل و آسان مي گردد.

3-از بين بردن بقاياي گياهي.

4- کشت ارقام زودرس

5- شخم عمیق پس از برداشت

ب- انبار:

1- شيوة انبارداري صحيح.

2- پائين نگه داشتن درجه حرارت بين 4 تا 6 درجه سانتي گراد.

3- عدم انتقال غده هاي آلوده به انبار.

4- استفاده از تله های فرمونی و نوری در انبار برای شکار پروانه ها