PDA

مشاهده نسخه کامل : مشاعره



صفحات : 1 [2] 3 4 5 6 7 8

ستاره
2008-Mar-12, 17:03
دلا غافل زسبحانی چه حاصل مطیع نفس شیطانی چه حاصل
بود قدر تو افزون از ملائك تو قدر خود نمیدانی چه حاصل

pintorico
2008-Mar-13, 21:42
لال شوم كور شوم كر شوم / لیك محال است كه من خر شوم

ستاره
2008-Mar-13, 21:54
من به خود نامدم اینجاکه به خودبازروم
آنکه آورد مرا باز برد تا وطنم

blue angels
2008-Mar-14, 17:19
مرا احدی است با جانان که تا جان در بدن دارم.......... هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

ستاره
2008-Mar-14, 17:22
مادر نگاه خسته وتاریكت
بامن هزارگونه سخن دارد
با صدزبان به گوش دلم گوید
رنجی كه خاطر تو به من دارد

Hekaiaty
2008-Mar-14, 17:27
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند .. تو دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

Ashkan 261
2008-Mar-14, 18:54
قلبم از نگاهت تپید ...................چون نگاهد میتپید(اشكان مهین فلاح)

pintorico
2008-Mar-15, 01:31
در عالم گیتی گل بی خار یكیست / آنهم گل گلزار محمد، زهراست

بر محمد و آل محمد صلوات

Ashkan 261
2008-Mar-15, 02:06
شب است و صبح را چشم براه است..........دلم از روشنی تاریكك گشته

شبم بحر چه خواهد شد صبحی..............دلم از سوی كه خواهد گشت تاریك

امیدم به آن است روشنیها................رسند و دل بگرید

بگرید از غم شوغ....................شود كنج قفس تا لحظه هایش

همی آرام گیرن...............همی آزاد گردند


شاعر:خودم

شعر: از خودم

عشق:ازخودم

ترانه: از خودم

موریك:از دلم

rafiei8539006
2008-Mar-15, 02:20
درد ما را نیست درمان الغیاث هجر ما را نیست پایان الغیاث

pintorico
2008-Mar-15, 12:55
ثلث نویسان در عنبری / با قلم ثلث نوشتند ثلث

rafiei8539006
2008-Mar-17, 02:58
ثوابت باشد ای دارای خرمن ................ اکر رحمی کنی بر خوشه چینان

Ashkan 261
2008-Mar-17, 03:12
شبی رفتو صبحی در راه است ندانم این صبح آخر است یا سلامی نو

این شر بود شعر نبود:p

akiko
2008-Mar-17, 15:10
نگاهش می كنم شاید بخواند در نگاه من
كه او را دوست می دارم
ولی افسوس كه او هرگز نگاهم را نمی خواند

pintorico
2008-Mar-17, 23:26
در میان شعله با صوت جلی / باز می گویم به یاری علی
راه من از مردم دنیا جداست / مقتدای من علی موسی الرضاست

rafiei8539006
2008-Mar-18, 02:28
تو رت پرواز بس زودست و دشوار..................... زنو کاران که خواهد کار بسیار؟!!

rafiei8539006
2008-Mar-18, 02:30
آقا اون تو را پرواز هستش اشتباه تایپ کردم رو کی بوردم فارسی ندارم شرمنده

aftabe mehr
2008-Mar-18, 08:40
رفتي و رفت راحت از خاطر آرميده ام

pintorico
2008-Mar-18, 14:39
ما ز بالائیم و بالا می رویم / ما ز دریائیم و دریا می رویم

Dark Lord
2008-Mar-18, 16:46
من نگفتم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باقی و مرا شاد کنید

pintorico
2008-Mar-18, 19:28
در حریم قدس محرم زینب است / معنی عشق مجسم زینب است
آنكه بر غم هست خاتم زینب است / ناخدای كشتی غم زینب است

akiko
2008-Mar-18, 23:34
ترازوی زر طرزی وزارت
امید آشنایان شادی ما

هر مصرع این بیت از آخر هم به همان صورت خوانده می شود .

Hekaiaty
2008-Mar-18, 23:42
اندر دل من مها دل افروز تویی یاران هستند لیک دلسوز تویی
شادند جهانیان به نوروز و به عید عید من و نوروز من امروز تویی

مولانا


اى صبا امشبم مدد فرماى
که سحرگه شکفتنم هوس است

( منظوررش سحرگاه پس فرداس)
حافظ

akiko
2008-Mar-19, 00:38
یاد آن روز كه در صفحه شطرنج دلت
شاه عشق بودم و با كیش رخت مات شدم

pintorico
2008-Mar-19, 07:50
یه شعر پر از " ق " البته بیت دومش با " م " شروع می شه.

قیامت قامتی، قامت قیامت / قیامت كرده ای با قد و قامت
موذن چون ببیند قامتت را / به قد قامت بماند تا قیامت

CASSIATORA
2008-Mar-19, 20:32
عطار:

تو خورشیدی ولی میان جانی__________خورشید كه دیده ست بدین پنهانی.

Sahel 87
2008-Mar-20, 00:03
یاد باد آنكه سر كوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاك درت حاصل بود
راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاك
بر زبان بود مرا آنچه تورا در دل بود

rafiei8539006
2008-Mar-21, 03:21
دین و دل بردند و قصد جان کنند ............. الغیاث از جور خوبان الغیاث(حافظ)

pintorico
2008-Mar-21, 09:20
ثلاثین و ثلاثین و ثلاثین / به حق سوره طه و یاسین

rafiei8539006
2008-Mar-24, 02:41
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم ....................دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا( شهریار)

aftabe mehr
2008-Mar-24, 08:42
اي آشناي كوي محبت صبور باش
بيداد نيكوان همه بر آشنا رود
سعدي بدر نمي كني از سر هواي دوست
در پات لازمست كه خار جفا رود

pintorico
2008-Mar-24, 21:05
دلا یاران سه قسمند ار بدانی / زبانی اند و نانی اند و جانی

akiko
2008-Mar-26, 00:56
یكی را دوست می دارم
ولی افسوس كه او هرگز نمی داند
نگاهش می كنم شاید بخواند در نگاه من
كه او را دوست می دارم
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند

rafiei8539006
2008-Mar-26, 01:48
دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد؟ .......... چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد؟
(هر کی هم دوست داره اینو جواب بده:( نخواستم بگید این کیه دیگه!!!!!!!! به خاطر همین اول بالایی رو نوشتم)
در بهای بوسه ای جانی طلب ................... می کنند این دلستانان الغیاث
(هر دو بیت از حافظ)

aftabe mehr
2008-Mar-26, 16:42
چون پاييني سخته من بالايي رو جواب مي دم:arrow:

دوستان گويند سعدي خيمه بر گلزار زن
من گلي را دوست مي دارم كه در گلزار نيست

pintorico
2008-Mar-26, 21:21
تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم / هرجا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم

rafiei8539006
2008-Mar-26, 23:07
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد.................قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد(حافظ)

pintorico
2008-Mar-27, 21:44
دارم به دل غوغای تو / دارم به سر سودای تو
پا بر سر غم می زنم / هر دم ز تو دم می زنم

rafiei8539006
2008-Mar-27, 23:55
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود...............آدم آورد در این دیر خراب آبادم(حافظ)

pintorico
2008-Mar-28, 07:59
این شعر رو می تونید رو حساب كل كل بزارین.

مائیم و حریف بی نوایی / بسم اله اگر حریف مایی

akiko
2008-Mar-28, 22:15
یك چشم من اندر غم دلدار گریست
چشم دگرم حسود بود و نگریست
چون روز وصال آمد او را بستم
گفتم نگریستی نباید نگریست

ICE
2008-Mar-28, 22:27
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هر کس به قدر همت اوست
پست جدید ---------------------------
تو را من چشم در راهم
شبا هنگام
که می گیرند سایه ها رنگ سیاهی...

rafiei8539006
2008-Mar-29, 00:32
بابا جون هرکی دوست دارید اولا: شعری بنویسید که قافیه داشته باشه
ثانیا: شاعرش رو هم ذکر کنید ( من درآوردی نباشه)


یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد ................ .................. دوستی کی آخر آمد دوستاران را چه شد؟
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخواست..........................عندلیب ان را چه پیش آمد هزاران را چه شد؟


ما اهل کل کل هم نیستیم رشته مونم فیزیکه توی شعر و شاعری هم هیچ ادعایی نداریم
اینم قابل توجه اون دوستایی که می خوان کل کل کنن!!!
پست جدید ---------------------------
دو تا بیت بالا هم از حافظ بود که یادم رفت بنویسم

Jalaly
2008-Mar-29, 00:42
خوب شما چرا اسم شاعرتو نگفتي؟

در آنجا بر فراز قله ي كوه
دوپايم خسته از رنج دويدن
به خود گفتم كه در اين اوج ،ديگر
صدايم را خدا خواهد شنيدن

شاعر:فروغ فرخزاد

rafiei8539006
2008-Mar-29, 01:52
نو بهار است در ان کوش که خوشدل باشی ................... که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی(حافظ)
اینم هم یه شعر مناسبت دار
اون قبلیا هم از حافظ بود بهناز خانوم منم زیرش نوشته بودم دقت نکردی

ICE
2008-Mar-29, 11:13
بابا جون هرکی دوست دارید اولا: شعری بنویسید که قافیه داشته باشه
ثانیا: شاعرش رو هم ذکر کنید ( من درآوردی نباشه)


یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد ................ .................. دوستی کی آخر آمد دوستاران را چه شد؟
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخواست..........................عندلیب ان را چه پیش آمد هزاران را چه شد؟


ما اهل کل کل هم نیستیم رشته مونم فیزیکه توی شعر و شاعری هم هیچ ادعایی نداریم
اینم قابل توجه اون دوستایی که می خوان کل کل کنن!!!
پست جدید ---------------------------
دو تا بیت بالا هم از حافظ بود که یادم رفت بنویسم
راستش بیت اول که از حافظ بود......متاسفانه مندرآوردی نبود....:D
گفتم نیاز به ذکر منبع نداره:arrow:
وچون یاری در کس نمی دیدم ;-) خودم دوباره جواب دادم....
دومی هم ماله نیما بود :arrow:.... گفتم در یک چنین جایی باید آشنا باشند
خوب شعر نو قافیه نداره:idea::D:arrow:
-------------------------------------------------
یکی از عقل می لافد یکی طامات می بافد.......... بیا کین داوری ها به پیش داور اندازیم
بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه.......... که از پای خمت روزی بحوض کوثر اندازیم
سخن دانی و خوش خوانی نمی ورزند در شیراز ....... بیا حافظ که تا خود را به ملکی دیگر اندازیم

pintorico
2008-Mar-29, 23:46
تا به كی دور از تو در خود سوختن / چشم بر راه نسیمت دوختن
یا جنون كن راه خود را باز كن / یا مرا آماده پرواز كن

در باره شاعر این شعرهایی كه من می نویسم باید بگم كه نمی دونم شاعرشون كیه. من این شعرها رو از اینور و اونور خوندم و حفظ كردم راستش شاعر اكثرشون رو نمی شناسم.

rafiei8539006
2008-Mar-30, 00:25
pintoricoی عزیز بابا دمت گرم ما که هرچی نگاه کردیم نفهمیدیم این ((ی)) و ((ت)) رو از کجا آوردی
ایول که اهل کل کلی و اینجوری گاف می دی!!! :lol:

ICE
2008-Mar-30, 00:27
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست ..... عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

rafiei8539006
2008-Mar-30, 00:29
اینم یه شعر با میم یادم نیست مال کیه فکر کنم سعدی:
مرو راهی که پایت را ببندند ....................... مکن کاری که هشیاران بخندند

ICE
2008-Mar-30, 00:37
اینم یه شعر با میم یادم نیست مال کیه فکر کنم سعدی:
مرو راهی که پایت را ببندند ....................... مکن کاری که هشیاران بخندند

با میم؟؟؟؟
شما حالتون خوبه؟
:arrow:
پست جدید ---------------------------
مثل این که امشب همه تو فاز کل کل اند
;-)

rafiei8539006
2008-Mar-30, 00:57
با میم؟؟؟؟
شما حالتون خوبه؟
:arrow:
پست جدید ---------------------------
مثل این که امشب همه تو فاز کل کل اند
;-) من حالم خوبه ممنون سال نو شما هم مبارک!!!!!!!!!!!!!:lol:
این شعر با میم رو هم در جواب شما نوشتم نه PINTORICO عزیز
پست جدید ---------------------------
دل بسی خون بکف اورد ولی دیده بریخت .................الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود( حافظ)

ICE
2008-Mar-30, 18:24
دوش دیدم که ملائک در می خانه زدند .......... گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

rafiei8539006
2008-Mar-31, 01:41
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود......................تا دل شب سخن از سلسله ی موی تو بود( اینم از حافظ)

ICE
2008-Mar-31, 10:49
دی شیخ باچراغ همی گشت گرد شهر ...... کز دیو ددملولم وانسانم آرزوست

rafiei8539006
2008-Apr-01, 00:43
تو نازک طبعی و طاقت نیاری ................ گرانی های مشتی دلق پوشان( اینم از حافظ)

pintorico
2008-Apr-01, 10:22
نمی دانم چه ای. لیك هر چه هستی / خدا را آیه ای محكم تو هستی

rafiei8539006
2008-Apr-02, 00:28
یا وفا یا خبر مرگ تو یا وصل رقیب ............................. بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند(قبلا مال حافظ بوده !!!!)
اصلش که مال حافظ اینه: یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب......

ICE
2008-Apr-02, 15:58
در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه ....... مشو با ناکسان همره که ره چه می شود چه ره

یعنی در این درگاه که گاه گاه ، کاه به کوهی و کوه به کاهی تبدیل می گردد ، با ناکسان همراه و هم قدم مشو که ایشان راه درست را به تو نمی نمایند.:arrow:

rafiei8539006
2008-Apr-02, 17:12
هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد...................در خرابات مپرسید که هشیار کجاست

ICE
2008-Apr-02, 20:06
تا تو نگاه می کنی، کار من آه کردن است ...... ای به فدای چشم تو ، این چه نگاه کردن است

rafiei8539006
2008-Apr-03, 01:08
تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او .................. زان سفر دراز خود عزم وطن نمی کند
می گم مثه اینکه فقط من و شما هستیم !!!!!! کسی پست نمی ده

Green heart
2008-Apr-03, 08:31
هزار جهد بكردم كه سر عشق بپوشم ------------------------ نبود بر سر آتش ميسرم كه نجوشم

pintorico
2008-Apr-03, 11:16
می در كف و ساقر به دست / ساقی به بالینم نشست
یك جرعه می داده به من / زان می شدم سر مست مست

ICE
2008-Apr-03, 11:28
تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم ...... تبسمی کن و جان بین ، که چون همی سپرم

Green heart
2008-Apr-04, 08:56
ماییم و موج سودا , شب تا به روز تنها --------------------- خواهی بیا ببخشا , خواهی برو جفا كن

rafiei8539006
2008-Apr-04, 09:11
هزار جهد بكردم كه سر عشق بپوشم ------------------------ نبود بر سر آتش ميسرم كه نجوشم

شعر قبلی که با ه تموم نشده بود!!!!!

rafiei8539006
2008-Apr-04, 09:15
نگویم از من بیدل به سهو کردی یاد.............................که در حساب خرد نیست سهو بر قلمت (حافظ)

milad
2008-Apr-04, 11:08
بعد از مدت ها اومدم اونم با یوشیج ...

تو را من چشم در راهم شبا هنگام
که می گيرند در شاخ تلاجن سايه ها رنگ سیاهی
وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛
تو را من چشم در راهم.

ICE
2008-Apr-04, 19:51
می رفت خیال تو ز چشم من و میگفت....هیهات از این گوشه که معمور نماندست

rafiei8539006
2008-Apr-04, 23:58
بعد از مدت ها اومدم اونم با یوشیج ...

تو را من چشم در راهم شبا هنگام
که می گيرند در شاخ تلاجن سايه ها رنگ سیاهی
وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛
تو را من چشم در راهم.

تکراریه داداش
:((

pintorico
2008-Apr-04, 23:59
تا تو به خود مایلی / ز عشق حق غافلی
نیست تو را حاصلی / از همه آیات فیض

rafiei8539006
2008-Apr-05, 00:00
تو نسیم خوش نفسی
من کویر خار و خسم
گر به فریادم نرسی
همچو مرغی در قفسم

ICE
2008-Apr-05, 00:06
مرا / تو / بي سببي / نيستي
به راستي / صلت کدام قصيده اي
اي غزل؟
ستاره باران جواب کدام سلامي
به آفتاب
از دريچه ي تا ريک؟

کلام ازنگاه تو شکل مي بندد
خوشا نظر بازي ها که تو آغاز مي کني!

( ا.بامداد)

Green heart
2008-Apr-05, 05:17
ای سبدهاتان پر خواب ! سیب آوردم , سیب سرخ خورشید.
خواهم آمد , گل یاسی به گدا خواهم داد.

Green heart
2008-Apr-05, 05:25
شعر قبلی که با ه تموم نشده بود!!!!!

متاسفم اشتباه شد.:cry:

Green heart
2008-Apr-05, 05:30
این به اون در كه اشتباه شد...........

در دل من چیزی است , مثل یك بیشه نور , مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم , كه دلم می خواهد .
بدوم تا ته دشت , بروم تا سر كوه .
دورها آوایی است , كه مرا می خواند.

sonya
2008-Apr-05, 09:31
ما که در خانه‌ی ایمان خدا ننشستیم
کفر ابلیس به کرسی بنشانیم که چه

مرگ یکبار مثل دیدم و شیون یک بار
این قدر پای تعلل بکشانیم که چه

ICE
2008-Apr-05, 11:26
هان ای دل عبرت بین! از دیده عبر کن هان! ..... ایوان مداین را آینه ی عبرت دان

rafiei8539006
2008-Apr-06, 10:26
تا تو به خود مایلی / ز عشق حق غافلی
نیست تو را حاصلی / از همه آیات فیض

ضیا دیده ی من رخ زیبای توست ........ زسرو بلند تر قد رعنای توست
ببخشید printorico جان من یه پشت همرمان با شما دادم که با ت شروع می شد الان متوجه شعرتون شدم!!!!

Stigmata
2008-Apr-06, 11:18
تكیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف.....مگر اسباب بزرگی همه آماده كنی

soshiant
2008-Apr-06, 12:43
یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور . . . کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

sonya
2008-Apr-06, 18:57
تو اگر به هر نگاهی ببری هزارها دل
نرسد بدان نگارا که دلی نگاهداری

دگران روند تنها به مثل به قاضی اما
تو اگر به حسن دعوی بکنی گواه داری

rafiei8539006
2008-Apr-06, 23:44
یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود..................... رقم مهر تو بر چهره ی ما پیدا بود(حافظ)

Green heart
2008-Apr-07, 07:49
دل فدای تو , چون تویی دلبر --------------------- جان نثار تو , چون تویی جانان
دل رهاندن ز دست تو , مشكل ------------------جان فشاندن به پای تو آسان

soshiant
2008-Apr-07, 12:23
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند . . . نه هر که آینه سازد سکندری داند

نه هر که طرف کله کج نهاد و تند ننشست . . . کلاه داری و آیین سروری داند

rafiei8539006
2008-Apr-07, 16:43
دوش می آمد و رخساره برافروخته بود......................تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود( حافظ)

Green heart
2008-Apr-08, 07:34
دردی است غیر مردن كان را دوا نباشد -------------------- پس من چگونه گویم كاین درد را دوا كن

در خواب , دوش , پیری دركوی عشق دیدم -------------- با دست اشارتم كرد كه عزم سوی ما كن ..... (مولوی)

aftabe mehr
2008-Apr-08, 16:07
نكند كه خواب باشم
نكند شكوفه روزى به كوير دل ببندد
نكند پرش بريزد
نكند لبش نخندد
نكند كه سينه سرخى دل از آسمان بگيرد
همه جا بهار باشد گل من ولى بميرد
نكند كسى نپرسد چه خبر؟چه شد پرستو؟
نكند كسى نداند كه كجاست خانه ى او؟
وچه شد كه اسب رم كرد وپرنده بال وپر زد
نكند زمين بترسد
نكند دلش بلرزد
شب وآن هزار چشمى كه دوباره مي درخشيد
نكند كه خواب باشم وخدا مرا نبخشد.

Pari
2008-Apr-08, 18:39
*دَردَم از یار است و درمان نیز هم --- دل فدای او شد و جان نیز هم*
*اینکه میگویند آن خوشتر ز حسن --- یار ما این دارد و آن نیز هم*

(حافظ)

Green heart
2008-Apr-08, 19:58
ماییم و موج سودا , شب تا به روز تنها --------خواهی بیا ببخشا , خواهی برو جفا كن(مولوی)

jahed
2008-Apr-09, 08:53
نه قصد جور داریم با تو كه با تو خوبیم

درد خماری ما ساقی بیا دوا كن

روز و شبیم اینجا ماییم مست و شیدا

جامی ز دست ما گیر غم را دگر رها كن

Green heart
2008-Apr-09, 08:57
نوميد مشو زچاره جستن ---- كز دانه شگفت نيست رستن

jahed
2008-Apr-09, 10:04
نومید نیم امیدوارم-------جز دغدغه ات غمی ندارم

Green heart
2008-Apr-09, 10:12
من رمیده دل آن به , كه در سماع نیایم ----- كه گر به پای درآیم , به در برند به دوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز برآنم --------- كه از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
مرا مگوی كه سعدی طریق عشق رها كن - --- سخن چه فایده گفتن چو پند می ننیوشم
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل ----------- وگر مراد نیابم به قدر وسع بكوشم

aftabe mehr
2008-Apr-09, 10:22
مرا به هر چه كني دل نخواهي آزردن
كه هر چه دوست پسندد به جاي دوست نكوست

jahed
2008-Apr-09, 10:29
تو بیا سماع دیگر به صفا چمن بیارا------كه تو گر زپا در آیی كه دهد می و سبویم

نه من از تو رو نهادم بنگر كه بی تو من هم----------ثمری ز گل نخواهم طلبی دگر نجویم

به فدای سعدیم من سخنش به جان نیوشم--------كه دلش به عشق باشد ره او هماره پویم

ره بادیه نه راهم سر كوی تو پناهم---------من اگر به باطلم خود سخن از هوا نگویم

Green heart
2008-Apr-09, 10:37
من ارچه در نظر يار خاكسار شدم ------- رقيب نيز چنين نخواهد ماند

چو پرده دار به شمشير مي زند همه را ----------- كسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند

چه جاي شكر و شكايت ز نقش نيك و بد است ------------ چو بر صحيفه هستي رقم نخواهد ماند

jahed
2008-Apr-09, 10:40
مرا آزردنت بس ناخوش آید------------كه فعل من در آن رنگ ریا نیست

پسند من بجز دلبستگی نیست-----------نظر بر یاوران كردن خطا نیست

Green heart
2008-Apr-09, 10:51
توانگرا دل درويش خود به دست آور ------ كه مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند

غنيمتي شمرده اي شمع وصل پروانه ------- كه اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند

jahed
2008-Apr-09, 10:53
تمام شهر اگر زیر پا نهم هرگز-------دلم اسیر در این بیش و كم نخواهد ماند

منم مقیم حرم با جراحت شمشیر---------چو پرده دار رود این ستم نخواهد ماند

Green heart
2008-Apr-09, 10:59
درخت دوستي بنشان كه كام دل به بار آرد---- نهال دشمني بركن كه رنج بي شمار آرد

چو مهمان خراباتي به عزت باش با رندان----- كه درد سركشي جانا گرت مستي خمار آرد

jahed
2008-Apr-09, 11:01
درخت دوستی كارم ولی دارم پشیمانی

نگر حال دل زارم تو خود حافظ چه میدانی؟

Green heart
2008-Apr-09, 11:33
يكي را ساخت شيرين كار طنازي ------- كه شيريني تو شيرين ناز كن ناز

يكي را تيشه اي بر سر فرستاد ---- كه جان مي كن كه فرهادي تو فرهاد

يكي را كرد مجنون مشوش ----------- به ليلي داد زنجيرش كه مي كش

akiko
2008-Apr-09, 11:41
شمع بزم محفل شاهان شدن ذوقی ندارد
ای خوش آن شمعی كه روشن می كند ویرانه ای را

Black Hawk
2008-Apr-09, 12:08
اين عقل در يقين زمانه گمان نداشت..........کز عقل راز خويش زمانه نهان نداشت
در گيتي‌اي شگفت کران داشت هرچه داشت.........چون بنگرم عجايب گيتي کران نداشت

soshiant
2008-Apr-09, 12:58
تو را من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی

jahed
2008-Apr-09, 13:55
یكی شمعیم در بزم خدایی---------شما چون قبله و ما چون مریدیم

همه گرمی ما از صحبت توست------وگرنه خیری از گردون ندیدیم

Green heart
2008-Apr-09, 21:44
منم من ميهمان هر شبت ، لولي وش مغموم

منم من ، سنگ تيپاخورده رنجور !

منم دشنام پست آفرينش ، نغمه ناجور، نه از رومم نه از رنگم ، همان

بي رنگ بي رنگم

rafiei8539006
2008-Apr-10, 00:13
من اگر خاکم اگر گل چمن آرایی هست..................که به هر دست که می پروردم می رویم(حافظ)

aftabe mehr
2008-Apr-10, 08:56
من اي گل دوست مي دارم ترا كز بوي مشكينت
چنان مستم كه گويي بوي يار مهربان آيد

Green heart
2008-Apr-10, 18:38
دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست --------- وندر آن آینه صدگونه تماشا می كرد

گفت آن یار كزو گشت سردار بلند ---------------- جرمش این بودكه اسرار هویدا می كرد

rafiei8539006
2008-Apr-10, 18:43
دی میشد و گفتم صنما عهد به جای آر..................گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست!(حافظ)

Green heart
2008-Apr-11, 03:10
تو درياي من بودي ! آغوش واكن --------- كه مي خواهد اين قوي زيبا بميرد

aftabe mehr
2008-Apr-11, 08:50
درد پنهان فراقم ز تحمل بگذشت
ورنه از دل نرسيدي به زبان آوازم

afzali
2008-Apr-11, 11:33
من كه با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق وجوانی است به پیرانه سرم

rafiei8539006
2008-Apr-11, 18:21
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان.................قال و مقال عالمی می کشم از برای تو

Green heart
2008-Apr-12, 03:11
و چنان بي تابم ،كه دلم مي خواهد.

بدوم تا ته دشت ، بروم تا سر كوه.

دورها آوايي است ،كه مرا مي خواند.

rafiei8539006
2008-Apr-12, 23:29
و چنان بي تابم ،كه دلم مي خواهد.

بدوم تا ته دشت ، بروم تا سر كوه.

دورها آوايي است ،كه مرا مي خواند.

عزیز لطف کن شعر نو نده منم سهراب و نیما و فروغ و مشیری و... خیلی دوست دارم ولی مشکل اینجاست که مثلا اگر قرار بود با ب شعر بکید حتما می نوشتید: بدوم تا ته ..... وادامه می دادید
یا با د: دورهایی آوایی ..... و بازم ادامه می دادید...
خوب قبول کنید که جای شعر نو تو مشاعره نیست .
ممنون که پست می دید ولی اینا رو هم در نظر داشته باشید

rafiei8539006
2008-Apr-12, 23:32
دل از من برد و روی از من نهان کرد....................خدا را با که این بازی توان کرد

ICE
2008-Apr-13, 00:01
در نظر بازی ما بی خبران حیرانند ...... من چنانم که نمودم دگر ایشان دانند

Green heart
2008-Apr-13, 00:13
دوش مي سوختم ازين آتش ----------- آه اگر امشبم بود چون دوش !

ICE
2008-Apr-13, 00:28
شرابم ده و روی دولت ببین ..... خرابم کن و گنج حکمت ببین

Green heart
2008-Apr-13, 00:37
نسيم زلف جانان كو؟ كه چون برگ خزان ديده------------ به پاي سرو خود دارم ، هواي جانفشاني را(شهريار)

ICE
2008-Apr-13, 00:42
ای نور چشم من سخنی هست گوش کن .... چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن

Green heart
2008-Apr-13, 00:53
نميري ‹‹شهريار›› از شعر شيرين روان گفتن ---------- كه از آب بقا جويند عمر جاوداني را

aftabe mehr
2008-Apr-13, 16:32
امروز چه داني تو كه در آتش و آبم؟
چون خاك شوم باد به گوشت برساند
آنان كه ندانند پريشاني عشاق
گويند كه ناليدن بلبل به چه ماند؟
گل را همه كس دست گرفتند و نخواندند
بلبل نتوانست كه فرياد نخواند

rafiei8539006
2008-Apr-13, 23:55
در نظر بازی ما بیخبران حیرانند.................من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند(حافظ)

aftabe mehr
2008-Apr-14, 16:42
در دفتر طبيب خرد باب عشق نيست
اي دل به درد خو كن و نام دوا مپرس

rafiei8539006
2008-Apr-14, 23:03
سر برگ گل ندارم ز چه رو روم به گلشن..................که شنیده ام ز گلها همه بوی بی وفایی (عراقی)

Green heart
2008-Apr-15, 01:52
یكی تیر بر ترگ رستم بزد -------- چنان كز كمان سواران سزد(فردوسی)

aftabe mehr
2008-Apr-15, 09:52
دارم دلي شكسته و موجي ز اشك و خون
با قايق شكسته به دريا نشسته ام

ssy86
2008-Apr-15, 12:20
ماییم و آستانه عشق و سر نیاز :!:تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست :!:دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک :!::!:منت خدای را که نیم شرمسار دوست :!:

rafiei8539006
2008-Apr-16, 00:15
تاب بنفشه می دهد طره ی مشکسای تو ................پرده ی غنچه می درد خنده ی دلبرای تو
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز..............کز سر صدق می کند شب همه شب دعای تو
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان....................قال و مقال عالمی می کشم از برای تو
خرقه ی زهد و جام می گر چه نه در خور همند.........این همه نقش می زنم از جهت رضای تو
(روحت شاد حافظ)

Green heart
2008-Apr-16, 07:51
و اندر رضای خویش تو یا رب به دو جهان ---------- از خاندان حق تو مكن زاستر مرا

همچون پدر به حق تو سخنگوی و زهد ورز ------ زیرا كه نیست كار جز این ای پسر مرا(ناصر خسرو)

jahed
2008-Apr-16, 08:16
ای كه گل بگشته ای همه بر باغ و بر مرا----------هر لحظه كرده ای تو شرمنده تر مرا

در گوش دل بخوانده ای آیات آسمان--------------------گشتی در این ره همره و همسفر مرا

Green heart
2008-Apr-16, 08:39
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟----- بی وفا حالا كه من افتاده ام از پا چرا؟

نوش دارویی بعد از مرگ سهراب آمدی------ سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم ------- دیگر اكنون با جوانان نازكن با ما چرا؟

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می كند------ در شگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا؟(شهریار)

rafiei8539006
2008-Apr-16, 09:18
آنکه رخسار تو رارنگ گل نسرین داد................صبر و آرام تواند به من مسکین داد؟
من همانروز زفرهاد طمع ببریدم.....................که عنان دل شیدا به کف شیرین داد

jahed
2008-Apr-16, 09:53
داد رخسار مرا رنگ گل نسرین لیك----------------به تو دنیای دگر- تازه تر و رنگین داد

صبر و آرام و قرارت همه شب بود ولی-------درد افزون و دوچندان به من غمگین داد

Hekaiaty
2008-Apr-16, 10:11
در قدح عکس تو یا گل در گلاب افتاده است ؟
مهر در ایینه یا آتش در آب افتاده است ؟
باده روشن دمی از دست ساقی دور نيست
ماه امشب همنشین با آفتاب افتاده است ( جاوه ساقي - رهي معيري )

rafiei8539006
2008-Apr-17, 01:45
توبه کردم که دگر می نخورم در همه حال ........... بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر

Green heart
2008-Apr-17, 06:55
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها كن -------- ترك من خراب شب گرد مبتلا كن (مولوی)

aftabe mehr
2008-Apr-17, 15:49
ني ني اي باد مرو حال من خسته مگوي
تا غباري ننشيند بدل خرم دوست

rafiei8539006
2008-Apr-18, 00:02
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست..............راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش( حافظ)

Green heart
2008-Apr-18, 01:21
شب صحبت غنیمت دادن كه بعد از روزگار ما ----------- بسی گردش كند گردون بسی لیل ونهار آرد

aftabe mehr
2008-Apr-18, 09:22
در قيد غمم خاطر آزاد كجايي؟
تنگ است دلم قوت فرياد كجايي؟

Hekaiaty
2008-Apr-18, 10:28
يار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا
يار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا ( مولانا‌ )

aftabe mehr
2008-Apr-18, 16:42
از آستانه ي خدمت نمي توانم رفت
اگر به منزل قربت نمي دهي بارم

rafiei8539006
2008-Apr-19, 01:26
مظهر خوبی و لطف است عذار چو مهش.................لیکنش مهر و وفا نیست خدایا بدهش( حافظ)

rafiei8539006
2008-Apr-19, 01:27
مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش.................لیکنش مهر و وفا نیست خدایا بدهش( حافظ)

Green heart
2008-Apr-19, 14:13
شنیدم كه پیری به راه حجاز -------------- به هر خطوه كردی دو ركعت نماز (سعدی)

rafiei8539006
2008-Apr-20, 01:51
ز چشم شوخ تو جان کی توان برد..............که دائم با کمان اندر کمین است

aftabe mehr
2008-Apr-20, 09:19
ترسم ز نازكي شكند شيشه ي دلم
در بر كش اي نسيم به آهستگي مرا

rafiei8539006
2008-Apr-21, 00:05
ای آنکه به تقریر و بیان دم زنی از عشق........... ما با تو نداریم سخن خیر و سلامت

Green heart
2008-Apr-21, 07:03
تا چشم بشر نبیندت روی ----------- بنهفته به ابر چهر دلبند (بهار)

jahed
2008-Apr-21, 07:29
در هر طرفی كه رو نهادی--------دیدی تو هزار بنده در بند

aftabe mehr
2008-Apr-21, 08:28
دوران بگذشت اي شب غم اين چه درازي ست
اندازه ي اين رشته ي كوتاه نگه دار

jahed
2008-Apr-21, 13:00
راه من و تو هست بسی لایتناهی

جامی تو ز می در كش و اسرار نگه دار

باشد همه شب قصه من غصه فردا

ما را به امیدی دگر ای یار نگه دار

aftabe mehr
2008-Apr-21, 16:53
روزگارت باسعادت باد و سعدت پايدار
رايتت منصور و بختت يار و اقبالت معين

Cosmologist
2008-Apr-21, 21:34
نی‌ها و خاصه نیشکر بر طمع این بسته کمر
رقصان شده در نیستان یعنی تعز من تشا


بد بی‌تو چنگ و نی حزین برد آن کنار و بوسه این
دف گفت می‌زن بر رخم تا روی من یابد بها


( مولوی )

Parse
2008-Apr-21, 22:09
آینه بر گیر و بنگر گر تماشا بایدت
در میان روی نرگس بوستان افروز را

سنایی

Galaxy
2008-Apr-21, 22:44
آمد به ابن امید كه در گور سرد دل
شاید ز عشق رفته بیابد نشانه ای
او بود و آنگاه پر از شور و اشتیاق
من بودم و سكوت و غم جاودانه ای

فریدون مشیری

Parse
2008-Apr-21, 23:07
یارم چو قدح به دست گیرد
بازار بتان شکست گیرد


لسان الغیب حافظ شیرازی

Cosmologist
2008-Apr-21, 23:22
درم رفیقان از برون دارم حریفان درون
در خانه جوقی دلبران بر صفه اخوان صفا


ای رونق باغ و چمن ای ساقی سرو و سمن
شیرین شدست از تو دهن ترجیع خواهم گفت من

(مولوی )

Parse
2008-Apr-21, 23:32
نقش مستوری و مستی نه به دست منو توست
آنچه استاد ازل گفت بکن آن کردم


حافظ شیرازی

Cosmologist
2008-Apr-21, 23:49
ماییم چو فراشان بگرفته طناب دل
تا خیمه زنیم امشب بر نرگس و بر سوسن


تا چند ازین کو کو چون فاخته‌ی ره‌جو
می‌درد این عالم از شاهد سیمین تن


( مولوی )

rafiei8539006
2008-Apr-22, 00:21
نزدی شاهرخ و فوت شد امکان حافظ..........چه کنم بازی ایام مرا غافل کرد

aftabe mehr
2008-Apr-22, 09:22
مرا به هر چه كني دل نخواهي آزردن
كه هر چه دوست پسندد به جاي دوست نكوست

Parse
2008-Apr-22, 12:20
تا دل خاقانی است از تو همی نگذرد
بو که درآرد به مهر آن دل کین توز را

خاقانی

Green heart
2008-Apr-22, 12:33
اندر جهان به دوستی خاندان حق ------------- چون آفتاب كرد چنین مشتهر مرا(ناصرخسرو)

Stigmata
2008-Apr-22, 13:07
نزدی شاهرخ و فوت شد امکان حافظ..........چه کنم بازی ایام مرا غافل کرد


مرا به هر چه كني دل نخواهي آزردن
كه هر چه دوست پسندد به جاي دوست نكوست

شعر بالا با د تموم شده ولی شعر پایین با م شروع شده........

دقت كنین دوستان;-):D

مثل اینكه من میام اینجا نظارت میكنم....چون فعلا شعری به ذهنم نمیرسه:oops:

Galaxy
2008-Apr-22, 21:48
آنكه رخسار ترا رنگ گل و نسرین داد
صبر آرام تواند به من مسكین داد


(حافظ)

Cosmologist
2008-Apr-22, 23:03
دل چون ماهست در دل اندیشه مدار

انداز تو اندیشه گری را در آب


(مولوی )

Galaxy
2008-Apr-22, 23:17
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است

شمشاد خانه پرور ما از كه كمتر است

(حافظ)

Cosmologist
2008-Apr-23, 00:15
تو آمده‌ای که باده‌ی من ریزی
من آن باشم که باده‌ام پیدا نیست


(( متن كامل :

این مستی من ز باده‌ی حمرا نیست ×× وین باده بجز در قدح سودا نیست
تو آمده‌ای که باده‌ی من ریزی ×× من آن باشم که باده‌ام پیدا نیست


))



(مولوی )

rafiei8539006
2008-Apr-23, 00:21
تا بر دلش از غصه غباری ننشیند.............ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش (حافظ)

Cosmologist
2008-Apr-23, 00:28
شب روی به من کرد و چنین عذری گفت

ما را چه گنه چو عشق بی‌پایانست


(مولوی )

Green heart
2008-Apr-23, 00:33
تو چون موری و این راهی است همچون موی بت رویان ----- مرو زنهار بر تقلید و بر تخمین و بر عمیا (سنایی)

Cosmologist
2008-Apr-23, 00:46
آن چشم فراز از پی تاب شده است
تا ظن نبری که فتنه در خواب شده است


صد آب ز چشم ما روان کردی دی
امروز نگر که صد روان آب شده است



(مولانا )

Green heart
2008-Apr-23, 00:54
تير مژگان دراز غمزه جادو نكرد ------ آنچه آن زلف سياه و خال مشكين كرده اند. (حافظ)

Cosmologist
2008-Apr-23, 00:57
دست مرا بست شب از کسب و کار
تا به سحر دست من و پای شب


(مولانا )

Green heart
2008-Apr-23, 01:49
بهوش بودم از اول كه دل به كس نسپارم ---------------- شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم (سعدیا)

rafiei8539006
2008-Apr-23, 02:10
مرغ سان از قفس خاک هوایی گشتم .............به هوایی که مگر صید کند شهبازم( حافظ)

ایول همه فیزیکیا اینجا پست می دن ادبیاتیا کجایین؟

Green heart
2008-Apr-23, 02:19
مرا به هیچ بدادی و من هنوز برآنم ----------- كه از وجود تو مویی به عالمی نفروشم (سعدی)

Stigmata
2008-Apr-23, 07:33
مثل باد سرد پاییزی ، غم لعنتی به من زد.......
اما باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد........
رگ و ریشم سیاه شد....
تو دلم جوونه خشکید...

aftabe mehr
2008-Apr-23, 09:27
درد دل دوستان گر تو پسندي رواست
هر چه مراد شماست غايت مقصود ماست

rafiei8539006
2008-Apr-23, 12:51
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی...........................گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

Cosmologist
2008-Apr-23, 13:46
شمع دیدم گرد او پروانه‌ها چون جمع‌ها
شمع کی دیدم که گردد گرد نورش شمع‌ها


(مولوی )



==============================



ایول همه فیزیکیا اینجا پست


;-):!:

aftabe mehr
2008-Apr-23, 16:17
از هر چه مي رود سخن دوست خوشتر است
پيغام آشنا نفس روح پرور است

Green heart
2008-Apr-23, 23:23
شب عاشقا بیدل چه شبی دراز باشد --------------تو بیا كز اول شب در صبح باز باشد

عجب است اگر توانم كه سفر كنم ز كویت ----------به كجا رود كبوتر كه اسیر باز باشد (سعدی)

rafiei8539006
2008-Apr-23, 23:44
شب عاشقا بیدل چه شبی دراز باشد --------------تو بیا كز اول شب در صبح باز باشد

عجب است اگر توانم كه سفر كنم ز كویت ----------به كجا رود كبوتر كه اسیر باز باشد (سعدی)

شیما خانم یه نگاهی به دو سه تا پست فبلی مینداختی بد نبود:lol:

Cosmologist
2008-Apr-24, 00:48
دعوی چکنی عشق دلارامان را
با عشق چکار است نکونامان را


(مولانا )

rafiei8539006
2008-Apr-24, 01:02
آخرالامر گل کدزه گران خواهی شد................پس چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را

aftabe mehr
2008-Apr-24, 09:21
اگر تو نباشي چراغ دل من به خلوتم اي مه ستاره نتابد
اگر تو نگيري سراغ دل من به ظلمتم اي مه ستاره نتابد

Cosmologist
2008-Apr-24, 14:57
دل آمد و در پهلوی جان گشت روان
یعنی که بیا بیع و بها ارزانست

(مولانا )

Galaxy
2008-Apr-24, 19:09
تو از سودا چه سودی خواهی اندوخت
به جز سرمایه ی بی اعتباری

بیاری پایداری كن كه باشد
نخستین شرط یاری پایداری


(شهریار)

Hekaiaty
2008-Apr-24, 19:18
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
در میان لاله و گل آشیانی داشتم
گرد آن شمع طرب می سوختم پروانه وار
پای آن سرو روان اشک روانی داشتم ( رهي معيري‌)

Green heart
2008-Apr-24, 19:37
شیما خانم یه نگاهی به دو سه تا پست فبلی مینداختی بد نبود:lol:

من مشكلی نمی بینم پست من دقیقا بعد از پست شما داده شده. می تونید به زمانش یه نگاهی بندازید.

Green heart
2008-Apr-24, 19:49
مادر سنگ دلت تا زنده است -------- شهد در كام من و تست شرنگ(ایرج میرزا)

Hekaiaty
2008-Apr-24, 20:01
مادر سنگ دلت تا زنده است -------- شهد در كام من و تست شرنگ(ایرج میرزا)

ايرج ميرزا ! يه سري شعر هاي بسيار جالبي داره ! مرسي از انتخابتون !‌ ‌‌

گر به دست عشق نسپاری عنان اختیار
خاطرت از گریه بی اختیار آسوده است ( رهي معيري )

Galaxy
2008-Apr-24, 23:24
تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن داد
خلق را ورد زبان مدحت و تحسین من است

دولت فقر خدایا به من ارزانی دار
كاین كرامت سبب حشمت و تمكین من است

( حافظ )

rafiei8539006
2008-Apr-25, 23:44
تو خود ای گوهر یکدانه کجایی آخر.......................کز غمت دیده مردم همه دریا باشد

jahed
2008-Apr-26, 15:01
در خم میكده ام بیدل و غمناك و غریب

از رخ غمزده ام درد هویدا باشد

نه مرا دولت فقراست نه اقبال غنا

دولتم از نفس گرم مسیحا باشد

Parse
2008-Apr-26, 20:25
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم


حافظ

aftabe mehr
2008-Apr-27, 09:27
مگر نسيم سحر بوي زلف يار منست
كه راحت دل رنجور بي قرار منست

Galaxy
2008-Apr-27, 10:39
تو گر با من چرا من از تو دورم
تو بینای من و من از تو كورم

دل از سنگ صبورم دادی اما
دگر صد چاك شد سنگ صبورم

Cosmologist
2008-Apr-27, 11:18
می‌گوید عشق در دو گوشم همه شب
ای وای بر آن کسی که بی‌وی خسبد

(مولوی )

Narcisse
2008-Apr-27, 14:19
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
در صراط مستقیم ایدل کسی گمراه نیست

jahed
2008-Apr-27, 14:41
تازه تر گفتی سخن حافظ بیا با ما كه دوست

شمع بزم خلوت و همدرد سال و ماه نیست

Narcisse
2008-Apr-27, 14:45
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد

koorosh_kabir
2008-Apr-27, 14:53
داني كه چرا از ميوه ها سيب نكوست
نيمش رخ عاشق است نيمش رخ دوست
آن زردي و سرخي كه در آن ميبيني
زردي رخ عاشق است سرخي رخ دوست

Narcisse
2008-Apr-27, 14:55
تو پنداری که بدگو رفت و جان برد
حسابش با کرام الکاتبینست

jahed
2008-Apr-27, 14:56
دلت چو من دردمند- نژند مباد

چو این خراب بلاكش نیازمند مباد

باعرض پوزش از جابجائی پست ارسالی

Narcisse
2008-Apr-27, 15:02
دلبرم عزم سفر کرد خدا را یاران
چکنم با دل مجروح که مرهم بااوست

Parse
2008-Apr-27, 15:25
دلش ارچه با دل من به وفا یکی نگردد
به رخش تعلق من، نه یکی، هزار بادا


اوحدی

koorosh_kabir
2008-Apr-27, 17:34
از دي كه گذشت هيچ از آن ياد مكن
فردا كه نيامده است فرياد مكن

ICE
2008-Apr-27, 20:40
نازک آرای تن ساقه گلی

که به جانش کشتم

و به جان دادمش آب

ای دریغا ! به برم می شکند.

Parse
2008-Apr-27, 21:23
دگر بهره را بر برادر سپرد
بزرگان ایران و مردان گرد


دقیقی

Narcisse
2008-Apr-27, 21:31
دوست مشمار آن که در نعمت زند
لاف یاری و برادر خواندگی
دوست آن دانم که گیرد دست دوست
در پریشان حالی و درماندگی

Parse
2008-Apr-27, 21:54
یا در غم ما تمام پیوند
یا رشته‌ی عشق بگسل از ما

عطار

Narcisse
2008-Apr-27, 21:57
ای زبر دست زیر دست آزار
گرم تا کی بماند این بازار ؟
بچه کار آیدت جهانداری ؟
مردنت به که مردم آزاری

ICE
2008-Apr-27, 22:14
یارم چو قدح به دست گیرد ............ بازار بتان شکست گیرد
هرکس که بدید چشم او گفت ........ کو محتثبی که مست گیرد.

Parse
2008-Apr-27, 22:17
در بخشش و دادن آمد پدید
ببخشید دانا چنان چون سزید


فردوسی

ICE
2008-Apr-27, 22:25
در نظر بازی ما بی خبران حیران اند ..... من چنانم که نمودم دگر ایشان دانند

Narcisse
2008-Apr-27, 22:43
در بیابان خشک و ریگ روان
تشنه را در دهان چه در چه صدف
مرد بی توشه کاوفتاد از پای
بر کمربند او چه زر چه خزف

rafiei8539006
2008-Apr-28, 00:34
فاش گویم و از گفته خود دلشادم ................بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق..........که در این دامگه حادثه چون افتادم

Green heart
2008-Apr-28, 01:03
مگردانم در این عالم ز بیش آزی و كم عقلی -------- چو رای عاشقان گردان چو طبع بی دلان شیدا (غزنوی)

Galaxy
2008-Apr-28, 11:31
آبی به روزنامه اعمال ما فشان
بتوان مگر سترد حروف گناه ازو


حافظ كه ساز مجلس عشاق راست كرد
خالی مباد عرصه این بزمگاه ازو

Parse
2008-Apr-28, 15:23
وصال تو به شب کس را میسر چون شود هرگز
که تو چون روز گردانی به روی خود شبستان را


سیف فرغانی

Black Hawk
2008-Apr-28, 15:27
آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟---------------------بي وفا حالا كه من افتاده­ام از پا چرا ؟
نوشداريي و بعد از مرگ سهراب امدي---------سنگدل اين زودتر مي­خواستي حالا چرا ؟
عمر ما را مهلت امروز فرداي تو نيست----من كه يك امروز مهمان توام فردا چرا ؟
نازنينا ما به ناز تو جواني داده­ايم--------ديگر اكنون با جوانان ناز كن با ما چرا ؟

Parse
2008-Apr-28, 15:41
از آواز ما خفته همسایگان
بی‌آرام گشتند در خوابها


منوچهری

Green heart
2008-Apr-28, 19:22
آری چه عجب داری كاندر چمن گیتی ------------- جغد است پی بلبل , نوحه است پی الحان (خاقانی)

rafiei8539006
2008-Apr-29, 00:01
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان.....................نیم شب دوش ببالین من آمد بنشست(حافظ)

Green heart
2008-Apr-29, 01:59
تا سلسله ايوان بگسست مداين را --------------- در سلسله شد دجله ، چون سلسله شد پيچان (خاقاني)

rafiei8539006
2008-Apr-29, 02:20
یاد بادآنکه خرابات نشین بودم و مست................وآنچه در مسجدم امروز کمست آنجا بود(حافظ)

rafiei8539006
2008-Apr-29, 02:22
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست..................عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

Parse
2008-Apr-29, 21:14
درد ما را نیست درمان الغیاث
هجر ما را نیست پایان الغیاث


حافظ

Narcisse
2008-Apr-30, 00:54
ثنا گفت بر سعد زنگی کسی
که بر تربتش باد رحمت بسی

rafiei8539006
2008-Apr-30, 01:01
یاد بادآنکه خرابات نشین بودم و مست................وآنچه در مسجدم امروز کمست آنجا بود(حافظ)

Narcisse
2008-Apr-30, 01:06
در چشم من آمد آن سهی سرو بلند
بر بود دلم ز دست و در پای فکند
این دیده شوخ می کشد دل بکمند
خواهی که بکس دل ندهی دیده ببند

rafiei8539006
2008-Apr-30, 01:16
درد ما را نیست درمان الغیاث
هجر ما را نیست پایان الغیاث


حافظ

عزیز این تکراریه

Parse
2008-Apr-30, 09:07
ببخشید!

بنده تازه با این تاپیک آشنا شدم!!

دریاب که نیک دردمندم
بشتاب که سخت ناتوانم

فخرالدین عراقی

Green heart
2008-Apr-30, 09:55
مكن خویشتن پیش من در تباه ----------- جنین بود بهر من از تاج و گاه (فردوسی)

Galaxy
2008-Apr-30, 22:14
همه می پرسند :
چیست در زمزمه ی مبهم آب؟
چیست در همهمه ی دلكش برگ؟
چیست در بازی آن ابر سفید
روی این آبی آرام بلند
كه ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال؟

(فریدون مشیری)

rafiei8539006
2008-May-01, 01:29
لای ته خم صاف کنم وانگه و از وی ............شویم زدل خون شده غمهای جهان را

Green heart
2008-May-01, 02:07
آخر كار , شوق دیدارم ----------- سوی دیر مغان كشید عنان

چشم بد دور , خلوتی دیدم -------- روشن از نور حق , نه از نیران(هاتف اصفهانی)

Hekaiaty
2008-May-01, 02:12
نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد
آواره عشق ما آواره نخواهد شد
آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز
وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد
( مولانا )

Green heart
2008-May-01, 02:38
درين باغ ازخدا خواهد دگر پيرانه حافظ ------------- نشيند بر لب جويي و سروري در كنار آرد

Narcisse
2008-May-01, 12:46
دوستان گو ، نصیحتم مکنید
که مرا دیده بر ارادت اوست
جنگ جویان بزور پنجه و کتف
دشمنان را کشند و خوبان دوست

Narcisse
2008-May-01, 12:48
دوستان گو نصیحتم مکنید
که مرا دیده بر ارادت دوست
جنگ جویان بزور پنجه و کتف
دشمنان را کشند و خوبان دوست

Cosmologist
2008-May-01, 23:35
تا در دل من عشق تو اندوخته شد
جز عشق تو هر چه داشتم سوخته شد

عقل و سبق و کتاب بر طاق نهاد
شعر و غزل دوبیتی آموخته شد


(مولوی )

Narcisse
2008-May-01, 23:39
درویش و غنی بنده این خاک درند
و آنان که غنی ترند محتاج ترند

Cosmologist
2008-May-01, 23:51
دامان جلال تو ز دستم نشود
سودای تو از دماغ مستم نشود

گوئیکه مرا چنانکه هستی بنمای
گر بنمایم چنانکه هستم نشود


( مولوی )

Stigmata
2008-May-01, 23:51
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد...به زیر آن درختی رو که اون گل های تر دارد

Narcisse
2008-May-01, 23:57
درشتی کند با غریبان کسی
که نابوده باشد به غربت بسی

Cosmologist
2008-May-02, 00:08
یاران یاران ز هم جدائی مکنید
در سر هوس گریز پائی نکنید

چون جمله یکید دو هوائی مکنید
فرمود وفا که بی‌وفائی مکنید

(مولوی)

Narcisse
2008-May-02, 00:12
دریغا گردن طاعت نهادن
گرش همراه بودی دست دادن

Cosmologist
2008-May-02, 00:16
نی آب روان ز ماهیان سیر شود
نی ماهی از آن آب روان سیر شود

نی جان جهان ز عاشقان تنگ آید
نی عاشق از آن جان جهان سیر شود

(مولوی )

Narcisse
2008-May-02, 00:18
دوستی با پیلبانان یا مکن
یا طلب کن خانه ای در خورد پیل

Cosmologist
2008-May-02, 00:31
لعلیست که او شکر فروشی داند
وز عالم غیب باده نوشی داند

نامش گویم و لیک دستوری نیست
من بنده‌ی آنم که خموشی داند


(مولوی )

Narcisse
2008-May-02, 00:35
در سخن با دوستان آهسته باش
تا ندارد دشمن خونخوار گوش

پیش دیوار آنچه گویی هوش دار
تا نباشد در پس دیوار گوش

Cosmologist
2008-May-02, 00:48
شاد آنکه جمال ماهتابش ببرد
ساقی کرم مست و خرابش ببرد

میید آب دیده می‌ناید خواب
ترسد که اگر بیاید آبش ببرد

( مولانا )

Narcisse
2008-May-02, 00:53
درخت کرم هر کجا بیخ کرد
گذشت از فلک شاخ و بالای او
گر امیدواری کزو برخوری
بمنت منه اره بر پای او

Galaxy
2008-May-02, 14:44
وصف رخساره ی خورشید ز خفاش مپرس
كه درین آینه صاحب نظران حیرانند

عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدای
ما همه بنده و این قوم خداوندانند

(حافظ)

rafiei8539006
2008-May-05, 07:24
درخرابات مغان نور خدا می بینم................وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم (حافظ)

SALEK
2008-May-05, 08:31
من نه آن رندم كه ترك شاهد و ساغر كنم

محتسب داند كه من این كارها كمتر كنم ( حافظ )

Galaxy
2008-May-05, 11:09
من ذره و خورشید لقایی تو مرا
بیمار غمم عین دوایی تو مرا

بی بال و پر اندر پی تو میپرم
من كاه شدم چو كهربایی تو مرا

(مولانا )

SALEK
2008-May-05, 12:34
ان یار كزو خانه ما جای پری بود
سر و تا قدمش چون پری از عیب بری بود

دل گفت فروكش كنم این شهر ببویش
بیچاره ندانست كه یارش سفری بود

( حافظ )

rafiei8539006
2008-May-07, 09:02
دل از من برد و روی از من نهان کرد..................خدا را با که این بازی توان کرد؟

Stigmata
2008-May-07, 13:10
دلم در كار آن زلف پریشان است و می ترسم.........كه آخر در پریشانی به رسوایی كشد كارم

rafiei8539006
2008-May-09, 00:44
ما جامه نمازی به سر خم کردیم...................وز خاک خرابات تیمم کردیم
شاید که در این میکده ها دریابیم....................آن یار که در صومعه ها گم کردیم

pintorico
2008-May-10, 11:53
مرا چون خروش تو آمد به گوش / همه زهر گیتی شدم پاك نوش

حكیم ابوالقاسم فردوسی

CASSIATORA
2008-May-14, 19:06
شمس قیس رازی:

شادی زدلم به رایگان اخرجه_______چون سودی نیست بر زیان اخرجه
چون لشكر غم ولایت دل بگرفت____او سلطان است به یك زمان اخرجه.

Cosmologist
2008-May-14, 23:07
هجران خواهی طریق عشاقانست
وانکو ماهیست جای او عمانست

گه سایه طلب کنند و گاهی خورشید
آن ذره که او سایه نخواهد جانست

( مولانا )


یا حق :!:

Green heart
2008-May-15, 06:33
تو رفته بباد داده خرمن ----------- من مانده چنین به كام دشمن

Black Hawk
2008-May-15, 08:09
نهفته چو بيرون کشيد از نهان......به سه بخش کرد آفريدون جهان
يکي روم و خاور دگر ترک و چين.......سيم دشت گردان و ايران‌زمين
نخستين به سلم اندرون بنگريد.......همه روم و خاور مراو را سزيد

فردوسی د بدید

Pari
2008-May-15, 08:54
دور باید شد، دور
مرد آن شهر اساطیر نداشت
زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود
هیچ آیینه تالاری سرخوشی ها را تکرار نکرد
چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود

دور باید شد دور
شب سرودش را خواند
نوبت پنجره هاست...

Cosmologist
2008-May-15, 18:35
تا این فلک آینه‌گون بر کار است
اندریم عشق موج خون در کار است


روزی آید برون و روزی ناید
اما شب و روز اندرون در کار است

(مولوی )

F a r z a n e h
2008-May-15, 19:41
تا همی خایم لب و دندان خویش
ز آرزوی لب و دندان دوست
دیدگانم ابر در افشان شده است
ز آرزوی لفظ در افشان دوست
(فرخی سیستانی)

Cosmologist
2008-May-16, 20:13
تا حاصل دردم سبب درمان گشت
پستیم بلندی شد و کفر ایمان گشت


جان و دل و تن حجاب ره بود کنون
تن دل شد و دل جان شد و جان جانان گشت


مولوی

F a r z a n e h
2008-May-16, 21:35
تو را كامل همی دیدم به هر كار
ولیكن نیستی در عشق كامل

حكیمان زمانه راست گفتند
كه جاهل گردد اندر عشق, عاقل...

(منوچهری)

Cosmologist
2008-May-16, 23:26
لطف تو جهانی و قرانی افراشت
وین تعبیه‌های خود به چیزی ننگاشت


یک قطره از آن آب در این بحر چکید
یگدانه ز انبار در این صحرا کاشت


مولوی

CASSIATORA
2008-May-17, 23:44
ابتهاج:

تو رهرو دیرینه ی سر منزل عشقی__________بنگر كه زخون تو به هر گام نشان است
آبی كه بر آسود زمینش بخورد زود___________دریا شود آن رود كه پیوسته روان است.

F a r z a n e h
2008-May-17, 23:59
تا تو اندر حضری من به حضر پیش توام
تا تو اندر سفری با تو من اندر سفرم

این بدان گفتم تا خلق بدانند كه من
چند سال است كه پیوسته بدین خانه درم

(فرخی)

Cosmologist
2008-May-18, 22:55
ماهی که نه زیر و نی به بالاست کجاست
جانی که نه بی‌ما و نه با ماست کجاست


اینجا آنجا مگو بگو راست کجاست
عالم همه اوست آنکه بیناست کجاست


مولوی

jahed
2008-May-21, 12:58
تو ماهي و هم آب شدي مولانا--------اي جان جهان جاي تو خالي اينجا

جاني كه نه بي ما و نه با ماست توئي------تو اي صنمي كه در دل خاك شدي

جز راست چه داريم سخن با تو بگفت؟----------جز صدق به تو اين دل ديوانه نگفت

عالم همه در حلقه گيسوي نگار----------چشم همه مان هست بدين فصل بهار

F a r z a n e h
2008-May-21, 13:52
روح را سال و ماه هم چو غذاست

دل مجروح را بسان شفاست

من چه گویم تو خود نكو دانی

كه نگردم خجل چو برخوانی

(غزنوی)

Black Hawk
2008-May-28, 00:10
یک سایه‌ی ترسناک، در را
بی‌واهمه باز کرد و تو رفت
می‌رفت قطار و مرد می‌ماند
این بار، قطار ماند و او رفت!

Cosmologist
2008-May-28, 00:25
تا با تو ز هستی تو هستی باقیست
ایمن منشین که بت‌پرستی باقیست

گیرم بت پندار شکستی آخر
آن بت که ز پندار برستی باقیست


(مولوی)

CASSIATORA
2008-May-28, 00:48
رضي آرتيماني:

تو خاكم گل از آب انگور كن____________سراپاي من آتش طور كن
به ميخانه ي وحدتم راه ده____________دل زنده و جان آگاه ده.

Black Hawk
2008-May-28, 18:15
هر هیأت و هر نقش که شد محو کنون .......در مخزن روزگار گردد محزون
چون باز همین وضع شود وضع فلک ........از پرده غیبش آورد حق بیرون


ابن سینا

Pari
2008-May-28, 19:47
من کتابی دیدم واژه هایش همه از جنس بلور
کاغذی دیدم از جنس بهار
موزه ای دیدم دور از سبزه
مسجدی دور از آب
سر بالین فقیهی نومید، کوزه ای دیدم لبریز سوال...

CASSIATORA
2008-May-28, 19:59
من کتابی دیدم واژه هایش همه از جنس بلور
کاغذی دیدم از جنس بهار
موزه ای دیدم دور از سبزه
مسجدی دور از آب
سر بالین فقیهی نومید، کوزه ای دیدم لبریز سوال...

دوست عزيز "ن" بايد مي داديد!!!!

پروين اعتصامي:

نهان كرد ديوانه در جيب سنگي_____ يكي را به سر كوفت،روزي به معبر
شد از رنج رنجور و از درد نالان______ بپيچيد و گرديد چون مار چنبر.

Pari
2008-May-28, 20:38
امروز نیم ساعت درس خوندم فکر کنم گیج شدم.(چشمک)

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند --- چنان نماند چنین نیز نخواهد ماند
من ارچه در نظر یار خکسار شده --- رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پرده دار بشمشیر میزند همه را --- کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

CASSIATORA
2008-May-28, 23:06
عطار(اسرارنامه):

در آن شب شيخ او را ديد در خواب______________كه پيش شيخ آمد ديده پر آب
زمرد رنگ تاجي سبز بر سر__________________ لباسي سبزتر از سبزه در بر.

Galaxy
2008-May-30, 12:02
رفتند در آنجا که ببینند خدا را
بسیار بجستند خدا را ندیدند

چون معتکف خانه شدند از سر تکلیف
ناگاه خطابی هم از آنجا شنیدند

کای خانه پرستان چه پرستید گل و سنگ
آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند

Stigmata
2008-May-31, 09:23
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز......چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود

Sahel 87
2008-Jun-03, 05:13
درین شهر پر از جنجال و غوغایی از آن شادم
که با خیل غمش خلوتسرای دیگری دارم

Mohammad Reza
2008-Jun-03, 22:06
محبوسم و طالع است منحوسم ------- غمخوارم و اختر است خون خوارم

امروز به غم فزون ترم از دى ---------- و امسال از نقد كمتر از پارم

CASSIATORA
2008-Jun-04, 00:42
وحشي بافقي:

ما چون ز دردي پاي كشيديم،كشيديم______________اميد زهر كس كه بريديم،بريديم
دل نيست كبوتر كه چو برخاست نشيند_____________از گوشه ي بامي كه پريديم،پريديم.

Sahel 87
2008-Jun-04, 01:06
من از بیگانگان هرگز ننالم
که با من هرچه کرد آن آشنا کرد

Mohammad Reza
2008-Jun-04, 08:24
دمي اب خوردن پس از بد سگال
به از عمر هفتاد و هشتاد سال

pintorico
2008-Jun-04, 11:33
لاله را گفتم كه نزديكش بروي / ژاله را گفتم كه رخسارش بشوي

Mina
2008-Jun-04, 12:13
...
و طلوع
و سحر
و فروغ
واثر
وچراغ شب یلدای کسی باش گلم!
و بهار
و نسیم
و نگار
و ندیم
و دلارام و تسلای کسی باش گلم!
ابر شو باران باش
برف کوهستان باش
یار پنهان باش
چشمه ی جاری صحرای کسی باش گلم
زندگی درییاییست
پرطلاطم پر موج
گاه موجی آرام گاه موجی در اوج
بادلی دریایی
زورق و ساحل دریای کسی باش گلم!
ماه و خورشید کسی
قهرمان غم و کم های کسی باش گلم!
و بخوان
و بدان
و بمان
و دمت گرم!
تو ای خوب تر از هر چه که گل!
جرسی
نفسی
و مسیحای کسی باش گلم!
باش گلم:()::():

Mohammad Reza
2008-Jun-04, 12:14
من نگويم كه مرا از قفس ازاد كنيد
قفسم برده به باغي و دلم شاد كنيد

Black Hawk
2008-Jun-04, 21:40
در سكوت تلخ و سنگين و سياه......ناله اى شد در گلوى سنگ ها
زاغ دنبال خيال سنگ بود......سنگ شو در جست وجوى سنگ ها

Mohammad Reza
2008-Jun-04, 22:02
اي ساربان اهسته رو كه ارام جانم ميرود
و ان دل كه با خود داشتم با دلستانم ميرود
من مانده ام مهجور از او بيچاره و رنجور از او
گويي كه نيشي دور از او در استخوانم ميرود

Mina
2008-Jun-04, 23:06
زندگی
در باغ "بی برگی" زادم
و در ثروت فقر غنی گشتم
و از چشمه ایمان سیراب شدم
و در هوای دوست داشتن دم زدم
ودر آرزوی آزادی سر برداشتم
و در بالای غرور قامت کشیدم
و از دانش طعامم دادند
و از شعر شرابم نوشیدند
و از مهر نوازشم کردند
و "حقیقت" دینم شد و راه رفتنم
و "خیر"حیاتم شد و کار ماندنم
و "زیبایی" عشقم شد و بهانه ی زیستنم!

Sahel 87
2008-Jun-05, 01:42
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

Mohammad Reza
2008-Jun-05, 07:23
من ره نميبرم مگر انجا كه كوي دوست
من سر نمينهم مگر انجا كه پاي يار
گفتي هواي باغ در ايام گل خوش است
ما را به در نميرود از سر هواي يار

aftabe mehr
2008-Jun-05, 08:20
رخساره ي من به خون نگارست
از ديده روانه در كنار است
درد دل من ز حد گذشتست
جانم ز فراق بي قرار است
كس را ز غم من آگهي نيست
آوخ كه جهان نه پايدارست
از دست زمانه در عذابم
زان جان و دلم همي فكارست
سعدي چه كني شكايت از دوست؟
چون شادي و غم نه برقرار است

MESSENGER
2008-Jun-05, 08:29
تو شاهي و خوبان همگي مات تواند
تو شمسي و ماسوا چو ذرات تواند

Mohammad Reza
2008-Jun-05, 23:45
درد عشقي كشيده ام كه مپرس
ز هر هجري چشيده ام كه مپرس
گشته ام در جهان و اخر كار
دلبري برگزيده ام كه مپرس

Sahel 87
2008-Jun-06, 00:52
سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین
تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع

A.L.I.
2008-Jun-06, 04:49
عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند
کافر عشق بود گر نشود باده پرست

(حافظ)

MESSENGER
2008-Jun-06, 09:15
تو با همه و خلق ز تو بي خبرند
تو در دل و خلق سوي تو ره سپرند
گر پرده برافتد از ميان،گردد فاش
بي پرده تويي و خلق در پرده درند

aftabe mehr
2008-Jun-06, 10:16
درد پنهان فراقم ز تحمل بگذشت
ورنه از دل نرسيدي به زبان آوازم

Mina
2008-Jun-06, 10:27
چو بخشایش یزدان پاک بود
دم آتش و آب یکسان بود

aftabe mehr
2008-Jun-06, 17:33
دلبر تو جاودان بر در دل حاضر است

روزن دل بر گشا حاضر و هوشيار باش

MESSENGER
2008-Jun-06, 21:56
شاهم اگر از صدق گدای تو شوم
باقی شده ام اگر فنای تو شوم

Mohammad Reza
2008-Jun-06, 22:01
من از ان حسن روز افزون كه يوسف داشت دانستم
كه عشـــق از پرده عصمـــت برون ارد زليـــــخا را

MESSENGER
2008-Jun-06, 22:04
ای سرور من،سرم فدای تو شود
جانم به فدای خاک پای تو شود

Mina
2008-Jun-07, 08:00
آینه گر نقش تو نمود راست
خود شکن آینه شکستن خطاست

aftabe mehr
2008-Jun-07, 09:41
تو که سر سبز ترين منظره ايي

تو که سر شارترين عاطفه ايي

برترين خواهش و احساس نياز

وبدان تا به ابد دوستت ميدارم

از زمين تا به خدا

A.L.I.
2008-Jun-07, 09:46
اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد
گناه بخت پریشان و دست کوته ماست
به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است
همیشه در نظر خاطر مرفه ماست
اگر به سالی حافظ دری زند بگشای
که سال​هاست که مشتاق روی چون مه ماست

(حافظ)

aftabe mehr
2008-Jun-07, 10:56
ترسم کز اين چمن نبری آستين گل
کز گلشنش تحمل خاری نمی‌کنی

A.L.I.
2008-Jun-07, 11:10
یا سایلی عن قصتی العشق قسمی حصتی
القلب من ارواحکم فی الدور تمثال الرحا
الفتح من تفاحکم و الحشر من اصباحکم
یا یوسفینا فی البشر جودوا بما الله اشتری
اریاحکم تجلی البصر یعقوبکم یلقی النظر
قدامکم فی یقظه قدام یوسف فی الکری
الشمس خرت و القمر نسکا مع الاحدی عش
یا من لحب او نوی یشکوا مخالیب النوی

(مولانا) دقت کنید حرف ا است

aftabe mehr
2008-Jun-07, 17:37
آواي تو مي آردم از شوق به پرواز
شبها که سکوت است و سکوت است و سياهي
امواج نواي تو به من مي رسد از دور
دريايي و من تشنه مهر تو چو ماهي
ديدار تو گر صبح ابدهم دهدم دست
من سر خوشم از لذت اين چشم به راهي

Black Hawk
2008-Jun-07, 19:25
یا رب چه غمزه کرد صراحی که خون خم/.////////./با نعره‌های قلقلش اندر گلو ببست

Sahel 87
2008-Jun-08, 06:45
تو که کیمیا فروشی نظری به قلب ما کن
که بضاعتی نداریم و فکنده ایم دامی

A.L.I.
2008-Jun-08, 07:00
یکبار گفته ام و بار دگر میگویم / جز تو در کوی دوست پی کسی نگردم

aftabe mehr
2008-Jun-08, 08:12
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل برنكنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به يادگار دردي دارم
كين درد به صد هزار درمان ندهم

Mina
2008-Jun-08, 08:43
نه سایه دارم و نه بربیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

aftabe mehr
2008-Jun-08, 09:06
در طريق عشقبازی امن و آسايش بلاست
ريش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

Mina
2008-Jun-08, 09:11
ما غیب و نقص خویش و کمال و جمال غیر

شنهان نموده ایم چو پیری پس خضاب

aftabe mehr
2008-Jun-08, 09:13
به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
چنين عزيز نگينی به دست اهرمنی

Mina
2008-Jun-09, 08:14
کفر است در طریقت ما کینه داشتن
آیین ماست سینه چو آیینه داشتن

jahed
2008-Jun-09, 09:12
نميرد مهر تو در دل كه باشد-------------------------هميشه يادگاري از مودت

نشايد هرگز از تو دل بريدن-------------------كه عهدم با تو باشد انس و الفت

aftabe mehr
2008-Jun-09, 09:51
تا روانم هست خواهم راند نامت بر زبان
تا وجودم هست خواهم كند نامت بر ضمير

Mina
2008-Jun-09, 11:05
شنیدم که در روز امید و بیم
بدان را به نیکان ببخشند کریم

jahed
2008-Jun-09, 11:18
منم اسير نگاهت خدا كند كه بيايي-------------------نشسته بر سر راهت خدا كند كه بيايي

در اين فسانه شبها منم فسرده و تنها---------------به انتظار پيامت خدا كند كه بيايي

اگر چه از تو بدورم نويد وصل تو شورم----------------اميدم آن رخ ماهت خدا كند كه بيايي

Mina
2008-Jun-09, 11:54
پیش از تو هیچ اقیانوس را نمی شناختم
که عمود بر زمین بایستد

aftabe mehr
2008-Jun-09, 18:00
درد دل دوستان گر تو پسندي رواست
هر چه مراد شماست غايت مقصود ماست

Sahel 87
2008-Jun-10, 00:46
تا بو که یابم آگهی از سایه ی سرو سهی
گلبانگ عشق از هر طرف بر خوشخرامی میزنم

A.L.I.
2008-Jun-10, 05:56
ما را همه شب نمی​برد خواب/ای خفته روزگار دریاب
در بادیه تشنگان بمردند/وز حله به کوفه می​رود آب
ای دیده عاشقان به رویت/چون روی مجاوران به محراب
من تن به قضای عشق دادم/پیرانه سر آمدم به کتاب

(سعدی)

aftabe mehr
2008-Jun-10, 07:29
بی مهر رخت روز مرا نور نماندست
وز عمر مرا جز شب ديجور نماندست

هنگام وداع تو ز بس گريه که کردم
دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست

می‌رفت خيال تو ز چشم من و می‌گفت
هيهات از اين گوشه که معمور نماندست

Stigmata
2008-Jun-10, 13:34
تا توانی دلی بدست آور......دل شکستن هنر نمی باشد!

aftabe mehr
2008-Jun-10, 18:10
در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته ست

Stigmata
2008-Jun-10, 22:40
تو کار جنگ بیش از پیش کردی......برو کاکنون تو کار خویش کردی
ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش.....یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش

MESSENGER
2008-Jun-10, 22:49
شمس دو جهان روی دلارای علی است
آنجا که جوار حق بود،جای علی است

Simorgh
2008-Jun-10, 22:53
تا خار غم عشقت آويخته در دامن
كوته نظري باشد رفتن به گلستانها

MESSENGER
2008-Jun-10, 22:58
اگر با دوست پیوستی،ز قید این و آن رستی
شوی آزاد و در وحدت،نه این بینی،نه آن بینی

Simorgh
2008-Jun-10, 23:06
يار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا
يار تويي غار تويي خواجه نگهدار مرا

MESSENGER
2008-Jun-10, 23:08
این خفته دلان که گرم کارند
میراث خوران روزگارند

Simorgh
2008-Jun-10, 23:12
درد عشقي كشيدم كه مپرس
زهر هجري كشيده ام كه مپرس

aftabe mehr
2008-Jun-11, 07:48
سر تسليم من و خشت در ميکده‌ها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت

نااميدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت

Cosmologist
2008-Jun-11, 12:32
تا ظن نبری که این زمین بیهوشست
بیدار دو چشم بسته چون خرگوشست

چون دیک هزار کف بسر می‌آرد ت
ا خلق ندانند که او در جوشست

(مولوی )

aftabe mehr
2008-Jun-12, 09:02
تمام هستي ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبي به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهميد
اگر چه تا ته دنيا صدا کرد ...

Stigmata
2008-Jun-12, 13:58
درد بی عشقی ز جانم برده طاقت ورنه من :()::()::(): داشتم آرام ، تا آرام جانی داشتم

aftabe mehr
2008-Jun-12, 17:50
من آفتاب درخشان و ماه تابان را

بهين طراوت سرسبزي بهاران را

زلال زمزمه روشنان باران را درود خواهم گفت

CASSIATORA
2008-Jun-14, 16:44
حافظ:

تيري كه زدي بر دلم از غمزه خطا رفت______________تا باز چه كند راي صوابت؟
هر ناله و فرياد كه كردم نشنيدي____________________پيداست نگارا كه بلندست جنابت.

aftabe mehr
2008-Jun-14, 18:34
تو را گم كرده ام امروز و لحظه هاي من
گرفتار سكوتي سرد و سنگينند

Sahel 87
2008-Jun-18, 01:55
در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست
این دل زار نزار اشکبارانم چو شمع

Simorgh
2008-Jun-18, 05:23
عيب كسان منگر واحسان خويش
ديده فرو بر به گريبان خويش

jahed
2008-Jun-18, 06:37
شاه مني عيب منم سر بسر---------خسته ترين خسته اين رهگذر

خبط منم اينهمه احسان تويي-------واله رسمت شدم اي باهنر

Simorgh
2008-Jun-18, 23:16
راه به كج راه مبر اي رفيق
تا كهشوي پيش عزيزان شفيق

Sahel 87
2008-Jun-18, 23:23
قدح پر کن که من از دولت عشق
جوانبخت جهانم گر چه پیرم
قراری بسته ام با می فروشان
که روز غم به جز ساغر نگیرم

Simorgh
2008-Jun-18, 23:29
مرو راهي كه پايت را ببندند
مكن كاري كه هوشياران بخندند

Stigmata
2008-Jun-18, 23:38
در دیاری که نیست کسی یار کسی...کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی

Simorgh
2008-Jun-18, 23:42
يك دست جام باده ويك دست زلف يار
رقصي چنين ميانه ميدانم آرزوست

Stigmata
2008-Jun-19, 00:18
تو جفای خود بکردی و نه ، من نمی توانم.................که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی!!!!

CASSIATORA
2008-Jun-21, 22:08
جامي:

يك روز به وقت نيم روزان__________________شد پيش شبان ز درد سوزان
چون سايه به زير پايش افتاد_______________برداشت ز شوز سينه فرياد.

aftabe mehr
2008-Jun-23, 08:48
درد دل دوستان گر تو پسندي رواست
آنچه مراد شماست غايت مقصود ماست

Black Hawk
2008-Jun-26, 19:37
تابه فکر خود فتادم، روزگار از دست رفت....تا شدم از کار واقف، وقت کار از دست رفت
تا کمر بستم، غبار از کاروان بر جا نبود......از کمين تا سر برآوردم، شکار از دست رفت
داغ‌هاي نااميدي يادگار از خود گذاشت......خرده‌ي عمرم که چون نقد شرار از دست رفت

Mina
2008-Jun-26, 23:05
ندا رسید به جان ها که چند می پایید؟
به سوی خانه ی بجنبید و جهد بنمایید


خدای پر شما را ز جهد ساخته است
چو زنده اید بجنبید و جهد بنمایید

به کاهلی پر و بال امید می پوسد
چو پر و بال بریزید دگر چه را شایید؟

بال هایتان نیرومند باد

Sahel 87
2008-Jun-27, 00:12
دریغ و درد که تا این زمان ندانستم *** که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق
به مامنی رو و فرصت شمر غنیمت وقت *** که در کمینگه عمرند قاطعان طریق

rafiei8539006
2008-Jun-27, 03:16
تنور لاله چنان برافروخت باد صبا........................كه غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد(حافظ)

CASSIATORA
2008-Jun-27, 15:37
حافظ:

دارم اميد عاطفتي از جناب دوست_______________كردم جنايتي و اميدم به عفو اوست
چندان گريستيم كه هر كس كه برگذشت_______در اشك ما چو ديد روان،گفت كاين چه خوبست؟

A.L.I.
2008-Jun-27, 15:42
تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان / بگشود نافه​ای و در آرزو ببست
شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو / ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست
...
حافظ هر آن که عشق نورزید و وصل خواست / احرام طوف کعبه دل بی وضو ببست

CASSIATORA
2008-Jun-27, 15:47
حافظ:

تا دل هرزه گرد من رفت به چين زلف او______________زان سفر دراز خود خود عزم وطن نمي كند
پيش كمان ابرويش لابه همي كنم ولي_____________گوش كشيده است ازان،گوش به من نمي كند.

A.L.I.
2008-Jun-27, 15:50
دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب / بنال هان که از این پرده کار ما به نواست
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود / رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست
...
ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند / فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست

aftabe mehr
2008-Jun-27, 17:52
تنت بناز طبيبان نيازمند مباد
وجود نازكت آزرده ي گزند مباد
درين چمن چو درآيد خزان به يغمايي
رهش به سرو سهي قامت بلند مباد

Galaxy
2008-Jun-30, 23:36
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد

چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت
زدست بنده چه خیزد خدا نگه دارد


(حافظ)

dr.a.p.gh.reza
2008-Jul-01, 00:33
در نمازم خم ابروی تو در یاد امد حالتی رفت که محراب به فریاد امد

torino222
2008-Jul-01, 00:44
درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را

CASSIATORA
2008-Jul-01, 00:44
حافظ:

دلدار كه گفتا به توام دل نگران است________گو مي رسم اينك به سلامت،نگران باش
خون شد دلم از حسرت آن لعل روان بخش________اي درج محبت به همان مهر و نشان باش.

rafiei8539006
2008-Jul-01, 01:37
دراين شب سياهم گم گشت راه مقصود ................... از گوشهاي برون آي اي كوكب هدايت(حافظ)

rafiei8539006
2008-Jul-01, 01:41
شرمنده من اين رو اشتباهي نوشتم به جاش:
شاهد آن نيست كه مويي و مياني دارد .................بنده ي طلعت آن باش كه آني دارد

Marow
2008-Jul-01, 02:14
سلام
دختر شعرم آتش به شعرم ریخته ................. تار من از دار خود آویخته

Simorgh
2008-Jul-01, 06:40
همه شب ستاره ريزد زدو چشم دركنارم
به هواي چشم مستي به هواي روي ماهي

aftabe mehr
2008-Jul-01, 10:10
ياد باد آنكه سر كوي توام منزل بود
ديده را روشني از خاك درت حاصل بود

jahed
2008-Jul-01, 15:34
دست ما باده پذير مي اين محفل بود-------------- جان ما از همه رنج جهان غافل بود

Marow
2008-Jul-01, 15:39
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس..................کجاست دیر مغان و شراب ناب کجاست

حافظ

dr.a.p.gh.reza
2008-Jul-01, 15:54
ترا ان به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی که شادی جهانگیری غم لشکر نمی ارزد
حافظ

aftabe mehr
2008-Jul-01, 18:31
دردم از يارست و درمان نيز هم
دل فداي او شد و جان نيز هم

dr.a.p.gh.reza
2008-Jul-02, 05:52
مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب به راحتی نرسد انکه زحمتی نکشید

jahed
2008-Jul-02, 08:04
دلم ز غصه بجان آمد و مراد نديد-----------ملامت همه عالم به صبر و حلم كشيد

http://tbn0.google.com/images?q=tbn:7N0bSh28KpXBvM:http://i2.tinypic.com/r0urgl.jpg

aftabe mehr
2008-Jul-02, 08:12
ديده دريا كنم و صبر به صحرا فكنم
واندرين كار دل خويش به دريا فكنم

Simorgh
2008-Jul-02, 08:53
مدعي خواست كه آيد به تماشاگه راز
دست غيب آمد وبر سينه نا محرم زد

aftabe mehr
2008-Jul-02, 09:12
دين و دل بردند و قصد جان كنند
الغياث از جور خوبان الغياث

dr.a.p.gh.reza
2008-Jul-03, 06:01
ثریا دخترم دردانه ی من
چراغ تابناک خانه ی من

aftabe mehr
2008-Jul-03, 07:29
ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز كرد
ناله كن بلبل كه گلبانگ دل افگاران خوش ست

dr.a.p.gh.reza
2008-Jul-03, 07:54
ترک گدایی مکن که گنج بیابی
از نظر رهروی که در گذر اید

aftabe mehr
2008-Jul-03, 08:32
دل به اميد روي او همدم جان نمي شود
جان به هواي كوي او خدمت جان نمي كند

dr.a.p.gh.reza
2008-Jul-03, 14:02
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
واندر این کار دل خویش به دریا فکنم

aftabe mehr
2008-Jul-03, 16:17
مكن ز غصه شكايت كه در طريق طلب
به راحتي نرسيد آنكه زحمتي نكشيد

dr.a.p.gh.reza
2008-Jul-03, 17:12
دلا در عاشقی ثابت قدم باش

که در این ره نباشد کار بی اجر

aftabe mehr
2008-Jul-03, 17:23
روندگان طريقت ره بلا سپرند
رفيق عشق چه غم دارد از نشيب و فراز

CASSIATORA
2008-Jul-03, 18:36
حافظ:

زلف دل دزدش،صبا را بند بر گردن نهاد___________________با هواخواهان رهرو،حيلت هندو ببين
اين كه من در جست جوي او ز خود بيرون شدم_________كس نديدست و نبيند مثلثش،از هر سو ببين.

ابوالفضل
2008-Jul-03, 18:43
نقطه خال تو بر لوح بصر نتوان زد --------------------- مگر از مردمك ديده مدادي طلبيم

عشوه اي از لب شيرين تو دل خواست به جان ------به شكر خنده لبت گفت مزادي طلبيم .

pintorico
2008-Jul-03, 21:55
ماهها و روزها و سالها / اهل دانش كرده طي راه ها
روزها را پشت هم انداختند / قدر شام قدر را نشناختند

aftabe mehr
2008-Jul-04, 07:41
دل از من برد و روي از من نهان كرد
خدايا با كه اين بازي توان كرد

dr.a.p.gh.reza
2008-Jul-05, 14:27
دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد
گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد

Simorgh
2008-Jul-05, 15:08
در دير مغان آمــــــــــــــد يارم قدحــي در دســــــــت
مست از مي و ميخواران از نرگس مستش سرمست

aftabe mehr
2008-Jul-05, 17:00
يا رب مگيرش ار چه دل چون كبوترم
افكند و كشت و عزت صيد حرم نداشت

CASSIATORA
2008-Jul-05, 17:03
بوستان:

تو بگريزي از پيش يك شعله خام____________________من ايستاده ام تا بسوزم تمام
تو را آتش عشق اگر پر سوخت____________________مرا بين كه از پاي تا به سر بسوخت.

aftabe mehr
2008-Jul-05, 17:36
تا درخت دوستي برگي دهد
حاليا رفتيم و تخمي كاشتيم

Simorgh
2008-Jul-06, 01:27
من همان دم كه وضو ساختم از چشمه عشق
چار تكبير زدم يكـــــسره بر هر چه هــــــــست

rafiei8539006
2008-Jul-06, 02:13
تا نباشي قطره دريا چون شوي ..................تا نه اي گم گشته پيدا چون شوي( پروين)

aftabe mehr
2008-Jul-06, 10:02
يارب اين آتش كه در جان منست
سرد كن زانسان كه كردي بر خليل

Simorgh
2008-Jul-06, 11:26
لب بر لب كوزه بردم از غايت آز
تا زوطلبم واسطه عـــــمر دراز

jahed
2008-Jul-06, 12:38
ز اختيار آدمي بيرون و خارج از نياز

راز اين حرص و طمع دارد سر قصه-دراز

Simorgh
2008-Jul-06, 12:49
زدست ديده ودل هر دو فريـاد
كه هرچه ديده بيند دل كند ياد

dr.a.p.gh.reza
2008-Jul-06, 15:10
دل در جهان مبند و به مستی سوال مکن
از فیض جام قصه جمشید کامکار

aftabe mehr
2008-Jul-06, 17:32
راهي بزن كه آهي بر ساز آن توان زد
شعري بخوان كه با او رطل گران توان زد

Simorgh
2008-Jul-07, 08:16
دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند
گل آدم بسرشتنـد و به پيمانـه زدند

aftabe mehr
2008-Jul-07, 09:11
دل ما به دور رويت ز چمن فراغ دارد
كه چو سرو پاي بندست و چو لاله داغ دارد

Simorgh
2008-Jul-07, 10:18
در غريبي وفراق وغم دل پير شدم
ساغرمي زكف تازه جوانــــي بم نآر

aftabe mehr
2008-Jul-07, 10:23
روان تشنه ي ما را به جرعه اي درياب
چو مي دهند زلال خضر ز جام جمت

Simorgh
2008-Jul-07, 10:34
تا مطربان زشـوق منـت آگهـي دهنـد
قول وغزل به ساز و نوا مي فرستمت

aftabe mehr
2008-Jul-07, 10:57
تا گنج غمت در دل ويرانه مقيمست
همواره مرا كوي خرابات مقامست

jahed
2008-Jul-07, 11:45
تا ساز و هم نوا بفرستي به پيش ما----------از شوق دل دعا و ثنا مي فرستمت

http://www.iran-embassy.org.in/photo/iran_pics/hafez01.jpg

CASSIATORA
2008-Jul-07, 16:15
ترسم كه نرسي به كعبه اي اعرابي________كاين ره كه تو مي روي به تركستان است.

شاعر نمي دونم كيه!

A.L.I.
2008-Jul-07, 16:17
تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان / بگشود نافه​ای و در آرزو ببست
شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو / ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست

aftabe mehr
2008-Jul-07, 17:27
تنم از واسطه ي دوري دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

Marow
2008-Jul-07, 18:01
تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش ......... رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما

Stigmata
2008-Jul-07, 18:42
ای عشق همه بهانه از توست........من خامشم این ترانه از توست

کشتی مرا چه بیم دریا...........طوفان ز تو و کرانه از توست

aftabe mehr
2008-Jul-07, 18:43
تو دستگير شو اي خضر پي خجسته كه من
پياده مي روم و همرهان سوارانند

CASSIATORA
2008-Jul-07, 23:14
قيصر امين پور:

در سينه چگونه من نگه دارم دل________________كز ديده به جاي اشك مي بارم دل
بردار به احتباط تابوت مرا_______________________زيرا كه درآن شكستني دارم دل.

"ل" لطفا...

Marow
2008-Jul-07, 23:23
لب و دندانش از آن در سنگ زد چنگ .................... که دارد لعل و گوهر جای در سنگ

نظامی

... (گ)

CASSIATORA
2008-Jul-08, 00:19
فردوسي:

گرفتيم و جستيم راز سپهر________ندارد بدين كودك خرد مهر
چو اين خوب چهره به مردي رسد___به گاه دليري و گردي رسد.

"د" لطفا....

Marow
2008-Jul-08, 00:31
درمان غم عشق نه صبر و نه ریاست ...... در عشق حقیقتی نه وفا و نه جفاست

حضرت مولوی

....(ت)

aftabe mehr
2008-Jul-08, 08:46
تا عاشقان ببوي نسيمش دهند جان
بگشود نافه اي و در آرزو ببست

Simorgh
2008-Jul-08, 23:09
تا ديده دهد نور به رويت نگرم
تا قوت پا بود به كويـت گــذرم

Marow
2008-Jul-08, 23:24
من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم ........ که عشق از پرده ی عصمت برون آرد زلیخا را

حضرت حافظ

CASSIATORA
2008-Jul-08, 23:33
صائب تبريزي:

اگر خود را نبيند در ميان مستغرق دريا_________به هر موجي كه آويزد كناري مي شود پيدا

"ا" لطفا...

A.L.I.
2008-Jul-08, 23:37
اگر به سالی حافظ دری زند بگشای / که سال​هاست که مشتاق روی چون مه ماست

حافظ

Marow
2008-Jul-08, 23:52
ترسم که صفره ای نبرد روز بازخواست ........ نان حلال شیخ ز آب حرام ما !!!!!

حضرت حافظ

aftabe mehr
2008-Jul-09, 09:45
اي جان حديث ما بر دلدار باز گو
ليكن چنان مگو كه صبا را خبر شود

Pari
2008-Jul-09, 10:20
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد... عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

جلوه ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت...عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد.

((این هم شعری که خیلی دوسش دارم))

YASNA 12
2008-Jul-09, 10:28
دردهای من جامه نیستند تا ز تن در آورم
چامه وچکامه نیستند تا به رشته ی سخن در آورم

CASSIATORA
2008-Jul-09, 15:27
عطار:

مهتاب به نور دامن شب بشكافت__________مي خور كه دمي خوشتر ازين نتوان يافت
خوش باش و بينديش كه مهتاب شبي____ خوش بر سر خاك يك به يك خواهد تافت.

"ت" لطفا...

aftabe mehr
2008-Jul-09, 16:56
تو خود اي گوهر يكدانه كجايي آخر
كز غمت ديده ي مردم همه دريا باشد

YASNA 12
2008-Jul-10, 08:32
دلا این عالم فانی به یک ارزن نمی ارزد
به دنیا آمدن بر زحمت رفتن نمی ارزد

pintorico
2008-Jul-11, 23:30
در ميان شعله به صوت جلي / باز ميگويم به ياري علي
راه من از مردم دنيا جداست / مقتداي من علي موسي الرضاست

aftabe mehr
2008-Jul-12, 18:16
تا معطر كنم از لطف نسيم تو مشام
شمه اي از نفحات نفس يار بيار

Black Hawk
2008-Jul-18, 14:55
ره برم شو زان که گم راه آمدم.....دولتم ده گرچه بي‌گاه آمدم
هرکه در کوي تو دولت يار شد......در تو گم گشت وز خود بي‌زار شد

ICE
2008-Jul-18, 15:54
در این ساحل که من افتاده ام خاموش

غمم دریا٬ دلم تنهاست

وجودم بسته در زنجیر خونین تعلقهاست

خروش موج با من میکند نجوا

که هرکس دل به دریا زد رهایی یافت

Pari
2008-Jul-18, 18:36
تو بَدری و خورشید تو را بنده شدست

تا بنده ی تو شدست تابنده شدست

زانروی که از شعاع نور رخ تو

خورشید منیر و ماه تابنده شدست

Black Hawk
2008-Jul-18, 21:53
تو بلند آوازه بودي، اي روان.......با تن دون يار گشتي دون شدي
آخر کارت بدزديد آسمان..........اين کلاغ دزد را صابون شدي

Pari
2008-Jul-18, 23:27
امشب یوسف دیدم;-)


یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور ... کلبه ی احزان شود روزى گلستان غم مخور

اى دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن ... وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن ... چتر گل در سرکشى اى مرغ خوشخوان غم مخو

Air Borne Man
2008-Jul-19, 00:36
روزگاری منو دل ساکن کویی بودیم
ساکن کوی بت عربده جویی بودیم
عقل و دین باخته دیوانه ی رویی بودیم
بسته ی سلسله ی سلسله مویی بودیم

aftabe mehr
2008-Jul-19, 08:21
من آن شكل صنوبر را ز باغ ديده بر كندم
كه هر گل كز غمش بشكفت محنت بار مي آيد

YASNA 12
2008-Jul-19, 08:46
دیشب غزلی سرود عاشق شده بود
با دست ودلی کبود عاشق شده بود
افتادوشکست زیر باران پوسید
آدم که نکشته بودعاشق شده بود

aftabe mehr
2008-Jul-19, 09:08
دل بيمار شد از دست رفيقان مددي
ز طبيبش به سر آريم و دوائي بكنيم

YASNA 12
2008-Jul-19, 09:13
مكر وليعهدان و نيرنگ وزيران كو؟
تا چند از زهر نديمان ساغرم خالي است؟
اي كاش سنگي در كنار سنگها بودم
آوخ كه من كوهم ولي دور و برم خالي است

Pari
2008-Jul-19, 09:17
تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست***دل سود از ده از غصه دو نیم افتادست

چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است***لیکان این هست که این نسخه سقیم افتادست


(حافظ)

aftabe mehr
2008-Jul-19, 09:19
تا مگر همچو صبا باز به كوي تو رسم
حاصلم دوش به جز ناله ي شبگير نبود

YASNA 12
2008-Jul-19, 09:23
در آسمان خبری از ستاره من نيست
که هر چه بخت بلند است عمر کوتاه است
به جای سرزنش من به او نگاه کنيد
دليل سر به هوا بودن زمين ماه است

Pari
2008-Jul-19, 09:25
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست****گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست

کز شنیدی که در این بزم کمی خوش بنشست****که نه در آخر صحبت به ندامت برخاست

Pari
2008-Jul-19, 09:28
(فکر کنم با آبسا جان تقریبا هم زمان فرستادیم! )عوضش میکنم!

Pari
2008-Jul-19, 09:33
تو را که هر چه مرا دوست در جهان داری*** چه غم زحال ضعیفان ناتوان داری

بخواه جان و دل از بنده و روان بستان***که حکم بر سر آزادگان روان داری

YASNA 12
2008-Jul-19, 09:38
يوسف از تعبير خواب مصريان دلسرد شد
هفتصد سال است مي‌بارد! فراواني بس است

نسل پشت نسل تنها امتحان پس مي‌دهيم
ديگر انساني نخواهد بود قرباني بس است

Pari
2008-Jul-19, 09:57
تنها دلیل من که خدا هست و این جهان زیباست ،

وین حیات عزیز و گرانبهاست ،


لبخند چشم توست!


هرچند با تبسم شیرینت


آنچنان از خویش می روم که نمی بینمش درست!





لبخند چشم تو


در چشم من ٬ وجود خدا را


آواز می دهد.


در جسم من ٬ تمامی روح حیات را


پرواز می دهد.


جان مرا - که دوریت از من گرفته است -


شیرین و خوش


دوباره به من باز می دهد.




(فریدون مشیری)

YASNA 12
2008-Jul-19, 10:02
تو رفته‌اي و زمين مانده است و ما مانديم
و ميزهاي پر از بخشنامه؛ روي زمين

aftabe mehr
2008-Jul-19, 10:05
نيكي پير مغان بين كه چو ما بد مستان
هر چه كرديم به چشم كرمش زيبا ديد

YASNA 12
2008-Jul-19, 10:07
درختها به من آموختند فاصله‌اي
ميان عشق زمين و آسماني نيست

Pari
2008-Jul-19, 10:12
نی قصه آن شمع چگل بتوان گفت*** نی حال دل سوخته دل بتوان گفت


غم در دل تنگ من از آن است که نیست***یک دوست که با او غم دل بتوان گفت

YASNA 12
2008-Jul-20, 08:43
تلخ است مرا بودن و تلـخ است مرا عمر
در شهر به جز مــرگ متـاع دگری نیست

CASSIATORA
2008-Jul-20, 16:19
اميدوارم تكراري نباشه(يادش بخير)....

توانا بود هركه دانا بود__________ز دانش دل پير برنا بود.

aftabe mehr
2008-Jul-20, 18:15
دل به اميد روي او همدم جان نمي شود
جان به هواي كوي او خدمت جان نمي كند

YASNA 12
2008-Jul-20, 18:23
در تُنگ، ديگر شور دريا غوطه‌ور نيست
آن ماهي دلتنگ، خوشبختانه مرده است

Logan
2008-Jul-20, 18:26
تا توانی دلی بدست آور-------دل شکستن هنر نمی باشد

YASNA 12
2008-Jul-20, 18:28
درختها به من آموختند فاصله‌اي
ميان عشق زمين و آسماني نيست

aftabe mehr
2008-Jul-20, 18:30
تو نيز باده به چنگ آرو راه صحرا گير
كه مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد

YASNA 12
2008-Jul-20, 18:38
در رثاي بي شمار عاشقان
-که بي دريغ-
خون خويش را نثار عشق مي کنند

از نثار يک دريغ هم
دريغ مي کنيم؟

aftabe mehr
2008-Jul-20, 18:49
من ار چه عاشقم و و رند و مست و نامه سياه
هزار شكر كه ياران شهر بي گنهند

matah88
2008-Jul-20, 19:05
در شگفتم که در اين مدت ايام فراق
برگرفتی ز حريفان دل و دل می‌دادت

aftabe mehr
2008-Jul-21, 07:46
تو بندگي چو گدايان به شرط مزد مكن
كه دوست خود روش بنده پروري داند

YASNA 12
2008-Jul-21, 08:54
دور از شمايل تو چنـــــانم كه روز و شب
خنـــديده اند خلــق به حال خــــراب من

jahed
2008-Jul-21, 10:35
نه دوري و فراق كند چاره اي مرا--------كز درد غربت است همه-رنج و عذاب من

http://www.demon.serviceline.ru/dream/3d/Blood%20Sea%20Sunset_1280.jpg

aftabe mehr
2008-Jul-21, 10:58
نه طريق دوستانست و نه شرط مهرباني
كه ز دوستي بميريم و تو را خبر نباشد

Pari
2008-Jul-21, 13:41
دوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد *** من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد

کارم بدان رسید که همراز خود کنم *** هر شام برق لامع و هر امداد باد

YASNA 12
2008-Jul-22, 08:31
در خوابـهاي مـن كسـي از راه مـي رســد
تعـبـيــر خــوابــهـاي عجيـــبم نمي شوي؟

Pari
2008-Jul-22, 08:37
یاد آن روز که در بازی شطرنج دلت
شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم!

YASNA 12
2008-Jul-22, 08:40
مي تـواني تـب كني بغـض زميــــن را بشـكني
بي نگــــاهــت، آب اقيـــانوس ها گل مي شود

Pari
2008-Jul-22, 08:52
دوش می آمد و رخسار برافروخته بود*** تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود

رسم عاشق کشی و شیوه ی شهر آشوبی *** جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود

YASNA 12
2008-Jul-22, 09:15
دستي شدم كه گاه رفيـــقت نمي شوم
سيبي شدي كه گاه نصيــبم نمي شوي

Pari
2008-Jul-22, 09:26
یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود *** رقم مهر تو بر چهره ی ما پیدا بود

YASNA 12
2008-Jul-22, 09:29
دلم آشـفته روحم آشفـته ،من و بختـی که سـالها خفـته
خسته ام خسته ام نگاهی کن،من که با یک نگاه می میرم

Pari
2008-Jul-22, 09:34
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد *** نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد

عالم از نغمه عشاق مبادا خالی *** که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد

YASNA 12
2008-Jul-22, 09:42
دستی از دوردست ها انگار ، مـی کشد این قطار خالـی را
دلم ، ای اتفــاق سرگــردان! در کـدام ایستـگاه می میرم؟
وای تموم شد دالام دال ندید اخرش

Pari
2008-Jul-22, 09:53
آره؟ دالام دالام؟
این رو هم بدم و برم!!!

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن

منم که دیده نیالودم به بد دیدن

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

که در طریقت ما کافریست رنجیدن

ICE
2008-Jul-22, 10:19
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم - دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

شهریار

لطفا نام شاعران را بنویسید
تشکر

aftabe mehr
2008-Jul-22, 10:24
اگر دشنام فرمايی و گر نفرين دعا گويم
جواب تلخ می*زيبد لب لعل شکرخا را

حافظ

YASNA 12
2008-Jul-22, 10:35
آه،ایـن روزها که می گـذرد ، زنـده ام گاه و گاه می میرم
مرگ بد نیست،کاش می گفتی به کدامین گناه می میرم

Pari
2008-Jul-22, 10:38
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را *** به خال هنویش بخشم سمرقند و بخارا را

ICE
2008-Jul-22, 10:38
اگر دادگر باشی ،
که در این گستره ، گرگان اند
مشتاق بر دریدن بیدادگرانه ی آن
که دریدن نمیتواند
ودادگری معجزه ی نهایی است
وکاش در این جهان مردگان را ، روزی ویژه بود
تا چون از برابر این همه اجساد گذر کنیم . . . تنها دستمالی بر بینی نگیریم
این پر آزار ، گند جهان نیست !
تعفن بیداد است
ا. بامداد

aftabe mehr
2008-Jul-22, 10:45
تارهاي نقش مي پيچد به گرد پنجه هاي او.
اي نسيم سرد هشياري !
دور كن موج نگاهش را
از كنار روزن رنگين بيداري


سهراب

ICE
2008-Jul-22, 10:48
آه،ایـن روزها که می گـذرد ، زنـده ام گاه و گاه می میرم
مرگ بد نیست،کاش می گفتی به کدامین گناه می میرم
خیلی زیباست:arrow:
اما لطفا اسم شاعر را فراوش نکنید:arrow:
با تشکر:arrow:

Pari
2008-Jul-22, 10:53
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد

حافظ

ICE
2008-Jul-22, 11:04
در کوچه باد می آید

کلاغهای منفرد انزوا

در باغ های پیر کسالت می چرخند

و نر دبان

چه ارتفاع حقیری دارد

آنها تمام ساده لوحی یک قلب را ،با خود به قصر قصه ها بردند

و اکنون دیگر ، چگونه یک نفر به رقص بر خواهد خواست و گیسوان کودکی اش را

در آب های جاری خواهد ریخت

و سیب را که سر انجام چیده است و بوییده است

در زیر پا لگد خواهد کرد؟

فروغ فرخزاد

Pari
2008-Jul-22, 11:15
درد

درون سینه آهی سرد دارم
رخی پژمرده رنگی زرد دارم
ندانم عاشقم مستم چه هستم ؟
همی دانم دلی پر درد دارم



فریدون مشیری!

YASNA 12
2008-Jul-22, 11:26
مي تـواني تـب كني بغـض زميــــن را بشـكني
بي نگــــاهــت، آب اقيـــانوس ها گل مي شود

ICE
2008-Jul-22, 11:32
دو دشمن در کمین ماست دایم
دو دشمن می دهد ما را شکنجه
بررون سرما درون این آتش جوع
که بر ارکان ما افکنده پنجه

م.امید

YASNA 12
2008-Jul-22, 11:32
تا بوده چشم عاشق در راه يار بوده
بي آنكه وعده باشد در انتظار بوده

YASNA 12
2008-Jul-22, 11:37
تا بوده چشم عاشق در راه يار بوده
بي آنكه وعده باشد در انتظار بوده

aftabe mehr
2008-Jul-22, 16:59
همه ستاره هايم به تاريكي رفته بود.
مشت من ساقه خشك تپش ها را مي فشرد.
لحظه ام از طنين ريزش پيوند ها پر بود.
تنها مي رفتم ، مي شنوي ؟ تنها.

YASNA 12
2008-Jul-22, 17:45
آخــــرين زخمه به جان و تن تاری غمگين
آخــــــرين فرصــــت فرياد سواری غمگين

matah88
2008-Jul-22, 19:03
نيکی پير مغان بين که چو ما بدمستان

هر چه کرديم به چشم کرمش زيبا بود



حافظ

pintorico
2008-Jul-22, 19:44
در در حق ما يكي بدي گفت / دل را زغمش نمي خراشيم
ما نيز نكوئيش بگوئيم / تا هر دو دروغ گفته باشيم

ICE
2008-Jul-23, 01:38
من اینجا بس دلم

تنگ است...

و هر سازی که میبینم ، بد آهنگ

است...

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی برگشت

بگذاریم ...

ببینیم آسمان هرکجا آیا همین رنگ است!؟

م.امید

:((:((:((
__________________________________________________ _

آخــــرين زخمه به جان و تن تاری غمگين
آخــــــرين فرصــــت فرياد سواری غمگين


در در حق ما يكي بدي گفت / دل را زغمش نمي خراشيم
ما نيز نكوئيش بگوئيم / تا هر دو دروغ گفته باشيم


لطفا ذکر نام شاعر را فراموش نکنید:arrow:

Marow
2008-Jul-23, 02:41
تا بر غم عشق تو مرا کار افتاد .............. بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
بسیار فتاده بود در غم عشق .............. اما نه چنین زار که اینبار افتاد

حضرت مولانا

aftabe mehr
2008-Jul-23, 07:49
دلم ز پرده برون شد کجايی ای مطرب
بنال هان که از اين پرده کار ما به نواست

YASNA 12
2008-Jul-23, 07:52
تا بوده راه و رسـم تو این گونه بــوده است
آرام دل گرفـتـــــی و آرام مـــــــی بــــری

دوست عزیزice تو مشاعره که نمیشه نام شاعر رو گفت چون فقط یه بیت از شعرشو میگیم به نظرم باید تو قسمتهای دیگه نام شاعر رو بنویسیم

Pari
2008-Jul-23, 08:36
دیوانه

یکی دیوانه ای آتش بر افروخت
در آن هنگامه جان خویش را سوخت
همه خکسترش را باد می برد
وجودش را جهان از یاد می برد
تو همچون آتشی ای عشق جانسوز
من آن دیوانه مرد آتش افروز
من آن دیوانه آتش پرستم
در این آتش خوشم تا زنده هستم
بزن آتش به عود استخوانم
که بوی عشق برخیزد ز جانم
خوشم با این چنین دیوانگی ها
که می خندم به آن فرزانگی
به غیر از مردن و از یاد رفتن
غباری گشتن و بر باد رفتن
در این عالم سرانجامی نداریم
چه فرجامی ؟ که فرجامی نداریم
لهیبی همچو آه تیره روزان
بساز ای عشق و جانم را بسوزان
بیا آتش بزن خکسترم کن
مسم در بوته هستیی زرم کن



فریدون مشیری

YASNA 12
2008-Jul-23, 08:40
نی می زنم كه عشق به صحرا بيـاورم
شعری درســــت مثل تو زيبــا بيــــاورم

Pari
2008-Jul-23, 08:56
مردی ز کننده در خیبر پرس *** اسرار کرم ز خواجه قنبر پرس

گر طالب فیض حق به صدقی حافظ *** سرچشمه آن ز ساقی کوثر پرس

YASNA 12
2008-Jul-23, 09:15
سر بچـــرخان ،از هوا سـرشار شو،قدري بخند
ديــن من با خنــده ي گرم تو كــامـــل مي شود

Pari
2008-Jul-23, 09:32
در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد *** حالتی رفت که محراب بفریاد آمد


از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار *** کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد


حضرت حافظ

YASNA 12
2008-Jul-23, 09:39
در نيمه نيمه نيمه ديگر دل تو را

با چشم هاي غير مسلح نظر کند

آماده شد به مذهب تو عاشقي کند

شيدا شود،دخيل ببندد، خطر کند

Pari
2008-Jul-23, 09:57
دور از خس وخاكم كن، موجي زن و پاكم كن

وين قصه مگو با كس، كي بود و كجا ؟ دريا


فریدون مشیری

YASNA 12
2008-Jul-23, 10:00
آخــــــريـن ثــانيه هــا منـتـظر پايـيــــزند
در تـب و تـاب رسيـــدن به قــراری غمگين

aftabe mehr
2008-Jul-23, 10:51
نكته ي روح فزا از دهن دوست بگو
نامه ي خوش خبر از عالم اسرار بيار

YASNA 12
2008-Jul-23, 10:53
رو بگــردانــي ، نمــــاز خلـق بـاطـل مي شـود
مي تـواني تـب كني بغـض زميــــن را بشـكني

Pari
2008-Jul-23, 10:59
یا رب این نوگل خندان که سپردی بمنش

می سپارم به تو از چشم حسود چمنش


از ش

YASNA 12
2008-Jul-23, 11:04
شبروان مست ولای تو علی
جان عالم به فدای تو علی

Pari
2008-Jul-23, 11:08
یا رب این شمع دلفروز ز کاشانه ی کیست؟

جان ما سوخت بپرسید که جانانه ی کیست؟

YASNA 12
2008-Jul-23, 11:09
تو در من ريشه كردی با تو ايمانم معـــــطر شد
تو درمن گم شدی تاكفری عطرآگين مراخواندی

Pari
2008-Jul-23, 11:18
یا رب این کعبه مقصود تماشاگه کیست؟

که مغیلان طریقش گل و نسرین منست

YASNA 12
2008-Jul-23, 11:43
تيغی شدی تيز و خـراشم دادی
پيكــــره ای شــدم،تراشم دادي

Pari
2008-Jul-23, 12:45
یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

Black Hawk
2008-Jul-23, 13:49
در زير بار منت پرتو نمي‌رويم///////دانسته‌ايم قدر شب تار خويش را
هر دم چو تاک بار درختي نمي‌شويم/////چو سرو بسته‌ايم به دل بار خويش را

Pari
2008-Jul-23, 13:59
اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را
اينگونه به خاك ره ميفكن ما را
ما در تو به چشم دوستي مي بينيم
اي دوست مبين به چشم دشمن ما را

Black Hawk
2008-Jul-23, 16:22
اين چرخ فلک که ما در او حيرانيم//////////فانوس خيال از او مثالي دانيم
خورشيد چراغداران و عالم فانوس//////////ما چون صوريم کاندر او حيرانيم

aftabe mehr
2008-Jul-23, 16:31
معاشران ز حريف شبانه ياد آريد
حقوق بندگي مخلصانه ياد آريد

YASNA 12
2008-Jul-23, 17:49
دستي به سمت زلف تو آورد و باد شد

هو زد که از هواي پريشان گذر کند

matah88
2008-Jul-23, 19:31
در ازل بست دلم با سر زلفت پيوند
تا ابد سر نکشد و از سر پيمان نرود

Pari
2008-Jul-23, 19:40
دوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله ی موی تو بود

دل که از ناوک مژگان تو در خون می گشت
باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود

Black Hawk
2008-Jul-24, 10:51
دي ز لشکرگه آمد آن دلبر/////////صدره‌ي سبز باز کرد از بر
راست گفتي بر آمد اندر باغ/////////سوسني از ميان سيسنبر
گرد لشکر فرو فشاند همي/////////زان سمنبوي زلف لاله سپر

Pari
2008-Jul-24, 10:54
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست

آنجا جر آنکه جان بسپارند چاره نیست

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

YASNA 12
2008-Jul-24, 10:54
تـا قبـله را عــوض نکـنی چشــم را ببـنـــد
با ایــن حــــرام رونـــق اســـــلام می بــری
چشمــانت آرزوی ریـاضـــــت کشــان شــده
غوغـــاست هر کـجــــا که تو بادام مــی بری

Pari
2008-Jul-24, 11:40
یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه
بشکسته سبوهامان خون است به دلهامان
فریاد و فغان دارم دوردیکش میخانه
هر سو نظر اندازی صد خاطره می سازی
زآنها که سفر کردند دلشاد از این خانه

Black Hawk
2008-Jul-24, 11:55
هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد
داند که سخت باشد قطع امیدواران
با ساربان بگویید احوال آب چشمم
تا بر شتر نبندد محمل به روز باران
بگذاشتند ما را در دیده آب حسرت
گریان چو در قیامت چشم گناهکاران

aftabe mehr
2008-Jul-24, 17:47
نازنين تر ز قدت در چمن ناز نرست
خوشتر از نقش تو در عالم تصوير نبود

matah88
2008-Jul-24, 18:40
دل ز ناوک چشمت گوش داشتم ليکن


ابروی کماندارت می‌برد به پيشانی

Pari
2008-Jul-24, 18:50
یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟

ICE
2008-Jul-24, 19:06
دلم دیگر آن شعله شاد نیست
همه خشم و خون است و درد و دریغ
سرائی در این شهرک آباد نیست

م.امید

Pari
2008-Jul-24, 19:21
توئی که بر سر خوبان کشوری چون تاج

سزد اگر همه دلبران دهندت باج

(حافظ)

Marow
2008-Jul-25, 00:08
جستجویی بی سر انجام و تلاشی گنگ ...... جاده ای ظلمانی و پایی به ره خسته
نه نشان آتشی بر قله های طور ............. نه جوابی از ورای این در بسته

آه ..... آیا ناله ام ره میبرد در تو.....

فروغ عزیزم

Pari
2008-Jul-25, 00:57
وز هيبت قلم

فرعون اگر به تخت نلرزد

ديگر جهان ما به چه ارزد ؟


حمید مصدق

Ajaxi
2008-Jul-25, 02:03
در این دشت چو هستند به راه چو نباشد او هم به راه
که گرگی همی اید از بهر قوت به دندان کشد ان همه بره قوچ

aftabe mehr
2008-Jul-25, 08:38
چو ماه روي تو در شام زلف مي ديدم
شبم به روي تو روشن چو روز مي گرديد

YASNA 12
2008-Jul-26, 08:53
دنيـــــــای يـوسـف غريـب و تــنـها
دنيـــــای ناز و عشـــوه ی زليــخا
دنيــــای پـرفـريب پهـــلوون كـش
دنيـــای پير و بی رگ جوون كش

Pari
2008-Jul-26, 09:03
شكوهي در جانم تنوره مي كشد



گوئي از پاك ترين هواي كوهستان



لبالب



قدحي در كشيده ام.


.
.
.

فکر کنم شاملو!

YASNA 12
2008-Jul-26, 09:07
مهم اينه كه هر نفس تو باشي
حتي تو گوشه ي قفس تو باشي
مهم اينه تو خاطرت بمونم
هر جا باشم مسافرت بمونم

Pari
2008-Jul-26, 09:12
مزن بر سر ناتوان دست زور

که روزی در افتی به پایش چو مور

YASNA 12
2008-Jul-26, 09:16
روزوشب خوابم نمی آید به چشم غم پرست
بس در بیماری هجر تو گریانم چو شمع

آخی این از حافظ بود نمیدونم چرا این بیت اینقدر دوست دارم

Pari
2008-Jul-26, 09:27
عشقت رسد به فریاد ارخود بسان حافظ

قران زبر بخوانی در چهارده روایت

YASNA 12
2008-Jul-26, 09:29
تا شاخه شاخه شاخه تو را سبز تر کند
تر شد که تازه تازه بماند برای تو
لب شد شبی کنار دهان تو سر کند
در سرخی تنور لبت نان تازه شد

Pari
2008-Jul-26, 09:41
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد

عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

YASNA 12
2008-Jul-26, 09:46
دست تو را بدان كه نمي گيرد
جز پاره پاره كفنم بانو
يك سال پيش ، فصل زمستان بود
گفتم كه : عاشق تو منم بانو

وای وای این شعرم از اون قشنگاس چقدر من دوست دارم شعرامو نه شعراشو

Pari
2008-Jul-26, 10:09
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

که در طریقت ما کافریست رنجیدن!

(2 ساعت کلمه طریقت یادم نمی یومد! )

YASNA 12
2008-Jul-26, 10:11
نـی می زنم كه با دل من آشنـــا شوی
تصـــــويری از تبـــاهی خود را بيــــــاورم
من سربه زير عشق توام،فرصتـــی بده
شـايد ســــری به عشق تو بالا بيـــاورم

Pari
2008-Jul-26, 10:17
من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم

صد بار توبه کردم و دیگر نمیکنم

night silence
2008-Jul-26, 11:38
من از بیگانگان هرگز ننالم
که با من هرچه کرد ان آشنا کرد....

ICE
2008-Jul-26, 11:57
دریغا که فقر
چه به اسانی
احتضار فضیلت است

به هنگامی که تو را از بودن و ماندن
چاره ای نیست
بودن و ماندن
و رضا و پذیرش

ا.بامداد

Marow
2008-Jul-27, 02:52
شکر فروش که عمرش دراز باد چرا ......... تفقدی نکند طوطی شکر خار را

حضرت حافظ

YASNA 12
2008-Jul-27, 08:12
اگر چـه همســـفر باد می شــوم روزی
اگر چه از خــــودم آزاد می شــوم روزی
عجيب خيره به من می شوي و می دانم
به چشم های تو معتاد می شوم روزی

Pari
2008-Jul-27, 08:58
این هم از سهراب!!!

یاد من باشد فردا بروم باغ حسن گوجه و قیصی بخرم

یاد من باشد فردا لب سلخ طرحی از بزها بردارم!

Marow
2008-Jul-27, 12:06
معان را بدو ده سر بلندی .................... سعادت را بدو کن نقش بندی

نظامی

YASNA 12
2008-Jul-27, 13:15
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
(گریه .غم. اشک .آه . بیزاری از دنیا)

Stigmata
2008-Jul-27, 13:36
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن

ترک من خراب شبپرد مبتلا کن

از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی

بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن

Pari
2008-Jul-27, 13:42
نوری به زمین فرود آمد:

دو جا پا بر شنهای بیابان دیدم

از کجا آمده بود؟

به کجا می رفت؟

تنها دو جا پا دیده می شد

شاید خطایی پا به زمین نهاده بود

night silence
2008-Jul-27, 15:46
در بحر فتاده ام چو ماهی.......تا یار مرا به شست گیرد
حافظ

yalda_asemon
2008-Jul-27, 19:17
در آستانه دلت پر از ترانه می شوم
پر از سکوت و زندگی پر از بهانه می شوم
درون قصه دلم تو تک سوار عاشقی
برای عاشقانه ات شبی فسانه می شوم
و تکیه گاه محکمی برای آرزوی من
کنار تو برای تو همیشه شانه می شوم
شب و ستاره و سکوت منو کتاب زندگی
تو قصه دل منی با تو یگانه می شوم
برای زنده بودنم بهانه ام نوشتن است
در آستانه دلت پر از ترانه می شوم:!::!::!:

Pari
2008-Jul-27, 19:24
می تازی،همراه باران

به شکار ستاره ها رهسپاری

دستانت از درخشش تیر و کمان سرشار

اینجا که من هستم

آسمان خوشه کهکشان می آویزد

کو چشمی آزمند؟

YASNA 12
2008-Jul-27, 19:28
در هــواي چيــــدنت دستان من دل مي شود
سر بچـــرخان ،از هوا سـرشار شو،قدري بخند

Pari
2008-Jul-27, 20:43
دلم گرفته این روزها دلم تنگ است

میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است

(نمیدونم از کی)

YASNA 12
2008-Jul-28, 08:28
تو مرغ باغ بهاری چطورمی گویی ؟؟
اسیر بچه کلاغان بد دهن شده ای ؟!

کشیده اند به مرداب کینه مردی را
خوشا به حال خودت نازنین که زن شده ای !!!

Pari
2008-Jul-28, 08:53
یادم آمد تو به من گفتی : از این عشق حذر کن !


لحظه ای چند بر این آب نظر کن !


آب آیئنه ی عشق گذران است ،


تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است !


باش فردا که دلت با دگران است !


تا فراموش کنی چندی ازین شهر سفر کن !


*فریدون مشیری*

YASNA 12
2008-Jul-28, 08:57
نازک سپیدی تن و لب های سرخ اوست
غوغای بوسه اش ، هیجان می دهد مرا
می بوسمش که سرخ شود روزگار من
آیا لبش به بوسه امان می دهد مرا ؟

Pari
2008-Jul-28, 09:14
آمدی جانم به قربانت ولی حالا
چرا بیوفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا

YASNA 12
2008-Jul-28, 09:17
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

Pari
2008-Jul-28, 09:22
روح من در جهت تازه اشیا جاری است

روح من کمسال است

روح من گاهی از شوق سرفه اش میگیرد

روح من بیکار است...

YASNA 12
2008-Jul-28, 09:25
تو بر بالای كوهســــــتان فرورديــــن مرا خواندی
دهانم از شـــــراب و نان و نام روشــــنت پر شد

Black Hawk
2008-Jul-28, 11:13
دل بدو دادند ترسايان تمام////////خود چه باش‌د قوت تقليد عام
در درون سينه مهرش کاشتند//////نايب عيسيش مي‌پنداشتند

Pari
2008-Jul-28, 12:17
در اتاق بی روزن

انعکاسی نوسان داشت

پس من کجا بودم؟

در تاریکی بی آغاز و بی پایان

بهتی در پس در تنها مانده بود.

SALEK
2008-Aug-08, 18:21
در آکه در دل خسته توان درآید باز ................... بیا که درتن مرده روان درآید باز

حافظ

Baran*
2008-Aug-13, 17:50
ز دريچه‌هاي چشمم نظري به ماه داري
چه بلند بختي اي دل که به دوست راه داري

شهریار

SALEK
2008-Aug-13, 18:09
یارب آن آهوی مشکین به ختن بارسان.......................وآن سهی سروخرامان بچمن بازرسان

حافظ

Baran*
2008-Aug-13, 18:19
نه پايش مانده اندر حلقه‌ي دام
نه يکشب در قفس بگرفته آرام

پروین اعتصامی

SALEK
2008-Aug-13, 18:26
میان مهربانان کی توان گفت .................. که یار ما چنین گفت وچنان کرد

حافظ

Baran*
2008-Aug-13, 18:48
دل با اميد وصل به جان خواست درد عشق
آن روز درد عشق چنين بي‌دوا نبود

شهریار

SALEK
2008-Aug-13, 18:55
درتنگنای حیرتم ازنخوت رقیب .................. یارب مبادآنکه گدا معتبر شود

حافظ

Baran*
2008-Aug-13, 19:02
در هزاران لقمه يک خاشاک خرد
چون در آمد حس زنده پي ببرد

مولوی

SALEK
2008-Aug-13, 19:04
دامنی گرچاک شد درعالم رندی چه باک ................... جامه ای در نیکنامی نیز میباید درید

حافظ

Pari
2008-Aug-13, 19:06
باز قاطی شد!
عذر خواهی!:!:

Baran*
2008-Aug-13, 19:08
در دهان زنده خاشاکي جهد
آنگه آرامد که بيرونش نهد

مولوی

Pari
2008-Aug-13, 19:11
دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد________سعادت آنکسی دارد که از تن ها بپرهیزد

Baran*
2008-Aug-13, 19:16
دل بر غم روي او فگنديم
سر بر خط راي او کشيديم

سنایی

Pari
2008-Aug-13, 19:41
مطرب عشق عجب ساز و نوائی دارد. نقش هر نغمه که زد راه به جائی دارد ...

Baran*
2008-Aug-13, 19:59
در آن شهر دلکش يکي باغ ساخت
که مشک و عبيرش بود خاک و خشت

هاتف

SALEK
2008-Aug-14, 11:12
دلنشان شد سخنم تاتو قبولش کردی .................. آری آری سخن عشق نشانی دارد

حافظ

Baran*
2008-Aug-14, 12:07
دلي از دست بيرون رفته سعدي
نيايد باز تير رفته از شست

سعدی

Pari
2008-Aug-14, 12:17
تا به باغ آرزو كوچيده ام



غنچه هاي بي نصيبي چيده ام



نيمه شبهادرعطشزارسراب



تاسحرگه خواب باران ديده ام



درخزان كوچه بي قاصدك



جاي پاي باد را بوسيد ه ام

SALEK
2008-Aug-14, 12:42
مرا به بند تو دوران چرخ راضی کرد ..................... ولی چه سود که سر رشته دررضای توبست

حافظ

Stigmata
2008-Aug-14, 12:43
می گفتم یار و می ندانیستم کیست.......می گفتم عشق و می ندانستم چیست
گر یار اینست ، چون توان بی او بود.........ور عشق این است چون توان بی او زیست

http://www.pic4ever.com/images/rose.gif

Stigmata
2008-Aug-14, 12:48
با سالک عزیز پستم همزمان شد....

تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است.........ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است..!

Baran*
2008-Aug-14, 15:40
تا هستم اي رفيق نداني که کيستم
روزي سراغ وقت من آئي که نيستم

شهریار

SALEK
2008-Aug-14, 21:40
میگریم و مرادم از این سیل اشکبار ................... تخم محبت است که دردل بکارمت

حافظ

Baran*
2008-Aug-15, 09:20
تپش قلب ز عنبر کند اين يک چاره
زردي چشم ز ماهي کند آن يک تيمار

وحشی بافقی

SALEK
2008-Aug-15, 11:14
روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست .................... منت خاک دست بر بصری نیست که نیست

حافظ

Baran*
2008-Aug-15, 11:37
تسليم تو سعدي نتواند که نباشد
گر سر بنهد ور ننهد دست تو بالاست

سعدی

SALEK
2008-Aug-15, 11:46
توبه زهد فروشان گران جان بگذشت ....................... وقت رندی وطرب کردن رندان پیداست

حافظ

Baran*
2008-Aug-15, 11:56
تا آشناي ما سر بيگانگان نداشت
غم با دل رميده‌ي ما آشنا نبود

شهریار

SALEK
2008-Aug-15, 12:00
دل کز طواف کعبه کویت وقوف یافت ................. ازشوق آن حریم ندارد سر حجاز

حافظ

Baran*
2008-Aug-15, 12:02
زاد ره و ذخيره‌ي اين وادي مهيب
در طشت سر بريده چو يحيي نهاده‌اند

عطار

SALEK
2008-Aug-15, 12:09
دوش میگفت بمژگان درازت بکشم ................ یا رب از خاطرش اندیشه بیداد ببر


حافظ

Baran*
2008-Aug-15, 17:38
راه جان مر جسم را ويران کند
بعد از آن ويراني آبادان کند

مولوی

SALEK
2008-Aug-15, 19:36
درپس آینه طوطی صفتم داشته اند .................... -آنچه استاد ازل گفت بگو میگویم

حافظ

Logan
2008-Aug-21, 07:40
مرا چه وقت خزان و چه روزگار بهار
چه دور بايد بودن همي ز روي نگار
بهار من رخ او بود و دور ماندم ازو
برابر آمد بر من کنون خزان و بهار

rafiei8539006
2008-Aug-27, 02:21
روزگاری یار من بودی و یار من نبودی.......................ماه من بودی ولی در شام تار من نبودی

jahed
2008-Aug-27, 07:16
از آن خواب گرانسگي كه گفتي بر حذر هستيم------------براي شكر بيداري كمر بر عزم خود بستيم

نباشد خواب آشفته علاج و مرهمي ما را----------------------ز كار و همت ما هست اميد روشن فردا

SALEK
2008-Aug-28, 20:30
اگرآن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا ........................ بخال هندویش بخشم سمرقندو بخارا را

حافظ

ssy86
2008-Aug-28, 20:37
آیینه سکندر جام میست بنگرتا بر تو عرضه دارم احوال ملک دارا

خوبان پارسی گو بخشندگان عمرندساقی بده بشارت رندان پارسا را

Black Hawk
2008-Aug-28, 20:42
از فر پاک مقدمش امروز گشته‌اند.........احباب در تنعم و اعدا در اضطراب
جشني بود ز مقدم او در نه آسمان........جشني دگر به درگه فرزند بوتراب

HAMED IT
2008-Aug-28, 20:46
باران می بارد امشب ،دلم غم دارد امشب آرام جان خسته ره می سپارد امشب

ssy86
2008-Aug-28, 20:48
با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته ایبو که بویی بشنویم از خاک بستان شما

عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جمگر چه جام ما نشد پر می به دوران شما

HAMED IT
2008-Aug-28, 20:49
از دل خونگرم ما پیکان کشیدن مشکل است ************ چون توان کردن دو یکدل را ز یکدیگر جدا؟
می‌کند روز سیه بیگانه یاران را ز هم *********** خضر در ظلمات می‌گردد ز اسکندر جدا

ssy86
2008-Aug-28, 20:55
ای شاهد قدسی که کشد بند نقابتوی مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت

خوابم بشد از دیده درین فکر جگر سوزکاغوش که شد منزل آسایش خوابت

HAMED IT
2008-Aug-28, 21:00
تازیان را غم احوال گرانباران نیست ************* پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم

ssy86
2008-Aug-28, 21:05
آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیستوز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست

شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاستو افغان ز نظر بازان برخاست چو او بنشست

HAMED IT
2008-Aug-28, 21:10
سلام ssy86 عزيز
گويا شعر من با حرف م تموم شده بود ولي شما با آ شروع كردي
عيبي نداره من با ت شروع ميكنم

تو رشک آفتابی کی به دست سایه می آیی؟ ******** دریغا آخر از کوی تو با غم همسفر رفتم

SALEK
2008-Aug-28, 21:15
مطرب عشق عجب ساز ونوایی دارد ............................نقش هرنغمه که زد راه به جایی دارد

ssy86
2008-Aug-28, 21:16
سلام به شما من معذرت می خوام بی توجهی منو ببخشین

در اندرون من خسته دل ندانم کیستکه من خموشم و او در فغان و در غوغاست

دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرببنال هان که ازین پرده کار ما به نواست

SALEK
2008-Aug-28, 21:21
توشمع انجمنی یک زبان و یک دل شو ......................... خیال وکوشش پروانه بین وخندان باش

ssy86
2008-Aug-28, 21:30
شمع اگر زان لب خندان به ز بان لافی زدپیش عشاق تو شبها به غرامت برخاست

در چمن باد بهاری ز کنار گل و سروبه هواداری آن عارض و قامت برخاست

SALEK
2008-Aug-28, 21:35
تنها نه ز راز دل من پرده بر افتاد ........................ تابود فلک شیوه اوپرده دری بود
منظور خردمندمن آن ماه که اورا.......................باحسن ادب شیوه صاحب نظری بود

mohamad_gh
2008-Aug-28, 22:21
در هر دشتی که لاله زاری بوده است -------- از سرخی خون شهریاری بوده است
هر شاخ بنفشه کز زمین می روید ----------خالی است که بر رخ نگاری بوده است

SALEK
2008-Aug-29, 11:02
تا رفت مرا مرا ازنظر آن چشم جهان بین ......................... کس وافق ما نیست که از دیده چه ها رفت

ssy86
2008-Aug-29, 13:53
تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفتتا باز چه اندیشه کند رای صوابت

هر ناله و فریاد که کردم نشنیدیپیداست نگارا که بلندست جنابت

SALEK
2008-Aug-29, 14:07
تاچند همچو شمع زبان آوری کنی ........................ پروانه مراد رسید ای محب خموش

Stigmata
2008-Aug-29, 16:34
شرابی تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش.....که تا یک دم برآسایم ز دنیا و شر و شورش

HAMED IT
2008-Aug-29, 18:45
شنیذم که چون قوی زیبا بمیرد ********** فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مگر تنها نشیند به موجی ********** رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
گروهی بر آنند کین مرغ شیدا ********** کجا عاشق کرد، در آنجا بمیرد

Logan
2008-Sep-05, 12:19
ديده‌ور مردي به دريا شد فرود......گفت اي دريا چرا داري کبود
جامه‌ي ماتم چرا پوشيده‌اي......نيست هيچ آتش، چرا جوشيده‌اي
داد دريا آن نکو دل را جواب........کز فراق دوست دارم اضطراب
چون ز نامردي نيم من مرد او......جامه نيلي کرده‌ام از درد او

ssy86
2008-Sep-10, 13:02
ولی تو تا لب معشوق و جام می خواهی
طمع مدار که کار دگر توانی کرد دلا ز نور هدایت گر آگهی یابی
چو شمع خنده زنان ترک سر توانی کرد

مونا
2008-Sep-10, 13:55
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
وندر این کار دل خویش به دریا فکنم
از دل تنگ گنه کار بر ارم اهی
که اتش اندر گنه ادم و حوا فکنم

DARK.CROSS
2008-Sep-10, 17:22
من نه هرگز شكوه‌اي از روزگاران كرده‌ام
نه شكايت از دورنگي‌هاي ياران كرده‌ام
گرچه شكوه بر زبانم مي‌فشارد استخوانم
من كه با اين برگريزان روز و شب سركرده‌ام
صد گل اميــــد را در سينه پرپر كرده‌ام
دست تقدير اين زمانم كرده همرنگ خزانم

ICE
2008-Sep-10, 19:23
ما ز یاران چشم یاری داشتیم/ خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

DARK.CROSS
2008-Sep-10, 20:11
ما اجنبي ز قاعده كار عالميم
ديوانه‌گرد كوچه و بازار و عالميم
ما خانه بدوشيم و خوش نشين
ني زان گروه خانه نگه‌دار عالميم

*ترنم*
2008-Sep-10, 22:24
من ندانم كه كيم
من فقط مي دانم
كه تويي،
شاه بيت غزل زندگيم

DARK.CROSS
2008-Sep-11, 13:55
من مرگ را به ترس
ترس را به خشم
خشم را به عشق سپردم
عشق را كنون با خود ميان درياي جنگل برده‌ام
من در كنار ياران
فرياد با هزارانم

ssy86
2008-Sep-11, 16:36
مگر به تیغ اجل خیمه برکنم ور نی
رمیدن از در دولت نه رسم و راه من است از آن زمان که بر این آستان نهادم روی
فراز مسند خورشید تکیه گاه من است گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ
تو در طریق ادب باش و گو گناه من است

Black Hawk
2008-Sep-11, 16:51
تاجري در کشور هندوستان////////طوطي زيبا خريد از دوستان
خواجه شد در دام مهرش پاي بند///////دل ز کسب و کار خود، يکباره کند

N I M A
2008-Sep-11, 16:57
دام فریب و کید درین دشت گر نبود ********** این قصر کهنه، سقف جواهر نشان نداشت
صاحب نظر کسیکه درین پست خاکدان ******* دست از سر نیاز، سوی این و آن نداشت

DARK.CROSS
2008-Sep-11, 18:28
تو شب‌هاي سكوت فرياد من بود
ته جنگل خواب، بيــــداري رود
از غروب هراس تا صبح موعـــود
تيغ خشم خليل بر قلب نمــــرود

behnam3638
2008-Sep-17, 00:08
دوش باد از سر کویش به گلستان بگذشت


ای گل این چاک گریبان توبی چیزی نیست

sarina
2008-Sep-17, 00:26
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

behnam3638
2008-Sep-17, 02:12
دور از رخ او دم به دم از گوشه چشم

سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت

ssy86
2008-Sep-17, 09:55
تو بدری و خورشید تو را بنده شده​ست زان روی که از شعاع نور رخ تو
تا بنده​ی تو شده​ست تابنده شده​ست خورشید منیر و ماه تابنده شده​ست

DARK.CROSS
2008-Sep-17, 11:15
تو كه نوشم نه‌اي نيشم چرايي
تو كه يارم نه‌اي پيشم چرايي
تو كه مرحم نه‌اي زخم دلم را
نمك پاش دل ريشم چرايي

jahed
2008-Sep-17, 11:16
تا که ما رستیم از دام بلا-----------------جمله پیوستیم بر عرش خدا

عیش وصل یار داریم و خوشیم--------از جمال جلوه اش شیدا شدیم

http://www.cloob.com/public/public/user_data/album_photo/37/109968-b.jpg

با عرض پوزش از جابجائی ناخواسته پست ارسالیم

behnam3638
2008-Sep-17, 13:41
من و شمع صبحگاهی سزدار به هم بگرییم

طرب آشیان بلبل که زاغ دارد

DARK.CROSS
2008-Sep-18, 00:15
در اين غوغاي مردم‌كُش
در اين شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولي از مرگ شب گفتن

behnam3638
2008-Sep-18, 16:41
نوشته اند بر ایوان جنه الماوی

که هر عشوه دنیا خرید و ای به وی

Black Hawk
2008-Sep-18, 19:58
يارا بهشت صحبت ياران همدمست........ديدار يار نامتناسب جهنمست
هر دم که در حضور عزيزي برآوري........درياب کز حيات جهان حاصل آن دمست

DARK.CROSS
2008-Sep-19, 12:05
تا كي تـَـنـَـد بر پود ما تار سياه بندگي
تا كي خِـلـَد خار ستم بر پاي لخت زندگي
زحمت از آن ما همه رحمت از آن ديگران
ذلت به كوي ما همه لذت به كوي ديگران

samarland
2008-Sep-22, 05:47
نباید سخن گفت ناساخته
نشــاید بریدن نیانداخـــته
تامل کنان در خطا و صواب
به از ژاژخایان حاضرجواب

Black Hawk
2008-Sep-26, 11:25
با ساربان بگوييد احوال آب چشمم.......تا بر شتر نبندد محمل به روز باران
هرکو شراب فرقت روزی چشیده باشد....داند که <<تلخ باشد کام امیدواران>>

samarland
2008-Oct-06, 01:40
نخواهد آتش از همسایه,هرکس جوهری دارد *********** چنار از سینه ی خود می کند ایجاد,آتش را

ماهان1901
2008-Oct-06, 02:35
اي دل غمديده حالت به شود دل بد مكن


وين سر شوريده باز آيد به سامان غم مخور

ParHam
2008-Oct-06, 21:23
دیوار دلم شکست امشب ریخت
من ماندم و این سکوت و این آوار
آوار غمی که سخت سنگین است
می ترسم از آسمان شب اینبار

ParHam
2008-Oct-06, 21:34
در دير مغان آمد يارم قدحي در دست

مست از مي و ميخواران از نرگس مستش مست
در لعل سمند او شکل مه نو پيدا

وز قد بلند او بالاي صنوبر پست

ماهان1901
2008-Oct-06, 22:07
تو را من چشم در راهم شبا هنگام

كه ميگيرند در شاخ تلاجن سايه ها رنگ سياهي

وز ان دل خستگانت راست اندوهي فراهم

ssy86
2008-Oct-08, 13:23
می‌وزد از چمن نسیم بهشت
هان بنوشید دم به دم می ناب

Stigmata
2008-Oct-08, 14:14
باز این چه ابر بود که مارا فرو گرفت....تنها نه من ، گرفتگی عالم است این

YASNA 12
2008-Oct-08, 16:24
نان,غم نان کاش بدانی یعنی چه
یعنی ادم به تب گندم از ایمان افتاد

ssy86
2008-Oct-08, 20:27
در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل
هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را

ماهان1901
2008-Oct-08, 23:52
از تنگناي محبس تاريكي

از منجلاب تيره ي اين دنيا

بانگ پر از نياز مرا بشنو

آه اي خداي قادر بي همتا...

HAMED IT
2008-Oct-09, 00:02
امشب سبکتر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را ///یا وقت بیداری غلط بودست مرغ بام را

ماهان1901
2008-Oct-09, 00:09
آه ..كاش آن لحظه پاياني نداشت

در غم هم محو و رسوا مي شديم

كاش با خورشيد مي آميختيم

كاش همرنگ افق ها مي شديم

HAMED IT
2008-Oct-09, 00:11
من نه هرگز شكوه‌اي از روزگاران كرده‌ام
نه شكايت از دورنگي‌هاي ياران كرده‌ام
گرچه شكوه بر زبانم مي‌فشارد استخوانم
من كه با اين برگريزان روز و شب سركرده‌ام
صد گل اميــــد را در سينه پرپر كرده‌ام
دست تقدير اين زمانم كرده همرنگ خزانم

ماهان1901
2008-Oct-09, 00:14
مي نشينم خيره در چشمان تاريكي

مي شود يك دم از اين قالب جدا باشم؟

همچو فريادي بپيچيم در دل دنيا

چند روزي هم من عاصي خدا باشم

ParHam
2008-Oct-09, 00:14
من خودم خوش باورم گولم مزن



من نمي گويم که خاموشم نکن



من نمي گويم فراموشم نکن



من نمي گويم که با من يار باش



من نمي گويم مرا غمخوار باش



من نمي گويم دگر گفتن بس است



گفتن اما هيچ نشنفتن بس است

HAMED IT
2008-Oct-09, 00:16
تازیان را غم احوال گرانباران نیست ************* پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم

ماهان1901
2008-Oct-09, 00:20
مي نشينم خيره در چشمان تاريكي

شب فرو مي ريزد از روزن به بالينم

آه حتي در پس ديوار هاي عرش

هيچ جز ظلمت نمي بينم نمي بينم

HAMED IT
2008-Oct-09, 00:23
مباش در پی آزارو هر چه خواهی کن
که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست

ماهان1901
2008-Oct-09, 00:28
تو آمدي ز دورها و دورها

ز سرزمين عطر ها و نورها

نشاندهاي مرا كنون به زورقي

ز عاج ها ز ابر ها بلورها

مرا ببر اميد دلنواز من

ببر به شعر ها وشورها

ParHam
2008-Oct-09, 00:33
از شهر های خاطره می آيی
از باغ های عشق
زيبايی نگاه تو
ديريست
بر ياس ها
باران روشنايی مهتاب است
بانوی مهربان
بانوی سال های پريشان
تشویش بیکرانه رنج کدام عشق
در التهاب قلب تو مانده ست؟

ماهان1901
2008-Oct-09, 00:59
تمام شب آنجا

ميان سينه ي من

كسي ز نوميدي

نفس نفس مي زد

كسي به پا مي خاست

كسي تو را مي خواست

دو دست سرد او را

دوباره پس مي زد..

ssy86
2008-Oct-09, 12:56
در چمن باد بهاری ز کنار گل و سرو
به هواداری آن عارض و قامت برخاست مست بگذشتی و از خلوتیان ملکوت
به تماشای تو آشوب قیامت برخاست

YASNA 12
2008-Oct-09, 13:06
تو مرغ باغ بهاری چطورمی گویی ؟؟
اسیر بچه کلاغان بد دهن شده ای ؟!

کشیده اند به مرداب کینه مردی را
خوشا به حال خودت نازنین که زن شده ای !!!

ssy86
2008-Oct-09, 13:09
یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست
جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست حالیا خانه برانداز دل و دین من است
تا در آغوش که می‌خسبد و همخانه کیست

Stigmata
2008-Oct-09, 13:11
تو مرد باش و میندیش از گرانی درد....همیشه درد به سر وقت مرد می آید

ssy86
2008-Oct-09, 13:12
دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو
بازپرسید خدا را که به پروانه کیست می‌دهد هر کسش افسونی و معلوم نشد
که دل نازک او مایل افسانه کیست

YASNA 12
2008-Oct-09, 13:14
تو را به راستي،
تو را به رستخيز
مرا خراب کن!
که رستگاري و درستکاري دلم
به دستکاري همين غم شبانه بسته است
که فتح آشکار من
به اين شکست هاي بي بهانه بسته است

ssy86
2008-Oct-09, 13:19
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک به خون جگر شود

YASNA 12
2008-Oct-09, 13:24
دستی از دوردست ها انگار ، مـی کشد این قطار خالـی را
دلم ، ای اتفــاق سرگــردان! در کـدام ایستـگاه می میرم؟

YASNA 12
2008-Oct-09, 13:31
دستی از دوردست ها انگار ، مـی کشد این قطار خالـی را
دلم ، ای اتفــاق سرگــردان! در کـدام ایستـگاه می میرم؟

ssy86
2008-Oct-09, 13:31
مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش (http://rira.ir/rira/php/?page=view&mod=classicpoems&obj=poem&id=289)


مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش
لیکنش مهر و وفا نیست خدایا بدهش دلبرم شاهد و طفل است و به بازی روزی
بکشد زارم و در شرع نباشد گنهش

YASNA 12
2008-Oct-09, 13:33
شبی ـ در هياتی شاد آمدی ـ غمگين مرا خواندی
سبك ـ بر شانه ی باد آمدی ـ سنگين مرا خواندی

ssy86
2008-Oct-09, 13:37
یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان دل آزرده ما را به نسیمی بنواز
یعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان

ماهان1901
2008-Oct-09, 13:48
نيمه شب گهواره ها آرام مي جنبند

بي خبر از كوچ درد آلود انسان ها

باز هم دستي مرا چون زورقي لرزان

مي كشد پارو زنان در كام توفان ها

YASNA 12
2008-Oct-09, 13:49
احساس می کنم که کمی پیرتر شدم
احساس می کنم که شدم مبتلای تو

ssy86
2008-Oct-09, 13:50
وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن به به شمشیرم زد و با کس نگفتم
که راز دوست از دشمن نهان به

YASNA 12
2008-Oct-09, 13:53
هرچه دل داشتم به غارت رفت،همه عمرم دراين تجارت رفت
جاي ترديد نيست / يكسره كن ،كار را در نبرد تن به تنت

ماهان1901
2008-Oct-09, 14:06
تنهاتر از يك برگ

با بار شادي هاي مهجورم

در آب هاي سبز تابستان

آرام مي رانم

تا سرزمين مرگ

تا ساحل غم هاي پاييزي

Stigmata
2008-Oct-09, 17:00
یاد تو شب و روز قرین دل ماست....سودای دلت گوشه نشین دل ماست

HAMED IT
2008-Oct-09, 17:10
تا شدم حلقه به گوش در میخانه ی دل هردم آید غمی از نو به مبارک بادم

Stigmata
2008-Oct-09, 19:28
مرا دردیست اندر دل اگر گویم زبان سوزد...وگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد

ماهان1901
2008-Oct-09, 20:39
دست هايم را در باغچه مي كارم

سبز خواهم شد مي دانم مي دانم مي دانم

و پرستو ها در گودي انگشتان جوهري ام

تخم خواهند گذاشت

akiko
2008-Oct-09, 21:12
تو به من دل نسپردي كه چو آتش
پيكرت را زعطش سوخته بودم
من كه در مكتب رويايي زهره
رسم افسون گري اموخته بودم
بر تو چون ساحل آغوش گشودم
در دلم بود كه دلدار تو باشم
"واي بر من كه ندانستم از اول "
"روزي آيد كه دل آزار تو باشم "

ماهان1901
2008-Oct-09, 21:38
ما لعبتگانيم و فلك لعبت باز

از روي حقيقتي نه از روي مجاز

بازيچه همي كنيم در نطع وجود

رفتيم به صندوق عدم يك يك باز!!!!

Stigmata
2008-Oct-09, 23:05
ز دست دیده و دل هر دو فریاد...که هر چه دیده بیند دل کند یاد

ماهان1901
2008-Oct-09, 23:46
در كارگه كوزه گري بودم دوش

ديدم دو هزار كوزه گويا و خموش

هر يك به زبان حال مي گفت به من

"كو كوزه گر و كوزه خر و كوزه فروش؟"

ParHam
2008-Oct-10, 00:34
شمار غم او ندانم از آنـم/ برون شد غم او زحدّ شمار :!:

Black Hawk
2008-Oct-10, 09:54
روز بهان فارس ميدان عشق////////فارسيان را شه ايوان عشق
پيش در پرده‌سرائي رسيد///////از پس آن پرده‌نوائي شنيد

food_technology
2008-Oct-10, 10:34
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

Stigmata
2008-Oct-10, 11:06
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن

ترک من خراب شبگرد مبتلا کن

از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی

بگزین ره سلامت ،ترک ره بلا کن

jahed
2008-Oct-11, 12:50
نه تنها ماندنت شایسته باشد-------------------نه تنها راه تو این چاره باشد

چو شبگردان عالم مبتلایی-------------که دیدی سر خوش و آسوده باشد؟

بلا در هر کجا باشد کنارم-----------------------نه از سوی توام یکباره باشد

سلامت کی گذر باشد تنم را؟----------------که جانم ار فلک پزمرده باشد

http://www.weblog.hashalhaf.com/Content_Images/baran/COPYOF1.jpg

YASNA 12
2008-Oct-11, 13:09
سلام
نیدونم این بیتو قبلا گفتم یا نه چون خیلی وقته نیومدم اینورا یادم نیست اگه قبلا گفته بودم به بزرگیه خودتون ببخشید

دلا این عالم فانی به یک ارزن نمی ارزد
به دنیا آمدن بر زحمت رفتن نمی ارزد

jahed
2008-Oct-11, 13:25
دل زدنیای دنی بر کنده ایم---------ترک این افسونگریها گفته ایم

کام ما تلخ است از جور خزان---------درد ما از حالمان باشد عیان

http://gallery.photo.net/photo/5300170-md.jpg

YASNA 12
2008-Oct-11, 13:48
نی می زنم كه عشق به صحرا بيـاورم
شعری درســــت مثل تو زيبــا بيــــاورم

jahed
2008-Oct-11, 15:52
ما را ز نا ی نی خویش به صحرا کشانده ای-----از خود برون نموده و بر عشق رانده ای

صدمرحبا به حسن تو بادا که در جهان--------------------زیبا ترانه ای ز ره مهر خوانده ای

http://weblog.sarir209.com/archives/794.jpg

ماهان1901
2008-Oct-11, 19:26
اي خدا اي خنده ي مرموز مرگ آلود

با تو بيگانه ست دردا ناله هاي من

من تو را كافر تو را منكر تو را عاصي

كوري چشم تو اين شيطان خداي من

DARK.CROSS
2008-Oct-11, 19:57
نگاه خيره را از سنگفرش كوچه‌ها بردار
كه اكنون برق خون مي‌تابد از آيينه خورشيد
دوچشم منتظر را تا به كي بر آستان خانه مي‌دوزي
تو ديگر سايه فرزند را بر در نخواهي ديد
نخـواهي ديد، نخـواهي ديد

ماهان1901
2008-Oct-11, 21:36
دل گمراه من چه خواهد كرد

با بهاري كه مي رسد از راه

با نيازي كه شكل مي گيرد

در تن شاخه هاي خشك وسياه

Stigmata
2008-Oct-11, 21:52
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق....ثبت است بر جریده عالم دوام ما

ماهان1901
2008-Oct-11, 22:17
ابروي يار در نظر و خرقه سوخته

جامي به ياد گوشه ي محراب ميزدم

راستي امروز روز بزرگداشت حافظ بود اين روز رو به همه ي دوست داران حافظ تبريك عرض ميكنم.:!::!::!:

DARK.CROSS
2008-Oct-12, 00:36
ماييم که گه نهان و گه پيداييم
گه مومن و گه يهود و گه ترساييم

تا اين دل ما قالب هر دل گردد
هر روز به صورتي برون مي‌آييم

jahed
2008-Oct-12, 07:57
ما جام بدست و سرخوش و مست-------زیباتر از این چه در جهان هست؟

جز خال و خط و جمال معشوق-----------------هیهات اگر شویم سرمست

http://www.3payeh.com/pix/000021.jpg

HAMED IT
2008-Oct-12, 08:14
تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار که غنچه غرق عرق گشت و گل بجوش آمد

Stigmata
2008-Oct-12, 09:15
در مرام ما نيست رسم ترک دوست/عهد با هر که ببنديم جانمان در دست اوست

jahed
2008-Oct-12, 09:27
تا زمان است دلت خسته و غمدیده مباد---------عمر نیکت به جهان یکسره در شادی باد

http://www.samsamoptic.com/pic/np/god-paiting5.jpg

jahed
2008-Oct-12, 09:49
دل پریشان سر زلف نگار است هنوز-----------پی دیدار رخش دلنگران است هنوز

http://i24.tinypic.com/dz9poo.jpg

YASNA 12
2008-Oct-12, 13:12
زندگی حـس بـدی نيست ولی می شكـند
مــردی از جـنــس دل آيــنـه ، آری غمـگين
خـودمـان مسـاله داريـم كـه بـد می بـيـنيم
ورنـه پـايـيــز بـهـار اسـت ، بهــاری غـمگين

jahed
2008-Oct-12, 14:49
نه بی تو مراست ره سپردن------دردیست عظیم زنده مردن

دور از رخ تو مه دل افروز------------بهتر که تنم به خاک بردن

http://img29.picoodle.com/img/img29/4/3/17/f_HPIM0271m_6568a3b.jpg

HAMED IT
2008-Oct-12, 15:09
نگویمت که همه سال می پرستی کن ****************** سه ماه می خور و نه ماه پارسا می باش

ماهان1901
2008-Oct-12, 20:20
شب سياهي كرد و بيماري گرفت

ديده را طغيان بيداري گرفت

ديده از ديدن نمي ماند دريغ

ديده پوشيدن نمي داند دريغ

HAMED IT
2008-Oct-13, 00:04
عاقلان نقطه ی پر گار وجودند ولی*************** عشق داند که در این دایره سرگردانند

ماهان1901
2008-Oct-13, 00:17
داني كه سپيده دم خروس سحري

هر لحظه چرا همي كند نوحه گري؟

يعني كه نمودند در آيينه ي صبح

گز عمر شبي گذشت و تو بي خبري!!

HAMED IT
2008-Oct-13, 00:33
یار اگر رفت و حق صحبت دیرین نشناخت*************** حاش لله که روم من ز پی یار دگر

ماهان1901
2008-Oct-13, 00:50
روزي كه گذشته ست از او ياد مكن

فردا كه نيامده ست فرياد مكن

بر نامده وگذشته بنياد منه

حالي خوش باش و عمر بر باد مكن

ماهان1901
2008-Oct-14, 00:42
نا كرده گناه در جهان كيست بگو

آن كس كه گنه نكرده چون زيست؟ بگو

من بد كنم و تو بد مكافات دهي

پس فرق ميان من و تو چيست ؟ بگو

HAMED IT
2008-Oct-14, 00:44
وای از این آوارگیها وای از این بیچارگیها

تا به کی آخر گذشتن او به سویی ما به سویی؟

ماهان1901
2008-Oct-14, 01:00
ياد باد آنكه ز ما وقت سفر ياد نكرد
به وداعي دل غمديده ي ما شاد نكرد

HAMED IT
2008-Oct-14, 01:02
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی

تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی !

از پای تا سرت همه نور خدا شود

در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی !

ماهان1901
2008-Oct-14, 01:05
يكچند به كودكي به استاد شديم
يكچند ز استادي خود شاد شديم
پايان سخن شنو كه ما را چه رسيد
چون آب بر آمديم و چون باد شديم

HAMED IT
2008-Oct-14, 01:09
من نه هرگز شكوه‌اي از روزگاران كرده‌ام
نه شكايت از دورنگي‌هاي ياران كرده‌ام
گرچه شكوه بر زبانم مي‌فشارد استخوانم
من كه با اين برگريزان روز و شب سركرده‌ام
صد گل اميــــد را در سينه پرپر كرده‌ام
دست تقدير اين زمانم كرده همرنگ خزانم

ماهان1901
2008-Oct-14, 01:15
مي خور كه به زير گل بسي خواهي خفت
بي مونس و بي رفيق و بي همدم و جفت
زنهار به كس مگو تو اين راز نهفت
"هر لاله كه پژمرد نخواهد بشكفت"

HAMED IT
2008-Oct-14, 01:19
توانا بود هر كه دانا بود ز دانش دل پير برنا بود

DARK.CROSS
2008-Oct-14, 01:56
دنيا همون بوده و هست حقارت ما و منه
وگرنه پيش كائنات زمين مثل يه ارزنه
زمين بزرگ و باز نيست دنياي رمز و راز نيست
به هر طرف رو مي‌كنم راه رهايي باز نيست

ماهان1901
2008-Oct-14, 02:01
تا چند خوري غم جهان گذران
بنشين و دمي به شادماني گذران
در طبع جهان اگر وفايي بودي
نوبت به تو خود نيامدي از دگران

DARK.CROSS
2008-Oct-14, 02:12
نه قراري نه دياري كه بر آن رو بگذارم
به چه شوقي به چه ذوقي دگر اين ره بسپارم
چه اميدي به سپيدي كه به رنگ شب تارم

ماهان1901
2008-Oct-14, 02:17
من اناري ميكنم دانه
به دل مي گويم
خوب بود اين مردم
دانه هاي دلشان پيدا بود

HAMED IT
2008-Oct-14, 02:20
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع شب نشین کوی سر بازان و رندانم چو شمع

Stigmata
2008-Oct-14, 09:12
عمري به سر دويدم در جست و جوي يار
جز دسترس به وصل ويم آرزو نبود
دادم در اين هوس دل ديوانه را به باد
اين جست و جو نبود.
(ه.ا.سايه)

ماهان1901
2008-Oct-16, 23:37
در انتظار دره ها رازيست

اين را به روي قله هاي كوه

بر سنگ هاي سهمگين كندند

آنها كه در خط سقوط خويش

يك شب سكوت كوهساران را

از التماسي تلخ آكندند..

Stigmata
2008-Oct-17, 07:51
درون سینه ام دردی است خونبار

که همچون گریه می گیرد گلویم

غمی آشفته ،دردی گریه آلود

نمی دانم چه میخواهم بگویم..!

ماهان1901
2008-Oct-17, 08:39
ماه سرخ است و مشوش

و بر اين بام كه هر لحظه در او بيم فرو ريختن است

ابرها همچون انبوه عزاداران

لحظه ي باريدن را گويي منتظرند..

Stigmata
2008-Oct-17, 15:40
دیری ست که من مانده ام از خواب به دور

مانده در بستر و دل بسته به اندیشه خویش

مانده در بسترم و هر نفس از تیشه فکر

می زنم بر سر خود تا بکنم ریشه خویش!

ماهان1901
2008-Oct-17, 15:44
شب كه آوايي نمي آيد

از درون خامش نيزارهاي آبگير ژرف

من اميد روشنم را همچو تيغ آفتابي مي سرايم شاد

ماهان1901
2008-Oct-19, 22:48
در تمام شب چراغي نيست
در تمام شهر
نيست يك فرياد

اي خداوندان خوف انگيز شب پيمان ظلمت دوست!
تا نه من فانوس شيطان را بياويزم
در رواق هر شكنجه گاه پنهاني اين فردوس ظلم آيين,
تا نه اين شب هاي بي پايان جاويدان افسون پايه تان را من
به فروغ صد هزاران آفتاب جاوداني تر كنم نفرين,
ظلمت آباد بهشت گندتان را در به روي من
باز نگشاييد!

HAMED IT
2008-Oct-19, 22:51
دوست گو يار شود هر دو جهان دشمن باش ************* بخت گو پشت مكن روي زمين لشگر گير

ماهان1901
2008-Oct-19, 23:04
روي بنما و مرا گو كه ز جان دل بر گير

پيش شمع آتش پروانه به جان گو در گير

HAMED IT
2008-Oct-19, 23:48
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت


بر زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت!!

ماهان1901
2008-Oct-20, 00:04
تو سخن مي گويي من نمي شنوم

تو سكوت مي كني من فرياد مي زنم

با مني با خود نيستم

و بي تو خود را در نمي يابم..

HAMED IT
2008-Oct-20, 00:13
مسلمانان مرا وقتی دلی بود ********* که با وی گفتمی هر مشکلی بود

ماهان1901
2008-Oct-20, 00:15
دير گاهي ست كه من سراينده ي خورشيدم

و شعرم را بر مدار مغموم شهاب هاي سر گرداني نوشته ام كه

از عطش نور شدن خاكستر شده اند.

HAMED IT
2008-Oct-20, 00:19
در شب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن ******** یار سرخوش آمد و جامی بر کنار طاق بود!!

ماهان1901
2008-Oct-20, 00:29
دختران دشت!

دختران انتظار!

دختران اميد تنگ

در دشت بي كران

و آرزوهاي بيكران

در خلق هاي تنگ!

Stigmata
2008-Oct-20, 08:32
گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر.......آن مهر بر که افکنم و آن دل کجا برم

jahed
2008-Oct-20, 09:05
من یار هر زمانه ات باشم به هر کجا--------بی تو به کنج عزلتی بی بال و بی پرم

http://www.terragalleria.com/images/wallpaper-samples/18.jpeg

ماهان1901
2008-Oct-20, 17:36
من ريشه هاي تو را در يافته ام

با لبانت براي همه ي لب ها سخن گفته ام

و دست هايت با دست هاي من آشناست....

Black Hawk
2008-Oct-20, 17:52
تاریخ سهم عشق را گویی به یغما برده است ..........گویی خیال زندگی در شهر رویا مرده است

ماهان1901
2008-Oct-20, 22:24
تا دوردست منظره دشت است و باد و باد

من باد گرد دشتم و از دشت رانده ام

تا دور دست منظره كوه است و برف و برف

من برفكاو كوهم و از كوه مانده ام..

DARK.CROSS
2008-Oct-21, 12:51
من نه هرگز شكوه‌اي از روزگاران كرده‌ام
نه شكايت از دورنگي‌هاي ياران كرده‌ام
گرچه شكوه بر زبانم مي‌فشارد استخوانم

Stigmata
2008-Oct-21, 17:55
من ان گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی........ولی با خفت و خواری پی شبنم نمیگردم

ماهان1901
2008-Oct-21, 21:46
مرا عهديست با جانان كه تا جان در بدن دارم

هواداران كويش را چو جان خويشتن دارم

DARK.CROSS
2008-Oct-22, 01:01
محبس خويشتن منم از اين حصار خسته‌ام
من همه تن انالحقم كجاست دار خسته‌ام
در همه جاي اين زمين همنفسم كسي نبود
زمين ديار غربت است از اين ديار خسته‌ام

jahed
2008-Oct-22, 08:38
من ز فراق و هجر تو ز روزگار خسته ام-----------برای دیدن رخت ز عالمی گسسته ام

بیا که بی تو طاقتم برفته و در این خزان-------غمین غربتم ولی دل به کسی نبسته ام

http://i13.tinypic.com/4grgr5k.jpg

ICE
2008-Oct-22, 23:01
من اينجا بس دلم تنگ است
و هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است
بيا ره توشه برداريم
قدم در راه بي برگشت بگذاريم
ببينيم آسمان هركجا آيا همين رنگ است

م.امید

ParHam
2008-Oct-22, 23:08
تو پرده پيش كشيدي و ز اشتياق جمالت
ز پرده ها بدر افتاد رازهاي نهاني

ICE
2008-Oct-22, 23:23
یا خدایا!

یا ،بی معناست

چون که تنهاست

در این دنیا،

در این آواز غمگین،

یا که آدم را، انتخوابیست بی همتا

ماهان1901
2008-Oct-22, 23:25
آن كيست كز روي كرم با ما وفا داري كند

بر جاي بد كاري چو من يكدم نكوكاري كند

ParHam
2008-Oct-22, 23:37
دلا دلالت خيرت كنم به راه نجات
مكن به فسق مباهات و زهد هم مفروش

ماهان1901
2008-Oct-22, 23:45
شهر خاليست ز عشاق بود كز طرفي

مردي از خويش برون آيد و كاري بكند؟؟؟؟

ParHam
2008-Oct-23, 00:09
دريغ و درد كه تا اين زمان ندانستم
كه كيمياي سعادت رفيق بود ، رفيق !

ماهان1901
2008-Oct-23, 00:34
قدحي در كش و سرخوش به تماشا بخرام

تا ببيني كه نگارت به چه آيين آمد

ParHam
2008-Oct-23, 01:02
دوش دور از رويت اي جان ،جانم از غم تاب داشت

ابر چشمم بر رخ از سوداي تو سيلاب داشت :!:

ماهان1901
2008-Oct-23, 01:10
توبه كردم كه نبوسم لب ساقي و كنون

ميگزم لب كه چرا گوش به نادان كردم

ParHam
2008-Oct-23, 11:51
من اي صبا ره رفتن به كـوي دوست ندانم
تو مي روي به سلامت سلام من برساني :!:

afabahar
2008-Oct-23, 13:13
دل به دلدار سپردن کار هر دلدار نیست
من به تو جان میسپارم دل که قابلدار نیست.

ParHam
2008-Oct-23, 16:32
دل به دلدار سپردن کار هر دلدار نیست
من به تو جان میسپارم دل که قابلدار نیست.
عزیز من ی داده بودما یه بده بیاد
ولی عیب نداره خودم اول ی میدم بعدم چون ت دادی با ت میگم
یاد باد آنکه مرا وقت سفر یاد نکرد
دل غم دیده ی ما را به وداعی شاد نکرد

یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب ...بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟

وچون دوست خوبمون ت داده بود حالا ت

تو نه بالي واسه پرواز تا بشه با تو پريد!
نه مث يه ابر سنگين كه بايد ازش چكيد!
نه ترانه واسه اواز،نه سكوتي روي لب!
نه سپيدي مثل برف،نه سياهي مث شب!
تو فقط مثل سرابي كه ميدونم تا ابد!
نه ميشه بهش رسيد،نه ميشه قيدشو زد!!

DARK.CROSS
2008-Oct-23, 18:16
در دو روز عمر كوته سخت جاني كردم
با همه نامهربانان مهرباني كردم
همدلي هم آشياني هم زباني كردم
بعد از اين بر چرخ بازيگر اميدم نيست، نيست
آن سرانجامي كه بخشايد نويدم نيست، نيست
هديه از ايام جز موي سپيدم نيست، نيست

Stigmata
2008-Oct-23, 21:28
تو نیک و بد خود هم از خود بپرس..........چرا بایدت دیگری محتسب

ماهان1901
2008-Oct-23, 21:37
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

Mina
2008-Oct-24, 00:28
من از تو می سرایم شعر خود را ********ز تو ای بهترین بهترینها

علم کردی به دلها مشعل عشق******** به ما دادی تو درس عقل و هم عشق

ره پر پیچ و خم در زندگانی*************به تجربت شد آسان هر زمانی

فدا کردی تو جسم و جان خود را ********همه دارند از تو کشت خود را

تو را ما تا ابد ممنون داریم *************ز کنه دل تو را ما دوست داریم

DARK.CROSS
2008-Oct-24, 01:27
ما خون عاشقان را در لاله‌ها شكستيم
بر حجله‌هاي آنان آن لاله زيور كرديم
با خون آن دليران آسان وضو گرفتيم
در جام شهد دوستان زهر مكرر كرديم

ParHam
2008-Oct-24, 01:34
ما که میترسیم از هجرت دوست
کاش میدانستیم
روزگاری که به هم نزدیکیم
چه بهایی دارد
کاش میدانستیم
که سفر یعنی چه
و چرا مرغ مهاجر وقت پرواز
به خود میپیچد:!:

Stigmata
2008-Oct-24, 22:26
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن........شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

DARK.CROSS
2008-Oct-25, 01:25
ياور از ره رسيده با من از ايران بگو
از فلات غوطه‌ور در خون بسياران بگو
باد شبگرد سخن‌چين پشت گوش پرده‌هاست
تا جهان آگه شود بي‌پرده از ياران بگو

Stigmata
2008-Oct-25, 09:31
وصل تو کجا و من مهجور کجا.....دردانه کجا و حوصله مور کجا

سمیه26
2008-Oct-25, 11:26
امروز که در نزد توام مرحمتی کن
فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت

Stigmata
2008-Oct-25, 14:59
تو چه دانی که پس هر نگه ساده من ،

چه جنونی ، چه نیازی ،چه غمی ست؟

یا نگاه تو ، که پر عصمت و ناز ،

بر من افتد ؛ چه عذاب و ستمی ست.

HAMED IT
2008-Oct-25, 15:02
تو با این حسن نتوانی که روی از خلق درپوشی *********** که همچون آفتاب از جام و حور از جامه پیدایی

Stigmata
2008-Oct-25, 17:56
یار با ما بی وفایی می کند

بی گناه از ما جدایی می کند

شمع جانم را سوخت آن بی وفا

جای دیگر روشنایی میکند.

ماهان1901
2008-Oct-25, 18:36
دست در حلقه ي آن زلف دو تا نتوان كرد

تكيه بر عهد تو و باد صبا نتوان كرد

Stigmata
2008-Oct-25, 20:24
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم.........لطف آن چه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی

akiko
2008-Oct-25, 20:28
يكي را دوست مي دارم
ولي افسوس كه او هرگز نمي داند
نگاهش مي كنم شايد بخواند در نگاه من كه او را دوست مي دارم
ولي افسوس او هرگز نگاهم را نمي خواند

علم الهدی
2008-Oct-25, 20:50
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم

باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی ؟

Stigmata
2008-Oct-25, 21:21
یا رب تو مرا به نفس طناز مده

با هر چه جز از توست مرا ساز مده

من در تو همی گریزم از فتنه خویش

من آن ِ توام ،مرا به من باز مده

:!::!::!::!:

ماهان1901
2008-Oct-25, 22:30
هان مشو نوميد گر واقف نه اي از سر غيب
باشد اندر پرده بازي هاي پنهان غم مخور

Stigmata
2008-Oct-25, 22:47
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست.......آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست

علم الهدی
2008-Oct-25, 22:51
ترسم که سر کوی تو را سیل بگیرد

ای بیخبر از گریه مستانه ام امشب

ماهان1901
2008-Oct-26, 00:44
به ياد يار و ديار آنچنان بگريم زار

كه از جهان ره و رسم سفر بياندازم

Stigmata
2008-Oct-26, 08:25
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود.....آدم آورد در این دیر خراب آبادم

jahed
2008-Oct-26, 08:58
من که در بند و گرفتار به روی خاکم------چون فرشته به زمین آمده از افلاکم

http://www.open2.net/starparty/jpgs/livepics/ngc6946.jpg

علم الهدی
2008-Oct-26, 10:21
من کجایم خبرم نیست که مست خطرم
گر شما نیز نه مستید کجائید همه ؟

همه بیمار پرستان ز غمم سیر شدند
آنکه این غم خورد امروز شمائید همه

Stigmata
2008-Oct-26, 11:21
هر آنکو خاطر مجموع و يار نازنين دارد..................سعادت همدم او گشت و دولت هم قرين دارد

N I M A
2008-Oct-26, 11:29
دلا خو كن به تنهايي كه از تن ها بلا خيزد
عداوت آن كسي دارد كه از تن ها بپرهيزد

علم الهدی
2008-Oct-26, 12:22
درد بیمار نپرسند به شهر تو طبیبان
کس در این شهر ندارد سر تیمار غریبان
نتوان گفت غم از بیم رقیبان به حبیبان

Stigmata
2008-Oct-26, 21:07
دلا خو كن به تنهايي كه از تن ها بلا خيزد
عداوت آن كسي دارد كه از تن ها بپرهيزد

سعادت آن کسی دارد که از تن ها بپرهیزد;-)

ICE
2008-Oct-26, 21:29
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند.....وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

حافظ

ابوالفضل
2008-Oct-26, 21:46
دي گفت طبيب از سر حسرت چو مرا ديد ------ هيهات كه رنج تو زقانون شفا رفت
حافظ

N I M A
2008-Oct-26, 21:53
من اگه سوتی ندم که اسمم نیما نمیشه دیگه
!!!1!!!

N I M A
2008-Oct-26, 21:54
تو را صبا و مرا آب دیده غماز
وگرنه عاشق و معشوق راز دارانند
حافظ

علم الهدی
2008-Oct-26, 22:00
در کعبه و بتخانه بگشتیم بسی ما

دیدیم که در کعبه و بتخانه تویی تو

ICE
2008-Oct-26, 22:02
دي گفت طبيب از سر حسرت چو مرا ديد ------ هيهات كه رنج تو زقانون شفا رفت
حافظ


تو را برگذیده ام

رغمارغم بی داد

گفتی دوستت می دارم

وقاعده، دیگر شد.

ا.بامداد

این مال ایشون بود!...تا من به خودم بیام

d:

ICE
2008-Oct-26, 22:09
و

و هر انسان

برای هر انسان برادریست

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل ، افسانه ایست

و قلب برای زندگی بس است

ا.بامداد

سمیه26
2008-Oct-29, 17:32
:!:تومرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
:!:تومرا گنج روانی چه کنم سودو زیان را

ICE
2008-Oct-29, 21:59
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها...که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

حافظ

ماهان1901
2008-Oct-29, 22:29
اي كه از كوچه ي معشوقه ي ما ميگذري

بر حذر باش كه سر مي شكند ديوارش

Stigmata
2008-Oct-29, 22:33
از دور می فریفت دل تشنه مرا؛

چون بحر،موج می زد و لرزان چو آب بود.

وانگه که پیش رفتم ، با شور و التهاب ،

دیدم سراب بود !

ماهان1901
2008-Oct-29, 22:38
در كارگه كوزه گري بودم دوش

ديدم دو هزار كوزه گويا و خموش

هر يك به زبان حال گفتند به من:

كو كوزه گر و كوزه خر و كوزه فروش؟؟!!!

Stigmata
2008-Oct-29, 22:41
اي كه از كوچه ي معشوقه ي ما ميگذري

بر حذر باش كه سر مي شكند ديوارش

شرابی تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش ....... که تا یک دم برآسایم ز دنیا و شر و شورش


======================

شعر قبلی هم پست همزمان من و آقا ماهان بود.شرمنده

ماهان1901
2008-Oct-29, 22:54
شادي بطلب كه حاصل عمر دمي ست

هر ذره ز خاك كيقبادي و جمي ست

احوال جهان و اصل اين عمر كه هست

خوابي و خيالي و فريبي و دمي ست

احمد کاظمی
2008-Oct-29, 23:12
تو كز محنت ديگران بي غمي
نشايد كه نامت نهند ادمي


ي بده

احمد کاظمی
2008-Oct-29, 23:25
يارا يارا گاهي دل ما را به چراغ نگاهي روشن كن
چشم تار دل را چو مسيحا به دميدن اهي روشن كن

DARK.CROSS
2008-Oct-29, 23:30
یکی رابرآرد به چرخ بلند***یکی را کند خوار و زار و نژند
نه پیوند با آن نه با اینش کین***که دانست راز جهان آفرین

Stigmata
2008-Oct-29, 23:42
یکی رابرآرد به چرخ بلند***یکی را کند خوار و زار و نژند
نه پیوند با آن نه با اینش کین***که دانست راز جهان آفرین

نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم .........بیا بگشای در ، بگشای ،دلتنگم:!:

ماهان1901
2008-Oct-29, 23:49
من باده خورم و ليك مستي نكنم

الا به قدح دراز دستي نكنم

دا ني غرضم ز مي پرستي چه بود

تا هم چو تو خويشتن پرستي نكنم!!

Stigmata
2008-Oct-31, 06:39
من آن ابرم که می خواهد ببارد

دل تنگم هوای گریه دارد

دل تنگم غریب این در و دشت

نمی داند کجا سر می گذارد

(ه.الف.سایه)

ماهان1901
2008-Oct-31, 09:18
در كوچه باد مي آيد
كلاغهاي منفرد انزوا
در باغ هاي پير كسالت مي چرخند
و نرد بام
چه ارتفاع حقيري دارد!

Stigmata
2008-Oct-31, 11:49
دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود...........هواگرفته عشق از پی هوس نرود

Black Hawk
2008-Nov-02, 00:10
در خصومت آمدند و در جفا////////دو مرقع پوش در دار القضا
قاضي ايشان را به کنجي برد باز////گفت صوفي خوش نباشد جنگ‌ساز
جامه‌ي تسليم در بر کرده‌ايد////اين خصومت از چه در سر کرده‌ايد

ماهان1901
2008-Nov-03, 22:57
در گوش دلم گفت فلك پنهاني
حكمي كه قضا بود ز من ميداني؟
در گردش خويش اگر مرا دست بدي
خود را برهاندمي ز سرگرداني!!!

Stigmata
2008-Nov-03, 23:26
یا رب دل ما را تو به رحمت جان ده............درد همه را به صابری درمان ده

ماهان1901
2008-Nov-03, 23:30
هر سبزه كه بر كنار جويي رسته ست
گويي ز لب فرشته خويي رسته ست
پا بر سر هر سبزه به خواري ننهي
كان سبزه ز خاك لاله رويي رسته ست!!!

Stigmata
2008-Nov-04, 22:18
تو جفای خود بکردی و نه، من نمیتوانم..........که جفا کنم، ولیکن نه تو لایق جفایی

ماهان1901
2008-Nov-04, 23:59
ياد ايامي ياد ايامي كه در گلشن صفايي داشتم
در ميان لاله و گل آشياني داشتم
گرد آن شمع طرب مي سوختم پروانه وار
پاي آن سرو روان اشك رواني داشتم......

Stigmata
2008-Nov-05, 08:17
ما در بهار زندگی چون گل پژمرده ایم......رنگ پیری را ندیده در جوانی مرده ایم

jahed
2008-Nov-05, 10:54
مرده ایم از سوز و درد بیکسی--------خسته از رنج و غم و دلواپسی

http://www.bigfoto.com/themes/nature/winter/snow_road-winter-xs.jpg

ssy86
2008-Nov-06, 15:14
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد:!:
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد:!: آن جوان بخت که می‌زد رقم خیر و قبول:!:
بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد:!:

سمیه26
2008-Nov-07, 16:45
دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس
چشم من اندر نگر از می و ساقی مپرس

Stigmata
2008-Nov-07, 21:14
سزای خوبی تو بر نیامد از دستم

زمانه نیز چه بد می دهد سزای تو را

Ashkan 261
2008-Nov-07, 23:28
وز مهر تو گه خوابیمو بیپندارم ........گه تو بیهوشیو من هوشیارم

تو به دریای دل من همچو آفتابی....که ز الطاف جمالت رو به سویت آیم

من ز هوشیاری تو بیمارم ....... طالب مرحم زخمم و به سویت آیم

اشکان 261

Stigmata
2008-Nov-08, 00:21
من مانده ام مهجور از او ، بیچاره و رنجور از او..............گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود!

ssy86
2008-Nov-08, 12:59
دل سراپرده محبت اوست:!:
دیده آیینه دار طلعت اوست:!: من که سر درنیاورم به دو کون:!:
گردنم زیر بار منت اوست:!:

DARK.CROSS
2008-Nov-08, 13:55
تو كه نوشم نه‌اي نيشم چرايي
تو كه يارم نه‌اي پيشم چرايي
تو كه مرحم نه‌اي زخم دلم را
نمك پاش دل ريشم چرايي

Stigmata
2008-Nov-08, 14:32
تا توانی دلی بدست آور....دل شکستن هنر نمی باشد

Ashkan 261
2008-Nov-08, 14:47
آنان که به میل شب گرفتارند. ....... بیهوده به چنگ شب اسیر خواهند شد

آنان که دل از رحمت نور برکندند.....گویی که چو پروانه ز شمع خواهند شد

آنان که به خاموشی عقل بیمارند...به آوارگـــیو نـــنــگ عجـــل مینالــــند

اشکان مهین فلاح

ssy86
2008-Nov-09, 13:59
دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت:!:
بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت:!: یا رب مگیرش ار چه دل چون کبوترم:!:
افکند و کشت و عزت صید حرم نداشت:!:

jahed
2008-Nov-09, 14:44
تا شکوه ات گله از بیش و کم نداشت-------یارت سر جفا و دلت هیچ غم نداشت

صید حرم که بود محب دل و مراد---------خود مهربانی و سر لطف و کرم نداشت

http://irapic.com/uploads/1185091080.jpg

سمیه26
2008-Nov-09, 16:27
تا تو نگاه میکنی کار من اه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است

Stigmata
2008-Nov-09, 20:09
تو را تیشه دادند که هیزم کنی........ندادند که بنیاد مردم کنی

ssy86
2008-Nov-10, 14:14
یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود:!:
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود:!: راست چون سوسن و گل از اثر صحبت:!: پاک
بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود:!:

jahed
2008-Nov-10, 14:36
در دل یار که از مهر به ما مایل بود-----------------کرمی بود که از لطف به ما شامل بود

غیر از این میکده و جرعه این پیمانه------------------کار دنیا همگی زحمت بیحاصل بود

http://img31.picoodle.com/img/img31/8/6/23/f_v3m_339a357.jpg

ماهان1901
2008-Nov-10, 15:39
دوران جهان بي مي و ساقي هيج است

بي زمزمه ي ناي عراقي هيچ است

هر چند در احوال جهان مي نگرم

حاصل همه عشرت است و باقي هيچ است!!

علم الهدی
2008-Nov-17, 22:09
تو که فاش توانی دل یک شهر ربودن

دل شوریده روا نیست که دزدیده ربائی

ماهان1901
2008-Nov-17, 22:15
ياد باد آنكه ز ما وقت سفر ياد نكرد

به وداعي دل غمديده ي ما شاد نكرد

علم الهدی
2008-Nov-17, 22:26
دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم

از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم !

ICE
2008-Nov-17, 22:28
ياد باد آنكه ز ما وقت سفر ياد نكرد

به وداعي دل غمديده ي ما شاد نكرد



در سرزمین قد کوتاهان

معیار های سنجش

همه بر مدار صفر سفر کرده اند

چرا توقف کنم؟

من از عناصر چهارگانه اطاعت می کنم

وکار تدوین نظامنامه قلبم

کار حکومت محلی کوران نیست

فروغ فرخزاد

ICE
2008-Nov-17, 22:30
مرا تو بی سببی نیستی..

براستی صلت کدام قصیده ای ای غزل؟

کلام از نگاه تو شکل می بندد

خوشا نظر بازی ها که تو آغاز می کنی

ا.بامداد

علم الهدی
2008-Nov-17, 22:41
این دیگه چه سبک مشاعره هست ؟ !!:-?
دوست خوبم هرچی ذوق داشتم از بین بردید !!
به نظرم اگر شعر بعدی در ادامه و در جواب شعر قبلی که گفته شده باشه ، بهتر هست . این جوری نظم مشاعره هم حفظ میشه .

ICE
2008-Nov-17, 22:54
این دیگه چه سبک مشاعره هست ؟ !!:-?
دوست خوبم هرچی ذوق داشتم از بین بردید !!
به نظرم اگر شعر بعدی در ادامه و در جواب شعر قبلی که گفته شده باشه ، بهتر هست . این جوری نظم مشاعره هم حفظ میشه .

با عرض پوزش

وقتی پست رو ارسال کردم...

پست قبلی ارسال شده بود

سپاس از توجه شما

ماهان1901
2008-Nov-17, 23:01
يك قطره ي آب بود و با دريا شد

يك ذره ي خاك و با زمين يكتا شد

آمد شدن تو اندرين عالم چيست؟؟

آمد مگسي پديد و نا پيدا شد.

ICE
2008-Nov-17, 23:04
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند...گل عالم بسرشتند و به پیمانه زدند

ماهان1901
2008-Nov-17, 23:16
ديدي اي دل كه غم عشق دگر بار چه كرد
چون بشد دلبر و با يار وفادار چه كرد

ssy86
2008-Nov-18, 10:34
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند:!:
گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را:!: آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند:!:
اشهی لنا و احلی من قبله العذارا:!:

علم الهدی
2008-Nov-18, 10:50
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه

ما کجائیم در این بحر تفکر تو کجائی ؟

DARK.CROSS
2008-Nov-18, 11:13
يكي بود يكي نبود زير گنبد كبود
لخت و عور تنگ غروب
سه پري نشسته بود
زار و زار گريه مي‌كردن پريا
مثل ابراي بهار
گريه مي‌كردن پريا

jahed
2008-Nov-18, 11:13
یک مکان دارم که باشم ساکن کوی شما---------تا بیآموزم هماره از شما رسم وفا

http://www2.wit.ie/users/art/Art2-2005/tony%20o%20keeffe%20web%20site/RED-SKY-copy.gif

jahed
2008-Nov-18, 11:18
ای یاور و دلدار من من با تو هستم هرکجا---------با من اگر باشد دلت هرگز مشو از من جدا

http://akshas.files.wordpress.com/2007/03/alone.jpg

علم الهدی
2008-Nov-18, 12:59
اگرگم کرده ای ای دل کلیداستجابت را

بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من

ssy86
2008-Nov-19, 13:16
نغز گفت آن بت ترسابچه باده پرست:!:
شادی روی کسی خور که صفایی دارد:!: خسروا حافظ درگاه نشین فاتحه خواند:!:
و از زبان تو تمنای دعایی دارد:!:

HAMED IT
2008-Nov-19, 13:23
دل سربلند و سری سربه زیر از این دست عمری به سربرده ایم

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم

ssy86
2008-Nov-19, 13:26
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد:!:
نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد:!: عالم از ناله عشاق مبادا خالی:!:
که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد :!:

HAMED IT
2008-Nov-19, 13:31
در پرده اسرار كسي را ره نيست ************* زين تعبيه جان هيچكس آگه نيست
جز در دل خاك هيچ منزلگه نيست ************* مي خور كه چنين فسانه ها كوته نيست .

علم الهدی
2008-Nov-19, 14:09
تا فکندم بسر کوی وفا رخت اقامت

عمر بی دوست ندامت شد و با دوست غرامت

HAMED IT
2008-Nov-19, 14:19
تا نفرمایی که بی پروانه ای در راه عشق
شمع وش پیش تو سوزم گر دهی پروانه ای

پادشه را غرفه آادان و دل خرم چه باک
گر گدایی جان دهد در گوشه ویرانه ای

علم الهدی
2008-Nov-19, 14:21
یا رب آن نوگل خندان که سپردی به منش

می سپارم به تو از چشم حسود چمنش

HAMED IT
2008-Nov-19, 14:24
يك چند بكودكي به استاد شديم
يك چند به استادي خود شاد شديم
پايان سخن شنو كه ما را چه رسيد
از خاك در آمديم و بر باد شديم .

علم الهدی
2008-Nov-19, 14:31
يك چند بكودكي به استاد شديم
يك چند به استادي خود شاد شديم
پايان سخن شنو كه ما را چه رسيد
از خاك در آمديم و بر باد شديم .

آخر شعر من ش داشت نه ی

HAMED IT
2008-Nov-19, 14:39
آخر شعر من ش داشت نه ی
من حواسم نبود
با حرف اول شعرتون شروع كردم
شما خودتون رو ناراحت نكنيد،معذرت ميخوام

jahed
2008-Nov-19, 14:42
میآزار این دل افسرده حالم---------------------تو ای آرامش و خواب و خیالم

صدایت کردم و از من بریدی---------------------بگو آخر مگر از من چه دیدی؟

اگر عهد قدیمی هست با ما---------------------------بیا جانا مرا مگذار اینجا

در این سرمای سوزان باش گرما-----------که بی تو گشته ام غمگین و تنها

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/9/95/Windbuchencom.jpg

ICE
2008-Nov-19, 15:14
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را...به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
-------------
حافظ

اگر ممکنه لطف کنید نام شعرا رو ذکر کنید

با تشکر

N I M A
2008-Nov-19, 15:53
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را---- به خال هندویش بخشم سرو دست و تن و پا را
صائب تبريزي

aftabe mehr
2008-Nov-19, 16:12
از آب ديده صد ره طوفان نوح ديديم
وز لوح سينه نقشت هرگز نگشت زايل

حافظ

علم الهدی
2008-Nov-19, 16:49
لعل سیراب به خون تشنه، لب یار من است

وز پی دیدن او دادن جان، کار من است ( حافظ )

ICE
2008-Nov-19, 19:38
تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است....ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است

شاعر:مطمئن نیستم!...دی:


اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را---- به خال هندویش بخشم سرو دست و تن و پا را
صائب تبريزي

چه حرفا!!!:-?...چشمک

http://www.daneshju.ir/forum/images/smilies/2007/icon_biggrin.gif

:!:

ICE
2008-Nov-19, 19:46
تو چه دانی که پس هر نگه ساده من

چه جنونی،چه نیازی،چه غمیست؟

یا نگاه تو که پر عصمت و ناز

بر من افتد،چه عذاب و ستمیست

______________
م.امید

مجتبي كرامتلو
2008-Nov-19, 19:57
تا سر زلف پریشان تو ، چین در چین است .... زیر هر چینی از آن ، جای دل غمگین است ( وحدت کرمانشاهی )

ICE
2008-Nov-19, 20:10
تو دانی کاین سفر هرگز بسوی آسمانها نیست

سوی بهرام،این جاوید خون آشام

سوی ناهید،این بد بیوه گرگ قحبه بیغم

که میزد جام شومش را بجام حافظ و خیام

_________
م.امید

لطفا ذکر نام شاعرا رو فراموش نکنید

با تشکر

علم الهدی
2008-Nov-19, 20:16
من عاشق تنهائیم ، سرگشته شیدائیم

دیوانه رسوائیم ، تو هرچه می خواهی بگو ( مهرداد اوستا )

مجتبي كرامتلو
2008-Nov-19, 20:26
و آن دگر شعری و شعرش با شرافت ، توامان ... وآن دگر جوزا و طبعش با سعادت ، مقترن ( عمان سامانی )

علم الهدی
2008-Nov-19, 21:01
نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم

ز مهر در تو نشانی نه دیدم و نه شنیدم ( خواجوی کرمانی )

HOSEIN
2008-Nov-19, 21:23
مرا چشمیست خون افشان زدست آن کمان ابرو
جهان پر فتنه خواهد شد از آن چشم وازآن ابرو

ICE
2008-Nov-19, 21:35
ولی باران نیامد

پس چرا باران نمی آید؟

نمی دانم،ولی این ابر بارانیست...می دانم

ببار ای ابر بارانی

ببار ای ابر بارانی

شکایت می کنند از من،لبان خشک عطشانم
_________________
م.امید

علم الهدی
2008-Nov-19, 21:45
مرغ دل ما را که به کس رام نگردد

آرام تویی ،دام تویی ،دانه تویی تو ( حبیب خراسانی )

مجتبي كرامتلو
2008-Nov-19, 23:27
وصل تو اجل را ز سرم دور همی داشت .... از دولت بهر تو کنون دور نماندست ( حافظ )

علم الهدی
2008-Nov-20, 09:26
ترسم که سر کوی تو را سیل بگیرد

ای بی خبر از گریه مستانه ام امشب (فروغی بسطامی )

مجتبي كرامتلو
2008-Nov-20, 13:36
بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال ... خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا ( حافظ )

ssy86
2008-Nov-20, 14:15
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست:!:
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست:!: شب تار است و ره وادی ایمن در پیش:!:
آتش طور کجا موعد دیدار کجاست:!: (حافظ)

سمیه26
2008-Nov-20, 15:08
تاسرت خالی نگردد زخیال ما و من
تو خودباشی حجاب روی یار خویشتن(حافظ)

ICE
2008-Nov-20, 17:50
نازک آرای تن ساق گلی

که به جانش کشتم

و به جان دادمش آب

ای دریغا به برم می شکند

______________
نیما یوشیج

مجتبي كرامتلو
2008-Nov-20, 19:06
در مناجاتم چو موسی با اله ... خلوت دل ، طور سینای من است ( وحدت کرمانشاهی )

DARK.CROSS
2008-Nov-21, 16:08
تو خراب من آلوده مشو
غم اين پيكر فرسوده مخور
قصه‌ام بشنو و از ياد ببر
بهر من غصه بيهوده مخور

علم الهدی
2008-Nov-21, 18:04
راندم چو از مهرت سخن گفتی بسوز و دم مزن
دیگر بگو از جان من ،جانا چه می خواهی ؟ بگو . . . ( مهرداد اوستا )

ICE
2008-Nov-21, 18:33
و این منم

زنی تنها

در آستانه ی فصلی سرد

در ابتدای درک هستی آلوره زمین

ویاس ساده غمناک آسمان

و نا توانی این دستهای سیمانی
__________
فروغ فرخزاد

مجتبي كرامتلو
2008-Nov-21, 19:10
یا که ملایی شود ، درویش دوست .... گر شود ، می دان که هم درویش اوست ( عمان سامانی )

ماهان1901
2008-Nov-21, 19:14
تن تو آهنگي ست

و تن من كلمه يي كه در آن مي نشينيد

تا نغمه يي در وجود آيد:

سرودي كه تداوم را مي تپد.

بامداد

مجتبي كرامتلو
2008-Nov-22, 13:29
دارم هوای آن که ز بامش پرم ، ولیک ... بنموده چین زلف کجش ، پای دام ما

مجتبي كرامتلو
2008-Nov-22, 13:30
دارم هوای آن که ز بامش پرم ، ولیک ... بنموده چین زلف کجش ، پای دام ما ( وحدت کرمانشاهی )

somina
2008-Nov-22, 13:40
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی

علم الهدی
2008-Nov-22, 15:54
یاد او در سر می ، بیشترم می سوزد

سوختم آخر از این بیش کبابم مکنید ( اهلی شیرازی )

ماهان1901
2008-Nov-22, 15:57
دل مي رود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا (حافظ)

علم الهدی
2008-Nov-22, 16:17
ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی

حیف باشد مه من کاین همه از مهر جدایی ( شهریار )

مجتبي كرامتلو
2008-Nov-22, 22:41
یک قطره از آن شراب مشکل ... آورد دو عالمم در آغوش ( عطار )

DARK.CROSS
2008-Nov-23, 20:41
شب‌آشيان شب‌زده
چكاوك شكسته پر
رسيده‌ام به ناكجا
مرا به خانه‌ام ببر
كسي به ياد عشق نيست
كسي به فكر ما شدن
از آن تبار خود شكن
تو مانده‌اي و بغض من

علم الهدی
2008-Nov-23, 21:04
نه پای رفتن
نه تاب ماندگاری
درد خزه ی کف جوی این است ( نیما )

مجتبي كرامتلو
2008-Nov-23, 23:05
دل ز دستم رفت و جان هم ، بی دل و جان چه کنم ... سر عشقم آشکارا گشت پنهان چون کنم ( عطار )

ssy86
2009-Jan-22, 08:34
می‌دمد صبح و کله بست سحاب///
الصبوح الصبوح یا اصحاب//// می‌چکد ژاله بر رخ لاله////
المدام المدام یا احباب//// می‌وزد از چمن نسیم بهشت///
هان بنوشید دم به دم می ناب///

سمیه26
2009-Jan-25, 14:53
بجز ابروی تو محراب دل حافظ نیست
طاعت غیر تو در مذهب ما نتوان کرد

DARK.CROSS
2009-Jan-25, 17:04
در هيچكس همت و دين و ثبات نيست
جان كندن است زندگي ما حيات نيست
از هيچ سمت راه گريز و نجات نيست

Black Hawk
2009-Jan-25, 17:21
تا دولت است و بخت که دل‌ها از آن و اين...همواره تازه باشد و پيوسته شادمان
هر ساعتي ز دولت شمعي دگر فروز//////هر لحظه‌يي ز بخت نهالي دگر نشان

Pari
2009-Jan-25, 19:14
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد * * * عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

ارغوان جام عقیقی بسمن خواهد داد * * * چشم نرگس بشقایق نگران خواهد شد

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل * * * تا سرا پرده گل نعره زنان خواهد شد

گر زمسجد به بخرابات شدم خرد مگیر * * * مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

Pari
2009-Jan-25, 19:14
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد * * * عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

ارغوان جام عقیقی بسمن خواهد داد * * * چشم نرگس بشقایق نگران خواهد شد

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل * * * تا سرا پرده گل نعره زنان خواهد شد

گر زمسجد به بخرابات شدم خرد مگیر * * * مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

DARK.CROSS
2009-Jan-26, 02:51
در آوار شب و دشنه چكد از قلب من خوناب
كه مي‌بينم من عاشق چه ماري خفته در محراب
خوشا از بند تن رستن پي آزادي انسان
نمي‌ترسم من از بخشش كه اينك سر كه اينك جان

jahed
2009-Jan-26, 09:03
نیست جز از یاد تو در دل نهان

ای مه و ای چشم و چراغ جهان

http://mudeir.persiangig.com/5609950-md.jpg

علم الهدی
2009-Jan-26, 21:46
نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم

ز مهر در تو نشانی نه دیدم و نه شنیدم

Dark Lord
2009-Jan-29, 22:03
مگذار مطرب را دمي کز چنگ بنهد چنگ را
در آبگون ساغر فکن آن آب آتش رنگ را

DARK.CROSS
2009-Feb-01, 23:51
از اين چراغ مُردگي
از اين بر آب سوختن
از اين پرنده كشتن و
از اين قفس فروختن
چگونه گريه سر كنم
كه يار غمگسار نيست
مرا به خانه‌ام ببر
كه شهر، شهر يار نيست

ICE
2009-Feb-13, 00:30
تو خنده زن چو کبک ...گريزنده چو غزال

من در پیت چو در پی آهو پلنگ مست

وانگه تورا بگیرم ودستان من روند

هرجادلم بخواهد،آری چنین خوش است.

م.امید

ماهان1901
2009-Feb-13, 00:35
آيسي فقط به افتخار شما اين شعر رو اومدم دشد

تو كز محنت ديگران بي غمي

نشايد كه نامت نهند آدمي

شعرو داشتيد ؟ d:

ICE
2009-Feb-13, 00:45
آيسي فقط به افتخار شما اين شعر رو اومدم دشد

تو كز محنت ديگران بي غمي

نشايد كه نامت نهند آدمي

شعرو داشتيد ؟ d:

نمی دونم چرا امروز هرکی از را می رسه....یکی می زنه تو سر من!)):

-----------------------------------------

یارم چو قدح به دست گیرد........بازار بتان شکست گیرد

هرکس که بدید چشم او گفت....کو محتسبی که مست گیرد

حافظ

ماهان1901
2009-Feb-13, 01:06
اي بابا من كه منظورم مفهوم شعر نبود من شعر بهتون تقديم كردم

در آ كه در دل خسته توان در آيد باز

بيا كه در تن مرده روان در آيد باز

اينم به مناسبت بازگشتتون -;{@

ICE
2009-Feb-13, 01:15
زنهار!خواب غفلت و بی چارگی بس است

هنگام کوشش است اگر چشم وا کنی

تا کی بانتظار قیامت توان نشست

برخیز تا هزار قیامت به پا کنی

م.امید

ssy86
2009-Feb-13, 13:12
یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود///
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود/// راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک///
بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود///

علم الهدی
2009-Feb-13, 13:30
دل آینه صورت غیبست ولیکن

شرطست که بر آینه زنگار نباشد

ssy86
2009-Feb-13, 13:40
دارم امید عاطفتی از جانب دوست///
کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست/// دانم که بگذرد ز سر جرم من که او///
گر چه پریوش است ولیکن فرشته خوست///

علم الهدی
2009-Feb-14, 18:17
توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون

می گزم لب که چرا گوش به نادان کردم ! ( حافظ )

Stigmata
2009-Feb-15, 00:35
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

تو بمان با دگران وای به حال دگران!

علم الهدی
2009-Feb-15, 00:46
نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی ؟

بازم از پای در انداخته ای یعنی چه

Stigmata
2009-Feb-17, 00:08
هر روز دلم در غم تو زارتر است........و از من دل بیرحم تو بیزار تر است
بگذشتیم ، غم تو نگذاشت مارا.......حقا که غمت از تو وفادار تر است

Ashkan 261
2009-Feb-17, 01:07
شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت ................ فراق یار نه آن می‌کند که بتوان گفت





حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر ..................... کنایتیست که از روزگار هجران گفت

TrueBlue
2009-Feb-17, 18:46
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
مگر اسباب بزرگی همه اماده کنی

Stigmata
2009-Feb-17, 18:54
یا رب ان نوگل خندا که سپردی به منش...میسپارم به تو از چشم حسود چمنش

Ashkan 261
2009-Feb-17, 19:00
نه شگفت گر بگویی مرا نمیشناسی

بلی ای بلا تو شاهی و گدا نمیشناسی

نه همین وفای مارا ، که محبت و وفا را

به خدا نمیشناسی، به خدا نمیشناسی

دل من شکستی آخر به نگاه خشمباری

به خدا تو قدر دل را ؛ و مرا نمیشناسی

نکنم سفر به شهری که در او صفا نباشد

تو ولی سفر پرستی و صفا نمیشناسی

DARK.CROSS
2009-Feb-17, 20:07
يکي تيشه بگيريد پي حفره زندان
چو زندان بشکستيد همه شاه و اميريد

صدیقه اخباری
2009-Feb-17, 21:42
دلم در سینه آهی کرد و بگذشت
خودش را خاک راهی کرد و بگذشت
جهان یک پنجره دارد که هر کس
ز راه آمد نگاهی کرد و بگذشت

DARK.CROSS
2009-Feb-18, 18:48
تو سراپا بي‌خيالي من همه تحمل درد
تو نفهميدي چه دردي زانوي خسته‌ام رو تا كرد

Stigmata
2009-Feb-18, 19:18
دلی که غیب نمای است و جام جم دارد...... ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد

به خط و خال گدایان مده خزینه دل....به دست شاه وشی ده که محترم دارد

Darya
2009-Feb-18, 23:09
دلا خو كن به تنهايي كه از تن ها بلا خيزد /سعادت آن كسي يابد كز تن ها بگريزد

تبسم67
2009-Feb-19, 11:14
دشتها آلوده ست
در لجنزار گل لاله نخواهد روئيد
در هواي عفن،آواز پرستو به چه كارت آيد؟
فكر نان بايد كرد
و هوائي كه در آن
نفسي تازه كنيم
گل گندم خوب است
گل خوبي زيباست
اي دريغا كه همه مزرعه ي دل ها را
علف هرزه ي كين پوشانده ست.
"فريدون مشيري"

Black Hawk
2009-Feb-19, 11:23
يار من خسرو خوبان و لبش شيرين است.........خبرش نيست که فرهاد وي اين مسکين است
نکنم رو ترش ار تيز شود کز لب او............سخن تلخ چو جان در دل من شيرين است

تبسم67
2009-Feb-19, 11:37
تو آسمان آبي آرام و روشني
من چون كبوتري كه پرم در هواي تو
يك شب ستاره هاي تو را دانه چين كنم
با اشك شرم خويش بريزم به پاي تو

ماهان1901
2009-Feb-19, 13:45
وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی

كه بس دور است بین ما

و عاشق گشتن

و

عاشق نمودن

سخت دشوار است

Pari
2009-Feb-19, 15:35
http://photos1.blogger.com/blogger/3364/2903/400/chem%20dar%20rah.0.jpg (http://photos1.blogger.com/blogger/3364/2903/1600/chem%20dar%20rah.0.jpg)

تو را من چشم در راهم
شباهنگام،
كه می گیرند در شاخ تلاجن، سايه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم؛
تو را من چشم در راهم
شباهنگام،
در آن دم كه بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند؛
در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پای سرو كوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی كاهم؛
تو را من چشم در راهم ...


نیما یوشیج

aftabe mehr
2009-Feb-20, 09:49
مرا رسد كه برآرم هزار ناله چو بلبل
كه احتمال ندارم ز دوستان ورقي گل
خبر بريد به بلبل كه عهد مي شكند گل
تو نيز ار بتواني ببند بار تحمل

DARK.CROSS
2009-Feb-21, 11:31
لالا مي‌گم برات خوابت نمياد
بزرگت مي‌كنم يادت نمياد
لالا كن بوته خوشرنگ پنبه
كه با ما دست اين دنيا به جنگه

تبسم67
2009-Feb-21, 12:14
مي روم خسته و افسرده و زار سوي منزلگه ويرانه ي خويش
بخدا مي برم از شهر شما؛دل شوريده و ديوانه ي خويش
ميبرم تا ز تو دورش سازم،زتو اي لكه ي اميد محال
ميبرم زنده به گورش سازم،تا كه زين پس نكني ياد وصال...
"فروغ فرخزاد"

ssy86
2009-Feb-21, 16:09
لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است///
وز پی دیدن او دادن جان کار من است/// شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز///
هر که دل بردن او دید و در انکار من است///

عقاب سپیدکوه
2009-Feb-21, 19:20
تشنه ام ای آسمان عشق بارنت کجاست
دست من در جستجو پژمرد دامانت کجاست
هرچه میبینم همه دیوارهای سنگی است
کاش میگفتی به من شهر شهیدانت کجاست

تبسم67
2009-Feb-22, 12:44
تو اگر كوچ كني بغض خدا مي شكند
صبر كن گريه به زنجير شود بعد برو

DARK.CROSS
2009-Feb-22, 23:33
وقتيكه دل تنگه فايده‌اش چيه آزادي
زندگي زندونه وقتي نباشه شادي
آدم كه غمگينه دنيا براش زندونه
مابين صد مليون بازم تنها مي‌مونه

عقاب سپیدکوه
2009-Feb-23, 18:58
هوا بس ناجوانمردانه سرد است آی
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گو در بگشای
منم من
میهمان هر شبت لولی وش مغموم
منم من
سنگ تیپا خورده رنجور
نه از رومم نه از زنگم
همان بیرنگ بیرنگم
بیا
بگشای در بگشای
دلتنگم
رفیقا
میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون بید لرزان است
تگرگی نیست
بادی نیست
صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است
رفیقا سرخی بعد از سحرگه نیست این
گوش سیلی خورده از سرمای سخت زمستان است!

م. امید مهدی اخوان ثالث، سوم برادران سوشیانت
( روحش شاد که به تن پارسی زبانان روحی تازه دمید و خود ناباورانه رفت!
روانش شاد
و پردیس مینوی جایگاهش باد)

ParHam
2009-Feb-23, 20:16
داد از این بی شکلکیها(شکلکای سایتو میگم که خرابه)
داد از این بی شکلکیها
داد و صد افغان ز حس کودکی در آواتارم
مانده تنها
زیر حس خیس یک آپلود ناقص
مانده تنها
مانده تنها

Black Hawk
2009-Feb-25, 18:20
ازين گفتن، خدايا، شرم دارم..... و زان حضرت به غايت شرمسارم
.................................................. ......................................

تبسم67
2009-Feb-25, 21:44
ما هر دو در یک بهار چشم به دنیا گشودیم
آن گاه ناگهان متولد شدیم
و نام تازه ای بر خود گذاشتیم
فرقی نمی کند آن فصل
فصلی که می توان متولد شد حتماً بهار باید باشد
و نام تازه ی ما حتماً دیوانه وار باید باشد...

Darya
2009-Feb-25, 22:06
دلم رفت ونديدم روي دلدار/فغان از اين تطاول آه از اين زجر

DARK.CROSS
2009-Feb-25, 23:05
روح جنگل سياه با دست شاخه‌هاش داره
روحم رو از من مي‌گيــره
تا يه لحظه مي‌مونم
جغدها تو گوش هم ميگن
پلنگ زخمي مي‌ميـــره
راه رفتن ديگه نيست
حجله پوسيدن من جنگل پيـره

ماهان1901
2009-Feb-26, 01:08
هي فلاني

من گمانم زندگي بايد همين باشد

يك فريب ساده و كوچك

آن هم از دست عزيزي كه تو بودن را

جز براي او و جز با او نمي خواهي ....

اخوان ثالث فكر مي كنم مطمئن نيستم

عقاب سپیدکوه
2009-Feb-26, 01:47
ما دل شکسته ایم باور نمی کنی
مجروح و خسته ایم باور نمی کنی
در امتداد درد در روزهای سرد
در خون نشسته ایم باور نمی کنی
تاری شکسته ایم خاموش و بی صدا
در خود شکسته ایم باور نمی کنی

ماهان1901
2009-Feb-26, 01:59
ياد باد آنكه زما وقت سفر ياد نكرد

به وداعي دل غمديده ي ما شاد نكرد

آن جوان بخت كه ميزد رقم خير و قبول

بنده ي پير ندانم ز چه آزاد نكرد

Ice Dream
2009-Feb-26, 11:10
دلی که غیب نمای است و جام جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد
به خط و خال گدایان مده خزینه ی دل
به دست شاه وشی ده که محترم دارد

ssy86
2009-Feb-26, 14:55
دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد///
که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد/// سر ما فرونیاید به کمان ابروی کس///
که درون گوشه گیران ز جهان فراغ دارد///

Darya
2009-Feb-26, 15:25
داني كه چيست دولت ديدار يار ديدن/در كوي او گدايي بر خسروي گزيدن

عقاب سپیدکوه
2009-Feb-27, 02:05
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
(استاد شهریار)