PDA

مشاهده نسخه کامل : آشنایی با دوبلور های ایران



Marow
2008-Jun-20, 01:14
می خوام یه سری اطلاعات از مشهور ترین دوبلور های ایران قرار بدم امیدوارم مفید باشه (پیشاپیش از دوست خوبم روونی به خاطر تلاشش تشکر میکنم)

Marow
2008-Jun-20, 01:16
منوچهر والی زاده


زندگينامه
منوچهر والي زاده تهراني در سال 1319 در تهران متولد شد. او در سال هاي 1338-1337 يعني از دوران دبيرستان بعد از چند تئاتر آماتوري به تئاتر تهران راه يافت و در يك نمايشنامه به كارگرداني خانم مورين نقش كوتاهي به عهده گرفت و بعد از آشنايي با منصور متين كه از هنرمندان تئاتر و دوبلاژ فيلم بودند به استوديوي شاهين فيلم براي دوبله دعوت شد و پس از همكاري در چند فيلم كوتاه نزد ايشان به استاد علي كسمائي معرفي شد و چندين سال در خدمت ايشان كارآموز بود و بعد از مدتي در فيلم «دختر بنفشه فروش» نقش اول فيلم «هل فرر» را به عهده گرفت. در سال 1340 از طريق خانم تاجي احمدي به امين اميني معرفي شد، (استوديو عصر طلائي) و اولين بازيگري او در سينما بازي در فيلم «خداداد» بوده است و تا سال 1357-1356 نزديك به 18 فيلم سينمايي بازي كرد. لازم به ذكر است كه حرفه اصلي والي زاده كار در دوبلاژ مي باشد.

شروع حرفه ای دوبله : 1338 ، سایرفعالیتها : بازی درسینما از1340 و بازی درتلویزیون از1348.گوینده بسیاری ازنقشهای اول مانند جان کاساوتیس ، رایان اونیل ، رابرت کنراد ، تونی کرتیس ، جان تراولتا ، رابرت دنیرو، بیل مورای ، جیم کری و... . فیلم : قاتلین ( جان کاساوتیس) ، پالپ فیکشن ( جان تراولتا ) ، چه کسی گرینچ را دزدید ( جیم کری) ، دو دقیقه مهلت ( جان کاساوتیس) ، پدرخوانده 2 ( رابرت دنیرو) ، شکارچی گوزن ( رابرت دنیرو/ دوبله دوم ) ، مسیرسبز( تام هنکس) ، گوشه گیران آلتونا ( رابرت واگنر) ، شجاع دل ( راوی) . سریال : انتقام ( کارل هیلتن ) ، تجارت مرگ ( نقش اصلی) ، دهکده کوچک ( آلک) و... . کارتون : لوک خوش شانس( لوک ) ، عصرحجر( بارنی) ، شارلوت ( خوک ) ، صد و یک سگ خالدار.

لوک خوش شانس معروف

http://i18.tinypic.com/2upv33k.gif

والی زاده در کارتون لوک خوش شانس صدای لوک رو در میاورد.من یادمه بچه که بودم تو یه سریال بازی میکرد به نامفراق که بعدا چسبید به همین کار دوبله و تلویزیون رو کنار گذاشت.عکس بهتر از اینم ازش گیر نیاوردم .اخرین کاریکه از تلویزیون ازش پخش شده فکر کنم فیلم پلیس بورلی هیلز 3 بود که صدای نقش اول(مورفی) رو اجرا میکرد.

به نقل از منوچهر والی زاده...

دوست ندارم مردم قیافه دوبلورها را ببینند
دوبله يك چيز پنهاني است.ما آدم داريم كه بي ريخت است، ولي صداي زيبايي دارد. مردم با توجه به صدايي كه مي شنوند، هميشه چهره اي
را توي ذهنشان تصور مي كنند، با ديدن چهرة واقعي صاحب صدا، آن رؤيا از بين مي رود.همين پنهاني دوبله است كه قشنگ است.

چطور والی زاده و لوک به هم رسیدن
خسرو خسروشاهي كه مدير دوبلاژ يك كاري بود، من را صدا كرد. من هم رفتم. ديدم يك كارتون است. به اش گفتم: اينو بزن جلو تا فيلمش
بياد. اين كارتون چيه؟ گفت: دوبله همينه. گفتم: تو كه كارتون دوبله كن نبودي!گفت: اين اسمش لاكي لوكه. توي دنيا خيلي اسم در كرده. دادند
به من دوبله كنم... مي خوام به جاي لوك، تو حرف بزني. گفتم: بي خيال. ما كه كارتون نگفته ايم. گفت: نه، اين يكي خيلي قشنگه.
بعد از پخش کارتون،يك دفعه ديدم من اين قدري كه با اين كارتون معروف شدم، با آن همه آرتيست گنده كه جايشان حرف زده بودم، معروف
نشده بودم.

والی زاده و انتقاد از دوبله فیلمها در حال حاضر
سرهم بندي بهترين واژه اي است كه در مورد اكثر دوبله هاي امروز مي توان به كار برد. زماني بازيگرهاي درپيت سينما به خاطر دوبله هاي
شاهكارشان توي ايران به محبوبيت مي رسيدند.دوستداران نورمن ويزدوم در ايران بيشتر از انگلستان (زادگاه نورمن) بود لات و لوت ها عين جان
وين صحبت مي كردند. وقتي آلن دلون حرف مي زد مردم حال مي كردند. بي راه نبود كه مي گفتند دوبله به فيلم جان تازه مي دهد اما حالا
كجاييم؟
تا چند سال پيش فكر مي كردم دوبلة تركيه جزء مزخرف ترين دوبله هاي دنياست، انگار جاي همة بازيگرهاي مرد فيلم ها يك نفر صحبت مي كند
و جاي همة بازيگرهاي زن هم يك نفر. اما برنامه هاي سينمايي پرده شيشه اي و سينما جهان و... كه از هر فيلم فقط 40 دقيقه اش را نشان
مي دهند روي ترك ها را هم كم كردند. حتي دوبلة فاجعة بعضي از فيلم هاي سري جديد سينما 4 هم دست كمي از آن ها ندارد. موسيقي
فيلم در اكثر موارد، چيز ديگري است، صداي اصلي فيلم و صداي دوبله گاهي با هم شنيده مي شود. افكت هاي صوتي بالكل تعطيل است.
انتخاب صداها اغلب شكمي و كيلويي است و كل كار حداكثر در عرض يك روز دوبله مي شود

Marow
2008-Jun-20, 01:33
خسرو خسروشاهی

http://aycu14.webshots.com/image/8013/2005195853125609342_rs.jpg

یکی ازمهره های ارزشمند دوبله ایران

تولد : سال 1320 در تهران - 66 ساله
شروع حرفه ای دوبله: سال 1340
ویژگی صدا: صدای منحصربه فرد برای ستاره های جوان و خوش سیما.
نقشهای شاخص : گوینده نقشهای اول به جای :

http://tbn0.google.com/images?q=tbn:8E0rGge-9gkp4M:http://www.astrotheme.fr/images/dossiers/celebrites/a_delon.jpg

آلن دلون (یوزپلنگ ، عقرب ، موجی ازاسکناس، دسته سیسیلی ها، استخر ، آفتاب سوزان ، اسلحه بزرگ ، سامورایی، پلیس ، دایره سرخ)


http://tbn0.google.com/images?q=tbn:7ezohAxcKxwhKM:http://imagecache2.allposters.com/images/54/039_4072.jpg
آل پاچینو( پدر خوانده ، بعدازظهرنحس، مترسک ، مخمصه ، بی خوابی ، نفوذی)

http://tbn0.google.com/images?q=tbn:E5OPbE71MwLiCM:http://www.thegoldenyears.org/dustin_hoffman.jpg

داستین هافمن( کریمرعلیه کریمر ، کابوی نیمه شب ، لنی ، هیئت منصفه فراری)




استیو مک کویین (نوادا اسمیت)‌
کوین کاستنر( با گرگها می رقصد، جی اف کی)
رابرت ردفورد( سرقت الماس)
و بازیگران دیگری چون فرزان دلجو، آمیتاب بچن ، شاهرخ خان ، آرجون رامپال ، جان آبراهام ، عامرخان و...
مدیریت دوبلاژ : بسیاری از آثارارزشمند تاریخ دوبله ایران مانند: مردی برای تمام فصول، جن گیر، پاپیون، گلهای آفتاب گردان ، گتسبی بزرگ، تمام مردان رئیس جمهور، شبکه ، جی اف کی ، آمارکورد، آینه ، استاکر، نوستالگیا، پدرخوانده 2و3و...

Marow
2008-Jun-20, 01:34
جلال مقامی

با صدایی فقط برای نقش های مثبت

همونطور که گفته شده ما جلال مقامی رو با برنامه دیدنیها میشناسیم.اما اون چیزی که خیلی جالبه اینه که من تا بحال ندیدم صدای مقامی برای شخصیت منفی یک فیلم گذاشته بشه .شما سراغ دارید؟

تولد : 1320 ، تهران . سایر فعالیتها : بازی درتئاترو تلویزیون دراواخردهه1330، بازی درسینما از1344 ( آلونک ، رازگل شب بو) و گویندگی و اجرا درتلویزیون ( برنامه دیدنیها) از1361. شروع حرفه ای دوبله : 1337 و مدیریت دوبلاژاز1345. نقش ها : گویندگی به جای بسیاری از جوانهای نقش اول مانند رابرت ردفورد، عمرشریف ، وارن بیتی ، رابین ویلیامزو بازیگران هندی مثل گویندا ، راجندرا کومارو... . فیلم: فرشتگان آلوده صورت ( جیمزکانگی) ، وداع با اسلحه ( آلبرتو سوردی) ، پا برهنه درپارک ( رابرت ردفورد) ، شهرپسران ( اسپنسرتریسی) ، شکوه علفزار، بانی و کلاید( وارن بیتی) ، نیش ، بوچ کسیدی و ساندس کید ، سه روزکندر ( رابرت ردفورد) ، مردی که می خواست سلطان باشد ( مایکل کین) ، لورنس عربستان ، طلای مک کنا ، دکترژیواگو ( عمرشریف) ، فراربزرگ ( جیمزگاردنر) ، انجمن شاعران مرده ( رابین ویلیامز) و... . سریال : لبه تاریکی ( ران کریون ) ، پوآرو ( هستینگز) ، گروه امداد ( میکی) ، ارتش سری ( اروین برانت) ، خانواده رابینسون ( آقای رابینسون) .


معمولا هر دوبلور رو برای یه بازیگر خاص قرار میدن هر چند که در قدیم این اصل بهتر رعایت میشده اما نباید از این
گذشت که صدای رابین ویلیامز فقط خوراکه جلال مقامی هست و بس.

http://www.geocities.com/pgmatg/sd02-03.jpg
رابین ویلیامز



و چند خط دیگر از جلال مقامی...

مقامی در 23 سالگی ازدواج کرده و یک دختر و دو نوه دارد.
همسر او خانم رفعت هاشم پور هم در کار دوبله است.
مقامی فیلمهای ده فرمان ، بن هور و اسپارتاکوس را به عنوان بهترین دوبله های فیلمهای گذشته نام میبرد.
اولین جمله ای که مقامی در یک فیلم گفته در نقش یک خدمتکار بوده.خدمتکار چمدان قهرمان فیلم را بر میدارد
و میگوید «من‌ هميشه‌ در خدمت‌ شما هستم‌».
مقامی از حمایت نشدن دوبلورها در حال حاضر گله منده و اعتقاد داره که در قدیم عزت و احترام بیشتری نسبت به
دوبلورها قایل میشدند.

Marow
2008-Jun-20, 01:39
بهرام زند

http://aycu31.webshots.com/image/9950/2005260351361184959_rs.jpg

با صدایی قاطع و محکم


هیچ وقت سریال شرلوک هلمز رو با صدای بهرام زند فراموش نمیکنم.بازیه معرکه جرمی برت در کنار دوبله عالیه بهرام زند باعث شده بود که من حتی یه قسمت از این سریال رو هم از دست ندم.

http://aycu01.webshots.com/image/10240/2005249511785106472_rs.jpg
جرمی برت در نقش هلمز

اجرای صداهای بازیگران مطرحی مثل رابرت دنيرو، ژان رنو، مل گيبسون بر عهده زند بوده (در بیشتر موارد) ومطیمنا در اینده هم این روال ادامه خواهد داشت.

http://aycu23.webshots.com/image/10982/2005299036518077153_rs.jpg
http://aycu09.webshots.com/image/8088/2005264313385711888_rs.jpg

سریال ناوارو رو که یادتون هست؟ ناوارویی که (به قول خود زند) خفه و پایین حرف میزد . یکی دیگه از کارهای شاخص زند هم در این سریال بود.

http://i14.tinypic.com/3yer78m.jpg

تولد:1323، شروع حرفه ای دوبله: 1344و مدیریت دوبلاژ از1358. فیلم پدرخوانده( جیمزکان) ، شجاع دل ( مل گیبسن) ، گتسبی بزرگ(بروس درن) ، تسخیرناپذیران(رابرت دنیرو) ، رونین(رابرت دنیرو) ، این را تحلیل کن و آن را تحلیل کن ( رابرت دنیرو) ، قطارافسارگسیخته(جان وویت) ، مظنونین همیشگی(استیون بالدوین) . سریال : شرلوک هلمز( شرلوک هلمز) ، ناوارو( ناوارو) ، جنگجویان کوهستان( لین چان) ، 1-99( لسلی گراندهام). مدیردوبلاژ بسیاری از آثارموفق تلویزیون و سینما مثل سریال شرلوک هلمز ، ناوارو، سریال امام علی (ع).



به نقل از بهرام زند...

آقای زند چطور وارد حرفه دوبله شد؟
من به انجمن گويندگان رفتم و آن‌ها گفتند ورود تو به اين عرصه خيلي طول مي‌كشد . از طريق يكي از دوستانمان در تلويزيون به آقاي ماني معرفي شدم و در آن جا كار‌آموزي را شروع كردم و يك سال فقط طرز كار گوينده‌ها را نگاه كردم

بهرام زند ، مخالف با بودن انجمن گویندگان جوان
من معتقدم اين انجمن كه اسم جوان را هم روي خود گذاشته‌ به حرفه‌ي دوبله دست درازي كرده است .در صورتي كه بايد در كنار گوينده‌هاي قديمي مي‌ايستادند و ياد مي‌گرفتند كه جمله را چگونه بايد گفت.هر كسي مي‌خواهد وارد اين عرصه شود ابتدا بايد نحوه كار گويندگان را ببينيد و كلمه كلمه در كنار گوينده گان قديمي اين حرفه را بياموزيد تا به اصطلاح آهنگ دار حرف نزند. و آهنگ از كلام‌ها گرفته شود تا صدا به صورت ناب درآيد.

کار دوبله و دستمزد آن
مقوله دستمزد گويندگي و مدير دوبلاژي با هنرپيشگي و كارگرداني خيلي فرق مي‌كند. ورود فيلم‌ها توسط فارابي به طور محدود انجام مي‌شد. پس كارها منحصر به تلويزيون شد و اين سازمان نيز اجازه پخش هر سريال و هر فيلمي را نداشت. چون بايد اين آثار با شرايط جمهوري اسلامي همخواني داشت و محدود شدن كارها موجب شد كه درآمد بيشتر گويندگان محدود به فعاليت‌هاي تلويزيوني شود و با صدا سر صحنه شدن فيلم‌هاي ايراني، گويندگان از دوبله اين آثار نيز محروم شدند. كار كردن با تلويزيون يك قيمت پايين بود. بعد از فعال شدن بخش خصوصي هم گويندگان فعاليت خود را در تلويزيون قطع نمي‌كنند. مثل يك حالت بازنشستگي؛ البته ما بازنشستگي نداريم. يعني اگر من فردا صدايم را از دست دهم، تمام شده‌ام. يعني انگار حضور نداشته‌ و نبوده‌ام.

دوبلوري را مي‌توان بازيگري صدا دانست؟
حتماً همين‌طور است. هنگامي كه من فيلم ميهن پرست مل گيبسون را دوبله و خودم جاي گيبسون حرف مي‌زدم، پس از دوبله ي صحنه‌اي كه پسر گيبسون از دست مي‌رفت، گوينده‌اي كه به جاي پسر او صحبت مي‌كرد، بيرون رفت و گريه كرد. من خوشحالم كه ما هنگام دوبله بدون آن كه تصويري از ما پخش شود چنان با صورت خود بازي كرديم كه گويندگاني كه بصورت حرفه‌اي هنگام دوبله مي‌خندند و گريه مي‌كنند بدون آنكه واقعا اين كار را انجام دهد، تحت تاثير قرار بگيرند و گريه كنند. يا هنگام دوبله‌ي حس ششم در صحنه‌اي خانم رادپور و شيرزاد كه جاي مادر و پسر حرف مي‌زدند طاقت نياورد و يك دفعه زد زير گريه و من آمدم بيرون و نيم ساعت اين دو را رها كردم و گذاشتم كه تخليه روحي شوند. اگر به اين صورت كار انجام شود خيلي ارزشمند است.

بهرام زند و کارهایی که بیشتر دوستشان دارد!!
برخی از قسمت های شرلوک هلمز كه به جاي «جرمي برد» حرف مي‌زدم، خيلي جالب شده است. بعضي از استالونه‌هايي كه گفتم خوب شده است. بروس ویلیز را در «اشك خورشيد» پسنديدم.مل گیبسون از جمله هنرپيشه‌هايي است كه راحت با او ارتباط برقرار مي‌كنم. مثلا در فيلم‌هاي ميهن‌پرست و شجاع‌دل .

ترجمه خوب و تاثیر آن بر کیفیت دوبله
تعداد مترجمان خوب به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد. شايد به نظر من به سه نفر هم نرسد. ترجمه‌ي خوب، دوبله‌ي خوب مي‌آورد. زمان قديم مترجمان خوبي بودند. مترجم بايد فارسي را خوب بلد باشد. در يك جلسه‌اي كه مترجمان حضور داشتند گفتم ببخشيد، شما انگليسي را خيلي خوب بلد هستيد، دانشگاه تحصيل مي‌كنيد، خارج هم مي‌رويد و آن را مي‌آموزيد ولي چقدر فارسي بلد هستيد؟ آيا همتراز تحصيلات زباني كه در دانشگاه‌هاي آموخته‌ايد مطالعه درباره زبان فارسي هم داشته‌ايد. محدوده احاطه شما به واژه‌هاي زبان فارسي چقدر است ؟ خيلي از واژه‌ها هنگامي كه در فيلمي استفاه مي‌شود در فيلم ديگري نبايد استفاده شود چون اثرهاي پليسي، تاريخي، مذهبي، كارآگاهي قديمي، خانوادگي، درام با هم فرق دارد ترجمه‌هاي آنها با هم تفاوت دارد

چه صداهایی را در دوبله کمبود داریم!!
صداهایی مثل صداي خدا بيامرز «مقبلي». صداهاي مردان جوان متمايز نيز كم شده است. چون الان صداهاي جوان خيلي محدود شده است.صداهاي كارتوني خانم‌ها را بسيار زياد داريم. صداهايي در رديف زهره شكوفنده، مينو غزنوي، مريم شيرازد كه نقش‌هاي اصلي را مي‌گويند هم كم داريم و اين تنوع بايد با گويندگي‌هاي خوب بيشتر شود. چون تنها صداي خوب ملاك نيست. در ضمن زمينه صداهاي خانم‌هاي مسن بسيار كمبود داريم و آن چه از دست داده‌ايم ديگر جايگزين نشده است

بهرام زند: آینده دوبله را بد میبینم
اگر چند نفري كه كار خوب ارايه مي‌دهند، ديگر نباشند، نمي‌دانم دوبله چه وضعيتي پيدا مي‌كند.من متاسفانه آینده دوبله را بد میبینم.

بهرام زند: حذف زمان زيادي از آثار سينمايي، فاجعه است
حذف حدود 60 دقيقه‌ از فيلم‌ها، به منزله‌ي تخريب كردن آثار است. اصلا چه لزومي دارد فيلم‌هايي كه به اين ميزان سكانس غير قابل پخش دارند، دوبله شوند.دوبله و پخش فيلم ها با اين كيفيت، دروغ گفتن به مخاطب است و اين كار در شرايطي صورت مي‌گيرد كه مردم با دسترسي آسان به رسانه‌هاي ديگر، مي‌توانند اين آثار را كامل ببينن. قاعدتا مخاطبان كه متوجه‌ي تعديل‌هاي صورت گرفته بر فيلم‌ها شوند، نظر خوبي نسبت به سيما پيدا نمي‌كنند

Marow
2008-Jun-20, 01:40
مریم شیرزاد

http://i3.tinypic.com/4bdv18g.jpg

متولد:1338،تهران.
تحصیلات:نیمه تمام در دانشکده ی جهانگردی.
شروع حرفه ای دوبله:1359
سایر فعالیتها:رادیو از 1348تا 1359 در برنامه ی کودک .

صدای مهربان ایشان را بسیار شنیده ایم ...چه در کارهای انیمیشن و چه فیلمهای سینمایی و سریال .کارتون جزیره ی ناشناخته مجمع خوبان فعال در عرصه ی گویندگی بود ، نوشابه امیری (کنا)، مریم شیرزاد(سرندی پیتی)، فریبا شاهین مقدم (پیلا پیلا همان پرنده ی وراج و فضول !)، احمد آقالو (ماهی پرنده که مدام خبرهایی تازه داشت !)و بسیاری دیگر ...اما به جرات می گویم که انتخاب خانوم شیرزاد برای گویندگی سرندی پیتی با آن عطوفت خاص بهترین بود ...در خاطره ها ماند و جاودانه شد .
همان دوران بود که سریال سالهای دور ازخانه (اوشین)هم وارد خانه ها شد و چه بسیار مردمی را که پای تلویزیون نشاند و نگرانی مسن ترها در پیگیری حوادث زندگی اوشین ...و بخش جوانی ایشان را خانوم شیرزاد گفتند و خوب هم گفتند . گذشت و گذشت تا آن کودک حساس (آن شرلی )که اینبار شاهد بخش متفاوتی از صدای خانوم شیرزاد بودیم ...کودکانه تر و شاداب تر از قبل.کارنامه ی ایشان بسیار مفصل است ...از مریم مقدس گرفته تا آن فیلم پر زد و خورد ژاپنی (کلید قدرت)! اما نکته در این است که تنها این صدا نیست که مهربان است ...انگار محبت و عاطفه بخشی است از وجود ایشان .

Marow
2008-Jun-20, 01:43
حسین عرفانی

http://i13.tinypic.com/451ebrm.jpg

حسین عرفانی هم یکی دیگر از دوبلورهای باسابقه و بسیار خوب ایران است.او در سال 1321 در تهران متولد
شده(64 ساله).کار دوبله را از سال 1340 و مدیر دوبلاژی را هم از سال 1356 آغاز کرده.او به غیر از گویندگی سابقه بازی در تئاتر ،تلویزیون (بازی در سریالهای تلخ و شیرین ، زیر گذر عمر و این خانه دور است ) و سینما هم دارد.
او به همراه همسرش سابقه مجری گری در مسابقه تلاش را هم دارند.(فکر میکنم حدود ده سال پیش.پنج شنبه شبها.البته من بیشتر وقتهاخوابم میبرد و نمیتونستم ببینم).
عرفانی به جای بازیگرانی مثل همفری بوگارت ،جودان بیکرو، کلارک گیبل حرف زده.صدای عرفانی به دلیل تُن خاصی که داره مناسب شخصیتهای درشت هیکل سینماست در نتیجه صداهای بازیگرانی مثل آرنولد شوارتزنگر و سیلوستر استالونه و ...هم به عرفانی میرسه.

http://i1.tinypic.com/2zr2mb9.jpg
همفری بوگارت

http://i10.tinypic.com/4bs4tao.jpg
http://i10.tinypic.com/2ce5dfd.jpg

اما یه چیزی که من تا همین چند روز پیش نمیدونستم این بود که گوینده صدای اسب لوک (جالی) در کارتون لوک خوش شانس رو حسین عرفانی بر عهده داشته و خود والی زاده اشاره کرده که تنها صدای عرفانی براي جالي مناسب بوده.

نمونه ای از مهمترین کارهای او:
فیلم : همفری بوگارت ( کازا بلانکا ، گذرگاه تاریک ، شاهین مالت ، دست چپ خدا و...) ، کلارک گیبل ( برباد رفته) ، پیتراتول ( لورنس عربستان) ، رابرت دنیرو( شهرک پلیس ، شهرساحلی ) ، ساموئل ال جکسن ( پالپ فیکشن) ، ریچارد آتنبارو (فراربزرگ) ، آرنولد شوارتزنگر( ترمیناتور2و3) ، مارلون براندو ( شورش درکشتی بونتی ) ، کلیف رابرتسن ( سه روز کندر) و... . سریال : لبه تاریکی ( جودان بیکر) ، مزرعه داران ( جیک) . کارتون : لوک خوش شانس ( اسب لوک ) .و البته سری فیلمهای کمدی ‌«دي‌دي‌»


چند خط دیگر از حسین عرفانی ...
به غیر از عرفانی همسرش شهلا ناظریان و دخترش مهسا عرفانی هم در دوبله فعالیت دارند.
ازدواج عرفانی با همسرش هم به آشنایی آنها در محیط دوبله بر میگردد.
اولین جمله ای که عرفانی در یک فیلم گفته در فیلمی به نام «كاري‌»بوده.با این جمله:«خانم‌ ، نمايش‌ تا دو دقيقه‌ ديگر شروع‌مي‌شود».
شغل اصلی عرفانی دوبلوری و کلاً گویندگی است.
عرفانی از دوبلورهایی هست که در تیزهای تبلیغاتی هم فعالیت (محدود) میکند.البته همسر و دخترش هم سابقه گویندگی در کارهای تبلیغاتی را دارند.

Marow
2008-Jun-20, 01:45
علی رضايی
نام اصلي: ايرج رضايي

زندگينامه

ايرج رضايي متولد 1314 در گوراب (توابع چالوس) مي باشد. كار دوبله را از سال 1338 و مديريت دوبلاژ را از سال 1338 آغاز كرد.

فيلم شناسی : برنامه ريز (۱) / دستيار كارگردان (۵) / مشاور كارگردان (۱) / گروه كارگرداني (۲) / نويسنده (۵) / بازيگر (۱) / تصويربردار پشت صحنه (۱) / سرپرست گويندگان (۳۳)

فيلم شناسی : برنامه ريز دستيار كارگردان مشاور كارگردان گروه كارگرداني نويسنده بازيگر تصويربردار پشت صحنه سرپرست گويندگان

1. برنامه ريز : (۱)مورد
(۱۳۷۰)

۱ - بودن يا نبودن (۱۳۷۷)

1. دستيار كارگردان : (۵)مورد
(۱۳۷۰)

۱ - بودن يا نبودن (۱۳۷۷)
۲ - جواني (۱۳۷۷)
۳ - زن امروز (۱۳۷۵)
۴ - آقاي شانس (۱۳۷۳)
۵ - بيقرار (۱۳۷۳)

1. مشاور كارگردان : (۱)مورد
(۱۳۵۰)

۱ - حريص (۱۳۵۲)

1. گروه كارگرداني : (۲)مورد
(۱۳۷۰)

۱ - لانه عقابها (۱۳۷۸)
۲ - گارد ويژه (۱۳۷۴)

1. نويسنده : (۵)مورد
(۱۳۶۰)(۱۳۵۰)

۱ - بهار در پاييز (۱۳۶۶)
۲ - سينه چاك (۱۳۵۵)
۳ - حريص (۱۳۵۲)
۴ - قصه ماهان (۱۳۵۲)
۵ - گذر اكبر (۱۳۵۱)

1. بازيگر : (۱)مورد
(۱۳۵۰)

۱ - از فرياد تا ترور (۱۳۵۹)

1. تصويربردار پشت صحنه : (۱)مورد
(۱۳۷۰)

۱ - ياران (۱۳۷۲)

1. سرپرست گويندگان : (۳۳)مورد
(۱۳۷۰)(۱۳۶۰)(۱۳۵۰)

۱ - آنها هيچكس را دوست ندارند (۱۳۷۲)
۲ - بلنديهاي صفر (۱۳۷۲)
۳ - بازيچه (۱۳۷۱)
۴ - تماس شيطاني (۱۳۷۱)
۵ - پرنده آهنين (۱۳۷۰)
۶ - پوتين (۱۳۷۰)
۷ - آتش پنهان (۱۳۶۹)
۸ - آب را گل نكنيد (۱۳۶۸)
۹ - پنجاه و سه نفر (۱۳۶۸)
۱۰ - وسوسه (۱۳۶۸)
۱۱ - آري چنين بود (۱۳۶۷)
۱۲ - ديده بان (۱۳۶۷)
۱۳ - بهار در پاييز (۱۳۶۶)
۱۴ - گرفتار (۱۳۶۶)
۱۵ - مسافران مهتاب (۱۳۶۶)
۱۶ - بي پناه (۱۳۶۵)
۱۷ - حماسه دره شيلر (۱۳۶۵)
۱۸ - دست نوشته ها (۱۳۶۵)
۱۹ - روزهاي انتظار (۱۳۶۵)
۲۰ - هواي تازه (۱۳۶۵)
۲۱ - وكيل اول (۱۳۶۵)
۲۲ - پدربزرگ (۱۳۶۴)
۲۳ - پلاك (۱۳۶۴)
۲۴ - گريز از شهر (۱۳۶۴)
۲۵ - پيراك (۱۳۶۳)
۲۶ - سياه راه (۱۳۶۳)
۲۷ - همه فرزندان من (۱۳۶۳)
۲۸ - بازرس ويژه (۱۳۶۰)
۲۹ - فرمان (۱۳۶۰)
۳۰ - مرز (۱۳۶۰)
۳۱ - از فرياد تا ترور (۱۳۵۹)
۳۲ - انفجار (۱۳۵۹)
۳۳ - جنگ اطهر (۱۳۵۸)

Marow
2008-Jun-20, 01:48
سعید مظفری

http://i15.tinypic.com/30k98bq.jpg

به این میگن یه صدای شیک
تا زمانی که تصویر سعید مظفری رو ندیده بودم در بدبین ترین حالت فکر میکردم 40 سالشه.اما این صدای زیباوجوان از آن یک مرد 64 ساله است.
سعید مظفری متولد سال 1321 در شهر شاهرود(استان سمنان) است.لیسانس زبان انگلیسی دارد ودوبله را از سال 1353 با «معجزه سيب» آغاز کرده است.مظفری اولین گویندگی نقش اول یک فیلم را تنها بعد از یک سال از آغاز کار دوبله عهده دار شد و به گفته خودش صدایش را از پدر و مادرش به ارث برده است.
او دوست ندارد بواسطه بازیگران مطرحی که به جای آنها صحبت کرده ،در یادها بماند.یه مطلبی دیگه که شاید عجیب باشه اینه که هیچکدام از فیلمهایی که دوبله کرده است را ندیده.
مظفری از دوبلورهای شاخص ایرانه و واقعا دوبله ایران به صدای او نیازمنده ، اما او هم ازجمله گویندگانی هست که از شرایط حال حاضر دوبله دل خوشی ندارد.

"کلینت ایستوود "رودر فیلمهای وسترنش با صدای مظفری میشناسیم.
فکر میکنم سه فیلم "به من میگن هیچکس "،"خوب ،بد،زشت" و "بخاطر یک مشت دلار" با بازی ایستوود از ایران پخش شده که اجرای صدای ایستوود در هر سه بر عهده مظفری بوده.

http://i15.tinypic.com/2hol1rp.jpg

دیگر بازیگر هالیوودی که مظفری عمدتا جای اون حرف میزنه "برد پیت" هست .واقعا خوراکشه

http://i18.tinypic.com/2eqduyr.jpg

همه فیلمهای پخش شده از ایستوود(به جای ایستوود)
همه فیلمهای پخش شده با بازی برد پیت -به غیر از Se7en -(به جای پیت)
سه گانه ارباب حلقه ها (به جای اون -اسمش چی بود؟)
کنستانتین (به جای کیانو ریوز)
سریال پزشک دهکده (به جای سالی)
و...



جوابهایی که مظفری میده مورد انتظار خبرنگار نیست !!!

واقعا نسبت به اینکه جای بازیگران بزرگ سینما مثل "کلینت ایستوود"حرف زده اید،بی تفاوت هستید؟
بله.مگر من،ببخشید دیوانه ام که بی خود دلم را به این جور چیزها خوش کنم که مثلا جای ایستوود و یا هر بازیگر دیگری حرف زده ام؟

مگر این کار دیوانگی است؟
خب!به نوعی بله،میدانید چرا؟چون این کار من است و من در یک ماه شاید جای شش،هفت نفر حرف بزنم،دلیلی ندارد که به این چیزها دل ببندم.

منظور ما هم دل بستن نبود...
ببینید،من در طول این سالها هرگز با هیچ نقشی زندگی نکردم ،هر نقشی که گفتم ،خوب یا بد،از استودیو که خارج شدم فراموشش کرده ام.

به همین راحتی؟
دقیقا،برای این که نمیخواهم نان نقشی که 20 سال پیش گفته ام را در آب تیلیت کنم و بخورم.دوست دارم هر روز نان تازه تری بخورم.از سرکار که می آیم و به خانه میروم ، به جای این که بی خودی در رویاهایم غوطه بخورم،میروم کتاب میخوانم،آن هم زیاد.

چطور شما احساس ماندگاری از نقشهایی که گفته اید ،ندارید؟نقشهایی که صدای شما را ماندگار کرده اند.
خب دیگر!

€----------------------------------------
دوبله حرفه بی رحمی است!!

چطور میشود بعضی ها در دوبله بعد از عمری زحمت و تلاش میروند و دیگر پیدایشان نمیشود؟
کافی است به هر دلیلی نتوانی کارت را ادامه دهی،هیچ کس سراغت نمی آید که ببیند چه اتفاقی افتاده،به راحتی از دور خارج میشوی.آخه دوبله حرفه بی رحمی است.

آیا نگاه شما به دوبله این است؟
میدانم چه آینده ای در انتظارم است و میدانم که نباید روی جنبه مالی اش زیاد تکیه کنم،ولی می ایم چون که دوستش دارم و مرا ارضا میکند.شاید دوبله از جنس هنر باشد ،ولی شغلهای دیگر نه.

--------------------------------
خبرنگاره که از جدی بودن مظفری جا خورده میپرسه:

حالا چرا اینقدر جدی هستید؟
نه اینطور نیست.من لطیفه هم تعریف میکنم وخیلی اوقات آدم شوخی هستم.

--------------------------------------
در اول معرفی گفتم که مظفری صدایش را ارثی میداند.ادامش:

از چه کسی به شما ارث رسیده؟
از مادر و پدرم،مادرم صدای خوبی داشت و خوب میخواند.

اعضای دیگر خانوادتان هم از این صدا ارثی برده اند؟
برادرم هم صدای خوبی دارد.

او هم دوبلور است؟
خودم اجازه ندادم دوبلور شود.

چرا؟
گفتم همین که من دوبلور شدم بسته!

Marow
2008-Jun-20, 01:51
زهره شكوفنده

http://i9.tinypic.com/47tal4n.jpg

زهره شکوفنده که بين همکارانش به خانم زهره مشهور است ، از خردسالي وارد کار دوبله شده و تاکنون آن را ادامه داده است.

در حقيقت او با دوبله رشد کرده و بزرگ شده و از اين نظر جزو استثنائات است.

در طول 45سال کار، بيش از 2هزار اثر را گويندگي کرده است و خودش و صدايش همواره از تواناترين و محبوب ترين ها بوده اند. البته نقشهايي که گوينده آنها بوده ، در اين امر بسيار تاثير داشته اند؛ ژوليت در فيلم «رومئو و ژوليت» ، مري در «در برابر باد» ، مونيک در «ارتش سري» ، هيساکو در «معلم جزيره» ، جودي در «بابا لنگ دراز» ، جوليا در «مزرعه پام فيلد» و بسياري نقش هاي ديگر. او مدير دوبلاژ تعدادي از اين آثار نيز بوده است.

به مناسبت اولين سالگرد پخش سريال هاي «بوکوهانتس» و «پزشک دهکده» با او گفتگو کرده ايم.


کارتون هايي که تاکنون دوبله کرده ايد، هر کدام ويژگي اي داشته اند که انگيزه شما را براي پذيرفتن دوبله آنها معلوم مي کند. پوکو هانتس چه ويژگي اي داشت که دوبله آن را پذيرفتيد؟

من پيش از اين ، دو سريال کارتوني معروف را دوبله کرده ام ؛ بابا لنگ دراز و کيمبا. يکي از علت هاي پذيرفتن دوبله بابالنگ دراز اين بود که داستان اين مجموعه ، اثر نويسنده بزرگي به نام جين وبستر است و ديگر اين که در سال 1356 در فيلم آن به جاي بازيگر نقش جودي حرف زده بودم.

دليل پذيرفتن دوبله کيمبا هم اين بود که در کودکي در همين کارتون به جاي نقش اصلي صحبت کرده بودم.

پوکوهانتس هم چون موضوع آن درباره سرخپوستان و سنت ها و آداب و رسوم آنها بود، دوبله اش را پذيرفتم.


در پوکوهانتس صداي شخصيت ها را چگونه به دست آورده ايد؟

شايد براي شما انتخاب صداها بايد ويژگي خاصي داشته باشد ، اما براي ما اين انتخاب يک کار معمولي است.

توجه مي کنيم که هر نقش به چه صدايي نزديک است و در حد امکان همان را انتخاب مي کنيم.

پوکوهانتس شخصيت تازه اي است و صدايي تازه نيز مي خواهد ، به همين دليل خانم رمضان پور را انتخاب کردم که صدايش تازه تر از گويندگان ديگر است ؛ زيرا کم گويندگي مي کند ، بويژه در کارتون.


در دوبله اين کارتون تا چه اندازه به صداهاي اصلي توجه کرده ايد؟

در کارتون هايي که دوبله مي کنم ، به صداهاي اصلي توجه مي کنم.

البته اگر دوبله خوبي داشته باشد. در پوکوهانتس هم سعي کرده ام صداهايي را انتخاب کنم که به صداهاي اصلي شبيه باشد.

پوکوهانتس کارتون جالبي نيست.کند پيش مي رود و حوصله بيننده را سر مي برد. آيا اين موضوع تاثيري در دوبله اش داشته است؟

براي من جالب است شما که کودک و نوجوان نيستيد ، تا اين حد به کارتون و دوبله آن و جزيياتش علاقه منديد و توجه مي کنيد. من قبول دارم که پوکوهانتس کارتون جالبي نيست ، زيرا قرار نبود يک سريال سرگرم کننده باشد. اين اثر يک کار تقريبا مستند است که زندگي و آداب و رسوم سرخپوستان را نشان مي دهد ؛ اما اين موضوع تاثيري در دوبله آن نداشته است.

اين سريال اثري خوش ساخت و سنگين است و من سعي خود را براي بهتر شدن دوبله اش کرده ام.


آيا درست است که مترجم اين اثر براي بهتر ترجمه کردن آن از چند منبع استفاده کرد؟

بله ؛ خانم ناهيد قهرماني درباره سرخپوستان و شخصيت پوکوهانتس بسيار مطالعه کرده و براي ترجمه درست سريال و نام شخصيت هاي آن بسيار زحمت کشيده است.


اگر ايشان زمان و انرژي اي که صرف ترجمه درست اسامي کرده است ، صرف يادگيري بيشتر زبان فارسي مي کرد ، در جمله «فکر مي کنم حق با شماست» فکر کردن را به معني گمان کردن به کار نمي برد و همچنين در جمله «دهکده شما بايد خيلي بزرگ باشه» که بايد را به معني احتمالا آورده است.
اين موارد را بايد از خودشان بپرسيد که چرا چنين چيزهايي را به کار برده اند.

چرا شما اين موارد را اصلاح نکرده ايد؟

به دليل اين که اين موارد به نظر من اشکال نيست.

اي کاش شما به جاي تفسير جملاتي به اين سادگي که همه آن را درک مي کنند، دقيق تر به ترجمه پوکوهانتس نگاه مي کرديد تا متوجه شويد که اسطوره و تاريخ يک نژاد را درست ترجمه کردن ، خيلي مهمتر از به کار بردن «گمان مي کنم» به جاي «فکر مي کنم» است.


پس به نظر شما توجه به فرهنگ سرخپوستان و درست ترجمه کردن تاريخ آنها از توجه به فرهنگ ايراني که زبان فارسي بخش بزرگي از آن است ، بيشتر اهميت دارد؟

منظورم اصلا اين نبود ؛ بلکه منظورم اين است که به کار بردن چنان جمله هايي هيچ آسيبي به زبان فارسي نمي رساند و نشاندهنده بي توجهي به فرهنگ ايراني نيست.

در ترجمه يک فيلم بايد به چيزهاي بسيار مهمتري مثل تغيير نکردن اصل موضوع فيلم توجه کرد و من نمي دانم چرا شما انگشت روي ترجمه چنان جملات ساده اي گذاشته ايد.

با قسمت اول صحبت هايتان موافق نيستم ؛ زيرا وضع کردن معاني نادرست براي کلمات يکي از مواردي است که به زبان آسيب مي رساند، اما براي اين که از بحث اصلي مان دور نشويم ، مي پردازم به آخرين نکته درباره کارتون.

مدتي پيش در جايي خواندم که «کامرون دياز» براي گويندگي در کارتون «شرک» چند ميليون دلار دستمزد گرفته است. نظرتان درباره اين موضوع چيست؟

بله ، در کارتون هاي خارجي ، هنرپيشگان معروف با دستمزدهاي آنچناني صحبت مي کنند؛ اما ما با وجود اين که کيفيت کارمان بسيار بهتر از آنهاست ، به دنبال 25 الي 30 درصد اضافه دستمزد - آن هم هر دو سال يک بار - هستيم که بندرت انجام مي شود.

پارسال در يکي از مصاحبه هايتان - با «قاب کوچک» ضميمه جام جم - گفتيد که يکي از مسوولان سيما ، مزرعه پام فيلد و پزشک دهکده را با اين شرط به شما سپرده که نقش اصلي هر دو اثر را خودتان بگوييد. مي خواهم بدانم اگر ايشان چنين شرطي را نگذاشته بود ، آيا باز هم نقش اصلي هر دو اثر را خودتان مي گفتيد؟

سوال بسيار بسيار خوبي کرديد. متاسفانه آن گفتگو تلفني انجام شده بود و خانم مصاحبه کننده از حرف من برداشت خودش را در گفتگو آورده بود. آن مسوول محترم چنان حرفي را نزده بود و به طور کلي مسوولان نه تنها براي اين کار ، بلکه براي هيچ کاري چنين شرطي را نمي گذارند؛ زيرا هنگامي که يک فيلم يا سريال براي دوبله به شخصي سپرده مي شود، به دليل اعتمادي که به او دارند، کار به سليقه آن شخص انجام مي شود. من اگر در آثاري که دوبله مي کنم ، گويندگي هم کنم ، نقشي را خواهم گفت که اگر کس ديگري مدير دوبلاژ بود، براي آن نقش از من دعوت مي کرد.
در پزشک دهکده صداي خانم عظيمي ، وجهه خاصي به برايان داده و او را خيلي بامزه و دوست داشتني کرده است.

معتقدم صداي هر کس ديگري را که انتخاب مي کرديد ، حتي با همين ديالوگ ها و همين شکل گويندگي ، اين شخصيت را اين گونه نمي کرد ، نظر شما چيست؟

در اين مورد کاملا با شما هم عقيده ام.

دليل انتخاب خانم عظيمي علاوه بر شيرين بودن صدايش ، تناسب صدا با لب و دهان برايان بود.

آفت تغييرگوينده دامن پزشک دهکده را هم گرفت ، آن هم دوبار. چرا دوبلورهاي سالي و جيک عوض شدند؟

آقاي مظفري ، بيماري و گرفتاري اي برايشان پيش آمد و چون سريال همزمان با پخش دوبله مي شود ، از آقاي باکيده براي گويندگي نقش سالي در چند قسمت استفاده کردم.

آقاي اميرزند هم به مسافرت رفتند و من به جايشان از کسري کياني استفاده کردم.

از صداهاي مشابه صداي آقاي زند هم استفاده نکردم ، زيرا بيش از اندازه جوان هستند.

از بين گويندگي هايي که امسال انجام داده ايد ، مايلم درباره «دولورس کليبورن» و «بوسه فرانسوي» صحبت کنيد.

در فيلم دولورس کليبورن ، به جاي «کتي بيتس» صحبت کردم.

من تاکنون سه بار به جاي او صحبت کرده ام و هر سه نقش ، بسيار مشکل بودند. گويندگي به جاي او از افتخارات من است و تمام تلاشم را براي بهتر اجرا کردن نقشهايش به کار گرفته ام.

در فيلم بوسه فرانسوي ، به جاي «مگ رايان » صحبت کرده ام.

نقشي که در اين فيلم گفته ام يکي ازبهترين و مشکل ترين نقشهايم بوده است.

اميدوارم مردم اين فيلم را ببينند و بپسندند.

آيا توجه کرده ايد که امسال چند بار نقش دکترها را در فيلمها و سريال ها گفته ايد؟

اين مورد دست خودم نبوده و اتفاقي پيش آمده است.

من به انتخاب مدير دوبلاژ احترام مي گذارم و خيلي وقتها هنگامي که به استوديو مي روم ، تازه مي فهمم که نقشم چيست.

البته جالب است بدانيد که دکتر خودم به شوخي گفته من به دليل چند بار گويندگي در نقش دکترها، کم کم بايد يک مطب باز کنم !

اگر حکايتي باقي است ، بفرماييد.

فقط اين نکته را مي گويم که مردم پس از انقلاب ، قدرشناس تر شده اند. در هر جايي که صداي ما را مي شناسند ، از ما سراغ کارهاي جديد را مي گيرند و بسيار با محبت برخورد مي کنند. اين همه لطف به ما انرژي مي دهد تا سعي کنيم کارمان بهتر و بهتر شود. من به عشق مردم در کار دوبله ماندگار شده ام.

Marow
2008-Jun-20, 01:53
ناصرطهماسب

http://i9.tinypic.com/2n1553p.jpg

متولد سال 1318 در تهران .کاردوبله از اوایل دهه ی 1340.همچنین مدیریت دوبلاژازاواخر دهه ی 1340.ازگویندگان نقش های اول و ماهر در تیپ سازی و تقلید لهجه های مختلف.انتونی پرکینز دیوید جانسن.هرولد لوید علی نصیریان و اسماعیل محمدی (هزار دستان ).سرهنگ کسلر (ارتس سری)

آخر پرسيدن و گفتن اين حرف ها لازم است، اين كه دوره ي طلايي دوبله ي ايران چه طور شكل گرفت، فقط كه حنجره و صدا نيست.

من فقط مي گويم قضيه را فردي نكنيم، درباره ي موارد كلي و عمومي حرف بزنيم. ولي شنيدن و خواندن ماجراي مربوط به زندگي و كار شخص من هيچ لطفي ندارد. بياييد درباره خود فيلم حرف بزنيم. معمولا در اين جور موارد خود فيلم ها فدا مي شود و آدم ها اصل مي شوند.

خب، پس بد نيست گفتگو را با سوته دلان شروع كنيم كه پيش از آمدن شما داشتيم نگاه مي كرديم و كار شما جاي شخصيت جهانگير فروهر فوق العاده است. انگار نقش را شخصيت پردازي كرده بوديد كه اين طور جايش حرف مي زديد.

چيز مهمي نيست. همان چيزي را كه شخصيت و نقش ايجاب مي گرده، روي صدا اعمال مي گرديم ديگر، يك مشت فيلم هست كه در اتاق دوبلاژ ساخته مي شوند، فيلم هاي ديگري هم هستند كه فقط آن جا صداگذاري مي شوند، يعني عده اي جاي بازيگرها حرف مي زنند و تمام. درباره آن فيلم هايي كه توي اتاق ساخته مي شوند، همه چيز به سرعت اتفاق مي افتد. جاي شخصيت ها چندبار حرف مي زنيم. با همديگر به بستان داريم. به نسبت زوري كه فيلم ها دارد، گاهي وقت ها اصلا كاراكترها رنگ گوينده را به خودشان مي گيرند. سوته دلان اين طوري است. در يك فضاي عاشقانه و دوستانه ساخته شده، فيلم رنگي و خوشگل و تر و تميز و متن عاشقانه و آدم هاي دست و حسابي و... همه اين ها كمك مي كند كه چنين چيزي ساخته شود. اين صدا فقط متعلق به من نيست. بخشي از طراوت حاتمي در آن است و دوستاني كه داشت و مي آمدند و به كار سر مي زدند. از جمله آيدين آغداشلو و علي عباسي به عنوان تهيه كننده كه به هر حال تاثير داشت. الان مشكل سينماي ما اين است كه تهيه كننده نداريم. الان همان جور كه چيزي به اسم سينماي ايران وجود ندارد، چيزي به اسم دوبله هم ديگر نداريم. عوض هر چيز ديگري فقط چند تا آدم شاخص داريم كه دارند كار مي كنند.

ديالوگي هست در همين سوته دلان كه خودتان گفته ايد: توي خواننده ها، يكي مي شه قمر، باقي... اي.. مي خونن.

بله، خلاصه همه اين اتفاق ها در اتاق ها و به كمك همديگر اتفاق مي افتاد

مي شود با جزئيات درباره همين اتفاق ها صحبت كنيد؟

اتفاقا همين جزئيات است كه نبايد گفته شود. اين كاري بود كه با هم انجام مي داديم. ديالوگ هاي ضبط شده را گوش مي كرديم، بعضي ها را نگه مي داشتيم و بعضي ديگر را در همان اتاق مي ساختيم. سعي مي كرديم ديالوگ ها را با مزه تر كنيم. تهيه كننده كار هم دغدغه ديده شدن فيلمش را داشت. دلش مي خواست كارش ديده شود،‌ نه اينكه پول بيشتري يا كمتري بدهد.

باز هم ميخواهيم درباره همين ديالوگها صحبت كنيم. اصطلاحاتي كه از زبان اين شخصيت يا آدم هاي ديگر يا حتي برگردان ديالوگ هاي خارجي مي شنيديم. اين ها از يك جور تحقيق مي آمد؟ مي رفتيد درباره آن شخصيت تحقيق مي كرديد؟

اين جوري كه اصلا نمي شود كار كرد. اگر همين طور كه زندگي مي كنيد، جامعه را نليسيد و نچشيد، بعدش هم نمي توانيد. توي هر اتوبوسي با يك دانشگاه طرفيم. دو نفر با زبان ارمني دعوا مي كنند، شما اصلا زبان را نمي دانيد، اما مي فهميد كه حق با كيست. ضمن اين كه نقش و ديالوگها كه معمولا آماده است چيزي كه شما مي توانيد به آن اضافه كنيد و رنگ و لعاب بدهيد، بامزگي است. حاضر جوابي و سرعت انتقال و تيزهوشي است. تماشاكر مي فهمد كه طرف واقعا اين ديالوگ را گفته، يا هر چيز مثل آبشار دارد از دهانش مي ريزد. پرويز پرستوئي معلوم است كه اين سرعت انتقال را دارد، چون وقتي حرف مي زند، كلمات به شكلي آسوده بالا مي آيند و بر زبانش جاري مي شود.

Marow
2008-Jun-20, 01:54
حمید قنبری
http://i1.tinypic.com/ziqa68.jpg
بخشی از مصاحبه با حمید قنبری...

كارتان را چگونه شروع كرديد؟

وقتى آدم كار خودش را شروع مى كند، ذوقى در آدم به وجود مى آيد كه يك دفعه مى بيند فاصله اى ندارد تا حرفه اى شدن! واقعاً آن روز ها خودم فكر نمى كردم، يك روزى وارد گود شوم!در مدرسه هنرپيشگى كه درس مى خواندم، زنده ياد فضل الله بايگان، ما را دسته جمعى به راديو برد.بيست و چند نفر بوديم. پيسى بود كه هر كدام چند كلمه در آن حرف زديم. اولين بار بود كه راديو مى رفتم...

پرويز خطيبى هم با شما بود؟

بله، پرويز خطيبى با راديو صحبت كرده بود تا برويم آنجا و برنامه اجرا كنيم. كار را با اركستر آماده مى كرديم. برنامه فكاهى انتقادى كه خطيبى نوشته بود را اجرا مى كرديم.من هنوز كوچك بودم و سرى در سرها در نياورده بودم، اما مردم عادت كرده بودند، ساعت يازده صبح بنشينند و از راديو برنامه ها را گوش كنند...

ضبطى كه در كار نبود؟ اجرا ها زنده بود و...

نه خير، آن وقت ها اصلاً ضبط نبود، ما به طور زنده اجرا مى كرديم. همين ضبط نداشتن كلى براى ما ايجاد ناراحتى و دردسر مى كرد.

زنده بودن برنامه ها كار را حساس مى كرد؟

بله، واقعاً همين طور بود. ما بايد روى گفتار و كردارمان خيلى فكر مى كرديم، مكث مى كرديم. بايد حواسمان را جمع مى كرديم، يك وقت چيزى از دهانمان درنيايد كه باعث آبروريزى شود! اين زنده بودن برنامه ها واقعاً براى ما مشكل بود و بعد كه نوار و اين ها آمد وضع فرق كرد.

و امكانات پخش؟

اصلاً با امروز قابل مقايسه نيست. يك اتاقى بود، يك ميكروفن آنجا بود كه بايد هم اركستر را مى پذيرفت، هم خواننده، هم گوينده و هم... اگر اركستر آن چنانى بود يك ميكروفن هم براى آنها مى آوردند.

شنيدم برنامه اصلى شما روز هاى جمعه بوده، سوژه هاى روز جمعه چه طور بود؟

سوژه هاى روز جمعه با ساير روز ها فرق داشت.
سوژه هاى جمعه مربوط به اتفاقاتى بود كه در طول هفته روى مى داد.

اوضاع تهيه كنندگى چطور؟

آن زمان مثل امروز نبود كه تهيه كننده مشخص باشد. ما به كسى تهيه كننده مى گفتيم كه مسائل مربوط به ضبط و اين ها را ميزان كند.

از اولين افرادى بوديد كه در ايران پاپ خوانديد! شروع كار چطور بود؟

ما مى خواستيم در راديو شروع كنيم و اين سبك را رونق بدهيم. جلوه بدهيم.اولاً به شما بگويم، آهنگى نداشتيم، موزيسينى نداشتيم كه آهنگ پاپ براى ما بسازد.در به در مى گشتيم، آهنگ هايى را گير مى آورديم كه مردم ملودى آن را بپسندند.

دنبال چه نوع ملودى بوديد؟

دنبال ملودى نيمه شرقى بوديم! يك روز، وقتى خواستيم برنامه را شروع كنيم، خطيبى گفت من يك چيزى به نظرم آمده، نوار يا صفحه اى را آورد. آهنگ لاپالو ما (دو كبوتر) بود.

ويگن هم اين ترانه را خوانده...

بله، يك آهنگ مشهور اسپانيولى بود.پرويز خطيبى روى اين آهنگ شعر ساخت. ما آمديم و اين ترانه را در راديو خوانديم.

و مخاطبين شما بيشتر جوان ها بودند؟

بله، مخاطبين ما همه جوان ها بودند.هفده، هجده، نوزده و بيست ساله! اولين ترانه اى كه خواندم، همان «دو كبوتر» بود.بسيار، بسيار مورد توجه مردم واقع شد.خيلى استقبال كردند. به خصوص جوان ها، بقيه مردم خيلى تو اين خط ها نبودند! نمى توان با امروز مقايسه كرد، پنجاه، شصت سال پيش بود!

Marow
2008-Jun-20, 02:00
چنگیز جلیلوند

http://i9.tinypic.com/4brs8xk.gif

چنگیز جلیلوند از دوبلورهای باسابقه و قدیمی ایران است.او متولد 1316 در شیراز است.درسال 1338 به طور رسمی وارد کار دوبله شد و گویندگی را با فیلم کمدی سگ و مادرزن آغاز کرد.جلیلوند تا زمان پیروزی انقلاب 13 فیلم را دوبله کرد.
او در فیلمهای ایرانی قدیمی به جای محمد علی فردین،ناصرملک مطیعی و بهروز وثوقی صحبت میکرد

http://i7.tinypic.com/4ck6s5t.jpg

ودر فیلمهای خارجی به جای بازیگرانی چون پل نیومن،مارلون براندو،گری گوری پک،ریچارد برتون صحبت میکرده است.

http://i18.tinypic.com/44jblz5.jpg

جلیلوند در سال 1357 به گفته خودش بخاطرتحصیل فرزندانش و دوری از آنها به آمریکا مهاجرت کرد و در سال 1382 به دعوت آقای جعفری مدیریت استودیو قرن بیست و یکم (بعد از 25 سال ) باز میگردد و مدیریت این استودیو را میپذیرد.

Marow
2008-Jun-20, 02:06
امیدوارم تا اینجا مورد رضایت باشه

و

ادامه دارد.....

blue angels
2008-Jun-20, 07:06
ممنونم برای من که خیلی جالب بود این بندگان خدا رو خیلی از مردم نمیشناسن که واقعا کم لطفی هست

A.L.I.
2008-Jun-20, 09:31
یک سوال :

آقای محمد گل آرا واقعا دوبلور است ؟ اونم توی صداسیما ؟ خیلی برام مهمه بدونم.
آخه یکی از اقوامم که باهاش رفیقه میگه این آقا دوبلور فیلمایی مثل Shrek است. راست میگه ؟

Marow
2008-Jun-20, 15:32
یک سوال :

آقای محمد گل آرا واقعا دوبلور است ؟ اونم توی صداسیما ؟ خیلی برام مهمه بدونم.
آخه یکی از اقوامم که باهاش رفیقه میگه این آقا دوبلور فیلمایی مثل Shrek است. راست میگه ؟

راستش مطمئن نیستم دارم از چند دوست که اطلاعات بهتری دارن پرسو جو میکنم اگه مطمئن شدم خبر میدم

Marow
2008-Jun-20, 20:13
سریال پرستاران و دوبلورهایش
بهترين بيمارستان دنيا!
نويد غضنفري ـ احسان ناظم بكايي:
سري چهارم پرستاران دارد برايمان پخش مي‌شود درحالي كه استراليايي‌ها سري نهم آن را بدون حضور تري و ميچ و بقيه دارند مي‌بينند.
سه‌شنبه شب‌ها، تلويزيون قرق يك سريال استراليايي است. پرستاران با نام اصلي «all saints»، حدود سه سال است كه تقريبا به طور مرتب روي آنتن شبكه 1 مي‌رود و با بيشتر از 120 قسمتي كه تا به حال پخش شده، يكي از طولاني‌ترين سريال‌هاي خارجي است كه تا به حال ديده‌ايم.
جالب است كه اين سريال در خود استراليا هم سه‌شنبه‌ شب‌ها پخش مي‌شود. هشت سال است كانال هفت تلويزيون استراليا، ميزبان «all saints» است و تا به حال حدود چهارصد قسمت از آن را استراليايي‌ها ديده‌اند. ماجراهاي سريال در بخش 17 بيمارستان دولتي «all saints» در غرب سيدني اتفاق مي‌‌افتد.
بيمارستاني كه اصلا وجود خارجي ندارد. ولي لوكيشن‌هاي اين سريال در بيمارستان‌هاي كنكورد و هورنس (مهم‌ترين بيمارستان سيدني) قرار دارد. همه كارة اين سريال جان هولمز است كه دو كارگردان و يك گروه بزرگ نويسنده، او را در ساخت اين سريال همراهي مي‌كنند.

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/85-10/nurse14-zr.jpg

فعلا هم 9 سري از اين مجموعه را ساخته‌اند.البته ما پس از سه سال پخش اين سريال در تلويزيون خودمان، تازه به سري چهارم اين مجموعه رسيده‌ايم كه محصول سال 2001 است.
به بهانه سه ساله شدن پخش پرستاران نگاهي انداخته‌ايم به شخصيت‌هاي اين سريال و دوبلورهاي آن‌ها.

تري ساليوان-جورجی پارکر: سرپرست
ار بخش 17 بيمارستان، توی کارش بسيار جدی است اما برای همکاران و دوستانش کلی رفيق پايه است. او به دليل مشكلات خانوادگي مدتي رفت تو صومعه و تارك دنيا شد. شخصيت تری از اولين فصل سريال، در ماجراها حضور پررنگی داشت.

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/85-10/nurse7-zr.jpg


نگين کيان فر: صدايش انگ چهره‌هايی است شبيه به تری؛ صورت‌های استخوانی و کشيده. برای همين، صدايش روی چهرة اِما تورمن در نسخة دوبله «پالپ فيکشن» و «بيل رو بکش2» خوب می‌نشيند و با آن جفت‌وجور می‌شود. صدايش تا اندازه‌ای يادآور صدای مرحوم ژاله کاظمی است. نگين کيان فر سينما خوانده و ضمنا به صورت حرفه‌ای نقاشی می‌کند.

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/85-10/nurse5-zr.jpg
ميچ استيونس-اريك تامسون: پزشک عمومی دوست داشتنی بخش17، انگار مهرة مار دارد. اصولا چهره‌اش طوری است که نمی‌توان شخصيت‌اش را دوست نداشت! تا ته و توي يك مريضي را در نياورد، ول‌كن معامله نيست. نقش ميچ از قسمت چهل و پنجم سريال تا الان حضور دائمی دارد.

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/85-10/nurse5-zr.jpg

جلال مقامی: صدا و چهرة جلال مقامی را کسی نيست که نشناسد. صدايش روی چهرة بازيگران بلوند، آرام و البته آسيب‌پذير خيلی جواب می‌دهد؛ چه موقعی که در فيلم‌های کلاسيک به جای وارن بيتی (مثل دوبلة «بانی و کلايد» و «شکوه علفزار») و رابرت ردفورد (مثل «پابرهنه در پارک») حرف می‌زند يا الان که به جای رابين ويليامز (مثلا در «انجمن شاعران مرده») می‌گويد يا حتی به جای ران کريون در سريال «لبه تاريکی».

لوک فورلانو-مارتين لاينس:جراح بخش17 است که تيپ فوق خفنی دارد و به همه‌جور آدمی شبيه است الا دکتر جراح، اما به اين کاره بودنش خيلی می‌نازد! شغل دومش خواندن در رستوران‌هاي سنتي استراليا است!

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/85-10/nurse1-zr.jpg

عباس نباتی: يكی از دوبلورها و مديران دوبلاژ پيش‌کسوت تلويزيون. توی کارتون «ای‌کی‌يو سان» به جای ژنرال حرف می‌زد. او سرپرستی دوبلة کارتون‌های زيادی مثل «گربه سگ» و «اسپيدو فانتازيو» را برعهده داشته است.

براون کرگ-ليبی تنر: پرستار خوشحال بخش. مادامی که توی داستان و روی صفحة تلويزيون هست، انرژی مثبت عجيبی ايجاد می‌کند!

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/85-10/nurse11-zr.jpg


کتايون اعظمی:از دوبلورهای جوان و تازه نفس. فوق ليسانس ادبيات نمايشی است و به جز نقش پرستار براون، در سريال «عامل ناشناخته» هم حرف می‌زند. او اخيرا نقش همسر شان پن را در فيلم «21 گرم» گفته.

بن مالكوم-برايان ورندز: بن جزو گروه امدادهای فوری پزشکی است و مسؤول آمبولانس بخش.

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/85-10/nurse3-zr.jpg

وحيد منوچهری: پسر حميد منوچهری، دوبلور و بازيگر سينما و تلويزيون. به جز نقش بن، در سريال‌های زيادی مثل «افسانه عقاب‌های مبارز»، در نقش گواجينگ و در «هشدار برای کبرا11» به جای تام حرف زده است.

وان رايان-جوديت مک گراث: دلسوز است و محكم، مثلا توانست بر بيماري پوستي‌اش غلبه كند. حواس‌اش به همه جا هست و با تكه‌هاي مشتي‌اش همه را به فيض مي‌رساند.

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/85-10/nurse12-zr.jpg

ناهيد شعشعانی: او جای مادر هاچ حرف می‌زد. بعد از اميرهوشنگ زند که اولين مدير دوبلاژ «پرستاران» بود، او سرپرستی دوبلة اين سريال را به عهده گرفت. شعشعاني، مدير دوبلاژ سريال «افسانه عقاب‌های مبارز» هم بود .

كانر كاستلو-جرمي كامستون( مهرداد ارمغان ): پرستار بامزه‌اي كه الان به لندن رفته است، با جرارد هم‌خانه بود و شلختگي‌اش پدر جرارد را درآورد.

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/85-10/nurse6-zr.jpg

جرارد-بن تَري: او همزمان با پرستاري درس هم مي‌خواند. براي همين، بعضي موقع‌ها با اشتباه‌هاي سهوي‌اش بقيه را شاكي مي‌كرد.

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/85-10/nurse8-zr.jpg

افشين زينوري: مجری سابق برنامة کودک و نوجوان شبکه دو و مجری فعلی مسابقه «گوی و ميدان» شبکه سه. جای مت ديمون، عالی حرف می‌زند. کافی است نسخه‌های دوبله «ويل هانتينگ خوب» و «باران ساز» را ديده باشيد، خودتان می‌فهميد!

كايلي پريس-لينگ سو تنگ: رزيدنت آسيايي كه عاشق ياد گرفتن نكات جديد پزشكي است.

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/85-10/nurse10-zr.jpg

اسكات- كنراد كُلبي: همكار تازة بن در آمبولانس اورژانس، در بعضي از صحنه‌هاي مصدوميت، خيلي درگيري ذهني پيدا مي‌كند.

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/85-10/nurse2-zr.jpg

بهروز علي محمدي: پسر مهدی علي‌محمدی، دوبلور و گويندة قديمی راديو. بهروز هم سن و سال ما است و توی سريال «افسانه عقاب‌های مبارز» نقش يانگ کانگ را می‌گفت.

نلسون-پل تاسن: پرستار قانونمندي است كه در كار دكترها دخالت مي‌كند و دائم وسط حرفشان مي‌پرد.

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/85-10/nurse15-zr.jpg

كامبيز شكوفنده: برادر زهره شكوفنده، دوبلور جودي آبوت و پزشك دهكده. محمدرضا مؤمنی هم قبل از کامبيز شکوفنده، نقش نلسون را گفته است. مؤمنی توی سريال «کميسر شهر» نقش کلوزو را می‌گفت. او در فيلم «تيک» بازی کرده.

پائولا-جني بيرد: پرستار صبور و تنها، او به تنهايي خرج مادر و تنها پسرش مكس را مي‌دهد.

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/85-10/nurse9-zr.jpg

شيلا آژير: او دختر ناهيد شعشعانی و مرحوم مهدی آژير است.

امير زند تا زمانی که مديريت دوبلاژ «پرستاران» را انجام می‌داد، خودش اين نقش را می‌گفت.

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/85-10/amir-zand-zr.jpg

او مدير دوبلاژ «پالپ فيکشن» است و توی فيلم به جای کوئنتين تارانتينو (جيمی) هم حرف می‌زند.در فيلم «من سام هستم» نقش‌ شان‌پن را بی‌نظير دوبله کرد. اما بعدها گويندة نقش کانر، مهرداد ارمغان شد. او در سريال «مأموران مخفی پليس» نقش جو (برنی رُکا) را می‌گويد.

Marow
2008-Jun-20, 20:15
گویندگان کارتون قدیمیه سفرهای میتی کومان

http://aycu03.webshots.com/image/9842/2004216051283264349_rs.jpg

عجب کارتونی بود این سفرهای میتی کومان.علاقه من و کلا بچه ها به این کارتون به حدی بود که اگر ما در کوچه فوتبال بازی میکردیم و خبر میرسید که سفرهای کومان شروع شده فوتبال رو نیمه کاره ول میکردیم و تلویزیون نگاه میکردیم.
یکی از نکات مثبتش هم موسیقیش بود بخصوص موسیقی پایانی.

خب حالا میریم سراغ گروه دوبلاژ:
مدیر دوبلاژ

http://aycu32.webshots.com/image/10071/2001343864621103722_rs.jpg

غلامعلی افشاریه
تولد:1319 ، تهران . شروع حرفه ای دوبله : 1338 ، مدیریت دوبلاژاز 1350، ویژگی صدا : صدای متشخص و اشرافی ، گوینده متنهای علمی و مستند. نقشهای شاخص : سریال: کاراگاه کاستر(هیمن ) ، زورو ( دن دیه گو). فیلم سینمائی : آناستازیا (ایوان دسنی) . مدیر دوبلاژ کارتونهای بتمن و رابین ، سوپرمن ، سوپربوی ، پسر شجاع ، سایمون در سرزمین نقاشیها ، آیوان هو و.....

گوینده رییس کومان

http://aycu23.webshots.com/image/9782/2001330164261244591_rs.jpg

جواد پزشکیان
تولد : 1319، تهران. شروع حرفه ای دوبله : 1342 و مدیریت دوبلاژ از 1368. سایرفعالیتها : اجرای رادیویی از1368، بازی درتئاتراز1369وبازی درتلویزیون از1371. ویژگی صدا : گوینده انواع تیپهای کارتونی، توانایی تقلید تیپ و صداهای مختلف و تیپ معروف مار کارتونی. نقشهای شاخص : کارتون : رابین هود ( مار / آقای هیس ) ، کتاب جنگل (مار)، بل و سباستین ( پدربزرگ) ، مگ مگ ( مار) ، چاق و لاغر(لاغر) ، پسرشجاع ( خرس قهوه ای). سریال : گل پامچال ( کومرث ملک مطیعی با لهجه شمالی) ، آذرستان ( رضا کرم رضایی). فیلم‌: بزرگ مرد کوچک ( داستین هافمن درسن پیری) ، روزی روزگاری ( پرویزشاهین خو).

Marow
2008-Jun-20, 20:19
سریال به یاد ماندنی قصه های جزیره و دوبلورهایش

http://aycu32.webshots.com/image/11951/2005105746709904407_rs.jpg

سریال زیبای قصه های جزیره تا به حال دو بار در تلویزیون ایران پخش شده.اولین بار در حدود 9 سال پیش و دومین باردر تابستان سال پیش.اون چیزی که من از تیتراژ سریال یادمه اینه که نام سریال از اول قصه های جزیره بود اما از فصل بعد به جاده ای به سوی اونلی تغییر نام داد که البته مسیولین تلویزیون ترجیح دادند همین نام یعنی قصه های جزیره باقی بماند.یه چیزی که در این جور سریالها جالبه اینه که بیننده همزمان با دنبال کردن داستانها، شاهد رشد و بزرگ شدن بازیگران میشود.

ساخت اين سريال و اقدامات اوليه اون از سال 1989 آغاز شد و در سال 1990 كليد خورد .اين مجموعه شامل هفت فصل 13 قسمتي است .از سال 1990 تا سال 1996 يعني در هر سال يك فصل 13 قسمتي ساخته شد كه در نهايت ميشود 91 قسمت ولي در تلويزيون ما به دليل سانسور و اين جور مسائل .... فقط 81 قسمت از اين سريال پخش شد.

گویندگان سریال قصه های جزیره

http://aycu30.webshots.com/image/11949/2005186169246621163_rs.jpg

http://aycu04.webshots.com/image/12283/2000369995020022856_rs.jpg
http://aycu13.webshots.com/image/11372/2000399838984097248_rs.jpg

http://aycu04.webshots.com/image/11203/2000347337815133520_rs.jpg
http://aycu11.webshots.com/image/12210/2000315130501687494_rs.jpg


http://aycu37.webshots.com/image/9996/2001350529857594810_rs.jpg
http://aycu06.webshots.com/image/10525/2000399428305989266_rs.jpg


http://aycu04.webshots.com/image/12283/2000334398736496825_rs.jpg
http://aycu26.webshots.com/image/8985/2004826611717831118_rs.jpg

http://aycu04.webshots.com/image/11203/2000333733888370608_rs.jpg

http://aycu13.webshots.com/image/12372/2000321583607960157_rs.jpg

http://aycu30.webshots.com/image/12389/2005198857280190279_rs.jpg
http://aycu11.webshots.com/image/12210/2000338175223784216_rs.jpg

Mina
2008-Jun-20, 20:20
مرسی خیلی خوب بودند من که خیلی هال کردم به خصوص با این آخریش(میتی کمان)

Marow
2008-Jun-20, 20:20
زهرا کاظمی آزاد ( ژاله کاظمی )


متولد 1322 در تهران



در خانواده ایی فرهیخته و فرهنگی در تهران به دنیا آمد . او از همان دوران کودکی تعلق خاطر بسیاری برای فعالیت در کارهای هنری در خود میدید و اولین

تجربه هایش را در تواتر مدرسه و حضور در جشنهای پایان سال برای خود رقم

زد و با گذشت زمان گرایش شدیدی به فعالیت در عرصه گویندگی و کار در رادیو

پیدا کرد و چون به همراه خانواده خود در آبادان زندگی میکرد در برنامه های تئاتر و شعر و ادب رادیو محلی آبادان شرکت کرد . ژاله کاظمی در سال 1337 به همراه خانواده اش به تهران مهاجرت و تلاش کرد تا به شکلی کاملا حرفه ایی گویندگی و دوبلاژ را آغاز کند . ذیری بپایید که او به مقصودش رسید و خیلی سریع نقش اول گو شد و به جای بسیاری از ستاره های سینما صحبت کرد .

ویویان لی در " اتوبوسی بنام هوس " و الیزابت تیلور در " چه کسی از ویرجینیاوولف میترسد " و میافارو در " گتسبی بزرگ " و جولی کریستی در

" دکتر ژیواگو " و جولی اندروز در " اشکها و لبخندها " و مونیکا ویتی در

" شب و کسوف " و سوفیا لورن در تمام فیلمهایش و ...

او همچنین در کنار گویندگی و دوبلاژ کار اجرای تلویزیونی را نیز تجربه کرد و بعدها در برنامه های ادبیات امروز و ادبیات جهان و ادبیات کلاسیک و مجله های

تصویر زمان و مجله هنر این کار را دنبال کرد .

او تجربه بازیگری را نیز در پرونده فعالیتهای هنری خود گنجاده است . بازی در " قلعه الموت " به کارگردانی داریوش مهرجویی فیلمی که هرگز اجازه پخش پیدا نکرد .

از آنجا که او قریحه و استعدادی عجیب در نهاد خود داشت هنر نقاشی را نیز به کارنامه پربار خویش اضافه کرده و نمایشگاهایی را در ایران و آمریکا برگزار کرد که با استقبال منتقدان و بازدیدکنندگان بسیاری روبرو شد تا آنجا که وقتی اولین نمایشگاه نقاشی اش را در واشنگتن برگزار کرده بود روزنامه واشنگتن پست در مقاله ایی با عنوان ChangingHorses تعویض اسب ها نوشت:آدمی

که گوینده فیلم و مجری تلویزیون بوده حالا رنگ و بو و عطر صدایش را به بوم نقاشی منتقل کرده است لازم به ذکر است که او آخرین بار با صدای گرم و پر طنینش در فیلم " ساعات " به جای مریل استریپ صحبت کرده است .

ژاله کاظمی هنرمند برجسته و صاحب نام دوبلاژ در 12 فروردین 1383 پس از سالها جدال با بیماری سر طان دار فانی را وداع گفت روحش قرین شادی و آرامش باد .

Marow
2008-Jun-20, 20:22
«شـرلوك هلـمز» از زبان بــهرام زنـد

http://aycu09.webshots.com/image/14608/2000417005687308601_rs.jpg

بهرام زند كه به صورت حرفه‌يي از سال 1344 كار دوبله را آغاز كرده است از سال 1358 به عنوان مدير دوبلاژ فعاليت مي‌كند. او سريال‌هاي ايراني و مجموعه‌هاي خارجي پرمخاطبي چون «جنگجويان كوهستان»، «ناوارو» و «شرلوك هلمز» را دوبله كرده است.
صداي بهرام زند بر شخصيت اصلي مجموعه‌ي «شرلوك هلمز» بر جذابيت و ماندگاري آن افزوده است. اين سريال خارجي كه اوايل دهه‌ي 70 دوبله شده، نخستين بار از شبكه‌ اول سيما پخش شد و تا امروز چندين بار تكرار شده است و اين روزها شبكه‌ي سه سيما مجددا پخش آن را آغاز كرده است.دوبله‌ي «شرلوك هلمز» به گونه‌اي بود كه انجمن دوستداران شرلوك هلمز از انگلستان با ارسال كتاب‌هايي از بهرام زند تقدير كردند.
خبرنگار سرويس تلويزيون «ايسنا» به انگيزه‌ي پخش «شرلوك هلمز» با بهرام زند درباره‌ي دوبله‌ي اين سريال به گفت‌وگو نشسته است كه حاصل آن شرح روند صداپيشگي اين مجموعه‌ي خارجي است.

ايسنا: چطور شد كه دوبله‌ي سري اول «شرلوك هلمز» را شما انجام داديد،اما دوبله‌ي سري دوم به جلال مقامي سپرده شد، و سري‌هاي بعد را مجدد شما دوبله كرديد؟
زند: سر يكي از سريال‌هاي شبكه دو، دلخوري بين من و يكي از مديران وقت اين شبكه‌ به وجود آمد .همزمان با اين اتفاق، سري دوم «شرلوك هلمز» هم به جاي شبكه‌ي اول به شبكه دو سيما رفت.مدير وقت از اين فرصت استفاده كرد و دوبله‌ي«شرلوك هلمز»را به مدير دوبلاژ ديگري (جلال مقامي) سپرد.
سري سوم اين مجموعه هم به شبكه‌ي دو سيما رفت. اما از من خواستند كه اين سري را دوبله كنم. من هم پس از تعيين شرايطي (چون دوبله‌ي در استوديوي خارج از صدا وسيما و پرداخت دستمزدي معادل دستمزدهاي دوبله‌ي فيلم‌هاي سينمايي به گروه گويندگان)، اين كار را پذيرفتم. بعدا آقاي مقامي ناراحت شدند و جالب اين كه من ايشان را دلداري مي‌دادم.البته آقاي مقامي هم اين مجموعه را خوب دوبله كرده بودند.
دوبله‌ي «شرلوك هلمز» به گونه‌اي بود كه انجمن دوستداران شرلوك هلمز از انگلستان با ارسال كتابهايي از من تقدير كردند، ولي در سازمان صدا و سيما با من چنين رفتاري نشد.
ناگفته نماند زماني كه سريال «روشن‌تر از خاموشي» را براي شبكه‌ي اول دوبله مي‌كردم. سري جديد مجموعه ي«ناوارو» خريداري شد. من به علت آن كه درگيرسريال«روشن‌تر از خاموشي» بودم، دوبله اين سري از «ناوارو» را نپذيرفتم. اما مدير وقت شبكه‌ي اول زير بار نرفتند و به من گفتند كه اگر نمي‌تواني مدير دوبلاژ اين سريال باشي، به انتخاب خودت اين مسووليت را به فرد ديگري بسپار. ولي به جاي شخصيت ناوارو حتما خودت صحبت كن. من هم چنين كردم.

ايسنا: اكنون كه سال‌ها از دوبله‌ي «شرلوك هلمز» مي‌گذرد، با ديدن دوباره‌ي اين سريال متوجه تغيير صداي شما نسبت به گذشته مي‌شويم، خودتان هم اين نظر را داريد؟
زند: صدا در طول زمان،پخته‌تر، بم‌تر و خش‌دارتر مي‌شود .البته شايد اگر اكنون دوباره بخواهم به جاي «جرمي برت» در نقش شرلوك هلمز صحبت كنم، باز هم صدايم مشابه قبل شود. اين مساله بستگي به نقش دارد.
به عنوان نمونه در فيلم «شاه آرتور» كه عيد 85 پخش شد، به جاي قهرمان جواني صحبت كردم و فكر مي‌كنم قابل قبول بود يا در سال جاري به جاي نقش سرگرد فتاحي در «مدار صفر درجه» حرف زده‌ام.
نوع گويش بستگي به رل دارد. به عنوان مثال جرمي برت، (ايفاگر نقش شرلوك هلمز) گوينده را وادار مي‌كند كه تبديل به شخصيت هلمز شود.

ايسنا: آيا روي اداي برخي از واژه‌ها چون «خب» براي آن كه به شاخصه‌هاي دوبله‌ي شخصيت هلمز تبديل شود، كار كرده بوديد؟
زند: نه ! نوع بازي و حرف زدن «برت» اين گونه گويش را ايجاب مي‌كرد. آن قدر نوع صحبت كردن او برايم جالب بود كه بارها مجموعه را به زبان اصلي مي‌ديدم و از نوع بيان او ايده مي‌گرفتم و با همان لحن به جايش صحبت مي‌كردم. البته ديگران آن طوري كه بلد بودند، به جاي برت حرف زدند، ولي من چنين نكردم. بلكه تلاش كردم، ياد بگيرم كه چگونه به جاي اين بازيگر صحبت كنم.
يادم مي‌آيد كه در يكي از قسمت‌ها، او روي صندلي نشسته بود و فردي كفشش را واكس مي‌زد. او ملودي را مي‌گرفت و اجرا مي‌كرد تا از طريق آن مطلبي را كشف كند. انجام اين عمل بسيار سخت بود، اما «برت» بسيار هنرمندانه در اين صحنه عمل كرد. من هم سعي كردم در دوبله، اين كيفيت را حفظ كنم.

ايسنا: پس از بازي «برت»(ايفاگر شرلوك هلمز) ايده مي‌گرفتيد؟
زند: بله! «برت» با لحن به خصوصي صحبت مي‌كرد. برخي مواقع واژگان را بسيار تند و در بعضي اوقات ديگر كلمات را كشدار بيان مي‌كرد. من نيز تلاش مي‌كردم به همين شيوه عمل كنم.
ايسنا: با توجه به آن كه بحث ايده گرفتن دوبلور از صدا و نحوه‌ي اجراي بازيگر را مطرح كرديد، چقدر لازم است كه صداي گوينده شبيه صداي بازيگر باشد؟
زند: صدا بايد بر اساس نقش و چهره‌ي بازيگر در آن اثرانتخاب شود. انتخاب صداي درست، يكي از رموز كار دوبله است.

ايسنا: شما مخالفيد، زماني كه بازيگري با صداي گوينده‌اي شناخته شد، آن گوينده هميشه به جاي آن هنرپيشه صحبت كند؟
زند: اگر صدا با نقش و چهره بازيگر، تناسب داشت، اين كار را مي‌توان ادامه داد. ولي اگر چنين همخواني وجود نداشت، بهتر است از صداي ديگري استفاده شود.

ايسنا: نظرتان درباره‌ي پخش دوباره‌ي «شرلوك هلمز»‌چيست؟
زند: با توجه به آن كه اين سريال براي چندمين بار است كه پخش مي‌شود، برايم جالب است كه «شرلوك هلمز» جلب توجه مي‌كند. البته دوبله‌ي آن نيز در اين زمينه بي‌تاثير نيست.
قصد رد كردن آثاري كه بعد از «شرلوك هلمز» دوبله شد يا الان دوبله مي‌شود را ندارم. اما اكنون دوبله‌ها دچار نوعي شلوغي و آشفتگي شده است. به همين خاطر كمتر فيلم يا سريالي را مي‌توان ديد كه بتوان از دوبله آن لذت برد.يكي از شاخصه‌هايي كه موجب استقبال مخاطب از اثري مي‌شود، نوع دوبله و ترجمه‌ي آن است. در زمينه‌ي «شرلوك هلمز» روي همه‌ي اين موارد زحمت كشيده شد. به همين خاطر زماني كه براي چندمين بار پخش مي‌شود، باز هم مخاطب خود را دارد.

ايسنا: چه افرادي سريال «شرلوك هلمز» را ترجمه مي‌كردند؟
زند: سري اول را آقاي بابك ساساني ترجمه كرد. تعدادي از قسمت‌ها را نيز آقاي گودرز شيدايي كار كرد. البته ترجمه ي«شرلوك هلمز» به عهده‌ي مترجمان ديگري نيز گذاشته شد، اما ترجمه‌ي سري اول، بهترين بود

ايسنا: چقدر وقت صرف «سينك زدن»(هماهنگ كردن صدا با لب بازيگر) هر قسمت مي‌كرديد؟
زند:معمولا بين چهار روز تا يك هفته صرف اين كار مي‌شد. براي دوبله‌ي اين گونه سريال‌ها خيلي زحمت كشيده و در اتاق‌هاي تاريك دوبله، عمري صرف شده است تا سريال‌ها با كيفيتي دوبله شوند كه مردم از ديدن آن لذت ببرند

ايسنا: چرا دوبلورهاي ثابت اين مجموعه تغيير مي‌كردند؟
زند: اين تغييرات به علت مسافرت رفتن دوبلورها ايجاد مي‌شد. به جاي شخصيت واتسون، ابتدا آقاي ناصر نظامي صحبت مي‌كرد، سپس آقايان پرويز ربيعي و ايرج رضايي جاي اين نقش حرف زدند. به جاي خانمي كه با هلمز كار مي‌كرد، ابتدا خانم بزرگي و در قسمت‌هاي بعد خانم‌ها آزيتا لاچيني و ژاله علو صحبت كردن

ايسنا: در اين مجموعه صداهايي شنيده مي‌شود كه در آثاري دوبله شده در حال حاضر، آنان را نمي‌شنويم، علت چيست؟
زند: چند سال است كه تلويزيون گويندگان زيادي جذب مي‌كند. البته اين افراد خوب هستند. اما همه‌ي آنان جوان هستند. در اين شرايط ،جاي دوبلورهاي برجسته‌اي را كه در طول سال‌ها از دست داده‌ايم، پرنشده‌ است. اين در حاليست كه براي انجام دوبله‌اي با كيفيت «شرلوك‌هلمز» به افرادي با شرايط گويندگان برجسته‌ آن زمان احتياج است.

ايسنا: شما معتقدند كه در زمينه‌ي صداهاي ماندگار در دوبله، خلايي ايجاد شده است؟
زند: اين يك واقعيت است كه صداي هر كس براي خودش خوب است. اكنون فيلم‌ها و سريال‌ها، سر صحنه صدابرداري مي‌شوند. اين روند خيلي خوب است و مردم هم به آن عادت كرده‌اند. ولي يك زماني دوبله توي چشم بود و به غير آن كه ترجمه‌ها و ديالوگ‌ها خوب بود، در دوبله صداهاي به خصوصي وجود داشت كه توجه مخاطبان را به خود جلب مي‌كرد. در آن زمان گويندگان خوبي مشغول به كار بودند كه به جاي هنرپيشگان بزرگي صحبت مي‌كردند، بنابراين تجربه‌ي خيلي خوبي اندوخته‌ بودند.
به عنوان نمونه جاي خانم آذردانشي و‌ آقايان ايرج ناظريان، عزت‌الله مقبلي، خسرو شايگان و معمارزاده پر نشده است.اكنون افرادي كه وارد دوبله شده‌اند، يا صداهاي موجود دارند( بدون آن كه بتوانند جاي آنان را بگيرند)، يا گويندگاني عادي و قدري خوب هستند. به همين علت است كه دوبله‌ها، ديگر روي مخاطب اثر نمي‌گذارد.
RONN!E is offline اگاه كردن مديريت از مخالفت Reply With Quote

Marow
2008-Jun-20, 20:24
در ابتداى دهه ۱۳۲۰ و اشغال ايران در جريان جنگ دوم جهاني، سينما به‌دليل نبود وسايل ارتباط جمعى موقعيت استثنايى و مناسبى به‌دست آورد. انگلستان و شوروى با هدف گسترش نفوذ فرهنگي، از فيلم‌هاى ناطق فارسى استفاده مى‌کردند و به اين ترتيب برگرداندن گويش فيلم‌هاى خارجى به فارسى لازم شد.
دکتر اسماعيل کوشان در طى اقامت اجباريش در استانبول به‌طور جدى پيگير کار دوبله شد و طرح شرکت ”ميترا فيلم“ را با مشارکت همسرش و ابراهيم ‌کوشان و جهانگير تفضلّى شکل داد.

http://www.aftab.ir/images/art/cinema/iran_history_doublage/73.jpg

سپس با خريد دو فيلم فرانسوى و اسپانيولى مقدمات کار را در استوديوى ”سس فيلم“ فراهم آورد. فيلم فرانسوى ”دختر فراري“ نام داشت که نخستين فيلم دوبله شده به زبان فارسى بود (محصول ۱۹۴۴ فرانسه به کارگردانى هانرى دوکوئن) پنجشنبه پنجم ارديبهشت ۱۳۲۵، اين فيلم در سينماى جديد کريستال روى پرده آمد و طى شش هفته نمايش به فروشى بيش از دو ميليون ريال دست يافت. بعد از آن‌که هيجان ناشى از موفقيت نمايش نخستين فيلم دوبله - با چاپ چند عکس از ”دختر فراري“ و شرح حال دانيل داريو بازيگر فيلم و گفتگو با نوريه قوانلو گويندۀ نقش راديو و مقالاتى دربارۀ فيلم و دوبلهٔ آن - فرونشست، دکتر کوشان دفتر ميترا فيلم را در خيابان لاله‌زار در مغازه‌اى در پاساژ ساعتچى ايجاد کرد. در فاصلهٔ کوتاهى دختر کولى فيلم دوم کوشان در اواخر تابستان ۱۳۲۵ در سينما کريستال به نمايش درآمد و سود مناسبى بدست آورد. بتدريج ميترا فيلم و تهيه فيلم‌هاى ناطق ايرانى توسعه يافت و در همين ايام گروه‌هاى مختلفى با هدف کسب درآمد به اين کار روى آوردند. گروهى شامل گرجي، جهانبخش، حالتى و چند تن ديگر که کوشان معرفى کرده بود، راهى قاهره شدند و فيلم‌هاى زن سنگدل، تاراس بولبا و سکوت شب را دوبله کردند. در همان سال زن سنگدل و تاراس بولبا به تهران رسد و فروش نسبتاً خوبى داشت؛ اما انتظارات برآورده نشد.
در اواخر تابستان ۱۳۲۵ در تهران استوديويى براى دوبله فيلم و توليد، اعلام موجوديت کرد. بانيان اوليه آن منصور مبيني، شاپور مبيني، هوشنگ کاوه و اميرحسين دهلوى بودند. بعداً جلال مغازه‌اي، سعيد غياثي، بهاءالدين شريعتمداري، على‌اصغر کاشاني، محمود نوذرى و مجتبى بديعى و ديگران به آن‌ها پيوستند و چند تن از جمله دکير ميرسپاسي، فاضل سرجويى با تخصيص سرمايه امکان توليد فيلم را فراهم مى‌کنند. بعد از آن‌که مقدمات کار فراهم شد، همزمان دختر فرارى به نمايش درآمد و موجب سرخوردگى و دلخورى گروه شد.
بعد از انشعاب گروه، سرمايه‌گذاران محل تازه‌اى واقع در سه راه امين‌حضور را براى آغاز فعاليت رسمى استوديو ”ايران‌نو فيلم“ اجاره کردند.
در اين حال گروه ديگرى نيز پنجمين فيلم دوبله شد، به فارسى در پاريس توليد شد و در ارديبهشت ۱۳۲۶ در سينما پارک به روى پرده آمد. نام اين فيلم، بازگشت جاودانى بود.
هنر دوبلاژ در اوايل ۱۹۳۱ م (۱۳۰۹ ش) در فرانسه و بعد ايتاليا و انگلستان براى ناطق کردن فيلم‌هاى صامت قديمى و به‌عنوان اختراعى گرانبها که سينما را زنده کرد، شکل گرفت. پانزده سال بعد از رواج آن تقريباً در بيشتر کشورها، ايران نيز به دوبلاژ پرداخت ولى همهٔ امور فنى آن در کشورهاى بيگانه انجام مى‌گرفت.
در اين حال جوانان استوديو ”ايران نو فيلم“ تلاش داشتند نخستين کسانى باشند که کار دوبله را در ايران شکل مى‌دهند.
اولين فيلم دوبله شده در ايران ”مرا ببخش“ نام داشت. از گويندگان اين فيلم: اسدا... پيمان، عطاءا... زاهد، مهرى عقيلي، مهرى وداديان، مهين ديهيم، ايرج دوستدار بودند.اين فيلم در شهريور ۱۳۲۷ در سينماى ديانا و پارک به نمايش درآمد و مورد استقبال واقع شد و فروش بى‌سابقه‌اى داشت.


http://www.aftab.ir/images/art/cinema/iran_history_doublage/74.jpg
از راست: امير حسين دهلوى (امام)، مهندس منصور مبيني، هوشنگ کاوه، اسدالله پيمان، به هنگام دوبله مرا ببخش 1326

Marow
2008-Jun-20, 20:30
تاریخچه‌ دوبله‌ در دنیا و ایران

● آغاز دوبلاژ در دنیا
در اوایل‌ سال‌ ۱۹۳۱ م‌ (۱۳۰۹ ش‌) برای‌ناطق‌ كردن‌ فیلم‌های‌ صامت‌، دوبلاژ اختراع‌ شد.اولین‌ كشور كه‌ در این‌ راه‌ پیشگام‌ شد، فرانسه‌ بود وسپس‌ ایتالیا و انگلستان‌ بودند كه‌ از هنر دوبلاژبرای‌ فیلم‌هایشان‌ استفاده‌ كردند. بعدها تلاش‌برای‌ دوبله‌ فیلم‌های‌ خارجی‌ صورت‌ گرفت‌. امادر كشورهایی‌ مانند ایتالیا به‌ علت‌ تعدد لهجه‌های‌مختلف‌، فیلم‌های‌ داخلی‌ نیز حتما باید دوبله‌می‌شد. علاوه‌ بر این‌ علت‌، ایتالیایی‌ها عاشق‌دوبله‌ بودند و حتی‌ فیلمساز معروف‌ فلینی‌ تحت‌هیچ‌ شرایطی‌ دوست‌ نداشت‌ از صدای‌ سرصحنه‌استفاده‌ كند. او معتقد بود صداها در دوبله‌ خیلی‌بهتر حس‌ و نقش‌ واقعی‌ را به‌ بیننده‌ منتقل‌ می‌كنند.همین‌ امر باعث‌ پیشرفت‌ دوبله‌ در این‌ كشور شد وبعدا مفصلا شرح‌ خواهیم‌ داد كه‌ بخشی‌ از بهترین‌فیلم‌های‌ اولیه‌ دوبله‌ شده‌ به‌ فارسی‌، در این‌ كشورتهیه‌ می‌شد.
● شروع‌ دوبلاژ در ایران‌
حدود پانزده‌ سال‌ پس‌ از آغاز دوبلاژ در دنیا،این‌ هنر در سال‌ ۱۳۲۵ به‌ ایران‌ رسید. گرچه‌همه‌ كارهای‌ فنی‌ آن‌ در كشورهای‌ دیگر انجام‌می‌شد اما در روز پنج‌شنبه‌، ۵ اردیبهشت‌ ۱۳۲۵ایرانیان‌ شاهد اولین‌ فیلم‌ فرانسوی‌ دوبله‌ شده‌ به‌فارسی‌ به‌ نام‌ «دختر فراری‌» در سینما كریستال‌بودند. گرچه‌ قبل‌ از آن‌، در اوایل‌ دهه‌ ۱۳۲۰ ودر جریان‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌، مردم‌ اخبار جنگی‌را با توضیح‌ فارسی‌ می‌دیدند اما دیدن‌ فیلم‌های‌سینمایی‌ خارجی‌ آن‌ هم‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ امری‌اعجاب‌انگیز و خارق‌العاده‌ بود. در ضمن‌ تا قبل‌ ازاین‌ زمان‌، همه‌ فیلم‌ها به‌ زبان‌ اصلی‌ با میان‌نویس‌فارسی‌ به‌ نمایش‌ درمی‌آمد. صحنه‌های‌ مختلف‌فیلم‌ را می‌بریدند، ترجمه‌ صحنه‌ها را روی‌كاغذی‌ می‌نوشتند، از نوشته‌ فیلم‌برداری‌می‌كردند و پس‌ از پخش‌ فیلم‌، وسط صحنه‌های‌آن‌ نوشته‌ها را پخش‌ می‌كردند.
نمایش‌ فیلم‌ «دختر فراری‌» با استقبال‌ بسیارخوب‌ مردم‌ روبه‌رو شد. این‌ كار به‌ دست‌ دكتراسماعیل‌ كوشان‌ انجام‌ شد. در حقیقت‌ او بانی‌دوبله‌ اولین‌ فیلم‌ خارجی‌ به‌ فارسی‌ بود. دكتركوشان‌ پس‌ از پایان‌ تحصیلاتش‌ در رشته‌ اقتصاد(درآلمان‌)، رشته‌ تازه‌ای‌ را برای‌ ادامه‌ تحصیل‌پیدا می‌كند و به‌ لحاظ جاذبه‌ای‌ كه‌ سینما برایش‌داشت‌، در رشته‌ ارتباط جمعی‌ كه‌ شامل‌ روزنامه‌،رادیو و سینما می‌شد، ادامه‌ تحصیل‌ می‌دهد. پس‌از مدتی‌، قصد برگشت‌ به‌ ایران‌ را می‌كند كه‌ به‌علت‌ پاره‌ای‌ از مسائل‌ (جنگ‌) مجبور می‌شودمدتی‌ را در استانبول‌ اقامت‌ كند. در طول‌ اقامت‌اجباری‌اش‌، در آنجا به‌ طور جدی‌ پیگیر كار دوبله‌می‌شود و طرح‌ اولیه‌ شركت‌ «میترا فیلم‌» را بامشاركت‌ خودش‌، همسرش‌ دیانا و جهانگیر تفضلی‌(دانشجوی‌ رشته‌ حقوق‌ در دانشگاه‌ استانبول‌)شكل‌ می‌دهد. سپس‌ با خرید ۲ فیلم‌ فرانسوی‌ واسپانیولی‌ كارش‌ را آغاز می‌كند. به‌ كمك‌ تفضلی‌برای‌ انجام‌ این‌ كار برخی‌ از دانشجویان‌ علاقه‌مندجذب‌ كار شدند. نام‌ «دختر فراری‌» را خودكوشان‌ برای‌ فیلم‌ فرانسوی‌ انتخاب‌ می‌كند اما نام‌اصلی‌ فیلم‌ «نخستین‌ وعده‌ دیدار» محصول‌ سال‌۱۹۴۴ فرانسه‌ بود. وی‌ در آن‌ زمان‌ به‌ سختی‌می‌تواند برای‌ هنرپیشگان‌ خارجی‌ زن‌، زنی‌ایرانی‌ را بیابد; زیرا كمتر بانوی‌ ایرانی‌ حاضرمی‌شد كه‌ به‌ جای‌ ستاره‌های‌ این‌ فیلم‌ها حرف‌بزند.
اما سرانجام‌ «نوریله‌ قوانلو» به‌ جای‌ هنرپیشه‌فرانسوی‌ «دانیل‌ داریو» حرف‌ می‌زند و بقیه‌نقش‌های‌ زن‌ را دختران‌ یا زنان‌ ترك‌ یا یونانی‌دوبله‌ كردند كه‌ كاری‌ بس‌ مشكل‌ بود; زیرا بایدزبان‌ فارسی‌ را تا حدودی‌ به‌ آنها آموزش‌ می‌داد،تمرین‌ می‌كرد و بالاخره‌ ضبط برروی‌ فیلم‌ بود.نتیجه‌ كار به‌ عنوان‌ اولین‌ دوبله‌ بد نبود و او خود رابرای‌ پخش‌ فیلم‌ دوبله‌ شده‌ دیگرش‌ به‌ نام‌ «دختركولی‌» كه‌ اسپانیولی‌ بود، آماده‌ كرد. این‌ دو فیلم‌هر دو در تركیه‌ دوبله‌ فارسی‌ می‌شوند و در سال‌۱۳۲۵ كه‌ وی‌ به‌ ایران‌ بازمی‌گردد، هر دو را به‌نمایش‌ درمی‌آورد و شركت‌ میترا در تهران‌ مستقرمی‌شود.
● ایران‌ نو فیلم‌
هجده‌ ماه‌ قبل‌ از این‌ زمان‌ (۱۳۲۳)،استودیویی‌ برای‌ تولید دوبله‌ فیلم‌ اعلام‌موجودیت‌ می‌كند كه‌ نام‌ آن‌ را «ایران‌ نوفیلم‌»گذاشتند.
بنیانگذاران‌ اولیه‌ آن‌ شاهپور مبینی‌، منصورمبینی‌، هوشنگ‌ كاوه‌ و امیرحسین‌ دهلوی‌ بودند.عده‌ای‌ دیگر نیز بعدا به‌ آنها می‌پیوندند. دكترمیرسپاسی‌ و فاضل‌ سرجویی‌ و چند تن‌ دیگر بااستفاده‌ از موقعیت‌ مالی‌ خوبی‌ كه‌ داشتند، در این‌راه‌ سرمایه‌گذاری‌ می‌كنند. اعضای‌ گروه‌ استودیوباید قبل‌ از فیلم‌سازی‌ دو مرحله‌ را می‌گذراندند:
ساخت‌ وسایل‌ لازم‌ برای‌ تاسیس‌ یك‌ استودیوو كار دوبله‌... آشنایی‌ به‌ الكترونیك‌، تراشكاری‌،ریخته‌گری‌، آهنگری‌، انرژی‌ و علاقه‌ فراوان‌،تمامی‌ سرمایه‌ای‌ بود كه‌ آنان‌ در اختیار داشتند.هدفشان‌ در ابتدا فیلم‌سازی‌ و سپس‌ دوبله‌ بود;درحالی‌ كه‌ در كشورهای‌ همسایه‌ مانند تركیه‌، هندو مصر كار فیلم‌سازی‌ و دوبله‌ رواج‌ كامل‌ داشت‌.در ایران‌ همه‌ مراحل‌، جنبه‌ جستجو، ابداع‌ واختراع‌ را داشت‌ و در این‌ شرایط، «ایران‌نوفیلم‌» زمانی‌ آمادگی‌ آن‌ را یافت‌ كه‌ به‌ دوبله‌فیلم‌ بپردازد كه‌ «دختر فراری‌» از راه‌ رسیده‌ بود.
● بهترین‌ فیلم‌ دوبله‌
بهترین‌ فیلم‌ دوبله‌ شده‌ به‌ فارسی‌، پنجمین‌ فیلم‌دوبله‌ شده‌ای‌ بود كه‌ در پاریس‌ كار دوبله‌ آن‌انجام‌ شد. نامش‌ «بازگشت‌ جاودانی‌» بود. این‌فیلم‌ نسبت‌ به‌ فیلم‌های‌ قبلی‌ از نظر دوبله‌،محاسنی‌ داشت‌ كه‌ باعث‌ برتری‌ آن‌ می‌شد. مانندتطبیق‌ حركات‌ بازیكنان‌ با صدا و استفاده‌ از كلمات‌فارسی‌ سلیس‌ و آهنگ‌ صدای‌ بازیگران‌ ایرانی‌ كه‌انصافا خوب‌ هم‌ حرف‌ می‌زدند; مانند زرین‌ ملك‌حكیمی‌، آقای‌ نامدار، آقای‌ نبوی‌، خانم‌ فرمانفرماو حكمت‌ كه‌ هر كدام‌ جذابیت‌ خاص‌ خود راداشتند.
یادآور می‌شویم‌ چهار فیلم‌ دوبله‌ شده‌ قبل‌ از«بازگشت‌ جاودانی‌» در تركیه‌ دوبله‌ شده‌ بودند واین‌ فیلم‌ (بازگشت‌ جاودانی‌) توسط احمدوهاب‌زاده‌ دوبله‌ شد.
نام‌ چهار فیلم‌ قبلی‌ به‌ ترتیب‌: «دختر فراری‌»،«دختر كولی‌»، «زن‌ سنگدل‌» و «تاراس‌ بولبا» بودكه‌ این‌ چهار فیلم‌، مشكلات‌ عمده‌ای‌ مانند اندازه‌نبودن‌ جملات‌ با دهان‌ و لب‌ هنرپیشه‌، تاریك‌ وكمرنگ‌ بودن‌ فیلم‌ها (به‌ علت‌ پوزیتیو بودنشان‌)،از بین‌ رفتن‌ موزیك‌ متن‌ و افكت‌های‌ صحنه‌ راداشت‌.
مجله خانواده سبز

Marow
2008-Jun-20, 20:31
تاریخچه‌ دوبله‌ در دنیا و ایران2

دوبله‌ در ایتالیا
دوبله‌ در ایتالیا از كیفیت‌ بسیار خوبی‌برخوردار بود. «الكساندر آقابابیان‌» در خیابان‌نادری‌، كوچه‌ نوبهار، شماره‌ ۱۱، منزل‌مسكونی‌شان‌ كه‌ از قبل‌ محل‌ كار پدرش‌ نیز بود،«داریوش‌ فیلم‌» را تاسیس‌ می‌كند. وی‌ تا قبل‌ ازسال‌ ۱۳۲۸ تعدادی‌ فیلم‌ كوتاه‌ تبلیغاتی‌ هم‌ تهیه‌می‌كند اما علاقه‌ او پیگیری‌ امر دوبله‌ بود. تا این‌ كه‌از طریق‌ دوستش‌ محمود خسروی‌ كه‌ در سفارت‌ایران‌ در رم‌ كار می‌كرد، اطمینان‌ حاصل‌ كرد كه‌دوبله‌ به‌ فارسی‌ در ایتالیا از هر جهت‌ ممكن‌ است‌.سریعا عازم‌ رم‌ می‌شود، در آنجا تحصیلاتش‌ را دررشته‌ كارگردانی‌ (به‌ شكل‌ آزاد) به‌ پایان‌ می‌برد وبعد شروع‌ به‌ كار دوبله‌ می‌كند.
«آلكس‌ آقابابیان‌» بنیانگذار دوبله‌ به‌ فارسی‌در ایتالیا می‌باشد و فیلم‌ «سرگذشت‌ فریدون‌بینوا» را دوبله‌ می‌كند كه‌ ۱۲ مهر ۱۳۳۱ در سالن‌سینما دیانا و در هفته‌ دوم‌ در سینما پارك‌ به‌ علت‌استقبال‌ مردم‌، به‌ نمایش‌ درمی‌آید. وی‌ از جمله‌مدیران‌ دوبلاژی‌ بود كه‌ باهوش‌ و سلیقه‌، مراحل‌انتخاب‌ دوبله‌ تا عرضه‌ فیلم‌هایش‌ را به‌ خوبی‌ طی‌می‌كرد و مطمئنا موسسه‌ داریوش‌ فیلم‌ ازخوش‌نام‌ترین‌ موسسات‌ دوبلاژ در آن‌ زمان‌ بود.

● اولین‌ فیلم‌ خارجی‌ دوبله‌ شده‌ در ایران‌
بالاخره‌ در ایران‌، اولین‌ فیلم‌ خارجی‌ دوبله‌می‌شود. فیلم‌ فرانسوی‌ «جای‌ پا در برف‌» كه‌ با نام‌«مرا ببخش‌» به‌ نمایش‌ درمی‌آید، در استودیوی‌«ایران‌ نوفیلم‌» دوبله‌ می‌شود و در سال‌ ۱۳۲۷در سینما دیانا و سینما پارك‌ فیلم‌ به‌ نمایش‌ عمومی‌درمی‌آید.
هوشنگ‌ كاوه‌ از پایه‌گذاران‌ این‌ استودیو بود.عطاءا... در فیلم‌ «مرا ببخش‌» نقش‌ «پی‌یر لانژا»را گویندگی‌ می‌كند و مهری‌ عقیلی‌ به‌ عنوان‌گوینده‌ زن‌ فیلم‌ انتخاب‌ می‌شود. در این‌ مرحله‌،ایرج‌ دوستدار به‌ جمع‌ اعضای‌ ایران‌ نو فیلم‌ اضافه‌می‌شود و نقشی‌ را در فیلم‌ می‌گوید و بعد اسدا...پیمان‌ كه‌ توانست‌ در شش‌ نقش‌ حرف‌ بزند، یك‌نقش‌ كوچك‌ را هم‌ هوشنگ‌ كاوه‌ و نقش‌ دختركوچك‌ را خواهرش‌ می‌گوید. گفتنی‌ است‌ دوبله‌این‌ فیلم‌ نزدیك‌ به‌ یك‌ سال‌ طول‌ می‌كشد.
● اولین‌ دوبلورها
تقریبا بیشتر كسانی‌ كه‌ در امر تهیه‌ و ایجاداستودیو بودند، خودشان‌ نیز گویندگی‌ فیلم‌ها راانجام‌ می‌دادند. كم‌ یا زیاد فرقی‌ نمی‌كند; مهم‌این‌ است‌ كه‌ به‌ طور مشخص‌ نمی‌توان‌ گفت‌ كه‌مثلا آقای‌ فلانی‌ فقط گویندگی‌ یا فقط مدیردوبلاژ بوده‌اند. آنان‌ با استعداد و توانایی‌ و علاقه‌انسان‌ كارهای‌ مختلف‌ دوبله‌ را به‌طور توامان‌انجام‌ می‌دادند. برای‌ همین‌ بسیار مشكل‌ است‌اولین‌ افراد دوبلور را معرفی‌ كرد اما دربخش‌های‌ بعدی‌ دوبلورهای‌ شاخص‌ را معرفی‌خواهیم‌ كرد.
● لزوم‌ دوبله‌ و هنر دوبلور
خلاصه‌ای‌ از سخنان‌ پورنگ‌ بهارلو را كه‌ در امردوبله‌ در ایتالیا از اواسط دهه‌ ۳۰ تا اواسط دهه‌۴۰ و سپس‌ در ایران‌ تا اواخر دهه‌ ۴۰ در سمت‌مدیر دوبلاژ و گوینده‌ فعالیت‌ داشت‌ و ازسرشناسان‌ دوبلاژ در ایتالیا بود، برایتان‌ نقل‌قول‌می‌كنیم‌:
«حدود چهار سال‌ از تاریخ‌ دوبله‌ اولین‌ فیلم‌می‌گذرد ولی‌ هنوز صاحبان‌ فیلم‌ و سینما در لزوم‌دوبله‌ و ادامه‌ پیداكردن‌ آن‌ مشكوك‌ هستند، كه‌پس‌ از نمایش‌ فیلم‌ «حیف‌ كه‌ خیلی‌ حقه‌ای‌» و«آسیابان‌ عشوه‌گر» كه‌ هر دو با موفقیت‌ بی‌نظیری‌مواجه‌ شدند، به‌ همه‌ ثابت‌ شد كه‌ از نظر تجاری‌دوبله‌ به‌ فارسی‌ دارای‌ استفاده‌ بیشتری‌ است‌ وچون‌ دوبله‌ فیلم‌ها در تهران‌ مقرون‌ به‌ صرفه‌ بود،ورود دستگاه‌های‌ بزرگ‌ صدابرداری‌ و میكساژ وغیره‌، از آمریكا، انگلستان‌، فرانسه‌، آلمان‌ و ایتالیابه‌ ایران‌ رواج‌ پیدا می‌كند.
اما نكته‌ مهم‌، كارگردانان‌ دوبله‌ و گویندگان‌هستند. هنر یك‌ گوینده‌ در این‌ است‌ كه‌ نقش‌مربوط به‌ خود را واقعا درك‌ و خود را در قالب‌هنرپیشه‌ حس‌ كند; و گرنه‌ مساله‌ تطبیق‌ جملات‌ بادهان‌ هنرپیشه‌ پس‌ از چند جلسه‌ تمرین‌ قابل‌یادگیری‌ است‌ و اشكال‌ دیگر كار دوبله‌كنندگان‌ایرانی‌ مقیم‌ رم‌، سانسور كلمات‌ بود كه‌ نمی‌شد باحس‌ بازیگر به‌ خود القا كنند.
به‌ رغم‌ نظرهای‌ موافق‌ و مخالف‌ در ارتباط بادوبله‌، تعداد سینماها و استودیو و مراكز دوبله‌ ودوبلورها روز به‌ روز افزایش‌ می‌یابد كه‌ همگی‌آنها سهمی‌ در رشد و تكامل‌ سینما و دوبلاژ دارند.
● ایجاد انجمن‌ گویندگان‌ فیلم‌
در سال‌ ۱۳۳۶ بیش‌ از دو برابر سال‌ ۳۵فیلم‌ دوبله‌ عرضه‌ می‌شود و این‌ روند سریع‌ تاسال‌ها ادامه‌ پیدا می‌كند; به‌طوری‌ كه‌ تا سال‌ ۴۰كمتر فیلمی‌ را در سینماها به‌ زبان‌ اصلی‌ می‌توان‌یافت‌. دوبله‌ باعث‌ افزایش‌ تماشاگران‌ و سالن‌های‌سینمایی‌ و موسسات‌ دوبلاژ و دوبلورها می‌شود.
در سال‌ ۱۳۵۳ جامعه‌ دوبلاژ به‌ عنوان‌انجمن‌ پذیرفته‌ و دارای‌ بنیادنامه‌ مصوب‌ می‌شود.
پس‌ از شكل‌گیری‌ رسمی‌ انجمن‌ گویندگان‌اتفاقاتی‌ می‌افتد كه‌ مهم‌ترین‌ آنها، اعتصاب‌ دراواخر سال‌ ۱۳۵۳ برای‌ افزایش‌ دستمزدهامی‌باشد كه‌ نزدیك‌ به‌ ۹ ماه‌ به‌ طول‌ می‌انجامد.اما بالاخره‌ خسروشاهی‌ و منوچهر زمانی‌ به‌نمایندگی‌ انجمن‌ گویندگان‌ به‌ مذاكره‌ باواردكنندگان‌ فیلم‌ می‌پردازند و در فاصله‌ كوتاهی‌به‌ توافق‌ می‌رسند كه‌ اضافه‌ دستمزدها به‌ میزان‌چهل‌ درصد باشد و طلب‌های‌ معوقه‌ نیز پرداخت‌شود. بدین‌ ترتیب‌ مجددا فعالیت‌ انجمن‌گویندگان‌ فیلم‌ آغاز می‌شود.
● عصر طلایی‌ دوبله‌
دوبله‌ ایران‌ در دهه‌ ۴۰، نقاط اوج‌ درخشانی‌دارد كه‌ به‌ عصر طلایی‌ دوبله‌ معروف‌ است‌ اما ازاواخر این‌ دهه‌ به‌ خصوص‌ اوایل‌ دهه‌ ۵۰، به‌دلایلی‌ شروع‌ به‌ افت‌ می‌كند. البته‌ گاهی‌ كارهای‌خوب‌ هم‌ می‌دیدیم‌ اما به‌ پیروی‌ از نزول‌ فیلم‌ها وعلل‌ دیگر كه‌ ذكر خواهد شد، دوبله‌ نیز رو به‌ افول‌می‌گذارد.
از دلایل‌ اصلی‌ این‌ افول‌، سرعت‌ در كار دوبله‌بود كه‌ باعث‌ از بین‌ رفتن‌ كیفیت‌ كار می‌شد. درآن‌ هنگام‌ هركس‌ می‌توانست‌ واردكننده‌ فیلم‌شود و با سلیقه‌ خودش‌ از مدیر دوبلاژ بخواهدفیلم‌ را كمدی‌ و... كند. علل‌ دیگر دستمزدهای‌ كم‌و گاهی‌ عدم‌ پرداخت‌ دستمزدها و نداشتن‌حمایت‌ قانونی‌ از این‌ حرفه‌، عدم‌ تامین‌ حرفه‌ای‌(مانند بیمه‌، بازنشستگی‌ و...) بود. پس‌ از انقلاب‌،تاثیر افول‌ دهه‌ قبل‌ باعث‌ بی‌توجهی‌ به‌ دوبله‌می‌شود اما دوبله‌ به‌ علت‌ نیاز جامعه‌ همچنان‌ به‌كار خود ادامه‌ می‌دهد. مشكلات‌ ذكر شده‌ برای‌دوبلورها به‌ قوت‌ خود باقی‌ می‌ماند و ناآگاهی‌ به‌مسائل‌ و امور دوبله‌ و بعضا فیلم‌های‌ نامناسب‌ واظهارنظرهای‌ سلیقه‌ای‌ اهل‌ سینما جمعا باعث‌واردآمدن‌ ضربات‌ جبران‌ناپذیری‌ به‌ پیكر دوبله‌شد.

مردان‌ و زنان‌ این‌ دوبله‌ همان‌ افراد عصرطلایی‌ دوبله‌اند. دوبله‌ای‌ كه‌ در دنیا حرف‌ اول‌ رامی‌زد و هنوز هم‌ به‌ تنهایی‌ با قدرت‌ عظیم‌ عشق‌ به‌حرفه‌ سعی‌ می‌كند بر روی‌ پاهای‌ ضعیفش‌ بایستد.بعضی‌ از دوبلورهای‌ ما به‌ جرات‌ می‌توان‌ گفت‌ كه‌اجرایی‌ جهانی‌ داشته‌اند اما آیا همین‌ جا، كنارگوشمان‌، در جشنواره‌ فجر جایزه‌ای‌ برای‌ این‌قشر پركار، مسئول‌ و مظلوم‌ در نظر گرفته‌ایم‌؟مطبوعات‌ چقدر نقش‌ دوبله‌ را پررنگ‌ كرده‌اند؟چقدر در افول‌ آنها نقش‌ داشته‌اند؟ به‌ راستی‌آنان‌ چقدر تشویق‌ شده‌اند؟ چقدر حمایت‌شده‌اند؟

مسئولان‌ و مطبوعات‌ باید سری‌ به‌ این‌اتاق‌های‌ تنگ‌ و تاریك‌ بزنند و گوشه‌ای‌ ازحنجره‌های‌ پاره‌شده‌ را ببینند. تلاش‌ عاشقانه‌ آنهاقابل‌ ستایش‌ است‌. ای‌ كاش‌ انصاف‌ رعایت‌ می‌شدو نقاط درخشان‌ كار دوبلورها در نظر گرفته‌می‌شد آیا خلق‌ این‌ همه‌ پرسوناژ جدی‌ در تاریخ‌سینمای‌ ما در دوبله‌، قابل‌ ستایش‌ نیست‌؟
مجله خانواده سبز

Marow
2008-Jun-20, 20:33
عجب خبری !!!

«تايتانيك» جيمز كامرون در تلويزيون
هوشنگ قطعه‌اي: سعي كرديم قصه‌ي فيلم هنگام دوبله لطمه نخورد...

http://i15.tinypic.com/6787w4j.jpg

فيلم سينمايي «تايتانيك» به سرپرستي اميرهوشنگ قطعه‌اي براي پخش از تلويزيون دوبله شد.

ميرهوشنگ قطعه‌اي در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اعلام اين خبر اظهار كرد: در اين درام عاشقانه، افين زيتوري به جاي لئوناردو دي كاپريو، مينو غزنوي (كيت وينسلت)، فهميه راستكار (گلوريا استوارت)، چنگيز جليلوند (بيلي زين)،‌ ناصر ظامي (ديويد وارنر)، زهره شكوفنده (كتي بيتس)، سعيد مظفري (بيل پكستون)، كتايون اعظمي (فرانسيس فيشر) صحبت مي‌كنند و خودم به جاي بيل برنارد حرف مي زنم.
وي درباره‌ي لزوم دوبله‌ي فيلمي هم‌چون «تايتانيك» براي تلويزيون كه حجم بالايي از سكانس‌هاي آن غيرقابل پخش است،‌ گفت: سياست تلويزيون بر مبناي افزايش پخش فيلم‌هاي سينمايي است. از سوي ديگر «تايتانيك» را بسياري از مخاطبان نديده‌اند و در صورتي كه اين فيلم با شرايط مطلوبي پخش شود، مي‌تواند بينندگان را راضي كند.
قطعه‌اي در پايان در پاسخ به پرسش ايسنا كه براي حفظ ارتباط مخاطب با خط اصلي داستان، چه تمهيداتي را در ديالوگ‌نويسي و دوبله‌ي «تايتانيك» انديشيده‌ايد؟ اظهار كرد: سعي مي‌كنم كه قصه‌ي فيلم، هنگام دوبله لطمه نخورد و منهاي صحنه‌هاي مخالف با هنجارها و ارزش‌هاي ما، ساير سكانس‌ها به همان صورت دوبله شده است.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (تايتانيك) را جيمز كامرون در سال 1997 ساخته است. در اين فيلم لئوناردو دي كاپريو در نقش جك، كيت وينسلت (رز)، بيلي زين (كل ) و گلوريا استوارت (رز پير) نقش‌آفريني مي‌كنند. اين اثر آمريكايي در 194 دقيقه ساخته شده است و در سال 1998 برنده‌ي 11 جايزه‌ي اسكار شده است.
«تايتانيك»‌ همچنين 76 جايزه را از جشنواره‌هاي بين‌المللي ديگر كسب كرده و 48 بار نامزد دريافت جايزه شده است. در «تايتانيك» مي‌بينيم فردي به نام اريك لاوت در كشتي غرق شده‌ي تايتانيك تابلوي زن زيبايي به نام رز را پيدا مي‌كند كه الماسي زيبا را به گردن آويخته است. پير زني ادعا مي‌كند كه رز است. او درباره‌ي اتفاقاتي كه در تايتانيك برايش رخ داده است صحبت مي‌كند و از آشناييش با جك مي‌گوید ...

Marow
2008-Jun-20, 20:33
خسروشاهی "در جستجوی ریچارد" را دوبله کرد...

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/07/278649_orig.jpg

به گزارش خبرنگار مهر، در نسخه دوبله فیلم سینمایی "در جستجوی ریچارد" علاوه بر خسروشاهی گویندگانی چون منوچهر اسماعیلی، فهیمه راستکار، منوچهر والی‌زاده، مینو غزنوی، جواد پزشکیان، خسرو شمشیرگران، سیامک اطلسی، امیرعباس پیام، شهرزاد ثابتی، ابراهیم شفیعی، کتایون اعظمی، محمدرضا مومنی، رضا آفتابی و مینو شجاع صحبت کرده‌اند.

آل پاچینو این فیلم را سال 1996 بر مبنای نمایشنامه "ریچارد سوم" ویلیام شکسپیر به مدت 118 دقیقه ساخت و خودش به همراه فردریک کیمبال راوی فیلم هستند. موسیقی متن را هوارد شور ساخته و پنه لوپی آلن، گوردن مک دانلد، مدیسن آرنولد، وینسنت انگل، الک بالدوین، وینونا رایدر و کوین اسپیسی در آن بازی کرده‌اند.

داستان "در جستجوی ریچارد" درباره آل پاچینو است که تصمیم می‌گیرد نمایشنامه "ریچارد سوم" شکسپیر را به تصویر بکشد. او پس از انتخاب بازیگران میان مردم می‌رود و از آنان درباره شکسپیر می‌پرسد. تمرینات و جلسات بحث و گفتگو درباره شخصیت‌ها همچنان ادامه دارد، اما در این میان تهیه‌کنندگان از این روال کار به تنگ می‌آیند.

Marow
2008-Jun-20, 20:34
صداي خوب ، زينت دوبله است ...



ناصر نظامي متولد سال 1325 است و به صورت حرفه اي از سال 1346 کار دوبله را آغاز کرده است و از سال 1367 به عنوان مدير دوبلاژ فعاليت مي کند.
او گوينده تيپهاي جدي و متن فيلمهاي مستند رودخانه هاي بزرگ جهان ، شما چه مي دانيد و... است و گويندگي و مدير دوبلاژي انيميشن ، سريال و فيلمهاي سينمايي خارجي و ايراني چون دراکولا، زنان کوچک ، آرتور، دور دنيا در هشتاد روز، اي کي يو سان ، شرلوک هولمز، انيميشن بتمن ، سينماي حرفه اي ، سريال معروف مرد 6 ميليون دلاري ، سينما پشت پرده ، عامل ناشناخته و... را بر عهده داشته است.
در فاصله کوتاه صرف ناهار در يکي از استوديوهاي واحد دوبلاژ سيما بعد از اتمام دوبله مجموعه سينماي حرفه اي با او گفتگويي درباره کارنامه هنري 40 ساله اش تاکنون انجام داديم.

در ابتدا از نحوه گرايشتان به گويندگي توضيح دهيد.
من از سال 1346 به طور اتفاقي وارد عرصه دوبله شدم ، خاطرم هست در آن زمان برادرم دوبلور بود. روزي برادرم از صاحب استوديويي خواست از من تستي بگيرد. من در آن لحظه متوجه شدم که از افراد ديگر نيز تست مي گيرند، بنابراين بدون اين که بدانم چه کاري مي خواهم انجام بدهم تست دادم و خيلي سريع يعني فرداي آن روز من را دعوت به کار کردند و اين نحوه ورود من به عرصه دوبله بود.
استوديويي که کارم را با آن شروع کردم پاسارگاد نام داشت که در خيابان کوشک پايين ميدان فردوسي بود. چند تا از گوينده هاي بزرگ ما نيز در آن زمان در استخدام آن استوديو بودند. اين يک حسن و يک عيب داشت ؛ عيبش اين بود که به هر حال هر قدر که کار مي کرديم يک حقوق ثابتي به ما مي دادند ولي حسنش اين بود که صاحب استوديو به خاطر منافع خودش به مدير دوبلاژها مي گفت که رل هاي بزرگي به من بدهند؛ حتي اگر من خوب حرف نمي زدم. شايد يکي از همان دلايلي که باعث شد من زود راه بيفتم همين موضوع بود که از همان بدو ورود در عرصه دوبله به خاطر منافع استوديو و تاکيد صاحب استوديو به مديران دوبلاژ، رل هاي بزرگتري را به من مي دادند و به اين صورت زود راه افتادم.

درصد کارهايي را که گويندگي مي کرديد نسبت به مدير دوبلاژي چگونه بوده است؟
من حدود 20 سال پيش مدير دوبلاژي را شروع کردم. به هر حال تعداد گويندگي هاي من از همان سالها به اين طرف بيشتر از مدير دوبلاژي است و سريال بسيار زيباي زنان کوچک جزو اولين کارهايي بود که دوبله کردم. در همان زمان در انيميشن اي کي يو سان جاي آقاي شينسه حرف زدم و با انيميشن ، کارتون و فيلمهاي کودکان خيلي صميمي شدم ، در نتيجه 60 تا 70 درصد کار کودک مي کردم.
بقيه کارهايم گويندگي فيلمهاي سينمايي ، سريال و مدير دوبلاژي بوده است و فيلمهايي که بتازگي گويندگي کرده ام يادم نيست ولي به جاي مايکل کين در چند فيلم صحبت کردم و در آثار استنلي کوبريک حرف زده ام. در چند سال اخير هم مدير دوبلاژي 50 تا 60 قسمت از مجموعه سينماي حرفه اي و همچنين فيلمهاي سينماي حرفه اي هيولاي درون را برعهده داشتم و در چند ماه گذشته هم چندين سريال و فيلم سينمايي از جمله شب در موزه و عامل ناشناخته و... را براي تلويزيون دوبله کردم. زماني که در استوديو پاسارگاد کار مي کردم ، در تلويزيون فيلم دوبله نمي شد و تمام فيلمها را به استوديوي خصوصي مي فرستادند، در نتيجه ما بيشتر فيلمهاي سينمايي را گويندگي مي کرديم تا تلويزيوني. البته بعد از اين که تلويزيون متمرکز شد 90 درصد کارهاي ما همچون الان ، در تلويزيون بود.

با توجه به اين که فرموديد به کارهاي کودک علاقه مند هستيد، آيا در حال حاضر انيميشني را براي دوبله در دست داريد؟
در حال حاضر مشغول دوبله انيميشن 52 قسمتي به نام پابلو روباه کوچک قرمز هستم که انيميشن بسيار قشنگي است. سريال بلند صد و چند قسمتي آرتور را نيز دوبله کردم. در انيميشن دور دنيا در هشتاد روز جاي آقاي فاک حرف زدم و سالهاي پيش هم در انيميشن بتمن صحبت کردم. فکر مي کنم متجاوز از 300 فيلم انيميشن را دوبله کرده باشم.

سريال و فيلمهاي سينمايي چطور؟
سريال و فيلمهاي سينمايي هم کار کردم ولي الان يادم نيست. البته شايد بعضي ها فکر کنند انيميشن کاري کوچک و فيلم سينمايي کار بزرگي است ، ولي من دقيقا عکس اين قضيه را معتقدم ، براي اين که وقتي براي کودکان کار مي کنيم ، هيچ جمله زائد و بد و جمله اي که با فکر و ذهن کودک همخواني نداشته باشد، استفاده نمي شود. ولي با اين حال من در ايام عيد نوروز انيميشن ماشين ها را که از شبکه اول پخش شد مشاهده کردم که در آن اصطلاحات و جملاتي به کار رفته بود که ما هرگز در واحد دوبلاژ به کار نخواهيم برد. البته افرادي که اين کارها را انجام مي دهند جزو ما و انجمن گويندگان و سرپرستان گفتار فيلم دوبلاژ ايران نيستند. ما معمولا اگر در ترجمه حتي يک جمله ، کلمه و حرفي را براي بچه ها نپسنديم حذف و چيز ديگري را جايگزينش مي کنيم.

ترجمه تخصصي چقدر در يک دوبله موفق تاثير دارد؟
ترجمه حدود 60 درصد در کيفيت کار موثر است ؛ براي اين که اگر ترجمه بد باشد اساس فيلم خراب مي شود و وقتي مترجم نتواند منظور فيلم را بيان کند، مدير دوبلاژ نمي تواند کاري انجام دهد، چراکه ما فقط تا حدي اجازه داريم در ترجمه دخل و تصرف کنيم در حالي که اصلا وظيفه مدير دوبلاژ نيست. البته ممکن است ترجمه اي بسيار بد باشد و مدير دوبلاژ ترجمه را پس بدهد و بگويد اين ترجمه مناسب نيست ، ولي خوشبختانه در چند سال اخير مترجم هاي خوبي آمده اند و من از اين بابت راضي هستم.

براساس چه معيارهايي گويندگان را براي دوبله انتخاب مي کنيد؟
مدير دوبلاژي سليقه اي است ، بنابراين ممکن است روي شخصيتي صداي گوينده اي را بپسندم و مدير دوبلاژ ديگري صداي گوينده ديگري را؛ ولي به طور کلي صداي فيلم را گوش مي دهم و گوينده اي که توانايي لازم را داشته باشد و با صداي آن شخصيت نزديک باشد انتخاب مي کنم ، البته گوينده بايد توانايي لازم را هم براي گفتار داشته باشد.

نظر شما درباره قابليت هاي صداي خوب به عنوان يک مدير دوبلاژ پيشکسوت عرصه دوبله چيست؟
صداي خوب زينت دوبله است ، هنگامي که گوينده اي نقش اول فيلم را مي گويد اگر صدايش زيباتر باشد قشنگ تر است و با شخصيت بازيگر تناسب دارد و جلب توجه بيشتري مي کند؛ ولي اين که بگوييم گوينده خوب حتما بايد صداي زيبا داشته باشد، اين طور نيست. ما مرحوم عزت الله مقبلي را داشتيم که اگر به طور معمولي صحبت مي کرد کسي به صداي او توجه نمي کرد. شايد او اصلا صداي زيبايي نداشت ولي هنگامي که جاي شخصيتي صحبت مي کرد به گونه اي تيپ مي گفت که همه حيران مي ماندند.

در حال حاضر با پخش مجدد شرلوک هولمز و گويندگي شما به جاي دکتر واتسون با مديريت آقاي بهرام زند، بازتاب اين فيلم در ميان مردم چگونه است؟ آيا مردم صداي شما را مي شناسند؟
من صداي مشخصي دارم و مردم صدايم را مي شناسند؛ البته من رلهاي خيلي بزرگتر و معروف تري از دکتر واتسون گفتم و البته افرادي هستند که مي دانند من جاي دکتر واتسون صحبت کردم مثلا وقتي مي گويم مدير دوبلاژي سليقه اي است که 2 سري از فيلمهاي شرلوک هولمز را آقاي بهرام زند و يکي ديگر از مديران دوبلاژ دوبله کرده است و اين سليقه اي بوده که صداي بنده روي شخصيت دکتر واتسون در مجموعه اي که بهرام زند مدير دوبلاژ آن بوده شنيده شود، انصافا و با زحمت آقاي بهرام زند، سريال بسيار خوبي از نظر دوبله شده است.

بازتاب آثاري را که گويندگي يا مدير دوبلاژي مي کنيد در ميان مخاطبان دنبال مي کنيد؟
ما انتظار نداريم همه مردم صداي ما را بشناسند و اين گونه هم نيست ، ولي خيلي از افراد که علاقه مند به فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني هستند، صداي ما را تعقيب مي کنند و مي شناسند و اگر ما جاي شخصيتي صحبت کنيم (هر کدام از ما گويندگان فرق نمي کند) و از تلويزيون پخش شود، فرداي آن روز عکس العمل را مشاهده مي کنيم يا خوب است يا بد، اين عکس العمل است.

در کارهايي که مديريت آن را به عهده داريد، ترجيح مي دهيد گويندگي هم بکنيد يا اين که همچون کارگردان فيلمي که اگر پشت دوربين نباشد کارش افت خواهد داشت ، فقط مديريت مي کنيد؟
ترجيح مي دهم بسيار کم به جاي شخصيت هاي کوچک گويندگي کنم و احتمالا آن هم به جاي شخصيت هايي بوده که صدايم روي آن مشخص است.



نظرتان درباره گويندگي مجموعه هاي مستند چيست؟
سالهاست که در مجموعه هاي مستند صحبت نکرده ام ، ولي در سالهاي گذشته نريشن سري اول مستندي به نام رودخانه هاي بزرگ جهان را به عهده داشتم ، اما در قسمت دوم يکي ديگر از همکارانم نريشن آن را گفته است ، ضمنا در آن زمان در سريال علمي اي به نام «شما چه مي دانيد» صحبت کردم و پس از آن ديگر در مستندي صحبت نکردم.

نظر شما درباره دوبله سريال ها و فيلمهاي ايراني و گويندگي دوبلورها جاي شخصيت هاي ايراني چيست؟
به طور کلي معتقدم اگر لوازم و امکاناتي که براي يک کار خوب صدا سر صحنه نيازمند است موجود باشد صدابرداري سر صحنه فيلمهاي فارسي را بيشتر مي پسندم.

يک تعريف جامع از دوبله برايمان بگوييد؟
دوبله بسيار خوب است براي کساني که زبان فيلم را بلد نيستند.

وضعيت دوبله کنوني را نسبت به گذشته چطور ارزيابي مي کنيد؟
با توجه به اين که ما دوران طلايي دوبله را از سالهاي 1344 تا 1355 (حدود يک دهه) به وسيله دوبلورهاي بسيار جوان و پرانرژي سپري کرده ايم و يکي از مهمترين مسائل دوبله هاي خوب فيلمهاي خوب بود، احساس من اين است که اگر آن فيلمهاي خوب الان هم براي دوبله سفارش داده شوند، همان دوبله ها انجام خواهد شد، به دليل اين که دوبلورهايي که در آن زمان گويندگي فيلمها را به عهده داشتند، گويندگان بسيار خوبي بوده اند و هستند و اکنون تجربه بسياري دارند، بنابراين نمي توانند ضعيف شده باشند حتي مي توانند بهتر از آن زمان فيلمها را دوبله کنند. پس از آن به دوران انقلاب مي رسيم که تعدادي فيلم از کشورهاي ژاپن ، روسيه و اروپاي شرقي آمد که به دليل زبان ناآشنا و نوع صحبت کردن در اين گونه فيلمها بويژه ژاپني و چيني که اصلا روزهاي اول نمي توانستيم جاي آنها حرف بزنيم و آن به دليل نوع خاص حرف زدنشان بود، در حالي که ما به سليس حرف زدن در فيلمهاي خوب انگليسي ، امريکايي و حتي ژاپني همچون فيلمهاي کوروساوا عادت کرده بوديم که در آن زمان موجي به وجود آمد که خود بنده به زحمت افتادم و دليل آن اين بود که گويشها نوع خاصي بود، ولي دوبلورها بسيار سريع اين نوع حرف زدن را ياد گرفتند و مي بينيم پس از چند سال سريالي به نام سالهاي دور از خانه دوبله مي شود که به نظر بنده دوبله بسيار خوبي داشت و الان هم از اين فيلمها زياد براي دوبله مي آيد و گويندگان راحت ، جاي بازيگران حرف مي زنند و من فکر مي کنم اگر بحث سر اين باشد که دوبله آن موقع بهتر بوده و الان ضعيف شده است ، اگر به دوبلورها فرصت داده شود و شرايط برايشان مساعد باشد بدتر از آن زمان دوبله نخواهند کرد و يکي از دلايلي که آن زمان دوبله طلايي ناميده شد، اين بود که نه ديجيتالي بود و نه ويدئويي ، بلکه فيلم در آپارات بالا مي رفت و مدتها طول مي کشيد تا سر هر قسمت برسد و گوينده براحتي ديالوگش را علامت گذاري مي کرد، حفظ مي کرد و سپس آن را مي خواند و پرده نيز بزرگتر بود و لب و دهان هنرپيشه بهتر ديده مي شد و اين حسن بزرگي بود، ولي الان حتي ما يک کلمه اول ديالوگ را نمي توانيم مرور کنيم که فيلم مجدد تکرار مي شود و اين يکي از چيزهايي است که شايد از جهاتي به نفع ما باشد که آن موقع فيلمي را 3 روز دوبله مي کرديم و الان فيلم در يک روز دوبله مي شود، يعني سرعت بسيار زياد شده است و معمولا هر چيزي که سرعت داشته باشد احتمال خطا و اشتباه در آن بسيار است.

جام جم ...

Marow
2008-Jun-20, 20:35
گفت وگو با مهرداد رئیسی رئیس هیات مدیره انجمن گویندگان جوان تهران.

دوبله فقط خاک استودیو خوردن نیست

مهرداد رئیسی رئیس هیات مدیره انجمن گویندگان جوان تهران و مدیرعامل و موسس گروه گلوری فارغ التحصیل رشته نرم افزار است و با علاقه به کار دوبله سعی کرده تا با بهره گیری از تکنولوژی جدید در خدمت دوبله آثار انیمیشن گام بردارد و بتواند با ایجاد این کار فضایی ایجاد کند که افراد بیشتری از انیمیشن لذت ببرند. حتماً شما هم از دوبله «شرک» لذت برده اید و کمپانی هیولاها را به خاطر دارید با آن جمله یخ بستنی می خوری. و یا «طعمه کوسه» و بسیاری از آثار دیگر که توسط این گروه دوبله شده است. مهرداد رئیسی سه سال پیش انجمن گویندگان جوان تهران را راه اندازی کرد. انجمنی که بسیاری از صداهای جوان اما آشنای این دوره را در خود جای داده و در حقیقت به نحوی صدایی تازه محسوب می شود. با رئیسی درباره کارهایش و چگونگی شکل گیری این گروه به گفت وگو نشستیم.

● فعالیت دوبله را از چه سالی آغاز کردید؟
این کار در واقع از سال ۸۲ شروع شد و پیش از آن مدیریت تبلیغات واحد بازرگانی انتشارات سروش را برعهده داشتم و دوبله مجدد کارهای قدیمی را انجام می دادیم و آنها را میکس می کردیم. از آنجایی که سیستم ها متفاوت بود نیاز به دقت بیشتری داشت و درست در همین کارها بود که متوجه شدم دوبله های قدیم تا چه حد ارزشمند بوده است و در حال حاضر تا چه حد در این کار ضعف و مشکل وجود دارد. بنابراین با توجه به رشته ام سعی کردم از تکنولوژی پیشرفته امروز در این عرصه استفاده کنم.

● چطور شد که در این کار به صداهای جدید و افراد تازه کار روی آوردید؟
در بدو امر به سراغ پیشکسوتان هم رفتم اما آنها چندان تمایلی به همکاری نداشتند. آن هم به دو دلیل یک بخش کاملاً به بحث مالی و بودجه ما بازمی گشت که نمی توانستیم خواسته مالی آنها را برآورده کنیم و بخشی هم عدم تمایل پیشکسوتان در استفاده از سیستم های جدید بود که برخی از آنها می گفتند تجربه این کار را در کشورهای دیگر مثل آلمان داشته اند و نمی توانند با این شیوه های جدید کار کنند. بنابراین مجبور شدیم به سراغ دانشجویان رشته بازیگری و کارگردانی دانشگاه سوره برویم و از دوبله کارتون های ساده آغاز کنیم.

● اولین کاری که دوبله کردید چه بود؟
در واقع اولین کار «اسپریت» و برای تست روش ام بود و خودم صحبت کردم که در بازار هم عرضه نشد. البته این روش در بسیاری از کشورها اجرا می شود اما من در ایران باید تغییراتی را با توجه به امکانات و نرم افزارهای موجود در ایران ایجاد می کردم و چارتی از نظر هزینه و سیستم را با توجه به روشی که منحصر به خودم بود تهیه کنم.
● یعنی شما در صنعت دوبله بدعت گذاری کردید؟
از نظر سیستم و روش بله. البته روش تک نفره قبل از انقلاب بوده است و هنوز هم در بسیاری از کشورها استفاده می شود. اما سبکی که ما به کار می بریم و مدل متن نویسی آن کاملاً جدید است. ما متاسفانه در هیچ کدام از مراحل کار از حضور پیشکسوتان بهره نبردیم و فقط از آنالیز کارهای خوب قدیمی که دوبله ایران را در رتبه بالایی قرار داده استفاده کردیم و در جلسات متعدد و با نقد و بررسی آثار قبل به استانداردها دست پیدا کردیم. این کار تا دو سال ادامه داشت تا به اعتصاب انجمن پیشکسوتان و خالی گذاشتن دست موسسات ویدئو رسانه ای که مجوز ارشاد داشتند انجامید.

● شما در این میان به صورت جداگانه عمل کردید و حمایت صنفی انجام ندادید؟
ما در حقیقت سیاست دیگری را پیش گرفتیم. اولاً ما عضو آن انجمن نبودیم ضمن اینکه قبل از این جریان هم هیچ گونه حمایتی از جانب آنها نداشتیم. اما دلیل اصلی همکاری ما با این موسسات به خاطر تهاجم فرهنگی و هجوم فیلم ها و کارتون های غربی در بازار بود و خالی گذاشتن دست اینگونه رسانه ها را مصلحت ندیدیم به خصوص که این موسسات اینگونه آثار را با توجه به فرهنگ ما وارد خانه ها می کنند. از طرفی ما به موسسات حق می دادیم که نخواهند افزایش هزینه داشته باشند چون هیچ اتفاق خاصی در این عرصه رخ نداده بود. بنابراین ما با دلایل خودمان با رسانه هایی که مجوز ارشاد داشتند همکاری کردیم و نگذاشتیم کار بخوابد. در حقیقت سعی کردیم به جریانی که مدنظر وزارت ارشاد بود کمک کنیم و هدف گذاری های مان با توجه به همکاری ها گسترده تر شد.

● از هدف گذاری صحبت کردید این هدف گذاری شامل چه چیزهایی است؟
در حال حاضر یکی از این موارد که به مدیرهای دوبلاژ هم ابلاغ شده بحث فرهنگ سازی است. به عنوان مثال در کار طعمه کوسه و در انیمیشن ماشین ها بسیاری از این نکات اعمال شده است. البته انیمیشن به دلیل زیبا و جذابیت باید ابتدا کارشناسی شود چون برخی از آنها دارای اهداف منفی است که باید به نیازهای فرهنگی جامعه ما تبدیل شود.

● بحث فرهنگ سازی را پیش کشیدید برای فرهنگ سازی چه کارهایی انجام داده اید و بیشتر به چه نیازهایی پرداخته اید؟

در این بخش از روانشناس و داستان شناس استفاده کردیم که تمام موارد پنهان را در نظر می گیرند. به عنوان مثال در کاری مثل «سندباد»، که اصل داستان مربوط به هزار و یک شب است و در حقیقت کاملاً شرقی است و به نوعی ایرانی محسوب می شود اما کمپانی امریکایی «دریم ورکس» سعی کرده به گونه ای عمل کند تا سندباد را بااصلیت یونانی معرفی کند و ما در ارائه دوبله این کارها تغییراتی اعمال می کنیم، و در جاهایی که دیالوگ های غیرضروری وجود دارد آن را به دیالوگ هایی با بار آموزشی تغییر می دهیم. در طعمه کوسه در جایی به نقشه جهان اشاره می کند و می گوید این دریا مال کجاست و او در پاسخ می گوید مال کره است ما تبدیل کردیم به این دیالوگ؛ خلیج فارس مال کجاست؟ مال ایران. در حقیقت با توجه به موقعیت و اهداف نهفته در انیمیشن ها آنها را ایرانیزه می کنیم، به گونه ای که علاوه بر فرهنگ سازی با دوبله جلوی تهاجم فرهنگی را بگیریم. چون دوبله یکی از راه حل های این مساله است. با توجه به مخاطب این آثار باید ظرافت های کار رعایت شود و به نیاز مخاطب که طنز هست پاسخ داده شود.

● این تغییرات به هدف کارگردان لطمه نمی زند؟
ما سعی می کنیم هدف اصلی کارگردان را از نظر فیلمنامه جلو ببریم البته اگر آن هدف درست باشد، اما یکسری معادل سازی ها را اعمال می کنیم و یکسری طنزهای خارجی بی معنی را تغییر می دهیم و از این طریق مخاطب را سوق می دهیم به سمتی که در شأن جامعه و فرهنگ ما است.
این اهداف در جای خود خوب است، اما چگونه سعی می کنید که به شعارزدگی کشیده نشود و تکرار این شعارها مخاطب را خسته نکند.
معمولاً سن مخاطب ما کم است و اگر خیلی در لفافه حرف بزنیم متوجه حرف ما نمی شوند. در گروه سنی بزرگسال شاید تبدیل مستقیم جواب ندهد خصوصاً در شرایط فعلی جامعه ما. پس ما هم سعی می کنیم به این ورطه نیفتیم.
اما اگر همین روند به صورت دائمی اتفاق بیفتد خودش یک خطر است برای پس زدن مخاطب.
ما به هیچ عنوان قصد نداریم چنین کنیم و بسیاری از کارها هم این اجازه را نمی دهد. مثلاً در کاری مثل آناستازیا اصلاً نمی توانیم چنین کارهایی انجام دهیم. اما در کارهای پیکسار با توجه به نوع کار و تعدد کاراکتر این امر امکان پذیر است، خصوصاً با طنزی که در کارها دارد دست مدیر دوبلاژ را باز می گذارد تا شیطنت کند و تک دیالوگ ها را برگرداند و عموماً در کارهای تیپیک و طنز می توانیم مانور بدهیم.

● در شیوه جدیدی که برای کارتان استفاده می کنید تکنیک کار مهمتر است یا تجربه گوینده و به اصطلاح خاک استودیو خوردن؟

هر دو نیاز است. دوبله مثل بازیگری بسیار وسیع است. این کار در حقیقت صداپیشگی است و گویندگی صرف نیست. چون باید جای کاراکتر دیگری را بازی کنید. چون وقتی جای کسی مثل آل پاچینو یا رابرت دونیرو بخواهید حرف بزنید باید دوباره جای او بازی کنید و همان حس ها را در کار ارائه بدهید. بنابراین در ابتدا تکنیک لازم را کسب کنید و در کنار آن تجربه هم نیاز است.

چون یک دوبلر در آن واحد باید پنج کار را با هم انجام بدهد؛ خواندن، دیدن، شنیدن، سینک گویی و حس گرفتن. البته در ایران مورد دیگری به آن اضافه می شود که خلاقیت است. اما در حال حاضر می بینیم با وجود تجربه زیاد هم کارهایی انجام می شود که از نظر حسی غلط است، که به نظرم این امر ناشی از آن است که گوینده نمی خواهد صدایش را خرج کند چون صدا تنها دارایی یک گوینده است. در گفت وگویی که با جلال مقامی داشتم ایشان می گفت اگر فیلم دکتر ژیواگو را دوباره دوبله کنم بعد از سال ها تجربه، دوبله بهتری خواهم داشت. در حالی که در آن زمان کاری که او انجام داده خود یک شاهکار محسوب می شود. بنابراین تجربه تا حدی برای رسیدن به استاندارد لازم است و بعد از آن مهارت ها و گوشه هایی که گوینده می تواند در این دنیای وسیع بازی و حنجره کشف کند. اما همه اینها نیازمند تکنیک است. اما واقعاً بحث خاک استودیو خوردن نیست. لازم است به نکته ای اشاره کنم. بسیاری از گویندگان ما تئاتری بودند. حتی آقای شایگان در مصاحبه هایشان هم می گویند من تئاتر را رها کردم و به خاطر پول خوب دوبله به سمت این کار آمدم. اما به هر حال تکنیک و تجربه در این کار لازم است.

● برویم سراغ انتخاب واژه ها. چقدر گروه سنی مخاطب را در این انتخاب و جایگزینی در نظر می گیرید؟ یکی از بحث ها به کار بردن واژه های نامناسب است که در این کارها استفاده می شود و بسیاری بر مخرب بودن آن تاکید دارند در این فرهنگ سازی که می گویید چرا این اتفاق نیفتاده است.

در ابتدای کار، فیلترها را نمی شناختیم اما حالا بر این خطوط قرمز در حوزه واژه ها آگاهی داریم در حال حاضر ترجمه های ما در سازمان صدا و سیما کارشناسی می شود و آنها هم بسیار حساس هستند مخصوصاً در بحث کودک. برخی از کارها گروه سنی شان بالاتر از کودک است که آن را می توان از رتبه فروش هفتگی و ماهانه شان در دنیا فهمید. به عنوان مثال انیمیشن نمو، عصر یخبندان، عروس مرده یا شرک یک ماه در صدر جدول فروش باقی ماندند و در سیاستگذاری ساخت شان هم کاملاً مشخص است که طیف وسیع گروه سنی را در نظر گرفته اند و دیالوگ ها را از سطح بچه ها بالاتر آورده اند تا مخاطب بزرگسال را هم جذب کند و این ناشی از همان دید است که کارتون را صرفاً برای بچه ها نمی سازند. پس ما همه ناچاریم هر دو مخاطب را مدنظر قرار بدهیم. در حقیقت ما باید در ارائه کار هر دو طیف را در نظر بگیریم یعنی اگر کار را فقط برای بچه ها دوبله کنیم از هدف خودمان که شناساندن انیمیشن است دور می شویم. پس در کارمان باید هر دو گروه را راضی نگه داریم.

● یکی از کارهای جالبی که انجام دادید جمله معروف «تقدیم به بچه های خوب ایران و فارسی زبانان جهان» بود. این ایده از کجا ناشی شد؟

این جمله در ابتدا پیشنهاد خودم بود که روی کارها بگذاریم چون به نظرم این می تواند ارتباط نزدیک تری با بچه ها برقرار کند. ضمن اینکه گروه ما تشکلی بود که اسم داشت و خیلی ها از آن استفاده می کردند و علاوه بر حفظ اسم به عنوان مهر و کارمان آن را توی کار می گفتیم که چسبیده به دوبله باشد و قابل حذف نباشد و شناسه باشد و به خاطر احترامی که برای بچه ها قائل هستیم از این جمله استفاده کردیم و بعدها به پیشنهاد آقای علیمردانی یکی از گویندگان و مدیران خوبمان در یکسری از کارها که ژانر کودکانه نداشت جمله تقدیم به فارسی زبانان جهان را به کار بردیم که با استقبال خوبی در کشورهای فارسی زبان مواجه شدیم. آنها هم همین حس را داشتند که مورد خطاب قرار گرفته اند و آن صمیمت برقرار شده بود.

● به نظر می آید رقابت شدیدی در ارائه کارها وجود دارد و از طرفی رقابت سختی بین این موسسات حاکم است خصوصاً بر روی صاحب صداها و تاکید بر صداهای مشخص برخی از افراد. ولی مشکلی که وجود دارد تکراری شدن برخی صداها در کارهای گوناگون است. برای جلوگیری از این تکرار و یکنواختی چه کاری صورت گرفته است؟

این اشکال به ما وارد بود که از برخی صداها به صورت مداوم و تکراری استفاده می کردیم اما این مشکل برطرف شده است و این مساله به چند مورد برمی گردد یکی بحث کمبود گوینده بود مثلاً در زمانی که نمو را دوبله کردیم یازده نفر گوینده داشتیم. به همین خاطر شاید چندین نقش را یک نفر می گفت. به هرحال در آن مقطع خاص چاره ای نداشتیم که به همان عدم همکاری باز می گردد. اما این مشکلی است که در حال حاضر گریبانگیر دوبله ایران است و انجمن پیشکسوت که ۸۰ درصد دوبله را با ۲۰۰ گوینده انجام می دهد به آن دچار است. باید توجه داشت که پیدا کردن گوینده کار بسیار سختی است این مساله در سینما حل شده است چون رشته سینما، فارغ التحصیلان متعدد دارد و پیدا کردن آدم مورد نظر برای کارگردان راحت تر است. به هرحال این کار نیاز به آموزش دارد و وقتی متوجه شدیم صدای تکراری می تواند یک معضل باشد سعی کردیم آن را رفع کنیم. در کارهای جدید فضا را برای گویندگان جدید بازگذاشته ایم.
● برگردیم به ابداع دیگری که شما در دوبله انیمیشن ها داشتید و آن هم استفاده از لهجه های گوناگون بود البته این کار بسیار حساس است و دقت بسیار زیادی را می طلبد. در این خصوص چگونه عمل کردید؟

خوشبختانه مشکل خاصی نداشتیم و این کار برای آشنایی بیشتر با لهجه ها انجام شد. در یکی از بحث ها در جریان نوآوری به این رسیدیم که بسیاری از این شخصیت ها لهجه پذیر هستند و با توجه به گستردگی کشور و لهجه های گوناگون می توانیم از این مساله استفاده کنیم تا بچه ها علاوه بر لذت بردن با لهجه ها آشنا شوند. همین کار هم مخاطب زیادی پیدا کرد و با استقبال خوبی روبه رو شد ولی الان دیگر لهجه کار نمی کنیم و نوآوری جدیدمان این است که یکی از شعرهای کار حتماً باید به فارسی برگردانده شود و موزیک شعر را می سازند و با همان مضمون به فارسی برگردانده می شود.

● یکی از موفق ترین کارهایتان کمپانی هیولاها بود که با استقبال خوبی مواجه شد و خیلی ها معتقدند این کار یکی از بهترین کارهای شما است؟

خیلی خوشحالم که کمپانی هیولاها به عنوان سومین کارمان با چنین استقبالی مواجه شده است و باعث افتخار ما است. اما هنوز هم سعی می کنیم خودمان را نقد کنیم. جدای از نقد مردمی که صورت می گیرد نقدهای تخصصی که روی کارها انجام می شود باعث قوت قلب ما است و راه گشای ما و نقدهای تکنیکی که روی کارهایمان انجام شده هم مثبت بوده که فوق العاده برای ما ارزشمند است.

● در حال حاضر شاهد محدودیت هایی در دوبله کارتون ها هستیم که جلوی آنها گرفته شده است. آیا این محدودیت ها مشکلی برای شمال ایجاد نمی کند؟
این اتفاق خوبی است و خود ما قبلاً درخواست کرده بودیم که به این وضعیت سر و سامان بدهند و ارشاد نظارتی بر انیمیشن داشته باشد. جدا از بحث سوءاستفاده مالی، باعث ضعف کیفی آثار شده بود و به هرحال بحث -------- هم رعایت نمی شد و استفاده از واژه های مناسب در این گونه کارها جای بحث داشت. خیلی از کارها با هزینه پایین و بدون توجه وارد منازل می شد و در دست مخاطب قرار می گرفت، از طرفی بحث رایت هم مطرح بود و اتفاق خوبی است که ارشاد و پلیس امنیت ملی وارد این حوزه شدند و به کارها سر و سامان دادند. فعلاً کارها متوقف شده است اما قرار است با همکاری موسسات ویدئو رسانه و رسانه های تصویری و موسسه جوانه پویا کارهای مان را به صورت رسمی ارائه کنیم.

● این جریان چه تاثیری بر قیمت کارتون ها دارد چون بسیاری از افراد نگران قیمت تمام شده محصولات هستند؟
نباید این نگرانی وجود داشته باشد حتی قیمت ارزان تر خواهد شد. در حال حاضر با شرکت جوانه ها هم مذاکراتی شده است فقط با این هدف که قیمت بالاتر نرود و این موسسه قیمت های پایین تری برای عرضه کالا در نظر گرفته و ما هم به همین دلیل سعی کردیم با آنها کار کنیم تا کارها به دست مخاطب برسد و می توانم این نوید را بدهم که کارها به شکل ارژینال و با قیمت پایین تر در دست مخاطب قرار خواهد گرفت.


● فکر می کنید کارهای جدید تا چه وقت به بازار بیاید؟
تا اوایل تیرماه، ۲۰ عنوان جدید به بازار خواهد آمد. عنوان هایی مثل انیمیشن ماشین ها، انیمیشن قلعه متحرک هابل، انیمیشن جزیره تی تی بو، خوش قدم که اسکار گرفته، پدرخوانده های توکیو، ماجراهای پدر خرگوشه، باب اسفنجی دو و...

● یکسری از آثاری که نام بردید قبلاً دوبله شده است؟
آن کارها به صورت غیررسمی بوده است و مربوط به کمپانی ما نبوده و کارهای جدید کاملاً متفاوت خواهد بود. به عنوان مثال در خوشقدم ما با سیاست های جدید کار کرده ایم خصوصاً روی موسیقی های کار.

● بنابراین با توجه به شرایط جدید در انتخاب آثار هم محدودیت هایی خواهید داشت، مثلاً در کارهایی مثل باربی ها یا سیندرلا؟

بله، اما با وجود محدودیت ها باز هم می توانیم امیدوار باشیم البته برخی کارها به دلیل پوششی محدودیت هایی را پیدا می کنند اما می توانیم باز هم آثار خوب را داشته باشیم و آثار مطرح دنیا را که در این چارچوب قرار می گیرند دوبله کنیم.

Marow
2008-Jun-21, 11:21
یک سوال :

آقای محمد گل آرا واقعا دوبلور است ؟ اونم توی صداسیما ؟ خیلی برام مهمه بدونم.
آخه یکی از اقوامم که باهاش رفیقه میگه این آقا دوبلور فیلمایی مثل Shrek است. راست میگه ؟
من از یکی از دوستانم که در این مورد سر رشته داره پرسو جو کردم این عین جوبشه برات میذارم


سلا امیدم
دوبله انیمیشن شرک توسط گروه گلوری انجام شده که این گروه با نام انجمن گویندگان جوان به ثبت رسیده (البته کارهای این گروه در دوبله انیمیشنها هم بعضی اوقان از تی وی پخش میشه) رابطه این دو انجمن (گویندگان جوان و گویندگان تلویزیون) فعلا چندان خوب نیست و من هم اصل پیگیره اعضا و کارهای این انجمن گویندگان جوان نیستم.اما اون آقای گل آرا که در موردش پرسیدی ، مطمئنا دوبلوره تی وی نیست و اگر هم سابقه گویندگی داشته مربوط بوده به فعالیتش در انجمن گویندگان جوان.البته الانم لیست اعضای این انجمن رو نگاه میکردم نامی از ایشون ندیدم .

A.L.I.
2008-Jun-21, 13:50
امید جان ممنونم ازت
خب پس با این حساب اون آقا اصلا توی تی وی نیست و دوبلور شرک هم نبوده.

اگه اسامی تیم دوبلور فیلم شرک باشه عالی میشه.

بازم مرسی

Marow
2008-Jun-21, 14:44
امید جان ممنونم ازت
خب پس با این حساب اون آقا اصلا توی تی وی نیست و دوبلور شرک هم نبوده.

اگه اسامی تیم دوبلور فیلم شرک باشه عالی میشه.

بازم مرسی

علی جان تو tv نیست ولی ممکنه تو شرک باشه حالا میپرسم عزیز

نکنه با دوستان کل کل دارین؟

A.L.I.
2008-Jun-21, 15:01
نه ! آخه این فامیلمون یکم که چه عرض کنم ! خیلی خالی بند تشریف دارند ! جلوی من و بقیه میگه دوستم دوبلور شرک است !!!

Sahel 87
2008-Jun-23, 13:14
سلام آقا امید
یکی از دوبلرها که تاحالا خیلی گویندگی نقش های مربوط به جک نیکلسون رو داشته مثل تو فیلم shining
میشه بگین کدوم دوبلر هستن ؟من نتونستم تشخیص بدم!شایدم نیست بین این موارد.
واقعا صداش محشره

Marow
2008-Jun-23, 20:28
سلام آقا امید
یکی از دوبلرها که تاحالا خیلی گویندگی نقش های مربوط به جک نیکلسون رو داشته مثل تو فیلم shining
میشه بگین کدوم دوبلر هستن ؟من نتونستم تشخیص بدم!شایدم نیست بین این موارد.
واقعا صداش محشره

سلام

منظورت این صدای محشره

موافقم فوق العادست

اینجاا (http://hamidgig.persiangig.com/other/naser%20tahmasb.mp3)

آقای ناصر طهماسب


http://i9.tinypic.com/2n1553p.jpg

A.L.I.
2008-Jun-23, 20:54
امید جان یک پیشنهاد دارم :
میشه اینجا یا یک تاپیک جدا مجموعه ای از صداهای دوبلورهای معروف ایران رو برای دانلود بزاری؟ آخه از روی اسم یا عکسشون ممکنه آدم نشناسه ولی همینکه صداشونو بشنوه یادش بیاد که کیه .

مرسی

Marow
2008-Jun-23, 21:48
پیشنهاد خوبیه
چشم علی جان هرکدوم رو که پیدا کنم حتما میذارم

Sahel 87
2008-Jun-24, 08:46
دقیقا همین بود
واقعا صدای عجیب و خاصی داره یه چیزی متفاوت از بقیه ست
از وقتی یادم میاد عاشق این صدا بودم خیلی دوست داشتم ببینم کیه
خیلی خیلی ممنون

3>
2008-Jun-24, 09:21
یک خانم هست که خیلی صدای قشنگی داره ...
من اسمشون رو نمی دونم اما یک اطلاعات کوچیکی ازشون داشتم می دونم که توی صدا و سیما حسابدار بودند که برای دوبله کارمند استخدام میشده این شخص هم ازمون میده و قبول میشه تو فیلم های زیادی صدای ایشون رو شنیدم توی تبلیغات بازرگانی هم صداشون زیاد هست میشه اطلاعاتی درباره ی این شخص قرار بدید...
البته جوان هستند یعنی تقریبا تازه کار محسوب میشن ...

A.L.I.
2008-Jun-24, 09:53
آخ راستی امید میشه بگی این کیه که بیشتر تبلیغات تلویزیون با صدای اونه ؟ حتی تبلیغات سینمایی . میگن شمالیه

وای چرا فقط به این میدن؟ چقدر پول میگیره بابت هر تبلیغ؟ خیلی دوست دارم عکس و اطلاعات بیشتری بدونم ازش

یکجورایی حرصم میگیره ازش آخه اصلا مصاحبه نمیکنه و خیلی هم مغرور به نظر میاد !!! اصلا اجازه نمیده بقیه هم بیان تبلیغ کنن !

یک سوال دیگه : یک آقایی بود قبلا تبلیغ Aiwa رو میکرد مسن هم هست. اسمش چیه؟ خیلی صدای گرمی هم داره .من که خوشم میاد ازش

Marow
2008-Jun-24, 10:33
دقیقا همین بود
واقعا صدای عجیب و خاصی داره یه چیزی متفاوت از بقیه ست
از وقتی یادم میاد عاشق این صدا بودم خیلی دوست داشتم ببینم کیه
خیلی خیلی ممنون

خواهش میکنم
قابل شما رو نداشت

Marow
2008-Jun-24, 10:38
آخ راستی امید میشه بگی این کیه که بیشتر تبلیغات تلویزیون با صدای اونه ؟ حتی تبلیغات سینمایی . میگن شمالیه

وای چرا فقط به این میدن؟ چقدر پول میگیره بابت هر تبلیغ؟ خیلی دوست دارم عکس و اطلاعات بیشتری بدونم ازش

یکجورایی حرصم میگیره ازش آخه اصلا مصاحبه نمیکنه و خیلی هم مغرور به نظر میاد !!! اصلا اجازه نمیده بقیه هم بیان تبلیغ کنن !

یک سوال دیگه : یک آقایی بود قبلا تبلیغ Aiwa رو میکرد مسن هم هست. اسمش چیه؟ خیلی صدای گرمی هم داره .من که خوشم میاد ازش

سلام

علی باور کن اطلاعات تلویزیون خیلی به هم ریختس اصلا جای مشخصی نداره

سعی میکنم پیداش کنم ولی اصلا نمیتونم قول بدم

البته در مورد حقوقشون یه چیزایی میدونم که میذارم تو پروفایلت

فدات گل پسر

Marow
2008-Jun-24, 10:46
اینو گوش کن ببین منظورت همینه

حسین باغی

http://aycu26.webshots.com/image/22985/2000948999952331825_rs.jpg

http://www.iran-dubbing.com/FileDownLoadVoice.aspx?FileName=4315617747301218.w ma

Marow
2008-Jun-24, 10:51
حميد قنبري دوبلور قديمي سينماي ايران که با صداي جري لوئيس شناخته مي شد، هفتم مهرماه در سن 83 سالگي و به دليل عوارض ناشي از سکته قلبي در تهران درگذشت. ابوالحسن تهامي و چنگيز جليلوند دو تن از پيشکسوتان دوبله ايران در دو مطلب کوتاه درباره فعاليت هاي قنبري گفته اند.

http://www.etemaad.com/Released/86-07-14/20-3.jpg

داشتم دنبال سوالت دوستان میگشتم اینم پیدا کردم من عاشق دوبله ی جری لوییس بودم

Marow
2008-Jun-24, 10:52
یک خانم هست که خیلی صدای قشنگی داره ...
من اسمشون رو نمی دونم اما یک اطلاعات کوچیکی ازشون داشتم می دونم که توی صدا و سیما حسابدار بودند که برای دوبله کارمند استخدام میشده این شخص هم ازمون میده و قبول میشه تو فیلم های زیادی صدای ایشون رو شنیدم توی تبلیغات بازرگانی هم صداشون زیاد هست میشه اطلاعاتی درباره ی این شخص قرار بدید...
البته جوان هستند یعنی تقریبا تازه کار محسوب میشن ...

ویرایش شد

واقعا نمیدونم گفتنش سخته

ادیت : اینا نبود
راستش دوست عزیز از کهنه کارای این رشته هم به زحمت مطلب گیر میاد ولی بازم میگردم ببینم چی پیدا میکنم

Marow
2008-Jun-24, 10:55
با سولات دوستان اپیک دوباره جون میگیره


فریبا شاهین مقدم

http://aycu34.webshots.com/image/34393/2001533718881532751_rs.jpg

گوینده شخصیتهای کارتونی آشنایی همچون:


چوبین ، ایکی یوسان و "پیلاپیلا" در جزیره اسراز آمیز

http://aycu10.webshots.com/image/34209/2002511099757469737_rs.jpg

http://aycu19.webshots.com/image/36178/2002519432702113259_rs.jpg

3>
2008-Jun-24, 10:56
دوست عزیز کارتون سگارو تقریبا 20 ساله داره تو ایرن پخش میشه
این شخصی که بنده گفتم 4 یا 5 ساله وارد این حرفه شده
یک فیلم ایتالیایی که یک خانم پلیس نقش اصلی رو داشت همین خانم دوبله کرده ...
الان حضور ذهن ندارم که دقیقا بگم چه فیلم هایی بوده ...

Marow
2008-Jul-09, 00:27
مانی خواجویها


http://www.videocoloop.com/products_pictures/linchan_cover.jpg

متاسفانه وقتی داشتم دنبال اطلاعاتش میگشتم اینو پیدا کردم

مانی (محمد خواجوی ها) درگذشت. حال شاید در دل بگویید که خدایش رحمت کناد ولی او که بود؟ نامش برایمان اشنا نیست. شاید یک مثال ساده همه را به یاد این هنر مند بزرگ بیاندازد. همه ی شما سریال جنگجویان کوهستان (لینچان) رادیده اید. صدای مرحوم مانی در ابتدای این فیلم به عنوان راوی یکی از ماندگارترین صداهایی است که به یادداریم. صدایی که در هر قسمت با اهنگی جالب و روندی مرموز می گفت ((کائوچیوی جنایتکار ...)). و با همین دیالوگ در ذهن ما جای گرفت!


http://www.videocoloop.com/images/linchan1.jpg



سایت ایران دوبله درباره ی این هنرمند نوشت: ((وی در سال 1307 متولد شد از سال 1328دربسیاری ازتئاترهای معروف به همراه هنرمندان قدیمی نظیر سارنگ ، ملک مطیعی و وحدت بازی و همکاری میکرد. از سال 1330 فعالیت خودرا در رادیو و دوبلاژ آغاز کرد و همواره بهترین برنامه های رادیویی همچون داستان شب ,سلام بامدادی رادیو ایران و برنامه موفق پنج و سه دقیقه را به همراه خانم اربابی اجرا میکرد. وی به عنوان بنیانگذار دوبله فیلمهای تلویزیونی از سال 1340 مدیریت دوبلاژ فیلمها و سریالهای معروف قبل ازانقلاب ازجمله پلیس بین الملل ، کلانترتگزاسی و زندگی اشترانسرا به عهده داشت.از کارهای به یادماندنی ایشان می توان گویندگی تتیراژ و راوی سریال جنگجویان کوهستان رانام برد. وی در سال 1360 بازنشسته رادیو شد و تا اوایل دهه 80 به فعالیت خود در دوبلاژ ادامه داد.))



وی از اولین گویندگانی به حساب می امد که اجرای برنامه ی زنده را بر عهده گرفت و ان را به مدت شش سال ادامه داد. داستان شب وی نیز از خاطره انگیز ترین برنامه های گذشته ی رادیو است که شنوندگان قدیمی ، ان را از یاد نمی برند. روحش شاد!



محمد خواجویها (مانی )

شناسنامه:

محمد خواجوی ها

تولد: 1307، لاهیجان.

تحصیلات : لیسانس مترجمی انگلیسی

شروع حرفه ای دوبله : 1328

فوت: 28 بهمن 1385

شرح حال (http://landfile.persiangig.com/au/bbc.mp3)

ا م ی ر
2008-Jul-14, 22:31
یک سوال؟
شما که علاقه به این موضوع پیدا کردین و مطلب در موردش جمع کردین...

تا حالا برای این کار حرکتی کردین و امتحان کردین میتونید دوبلور خوبی بشید؟

من شخصا خیلی ها میگن صدای خوبی دارم برای صحبت مجری گری و اخبار ولی..حیف که مسیر زندگی چیز دیگری است..:)

Marow
2008-Jul-16, 22:41
من که نه استعداد دارم نه تلاش کردم باقی رو نمیدونم

شما هم سعی کن شاید یه روزی خودم اطلاعاتت رو گذاشتم تو همین تاپیک

A.L.I.
2008-Jul-17, 00:09
مرسی امید جان

عجب ! پس مانی این بوده ؟ ولی خب کاش یکمی از صداش هم میبود که بدونم این همونیه که الان بیشتر تبلیغات تلویزیون رو گویندگی میکنه ؟!

در هر حال خدا رحمتش کنه.

ولی من همچنان دنبال اینم که این کیه که توی 95 % آگهی های بازرگانی تلویزیون و حتی تیتراژ تبلیغاتی فیلمهای سینما صحبت میکنه و نمیزاره بقیه هم بیان گویندگی کنند !!!

Marow
2008-Jul-17, 01:44
مرسی امید جان

عجب ! پس مانی این بوده ؟ ولی خب کاش یکمی از صداش هم میبود که بدونم این همونیه که الان بیشتر تبلیغات تلویزیون رو گویندگی میکنه ؟!

در هر حال خدا رحمتش کنه.

ولی من همچنان دنبال اینم که این کیه که توی 95 % آگهی های بازرگانی تلویزیون و حتی تیتراژ تبلیغاتی فیلمهای سینما صحبت میکنه و نمیزاره بقیه هم بیان گویندگی کنند !!!

خیلی دنبال صداش گشتم ولی چیزی نبود
احتمالا اگه زنده بود همین اطلاعات کوچیک هم به ازش نمیذاشتن

ولی اون که میگی فکر کنم حسین باغی باشه که لینک صداش رو از کار انداختن نمیدونم چرا؟؟؟؟؟

http://aycu26.webshots.com/image/22985/2000948999952331825_rs.jpg