PDA

مشاهده نسخه کامل : آناتومی ( تشریح )



ابوالفضل
2006-Aug-17, 21:43
كليات
كار اصلي چشم آن است كه نورهايي را كه از خارج دريافت مي كند طوري روي پرده شبكيه متمركز كند كه تصوير دقيقي از شيء مورد نظر روي پرده شبكيه ايجاد شود. شبكيه اين تصاوير را به صورت پيام هاي عصبي به مغز ارسال مي كند و اين پيام ها در مغز تفسير مي شوند. بنابراين براي واضح ديدن، قبل از هرچيز لازم است كه نور به طور دقيق روي پرده شبكيه متمركز شود.

ساختمان چشم شبيه يك كره است. در قسمت جلوي اين كره يك پنجره شفاف به نام قرنيه وجود دارد. نور از محيط خارج وارد قرنيه شده پس از عبور از مردمك به عدسي مي رسد. عدسي نور را به صورت دقيق روي شبكيه متمركز مي كند تا تصوير واضحي بر روي شبكيه ايجاد شود.

براي آنكه اشياء به صورت دقيق و واضح ديده شوند لازم است مسيري كه نور در چشم طي مي كند شفاف باشد و قرنيه و عدسي نور را درست روي شبكيه متمركز كنند.



http://www.noorvision.com/images/anatomy.gif


پلك
وقتي جسم نوك تيزي به چشم ما نزديك مي شود ما بي اختيار پلك ها را مي بنديم. پلك ها در حقيقت ساختمان هاي تمايز يافته اي از جنس پوست و عضلات زير پوستي هستند كه وظيفه محافظت از چشم ها را بر عهده دارند. مژه ها مثل يك صافي از ورود گرد و غبار و ذرات مختلف به داخل چشم جلوگيري مي كنند. خود پلك ها دو وظيفه مهم دارند: اول آنكه مثل يك ديوار دفاعي جلوي قسمت عمده اي از كره چشم را مي گيرند و از كره چشم محافظت مي كنند، دوم آنكه پلك ها هر 5 تا 10 ثانيه يك بار باز و بسته مي شوند كه اين امر به شسته شدن ميكروب ها و ذرات خارجي از سطح چشم كمك مي كنند و در حقيقت سطح چشم را جارو مي كند. به علاوه باز و بسته شدن پلك ها به توزيع يكنواخت اشك بر روي كره چشم كمك مي كند.

ملتحمه
ملتحمه يك لايه شفاف محافظ است كه سطح داخلي پلك ها و روي سفيدي كره چشم را مي پوشاند. در ملتحمه رگ هاي خوني و گلبول هاي سفيد به مقدار زيادي وجود دارد. اين رگ ها و سلول هاي دفاعي تا حد زيادي از ورود ميكروب ها و عوامل بيماري زا به قسمت هاي عمقي چشم جلوگيري مي كند. به علاوه ترشحات ملتحمه سطح چشم را نرم و مرطوب نگه مي دارد و در حقيقت سطح چشم را روغنكاري مي كند كه اين امر باعث آسان تر شدن حركات چشم در جهات مختلف مي شود.

قرنيه
قرنيه قسمت شفاف جلوي كره چشم است كه از پشت آن ساختمان هاي داخلي تر كره چشم مثل عنبيه و مردمك ديده مي شود. قرنيه چشم را مي توان به شيشه پنجره تشبيه كرد. همانطور كه اگر شيشه پنجره كثيف باشد اشياء بيرون تار ديده مي شوند، اگر بر روي قرنيه كسي لكه يا كدورتي وجود داشته باشد فرد اشياء را تار مي بيند. به علاوه همانطور كه از پشت يك شيشه موجدار يا مشجر اشياء كج و كوله و ناصاف ديده مي شوند. در صورتي كه سطح قرنيه ناهموار باشد اشياء ناصاف و تار ديده مي شوند.

البته قرنيه انسان يك تفاوت مهم با شيشه پنجره دارد و آن هم اينكه شيشه پنجره يك سطح صاف است در حاليكه قرنيه بخشي از يك كره است. اين ساختمان كروي باعث مي شود كه قرنيه چشم مثل يك ذره بين عمل كند و نورهايي را كه از محيط خارج وارد كره چشم مي شوند به صورت پرتوهاي همگرا درآورد كه تصوير واضحي روي شبكيه ايجاد كنند. البته در همه افراد اين امر به صورت دقيق اتفاقي نمي افتد. مثلاً اگر انحناي قرنيه كسي بيشتر از حد طبيعي باشد تصاوير به جاي آنكه روي پرده شبكيه بيفتد در جلوي پرده شبكيه تشكيل مي شود. چنين فردي نزديك بين (ميوپ) است. همچنين اگر انحناي قرنيه كسي كمتر از حد طبيعي باشد تصاوير به جاي آنكه روي پرده شبكيه بيفتند در پشت آن تشكيل مي شوند. چنين فردي دوربين (هيپروپ) است. به طوري كه مي بينيم قرنيه افراد نقش مهمي در تعيين دوربيني يا نزديك بيني يا شماره چشم افراد دارد. به همين علت اكثر روش هاي جراحي براي اصلاح ديد و شماره عينك روي اين بخش از چشم انجام مي گيرد. مثلاً در روش هاي ليزر (PRK)، ليزيك(LASIK)، لازك(LASEK) و جراحي با تيغه الماس (RK) مقدار انحناي قرنيه تغيير مي كند و شماره چشم فرد اصلاح مي شود. همچنين استفاده از لنز تماسي (كنتاكت لنز) كمك مي كند كه انحناي قرنيه فرد موقتاً به اندازه مطلوب برسد و ديد فرد اصلاح شود.

عنبيه و مردمك
عنبيه بخش رنگي پشت قرنيه است كه رنگ چشم افراد را تعيين مي كند. رنگ اين بخش در چشم افراد مختلف متفاوت است و از آبي و سبز تا عسلي و قهوه اي تغيير مي كند. در وسط عنبيه سوراخي به نام مردمك وجود دارد كه مقدار نور وارد شده به چشم را تنظيم مي كند. كار مردمك مثل پرده اي است كه پشت پنجره آويزان شده و نور ورودي به اتاق را كم و زياد مي كند. همانطور كه وقتي نور خارج شديد و زياد باشد، پرده را مي بنديم تا نور كمتري به اتاق وارد شود، وقتي چشم در محيط پر نور قرار مي گيرد مردمك تنگ مي شود تا مقدار نور كمتري وارد چشم شود. به همين صورت وقتي چشم در محيط كم نور قرار مي گيرد مردمك گشاد مي شود تا نور بيشتري وارد چشم شود.

اتاق قدامي
اتاق قدامي فضاي كوچكي است كه بين قرنيه و عنبيه قرار دارد. در اين فضا مايعي به نام زلاليه جريان دارد كه به شستشو و تغذيه بافت هاي داخل چشم كمك مي كند. همانطور كه در يك استخر براي پاك ماندن استخر مرتباً مقداري آب خارج مي شود و به جاي آن آب تصفيه شده وارد مي شود، در چشم هم مرتباً مقداري از مايع زلاليه خارج مي شود و مايع زلاليه جديدي كه در چشم توليد شده است جايگزين آن مي شود. اگر به هر دليلي تعادل بين توليد و خروج اين مايع به هم بخورد مقدار مايع زلاليه در چشم افزايش پيدا مي كند و فشار داخل كره چشم از حد طبيعي بيشتر مي شود. (مقدار طبيعي فشار چشم در افراد بالغ بين 10 تا 21 ميلي متر جيوه است). بالا رفتن فشار چشم به پرده شبكيه و عصب بينايي آسيب مي زند و باعث بيماري آب سياه يا گلوكوم مي شود.

عدسي
عدسي يك ساختمان شفاف در پشت عنبيه است كه در متمركز كردن دقيق پرتوهاي نور بر روي شبكيه به قرنيه كمك مي كند. ضخامت عدسي چشم در شرايط مختلف تغيير مي كند و بسته به آنكه شيء مورد نظر در چه فاصله اي از فرد قرار داشته باشد ضخامت عدسي كم و زياد مي شود. بنابراين فرد مي تواند اشياء را در فواصل مختلف (از بي نهايت تا حدود 20 سانتي متري و گاهي نزديك تر) به طور واضح ببيند. هرچه سن افراد بيشتر مي شود قدرت تغيير شكل عدسي كمتر مي شود به طوري كه در حدود سن 40 سالگي قدرت تغيير شكل عدسي آنقدر كم مي شود كه اكثر افراد براي ديدن اشياء نزديك و انجام كارهايي مثل مطالعه و خياطي به عينك كمكي براي ديد نزديك (عينك مطالعه) نياز پيدا مي كنند. اين همان حالتي است كه به آن پير چشمي گفته مي شود.

با گذشت سن علاوه بر آنكه قدرت تغيير شكل عدسي كم مي شود ميزان شفافيت عدسي هم كم مي شود. گاهي كدورت عدسي آنقدر زياد مي شود كه مثل پرده اي ديد فرد را تار مي كند. اين كدورت عدسي را اصطلاحاً آب مرواريد يا كاتاراكت مي گويند.

زجاجيه
زجاجيه مايع ژله مانند شفافي است كه داخل كره چشم را پر مي كند و به آن شكل مي دهد.. زجاجيه از پشت عدسي تا روي پرده شبكيه وجود دارد.. با گذشت سن ساختمان ژله مانند زجاجيه تغيير مي كند و در بعضي جاها حالت آبكي پيدا مي كند. در اين حال بعضي قسمت هاي زجاجيه شفافيت خود را از دست مي دهد و سايه اي روي پرده شبكيه مي اندازد كه فرد آن را به صورت اجسام شناور كوچكي مي بيند كه مثل مگس در ميدان بينايي بالا و پايين مي روند. اين حالت اصطلاحاً مگس پران گفته مي شود.

شبكيه
شبكيه يك پرده نازك حساس به نور (شبيه فيلم عكاسي) است كه در عقب كره چشم قرار دارد. پرتوهاي نوري كه به شبكيه برخورد مي كنند به پيام هاي عصبي تبديل مي شوند كه از طريق عصب بينايي به مغز منتقل مي شوند و در مغز تفسير مي شوند.

در شبكيه انسان انواع مختلفي از سلول هاي گيرنده نوري وجود دارد كه ميزان حساسيت آن ها به نور متفاوت است. گيرنده هاي نوري استوانه اي بيشتر براي ديد در محيط هاي تاريك به كار مي روند. گيرنده هاي مخروطي براي تشخيص رنگ و جزئيات ظريف تمايز يافته اند. ترتيب قرار گيري اين سلول ها در شبكيه طوري است كه در ناحيه مركزي شبكيه (ماكولا) تعداد گيرنده هاي مخروطي بيشتر است. بنابراين وقتي فردي به صورت مستقيم به شيئي نگاه مي كند تصوير آن شيء مستقيماً روي ماكولا در جايي مي افتد كه تعداد سلول هاي مخروطي بيشتر است و در نتيجه شيء با وضوح بيشتري مشاهده مي شود.

مشيميه
مشيميه پرده نازك سياه رنگي است كه دور شبكيه را احاطه كرده است. اين پرده تعداد زيادي رگ هاي خوني دارد كه مواد غذايي را به بخش هايي از شبكيه مي رساند. به علاوه سلول هاي اين لايه حاوي تعداد زيادي رنگ دانه سياه ملانين است كه رنگ سياهي به اين بخش از چشم مي دهد. وجود رنگ سياه مانع از انعكاس نورهاي اضافي در داخل كره چشم مي شود و به تشكيل تصوير واضحتر كمك مي كند.

صلبيه
صلبيه بخش سفيد رنگ نسبتاً محكمي است كه دورتا دور كره چشم به جز قرنيه را مي پوشاند و از ساختمان هاي داخل كره چشم محافظت مي كند. اين بخش از چشم اثر مستقيمي در فرايند بينايي ندارد و در واقع مثل يك اسكلت خارجي از كره چشم محافظت مي كند.

عصب بينايي
عصب بينايي كه رابط كره چشم و مغز مي باشد از عقب كره چشم خارج مي شود و از طريق سوراخي در استخوان پروانه اي جمجمه به مغز مي رسد. اين عصب پيام هاي بينايي را به مغز ارسال مي كند و اين پيام ها در مغز تفسير مي شوند.

عضلات چشم
براي آنكه ما بتوانيم اشياء را در جهات مختلف ببينيم لازم است بتوانيم چشم را در جهات مختلف بالا، پايين، چپ و راست بچرخانيم. حركات كره چشم در هر چشم به وسيله 6 عضله كوچك كه به اطراف كره چشم مي چسبد كنترل مي شود. بيماري اين عضلات و يا عدم هماهنگي آن ها مي تواند به انحراف چشم يا لوچي منجر شود.


منبع :‌
http://www.noorvision.com/patients/?category=anatomy&code=index

H A M E D
2007-Apr-09, 01:19
قلب یک تلمبه عضلانی است که در سینه قرار دارد و بطور مداوم در حال کار کردن و تلمبه زدن است. قلب بطور شبانه روزی خون را به سرتاسر بدن تلمبه می‌کند. در حدود 100000 بار در روز قلب ضربان می‌زند. برای اینکه قلب بتواند این کار سنگین را انجام دهد نیاز دارد که توسط شریانهای کرونری ، به عضله خودش هم خونرسانی مناسبی صورت پذیرد.


آناتومی قلب
این عضو مخروطی شکل بصورت کیسه‌ای عضلانی تقریبا در وسط فضای قفسه سینه (کمی متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا یعنی ریه‌ها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود 6x9x12 سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود 300 و در خانمها حدود 250 گرم (یعنی حدود 0.4 درصد وزن کل بدن) می‌باشد.

قلب توسط یک دیواره عضلانی عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم می‌شود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی و نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجددا بوسیله یک تیغه عضلانی افقی نازکتر به دو حفره فرعی تقسیم می‌شوند. حفره های بالایی که کوچکتر و نازکتر هستند بنام دهلیز موسوم بوده و دریافت کننده خون می‌باشند. حفره‌های پایینی که بزرگتر و ضخیم‌ترند بطن های قلبی هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء بدن پمپ می‌کنند. پس قلب متشکل از چهار حفره است: دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای راست و چپ ) و دو حفره بزرگ در پایین (بطنهای راست و چپ).
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/5/55/AdultHeart2.GIF
شریانهای کرونری
شریانهای کرونری از آئورت بیرون می‌آیند. آئورت ، شریان یا سرخرگ اصلی بدن می‌باشد که از بطن چپ ، خون را خارج می‌سازند. شریانهای کرونری از ابتدای آئورت منشا گرفته و بنابراین اولین شریانهایی هستند که خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت می‌دارند. دو شریان کرونری (چپ وراست ) نسبتا کوچک بوده و هر کدام فقط 3 یا 4 میلیمتر قطر دارند.
این شریانهای کرونری از روی سطح قلب عبور کرده و در پشت قلب به یکدیگر متصل می‌شوند و تقریبا یک مسیر دایره‌ای را ایجاد می‌کنند. وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب توسط پزشکان قدیم دیده شد، آنها فکر کردند که این شبیه تاج می‌باشد به همین دلیل کلمه لاتین شریانهای کرونری (Coronary یعنی تاج) را به آنها دادند که امروزه نیز از این کلمه استفاده می‌شود. از آنجایی که شریانهای کرونری قلب از اهمیت زیادی برخوردار هستند، پزشکان تمام شاخه‌ها و تغییراتی که می‌تواند در افراد مختلف داشته باشد را شناسایی کرده‌اند. شریانهای کرونری چپ دارای دو شاخه اصلی می‌باشد که به آنها اصطلاحا نزولی قدامی و شریان سیرکومفلکس یا چرخشی می‌گویند و این شریانها نیز به نوبه خود به شاخه‌های دیگری تقسیم می‌شوند.
این شریانها ، باعث خونرسانی به قسمت بیشتر عضله بطن چپ می‌شوند. بطن چپ دارای عضلات بیشتری نسبت به بطن راست می‌باشد زیرا وظیفه آن ، تلمبه کردن خون به تمام قسمتهای بدن است. شریانهای کرونری راست ، معمولا کوچکتر بوده و قسمت زیرین قلب و بطن راست را خونرسانی می‌کند . وظیفه بطن راست تلمبه کردن خون به ریه‌ها می‌باشد. شریانهای کرونری دارای ساختمانی مشابه تمام شریانهای بدن هستند اما فقط در یک چیز با آنها تفاوت دارند که فقط در زمان بین ضربانهای قلب که قلب در حالت ریلکس و استراحت قرار دارد، خون دراین شریانها جریان می‌یابد.
وقتی عضله قلب منقبض می‌شود، فشار آن به قدری زیاد می‌شود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمی‌دهد، به همین دلیل قلب دارای شبکه موثری از رگهای باریک خونی است که تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی آن را به خوبی برآورده می‌کند. در بیماران کرونری قلب ، شریانهای کرونری تنگ و باریک می‌شوند و عضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی محروم می‌گردند. (مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل مختلفی تنگ شود و نتواند به خوبی آبرسانی کند).
در این صورت ، در حالت استراحت ممکن است اشکالی برای فرد ایجاد نشود ،, اما وقتی که قلب مجبور باشد کار بیشتری انجام دهد و مثلا شخص بخواهد چند پله را بالا برود، شریانهای کرونری نمی‌توانند بر اساس نیاز اکسیژن این عضلات ، به آنها خون و اکسیژن برسانند و در نتیجه شخص در هنگام بالا رفتن از پله‌ها دچار درد سینه و آنژین قلبی می‌گردد. در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند، درد معمولا از بین خواهد رفت. اگر یک شریان کرونری به علت مسدود شدن آن توسط یک لخته خون ، به طور کامل جلوی خونرسانی‌اش گرفته شود، قسمتی از عضله قلب که دیگر خون به آن نمی‌رسد، خواهد مرد و این یعنی سکته قلبی.

RM
2007-Sep-11, 20:52
آپاندیس، زائده‌ای است كه در ابتدای روده بزرگ وجود دارد و تا به حال نقش آن در بدن به درستی معلوم نشده است ولی احتمالاً در سیستم دفاعی بدن نقش دارد.
التهاب و تورم این زائده باعث آپاندیس می‌شود و یكی از شایع‌ترین علت درد شكمی است كه منجر به جراحی می‌شود. محل درد عموماً در قسمت تحتانی سمت راست است ولی اگر نوك زائده آپاندیس در محل دیگری قرار گرفته باشد (نزدیك مقعد یا نزدیك میزنای) می‌تواند باعث تحریك و درد مقعد یا علائم ادراری در مریض و یا حتی در قسمت‌های فوقانی شكم احساس شود.

● نكات مهم:

۱) در مورد بیماری كه مشكوك به آپاندیس هستیم بهتر است تا زمان تشخیص قطعی از دادن داروی مسكن خودداری كنیم چون مهم‌ترین علامت تشخیصی یعنی درد را از بین می‌بریم. همچنین محل را گرم نمی‌كنیم.

۲) از دادن غذا و مایعات به بیمار خودداری كنید چون احتمال اینكه احتیاج به جراحی پیدا كند زیاد است. به علاوه دادن داروی مسهل نیز ممنوع است.

۳) بیماران عموماً هنگام مراجعه و یا خوابیدن روی تخت معاینه حالت خاصی دارند كه حالت آرامش نام دارد، به این صورت كه بیمار به پشت خوابیده و پاهای خود به‌خصوص پای راست را به داخل شكم جمع می‌كند تا از كشیده شده عضلات شكم و فشار روی آپاندیس و ایجاد درد جلوگیری كند.

۴) ترتیب ایجاد علائم نیز بسیار مهم است و تقریباً ۹۵ موارد بی‌اشتهایی اولین علامت است و بعد شروع درد شكمی در خط وسط و به دنبال آن استفراغ .

۵) در ۴۵ موارد در بیماران محل درد یا شدت آن متفاوت است.

۶) در هنگام معاینه بیمار حساسیت به لمس دارد، به این صورت كه اگر پوست ناحیه مك بورنی (در قسمت تحتانی راست شكم حدود ۵ـ۳ سانتیمتر مانده به خار قدامی لگن) را لمس كنیم مریض خودش را جمــع می‌كند و در محل احساس درد می‌كند. در موارد عفونت شدید، شكم تخته‌ای می‌شود.
همچنین لمس محل و بعد برداشتن دست درد را بیشتر می‌كند و یا فشار دادن قسمت چپ شكم به علت حركت احشای شكمی درد در ناحیه راست ایجاد می‌كند.

MESSENGER
2007-Nov-06, 02:52
آناتومیتوصیف یا تشریح یک ساختار است، از راه جدا کردن تکه‌های مختلفی که بر هم سوار شده و آن ساختار را ساخته‌اند.
واژه آناتومی anatomy از ترکیب پیشوند ana به معنای up (به مفهوم بر بالای هم سوار شده و ساخته شده و کالبد) با واژه یونانی temnenin به معنای (بریدن و قطعه قطعه کردن) بدست آمده است. و همان مفهوم از هم جدا کردن، اجزای یک کالبد را می‌دهد. آناتومی (کالبد شناسی) انسان human anantomy عبارتست از مطالعه ساختارهایی که تن (کالبد) انسان را تشکیل می‌دهند.

مقدمه
در بیان آناتومی گفته می‌شود که مطالعه ساختار بدن انسان است. البته بیشتر آناتومیستها این را قبول ندارند چرا که آنان بیان می‌کنند این تعریف بدون در نظر گرفتن اعمال مربوط به قسمتهای مختلف بدن است. بنابراین معنی دقیق آناتومی عبارتست از مطالعه ساختمان بدن و ربط آن به اعمال قسمتهای مختلف آن ساختمان. در بررسی آناتومی ، چنانچه بررسی با چشم غیر مسلح صورت گیرد آن را کالبد شناسی درشت بین (macroanatomy) گویند.
با کمک میکروسکوپ انجام گیرد، آن را کالبد شناسی ریزبین (microanatomy) یا بافت شناسی (histology) گویند. بالاخره شناسایی بدن انسان در دوره جنینی ، جنین شناسی یا رویان شناسی embryology نامیده می‌ شود. ولی واژه آناتومی یا کالبد شناسی ، در زبان فارسی ، بیشتر بیان کننده همان ماکروآناتومی است. بررسی عملی بدن انسان که روی جسد انجام می‌گیرد، کالبد شکافی یا تشریح خوانده می‌شود.

تاریخچه
اولین مطالعات مربوط به آناتومی ، توسط وسالیوس که یک آناتومیست فلمنگی قرن شانزدهم می‌باشد صورت گرفت. او توانست طرحهایی از قسمتهای مختلف بدن ، با چشم غیر مسلح رسم کند.

انواع آناتومی
امروزه آناتومی با یک صفت استفاده می‌شود که شاخه خاصی از آناتومی را بیان می‌کند.
• آناتومی عملی: بطور معمول از شناخت و درمان کلینیکی استفاده می‌شود مثل استفاده از علم آناتومی در اجرای یک آزمایش فیزیکی بر روی بدن.
• آناتومی کلینیکی: مطالعه آناتومی وابسته به عمل دارو.
• آناتومی مقایسه‌ای: مطالعه آناتومی ارگانیسمهای مختلف با کشیدن شباهتها و تفاوتها در رابطه با ساختار و عملکرد.
• آناتومی عرضی: آناتومی‌ای که بدن را در خلاف جهت طرح بدن بررسی می‌کند.
• آناتومی تکامل: مطالعه فرایندهای زیستی از لقاح تا تشکیل یک انسان بالغ. جنین شناسی نوعی از این است که بطور گسترده در رابطه با فرایندهای تکاملی که قبل از تولد اتفاق می‌افتد درگیر است.
• آناتومی ماکروسکوپیک: مطالعه آناتومی با چشم غیر مسلح بر روی برشهایی از قسمتهای مختلف بدن.
• آناتومی میکروسکوپیک: مطالعه آناتومی با استفاده از میکروسکوپ نوری ، همچنین از میکروسکوپ الکترونی اسکن کننده نیز استفاده شده و قسمتهای کوچکتر از حد سلول را مطالعه می‌کنند.
• آناتومی اعصاب: مطالعه سیستم عصبی مرکزی و محیطی.
• آناتومی رادیوگرافیک: مطالعه آناتومی براساس تکنیکهای تصویرسازی مثلا تصویر برداری ، سی تی اسکن و اولتراسونوگرافی.
• آناتومی منطقه‌ای: مطالعه آناتومی یک قسمت خاصی از بدن مثل قفسه سینه در این نوع همزمان همه سیستمهای زیستی مثل اسکلتی ، گردش خون و... و ارتباطات اعمال سیستمهای مختلف باهم و بطور همزمان در یک قسمت خاص از بدن مطالعه می‌شود.
• آناتومی سطحی: آناتومی که مطالعه بر سطح خارجی بدن دارد که بخصوص در شناسایی و درمان مشکل کلینیکی مهم می‌باشد.
• آناتومی مربوط به عمل جراحی: اجرا و مطالعه آناتومی بطوری که مربوط می‌شود به عمل جراحی که هدف آن ممکن است شناسایی یا درمان باشد.
• آناتومی سیستمیک: مطالعه آناتومی بوسیله سیستمهای زیستی مثلا سیستم ماهیچه‌ای ، اسکلتی ، گردش خون و .. در این نوع یک سیستم زیستی بطور منفرد در کل بدن مطالعه می‌شود.

کاربردهای آناتومی
• مقایسه آناتومی طبیعی یک انسان طبیعی با یک انسان بیمار و ارجاع بیماری به محل خاصی از بدن.
• بررسی کلیه مراحل تکامل از زیگوت تا انسان بالغ.
• استفاده از آناتومی در رده بندی موجودات مختلف.
• استفاده از آناتومی در تعیین جنسیت جنین و ناهنجاریهای آن در سیستمهای مختلف.

آناتومی کالبدشناسی
یک شاخه از آناتومی به نام کالبد شناسی توصیفی می‌باشد که در آن بدن انسان را از جهت دارا بودن اعمال مشخصی به دستگاههای جداگانه تقسیم می‌کنند که با همدیگر ارتباط دارند. این دستگاهها به سه دسته عمده طبقه بندی می‌شوند.
1. دستگاههای ارتباطی:
دستگاههای ارتباطی عبارتند از: دستگاه حرکتی (استخوانها ، مفاصل ، عضلات)، دستگاه عصبی و دستگاه حواس.
2. دستگاههای تغذیه‌ای:
این دستگاهها ، نیز شامل چند دستگاه است که عبارتند از: دستگاههای گوارش ، گردش خون ، تنفس ، ادراری و غدد مربوط به آنها.
3. دستگاههای تولید مثلی:
این دستگاهها ، شامل دستگاه تناسلی مرد و زن می‌باشد که هر یک از یک عضو اصلی به نام بیضه (در مرد) و تخمدان (در زن) بوجود آمده‌اند. که سلولهای مخصوص تناسلی (اسپروماتوزوئید و اوول) را تولید می کند و نیز تعدادی مجاری و غدد وابسته که حرکات و ترکیب و رشد سلولهای مذکور را میسر می‌سازند.

little star
2008-Mar-06, 02:40
سلام من نمی دونم چطور می تونم یه پیام جدید بفرستم و اصلا آیکونی نمی بینم. به هر حال آیا کسی هست که در رابطه با آناتومی به من کمک کند؟ امیدوارم یکی به دادم برسه که بیچاره شدم. فعلا شب و روزتون خوش

little star
2008-Mar-06, 02:48
سلام
کسی هست که در زمینه آناتومی به من کمکی بکنه؟

Stigmata
2008-Mar-06, 11:27
سلام من نمی دونم چطور می تونم یه پیام جدید بفرستم و اصلا آیکونی نمی بینم. به هر حال آیا کسی هست که در رابطه با آناتومی به من کمک کند؟ امیدوارم یکی به دادم برسه که بیچاره شدم. فعلا شب و روزتون خوش

سلام دوست عزیز

منظورتون از پیام جدید چیه؟؟؟

در مورد آناتومی چه سوالی دارین اگه اطلاعات من در حدی باشه که بتونم کمکتون کنم خوشحال میشم;-)

little star
2008-Mar-12, 21:08
سلام ممنون از پاسخ تون. من جایی دیدم که درباره رشد جنینی نوشته: لازمه رشد اندام های فوقانی و تحتانی جنین حرکت های دورانی در جهات مختلف هست. و بعد توضیحی درباره حرکت های زانو میده. یعنی جنین می تونه زانو رو در جهات مختلف حرکت بده؟ من که نفهمیدم چی میگه.منتظر راهنمایی شما هستم . فعلا تا بعد

little star
2008-Mar-15, 11:54
ممنونم ولی من اصلا منظورم این نبود. من نوع حرکت رو می خوام بدونم. حرکت های فلکسیکن و اکسپانسیون و ... در جنین چطور هست؟ یعنی در مثلا زانو که تو این کتاب ازش صحبت شده. متنی که شما زحمت ش رو کشیدین حرکت کلی جنین در رحم هست. به هر حال ممنون از زحمت


پ.ن.بامزه بود. من مجبور شدم یک قسمت کلمه رو که معمولا تو فارسی با ک و ن می نویسند به صورت بالا تصحیح کنم تا اینجا نشون داده بشه...

madankan
2008-Mar-31, 11:32
سلام.مشکل شما در فهم یا نحوه خواندن ویه در منابع اناتومی است؟
ودر کدام مبحث آناتومی است؟

mshefaat
2008-Mar-31, 15:32
اگه بتونم كمكی بتون بكنم خوشحال میشم

CASSIATORA
2008-Jun-22, 15:18
معرفی:

صفاق غشاء سروزی وسیعی است که حفره ی داخل شکمی را پوشانده است. از نظر بافت شناسی از یک لایه ی خارجی فیبروز( که باعث استحکام غشا می شود) و یک لایه ی داخلی از سلولهای مزوتلیال ( که یک مایع مخاطی را ترشح می کند که سطح را می پوشاند و بنابراین باعث حرکات آزاد احشا می شود ) تشکیل شده است
صفاق به شکل یک کیسه ی بسته است که تعدادی از احشا به داخل آن نفوذ کرده اند بنا براین صفاق به 2 لایه تقسیم می شود:

1_ یک لایه ی خارجی یا لایه ی محیطی
2_ یک لایه ی داخلی یا احشایی و چین های صفاقی که احشاء شکمی توسط آنها آویزان هستند.
پریتونئوم که قبل از نفوذ احشا به داخل آن یک حفره ی ساده است، با نفوذ احشا بسیار پیچیده می شود

صفاق جداری(parietal peritoneum)

1_ سطح داخلی دیواره های شکم، لگن و سطح تحتانی دیافراگم را می پوشاند . این لایه توسط بافت همبند خارج صفاقی به سستی به دیواره ها چسپبده است ، بنابراین به راحتی کنده می شود.
2_ از نظر جنین شناسی از لایه ی سوماتیک مزودرم صفحه ی جانبی مشتق است.
3_ تغذیه ی خونی و عصبی آن مشابه دبواره ی بدن است. به دلیل عصب گیری سوماتیک صفاق جداری نسبت به درد حساس نیست.

صفاق احشایی(visceral peritoneum)

1_ سطوح خارجی احشا را می پوشاند بطوریکه بسیار محکم به آنها چسپیده است و کنده نمی شود. در واقع صفاق احشایی ، احشا را بسته بندی می کند.

2_از نظر جنین شناسی ، از لایه ی احشایی مزودرم صفحه ی جانبی مشتق شده است.

3_تغذیه ی خونی و عصبی مشابه احشاء زیر آن است. به دلیل عصب گیری اتونومیک صفاق احشایی نسبت به درد غیر حساس است.

چین های صفاقی

1_ ارگانهای زیادی در درون شکم توسط چین های صفاقی آویزان هستند. چنین ارگانهایی متحرک هستند که درجه و مسیر حرکت آنها.توسط اندازه و جهت چین صفاقی کنترل می شود.
ما بقی ارگانها ثابت و غیر متحرکند، مستقیما بر روی دیواره ی شکمی خلفی قرار دارند و ممکن است در یک سمت توسط صفاق پوشیده شوند. چنین ارگانهایی را خلف صفاقی می گویند .
تعدادی از ارگان ها در ابتدای زندگی جنینی توسط چین های صفاقی آویزان شده اند ولی بعدا خلف صفاقی می شوند. ( مثل کولون صعودی و نزولی)

2_ جدا از این تحرک ، چین های صفاقی راه هایی را برای عبور عروق ، اعصاب و لنفاتیکها فراهم
می کند.

3_چین های صفاقی نام های متعددی به خود گرفته اند که عبارتند از :

الف) Meso
. به طور کلی اسم چین از پیشوند mes یا meso به اضافه ی اسم ارگان تشکیل شده است، مثلا : چینی که روده ی کوچک را آویزان کرده است ، mesentery و چینی که بخشی از کولون را آویزان نموده meso_colon نامیده می شود.

ب)omentumچین های بزرگ صفاقی متصل به معده omentum نامیده می شود.(به معنای پوشش )

ج) ligamentدر بسیاری حالات چین های دو لایه ای صفاقی، ارگان ها را به دیواره ی شکمی یا به همدیگر متصل می کنند. این چین ها، لیگامان نامیده می شوند. این لیگامان ها ممکن است از روی ساختمانی که به آنها متصل می شوند نامگذاری شوند.مثلا لیگامان معدی_طحالی(gastrosplenic) معده را به طحال ارتباط می دهد.بقیه ی چین ها بر اساس شکلشان نامیده می شوند، مثل لیگامان های مثلثی(triangular) کبد.
برخی از چین های صفاقی بزرگتردر این فصل مورد توجه قرار گرفته اند، در صورتی که بقیه آنها همراه با ارگانهای مربوطه شرح داده شده اند.

CASSIATORA
2008-Jun-22, 15:20
حفره ی صفاقی(peritoneum cavity )

1_ احشایی که به داخل حفره ی صفاق نفوذ کرده اند به طور کامل آن را پر می کنند، بطوریکه حفره به یک فضای بالقوه که لایه های مجاور صفاق را از هم جدا می کند ،تبدیل می شود. بین این لایه ها ، یک لایه ی نازک از مایع سروزی مترشحه از سلولهای مزوتلیال وجود دارد. این مایع یک عمل لغزندگی دارد و باعث حرکت آزاد یک سطح صفاقی روی سطح دیگر می شود. در موارد غیر طبییعی ممکن است تجمع مایع (ascites ) یا خون (hemoperitoneum) یا هوا (pneumoperitoneum) در داخل حفره ی صفاقی وجود داشته باشد.

2_ حفره ی صفاق عمدتا به دو قسمت تقسیم می شود :

a) قسمت اصلی و بزرگتر به نام greater sac
b) بخش کوچکتر که در پشت معده ، lesser omentum و کبد قرار گرفته و lesser sac نام دارد.
این دو حفره توسط سوراخ اپی پلوئیک ( سوراخ winslow ) با یکدیگر ارتباط دارند.

3_ حفره های کوچک یا بن بست های صفاقی ممکن است توسط چین های کوچک صفاقی از حفره اصلی جدا شوند. این بن بست ها یا حفره های صفاقی اهمیت کلینیکی دارند . فتق های داخلی ( Internal hernia) ممکن است در این بن بست ها اتفاق بیفتد.

اختلافات جنسی

در مردان صفاق یک کیسه ی بسته است که توسط مزوتلیوم ( اپی تلیوم مسطح ) پوشیده شده است. صفاق در زنان ویژگی های زیر را دارد :

1_ حفره ی صفاق از طریق لوله های رحم با خارج ارتباط می یابد.
2_ صفاق پوشاننده ی تخمدان ها توسط اپی تلیوم مکعبی پوشیده شده است.
3_ صفاق پوشاننده ی فیمبریا توسط اپی تلیوم منشوری مژه دار پوشیده شده است.

اعمال صفاق

1_ حرکات احشاء:
عملکرد اصلی صفاق فراهم کردن یک سطح لغزنده برای حرکات آزاد احشاء شکمی است. این لغزندگی ، حرکات پریستالتیک معده و روده ، حرکات شکمی در طول تنفس و تغییرات دوره ای در ظرفیت احشاء توخالی ( پر و خالی شدن آنها ) را ممکن می سازد.کار این روده ها به دلیل آویزان بودن آنها توسط چین های بزرگ صفاقی و افزایش تحرک آنها به میزان زیادی افزایش می یابد.

2_ محافظت از احشاء:
صفاق محتوی سلول های بیگانه خوار متعددی است که در برابر عفونت دفاع می کنند. لنفوسیت های موجود در مایع صفاقی طبیعی مکانیسم های دفاعی ایمونولوژیک سلولی و همورال را انجام می دهند.
Greater omentum این توانایی را دارد که به طرف مکان های عفونت حرکت کند و آنها را کاملا در بر گیرد تا از گسترش عفونت جلوگیری کند. به همین دلیل چادرینه ی بزرگ اغلب پلیس شکم خوانده می شود.

3_ جذب و دیالیز :

مزوتلیوم به عنوان یک غشاء نیمه تراوا عمل می کند که مایعات و مولکول های کوچک محلول های متنوع می توانند از آن عبور کنند.بنابراین صفاق می تواند مایعاتی را که به داخل حفره ی صفاقی تزریق می کنند جذب کند. آب و مواد شبه کریستالی مستقیما به داخل مویرگ های خونی جذب می شوند در صورتی که کلوئید ها با کمک بیگانه خوار ها به داخل سیستم لنفاوی راه می یابند. بیشترین قدرت جذبی در قسمت فوقانی شکم ( ناحیه ی Sub phrenic ) است که ناشی از وسیع بودن این ناحیه و نیز افزایش جذب در اثر حرکات تنفسی است.
از لحاظ درمانی حجم های قابل توجه مایع می تواند از طریق صفاق وارد بدن شود . برعکس متابولیت هایی نظیر اوره می توانند توسط مایعی که به طور مصنوعی درون حفره ی صفاقی وارد می گردد ، برداشته شوند. این روش دیالیز صفاقی خوانده می شود.

4_ قدرت بهبودی و چسبندگی :
سلول های مروتلیال صفاق می توانند به فیبروبلاست ها ( که باعث تسریع در بهبودی زخم می شوند ) تبدیل شوند. این سلول ها ممکن است اتصالات غیر طبیعی داشته باشند که باعث انسداد در ارگانهای توخالی شود.

5_ ذخیره ی چربی :
چین های صفاقی می توانند مقادیر زیادی چربی ، خصوصا در افراد چاق ذخیره کنند.

CASSIATORA
2008-Jun-22, 15:21
چین های صفاقی روده :
* با اشاره ی مختصری به جنین شناسی روده چین های صفاقی بهتر درک می شوند .
روده ی در حال تکامل به سه قسمت تقسیم می شودکه هر قسمت توسط شریان خاصی تغذیه می شود :
1_ که توسط شریان سیلیاک تغذیه می شود.
2_ که توسط شریان مزانتریک فوقانی تغذیه می شود.
3_ Hindgutf که توسط شریان مزانتریک تحتانی تغذیه می شود.
شریان های سیلیاک ، مزانتریک فوقانی و مزانتریک تحتانی شاخه هایی قدامی از آئورت شکمی هستند.

جدا از برخی از ساختمان های دیگر forgutمری ، معده و بخش فوقانی دئودنوم ( تا محل ورود مجرای مشترک صفراوی ) را تشکیل می دهد.
Midgut بقیه ی دئودنوم ، ژژنوم ، ایلئوم ، آپاندیس ، سکوم ، کولون صعودی و دو سوم راست کولون عرضی را می سازد.
Hindgut یک سوم چپ کولون عرضی ، کولون نزولی ، کولون سیگموئید ، رکتوم و دو سوم فوقانی کانال آنال ( تا خط شانه ای ) را می سازد .
بخش شکمی forgutهم از طرف قدام و هم از طرف خلف توسط مزانتر ها آویزان شده است . مزانتر قدامی forgutمزوگاستر قدامی ومزانتر خلفی آن مزوگاستر خلفی نامیده می شود.


مزوگاستر قدامی :

مزوگاستر قدامی توسط کبد در حال تکامل به یک بخش قدامی و یک بخش خلفی تقسیم می شود. بخش قدامی لیگامان های کبد ( فلسی فورم ، مثلثی راست و چپ ، لایه های فوقانی و تحتانی لیگامان کرونری ) را تشکیل می دهد.
بخش پشتی مزوگاستر قدامی lesser omentum را می سازد.

مزوگاستر خلفی :

a) بخش بزرگتر ( دمی ) مزوگاستر خلفی بسیار وسیع شده و greater omentum را می سازد.
b) طحال در بخش کرانیال ( سری ) مزوگاستر تکامل می یابد و آن را به دو بخش قدامی و خلفی تقسیم می کند. بخش قدامی لیگامان معده ای _ طحالی ( gastro splenic ) و بخش خلفی لیگامان طحالی _ کلیوی ( lieno renal ) را تشکیل می دهد.
c) قسمت اعظم بخش کرانیال مزوگاستر خلفی لیگامان گاستروفرنیک را می سازد.
midgutوhindgut فقط مزانتر خلفی دارند که مزانتر ژژنوم ، ایلئوم ، مزوآپاندیس ، مزوکولون عرضی و مزوسیگموئید را می سازد. مزانتر های دئودنوم ، کولون صعودی ، کولون نزولی و رکتوم در طول تکامل از بین می روند.

CASSIATORA
2008-Jun-22, 15:21
Greater omentum :

یک چین بزرگ صفاقی است که از انحنای بزرگ معده مثل یک پیش بند به طرف پایین آویزان شده و حلقه های روده ها را به میزان زیادی پوشانده است. این امنتوم از 4 لایه ی صفاقی تشکیل شده که همگی آنها با هم یکی می شوند تا یک غشای نازک سوراخ دار محتوی مقادیر متنوعی چربی را بسازند.

اتصالات :

دو لایه ی قدامی از خم بزرگ معده به میزان زیادی پایین می آیند وبر روی خودشان تا می خورند تا دو لایه ی خلفی که به طرف سطح قدامی پانکراس ( سر و کنار قدامی تنه ) بالا می روند را بسازند.
تا خوردن به این صورت است که لایه ی اول به چهارمین لایه و لایه ی دوم به سومین لایه تبدیل می شود. در قسمت فوقانی چهارمین لایه به طور نسبی با سطح قدامی کولون عرضی و مزوکولون عرضی اتصال می یابد.

محتویات :

_ آناستوموز بین عروق گاسترواپی پلوئیک راست و چپ در حد فاصل بین دو لایه ی اول greateromentum زیر خم بزرگ معده
_ همیشه مملو از چربی است.

اعمال :

1_ محل ذخیره ی چربی است
2_ به خاطر حضور ماکروفاژها در آن حفره ی صفاقی را در برابر عفونت محافظت می کند. تجمع ماکروفاژها نقاط کوچک و متراکمی به نام نقاط شیری ( milky spots ) را به جود آورده است که با چشم غیر مسلح دیده می شود.
3_ با حرکت به طرف محل عفونت و جدا کردن آن از نواحی اطراف از گسترش عفونت جلوگیری می کند. به همین دلیل امنتوم بزرگ را پلیس شکم می گویند.
امنتوم بزرگ بخش های supra colic و infra colic حفره ی بزرگ ( greater sac) را از هم جدا می کند.

CASSIATORA
2008-Jun-22, 15:23
Lesser omentum

یک چین صفاقی است که از خم کوچک معده و cm5/2 اول دئودنوم به طرف کبد امتداد می یابد. قسمتی از چادرینه ی کوچک بین معده و کبد لیگامان معدی _ کبدی ( hepato gastric.lig ) را می سازد. بخشی از lesser omentom که بین دئودنوم و کبد قرار دارد لیگامان هپاتودئودنال ( hepato duodenal lig )خوانده می شود.
در پشت چادرینه ی کوچک قسمتی از lesser sac قرار می گیرد. در قسمت فوقانی و عقب کنار راست چادرینه ی کوچک که آزاد است سوراخی به نام اپی پلوئیک (epiploic foramen) وجود دارد که حفره ی بزرگ ( greater sac ) را به حفره ی کوچک ( lesser sac )مرتبط می کند.

اتصالات :

Lesser omentum به خم کوچک معده و کنار فوقانی cm2 ایتدایی دئودنوم اتصال می یابد.این چادرینه در بالا به کبد متصل می شود که خط اتصال در این ناحیه به شکل حرف L برعکس است.
قسمت عمودی L به بخش تحتانی شیار لیگامان وریدی و بخش افقی به حاشیه های ناف کبد ( دروازه کبد ) اتصال می یابد.

محتویات :

11) لبه ی آزاد lesser omrntum که در سمت راست آن قرار دارد حاوی بخش های زیر است :
1_ شریان کبدی خاص
2_ ورید پورت
3_ مجرای صفراوی
4_ غدد و عروق لنفاوی
5_ شبکه ی عصبی هپاتیک
تمام این عناصر در داخل یک غلاف فیبروزی که در اطراف عروق است در بر گرفته شده اند.

21) چادرینه ی کوچک در طول خم کوچک معده و کنار فوقانی دئودنوم حاوی بخش های زیر است :
1_ عروق گاستریک راست
2_ عروق گاستریک چپ
3_ غدد لنفاوی و عروق لنفاتیک گروه گاستریک
4_ شاخه هایی از اعصاب گاستریک
مزانتری ( Mesentery )
مزانتر روده ی کوچک ( مزانتر حقیقی ) یک چین بادبزنی شکل پهن از صفاق است که قوس های ژژنوم و ایلئوم 0را از دیواره ی خلفی شکمی آویزان نگه می دارد.

کنارهای آن :

A) کنار اتصال یافته یا ریشه ی مزانتر 6 اینچ طول دارد و به صورت مایل به طرف پایین و راست کشیده شده ، از خم دئودنوژژنال ( در کنار چپ مهره ی L2 ) تا بخش فوقانی مفصل ساکروایلیاک راست امتداد می یابد. این کنار از روی ساختمان های زیر عبور می کند :
1_ قسمت سوم دئودنوم ، در جایی که عروق مزانتریک فوقانی وارد مزانتر می شوند.
2_ آئورت شکمی
3_ I.V.C
4_ حالپ راست
5_ عضله ی پسواس ماژور راست
B ) کنار آزاد یا روده ای 6 متر طول دارد و با اتصال به روده و در بر گرفتن آن صفاق احشایی را تشکیل می دهد ارتفاع مزانتری در بخش مرکزی آن به حداکثر خود می رسد ( 8 اینچ ) اما این ارتفاع به تدریج به طرف دو انتها کاهش می یابد.

توزیع چربی :

چربی بیشتر در بخش تحتانی مزانتر تجمع یافته است. این چربی از ریشه تا کنار روده ای گسترش دارد. بنابر این در بخش فوقانی مزانتر چربی کمتری نسبت به ریشه تجمع می یابد.
* نزدیک کنار روده ای مناطق بیضوی یا دایره ای شفاف و عاری از چربی به نام پنجره ( window ) وجود دارد.

محتویات :

1_ شاخه های ژژنال و ایلئال شریان مزانتریک فوقانی
2_ وریدهای همراه شریان ها
3_ شبکه ی عصبی اتونومیک
4_ لنفاتیک ها ( لاکتئال ها )
5_ 100 تا 200 غده ی لنفاوی
6_ بافت همبندی همراه با چربی

CASSIATORA
2008-Jun-22, 15:38
بند آپاندیس ( Meso appendix )

یک چین کوچک و مثلثی شکل از صفاق است که آپاندیس را از سطح خلفی انتهای تحتانی مزانتر نزدیک به محل اتصال ایلئوسکال آویزان نگه می دارد .غالبا این چین به طرف بالا تا نوک آپاندیس امتداد می یابد ولی گاهی به یک سوم دیستال آن نمی رسد.این چین محتوی عروق ، اعصاب ، غدد لنفاوی ولنفاتیک های آپاندیس است.

مزوکولون عرضی ( Transvers meso colon )

یک چین وسیع صفاقی است که کولون عرضی را به بخش فوقانی دیواره ی خلفی شکم آویزان می کند.

اتصالات :
ریشه ی مزوکولون عرضی به سطح قدامی سر و کنار قدامی پانکراس متصل است. خط اتصال به صورت یک خط افقی با کمی انحراف به سمت بالا و چپ است.

محتویات :
عروق کولیک میانی ، اعصاب ، غدد لنفاوی و لنفاتیک های کولون عرضی است.

مزو کولون سیگموئید ( sigmoid meso colon )

يک چين مثلثی شکل صفاقی است که کولون سيگموئيد را از ديواره ی لگنی آويزان نگه می دارد.

اتصالات:
ريشه شبيه حرف V برعکس است. راس آن روی حالپ چپ و در انتهای شريان ايلياک خارجی چپ قرار دارد. بازوی چپ V در طول نيمه فوقانی شريان ايلياک خارجی چپ و بازوی راست به ديواره خلفی لگن اتصال دارد. اين اتصال از راس شروع شده و به سمت پائين و داخل آمده و تا خط وسط بدن در محازات مهره S3 ادامه می يابد.

محتویات:

عروق رکتال فوقانی و سیگموئیدی ، اعصاب ، غدد لنفاوی و لنفاتیکهای کولون سیگموئید
انعطاف( برگشتن) صفاق بر روی کبد:
صفاق در زمان رسیدن به کبد از دو لایه از چادرینه کوچک تشکیل شده که از روی سطح کبد عبور می کند. بعد از پوشاندن سطوح کبد بر روی دیافراگم و دیواره قدامی شکم به شکل تعدادی لیگامان بر می گردد. این لیگامان ها شامل لیگامان فلسی فورم، مثلثی چپ، کرونری و مثلثی راست می باشد.

ليگامان فلسی فورم:
يک چين داسی شکل از صفاق است که سطح قدامی فوقانی کبد را به ديواره قدامی شکم و به زير ديافراگم وصل مي کند. در لبه آزاد اين لیگامان رباط گرد کبدی ( Ligamentum teres) قراردارد.
لیگامان گرد باقیمانده جنینی ورید نافی چپ است که از ناف تا کنار تحتانی وسطح تحتانی کبد امتداد می یابد و در انتهای چپ دروازه کبد در مقابل لیگامان وریدی به شاخه چپ ورید پورتال می پیوندد.

CASSIATORA
2008-Jun-22, 15:39
حفره ی صفاق ( Peritoneal cavity)

وضعیت قرارگیری حفره بزرگ(Greater sac ) با دنبال کردن صفاق در برش های ساجیتال و عرضی مورد مطالعه قرار می گیرد.


بررسی صفاق در برش ساجيتال از حفره شکمی :

از ناف به سمت بالا موارد زیر را می بینیم.
1 صفاق پوشاننده ی دیواره قدامی شکم شامل لیگامان فلسی فورم
2 صفاق پوشاننده ی سطوح قدامی و تحتانی کبد
3 لایه ی قدامی Lesser omentum
4 صفاق پوشاننده ی سطح قدامی معده
5 اولین لایه ی omentum Greater که به چهارمین لایه تبدیل شده و به دیواره ی خلفی بدن می چسبد.
6 لایه ی قدامی مزوکولون عرضی که بعد از عبور از محیط کولون به لایه ی خلفی تبدیل می گردد.
7 صفاق پوشاننده ی دیواره خلفی شکم در بالای ریشه مزانتر
8 لایه ی قدامی ( راست) مزانتر که روده ی کوچک را دور می زند تا به لایه ی خلفی ( چپ) تبدیل شود.
9 صفاق پوشاننده ی دیواره ی خلفی شکم که در جلوی رکتوم به داخل لگن حقیقی پائین می آید.
10 در مردان صفاق از جلوی رکتوم به طرف مثانه عبور می کند تا بن بست رکتووزیکال را بسازد. در زنان از جلوی رکتوم به طرف رحم رفته و بن بست رکتویوترین( recto uterine ) یا بن بست دوگلاس را ساخته و نیز از سمت رحم به طرف مثانه بن بست مثانه ای – رحمی( vesico uterine ) را می سازد.
11 هم در زنان و هم در مردان صفاق از مثانه ی اولیه به طرف دیواره ی قدامی شکم می رود تا حدود ساجیتال صفاق را کامل کند.
* lesser sac در جلو توسط چادرینه ی کوچک ( لایه ی خلفی ) ، صفاق پوشاننده سطح خلفی معده ، لایه های سوم و چهارم چادرینه ی بزرگ و صفاق پوشاننده ی بخش فوقانی دیواره ی خلفی شکم محدود می شود.
بررسی صفاق در برش عرضی بالاتر از سطح مزوکولون عرضی :


با شروع از دیواره ی قدامی شکم به طرف چپ لیگامان فلسی فورم صفاق را می توان به ترتیب زیر دنبال کرد :

1_ لایه ی چپ لیگامان فلسی فورم
2_ بر روی کبد تا دروازه ی کبد
3_ لایه ی قدامی چادرینه ی کوچک
4_ جلوی معده
5_ لایه ی چپ لیگامان گاسترواسپلنیک
6_ بر روی طحال
7_ لایه ی چپ لیگامان لینورنال
8_ دیواره ی خلفی شکم در جلوی کلیه و به دنبال آن به دیواره ی قدامی شکم برمی گردد.
b) صفاق لایه ی راست لیگامان فلسی فورم از روی کبد عبور کرده و از آنجا به طرف :
1_ لایه ی خلفی چادرینه ی کوچک
2_ دیواره ی خلفی معده
3_ لایه ی راست لیگامان های gastro phrenic و lieno renal
4_ دیواره ی خلفی شکم
و مجددا به دیواره ی قدامی شکم می رسد.
* توجه داشته باشید که قسمت عمده ی این برگشت ها حدود lesser sac را مشخص می نمایند.


بررسی صفاق در برش عرضی پايين تر از سطح کولون عرضی :

در پشت دیواره ی قدامی شکم تعدادی از چین های صفاقی و حفرات وجود دارند.

با شروع از نقطه ی وسط موارد زیر را به ترتیب می بینیم :

1_ چین نافی میانی ( median umbilical fold ) که توسط لیگامان نافی میانی ( باقیمانده اوراکوس ) به وجود آمده است.
2_ حفره ی اینگوینال داخلی
3_ چین نافی داخلی که توسط شریان مسدود شده ی نافی به وجود آمده است.
4_ حفره ی اینگوینال خارجی ( lateral inguinal fossa)
5_ چین نافی خارجی که توسط عروق اپی گاستریک تحتانی به وجود آمده است.
6_ حفره ی فمورال که روی دیواره ی فمورال قرار گرفته است.
* اگر صفاق را به سمت خارج دنبال کنیم از روی قسمت حارجی شکم عبور می کند تا به دیواره ی خلفی شکم برسد. نزدیک خط میانی ، صفاق با دو لایه ی مزانتری ممتد شده و بنابر این به روده ی کوچک می رسد.در این سطح چادرینه ی بزر گ را به صورت چهار لایه می بینیم که در بین روده ها و دیواره ی قدامی شکم قرار دارد.

CASSIATORA
2008-Jun-22, 15:44
بررسی صفاق در برش عرضی از لگن کوچک( مرد )

در این برش اجزاء زیر دیده می شود.
1_ بن بست recto vesical
2_ حفره ی para rectal
3_ چین های sacro genital که حد خارجی بن بست recto vesical را می سازند.
4_ حفره ی para vesical
5_ کولون سیگموئید و مزوکولون

بررسی صفاق در برش عرضی از لگن کوچک ( زن ) :

در این برش اجزاء زیر دیده می شود.
1_ رحم و لیگامان های پهن آن یک دیواره ی عرضی در طول لگن می سازد.
2_ حفره ی پارا رکتال
3_ حفره ی پارا وزیکال
4_ بن بست رحمی _ رکتومی ( recto uterine )
5_ بند تخمدان ( meso ovary ) که توسط آن تخمدان از لایه ی خلفی ( فوقانی ) لیگامان پهن آویزان می شود.

سوراخ اپی پلوئیک Epiploic foramen
یک منفذ عمودی شبیه سوراخ است که از طریق آنlesser sac با greater sac ارتباط می یابد. این سوراخ همچنین شکاف lesser sac یا سوراخ وینسلو نیز نامیده می شود. این سوراخ در پشت لبه آزاد سمت راست چادرینه ی کوچک در سطح دوازدهمین مهره ی سینه ای ( T12 ) قرار دارد.

حدود این سوراخ :

در جلو : لبه ی آزاد سمت راست چادرینه ی کوچک که محتوی ورید پورت ، شریان کبدی و مجرای صفراوی است.
در عقب : I.V.C ، غده ی فوق کلیوی راست و مهره ی T12
در بالا : لوب دم دار کبد
در پایین : اولین بخش دئودنوم و بخش افقی شریان کبدی
آناتومی کاربردی :
فتق های داخلی ( Internal hernia ) از طریق این سوراخ می تواند به داخل lesser sac راه یابد.

Lesser sac ( omental bursa):

یک بن بست بزرگ از حفره ی صفاق است که در پشت معده ، چادرینه ی کوچک و لوب دم دار کبد قرار گرفته است. این حفره به جز در بخش فوقانی کنار راستش یعنی در جایی که از طریق سوراخ اپی پلوئیک با greater sac ارتباط می یابد ، در بقیه ی قسمت ها بسته می باشد.

حدود این حفره :
دیواره ی قدامی:

1_ لوب دم دار کبد
2_ چادرینه ی کوچک
3_ معده
4_ دو لایه ی قدامی چادرینه ی کوچک
دیواره ی خلفی:
1_ عناصر تشکیل دهنده ی بستر معده
2_ دو لایه ی خلفی چادرینه ی بزرگ

کنار راست:

1_ انعطاف صفاق از دیافراگم به طرف کنار راست لوب دم دار در طول کنار چپ I.V.C
2_ کف سوراخ اپی پلوئیک
3_ انعطاف صفاق از سر و گردن پانکراس به طرف سطح خلفی اولین بخش دئودنوم ( در سمت داخل شریان گاسترو دئودنال )
4_ لبه ی آزاد سمت راست امنتوم بزرگ در جایی که دومین و سومین لایه ی امنتوم با یکدیگر ممتد می شود ، شکل می گیرد.

کنار چپ :

1_ لیگامان گاسترو فرنیک
2_ لیگامان گاسترو اسپلنیک لینورنال که بن بست های طحالی را محدود می کنند.
3_ لبه ی آزاد سمت چپ چادرینه ی بزرگ در جائیکه مجددا دومین و سومین لایه ی چادرینه بزرگ با هم ممتد می شوند، شکل می گیرد.
کنار فوقانی :
توسط انعطاف صفاق به طرف دیافراگم از نای ، شیار لیگامان وریدی و کنار فوقانی لوب دم دار کبد شکل می گیرد.

کنار تحتانی :
توسط امتداد دومین و سومین لایه های چادرینه ی بزرگ و حاشیه ی تحتانی آن شکل می گیرد. در بالغین قسمتی از کیسه که زیر سطح کولون عرضی است ، با یکی شدن دومین و سومین لایه محو می شود.

CASSIATORA
2008-Jun-22, 15:48
تقسيمات جزئی lesser sac

1_ مسیر شریان هپاتیک که به طرف پایین و جلو است یک چین داسی شکل از صفاق را در دیواره ی خلفی تشکیل می دهد که به عنوان چین gastro phrenic شناخته می شود. به طریق مشابه مسیر شریان گاستریک چپ به طرف بالا چینی به نام چین gastro pancreatic را می سازد. این چین ها lesser sac را به یک بن بست فوقانی و یک بن بست تحتانی تقسیم می کنند.
2_ بن بست فوقانی lesser sac در عقب چادرینه ی کوچک و کبد قرار دارد . بخشی که در عقب چادرینه ی کوچک قرار دارد به عنوان وستیبول ( دهلیز ) lesser sac نیز شناخته می شود.
3_ بن بست تحتانی lesser sac در پشت معده و درون چادرینه ی بزرگ قرار دارد.
4_ بن بست طحالی lesser sacدر بین لیگامان های گاستروفرنیک و لینورنال قرار دارد.

آناتومی کاربردی

1_ فتق احتقانی داخلی از طریق سوراخ اپی پلوئیک به داخل lesser sac ، از طریق چادرینه بزرگ قابل دسترسی است. زیرا سوراخ اپی پلوئیک به دلیل عناصر مهمی که در داخل آن است نمی تواند بزرگتر شود.
2_ زخم های قسمت خلفی معده ممکن است به داخل lesser sac سرباز کند. مایع نشت کرده از طریق سوراخ اپی پلوئیک به بن بست کبدی _ کلیوی ( hepato renal) راه می یابد.در برخی مواقع سوراخ وینسلو به دلیل چسبندگی بسته می شود سپس lesser sac متسع می شود در این حالت می توان با عبور دادن لوله ای از میان چادرینه ی کوچک آن را تخلیه نمود.

نواحی مخصوص حفره ی صفاق :

از نظر جراحی ، حفره ی صفاق دو بخش عمده دارد :
1_ شکم حقیقی
2_ حفره ی لگنی

حفره ی شکمی توسط مزوکولون عرضی و کولون عرضی به بخش های فوق کولونی ( supracolic ) و تحت کولونی ( infra colic ) تقسیم می گردد. بخش فوق کولونی در اثر انعطاف صفاق در اطراف کبد به تعدادی فضاهای sub phrenic تقسیم می شود. بخش تحت کولونی توسط مزانتر به دو بخش راست و چپ تقسیم می گردد.
علاوه بر آن ناودان پاراکولیک راست در سمت خارج کولون صعودی و ناودان پاراکولیک چپ در سمت خارج کولون نزولی قرار دارد.

* فضاهای sub phrenic :

این فضاها درست در زیر دیافراگم و مجاور با کبد قرار دارند.

تقسيم بندی :

* فضاهای داخل صفاقی این ناحیه عبارتند از :
1_ فضای قدامی چپ
2_ فضای خلفی چپ
3_ فضای قدامی راست
4_ فضای خلفی راست

* فضاهای خاج صفاقی این ناحیه عبارتند از :

1_ فضای خارج صفاقی راست
2_ فضای خارج صفاقی چپ

برخی جزئیات در مورد این فضاها به قرار زیر است :

1_ فضای قدامی چپ بین لوب چپ کبد و دیافراگم ، در جلوی لیگامان مثلثی چپ قرار دارد. این فضا به طرف جلوی چادرینه ی کوچک و معده امتداد می یابد و در سمت چپ به طحال می رسد.

نکته :
ممکن است به دنبال عمل جراحی بر روی معده ، طحال ، خم طحالی کولون و دم پانکراس آبسه هایی در این ناحیه به وجود آید.

2_ فضای خلفی چپ منحصرا همانlesser sacاست.
3_ فضای قدامی راست بین لوب راست کبد و دیافراگم در جلوی لایه ی قدامی لیگامان کرونری ولیگامان مثلثی راست قرار دارد. ممکن است عفونت از کیسه ی صفرا ، آپاندیس و یا به دنبال اعمال جراحی بر روی قسمت فوقانی شکم به این ناحیه گسترش یابد.
4_ فضای خلفی راست بن بست کبدی _ کلیوی ( هپاتو رنال ) را تشکیل می دهد.
5_ فضای خارج صفاقی راست که با فضای برهنه ی کبدی ( bare area) مطابقت دارد، بین ناحیه ی برهنه و دیافراگم واقع است . این ناحیه به وسیله ی لایه های فوقانی و تحتانی لیگامان کرونری ( در بالا و پایین ) محدود شده است. عفونت می تواند از کبد به این فضا گسترش یابد.
6_ فضای خارج صفاقی چپ در اطراف غده ی فوق کلیوی و قطب فوقانی کلیه ی چپ قرار دارد. این ناحیه محلی است برای تشکیل آبسه های اطراف کلیه.

* بن بست هپاتورنال

حدود :
در جلو :
سطح تحتانی لوب راست کبد و کیسه ی صفرا
در عقب :
1_ غده ی فوق کلیوی راست
2_ بخش فوقانی کلیه ی راست
3_ دومین قسمت دئودنوم
4_ خم کبدی کولون
5_ مزوکولون عرضی
6_ بخشی از سر پانکراس

در بالا :
لایه ی تحتانی لیگامان کرونری
در پايين :
حفره ی عمومی صفاق

* اهمیت جراحی :

این فضا دارای اهمیت قابل توجهی است زیرا در وضعیت طاق باز ، پایین ترین ( عمیق ترین ) قسمت حفره ی حقیقی شکم است. مایعات تمایل دارند در اینجا تجمع یابند و شایع ترین محل برای تشکیل آبسه های sub phrenic است. این آبسه ها ممکن است در اثر گسترش عفونت از کیسه ی صفرا ، آپاندیس یا ارگان های دیگر به این ناحیه تشکیل شود.


* بخش infra colic حفره ی صفاقی
بخش infra colic راست بین کولون صعودی و مزانتر و در زیر مزوکولون عرضی قرار دارد. این ناحیه مثلثی شکل و راس آن در پایین قرار گرفته است.
بخش infra colic چپ بین کولون نزولی و مزانتر قرار دارد. این ناحیه نیز مثلثی شکل و راس آن در بالا قرار دارد. قسمت تحتانی این نواحی آزادند و به درون لگن راه دارند.

CASSIATORA
2008-Jun-22, 15:50
* ناودان های para colic

ناودان پاراکولیک راست در انتهای فوقانی خود به بن بست هپاتورنال راه می یابد. این ناحیه ممکن است با انتشار عفونت به سمت پایین از طریق بن بست هپاتورنال یا lesser sac یا با انتشار عفونت به سمت بالا از طریق آپاندیس عفونی شود.

ناودان پاراکولیک چپ در انتهای تحتانی خود به طور آزادانه به لگن را می یابد. این ناودان در قسمت فوقانی توسط لیگامان فرنیکو کولیک از طحال و فضای طحالی _ کلیوی جدا می شود. این ناحیه ممکن است از طریق بخش supra colic و یا از طریق گسترش عفونت لگنی به سمت بالا عفونی شود.

* بن بست recto uterine

در وضعیت ایستاده این بن بست عمیق ترین نقطه ی حفره ی صفاق است.
حدود :
قدامی : رحم و فورنیکس خلفی واژن
خلفی : رکتوم
تحتانی : چین رکتو واژینال صفاق

* اهميت جراحی :

1_ کف بن بست cm5/5 از مقعد فاصله دارد و به راحتی توسط عبور یک انگشت از رکتوم یا واژن لمس می شود. در مردان بن بست مثانه ای _ رکتومی ( رکتو وزیکال ) که cm5/7 بالای مقعد قرار دارد ، مطابق با این بن بست است.
2_ این بن بست عمیق ترین بخش حفره ی صفاقی است و چرک تمایل دارد که در این محل تجمع یابد.
3_ این بن بست می تواند از طریق رکتوم یا فورنیکس خلفی واژن تخلیه گردد.
حفرات صفاقی ( بن بست ها )
محفظه های کوچکی از حفره ی صفاقی هستندکه توسط چین های صفاقی کوچک و ناپایدار احاطه شده اند. این حفرات معمولا در مناطق متغیر بین بخش های جذب شده و جذب نشده ی مزانتر ایجاد می شوند. این حفرات که بیشتر در جنین قابل مشاهده هستند و در افراد بالغ از بین رفته اند،گاهی مواقع مکان بالقوه ای برای ایجاد فتق های داخلی و احتقانی می باشند.

* طبقه بندی :

a) lesser sac که بزرگترین بن بست است و همیشه وجود دارد.
b) حفرات ( بن بست های ) دئودنال که شامل موارد زیر است :

1_ بن بست دئودنال فوقانی :

در50 درصد موارد وجود دارد و در سطح مهره ی L2 قرار گرفته است. این بن بست cm2 عمق داشته و سوراخ آن به طرف پایین است.

2_ بن بست دئودنال تحتانی :

در75 درصد موارد وجود دارد و در سطح مهره ی L3قرار گرفته است. این بن بست cm3 عمق داشته و سوراخ آن به طرف بالا است.

3_ بن بست پارا دئودنال :

در 20 درصد موارد وجود دارد. ورید مزانتریک تحتانی در زیر این چین صفاقی قرار دارد. سوراخ این بن بست در سمت راست قرار گرفته است.

4_ بن بست رترودئودنال :
گهگاهی وجود دارد. بزرگ ترین بن بست دئودنال است که cm10_8 عمق دارد. سوراخ آن به طرف چپ است.

5_ بن بست دئودنوژژنال ( مزوکوليک ):در 20 درصد موارد وجود دارد . حدود cm3 عمق داشته و سوراخ آن متوجه پایین و راست است.

6_ حفره ی mesentriea_ parietal ( waldeyer )
در یک درصد موارد وجود دارد. در خلف بخش فوقانی مزانتر واقع است. سوراخ آن متوجه ی سمت چپ است. عروق مزانتریک فوقانی در چینی از صفاق که این حفره را پوشانده است قرار دارند.
a) حفره های سکال ( caecal fossa ) که شامل موارد زیر است :

1_ بن بست ایلئوسکال ( ایلئوکولیک ) فوقانی :
به طور معمول وجود دارد. به وسیله ی یک چین عروقی ( شریان ایلیوکولیک ) که در بین ایلئوم و کولون صعودی است ، تشکیل می شود.سوراخ آن متوجه ی پایین و چپ است.

2_ بن بست ایلئوسکال ( ایلئوکولیک ) تحتانی :
توسط چین غیر عروقی پوشیده شده است. البته این چین همیشه بدون عروق خونی نیست. سوراخ آن متوجه ی پایین و چپ است.

3_ بن بست رتروسکال :
در پشت سکوم قرار دارد. اغلب محتوی آپاندیس است و سوراخ آن متوجه ی پایین است.
d) بن بست بين سيگموئيدي :
پیوسته در جنین و شیرخواران وجود دارد اما ممکن است با افزایش سن محو شود.

این بن بست در پشت راس مزوکولون سیگموئید قرار دارد و راس آن به طرف پایین است.

CASSIATORA
2008-Jun-22, 15:53
آناتومی کاربردی صفاق


1_ تجمع مایع در حفره ی صفاق را آسیت می گویند.علل شایع آسیت عبارتند از : سیروز کبدی ، توبرکولوز صفاقی ، نارسایی احتقانی قلب و ترشح بدخیم صفاق.

2_ مایع داخل شکم توسط سوراخ کردن شکم در خط وسط بدن در حد فاصل بین ناف و سمفیز پوبیس و یا دقیقا در بالای خار خاصره ای قدامی _ فوقانی ( ASIS) برداشته می شود. این روش را para centesis می گویند.

3_ التهاب صفاق پریتونیت نامیده می شود. در صورت مبتلا شدن یک ارگان ممکن است به یک ناحیه محدود باشد و یا به صورت عمومی باشد. حالت عمومی آن بسیار خطرناک است.

4_ وجود هوا در حفره ی صفاقی pneumoperitoneum خوانده می شود که ممکن است به طور مصنوعی توسط پزشک یا بعد از سوراخ شدن معده یا روده ها رخ دهد.

5_ laoaroscopy :
معاینه ی مستقیم حفره ی صفاق است که توسط وسیله ای به نام لاپاراسکوپ انجام می گیرد.

6_ laparoctomy :
باز کردن حفره ی شکمی ( توسط یک جراح ) را لاپاراکتومی می گویند

mshefaat
2008-Aug-27, 19:54
سلام برای آشنایی بیشتر با بدن انسان به این سایت (http://www.ehc.com/vbody.asp)یه سری بزنید جالبه حتما خوشتون می یاد

food_technology
2008-Sep-23, 02:13
http://www.nlm.nih.gov/medlineplus/ency/images/ency/fullsize/1094.jpg

darya75
2010-Nov-07, 14:49
دوست عزیز خوشحال میشم کمکت بکنم

HamidMahdavi
2010-Dec-01, 23:40
سلام ممنون از پاسخ تون. من جایی دیدم که درباره رشد جنینی نوشته: لازمه رشد اندام های فوقانی و تحتانی جنین حرکت های دورانی در جهات مختلف هست. و بعد توضیحی درباره حرکت های زانو میده. یعنی جنین می تونه زانو رو در جهات مختلف حرکت بده؟ من که نفهمیدم چی میگه.منتظر راهنمایی شما هستم . فعلا تا بعد

سلام دوست عزیز امیدوارم خوب باشید
خیر جنین در ابتدا تحرکی نداره در دوره سوم بارداری حنین در حول محور هوریزونتال چرخش کلی میکند
برای زانو هم فقط زانو رو خم و باز میکند اون هم نه اونطوری که شما فکر کنید خیلی کم!!

HamidMahdavi
2010-Dec-01, 23:43
سلام.مشکل شما در فهم یا نحوه خواندن ویه در منابع اناتومی است؟
ودر کدام مبحث آناتومی است؟

خوب دوست عزیز سوال این دوست ربطی به آناتومی نداره به جنین شناسی مربوط میشه

محدثه حسن پور
2011-Jan-01, 17:53
آناتومی قلب انسان

Isis
2011-Jan-15, 15:47
دوستان عزيز ببخشيد اين حرف رو مي زنم ولي تو رشته شما واحد آناتومي هم وجود داره؟

HamidMahdavi
2011-Jan-24, 21:15
سلام به تمامی دوستان امیدوارم خوب باشید

در اینجا آمدم عکسی از استخوان ها و عضلات بدن بگذارم اون هم با نام فارسی فکر نکم در جایی فارسیش باشه قبلا انگلیسیشو زده بودم الان فارسیش

http://hamidmahdavi.persiangig.com/image/Anatomy/anatomy-muscles-farsi.jpg

موفق باشید

منبع (http://tkdultra.blogfa.com/post-162.aspx)

nasirii
2011-Jan-24, 22:42
سلام به تمامی دوستان امیدوارم خوب باشید

در اینجا آمدم عکسی از استخوان ها و عضلات بدن بگذارم اون هم با نام فارسی فکر نکم در جایی فارسیش باشه قبلا انگلیسیشو زده بودم الان فارسیش

موفق باشيد

زحمت زيادي کشيده ايد دستتان درد نکند

nasirii
2011-May-09, 11:15
آشنای با روده کوچک (Small intestine)

روده کوچک (Small intestine) بخشی از لوله گوارش است که ۶ متر طول دارد و حد فاصل بین معده و روده بزرگ قرار دارد. روده به عنوان محل اصلی هضم و جذب مواد غذایی ، محسوب می‌شود. روده کوچک پر پیچ و خم‌ترین بخش لوله گوارش است. جدار روده از مخاط پوشیده شده و دارای چینهای حلقوی شکل است. تمامی سطح مخاط روده را برجستگیهای ریزی به ارتفاع یک میلیمتر مانند مخمل ، مفروش کرده است. بدین ترتیب جذب مواد غذایی از جدار روده چندین برابر می‌گردد. قشر عضلانی روده با حرکات دودی خود ، محتویات روده یعنی مواد نیمه هضم شده که از معده وارد روده شده‌اند را به جلو می‌راند. حرکات روده کوچک را بر روی شکم افراد لاغر می‌توان مشاهده کرد.۲۵ – ۲۰ سانتیمتری ابتدای روده را دوازدهه (duodenum) ، یک و نیم متر بعدی را ژژونوم (JeJnum) و ۴ متر بقیه را ایلئوم (Ileum) گویند.
آیا تا به حال در این مورد که ساختار داخلی روده به صورت صاف است و یا دارای چین خوردگیها و برآمدگیها و انواع و اقسام برآمدگیها فکر کرده‌اید؟
آیا می‌دانید چه سلولها و آنزیمهایی در لایه‌های مختلف روده کوچک وجود دارند؟
هر کدام از قسمتهای مختلف روده کوچک چه مشخصاتی دارند که از هم متمایز می‌شوند؟
چگونگی و روند هضم و جذب مواد در روده کوچک ، چگونه است؟
چه ناراحتیها و بیماریهایی تا به حال در روده کوچک کشف شده و مورد درمان واقع شده‌اند؟
با مطالعه این متن ، اطلاعاتی هر چند ناچیز در مورد این پاسخ این سوالها دریافت خواهید کرد.
چین خوردگیها و برآمدگیهای روده کوچک
چینهای حلقوی (Plica Circulatores)
چینهای بلندی هستند که در اثر پیشروی بافت همبند (پیوندی) زیر مخاط به قسمت زیرین طبقه مخاطی حاصل شده و در هر سه قسمت روده مخصوصا ژژونوم ، دیده می‌شوند. وجود چینهای حلقوی باعث می‌شود که سطح مخاط روده به ۳ برابر افزایش یابد و از نظر ماکروسکوپیک نیز چین‌دار دیده شوند. که علت نامگذاری این چینها به دریچه‌های کرکونیگ می‌باشد.
پرزها یا ویلیها (Villi)
برآمدگیهای انگشت مانند یا برگی شکل به ارتفاع ۱٫۵ – ۰٫۵ میلیمتر هستند که در اثر پیشروی بافت همبند آستر در زیر اپی‌تلیوم بوجود می‌آیند. سطح پرزها بوسیله اپی‌تلیوم پوشیده شده و بافت همبند محور هر پرز ، حاوی رگهای خونی ، رگهای لنفی و سلولهای عضلانی است. پرزها سطح مخاط روده را تا ۱۰ برابر افزایش می‌دهند.
میکروویلی (Microvilli)
برآمدگیهای سطح راسی (Apical) سلولهای پوششی هستند که تعداد آنها در هر سلول به ۳۰۰۰ عدد نیز می‌رسد و به حاشیه مخطط (Striated border) نیز معروف‌اند. میکروویلیها، سطح مخاط روده را تا ۳۰ برابر افزایش می‌دهند. به عبارت دیگر ، مجموعه چین خوردگیهای فوق سطح مخاط روده را تا ۶۰۰ برابر افزایش می‌دهند.
کریپتها یا غدد لیبرکون
تورفتگیهای لوله شکل اپی‌تلیوم در بافت همبند آستر می‌باشند که تا عضلات مخاطی ادامه یافته و غدد روده‌ای به نام لیبرکون را بوجود می‌آورند. کریپتهای روده‌ای عامل دیگری برای افزایش سطح روده محسوب می‌گردد.
ساختمان کلی روده باریک
مخاط (Mucosa)
مخاط روده باریک دارای اختصاصاتی است که آن را از سایر قسمتهای لوله گوارش ، متمایز می‌سازد. اپی‌تلیوم مخاط از سلولهای مختلفی تشکیل شده است که عبارتند از:
سلولهای جذب کننده (Absortive Cells)
این سلولها که هم در سطح پرزها و هم در جدار کریپتها، دیده می‌شوند به انتروسیتها نیز معروف‌اند. سلولهای جذب کننده از نوع منشوری بلند و حاوی میکروویلی‌های متعدد هستند. غشاء پوشاننده میکروویلیها دارای روکشی گلیکو پروتئینی به نام گلیکو کالیکس است. این روکش نه تنها به عنوان یک لایه محافظ در مقابل آنزیمها، عمل می‌کند بلکه محلی برای اتصال برخی مواد قابل جذب نیز محسوب می‌شود. غشای میکروویلی‌ها همچنین حاوی آنزیمهای گوارشی برای هضم و آنزیمهایی برای فعال کردن پیش آنزیمها و پروتئینهای حامل برای جذب مواد هضم شده است.
از جمله آنزیمهای موجود در غشاء میکروویلی‌ها ، می‌توان به دی‌ساکاریدازها (مالتاز – لاکتاز – ساکاراز) برای تجزیه دی‌ساکاریدها ، آمینوپپتیدازها ، دی‌پپتیدازها برای تجزیه پلی‌پپتیدها و دی‌پپتیدها به اسیدهای آمینه را نام برد. غشای میکروویلی‌ها در دوازدهه ، حاوی آنزیمی به نام آنتروکیناز می‌باشد که تریپسینوژن غیر فعال مترشحه از پانکراس را به تریپسین فعال تبدیل می‌کنند. وجود مجموعه اتصالی (Junctional Complex) در قسمت راسی سطوج جانبی این سلولها ، مانع از این می‌شود که مواد از طریق فضای بین سلولی وارد بدن شوند.
سلولهای جامی (Goblet Cells)
سلولهایی هستند که هم در سطح پرز و هم در سطح کریپتها دیده می‌شوند و دارای هسته قاعده‌ای و سیتوپلاسم راسی پر از ماده موکوسی هستند که به عنوان یک تک غده سلولی عمل می‌کنند. محتویات موکوسی سلول با معرف PAS (مخصوص کربوهیدراتها) به رنگ قرمز دیده می‌شود و در رنگ آمیزی معمولی ضمن آماده سازی بافت در مورد آماده کننده حل شده و باعث می‌شود که سلول به صورت تو خالی و روشن شبیه جام دیده شود. این سلولها در دوازدهه کم و هر چه به انتهای روده نزدیک می‌شویم، تعداد آنها نیز افزایش می‌یابد. موکوس مترشحه به وسیله این سلولها ، گلیکوپروتئین اسیدی است که سطح سلولها را لغزنده ساخته و دارای نقش حفاظتی است.
سلولهای پانت (Paneth Cells)
سلولهای هرمی و بلند هستند که در قاعده غدد لیبرکون ژژونوم و ایلئوم و به ندرت آپاندیس دیده می‌شوند. سیتوپلاسم راسی آنها پر از گرانولهای ترشحی درشت و اسیدوفیل می‌باشد. این سلولها، پایدار بوده و به ندرت تجدید می‌شوند. چون غنی از آنزیم ضد باکتری لیزوزیم عقیده بر این است که در تنظیم باکتریهای ساکن روده (فلور طبیعی) ، دخالت دارند.
سلولهای انترواندوکراین
این سلولها اکثرا در نزدیکی قاعده غدد لیبرکون دیده می‌شوند. و تعداد آنها در دوازدهه بیشتر از ژژونوم و ایلئوم است. این سلولها در روده باریک ، هورمونها و پپتیدهای مختلفی را ترشح می‌کنند که شناخته شده‌ترین آنها عبارتند از: سکرتین و کوله سیتوکینین برای کنترل ترشحات پانکراس و صفرا ، سروتونین ، سوماتوستاتین ، شبع گلوکاگن برای افزایش انقباضات عضلات و نوروتانسین برای کاهش انقباضات عضلات.
سلولهای متمایز نشده
سلولهای متمایز نشده یا سلولهای ریشه‌ای در قاعده غدد قرار دارند و در اثر تقسیم وتمایز همه سلولهای اپی‌تلیال را جایگزین می‌کنند.
آستر مخاط روده
بافت همبند شل و پرسلولی است که حد فاصل کریپتها و پرزها را پر کرده است. دارای تعداد زیادی لنفوسیت ، پلاسماسل و ماکروفاژ است. پلاسماسلها با ترشح ایمونوگلوبین A در اعمال دفاعی شرکت دارند.
زیر مخاط روده
از بافت همبند نسبتا متراکمی ساخته شده که حاوی رگهای خونی و لنفی است. زیر مخاط در دوازدهه حاوی غدد موکوسی به غدد برونر شده است.
طبقه عضلانی
این طبقه شامل عضلات صاف حلقوی در داخل و عضلات طولی در خارج است. طبقه عضلانی از خارج بوسیله سروز پوشیده شده که عبارت از لایه احشایی پرده صفاقی است.
خصوصیات اختصاصی دوازدهه
صفراوی مترشحه توسط کبد و ترشحات خارجی غده پانکراس در محلی به نام آمپول واتر به دوازدهه تخلیه می‌شوند.
زیر مخاط آن حاوی غدد موکوسی برونر است که مجرای ترشحی آنها پس از عبور از عضلات مخاطی به عمق کریپتها باز می‌شود.
ترشحات غدد برونر ، قلیایی و حاوی بی‌کربنات فراوان است، این ترشحات با کاهش اسیدیته کیموس معده از آسیب مخاط روده جلوگیری کرده و محیط مناسبی برای فعالیت آنزیمهای پانکراس فراهم می‌سازد.
خصوصیات اختصاصی ژژونوم
ژژونوم قسمت اصلی جذب مواد در روده بوده که سطح جذبی آن با داشتن چینهای وسیع ، پرزهای فشرده بلند و انگشتی و کریپتهای عمیق افزایش یافته است. تعداد عقده‌ها یا ندولهای لنفاوی در ژژونوم ، نسبت به دوازدهه فراوان می‌باشد.
خصوصیات اختصاصی ایلئوم
مشخصه ایلئوم وجود ندولهای لنفاوی کاملا گسترده در آستر است که پلاکهای پی‌پر نام دارند. ایلئوم در محلی به نام سکوم به روده بزرگ ختم می‌شود. در محل باز شدن ایلئوم به سکوم ، دریچه‌های ایلئوسکال وجود دارد که مانع از بازگشت مواد هضم نشده به داخل ایلئوم می‌شود.
هضم و جذب مواد در روده
کربوهیدراتها
مواد نشاسته‌ای در دهان توسط پتیالین بزاق به دکسترین تبدیل می‌شوند که آن نیز در روده تحت تاثیر آمیلاز مترشحه از پانکراس به دی‌ساکاریدها ، تجزیه می‌شود. دی‌ساکاریدها توسط دی ساکاریدازهای میکرویلی‌ها به مونوساکاریدها تبدیل شده و پس از جذب وارد مویرگ خونی شده و از روده حمل می‌شوند.
پروتئینها
پروتئینها تحت تاثیر آنزیمهای پپسین معده و ترپیسین کیموترپیسین مترشحه از پانکراس به پلی‌پپتیدهای کوچک و دی‌پپتیدها تجزیه می‌شوند. محصولات فوق تحت تاثیر آمینوپپتیدازهای غشای میکروویلی‌ها به اسیدهای آمینه تبدیل شده و پس از جذب توسط پروتئینهای حامل به گردش خون وارد می‌شوند.
چربیها (Fats)
هضم چربیها بطور عمده در روده و تحت تاثیر آنزیم لیپاز مترشحه بوسیله سلولهای پانکراس صورت می‌گیرد. تری گلیسیریدها تحت تاثیر لیپاز به مونوساکاریدها و اسیدهای چرب آزاد تبدیل می‌شوند. این محصولات توسط املاح صفراوی امولسینه شده و به صورت ذرات فسیل به قطر ۲ نانومتر در می‌آیند که از غشاء میکروویلی‌ها عبور کرده و وارد سلولهای جاذب می‌شوند، در آنجا به شبکه آندوپلاسمی صاف منتقل شده و توسط آنزیمها به تری گلیسریدها تبدیل می‌شوند. و پس از افزوده شدن پروتئینها به دستگاه گلژی رفته و در آنجا با افزوده شدن قندها ، به صورت شیلومیکرونها آنجا را ترک کرده و وارد گردش خون می‌شوند.
بیماریهای شایع روده باریک
التهاب حاد روده: التهاب حاد روده را انتریت گویند. در فصل تابستان زیاد دیده می‌شود. علت آن خوردن مواد غذایی فاسد است. در بیماری شبه حصبه (پاراتیفوئید) هم التهاب روده دیده می‌شود. معالجه التهاب گرم نگه داشتن شکم با کیسه آب داغ است.
سرطان روده: سرطان روده باریک بسیار نادر است و سرطان روده بزرگ بیشتر دیده می‌شود.
سل روده: روده کودکان شیرخوار با خوردن شیر آلوده به میکروب سل به زخم سلی دچار می‌شود. در بزرگسالان نیز سل روده دیده می‌شود. اما سل روده در بزرگسالان همیشه یک عفونت ثانوی است. عفونت اولیه سل ریه است. زخم سل روده اکثرا در قسمت آخر روده باریک دیده می‌شود. علائم آن اسهال و تب است.


منبع (http://www.pezeshk.us/?p=26303)

Stellar
2011-Jun-04, 09:41
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/4/40/tooth3.jpg



دندان بهترین نقش و سخت‌‌ترین ساختار را در فک انسان و بسیاری از جانوران مهره‌دار دارد. عمده ترین کاربرد دندان ، تکه تکه و آسیاب کردن غذا‌ها می‌باشد. علاوه بر این ، در انسانها ، دندان نقش بسیار مهمی در تکلم و ادای صحیح کلمات ایفا می‌کند. هر فرد در دوره زندگیش دارای دو سری دندان می‌شود.


دندانهای شیری (Deciduous Teeth)

تعداد دندانهای شیری بیست عدد بوده که بطور مساوی در هر فک جای می‌گیرد. پس از مدتی سی و دو دندان اصلی به مرور جایگزین دندانهای شیری می‌گردند. از آنجا که دندانهای شیری پایه و اساس دندانهای اصلی و دائمی هستند، مراقبت از آنها و رعایت اصول بهداشت دهان و دندان (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%A A+%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC+%D8%AF%D9%87%D8%A7%D9%8 6+%D9%88+%D8%AF%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86) ضروری می‌باشد. این دندانها 20 عدد (10 عدد در هر آرواره) می‌باشند که در نیمه هر آرواره دو دندان پیشین ، یک دندان نیش ، دو دندان آسیاب کوچک قرار گرفته است. تکامل دندانهای شیری از دوره جنین شروع می‌شود و در آمدن آنها پس از تولد و از شش ماهگی شروع می‌شود.

دندانهای دایمی (Dermanent Teeth)

این دندنها 33 عدد (16 عدد در هر آرواره) می‌باشند که در نیمه هر آرواره دو دندان پیشین ، یک عدد دندان نیش ، دو دندان آسیاب کوچک و سه دندان آسیاب بزرگ قرار دارد. رویش دندانهای دایمی از شش ماهگی شروع و آخرین دندانهای آسیاب بزرگ به نام دندانهای عقل در سنین بیست سالگی در می‌آیند. توضیح اینکه دندانهای آسیای بزرگ فاقد دندانهای شیری هستند. سی و دو دندان دائمی ، به شرح ذیل تقسیم بندی و نامگذاری شده‌اند.

دندانهای پیش

به چهار دندان جلویی در فک بالا و پائین ( جمعا هشت دندان )، دندانهای پیش گفته می شود. دندانهای پیش بزرگ، تخت و دارای لبه تیز و باریک هستند که برای بریدن لقمه کاربرد دارند .دندانهای پیش تک ریشه ای هستند.

دندانهای نیش

در طرفین دندانهای پیش ، دندانهای نیش قرار دارند. شکل و ساختار آنها ضخیم و برجسته است که منتهی به یک سر تیز و برنده می‌شوند. این دندانها برای بریدن قطعات گوشت بسیار مناسبند.

دندانهای آسیای کوچک

کنار هر دندان نیش ، دو دندان آسیای کوچک (جمعا هشت عدد) قرار دارند که فاصله بین دندانهای نیش تا آسیای بزرگ را پر می‌کنند. سطح روی آنها پهن و تخت و لبه‌های آنها تیز و عاج دار می‌باشد. دندانهای آسیای کوچک کنار نیشها ، دو ریشه‌ای و دندانهای آسیای کوچک کنار آسیاهای بزرگ ، تک ریشه‌ای هستند. در فک پائینی ، تمامی دندانهای آسیای کوچک ، تک ریشه‌ای می‌باشند.

دندانهای آسیای بزرگ

سه دندان آخر در طرفین فکهای بالا و پائین ، دندانهای آسیای بزرگ هستند که شمار آنها جمعا ‌به دوارده عدد می‌رسد که به ترتیب آسیای اول ، دوم ، سوم نامیده می‌شوند. دندانهای آسیای اول ، دقیقا کنار دومین دندان آسیای کوچک قرار داشته و به دندانهای آسیای شش سالگی هم معروف می‌باشند.

دندان عقل

دندانهای آسیای بزرگ سوم که به دندان عقل نیز معروف می‌باشند، در انتهای فکها واقع شده و معمولا“ بین 16 تا 20 سالگی شروع به در آمدن می‌کنند. از آنجایی که دندانهای عقل ، آخرین دندانهایی هستند که در می‌آیند، عمدتا“‌روی فک جای کافی برای رشد آنها باقی نمی‌ماند. اگر دندانها بهم فشرده و فک کوچک باشد، ممکن است دندانهای عقل زیر سایر دندانها یا استخوان فک نهفته شوند. اگر تنها قسمتی از دندان عقل دربیاید ایجاد درد و ناراحتی خواهد کرد که در آن صورت باید با جراحی از دهان خارج شود.

بین دندانهای عقل و آسیای بزرگ اول ، دندانهای آسیای بزرگ اول دندانهای آسیای بزرگ دوم یا دندانهای آسیای دوازده سالگی وجود دارد. دندانهای آسیای بزرگ ، دندانهای درشتی هستند که سطح آنها پهن بوده و برای آسیا ب کردن و جویدن غذا کاربرد دارند. آسیاهای بزرگ واقع بر روی فک بالایی ، ریشه‌های مجزا دارند ولی دندانهای آسیای بزرگ فک پائینی ، دو ریشه‌ای هستند.




ساختمان دندان

هر دندان دارای یک قسمت خارج از لثه به نام تاج و قسمت دیگری درون آرواره به نام ریشه می‌باشد که مرز بین این دو قسمت را گردن یا یقه دندان می‌نامند. ریشه دندان در درون حفره‌ای از استخوان فک قرار گرفته که این استخوان از نوع نابالغ می‌باشد. تاج دندان از داخل به خارج شامل مغز ، عاج ، مینا است و ریشه دندان از داخل به خارج شامل مغز ، عاج ، سیمان و لیگمان دور دندانی یا پریودونت می‌باشد.




http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/d/d8/tooth2.jpg

مغز دندان

در وسط دندان حفره‌ای قرار دارد که این حفره در قسمت تاج ، وسیع بوده و اطاقک پالپی و در قسمت ریشه ، کانال ریشه‌ای نامیده می‌شود. پالپ دندان شامل ماده زمینه‌ای ، الیاف کلاژن ظریف ، سلولهای فیبربلاست ، ماکروفاژ (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%8 1%D8%A7%DA%98) ، پلاسما سل ، لنفوسیت ، رگهای خونی و رشته‌های عصبی می‌باشد که عروق و اعصاب از سوراخی در عمق ریشه به نام سوراخ راسی به درون مغز وارد می‌شوند. در محیط مغز سلولهای سازنده عاج قرار گرفته‌اند.

عاج

عاج بافت مینرالیزه‌ای شبیه استخوان می‌باشد که در اطراف مغز دندان ، هر تاج و ریشه ، قرار گرفته و ضخامت عمده دندان را تشکیل می‌دهد. مواد معدنی عاج عمدتا از نمکهای کلسیم به صورت بلورهای هیدروکسی آپاتیت می‌باشد که حدود 70 در صد وزن خشک آن را تشکیل می‌دهند. ماتریکس عاج حاوی الیاف کلاژن نوع I و کیکوز امینو گلیکان می‌باشد که توسط سلولهای سازنده عاج (ادونتوبلاست) سنتز و ترشح می‌گردند. عاج از نظر فیزیکی سفت تر از استخوان و زرد رنگ می‌باشد. عاج توسط سلولهای ادونتوبلاست ساخته می‌شود و زاویه این سلولها به نام زاویه تومز (Tomes Fibr) نامیده می‌شود. زاویه تومز در عاج ، درون لوله‌های باریکی به نام لوله‌های عاجی قرار می‌گیرند.

در سطح ، رو به حفره مغزی تا پایان عمر ادامه می‌یابد. بنابراین با پیشرفت سن بر ضخامت عاج افزوده می‌شود و از صحت حفره مغزی کاسته می‌گردد. عاج ساخته شده در حد فاصل سلولهای ادونتوبلاست و عاج معدنی شده که فاقد مواد معدنی می‌باشد، پیش عاج نامیده می‌شود. عاج ، بر خلاف استخوان در صورت از بین رفتن سلولهای ادونتوبلاستی برای مدتها باقی می‌ماند و این امر حفظ دندانهای فاقد مغز زنده را امکانپذیر می‌سازد. عاج به علت حضور زوایای تومز و انتهاهای عصبی آزاد در درون لوله‌های عاجی ، بافتی حساس می‌باشد و همه تحریکات وارده به عاج به صورت درد دریافت می‌شود. به همین دلیل سطح عاج در تاج دندان توسط مینا و در ریشه توسط سیمان پوشیده شده است.

مینا

مینا به عنوان لایه محافظی برای عاج تاج دندان محسوب می‌شود. مینا سختترین بافت بدن به شمار می‌رود که حدود 97 درصد آنرا مواد معدنی تشکیل می‌دهد که عمدتا به صورت بلورهای هیدروکسی آپاتیت می‌باشند. ماتریکس آلی مینا فاقد کلاژن (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%DA%A9%D9%84%D8%A7%DA%98%D9%86) و حاوی پروتئینهای ویژه‌ای به نام آمیلوژن (Amelogenin) و انملین (Enamelin) می‌باشد. ماتریکس مینا توسط سلولهایی به نام آمیلوبلاست سنتز و ترشح می‌گردد که این سلولها در مرحله تکامل جوانه دندانی در سطح مینا قرار دارند و چون پس از در آمدن دندن از بین می‌روند، مینا غیر قابل ترمیم است و هیچگونه آسیب وارده به آن جداره جبران نمی‌گردد.

از نظر میکروسکوپی مینا از میله‌ها یا منشورهای مینایی تشکیل شده که از عمق به سطح قرار گرفته‌اند و در اطراف هر منشور مینا ناحیه غنی از مواد آلی به نام غلاف مینایی یا غلاف منشوری وجود دارد و ماده مینایی بین منشورهای مینایی را مینای بین منشوری می‌نامند. آخرین محصول سلولهای آمیلوبلاست در سطح مینا لایه ظریفی را تشکیل می‌دهد که کوتیکول مینا نامیده می‌شود. مینا از نظر فیزیکی به رنگ سفید می‌باشد که سطح دندان حداقل می‌باشد (عاملی که به شروع پوسیدگی در این نواحی کمک می‌کند).

سیمان دندان

سیمان بافتی شبیه استخوان ولی فاقد سیستمهای هاوسی و رگهای خونی است که در سطح خارجی عاج را در ناحیه ریشه دندان می‌پوشاند. سیمان در نزدیکی یقه دندان نازک و در عمق ریشه ضخیم می‌باشد. سیمان نزدیک یقه و همچنین سیمانی که در مجاورت عاج قرار دارند، فاقد سلول است و به سیمان بی سلول مرسوم است. ولی در بقیه جاها سیمان سلول دار بوده و حاوی سلولهایی به نام سمنتوسیت می‌باشد. به علت سیمان سازی ، ضخامت سیمان با پیشرفت سن افزایش می‌یابد.

لیگمان دور دندان

لیگمان دور دندان بافت همبند (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A8%D8%A7%D9%81%D8%AA+%D9%87%D9% 85%D8%A8%D9%86%D8%AF) متراکمی است که هم به عنوان ضریع عمل می‌کند و هم اتصال محکمی را بین ریشه دندان و استخوان بوجود می‌آورد. این لیگمان در سطح رو به استخوان حاوی استئوبلاست و استئوکلاست و در سطح رو به سیمان حاوی سمنتوبلاست می‌باشد. بافت همبند تشکیل دهنده لیگمان دور دندانی ، فاقد الیاف الاستیک و حاوی رگهای خونی و لنفی و اعصاب ، مخصوصا در سطح مجاور سیمان می‌باشد. الیاف کلاژن لیگامان دور دندانی به صورت دسته‌های متعدد افقی و مایل ، سیمان ریشه را به استخوان فک چسبانده‌اند. ترتیب قرار گیری و انعطاف پذیری این الیاف جابجایی محدود دندان و انجام عملیات ارتودنسی را امکانپذیر می‌سازد و همچنین به عنوان ضربه گیر از وارد شدن ضربه مستقیم به دندان و ساییدگی آن جلوگیری می‌کند. فعالیتهای متابولیک و سنتز کلاژن در لیگامان دور دندانی دارای شدت بالایی است و به همین دلیل هر گونه اختلال در سنتز کلاژن باعث اختلال در ساختمان لیگامان و لق شدن دندانها می‌گردد.

لثه(gum)

لثه قسمتی از مخاط دهان می‌باشد که بطور محکم به پریوست استخوان فک در فک فوقانی و تحتانی چسبیده است. اپی‌کلیوم لثه در سطح رو به حفره دهانی از نوع سنگفرشی مطبق شاخی است که بافت همبند زیرین آلن دارای پاپیهای بلندی می‌باشد. در سطح مجاور دندان ، اپی‌کلیوم لثه ضخیم شده و به سطح مینا چسبیده است و سلولهای اپی‌کلیال توسط اتصالات نیمه دسموزوم به این لایه متصلند. این اتصالات با یشرفت سن به طرف ریشه عقب نشینی کرده و باعث نمایان شدن ریشه می‌گردند.

yase khosh boo
2013-Jan-14, 09:20
آشنایی با آناتومى و فیزیولوژى مقعد و رکتوم


کانال معقدى از پرزوکتودوم ایجاد مى‌شود که یک تورفتگى اکتودرم است. منشاء رکتوم انتودرم است. رکتوم با مخاط گلاندولار و کانال مقعدى با آنودرم پوشیده شده که تداوم اپى‌تلیوم مطبق خارجى است.

ناحیهٔ مرزى بین رکتوم و کانال مقعدى حاوى سلول‌هاى انتقالى (transitional) است. کانال مقعد و پوست خارجى مجاور آن عصب‌دهى حسى سوماتیک غنى‌اى دارند و به‌شدت به محرک‌هاى دردناک حساس هستند؛ مخاط رکتوم عصب‌گیرى خودمختار (اتونوم) دارد و نسبت به درد تقریباً غیرحساس است. در بیماران دچار نئوپلاسم رکتوم، درد جزء نشانه‌هاى زودرس نیست.

تخلیهٔ وریدى در بالاى محل اتصال مقعد و رکتوم از طریق سیستم پورت است؛ تخلیهٔ کانال مقعد از طریق سیستم مجوف (کاوال) است. بازگشت لنفاوى از رکتوم، در طول پایهٔ عروقى هموروئیدى فوقانى به‌ سمت گره‌هاى مزانتریک تحتانى و آئورتى است، ولى عروق لنفاوى از کانال مقعد از طریق مجراى آلکاک به گره‌هاى ایلیاک داخلى و از طرف قدام، به گره‌هاى اینگوینال مى‌روند.

مجراى مقعد حدود ۳ سانتى‌متر طول دارد. در مرز فوقانى مجراى مقعد محل اتصال مقعد و رکتوم (anorectal juncture) قرار دارد (محل اتصال پوست و مخاط، خط شانه‌ای، یا خط دندانه‌ای). در این سطح، چاله (کریپت‌)هاى مقعدى و منافذ غدد مقعدى قرار دارند.

حلقه اسفنکترى آنورکتال از ترکیب اسفنکتر داخلى عضله طولى بخش مرکزى عضلات لواتور (پوبورکتالیس) و اجزاء اسفنکتر خارجى تشکیل شده است و در قسمت جلو این حلقه بیشتر در معرض تروما است. اسنفکتر داخلى از عضلهٔ صاف غیرارادى تشکیل شده است؛ باقى عضلات، ماهیچه‌هاى مخطط ارادى هستند.


ساختارهاى حمایت‌کننده
عضلهٔ پوبورکتالیس یک حلقهٔ نگه‌دارنده در دو رکتوم تشکیل مى‌دهد تا از آن حمایت کند. رکتوم از طرف فاسیاى والدایر هم حمایت مى‌شود که یک لایهٔ سنگین بى‌عروق از فاسیاى لگنى جدارى است؛ رباط‌هاى جانبى که عروق هموروئیدى تحتانى از آنها عبور مى‌کنند و مزورکتوم خلفى هم از رکتوم حمایت مى‌کنند. رباط‌ها و مزورکتوم، رکتوم را به‌سطح قدامى ساکروم تثبیت مى‌کنند.


سرخرگ‌ها
سرخرگ‌ هموروئیدى فوقانى ادامهٔ مستقیم سرخرگ مزانتریک تحتانى است. سرخرگ هموروئیدى میانى در هر طرف از شاخهٔ قدامى سرخرگ ایلیاک داخلى یا سرخرگ پودندال داخلى جدا مى‌شود و در ضخامت رباط‌هاى جانبى رکتوم به‌سمت داخل حرکت مى‌کند. سرخرگ‌هاى هموروئیدى تحتانى شاخه‌هائى از سرخرگ‌هاى پودندال داخلى هستند و از مجراى آلکاک عبور مى‌کنند.
آناستوموزهاى بین قوس‌هاى عروقى فوقانى و تحتانی، خونرسانى جانبى را تأمین مى‌کنند که پس از قطع‌شدن خونرسانى کولون چپ به‌دنبال جراحى یا در اثر انسداد آترواسکلروزى حائز اهمیت است.


سیاهرگ‌ها
سیاهرگ‌هاى هموروئیدى فوقانى به‌ عروق مزانتریک تحتانى و از آنجا به سیستم وریدى پورت تخلیه مى‌شوند. این سیاهرگ‌ها هیچ دریچه‌اى ندارند.
سرطان رکتوم ممکن است از طریق آمبولى به کبد منتشر شود. آمبولوس‌هاى سپتیک ممکن است باعث پیله‌فلبیت شوند.
سیاهرگ‌هاى هموروئیدى تحتانى به ورید‌هاى پودندال داخلى و ایلیاک داخلى و سیستم کاوال تخلیه مى‌شوند.


عروق لنفاوى
لنف مجراى مقعد به گره لنفاوى اینگوینال مى‌رود در حالى‌که لنف رکتوم به گره‌هاى لنفاوى مزانتریک تحتانى و آئورتى مى‌ریزد. عفونت‌ها و سرطان منطقهٔ مقعد ممکن است باعث لنفادنوپاتى اینگوینال شوند.
در پشت رکتوم، گره‌هاى گروتا (Gerota) قرار دارند. جراحى‌هاى رادیکال براى ریشه‌کنى سرطان رکتوم و مقعد برپایهٔ آناتومى لنفاوى قرار دارند.


اعصاب
عصب‌دهى رکتوم از سیستم‌هاى سمپاتیک و پاراسمپاتیک است. رشته‌هاى سمپاتیک از شبکهٔ مزانتریک تحتانى و عصب هیپوگاستریک (پیش ساکرومی) جدا مى‌شوند که خود از طریق سه ریشه از گانگلیون‌هاى سمپاتیک کمرى دوم، سوم و چهارم جدا مى‌شود.
کنترل سمپاتیک از این شبکه به اعضاء جنسى و عضلهٔ صاف کنترل‌کنندهٔ انزال امتداد مى‌یابد. عصب‌دهى پاراسمپاتیک از اعصاب ساکرال دوم، سوم و چهارم منشاء مى‌گیرد.
رشته‌هاى این اعصاب به بافت نعوظى آلت تناسلى مرد و کلیتوریس مى‌روند و از طریق شانت‌دادن خون به این بافت‌ها، نعوظ را کنترل مى‌کنند. درنتیجه، آسیب‌هاى وارد به این اعصاب در حین جراحى‌هاى رادیکال روى رکتوم ممکن است باعث اختلال کارکرد مثانه و جنسى شوند.

فرحناز
2013-Jan-14, 18:34
سلام دوستان میشه یراه واسه خوندن اناتومی بهم بدید؟؟؟؟ خیلی سریع فراموشش میشن

tara18
2013-Feb-03, 14:55
به نظر من خلاصه برداری مخصوصا با کشیدن شکل و نمودار درختی میتونه خیلی کمک کنه. بعد هم موقع امتحان اون خلاصه ها رو دوباه بخونین.

roxana77
2013-Mar-06, 13:17
سلام یه راهنمایی ازتون میخوام اگه کمکم کنید خیلی ممنونتون میشم :02:
من لیسانس زیست دارم و برای ارشد آناتومی شرکت کردم. ولی هیچی از منابعش نمیدونم و اینکه چطور باید این درس رو بخونم
واقعا ممنون میشم راهنماییم کنید-;{@