PDA

مشاهده نسخه کامل : اسراییل کشوری سوال برانگیز



A.L.I.
2007-Nov-05, 09:49
سلام دوستان عزیز

میخواهم در اینجا به این سوال بپردازم که آیا اسراییل کشوری واقعی است یا غیر واقعی؟
اگر واقعیت دارد چرا ایران نمیپذیرد و اگر وجود ندارد چرا سازمان ملل و اکثر کشورهای جهان به رسمیت میشناسند؟

با ذکر سند و دلایل مطرح کنید و لطفا جو محترمانه و دوستانه رو حتما رعایت فرمایید. نیت فقط کشف جقیقت است.
با تشکر از توجه شما

Chester Charles
2007-Nov-05, 19:43
در كل اسراييل واقعي است اما اين كه ما به رسميت بشناسيمش ( منظورم خودم بود ) انتخاب ما و استدلال ماست ( خودمو مي گم)
من به عنوان كسي كه تاريخ رو خوب مي دونم اين رو هم مي دونم كه كشور هاي بسياري در طول تاريخ به وجود آمده اند و از بين رفته اند ( بر اثر تهاجم يا هر اتفاق ديگري مثل بلاياي طبيعي يا بيماري و ....)
اما اگر قبول داريد كه دنياي امروز بر پايه قوانين بين الملل ايجاد شده اسراييل واقعي نيست
چون ...........
در دنياي اثر قديم كه سراسر جنگ و خون ريزي بود احترام به حقوق ديگر كشور ها معني نداشت و كشور هايي مثل انگليس و اسپانيا به راحتي حكومت آزتك ها رو نابود كردن(آمريكاي جنوبي) و هيچ كس كك اش هم نگزيد!!!!!!!!!!!!:cry:
خوب اما در دنياي امروز دارن به راحتي راحت تر از آب خوردن فلسطين رو نابود مي كنن باز هم هيچ كس كك اش هم
نمي گزد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!:lol ::lol::lol:

Chester Charles
2007-Nov-05, 19:45
اگر سازمان ملل و قوانين بين الملل را قبول داريد به من بگوييد به چه اجازه اي در يك كشور كشور ديگري را ايجاد مي كنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

Achtung Panzer
2007-Nov-06, 00:06
سلام دوستان عزیز

میخواهم در اینجا به این سوال بپردازم که آیا اسراییل کشوری واقعی است یا غیر واقعی؟
اگر واقعیت دارد چرا ایران نمیپذیرد و اگر وجود ندارد چرا سازمان ملل و اکثر کشورهای جهان به رسمیت میشناسند؟

با ذکر سند و دلایل مطرح کنید و لطفا جو محترمانه و دوستانه رو حتما رعایت فرمایید. نیت فقط کشف جقیقت است.
با تشکر از توجه شما


از دیدگاه حقوق بین الملل , كشور یا دولت از اجتماع دایم و منظم گروهی از افراد بشر كه در سرزمین معین و مشخصی , به طور ثابت سكنی گزیده و مطیع یك قدرت سیاسی مستقل هستند تشکیل شده است .
پس هر كشور باید دارای سه ویژگی باشد :
1 - جمعیت یا عنصر انسانی
2 - سرزمین با عنصر ارضی
3 - قدرت سیاسی یا قدرت حکومت ( حاکمیت و استقلال )
پس با این حساب از لحاظ حقوقی اسرائیل در حال حاضر یك كشور محسوب میشه , چرا كه از سه عنصر اساسی تشكیل شده و بنابراین توانایی انجام تعهدات در صحنه بین الملل و به صورت مستقلانه را دارد .

حالا بحث شناسایی یك دولت : موسسه حقوق بین الملل در اجلاس بروكسل , مورخ 1936 شناسایی را اینچنین تعریف میكند : " شناسایی عملی است كه به موجب آن , كشورها وجود یك جامعه سیاسی جدید و مستقل را كه قادر به رعایت حقوق بین الملل است در سرزمین معینی تصدیق و تایید میكند و در نتیجه , اراده خود را دایر به شناسایی آن به عنوان عضو جامعه بین المللی اعلام میدارند . "
حالا در اینجا این سوال مطرح میشود كه شناسایی به كشور جدید شخصیت بین المللی میبخشد یا فقط موید آن است كه كشور جدید چنین شخصیتی را قبلاَ دارا بوده است ؟ ( به عبارت ساده تر , وجود یك كشور مستلزم شناسایی سایر دولتهاست یا خیر ؟ ) یرای این سوال دو نظریه وجد دارد :
1- نظریه ایجادی = طرفداران آن معتقدند اراده موافق و خاص كشورها كه به صورت شناسایی تجلی پیدا میكند , به جامعه جدید موجودیت و شخصیت بین المللی میبخشد ( بنا به دلایل متعدد این نظریه امروزه طرفدار چندانی ندارد و تقریباَ منسوخ شده است )
2 - نظریه اعلامی = طرفداران آن معتقدند كه شناسایی عامل تشكیل دهنده ای برای كشور محسوب نمیشود ( عوامل تشكیل دهنده كشور قبلاَ گفته شد ) , بلكه صرفاَ به منزله اعلام ورود كشور جدید به صحنه بین المللی از سوی سایر كشورهاست و میتواند سرآغاز روابط دیپلماتیك و انعقاد معاهدات بیم المللی با كشور یاد شده باشد . ( پس اگر شما كشوری را به رسمیت نشناسید نمیتوانید با آن رابطه دیپلماتیك برقرار كنید و با برعكس )
امروزه شیوه عمل كشورها منطبق با این نظر است .
به طور كلی شناسایی , عملی كاملاَ ارادی و اختیاری است و كشور ها بنا به ملاحظات سیاسی دست به شناسایی میزنند . به عنوان مثال آمریكا تا بعد از جنگ جهانی دوم بنا به ملاحظات سیاسی در داخل كشور از شناسایی كشور شوروی پیشین سرباز میزد .
نكته آخر اینكه شناسایی یك كشور به دو روش انجام میشود :
1 - دوژور : دایمی و قطعی
2 - دوفكتو : موقتی و مشروط ( ایران قبل از انقلاب اسراییل را به صورت دوفكتو شناسایی كرده بود )
اصل این است كه اگر كشوری , كشور جدید التاسیسی را به صورت دوژوره شناسایی كند هرگز حق پس گرفتن شناسایی خود را ندارد .
( دوستان به یاد داشته باشند كه شناسایی حكومت با شناسایی دولت كاملاَ تفاوت دارد ) .
اگر سوالی در این زمینه بود بنده در خدمتم ...

A.L.I.
2007-Nov-06, 00:35
از دیدگاه حقوق بین الملل , كشور یا دولت از اجتماع دایم و منظم گروهی از افراد بشر كه در سرزمین معین و مشخصی , به طور ثابت سكنی گزیده و مطیع یك قدرت سیاسی مستقل هستند تشکیل شده است .
پس هر كشور باید دارای سه ویژگی باشد :
1 - جمعیت یا عنصر انسانی
2 - سرزمین با عنصر ارضی
3 - قدرت سیاسی یا قدرت حکومت ( حاکمیت و استقلال )
پس با این حساب از لحاظ حقوقی اسرائیل در حال حاضر یك كشور محسوب میشه , چرا كه از سه عنصر اساسی تشكیل شده و بنابراین توانایی انجام تعهدات در صحنه بین الملل و به صورت مستقلانه را دارد .

حالا بحث شناسایی یك دولت : موسسه حقوق بین الملل در اجلاس بروكسل , مورخ 1936 شناسایی را اینچنین تعریف میكند : " شناسایی عملی است كه به موجب آن , كشورها وجود یك جامعه سیاسی جدید و مستقل را كه قادر به رعایت حقوق بین الملل است در سرزمین معینی تصدیق و تایید میكند و در نتیجه , اراده خود را دایر به شناسایی آن به عنوان عضو جامعه بین المللی اعلام میدارند . "
حالا در اینجا این سوال مطرح میشود كه شناسایی به كشور جدید شخصیت بین المللی میبخشد یا فقط موید آن است كه كشور جدید چنین شخصیتی را قبلاَ دارا بوده است ؟ ( به عبارت ساده تر , وجود یك كشور مستلزم شناسایی سایر دولتهاست یا خیر ؟ ) یرای این سوال دو نظریه وجد دارد :
1- نظریه ایجادی = طرفداران آن معتقدند اراده موافق و خاص كشورها كه به صورت شناسایی تجلی پیدا میكند , به جامعه جدید موجودیت و شخصیت بین المللی میبخشد ( بنا به دلایل متعدد این نظریه امروزه طرفدار چندانی ندارد و تقریباَ منسوخ شده است )
2 - نظریه اعلامی = طرفداران آن معتقدند كه شناسایی عامل تشكیل دهنده ای برای كشور محسوب نمیشود ( عوامل تشكیل دهنده كشور قبلاَ گفته شد ) , بلكه صرفاَ به منزله اعلام ورود كشور جدید به صحنه بین المللی از سوی سایر كشورهاست و میتواند سرآغاز روابط دیپلماتیك و انعقاد معاهدات بیم المللی با كشور یاد شده باشد . ( پس اگر شما كشوری را به رسمیت نشناسید نمیتوانید با آن رابطه دیپلماتیك برقرار كنید و با برعكس )
امروزه شیوه عمل كشورها منطبق با این نظر است .
به طور كلی شناسایی , عملی كاملاَ ارادی و اختیاری است و كشور ها بنا به ملاحظات سیاسی دست به شناسایی میزنند . به عنوان مثال آمریكا تا بعد از جنگ جهانی دوم بنا به ملاحظات سیاسی در داخل كشور از شناسایی كشور شوروی پیشین سرباز میزد .
نكته آخر اینكه شناسایی یك كشور به دو روش انجام میشود :
1 - دوژور : دایمی و قطعی
2 - دوفكتو : موقتی و مشروط ( ایران قبل از انقلاب اسراییل را به صورت دوفكتو شناسایی كرده بود )
اصل این است كه اگر كشوری , كشور جدید التاسیسی را به صورت دوژوره شناسایی كند هرگز حق پس گرفتن شناسایی خود را ندارد .
( دوستان به یاد داشته باشند كه شناسایی حكومت با شناسایی دولت كاملاَ تفاوت دارد ) .
اگر سوالی در این زمینه بود بنده در خدمتم ...


دوست عزیز ممنونم از جواب خوب شما خیلی خوب بودن.
مایلم روی این مساله تمرکز کنیم که آیا با توجه به تعاریف شما اسزاییل میتونه کشوری به معنای واقعی باشه؟

ممنون

Simorgh
2007-Nov-06, 00:57
از دیدگاه حقوق بین الملل , كشور یا دولت از اجتماع دایم و منظم گروهی از افراد بشر كه در سرزمین معین و مشخصی , به طور ثابت سكنی گزیده و مطیع یك قدرت سیاسی مستقل هستند تشکیل شده است .
پس هر كشور باید دارای سه ویژگی باشد :
1 - جمعیت یا عنصر انسانی
2 - سرزمین با عنصر ارضی
3 - قدرت سیاسی یا قدرت حکومت ( حاکمیت و استقلال )
پس با این حساب از لحاظ حقوقی اسرائیل در حال حاضر یك كشور محسوب میشه , چرا كه از سه عنصر اساسی تشكیل شده و بنابراین توانایی انجام تعهدات در صحنه بین الملل و به صورت مستقلانه را دارد .

حالا بحث شناسایی یك دولت : موسسه حقوق بین الملل در اجلاس بروكسل , مورخ 1936 شناسایی را اینچنین تعریف میكند : " شناسایی عملی است كه به موجب آن , كشورها وجود یك جامعه سیاسی جدید و مستقل را كه قادر به رعایت حقوق بین الملل است در سرزمین معینی تصدیق و تایید میكند و در نتیجه , اراده خود را دایر به شناسایی آن به عنوان عضو جامعه بین المللی اعلام میدارند . "
حالا در اینجا این سوال مطرح میشود كه شناسایی به كشور جدید شخصیت بین المللی میبخشد یا فقط موید آن است كه كشور جدید چنین شخصیتی را قبلاَ دارا بوده است ؟ ( به عبارت ساده تر , وجود یك كشور مستلزم شناسایی سایر دولتهاست یا خیر ؟ ) یرای این سوال دو نظریه وجد دارد :
1- نظریه ایجادی = طرفداران آن معتقدند اراده موافق و خاص كشورها كه به صورت شناسایی تجلی پیدا میكند , به جامعه جدید موجودیت و شخصیت بین المللی میبخشد ( بنا به دلایل متعدد این نظریه امروزه طرفدار چندانی ندارد و تقریباَ منسوخ شده است )
2 - نظریه اعلامی = طرفداران آن معتقدند كه شناسایی عامل تشكیل دهنده ای برای كشور محسوب نمیشود ( عوامل تشكیل دهنده كشور قبلاَ گفته شد ) , بلكه صرفاَ به منزله اعلام ورود كشور جدید به صحنه بین المللی از سوی سایر كشورهاست و میتواند سرآغاز روابط دیپلماتیك و انعقاد معاهدات بیم المللی با كشور یاد شده باشد . ( پس اگر شما كشوری را به رسمیت نشناسید نمیتوانید با آن رابطه دیپلماتیك برقرار كنید و با برعكس )
امروزه شیوه عمل كشورها منطبق با این نظر است .
به طور كلی شناسایی , عملی كاملاَ ارادی و اختیاری است و كشور ها بنا به ملاحظات سیاسی دست به شناسایی میزنند . به عنوان مثال آمریكا تا بعد از جنگ جهانی دوم بنا به ملاحظات سیاسی در داخل كشور از شناسایی كشور شوروی پیشین سرباز میزد .
نكته آخر اینكه شناسایی یك كشور به دو روش انجام میشود :
1 - دوژور : دایمی و قطعی
2 - دوفكتو : موقتی و مشروط ( ایران قبل از انقلاب اسراییل را به صورت دوفكتو شناسایی كرده بود )
اصل این است كه اگر كشوری , كشور جدید التاسیسی را به صورت دوژوره شناسایی كند هرگز حق پس گرفتن شناسایی خود را ندارد .
( دوستان به یاد داشته باشند كه شناسایی حكومت با شناسایی دولت كاملاَ تفاوت دارد ) .
اگر سوالی در این زمینه بود بنده در خدمتم ...

ممنون از توضیحات عالی شما
در رابطه با پس گرفتن یا پس نگرفتن میشه توضیح بدید.
تا الان نمی دنستمیه همچین امری هست.

Achtung Panzer
2007-Nov-06, 16:04
دوست عزیز ممنونم از جواب خوب شما خیلی خوب بودن.
مایلم روی این مساله تمرکز کنیم که آیا با توجه به تعاریف شما اسزاییل میتونه کشوری به معنای واقعی باشه؟

ممنون
در مورد منشا به وجود آمدن اسراییل شك و شبهه وجود دارد , اما از زمانی كه كشوری به نام اسراییل پا به عرصه بین المللی گذاشت , تمام شرایط كشور شدن را دارا بوده است . به عبارتی هم جمعیت , سرزمین و هم حاكمیت و دولت در اختیار داشته است , پس دست كم از لحاظ حقوقی ( هر چند ایراداتی بر آن وارد است ) یك كشور كامل به حساب میآید .


ممنون از توضیحات عالی شما
در رابطه با پس گرفتن یا پس نگرفتن میشه توضیح بدید.
تا الان نمی دنستمیه همچین امری هست.

در رابطه با پس گرفتن یا پس نگرفتن شناسایی , هرچند دولتها در شناسایی یا عدم شناسایی كشورهای جدید از آزادی عمل زیادی برخوردارند , عمل آنها با محدودیتهایی چند روبه روست . این محدودیت ها عبارتند از :
- منع شناسایی زودرس : یعنی جامعه ای پیش از احراز شرایط لازم مورد شناسایی قرار گیرد ( مثال الجزایر )
- منع استرداد شناسایی : نقطه مقابل شناسایی زودرس , استرداد یا پس گیری شناسایی از دولت قبالَ شناسایی شده پیشین است . این نیز مانند شناسایی زود رس غیر قانونی است . ناگفته نماند كه استرداد شناسایی طبعاَ قطع روابط سیاسی و دیپلماتیك را به دنبال دارد ولی قطع روابط سیاسی ( مثل ایران و آمریكا ) را نباید به منزله استرداد شناسایی تلقی كرد .
- دكترین استیمسن یا منع شناسایی دولتهای ایجاد شده توسط زور : سال 1931 ژاپن با تصرف منچوری چین دولت دست نشانده ای را با نام دولت مانچوكو ایجاد و آن را به عنوان حكومت مستقل اعلام كرد . وزیر امور خارجه وقت آمریكا , استیمسن , اعلام كرد كه حكومت متبوع وی , وضعیتی را كه به وسیله تجاوز حادث شده , به رسمیت نمیشناسد . متاسفانه در عمل دكترین استیمسن مورد رعایت دولتها واقع نشد .
- منع شناسایی به دستور سازمان ملل : ( مثال رودزیا )

حالا با توجه به دونوع شناسایی كه قبلا گفته شد , شناسایی دوژور هرگز قابل استرداد نیست , مگر اینكه رژیم سیاسی تغییر كند . به عنوان مثال شاهنشاهی ایران تبدیل به جمهوری اسلامی ایران شد , در اینجا یكی از سه ركن ( جمعیت , سرزمین و دولت ) كه دولت و حاكمیت باشد , تغییر میكند پس نیاز است كه ج ا ایران دوباره مورد شناسایی قرار گیرد .
شناسایی دوژوره یا قانونی زمانی صورت میگیرد كه دولت شناسنده وضعیت دولت شناسایی شده را از هر حیث قانونی دانسته و واجد شرایط دولت بودن میداند . در این صورت دولت شناسایی كننده حق استرداد شناسایی خود را ندارد و این عمل به طور كلی بر خلاف نزاكت بین المللی خواهد بود ( تا به حال نیز چنین عملی اتفاق نیفتاده است ) .
و اما شناسایی دوفكتو , در مورد حكومتها یا دولتهایی است كه شرایط قانونی آنها مورد تردید است . یعنی در اینكه آیا دولت جدید كنترل موثر بر قلمرو و مردم خود دارد و یا دولت جدید برخی از اصول اساسی حقوق بین الملل را رعایت كرده است یا خیر , تردید وجود دارد . ( اسراییل نیز به همین دلیل از طرف شاهنشاهی ایران به صورت دوفكتو شناسایی شد ) .
نمیدونم تنوستم جوابتون رو بدم یا نه ؟

Chester Charles
2007-Nov-06, 16:43
تعريف تجاوز در قوانين بين الملل چيه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

Chester Charles
2007-Nov-06, 16:56
يه چيزي در مورد اسراييل هست كه خيلي جالبه :
من دقيقا نمي دونم قوانين مهاجرت چيه ؟ يعني براي مهاجرت به آمريكا ( يا هر كجاي ديگه ) بالاخره قوانيني وجود داره !! مگه نه ؟؟ مثل گرفتن پناهندگي و يا كارت سبز و........
مي دونيد قسمت جالبش كجاست ؟
فلسطيني ها در زماني كه مستئمره انگليس بودن استقلال مي خواستن ( مثل هند ) اما هرگز استقلال پيدا نكردن چون يه عده از چند جاي ديگه به كشورشون مهاجرت كردن و بعد درخاك اونااعلام استقلال كردن !
مثل اتفاقي كه در آمريكا رخ داد فرانسوي هاي ساكن يك منطقه نسبت به استقلال خودشون در خاك آمريكا ابراز علاقه كردن !!!!! و حتما قضيه دو گول در اين باب رو شنيدين
مي گم چه طوره ما هم بريم تمام شيكاگو رو بخريم بعد وسط خاك آمريكا اعلام استقلال كنيم !!!!!!!!!!

Chester Charles
2007-Nov-06, 17:00
در مورد منطق عدل تاحالا شنيدين يا نه ؟ در مورد اسراييل هيچ منطق عقلاني كه بتواند وجودش را اثبات كند وجود ندارد ((((((((((((( در مورد منطق عقل خودم گفتم ))))))))))))))))

يعني چون فلسطيني هاي بيچاره قانون اساسي نداشتن چون سر كوب شدن نتونستن حق شون رو بگيرن اما
عدالت كه هنوز نابود نشده شايد هم من اشتباه مي كنم

fered
2007-Nov-06, 18:02
آقای Achtung Panzer : ممكنه در مورد تفاوت شناسایی حكومت با شناسایی دولت توضیح دهید .

Ernesto_Rommel
2007-Nov-06, 18:24
خوب سلام به تو و تمام عزیزانی که این تایپیک رو مطالعه میکنن!!حالت خوبه، سلامتی.......چی برم سر اصل مطلب باشه با کمال میل!!!!
خوب اونجوری که از نوشته ها بر میاد کاملترین و زیباترین نوشته رو دوست عزیز آقای آختونگ پانزر نوشته که مشخص هست چه زیباست و چطور کاملا با سوال دوستمون که این تایپیک رو مطرح کرده مطابقت داره(پانزر جان فکر کنم شما دانشجوی علوم سیاسی هستید؟!درسته؟!) چون مطلب تو مطابق با رفتاهای سیاسی در جهان و دوباره تشکر میکنم و منم یه توضیحاتی رو راجع به رابطه ایران و اسراییل در زمان شاه معدوم و همچنین فلسفه پیدایش اسراییل توضیح میدم(هر چند حرف جناب پازر کاملا درسته و مطابق با اون حرفا بله اسراییل یک کشور شناخته میشه و خوب اگر توی دنیا نگاه کنیم میبینیم خیلی کشورها اونو به رسمیت شناختن و بعضی از کشورها هم که به ظاهر به رسمیت نشناختن کاری رو که در اون زمان شاه انجام داد دارن انجام میدن!!!!) اما من میخوام به دلیل به رسمیت نشناختن ایران توجه کنم و خواهشا دوستان دقت داشته باشن اگر قرار باشه که به موجودیت اسراییل به نحوی که دوستمون پانزر نوشتن توجه کنیم مطمئنا اسراییل وجود داره و پس خواهشا حرفی در مورد رد این حرف ایشون نزنید به چند دلیل که الان میگم:1.مطابق با قانون بین الملی (که پانزر زحمتش رو کشید) و همچنین نگاه جهانی به اسراییل میفهمیم به جز اینکه اسراییل وجود داره نمیتونیم به نظریه دیگه ای برسیم البته بگم فقط با توجه به قانون بین المللی که بیشتر اون رو طرفداران اسراییل نوشتن و یا چندین کشور از مهمترین عناصر تاثیر گذار در جهان از این قانون بین المللی حمایت میکنن(نمنیدونم منظورم رو گرفتین یا نه منظور اینه که اسراییل با توجه به مشخصات وجود یک کشور که وجود داره و مطابق با موازین بین المللی وچون آمریکا و انگلیس درس خودشون رو خوب بلدن و با توجه به قضایای بعد از جنگ جهانی دوم و....مشخص به جز ارسال آقای پانزر چیز دیگه ای حاصل نمیشه)اما من در ارسالم توضیح میدم همین به اصطلاح کشور چه جور به وجود آمده و چه حقایق عظیم نهفته ای در مورد این دولت غیر قانونی وجود داره(بله همین الان بگم من اونا رو نامشروع میدونم به دلایلی که توضیح میدم و خواهشا دقت کنید)
به نظر من نباید ما به اسراییل به بیان و دیدگاه سیاست و قانون و موازین آن در جهان ببینیم ما باید اول به نحوه تشکیل تفکر اسراییلی(صهیونی) و بعد حوادث و اتفاقات منجر به تاسیس این رژیم منحوس نگاهی بندازیم.اگر به این دید نگاه کنیم اونوقت ما به یه سری از دلایل میرسیم که میتونیم اونوقت با توجه به اونا نظر بدیم.
به جرات میگم هر کی اگر بخواد به رسمیت اسراییل با توجه به قانون بین الملل شک کنه در اشتباه مطلق هست ، اینجوری نمیشه اسرییل رو نامشروع دونست اما اگر بخواهیم با چشمی عادل و همچنین نگاهی تاریخی ببینینم میفهمیم که در بنیان اسراییل چه عواملی دخالت داشتن که باعث میشه کشورهایی در دنیا اونو به رسمیت نشناسند(علی الخصوص ایران)
من برای اینکه توضیحاتی در اینباره بدم اول همونجور که گفتم به تاریخچه پیدایش اسراییل توجه میکنم بعد به روابط ما با یهودیان و سپس صهیونیستها و در نهایت با توجه به نظریت مختلفی که در مورد اونا وجود داره و با تحلیل تک تک این نظریات به یک جمع بندی کلی میرسم.به ارسال بعدی خواهشا توجه کنید.که اولین ارسال مربوط به تاریخ سرزمین فلسطین هست تا زمان جنگ جهانی اول

Ernesto_Rommel
2007-Nov-06, 18:25
فلسفه پدایش اسراییل:این مقاله با توجه و کمک کتابهای:نبرد نابرابر،ناگفته هایی در مورد آمریکا، دیپلماسی پنهان،جاسوسی اسراییل زیر ذره بین ، هولوکاست از منظر یک یهودی، پروتکلهای صهیون و چند کتاب و مقاله روژه گارودی در این باره و همجنین نوام چامسکی تا حدودی،درست شده که فقط از اونا به عنوان اطلاعات عمومی استفاده میشه و لازم به تذکر است هر مطلبی که نوشته میشه تحلیل میشه و نظریات مختلف پیرامون اون مطلب رو نا حد امکان مطرح میکنیم و دلایلی بر رد یا اثباتشون میارم.این ها رو الان گفتم که کسی نگه بابا اینا رو از خودش در میاره و... و در آخر بگم که مطالب هر کدوم از این کتابها یک سری بحثها رو مطرح کرده بود که اگر حقیقتش رو بخواهید چندان قابل باور و قبول نبود(یا حداقل دلیلی برای اثباتشون نبود) اما اونا رو هم مطرح میکنم تا بعد ببینیم چی میشه.
در ضمن از ورود به بحثها به طوری که در کتابها اومده پرهیز میکنم چون خیلی طولانی و فقط به اشاراتی از اون اکتفا میکنیم.




سرزمین فلسطین:
قسمت اول از کنعانیان تا پیروزی مسلمانان
از قدیم این سرزمین با چند نام خونده میشده که شاید قدیمیترین اونها و معروفترینشون سرزمین کنعان بوده.در اون زمان افرادی به همین نام در فلسطین امروزی و همان کنعان قدیمی زندگی میکردند.این سرزمین تا مدتها بدین نام معروف بوده اما با اومدن قوم بنی اسراییل به این سرزمین به رهبری حضرت موسی اونجا وضعیتش تغییر میکنه(از تاریخ پر فراز و نشیب کنعان بگذزیم) اما به وسیله حضرت موسی فتح نمییشه اما در همان زمان بازم یک خصیصه اصلی یهودیان رو به رخ میکشه و اون اینه که یک جاسوس به داخل سرزمین کنعان میفرستن تا ببینن اوضاع از چه قراره(همونجور که شاید ندونین!!!!یکی از خصایص یهودیان تخصص در امور اطلاعاتی و جاسوسی بوده و بارها در طول تاریخ در حوادث گوناگون این رو ثابت کردن و با توجه به همین خصیصه بوده که با پا گذاشتن در هر منطقه ای بلافاصله اوضاع دستشون میاد و زمینه رشد خودشون رو در اونجا تشکیل میدن.اشتباه گرفته نشه این خصیصه زیاد بدم نیست هر کسی که جاسوسان بهتری داشته باشه میتونه اقتدار خودش رو حفظ کنه اما مساله اینجاست که این توانایی در اختیار کی هست و از اون طرف البته لازم به ذکر معمولا کسانی که این کار در خونشون وجود داره انسناهای طماع و سود جو و زیرکی هستند که با توجه به وقایع تاریخی میشه به درستی این نظریه اعتنا کرد .یهودیان با استفاده از این خصیصه تونستن مدام خودشون رو به قدرت برسونن هر جند هیچ وقت تا زمان غصب زمین فلسطین در یک جای معین سکنی نگزیدند،در آینده و با برخورد به هر حادثه توضیحاتی در مورد این زمینه داده میشود و میفهمیم که توان یهودیان نوادگانشان صهیونیستها از چیست)
به هر حال اونجا بودیم که یک جاسوس به کنعان میفرستن و از قضا همین جاسوس خودش کسی میشه که کنترل کنعان رو بعدا به دست میگیره(حضرت موسی تا زمان وفات هیچ دستوری مبنی بر ورود به این سرزمین به قوم بنی اسراییل نمیده اما پس از مرگ ایشان یهودیان تصمیمی مبنی بر این موضوع میگیرن که وارد بشن به سرزمین کنعان و اونجا رو تصرف کنند. همینجا به ذکر این نکته بپردازم اینجا اون سرزمینی هست که روایت شده حضرت سلیمان در اون می زیسته و با توجه به اطلاعات بدست آمده توسط جاسوس این موضوع برای یهودیها که دوستدار حضرت سلیمان بودن اثبات میشه.
به هر حال اونا در طی مدت زمانی جندین ساله کنعان رو فتح میکنن و جندین قوم حاضر در اون رو به خوفناکترین شکل ممکن قتل عام میکنن(در تورات بر اینجور چیزها آیه اومده که اگر مثلا قومی در مقابل شما مقاومت کرد باید همه رو بکشید و زنان و بچه ها رو به اسیری بگیرید و...(حالا از اینکه از این نظریه در مورد تورات که تحریف شده هست و این حرفای خدا و حضرت موسی نبوده بگذزیم به تدریج در ادامه اثبات میشه که این نظریه درسته) به هر حال اونا این کارها رو میکنن وبا توجه به اینکه تورات اونا رو قوم برگزیده میدونسته این حق رو رای خودشون قائل بودن!!!(حالا به یک نظریه برخورد میکنیم ،مگه در همان زمان و یا در طول تاریخ همین جنایات توسط کشورهای قلمروگشا انجام نشده و یا اینکه این کار یکی از کارهای مرسوم در اون زمان بوده.حالا جواب:بله در اون زمان این کارها به وفور انجام میگرفته . میشه گفت این حتی خودش یک قانون بوده و البته به صورت نانوشته!!!(مثل سیبیل گذاشتن افسران در جنگهای جهانی!!!)اما ذکر این نکته هم لازم هست که هر کسی که این کارها رو کرده خودش هم ادعای برتری نژدای داشته و یا اینکه فرد حاکم بر اون گروه یه خونخواری بوده که دستور به این کارها میداده(اما در مورد قوم اسراییل نه اینگونه نیست اونا همگی این کار رو حق خودشون میدونستن اونا اصلا واسه همین کار توسط خدا فرستاده شده بودند،اصلا دلیل وجود بقیه انسانها در زمین فقط به خاطر نوکری اونا بوده و هر کسی که این کارو نمیکرده باید میمرد(درتورات نوشته شده) اما در پایان بگم در هر صورتی و به هر شکلی این کار بس اشتباه بوده حالا توسط هر کسی انجام میشده حتی شاهان خودمان(مثلا نادرشاه و یا آغا محمدخان) اما همونجور که میبینیم البته اینا یک نفر بودن، نه یک......!!!!!)
به هر حال بنی اسراییل قدرت رو در دست میگیره اما باز هم این تاریخ هست که ثابت نمیمونه و روی یک پاشنه نمیچرخه وسرزمین کنعان یک سرزمین آباد و خرم و مستعد برای کشاورزی بوده و همینجور هم یک لقمه چرب و نرم و یکی از دلایلی که حضرت موسی قوم بنی اسراییل رو به اینجا آورد همین موضوع بود اما آیا دیگه هیچ کس دیگه ای روی این زمین نبود که کنعان چشمش رو بگیره؟!معلومه که بود حتی تا قبل از اینکه یهودیان بتونن خودشون رو در کنعان مستقر کنن تاریخ پرفراز و نشیبی داشته و جنگهای زیادی در اونجا در گرفته بود واقوام زیادی در اونجا زندگی میکردن که با اومدن حاکمین بعدی بلای کنعانیان به سرشون اومده حالا بگذریم(برای شرح فقط تاریخ این سرزمین باید ده کتاب نوشته و البته هموجوری که نوشته شده!!!)به هر حال وقتی که هنوز یهودیان به طور کامل در اونجا مستقر نشدن بهو یه دشمن تازه اونجا به وجود میاد(حدود 50سال از پیروزی یهودیان گذشته) و این دشمن «ایرانیان» بودند(البته فکر کنم ایرانیا اولین بودند، چون کتابهای در مورد این موضوع رو چند وقت پیش خوندم اما زیادم فرقی نمیکنه چون به هر حال پای ایرانم وسط بوده)و بعد از زد و خوردی که در میگیره ایران به رهبری «کوروش کبیر»به پیروزی میرسه و یک حادثه ی تاریخی اتفاق میافته کوروش از کشتن یهودیان صرفنظرمیکنه و اونا رو میبخشه به چند دلیل این مردم به هر کی که بهشون لطف کنه همیشه مدیون میمونن(حالا این بحث که آیا کار کوروش درست بوده یا نه را وا بگذرایم و همچنین اینکه آیا این صهیونهای از خدا بی خبرم اینجوری هستند در ارسالهای بعدی میگم)
دلیل دیگه ثروت زیاد اینان بوده و همچنین یک استعداد خدادای(جاسوسی و زیرکی)و کوروش این خصیصه اونا رو بسیار مهم میبینه والحقم درست دیده چون همین یهودیها در چندین جنگ به داد ما میرسن(البته با اطلاعاتی که از سپاه دشمن به دست میارن!!!)و یکی دیگه اینکه اونا چندان با کوروش درگیر نمیشن چون میدونستن حریف همچین یل ایرانی نیستن(باید گفت شاید اونا از این هم میترسیدن که بلایی که خودشون بر سر کنعانیا و دیگران آوردن بر سرشون بیاد!!!) به هر حال این قضیه طولانی و در حوصله اینجا نمیگنجه اگر خواستین بعدا کامل توضیح میدم.اما تا همینجا بدونین که بازم در روی یک پاشنه نمیچرخه بعد از اومدن ایرانیان پای اعراب(چه مسلمان چه کافر) ، مسیحیان،رومیان،صلیبیان و....به این منطقه کشیده میشه که یکی از دلایل اینکه ادعا در مورد این سرزمین زیاده همین هست.واقعا اگر در تاریخ فلسطین دقیق بشیم اونوقت یکی از دلایل انتخاب اینجا رو به عنوان کشور نامشروع میفهمیم(بعدا توضیح کامل داده میشه)
به هر حال این سرزمین در طول قرنها دست به دست میشه اما بیشترین دست به دستها و شایدم مهمترینشون متعلق به مسیحیان و مسلمانان باشه که بیشترین تسلط رو در میان دیگران بر اینان داشتند.اما هیچ وقت دائمی نبوده و با توجه به اینکه مسیحیان میگفتن وای بیت المقدسم از دستم رفت و با توجه به اینکه یهودیها میگفتن وای مقبره سلیمانم کو(یادم رفت بگم یهودیها بعد از تسلط بر کنعان به دنبال مقبره حضرت یوسف ممیگردن و گویا پیداش میکنن و اونو مرمت میکنن(همینی که صهیونها میگن بیت مسجد الاقصی روش هست،گویا بعد از فتح توسط مسلمانا مقبره حضرت سلیمان یا همون جایی که دعا میکرده رو مسلمانا نشناختن یا به عنوان یه جایی که کفر میپرستیدن توش اون رو نخریب میکنن و روش مسجد الاقصی ساختن.نظریات در این مورد زیاده که دیگه توضیح نمیدم ، مگر جایی که لازم شد) و از طرف دیگه هم مسلمانان میگن وای اولین قبله مان را ازمون دزدیند و خلاصه جنگ در میگیره البته این جنگها منهای اون جنگهای صلیبی که در ادامه توضیح میدم.خلاصه اینبارم مسلمانان موفق میشن کنترل کامل بیت المقدس وسرزمین فلسطین رو در دست بگیرن ولی دیری نمی پاید که مسیحیان هم برای تصرف مجدد بیت المقدس(شهری که در فلسطین ساخته شده و به دلایلی که گفتم جایی مقدس برای تمام ادیان است) میان،جالب اینجاست که یهودیها یکی از محرکین اصلی هستند(با توجه به قرابتی که یهودیت و مسیحیت دارند و طرز تفکر مسیحیان در مورد یهودیها و همچنین اینکه یهودیها اعتقاد دارند که حضرت عیسی بر میگرده و دین حضرت موسی رو دوباره زنده میکنه این قرابت چندان دور از ذهن نیست و همین موضوع یکی از دلایل حمایت استراتژیک مسیحیان از یهودیان و همچنین بالعکس است.در آینده مفصل توضیح داده میشه) خلاصه جنگ صلیبی در میگیره اما بازم این مسلمانان دلاور هستند که به رهبری یلی از ایران(که کرد بوده) یعنی صلاح الدین ایوبی موفق به شکست اونها میشن و........ و تا زمان قدرت گیری مجدد یهودیان در دست مسلمانا باقی میمونه و حالا البته دیگه از بحثهای موجود تا زمان سقوط فلسطین که پیش میاد میگذریم این اطلاعات رو بیشتر برای آشنایی بیشتر عرض کردم. کار ما از مبحث مربوط به تحرکات اسراییلیها در زمان جنگ جهانی اول و کمی قبل از اون شروع میشه.
به هر حال ازبحث طولانی حکمروایی ادیان و اقوام مختلف بر این سرزمین به راحتی میشه که در موردش و هر کدام از بحثهای مطرح شده نظریات گوناگون همراه با تحلیلهای زیاد پیدا کرد من سعی کردم در این قسمت با تاریخچه ی فلسطین آشنا بشین هر جند به طور کاملا مختصر!!
در پایان این ارسال بگم که نکات ناگفته زیاد باقی موند که احتمالا از اونا سوال میشه با کمال میل توضیح میدم و همچنین میدونم که راجب به مسائل مطرح شده هم به همچنین .خوشحال میشم که توضیحاتی هرچند بازم کوتاه اما مفید ارائه بدم.
بقیه ارسالها رو شاید فردا بفرستم چون انگاری اسمهای یه تعدای از یادم رفته که مهمه بدونین(باید یه سر دوباره بزنم به کتابها!!!!).البته زیاد اسمها مهم نیستن اما میگم حیف که ندونیم.به هرحال اگر نقصی هست ببخشید چون یهو شد که این موضوع رو نوشتم!!!

Ernesto_Rommel
2007-Nov-06, 18:26
حرکات یهودیان برای تشکیل دولت واحد :


برای توضیح این موضوع باید به گذشته ها(1897)برگردیم که اولین کنگره صهیونیستی تشکیل شد با حضور بسیاری از امرا و خاخامهای یهودی.این کنگره که با کمک و تلاش هرتزل و دوستان هم عقیده او تشکیل شد یکی از کنگره های سرنوشت ساز در تاریخ دنیا بوده به چند دلیل که شرح داده میشود:
1.برای اولین بار قوم یهود یا حداقل اغلب آنان دست به دست هم میدهد که یک کشور را برای سکنی خود برگزیند و جالب اینجاست که مهم نیست آن کشور کجا باشد حتی آمریکا
2.برای اولین بار طرفداران یک حکومت واحد یهودی دور هم جمع میشوند پس از مدتها از افول آنان
3.کسانی که که با نظریات هرتزل و دوستانش موافق بودند سرانجام دور هم جمع میشوند تا بتوانند تصمیمی مشترک بگیرند درباره ی مشکلات جامعه یهودی
4.هرتزل و هم مسلکانش موفق میشوند که عقاید خود را ترویج دهند و از میان صاحب نفوذان جهان (اعم از یهودی یا غیریهودی یا همان گوییم«یهودیها به غیریهودیها؛ گوییم، میگویند») طرفدارانی پر وپا قرص برای خود بگیرند
5.در این کنگره تصمیماتی در مورد چگونگی تشکیل این دولت گرفته میشود که یکی از اولین آنها تصمیم به تشکیل آژانس یهود میباشد.این آژانس وظیفه این را داشت که هر چه بیشتر یهودیها را به دور این اندییشه جمع کند از طرق«اینگونه جلوه دادن اینکه تا دولتی واحد از یهودیان تشکیل نشود دیگران به آنان احترام نمیگزارند و همچنین ترویج این عقیده که یهودیان در ظلم و جور به سر میبند و به آنان ظلم میشود و....که با توجه به فضای آن زمان این حرفا طرفدارن کمی نداشت و با توجه به اینکه در آن زمان یهودیها به عنوان قومی که در هر جا ساکن میشود باعث فقر و فلاکت مردم آنجا میشود مشهور بودند و این هم دلیل دارد چون یهویدیها در اکثر مواقع نمک میخوردند و نمکدان میشکستند بدین ترتیب که آنان با توجه به شمع غریزی اقتصادی به سرعت در مکان خود ترقی میکردند و ثروتمند میشدند وسعی در گسترش قلمرو خود میکردند که همین سبب ساز بسیاری از مشکلات میشد و از طرف دیگر نیز آنان میخواستند راه را برای دیگر هم کیشان خویش باز کنند و....... این بحث سر درازی دارد مثلا این سوال پیش می آید چرا باید به خاطر ذکاوت مادی یهودیان آنان را اذیت کرد و....که در اینجا این جواب میتوان داد که یهودیها متاسفانه علاوه بر اینکه از این هوش خود استفاده میکردند دست به هزاران اقدام دیگر برای منافع خودشان میزدند که حتی رباخواری و نزول و....نیز جز آنان بود و صدالبته این کار در دین آنان آزاد بود یعنی هر کاری برای ثروتمند شدن و......وخلاصه بگذریم در مباحث بعدی دلیل این کار یهودیان روشن میشود اما بحث بر سر کارهای آزانس یهود بود این آژانس علاوه بر اینکارها وظیفه دیگری نیز داشت جمع آوری کمک مالی برای مجموعه خود و کمک به تشکیل دولت یهودی وهمچنین اقدام به عضو گیری وهمچنین به دام انداختن افراد با نفوذ در سرتاسر جهان و نیز ارعاب خود یهودیان و در مواردی انجام کارهایی بر ضد هم کیشان خود به دو دلیل:یکی برای اینکه این حقیقت را که آنان مورد ظلم وجور هستند را به آنان بفهمانند واز این قبیل کارها مانند کتک زدن و...زیاد انجام میدادند به خصوص در سالهای اولی که تبلیغ علنی برای هجرت به فلسطین میکردند و ای کاش فقط همینها بود که دیگر موارد را سعی میشود در ادامه توضیح بدم و البته یکی دیگر از شاهکارها هم این بود آنان هم کیشان مخالف با این عقاید افراطی خود را میکشتند به نام نفرت از یهودیان و...و از آن بهره برداری تبلیغاتی میکردند ویکی دیگه تلاش برای پیدا کردن سرزمینی مناسب برای یهودیان بود»
اما این کنگره کار دیگری نیز انجام داد و این کار چیزی نبود جز تصویب 22 پروتکل یا بیشتر در مورد اتحاد خودشان که میشود به این پروتکلها اساسنامه صهیونیستها هم گفت.اگر دقت کرده باشید من در مواردی به جای یهودی نام صهیونی را میبرم به این دلیل است که با تمام اوصافی که در مورد دین یهود هست و به بعضی از آنان اشاره کردم باز هم این دین یک دین الهی است و پرستندگان این دین از اهل کتاب هستند اما این کسانی که خود رایهودی جا میزنند بیشتر صهیونیست هستند این افراد تفسیری کاملا متفاوت با دیگر یهودیان از دین حضرت موسی دارند و در مواقعی حتی شدیدتر از دین او و به جرات میتوان گفت پیروان کشور اسراییل خود را بیشتر صهیون میدانند تا یهودی این دین از زمانی که تئودور هرتزل عقاید خود را بنیان نهاد به گوشه ای دور از افکار صهیونیستها فرستاده شد ودر یک دین یک دین دیگر تشکیل شد(همانطور که در یک کشور دیگر، کشور بنیان مینهند) به هرحال آنان بیشتر با پوشش دین یهود در آن زمان اقدام به جذب نیرو میکردند تا بعد حقایق را به دیگران تفهیم کنند و ما نیز از این به بعد آنان را به نام صهیون مینامیم مگر در جایی که یک یهودی واقعی باشد.به هر حال صهیونیستها در این پروتکلها بسیاری از موارد نامفهوم در طول تاریخ را مشخص میکند و بسیاری از ناگفته ها و نقاط تاریک را در دین و فلسفه و قدرت و....روشن میسازد.این پروتکل بسیار مخفیانه متون آن نوشته شده بود تا کسی به جز سران یهودیت نوین(صهیونی) حق خواندن آنرا داشتند اما خدا در همه جا مددکار ازادیخواهان است وبه حق همانجور که گفته من بندگانم را تنها نمیگذارم بر حسب اتفاقی این پروتکلها به دست دیگران میرسد که در زیر شرح دداده میشود فقط این رابدانید به خاطر این پروتکلها وانتشار آن توسط آزاد مردان جهان خونهای بسیاری ریخته شده است و تا این زمان که به دست ما رسیده است بهای بسیاری داده ایم(هر کسی که دستش به این متون رسیده و رسیده است به نحوی مرموز کشته شده است)و حال شرح این اتفاق:
در سال 1897 که کنگره تصمیمات خود را میگیرد و پروتکل تصویب میشود ناگهان آتش سوزی در میگیرد و همه از ترس جان فرار میکنند و فرصت بردن لوازم و پروتکلها دست نمیدهد نیروهای آتشنشان که برای خاموش کردن آتش می ایند این نسخه با ارزش را که روشن کننده بسیاری از حقایق است به دست می آورند و آنرا به دست تزار روسیه یا پروس میرسانند در این پروتکل حرف از بسیار چیزهاست مانند نحوه قدرت گیری و چگونگی تحکیم قدرت و نیز بحثهای فلسفی و سیاسی در مورد جهان و اینکه صهیونها باید چگونه از این موارد به نفع خود استفاده کنند که با هر زحمتی است این پروتکلها به دست نسل کنونی رسیده در پایان مطالبم در آخرین پست نقل به مضمون را از کتاب مینویسم اما تا وقتی که به آنجا برسیم اینها رو داشته باشید:
متنهای کوتاهی از پروتکلهای 1و 15 و17
دیگر عصر نبردهای نظامی و فیزیکی به پایان رسده حال وقت جنگ مرزها نیست بلکه وقت جنگ اقتصادی است کسی که دراین دنیا میخواهد بماندباید دست از ارزشهای اخلاقی بردارد در دنیای امروزه دیگر وجدان چندان مهم نیست کسی پیروز میدان خواهد بود که نیرنگ بازتر باشد کسی پیروز خواهد بود که از اخلاق تبعیت نکند.
ما برای اینکه به قدرت برسیم باید با عواملی که جلوی راه ما را گرفته مبارزه کنیم و آن عوامل ایناند:کلیسای کاتولیک ،دین اسلام و پیروانش،مسیحیان و......(بعدا لغت به لغت را مینویسم فعلا فقط اشارتی کوتاه داریم)
که دوستان اگر توجه کنند این عوامل به چز یکی از سر راه برداشته شده مثلا کلیسای کاتولیک به وسیله رنسانس و اومانیستها نابود شد(البته نباید از ذکر این نیز بگذریم کلیسای کاتولیک خود با اقدامات و فتواهایی که صادر میکرد در سلب شدن قدرت از خود کاتالیزوری در اقدامات مردم برآشفته از دخالتهای بی جای کلیسا بود و حتی آنان کار را به جایی رساندند که در قدرت به صورت اشکارا دخالت میکردند و اعمال نفوذ میکردن)به هر حال صهیونها برای اینکار به صورت مخفیانه اقدام به تاسیس لژ و یا گروههای فراماسونری کردند و جالب اینجا بود که حتی افراد مسیحی عضو در این انجمنها خبر نداشتند که این گروهها توسط که به وجود آمده!!!!اما آنان برای مبارزه با قدرت کلیسا به آن احتیاج داشتند.
پروتکلی در مورد این انجمن ها هست بدین شرح که:ما باید اقدام به تاسیس و ایجاد گروههای فراماسونری بکنیم بدون اینکه کسی متوجه نقش ما در این امور شود و.........
پروتکلی دیگر نیز این چنین بیان میکند که ناشی از آینده بینی این قوم است:
دیگر زمان آن آمده که ما با استفاده از رسانه های جمعی دست به گسترش عقاید خود بزنیم .زمان تغییر کرده امروز میتوان با استفاده از رسانه های جمعی قدرت را در دست داشت ما با تسلط بر این قبیل چیزها میتوانیم هم سرپوشی بر اقدامات خود بگذاریم و نیز تبلیغ نماییم.
پروتکلی دیگر میگوید ما برای اینکه قدرت را در دست داشته باشیم نباید خود به صورت مشخص قدرت را درجهان را بدست داشته باشیم بدینگونه که کشوری دیگر که تحت تسلط ما میباشد و به صورت پنهان میتواند چنین نقشی را برای ما بازی کند. ما در پشت پرده هستیم وانگاه اگر مردم نارضایتی از این اقدام داشتند خود اقدام به سرنگون کردن ان میکنیم و باز هم به صورت مخفیانه در آن صورت باز هم قدرت در دستان ماست چون مردم فکر میکنند که آن حکومت استبدادی رفته اما در حقیقت.....................


دوستان عزیز من وقتی اکثر پروتکلها را خواندم مو به تنم حقیقتش سیخ شد نه فقط به خاطر اینکه اونا چنین تصمیماتی گرفتند بلکه به خاطر این هوش و ذکاوت و نیز نیرنگ و فتنه اونا و اونوقت متوجه حرف خدا در قرآن شدم که در مورد دین یهود و منحرفان این دین چرا گفته:
من به آنان هر بار قدرتی دادم اما آنان هر بار با سواستفاده از این قدرت به نفع منافع خویش عمل کردند(دوستان شاید این بحث برای شما پیش بیاید چرا خداوند به اینان اینقدر کمک میکند اما اگر خوب نگاه کنید تمام این کارهای خدا فقط برای آزمایش بندگان خویش است چه آنان و چه ما.میخواهد بداند چه کسی جنبه قدرت را دارد و چه کسانی ندارند و نیز آیا کسانی هستند که هنوز به خاطر آزادگی و جوانمردی با آنان مقابله کنند وخداوند برای هر کاری دلیلی دارد برای مثلا برای بردن انسانهای خوب و باتقوا پیش خود زودتر از دیگران و......)
بگذزیم اما فکر کنم برای بیشتر شما این سوال پیش بیاید که آیا اینها واقعیت دارند یا نه.
اگر آدم بامطالعه ای باشید در هر زمینه ایی به خصوص تاریخ به سوالات بی جوابی میرسد من با خواندن پروتکلها به بسیاری از جوابهام رسیدم(نمیگویم در همه اونها یهودیت نقش داشته بلکه میگویم که با کمک همین پروتکلها به سیاست موجود در جهان احاطه بیشتری پیدا کردم و فهمیدم دنیا چگونه است و افراد برای رسیدن به قدرت چه کارها نکنند نه فقط قوم یهود بلکه تمام انسانها )

سوالی دیگر که حتما شکل گرفته این است آیا اینها واقعیت دارد یا زاییده ذهن مخالفان دین یهود و اسراییلیها بوده که البته با توجه به تاریخ دشمنیهای موجود با آنها چندان بعید نیست اما من میگم که شاید در بعضی موارد اغراق شده باشد اما متن اصلی همین است وبه همین چیزها دلالت دارد و همچنین اینکه انسانهای زیادی به خاطرش مردند و البته بگم که من این رو در کتاب نبرد نابرابر خوندم و میتونم بگم تا 80 درصد به حرفاش اطمینان داشتم اما حقیقتش رو بخواهید میخواستم کاملا مطمئن بشم و برای مطمئن شدن بازم به کتابها مراجعه کردم واینبار یک کتاب کاملا تخصصی در مورد پروتکلها پیدا کردم اسمش پروتکلهای صهیون یا چیزی بدین مضمون بود با جلدی قرمز و نوشتاری قدیمی اما همین پروتکلها رو در اون هم پیدا کردم اما با خلاصه نویسیها و همچنین حذف بعضی از جاها(که فکر کنم اینا درستتر باشند چون به هر حال انسان است و....ممکن بعضی مواقع دست به یه کارهایی بزنه مثل اضافه کردن بعضی از متون و یه احتمال دیگه هم هست و اون اینکه از جونشون میترسیدن و واسه همینم کامل ننوشتن نمیدونم.مشخص نیست)اما باز هم تکرار میکنم که بسیاری از مطالب موجود در دو کتاب با هم خوانایی داشت و در پایان این ارسال بگم که دوستان عزیز من که به جز اینها به یه سری از سوالات برخورد کردم مثلا اگه طبق فلان بند پروتکل باشه ممکن هست فلان کشوری که میگه مرگ بر کشور ایکس خودش....؟! یا نه اونوقت بحثهای فلسفی زیادی پیش میاد که البته از حوصله بحث خارجه.
و اما به این نکته هم اشاره داشته باشم که ممکن هست شما بگی بابا چی شد اگر اینجور بود که سنگ رو سنگ بند نمیشد یا اینکه اگر ما اینا رو میدونیم چرا اقدامی صورت نمیگیره و جواب اینه که:
دوستان عزیز خوشبختانه این پروتکلها خیلی زود عیان شد و پرده از رازها گشوده شد ومطمئن باشید که اگر اینها فاش نمیشدند اسراییل و صهیونیستها تمام دنیا رو....
اما به یه چیز دیگه هم اشاره کنم که اون اینه ممکن یه کشور با استفاده از همین پروتکله به نفع خودش استفاده کنه یعنی طبق این چیزایی کع این صهیونها نوشتن عمل کنه و مقصر رو یکی دیگه جلوه بده منظورم رو میفهمین؟!یعنی از همینا بر علیه حتی خود صهیونها استفاده کنه که من سعی میکنم در ارسال بعدی اینو باز کنم تا ببینم این واقعه امکان داره یا نه؟!
در آخر میخوام بپرسم بچه ها شما آیا مدار صفر درجه رو نگاه میکنید یا نه؟!من فقط یه قسمتهایی رو دیدم که یکی اش در مورد اون کتابی هست که دایی سارا نوشته به نظر شما اون چیه و حاوی چه اطلاعاتی؟! این حدس رو از من داشته باشین این کتاب حقایق رو میخواد در مورد صهیونها افشا کنه و اگر یه نگاهی به آخر فیلم بندازین اسم متون جالبی به چشمتون میخوره و یکی از دلایلی که اسراییلیها زیاد از این سریال خوششون نیومده همینه.بالاخره بعد از مدتها یکی میخواد به یه چیزایی اشاره کنه. انشاا...به امید روزی که حقایق عریان گردند.
در ضمن ممکن ارسال بعدی من یه کوچولو طول بکشه چون میخوام برم کتابخانه و متن به عین کتابها رو بیارم و بنویسم(کتاب نیرد نابرابر وهمچنین ناگفته هایی در مورد آمریکا که این آخری دیگه آخرشه چون یه چیزایی گفته که دلیل بعضی کارهای آمریکا رو نشون میده و البته بازم به همون حرفم رجوع کنید که گفتم بعضی مواقع پیش میاد انسان به خاطر عدوت با کسی یا همون دشمنی دست به کارهایی بزنه اما به جرات میگم این کتابم خیلی ازش درسته)
داشتم میگفتم این کتابا تو کتابخانه هستند و کتابخانه فردا باز پس تا من برم و بیارمشون شما نظراتتون رو بدین تا منم وقت برگشت ببینم و تا اونجا کخ ممکن هست و میدونم جواب بدم.

Achtung Panzer
2007-Nov-07, 01:59
يه چيزي در مورد اسراييل هست كه خيلي جالبه :
من دقيقا نمي دونم قوانين مهاجرت چيه ؟ يعني براي مهاجرت به آمريكا ( يا هر كجاي ديگه ) بالاخره قوانيني وجود داره !! مگه نه ؟؟ مثل گرفتن پناهندگي و يا كارت سبز و........
مي دونيد قسمت جالبش كجاست ؟
فلسطيني ها در زماني كه مستئمره انگليس بودن استقلال مي خواستن ( مثل هند ) اما هرگز استقلال پيدا نكردن چون يه عده از چند جاي ديگه به كشورشون مهاجرت كردن و بعد درخاك اونااعلام استقلال كردن !


البته فلسطین هیچوقت مستعمره انگلستان نبود . بعد از جنگ جهانی اول دولتهای پیروز با مساله اداره سرزمینهای ماورا بحار ( دریا ها ) دولتهای مغلوب مواجه شدند . یكی از اون دولتها عثمانی بود كه به چند واحد تجزیه شد . متفقین برای این سرزمینهای تازه تجزیه شده نظامی را اعمال كردند به نام " نظام اداره موقت " . بر اساس این نظام قدرت جدید ( یكی از قدرتها پیروز ) جانشین حاكمیت پیشین نمیشد بلكه تا زمانی كه آن سرزمین به خود متكی شود اداره آن را بر عهده میگرفت . به عبارت ساده تر تا زمانی كه سرزمین تجزیه شده به خود متكی شود امور آن بر عهده یك قیم گذاشته میشد . به عنوان مثال اداره سوریه و لبنان تحت نظام اداره موقت به فرانسه و فلسطین و ... به انگلستان واگذار شد .
در سرزمین فلسطین هم قومیت مسلمان , هم یهودی و هم حتی مسیحی وجود داشت . طبق قرار نظام اداره موقت انگلیس پس اطلاع از آمادگی ساكنین سرزمین مبنی بر اداره مملكت خود شروع به جمع آوری اتباع خود و خروج از فلسطین و واگذاری سرزمین ها شد اما , نا باورانه استان فلسطین عثمانی را دو دستی تقدیم یهودی ها كرد و آنها نیز با صلاحدید خود نام اسراییل را بر كشور جدید گذاشتند .
نا گفته نماند كه یهودی ها و صهیونیست ها منسجم ترین , متحد ترین و با نفوذ ترین گروه حاضر در فلسطین بودند .
به قول ارنستو رومل , از ثروت متنابهی هم برخوردار بودند كه این خود شاخصه ی مهمی برای واگذاری بود . یهودی ها از یك حزب قوی ( صهیون یا زیون ) و یك نیروی شبه نظامی تقریبا منسجم بهره میبردند , ضمن اینكه بسیاری از اراضی مهم نیز در اختیار آنها بود ( چه به طور سنتی مالك آنها بودند و چه بعد از مهاجرتهای بی رویه خریداری كردند )
به نظر من بزرگترین مقصر در به وجود آمدن این كشور انگلستان بود . در درجه بعدی مهمترین عامل برای بوجود آمدن اسرائیل : 1 - حماقت بیش از حد فلسطینی ها ( بی خیال بودن ) و 2 - رندی یهودیان
انگلستان مقصر است از آن جهت كه به دو گروه دیگر مذهبی توجهی نداشت , در حالی كه درست در كنار آن , فرانسه در لبنان یك بنیان صحیح از حكومت مسیحی - مسلمان را پایه ریزی كرد .


آقای Achtung Panzer : ممكنه در مورد تفاوت شناسایی حكومت با شناسایی دولت توضیح دهید .

اول باید بگم كه مفهوم دولت و حكومت در علوم سیاسی و حقوق و روابط بین الملل با مفهوم عامیانه تفاوت دارد و بیشتر موارد این دو با هم اشتباه میشوند .
چیزی كه از دولت در بین عوام یاد میشه برابر است با قوه مجریه ( مثل دولت آقای احمدی نژاد در حالی كه حكومت آقای احمدی نژاد صحیح است و دولت , دولت جمهوری اسلامی است ) در حالی كه این كاملا برعكس است و دولت به معنای رژیم یا قدرت حاكمه و حاكمیت یك كشور است ( دولت انگلستان یعنی كشور انگلستان ) .
حالا وقتی شما دولت ایران رو به رسمیت میشناسید یعنی اون رو مورد شناسایی قرار میدهید به معنای شناسایی كشور ایران یا به عبارتی جمهوری اسلامی ایران هسیتد و نه دولت آقای خاتمی و خامنه ای و احمدی نژاد .
اصل این است كه اگر سما كشوری ( دولتی ) را شناسایی كردید , هر حكومت ( نماینده حاكمیت كه ابزار قدرت در دست آن است ) كه طی یك فرآیند قانونی و مطابق قانون اساسی در آن كشور روی كار می آید نیز به رسمیت بشناسید ( البته اگر به صورت قانونی روی كار آمده باشد و نه بوسیله كودتا و یا گاهی انقلاب ) . به عنوان مثال اگر دقت كرده باشید زمانی كه جمهوریخواهان در آمریكا كنار میروند و دموكراتها به قدرت میسند هیچ كشوری اقدام به شناسایی نمیكند چون طی یك روند قانونی به قدرت رسیده ولی وقتی پرویز مشرف با كودتا به حكومت میرسد كشور ها درگیر عمل شناسایی میشوند .

Ernesto_Rommel
2007-Nov-07, 14:01
بچه ها حقیقتش رو بخواهید امروز رفتم کتابخانه ولی هر چی گشتم کتاب نبرد نابرابر رو پیدا نکردم نمیدونم چرا؟ 3 تا جلد از اون تو کتابخانه بود؟ این کتابخانه ما همچین برو و بیایی نداشت!!!!!!!!!! اما خوشبختانه همون کتابی بود که گفتم خیلی تخصصی بهش پرداخته پیداش کردم دارم متن رو نقل مستقیم تایپ میکنم و همچنین تحلیلش میکنم و فکر کنم تا ساعت 5 یا بیشتر طول بکشه و البته کتاب ناگفته های در مورد آمریکا رو هم پیدا کردم دارم رو اونم کار میکنم. دارم میرسونمشون اما یه کم طول میکشه.در همینجا بگم این کتابا با استفاده از چندین دلیل اثبات شده مطالبش دزسته و در ضمن یه کتاب رو که قبلا دیده ودمش پیداش کردم در مورد همین موضوع هست به نام : کسانی که جرات کردند افشا کنند. موضوعش در مورد سناتورهای آمریکایی که زیر فشار لابی یهود و نفوذ اونا ........بماند برای بعد که میخوام در مورد لابی آیپاک صحبت کنم.گفتم این خبر رو داشته باشین تا بعد. راستی بچه ها نمیدونم چی شده چند روزه دور و بر شهرمون و از روی شهرمون تا دلت بخواد داره هلیکوپتر کبری و هیویی رد میشه ،عجب بلبشوییه،آخه اینجا هر یه هلیکوپتر رد میشه یه لشکر آدم سر و صدا از خودشون در میارن !!!!!!!!!!!!همین الان یکی رد شد از رو خونه مون!!!!!!!!!!! خوب بای یبای فعلا

Ahmad reza
2007-Nov-07, 20:55
كاملا با نظرت موافقم:!::60:
من موندم این وسط سازمان ملل چه تحركی از خودش نشون دادهتا اونجایی كه ما شنیدیم فقط از اسراییل دفاع كردند پس در همینجا میگم كه شما ................. كه پاسبان حقوق بشرید شما خود غاصبان حقوق بشرید:x آیا این درست نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟:icon_rolleyes::67::?:

Ernesto_Rommel
2007-Nov-07, 21:04
بچه ها خدمت شما سلام مجدد عرض میکنم:
با توجه به اینکه گفته بودم میخواهم در آخرین ارسالم متن پروتکلها رو بنویسم اما دلم نیومد که شما اول با اینا آشنا نشین و بعد به سراغ ناگفته هایی در مورد آمریکا بریم به جند دلیل که یکی از اونا این بود امکان باور کردن بسیاری از چیزهایی که در مورد آمریکا درآینده میاد خیلی کمه(به راحتی یعنی) اما با توجه به متن پروتکلها و همچنین توضیحی که هم خودم میدم و هم از روی کتاب پروتکلهای دانشوران صهیون مطمئن باشید خیلی چیزها دستگیرتون میشه(حتی اگر زیاد اهل مطالعه از هر نوعش نباشین ،چون خود متن نکات تاریخی جالبی داره منهای البته سخنان خود مولف کتاب که تا اونجا که میشه و ممکنه من مینویسمشون اما بهتون بگم که غیر ممکن تا خودتون این کتاب رو نخونین راضی بشین.چون حیف هست این کتابها ترجمه شده باشند شما نخونین ،مطمئن باشین با خوندن این کتابها نه تنها ضرر نمیکنین بلکه بسیار نفع میکنین چون اصلا خود کتاب یک کتاب تاریخ آموزی هست.البته کتاب نبرد نابرابر متن روایتی زیباتری داره و به خصوص چون یه ایرانی نوشته اش.این کتاب رو (پروتکلهای دانشوران صهیون توسط عجاج نویهض لبنانی نوشته شده و خوب همون جور که میدونین ما در زمان حکومت قبلی یه سر و سری با اسراییل داشتیم و...... و خوب این کتابم در بعد از همون زمانا چاپ شده و یه حرفایی زده اما چندان تند نیست(مثل کتاب جاسوسی اسراییل زیر ذره بین) و خوشبختانه بیشتر به پروتکلها توجه کرده.خوب حالا یه نکاتی رو توضیح بدم بعد بریم سراغ پروتکلها:


هر جا که لازمه از خود متن کتاب نوشته هایی رو برای توضیح پروتکلها میارم و اگرم لازم شد خودم نکاتی رو اضافه میکنم(که لازم میشه چون کتاب چاپ قدیم(1373) و خوب یه کوچولو اطلاعات من به روز تره .این از این.
در مورد خود پروتکلها باید بگم که 24 تا است و سعی میکنم همه رو بنویسم اما چون متن چند تا از پروتکلها استفاده عام نداره(یعنی زیاد جلب توجه نمیکنه و برای فقط کسانی هست که سطح اطلااعاتی شون خیلی بالا باشه مثلا اقتصاد دان ها وسیاست مداران که ما دیگه برای طولانی نشدن اونا رو نمیاریم و یا اگرم آوردیم به صورت خلاصه ای هست.
نکته ی دیگه اینکه پروتکلها بعضا خیلی درازند بنابراین من فقط قسمتهای جالب و بسیار مهم رو میارم (که به جرات میشه گفت بعضی از پروتکلها کلمه به کلمه بسیار مهم هستند)
پروتکلها قسمت های مهمی دارند که در کتاب اول به صورت موضوع بندی شده به اونا اشاره کرده بعد اقدام به نوشتن توضیحات متن کرده که توسط خود آشرکینزبرگ مشهور به نام مستعار ((احد ها آم)) نوشته شده شخصی که بسیار مشهوره در بین یهودیان یک نویسنده ناقد و یک ژرف اندیش بوده که بعد با هرتزل آشنا میشه و هر دو تا با هم شروع به تحقیق در مورد صهیونیست میکنن(جالبه هرتزل زمانی به صهیون علاقه مند میشه که خودش به عنوان یه وکیل در جلسه ی دادگاه یک یهودی خائن به کشور فرانسه حضور داشته اون به قول خودش اونجا مثلا پی میبره که آره داداش!!!مثلا چه جوری به یهودیها ظلم میکنن ، این فردی که به عنوان خیانت گرفتنش کاپیتان دریفوس فرانسوی که به جرم جمع آوری اطلاعات و... گرفته بودنش و محاکمه میشد نه به خاطر ....................بگذریم) به هر حال هرتزل و آهام برای خودشون دست به اقدام میزنن اما اونا روی موضوعاتی مثل اینکه چطور باید اقدام کنند و...اختلاف داشتند حتی در کنگره بال سوییس(کنگره 1897) اما به هر حال اونا با هم میسازند(اینا فقط مقدمه است برای شروع کتاب که دیدم حیفه که ننویسم)
آخرین مطلب اینکه این کتاب در اهمیت پروتکلهای دانشوران صهیون و استقبال از این کتاب، همین بس تا سال 1958 تنها این کتاب به زبان انگلیسی 81 چاپ خورده بود و تا چاپ 80 بیش از یک میلیون ازآن به فروش رسیده بود و به عبارت دیگر از اولین چاپ آن در سال 1919 تا 1958 دز هر 5 ماه یکبار به چاپ میرسید.امیدوارم متوجه شده باشین این کتاب با وجود اینکه قرار بوده مخفی بمونه اما در غرب اینچنین فروشی میکنه(البته بگمبازم کسانی این کتاب رو تهیه میکنن که اصلا اهل افشاگری و...نبودند) اما باید از بابتی نیز تاسف خورد:
یکی اینکه این همه کتاب(پروتکلهای صهیون به کتاب تبدیل میشه) چاپ شده اما این عربها تا زمان از دست رفتن فلسطین نمیفهمن چنین چیزی وجود داشته (باور نمکینین ؟!نه؟!) خوب حالا یه شرح کوچولو در مورد تاریخچه این پروتکله:
این پروتکلها همون جوری که گفتم در سال 1897 در اولین کنگره صهیونیستها یا به عبارتی از بهترین فراماسونرهای صهیونیست خوانده و تصویب شد و همون جور که گفتم یه آتش سوزی کار اونا رو برملا میکنه میدونین این آتش سوزی چطور اتفاق افتاده ، نه؟! خوب قضیه از این قرار که چند نفر از گروه پلیس تزاری روس که از مسکو آمده بودند ساختمان محل کنگره را به آتش میکشند و این بزدلان از ترس جان فرار میکنن و اما نیروهای پلیس همراه با آتشنشانان واردآنجا شده و مدارک رو همراه خودشون به علاوه پروتکلها میبرند(لازم به تذکر است صهیونها و حتی یهودیها کلا دل چرکینی از حکومت تزاری روسیه داشتند و تا زمانی که خود آنان را نابود ننکردند دست از اقدامات تروریستی همان جور که علیه مسلمانان مکنند بر نداشتند.و البته از آن طرف هم به همین شکل بود و حکومت تزارها چندان از اینان خوششون نمیومد)
خلاصه مطالب برده شده به مسکو با توجه به مطالبی که از اونا بدست میاد اسمش رو میزارن(پروتکلهای دانشوران صهیون) عرضم به حضورتون که خلاصه اما این بخت برگشته ها عمر چندانی حکومتشون نمیکنه(همون طور که در ادامه و در زمان نقل پروتکلها میاد)
و سقوط میکنن اما در همون زمان کوتاه (تا زمان انقلاب روسیه 1917) بازم در جراید انتشار پیدا میکنه اما صهیونها کاری میکنن که صداش زیاد در نیاد و البته بعد از انقلاب صهیونها میان و مدارک ومنابع رو میبرن ،غافل از اینکه یک انگلیسی به نام ویکتور مارسدن که روزنامه نگار بریتانیایی بوده به این کتاب دسترسی پیدا کرده و البته شاید میپریسد چگونه به طور خلاصه بگم این آقا خودش در روسیه زندگی میکرده و زن روسی گرفته و به زبان روسی مسلط بوده اما موقع انقلاب بلشویکی میگیرنش ولی بعد از 2سال آزاد میشه و خلاصه وقتی به انگلیس بر میگرده یک جلد کتاب از یه محقق روسی که ارتدکس بوده به نام آقای سرگئی نیلوس داشته و این کتاب همون کتابی هست که بعدها میشه همین پروتکلها و البته آقای مارسدن زحمت ترجمه رو میکشه اما وقتی سر و صدای این موضوع به صدا در میاد که یه همچین کتابی هست صهیونها بازم سر میرسن و.........(خیلی طولانی فقط این رو بدونین که یک روایت دیگه در مورد نحوه بدست آوردن کتاب توسط آقای مارسدن وجود داره که اون اینه که مارسدن وقتی میخواسته بره به روسیه بهش توصیه میکنن یه کتاب رو در مورد روسیه بخونه وقتی میپرسه موضوع چیه میگن موضع یه برنامه یهودی_بلشویکی به هر حال اون کتاب رو میخونه وبه محتواش پی میبره اما کار ترجمه اونو تا زمان برگشت شروع نمیکنه و همون موقع هم بهش گفتن این کتاب رو نیلوس نوشته و چاپ شده در سال 1905 در روسیه بوده و در سال 1906 وارد موزه بریتیش میشه و خلاصه کتاب چاپ میشه و البته اینو بگم که میگن تو روایت اول :در مورد کتاب اینه که مارسدن اون را از زبان عبری به انگلیسی ترجمه کرده و.......)
بعدا اگر خواستین بیشتر توضیح میدم اما فکر نکنم چندان مهم باشه و در پایان بگم دوستان متاسفانه این کتاب در اروپا مرتب نشر میشده اما یهودیها که دیدن دیگه کاری از دستشون بر نمیاد گفتن حداقل شرق چهان(کشورهای مسلمان به خصوص) از این موضوع با خبر نشن جلوی حمل اون رو میگرفتند یا اینکه هر کسی میخواسته اطلاعات رو برسونه (انا لله و انا الیه راجعون!!!!!!!!!!!!)
حالا بریم سر اصل مطلب یعنی پروتکلها تو ارسال بعدی متن رو میارم.

Ernesto_Rommel
2007-Nov-07, 21:05
پروتکل اول: ............ آنان(گوییم ها یعنی غیر یهودیها) در آغاز پیدایش جامعه مقهور قدرت بیدادگر کور بودند، ولی بعد قانون برآنها حاکم شد اما این قانون در واقع چیزی جز همان نیروی بداگر نبود که اینبار در لباس دیگری آشکار گردید.از این مطلب نتیجه میگیریم که به موجب ناموس طبیعت حق با زور است.
آزادی سیاسی ایده ای بیش نیست و واقعیت خارجی ندارد ،اما هر یک از ما باید بداند که چگونه به موقع لزوم از این طعمه برای جذب گروهها و توده ها به سوی حزب خود و نابود کردن حزب مخالف که حکومت و قدرت را در اختیار دارداستفاده میکند.این کار در صورتی که حزب مقابل گرفتار میکروب ایده ی ازادی موسوم به لیبرالیسم باشد ، آسان و ساده خواهد بود . زیرا به خاطر پایبندی به این ایده ی صرف از قدرت خود تا حدی کوتاه نی آید و اینجا یقینا، آغاز پیروزی اندیشه ی ماست.در این هنگام وضعیت دیگری به وجود می آید : مهار حکومت سست شده است و کم کم از هم میگسلد.این قانون زندگی است.در نتیجه دست جدیدی می آید و زمام امور را به دست میگررد و اجزای آنرا به هم یوند میدهد.زیرا نیروی کور توده ی مردم حتی یک روز نمیتواند بدون رهبر و پیشوا دوام بیاورد.سپس حکومت جدید به راه خود ادامه میدهد اما تمام کاری که میتواند بکند بر جای حکومت پیشین که ایده ی لیبرالیسم انرا فرسوده و به کام نیستی فرو برده است تکیه زند. ...............................
چنین حکومتی سرنوشتی جز اضمحلال ندارد................چنین حکومتی حال در دست ماست زیرا ما طلا را داریم که در دنیای امروز بسیار کاراست................
ممکن است هواداران لیبرالیسم بگویند این شیوه با اصول اخلاقی منافات دارد.ما از آنها سوال میکنیم وقتی هر کشوری دو دشمن دارد و آن کشور مجاز است که در نبرد خود با کشور خارجی از هر وسیله ای و روشی و نیرنگی مثل پنهان نگه داشتن نقشه های هجوم و دفاع از خود از دشمن ، شبیخون زدن و.....بر علیه دشمن استفاده کند و هیچ یک از اینکارها خعدول از اصول اخلاقی به شمار نمی آید آیا استفاده از این راهها که بدتر از دشمن خارجی است و کشور را تهدید میکند درا ولویت قرار ندارد(دوستان توجه داشته باشند اینها تنها یک نظر است ممکنم هست که همه اینها درست و یا غلط باشد ، پس آوردن این حرفا نشان از درست ببودن این عقیده نیست) چگونه میتوان گفت استفاده از چنین لوازمی در مورد اول رواست اما در مورد دوم روا نیست؟ ................................
محور سیاست جدا از اصول اخلاق است و این دو هیچ وجه اشتراکی با هم ندارند.حاکمی که تابع اصول و روش اخلاقی باشد سیاستمدار ماهری نیست و تا زمانی که بر سر حکومت نشسته باشد همواره متزلزل و در آستانه سقوط خواهد بود.ولی حاکمی که خواهان موفقیت باشد باید دو خصلت داشته باشد: هوش قوی و مکر فریبنده.صفاتی چون صراحت گویی و امنتداری که کفته میشود جز خصلتهای والای ملی هستند همگی در هالم سیاست از معایبند نه فضایل و به سقوط حکومت گران شتاب میبخشند.رستنگاه این خصلتها کشورهای گوییم است پس این صفات از آنهاست و آنها به داشتن این صفات سزاوارترند.زنهار ، زنهار که ما چنین صفاتی را بپذیریم.حق ما سر چشمه اش زور و قدرت است.و..............
اینک در مقابل ما نقشه ای است و در این نقشه راهی ترسیم شده است که ما باید برای رسیدن به مقصد آنرا بپیماییم.ما حق نداریم حتی به اندازه یک تار مو از راه منحرف شویم در آن صورت ثمره چند قرن تلاش نابود میشود(بعدا توضیح میدم قضیه جیه فعلا بدونین که این برنامه تسلط یهود بر ما از قرتها پیش حتی از زمان سلیمان و..در جریان بوده)
برای آکه موفق شویم باید تنبلی و فرومایگی و بی ثباتی و تلون مزاج توده عوام و ناتوانی او در شناخت امور زندگی اش و.....همیشه مد نظر داشته باشیم.چرا که توده قادر به شناخت مصالح و منافع خودش نیست.باید دانست که قدرت توده کور است و احساس درک ندارد.برای درک مطالب در چهارچوب معقولی حرکت نمیکند و از هر طرف صدایی بشنود به دنبال آن میرود.و.........................
کشور حکومتی است که در آن کلیه کارها بدست یک نفر باشد و باید بر جامعه یک نفر حکرانی نماید.بدون یک حکومت مستبد و مطلقه تمدن نمیتواند به حیات خود ادامه دهد زیرا تمدن بر دوش توده نیست بلکه بر دوش یک نفر است.توده نیرویی وحشی و لجام گسیخته است و بنابراین به محض اینکه تئده آزادی بدست آورد و مشاهده کند که میتواند هر کاری دلش میخواهد انجام دهد بلافاصله هرج و مرج به حد اعلی میرسد.
به این حیوانات الکیست که شراب منگ و تباهشان کرده است نگاه کنید.حیواناتی که فکر میکنند دارای حق و حقوق بیشتری هستند و یا رسیدن به آزادی به این حقوق دست می یابند(گوییم ها)این کارها شایسته ما نیست و ما به این راهها نمیرویم.عرق و شراب ملتهای گوییم را گیج کرده است..............جوانانشان نیز به همین راه کشیده میشوند و ما در این امر دخالت میکنیم تا آنان بیشتر در اتاین عقب ماندگی فرهنگیشان بمانند با استفاده از دایه ها و خدمتکاران و معلمان خصوصی و.........و زنهای ما که در محلهای لهو و لعب گوییم فعالیت دارند(بعدا در مورد اعراب و اسراییل در این مورد توضیح میدم که این عربهای شهوتی چه ضربه هایی که به ما نزدند علی الخصوص خود فلسطینیها و مصریها)
شعار ما باید این باشد: زور و فریب مردم تا آنچه را فریبکارانه به خوردشان میدهیم به عنوان یک امر صحیح بپذیرند و در درستی آن تردید نکنند(خوردن شراب و...) فقط زور میتواند پیروز در میدان سیاست باشد ، مخصوصا اگر با تواناییهای ذهنی برای سیاستمداران توام باشد
بنابراین باید زور و مکر و تزویر باید شعارما نباشدبه عنوان اصلی اساسی............
دولت ما باید حق دارد که صدور مخفیانه اعدام را که کمتر جلب توجه میکند جایگزین هول و هراس های ناشی از آشوب جنگ بسازد.بدین ترتیب رعب و وحشت باقی است اما به شکلی دیگر..........................
در گذشته ما نخستین کسانی بودیم که ندای آزادی سر دادیم و عدالت و برابری در میان توده های مردم .کلماتی که هنوزم تکرار میشوند و کسانی آنها را تکرا میکنند که بیشتر به طوطی شباهت دارند و از هر سو در به طرف طعمه های دام فرود میایند...................
آن عده از اهالی گوییم هم که خود را اندیشمند میدانستند چیزی از این کلامات بی ارزش و بی معنا بیابند.و جالب اینجاست که شعارش را نیز میدهند.متوجه نشدند که میان این کلمات تناقض وجود دارد و توجه نکردند که در طبیعت برابری و مسائات وجود ندارد. و آزادی نمیتواند وجود داشته باشد.زیرا طبیعت خود آفریننده ی نابرابری و تفاوت در افکار و اخلاقهاست..این اشخاص همچنین ننتوانسته اند بفهمند که توده مردم کورند.اگر کسی قرار باشد به حکومت برسد میتواند به حکومت برسد حتی اگر احمق و کودن و...باشد اما اگر قرار باشی شخصی نابغه حاکم شود نمیتواند و............
کلمات آزادی و برابری و عدالت کلماتی هستند که با توجه به آنها مبلغان ما توانستند در 4 گوشه جهان تعداد بیشماری را زیر بیرق خود آورند. ..........
صرف کلمه ی آزادی ما راکمک کرد تا توده ی مردمی را در تمامی کشورها متقاعد کنیم که حکومتها جز نگهبانان ملت نیستند و این ملت است که حکومت را اداره میکند و بنابراین نگهبان را میتئان همچون دستکش کهنه دور انداخت و دستکش جدیدی جایگزین کرد.این توانایی تغییر نمایندگان مردم ، نمایندگان را فرمانبردار ما کرده و این قدرت را به ما داده که آنها را مسخره خود کنیم.
(بچه ها این پروتکل تمام شد و اما همون جور که توجه شدید این اولی داره پایه بحثهای بغدی رو آماده میکنه که با توجه به زیاد بودن(هر چند اهمیت داشت اما بهتر خودتون بخونینش) فقط به ذکر نکاتی پرداختم اما از این به بعد بیشتر پروتکلها جنبه واقعی میگیره ونحوه تسلط رو توضیح میده.


پروتکل دوم:
هدفی که ما در پی آن هستیم حکم میکند در پی جنگها هیچگونه تغییرات مرزی و جغرافیایی صورت نگیرد .این موضوع باید حت الامکان رعایت شود.زیرا در اینصورت جنگ به رقلبت اقتصادی تبدیل خواهد شد و اینجاست که ملته به کمک ما احتیاج پیدا خواهند کرد(با استفاده از طلای خودمان) و با توجه به کمک مالی که ما به آنها میکنیم چاره ای نخواهند داشت جز اینکه به نیروی غلبه دهی گروهی به گروه دیگر اعتنا کنند و تفوق ما و نفذ ما و قدرت ما برتر و نیز پنهان میماند.این وضعیت خود به خود طرفین درگیر در جنگ را در اختیار اعمال بین الملل ما قرار میدهد (مثال عینی جنگ جهانی است دوستان یهودیها به هر دوطرف کمک میکردند اما چون پیمان و عهدشان ر ااول به متفقین بسته بودند در نهایت به آنها وفادار ماندند هر چند در ادامه پروتکلها میفهمیم عجب وفاداری!!!!) در این هنگام حقوق عمومی بین المللی ما توان از بین بردن حقوق خاص ملی را (منظور حق در معنای کلی آن است) پیدا میکند و در نتیجه این امکان برایمان فراهم میگردد که با این حقوق بر ملتها حکومت کنیمودرست همانطور که دولتها در داخل مرزهایشان با قانون مدنی بر رعایای خویش حکم میرانند.........اشخاصی که از بین ملت با دقت انتخاب کرده ایم و از اوان کودکی آنان را با تعالیم و روشهای سیاسی و نیز تاریخ خود آشنا کرده ایم بعد از مدتی آنها آمادگی انجام وظیفه برای ما را دارند.آنان از شخصیتهای ورزیه سیاستمدار نخواهند بود تا آنها در دست مت و کنترل ما باقی بمانند .این افراد زیر نظر افراد نابغه و دانشمند ما آموزش میبینند تا کاملا آماده گردند و آنان را از بچگی برای اداره امور جهان آموزش میدهیم و آنان از تجارب ما در تاریخ و مشاهده ی روند حوادث توسط ما بهره مند میگردند و............اما گوییم به هیچ وجه قادر نیستند از مطالعات مستمر تارخی بهره ای بببرد و حکمتی بیاموزد .بلکه فقط نظری و یکنواختی را پی میگیرند.بدون آنکه به نتایج حوادث در تعمق فرو روند و..........
ما موفق شده ایم به گویی بقبولانیم که اطلاعات نظری و تئوریک آنها محصول علم ناب است وتا زمانی که این هدف ماست باید از طریق مطبوعات خود اعتقاد به درستی نظریات و آرایشان را در آنها تحکیم کنیم.دانشمندان آنها به دانشی که دارند مغرورند و بدون اینکه سعی کنند برای اثبات درستی تجربیات و دانشها از محک منطق کمک بگیرند نظریه های خود را به اجرا در میاورند و این دانش چیزی نیست جز آنچه که ما توسط عمالمان در مغز انان جا داده ایم و.........
مبادا برای حتی یک لحظه فکر کنید که این سخنان من پوچ و بی اساس است ، اقداماتی که ما برای پیشبرد نظریات داروین و مارکس ونیچه انجام داده ایم فکر کنید....تاثیر مهم رهنمودهای ما در فریفتن و به اشتباه انداختن گوییم ها حداقل بایذ برای ما یهودیها و خودمان باید روشن باشد......پیروزی و موفقیت روش ما که اجزای آن در همه جا پراکنده شده و هر ناحیه ای از جهان آنرا داراست بستگی به مزاج و روحیات کشور مقابل ما دارد.پیروزی بدست نمی آید مگر آنکه با روش خود و بر اساس آنچه که در قوانین و تجربیاتی که آموخته ایم و از گذشته بدست آورده ایم و با توجه به وضع موود نیز باید آنرا پیاده کنیم.
باید توجه داشت که امروزه دولتها ابزار مهمی در اختیار دارند که ازآن برای جهت دهی به افکار مرد استفاده میکنند و آن چیزی نیست جز مطبوعات.مطبوعات تجسم و مظهر پیروز شدن ارادی عقیده و بیان هستند. و چون کل مطبوعات در قبضه ماست و چون مطبوعات میتواند با عوامل ناراحتی و نارضایتی مردم را مطرح کند و شکایت مردم و درد دلهایشان را پخش کند و.........لذا این قدرت به دست ما افتاد و ما از طریق همین مطبوعات به آن قدرت و حرکت آخرین وموثر میرسیم.(میتوانید نگاهی بندازید به نقش مطبوعات در دنیای کنونی دوستان) و خود نیز همچنان پشت پرده باقی میمانیم.دست ما پر از طلا است (ثروت) و میدانیم که طلا را در مقابل دریاهایی از خون ریخته شده و نیز عرق ریخته شده به دست آورده ایم.
آری آنجه را کاشته ایم داریم درو مینماییم.مهم نیست چقدر قربانی داده ایم زیرا در پیشگاه خدا هر یک قربانی ما برابر است با 1000 قربانی گوییم و با آن برابری میکند .........


پروتکل سوم:
امروز میتوانم به شما بگویم که به هدف نزدیک شده ایم و تا رسیدن به آن چند گامی بیشتر نمانده است.با نگاهی به پشت سر در می یابیم که راه زیادی را که طی کرده ایم در شرف پایان است.در این هگام ((حلقه ی افعی)) نمادین بسته میشود .این افعی سمبل ماست و ما در پیمودن این راه از این سمبل استفاده نموده ایم.وقتی این حلقه سر به هم آورد تمامی دولتهای اروپایی در دایره آن قرار میگیرند و محصور خواهند شد و افعی چنان قلابی آنها را در بر خواهد گرفت.
ما بزودی شاهد فروپاشی معیارهای قانونی روزگار خواهیم بود.چرا که این معیارها را خود سرپا کردیم و خود نیز در آن شکاف و رخنه قرار دادیم به طوری که مدام پیرامون محور خود بچرخد و در حال حرکت باقی بماند و مثل کفه ترازو که پایین و بالا میرود تا سرانجام ماده آن آب میشود و فرو خواهد پاشید.گوییم ها انتظار دارند که همیشه در حالت متعادل باشند ،باشد که روزی به آرزوی خود برسند..............از طرفی ما جاه طلبان و تشنگان قدرت را وادار میکنیم که به سوی نیاز خود گام بردارند و از سوی دیگر نیز مخالفان چنین حرکتی را به تحرک وادار خواهیم نمود و به حرکت در می آوریم و تا رودر روی هم بایستند و هر کدام از آنها را از طیقی تحریک کردیم و در نتیجه با گرایشهای آزادیخواهی خود علم استقلال طلبی را برافراشته ایم و...... با راهنمایی و خط دادن ما ملت ،طبقه ی اشراف را که چون از ملت سود میبرد و از او دفاع و حمایت میکرد از بین رد اما در چنگال رباخواران کوچک که مانند زالویی خون انسان را میمکند گرفتار آمد و در بندش کردند.در اینجا ما به این نقش خود خواهیم پرداخت و با ادعای عشق به نجات کارگر بینوا از بدبختی و مصیبت وارد صحنه میشویم و از او میخواهیم تا به صفوص ارتش ما که زیر لوای سوسیالیسم و آنارشیسم و کمونیسم مجنگد،بپیوندد.ما به پیروی از اصل بی معنای برادری و همبستگی انسانی که یکی از قوانین فراماسونری ماست پرچمداران را یاری میرسانیم...
خواست ما این است که فقر حاکم شود گوییم به ضعف گراید.قدرت ما در گرو فقر وناتوانی دائم کارگر است زیرا از این طریق او را برده ی اراده خویش میسازیم و او هیچ قدرتی نخواه داشت تا بتواند در مقابل ما بایستد و.......با کمک فقر وحسادت و دشمنی ناشی از آن میتوانیم توده را به هیجان بیاوریم و دستان آنها را به سلاحی تبدیل کنیم که تمام موانع سر راه ما را بردارد.
هنگامی که زمان تاچ گذاری سرور و پادشاه جهان ،پداشاه کل جهان، فرا رسد همین دستهای کارگری هرگونه مانع و عقبه ای را از یر راه ما بر خواهند داشت.
گوییم بدون کمک متخصصان ما قادر به اندیشیدن و درست فکر کردن نیست(در اینجا میشود شاخه ای از نژادپرستی و نیز نارسیسیم افراطی را دید بچه ها) آنها کوته بینتر از آنند که ضرورت ایجاد آنچه را که ما در روز تاسیس پادشاهی خود به وجود خواهیم آورد(بچه ها کداماتون هری پاتر رو خوندین شاید مسخره به نظر بیاد ولی خیلی از حرفاشون شبیه همه و نیز اینکه علامت ولدمورت در کتاب یه ما ر افعی و همچنین با توجه به قایای پیش اومده در مورد خمجنس باز بودن یکی از شخصیتهای داستان قضیه بدجوری مشکوک میزنه)
توده از یاد برده است که بهتر است به عقب و به همان وضعیت گذشته خود بازگردد و در نتیجه هر چه دارد زیر گامهای ما میریزد.انقلاب فرانسه را که ما با صفت ((کبیر)) خواندیمش به خاطر بیاورید.اسرار تدارک و سازماندهی آن برای ما کاملا روشن است زیرا این انقلاب ساخته دست ماست.ما از همان ابتدا انقلاب فرانسه پیوسته ملتها را رهبری مکنیم.............. و اما سرانجام روزی خواهد رسید ملتها از ما نیز روی برگردانند و به پادشاه حقه سلاله صهیون که ما او را برای جهان آماده و مهیا کرده ایم روی خواهند آورد(دوستان خوب روی این حرفا فکر کنید به نفعتونه!!)ما امروز یک قدرت بین المللی هستیم که شکست اپذیریم زیرا هر گروهی خواهد علیه ما اقدام کند گروه دیگری به نفع ما جلوی او می ایستد........مساله،مساله پستی بی حد و اندازه ملتهای گوییم است ،این ملتها در مقابل زور و قدرت ذلیل و تسلیمند اما در برابر ضعیف بی رحم و خطاکار در نمگذرند.
م.......ملتها همینطور که میبینید بی گنهان را محکوم و مجرمان را تبرئن میکنند و اعتقاد راسخ دارند هر کاری که بخواهند میتوانند بکنند و این به نفع ماست و..........
طبیعت این حیوانات(منظورش ما هستیم بچه ها!!!!) این است که هرگاه جام خون سر کشیده اند خواب چشمانشانن را ربوده اما هر وقت ای حیوانات(گوییم یا همون ما) شراب خون برایشان فراهم نباشد نمیخوابند و همچنان با یکدیگر میجنگند.

بچه داره خیلی طولانی میشه برای همین از هر پروتکل نمات شاخص رو میارم و از ذکر جزییات میپرهیزم.ولی توصیه میکنم حتما کتاب رو تهیه بکنید. تا خودتون کامل نخونینیش نمیفهمین چی میگم.راستی بچه ها هر حرفی که تا اینجا زده شده خودش در عالم معنا کلی تعبیر داره مثلا وقتی اسم از نیچه میبره یعنی یکی از عقاید ما رو اون تشکیل داده و حالا فقط در مورد خود نیچه صد تا کتاب نوشتن و از اون طرف نظریات مختلف با نظر نیچه وجود داره و............ حالا به عمق مطلب فکر کنم پی رده باشین.همینجا بگم من چون سرم خیلی شلوغه(آخه من هنوز دانشجو نشدم من پیش ریاضی فیزیک هستم) احتمالا نمیرسم زود به زود مطالب رو برسونم تا النشم یه چند تا امتحان رو در رو کردم و نخوندم پس اگر دیر به دیر ادامه مطالب رو گرفتین ببخشید دیگه.یه پروتکل دیگه هم مینویسم بقیه رو شاید جمعه فرستادم .اتفقا پشت سر هم داره برام میافته و وقتم رو شدیدا گرفته .به بزرگی خودتون ببخشد.


پروتکل 4:
فراماسونری گوییم ناخودآگاه به ما خدمت میکند به این ترنیب که پوششی برای ماست و خودمان اهداف و برنامه هایمان را پشت سر آنان پنهان میکنیم.اما برنامه ای که ما برای عمل اجرا و آماده کرده ایم مکانی است که این برنامه در آنجا پیاده خواهد شد و به صورت یک راز عمیق و سربه مهر باقی خواهد مان و احدی از آن مطلع نخواهد گشت...........


دوستان در پایان این ارسالم بگم که خیلی از مطالب جزیی رو که حققتا نیازی به دونستنشون در طی این پروتکلها نبود حذف کردم تا شده این اما بدونین که اگر میخواین به عظمت تفکری که پشت این پروتکلها پی ببرین باید متن رو کامل بخونین متاسفانه من مشکلاتی پیدا کردم که نمیتونم کاملتر از این بنویسم و البته اونایی هم که نوشتم عین خود مطلب بوده ، خلاصه میخوام بهتون بگم مثلا وقتی در مورد کارگر و اینجور چیزا صحبت میکنه فقط یک صفحه در مورد فلسفه و جامعه و .....حرف زده تا به این نتایج رسیده .فکر کنم منظورم رو بیان کردم.تا روز جمعه که اگر سرم خلوت شد بقیه رو براتون بنویسم خداحافظ دوستان.

Achtung Panzer
2007-Nov-08, 01:27
كاملا با نظرت موافقم:!::60:
من موندم این وسط سازمان ملل چه تحركی از خودش نشون دادهتا اونجایی كه ما شنیدیم فقط از اسراییل دفاع كردند پس در همینجا میگم كه شما ................. كه پاسبان حقوق بشرید شما خود غاصبان حقوق بشرید:x آیا این درست نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟:icon_rolleyes::67::?:

البته اسراییل چند مورد در سازمان ملل محكوم شده , یكبار به خاطر اشغال سرزمینهای مصر ( صحرای سینا ) كه مجبور به تخلیه شد اگر اشتباه نكنم . البته خیلی وقتها از حمایت آمریكا برخوردار بوده وقطعنامه هایی كه در شورای امنیت علیه اسراییل صادر شده رو وتو كرده .

Ernesto_Rommel
2007-Nov-08, 12:02
پروتکل پنجم:
..........ما سازمان وتشکیلات عظیمی برای یک حکومت وسیع مرکزی به وجود خواهیم آورد تا بدین وسیله بتوانیم زمام همه چیز را به دست بگیریم. ما باب وضع قوانین جدید و بی سابقه ای شریانهای فعالیت حیات سیاسی رعایای خود را کاملا کنترل خواهیم کرد.این قوانین تمام آزادیهای مطلقی را که گوییم برای خود مقرر داشته اند از بین میبرد(ما به مفهوم آزادی در گفته های صهیونها پی بردیم و آنان ارزش چندانی برای آن قائل نیستند چون میگویند باعث هرج و مرج و.....میگردد فقط باید موقعی از آن استفاده کرد که یک کشوررا سرکوب کرد و.....)بدین سان پادشاهی مطلقه منحصر به فرد و برخوردار از نهادها و بخشهای عالی متمایز خواهد شدو همیشه وهمه جا امادگی خواهد داشت تا آن دسته از گوییم را که در عمل یا گفتار با ما مخالفت ورزند از سرراه بردارد.
ممکن است بگویید این با عصر حاضر سازگاری ندارد اما من به شما ثابت میکنم که با پیشرفتهای عصر حاضر سازگاری دارد......................
در گذشته مردم سلاطین را مظهر اراده الهی می پنداشتند و از این رو بدون هیچ بحث و گفتگویی در مقابل قدرت مطلقه آنها تسلیم میشدند تا اینکه ما به تزریق این باور در اذهان ایشان شروع کردیم که آنها هم حقی برای خود دارند و تخت نشینان را بشر و انسانهای عادی تلقی کردندو......................... وقتی ایمان به خدا را از آنها سلب کردیم شکوه قدرت به خیابانها منتقل شد.چرا که حالا حق حکومت از آن توده بود و اینجا بود که ما این حق را تصاحب کردیم(دوستان در اینکه سلاطین فرستاده خدا نیستند هیچ شکی نیست اما به این توجه کنید که صهیونها هر اتفاقی در دنیا را به خود نسبت میدهند حال ممکن است درست بگویند و حال ممکن است غلط برای اینکه بشود فهمید تا چه حد درست میگویند شما نیتوانید سری به تاریخ دوران قبل و بعد مشروطه بزنید و در گروها دقت کنید مطمئنم نکات قابل توجهی را دریافت خواهید کرد).........................................
در زمینه برنامه ریزی یرای فعالیتهای سیاسی و انجام مسوولیتها ما نظیر نداریم.تنها یسوعیان که میتوانند با ما رقابت کنند لکن ما راههایی را ابدا کرده ایم که در نظر عوام وتوده ی سطحی اندیش آنان را از نظر می اندازد.ما بر آنان تفوق داریم چون تشکیلات آنان آشکار است در حالی که ما توانسته ایم دستگاههای مخفی خود را همیشه پنهان نگه داریم.به هر حال دنیا اصلا اهمیت نمیدهد که چه کسی بر او حکومت میکند.رییس کاتولیکها یا حاکمی از تبار صهیون. اما این برای ما اهمیت دارد زیرا ما ملت بر گزیده ایم.اگر تمام گوییم جهان در برابر ما بایستد و بر ضد ما بسیج شوند امکان دارد که پیروز شوند اما این پیروزی موقت است و خطری ما را تهدید نمیکند.زیرا آنا ن سرگرم نزاع خودشان هستند و ریشه های این کشمکش چندان عمیق است که نمیگذارد علیه ما یکپارچه شوند(بچه ها به نظرتان این اختلاف را کی ریشه دوانده؟؟! و در ضمن البته نباید به همه حرفهایشان اعتماد کامل کرد چون بسیاری از طرح نقشه های آنان خوشبختانه کاملا موفق انجام نشد و....بعدا مبسوط توضیح میدم)...........
ملتها نمیتوانند بدون دست داشتن ما هیچ پیمانی را هر چند بی اهمیت به تصویب برسانند(با توجه به مقاله ناگفته های آمریکا متوجه چگونگی این موضوع میشوید)«« با قدرت من است که سلاطین سلطنت میکنند»»
پیلمبران به ما گفته اند که خداوند ما را برگزیده است تا بر سرایسر دنیا حکومت کنیم(داستان این پیامبران و نیز کتابهایشان در مورد یهود مفصل است که من بعدا تنها یه اشاره کوتاه میکنم!!!چون به هر حال شما باید برید دنبال قضیه رو بگیرید!!!!)..................
به فرض در گوییم موهبت نبوغ وجود داشته باشد اما این نبوغ دیر رسیده است..........سرمایه اگر بخواهد در امر تعاون آزادانه سهیم شود باید آزاد و رها باشد تا بتواند در صنعت و تجارت انحصار به وجود آورد(کاری که صهیونها وی یهودیها استاد این کارند) و این همان نکته ای است که یک دست نامریی در سراسر جهان آنرا به عمل گذاشته است(یهود و صهیون ، برای این هر دو را اشاره میکنم که اینها در اینجور امور فرقی با هم ندارند تنها عده معدودی از یهودیان درستکار باقی مانده اند که شرح آن دلیلی تاریخی و..... دارد که شاید گفته شود)
ما عنوان آزادیخواهی را که نقطه مشترک تمامی احزاب است به خود میبندیم.................. نخستین راز از اسرار صهیون این است که نباید گذاشت پای توده به سیاست باز شود(قبلا نحوه آن توضیح داده) مثلا یکی از راهکارها این است:برای آنکه بتوانیم بر افکار عمومی مسلط شویم باید آنان سرگشته و ناتوان شوند و راهش هم این است که وانمود کنیم یک حق عمومی است و درهای آن به روی همه باز میشود(سیاست) آنوقت هر کسی سنگ خودش را به سینه میزند و در این هنگام یک نفر سر بر میدارد و فریاد میزند که بهترین کار برای بیرون رفتن از این تنگنای شدید ترک مباحثات است و دخالت نکردن در مسایل سیاسی(حالا میفهمید چرا میگویند هر ملتی که دانش سیاسی بالایی داشته باشد از تجاوز مصون است مانند خودمان و برای این است که عده ای سعی در خفقان و.....این مملکت دارند حال چه صهیون پشت آن باشد و یا فقط از نظریه آنان پیروی کند و.......)
دومین راز که شرط موفقیت حکومت اینده ماست این است که با ایجاد شکست در طرحهای ملی و ترویج عادتهای جدید و برافروختن عواطف و ..............چنان جو اشفته ای به وجود آوریم که هیچ کس نتواند چایگاه خود را در این صحنه ی کارزار که سگ صاحبش را نمیشناسد پیدا نماید و.................

پروتکل ششم:
ما بیدرنگ شروع خواهیم کرد به ایجاد دستگاههای عظیم انحصاری و جمع آوری و گردآوردن اموال تا همه اینها که به قدرت وحشتناکی تبدیل شده اند به انحصار ما در این(بچه ها فکر نکنید چون اینها را نوشته اند و یا به عبارت بهتر بیشتر این کارها را انجام داده اند شکست ناپذیرند، نخیر ،این مطالب هم برای همین آورده شده تا بدانیم طرز تفکر اینان چگونه است و از خودشان برای نابودی خودشان استفاده کنیم و...بعدا توضیح )
در این زمان این قدرت وحشتناک همزمان بر مقدار هنگفتی از ثروت گوییم تسلط دارد و در عین حال حیات آن تا آنجا که به قدرت ما وابسته است که در آن روز موعود که ضربه ی کوبنده سیاسی خود را فرود آوریم این ثروتها به دره سقوط خواهد کرد و تتمه ی ثروت گوییم را به دنبال خود خواهد کشید.شما آقایان که اینجا حضور دارید و همه اقتصاد دان هستید میتوانید اهمیت سرنوشت ساز قدرت انحصار را که از شمشیر برنده تر است با دیده ی غقل ببینید(متوجه شدید دوستان؟! اکثر آنان اقتصاددان بودند کسانی که به واسطه شغلشان با بسیاری از عقاید فلاسفه و جامعه شناسان که همزمان در اقتصاد نیز چهره بوده اند در ارتباط مداوم بود ه اند )
.................... برای نابودی صنایع گوییم عشق به عیاشی و تجمل پرستی را در بین گوییم رواج میدهیم و آنها را به این وضعیت تشویق میکنیم ولذات و خوشی اینگونه زندگی را در نظر آنان چلوه میدهیم و........
برای آنکه مبادا گوییم از این مطلب آگاه شوند و در نتیجه پیش از پیاده شدن کامل این برنامه و قبل از رسیدن زمان موعود از دام ما فرار کنند همه ی اینها را در قالب فربنده ی مصلت خواهی میریزیم و وانمود میکنیم که قصد ما خدمت به طبقات کارگر و مبانی اقتصاد سیاسی میباشد و...............................

پروتکل هفتم:
مسابقه ی عظیم تسلیحاتی و افزایش نیروهای دفاعی در جهان یک امر ضروری است زیرا ما در اجرای برنامه هایی که داریم به ما یاری میرساند.اما یکی از اهداف بزرگ ما که ما باید نسبت به تحقق آن عنایت ویژه ای داشته باشیم این است که همه طبقات در همه کشورها ی جهان از بین بروند و فقط طبقه پرولتاریا باقی بماند با چند تایی میلیونر که به منافع ما و پلیس ما و ارتش ما خدمت میکنند............
ما باید همیشه این آمادگی را داشته باشیم که در صورت بروز هرگونه مخالفتی با ما از طریق ایجاد جنگ بین آن دولت متخاصم و همسایه هایش با ا و مقابله کنیم و چنانچه که همه علیه ما متحد شوند چاره ای نداریم جز آنکه آتش یک جنگ خانمان سوز را شعله ور سازیم(دوستان میتونم نمونه عینی این حرف رو در کشور خودمان و در زمان جنگ با عراق مطرح کنم هرچند این بحث گسترده است دلایل این موضوع چیه و اینکه مثلا از یه طرف صهیونها به خاطر نجاتشون توسط کوروش کبیر ما رو دوست دارند و یا همون جور که در ایران گیت یا ایران کنترا گفتم هدف از حمله به اوسیراک تنها انهدام برنامه هسته ایی عراق نیست و حالا از یه طرف دیگه اینجور میگم اما بگذارید چند مقاله دیگه رو بفرستم نوبت به ایران که برسه صحبت میکنیم و در ضمن این چیزهایی که نوشته شده حرف از چندتا صهیون نیست بلکه حرف از یک عمر تاریخ و یک عمر مطالعه انسانهاست در تمامی فنون و علمها ، امیدوارم روزی برسه که بشه هر کدوم رو توضیح داد و تحلیل کرد مثلا در مورد ایران شما فرض رو این بگیرید که هیچ چیزی از این پروتکلها نمیدونید اونوقت میبینید چقدر نظریات در مورد مثلا سیاست ایران و منافع و گقتار و..........هست و نوشته و تحلیل شده وهنوزم بی جواب هست حالا اگر این پروتکلها رو مطرح کنیم اونوقت چند تا نظریه درست میشه؟خیلی زیاد. و برای جواب دادن به هرکدام و نیز برای اطمینان از صحت و سقم فلان موضوع ایران اونوقت باید هی بشینی و حرف بزنی و فکر و.........)
عامل موفقیت ما در برنامه های سیاسی ما پنهان نگاه داشتن فعالیتها و طرح هاست.................باید حکومتهای گوییم را مجبور کنیم از برنامه های ما که در سطح گسترده طرحریزی شده و دارد به پایان خود نزدیک میشود پیروی کنند.راه واداشتن این حکومتها به تن دادن به خواسته های ما هم همان به اصطلاح «افکار عمومی » است(دوستان مثل آمریکا)
کوتاه سخن آن که برنامه ی ما برای باقی نگه داشتن حکومتهای «گوییم» اروپا در زیر سلطه خود این است که با ایجاد ترور و وحشت جلوه هایی از قدرت خود را به گروهی از آنها نشان بدهیم و چنانچه همه آنها بر ضد ما متحد شوند آن وقت با توپهای آمریکایی ، چین؛ژاپن جواب آنها را خواهیم داد.(دوستان، من یکی، که در مورد تارخ زیاد کتاب خوندم به خصوص جنگهای جهانی و همچنین تاریخ نظامی و همیشه این سوال برام بود چرا جنگ جهانی اونجور شروع شد و چرا یهودیها با هیتلر اونجوری سر شاخ شدند و به دنبال جواب بودم و در بین کتابهایی که راجع به اقتصاد و همچنین جامعه در اون زمان نوشته شده بود به جوابهایی رسیدم و اونا این بودند که مثلا در جنگ جهانی اول آلمانها و انگلیسیها که با همدیگه رقابت داشتند و از قبل خودشون رو برای یه همچین جنگی آماده کرده بودند و همچنین دلایل اقتصادی آورده بودند و.....و خوب وقتی این پروتکلها رو خوندم با بسیاری از حرفا جور در اومد و همچنین در رابطه با جنگ جهانی دوم رابطه هیتلر فقط به قولی با یهودیها بد بوده اما کسانی از بالاترین افراد لژ صهیون و فراماسونری صهیون دوشادوش هیتلر بودند و عجیب اینکه هیتلر رو بیشتر به این کار تحریک کردند.در مجالی دیگر بیششتر توضیح میدم.فعلا اینا رو داشته باشیت تا بعد)

پروتکل هشتم:
ما باید از سلاحی که ممکن است دشمنان ما علیه ما آنرا به کار بگیرند استفاده کنیم.در صورتی که مجبور شوریم احکام قضایی ظاهرا غیر عادی و گستاخانه و بی رحمانه صادر کنیم برای توجیه آنها باید از پیچیده ترین و مشکلترین و مهمترین تعبیرات قانونی استفاده نماییم...................................
(این پروتکل بیشتر به استفاده از قوانین قضایی علیه دیگران اشاره دارد و فکر کنم کاملا واضح باشد و برای همین نیازی ندیدم که بنویسمش)

پروتکل نهم:
............زمانی که پادشاهی خود را به پا کردیم واژه های «آزادی ، عدالت،برابری» را که در واقع شعارهای فراماسونری ماست به کلماتی تبدیل خواهیم کرد که دیگر این معنای شعاری را نداشته باشد بلکه مفاهیمی صرفا آرمانی القا خواهند کرد.واژه نخست به «حق آزادی» تبدیل خواهد شد و دومی به«وظیفه عدالت» و سومی به«کمال برابری» بقیه تغییرات به همین شیوه صورت میگیرد و بدین ترتیب شاخ گاو را در اختیار خواهیم گرفت.....................
به نظر ما یهودی آزاری برای حفظ و حمایت برادران مستضعف ما یک امر ضروری است،نیازی نیست که درباره ی این موضوع بیش از این صحبت کنی،چون در ضمن صحبتهای مکرر ما به اندازه کافی در موردش بحث شده است(میبینید آنها حتی به خودشونم رحم نمیکنن چه برسه به ما ، اونا دقیقا از این حقه کثیف ولی زیرکانه بارها به نفع خود و علیه ما استفده کردند.)
........به موقع، خود اجرای احکام قضایی را بر عهده خواهیم گرفت . هر که را بخواهیم اعدام خواهیم کرد و هر که را که بخواهیم عفو................
جا دارد از که از اتحاد میان «قدرت بینا»ی سلاطین گوییم و «قدرت کور» توده بترسین و............برای مقابله با این دو نیرو راهی اندیشیده ایم و آن این است که بین این دو دیواری از رعب و وحشت به وجود آورده ایم.از این طریق نیروی کور به سمت ما میاید و...........
از چه طریق میتوان تعلیم در مدارس شهرستانها و روستاها را کنترل کرد؟! و از آنچه که در مدارس میگذرد آگاه شد ؟این کار برای ما دشوار نیست ........چون هر سخنی پادشاه یا کسی بگوید بر سر زبان مردم می افتد و مردم آنرا برای یکدیگر بازگو میکنند و به خارج از کشور هم راه می یباد و..........
برای آنکه موسسات و سازمانهای «گوییم» زودتر از موعد فرا نپاشند لعاب نازکی از برادری فرامانسوری روی آنها کشیده ایم و.........
ما نسل جوان گوییم را فریفته و گیج کرده ایم و با تربیت آنها بر اساس اصول و نظریاتی که میدانیم دروغ و غلط است و در عین حال ما به آنها تلقین کردیم به فسادشان کشاندیم.
................... ممکن است بگویید اگر گوییم زودتر از موعد از قضیه مطلع شود و علیه ما اسلحه کشد و علیه ما قیام کند .در جواب میگویم ما در غرب(اروپا) مانور وحشتناکی تدارک دیده ایم که قویترین دلها را به لرزه می اندازد : حرکتهای سری و ویرانگر ،لانه ها و کانونهای مخفی و سیاه چاله ها .همه اینها آماده خواهند بود تا همزمان در پایتختها و شهرهای بزرگ منفجر شوند و همه موسسات و آرشیوها را به باد فنا دهند.
(فکر کنم متوجه موضوع شدید .شاید بگید یعنی جنگ جهانی کار اونها بود ه و.... وشایده هم بعدش بگید اینها مهملات اما لازمه بگم دوستان خوب دستهای پنهان زیادی در هر جنگی وجود دارند که تاریخ ثابت کرده آنان نیز خود دستان کس دیگری هستند و در ضمن دوستان خیلی از کشورهای اروپایی در زمان قبل از جنگ میدانستند که جنگ در می
میگیره اما کاری از دستشان بر نمی آمد و در ضمن همین کتاب تحلیلی داشته به انقلاب بلشویک در زمانه جنگ و تاثیر اون که بعد از اتمام پروتکلها یه قسمتهایی رو میارم ولی از طرف خودم بگم که صهیونها اگر پشت این ماجرا بوده باشند چندان بعید نیست (که هستند و برای توضیح بیشتر میتونید به کتب مختلف در مورد جنگ مراجعه کنید و اگر هیچ کدام را قبول نکردید به کتاب ئین مبینمان قران رجو کنید اگر این کار رو هم نکردید من در ارسال بعدی راجه به آمریکا و یهود که میگم این کار رو انجام میدم)

پروتکل دهم:
امروز سخن خود را با تکرار خلاصه ای از آنچه قبل گفتم شروع میکنم و از همه شما خواهش میکنم به این نکته توجه داشته باشید که حکومتها و ملتها در تحلیل مسائل سیاسی به ظواهر امر بسنده میکنند و ازآن پا فراتر نمیگذارند و....(راستی بچه ها یادم اومد که بهتون بگم این حرفا به شکل سخنرانی بوده یعنی مثلا وقتی پروتکل 4 رو میگن ابتدا سرفصلهای اونو میگن بعد شروع به توضیح هر کدام میکنن که نهایتا به شکل یک اساسنامه میشه گفت در میاد)
...اگر ما خصلت خود مهم بینی و غرور را در جان مردم تزریق کنیم پیوند خانوادگی گسسته میشود و ارزشهای فرهنگی از بین میرود و............
طرح تاسیس حکومت را فقط باید یک نفر از ما بریزد زیرا اگر چند نفر این کار را برعهده بگیرند اختلاف نظر و تضاد پیش می آید(همون جور که پیش اومد چون هرتزل و هاآهام در این مورد توافق نداشتند) و ما باید این طرح را جنبه عملی بدهیم.و.........................
در تمام کشورها نهادهایی را میبینیم که گرچه در هر کشوری نامی دارند اما همه آنها به یک معنا است:مجلس نمایندگان مرد م و قوه مجریه و مجلس سنا و مجلس شورای عالی و ......... و اینها اما در یک کشور حکمی مانند اعضای یک بدن را دارند که اگر در یکی مشکلی بیافتد آن موقع است که اسیب پذیر خواهند شد و........
زمانی که سموم لیبرالیسم را به پیکر حکومت تزریق کردیم تمامی شریانهای ان مسموم میشوند و این یک بیماری کشنده است و باید منتظر مرگ حکومت بود....................
لیبرالیسم حکومتهای مشروطه را که جای تنها حکومت حافظ گوییم یعنی حکومت استبدادی را گرفتند به وجود آورد.(در مورد این حرف حقیقتش رو بخواهید بحث زیاد و مختلف است چون از یه طرف ظلم و جور دیکتاتور و از طرف دیگه.......... البته باید به این نکته هم اشاره داشت همه ی نظریان اینا ممکنم هست درست نباشه چون خود اینام از روی یه عده این نظریات رو گرفتند و صدالبته معلومم نیست همون عده خودشون صهیونی یا یهودی نبوده باشند ، واقعا سرگیجه آور این موضوع) و مشروطه همانطور که خودتان مخوب میدانید فقط مدرسه ای برای آموزش رشته های اختلاف ، آشوبگری، بدفهمی، مشاجره و........است در یک جمله مشروطه مدرسه ای است برای فراهم آوردن عناصری که شخصیت حکومت را در هم میشکند و فعالیت آنرا میکشد.تریبون آدمهای پرحرف دست کمی از مطبوعات ندارد ، شروع بع انتقاد از ضعف و ناتوانی حکومتگران میکند و..............
پادشاهان ساقط شدند و عصر حکومتهای جمهوری فرا رسید .در این هنگام ما از میان مرکوبها یا غلامان خود یک نفر را انتخاب میکنیم و به عنوان رییس جمهور در راس حکومت میگذاریم و این همان مین وماده منفجره ای است که زیر صندلی ملت گوییم میگذاریم و به عبارت صحیحتر ملتهای گوییم کار گذاشته ایم(مثال بارز در آمریکاست)........................
(این پروتکل بیشتر به نحوه چگونگی ایفای نقش دولتمردان دست نشان دهنده و همچنین نقش هر مقامی توضیح میده و.......)

پروتکل یازدهم:

(در این پروتکل نیز بیشتر برنامه قانون اساسی و توضیحاتی در باره انقلاب نوین و .... میدهد که از ذکر همه آنها خودداری میکنم)
««گوییم»» مانند رمه ای گوسفند است وما به منزله ی گرگ و شما میدانید که اگر گرگ به گله بزند چه بر سر گوسفنهد ها می اید................
یک عامی دیگر که گوییم را وا میدارد تا همه چیز را نادیده بگیرد این است که ما به آنها وعده میدهیم که پس از خلاص شدن از شر دشمنان صلح و رام کردن کلیه احزاب آزادیهایی را که از آنان گرفته ایم به آنان پس خواهیم داد و سالها میگذرد و آنان همچنان منتظر آزادیهای از دست رفته خود خواهند بود.
اکنون میپرسم چرا ما این سیاست را اختراع و آنرا در اذهان گوییم تزریق کرده ایم بدون آنکه به آنها فرصت دهیم تا درباره انگیره ومقصود ما از این سیاست بیاندیشن؟.آیا جز به خاطر این است که از طریق حیله و فریب به چیزهایی دست می یابیم که با پیمودن راه مستقیم هرگز نمیتئانیم به آنها برسیم.این همان شالوده ای است که موسسات سری فراماسونری ما بر آن استوار است.موسساتی که این گوییم حیوان چیز مهمی درباره آنها نمیداند(البته به لطف یه عده ای ما چیز زیادی میدونیم منتها مشکل اونجاست که کسی جرات فریاد نداره و اگرم بکشه میگن بشنی سر جات بابا حوصله نداریم) و...................................

پروتکل دوازدهم:
واژه ی ازادی را که تفسیرات مختلفی از آن ارائه میشود ما اینگونه تعریف میکنیم:آزادی یعنی این که تو حق داری آنچه را قانون اجازه داده است انجام دهی. این تعریف در زمان مناسب برای ما سود مند خواهد بود زیرا زمام همه ازادیها را به دست خواهیم گرفت . چون این قوانین هستند که حرف آخر را میزنند و به اقتضای مصالح ما و آنطور که ما میخواهیم وضع و حذف خواهند شد.................
ما با مطبوعات به این شیوه عمل میکنیم : در حال حاضر مطبوعات چه نقشی ایفا میکنند و........ از همین جاست که غالب مطبوعات، بی ارزش و دروغگو و جعال هستند و جانب افراط را در پیش میگیرند و اکثر مردم هم از اهدافی که مطبوعات دنبال میکند بی خبرند.اما ما مطبوعات را زین میکنیم و بر آنها لگام میزنیم و دهنه ی ان را محکم میگیریم.با تولیذا رنگارنگ چاپخانه ها و..........نیز همین کار را میکنیم.زیرا تا زمانی که همچنان ما در معرض یورشهای نشریات و کتابها هستیم و خلاص شدن ما از شر حملا مطبوعات بی معنا و بی فایده است...............امروزه انتشار مطبوعات پرخرج و هزینه است و ما این مساله را که تماما بر محور مطبوعات میچرخد به منبع درآمدی سرشار برای حکومت خود تبدیل میکنیم و................................... بدون خواست ما هیچ نشریه ای منتشر نمیشود(صهیونها رای اینکار توضیح دادن که اعتبار نامه های مطوعات رو خودشون در دست میگیرن تا به هر کی خواستن بدن و ........) این موضوع همانطور که میبینیم در همین تعداد اندک بنگاههای خبری در خال پیاده شدن است. و......................................
به مساله مطبوعات و نشر در اینده باز میگردیم هرکس که بخواهد انتشاراتی یا کتاب فروشی و.... باز کند باید از یکی از موسسه های آموزشی مدرک و جواز بگیرد که در این صورت اگر لغزش یا مخالفتی از او سر بزند بیدرنگ مدرکش را میگیریم و.........
اکنون به بررسی مجلات ورساله ها میپردازیم .اینها را هم مانند مطبوعات مشمول هزینه مالیات پستی خواهیم کرد و.........(برای مطبوعات در قبل توضیح دادند که من با این یک اش کردم) ادبیات و مطبوعات مهمترین ابزار آموزشی هستند و این در اختیار ما قرار میگیرد و...........اگر برای مثال برای دیگران پروانه انتشار ده روزنامه بدهیم برای دار و دسته خود پروانه انتشار سی روزنامه میدهیم و .......البته افکار عمومی در اعمال ما شک نخواهند کرد چون تمام روزنامه های وابسته به ما ظاهرا گرایشهای مختلف و ارای متضاد را چاپ میکنند و این امر توده مردم را گمراه میکند و رقبای ما را که نسبت به ما بدگمان نیستند به ما نزدیک میکند و ما آنها را در چنگ و دندان خواهیم گرفت و دیگر خطری از جانب آنان ما را تهدید نمیند(مصداق بارز را میشود گفت گروه یاسر عرفات بود که به شرح آن بعدا میپردازم البته اگر وقت داشتم) و.....................
(این پروتکل بیشتر در مورد نقش مطیوعات است و اینکه صهیونها میگویند که باید چطور از آنها استفاده کنند و همونجور که در قبل خوندین حتی به خودشونم رحم نمیکنن و میگن برای اینکه کسی شک نکنه خودمان رو باید مطبوعات ببرن زیر سوال و......)


خوب بچه ها علی الرغم اینکه گفته بودم جمعه میفرستم اما بازم تونستم یک کارم رو غقب بندازم و این ها رو بنویسم برای اینکه ارسل طولانی و خسته آور نشه تا اینجا تمامش میکنم و میام به سوالت شما جواب میدم تا ارسال بعدی پرونده پروتکلها رو ببندیم)

Ernesto_Rommel
2007-Nov-08, 12:02
پروتکل سیزدهم :
نیاز به نان روز انه گوییم را وادار میکند که به ما رو بیاورد وبا میل و رغبت خدمتگزار ما باشند.................. برای اینکه اذهان توده عموم را که مزاحم هستند و نیز بهانه جو از بحث پیرامون مسایل سیاسی منحرف کنیم آنها را به وادی مشکلات جدیدی در زمینه ی بحث صنعت و تجارت میکشانیم و رهایشان مسیازیم تا در این زمینه ها غرق شوند و هر چه میخواهند بحث کنند و..........
وقتی حکومت ما برپا شود وظیفه ی لیبرالها و اتوپیستها یا رویا پردازان خیالباف به پایان خواهد رسید. اما تا ان زمان کار این عده برای ما مفید خواهد بود.............

پروتکل چهاردهم:
زمانی که پادشاهی خود را برپا کردیم اجازه نخواهیم داد هیچ دینی جز دین ما که دین خداوند یکتاست وجود داشته باشد .خدای یگانه ای که مقدرات ما به عنوان ملت رگزیده در دست اوست و به واسطه ی این دین سرنوشت دنیا به سرنوشت ما وابسته شده است.پس بر ماست که تمامی ادیان دیگر را در هر شکلی که باشد جارو کنیم..................
فلاسفه ما پرده از روی معایب باورهای دینی «گوییم» برخواهند داشت اما هرگز اجازه نخواهیم داد که کسی به منظور پی بردن به مقاصد واهداف واقعی دین ما ، آنرا مورد برریسی وبحث و تحقیق قرار دهد و............

پروتکل پانزدهم:
وقتی موفق شدیم از طریق کودتاهایی که ترتیبی خواهیم داد تا در سراسز جهان همزمان علیه حکومتهایی که کاملا ضعیف و پا در هوا شده و این امر بر مردم نیز اشکار گردیده است، حکومت خود را برپا میکنیم.که شاید یک قرن دیگر به این هدف خود برسیم..................
.......انگیزه گوییم برای راه یافتن به محافل فراماسونری معمولا حس کنجکاوی و فضولی و یا امید به دست یافتن به شهرت است..گروه سومی هم هستند که آرزویشان این است تا در برابر مردم بایستند و سخنرانی کنند و به به و چه چه از مردم بشنوند...............
وقتی ما توانسته ایم گوییم را که به سبب کودنی و ذهن بسته ای که دارند به سمت چنین اندیشه های نادرستی پیش ببریم آیا این خود دلیل روشنی بر رکود و عقب ماندگی ذهنی آنها در مقایسه با ما نیست؟ و این نکته ای است که موفقیت ما را تضمین میکند.چقدر پیشینینان ما حکیم و مال اندیش بوده اند آنجا که گفته اند در راه رسیدن به هدفهای بزرگ ابزارها و قربانیان اهمیتی ندارد و.......هر موجود زنده ای عاقبت میمیرد پس بهتر است قبل از اینکه اجلمان رسد اجل کسانی را که سد راه ما میشوند نزدیک نماییم...........

پروتکل شانزدهم:

....شناخت نادرست مردم از حکومت نتیجه ای جز ظهور افکار خیال پردازانه و اتوپیایی و تباه کردن آنها ندارد.......................
(این پروتکل بر لزوم عثیم کردن برنامه های اموزشی و دانشگاهها و نحوه انجام این اعمال و نیز تبلیغ قدرت جدید در مدارس و...........بیشتر صحبت میکند)

پروتکل هفدهم:
.......هم اکنون ازادی وجدان در همه جا حاکم است و ما تا فروپاشی کامل مسیحیت چند سالی بیشتر فاصله نداریم.........

وقتی زمان نابودی دربار پاپ فرا رسد انگشتان بک دست نامریی آشکار خواهد شد و به مردم اشاره خواهد کرد که پیش به سوی این دربار.اما وقتی ملتها یورش بردند ما تحت پوشش دفاع از آن و جلوگیری از خونریزی یه سوی این دربار خواهیم شتافت و با این بازی دستهای خود را به شکم اآنها فرو خواهیم برد و تا زمانی که قوای آن کاملا متلاشی نشود و از حرکت با نایستد آنها را بیرون نخواهیم کشید............... ما جاسوسان خود را از بین طبقات خوشگذران و بالا و پایین جامعه ، اداریهای عیاش ، روزنامه نگاران ، رانندگان و خدمتکاران و.........انتخاب خواهیم کرد. این افرا درست مانند پلیس بدوون قدرت هستند.حق هیچگونه اقدامی ندارند و... مسوول اقدام این گزارشها پلیسان مجرب و ماهر هستند و مسوولیت دستگیری آنان را ژاندارمری و پلیس شهری خواهد داشت و.................


پروتکل هجدهم:
هر گاه مصالح ما اقتضا کند که دفاع سری خود را با اتخاذ تدابیر خشن و بیرحمانه (که این خطرناکترین سم برای حکومت است.توضیح اضافی متعلق است به خود سخنران کنگره) تقویت کنیم ، به وسیله ی تعدادی از سخنرانان زبان آور ، عوامل وقوع بی نظمی و پیدایی مظاهر خشم و نارضایتی مردم را پدید میاوریم.عده زیادی از مردم گول حرفهای آنان را خواهند خورد و دور آنان جمع شده در این هنگام اراذل اوباش سر میرسند و پلس نیز به همینگونه و بدین ترتیب پلیس به منازل آنان یورش میبرد و مردم را بازجویی میکنیم(نیروهای پلیس از مزدوران صهیونها هستند بچه ها) و آنان را تحت نظر و کنترل میگیریم و..........
.......کار محافظت از حکام ما را گروه بسیار کوچکی از نیروهای گارد به عهده خواهند گرفت ، زیرا ما به هیچ روی نمیتوانیم قبول کنیم توطئه ای علیه آنان صورت بگیرد و خود آنان نتوانند آنرا کشف و خنثی کنند .....................
تدابیر دفاع علنی نشانگر ضعف درونی دستگاه حکومت است...............
ما پیش از این گوییم را به پیمودن روش دیگری وادار می کردیم و به کمک همین روش توانستیم سرانجام تدابیر دفاع علنی را که اکنون گویی به ان رسیده ببینینم................


پروتکل نوزدهم:
...................برای آنکه افسر شجاعت و قهرمانی را از سر مجرم سیاسی بر داریم او را در ردیف درد ها و آدمکشان و تبهکاران و دیگر مرتکبین پستترین و شنیعترین جنایتکاران محاکمه خواهیم کرد................
تاکنون ما نهایت سعی خود را کرده ایم و فکر میکنیم موفق نیز شده ایم تا دریافتیم که گوییم توانایی به راه انداختن اشوب را ندارند.برای رسیدن به این هدف مطبوعات و کتابها را که با وسواس زیاد نوشته شده بودند را به خدمت گرفتیم.....................


پروتکل بیستم:
............در حکومت اینده ی ما پادشاه از خصوصیتی معنوی برخوردار خواهد بود ، خصوصیتی که به موجب آن مالک همه چیز در حکومت به شمار میاید و..........
مالیات بستن به فقرا بذر انقلاب را می افشاند و همچون موریانه ای است در پیکر حکومت که در پی به دست آوردن اندک پولی از فقرا است که هیچگاه مشکلش را حل نخواهد کرد و........
البته حاکمیت سیستم مالیاتی جدید به نفع ماست چون در ایجا ناآرامی موثر است.........بحرانهای مالی که برای گوییم شکل داده ایم فقط با خارج کردن پول از چرخه انجام داده ایم..................(همانطور که میدانید یهودیها و صهیونها پول خود را وارد چرخه میکنند و بعد یکباره......)
.......... در حکومت ما جای برای رکو پول وجود نخواهد داشت و به همین دلیل چیزیبه نام اوراق بهره نیز وجود ندارد. و فقط اسنادی با بهره یک درصد منتشر خواهد شد(دوتان تو این پروتکل نحوه فعالیتهای اقتصادی رو گفته که من دیگه چون زیاد بود نیاوردم و هم اینکه هیمن مشکلات الان واسه همه وجود داره)

پروتکل بیست ویکم:
(خلاصه پروتکل) ما همان جور که در پروتکل بعدی صخبت از وام قرضه خارجی کردیم در این پروتکل نحوه استفاده از آن را برای خودمان توضیح میدهیم.ما به کشورهایی که به این وام احتیاج دارند این وام را میدهیم .دولت اعلام میکند با فلان و بهمان کس پول گرفتم با این شرایط در صورتی که اینگونه نبوده و آنان از ما روه و...میگیرند و ما این موضوع را بعدا افشا میکنیم مگر به شرطی که دولت مورد نظر با ما راه بیاید و..............(خودم متن رو نوشتم چون زیاد بود مفهوم کلی رو آوردم)


پروتکل بیست و دوم:
در تمام مطالبی که تاکنون برای شما بیان کردم هدفم این بود که از انچه در آینده پیش خواهد آمد و انچه امروز میگذرد و نتیجه آن به صورت سیلی از حوادث انبوه بزودی اشکار میگردد و نیز ار راز روابط ما با گوییم و فعالیتهای مالی و اقتصادی خودمان تصویر دقیقی به شما ارائه دهم..................
دهشتناکترین نیروی حاضر یعنی «طلا» در دست ماست.ما میتوانیم در ظرف دو روز هر مقدار طلا که بخواهیم از خزانه های خود بیرون آوریم.مسلما نیازی نیست که حکومت اینده ی ما برخاسته از اراده ی خداوند است.................حکومت ما حکومتی باشکوه خواهد بود زیرا به زی قدرت کامل و فراگیر اراسته است.....................


پروتکل بیست و سوم:
برای آنکه ملتها به فرمانبرداری از ما خو بگیرند باید به آنها درس فروتنی و قناعت داد.راهش هم این است که از تولید اشیای لوکس و وسایل بی ارزش تزیینی و تجملی بکاهیم.با این کار اخلاق عمومی که بر اثر غرق شدن در تجمل پرستیهای مهلک تباه شده بود اصلاح میشود ............
تکرا ر میکنم مردم فقط فرمانبردار دستهای قدرتمندی هستند که مستقل و برکنار از همه آنها بر ایشاه حکومت کند.ملتها باید احساس کنند این دستها همچون شمشیری است که رای مبارزه با بیماریهای اجتماعی و ریشه کن کردن آنها از نیام کشیده میشود و.............
در این هنگام میتوانیم به ملل جهان بگوییم : خداوند را سپاس گویید و سر تعظیم فرود آورید در مقابل کسی که مهر سرنوشت انسان در پیشانی اوست.انسانی که خداوند ستاره ی خود را نصیب او کرد و با اینکار روشن ساخت که تنها او میتواند ما را از بند تمام نیروهای و شروری که گفتیم آزاد کند.


پروتکل بیست و چهارم:
در پایان راجع به تقویت سلاله ی داوودی به نحوی که تا پایان روزگار ادامه یابند صحبت میکنم.راز این ماندگاری در درجه نخست نهفته در همان اصلی است که دانشمندان ما را تا امروز قادر ساخته است امور جهان را بچرخانند.این اصل هدایت فکری جامعه بشری است.
اگر در ضمن تحصیل و اموزش کسانی که برای نشستن بر تخت سلطنت داودی انتخاب شده اند سبک مغزی یا سستی یا هر عمل دیگری از این قبیل که عامل تباهی حکومت و قدرت است و حاکم را در انجام وظایف و مسوولیتهایش ناتوان میسازد و به حیثیت مقام سلطنت صدمه م یزند، از او سر بزند مانع رسیدن به تاج و تخت آنها خواهیم شد.................
برای آنکه ملت پادشاه خود را از نزدیک بشناسد و او را دوست بدارد لازم است که وی در میدانها و صحنه های عمومی با آنه گفتگو کند و..........
پادشاه یهود نباید تسلیم خواسته های خود ، بویژه جسمانی باشد.او نباید اجازه دهد که غریزه سرکش بر او مسلط شود........... پادشاهی که از تبار پاک داود است و بار بشریت را به دوش میکشد و در لباس سرور بزرگ بر سراسر جهان حکم میراند باید همه شهوات و خواسته های فردی را در راه ملت فدا کندوسرور بزرگ ما باید مبرا از هر عیبی باشد.او باید الگوی برتر باشد

امضا کنندگان: نمایندگان درجه 33 صهیون(این درجه عالیترین درجه فراماسونرهای یهودیت است زیرا امضا کنندگان پروتکلها بزرگترین فراماسونرهای جهان بودند.

بچه ها توضیحات کتاب در مورد بعضی پروتکلها تو ارسال بعدی میاد همراه یه سری نظریه جدید و..........

Ernesto_Rommel
2007-Nov-08, 20:56
خوب حالا که نوشتن پروتکلها تموم شده ما به توضیحاتی که در پاره ای موارد کتاب داده توجه میکنیم و همچنین اینا چند سوال رو که بعد از خوندن پروتکلها برای آدم پیش میاد حدس زدن و جواب دادن و منم اونا رو نقل میکنم اگر جایی دیدین ناقص میتونین بپرسین تا بیشتر در موردش توضیح بدم.بیشتر دلم میخواد از خود کتاب نقل کنم تا دوستان فکر نکنن همین جوری حرفا رو میزنم (البته بعضی جاها حقیقتا مثالهای کتاب نامفهوم برای همین خودم چند مثال رو اضفه کردم)

بی گمان خواننده پس از این برنامه و تامل در محتوا و برد و روح و عوامل و ابعاد و اهداف آن خواهد پرسسید: یهود دیگر چه نژادی است که برای به تباهی کشاندن تمامی بشر و محو تمدن و ادیان اسمانی چنین برنامه ای را در سر میپروراند.به عبارت دیگر این چه نوع جنون یا انحرافی است؟ همچنین خواهد پرسید : ایا ممکن است چیزی از این جنون در نیمه قرن دوم حاضر تحقق خارجی پیدا کند؟
جواب آن اسان است: یهود از همان ابتدای پای نهادن در صحنه هستی یک مجموعه بشری ناچیز بوده است.مورخان بی طر اتفاق نظر دارند که یهودیان زمانی که در فلسطین بر محور کوچک خود میچرخیدند حتی در ایام شائول و داود و سلیمان ، یک مشت مردمی بودند که همواره مستعد برای اینکه بادهای حوادث آنها را در میان امپراطوریهای بزرگ وادی نیل و فراتو عراق و سوریه بپراکند.آنها چه در زمانی که به نام بنی اسراییل خوانده میشدند و چه در زمانی که به نام یهود یاد میشوند یعنی پس از پایان عصر سلیمان نتوانستند جای قابل ملاحظه ای از صفحات تاریخ جقیقی را بگیرند ، بلکه در حواشی آن باقی ماندند.در فلسطین هیچ بنایی در محیط یا عمرانی که نشان دهد تمدنی دئاشته اند و یا منشا هنری در محیط خود بوده اند ، پباقی نگذاشته اند(البته دوستان حتما توجه دارند که نویسنده خود کتاب یک عرب نااسیونالیست افراطی در سال 1967 بوده بنابراین در بعضی مواقع خروج از اعتدال دیده میشود و هر چند زیاد نیست اما ممکن است این سوال پیش بیاید که خوب معلومه وقتی یه دشمن صهیون کتاب مینویسه چی میگه اما در جواب باید گفت که بیش از 90 درصد موارد گفته شده در تمام کتب تاریخی تایید شده اند که در ادامه می اید) تنها اثر آنها تورات است که ثمره ی هزار و پانصد سال میباشد.یهودیها سپس دوران اسارت و پس از آن یه اساطیر و حماسه ها و خیالبافیهای فوق تورات چنگ آویخته اند تا آنجا که در کنار این کتاب در سده ی نخست میلادی تلمود را ساختند .تلمود چونان سپری یهود را از نابود شدن حفظ کرد مایه ی امید نان شد.تلمود از ابتدا تا انتهایش دنیای یهود را تشکیل میدهد.
زبان عبری کهن یک زبان نامفهوم و خشک بود اما به تدریج از زبان کنعانی تاثیر پذیرفت تا جایی که به گویشی همانند آن تبدیل شد.
زمانی که کنعانیان در شهرهای بارو دار زندگی میکردند و در سرزمین خود کنعان از تمدنی برخوردار بودند و نیز به همین گونه فلسطینیان(بچه ها متاسفانه من چون تاریخ سرزمین کنعان رو نتونستم کامل بنویسن چون حقیقتا خیلی درازه و فقط به ذکر نکات مهم اون پرداختم ولی این رو اضافه کنم که فلسطینیان جدا از تیره کنعانیان هستند هر چند با آنان ازدواج و... داشته اند اما بازم دو گونه جدا بوده اند) اما این یهودیان خشک و خشن نه تمدنی داشتند و نه هنری . به دشتهای محل اقامت کنعانیان یا فلسطینیان میرفتند تا برای آنها کارد گاو آهن یا داس بسازند............
بنی اسراییل تاثثیرات فراوانی از کنعانیان پذیزفتند بیشتر اخباری که در تورات پیرامون آفرینش جهان و طوفان و تمجیداز اله «ایل» آمده است،بنی اسراییل آنرا از تمدتن کنعانی و عراقی گرفته است.........بنی اسراییل بر اثر اسارت و پراکندگی مضمحلل شذند اما از 20 قرن پیش به تورات و تلمود و افسانه نامعقول قوم برگزیده چنگ زدند.آنها این افسانه را
گرفتند و پیرامون آن خیالبافی و اسطوره سازی کردند و زبان به تمجید از گذشته ی خود بویژه حضرت سلیمان و عصر او گشودند .تمجیدی که نه تاریخ آنرا تایید میکند و نه حقیقت و واقعیت. اگر هم یهود در روزگاران گذشته ی خود واقعیت نژادی سامی داشته اند این واقعیت را به تدریج از دست داده اند.نه فقط به دلیل اسارت بلکه همچنین به علت آمیزش اجباری با ملتها و پراکندگی نا خواسته ایشان............دانش انتروپولوژی یا انسان شناسی نیز که از سده پیش پا به عرصه گذشت با دلیل و مدرک آنرا اثبات میکندبسیاری از اهالی مرکز ، جنوب و شرق اروپا در سده های نخستین میلادی یهودی شدند.همچنین در سده 8 و 9 خزرها در جنوب روسیه آیین یهودی گرفتند . و نیز اقوام زیادی از اسلاوها و صقالبه یهودیت را پذیرقتند.در طول زمان مشتی یهودی سامی نژاد در گروههای یهودی گم شدند و به مرور زمان و تحت تاثیر درهم ریختگی ناشی از ازدواج و فراوانی یهودی شدگان آریایی نژاد جریان یهودی به سمت اقامت در هر سرزمینی که در آن یهودی وجود داشت روی آورد و.........
از این مطلب ادعای یهود که امروز یا از ربع سده گذشته به آن چسبیده اند و میگویند ضد یت اروپاییان با آنها این است که سامی هستند و نه آریایی آشکار میشود.به اعتراف پروتکلها این نفرت از یهود یا به اصطلاح جدید«آنتی سمیتیزم» را خود یهود به وجود آورده اند تا در راه تحقق بخشیدن برنامه ی خود از آن بهره برداری کنند.اگر شما امروز بتوانید چند یهودی اسلاو ، خزری، هندی،جینی ، یمنی و حبشی در کنار هم گرد آورید خواهید دید به جز دو نفر آخری خواهید دید قیافه ظاهری آنها به نژاد غیر سامی میخورد...................
بهترین ایام یهود پس از دوران پراکندگی در امپراطوری عربی و اسلامی گذشت.آنها بویژه در پناه دولت عباسی عراق،ایوبیان مصر و امویان اندلس و مغرب روزگار به امنیت گذزاندنداما یهودیها بعد از آن تقریبا در تمام کشورهای اروپایی تعقیب شدند و بعد از صدها سال ( از ابتدای جنگهای صلیبی) مبارزه با قلمرو پاپ و کاتولیسم به تدریج وارد جهان معاصر شدنداما با داشتن این مهر بر پیشانی خود: یهود نژادی است آمیخته و فاقد هویت «نژادی» .

از مدتها پیش سامیت از آنها جدا شد.اگر از گروهها و اقوامی که در صحنه تاریخ بشری نماشان کلا محو گردید و نابود شدند بگذریم هیچ گروه بشری در سراسر تاریخ به اندازه یهود هویت و حقیقت نژادی خود را از دست نداده است.
آنها در برنامه خود یا همان پروتکلها اعتراف میکنند که اسارت بابلی برای یهودیان تبدیل به یک نعمت شد زیرا آنها را در مسیری انداخت که به صورت یهودیانی جدا از سایر ملل درآمدند و عقیده قوم برگزیده را دنبال کردن و.........حتی بعد از انقلاب فرانسه که شروع به طرح برنامه ای بر دو اساس کردند یکی اینکه:عقیده به اینکه یهود قوم برگزیده است.دوم اینکه: عقیده به ایکه قوم برگزیده میتواند جهان را به تباهی بکشاند و آنرا از کار بیندازد و ویرانش کند تا بر خرابه های آن یک سلطنت یهودی –داوودی برپا سازد.سلطنتی که به تنهایی بر سراسر جهان و مردم آن که حیواناتی هستند از نظر عقل و ذهن و فهم عقب مانده ، فرمان براند.در پروتکلها اشاره های فراوانی به این عقیده یهود که قومی برگزیده است و نیز به فراماسونری شده است.اما در اینکه آیا آنها میتوانند به هدف مطلوب برسند به گمان ما دیگر دیر شده است(سال 1967) و فرصت را از دست داده اند.با این حال مدتها طول خواهد کشید تا آمریکا و انگلیس از حالت تخدیر و بیهوشی یهودی خود به در ایند.مهمترین عامل این بیهوشی نه طلا و نه زن و نه جاسوسی مسیحی نمایی است.( هر 3 اینها جز دلایلی است که عربها شکست خوردند البته اگر از دست نشانده بودن حاکمانشان و نیز احمق بودنشان بگذریم.میدونید چیه بچه ها صهیونها در بعضی جاها درست گفتند که مثلا انسان تاریخ یادش نمیمونه و یا اینکه میتوان یک حاکم را نوکر بی چون و چرای خود کرد این صهیونها با این کارها به راحتی جنگها را بردند والبته جالب اینه نه بصورت مستقیم و توسط خودشون) یهودیانی که در ظاهر مسیحی هستند ولی در واقع یهودی هستند و این از زمان اخراج از پرتغال و اسپانیا اینگونه شده ویا کسانی که اسلام آوردند و به (دنمه) معروف شددند نیز اینگونه بودند.
یهودها بارها خود را سازماندهی کردند اما دو سازماندهی بزرگ آنها یکی در حوالی انقلاب فرانسه و دیگری در نیمه قرن گذشته در روزگاران کارل مارکس.آنها سرانجام در سال 1897 برنامه ی خود را جمع بندی کردند و مچموع آنرا در قالب دستورالعمل سری به نام پروتکلها ریختند

بچه ها این خلاصه ای بود از توضیحات خود کتاب که به نکات تاریخی هم گوشه چشمی داشت اما یک تحلیل دیگه از کتاب رو میارم وبعد میریم سراغ آمریکا.

هدف نهایی و آخرین مقصد در پروتکلها عبارت است از:
1.از میان برداشتن روسیه تزاری
2.از میان برداشتن تاج و تختهای اروپایی
3.از بین بردن قلمرو پاپ
4.انتخاب اروپا به عنوان پایتخت(موقت)پادشاهی خود
5.قلمداد کردن ملتها ئ اقوام به مثابه حیواناتی که فق افریده شده اند تا قوم برگزیده بر انها فرمان براند
6.نابود کردن و تکه تکه نمودن ملتها و اقوام و تخریب جوامع قبل از برپایی پادشاهی داوودی
7.با تشکیل پادشاهی داودی-صهیونیستی جهان به روزگار پربرکت دولت یهود قدم میگذارد
8.زمان لازم برایرسیدن به هدف یک قرن است و آغاز آن 1897 میباشد
9.بعد از محو ادیان و تمدن و تاسیس سلطنت داودی دین موسی تنها دین جهان و پادشاه یهود پاپ سراسر جهان است.
10.مهمترین ابزار اجرایی این برنامه با پروتکلها قبالای سری و فراماسونری یهودی و با هر دو شعبه آن است.یکی شعبه فراماسونری سری منحصر به یهود و دیگری فراماسونری گوییم.گروه اخیر مزدورانی هستند در خدمت اوامر فراماسونری سری ئ ترور و قتل مخفیانه تمام کسانی که با اوامر فرامساونری عالی مخالفت میورزند.
11.در دین موسی پاره ای از اسرار وجو دارد که این اسرار را منحصرا تعداد اندکی از ارکان دولت یهود میدانند.
12.تخریب اقتصادی ،اجتماعی،مطبوعاتی، و اخلاقی جاعه و پخش عمومی میکروبها ی واگیر دار مطالبی هستند که در 24 پزوتکل آمده است.
13.آنها در پروتکلها از توضیح زیاد پیرامون دو نکته لب فرو بسته اند.نکته اول:یهود آزاری و نکته دوم : فلسطین است.در نکته دوم سرزمین فلسطین ویا به تعبیر صهیونها سرزمین اسراییل است.علت سکوت آنها در این مورد همان است که خودشان در هنگام صحبت از برنامه شان در مورد نابودی قدرت پاپ و قرار دادن اروپا به عنوان پایتخت اظهار داشت اند و گفته اند که پرداختن به ادیان دیگر فعلا در زمان طرح برنامه پروتکل ها زود است.مقصود آنها از ادیان دیگر امپراطوری عثمانی میباشد.سران صهیون در ان سال عملا نفوذ خود را در این امپراطوری شروع کرده بودند.بنابراین به نظر این سران فلسطین با ۀینده امپراطوری در ارتباط بود و آنها سخت میکوشیدند که این آینده را به تباهی بکشانند و دیدیم که 20 سال پس از طرح این برنامه در سال 1917 به اعلامیه بالفور دست یافتند(بچه ها لازم به ذکر است که صهیونها پس از کنگره همون جور که گفتم آژانس یهود رو درست کردند و همین آژانس ماموریت یافت بره تا بهترین کشور رو انتخاب بکنه برای مثلا ارض موعود .و اونا همون اول پیشنهاد فلسطین رو میدن و به دنبال همین کار میرن به حضور پادشاه وقت عثمانی اما این بخت برگشته قبول نمیکنه و اونا رو از حضورش دور میکنه چند بار دیگه این اتفاق میافته و وقتی که صهیونا میبینن طرف حاضر به همکاری نیست طبق پروتکها عمل میکنن و با طرح موضوعی اونو از سر راه بر میدارند و بعد که از پادشاهی کنار رفت به زندگی اش خاتمه میدند و آها راستی یادم افتاد قضیه این کشتار ارامنه هست این خودش یکی از دلایل برکناری پادشاهه بوده و به خاطر همین ترکیه سالهاست جور اون زمان رو میکشه در مقاله آمریکا توضیحش میدم.)

Ernesto_Rommel
2007-Nov-08, 20:57
تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا:




بچه ها شالوده این نوشته از خواندن کتابهای مختلف در مورد آمریکا و سیاستهاش و نیز کتاب تاریخ پنهان و ناگفته آمریکا گرفته شده.من خودم همیشه به این فکر میکردم دلیل حمایت آمریکا از اسراییل به این شکل گسترده چیه و حدسهایی زده بودم اما حقیقتش رو بخواهید هیچ وقت فکر چنین چیزی رو نمیکردم من میگفتم مثلا طبق فلان منافع معلومه که آمریکا از اسراییل حمایت میکنه اما راستش رو بخواید هیچ وقت کامل قانع نشدم تا اینکه پروتکلهای صهیون و کتاب ناگفته ها رو خوند اونوقت دیدم بسیاری از متونش درسته و با وقایع همخوانی داره ، هر چند حقیقتا این حرفا یه کم باور کردنش سخته اما در پایان با یک نتیجه گیری میشه اثباتشون کرد..اما اول یه خلاصه از موضوع رو همین اول از زبان مترجم(نصیر صاحب خلق) میگم و بعد توضیحشون میدم.و نیز یه توضیحی در مورد نویسنده کتاب.البته از متن کتاب فقط در مواردی و اونم در ارسال بعدی استفاده شده.

کتاب «تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا » اثری است از «عدنان اکتار» اندیشمند و نویسنده ترک ، معروف به هارون یحیی. عنوان اصلی اثر «نظم جدید ماسونیک» و در بردارنده تاریخ شکل گیری و تحولات سیاسی ، اجتماعی، و فکری پانصد ساله صلیبی –صهیونی غرب است.

نوشته ای که روبه روی شماست داستان آمریکاست.داستانی که یا اصلا و یا به تمامی گفته نشده است .در مورد اینکه آمریکا چگونه کشف شد؟ سخنهای بسیاری گفته شده است اما اینکه چرا کشف شد و با چه هدفی این اقدام انجام شد ناگفته ها بسیار است.ناگفته هایی مثل انگیزه های قومی کشف آمریکا،یهودی بودن کریستف کلمب،حامیان یهودی او در دربار پادشاه اسپانیا و انگیزه های قومی ، توراتی و کابالایی کاشف آمریکا ، کشتار اقوام سرخ پوست و یا بومیان آمریکا و انگیزه های توراتی این امر و فجایع انسانی به بار آمده توسط کریستف کلمب و مهاجرین پیوریتان بعد از او در امریکا ،نقش یهودیها و پیوریتانها در شکل گیری امریکا به عنوان یک دولت ونقش یهود و فراماسونها در آن.

بعد از جنگ سرد و پایان یافتن آن آمریکا اعلام دکترین نظم نوین جهانی کرد و به فکر تسلط بر جهان افتاد و اندیشه مخالف جدی با این عمل از بنیان اسلام بلند میشود زیرا اسلام دشمن جدی نظریات سرمایه داری استوو به همین دلیل از همان زمان آمریکا محاصره مسلمانان را شروع کرده البته هر کشوری بنا به مقاضیات خودش.اما جالب اینجاست کسی نمیپرسد این کشور که خود را ابر قدرت محسوب میدارد چرا و چگونه شکل گرفت .؟ وچرا حامی سرسخت اسراییل و یهودیت است و چرا هر کس بخواهد راجع به آنان افشاگری ویا حتی تحقیق کند باید به شدیدترین نحوه ممکن تنبیه شود.دوستان آیا منافع مشترک آمریکا را به اسراییل گره زده است و یا اهداف دیگری پشت پرده میباشد.یا مثلا چرا در فرانسه و انگلیس بیشترین حمایتها از یهودیت میشود.چرا آیین پروتستان اینگونه با یهود برخورد میکند و چرا اونها رو به عنوان فرد برگزیده قبول داره؟چرا آیینشون بسیار به یهودیت و تورات شباهت داره ؟ من یه سری نظریه در مورد اینا رو میارم بدون استفاده از پروتکلها و یا کتب ناگفته ها وفقط این اون استدلالاتی که معمولا در دنیا سیاست میارن و منم الان اونا رو نقل میکنم و بعدش راجع به متن کتاب میگم اونوقت خودتون قضاوت کنید این کشور بحث برانگیز چیه؟


معمولا وقتی ما میخواهیم دلایل حمایت کشوری رو از کشوری یا گروهی بیاریم به بحث منافع برخورد میکنیم.منافع در مورد هر کشوری وجود داره ، هر کشوری برای اینکه ملت و مملکت وحکومتش پایدار بمونه باید به فکر منافع خودش باشه.این منافع چی هستند و چگونه شکل میگیرند.منافع مثلا ایران در چی هست و در چی نیست .مثلا آیا به نفع ماست عراق در آشوب باشه ؟ آیا به نفع ماست اسراییل در کنار مرزش دشمن داشته باشه ؟ آیا به نفع ماست که در منطقه آمریکای لاتین دخالت کنیم؟ آیا به نفع ماست در آفریقا دحالت کنیم؟
این منافع به نوعی سیاست یک کشور رو چه در داخل و چه در خارج تشکیل میده.منافع رو اگر داشته باشی در اون صورت کشورت با رشدی چشمگیری مواجه میشه و.........
اما ما میخواهیم بدانیم منافع آمریکا در جهان چیه؟ میخواهیم بدونیم منافع آمریکا از زمان به وجود آمدن و تا زمان جنگ جهانی اول و همچنین جنگ جهانی دوم چیه؟ آیا آمریکا به خاطر منافع بلند مدت یا کوتاه مدتش با متفقین همکاری کرد یا اینکه اهداف دیگه ای داشت؟ منافع آمریکا در زمان جنگ سرد چی بود وسیاستش رو چطوری با اون هماهنگ کرد ؟ و.....اما ما در اینجا به بحث بعد از جنگ میپردازیم و یواش یواش به تمام سوالات قبلی در مورد آمریکا میرسیمم. آمریکا از بعد از جنگ سرد برای اینکه خودش رو پادشاه جهان بدونه احتیاج داشت که منافعی رو داشته باشه در هر نقطه جهان(حال ممکنه اون منافع به شکل تهدید البته ظاهر بشن!!!) و همچنین احتیاج داشت که منابع نفتی خاور میانه در دست خودش باقی بمونه و از طرف دیگه همون طور احتیاج داشت برای تامین امنیت خودش منطقه آمریکای لاتین در اختیارش بمونه و همین جور آفریقا برای تامین مواد اولیه خام و....
میبینیم که آمریکا در هر جا که پای منافع و سودش در میون بوده وارد میدان شده ایا اینبار هم آمریکا به خاطر منافعش از اسراییل حمایت میکنه؟
برای این سوال چندین جواب هست براساس چندین نظریه مختلف یکی از اونا اینه:
آمریکا از بعد از جنگ سرد دشمن جدیدی به عنوان کشور رو در مقابل خودش نمیدید(البته تا قدرت گیری مجدد روسیه و نیز بیدار شدن اژدهای زرد یعمی چین) اما یک دین را در مقابله با خودش یافت.دینی که قبل از او ، بریتانیا و اسپانیا و...با اون روبرو شده بودند و حتی پاپ گفته بود برای شکست دادن پیروان این دین تنها یک راه است و آن تهاجم به پایه و ریشه دین اونها یعنی قرآن و.. و نیز حمله فرهنگی به اونا است کاری که یک بار در الجزایر جواب داده بود.اسم این دین اسلام بود و پیروانش.کسانی که پیرو این دین بودند خود را ملزم میدانستند در مقابل هر کسی که میخواهد دین آنان و روشی را که برای زندگی به آنان داده نابود کند بایستند.اما این تقابل از کجا نشات میگرفت؟ جواب این است آمریکا و پیشینیان او همگی سعی بر سلطه بر مسلمانان داشتند و از طرف دیگر اهدافی که آنان برای خود برگزیده بودند در تقابل با اندیشه های دینی اسلام بود.آمریکا با نظام سرمایه داری اندیشه فتح جهان رو در سر میپروراند و این مقابل اندیشه ی اسلام و کشورهای پیرو اون بودند(دوستان اگر از منظر کشورهای مسلمان مثلا به قضیه نگاه کنیم به خاطر پیروی اونها از دین مبین اسلام منافع آنان ایجاب میکرد که جلوی چنین کشوری بایستند هر چند اکثرا توان این رویارویی را نداشتند و یا نابود شدند یا تحت سلطه در امدند و در ضمن این نوع از منافع به دور از منافع ملی و میهنی است و همینجا اختلاف نظر وجود دارد که ایا باید به خاطر منافعی بالاتر از کشور حاضر به جنگیدن شد که جوابی دراز دارد که از حوصله بحث کاملا خارج است.و در ضمن سیاسی میشود!!!!) به هرحال آمریکا تصمیم به محاصره اسلام میگیرد کاری که پیشینیان نیز کردند و یکی از اعمالی که انگلیس نیز به فکر انجام آن افتاده بود این بود که کشوری را در مجاورت مسلمانان ایجاد کند تا هم از شر مسلمانان خلاص شود (چون درگیر جنگ با کشور متجاوز شوند) و هم از شر پیروان دینی به نام یهود خلاص گردد ولی هدف اصلی کنترل و سلطه بر مسلمانان بود بدین شکل که با بزرگ جلوه دادن اسراییل(یا همان کشور متخاصم) حضور خود را در منطقه افزایش دهند و تحکیم ببخشند.و این کار از سالها پیش به ذهن انگلیسیان افتاده بود و البته خود یهودیان نیز بدین کار تمایل نشان داده بودند و مذاکرات بین آنها جریان داشت و با افتادن هر اتفاق تازه ای این پیوند محکمتر گشت زیرا یهودیان در جنگهای جهانی کمک شایانی به متفقین در کل کرده بودن (مانند دادن پول و ارز واخبار و اطلاعات مهم دشمن و جاسوسی و در اختیار گزاردن 5هزار یهودی جوان وآماده مبارزه ((که البته صهیونها هدف دیگری نیز داشتند ،آماده سازی ارتش خود بر پایه این 5هزار نفر که در نهایت اینچنین نیز شد البته نباید بگذریم که انگلیس اموزش دادن چنین نیرویی را از سال 1917 تضمین داده بود و علاوه بر آمورش از آنان در جنگ نیز استفاده کردد.اینجا باز هم میشود گفت جای منافع را میبینیم)) که البته یهودیان به همین اکتفا نکردند و خود شروع به تضعیف کشور آلمان نیز میکردند و.........)
البته این از کارهای روزمره یهودیها و عادی اونها در طول تاریخ است که آفتاب به هر سمتی بچرخد مانند گل آفتابگردان به آن سمت میچرخند. والبته این همان کاری است که زمانی برای ایران کوروش کبیر و داریوش انجام دادند و همان کاری که برای اسکندر علیه ایران ، آنان هر کجا که منافع خود را ببینند دست به اقدام میزنند.(البته هر کشوری چنین کاری انجام میدهد اما هنوز یهود تا سال 1948 کشوری نداشت و نیز اونا قومیتی این کارها رئ انجام میدادند نه ملیتی!)
خلاصه یهودیان با این کارها موفق به جلب نظر انگلیسیان شده بودند و در اوسط جنگ جهانی نیز موفق به جلب نظر آمریکا گشتند.و از همانجا بود که این فکر در ذهن آمریکا ریشه دواند که به قولی که در زمان جنگ جهانی دوم به یهودیان یا به عبارت بهتر صهیونیستها داده عمل کند(داده مبنی بر اینکه از آنان در صورت حادث شدن جنگهایی مانند 1967 و... حمایت کند) . در انصورت سود در سود میکند.هم پشتیبانی یک عده قلیل اما بانفوذ و ثروتمند را بدست آورده هم از شر مسلمانان به خیال خودش راحت میشود و یا به عبارت بهتر آنان را سرگرم درگیری با یهودیان میکند و بعد خودش به عنوان نجات بخش ظهور کند!!( که این تفکر از بعد از جنگ سرد قوت بیشتری گرفت). از طرف دیگر پای منافع جندین کشور اروپایی نیز در میان بوده که به خاطر نفوذ لابی صهیون آنان نیز موافقت میکنن.خلاصه منافع مشترک اکثر کشورهای اروپایی و نیز آمریکا و شوروی رو وادار به چنین کاری میکنه(حمایت از موجودیت اسراییل).اما از طرف دیگر در این صورت منافع کشورهای حاضر در منطقه در خطر میافتد و افتاد البته.به هر حال با هر زوری بود اسراییل تشکیل شد اما نباید از این نیز گذشت که انگلیس به شریف مکه(کسی که اندیشه قدرت بخشی مجدد به اعراب رو داشت و کسی که حمایت اعراب رو برای پا گذاشتن به میدان نبرد علیه متحدین و به نفع متفقین باز کرد) قول داده بود پس از پایان جنگ کشورهای عربی را به دست خود اعراب تحویل دهد در ازای کمک آنها به سقوط عثمانی در جنگ جهانی اول و نیز عدم پشتیبانی از آلمان در جنگ جهان دوم.که با اتفاقاتی که افتاد دیدیم که منافع درست شدن اسراییل به درست شدن یک کشور عربی و مسلمان چربید وهر چند که میدانستن این سر و صدای زیادی برپا میکند اما این کار را انجام دادند. اونها کشور رو به یهودیان تحویل دادند اما این آمریکا بود که حمایت اصلی رو از یهودیان انجام داد تا فلسطین رو به یهودیها تحویل بدن( هر چند به صورت پنهان اما انها از اول از یهودیان حمایت کردند و در ضمن انگلیس نمیخواست کشور نه به دست فرانسه و نه به دست اعراب بیافته نا به دلایلی که ذکرشون در حوصله مطلب نمی گنجه.) خلاصه از آن زمان حمایت آمریکا از اسراییل ادامه داره و این یک نظریه است.اما میگن با به وجود اومدن شرایطی آمریکا نه تنها حمایت از اسراییل رو در دسستور کار خودش قرار میده بلکه میاد و اون رو مانند ایالت دیگری از خودش محافظت میکنه همه میگن این کار به خاطر منافع استراتزیک بلند مدت امریکا است که نگران متحد شدن مسلمانان و... اما از طرفی نیز میگویند که آمریکا زمانی پدرخوانده اسراییل بود اما حالا جایشان معکوس شده!!
این یک نظریه است ولی نظریات دیگه ای نیز هست که در داخل همین نظریه شکل گرفته که میشود گفت ادامه ی این نظریه است.این نظریه ای است که بیشتر افراد به آن متفق القولند ولی آیا نظریه دیگری وجود ندارد؟ (منهای تمام نظریاتی که از دید سیاسی به این مساله نگاه میکنند یا جامعه شناسی قدرت و....)
چرا دارد با استفاده از پروتکلهای صهیون و نیز افشاگری کتاب ناگفته پنهان وجود دارد که ما در ارسال بعدی به بررسی آن میپردازیم.

Ernesto_Rommel
2007-Nov-08, 20:58
من وقتی که سال دوم دبیرستان بودم و درس جغرافیا را میگذراندم یکبار دبیرم به یهودی بودن کلمب اشاره کرد و من اونو به یاد داشتم تا اینکه به چند حرف دیگه مطابق با اون برخوردم اما وقتی کتاب ناگفته وپنهان آمریکا رو دیدم دیگه مطمئن شدم حال توضیح میدم:
کریستف کلمب یک فرد یهودی بوده که مانند دیگر کسانی که در زمان او در اسپانیا یا انگلیس میزیسته اند اکثرا خود را مسیحی شده نشان میدادند.سالها محققان در پی این فرضیه بودند تا اینکه :فردی به نام دالیا سایاه که در روزنامه شالوم ارگان یهودیان ترکیه کار میکرده گفته:
(نکته مهم این است که سمت گوشه چپ بالای کلیه نامه های کلمب که برای خانواده اش میفرستاده مونوگرامی به چشم میخورد که مفهوم آن 50 سال قبل توط موریس دیوید کشف شد.این مونوگرام از دو حرف تشکیل شده است که هر یهودی ای آنرا در بالای تمامی نوشته های خود مینوشت.این دو حرف عبارت بودند از ha , beth که انروزه معلوم شده که بر عبارت Baruch chem. و یا ezra ha cham be دلالت دارد.(یعنی مقدس است خداوند یهود) نکته دیگری که ثابت میکند او یک یهودی پنهانکار بوده نحوه نگه داشتن دست چپ خود بوده (به صورت پنجه باز بر روی قفسه سینه راست) در تصاویر و تابلوهای اوست.این عمل اقدام رمز آلودی بود که «مارانو ، یهودی که بنا به مصالحی تغییر دین داده است.» و پیروانش برای شناسایی یکدیگر به کار میبردند.حالا دیگر زمان آن فرا رسیده است که هویت واقعی این کاشف بزرگ اعلام گردد.کریستف کلمب سفاراد!!!!!!!!! دیگر میتوانیم او را معرفی نماییم او پسر عموی بزرگ ما در آمریکاست!!!!)
البته دوستان همین الان میتوانند بگویند این دسیسه یهودیان خودشان است برای اینکه خود را بزرگ جلوه دهند همانطور که در پروتکلها نشان میدهند اما دوستان متاسفانه و یا خوشبختانه بد جوری ثابتش کردند از اون نوع اساسی اش هم ، ادامه رو بخون:
این نشریه درشماره دیگر خود ضمن معرفی کتابهای نوشته شده توسط سارالیبوویجی آیا کرستف کلمب یک یهودی بود؟ ماریانه ماهن لوت ، جریانهای تاریخی کریستف کلمب و ام.کایسرلینگ، مشارکت یهودیان در کشف سرزمینهای اسپانیا و پرتغال برای معرف کلمب مینویسد:
آیا کلمب یک یهودی بود؟ امروزه یهودی بودن او یک از مسلمات تاریخی است.از جمله دلایل محکم و غیرقابل رد نامه ای است که از سوی راهب ، هرناندو تالاورا ، به ملکه ایزابلا نوشته شده است درست چند روز قبل از آغاز سفر کلمب وی در این نامه ملتمسانه تقاضای چلوگیری از اعزام فردی بیگانه که تحت تاثیر نفوس و نفوذ شیطان است به این ماموریت پر ماجرا میشود.راهب چنین ادامه میدهد:
من مفهوم و تعبیر خواب و رویای را که راهب جین دیده بود در نیافتم ، چگونه ممکن است که در نتیجه سفر نفرت انگیز کلمب ،سرزمینهای مقدس به دست یهودیان بیافتد؟ راهب جین به من گفت که در رویای خود جان باب تیست مقدس را دیده است و او در خواب گفته که این سفر کلمب برای یهودیان بسیار پربرکت است و آنها آرامگاه حضرت عیسی را بدست میاورند......

بچه ها شاید سخت بیاید به نظرتان اما باید اضافه کنم که کلمب در اوان جوانی حافظ کل عهد عتیق( تورات بوده) و برای کسی که ادعای مسیحیت دارد بسیار عجیب است و از این نکته بگذریم که تمام دستیاران او در این سفر یهودی بودند و از این نیز بگذریم که چه کسانی او را به رفتن تشویق کردند و از این نیز بگذریم تمام کسانی که توانستند حکم مسافرت او به خارج را با پول دولت اسپانیا تامین کنند همگی از سران بلند مرتبه کشور اسپانیا بودند و همگی یهودی، ما برای تشریح این موضوع نیامده ایم بلکه آمده ایم تا ببینیم این آمریکایی که پیدا شد به خاطر چه منافعی کشف شد( هر چند میگویند وایکینگها اولین کسانی بودند که آمریکا را پیدا کردند و نیز از این بگذریم که کلمب کتابهای مربوط بهوایکینگها و سفرهایشان را خواند و از این نیز بگذریم که حال ادعای جدیدی مبنی بر کشف آمریکا توسط یک تاجر هندی میشود««بابا یهو یه کشور چقدر کاشف پیدا میکنه!»»)
بچه ها به هر حال کلمب عازم سفر پر مخاطره خودش میشه!میدونیند با چه راهبهایی و یا همان روحانی خودمون ؟ خوب معلومه یهودی(ببینید چه قدر قدرت داشتن با وجود اینکه همه به خونشون تشنه بودند اونوقت تا مراتب بالای مملکتی هم میرن)
خلاصه اون با چند تا مترجم که زبان عبری!!! وعربی میدونستن راهش رو میکشه و میره و بعد میرسه به سرزمین گل و بلبل آمریکا.حدس میزنین چی میشه اونوقت، یا بگم خوب مشخص هست دیگر عزیز دل اونا اونجا یه عده حیوان به قول خودشون پیدا میکنن به خدا تعداشونم زیاد نبوده فقط حول حوش 30 میلیونی بودند این حیوانات( سرخپوستها) خلاصه خوب همون جوری که میدونین اونا اقدام به پاکسازی نژادی کردند از اون کار درست هاش!!! همچین دخل اونا رو آوردند که طی نیم قرن 75 میلیون کلا کشته شده البته سر جمع رو دقیق نمیدونم اینا ولی یادم ونده حالا بگذیرم .
بچه ها میدونید کلمب وقتی سرخپوست ها رو دید چی گفت؟ فرمودند:
یه سرخپوست(بومی) خوب یه سرخپوست(بومی) مرده است! همون حرفی که در مورد فلسطینی ها گفتند .آره داداش اینجوری بوده نه مثل این فیلمها که کلمب یه قدیس نشون میده بچه ها و میگه که فقط بعضی از اطرافیان کلمب آدم های وحشی خدا نشناسی بودند که مثلا یه بار اشتباه کردند دست زدن تو سر سرخپوسته بعد یهو الابختکی مو طرف کنده شده یا مثلا تو چادر دیدن یه عده نشستند گفتند چی کار کنیم که اینا سرپا وایستند و حرکات ژانگولر از خودشون به درنمایند اونوقت دورتادور چادر آتش روشن کردند یا مثلا کلاس خود آموز اشپزی بوده و اونا میخواستن مثلا بیان نحوه کباب درست کردن رو یاد بگیرن و اومدن یهو یکی رو زنده زنده سوزوندند.........به به چه چه عجب کبابی ......بازم بگم بچه ها؟
اما بدونید کلمب وقتی اونجا رو کشف میکنه میگه : میگه خوشحالم تونستم برای هم کیشان یهودی ام یک سرپناه و جایی که ما برای رفتن به معبد سلیمان و........پیدا کنم وبچه ها حالا خواهشا یه کف مرتب ، یه سوت بلبلی.آقای کلمب مرسی حقیقتا تو اینو نمیگفتی چی میشدی؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب بچه ها از شوخی گذشته کلمب حتی ستاره شناس یهودی هم برای خودش میبره به سفر و............ و خوب همین آقایون براساس یه سری از نقشه هایی که از ستاره ها داشتند گویا گفته شده آمریکا رو پیدا کردند و.... اما ما از این نیز میگذریم و به مدتی بعد میریم وقتی که پیوریتانها وارد امریکا میشن....پیوریتانها در اغاز سده 16 میلادی در انگلیس پا به عرصه وجو گذاشت و در این ایین که ویلیام تیندل پایه گذار اون بود بسیاری از آموزه های پروستانتیزم و در راستای رادیکالیزه شدن به وجود اومد.به عنوان مثال جنگی که پروستانتیزم علیه پاپ و کلیسا راه انداخته بود این شعبه از مذهب جدید پروتستان توسعه داد تا آنجایی که حتی کلیسای پروتستان را هم در بگرفت خلاصه حالب توجه اینه که اینا بسیاری ازآموزه هاشون رو از عهد عتیق یا همون تورات گرفتن و یا به عبارت بهتر تنها مرجع معتبرشون بوده.و اونا به این دامن زدند و همون جور که فکر کنم گفتم یا شایدم الان دارم میگم دوستان خوبم عهد عتیق شدیدا گرایش به یهودیت داره و البته قوم برگزیده و اینجور مزخرفا ........برای همین این پیوریتانها یه دلبستگی عجیبی به یهودیها و صهیونها دارن میدونید این دلبستگیشون رو چطوری ابراز میکنند اینطوری:
ای خدای مهربون کاری کن که ما نیز مانند یهودیان این قوم برگزیده لیاقت برگزیده بون پیدا کنیم و. ( یا خدایا ما رو با اینان در اون دنیا محشور بنما ! الهی آمین!!!!!!!!!)...................
خوب بچه ها دیگه شرح اقدامات پیوریتانها در انگلیس رو نمیارم چون طولانی میشه .....اما این رو فقط بدونین به خاطر ورجه ورجه زیاد از حد پادشاه انگلستان اونا رو تحت فشار میزاره به همین بهانه دو گروه بزرگ از اونا از انگلیس به راه میافتند یکی به دنیای جدید یعنی آمریکا واون یکی به آمستردام میره. (هر چند اونایی که در انگلیس موندن تصمیم به مبارزه میگیرن ونهایتا چارلز اول رو شکست میدن و شخصی از خودشون به نام کرمول به تخت جلوس مینماید.) اما جالب اینه وقتی حکومت پادشاه وقت شکست میخوره کرمول فعالیت یهودیها رو در انگلیس که به خاطر رباخواری و.... از انگلیس اخراج شدن و ممنوع شده بود را آزاد اعلام میکنه و..................
از همین رو پیوریتانها جایگاه استراتژیکی در نزد یهودیان پیدا میکنند....
اما ما به سراغ اون دسته که به آمریکا رفتند میریم اونا به ایالت ماساچوست میرن و اونجا یه چند تا کلنی رو درست میکنند.که در دائره المعارف برتانیکا در مورد اینا میگن: هیچ کلنی به اندازه کلنی ماساچوست ثروتمند نشد و..........پیوریتانها چنان شیفته عهد عتیق بودن که میخواستند نام آمریکا در آن روزگاران رو که انگلستان جدید خطاب میشد بزارن اسراییل که اسک عشقولی خودشون بود!!! که البت نمیشه و.........اما اونا چون خودشون رو بیشتر یه یهودی حساب میکردند اسم کلنی خودشون رو گذاشتن کنعان انگلیس!!! و البته هزاران اقدامات عجیب غریب دیگر مثل گذاشتن نام بیت اللحم و........بر روی شهرهایی که سکونت داشتند ......... درسال 1922 رابرت کوشمن یکی از شخصیتهای مشهور پیوریتان بومیان آمریکا را مخلوقات نخستین نامید(بیشتر از اینم انتظار نمیره وقتی جد بزرگوارشون در آمریکا جناب کلمب سرخپوستها رو وقتی به طرفش میان به عنوان آدم قبول نمیکنه اونوقت........)
امریکا از این پس به عنوان مدلی برای زمینه سازی پادشاهی صهیون به کار میره......... و البته اونا بازم با یه مشکل مواجه بودن و بازم اینبار این سرخپوستهای بخت بگشته و بازم کنعانی کش شون مکینن...................
بچه ها میخوام یه نقل قول از تورات براتون بیارم که به کنعانیا مثلا میگه خوب دقت کنید:
وای بر شما ای فلسطنی هایی که د ساحل دریا و در سرزمین کنعان زندگی میکنید زیرا شما هم داوری خواهید شد.خداوند شما را به هلاکت خواهند رساند و حتی یک نفر از شما هم باقی نخواهد ماند.(کتاب صفنیا.باب دوم.آیه 5.)
و یا :
و چون یهوه خدایت ، آنرا به دست تو سپارد ، جمیع ذکوران ایشان را به دم شمشیر بکش ، لیکن زنان و اطفال و بهایم و آنچه در شهر است یعنی تمامی غنیمتش را برای خود به تاراج ببر وو .......(این رو با آیه قران مقایسه کنید که انسانها رو به انسانیت و رحم شفقت امر میکنه)
خلاصه بحث درازه و...... اما اینو بگم بهتون که آمریکایی از یه همچین نسل و اجدادی هست.......
قتل عام ها زیر نظر مستقیم مردان روحانی و....آنان صورت میپذیرفت وانان گمان میکردن که دارن به وظیفه شون عمل میکنن....!!! آنها به استناد به بخشهایی از تورات بازم به روش دوستان کلمبی! آدم کشتن و البته جالب اینه یکی از دلیل این کارشون اینه که میگن چون تو تورات گفته: که مردگان در داخل آتش کباب میشوند و خونهای جاری از بدن آنها آتش دیگران را خاموش میکند و........ اینجوری میکنیم!!!!!!!!!!!1
به نظر چامسکی ترورهایی که آمریکایی ها به طور مستقیم یا غیر مستقیم انجام دادند در قرن 20 از سنتهای ماندگار این پیوریتانهاست.
خلاصه بگم خدمتتون که آقا قتل و.......بس نبود حالا یه چیزی میاد که نگو ونپرس . ماسونی گری.
بله این آیین جدید رو برای اولین بار یهودیا اختراع کردند و.... واونها رای اولین بار به آمریکا میبرنش........برای اولین بار لژ ماسونی گری «نیوپورت» در آمریکا توسط شخصی به نام مرداخای کامپانال تاسیس میشه و.....................
اما بچه ها همین رو بدونید که این لژها کارشون از این حرفا گذشته حالا رقابت سر ریاست جمهوری آمریکا سر اینه که کی عضو این لژهاست، کی نیست؟
یه لژ دیگه اسمش «سوپلایم» هست. و در شهر پنسیلوانیا تشکیل میشه و اینو بدونید بسیاری از اصل کاریهای آمریکا چه اونایی که پشت پرده هستند و چه اونایی که جلو پرده هستند عضو همین ها هستند........ یه لژ دیگه «کینگ سولومون» یکی دیگه«مریلند» و..........
ورود ماسونی گری به آمریکا اقدامی کاملا مغرضانه بود و یهودیها همون کاری رو که با اروپاییها کردند با دنیای جدید هم کردند....................
من خیلی از جزییات رو نمیگم چون همین الانم طولانی شده بهتر هست که این کتابها رو تهیه کنین(هر چند قبلاش باید یه کوچولو زیاد مطالعه داشته باشین تا سردرگم نشین)
. اما یک لژ بسیار حیاتی ومهم و اون سازمان گل و صلیب هست دوستان........ میخواین بدونین چه کسانی عضو این سازمان که نوع دیگری از ماسونی گری بود ،بودند: 4 بنیانگذار امریکا یعنی واشینگتون . جفرسون و فرانکلین وادامز ... با عرض معذرت دوستان...... .کف کردین؟!
مثلا جالب اینه از 56 نفری که اعلامیه استقلال آمریکا رو امضا کردن 50 نفر ماسونی بودند و ژنرال لافایته دوست واشنگتن در موردش میگه : واشینگتن هیچوقت از صمیم دل و رضایت قلبی به افسران غیر ماسونی ماموریت محول نمیکرد و............................
حالا شما میتونی تا آخر این حکومت رو برین دوستان ..............................
بنیامین فرانکلین نیز وضع مشابهی داشت با این تفاوت عده ای اون رو بزرگترین ماسون آمریکایی زمان خودش معرفی کردند........................
بچه ها ممکنه بگین اینا فقط مهملات و برای بدنام کردن درست شده اما ...... ای کاش این چنین بود......................
در جنگ استقلال طلبانه آمریکا یهودیان بسیاری واشینگتن رو همراهی کردن و..وبا توجه به اینکه آمریکا رو عرض موعود میخوندند حمایتهای مالی سرسام آوری از شون ممیکردند و.........
که ما دیگه به اینها نمیپردازیم ، من از این به بعد دیگه حوادث مهم رو میگم و رد میشم ، چون حقیقتا هم کارام رو هم انباشته شده و هم اینجا جاش نیست و هم اینکه بحث رو هرکدام زیاده که اگر بخوام بازبکنم.... ..وای عجب شلم شوربای میشه....................

بچه ها آیا میدونید روی پول و سکه آمریکایی ها علامتهای یهودی و صهیونی به کار رفته ؟! نه ،نمیدونید ، خوب باشه من میگم:
بر روی اسکناسهای یک دلاری آمریکا تصاویر بسیار تامل برانگیزی به کار رفته در دو طرف اسکناسها دو دایره جداگانه دیده میشه که در داخل هر کدام تصویری رسم شده است/.
در داخلی یکی نماد عقابی است که با یک پنجه خود چند تیر و با پنجه دیگرش یک شاخه زیتون را گرفته است و چند ستاره در بالای سر این عقاب کشیده شده است.درون دایره دوم تصویر هرمی مخروطی شکل در زیر چشمی مشاهده میشود.هرگز تمیتوان قبول کرد این تصاویر ونمادها کاملا اتفاقی کنار هم قرار گرفته .
رابرت هیرونیموس در رساله دکترا خود که با عنوان ((تحلیل تاریخی نقاط اسرار آمیز نشان بزرگ آمریکا و ارتباط آن با روانشناسی اومانیستی)) از خودش دفاع کرده به موارد مهمی اشاره دارد که گذرا از آن میگذریم. و البته جالب اینجاست زیر نوشته ی تقدیر مرموز آمریکا نوشته شده است.......به این اشاره میکند که سنا کمیته ای برای مامور طراحی نشان آمریکا میکنند و جالب اینکه هر بار این گروه و گروههای دیگر چنان شکل را به اصطلاح خودمان تابلو میکشند که صدای خود افراد سنا(مرکب از جفرسون و واشینگتن و..) در میاد که چرا اینقدر مشخص شکلهای یهودی رو کشیدین مثلا یکبار: در یک رویش تصویر حضرت موسی یه همراه بنی اسراییل پس از نجات از دریا و گام نهادن بر خاکی مطمئن نشان میدهد و درحالی که فرعون با بقیه لشکرش در حال غرق شدنن و روشنایی اتشی مقدس که از اببرها ساطع شده و به حضرت موسی اشاره دارد.
این فقط یک نمونه بود که از اون یکی ها بگذریم..........و البته نشان فعلی آمریکا در سال 1782 تهیه شد که اونم بازم مورد داره اما اینبار از نوع نامحسوسش!!!!!!!!
مثلا در بالای سر عقاب به جای ستاره 6پر صهیون ستاره ای کوچکتر 5 پر (در قالب 6 پر) کشیده شده و در یک دلاری هم چشم تعبیه شده در یک مثلث را که یک نشان ماسونی گری است تعبیه کرده اند..................
این پست زیادی طولانی شد ببخشید.................دیگه نمیدونم آخه چطوری کوتاهتترش کنم.

Ernesto_Rommel
2007-Nov-08, 20:58
این آخرین پست مربوط به این موضوع هست امیدوارم حالش رو تا حالا برده باشید..........
بچه ها یهودیها تلاش زیادی کردند برای یهودی شدن اهالی آمریکا ، مانند بردن سنتهای خودشون توی اونها و از اون طرف هم پیوریتانها این کارا رو ترویج میکردند و.... و خوب باید گفت موفقم شدند و چامسکی و.... همچین نظری دارند . و آرزوی کلمب به حقیقت پیوست که این سرزمین ماوای امنی برای یهودیان باشد......
دائره المعارف یهود ذیل عنوان ایالات متحده میگه :
یکی از مهمترین منابعی که بنیانگذاران آمریکا برای تشکیل نظام جمهوری از آن تاثیر پذیرفتند کتاب مقدس عبرانی بود ، به ویژه پیوریتانها که اصلا تورات را مبنای تمام اعمالشون کردند .......................... در آمریکا نفرت از یهودی گری وجود ندارد و به جای آن میتوان نفرت از کاتولیک را دید..........................
بلاکستون که یک راهب آمریکایی بود طی نامه ای میپرسه چرا ما فلسطین را در اختیار یهودیان قرار نمیدیهیم همانطور که در سال 1878 بر اساس توافقنامه برلین بلغارستان و صربستان که جز عثمانی بودن به خودشون ئاگذار شد...........
و مدعی میشه آیا یهودیها به اندازه صربها ارزش ندارند و............
فقط دوستان در طی این دوره(تا تشکیل دولت یهودی در فلسطین) تعداد بسیار زیادی از جمله آدمهای معروف آمریکایی چنین طرحی رو پیشنهاد میکنن و از طرف دیگه با انگلیسهای معتقد به این عقیده هم نامه نگاری میکنن و.................. و میشود گفت با تهدید و ارعاب و.... هر کردم میخواد کشورشون رو بشتر مجبور کنه که با یهودیان راه بیاد و........
مهمترین شخصی که نامش در نام کسانی بوده که از نظریه بلکستون حمایت میکردند شخصی بوده به نام جناب راکفلر ، سلطان نفت آمریکا.بچه ها میدونستید اون یه یهودی تمام عیار بود(که البته بازم در پناه دین دیگه ای پناه گرفته بود و صد البته بعد از اومدن دین پروتستان دیگه اونا زیاد از این کار بدشون نمیومد) مانند بقیه سیاستمدارای معروف آمریکایی و........
یه مرد دیگه هم اشاره کنم و اون اینه حس نزدپرستی افراطی آمریکایی ها و انگلیسیها و انگلو –ساکسونها از یهود شدیدا سرچشمه میگیره میدونید شعار اونا چیه:ما یهودی هستیم و گستره زمین باید مال ما باشد(بچه ها من اینارو خوندک راستش یه کوچولو به درستبودنشون شک کردم ، احتکالش هست ولی بیشتر مطالب راجع به یهودی و.درسته).................................... .................................................. .................................................. .................................................. .................................................. .................................................. .................................................. ..................................................
میدونید این همه نقطه واسه چیه برای اینه که بگم خیلی از موارد در امریکا اتفاق افتاده که چون طولانی میشه و از بحث زیادتر دور میشیم!!! برای همین نمیگمشون اما در آخر این ارسال میخوام نکات ر ودر مورد رییس جمهورهای آمریکا بگم که امیدوارم حالش رو ببرید.
بچه ها به نظر شما چند نفر از روسای جمهور آمریکا پیوریتان و وابسته به لژهای صهیونیو ماسونی نبودن ؟ و اکثرشون به خاطر نفوذ ایپاک(لابی یهودی در آمریکا) بالا نیومدند.؟

حالا توجه کنین:
اول یه توضیحاتی راجع به آیپاک میگم بعد روسای جمهور.اگر امروزه کسی درامریکا جرات بردن اسم اسراییل رو ندار به خاطر ترس از همین گروه است.این گروه با عمل به توصیه پروتکلها یعنی در اختیار داشتن اقتصاد و پول و از همه مهمتر مطبوعات( چه دیداری و چه شنیداری) چنان دماری از فرد مورد نظر در میارن که تا عمر داره بگه : غلط کردم و قربانیانش نشونم همچین آدمای ضعیف و بدیخت و اینا نیستند مثلا خوراکشون نمایندگان کنگره وسنا هست و یا حتی رییس جمهور مثل کندی.بله درست شنیدید کندی همون کسی که ترور شد وهمون کسی که بنیان شاه رو میشه اندخت با اصلاحات و. وهمونی که ویتنام رو برپا کرد .....بازم بگم؟
خلاصه این گروه هر کی رو که با اسراییل بخواد لج کنه یا کاری کنه که علیع اون تو کشور تبلیغ بشه در یک کلام سوسک مینماید.دیگه بیشتر از این میخوای بدونی باشه مثلا فیندلی خودش یه نماینده بوده که یهو تنه ای به تنه اسراییل میخوره و یه حرفایی از دهنش در میره و.(خودتون بقیه رو حدس بزنین و اما جالب اینجاست همین فرد از اون بهبعد به دشمن شماره یک اسراییل تبدیل میشه و خیلی از روابط پنهان اسریلل و لابی و آمریکا رو این افشا میکنه)
خلاصه بگم اگر الان 4 تا رییس جمهور هم باشند که بخوان بدون اینکه با یهود ارنباط پیدا کنن کله پا میشن توسط همینها....................
اگر الان نگیم همه آمریکایی ها همدست اسراییلی ها هستند حداقل این ایپاک ها کاری میکنن که بشن و....
حالا اسم یه چند تا مغضوب دیگه رو میبرم:چارلز پرسی، آدلای استیونس،جورج بال، پاول مک کلوسکی(این نماینده کنگره بوده و یه پیش نویس رو تهیه میکنه که اسراییل باید از کرانه غربی رود اردن خارج بشه .گرنه حمایت مالی آمریکا قطع میشه) به خوبی میزان قدرت آیپاک رو فهمیدند. و البته پریزیدنت بوش پدر!! باور نمیکنین نه اما میدونید قضیه چی بوده ، این اقای بوشچون معاون ریگان بوده و روابط خوبی هم با یهودیها داشته بعد از اون به عنوان رییس جمهور انتخاب میشه اما بعد از جنگ خلیج فارس ( که علاوه بر اهداف دیگه ای هم که داشت هدف دیگرش این بود که نظر مردم آمریکا رو برای رای دادن دوباره به بوش پدر جلب کنه همون کاری که پسرش و همین جور خیلی های دیگه کردند اما نمیشه که بشه!!!) وضع اقتصادی آمریکا یه کوچولو نا مساعد میزنه و از بخت بد اسراییل تقاضای یه وام 10 میلیارد دلاری میکنه که اگر داده میشد میشود گفت : کمر اقتصاد آمریکا میشکست که بوش این کار رو انجام نمیده و البته مردم آمریکا مانند لابی آیپاک این کار پریزیدنت یادشون نمیمونه ورای نمیدن وکلینتون عزیز میاد بالا که حتما دیگه میدونین با چه شرایطی ؟!!!!!!!!!!! و اما یه بدیختی دیگه بوش پدر این بوده که لابی به کمک اسراییل طره ترور اون رو میکشند ..........
بسیاری از فعالیتهای کنگره توسط همین ایپاک کنترل میشه .از چند طریق : یکی از طریق نمایندگان خودشون و یکی از طریق ارعاب و تهدید نمایندگان به افشای خراب کاریهاشون(اینا بدجوری شجره نامه طرف رو در میارن و فقط کافی هست یه نکته به اندازه یه مو ازت پیدا کنن بعدش باید اشهد خودت رو بخونی رفیق!) خلاصه یکی دیگه مثلا با استفاده از مطبوعات و................
اما حالا بریم سر اینکه کدام رییس جمهورها ....هستند راستی اینو بگم آیپاک دقیقا مثل یه دست نامریی عمل میکنه و هر کی که بخواد آمریکا رو بکشه بیرون حالشو جا میاره>


ویلسون ، روزولت و فرانکلین هر 3 تا ماسونی بودند.هری ترومن هم وقتی بعد از روزولت حاکم شد قانون تبعیت از لابی رو کنار نذاشت( خلاصه بگم هر کی بخواد رییس جمهور بشه باید ایپاک تایید کنه که اگر تایید کنه اونوقت سیل پول و .... که به طرفش میاد و اگر نکنه و بخواد طرف اسراییل رو تو سیاستهاش نگیره ..........)

اما آیزنهاور چندان رابطه ای با لابی نداشت اما چون حقیقتا محبوبیت و نیز نفوذش به خاطر جنگ جهانی زیاد بود و نیز چون در اون برهه بهتر از اون گویا وجود نداشته . نیز چون گفته نه کاری به کار اسراییل دارم و نه خوشم ازش میاد گذاشتن بیاد بالا که البته اون هم زرنگی کرده گویا اول زیاد نگفته من مخالف کارهای اسراییلم بعد که بالا اومده با توجه به مقاومت زیادش برابر لابی اسراییل رو مجبور میکنه طبق سیاست آمریکا عمل کنه.
اما کندی نه چندان زرنگ بوده ونه .....اون نه تنها میگه من مخالفم و....بلکه بعد از اینکه میزارن به ریاست برسه علیه اسراییل چند تا اقدام بد میکنه که....(هنوزم البته دوستان معلو نیست کی اونو کشته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)
(بهتره به مقالاتی که در این مورد چاپ شدهمچنین کتابهایی در این مورد رجوع کنید و یا همین کتاب ناگفته های آمریکا)
البته بچه ها یکی هم هست که به اندازه 10 تا رییس جمهور تو آمریکا قدرت داره و اون
هنری کسینجر هست که در بسیاری مسایل نقش داره چه پنهان چه آشکارا....بله درست حدس زدید اون یهودی و.............................
ریگان وکارترهم به همین شکل یه طرفدار یهودیت بودند و البته گویا مثل قبلی یه سوابقی در یه انجمهایی داشتند!!! به هرحال دیگه این میشه که شده.( که ریگان دیگه شورش را در میاورد به خاطر حمایتهای بسیار زیادش از اسراییل و....)
در پایان این رو بگم فکر کنم حالا بتونید در مورد اسراییل یه تصمیم درست و حسابی بگیرید واینکه اسراییل چی بود و چی هست؟ چرا کسی جرات حرف زدن نداره(ممکنه همین نوشته های من بشه قاتل جونم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! باور نمیکنی .نکن ولی اونا خیلیها رو کشتن تا اینجور مطالب زیاد درز پیدا نکنه و اگر کرد یه جوری بخوابوننش!!!!!)
به هرحال اینو بگم که دوستان درسته که من خیلی از مطالب رو به خاطرکمبود وقت ننوشتم(فکر نکینید اینارو تو 2 ساعت نوشتم .فکر کنم از روز اول تا حالا یه 22 ساعتی طول کشیده باش!!!!) اما با همین مطابل هم میشه خیلی چیزا رو فهمید.
اینکه چرا ما قبولش به عنوان کشور نداریم( صرفنظر از ایکه به نفع منافعمون هست یا نه) چرا اینقدر مشکوک میزنه.چرا همه ازش حمایت میکنن. چرا تو فرانسه اونجوری هست(یه لابی کپی برابر اصل آیپاک تو فرانسه وجو داره که همین کارها رو برای یهود انجام میده)
خلاصه یا مثلا چرا ترکیه داره تقاص یه کار در گذشته رو میده( هر چند اون جوری هم که میگن نبوده)
خلاصه دوستان من با توجه با فکرهایی که کردم نظر نظرم در موردشون اینه مرگ بر اسراییل و هر چی نامرد تو این دنیاست که اگر صدات در بیاد ابکشت میکنن(حتی ممکن زحمت این کارو خودشونم نکشن و بدن کشور مورد نظر که طرف توی اون ساکن هست!! و یا اینکه اصلا از گلوله استفاده نمیکنن «به پروتکلها مراجعه کنید» )
اگر حرف نزنی خوب اونوقت............................
دوستان تا دیداری دیگر بدرود.برم به امتحان شیمی و بعد حساب دیفرانسیلم برسم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

Ernesto_Rommel
2007-Nov-11, 19:25
خوب فعلا اونجور که ما داریم تو این تایپیک میبینیم کسی نه نظر داده و نه بازدید کرده اما خوب شاید مشغله کاری شما بیشتر از من بوده باشه ولی خوب انشاا...که سر میزنید.
اما از این بگذریم و بریم سر اصل مطلب خودمون.بچه ها در ارسالات قبلی به پروتکلها و روابط اسراییل با آمریکا اشاره کردم حالا میخوام در مورد ارتباط اسراییل با ایران بحث بکنیم. تا اونجایی که حافظه ام در این مورد یاری میده سعی میکنم مطالب رو از ایران قدیم تا زمان شاه و بعد از انقلاب بنویسم .


همونطور که میدونید کوروش کبیر پادشاه هخامنشی و کسی که تونست برای اولین بار نام امپراطوری ایران رو سر زبانها بندازه با قدرت هر چه تمامتر به تصرف جهان همت گذاشته بود اما تنها این دلیل محبوبیت جهانی کوروش کبیر نبود بلکه به دلیل رحم و شفقت او با اسیران و کشورهای شکست خورده و نیز اخلاق خوب و نیز اولین کسی که ندای حقوق بشر سر داد مورد احترام تمام مردم جهان است.اما ما در این تایپیک به یکی از کارهای او کار داریم و آن نیز رابطه کوروش کبیر با یهودیان است.در زمانی که کوروش کبیر بر مناطق فلسطین و سوریه امروزی تسلط یافت قومیتی در آن زندگی میکرد که مشهور به زیرکی و مکر و نیز در نوع خود سنگدلی بسیاری بودند و علاوه بر آن در جاسوسی همتا نداشتند و آن قوم ، قوم یهود بود.
این قوم بعد از اینکه خبردار شد کوروش به جنگ با آنها در آینده نزدیکی می آید خود را برای مبارزه آماده کردند اما اینان کجا و آن شیر بیشه زار و یاران پولادینش کجا. به هر حال با وجود تمام کارهایی که یهودیان انجام دادند نتوانستند مانع ایران ما گردند و برای همین هم تسلیم گشتند( هر چند آنان تا آنجا که امکان داشت نیرنگ نمودند و...) و یا به عبارت بهتر راه دیگری نداشتند و در همان زمان بلافاصله یهودیان عادت دیرینه خود را انجام دادند و آن این بود که خود را به وسیله هدیه هایی که به لشکرهای پیروز تقدیم میکردند ( چه مالی و چه اطلاعاتی) خود را در نزد آنان عزیز میگردانیدند و خود را به طرف پیروز وفادار نشان میدادند کاری که یهودیها بارها آنرا انجام دادند و البته لازم به ذکر است بلافاصله بعد از اینکه خطر از سرشان میگذشت دوباره شروع به دسیسه بازی میکردند و صد البته هنگامی که طرف پیروز در نبرد با آنان رو به زوال میگذاشت و قدرتی قویتر از او سر بر می آورد به یاری آن قدرت میشتافتند اما در رابطه با ایران اتفاقی عجیب برای آنان افتاد زیرا در برخورد با کوروش کبیر نه تنها بر آنان آسیبی نرسید مطابق با رسوم آن زمانه ، بلکه کوروش کبیر آنان را گرامی داشت. و به همین خاطر آنان نسبت به کوروش مهری عجیب به دل گرفتند مهری که سالهای سال در دل آنان مانده است.آنان کوروش را فردی نجات بخش میدانند که آنان را از نابودی رهاند.اما آیا کوروش تنها به دلیل مهر و شفقت معروفش دست بدین کار زد . جواب این سوال قطعا نه است زیرا که کوروش فردی بسیار باهوش و دانا بدوه و میدانسته که میتواند از ظرفیت این قومیت برای تسلط هر چه بیشتر بر کشورهای دیگر و نیز کشورهای تحت سلطه استفاده کند.کوروش کبیر از همان ابتدا قوه بالفعل جاسوسی یهودیان را تشخیض داد و از آن برای رسیدن به اهداف خود و مملکتش استفاده نمود. از طرف دیگر در زمان او رسم بر این بود هر کشوری یا قومیتی که برابر کشور پیروز مقاومت کند باید تنبیه میگشت و این تنبیه با به غارت بردن و کشتن و............. همراه می بود اما کوروش از این کار به صورت گسترده علیه یهودیان جلوگیری کرد( البته باید گفت همیشه رویه کوروش در برابر دشمنان خود بدینگونه بوده و با رحم و عطوفت با آنان برخورد میکرده و یهودیان نیز از این امر مستثنی نبوده اند اما با توجه به اینکه کوروش کمی بیشتر به آنان روی خوش نشان داد برای همین یهودیان او را بسیار ستایش مینمایند و در ضمن بچه ها نباید از این نیز بگذریم که یهودیان همیشه به دنبال این بودند که مهر و محبت کسی همانند کوروش را به خود جلب کنند و بدشان نمی آمده از او به عنوان فریاد رس خود نام برند و او را به مقام ستایش برسانند ، این توضیح رو برای این دادم که فکر نکنین که کوروش فقط به اینها اینجور لطف کرده بلکه کوروش در برخورد با تمام ملتها بدینگونه بوده حال یکی کمتر و یکی بیشتر)
از ان زمان یهودیان به نوادگان کوروش ( هخامنشیان و کسانی دیگر از سلسله های ایرانی که لطفی همانند لطف کوروش به آنان داشت) به همان چشمی نگاه میکردند که به کوروش( البته باز توضیح لازم است که آنان باز هم به خاطر منافع خود چنین کارهایی را انجام میدادند یا به عبارت بهتر بزرگ نمایی میکردند زیرا خود آنان بعدها به ایران در مقابل اسکندر خیانت کردند و ...... و زمانی بعد البته به دلیل توجه بیشتر ایران به روحانیون زردشتی آنان از ایران تا حدودی روی برگرداندند اما هر بار به هنگام خطر باز دم از لطف ایرانی و..میزدند!!!!!) . و بعد از وفات آن دلیر، بزرگمرد، نفوذ یهودیان در امور مملکتی بیشتر گشت و توانستند خود را به مراتب بالای مملکتی برسانند به گونه ای که خود بزرگان ما نیز به این نفوذ اشاره میکردند و از آن ابراز ناراحتی میکردند و از طرف دیگر اعرابی که در دربار ایران حضور داشتند نیز از این امرهم بیم و هم ناراحتی داشتند به هر حال آنان سابقه ای طولانی در درگیری با یهودیان داشتند و یکی از آنان هامان نامی بوده که گویا از تبار اعرابی بوده که در زمان کنعانیان خانواده اش به دست یهودیان نابود شده و قصد داشته در فرصتی مناسب این درخت فاسد و مکرکننده را از ریشه بخشکاند که اما باز هم یهودیان زبر دستی میکنند و زودتر دمار از روزگار تبار هامان در میاورند( در زمان خشایار شاه میزیسته است هامان و مردی به نام مردخای به تحریک استر برادر زاده ی خود و همسر یهودی خشایار میپردازد واستر در مجلسی تقاضای نابودی خانواده هامان و هامانیان را میکند که این واقعه اتفاق می افتد و یهودیان باز هم از چنگ نابودی میگریزند««« داستان بسیار جالبی دارد که دکتر زرین کوب نیز آنرا تایید و ذکر کرده و نیز در کتاب پروتکلهای دانشوران صهیون از آن به عنوان یکی از زیرکیهای یهود نام برده است.»»»)
به هر حال سالها یهودیان در دربار ایران نقش داشتند و البته همانطور که در تخصص دیگرشان بوده است و با استفاده از نعمت دیگری که خدا به آنان داده است یعنی «« زن »» توانستند در آن سالهای پر اشوب و نزدیک به زوال هخامنشی در دربار ایران جایی برای خود دست . پا کنند( البته در آن زمان معمولا زنان نقش بسیاری داشتند و هر چه نیرنگ و فریب و. از چشم آنان است البته به روایتی . در ان زمان هر کس که زرنگتر بود میتوانست قدرت بیشتری جمع کند و البته خوب دیگه یهودیان و این حرفا ؟!!!!!)
اما در زمانهای بعد اوضاع آنان بدین منوال نماند و هر بار به دلیلی با دربار ایران مشکل پیدا میکردند که یکی از اساسی ترین مشکلات آنها ، پس از هخامنشیان و در زمان ساسانیان بود.بله درست است آنان با زردشتیان مشکل پیدا کردند و البته به عبارت بهتر میشود گفت زردشتیان با آنان زیرا در آن زمان دین رسمی کشور زردشتی انتخاب شده بود و خوب دیگر ادیان نباید چندان قدرت میداشتند که اینکار توسط حکومت وقت صورت میگرفت با تحریک روحانیون زردشتی و........ خلاصه بگم همچین دل خوشی از هم نداشتند و سرانجام همین یکی دیگر از خیانتهای یهود را رقم زد و آن کمک به همین اعراب بود و...... اما به هر حال دیگر تا آن زمان در داخل ایران اقلیتی دیگر پا به عرصه گذارده بود و آن یهودیان ایرانی بودند و یکی از دلایل ارتباطات دوستانه ایران با اسراییل در بعدها.
ما از زمان گذشته به زمان رضا خان می آییم و شرح اتفاقات آن زمان را میدهیم ( البته کوتاه).
دوستان ما در زمان رضا شاه با اقلیتی در ایران مواجه بودیم که سالها بود در ایران حضور داشتند این اقلیت یهودیانی بودند که برخلاف اکثر هم مسلکان خویش در دیگر نقاط دنیا مورد آزار و اذیت ( به هر دلیلی ) بودند و نیز از سواد آنچنانی برخوردار نبودند ، از وضعیتی به مراتب بهتر برخوردار بودند و وضع مالی آنان نیز خوب بود و از سوی دیگر در ایران به عنوان قومی دارای هویت ایرانی پذیرفته شده بودند( البته باید این نکته رو توضیح بدم که ما قومیتهای زیادی در ایران داشته ایم که اصالتا متعلق به خود ما ( نژاد آریایی ) بوده اند اما به مرور زمان و با توجه به کشورگشایی های ما مردمی از دیگر سرزمینها به ایران آمده اند که با توجه به قدمت بسیار زیادشان در ایران با مردم ما آمیخته شده اند و میشود گفت هویتی ایرانی گرفته اند مثال عینی دیگری مانند مغولان است که آنان که در ایران ماندند هویتی ایرانی به خود گرفته و متمدن شدند و هم آکنون در مناطق ترکمن و نیز ترکی ایران حضور دارند البته باز هم اشاره میکنم با هویت آمیخته ایرانی)
و خوب با توجه به این اوضاع یکی از کشورهایی که به عنوان مامنی امن برای یهودیان در نظر گرفته میشد و معمولا یهودیان زیادی را وارد به ایران میکرد و ماندگار میشدند( البته همین سبب میشود که ایران اولا به عنوان دوست یهودیان و صد البته نه صهیونها مطرح شود و در ضمن کسانی که در ایران بودند از هویتی به نسبت مستقل تری از یهودیان دیگر کشورها بهره مند بودند و نیز باید گفت در زمانی که آژانس یهود به دنبال مکانی برای یهودیان میگشته حتی ایران را پیشنهاد میدهند که البته با توجه به حس میهن پرستی زیاد ایران و نیز سابقه مقاومت آنان در مقابل متجاوز این پیشنهاد رد میگردد.) خلاصه ما با یهودیان و تا حدودی صهیونها در زمان رضاخان ارتباط پیدا میکنیم و البته صهیونها و یهودیهای دیگر کشورها با ما و مردم یهودی ما که چه از نظر سوادی و چه از نظر مالی بسیار در زمان خود سر بوده اند.
به هر حال حضور یهودیان در ایران امری عادی محسوب میشده و برخلاف تمام کشورها که با یهودیان به تندی بررخورد میشد( که البته دلایل گوناگون و زیادی دارد که میتوانید آنان را در ارسالهای قبلی ببینید یکی از آنها طمع ورزی و نیز رباخواری یهودیان بوده و..........و نیز احتیاج خود صهیونها به این آزار و اذیتها و.....) با یهودیان در ایران با وجود تمام اعمالی که گهگاهی از آنان سر میزد روابط صمیمانه ای وجود داشت و همین صمیمیت سبب گشت که در زمان جنگ جهانی دوم که یکی از پیکانهای هدف آلمان ، به طرف یهودیان بود، یهودیان بسیاری به سمت هم کیشان خود در ایران بیایند و البته بعد از آن به فلسطین اشغالی رفتند......
اما همین را بگویم که آژانس یهود نتوانست چشم از این اقلیت یهودی کشور ما برببندد و به همین دلیل به نفوذ در آنان پرداخت ( البته قبلا خود یهودیان ایران با بهاییان وچند فرقه دیگر در ایران دست در دست بودند که بعد از آغاز فعالیتهای صهیونی آنان «« یهودیان ثروتمند بیشتر البته»» به سمت اسراییل کنونی کشیده شدند)
و آژانس موفق به جلب حمایت آنان شد و توسط همان ثروتمندان توانست در دستگاههای دولتی نفوذ کند و روادید حضور برای یهودیان تهیه کند و البته باید بگیم که با پول همین ثروتمندان یهودی در ایران آنان اقدام به بسیاری دخالتها چه در ایران و چه در خارج ایران کردند و.......
خلاصه پیوند ما با یهودیان دوباره در آن زمان قوت میگرد که با جنگ جهانی این ارتباط بیشتر گردید و باقی قضایا که احتمالا میدانید اما این را نیز بدانید که یهودیانی که در ایران بودند خود نیز با وجود تمام الطاف ایرانیان چندان به ایرانیان وفا ننمودند( مطابق عادتشان) و تا میتوانستند از راههای مختلف مردم ما را تلکه میکردند ( با وجود اینکه گاهی آنان فقط اسما یهودی بودند زیرا بسیاری از آنان در اصفهان مثلا با ایرانیان زاد ولد نموده و هویت ایرانی به خود گرفتند اما امان از .....)
خلاصه دوستان اونا بعذ از اینکه زمزمه های تشکیل یه دولت منحصرا یهودی را شنیدند شروع به جمع آوری اسباب خود نموده و بار سفر بستند و البته کسانی نیز که خواستار ماندن در این بوم و خاک پرگهر بودند با تطمیع یا زور بردند اما باز هم تعدادی حاضربه جلای وطن نشدند. خلاصه اما بسیاری از ثروتمندان ایرانی یهودی به اسراییل کنونی سفر کردند و یکی دیگر از دلایل نزدیکی میان ما و اسراییل چه در زمان شاه و چه حتی حال این است که بسیاری از صاحب منصبان آن زمان و یا حال اسراییل هویتی وشناسنامه ای ایرانی دارند (البته منظورم از ارتباط الان ایران با آنان این نیست که دولت ما با آنان ارتباط دارد بلکه مردم یهودی ایران و....)

Ernesto_Rommel
2007-Nov-11, 19:26
اما حال به زمان پهلوی دوم میپردازیم:

در زمان پهلوی دوم دیگر اسراییل تشکیل شده بود اما رویاروی خود به بسیاری مشکلات برخورد نموده بود ویکی از بزرگترین آنها جنگ با اعراب بود و البته از سوی دیگر انان حمایت کشورهای زیادی از دنیا را به خود اختصاص داده بودند ( با استفاده از تبلیغات گسترده و نیز دروغی به نام هولو کاست و...............) خلاصه یکی از مهمترین حامیان آنها آمریکا بود که البته در ارسالهای قبلی دلایل آنرا توضیح دادم اما اینرا بدانید که دلیل حمایت آمریکا از اسراییل هر چه بوده باشد به هر حال این حمایت وجود داشته و دارد ( هر چند به شکلی کاملا عجیب و مشکوک) و از طرف دیگر نیز با کشوری به نام ایران ارتباط برقرار کرده بود. کشوری که ظرفیت این را داشت و دارد و خواهد داشت که بر منطقه حکمرانی نماید ( اگر به دیدی ناسیونالیستی نگاه کنیم حتی بر جهان !!!!!!!!!!!!!) و البته به عبارت بهتر ژاندارم منطقه و کشوری که پتانسیل داشتن چنین کاری را داشت و خوب با توجه به اتفاقات تاریخی ایران و یهودیان و ارتباط تنگاتنگ آنان به خصوص دولتمردان آن زمان اسراییل با ایران تصمیم بر این گرفته شد که مابین ایران و اسراییل دوستی برقرار شود هر چند درآن «« زمان با توجه به اوضاع منطقه تنها ارتباط دوفکتو برقرار شد»»( دوستمون پانزر در موردش توضیح دادند میتنونید در صورت داشتن سوالی به ارسال ایشان توجه کنید) والبته کاملا واضح تا حدود بسیاری مخفیانه و البته هر چند که کشورهای عربی از این ارتباط باخبر شدند به خصوص بعد از قضیه دستگیری جاسوسان کرد عراقی و عرب عراقی که از مرزهای ایران برای جاسوسی به عراق فرستاده شده بودند ( آنان در ایران به صورت مشترک توسط نیروهای ایرانی و اسراییلی آموزش میدیدند ( امنیتی ونظامی) . البته اکثر آنان کسانی بودند که از عراق یا فرار کرده بودند و یا در داخل کشور به چنگ نیروهای امنیتی افتاده بودند و یا از نیروهای پیشمرگ کرد بودند که زیر نظر ابتدا ایران و سپس اسراییل آموزش میدیدند ) خلاصه دوستان کاربر عزیزمون حوصله تون رو سرنبرم ، فقط اینو بگم که شاید در ابتدا این ارتباط با مشایعت آمریکا و کمک اونها انجام شد اما منافعی که هم برای ایران و هم اسراییل به وجود اومده بود باعث شد که سطح همکاریهای دو طرف بسیار بیشتر از قبل شود و میتوان گفت دیگر از ارتباط دوفکتو گذشته بود و به همکاریهای اطلاعاتی و... رسیده بود که البته به نفع هر 2 کشور بود.از طرفی ایران با عراق مشکل داشت و میخواست از طریق نیروهای کرد شمال عراق بر آنان فشار وارد کند و نیز با حکومتهای عربی ارتباط چندان دوستانه ای وجود نداشت و مهمترین دلیل را میشود گفت این بود که شاه پاشنه آشیل آمریکا را پیدا کرده بود و میدانست که کلید قدرت او و کمکهای آمریکا در چیست برای همین هم به اسراییل رو اورد و صد البته همانطور که بعدا دیدیم در بسیاری مواقع به نفع ایران و شاه ،اسراییل وارد عمل شد و یکی از نمونه های آن این بود: شاه به دلیل درخواستهای بیشمار تسلیحاتی خودش با آمریکا مشکل پیدا کرده بود ( البته این مشکل با آمدن رییس جمهورهای مختلف کمتر و یا بیشتر میشد مثلا وقتی کندی آمد نه تنها به ایران زیاد کمک نکرد بلکه ابتدا خواستار زیر ساخت و دموکراسی و....شد که البته یکی از چیزهایی که پایه این حکومت پوسیده را بدتر پوساند همین مساله بود ((سیاسی میشود برای همین دیگه پیش نمیریم)) و البته نتیجه ای هم در بر نداشت این اقدامات ولی بعدها با اومدن نیکسون و ریگان و............. مثلا اوضاع تغییر میکرد بدینگونه که یک رییس جمهور با دادن همه چیز به ایران موافق بود ولی رییس جمهور بعدی فقط با دادن ملزوماتی که حقیقتا مورد نیاز ایران بود موافق بود و یکی هم که کلا ......... و یکی از دلایلی که به شاه این جرات ( مییشود گفت دیوانه وار و حقیقتا احمقانه و نارسیسیمی« غرور کاذب و توهم خود بزرگ بینی») داد در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دخالت کند بود( البته دوستان اگر اینها رو گفتم باید اینا رو هم بگم که شاه میدانست اگر مثلا فلان شخص بر سر کار بیاید به نفع منافع ابتدا خود و بعد ایران است واگر کسی دیگر باشد معکوس میشود اما فقط برای خود او!!! ودر این کار این اسراییلیهای .... او را تحریک کردند تا حدودی البته)
از این بگذریم بحث بر سر کمک اسراییل به ما بود مثلا اسراییل به ما کمک میکرد سفارشات تسلیحاتی خود را از آمریکا بگیریم و یا اگر مجلس سنا و یا کنگره آمریکا مشکلی برای ایران از نظر تسلیحاتی درست میکردند با استفاده از قدرت خود آنرا برطرف کند اما همانطور که میدانید سلام گرگ بی طمع نیست و از سوی دیگر منافعی برای خود اسراییل وجود داشت و ایران کشوری بود که بیشتر یهودیان جهان به عنوان حامی خود و نیز مکانی که کسی که او را ستایش میکنند در آن خفته است و جایگاه پادشاهی او بوده و نیز جایی که کمکهای زیادی به آنها کرده در زمانی که دیگر کشورها مانند حیوان با آنان رفتار میکردند( که بازم تاکید میکنم میتونید به ارسالهای قبلی توجه کنید ،اما این رو هم باید بگم در بعضی مواقع تنها این یهودیان فقر و ضعیف و.... بودند که مورد ظلم و جور قرار میگرفتند نه اصل کاریها که لیاقتشون ازاون بیشتر نبوده و نیست)
خلاصه به جز اینها ایران دارای نقشی استراتژیک هم از نظر سیاسی و هم ژئوپلیتیک و ..... بوده و هست ، برای همین اسراییل خود نیز به این رابطه تمایل داشت.ولی یکی از مهمترین دلایل این بود که ایران اولا از یک طرف با عراق مشکل داشت و از طرف دیگر اسراییل نیز با این کشور مشکل داشت و دلیل این اختلاف این بود که این کشور در زمان جنگ اعراب با آنها نیروهای خود را در اختیارشان قرار میداد و............... برای همین ارتباط با چنین کشوری به عنوان تکیه گاه منطقه ای بسیار مهم بود و آنان سعی بر این داشتند تا میتوانند این رابطه محکمتر و ناگسستنی تر گردد برای همین مثلا اقدام به اموزش نیروهای رنجر ایرانی در کشور خود میکردند و یا اقدام به آموزش ساواک و...........البته ناگفته پیداست که از میان نیروهای آموزشی فرستاده شده برای خود جاسوسی گیر می آوردند و.....که برای روز مبادا استفاده شود. بگذریم.................
در آن زمان ارتباطات ایران با اسراییل بسیار گسترده گردید و ایران و اسراییل میشود گفت در یک جبهه واحد علیه اعراب و علی الخصوص عراق میجنگیدند ( اقداماتی مانند::: عامل برقراری ارتباط اکراد با اسراییل و نیروهای صهیونیست آن ایران بود و البته لازم به ذکر است همین ارتباط بعد از انقلاب دردسرهای بسیار غم انگیزی برای ایران درست کرد و یا در زمان جنگ 1973 ایران در مرز عراق اقدام به آرایش نظامی کرد و از طرف دیگر نیروهای نفوذی برای اطلاع از حرکات واحدهای ارتش غراق روانه عراق کرد ( برای اینکه بداند آیا به سمت اسراییل حرکت خواهند کرد یا نه و اگر کردند با چه استعدادی و...) و البته اقدام به حرکات تحریک آور و تهدیدی و...... و در نهایت تحریک و کمک اکراد برای حمله به یگانهای نظامی برای سرگرم کردن آنان و....... که البته به صورت موفق انجام گردید لذا عراق از ترس ایران و نیز اکراد خود عراق نتوانست واحدهای خود را از منطقه شمال و نیز شمال شرقی خود به عقب بکشد برای فرستادن به کمک سوریه ومصر و.......... و به خاطر این کار ایران ، ارتباطات دو طرف به شدت محکمتر گردید و............
( بقیه ارتباطات سیاسی میشود و نمیشود گفت و یا به عبارت بهتر جایش نیست و ما از کنار آنها عبور میکنیم اما فقط این را بدانید که اسراییل همزمان نفوذ خود را در ایران گسترش میداد و.......)
در پایان این تایپیک باید عرض کنم که روابط ما با اسرییل در زمان شاه بسیار مخفیانه بود و حتی تا به هم اکنون اطلاعات دقیقی از نحوه همکاریها منتشر نگردیده حتی از طرف سرفرازان جمهوری اسلامی ایران ( احتمالا چون هنوز طبقه بندی اطلاعاتی خارج نشده اند و یا اینکه باعث شکرآب شدن هرچه بیشتر ما با کشورهای منطقه میگردد و یا به عنوان آتویی از بعضی کشورها که در زمان شاه ، ایران از ارتباط آنان با اسراییل، مطلع بوده و هزاران شاید و اما دیگر و............) به هر حال آن روابط ما با اسراییل به اتمام رسید.

Ernesto_Rommel
2007-Nov-11, 19:26
چگونگی روابط با اسراییل بعد از انقلاب:

دوستان در این مورد اطلاعات چندانی در دست نیست و البته با توجه به روابط سیاسی و قدرت و...... و هزاران دلیل دیگر شایعاتی مطرح است و یا نظریه هایی هست یعنی مثلا بر اساس اصل قدرت و شاخصه های آن میگویند به نفع منافع ایران است که فلان کار را کند یا برای اسراییل نیز البته ، با توجه به اطلاعات بدست آمده و ادغام آن با این نظریه ها یک چیزی را به بیرون میدهند.
اما من فقط بعضی نظریه ها را میاورم و بس و دیگر تمام.

یکی از نظریاتی که به احتمال خیلی ها وجود دارد و بسیار قوی است این میباشد که ارتباط ایران با اسراییل به طور کامل قطع گردیده است و هر راهی که اسراییل برای برقراری مجدد این ارتباط نموده بی فایده بوده.مثلا گفته میشود که اسراییل علاوه بر هدفی که در حمله به اوسیراک عراق داشت میخواست به ایران یاد آوری کند هر دو در یک جبهه بوده اند و هستند و حاضرند دوشادوش ایران بجنگند و........ که البته ایران باز هم جوابی نداد ( حال ما کاری به این نداریم از منظر سیاسی و یا میشود گفت شاخصه های قدرت یک کشور که این به نفع ایران بود در آن برهه با اسراییل همکاری کند یا نه.که اگر اینگونه میشد باید گفت در آنصورت انقلاب ایران هم در نظر مردم خودمان و هم جهانیان زیر سوال میرفت اون هم از نوع شدیدش به هزاران دلیل و....) و یکی دیگر از وقایع ارتباط اسراییل با ماجرای واترگیت دوم یا همان مک فارلین یا همان ایران گیت یا همان ایران کنترا است ( که گویا در سایت یک تایپیک در این موضوع است اما مدتی است که کسی به آن مانند بقیه تایپیکهای قدیمی سر نمیزند ولی به هر حال من در آخرهای آن مطالبی را در این رابطه آوردم هر کسی میخواد میتونه بره و اونجا شرحش رو بخونه) اسراییل گویا یکی از سرهای این ماجرا بوده و ................. اما باز هم ایران جوابی نمیدهد( نه اینکه ندهد منظورم این بود جواب موافق وگرنه ایران بد جوری حال اسراییل رو هر بار میگرفت و یکی ار اونها اعزام نیرو به لبنان سال 1982 در آستانه سقوط بود که با رشادت دلیرمردان این کهن بوم اسراییل مجبور به توقف هجوم و سپس عقب نشینی شد اما برای اینکه یک طرفه به قاضی نروم در این مورد همین را بگویم که نظریه های دیگری نیز در این مورد است که من به شخصه با توجه به واقعیات آن زمان و نیز حوادث اتفاق افتاده آنها را اصلا قبول ندارم اما همین را فقط اشاره کنم که میگن مثل حرفا ، ایران برای این خودش وارد ماجرا شد که طناب قضیه رو از دست اعراب در بیاره و........ و خودش مسوول اون بشه و از این طریق کاری کنه که فشار بر اسراییل کمتر بشه و یا اینکه مثلا میگن اسراییل به هدف خودش یعنی دور کردن فلسطینیان هر چه بیشتر از مرزهای اسراییل بود و برای همین دیگه مقاومت زیادی نکرد (( که البت هاین تا حدودی میشه گفت درسته اونا میخواستن نیروهای چریک فلسطینی رو از فلسطین اشغالی دور بکنند ، اما باید این نکته رو اشاره کرد کهه اونا همزمان در پی تحقق بخشیدن به هدف از نیل تا فرات نیز بودن پس بخش دوم جندان درست نیست)) و حال به این توجه ندارند که اعراب حتی تا قبل از اون نتونسته بودند جلوی اشغال سرزمینهای مربوط به خودشون رو بگیرند« حال به هر دلیلی » و این ادعاها با توجه به اتفاقاتی که بلافاصله در جبهه های ما پس از هر قضیه می افتاد قابل رد است««یعنی این نظریات اشتباه است»» و.......)

یکی دیگه از نظریه ها این هست که ایران دستش با اسراییل در یک کاسه است و فقط دارد پرده پوشی میکند که این رو هم فکر کنم جواب دادم.
یکی دیگه اینه که میگن با توجه به منافع مشترک و استراتژیکی که هر دو دارند این فقط یه بازی سیاسی و یا به اصطلاحی موش و گربه است و این دوتا درست است که با هم ارتباطی ندارند اما بر سر بعضی مسایل توافق دارند و... که بر روی این نظریه حرف زیاد است اما فقط میتونم اینو بگم که بعضی موارد این نظریه که من فقط بخشی رو آوردم درست است اما نه به طور کامل و باید بگویم ایران شاید حالا به فکر جنگ مستقیم به خاطر دلایل زیادی نباشد اما این احتمال رو هم باید در نظر گرفت که ایران داره خودش رو قدرتمند میکنه تا تنها بعد نظامی نباشه که با اسراییل میجنگه و باید گفت همیشه احتمال جنگ و ......... هست که با توجه به مربوط بودن به سیاست خارجی وگاه داخلی ایران نمیشود نظر قطعی داد و من ترجیح میدم عقیده خودم رو داشته باشم : مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل غاصب. و اینکه اسراییل باید محو گردد( هر چند تا آمرکا هست باید به فکر ابتدا محو کرد اون باشیم و در درجه بعدی اسراییل که این خودش سختی کار رو میرسونه!!!!!!!!)
در پایان بگم که دوستان درست ترین نظری که احتمالش هست باشه اولین موضوع یعنی دشمنی ایران و اسراییل است که میتوان اون را با بعضی نظریات آخر در مورد منافع و..... یکی کرد اما من میتونم بگم که هیچ کشوری اصلا دلش نمیخواد خودش را وارد جنگی بنماید حتی کشورهایی که آماده این جور جنگهایی باشند( تهاجمی) و در ضمن ما برای دفاع خود را آماده میکنیم و حتی همانطور که گفته شده تا ایران از طرف اسراییل یا هر کشور دیگری با خطر مستقیم مواجه نگردد هرگز دست به اسلحه نخواهد برد و در یک کلام ما آغاز کننده جنگ نخواهیم بود اما وای به اون روزی که آغاز باشه و اون روز که دوباره شجاعت و هوش و ایثار و مردانگی ایرانی جهان رو در بر میگیره ( البته با استفاده از تاکتیک و استراتژی مناسب و...... نه همینطوری الابختکی و این کاری هست که داره تو ایران انجام میشه«« یعنی طراحی وآمادگی برای جنگ با استفاده از مقتضیات زمانه و لوازم مورد نیاز برای چنان جنگی»» اما باید بگم که اگر دقت بشه ایران داره بیشتر تسلیحات دفاعی تولید میکنه یعنی اول ایمن پذیر کردن کشور و سپس آمادگی برای تقویت نیروی تهاجمی ( البته این فقط یه نظر هست که با توجه به نمونه هایی که در دیگر کشورها وجود داره درست به نظر میاد.آمریکا اول خودش رو از نظر ذفاعی ایمن کرد بعد به سراغ اهداف دیگه اش رفت و یا شوروی و یا همین چین.)
یا علی

Achtung Panzer
2007-Nov-12, 08:47
پنج تا تشكر طلبت ارنستو رومل , هر وقت درست شد میام از خجالتت در میام . البته هنوز نخوندم , ولی میخونم ...
خسته نباشی

B E H N A M
2007-Nov-12, 10:02
سلام Ernesto_rommel عزیز .
واقعا بسیار عالی این تاپیك را دنبال می كنید. هنوز وقت نكردم بخونمشون ولی پیشاپیش از شما بابت این پشتكار تشكر و قدر دانی می كنم .
امیدوارم تمام دوستان از این مطالب بهترین استفاده را بكنند .

A.L.I.
2007-Nov-12, 10:13
جناب ارنستو رومل عزیز من هم به نوبه خودم از زحمات تو تشکر میکنم .واقعا خدمت بزرگی برای دوستان دانشجو و علاقمندان سیاست انجام میدهی.

موفق باشی

fered
2007-Nov-12, 15:33
سلام به ژنرال زیرك آلمانی( Ernesto_rommel) :
من تمام پستهای شما را مو به مو خواندم و از آنها استفاده لازم را برده ام . واقعا دستت درد نكنه بابت وقتی كه برای این موضوع گذاشته اید.

Ernesto_Rommel
2007-Nov-12, 17:47
از آختونگ پانزر و بهنام و علی نامدار و فرید عزیز همگی تشکر میکنم و من تشکر آلودم.
آقا فرید ارنستو چگوارا رو جا انداختی البته !!!!!!!!!!!!! اما بازم ممنون.کیف کردیم و سست شدیم و.خلاصه امیدوارم که رضایتتون جلب شده باشه . البته یه نکاتی هست که بعدا میگم.بازم امتحان دارم ............

Ernesto_Rommel
2007-Nov-13, 20:46
خوب بچه ها من دوباره اومد.البته ناگفته نماند فردا اکتحان دیفرانسیل دارم و تا حالا دمار از روزگار ما در آوردن ، اینقدر که امتحان گرفتن...........
اومدم یه پست در مورد ،تاریخ اولین دیدارهای ما با سران اطلاعاتی اسراییل و گذاشتن قرار مدار برای کارهای اطلاعاتی و....... بزارم.امیدوارم نظرتون رو جلب کنه.( البته دیدارهایی هم در قبل بوده ........)
مدیران ساواک از همان ابتدا به دنبال جذب همکاری قدرتهای بیگانه به خصوص آمریکا و اسراییل بودند.عبدالرضا ( هوشنگ ) مهدوی درباره ی اقدامات تیمور بختیار برای آغاز و گسترش همکاری های امنیتی ایران و اسراییل مینویسد.( یه توضیح لازمه که تیمور بختیار اولین رییس ساواک بود و کسی که نظر آمریکاییها رو برای حکومت بر ایران به خصوص در زمان کندی جلب کرده بود اما دیگه وقتی یه شاه مملکتی که یکبار طعم فرار از کشور رو کشیده اینو بفهمه نمیتونه به این چیزا فکر کنه چون شاه زودتر از اون دخلش رو میاره و این بیچاره هم اینجوری شد.................... ( که البته در اون زمان همچین هم بیچاره نبود بلکه به عبارت درست تر بیچاره کن بود!!!!!!! و البته از طرفی زندگی داره به این هوا.............................. دیدی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!)
روابط استراتژیک ایران و اسراییل به دنبال اعلام دکترین ایزنهاور اغاز شد که در آن رییس جمهوری آمریکا خواستار فعال شدن سیاست ایالات متحده در خاورمیانه به منظور جلوگیری از گسترش کمونیسم گردید.در این هنگام کارشناسان آمریکایی و انگلیسی مشغول کمک به تاسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور در ایران بودند.ایالات متحده کشورهای منطقه را تشویق میکرد در امور امنیتی با یکدیگر همکاری کنند و اسراییل را نیز در جریان بگذارند.لذا در اکتبر 1957 (1336) سپهبد تیمور بختیار نخستین رییس ساواک به پاریس رفت و خواستار ملاقات با یعقوب تسور سفیر اسراییل در فرانسه گردید.او این تقاضا را از طریق دکتر صادق صدریه ، دبیر اول سفارت ایران در فرانسه به عمل آورد که بعدها نماینده ی سیاسی در اسراییل و سفیر در رومانی و عراق گردید.در این ملاقات بختیار از ارتش اسراییل و پیروزیهایش در جنگ با مصر ستایش کرد و نگرانی خود را از اقدامات جمال عبدالناصر ( ریس جمهور مصر) ابراز داشت و به نام شاه پیشنهاد همکاری مبادله اطلاعاتی در امور امنیتی نمود.«««« جالب اینجاست که دکتر مصدق در هنگامی که حکومت میکرد و هنگامیک ه در زندان بود به خاطر علاقه خاصی که به بختیار پیدا کرده بود ( به خاطر شجاعتهاش و نیز سرکوب دمکراتها و.....) به او گفته بود : تیمور ، جمال عبدل ناصر هم یک سرهنگ بود ( در اون زمان بختیار درجه سرهنگی داشت و نیز از همون موقع ها به دنبال رسیدن به قدرت و ..........بود مثل ناصر) و البته احتمال داره برای این دکتر مصدق به اون این حرف رو زده که به اصطلاح گوشی رو بده دستش که اگر میخواد کاری بکنه الاتن وقتشه ( البته دیگه در اون رمان دکتر مصدق در زمندان بود اما جالب اینه که بختیار با اون هر روز صبح دیدار داشت و صبحانه میخورد و بعد از این کار میرفت سراغ هوادارهای دیگه مصدق و خرس می انداخت به جونشون و..................خیلی کارهای دیگه که آدم شرمش میاد بگه) به هر حال اینم عاقبتش و با اون وضع فجیع کشته شد در عراق............»»»»

دولت اسراییل از این پیشنهاد استقبال کرد و بن گورویون ( نخست وزیر وقت رزیم صهیونیستی ) آنرا فتح بابی برای همکاری گسترده سیاسی بین دو کشور در قاره ی آسیا دانست . احساس اسراییلای ها این بود که همکاری با ایران و ترکیه میتواند دشمنی هند را که روابطش را با آنان فدای دوستی با مصر کرده بود جبران کند.
دیدار بعدی در نوامبر 1957 بین سپهبد تیمور بختیار و ایسار هارل ، رییس سابق پایگاه موساد در رم صورت گرفت.طرفین تصمیم به همکاری امنیتی گرففتند و زمینه را برای دیدارهای اینده فراهم کردند.

Ernesto_Rommel
2007-Nov-19, 23:02
خوب بچه ها گویا حرف من درست در اومد.............در مورد مدار صفر درجه......
حدسم این بود که کتابی که متفکر یهودی به خواهرزاده اش میده همون پروتکلهای صهیون هست با یان تفائت که توسط یه عده یهودی تهیه شده علیه کسانی که میخوان همون یه ذره دین باقی مونده از حضرت موسی (ع) رو نابود کنند.....................الانم شبکه دو داشت در مورد همین صحبت میکرد.....................
هی روزگار ...با وجود اینکه کتاب منتشر شده و.هزار اتفاق دیگه هنوزم این چیزها در بین مردم رواج پیدا نکرده یعنی نگذاشتند که شیوع پیدا کنه........................میدونند اگر مردم بفهمند چی به چیه اونوقته که دخلشون بیاد......................
خداحافظ

AWAX3005
2007-Dec-14, 23:42
يه چيزي در مورد اسراييل هست كه خيلي جالبه :
من دقيقا نمي دونم قوانين مهاجرت چيه ؟ يعني براي مهاجرت به آمريكا ( يا هر كجاي ديگه ) بالاخره قوانيني وجود داره !! مگه نه ؟؟ مثل گرفتن پناهندگي و يا كارت سبز و........
مي دونيد قسمت جالبش كجاست ؟
فلسطيني ها در زماني كه مستئمره انگليس بودن استقلال مي خواستن ( مثل هند ) اما هرگز استقلال پيدا نكردن چون يه عده از چند جاي ديگه به كشورشون مهاجرت كردن و بعد درخاك اونااعلام استقلال كردن !
مثل اتفاقي كه در آمريكا رخ داد فرانسوي هاي ساكن يك منطقه نسبت به استقلال خودشون در خاك آمريكا ابراز علاقه كردن !!!!! و حتما قضيه دو گول در اين باب رو شنيدين
مي گم چه طوره ما هم بريم تمام شيكاگو رو بخريم بعد وسط خاك آمريكا اعلام استقلال كنيم !!!!!!!!!!

بهتون نمیفروشن كه بخرید چون اتباع خارجی حق تملك زمین رو ندارن حالا فلسطینیها طمع كردن و فروختن به بقیه چه ربطی داره بعدشم از نظر تاریخی هم یهودیان قبل از مسلمانان ساكن اونجا بودند در ضمن در طول تاریخ اینهمه كشور به وجود اومده و رفته اینم روش به خودشون مربوطه ما بهتر به فكر زابل ,ایرانشهر,ابادان,خاش و امثالهم باشیم

مشتوره چی
2008-Feb-13, 10:11
هر كشوری بالاخره یك زمانی بوجود اومده یا میاد مهم اینه كه یهودیان هم بالاخره صاحب یك كشور كه بتونه از حقوقشون دفاع كنه یا در مواقع لزوم پناهگاهشون باشه شدند خدارو شكر.

یهودیان 1900 سال هر روز برای بازگشت به سرزمین پدری نیایش کردند و هر سال در شب عید «پسح» (عید فطیر) در دعای خود آرزو کرده می گفتند: «سال آینده در اورشلیم!».

Ernesto_Rommel
2008-Feb-13, 10:57
جان؟!!!!
متوجه منظورتون نشدم! میشه واضحتر بگید؟
این از این.....
دوما لطفا تایپیك رو كامل بخونید تا بعد ببینم بازم میگید یهودیان یا صهیونها........
در ضمن ایا شما یهودی هستید؟
البته ببخشید اینو میگم ها!!
اما خب بد نیست بدونم با چه كسی صحبت میكنم.
بازم ببخشید.
ارنستو رومل

مشتوره چی
2008-Feb-13, 11:33
دوما لطفا تایپیك رو كامل بخونید تا بعد ببینم بازم میگید یهودیان یا صهیونها........

تاپیك كه نوشته:
اسراییل کشوری سوال برانگیز

من گفتم یهودیان چون فقط حدود 1000 نفر یهودی ارتودوكس افراطی با اسراییل فعلی مخالفند اونها هم معتقدند باید ماشیح משיח یعنی امام زمان یهودیان دوباره امپراتوری اسراییل رو بوجود بیاره ضمنن فعلا حدود 3/7 میلیون نفر از حدود 13 میلیون یهودی دنیا ساكن اسراییل هستند و سیر مهاجرت یهودیان دنیا به اسراییل نسبت به جمعیت یهودیان اسراییل و یهودیان دنیا زیاده كلا مخالفان اسراییل همون حدود 1000 نفر هستند كه عده ای شون هم در كنفرانس هولوكاست تهران شركت كردند اسراییل برای بقیه یهودیان دنیا حكم پناه و سرزمین اجدادی رو داره برای همین عده زیادی از یهودیان دنیا سالانه به اسراییل كمك مالی میكنند اگر میبینید مثلا یهودیان ایران ظاهرا با اسراییل ابراز مخالفت میكنند فقط بخاطر حفظ ظاهره تا وقتی اینجا هستند چون كسب و كارشون اینجاست وگرنه فعلا فقط حدود 20 هزار نفر یهودی در ایران موندند و حدود 160 هزار ایرانی یهودی در اسراییل زندگی میكنند.

من گفتم:
یهودیان 1900 سال هر روز برای بازگشت به سرزمین پدری نیایش کردند و هر سال در شب عید «پسح» (عید فطیر) در دعای خود آرزو کرده می گفتند: «سال آینده در اورشلیم!».

از همون موقع كه در گتو ها بودند یا وقتی كوچ داده شدند دعا كردند.

Ernesto_Rommel
2008-Feb-13, 20:29
ممنون دوست عزیز كه جواب دادین.
اما من منظورم متنی بود كه اول نوشته بودین و ویرایش نكرده بودین!
اما خب به هر حال ممنون كه توضیحات ارائه دادین.
یا حق

مشتوره چی
2008-Feb-13, 21:15
من بعد از خوندن پست شما پستی رو ویرایش نكردم شاید در حینی كه شما داشتی پست من رو میخوندید ویرایش شد.
لطفا ذكر كنید چی نوشته بودم خاطرم نیست :-?

به هر حال اگر اشتباهی از من سر زده شرمنده اگر خاطرتون هست خواهش میكنم ذكر كنید حدودی چی بود.

در ضمن من یهودی نیستم.

مشتوره چی
2008-Feb-13, 22:53
پروتكلها جعلی هست

کتاب پروتکل های علمای صهیون یا The Protocols of the (Learned) Elders of Zion عنوان کتابی است که دلیل نگارش اش اثبات سلطه یهود بر جهان است. تحقیقات مستقل فراوانی هَجو (Hoax) بودن آن را به اثبات رسانده اند. در این میان، مجموعه ای از مقالات چاپ شده در نشریه The Times در لندن در سال 1921 به اثبات رساندید که حجم عظیمی از مطالب ارائه شده در این کتاب در واقع طنزهای سیاسی سرقت شده از منابعی است که اصلا ربطی به یهودیت و صهیونیسم ندارند. از زمان انتشار این کتاب در ابتدای قرن بیستم، متخصصان بسیاری در رابطه با تناقض های موجود در نسخه اصلی این کتاب و همچنین ابهامات بسیار آن سخن گفته اند. با این وجود هنوز هم عده ای وجود کتاب پروتکل ها را نشانه ای از توطئه یهود می دانند؛ ضمن آنکه این عقیده در جوامع ضدسامی بسیار رایج است. اغلب بخش هایی از این کتاب توسط مردم ضد یهود (بالاخص در خاورمیانه) به عنوان مدرکی در مورد توطئه یهودیان به نگارش در می آید.

از کتاب پروتکل ها به عنوان سر منشائی برای بکارگیری تئوری توطئه در رویدادهای معاصر جهان یاد می شود ضمن آنکه بر روی واژه ای با عنوان "علما" متمرکز گردیده و بدین موضوع اشاره می کند که این "علما" در پی به دست گرفتن کنترل دنیا از طریق تسلط بر منابع مالی و رسانه ها می باشند. کتاب مزبور مورد پسند عامه واقع شد و پس از انقلاب 1905 روسیه اشاعه یافت. همین کتاب در زمان وقوع انقلاب بلشویکی سال 1917 به هنگام معطوف شدن توجهات به بلشویسم به عنوان گونه ای از توطئه های هدف گیرنده سلطه جهانی جهانگیر شد. در خلال سال های دهه 1930 تا 1940 نیز نازی ها از این کتاب به عنوان ابزاری برای تبلیغات علیه یهودیت و شعله ور سازی یهود ستیزی استفاده بسیار بردند.

ریشه های کتاب و محتوای آن

در کل، محتوای کتاب چیزی جز مطالب دستکاری شدن و طنزاندود شده نامه ای با عنوان پاسخ یهودیان استانبول که در حدود چهارصد سال پیش به نگارش درآمده است، نیست. با این وجود به نظر می رسد که بخش عمده ای از آن سرقت ادبی رساله ای نوشته شده در سال 1864 با عنوان مکالمه ای بین ماکیاولی و مونستقیو توسط طنز نویس فرانسوی "موریس جولی" باشد. جولی در زمان خود این رساله را دستمایه ای برای زیر سوال بردن جاه طلبی های ناپلئون سوم قرار داده بود. خود "جولی" نیز به نوبه خود بخش اعظم این رساله را از یک رمان محبوب و متداول در آن زمان با عنوان The Mysteries of the People نوشته Eugène Sue سرقت (ادبی) نموده بود. در هیچ یک از دو اثر گفته شده یهودی و یهودیت نقشی را ایفا نمی نمودند. از آنجا که در پادشاهی آن زمان انتقاد از شخص پادشاه به هر نحو جرم محسوب می شد، جولی تصمیم گرفت آن را در بلژیک منتشر کند و سپس به نحوی آن را به فرانسه بازگرداند. پلیس آن زمان تمام نسخه های موجود را توقیف نمود و کتاب را ممنوع اعلام کرد. در 25 آورین 1865 جولی در دادگاه متهم و به پانزده ماه حبس محکوم گردید.

هرمان گوشه (با تمایلات ضدسامی خود) در سال 1868 رمان تخیلی را با عنوان Biarritz منتشر نمود که این خود الهام بخش پا گرفتن پروتکل ها گردید. در فصل "در گورستان یهودیان در پراگ" گوشه در مورد ملاقات شبانه ای بین اعضای گروه ربانی و مرموزی با نام Cabal نوشته و از ظاهر شدن شیطان در میان اعضا 12 قبیله اسرائیل برای اجرا کردن یک توطئه یهودی سخن سر داد. ذهنیتی که او در این کتاب مجسم نموده بود بسیار شبیه و منشعب از تصویری بود که الکساندر دوما در کتاب Joseph Balsamo ارائه نموده بود. دوما در آن کتاب از نقشه ای در مورد یک گردنبند الماس سخن سر داده بود.

زمینه و ساختار کتاب

24 پروتکل آورده شده در کتاب پروتکل ها به منزله دستورالعمل هایی است که یک "عالم" جدید باید فرا بگیرد تا بداند که گروه چگونه به دنیا حکومت می کند. در این کتاب آورده شده که "علما" می خواهند همه ملل غیر یهودی را فریب بدهند و آنها را مطیع اراده خود کنند. برای رسیدن به هدف گفته شده، "آنها" از روش های زیر استفاده می کنند:

تزویج ایده های به اندازه کافی پیچیده به منظور از بین بردن اعتقادات همانند اشاعه داروینیسم، مارکسیسم، نیچه ایسم، لیبرالیم، سوسیالیسم، کمونیسم، آنارشیسم و یوتوپیایسم (در پروتکل های 2 و همچنین 9 تا 12)
ایجاد تصویری از وجود آزادی بیان، آزادی رسانه ای و حقوق بشر به گونه ای که همگان واقعا وجود چنین چیزهایی را باور کنند و آرزوی آن را داشته باشندو از ستمی که در زیر این چهره زیبا رواست نا آگاه باشند (در پروتکل های 12 و 17)
تخریب و تلاش برای نابودی مسیحیت و سایر ادیان به همراه القای درجاتی از انکار وجود خدا به گونه ای که نهایتا به تفوق و برتری یهودیت بینجامد (در پروتکل های 14 و 17)
مصرف الکل و الکلیسم (پروتکل 1)
مادیگرایی (پروتکل 4)
سلطه بین الملل (پروتکل 5)
جنگ های جهان دامنه (پروتکل 7)
حق رای دادن (پروتکل 10)
سراسیمگی و آشفتگی (پروتکل 13)
پورنوگرافی (پروتکل 14)
شستشوی مغزی (پروتکل 16)
رکود های اقتصادی (پروتکل 20)
فرض متن کتاب بر آن است که خواننده فراماسون ها را به عنوان یک جامعه مخفی با اهداف سیاسی مخفی می شناسد و "پروتکل ها" سعی بر آن دارد که این عقیده را القا کند که خود این "اهداف سیاسی مخفی" را همین "علما" وضع نموده اند؛ در واقع یک تئوری توطئه در داخل یک تئوری توطئه دیگر! در کتاب پروتکل ها، فراماسون ها "آزاد اندیشان" ای هستند که این علما مایلند از آنان به عنوان جانشینان یزدان سالاری یهودی استفاده شود. "پروتکل ها" از یک پادشاهی در شرف تشکیل بحث می کند و از نحوه اداره آن سخن به عمل می آورد. باز هم در این پادشاهی، علما از کنترل مستقیم خودداری می کنند و ترجیح می دهند خود را با رباخواری و بازی با پول مشغول کنند. حتی پادشاه یهودسان نیز چیزی بیش از یک شخصیت پوشالی نخواهد بود.


دو بخش برگزیده از کتاب


در زیر بخش 1-19 کتاب پروتکل ها آورده شده و همانطور که مشاهده می کنید شباهت بسیاری به بخش "ملاقات در جهنم" کتاب نوشته جولی دارد؛ گاها این تشابه آنقدر زیاد است که بیشتر به یک کپی کاری می ماند تا یک سرقت مضمون کتاب. (متن اصلی در زیر آورده شده است، پاراگراف اول مربوط به کتاب جولی و پاراگراف دوم مربوط به کتاب پروتکل ها است.


Montesquieu: How are loans made? By the issue of bonds entailing on the Government the obligation to pay interest proportionate to the capital it has been paid. Thus, if a loan is at 5%, the State, after 20 years, has paid out a sum equal to the borrowed capital. When 40 years have expired it has paid double, after 60 years triple: yet it remains debtor for the entire capital sum. (Dialogues, p. 250)


A loan is an issue of Government paper which entails an obligation to pay interest amounting to a percentage of the total sum of the borrowed money. If a loan is at 5%, then in 20 years the Government would have unnecessarily paid out a sum equal to that of the loan in order to cover the percentage. In 40 years it will have paid twice; and in 60 thrice that amount, but the loan will still remain as an unpaid debt. (Protocols, p. 77)


مثال دوم از بخش های دیگر کتب:

Machiavelli: Like the god Vishnu, my press will have a hundred arms, and these arms will give their hands to all the different shades of opinion throughout the country. (Dialogues, p. 141)


These newspapers, like the Indian god Vishnu, will be possessed of hundreds of hands, each of which will be feeling the pulse of varying public opinion. (Protocols, p. 43)


مثال سوم از بخش های دیگر کتب:

Montesquieu: Now I understand the figure of the god Vishnu; you have a hundred arms like the Indian idol, and each of your fingers touches a spring. (Dialogues, p. 207)


Our Government will resemble the Hindu god Vishnu. Each of our hundred hands will hold one spring of the social machinery of
State. (Protocols, p. 65)


ظهور نخستین کتاب

یک ترجمه روسی از کتاب جولی با عنوان "گفتگوهایی در جهنم" در سال 1872 منتشر شد. پس از قتل تزار الکساندر دوم در سال 1881، فصل "در گورستان یهودیان در پراگ" از کتاب Biarritz نوشته گوشه که حاوی توطئه هایی بر علیه تمدن اروپایی تدریجان بین روس ها در قالب یک جزوه چاپی دست به دست شد. یکی از کارمندان پلیس مخفی تزاری با عنوان اوخرانکا (Okhranka) متوجه شد که این کتاب می تواند در بدنام کردن اصلاح طلبان لیبرال و انقلابیون بالاخص در بین اقلیت هایی همچون یهودیان روسیه موثر واقع شود.

کتاب پروتکل ها نخستین بار بصورت مختصر بصورت مجموعه ای در خلال 28 آگوست تا 7 سپتابر 1903 توسط یک ناشر مقیم سنت پیترزبورگ با نام Znamya و زیر نظر پاول کروشوان منتشر شد. کروشوان خود چهار ماه بعد بانی و آغازگر پوگروم کیشینف (پوگروم به قتل عام همگانی گویند و پوگروم کیشینف قتل عام همگانی یهودیان روسیه بین سال های 1903 تا 1905 است) بود.

کتاب پروتکل ها از موج دیگری برای مشهور شدن و محبوب شدن در روسیه بهره جست و آن زمانی بود که عناصر ترقی خواه روس موفق شدند قانون اساسی را تدوین و دومای روسیه را تشکیل دهند. اعضای مرتجع "اتحاد مردم روس" به همراه اوخرانکا از این لیبرال سازی با عنوان "توطئه بین المللی یهودی" نام بردند و تلاش خود را برای تزویج کتاب پروتکل ها در بین مردم ساده دل روسیه شدت بخشیدند.

بهره برداری نازی ها از کتاب پروتکل ها

پروتکل ها در سال 1937 و توسط جولیوس اِوولا (که خود نیز مقدمه ای برای آن نوشت) در ایتالیا منتشر شد.

پروتکل ها همچنین به عنوان بخشی از برنامه تبلیغاتی نازی ها برای توجیه تخریب و آزار یهودیان مورد استفاده وسیع آنها قرار گرفت. خواندن آن نیز برای دانش اموزان آلمانی الزامی گردید. در رابطه با هالاکاست، نورا لوین می گوید که هیتلر از کتاب پروتکل ها به منزله کتاب راهنمایی (Manual) برای نابودی یهویان استفاده می نمود.

هیتلر در اتوبیوگرافی خود "نبرد من" از کتاب پروتکل ها نام برده است:


.. To what extent the whole existence of this people is based on a continuous lie is shown incomparably by the Protocols of the Wise Men of Zion, so infinitely hated by the Jews. They are based on a forgery, the Frankfurter Zeitung moans and screams once every week: the best proof that they are authentic. [...] the important thing is that with positively terrifying certainty they reveal the nature and activity of the Jewish people and expose their inner contexts as well as their ultimate final aims.


تاییدگران گذشته محتوای پروتکل ها شامل جمال عبدالناصر، ملک فیصل، معمر قذاقی و چندین رهبر دیگر از جهان عرب بود. در حال حاضر نیز مفتی اعظم بیت المقدس، حماس و وزارت آموزش و پرورش عربستان سعودی در میان تایید کنندگان آن کتاب اند.

نخستین نسخه فارسی از کتاب پروتکل ها در سال 1978 و در بحبوحه انقلاب در ایران منتظر شد. در سال 1985 نیز ویرایش جدیدی از کتاب پروتکل ها توسط سازمان تبلیغات اسلامی منتشر شد. آستان قدس رضوی نیز در سال 1994 هزینه انتشار چاپ جدید آن را منتظر نمود. بخش هایی از این کتاب نیز به صورت روزانه در خلال سال 1994 در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر می گردید.

یکی از محققان جمهوری اسلامی با عنوان علی باقری نیز در خلال تحقیقات خود در مورد کتاب پروتکل ها به نتیجه جدیدی رسید و آن را در "صبح" بیان نمود:

"هدف غایی یهویان...پس از سلطه بر جهان...سلطه بر ستاره ها و کهکشان ها است."

Ernesto_Rommel
2008-Feb-14, 17:03
دوست عزیز دیشب داشتم جوابتون رو مینوشتم كه یهو كارتم تموم شد.
اما حالا میگم.
خودتون خوب میدونید چی نوشتید.پس خواهشا نگید كه من ............حالا به هر حال اما لازم به ذكر هست من معمولا صفحات رو ذخیره میكنم پس.....بی خیال شید....
این از این.
دوما دوست خوب میشه بگید چه دلیلی برای رد این مطلب اوردید؟
منم میدونم این حرفا رو گفتند اما چه دلیل قانع كننده ای دارید یا اورده اند كه این كتاب دروغ هست؟
سوما
المان نازی با صهیونها خودش اخر ارتباط بود و اگرم با یهودیان مشكلاتی داشت هم به دلیل این بود كه مشكلات كشور المان رو از چشم اونها میدیدند و هم این بود كه صهیونها تحریكاشون میكردند و اتش به خرمن میریختند.......
اگر لازم شد در وقت مقتضی هستم خدمتتون واسه اینكه توضیحات بیشتری بدم اما اینو بدونید این كار ها و گفته ها درست نیست و شما كار......میكنید.
دوست عزیز.
ببین شما میگی اشتباهه خوب حالا بگو با چه مدرك و دلیلی؟
شما متن انگلیسی یه فردی رو اوردی از كجا معلوم هیمن متن رو یه نفر ننوشته برای اینكه بگه این كتاب دروغی هست؟ و چطوری میخوای باور كنیم این كتاب مطابق گفته های شماست؟
منم این چیزها رو هم خوندم هم شنیدم اما هیچ وقت هیچ مطلبی ندیدم كه بتونه ردش كنه.اگر شما به اینا میگی رد این موضوع كه.........
البته نمیتونم انكار كنم كه متن نوشته های شما كمی جالب بود1!! اما بازم میگم دلیلی نیاوردید.
اما اگر شما میخواید باور نكنید مهم نیست.....فرقی نداره شما باور كنید یا نه..........
من كه تقریبا یه قسمتهاییش رو باور كردم اما یه چیزی برام جالبه......
شما چرا اینقدر گیر میدید به یهودیان ؟ و خب حالا چه متن ویرایش شدتون چه نشدتون!! بازم یه بو و معنا رو میده1
بگذریم..
من فعلا كار دارم تا بعد.....هستم خدمتتون.
یا حق

مشتوره چی
2008-Feb-14, 22:32
خودتون خوب میدونید چی نوشتید.پس خواهشا نگید كه من ............حالا به هر حال اما لازم به ذكر هست من معمولا صفحات رو ذخیره میكنم پس.....بی خیال شید....

من كه از شما درخواست كرده بودم بگید من چی نوشته بودم.گفتم یادم نیست چی نوشتم اگر ممكنه بگید ولی گفتم بعد از خوندن پست شما چیزی رو از پست اولم پاك نكردم.اگر امكانش نیست ذكرش كنید متن ذخیره شده رو با پیغام خصوصی برام بفرستید حداقل خاطرم بیاد بتونم شبهه رو برطرف كنم.


شما متن انگلیسی یه فردی رو اوردی از كجا معلوم هیمن متن رو یه نفر ننوشته برای اینكه بگه این كتاب دروغی هست؟ و چطوری میخوای باور كنیم این كتاب مطابق گفته های شماست؟

هر متن انگلیسی ذكر شده همراه با شماره صفحه هست میتونید رجوع كنید متن انگلیسی مربوط به مقایسه متن دو كتاب هست. كتاب نوشته جولی قبل از كتاب پروتكلها نوشته شده.

متن كتاب پروتكلهای علمای یهود مطالب دستکاری شدن و طنزاندود شده نامه ای با عنوان پاسخ یهودیان استانبول که در حدود چهارصد سال پیش به نگارش درآمده هست.

پروتكلهای ذكر شده در این كتاب شباهت بسیاری به بخش "ملاقات در جهنم" کتاب نوشته جولی دارد؛ گاها این تشابه آنقدر زیاد است که بیشتر به یک کپی کاری می ماند تا یک سرقت مضمون کتاب.

اینها بخشی از دلایلی هست كه جامعه غربی یا بهتر بگم تقریبا تمام دنیا كتاب پروتكلها رو توطئه و جعلی میداند ولی طبیعی هست هیتلر و دشمنان اسراییل در خاورمیانه اون رو دست مایه قرار دهند.

Chester Charles
2008-Feb-14, 23:30
اين كتاب و كتابهاي ديگه همه نشان دهنده يك توطئه هستند اما سوال اينجاست كه توطئه گران چرا بايد دست خود را براي مردم دنيا رو كنند ؟؟؟

من به شخصه معتقدم يك توطئه در جهان در حال شكل گيري است و در اين توطئه فقط صهيونيست ها نيستند كه دست دارند

منظور من يك توطئه بين المللي كه تمامي مذاهب . نژاد ها و خلاصه تمام جريانات سياسي با عقلانيت و آگاهي كامل در آن نقش دارند حتي شيعيان و روحانيون به ظاهر مومئن نيز در خفا و با آگاهي كامل اين توطئه را مرحله به مرحله اجراء مي كنند

براي من چيزي كه واقعا جالب است نتيجه اي است كه همه دنيا مي خواهند به آن برسند
يعني يهوديان مي خواهند دنيا را با كمك مسيح به چنگ بياورند
مسحيان نيز معتقدند با ظهور مجدد مسيح بر دنيا تسلط پيدا مي كنند
مسلمانان به ويژه شيعيان نيز همين ظهور و سروري بر دنيا را پيش بيني مي كنند

به نظر مي رسد هر كس(از اديان مختلف) براي منافع خود پيش بيني هاي لازم را انجام داده است

اما واقعا چه مي شود ؟؟؟

آيا با وجود نزديك به 10000 بمب اتمي و هيدروژني و انواع سلاح هاي بيولوژيكي و شيميامي مي توان بعد از ظهور منجي دنيايي را تصور كرد كه حتي يك سوسك در آن زنده مانده باشد ؟؟؟

به نظر من جواب اين سوال خير است و تمام اين پيش بيني ها تنها يك نتيجه خواهد داشت (( كره ي زمين چند بار نابود مي شود))

و در نهايت هيچ چيزي براي حكومت هيچ كدام از اين توطئه گران باقي نخواهد ماند ... زهي خيال باطل

Chester Charles
2008-Feb-14, 23:38
مهدي مسيح و به طور كل منجي عالم بشريت بر خاكستر حكومت خداوند را بنا خواهد كرد نه بر روي كره زمين !؟

مشتوره چی
2008-Feb-15, 00:43
اين كتاب و كتابهاي ديگه همه نشان دهنده يك توطئه هستند اما سوال اينجاست كه توطئه گران چرا بايد دست خود را براي مردم دنيا رو كنند ؟؟؟

بستگی داره توطئه گر كی باشه و چه هدفی داشته باشه.
اینكه چند نفر به اصطلاح علما بشینن و برای دنیا توطئه كنند و نقشه بكشند و بعد اونقدر احمق باشند كه پروتكلهایی كه مدعیان اینقدر مهم میدونند و به اون به اصطلاح علما نسبت میدهند اینقدر راحت به بیرون درز كنه به نظر من با منطق جور در نمیاد ولی اینكه یك نویسنده ضد یهودی حالا یا بخاطر جذب خواننده های همفكر و یا بخاطر كینه یا قصدی دیگر چیزهایی رو از این ور و اون ور سر هم كنه این بیشتر محتمل هست.این نظر شخصی منه.


من با ادامه صحبتهای شما موافقم به نظر من علتش كمبود منابع دنیا و افزایش جمعیت هست كه همه میخان به جون هم بیوفتند.

ولی اینكه یهودیان یا به اصطلاح صهیونیستها رو فقط شامل این مقوله بدونیم و هر چیزی رو بهشون نسبت بدیم صحیح نیست بهتره كمی فكر كنیم ببینیم چرا غربیها به نسبت همون تفكر منفی رو از اسلام و مسلمونها دارند كه ما از به اصلاح صهیونیستها داریم.

Chester Charles
2008-Feb-15, 00:56
بستگی داره توطئه گر كی باشه و چه هدفی داشته باشه.



خرافات دوست من ...... خرافاتي كه در طول هزار سال تا مغز استخوان قشري از جامعه جهاني نفوذ كرده

خرافاتي كه تبديل به مدرك مستدل عده اي كه به قول خود منتظر ظهور هستند شده است اما حتي نمي توانند مدرك مستدل و منطقي بر اثبات حقانيت ريشه هاي خود ارائه كنند



اینكه چند نفر به اصطلاح علما بشینن و برای دنیا توطئه كنند و نقشه بكشند و بعد اونقدر احمق باشند كه پروتكلهایی كه مدعیان اینقدر مهم میدونند و به اون به اصطلاح علما نسبت میدهند اینقدر راحت به بیرون درز كنه به نظر من با منطق جور در نمیاد ولی اینكه یك نویسنده ضد یهودی حالا یا بخاطر جذب خواننده های همفكر و یا بخاطر كینه یا قصدی دیگر چیزهایی رو از این ور و اون ور سر هم كنه این بیشتر محتمل هست.این نظر شخصی منه.


مگر مسلمانان براي آينده تايين و تكليف نكرده اند ... پس حكومت الهي و عادلانه مهدي موعود كه از آن دم مي زنند چيست ؟؟؟ نوع ديگري از همين پروتكل ها است كه شكل پيشرفته تر و جذاب تري به خود گرفته و نشان هزار سال كار مداوم رواني بر شيعيان دارد




من با ادامه صحبتهای شما موافقم به نظر من علتش كمبود منابع دنیا و افزایش جمعیت هست كه همه میخان به جون هم بیوفتند.

ولی اینكه یهودیان یا به اصطلاح صهیونیستها رو فقط شامل این مقوله بدونیم و هر چیزی رو بهشون نسبت بدیم صحیح نیست بهتره كمی فكر كنیم ببینیم چرا غربیها به نسبت همون تفكر منفی رو از اسلام و مسلمونها دارند كه ما از به اصلاح صهیونیستها داریم.


همان طور كه گفتم همه ي كساني كه به نحوي از اين مسئله دم مي زنند در آن نقش دارند چه يهودي چه صهيونيست و چه مسلمان و مسيحي چه شيعه چه سني چه وهابي چه ؟؟؟
در كل همه در آن نقش دارند

آخرالزمان يك حقيقت است اما نه به آن صورت كه مذاهب از آن سخن مي گويند ....
بعدي مجود ندارد كه عدالت در آن بر پا گردد

Chester Charles
2008-Feb-15, 00:59
منجي عالم بشريت با ده ها هزار بمب هسته اي . هيدروژني . ميكروبي . بيولوژيكي (بمب جنسي). و شيميايي چه مي خواهد بكند ؟؟؟

مشتوره چی
2008-Feb-15, 01:07
مگر مسلمانان براي آينده تايين و تكليف نكرده اند ... پس حكومت الهي و عادلانه مهدي موعود كه از آن دم مي زنند چيست ؟؟؟ نوع ديگري از همين پروتكل ها است كه شكل پيشرفته تر و جذاب تري به خود گرفته و نشان هزار سال كار مداوم رواني بر شيعيان دارد

دوست عزیز موارد كپی برداری اون نویسنده مشخصه خواهش میكنم پست من در مورد جعلی بودن پروتكلها رو بخونید.
من با شیعه كاری ندارم اینجا هم در موردش بحث نمیكنیم موضوع بحث در مورد نوشته هایی هست كه شخصی نوشته و صهیونیستها تكذیبش میكنند شیعه هم مواردی رو كه منابع خودش ذكر میكنه تایید میكنه و مواردی كه كسی خارج از مذهب شیعه در میاره و بهش نسبت میده و ضد شیعه هست رو تكذیب میكنند.همین كار رو هم صهیونیستها میكنند.

پروتكل علما ! نویسندش چه اسم قلمبه سلمبه ای هم روش گذاشته:lol:

Chester Charles
2008-Feb-15, 01:29
دوست عزیز موارد كپی برداری اون نویسنده مشخصه خواهش میكنم پست من در مورد جعلی بودن پروتكلها رو بخونید.
من با شیعه كاری ندارم اینجا هم در موردش بحث نمیكنیم موضوع بحث در مورد نوشته هایی هست كه شخصی نوشته و صهیونیستها تكذیبش میكنند شیعه هم مواردی رو كه منابع خودش ذكر میكنه تایید میكنه و مواردی كه كسی خارج از مذهب شیعه در میاره و بهش نسبت میده و ضد شیعه هست رو تكذیب میكنند.همین كار رو هم صهیونیستها میكنند.

پروتكل علما ! نویسندش چه اسم قلمبه سلمبه ای هم روش گذاشته:lol:


منظور من دقيقا پيش بيني آينده است كه از سوي قشري از جامعه بشري بيان مي شود شايد همان طور كه گفتيد پروتكل ها كه به صهيونيست ها نسبت داده مي شود دروغ باشد .. شايد و احتمال آن هم هست

اما در بين يهوديان نيز مسئله ظهور مسيح حقيقي رواج دارد و اين مورد به طور مستقيم با كتاب پروتكل علما ارتباط دارد
چون مي گويند در صورت رسيدن به اين اهداف مسيح و منجي بني اسراييل ظهور مي كنند
شايد اين كتاب دروغ باشد اما چيزي كه مشخص است شرايط است كه در تمام اين پيش بيني ها با هم يكسان است
به طور مثال گسترش فحشا كه هم در مذهب شيعه و هم در يهود به عوان علائم ظهور بيان شده است

شرايط يكساني كه در مورد آخر الزمان بيان شده چه در مورد شيعه و چه در مورد صهيونيست ها تا حد زيادي مشابه است و مسئله توطئه را تا حد زيادي اثبات مي كند

اگر پروتكل ها نشان از توطئه نباشد بي ربط هم نيست و در واقع يك پروژه مرحله به مرحله را بيان مي كند همان گونه پيش بيني ها در مذاهب ديگر به آن اشاره مي كنند
اما در نهايت من نتيجه اي را كه پيش بيني هاي مختلف گرفته اند را در پست قبل زير سوال بردم و همچنين بر سوال خود تاكيد دارم



منجي عالم بشريت با ده ها هزار بمب هسته اي . هيدروژني . ميكروبي . بيولوژيكي (بمب جنسي). و شيميايي چه مي خواهد بكند ؟؟؟

يعني چه مي تواند بكند .... هيچ بدون شك هيچ (از نظر من)

مشتوره چی
2008-Feb-15, 01:52
اما در بين يهوديان نيز مسئله ظهور مسيح حقيقي رواج دارد و اين مورد به طور مستقيم با كتاب پروتكل علما ارتباط دارد

مساله ظهور مسیح مربوط به دین یهود هست این به اصطلاح كتاب پروتكلهای علمای یهود كتابی ضد صهیونیستی و برای زیر سوال بردن اون هست و با استناد به بعضی موارد دین یهود نوشته شده.
سلمان رشدی هم كتاب آیات شیطانی رو نوشته بالاخره هر دینی چیزهایی داره كه یك عده بهش گیر میدن.

Chester Charles
2008-Feb-15, 02:17
مساله ظهور مسیح مربوط به دین یهود هست این به اصطلاح كتاب پروتكلهای علمای یهود كتابی ضد صهیونیستی و برای زیر سوال بردن اون هست و با استناد به بعضی موارد دین یهود نوشته شده.

سلمان رشدی هم كتاب آیات شیطانی رو نوشته بالاخره هر دینی چیزهایی داره كه یك عده بهش گیر میدن.


در مورد اول من دقيقا منظوز شما را متوجه نشدم اگر ممكن است كمي روشن تر بيان كنيد

اما مورد دوم يا همان سلمان رشدي ... من آيات شيطاني را خوانده ام چيزي كه بتوان گفت به دين اسلام گير داده پيدا نكردم
فقط تا آنجا كه توانسته شخصيت پيامبر و اسلام آن دوران را تخريب كرده .... خدا هزار بار لعنتش كند

مشتوره چی
2008-Feb-15, 02:57
در مورد اول من دقيقا منظوز شما را متوجه نشدم اگر ممكن است كمي روشن تر بيان كنيد

مساله ظهور مسیح (ماشیح) مربوط به دین یهود هست و در عهد عتیق و عهد جدید ذكر شده. کتاب پروتکلهای علمای یهود برای زیر سوال بردن صهیونیسم( جنبش تجدید حیات ملی یهود ) نوشته شده.


اما مورد دوم يا همان سلمان رشدي ... من آيات شيطاني را خوانده ام چيزي كه بتوان گفت به دين اسلام گير داده پيدا نكردم
فقط تا آنجا كه توانسته شخصيت پيامبر و اسلام آن دوران را تخريب كرده .... خدا هزار بار لعنتش كند

مگه دین اسلام آن دوران و این دوران داره؟ اسلام دینی برای همه دورانهاست همینطور پیامبر اسلام و سنتشون هم جزو دین هستند.

Chester Charles
2008-Feb-15, 03:29
مگه دین اسلام آن دوران و این دوران داره؟ اسلام دینی برای همه زمانهاست همینطور پیامبر اسلام و سنتشون هم جزو دین هستند.


متاسفم منظورم را درست بيان نكردم ....
ماجراي اين كتاب و داستانش به طور مستقيم هيچ ربطي به پيامبر اسلام ندارد
و يك داستان خيالي واقعا مسخره داره كه ارزش بيان كردن هم نداره با تشابهات اسمي كه بوجود آورده به احتمال زياد قصد داشته پيامبر اسلام را تخريب كند
در كل چيزي كه بشه بهش استناد كرد در اين كتاب وجود ندارد و آيات شيطاني لقبي است كه به اين رمان مسخره داده اند

به احتمال زياد قصد خراب كردن دين اسلام را داشه اما فقط توانسته فحش بده و هيچ چيز خاص ديگه اي نداره

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


مساله ظهور مسیح (ماشیح) مربوط به دین یهود هست و در عهد عتیق و عهد جدید ذكر شده. کتاب پروتکلهای علمای یهود برای زیر سوال بردن صهیونیسم( جنبش تجدید حیات ملی یهود ) نوشته شده.


براي زير سوال بردن ..... ؟!
اين كتاب داره اهداف يهود را تشريح مي كند و در مقابل صهيونيست هم در مقابل اعلام مي كند اين ها اهداف جنبش صهيون نيست

اما ويژگي هايي كه براي آخرالزمان در مذاهب و مكاتب مختلف ارائه شده همان طور كه گفتم داراي شباهت هايي هستند و گفته مي شود با تحقق يافتن اين نشانه ها ظهور هم اتفاق مي افتد

اين كتاب مسائلي را بيان مي كند كه مثلا صهيونيست ها بايد با استفاده از آن ها شرايط ظهور منجي خود را فراهم كنند
حالا اين كه اين كتاب واقعيت را مي گويد يا فقط يهوديان را به تلاش براي نابودي نظام جهاني متهم مي كند در پرده اي از ابهام است
اما در نهايت يهوديان اهدافي را دنبال مي كنند كه در اين كتاب نيز به آنها اشاره شده ....
اين مسئله كه اين كتاب يك مدرك براي اثبات اين موضوع است..... كه احتمالا نيست !
اما تلاش براي فراهم كردن شرايط ظهور به طريق مختلف صورت مي گيرد و صهيونيست ها نيز به عنوان گروهي كه پيش بيني ظهور دارند به شكل و شيوه خود براي فراهم شدن شرايط تلاش مي كنند
و همان طور كه گفتم يك قشر خاص از جامعه جهاني اين توطئه را با تدبير پيش مي برند كه صهيونيست ها نيز جزيي از آنها هستند چه از روش ها ي اين كتاب استفاده كرده باشند چه نكرده باشند .؟!
و اين مسئله را با توجه به مسائل و موارد موجو در دين يهود بيان مي كنم مثلا همان دعا براي بازگشت به اورشليم كه شما به آن اشاره كرديد


اين موضوع خاصيت و ويژگي خاص قشري از جامعه جهاني است كه خرافات خود را دنبال مي كنند و دنبال تسلط بر جهان در دوره سلاح ها نا بود گر هسته اي هستند همين سلاح ها اين روياها را نابود مي كند

مشتوره چی
2008-Feb-15, 05:05
براي زير سوال بردن ..... ؟!
اين كتاب داره اهداف يهود را تشريح مي كند و در مقابل صهيونيست هم در مقابل اعلام مي كند اين ها اهداف جنبش صهيون نيست

حق با شماست من دقت نكردم این كتاب برای زیر سوال بردن دین یهود هست.

ولی من معتقدم این پروتكلها جعلی هست و برای تخریب وجهه دین یهود نوشته شده . میشه با دراوردن چند چیز از هر دینی بدون توجه به موارد مثبت اون دین چنین كاری كرد.
مثلا غربیها بدون نگاه كردن به آیات دیگر قران و با استناد به آیه 5 سوره توبه دین اسلام رو دین شمشیر میدونند ولی آیا امروز مسلمانان با استناد به این آیه غیر مسلمانان رو میكشند ؟ یا بعضی اسلام رو بخاطر مجاز شمردن برده داری دین برده داری میدونند اما آیا در كشورهای مسلمان برده داری مجاز هست؟ برده داری اون زمان كاری معمول بود و غیر اخلاقی محسوب نمیشد ولی امروز شرایط فرق كرده فكر میكنم در مورد موارد منفی دین یهود هم بشه همچین نتیجه گیری كرد.

مثلا آیت الله مصباح یزدی سال 1372 این مطالب رو ذكر كرده كه در روزنامه كیهان چاپ شد:

در اسلام چاره‌ها و تدبيرها انديشيده شده تا نظام بردگي برچيده شود، ولي اين به آن معنا نيست كه بردگي مطلقاً در اسلام محكوم است. اگر در جنگ مشروع مسلمان‌ها بر كفار مسلط بشوند و آنها را اسير بگيرند، اسير كافر در دست مسلمانان پيروز، حكم برده را دارد و احكام بردگي بر او ثابت است. امروز هم اگر چنين جنگي اتفاق بيفتد، حكم همين است. اينگونه نيست كه بردگي به طور كلي برچيده شده باشد و لازم باشد كه كتاب عتق شسته شود. البته بردگي آن روز بر اساس تبعيض نژادي بود. سياهان و مردم ضعيف را به دام مي‌انداختند و مي‌فروختند. اما اگر امر دائر شود بين اينكه دشمن شكست خورده را بكشند يا اسيرش كنند، كدام انساني‌تر است؟ دشمني كه اسير شده اگر او را آزاد بگذارند باز همان فتنه را به پا خواهند كرد (اما) اگر وي را بكشند ادامة حيات و بازگشت به رويش بسته مي‌شود، ولي اگر برده باشد ممكن است تدريجاً در دارالاسلام تربيت شود و به صورت انسان شايسته‌اي درآيد. به هر حال مسئله بردگي في‌الجمله در اسلام پذيرفته شده است و ما از آن دفاع مي‌كنيم."

هر كسی میتونه با استناد به این حرف یا حرفهای دیگر از عالم اسلامی و آیه 5 سوره توبه و ... یك كتاب تحت عنوان پروتكلهای علمای اسلام بنویسه.
اونطور كه دقت كردم 24 مورد تحت عنوان پروتكلهای علمای یهود هم با بزرگ كردن موارد منفی موجود در كتاب تلمود كه نوشته عده ای از فقهای دین یهود هست نوشته شده.

ده فرمان الهی دین یهود اینهاست:

1-من خداوند خالق هستم كه تو را از اسارت و بندگی مصر نجات دادم
2-تو را معبود دیگری جز من نباشد .
3-نام خدای خالق را بیهوده بر زبان نیاور (از آن سوئ استفاده نكن)
4-روز شنبه را به یاد داشته باش تا آن را مقدس بداری
5-پدر و مادرت را احترام بگذار
6-قتل نكن
7-زنا نكن
8-دزدی نكن
9-در مورد همنوعت شهادت دروغ نده
10-چشم طمع به مال و ناموس دیگران نداشته باش

Ernesto_Rommel
2008-Feb-15, 07:52
مشتوره چی عزیز سلام.
شما گویا راسخ هستید كه بگید من.......اشتباه كردم.
اما قابل توجهتون كه شما گفتید:


هر كشوری سرزمینی میخواد و حالا كه قوم یهود سرزمینی پیدا كرده چه كارش دارید و این سرزمین اوناست.....

یه متن شبیه این.
حالا میخواید بگید نگفتید باشه.
شایدم شما دست میگید.احتمالا دیدید متن تندی هست همون زمان اومدید عوضش كردید ولی من چون تو سایت نبودم ندیدم پس.
شما تا مطلب رو نوشته بودین من اومدم تو این تایپیك.
حالا دیگه نمیدونم.
یا حق

Ernesto_Rommel
2008-Feb-15, 08:08
دوستان ممنون از حضورتون در این تایپیك.
شانس من! این دو بار هست دارم متن مینویسم هر دو بار هم از اینترنت یهو خارج میشم.
اما فقط میخواستم بگم یه كمی اگر میشه از موضوع خارج نشید!!!!!!!!
اخه داره سمت و سوی تایپیك به طرف دیگه میره .
ممنون از هر دوتون.
راستی مشتوره چی عزیز یه چیزه جالب گفتند.

میشه با دراوردن چند چیز از هر دینی بدون توجه به موارد مثبت اون دین چنین كاری كرد.

منم موافقم شدیدا......
درست میگید.
اینم هست و خب اگر متن رو خونده باشین من چندین جا اشاره كردم كه ممكنه اصلا همه اینها دسیسه ای بر علیه صهیون و یهود باشه.
اما خب باید بگم شما چرا به یهود گیر دادین؟
به هرحال یهود حتی با كتابی تحریف شده هم از ادیان خداست و نمیشه چیزی گفت
اما من دارم میگم و اونها هم گفتند صهیون.
نمیدونم شما صهیون و صهیونیزم رو قبول دارید یا نه؟
من كه دارم(عقیده ام رو اول گفتم تا بعدا سوتفاهمی پیش نیاد)
البته بازم با این ترتیب من حاضر نیستم حرفی زنم كه ازش اطمینان نداشته باشم حتی در مورده صهیون.
بحث من و یا ما! باید در مورد صهیون باشه نه هیود.
با تشكر
ارنستو رومل

مشتوره چی
2008-Feb-15, 08:14
به جان خودم من اینو كه میگی ننوشتم :lol:

شاید منظورتون پست AWAX3005 كه قبل از پست من هست رو میگید!!!

اینو كه 100 % مطمئنم هیچ وقت نمیگم كه ( حالا كه قوم یهود سرزمینی پیدا كرده ) چون همیشه معتقدم اسراییل سرزمین یهودیها بوده و هست.

بنده خداها نمیدونید چه عشقی نسبت به سرزمینشون دارند همین الان داشتم مطلبی رو در مورد سندروم اورشلیم میخوندم!


http://westernwall.blogspot.com/2006/09/blog-post_02.html

Chester Charles
2008-Feb-15, 15:31
بحث من و یا ما! باید در مورد صهیون باشه نه هیود.



صهيونست فقط براي يهوديان نيست و حتي عده ي زيادي از مسيحيان نيز در جنبش صهيون شركت دارند
و هدف نهايي اين جنبش همان طور كه در اولين بيانيه كنفرانس شون اعلام كردند فراهم كردن شرايط ظهور است
حالا چه تصور كنيم از راه هايي كه در كتاب پروتكل ها گفته شده چه از طريق ديگر ... زياد فرق نمي كنند
به هر حال صهيونيست ها عده ي ديگه اي از مذاهب و اديان ديگر براي ايجاد شرايط ظهور تلاش مي كنند
اين همان توطئه بين المللي است كه گفتم

مشتوره چی
2008-Feb-15, 20:34
هدف نهايي اين جنبش همان طور كه در اولين بيانيه كنفرانس شون اعلام كردند فراهم كردن شرايط ظهور است

تا اونجا كه من میدونم صهیونیسم جنبش تجدید حیات ملی یهود هست و هدفش ایجاد یك دولت ملی هست.
ممكنه اولین بیانیه كنفرانس رو اینجا بگذارید؟


حالا چه تصور كنيم از راه هايي كه در كتاب پروتكل ها گفته شده چه از طريق ديگر ... زياد فرق نمي كنند

به نظر من اگر در بین اون پروتكلها چند یا حتی 1 مورد مثبت از 24 مورد وجود داشت قابل بحث بود ولی به نظر من مشخصه توطئه ای بیش نیست.

hedayat
2008-Mar-07, 16:52
ایراد اساسی که وارده:
1- چرا حق بازگشت فلسطینی های آواره در کشور های مجاور داده نمیشه؟ چون ترکیب جمعیت بهم می خوره و دولت دیگه یهودی نمی تونه باشه. اینو آقای اولمرت هم گفت که ما نمی تونیم اجازه بدیم آواره ها بر گردن چون ترکیب جمعیت بهم می خوره.
2- فلسطینی هایی که تو سرزمین های اشغالی هستن حق داشتن سمت های دولتی رو نداره و شهروند درجه دو محسوب میشن با اینکه جمعیت قابل توجهی دارن.
3- چه اصراری که دولت باید یهودی باشه در صورتی که اقلیت قابل توجه مسلمان وجود داره. کشور یک دست نیست که دولت یهودی اعلام کنن. حداقل اینه که باید مثل لبنان باشه. هر گروهی یک منصب داشته باشه یا مثل عراق.

به نظر من نژاد پرستن. خودشونو قوم برتر می دونن. بقیه قوم درجه دو.

hedayat
2008-Mar-08, 00:23
بهترین پیشنهادی که برای حل رژیم صهیونیستی وجود داره همونی که رهبری فرمودن:
انتخابات آزاد با حضور همه فلسطینی ها و یهودی ها.

مشتوره چی
2008-Mar-08, 02:30
1- چرا حق بازگشت فلسطینی های آواره در کشور های مجاور داده نمیشه؟ چون ترکیب جمعیت بهم می خوره و دولت دیگه یهودی نمی تونه باشه. اینو آقای اولمرت هم گفت که ما نمی تونیم اجازه بدیم آواره ها بر گردن چون ترکیب جمعیت بهم می خوره.

حدود 240 هزار فلسطینی از اسراییل آواره شدند كه امروز جمعیتشون با فرزندانشون به 4 میلیون نفر رسیده.
همونطور كه امكانش وجود نداره ایران 70 میلیونی 40 میلیون افغانی رو جا بده( 2 میلیونش رو هم نتونستیم ) اسرائیل 7 میلیونی هم نمیتونه 4 میلیون آواره فلسطینی رو جا بده در حالی كه اسرائیل در حال حاضر كمبود شدید منابع آب و ... هم داره ولی فكر میكنم با بازگشت 240 هزار نفر مخالفت ندارند.


2- فلسطینی هایی که تو سرزمین های اشغالی هستن حق داشتن سمت های دولتی رو نداره و شهروند درجه دو محسوب میشن با اینکه جمعیت قابل توجهی دارن.

پارسال كابینه اسرائیل با اكثریت قاطع با انتصاب غالب مجادله به عنوان اولين وزير مسلمان عرب اسرائيلی موافقت كرد ایشون الان وزیر فرهنگ و ورزش اسرائیل هستند تا قبل از این هم مسلمانان موارد زیادی پست معاون وزیر داشتند. احتمالا باز هم حضور مسلمانان در امور سیاسی و دولتی اسرائیل بیشتر بشه البته فقط 16% جمعیت اسرائیل مسلمان هستند و 77% یهودی.
هر چه زمان می گذرد، گرایش اعراب اسرائیل به امور سیاسی تقویت می شود. آنان دریافته اند که در دموکراسی اسرائیل، از طریق احزاب و سازمانهای سیاسی و اجتماعی و آنچه که "گروه فشار" نامیده می شود، می توان مزایای بیشتری گرفت و از حقوق افزون تری برخوردار شد و از این رو شخصیتهای عرب نه تنها به عضویت احزاب اسرائیلی در می آیند و برخی از آنان به مقامات عالی می رسند، بلکه دارای احزاب سیاسی خاص خویش نیز هستند. در سال 2007 پنج حزب عربی در پارلمان اسرائیل عضویت دارند و شمار کل نمایندگان عرب در مجلس به 12 نفر می رسد. در واقع، از نخستین سال به استقلال رسیدن اسرائیل (پس از جنگ خونین و پرتلفاتی که اعراب برای نابودی این کشور به راه انداختند و یک سال ادامه داشت)، همیشه نمایندگان عرب نیز در پارلمان اسرائیل حضور داشته اند.


3- چه اصراری که دولت باید یهودی باشه در صورتی که اقلیت قابل توجه مسلمان وجود داره. کشور یک دست نیست که دولت یهودی اعلام کنن. حداقل اینه که باید مثل لبنان باشه. هر گروهی یک منصب داشته باشه یا مثل عراق.

این پاسخ سایت وزارت امور خارجه اسرائیل به سوال شماست:

در قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد که درست شصت سال پیش در چنین روزهائی (29 نوامبر 1947) با آراء دو سوم از کشورهای شرکت کننده به تصویب رسید، گفته شده که سرزمین تاریخی اسرائیل (که در زبانهای لاتین فلسطین نامیده می شود) به دو کشور یهودی و عربی تقسیم گردد: یک بخش برای پذیرفتن یهودیانی باشد که در نقاط مختلف دنیا مورد آزار قرار دارند و مانند هر ملت دیگر در جهان این حق را دارند که در سرزمین مستقل خویش (و خانه پدری خود که سرزمین اسرائیل است) زندگی کنند، و بخش دیگر برای برپائی کشور مستقل عربی.

شصت سال پیش واژه ای در سیاست جهانی و روابط بین المللی به نام فلسطینی وجود نداشت و افرادی که در سرزمین تاریخی اسرائیل (فلسطین) زندگی می کردند، عرب نامیده می شدند و هویت ویژه ای نداشتند. به همین علت، در قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل از آنها به عنوان "اعراب" و نه "فلسطینیان" نام برده شد.

یهودیان این قطعنامه را که با رای موافق اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، ایالات متحده آمریکا و کشورهای آمریکای لاتین به تصویب رسید، و همانگونه که گفته شد دو سوم از اعضای آن زمان سازمان ملل به آن رای موافق دادند، پذیرفتند – گرچه پاسخگوی کامل آرمانهای آنان نبود.

ولی اعراب آن را رد کردند و گفتند همه این سرزمین به آنان تعلق دارد و آنها اسرائیلیان را به دریا خواهند ریخت. به همین امید، ارتشهای هفت کشور عربی اسرائیل نوپا را از هر طرف هدف حمله قرار دارند و بر این باور بودند که در ظرف دو هفته آن را نابود خواهند کرد. این جنگ با پیروزی اسرائیل پایان یافت. بخشی از سرزمینهائی که به برپائی کشور عربی اختصاص یافته بود به تصرف اسرائیل درآمد، کرانه باختری رود اردن را ارتش اردن اشغال کرد و نوار غزه را ارتش مصر به تسلط خود در آورد و به این ترتیب برپائی کشور مستقل عربی (در کنار اسرائیل یهودی) منتفی شد.

شصت سال از آن هنگام می گذرد و در حالی که اسرائیل در این مدت توانسته است به یک کشور پیشرو و مرفه مبدل شود که از نظر دانش و تکنولوژی و صنعت و کشاورزی و پزشکی زبانزد ملتهای جهان است، فلسطینیان هنوز به آن مرحله نرسیده اند که بتوانند واقعیات جهانی را درک کنند و نرمش نشان دهند و با گذشت متقابل بتوانند به برپائی کشور مستقل خویش برسند.

درخواست اسرائیل برای شناسائی این کشور توسط ممالک عرب و فلسطینیها به عنوان یک کشور یهودی، یک خواسته مشروع است و در چارچوب مذاکرات طرفین و مباحثات مطرح می شود و در پاسخ به اصرار و لجاجت فلسطینیان است که می گویند 5ر3 میلیون نفر فلسطینیانی که در کشورهای مختلف زندگی می کنند، حق دارند به خاک اسرائیل بازگشته و در این کشور ساکن گردند.

در قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل صریحا از برپائی کشور یهودی سخن رفته است (که یهودیان نام اسرائیل را برای آن برگزیدند که یکی از القاب حضرت ابراهیم بود) و بنابراین، اسرائیل یک کشور یهودی است.

دوم آن که، برخلاف ادعای مخالفان، یهودیت یک نژاد نیست بلکه یک ملیت و دین است – همانگونه که ایرانیان ملیت ایرانی دارند و فرانسویان فرانسوی محسوب می شوند و اهالی کشور عراق عراقی خوانده می شوند، سرزمین اسرائیل نیز برای یهودیان به وجود آمده که مذهب و ملیت آنان یکی است و هر کس به دین یهود درآید و این آئین را بپذیرد، از هر نژادی که باشد یهودی محسوب می شود و حق دارد در سرزمین اسرائیل ساکن شود.

رهبران اسرائیل بارها گفته و می گویند که با برپائی کشور مستقل فلسطینی موافقت کامل دارند و به آن یاری خواهند رساند – با تکیه بر این اصل: دو کشور در سرزمین تاریخی اسرائیل (فلسطین) برای دو ملت. یعنی، یک کشور یهودی برای یهودیان و یک کشور فلسطینی برای فلسطینیان. چنین اندیشه و پیشنهادی چگونه می تواند دلیل نژادپرستی باشد؟

Ernesto_Rommel
2008-Mar-08, 10:08
با سلام خدمت دوستان.یه مدتی حوصله نداشتم بیام و در بحثها شركت كنم اما حالا اومدم و خوشحال میشم پا به پای هم بحث كنیم.برای شروع:


دود 240 هزار فلسطینی از اسراییل آواره شدند كه امروز جمعیتشون با فرزندانشون به 4 میلیون نفر رسیده.
همونطور كه امكانش وجود نداره ایران 70 میلیونی 40 میلیون افغانی رو جا بده( 2 میلیونش رو هم نتونستیم )


دوست عزیز مشتوره چی این چه قیاسیه شما میفرمایید؟
افغانستان كجا.فلسطین كجا؟
اولا اینجا ایرانه و دوما مسئله افانستان با ما فرق میكنه.افعانیها به ما پناهنده شده اند نه مثل فلسطینینان از زمین و مال خود رانده........ما نمیتونیم افغانها رو جا بدیم برای اینكه ظرفیتش رو ندرایم و البته اونها پناهنده حساب میشن.اما فلسطینیان حقشونه كه در سرزمین خودشون زندگی بكنند.اینجور كه شما گفتی یعنی اسراییل صاحب سرزمینه! نخیر......اسراییل غاصب سرزمین هست نه صاحب سرزمین.
دوست خوب فلسطین جا داره برای بازگرداندن صاحبانش اما این یه عده ای هستند كه نمیخوان برگدند......
دوست خوبم , ببین افغانها خودشون سرزمین دارند و به دلائل مشكلاتشون به ایران مهاجرت میكنند و ما هم توانایی پذیرششون رو ندایرم (حالا كه كشوروشون رو این تالهه های ازادی!! ازد فرمودند و بوی بهاری دموكراسی!! رو بهشون استشمام نمودند میتونند برند خونه هاشون یا ...............البته اگر چیزی باقی مونده باشه....) اما باید توجه داشت كه ما از قرنها قبل حاكم سرزمین خودمون بودیم و كسی نمیتونه بهمون بگه شما باید افغانها رو راه بدید...اما فلسطین چی؟ یا نه فرض بگیریم كنعانیان!! اونها كه هر چی نباشه یه زمان چندین قرنی صاحب سرزیمن بودند ......(البته باید بگم افغانها هم حدود 7 سالی بر ما حكومت كردند اما حكومتی ناقص ......)
دوست عزیز.دقت داشته باش كه اسراییل اونها رو بیرون انداخته و ناجوانمردانه و با پشتیبانی استكبار و حالا هم اگر نمیزاره برگردند به دلیل پروژه ای بود كه سالها در پی اون بودند.دور كردن هر چه بیشتر اعراب به قول شما و به قولی فلسطینیان! از مامن اصلیشون.
من نیمدونم alا چطور همچین قیاسی كردید.واقعا بعید بود.
مطمئن باشید این قیاس اشتباهه است.
در ضمن فلسطینیان اگر تو سرزمین خودشون می موندند باز هم 4 میلیون نفر میشدند و چون بیرونشون انداختند به ناحق دلیلی نیست كه نتونه پذیرششون كنه. اسراییل خودش مسبب این واقعه هست و باید تاوانشم بده...........اما اسراییل از چیزهای دیگه ای میترسه...
این چیزهایی هم که به عنوان هبانه میاره مهملاتی بیش نیست که اگر آمریکا و فرانسه و..پشتیبانی نباشند خیالت تخت که تا حالا صد بار از روی زمین محو شده بود.......


2- فلسطینی هایی که تو سرزمین های اشغالی هستن حق داشتن سمت های دولتی رو نداره و شهروند درجه دو محسوب میشن با اینکه جمعیت قابل توجهی دارن

برای اینکه ادم محسوب نمیشن و اگرم محسوب بشن تنها زمانیه که بهشون بگن به خودتون خیانت کنید! در ضمن خوب معلومه در حکومت صهیونی اسمی از مسلمان نمیاد!


پارسال كابینه اسرائیل با اكثریت قاطع با انتصاب غالب مجادله به عنوان اولين وزير مسلمان عرب اسرائيلی موافقت كرد ایشون الان وزیر فرهنگ و ورزش اسرائیل هستند تا قبل از این هم مسلمانان موارد زیادی پست معاون وزیر داشتند. احتمالا باز هم حضور مسلمانان در امور سیاسی و دولتی اسرائیل بیشتر بشه البته فقط 16% جمعیت اسرائیل مسلمان هستند و 77% یهودی.



شما مطمئنی مسلمانه>؟!!!!!!!!!!!!!
البته در مسلمان بودن ظاهری عده ای اصلا شک و شبهه ای نیست.خیلی ها بودند که اسم اسلام رو یدک میکشیدند یا امت عربی!!! اما در اصل عشق امت صهیونی و ........بودند و در واقع به صورت مخفیانه به اون دین گرویده بودند البته حتی اگرم مسلمان باشه...مسلمانی است دست نشانده.......کم افرادی نظیر فرمانفرماها!! توی جهان نیست!

خلاصه...اسراییل هر کاری که از دستش بر میاد میکنه تا خودش رو مشروع جلوه بده اما اگر پشت صحنه رو ببینیم ......قضیه یه جور دیگه است........
همون کسانی که رفتند هتلها و.........ساختند برای تطمیع عرفات و دار و دسته اش........حالا شده اند.........


در سال 2007 پنج حزب عربی در پارلمان اسرائیل عضویت دارند و شمار کل نمایندگان عرب در مجلس به 12 نفر می رسد

دوست خوبم...چه عربی؟ با چه دینی؟
اعراب تنها مسلمان که نیستند! ما عرب مسیحی داریم.عرب شیعه داریم.عرب سنی داریم.عرب یهودی داریم.عرب صهیون داریم.عرب ...........داریم...........
تا دلت بخواد عرب داریم..عرب وطن فروش هم داریم.منظورت دقیقا کدوم یکیه؟


این هم جواب وزارت خارجه! که اتفاقا دیشب بر حسب کاری رفتم اون سایت!


در نقاط مختلف دنیا مورد آزار قرار دارند



دوست عزیز مورد اذیت و آزار قرار دارند که دارند...دلیل نمیشه بیان یه ملت دیگه رو مورد اذیت قرار بدن..........در ضمن بهتره شما یه سری به کتابهای نوام چامسکی و....اینا بزنی..........یا کتابهایی که در رد هولوکاست و از این قسم قرتی بازیها اومده.حتی اگرم وجود داشته (که داشته اما نه با زوم 10000000000000000 برابر!!) بازم دلیل نمیشه بیان یه سرزمین دیگه رو به نامشون کنند هر چند گویا شما عقیده ای دیگر داری.....
در ضمن با اعتقادی راسخ میگم.با مدارک به دست اومده از آلمان نازی.......همدستی صهیونها با نازیها کاملا مشخصه...شما متن صفحات قبل رو خوندی ؟
نمیدونم شاید بگین مدرکت کو!! اما باید بگم که اگر مدرک میخواید میتونید یه سری به کتابهایی که در مورده نازی و یهودی و صهیون نوشته شده مراجعه بکنید! هر چند بعید میدونم قبول کنید.........نوشه هاشون رو.
به هر حال مطمئنا خود صهیونها و آژانس یهود در کشتار مردم المان دست داشته و نقشه کشیده.......کاملا هم مشخصه برای چی.برای اینکه یهودیان رو مجبور به مهاجرت بکنند.آرزویی شوم که به اون دست یازیدند............



29 نوامبر 1947

خوبه خودتون میگید چه زمانی!
دو سال از جنگ جهانی گذشته.... و قدرتهای فاتح اومدند هر غلطی دلشون خواسته کردند......وقت تقسیم غنائم هم یادشون افتاده که صهیونها و اسلاف یهودیشون چه کمکهایی بهشون کردند.برای همین هم اگر همه کشورها مخافل میبودند مطئنا رای به همین چیزی که دادند میدادند!
اما باید بگم با توجه به شروع جنگ سرد...هر کشوری یا تابع امریکا بوده یا شوروی...این دو کشورم که .....از حامیان اونها بودند(البته شوروی در خفا بیشتر کمک میکرد)
به هر حال من به شخصه هیچ سازمان و یا نهاد بین المللی رو که بعد از جنگ جهانی و توسط دول پیروز وبدون حضور اکثریت جامع بین الملل درست شده قبول ندارم...همه اش رو برای منفعت بیشتر خودشون درست کردند و همونطور که میبینم این سازمانها آلت دستی بیش نیستند.هر موقع قویه که اونها بخوان و هر موقع که نخوان از یه حمار هم! ضعیفتره!
متاسفانه امریکا و رفقا جهان رو متعلق به خودشون دسونتند.فکر کردند با جنگی که خودشون با خودشون راه انداختند دیگه مالک دنیایند..........


سرزمین تاریخی اسرائیل

اگر شما تاریخ رو قبول درای.پس حرف من رو بشنو.......اگر میگی سرزمین تاریخی اسراییل، پس باید بگم که اگر به این قرار باشه که تو میگی.منم باید بگم سرزمین تاریخی کنعانیان و بس!
عزیزم........اون سرزمین ادعایی متعلق به کنعانیان وبده....میخوای برو توران بخون.میخوای برو عهد عتیق نو و جدید و.بخون.نیمدونم.به هرح ال اون سرزمن از همون اول مال کنعانیان وبده...من برم یه بلندگویی بیارم.! بعد باهاش برم یان کنعانیان رو یپدا کنم! این زمینها نه ماله اعرابه نه ماله یهودیا! ماله اوناست!
این شد تاریخ.حالا شما نظرت چیه؟ بریم با هم صداشون کنیم؟
البته اها یادم افتاد.یه تیره از کنعانیان عرب تشریف داره!! این از این
در ضمن اگر میخوای بگی سرزمین اسراییل باشه مشکلی نیست.اما من میگم بگی سرزمین بنی اسراییل بهرته! تا اونجا کهمن یادمم یاد این اسمش بود تو اون موقعها! یا به این صورت میگفتند اسمش رو!



شصت سال پیش واژه ای در سیاست جهانی و روابط بین المللی به نام فلسطینی وجود نداشت و افرادی که در سرزمین تاریخی اسرائیل (فلسطین) زندگی می کردند، عرب نامیده می شدند و هویت ویژه ای نداشتند. به همین علت، در قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل از آنها به عنوان "اعراب" و نه "فلسطینیان" نام برده شد.

یهودیان این قطعنامه را که با رای موافق اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، ایالات متحده آمریکا و کشورهای آمریکای لاتین به تصویب رسید، و همانگونه که گفته شد دو سوم از اعضای آن زمان سازمان ملل به آن رای موافق دادند، پذیرفتند – گرچه پاسخگوی کامل آرمانهای آنان نبود.




کسی میدونه چرا اونها اینجوری کردند؟
بیاد واسه ما هم توضیح بده! من اصلا نمیدونم! واقعا سازمان ملل ل ل ل دلم رو برد!
ببینم این همون سازمان مللی نبود که در سال 1948 باعث شکست اعراب شد؟ هی میگفت بزارید من مسالمت امیز حلش میکنم؟!!!!!!! چه زود وقایع از یادمون میره....البته اگر خودمون نخوایم از یادشون ببریم !
امریکای لاتین؟!!!!!!! عجبا! اصلا هم امریکا توی لاتین دست نداشت!
دوستان بهتره کتاب جاسوسی برای تمام فصول رو بخونید.به وصورت خلاصه یه چیزایی گفته...اگرم خواستین مفصل تحقیق کنید بگید.......تا براتون بگم چی بهتره بخونید


ولی اعراب آن را رد کردند و گفتند همه این سرزمین به آنان تعلق دارد و آنها اسرائیلیان را به دریا خواهند ریخت

به نظر من تندروی بی خود ضرر و زیان خودش رو داره!
به نظرم اعراب نباید اینقدر تند و خشمگین صحبت میکردند بدتر به دست این بی خداها بهانه دادند برای تکمیل اهدافشون.البته هر چند من هنوز که هنوزه میگم نصف اعراب از خود اونها بودند(یعنی دست نشانده خود امریکا و....)! و هیمن احمقها اومدند این شعارها رو دادند در اون برهه های حساس و وقتی هم شد جنگ دیدیم که چطوری دستاشون رو بردند بالا!
برای اینم میتونید به بررسی توان ارتش رژیم صهیونیستی در انجمن نظامی مراجعه کنید.اون یه نمونه اش هست.برای دست نشانده بودن هم میتونید به تایپیک اهداف از جنگ ایران چه بود مراجعه کنید.
به هر حال اعراب حماقتهای زیادی داشتند..........


این جنگ با پیروزی اسرائیل پایان یافت

مثل این میمونه بگیم عراق خودش به تنهایی با ایران جنگید! همین و بس و دیگه چیزی نمیگم!




شصت سال از آن هنگام می گذرد و در حالی که اسرائیل در این مدت توانسته است به یک کشور پیشرو و مرفه مبدل شود که از نظر دانش و تکنولوژی و صنعت و کشاورزی و پزشکی زبانزد ملتهای جهان است، فلسطینیان هنوز به آن مرحله نرسیده اند که بتوانند واقعیات جهانی را درک کنند و نرمش نشان دهند و با گذشت متقابل بتوانند به برپائی کشور مستقل خویش برسند.


الله اکبر! فقط همین! بازم همین کافیه و دیگه چیزی نمیگم!



درخواست اسرائیل برای شناسائی این کشور توسط ممالک عرب و فلسطینیها به عنوان یک کشور یهودی، یک خواسته مشروع است و در چارچوب مذاکرات طرفین و مباحثات مطرح می شود و در پاسخ به اصرار و لجاجت فلسطینیان است که می گویند 5ر3 میلیون نفر فلسطینیانی که در کشورهای مختلف زندگی می کنند، حق دارند به خاک اسرائیل بازگشته و در این کشور ساکن گردند.


منظورش از فلسطینیان همون تشکیلات خودگردانه بچه ها!!
عجب! فلسطین شد خودگران! و البته والله همیشه من اینو گفتم......نمیدونم این تشکیلات کجاش خودگردان بود؟!!!



در قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل صریحا از برپائی کشور یهودی سخن رفته است (که یهودیان نام اسرائیل را برای آن برگزیدند که یکی از القاب حضرت ابراهیم بود) و بنابراین، اسرائیل یک کشور یهودی است.



اقا خدایی خداییش این خودش نشونه چیه؟ حالا هی بگیم سازمان ملل اینه سازمان ملل اونه!
واقعا تاسف ...............واقعا تاسف..............


دوم آن که، برخلاف ادعای مخالفان، یهودیت یک نژاد نیست بلکه یک ملیت و دین است

ملت چرا میگید یهودیان؟
بابا بده!
اسمه یهودیان رو لکه دار نکنید(فکرش رو بکنید یهودیان با اون یهودی بودنشون که اوازه کارهاشون زبانزده جهانه! باز هم از این صهیونیستها بهترند! خدایا ما را از دام اژدها به دام کژدم ببر!)



همانگونه که ایرانیان ملیت ایرانی دارند و فرانسویان فرانسوی محسوب می شوند

خواهش میکنم نام ایران و...نیارید.تاکید میکنم نیارید.اول برید تاریخ بخوونید بعد اسم بیارید. راست میگه!
مردم ایرانه از هم متلاشی شده بود بعد عمو سام من!! اومد ما رو یه دست کرد و متحد کرد و اوردمون تو ایرووون! عجبا!
واقعا عجیبه!
البته دوستان اگر توضیحات بیشتر خواستید میدم ها؟ الان کار دارم باید برم! دارم تند تند مینویسم!! و توضیحات نیمدم.هر چند از بدیهیات این حرفام!! خلاصه توضیح خواستید هستم خدمتتون.


سرزمین اسرائیل نیز برای یهودیان به وجود آمده که مذهب و ملیت آنان یکی است

دیگه چی؟
یه باره بگو از نیل تا فرات.نه د دیگه بگو. نه تو رو خدا تعارف که نداریم.خونه خودته.حالا میگم.ببین به نظرم عین سخنان تورات رو بیاری بهتر باشه ها؟
بد نیست! یهو ملت فکر میکنند سخنان خودته! عزیزم....رسما داری اعتقادات صهیون و یهود رو میگی!! عجبا ....وانفساها........



هر کس به دین یهود درآید و این آئین را بپذیرد، از هر نژادی که باشد یهودی محسوب می شود و حق دارد در سرزمین اسرائیل ساکن شود.



میگم من موندم چطوری اون مسلمون رو توی خودشون راه دادند! به نظرتون مشکوک نمیرسه؟!!!!!!!!(کدوم مسلمان؟ همون وزیره!!)


رهبران اسرائیل بارها گفته و می گویند که با برپائی کشور مستقل فلسطینی موافقت کامل دارند و به آن یاری خواهند رساند – با تکیه بر این اصل: دو کشور در سرزمین تاریخی اسرائیل (فلسطین) برای دو ملت. یعنی، یک کشور یهودی برای یهودیان و یک کشور فلسطینی برای فلسطینیان. چنین اندیشه و پیشنهادی چگونه می تواند دلیل نژادپرستی باشد؟


آخی! عجب ادمای خوب و مهللللللللللبونی!!!!!!!
ای لاویو!!
ببینم اینو جدی گفتی یا داری شوخی میکنی؟
ببینید دوستان من از یکی بدم میاد ، خوب؟ حالا به نظرتون چه موقع باید دشمنی ام رو در خفا ادامه بدم و چه موقع در اشکارا؟
اسراییل خوشش نمیاد عرب به قولی یا به قولی فلسطینی توی اسراییل بمونه........حالا شایدم بگه من این میکنم و من با این موافقم و........اما دروغه.به خدا دروغه.
ملت.یه نگاه به عرفات بندزاید.به قول و قرارها.بیندی با چه مکر و حیله هایی خنگشون کردند!
الله اکبر
از شر نوادگان شیطان پناه میبریم بر تو ای خدا.تنها تویی یاور ما.
یا حق
با تشکر
ارنستو رومل

hedayat
2008-Mar-12, 20:03
با تشکر از دوستان

حدود 240 هزار فلسطینی از اسراییل آواره شدند كه امروز جمعیتشون با فرزندانشون به 4 میلیون نفر رسیده.
همونطور كه امكانش وجود نداره ایران 70 میلیونی 40 میلیون افغانی رو جا بده( 2 میلیونش رو هم نتونستیم ) اسرائیل 7 میلیونی هم نمیتونه 4 میلیون آواره فلسطینی رو جا بده در حالی كه اسرائیل در حال حاضر كمبود شدید منابع آب و ... هم داره ولی فكر میكنم با بازگشت 240 هزار نفر مخالفت ندارند.

من اصلا ارتباط بین ایران و افغانستان رو نفهمیدم. اصلا چه ارتباطی به این بحث داره؟
ارتباط ایران و افغانستان شبیه ارتباط فلسطینی ها و سوریه یا اردن و... است.
دفاعی که شما کردی برای خارج کردن فلسطینیان از اردن و سوریه قابل قبوله نه اسرائیل.

من در مورد سوال سومم جواب وزارت خارجه اسرائیل رو بی ربط می دونم . نمونه دولت لبنان که احزاب بر اساس دین وجود دارن مثال خوبی. بعضی از احزاب اونجا حتی 2-3 درصد جمعیت رو هم ندارن.

pashootan
2008-Mar-12, 20:38
درخواست اسرائیل برای شناسائی این کشور توسط ممالک عرب و فلسطینیها به عنوان یک کشور یهودی، یک خواسته مشروع است و در چارچوب مذاکرات طرفین و مباحثات مطرح می شود و در پاسخ به اصرار و لجاجت فلسطینیان است که می گویند 5ر3 میلیون نفر فلسطینیانی که در کشورهای مختلف زندگی می کنند، حق دارند به خاک اسرائیل بازگشته و در این کشور ساکن گردند.

در قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل صریحا از برپائی کشور یهودی سخن رفته است (که یهودیان نام اسرائیل را برای آن برگزیدند که یکی از القاب حضرت ابراهیم بود) و بنابراین، اسرائیل یک کشور یهودی است.

دوم آن که، برخلاف ادعای مخالفان، یهودیت یک نژاد نیست بلکه یک ملیت و دین است – همانگونه که ایرانیان ملیت ایرانی دارند و فرانسویان فرانسوی محسوب می شوند و اهالی کشور عراق عراقی خوانده می شوند، سرزمین اسرائیل نیز برای یهودیان به وجود آمده که مذهب و ملیت آنان یکی است و هر کس به دین یهود درآید و این آئین را بپذیرد، از هر نژادی که باشد یهودی محسوب می شود و حق دارد در سرزمین اسرائیل ساکن شود.

رهبران اسرائیل بارها گفته و می گویند که با برپائی کشور مستقل فلسطینی موافقت کامل دارند و به آن یاری خواهند رساند – با تکیه بر این اصل: دو کشور در سرزمین تاریخی اسرائیل (فلسطین) برای دو ملت. یعنی، یک کشور یهودی برای یهودیان و یک کشور فلسطینی برای فلسطینیان. چنین اندیشه و پیشنهادی چگونه می تواند دلیل نژادپرستی باشد؟

عجب!یه عده از اتریش و مجارستان و لهستان و آلمان فرار كنند بیایند مسلمانان بكشند و از سرزمین خودشان آوراه كنند بعد بگویند بیاید مارا به رسمیت بشناسید خواسته ای مشروع است!و خواسته مشروع بازگشت آوارگان بیچاره ای كه با زور از خانه و سرزمین خودشان آوراه كردند هم لجاجت حساب می شود!اسرائیل هم از القاب حضرت ابراهیم (ع) است!و هر كس بخواهد می تواند یهودی شود!و سرزمین اسرائیل؟؟؟ برای یهودیان به وجود آمده!و هر كس از هر دینی بیاید و آئین یهودیت را قبول كند یهودی محسوب شده و می تواند در اسرائیل ساكن شود!اشغال كشور مردم و بعد پیشنهاد بدهند كه كمتر از 17 درصد كشورتان را به شما پس می دهیم كجا می تواند دلیل نژادپرستی باشد!عجب!دیگه چی؟!:-?

راستی برخی می گویند به لحاظ تاریخی این سرزمین متعلق به این قوم(یهود) بوده در حالی كه خودشون می گن ما از دست فرعون از مصر فرار كردیم!چه جوریه؟

hedayat
2008-Mar-13, 18:17
شوراي امنيت كه به درخواست اتحاديه عربي جهت برسي جنايات رژيم صهيونيستي تشكيل جلسه داده بود بار ديگر بدليل استفاده آمريكا از اهرم حق وتو ناكام ماند، جالب است بدانيد كه بيش از نيمي از وتوهاي صورت گرفته در سازمان ملل را آمريكا در حمايت از رژيم صهيونيستي انجام داده است.

از آغاز تجاوزات اسرائيل به سرزمين فلسطين تا به امروز، هر گاه كه سازمان‌هاي بين‌المللي مانند سازمان ملل و شوراي امنيت در صدد تصويب قطعنامه‌اي عليه اسرائيل برآمده‌اند. اين قطعنامه از سوي آمريكا «وتو» شده و به حاشيه رانده شده است.

در ذيل فقط نمونه‌هايي از اين نوع قطعنامه‌ها را مي‌خوانيد. جالب است بدانيد كه نيمي از وتوهاي سازمان ملل را آمريكا در حمايت از رژيم صهيونيستي انجام داده است.

1972؛ قطعنامه‌اي كه اسرائيل را به خاطر كشتار صدها نفر در جريان حملات هوايي به سوريه و لبنان محكوم مي‌كند.

1973؛ قطعنامه‌اي كه حقوق فلسطيني‌ها را مورد تصريح قرار مي‌دهد و از اسرائيل مي‌خواهد تا از اراضي اشغالي خارج شود.

1976؛ قطع نامه‌اي كه اسرائيل را به خاطر حمله به شهروندان غير نظامي لبنان تقبيح مي‌كند.

1976؛ قطعنامه‌اي كه اسرائيل را به خاطر احدات شهرك‌هاي يهودي نشين در مناطق اشغالي محكوم مي‌كند. 1978؛ قطعنامه‌اي كه شرايط زندگي فلسطينيان را قابل قبول نمي داند.

1978؛ قطعنامه‌اي كه از نظر حقوق بشر عملكرد اسرائيل در مناطق اشغالي را محكوم مي‌كند.

1979؛ قطعنامه‌اي كه از اسرائيل مي‌خواهد تا به نقض حقوق بشر پايان دهد.

1979؛ قطعنامه‌اي كه خواهان كمك به مردم فلسطين است.

1979؛ قطعنامه‌اي كه خواهان تهيه گزارشي در مورد شرايط زيستي فلسطيني‌ها در مناطق اشغالي است.

1979؛ قطعنامه‌اي كه خواهان بازگشت تمام آوارگان فلسطيني به سرزمينشان است.

1979؛ قطعنامه‌اي كه در مورد مالكيت بر منابع ملي درمناطق اشغالي اعراب صادر شده است.

1980؛ قطعنامه‌اي كه از اسرائيل مي‌خواهد تا آوارگان را به ماواي اصليشان بازگرداند.

1980؛ قطعنامه‌اي كه اسرائيل را به خاطر شرايط زندگي مردم فلسطين تقبيح مي‌كند.

1980؛ قطعنامه‌اي كه تعيين حقوق مردم فلسطين را به خودشان وا مي‌گذارد.

1980؛ قطعنامه‌اي كه عملكرد اسرائيل در مورد حقوق بشر تقبيح مي‌كند. 1981؛ قطعنامه‌اي كه رفتار اسرائيل با مردم فلسطين را تقبيح و بمباران عراق را محكوم مي‌كند. (هجده قطعنامه)

1982؛ قطعنامه‌اي كه تهاجم اسرائيل را به لبنان محكوم مي‌كند.

1982؛ قطعنامه‌اي كه اقدام يك سرباز اسرائيلي را در تيراندازي به يازده مسلمان در مسجدي در بيت المقدس را محكوم مي‌كند.

1982؛ قطعنامه‌اي كه اسرائيل را به خاطر تهاجم و اشغال جنوب لبنان محكوم مي‌كند.

1985؛ قطعنامه‌اي كه اسرائيل را به خاطر استفاده از قدرت نظامي بيش از حد خود در مناطق اشغالي مورد سرزنش قرار مي‌دهد.

1986؛ قطعنامه‌اي كه اسرائيل را به خاطر رفتارش با شهروندان غير نظامي لبنان تقبيح مي‌كند.

1986؛ قطعنامه‌اي كه از اسرائيل مي‌خواهد تا به اماكن مذهبي مسلمانان احترام بگذارد.

1986؛ قطعنامه‌اي كه اسرائيل را به خاطر ربودن يك هواپيماي ليبيايي محكوم مي‌كند.

1987؛ قطعنامه‌اي كه از اسرائيل مي‌خواهد تا مردم فلسطين را از منازل خود بيرون نكند.

1987؛ قطعنامه‌اي كه اقدامات اسرائيل را در لبنان محكوم مي‌كند.

1987؛ قطعنامه‌اي كه از اسرائيل مي‌خواهد نيروهاي خود را از لبنان خارج كند.

1988؛ قطعنامه‌اي كه رفتار اسرائيل را با فلسطيني‌ها در مناطق اشغالي را محكوم مي‌كند.

1995؛ قطعنامه‌اي كه تاييد مي‌كند اراضي شرق بيت المقدس كه اسرائيل را به تصرف در آورده به اين كشور تعلق ندارد و اشغالي است.

http://www.bashgah.net/pages-15925.html

pashootan
2008-Mar-14, 18:09
اقا اگه از سال 95 تا 2008 هم رو هم پیدا كردی بگذار.خیلی جالب بود.

چه جوریه اسرائیل كه هواپیما ربایی می كنه و غیر نظامی می كشه تروریسم نیست؟:-?

چه جوریه كه اسرائیل غیرنظامی می كشه و از خونه های خودشون بیرونش می كنه بعد خانم رایس میاد میگه اقدام اسرائیل دفاع مشزوع از خود است!!:-?

راستی از قطعنامه هایی كه امریكا وتو نكرده و تصویب شده اسرائیل كدومشو اجرا كرده؟؟؟:-?

Ashkan 261
2008-Mar-14, 18:44
دیگه دیگه زورشون زیاده ما هم زور علمیمونو زیاد میكنیم حال بازوهای اتمیشون رو میگیریم

همونجور كه آدم با عقل حیوانات قوی بیگناه رو شكار مینه

ما هم با عقل آدمای با گناه رو شكار میكنیم

Achtung Panzer
2008-Mar-15, 08:49
بیشتر مباحثی كه اینجا مطرح شد در باره تاریخ شكل گیری كشور اسراییل بود و ... ولی چیزی كه كمتر بهش توجه دارین اینه كه در محیط بین الملل كسی اهمیتی نمیده كه یك كشور 60 - 70 سال پیش چه طوری تشكیل شده , چون اگر بخوایم اینطوری به مطلب نگاه كنیم كه خیلی از كشور ها با زور و جبر تشكیل شدن , پس ما هم باید حمله كنیم آذربایجان , ارمنستان , تركمنستان , افغانستان و ... رو بگیریم و آلمان هم باید دوباره حمله كنه لهستان رو بگیره و اتریش هم بیفته به جون چك و مجارستان و تركیه هم كه خودتون میدونین ... , ولی خوب عملی نیست چون همه اینها الان كشور و عضو سازمان ملل هستن و اصولاَ دیگه كسی اهمیت نمیده كه با تقلب بوجود اومدن یا با زور ...
باید قبول كنیم كه كشوری با نام اسراییل در ساحل دریای مدیدترانه , جنوب لبنان , شمال مصر و غرب اردن وجود داره و حداقل 180 كشور هم وجود اون رو پذیرفتن .

مشتوره چی
2008-Mar-18, 20:12
دوست عزیز مشتوره چی این چه قیاسیه شما میفرمایید؟
افغانستان كجا.فلسطین كجا؟
اولا اینجا ایرانه و دوما مسئله افانستان با ما فرق میكنه.افعانیها به ما پناهنده شده اند نه مثل فلسطینینان از زمین و مال خود رانده........ما نمیتونیم افغانها رو جا بدیم برای اینكه ظرفیتش رو ندرایم و البته اونها پناهنده حساب میشن.اما فلسطینیان حقشونه كه در سرزمین خودشون زندگی بكنند.اینجور كه شما گفتی یعنی اسراییل صاحب سرزمینه! نخیر......اسراییل غاصب سرزمین هست نه صاحب سرزمین.
دوست خوب فلسطین جا داره برای بازگرداندن صاحبانش اما این یه عده ای هستند كه نمیخوان برگدند......


من اصلا ارتباط بین ایران و افغانستان رو نفهمیدم. اصلا چه ارتباطی به این بحث داره؟
ارتباط ایران و افغانستان شبیه ارتباط فلسطینی ها و سوریه یا اردن و... است.
دفاعی که شما کردی برای خارج کردن فلسطینیان از اردن و سوریه قابل قبوله نه اسرائیل.

اینكه افغانستان كجا و فلسطین كجا و ارتباط فلسطین و افغانستان چیه . قصد مقایسم از نظر آماری بود كه براتون بگم ما كه 70 میلیون جمعیت و 1650000 كیلومتر وسعت داریم نتونستیم 2 میلیون افغانی بیسواد و بیكار و بی جا و مكان ... رو تو جامعمون نگه داریم چه برسه به 40 میلیون همینطور اسرائیل هم با جمعیت 7 میلیون و وسعت فقط 22000 كیلومتر نمیتونه 4 میلیون جمعیت كم سواد و بیكار و بی سرپناه و ... رو توی خودش جا بده. بیشتر قصدم این بود كه به نسبتها توجه بشه. پذیرایی از 4 میلیون آواره برای ما كه جمعیتی 70 میلیونی داریم و وسعت كشورمون 80 برابر اسرائیل هست كار خیلی دشواری هست و برای اسرائیل غیر ممكن هست بخصوص اینكه همونطور كه قبلا گفتم كمبود خیلی شدید منابع آب دارند.

از آنجا که استفاده از آبهای طبیعی در اسرائیل به آخرین حد ممکن رسیده است، دانشمندان برای حل مشکل کمبود آب، شیوه های مختلفی در پیش گرفته اند که مهمترین آنها، استفاده از فاضلاب تطهیر شده، تصفیه آب شور و نمک زدائی از برخی آبهای زیرزمینی و همچنین بارور ساختن ابرهای آسمان به هدف افزایش بارندگی است.

البته خود اسرائیل كه مهاجر یهودی زیاد قبول میكنه دولتش مسئولیت ایجاد مسكن و كار و آموزش تامین آب و ... رو قبول میكنه ولی نسبت به آواره های فلسطینی مسئولیتی نداره و مسئول آواره شدن اونها كشورهای عربی هستند كه بعد از اعلام موجودیت اسرائیل جنگ راه انداختند.


من در مورد سوال سومم جواب وزارت خارجه اسرائیل رو بی ربط می دونم . نمونه دولت لبنان که احزاب بر اساس دین وجود دارن مثال خوبی. بعضی از احزاب اونجا حتی 2-3 درصد جمعیت رو هم ندارن.

چقدر جالب!!! نمونش كشور خودمون 7 میلیون مسلمون سنی همچین حقی دارند؟ حتی حق ندارند در تهران مسجد داشته باشند!


خواسته مشروع بازگشت آوارگان بیچاره ای كه با زور از خانه و سرزمین خودشان آوراه كردند هم لجاجت حساب می شود!

حاج امین الحسینی مفتی اورشلیم، و سران ارتش مصر به اعراب قول داده بودند که در ظرف دو هفته همه اسرائیلیان را به دریا خواهند ریخت. رهبران جامعه عرب به اعراب فلسطینی دستور داده بودند خانه ها و آبادیهای خود را ترک گویند تا ارتشهای عرب سریعتر بتوانند پیشروی کرده و هرچه زودتر اسرائیلیان را قتل عام کنند. هدف از این دستور آن بود که در جریان نبرد و تبادل آتش آسیبی به جان اعراب وارد نیآید. در موارد بسیار معدودی، ارتش اسرائیل ناچار شد به اهالی روستاهای عرب دستور تخلیه بدهد، ولی اکثر اعراب دیگر به اختیار خود و بدنبال فراخوانی جامعه عرب تصمیم به ترک خانه های خویش گرفتند.

هنگام امضای پیمان آتش بس، شمار اعرابی که در خاک اسرائیل باقی مانده بودند بر 160 هزار نفر بالغ میشد که اسرائیل به همه آنان، بدون استثنا مقام شهروندی و تابعیت اسرائیلی اعطا کرد. در طول حدود 50 سال اول استقلال، شمار اعراب اسرائیلی از یک میلیون نفر هم تجاوز کرد و اکنون بر یک میلیون و دویست هزار نفر بالغ میشود.


اسرائیل هم از القاب حضرت ابراهیم (ع) است!و هر كس بخواهد می تواند یهودی شود!و سرزمین اسرائیل؟؟؟ برای یهودیان به وجود آمده!و هر كس از هر دینی بیاید و آئین یهودیت را قبول كند یهودی محسوب شده و می تواند در اسرائیل ساكن شود!

البته یهودی شدن كار ساده ای نیست هر كس به دین یهود ایمان قلبی بیاره یك دوره حداقل 2 ساله باید تحت نظر روحانیون یهودی آموزش داده بشه و امتحان پس بده تا 100% اطمینان حاصل بشه كه یهودی شده بعد در جامعشون پذیرفته میشه مثل دین اسلام نیست كه طرف سریع اشهد ان لا اله الا الله بگه و سریع مسلمون بشه!


اشغال كشور مردم و بعد پیشنهاد بدهند كه كمتر از 17 درصد كشورتان را به شما پس می دهیم كجا می تواند دلیل نژادپرستی باشد!عجب!دیگه چی؟!

در اولین ماههای سال 1949 مذاکرات مستقیم تحت سرپرستی سازمان ملل متحد بین کشور اسرائیل و هر یک از کشورهای مهاجم (به استثنای عراق که از گفتگو با اسرائیل سر باز زد) به امضای قراردادهای متارکه جنگ انجامید که منعکس کننده وضع بوجود آمده در پایان عملیات جنگی بود. به موجب قراردادهای ترک مخاصمه، جلگه ساحلی و گالیل و تمام صحرای نگب (النقب) تحت حاکمیت اسرائیل قرار گرفت و ساحل باختری رود اردن ملقب به ناحیه یهودا و شومرون توسط دولت اردن اشغال گردید و نوار غزه تحت کنترل مصر قرار گرفت و شهر اورشلیم دو قسمت شد که قسمت شرقی شامل بخش باستانی پایتخت تاریخی قوم یهود که سه هزار سال پیش توسط حضرت داوود بنا شد، تحت کنترل اردن در آمد و اسرائیل حاکمیت بخش غربی آن را به دست گرفت. بدین سان، با آنکه اسرائیل طرح سازمان ملل را پذیرفت و کشور مستقل خود را برپا کرد، به دنبال تهاجم نظامی ارتشهای عرب برای نابودی اسرائیل، بر پائی کشور مستقل عربی در بخش دیگری از خاک باستانی اسرائیل منتفی شد و سرزمینی که به آن اختصاص داده شده بود، بین اردن، مصر و اسرائیل تقسیم گردید.




بیشتر مباحثی كه اینجا مطرح شد در باره تاریخ شكل گیری كشور اسراییل بود و ... ولی چیزی كه كمتر بهش توجه دارین اینه كه در محیط بین الملل كسی اهمیتی نمیده كه یك كشور 60 - 70 سال پیش چه طوری تشكیل شده , چون اگر بخوایم اینطوری به مطلب نگاه كنیم كه خیلی از كشور ها با زور و جبر تشكیل شدن , پس ما هم باید حمله كنیم آذربایجان , ارمنستان , تركمنستان , افغانستان و ... رو بگیریم و آلمان هم باید دوباره حمله كنه لهستان رو بگیره و اتریش هم بیفته به جون چك و مجارستان و تركیه هم كه خودتون میدونین ... , ولی خوب عملی نیست چون همه اینها الان كشور و عضو سازمان ملل هستن و اصولاَ دیگه كسی اهمیت نمیده كه با تقلب بوجود اومدن یا با زور ...
باید قبول كنیم كه كشوری با نام اسراییل در ساحل دریای مدیدترانه , جنوب لبنان , شمال مصر و غرب اردن وجود داره و حداقل 180 كشور هم وجود اون رو پذیرفتن .



نادیة حلو
نادیة حلو نماینده عرب عضو کنست (پارلمان اسرائیل) در نامه ای که خطاب به احمدی نژاد نگاشته و آن را برای وی می فرستد، از جمله می نویسد: بهتر آن است که از تهدید و خشونت دست بردارید و اگر مطلب و مشکلی هست بکوشید آن را از طریق مسالمت آمیز حل کنید. نادیة در نامه خود خطاب به احمدی نژاد از روزهائی یاد می کند که روابط بسیار دوستانه ای بین اسرائیل و ایران برقرار بود و دو کشور در برابر خطرات منطقه ای از یکدیگر پشتیبانی می کردند و همکاریهای ثمربخشی به سود دو ملت جریان داشت. این نماینده مجلس که در شهر عرب نشین یافو (در مرکز اسرائیل) به دنیا آمده و دارای چهار فرزند است، در نامه خود می نویسد: "به یاد داشته باشید که تا 30 سال پیش روابط دوستانه ای بین دو کشور برقرار بود که می توانست نمونه و سرمشق مناسبات بین همه کشورهای جهان قرار گیرد. ولی جمهوری اسلامی با به قدرت رسیدن در ایران این روابط را گسست و از سر ستیز و ناسازگاری با اسرائیل درآمد و حتی این کشور را شیطان کوچک لقب داد – و این در حالی که ملت و دولت اسرائیل هرگز به ایران و ایرانیان به چشم دشمن ننگریسته اند". این نماینده پارلمان اسرائیل که دارای فوق لیسانس در امور مددکاری اجتماعی است و سالها در راه بهبود وضع اعراب اسرائیل مبارزه کرده، در ادامه نامه خود به احمدی نژاد می نویسد: "شما از روزی که در ایران به مقام ریاست جمهوری رسیدید از نابودی اسرائیل سخن گفتید. کشوری که در آن یهود و عرب، مسلمان و مسیحی در کمال صلح و صفا در کنار یکدیگر زندگی می کنند". او نوشت: "من به عنوان یک شهروند متساوی الحقوق اسرائیلی و به عنوان فردی که افتخار می کند عرب است و عرب زاده شده، فردی که با آراء اعراب و اسرائیلیان از جانب حزب کارگر بر کرسی پرافتخار پارلمان اسرائیل تکیه زده، به عنوان یک بانوی عرب و به عنوان مادری که چهار فرزند دارد و آنها را بر گاهواره تمدن درخشان عرب تربیت می کند، بر اساس ایمان درونی خویش و این باور که زندگی انسانها مقدس است و هر کس باید به دیگری احترام گذارد، به نام میلیونها نفر یهودی و عرب، به نام اقلیت عرب که آزادانه در اسرائیل زیست می کنند و بیش از 20 درصد از جمعیت اسرائیل را تشکیل می دهند، از شما می خواهم سیاست ناهنجاری را که در پیش گرفته اید کنار گذارید، تهدید و برانگیزی خصمانه مردمان را متوقف سازید و امکانی برای از سرگیری مسالمت و دوستی بین دو ملت ایران و اسرائیل به وجود آورید". نادیة حلو در ادامه نامه خود به احمدی نژاد می نویسد: هر اندازه که از تهدیدهای او علیه اسرائیل کاسته شود و تنش بین دو کشور تضعیف گردد، به سود همه ملتهای منطقه و از جمله ملتهای عرب خواهد بود. او می نویسد: "هنگام آن رسیده که ملت فرهیخته ایران به آرامش و زندگی بهتر دست یابد. ایرانیان دارای تاریخ باشکوه و تمدنی تحسین برانگیز هستند و این شایستگی را دارند که به آرامش، رفاه و شکوفائی دست یابند". نامه نادیة حلو (که به زبان عربی نگاشته شده) روز (سه شنبه 28 اوت 2007) از طریق نماینده اتحادیه اروپا در اسرائیل به بروکسل فرستاده شد تا از طریق کمیساریای عالی اتحادیه اروپا به ایران و به دفتر محمود احمدی نژاد فرستاده شود. بانو حلو در پاسخ خبرنگاران که پرسیدند چه انگیزه ای باعث شد او برای رئیس جمهوری ایران نامه شخصی بنویسد گفت: من به عنوان فردی که زندگی را مقدس می دانم، و به عنوان یک عضو وفادار پارلمان اسرائیل که احمدی نژاد آن را به نابودی تهدید می کند، وظیفه خود دانستم این نامه هشدار دهنده را برای او بفرستم. این جا متعلق به یهودیان و اعراب است و او هر دو قوم و ملت را مورد تهدید قرار داده است، و در برابر آن نباید ساکت نشست".
منبع: سایت وزارت خارجه اسرائیل

Ernesto_Rommel
2008-Mar-19, 19:07
اینكه افغانستان كجا و فلسطین كجا و ارتباط فلسطین و افغانستان چیه . قصد مقایسم از نظر آماری بود كه براتون بگم ما كه 70 میلیون جمعیت و 1650000 كیلومتر وسعت داریم نتونستیم 2 میلیون افغانی بیسواد و بیكار و بی جا و مكان ... رو تو جامعمون نگه داریم چه برسه به 40 میلیون همینطور اسرائیل هم با جمعیت 7 میلیون و وسعت فقط 22000 كیلومتر نمیتونه 4 میلیون جمعیت كم سواد و بیكار و بی سرپناه و ... رو توی خودش جا بده. بیشتر قصدم این بود كه به نسبتها توجه بشه. پذیرایی از 4 میلیون آواره برای ما كه جمعیتی 70 میلیونی داریم و وسعت كشورمون 80 برابر اسرائیل هست كار خیلی دشواری هست و برای اسرائیل غیر ممكن هست بخصوص اینكه همونطور كه قبلا گفتم كمبود خیلی شدید منابع آب دارند.

از آنجا که استفاده از آبهای طبیعی در اسرائیل به آخرین حد ممکن رسیده است، دانشمندان برای حل مشکل کمبود آب، شیوه های مختلفی در پیش گرفته اند که مهمترین آنها، استفاده از فاضلاب تطهیر شده، تصفیه آب شور و نمک زدائی از برخی آبهای زیرزمینی و همچنین بارور ساختن ابرهای آسمان به هدف افزایش بارندگی است.

البته خود اسرائیل كه مهاجر یهودی زیاد قبول میكنه دولتش مسئولیت ایجاد مسكن و كار و آموزش تامین آب و ... رو قبول میكنه ولی نسبت به آواره های فلسطینی مسئولیتی نداره و مسئول آواره شدن اونها كشورهای عربی هستند كه بعد از اعلام موجودیت اسرائیل جنگ راه انداختند.



دوست عزیز سلام
منظور من كاملا واضح بود.چطور نفهمیدین؟
ما كشورمون متعلق به افغانها نیست كه حالا بریم زیر منتشون و اونها حقی تو این كشور ندارند و اگرم كمكشون میكنیم به خاطر چیزای دیگه ای هست.اما فلسطین چی؟
من میگم این حق فلسطینی هست كه به سرزمین مادریش برگرده كه به زور ازش بیرونش كردند و حالا هم اگر شدند دو برابر و صد برابر و....باز هم دلیل نمیشه ...اسراییل خودش كرده و خودش هم باید جوابگو باشه...كسی رو از خونه مادریش بیرون كرده بعد دو قرت و نیمش هم باقیه... این حق فلسطینی هست كه بونه اش برگرده.اسراییل غاصب زمین هست نه صاحب زمین.......
منظورم این بود.

pashootan
2008-Mar-19, 21:50
البته خود اسرائیل كه مهاجر یهودی زیاد قبول میكنه دولتش مسئولیت ایجاد مسكن و كار و آموزش تامین آب و ... رو قبول میكنه ولی نسبت به آواره های فلسطینی مسئولیتی نداره.

بله به نظر جنابعالی اسرائیل در قبال 5 میلیون نفری که به زور از خونه خودشون کرده بیرون هیچ مسئولیتی نداره اما حق داره یه عده رو از مجارستان و اوکراین بیاره توی خونه ها و کشور اشغال شده مردم.




در موارد بسیار معدودی، ارتش اسرائیل ناچار شد به اهالی روستاهای عرب دستور تخلیه بدهد، ولی اکثر اعراب دیگر به اختیار خود و بدنبال فراخوانی جامعه عرب تصمیم به ترک خانه های خویش گرفتند.

اگه اینو نگید چی می گید؟ بله فلسطینی ها به اختیار خودشون آواره شدند! به اختیار خودشون دارند با بدبختی توی سوریه و لبنان به اسم زندگی زجر کش می شوند و بخاطر نون شبشون دختراشون برن فحشا کنند تا از گرسنگی نمیرند. لابد روستاهای صبرا و شتیلا هم به اختیار خودشون یک مرتبه قصابی شدند.



البته یهودی شدن كار ساده ای نیست هر كس به دین یهود ایمان قلبی بیاره یك دوره حداقل 2 ساله باید تحت نظر روحانیون یهودی آموزش داده بشه و امتحان پس بده تا 100% اطمینان حاصل بشه كه یهودی شده بعد در جامعشون پذیرفته میشه مثل دین اسلام نیست كه طرف سریع اشهد ان لا اله الا الله بگه و سریع مسلمون بشه!

یهودیت تحریف شده امروز یک مذهب-نژاد است که از طریق مادر به فرزند انتقال پیدا می کنه.شما صهیونی بودن رو با یهودی بودن اشتباه گرفتی عزیز .چرچیل سیاستمدار معروف اواخر عمرش می گفت من افتخار می کنم که یک صهیونی هستم!



حداقل 2 ساله باید تحت نظر روحانیون یهودی آموزش داده بشه و امتحان پس بده تا 100% اطمینان حاصل بشه كه یهودی شده بعد در جامعشون پذیرفته میشه

لابد امتحان یهودی واقعی بودن هم اشغال چند متر مربع زمین فلسطینی ها و آواره کردن حداقل 5 مسلمان از خانه اش و شاید هم کشتن دوتا بچه زیر 10 سال مسلمونه!


در اولین ماههای سال 1949 مذاکرات مستقیم تحت سرپرستی سازمان ملل متحد بین کشور اسرائیل و هر یک از کشورهای مهاجم (به استثنای عراق که از گفتگو با اسرائیل سر باز زد) به امضای قراردادهای متارکه جنگ انجامید که منعکس کننده وضع بوجود آمده در پایان عملیات جنگی بود. به موجب قراردادهای ترک مخاصمه، جلگه ساحلی و گالیل و تمام صحرای نگب (النقب) تحت حاکمیت اسرائیل قرار گرفت و ساحل باختری رود اردن ملقب به ناحیه یهودا و شومرون توسط دولت اردن اشغال گردید و نوار غزه تحت کنترل مصر قرار گرفت و شهر اورشلیم دو قسمت شد که قسمت شرقی شامل بخش باستانی پایتخت تاریخی قوم یهود که سه هزار سال پیش توسط حضرت داوود بنا شد، تحت کنترل اردن در آمد و اسرائیل حاکمیت بخش غربی آن را به دست گرفت. بدین سان، با آنکه اسرائیل طرح سازمان ملل را پذیرفت و کشور مستقل خود را برپا کرد، به دنبال تهاجم نظامی ارتشهای عرب برای نابودی اسرائیل، بر پائی کشور مستقل عربی در بخش دیگری از خاک باستانی اسرائیل منتفی شد و سرزمینی که به آن اختصاص داده شده بود، بین اردن، مصر و اسرائیل تقسیم گردید.



خودتو راحت کن بگو مسلمونها اشغالگرند و این سرزمین اسرائیله که توسط آنها غصب شده!



با آنکه اسرائیل طرح سازمان ملل را پذیرفت و کشور مستقل خود را برپا کرد، به دنبال تهاجم نظامی ارتشهای عرب برای نابودی اسرائیل، بر پائی کشور مستقل عربی در بخش دیگری از خاک باستانی اسرائیل منتفی شد.

کدوم سرزمین باستانی؟شما داری قضیه فرعون و بنی اسرائیل و ..... همه رو می بری زیر سوال؟اینها خودشون دارند می گن که ما از دست فرعون از مصر فرار کردیم حالا شما شدی کاسه داغ تر از آش!




: به نام میلیونها به نام اقلیت عرب که آزادانه در اسرائیل زیست می کنند و بیش از 20 درصد از جمعیت اسرائیل را تشکیل می دهند،
گفت: من به عنوان فردی که زندگی را مقدس می دانم،

والا فکر کنم منظور این نادیه خانم از آزادانه زندگی کردن همون وضعیتی است که برای امثال شهید محمدالدوره به وجود آمد!و شاید هم فقط زندگی خودش و بچه های خودش رو مقدس می دونه!
شما چند میلیون فلسطینی مخالف و محاصره شده در حال مرگ و این همه آواره و بدبخت و فلک زده رو ول کردی چسبیدی به حرف یک نفر و لابد حرف همین یک نفر هم سنده و باید همه دنیا قبول کنند!

یک عده ای از مجارستان و آلمان و اتریش و لهستان بیان 5 میلیون نفر رو آواره کنند و به زور بمب و موشک کشور مردم رو اشغال کنند و مردم رو از خونه هاشون بندازند بیرون اسمش رو بگذارند اسرائیل بعد هم یکی پیدا بشه و حالا به هر دلیلی شروع کنه از خودشون متعصب تر ازشون دفاع کنه و بگه حق با اشغالگران است.

بهترین راه حل برای این سرزمین بازگشت همه آوارگان و برگزای انتخابات ازاد و دموکراتیک! با حضور ساکنان اصلی این سرزمین برای تعیین سرنوشت خودشان است.بله ساکنان اصلی سرزمین!

Ernesto_Rommel
2008-Mar-19, 22:34
با تشكر از تمام دوستانی كه در بحث شركت میكنند.
لازم به تذكر است كه از تاریخ خارج نشید1
البته به دلیل پیشامد یه سری بحثها و جوابیها هایی كه نبده نیز دادم یه كم از منوال عادی خارج شدیم و البته تا اینجا كافیه بحثهای غیرمرتبط با تاریخ و خواهشا تا میتونید دوری كنید.
البته هنوز چیز خاصی نشده1 اما خواستم بگم كه لطفا تمامی دوستان(منجمله خودم!) رعایت كنند.
اینجا انجمن تاریخ هست نه سیاست و تك تك دوستان از دادن پستهای بسیارغیرمرتبط!! با تاریخ خودداری كنند.
از دسوتان مشتوره چی و نیز پشتون عزیز نیز تقاضامندم كه بحث را به تاریخ مرتبط كنند بیشتر و نه به سیاسیت و.......البته جواب بعضی از حرفها رو باید داد1 اما خوب بهتره همینجا ختم به خیر بشه.
با تشكر
ارنستو رومل

pashootan
2008-Mar-22, 11:50
دوستان تاریخی خواستند.خوب این هم چند تا سخن تاریخی درباره اسرائیل

دیوید بن گویون می گوید(( اگر قدرت داشتم عده ای یهودی را به کشورهای مختلف می فرستادم تا یهودی آزاری را تعمدا" به وجود آورند))
حیم وایزمن می گوید(( ضدیت با یهود میکروبی است که هر غیر یهودی هر کجا که باشد و هر چند خود منکر باشد بدان الوده است!))

تئودور هرتزل از پایه ریزان جنبش صهیونیسم می گوید((ما باید بخشی از یک دیوار دفاعی برای تمدن قدیمی اروپا در مقابل بربریت اسیا را تشکیل دهیم ما باید در ارتباط نزدیک با تمام اروپا باشیم که تداوم وجود مارا تضمین خواهد کرد))

گلدا مایر در سال 1969 می گوید(("ملت فلسطین وجود ندارد.این طور نیست که ما آمده باشیم و آنها در پشت بگذاریم و زمینهایشان را از آنان بگیریم.آنان اصلن وجود ندارند"))

Ernesto_Rommel
2008-Apr-10, 18:40
صهيونيسم = نژادپرستي

تفاوت‌هاي صوري و اختلاف رنگ در نژادهاي مختلف، اغلب سبب شده است تا برخي نژادها خود را برتر از ديگر نژادها بدانند و اين امر اغلب صحنه‌هاي خونيني را در تاريخ جهان آفريده است. صهيونيست‌ها از جمله نژادهايي هستند كه قوم خود را برتر از اقوام ديگر تلقي مي‌كنند و به همين دليل در رعايت اصول ملي و نژادي خود پافشاري مي‌كنند.
پافشاري صهيونيست‌ها بر اصول ملي و نژادي خود، در حالي صورت مي‌گيرد كه آن‌ها فاقد نژادي مشترك‌اند؛ زيرا بنا به گواهي «تورات» هبرون‌ها كه صهيونيست‌ها خود را از اعقاب آن‌ها مي‌دانند، تنها كساني نبوده‌اند كه در فلسطين مي‌زيسته‌اند. فنيقي‌ها، حتي‌ها، كنعاني‌ها... از جمله اقوامي بودند كه در اين سرزمين زندگي كرده‌اند. رومي‌ها بعد از تسلط بر سرزمين فلسطين، به دليل حضور طولاني مدت خود و اختلاف‌هايي كه با هبرون‌ها داشتند، به تدريج باعث پراكندگي هبرون‌ها در سرزمين‌هاي اطراف مديترانه و آميختگي اين نژاد با نژادهاي ديگر شدند. ويل دورانت ضمن اين كه ميان خون و نژاد تفاوت قائل است. اعتقاد دارد:
«خون را نبايد با جنس و نژاد يكي دانست. خون مي‌تواند بر روي تمدن معيني تأثيري بسزا بر جاي بگذارد؛ زيرا در نتيجه‌ي اختلاف خون‌ها ممكن است تمايلات اساسي يك ملت به شكل زيستي (بيولوژيكي) و نه به شكل نژادي، تغيير كرده و به شكل عالي‌تر يا پست‌تر درآيد.» 1
يهودي‌ها، به سبب زندگي چند‌هزار ساله در سرزمين‌هاي افريقايي، و پراكندگي در جهان فاقد زندگي اقتصادي مشترك، فرهنگ، سرزمين، تاريخ و حتي زبان مشترك هستند و به احتمال زياد حتي فاقد اعتقادات متافيزكي مشترك هستند. آن چه اكنون به عنوان زبان عبري در اسرائيل رواج داده مي‌شود، در حقيقت زبان «ييديش» است كه آميزه‌اي از زبان لهستاني و واژه‌هاي اسلاوي است و زبان مشترك تمامي يهوديان نبوده و نيست. تاريخ ادعايي مشترك آنها‌ نيز فاقد اعتبار علمي است؛ زيرا زندگي چند‌ هزار ساله در جوامع مختلف، بيش از پديده‌ي فرضي و ذهني تورات و تفكرات ناشي از آن، موجبات ساخت و پاخت تاريخ را براي يهودي مذهبان فراهم آورده است.
به لحاظ اعتقادات نيز بايد گفت يهودي‌ها از اعتقادات مذهبي مستحكمي برخوردار نيستند و به ويژه روشنفكران آن‌ها بعضي اعتقادات و وقايع ماوراءطبيعي را در مقوله‌ي خرافات مي‌گنجانند.
از جهت تفاوت‌هاي فيزيكي و اناتوميكي نيز تفاوت‌هاي فاحشي در يهوديان شاهد هستيم. بعضي سياه‌ پوست‌اند و بعضي سفيد‌پوست، و بعضي نيز ظاهري كاملاً شرقي دارند.
نكته‌ي شايان ذكر آن است كه در ظهور و توسعه‌ي پديده‌ي صهيونيسم، تمايلات شديد يهودي‌ها به اموري چون بازرگاني، صنعت، ايجاد سرمايه و برداشت سود بيشتركه به سلطه بر انسان‌ها و لذت از اين امر منجر مي‌شود، تأثيري بسزا داشته است.
ايمان به تمدن جديد كه در آن اقتصاد سخن اول را مي‌گويد و رنگ پوست، نشان شايستگي و لياقت انسان‌هاست، باعث شد تا همانند آپارتايد در آفريقاي جنوبي، نژادپرستي نيز در فلسطين اشغالي توسط صهيونيست‌ها رشد و توسعه يابد و فلسطيني‌ها چون رمه‌هاي گوسفند زندگي دوزخي خود را زير سلطه‌ي شوم نژادپرستان صهيونيسم سپري كنند.
در واقع صهيونيسم، فلسفه‌ي نژادپرستانه‌ي آشكاري دارد و به حكم سرشت پيدايي خويش، نژادپرستي را اساس انديشه‌ي بنيادي خود قرار داده است. صهيونيسم در ميان اكثر يهوديان جهان كه يهودي‌گري را ديني آسماني و معنوي، و نه پيوند سياسي ـ قومي به شمار مي‌آورند، سر برآورد و انديشه‌ي ميهن قومي يهودي را مطرح كرد. اين امر هيچ تكيه‌گاهي جز نژادپرستي نداشت.
نژادپرستي صهيونيستي در سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين، آن چنان نمود چشمگيري داشته است كه سازمان ملل متحد، در سال 1975 م، ضمن قطعنامه‌اي، صهيونيسم را نوعي نژادپرستي خواند.
مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سي‌امين دوره‌ي خود (سپتامبر تا دسامبر 1975) قطعنامه شماره 3379 (د ـ 30) را در تاريخ 10/11/1975 صادر كرد. در اين قطعنامه آمده است.
شوراي عمومي «مقرر مي‌كند صهيونيسم نوعي از انواع نژادپرستي و تبعيض نژادي است.»
صدور اين قطعنامه از سوي مجمع عمومي براساس «اعلاميه سازمان ملل مبني بر پايان دادن به هر نوع تبعيض نژادي» بوده است: به ويژه كه در قسمتي از آن اعلاميه آمده است؛
«هر مكتبي كه براساس نژادپرستي و برتري نژادي بنا شده باشد، مكتبي است كه از نظر علمي، ادبي و اجتماعي، نادرست و محكوم و ظالم است».
پرفسور روژه گارودي ـ انديشمند مسلمان فرانسوي در اين رابطه معقد است:
نژادگرايي، سرآغاز و زمينه‌ي مناسبي براي سياست توسعه طلبانه رژيم صهيونيستي به شمار مي‌رود.
صهيونيست‌ها خود را مردمي منتخب و جداي از ديگر اقوام و ملل به شمار مي‌آورند و معتقدند كه ديگر ملت‌ها بايد در خدمت آن‌ها باشند. در همين راستاست كه سياست غير‌انساني رژيم صهيونيستي در مورد حقوق عرب‌ها و محروم كردن آن‌ها از حقوق سياسي، اقتصادي، اجتماعي و بهره‌برداري از سرزمين‌هاي اشغالي، توجيه مي‌شود. به اين لحاظ، نژادپرستي صهيونيسم،‌ نظامي كاملاً هماهنگ است كه الهام بخش قانون‌گذاران و دولتمردان اسرائيل مي‌باشد. اين نژادپرستي، از همان اول تجسم طرح تئودور هرتزل (بنا به گفته‌ي خود او در كتابش) به شمار مي‌رفت. 2
علي‌رغم تمام محكوميت‌هاي جهاني، رژيم صهيونيستي بدون اعتنا از سال 1948 م. قوانيني را در سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين و سپس در كرانه‌ي غربي و نوار غزه و جولان به اجرا گذاشت كه در هيچ يك از كشورها دردوران معاصر، نظير آن ديده نشده است. مجموعه‌ي اين قوانين از ايدئولوژي ويژه‌اي سرچشمه مي‌گيرد كه نژاد يهود را ـ براساس فلسفه‌ي صهيونيسم ـ مستحق داشتن سرزمين، بدون ساكنان اصلي آن مي‌داند. در اين زمينه يشيعاهون بن فورات عضو اسبق كنيست (پارلمان رژيم صهيونيسيتي) مي‌گويد:
«حقيقت اول اين كه صهيونيسم بدون موطن مفهومي ندارد و كشور صهيونيستي، بدون كوچاندن اعراب و مصادره‌ي زمين‌ها و محصور كردن آن‌ها، بي‌معناست.»
قوانين پيش گفته در سه زمينه مطرح شده است: قوانين مربوط به امنيت اسرائيل، كه تحت اين عنوان، پايه و اساس حكمراني صهيونيست‌ها را در بر مي‌گيرد، قوانين مربوط به زمين و مسائل ساختمان‌سازي، و قوانين مربوط به محدود كردن آزادي‌هاي دموكراتيك و فعاليت‌هاي سياسي. 3
روژه گارودي، در كتاب خود به جنبه‌ي آشكاري از سياست نژادپرستي صهيونيست‌ها اشاره مي‌كند:
«ما در كتاب پرفسور كلودكلاين»4 ـ صهيونيست پرشورو استاد دانشگاه اورشليم علي‌رغم انكارهاي وي، خصلت نژادپرستانه‌ي اين كشور را در مي‌يابيم. مسلك صهيونيستي رسماً از سوي دولت تبليغ مي‌شود.
پروفسور كلاين با نقل سه قانون كه به تشكيلات صهيونيستي، وضع ويژه‌اي در كشور اعطا مي‌نمايد، آن را ثابت كرده است. اولين قانون (1952 م.) درباره‌ي تشكيلات صهيونيستي جهاني و آژانس يهود است. مؤلف به اين امر تأكيد مي‌ورزد كه اين قانون، رابطه‌اي ـ از جهت حقوقي ميان دولت و يهودياني كه در اسرائيل زندگي نمي‌كنند، برقرار نمي‌سازد. رابطه‌ي حقوقي جز از طريق عمل ارادي به وجود نمي‌آيد، عملي كه، في‌المثل استقرار در اسرائيل مبين آن است.
در واقع كاملاً آشكار است كه نمي‌توان يهودياني را كه در اسرائيل زندگي نمي‌كنند، در كشور اسرائيل محاكمه كرد؛ ولي اين حقوقدان بلندپايه، دست خود را رو نمي‌كند كه تشكيلات صهيونيسم جهاني و آژانس يهود، از جهت حقوقي و سازماني با وجودي كه در تمام كشورهاي جهان فعاليت دارند، با كشور اسرائيل مربوط نيستند. 5
بانو شولاميت آلوني ـ وكيل پارلمان و رهبر جنبش براي حفظ حقوق مدني ـ فرياد نفرت خود را از تبعيض‌نژادي صهيونيسم،‌ در مقاله‌اي تحت عنوان «يهوديت» به گوش جهانيان رسانده است. در اين مقاله كه به تاريخ 25 ژوئن 1978 م. در روزنامه‌ي اسرائيلي آهارنوت چاپ شده بود، انحراف ايدئولوژيكي و مخرب صهيونيسم سياسي، افشا شده است. وي مي‌گويد:
«همه چيز برآن دلالت دارد كه گويي در پي آن هستند تا اين فكر را در مغز يهوديان اسرائيل فروكنند كه اختلاف كيفي و اصولي ميان يهوديان و غيريهوديان وجود دارد... بدين گونه است اصلي كه الهام بخش تمام قوانين و مقررات كشور اسرائيل در خصوص سياست داخلي، وضع اشخاص و خانواده‌ها و اصول شهروندي است. همين اصل است كه رفتار ما را در مقابل عرب‌هاي اسرائيلي، بدويان و ساكنان ساحل غربي رود اردن و نوار غزه، و شيوه‌هاي پاسخ ما را به درخواست‌هاي آنان القاء مي‌كند.
هيچ‌گونه استفاده‌ي نامشروع و يا نامناسب از قانون يهود، نخواهد توانست كساني را كه ابداعات خاخام ها را از بينش پيامبران تميز مي‌دهند، وادار به سكوت سازد. ما به هيچ كس اجازه نخواهيم داد تا اسرائيل را تبديل به محله‌ي جهودان با ادعاي پيامبري نمايد كه قوانين جهاني بشريت و حقوق بين‌المللي را زير پا مي‌گذارد و به تمسخر مي‌گيرد. 6
در واقع مي‌توان گفت كه سياست داخلي رژيم صهيونيستي با منطقي بي‌رحمانه كه همانا نژادرپرستي است، شكل گرفته است؛ ولي با بزكي خاص كه همان اسطوره‌ي مذهبي دروغين است آرايش شده،‌ و اين جنايتي براي يهود محسوب مي‌شود. جنايتي كه در آن يهوديان نيز پس از اعراب، و ديگر قوميت‌ها، قرباني آن شده‌اند.


پانوشت‌ها:
1. ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج اول، ترجمه‌ي احمد آرام، ص 6.
2. گارودي، روژه، ماجراي اسرائيل صهيونيسم سياسي، ترجمه منوچهر بيات مختاري، انتشارات آستان قدس رضوي، 1364 ش، ص 109.
3. جريس، صبري، الحريات الايذيموقراطيه في‌اسرائيل، بيروت، 1971 م.
4. Cloude Klein
5. گارودي روژه، همان،‌صص 116 ـ 117.
6. پيشين، ص 108.


منبع: نژادپرستي صهيونيسم، نشريه فلسطين وابسته به جمعيت دفاع از ملت فلسطين، مجيد صفاتاج

منبع برداشته شده (http://www.dowran.ir/index.php)

jostejoogar
2010-Sep-26, 11:46
با سلام
همه دوستان ذحمت کشیدند و نظرات خود را مطرح نمودند.
اما چند نکته:
1 - نگارش پروتکل بزرگان یهود( توسط بزرگان یهود)، توسط بیشتر محققین و مورخین رد شده است. از جمله عبالله شهبازی که خود شدیدا ضد صهیونی است. مقاله او را میتونید تو سایتهای مختلف پیدا کنید. "چرا پروتکل بزرگان یهود جعلی است؟" از عبالله شهبازی
2 – تقریبا هیچ کشوری نمی تواند ادعا کند که کاملا عادلانه شکل گرفته و مرزهای کنونی آن عادلانه است. به این معنا که در طول تاریخ در اثر جنگها و مهاجرتها، مرز ها جابجا شده و کشورهای زیادی بوجود آمده یا از بین رفته اند. همچنین هیچ تضمینی و جود ندارد که کشورهای کنونی تا ابد باقی بمانند و یا مرزها تغییر نکنند. آنچنان که در این چند سال اخیر کشورهایی مثل کوزوو، آبخازیا، یا اوستیای جنوبی ایجاد شده اند که بعضی کشورها آنها را قبول داشته و شناسایی کرده اند و بعضی نه. بالطبع مخالفت و مبارزه با آنانی که مورد تایید نیستند توسط مخالفینشان به صورت مسالمت آمیز یا غیر مسالمت آمیز ادامه دارد. پس نباید حضور یکی از آنها اینقدر حساس باشد.
و سوال من: آیا باید منکر به رسمیت شناختن تمام کشورهای جهان شد چون روزی ناعادلانه بوجود آمده یا مرزهایی ناعادلانه دارند؟

Ernesto_Rommel
2010-Sep-26, 13:10
اره روی رد شدن و تایید شدن پروتکل بسیار بحث هست ولی شخصا عقیده م شده این :

چه این کتاب رو اونا نوشته باشند چه ننوشته باشند : اگر واقعا همچین مغزی در جهان بشری وجود داشته که اینطور دقیق و عالی طرح های جامعه شناسی و روانشناسی و نقشه و راهکار بده و اینقدر واکاوی درستی داشته باشه واقعا باید به این ذهن برتر ! احترام گذاشت

در واقع کاری ندارم صهیون ها نوشته باشند یا نه ... بلکه مهم اینه اگر کسی اینو نوشته و یکی بیاد از رو اینا عمل کنه حقیقتا سلطه جهان در دستش خواهد بود و ذهن برتر و شایسته احترام

راجبه صهیونی بودن و نبودنش هم که منابع مختلف بحث کردند و کماکان اختلاف نظر دارند

راجبه سوالتونم که دیگه مدتهاست ترجیح میدیم چیزی نگیم ....

یا حق

ASHI SOL
2011-Mar-05, 04:09
سلام
نظر من اینه که یهودیان هم در جای خودشون قابل احترامه و نباید به خاطر دین یک کشور رو محکوم کنیم.
اما به نظر من اسرائیلی در کار نیست. فلسطین بوده و هست. نه به خاطر دین و مذهب و... بلکه این نظر من کاملاً شخصیه و فارغ از هرگونه غرض ورزی. شما باید ببینید که سازمان ملل هدفش چیه. زورکی که نمیشه یه کشور ایجاد کرد، زحمت داره. ممنون از موضوع خوبتون.

peyman balini
2011-Mar-06, 12:07
اسرائیل کشور نیست فقط یک لکه ی زشت در دامان کره ی زمین است و به نظرم بهتره عنوان این تاپیک رو اصلاح کنید

foad65
2011-Mar-06, 12:52
ایجاد اسراییل بر اساس قانون جنگله... که دوستان خونخوارش ازش حمایت میکنند و بنده به شخصه به عنوان اشغالگر میشناسمش

CYRUS88
2011-May-15, 12:49
اسرائیل کشور نیست فقط یک لکه ی زشت در دامان کره ی زمین است و به نظرم بهتره عنوان این تاپیک رو اصلاح کنید

پیمان جان لطفا یزره کمتر شعاری حرف بزن...نه این که مخالف حرفت باشم نه ولی در هر صورتی الان از نظر سازمان ملل این اسائیلی که ما ایرانیا و مسلمونها لکه نگ می دونیمش کشور حساب می شه
در نهایت عنوان تاپیک هم کشکلی نداره


ایجاد اسراییل بر اساس قانون جنگله... که دوستان خونخوارش ازش حمایت میکنند و بنده به شخصه به عنوان اشغالگر میشناسمش

اشغالگر هست اما مهم اینجاست که کی اجازه اشغال رو بهش داد...فلسطینی ها که الان هی می زنن تو سر خودشون!!!

peyman balini
2011-May-16, 15:03
curus88 جان من واقعا متاسف شدم که شما این حرفو میزنی چند تا کشور این لکه ی ننگ رو کشور میدونن؟ اونا با فریب و نیرنگ این کشور رو اشغال کردن و بدون قوم یهود نفرین شده ی ابدین و هیچ گاه سکنی نخواهند یافت.

endless
2011-May-16, 15:38
اسراییل کشوری دروغین
200 سال قبل از تشکیل کشوری واحد به نام اسراییل این کشور در حال تشکیل بود
دلیل عکس ستاره ای بر روی دلار و عدد 13 که برای اسراییلی ها مقدسه
میتونی بری یک دلار برداری و برگ های زیتون و بشماری زیتون محصول فلسطینه و مرتبط بهخ این داستانه و اما ستاره های روی دلار اگر به هم وصلشون کنید یک ستاره واحد تشکیل میشه که پرچم اسراییله واما پرچم اسراییل که بیانگر این است از نیل تا فرات سرزمین ماست

CYRUS88
2011-May-16, 17:59
curus88 جان من واقعا متاسف شدم که شما این حرفو میزنی چند تا کشور این لکه ی ننگ رو کشور میدونن؟ اونا با فریب و نیرنگ این کشور رو اشغال کردن و بدون قوم یهود نفرین شده ی ابدین و هیچ گاه سکنی نخواهند یافت.

ببین پیمان جان من نمی فهمم چرا برای من متاسفی؟! انگار این منم که اسراییل رو ساختم یا به وجودش رای مثبت دادم!!
دوم اون کشور هایی که رای مثبت دادن به عقیده شما گول خوردن از نظر خودشون یه سرمایه گذاری بزرگ کردن!به قیمت جون هزاران فلسطینی
این آخریت رو یه جایی شنیده بودم ...می شه بگی از کجا؟چون این حرفت رو قبلا هم شنیدم...یهود هیچگاه کشوری متحد نخواهد داشت...

peyman balini
2011-May-16, 19:45
اونجوری که من میدونم بنی اسرائیل همون قوم یهودن و بنی اسرائیل در قرآن نفرین شده ی ابدی هستن

CYRUS88
2011-May-17, 17:12
پیمان جان من مخالف حرفت نیستما اما دیگه دیگه ...اسراییل قدرت داره...زمین فلسطینیا رو گرفته برای خودش کشور زده!!!
چه ما بگیم هست چه بگیم نیست هم الان تو سازمان ملل اسمش هست!!!

peyman balini
2011-May-18, 19:56
محمد جان یه سوال ازت دارم.
به نظرت سازمان ملل سازمان ملله یا سازمان آمریکا؟

Curious
2011-May-18, 20:12
سازمان ملله بزرگوار! شوربختانه هرکسی در خلاف جهت منافع ما حرکت کنه، ما بلافاصله اون رو منتسب به آمریکا و اسراییل و دست های پشت پرده و استکبار جهانی و...می کنیم. چه بخوایم چه نخوایم اسراییل کشوری قدرتمند درمنطقه است وهرگز هم نابود نخواهد شد(مگرعذابی الهی نازل بشه که اگربخواد این عذاب نازل بشه اول در ایران نازل میشه!) پس بهتره روش های مسالمت آمیز رو انتخاب کنیم و بدونیم که اگربخوایم در خلاف جهت سایر کشورها حرکت کنیم و مواضع تند و غیرعاقلانه بگیریم، همواره یک کشور منزوی وطردشده باقی میمونیم.
باید بپذیریم که ایده آل ما یعنی نابودی اسراییل اتفاق نخواهد افتاد.
درضمن اسراییلیها وقوم یهود هم کاملا قومی متحد هستند.برای یهودی ها دین به معنای حفظ هویتشون هست.برای همین هم هست که شما نمی بینید که یهودی ها دست به تبلیغ دینشون بزنند.درحالیکه اسلام ومسیحیت دست به اینکارمی زنند.هرچی باشه یهودیا خیلی متحد تر ازمسلمون ها هستند که به انواع واقسام فرقه ها تقسیم شده و هرروز بیشتر دچار انحراف میشه و همواره افراط گرایی و جنگ های مذهبی و کشتار در بین فرقه های مختلفش وجود داره.

peyman balini
2011-May-18, 20:29
(مگرعذابی الهی نازل بشه که اگربخواد این عذاب نازل بشه اول در ایران نازل میشه!)
ما منتظر ناجی هستیم نه عذاب الهی روزی که اون بیاد اسلام دین اول جهان خواهد شد.