PDA

مشاهده نسخه کامل : روانشناسی شخصیت



MEMOLI
2007-Jul-08, 17:53
سنجش شخصيت با چند سئوال ساده!

به سوالات زير با دقت و صادقانه پاسخ بدهيد و در پايان تعبير پاسخ هايتان را مشاهده بفرمائيد

سوال ها:

1- دريا را با كدام يك از ويژگي هاي زير تشريح مي كنيد؟

آبي تيره، شفاف، سبز، گل‌آلود

۲- كدام يك از اشكال زير را دوست داريد؟

دايره، مربع يا مثلث

3- فرض كنيد در راهرويي راه مي رويد . دو در مي بينيد . يكي در 5 قدمي سمت چپ تان و ديگري در انتهاي راهرو . هر دو در باز هستند . كليدي روي زمين درست جلوي شما افتاده است. آيا آن را بر ميداريد ؟

4- رنگهاي روبرو را به ترتيب اولويتي كه برايتان دارند بگوييد . قرمز , آبي , سبز ,سياه و سفيد

۵- دوست داريد در كدام قسمت كوه باشيد؟

6- در ذهنتان اسب چه رنگي است ؟

قهوه‌اي، سياه يا سفيد

7- توفاني در راه است . كداميك را انتخاب مي كنيد: يك اسب يا يك خانه ؟

پاسخ ها:


1- آبي تيره : شخصيت پيچيده
سبز: آسان گير و بي‌خيال
شفاف: به سادگي قابل درك
گل‌آلود: آشفته و سردرگم

2- دايره : سعي مي كنيد طوري رفتار كنيد كه خوشايند همه باشد.
مربع: خودرأي و خود محور
مثلث: يك دنده و لجباز
(اندازه اشكال با خودخواهي و منيت شما ارتباط مستقيم دارد)


3- بله : شما آدم فرصت طلبي هستيد

نه: آدم فرصت‌طلبي نيستيد

4- اين سئوال , اوليتهاي شما در زندگي را مشخص مي كند



آبي: دوستان/ روابط
سبز: شغل و حرفه
قرمز: شهوت و دلبستگي
سياه: مرگ
سفيد: ازدواج


5- ميزان ارتفاعي كه انتخاب مي كنيد رابطه مستقيم با ميزان جاه طلبي شما دارد


6- قهوه ايي : فروتن و خاكي
سياه: غيرقابل پيش‌بيني، سركش، هيجان‌انگيز
سفيد: برتر، مغرور، تاثيرگذار

7- اين سئوال , اولويتهاي شما به هنگام مشكلات را تعيين مي كند.
اسب: همسر
خانه: فرزندان

M0bina
2007-Jul-09, 10:45
خيلي جالب بود براي منم خيلي جواباي جالبي اومد

مخصوصا سؤال 4

به نظرمن همش درسته

H A M E D
2007-Jul-09, 13:33
سلام
جالب بود!
خب اینا بر اساس یه سری اصول روانشناسی نوشته شده و حتما درست هم هست.

Vast_vision_office
2007-Jul-09, 14:18
سلام دوستان
من كه نگاه مي كنم نصفش درست هست و نصفش غلط به نظر من لازم نيست كه اين كارا رو انجام داد خب هر انساني مي دونه كه چه نقاط ضعف و قوتي داره

با تشكر
باي

معمار
2007-Jul-09, 17:07
همش درست بود (ولی قبول ندارم كه شغل و حرفه سبز باشه اخه من از كار خوشم میاد ولی از سبز متنفرم!)اخریشو باید بعدا دید درسته یا نه!!

MEMOLI
2007-Jul-27, 10:03
هویت چیست؟

تمام دستاورد‌های خوب زندگی تو از همین سئوال آغاز می‌شود. تو با این پرسش به دنیائی از خودآگاهی قدم می‌گذاری و آن‌گاه که در پی پاسخ بر می‌آئی، درخواهی یافت که در جهان آفرینش، در این مجموعه‌ء بی‌انتها که پر از زیبا‌ترین آفریده‌هائی است که یک دنیائی از شگفتی‌ها در درون دارند، کجا ایستاده‌ای، قبل از آن که بدانی کیستی، در می‌یابی که از کجا آمدی و ارتباط تو با خدای رحمان چگونه است و چه رشته‌ای تو را به او پیوند می‌دهدو در بزم دل انگیز هستی، از دست کدامین شاهد، جام برمی‌‌گیری .

به این ترتیب، درخواهی یافت که تو در میان هر آن چه از ازل آفریده شده است، از چه کرامتی برخورداری .
تو در آئینه‌ای افزایش، به روشنی تاج جواهری که بر فراز سرت می‌درخشد، فرشته‌ها را در پیش پایت به سجود و هستی را در برابر به رکوع می‌بینی، روح خدا در جان تو و امانت او در دست توست هر‌‌اندازه که کرامت و برتری خود را باور کنی و هر‌ اندازه که این اوج و رفعت، این شکوه و عظمت، در وجودت متجلی شود: هویت بی‌نظیر خود را بهتر و عالی‌تر شکل خواهی داد و به ارزش‌ها و ایده‌هائی سر‌ می‌سپاری که پیش، جایگاه تو را در عالم هستی به عنوان نمایندهٔ خدا و صاحب ماموریت او تثبیت می‌کنند. رفتار و کردار و پندار تو، همه و همه، تحت تاثیر باورهائی که از خود‌داری، شکل می‌گیرند و مجموعه‌ٔ باورهای توست که پایه و اساس خودشناسی و در نهایت، خداشناسی را تشکیل می‌دهند . وقتی بدانی چه موهبت‌هائی دراختیار داری که در تمام کائنات فقط و فقط این موهبت‌ها به تو هدیه شده‌است و در اولین روز تولد، همراه با هدیه‌ای بی‌نظیر به نام ”زندگی“ به تو تقدیم شده‌ است، درخواهی یافت که گنج وجودت را چگونه خرج کنی تا خدای رحمان که هنگام آفرینش تو، بر خود، آفرین گفت، همواره به وجود تو ببالد و بر آن چه آفرید افتخار کند.

هر کس به اندازه‌ای که خود را باور کرده و به‌خود ایمان آورده، ارزشمند است، گاه در فراز و نشیب‌‌های زندگی به شرایطی بر می‌خوریم که ایمان به‌خویش را از دست می‌دهیم و زنجیرهای از خودبیگانی و تعلق، بال پروازمان را می‌بندد و راکد و متوقف می‌شویم و این‌جا تنها عاملی که سبب می‌شود به‌خود رجوع کنیم و به‌خویشتن خویش دوباره ایمان بیاوریم تا گرفتار روزمرگی نشویم، ”خود آگاهی“ است که اشراف و بصیرت لحظه به لحظه نسبت به‌خود را می‌آفریند.

”خودآگاهی“ است که در هیاهوی زندگی، ما را به خود می‌خواند و آن‌چه را که هستیم و باید باشیم . یادآوری کرده و در گوش جان‌مان زمزمه می‌کند. خود آگاهی، مقدمه خودشناسی است زیرا خود آگاهی است که هر لحظه به تو می‌گوید. این جا، جای تو نیست : این کار، در شان تو نیست : این سخن، برازندهٔ تو نیست و....
آگاهی، نردبان صعود انسان به اوج قله‌‌های خودشناسی است . کسی که می‌داند که نمی داند، با آن کس که نمی‌داند، هرگز برابر نیست، چرا که آگاهی از نادانی، مقدمه‌ای بر دانائی است؛ همان‌طور که آگاهی از اسارت، لازمه ٔرسیدن به رهائی است.

آن‌چه برایت مقدس است، آن که به نامش سوگند می‌خوری، آنان که به وجودشان افتخار می کنی، آن ستاره‌های درخشانی که در آسمان زندگی‌ات نورافشانی می‌کنند، آن افتخارهائی که در کارنامه‌ٔ عمرت می‌درخشد، همه هویت تو را نشان می‌دهند. از نخستین روزی که پا به عرصهٔ هستی گذاشتی، هر اتفاقی که در زندگی‌ات افتاد، هر کس را که دیدی و روی تو تأثیر گذاشت، هر حرفی را که شنیدی و پیامی برای تو داشت، هر جا پا گذاشتی که تو را به فکر واداشت، هر رنجی که کشیدی و چشمت را بر حقیقت گشود و هر لذتی که بردی و روحت در آسمان عشق و سعادت اوج گرفت و افق‌های جدیدی در برابرت گشود همه و همه در ساختن هویت تو دخیل بوده‌اند. هویت هر انسان به عنوان شکل‌دهندهٔ شخصیت او، هم چون شناسنامه‌ای است که او را به دیگران معرفی می‌کند گر چه بسیاری از باورهائی که در عمق شخصیت ما ریشه دوانیده خارج از کنترل ما بوده و ناشی از فرهنگ و محیط تعلیم و تربیت روزهای کودکی ماست، اما ”تکنولوژی“ ثابت کرده است که هر کس می‌تواند به کمک اجراء یک‌سری تکنیک‌ها و القاء فرمان‌هائی به ضمیر ناخوداگاه خود، با عشق و احساس و تلاش و پشتکار، ریشهٔ باورهای غلط و ویران‌گر را در عمق وجودش بخشکاند و بذر باورهای جدیدی را در مزرعه اندیشه‌های خود بکارد.
هر کس می‌تواند خود را تغییر دهد و از پیله‌ای که یک عمر در آن زندگی کرده، پروانه‌وار بیرون آید و از اسارت باورهای منفی و فکرهای غلط آزاد و رها شود و به این ترتیب، مسیر زندگی و سرنوشت خود را عوض کند. در دنیای هر انسان خودآگاهی و خودشکوفا، نقاط عطفی وجود دارد: نقاطی که در آنجا مسیر خود را تغییر داده و برگذشته‌های ناکام و بی‌سرانجام خود، خط بطلان کشیده و پنجره‌های زندگی‌اش رابه روی نورهای طلائی خورشید و فرداهایی نوین، گشوده است .

aftab

MEMOLI
2007-Jul-27, 10:07
احساس خود ارزشمندی

نظریه پردازان شخصیت، همگی بر این عقیده اند که داشتن خود ارزشمندی نقش اساسی در رشد سالم شخص دارد و اظهار می دارند که زندگی سالم روانی تنها در سایه احساس ارزش خود مثبت شکل می گیرد.
خود ارزشمندی تجربه توانا بودن برای مقابله با مسائل اساسی زندگی و احساس شایستگی و خودباوری است. خود ارزشمندی از دو مقوله تشکیل یافته:

1) احساس کارآمدی شخص:
به معنای اعتماد به عملکردهای ذهنی و توانایی های خود برای فکر کردن، یاد گرفتن، قضاوت کردن، انتخاب کردن و تصمیم گرفتن و مهم تر از همه به معنای مقابله و غلبه بر مسائل و مشکلات متعدد و مختلف زندگی و کنترل خود است.

2) احترام به خود:
به معنای باور داشتن حق خود برای زندگی کردن و خوشحال بودن و فراتر از آن باور داشتن خود برای ابراز ایده ها، احساسات، خواسته ها، نیازها و سزاوار بودن برای رسیدن به هدف و موفقیت است و خود را شایسته محبت و احترام دیگران دانستن است.
اینکه گفته می شود احساس با ارزش بودن نیاز اساسی هر انسانی است بدین معناست که خود ارزشمندی نقش حیاتی در فرآیند زندگی ایفا می کند و در حقیقت برای بقا و زیستن ضروری است. به نظر راجرز تصویر خویشتن رشد یافته، انسان را به سوی سازگاری با جهان بیرون سوق می دهد.
خود ارزشمندی در واقع به منزله سیستم خودآگاهی ایمن عمل می کند و مقاومت، قدرت و توانایی لازم را برای بازسازی ایجاد می کند و بدون آن رشد روانی فرد مختل می شود و زمانی که احساس خود ارزشمندی پایین است:
- قدرت مقابله و میزان انعطاف پذیری شخص در برابر مشکلات و سختی ها کاهش می یابد.
- شخص دچار آشفتگی، اضطراب و پریشانی می شود.
- شخص خود را درمانده و شکست خورده می پندارد.
- شخص بیشتر می خواهد از غم و اندوه اجتناب کند تا بخواهد شادی و نشاط را تجربه کند.
- موارد منفی بیشتر از موارد مثبت بر فرد حکمرانی و تسلط دارد.
- پیشرفت آنها کمتر از حد واقعی شان است.
- قادر نیستند از موفقیت خود خوشحال شوند و رضایت درونی به دست آورند.
- نسبت به احساسات و افکار خود تردید و از ابراز آن ترس دارند.
- تمایل چندانی برای تعامل با دیگران ندارند و گاه آن را خصمانه تلقی می کنند.

بنا به نظر کوپراسمیت احساس خود ارزشمندی ارزشیابی و قضاوتی شخصی است از شایستگی خود که ویژگی عامل شخصیت است نه یک نگرش لحظه ای برای موقعیت های خاص. به نظر وی والدین مهم ترین عامل رشد احساس خود ارزشمندی سالم در کودکان و نوجوانان هستند.

والدین می بایست اصول ذیل را در رفتار با کودکان و نوجوانان جهت رشد خودارزشمندی رعایت کنند:
۱) فرزندان را با عشق و احترام بزرگ کنند و این احساس را در آنها ایجاد کنند که به اندازه کافی خوب و قابل قبول هستند.
۲) در محیطی حمایت کننده نقش های مناسب و قابل اجرا را به آنها محول کنند.
۳) از آنها متناسب با توانایی هایشان انتظار و توقع داشته باشند.
۴) آنها را دچار تناقض نسازند.
۵) برای کنترل آنها به رفتارهایی نظیر مسخره کردن، ایجاد احساس گناه، تحقیر کردن و سو»رفتار جسمی متوسل نشوند.
۶) از هر فرصتی استفاده کنند تا به آنها نشان دهند که به شایستگی و خوب بودنشان اعتقاد دارند.
۷) آنها را برای آشکار ساختن احساسات غیرقابل قبول مجازات نکنند.
۸) توانایی خویشتن داری را در آنها پرورش دهند.
۹) آنها را به اندازه ای حمایت و محافظت کنند که یادگیری و اعتماد به نفسشان خدشه دار نگردد.
۱۰) احساسات و افکار آنها را ارزشمند و با اهمیت تلقی کنند.

aftab

H A M E D
2007-Jul-28, 00:16
والدین می بایست اصول ذیل را در رفتار با کودکان و نوجوانان جهت رشد خودارزشمندی رعایت کنند:
۱) فرزندان را با عشق و احترام بزرگ کنند و این احساس را در آنها ایجاد کنند که به اندازه کافی خوب و قابل قبول هستند.
۲) در محیطی حمایت کننده نقش های مناسب و قابل اجرا را به آنها محول کنند.
۳) از آنها متناسب با توانایی هایشان انتظار و توقع داشته باشند.
۴) آنها را دچار تناقض نسازند.
۵) برای کنترل آنها به رفتارهایی نظیر مسخره کردن، ایجاد احساس گناه، تحقیر کردن و سو»رفتار جسمی متوسل نشوند.
۶) از هر فرصتی استفاده کنند تا به آنها نشان دهند که به شایستگی و خوب بودنشان اعتقاد دارند.
۷) آنها را برای آشکار ساختن احساسات غیرقابل قبول مجازات نکنند.
۸) توانایی خویشتن داری را در آنها پرورش دهند.
۹) آنها را به اندازه ای حمایت و محافظت کنند که یادگیری و اعتماد به نفسشان خدشه دار نگردد.
۱۰) احساسات و افکار آنها را ارزشمند و با اهمیت تلقی کنند.


سلام
مقاله ی جالبی بود
فقط با دیدن این قسمتش یاد خیلی از جاها و فرهنگها تو ایران افتادم که متاسفانه توی تربیت بچه اصلا به این مسائل توجه نمی کنن و بچه هم سرانجام مثل همونا می شه.

H A M E D
2007-Jul-28, 00:16
این مقاله سراسر انرژی بود گویی که تمام روح و روان آدم رو می شستو جلا می داد!
حتما بخونین

MEMOLI
2007-Aug-01, 12:48
شخصيت انسان ها را مي توان با معيارهاي گوناگوني به دسته هاي مختلف تقسيم بندي کرد. در اينجا شخصيت انسان ها نخست با نحوه ارتباطشان با ديگران به دو دسته درونگرا و برونگرا تقسيم بندي شده است.

متوجه باشيد که هر دوي اين دو نوع شخصيت کاملا طبيعي و نرمال مي باشد. برونگرايان به سوي جهان عيني متمايل بوده و درونگرايان به سوي جهان ذهني و غير عيني.

شما با آگاهي يافتن از خصوصيات شخصيتي هر دو گروه قادر خواهيد بود با شناسايي آنها رابطه ي بهتري با آنها برقرار سازيد:

ويژگي هاي شخصيتي برونگراها

1 ) علاقه مند به وقايع پيرامون خود.

2 ) رو راست و معمولا پرحرف.

3 ) عقيده ي خود را با عقايد ديگران مقايسه مي کند.

4 ) اهل عمل و پيشقدمي در کارها.

5 ) به سهولت دوستان جديدي يافته و يا با يک گروه خود را وفق مي دهد.

6 ) افکار خود را بيان مي کند.

7 ) علاقه مند به افراد جديد.

8 ) بزرگترين وحشت وي آن است که نکند پس از يک فاجعه هولناک آخرين بازمانده بشر روي زمين باشد (ترس از قطع ارتباط با دنياي خارج و مردم.) تنهايي براي وي بسيار آزار دهنده مي باشد.

9 ) از تعامل و ارتباط برقرار کردن با ديگران انرژي مي گيرند.

10 ) خوش مشرب بوده اما زياد احساساتي نيستند.

11 ) ريسک پذيرند، سريع تصميم مي گيرند، اجتماعي هستند، درک آنها آسان است، شخصيت آنها در خلوت و حضور ديگران يکسان است و معاشرتي هستند.

12 ) پس از آنکه حرف خود را زدند به گفته ي خود مي انديشند. علاقه مند به کار گروهي هستند. نقل هر مجلس مي باشند. موسيقي با صداي بلند و فعاليت هاي هيجان انگيز را بيشتر دوست دارند.

13 ) رنگ هاي روشن را بيشتر دوست دارند. بيشتر از اعمال ديگران خشمگين مي گردند تا اعمال خودشان. اطلاعات شخصي خود را به سادگي با ديگران قسمت مي کنند. رويکرد سريع الوصول را بيشتر ترجيح مي دهند. تنها از روي تجارب زندگي خود درس مي گيرند و نه عبرت گرفتن از ديگران.

14 ) 57 الي 60 درصد از جمعيت زمين را تشکيل مي دهند.

البته خصوصيات فوق هيچ ارتباطي با اعتمادبه نفس داشتن فرد برونگرا ندارد، يک برونگرا ممکن است اعتمادبه نفس پاييني داشته باشد.



ويژگي هاي شخصيتي درونگرا

1 ) علاقه مند به احساسات و افکار خودشان. نياز به داشتن قلمرو شخصي. کم حرف، ساکت و متفکر.

2 ) دوستان زيادي ندارد. در ارتباط برقرار کردن با افراد جديد مشکل دارد. علاقه مند به سکوت و تمرکز. از ديد و بازديد هاي غير منتظره و ناگهاني بيزار است.

3 ) کارايي وي در تنهايي بيشتر است. بزرگترين وحشت وي آن است که در يک جمع شلوغ قرار گيرد. ترس از آنکه فرديت خود را از دست بدهد. از فعاليت هاي انفرادي انرژي مي گيرد.
65 درصد نوابغ را درونگرايان تشکيل مي دهند.

4 ) در بين انبوه مردم بودن آنها را خسته مي کند. معمولا کمرو هستند. درکشان مشکل است. اهل ايده و عقايد نو مي باشند.

5 ) شخصيتي متمايز در خلوت خود و در حضور ديگران دارند. مشتاق و احساساتي مي باشند. معمولا احساساتشان را بيان نمي کنند. در جمع ناآشنا ساکت اما در جمع دوستان خود راحت مي باشند. تمرکزشان قوي است. براي تصميم گيري به زمان نياز دارند. پيش از حرف زدن مي انديشند.

6 ) از در ميان گذاشتن اطلاعات شخصي خود با ديگران ممانعت مي کند. مايل به رويکرد آهسته اما دقيق مي باشد. با مشاهده درس مي آموزد (عبرت از ديگران) و پس از آموختن روش زندگي، زندگي خود را آغاز مي کند.

7 ) 25 الي 40 درصد از جمعيت را تشکيل مي دهند.

اين خصوصيات هيچ ارتباطي با کمرويي درونگرايان ندارد، ممکن است آنها خيلي هم با اعتمادبه نفس باشند. . از قوانين بيزار و خواهان آزادي است.

tebyan

H A M E D
2007-Aug-01, 13:16
سلام
تشکر
با این توضیحات من آدمی برون گرا هستم و همه ی گزینه ها بخصوص اینیکی بهم می خوره

نقل هر مجلس مي باشند. http://qsmile.com/qsimages/38.gif

اما یکی از گزینه های درون گرایی هم بهم می خوره و گاهی تمایل به اون سمت دارم.


) علاقه مند به احساسات و افکار خودشان. نياز به داشتن قلمرو شخصي. کم حرف، ساکت و متفکر.

N I M A
2007-Aug-01, 13:28
منم طبق معيارهايي كه گذاشتين 60% درونگرام و 30% يرونگرا !!!
(يه سري خصوصيات دارم كه اصلا قابل توجيه نيست حتي براي خودم!!!

A.L.I.
2007-Aug-01, 13:37
من درونگرا هستم ولی تمایل به برونگرایی دارم

MEMOLI
2007-Aug-03, 10:42
هيچ وقت به پستوي ذهن خود سفر كرده‌ايد، قطعا سفر پر‌پيچ و خمي است؛ اگر پيچيدگي‌هاي آن را دريابيم.

چرا كه تجربيات گوناگون ما در اين پستو، طبقه‌بندي و نگهداري مي‌شوند و در واقع هر كلام، روايت و ماجرايي، پرونده‌اي از آنها را به بازخواني فرا‌مي‌خواند.

اين بازخواني‌ها كه به تصويرسازي‌هاي متفاوتي از واقعيت مي‌انجامد. اما همه اين تصويرها در پسپتوي ذهن، سخت ذخيره ‌مي‌شوند و "ناخودآگاه" را شكل‌مي‌دهند كه احساس‌ها و تجربيات دوران كودكي در عميق‌ترين لايه‌هاي آن قرار‌مي‌گيرند.

كارل گوستاو يونگ، معتقد است آنچه سرشت آدمي را تشكيل‌مي‌دهد و بيشتر الگوهاي رفتاري انسان را تنظيم مي‌كند، ريشه در ناخودآگاه انسان دارد.

فلسفه ناخودآگاه philosophy of unconscious، در نيمه دوم قرن نوزدهم به عنوان يك اصل مهم در روانكاوي براي درمان بيماران مورد توجه قرار‌گرفت.

دو بخش جداگانه ذهن
دكتر محمد صنعتي در كتاب "تحليل‌هاي روانشناختي در هنر و ادبيات" ، اشاره به دو بخش ذهن دارد: آنچه را "فرويد" و "بروئر" در‌كار با بيماران هيستريك يافتند، انگار دو ذهن، يا دو بخش جداگانه در يك ذهن بود كه پيام‌هاي متفاوت يا متناقض، حتي گاه متضاد داشتند.

فرد، به يكي از آنها آگاه بود، پس "خودآگاه" نام گرفت كه همان "آگاهي" سنت فلسفه بود كه از زمان دكارت به عنوان واقعيتي بديهي و چالش‌ناپذير پذيرفته‌شده بود؛ ديگري بخشي از ذهن بود كه فرد – يعني مالك و دارنده آن- از محتواي آن خبر‌نداشت.

انباري پنهان از يادهاي فراموش شده و "واپس‌زده" كه به ياد نمي‌آمدند، پس آن را "ناخودآگاه" نام دادند كه دنياي ديگري بود، غريبِِ! آنچنان بيگانه كه انگار به فرد ديگري تعلق داشت.

بنابراين، مي‌توان گفت كه حداقل بخشي از گفتار و رفتار افراد مي‌تواند تظاهر و فريب باشد كه به نوعي انعكاس همان بخش ناخودآگاه ذهن آنهاست؛ گويي نقابي بر چهره دارند كه خود نيز از كم و كيف آن بي‌اطلاع‌اند.

فرويد نيز معتقد بود كه در پس واژه‌ها و بيان احساس‌ها بايد به دنبال نيت و انگيزه‌هاي پنهان و احساس واپس‌ زده دوران كودكي گشت. در واقع، روانشناس يا به طور دقيق‌تر روانكاو، براي حل مشكل بيمارش بايد بتواند نقاب او را بردارد.

توهم‌، نوع ديگري از واقع‌گريزي
وي از زاويه ديگري نيز به انگيزه انسان براي پنهان‌سازي واقعيت‌ها و به عبارتي "واقع‌گريزي"، مي‌پردازد: بشر با توهم سرمي‌كند، زيرا توهم، فلاكت زيستن را تحمل‌پذير مي‌كند.

اما اگر ماهيت توهم را دريابد و به عبارت ديگر از حالت خواب‌گونه اش رها شود،‌حواس خود را بازمي‌يابد و واقعيت را چنان دگرگون مي‌كند كه نيازي به توهم نداشته‌باشد.

"آگاهي كاذب" يا تصوير تحريف‌شده واقعيت، انسان را ناتوان مي‌كند. حال آنكه رويايي با واقعيت و داشتن تصويري شايسته از آن، به انسان توانايي مي‌بخشد.

بنابراين در روش درماني فرويد، آگاهي نسبت به واقعيت‌ها، بويژه واقعيت‌هاي پنهان، عامل اصلي و گام اول به شمار‌مي‌آيد.

پس از اين مرحله است كه فرد امكان درك خود و ديگران را داشته و تلاش مي‌كند آگاهانه تغييرات لازم و مناسب را در خود و رفتارش ايجاد كند.

كارل گوستاو يونگ نيز در اين زمينه مي‌گويد: انسان دوست دارد خود را حاكم روان خويش بداند. اما مادام كه از تسلط بر خلقيات و هيجانات خود عاجز باشد يا نتواند بر شيوه‌هاي گوناگون رخنه‌يابي عناصر ناخودآگاه در نقشه‌ها و تصميماتش معرفت و وقوف يابد، قطعا مالك و صاحب‌اختيار نفس خود نيست.

چگونه مي‌توانيم احساسات واقعي خود را از ميان لايه‌هاي عميق ناخودآگاه ذهن تشخيص دهيم؟
شما وقتي جوان هستيد به دليل اينكه حساسيت بيشتري نسبت به برخوردهاي تاييدگرايانه يا تكذيبي ديگران داريد، در عمل مي‌آموزيد احساساتي را كه توسط ديگران تاييد نمي‌شوند را بشناسيد. اگر افرادي كه با شما ارتباط دارند نتوانند حمايت خوبي از گفتار و رفتارتان داشته‌باشند، شما ممكن است در درك و فهم دنياي دروني خود دچار آشفتگي و سردرگمي شويد.

يكي از وظايف اصلي هر روان‌درمانگري اين است كه به بيمارانش آموزش دهد چگونه گوش‌دادن به درون خود را آغاز‌كنند و به آنچه احساس مي‌كنند و مي‌خواهند واقف شوند.

به اين ترتيب،بيماران به طور فزايندهاي با خودشان برخورد صميمي و واقعي خواهند داشت. اگرچه در اين مسير، آنها بيشتر در فشار و محاصره مسايل مختلف قرار مي‌گيرند تا اينكه بتوانند خود را به واقعيت‌ها بيشتر نزديك‌كنند.

"گان بورگ پالم" روان‌درمانگر، معتقد است كه اگر به متخصص درمانگري دسترسي نداريد، شما مي‌توانيد احساسات واقعي خود را در مواردي كه پيش مي آيد،با روش زير شناسايي كنيد:

زماني كه احساس بد جسمي داريد، به خودتان فرصت دهيد كه بهتر مشكل اصلي‌تان را بشناسيد.

در يك اتاق آرام و ساكت، دراز بكشيد و چشم‌هايتان را ببنديد.

در اين زمان ممكن است بيشترين احساس ناخوشايندي را داشته‌باشيد. اين احساس ناخوشايندي شايد تقريبا غيرقابل تحمل باشد اما تلاش كنيد بر احساسات واقعي‌تان، بدون كينه و بغض، متمركز شويد. به اين ترتيب به تدريج بيشتر و بيشتر نسبت احساسات و عواطف واقعي‌تان آگاه مي‌شويد.

نگراني زياد، نفرت، شرم، عصبيت، ترس، وحشت، رنجش و غم همه نمودهايي از احساسات سركوب‌شده‌اي هستند كه به نوعي بر واقعيت و علل بروز آنها سرپوش گذاشته شده است.

احساس ناخوشايندي، به اين دليل خطرناك است كه در واقع ، سركوب مي‌شود؛ نه، به اين دليل كه به ماهيت و علل بروز آن، آگاه مي‌شويد.

اجازه دهيد احساس ناخوشايندي بارز شود و ضمن تماس قوي با آن، اين احساسات را با ايجاد صداها و حركت‌هايي متعادل و قابل قبول بيان كنيد.

احساس ناخوشايندي احتمالا حداقل براي مدت يك ربع ساعت، ازبين خواهد‌رفت. به اين ترتيب، شما ياد‌گرفته‌ايد كه چگونه حل مشكلات خود را شروع كنيد.

iranianuk

MEMOLI
2007-Aug-03, 13:06
علاقمندي به داشتن ظاهري آراسته و متناسب بسيار مهم است و در مقابل يكي از رايج ترين مشكلاتي كه در اثر "دوست نداشتن ظاهر" به آن دچار ميشويم، كاهش اعتماد به نفس است كه در تمام جنبه هاي زندگي تاثير گذار بوده و گاهي به جايي ميرسد كه شخص ديگر تنها نگران ظاهر خود نيست، بلكه تصور ميكند اصولا همه چيز درباره او بد و هر كاري كه ميكند اشتباه است.

نكته مهمي كه همه ما بايد به آن توجه كنيم اين است كه داشتن روح و روان سلامت و زيبا، بسيار مهمتر از چند كيلو كمبود يا اضافه وزن يا داشتن بيني قلمي است.

اهميت داشتن بدني سالم و مطلوب بر كسي پوشيده نيست، اما هستند كساني كه علي رغم داشتن ظاهري زيبا، از نداشتن اعتماد به نفس رنج ميبرند و به دلايل واهي خود را به تيغ جراحان زيبايي ميسپارند، رژيمهاي سخت و مضر غذايي ميگيرند، خود را نادان و بي دست و پا انگاشته و به آنچه توجه نميكنند، روح و روان رنج ديده شان است. اين افراد در هر شكلي كه باشند از ظاهر خود ناراضي هستند و هيچ دليل و منطقي بر اين احساس آنان چيره نميشود، "مگر اينكه خود بخواهند".

آنچه در ادامه ميخوانيد، مطلب مفيدي درباره شناخت خويشتن و سعي در به دست آوردن تصوير ذهني مطلوب از خود است و اميدواريم كه مطالعه آن بتواند در يافتن خود واقعي شما، راه گشا باشد.

تصوير شخصي يا خويشتن شناسي چيست؟
تصوير شخصي يا Self-Image تصوير، تصور و آگاهي ذهني و دروني هر شخص از خودش است. عزت نفس يا Self-Esteem، زماني است كه اين تصوير و درك از خود به شكلي باشد كه از آن احساس رضايت كنيم. (به نقل از فرهنگ لغت Random House)

تصوير شخصي، درك و برداشت شما از خودتان است و شامل تعدادي از تاثرات و احساساتي است كه در طول زمان به وجود آمده اند، اميدها و آرزوهاي شما چه هستند؟ تفكرات و احساسات شما كدامند؟ شما درطي زندگي خود چه كرده ايد و چه خواهيد كرد؟

اين تصويرهاي شخصي ميتوانند بسيار مثبت باشند و شخص را در اعمال و افكارش سرشار از اعتماد به نفس نمايند، يا منفي باشند و شخص را نسبت به قابليتها و نظريات خود دچار ترديد كنند.

جالب است كه ديدگاه شما از خودتان ميتواند به شكل غير مترقبه اي با ديدگاه جهان نسبت به شما متفاوت باشد. بعضي افراد كه از بيرون به نظر كامل ميرسند (داراي دانش و آگاهي، ظاهر زيبا و موفقيت مالي و معنوي)، ميتوانند تصوير شخصي بسيار بدي از خود داشته باشند و بالعكس، افرادي وجود دارند كه علي رغم زندگي سخت و پر مشقت از تصوير شخصي بسيار مثبتي برخوردارند.

عده اي عقيده دارند كه تصويري كه هر كس از خود دارد، با وقايعي كه او را تحت تاثير قرار داده شكل ميگيرد (مانند موفق بودن يا نبودن در مدرسه، كار يا روابط اجتماعي)، عده ديگر اعتقاد دارند كه تصوير شخصي هر كس از خودش، ميتواند به او كمك كند تا اين وقايع را به شكلي كه ميخواهد درآورد.

به نظر ميرسد كه در هر دو شيوه تفكر، حقايقي وجود دارد، به اين ترتيب كه شكست در يك موضوع ميتواند منجر به داشتن احساسي بد نسبت به خويشتن شود و از طرف ديگر، داشتن احساسي خوب نسبت به خود، ميتواند به بهتر انجام دادن يك كار كمك كند.

اما در هر حال نميتوان منكر اين واقعيت شد كه برداشت شخصي هر كس از خويشتن خود، تاثير قدرتمندي بر سعادت او دارد و چشم انداز او به زندگي ميتواند اطرافيان وي را تحت تاثير قرار دهد. اگر شما يك تصوير شخصي مثبت از خود را به نمايش بگذاريد، احتمال اينكه ديگران شما را يك فرد مثبت و توانا ببينند بسيار بيشتر است.

البته مهم اين است كه تصوير شخصي شما از خودتان در عين مثبت بودن، واقعگرايانه هم باشد. داشتن تصويري غير واقعي-چه مثبت و چه منفي- ميتواند عاملي بازدارنده باشد. بعضي اوقات داشتن كمي حس منفي يا منتقدانه نسبت به خودمان ميتواند به عاملي تشويق كننده براي تغيير، فعاليت، رشد و موفقيت باشد. گاهي اوقات هم، داشتن حس مثبت بيش از حد ميتواند به خود بزرگ بيني، كم اعتنايي به آموختن و گستاخي منجر شود. يافتن تعادل بين داشتن حس مثبت و واقع بيني، يكي از مهمترين عوامل در يافتن ديدگاهي صحيح نسبت به خود است.


تصوير شخصي خود را معنا كنيد : نداي دروني شما چه ميگويد؟
جالب است كه ما ميتوانيم به سادگي و به دفعات خود را مورد قضاوت قرار دهيم. آيا تا كنون از خود پرسيده ايد "اين چه كاري بود كردم؟" يا پس از انجام كاري با خودتان فكر كرده ايد "عجب كار احمقانه اي"؟

اين همان نداي دروني شما است كه به قضاوت پرداخته است. در بعضي افراد اين نداي دروني ميتواند بيش از حد ايرادگير و خشن باشد و به عزت نفسي آسيب ديده منجر شود. در عده ديگر، اين ندا به قدري ضعيف شده است كه آنها ديگر تشخيص نميدهند كه چه زماني در حق ديگران بدي كرده و با آنان بي عاطفه بوده اند.


اولين قدم در راه تغيير تصوير شخصي و عزت نفس، گوش سپردن به نداي دروني است. آگاه شدن به حضور يا عدم حضور قاضي دروني، ميتواند به شما كمك كند تا تصوير فعلي خود را ببينيد و تصميم بگيريد كه آيا اين تصوير نيازي به تغيير يافتن دارد يا خير.

يكي از روشهايي كه براي درك تصوير شخصي فعلي شما مفيد است، تصور يك موقعيت و عكس العملي است كه خودتان در چنين موقعيتي نشان ميدهيد. براي مثال، شما يك صبح زيبا را ميتوانيد به دو شكل آغاز كنيد، با جمله اي سرزنش آميز نسبت به خودتان مانند "اينقدر تنبل نباش، حركت كن ژوليده بي خاصيت" ، يا با اين فكر كه "من براي بيرون رفتن و انجام كارهاي مختلف بيتابم"، شما در هر مورد نوعي نداي دروني را به كار گرفته ايد و چه بهتر كه از نوع مثبت آن بهره مند شويد.

گاهي اوقات شخص يك قضاوت دروني را ايجاد ميكند تا خود را از موقعيتهاي احتمالي خجالت آور يا نا خوشايند نجات دهد. براي مثال اگر شما به خودتان بگوييد كه قادر به انجام يك كار به خصوص نيستيد يا خود را متقاعد كنيد كه ديگران شما را دوست ندارند، روشي براي طفره رفتن از اشتباه يا عدم پذيرش احتمالي خود ايجاد كرده ايد. افراد معمولا با منتقد درون خود راحت تر كنار مي آيند و حتا اگر اين انتقاد نادرست بوده و به كاهش اعتماد به نفس منجر شود، باز به اين كار ادامه ميدهند.

بايد بدانيم كه محافظت از خودمان بدون ايجاد محدوديت هم امكان پذير است. براي مثال، شما ميتوانيد براي نظر ديگران درباره خودتان، ارزش كمتري قايل شويد (از من خوششان نمي آيد، حالا مگر چه شده؟) يا اينكه جنبه هاي مثبت كار ناموفق خود را در نظر بگيريم (حداقل از انجام دادنش نترسيدم)، يا اينكه ميتوانيد نداي دروني خود را در مواقعي كه مشغول اغراق درباره ويژگيهاي منفي شما است خاموش كرده و يا آنرا اصلاح كنيد. مهم اين است كه هنگام قضاوت خود، به بخش واقع گرايانه آن اهميت بيشتري بدهيد تا بتوانيد هر نوع انتقاد نامعقول را تعديل نماييد.

iranianuk

MEMOLI
2007-Aug-09, 16:39
زنان و مردان ماجراجو، تن به خطراتی می دهند كه سایرین از انجامش ابا دارند، آنها برخلاف اغلب ما ، نگران و وحشت زده نمی شوند، آنها در لبه ها زندگی می كنند، با محدودیت ها می ستیزند و جان خود را به مخاطره می اندازند. برای آنها تن به خطر دادن ، معادل پاداش است. آنها می گویند اگر خطری نباشد سودی هم در كار نیست.
اكثر آنها تحت تأثیر عقاید دیگران و هنجارهای اجتماعی قرار نمی گیرند و به ارزشهای خود معتقدند. آنها به راحتی به فعالیتهای پر خطر تن می دهند و می گویند زندگی باید مخاطره آمیز باشد. در زندگی استقلال دارند. آنقدرها نگران دیگران نیستند و معتقدند هر كس در قبال خود مسئول است. همچنین آنها از هنر متقاعد كردن برخوردارند و به راحتی دیگران را تحت تأثیر قرار داده و دوستی آنها را برای خود می خرند. به سیاحت و سیر و سفر علاقه بسیار دارند. پرجنب و جوش و شرورند. در كودكی و نوجوانی به شرارت تن می دهند و برای دیگران مسئله ساز می شوند. در برابر هر كس كه بخواهد از آنها سوء استفاده كند می ایستند جسور و شجاعند. یكی از ویژگی های مهم آنها در حال زندگی كردن است. آنها به خاطر حوادث و رویدادهای گذشته تأسف نمی خورند، برای آنها زندگی چیزی است كه باید آن را در لحظه اكنون پیدا كرد.
● همسر مناسب شخصیت ماجراجو
ماجواجوها اكثراً طالب همسران كم توقعی هستند كه از خود زیاد مایه بگذارند. اشخاص آمیخته به شخصیت های نمایشی، از خود گذشته و وظیفه شناس ، برای همسری ماجواجوها مناسب هستند.

number one
2007-Aug-10, 17:55
فرض کنید ظرفی پر از انواع میوه های مختلف جلوی شماست میوه مورد علاقه تان را بردارید ولی دقت کنید! ممکن است با انتخاب این میوه اسرار و رموز شخصیت شما به سرعت فاش شود در حقیقت این تست روانشناسی به سادگی نشان می دهد که شخصیت افراد مختلف نسبت به انتخاب میوه مورد علاقه شان چگونه است.

number one
2007-Aug-10, 17:56
سیب

اگر سیب میوه مورد علاقه شماست فردی افراطی هستید که از روی انگیزه آنی و بدون فکر قبلی کاری را انجام می دهنید رک گو هستید و از مسافرت لذت می برید می توانید خیلی خوب رهبری یک گروه را به عهده بگیرید و کارها را پیش ببرید اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید که این انگیزه شما از نظر اطرافیان بی همتاست

number one
2007-Aug-10, 17:57
پرتقال

فردی صبور و پر طاقت هستید که اراده تان بسیار قوی است دوست دارید کارها را به اهستگی ولی بطور جدی انجام دهید خجالتی هستید و نزد اطرافیانتان قابل اعتمادید شریک زندگی خود را با دقت و تمام احساس قلبیتان انتخاب می نمایید و از هر گونه مشاجره و ناسازگاری اجتناب می کنید.

number one
2007-Aug-10, 17:57
هلو

رفتار دوستانه ای دارید رک گو و پر حرف هستید که به جذابیت شما می افزاید رفتار ناشایست دیگران را خیلی سریع می بخشید و فراموش می کنید برای رفاقت ارزش زیادی قائلید و رگه هایی از استقلال طلبی و بلند پروازی در شخصیت شما دیده می شود که باعث شده شخصی زرنگ و فعال جلوه کنید کمال طلب احساساتی صادق و با وفا هستید. بر هر حال دوست ندارید همه امیال خود را در مقابل دیگران نشان دهید.

number one
2007-Aug-10, 17:58
گلابی

اگر تمام توجه تان را به کاری معطوف کنید می توانید آن را با موفقیت انجام دهید گاهی در انجام کارهایتان بی ثبات و متعییر هستید و مایلید که از نتایج سعی و تلاش خود خیلی سریع مطلع شوید از شرکت در بحث های خوب و مفید لذت می برید بی طاقت هستید و زود هیجان زده می شوید با توجه به اینکه به سرعت دوستی های خود را بر هم می زنید نگهداری رفقا برای شما چندان ساده به نظر نمی رسد.

number one
2007-Aug-10, 17:59
گیلاس

اگر گیلاس میوه مورد علاقه شماست زندگی همیشه برایتان شیرین نیست و اغلب با فراز و نشیب های زندگی مواجه می شوید بجای داشتن در آمدی جزئی به شیوه ای برای دریافت مقداری زیادی پول فکر می کنید ذهعن خلاقی دارید و به دنبال فعالیت های خلاقانه هستید یک شریک زندگی صادق و با وفا محسوب می شوید و لی ابراز احساسات برایتان کار ساده ای نسیت خانه شما در حکم پناهگاهتان است و از هیچ چیزی به اندازه اینکه در کنار فامیل های نزدیک و افراد مورد علاقه تان باشید لذت نمی برید

number one
2007-Aug-10, 17:59
موز
فردی با محبت ملایم خونگرم و دلسوز هستید اغلب اوقات از کمبود اعتماد به نفس رنج می برید و کمی احساس ترس در شما دیده می شود برخی مواقع مردم از اخلاق خوب شما سو استفاده می کند شریک زندگی خود را تحت هر شرایطی که از نظر روحی و جسمی داشته باشید می پرستید و ارتباطات شما با دیگران در وضعیت متعادلی قرار دارد.

number one
2007-Aug-10, 18:00
نارگیل

جدی متفکر و اندیشمند هستید اگر چه از روابط اجتماعی تان لذت می برید ولی در انتخاب شریک زندگی بسیار سخت گیر هستید در کارهایتان سر سختی و سماجت دارید ولی لزوما بی پروا نیستید زیرکی تیزهوشی و گوش به زنگ بودن از دیگر خصوصیات شخصیتی شماست باید مطمئن شوید که در هر زمینه ای و به ویژه از لحاظ شغلی در راس امور قرار دارید شریک زندگی شما باید فرد باهوشی باشد احساسات در زندگی برای شما مهم است ولی به طور حتم برایتان همه چیز نیست!

number one
2007-Aug-10, 18:01
انگور سیاه
به طور کلی فردی مودبی هستید به سرعت عصبانی می شوید ولی خیلی سریع به حال اولیه باز می گردید از زیبایی در هر نوع ان لذت می برید فرد محبوبی هستید شما سرشت خونگرم و سخاوتمند دارید. میل زیادی برای زندگی در شما موج می زند و از انجام هر کاری که می کنید لذت می برید شریک زندگی تان باید در هیجانات شما سهیم شود و از پیشنهاداتتان لذت ببرید.

MEMOLI
2007-Aug-11, 11:42
این اشخاص خود را ضعیف ، تهی و حقیر می پندارند و اعتماد به نفسشان بسیار پایین است. خود را صاحب رأی نمی دانند. برای كسب محبت و حمایت دیگران به اقدام های افراطی دست می زنند. این گونه افراد چون از قطع حمایت یا تأیید می ترسند، اغلب در ابراز مخالفت با سایر افراد، به ویژه كسانی كه به آنها وابسته هستند، مشكل دارند.dsmiv ملاك های تشخیصی شخصیت وابسته را اینگونه توصیف می كند:
۱- نیاز فراگیر و مفرط به حمایت شدن كه به رفتار سلطه پذیری، وابستگی و ترس از جدایی منجر می شود.
۲- بدون راهنمایی و اطمینان بخشی مفرط دیگران در تصمیم گیری های روزمره دچار مشكل می شود.
۳- نیاز دارد كه دیگران مسئولیت بیشتری در زمینه های مهم زندگی او بپذیرند.
۴- برای كسب محبت و حمایت دیگران افراط می كند، تا جایی كه داوطلبِ انجام كارهایی می شود كه ناخوشایند هستند.
۵- در مواقع تنهایی به دلیل ترس زیاد از ناتوانی برای مراقبت از خود احساس ناراحتی یا درماندگی می كند.
۶ - در زمانی كه یك رابطه صمیمانه قطع می شود مصرانه برای ایجاد رابطه دیگران به عنوان منبع مراقبت و حمایت به جستجو می پردازد.
برای كنار آمدن با وابسته ها، به جای تصمیم گیری برای آنها، به آنها كمك كنید تا برای خود تصمیم بگیرند. صمیمانه از آنها بخواهید كه برای راضی كردن دیگران، صداقت بیش از اندازه به خرج ندهند . به خاطر داشته باشید كه بهره برداری نكردن از اشخاص منفعل دشوار است و آنها را تشویق كنید كه به روان درمانگر مراجعه كنند.

MEMOLI
2007-Aug-11, 11:43
▪ زیرا که هر صبح، چشم‌هایم را به امید تحقق بخشیدن به آرزوهائی دست‌یافتنی و خلق روزی دلنشین می‌گشایم.
▪ زیرا که شهامت روبه‌رو شدن با مشکل‌ها را یافته‌ام و آنها را جزئی از شیرینی زندگی می‌دانم.
- زیرا که زندگی را نه در کنکاش پیرامون سختی‌ها، بلکه در لبخند شیرین کودکان فارغ از تلخ‌کامی‌ها یافته‌ام.
▪ زیرا که توانائی محبت کردن، بخشیدن، مثبت اندیشیدن، شاد زیستن و از همه مهمتر، عشق ورزیدن را دارم.
▪ زیرا که احساس می‌کنم به حقیقت هستی که همانا سیراب شدن از عشق الهی است، پی برده ‌ام.
▪ زیرا که یقین دارم در میهمانی خداوند، جائی برای دلتنگی، افسردگی، کینه، دشمنی، قهر، اضطراب و دلهره وجود ندارد.
▪ زیرا که احساس می‌کنم هر لحظه عطر مشام‌انگیز سعادت و خوشبختی، تمام وجودم را نوازش می‌کند.
▪ زیرا که مهرورزی را کلید طلائی جلب محبت دیگران و برقراری ارتباطی مؤثر یافته‌ام.
▪ زیرا که آموخته‌ام چگونه بر آنچه رغبتی ندارم، چشم بربندم و چگونه برای آنچه میل دارم، آغوش بگشایم.
▪ زیرا که تلاش می‌کنم در آسمان آبی، جز پرواز پرندگان سبک‌بال و درخشش خورشید سخاوتمند را جستجو نکنم.
▪ زیرا که خود را قادر یافته‌ام شرایط را آنگونه که خود می‌خواهم، تفسیر و تعبیر کنم، نه آنگونه که دیگران سعی دارند بر من تحمیل کنند.
▪ زیرا که عادت کرده‌ام قلک موفقیت خود را هر روز از سکه‌های طلائی شادکامی و پیروزی، پر کنم.
▪ زیرا که هر شب با آرامش و سکون و داشتن رؤیاهائی بزرگ، سر به بالین می‌گذارم.
▪ زیرا که هر لحظه از زندگی را سرمایه‌ای گرانبهاء یافته‌ام که فرصتی است برای شادمانه زیستن و ره سپردن در مسیر نورانی پیوستن به معبود.
▪ زیرا که دریچهٔ قلب خود را به روی عشقی بیکران و الهی گشوده‌ام تا عشقی بی‌پروا در ذره ذرهٔ وجودم، جاری شود.
▪ زیرا که آموخته‌ام چگونه هر بامداد، باغچهٔ کوچک انباشته از گل‌های رنگارنگ وجودم را با اشک شوق آبیاری کنم.
▪ زیرا که آغوش گشودهٔ خداوند را نه در دوردست‌ها بلکه نزدیکتر از خود به خود، لمس می‌کنم.
▪ زیرا که آموخته‌ام چگونه بر آنچه رغبتی ندارم، چشم بربندم و چگونه برای آنچه میل دارم، آغوش بگشایم.
▪ زیرا که تلاش می‌کنم در آسمان آبی، جز پرواز پرندگان سبک‌بال و درخشش خورشید سخاوتمند را جستجو نکنم.
▪ زیرا که خود را قادر یافته‌ام شرایط را آنگونه که خود می‌خواهم، تفسیر و تعبیر کنم، نه آنگونه که دیگران سعی دارند بر من تحمیل کنند.
▪ زیرا که عادت کرده‌ام قلک موفقیت خود را هر روز از سکه‌های طلائی شادکامی و پیروزی، پُر کنم.
▪ زیرا که هر شب با آرامش و سکون و داشتن رؤیاهائی بزرگ، سر به بالین می‌گذارم.
▪ زیرا که دریچهٔ قلب خود را به روی عشقی بی‌کران و الهی گشوده‌ام تا عشقی بی‌پروا در ذره‌ ذرهٔ وجودم، جاری شود.
▪ زیرا که آموخته‌ام چگونه هر بامداد، باغچهٔ کوچک انباشته از گل‌های رنگارنگ وجودم را با اشک شوق آبیاری کنم.
▪ زیرا که آغوش گشودهٔ خداوند را نه در دوردست‌ها بلکه نزدیکتر از خود به خود، لمس می‌کنم.
▪ زیرا که آموخته‌ام شرط رسیدن، خواستن است و شرط خواستن نیز عاشق بودن.
▪ زیرا که گام‌های خود را تربیت کرده‌ام تا محکم و استوار به پیش روند و سنگلاخ‌های مسیر را همچون پرنیان تصور کنند و گام‌هائی باشند در اندیشهٔ پرواز.
حال ای دوست خوب من!
آیا تو نیز خود را انسان خوشبختی می‌دانی؟

aftab

H A M E D
2007-Aug-14, 17:54
http://qsmile.com/qsimages/40.gif

پرتقال

فردی صبور و پر طاقت هستید که اراده تان بسیار قوی است دوست دارید کارها را به اهستگی ولی بطور جدی انجام دهید خجالتی هستید و نزد اطرافیانتان قابل اعتمادید شریک زندگی خود را با دقت و تمام احساس قلبیتان انتخاب می نمایید و از هر گونه مشاجره و ناسازگاری اجتناب می کنید.

H A M E D
2007-Aug-14, 18:36
اگه اینجور افراد فقط کمی بیشتر مورد توجه و حمایت قرار بگیرن بی شک مشکلشون حل می شه

تشکر از مقالتون.

MEMOLI
2007-Aug-16, 19:53
وظیفه شناس ها به اصول اخلاقی پای بند هستند و تا كارشان را درست و تمام انجام ندهند، آرام نمی گیرند. آنها به خانواده خود وفادارند و از مقامات مافوق اطاعت می كنند. كار زیاد، ویژگی بارز این گونه ی شخصیتی است وظیفه شناس ها موفقیت طلب هستند، هیچ پزشك، وكیل، دانشمند یا مقام اداری موفق بدون برخورداری از این ویژگی شخصیتی نمی تواند در كارش موفقیتی كسب كند.

● هشت ویژگی شخصیت وظیفه شناس
وظیفه شناس ها در مقایسه با سایرین از این هشت ویژگی بهره بیشتری دارند
۱- كار زیاد
۲- كار درست: شخصیت وظیفه شناس به درست انجام دادن كارها توجه دارد. او پایبند وجدان است و به ارزش ها و اصول اخلاقی بها می دهد.
۳- راه درست: همه چیز باید درست انجام شود شخصیت وظیفه شناس معنای این جمله را به خوبی می داند ؛ از رسیدگی به حساب های مالی گرفته تا دستیابی به هدف های مقام مافوق، و طرز تمیز كردن زیر سیگاری ها، همه اینها باید درست انجام شود.
۴- كمال طلبی: وظیفه شناس ها می خواهند همه ی كارها بدون كمترین لغزش و به مطلوب ترین شكل ممكن انجام شود.
۵- ثابت قدم: این افراد به نقطه نظرهای خود پایبندند و در معرض ناملایمات مصمم تر می شوند.
۶- توجه به جزئیات: وظیفه شناس ها به نظم و ترتیب و جزئیات امر توجه دارند. آنها سازمان دهندگان خوبی هستند ؛ توجه به جزئیات از جمله ویژگی های این گونه شخصیتی است.
۷- احتیاط: در تمام امور زندگی محتاط و دقیق و مراقب هستند.
۸- صرفه جویی: وظیفه شناس ها صرفه جو هستند. آنها از دور انداختن چیزهایی كه برایشان فایده ای دارند و یا قبلاً داشته اند و یا احتمالاً خواهند داشت خودداری می كنند.

● چند توصیه برای زندگی با وظیفه شناس
۱- با روی خوش، از خود صبر و شكیبایی به خرج دهید و بگذارید وظیفه شناس ها عادات خود را داشته باشند. به او فشار نیاورید، كه ترا به خدا ، امروز را به ما اختصاص بده بهتر است به خود بگویید من همسرم را می شناسم او تا كارش را انجام ندهد دست بردار نیست.
۲- انتظار نداشته باشید كه شخصیت وظیفه شناس تغییر بكند شما نیز از توانمندی هایتان استفاده كنید.
۳- هرگز با او بحث نكنید و درگیر جنگ قدرت نشوید. او آن قدر بحث و مشاجره را ادامه می دهد تا تسلیم شوید و یا قانع گردید، سعی كنید به حرفهایش به راحتی گوش كنید.
۴- از شرایط خود شاد باشید و از امنیت و ثباتی كه همسر وظیفه شناس شما به زندگی تان می آورد، راضی باشید.
۵- از او انتظار تعریف و تمجید نداشته باشید. همسر وظیفه شناس شما ممكن است در مورد لباس یا وضعیت ظاهری شما حرفی نزند ولی او به خوبی متوجه شماست.
۶- انعطاف پذیر باشید.

●همسر مناسب وظیفه شناس ها
اشخاص وظیفه شناس، اغلب افرادی كه احساسات خود را بروز دهند مانند شخصیت های نمایشی را می پسندند. از سوی دیگر وظیفه شناس ها، ماجواجوها و كسانی را كه ریسك می كنند، دوست دارند. اشخاص به نسبت جدی و حساس نیز احتمالاً با استقبال وظیفه شناس ها روبرو می شوند. شخصیت وظیفه شناس، با افراد پرشور و یا مراقب همخوانی ندارد و شخصیت فارغ البال ( بی خیال ) آنها را ناراحت می كند.

H A M E D
2007-Aug-16, 22:31
پیشنهاد می کنم این گزینه ها رو توی خودتون مقایسه و چک کنین و ببینین که آیا آدمای وظیفه شناسی هستین یا نه!!!!!!!!!

sk. shin
2007-Aug-17, 00:17
واقعان درسته من اینو تو خیلیا دیدم

MEMOLI
2007-Aug-19, 13:28
مهرطلب موجودی علاقه مند، مراقب و متوجه است، شما كسی را پر محبت تر، مشتاق تر و دلواپس تر از او نسبت به خود پیدا نمی كنید. تیپ مهر طلب برای جلب محبت دیگران تلاش فراوان می كند. مثلاً تمام وقت، پول و انرژی خود را مصرف می كند ولی آن را به حساب سخاوتمندی و فداكاری می گذارد، در یك مسابقه جرئت جلو افتادن از حریف را ندارد و انگار یك دست نامرئی مانع حركت، جلو افتادن و موفقیت او می شود. گاهی وقت ها شخصیت های مهر طلب اگر یك مقدار عصبی هم باشند و تحت اضطراب قرار بگیرند آن وقت مشكل پیدا می كنند. مثلاً یك شخصیت سالم می گویدمن محبت شما را دوست دارم و از آن لذت می برم ولی یك شخصیت عصبی مهر طلب می گوید: من به محبت شما احتیاج حیاتی دارم و مجبورم به هر قیمتی كه شده آن را به دست آورم ولو این كه از آن لذتی هم نبرم یعنی برای محبت ارزشی بیش از حد قائل است. محبت همه كس ، خواه یك رهگذر ناشناس، برای او اهمیت حیاتی دارد و یك بی اعتنایی مختصر یا یك لبخند مهرآمیز و صمیمانه می تواند حالت روحی او را از این رو به آن رو گرداند یا اصولاً دیدش را نسبت به زندگی تغییر دهد. در ازای جلب محبت حاضر است هر بهایی بپردازد و مهمترین بهایی كه می پردازد گذشتن از استقلال رأی و آزادی است . او با هم بودن را خیلی ترجیح می دهد و تنهایی را دوست ندارد. مهر طلب ها به دیگران متكی هستند و از آنها به خوبی خط می گیرند. هنگام تصمیم گیری نظرات دیگران را می پرسند و به توصیه آنها عمل می كنند.

● همسر مناسب برای شخصیت مهر طلب
زنان و مردان مهر طلب می توانند با سایر گونه های شخصیتی كنار بیایند آنها به خوبی می توانند نیازهای همسرشان را تشخیص دهند و به رفع آنها اقدام نمایند اما اشكالاتی نیز دارند. مهر طلب گوش شنوا دارد و سر به زیر است و در این شرایط ترجیح می دهد همسرش عهده دار امور باشد. شخصیت مهرطلب باید مواظب باشد كه با گونه اختلال شخصیتی سادیستی یا ضد اجتماعی طرف نشود؛ این اشخاص به راحتی می توانند موجب رنجش و آزار شخصیت مهرطلب را فراهم سازند. احتمالاً برای شخصیت مهر طلب ، شخصیت وظیفه شناس، همسر خوبی می شود. شخصیت های مهر طلب و پرشور هم به خوبی با هم كنار می آیند.

● چند توصیه برای زندگی با مهر طلب ها
۱- شخصیت مهر طلب به راضی كردن شما علاقه دارد، وی را بپذیرید و به خاطر آنچه او به شما ارزانی می كند احساس گناه نكنید.
۲- توجهات او را فرض مسلم و مفت ندانید. شخصیت مهرطلب در زندگی به خوبی امیال شما را پیش بینی می كند و این امیال را در اولویت قرار می دهد. ولی وقتی چیزی از شما می خواهد، ممكن است به روی خود نیاورد و خواسته هایش را مطرح نسازد و منتظر می ماند تا نیازهای او را تشخیص دهید، پس سعی كنید در تشخیص نیازهایش كوشا باشید.
۳- از آنجایی كه او نسبت به نظر دیگران در مورد خودش بسیار حساس است و ذهنش اسیر تأیید و تكذیب دیگران است، لذا انتقاد كردن از مهرطلب او را نسبت به خودش مردد می كند و چه بسا در مقام سرزنش خود بر می آید كه لزوماً واكنش سازنده ای نیست. هنگامی كه خواستید از او انتقاد كنید همیشه اول خصوصیات مثبت وی را برشمارید و بعد مطالبی را در حد تذكر گوشزد نمایید.
۴- به نظرات مثبت وی بها دهید و از آن استقبال كنید. شخصیت مهر طلب هرچه شدت مهر طلبی اش زیادتر باشد، بیشتر می خواهد شما را راضی كند و برای راضی كردن شما حرفی بزند ولی ممكن است نظر دیگری داشته باشد. بنابراین باید نیازهایش را بشناسید و مواظب باشید حرف او با سخن دلش یكی باشد. مثلاً شما می گویید، می خواهید روز جمعه به كوه برویم و وی جواب می دهد بله بسیار عالی است در حالی كه ممكن است دلش بخواهد كارهای عقب افتاده اش را انجام دهد.

H A M E D
2007-Aug-19, 14:20
به نظرتون خوبه که آدم شخصیت مهرطلب داشته باشه؟

MEMOLI
2007-Aug-19, 14:48
تا یه حدی خوبه البته نه زیاد

archi_arch
2007-Aug-19, 17:16
به نظرتون چه کار میشه کرد که اینطوری نبود؟
شخصیت مهر طلب با شخصیت متکی و وابسته فرق داره؟من فکر میکنم یکی ان و از اعتماد به نفس کم به وجود میاد درسته؟

MEMOLI
2007-Aug-30, 01:48
راه‌هاي درست‌تر پي‌بردن به شخصيت

1- خودتان، خودتان را بشناسيد.
هيچ‌كس از خودش به خودش نزديك‌تر نيست. تنها كافي است قسمتي از شخصيتتان را جا نيندازيد، منظم فكر كنيد و عادلانه در مورد خودتان قضاوت كنيد.

2- از دوستان صميمي و قديمي بپرسيد.
دوستاني كه از كودكي يا نوجواني، شما را مي‌شناسند و فراز و نشيب‌هاي زندگي شما و رفتار شما را در موقعيت‌هاي مختلف ديده‌اند، ملاك‌هاي خوبي براي ارزيابي شخصيت شما هستند؛ به شرطي كه هنوز صميميت گذشته وجود داشته و در مراحل مهمي مثل بحران هويت از هم دور نبوده باشيد. البته هميشه بايد توجه داشت كه شخصيتي كه دوستتان دارد، به هر حال در قضاوت در مورد شما تأثيرگذار است.

3- از ابزار‌هاي معتبر استفاده كنيد.
شما هميشه براي حل مشكلات روان‌شناختي سراغ روان‌شناس يا مشاور نمي‌رويد. روي تابلو مراكز مشاوره يك عبارت ديگر هم با عنوان «سنجش هوش و شخصيت» حك شده است.

روان‌شناس‌ها، ابزارهايي علمي‌تر از تست‌هاي بازاري دارند. اين ابزار‌ها از سال‌ها تحقيق در مورد ابعاد شخصيتي آدمي به دست آمده است. يكي از معتبرترين تست‌هايي كه ممكن است يك روان‌شناس روي شما اجرا كند، تست 5 عامل شخصيت است.

نگاهي به ماده‌هاي اين 5 عامل مي‌تواند به شما هم كمك كند . بدانيد وقتي مي‌خواهيد شخصيتتان را بسنجيد، بايد دنبال چه چيز‌هايي باشيد. روان‌شناساني كه به مدل 5 عاملي شخصيت معتقدند، مي‌گويند در هر كدام از ما درجه‌هايي از ويژگي‌هاي زير وجود دارد:

1- ثبات هيجاني:
آيا شما آدم دمدمي‌مزاجي هستيد؟ آيا شما هميشه غمگين هستید؟ آيا شما اغلب خوشحاليد؟

2- برون‌گرايي:
شما از بودن با ديگران بيشتر لذت مي‌بريد يا در خود بودن ،يا وسط اين دو طيف قرار داريد؟

3- باز بودن در مقابل تجارب جديد:
شما با جاهاي جديد، افكار جديد و هنر‌هاي جديد حال مي‌كنيد يا نه كلا آدم كلاسيكي هستيد؟

4- توافق‌پذيري:
وقتي در يك جمع قرار مي‌گيريد، دوست داريد ساز خودتان را بزنيد ، يا معمولا نظر گروه را مي‌پذيريد؟

5- وظيفه‌شناسي:
آيا در مقابل مسئوليتي كه به شما مي‌سپارند باوجدان هستید ، يا کارها را سمبل مي‌كنيد؟

H A M E D
2007-Aug-30, 02:06
آيا شما آدم دمدمي‌مزاجي هستيد؟ آيا شما هميشه غمگين هستید؟ آيا شما اغلب خوشحاليد؟
من که همه جوره هستم

شما از بودن با ديگران بيشتر لذت مي‌بريد يا در خود بودن ،يا وسط اين دو طيف قرار داريد؟
من فوق العاده برون گرا هستم و ارتباطی

شما با جاهاي جديد، افكار جديد و هنر‌هاي جديد حال مي‌كنيد يا نه كلا آدم كلاسيكي هستيد؟
جدید

وقتي در يك جمع قرار مي‌گيريد، دوست داريد ساز خودتان را بزنيد ، يا معمولا نظر گروه را مي‌پذيريد؟
من همیشه دوست دارم نظر خودم رو بگم و چون به نظرم ایمان دارم اونو القا کنم اما اگه نظر بهتری باشه همیشه پذیرفتم. مثل کارهایی که واسه همین انجمن انجام می دیم.

آيا در مقابل مسئوليتي كه به شما مي‌سپارند باوجدان هستید ، يا کارها را سمبل مي‌كنيد؟
اینو خودتون حدس بزنین http://qsmile.com/qsimages/36.gif

MEMOLI
2007-Aug-31, 18:01
مراقب ها، با شش ویژگی زیر شناسایی می شوند:
۱) استقلال: شخصیت مراقب از استقلال زیاد برخوردار است. به توصیه و مشاوره با دیگران محتاج نیست، به سادگی تصمیم می گیرد و می تواند از خودش مراقبت کند.
۲) احتیاط: در برخورد با دیگران متوجه و هشیار است و قبل از برقراری ارتباط با اشخاص همه جوانب را در نظر می گیرد.
۳) زمینه های درکی: شخصیت مراقب به خوبی گوش می دهد تا از کم و کیف دقیق مطالب آگاه شود.
۴) دفاع از خود: مراقب به ویژه وقتی مورد حمله قرار می گیرد به خوبی از خود دفاع می کند.
۵) حساسیت نسبت به انتقاد: انتقاد را جدی می گیرد، ولی هرگز مرعوب آن نمی شود.
۶) وفاداری و صداقت: شخصیت مراقب به صداقت و وفاداری بهای فراوان می دهد.

● کنار آمدن با شخصیت مراقب
۱) شخصیت مراقب ممکن است بسیار با اعتماد به نفس، مستقل، محکم و قاطع باشد. ممکن است ندانید تا چه اندازه به احترام و توجه شما نیازدارد، این خواسته ی او را به تکرار برآورده سازید.
۲) در توجه کردن به او تردیدی به خود راه ندهید گرچه ممکن است او بسیار دیر جواب دهد و دیر به شما اعتماد کند اما اصرار در موردش مؤثر واقع می شود . این مسیر را بپیمایید.
۳) احتیاط و خویشتن داری او را به حساب بی تفاوتی وی نگذارید. انتظار نداشته باشید که به دیواره دفاعی او نفوذ کنید تا احساسات عمیقش را با شما در میان بگذارد. اگر ارتباط شما با او محکم و با ثبات است به او اطمینان کنید.
۴) بهترین راه برخورد و انتقاد از شخصیت مراقب این است که بدون انتقاد و بدون مقصر قلمداد کردن او احساساتتان را با او در میان بگذارید. بگویید به او اهمیت می دهید و خواهان روابط بهتر هستید.
۵) در معاشرت های اجتماعی سررشته کار را به دست گیرید. شخصیت مراقب از این رفتار شما استقبال می کند.
۶) توجه داشته باشید اگر دانسته یا نادانسته به او بی اعتنایی کنید موضوع را به دل می گیرد و به راحتی شما را نمی بخشد.

H A M E D
2007-Aug-31, 20:41
استقلال: شخصیت مراقب از استقلال زیاد برخوردار است. به توصیه و مشاوره با دیگران محتاج نیست، به سادگی تصمیم می گیرد و می تواند از خودش مراقبت کند.
اما من نظرم اینه که همه ی افراد بیازمند مشاوره هستند.

MEMOLI
2007-Sep-01, 17:36
شخصیت نمایشی می تواند روی زندگی همه اطرافیان خود اثر بگذارد.

ویژگی های شخصیتی وی عبارت اند از:

۱) احساسات: زنان و مردان نمایشی در یک دنیای احساسی زندگی می کنند.
احساس گرا هستند، احساسات وعواطف خود را ابراز می کنند، گرم و پرمحبت هستند.
۲) زندگی را زنده و با روح می بینند، تصوراتی سرشار دارند، داستان های سرگرم کننده تعریف می کنند. عاشق تخیل و ماجراها و داستانه های عاشقانه خوش فرجام هستند.
۳) شخصیت های نمایشی دوست دارند که دیده شوند، می خواهند جلب نظر کنند و مورد توجه قرار گیرند، آنها اغلب کانون توجهند. وقتی همه چشمها را متوجه خود ببینند، شکوفا می شوند.
۴) وضع ظاهر: آنها به آراستگی بهای فراوان می دهند، از لباس، از مد و از طرز لباس پوشیدن لذت می برند.
۵) جذابیت جنسی: افراد نمایشی از جنسیت خود راضی هستند با دیگران گرم می گیرند و نگاهها را به خود جلب می کنند.
۶) ایجاد ارتباط: نمایشی ها به راحتی به دیگران اعتماد می کنند و با آنها ارتباط برقرار می سازند.
۷) توجه به عقاید دیگران: نمایشی ها با اشتیاق به دیدگاه ها و پیشنهادات دیگران توجه می کنند.

● همسر مناسب شخصیت نمایشی
شخصیت های نمایشی تحت تأثیر گونه شخصیتی خود می توانند با انواع شخصیت ها به تفاهم برسند، اما به نظر می رسد رابطه ای در زندگی آنها دوام پیدا می کند که بتواند تعادلی در زندگی زناشویی آنها برقرار سازد و در این میان شخصیت وظیفه شناس می تواند همسر خوبی برای شخصیت نمایشی باشد.زن و شوهرهای نمایشی و با اعتماد به نفس به دلیل تشابهاتی که دارند با یکدیگر کنار می آیند. این دو شخصیت، توجه دیگران را جلب می کنند و می توانند از توجه آنها برخوردار گردند و مشترکاً از آن استفاده کنند. شخصیت های مهر طلب نیز از زندگی با شخصیت نمایشی راضی هستند.

● چند توصیه برای زندگی با نمایشی ها
۱) به او آزادی احساس بدهید و از نتایج ناشی از آن برخوردارشوید، پروبال او را نبندید، در برنامه های اجتماعی مشارکت کنید، به سفر بروید، میهمانی بدهید، در میهمانی ها شرکت کنید.
۲) از او تعریف کنید. از طرز لباس پوشیدن و وضع ظاهرش تعریف کنید. از موفقیت هایش تعریف کنید همسر نمایشی شما می خواهد با او به صراحت حرف بزنید و به ویژه احساسات مثبت خود را با او در میان بگذارید. هر چه قدر از وی تعریف کنید برایش زیاد نیست ولی صداقت را فراموش نکنید، اگر به حرفی که می زنید، معتقد نباشید او خیلی سریع این مطلب را در چهره و کلامتان می خواند.
۳) رمانتیک باشید، برایش گل، شیرینی و هدیه تدارک ببینید. در مناسبت های مختلف به او کارت بدهید. بی مهری و بی توجهی او را دلگیر می کند.
۴) واقع بین باشید.شخصیت نمایشی انجام دادن بعضی از کارها را دوست ندارد از جمله نسبت به اموری که با پول ارتباط دارند، بی توجه است. بهتر است مسئولیت های مالی را خودتان تقبل کنید. به جزئیات امور شخصاً رسیدگی کنید. او را به انجام بهتر کارها تشویق کنید؛ اما هرگز انتظار نداشته باشید که بتواند در انجام دادن این قبیل کارها در سطح و حد شما ظاهر شود. در ضمن به او کمک کنید تا به مسئولیت هایی مانند، تلفن کردن، شرکت در جلسات و به خصوص جلسات مرتبط با فرزندان، عمل نماید.
۵) کینه به دل نگیرید، شخصیت نمایشی مسائل را به دل نمی گیرد. او احساسات منفی و مثبتش را نشان می دهد، ولی زود همه چیز را فراموش می کند.

MEMOLI
2007-Sep-01, 17:46
زنان و مردان با ویژگی خصیصه های فردی به هیچ شخص دیگری شباهت ندارند. شش ویژگی و رفتار زیر از جمله خصوصیات بارز سبک خصیصه های فردی است.
۱) زندگی درونی: افراد با این ویژگی تحت تأثیر باورها و احساسات خود هستند خواه دیگران این ارزش های آنها را قبول داشته یا نداشته باشد.
۲) دنیای خود: آنها افرادی مستقل هستند و به روابط نزدیک و صمیمانه معدودی احتیاج دارند.
۳) این دسته افراد طرز زندگی جالب، غیر معمولی، و اغلب عجیب و غریب دارند.
۴) آنها به چیزهای مرموز ، پوشیده، فراحسی ( منظور پاسخ به محرک های بیرونی بدون هیچ گونه تماس حسی شناخته شده است که شکل های مختلفی دارد مانند غیبگویی ، پیشگویی و ... ) و فوق طبیعی علاقه مندند.
۵) آنها به اندیشه های مجرد بها می دهند.
۶) علی رغم آنکه این سبک شخصیتی تحت تأثیر درون خویشتن است و به دل و ذهن خود توجه دارد، نسبت به دیگران و واکنش های آنها در برابر خود حساس است.

● همسر مناسب شخصیت با خصوصیات فردی
این تیپ شخصیتی معمولاً خود را با نیازهای دیگران تطبیق نمی دهد و به همین دلیل نمی تواند با شخصیت های ماجراجو و جدی و پرشور کنار بیاید. خصیصه های فردی طالب همسری است که او را به همان شکلی که هست بپذیرد. معمولاً شخصیت فارغ البال می تواند با این دسته از مردم کنار بیاید، اگر زن و مرد با شخصیت خصیصه های فردی با هم ازدواج کنند ممکن است بتوانند دنیای کوچکی از آن خود بسازند که در آن دنیای حقیقی متعارف، فرصتی برای خودنمایی نداشته باشند.برای کنار آمدن با شخصیت خصیصه های فردی، به او کمک کنید تا به روحیه اش بیشتر برسد. بعضی از این اشخاص فرصت و توانایی پرداختن به علایق و خواسته های خود را ندارند و در نتیجه ناخشنود می شوند و خود را ناموفق احساس می کنند، بی جهت به او فشار نیاورید تا خود را با شرایط دنیای حقیقی شما سازگار کند. برای هم رنگ شدن با دنیای حقیقی او نیز خودتان را تحت فشار قرار ندهید . به جای آنکه فقط به این مطلب فکر کنید که دنیای شما متفاوت است، بهتراست با یکدیگر درباره این تفاوت ها بحث کنید. برای کنار آمدن با هم آماده باشید و گاه راههای جداگانه خود را بیپمایید. بسیاری از شخصیت های خصیصه فردی فراموش کارند. آنها به قدری در دنیای درون خود غرق می شوند که باید زمان پرداخت اجاره خانه، خرید مایحتاج زندگی ، خرید لباس برای بچه ها و یا خاموش کردن چراغها را به هنگام خواب به آنها متذکر شد.
محققان و روان شناسان، به گونه دیگری نیز از شخصیت تقسیم بندی هایی به عمل آورده اند و آنها را به سه دسته کلی تقسیم نموده اند. دسته اول شخصیت های پارانوئید، اسکیزوئید و اسکیزوتایپی را در بر می گیرد. افراد این گروه اغلب غیر عادی به نظر می رسند. دسته دوم، شخصیت های ضد اجتماعی مرزی، نمایشی و خود شیفته را شامل می شود و دسته سوم، شخصیت اجتنابی و وابسته وسواسی را تشکیل می دهد. براساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی (dsm- Iv) اختلالات شخصیتی نیز دقیقاً به صورت فوق تقسیم بندی شده است، که در زیر اشاره ای کاملاً کوتاه و گذرا به هر یک داریم.

H A M E D
2007-Sep-01, 23:18
اینا زیاد در مورد من صادق نیست.
پس من یه شخصیت نمایشی ندارم.

MEMOLI
2007-Sep-02, 12:06
آبـراهـام مـازلـو بـرای نـخستـیـن بـار مـدل سـلسـله مراتب نـیازهای انسان را پایه گذاری کرد. که البته بـعدها تـوسـط افـراد گوناگونی این سلسله مراتب بسط و گسترش یافت. هر انسانی در زندگی براساس نیازهایی انگیخته و تحریک می گردد که عمده ترین آنها به مـنـظور حفظ حـیات صورت می پـذیرند. بنـیـادی تـرین ایـن نـیـازهـا مـوروثـی و فـطـری میباشند که طی ده ها هزار سال تکامل یافته اند. آبراهام مازلو معتقد بود که انسانـها بـاید نخست نیازهای بنیادین خود را ارضا و بر آورده کنند تا انگیزه برای تکامل به نیازهای والاتـر در وجـودشان شکل گرفته و به آنها علاقه مند گردند.

● سلسله مراتب نیازهای انسان به قرار ذیل میباشد:
۱) نیازهای زیستی و فیزیولوژیکی: نـیـاز به اکسیژن، غذا، آب، سـر پـنـاه (مسکن)، گرما، روابط جنسی، خواب و پوشاک.

۲) نیازهای امنیتی: ایـمنـی در بـرابـر عـوامــل طبیعی (زلزله، طوفان)، امنیت (امـنـیـت اجتماعی، مالی، شغلی و غیره)، نظم، قانون، محدودیت ها و ثبات.

۳) نیازهای عشقی و تعلق پذیری: کار گروهی، خانواده، رابطه با دیگران، غرور، گـریز از طرد شدگی، عشق ورزی دیگران به فرد و بالعکس.

۴) نیازهای تاییدی و احترامی: عزت نفس ، موفقیت،مهارت، استقلال، سلطه گری، اعتبار، شهرت، قدر و منزلت، نفوذ و اعتماد بنفس.

۵) نیازهای شناختی و معرفتی: علم، دانش و مفهوم.

۶) نیازهای زیبایی شناسی: ارزش نـهادن و جـستـجـوی زیـبایی، هماهنگی، توازن و تقارن، تناسب و نظم.

۷) نیاز خود شکوفایی(خود یابی): پی بردن به استعدادهای نهانی و بالقوه، تـکـامـل فـردی، عـدالـت خـواهـی، شـناخت ماهیت خویشـتـن، انـگـیـزه بـرای دسـتـیـابـی به اوج قابلیتهای خویش.

۸) نیازهای متعالی: کـمـک بـه دیـگران برای دست یابی به مرتبه خود شکوفایی، نـیـاز های معنوی. برای مثال از فردی که دارای امنیت مالی در جامعه نمیباشد نمیتوان انتظار رفتار مناسب اجتماعی داشت.

● ویژگی های شخصیتی انسان خود شکوفا
۱) حس تشخیص واقعیت، آگاهی از شرایط موجود و واقعی، واقع گرا، قضاوت بی طرفانه و عینی و نه بر اساس طرز تفکر شخصی و متعصبانه.

۲) طرز نگرش بر مشکلات به عنوان چالشها و شرایطی که نیـاز بـه راه حل دارند و نه به عنوان حربه ای برای شکوه گری و توجیهات فردی.

۳) نیاز به حریم و تنهایی و توانایی تحمل تنهایی.

۴) متکی به قضاوتها و تجارب خویش، مستقل، عدم اتکاء بـه فـرهنـگ و محـیـط پـیرامون خود برای شکل گیری عقاید و دیدگاه ها.

۵)عدم تاثیر پذیری از فشارهای اجتماعی.

۶) دموکراتیک، منصف و بدون قائل شدن تبعیض، پذیرش و لذت بردن از تمامی فرهنگـها، نژادها و تفاوتهای فردی انسانها.

۷) از لحاظ اجتماعی دلسوز و مهربان، دارای خصوصیات انسانی و بشر دوستانه.

۸) پذیرش افراد همانگونه که هستند و عدم تلاش برای تغییردادن آنها.

۹) در کنار دیگران راحت میباشد، با وجود هر نوع گرایش نا متعارف دیگران.

۱۰) خود انگیخته و با اصالت میباشد، با خویشتن صادق است، هـمان گـونـه که دوست دارد میباشد و نه آنگونه که دیگران از وی میخواهند.

۱۱)شوخ طبع بوده البته حس پوخ طبعی که متوجه خود و یا وضعیت بشریت میباشد و نه دیگران.

۱۲) تعداد محدودی دوست صمیمی دارد و نه تعداد زیادی رابطه سطحی.

۱۳) علاقه مند به همه چیز حتی امور عادی.

۱۴) خلاق-مبتکر و اصیل.

۱۵) بدنبال تجارب ناب و دستیابی به موفقیتهایی است کـه اثـری مـانـدگـار از خود بجای گذارد.

aftab

M.B.M
2007-Sep-02, 16:49
http://www.ksabz.net/photos/t1-newborn1-1.jpg

انتخاب نام كودكان در روزگار ما، معمولاً به دو روش صورت می‌پذیرد.
روش اول بدین صورت است كه مردم با مراجعه به كتاب‌های نام موجود در بازار و یا منابع و كتاب‌های نامی كه در ادارات ثبت احوال مناطق به عنوان اسامی مجاز و مورد تایید وجود دارند، نام مورد نظر خویش را انتخاب می‌نمایند.
به نوشته همشهري روش دوم عبارتست از آن كه والدین كودك با توجه به فرهنگ و آداب و رسوم و سلیقه‌های شخصی و یا تحت تأثیر شرایط و محیطی كه در آن زندگی می‌كنند (مثل افرادی كه خارج از كشور به سر می‌برند) نامی را كه مورد پسند و قبول خودشان است به اداره ثبت احوال اعلام می‌نمایند و چنانچه نام انتخابی در اسامی مندرج و مجاز نباشد اداره ذیربط نام مورد نظر ایشان را به سازمان ثبت احوال اعلام می‌دارد تا مجوز قانونی و اجرایی صادر شود.

درخواست‌های انتخاب نام كه بیشتر به صورت مشروحه است در فهرستی تنظیم و فهرست آنها در كمیته‌ای به نام كمیته عالی نام سازمان مورد تحقیق و بررسی قرار می‌گیرند.
كمیته كه متشكل از كارشناسان نام اداره كل سجلی و استادان دانشگاه است وظیفه رسیدگی به درخواستها را برعهده دارد و در اصل جنبه‌های مختلف نام مورد نظر را از لحاظ جنسیت، ریشه‌، زبان، موسیقی، معنا و وابستگی فرهنگی، تحت بررسی كامل قرار می‌دهد.
یكی دیگر از وظایف گسترده ثبت احوال تغییر نام‌های غیر مصطلح و غیرمتعارف و مغایر با جنس است. به موجب بند ۴ ماده ۳ قانون ثبت احوال وظیفه تغییر نام‌های ذكر شده در صلاحیت هیأت حل اختلاف مستقر در اداره ثبت احوال است.
شورای‌عالی ثبت احوال درباره چگونگی تغییر نام‌های ممنوع در ادارات ثبت احوال و مصادیق آن دستورالعمل نسبتاً جامعی تهیه و ابلاغ كرده است كه موارد تغییر و انتخاب نام در آن به طور مشروح آمده است كه برخی موارد مهم تغییر عبارتند از:

▪ نام‌های موجود، موجب هتك حیثیت مقدسات اسلامی و مغایر با ارزش‌ها باشند.
▪ نام فعلی زشت و زننده، مستهجن و نامناسب با عرف جامعه باشد.
▪ القاب و عناوین ساده یا مركب باشد.
▪ اسامی نامتناسب با جنسیت فرد باشد.

ضمناً برحسب قوانین و مقررات جاری علاوه بر موارد فوق، تغییر نام كسانی‌ كه تغییر جنسیت داده و دادگاه و محاكم قضایی صالحه حكم بر تغییر نام آنها را در اسناد سجلی و شناسنامه‌شان صادر كرده و نیز تغییر نام كسانی‌ كه به موجب تبصره ۶ ماده ۲۰ اصلاحیه قانون ثبت احوال با تایید مراجع ذی‌صلاح به دین مبین اسلام مشرف می‌شوند از وظایف و تكلیف هیأتهای حل اختلاف است.
یكی دیگر از وظایف هیأت‌های مذكور تصحیح اشتباهات املایی و درج سیادت است. هر گاه هنگام ثبت واقعه ولادت و تنظیم دفترهای مربوطه، مأموران به دلیل عدم آشنایی با لهجه و الفاظ و معانی محلی و یا تلفظ غلط اظهاركننده دچار اشتباه شوند، رفع اشتباه و رسیدگی به صدور رأی از سوی هیأت حل اختلاف به عمل خواهد آمد و در مورد درج سیادت نیز چنان‌چه در حین ثبت واقعه ولادت، سیادت طفلی كه به موجب مدارك ابرازی در شناسنامه پدر سیادت او در سند سجلی‌اش ثبت نشده باشد هیأت‌های حل اختلاف مجاز به رسیدگی و پس از صدور رأی نسبت به اضافه كردن واژه (سید) یا (سیده) بر حسب مذكر یا مؤنث بودن متقاضی به نام فرد اقدام می‌كنند.
در مرحله تغییر نام افرادی كه از نام خویش ناخشنود بوده و خواهان تغییر بوده و خواهان تغییر آن باشند به ادارات ثبت احوال منطقه مربوطه مراجعه كرده و فرمی جهت تغییر نام تكمیل می‌كنند.
اداره ذی‌ربط نیز اسامی جمع‌آوری شده را طی فهرستی تهیه و تنظیم كرده و به سازمان ثبت احوال می‌فرستند. این فهرست‌ها توسط كارشناسان نام اداره كل سجلی بررسی می‌شود و چنانچه قابل تغییر باشد مورد موافقت و تصویب قرار می‌گیرد و مجوز تغییر آن صادر می‌شود

منبع (http://www.ksabz.net/paper.asp?AID=17414)

MEMOLI
2007-Sep-02, 18:38
1) آشنایی: حساس ها آشناها را به ناآشناها ترجیح می دهند. آنها با عادت، تکرار و یکنواختی، سازگاری دارند.

۲) توجه به دیگران: حساس ها به نظر دیگران درباره خودشان عمیقاً توجه دارند، و برایشان بسیار مهم است که دیگران راجع به آنها چگونه می اندیشند.

۳) احتیاط: در ارتباط با دیگران بسیار محتاطانه عمل می کنند. از قصاوت عجولانه خودداری می ورزند.

۴) رعایت جانب ادب: شخصیت حساس، به معنای واقعی کلمه راعی ادب است.

۵) وظیفه شناسی: حساسها اگر بدانند از آنها چه انتظاری می رود، چه باید بکنند و چگونه با دیگران تماس برقرار نمایند. در حد عالی خود ظاهر می شوند.

۶) آنها به سادگی افکار خود را با دیگران ، حتی با کسانی که به خوبی آنها را می شناسند، در میان نمی گذارند.

● همسر مناسب شخصیت حساس
وظیفه شناس ها ، با اعتماد به نفس ها و نمایشی ها می توانند همسر مناسبی برای حساس ها به حساب آیند. شخصیت ماجراجو بدترین گونه شخصیتی برای همسر حساس است، زیرا از خطر و ماجواجویی استقبال می کند.

● کنار آمدن با شخصیت حساس
شخصیت حساس را با تمام ویژگی هایش بپذیرید، او را شکنجه احساسی نکنید، نخواهید که برای راضی کردن شما به هر سازی که می زنید برقصد؛ با او سازش کنید. در برخورد با ناشناخته ها به شخصیت حساس کمک کنید، با او به اجتماعات و گردهمایی ها بروید. با او حرف بزنید، به او بگویید برای یافتن راه حلی جهت برخورد با مشکل او علاقه مند هستید.

H A M E D
2007-Sep-02, 21:15
سلام
مقاله ی جالبی بود
البته توی کشورمون که اسم گذاشتن تا حدودی آسون شده. معمولا بیشتر اسامی به چند تا اسم محدود شدن. اکثرا یا اسامی امامان و معصومین رو می زارن یا چند تا اسم معروف دیگه رو.

MEMOLI
2007-Sep-03, 18:19
مردان و زنان فارغ البال بیشتر با ویژگی های زیر شناخته می شوند.

۱) آنها حق مسلم خود می دانند که هر طور می خواهند از زندگی لذت ببرند. آنها به آسایش و راحتی خود بها می دهند. برای وقت آزادشان ارزش فراوان قائلند و می خواهند خوشبختی را جستجو کنند.

۲) فارغ البال ها ، طبق مقررات رفتار می کنند. آنچه لازم است را ارائه می دهند و حاضر نیستند از این حد فراتر روند.

۳) آنها در برابر هر فشاری که آن را غیر منطقی بدانند، مقاومت می کنند و حاضر نیستند بیش از حد وظیفه و مسئولیت خود، کاری صورت دهند.

۴) زنان و مردان فارغ البال با زمان برخورد راحت دارند. آنها زیر فشار زمان قرار نمی گیرند. برای آنها عجله کار بی موردی است. این اشخاص آسان گیر و خوشبین هستند و معتقدند کاری که باید بشود، می شود.

۵) فارغ البال ها تحت تأثیر مقام بالا دست قرار نمی گیرند و معتقدند که به اندازه هر شخص دیگری خوب هستند و حق دارند از بهترین زندگی ها برخوردار باشند.

● همسر مناسب شخصیت فارغ البال
فارغ البال ها به همسری فهیم، و از خود مایه گذار احتیاج دارد. او قبل از خود به نیازهای دیگران نمی اندیشد و برای راضی کردن دیگران راه درازی نمی رود: ولی می خواهد مورد توجه همسرش باشد. همسر فارغ البال باید از خود گذشته و مهرطلب (http://www.daneshju.ir/forum/f394/t22214.html) باشد. فارغ البال اغلب با مراقب (http://www.daneshju.ir/forum/f394/t23071.html) سازگار است. ولی با نمایشی (http://www.daneshju.ir/forum/forum394/index4.html) و متلون (http://www.daneshju.ir/forum/f394/t22744.html) همخوانی ندارد. شخصیت ماجراجو (http://www.daneshju.ir/forum/f394/t21263.html) مانند فارغ البال به شادی و خوشی علاقه مند است. اما فارغ البال می خواهد، قانونگذار باشد؛ ماجراجو هم که استاد شکستن قانون است. به همین دلیل این دو گونه شخصیتی با هم همخوانی ندارند. اگر می خواهید در کنار یک شخصیت فارغ البال زندگی راحتی داشته باشید سعی کنید در شادی های فارغ البال شریک شوید؛ در فعالیت ها و تفریحات او مشارکت کنید؛ از وی به خوبی مراقبت کنید؛ زندگی را سخت نگیرید و واقع بین باشید. زندگی با فارغ البال به از خود گذشتگی بیشتری احتیاج دارد. به جای این که بخواهید جنبه های منفی اش را تغییر دهید، سعی کنید بیشتر به جنبه های مثبت وی توجه نمائید.

MEMOLI
2007-Sep-04, 11:23
چه نوع افرادی توجه تان را جلب می کنند و به شما انگیزه می دهند؟ معمولاً افرادی که شور و شوق زیادی برای کاری که انجام می دهند داشته باشند چنین احساسی در شما ایجاد خواهند کرد. این افراد آتشفشانی از هیجان هستند و در هر مکانی که باشند آن را هم به هیجان وا می دارند. شما هیچوقت دوست ندارید که از آنها جدا شوید و آرزو دارید که کاش کمی از شور و شوق آنها به درون شما هم تراوش میکرد.
وقتی خود را در وضعیتی خسته کننده و کسالت بار می یابید (چه کارتان باشد چه محیط اطرافتان)، فکر میکنید چطور می توانید این وضعیت را تغییر دهید؟ چطور میتوانید کمی هیجان و امید وارد زندگیتان کنید؟ چطور می توانید هدفی بامعنی برای وجود و زندگی کردنتان پیدا کنید؟ چطور می توانید از شر تفکرات منفی خود را خلاص کنید؟

برای تغییر رفتار خود باید کارهای مختلفی را انجام دهید.

▪ اول از همه اینکه، باید بدانید این خود ما هستیم که رفتارمان را انتخاب میکنیم. بااینکه موقعیتمان ممکن است تغییر نکند، وقتی رفتار درستی داشته باشیم، دیدگاهمان تغییر خواهد کرد. بااینکه ممکن است فکرمان چیز دیگری به ما بگوید، اما رفتارمان را تغییر می دهیم. چند بار تابه حال شده که به جای آنچه خدا به شما گفته، به تفکرات منفی درون ذهنمان گوش دهیم؟ بااینکه تفکرات مختلف می تواند پشت سر هم از ذهنمان عبور کند، ما فقط می توانیم در آنِِ واحد یک تفکر داشته باشیم. پس اگر تصمیم بگیریم که به وعده های مثبت الهی فکر کنیم، دیگر اجازه نخواهیم داد که تفکرات منفی بر ما مستولی شوند. اگر خدا را باور کنیم و برطبق دستورات او عمل کنیم، رفتارهای جدید ما در قلب ما ریشه دوانده و انتخاب هایمان اتوماتیک وار انجام خواهند شد.

▪ دوم اینکه، اگر باورها و تصورات اشتباه خود را تغییر دهیم، رفتارهای جدیدمان همیشگی و ثابت خواهند شد. خیلی اوقات تفکرات منفی درون ذهنمان را باور میکنیم و به خودمان اجازه می دهیم که درمورد آنها فکر کنیم، چون احساس خوبی به ما میدهد. خیلی از ما سالها فکرمان را چنان آکنده از این تفکرات کرده ایم که طریق فکری دیگری برایمان باقی نمانده است. ما همه این دروغ ها را باور کرده و تلاشی برای فهمیدن درست یا غلط بودن آن انجام نمی دهیم.
اگر می خواهیم تغییر کنیم، باید مسئولیت فکرهایمان را بپذیریم. باید هر تلاشی که برای کشف واقعیت مربوط به خودمان لازم است را به کار بندیم. ما به دیگران رو نمی آوریم که نظر آنها را راجع به خودمان بفهمیم، باید به سمت خدا برگردیم تا ببینیم نظر او راجع به ما چیست. این خداست که ما را خلق کرده و وعده های زیادی برای آینده ما داده است. هر زمان که به یک وعده پروردگار در قرآن می رسیم، باید نگاهی به اطرافمان بیندازیم و ببینیم که آیا قبل از اینکه خدا این وعده خود را عمل کند، کاری باید انجام دهیم یا نه.
آنطور که ما خودمان را می بینیم، با خواندن قرآن ارتقاء پیدا خواهد کرد. آنوقت است که میفهمیم خداوند چقدر ما را دوست دارد و چقدر این عشق و دست داشتن پروردگار بدون قید و شرط است. لازم نیست برای به دست آوردن محبت خدا کاری بکنیم، فقط باید آن را بپذیریم. وقتی محبت خدا را تجربه کردیم، خواهیم دید که با همان محبت بی قید و شرط ما هم بقیه آدم ها را دوست خواهیم داشت.

▪ سوم اینکه، ما همان کسی می شویم که با او رفت و آمد میکنیم. هر فردی که ما بیشتر وقت خود ر ا با آنها می گذرانیم، چه آنها را بخوهیم و چه نخواهیم، روی ما تاثیر می گذارند. اما یک نفر هست که اگر با او رفت و آمد داشته باشیم، رفتارهای منفی ما از بین خواهد رفت، و آن فرد کسی نیست جز خداوند متعال. با گذاشتن وقت بیشتر برای خواندن قرآن و نماز خواندن و خواستن از خدا که دریچه معنویات را به روی ما بگشاید، خواهیم توانست رفتارهایمان را مناسب و شایسته نگه داریم.

▪ چهارم اینکه، باید ببینیم که چه چیز علایق ما را به جنبش درمی آورد و برای استفاده از آن علایق و شور و اشتیاق، برنامه ریزی کنیم. ممکن است نتوانیم تمام وقت کارمان را در جهت شور و علایقمان نگه داریم، اما می توانیم راهی پیدا کنیم که زمان انجام آن کار بیشتر شود و رفتارمان ارتقاء یابد.

▪ قدم اول این است که از خدا بخواهیم هدف خاص خود را از آفرینش ما نشان دهد. خدا برای انجام هدفی ما را خلق کرده است. مهم نیست که هدفتان کوچک باشد یا بزرگ، وقتی همراه با اهداف دیگران استفاده شود، تصویر کلی ارتقاء پیدا کرده و هیچ قسمت از قسمت دیگر مهمتر و برتر نخواهد بود.
تشخیص علایقتان و انجام آن به طور مداوم تاثیر بسزایی روی رفتار کلی شما خواهد داشت. دانش تازه ای که از خداوند کسب می کنیم، به وسیله اعمالمان در قلبمان ریشه می زند. وقتی این اتفاق بیفتد، خیلی از افسوس ها و منفی گرایی های ما از بین خواهد رفت. اما باید در عمل کردن براساس عقایدمان ثابت و استوار باشیم. به همین دلیل است که توصیه می کنم حداقل هفته ای یکبار آن را انجام دهید.
یک مثال از زندگی خودم برایتان ذکر می کنم. من می دانستم که علاقه زیادی به کمک به دیگران برای حل مشکلاتشان و تسهیم محبت خداوندی با آنها دارم. بااینکه پاسخ همه پرسشهایم را در این زمینه نگرفته بودم (و هنوز هم نگرفته ام) بعنوان مددکار مشغول به کار شدم. در آن زمان که کار خود را شروع کردم دچار افسردگی شدید شده و با مشکلات زیادی می بایست دست و پنجه نرم کنم. اما با گذشت ۴ ماه زندگی من تغییر اساسی کرد و دیگر مثل قبل افسرده و ناراحت نبودم. من از این تغییر سریع و ناگهانی بسیار تعجب کرده بودم و این مسئله به من انگیزه می داد تا رفتار مناسب و صحیح را دنبال کنم.
وقتی هفته ای یکبار برای این کار داوطلب شدم، به من انگیزه داده می شد که وارد مشکلات و مسائلی که هر هفته با آن درگیر می شدم شوم. یک نکته خیلی مهم این بود که من روزهایی داوطلب می شدم که خودم آسیب پذیر بودم. بعد ها یک شیفت دیگر به کارم اضافه کردم. طی سالهایی که به این مشاوره های مددکاری ادامه میدادم، خداوند شخصیت، رفتار و دیدگاه من را طوری شکل داد که خود می خواست.
من شما را ترغیب می کنم که انتخاب های صحیح داشته باشید، حقایق پروردگار را درمورد وجود خودتان بشناسید و بفهمید. زمان بیشتری را با خدا بگذرانید و علایقتان را در زندگی پیدا کنید تا بتوانید با آن علایق و در جهت رضای پروردگار بر این دنیا اثر بگذارید.

aftab

MEMOLI
2007-Sep-05, 20:33
http://www.tebyan.net/Image/Big/1384/01/2239117758811241632516915517723967024349.jpg

اصول دوستيابي و نفوذ بر ديگران و رهبري مؤثر به قرار زير است:

1) انتقاد، شکايت و محکوم نکنيد.

2) صادق باشيد.

3) در ديگران انگيزه ايجاد کنيد.

4) ذاتاً به ديگران علاقه مند باشيد.

5) هميشه حتي در هنگام مشکلات و سختي ها خنده رو باشيد.

6) به ياد داشته باشيد که نام هر فردي زيباترين و مهمترين کلمه است.

7) شنونده خوبي باشيد . ديگران را تشويق کنيد در مورد خود صحبت کنند.

8) براساس علايق ديگران صحبت کنيد.

9) طوري رفتار کنيد که ديگران احساس کنند مهم هستند و هر کاري که از دستتان بر مي آيد صادقانه برايشان انجام دهيد.

10) بهترين راه موفقيت در بحث، اجتناب از آن است.

11) به «نظر» ديگران احترام بگذاريد. هرگز نگوييد «اشتباه مي کنيد»

12) اگر اشتباه کرديد، سريع و صادقانه آن را بپذيريد.

13) دوستانه صحبت کنيد.

14) طوري صحبت کنيد که طرف مقابل هميشه در پاسخ تان «بله» بگويد.


http://www.tebyan.net/Image/Big/1384/01/1767995115214185152216434213394170215127173.jpg

15) اجازه دهيد طرف مقابل بيشتر صحبت کند.

16) اجازه دهيد طرف مقابل احساس کند از شما برتر است.

17) صادقانه همه چيز را از نگاه طرف مقابل ببينيد.

18) با عقايد و آرزوهاي مثبت و سازنده ديگران همراه شويد.

19) با افراد مثبت و انگيزه دهنده دوست باشيد.

20) عقايدتان را به ديگران تحميل نکنيد.

21) خود را با علائم غيرکلامي طرف مقابل هماهنگ کنيد.

22) صادقانه از ديگران تعريف کنيد.

23) اشتباهات ديگران را غير مستقيم تذکر دهيد.

24) قبل از انتقاد از ديگران در مورد اشتباهاتتان صحبت کنيد.

25) به جاي دستور صريح، سؤال کنيد.

26) در ديگران احساس امنيت ايجاد کنيد.

27) هر پيشرفت جزيي و هر نکته مثبتي را تحسين کنيد.

28) مشوق باشيد و بکوشيد اشتباه ديگران را آسان و قابل اصلاح نشان دهيد.

29) بگذاريد افراد از انجام پيشنهادات شما خوشحال شوند.

30) اگر براي کسي کاري انجام مي دهيد، انتظار جبران نداشته باشيد.

منبع: اصول نفوذ بر ديگران
tebyan

MEMOLI
2007-Sep-05, 20:40
http://www.tebyan.net/Image/Big/1384/06/8620323821920324851167179581602401149618481.jpg

معمولاً هيچکس به ما چگونه دست دادن را ياد نمي دهد. اما اگر دقت کرده باشي خانم ها و آقايان به اشکال متفاوت دست مي دهند. حتي اين تفاوت ها در شغل ها و شخصيت هاي مختلف و وضعيت هاي روحي متفاوت قابل مشاهده است. هنگامي که خانم ها مي خواهند احساسات صادقانه خويش را به خصوص در مواقع بحراني زندگي نسبت به خانم هاي ديگر ابراز کنند، با يکديگر دست نمي دهند بلکه دست هاي فرد مقابل را به نرمي در دست هاي خود گرفته و با حالت چهره، همدردي عميق خود را بيان مي کنند.

اگر کف دست فردي در دست دادن، روي دست فرد ديگري قرار بگيرد، نشان دهنده تمايل بر تسلط و اعتماد به نفس او و همچنين علاقه به کنترل رابطه از سوي او دارد، برعکس اگر کف دست فردي زير قرار بگيرد، نشان دهنده تمايل آن فرد به تحت تسلط بودن و واگذاري حق تصميم گيري شخصي به فرد مقابل است. همچنين وقتي فردي در موقع دست دادن دست خود را بالاتر از حد معمولي (در حد کمر) قرار داد نشان از تکبر و رئيس مآبي آن قرار دارد.
اما به نظر مي رسد خانم ها اين رفتار را فقط براي ارتباط با همجنسان خود انتخاب کرده اند. از نحوه دست دادن افراد مي توان بسياري از خصوصيات کلي يا لحظه اي آنها را با دقت زيادي تشخيص داد. کف دست عرق کرده و خيس نشان دهنده دلهره و نوعي هيجان غيرعادي است. اگر کف دست شما زياد عرق مي کند، به احتمال زياد شخصيت نگران و مضطربي داريد. به خاطر داشته باشيد که اگر اينگونه ايد حتماً دستهايتان را قبل از دست دادن با ديگران خشک کنيد. حتي بعضي بيماري ها نيز در کف دست هاي شما علائمي ويژه ايجاد مي کنند. در بيماري پرکاري غده تيروئيد کف دست ها مرطوب و گرم مي شود و در اضطراب و اختلالات هراسي کف دست ها مرطوب و سردند. سست و شل دست دادن بيانگر شخصيتي سرد، درون گرا و احتمالاً متکبر است. بيش از حد محکم دست دادن نيز به همين اندازه ناراحت کننده و خارج از عرف است به ويژه در نخستين ملاقات ها بايد از هر دوي آنها بپرهيزيم. وقتي با کسي دست مي دهيد دقت کنيد که دست او روي دست شما قرار مي گيرد يا زيردستانتان؟ اگر کف دست فردي در دست دادن، روي دست فرد ديگري قرار بگيرد، نشان دهنده تمايل بر تسلط و اعتماد به نفس او و همچنين علاقه به کنترل رابطه از سوي او دارد، برعکس اگر کف دست فردي زير قرار بگيرد، نشان دهنده تمايل آن فرد به تحت تسلط بودن و واگذاري حق تصميم گيري شخصي به فرد مقابل است. همچنين وقتي فردي در موقع دست دادن دست خود را بالاتر از حد معمولي (در حد کمر) قرار داد نشان از تکبر و رئيس مآبي آن قرار دارد.

اما دست دادن با شغل افراد نيز ارتباط دارد.
به طور مثال بسياري از ورزشکاران هنگام دست دادن نيرو و قدرت خويش را کنترل مي کنند، در نتيجه به آرامي دست مي دهند. هنرمندان چيره دست و ماهر، نوازندگان و جراحان نيز مراقب دست هاي خود بوده و به آنها حساس اند و در محافظتشان مي کوشند. دست دادن ديپلماتيک هم خاص سياستمداران است که اين از خصوصيات بارز آمريکاييان است. اين نوع دست دادن به ويژه طي مبارزات انتخاباتي توسط کانديداها و يا ملاقات هاي رسمي سران و وزيران ديده مي شود. شکل معمول آن گرفتن شانه يا بازو با دست چپ هنگام دست دادن، امري معمول است. تهنيت و درود دو دوست قديمي به اين شکل پذيرفتني است، اما براي بسياري از افراد در مواجهه با کساني که آشنايي چنداني با آنان ندارند، اين گونه دست دادن ناخوشايند است آنان اين امر را به عنوان حرکتي تظاهرآميز و رياکارانه تلقي مي کنند اما هنوز بسياري از سياستمداران به انجام اين عمل اصرار مي ورزند.

کف دست عرق کرده و خيس نشان دهنده دلهره و نوعي هيجان غيرعادي است. اگر کف دست شما زياد عرق مي کند، به احتمال زياد شخصيت نگران و مضطربي داريد.
همچنين آداب و رسوم دست دادن در کشورها و فرهنگ هاي مختلف متفاوت است. فرانسوي ها درست مثل ما در هنگام ورود و خروج با يکديگر دست مي دهند. ولي آلماني ها تنها يک بار با هم دست مي دهند.

برخي از آفريقايي ها پس از هر بار دست دادن بشکن مي زنند که حاکي از رهايي و آزادي است. مردم برخي از کشورها هم دست دادن را خوب نمي دانند. آمريکايي ها خيلي محکم دست مي دهند که احتمالاً از رقابت هاي سنگين جسمي مانند کشتي سرخ پوستان نشأت گرفته است. پيچيده ترين شکل دست دادن را سياهان آمريکايي دارند که عملاً شامل چند عمل پيچيده است.

دست دادن شکل تکامل يافته اي از ارتباطات غيرکلامي است که طي ساليان سال به نمادي جهاني در ارتباطات بدل شده است. مثلاً بالا نگه داشتن دو دست که دلالت بر همراه نداشتن سلاح مي کرده است، بعدها به درود و تهنيت و صلح طلبي در بدو خوشامد بدل شده است. رومي ها با الهام از اين عمل دست بر سينه مي گذاشتند. آنها حتي به جاي دست دادن، بازوهاي هم را مي گرفتند. دست دادن امروزي نشانه اي از خوشامدگويي و پذيرايي است.تماس کامل دو کف دست، بيانگر صميميت و حاکي از يکرنگي و يکي بودن است.

tebyan

Sahel 87
2007-Sep-05, 21:59
واقعا جالب بود ممول جان
از این به بعد در این مورد دقیق میشم, دوس دارم احساس بقیه رو بدونم
دستت درد نكنه

MEMOLI
2007-Sep-06, 08:46
اين خبر براي آن گروهي كه فكر مي كنند زيبايي و جذابيت ظاهري و به اصطلاح خوش تيپ بودن در زندگي اهميتي ندارد شوك آور است؛ براساس نتايج يك تحقيق افراد زيبا و خوش تيپ داراي درآمد بيشتر هستند، از لحاظ اقتصادي و كاري موفق تر هستند و ارتباط برقرار كردن با آنها ساده تر و در واقع ارتباط عمومي آنها بهتر است.
براساس نتايج اين تحقيق افرادي كه داراي فاكتورهاي ظاهري مناسب - از لحاظ عموم يك جامعه - هستند و در آن جامعه «بسيار زيبا» شمرده مي شوند، دوازده درصد درآمد بيشتري نسبت به ساير افرادي كه چنين ويژگي در آنها نيست، دارند. براساس اين تحقيق اگر درآمد افراد عادي جامعه را ۱۰۰ بدانيم، افراد زيبا و خوش تيپ ۷ درصد بيشتر از اين ميزان درآمد دارند و افراد خيلي زيبا هم داراي يك افزايش درآمدي ۱۲ درصد هستند.
در اين گزارش كه نتايج آن در آخرين شماره نشريه «روان شناسي اقتصادي» به چاپ رسيده، آمده است كه محققان دانشگاه كاليفرنيا در تحقيقات گسترده خود سه گروه از افراد را مشخص كردند و از لحاظ عمومي آنها را در سه دسته «معمولي»، «زيبا» و «بسيار زيبا» جاي دادند و سپس رفتار آنها و خلق و خوي آنها در محل كار، ميزان درآمد، ميزان پيشرفت و رضايت ساير همكاران يا مشتريان و ارباب رجوع به آنها طي يك دوره چهار ساله مورد بررسي قرار گرفت. در اين مراحل افراد به صورت مخفي و از دور مورد بررسي قرار داشتند و خود متوجه نبودند كه مورد بررسي قرار دارند. نتيجه نهايي اين گزارش اين گونه درج شد؛ «افراد بسيار زيبا درآمد بيشتري از افراد نسبتاً زيبا دارند و اين افراد هم درآمدشان از افراد معمولي بيشتر است.»
براساس گفته هاي محققان يكي از علت هاي موفقيت افراد زيبا در حيطه كار اين است كه آنها راحت تر در محل كار از حمايت و همكاري همكاران خود برخوردار مي شوند و ايده ها و نقشه هاي آنها بيشتر مورد توجه قرار مي گيرد. البته يكي از متخصصان حاضر در اين تحقيق نظريه ديگري دارد؛ «افراد زيباتر مغرورتر هستند و اين غرور آنها را خودخواه تر و خودمحورتر و به نوعي جاه طلب تر مي كند و علت موفقيت آنها در حيطه هاي كاري هم همين مساله است.»
اما دكتر بوناتلي پزشك ارشد انجام اين مطالعه نظر همكارش را رد مي كند. او مي گويد؛ «در بخشي از اين مطالعه ما از همكاران اين افراد خواستيم كه به رفتار آنها نمره بدهند، در نهايت مشخص شد كه افراد خيلي زيبا از ديد ديگران و همكاران آنها افراد خيلي خودخواه نيستند و افراد نسبتاً زيبا از لحاظ عموم بسيار خودخواه تر تصور مي شوند.»
دكتر بوناتلي مي گويد؛ «افراد جذاب تيم هاي موفق تر تشكيل مي دهند، چرا كه در تيم هاي آنها افراد همكاري هاي بيشتري با آنها دارند.»
دكتر كاترين كابوتا متخصص برنامه ريزي مشاغل مي گويد؛ «ما در مورد افراد جذاب و خوشگل پديده يي داريم به نام پديده «سلام»، در واقع زماني كه يك فرد، چه زن چه مرد، در يك محيط حضور داشته باشد افرادي كه براي كار به آنجا مراجعه مي كنند آنها را بيشتر براي انجام كار انتخاب مي كنند و مورد خطاب قرار مي دهند و در محيط هاي كاري هم اين افراد بيشتر مورد درخواست همكاري و راه اندازي پروژه ها هستند.»

iranianuk

A.L.I.
2007-Sep-06, 09:14
خود خوش تیپی یک نوع محرک برای مغز است که باعث میشه کارکرد بهتری داشته باشه بدلیل اینکه مغز نیاز به محرکهای اطلاعاتی جدید و هیجان انگیز داره و چون در خوش تیپی با عناصری نظیر نوع لباس و نوع ظاهر و آراستگی روبرو میشویم طبیعتا بیشتر انگیزه پیدا میکند .
موضوع خوبی رو مطرح کردید.تشکر

number one
2007-Sep-06, 09:58
ببينم كسي منو صدا كرد ؟؟ ;-)

kiandokht
2007-Sep-17, 03:26
يك تست شخصيت سنجي مفصل Test

ابتدا مطمئن شويد به اندازه كافي وقت داريد و مي توانيد فكرتان را متمركز نمائيد.

براي انجام اين آزمون بايد تصوير موقعيتهاي گفته شده را به ذهن بياوريد و خود را در آن موقعيت قرار دهيد. ابتدا با جنگل شروع مي ‌كنيم.

.جنگل

خود را دريك جنگل مجسّم كنيد و به سوالات زير پاسخ دهيد:

آيا جنگلي كه در آن هستيد تاريك است يا روشن؟

الف) من خود را در جنگلي در روشنايي روز مي ‌بينم.
ب) من خود را در جنگلي در شب مي ‌بينم.
پ) من خود را در جنگلي در هنگام غروب،يا طلوع خورشيد مي ‌بينم. نه كاملاً تاريك و نه كاملاً روشن.

آيا راهي در ميان جنگل وجود دارد؟

الف) بله
ب) نه

.فنجان

حال از شما مي ‌خواهيم كه به ميان جنگل برويد.

فنجاني را مي ‌بينيد. چه شكلي است؟

الف) فنجان به نظر من با ارزش مي ‌آيد.
ب) فنجان به نظر من ارزش چنداني ندارد.

با آن چكار مي ‌كنيد؟

الف) رهايش مي ‌كنم و از كنارش مي ‌گذرم.
ب) ار زمين برمي ‌دارمش و سپس دوباره به زمين مي ‌اندازمش.
پ) از آن استفاده مي ‌كنم و سپس آن را همانجا رها مي ‌كنم.
ت) بر مي ‌دارمش و با خودم مي ‌برم.

.آب

به راهپيمايي در جنگل ادامه مي ‌دهيد تا به آبي مي ‌رسيد.

آبي كه مي ‌بينيد چه شكلي است؟

الف) گودالي است كه آب باران در آن جمع شده است.
ب) بركه
پ) رود كوچك
ت) رودخانه
ث) درياچه
ج) اقيانوس

آيا آبي كه مي ‌بينيد جريان دارد؟

الف) بله (تند)
ب) بله (كند)
پ) نه (آرام و بي‌جنب‌وجوش)
ت) نه (كاملاً راكد)

آب چه عمقي دارد؟

الف) خيلي كم
ب) مي ‌توانم در آن بايستم
پ) از قد من بيشتر است.
ت) خيلي عميق است.

بايد از آب عبور كنيد. چگونه اين كار را مي ‌كنيد؟

الف) پياده به آب مي ‌زنم يا شنا مي ‌كنم.
ب) آن را دور مي ‌زنم.
پ) از روي پل رد مي ‌شوم.
ت) از قايق يا كشتي استفاده مي ‌كنم.

.خرس

به راهتان در جنگل ادامه مي ‌دهيد كه ناگهان با خرسي مواجه مي ‌شويد.

چه نوع خرسي است؟

الف) يك خرس كوچولوي خوشگل
پ) يك خرس بزرگ و واقعي

آن خرس چكار مي ‌كند؟ (نزديكترين گزينه را انتخاب كنيد.)

الف) خرس متوجه من نشده است.
ب) خرس متوجه من شده و دارد با خودش بازيهاي قشنگي مي ‌كند.
پ) خرس متوجه من شده ولي با من كاري ندارد و سرگرم كار خودش است.
ت) خرس متوجه من شده و به نحو تهديدآميز و ترسناكي به من نگاه مي ‌كند.
ث) هيچكدام ... صاف دارد به طرف من مي ‌آيد.

شما بايد به راهتان ادامه دهيد. با آن خرس چكار مي ‌كنيد؟

الف) كار خاصي نمي ‌كنم. خيلي كوچولو وخوشگل است و به فكر اين هستم كه آن را بغل كنم و همراه خود ببرم.
ب) به آن توجهي نمي ‌كنم و راهم را ادامه مي ‌دهم.
پ) قبل از آن كه مرا ببيند از آنجا دور مي ‌شوم.
ت) بالاي درخت مي ‌روم يا پنهان مي ‌شوم.
ث) مي ‌ايستم و با آن مقابله مي ‌كنم. من پيروز خواهم شد.
ج) مي ‌ايستم و مقابله مي ‌كنم. كمي زخمي مي ‌شوم.
چ) هيچكدام از اين گزينه‌ها به انتخاب من نزديك نيست.

.ساحل

به راهتان ادامه مي ‌دهيد تا به ساحلي مي ‌رسيد.

چند نفر آدم در آنجا مي ‌بينيد؟

الف) صدها و شايد هزاران نفر.
ب) 20 تا 100 نفر
پ) يكيا دو نفر
ت) هيچكس

فاصله شما از آنها چقدر است؟

الف) آنقدر نزديكند كه مي ‌توان با آنها صحبت كرد.
ب) آنقدر نزديك نيستند كه بتوان با آنها صحبت كرد.
پ) يا خيلي دورند ويا هيچكس در ساحل نيست.

جنگل و مسير

جنگل نماد «زندگي» شماست و اين كه شما چگونه به آن نگاه مي ‌كنيد. اگر شما گزينه «جنگل در روشنايي روز» را انتخاب كرده‌ايد، اين قوياً نشانگر اين است كه به طور كلي آدم شادي هستيد. هر چه نور بيشتري در جنگل ببينيد به معني اين است كه زندگي شما از محتواي بيشتري برخوردار است. چنانچه شما گزينه «جنگل در شب» را انتخاب كرده‌ايد، بدين معني است كه چيز عمده‌اي در زندگي شما وجود دارد كه مي ‌خواهيد آن را تغيير دهيد يا از آن ناراضي هستيد. اين انتخاب همچنين بيانگر اين است كه شما به دلايلي تحت فشار استرس قرار داريد. اگر گزينه «جنگل نه كاملاً تاريك و نه كاملاً روشن» را انتخاب كرده‌ايد، نشانگر چيزي بين دو حالت فوق است. يعني اين كه يكي دو چيز در زندگي شما وجود دارد كه مايليد آن را تغيير دهيد.

اگر راهي در جنگل ديده‌ايد بدين معني است كه هنوز در زندگي خود به طور كامل جا نيافتاده‌ايد. جوانترها معمولاً چنين راهي را مي ‌بينند. چرا چنين است؟ راه، نماد جايي است كه به سوي آن در حركتيد. كساني كه هنوز راه مشخصي را در زندگي خود پيدا نكرده‌اند به احتمال زياد راهي را در جنگل مي ‌بينند. و از طرف ديگر، كساني كه راه زندگي خود را يافته‌اند(معمولاً افراد مسن‌تر) احتمال كمتري دارد كه راهي در بين جنگل ببينند.

فنجان = ثروت

فنجان نماد «ثروت» و رهيافت شما به آن است. اين سوال به شما اين شانس را مي ‌دهد كه هر نوع فنجاني را ببينيد. در واقع، اين سوال به شما فرصت مي ‌دهد تا به خودتان پاداش بدهيد. اگر فنجان باارزشي را ديده‌ايد در اين صورت چيزي كه برايتان باارزش است را به خودتان پاداش داده‌ايد. و اگر فنجاني كه ديده‌ايد ارزش چنداني نداشته، يعني هنگامي كه فرصتي پيش آمده به خودتان پاداش نداده‌ايد.

اگر فنجان را رها كرده‌ايد، يعني به شما شانس داده شده كه پاداشي بگيريد ولي شما آن را پشت سر گذاشته‌ايد. اين بدان معني است كه يا ثروت براي شما ارزش محسوب نمي ‌شود و يا اينكه فكر مي ‌كنيد «ثروت»، چيزي است كه بايد براي به دست آوردنش كار و تلاش كنيد.

اگر فنجان را از زمين برداشته ودوباره به زمين انداخته‌ايد، بدان معني است كه شانس پاداش گرفتن به شما داده شده است، شما هم به قدر كافي كنجكاو بوده‌ايد كه فنجان را از زمين برداشته‌ايد، ولي آن را پشتeسرگذاشته‌ايد. يا ثروت براي شما ارزش eواقعي محسوب نمي ‌شود و يا فكر مي ‌كنيد «ثروت» چيزي است كه بايد براي بهe دست آوردنش كار و تلاش كرد.

اگر از فنجان استفاده كرده و سپس آن را همانجا رها كرده‌ايد، بدين معني است كه شانس پاداش گرفتن به شما داده شده و شما يك استفاده فوري براي آن پيدا كرده‌ايد و فوراً آن را به كار بسته‌ايد. بسياري از مردم يك فنجان چاي يا قهوه مي ‌بينند و آن را مي ‌نوشند. شما هم چنين بوده‌ايد؟ شما شانس پاداش گرفتن را پشت سر گذاشت‌ايد و يك استفاده عملي براي فنجان يافته‌ايد. رهيافت شما به سوي پاداش، «اينجا و اكنون» بوده است.

اگر فنجان را برداشته و با خود برده‌ايد، احتمالاً فنجاني را ديده‌ايد كه به نوعي برايتان باارزش بوده است. يعني شما شانس پاداش دادن سريع به خودتان را پيدا كرده‌ايد و از آن استفاده نموده‌ايد.

آب = رابطه جنسي

آب، براي همه و به ويژه براي خانمها، نماد رابطه جنسي است. عمق و سرعت جريان آبي كه ديده‌ايد نشانگر طرز فكر و تمايل شما در اين زمينه است.

سرعت جريان آبي كه ديده‌ايد بيانگر ميزان ميل جنسي در شماست. هر چند كه اين ميزان لزوماً آنچه مورد نياز شماست نيست. هر چه سرعت جريان آب كمتر باشد نشانگر ميل جنسي كمتر و هر چه بيشتر باشد نشانگر ميل جنسي بيشتر است. عمق آب نيز بيانگر نحوه نگرش شما به رابطه جنسي و آنچه از آن مي ‌خواهيد است.

سهولت رد شدن از آب، نشانگر طرز تفكر و رهيافت شما به مسائل جنسي است. هر چه راحتتر از آب رد شويد، يعني رهيافت و رويكرد شما به روابط جنسي، راحتتر و آزادانه‌تر است.

خرس= استرس

خرس، نماد مشكلات و چگونگي برخورد شما با آنهاست. اگر خرس كوچولوي خوشگلي را ديده‌ باشيد نشانگر اين است كه زندگي شما خالي از استرس است و شما به راحتي از كنار مشكلات مي ‌گذريد. همچنين نشانگر اين است كه شما از زندگي‌تان لذت مي ‌برد.

امّا چنانچه خرس واقعي و بزرگي را ديده باشيد، حال امكان مواجه شدن با يك مشكل واقعي برايتان فراهم شده است. كساني كه به طور دائم تحت فشارهاي استرس قرار دارند، خرسهاي بزرگتر و خطرناكتري را مي ‌بينند.

چه شما خرس را ناديده بگيريد و چه خرس شما را، هر دو نشانگر اين است كه چگونه به استرس و مشكلات هنگامي كه برايتان پيش مي ‌آيد، مي ‌نگريد.

اگر خرس شما را نديده است و يا آن كه ديده ولي سرگرم بازيهاي قشنگ با خودش است، بدين معني است كه شما مشكلات واقعي چنداني در زندگي نداريد. شما تحت استرس و نگرانيهاي روزمره نيستيد. به شما فرصت داده شد تا مشكلي را ببينيد ولي اين فرصت را از دست داديد! اصلاً چيز بدي نيست.

اگر خرس شما را ديده ولي با شما كاري نداشته و سرگرم كار خودش بوده است، اين بدان معني است كه با وجودي كه مشكلات متداول در زندگي شما وجود دارد، ولي شما از نظر سطح استرس يا نگراني، در شرايط ناسالمي قرار نداريد.

و بالاخره اگر خرس متوجه شما شده و به نحو تهديدآميز و ترسناكي به شما نگاه مي ‌كرده است، يعني شما نياز به مرخصي داريد! شما تحت eفشارهاي شديد استرس و نگراني هستيد و اين مي ‌تواند شرايط ناسالمي را براي شماe به وجود آورد.

نحوه عبور از خرس و ادامه دادن راه، نشانگر اين است كه شما با مشكلات چگونه برخورد مي ‌كنيد و چگونه به حل آنها مي ‌پردازيد. اگر پاسخ شما اين بوده كه به فكر بغل كردن خرس و همراه بردن آن بوده‌ايد، در اين صورت رويكرد شما با ساير مردم بسيار متفاوت است. اغلب مردم تحت استرس بسيار بيشتري از شما قرار دارند.

ساحل = ارتباط با مردم

ساحل، نماد چگونگي ارتباط شما با افرادي كه پيرامونتان قرار دارند است. تعداد افرادي كه در ساحل ديده‌ايد، مستقيماً به تعداد افرادي كه مايلند دوروبرتان باشند ارتباط دارد. افراد اجتماعي و معاشرتي در كنار عدّه زيادي از مردم احساس راحتي مي ‌كنند. اين گونه افراد، ساحل را مملو از جمعيت مي ‌بينند. در طرف مقابل، كساني كه هيچكس را در ساحل نديده‌اند آنهايي هستند كه از تنها بودن با خودشان احساس آرامش و راحتي مي ‌كنند. احساس تنهايي براي آنها مفهومي ندارد و مي ‌توانند مدّت زماني طولاني با خودشان به سر برند.

اگر شما صدها نفر را در ساحل ديده باشيد يعني از بودن در مكانهاي شلوغ و پرجمعيت احساس ناراحتي نمي ‌كنيد. در حالي كه اگر يك يا دو نفر را در ساحل ديده باشيد، بدان معني است كه شما فردي هستيد كه نمي ‌خواهد زمان زيادي را در مكانهاي شلوغ بگذراند و ترجيح مي ‌دهد با يك نفر يا دونفر صحبت كند.

البته اين به معني آن نيست كه شما آدمي اجتماعي نيستيد. بلكه نشانگر اين است كه بيشتر تمايل به محيطهاي آرام و كم جمعيت داريد. اغلب مردم، ساحل را با يك يا دو نفر مي ‌بينند.

فاصله مردمي كه در ساحل هستند با شما، نماد چگونگي ارتباط شما با افرادي است كه پيرامونتان قرار دارند. اگر مردم آنقدر نزديك بوده‌اند كه امكان صحبت كردن با آنها فراهم بود، يعني شما در بيشتر مواقع مايل به ارتباط برقرار كردن با ديگران هستيد.

اگر مردم آنقدر دور بوده‌اند كه امكان صحبت با آنها نبوده، بدان معني است كه شما در اكثر اوقات نيازي به برقراري ارتباط با ديگران نداريد، اما دلتان مي ‌خواهد كساني را پيرامون خود داشته باشيد.

و بالاخره اگر مردم خيلي دور بوده‌اند يعني شما در اكثر مواقع نيازي به برقراري ارتباط با ديگران نداريد و از تنها بودن با خودتان راضي هستيد.

kiandokht
2007-Sep-17, 03:32
سنجش شخصيت با چند سئوال ساده

به سوالات زير با دقت و صادقانه پاسخ بدهيد و در پايان تعبير پاسخ هايتان را مشاهده بفرمائيد

سوال ها:

۱. دريا را با كدام يك از ويژگي هاي زير تشريح مي كنيد؟
آبي تيره، شفاف، سبز، گل‌آلود

۲. كدام يك از اشكال زير را دوست داريد؟
دايره، مربع يا مثلث

3- فرض كنيد در راهرويي راه مي رويد . دو در مي بينيد . يكي در 5 قدمي سمت چپ تان و ديگري در انتهاي راهرو . هر دو در باز هستند . كليدي روي زمين درست جلوي شما افتاده است. آيا آن را بر مي داريد ؟

4- رنگهاي روبرو را به ترتيب اولويتي كه برايتان دارند بگوييد . قرمز , آبي , سبز ,سياه و سفيد

۵. دوست داريد در كدام قسمت كوه باشيد؟

6- در ذهنتان اسب چه رنگي است ؟

قهوه‌اي، سياه يا سفيد

7- توفاني در راه است . كداميك را انتخاب مي كنيد: يك اسب يا يك خانه ؟

پاسخ ها:

1- آبي تيره : شخصيت پيچيده

سبز: آسان گير و بي‌خيال
شفاف: به سادگي قابل درك
گل‌آلود: آشفته و سردرگم

2- دايره : سعي مي كنيد طوري رفتار كنيد كه خوشايند همه باشد.

مربع: خودرأي و خود محور
مثلث: يك دنده و لجباز
(اندازه اشكال با خودخواهي و منيت شما ارتباط مستقيم دارد)

3- بله : شما آدم فرصت طلبي هستيد

نه: آدم فرصت‌طلبي نيستيد.

4- اين سئوال , اوليتهاي شما در زندگي را مشخص مي كند.

آبي: دوستان/ روابط
سبز: شغل و حرفه
قرمز: شهوت و دلبستگي
سياه: مرگ
سفيد: ازدواج

5- ميزان ارتفاعي كه انتخاب مي كنيد رابطه مستقيم با ميزان جاه طلبي شما دارد .

6- قهوه ايي : فروتن و خاكي
سياه: غيرقابل پيش‌بيني، سركش، هيجان‌انگيز
سفيد: برتر، مغرور، تاثيرگذار

7- اين سئوال , الويتهاي شما به هنگام مشكلات را تعيين مي كند.
اسب: همسر
خانه: فرزندان

Green heart
2007-Sep-17, 09:09
مرسي عزيزم خيلي جالب و قشنگ بود بعضيا شو نمي دونستم.ممنونم ازت.

Z a H r A
2007-Sep-17, 10:26
خیلی جالب بود ممنون تاحالا همه جوری دیده بودم جز این مدلی !!!! بازم ممنونم

kiandokht
2007-Sep-18, 03:02
خواهشمیکنم بچه ها از شما هم ممنون

MEMOLI
2007-Oct-03, 18:08
یک انسان با روان سالم، انسانی است که به دیگران، آسیب نمی‌رساند و دیگران کنار او، در امنیت روانی به‌سر می‌برند و همان‌طور که می‌دانیم، بهترین نوع عبادت، آن است که دیگران از دست و زبان ما در امان باشند. هرچه ما از نظر روانی، سالم‌تر باشیم؛ کمتر به دیگران آسیب می‌رسانیم. به‌طور تقریبی می‌توان گفت که حتی یک فرد به‌طور کامل روان سالم در دنیا وجود ندارد و هریک از ما انسان‌ها در صدی از ناسلامتی روان را تحت تأثیر عامل‌های مختلفی هم‌چون وراثت، محیط یادگیری در خانواده و یا محیط اجتماع از کودکی تا بزرگ‌سالی و یا حتی کهن‌سالی با خود حمل می‌کنیم؛ پس اگر درصدی از این شخصیت‌های روان نا سالم را در خود دیدیم، یکه نخوریم؛ به هم نریزیم و آشفته نشویم؛ بلکه درصدد برداشتن آن و نزدیک‌تر شدن به یک انسان روان سالم، یک انسان متعالی و خداگونه گام برداریم. یادمان باشد در بیماری‌های روانی، تنها شناخت مشکل، ۹۰درصد کار درمان را انجام می‌دهند و ۱۰درصد بقیه با پیروی کردن و به‌کار بستن یک‌سری تکنیک‌ها برای پاک‌کردن آن مشکل، به‌کار می‌آید.

● تیپ کمال‌گرا یا کمال‌جو:
یک تیپ شخصیتی بسیار روان سالم است. او فردی بسیار معنوی بوده و فقط به‌سوی بالا حرکت می‌کند؛ حرکت صعودی برای رسیدن به معنویت، به خدای درون و به سمت متعالی شدن. این فرد، نه‌تنها برای خود یا دیگران، مشکل دست نمی‌کند؛ بلکه برای خود و به‌خصوص برای جامعه، بسیار مفید و حتی ضروری است.

● تیپ شخصیتی کمال‌طلب یا برتری‌طلب:
فردی است که هرچیز را برای خود در عالی‌ترین حد ممکن می‌خواهد. بسیار تلاش می‌کند؛ همواره در حال دویدن است؛ همیشه دیرش شده؛ ولی هرگز با هر آن‌چه به‌دست می‌آورد، خوشحال و راضی نیست و باز هم برای رسیدن به بهتر از آن، شروع به تلاش دوباره می‌کند تا شاید روزی به رضایت خاطر و خوشحالی کامل برسد. پس این چیزها تنها برای مدتی کوتاه می‌توانند او را خوشحال و راضی نگاه دارند و دوباره و دوباره باید این دور باطل را برای گرفتن تنها لحظه‌هائی از احساس رضایت و خشنودی از سر گیرد. احساس شادی، رضایت، خشنودی و خوشبختی باید از درون بجوشد. از آن‌چه که هستیم (پارهٔ تن خداوند)؛ مگرنه این‌که خداوند از روح خود در ما دمیده، پس هر که و هرچه هستیم، عالی هستیم؛ زیرا از او هستیم؛ اما از آن‌جائی که این را فراموش کرده‌ایم، احساس شادمانی و خوشبختی را نیز از دست داده‌ایم. ولی با مدیتیشن و مراقبه می‌توانیم رضایت درون، احساس شادی درونی، آرامش درونی و یکی شدن دوباره با خدای درون را تجربه کنیم.

● این شخصیت، چگونه به‌وجود می‌آید؟
فرد ”برتری‌طلب“، فردی است که یا در کودکی هرچه خواسته برای او مهیا بوده و همه چیز به میل او انجام شده و یا از همان دوران کودکی یا اوایل نوجوانی، قدرت زیادی در خانواده به او محول شده است. جالب است بدانیم که ما با دادن خدمات اضافی و آماده کردن هر آن‌چه که فرزندامان می‌خواهند و در عین حال، نداند مهر ناب، نوازش، ندیدن و نشنیدن به‌موقع آنان، ندانسته فرزندسالاری را رواج می‌دهیم؛ حال آن‌که یک فرزندسالار، هیچ‌گاه خود، خشنود، راضی و شادی است و نه می‌گذارد دیگران این‌گونه باشند؛ زیرا آن‌چه که او به‌طور واقعی نیاز دارد، نوازش، دیده ‌شدن و شنیده شدن است تا احساس رضایت، شادی و خوشبختی درونی او بیدار شود. همهٔ انسان‌ها همواره می‌خواهند بهترین خود را بسازند و یا انجام دهند؛ ولی اگر نشده، دلیل آن، تنها آگاه نبودن است نه گناه‌کار یا مقصر بودن.
فرد برتری‌طلب یا کمال‌طلب، در کودکی به‌نوعی آسیب دیده. او در سنین نوجوانی، جوانی و بزرگ‌سالی حتی تا کهن‌سالی، فردی است بسیار ناراضی؛ ناراضی از آن‌چه که شده و یا آن‌چه داراست. او از تحصیلات، موقعیت اجتماعی، ثروت، مقام و پُست خود ناراضی است. او حتی از همسر یا فرزندان خود نیز ناراضی است. اگر چیزی او را خوشحال سازد، مدت این خوشحالی، طولانی نخواهد بود. او بیشتر فردی ناسپاس است و از آن‌چه که دارد، خشنود و شکرگزار نیست. این فرد همواره در تلاش و تکاپوست؛ بی‌وقفه کار می‌کند؛ درس می‌خواند؛ می‌دود و ... و همواره عجله دارد؛ کمتر در لحظهٔ اکنون زندگی می‌کند و از لحظه‌های زندگی لذت نمی‌برد. بیشتر وقت‌ها به فکر آینده و رسیدن به آن‌چه در آرزوها و آرمان خود دارد، عمر می‌گذراند تا شاید در آن روز، احساس خوشحالی و خوشبختی کند؛ حال آن‌که با رسیدن به آن لحظهٔ آرزوها نیز، یا به‌هیچ‌وجه احساس خوشحالی نمی‌کند به این علت که دیگر این مورد، او را ارضا نمی‌کند و یا این موقعیت، تنها مدتی کوتاه می‌تواند او را شاد و راضی نگه دارد. می‌بینیم که اگر این تیپ شخصیتی در ما وجود داشته باشد، همواره برایمان مشکل‌ساز خواهد بود؛ زیرا هرگز احساس رضایت، خوشبختی و شادی نخواهیم داشت و از آن‌جائی که همواره در تلاش و تکاپو هستیم، هرگز زندگی نمی‌کنیم تا از چیزی که داریم یا شده‌ایم، لذت ببریم؛ بنابراین نه می‌توانیم به دیگران، احساس خوشحالی و خوشبختی بدهیم و نه خود، احساس خوشبختی و رضایت داریم؛ زیرا می‌خواهیم همواره، همسرمان، فرزندانمان و پدر و مادرمان بهترین باشند و از آن‌جائی که به‌طور تقریبی غیر ممکن است که فردی بتواند در همه‌چیز، بهترین باشد؛ بنابراین ما را ارضا نخواهند کرد؛ پس به‌تدریج با همسر، فرزند، پدر و مادر و محیط کار خود، دچار تضاد و تعارض می‌گردیم. هرگز طعم زندگی را نخواهیم چشید و همواره تا آخر عمر در تلاش بی‌سرانجام، بدون احساس شادی و خوشبختی دست‌وپا خواهیم زد.
فرد برتری‌طلب، جام وجودش نه‌تنها از مهر پدر ومادر، بلکه از مهر خود نیز خالی است؛ زیرا خود را در آن‌چه که می‌شود، می‌بیند؛ نه آن‌چه که هست. خود را دوست ندارد؛ زیرا آن‌چه که هست، ناراضی است. او خود را قابل و یا خوب نمی‌بیند و همواره خود را کمتر از آنی که هست، می‌بیند. خوددوست‌داری صحیح، برابر با عزت‌نفس یااحترام به خود بالاست؛ ولی این فرد، با دوست نداشتن خود، عزت‌نفس خود را به‌شدت پائین می‌آورد. این فرد، ممکن است از موفقیت‌های فردی و یا اجتماعی بالائی برخوردار باشد؛ اما هرگز خود را به‌حد کافی قبول ندارد؛ پس، خودباوری او که همان اعتمادبه‌نفس است نیز به‌طور کامل، کاهش می‌یابد؛ بنابراین به‌دنبال یک ماسک می‌گردد تا یک خودساختگی را که همان غرور و ”منم“ است و آن‌را بهتر از خود واقعی‌اش می‌داند، به همه نشان دهد؛ زیرا وقتی کسی خود را خوب، قبول ندارد، تلاش می‌کند تا با این ماسک‌ها هم خود را فریب دهد و هم دیگران را.

● راه درمان

۱) ایمان به‌خود: ما فقط با دیدن خود، ۹۰درصد راه بهبود را طی کرده‌ایم.

۲) پذیرفتن: الف) پذیرفتن این‌که من این مشکل را دارم و با کمک خود و خداوند، می‌توانم آن را برطرف کنم.
ب) پذیرفتن خود به‌همین شکل که هستم با تمام نقاط قوت و ضعفم. خداوند مرا این‌طور خلق کرده؛ اگر می‌خواست بهتر خلق کند، می‌توانست؛ ولی اگر نکرده، پس بقیهٔ راه در دست من است تا از خود چه بسازم.

۳) قطع کردن انتقادها، ایرادگیری‌ها و سرزنش‌ کردن‌ها از خود و دیگران: هربار هنگام انجام این کارها، مچ خود را گرفته و عمل را قطع کنیم. ( سرزنش کردن دائم خود، به‌شدت موجب کاهش اعتمادبه‌نفس در ما می‌گردد.)

۴) قطع بایدها و نبایدها برای خود و دیگران: بایدها و نبایدها از والد ما می‌آیند (شاید حتی در سنین نوجوانی باشیم؛ ولی والد در ما کار می‌کند.)

۵) تکنیک دوستت دارم: چند دقیقه در طول روز یا شب در آیینه به چشم‌های خود نگاه کنیم و به‌ خود بگوئیم: ” دوستت دارم؛ تو را همین‌گونه که هستی دوست دارم؛ تو خوبی؛ تو عالی هستی“ و به این‌ شکل، عزت‌نفس و خود دوست‌داری صحیح را در خود بالا برده و کم‌کم خود را به‌همین شکلی که هستیم، می‌پذیریم.

۶) تکنیک کِش: یک کِش را در مچ دستی که با آن، بیشتر کار می‌کنیم، می‌اندازیم؛ هربار که در ذهن خود، با خود دعوا کردیم، خود را سرزنش کردیم و یا هرباری که به‌ آن‌چه داریم و یا هستیم، راضی نبودیم و ابراز نارضایتی کردیم، به‌سرعت کِش را می‌کشیم و رها می‌کنیم تا روی نبض دست، به مچ، محکم برخورد کند و دردمان بیاید. کم‌کم این احساس نارضایتی‌ها، سرزنش‌ها و دعواهای با خود قطع می‌گردد و جای آن‌را خود باوری یا اعتماد به‌نفس پر می‌کند و به این شکل، ماسک‌ها به کناری رفته و خودِ واقعی ما که یک خودِ خداگونه است، چهره می‌نماید.

۷) زندگی کردن در لحظهٔ اکنون و لذت بردن از زمان حال، آن‌چه که هستیم و آن‌چه که داریم: ما باید به خود بیاموزیم که چگونه دوباره از زندگی لذت ببریم. لذت بردن از یک فنجان چای که می‌نوشیم؛ از نگاه کردن؛ دیدن؛ حرف زدن با همسر و فرزندان و یا پدر و مادر و اطرافیان؛ لذت بردن از شغلی که داریم و به‌طور کلی لذت بردن از زندگی. عمری که در حال سپری شدن است، حتی یک ثانیهٔ آن‌را به هیچ‌ قیمتی نمی‌توانیم دوباره زنده کنیم. پس زندگی کردن را بیاموزیم؛ آن‌چه را که داریم و آن‌چه را که هستیم، در راه زندگی کردن، خرج کنیم، نه زندگی و عمرمان را در راه به‌دست آوردن آنها سپری کنیم و روزی به آخر خط برسیم و ببینیم که زندگی نکرده‌ایم.

۸) تکنیک شکرگزاری: از امروز به‌خاطر ذره ذرهٔ چیزهائی که داریم، شکرگزاری را دوباره شروع می‌کنیم. برای چشم‌هائی که داریم؛ دست‌هائی که کار می‌کنند؛ پاهائی که ما را به همه‌ جا می‌برند؛ مغزی که کار می‌کند و ...

به‌خاطر پدر و مادر، همسر، فرزند یا فرزندان خوبی که داریم، حتی اگر خیلی خوب نیستند، کمی که خوب هستند مهم‌تر از همه، به‌خاطر سلامتی که داریم حتی اگر نسبی است. می‌دانیم که میلیون‌ها انسان، ممکن است حسرت داشتن آنها را داشته باشند و ما که داریم، خوب قدر نمی‌دانیم. می‌گویند حضرت محمد (ص) همواره استغفار می‌کردند. از ایشان پرسیدند: ”شما که گناهی نکرده‌اید، پس چرا این حد استغفار می‌کنید؟“ فرمودند: ”به‌خاطر این‌که نتوانسته‌ام شکر تمام نعمت‌هائی را که خداوند به من داده، به‌جای آورم.“ در قرآن آمده است: ”اگر شما انسان‌ها، تمام ثانیه‌های عمرتان رانیز شکر کنید، باز هم تا آخرین روز عمرتان، نمی‌توانید شکر تمام نعمت‌های مرا به‌جا آورید.“ پس به‌خاطر آن‌چه که داریم و آن‌چه که هستیم، خدا را شکر کنیم که ”شکر نعمت، نعمت افزون کند.“

مجله شادکامی و موفقیت

MEMOLI
2007-Oct-21, 17:42
این اشخاص خود را ضعیف ، تهی و حقیر می پندارند و اعتماد به نفسشان بسیار پایین است. خود را صاحب رأی نمی دانند. برای کسب محبت و حمایت دیگران به اقدام های افراطی دست می زنند. این گونه افراد چون از قطع حمایت یا تأیید می ترسند، اغلب در ابراز مخالفت با سایر افراد، به ویژه کسانی که به آنها وابسته هستند، مشکل دارند.DSMIV ملاک های تشخیصی شخصیت وابسته را اینگونه توصیف می کند.

۱) نیاز فراگیر و مفرط به حمایت شدن که به رفتار سلطه پذیری، وابستگی و ترس از جدایی منجر می شود.

۲) بدون راهنمایی و اطمینان بخشی مفرط دیگران در تصمیم گیری های روزمره دچار مشکل می شود.

۳) نیاز دارد که دیگران مسئولیت بیشتری در زمینه های مهم زندگی او بپذیرند.

۴) برای کسب محبت و حمایت دیگران افراط می کند، تا جایی که داوطلبِ انجام کارهایی می شود که ناخوشایند هستند.

۵) در مواقع تنهایی به دلیل ترس زیاد از ناتوانی برای مراقبت از خود احساس ناراحتی یا درماندگی می کند.

۶) در زمانی که یک رابطه صمیمانه قطع می شود مُصرانه برای ایجاد رابطه دیگران به عنوان منبع مراقبت و حمایت به جستجو می پردازد. برای کنار آمدن با وابسته ها، به جای تصمیم گیری برای آنها، به آنها کمک کنید تا برای خود تصمیم بگیرند. صمیمانه از آنها بخواهید که برای راضی کردن دیگران، صداقت بیش از اندازه به خرج ندهند . به خاطر داشته باشید که بهره برداری نکردن از اشخاص منفعل دشوار است و آنها را تشویق کنید که به روان درمانگر مراجعه کنند.

aftab

H A M E D
2007-Oct-22, 17:30
خب این نمی تونه یه شخصیت مطلوبی باشه.
اما آیا تنها خودش مقصره که چنین شخصیتی داره و پیدا کرده؟

MEMOLI
2007-Oct-23, 21:57
به نظر من سبك و شرایط زندگی هم میتونه موثر باشه

MESSENGER
2007-Nov-02, 08:34
شخصيت انسانهارا مي تـوان بـا معيارهـاي گـونـاگوني به دسته هاي مختلف تـقسيم بندي كرد. در اينـجا شخصيت انسانها نخست بـا نحوه ارتباطشان با ديگران به دو دسته درونگرا و برونگرا تـقسيم بندي شده است. مـتوجه باشيد كـه هـر دوي ايـن دو نوع شخصيت كاملا طبيـعـي و نـرمـال مي بـاشـد. برونگرايان به سوي جهان عيني متمايل بوده و درونـگرايان به سوي جهان ذهني و غير عيني. شــما با
آگـاهـي يـافـتـن از خـصـوصيات شخصيتي هر دو گروه قادر خواهيد بود با شناساييشان رابطه بهـتـري بـا آنـهــا برقرار سازيد:

MESSENGER
2007-Nov-02, 08:35
ويژگيهاي شخصيتي برونگرا
1- علاقه مند به وقايع پيرامون خود.
2- رو راست و معمولا پر حرف.
3- عقيده خود را با عقايد ديگران مقايسه ميكند.
4- اهل عمل و پيشقدمي در كارها.
5- بسهولت دوستان جديدي يافته و يا با يك گروه خود را وفق ميدهد.
6- افكار خود را بيان ميكند.
7- علاقه مند به افراد جديد.
8- بزرگترين وحشت وي آن است كه نكند پس از يك فاجعه هولناك آخرين بازمانده بشـر روي زمين باشد (ترس از قطع ارتباط با دنياي خارج و مردم.) تنهايي براي وي بسيار آزار دهنده ميباشد.
9- از تعامل و ارتباط برقرار كردن با ديگران انرژي ميگيرند.
10- خوش مشرب بوده اما زياد احساساتي نيستند.
11- ريسك پذيرند، سريع تصميم مي گـيـرند، اجتماعي هستند، درك آنها آسان است، شخصيت آنها در خلوت و حضور ديگران يكسان است، معاشرتي هستند.
12- پس از آنكه حرف خود را زدند به گفته خود مي انديشند. علاقه مند به كار گروهي. نقل هر مجلس مي بـاشنـد. موسيقي با صداي بلند و فعاليتهاي هيجان انگيز را بيشتر دوست دارند.
13- رنگهاي روشن را بيشتر دوست دارند. بيشتر از اعمال ديگران خشمگين ميگردند تا خودشان. اطلاعات شخصي خود را بسادگي با ديگران قسمت مي كـنند. رويكرد سريع الوصول را بيشتر ترجيح مي دهـنـد. تنها از روي تجارب زندگي خود درس مي گيرند و نه عبرت گرفتن از ديگران.

14- 57 الي 60 درصد از جمعيت را تشكيل ميدهند.

الــبته خصوصيات فوق هيچ ارتباطي با اعتماد بنفس داشتن فرد برونگرا ندارد يك برونگرا ممكن است اعتماد بنفس پاييني داشته باشد.

MESSENGER
2007-Nov-02, 08:36
ويژگيهاي شخصيتي درونگرا

1- علاقه مند به احساسات و افكار خودشان. نياز به داشتن قلمرو شخصي. كـم حرف، ساكت و متفكر.
2- دوستان زيادي ندارد. در ارتباط برقرار كردن با افراد جديد مشـكل دارد. عـلاقـه مـند به سكوت و تمركز. از ديد و بازديد هاي غير منتظره و ناگهاني بيزار است.
3- كارايي وي در تنهايي بيشتر است. بـزرگترين وحشت وي آن اسـت كـه در يـك جــمع شلوغ قرار گيريد. ترس از آنكه فرديت خود را از دست بدهد. از فـعالـيتهاي انفرادي انرژي ميگيرد.
4- در بيـن انـبـوه مـردم بودن آنها را خسته مي كنـد. بـيشتـر از دسـت كـرده خـودشـان خشمگين ميگردند تا ديگران. معمولا كمرو هستند. دركشان مشكل است. اهـل ايــده و عقايد نو.
5- شـخصيتي مـتمايز در خلوت خود و در حضور ديگران دارند. مشـتـاق و احسـاسـاتـي مي باشند. معمولا احساساتشان را بيان نميكنند. در جـمع نا آشنا ساكت اما در جمع دوستان خود راحت مي بـاشنـد. تـمركزشان قوي است. براي تصميم گيري به زمان نياز دارند. پيش از حرف زدن مي انديشند.
6- از در ميان گذاشتن اطلاعات شخصي خود با ديگران ممانعت ميكند. مايل به رويكــرد آهسته اما دقيق مي بـاشد. بـا مشـاهـده درس مي آموزد (عـبــرت از ديگران) و پس از آموختن روش زندگي، زندگي خود را آغاز ميكند.
7- 25 الي 40 درصد از جمعيت را تشكيل ميدهند.

اين خصوصيات هيچ ارتباطي با كمرويي درونگرايان ندارد ممــكن است آنها خيلي هم با اعتماد بنفس باشند. %65 نوابغ را درونگرايان تشكيل ميدهند.

MESSENGER
2007-Nov-02, 08:37
افراد را از لـحاظ آنكه چگونه اطلاعات كسب ميــكنند به دو گروه حسگر و الهام گر ميتوان تقسيم كرد:
حس گرها
تــمركز بر دنـيـاي فـيــزيكي، با حواس پنجگانه خود زندگي مي كنـنـد، شـواهــد عيني و محسوس را مي بينند، علاقـــمند به آن چه كه هست، واقع بين، عملگرا، درك جزئيات، تنها بديهيات و مشهودات را ميبيند، در زمان حال زندگي ميكند، نياز به دانستن حقايق و شواهـد دارد، سـاده و مــحافظـه كار و سنتگرا، لذات فيزيكي را بيشتر دوست دارد، بـا اعتماد بنفس، جاي جنگل درختان را مي بيند، معمولا بانكدار، پليس، ورزشكار، جراح و خلبانان جزو اين گروه ميباشند. علاقه مند به درك جزئيات.

الهام گرها
تمركز بر جهان معنوي و ذهني، از حس ششم، نداي درون و حدس و گـمـان اسـتـفـاده ميكنند، انتزاعي، علاقــمند به آنچه كه مي تواند وجود داشته باشد، آرمانگرا، خيالباف، علاقه مند به درك مفاهيم و كليات، ماوراء امور را مي نـگرد، از قياس، استعاره و تشبيه استفاده مي كند، بيشتر در گذشته و آينده سير مي كـند، تئوريسين و متفكر، اصـيل و پيچيده، علاقمند بـه چيزهاي جديد و غير متعارف،شكاك. هنرمندان، دانشمند، شاعران و فيلسوفان جزو اين گروه ميباشند. جاي درختان جنگل را ميبيند.

MESSENGER
2007-Nov-02, 08:38
اكـنـون مـي تـوان افـراد را از لــحـاظ شـيوه تصـميـم گـيـريشان بـه دو گروه انـديشـه ورز و احساسي تقسيم بندي كرد:

انديشه ورزان
به واقعيت ارزش مي نهد، در تصميم گيري از منطق استفاده ميـكند، علاقمند به اهداف و ايده ها، متوجه استدلال غلط ديگران مي شود، پيروي از ذهن عقلگرا، صـادق در بيان افكارشان، نسبت به ديگران سختگير، رفتارشان با ديگران عدالت آميز است، معمولا به آنها برچسب سنگدل و بي احساس ميزنند، حرفهاي ديگران را بدل نمي گيرند، عينـي، منتقد، جو رسمي و مبتني بر منطق را ترجيح ميدهنـد، بــي احساس، ارزيابي ديگران برمبناي قوه دركشان ميباشد، مهندسان، دانشمندان و مديران جزو اين گروه ميباشند.

احساسي ها
ارزش نهادن به هارموني، در تصـمـيم گـيري خـود از احسـاسـات فـردي خـود اسـتـفـاده ميكنند، هنگامي كه ديگران احتياج به كمك و پشتيباني دارند متوجه آن مي گـردنــد، با قلب رئوف و احساساتي خود زندگي ميكنند، معـمولا حقيقت را پنهان ميكند تا شخص مقابل خود را آزرده خاطر نكنند، مهربان با ديگران، رحيم و بـخشـنــده نسبت به ديگران، به آنها برچسب احساساتي و ضعيف و سست ميزنند، حرفهاي ديگران را بدل ميگيرنـد، ذهني، همدل و دلسوز، جو دوستانه و گرم را ترجيح مي دهـنـد، نـازك نارنجي، ارزيابي ديـگران بر مبناي اخلاقيات، علاقمند به ديگران و احساساتشان. پـرستـاران، مـعـلـمـان، هنرمندان و كشيشها در اين گروه قرار دارند.

MESSENGER
2007-Nov-02, 08:39
حال مـي توان افراد را از لحاظ آنكه زندگي خود را چگونه ميگذرانند و نحوه نگرش آنها به زندگي به دو گروه انتخابگر وسبكباران تقسيم بندي كرد:

انتخابگران
مصمم، سريع تصميم ميگيرند، زندگي را استوار و قابل كنترل مي كـنـنـد، پروژه ها را به سادگي به اتمام مي رسـانـد، سـازمـان يـافـته و منظم، جدي، قابل پيشبيني، از زمان بنديها و جداول زماني بعنوان راهنما سود مي برد، از امور غير مترقبـه بــيزار مي باشد، سخت كوش، تـمايـل دارد كـارها را هر چه زودتر بـه پـايـان بـرسـانـد، وظيـفـه شـنــاس و مسئوليت پذير است، ميتواند خيلي كوته فكر نيز باشد.

سبكباران
پيش از تصميم گيري ابتدا به شرايط خو گرفته و اطلاعات گرداوري مي كـنـد، زنـدگــي را انعطاف پذير و بدون تنش سپري مي كند، ترجيح ميدهد پــروژه را آغاز كند اما معمولا آن را به اتمام نمي رساند، در هم ريخته و بي نظم، بي خيال، هر كـاري پيـش بيايد انجام ميدهد، با فراغت خاطر كامل كارها را به انجام ميرساند، از اتـفاقات غافلگير كننده و غير منتظره لذت ميبرد، دمدمي مزاج است، پشت گوش انداز، بيش از حد روشنفكر اسـت، بي مسئوليت و وظيفه نشناس، غير قابل پيش بيني، از قـوانـيـن بـيزار و خواهان آزادي است.

MESSENGER
2007-Nov-02, 08:39
خب حالا شخصیت خودتان و دوستانتان رو کشف کنید

MEMOLI
2007-Nov-04, 14:13
نظریه پردازان شخصیت، همگی بر این عقیده اند كه داشتن خود ارزشمندی نقش اساسی در رشد سالم شخص دارد و اظهار می دارند كه زندگی سالم روانی تنها در سایه احساس ارزش خود مثبت شكل می گیرد. خود ارزشمندی تجربه توانا بودن برای رویارویی با مسایل اساسی زندگی و احساس شایستگی و خودباوری است. خودارزشمندی از دو مقوله تشكیل یافته:

۱) احساس كارآمدی شخص: به معنای اعتماد به عملكردهای ذهنی و توانایی های خود برای فكر كردن، یاد گرفتن، قضاوت كردن، اتنخاب كردن و تصمیم گرفتن و مهمتر از همه به معنای مقابله و غلبه بر مسایل و مشكلات متعدد و مختلف زندگی و كنترل خود است.

۲) احترام به خود: به معنای باورداشتن حق خود برای زندگی كردن و خوشحال بودن و فراتر از آن باور داشتن خود برای ابراز ایده ها، احساسات، خواسته ها، نیازها و سزاوار بودن برای رسیدن به هدف و موفقیت است و خود را شایسته محبت و احترام دیگران دانستن است. این كه گفته می شود احساس باارزش بودن نیاز اساسی هر انسانی است، بدین معناست كه خود ارزشمندی نقش حیاتی در فرآیند زندگی ایفا می كند و در حقیقت برای بقا و زیستن ضروری است. به نظر راجرز تصویر خویشتن رشد یافته، انسان را به سوی سازگاری با جهان بیرون سوق می دهد.
خود ارزشمندی در واقع به منزله سیستم خودآگاهی ایمن عمل می كند و مقاومت، قدرت و توانایی لازم را برای بازسازی ایجاد می كند و بدون آن رشد روانی فرد مختل می شود و زمانی كه احساس خود ارزشمندی پایین است:

▪ قدرت مقابله و میزان انعطاف پذیری شخص در برابر مشكلات و سختی ها كاهش می یابد.

▪ شخص دچار آشفتگی، اضطراب و پریشانی می شود.

▪ شخص خود را درمانده و شكست خورده می پندارد.

▪ شخص بیشتر می خواهد از غم و اندوه اجتناب كند تا بخواهد شادی و نشاط را تجربه كنند.

▪ موارد منفی بیشتر از موارد مثبت بر فرد حكمرانی و تسلط دارد.

▪ پیشرفت آن ها كمتر از حد واقعی شان می باشد.

▪ قادر نیستند از موفقیت خود خوشحال شوند و رضایت درونی به دست آورند.

▪ نسبت به احساسات و افكار خود تردید دارند و از ابراز آن ترس دارند.

▪تمایل چندانی برای تعامل با دیگران را ندارند و گاهی آن را خصمانه تلقی می كنند.

بنا به نظر كوپراسمیت (۱۹۶۵) احساس خود ارزشمندی یك ارزشیابی و قضاوتی شخصی است از شایستگی خود كه ویژگی عام شخصیت است نه یك نگرش لحظه ای برای موقعیت های خاص. به نظر وی والدین مهم ترین عامل رشد احساس خود ارزشمندی سالم در كودكان و نوجوانان هستند.

والدین ترجیحاً اصول زیر را در رفتار با كودكان و نوجوانان جهت رشد خود ارزشمندی رعایت كنند:

۱) فرزندان را با عشق و احترام بزرگ كنند و این احساس را در آن ها ایجاد كنند كه به اندازه كافی خوب و قابل قبول هستند.

۲) در محیطی حمایت كننده نقش های مناسب و قابل اجرا را به آن ها محول كنند.

۳) از آن ها متناسب با توانایی هایشان انتظار و توقع داشته باشند.

۴) آن ها را دچار تناقص نسازند.

۵) برای كنترل آن ها به رفتارهایی نظیر مسخره كردن، ایجاد احساس گناه، تحقیر كردن و سوء رفتار جسمی متوسل نشوند.

۶) از هر فرصتی استفاده كنند تا به آن ها نشان دهند كه به شایستگی و خوب بودنشان اعتقاد دارند.

۷) آن ها را برای آشكار ساختن احساسات غیرقابل قبول مجازات نكنند.

۸) توانایی خویشتن داری را در آن ها پرورش دهند.

۹) آن ها را به اندازه ای حمایت و محافظت كنند كه یادگیری و اعتماد به نفسشان خدشه دار نگردد.

۱۰) احساسات و افكار آن ها را ارزشمندی و با اهمیت تلقی كنند.

روزنامه ایران

MESSENGER
2007-Nov-04, 21:35
با سلام
در این تاپیک،تمام مطالب ارسالی در خصوص مبانی روانشناسی شخصیت،تیپ های شخصیتی،اختلالات شخصیت و مطالب وابسته ارائه خواهد شد.
تاپیک های مشابه ادغام می شود.

A.L.I.
2007-Nov-04, 22:39
خیلی تاپیک جالبیه ممنونم
برایم سواله که آدمی که اینجور شرایط زیر رو داره میتونه موفق باشه؟ چطوری؟
ویژگیهای شخصیتی درونگرا و کمی هم از ویژگیهای شخصیتی برونگرا
و از نوع الهام گرا و از نوع احساسی ها البته مقداری مایه های اندیشه ورزانه
و از نوع سبکباران

حالا اینجور آدم چجوری میتونه موفق باشه؟
نقاط ضعف و قوتش چیه؟

MESSENGER
2007-Nov-05, 00:49
خیلی تاپیک جالبیه ممنونم
برایم سواله که آدمی که اینجور شرایط زیر رو داره میتونه موفق باشه؟ چطوری؟
ویژگیهای شخصیتی درونگرا و کمی هم از ویژگیهای شخصیتی برونگرا
و از نوع الهام گرا و از نوع احساسی ها البته مقداری مایه های اندیشه ورزانه
و از نوع سبکباران

حالا اینجور آدم چجوری میتونه موفق باشه؟
نقاط ضعف و قوتش چیه؟

در حالت معمول،یک فرد مجموعه ای از صفات ذکر شده رو بصورت متناسب و متعادل داره! و لذا این تقسیم بندی بیشتر جهت توضیح و تبیین مطلبه تا اینکه تماماً در یک فرد صدق بکنه!
البته در وضعیت "غیرنرمال"، در برخی از افراد یک دسته از صفات بصورت ناهنجار رشد و در دوره ای از رشد روانی فرد تثبیت میشه که متاسفانه انعطافی هم در اون بوجود نمی اد و بنابراین به سمت "اختلال شخصیت" پیش می رن....

Ehsan-h
2007-Nov-05, 00:56
تاپيك جالبيه اگه جامعتر بشه خيلي خوب ميشه

archi_arch
2007-Nov-05, 13:41
ببخشید دخالت میکنم ولی راستش به نظرم اینکه تاپیکها جدا بود خیلی بهتر بود اینجوری برای اینکه بخوایم یه موضورو پیدا کنیم باید کل تاپیک چندین صفحه ای رو بگردیم تازه اونم در صورتی میسر میشه که بدونیم این تاپیک قبلا وجود داشته و در واقع باید موضوع پست رو بدونیم در حالی که خیلی از این موضوعها حتی گاهی به ذهنمونم نمیرسه که ممکنه از نظر روانشناسی روش بحث شده باشه که بریم و دنبالش بگردیم!بعدا هم که موضوعات اضافه بشه دیگه بدتر میشه.
نمیدونم توستم منظورمو برسونم یا نه.

MESSENGER
2007-Nov-05, 15:32
ببخشید دخالت میکنم ولی راستش به نظرم اینکه تاپیکها جدا بود خیلی بهتر بود اینجوری برای اینکه بخوایم یه موضورو پیدا کنیم باید کل تاپیک چندین صفحه ای رو بگردیم تازه اونم در صورتی میسر میشه که بدونیم این تاپیک قبلا وجود داشته و در واقع باید موضوع پست رو بدونیم در حالی که خیلی از این موضوعها حتی گاهی به ذهنمونم نمیرسه که ممکنه از نظر روانشناسی روش بحث شده باشه که بریم و دنبالش بگردیم!بعدا هم که موضوعات اضافه بشه دیگه بدتر میشه.
نمیدونم توستم منظورمو برسونم یا نه.

با سلام و تشکر
ضمن احترام به نظر شما،
خدمتتون عرض کنم که اگه کسی بخواد در تالار "روانشناسی" که الان(بعد ادغام 3 سر تیتر) به 29 صفحه رسیده ،به یه مطلبی دسترسی پیدا کنه! چه وضعی پیش می آد؟
لذا اگه در مواردی،برخی از تاپیک های مشابه با یک سرتیتر مشخص و علمی(بر مبنای فهرست نویسی علم روانشناسی)ادغام بشوند،شاید در روزهای اول مشکل مورد اشاره شما پیش بیاد، ولی در آینده ای نزدیک، امکان استفاده از این تالار به مراتب بهتر خواهد شد.
یک نکته مهم دیگه اینکه:
هدف از ایجاد انجمن،گفتگوی بین اعضاست! و نه فقط ارسال پست!
خصوصا در این انجمن دانشجویی که بر خلاف سایر انجمن ها انتظار میره بحث و گفتگوی بیشتری اتفاق بیفته!
این موقعی امکان پذیره که تاپیک ها ی با محتوی،هدفدار و با قابلیت بحث زده بشه......

MESSENGER
2007-Nov-30, 11:25
با سلام
این پست رو زدم تاپیک بیاد بالا، تا از مطالب ارسال شده توسط دوستان در باب "روانشناسی شخصیت" استفاده بیشتری ببریم.