PDA

مشاهده نسخه کامل : جملات كلیدی برای رسیدن به موفقیت!!



Jalaly
2007-Aug-09, 16:37
بعضی از جملات هستند كه آدم با شنیدنش میتونه حتی به كل عوض بشه به شرطی كه معنی و مفهمومش رو درك كنه و بهش ایمان پیدا كنن
مثل این جملات كه در زیر مینویسم كه باعث موفقیت خیلی ها شده و میتونه تلنگری برای ما هم باشه!
هركی از این دست جملات داره بیاد لطف كنه اینجا بذاره :!:
;-)

Jalaly
2007-Aug-09, 16:43
ذهن آدمی مانند ساعتی است كه مدام از كار می ایستد
ذهن را باید با اندیشه های خوب كوك كرد

Jalaly
2007-Aug-09, 16:47
به چیزی که بدون آن هم زندگی میسر است اهمیت مده

Jalaly
2007-Aug-09, 16:48
رها از آرزوها میتوان اسرار را درک کرد در بند آرزو ها تنها میتوان جلوه ها را دید

Jalaly
2007-Aug-09, 16:49
یا درست حرف بزن یا درست سکوت کن

MEMOLI
2007-Aug-09, 16:51
مردم موفق امروز كودكان جسور ديروز بوده اند

MEMOLI
2007-Aug-09, 16:52
هيچ موفقيت ماندگاري، بدون پشتکار حاصل نميشود.

MEMOLI
2007-Aug-09, 16:52
اميد و آرزو آخرين چيزيست که دست از گريبان بشر بر ميدارد.

MEMOLI
2007-Aug-09, 16:53
يکبار شکست خوردم ، دوبار موفق نشدم چيزي که مرا وادار کرد که به کوشش ادامه دهم و تسليم ناملايمات و مشکلات و موانع زندگي نشوم اراده بود.

MEMOLI
2007-Aug-09, 16:54
چنان باش که به هر کس بتواني بگويي مثل من رفتار کن.

MEMOLI
2007-Aug-09, 16:55
تنها خوشبختي واقعي هنگامي حاصل مي شود که خود را وقف رسيدن به هدفي کنيم.

MEMOLI
2007-Aug-09, 16:55
در زندگي از هيچ چيز نبايد ترسيد، فقط بايستي آن را درک کرد.

معمار
2007-Aug-09, 16:55
امروز، دیروز هِ فرداست!

Jalaly
2007-Aug-09, 16:58
سکوت سرشار از ناگفته هاست

Jalaly
2007-Aug-09, 16:59
اگر به راه خطا رفتی از برگشتن آن نترس

Jalaly
2007-Aug-09, 17:00
ذهن آدمی مانند ساعتی است كه مدام از كار می ایستد
ذهن را باید با اندیشه های خوب كوك كرد

Jalaly
2007-Aug-09, 17:00
انسان به همان نسبت که میتواند دوست داشته باشد وجود دارد

Jalaly
2007-Aug-09, 17:01
چکیده دانش های ادمی دو کلمه است:صبر و امیدواری

Jalaly
2007-Aug-09, 17:01
چنان نما که هستی نه چنان باش که مینمایی

Jalaly
2007-Aug-09, 17:02
هرگز ناامید مباش چون ممکن است آخرین کلید همه درها را بگشاید

Jalaly
2007-Aug-09, 17:03
اشخاصی که نمیتوانند دیگران را ببخشند پل هایی را که باید از آن عبور کنند خراب میکنند

Jalaly
2007-Aug-09, 17:04
هیچ چیز به اندازه بردباری آکنده از پیروزی نیست

H A M E D
2007-Aug-09, 19:20
هدف نقطه ی اوج قله های ترقیست!

A.L.I.
2007-Aug-09, 20:21
بهناز جان و ممول جان ! عالی است ! دستتون درد نکنه !
بازم بزارید از این جملات خوب و سرشاز از نشاط و امید

امیدوارم که هممون این جملات رو روی قلبمون بنویسیم و عمل کنیم.

درهای وحی بسته شده است،ولی درهای معجزات الهی ونیز الهامات روحی والهی بسته نشده است

روح درونی خودرا زیبا کنید،تاشخصیت درونی و بیرونی شما یکی شود

نیایش چیست مگر فراکشیدن خودتان در اثیر زنده؟

خداونددردل شما فروزانه ای نهاده است که با زیبایی ودانش فروزان می گردد.گناه است که آنرا خاموش ساخته و زیر خاکسترها دفن میکند

عشق آن آتش شوق الهي است كه ماسوي الله را مي سوزاند و نابود مي گرداند

عشق آن مغناطيس روحاني لطيف و حساس است به جانب زيبايي و كمال

عشق حكومت الهي بر مملكت نفس انساني به سبب جلوه گريهاي انوار الهي

شب پناه انبياست و خلوتگاه اولياست . شب ، خزينه اسرار است و سفينه ابرار است

آن كس كه راز خود را پنهان دارد ، اختيار آن دردست اوست

كسي را كه شكيبايي نجات ندهد، بي تابي او را هلاك مي گرداند

هرگز ناتوان نبوده ام جز در برابر کسی که از من پرسيد:تو کيستی؟

اگر به غايت چيزی رسی که بايد بشناسی.به آستانه چيزی رسيده ای که بايد دريابی

دل آدمی ناله ياری سر ميدهد.روح آدمی ازما التماس رهايی ميکند.اما ما به ناله هايش بهايی نمی دهيم. زيرا که آنها را نه ميشنويم و نه در می يابيم.او را هم که می شنود ودرمی يابد.ديوانه ناميده و از وی می گريزيم

خداوند عزوجل آنگاه که بنی آدم را از تاریکستان نیستی به روشنایی هستی آورد ، از کرامات خود، بزرگترین و والاترین و نفیس ترین چیز یعنی دانستن را به او داد

خدايـا عبادت نميكنم ازترس آتشت و نه طمعي از بهشت،بلكه يافتنم تورا شايسته پرستش،پس عبادت كردم

تجربه بهترین درس است هرچند که حق التدریس آن گران باشد

عفو زیور قدرت است،عجله پدر ناکامی است، زبان نماینده عقل است

صداقت بهترین سیاست است

دی رفت وباز نیامد، فردا رااعتماد نشاید، حال را غنیمت دان که دیر نپاید

محال کلمه ای است که درفرهنگ دیوانگان یافت می شود

آنچه سرنوشت مارا تعیین میکند، شرایط زندگیمان نیست بلکه تصمیمهای ماست

بهتراست دوباره سوال کنی تااینکه یکبار راه را اشتباه بروی

دل منطقی داردکه عقل ازآن بی خبراست

استعداد درتنهایی رشد میکند، شخصیت در رودِ زندگی

سکوت را بیاموز بگذار، ذهن آرام تو گوش کند و بیاموزد

علم تورا حفظ میکند،اما ثروت راتوباید حفظ کنی

یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن

آنچه هستید شمارا بهترمعرفی میکند تاآنچه می گویید

باید زیاد مطالعه کنید تا بفهمید که هیچ نمی دانید

فکر "من هستم" حاکی ازنادانی شماست.هراندیشه ای که "من" را بوجود می آورد آفریننده ی انواع اضطرابها وگرفتاریهاست. خود، دوزخ است

عاشق کامل کسی است که چه درتنهایی وچه بامعشوق، شاداست.تفاوتی بین این دوحالت وجودندارد

عادت، زنجيرهای روانی پولادينی هستندکه به دست وپای ملّتها بسته می شوند يامی بندند

تا وقتيکه افراد ومردم عادت به استعمال چيزی نکرده باشند،نميدانندکه به آن چيز تاچه اندازه احتياج دارند وکمبود را درک نميکنند

اکثر افراد اجتماعات گاهی نميدانندچه کمبود ونقص بزرگی درزندگی و در وجودخود دارند،بعلاوه نميدانندازبين برنده اين کمبودچيست و کدامست

مردآرام،شبانه روز تلاش ميکند،ميجنگد ومبارزه ميکند، هرروز باهزاران وقايع ورويداد اجتماعی دراجتماع انسانهای غيرعادی و احمق ومزاحم روبرو و درگيراست، ولی درحين محتاط بودن آرامست، هيچگاه اينهمه رويدادهای مخالف و زجر وعذابها واينهمه کارشکنيها،آرامش وخونسردی اورا بهم نميزند، نگرن نميشود، غصه نميخورد، دچار بيخوابی نميشود، عصبانی نميشود، برروی همه مشکلات بدبختيها وبيچارگيهای اجتماعی لبخند ميزند

اشخاص بااستعداد که دارای ساختمان مغزی و عصبی خاصی هستند، وقتی درعرفان جلوتر رفتند، ممکن است به انجام کرامات ومعجزات و وحی و الهام برسند واين حالات نيز فهميدنی و رياضی نيستند،گرچه ممکن است اثرات آن درخارج ديده ميشود

ناخودآگاهی دريچه ايست بسوی خدا وبسوی قدرت عظيم جهانی. شايد بعبارت علمی بتوان گفت خدائيکه بگفته قرآن درون ماست، همان "شعورباطن" يا "ناخودآگاهی" است

انسان خردمند ذهن بسته ای ندارد و برای اجتناب از پذيرفتن عقايد تازه سرخود را مانند کبک در زمين فرو نمی کند. انسان خردمند زود باور نيست و عقيدای را کورکورانه نمی پزيرد. او مطالعه می کند و مطالب را کاملا هضم ميکند.پس انها را در پیشگاه عقل و منطق خود ارزيابی ميکند.عقايد تازه را می آزمايد و از خلال اين آزمون ها و تجربه هايش پيشرفت ميکند. انسان خردمند اين عقايد را با ذهنی روشن بررسی ميکند.
ما همه اينجا مهمانيم. اين دنيا مال ِ ما و يا پدران ِ ما نيست و نبوده. اينجا صاحب دارد و ما همه در محضر اين صاحب زند گی مي كنيم. بجاي اينكه آرامش و ثروت را از دنيا بخواهيم، آنها را از دنيا ساز بخواهيم

ما بسیار تواناتر از آنیم که می پنداریم . لحظه هایی هست که در آنها تنها با دست نزدن به هیچ ابتکاری و انجام ندادن هیچ کار است که می توانیم بیاموزیم ، زیرا در این زمانهای خاموشی بخش نهان هستی ما به کار افتاده و پویا می گردد

همیشه افرادی هستند که تورا می آزارند ، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تورا آزرده دوباره اعتماد نکنی

خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد

تجربه رویدادهایی نیست که با آن برخود می کنیم .تجربه برخودهایی است که با رویدادها می کنیم

اين مهم نيست ما انسانهاي کوچکي هستيم اين مهم است که بتوانيم بزرگ فکر کنيم

انچه از ديگران انتظار داريد خود به انها عطا كنيد فايده و سودي از ان بيشتر نيست كه شما اغاز كننده ي يك سيكل رفتاري باشيد

دوستانت بايد مانند كتاب هايي كه مي خواني كم باشند و برگزيده

يكي از نشانه هاي ناداني اين است كه كسي قبل از شنيدن مطلب جواب بگويد

مديتيشن‌ در جهت‌ درك‌ خداوند مي‌باشد. توجه‌ كاملتان‌ بايد به‌ خداوند معطوف‌ شود. هميشه‌ بخاطر داشته‌ باشيد. جلال‌ خداوند درون‌ شماست‌. نه‌ اينجا و نه‌ آنجا، بلكه‌ درون‌ شما

عشق راآن حالت محبّت و ذوق و اشتياق گويندکه شخص به غيرازمحبوب خويش چيزی رانبيند ونخواهدوقدرت اين کبريت سرخ چنان قوی ولايتناهی است که ميتواندهمچواکسيری وجودانسان راکيمياکرده و تغييرحالت دهد.شعله های آتش سوزانش ازکرانه های وجودزبانه ميکشدوانسان را واله و شيدامی گرداند

عشق است که هزاران هزار معشوق دل باخته وعاشق سينه سوخته راازپی يکديگر برمی انگيزدو نيز عشق هدف رابسيارنزديکترميکندوعاشق بدليل سوزو گدازهای فوق العاده زودتر به مقصدو هدف خواهدرسيد

هرچيزی را معدنی است و معدن تقوی قلوب عارفان است

جذبه : سرّالهی است که خداوندبه فضل خويش به مؤمنين حقيقی عطا می فرمايدکه با عين اليقين اورا مشاهده کنند

اشراق : آتشی است که در ارض روح مشتعل می شودو سبب اشتعال آن آتش،عشق است

فنا : تغييرحال روحی ازراه خاموش کردن جميع هوسها وميل ها و اراده ها و تعينات شخصی

فنا : بی خودی و عدم احساس به وجود خويش. بی خبری ذهن از تمام موجودات و مدرکات حسی و اعمال وافکار واحساسات حتی از هستی خود،بواسطه جمع شدن همه قوای نفسی در خدا، يعنی غرق شدن درمشاهدة صفات الوهيت

سماع : اين عمل حالت تمرکز،وجد و شور در قلب ايجادمی کندو اين وجد حرکات بدنی بوجودمی آوردکه اگرحرکات غيرموزونی باشد ((اضطراب)) و اگر حرکات موزونی باشد ((کف زدن و رقص)) است. صوفی طبعاً اهل دل و احساسات است، واضح است که مذاق جانش تاچه اندازه از شنيدن آواز خوش و نغمه دلکش متلذذ می شود

هيچ چيزي نيست كه چشمت برآن افتد و در آن پندي نبود

هرگاه نفس تو ،‌در آنچه تو فرمانش مي دهي ، فرمانت نبرد، در آنچه او بدان مشتاق است ، فرمانش مبر

خدا:عشق، زندگی، نور و خودآگاهی است

انسان جمع اضداد است، این نشانه بی همتائی اوست

انسان اول وجودش می آیدوسپس به جستجوی ماهیت خودمی پردازد

شیطان درون ذهن و از طریق ذهن القائات خود را انجام می دهد، بیرون از انسان اهریمنی وجود ندارد.

بسیاری ازدلبستگی ها برای ما بصورت سدراه ومانعی برای رفتن بسوی خدا عمل میکنند

قلبهای ما، فکر ما، چشم ما، گوش ما، به خشونت و زشتی ها و بدی ها و... عادت کرده است و ما زیبایی ها را نمی بینیم و آنها را درک نکرده و لذّت آنها را نمی فهمیم.

سه عامل رسیدن به هدف: حکومت، محیط جامعه و راهنما



اگرعقل با وحی همراه شود، هیچکس دیگر دین خدارا باهیچ چیزدیگر تبدیل ومبادله نمیکند

لقمه حرام ومعصیت چشم دل مارا می بندد، گوشها را ناشنوا کرده و کلام خدا وحقیقت در دلمان اثرنمی گذارد

به ذکر خدا مشغول باش: بواسطه ی دوری از مردم و چشم پوشی از شیرینی وترشی و فارغ نمودن شکم و خانه ات از دنیا

تقرب:خوابت را نماز قرار بده و طعامت را گرسنگی

قبل از اینکه بیارنتون خودتون بیایین، وبیایین پیش همونی که بهش اهانت کردی توبه

هیچ رخنه ای در دنیا بالاتراز مرگ عالِمی نیست

هدف کاراته تکامل ذِهن (کالبد ذهنی) به موازات تکامل جسم(کالبد فیزیکی) است.« استاد محمّد رضا یحیایی»

وسواس یکی از حربه های شیطان، برای مشغولیت فکر و دل جهت دوری از خداست

نماز؛ برای شکرگزاری، ابراز محبّت به خدا و حل مشکلاتمان می باشد

http://nilofare-abi.persianblog.com (http://nilofare-abi.persianblog.com/)

MEMOLI
2007-Aug-11, 15:53
يك وجب عمل از صد فرسنگ وعده بهتر است.

هنگامی که مصمم به عمل شديد بايد درهای ترديد را کاملا مسدود سازيد.

MEMOLI
2007-Aug-11, 15:56
برای کسی که آهسته و پیوسته راه میرود هیچ راهی دور نیست.

آزمون واقعى شهامت، تحمل شكست بدون خودباختگى است.

H A M E D
2007-Aug-14, 18:53
همه ی روز ما با اندیشه ی ما شکل می یابد.
نکته این است:به چه فکر می اندیشی؟

MEMOLI
2007-Aug-18, 19:06
انسان نياز به انتخاب سرنوشتش را دارد نه پذيرش آن.

H A M E D
2007-Aug-18, 19:12
باورمان درباره ی خودمان مهم ترین عامل تعیین کننده یمیزان موفقیت و خوشبختی در زندگی است

MEMOLI
2007-Aug-18, 22:33
خوشبختی فقط یک تعریف دارد : باور داشتن!

A.L.I.
2007-Aug-19, 03:58
من امپراتور جهان ذهنی خودم هستم

MEMOLI
2007-Aug-19, 04:04
مادام که باور کنيم خود سرچشمه خوشبختي خويشيم، ميتوانيم روياهامان را به حقيقت بپيونديم.

MEMOLI
2007-Aug-19, 21:46
امروز قادري كه حياتت را پر شكوه و در خور بنا نهي اين لحظه از آن توست ، تا بدان گونه كه ميخواهي معمار آن باشي

H A M E D
2007-Aug-19, 22:31
به تو اطمینان می دهم که تا زمانی که از اتفاقات گذشته عبرت بگیری آینها برایت دوباره اتفاق نمی افتند

وین دایر

MEMOLI
2007-Aug-25, 23:11
ترس و ترديد دشمنان اصلي موفقيت و كاميابي هستند.

alexy_336
2007-Aug-25, 23:23
4 اقدام ضروری برای موفق شذن در زندگی:

1. هدف مشخص همراه با اشتیاق
2. برنامه ای مشخص
3. ذهنی بسته و گارد گرفته در برابر نفوذهای منفی و مایوس کننده
4. استفاده از همکاران واجد شرایط

H A M E D
2007-Aug-27, 16:50
شما می توانید!

MEMOLI
2007-Aug-28, 22:10
آينده متعلق به کساني است که در آرزوي آن هستند و بدان ايمان دارند.

MEMOLI
2007-Aug-28, 22:33
هميشه مي تواني خوشبختي را در درون خود بيابي ، کافيست در تکاپوی يافتن آن باشي.

MEMOLI
2007-Aug-29, 15:01
موفقيت توانايي رفتن از شكستي به شكست ديگر بدون از دست دادن شور و حرارت است.

MEMOLI
2007-Aug-30, 20:34
وجود نبوغ، حاصل یک درصد الهام و نود و نه درصد تلاش درونی است. "ادیسون"

Blue_Dream
2007-Aug-31, 15:32
ما مي خواهيم همه چيز را داشته باشيم آن هم بدون کم کاست و گاهي فراموش مي‌کنيم که موفقيت آسانسور نيست که با فشار دادن دکمه اي به بالاترين طبقه برسيم، بلکه بايد پله‌ها را يکي يکي طي کنيم تا به موفقيت برسيم و موفقيت به کساني لبخند مي‌زند که جرات مبارزه با شکست و ناکامي را دارند و قادرند در تاريک‌ترين لحظات، لبخند اميد بر لب داشته باشند.

MEMOLI
2007-Aug-31, 18:38
دانایی، توانایی است و آن‌چه به جهان شکل می‌دهد، قدرت اندیشه‌هاست. "سارتر"

MEMOLI
2007-Aug-31, 18:41
هدف‌های باشکوه، دریچه‌ای به دنیای بی‌کران است. "رابینز"

MEMOLI
2007-Sep-01, 18:13
اگر شجاعت رويارويي با موانع را بيابيم، ديگر کنار گود زندگي نخواهيم ماند و خود راه خود را تعيين خواهيم کرد.

MEMOLI
2007-Sep-01, 18:14
تنها راه به وجود آوردن تغييرات مستمر در زندگي، داشتن هدف‌هاي دراز مدت است.

MEMOLI
2007-Sep-02, 23:00
موفقیت تنها یک چیز است این که: زندگی را به دلخواه خود بگذرانید.

T I T A N I U M
2007-Sep-03, 00:18
آگاه باشید كه زمان چه زود دیر می شود

T I T A N I U M
2007-Sep-03, 00:24
ویرایش شد

T I T A N I U M
2007-Sep-03, 00:43
موفقیت تنها یک چیز است این که: زندگی را به دلخواه خود بگذرانید.


ممنون عالیه یعنی بدون این اصلا موفقیت مفهوم نداره

یا حق

Jalaly
2007-Sep-03, 01:11
دوست داشته باش و زندگی کن زمان برای همیشه از آن تو نیست!

MEMOLI
2007-Sep-03, 14:05
گوش کردن را یاد بگیر، فرصت گاه با صدای آهسته در میزند.

تاریکترین لحظه های زندگی می تواند بذر روشنترین فرداها را در خود داشته باشد.

ابوالفضل
2007-Sep-03, 15:03
از رموز موفقيت صداقت با خود در تعيين خواسته‌ها و اولويت‌بندي آنها در اجراست .

MEMOLI
2007-Sep-03, 23:31
زندگي ما برآيند انتخاب‌هايي است كه انجام داده‌ايم.

اگر هدف درياست بايد به رود پيوست!

MEMOLI
2007-Sep-05, 21:33
هر كسي كه هستي اين لحظه را در ياب هيچ يك از ما براي ابد در اينجا نخواهد ماند.

Green heart
2007-Sep-11, 12:04
در زمان حال باش
از گذشته درس بگير
براي آينده برنامه ريزي كن.

Green heart
2007-Sep-11, 12:09
به آنچه در گذشته رخ داده ، نگاهي بينداز.
چيزي ارزشمند ومفيد از آن بياموز.
از آنچه آموخته اي ، استفاده كن ، تا زمان حال را بهبود ببخشي.
تو نمي تواني گذشته را تغيير دهي ، اما مي تواني از آن درس بگيري.
وقتي همه شرايط و موقعيت ها پيش آمد ،
مي تواني كاري متفاوت انجام دهي
و از زمان حال موفقيت آميز تر لذت ببري.

MEMOLI
2007-Sep-12, 13:03
مواظب باشيد حقيقت را لابه لاي آرزوهاي خود گم نکنيد!

MEMOLI
2007-Sep-12, 22:24
کامیابی نتیجهٔ کمال‌طلبی، سخت کوشی، پند گرفتن از شکست، وفاداری به هدف و پشتکار است.

MEMOLI
2007-Sep-13, 12:07
هر چیز تازه‌ای که می‌آموزی، شخصیت تازه‌ای به تو می‌دهد. "ایوان تورکنیف"

MEMOLI
2007-Sep-13, 20:38
ما با فکرهایمان ترقی می‌کنیم و از نردبان بینشی که نسبت به خود داریم بالا می‌رویم. "اوریسون سویت ماردن"

alexy_336
2007-Sep-13, 20:57
شما این همه جمله از کجا میارین؟
خودتون تاحالا شده از اینا استفاده کنین؟

MEMOLI
2007-Sep-16, 18:04
یا راهی پیدا می کنم ، یا آن را پدید می آورم!

truststeel
2007-Sep-17, 02:48
چارلي چاپلين به دخترش: تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده

truststeel
2007-Sep-17, 02:49
زيباترين عكسها در اتاقهاي تاريك ظاهر ميشن ! پس هر وقت تو قسمت تاريك زندگيت واقع شدي .. بدون كه خدا مي خواد 1 تصوير زيبا ازت بسازه

truststeel
2007-Sep-17, 02:50
دنیا دو روز است:یک روز با تو یک روز علیه تو روزی که با توست مغرور مباش روزی که علیه توست صبور باش هر دو روز پایان پذیر است

truststeel
2007-Sep-17, 02:51
قانون بخشندگي :
هر چه بيشتر ، بدون انتظار پاداش به ديگران خدمت كنيد خير و نيكي
بيشتري به شما مي رسد، آن هم از جاهايي كه اصلاً انتظار نداريد.

truststeel
2007-Sep-17, 02:52
قانون تغيير: تغيير ، غير قابل اجتناب است و ما بايد استاد تغيير
باشيم نه قرباني آن

truststeel
2007-Sep-17, 02:53
قانون باور: هر چيزي را كه عميقاً باور داشته
باشيد به واقعيت تبديل مي شود

truststeel
2007-Sep-17, 02:54
شما آن چه را كه مي بينيد باور نمي كنيد بلكه آن چيزي را مي بينيد كه قبلاً به عنوان
باور انتخاب كرده ايد. پس بايد باورهاي محدود كننده اي را كه مانع موفقيت شما هستند
شناسايي كنيد و آن ها را از بين ببريد.

truststeel
2007-Sep-17, 02:55
هيچ چيز بيش از يک لبخند تمسخر آميز، دهان زيبا را زشت نمي کند

truststeel
2007-Sep-17, 02:58
خداوندا من در کلبه ی حقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری . من چون تویی دارم و تو چون خود نداری

truststeel
2007-Sep-17, 03:01
ثمره عمر آدمي يک نفس است و آن نفس از براي يک همنفس است گر نفسي با نفسي هم نفس است آن يک نفس از براي عمري بس است

truststeel
2007-Sep-17, 03:02
بعضی ها فکر می کنن منصفانه نیست که خدا کنار گل سرخ خار گذاشته... بعضی دیگه هم خدارو شکر می کنن که کنار خارها گل سرخ گذاشته

truststeel
2007-Sep-17, 03:03
چارلي چاپين: در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني.

Jalaly
2007-Sep-17, 03:04
شما این همه جمله از کجا میارین؟
خودتون تاحالا شده از اینا استفاده کنین؟

بعضی از جملات اونقدر مفهومین که خود به خود تو ذهن آدم میمونن
من که بعضی از این جملات خیلی روم تاثیر میذاره و باعث میشه مثبت تر نگاه کنم
من خیلی به این جملات اعتقاد دارم واقعا جالبن و تو زندگی هم خیلی به کار میان مثل این یکی:
موفقیت معمولا نصیب کسانی میشود که وقت برای جست و جوی آن ندارن!(هنری دیوید لژو)

truststeel
2007-Sep-17, 03:05
آنچه هستي هديه خداوند است به تو و آنچه كه ميشوي هديه تو به ‌‌‌‌‍« او » پس بي نظير باش .

Jalaly
2007-Sep-17, 03:06
زندگی ارزش ندارد ،ولی هیچ چیز هم ارزش زندگی را ندارد(آندره مالرو)

truststeel
2007-Sep-17, 03:06
برگ در انتهاي زوال مي افتد و ميوه در ابتداي كمال ، تو بنگر كه چگونه مي افتي ؟!

truststeel
2007-Sep-17, 03:07
انديشيدن به پايان هرچيزي شيريني حضورش را تلخ ميكند ، بگذارپايان تو را غافلگيركند،
درست مثل آغاز

truststeel
2007-Sep-17, 03:07
شما مي بايستي آن تغييري باشيد كه مي خواهيد در جهان ببينيد

Jalaly
2007-Sep-17, 03:07
دوست واقعی شما کسی است که هیچ احتیاجی به شما ندارد ولی باز دوست شماست(کین هوبارد)

truststeel
2007-Sep-17, 03:08
تازماني كه سخن نگفتي سخن در اختيار توست ولي همين كه سخن گفتي . تو در اختيار او هستي .

truststeel
2007-Sep-17, 03:09
مامحبت خدا را نمي توانيم بفهميم ، چون لطف هاي خلا پذير ديديم و خود هم خلا پذيرشديم .
صبرخدا را نميدانيم چون هربار شكسته ايم ، اميد را نميشناسيم ،چون طاق مقصد برسرماست .
بديها راباز نميشناسيم چون به راز زيبايي پي نبرديم . زيبايي را ارج نهاديم چون هنوز ته مانده زشتي در ما رسوب نكرده .

truststeel
2007-Sep-17, 03:10
. به گذشته خود هرگز نمي انديشم مگر آنكه بخواهم از آن نتيجه بگيرم . جواهر لعل نهرو

truststeel
2007-Sep-17, 03:11
اگر ميخواهي پس از مرگ فراموش نشوي ؛ يا چيزي بنويس كه قابل خواندن باشد يا كاري بكن كه قابل نوشتن باشد .

truststeel
2007-Sep-17, 03:11
سربلندي گر تو خواهي با همه يكرنگ باش ----------------- قالي از صد رنگ بودن زير پا افتاده است .

truststeel
2007-Sep-17, 03:12
كسي كه بدون فكر حرف مي زند مثل صيادي است كه بدون نشانه گيري تير رها ميكند.

truststeel
2007-Sep-17, 03:12
تاريخ تنها اين را به من مي اموزد كه هيچ كس از ان نياموخت . {دانشمند و مورخ شهير . هگل}

truststeel
2007-Sep-17, 03:13
مردان بزرگ بر خود سخت مي گيرند و مردان كوچك بر ديگران . { كنفسيوس . هنر مند قرن 18 ميلادي }

MEMOLI
2007-Oct-05, 15:04
▪ زمان، حساب بانکی است که فقط می‌توان از آن برداشت کرد.

▪ در هر لحظه، دو مشاور با شماست: یکی مشاور موفقیت و دیگری مشاور شکست.

▪ کلمه‌های مهر انگیز می‌توانند کوتاه باشند، اما طنین رسائی دارند.

MEMOLI
2007-Oct-11, 14:30
در راه رسيدن به اوج با مردم مهربان باش چرا كه هنگام سقوط با همان مردم رو به رو خواهي شد.

MEMOLI
2007-Oct-14, 18:35
اگر می‌خواهید ارتباطی مؤثر برقرار کنید، از درک صحیح آغاز کنید. وقتی ما با نیت درک دیگران و نه با نیت پاسخ به آنان، به سخنانشان گوش می‌کنیم، پایه و اساس ارتباطی راستین را بنا می‌نهیم. وقتی طرف مقابل حس می‌کند که شما قبل از هر چیز مایل هستید او را درک کنید، خود را فردی ارزشمند و معتبر احساس می‌کند، در نتیجه از موضع دفاعی خارج می‌شود و درونی‌ترین فکرها و احساس‌های خود را از پرده برون می‌افکند.

MESSENGER
2007-Oct-15, 23:29
افرادی که حل مشکلات خود را بر عهده دیگران می اندازند، همچو کسانی هستند که برای عبور از رودخانه منتظر می شوند تا آب آن خشک شود.هوراس

MEMOLI
2007-Oct-17, 20:05
اعتماد به نفس هميشه حاصل درست عمل كردن نيست بلكه نتيجه نترسيدن از اشتباه است.

شكست فرصتي براي شروع مجدد و هوشمندانه تر است.

عادات بد، رختخواب گرم و راحتي هستند كه خزيدن به درون آن آسان و خارج شدن از آن دشوار است!

MEMOLI
2007-Oct-21, 17:51
راز موفقیت این است که هدفی را بی‌وقفه دنبال کنید.

اگر جاده‌ای را پیدا کردی که هیچ مانعی در آن نبود، به احتمال زیاد آن جاده به‌جائی نمی‌رسد.

امروز همان فردائی است که دیروز آرزوی آمدن آن را داشتی.

برای خاموش کردن آتش باید به آن نزدیک شد.

راه زندگی راه گلزارها نیست. راه خارها است باید کفش آهنین بپوشید.

MESSENGER
2007-Oct-31, 00:44
ناامیدی اولین قدمی استکه انسان به سوی گور بر می دارد.ناپلئون

MESSENGER
2007-Oct-31, 00:45
اگر قدری صبر داشته باشیم، صاحب جوجه شده و نیازی به شکستن تخم نیست.(آبراهام لینکون)

MESSENGER
2007-Oct-31, 00:47
گرچه نمی توانم کارهای بزرگ و ماندنی انجام دهم، لیکن کارهای کوچک را به بهترین وجه انجام می دهم.
(جیمز کلارک)

MESSENGER
2007-Oct-31, 00:47
وقتی که زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر اینستکه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.
(مارسل پیره وو)

MESSENGER
2007-Oct-31, 00:48
دانا به کار خود توکل می کند ونادان به آرزوی خویش.
(حضرت علی"ع")

MESSENGER
2007-Oct-31, 00:49
هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.
(دکتر شوایتزر)

rainy_sky
2007-Nov-05, 16:15
شاد بودن هنر است

گر به شادی تو دل های دگر باشد شاد

زندگی صحنه ی یکتای ، هنرمندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

rainy_sky
2007-Nov-05, 16:17
انسان نقطه اي است بين دو بي نهايت .
بي نهايت لجن
و بي نهايت فرشته .
بنگر به طرف کدام يک مي روي .
دکتر شريعتي

rainy_sky
2007-Nov-05, 16:20
شاد كردن قلبي با يك عمل ، بهتر از هزاران سر است كه
به نيايش خم شده باشد ! "گاندي

rainy_sky
2007-Nov-05, 16:30
دست هايي كه ياري مي رسانند مقــدس تر از دست هايي هستند كه
دانه هاي تسبيح را مي گردانند.

rainy_sky
2007-Nov-05, 16:32
برای ازدواج کردن لحظه‌ای درنگ نکنيد. اگر زن خوبی نصيبتان شود، خوشبخت می‌گرديد و اگر زن بدی گيرتان آمد فيلسوف می‌شويد


سقراط

rainy_sky
2007-Nov-05, 17:10
شخصي از برناردشاو پرسيد: براي ايجاد كار در دنيا بهترين راه چيست؟
او گفت: بهترين راه اين است كه زنان و مردان را از هم جدا كنند و هر دسته را در جزيره‌اي جاي دهند. آنوقت خواهي ديد كه با چه سرعتي هر دسته شروع به كار خواهند كرد. كشتي‌ها خواهند ساخت كه به وسيله آن هرچه زودتر به يكديگر برسند!

rainy_sky
2007-Nov-05, 17:24
خداوند عز و جل ميفرمايد: بنده ی من:
هنگامی که نمازمیخوانی چنان به تو گوش میدهم که گویی یک بنده دارم.
وتو چنان ازمن غافلی که گویی چندین خدا داری.

rainy_sky
2007-Nov-06, 01:13
لبخند بدون اينكه دهنده اش را فقير كند ، گيرنده اش را ثروتمند مي كند


ويليام شكسپير ميگه:
اون وقتي كه فكر ميكني هيچ كسي نيست كه حرف دلتو بفهمه كسي هست كه براي ديدنت روز شماري ميكنه!! شك نكن!

rainy_sky
2007-Nov-06, 01:15
آنتونی رابینز : قانون احتمالات یادت نره ، بالاخره یک نفر خواهد گفت بله

مارکز : دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند

تاگور : آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند
اندرو ماتیوس : شانس هرگز کافی نیست

rainy_sky
2007-Nov-06, 01:16
برایان تریسی : بهترین راه پیش بینی آینده، ساختن آن است

کیم وو چونگ : شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشی

گوته : هر کسی که راه می رود ، می تواند گم شود

اُرد بزرگ : آنکه نصیحت پذیر نیست در حال سقوط در چاله ضعف و زبونی است

rainy_sky
2007-Nov-06, 01:17
ارد بزرگ : در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود ، در دیگری را جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید

rainy_sky
2007-Nov-06, 01:18
آنتوان چخوف : انسان همان چیزی است که خود باور دارد

کریستوفرمورلی : موفقیت تنها یک چیز است این که : زندگی را به دلخواه خود بگذرانید

بتهوون : بهترین لحظات زندگی من لحظاتی بود که در خواب گذراندم

rainy_sky
2007-Nov-06, 01:19
آنتوان برت : اولين طليعه عشق آخرين تابش عقل است.
لرد بايرون : عشق مرد قسمتي از زندگي او و عشق زن همه زندگي اوست

rainy_sky
2007-Nov-06, 01:19
ديز رائيلي : همه بخاطر عشق زاده شدهايم .... عشق پايه و اساس هستي و تنها پايان آنست.

فرانگلين : اگر مي خواهید دوستتان بدارند دوست بداريد و دوست داشتني باشي.

انیشتن (شاید): عشق تنها چیزی است که افتادن در آن به دلیل جاذبه زمین نیست

rainy_sky
2007-Nov-06, 01:20
مانند پرنده باش که روی شاخه سست و ضعیف لحظه ای مینشیند وآواز میخواند و وقتی احساس میکند که شاخه میلرزد باز به آواز خود ادامه میدهد زیرا مطمئن است که بال و پر دارد.

rainy_sky
2007-Nov-06, 01:21
شکسپير ميگويد بدترين گناه اين است که به کسي که تو را راستگوميپندارد دروغ بگويي

هرگاه احساس كردي كه گناه كسي آنقدر بزرگ است كه نمي تواني او را ببخشي بدان كه اشكال در كوچكي روح توست نه در بزرگي گناه او

rainy_sky
2007-Nov-06, 01:22
ماهاتما گاندی
هفت چيز انسان را از پاي در مي آورد و هلاک ميسازد:

1-سياست بدون شرف
2- لذت بدون وجدان
3- پول بدون کار
4-شناخت بدون ارزشها
5- تجارت بدون اخلاق
6- دانش بدون انسانيت
7- عبادت بدون فداکاري

rainy_sky
2007-Nov-06, 01:23
با مردمان نيک معاشرت کن تا خودت هم يکی از آنان به شمار روی

مرور زمان به خودی خود بسياری از نگرانی ها را از بين می برد
در دنيایي كه مرگ شكارچي ان است بايد شكارچي بود

rainy_sky
2007-Nov-06, 01:26
سعادت ديگران بخش مهمی از خوشبختی ماست

هرکس بايد روزانه يک آواز بشنود ، يک شعر خوب بخواند و در صورت امکان چند کلمه حرف منطقی بزند

MEMOLI
2007-Nov-06, 01:38
خانم rainy_sky خیلی جمله های زیبا و پر محتوایی ارسال می كنید. مرسی:arrow::!:

MESSENGER
2007-Nov-07, 11:25
با پایمردی و مقاومت، حلزون خود را به کشتی حضرت نوح رساند! ( چارلز اسپرگون)

rainy_sky
2007-Nov-20, 23:47
لبخند بدون اينكه دهنده اش را فقير كند ، گيرنده اش را ثروتمند مي كند


ويليام شكسپير ميگه:
اون وقتي كه فكر ميكني هيچ كسي نيست كه حرف دلتو بفهمه كسي هست كه براي ديدنت روز شماري ميكنه!! شك نكن!

rainy_sky
2007-Nov-20, 23:49
آنتونی رابینز : قانون احتمالات یادت نره ، بالاخره یک نفر خواهد گفت بله

مارکز : دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند

تاگور : آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند

اندرو ماتیوس : شانس هرگز کافی نیست

rainy_sky
2007-Nov-20, 23:54
ناشناس : هر کجا می روی، با تمام قلبت برو.

برایان تریسی : بهترین راه پیش بینی آینده، ساختن آن است

کیم وو چونگ : شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشی

rainy_sky
2007-Nov-20, 23:55
گوته : هر کسی که راه می رود ، می تواند گم شود

اُرد بزرگ : آنکه نصیحت پذیر نیست در حال سقوط در چاله ضعف و زبونی است.

ارد بزرگ : در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود ، در دیگری را جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید

rainy_sky
2007-Nov-21, 00:11
آندره مورا : افراد دانا کوشش دارند خود را همرنگ محيط سازند ولي اشخاص ديوانه سعي مي کنند محيط را به رنگ خود در آورند ، به همين جهت تحولات و ترقيات اجتماع به دست ديوانگان بوده است

rainy_sky
2007-Nov-21, 00:24
ادم موثر واثر بخش کسی است که اینده ی خود را بسازد نه اینکه ان را پیش بینی کند

بزرگ بیندیشید ولی با یک کار کوچک شروع کنید

rainy_sky
2007-Nov-21, 00:26
انسانهایی که فعالیت و امورشان را با نگرش و باور های بسیار مثبت اغاز می کنند دستاوردهای مثبتی به دست می اورند

انسانهای برنده ابتدا در ذهن خود برنده می شوند و سپس این پیروزی و موفقیت را در صحنه ی زندگی نمایان می سازند

rainy_sky
2007-Nov-21, 00:29
انسانهای موفق فقط از گذشته درس می گیرند ودر زمان حال زندگی می کنند و همواره اینده ای زیبا را در ذهنشان ترسیم می نمایند
__________________

rainy_sky
2007-Nov-21, 00:30
هر روز دقایقی را در خلوت برای اندیشیدن قرار دهیم و انچه را که پس از تفکر تدبیر و مشورت با انسانهای صادق به دست می اوریم با ااقتدار در صحنه ی زندگی جاری کنیم

rainy_sky
2007-Nov-21, 00:31
هر چیزی که حرفش را بیشتر بزنی و به ان بیشتر بیندیشی برای تو محقق می شود

rainy_sky
2007-Nov-21, 00:32
دیل کارنگی: 98 در صد تگرانی های مردم برای چیزهایی است که هنوز اتفاق نیفتاده است

راز شاد زیستن صبر و شکیبایی است

pattt3
2007-Nov-21, 00:33
سنگی كه طاقت ضربه های تیشه را ندارد تندیسی زیبا نخواهد شد.از ضخم تیشه خسته نشو كه وجودت شایسته تندیسی زیباست"اهورا مزدا"

rainy_sky
2007-Nov-21, 00:33
رمز رهایی قدرت واقعی شما تعیین اهدافی است بر انگیزنده که خلا قیت شما را بر انگیخته و علا عقتان را شعله ور می کند انتونی رابینز

rainy_sky
2007-Nov-21, 00:35
اگر هواسمان را به سمت واقعه ای که از ان می ترسیم متمرکز کنیم همان چیزی که از ان می ترسیم بر سرمان خواهد امد انتونی رابینز

rainy_sky
2007-Nov-21, 00:37
انچه ما در زندگی به دست می اوریم احساس لذت و خوشی را برای ما به وجود نمی اورد مگر انکه یاد بگیریم فکر و حالتهای روحی و ذهنی خودمان را تغییر دهیم انتونی رابینز

rainy_sky
2007-Nov-21, 00:40
تحولات عظیم فقط در افرادی روی می دهد که شجا عانه باور دارند که باید به چیزهای برتری در درونشان اهمیت بدهند بروس براتون
افراد موفق فقط باید ده درصد وقت خود را صرف خود مشکل نمایند و نود در صد باقی مانده را باید صرف پیدا کردن راه حل نمایند
انتونی رابینز

rainy_sky
2007-Nov-21, 00:40
وقتی ذهن انسان به ایده ی جدیدی معطوف شود هر گز به حالت اولیه خود بر نمی گردد
الیور وندل هلمز

عادت بهترین خدمتکار و یا بدترین ارباب است
ناتانیل امونز

rainy_sky
2007-Nov-21, 00:41
نکته مهم این است که هرگز دست از پرسیدن برنداریم .کنجکاوی همواره موجب شادی و هیجان می گردد.

انسان هنگامی که به رازهای جاودانگی زندگی وساختار شگفت انگیز دنیا می اندیشد بی اختیار دچار هراس و حیرت می شود. کافی است که انسان بکوشد تا هرروز اندکی از این اسرار را در یابد. هرگز کنجکاوی این نیروی مقدس را از دست ندهید.
البرت انیشتین

rainy_sky
2007-Nov-21, 00:42
برای انکه بتوانید به یک موفقیت فردی برسید اول باید تغییری در باور هایتان ایجاد کنید
انتونی رابینز

بعداز اینکه عقیده ای در ذهن ما پدید می اید فکر می کنیم که این عقیده دیگر غیر قابل تغییر است و فراموش می کنیم که ان فقط یک نظر می باشد
انتونی رابینز

rainy_sky
2007-Nov-21, 00:44
این ذهن ماست که بدی را به خوبی تبدیل می کند و ناراحتی و خوشحالی و فقر و ثروت را به وجود می اورد
ادموند اسپنسر
موانع تنها وسیله ای هستند که تصمیم شمارا برای رسیدن به اهداف ارزنده تان تقویت می کنند
انتونی رابینز

روابط عمومی
2007-Nov-22, 00:19
واقعا تك تك مطالب دوستان آموزنده و بسيار جالب هست از همه عزيزان نهايت تقدير و تشكر رو داريم و براشون آرزوي موفقيت و اوقاتي خوش همراه با شادكامي رو داريم .

با تشكر
روابط عمومي سايت

rainy_sky
2007-Nov-26, 01:34
Medicines & friendships both cure problems. Only difference is that friendship has no expiry date, no price & no dosage

دوستی ها و داروها هر دو مث هم درد ها را درمان میکنند ..تنها تفاوت آنها این است که

دوستی و رفاقت نه تاریخ مصرف دارد ..نه قیمت و نه حد و اندازه برای مصرف.

rainy_sky
2007-Nov-26, 01:34
راست است که صاحبان دل های حساس نمی میرند : بی هنگام ناپدید می شوند. احمد شاملو

rainy_sky
2007-Nov-26, 01:35
عشق چيزي جز يافتن خويش در ديگران و شادكامي در شناخت نيست.


يكي از مهمترين مهارتهاي آرام بودن در زندگي كوچك شمردن مسائل است.

rainy_sky
2007-Nov-26, 01:36
هنر شمشير اينه كه يكي رو دو تا مي كنه،
بنازم هنر عشقو كه دو تا رو یکی می کنه

rainy_sky
2007-Nov-26, 01:36
زندگی یک مسابقه بخت آزمایی است

اما من از هر اتفاقی که در زندگی روی می دهد

نهایت استفاده را می برم

rainy_sky
2007-Nov-26, 01:37
مالکیت آسمان از آن کسانیست که به زمین دل نبسته اند...

rainy_sky
2007-Nov-26, 02:09
بزرگ ترين عيب آن است كه از عيب خويش آگاه نباشيم

توماس كارلايل

rainy_sky
2007-Nov-26, 02:22
موانع تنها وسیله ای هستند که تصمیم شمارا برای رسیدن به اهداف ارزنده تان تقویت می کنند
انتونی رابینز

هر که در زندگی نانش نخورند چون بمیرد نامش نبرند
سعدی

rainy_sky
2007-Nov-26, 02:23
اشکهایت را پاک کن !
چرا که ان عشق که چشمان را گشوده و مارا به خدمتکاری خویش وادار نموده برکات صبر و گذشته را به ما بخشیده است
جبران خلیل جبران

rainy_sky
2007-Nov-26, 02:24
انسان همیشه در جستجوی چیزی ماورای خود بوده است چیزی ماورای رفاه مادی. یعنی انچه که ما ان را حقیقت خدا و با واقعیت می نامیم
کریشنا مورتی

در امور الهی جایی برای باور نیست یقین باید کرد . هر چیزی کمتر از یقین شایسته خداوند نیست
سیمون ویل

rainy_sky
2007-Nov-26, 02:25
نمی ارزد که ادم وقتش را به بررسی بگذراند اشتباههای مکرر جزئی از ذات انسان است
فردریش نیچه

تمام زرق و برق های دنیا تمام ان چیزهایی که دلچسبش می دانیم نتیجه جهل و فریفتگی است
کنت کلارک

rainy_sky
2007-Nov-26, 02:25
تنها علاج قطعی سلامت و ثروت و سعادت به کار گرفتن قدرت شفا بخش محبت از راه بخشایش و پالایش است
چارلز فیلمور

همین که میوه ها برسند شکو فه ها نا پدید می شوند همین طور زمانی که الوهیت در درون شما شکوفا شود خود پایینتر نا پدید می گردد.
ویو کنانرا

rainy_sky
2007-Nov-26, 02:26
نزد بهترین و قشنگترین و با هوش ترین انسان همیشه نقص دیده می شود
صادق هدایت

انسان نباید هنگامی که دوستان مهم به او نیکی می کنند نیکی هایی را که دوستان کم اهمیت به او کرده اند فراموش کند.
دانته

rainy_sky
2007-Nov-26, 02:27
ما محصول انواع نفوذها و تا ثیرات هستیم و هیچ چیز نویی در ما وجود ندارد چیزی که خودمان انرا کشف کرده باشیم چیزی که بکرو دست نخورده باشد
کریشنا مورتی

هرگز فیلسوفی وجود نداشته ه بتواند دندان درد را صبورانه تحمل کند
ویلیام شکسپیر

H A M E D
2007-Dec-01, 13:14
برای رسیدن به اوج از کسی بال و پر جادو نخواه! هیچ چیز همچون اراده ی به پرواز پریدن را آسان نمی کند.

rainy_sky
2007-Dec-03, 13:32
آفتاب به گياهى حرارت مى دهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد.

لئو تولستوى

اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای
به خاطر بیاور که
زیباترین صبحی را که تا بحال تجربه کرده ای مدیون صبرت در برابر سیاه ترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی یاقت

rainy_sky
2007-Dec-03, 13:33
هیچ كس نباید شب به بستر برود قبل از اینكه از خود بپرسد امروز چه كرده ام که لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم

براي لذت بردن از زندگی کافيه کمی احمق باشي
"شکسپير"

rainy_sky
2007-Dec-03, 13:34
ما در زندگی مرتبا با درسهای تازه ای روبرو می شویم
و تا زمانی که درسی را یاد نگیریم مجبور به گذراندن دوباره آن هستیم

سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم،
بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم

rainy_sky
2007-Dec-03, 13:35
نماز زیبا ، بزرگترین هدیه انسان به آسمان است .

انسان هنگامي كه ميل به اوج‌گرفتن را حس مي‌كند،
هرگز راضي نمي‌شود لنگان‌لنگان راه برود.
"هلن كلر"

rainy_sky
2007-Dec-10, 00:46
تصميم شبيه به ماهي است، گرفتنش آسان و نگه داشتنش دشوار است
دوما

rainy_sky
2007-Dec-10, 22:43
دنيا از آن کساني است که براي تصاحب آن با خوش خلقي و ثبات قدم گام برميدارند - چارلز ديکنز

مردم خود را با همه چيز خسته ميکنند مگر با تفکر وانديشه

rainy_sky
2007-Dec-10, 22:44
توان زندگي، به چگونگي نگريستن ما به زندگي بسته است.

سعي نكنيم بهتر يا بدتر از ديگران باشيم ، بكوشيم نسبت به خودمان بهترين باشيم.

rainy_sky
2007-Dec-10, 22:45
با آنچه که دوست داريم شکل و فرم ميگيريم ببين چه روي ميدهد اگر عاشق خدا شويم

نبردهاي زندگي هميشه به نفع قويترين ها پايان نمي پذيرد بلكه دير يا زود برد با آن كسي است كه بردن را باور دارد.

rainy_sky
2007-Dec-10, 22:49
وقتي کسي را دوست داريم نيازي نيست بدانيم در بيرون از ما چه مي گذرد زيرا همه چيز در درون ما مي گذرد

زندگي هنر نقاشي كردن است بدون پاك كردن. پس هميشه چنان زندگي كن كه چون به عقب باز گشتي نياز به پاك كردن نباشد

rainy_sky
2007-Dec-10, 22:50
احساس شرمي كمتر ، نشانه گناهي بزرگتر است

خوشبختي هر لحظه با ماست فقط كافيست عينك خود را تعويض نمائيم تا آن را حس كنيم. خويشتن خود را درياب تا خوشبختي را دريابي

rainy_sky
2007-Dec-10, 22:51
براي پخته شدن كافي است ، هنگام عصبانيت از كوره در نرويد

منطق بالاترين درجه ي احساس است

rainy_sky
2007-Dec-10, 22:52
شادي خود را به هيچ چيز و هيچ كس وابسته نكن تا هميشه از آن برخوردار باشي

کسي که محبت خود را محدود مي کند هرگز معني محبت را نفهميده است

rainy_sky
2007-Dec-10, 22:52
خداوند براي دشواريهاي زندگي سه راه قرار داده است: خنده، خواب و اميد.

خوشبختي جانانه زيستن با همه بدبختيهاست

rainy_sky
2007-Dec-10, 22:53
تمام گناهان آدمي از دو گناه بزرگ منشعب ميشه بي صبري و اهمال

موفقيت افراد بيش از آنکه به ميزان هوش آنها بستگی داشت باشد به ميزان تفکر آنها وابسته است.

rainy_sky
2007-Dec-10, 22:54
بزرگ انديشی به راستی جادو میکند. بزرگ بينديشيد تا بزرگ زندگی کنيد.

چه کميابند دورانهاي خوشي که بتواني به آنچه اراده کني بينديشي و آنچه را مي انديشي بگويي

اندیشه ورز برنا
2007-Dec-10, 23:07
وزي مرد كوري روي پله‌هاي ساختماي نشسته و كلاه و تابلويي را در كنار پايش قرار داده بود. روي تابلو خوانده مي‌شد:

من كور هستم لطفا كمك كنيد

روزنامه‌نگار خلاقي از كنار او مي‌گذشت. نگاهي به او انداخت. فقط چند سكه در داخل كلاه بود. او چند سكه داخل كلاه انداخت و بدون اينكه از مرد كور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت؛ آن را برگرداند و اعلان ديگري روي آن نوشت و تابلو را كنار پاي او گذاشت و آنجا را ترك كرد.

عصر آن روز روزنامه‌نگار به آن محل برگشت و متوجه شد كه كلاه مرد كور پر از سكه و اسكناس شده است.

مرد كور از صداي قدمهاي او روزنامه‌نگار را شناخت و خواست اگر او همان كسي است كه آن تابلو را نوشته بگويد كه بر روي آن چه نوشته است؟ روزنامه‌نگار جواب داد: چيز خاص و مهمي نبود، من فقط نوشته شما را به شكل ديگري نوشتم و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد.

مرد كور هيچ‌وقت ندانست كه او چه نوشته است، ولي روي تابلوي او خوانده مي‌شد:

امروز بهار است، ولي من نمي‌توانم آن‌را ببينم


وقتي كارتان را نمي‌توانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير بدهيد. باور داشته باشيد كه تغيير بهترين چيز براي زندگي است. حتي براي كوچكترين اعمالتان از دل، فكر، هوش و روحتان مايه بگذاريد.

اين رمز موفقيت است!


به وبلاگ من سر بزنیدhttp://andishevarz.blogfa.com/

rainy_sky
2007-Dec-16, 19:51
.اشکال دنيا اينست که جاهلان مطمئن هستندو دانايان مردّد

( برتراندراسل)

rainy_sky
2007-Dec-16, 19:54
· هرکس بايد روزانه يک آواز بشنود ، يک شعر خوب بخواند و در صورت امکان چند کلمه حرف منطقی بزند .
گوته

rainy_sky
2007-Dec-16, 19:56
اگر زندگی يک پرتقال در دستاتتان نهاد،

آن را پوست بکنيد و

به دنبال دوستی باشيد تا با او قسمت کنيد

rainy_sky
2007-Dec-16, 19:58
نمی توان امید داشت ،

آدم های کوچک رازهای بزرگ را نگاه دارند. اُرد بزرگ

SALEK
2008-Jan-01, 08:41
موفقيت بدست آوردن چيزي است كه دوست داري ،اما خوشبختي دوست داشتن چيزي است كه به دست آورده اي

SALEK
2008-Jan-01, 08:42
افرادموفق ، كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند

SALEK
2008-Jan-01, 08:43
ممكن است بتوان گلي رازير پاپرپركرد ، امامحال است بتوان عطرآنرادرفضامحوكرد /ولتر

SALEK
2008-Jan-01, 08:44
هر روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد طلوع مي کند يک غرال شروع به دويدن ميکند و مي داند سرعتش بايد از يک شير بيشتر باشد تا کشته نشود هر روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد طلوع مي کند يک شير شروع به دويدن مي کند و مي داند که بايد سريع تر از آن غزال بدود تا از گرسنگي نمي رد مهم نيست غزال هستي يا شير با طلوع خورشيد دويدن را آغاز کن. " آنتوني رابينز

SALEK
2008-Jan-01, 08:45
»همیشه قطعی ترین راه برای موفقیت اینست که یک بار بیشتر تلاش کنید.

SALEK
2008-Jan-01, 08:47
اشتیاق نقطه همه موفقیتهاست

A.L.I.
2008-Jan-01, 10:18
فوق العاده هستن.مرسی

دنیای اطرافت تغییر نخواهد کرد مگر اینکه تو ذهنت را تغییر بدهی و سر رشته امور را خودت بدست بگیری.

rainy_sky
2008-Jan-01, 14:43
- بسیاری مردم شادیهای کوچک را به امید خوشبختی بزرگ از دست می دهند.
«پرل س.باک»

rainy_sky
2008-Jan-01, 14:44
وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می توان مرتکب شد، چرا باید همان قدیمی ها را تکرار کرد.
«برتراند راسل»

rainy_sky
2008-Jan-01, 14:45
کسانی هستند که با ما صحبت می کنند، ما به آنها گوش نمی دهیم، کسانی هستند که ما را آزار می دهند اما جراحت عمیقی باقی نمی گذارند، اما کسانی هم هستند که تنها سر راه زندگی ما قرار می گیرند ولی مٌهر و نشانشان را برای همیشه برای ما می گذارند.
«سیسیلیا میرکز»

SALEK
2008-Jan-02, 14:51
ببخشید وقت نداشتم از هم تفكیكشون كنم
هرگز به ميزان درآمدتان خرج نكنيد . مخارج كمتر شما نسبت به درآمدتان باعث ثروتمند شدن سريع شما مي‌شود.
* دستمزد دادن بهتر از دستمزد گرفتن است؛ حداقل مفيدتر است.
* هرگز كاري را كه مي‌توانيد بدهيد تا ديگري برايتان انجام دهد خودتان انجام ندهيد . كاري كه ديگري براي شما انجام مي‌دهد زمان و انرژي بيشتري به شما براي انجام كارهاي مهم تر مي‌دهد .
* هرگز كاري را كه مي‌تواني با طفره رفتن به فردا اندازي امروز انجام نده. كارهاي زيادي وجود دارد كه مي‌تواني امروز انجام دهي . اصولاً بيشتر كارهايي كه امروز مجبور نيستي انجام دهي كارهاي مهمي نيستند.
* هميشه خريدار باش نه فروشنده . اگر به اندازه كافي هوش براي پول‌دار شدن داشته باشي مي‌داني كه يك ريسك بهتر از دو ريسك است .
* هرگز كاري را انجام نده اگر مي تواني با شخص ديگري انجام دهي . چرا با يك شخص يا اشخاص ديگر در هر شغل يا خط كاري رقابت مي كني مادامي كه براي تو انحصار در زمينه هاي ديگر ممكن است ؟
* اگر مقتضيات تو را مجبور كند تا شغل‌هايي را پيگيري كني يا از يك سري خطوط كاري پيروي كني كه مورد تعقيب افراد ديگر است؛ بهتراست كه كارت را در زمينه‌اي كه ديگران توان رقابت با تو را ندارند، قرار دهي . اين هميشه يك راه خوب، بهتر و بهترين راه است .
* كار مشابهي را دوباره انجام نده يا كاري را در مسير مشابه انجام نده . اگر يك راه انجام كاري را بداني بايد اين را هم بداني كه مسلماً راه بهتري براي انجام آن وجود دارد .
* از كارهاي كوچك نفرت نداشته باش بلكه به آن كارها احترم بگذار.
* سخت‌ترين كار از كارهايي كه انسان انجام مي‌دهد تفكر است .

archi_arch
2008-Jan-11, 15:34
تا زمانی که خودتان نخواهید ، هیچ کس نمی تواند تحقیرتان کند.



هر آنچه را که محکوم کنید, از دست میدهید و هر آنچه را که به آن عشق بورزی، بدست می آوری .

archi_arch
2008-Jan-11, 15:34
من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند احساس کرده ام.

چارلی چاپلین

rainy_sky
2008-Jan-12, 19:22
آنچه مردم را دانشمند مي کند، مطالبي نيست که ياد ميگيرند، بلکه چيزهايي است که مي فهمند.

يا راهي پيدا مي كنم؛ يا آن را پديد مي آورم.

rainy_sky
2008-Jan-12, 19:22
کسيکه هر روز بر يک ترس غلبه نيابد، درس زندگي را نياموخته است.

اگر شما تشخيص ميدهيد که اشتباه کرده ايد، جرات پذيرش آنرا داشته باشيد.

rainy_sky
2008-Jan-12, 19:23
ما نمي توانيم حوادث را در مهار آوريم. اما ميتوانيم واکنش خود را نسبت به آنها مهار کنيم.

همچون توپ پلاستيکي باشيد که هر چه محکم تر به زمین مي خورد، بالاتر مي رود.

rainy_sky
2008-Jan-12, 19:23
در مسير صعودتان با افراد مهربان باشيد. زيرا هنگام پايين آمدن به آنها نياز خواهيد داشت.

براي شناکردن به سمت مخالف جريان رودخانه، قدرت و جرات لازم است. والا هر ماهي مرده اي ميتواند موافق جريان آب حرکت کند.

rainy_sky
2008-Jan-12, 19:24
هيچ تضميني براي رسيدن به يک هدف معين در زمان معين وجود ندارد. اما تضميني وجود دارد که اهدافي که هرگز تعيين نشده اند، هيچ وقت به دست نمي آيند.

rainy_sky
2008-Jan-12, 19:25
ديوانه بمانيد، اما مانند عاقلان رفتار کنيد. خطر متفاوت بودن را بپذيريد، اما بياموزيد که بدون جلب توجه متفاوت باشيد

براي فرار از انتقاد، بايد هيچ کاري انجام ندهيد، هيچ چيز نگوييد، هيچي نباشيد!

rainy_sky
2008-Jan-12, 19:26
صد درصد تيرهايي که هرگز شليک نمي کنيد، به هدف نمي خورد.

اعتماد کردن به هرکس و اعتماد نکردن به هيچ کس، هر دو شکستي برابر است

rainy_sky
2008-Jan-12, 19:28
شما زمان و نوع مرگ خويش را نمي دانيد. تنها ميتوانيد در مورد چگونه زندگي کردن خود، تصميم بگيريد.

يک لاک پشت ممکن است صدها سال زندگي کند زيرا لاک اش به خوبي از آن محافظت مي کند. اما فقط وقتي مي تواند به جلو حرکت کند که سرش را بيرون بگذارد.

rainy_sky
2008-Jan-12, 19:36
خداوند به هر پرنده‌اي دانه‌اي مي‌دهد، ولي آن را داخل لانه‌اش نمي‌اندازد

· وقتي توبيخ را با تمجيد پايان مي دهيد، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر مي كنند، نه رفتار و عملكرد شما

· سخت كوشي هرگز كسي را نكشته است، نگراني از آن است كه انسان را از بين مي برد

rainy_sky
2008-Jan-12, 19:38
اگر همان كاري را انجام دهيد كه هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد كه هميشه مي گرفتيد

· ما زمان را تلف نمي كنيم، زمان است كه ما را تلف مي كند

rainy_sky
2008-Jan-12, 19:38
افراد موفق كارهاي متفاوت انجام نمي دهند، بلكه كارها را بگونه اي متفاوت انجام مي دهند

· كار بزرگ وجود ندارد، به شرطي كه آن را به كارهاي كوچكتر تقسيم كنيم

· كارتان را آغاز كنيد، توانايي انجامش بدنبال مي آيد

rainy_sky
2008-Jan-15, 15:02
انسان همان مي شود كه اغلب به آن فكر مي كند

• همواره بياد داشته باشيد آخرين كليد باقيمانده، شايد بازگشاينده قفل در باشد

rainy_sky
2008-Jan-15, 15:02
تنها راهي كه به شكست مي انجامد، تلاش نكردن است

• دشوارترين قدم، همان قدم اول است

• عمر شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد

rainy_sky
2008-Jan-15, 15:05
• آفتاب به گياهي حرارت مي دهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد

• وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد، بخاطر اين است كه شما چيز زيادي از آن نخواسته ايد

• در انديشه آنچه كرده اي مباش، در انديشه آنچه نكرده اي باش

rainy_sky
2008-Jan-15, 15:06
امروز، اولين روز از بقية عمر شماست
• براي كسي كه آهسته و پيوسته مي رود، هيچ راهي دور نيست
• اميد، درماني است كه شفا نمي دهد، ولي كمك مي كند تا درد را تحمل كنيم

rainy_sky
2008-Jan-15, 15:06
• آنچه شما درباره خود فكرمي كنيد، بسيار مهمتر از انديشه هايي است كه ديگران درباره شما دارند
• هركس، آنچه را كه دلش خواست بگويد، آنچه را كه دلش نمي خواهد مي شنود

rainy_sky
2008-Jan-15, 15:07
• اگر هرروز راهت را عوض كني، هرگز به مقصد نخواهي رسيد
• كساني كه نمي توانند فرصت كافي براي تفريح بيابند، دير يا زود وقت خود را صرف معالجه مي كنند

rainy_sky
2008-Jan-15, 15:08
• صاحب اراده، فقط پيش مرگ زانو مي زند، وآن هم در تمام عمر، بيش از يك مرتبه نيست
• وقتي شخصي گمان كرد كه ديگر احتياجي به پيشرفت ندارد، بايد تابوت خود را آماده كند

rainy_sky
2008-Jan-15, 15:09
• كساني كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد
• كسي كه در آفتاب زحمت كشيده، حق دارد در سايه استراحت كند

rainy_sky
2008-Jan-15, 15:11
• بهتر است دوباره سئوال كني، تا اينكه يكبار راه را اشتباه بروي
• هرگاه مشكلي را مطرح مي كنيد، براي رفع آن هم راه حلي پيشنهاد كنيد

rainy_sky
2008-Jan-15, 15:12
• آنقدر شكست خوردن را تجربه كنيد تا راه شكست دادن را بياموزيد
• اگر خود را براي آينده آماده نسازيد، بزودي متوجه خواهيد شد كه متعلق به گذشته هستيد
• از لجاجت بپرهيزيد كه آغازش جهل و پايانش پشيماني است

rainy_sky
2008-Jan-15, 15:13
• انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نمي‌زند كه خيال مي‌كند ديگران را فريب داده است
• كسي كه دوبار از روي يك سنگ بلغزد، شايسته است كه هر دو پايش بشكند
• هركه با بدان نشيند، اگر طبيعت ايشان را هم نگيرد، به طريقت ايشان متهم گردد

rainy_sky
2008-Jan-15, 15:14
• كسي كه به اميد شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است
• اگر جلوي اشتباهات خود را نگيريد، آنها جلوي شما را خواهند گرفت
• اينكه ما گمان مي‌كنيم بعضي چيزها محال است، بيشتر براي آن است كه براي خود عذري آورده باشيم

rainy_sky
2008-Feb-02, 02:01
اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند

A successful man is one who can build a firm foundation with the bricks that others throw at him. " David Brinkley"

آدمی موفق هست که یه بنا با پایه های محکم از آجر هایی بسازه که دیگران به طرفش پرت کرده اند

rainy_sky
2008-Feb-02, 02:02
If I had eight hours to chop down a tree, I'd spend six sharpening my axe. "Abraham Lincoln"



اگه من 8 ساعت فرصت برای قطع درختی داشته باشم ..حتما 6 ساعتشو صرف تیز کردن تبرم میکنم ..

rainy_sky
2008-Feb-12, 03:13
نگرانی هرگز از غصۀ فردا چیزی نمی کاهد ، بلکه فقط شادی امروز را از بین می برد

SALEK
2008-Feb-12, 08:29
- هیچ چیز بیهوده تر از با جدیت و تلاش انجام دادن کاری نیست که اصلاً نباید انجام شود!


- همیشه به خاطر داشته باشید که تصمیم خودتان برای موفق شدن از هر چیز دیگر مهمتر است.


- سعی نکنید فقط انسانی موفق باشید، سعی کنید انسانی با ارزش باشید.


- موفقیت کلید خوشبختی نیست. خوشبختی کلید موفقیت است. اگر از کاری که انجام می دهید خرسند و راضی باشید، حتماً موفق خواهید شد.


- اگر بیشتر به طبیعت و خوبیهای بی حد و حصر جهان نظاره کنيد، اگر تلاش کنيد تا به افق های وسیعتری از اندیشه و عمل دست یابيد، اگر از درون احساس آرامش کنيد، روزی توام با موفقیت را سپری کرده ايد.


- رمز موفقیت در دنبال کردن هدف بدون مکث و درنگ است. ولی موفقیت چیست؟ من موفقیت را در تشویق تماشاچیان نمی بینم، موفقیت در رضایت خود از کاری است که انجام داده ام.


- رمز موفقیت در استواری در قصد و نیت است.


- نابرده رنج، گنج میسر نمی شود.


- دیروز جرات مبارزه داشتیم، و امروز شهامت موفقیت.

SALEK
2008-Feb-12, 08:35
- کسی به موفقیت دست می یابد که خوب زندگی کند، زیاد بخندد و زیاد دوست بدارد. کسی که احترام افراد عاقل و فرزانه را جلب کرده باشد و کودکان خردسال را دوست بدارد. کسی که دنیا را بهتر از آنچه یافت، ترک کند، چه با بزرگ کردن یک فرزند صالح، چه سرودن شعری زیبا، و چه با نجات دادن یک انسان. کسی که مورد تحسین منتقدان باشد و خیانت دوستان را تحمل کند. کسی که همیشه زیبایی های دنیا را ستایش کند. کسی که بهترین خصوصیات افراد را ببیند و بهترین ها را تقدیم آنها کند. کسی که زندگیش یک الهام باشد و خاطره اش یک نیایش.


- فاصله بین دیوانگی و نبوغ فقط با موفقیت اندازه گیری می شود.


- هر لحظه را دوست داشته باشید. گل ها در تاریکی رشد می کنند. به همین دلیل هر لحظه از ارزش زیادی برخوردار است چون روی کل تاثیر می گذارد. رمز موفقیت در زندگی، در موفق بودن در تک تک آن لحظه هاست.


- انسان موفق کسی است که قادر است با آجرهایی که دیگران به سویش پرتاب میکنند، پایه و بنیادی محکم و استوار برای خود بسازد.


- فرصت های کوچک همیشه مقدمه ای برای موفقیت های بزرگ است.


- این خواست و اراده ی ماست که آینده مان را شکل می دهد. موفقیت و شکست ما نتیجه عمل خودمان است نه کس دیگری. این خودمان هستیم که می توانیم هر مانعی را از پیش پایمان برداریم یا اینکه در این راه پر پیچ و خم گم شویم. انتخاب ما، مسئولیت های ما، موفقیت ها و شکست های ما هر چه که باشند، کلید سرنوشتمان در دست خودمان است.


- من قیمت موفقیت را می دانم: فداکاری، تلاش، و از خود گذشتگی مداوم برای رسیدن به آنچه که می خواهید اتفاق بیفتد.


- همیشه چیزهایی اتفاق می افتد، که واقعاً آنها را باور داشته باشید. ایمان و باور است که باعث می شود چیزی اتفاق بیفتد.


- عقل سلیم در این است که یک روش را انتخاب کرده و آن را آزمایش کنید. اگر شکست خورد، آن را خیلی را خیلی راحت بپذیرید، و راهی دیگر را امتحان کنید. مهم این است که تلاش کنید.


- من موفقیتم را مدیون شنیدن بهترین نصیحت ها و انجام دقیقاً عکس آن می دانم.

rainy_sky
2008-Feb-23, 17:03
هميشه خودتو جای ديگران بذار اگه حس ميکنی چيزی ناراحتت می کنه احتمالا ديگران

رو هم آزار ميده .

F a r z a n e h
2008-Apr-29, 20:10
هرگز بازی نزدیك به پیروزی را تغییر نده , اگر رو به باخت میرود آنرا عوض كن.
(ونیس لومبارد)

F a r z a n e h
2008-Apr-29, 20:12
اقبال را خودمان شكل میدهیم بعد آنرا تقدیر می نامیم
(بنجامین دیزائیلی)

F a r z a n e h
2008-Apr-30, 22:37
بخشندگی را از گل بیاموز ، که حتی ته کفشی را که لگدش میزند خوشبو می کند.

http://farzaneh78.persiangig.com/image/0331.jpg

safora
2008-Aug-15, 18:12
تو همانی که می اندیشی

afabahar
2008-Oct-07, 18:34
مشکلات خود را با مداد بنویس و پاک کن را در اختیار خداوند بگذار.

somina
2009-Jan-25, 12:57
1. Take a 10-30 minute walk every day and while you walk, smile. It is the ultimate anti-depressant.

1- روزانه 10 تا 30 دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در این حین لبخند بزنید. این برترین داروی ضد افسردگی ست.

**********

2. Sit in silence for at least 10 minutes each day.

2- حداقل 10 دقیقه در روز با خود خلوت کنید

3. Buy a TiVo (DVR), tape your late night shows and get more sleep.

3- با استفاده از ویدئو برنامه های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنید، و خواب بیشتری کنید.

**********

4. When you wake up in the morning complete the following statement, "My purpose is to__________ _ today."

4- صبحها که از خواب بیدار می شوید این جمله را کامل و تکرار کنید: « امروز قصد دارم....»

**********

5. Live with the 3 E's -- Energy, Enthusiasm, Empathy, and the 3 F's--

Faith, Family, Friends.

5- با سه E زندگی کنید؛ Energy (انرژی)، Enthusiasm (شوق)، Empathy (فهم و همدلی با دیگران)، و همینطور با سه F یعنی Faith (ایمان)، Family (خانواده) و Friends (دوستان).

**********

6. Watch more G movies play more games with friends and read more books than you did in 2006.

6- امسال بیشتز از سال پیش به تماشای فیلمهای عمومی (مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید.

**********

7. Make time to practice meditation and prayer. They provide us with daily fuel for our busy lives.

7- زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید. اینها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله مان را فراهم می کنند.

**********

8. Spend more time with people over the age of 70 and under the age of six.

8- با افراد بالای 70 و زیر 6 سال اوقات بیشتری صرف کنید.

9. Dream more while you are awake.

9- وقت بیداری بیشتر رویا ببینید.

10. Eat more foods that grow on trees and plants and eat less foods that are manufactured in plants.

10- از غذاهایی که از گیاهان و درختان بار می آیند بیشتر مصرف کنید، و ازآنها که در کارخانه ها تولید می شوند کمتر.



11. Drink some green tea and plenty of water. Eat blueberries, seafood, broccoli, almonds & walnuts.

11- مقداری چای سبز و مقادیر بسیار فراوان تری آب بنوشید. ایدا اریزا (نوعی زغال اخته آبی رنگ)، غذاهای دریائی، گل کلم، بادام و گردو و خشکبار مصرف کنید.



12. Try to make at least three people smile each day..

12- تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید.



13. Clear your clutter from your house, your car, your desk, and let new energy into your life.

13- از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را مرتب و تمیز کنید، بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگیتان شود.



14. Don't waste your precious energy on gossip, energy vampires, issues of the past, negative thoughts or things you cannot control. Instead, invest your energy in the positive present moment.

14- انرژی پرارزشتان را بر سر شایعه سازی، هیولاهای انرژی خوار، مسائل مربوط به گذشته، افکار منفی و یا آنچه بدان کنترل ندارید هدر ندهید. در عوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت اکنون کنید.

**********

15. Realize that life is a school and you are here to learn, pass all your tests. Problems are simply part of the curriculum that appear and fade away like algebra class but the lessons you learn will last a lifetime.

15- این را فهم کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجائید تا بیاموزید، تا همه امتحانهایتان را بگذرانید. مشکلات تنها بخشی از این دوره آموزشی اند که درست مثل کلاس درس جبر می آیند و می روند، منتها درسهائی که از این کلاس فراگرفته می شود عمری با شما باقی خواهد ماند.



16. Eat breakfast like a king, lunch like a prince and dinner like a college kid with a maxed out charge card.

16- صبحانه تان را چون یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهی ای بخورید که کارت اعتباریش ته کشیده باشد.

********** 17. Smile and laugh more. It will keep the energy vampires away.

17- بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید. این هیولاهای انرژی خوار را ازتان دور نگه خواهد داشت.

**********





18. Life isn't fair, but it's still good..

18- زندگی چندان عادلانه به نظر نمی رسد، با این حال زیباست.

**********

19. Life is too short to waste time hating anyone.

19- زندگی کوتاه تر از آنیست که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم.



20. Don't take yourself so seriously. No one else does.

20- خودتان را خیلی جدی نگیرید، دیگران هم اینکار را در مورد شما نمی کنند.



21. You don't have to win every argument. Agree to disagree.

21- مجبور نیستید همه بحث ها و منازعات را به نفع خود تمام کنید. با مخالفتها موافقت کنید.



22. Make peace with your past, so it won't mess up the present.

22- با گذشته تان از در سازش در آئید، آنوقت دیگر اکنونتان را خراب نخواهید کرد.



**********

23. Don't compare your life to others'. You have no idea what their

journey is all about.

23- زندگی تان را با زندگی دیگران مقایسه نکنید. شما از موضوع و هدف این سفر آنها هیچ نمی دانید.



24. Burn the candles, use the nice sheets. Don't save it for a special occasion. Today is special.

24- از شمع هایتان استفاده کنید، خوشگل ترین ملافه تان را کنار نگذارید، برای روز مبادا و یا روزی خاص نگه شان ندارید، امروز همان روز بخصوص است.

25. No one is in charge of your happiness except you..

25- جز شما کس دیگری مسئول خوشبختی تان نیست.



26. Frame every so-called disaster with these words: "In five years, will this matter?"

26- همه باصطلاح بدبختیها را با این جمله قالب دهید: «آیا تا پنج سال آینده، هیچ اهمیتی خواهند داشت؟»



27. Forgive everyone for everything.

27- همه را به خاطر هر چیز و همه چیز ببخشید.







28. What other people think of you is none of your business.

28- افکار مردم در مورد شما، هیچ ربطی به شما ندارند.



29. Time heals almost everything. Give time, time.

29- زمان ، حلال همه مشکلات است. به همه چیز زمان دهید، زمان.



30. However good or bad a situation is, it will change.

30- یک موقعیت هر چقدر خوب یا بد، بالاخره تغییر می کند.



31. Your job won't take care of you when you are sick. Your family and friends will. Stay in touch kindly.

31- زمان بیماری، این شغل نیست که به دردتان می رسد،خانواده ودوستانتان هستند. با آنها با مهرباني در تماس باشید.

32. Get rid of anything that isn't useful, beautiful or joyful.

32- از شر هر آنچه سودمند، زیبا و شادی بخش نیست، خلاص شوید.

********** 33. Envy is a waste of time. You already have all you need.

33- حسادت هدر دادن وقت است. شما الان به همه آنچه نیاز دارید رسیده اید.

34. The best is yet to come. Wait a little …

34- بهترینها هنوز در راه اند. كمي صبر كنيد...

**********

35. No matter how you feel, get up, dress up and show up.

35- هر حسی که می خواهید داشته باشید، بلند شوید، شیک کنید و بزنید بیرون.

**********

36. Do the right thing!

36- کار درست را انجام دهید!

**********

37. Call your family often.

37- اغلب با خانواده در تماس باشید.

**********

38. Each night before you go to bed complete the following statements:

"I am thankful for __________." "Today I accomplished _________."

38- شبها قبل از خواب این جمله را کامل و تکرار کنید: «به خاطر... ممنونم.» «امروز به ... دست یافتم.»

**********

39. Remember that you are too blessed to be stressed.

39- یادتان باشد، برکتهای زندگی آنقدر هست که استرس و نگرانی را بدان راهی نباشد.

**********



40. Enjoy the ride. Remember that this is Disney World and you certainly want a fast pass. Make the most of it and enjoy the ride.

40- از سفر لذت ببر. یادت باشد که این دیزنی ورلد Disney World نیست و تو هم در پی یک گشت و گذار کوتاه نیستی. بهترین استفاده را از آن کنید و از سفرتان لذت ببرید.

somina
2009-Jan-25, 12:57
1. Take a 10-30 minute walk every day and while you walk, smile. It is the ultimate anti-depressant.

1- روزانه 10 تا 30 دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در این حین لبخند بزنید. این برترین داروی ضد افسردگی ست.

**********

2. Sit in silence for at least 10 minutes each day.

2- حداقل 10 دقیقه در روز با خود خلوت کنید

3. Buy a TiVo (DVR), tape your late night shows and get more sleep.

3- با استفاده از ویدئو برنامه های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنید، و خواب بیشتری کنید.

**********

4. When you wake up in the morning complete the following statement, "My purpose is to__________ _ today."

4- صبحها که از خواب بیدار می شوید این جمله را کامل و تکرار کنید: « امروز قصد دارم....»

**********

5. Live with the 3 E's -- Energy, Enthusiasm, Empathy, and the 3 F's--

Faith, Family, Friends.

5- با سه E زندگی کنید؛ Energy (انرژی)، Enthusiasm (شوق)، Empathy (فهم و همدلی با دیگران)، و همینطور با سه F یعنی Faith (ایمان)، Family (خانواده) و Friends (دوستان).

**********

6. Watch more G movies play more games with friends and read more books than you did in 2006.

6- امسال بیشتز از سال پیش به تماشای فیلمهای عمومی (مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید.

**********

7. Make time to practice meditation and prayer. They provide us with daily fuel for our busy lives.

7- زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید. اینها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله مان را فراهم می کنند.

**********

8. Spend more time with people over the age of 70 and under the age of six.

8- با افراد بالای 70 و زیر 6 سال اوقات بیشتری صرف کنید.

9. Dream more while you are awake.

9- وقت بیداری بیشتر رویا ببینید.

10. Eat more foods that grow on trees and plants and eat less foods that are manufactured in plants.

10- از غذاهایی که از گیاهان و درختان بار می آیند بیشتر مصرف کنید، و ازآنها که در کارخانه ها تولید می شوند کمتر.



11. Drink some green tea and plenty of water. Eat blueberries, seafood, broccoli, almonds & walnuts.

11- مقداری چای سبز و مقادیر بسیار فراوان تری آب بنوشید. ایدا اریزا (نوعی زغال اخته آبی رنگ)، غذاهای دریائی، گل کلم، بادام و گردو و خشکبار مصرف کنید.



12. Try to make at least three people smile each day..

12- تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید.



13. Clear your clutter from your house, your car, your desk, and let new energy into your life.

13- از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را مرتب و تمیز کنید، بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگیتان شود.



14. Don't waste your precious energy on gossip, energy vampires, issues of the past, negative thoughts or things you cannot control. Instead, invest your energy in the positive present moment.

14- انرژی پرارزشتان را بر سر شایعه سازی، هیولاهای انرژی خوار، مسائل مربوط به گذشته، افکار منفی و یا آنچه بدان کنترل ندارید هدر ندهید. در عوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت اکنون کنید.

**********

15. Realize that life is a school and you are here to learn, pass all your tests. Problems are simply part of the curriculum that appear and fade away like algebra class but the lessons you learn will last a lifetime.

15- این را فهم کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجائید تا بیاموزید، تا همه امتحانهایتان را بگذرانید. مشکلات تنها بخشی از این دوره آموزشی اند که درست مثل کلاس درس جبر می آیند و می روند، منتها درسهائی که از این کلاس فراگرفته می شود عمری با شما باقی خواهد ماند.



16. Eat breakfast like a king, lunch like a prince and dinner like a college kid with a maxed out charge card.

16- صبحانه تان را چون یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهی ای بخورید که کارت اعتباریش ته کشیده باشد.

********** 17. Smile and laugh more. It will keep the energy vampires away.

17- بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید. این هیولاهای انرژی خوار را ازتان دور نگه خواهد داشت.

**********





18. Life isn't fair, but it's still good..

18- زندگی چندان عادلانه به نظر نمی رسد، با این حال زیباست.

**********

19. Life is too short to waste time hating anyone.

19- زندگی کوتاه تر از آنیست که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم.



20. Don't take yourself so seriously. No one else does.

20- خودتان را خیلی جدی نگیرید، دیگران هم اینکار را در مورد شما نمی کنند.



21. You don't have to win every argument. Agree to disagree.

21- مجبور نیستید همه بحث ها و منازعات را به نفع خود تمام کنید. با مخالفتها موافقت کنید.



22. Make peace with your past, so it won't mess up the present.

22- با گذشته تان از در سازش در آئید، آنوقت دیگر اکنونتان را خراب نخواهید کرد.



**********

23. Don't compare your life to others'. You have no idea what their

journey is all about.

23- زندگی تان را با زندگی دیگران مقایسه نکنید. شما از موضوع و هدف این سفر آنها هیچ نمی دانید.



24. Burn the candles, use the nice sheets. Don't save it for a special occasion. Today is special.

24- از شمع هایتان استفاده کنید، خوشگل ترین ملافه تان را کنار نگذارید، برای روز مبادا و یا روزی خاص نگه شان ندارید، امروز همان روز بخصوص است.

25. No one is in charge of your happiness except you..

25- جز شما کس دیگری مسئول خوشبختی تان نیست.



26. Frame every so-called disaster with these words: "In five years, will this matter?"

26- همه باصطلاح بدبختیها را با این جمله قالب دهید: «آیا تا پنج سال آینده، هیچ اهمیتی خواهند داشت؟»



27. Forgive everyone for everything.

27- همه را به خاطر هر چیز و همه چیز ببخشید.







28. What other people think of you is none of your business.

28- افکار مردم در مورد شما، هیچ ربطی به شما ندارند.



29. Time heals almost everything. Give time, time.

29- زمان ، حلال همه مشکلات است. به همه چیز زمان دهید، زمان.



30. However good or bad a situation is, it will change.

30- یک موقعیت هر چقدر خوب یا بد، بالاخره تغییر می کند.



31. Your job won't take care of you when you are sick. Your family and friends will. Stay in touch kindly.

31- زمان بیماری، این شغل نیست که به دردتان می رسد،خانواده ودوستانتان هستند. با آنها با مهرباني در تماس باشید.

32. Get rid of anything that isn't useful, beautiful or joyful.

32- از شر هر آنچه سودمند، زیبا و شادی بخش نیست، خلاص شوید.

********** 33. Envy is a waste of time. You already have all you need.

33- حسادت هدر دادن وقت است. شما الان به همه آنچه نیاز دارید رسیده اید.

34. The best is yet to come. Wait a little …

34- بهترینها هنوز در راه اند. كمي صبر كنيد...

**********

35. No matter how you feel, get up, dress up and show up.

35- هر حسی که می خواهید داشته باشید، بلند شوید، شیک کنید و بزنید بیرون.

**********

36. Do the right thing!

36- کار درست را انجام دهید!

**********

37. Call your family often.

37- اغلب با خانواده در تماس باشید.

**********

38. Each night before you go to bed complete the following statements:

"I am thankful for __________." "Today I accomplished _________."

38- شبها قبل از خواب این جمله را کامل و تکرار کنید: «به خاطر... ممنونم.» «امروز به ... دست یافتم.»

**********

39. Remember that you are too blessed to be stressed.

39- یادتان باشد، برکتهای زندگی آنقدر هست که استرس و نگرانی را بدان راهی نباشد.

**********



40. Enjoy the ride. Remember that this is Disney World and you certainly want a fast pass. Make the most of it and enjoy the ride.

40- از سفر لذت ببر. یادت باشد که این دیزنی ورلد Disney World نیست و تو هم در پی یک گشت و گذار کوتاه نیستی. بهترین استفاده را از آن کنید و از سفرتان لذت ببرید.

علم الهدی
2009-Apr-12, 00:07
ویلیام جیمز :

- بسیاری از مردم فکر می‌کنند در حال فکر کردن هستند در حالی که مشغول بازآرایی و تنظیم پیشداوری‌ها و تعصباتشان هستند.

- پذیرش آنچه اتفاق افتاده است ، نخستین گام در غلبه بر پیامدهای هر بدشانسی است.

- فلسفه ، والاترین و بدیهی‌ترین خواسته بشر است.

- هر کس باید برای تمرین، هر روز حداقل دو کاری که از آنها نفرت دارد را انجام دهد.

- انگیزه نهانی تمام کارهایی که اغلب مردم می‌کنند این است که چگونه شادی به دست آورند، چگونه آن را نگه دارند و چگونه آن را بهبود بخشند.

- هنر «عاقل بودن» عبارت است از هنر آگاهی از این که از چه چیزهایی چشم‌پوشی کنید.

- تنها یک دلیل برای شکست انسان وجود دارد و آن کمبود ایمان فرد به خودِ واقعی‌اش است.

- همه ما آمادگی داریم تا به دلایلی کارهای وحشیانه و غیرمتمدنانه انجام دهیم. فرق بین یک آدم خوب و یک آدم بد در انتخاب آن دلیل است.

- عمیق‌ترین اصل طبیعت انسان ، اشتیاق و میل شدید او به قدردانی شدن است.

علم الهدی
2009-Apr-12, 00:09
آلبرت بندورا :

- اعتماد به نفس ضرورتاً تضمین‌کننده موفقیت نیست ولی عدم اعتماد به نفس مطمئناً باعث شکست می‌شود.

- مردم نه تنها با تعمق کردن ، درک بهتری به دست می‌آورند بلکه می‌توانند تفکر خود را نیز ارزیابی کرده و تغییر دهند.

- آدم موثر و اثربخش کسی است که آینده‌اش را می‌سازد نه این که آن را پیش‌بینی کند.

- کسانی که به توانائیهای خود اعتقاد و اطمینان دارند به کارهای دشوار به صورت چالش‌هایی می‌نگرند که باید بر آنها پیروز شوند نه به صورت تهدیدهایی که باید از آنها اجتناب کند.

- ما آدمها بیشتر روی نظریه‌های شکست سرمایه‌گذاری می‌کنیم تا نظریه‌های پیروزی.

علم الهدی
2009-Apr-12, 00:10
کارل راجرز :

- وقتی به دنیا نگاه می‌کنم، بدبینم ولی وقتی به مردم نگاه می‌کنم ، خوش‌بینم.

- تنها آدم فرهیخته کسی است که یادگرفته باشد چگونه یاد بگیرد و تغییر کند.

- جوهر و ذات خلاقیت، تازگی و نوبودن آن است و در نتیجه، ما استانداردی برای قضاوت درباره آن نداریم.

- تجربه برای من بالاترین اولویت را دارد. معیار صحّت و اعتبار هر چیز، تجربه خود من است. نظرات افراد دیگر، و حتی ایده‌های خودم نیز به اندازه تجربیاتم اعتبار ندارند.

- برای کسی که کاملاً در برابر تجربیات جدید راحت (باز) است و حالت تدافعی نمی‌گیرد، هر لحظه می‌تواند سرشار از تازگی باشد.

- در ابتدای کارم این سوال را از خود می‌پرسیدم که: " چگونه می‌توانم این فرد را درمان کنم یا تغییر دهم؟" . اکنون این سوال را بدین صورت تغییر داده‌ام که: "چگونه می‌توانم رابطه‌ای با این فرد برقرار کنم که او بتواند از این رابطه برای رشد شخصی خودش استفاده کند؟"

- من رفته رفته به یک نتیجه‌گیری بدبینانه و منفی درباره " زندگی خوب " رسیده‌ام. به نظرم می‌آید که زندگی خوب یک شکل ثابت ندارد، بلکه یک فرایند است. یک جهت است نه یک مقصد.

علم الهدی
2009-Apr-12, 00:15
زیگموند فروید :

- سوالی که هرگز بدان پاسخ داده نشده است و خود من نیز علیرغم 30 سال تحقیق و مطالعه برای آن پاسخی نیافته‌ام این است که " خواسته زنان چیست؟ "

- رابطه بین خود ( ego ) و نهاد ( id ) را می‌توان با رابطه بین سوار و اسب مقایسه کرد. اسب ، تامین‌کننده انرژی و سوار ، هدف‌گذار و راهنماست.

- خود ( ego ) ، ارباب خانه خودش نیست.

- آدم اکراه دارد که بگوید نیت " شاد بودن انسان " در برنامه «خلقت» جایی نداشته است.

علم الهدی
2009-Apr-12, 00:16
کرت لوین :

- هیچ چیز عملی‌تر از یک نظریه خوب نیست.

- اگر واقعاً می‌خواهید چیزی را درک کنید، سعی کنید آن را تغییر دهید.

- تجربه به تنهایی تولید دانش نمی‌کند.

- فعالیت اجتماعی نیز مثل فعالیت جسمی توسط درک و احساس ، راهبری می‌شود.

- یک آدم موفق معمولاً هدف بعدیش را خیلی بالاتر از آخرین دستاوردش قرار نمی‌دهد .

علم الهدی
2009-Apr-12, 00:24
زیگموند فروید ( 1856 - 1939)

http://alamolhoda.persiangig.com/new_folder/new_folder3/new_folder4/new_folder5/2/3.JPG


زیگموند فروید در 6 مِی 1856 به دنیا آمد و در 23 سپتامبر 1939 از دنیا رفت.
صرفنظر از درستی یا نادرستی نظریه‌های فروید، بدون هیچ تردید او تاثیر فوق‌العاده‌ای بر رشته روان‌شناسی گذاشته است. کارهای او این عقیده را تقویت کرد که تمام بیماری‌های ذهنی، علل فیزیولوژیکی ندارند. کارها و نوشته‌های فروید به درک امروزی ما از شخصیت، روان‌شناسی بالینی، رشد انسان و روان‌شناسی نابهنجاری کمک شایانی نموده است.

فروید همچنین بر روی روان‌شناسان معروف دیگری از جمله آنا فروید، ملانی کلاین، کارن هورنای، آلفرد آلدر، اریک اریکسون و کارل یونگ تاثیر گذار بوده است.
خانواده فروید، هنگامی که او جوان بود، از لایپزیک در آلمان به وین نقل مکان کردند و او بیشتر عمرش را در همین شهر گذراند.

او پس از گذراندن دوره دکتری پزشکی در دانشگاه وین به عنوان پزشک عمومی به کار مشغول شد و احترام خاصی در جامعه به دست آورد. فروید در خلال کارهای پژوهشی‌اش با ژان‌مارتین شارکو، عصب‌شناس فرانسوی، به نوعی اختلال هیجانی به نام هیستری علاقه‌مند شد. سپس فروید و دوست فرانسوی‌اش و دکتر ژوزف بروئر، درمان یک بیمار که به نام «آنا اُ» شناخته می‌شود و در واقع خانمی به نام برتا پاپن‌هایم بود را شروع کردند. عوارض او شامل سرفه‌های عصبی، بی‌حسی و فلج بود. در طول درمان، او چند حادثه آسیب‌زا را در زندگی گذشته‌اش به یاد آورد که فروید و بروئر اعتقاد داشتند در بیماریش دخالت دارند.

دو پزشک چنین نتیجه‌گیری کردند که مشکلات آنا علت جسمی ندارد و گوش‌دادن به صحبت‌های او اثر آرام‌بخشی در عوارض او داشت. فروید و بروئر برپایه کارهایی که با آنکردند در سال 1865 کتاب «مطالعاتی در هیستری» را انتشار دادند. روش درمان آن‌ها به نام «گفتار درمانی» معروف شد و نخستین نمونه از درمان هیستری از طریق استفاده از تخلیه هیجانی ( catharsis ) بود. کتاب‌های بعدی فروید «تعبیر رویا» (1900) و «سه مقاله در نظریه جنسیت» (1905) بود.

با وجودی که این کارها معروفیت جهانی یافت امّا نظریه مراحل رشد روانی- جنسی او برای مدّت‌های طولانی موضوع بحث و انتقاد بوده است. هر چند به نظریه‌های فروید غالباً با شک و تردید نگریسته می‌شود امّا تاثیرات کارهای او بر روان‌شناسی و برخی رشته‌های دیگر تا به امروز ادامه داشته است. از او به عنوان بنیانگذار روانکاوی نام برده می‌شود.

علم الهدی
2009-Apr-12, 00:27
آلبرت بندورا :

درک چگونگی آموختن رفتارهای تازه، یکی از جذاب‌ترین و در عین حال ریشه‌ای‌ترین زمینه‌های تحقیق در روان‌شناسی بوده است که پیشینه نظریه‌پردازی درباره آن به قرن‌ها پیش باز می‌گردد.

چگونه یاد می‌گیریم که با دیگران رفتار کنیم؟ قوانین و ارزش‌های اجتماعی چگونه در انسان نهادینه می‌شوند؟ و رفتارهای جدید چگونه شکل می‌گیرند؟
آلبرت بندورا، چهارمین روان‌شناس تأثیرگذار در تاریخ این علم خوانده شده است.


http://alamolhoda.persiangig.com/new_folder/new_folder3/new_folder4/new_folder5/2/bandura-1..JPG


آلبرت بندورا در چهارم دسامبر ۱۹۲۵ در روستایی در ایالت آلبرتای کانادا متولد شد. لیسانس روان‌شناسی خودرا از دانشگاه بریتیش کلمبیا گرفت و سپس به دانشگاه آیوا در آمریکا رفت و فوق‌لیسانس و دکترای خود را از آن‌جا گرفت و به عنوان عضو هیأت علمی در همان دانشگاه مشغول به کار شد. پس از آن به دانشگاه استنفورد رفت و از سال ۱۹۵۳ به بعد به عنوان استاد روان‌شناسی این دانشگاه فعالیت کرده است.

وی در سال ۱۹۷۴ به عنوان رییس انجمن روان‌شناسی آمریکا انتخاب شد؛ زمانی که به تازگی نظریه یادگیری اجتماعی خود را منتشر کرده بود و کتاب‌ها ، مقالات و تحقیقاتش به شدت مورد توجه روان‌شناسان قرار گرفته بود.
آلبرت بندورا با نظریه «یادگیری اجتماعی» (Social Learning) خود به پرسش‌هایی کلیدی در روان‌شناسی پاسخ گفت که اکنون پس از چند دهه به یکی از پایه‌های روان‌شناسی نوین بدل شده است.
به دلیل همین تحقیقات و نظریات برجسته، وی به عنوان برنده جایزه روان‌شناسی گراومیر که هر سال به یکی از روان‌شناسان برجسته تعلق می‌گیرد، اعلام شد.

جایزه سال ۲۰۰۸ روان‌شناسی گراومیر در حالی به وی تعلق گرفت که از وی به عنوان برجسته‌ترین نظریه‌پرداز روان‌شناسی معاصر که در قید حیات است، یاد می‌شود.
این جایزه که در سال ۱۹۸۴ در دانشگاه لوییز ویل در شرق آمریکا پایه‌گذاری شده است، به کسانی که در رشته‌های مختلف علوم انسانی به گونه‌ای برجسته فعالیت داشته‌اند، اهدا می‌شود.

از جمله برندگان سال‌های پیشین این جایزه می‌توان به آرون بک، پایه‌گذار مکتب شناخت درمانی اشاره کرد که ۴۵۰ مقاله علمی و ۱۷ کتاب در این زمینه از وی منتشر شده است.
جایزه ۲۰۰ هزار دلاری سال ۲۰۰۸ گراومیر از میان ۳۱ نامزد از پنج کشور جهان به آلبرت بندورا روان‌شناس کانادایی که بیش از نیم‌قرن است ساکن آمریکا است، تعلق گرفت. وی در رده‌بندی که در سال ۲۰۰۲ انتشار یافت، چهارمین روان‌شناس برجسته تاریخ این علم پس از ب.اف.اسکینر، ژان پیاژه و زیگموند فروید نام گرفت.



آلبرت بندورا که به خاطر ارائه نظریه یادگیری اجتماعی‌اش در دهه ۷۰ شهرت یافت، با این نظریه رفتارگرایی را به شناخت‌درمانی که به تازگی ارائه شده بود، پیوند زد و یکی از مهم‌ترین رویکردهای روان‌شناسی در اواخر قرن بیستم را شکل داد که پیدایش رفتاردرمانی شناختی را در پی آورد، مکتبی که امروزه از هر سه روان‌شناس بالینی در آمریکا، دو نفر خود را متکی به آن می‌بینند.

به اعتقاد بندورا، آموزش و فراگیری رفتارهای جدید در انسان، بیشتر از آن که از طریق یادگیری مستقیم و کلاسیک رخ دهد، از طریق الگوسازی از روی رفتارهای دیگران رخ می‌دهد.

آزمایش مشهور او در دهه ۶۰ با « عروسک بوبو » امروز به یکی از متون کلاسیک روان‌شناسی بدل شده است، او در این سلسله آزمایش‌ها، به کودکان فیلمی را نشان می‌داد که مربی مهدکودک، در حال کتک زدن عروسکی به نام بوبو بود. پس از تماشای فیلم، کودکان در ضمن بازی خود، به طور مرتب همین عروسک را کتک می‌زدند.

وی به این ترتیب نظریه «یادگیری مشاهده‌ای» (observation learning) خود را مطرح کرد و گفت که این شیوه یادگیری، یکی از مؤثرترین و فراگیرترین روش‌های یادگیری رفتاری است که به ویژه از طریق رسانه‌هایی چون تلویزیون و سینما شکل می‌گیرند.


http://upload.iranblog.com/2/1203960944.jpg
صحنه‌ای از آزمایش مشهور عروسک بوبو



بندورا بر خلاف رفتارگرایان، معتقد است که یادگیری لزوماً منجر به تغییر رفتار نمی‌شود. مردم می‌توانند اطلاعات جدیدی را فرا بگیرند؛ بدون آن که تغییری در رفتارهای آشکارشان رخ بنماید.

بسیاری از روان‌شناسان معتقدند مقاله «خود-کارآیی به سوی یک نظریه هم‌سان برای تغییر رفتار» آلبرت بندورا که در سال ۱۹۷۷ منتشر شد، یکی از پایگاه‌های انقلاب شناختی در روان‌شناسی در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ را بنا کرد.

بندورا در این مقاله که بعدها در کتاب‌ها و مقالات دیگری نیز شرح و بسط یافت، نظریه «خودکارآیی» (Self-Efficacy) خود را مطرح کرده است که به گفته خودش، اعتقاد فرد به قابلیت‌های خود در سازمان‌دهی و انجام یک رشته فعالیت‌های مورد نیاز برای اداره‌ی خود در شرایط و وضعیت‌های مختلف است.



افرادی که دارای حس قوی خود-کارآیی باشند:

• به مسائل چالش‌برانگیز به صورت مشکلاتی که باید برآن‌ها غلبه کرد، می‌نگرند.

• علاقه عمیق‌تری به فعالیت‌هایی که در آن‌ها مشارکت دارند نشان می‌دهند.

• تعهد بیشتری نسبت به علایق و فعالیت‌هایشان حس می‌کنند.

• و به سرعت بر حس یأس و نومیدی چیره می‌شوند.



کسانی که حس خود-کارآیی ضعیفی داشته باشند:

• از کارهای چالش‌برانگیز اجتناب می‌کنند.

• عقیده دارند که شرایط و وظایف مشکل، خارج از حد توانایی و قابلیت آن‌هاست.

• بر روی ناکامی‌های شخصی و نتایج منفی تمرکز می‌کنند.

• و به سرعت اعتماد خود نسبت به قابلیت‌ها و توانایی‌های

شخصی‌شان را از دست می‌دهند. (بندورا ۱۹۹۴)

علم الهدی
2009-Apr-12, 00:30
اریک اریکسون ( 1902 -1994) :

http://alamolhoda.persiangig.com/new_folder/new_folder3/new_folder4/new_folder5/2/0.JPG


اریک اریکسون در 15 جون 1902 در فرانکفورت به دنیا آمد و در 12 می 1994 از دنیا رفت.
پدرش که دانمارکی بود پیش از تولد او خانواده‌اش را ترک کرد و مادر کلیمی‌اش بعداً با دکتر تئودور هامبرگر ازدواج کرد.

علاقه او به «هویت» از همان نخستین تجربه‌های شخصی‌اش در دوران مدرسه آغاز گشت. از یک سو بچه‌های مدرسه او را به خاطر قد بلند، چشمان آبی و موی بلند مسخره می‌کردند و او را «شمالی» خطاب می‌کردند و از سوی دیگر، به خاطر سابقه کلیمی بودنش مورد طرد قرار می‌گرفت.

اریکسون پس از مسافرت‌های متعددی که در اروپا کرد به مطالعه روانکاوی نزد آنا فروید پرداخت و از انجمن روانکاوی وین گواهی‌نامه گرفت. اریکسون در سال 1933 به آمریکا نقل مکان کرد و پیشنهاد تدریس در دانشکده پزشکی هاروارد را دریافت نمود. علاوه بر این، او به طور خصوصی نیز به روانکاوی کودکان پرداخت. بعد از آن، او در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، دانشگاه ییل، مرکز روانکاوی سانفرانسیسکو و مرکز مطالعات پیشرفته علوم رفتاری نیز به تدریس پرداخت.

اریکسون چندین کتاب منتشر نموده است که از آن میان، کتاب «حقیقت گاندی» او برنده جایزه معتبر پولیتزر گردیده است.
اریک اریکسون زمان زیادی را به مطالعه زندگی فرهنگی بومیان داکوتای جنوبی و شمال کالیفرنیا پرداخت. او از دانش به دست آورده خود در زمینه تاثیرات اجتماعی، محیطی و فرهنگی، در توسعه نظریه روانکاوی‌اش استفاده نمود.

در حالی که نظریه فروید بر جنبه‌های روانی- جنسی رشد تمرکز دارد، افزوده‌های اریکسون در مورد عوامل موثر دیگر، به تعمیق و گسترش نظریه روانکاوی کمک شایانی نموده است. او همچنین سهم مهمی در درک امروزی ما از چگونگی شکل‌گیری و رشد شخصیت در طول دوره زندگی دارد.

علم الهدی
2009-Apr-12, 00:35
آنا فروید :

آنا فروید در سوم دسامبر 1895 در وین (اتریش) به دنیا آمد و در 9 اکتبر 198۲در لندن (انگلستان) درگذشت.

معروفیت او بیشتر به خاطر کارهای زیر است:

1- بنیان‌گذار روانکاوی کودکان سازوکارهای دفاعی مشارکت در روان‌شناسی «خود» ( ego psychology ) :
آنا فروید کوچکترین فرزند در بین 6 فرزند زیگموند فروید معروف است. او به پدرش فوق‌العاده نزدیک بود ولی نزدیکی چندانی به مادرش نداشت و با پنج خواهر و برادرش نیز روابط پرتنشی داشت. او به یک مدرسه خصوصی گذاشته شد ولی بعداً گفت که از مدرسه چیز زیادی نیاموخته است. بخش عمده آموزش آنا
از طریق درس‌های پدرش و دوستان و وابستگان او صورت گرفته است.


http://alamolhoda.persiangig.com/new_folder/new_folder3/new_folder4/new_folder5/2/anna..JPG


او پس از دوره دبیرستان به عنوان معلم مدرسه ابتدایی مشغول به کار شد و همزمان شروع به ترجمه برخی از کارهای پدرش به آلمانی کرد. این کار، علاقه او به روان‌شناسی و روانکاوی کودکان را بیشتر کرد. با وجودی که او به شدت تحت تأثیر کارهای پدرش بود امّا هرگز در سایه او زندگی نکرد. کارهای خود او، ایده‌های پدرش را گسترش داد و به ایجاد رشته روانکاوی کودکان انجامید.

او با وجودی که تحصیلات کلاسیک را ادامه نداد امّا کارهایش در زمینه روانکاوی و روان‌شناسی کودکان، او را در رشته روان‌شناسی پرآوازه ساخت.
او تجربیات خود در زمینه روانکاوی کودکان را در سال 1923 در وین آغاز کرد و بعدها رئیس انجمن روانکاوی وین شد. در طول مدتی که آنا فروید در وین بود، تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر اریک اریکسون گذاشت و این به نوبه خود باعث توسعه رشته روانکاوی و روان‌شناسی «خود» شد.

آنادر سال 1938 تحت بازجویی گشتاپو قرار گرفت و سپس به همراه پدرش به لندن کوچ کرد. در سال 1941، او با همراهی دوروتی برلینگتون یک مؤسسه پرستاری ایجاد کرد. این مؤسسه هم به کودکان
بی‌خانمان سرپناه می‌داد و هم برنامه‌های روانکاوی برای آنان داشت. تجربیات آنا فروید در این مؤسسه
پرستاری، الهام‌بخش او در نوشتن سه کتاب شد:

2- کتابهای «کودکان در زمان جنگ (1942)»، «کودکان بی‌سرپرست (1943)» و «جنگ و کودکان (1943)»
پس از تعطیل شدن مؤسسه پرستاری در سال 1945، کلینیک ویژه‌ای را برای روان درمانی کودکان ایجاد کرد و از سال 1952 تا زمان مرگش در سال 1982 مدیر آن بود.

آنا فروید رشته روانکاوی کودکان را به وجود آورد و کارهایش به درک امروزی ما از روان‌شناسی کودکان کمک شایانی کرده است. او همچنین روش‌های مختلفی برای برخورد با کودکان و درمان آنان به وجود آورد.
آنا فروید عقیده داشت که عوارض کودکان با بزرگسالان متفاوت است و غالباً به مراحل رشد آنان بستگی دارد. او همچنین توضیحات روشنگری درباره سازوکارهای دفاعی در کتاب معروف خود به نام «خود و ساز و کارهای دفاع»ارائه نموده است.

در ديدگاه آنا فرويد (Freud,A) نوجوانى در مرحله هشتم تحوّل روانى واقع شده است. از نظر آنا فرويد، نوجوان عليه رشته هايى كه او را با موضوع هاى دوره كودكى وى مرتبط مى سازند، با انكار كردن آن ها، با تضاد ورزيدن نسبت به آن ها، با جدا شدن از آن ها و با ترك گفتن آن ها مبارزه مى كند. بدين سان، او در مقابل جنبه پيش ـ تناسلى از خود دفاع مى كند و حاكميت تناسلى را بر كرسى مى نشاند. بدين روست كه سرمايه گذارى ليبيدويى به موضوع هاى جنس مخالف در خارج از خانواده انتقال مى يابد.

آنا فرويد از اين توصيف روان پويشى، نشانه هايى درباره اثرات كم و بيش آسيب رساننده جدايى ها بيرون مى كشد. اثرهايى كه كم تر به سن واقعى كودك بستگى دارد تا به واقعيت روانى او، واقعيتى كه بر حسب مرحله اى كه در طول اين خط تحوّل بدان دست يافته است، فرق مى كند.

( منبع : motarjem-mm.blogfa )

علم الهدی
2009-Apr-13, 01:16
کارن هورنای :

کارن هورنای یک روانکاو آلمانی پیرو مکتب فروید بود. تبار هورنای در اصل نروژی و هلندی بود.
او در ۱۶ سپتامبر سال ۱۸۸۵ در آلمان متولد شد. تحصیلات خود را در پزشکی و روانپزشکی در همانجا به ‎پایان رسانید. در سال ۱۹۳۲ به‎ آمریکا مهاجرت نمود و به ‎عنوان استاد دانشگاه در رشته روانکاوی مشغول به تدریس شد. در ضمن با همکاری عده‎ای از همکاران و شاگردان خود مؤسسه‎ای به ‎نام «مؤسسه روانکاوی هورنای» در نیویورک دایر نمود، که هم‎اکنون این مؤسسه به ‏وسیله شاگردان او اداره می‎شود .


http://alamolhoda.persiangig.com/image/new_folder2/o.JPG


کارن هورنای بسیاری از نظریات فروید، از جمله نظریه معروف «غریزهٔ جنسی» او را رد می‎کند. وی برخلاف فروید که علت اساسی بیماری‎های روانی را سرکوب نمودن تمایلات غریزی و از همه مهم‎تر غرایز جنسی می‎داند، معتقد است که بیماری‎های روانی حاصل روابط خشن و ناهنجار افراد محیط با کودک می‎باشد.
کارن هورنای در چهارم دسامبر سال ۱۹۵۲ در آمریکا درگذشت.

علم الهدی
2009-Apr-13, 01:19
آلفرد آدلر :

آلفرد آدلر در هفتم فوریه سال 1870 در حومه شهر وین به دنیا آمد . کودکی او با بیماری , حسادت برادر بزرگتر , و طرد شدن از سوی مادر مشخص شده بود . او خود را شخصی زشت و کوچک اندام تلقی میکرد . در ابتدا دانش آموز ضعیفی بود , به اندازه ای که به گفته معلمش برای هیچ شغلی به جز شاگرد کفاشی مناسب نیست . توصیف احساس حقارت که بعد ها بخش اصلی نظام او را تشکیل داد , بازتاب تجارب اولیه خود اوست , دینی که آدلر آزادانه به آن اعتراف کرد .


http://alamolhoda.persiangig.com/image/new_folder2/y.JPG


در 1895 آدلر درجه دکتری پزشکی خود را از دانشگاه وین در یافت کرد و پس از گرفتن تخصص چشم پزشکی به روانپزشکی روی آورد . در 1902 آدلر ریاست جامعه روانکاوی وین را به در خواست فروید بر عهده گرفت . در 1935 به استادی روانشنا سی بالینی در دانشکده پزشکی لانگ آیلند ( نیویورک ) منصوب شد .آدلر پس از عمری پر بار و آ ثاری بسیار , سر انجام در سال 1937 در ابردین واقع در اسکاتلند و در حالی که برای سخنرانی بدانجا مسافرت کرده بود بر اثر حمله قلبی درگذشت.

آدلر نویسنده ای پر کار و سخنرانی خستگی نا پذیر بود و در تمام عمرش حدود یکصد کتاب و مقاله به چاپ رسانید. کتاب اصول تجربی و نظری روان شناسی فردی , بهترین معرف نظریه اش در زمینه شخصیت است .

علم الهدی
2009-Apr-13, 01:25
کارل گوستاو یونگ :

کارل گوستاو یونگ در ۲۶ ژانویه ۱۸۷۵ در کسویل سوییس متولد شد. او تنها پسر یک کشیش پروتستان انجیلی اصلاح‌طلب سوییسی بود و خانواده او غرق مذهب بود. هشت عمو و پدربزرگ مادری یونگ همگی کشیش بودند. اولین زمین بازی یونگ گورستان کلیسا بود .
یونگ در دوازده سالگی به دلیل بیماری صرع که دوره‌هایی از حالت غش را منجر می‌شد به نحوی از رفتن به مدرسه شانه خالی می‌کرد، اما با اراده خود از این سرگیجه و غش و ضعف خلاص شد. او به تدریج به مردی قدبلند، خوش‌صورت و ورزشکاری نیرومند تبدیل شد که این صفات همراه با قهقهه‌های شادمانه و عشق به زندگی به او حضور فیزیکی قابل توجه و جذبه‌ای بسیار، به ویژه در ارتباط با زنان، داد.



http://alamolhoda.persiangig.com/image/new_folder2/u.JPG



جوانی و دوران تحصیل در دانشگاه :
در جوانی مجذوب علم و فلسفه شد و دانشگاه بازل برای تحصیل در رشتهٔ پزشکی به او بورس داد. در سن بیست سالگی پدرش درگذشت و خانواده‌اش مجبور به ترک خانه کشیشان شدند و به بات‌میتگرمیل نزدیک بازل نقل مکان کردند.
یونگ به عضویت انجمن مناظرات دانشگاه در آمد. او در مباحثات و وصله‌پیله‌کردن‌های عقلانی پیشرفت فوق‌العاده‌ای داشت. یونگ در یک تابش شهودی پی برد آموزه‌ای که او دنبالش می‌گردد روان‌پزشکی است.

یونگ بیش از دو سال در جلسات احضار روح شرکت می‌کرد که این جلسات موضوع آماده‌ای برای تحقیقات او بود و موضوع پایان‌نامه دکتری یونگ در سال ۱۹۰۲ شد. در این سال نظریات روان‌پزشکی به دست شارکو و فروید بسط یافت. یونگ کارآموزی‌اش را در روان‌پزشکی از دسامبر ۱۹۰۰ به عنوان دستیار بیمارستان بورگهوزلی از درمانگاه‌های وابسته به دانشگاه زوریخ آغاز کرد. او طی مدت نه سال در بورگهوزلی در برنامهٔ پیشگام تجربی روانشناسی تحت سرپرستی اوژن بلولر رییس بیمارستان فعال شد، تحقیقات بلولر حول مسئله اسکیزوفرنی بود بلوبر در این زمان به تحقیقات فروید دربارهٔ ضمیر ناخودآگاه و روان‌زدایی اختلالات گرایش پیدا کرده بود.

یونگ از گالوانومتر برای اندازه‌گیری حالات روانی از راه پاسخ‌های پوستی و غده‌های عرقی استفاده نمود، دستگاهی که امروزه به آن دروغ یاب می‌گویند. او در آن زمان مشغول تحقیق در آزمون ربط کلمات و تأثیر آن بر بیماران روانی و تبه‌کاران بود. کوشش‌های یونگ در این زمینه باعث شهرت او به خصوص در امریکا شد .او درسال ۱۹۰۵ پزشک ارشد بورگهوزلی و مدرس دانشکده طب در دانشگاه زوریخ گردید .


ازدواج :
یونگ در ۱۴ فوریه ۱۹۰۳ با اما روزن باخ (۱۹۵۵-۱۸۸۲) ازدواج کرد. «اما» از یک خانواده آلمانی-سوییسی و زنی تحصیل‌کرده، زیبا و محبوب بود. او دختر یک کارخانه‌دار ثروتمند بود و این باعث آزادی یونگ از لحاظ مالی شد.


میان‌سالی و به وجود آوردن روان‌شناسی تحلیلی :
در سال ۱۹۰۹ یونگ غرق در مطالعه افسانه‌ها بود که تمایل به آنها او را سرگشته و در عین حال سودایی کرده بود. او پس از جدایی از فروید سفر پرآسیب گذر از بحران میان‌سالی را آغاز کرد. او در ۳۹ سالگی به بن‌بست رسیده بود. دوستان و همکارانش رهایش کرده بودند از کتاب‌های علمی بیزار شده بود و سمت خود را در دانشگاه از دست داده بود. بین سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۹ از جهان کناره گرفت تا ناخودآگاه خویشتن را بکاود.

او غرقه در اعماق تاریک وجود خویش شد. در این هنگام با شخصیتهای کتاب مقدس و ایلیاد و اودیسه سخن گفت. اما مهم‌ترین شخصیتی که دیدار کرد فیله‌مون بود. آنها با هم در باغ قدم می‌زدند و بحث‌های فلسفی می‌نمودند. (از نظر روان‌پزشکی یونگ با خودش حرف می‌زد و فیله‌مون یک خیال و نشانه‌ای از جنون یود. اما در چارچوب آثار یونگ در روان‌شناسی تحلیلی فیله‌مون صورت مثالی روح است که برگرفته از گنجینه تصورات ناخودآگاه است.)

یونگ در بقیه ایام زندگی کوشید تا بینش‌های حاصل از اکتشاف ناخودآگاه خویش را بیان کند. او در سال ۱۹۱۳روش خویش را روان‌شناسی تحلیلی نامید تا آن را از روانکاوی متمایز سازد و در سال ۱۹۱۹ برای اولین بار کلمه صورت مثالی را به کار برد.
یونگ در اوایل سال ۱۹۴۴ در ۶۹ سالگی بر اثر سانحه‌ای زمین خورد و پایش شکست. پس از آن دچار یک حملهٔ قلبی شد و تحت تأثیر دارو و در حال مرگ به هذیانی دچار شد و پدیدهٔ خروج روح از بدن را تجربه کرد. پس از این بیماری بود که آثار اصلی یونگ نوشته شد.

او اولین کسی بود که در قرن بیستم، کیمیاگری را از لحاظ روان‌شناسی قابل دسترسی ساخت و نشان داد که چگونه رازهای کیمیاگری شبیه صورتهای مثالی رویا هستند.
همسر یونگ، اما در ۲۷ نوامبر ۱۹۵۵ فوت کرد. از آن به بعد یک زن انگلیسی به نام روث بیلی تا پایان مرگ همراه و پرستار او شد.


پایان عمر :
یونگ راجع به کارهایش مکاتبات بسیاری داشت و بارها در سنین کهولت از او تجلیل به عمل آمد. او در سن ۸۵ سالگی در آخرین شب حیات خویش چشمانش را گشود و جامی از بهترین شرابی که در خانه داشت نوشید. روز بعد در ۶ ژوئن ۱۹۶۱ در کمال آرامش از دنیا رفت.


نوشته‌های یونگ :
یونگ قلمی شهودی و نمایشی دارد و عقل، اثبات‌گرایی و علیت را برای تشریح ماهیت و کنش‌های روان ناکافی می‌داند. تأثیرات وارد آمده به رشد فکری یونگ و نیز ایستار شخصی او در قبال جهان، یادآور دوران رمانتیک و واکنشی است که در این دوران در برابر خردگرایی عصر روشنگری پا گرفت. همچنین جهان‌بینی علمی او گرچه تجربی است ولی با نسبی‌گرایی علمی سدهٔ بیستم به ویژه با دانش فیزیک همنواتر است. او هر مفهومی را در چارچوب‌های مختلف به شیوه‌های گوناگونی مورد بحث قرار می‌دهد و این سبب می‌شود که در پایان مسئله حل نشده باقی بماند.

یونگ و همچنین فروید از پیشگامان عرصه‌ای کشف نشده بودند و اندیشه‌هایشان در گذر زمان دستخوش دگرگونی و تحول شده‌است.در نتیجه نوشته‌های آنان اغلب حاوی مفاهیمی شکل نیافته، رهاشده و حتی متناقض است به نحوی که برای تشریح اندیشه‌های این دو باید تا حدودی دقت و مراقبت به خرج داد .

علم الهدی
2009-Apr-15, 18:55
ملانی کلاین (1882-1960) :

http://alamolhoda.persiangig.ir/image/new_folder3/new_foldera/kl.jpg

«یکی از تجربیات جالب و غیرمنتظره برای تازه‌کاران در زمینه تجزیه و تحلیل رفتار کودکان، کشف این نکته است که ظرفیت بینش و درک بچه‌، حتی بچه‌های خیلی کم سن و سال، غالباً بسیار فراتر از افراد بالغ است.»



ملانی کلاین در 30 مارچ 1882 در وین به دنیا آمد و در 22 سپتامبر 1960 در لندن درگذشت. نام اصلی خود او ملانی رایزز بود که پس از ازدواج با آرتور کلاین در 19 سالگی به ملانی کلاین تغییر یافت. او در سال‌های 1904 و 1907 صاحب دو فرزند به نام‌های ملیتا و هانس شد.

خانواده آن‌ها به دلیل شغل شوهرش مرتب در مسافرت بودند تا آن که بالاخره در سال 1910 در بوداپست مستقر شدند. او بعداً در سال 1914 فرزند دیگری نیز به نام اریک پیدا کرد.
او از ابتدا به رشته پزشکی علاقه‌مند بود و دوران کوتاهی را در دانشگاه وین به تحصیل پرداخت. هنگامی که در بوداپست بود شروع به مطالعه روانکاوی زیر نظر ساندور فرنزی کرد و استادش او را تشویق کرد که به روانکاوی کودکان خود بپردازد. در نتیجه کارهای ملانی کلاین بود که روشی به نام «بازی درمانی» شکل گرفت و هنوز هم به طور وسیعی در روان درمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

او برای نخستین بار در سال 1918 در خلال کنگره بین‌المللی روانکاوی با زیگموند فروید ملاقات کرد. این ملاقات الهام‌بخش او برای نوشتن نخستین مقاله علمی‌اش در زمینه روانکاوی با نام «رشد کودک» شد. این ملاقات همچنین باعث تقویت علاقه‌مندیش به روانکاوی گردید و پس از جدایی از شوهرش در سال 1922، به برلین رفت و به همکاری با کارل آبراهام، روانکاو برجسته، پرداخت.
روش «بازی درمانی» کلاین بر خلاف عقیده آنا فروید مبنی بر عدم امکان روانکاوی کودکان بود. اختلاف این دو، بحث‌های زیادی را بین روانکاوان برانگیخت و هر یک طرفداران پر و پاقرصی یافتند. آنا فروید به طور علنی به انتقاد از نظریه‌های کلاین می‌پرداخت و او را به دلیل نداشتن مدرک رسمی دانشگاهی تخطئه می‌کرد.

کلاین در طول زندگیش دچار افسردگی بود و به شدّت تحت تأثیر مرگ زودهنگام خواهر و برادرش و نیز مرگ پسر بزرگش در سال 1933 قرار داشت. او تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر روان‌شناسی رشد داشته است و تکنیک «بازی درمانی» او امروزه به طور وسیعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. او بر نقش مادر- فرزند و روابط بین فردی در فرایند رشد تأکید داشت.
از ملانی کلاین 4 کتاب و تعدادی مقاله در زمینه روانکاوی بجا مانده است.

salarrsa
2009-Apr-15, 19:55
تو این بخش دیدم از فروید مطلبی نیست حیفم اومد یکی نزارم..


زندگی نامه ی فروید




مقدمه

زیگموند فروید به عنوان بنیان‌گذار روانکاوی بیش از هر کس دیگری در تاریخچه روانشناسی هم مورد تحسین قرار گرفته است و هم به خاطر نظریه‌هایش به طرز بی‌رحمانه‌ای از او انتقاد شده است. به عنوان یک شخص هم تکریم و هم محکوم شده است و به عنوان یک دانشمند بزرگ بدعت‌گذار و کلاه‌بردار معرفی گردیده است. تحسین کنندگان و منتقدان فروید قبول دارند که تاثیر او بر روان شناسی ، روان درمانی بسیار زیاد بوده است.




تولد :

فروید در ششم ماه مه 1856 در شهر فریبرگ متولد شد. پدرش 40 سال و مادرش (زن سوم پدر فروید) تنها 20 سال داشت. پدر سخت‌گیر و خودکامه بود. فروید هنگام بزرگسالی خصومت ، انزجار و خشم کودکی خود را نسبت به پدرش به خاطر می‌آورد. او نوشت که در سن 2 سالگی نسبت به پدرش احساس برتری می‌کرد. مادر فروید نسبت به فرزند اول خود احساس غرور می‌کرد و متقاعد شده بود که وی مرد بزرگی خواهد شد.


از جمله ویژگی‌های شخصیت دیرین فروید درجه بالایی از اعتماد به نفس ، آرزوی شدید برای موفق شدن و رویای شهرت و آوازه بود. فروید که تاثیر توجه و حمایت مداوم مادرش را در جمله زیر منعکس می‌کند نوشت: مردی که محبوب بی‌چون و چرای مادرش بوده است، در تمام طول زندگی احساس یک فاتح را دارد، احساس اطمینان از موفقیت که اغلب موجب موفقیت واقعی می‌شود.



فروید در خانواده :

در خانواده فروید هشت فرزند وجود داشت که دو نفر از آنها برادران ناتنی بزرگسال فروید همراه با کودکانشان بودند. نزدیکترین همدم دوران کودکی فروید برادرزاده‌اش بود که یک سال بزرگتر بود. فروید برادرزاده‌اش را به صورت منبع دوستی‌ها و بیزاری‌های بعدی خود توصیف کرد. فروید از تمام کودکان خانواده بدش می‌آمد و هنگامی که رقیبی برای محبت مادرش به دنیا می‌آمد، احساس حسادت و خشم می‌کرد.


فروید از همان سال‌های نخستین سطح بالایی از هوش را نشان داد که والدین او به پرورش آن کمک کردند. برای مثال خواهران او اجازه نواختن پیانو را نداشتند مبادا که صدای آن مطالعات فروید را آشفته کند. به او اتاقی اختصاصی داده شده بود که بیشتر وقت خود را در آن می‌گذراند و حتی غذایش را در آنجا می‌خورد تا وقت مطالعاتش را از دست ندهد. اتاق وی تنها اتاق آپارتمان بود که چراغ نفتی باارزشی داشت و باقی افراد خانواده از شمع استفاده می‌کردند.



وضعیت تحصیل :

فروید یک سال زودتر از معمول وارد دبیرستان شد و اغلب شاگرد اول بود. فروید که زبان آلمانی و عبری را به راحتی صحبت می‌کرد در مدرسه بر زبان‌های لاتین ، یونانی، فرانسوی و انگلیسی تسلط یافت و ایتالیایی و اسپانیایی را خودش یاد گرفت. وی از سن 8 سالگی از خواندن آثار شکسپیر به انگلیسی لذت می‌برد. فروید علایق زیادی داشت که از جمله آنها تاریخ نظامی بود. اما هنگامی که زمان انتخاب شغل فرارسید، در میان مشاغل معدودی که در وین برای یک یهودی گشوده بود، وی پزشکی را برگزید.


علت این انتخاب این نبود که وی آرزو داشت پزشک شود، بلکه او معتقد بود که مطالعات پزشکی به حرفه‌ای در پژوهش علمی خواهد انجامید که ممکن بود شهرتی را که عمیقا دوست داشت برایش به ارمغان آورد. در حالی که فروید مشغول کامل کردن مطالعه برای درجه پزشکی خود در دانشگاه وین بود، به انجام پژوهش فیزیولوژیکی روی نخاع شوکی ماهی و بیضه‌های مارماهی پرداخت و از این طریق خدمت شایسته‌ای به این رشته کرد. هنگامی که فروید در دانشکده پزشکی بود، آزمایش با کوکائین را نیز آغاز کرد.


وی این دارو را خودش مصرف کرد و اصرار داشت که نامزد ، خواهران و دوستانش نیز آن را امتحان کنند. او به این ماده بسیار علاقه‌مند شد و آن را دارویی اعجاب آور و سحرآمیز دانست که بسیاری از بیماریها را درمان می‌کند و می‌تواند وسیله‌ای برای بدست آوردن شهرتی باشد که آرزوی آن را داشت باشد. او در سال 1884 مقاله‌ای درباره آثار مفید کوکائین منتشر کرد. بعدا این مقاله را از عوامل کمک کننده به شیوع مصرف کوکائین در اروپا و آمریکا دانستند که بیش از 30 سال یعنی تا دهه 1920 ادامه داشت. فروید قویا به خاطر کمک به برداشتن عنان شیوع کوکائین مورد انتقاد قرار گرفت.


این موضوع به جای شهرت برای او بدنامی آورد و برای باقی عمرش سعی کرد حمایت پیشین خود را از این دارو از بین ببرد و کلیه اشاراتی را که به این دارو نموده بود از کتابنامه خود حذف کرد. با این وجود وی شخصا به مصرف این دارو تا میانسالی ادامه داد. فروید می‌خواست پژوهش‌های علمی خود را در موقعیت دانشگاهی ادامه دهد، اما ارنست بروک این تمایل را به سبب شرایط مالی فروید به یاس مبدل کرد. او به اندازه‌ای تهیدست بود که نمی‌توانست سالها صبر کند تا بتواند یکی از معدود کرسی‌های استادی را بدست آورد.


فروید با بی‌میلی پذیرفت که حق با بروک است. بنابراین تصمیم گرفت در امتحانات پزشکی شرکت کند و به عنوان یک پزشک به شغل آزاد پزشکی اشتغال یابد. وی در سال ۱۸۸۱ به دریافت درجه دکتری نایل شد و به عنوان متخصص بالینی اعصاب بکار پرداخت. او کار طبابت را پرجاذبه‌تر از آنچه که پیش‌بینی کرده بود نیافت. اما واقعیت‌های اقتصادی در این میان پیروز شد. فروید با مارتا برنایس ازدواج کرد.



موفقیتهای فروید :

فروید در این سالها با ژوزف بروئر دوست شد. آن دو اغلب در مورد بعضی از بیماران بروئر از جمله آنا که شرح حال او محور اصلی تحول روانکاوی است، به بحث می‌پرداختند. گزارش بروئر درباره شرح حال آنا در تحول روانکاوی اهمیت دارد، زیرا روش تخلیه هیجانی یعنی معالجه از راه صحبت کردن را که در آثار فروید به گونه‌ای برجسته نمایان است، به او معرفی کرد. در ۱۸۸۵ یک بورس پژوهشی به فروید امکان داد تا چهار ماه و نیم در فرانسه زیر نظر شارکو به مطالعه بپردازد. او استفاده شارکو از هیپنوتیزم را در درمان بیماران هیستریکی مشاهده کرد.



در ۱۸۹۵ فروید و بروئر پژوهش‌هایی درباره هیستری را منتشر کردند که اغلب نقطه آغاز رسمی روانکاوی تلقی می‌شود. چند مقاله مشترک و چند شرح حال موردی از جمله شرح حال آنا محتوای این کتاب را تشکیل می‌دادند. این آغازی برای شهرت قطعی هر چند نسبتا کم برای فروید که در جستجویش بود محسوب می‌شد. در اوایل دهه ۱۹۰۰ دانشمندانی چون ویلیام جیمز که در حال احتضار بود، افکار پرمخاطره فروید را به عنوان نظامی که روان‌شناسی قرن بیستم را شکل خواهد داد، تصدیق کردند. در واقع او همراه با گروه برجسته‌ای از همکارانی که به انجمن روانکاوی وین پیوسته بودند، روان‌شناسی قرن بیستم را شکل داد. اغلب این همکاران به پیشرفت روانکاوی کمک کردند. در سال ۱۹۰۹ فروید از جامعه روان‌شناسی امریکا قدردانی رسمی دریافت کرد. از او برای یک رشته سخنرانی دعوت شد که در آنجا به او درجه دکترای افتخاری اهدا کردند.



در طول سال‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ که فروید به اوج موفقیت خود رسیده بود، سلامتی او شروع به تحلیل رفتن می‌کرد. او از سال ۱۹۲۳ تا زمان مرگش که ۱۶ سال بعد بود، تحت ۳۳ عمل جراحی برای سرطان دهان قرار گرفت. زیرا او روزانه ۲۰ سیگار برگ می‌کشید. در سال ۱۹۳۸ نازی‌ها اتریش را اشغال کردند. ولی به رغم اصرار دوستانش فروید ترک کردن وین را نپذیرفت. چندین بار خانه او مورد هجوم دارودسته نازی‌ها قرار گرفت. پس از اینکه دختر او آنا دستگیر شد، فروید موافقت کرد که وین را ترک کند و به لندن برود. چهار خواهر او در اردوگاه کار اجباری نازی‌ها مردند.


سلامتی فروید به نحو چشمگیری تحلیل رفت. اما او از نظر عقلانی هوشیار ماند و تقریبا تا آخرین روز زندگی‌اش به کار ادامه داد. در اواخر سپتامبر ۱۹۳۹ او به پزشک خود ماکس شور گفت: اکنون این زندگی جز شکنجه چیز دیگری نیست و دیگر معنی ندارد. دکتر قول داده بود که اجازه نخواهد داد فروید بیهوده رنج بکشد. او طی ۲۴ ساعت بعدی سه بار مرفین به او تزریق کرد که هر مقدار مصرف آن بیشتر از اندازه لازم برای تسکین درد بود و سالهای طولانی درد فروید را به پایان رساند.




آثار فروید :

هذیان و رویا ، روانکاوی و تحریم زناشویی با محارم ، توتم و تابو ، روان شناسی ، مفهوم ساده روانکاوی ، اصول و مبانی روان شناسی ، روان شناسی آینده یک پندار ، پیدایش روانکاوی درباره هیستری ، لئوناردو داوینچی ، مهمترین گزارشهای آموزشی تاریخ روانکاوی ، پسیکانالیز روانکاوی برای همه ، تفسیر خواب ، موسی و یکتا پرستی ، سه رساله درباره تئوری میل جنسی ، کاربرد تداعی آزاد در روانکاوی کلاسیک ، آینده یک پندار ، پنج گفتار از فروید ، پنج گفتار در بیان روانکاوی ، تمدن و ملالتهای آن ، اصول روانکاوی بالینی ، مبانی روانکاوی ، آسیب شناسی روانی زندگی روزمره -،اشتباهات لپی ، تعبیر خواب و بیماریهای روانی و روانکاوی.





( منبع:دانشنامه ی رشد )

farahan8800
2009-Apr-23, 14:52
http://www.thecjc.org/images/freudpics.jpg

علم الهدی
2009-Apr-24, 23:06
http://upload.iranblog.com/2/1203991810.jpg


مقدمه

بنا به نظر آبرامام مزلو ، استاد پيشين و صاحب نام دانشگاه برانديس ، روان شناسي انساني نيروي سومي را در گستره روان شناسي آمريكا تشكيل مي دهد . دو نيروي ديگر عبارتند از روانكاوي و رفتارگرايي . راجرز را مي توان بخش مهمي از اين «نيروي سوم» محسوب داشت . او نيز مانند مزلو معتقد بود كه آدمها طبعاً گرايش به خود شكوفايي دارند . راجرز معتقد بود كه انسان در اصل داراي جوهره و ماهيتي مثبت است و هيچ چيز منفي يا شومي ذاتي او نيست . به نظر راجرز در صورتي كه به اجبار به ساختارهاي ساخته و پرداخته اجتماعي رانده نشويم و درست همان طوري كه به اجبار به ساختارهاي ساخته و پرداخته اجتماعي رانده نشويم و درست همان طوري كه هستيم مورد قبول و پذيرش واقع شويم ، به نحوي زندگي خواهيم كرد كه موجب پيشرفت خود و جامعه شويم . به نظر راجرز انسان در اصل هم به ارضاي نيازهاي شخصي و هم به ايجاد رابطه نزديك و صميمانه با ديگران نياز دارد و خواستار هر دوي اينهاست . در مجموع چنين به نظر مي رسد كه ديدگاه راجرز در اصل ديدگاهي انسان گرايانه است .

هيچ يك از شيوه هاي روان درماني ، به اندازه شيوه مراجع – محوري بر توفيق كار مشاوره تأثير نداشته است . ديدگاه مثبت و عملي روان درماني مراجع – محوري موجب نفوذ فراوان آن در ميان مشاوران مدارس گرديده است . كارل راجرز نخست كار خود را با روانكاوي آغاز كرد ، اما در سال 1937 در راه شكل گيري نظريه معروف خويش در روان درماني فعالانه كوشيد . در سال 1940 پس از انتقال به دانشگاه ايالتي اوهايو ، در ضمن تدريس به دانشجويان دوره هاي فوق ليسانس و دكتري ، در انديشه يافتن علل تغيير در جريان روان درماني بود . از اين رو ، نوارهاي ضبط شده از جلسات روان درماني را با دقت مورد بررسي و مطالعه قرار داد و بر اساس نتايج اين بررسی ها ، بتدريج به ارائه روان درماني مراجع – محوري موفق شد .


چکیده زندگی نامه :
كارل رانسوم راجرز پدر جنبش استعدادهاي بالقوه بشر و يكي از سه روان – د رمانگر معتبر و برجسته زمان ، در هشتم ژانويه سال 1902 در اوك پارك از توابع شيكاگو متولد شد و در چهارم فوريه سال 1987 در سن 85 سالگي متعاقب يك عمل جراحي كه روي شكستگي لگن خاصره اش انجام شد ، در اثر حمله قلبي در لاجولاي كاليفرنيا در گذشت . راجرز وصيت كرده بود جسد وي بدون هيچ گونه تشريفاتي سوزانده شود .

پدرش مهندس مقاطعه كار بود . والدينش تمايلات مذهبي داشتند ، ولي مادرش در اعتقادات خود راسخ تر بود . اعضاء خانواده بسيار به هم نزديك بودند . راجرز خاطر نشان مي كند كه والدينش « ايثارگر و مهربان ، اهل عمل ، واقع گرا ، و متواضع بودند» . تعداد فرزندان خانواده شش نفر بود كه از اين تعداد پنج نفرشان پسر بودند .
وقتي راجرز 12 ساله بود ، والدينش مزرعه اي در 30 مايلي شيكاگو خريدند . در طول سال هاي دبيرستان مسئوليت مزرعه با او بود . نمراتش خيلي خوب بود . در سال 1919 به دانشگاه ويسكانسين راه يافت . در آن دانشگاه در فعاليتهاي بسياري شركت جست ، از جمله به عنوان نماينده در كنفرانس جهاني فدراسيون دانشجويان مسيحي به چين سفر كرد . زخم اثني عشر او را براي مدتي از دانشگاه باز داشت . راجرز در 1924 در حالي كه فقط يك درس روان شناسي گذرانده بود ، به دريافت درجه ليسانس تاريخ نايل آمده و در همين سال نيز ازدواج كرد . همسر راجرز در 1979 وفات يافت . حاصل اين ازدواج دو فرزند به نام هاي ناتالي و ديويد بود . دخترش گاهي اوقات او را در انجام طرح هاي پژوهشي ياري مي كرد ، پسرش به حرفه پزشكي روي آورد .

مطالعات دانشگاهي راجرز در اتحاديه مدارس الهيات نيويورك شروع شد . با اينكه راجرز مطالعات خود را در اين مؤسسه بسيار شوق انگيز يافت . باز به اين نتيجه رسيد كه مايل نيست به اصول عقيدتي مذهب خاصي وابسته باشد . راجرز در نهايت براي ادامه تحصيل در روان شناسي باليني به كالج تربيت معلم دانشگاه كلمبيا نقل مكان كرد و در 1931 به دريافت ph.d از اين مؤسسه نايل آمد . راجرز كارش را در 1928 و پيش از دريافت دكتراي خود در راچستر نيويورك با كودكان بزهكار و محروم و تنگدست شروع كرد . اين كودكان را دادگاه ها و نمايندگي ها به بخش مطالعات "انجمن پيشگيري از تعدي نسبت به كودكان" معرفي مي كردند . راجرز براي مدت كوتاهي مديريت مركز مشاوره را به عهده گرفت . او در 1940 در سمت استادي به دانشگاه ايالتي اوهايو رفت و از 1945 تا 1957 با مركز مشاوره دانشگاه شيكاگو همكاري كرد . پس از اين راجرز به دانشگاه ويسكانسين نقل مكان كرد و در 1964 به عنوان عضو دايم به مؤسسه علوم رفتاري وسترن پيوست . وي از 1968 تا زمان وفاتش عضو ثابت مرکز مطالعات انساني در لاجولاي كاليفرنيا بود .


راجرز براي انستیتوی رفتاري غربي ، فيلمي از گروه درماني تهيه كرد كه برنده جايزه آكادميك در موضوعات كوتاه شد . وي اولين برنده جايزه كمك هاي حرفه اي برجسته از مجمع روان شناختي آمريكا شد .



ماهيت اضطراب در نظريه راجرز :
انسان ها وقتي مؤثر عمل نمي كنند كه به تجارب شان گوش ندهند و در نتيجه نتوانند به تفاوتهاي موقعيتي كه در آن به سر مي برند توجه كنند . تمامي آسيب هاي رواني از جمله اضطراب ريشه در اين ناهمخواني دارند يعني ناهمخواني بين آنچه فكر مي كنند بايد باشند با تجربه شان . يعني خود واقعي و خود آرماني ، بنابراين آسيب رواني محصول نپذيرفتن و گوش ندادن به يكي از منابع مهم اطلاعاتي موجود در مورد موقعیت خودمان در دنيا است كه تجربه شخصی نام دارد . مثال ژانت يكي از مصاديق اين قضيه است.

ژانت آدمي سرد ، بي هيجان و نجوش بود و قصد داشت پزشك بشود . اما يك دفعه خيلي عوض شد و آدم گرم و مهرباني شد . خودش مي گفت بالاخره قبول كرد كه واقعاً نمی خواهد پزشك شود و به هنر گرايش پيدا كرد . طبق ديدگاه راجرز ژانت ايده پزشك شدن را اقتباس كرده بود و براي رسيدن به اين هدف دايم احساساتش و تجربه اش را انكار مي كرد . وي در واقع آنچه را دوست داشت و برايش با معنا بود منكر مي شد . همين قضيه نيز كل شخصيتش را تحت تأثير قرار داده بود .

اما چرا مردم به تجارب شان گوش نمي دهند ؟ به نظر راجرز انسان ها در دوران كودكي خويش طوري بار مي آيند كه مقبوليت و ارزش آنان به رعايت كردن شرايط و ضوابط ديگران بستگي دارد . كودكان از همان ابتدا با فرايند ارزش گذاري ارگانيسمي organismic valuing process البته در شكل ابتدايي و مبهم خودش زاده مي شوند .

حتي مواقعي كه كودكان مجبورند از يك قانون و قاعده خاص بي هيچ چون و چرايي پيروي كنند ، حداقل كاري كه والدينشان مي توانند انجام بدهند اين است كه به فرزندشان توجه مثبت نمايند و تجربه فرزندشان را رد نكنند .

اضطراب در نظريه راجرز عبارت است از وجود تجارت و ادراكات ناهماهنگ با خود پنداره فرد . به عقيده راجرز فرد روان نژند (روان رنجور) مضطرب فردي است كه تجارت زندگي او با خويشتن پنداره او گاهي ناهماهنگ و گاهي حتي در تضاد است . به همين دليل راجرز معتقد است براي جلوگيري و كاهش اضطراب ، فرد مضطرب از طريق استفاده از دو مكانيزم انكار و تحريف سعي مي كند بين خود واقعي و زمینۀ تجربي خود تعادل ايجاد كند .



طبيعت و ماهيت بشر در نظريه مراجع محوري راجرز :
به نظر راجرز انسان هاي كارآمد Fully functioning فرايند گرا Process orientation هستند .

فرآيندگرايي دو معنا دارد : نخست اينكه آنها زندگي را فرايند شدن مي دانند و بر انجام دادن تمركز دارند . انسان ها ماهيتاً تغيير پذيرند به همين دليل انسان هاي كارآمد آماده اند در ارزش ها ، اهداف و نگرش هاي خود تجديد نظر كنند . در نتيجه چنين افرادي داراي «خود» ثابتي نيستند . همگام با رشد و تغيير اين افراد ، سازمان دهي «خود» آنان نيز پيچيده تر و متمايز تر مي شود .

فرايند گرايي معناي ديگري نيز دارد و آن عبارت است از تمركز بر انجام دادن تا تمركز بر نتايج ، راجرز (1961 ص 171) . انسان هايي كه خيلي به نتيجه عملكردشان فكر مي كنند مدام به اين قضيه فكر مي كنند كه خوب بوده اند يا بد .

به نظر راجرز هيچكس حق ندارد براي ديگران طرز زندگي تجويز كند . اين قضيه شامل والدين ، نظام آموزشي و مراجع قدرت است . آيا از مراجع قدرت نبايد تبعيت كرد ؟ خير ، ولي آنها نبايد حرف مراجع قدرت را بي هيچ چون و چرايي به صرف اينكه قدرتمندند ، بپذيرند . قبول افكار مراجع قدرت به صرف اينكه معلم ، پدر و مادر و . . . هستند ، بين ارزش هاي اقتباس شده و احساس واقعي شخص ، تعارض ايجاد مي كند .

تأكيد خوشبينانه راجرز بر جنبه هاي مثبت طبيعت انسان لااقل بين كساني كه در ديدگاه اميدبخش وي شريك هستند بر معروفيت وي افزوده است . رويكرد وي به نسيم تازه اي تشبيه شده است كه نشاط آور و فرح افزاست . در پاسخ به پرسشي در مورد خوشبين بودن پاسخ راجرز اين بود كه ممكن است فطري و ذاتي باشد . در ادامه خاطرنشان كرد كه همواره به رشد ، خواه رشد گياهان و خواه حيوانات علاقه مند بوده است . باغباني از جمله فعاليت هاي مورد علاقه او بود . او بين رشد گياهاني كه در شرايط مطلوب قرار داشتند و افرادي كه شرايط مناسب موجب رشد و بالندگي آنها مي شود ، مشابهت هايي مي ديد .

« آيا آب ، كود و نور كافي ، براي گياهان مي تواند شباهتي به توجه مثبت غير مشروط ، همدلي و هماهنگي با افراد داشته باشد ؟» .



تعدادي از كتاب هاي راجرز عبارتند از :
1- مشاوره و روان درماني
2 - درمان مراجع – محور
3- درباره انسان شدن
4- كارل راجرز و گروه هاي رويارويي
5- شريك زندگي شدن : ازدواج و جايگزين هاي آن
6- كارل راجرز و قدرت شخصي
7- راهي براي بودن
8- آزادي و يادگيري براي دهه هشتاد

دو مجموعه از كارهاي راجرز که توسط هاوارد گراشنبام و والري لندرسن ويراستاري گرديده بعد از وفاتش انتشار يافته است عبارتند از : نوشتارهاي كارل راجرز و گفتمان هاي كارل راجرز

علم الهدی
2009-Apr-25, 18:41
http://upload.iranblog.com/2/1203979164.jpg


ایوان پتروویچ پاولف (Ivan Petrovitch Pavlov) فیزیولوژیست روسی ، یکی از کسانی است که در روانشناسی یادگیری بسیار مشهور است و این مشهور بودن خود را در روان شناسی مدیون آزمایشهای علمی‌ خود در مورد یکی از روشهای یادگیری یعنی بازتابهای شرطی (Conditioned Reflex) است که اساس چندین نظریه یادگیری شد و هنوز هم بخش مهمی‌ از دانش روان شناسی معاصر است. اگرچه او در حوزه فیزیولوژی نیز تحقیقات بسیاری بویژه در مورد فرایندهای گوارشی انجام داده است که همگی مربوط به سالهای قبل از تحقیقات او در مورد بازتابهای شرطی است و برای او جایزه نوبل پزشکی را به ارمغان آورد.

تحقیقات پاولف در مورد بازتابهای شرطی منجر به تحقیق و کشف فرایند تداعی اندیشه‌ها (که ارسطو آن را با سه مجاورت ، مشابهت و تضاد بیان کرده بود) شد. او در آزمایشهای خود از اصل مجاورت بهره می‌گرفت و اصطلاح بازتاب یا کلاسیک را برای توصیف یک واحد رفتاری بکار می‌برد.




اصطلاح شناسی نظریه پاولف :

محرک :
هر موقعیت یا رویداد (نظیر نشان دادن غذا و …) قابل توصیف به شیوه عینی (قابل مشاهده) که به صورت یک علامت جاندار برای پاسخ دادن تحریک کند، محرک (Stimulus) نامید‌ه می‌شود که با حرف اختصاری (S) بیان می‌گردد.


پاسخ :
هر نوع رفتاری که در اثر یک محرک به صورت یک تراوش در غده ، پاسخ سیستم عصبی و یا فعالیت جاندار (نظیر خوردن ، خواندن) ظاهر می‌شود، پاسخ (Response) نامیده می‌‌شود که با حرف اختصاری (R) بیان می‌ گردد.


محرک غیر شرطی :
در نظریه شرطی شدن کلاسیک (بازتاب) به محرکی که بطور خودکار و بدون یادگیری قبلی پاسخی را موجب می‌شود، محرم غیر شرطی (Unconditioned Stimulus) می‌گویند که با حرف اختصاری (US) بیان می‌گردد. نظیر غذا ، درد و …


پاسخ غیر شرطی :
در شرطی سازی کلاسیک به پاسخی که در برابر یک معرف غیر شرطی ظاهر می‌‌شود پاسخ غیر شرطی (Unconditioned Response) می‌‌گویند که با حرف اختصاری (UR) بیان می‌گردد. نظیر ترشح بزاق (پاسخ) به علت دیدن یا بوکردن غذا (محرک غیر شرطی) بوجود می‌ آید.


محرک شرطی :
در شرطی شدن کلاسیک محرکی که بر اثر همابندی (همراه شدن) با یک محرک غیر شرطی قدرت فراخوانی پاسخ را کسب می‌‌کند محرک شرطی (Conditioned Stimulus) می‌گویند که با حرف اختصاری (CS) بیان می‌گردد. نظیر صدای زنگ که ابتدا خنثی است و پس از همراه شدن با غذا قدرت فراخوانی پاسخ (ترشح بزاق) را کسب می‌‌کند.


پاسخ شرطی :
در شرطی سازی کلاسیک پاسخی که در برابر یک محرک خنثی وجود نداشت و بعدا بوجود آمد (یاد گرفته شد) پاسخ شرطی (Conditioned Response) می‌گویند که با حرف اختصاری (CR) بیان می‌‌گردد. نظیر پاسخ ترشح بزاق که ابتدا برای محرک شرطی صدای زنگ وجود نداشت و بعدا بوجود آمد (یاد گرفته شد).



تعریف یادگیری از نظر پاولف :
از نظر پاولف یادگیری عبارت است از ایجاد ارتباط بین محرک و پاسخ (S→R) که بر اثر اصل مجاورت بوجود می‌‌آید.


شروع آزمایشهای شرطی سازی :
پاولف به مدت چندین سال مشغول آزمایش و تحقیقات فیزیولوژیکی در مورد نقش مایعات گوناگون در گوارش بود و یکی از این مایعات بزاق دهان است. او به شیوه ابداعی خود می‌توانست میزان ترشح بزاق در دهان را به صورت علمی‌ در حیوانات آزمایشگاهی خود (پاولف از سگها استفاده می‌ کرد) تشخیص و اندازه گیری کند. او یک بار به صورت تصادفی مشاهده کرد که برخی از سگها در آزمایشگاه او قبل از اینکه تغذیه شوند، شروع به ترشح بزاق می‌ کنند، و این حالت فقط در سگهایی روی می‌‌داد که مدتی در آزمایشگاه بوده‌اند و نه دیگر سگها. پاولف این موضوع را جالب و قابل تحقق دانست و اولین تحقیق خود را در سال 1902 میلادی در این مورد انجام داد و این موضوع حدود 30 سال از وقت او را به خود اختصاص داد، که منجر به کشف ابعاد مختلف فرایندهای بازتابی و شرطی سازی کلاسیک (Classial Conditioning) شد.



طرح آزمایشهای پاولف :
پاولف در اولین مرحله از آزمایش خود سگی را داخل قفسی قرار داد که فقط توسط یک روزنه با محیط بیرون ارتباط داشت. او از طریق این روزنه تکه گوشتی (US) را به سگ نشان داد که باعث ترشح بزاق (UR) شد. سپس صدای یک زنگ (US) را به صدا درآورد که منجر به پاسخ طبیعی تیزکردن گوشها (UR) شد. در مرحله دوم پاولف می‌خواست با همراه کردن صدای زنگ و تکه گوشت ، سگ را شرطی کند بگونه‌ای که با شنیدن صدای زنگ بزاق ترشح کند. به همین منظور چندین بار صدای زنگ را چند ثانیه قبل از نشان دادن غذا به سگ به صدا درآورد و این عمل باعث شد که سگ با شنیدن صدای زنگ (CS) بدون نشان دادن غذا نیز بزاق ترشح (CR) کند و در واقع صدای زنگ جای گوشت را گرفت. پاولف این پدیده را که یک محرک جای محرک دیگر را می‌گرفت و پاسخ آن را به خود اختصاص می‌داد، شرطی سازی نامید. طرح آزمایشهای پاولف را می‌‌توان به صورت زیر نمایش داد :

(UR) پاسخ غیر شرطی ترشح بزاق <------------------------ محرک غیر شرطی غذا (US)

(UR) پاسخ غیر شرطی تیزکردن گوش<------------------------ حرک غیرشرطی صدای زنگ (US)

ترشح بزاق <------------ چندین بار -------------- ارائه صدای زنگ + ارائه غذا

(CR) پاسخ شرطی ترشح بزاق<-------------------------- ارائه صدای زنگ به تنهایی (CS)


http://upload.iranblog.com/2/1204041180.jpg




اهمیت کارهای پاولف :

پاولف با طرح این آزمایش ساده به مدت سه دهه مشغول تحقیق در مورد اصول شرطی سازی بود و توانست جنبه‌های مختلف شرطی سازی کلاسیک و در واقع یکی از شیوه‌های یادگیری را به صورت عینی آشکار سازد. از طریق این آزمایشها پاولف توانست انواع مختلف شرطی سازی و پدیده‌های حاصل از شرطی سازی را آشکار کند و این موضوع قابل توجه است که همین آزمایشها و نتایج آن بعد از یک قرن هنوز بخش مهمی‌ از روان شناسی را تشکیل داده و کاربردهای فراوانی در روان شناسی بالینی (رفتار درمانی) ، آموزش و پرورش ، صنعت و حوزه‌های دیگر دارد.

علم الهدی
2009-Apr-25, 19:00
http://upload.iranblog.com/2/1204025647.jpg


ویلهلم ووندت در 16 آگوست 1832 در آلمان به دنیا آمد و در 31 آگوست 1920 درگذشت. معروفیت او بیشتر به خاطر کارهای زیر است:

- ساختارگرایی
- درون‌نگری
- بنا کردن نخستین آزمایشگاه روان‌شناسی


ویلهلم وونت از دانشکده پزشکی دانشگاه هایدلبرگ فارغ‌التحصیل شد. او سپس مدّت کوتاهی را به مطالعه زیر نظر یوهان مولر و هرمان هلم‌هولتز (فیزیکدان) پرداخت. تصوّر می‌شود که کارهای او با این دو نفر در کارهای بعدی وونت در زمینه روان‌شناسی تجربی نقش داشته است. ووندت بعداً کتاب اصول روان‌شناسی فیزیولوژیک را نوشت (1874) که به پایه‌گذاری رویه‌های تجربی در پژوهش‌های روان‌شناسی کمک شایانی کرد. او پس از استخدام در دانشگاه لایپزیک، نخستین آزمایشگاه از دو آزمایشگاه روان‌شناسی موجود در آن زمان را تأسیس کرد. (استنلی هال نخستین آزمایشگاه روان‌شناسی آمریکا را در دانشگاه جان هاپکینز به وجود آورد.)

وونت به دیگاه نظری موسوم به ساختارگرایی وابسته است. در این نظریه، ساختارهایی که تشکیل دهنده ذهن انسان هستند تشریح می‌گردند. وونت عقیده داشت که روان‌شناسی، علم تجربیات آگاهانه است و یک مشاهده‌گر آموزش دیده می‌تواند به طور دقیق از طریق فرایندی به نام درون‌نگری، به تشریح افکار، احساسات و هیجانات بپردازد. البته چون این فرایند وابسته به تعبیر شخص است، بسیار ذهنی می‌باشد. ووندت عقیده داشت که با تغییر سیستماتیک شرایط آزمایش، عمومیت مشاهدات افزایش می‌یابد.

ایجاد آزمایشگاه روان‌شناسی توسط وونت معمولاً به عنوان آغاز رسمی روان‌شناسی به عنوان یک علم، جدا از فلسفه و فیزیولوژی، در نظر گرفته می‌شود. پشتیبانی او از روان‌شناسی تجربی، راه را برای رفتارگرایی باز کرد. بسیاری از روش‌های تجربی او هنوز هم مورد استفاده است.

وونت دانشجویان بسیاری داشت که هر کدام بعداً روان‌شناسان برجسته‌ای شدند. از آن میان می‌توان به ادوارد تیچنر، چارلز اسپیرمن، استنلی هال، چارلز جود، جیمز کتل و هوگو مانستربرگ اشاره کرد.

ویلهلم وونت علاوه بر دستاوردهای فوق، مجله روان‌شناسی «مطالعات فلسفی» را نیز بنیاد نهاد .

علم الهدی
2009-Apr-25, 19:04
http://upload.iranblog.com/2/1204038275.jpg


« هدف اصلی آموزش در مدارس باید ساختن زنان و مردانی باشد که قادر به انجام کارهای تازه باشند، نه این که فقط کارهایی که نسل‌های قبلی انجام داده‌اند را تکرار کنند.» ( ژان پیاژه )


ژان پیاژه در 9 آگوست 1896 به دنیا آمد و در 16 سپتامبر 1980 از دنیا رفت.

او این ایده که کودکان به گونه‌ای متفاوت از بزرگسالان فکر می‌کنند را تقویت کرد. تحقیقات او چند نقطه عطف مهم در رشد ذهنی کودکان را مشخص کرده است. کارهای او همچنین علاقه‌مندی فراوانی به روان‌شناسی شناخت و رشد به وجود آورده است. نظریه‌های پیاژه به طور گسترده‌ای مورد پذیرش واقع شده و امروز توسط دانشجویان روان‌شناسی و روش‌های آموزشی مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

نظریه‌های پیاژه در رشته‌های روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، آموزش و ژنتیک همچنان مورد مطالعه قرار دارد. کارهای او به درک ما از رشدِ شناختی کودکان کمک بسزایی نموده است.

ژان پیاژه در سن یازده سالگی کارش را به عنوان یک پژوهشگر آغاز کرد و در همان سال نیز مقاله کوتاهی درباره گنجشک آلبینو (سپیدتن) نوشت. او مطالعاتش در زمینه علوم طبیعی را ادامه داد و از دانشگاه نوشاتل سوئیس، مدرک دکتری جانورشناسی دریافت کرد. او سپس به روانکاوی علاقه‌مند شد و یکسال در مؤسسه‌ای که آلفرد بینه تأسیس کرده بود به کار پرداخت.

پیاژه که بیشتر به خاطر تحقیقاتش بر روی رشدِ شناختی کودکان شهرت دارد، رشد ذهنی سه فرزند خود را مورد مطالعه قرار داد. نظریه رشدِ شناختی پیاژه، مراحلی که کودکان در خلال رشد هوش و فرایندهای صوری تفکر طی می‌کنند را تشریح می‌کند. نظریه او چهار مرحله را توصیف می‌کند: مرحله حسی-حرکتی، مرحله پیش عملیاتی، مرحله عملیات عینی و مرحله عملیات صوری.

پیاژه در سال 1955 مرکز بین‌المللی معرفت‌شناسی ژنتیک را تأسیس کرد و تا پایان عمر در سمت مدیر این مرکز خدمت کرد.

علم الهدی
2009-Apr-25, 19:08
http://upload.iranblog.com/2/1203980120.jpg


«هیچ چیز عملی‌تر از یک نظریه خوب نیست» ( کرت لوین )

کرت لِوین در سپتامبر 1890 در آلمان به دنیا آمد و در 11 فوریه 1947 در سن 57 سالگی بر اثر حمله قلبی در گذشت. او در خانواده‌ای یهودی زاده شد. در سال 1909 در دانشکده پزشکی دانشگاه فرایبرگ ثبت نام کرد امّا سپس رشته تحصیلی خود را عوض کرد و برای آموختن زیست‌شناسی به دانشگاه مونیخ رفت. او سرانجام مدرک دکتری خود را از دانشگاه برلین اخذ کرد.

لوین در سال 1921 تدریس فلسفه و روان‌شناسی را در دانشگاه برلین آغاز کرد. محبوبیت او در بین دانشجویان از یکسو و نوشته‌های متعدد او از سوی دیگر، توجه دانشگاه استنفورد را جلب کرد و در سال 1930 به عنوان استاد میهمان به آن دانشگاه دعوت شد. لوین سرانجام به تابعیت آمریکا درآمد و به تدریس در دانشگاه آیوا پرداخت. او تا سال 1944 به همکاری خود با این دانشگاه ادامه داد.

با وجودی که لوین همواره بر اهمیت نظریه‌ها تأکید می‌نمود امّا همچنین اعتقاد داشت که نظریه‌ها باید کاربرد عملی داشته باشند. او پویش گروهی را در دانشگاه ام‌آی‌تی و آزمایشگاه‌های آموزش ملّی ( NTL ) بنیاد نهاد. او همچنین تحت تاثیر روان‌شناسی هیأت‌نگر (یا روان‌شناسی گشتالت)، نظریه معروف خود به نام نظریه میدانی را ارا ئه کرد. این نظریه بر اهمیت شخصیت افراد، تعارضات بین فردی و متغیرهای موقعیتی تأکید دارد. بر طبق نظریه میدانی لوین، رفتار فرد، نتیجه تعامل او با محیط است. این نظریه تأثیر عمده‌ای بر روان‌شناسی اجتماعی داشت.

از دیگر کارهای لوین می‌توان به پژوهش‌های او در زمینه شیوه‌های رهبری اشاره کرد. او در مطالعه خود، دانش‌آموزان را در سه گروه جداگانه که به شیوه‌های قدرت طلبانه، دموکراتیک (مشارکت جویانه) و آزادمنشانه رهبری می‌شدند قرار داد. مطالعه لوین نشان داد که رهبری دموکراتیک بر دو روش دیگر برتری دارد. این یافته‌ها بر غنای پژوهش‌های مربوط به سبک‌های رهبری افزود.

لوین یکی از نخستین روان‌شناسانی بود که به طور سیستماتیک به آزمایش رفتار انسان می‌پرداخت. کارهای او تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر روان‌شناسی تجربی، روان‌شناسی اجتماعی و روان‌شناسی شخصیت داشته است. او نویسنده توانا و بسیار فعّالی بود و در دوران حیاتش بیش از 80 مقاله و 8 کتاب در موضوعات مختلف روان‌شناسی منتشر کرد.

کرت لوین به دلیل کارهای پیشتازانه‌اش در به کارگیری آزمایش‌ها و روش‌های علمی برای بررسی رفتارهای اجتماعی به عنوان پدر روان‌شناسی اجتماعی مدرن شناخته می‌شود. لوین نظریه‌پردازی بود که تأثیر ماندگارش بر روان‌شناسی، او را یکی از روان‌شناسان برجسته قرن بیستم ساخته است.

علم الهدی
2009-Apr-29, 17:12
http://upload.iranblog.com/2/1204329153.jpg


اسكينر يكي از آخرين بازمانده هاي مردان بزرگ در عرصة رفتارگرايي است. ولي در بسياري از موارد او از پيشتازان اين متدولوژي محسوب مي شود.

مطابق روش اسكينر است كه ما با تغيير شكل محض اصول تقليل گرايي به عنوان يك روش علمي برخورد مي كنيم. اسكينر عقيده داشت كه يك دانشمند بايد از داده هاي تجربي شروع كند تا سرانجام به تعميمهاي استقرار يا به وضع قوانين برسد. پس در مراحل بعدي مي تواند يك تئوري علمي كه قوانين را در بر بگيرد وضع كند. بنابراين او بايد بسيار دقيق باشد تا بتواند كارش را با داده هاي تا حد امكان موثق، آغاز كند. اسكينر پذيرفت كه انسانها زندگي دروني (inner Lives)كه براي هر كدام از آنها همانقدر كه براي يك داستان نويس اهميت دارد، اين زندگي دروني مهم است.


همان طور كه خودش اين زندگي دروني را در رمانش به نام والدن دو(80) به نمايش مي گذارد. با اين تفاوت كه داده هاي لازم براي نوشتن داستان، داده هاي قابل اطميناني براي كار يك دانشمند نيست. بحثهاي اسكينر در تقابل با ديگر روان شناسان مانند فرويديها كه تمام تعميمها و استنتاجهايشان بر پاية داده هاي قملروي دروني فرد است درست مانند مجادلة واتسون با درون نگرها بود. اسكينر اين هشدار استقرايي را مي پذيرفت كه يك دانشمند نبايد براي تبيين پديده هاي قابل مشاهده به وراي داده هاي قابل مشاهده فكر كند. او خود نيز بيش از حد به حدسيات و يافته هاي روان شناسانه كه اغلب براساس ويژگيهاي دروني انسان شكل گرفته اند، اعتماد و اعتناء نمي كرد.


او اهميت محدود متغيرهاي مياني تولمن از قبيل سائق را مي پذيرفت، مشروط بر اينكه چنين اصطلاحاتي به عنوان نمادهاي كوتاه براي فهم اعمالي كه در محدودة پاسخ قرار دارند به كار بروند. براي مثال گرسنگي به مثابه يك انگيزه كه به منزلة نقطه اوج تأثير عملي مانند غذا خوردن، تلقي مي شود. ديگر ويژگي مهم رويكرد اسكينر عمل گرايي اوست كه اخيراً تحت عنوان فرضيه اي در باب زبان علم، روزآمد شده است. براي اسكينر يك عمل(81) اين معاني را مي تواند داشته باشد: 1. مشاهدات شخص 2. دستكاري و وارد كردن محاسبات در روشهاي ايجاد يك عمل 3. مراحل منطقي و رياضيي كه بين حالتهاي پيشين و پسين روي مي دهد 4. و هيچ چيز ديگر.

مطابق اين اصول عباراتي مانند مثل بلند يا گرسنه به يك موضوع يا يك حالت موجود زنده ارجاع صرف ندارد. بلكه اين عبارات به كارهاي محقق بر روي مشاهداتش، دخل و تصرف و اندازه گيري هاي او نيز منوط هستند. اين شاخه فرعي از تئوريهاي اثبات گرايي و اسنادگرايي دم دست ترين تئوريهاي در باب معنا در خلال دو جنگ جهاني بودند. اين تئوري اكنون ديگر توسط فيلسوفان رها شده است.

اما در متدولوژي اسكينر و ديگر رفتارگرايان هنوز زنده است. بخصوص در سنت رفتارگرايان پيرو واتسون كه خواستار لحاظ كردن امكان دخل و تصرف بر اصول رفتارگرايي را دارند. رفتارگرايي در خيلي از موارد به عمل گرايي امريكايي به ديده تأييد مي نگريست. محققان آزمايشگاهها قصد نداشتند با طرح سؤالاتي دربارة رفتار موجودات زنده براي خودشان دردسر ايجاد كنند. بخصوص آنكه منابع و مرجع اين رفتار، دلايل دروني باشد كه مي بايست پاسخ آنها را بدهد.

براي مشاهده اينكه اگر متغيرهاي محيطي جايگزين ديگر متغيرها شود، چه صورتهايي از رفتار رشد مي كند در آن دوره اهميت زيادي قائل بودند. اين مسئله سرانجام به يك پيشگويي كه محقق را قادر مي سازد به رفتار شكل بدهد، ختم خواهد شد. اسكينر ادعا مي كند كه او فرضيه اي در باب رفتار ندارد و فقط تعدادي يادداشت و نوشته هاي پراكنده داراي همبستگي در اين باره دارا مي باشد.

البته اين صحبتها زودباوري با شرط نهادن دربارة واژه فرضيه است. درواقع كارهاي او نوعي قطعي و بديهي فرض كردن اصول زيست شناسي دارويني هاست كه عنوان مي كنند كه بازتابهاي شرطي شده، همچون ديگر ارزش حياتي، براي بقا ضروري هستند. اسكينر در خلال صورت بندي اين قوانين در حقيقت خيلي از اصول پايدار تداعي گرايي راه اصلاح و بهبود بخشيد. در جريان همين صورت بنديها بود كه اسكينر يك تمايز مهم بين رفتار «پاسخگو» و «كنش گر» را مشخص كرد.


گفتن اين نكته لازم به نظر مي رسد كه آزمايش جعبه كه اسكينر را قادر ساخت تا ابزارهاي شرطي شدن را به روشهاي گوناگوني مطالعه كند، بسيار مديون جبعه پازل ثورانديك بوده است. براي هر عكس العمل پاسخگو، يك محرك شناخته اي شده وجود دارد، مانند پوشش مترونوم موسيقي يا ترشح بزاق كه با وضعيت شرطي كلاسيك همبستگي و ارتباط دارد. البته در اينجا ممكن است انواعي از شكلهاي محركهاي دروني وجود داشته باشند كه عملكردشان وراي آن چيزي باشد كه پيروان رويكرد عمل گرايي و پاسخهاي كنش گر كه مي تواند توسط آزمايشگر در آنها دخل و تصرف شود بايد به مثابه عملكرد در شرايط آزمايشگاهي تلقي شوند، مانند برنامة زمان بندي شده غذا خوردن.


http://upload.iranblog.com/2/1204298607.jpg


با تعريفي موسع، رفتار تشكيل شده است از پاسخهاي يك كنش گر كه همگي ابزارهايي براي رسيدن به يك هدف محسوب مي شوند. اسكينر فكر مي كرد كه مطالعه كنش گرهاي مشروط و مقيد و تمايز ميان آنها بايد بتواند قوانين پايه اي را فراهم سازد كه بتواند رفتار را تبيين و كنترل كنند. يك روز بالاخره بايد فرضيه اي طرح ريزي شود تا اين قوانين را دربرگرفته ويكپارچه سازد. اما دانشمندان بايد تا رسيدن به روشي مطابق روش باكونين(82) به پيش بروند. شخص دانشمند نبايد با تئوري پردازي خام و زودهنگام، طبيعت را پيش بيندازد، خصوصاً اگر با فرضياتي شبيه تئوري هال دربارة اعمال دروني ارگانيسم، روبه رو باشد. بنابراين اسكينر رويكرد پيرامون گرايي واتسون را نپذيرفت اما دربارة فرآيند محوريي كه بين محرك و پاسخ واقع شده است، موضع لاادري داشت. درواقع شرطي شدگي كنش گر يك اصلاح در زمينة قانون «اثر» ثورانديك به شمار مي رفت اصلاحي كه زمينة آن اصطلاح شناسي غير ذهن گرايانه بود.

اسكينر، همانند واتسون با ادامة برنامه مفهوم براي پوشش ديگر جنبه هاي رفتار مخالف نبود. براي مثال در كتاب علم و رفتار انسان(83) در سال 1953، اسكينر نظريه اي دربارة هيجان يا عواطف ارائه داد كه برطبق آن نامهايي كه براي طبقه بندي رفتار با توجه به شرايط مختلف محيط به كار مي گرفت، در احتمال وقوع آنها تأثير مي گذارد. به رغم وجود رويكرد اثبات گرايانة جزمي در تفكر اسكينردرباره رفتار كلامي (Verbal Behavior) در سال 1957 طرحي بلندپروازانه براي وارد كردن زبان به چهارچوب رفتاري طرح ريزي كرد. گرچه اين عمل دقيقاً در محدودة برنامه ريزي «قواعد رفتار» هال بود و بشدت به يك اندازه از سوي فلاسفه و زبان شناسان موردانتقاد قرار گرفت.

اين اواخر اسكينر بشدت گرفتار آماده سازي تكنولوژي آموزشي بوده است كه در آن مهارتها و تواليهاي بنيادين مادي بدقت طبقه بندي شده كه در طي آنها يادگيري بطور منظم از طريق تقويت مثبت شكل مي گيرد. اگرچه منظور او از مفهوم تقويت به علت ابهام و دور باطلش همواره مورد نقد بوده است، دستخوش تغييراتي گرديده است كه برنامة او براي آموزش اندكي بيش از دستورات و فرامين هم ارزي بودند كه مي بايست محتواي آنها بطور منطقي بررسي شوند و در طي آنها دانش آموزان بايد گام به گام اشتباهاتشان را كاهش دهند و اگر بتوانند موفقيتي بدست آورند پاداش آنها حتمي خواهند بود. اين نوع رفتار، آن گونه كه اسكينر آن را پذيرفته است. بايد بدون ارجاع به قوانين پيچيدة او در باب رفتار كنش گر بررسي شوند.



( منبع: مترجمان )

علم الهدی
2009-Apr-30, 13:41
http://upload.iranblog.com/2/1204384675.jpg



ریموند کتل در استنفورد شایر انگلستان،جایی که کودکی شادی داشت به دنیاآمد.والدین اودر مورد معیارهای عملکردی که از فرزندان خود انتظار داشتند سختگیر بودند،اما درباره اینکه فرزندان آنها چگونه اوقات خود را سپری کنند آسان گیر بودند.

کتل به همراه برادران و دوستانش،زمان زیادی را خارج از منزل به قایق رانی،شنا،کاوش غارها وجنگ های ساختگی می گذراندند.هنگامی که کتل 9 سال داشت،انگلستان وارد جنگ جهانی اول شد واین واقعه تاثیر عمیقی بر او گذاشت.او نوشت که این تجربه او را به طوری که برای یک پسر بچه غیر عادی است جدی کردواز"کوتاه بودن زندگی ونیاز تحقق بخشیدن آرزوها تا جایی که امکان آن هست" آگاه ساخت.احساس تعهد شدید او به کارش ممکن است از این زمان ها سرچشمه گرفته باشد.(شولتز وشولتز،1998.سیدمحمدی،1385)

کتل نسبت به برادری که سه سال بزرگتر از او بود نیز احساس رقابت می کرد.او درباره مشکلات تلاش برای حفظ آزادی رشد خودش در حالی که با برادری مواجه بود که نمی توانست بر او غلبه کند نوشت.(کتل1974)

کتل در 16 سالگی برای تحصیل در فیزیک وشیمی وارد دانشگاه لندن شد وسه سال بعد با درجه ممتاز فارغ التحصیل شد،چند سالی که در لندن بودعلاقه او را به مسائل اجتماعی تشدید کرد،اما پی برد که تحصیل وی در علوم طبیعی او را برای پرداختن به گرفتاری های اجتماعی مجهز نکرده است.او به نتیجه رسید که تنها چاره او بررسی ذهن انسان است.این تصمیمی شجاعانه در سال 1924 بود زیرا روانشناسیدر انگلستان فرصت های شغلی معدودی را عرضه می کرد،تصور می شد که این رشته برای آدم های غیر عادی است.آن زمان در تمام انگلستان تنها شش کرسی استادی روانشناسی وجود داشت.کتل برخلاف توصیه دوستانش تحصیلات فوق لیسانسش را در دانشگاه لندن آغاز کرد وبا روانشناس-آمار شناس سرشناس،چارلز اسپیرمن که شیوه تحلیل عاملی را بوجود آوردکارکرد.

کتل که در سال 1929 دکترای خود را دریافت کرد متوجه شد که دوستانش درست می گفتند :مشاغل معدودی برای روانشناسی وجود داشت. او در دانشگاه اکستر به تدریس پرداخت،کتابی درباره نواحی روستایی انگلستان نوشت وبرای نظام مدرسه لیسستر یک کلینیک روانشناسی دایر کردودر عین حال به انجام پژوهش ونگارش مشغول بود.


اوتصمیم گرفت برای ساختار شخصیت تحلیل عاملی را بکار ببردکه اسپیرمن از آن برای اندازه گیری برخی از توانایی های ذهنی استفاده کرده بود.

در طول این مدت کتل به دلیل کار زیاد،غذای بد وزندگی در یک آپارتمان زیر شیروانی سرد دچار اختلالات گوارشی مزمن بود،به خاطر دورنمای اقتصادی تیره ودلبستگی کامل او به کارش همسرش وی را ترک کرد.با وجود این از این دوران مشقت منافع مثبتی عاید کتل شد.تجربه او را وادار ساخت تا به جای موضوعات نظری یا آزمایشی که می توانست آنها را در شرایط راحت تر وامن تری دنبال کند،بر مسایل عملی تمرکز کند.(همان منبع)

هشت سال پس از اینکه کتل مدرک دکترای خود را دریافت کرد سرانجام فرصت پذیرفتن کار تمام وقت در روانشناسی به دست آورد.روانشناس سرشناس آمریکایی ،ادواردلی ثرندایک از کتل دعوت کرد تا یک سال را در آزمایشگاه او واقع در دانشگاه کلمبیای نیویورک بگذراند.سال بعد کتل استاد روانشناسی دانشگاه کلارک در ورسستر ماساچوست شدودر سال 1941 به دانشگاه هاروارد رفت،جایی که به اظهار وی "نیروی خلاقیت"پدیدار شد.(کتل،1974)

او با یک ریاضیدان که در علایق پژوهشی او سهیم بود ازدواج کرد ودر 40 سالگی با عنوان استاد پژوهش به دانشگاه ایلی نویز رفت.کتل که از تدریس یا وظایف دانشگاهی راحت شده بود وقت خود را به طور کامل صرف پژوهش کرد.او بیش از 400 مقاله و35 کتاب منتشر کرد،

کتل در هفتاد سالگی به دانشکده فوق لیسانس دانشگاه هاوایی پیوست وهم اکنون با موسسه روانشناسی حرفه ای فارست در هونولولوی هاوایی همکاری می کند.(شولتز وشولتز،1998.سیدمحمدی،1385

farahan8800
2009-Apr-30, 15:07
تشكر

:02:

علم الهدی
2009-May-04, 21:37
ادواردال. ثرندايك ، يكي از مهمترين پژوهشگران در تدوين روانشناسي حيواني بود. او نظريه عيني و ماشيني (مكانيستي) يادگيري را تدوين كرد كه بر رفتار آشكار تأكيد مي‌ورزيد. او بر اين باور بود كه روانشناسي بايد رفتار را مطالعه كند نه عناصر ذهني يا تجربه هشيار را و بدين‌ترتيب، او روندي را كه توسط كاركردگرايان به سوي عينيت شروع شده بود بيشتر تقويت كرد.


او يادگيري را نه برحسب انديشه‌هاي ذهني بلكه برحسب پيوندهاي عيني بين محرك و پاسخ تفسير مي‌كرد؛ با وجود اين، مقداري اشاره به هشياري و فرآيندهاي ذهني در نظام او وجود داشت.


كار ثرندايك و پاولف نمونه‌اي از كشف مستقل همزمان است. قانون اثر ثرندايك در 1898 و قانون تقويت پاولف كه مشابه آن است در 1902 تدوين شدند، هرچند كه چندين سال بعد، تشابه بين آنها شناخته شد.




زندگي ثرندايك :

ثرندايك يكي از اولين روانشناسان آمريكايي بود كه تمام تحصيلاتش را در ايالت متحد گذراند. اشاره به اين مطلب مهم است كه او مجبور نبود براي تحصيلات دكتري به آلمان برود و اين كار تنها دو دهه پس از برپايي روانشناسي علمي ميسر شد. علاقه ثرندايك به روانشناسي (مثل خيلي كسان ديگر) با خواندن كتاب اصول روانشناسي ويليام جيمز، زماني كه دانشجوي دوره ليسانس در دانشگاه وسليان در ميدل تاون، كانكتيكات بود بيدار شد. بعداً او تحصيلات خود را زير نظر جيمز در هاروارد ادامه داد و در آنجا پژوهش در مورد يادگيري را آغاز كرد.



او تصمیم گرفته بود كه براي انجام پژوهش‌هايش از كودكان به عنوان آزمودني استفاده كند، اما مديريت دانشگاه به سبب حساسيتي كه به تازگي بر اثر يك رسوايي به وجود آمده بود، او را از اين كار منع كرد. توضيح آنكه يك مردم‌شناس براي اندازه‌گيري قسمت‌هاي مختلف بدن دانش‌آموزان لباس‌هاي آنان را «شل كرده بود». وقتي كه ثرندايك فهميد نمي‌تواند كودكان را مطالعه كند، تصميم گرفت به مطالعه جوجه مرغ‌ها بپردازد. اين فكرها ظاهراً بر اثر سخنراني‌هاي مورگان كه پژوهش‌هاي خود درباره جوجه مرغ‌ها را توصيف مي‌كرد به وي الهام شده بود.



ثرندايك به جوجه‌ها ياد مي‌داد در مازهايي كه با كتاب ساخته بود بدوند. درباره مشكل ثرندايك براي يافتن جايي براي جوجه‌هايش داستاني نقل شده است. چون خانم صاحبخانه ثرندايك موافقت نكرد كه او جوجه‌ها را در اتاق‌خوابش نگهداري كند، لذا ثرندايك از جيمز كمك خواست. جيمز كوشيد تا براي او جايي در آزمايشگاه يا موزه پيدا كند، اما موفق نشد و بنابراين ثرندايك و جوجه‌هايش را به زيرزمين خانه خود منتقل كرد و اين موجب خوشحالي كودكان جيمز شد.



ثرندايك تحصيلات خود را در هاروارد به پايان نرساند. با اين باور كه زن جواني به محبت‌هاي او بي‌اعتنايي كرده است، به كتل در دانشگاه كلمبيا متوسل شد تا از منطقه بوستن به دور بماند. با دريافت هزينه تحصيلي تحقيقي كه از جانب كتل به او پيشنهاد شد، ثرندايك به نيويورك رفت و دو تا از آموزش‌ديده‌ترين جوجه مرغ‌هايش را با خود به آنجا برد. او در كلمبيا پژوهشي در مورد حيوانات را با كار با گربه‌ها و سگ‌ها و با استفاده از جعبه معماهايي كه خود طراحي كرده بود ادامه داد. در 1898 درجه دكتري خود را دريافت داشت.



رساله او «هوش حيواني: مطالعه آزمايشي درباره فرآيندهاي تداعي در حيوان‌ها» همراه با ساير تحقيقات انجام شده درباره يادگيري تداعي در جوجه‌ها، ماهي‌ها و ميمون‌ها، منتشر شد.


ثرندايك بسيار جاه‌طلب و رقابت‌جو بود. او نامه‌اي به نامزدش نوشت، «تصميم گرفته‌ام در عرض پنج سال در رأس گروه روانشناسان قرار گيرم، ده سال ديگر تدريس كنم و سپس كنار بروم» (نقل در بوكز، 1984، ص. 72). او مدت زيادي به عنوان روانشناس حيواني باقي نماند و اعتراف كرد كه به آن علاقه واقعي نداشته است. او فقط براي اينكه درجه دكتري خود را ريافت كند و به شهرت برسد به اين كار چسبيده بود.
روانشناسي حيواني براي كسي كه از چنين كشش نيرومندي براي موفقيت برخوردار است رشته مناسبي نبود.


ثرندايك در 1899 مدرس روانشناسي كالج معلمان در دانشگاه كلمبيا شد. او در آنجا پژوهش روي حيوانات را در مورد كودكان و افراد كم سن و سال به كار برد. ثرندايك بقيه زمان اشتغالش را عمدتاً در مسائل يادگيري انساني و زمينه‌هاي كاربردي روانشناسي تربيتي و آزمون رواني صرف كرد. او همچنين چندين كتاب درسي بسيار موفق نوشت و بدين‌ترتيب به رأس گروه روانشناسان كه آرزويش بود ارتقاء يافت. در 1912 به عنوان رئيس انجمن روانشناسي آمريكا برگزيده شد. او از درآمد حاصل از حق‌التأليف كتاب‌هاي درسي و آزمون‌هاي رواني شخص ثروتمندي شد و با فرا رسيدن سال 1924 از درآمدي حدود 000/70 دلار در سال كه در آن زمان مبلغ هنگفتي محسوب مي‌شد، برخوردار بود .


پنجاه سال اقامت ثرندايك در كلمبيا از بارورترين سال‌هايي بود كه تاكنون ثبت شده است. فهرست آثار او بر 507 مورد بالغ مي‌شود كه بسياري از آنها كتاب‌هاي مفصل هستند. او در 1939 بازنشسته شد اما تا زمان فوتش در ده سال بعد به‌طور فعال به كار ادامه داد.


( منبع:motarjem-mm.blogfa )

علم الهدی
2009-May-04, 21:52
http://upload.iranblog.com/2/1204766753.jpg


ادوین ری ‌گاتری در سال ۱۸۸۶ تولد یافت و در سال ۱۹۵۹ درگذشت ، او ازسال ۱۹۱۴ تا زمان بازنشستگی‌ ، یعنی سال ۱۹۵۶ ، استاد روان ‌شناسی دانشگاه واشنگتن بود. مهمترین اثر او کتاب "روان‌شناسی یادگیری" است. گاتری آشکارا یک رفتارگرا بود. درواقع گاتری فکر می‌کرد که نظریه ‌پردازانی چون ثراندایک ، اسکینر ، هال ، پاولف ، و واتسون بسیار ذهنی‌ گرا هستند . او با کاربرد دقیق قانون ایجاز (parsimony) توانست همهٔ پدیده‌های یادگیری را با استفاده از تنها یک اصل یعنی اصل یا قانون مجاورت (Law of contiguity ) تبیین کند. گاتری قانون مجاورت را به ‌شرح زیر بیان می‌کند. " ترکیبی از محرک‌‌‌ها که با حرکتی همراه شده است ، وقتی که دوباره ظاهر شود ، همان حرکت را به‌دنبال خواهد داشت " یا به تعبیر دیگر اگر شما در یک موقعیت معین عمل خاصی را انجام دهید بار دیگر که در آن موقعیت قرار می‌گیرید همان عمل را انجام خواهید داد.


http://upload.iranblog.com/2/1204838766.jpg


نظریه گاتری بیش از همه به نظریه واتسون شبیه است. تفاوت اصلی بین نظریه واتسون و نظریه گاتری این است که واتسون قانون بسامد را می ‌‌پذیرفت اما گاتری آن را قبول نداشت.

نظریه گاتری نخستین سنگ بنای اولین مدل ‌‌‌های ریاضی یادگیری بوده است و هنوز هم در کانون این ‌گونه نظریه‌ها قرار دارد.

علم الهدی
2009-May-04, 21:59
هوارد گاردنر متولد 1943 پنسیلوانیا است. والدینش چون یهودی بودند؛در سال 1938 از هامبورگ به آمریکا مهاجرت کردند.او به دانشگاه هاروارد رفت در رشته حقوق تحصیل کند ، اما خوشبختانه اریک اریکسون معلم او شد و وی را به روانشناسی و علوم اجتماعی علاقه مند کرد و به قول خود گاردنر بر پای تحقیقات او مهر تایید زد. وی از جروم برونر و دیوید رایزمن نیز تأثیر پذیرفت. در سال 1965 با عنوان دانشجوی ممتاز فارغ التحصیل شد. در 1971 PhD خود را گرفت و با دیوید پرکینز در پروژه زیرو همکار شد و در ضمن به کرسی استادی آموزش در هاروارد رسید. از مهمترین کارهای او می‌توان به چارچوب های ذهن و نظریه هوشهای چندگانه اشاره کرد.


در کتاب چارچوب های ذهن گاردنر با هوش های شخصی به عنوان یک کل برخورد می‌کند؛ چرا که بسیار به هم نزدیکند و هماهنگ عمل می‌کنند. افراد ترکیب یگانه ای از هوش‌ها دارند و این هوش‌ها بدون جهت گیری اخلاقی است و می‌تواند برای مقاصد خوب یا بد بکار آید. نظریه گاردنر در روان شناسی جایگاه معتبری به دست نیاورده است ولی به شدت مورد توجه معلمان قرار گرفته است. در اصل این تئوری، هفت روش تدریس به جای یکی را امکان پذیر می‌کند؛ یعنی می ‌توان ذهن را در زمینه ای که آماده است، تحریک کرد و با شیوه ای که مورد علاقه دانش آموز است پیش رفت. توصیه گاردنرتوصیه می کند "معلمان باید توجه خود را به همه هوش‌ها معطوف کنند." "باید آموزش و اخلاقیات را به یکدیگر گره زد".



آثار گاردنر:

- The Shattered Mind appeared

- Frames of Mind

- The Unschooled Mind

- Intelligence Reframed

- The Disciplined Mind

CASSIATORA
2009-Jun-21, 11:24
آغاز فعالیت های رسمی و جدی دكتر حسین شُكركُن به سال ۱۳۵۲ بازمی گردد. در نیمه ابتدایی این سال، او پس از تكمیل تحصیلات در خارج از كشور به وطن بازگشت و بهمن ماه همان سال در دانشگاه جُندی شاپور اهواز (شهید چمران) مشغول به تدریس شد و در نخستین اقدام گروه روانشناسی دانشگاه را تأسیس كرد.



حسین شكركن ۱۳۱۸ اهواز
▪ دكترای روانشناسی صنعتی از بركلی انگلستان ۱۳۵۱
▪ كارشناسی زبان انگلیسی دانشسرای عالی تهران ۱۳۴۲
▪ استاد دانشگاه چمران اهواز از سال ۱۳۵۲
▪ رئیس منطقه ۸ سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی
▪ استاد نمونه كشوری در سال ۱۳۸۳
▪ تألیف بیش از صد مقاله درباره روانشناسی سازمانی و صنعتی
▪ ارائه بیش از ۵۰ طرح به سازمان ها و نهادهای كشور در ارتباط با مسائل انسانی
▪ همكاری در تألیف كتاب مكتب های روانشناسی و نقد آنها در راستای همكاری حوزه و دانشگاه
▪ ترجمه كتاب هایی با عنوان:
- روانشناسی صنعتی و سازمانی (كتاب برگزیده دانشگاه ها در سال تحصیلی ۷۲-۷۱)
- مردم در سازمان ها
- خاستگاه های پویایی گروهی
- روانشناسی اجتماعی
آغاز فعالیت های رسمی و جدی دكتر حسین شُكركُن به سال ۱۳۵۲ بازمی گردد. در نیمه ابتدایی این سال، او پس از تكمیل تحصیلات در خارج از كشور به وطن بازگشت و بهمن ماه همان سال در دانشگاه جُندی شاپور اهواز (شهید چمران) مشغول به تدریس شد و در نخستین اقدام گروه روانشناسی دانشگاه را تأسیس كرد.
وی با یادآوری این نكته كه از هنگام شروع به كارش تاكنون، روانشناسی در كشورمان پیشرفت های قابل توجهی داشته، معتقد است هنوز جای پیشرفت بیش تر بخصوص در زمینه تحقیق، بسیار وجود دارد، چرا كه روانشناسی به دلیل تعدد زمینه ها برای پیشگیری ـ حتی بیش از پزشكی به ـ همه شئون زندگی انسان مربوط است و هرچه شرایط زندگی اجتماعی وسعت می یابد و جامعه به طرف رشد و توسعه پیش می رود نیاز به این رشته و پیشرفت آن بیش از پیش حس می شود.
شكركن درباره جایگاه و شناخت این علم در ایران اظهار می دارد: «در كشور ما روانشناسی فقط در حد روانشناسی بالینی شناخته شده و این خود عاملی است برای بی اطلاعی و آشنا نبودن مردم به شاخه های دیگر روانشناسی و راهگشا بودن آنها در زمینه های زیادی از زندگی فردی و اجتماعی. در نتیجه تنها با ارتباط مطلوب روانشناسی و جامعه است كه می توان در عرصه های بیش تری مددرسان بود».
فعالیت های پژوهشی و تحقیقی شكركن دامنه گسترده ای دارد. عمده فعالیت های تحقیقی او با سازمان های صنعتی و تولیدی به علت تخصص اش در روانشناسی سازمانی و صنعتی است كه در استان هایی مانند تهران، اصفهان، خوزستان و كرمان صورت پذیرفته و همچنین همكاری با سازمان های مهم و حساس در رابطه با مسائل انسانی و البته ریاست منطقه ۸ سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی (شامل استان های خوزستان، بوشهر و كهگیلویه و بویراحمد) و نیز مشاركت در ایجاد مركز تحقیقات علوم و فناوری و قبول مسئولیت آن، نشان از همت بلند وی در راه تحقیق، پژوهش و همكاری با طیف گسترده ای از اساتید، دانشجویان و مدیران دارد.
حسین شكركن، بیش ترین سعی و هدفش را، تحقیق و پژوهش به صورت انفرادی یا همكاری با دیگر اساتید و یا در راهنمایی دانشجویان، عنوان می كند و از این روست كه دغدغه پژوهش و تحقیق نزد او، بر ترجمه ارجحیت دارد و در این راه، از سال ۶۸ (همزمان با تأسیس گروه كارشناسی ارشد روانشناسی دانشگاه چمران) تا امروز بیش از ۱۰۰ مقاله تحقیق به زبان های فارسی و انگلیسی ارائه كرده است: «همیشه سعی در تبدیل كار ترجمه به فعالیت های تحقیقی ـ پژوهشی داشتم.

اگرچه چاپ هر شماره از مجله های دانشكده به اندازه كار و فعالیت یك كتاب جداگانه، وقتم را می گیرد، اما با این حال كار تحقیق و پژوهش را بیش از ترجمه می پسندم». در سال ۵۱ گروه علوم تربیتی دانشگاه شهید چمران اهواز تأسیس شده بود كه شكركن از بدو ورود به این دانشگاه علاوه بر اهتمام به قوت گرفتن گروه روانشناسی، همكاری اش را با مجله علوم تربیتی آغاز كرد و نخستین مقاله های خود را در سال ۵۳ مصادف با شروع به كار نشریه در آن به چاپ رساند. پس از انقلاب، مجله علوم تربیتی كه دچار وقفه ای در انتشار شده بود با پیگیری های او، بار دیگر با عنوان مجله علوم تربیتی و روانشناسی چمران احیا شد، هرچند كه عمر این دوره جدید بیش از ۲ سال نبود و عاقبت با تلاش های مستمر او چاپ دوره سوم مجله از ۱۳۷۳ با حجم انبوهی از مقاله ها به مدت ۱۳ سال شروع شد.

در همین زمان با رأی و نظر استادان۲ گروه علوم تربیتی و روانشناسی، مجله به ۲ بخش ویژه «علوم تربیتی» و «روانشناسی» تقسیم شد كه از آن تاریخ تاكنون، شكركن مسئولیت سردبیری بخش روانشناسی را عهده دار است. وی برنامه آینده اش را درمورد مجله، مستقل كردن مجله روانشناسی می داند كه مراحل پایانی آن درحال انجام است.
علاوه بر این، او با نشریات دیگر دانشگاه های كشور به شكل عضو ثابت هیأت تحریریه و در مواردی ارسال مقاله همكاری های درخورتوجهی داشته است.

به عنوان نمونه می توان به مجله پژوهش های علوم تربیتی و روانشناختی دانشگاه اصفهان و مجله روانشناسی معاصر (نشریه انجمن روانشناسان ایران) اشاره كرد.
شكركن علاوه بر حضور در همایش های معتبر علمی و كنگره های داخلی و خارجی و ارائه بیش از ۱۰۰ مقاله و چكیده در این همایش ها، با شركت در شورای آموزش و پرورش خوزستان اقدام به عرضه بیش از ۵۰ طرح و همچنین همكاری به عنوان استاد ناظر از بدو تأسیس شورا در سال ۷۰ كرده است.

او با بررسی رفتارهای انسان در صحنه ها و شرایط مختلف، روانشناسی را عرصه ای بسیار وسیع می داند و براهمیت روانشناسی صنعتی وسازمانی تأكید ویژه ای دارد: «این رشته شاخه ای مهم از روانشناسی است كه با رشته های پراهمیتی چون كامپیوتر و IT و صاحبان مشاغل گوناگونی مانند مهندسان و طراحان درارتباط است و همان طور كه روانشناسی بالینی در رفع اختلال های رفتاری و روانشناسی پرورشی و آموزشی در برطرف كردن مشكلات آموزش و پرورش می كوشد، روانشناسی صنعتی و سازمانی در همه جنبه های مشاغل انسانی كاربرد دارد.
ازطرفی روانشناسی اجتماعی نیز به عنوان یكی از مهم ترین شاخه های روانشناسی مطرح است، چرا كه بسیاری از رفتارهای اجتماعی انسان را موردمطالعه قرارمی دهد.
من از این كه هنوز در كشور ما این بخش رشد محسوس و چشمگیری نداشته، متأسفم. گرچه به راه اندازی كارشناسی ارشد این شاخه از روانشناسی در دانشگاه های ایران خوشبینم و معتقدم رشد و توسعه روانشناسی اجتماعی می تواند بسیارمفید و مؤثر واقع شود.»
با آن كه حسین شكركن درمورد روانشناسی معنوی و پدیده هایی از این دست كه چندی است مخاطبان بی شماری را جذب كرده به صراحت داوری نمی كند، اما با بیان این نكته كه روانشناسی یك علم است، روش علمی را نیز بر روش های دیگر برای بررسی مسائل و كنش و واكنش های فردی و اجتماعی ارجح می داند.
از آن جا كه فعالیت های مهم شكركن، فعالیت های تحقیقی و پژوهشی در بستر دانشگاه است، در رابطه با خصوصیات دانشجویان امروز، به پارامترهای تحقیق و پژوهش و ارزیابی دانشجویان از این منظر مراجعه می كند و با ابراز تأسف از بی توجهی به تحقیق و پژوهش در میان دانشجویان، یادآور می شود: «گویی هم اكنون دانش به دنبال دانشجویان می دود، نه دانشجو به دنبال آن! البته برای سستی دانشجوی امروز در تحقیق، می توان به نبود تضمین آینده شغلی اشاره كرد كه خود عامل بزرگ و بازدارنده ای برابر ارتقای سطح انگیزه اولیه هر دانشجوست.»

وی درمورد تكامل علم روانشناسی معتقداست رویكردی كه در شرف حاكم شدن است، رویكردی شناختی است و تعریفی كه از روانشناسی شناختی ارائه می دهد این گونه است: شاخه ای كه به فرآیندهای ذهنی می پردازد یا استدلال هایی كه به صورت آگاهانه و ناآگاهانه در ذهن می گذرند و بر رفتار انسان حاكم می شوند. از منظر شكركن عوامل موفقیت در زندگی فردی - اجتماعی، حاصل برآیند پیچیده ۳ مشخصه اصلی و مهم است؛ نخست خصوصیت های شخصی كه بیش تر زمینه های ارثی دارد، سپس عامل انگیزش كه مجموعه ای از نیروهای درونی و بیرونی است. به طوری كه شخص را فعال كرده و به آن فعالیت جهت می دهد و آن جهت یابی را تداوم می بخشد و درنهایت شرایط محیطی، البته گاه رابطه این ۳ مشخصه با هم ضربی است و گاه جمعی. به طور نمونه رابطه انگیزه، ضربی و رابطه شرایط محیطی، جمعی است.
شكركن به شعر و خطاطی نیز علاقه دارد و زمانی شعر نیز می سروده است. او می گوید: همه نوشته ها و ترجمه هایش به نوعی متأثر از ادبیات است و شأن والایی برای هنر قائل است: «انسان همواره یا آفریننده هنر است یا از هنر لذت می برد.»

حل مشكلات و ناهنجاری های جامعه و رفع این مصائب با توسل به تحقیقات و پژوهش ها و طرح هایش، از آرزوهای همیشگی شكركن بوده و هست.دكتر «دیزلی» پایه گذار روانشناسی سازمانی و صنعتی در غرب آمریكا، روانشناس موردعلاقه حسین شكركن است و شكركن از دانشجویان وی بوده است.همچنین دكتر «دونل» را از اساتید تأثیرگذار در حوزه روانشناسی سازمانی و صنعتی در زمان تحصیل خود معرفی می كند. شكركن این روزها با همكاری چندتن از همكارانش در دانشگاه شهیدچمران اهواز، ترجمه كتابی به نام «روش های تحقیق در روانشناسی اجتماعی» را به پایان رسانده است.

حسین شكركن روانشناسان را از خطا و رفتارهای نامناسب مصون نمی داند، ولی بر این عقیده است كه این دسته از مردم به سبب آگاهی بیش تر نسبت به خود و تجزیه و تحلیل یك رفتار نامناسب، امكان تكامل و تغییر بهتری دارند و این خود می تواند دلیل خوبی برای ایجاد انگیزه در افراد یك جامعه برای مطالعه روانشناسی باشد.

sambrando
2009-Jul-03, 20:01
نبوغ یعنی به انجام رساندن آنچه از آن لذت می برید.این نبوغ راستین زندگی است. مارک فیشر

دريا
2009-Sep-08, 11:44
تو مختاری باید انتخاب کنی!
بزرگی ادمها به بزرگی انتخاب های آنهاست!
تو میخواهی بزرگ باشی یا کوچک؟!
این دیگر با خود توست اما این را هم بدان که انتخاب تو همواره با توست...
تا ابد...
تا همیشه...

elham.p
2009-Sep-10, 16:02
موفقیت متعلق به کسی است که به تلاش معتقد باشد.

elham.p
2009-Sep-10, 16:41
کوهنوردی اسان نیست اما منظره ای که از قله ی کوه دیده میشود بسیار زیباست.

امید مانند قلابی است که هر چیزی را میتواند به سوی ما بکشاند.

از هر چیز منفی یک چیز مثبت خلق کن.

از شکست نهراسید زیرا هیچ گاه به اندازه ی زمانی که به خاطر هدفی عالی شکست خورده اید به پیروزی نزدیک نبودهاید.

زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است.

افسوس گذشته و ترس از اینده دزدهایی هستند که لذت لحظه ها را از ما میدزدند.

ارزش یک ثانیه را از کسی بپرس که از حادثه یک تصادف جان سالم به در برده.

شادی خود را به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکن تا همیشه از ان برخوردار باشی.

elham.p
2009-Sep-10, 16:42
کوهنوردی اسان نیست اما منظره ای که از قله ی کوه دیده میشود بسیار زیباست.

امید مانند قلابی است که هر چیزی را میتواند به سوی ما بکشاند.

از هر چیز منفی یک چیز مثبت خلق کن.

از شکست نهراسید زیرا هیچ گاه به اندازه ی زمانی که به خاطر هدفی عالی شکست خورده اید به پیروزی نزدیک نبودهاید.

زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است.

افسوس گذشته و ترس از اینده دزدهایی هستند که لذت لحظه ها را از ما میدزدند.

ارزش یک ثانیه را از کسی بپرس که از حادثه یک تصادف جان سالم به در برده.

شادی خود را به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکن تا همیشه از ان برخوردار باشی.

R.E.Z.A
2009-Sep-10, 16:53
اگر دیدی موجی در دریا عقب نشست مطمئن باش برمی گردد .
ناپلئون میگه : من آنقد شکست خوردم که راه شکست دادن رو یاد گرفتم .
موفق باشین

R.E.Z.A
2009-Sep-10, 17:01
اینم همیشه ازش به عنوان یک الگو استفاده میکنم :
با اجازه بزرگترای تالار :
میگه ادیسون وقتی می خواست اختراعی رو انجام بده میرفت توی یه جمعی از دوستان و دانشمندان و این موضوع رو با اونا در میون میذاشت و قول میداد که به هدفش برسه واسه اینکه هر وقت بخواد از هدفش دست بکشه
یادش باشه که به خیلی ها قول داده که اینکارو انجام بده و مسلما برای اون هدفش تلاش بیشتر میکرد .
( این کارو به همه ی بچه های اینجا توصیه می کنم انجام بدن که واقعا موثره )
موفق باشین بازم -;{@

PlaCebo
2009-Oct-22, 13:29
موفقيت توفيق بندگي خداست


http://gopchandani.files.wordpress.com/2008/04/key_success.jpg

ROKSANA65
2010-Feb-13, 22:35
ببین اگر پرنده ایی،پرنده ایی سحر خیز باش،
و کرمی برای صبحانه ات شکار کن.
اگر پرنده ایی، سحرخیز ترین پرنده باش-
اما اگر کرمی ، تا دیر وقت بخواب

ROKSANA65
2010-Feb-13, 22:55
عظمت باید در نگاه تو باشد نه در انچه تو می نگری!

ROKSANA65
2010-Feb-13, 22:58
آنقدز شکست می خورم تا شکست دادن را بیاموزم.

ROKSANA65
2010-Feb-13, 23:09
یادت باشه دنیا گرده هروقت حس کردی به اخر خط رسیدی شاید در نقطه شروع باشی!

ROKSANA65
2010-Feb-22, 18:30
هیچ کس نمی تواند بازگردد و شروع جدیدی را رقم بزند اما هر کسی می تواند شروع کند و پایانی خوش بسازد.

ROKSANA65
2010-Feb-22, 18:33
حانواده ما تنها جایی نیست که مادر آن متولد شده ایم گاهی یک دست باز و رویی گشاده نیز ما را متولد می کند

J_U_R_A_T...US
2010-Mar-10, 10:51
سلام من آواتار هستم،من دانشجو معماری هستم و ازنظر یک معمار موفقیت یعنی:
فتح آسمان خراش های دنیا و راه رسیدن به آن خلاقیت است.

mahshid4nuclear
2010-Mar-10, 12:24
از متنهای somina واقعا ممنونم . فوق العاده انرژیک بود . مرسی

ROKSANA65
2010-Mar-10, 18:06
تکرار نکردن اشتباهات پلی است برای موفقیت و اینکه بدانیم واقعا از زندگی چه می خواهیم

ROKSANA65
2010-Apr-10, 22:07
در انجام این موارد تردید نکنید !


*یک به مردم بیش از آنچه انتظار دارند

بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید .



ا*دو با مرد یا زنی ازدواج کنید که

عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه

وقتی پیرتر می شوید ، مهارتهای مکالمه ای

مثل دیگر مهارتها خیلی مهم میشوند .



*سه همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید،

همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همانقدر

که می خواهید نخوابید .



*چهار وقتی می گویید "دوستت دارم" منظورتان

همین باشد .



*پنج وقتی می گویید "متاسفم" به چشمان شخص

مقابل نگاه کنید .



*شش قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید .



*هفت به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .



*هشت هیچوقت به رؤیاهای کسی نخندید .

مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند .



*نه عمیقاً و بااحساس عشق بورزید .

ممکن است آسیب ببینید ولی

این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .



*ده در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید .



*یازده مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .



*دوازده آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید .



*سیزده وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید

پاسخ دهید ،

لبخندی بزنید و بگویید "چرا می خواهی این را بدانی؟"



*چهارده به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیتهای بزرگ مستلزم

ریسک های بزرگ هستند .



*پانزده وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید "عافیت باشد "



*شانزده وقتی چیزی را از دست می دهید ، درس گرفتن

از آن را از دست ندهید .



*هفده این سه نکته را به یاد داشته باشید : احترام به خود ،

احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن



*هجده اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند .



*نوزده وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید ،

فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید .



*بیست وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید ، کسی که تلفن کرده

آن را درصدای شما می شنود .



*بیست و یک زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید .

یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد

و قلب شما را لمس کند .

فرمیسک
2010-May-10, 17:56
کانت:

«همیشه این را بدان که تک تک انسانها هدفمند هستند، آنها را هرگز وسیله اهداف خود قرار نده.»

فرمیسک
2010-May-10, 17:58
آگوستین قدیس:

«اگر بدی ها را زی پا له کنیم از آنها برای خود نردبان ساخته ایم.»

«طوری دعا کن که انگار همه چیز وابسته خداست و طوری کار کن که انگار همه چیز وابسته به توست.»

فرمیسک
2010-May-11, 08:30
ژان ژاک روسو:


«اندیشه های صرفاً ذهنی و کلی منشا بزرگترین خطاهای بشر اند.»

«آنکه دیرتر از همه عهد می بندد در برآوردن پیمانش از همه باوفاتر است.»

«کدام خرد بالاتر از مهربانی است.»

M @ R Y @ M
2010-Aug-23, 13:03
با زبان خوش و ملاطفت ، می توانید فیلی را با یک تار مو به دنبال خود بکشانید .

M @ R Y @ M
2010-Aug-23, 13:04
هیچ وقت به گمان اینکه وقت دارید ننشینید ، زیرا در عمل خواهید دید که همیشه وقت کم و کوتاه است .

پرنيان ش
2010-Sep-30, 15:30
آينده روشن و اميد به فردا را بايد با تلاش امروز يه دست آورد

M @ R Y @ M
2010-Sep-30, 15:47
به چیزی که بدون آن هم زندگی میسر است اهمیت مده ;-)

maedeh_r
2011-Aug-11, 10:47
زندگی مانند بستنی است از ان لذت ببرید قبل از انکه اب شود
انتونی رابینز

maedeh_r
2011-Aug-11, 10:56
انیشتن میگوید اگر A معادل موفقیت باشد، انگاه فرمول این چنین میشود:A=X+Y+Z که در ان X کار،Y بازی و Zبسته نگه داشتن دهان است.

maedeh_r
2011-Aug-11, 11:03
یکی گفته:
در انجام کارها به سه نکته بیش از بقیه نکات دقت کن:
اعتماد به نفس اعتماد به نفس اعتماد به نفس

متاسفانه یادم نیست از کی بوده

sara.sherafati
2011-Aug-15, 21:04
پشیمونی مثل غصه می مونه..تموم خنده هاتو می سوزونـــــــه.......

mohammad.persia
2012-Feb-03, 10:54
امروز امروز است
امروز صبح اگر از خواب بیدار شدی و دیدی ستارهها در آسمان نمیتابند ناراحت نشو حتما دارن با تو قایم باشک بازی میکنن پس با آنها بازی کن.
امروز هرچقدر بخندی و هر چقدر عاشق باشی از محبت دنیا کم نمیشه پس بخندوعاشق باش.
امروز هرچقدر دلها را شاد کنی کسی به تو خورده نمیگیره پس شادی بخش باش.
امروز هرچقدر نفس بکشی جهان با مشکل کمبود اکسیژن روبه رو نمیشه پس از اعماق وجودت نفس بکش.
امروز هرچقدر آرزو کنی چشمه آرزوهات خشک نمیشه پس آرزو کن.
امروز هرچقدر خدا را صدا کنی خدا خسته نمیشه پس صدایش کن او منتظر توست او منتظر آرزوهایت ، خنده هایت ، گریه هایت ، ستاره شمردن هایت و عاشق بودن هایت است.
امروز امروز است ، امروز جاودانه است و امروز زیباترین روز دنیاست.
تقدیم به همه ی دوستان خوبم.-;{@-;{@

vivavo
2012-Feb-03, 13:46
مبارزی که یک رند بیشتر مبارزه می کند هرگز شکست نمی خورد

vivavo
2012-Feb-03, 13:49
هیچگاه به رویاهای کسی نخند مردمی که رویا ندارند هیچ چیز ندارند

vivavo
2012-Feb-03, 13:51
بزرگترین اقیانوس آرام است پس آرام باش تا بزرگ باشی

vivavo
2012-Feb-03, 13:54
خداوندا به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ام نداده ای نا آرامم نکند

vivavo
2012-Feb-03, 13:55
عشق مانند ساعت شنی است همزمان که قلب را پر می کند مغز و عقل را خالی می کند

vivavo
2012-Feb-03, 13:57
این همه عشق های کوتاهو این تحمل های طولانی

vivavo
2012-Feb-03, 14:03
خاری به طعنه خندیدو گفت:چه حاصل زین بو ورنگ
گل خندیدو گفت:که هرچه مرا هست همین رنگ وبوست

vivavo
2012-Feb-03, 14:05
کجا رواست که از دست دوست بکشد\ کسی که اینهمه از دست روزگار کشید

vivavo
2012-Feb-03, 14:11
لقمان را گفتند حکمت از که آموختی گفت از نابینایان که تا نبینند پای ننهند

vivavo
2012-Feb-03, 14:16
دوست من همیشه سبز وبرقرار باشیy:22

mohammad.persia
2012-Feb-07, 09:46
به خود بگویید عالی هستید تا عالی شوید! و به خاطر داشته باشید كه هر چه به خود بگویید همان می‌شود! ضمیر شما بدن شما را می‌سازد و بدن شما ضمیر شما را!

mohammad.persia
2012-Feb-09, 18:46
همه ما خودمان را چنین متقاعد می كنیم كه زندگی بهتری خواهیم داشت اگر:
شغلمان را تغییر دهیم
مهاجرت كنیم
با افراد تازه ای آشنا شویم
ازدواج كنیم

فكر میكنیم،‌ زندگی بهتر خواهد شد اگر:
ترفیع بگیریم
اقامت بگیریم
با افراد بیشتری آشنا شویم
بچه دار شویم

و خسته می شویم وقتی:
می بینیم رئیسمان ما را درک نمی کند
زبان مشترك نداریم
همدیگر را نمی فهمیم
می‌بینیم كودكانمان به توجه مداوم نیازمندند
بهتر است صبر كنیم ...

با خود می گوییم زندگی وقتی بهتر خواهد شد كه :
رئیسمان تغییر كند
شغلمان را تغییر دهیم
به جای دیگری سفر كنیم
به دنبال دوستان تازه ای بگردیم
همسرمان رفتارش را عوض كند
یك ماشین شیك تر داشته باشیم
بچه هایمان ازدواج كنند
به مرخصی برویم
و در نهایت بازنشسته شویم ...

حقیقت این است كه برای خوشبختی، هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد.

اگر الآن نه، پس كی؟

زندگی همواره پر از چالش است.
و مشکلات تمامی نخواهند داشت!

بهتر این است كه این واقعیت را بپذیریم و تصمیم بگیریم كه با وجود همه این مسائل،
شاد و خوشبخت زندگی كنیم.

بعضی وقت ها ...

به خیالمان می رسد كه زندگی، همان زندگی دلخواه، موقعی شروع می شود كه موانعی كه سر راهمان هستند، كنار بروند:
مشكلی كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم می كنیم
كاری كه باید تمام كنیم
زمانی كه باید برای كاری صرف كنیم
بدهی‌هایی كه باید پرداخت كنیم
و ...
بعد از آن زندگی ما، زیبا و لذت بخش خواهد بود!

بعد از آنكه همه ی این ها را تجربه كردیم، تازه می فهمیم كه زندگی، همین چیزهایی است كه ما آن ها را موانع می‌شناختیم!

این بصیرت به ما یاری میدهد تا دریابیم كه جاده‌ای اختصاصی بسوی خوشبختی وجود ندارد.
خوشبختی، خود همین جاده ایست که ما را به زندگی و آینده هدایت می کند.
تو رو خدا بیائید از هر لحظه زندگی لذت ببریم.

برای آغاز یك زندگی شاد و سعادتمند لازم نیست كه در انتظار بنشینیم:
فارغ التحصیل شویم
به دوران دانشگاه برگردیم
به دوران کودکی برگردیم
وزنمان را كاهش دهیم
وزنمان را افزایش دهیم
شروع به كار کنیم
مهاجرت کنیم
دوستان تازه ای پیدا کنیم
ازدواج کنیم
فرزند به دنیا بیاوریم
یک خانه شیک بسازیم
شروع تعطیلات فرا برسد
صبح جمعه بیاید
در انتظار دریافت وام جدید باشیم
یك ماشین نو بخریم
بازپرداخت قسط ها به اتمام برسد
برنده یک مسابقه میلیونی شویم
مشهور و سرشناس شویم
بهار بیاید
تابستان از راه برسد
پاییز را تجربه کنبم
زمستان را به امید بهار دلخوش کنیم
اول برج ...
پخش فیلم مورد نظرمان از تلویزیون
سفرهای خارجی
مردن
تولد مجدد !
و...

امــــــــــا ...

خوشبختی یك سفر است، نه یك مقصد ...

هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد.

زندگی كنید و از حال لذت ببرید.

اكنون فكر كنید و سعی كنید به سؤالات زیر پاسخ دهید:
1. پنج نفر از ثروتمندترین مردم جهان را نام ببرید ؟
2. برنده‌های پنج جام جهانی آخر را نام ببرید ؟
3. آخرین ده نفری كه جایزه نوبل را بردند چه كسانی هستند ؟
4. آخرین ده بازیگر برتر اسكار را نام ببرید ؟

نمیتوانید پاسخ دهید؟
نسبتاً مشكل است، اینطور نیست؟
نگران نباشید، هیچ كس این اسامی را به خاطر نمی آورد.
پس شما چیزی را از دست نداده اید.

چـــــــــون :

روزهای تشویق به پایان می رسد!
نشان های افتخار خاك می گیرند!
برندگان به زودی فراموش میشوند!
و حتی بهترین ها هم آخر می میرند!

اكنون به این سؤالها پاسخ دهید:
1. نام سه معلم خود را كه در تربیت شما مؤثر بوده‌اند، بگویید ؟
2. سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نیاز به شما كمك كرده اند، نام ببرید ؟
3. افرادی كه با مهربانی هایشان احساس گرم زندگی را به شما بخشیده‌اند، به یاد بیاورید ؟
4. پنج نفر را كه از هم صحبتی با آن ها لذت می برید، نام ببرید ؟

حالا ساده تر شد، اینطور نیست؟

افرادی كه به زندگی شما معنی بخشیده‌اند، ارتباطی با "ترین‌های دنیا" ندارند،
ثروت بیشتری ندارند، بهترین جوایز را نبرده‌اند ...

ولــــــــــی ...

آنها كسانی هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند،
همان هایی كه در همه ی شرایط، كنار شما می مانند ...

كمی بیاندیشید. زندگی خیلی كوتاه است
حتی کوتاه تر از اینکه مفهوم واژه های این نوشته ها را بخاطر سپردید

شما در كدام لیست قرار دارید؟
نمی دانید؟
اجازه دهید كمكتان كنم.
شما در زمره ی ترین‌های دنیا نیستید ...

امــــــــــا ...

شما از جمله دوستانی هستید كه برای در میان گذاشتن این راز در خاطر من بودید
و برای تقسیم تمام شادیها نیز در خاطرم خواهید ماند
فقط همین-;{@

mohammad.persia
2012-Feb-13, 08:35
هر بامداد آهویی از خواب بر میخیزد و میداند که از تند ترین شیر باید تندتر بدود ، وگرنه کشته خواهد شد...

هر بامداد شیری از خواب بر میخیزد و میداند از تند ترین آهو باید تند تر بدود ، وگرنه از گرسنگی خواهد مرد...

فرقی ندارد آهو باشی یا شیر ، آفتاب که برمیآید آماده دویدن باش ...

با آرزوی صبحی دل انگیز برای دوستان-;{@

yase khosh boo
2012-Feb-13, 17:35
تو برای عطر زدن به کسی نگاه نمی کنی ،

اصلا برایت مهم نیست دیگران عطر می زنند یا نه .

" خوب شدن " هم مثل عطر زدن است ،

چه کار داری دیگران خوبند یا نه ؟

خوبی می کنند یا نه ؟ ...




http://up98.org/upload/server1/01/a/cy3il20aqs1wscgufk6m.jpg

mohammad.persia
2012-Feb-14, 12:11
گمان نکنید آنچه آرزوی انسان است خیر انسان است چه بسا آرزوها که دشمن جان است. مهم نیست که به آرزوهایمان برسیم مهم این است خیرمان چیست و خیر ما را فقط خدا میداند.

mohammad.persia
2012-Feb-25, 08:28
نگران عقاید و نظرات مردم نباش. فقط به‌سادگی دریاب كه چه چیزی به تو احساس خوب می‌دهد. شاید هیچكس آن را تحسین و تقدیر نكند ــ خوب كه چه؟ شاید مشهور نشوی شناخته نشوی! نگرانش نباش. پاداش تو در شهرت نیست. پاداش تو درگیرشدن و كاملاً وقف ِخلّاقّیت شدن است. پاداش، در خودِ‌عمل است، ورای عمل نیست. پاداش در این نیست كه تو نقاشی را بكشی و مردم آن را تحسین كنند و در تمام جهان به نمایش بگذارند. نه، پاداش در آن اوقاتی است كه آن را می‌كشی، زمانی كه تماماً مجذوب آن شده‌ای. آن سكوت، آن سرور، آن انرژی، آن لحظه كه تو نیستی و خدا هست: ‌آن پاداش است. پس خودت باش آنطور که خدا با توست ...

mohammad.persia
2012-Feb-25, 08:37
ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم،
سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم،
بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم،
سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا حد مناسبی پرورش دهم،
سپس می تونستم به کار برگردم اما برای بازنشستگی تلاش کردم،
... ... اما اکنون که در حال مرگ هستم،
ناگهان فهمیده ام که فراموش کرده بودم زندگی کنم

لطفا اجازه ندهید این اتفاق برای شما هم تکرار شود.
قدردان موقعیت فعلی خود باشید و از هر روز خود لذت ببرید.

برای به دست آوردن پول، سلامتی خود را از دست می دهیم
سپس برای بازیابی مجدد سلامتی مان پول مان را از دست می دهیم
گونه ای زندگی می کنیم که گویا هرگز نخواهیم مرد
و گونه ای می میریم که گویا هرگز زندگی نکرده ایم ...

mohammad.persia
2012-Mar-08, 12:58
با مردی که در حال عبور بود برخورد کردم
اووه ! معذرت میخوام … من هم معذرت میخوام.
دقت نکردم … ما خیلی مؤدب بودیم، من و اون غریبه خداحافظی کردیم و به راهمان ادامه دادیم؛ اما در خانه با آنهایی که دوستشان داریم چطور رفتار می کنیم ؟!

کمی بعد از آنروز، در یک غروب غمگین مشغول پختن شام بودم. دخترم خیلی آرام کنارم ایستاد اما همینکه برگشتم به او خوردم و تقریبا انداختمش ولی بدون کمترین توجهی با اخم به او گفتم: "اه ! ازسرراه برو کنار" قلب کوچکش شکست و رفت ! اصلا نفهمیدم که چقدر تند حرف زدم ...

وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت:
وقتی با یک غریبه برخورد میکنی، آداب معمول را رعایت میکنی اما با بچه ای که دوستش داری بد رفتار میکنی !
برو به کف آشپزخانه نگاه کن. آنجا نزدیک در، چند گل پیدا میکنی.
آنها گلهایی هستند که او برایت آورده بود. خودش آنها را چیده. صورتی و زرد و آبی ...
او تنها به این خاطر آرام ایستاده بود که سورپرایزت بکنه
هرگز اشکهایی که چشمهای کوچیکشو پر کرده بود ندیدی

در این لحظه بود که احساس حقارت کردم و بی امان اشکهایم سرازیر شدند.

آرام رفتم و کنار تختش زانو زدم ... بیدار شو کوچولو، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟
گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری که امروز داشتم. نمی بایست اونجور سرت داد می کشیدم
دخترم گفت : اشکالی نداره مامان چون من به هر حال دوستت دارم مامان
من هم دوستت دارم دخترم
و گلها رو هم دوست دارم
مخصوصا آبیه رو ...

کوچولوی من ادامه داد : اونا رو کنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگل هستن. میدونستم دوستشون داری، مخصوصا آبیه رو ...


آیا میدانید که اگر فردا بمیرید شرکت یا موسسه ای که در آن کار میکنید به آسانی در ظرف یک روز برای شما جانشین جدیدی می آورد؟
اما خانواده ای که به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد کرد؟
و به این فکر کنید که ما خود را عجیب وقف کار میکنیم و به خانواده مان آنطور که باید اهمیت نمی دهیم!

چه سرمایه گذاری ناعاقلانه ای !
اینطور فکر نمی کنید؟!
به راستی کلمه "خانواده" یعنی چه ؟!

vivavo
2012-Apr-12, 13:07
ممنون دوست من

vivavo
2012-Apr-12, 13:12
هرگاه بتوانم بعد از شکست لبخند بزنم شجاع خواهم بود

vivavo
2012-Apr-12, 13:15
اگر کسی را دوست داری به او بگو چرا که قلبها با کلماتی که نا گفته می مانند می شکنند

vivavo
2012-Apr-12, 13:17
افتادن در گل ولای ننگ نیست ننگ آنست که هم آنجا بمانی

vivavo
2012-Apr-12, 19:32
مهم نیست چند نفر از تو خشنود باشند مهم آنست که چه نوع افرادی را از خود خشنود کنی

vivavo
2012-Apr-12, 19:32
دوست هر کس دوست هیچ کس نیست

vivavo
2012-Apr-12, 19:33
کسانی که در انتظار زمان نشسته اند آن را از دست داده اند

vivavo
2012-Apr-12, 19:36
ارزش هر چیز زمانی آشکار می شود که از دست برود
دوست دارم پدر

vivavo
2012-Apr-12, 19:36
حقایق با نادیده گرفتن از بین نمی روند

vivavo
2012-Apr-12, 19:37
انسان همان چیزی است که خود باور دارد

vivavo
2012-Apr-12, 19:39
هرگز نمی خواهم به واسطه محدودیتهایم محدود شوم(باربارا استرلینگ)

vivavo
2012-Apr-12, 19:41
هرآنچه در حق دیگران می کنید همانا در حق خود می کنید(ابوریحان بیرونی)

vivavo
2012-Apr-12, 19:42
پافشاری در عشق ضعف ما را نشان می دهد نه قوت ما را(لاروشفوکلد)

vivavo
2012-Apr-12, 19:44
حق را بگو اگرچه نابودی تو در آن است چرا که نجات تو در آن است(امام موسی کاظم)

vivavo
2012-Apr-12, 19:46
بزرگترین درسی که در زندگیم گرفتم آن بود که آنچه امروز دارم ممکن است آرزوی فردایم باشد(سقراط)
دوست دارم پدر

vivavo
2012-Apr-12, 19:48
دوستان واقعی جواهراتی هستند گرانبها که به دست آوردنشان سخت ونگه داشتنشان سختر است

vivavo
2012-Apr-12, 19:48
کوچک شمردن گناه خود یکی از بزرگترین گناهان است

vivavo
2012-Apr-12, 19:50
زندگی کردن در دلهای که پس از ما می مانند مرگ نیست

vivavo
2012-Apr-12, 19:51
پدرم خدای دگر من بود(مهدی سهیلی)
دوست دارم پدر

vivavo
2012-Apr-12, 19:52
گناهی که پشیمانی بیاورد بهتر از عبادتی است که غرور بیاورد

vivavo
2012-Apr-12, 19:53
نخستین تابش عشق آخرین تابش عقل است

vivavo
2012-Apr-12, 19:54
وقتی می توانی با سکوت حرف بزنی بر پایه لغزان واژها تکیه نکن

vivavo
2012-Apr-12, 19:56
ما تمام لحظات را به امید خوشبختی می گذرانیم غافل از آنکه خوشبختی همان لحظاتی بود که گذراندیم
دوست دارم پدر

vivavo
2012-Apr-12, 19:58
در طول زندگیم از کسانی که با نظر من موافقت کرداند چیزی نیاموختم

vivavo
2012-Apr-12, 20:02
ترجیح میدهم به خیابان بروم کفشهایم را نگاه کنم وبه خدا فکر کنم تا به مسجد بروم و به کفش هایم فکر کنم(دکتر علی شریعتی)

vivavo
2012-Apr-12, 20:03
برایت دعا می کنم که خدا از تو بگیرد آنچه خدا را از تو می گیرد

vivavo
2012-Apr-12, 20:04
اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست

vivavo
2012-Apr-12, 20:05
هیچگاه نمی توانی با مشتی گره کرده دست کسی را بفشاری(گاندی)

vivavo
2012-Apr-12, 20:06
دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است(دکتر شریعتی)

vivavo
2012-Apr-12, 20:08
ساعت ها را بگذارید بخوابند بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست

vivavo
2012-Apr-19, 18:59
آنسوی دلتنگی همیشه خدایی است که داشتنش جبران تمام نداشتن هاست

vivavo
2012-Apr-19, 19:05
چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو/بخود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم

vivavo
2012-Apr-19, 19:07
کجا رواست که از دست دوست بکشد کسی که این همه از دست روزگار کشید

vivavo
2012-Apr-19, 19:09
آبی که برآسود زمینش بخورد زود/دریا شود آن رود که پیوسته روان است

vivavo
2012-Apr-19, 19:10
هر که بر لوح جهان نقشی نیفزاید ز خویش /بی گمان چو رد پا محو است در موج فنا

vivavo
2012-Apr-19, 19:12
نالم به دل چو نای اندر حصار نای پستی گرفت همت من زین بلند جای

vivavo
2012-Apr-19, 19:13
یا رب به سنگ حادثه بشکن در آستین /دستی که پای همت مردی فرو شکست

vivavo
2012-Apr-19, 19:15
می برد روزی تو را خواب عدم بیدار باش/آمدو رفت نفس ها جنبش گهواره است

vivavo
2012-Apr-19, 19:19
امشب به قصه دل من گوش می کنی/فردا مرا چو قصه فراموش میکنی

vivavo
2012-Apr-19, 19:20
پیراهنی از تار وفا دوخته بودام/چون تاب جفای تو نیاورد کفن شد

vivavo
2012-Apr-19, 19:24
افتادن در گل ولای ننگ نیست ننگ آن است که هم آنجا بمانی

vivavo
2012-Apr-19, 19:25
دوست هر کس دوست هیچکس نیست

vivavo
2012-Apr-19, 19:26
کسانی که در انتظار زمان نشسته اند آن را از دست داده اند

ashe405
2012-Apr-23, 19:37
حرکت از لحظه اي آغاز مي شود که تو ميان آنچه که هستي و آنچه که بايد باشي فاصله را احساس کني

ashe405
2012-Apr-23, 19:38
ارزش انسان به افكار و باورهاي اوست

ashe405
2012-Apr-23, 19:38
هر گاه خبر هاي بد را به عنوان يك نياز به تغيير و نه يك خبر منفي پذيرفتيد شما از آن شكست نخورده ايد بلكه از آن چيزهاي تازه آموخته ايد
( بيل گيتس )

ashe405
2012-Apr-23, 19:39
سال ها فکر من اينست و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خويشتن ام
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا ميروم آخر،ننمايي وطنم

ashe405
2012-Apr-23, 19:39
خداوندا ! دستانم خالي اند و دلم غرق در آمال. يا به قدرت بيکرانت دستانم را توانا گردان يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتني خالي کن

vivavo
2012-Apr-23, 23:35
باد می وزد می توانی در مقابلش هم دیوار بسازی هم آسیاب بادی تصمیم با توست

vivavo
2012-Apr-23, 23:36
برای رسیدن به جایی که تا به حال نرسیده ای باید از راهی بروی که تا به حال نرفته ای

vivavo
2012-Apr-23, 23:37
اگر هر روز راهت را عوض کنی هیچگاه به مقصد نمیرسی

vivavo
2012-Apr-23, 23:39
بهترین روزهایت را به کسانی هدیه کن که در بدترین روزهایت در کنارت بوده اند

vivavo
2012-Apr-23, 23:40
خوشبختی سراغ کسانی میرود که فرصت اندیشیدن به بدبختی ها را ندارند

vivavo
2012-Apr-23, 23:44
مراقب افکارت باش که گفتارت می شوند/مراقب گفتارت باش که اعمالت می شوند/مراقب اعمالت باش که عادتت می شوند/مراقب عادت هایت باش که شخصیتت می شوند/مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود

vivavo
2012-Apr-23, 23:45
افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند بلکه کارها را به گونه ای متفاوت انجام می دهند

vivavo
2012-Jun-01, 00:54
انسانهای بزرگ بر خود سخت می گیرند وانسانهای ضعیف بر دیگدان

vivavo
2012-Jun-01, 00:58
خدا از تو بگیرد هرآنچه خدا را از تو میگیرد

S a y e h
2012-Jun-21, 13:13
واقعیت ابن است که توانایی ما انقدرزیاداست که نمی توانیم ازتمامی ان استفاده کنیم کسی بهترازشمانیست وهیچ کس باهوش ترازشما نمی باشد.ناپلئون هیل

nargessss
2012-Aug-18, 17:18
برای موفق شدن باید اول باور کنیم که می توانیم.

nargessss
2012-Aug-18, 17:19
کسی که سعی می کند تنها زندگی کند، هیچوقت به عنوان یک انسان موفق نخواهد شد. قلب او اگر به قلب کسی دیگر پاسخ ندهد، پژمرده می شود. ذهن او، اگر فقط انعکاس افکار خود را بشنود، پلاسیده می شود.

nargessss
2012-Aug-18, 17:20
اشتباه است اگر باور داشته باشیم که مردم از موفقیت، موفق می شوند. در اکثر موارد، از طریق شکست هایمان است که موفق می شویم. از هیچ قاعده اخلاقی و پند و اندرزی نمی توانیم به این اندازه درس بگیریم.

hameddam
2012-Aug-19, 08:35
این جمله رو همین بالای همین تاپیک دیدم
یعنی همه ماها داریم تکامل میابیم؟ واسه رسیدن به موفقیت تکامل پیدا میکنیم؟ کی میدونه http://www.getsmile.com/emoticons/smileys-91853/aiw/unsure.gif
یعنی موفقیت این شکلی ایه؟


دگرگونی روح,روندی تکاملی است"زیگموند فروید"

nargessss
2012-Aug-25, 19:06
اگر روی نقطه نظرهایی که به ذهن ما می رسند اقدامی صورت دهیم می توانند اسباب موفقیت شوند.

nargessss
2012-Aug-25, 19:07
فراموش نکنید بدون توجه به آنچه بوده اید یا هستید ، با ذهنیت مثبت می توانید آنگونه که
می خواهید بشوید ، باشید.

nargessss
2012-Aug-25, 19:08
(به خودت بگو)من موفق زاده شده ام و با تمام وجود همگام با کائنات شادی و موفقیت نامحدود رو در آغوش می گیرم.من شاد و موفقم.

nargessss
2012-Aug-25, 19:14
انسان موفق کسی است که قادر است
با آجرهایی که دیگران به سویش پرتاب میکنند
پایه و بنیادی محکم و استوار برای خود بسازد

nargessss
2012-Aug-25, 19:15
یکی از دلایل اصلی که چرا اکثر مردم به آنچه می خواهند نمی رسند این است که اصلا تصمیم نگرفته اند چه می خواهند و آرزوهای خود را به صورت شفاف و با ذکر جزئیات کامل مشخص نکرده اند .

nargessss
2012-Aug-25, 19:15
نبردهاي زندگي هميشه به نفع قويترين ها و سريعترين ها پايان نمي پذيرد !

دير يا زود برد با کسي است که بردن را باور دارد !
(ناپلئون)

nargessss
2012-Aug-25, 19:16
اعتقاد ماست كه باعث می شود یك عمر احساس بدبختی كنیم و یا برعكس زندگانی خود را با خوشی بگذرانیم. عقیده سبب می شود كه یك نفر اینشتین شود و یك نفر بتهوون، یا یك نفر به صورت قهرمان در آید و نفر دیگر نداند كه اصلاٌ چرا به این دنیا آمده است

آنتونی رابینز

nargessss
2012-Aug-25, 19:17
قطره دریاست اگر با دریاست

ورنه او قطره و دریا دریاست -;{@

akbar2013
2012-Nov-13, 22:05
يا به قدر توانايي هايت آرزو كن
يا به قدر توانايي هايت توانا شو...........

akbar2013
2012-Nov-13, 22:07
2 شهريور تولد من هم هست، بهترين بودنش براي شما بخاطر چيه؟

akbar2013
2012-Nov-13, 22:08
آدمهاي بزرگ از اينكه اجازه مي دهند آدمهاي كوچك بزرگ بشوند، بزرگ مي شوند.

akbar2013
2012-Nov-13, 22:09
هر کسی هر جایی ، میتونه وارد بشه بشرطی
که زمان مناسبی را انتخاب کرده باشد

akbar2013
2012-Nov-13, 22:11
We never get
What we want
Never want
What we get
Never have
What we like
Never like
What we have.
But still
We like and
We hope…
This is life..

barani70
2012-Nov-15, 18:48
آینده را فراموش کن و هر روز مطابق آموخته هایت زندگی کن و اینگونه به آیده هم دست خواهی یافت...

akbar2013
2012-Nov-30, 12:47
آدمهاي بزرگ از اينكه اجازه مي دهند آدمهاي كوچك بزرگ شوند؛ بزرگ مي شوند...

pasha99
2012-Dec-19, 13:34
در هر ایستگاه اتوبوس ژاپنی نوشته شده است : اتوبوس متوقف خواهد شد، اما شما پیاده روی به سمت هدف را ادامه دهید . . .

S a y e h
2013-Feb-05, 22:24
نمی توانم فرمولی برای موفقیت به شما بدهم، اما می توان فرمول شکست را در اختیارتان قرار دهم و آن این است: برای خوشنود کردن دیگران تلاش کنید.

S a y e h
2013-Feb-05, 22:26
کارهایی را باید انجام دهیم که خودمان به آن معتقدیم، نه آنچه مردم فکر می کنند. این قانون که هم در زندگی فکری و هم عملی دشوار می نماید، تفاوت بین پستی و بزرگی را ایجاد می کند. این کار از ای جهت دشوار است که همیشه آدم هایی وجود دارند که فکر می کنند بهتر از شما می دانند وظیفه تان چیست. برای زندگی کردن در جمع، راحت تر این است که دنبال حرف دیگران برویم و برای زندگی کردن در عزلت و تنهایی راحت تر این است که بر حسب اعتقادات خودمان زندگی کنیم. اما انسان عالی مرتبه کسی است که در میان جمعیت، استقلال شخصی خود را حفظ کند