PDA

مشاهده نسخه کامل : زنبور عسل



number one
2007-Aug-03, 12:15
همه چز درباره زنبور عسل

با تشكر از حسین از دانشگاه كشاورزی كرج

number one
2007-Aug-03, 12:16
نوزما Nosema





بدترين و ناراحت كننده ترين بيماري در مناطق مرطوب است و يا در هنگامي از سال كه رطوبت بالاست يعني اواخر زمستان و اوايل بهار اشاعه فراوان دارد.بيماري به شدت مسري است و زنبورها را به شدت ضعيف كرده و در حالت شدت همه انها را از بين مي برد.






علائم بيماري






زنبورهاي بيمار با پرهاي لرزان جلو كندو و يا كمي دورتر افتاده و ناگاه مي ميرند،بيماري مرگ و مير زنبورها را در داخل كندو افزايش مي دهد.با ضعف در پاييز و يا در اوايل بهار بايد به نوزما مشكوكشد.جمعيت بيماربه سرعت ضعيف مي شوند كندوهايي كه در پاييز مبتلا مي شوند زمستان را طاقت نياورده و مي ميرند و اگر بتوانند زمستان را پشت سر بگذارند در بهار آينده قادر به جمع آوري محصول نبوده و در تابستان هم قوي نمي شوند.


در اطراف سوراخ پرواز جمعيتهاي بيمار لكه هاي زيادي ديده مي شود كه در واقع مدفوع خشك شده زنبورهاي مريض است كه بهحالت اسهالي از خود دفع كرده اند.در هنگام شدت بيماري لكه ها در داخل كندو و در روي كادر ها نيز ديده مي شودو لكه هاي مذكور داراي بوي ناخوشايندي مي باشند.






عامل بيماري






ميكروبي به نام Nosema Apis كه در داخل سلولهاي جدار روده هاي زنبور رشد كرده و آنها را به اسهال مبتلا مي سازد.






راه انتقال بيماري






انتقال به وسيله آب و مدفوع زنبورهاي بيمار و يا غذاهاي آلوده به اسپور نوزما و همچنين بوسيله زنبورهاي نر كه مجازند به تمام كندوها رفت و آمد كنند انجام مي گيرد.


جمعيت هاي ضعيف و كم زنبور زود و به راحتي به اين بيماري مبتلا مي شوند.


لارو زنبورها هرگز به اين بيماري مبتلا نمي شوند و فقط زماني مي توانند به اين بيماري مبتلا شوند كه زنبورها كامل شدند.






طرز تشخيص بيماري






با دو انگشت يك دست سينه زنبور را گرفته و با دو انگشت دست ديگر شكمش را بكشيد به طوري كه در اثر كشيدن روده هايش از بدن خارج گردند.رنگ قهوه اي يا كمي قرمز رنگ روده ها دليل بر سلامتي آنها بوده و رنگ سفيد شيري آنها دليل بر مبتلا بودنشان مي باشد.


وجود زنبورهايي كه قادر به پرواز نيستند در نزديكي سوراخ پرواز ميتواند دليل بر وجود اين بيماري در كندو و يا زنبورستان باشد.






پيشگيري






بهترين راه پيشگيري قوي نگه داشتن جمعيت است.جمعيت هايي كه در پاييز بد تغذيه گردند و يا اصلا تغذيه نگردند اگر در طول زمستان از گرسنگي نميرند در اوائل بهار اغلب بيمار مي گردند.بنابراين جمعيتها هميشه بايد:


1- به اندازه كافي ذخيره عسلي داشته باشند.


2- به اندازه كافي گرده گل در داخل قابها ذخيره كرده باشند.


3- در هر يك از فصول سال اگر كمبود مواد غذايي در داخل كندو مشاهده شد بايستي فورا به جمعيت به اندازه كافي عسل رسانيد.


4- سالانه دو بار،يك بار در اوائل پاييز و يكبار در اوائل بهار هنگام تغذيه جمعيتها بايد مقداري داروي Nosemack به منظور پيشگيري به شربت افزود و به آنها خوراند.






معالجه بيماري






1- شروع به تغذيه جمعيت با عسل نموده و در داخل غذاي آنها مقداري داروي مداوا كننده بر ضد همين بيماري مثل Fumidil-b و يا Nosemack مي ريزيم.اين كار بايستي به محض آگاه شدن از وجود بيماري انجام گيرد.


بهترين وقت براي اين كار پاييز و مخصوصا فروردين ماه است.پاييز براي پيشگيري و فروردين براي معالجه.


2- در صورتي كه جمعيت هنوز قوي باشد بايد فوري از آن بچه گرفت و بدينوسيله زنبورهاي جوان را از پيرها جدا كرد.


چون معمولا لاروها و زنبورهاي جوان معمولا مبتلا نمي شوند و فقط زنبورهاي پير كه زمستان رادر كندو گذرانده اند نوزما مي گيرند.با جدا كردن پيرها از جوانها به كمك بچه مصنوعي عملا زنبورهاي بيمار را از زنبورهاي سالم جدا كرده و آنها را نجات داده ايم.

number one
2007-Aug-03, 12:17
شروع کار زنبورداری
براي خيلي ها اين سوال پيش مي آيد كه زنبورداري را از كجا بايد شروع كرد؟

1-بايد ابتدا خود را براي زنبور داري آماده ساخت و اين كار را بايد در فصل زمستان كه زنبور ها در كندو هستند انجام داد براي اين كار بايستي در اين فصل (زمستان) به مطالعه و تحقيق در مورد زنبورداري پرداخت و با نحوه زندگي و كار با زنبور عسل آشنا شد

2-خريد كندو در بهمن و اسفند و عدم خريد كندو در فصل پاييز زيرا كندويي كندوي خوبست كه در بهمن و اسفند داراي جمعيتي قوي باشد در صورتي كه در فصل پاييز اقدام به خريد كندو نماييد امكان شكست بسيار بالاست چون زنبورهاي پير و ضعيف در فصل زمستان از بين مي روند و مي ميرند و جمعيتي كه در پاييز در كندو ديده مي شود يك جمعيت حقيقي نيست

3-توجه شود كه كندو ها داراي ملكه باشند چون كندوهاي بي ملكه در فصل بهار كه شروع توليد نسل و تكثير كندوست افزايش جمعيتي نداشته و از بين مي رود در صورتي كه با كندويي بي ملكه مواجه شديد سريعا بايستي اقدام به ادغام كندو با يك كندوي قوي نمود

4-زنبورداري را با سه كندو شروع كنيد چون در صورتي كه يكي از كندو ها از بين رفت مايوس نشويد بهتر است كه تعداد كندو ها در ابتدا سه تا شش عدد باشد

5-هميشه جمعيت قوي و سالم خريداري كنيد منظور از جمعيت قوي در بهمن ماه اين است كه دو طرف شش تا هشت عدد از كادر ها را زنبور پوشانيده باشد

6-مخيط مناسبي براي نگهداري در نظر گرفته شود چون در محيطي كه عاري از گل و گياه مناسب باشد جمعيت بهره دهي نخواهد داشت

number one
2007-Aug-03, 12:17
نر ریزی





هنگامی که به هر دلیلی ملکه در کندو بمیردیا کشته شود که ممکن است در فصل جفتگیری با شکار شدن ملکه حین پرواز جفتگیری توسط پرندگان شکاری و یا له شدن ملکه حین بازدید،حمل و نقل کندوها یا حین برداشت عسل زیر یا بین کادرها اتفاق بیفتد.


در این هنگام در صورتی که در کندو شاخون یا تخم روز برای درست کردن شاخون وجود نداشته باشد پس از اینکه بوی ملکه در کندو از بین رفت تخمدان برخی از زنبورهای کارگر فعال شده و شروع به تخم ریزی می نمایند و از آنجایی که تخمدان زنبورهای کارگر ناقص بوده و قادر به جفتگیری نمی باشند و همچنین تخمهایی که با اسپرم لقاح پیدا نکرده اند تولید زنبور نر می نمایند تمام تخمهای گذاشته شده توسط کارگران تبدیل به زنبور نر میگردد و پس از مدت کوتاهی بدلیل عدم تولید زنبور کارگر کندو رفته رفته ضعیف می شود و پس از مدتی در صورت عدم رسیدگی از بین خواهد رفت.






روش تشخیص






در هنگامی که کارگران تخم گذار می شوند بدلیل کوچک بودن شکمشان قادر به گذاشتن تخم در ته حجره ها نیستند بنابراین تخم ها را روی دیواره های حجره می گذارند و به همین دلیل هنگام مشاهده حجره ها توسط بازدید کننده چندین تخم در هر حجره دیده می شود.






روش از بین بردن کارگران تخم گذار






بدین منظور بایستی کندو را در فاصله یک کیلومتری از زنبورستان برده و تمام جمعیت کندو را درگودالی تکانده و کندو را همراه با کادرها به محل اولیه کندو در زنبورستان برمیگردانیم.


کارگران سالم به محل اولیه کندو برگشته و به کندو می روند اما زنبوران تخمگذار بدلیل سنگین بودن شکمشان قادر نیستند که این مسافت را طی کرده و به کندو باز گردند در نتیجه از بین می روند.


لازم به یاداوری است که پس از برگشت زنبورها به کندو بایستی نسبت به معرفی ملکه جدید،شاخون یا کادر تخم روز به کندو اقدام کرد.


ضمنا بایستی کادر هایی که در آنها کارگران تخم ریزی کرده اند را از کندو خارج کرد تا کارگران وقت خود را صرف پرستاری از آنها بنمایند.

number one
2007-Aug-03, 12:18
اهميت قندها در عسل :

قند در عسل بر ويژگي طبيعي عسل اثرميگذارد پس :
رطوبت عسل ، طول عمر عسل،انرژيزايي عسل ،مزه ،بلوري شدن عسل،رنگ و واكنش رنگ گيري عسل در اثر حرارت تحت تاثير قندهاي عسلند.اگر مقدار فروكتوز عسل را بر مقدار گلوكز موجود در عسل تقسيم كنيم عددي به دست مي آيد كه از آن ميتوان به عنوان شاخصي براي تمايل عسل به بلور زدن استفاده كرد.همچنين نسبت مقدار گلوكز به مقدار آب در عسل هم براي اين منظور به كار ميرود. مقدار اين شاخص آخري بايد از 1.7 كمتر باشد و اگر از 2.1 بيشتر شد عسل سريعا بلور ميزند. هر گرم عسل 3.68 كالري انرژي دارد.



رنگ عسل :
رنگ عسل را در 7 طبقه تقسيم بندي ميكنند :

1-روشن همانند آب
2- بيش از حد روشن
3- روشن
4-كهربايي بسيار روشن
5- كهربايي روشن
6- كهربايي
7-كهربايي تيره

براي اندازه گيري رنگ عسل روشهاي اختصاصي وجود دارد.رنگ عسل ملاكي از كيفيت عسل نيست ولي براي سليقه مصرف كننده عامل مهمي است.اگر حرارت وگذشت زمان رنگ عسل را عوض نكرده باشد ميتوان از روي رنگ عسل منبع گل تغذيه زنبور را شناسايي كرد. بعد از كريستاله شدن رنگ عسل روشنتر ميشود.عسل به عنوان يك عامل رنگ در صنايع غذايي به كار برده ميشود واكنش قهوه اي شدن(Mailard reactin) عسل بسيار قوي است.



ارتباط رنگ عسل با مزه آن :
عسل با رنگ روشن مزه ملايمتري دارد ورنگهاي تيره مزه قوي و سنگين تري دارند ولي استثنائات زياد است مثلا عسل لاله درختي با رنگ روشن مزه اش سنگين است.



مزه عسل :
عسلهايي كه منبع گل آنها يك گل باشد مزه بسيار متغيري دارند و عسلهايي كه فروكتوز آنها زياد باشد بسيار شيرينند.به اين ترتيب گاهي چند عسل براي كسب يك شيريني و مزه مناسب مخلوط ميشوند. مزه عسل در زنبورستانهايي با چند گل متعادل تر است.



كريستاله شدن عسل ( بلورزدن ) :
كريستاله شدن عسل يعني اينكه عسل از حالت مايع به حالت نيمه جامد تبديل شود. اين پديده طبيعي وقتي رخ ميدهدكه يكي از سه قند فراوان عسل است از دامنه بالايي استاندارد آن بالاتر باشد. اين گلوكز با آب در عسل تبديل به گلوكز آبدار شده و هسته بلوروكريستال را تشكيل ميدهد.تمام عسلها بلور نميزنند ، برخي اصلابلور نميزنند وبرخي مدت كمي بعد از توليد بلوري ميشوند. عسلي كه در قاب بماند كمتر از عسلي كه با استخراج كننده ( اكستراتور)تهيه شده باشد بلور ميزند.مواد معدني موجود در عسل ، اسيدهاي طبيعي عسل ، پروتئين ، ذرات خارجي در عسل ، ذرات موم ،گرده ، حباب هوا و مواد ديگر ميتوانند بلور زدن عسل را تحريك كنند .
با گرما دادن عسل ميتوان مجددا آنرا ذوب كرد ومايع ساخت.

number one
2007-Aug-03, 12:18
کارهای ارديبهشت
اقداماتی که باید در اردیبهشت ماه برای کندو انجام شود عبارتند از:

۱.برای جلوگیری از بچه دادن کندو کادر موم آجدار به کندو اظافه کنید

۲.وقتی که ۱۰ کادر پر از زنبور شد می توانید روی آن طبقه دوم بگذارید.

۳.تعویض ملکه را می توان در همین ماه انجام داد .

۴.در صورتی که مایل به برداشت عسل بیشتری هستید بایستی به هر نحو ممکن از بچه دادن کندو جلوگیری کنید.

number one
2007-Aug-03, 12:19
سر و تفاوت های آن در زنبور کارگر نر و ملکه
الف:سر يك زنبور كارگر


سر هر زنبور كارگر از قسمتهاي مختلف زير تشكيل شده است:

۱.چشمهاي نقطه اي به تعداد سه عدد و در قسمت بالاي پیشانی قرار دارد.

۲.پيشاني در جلو سر.

۳.چشمهاي مركب در طرفين سر به تعداد دو عدد.

۴.شاخكها يا آنتن به تعداد دو عدد در طرفين سر زنبور قرار داشته كه در ملكه و كارگران 12بند و در زنبور نر 13 بند دارد.

۵.پوششي در جلو سر.

۶.لب جلو.

۷. آرواره هاي جلويي: كه در ملكه و كارگران قوي و در زنبور نر نسبتا ضعيف است. ۸.اعضاي لامسه وسطي آرواره اي.

۹.آرواره وسطي.

۱۰.اعضاي لامسه انتهاي آرواره اي.

۱۱.خرطوم يا زبان كه از موهاي بسيار ريز و ظريف پوشيده شده است.

۱۲.قاشق: براي جمع آوري شهد از روي گلها.


ب:سر يك ملكه


سر ملكه از لحاظ شكل و ساختمان ظاهري درست همانند سر يك زنبور كارگر است. تفاوت بين اين دو تنها در كوتاه تر بودن خرطوم ملكه مي باشد.

ملكه به خرطوم درازي هم نياز ندارد زيرا نمي خواهد با خرطومش شهد را از روي گلها جمع آوري كند بلكه در داخل كندو دائما بوسيله كارگران تغذيه مي شود و حال آنكه كارگران بايد اغلب شهد را در پايين ترين و عميق ترين نقطه گلها جستجو كنند.در خيلي از موارد شهد در عميق ترين نقطه لوله هاي نسبتا دراز گلها قرار دارد و زنبور عسل براي جمع كردنش ناچار است كه خرطوم را بداخل آن تا عمق فرو برده و آن را بمكد.بنابراين داشتن خرطوم دراز در زندگي و فعاليتهايش نه تنها بسيار موثر بلكه حتي لازم هم است.


ج:سر يك زنبور نر


سر زنبور ملكه و كارگر با هم شباهت دارند و تشخيص آنها مشكل است ولي سر زنبور نر با هر دو تفاوت زيادي نشان مي دهد بطوري كه تميزش از آنها حتي با چشم هم ساده است و با چند بار تمرين از عهده همه برمي آيد.مهمترين اختلافها بين آنها عبارتند از:در حالي كه چشمهاي مركب ملكه و زنبور كارگر از دو طرف سر به هم نمي رسند،چشمهاي مركب زنبور نر خيلي بزرگ بوده و از پشت سر از دو طرف به يكديگر مي رسند.اين واضح ترين و مهمترين فرق بين آنهاست و به كمك آن مي توان زنبور نر را حتي در حال پروازش شناخت.

زنبودرارها هم با استفاده از همین موضوع آنها را می شناسند.شناخت سایر اختلافات که در زیر شرحشان می آید تنها پس از گرفتن زنبور و دقت زیاد و یا حتی اغلب در آزمایشگاه امکان پذیر است.

۱.تعداد بندهای هر یک از شاخکها در ملکه و زنبوران کارگر 12عدد و در زنبور نر 13 عدد است.

۲.خرطوم زنبور نر کوتاه تر از زنبور کارگر است دلیلش هم مثل آنچه در مورد ملکه گفته شد دراین است که زنبور نر ازآن در جمع آوری شهد استفاده نمی کند.چون زنبور نر هم مانند ملکه بوسیله کارگران تغذیه میشود.

۳.آرواره های جلوی زنبور نر ضعیف تر از آرواره های جلوی کارگران است.

۴.سه چشم نقطه ای زنبور نر در جلو پیشانی ولی در ملکه و زنبور کارگر در بالای پیشانی قرار دارند.

number one
2007-Aug-03, 12:19
لوک

این بار تصمیم گرفتم کمی هم در مورد بیماری های زنبور بنویسم و از بین بیماریها بیماری لوک رو انتخاب کردم.

بیماری لوک در زنبور عسل

بیماری لوک در زنبور عسل به دو صورت زیر دیده میشود:

الف)لوك آمريكائي :

اين بيماري خسارات زيادي رابه زنبوران وارد مي سازد ونه تنها منجربه نابودي يك كلني شده بلكه همه زنبورستان را نابود مي نمايد. اين بيماري فصلي نبوده و در هر فصلي رخ ميدهد.عامل بيماري نوعی باسیل بنام Bacillus Larvae است كه لاروها و شفیره های زنبور کارگر تنها میزبان این باسیل می باشند ضمنا این باسیل اسپور بسيار مقاومي دارد.

انتفال بیماری:

آلودگی از طریق غذای آلوده به اسپور بیماری به لاروهای سالم منتقل میشود.اغلب ناقلان، زنبور های جوان پرستار یا زنبورهایی که حجره ها را تمیز نموده و لاشه تلف شده ها را به خارج از کندو منتقل می کنند می باشند.در معده لارو زنبور اسپور تبدیل به باسیل میشود که این باسیل تولید مثل کرده و لارو را بیمار می کند.اين ارگانيزم به لارو زنبور حمله می برد ولارو را پس از پوشانيده شدن سلول با موم در مرحله پيش شفيرگي از بين مي برد.

سرعت انتشار بیماری:

سرعت انتشار بیماری متناسب با کمی و زیادی مردگان لاروها می باشد و وقتی که بیماری عمومیت پیداکردو لاروهای مرده زیاد شدند دیگر زنبورها از بیرون کشیدن آنها صرف نظر کرده و از طرفی چون بر جمعیت کندو افزوده نمی شود کندو ضعیف شده و از بین می رود.

اسپر بیماری در مقابل نور آفتاب،خشکی،حرارت،سردی و ضدعفونی های عادی و عمل ضدعفونی عسل بسیار مقاوم است.

علائم بیماری:

در اثرآلودگي،لاروها در مرحله پيش شفيره اي مرده ، به رنگ قهوه اي درآمده ودر نهايت خشك مي شوند و به صورت يك پوسته در مي آيند كه حذف آنها ازسطح شانها كار مشكلي است. معمولا در اين بيماري پوشش محدب سلولها فرورفته شده وپس از پیشرفت بیماری سوراخ مي گردد.یکی دیگر از علائم مشخصه این بیماری بوی سیریشم ماهی است که از سلول آلوده به مشام میرسد.این بو ممکن است تا یک متری کندویی که درب آنرا برداشته اند استشمام شود. وقتي چوب كبريتي درون سلول حاوي شفيره فاسد شده وارد شود اين شفيره به ميزان چند سانتي متر چون ماده لزجي كش مي آيد.

نحوه برخورد:

موثرترين شيوه مبارزه ۱- استفاده کردن از آنتي بيوتيک ها تا حد امکان کمترمثل سديم سولفا تيازول و ترا مايسين ۲-در آخر اگر کندوي ما به عامل بيماري مبتلا شد سوزاندن کندوی مبتلا با زنبورها و تمام محتویات داخلش اعم از موم،عسل و... موثر ترين راه ممکنه است چون در غير اين صورت خطر ابتلا ديگر کندوهاي ما نيز ميرود.

ب)لوك اروپايي:

اين بيماري عفوني ناشي از نوعي باكتري بنام Bacillus Alvei است البته این باکتری مانند لوک آمریکایی تولید اسپر نمی نماید.این باسیل تنها عامل بیماری نیست بلکه یک عامل ثانوی یا کمکی برای تولید این بیماری بنام Bacillus Pluton شناخته شده است كه این باکتری هم تولید اسپر نمی نماید.

علائم بیماری:

علائم این بیماری برعکس لوک آمریکایی بسیار متغیر است زیرا لاروها در سنین مختلفی می میرند.نامنظمی علائم با شدت بیماری و طول زمان آلودگی بستگی زیاد دارد.با پیشرفت بیماری سلولهای باز کندو که باید خالی و یا دارای تخم و یا لارو سالم و مریض باشند بطور پراکنده و نامنظم بین سلولهای بسته قرار دارد.

تعداد زیادی از لاروها در این بیماری در صورتی که هنوز بشکل حلقه در ته حجره بدون درب قرار دارند مرده اند بعضی در فاصله سه روزگی که از تفریخ تخم می گذردمرده ولی اکثرا در فاصله بین سه روزگی و روزهایی که درب حجره ها بسته می شوند می میرند یعنی در موقعیکه لاروها زیاد تغذیه می شوند.

حلقه شدن ته سلول و نامنظم بودن زمان مرگ لاروها نسبت به سنشان این بیماری را از بیماری لوک آمریکایی مشخص می نماید.

اولین نشانه این بیماری این است که لاروهای بیمار چاقی و براقی و رنگ سفید زنده کرم سالم را از دست داده و برنگ سفید بی روحی در می آیند و نزدیک به مرگ لارو به رنگ زرد روشن در می آید،ممکن است لاروهای مبتلا حرکات غیر طبیعی از خود نشان دهند و این حرکات سبب می شود که شکل غیر طبیعی در سلول پیدا کنند.

ممکن است در طول پشت کرم رنگ سفید خاکستری تیره یا سفید قهوه ای تیره مشاهده شود علت آن وجود تعداد زیاد باکتری می باشد .در این توده که شکل باسیل پلوتن دیده شده و فرم دیگر باکتری موجود نیست،اول لارو حلقه شده و سپس پوسیدگی شروع و رنگ آنهم از زرد به قهوه ای خاکستری تبدیل شده و نیم شفافیت خود را از دست می دهد،رنگ زرد همزمان با آب شدن و پهن شدن هیکل لارو میباشد،این خاصیت اختصاص به این بیماری دارد.

وقتی که لاشه کرم در سلول خشک شد لوله های تنفسی بعلت اینکه مواد تجزیه شده بدن کرم دور آن جمع شده برجستگی پیدا می کند و بالاخره بقایای لارو برنگ زرد قهوه ای یا خاکستری قهوه ای بوده و با شکل نا منظم بدیواره پایین سلول باقی می ماند(اگر قبل از مرگ بشکل منظم در نیامده باشد) بقایای لاشه کرم هرگز بدیواره سلول نمی چسبد و کارگر برای تمیز کردن حجرات باسانی می توانند تعداد زیادی از آنها را از سلول خارج نمایند.

بوی این بیماری در دوره های اول بیماری بوی ترشیدگی کپک زدگی می باشد ولی موقعی که مواد لاروها به فرم طناب در می آید بوی گوشت گندیده که خیلی زننده می باشد به مشام می رسد.

مطلب دیگر اینکه لاروهای ملکه و نرها هم به این مبتلا می شوند در صورتی که در لوک آمریکایی اینچنین نیست.

number one
2007-Aug-03, 12:20
سه نوع جمعيت كندو
در هر جمعیت سالم و کامل سه نوع زنبور عسل وجود دارد:

الف:یک ملکه

ب:چند هزار تا چند ده هزار زنبور کارگر

پ:چند صد تا چند هزار زنبور نر

ملکه و همه زنبورهای کارگر ماده اند؛ فرق ایندو در این است که دستگاه تناسلی کارگران ناقص بوده و جفتگیری برایشان ممکن نیست و حال اینکه دستگاه تناسلی ملکه کامل است و امکان جفتگیری برایش فراهم است و جفتگیری هم میکند.

مجموعه ملکه زنبورهای کارگر و زنبورهای نر را«یک جمعیت»زنبور عسل مینامند.محلی که یک جمعیت زنبور عسل در آن زندگی، تولید مثل و رشد میکنند یک«کندو»نامیده میشود.کندو خانه زنبور عسل است.

فرق ظاهری ملکه و زنبورهای کارگر در طویلتر بودن شکم و اندام در ملکه است.فرق ظاهری زنبورهای نر با کارگران و ملکه در این است که اولا چشمهای مرکب زنبورهای نر درشت تر و از پشت سر به هم می رسند حال آنکه چشمهای کارگران از پشت سر به هم نمی رسد.ثانیا نرها کلفتتر و چاقتر از کارگران و ملکه اند.ثالثا انتهای شکم زنبور نر گرد است ولی ملکه و کارگران دارای انتهایی نوکتیز میباشند

number one
2007-Aug-03, 12:21
ملكه
ملكه تنها موجود ماده کامل وتنها تخمگذار جمعیت است که مثل زنبورهای کارگر از تخم بارور شده بوجود می آیند. ملکه مادر تمام زنبورهایی است که با وی در کندو زندگی میکنند.

مدت رشدش(از تخم تا موجود کامل)16تا17روز بوده و پس از رسیدن به سن بلوغ(4 تا 5 روز پس از تولد) در یک روز آفتابی حوالی بعدازظهر از کندو به خارج پرواز کرده و با حدود سیزده زنبور نر جفتگیری می کند.بنابراین خیلی از زنبورهای یک جمعیت با وجود اینکه از یک ملکه متولد شده اند باز هم با هم نسبت ناخواهری دارند چون دارای پدرهای متفاوتی هستند بهمین دلیل هم خیلی از زنبورهایی که از یک ملکه متولد شده اند از نظر رنگ با هم فرق میکنند و رنگهای مختلفی دارند.پس از شروع تخمگذاری ملکه معمولا تا آخرعمرش کندو را ترک نمیکند مگر برای بچه دادن.

ملکه معمولا تا 5 سال و بطور استثنایی تا 6 سال هم ممکن است عمر کند و اين عمر طولاني بدليل تغذيه متفاوت ملكه با ديگر زنبورهاست، ملكه از همان لحظه اول از غذاي مخصوصي بنام ژل رويال يا ژل شاهانه كه از غده هاي موجود در سر زنبورهاي نوزاد ترشح مي شود تغذيه مي كند اما زنبورهاي ديگر ازعسل و گرده تغذيه مي كنند؛ ولی اگر بخواهیم جمعیت،پرمحصول باشد باید ملكه راحداکثر در سن سه سالگی حذف نموده و یک ملکه جوان و فعال بجای آن به جمعیت داد،چون با بالا رفتن سن و پیری،قدرت تخمگذاری ملکه نیز بتدریج کمتر می شود در نتیجه جمعیت پس از مدتی ضعیف و ضعیفتر می گردد.

ملکه جوان را بطریق زیر به آسانی میتوان از ملکه پیر تشخیص داد:

ملکه جوان یکی دو ساله که مقدار زیادی تخم دارد شکمش متورم تر بوده و گنده تر بنظر می رسد،بالهایش کامل بوده سر و بدنش از کرک پوشیده شده است و حرکاتش سریع و چابک است.

در صورتی که ملکه پیر که از دو سال پیرتر باشد بدون کرک بوده،پرهایش چین خورده و دیگر در محفظه تخمدانش تخم زیاد نداشته بنابراین لاغرتر بوده و خیلی آهسته حرکت می کند.

همیشه لازم نیست برای اطمینان از وجود ملکه در کندو حتما خود ملکه را با چشم ببینیم و اگر درون حجره ها تخم روز دیده شود میتوان با اطمینان کامل گفت ملکه در کندو وجود دارد.

number one
2007-Aug-03, 12:21
زنبور كارگر
زنبور کارگر مثل ملکه همیشه از تخم بارور شده بوجود می آیند و مثل ملکه از جنس ماده است و دوران رشدش(از تخم تا زنبور کامل)21 روز است.

هیکل زنبور کارگر از سایرین«ملکه و نرها»کوچکتر بوده و گرده گرده گل را در سبدی که در دو پای آخرینش است جمع آوری کرده و به کندو حمل میکند.وجود نیش aiguillon (نیش کارگران بصورتی است که زائده هایی بصورت قلاب در دو طرف آن وجود دارد که وقتی که زنبور شخص را نیش میزند این زائده های قلابی شکل در گوشت بدن گیر کرده ونیش او در داخل بدن شخص می ماند که بهمراه نیش قسمتی از بدن زنبور پاره شده و زنبور پس از مدتی کوتاه میمیرد)در کارگران آنها را از نرها متمایز میسازد.تمام کارهای داخلی و خارجی کندو و جمعیت را کارگران انجام میدهند که مهمترینشان عبارتند از:

تمیز کردن داخل سلولهای مومی،تغذیه ملکه،تغذیه لاروها،گرم کردن لاروها،تنظیم گرمای داخل کندو،تولید موم،ساختن سلولهای مومی،دفاع،تعویض هوای داخلی کندو،جمع آوری شهد و گرده گل،تهیه بره موم،آوردن آب بداخل کندو و...

در روزهای اول تولد کارگران از کندو خارج نشده و به کارهای داخلی کندو رسیدگی می کنند و در این دوره از زندگی، زنبورهای کارگر جوان می توانند غذای مخصوص ملکه و لاروهای کندو را درست کنند و لیکن کارگران مسن این استعداد را ندارند.

بدن کارگران جوان کاملا از کرک پوشیده شده است و بر حسب نوع زنبور دارای رنگهای مختلف بوده،پرها کامل و صاف است و هرچه سن کارگران بیشتر می شود بدنشان براق تر،لیز و بدون کرک خواهد شد.کنار بالها چین خورده و شکل عمومی بدنشان بعلت نداشتن مو و کرک لاغرتر بنظر می رسد.

دو نوع زنبور کارگر وجود دارد که از لحاظ شکل ظاهری کوچکترین فرقی بین آنها دیده نمیشود:کارگران بهاری که از اوایل بهار تا نیمه تابستان متولد میشوند و حداکثر سنشان(از تولد تا مرگ(از شش هفته تجاوز نمی کند.کارگران پاییزی که از نیمه دوم تابستان به بعد تولد می یابند و سن آنها اغلب از هفت ماه هم تجاوز میکند.

تعداد زنبورهای کارگر یک جمعیت نسبتا خوب در حداکثر قدرتش در سال(حدود خرداد ماه( به 60000 عدد یا بیشتر هم میرسد در صورتی که در زمستان تعدادشان از 8000 الی 12000 عدد تجاوز نمیکند

number one
2007-Aug-03, 12:22
زنبور نر
زنبورهای نر از تخمهای بارورنشده بوجود می آیند.

مدت رشدشان(از تخم تا زنبور کامل)24 روز است.زنبور نر 12 روز پس از تولد به سن بلوغ میرسد و قادر به جفتگیری میباشد.زنبورهای نر از اواسط فروردین تا نیمه دوم تابستان در کندوها و همراه کارگران و ملکه زندگی میکنند.جمعیتهایی که دارای ملکه اند از نیمه دوم تابستان زنبورهای نر را بزور از کندو بیرون میکنند و یا مانع ورودشان به کندو میشوند تا از گرسنگی بمیرند.کارگران حتی موقعی که وجود نر بدرد نمیخورد تخم و لارو آنها را از لانه خارج کرده و به خارج کندو حمل میکنند در این موقع نعش آنها در خارج از کندو دیده میشود كه این پدیده بنام «نرکشی»معروف است.

در نقاط جلگه موقع کم شدن شیره گل یعنی اول پاییز کارگران نرها را از کندو بیرون میکنند ولی در نقاط کوهستانی این عمل دیرتر انجام میشود یعنی از اواسط پاییز و بطور کلی تا وقتی که موقعیت جمع آوری شهد از خارج میسر باشد نرها در کندو آزادانه اینطرف و آنطرف میروند و وقتیکه خطر کم شدن شهد گل پیش آید نرها را از بین میبرند.بنابراین بطور طبیعی از نیمه پاییز و زمستان در کندوها از زنبور نر خبری نیست.

زنبور نر هیچگاه با کارگر و ملکه اشتباه نمیشود زیرا علاوه بر بلندی قد، ضخیم هم بوده؛ ضمنا در موقع پرواز صدای مخصوص زنبور مثل«وزوز»از خودش در می آورد که علامت مشخصه آن است.البته زنبورهای دیگر هم آن صدا را از خود در می آورند ولی این صدا در زنبور نر خیلی قوی تر است و بخوبی شنیده میشود.

فقدان سبد گرده گل در آخرین زوج پاهای آنها را از کارگران متمایز میکند و چون نیش ندارد میتوانیم آن را براحتی در دست گرفته و بال زدنش را در دست حس کنیم.

وجود زنبورهای نر تنها برای جفتگیری با ملکه هایی است که معمولا در جمعیت تولید میگردند و این کار همیشه در خارج از کندو و در فضای آزاد و آفتابی انجام میگیرد.

اگر در زمستان زنبور نر در کندو دیده شود دلیل بر بی نظمی کندو است و باید مطمئن بود که کندو یتیم است.هر زنبور نر تنها یکبار در زندگی میتواند جفتگیری کند زیرا در هنگام جفتگیری دستگاه تناسلی و قسمتی از بدنش پاره میشود و در داخل بدن ملکه باقی می ماند.وی در اثر این زخم می میرد و زندگیش پایان می پذیرد.

Ashkan 261
2008-May-12, 23:04
تاثیر شهد گل و سایر مواد قندی در رژیم غذایی زنبوران عسل

مقدار عسلی که یک کلنی در طول سال به آن نیاز دارد بطور دقیق مشخص نگردیده است، زیرا اندازه کلنی، فعالیتهای تولیدمثلی و رشد و نوع شهد گل، فاکتورهایی هستند که در مقدار عسل مورد نیاز یک کلنی تاثیر دارند. قند های اصلی که در غلظت های مختلف در عسل وجود دارند شامل گلوکز، فروکتوز و ساکاروز می باشند. در بعضی از مواقع که شهد در طبیعت کمیاب می شود زنبوران عسل از مواد قندی نباتات و میوه جات استفاده می کنند.
زنبوران عسل انرژی لازم جهت پرواز را از شکستن کربوهیدراتها بدست می آورند و باید همیشه مقداری کربوهبدراتهای ذخیره شده داشته باشند.زنبوران عسل قادر نیستند انرژی لازم فوری را از مواد پروتئینی بدن خود،گرده گل و یا مواد چربی تامین کنند.








زنبورهای کارگر

کارگران از نظر جثه کوچکترین ولی فراوان ترین افراد در یک کلنی هستند . این حشرات ماده های از لحاظ جنسی ناقصی هستند که در شرایط عادی قادر به تخمگذاری نیستند . اگر در یک کلنی برای مدت حدود 10 روز ملکه بعللی وجود نداشته ، تخم و لارو جوان نیز وجود نداشته باشد تخمدانهای بعضی از کارگران فعال شده و تخم های زیادی را به طور نامنظم در داخل سلولها می گذارند . تخمهای کارگران بعلت عدم آمیختن با اسپرم ، بارور نشده و به نر تبدیل می شوند و در این حالت اصطلاحا می گویند که کندو نر ریز شده است .
در بین آنها زندگی اجتماعی به قدری خوب توسعه پیدا کرده که هیچ یک از آنها زندگی انفرادی ندارند و عملا تمام فعالیتهای کندو بوسیله کارگران صورت می گیرد.
برای روشن شدن وظیفه زنبوران کارگر در طول دوران زندگی ، ابتدا زنبورهای کارگر را به دو دسته ، زنبوران کندو و زنبوران مزرعه تقسیم نموده و به طور خلاصه به شرح فعالیتهای هر دسته می پردازیم.











زنبوران کندو

زنبوران عسل کارگر به طور طبیعی و عادی پس از خروج از سلولها تا مدت سه هفته در داخل کندو مانده و وظایف مختلفی را متناسب با سن خود انجام می دهند . در سه روزه اول زندگی وظیفه کارگران تمیز کردن سلولهایی است که به تازگی خود و یا سایر زنبورها از آن خارج شده اند . بین 3 تا 6 روزگی غذا دادن به لاروهایی که سن آنها بیشتر از سه روز است بعهده این زنبورها است . وظیفه بعدی زنبوران کارگر یعنی در سن 6 تا 12 روزگی ، غذا دادن به لاروهای جوان کمتر از سه روز است.
در هفته سوم زنبورهای کارگر وظایف بیشتری به شرح زیر انجام می دهند:
1- تمیز کردن کندو از مواد خارجی و زنبورهای مرده
2- بسته بندی گرده های گل در سلولها
3- ترشح موم و ساختن لانه های مومی
4- بستن سلولهای پر شده از عسل و یا سلولهایی که در آنها لارو تنیده است
5- گرفتن شهد گل از زنبوران مزرعه
6- تبدیل شهد گل به عسل
7- کاربرد بره موم
8- تغذیه و مواظبت از ملکه
9- محافظت از کندو
زنبوران عسل در سن 18 تا 21 روزگی بیشترین مقدار زهر را در کیسه زهر خود داشته و وظیفه آنها محافظت از کندو است.

http://www.tiac.wa.gov.au/forum/2003/tapley/images/hbonblkbry3%20pollinating.jpg




زنبوران مزرعه

پس از گذشت سه هفته از عمر زنبوران عسل کارگر ، ابتدا پرواز تمرینی شروع شده و سپس پرواز اصلی برای آوردن غذا شروع می شود . زنبوران عسل کارگر بر حسب نیاز کندو ، مواد مورد احتیاج خود را به کندو می آورند. عده ای از زنبورها شهد گل ، برخی گرده گل ، تعدادی آب و معدودی بره موم جمع آوری می کنند .

اگر یک زنبور را از ابتدای تولد تا انتهای مرگ عادی اش مورد مطالعه قرار دهیم فعالیتهایی را که بر حسب سن خود انجام می دهد عمدتا به شرح زیر است:
1 تا 3 روزگی تمیز کردن سلولها
3 تا 6 روزگی تغذیه کردن لاروهای مسن تر (بیش از سه روزگی)
6 تا 12 روزگی تغذیه کردن لاروهای جوان تر (خوردن عسل و گرده جهت ترشح ژله)
12 تا 18 روزگی ترشح موم ، ساختن شان
18 تا 20 روزگی گارد بودن و تبدیل شهد به عسل
20 روزگی به بعد چرای در صحرا ، مزرعه و باغات جهت جمع آوری شهد،گرده گل،آب ،بره موم و غیره



http://pestalert.ifas.ufl.edu/CCD-fig2.jpg













ملکه

طول بال ملکه نسبت به طول بدن در مقایسه با افراد نر و کارگر کوتاهتر است و شکم به نحو بارزی کشیده است . وقتی که ملکه زنبور عسل به رشد کافی رسید، با آرواره هایش درپوش سلول خود را می برد و از آن خارج می گردد. ملکه پس از خروج از سلول، ابتدا مقداری عسل می خورد،پس از آن شروع به گردش در کلنی می کند. در فاصله کوتاهی به جستجوی رقبای بالقوه خود می پردازد و آنها را می کشد. در این هنگام اگر ملکه به ملکه دیگر (خواهران خود) برخورد کند با آنها می جنگد تا یکی از آنها فاتح شود، پس از آن در جستجوی سلولهای بسته ملکه برمی آید و نوزاد ملکه داخل آنها را می کشد.
جفت گیری ملکه در فاصله 6 تا 10 روز پس از خروج ملکه از سلول صورت می گیرد. قبل از پرواز جفتگیری، ملکه چندین پرواز آشنایی انجام می دهدکه 2 تا 30 دقیقه ممکن است طول بکشد پرواز یا پروازهای جفتگیری ممکن است 5 تا 20 دققیقه طول بکشد. بیشتر، پروازهای جفتگیری درروزهایی که درجه حرارت بیشتر از 20 درجه سانتیگراد باشد در ساعات بین 2 تا 4 بعدازظهر صورت می گیرد.
در خلال جفتگیری ملکه به اندازه تمام عمرش اسپرم دریافت داشته و آن را در کیسه اسپرم جای می دهد . تخمگذاری ملکه معمولا 2 تا 3 روز پس از بازگشت به کندو شروع می شود و تا آخر عمر، مگر در اواخر پاییز در هنگام نبودن گرده ادامه دارد.
شخصا به تجربه دیده ام که ملکه اولین تخمهای خویش را در همان کادری می گذارد که در آن متولد شده است .
ملکه از خود موادی را ترشح می کند که باعث می گردد کلنی به صورت یک واحد متشکل در آید و همچنین باعث می شود که کارگران نتوانند ملکه جدیدی تولید کنند و نیز مانع رشد تخمدان کارگران کلنی میگردد.
حال این سوال برای ما پیش می آید که ملکه خوب دارای چه علائمی است؟
یکی از علائم یک ملکه خوب وضعیت تخم ریزی آن است در یک ملکه خوب وضع استقرار تخمها منظم و بهم فشرده است و سلولهای خالی در بین آن کمتر دیده می شود. توضیح اینکه در اثر پیری ملکه و یا همخونی ملکه این وضعیت مشاهده نمی شود و حجره هایی که در آن تخمگذاری صورت گرفته است به صورت پراکنده است که این ملکه را باید از بین برد و ملکه سالمی را جایگذین آن کرد.
باید دست و پای ملکه سالم باشد تا بتواند بخوبی بر روی کادرها گردش کند. در صورتی که ملکه از نظر دست و پا مشکلی داشته باشد بخوبی نمی تواند تخمگذاری کند و زنبوردار از این جهت متضرر می گردد. همچنین باید ملکه دارای بالهای سالم باشد.
ملکه بایستی از نظر بدنی چون دست و پا سالم باشد. برخی از مشکلاتی که در برخی از ملکه ها دیده می شود انحراف در شکم است که در اولا در هنگام جفتگیری به مشکل برخورده و ثانیا در صورتی که موفق به جفتگیری شود در هنگام جفتگیری به مشکل برمی خورد و نمی تواند به خوبی تخمگذاری کرده و مشاهده شده که در هر حجره بیش از یک تخم می گذارد.

http://images.livescience.com/images/060306_queen_bee_04.jpg





جهت یابی توسط زنبور عسل

مهمترین وظیفه زنبور کارگری که بیش از 20 روز از عمرش گذشته است چرای در مزارع، باغات و صحرا جهت جمع آوری شهد، گرده گل، آب و صمغ یا بره موم می باشد. به منظور انجام اینگونه از فعالیت ها این گروه از زنبورها مجبور به انجام پروازهای شناسایی و جهت یابی می باشند.
برای انجام پروازهای شناسایی ابتدا از کندو خارج شده و در اطراف آن به مدت حدود 5 دقیقه پرواز می کنند. این پرواز در هنگام بعدازظهر انجام می شود و بعدا به کندو مراجعت می کند. در اینگونه پروازها زنبورها اختصاصا محل دقیق کندوی خود را شناسایی میکنند. برای شناسایی دقیق محل کندو از علائم زمینی اطراف کندو مثل درختان، بوته ها، جویبارها و هر علامتی که نزدیک کندو باشد استفاده می کنند (Lindauer,1954).
در مرحله بعدی پرواز دیگری بنام پرواز جهت یابی انجام می دهند. زنبورهای کارگر معمولا برای جمع آوری شهد و گرده تا مسافت چند کیلومتری را طی می کنند لذا لازم است جهت مراجعت به کندو، راه خود را تشخیص داده و ضمنا از کوتاهترین راه به کندو بازگردد.
زنبورهای کارگر ، برای جهت یابی از نور خورشید بعنوان یک قطب نما استفاده می کنند.
به این ترتیب زنبور کارگر قادر به تشخیص شمال، جنوب، شرق و غرب خواهد بود (Lindauer,1954). پس از انجام پرواز شناسایی و جهت یابی و پس از آنکه منبع غذایی یافت شد، زنبورهای چرا کننده به کندوی خود مراجعت کرده و با انجام رقصهای مخصوص و دادن مقداری از شهد به سایر زنبورها، محل دقیق منبع غذا را اطلاع می دهند. در مورد منبع گرده گل، علاوه بر انجام رقصهای مخصوص، بوی گرده گل آورده شده نیز ملاک مهمی جهت یافتن آن منبع توسط سایر زنبورها است


طول دوران زندگی زنبور عسل
طول دوران زندگی زنبوران عسل در زمانهای مختلف سال بسیار متغیر است. زنبوران کارگر بطور متوسط در تابستان و فصل فعالیت کندو حدود 6 هفته و در زمستان حدود 6 ماه زنده می مانند.زنبورهای نر بطور متوسط 22 روز عمر می کنند. ملکه به طور معمول و متوسط 3 سال زندگی می کند .


مراحل رشد و نمو زنبوران عسل
ملکه تخمهای خود را در ته سلولهای شان و عمود بر محور شان با مواد چسبنده ای که ترشح می کند می چسباند. پس از گذشت سه روز تخم ها باز شده و از آن ها لاروهای کوچک سفید رنگی خارج گردیده و بلافاصله توسط مواد غذایی که کارگران تهیه می کنند احاطه می گردند.لاروها در ته سلولها چمبره زده و به تغذیه و رشد خود ادامه می دهند.لاروها وقتی به حداکثر رشد رسیدند به دور خود پیله تنیده و کارگران سر این نوع سلولها را با موم می پوشانند.
در داخل سلولهای سر پوشیده لاروها به شفیره تبدیل شده و پس از پایان دوران شفیرگی، حشرات کامل پیله و سرپوش سلولهای مومی را پاره کرده و از آن خارج می شوند.
تغییرات دوران دگردیسی (مراحل مختلف رشد و نمو از تخم تا حشره کامل) به تدریج و طی دوعمل از بین رفتن بعضی از خصوصیات لاروی و بوجود آمدن اعضا و ضمائم حشرات کامل در دوران شفیرگی صورت می گیرد. مراحل رشد و نمو زنبوران کارگر، نر و ملکه با هم شبیه بوده اما از نظر طول هر دوره با هم فرق دارند.
طول دوران رشد زنبور کارگر، نر و ملکه با هم مقایسه شده اند.
اثر کمبود گرده بر روی افراد یک کلنی
1- نرها بسرعت از کندو حذف می شوند و آنهایی که باقی می مانند اسپرم کمی دارند.
2- هر ملکه ای که بوجود آید از رشد طبیعی برخوردار نبوده و جانشین می شود.
3- اگر گرده ذخیره شده در کندو نباشد، مقدار پروتئین موجود در بدن زنبور در پاییز کم می شود . چنین زنبورهایی پیله را جویده، غذای خشک شده لاروها و مواد دفعی را لیسیده و ضمن پاره کردن بدن زنبوران مرده از محتویات داخلی بدن آنها استفاده می کنند.

CASSIATORA
2009-Jun-10, 10:22
بررسی اختصاصی چشمان زنبور عسل

در شبکیه چشم انسان یک میلیون سلول مخروطی از سه نوع مختلف و یکصد میلیون سلول میله ای وجود دارد . توسط سلولهای مخروطی که هر یک از انواع آن جهت رنگی خاص تخصیص یافته اند ، دیدن رنگها ممکن شده است . در سلولهای مخروطی و میله ای طی فرآیندی نوری –شیمیایی ، پیامهای بینایی به شکل پالسهای الکتریکی توسط عصب اپتیک هدایت می شوند . عصب اپتیک دارای یک میلیون فیبر عصبی است که قادر به انتقال 10 میلیون بیت اطلاعات در ثانیه است . این در حالیست که سریعترین مودمها تنها قادر به انتقال 56000 بیت اطلاعات در ثانیه می باشند .تعداد بیتها در ثانیه به شدت نور بستگی دارد .

در حشرات ، بینایی توسط تعدادی چشم منفرد و یا مرکب تامین می گردد . چشم حشرات در مقایسه با چشم انسان غیر متحرک بوده و قابلیت فوکوس نیز ندارد و تنها قادر به دیدن مسافات بسیار کوتاه است . پروانه ها که دارای دید نسبتا بیشتری در میان حشرات هستند تا چند متر را می بینند در حالیکه زنبوران تنها قادر به دیدن تا مسافت 25 سانتی متر می باشند . حشرات برای جبران نقیصه بینایی خود به حس بویایی بسیار حساسی مجهز هستند .

تصور می شود چشم مرکب حشرات که دارای دو تا 30000 لنز می باشد ، تصویری موزائیک مانند ایجاد نماید . در بیشتر موارد دید حشرات تنها به تشخیص شکل و حرکت محدود می گردد اما در مورد سنجاقک که طعمه خود را در حال پرواز صید میکند بی تردید باید دارای دید بسیار بهتری از محیط اطراف خود باشد . سنجاقک با داشتن دو چشم مرکب بزرگ که هر یک از 30000 لنز تشکیل شده و دو چشم منفرد به خوبی با خوی صیادی و فعالیتهای حیاتی اش وفق یافته است . چشم حشرات هنگام تبدیل آنها از مرحله لاروی به مرحله بلوغ دچار تغییراتی می گردد . با وجود تفاوتهای بسیاری که بین چشم انسان و چشم حشرات مشاهده می گردد ، شباهت نزدیکی بین ژن مسئول کنترل تکامل چشم در انسان و حشره ای مانند مگس خانگی وجود دارد .

سایر خصوصیات چشمها در حیوانات مختلف که منجر به بوجود آمدن تفاوتها می گردد توسط ژنهای دیگریکنترل می گردد . یک چشم منفرد که در میان یک چشم مرکب قرار گرفته ،
اوماتیدیوم ( ommatidium ) نامیده می شود . در این اماتیدیوم بلافاصله پس از عدسی ، یک مخروط کریستالی وجود دارد که به سلولهای طویلی بنام رابدوم ( rhabdome ) که در حقیقت یک صفحه فتورسپتور را تشکیل می دهند متصل می گردد . این سلولها توسط سلولهای شبکیه که رابدوم ترشح می کنند ، احاطه شده اند . مخروط کریستالی ، سلولهای رابدوم و شبکیه ، توسط سلولهای پیگمانه احاطه شده اند که اوماتیدیوم را از نظر نوری از سایرین جدا می کند . سلولهای شبکیه به سلولهای عصبی متصل می شوند که پیامها را به گانگلیون نوری هدایت می کنند .
در گونه هایی از حشرات که در شب فعالیت می کنند ، سلولهای رابدوم به مخروط کریستالی متصل نیستند در نتیجه اوماتیوم ها کاملا از یکدیگر جدا نشده اند که این موضوع به هدایت نور بیشتر اما شفافیت کمتر تصویر منجر شده است .

عمل دیدن طی یک فرآیند فتوشیمیایی صورت می پذیرد . مولکول رتینال ( retinal ) موجود در سلول رابدوم فتونهای نور جذب شده را از حالت منحنی به شکل مستقیم در می آورد . رتینال به غشای پروتئینی بنام اُپسین ( opsin ) متصل است که به این مجموعه رودوپسین ( rhodopsin ) می گویند . رتینال هنگام ایجاد تغییر در فوتون از این مجموعه جدا شده و پس از آن اپسین یک سلول عصبی را تحریک می کند . سلول عصبی پیام را به مغز هدایت کرده و تشخیص یک فوتون را توسط رابدوم به مغز اعلام می دارد . بدنبال آن رتینال به کمک ویتامین A با اپسین ترکیب شده و مجددا رودوپسین شکل می گیرد .

سیستم بینایی زنبور عسل شامل دو چشم مرکب و سه چشم ساده است . هر چشم مرکب از هزاران سلول حساس به نور که به زنبور به درک نور ، رنگ و همینطور پرتوی UV آفتاب کمک می کنند تشکیل شده است .
سه چشم ساده زنبور بشکل مثلث بر روی سر حشره قرار گرفته که اسلی( ocelli ) نامیده می شوند. این چشمها اغلب به تشخیص مقدار نور موجود در محیط به زنبور کمک می کنند اما قادر به درک تصویر نیستند .

قرنیه چشمان مرکب زنبور عسل از مو های بسیار ریزی پوشیده شده است . البته وجود مو بر روی قرنیه مختص زنبور عسل نیست و حشرات دیگری مانند مگس ها نیز دارای چشمان مرکب با قرنیه پرمو هستند . زنبور عسل هنگام جمع آوری گرده گلها ،
گرده ها را بر روی بدن ، پاها و سر و از جمله چشمها و آنتن خود جمع آوری کرده و سپس به داخل کیسه گرده موجود بر روی پاهای عقبی انتقال می دهد .
با وجود اینکه زنبور عسل طیف وسیعی از رنگها را بخوبی می بیند تنها قادر به تشخیص شش گروه اصلی رنگها از قبیل زرد ، آبی سبز ، آبی ، بنفش ، UV و رنگی که بنام ارغوانی زنبوری شناخته می شود و مخلوطی از زرد و UV است ، می باشد . این حشرات قادر به دیدن رنگ قرمز نیستند .

چشمان مرکب زنبور عسل از هزاران عدسی نازک که هریک صفحه ( facet ) نامیده می شوند تشکیل شده است . دانشمندان معتقدند که هر عدسی یک چشم مرکب قسمت کوچکی از دید زنبور را دریافت می کند سپس مغز تصویر هر یک از عدسی ها را گرفته و تصویر بزرگ موزائیک مانندی ارائه می دهد . مزیت چشم مرکب ، توانایی آن در تشخیص حرکت است . زنبوران بسادگی می توانند بین الگوهای یک پارچه و شکسته تفریق قائل شوند اما برتری بیشتری در تشخیص تصاویر شکسته از خود نشان می دهند و به همین علت یک گل متحرک و یک گل ساکن را از یکدیگر تمیز می دهند .

بنابراین چشم زنبور عسل بخوبی جهت ادراک حرکت وفق یافته است .

منابع :
1. S. Sutton-Vane, The Story of Eyes. Phoenix House 1960, London.
2. W.H.Freeman, Brian Bracegirdle, An Atlas of Invertebrate Structure. Heinemann Educational Books, 1971, London.
3. Kurt Fiedler, Johannes Lieder. Mikroskopische Anatomie der Wirbellosen. Fischer Verlag, 1994, Stuttgart.
4. P. Suppon, Chemistry and Light, Royal Society of Chemistry,1994, Cambridge.
5. Riccardo Levi-Setti, Trilobites. 1993, University of Chicago Press

CASSIATORA
2009-Jun-10, 10:24
زنبورها کلید پایداری محصولات کشاورزی

بررسی ساده آثار باستانی کشورهای مختلف نشان می دهد که زنبورداری از گذشته های دور وجود داشته و شاید قدیمی ترین نشانه ها را بتوان در آثار باستانی اسپانیا مشاهده کرد.

امروزه زنبور عسل که یکی از انواع بسیار گوناگون زنبورهاست ، در ۵قاره دنیا شناخته شده است و از آنجا که این حشره در محیط سربسته زندگی می کند ، آشنایی با زندگی پر رمز و رازش همیشه برای همگان شگفت آور بوده است.

تحقیقات نشان می دهد اگر زنبورها به طور کلی اعتصاب کنند و کار گرده افشانی را انجام ندهند ، در ابتدا ۶۰ درصد محصولات کشاورزی دیگر تولید نمی شود و در طول زمان کار طبیعت به کل مختل می شود. این نکته نقش بی نظیر این حشرات را در چرخه حیات به اثبات می رساند.

بتازگی در اخباری از امریکا شنیده می شود که زنبورها به دلیل نامعلومی از کندو فرار می کنند که این امر کشاورزی امریکا را امسال با مخاطره سنگینی روبه رو و این کشور را وادار کرده است برخی محصولات کشاورزی را از امریکای جنوبی وارد کند. این امر نشان می دهد گرده افشانی مهمترین بخش فعالیت زنبور است زیرا در زاد و ولد بسیاری از نباتات (غیر از سوزنی برگها) زنبورها موثرند و گرده افشانی زنبور عسل عامل بقای آنهاست.
در واقع زنبور عسل پیش از این که انسان موجودیت خود را در زمین تثبیت کند ، وجود داشته و انسان از بدو خلقت با استفاده از زنبورداری بومی از زنبور عسل استفاده کرده است.

در زنبورداری بومی ، مردم هر منطقه ای برحسب توانایی ها و امکانات خود به ساخت کندوهای بومی اقدام می کرده اند ، به طوری که در موزه ای از کندوهای بومی ، کندوهایی ساخته شده از کوزه ، نی ، شاخه های درخت ، سبد ، حصیر و جعبه های پیش ساخته مشاهده می شود. پس از آن که انسان زیرکی خود را در ساخت کندو به کار برد ، کندوهای مدرن ساخته شد که کارآیی بسیار بالایی در مقایسه با کندوهای بومی داشت و فناوری به کار رفته در کندوها بسیار نزدیک به رفتار زنبورها بود. این نوع زنبورداری کم کم به صورت صنعت درآمد و صنعت زنبورداری اشتغالی جهانی شد و انواع گروههای اجتماعی به این کار مشغول شدند. بررسی ها نشان می دهد زنبورداری در هر زمانی بویژه در زمان جنگ قابل انجام بوده است و در دوره جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و جنگ جهانی دوم بسیاری از مردم به انجام این کار روی آوردند.

● فرآورده های زنبور عسل

به طور کلی عسل بهاره به دلیل تهیه شدن از گلهای یکدست شفاف و عسل تابستانه تیره تر است. موم یکی دیگر از فرآورده های زنبور عسل است.

از موم در لوازم آرایشی ، جراحی و درمان های طبی بهره می گیرند. بره موم هم فرآورده دیگری است که بیشتر خود زنبورها به دلیل چسبندگی بالایش از آن استفاده می کنند. گرده گل نیز که از سوی زنبورها جمع آوری می شود ، برای انسان ها بسیار ارزشمند است و به صورت قرص درمی آید و تجارت می شود. بررسی ها نشان می دهد از یک کندو در روز نیم تا ۲۰ کیلو گرده استخراج می شود. از همین گرده برای لوازم آرایشی و نرم کردن و طراوت پوست استفاده می شود. استفاده از ژله سلطنتی یا شهد انگبین نیز برای انسان ها قابل توجه است ؛ چرا که باعث می شود عمر زنبور را از ۲ ماه تا ۶ سال برای ملکه افزایش دهد. پرورش ملکه نیز امروزه به صورت یک تجارت عظیم در جهان در آمده است.

از نظر پزشکی نیز زنبورها قابل توجه اند. برخی افراد در مقابل نیش زنبورها مقاومند و برخی دیگر آلرژی دارند ، به طوری که در دفعه اول نیش زدگی دچار تاولهای قرمز می شوند و در دفعه دوم این مساله شدت بیشتری دارد و دفعه سوم نیش زدگی در این افراد باعث مرگ می شود که در این خصوص گزارش هایی مبنی بر فوت وجود داشته است.

از طرف دیگر ، بتازگی رابطه درمانی ناشناخته ای میان نیش زنبور و درمان بیماری Ms که نوعی بیماری تحلیل رفتن اعصاب است ، شناخته شده که در دست مطالعه است.

● رقص زنبورها

داخل کندوها مهندسی ویژه ای دارد و در هر لحظه زنبورها با رقص مشخصی باید محل خورشید را در آسمان نشان دهند. همچنین زنبورها می توانند با رقصیدن های مشخصی منبع غذایی را به دیگران نشان دهند. اگر فاصله منبع غذایی تا ۵۰۰ متر باشد ، به صورت دایره ای دور خود می رقصد و اگر دورتر باشد ، با رقص پیچشی هشت مانندی ، شکم خود را تکان می دهند و با تعداد رقصها میزان غنی بودن غذا دیگر اطلاعات لازم را به بقیه می گویند.در این میان ، رفتارهایی منجر می شود که جهت یابی زنبورها دچار اشکال شود ، مثل وزش باد. در روزهایی که باد و جو ناآرامی در مزرعه قرار دارد ، زنبورها دچار اشتباه می شوند و مسیر برگشت خود را گم می کنند و وارد کندوهای مجاور می شوند و در نهایت تلفات بالا می رود. مستقر شدن کندوها در مکانهایی که علایم زمینی کافی وجود ندارد ، باعث می شود زنبورها نتوانند براحتی کندوی خود را بیابند و در نهایت تلفات بالا می رود ، همچنین مستقر کردن کندوی زنبورها درکنار یکدیگر باعث می شود زنبورها دچار سرگردانی شوند و به کندوهای مجاور وارد شوند.

● عوامل تهدید زنبورها

پرنده سبز قبا یکی از عوامل تهدید زنبورهاست ؛ چرا که ملکه را به عنوان طعمه شکار می کند. انسان ها نیز به طور مستقیم و غیرمستقیم می توانند بقای زنبور عسل را تهدید کنند ، به طوری که کشت یک دست گیاهان و محصولات کشاورزی غذای زنبورها را کاهش و آنها را در معرض خطر قرار می دهد. همچنین جابه جایی کندوها باعث نقل و انتقال آفات می شود و به طبیعت صدمات جبران ناپذیری وارد می کند. باید توجه کرد که سمپاشی محصولات کشاورزی نیر باعث نابودی زنبورها می شود و در هنگام سمپاشی باید حتما زنبورداران را مطلع کرد.

● اعضای کندو

بسیاری از نکات زندگی زنبور عسل تا سالهای سال مکتوم بود اما پس از آن که «فون فریش» اتریشی با ساخت یک کندوی شیشه ای به اکتشافات مهمی دست یافت ، بسیاری از امور زندگی زنبورها شناخته شد.
اجتماع زنبور عسل تشکیل شده از یک زنبور کمی درشت تر به نام ملکه ، تعداد محدودی نر که حدود ۳۰۰ زنبور است و بقیه زنبورهای ماده عقیم یا کارگر هستند.

جمعیت یک کندو بین ۱۰ تا ۷۰ هزار زنبور تخمین زده شده است. زنبور عسل خود از شهد و گرده گل استفاده می کند و بچه های خود را نیز از همین غذا تغذیه می کند و مابقی شهد و گرده گل را برای بچه ها ذخیره می کند.
ملکه زنبورها با رژیم غذایی خاصی تغذیه می شود که باعث می شود عمری میان ۳ تا ۶ سال داشته باشد. ملکه داخل کندو ۲ نوع تخم می گذارد که تخمها داخل حجره های شش گوشه قرار دارند و تخمهای ماده کوچک ترند. تخمهای ملکه از سوی زنبورهای کارگر پرورش داده می شود و هر ملکه در داخل کندو ۵ تا ۶ ملکه دیگر را می تواند تولید کند که تخم ملکه ها با دیگر تخم ها متفاوت است و به شکل کوزه واژگون مشاهده می شود. ملکه با ترشحات مخصوص از سوی کارگرها تغذیه می شوند که این ترشحات به ژله سلطنتی معروف است.

کارگرها در صورت نیاز مانند بروز حوادث ناگهانی و پیر شدن ملکه که به نابودی او منجر می شود ، می توانند تخمها را تغییر شکل دهند و با تغذیه مخصوص به ملکه تبدیل کنند. زاد و ولد زنبورها در داخل کندو در طول سال ادامه دارد. این زاد و ولد در زمستان به دلیل شرایط آب و هوایی کم می شود و در اوایل بهار تخم گذاری ملکه بشدت افزایش پیدا می کند.

کارگرها در داخل کندو تا ۲۱ روز می مانند و وظایف مخصوصی را انجام می دهند. ۳ تا ۴ روز اول تنها وظیفه تمیز کردن کندو و روز دوازدهم لانه سازی با بوم را به عهده دارند.

آنها با خوردن ۵ کیلو عسل ، یک کیلو موم تولید می کنند و پس از ۲۱ روز نیروی صحرایی می شوند شهد و گرده گل جمع آوری می کنند. طول عمر زنبورها در تابستان ۲ ماه و در زمستان ۵ تا ۹ ماه است.

از این رو باید بیشتر به سمت مبارزه بیولوژیک و کاهش سموم کشاورزی حرکت کرد. بررسی ها نشان می دهد تولید انبوه زنبورها به منظور مبارزه بیولوژیک و کاهش استفاده از سموم درکشاورزی در دست اقدام است.

زنبورهای کمر باریک به ۲ دسته تقسیم می شوند. در یکی از گونه ها زایده انتهای بدن قابلیت تخم گذاری دارد و در گونه دیگر زایده انتهای بدن قابلیت تخم گذاری ندارد و از آن برای نیش زدن استفاده می شود. تولید انبوه زنبورهای نوع اول برای کنترل آفات مناسب است ؛ چرا که این زنبورها تخم خود را روی تخم حشرات می گذارند.این زنبورها که جثه کوچکی دارند از ۳۰۰ میکرون تا یک سانتی متر مشاهده شده اند که امکان تولید انبوه آنها در آزمایشگاه های شخصی بویژه در شمال کشور وجود دارد. تولید انبوه این زنبورها این امکان را می دهد که وزارت بهداشت ، وزارت کشاورزی ، شهرداری ها و تشکلهای مردم نهاد به جای سموم از این زنبورها برای مبارزه بیولوژیک و کنترل آفات استفاده کنند.

● زنبوران مزرعه

وظیفه اصلی این زنبورها چرا در مزارع و باغات و صحرا برای جمع آوری شهد گرده گل ، آب و صمغ یا بره موم است. پس از گذشت ۳ هفته از عمر زنبوران عسل کارگر ابتدا پروازهای تمرینی شروع و سپس پرواز اصلی برای آوردن غذا آغاز می شود.

● انواع پرواز زنبوران کارگر

انواع پرواز زنبوران کارگر به پروازهای تمرینی ، پروازهای اصلی که شامل جهت یابی می شود ، تقسیم می شود. برای انجام پروازهای شناسایی ابتدا زنبورهای کارگر از کند و خارج می شوند و در اطراف آن به مدت ۵ دقیقه پرواز می کنند. این پرواز هنگام بعدازظهر انجام می شود و پس از عمل شناسایی زنبورها به کندو مراجعت می کنند. در این گونه پروازها ، زنبورها اختصاصا محل دقیق کندوی خود را شناسایی می کنند. در این پرواز زنبور روی هیچ گلی نمی نشیند ، چون هدفش حمل گرده و شهد نیست.

با این پرواز زنبور تنها وضع کندو و محیط اطرافش را شناسایی می کند و برای شناسایی دقیق محل کندو از علایم زمینی اطراف کندو مثل درختان ، بوته ها ، جویبارها و هر گونه علامتی که نزدیک کندو باشد ، بهره می گیرد. برای انجام پروازهای جهت یابی از سوی زنبوران کارگر مزرعه انجام می شود ، جمع آوری شهد ، گرده گل و آب تا شعاع ۶ تا ۷ کیلومتری از کندو انجام می شود لذا زنبورهایی که حدود ۶ کیلومتر از کندو فاصله گرفته اند ، باید هنگام برگشت راه خود را تشخیص دهند و ضمنا از کوتاه ترین راه به کندو بازگردند. در این پرواز زنبوران باید جهت و موقعیت کندو را تشخیص دهند و برای این تشخیص از فاکتورهای مختلفی مانند خورشید ، تحریکات نوری ، علایم زمینی ، تحریکات بویایی گلها و کلنی زنبور و رنگها استفاده کنند.

● استفاده از خورشید به عنوان یک قطب نما
زنبورهای کارگر از خورشید به عنوان یک قطب نما استفاده می کنند و قادرند شمال ، جنوب ، شرق و غرب را تشخیص دهند بنابراین ، زنبورها همواره وضع خورشید را در آسمان و در ساعت مختلف روز ارزیابی می کنند و به خاطر می سپارند و در جهت یابی از آنها استفاده می کنند. در زنبور عسل دو نوع چشم وجود دارد. چشم مرکب و چشم ساده.

چشمهای مرکب بزرگ و لوبیایی شکل در دو طرف و بالای سر قرار دارند و از تعداد زیادی سلولهای شش وجهی درست شده اند که هر کدام به عنوان یک واحد بینایی عمل می کند. هر چشم مرکب از چندین هزار چشم ساده تشکیل شده است.

چشمهای ساده موجود در چشم مرکب به عنوان شیشه پلاریزه عمل می کنند. درجه معینی از طیف نور را دریافت می کنند و زنبور در مراجعت به کندو فقط در جهتی حرکت می کند که همان طیف نوری را دریافت کرده است.
این عامل باعث می شود زنبور در مسیر بازگشت به کندو گم نشود و وارد کندوی خودش شود. همچنین زنبور عسل قادر است نور خورشید را در موقعیتی که آسمان کاملا ابری است ، در یافت کند و این موضوع به دلیل حساسیت زیاد چشمهای زنبور عسل به اشعه ماوراءبنفش است که از ابر عبور می کند بنابراین چمشهای زنبور عسل از نظر تشخیص رنگ و دریافت اشعه ماوراءبنفش قوی تر و کامل تر از چشمهای انسان است.

منبع:روزنامه جام‌جم

CASSIATORA
2010-Mar-28, 23:47
رفتار بازنبورها

طرز کارکردن و رقتارتان برای زنبورها مهم است هیچوقت در کندو را بدون دود دادن باز نکنید و هیچوقت هم بیش از اندازه به داخل ان دود ندهید.

دود دادن زیاد باعث گیجی و عصبانی شدن زنبورها می گردد با دود دادن به زنبورها خواهید فهماند که ازانها قویترید.وقتی که انها شما را از خودشان قویترحس کردند دیگربه شما حمله ورنخواهند شد .

هنگامی که کندو راباز کرده و بازنبورها کارمی کنید اگر زنبوری ناگاه به دست شما حمله کرد

نترسید و دستتان رابسرعت عقب نکشید زیرا دراین صورت حتما نیش خواهد زدواگر دست رابه همان حال نگهداریدنیش نمیزند.

از هر حرکت ناگهانی در مقبل جمعیت بپرهیزید چون از آن خوششان نمی آید و فورا حمل کرده و نیش می زنند . قاب را هیچگاه به زور بیرون نکشید زیرا ناگهان کنده شده و زنبور ها را عصبانی می کند مواظب باشید که قاب پر از زنبور از دستتان به زمین نیفتد که در این صورت زنبورها به شما حمله کرده ونیش می زنند .

زنبور ها از بوی عرق بدشان می آید و به کسی که بدنش بوی عرق بدهد یا به خود یا موهایش ادکلن و عطر زده باشد حمله می کنند بین رنگها سفید برایشان آرامش دهنده و قهوه ای ناراحت کننده است از پارچه های پشمی به هر نحو و رنگی که باشند بدشان میاد. زهر زنبور عسل مصونیت موضعی می دهد

یعنی اگر زنبور نقطه ای از بدن را نیش زد و این نقطه متورم شد دفعه بعد اگر باز همین نقطه و اطرافش را نیش بزند دیگر متورم نمی شود .

در هوای بارانی و یا وقتی که هوای آفتابی تبدیل به هوای بارانی می شود زنبور ها ناراحتن در چنین مواقعی به کندوهایشان دست نزنید که حمله خواهند کرد.

الکل باعث عصبانیت زنبور ها می شود بعد از نوشیدن مشروبات حتی آب جو به کندو ها نزدیک نشوید هنگام کار کردن با زنبور ها جلوی سوراخ پرواز نایستید زیرا نظم ورود و خروج آنها را به هم زده و زنبور ها که تحمل بی نظمی را ندارند به شما حمله ور خواهند شد

3نکته مهم در هنگام بازدید کندوها

باید همیشه شماره گذاری باشند ودر اولین بازدید بهاری از داخل کندوها حتما از زنده بودن ملکه مطمئن شوید لازم نیست که خود ملکه را ببینید وجود تخم در داخل سلول ها دلیل بر وجود ملکه است ملکه معمولا در هر سلول یک تخم می گذارد هرگاه ضمن بازدید در داخل هر سلول بیش از یک تخم دیدید نشانه آن است که ملکه این جمعیت مدت هاست که از بین رفته وگارگر ها این تخم ها را گذاشته اند زیرا تنها کارگرها هستند که ناشیانه در هر سلول چند تخم می گذارند چیز دیگری که باید در اولین بازدید بهاری به آنتوجه کرد رفتار زنبور ها پس از دادن کمی دود به کندوست و اینکه پس از دود دادن آیا حمله می کنند یا به آرامی بر روی قابها می نشینند در صورت حمله زنبور ها می تواند دلیل بر بی ملکه بودنشان باشد .

به غذای موجوددرکندو نیز درهمین بازدید باید دقت داشته باشید ودر صورت کمبود غذا یک یا دو قاب عسل داخل جمعیتی که کمبود غذادارد آویزان کنید یادتان باشد قاب ها را اول خراشیده و سپس در وسط قاب ها آویزان کنید تا زنبور ها تحریک به خوردن عسل شوند ودر صورت نبود قاب عسل جمعیت را با شربتی که از یک پیمانه آب و یک پیمانه شکر و دو قاشق غذا خوری عسل درست می شود تغذیه کنید (پیمانه یک لیتری) بهتر است که شربت را پس از مخلوط کردن روی آتش گذاشته و حرارت آن را به40درجه رساند یعنی وقتی که انگشت را داخل شربت می زنید حرارت آن را به زحمت احساس کنید این کار را به مدت 10 الی 15 روز ادامه دهید پس تا اینجا فهمیدیم.

نتیجه می گیریم در اولین بازدید بهاره به این سه نکته باید توجه داشت

لف- وجود ملکه

ب - طرز رفتار زنبور ها

ج - مقدار غذا

CASSIATORA
2010-Mar-28, 23:49
معرفی انواع زنبورها

زنبور هندی Aspis Indica

کمی کوچکتر از زنبور عسل معمولی بوده ، قدر کارگرش 13 میلیمتر می‌باشد.

سلولهایی را که با موم در روی شانها درست می‌نماید از سلولهای زنبور عسل

کوچکتر هستند.

زنبور درشت Apis Dorsata

در هندوستان و چین زندگی نموده و بزرگترین نوع زنبور عسلی است که تاکنون شناخته شده است.

به حالت وحشی زندگی کرده و در زیر شاخه‌های درخت شانش را می‌چسبانند.

سالانه چند بار از نقطه‌ای به نقطه دیگر کوچ می‌نمایند.



زنبور ریزApis Florea

از همه زنبورها کوچکتر بوده و فقط یک شان درست می‌کنند

که مثل زنبورهای درشت به زیر شاخه درخت می‌چسباند

به حالت وحشی در هندوستان و جنوب ایران یافت می‌شوند.



زنبور عسل معمولیApis Meaifica

همان زنبور عسل معمولی است که فقط آنها را در دهات و شهرها

برای تولید عسل در کندوها نگهداری می‌کنند.

خواصی را که از یک نژاد خوب باید انتظار داشت عبارتند از:

آرام باشند و نیش نزنند،

پر محصول باشند،

بچه به اندازه لازم بدهند،

گلهای شهددار را به سرعت پیدا کنند،

در مقابل امراض مقاوم باشند،

مصرف عسل زمستانی آنها کم باشد،

رشد سالانه‌شان را هر چه زودتر شروع کرده

و سریع به حداکثر رشدشان برسند.

از مهمترین نژادهای این زنبور می‌توان به:

زنبور عسل اروپای مرکزی ،
زنبور سیاه ،
زنبور ایتالیایی قفقازی
و زنبور نژاد ایرانی نام برد.

آفات و بیماریهای زنبور عسل

از مهمترین بیماریها می‌توان به
لوک آمریکایی ،
لوک اروپایی ،
نوزما ،
کنه دونی
، یبوست ،
شپشک زنبور عسل
و کرم موم خوار اشاره کرد

CASSIATORA
2010-Mar-28, 23:50
انتخاب محل زنبورستان

يکي از مهمترين نکات مديريتي در پرورش زنبور عسل انتخاب صحيح محلاستقرار زنبورستان است.
شرايط مطلوب براي محل استقرار يک زنبورستان و محل استقرارکندوها

1- شرايط آب و هوايي :

به طور کليشرايطي چون گرما يا سرماي بيش از حد تحمل زنبورها ، بارندگي پيوسته و زياد ، هوايابري در بيشتر اوقات سال يا فصل مورد نظر ، بادهاي شديد ، هواي شرجي يا هواي غالبامه آلود ، افزايش يا کاهش ناگهاني درجه حرارت هوا و آلودگي غير تحمل هوا ممکن استچنان منطقه اي را براي استقرار زنبورستان نا مطلوب کند .

2 - پوشش گياهي منطقه :

به طور کلي گياهاني چون توتون ، پنبه ،آفتاب گردان ، يونجه ، شبدر ،اسپرس ، بيدمشک ، گوَ ن ، آويشن ، خردل ، زعفران ، نخود ، لوبيا ، نعنا ، سيب ،گلابي ، مرکبات ، اقاقيا ، کاج ، گياهان زينتي و طيف بسيار وسيعي از ديگر گياهانزراعي ، باغي ، جنگلي و مرتعي منابع شهد وگرده براي زنبورعسل محسوب مي شوند.

3- اهميت وجود منبع آب سالم در اطراف زنبورستان :

زنبور نيز مانند ساير جانداران بهآب به عنوان حياتي ترين نياز خود احتيج دارد.

4- بهداشت منطقه زنبورستان و اهميت آن :

زنبور عسل نيز مانندساير حيوانات به برخي از بيماري ها حساس است و متاسفانه بيشتر بيماري ها باعثانهدام بخش مهم يا تمامي کلني هاي زنبور دار مي شودويا ضمنخسارت به زنبور دار معالجه مي شوند . بنابراين اقتصادي ترين اقدام براي جلوگيري ازابتلاي زنبورها به بيماري توجه زنبور دار به بهداشت منطقه است .

5 - آلودگيهاي صوتي و بوهاي نامطلوب :

مکان استقرار زنبورستان بايد دست کم2کيلومتر از دامداري ها ، مرغ داري ها ، کارخانه هاي دباغي و ديگرمجتمع هاي توليدي که بوي ناخوشايند در آن ها توليد مي شود دور باشد . زيرا بوي بدزنبوران را فراري مي دهد . زنبورستان ها هم چنين بايد از نقاط پر سرو صدا مثل جاده هاي پر رفت وآمد ، کارخانه هاي پر سروصدا و غيره به اندازه کافي دور باشند تا سرو صدا موجب هراس زنبورها و فراري شدنآنها نشود .

6- اهميت دور بودن کافي زنبورستان ازنقاط مسکوني :

زنبورها با توجه به شعاع پرواز خود ممکن است تا 12 کيلومتر ازمحل زنبورستان دور شوند . نزيک بودن زنبورستان به مناطقمسکوني ممکن است باعث مشکلاتي براي زنبور دار شود.

7- اهميت رعايت فاصله زنبورستان هااز هم :

حداقل فاصله لازم به رعايت زنبورستان ها از يکديگر در هر منطقه 6کيلومتر است . چنانچه اين فاصله کمتر شود بخصوص اگر منطقه پوشش گياهي چندان خوبينداشته باشد چند مشکل اساسي پيش خواهد آمد .
1- توليد عسلکمتر در دو زنبورستان مجاور هم به علت کمبود منابع شهد وگرده 2- به علت گرده افشاني بيش از حد مورد نياز بيشتر گل ها بهميوه يا بذر تبديل شده و تمام ميوه ها قادر به دريافت مواد غذايي کافي نمي شوند واز کيفيت محصول کاسته شده 3- امکان رفتن اشتباهي زنبورهاي يک زنبورستان بهزنبورستان هاي ديگر و شيوع بيماري و غارت وجود دارد.

8- نياز زنبورستان به حصار

9- ميزان نزديکي زنبورستان به جاده

براي دسترسي به وسايل نقليه براي حمل ونقل ،بارگيري و تخليه کندوها

10- بهترين مناطق استقرار يک زنبورستان :

بي ترديد بهترين مکان استقرار يک زنبورستان در يک باغ يا مزرعهبزرگي است که محصول آن بايد توسط زنبور عسل گرده افشاني شود. در اين صورت علاوه برتوليد عسل براي زنبوردار محصولات کشاورز يا باغ دار هم به قدر کافي گرده افشاني ميشود.

11- استقرار زنبورستان در کنار دريا يارودخانه :

چنانچه زنبورستان در ساحل دريا يا رودخانهمستقر شود زنبورها براي نوشيدنو جمع آوري آب بطرف آنها رفتهو معمولا جريان آب رودخانه يا امواج دريا بيشتر زنبورها را غرق مي کند و به اينترتيب خسارت سنگيني به جمعيت کلني ها وارد مي شود.

12-سطحزنبورستان و استقرار کندوها روي پايه يا سکو :

سطحزمين زنبورستان بايد دست کم 30 سانتي متر بالاتر از زمين هاي اطراف باشد.

13-فاصله کندوها از هم در يک زنبورستان :

در يک زنبورستان رعايت فاصله 5/2 متر بين دو کندو ضروري است.

14-مکان زنبورستان در رابطه باسمپاشي باغ ها و مزارع

15- جهت استقرار کندوها درزنبورستان

چنانکه منطقه اي که زنبورستان در آن مستقراست بادخيز نباشد مي توان کندوها را به گونه اي در زنبورستان مستقر کرد که سوراخپرواز آنها به سمت مشرق يا جنوب باشد در اين صورت با طلوع خورشيد نور به سمت جلويکندوها مي تابد و زنبورها زودتر فعاليت روزانه را آغاز مي کنند.در مناطق بادخيزسوراخپرواز بايد در جهت مخالف وزش باد باشد تا بخصوص درزمستان باد سرد به داخل کندوها وزيده نشود و در ساير مواقع نيز موجب ناراحتيزنبورها نشود.

16-محافظت کندوها از عوامل نامساعد جوي و محيطي

17-مسافت مکان جديد زنبورستان تا مکان قبلي

شعاع پرواز مفيد زنبور عسل به 2 کيلومتر و شعاعپرواز دور آن به 6 کيلومتر و گاهي به 12 الي 5/13 کيلومتر ميرسد. براي جلوگيري از مراجعت زنبورها به مکان زنبورستان قبلي مکان زنبورستانجديد تا قبلي بايد بيش از 6 کيلومتر فاصله داشته باشد.

18-رابطه کندو و مساحت زنبورستان :

ديوارها نبايد از 2 متر مرتفع تر و فواصل بين کندوها به ميزانحداقل 5/2 متر از هم بايد رعايت شود.

19- نحوهاستقرار کندوها در زنبورستان :

محل استقرار کندوها درزنبورستان بايد به گونه اي طراحي شود که زنبورهاي پرواز کننده از کندوهاي مختلفمانعي در جلوي زنبورهاي ديگر نباشد به همين جهت در استقرار کندوها طرح هايي چون زيگزاگ - مربع - گروهي - موازي و غيره ممکن است عملي گردد.

20-زنبورستان در مناطق گرمسيري:

زنبور عسل در حرارت 16 تا 32 درجه سانتيگراد در حداکثر فعاليت است و 34 تا 39 درجه سانتي گراد و 16 تا 8 درجه سانتي گرادبه تدريج از فعاليت آنها کاسته مي شود و در دماي کمتر از 8 درجه سانتي گراد و بيشتراز 39 درجه سانتي گراد از کندو خارج نمي شوند.

CASSIATORA
2010-Mar-28, 23:52
ساختار بدن زنبور


زنبور عسل یکی ازحشراتمفید برای انسان است که متعلق به رده دوبالان می‌باشد. زنبور عسل خیلی پیش از انسان در روی زمین بوجود آمده و زندگی می‌کرده است. زنبور عسل حدود 150 میلیون سال قبل وجود داشته و مشغول زاد و ولد بوده است. منتها با این تفاوت که در آن فاقد یک زندگی اجتماعی بوده و مثل خیلی از زنبورهای غیر عسلی امروزی ، زندگی انفرادی داشته و هر زنبور لانه مخصوص بخود را داشته و در آن زندگی می‌کرده است. کندو محلی است که زنبورها در آن تولد یافته ، کار کرده ، خواهران و برادران خود را پرورش داده و مواد غذایی لازمه را در آن انبار و ذخیره می‌کنند. زنبور عسل دارای نژادهای مختلف است و ساختمان بدنی پیچیده‌ای دارند.
ساختار بدن

زنبور عسل

سر
در جلوترین قسمت بدن قرار داشته و شامل اعضای زیر است: دو عدد چشم مرکب ، سه عدد چشم ساده ، دو عدد آنتن و دهان با خرطوم. بزرگی چشمها وسیله‌ای است که زنبوردار به کمک آن به راحتی می‌تواند زنبور نر را از کارگر تشخیص دهد. زیرا چشمهای زنبور نر بزرگتر بوده و از عقب سر بهم می‌رسند، ولی در زنبور کارگر و ملکه بهم نمی‌رسند. کار آنتنها ، لمس کردن و بوییدن است. زنبور به کمک خرطوم ، شهد را از روی گلها جمع آوری و از راه دهان به داخل کیسه عسلی می‌فرستد.

سینه

از سه حلقه کیتینی درست شده و اعضای زیر به آن اتصال دارند: چهار عدد بال یا پر که دو عدد آنها بالهای جلویی و دو عدد دیگر بالهای عقبی هستند. شش عدد پا که جفت عقب آن دارای حفره‌هایی به نام سبد می‌باشند و زنبور عسل در دوران فعالیت خود گرده‌های گل در آن پر و با خود به کندو حمل می‌کند. این سبدها در کارگران بزرگتر از نرها هستند.

شکم

در قسمت انتهایی بدن قرار داشته، از 6 حلقه کیتینی پشتی و 6 قطعه شکمی تشکیل شده است. در انتهای شکم مخرج برای دفع مدفوعات دیده می‌شود. از راه همین مخرج ، زنبور قادر است خاری را که در داخل بدنش جای دارد، خارج کرده و نیش بزند. زنبور نر نمی‌تواند نیش بزند، چون اصلا نیش ندارد.

غده های مهم

• در داخلا دو طرف سر کارگر یک جفت غده‌ای به نام غده‌های شیری وجود دارد که از خود ماده‌ای به نام شیر یا ژله شاهانه ترشح می‌کند و با آن ملکه و لاروهای خیلی جوان را تغذیه می‌نمایند.

• غده‌های بزاقی همراه با یک جفت غده سینه‌ای بوسیله یک کانال مشترک ، ترشحاتشان را به داخل دهان زنبور می‌ریزند. ترشحات این غده‌ها در موقع لارو بودن صرف تنیدن به دور خود شده و پس از رشد و تبدیل به یک زنبور کامل ، نقش غده بزاق دهان را در زندگیشان بازی می‌کنند.

• غدد زیر آرواره‌ای که در کارگران خیلی کوچک و غیرفعال بوده و در ملکه بسیار بزرگ و فعال است.
ماده‌ای بوسیله این غده ترشح می‌شود که با بوی مخصوصش باعث تمیز ملکه از سایر زنبورها می‌شود.

• در زیر شکم زنبورها 4 جفت غده‌هایمومی وجود دارد که سه جفتش فعال هستند و موم ترشح می‌کنند و بکار ساختن سلولها و شان می‌خورند.

• غده‌های بویایی: در پشت زنبورها غده‌ای به نام غده بویایی دیده می‌شود که کارش تشخیص بوهاست.

• غده‌های مخزنی: سه عدد غده در مخزن به نام غده‌های مخزنی ، مدفوعاتی را که در آنجا ذخیره شده‌اند، مرتب ضد عفونی می‌کنند.

CASSIATORA
2010-Mar-28, 23:55
كندو


خصوصيات يك كندو ازورود زنبورهاي مهاجم جلوگيري كند. مقاوم در برابر اثرات مخرب نور خورشيد و باران باشد. مانع از نفوذ موريانه ها گردد. اغلب كندوها چوبي هستند و رايج ترين آنها به نامهاي مدرن يا ملي هستند.
قسمتهاي مختلف يك كندو از پائين به با لا تخته تحتاني - طبقه - پنجره ملكه - قابها و زيرسازي آنها - صفحه جدا كننده - سرپوش
ابزار آلات زنبورداري لباس كار زنبورداري - يك جفت پوتين يا چكمه خوب - يك جفت دستكش - توري جهت پوشاندن صورت - دودي يا دودكن - كاردك زنبورداري - كلاه - برسي يا شاه پر- قفس ملكه - بچه گير - يك قوطي كبريت
دودي يا Smoker زنبوران عسل تندخو به سادگي به زنبوردار اجازه خارج كردن عسل از كندو را نخواهند داد. براي تخفيف دادن حملات آنها و يا اداره كردن زنبوران زماني كه كندو مورد بازديد قرار مي گيرد از وسيله اي بنام دودي يا دود كن استفاده ميشود. برخي از دودكن ها از قلع و برخي از مس يا استيل ضد زنگ ساخته شده اند ويك دودكن بايد دمنده قوي (ماق) و مخزن آتش مناسب داشته باشد. بسته هاي مقواي نازك ،گوني كنف خشك و بخصوص پوسيده ،تكه هاي پارچه يا لباس پشمي كهنه ،چوب پوسيده و پهن گاو بهترين سوختها براي دودكن به حساب مي آيند.
چند نكته راجع به زنبورداري 1-رنگ كندوها را اغلب به علت تشخيص بهتر آنها و انعكاس حرارت و جلوگيري از نفوذ گرما به داخل كندو سفيد انتخاب مي كنند. 2- فضاي مورد نياز براي فعاليت هر زنبور در كندو حدود 8 ميلي متر مي باشد. 3- زنبورها از رنگهاي سياه و قهوه اي خوششان نمي آيد و در هنگام كار از بكار بردن وسايل اين رنگي بايد خودداري كرد.

آناتومي وانواع زنبور عسل زنبور عسل موجودي است كه به صورت اجتماعي زندگي مي كند و به دو صورت نر و ماده مي باشد كه ماده ها شامل ملكه و زنبور كارگر مي باشند. قسمتهاي مختلف بدن يك زنبور سر: (چشمها- شاخك ها- ضمائم دهاني- مغز و غدد گوناگون ) سينه : ( بالها و پاها به آن اتصال دارند و مركز حركتي بدن زنبور است ) شكم: ( دستگاه گوارش – تنفس و گردش خون – نيش يا زوائد توليد مثلي است) چشمها: دوعدد چشم مركب با چندين عدسي در دو طرف سر و سه چشم بسيار ساده كوچك بر روي فرق سر دستگاه گوارش شامل فك و خرطوم است .

كار فك يا مانديبول mandible گزش، جويدن ، مكش و عمل ليسيدن آلت چنگ زدن به منظور: جمع آوري گرده – موم كاري – تميز كردن كندو – جنگيدن – برداشت كردن و چيدن – كار با بره موم و تثبيت آن - پرستاري نوزادان
انواع زنبور: هر كلني شامل ملكه ، چند زنبور نر ، هزاران كارگر و نوزاد (تخم- لارو و شفيره مي باشد.)
ملكه:زنبور ملكه بزرگتر از زنبور كارگر و طويل تر از زنبور نر است و تنها يكبار جهت جفتگيري از كندو خارج مي شود.وظيفه عمده ملكه تخم گذاري بوده و در طول اوج فصل پرورش نوزادان بين 1500 تا 3000 تخم مي گذارند.
جفتگيري ملكه اصطلاحا اين عمل را پرواز عروسي (Neptune) مي گويند كه 5 روز پس از خروج ملكه از سلول نوزادي اتفاق مي افتد.ملكه به همراه بسياري از زنبور هاي نر به پرواز در مي آيد او در ارتفاعات بالا پرواز كرده و تنها چند نر از 500 نر موفق به جفتگيري مي شوند. ارگان نرينه زنبور نر موفق, پس از جفتگيري شكسته و در ارگانلهاي حياتي ملكه گير مي كند و باعث مرگ زنبور نر مي شود و ملكه 3 الي 4 روز بعد از جفتگيري تخمگذاري مي كند.
زنبورنر:تنبل ترين زنبورهاست و تنها وظيفه آنها جفتگيري با ملكه است.
زنبور كارگر:كوچكترين و پرجمعيت ترين زنبوران عسل هستند و 98 درصد جمعيت كلني را تشكيل مي دهند .
وظايف يك زنبور كارگر عمل پاكسازي و نظافت - تغذيه و مراقبت از نوزادان - شان سازي - كمك كردن به ملكه - پرواز جهت يابي - تهويه كندو - وظايف محافظتي - جاسازي عسل ، گرده ، شهد و آب در سلولها - جلوگيري از غارت.

CASSIATORA
2010-Mar-28, 23:58
پرورش زنبور عسل

مقدمه

زنبورهای یک کندو شامل یک ملکه ، چند صد زنبور نر و چندین هزار زنبور کارگر می‌باشد. در تابستان و بهار که زنبورها فعالیت زیادی برای جمع آوری شیره دارند کندو ممکن است 7 - 5 کیلو زنبور داشته باشد و تعداد زنبورهای نر در این موقع زیادتر از هر موقع دیگر در کندو دیده شوند. هر یک از این دو نوع زنبور وظیفه خاصی دارند ولی منظوری که یک کندو تعقیب می‌نماید عبارت از بقای نسل و یا دفاع و نگهداری کندو می‌باشد و نظر انفرادی در بین نیست و هیچکدام از آنها در نتیجه سعی انفرادی قادر نیستند که برای مدت طولانی زنده بمانند و بنابراین هدف آنها بطور دسته جمعی انجام می‌گیرد.


زنبور ملکه

ملکه زنبور عسل به سادگی از کارگران و زنبور نر مشخص می‌شود. ملکه نسبتا درشت تر و درازتر از کارگران و درازتر از زنبوران نر است، ولی پهن‌تر از آنها نیست. از آنجا که شکم ملکه طویل و در سطح زیرین پهن است، طول بالهایش نسبت به بدن از بال کارگرها و زنبوران نر کوتاه تر است. نیش ملکه کمی خمیده است و نسبت به نیش کارگر دارای دندانه‌های کمتری است و فقط برای از بین بردن ملکه‌های رقیب بکار می‌رود. حرکت ملکه در حالت عادی ملایم است ولی در مواقع احتیاج می‌تواند با سرعت حرکت کند. تمام تخمهایی که در سلولها قرار دارد، بوسیله ملکه واحد کندو گذاشته می‌شود. این ملکه در جوانی در هوای آزاد با یک یا چند نر پشت سر هم جفتگیری و برای خود تا آخر عمر اسپرم ذخیره می‌کند.

فصل پرورش زنبورها

فصل پرورش نوزادان در شرایط آب و هوایی معتدل ، به مقدار کم ، از اواسط دیماه شروع شده مرتب توسعه می‌یابد و اوایل اردیبهشت به حداکثر خود می‌رسد. در صورتی که شرایط اجازه دهد، فعالیت تولید مثل آنها ، به همین وضع ، تا اواخر خرداد ماه ادامه پیدا می‌کند و از آن به بعد رو به نقصان می‌گذارد. در ماههای آبان و آذر فعالیت زاد و ولد بکلی متوقف می گردد. نژادهای مختلف زنبورعسل از این حیث دارای خصوصیات متفاوت هستند. هنگامی که تولید مثل کلنی در حداکثر توسعه خود می‌باشد، یک ملکه ممکن است 1500 تا 2000 تخم در روز بگذارد.

پرورش ملکه

در یک کلنی زنبور عسل ، پرورش ملکه ممکن است به یکی از علل زیر صورت گیرد:
• نشاندن ملکه جدید به جای ملکه‌ای که به علت نامعلوم معدوم شده است.
• تعویض ملکه‌ای که پیر شده ولی هنوز مایل است فعالیت داشته باشد.
• برای ازدیاد کلنی یا بچه بیرون کردن.


در هر یک از حالات فوق ، کارگزاران موقعی اقدام به ساختن خانه ملکه و پرورش آن می‌کنند که ماده بخصوص جلوگیری کننده به آنها نرسد. در حالت اول ، چندین ملکه در خانه‌های اضطراری که با تغییر شکل خانه کارگران ساخته شده، پرورش داده می‌شوند. در ابتدای ساختمان خانه اضطراری ، سلول اصلی بوسیله مایع بخصوصی که از غده زیر فکی کارگران ترشح می‌شود، انباشته شده، لارو داخل سلول اصلی در سطح آن شناور می‌شود. به این ترتیب ، لارو وارد قسمت ویژه‌ای که برای پرورش ملکه ترتیب داده شده می‌گردد.

لاروهایی که برای پرورش اضطراری ملکه انتخاب می‌شوند اغلب دو روزه هستند ولی لاروهای سه روزه هم می‌توان یافت. معمولا کارگران کوشش می‌کنند که در پرورش اضطراری ملکه از لاروهای مسن‌تر استفاده کنند. در صورتی که لارو انتخاب شده برای پرورش ملکه دو روزه باشد، در حدود 11 روز بعد ، ملکه کامل از سلول خارج می‌شود و اگر شرایط هوایی مساعد باشد، در فاصله 10 روز بعد جفت گیری کرده خود را برای تخم گذاری آماده می کند. در این صورت ، از وقتی که کندو ملکه‌ای را از دست می‌دهد تا هنگامی که ملکه تخمگذاری جانشین آن گردد حداقل سه هفته طول می‌کشد.

جفتگیری

ملکه باکره وقتی که تقریبا 5 -3 روزه است، قبل از پروازهای مخصوص جفتگیری پروازهای اکتشافی در اطراف کندو می‌نماید. جفتگیری معمولا در گرمترین اوقات روز صورت می‌گیرد. گاهی ملکه بعد از چند دقیقه جفتگیری کرده به کندو برمی‌گردد. مشاهده جفتگیری که مطمئنا در آسمان انجام می‌گیرد خیلی کم صورت گرفته است. زنبورهای نر در آسمان به سرعت در اطراف ملکه پرواز می‌کنند و هر یک کوشش دارند که خود را به او برسانند. این پرواز دسته جمعی مدتی بطور زیگزاگ ادامه دارد. زنبور نری که موفق به جفتگیری می‌شود آلت تناسلی و قسمتی از اعضای مربوط را از دست داده و می‌میرد.

در مدت کوتاهی که عمل جفتگیری انجام می‌گیرد، اسپرم نر به واژن ملکه وارد می‌شود. برای جلوگیری از خروج و ریزش اسپرم از واژن ، حشره نر بلافاصله دهانه خروجی واژن را با ماده ژلاتینی مخصوص مسدود می‌کند. اسپرماتوزوئیدها سپس به سمت کیسه اسپرم شناور و در آن متمرکز می‌شوند. در کیسه اسپرم ، اسپرماتوزوئیدها بطور منظم ، پهلوی هم و تقریبا بدون حرکت قرار می‌گیرند. ملکه معمولا قبل از اینکه شروع به تخم گذاری کند، چندین بار جفتگیری کرده به اندازه کافی برای آینده خود اسپرم ذخیره می‌کند.

تخمگذاری

کمی بعد از اینکه ملکه جفتگیری کرد، توجه کارگران نسبت به ملکه بیشتر می‌ شود. درهر جا که ملکه قرار گیرد حلقه‌ای از کارگران که اعضای آن مرتب تغییر می‌کند، تشکیل می‌گردد. زنبورهای کارگر جوان اقدام به تغذیه ملکه می‌کنند و بدن او را بوسیله شاخکهای خود لمس نموده با دهان می‌لیسند تا مواد مترشحه ملکه را دریافت کرده بین سایر زنبورها تقسیم کنند. ملکه هنگام تخمگذاری در روی شانه‌ها ، روی قاعده مشخصی حرکت می‌کند. ابتدا سر خود را وارد تک تک سلولها نموده آنها را آزمایش می‌کند و سپس تخمی در آن قرار می‌دهد. برای این منظور ، شکم خود را خم کرده انتهای آن را داخل سلول می‌کند.

دیدن ملکه

بعضی از مربیان وقت زیادی برای جستجوی ملکه صرف می‌نمایند ولی بهتر است به جای این کار اطلاع حاصل کنند که ملکه خوب کار می‌کند یا خیر. اگر در کندو به مقدار کافی نسل زنبور در مراحل مختلف دیده شود که در قابها بطور منظم برقرار شده‌اند، نشان می‌دهد که فعالیت ملکه رضایت بخش می‌باشد. بنابراین ، احتیاجی نیست که تمام کندو بازرسی شود و امتحان یکی دو قاب نسل کافی است. ولی اگر حتما لازم باشد که ملکه دیده شود باید کندو را با آرامش کامل باز نمود.


وارد کردن ملکه تازه به کندو

این عمل به منظور تعویض ملکه صورت می‌گیرد. در این روش ، مربیان ملکه لازم را از موسسات تربیت ملکه خریداری و از آن استفاده می‌کنند. می‌توان تعویض ملکه را در هر موقع سال عملی نمود ولی اغلب آن را در اواخر دوره عسل کلی و یا در اوایل بهار انجام می‌دهند و معمولا در بهار ، هنگام جلوگیری از بچه دادن، به این کار اقدام می‌کنند. در هر صورت ، برای شروع به این کار ، باید نصف روز یا چند ساعت قبل از آن که ملکه جدید وارد شود، ملکه سابق را بگیرند و بیرون کنند.

لوازم مورد نیاز برای زنبورداری

یک کندوی خوب باید از ورود زنبورهای مهاجم جلوگیری کند. مقاوم در برابر اثرات مخرب نور خورشید و باران باشد. مانع از نفوذ موریانه‌ها گردد. اغلب کندوها چوبی هستند. قسمتهای مختلف یک کندو از پایین به با لا تخته تحتانی ، طبقه ، پنجره ملکه ، قابها و زیرسازی آنها ، صفحه جدا کننده ، سرپوش ، ابزارآلات زنبورداری لباس کار زنبورداری ، یک جفت پوتین یا چکمه خوب ،‌ یک جفت دستکش ، توری جهت پوشاندن صورت ، دودی یا دودکن ، کاردک زنبورداری ، کلاه ، برسی یا شاه پر ، قفس ملکه ، بچه گیر ، یک قوطی کبریت.

دودی یا Smoker زنبوران عسل تندخو به سادگی به زنبوردار اجازه خارج کردن عسل از کندو را نخواهند داد. برای تخفیف دادن حملات آنها و یا اداره کردن زنبوران زمانی که کندو مورد بازدید قرار می‌گیرد از وسیله‌ای به نام دودی یا دود کن استفاده می‌شود. برخی از دودکنها از قلع و برخی از مس یا استیل ضد زنگ ساخته شده‌اند و یک دودکن باید دمنده قوی و مخزن آتش مناسب داشته باشد. بسته‌های مقوای نازک ، گونی کنف خشک و بخصوص پوسیده ، تکه‌های پارچه یا لباس پشمی کهنه ، چوب پوسیده و پهن گاو بهترین سوختها برای دودکن به حساب می‌آیند.

CASSIATORA
2010-May-20, 19:07
كندو


خصوصيات يك كندو ازورود زنبورهاي مهاجم جلوگيري كند. مقاوم در برابر اثرات مخرب نور خورشيد و باران باشد. مانع از نفوذ موريانه ها گردد. اغلب كندوها چوبي هستند و رايج ترين آنها به نامهاي مدرن يا ملي هستند.
قسمتهاي مختلف يك كندو از پائين به با لا تخته تحتاني - طبقه - پنجره ملكه - قابها و زيرسازي آنها - صفحه جدا كننده - سرپوش
ابزارآلات زنبورداري لباس كار زنبورداري - يك جفت پوتين يا چكمه خوب - يك جفت دستكش - توري جهت پوشاندن صورت - دودي يا دودكن - كاردك زنبورداري - كلاه - برسي يا شاه پر- قفس ملكه - بچه گير - يك قوطي كبريت دودي يا Smoker زنبوران عسل تندخو به سادگي به زنبوردار اجازه خارج كردن عسل از كندو را نخواهند داد. براي تخفيف دادن حملات آنها و يا اداره كردن زنبوران زماني كه كندو مورد بازديد قرار مي گيرد از وسيله اي بنام دودي يا دود كن استفاده ميشود. برخي از دودكن ها از قلع و برخي از مس يا استيل ضد زنگ ساخته شده اند ويك دودكن بايد دمنده قوي (ماق) و مخزن آتش مناسب داشته باشد. بسته هاي مقواي نازك ،گوني كنف خشك و بخصوص پوسيده ،تكه هاي پارچه يا لباس پشمي كهنه ،چوب پوسيده و پهن گاو بهترين سوختها براي دودكن به حساب مي آيند.

چند نكته راجع به زنبورداري 1-رنگ كندوها را اغلب به علت تشخيص بهتر آنها و انعكاس حرارت و جلوگيري از نفوذ گرما به داخل كندو سفيد انتخاب مي كنند. 2- فضاي مورد نياز براي فعاليت هر زنبور در كندو حدود 8 ميلي متر مي باشد. 3- زنبورها از رنگهاي سياه و قهوه اي خوششان نمي آيد و در هنگام كار از بكار بردن وسايل اين رنگي بايد خودداري كرد.

آناتومي وانواع زنبور عسل زنبور عسل موجودي است كه به صورت اجتماعي زندگي مي كند و به دو صورت نر و ماده مي باشد كه ماده ها شامل ملكه و زنبور كارگر مي باشند. قسمتهاي مختلف بدن يك زنبور سر: (چشمها- شاخك ها- ضمائم دهاني- مغز و غدد گوناگون ) سينه : ( بالها و پاها به آن اتصال دارند و مركز حركتي بدن زنبور است ) شكم: ( دستگاه گوارش – تنفس و گردش خون – نيش يا زوائد توليد مثلي است) چشمها: دوعدد چشم مركب با چندين عدسي در دو طرف سر و سه چشم بسيار ساده كوچك بر روي فرق سر دستگاه گوارش شامل فك و خرطوم است .

كار فك يا مانديبول mandible گزش، جويدن ، مكش و عمل ليسيدن آلت چنگ زدن به منظور: جمع آوري گرده – موم كاري – تميز كردن كندو – جنگيدن – برداشت كردن و چيدن – كار با بره موم و تثبيت آن - پرستاري نوزادان.

انواع زنبور: هر كلني شامل ملكه ، چند زنبور نر ، هزاران كارگر و نوزاد (تخم- لارو و شفيره مي باشد.)
ملكه:زنبور ملكه بزرگتر از زنبور كارگر و طويل تر از زنبور نر است و تنها يكبار جهت جفتگيري از كندو خارج مي شود.وظيفه عمده ملكه تخم گذاري بوده و در طول اوج فصل پرورش نوزادان بين 1500 تا 3000 تخم مي گذارند.

جفتگيري ملكه اصطلاحا اين عمل را پرواز عروسي (Neptune) مي گويند كه 5 روز پس از خروج ملكه از سلول نوزادي اتفاق مي افتد.ملكه به همراه بسياري از زنبور هاي نر به پرواز در مي آيد او در ارتفاعات بالا پرواز كرده و تنها چند نر از 500 نر موفق به جفتگيري مي شوند. ارگان نرينه زنبور نر موفق, پس از جفتگيري شكسته و در ارگانلهاي حياتي ملكه گير مي كند و باعث مرگ زنبور نر مي شود و ملكه 3 الي 4 روز بعد از جفتگيري تخمگذاري مي كند.

زنبورنر:تنبل ترين زنبورهاست و تنها وظيفه آنها جفتگيري با ملكه است.

زنبور كارگر:كوچكترين و پرجمعيت ترين زنبوران عسل هستند و 98 درصد جمعيت كلني را تشكيل مي دهند .

وظايف يك زنبور كارگر عمل پاكسازي و نظافت - تغذيه و مراقبت از نوزادان - شان سازي - كمك كردن به ملكه - پرواز جهت يابي - تهويه كندو - وظايف محافظتي - جاسازي عسل ، گرده ، شهد و آب در سلولها - جلوگيري از غارت.

CASSIATORA
2010-May-20, 19:12
راهنمای پرورش و نگهداری زنبور عسل

لوازم مورد نیاز برای زنبورداری

کندو

خصوصیات یک کندو ازورود زنبورهای مهاجم جلوگیری کند. مقاوم در برابر اثرات مخرب نور خورشید و باران باشد. مانع از نفوذ موریانه ها گردد. اغلب کندوها چوبی هستند و رایج ترین آنها به نامهای مدرن یا ملی هستند.
قسمتهای مختلف یک کندو از پائین به با لا تخته تحتانی - طبقه - پنجره ملکه - قابها و زیرسازی آنها - صفحه جدا کننده - سرپوش
ابزارآلات زنبورداری لباس کار زنبورداری - یک جفت پوتین یا چکمه خوب - یک جفت دستکش - توری جهت پوشاندن صورت - دودی یا دودکن - کاردک زنبورداری - کلاه - برسی یا شاه پر- قفس ملکه - بچه گیر - یک قوطی کبریت دودی یا Smoker زنبوران عسل تندخو به سادگی به زنبوردار اجازه خارج کردن عسل از کندو را نخواهند داد. برای تخفیف دادن حملات آنها و یا اداره کردن زنبوران زمانی که کندو مورد بازدید قرار می گیرد از وسیله ای بنام دودی یا دود کن استفاده میشود. برخی از دودکن ها از قلع و برخی از مس یا استیل ضد زنگ ساخته شده اند ویک دودکن باید دمنده قوی (ماق) و مخزن آتش مناسب داشته باشد. بسته های مقوای نازک ،گونی کنف خشک و بخصوص پوسیده ،تکه های پارچه یا لباس پشمی کهنه ،چوب پوسیده و پهن گاو بهترین سوختها برای دودکن به حساب می آیند.
چند نکته راجع به زنبورداری 1-رنگ کندوها را اغلب به علت تشخیص بهتر آنها و انعکاس حرارت و جلوگیری از نفوذ گرما به داخل کندو سفید انتخاب می کنند. 2- فضای مورد نیاز برای فعالیت هر زنبور در کندو حدود 8 میلی متر می باشد. 3- زنبورها از رنگهای سیاه و قهوه ای خوششان نمی آید و در هنگام کار از بکار بردن وسایل این رنگی باید خودداری کرد.

آناتومی وانواع زنبور عسل زنبور عسل موجودی است که به صورت اجتماعی زندگی می کند و به دو صورت نر و ماده می باشد که ماده ها شامل ملکه و زنبور کارگر می باشند. قسمتهای مختلف بدن یک زنبور سر: (چشمها- شاخک ها- ضمائم دهانی- مغز و غدد گوناگون ) سینه : ( بالها و پاها به آن اتصال دارند و مرکز حرکتی بدن زنبور است ) شکم: ( دستگاه گوارش – تنفس و گردش خون – نیش یا زوائد تولید مثلی است) چشمها: دوعدد چشم مرکب با چندین عدسی در دو طرف سر و سه چشم بسیار ساده کوچک بر روی فرق سر دستگاه گوارش شامل فک و خرطوم است .
کار فک یا ماندیبول mandible گزش، جویدن ، مکش و عمل لیسیدن آلت چنگ زدن به منظور: جمع آوری گرده – موم کاری – تمیز کردن کندو – جنگیدن – برداشت کردن و چیدن – کار با بره موم و تثبیت آن - پرستاری نوزادان
انواع زنبور: هر کلنی شامل ملکه ، چند زنبور نر ، هزاران کارگر و نوزاد (تخم- لارو و شفیره می باشد.)
ملکه:زنبور ملکه بزرگتر از زنبور کارگر و طویل تر از زنبور نر است و تنها یکبار جهت جفتگیری از کندو خارج می شود.وظیفه عمده ملکه تخم گذاری بوده و در طول اوج فصل پرورش نوزادان بین 1500 تا 3000 تخم می گذارند.
جفتگیری ملکه اصطلاحا این عمل را پرواز عروسی (Neptune) می گویند که 5 روز پس از خروج ملکه از سلول نوزادی اتفاق می افتد.ملکه به همراه بسیاری از زنبور های نر به پرواز در می آید او در ارتفاعات بالا پرواز کرده و تنها چند نر از 500 نر موفق به جفتگیری می شوند. ارگان نرینه زنبور نر موفق, پس از جفتگیری شکسته و در ارگانلهای حیاتی ملکه گیر می کند و باعث مرگ زنبور نر می شود و ملکه 3 الی 4 روز بعد از جفتگیری تخمگذاری می کند.
زنبورنر:تنبل ترین زنبورهاست و تنها وظیفه آنها جفتگیری با ملکه است.
زنبور کارگر:کوچکترین و پرجمعیت ترین زنبوران عسل هستند و 98 درصد جمعیت کلنی را تشکیل می دهند .
وظایف یک زنبور کارگر عمل پاکسازی و نظافت - تغذیه و مراقبت از نوزادان - شان سازی - کمک کردن به ملکه - پرواز جهت یابی - تهویه کندو - وظایف محافظتی - جاسازی عسل ، گرده ، شهد و آب در سلولها - جلوگیری از غارت...

رقص زنبورچیست؟

رقص نیم دایره ای یا دم جنبان...: رقص نیم دایره که جهت آن به سوی بالا باشد بدین معنی است که غذای پیدا شده در جهت خورشید است.رقص نیم دایره که جهت آن به سوی پایین باشد بدین معنی است که غذای پیدا شده در خلاف جهت خورشید قرار دارد.رقص نیم دایره ای که در زاویه 60 درجه به چپ نسبت به خط عمود انجام می گیرد به کارگران می گوید که مسیر خود رادر 60 درجه به چپ در مسیر خورشید به منظورپیدا کردن غذا قرار دهند.رقص در زاویه 120 درجه به سمت راست نسبت به خط عمود به آنها می گوید راه خویش را در 120 درجه به سمت راست نسبت به خورشید قرار دهند.
رقص دایره ای : یعنی زنبور پیش آهنگ منبعی پیدا کرده و نیاز به برداشت است و در دسترس است ، واین محل دارای بوی خاص می باشد

انتخاب محل زنبورستان :

1 - شرایط آب و هوایی :

به طور کلی شرایطی چون گرما یا سرمای بیش از حد تحمل زنبورها ، بارندگی پیوسته و زیاد ، هوای ابری در بیشتر اوقات سال یا فصل مورد نظر ، بادهای شدید ، هوای شرجی یا هوای غالبا مه آلود ، افزایش یا کاهش ناگهانی درجه حرارت هوا و آلودگی غیر تحمل هوا ممکن است چنان منطقه ای را برای استقرار زنبورستان نا مطلوب کند .

2 - پوشش گیاهی منطقه :
به طور کلی گیاهانی چون توتون ، پنبه ،آفتاب گردان ، یونجه ، شبدر ، اسپرس ، بیدمشک ، گوَ ن ، آویشن ، خردل ، زعفران ، نخود ، لوبیا ، نعنا ، سیب ، گلابی ، مرکبات ، اقاقیا ، کاج ، گیاهان زینتی و طیف بسیار وسیعی از دیگر گیاهان زراعی ، باغی ، جنگلی و مرتعی منابع شهد و گرده برای زنبور عسل محسوب می شوند .

3 - اهمیت وجود منبع آب سالم در اطراف زنبورستان :
زنبور نیز مانند سایر جانداران به آب به عنوان حیاتی ترین نیاز خود احتیج دارد .

4 - بهداشت منطقه زنبورستان و اهمیت آن :
زنبور عسل نیز مانند سایر حیوانات به برخی از بیماری ها حساس است و متاسفانه بیشتر بیماری ها باعث انهدام بخش مهم یا تمامی کلنی های زنبور دار می شود و یا ضمن خسارت به زنبور دار معالجه می شوند . بنابراین اقتصادی ترین اقدام برای جلوگیری از ابتلای زنبورها به بیماری توجه زنبور دار به بهداشت منطقه است .

5 - آلودگی های صوتی و بوهای نامطلوب :
مکان استقرار زنبورستان باید دست کم 2 کیلومتر از دامداری ها ، مرغ داری ها ، کارخانه های دباغی و دیگر مجتمع های تولیدی که بوی ناخوشایند در آن ها تولید می شود دور باشد . زیرا بوی بد زنبوران را فراری می دهد . زنبورستان ها هم چنین باید از نقاط پر سر و صدا مثل جاده های پر رفت وآمد ، کارخانه های پر سر و صدا و غیره به اندازه کافی دور باشند تا سرو صدا موجب هراس زنبورها و فراری شدن آنها نشود .

6 - اهمیت دور بودن کافی زنبورستان از نقاط مسکونی :
زنبورها با توجه به شعاع پرواز خود ممکن است تا 12 کیلومتر از محل زنبورستان دور شوند . نزیک بودن زنبورستان به مناطق مسکونی ممکن است باعث مشکلاتی برای زنبور دار شود .

7 - اهمیت رعایت فاصله زنبورستان ها از هم :
حداقل فاصله لازم به رعایت زنبورستان ها از یکدیگر در هر منطقه 6 کیلومتر است . چنانچه این فاصله کمتر شود بخصوص اگر منطقه پوشش گیاهی چندان خوبی نداشته باشد چند مشکل اساسی پیش خواهد آمد .
1- تولید عسل کمتر در دو زنبورستان مجاور هم به علت کمبود منابع شهد و گرده 2- به علت گرده افشانی بیش از حد مورد نیاز بیشتر گل ها به میوه یا بذر تبدیل شده و تمام میوه ها قادر به دریافت مواد غذایی کافی نمی شوند و از کیفیت محصول کاسته شده 3- امکان رفتن اشتباهی زنبورهای یک زنبورستان به زنبورستان های دیگر و شیوع بیماری و غارت وجود دارد .

8 - نیاز زنبورستان به حصار

9 - میزان نزدیکی زنبورستان به جاده

برای دسترسی به وسایل نقلیه برای حمل و نقل ، بارگیری و تخلیه کندوها

10 - بهترین مناطق استقرار یک زنبورستان :
بی تردید بهترین مکان استقرار یک زنبورستان در یک باغ یا مزرعه بزرگی است که محصول آن باید توسط زنبور عسل گرده افشانی شود. در این صورت علاوه بر تولید عسل برای زنبوردار محصولات کشاورز یا باغ دار هم به قدر کافی گرده افشانی می شود
.
11 - استقرار زنبورستان در کنار دریا یا رودخانه :
چنانچه زنبورستان در ساحل دریا یا رودخانه مستقر شود زنبورها برای نوشیدن و جمع آوری آب بطرف آنها رفته و معمولا جریان آب رودخانه یا امواج دریا بیشتر زنبورها را غرق می کند و به این ترتیب خسارت سنگینی به جمعیت کلنی ها وارد می شود .

12 - سطح زنبورستان و استقرار کندوها روی پایه یا سکو :
سطح زمین زنبورستان باید دست کم 30 سانتی متر بالاتر از زمین های اطراف باشد.

13- فاصله کندوها از هم در یک زنبورستان :
در یک زنبورستان رعایت فاصله 5/2 متر بین دو کندو ضروری است .

14- مکان زنبورستان در رابطه با سمپاشی باغ ها و مزارع

15- جهت استقرار کندوها در زنبورستان :
چنانکه منطقه ای که زنبورستان در آن مستقر است بادخیز نباشد می توان کندوها را به گونه ای در زنبورستان مستقر کرد که سوراخ پرواز آنها به سمت مشرق یا جنوب باشد در این صورت با طلوع خورشید نور به سمت جلوی کندوها می تابد و زنبورها زودتر فعالیت روزانه را آغاز می کنند.در مناطق بادخیز سوراخ پرواز باید در جهت مخالف وزش باد باشد تا بخصوص در زمستان باد سرد به داخل کندوها وزیده نشود و در سایر مواقع نیز موجب ناراحتی زنبورها نشود.

16 - محافظت کندوها از عوامل نامساعد جوی و محیطی

17 - مسافت مکان جدید زنبورستان تا مکان قبلی :
شعاع پرواز مفید زنبور عسل به 2 کیلومتر و شعاع پرواز دور آن به 6 کیلومتر و گاهی به 12 الی 5/13 کیلومتر می رسد. برای جلوگیری از مراجعت زنبورها به مکان زنبورستان قبلی مکان زنبورستان جدید تا قبلی باید بیش از 6 کیلومتر فاصله داشته باشد.

18 - رابطه کندو و مساحت زنبورستان :
دیوارها نباید از 2 متر مرتفع تر و فواصل بین کندوها به میزان حداقل 5/2 متر از هم باید رعایت شود.

19 - نحوه استقرار کندوها در زنبورستان :
محل استقرار کندوها در زنبورستان باید به گونه ای طراحی شود که زنبورهای پرواز کننده از کندوهای مختلف مانعی در جلوی زنبورهای دیگر نباشد به همین جهت در استقرار کندوها طرح هایی چون زیگ زاگ - مربع - گروهی - موازی و غیره ممکن است عملی گردد.

20 - زنبورستان در مناطق گرمسیری :
زنبور عسل در حرارت 16 تا 32 درجه سانتی گراد در حداکثر فعالیت است و 34 تا 39 درجه سانتی گراد و 16 تا 8 درجه سانتی گراد به تدریج از فعالیت آنها کاسته می شود و در دمای کمتر از 8 درجه سانتی گراد و بیشتر از 39 درجه سانتی گراد از کندو خارج نمی شوند.

CASSIATORA
2010-May-20, 19:15
بیماری لوک در زنبور عسل

بیماری لوک در زنبور عسل به دو صورت زیر دیده میشود:

الف) لوك آمریكائی :
این بیماری خسارات زیادی رابه زنبوران وارد می سازد ونه تنها منجربه نابودی یك كلنی شده بلكه همه زنبورستان را نابود می نماید. این بیماری فصلی نبوده و در هر فصلی رخ میدهد.عامل بیماری نوعی باسیل بنام Bacillus Larvae است كه لاروها و شفیره های زنبور کارگر تنها میزبان این باسیل می باشند ضمنا این باسیل اسپور بسیار مقاومی دارد.


انتفال بیماری:
آلودگی از طریق غذای آلوده به اسپور بیماری به لاروهای سالم منتقل میشود.اغلب ناقلان، زنبور های جوان پرستار یا زنبورهایی که حجره ها را تمیز نموده و لاشه تلف شده ها را به خارج از کندو منتقل می کنند می باشند.در معده لارو زنبور اسپور تبدیل به باسیل میشود که این باسیل تولید مثل کرده و لارو را بیمار می کند.این ارگانیزم به لارو زنبور حمله می برد ولارو را پس از پوشانیده شدن سلول با موم در مرحله پیش شفیرگی از بین می برد.


سرعت انتشار بیماری:
سرعت انتشار بیماری متناسب با کمی و زیادی مردگان لاروها می باشد و وقتی که بیماری عمومیت پیداکردو لاروهای مرده زیاد شدند دیگر زنبورها از بیرون کشیدن آنها صرف نظر کرده و از طرفی چون بر جمعیت کندو افزوده نمی شود کندو ضعیف شده و از بین می رود.
اسپر بیماری در مقابل نور آفتاب،خشکی،حرارت،سردی و ضدعفونی های عادی و عمل ضدعفونی عسل بسیار مقاوم است.
علائم بیماری:
در اثرآلودگی،لاروها در مرحله پیش شفیره ای مرده ، به رنگ قهوه ای درآمده ودر نهایت خشك می شوند و به صورت یك پوسته در می آیند كه حذف آنها ازسطح شانها كار مشكلی است. معمولا در این بیماری پوشش محدب سلولها فرورفته شده وپس از پیشرفت بیماری سوراخ می گردد.یکی دیگر از علائم مشخصه این بیماری بوی سیریشم ماهی است که از سلول آلوده به مشام میرسد.این بو ممکن است تا یک متری کندویی که درب آنرا برداشته اند استشمام شود. وقتی چوب كبریتی درون سلول حاوی شفیره فاسد شده وارد شود این شفیره به میزان چند سانتی متر چون ماده لزجی كش می آید.


نحوه برخورد:
موثرترین شیوه مبارزه
۱) استفاده کردن از آنتی بیوتیک ها تا حد امکان کمترمثل سدیم سولفا تیازول و ترا مایسین
۲) در آخر اگر کندوی ما به عامل بیماری مبتلا شد سوزاندن کندوی مبتلا با زنبورها و تمام محتویات داخلش اعم از موم،عسل و... موثر ترین راه ممکنه است چون در غیر این صورت خطر ابتلا دیگر کندوهای ما نیز میرود.


ب) لوك اروپایی:
این بیماری عفونی ناشی از نوعی باكتری بنام Bacillus Alvei است البته این باکتری مانند لوک آمریکایی تولید اسپر نمی نماید.این باسیل تنها عامل بیماری نیست بلکه یک عامل ثانوی یا کمکی برای تولید این بیماری بنام Bacillus Pluton شناخته شده است كه این باکتری هم تولید اسپر نمی نماید.


علائم بیماری:
علائم این بیماری برعکس لوک آمریکایی بسیار متغیر است زیرا لاروها در سنین مختلفی می میرند.نامنظمی علائم با شدت بیماری و طول زمان آلودگی بستگی زیاد دارد.با پیشرفت بیماری سلولهای باز کندو که باید خالی و یا دارای تخم و یا لارو سالم و مریض باشند بطور پراکنده و نامنظم بین سلولهای بسته قرار دارد.
تعداد زیادی از لاروها در این بیماری در صورتی که هنوز بشکل حلقه در ته حجره بدون درب قرار دارند مرده اند بعضی در فاصله سه روزگی که از تفریخ تخم می گذردمرده ولی اکثرا در فاصله بین سه روزگی و روزهایی که درب حجره ها بسته می شوند می میرند یعنی در موقعیکه لاروها زیاد تغذیه می شوند.
حلقه شدن ته سلول و نامنظم بودن زمان مرگ لاروها نسبت به سنشان این بیماری را از بیماری لوک آمریکایی مشخص می نماید.
اولین نشانه این بیماری این است که لاروهای بیمار چاقی و براقی و رنگ سفید زنده کرم سالم را از دست داده و برنگ سفید بی روحی در می آیند و نزدیک به مرگ لارو به رنگ زرد روشن در می آید،ممکن است لاروهای مبتلا حرکات غیر طبیعی از خود نشان دهند و این حرکات سبب می شود که شکل غیر طبیعی در سلول پیدا کنند.
ممکن است در طول پشت کرم رنگ سفید خاکستری تیره یا سفید قهوه ای تیره مشاهده شود علت آن وجود تعداد زیاد باکتری می باشد .در این توده که شکل باسیل پلوتن دیده شده و فرم دیگر باکتری موجود نیست،اول لارو حلقه شده و سپس پوسیدگی شروع و رنگ آنهم از زرد به قهوه ای خاکستری تبدیل شده و نیم شفافیت خود را از دست می دهد،رنگ زرد همزمان با آب شدن و پهن شدن هیکل لارو میباشد،این خاصیت اختصاص به این بیماری دارد.
وقتی که لاشه کرم در سلول خشک شد لوله های تنفسی بعلت اینکه مواد تجزیه شده بدن کرم دور آن جمع شده برجستگی پیدا می کند و بالاخره بقایای لارو برنگ زرد قهوه ای یا خاکستری قهوه ای بوده و با شکل نا منظم بدیواره پایین سلول باقی می ماند(اگر قبل از مرگ بشکل منظم در نیامده باشد) بقایای لاشه کرم هرگز بدیواره سلول نمی چسبد و کارگر برای تمیز کردن حجرات باسانی می توانند تعداد زیادی از آنها را از سلول خارج نمایند.
بوی این بیماری در دوره های اول بیماری بوی ترشیدگی کپک زدگی می باشد ولی موقعی که مواد لاروها به فرم طناب در می آید بوی گوشت گندیده که خیلی زننده می باشد به مشام می رسد.
مطلب دیگر اینکه لاروهای ملکه و نرها هم به این مبتلا می شوند در صورتی که در لوک آمریکایی اینچنین نیست.

بهمن
2010-Jun-03, 14:35
و اوحی ربک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا و من الشجر و مما یعرشون.ثم کلی من کل الثمرات فاسلکی سبل
ربک ذللا یخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فیه شفاء للناس ان فی ذالک لایه لقوم یتفکرون.(نحل 67-69)
پروردگارت به زنبور الهام کرد که در کوهها و درختان و در آنچه سقف دارند لانه کن، آنگاه از هر میوه ای بخور و راه هموار پروردگارت را بپوی ، و از شکم آنها نوشابه ای که رنگهای مختلف دارد بیرون می آید، که آن باعث درمان مردم است، به راستی در این کار نشانه ای برای اندیشمندان است.
طبیعت مظهر هستی و تجلیگاه ایات الهی است و زنبور عسل با ساختمان ظریف وجودی و رفتار دقیق و حساب شده خود انسان را به سوی اثبات وحدانیت و قدرت خالق هستی بخش رهنمون میسازد.نقش بس حساس و تعین کننده این حشره مفید در حفظ و تعادل طبیعت و محیط زیست و تولید فراورده هایی چون عسل موم ژل رویال در در صنعت زنبورداری و بسیاری از طور که اکثر حیوانات دچار بیماری مختلف میشوند و همچنین دشمنان و افات خاصی برای خود دارند زنبور عسل نیز دارای بیماریها و افات و دشمنانی است که موجبات مرگ و میر فراوانی در مراحل مختلف از دوران نوزادی تا بلوغ انها را فراهم می سازد.دانش ما در زمینه بیماریهای زنبور عسل به طور محسوسی با پیشرفت علم افزایش یافته و عوامل اجتماعی محیطی و ژنتیکی که در سلامتی زنبوران موثرند بهتر شناخته شده اند و میکروارگانیسمها که موجب بیماری های زنبور عسل می شوند مورد شناسایی قرار گرفته و داروهای جدید برای مبارزه با انها ساخته شده استصنایع دیگر از جمله دارو سازی شمع سازی قالب سازی نساجی و واکسن سازی منشاء خدمات ارزنده است.همان.به طور کلی بیماریها و مشکلات زنبور عسل ناشی از سه عامل عمده می باشد که این عوامل عبارتند از:
1-عوامل عفونی
2-افات و غارتگران زنبور عسل
3-بیماریهای ناشی از عوامل غیر عفونی مانند عوامل تغذیه ای ژنتیکی و مسمومیت ها و سایر اختلالات.



منبع : http://mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-03, 14:39
نژادهاي مهم زنبورعسل


نژادهاي مربوط به زنبورعسل اروپايي يا غربي بر حسب گسترش جغرافيايي و بر مبناي سيستم طبقه بندي(داپرا)duprawبه چهار گروه به شرح زير تقسيم بندي مي شود:
1- زنبورهاي شمال غربي اروپا (نژاد سياه اروپايي)
2- نژادهاي جنوب شرقي اروپا(نژادهاي كارنيولان و ايتاليايي)
3- نژادهاي خاورميانه(نژادهاي قفقازي و ايراني)
4- نژادهاي افريقايي(جنوب افريقا)

بهمن
2010-Jun-03, 14:41
رده بندي زنبورعسل


زنبورعسل از شاخه1بندپايان2(داراي اتصال پاها)و رده3 حشرات4(داراي سه قسمت سر و سينه و شكم)است.رده حشرات يا شش پايان5 از 30راسته 6تشكيل شده است.يكي از اين راسته ها بال غشائيان(داراي بالهاي غشايي)است.در اين راسته 15 بالا خانواده 7قرار دارد كه يكي از انها بالاخانواده اپوئيده8 يا زنبورهاست.

بالاخانواده اپوئيده خود از 8 خانواده9 تشكيل شده است كه يكي از انها خانواده اپيده10 است.خانواده اپيده نيز به سه زير خانواده 11بومبينه12(زنبورهاي بامبل13)،مليپونينه14(زنبورها ي بدون نيش) و اپينه15(زنبورهاي عسل داراي رقص جهت يابي نعل اسبي شكل)تقسيم ميشود.زير خانواده بامبونه هم هم بدون نيش اند و جنس16 بامبوس 17(نظير اتراتوس)را شامل مي شود.زير خانواده مليپونينه سه جنس زنبورهاي بدون نيش به نامهاي اسكاپتري گونا19(نظير پوستيكا20)،تري گونا(لانه موريانه اي)و مليپونا21(نظير كوادريفاسياتا22)هستند.تمام گونه هاي23(معمولي)زنبورعسل در زير خانواده اپينه داراي زندگي اجتماعي پايدار و از جنس اپيس24 هستند.

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ


۱phylum 2- athropoda 3- class 4- insecta 5- hexapoda 6- order 7- super family 8- apoidea 9- family 10- apidae 11- sub family 12- bombinae 13- bumble bees 14- meliponinae 15- apinae 16- genus 17- bambus 18-bambus atratus

19-scaptotrigon 20-scaptotrigona postica 21-melipona 22-melipona gadrifascitata 23- species 24- apis

۲۳- گونه: مجموع افراد مشابهي كه با هم اميزش و نتاج بارور توليد كنند.

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ

تا كنون در دنيا 9گونه زنبورعسل شناخته شده است كه يك گونه ان،زنبورعسل غربي 1،منشاء اروپايي دارد و گونه هاي زنبورعسل قرمز2،زنبورعسل هندي3،زنبورعسل بزرگ4،زنبورعسل هيماليايي5،زنبورعسل كوچك6،زنبورعسل ريز7،زنبورعسل نولنسيس8و نيگروسينكتا9،با منشاء اسيايي هستند.پنج گونه اول در داخل كندو يا محوطه محصور،روي شانهاي متعددي كه درست مي كنند به زندگي مي پردازند و نحوه مكالمه و ارتباط بين انها بيشتر تكامل يافته است،رقصهاي جهت يابي روي شانهاي عمودي صورت مي گيرد و از نظر اقتصادي (به خصوص گونه غربي)اهميت زيادي دارند.ولي گونه هاي ديگر به صورت ازاد زندگي مي كنند،رقصهاي جهت يابي روي سطح افقي صورت مي گيرد و در داخل محيط بسته (كندو)زندگي نمي كنند.گونه هاي زنبورعسل بزرگ و هيماليايي يك شان بزرگ توليد مي كنند كه معمولا به شاخه اصلي درختان يا صخره ها اويزان است.گونه هاي زنبورعسل كوچك و ريز يك قطعه شان توليد مي كنند كه به شاخه ها اويزان است يا روي شاخه درختان قرار مي گيرد.

از گونه هاي زنبورعسل موجود در دنيا زنبورعسل غربي در اغلب نقاط دنيا و ايران (به جز مناطق كويري)وجود دارد كه رايج ترين گونه و داراي ارزش اقتصادي بسيار است.گونه زنبورعسل كوچك فقط در قسمت جنوب،جنوب غربي و جنوب شرقي ايران وجود دارد.گونه زنبورعسل غربي شامل 24 نژاد10كه مهمترين انها زنبورعسل تيره اروپا11،ايتاليايي12،كارنيول ان13 و قفقازي14 و ايراني15است.

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــ


1- apis mellifera L 2- apis ***chevnikovi 3- apis cerana F 4- apis dorsata F 5- apis laboriosa 6- apis forea 7- apis andreniformis 8- apis nuluensis 9- apis nigrosincta

10- نژاد بخشي از جمعيت يك گونه است كه در موقعيت جغرافيايي و اقليمي يك منطقه در مقايسه با بقيه جمعيت همان گونه خصوصيات ظاهري و رفتاري متفاوتي دارد.


11- apis mellifera mellifera L 12- apis mellifera lingustica spin 13- apis mellifera carnica pollmann 14- apis mellifera caucasica 15- apis mellifera meda


منبع : http://mellifera.blogfa.com/

بهمن
2010-Jun-03, 14:43
گونه های و نژادهای زنبور عسل


تاکنون 5 گونه زنبور عسل شناخته شده اند که عبارتند از:
1- زنبور عسل معمولی یا اروپایی(Apis mellifera)
2- زنبور عسل شرقی یا هندی (Apis cerana)
3- زنبور عسل بزرگ (Apis dorsata)
4-زنبور عسل کوچک(Apis florea)
5-زنبور عسل کوچولو(Apis andreniformis) که اخیرا در چین شناخته شده و از نظر شکل شناسی با A.florea تفاوت دارد.


زنبور عسل معمولی یا اروپایی مهمترین گونه شناسایی شده زنبور عسل است که عمده مباحث مربوط به پرورش زنبور عسل مربوط به همین گونه است.
گونه اروپایی و هندی می توانند درون کندو زندگی کرده و از نظر اقتصادی برای انسان حائز اهمیتند ولی سه گونه بعدی به صورت آزاد در طبیعت زندگی کرده و قادر به زندگی درون کندو نیستند.
در زیر پنج نژاد معروف از گونه زنبورعسل معمولی یا اروپایی که شهرت جهانی دارند معرفی شده اند.
1- زنبورعسل سیاه (A.m.mellifera)
این زنبور در تمام قاره اروپا، کوههای آلپ و روسیه مرکزی وجود دارند.افراد این نژاد در زنبورهایی درشت و سیاه رنگند. رشد جمعیت این نژاد در بهار کند بوده ولی در اواخر تابستان و اوائل زمستان، کلنی به بیشترین رشد خود می رسد که در آن زمان دیگر در طبیعت گلی وجود ندارد(عیب این نژاد) این زنبور نسبت به امراض زنبور و پروانه موم خوار حساسند. تنها مزیت این نژاد این است که شرایط زمستان را بخوبی تحمل می کنند که آن هم با خوردن غذای زیاد توام است.
2- زنبور عسل ایتالیایی (A.m.ligustica)
موطن اصلی آن ایتالیا بوده و از نر جثه کوچکتر و ظظریفتر از زنبورسیاه بوده و رنگ آن معمولا زرد مایل به قهوه ای است. این نژاد دارای خصوصیات رفتاری خوب ازجمله آرام بودن و تمایل کم به بچه دهی، تولید اندک بره موم، عسل آوری و رشد سریع کلنی در اوایل بهار است. از طرفی زمستان را بخوبی تحمل نکرده و حس غارت در آن قوی بوده و حس جهت یابی ضعیفی دارند و گاهی اشتباها به کندوی مجاور می روند.
3- زنبور قفقازی (A.m.caucasica)
این نژاد ساکن کوههای قفقاز در گرجستان بوده و دارای رنگ بدن خاکستری روشن است.زنبورهایی آرام هستند و کمتر نیش می زنند و تا اواسط تابستان جمعیتش به بیشترین حد می رسد. ویژگی مطلوب آن تمایل کم به بچه دهی است اما تولید زیاد بره موم در آنها و در نتیجه چسباندن کادرها به همدیگر، کار با آنها را مشکل می سازد. این نژاد به نوزما حساس بوده و از زمستان گذرانی خوبی برخوردار نیستند.
4- زنبور عسل کارنیولان (A.m.carnica)
در قسمت جنوبی کوههای آلپ و شمال بالکان و در دره دانوب پراکنده اند.از نظر اهری شبیه زنبوران ایتالیایی است و رنگ بدن قهوه ای مایل به خاکستری است. از ویژگی های مطلوب آن می توان به آرام بودن،کم بودن نیاز غذایی اشاره کرد. این نژاد کم بچه می دهند،غارت نمی کنند و عسل خوبی تولید می نمایند و نسبت به بیماری های زنبورعسل مقاومند.
5- زنبور عسل ایرانی(A.m.mede&persica)
موطن اصلی آن ایران بوده و سه حلقه ول شکم آن سیاه و بقیه حلقه ها زرد مایل به قهوه ای است. در کتاب های زنبورداری از این زنبور بعنوان زنبور نیش زن یاد میشود.این نژاد از سایر نژادهای فوق قانع تر بوده و مصرف غذای آن در زمستان اندک است. بره موم زیادی مصرف می کند اما مقدار آن از نژاد قفقازی کمتر است.در مناطق سردسیر سرمای زمستان را بخوبی تحمل میکن و در اوایل بهار رشد آن خوب بوده و تا خردادماه به بیشترین مقدارش می رسد. از ویژگی های نامطلوب این نژاد می توان به تمایل آن به غارتگری و تولید بچه زیاد اشاره کرد


منبع : http://www.beekeeping.mihanblog.com

بهمن
2010-Jun-03, 14:46
تاريخچه زنبورداري در ايران


زنبورداري در ايران سابقه قديمي دارد.در دوره هخامنشيان نگهداري زنبورعسل در ايران رواج داشته است و از عسل به عنوان يك ماده شيرين غذايي و دارويي استفاده ميكردند،پيدا شدن دشته مفرغي در لرستان منقش به شكل زنبورعسل و متعلق به 800سال قبل از ميلاد معرف قدمت اشنايي ايرانيان با اين حشره مفيد است.با پيشرفت پرورش زنبورعسل در اروپا و امريكا وبا ورود كندوهاي مدرن و ملكه هاي هيبريد به كشور (1335 به بعد)علاقه منداني در نقاط عسلخيز كشور به ايجاد واحدهاي بزرگ صنعتي پرورش زنبورعسل توجه كردند.نگهداري زنبورعسل در اكثر مناطق خوش اب و هوا ومستعد كشور زياد بوده و هست.در بعضي از مناطق نگهداري كندوهاي بومي مرسوم است ولي امار سالهاي اخير نشان ميدهد كه كندوهاي بومي كم شده و جاي خود را به كندوهاي مدرن داده است.درحال حاضر زنبورداري در كليه مناطق ايران جز مناطق كويري كشور گسترش پيدا كرده است.

منبع : http://mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-03, 14:52
جایگاه زنبور عسل در رده بندی جانوری

زنبور عسل به ان دسته از زنبورها اطلاق ميشود كه به حالت اجتماعي زندگي كرده نوزادان خود را پس از تفريخ از تخم با گرده و نوش گلها پرورش مي دهند و تا موقعي كه به صورت حشره كامل در ايند از انها نگهداري مي كنند.زنبور عسل از نظر رده بندي جزء شاخه بند پايان،زير شاخه تراشه داران،ردي يا كلاس حشرات،زير رده بالداران،گروه حشرات با دگرديسي كامل،راسته بالغشائيان،زير راسته نيش داران،بالاخانواده اپوئيده،زير تيره اپينه و جنس اپيس يا زنبور ميباشد.در حال حاضر چهار گونه مختلف از جنس زنبور يا اپيس در دنيا شناخته شده است.



زنبورهاي عسل بدون نيش


زير خانواده هايي از زنبورعسل به صورت اجتماعي زندگي مي كنند كه بر خلاف زير خانواده اپينه(زنبورعسل معمولي)نيش ندارند.جنس ها و گونه هاي متفاوت اين نوع زنبورها به صورت بومي در مناطق استوايي اسيا،افريقا،استراليا و امريكا زندگي مي كنند.معمولا اين نوع زنبورها از نظر شكل ظاهري و اندازه بدن تفاوت دارند.

ملكه سر بزرگتري دارد و بدنش با موي زيادي پوشيده شده است.كلني انها داراي ميانگين توليد عسل 4كيلوگرم در سال است كه ارزش غذايي ان بيشتر و در نتيجه گرانتر است.اما كنترل و نگهداري اين نوع كلني راحتتر است.با انكه اين نوع زنبورها نيش ندارند داراي خصوصياتي هستند كه مي توانند در هنگام خطر از خود دفاع كنند و اين خصوصيات ممكن است حتي براي انسان نيز نامطلوب باشد.سازو كار دفاعي انها در برابر انسان گاز گرفتن،به سوزش در اوردن چشم يا خزيدن روي چشم و گوش و...است كه با ترشحات مايع سوزاننده يا بوي نامطلوب همراه مي شود.بيش از 120گونه و نژاد ان شناسايي و نامگذاري شده است كه زنبور عسل بامبوس از زير خانواده بامبينه نيز از جمله انهاست.





بعضي از انواع ان اب و هواي سرد را نيز تحمل مي كنند.ولي تجمع انها در فصل زمستان به صورت خوشه نيست.بسياري از زنبوران بدون نيش گرده افشان بسيار خوبي براي بعضي از محصولات كشاورزي به شمار مي روند.اشيانه انها حفره هايي است كه ممكن است در داخل درخت و در يك فضاي بسته يا در زير زمين(مانند موريانه)باشد.انواع متفاوت انها را مي توان در افريقا،اسيا و امريكا در كندوهاي معمولي پرورش داد.گونه مليپونا اكسس(melliponula axes) مربوط به خانواده مليپونينه را زنبورعسل بدون نيش تنه درختي مي نامند و مي توان در كندوهاي معمولي پرورش داد.




رنگ اسكلت خارجي بدن زنبورعسل


هر يك از نژادهاي زنبورعسل داراي رنگ مخصوص به خود است كه در طول تاريخ و تحت تاثير وظعيت محيطي و انتخاب طبيعي حاصل شده است.رنگ بدن براي مقايسه نژادها اهميت زيادي دارد.تشخيص رنگ بدن نسبتا ساده است و در شناسايي صحيح حفظ و نگهداري نژادها يا لاين هاي خالص نقش مهمي دارد.بايد توجه داشت كه رنگ بدن در اثر ژنهاي مربوط به ان است.تاكنون تاثير6 مكان ژني براي رنگ بدن تشخيص داده شده كه 3ژن ان شناسايي شده ا ست.از جمله يك ژن به نام كوردوان(cordovan(cdg كه الل مغلوب ان در نژاد زنبورعسل ايتاليايي سبب بروز رنگ قهوه اي در انتهاي شكم مي شود و رنگ طبيعي ان سياه است.ژن هاي ديگر ژن قهوه ايbrown gene)(brg و ژن بازدارنده(inhibiting gene)(ing)است كه الل مغلوبي انها به ترتيب سبب بروز رنگ قهوه اي و مانع بروز رنگ زرد(باعث بروز رنگ سياهي)مي شود و در نتيجه اين سه صفت در زنبورهاي در زنبورهاي نر داراي يك الل مغلوب و زنبورهاي ماده داراي دو الل مغلوب(هتروزيگوت براي هر يك از ژنها)است.

به طور كلي در نژادهاي گوناگون رنگ اولين حلقه شكم از زرد تا سياه متفاوت است و لكه يا نوارهايي روي حلقه هاي پشتي شكم مشاهده مي شود.با انكه امكان دارد بتوان از روي رنگ و لكه هاي روي بدن نوع نژاد را تشخي داد رنگ بدن نبايد اساس اصلي تشخيص نژادها قرار گيرد زيرا حتي در يك نژاد ممكن است بروز ان متغير باشد.به اين سبب صفاتي كه مربوط به ساختمان بدن و به راحتي قابل اندازه گيري و مقايسه باشند اهميت بيشتري دارند.



شناسايي ومقايسه نژاد هاي زنبورعسل


نژاد هاي زنبورعسل با بعضي از خصوصيات ظاهري و زيسترفتاري قابل تشخيص اند.بعضي از اين خصوصيات ظاهري (مانند رنگ قسمتهاي متفاوت بدن)كاملا مشخص است و با چشم غير مسلح ديده مي شود.در صورتي كه تعداد ديگري از خصوصيات به اساني با چشم غير مسلح قابل تشخيص نيست و بايد انها را به روش اندازه گيري در يك نمونه از جمعيت زنبورعسل(روش بيومتري)مشخص كرد.

در ميان اين دسته از خصوصيات،اندازه قسمتهاي بدن مانند زبان،حلقه هاي سينه و شكم،طول و عرض بندهاي پاها،طول و عرض بالهاي عقب و جلو،رگ بالها،نسبت بالها به هم و...اهميت ويژه اي دارد.در ميان خصوصيات زيست رفتاري،رشد كلني،فعاليت صحرا گردي،موم بافي،دفاع از كلني،تمايل به جمع اوري بره موم،مقاومت در برابر بيماريها و افتها،توليد عسل،توليد بچه كندو و نحوه زمستان گذراني نيز حائز اهميت است.در سالهاي1925تا1940الپاتوف و گوتسه اصول تشخيص و توصيف نژادهاي زنبورعسل در جهان را بر اساس اندازه گيري دقيق خصوصيات ظاهري ارائه دادند.

معمولا براي اندازه گيري خصوصيات ظاهري از هر كلني حداقل20 زنبور كارگر نمونه گيري مي شود.در صورتي كه هدف از اندازه گيري خصوصيات ظاهري شناسايي و مقايسه نژادها به روشهاي گوناگون باشد نمونه بيشتري مورد نياز است.براي مثال در روش شناسايي نژادهاي زنبورهاي افريقايي بهتر است50زنبور كارگر از هر كلني نمونه گيري شود.

نمونه هاي هر كلني(زنبوركارگر يا نر)بايد در يك محلول خاص نگهداري شود تا هنگامي كه در ازمايشات عمليات اندازه گيري صورت مي گيرد خصوصيات ريخت شناسي زنبورها ثابت بماند و تغيري در رنگ و اندازه انها ايجاد نشود.براي اين كار محلولهاي متفاوتي پيشنهاد شد كه رايجترين انها محلول پامپل(pampole) است.اين محلول از 30قسمت اب مقطر،15قسمت الكل اتيليك95درصد،6قسمت فرمالدئيد38تا40درصد و2قسمت اسيد استيك تشكيل شده است.براي مقايسه نژادها و توده هاي زنبورعسل از صفات متفاوتي استفاده مي شود كه بالغ بر 39 صفت است.بعضي از خصوصيات ظاهري نژادهاي زنبورعسل كه در تفكيك و تشخيص انها مورد استفاده قرار مي گيرد و اهميت بيشتري دارد عبارتند از:

1- رنگ اسكلت خارجي بدن

2- اندازه جثه و قسمتهاي گوناگون بدن

3- اندازه طول زبان يا خرطوم

4- مشخصات موهاي سطح بدن

5- مشخصات رگ بالها



مشخصات موهاي سطح بدن زنبورعسل


اندازه و موهاي حلقه هاي پشتي شكم در تشخيص نژادها اهميت دارد.اندازه طول موهاي پشت حلقه پنجم شكم (overhair) زنبورهاي كارگر در نژادهاي گوناگون از 3/0 تا7/0 ميليمتر متغير است.

همچنين شاخص تومنتوم(tomentum index) كه نسبت عرض نوار موهاي پشت حلقه چهارم شكم(T) به عرض نوار فاقد مو در همان حلقه و حلقه بعدي(R) است در تشخيص و مقايسه نژادها ارزش زيادي دارد.

در بعضي ازنژادها(نظير نژادهاي كارنيولان و قفقازي)نوار موهاي پشت حلقه چهارم شكم (T) پهن و متراكم و در بعضي ديگر (مانند نژاد سياه اروپا) نوار باريك و متفرق است.در بعضي از نژادهاي افريقايي نيز اين نوار وجود ندارد.رنگ موهاي بدن زنبورهاي نر نيز در نژادهاي گوناگون متفاوت و يكي از معيارهاي تشخيص نژادهاست.براي مثال موي بدن نژاد ايتاليايي به رنگ زرد،قفقازي به رنگ سياه،كارنيولان خاكستري و نژاد تيره اروپا به رنگ قهوه اي تيره تا سياه است.

منبع : http://mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-03, 15:02
انواع زنبور عسل از نظر طبقه بندي جانوري


زنبور عسل به ان دسته از زنبورها اطلاق ميشود كه به حالت اجتماعي زندگي كرده نوزادان خود را پس از تفريخ از تخم با گرده و نوش گلها پرورش مي دهند و تا موقعي كه به صورت حشره كامل در ايند از انها نگهداري مي كنند.زنبور عسل از نظر رده بندي جزء شاخه بند پايان،زير شاخه تراشه داران،ردي يا كلاس حشرات،زير رده بالداران،گروه حشرات با دگرديسي كامل،راسته بالغشائيان،زير راسته نيش داران،بالاخانواده اپوئيده،زير تيره اپينه و جنس اپيس يا زنبور ميباشد.در حال حاضر چهار گونه مختلف از جنس زنبور يا اپيس در دنيا شناخته شده است.

1)زنبور عسل معمولي(apis mellifera)

اين گونه در اكثر نقاط دنيا انتشار دارد.اين گونه زنبور عسل از متدائلترين انواع زنبورعسل بوده و به علت بهره فراوان و در عين حال سهولت پرورش بيشتر از انواع ديگر مورد توجه ميباشد.اين نژاد در حال حاضر به جزء مناطق قطبي و بعضي از انواع نواحي استوائي در تمام سطح جهان پراكنده است.فرمول كروموزمي اين نژادn=16 ميباشد.



2)زنبورعسل هندي يا سرانا (apis indica or apis cerana)

شباهت زيادي به زنبور عسل معمولي دارد ولي از ان كمي كوچكتر است.اين گونه بومي كشورهاي اسيايي بوده و در كندو نگهداري ميشوند.اين زنبور داراي شانه هاي مومي كوچكتر استو سلولهاي ان نيز نسبت به سلولهاي اپيس مليفرا كوچكتر است.اين گونه به علت بهره كم و متعرض بودن كمتر مورد توجه مي باشد. فرمول كروموزمي اين نژادn=16 ميباشد.



3)زنبور عسل ريز(apis flora)

كوچكترين گونه زنبور عسل مي باشد كه انتشار ان از غرب كره زمين از عمان و جنوب ايران شروع شده و تا شرق كره زمين يعني اندونزي گسترش دارد.اين حشره در استانهاي خوزستان،بوشهر،فارس،هرمزگا ن،سيستان و در جنوب كردستان مباشند.اين نژاد از تاريكي گريزان بوده و كلني را در محيط باز مستقر ميكند.زنبور عسل ريز يكي از مهمترين حشرات كرده افشان در قسمت جنوبي كشور مي باشد. فرمول كروموزمي اين نژادn=8 ميباشد.



4)زنبور عسل درشت(apis dorsata)

اين گونه معروف به زنبور صخره بوده و كاملا وحشي است. در هواي ازاد و در شكاف صخره ها در كوهستانها لانه مي كند.اين نژاد اندامي درشت داشته و فقط يك شان مي سازد.اين گونه در مناطق حاره و در اسياي جنوبي،اندونزي و فيليپين فراوان است و قابليت پرورش در كندو را ندارد. فرمول كروموزمي اين نژادn=8 ميباشد.


اندازه طول زبان يا خرطوم زنبورعسل

طول زبان يا خرطوم زنبورعسل در نژادهاي گوناگون متفاوت است و معيارهاي اصلي تشخيص نژادها به شمار مي رود.طول زبان در نژادهاي زنبورعسل بر عملكرد انها از نظر توليد عسل تاثير مي گذارد.زيرا نژادهايي كه طول زبان انها بيشتر است امكان استفاده از گلهاي متنوع را دارند.به اين سبب طويل بودن زبان يكي از خصوصيات برتر نژادي محسوب مي شود.


طول زبان در نژادهاي مختلف زنبورعسل

زنبورعسل نژاد سياه اروپايي
4/6-7/5 ميليمتر

زنبورعسل نژاد ايتاليايي
6/6-3/6 ميليمتر

زنبورعسل نژاد كارنيولان يا بالكاني
8/6-4/6 ميليمتر

زنبورعسل نژاد قفقازي
2/7 ميليمتر كه طويلترين مي باشد

زنبورعسل نژاد ايراني
28/6-34/6 ميليمتر


اندازه جثه و قسمتهاي گوناگون زنبورعسل

اندازه جثه نژادهاي گوناگون زنبورعسل با هم تفاوت دارد و اندازه قسمتهاي بدن انها(مانند طول خرطوم وعرض بدن،پاها،بالها،خرطوم و...)نيز متفاوت و در تشخيص و شناسايي نژادها حائز اهمت بسيار است.اندازه سلولهاي شان زنبورعسل نيزمتناسب با كوچكي و بزرگي جثه نژاد ممكن است كوچكتر يا بزرگتر باشد.به طور كلي در جريان تكامل اين حشره تغيرات بدن به صورتي است كه امكان بهره برداري هر چه بيشتر از گلهاي منطقه جغرافيايي فراهم ايد.به اين سبب به نظر مي ايد نژادهاي بهتر به طور نسبي جثه كوچكتر و پاها بالها و خرطوم بلندتري دارند.


نژاد قفقازي(apis.m.caucasica gorabachear)


اصل اين نژاد از دره قفقاز مركزي است.

مشخصات ظاهري:از نظر اندازه و رنگ بدن بسيار شبيه به زنبور كارنيولان ميباشد.رنگ كيتيني ان تيره و اغلب داراي لكه هاي قهوه اي روي حلقه اول شكم است.موهاي پشت سينه حشرات نر سياه رنگ است و زبان بسيار بلندي (7/2ميليمتري)دارند.

رفتار:زنبورهاي اين نژاد در كندو بسيار ارام و بي ازارند.قدرت بچه دهي انها نسبتا ضعيف است و يكي از خصوصيات بارز اين نژاد مصرف زياد بره موم است.اين نژاد به بيماري نوزما حساس مي باشند.سرپوش سلولهاي عسل اين نژاد تيره و صلف مي باشد و علاقه زيادي به غارت دارند.داراي خصوصيات جالب توجه از نظر زنبورداري است از اين رو در اصلاح نژاد و دورگ گيري اهميت فراواني دارد.



زنبور عسل درشت(apis dorsata)

اين گونه معروف به زنبور صخره بوده و كاملا وحشي است. در هواي ازاد و در شكاف صخره ها در كوهستانها لانه مي كند.اين نژاد اندامي درشت داشته و فقط يك شان مي سازد.اين گونه در مناطق حاره و در اسياي جنوبي،اندونزي و فيليپين فراوان است و قابليت پرورش در كندو را ندارد. فرمول كروموزمي اين نژادn=8 ميباشد.



زنبور عسل ريز(apis flora)

كوچكترين گونه زنبور عسل مي باشد كه انتشار ان از غرب كره زمين از عمان و جنوب ايران شروع شده و تا شرق كره زمين يعني اندونزي گسترش دارد.اين حشره در استانهاي خوزستان،بوشهر،فارس،هرمزگا ن،سيستان و در جنوب كردستان مباشند.اين نژاد از تاريكي گريزان بوده و كلني را در محيط باز مستقر ميكند.زنبور عسل ريز يكي از مهمترين حشرات كرده افشان در قسمت جنوبي كشور مي باشد. فرمول كروموزمي اين نژادn=8 ميباشد.



زنبورعسل هندي يا سرانا (apis indica or apis cerana)

شباهت زيادي به زنبور عسل معمولي دارد ولي از ان كمي كوچكتر است.اين گونه بومي كشورهاي اسيايي بوده و در كندو نگهداري ميشوند.اين زنبور داراي شانه هاي مومي كوچكتر استو سلولهاي ان نيز نسبت به سلولهاي اپيس مليفرا كوچكتر است.اين گونه به علت بهره كم و متعرض بودن كمتر مورد توجه مي باشد. فرمول كروموزمي اين نژادn=16 ميباشد.



زنبورعسل دورگ ميدنايت(midnite)

اين دو رگ را ادام در اثر تلاقي بين سويه ها يا لاين هاي نژاد زنبورعسل قفقازي به دست اورده است.از خصوصيات اين دورگ ،رنگ بدن،توليد جمعيت خيلي زياد،رفتار بچه دهي كم،ارام بودن،مقاوم در مقابل جرب واروا و جرب تراشه اي(tracheal mite)و فعاليت خوب در اب و هواي سرد كوهستاني است.توليد عسل ان نسبتا خوب و عيب ان مصرف زياد بره موم است.



زنبورعسل نوتركيب بوك فست(bukfast)

ادام اين نژاد را ساخته است.ابتدا اين زنبورعسل از تلاقي زنبورعسل ايتاليايي و زنبورعسل سياه(قديمي)انگلستان توليد شد و سپس نژادهاي سياه فرانسه و ساير نژادها((ساير نژادها به ترتيبcecropia از يونان،anatolicaاز مركز اناتولي،macedonicaاز شمال يونان،sahariensisاز مراكش و monticolaاز شرق افريقا هستند كه از سال 1920تا1990 تركيب شده اند))از جمله نژاد اناتولي با ان تركيب شده اند.اين زنبور از نظر بچه دهي كم،رفتار نه چندان ارام،مصرف بره موم كم،توليد عسل خوب،رشد بهاره كند،زمستان گذراني خوب و نسبت به برخي از بيماري ها مقاوم و به طور كلي مناسب مناطقي با زمستانهاي سرد و طولاني است.



زنبورعسل دورگ استارلاين (starline)


اين زنبور را از كالG.H.Cale از تلاقي لاينهاي انتخابي از زنبورعسل نژاد ايتاليايي(در امريكاي شمالي)به دست اورد.خصوصيات اين دو رگ يكنواختي رنگ بدن(رنگ زرد)،توليد عسل خوب،رشد بهاره سريع كلني،بيشتر بودن قدرت ادامه حيات نوزادان در مقايسه با والدين،ارام بودن،مصرف بره موم،رفتار بچه دهي متوسط و زمستان گذراني خوب است.فعاليت ان در اب و هواي گرم و داراي پوشش گياهي مناسب خوب است.



نژاد ايتاليائي(apis.m.lingustica)


موطن اصلي اين نژاد حدود ونيز و جزيره سيسيل در ايتالياست.سهولت پرورش و سرعت تكثير اين نژاد باعث گرديده كه تعداد زيادي از ملكه هاي اين نژاد به اقصي نقاط جهان راه يابند.

مشخصات ضاهري:زنبورهاي اين نژاد به رنگ زرد روشن و تيره مي باشند. شكمي باريك و زباني نسبتا بلند دارند(3/6-6/6ميليمتر).در روي بندهاي شكم در گروهي سه نوار زردرنگ و در گروه ديگرپنج نوار زرد رنگ وجود دارد و به زنبورعسل طلائي مشهورند.موهاي بدن زنبورهاي نر اين نژاد زردرنگ ميباشد.

رفتار:زنبورهاي ارامي هستند.قدرت توليد مثل انها بسيارزياد است.تكثيرشان از اول بهار شروع ميشود و بدون توجه به فراواني شهد و گرده قسمت زيادي از شانها را به پرورش نوزادان اختصاص ميدهند.قدرت بچه كردن انها ضعيف است.طالب زمستانهاي كوتاه و ملايم و تابستانهاي طولاني و نسبتا خشك است.پوششحجره هاي پر از عسل نازك و شفاف است و از اين نظر منظره قابهاي عسل بسيار زيباست.در مقابل بيماري لوك امريكاوي مقاوم ميباشد.از نقاط ضعف اين نژاد غارت كندوهاي ديگر است.



نژاد زنبورعسل تيره اروپائي(apis.m. mellifera)


اين نژاد در اصل از نواحي شمال و غرب سلسله جبال الپ و روسيه مركزي ب سايرنقاط جهان راه يافته است.در حال حاضر نژاد خالص ان در بعضي از نقاط اسپانيا فرانسه پرتقال لهستان و روسيه يافت ميشود.

مشخصات ظاهري:زنبورهايي درشت با زبان كوتاه(4/6-7/5ميليمتر)شكم نسبتا پهن و رنگ كاملا سياه هستند.گاهي ممكن است لكه هاي كوچك زرد روي قسمت پشتي حلقه هاي دوم و سوم شكم انها ديده شود.ولي هرگز نوارهاي زرد روي شكمشان ديده نمي شود.موي پشت سينه در حشرات نر قهوه اي تيره يا سياه است.

رفتار:در فضاي باز معمولا ناراحت و عصباني مي باشند.به طور مداوم و به سرعت از كندو دور و به ان نزديك ميشوند ولي كمتر به كندوهاي ديگر حمله ميكنند.اين زنبورها نسبت به بيماري لوك و افت پروانه موم حساسيت مخصوصي دارند.



نژادهاي هيبريد يا تلاقي يافته


زنبور هيبريد استارلاين(star-line)از تلقيح بين افراد انتخابي زنبور ايتاليايي حاصل شده است.رنگ ان زرد بوده و توليد عسل زياد،ارام بودن و فعاليت در اب و هواي معتدل از خصوصيات ويژه ان به شمار مي ايند.از زنبورهاي هيبريد ديگر ميتوان ميدنايت(midnite)را نام برد كه از تلاقي نژاد قفقازي با كارنيولان حاصل شده است.خصوصيات هيبريد ميدنايت عبارتند از:رنگ بدن سياه،توليد جمعيت بسيار زياد،ارام بودن و فعاليت خوب در اب و هواي سرد.

منبع : http://mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-03, 15:22
نژاد ايراني يا اناتولي(apis.m.meda or apis.m.remipes)


اين نژاد در نواحي ايران،تركستان،روسيه و تركيه يافت ميشود و چون سالهاي متمادي خود را با شراي ايران سازگار كرده است در مقايسه با نژادهاي اصلاح شده خارجي از نظر سازگاري داراي بهترين امتياز هستند.


زنبورعسل نژاد جنوب افريقا يا نژاد كاپنسيس(apis mellifera capensis)

نژادهاي جنوب افريقا كلني نسبتا كوچكي دارند و معمولا بچه ده و مهاجم اند.زنبورعسل نژاد كاپنسيس در منطقه جنوبي اقريقا زندگي مي كند و داراي جثه متوسط ،رنگ شكم تيره و كلني نسبتا كوچك است؛اين نژاد داراي خصوصيات زيستي منحصر به فرد است.بدين صورت كه از تخمهاي غير بارور زنبورهاي كارگر نيز ملكه به وجود مي ايد(در اثر ادغام دو هستك هاپلوئيد در طي تقسيم ميوز تخم غير بارور ديپلوئيد حاصل مي شود).

زنبورهاي كارگر اين نژاد فرمون جلب كننده جنس نر9 ODA(9اكسودسنوئيك)تعداد زيادي تخمدان(15تا20عدد)و يك اسپرم دان(نصف اسپرم دان ملكه) دارند و هنگام نبودن ملكه و حتي در حضور ان تخمهاي ديپلوئيد توليد ميكنند.مدت رشد و تكامل زنبورهاي كارگر در اين نژاد كوتاه و حدود6/9روز بعد از بسته شدن در سلولها ست وبه اين سبب افت واروا به زحمت در زنبورهاي كارگر توليد مثل و تكثير ميكند.اين خصوصيت(كاهش طول شفيرگي در زمان بسته بودن سلول)روشي براي ايجاد مقاومت به افت واروا در ساير نژادهاست.



روشهاي اندازه گيري صفات ظاهري زنبورعسل


معمولا اندازه گيري صفات ظاهري به روش روتنر صورت مي گيرد.براي اندازه گيري اين صفات به نمونه هايي از زنبورعسل نياز است.در زمان نمونه برداري بيهوش كرئن يا كشتن زنبورهاي مورد ازمايش در اتر يا كروفرم يا اب داغ،باعث كشيده شدن و صاف شدن خرطوم زنبورها و اسان شدن اندازه گيري در ازمايشگاه مي شود.

براي اندازه گيري بعضي صفات ظاهري نظير بعضي از قطعات بدن اسلايد ميكروسكپي(تثبيت بين لام ولامل)تهيه و سپس اندازه گيري زير ميكروسكوپ يا زير استريو ميكروسكوپ داراي عدسي چشمي مدرج انجام مي شود.براي اندازه گيري زاويه ها و طول رگ بالها طول و عرض بالها و شاخص كوبيتال نيز اسلايد پروژكتور تهيه مي شود.براي اين كار بالها بين دو طلق شفاف اسلايد تثبيت و سپس با پروژكتور روي تابلو نمايش داده مي شوند.اندازه گيري اين بالها به راحتي با نقاله و خط كش صورت مي گيرد.نسبت طول بال جلو به عرض ان،نسبت طول بال عقب به عرض ان و سطح سبد گرده(نصف حاصل ضرب طول در عرض ساق پاي عقب) از صفاتي هستند كه مستقيما محاسبه نمي شوند؛بلكه با صفاتي ديگري نظير طول بال جلو،عرض بال جلو و... محاسبه مي شوند.طول خرطوم در مقدار جمع اوري شهد،طول بال جلو در قدرت پرواز و رفتار صحرا گردي موثر است و تفاوت انها در نژادهاي گوناگون بر عملكرد انها موثر است.اندازه زاويه ها و طول رگ بالهاي جلو نيز از خصوصيات ظاهري زنبورعسل است.

براي اندازه گيري صفات كيفي رنگ نيم حلقه سوم پشتي شكمي tergiteو رنگ سپرچه scutellumاز روش رتبه بندي1تا 9 استفاده مي شود.

براي تعين شاخص كوبيتال نسبت اندازه رگ بالهاي aبه bدر بال جلو محاسبه مي شود كه براي ساده شدن اندازه گيري اين صفت مي توان از چارت شاخص كوبيتال استفاده كرد.اين چارت بر اساس مقياس يك(خطوط اريب)براي طول رگ بالbو مقياس1تا4(خطوط افقي)براي طوا رگ بالaاست.با استفاده از اين چارت روي پرده پروژكتور و تغير ان تا جفت شدن رگ بالbروي يكي از خطوط اريب و اندازه گيري رگ بالaضريب كوبيتال به راحتي اندازه گيري مي شود.



http://mellifera.blogfa.com/

بهمن
2010-Jun-03, 15:25
بازديد كندو و نگهداري زنبورعسل

منبع مطالب : mellifera (http://mellifera.blogfa.com/)



عوامل ايجاد كننده غارت


كمبود شهد در طبيعتو داخل كندو باعث گرسنگي زنبورها شده و غارت را تشديد مي كند.غارت با منظور جمع اوري و ذخيره غذا براي مصرف جمعيت است.شايان ذكر است كه زنبورها تغذيه دسته جمعي و همگاني دارند و مقادير كم غذا نيز در بين همه افراد كلني تقسيم ميشود.عواملي كه شرايط انجام غارت را فراهم مي كنند عبارتند از:

1- برداشت عسل از كندو

2- دادن غذا به كندو(شربت قند)

3- وجود كندوهاي ضعيفبيمار و بي نشان كه قادر به حفاظت از خود نيستند.

4- بازماندن طولاني درب كندو در زمان بازديد داخل كندو

5- گشاد و بزرگ بودن سوراخ پرواز ورودي

6- ناسالم بودن و داشتن درز و شكاف در كندوها كه معمولا باعث مي شوندزنبورهاي غريبه از انجا به داخل رخنه كنند.

7- ريخت و پاش ذرات موم و عسل در محوطه زنبورستان




علائم و چگونگي تشخيص غارت

1- وجود مقدار زيادي موم خورده شده در كف كندو كه ناشي از جويدن شانهاي عسل و ريخته شدن ان در كف است.

2- وجود سوراخهاي متعدد و پارگي در سطح حجره هاي پر از عسل در شانها و خالي بودن حجره ها.

3- در صورتي غارت كلي و پيشرفته باشد تمامي جمعيت در كف كندو و جلوي سوراخ پرواز به صورت مرده و بي جان بر جاي مانده اند.در صورت جزئي بودن غارت تعداد محدودي زنبور مرده در جلوي سوراخ پرواز وجود دارد.

4- رفت و امد سريع و فعاليت شديد زنبورها در كندوي در حال غارت كه افراد در حال عبور و مرور زنبورهاي غارتگر هستند.

5- به طور كلي در ابتداي شروع غارت و در غارتهاي جزئي زنبورهاي غارتگر كه افراد چالاك و با حركات سريع هستند در جلوي سوراخ ورودي كندو پرواز مي كنند و با حركات خود با زنبورهاي محافظ درگير مي شوند.البته اينها زنبورهايي مسن و با بدني براق هستند كه نشان دهنده ريخته شدن كركها ي بدن انهاست.شايان ذكر است كه زنبورهاي پير موهاي بدنشان به تدريج مي ريزد و بدني براق و روغني مانند پيدا مي كنند.



چگونگي متوقف كردن غارت در كندو


1- دريچه پرواز كندورا انقدر تنگ كرده تا محل عبور يك زنبور بيشتر نباشد.

2- در مورد كندوهاي ضعيف جلوي در ورودي ان را با شاخ و برگ و گياه پوشانده تا مانع ورود زنبوران مهاجم شود.

3- وقتي كه به علت غارت جلو كندو شلوغ است مي توان از مواد دور كننده (سركه يا اسيد بوريك)اغشته به دستمال در جلوي سوراخ پرواز يا جاهاي كه از انجا زنبور مهاجم وارد مي شود قرار ميدهيم.

4- در مواقع خيلي حاد مي توان جاي كندوي غارت شده را عوض كرد.

5- در كندوي غارت شده را بسته و براي مدتي(حدود24ساعت)ان را درجاي خنك نگهداري و يا به محل دورتري در فاصله 4 كيلومتر منتقل كرد.در چنين حالاتي با تهويه هواي كافي از خفه شدن زنبور جلوگيري مي شود.



چگونگي پيشگيري و دفع غارت در زنبورستان


همان گونه كه قبلا بيان شد،پديده غارت ذاتي بوده و زنبورها به منظور جمع اوري غذا اقدام به ان ميكنند و هيچ گونه نظر سوء و قصد بدي ندارند.زيرا در ذات انها اعمال بد وجود ندارد.با اين همه مساله غارت باعث انهدام كندوي غارت شده ميشود و خسارت جدي به زنبوردار وارد ميشود كه بايد اين مشاله را جدي گرفت و با اعمال روشها و تمهيداتي كه ذيلا توضيح داده مي شوند از وقوع ان جلوگيري كرد.

1- همواره سعي شود كندوها در مناطقي كه از لحاظ شهد غني است مستقر گردد.زيرا تا زماني كه شهد گل در طبيعت به وفور يافت ميشود زنبورها هوس غارت به سرشان نمي زند.

2- زنبورها نبايد بي غذا و گرسنه بمانند.بايد در شرايط كمبود شهد و گرده در طبيعت با مواد جانشين شونده انها را تغذيه نمود.

3- از ريخت و پاش ذرات موم عسل دار و قطرات عسل و شربت در اطراف كندوها به شدت پرهيز نمود.

4- در هنگام عسل گيري كار با تعداد نفرات لازم انجام گيرد و فرصت شيوع غارت از زنبورها گرفته شود.

5- كندوي ضعيف و نامرتب با ادغام و تقويت سروسامان داده شوند.

6- كندوها را در فاصله يك متري از همديگر قرار داده و از چيدن انها در كنار هم و با پروازهاي تداخلي پرهيز شود ،زيرا اين مسئله ميتواند منشاء غارت باشد.

7- در مواقع بازديد سعي گردد از شيوع غارت جلوگيري شود و اگر غارت شدت پيدا كرد بايد بازديد را حتي الامكان متوقف ساخت.

8- تغذيه با شربت قند در مواقعي كه غارت شديد است فقط در صبح زود و قبل از فعاليت زنبورها و يا نزديك غروب و بعد از فعاليت زنبورها انجام گيرد و از دادن شربت قند در وسط روز اجتناب شود.

9- دريچه ورودي كندوها را در مواقع غارت بسيار تنگ نموده و دريچه ها فقط براي عبور يكزنبور تنظيم شود.ميتوان با قرار دادن چند شن درشت مسير پرواز را به صورت تونل در اورده و براي عبور مستقيم زنبورهاي غارتگر مانع ايجاد كرد.

10- فصل شدت غارت اوايل بهار و اواخر تابستان و پائيز است كه مصادف با ضعف كندوها و كمبود شهد در طبيعت است.

11- براي جلوگيري از غارت در هنگام بازديد كندوها استفاده از قفس ضد غارت راه حل مناسبي است.اين قفس كه از توري پشه اي به ابعاد يك متر عرض و 5/1متر طول و ارتفاع 2متر بوده و از جنس سبك ساخته ميشود قابل جابجايي بوده و اين مكعب مستطيل از طرف پايين و بالا باز است و ميتوان هنگام بازديد ان را بر روي كندو مستقر ساخت و در داخل ان بازديد از كندو را انجام داد.

12- از به كارگيري كندوهاي درز و شكافدار و با دربهاي منفذدار كه مجاري متعددي براي ورود زنبوران غارتگر دارند پرهيز شود.زيرا در چنين مواقعي زنبورهاي غارتگر از اين منافذ به كندو حمله كرده و به راحتي وارد ان ميشوند.

بهمن
2010-Jun-03, 15:36
خطرات ادغام نادرست


مشكلات احتمالي به شرح زير مي باشد:

1- ملكه كشي:گاهي در اثر عصباني شدن زنبورهاي كندو و درگيري بين افراد غريبه و خودي،ملكه نيز كشته ميشود و گاهي هم جنگ بين دو ملكه ،ممكن است به طوراتفاقي ملكه خوب از بين برود.

2- غارت گري توسط ساير كندوها:گاهي به دليل به وجود امدن اغتشاش و بينمي در كندوي ادغام شده و عدم تشخيص بوي افراد غريبه زمينه غارت ان توسط ساير كندوها به وجود مي ايد كه در چنين مواقعي بايد با كم كردن سوراخ پرواز از غارت جلوگيري كرد.

3- برگشتن زنبورهاي پروازي:گاهي موارد زنبورهاي پروازي كندوي انتقالي به محل استقرار قبلي خود باز مي گردند.وارد شدن انها به كندوهاي مجاور باعث صدمه خوردن به جمعيت پروازي كندوي ادغامي مي شود كه اجتناب ناپذير است.

4- تكان دادن شانهاي پر از زنبورغريبه بر روي كندوي ثابت ادغامي كار خطرناكي است.اين كار باعث ملكه كشي و نزاع بين افراد شده و كلني ثابت حالت تهاجمي به خود مي گيرد.

5- گاهي در اثر بي احتياطي در ادغام و عدم رعايت اصول ممكن است دو جمعيت با هم درگيرشده و تلفات سنگيني به جمعيت هر دوكندو وارد شود.هر چند كه اين موضوع خيلي كم و به ندرت اتفاق ميافتد ولي درصورت اتفاق خسارت سنگيني در بر داشته و تجربه زنبوردارها ان را تائيد كرده است.



روشهاي ادغام كندوها


اغلب ادغام دو كندو را به سه روش انجام ميدهند.در تمام اين روشها بهتر است قبل از هر اقدامي و حدود3-2ساعت قبل از ادغام هم بو كردن زنبورها به وسيله دستمال كاغذي و يا پنبه اغشته گلاب انجام گيرد.براي اين كاريك دستمال كاغذي و يا مقداري پنبه تميز را به گلاب اغشته نموده و در كف كندو قرار مي دهند.در اين حالت عطر گلاب فضاي داخل كندو را پر كرده و بوي اصلي كندو كه براي شناسايي افراد غريبه از ان استفاده مي شود از بين ميرود.زنبورها بخصوص زنبورهاي نگهبان قدرت شناسايي افراد غريبه را از دست مي دهند.به اين ترتيب هم بو كردن براي هر دو كندو انجام ميشود.قابهاي اضافي نيزكه بر روي انها تخم،لارو و شفيره وجود ندارد،برداشته شود تا كار با سهولت بيشتري انجام گيرد.

1- روش اول

در اين روش كشتن ملكه و انتخاب بهترين ملكه به عهده خود زنبورها گذاشته مي شود و كندوي انتقالي را كه ضعيفتر است با تمام محتويات بر روي كندوي ثابت كه درب ان قبلا توسط روزنامه پوشانيده شده است،قرار مي دهيم.در اين حالت،يك كندوي دو طبقه به وجود مي ايد كه زنبورها فقط از چند سوراخي كه در روزنامه ايجاد شده است،با هم ارتباط دارند.زنبورها به تدريج و به مرور زمان با هم رابطه برقرار ميكنند و هم بو شده و كاغذ روزنامه را جويده و يكي مي شوند.پس از3-2 روز ميتوان براي سر و سامان دادن كندو اقدام كرد.اين روش اقدام براي ادغام جمعيتهاي بيش از 4 قاب اجباري است.زيرا زنبورها در يك كندوي بدون طبقه جاي كافي ندارند.

2- روش دوم

در اين روش ملكه كندوي ضعيف را پيدا كرده و از بين مي برند.سپس جمعيت كندوي انتقالي را كه جمعيت ان معمولا كمتر از4 قاب است به همراه شانهاي حاوي لارو،شفيره و تخم در يك طرف كندوي ثابت قرار مي دهند.بين انها كاغذ روزنامه كه سقف يكي را نيز پوشانده باشد،مي گذارند و سوراخهايي براي ارتباط دو جمعيت ايجاد مي كنند.اين روش براي كندو هاي ضعيفتر و با جمعيت كم راحتر است.در پايان كار تعدادي زنبور در كف و بدنه كندوي انتقالي مي مانند كه انها را همراه اسپري اب شكر و تكان دادن در جلوي كندوي ثابت مي ريزند و زنبورهاي كندوي ثابت انها را ليسيده و به اين ترتيب با هم اشنا شده و به انها اجازه ورود مي دهند.

3- روش سوم

در اين روش نيز ملكه كندوي ضعيف از بين برده مي شود،اما به جاي استفاده از روزنامه ،يك شبكه ملكه بين بدنه و طبقه كندوي ثابت قرار داده و كندوي انتقالي را به طور كامل بر روي كندوي ثابت قرار مي دهند.از لابه لاي شبكه ملكه ،زنبورها به ارامي تماس برقرار كرده و با هم اشنا مي شوند.3-2 روز بعد ميتوان شبكه ملكه را از كندو برداشت.




ادغام كندوهاي زنبورعسل


معمولا به منظور جلوگيري از تلفات كندوهاي ضعيف و گاهي به دليل نداشتن ملكه و يا نرزايي و يا تقويت كندوها ،عمل ادغام كندوها در همديگر ضرورت دارد.

ادغام:متحد كردن و يا مخلوط كردن كندوها در همديگر را ادغام ميگويند.در ادغام دو واحد جمعيتي كه به منزله دو كشور با مرزها و خاك متفاوت به شمار مي روند،با هم يكي شده و متحد مي گردند.زنبورهاي هر كندو به وسيله بو و عطر كندوي مربوطه توسط نگهبانان درب ورودي كندو شناسايي و كنترل مي شوند و افراد غريبه حق ورود به كندو را ندارند.چنانچه اجبارا جمعيت (زنبورهاي)يك كندو به كندوي ديگري منتقل شوند و ورود و خروج هر دو جمعيت يكي باشد ادغام انجام شده است.در ادغام معمولا زنبورها را با كادر همراه موم و ذخيره عسل و نوزادان داخل ان همراه با ملكه و يا بدون ان با همديگر مخلوط مي كنند.در تمام فصول سال مي توان ادغاو كندوهاي ضعيف را در قوي انجام داد،اما با توجه به اينكه سروسامان دادن به كندوها معمولا براي زمستان گزراني و پس از ان در اوايل بهار ضروري بوده و لازم است،معمولا زمان ادغام عملا در اواخر پاييز و اوايل بهار تعيين مي گردد.در فصلي مناسب سال مانند بهار و تابستان و پاييز نيز چنانچه كندويي دچار حادثه شده و مشكلاتي پيدا كند،ادغام صورت مي گيرد.



اصول گرفتن بچه مصنوعي

اصولي كه براي گرفتن بچه مصنوعي بايد رعايت شود عبارتند از:

1- از زمان بچه گرفتن تا زمان جريان شهد و وفور گياهان بايد يك فاصله زماني حدود45-40روز وجود داشته باشد تا بچه كندو و كندوي مادر هر دو بتوانند از نظر جمعيت زنبور پروازي(چراگر)خود را اماده سازند.

2- بايد زنبورهاي بچه كندوي مصنوعي و مادر ان تغذيه كمكي شوند تا تحريك به تخمريزي شده و جمعيت خود را تكميل نمايند.

3- از گرفتن بچه كندويي كه توانايي دادن بچه را ندارد (كندوي با جمعيت متوسط و كمتر از ده قاب)پرهيز شود.زيرا هر دو يعني كندوي مادر و بچه به شدت ضعيف خواهند شد.

4- بهتر است با توسل به شيوه و روش مناسبي بچه مصنوعي گرفته شود.به طور مثال بچه كندو از تلفيق چند كندو به دست ايد تا صدمه به انها وارد نشده و ضعيف نشوند.

5- عده اي عقيده دارند بهترين كار دادن يك ملكه جفت خورده و اماده تخمريزي به بچه كندو مي باشد زيرا فرصت كافي براي بازسازي جمعيت كندو را پيدا مي كند.



روشهاي جلوگيري از بچه دادن كندو


تكثير كلني هميشه براي زنبوردار مطلوب نيست .گاهي لازم است كه با استفاده از روشها و تمهيداتي از بچه دادن كندو جلوگيري نمود.در روش صحيح مديريت كلني هاي زنبورعسل هدف اصلي بايد افزايش تعداد زنبورهاي يك كلني باشد تا در موقع وفور شهد و گرده گل جمعيت قوي كلني بتواند با قدرت زيادي كه دارند شهد و گرده بيشتري جمع اوري كنند.حال اگر كلني ها بخواهند اجبارا در فصل نامناسب به جهت خصوصيات غريزي و عوامل محيطي از قبيل كمبود جا و نداشتن موم خالي در كندوبچه بدهند لازم است از بچه دادن انها جلوگيري نمود.فصل تكثير كلني در جنوب كشور و اب و هواي گرم معمولا اسفند ماه و در مناطق معتدل مانند تهران در اواخر فروردين و اوايل ارديبهشت است.ضرورت دارد حداقل حدود 45-40روز از زمان بچه گرفتن با وفور شهد فاصله باشد تا كلني مادر و بچه زنبور هر دو بتوانند يك دوره پرورش لارو 21 روزه و حدود بيست روز اماده سازي زنبورهاي جوان تا تبديل انها به زنبورهاي پروازي را در اختيار داشته باشند.در نتيجه چنانچه در خلال اين مدت45 روزه بتوان هر دو كندوي دهنده و خود بچه كندو را با تقويت و تحريك تخمريزي به جمعيت بالا رساند عسل خوبي برداشت خواهد شد.در غير اين صورت بچه گرفتن كار بيهوده اي است و دو كندوي ضعيف(مادر و بچه)هر دو بدون توليد خواهند ماند.پس از وفور شهد كه معمولا در نقاط نامبرده در اواخر خرداد و تير مي باشد زنبورها ديگر فايده و منفعت چنداني براي زنبوردار نخواهد داشت.براي كنترل و مهارزنبورها و جلوگيري از بچه دادن مي توان كارهاي زير را انجام داد.

1- حبس ملكه براي مدت محدود در داخل قفس:چنانچه تعداد كندو كم و حدود 50كلني بوده و زنبوردار نيز فرد خبره اي باشد او مي تواند با حبس ملكه به مدت يك هفته تعادل نسبت بين زنبورهاي مسن و جوان را تا حدودي به هم بزند و با اين عمل تمايل كلني را به بچه دادن كم كند.البته حبس ملكه باعث از بين رفتن ملكه و يا اسيب ديدن ان ميشود و گاهي نيز كارگران احساس بي ملكه بودن مي كنند و به منظور توليد مكه تعداد زيادي سلول ملكه مي سازند كه شدت بچه دادن بالا مي رود وحبس ملكه شايد روش صحيحي نباشد و چنانچه با احتياط عمل نشود موجب ضرر و زيان خواهد شد.

2- حذف سلولهاي ملكه زنبورعسل:روش ديگر جلوگيري از توليد بچه كندو اين است كه قابهاي داخل كندو را مورد بازديد دقيق قرار داد و كليه سلولهاي ملكه و فنجانكهاي تازه ساخته شده را كه در انها تخم و لارو ملكه هم باقي نماند.با اين عمل حداقل به مدت ده روز از بچه دادن كندو جلوگيري شده و بهد از ان دوباره براي تراشيدن و حذف سلول ملكه هاي دوباره ساخته شده اقدام شود.بهتر است هر هفته يك بار حداقل بازديد انجام شود تا اگر سلول ملكه اي جا مانده باشد بتوان با مشاهده منظم از بين برد.

3- تقسيم جمعيت:اين كار نيز يك روش براي جلوگيري از بچه دادن كندو به شمار ميرود.اين روش معمولا راحتر بوده و موثر نيز واقع ميشود.روش كار به اين صورت است كه قبل از شروع به ساختن سلولهاي ملكه چند قاب نوزاد را از كندو بر ميدارند و به كلني ضعيفتر كمك ميكنند تا جمعيت انها تقويت شود و چند شان خالي نيز براي تخمريزي وايجاد فضاي لازم در اختيار كلني ملكه قرار داده ميشود.

4- روش ديگري كه كم و بيش شبيه روش بالاست ولي راحتر بوده و نسبتا عملي تر است اين است كه ابتدا با بررسي دقيق كليه سلولهاي ملكه ساخته شده را خراب كرده و سپس ملكه كندو را پيدا مي كنند.قابي را كه ملكه بر روي ان مستقر است در وسط كندو قرار داده و دو طرف ان را با شانهاي خالي پر مي كنند و قابهاي اوليه را كه سلولهاي ملكه انها كاملا از بين رفته و سلول ملكه ندارند در طبقه سوم مي چينند و طبقه دوم را نيز با شانهاي خالي پر كرده و بين طبقه دوم و بدنه يك پنجره ملكه مستقر ميكنند تا ملكه نتواند به طبقات بالا برود.در نتيجه اين عمل هم تمام جمعيت كندو مستقر است و هم بچه دادن اصلا اتفاق نمي افتد.ممكن است اين كار را با يك طبقه هم انجام داد و نتيجه بخش باشد.يعني بدنه را با يك قاب ملكه و 9 قاب پوكه پر ميكنند و بر روي ان يك شبكه ملكه قار مي دهند و تمام 9 قاب باقيمانده را در طبقه بالا مستقر مي سازند.چنانچه روشهاي بالا به مدت بيست روز اعمال شود كافي بوده و فصل بچه دادن سپري خواهد شد.



روشهاي جمع اوري بچه كندو


كندوي اصلي كه از انها بچه بيرون امده است در هر حال تعدادي سلول ملكه و مقداري جمعيت براي خود نگه مي دارد ولي به يك كندوي نسبتا ضعيف تبديل خواهد شد.بچه هاي بيرون زده را بايد به هر نحوي جمع اوري نموده ودر كندوي جديد مستقر كرده و به عنوان يك كلني جديد از انها مراقبت كرد.با تتوجه به مكان خوشه زدن بچه زنبور روش جمع اوري ان فرق مي كند.چون توده افراد بچه زنبور به علت زياد خوردن عسل سنگين شده اند وخانه ندارند بسيار ارام بوده و خيلي كم نيش ميزنند.معمولا وقتي انها نيش مي زنند كه ضربه يا فشار بر انها وارد بيايد.در غير اين صورت اصلا حالت تهاجمي و حمله به خود نمي گيرند.در نتيجه مي توان انها را به راحتي با استفاده از يك برس نرم و يا با يك تكان ملايم از محل استقرار به درون محفظه اي منتقل كرد.

1- گرفتن بچه كندو از درخت

ابتدا يك كندوي تميز را با تعدادي حدود 5-4 قاب كه شامل يك ديواره اجدار و سه عدد پوكه يا كادر با موم بافته شده به رنگ سفيد متمايا به قهوه اي روشن فراهم ميكنيم.علاوه بر يكقاب پر از عسل و گرده نيز در يك طرف كندو و مابين بقيه قابها گذاشته مي شود.ترتيب قرار گرفتن اين كادرها به صورت زير است:از سمت بدنه،ابتدا يك پوكه،بعد قاب عسل و گرده،شپش يك عدد پوكه و بعد از ان يك كادر باموم اجدار و در اخر نيز يك موم بافته يا پوكه گذاشته مي شود.اين روش اماده سازي كندو معمولا براي گرفتن بچه زنبور طبيعي لازم است.نحوه انتقال بچه به اين كندو به شرح زير است:

الف- اگر ارتفاع محل و جاي قرار گرفتن بچه كندو به قدري باشد كه بتوان با رفتن روي كندوي ديگر و يا چهار پايه و نردبان مطمئن كندوي اماده شده را به زير خوشه بچه طبيعي رساند انجام كار خيلي راحت خواهد بود.اگر بچه كندو بر روي شاخه باريكي از ئرخت باشد با يك ضربه ناگهاني تمام زنبورها را به داخل كندو تكانده مي شود.ولي اگر بچه كندو بر رويشاخه كلفت و يا تنع درخت خوشه بسته باشد وتكان دادن عملي نباشد كار انتقال به وسيله يك برس نرم و با احتياط انجام شده و زنبورها در داخل كندو قرار مي گيرند.

ب- چنانچه محل استقرار بچه كندو مرتفع باشد و دسترسي به ان و بردن كندوي اماده به ان نقطه ممكن نباشد در صورتي كه شاخه باريك باشد ابتدا خوشه را در داخل يك كيسه نموده ودرب ان را با نخ مي بندند و شاخه را با اره بريده و در زنبورستان بچه زنبور را به كندو منتقل مي كنند.





2- گرفتن بچه كندو از ديوار،تخته سنگ و تنه درخت:

گاهي محل استقرار بچه كندو طبيعي به صورت خوشه نبوده بلكه به صورت چسبيده بوده و قابل برس زدن و تكان دادن نيست.در چنين مواردي با استفاده از چند شان مومي زنبورها را بر روي كادرها هدايت كرده و انها را به كندو منتقل مي كنند.همچنين اگرارتفاع محل قرار گرفتن بچه كندو زياد باشد شان مومي را به چوب بلندي بسته و در روي توده زنبورها قرار مي دهند.در اين حالت زنبورها بر روي كادر مومدار جمع مي شوند و مي توان انها را به همان حالت به كندوي اماده انتقال داد.





3- استفاده از فرمون بچه گيري:

اين روشدر كشور ما رايج نيست ولي در برخي كشورها از ان براي جلب بچه كندو به داخل كندوي اماده استفاده مي كنند.در مكزيك از اين روش براي جمع اوري بچه كندوهاي زنبور قاتل استفاده مي شود.

((زنبور قاتل هيبريدي از نژادهاي افريقايي با زنبورهاي امريكاي جنوبي است كه بسيار نيش زن و كشنده است.))

4- بعضي از زنبورداران با پاشيدن شربت بر روي يك دسته شاخ و برگ درخت و قرار دادن ان در مجاورت با خوشه بچه كندو انها را به كندوي اماده منتقل مي كنند.زنبورها معمولا براي خوردن شربت در اطراف ان جمع مي شوند.البته عده اي معتقدند بچه كندوي طبيعي از عسل و شربت تنفر دارد زيرا كه عسلدان انها پر است.شخصي كه بچه كندوي طبيعي را ميگيرد بايد بداند كه لازم نيست تمام زنبورها را در داخل كندو هدايت كندوهمين قدر كه ملكه و بخش اعظم زنبورها منتقل شدند بقيه هم به سمت كندو امده و جايشان را پيدا مي كنند.البته بايد كندو را چند ساعت زير جايگاه اوليه خوشه و يا در نزديكي ان قرار داد تا باقيمانده زنبورها نيز داخل كندو شوند و سپس كندو را به جاي اصلي ان منتقل نمود.



نحوه براورد جمعيت كندو

منظور از براورد جمعيت كندو اگاهي از تعداد قابهاي جمعيت در داخل كندوي زنبورعسل مرغوب است.روش كار به اين صورت است كه با فرض اينكه دو طرف يك قاب به طور كامل مملو از جمعيت بالغ كارگر باشد و اگر جمعيت، نصف دو طرف يك قاب را فرا گرفته است، ان جمعيت را مجموعا يك قاب حساب مي كنيم و در كل اگر جمعيت 50درصد سطح 10قاب را پوشانيده است ان جمعيت را حدود 5 قاب محاسبه مي نماييم.

در مورد براورد جمعيت نوزاد بر حسب قاب هم به همين صورت محاسبه مي نمايند.يعني ميزان سطحي از هر قاب را كه كاملا تخمريزي شده و يا لارو و شفيره در ان ناحيه در حال رشد است را براورد كرده و با اين حساب كه كليه سطح دو طرف قاب را بپوشاند براورد صورت ميگيرد.مثلا در يك بازديد از كندو مقدار نوزادي كه به صورت تخم روز،لارو سرباز و شفيره سربسته بر روي 9 قاب داخل وجود دارد،به صورت زير براورد و متوسط قاب نوزاد جمعا به شرح زير مصاحبه ميشود.در ضمن هر قاب را به 8 قسمت تقسيم مي نماييم.



جمع نوزادها=4قاب=8/8+8/1+8/7+8/5+8/3+8/1+8/4+8/2+8/1

كه صورتها را جمع كرده و بر8 تقسيم مي كنيم.



نحوه جابجايي و بيرون كشيدن كادرها
هر زنبوردار هوشيار بايد دقت كند كه هدف از بيرون كشيدن قابها چيست؟اگر هدف بررسي غذاي ذخيره و عسل موجود در كندو است كه از طريق مشاهده قابهاي كناري ميتواند به مقصود خود برسد.براي اين عمل نيز بر حسب ماه و فصل و با در نظر گرفتن وضعيت جوي . با ارامش كامل و با استفاده از پوشش مناسب و دئدي و اهرم اقدام به بازديد ميكند.اگر در فصل گل هدف بازديد كندو يافتن ملكه و ارزيابي تخمريزي ملكه باسد لازم است با در دست داشتن شناسنامه كندوها اقدام به بازديد نمايد.موقع بازديد قابهاي نوزادها بايد دقت شود كه قاب حاوي نوزاد و ملكهاز بالاي كندو به جاي ديگري حمل نشود،چون ممكن است با ضربه اي ملكه از داخل جمعيت به بيرون افتاده و تلف شود.بنابر اين بايد هميشه مراقب بود كه در كليه مراحل بيرون كشيدن قاب نوزادان قابها بالاي كندو نگه داشته شوند.بعد از بازديد مجددا قابها را با كمك اهرم در كنار هم چيده و سعي شود فاصله اي بين قابها ايجاد نشود زيرا ايجاد فاصله بين قابهاي داخل كندو سبب بروز سرما خوردگي نوزادها و همچنين موم بافي نامنظم در كندو خواهد شد.جهت بازديد قابهاي وسطي كندو ابتدا يكي از قابهاي كناري را بيرون ميكشيم بعد از اين كار قابهاي كناري ري از هم فاصله داده تا جا براي قاب هاي وسطي و جود داشته باشد به هيچ وجه قابهاي وسطي را مستقيم بيرون نكشين زيرا باعس تلفات سنگين و حتي ملكه كشي ميشود.


منبع : mellifera

بهمن
2010-Jun-03, 15:42
اشنايي با رفتار جمعيت زنبورعسل


نژادها يا لاين هاي مختلف زنبورعسل تا حدودي رفتارهاي متفاوتي از هم نشان مي دهند.به طور مثال فعاليت چراي بعضي از نژادها در مزارع و باغات براي جمع اوري شهد و گرده گل بيشتر از نژادهاي ديگر است.همچنين هر نژادي در شرايط اب و هوايي به خصوصي بهتر عمل نموده و در نتيجه راندمان گرده افشاني و يا توليد عسل ان بالاتر خواهد بود.

زير بناي اين گونه تفاوتهاي رفتاري غريزي و ژنتيكي بوده و در طي سالهاي متمادي در يك نژاد متمركز شده است.از اين رو در بهره گيري از عمل گرده افشاني زنبور عسل بايد اين خصوصيات در نظر گرفته شود و از نژادي استفاده شود كه علاوه بر سازش با شرايط اقليمي منطقه ذاتا فعاليت چرايي زيادي داشته باشد.از مهمترين عواملي كه روي فعاليتهاي مختلف زنبورعسل موثر است مي توان به درجه حرارت محيط،نور،رطوبت و باد اشاره كرد.

گرچه نژادهاي مختلف زنبورعسل نسبت به درجه حرارت محيط تا حدودي رفتارهاي متفاوتي از خود نشان مي دهند،ولي به طور كلي مناسبترين درجه هاي حرارت براي فعاليتهاي همه انها دماي20تا35 درجه سانتيگراد مي باشد.فعاليت زنبورعسل در كمتر يا بيشتر از اين درجات به تدريج كاهش يافته و در كمتر از 8 و بيشتر از 43 درجه سانتيگراد متوقف ميگردد.

فعاليت زنبورعسل با شروع روز اغاز شده و در هنگام غروب افتاب خاتمه مي يابد.در خلال روز در صورت كاهش روشنايي (به واسطه ابر،مه و يا عوامل ديگر)فعاليتهاي زنبورعسل نيز كاهش مي يابد.

در روزهاي باراني نيز فعاليت چراي زنبورعسل متوقف ميشود.علاوه بر اين هنگامي كه رطوبت هوا زياد بوده و در حد اشباع باشد فعاليت اين حشره نيز كاهش مي يابد زيرا رطوبت روي شهد و گرده گل اثر گذاشته و به طور غير مستقيم در عمل چراي زنبورعسل تاثير ميگذارد.باد نيز از عواملي است كه در روي رفتار جمعيت زنبور عسل به خصوص كارگران چرا رونده تاثير مي گذارد.به طوري كه اگر سرعت باد به حدود 40كيلومتر در ساعت برسد فعاليت صحرائي زنبورعسل تقريبا متوقف ميشود.البته شايان ذكر است كه بادهاي سرد بيشتر از بادهاي گرم به زنبوران عسل اسيب ميرسانند.

mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-03, 15:43
تقويت و افزايش جمعيت كندوهاي متوسط

معمولا كندوهاي متوسط را ادغام نميكنند اما مي توان به اين كندوها كمك غذايي و جمعيتي كرد.

1- اضافه كردن كادر حاوي تخم به كندو

به كارگيري اين روش زماني مناسب است كه كندو داراي جمعيت كارگر جوان مناسبي باشد.

2- اضافه كردن كادر حاوي لارو و شفيره به كندو

اين كار نتيجه بهتري نسبت به افزودن تخم به كندو دارد.شرط موفقيت اين كار تغذيه مناسب كندو مي باشد.

بهمن
2010-Jun-03, 15:43
چگونگي خروج بچه از كندو

از شرايط لازم براي تقسيم كلني و بچه دادن،وجود ملكه براي بچه كندو است كه اين كار يعني توليد يك يا چند ملكه (معمولا تعداد بيش از 5عدد)به طور خودكار انجام ميگيرد و پس از تخمگذاري در فنجانكها ملكه هاي لازم توليد مي شوند.ملكه مادر(ملكه قديمي)زماني كه احساس كرد مدت زيادي به تولد و خروج از حجره ملكه جديد باقي نمانده خود را براي خروج از كندو همراه عده اي از زنبورها اماده مي كند.ملكه قيمي ابتدا تخمريزي را كاهش داده و با كم شدن تغذيه از وزنش نيز كم مي شود(شايان ذكر است كه كارگران اورا به اين كار وادار مي كنند)تا ملكه قادر به پرواز و خروج از كندو باشد.كمي قبل از تولد ملكه جديد (چند ساعت تا چند روز)ملكه مادر يا قديمي تصميم به خروج مي گيرد.كارگران و زنبورهاي داخل كندو موضوع را حس كرده و با برداشت مقادير زيادي عسل چينه دان خود را پرمي كنند و اماده سفر مي شوند.انها در اين شرايط در كف كندو واطراف سوراخ پرواز متراكم شده و با پرواز ملكه انها نيز با شدت زياد و با سرعت به صورت دسته جمعي كندورا ترك ميمنندودر هوا مانند ابر در مي ايند و در محدوده پرواز ملكه چرخ ميزنند تا ملكه و زنبوران پيش اهنگ جاي مناسبي را براي نشستن پيدا كنند.معمولا اين گروه در اولين پرواز در همان نزديكي زنبورستان بر روي مكان مرتفعي مانند تنه و شاخه درخت يا ديوار ساختمان و يا جايي شبيه ان مينشينند وملكه را در بر گرفته و به شكل خوشه اويزان مي شوند.تعدادي زنبورهاي همراه ملكه ممكن است از نصف جمعيت كندوي مادر تا يك چهارم و گاهي بيشتر از نصف هم باشد.اين بچه كندو كه بدون دخالت زنبوردار توليد شده و تقسيم ان خود به خود انجام گرفته است به بچه كندوي طبيعي معروف مي باشد.بچه كندو خوشه شده در محوطه ازاد تعدادي زنبور پيشاهنگ دارد كه انها براي يافتن جاي استقرار دائمي به جستوجو مي پردازند و پس از يافتن جاي مناسب(به طور مثال شاخه درخت،شكاف سنگ،كندوي خالي و يا تنه تو خالي )اطلاعات خود را در اختيار توده زنبورها قرار داده و تصميم نهايي براي پراز به فاصله دورتر و محل استقرار دائمي گرفته مي شود.اغلب بيش از يكساعت بچه كندو خوشه شده ئر محل اوليه بقي مي ماند كه در اين فاصله زماني بايد براي گرفتن ان به سرعت وارد عمل شد.زيرا اگر بچه كندو گرفته نشود پرواز دوم انجام گرفته . ديگر نمي توان ان را پيدا كرد.


mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-03, 15:48
تكثير مصنوعي كندو


براي ازدياد كندوها و تكثير كلني بهتر است به روش مصنوعي عمل كرد.اصول كار به اين ترتيب است كه در فصل مناسب سال(فروردين ماه)با بازديدهاي منظم از داخل كندو و اگاهي دقيق از رشد جمعيت،ميزان تخمگذاري و امادگي كلني براي ساخت سلولهاي ملكه ،در زمان مناسب و با روشهايي از انها بچه مصنوعي مي گيرند.اغلب بچه مصنوعي را در فصل بهار ميگيرند ولي بعضي زنبورداران در پاييز نيز بچه گيري مصنوعي را توصيه مي كنند كه البته كار مشكلي است و نياز به تجربه كافي دارد.براي گرفتن بچه مصنوعي ابتدا يك يا چند كلمي قوي كه داراي سلولهاي ملكه سربسته (شفيره شده)(يا حتي بدون سلول ملكه اماده)انتخاب كرده و مقداري و يا نصف جمعيت ان را به همراه شفيره،تخم و لارو موجود در شانها به كندوي جديد منتقل مي كنند.چنانچه نياز به موم اجدار و پوكه خالي هم باشد،انها را در كندو قرار ميدهند.ملكه كندوي جديد مي تواند به صورت سلول ملكه سربسته يا ملكه باكره و يا ملكه جفت خورده باشد.در ضمن بعد از تقسيم كندوها را به فاصله چند صد متري از هم قرار دهيد تا زنبوران كارگر به هر دو كندو رفت و امد نكنند.



دلايل به وجود امدن كندوهاي ضعيف




1- معيوب و ناتوتن بودن ملكه كندو

2- ضعف غذايي و كمبود شديد شهد و گرده

3- ضعف در زنبورهاي كارگر پرستار

4- حمله افات و بيماريها و الودگيهاي محيطي

5- ضعف شديد كندو در اثر نخوردن غذا



انواع كندوها از نظر جمعيت



كندوها به سه دسته ي ضعيف،متوسط و قوي تقسيم ميشوند.

كندوهاي ضعيف

كندوهايي هستند كه توانايي مقابله با مشكلات طبيعي مانند افات و بيماري ها را ندارند.از نظر عددي ميتوان گفت كه كندوهاي ضعيف در اواخر پائيز و اوائل بهار كمتر از3 قاب پر از زنبور و در اواخر بهار و تابستان كمتر از 6 قاب دارند.

كندوهاي متوسط

كندوهايي هستند كه در واقع نسبتا ضعيف هستند و در صورت دريافت كمكهاي جمعيتي و غذايي مي توانند تقويت شوند.اين كندوها از نظر جمعيتي در اواخر پاييز و اوايل بهار حدود 5-3 قاب پر از زنبور خواهند داشت.

كندوهاي قوي

كندوهاي هستند كه جمعيت انها خوب و كافي بوده و در برابر افات و بيماريها مقاومت مي كنند.كندوهاي قوي قادر هستند بچه كندو توليد كرده و در فعاليتهاي توليدي نقش اصلي را ايفا مي كنند.




عوامل موثر كاهش و افزايش در كندو



1- ملكه:زنبور ملكه به عنوان مادر تمام افراد داخل كندو نقش مهمي در ميزان جمعيت كندو دارد.كيفيت و نژاد ملكه در ميزان تخمگذاري ان و در نتيجه در رشد جمعيت كلني نقش تعين كننده دارد.

2- بيماريها و افات و شكارچيان:زنبورهاي عسل دچار بيماريها و افات مختلفي مي شوند و دشمنان زيادي دارند.به طور مثال از بيماريهاي انها مي توان به بيماري لوك اشاره كرد كه باعث ضعف شديد كندوها مي شود و از افات نيز ميتوان به كنه واروا اشاره كرد.از مهمترين شكارچيهاي زنبور عسل پرنده زنبور خوار و زنبور قرمز گوشتخوار هستند كه زنبورهاي پروازي را شكار كرده و ميخورند.

3- سمپاشي:در اثر مصرف سم در باغات و زراعتهاي گلدار، زنبورهاي عسل مسموم شده و در نتيجه كلني ها ضعيف مي شوند.

4- بچه دادن بدون برنامه:زنبورها به طور غريزي تمايل به بچه دادن دارند و اين غريزه ذاتي انها باعث تكثير كلني مي شود.

5- درجه حرارت:به عنوان مثال در فصل زمستان،در جنوب كشورمان زنبورها فعاليت دارند و كندوها قوي هستند.




روشهاي بچه گيري مصنوعي



1- بچه گيري از يك كندوي مادر

اين روش ساده ترين روش بچه گيري است كه طي ان با اماده كردن يك كندوي جديد و استقرار ان در مجاورت كندوي قوي ديگر به عنوان كندوي مادر تمام محتويات ان را دو قسمت كرده و جاي خالي ان را با شان خالي پر ميكنند.سپس ابتدا ملكه را پيدا كرده و به بچه كندو منتقل مي كنند و براي كندوي مادر سلول ملكه و يا تخم روز براي ساختن ملكه زنبورعسل مي گذارند.اگر ملكه بارور باشد بهتر است.انگام بچه كندو را به جاي ديگري منتقا مي كنند تا زنبورهاي ان فعاليت جديد خود را اغاز كند.اين روش را روش دوقلو هم ميگويند.

2- بچه گيري از دو كندوي مادر

ممكن است يك كلني به اندازه كافي قوي نباشد.ويا اينكه زنبوردار بخواهد بچه قويتري داشته باشد.در اين صورت از دو كندوي قوي استفاده مي شود.از يك كندو فقط چند قاب پر از تخم و لارو وشفيره بر ميدارند و از كندوي ديگر زنبورهاي بالغ به مقدار لازم و كافي انتخاب كرده در داخل بچه كندو قرار مي دهند و از مجموع انها يك بچه زنبور گرفته مي شود.بايد توجه داشت كه نمي توان زنبوربالغ را از دو كندو به بچه كندو منتقل كرد زيرا اين زنبورها غريبه هستند وهمديگر را ميكشند.روش صحيح اين است كه قابهاي پر از شفيره و لارو ابتدا در همان كندويي كه از ان برداشته اند تكان داده شود و زنبورهاي سطح ان را پاك كرده و سپس در داخل بچه كندو مستقر نمايند.

3- بچه گيري از تقسيم كندوي قوي

گاهي زنبوردار با يك تير دونشان ميزند و زماني كه مي خواهد ملكه را تعويض نمايد كندو را دو قسمت نموده و نصف محتويات ان را به طور كامل در كندوي جديد ميگذارد و به هر كدام يك ملكه اماده تخمريزي معرفي ميكند.اين كار را در كندوهايي كه ميخواهند به طور طبيعي ملكه انها را تعويض كنند نيز اجرا كرد.در اين حالت سلولهاي ملكه اماده شده براي تعويض ملكه را بين مادر و بچه كندو تقسيم ميكنند.بايد توجه داشت كه كندوي مادر قوي و پر جمعيت باشد تا بتوان ان را به دو كندوي متوسط تقسيم نمود.

4- بچه كارتني يا زنبور پاكتي

در زنبورستانهاي پيشرفته دنيا گرفتن بچه به صورت زنبوربالغ و بسته بندي ان در محفظه هاي ارزان قيمت و يكبار مصرف كه بدون كندو و كادر هستند انجام ميگيرد.يعني فقط مقداري از كارگران را برداشته و به همراه ملكه يا بدون ملكه بسته بندي ميكنند و همراه غذا براي فروش و عرضه به بازار اماده مينمايند.مقدار اين نوع بچه كندو را بر حسب وزن مثلا زنبورپاكتي نيم كيلويي و يا يك كيلويي مشخص ميكنند.

5- بچه گيري به روش ايجاد كندوي دو ملكه اي

اين روش يكي از راههاي تكثير ميباشد كه در ان يك روش مديريتي بسيار خوب براي تقويت كلني نيز به كار گرفته ميشود و ان ايجاد كندوي دو ملكه اي براي توليد عسل است.در اين روش معمولا در كندوهاي بسيار قوي همراه با طبقه عملي است،ابتدا ملكه را پيدا كرده و در بدنه و همراه با نصف شانهاي حاوي نوزادان و زنبورهاي بالغ محبوس ميسازند و مابين بدنه و طبقه را به وسيله يك درپوش بدون سوراخ كاملا ميبندند.در طبقه بالا نيز نيم ديگر جمعيت با نوزادان و زنبوران بالغ وجود خواهند داشت.اكنون فقط يك ملكه بارور و اماده تخمريزي لازم است كه به طبقه بالا معرفي شود.پس از ازاد شدن ملكه جديد و شروع تخمگذاري ان ميتوان انها را به يك بدنه كندوي جديد منتقل نمود و در جاي اصلي قرار داد.لازم به ياد اوري است كه از ابتداي كار،طبقه بالايي كندو نيز بايد داراي سوراخ پروازمستقل باشد.در صورتي كه زنبوردار بخواهد كندوي دو ملكه اي داشته باسد به وسيله يك شبكه مانع ملكه و با احتياط طبقه و بدنه را به هم مربوط ميسازد و سوراخ پرواز طبقه بالايي را مسدود ميسازد.در نتيجه كارگران در بدنه و طبقه از لابهلاي شبكه مانع ملكه عبور و مرور ميكنند.اما هر ملكه قلمرو خاصي داشته و به طور جداگانه تخمريزي ميكنند.با توجه به اينكه هر دو ملكه تخمريزي مي كنند جكعيت كارگران ان بسيار زياد شده و به طبقات چهارم و پنجم هم خواهد رسيد.چنين كلني قدرتمندي توليد بسيار خوبي خواهد داشت.

تذكر مهم:

در كليه روشهاي بچه گيري،تقويت بچه كندو ها به وسيله كادر پر از شفيره الزامي است.



بازديد فصل بهار در زنبورستان


منظور از بازديد بهار رفع نقايص كندوهايي است كه زمستان را پشت سر نهاده اند تا در موقع توليد عسل محصول بيشتري ذخيره نمايند.به عبارت ديگر بايد قدرت كندوها را افزايش داد تا جمعيت كافي براي تهيه عسل داشته باشند.

اولين ازمايش را بايد بعد از فصل زمستان و در يكي از روزهاي گرم اول بهار و موقعي كه كندوها نسل خود را تربيت نموده اند انجام داد.در اين بازديد بايد وضعيت توليد نسل مقدار ذخيره عسل و قدرت كندو را از لحاظ جمعيت زنبورهاي ان مورد مطالعه قرار داد و يادداشت كرد.

اگر جمعيت كندو زياد باشد و در ان نسل زنبور در مراحل مختلف رشد و تخم تازه ديده شود احتياجي به ديدن ملكه نخواهد بود مگر اينكه در ان موقع تخم و لارو و حجرات سربسته به قدر كافي ديده شود نشانه اين است كه طرز كار ملكه رضايتبخش مي باشد.به طور كلي در بازديد بهاره بايد كارهاي زير را انجام داد:

1)اگر از ذخيره عسلي كه قبل از زمستان در كندوها گذارده شده بقدر كافي باقي نمانده و در خارج از نيز شيره نباتي فراوان نيست كندوها را با شربت يا قاب عسل ذخيره تغذيه كرد.

2)اگر در محلي كه كندوها نگهداري مي شود احتياج به خريد كندوي جديد باشد در همين موقع سفارش داد.

3)كندوهايي كه فاقد ملكه هستند يا ملكه انها ضعيف شده و قدرت تخمگذاري خود را از دست داده است انها را تعويض و يا با كندوي ديگر توام كرد.

4)در بازديدهاي بعدي تخته كف و ديوارهاي كندو را تميز و بره موم و مواد زائد را پاك كرد.

5)وقتي مشاهده شود كه زنبورها در ماههاي بهار جاي كافي براي توليد نسل ذخيره عسل موجود نيست طبقه يا طبقاتي به كندو اضافه كرد و اين كار مرتبا زير نظر داشت.

6)در بازديد كندوها بيماريهاي كندو مخصوصا بيماري لوك را بخاطر داشت و ان را دفع نمود.

7)اگر احتياج به قيچي كردن بال ملكه زنبورعسل باشد در اواخر فروردين ماه انجام داد.

8)زنبورهاي عسل خريداري شده را كه در كندوهاي سبدي و غيره مي باشند در اواخر بهار به كندوهاي مدرن انتقال داد.

9)اواخر ارديبهشت و در ماه خرداد بايد تمام حجره ات ملكه اي(شاخون ملكه) را كه زنبورها ساخته اند خراب كرد تا از بچه دادن انها جلوگيري شود.اين عمل تا اوايل تير ماه ادامه مي يابد.

10)اگر محل گرم و افتابي و سايه در محل پرورش موجود نباشد بايد سايه مصنوعي براي كندوها فراهم ساخت.

11)اگر تهويه داخل كندوكافي نبوده زنبورها زياد مشغول باد زدن باشند بايد تهويه بيشتري براي كندو فراهم ساخت.

12)چون زنبورها در موقع عسل فراوان شروع به ذخيره مي نمايند بايد در اوايل خرداد يك صفحه مجزا كننده ملكه در بالاي بدنه و پايين طبقاط قرار داد تا عسل بدون نسل در طبقات بالا ذخيره شود و برداشت ان اسان باشد.

13)چنانچه در اواخر واوايل تير مشاهدا شود كه عسل فراواني جمع اوري شده و قسمت مهم ان سر بسته است مي توان عسل برداري را انجام داد.



اعمال قبل از انتقال در زنبورداري


اشنايي با شرايط كلي منطقه از جمله اب و هوا،گياهان مختلف،فرهنگ پذيرش مهاجر،تعداد كلني هاي منطقه،وجود و عدم وجود سمپاشي هاي بي رويهعاطلاع از بيماريها و افات زنبور اعم از پرندگان زنبورخوار،خرس و...و وجود راههاي مطمئن جهت حمل كندوها لازم و ضروري است.اگر مهاجرت كوتاه مئت بوده يا درون استاني صورت مي گيرد زمان مهاجرت كوتاه بوده و حداكثر 2الي 3 ساعت بيشتر نمي باشد.بنابر اين در اوايل يك شب به راحتي امكان پذير است.

زنبورداري در ايران به سه صورت ثابت،مهاجر درون استاني و مهاجر سراسر كشوري امكان پذير است.اختلاف درجه حرارتهاي محيطي در مهاجرت درون استاني تقريبا 15-10درجه سانتي گراد مي باشد.

در مهاجرتهاي درون استاني مشكل اساسي عدم تناسب كلني هاي منطقه از نظر تعداد انهاست.يعني در بعضي مناطق مهاجر پذير تعداد كلني ها بيش از ظرفيت مناطق بوده و در بسياري جاها نيز فضاهاي خالي مناسب وجود دارد.زنبورداران براي بهره گيري و سود بري از عمل انتقال خود بايد ظرفيت مناطق مناسب را متناسب با تعداد زنبورهاي خود در نظر گرفته و سپس عمل مهاجرت را انجام دهند.

در نقل و انتقال سراسر كشوري يا راههاي دور به عنوان مثال از اذربايجان به مناطق جنوب كشور كليه مطالب ذكر شده بايد در نظر گرقته شده و سپس عمل انتقال انجام پذيرد.بخصوص شناسايي وضعيت گياهان و سطح كشتهاي منطقه مهاجر پذير بايد به دقت بررسي شود.عدم توجه به هر كدام از موارد ذكر شده و بروز مشكلات حتي در يكي از انها عمل انتقال را با عدم موفقيت روبه رو مي سازد و زنبوردار را از حرفه خود مايوس مي كند.ولي بر عكس توجه كافي به تك تك انها زنبورداري را يك حرفه موفق و توام با لذت فراوان و سوددهي مي نمايد.



برقراري زنبورستان و عوامل موثر در ان

استقرار كندوها در يك مزرعه و يا باغ بايد به نحوي باشد كه زنبورها كه زنبورها بتوانند به طور يكنواخت كل ان منطقه را چرا كنند.در اين رابطه بايد توجه داشت كه شعاع پرواز مفيد زنبورعسل 3كيلومتر مي باشد از اين رو اگر وسعت منطقه زياد باشد بايد كلني ها را در واحد هاي متعدد به گونه اي قرار داد كه زنبورها در كل منطقه پرواز كنند.ولي اگر وسعت منطقه محدود باشد مي توان كندوهاي مورد نظر را در يك محل به طور مثال در وسط يا كنار مزرعه يا باغ قرار داد.

بهترين و مناسبترين زمان براي مستقر كردن كندوهاي زنبوران عسل در مزرعه يا باغ بعد از باز شدن گلها موقعي است كه حدود10تا 15درصد گلهاي مزرعه يا باغ باز شده اند.از انجايي كه دو يا سه روز افتابي مورد نياز زنبورهاست تا با محل جديد اشتا شده و رفتار طبيعي چراي خود را شروع كنند لذا اين موضوع را نيز بايد مد نظر قرار داد.

چنانچه فضاي كافي در اختيار زنبوردار است توصيه مي شود كندو ها با فواصل كافي و در رديفهاي منظم در سطح زمين قرار داده شوند.به طوري كه كندوهاي مستقر شده در رديفهاي جلو هنگام پرواز مانع زنبورهاي رديفهاي عقبي نباشند.همچنين فاصله زنبورها در رديفها بايد حداقل بين2-1متر باشد تا بچه گيري مصنوعي و بازديد به سهولت انجام گيرد.

كندوهاي قرار داده شده در رديفها بايد به طور متناوب پشت سر هم قرار گيرند.به عبارت ديگر از قرار گرفتن متوالي رديفها خودداري شود.همچنين بايد شبكه پرواز كندوها رو به شرق و بر خلاف وزش بادهاي موسمي باشد.همچنين فاصله كندوي جلويي با عقبي 3-2متر فاصله داشته باشد بهتر است.


mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-03, 15:55
تشخيص شروع فصل زنبورداري


فصل زنبورداري با شروع فصل بهار هر منطقه اغاز مي شود و فعاليت زنبوران در بخش تخمدان كندو با افزايش تخم و لارو همراه است.به طوري كه ا گر شاني ساخته شود هميشه شان داراي سلولهاي كارگر خواهد بود و با افزايش جمعيت نوزادان كارگر كندو براي تقسيم طبيعي (بچه كندو)شروع به ساختن سلولهاي نر مي كند.وجود سلولهاي نر شروع فصل نر ها را در منطقه نشان مي دهد و كشتن زنبوران نر توسط كارگران(نركشي)مويد اختتام فصل نرها در همان منطقه است.به طوري كه قبلا ذكر گرديد وجود نرها قبل و پس از فصل نرها دليل بر معيوب بودن كندو است يعني ملكه باكره و يا مريض بوده و يا از فصل جفتگيري گذشته.

شروع فصل زنبورداري

از انجايي كه تابش نور خورشيد و حرارت ان بر سطح كره زمين يكنواخت نيست در نتيجه محيطهاي مخطلفي در سطح كره زمين به وجود امده است.به عبارت ديگر فصل زنبورداري در هر منطقه ثابت ولي در مناطق مختلف دنيا متفاوت است.اما عمليات ان در تمام مناطق دنيا يكسان است.يعني زماني كه فصل زنبورداري در جنوب كشور به اتمام ميرسد فصل زنبورداري در شمال كشور اغاز مي شود.بدين منظور شناخت منحني شروع و پايان فصل زنبورداري و عمليات مربوط به ان فصل در هر منطقه لازم و ضروري است .بر اساس ميزان تابش نور خورشيد و ميزان حرارت ان منحني رشد گياهي(منابع غذايي)در منطقه به وجود مي ايد و به موازات ان نيز منحني افزايش جمعيت كندو اغاز مي شود و بر اساس شروع كاهش درجه حرارت و نور خورشيد(كوتاه شدن روزها)منحني فصل توليد عسل حاصل مي شود.

كه به همين خاطر پنج فصل در زنبورداري به وجود مي ايد كه به شرح زير است:

1- فصل A(از فروردين و اوايل ارديبهشت):حفظ حرارت و رطوبت داخل كندو استفاده از گرده مصنوعي و شربت تقويت روزانه به ميزان 2/1 الي4/1 ليتر به نسبت يك به يك و نظافت داخل كندو

2- فصل B(ارديبهشت،خرداد تا اوايل تير):فصل پرورش ملكه – بچه كندوي طبيعي و مصنوعي (تكثير كندو)و استفاده از صفحات موم اجدار و اضافه كردن طبقه عسلدان.

3- فصل C(از اوايل تير تا اواسط مرداد):عمليات ذخيره سازي كلني براي جمع اوري عسل (توليد عسل).

4- فصل D(اواخر مرداد تا اوايل مهرماه):برداشت عسل،اماده سازي كندو براي زمستان گذراني (تغذيه زمستاني به نسبت 5 به 3 يا 3 به 2 ).

5- فصل E(اوايل مهرماه تا پايان فصل زمستان منطقه):در صورت ماندن در منطقه گذراندن زمستان و استراحت كلني ها و در صورت امكان كوچ دادن به مناطق گرمسير.

mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-03, 15:56
نقش زنبورعسل در كشاورزي



خدمات اصلي و اساسي زنبورعسل در كشاورزي،به مراتب ارزشمند تر و گرانبهاتر از توليد عسل است.تحقيقات نشان مي دهد كه زنبورهاي كارگر يك كندوي زنبور عسل ،در طول يك فصل رويش حدود چهار ميليون بار از كندو خارج مي شوند. و در هر دفعه به طور ميانگين روي يكصد گل مي نشينند. به عبارت ديگر يك كلني زنبور عسل طي يك سال چهارصد ميليون گل را بارور مي كند. به عنوان مثال:در گياهان باغي تا 80درصد باروري گلها را زنبور عسل انجام ميدهد.باغ سيبي كه زنبور در ان نبوده5 تن در هكتار و با بودن زنبور عسل50 به تن در هكتار محصول مي دهد.گرده افشاني موفق زنبور عسل در باغهاي ده پايه مانند بادام،خرما و... به خوبي مشهود است.و يا در كشتزار افتاب گردان بدون زنبور عسل 70درصد گلچه ها پوك مانده ولي با قرار دادن 3 كندوي قوي،پوكي دانه ها در هكتار به 3 درصد كاهش مي يابد.

بهمن
2010-Jun-03, 15:57
رعايت نكات مهم در استقرار كندوهای زنبورعسل



1- رعايت وضع جوي منطقه مورد نظر

الف - حداكثر و حداقل گرما و سرماي منطقه

ب - حداكثر و حداقل ميزان بارندگي منطقه

ج - شدت ميزان بادهاي منطقه

د – ميزان مه و شرجي بودن منطقه

ه – وجود هواي كثيف (دود،گرد و غبار)

2- چگونگي پوشش گياهي منطقه

3- وجود اب تميز در منطقه

4- رعايت اصول بهداشتي و اطلاع از بيماريها و افات منطقه

5- وجود گل كافي با توجه به تعداد كندوهاي مستقر در منطقه

6- محل استقرار كندوها نبايد در مسير سيل و در گودال و يا كنار رودخانه باشد.

7- راهاي ارتباطي منطقه ايمن و ماشين رو باشد.

8- فاصله كندوها به هم نزديك نباشد و از يكديگر فاصله يكساني داشته باشند.

9- نبايد نور به طور مستقيم به كندوها بتابد.

10- مبارزه با حيوانات وحشي و پرندگان منطقه

11- كم نكردن عوارض طبيعي محل استقرار كندوها

12- حصار كشي اطراف زنبورستان در صورت لزوم

بهمن
2010-Jun-03, 15:58
عوامل مهم در پرورش و نگهداري زنبورعسل

عوامل مهمي كه اساس پرورش و نگهداري زنبورعسل را تشكيل مي دهند عباتند از:

1- براي داشتن محصول عسل بيشتر بيد به اولين عامل موثر يعني چراگاههاي زنبورعسل توجه كرد.

2- وضعيت هوا رانيز مي توان دومين عامل موثر شمرد.چگونگي چراگاه هاي زنبورداري و اب و هوا را نمي توان با قاطعيت تمام پيش بيني كرد.اما زنبوردار با مشاهدات عيني و تجربيات چند ساله خود مي تواند هواي منطقه و وضع گلها و زمان گ دهي را به صورت تقويم چراگاهي در اورده و پيش بيني لازم را بنمايد.

3- نوع و نژاد زنبورعسل را نيز مي توان يكي ديگر ازعوامل موثر دانست.با استفاده از روشهاي صحيح پرورش ملكه زنبور عسل مي توان ملكه هايي را كه داراي صفات و مشخصات مطلوب براي منطقه هستند انتخاب كرد.يعني نژادي را به گزيني كرد كه نسبت به تغيير وضع هوا و گلهاي منطقه محدوديتي در تخمگذاري ملكه مشاهده نشود و همچنين علاقه زيادي به توليد بچه كندوي طبيعي ندهد.

4- يكي ديگر از عوامل موثر در زنبورداري انتخاب كندوي مناسب و واجد شرايط است.نه تنها كندو،نوع كندو از نقطه نظر مصالح به كار برده شده(نوع چوب و فرم و غيره)در پيشبرد عمليات مربوط به زنبورداري و نحوه حمل و نقل موثر است،بلكه در چگونگي فعاليت زنبوران چه از نظر كمي و كيفي زنبوران خاصه در ميزان توليد عسل تاثير فراواني دارد.

5- بالاخره روش كار با كندو را نيز مي توان از عوامل موثر در پرورش زنبورعسل محسوب كرد كه خود عامل مهم و قابل توجهي است.يعني زمان لازم براي بازديد و بررسي كندو را بايد به حداقل ممكن رسانده و پيوسته سعي كردكه تمامي وقت صرف شده معقولانه و اقتصادي باشد.بدين معني كه با در نظر گرفتن كليه جوانب امر وضعيت كندوها طوري اماده شوند كه به موقع بتوان انها را براي استفاده از چراگاه هاي زنبورداري اماده كرد. به طوري كه در حداقل زمان گل دهي چراگاه بيشترين محصول عسل نسبت به سرمايه و وقت صرف شده برداشت شود.

mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-03, 15:59
علل افزايش طبيعي كندوها


كلني زنبورعسل نيز همانند ساير موجودات به منظور تنازع بقاء و ادامه نسل سعي در انجام توليد مثل و ايجاد افراد جديد دارد.توليد مثل و تكثير در زنبورعسل به دو صورت انجام ميگيرد:

الف – در اثر زاد و ولد،تعداد افراد يك كندو افزايش مي يابد؛يعني جمعيت داخل كندو زياد مي شود.

ب – در اثر افزايش جمعيت و كم شدن فضاي داخل كندو،افراد تصميم مي گيرند از كندوهاي مادري جدا شوند.به اين ترتيب يك كندو به دو كندو يا چند كلني تقسيم ميشود و در نتيجه تعداد كلني افزايش مي يابد.اين عمل زنبورعسل را اصطلاحا بچه دادن و يا بچه بيرون كردن ميگويند.

عواملي كه باعث تقسيم كلني مي شوند پيچيده بوده و تا كنون تمامي انها شناخته نشده اند.اين پديده تحت تاثير عواملي مانند طول مدت روشنايي روز،خصوصيات ارثي و نژادي،تجمع فيزيكي و پر شدن كندو و سن ملكه قرار دارد و معمولا ملكه هاي پير بيشتر بچه مي دهند.

نحوه بچه دادن به اين طريق است كه پس از پر شدن كندو از جمعيت و زياد شدن افراد داخل ان،كارگران شروع به ساختن فنجانكها كه محلي براي تخمگذاري ملكه و پرورش ملكه جديد است ميكنند.چون تمام سلولهايشان پر از تخم ،لارو،شفيره و عسل و گرده مي باشد،ملكه وادار به تخمريزي در فنجانكها ميگردد،فنجانكهايي كه براي بچه دادن به كار ميروند،معمولا در پايين شانها ساخته مي شوند.پس از تخمريزي در فنجانكها و پرورش لاروهاي ملكه ،كم كم زمان تقسيم فرا مي رسد و در هنگام خروج ملكه جديد از حجره ملكه ،كندو بچه مي دهد.

mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-03, 16:00
تغذيه بچه كندو


كلني هاي بچه كندو جداي از انكا با چه روشي ايجاد شده باشند معمولا از لحاظ ذخاير گرده و عسل فقير خواهند بود زيرا بر هم خوردن تعادل جمعيت در اثر تقسيم و كمبود كارگران بالغ ان امكان جمع اوري شهد و گرده را براي چنين كندوهايي دشوار ميسازد.البته بايد توجه داشت كه كلني مادر هم در بعضي از روشهاي بچه گيري همانند بچه جديد ضعيف شده و نياز به تقويت خواهد داشت.از انجايي كه زنبورعسل فقط به دو ماده حياتي نوش و گرده كه هر دو از گل منشاء ميگيرند نيازمند است و اين دو ماده مي تواند تمام احتياجات زنبورها را بر اورده سازند معمولا سعي مي شود با روشهاي مصنوعي تغذيه بچه كندو را تقويت غذايي نمود.روشهاي كار به شرح زير مي باشد:

1- خوراندن مواد قندي يا انرژي زا براي انجام فعاليتهاي كندو

در اين روش مي توان از شربت اب و شكر به نسبتهاي حجمي يك پيمانه اب و دو پيمانه شكر يعني شربت غليظ و مناسب براي مواقع سرد و باراني استفاده كرد.در هواي ملايم و افتابي نيز شربتهاي يك پيمانه اب و يك پيمانه شكر و در صورت گرماي بيشتر هوا از محلولهاي دو پيمانه اب و يك پيمانه شكر وتوليد شربتي رقيق براي تغذيه بچه كندو بهره مند شد.چنانچه بچه زنبور قادر به برداشت شربت نباشد به ان شان عسل اماده مي دهند.مسلما مصرف عسل براي زنبور خيلي بهتر از اب و شكر است.

2- مصرف مواد پروتئيني به منظور پرورش و تغذيه نوزادان

كلني زنبورعسل همان گونه كه قبلا بيان شد به پروتئين نياز دارد كه از گرده گلها تامين ميشود.براي جبران ان بايد به يكي از روشهاي زير عمل كرد:

الف- چنانچه شان گرده دار كه ذخاير گرده قابل ملاحظه اي در حجره هاي ان باشد فراهم شود(از كندوهاي قويتر)به كلني داده ميشود.

ب- گرده گل كه از كلني هاي ديگر به وسيله تله گرده گير برداشت شده به صورت كيك همراه با عسل و يا به صورت پودر خشك مي تواند به مصرف برسد.تغذيه با تخم مرغ،مخمر نانوايي،پودر شيرخشك و يا مخلوطي از انها همراه گرده .با بدون ان نيز مرسوم است.

بهمن
2010-Jun-03, 16:00
انواع بچه كندو

بچه كندوهاي طبيعي را به سه گروه تقسيم ميكنند:

پيش بچه:به اولين بچه خارج شده از كندوي اصلي(مادر)كه ملكه زنبورعسل قديمي همراه ان است و قبل از تولد ملكه هاي جوان اتفاق مي افتد پيش بچه مي گويند.قاعدتا بيش از يك پيش بچه وجود ندارد.

پس بچه:به بچه هاي خارج شده پس از اولين بچه كه ممكن است بيش از يك عدد نيزباشند و معمولا ملكه زنبورعسل همراه انها ملكه باكره جوان و جفت نخورده (بارور نشده) را پس بچه مي گويند.گاهي چند پس بچه به صورت جدا جدا و به فاصله چند دقيقه تا چند ساعت از كندو بيرون مي ايند وگاهي هم بيش از يك ملكه باكره همراه بچه كندوها پرواز مي كند كه اغلب پس از استقرار كشتار ملكه ها توسط يكديگر اغاز مي شود تا يكي از قويترين انها باقي بماند.

بنابراين پيش بچه با ملكه اصلي و پير كه قادر به تخمگذاري بوده و درشت تر نيز است بيرون مي رود؛ولي پس بچه هاي بعدي كندوي اصلي همگي داراي ملكه جوان و باكره هستند.

بهمن
2010-Jun-03, 16:01
عوامل موثر در ادغام كندوها

1) شناسايي مشكل كندوي ضعيف تا بر اساس ان تصميم ادغام گرفته شود.شايان ذكر است كه چنانچه كندويي بيمار باشد و يا نرزايي داشته باشد،ابتدا بايد كندو درمان شود و سپس ادغام صورت بگيرد.

2) رعايت اصول ادغام

3) عملكرد صحيح شخص ادغام كننده

اصول ادغام

به طور كلي در ادغام كندوها يك سري كارها بايد انجام گيردكه در صورت توجه و رعايت انها نتيجه كار بسيار مطلوب خواهد بود.ابتدا بايد بررسي همه جانبه اي از وضعيت كندوي ضعيف و كندوي گيرنده جمعيت(قوي)به عمل ايد.وضعيت ملكه،وضعيت بهداشتي كندو،ميزان جمعيت،خراب يا سالم بودن شانها و كندو بايد مد نظر قرار گيرد.اين موارد اصولي است كه بايد به انها به طور دقيق پرداخته شود.اغلب در ادغام دو كندو،قوي ترين جمعيت،بهترين ملكه و سالم ترين كندو به عنوان كندوي ثابت در نظر گرفته مي شود و جمعيت كندوي ديگر به ان منتقل مي گردد.بهتر است ادغام در ساعاتي از روز صورت گيرد كه زنبورها براي استراحت شبانه مي روند و ورود و خروج صورت نمي گيرد. به طور مثال عصرها كه زنبورها فعاليتشان كمتر مي شود،زمان بسيار مناسبي براي ادغام است.

عمكرد صحيح شخص ادغام كننده

پس از شناسايي مشكلات و تصميم گيري براي ادغام،فردي كه مي خواهد ادغام راانجام دهد بايد بر امور زنبورداري مسلط بوده و مسائل و مواردي را مورد توجه قرار دهد كه از جمله انها مي توان به دود دادن،هم بو كردن با مواد معطر مانند گلاب،ارامش در هنگام جابجايي شانها و ملكه،استفاده از كاغذ روزنامه براي جداسازي جمعيتها و.... اشاره كرد.

بهمن
2010-Jun-03, 16:01
نكات اساسي كه بايد در تكثير مصنوعي زنبورعسل مورد توجه قرار گيرد:



1- در فصل پرورش ملكه (يعني فصل نرها)بايد اقدام به گرفتن بچه مصنوعي كرد و در غير فصل نرها از ملكه بارور و اماده استفاده كرد.

2- در صورتي كه ملكه بارور و يا ملكه موجود نباشد قبلا سلول ملكه پرورش داده شود(با يتيم كردن كندويي با صفات مطلوب و تهيه شاخون)تا بچه كندومدت كمتري فاقد ملكه باشد.

3- هميشه از كندوهاي قوي بچه مصنوعي گرفته شود.

4- اگر ملكه بارور موجود باشد بلافاصله به بچه كندو معرفي شود.

5- چنانچه ملكه باكره وجود دارد لازم است بعد از مدت 5روز و بعد ازخراب كردن سلول ملكه معرفي شود.

6- در صورت وجود سلول ملكه بعد از24ساعت به بچه كندو داده شود.

7- از كندوهاي قوي كه در ان به اندازه كافي زنبوران جوان وجود دارند براي گرفتن بچه مصنوعي استفاده كرد.

8- چون زنبوردار بر خلاف بچه كندو طبيعي بدون قصد قبلي به كندوي جديد هدايت مي شوند فاقد ذخيره غذايي و ثانيا بر خلاف بچه كندوي طبيعي تيپهاي مختلف زنبوران براي كارهاي گوناگون تخصص يافته اند(شان سازي،اوردن شهد و گرده)همراه ندارند بنابر اين به كندو شربت به نسبت يك به يك داده و همچنان يك شان حاوي گرده و يك پوكه در كنار كادر اخر قرار داد.

9- مساله مهم در افزايش جمعيت كندو حفظ درجه حرارت و رطوبت داخل كندو است.با توجه به اينكه تعداد شانهاي بچه كندو كم و بقيه داخل كندو خالي است و زنبوران جوان بيشتر انرژي و مواد غذايي صرف گرم كردن فضاي داخل كندو مي كنند.به همين جهت بايد فضاي داخل كندو را از وسط نسبت به شانهاي موجود كوچك كرد و اين كار به وسيله قرار دادن نئوپان يا فيبر انجام مي گيرد و با افزايش جمعيت فضاي داخل كندو را زياد كرده و پوكه يا صفحه موم اجدار به ان اضافه مي شود.سوراخ پرواز نيز به اندازه يك الي دو سانتيمتر باز نگه داشته مي شود.در صورت كمبود شهد و گرده در طبيعت براي جلوگيري از غارت بچه كندو را به محل امن تري دورتر از زنبورستان انتقال مي دهيم و در سايه به طوري كه سوراخ پرواز ان خلاف جهت باد واقع شود،قرار گيرد.

بهمن
2010-Jun-03, 16:03
اقداماتي كه بايد قبل از تبديل كندوي بومي به مدرن بايد انجام داد:


الف- تهيه وسايل لازم- اين مواد شامل:

1- كندوي جديد(جعبه اي)همراه با تعدادي قاب ساخته شده با صفحه موم اجدار.

2- چند عدد كادر را كه دور انها با حدود يك متر كش از چند طرف كشيده ايم اماده مي كنيم و يا چند عدد كادر كه يك طرف انها سيم كشي شده و يك طرف ان باز است جهت گذاشتن شانهاي بريده شده داراي نسل زنبورعسل.

3- ساير وسايل شامل:دودي،كلاه زنبورداري،اهرم،دستكش،برس، چكش،چاقو،قابلمه در دار براي برداشت عسل،كارد براي بريدن شانها از كندوي بومي،پايه براي استقرار كندوي بومي روي ان جهت سهولت تبديل و خلاصه اب گرم براي شستشو.

ب- انتخاب فصل ويا روز مساعد براي تعويض:تعين فصل و روز مناسب براي تبديل كندوهاي بومي اهميت زيادي دارد زيرا فصل و يا روز نامناسب مي تواند باعث شكست زنبوردار در عمليات تبديل شود.

فصل مناسب:تنها فصل تبديل كندو بهار هر منطقه است (منظور زماني است كه طبيعت داراي گل بسيار است.

در اين فصل به علت وجود گرده و شهد در طبيعت تعداد زيادي از زنبوران كارگر مشغول فعاليت در صحرا بوده و ازدحام جمعيت در داخل كندو كم و در نتيجه شخص عامل راحتر مي تواند كار تبديل را به انجام رساند.البته بهتر است در ابتداي فصل عمل تبديل انجام گيرد تا كندو بتواند ترميم شانهاي بريده شده و ساختن شانهاي جديد را انجام دهد تا بتواند از دوره عسل استفاده كند.

روز مناسب:براي تبديل مي توان يك روز افتابي حوالي ساعت 9صبح الي 2 بعد از ظهر را كه دماي حدود 26-22 درجه سانتيگراد را داشته باشد انتخاب كرد بهتر است در روزهاي باراني و سرد و يا روز هاي ابري كه زنبور كارگر نتوانسته به صحرا برود عمل تبديل انجاك نگيرد.انتخاب فصل و روز مناسب با بهترين چراگاه براي جلوگيري از غارت كندوي تبديل شده نقش بزرگي را ايفا مي كند.

منبع : MELLIFERA.BLOGFA.COM

بهمن
2010-Jun-03, 16:05
غارت چيست وعلل بروز ان در زنبورستان كدام است؟


اصولا غارت و چپاول در حقيقت توسل جستن به زور براي برداشتن اموال ديگران است.گاهي زنبورانعسل نيز چنين رفتار زشتي را مرتكب مي شوند.در غارت زنبورهاي عسل به كندوهاي غريبه هجوم برده و با زور و كشتن نگهبانان و مدافعين كندو وارد ان شده و مقداري يا تمام عسل موجود را به كندوي خود حمل ميكنند.دربرخي موارد عمل غارت از انبار و محل ذخيره عسل و يا ساير مواد شيرين نيز صورت ميگيرد.در اغلب موارد كندوهاي ضعيف و كم جمعيت غارت ميشوند.مخصوصا كندوهايي كه سوراخ ورودي بزرگ داشته و ميزان ذخيره عسل انها قابل توجه است.

زنبورهاي غارتگر با يك حالت تهاجمي و عصبانيت شديد و حركاتي سريع به طور مستقيم به كندوهاي ديگر حمله برده و به زنبورهاي مدافع و گارد محافظ توجه چنداني ندارند.مدافعين با گاز گرفتن بالها و پاها و نيش زدن با زنبورهاي غارتگر وارد جنگ ميشوند و به طور طبيعي معمولا هر دو طرف معمولا تلفاتي دارند.در چنين مواقعي در اثر تجمع افراد در جلوي كندو به دفاع و بالا رفتن حرارت كندو و تعطيل شدن امور داخل كندو،عدم انجام تهويه و تغذيه،لاروهاي جوان و تخمها به سرعت از بين مي روند.

مشكل جدي ديگردرغارت انتشار عوامل بيماريزا و افات در بين كندوها ست.با ورود زنبورهاي غريبه ه داخل كندو عوامل ميكروبي از طريق جابجايي عسل و انتشار از راه سطح بدن گسترش مي يابد.

بهمن
2010-Jun-03, 16:05
رفتار زنبورها و بازديد كندو(ارام بودن يا نبودن كلني)



كليه توليد كنندگان عسل خواهان زنبورهاي ارام ،كم نيش زن با توليد عسل فراوان هستند.در ملايم بودن زنبورعسل دو عامل اساسي دخالت عمده دارد:اول نژاد،دوم نحوه بازديد كلني.

اثر نژاد در رفتار زنبورها بر كسي پوشيده نيست.بعضي از نژادها خصلتا ارام و بعضي ديگر حالت تهاجمي دارند.اذا در درجه اول زنبورهاي زنبورستان بايد از نژاد هايي انتخاب شود كه خصلتا ارام هستند.تقريبا كليه نژادهاي اصلاح شده مانند استارلاين يا ميدنايت خصيصه فوق را دارا هستند.

در مورد عامل دوم بايد گفت كه قبل از شروع بازديد عوامل تخريك كننده را بايد از خود دور كرد.از جمله انها مي توان به استفاده از عطر يا ادكن،وسايل براق مانند انگشتري يا ساعت و... اشاره كرد.همچنين هنگام استفاده از دودي،نبايد از الياف پشمي استفاده كرد يا چنانچه از سرگين گاويا حيوانات ديگر استفاده مي شود بايد دقت نمود كه الوده به الياف پشمي نباشند.به هر صورت بايد دود سرد بدون بو ايجاد كردو شايد افزودن مقداري بره موم در دودي باعث رضايت و ارام بودن زنبورها باشد.

بعد از انجام كارهاي مقدماتي بايد به كندو نزديك شده و در پهلو يا پشت ان قرار گرفت و از مسير پرواز زنبورها خارج شد.پس از ان يك يا دو دفعه دود سرد از مدخل كندو(شبكه پرواز)به داخل ان وارد نمود تا انها را خبر كرده و تا اندازه اي ارام نمايد.ان وقت مي توان در كندو را بلند كرده و در روي قابها كمي دود داد.اگر در اين صورت زنبورها با خشونت از كندو به خارج پرواز كرده و عصباني باشندبايد مجددا دود را بين قابها وارد كرده و سر كندو را براي چند ثانيه پوشانيد.در هنگام باز كردن در كندو مشاهده ميشود كه زنبورها قابها را با بره موم به نقاط مجاور چشبانده اند.در اين صورت بايد با اهرم يا اچار كندو قاب بين دو قاب مجاور ديوار كندو و قاب دوم را از كنار قاب جداري(قاب چسبيده به بدنه)كمي دور ساخته و ان را قدري به طرف داخل كندو جا به جا نموده و سپس ان را از قاب بعدي جدا كرده و از كندو خارج ساخت تا حركت دادن بقيه قابها به اساني صورت گرفته و فاصله كافي در كندو ايجاد شود.اين قاب همراه با زنبورهاي ان در بيرون كندو در داخل يك طبقه خالي يا در روي درب كندو با تكيه به بدنه كندو به طور عمود به زمين قرار داده مي شود.

موقعي كه قابها را براي بازديد از كندو خارج مي كنند بايد انها را به صورت عمودي در جلو چشم و در معرض تابش نور افتاب نگهداري و بازديد كنند.هنگامي كه مي خواهند طرف ديگر قاب را مشاهده كنند بايد ان را حول چوب بالاي قاب بچرخانند و به صورت عمودي نگهدارند.اگر اين دستورات احتياطي به كار برده نشوند باعث تحريك زنبورها و نا ارام بودن انها خواهد شد.

بهمن
2010-Jun-03, 16:07
توليد و پرورش ملكه زنبورعسل

منبع : Mellifera (http://mellifera.blogfa.com/)


]تغذيه تحريكي ملكه زنبورعسل[/COLOR]


در مناطقي كه از اواسط الي اواخر تابستان كار شهد و گرده اوردن زنبورها به تدريج كاهش پيدا كرده و شهد و گرده و يا به عبارت ديگر گلهاي شهد زا و گرده دار در طبيعت كمياب و يا حتي ناياب مي شود،مستقيما بر روي ملكه اثر منفي گذاشته و وي را وادار مي كند كه فعاليت تخمگذاري خود را روز به روز بكاهد.تعداد تخمي كه ملكه در روز مي گذارد علاوه بر طول روز با مقدار شهد و بخصوص گرده اي كه زنبورها روزانه وارد كندو مي كنند هميشه و در تمام ماه هاي سال رابطه مستقيم دارد.

در چنين وضعيتي وظيفه بزرگ زنبوردار مبارزه با كم شدن فعاليت تخمگذاري ملكه است كه ان هم از طريق تغذيه مصنوعي زنبورها با شربتي كه از اب و شكر و عسل و يا از اب و عسل درست مي شود امكان پذير است.اين شربت از دو ليوان اب و يك ليوان شكر و يك قاشق چايخوري عسل(دو قسمت اب+يك قسمت شكر)درست شده و بايد روزانه در حدود يك چهارم ليتر در ظرف غذا خوري ريخته و در اختيار زنبورها قرار داد.براي جلوگيري از غارت مي توان تغذيه را عصرها پس از غروب افتاب انجام داد.

حمل مرتب شربت از ظروف غذا خوري بع داخل شانها باعث مي شود كه ملكه زنبورعسل به خيال اينكه در طبيعت گل و شكوفه فراوان است و هنوز شهد از خارج به داخل كندو حمل ميشود از فعاليت خود نكاسته و به تخمگذاري با همان شدت ادامه دهد.ولي شرط اصلي موفقيت در اينست كه اين كار به طور مرتب و بدون قطع شدن ادامه داشته باشد.

مي دانيد كه زنبورهايي كه ازاواسط تابستان به بعد متولد مي شوند طويل العمر بوده و تمام پاييز و زمستان تا اوايل بهار زنده مانده و در كندو خواهند بود.دادن شربت به زنبورها در اين موقع و در نتيجه تحريك ملكه به ادامه هر چه بيشتر تخمگذاري باعت مي شود كه تعداد زيادتري زنبورهاي طويل العمر متولد شوند و در نتيجه در زمستان و بخصوص بهار سال بعد كندو جمعيتهاي قوي داشته باشد.مزيت جمعيتهاي قوي در مقابل جمعيتهاي ضعيف اين خواهد بود كه اولا به اساني بر بيماريها غلبه مي كنند؛زيرا وقتي كه يك بيماري در زنبورستاني شيوع پيدا نمود فقط جمعيتهاي ضعيف هستند كه بدان مبتلا مي شوند و حال انكه جمعيتهاي قوي در مقابل ان مقاومت كرده و مبتلا نمي شوند.ثانيا در اوايل بهار جمعيتهاي قوي خواهند توانست از گل درختان ميوه يك محصول عسل كامل توليد كند و بر درامد ساليانه زنبوردار بيافزايند.تغذيه زمستاني را بايد پس از برداشت محصول واتمام تغذيه تحريكي و همچنين برداشتن طبقه دوم شروع كرد.

گرده گل نيز براي رشد جمعيت و تغذيه لاروها از مواد اصلي غذايي كندو است كه مي توان از كندوهايي كه اضافه دارند يا ذخيره قابهاي پر از گرده اي كه قبلا جمع اوري شده و از سالم بودن انها اطمينان داريم استفاده نمود.

زنبورهاي جوان علاوه بر استفاده از گرده گل براي تغذيه لاروها خود نيز از گرده گل و يا مكملهاي گرده استفاده مي كنند و به اين ترتيب پروتئين،چربي،ويتامينها و مواد معدني مورد نياز بدن خود را تامين مي كنند.با تامين پروتئين مورد نياز براي رشد غدد توليد كننده ژله رويال زنبورهاي كارگر ژله بيشتري ترشح شده و در نتيجه زنبورهاي پرستار ملكه زنبورعسل مي توانند ژله رويال كافي در اختيار ملكه گذاشته و با تقويت و تحريك او سبب تخمگذاري بيشتر ملكه شوند كه اين امر نهايتا سبب پر جمعيتي و قوي بودن كلني گرديده و توليد بيشتري را به دنبال خواهد داشت.

بهمن
2010-Jun-03, 16:08
پرورش زنبورهاي نر



ملكه باكره در زمان جفتگيري به طور متوسط با 10-7زنبور نر جفتگيري ميكند ولي اين رقم تا بيش از 20زنبور نر گزارش سده است.ملكه هاي باكره و زنبورهاي نر قادرند تا چندين كيلومتر از كندوي خود پرواز كرده و در صورت عدم و جود زنبور نر بالغ ملكه ممكن است انقدر دور شود كه قادر به مراجعت به كندو نباشد.از اين رو بايد در محدوده پرواز جفتگيري ملكه ها زنبورهاي نر مناسب به تعداد كافي وجود داشته باشند.ثابت شده است كه زنبورهاي نر هر زنبورستان هنگام بعد از ظهر پرواز كرده و به نقاط معيني رفته و در انجا تجمع ميكنند. اين محلها را منطقه تجمع زنبور نر مي گويند.ملكه هاي باكره نيز اين محل ها را پيدا كرده و براي جفتگيري به انجا پرواز ميكنند.براي توليد تعداد كمي ملكه(حدود صد عدد)تامين زنبورهاي نز مشكل مهمي نيست؛زيرا خود كندو ها در فصل مساعد به تعداد كافي زنبور نر توليد ميكنند.ولي اطمينان زيادي به نژاد و خصوصيات ژنتيكي انها نمي توان داشت.بر عكس در مواقعي كه هزارها ملكه پرورش داده ميشوند،وجود تعداد كافي زنبور نر اهميت زيادي دارد.زيرا در يك بعد از ظهر ممكن است ملكه هاي باكره زيادي در جستجوي زنبور نر با يكديگر رقابت نمايند و اين امر ممكن است در روزهاي پي در پي تكرار شود.

بهترين راه پرورش و توليد زنبورهاي نز به تعداد كافي اينست كه يك تا دو شان زنبور نر را در هر يك از كندوهاي پدري انتخاب شده قرار داده و اجازه داده شود كه ملكه در انها تخمگذاري كند.اين كار بايد حدود 40-35روز قبل از استفاده از زنبورهاي نر شروع شده و به طور مرتب تكرار گردد.هر كندوي پدري مخصوص پرورش زنبور نر،قادر است تا حدود 200ملكه را با زنبورهاي نر خود بارور كند.كندوهاي پدري را بايد از نژاد بسيار خوب انتخاب كرده و با شربت قند50درصد و گرده گل كافي تغذيه نمود.

بهمن
2010-Jun-03, 16:09
روشهاي توليد ملكه زنبورعسل



بيشتر زنبورداران سلولهاي طبيعي ساخته شده در داخل كندوها در فصل بهاررا با تيغه يا چاقوي داغ و تيز جدا كرده و در كندوهاي بي ملكه و يا بچه كندوي مصنوعي مستقر ميسازند.ملكه ها از سلولهاي پيوند شده در داخل كندو متولد شده و تعدادي از انها پذيرفته شده و فعال گشته و تعدادي نيز جايگزين ميشوند.در اين روش معمولا پيشرفتي از نظر افزايش توليد و اصلاح نژاد در زنبورستان حاصل نمي شود،اما در صورت داشتن شناسنامه و ثبت مشخصات ركوردگيري و مشخصات بيولوژيك ساليانه در زنبورستان،در ابتداي هر سال قبل از شروع كار توليد ملكه،با بررسي شناسنامه ها و مقايسه ارزشهاي انها ،بهترين كندوها را از نظر كمي و كيفي توليد،جمعيت،ارامش و مقاومت محيطي انتخاب كرده و از انها ملكه زنبورعسل توليد ميكنند.به طور كلي تمام زنبورداران قادر هستند به روشهاي زير ملكه هاي مورد نياز خود را پرورش دهند.

1- استفاده ازسلولهاي طبيعي ملكه زنبورعسل كه توسط زنبورها در كندو ساخته ميشود

اغلب هنگام بهار و زماني كه سلولهاي ملكه زنبورعسل در كندو به طور طبيعي و توسط زنبورهاي كارگر ساخته ميشوند،ميتوان از اين سلولها براي تهيه ملكه زنبورعسل استفاده نمود.گرچه اين روش يك راه تامين ملكه زنبورعسل ميباشد ولي دو محدوديت مهم در ان وجود دارد.يكي وابستگي زنبوردار به تشكيل طبيعي سلول ملكه زنبورعسل و ديگري عدم كنترل بر روي نژاد و كيفيت ملكه زنبورعسل توليد شده.

2- سلولهاي طبيعي ملكه زنبورعسل تحت كنترل زنبوردار

در اين روش ابتدا بايد كلني هايي را كه قرار است ملكه انها عوض شوند مشخص كرده و ضمن يتيم كردن(خارج كردن ملكه از كلني)،كليه قابهاي حاوي تخم و لاروهاي ان را خارج نموده و در كندوي ديگري قرار داد.سپس از كلني هاي انتخاب شده كه داراي خصوصيات بهتري هستند،يك قاب حاوي لاروهاي بسيار جوان را خارج كرده و در كندوي قبلي كه ملكه انها خارج شده است قرار داد.اين كلني ها با استفاده از لاروهاي جوان نسبت به ساختن سلولهاي ملكه اقدام خواهد خواهند كرد و پس از حدود22-20روز داراي ملكه تخمگذار خواهند شد. در اين روش معمولا لاروهاي مسنتر را كه كيفيت انها خوب نيست،براي تبديل به ملكه زنبورعسل انتخاب ميكنند.

3- پرورش ملكه زنبورعسل به تعداد زياد

به منظورتوليد تعداد زيادي ملكه باكره(در شرايط كنترل شده)بايد شرايط مناسبي در كندوهاي سازنده سلول ملكه به وجود ايد.اين شرايط دقيقا شرايطي هستند كه در بهار موجب تحريك كلني ها به توليدبچه كندو ميشوند.شرايط كندوهاي سازنده سلول ملكه به شرح زير است:

الف)كندوها بايد بسيار قوي و پرجمعيت باشند و اكثر جمعيت انها را زنبورهاي جوان پرستار تشكيل دهند.

ب)گرده گل به مقدار كافي در كندوها وجود داشته باشد.

ج)كندوها شهد يا عسل يا شربت قند به مقدر كافي در اختيار داشته باشند.

با توجه به مطالب فوق روش معمول پرورش ملكه زنبورعسل به تعداد زياد از طريق انتقال لاروهاي جوان از سلولهاي كارگر به سلولهاي مصنوعي ملكه از پيش ساخته شده صورت مي گيرد.اين عمل را در اصطلاح پيوند كردن مي گويند.

بهمن
2010-Jun-03, 16:09
ميزان تخمگذاري ملكه و نحوه ان


كمي بعد از اينكه ملكه جفتگيري كرد توجه كارگران نسبت به ملكه بيشتر مي شود.در هر جا كه ملكه قرار گيرد حلقه اي از كارگران كه اعضاء ان مرتب تغيير مي كند تشكيل مي گردد.اين كارگران همچنين در مواقع لزوم تخمهايي را كه ملكه مي گذارد جا به جا مي كنند.ملكه ها هنگام تخمگذاري در روي شانها روي قاعده مشخصي حركت مي كند.ابتدا سر خود را وارد تك تك سلولها نموده انها را ازمايش مي كند و در صورت تميز و پاك بودن سلول يك تخم در هر سلول قرار مي دهد.براي اين منظور شكم خود را خم كرده انتهاي ان را داخل سلول نموده و يك عدد تخم به حالت عمودي در سلول مي گذارد.تخمگذاري ملكه در اوايل بهار يا ابتداي شروع به كار زنبورهاي هر منطقه از كادرهاي مركزي كندو شروع شده و همچنين از مركز هر كادر نيزبه طرفين كادر گسترش مي يابد.يك ملكه خوب ممكن است1500 تا2000تخم در روز بگذارد.در يك ملكه خوب وضع استقرار تخمها و لاروها منظم و به هم فشرده است و سلولهاي خالي در بين ان كمتر ديده مي شود.

بهمن
2010-Jun-03, 16:09
وضعيت ظاهري ملكه و يافتن ان در كندو


ملكه هاي باكره يا تازه لقاح يافته جثه كوچكي دارند و با چابكي تمام حركت كرده و در بعضي مواقع تشخيص انها از كارگران مشكل مي باشد.هنگام بازديد كلني ملكه سعي مي كند خود را در تاريكترين نقطه كندومخفي كند.اگر كلني بيش از حد مود بازديد قرار گيرد كارگران ملكه هاي باكره را با دور گرفتن يا جمع شدن به دور ان به شكل گلوله توپ در مي ايند.از اين رو نبايد كندوهاي با ملكه باكره يا تازه جفتگيري كرده را بازديد طولاني كرد.ملكه هاي قديمي با شكم كشيده و درشت كاملا مشخص هستند و نحوه حركت انها روي كادرهاي نسل جوان با تاني بوده و در بعضي مواقع توجهي به باز شدن درب كندو نداشته و مشغول تخمگذاري خود هستند.

بهمن
2010-Jun-03, 16:27
وظايف ملكه در كندو
ملكه زنبورعسل عهده دار تخمريزي،تداوم رشد و تكثير جمعيت زنبورعسل در داخل كندو است.همچنين ملكه با توليد و پخش فرمون مخصوصي شبب ايجاد ارامش در جمعيت داخل كندو شده و از رشد تخمدانهاي كارگران جلوگيري مي كند.در فصل بهار مخصوصا در اواسط خرداد ماه در صورت وجود گل و شكوفه در محل زنبورستان ملكه در حداكثر فعاليت تخمگذاري است،به طوري كه تعداد تخمهايي كه در مدت24 ساعت مي گذارد بالغ بر2000عدد مي باشد.شايان ذكر است كه چنين فعاليت بجسته اي فقط براي چند روز محدود در سال از عهده ملكه برمي ايد و به هيچ وجه هميشگي نيست.

واضح است كه چنين فعاليتي نياز به تغذيه مقوي دارد.غذاي ملكه مواد مخصوصي به نام ژله سلطنتي است.براي تغذيه ملكه هميشه تعدادي زنبور كارگر ملكه را محاصره كرده و هر كدام به نوبت وي را تغذيه مي كنند




رابطه ملكه و اصلاح زنبورستان
تمام خصوصيات توليدي،رفتاري و بيولوژيكي زنبورستان مانند رفتار كندو،ارامش هنگام بازديد كندو،نيش زدن زنبورها،مقاومت در برابر بيماريها،توليد عسل،توليد موم و بره موم،توليد بچه كندو،قدرت گرده افشاني،دفاع از كندو،زمستان گذراني و ساير فعاليتهاي جمعيت كندو از خصوصيات ملكه ان سرچشمه ميگيرند.به طور مثال اگر زنبورهاي يك كندو عصباني هستند و در هنگام بازديد حمله ور شده و بازديد كننده را نيش مي زنند،زنبوردار با تعويض ملكه و تغذيه مناسب ان در سال بعد كندويي ارامو پر توليد خواهد داشت.





بيولوژي زنبورعسل ملكه


ملكه زنبورعسل به سادگي از كارگران و زنبور نر مشخص مي شود.ملكه نسبتا درشتر و درازتر از كارگران و نر است،ولي پهن تر از انها نيست.از انجا كه شكم ملكه طويل و در سطح زيرين پهن است،طول بالهايش نسبت به بدن از بال كارگرها و زنبورهاي نر كوتاهتر است.نيش ملكه كمي خميده است و نسبت به نيش زنبور كارگر دندانه هايي دارد كه فقط براي از بين بردن ملكه هاي رقيب به كار مي رود.حركت ملكه در مواقع عادي ملايم است ولي در مواقع ضروري مي تواند با سرعت حركت كند.ملكه اي كه جفتگيري كرده و در حالت تخمگذاري است روي شانهايي قرار دارد كه جوانترين نوزادان در ان قرار دارند.ملكه در اين حالت اغلب به وسيله عدهاي محافظ احاطه شده است.سر محافظين اغلب به طرف ملكه مي باشد و در اين حالت با شاخكهاي خود ملكه را ارايش مي كنند و با دهان خود او را مي ليسند يا به او غذا مي دهند،يا مدفوعات وي را به بيرون مي برند.تمام تخمهايي كه در سلولها قرار دارد به وسيله ملكه واحد كندو گذاشته مي شود.اين ملكه در جواني در هواي ازاد با يك يا چند زنبور نر پشت سر هم جفتگيري كرده و براي خود تا اخر عمر اسپرم ذخيره مي كند.با اينكه ملكه در تجمع افرتد يك كلني تاثير عمده اي ندارد ولي خود ملكه براي بقا ي كلني نهايت ضرورت را دارد.ملكه بوي مخصوصي دارد كه احتمالا از ترشحات غدد زير فكي او حاصل مي شود و براي كارگران جلب كننده است.اين ماده معطر سبب جلوگيري كارگران از پرورش ملكه جديد و مانع رشد تخمدانهاي زنبوران كارگرمي شود.ماده مترشحه ملكه در تمام بدنش پخش مي شود.وقتي زنبوران جوان محافظ بدن ملكه را مي ليسند مقداري از اين ماده را مي گيرند و هنگام رد و بدل كردن غذا با ساير كارگران مقداري از اين ماده را به انها مي دهند.






روش قيچي كردن بال ملكه زنبورعسل
در هنگام خارج كردن ملكه از كندوي جفتگيري و قبل از داخل قفس كردن ملكه ابتدا با دست راست دو بال ملكه را گرفته و سپس با دست چپ از سمت سر ملكه قسمت سينه را گرفته و با يك قيچي كوچك حدود يك سوم بال را كوتاه مي كنند و مجددا دو بال را با دست راست گرفته و ملكه را به داخل قفس هدايت مي كنند.در سالهاي زوج معمولا بال سمت راست را قيچي كرده و در سالهاي فرد بال سمت چپ را كوتاه مي كنند.






سن لارو و انتخاب ان جهت پيوند زدن
انتخاب سن لارو براي پيوند اهميت فوق الاده اي دارد.اگر لاروهاي مسن براي پيوند انتخاب شوند ،ملكه هاي خوبي توليد نخواهد شد.از سوي ديگر لاروهاي با سن خيلي پايين نيز توصيه نمي شود.مشاهدات مكرر و ازمايشهاي دقيق طي ساليان متمادي نشان داده است كه براي داشتن ملكه هاي خوب لاروها بايد حداقل 12 ساعت سن داشته باشند و از سوي ديگر سن لارو ها نبايد بيشتر از 18 ساعت باشد.سلولهاي ملكه بايد بلافاصله پس از پيوند به كندوي شروع كننده انتقال داده شوند.





ايجاد كندوي مادري در ايستگاه پرورش ملكه زنبورعسل
كندوي مادري كندويي است كه بايد از بهترين كندوهاي زنبورستان و با ارزيابي چندين ساله شناسنامه هاي انفرادي از نظر توليد بالا،مقاومت در برابر بيماري ها و ارامش كامل بهترين ملكه زنبورعسل را انتخاب كرده و از ان به عنوان كندوي مادري استفاده شود.

روش كار

يكتوليد كننده ماهر در فصل وفور شهد و گرده گل در منطقه كندوي مذكور را انتخاب كرده و سپس يك عدد شان (پوكه سياه)تميز و سالم را انتخاب نموده و يك تا دو روز در همان كندو يا كندوهاي ديگر قرار مي دهد تا خوب تميز و گرم و اماده تخمگذاري شود.سپس شان اماده را در داخل قفس مخصوص حبس قاب قرار داده و ملكه را بر روي ان رها مي كند و درب ان را مي بندد و ان را در داخل همان كندويي مادري قرار مي دهد تا ملكه نتواند از روي قاب خوارج شود.ملكه در مدت يك تا دو روز به ناچار در داخل سلولهاي پوكه تخمگذاري مي كند.توليد كننده هر روز در ساعات گرم روز پوكه را از قفس خارج كرده و با دقت بررسي مي كند و هر روز كه تخمريزي ملكه را در داخل پوكه مشاهده كرد،تاريخ همان روز را بر روي قاب ياداشت مي كند و قاب را از كندو خارج كرده و به كندوي پرستار انتقال مي دهد.پس از خروج قاب مذكور از قفس فورا قاب پوكه سياه ديگري را در قفس گذاشته و ملكه را بر روي ان رها مي سازد تا روز بعد نيز در داخل سلول هاي پوكه جديد تخمگذاري كند و اين كار را مي توان تا ده روز ادامه داد.حدود چهار روز بعد از تخمهاي يك روزه ملكه مادري لارو يكروزه خارج شده و همان روز قابل پيوند در سلول ملكه مي باشد.سپس مي توان ان را در كندوي شروع كننده قرار داد.در جريان پيوند بايد دقت و سرعت عمل زياد باشد و از سوي ديگر بايد غذاي كافي در اختيار كندوي شروع كننده قرار داد.شايان ذكر است كه لاروها به صورت خشك نيز قابل پيوند هستند اما طبق تحقيقاتي كه در اين زمينه صورت گرفته است توصيه مي شود قبل از انتقال لاروها كف سلول هاي مومي را با كمي ژله رويال اغشته شود و سپس لاروها را به داخل سلولها و بر روي ژله رويال منتقل شود.






ايجاد كندوي پدري در ايستگاه پرورش ملكه زنبورعسل
براي تامين شرايط مناسب جفتگيري ملكه توليد زنبورهاي نر از نژاد خوب و به تعداد مورد نياز اهميت زيادي دارد.همان طور كه عسل براي زنبوردار اهميت دارد وجود زنبور نر براي پرورش دهنده ملكه ضروري و مهم است.از اين رو برنامه ريزي دقيق براي توليد زنبورهاي نر مناسب امر مهمي به شمار ميرود.دوره دگرديسيزنبورهاي نر طولاني تر از زنبورهاي كارگر و ملكه ست و فاصله بلوغ انها با ملكه نيز بسيار زياد است.اولا به دليل اينكه ملكه 16 روزه و نرها24 روزه متولد ميشوندبايد اختلاف زماني 8 روزه مورد توجه قرار گيرد.ثانيا بلوغ جنسي نرها طولاني تر از ملكه است زيرا ملكه بين 10-4 روزه ونرها14-10روزه بالغ ميشوند،بنابر اين براي تطبيق زمان جفتگيري انها بايد مسائل مذكور مورد بررسي قرار گيرد.

به طور كلي 8 عدد زنبور نر بالغ براي جفتگيري با ملكه مورد نياز است.يك قاب كه دو طرف ان توسط ملكه تخم نر ريخته شده باشد حاوي حدود 3000عدد تخم است كه از اين تعداد2000سلول تولد يافته و بقيه تلف ميشوند.از يك سو از 2000زنبور نر باقي مانده تا زمان بلوغ جنسي حدود 20درصد انها از بين ميروند و از سوي ديگر همه انها همزان به بلوغ جنسي نمي رسند.

معمولا 50درصد كل نرها به طور كامل بالغ شده و اماده جفتگيري با ملكه هستند.يك توليد كننده ملكه بايد به ازاء هر ملكه حدود 40زنبور در نظر بگيرد.

روش كار

همان طور كه براي پرورش ملكه مادري(كندوي مادري)روش مخصوصي وجود دارد در مورد توليد نرها نيز به كندوي پدري نياز است.بايد كلني پدري را با صفات معيني مانند توليد بالا و ارامش و مقاومت برتر انتخاب كرد.اين كندوها بايد حدود يك ماه قبل از شروع اولين پيوند سلول ملكه زنبورعسل سازماندهي و تغذيه وانتخاب شوند.تغذيه كلني هاي پدري با استفاده از خمير كمكي و شربت قند يا عسل بايد حدود 5/1ماه قبل از شروع پيوند صورت گيرد.

روز46=12روز+24روز+10روز=مدت تغذيه كلني پدري(قبل از پيوند)

12(بلوغ جنسي نرها)24(از تخم تا تولد نرها)10(قبل از تخمريزي ملكه)

به ازاء هر 200 كندوي جفتگيري ملكه زنبورعسل بايد يك كندوي پدري سازماندهي نمود.بيشتر توليد كننده ها كلني پدري را به تناسب ظرفيت توليد ملكه خود تهيه مي كنند.روشهاي پرورش زنبورهاي نر متفاوت بوده و هر كدام شرايط و ويژگيهاي خاص خود را دارا مي باشند كه ذيلا هر كدام توضيح داده مي شوند.

روش اول- در كلني هاي پدري شانهاي عسل روباز را در طرفين كندو قرار داده و سپس بقيه شانهاي شفيره مسن را مي چينند و يك شان گرده گل در وسط و مجاور پوكه حاوي تخمهاي نر قرار مي دهند و بقيه فضا را به قابهاي شفيره كارگران مسن اختصاص مي دهند.در صورت فقدان عسل كندو را با شربت و غذاي كمكي تقويت مي كنند.هر 10الي15 روز يك قاب پوكه مخصوص تخمريزي نر ها توسط ملكه در كندو قرارداده مي شود.كلني بعد از مدتي پر جمعيت شده و با كمبود جا مواجه مي شود.در اين حالت بايد يك نيم طبقه در زير كندو قرار داده شود تا زنبورهاي صحرايي در طبقه پايين تردد كنند.شفيره هاي طبقه بالا پس از تولد عسل را از پايين به بالا مي برند و در پوكه ها قرار مي دهند.هميشه بايد جاي پوكه هاي پايين را با عسلهاي بالا تعويض كرد.

روش دوم- در اين روش بعضي از توليد كنندگان از يك ملكه چندين ملكه توليد كرده و تعداد زيادي از ملكه هاي توليد شده را گاز كربنيك مي دهند تا در شروع تخمريزي انها تسرسع شود.استفاده از گاز كربنيك مدت15 روزه تخمريزي را به 4-3روز تقليل مي دهد. گاز كربنيك محرك هورمون G.H (Gournol horemone) يا هورمون جواني است.

روش سوم- استفاده از نر هاي توليد شده توسط كارگرهاي تخمگذار است.گرچه تعداد اين نرها در كلني كم است اما نرهاي خوبي خواهند شد.با خروج ملكه و يتيم كردن كردن كلني كارگرها نر زا شده ودر داخل پوكه تخمگذلري مي كنند.البته اين كار بسيار طولاني بوده و دير صورت ميگيرد.براي يك توليد كننده حدود 200-100عدد زنبور نر به طور كافي در زنبورستان وجود دارد اما براي توليد كنندگان ملكه هاي تجارتي و در سطح فراوان لازم است كه حتما كلني هاي پدري تشكيل شود.متاسفانه در ايران هيچ سازماني فاصله و ظرفيت زنبورستانها را كنترل نمي كند و زنبورداران نيز اين مسئله را رعايت نمي كنند.در چنين وضعيتي كه كنترلي وجود ندارد بايد توليد كنندگان ملكه خود به فكر توليد و افزايش تعداد زيادي زنبور نر از كندوهاي خوب باشند تا اثرات سوء و نامطلوب حاصل از نرهاي غريبه و ناخواسته را خنثي كنند.در غير اين صورت بايد از تلقيح مصنوعي استفاده نمايند.از اين رو بايد هميشه يك ماه قبل از شروع پيوند پوكه مخصوص نرها در كلني هاي پدري قرار گيرد تا ملكه زنبورعسل در انها تخمريزي كند.يك كلني متوسط ده قابي پدري مي تواند حداكثر 4 تا5 هزار زنبور نر را نگهداري كند و اگر اين كلنيخوب تغذيه نشود زنبورهاي نر حاصله اسپرم خوب توليد نخواهند كرد.






تهيه كادر مخصوص پرورش ملكه زنبورعسل
در صنعت پرورش ملكه زنبورعسل به روش صنعتي به منظور توليد فراوان ملكه از روشهاي صنعتي خاصي (با توليد بيشتر سلول ملكه زنبورعسل و با سرعت بيشتر از روش طبيعي)استفاده ميكنند.در اين روش صنعتي با استفاده از قالبهاي چوبي مخصوص به اندازه هاي دلخواه سلول ملكه زنبورعسل را قالب ريزي مي كنند.پيش تر ها قالب ها را به صورت تكي مي ساختند كه نتيجه كمتري داشتواما اخيرا قابهاي چوبي 20-15 تايي و يا بيشتر ساخته شده است كه هر بار تعداد زيادي سلول ملكه زنبورعسل را قالب ريزي مي كنند.قالبهاي چوبي 15 تايي طوري ساخته شده اند كه مي توان سلولهاي قالب ريزي شده را بر روي يك نوار چوبي به طول 42 و عرض 5/2 و ضخامت حدود يك سانتي متر(زهواره)قرار داده و با موم مذاب كه كليه سلولها را بر روي نوار فوق چسبانيد و هر كادر مي تواند 3 عدد زهواره 15 تايي را در داخل خود جاي دهد.

تهيه كادرهاي دو و سه زهواره بدون ظرف شربت خوري و با ظرف

در گذشته توليد كنندگان ملكه زنبور عسل قابهاي دو زهواره اي ساخته و سلول ملكه را بر روي انها قالب ريزي مي كردند و پيوند را در داخل انها انجام ميدادند.در اين گونه قابها در هر كادر حداكثر 30-25عدد سلول پيوند جاي ميگرفت.ولي اخيرا كادرهاي سه زهواره ساخته شده است كه با استاندارد قابهاي كندوي لانگستروت تناسب و هماهنگي دارند و هر كادر حدود سه زهواره 15 تايي و در مجموع 45 سلول مومي را در خود جاي مي دهد و راندمان توليد سلول در انها بسيار زياد است.

حتي در برخي از زنبورستانها به علت قوي بودن كلنب هاي شروع كننده با جمعيت فراوان تعداد دو كادر 45 تايي سلول پيوند شده را در داخل ان مستقر ميكنند و اغلب سلولها به مدت 24 ساعت پذيرفته شده و سپس به كندوي خاتمه دهنده منتقل مي شوند.

سلولهاي مومي ملكه زنبورعسل توسط قاب چوبي (سلولهاي مصنوعي)ملكه،معمولا از موم زنبورعسل و يا از پلاستيك ساخته مي شوند.براي ساختن سلولهاي مصنوعي مومي بايد سعي شود از موم خالص زنبورعسل استفاده شود و اين موم از هر گونه ناخالصي مخصوصا بقاياي سموم حشره كشه عاري باشد.ساختن سلولهاي مصنوعي توسط قابهاي چوبي انجام ميگيرد.

اگر نياز به سلول مصنوعي كم باشد مي توتن از قالبهاي تكي كه در هر مرحله (ساخت)فقط يك سلول روي ان ساخته ميشود استفاده كرد.قابهاي جمعي ممكن است حاوي15تا16قالب تكي باشند و در مرحله ساخت به همين تعداد سلول مومي ساخته مي شوند.هر يك از قالبهاي تكي از چوب محكم و كاملا خشك ساخته مي شوند و س از گرد كردن ان را به طول تقريبي 5/7سانتيمتر در مي اورند.اين قالبها از فاصله 25/1سانتيمتري انتها بايد طوري باريك شوند كه قطر انها در ان محل حدود4/9 ميليمتر بوده و به تدريج كم شده و در انتها به حدود5/7-6 ميليمتر برسد.انتهاي قالب بايد كاملا گرد باشد به طوري كه به كف سلول حالت مقعر بدهد.سطح قالب چوبي بايد كاملا صاف و نرم باشد.براي ساختن سلولهاي مومي ملكه زنبورعسل بايد موم را در ظرف مخصوص دو جداره ريخت.در جدار زيرين ظرف مذكور اب ريخته و ظرف را روي اجاق گاز به ارامي حركت داده تا موم كه در ظرف بيروني قرار دارد به طور غير مستقيم و با حرارت اب به جوش امده و ذوب شود.درجه حرارت موم ذوب شده بايد كمي بيشتر از درجه ذوب ان يعني65 درجه سانتيگراد باشد.

چند ساعت قبل از ساختن سلولهاي مصنوعي قالب چوبي را در ظرف مخصوصي كه حاوي اب صابون ولرم و بدون عطر است خيص ميكنند تا حالت لغزندگي پيدا كرده و سلولها با راحتي از ان جدا شوند.پس از انكه موم مذاب شده اماده شد،قالب را ازاب صابون خارج كرده و ان را تكان ميدهند تا قطرات اب صابون از انتهاي قالب جدا شود.سپس قالب را به ارامي وارد موم مذاب ميكنند، به طوري كه تا حدود يك سانتيمتري موم قرار گيرد.انگاه به طور سريع قالب را از موم خارج كرده و چند لحظه در بالاي ظرف و در مجاورت هوا نگه ميدارند تا موم سفت شود.مجددا قالب را وارد موم مذاب كرده و سپس خارج ميكنند.اين عمل را 3تا4 مرتبه تكرار ميكنند تا لايه نازكي ازموم روي قالب تشكيل شود.

سلولهاي ساخته شده مومي را روي زهواره چوبي به طول 42و عرض 5/2 و ضخامت يك سانتيمتر كه قبلا چند قاشق موم مذاب روي ان ريخته شده است قرار مي دهند و با قاشق مقداري موم مذاب در حد فاصل سلولها و پايه هاي مومي روي زهواره ميريزند تا به هم متصل شوند.سپس قالب سلولها و پايه هاي چوبي زير ان را برداشته و در ظرف اب سرد قرار ميدهند و با فشار هماهنگ انگشتان دو دست به طرفين زهواره ان را از قالب جدا ميسازند.با اين كه كليه سلولهاي مومي روي زهواره و پايه ان مستقر مي شوند.در اين حالت كليه سلولها در اب شسته ميشوند تا باقيمانده اب صابون از انها خارج شود.اطراف زهواره را بايد تراشيده و سلولهاي ساخته شده را جهت خشك شدن به صورت وارونه نگهداري نمود.سلولهاي مصنوعي پلاستيكي نيز با قالبهاي مخصوص ساخته شده ودر روي زهواره هاي چوبي حاوي لايه هاي موم قرار داده ميشوند.





جفـتگيري ملكه باكره و جفتگيري ان




ملكه باكره در چند روز اول چند پرواز اكتشافي(شناسايي)را انجام داده و سپس خود را براي پرواز اصلي يعني پرواز جفتگيري مهيا مي سازد.اين پرواز در مواقع گرم روز و به مدت تقريبي 20دقيقه طول كشيده و در اين مدت با چند زنبور نر (به طور متوسط 8 الي10 نر)در هوا و در حال پرواز جفتگيري مي كند.دستگاه نرينه اخرين زنبور نر در بدن ملكه باقي مي ماند و همراه وي به كندو اورده مي شود.در اصطلاح به ان علامت جفتگيري ملكه مي گويند.علامت جفتگيري ملكه چند ساعت بعد توسط كارگران از او جدا شده و اسپرم موجود در واژن در داخل كيسه ذخيره اسپرم ذخيره مي گردد.ملكه در طول جفتگيري به اندازه اي اسپرم ذخيره مي كند كه براي مدت3-2 سال تخمگذاري كافي باشد.3-2 روز بعد از عمل لقاح ملكه شروع به تخمگذاري مي كند و هرگز براي جفتگيري مجدد از كندو خارج نمي شود.در اين مرحله ملكه به عنوان مادر كلني تلقي شده و يكي از علائم ملكه خوب وضع تخمريزي ان است.حداكثر طول زندگي ملكه 8سال ركوردگيري شده ولي به طور متوسط طول مدت زندگي ملكه در حدود سه سال است.در زنبورداري پيشرفته ملكه ها هر ساله تعويض كرده و هميشه از ملكه هاي جوان استفاده مي كنند.





روش تعويض ملكه


روش تعويض ملكه نيز به اين صورت است كه ابتدا بايد ملكه هاي بارور(جفت خورده)فراهم شود.يعني يا خود زنبوردار انها را توليد كند و يا انها را خريداري نمايد.پس از بي ملكه كردن كندو يعني برداشتن ملكه قبلي كندو(يتيم كردن كلني)24-12 ساعت بعد ملكه جوان را با قفس معرفي ملكه در وسط كندو در داخل شانها ميگذارند.مدتي بعد،بعد از هم بو شدن و عادت كردن زنبورها به ملكه جديد،يا خود زنبورها ملكه را ازاد ميكنند و يا زنبوردار به ارامي ملكه را ازاد ميسازد.در اين روش معمولا حدود24ساعت بعد از معرفي ملكه را ازاد ميكنند و سپس دو روز بعد براي كنترل پذيرش ملكه و تخمريزي ان،كندو را بازديد كرده و از صحت و مرتب بودن كار مطمئن مي شوند.كارگران معمولا به صورت دسته جمعي(ملازمان) در اطراف ملكه راه مي روند و ان را نظافت و تغذيه ميكنند.





شناسايي ملكه زنبورعسل
ملكه،زنبورماده اي با دستگاه تناسلي تكامل يافته اي كه وظيفه تخمگذاري را به عهده دارد و ژنوتيپ ان تا حدود زيادي ژنوتيپ همه افراد كلني را مشخص ميكند.ملكه ها به تنهايي قادر به تشكيل كلني و حتي تغذيه خود نيستند.زنبورهاي نر تنها افراد ذكور كلني هستند كه وظيفه اصلي انها بارور كردن ملكه است.غذاي زنبورهاي نر مانند ملكه توسط كارگران داده مي شود.

فن زنبورداري در چند ده سال اخير به صنعت زنبورداري تبديل شده است،سابقه چند هزار ساله دارد.ولي در سالهاي اخير با كاهش حشراتي كه با گرده افشاني خود در باروري گلها موثر بوده اند و با عمليات كشاورزي مدرن و به كار بردن حشره كشها از بين رفته اند،پرورش و توسعه زنبور عسل بيش از پيش اهميت يافته است.براي توسعه و توليد انواع زنبورها كه با احتياجات روز افزون بشر منطبق باشند،دانشمندان در جستجوي روشهاي انتخابي و پرورشي خاصي هستند.براي دسترسي به اين فن بهتر است قبل از ان با خصوصيات زندگي زنبور عسل به خصوص روشهاي پرورش و توليد ملكه اشنايي پيدا كرد،چرا كه تمام خصوصيات و صفات يك كلني مربوط به ملكه است.ملكه از تخمهاي بارور و يا از نوزادان جوان كارگر(لاروهاي2-1روزه)به وجود مي ايد . حجرات سلول زنبور ملكه بسته،به شكل انگشتانه خياطي بوده و به طور عمودي و به طرف پايين بر روي شان چسبيده اند.





اصول تشخيص ملكه در كندو
ملكه در داخل كندو اغلب در نزديكي لاروهاي جوان و تخمها ديده مي شود و بيشتر اوقات توسط تعدادي زنبورهاي كارگر محافظت مي شود.كارگرها ملكه را تعقيب و مرتب كرده و او را نظافت و تغذيه ميكنند و به طور مرتب وي را با شاخكهاي خود لمس مي كنندوبهترين و سريعترين راه تشخيص وجود ملكه در داخل كندو،مشاهده تخم روز در مركز كندو و ناحيه نوزادها است.معمولا زنبورهاي پير و صحرائي،در اطراف قابهاي عسل و در كناره هاي كندو حركت ميكنند و زنبورهاي جوان برعكس در مركز كندو بر روي قابهاي حاوي نوزادهاي تخم،لارو وشفيره جمع شده و فعاليت ميكنند.ملكه نيز در داخل انبوه جمعيت كارگران جوان،در مركز كندو حركت،فعاليت و تخمگذاري مي كند.بنابر اين براي پيدا كردن ملكه در كندو بهتر است در روزهاي گرم،ارام و افتابي درب كندو را باز كرده،ابتدا كمي دود از درچه پرواز و از بالاي قابها به كندو داده و صبر مي كند تا زنبورها ارام شده و بالاي قابها را ترك كرده و به لابه لاي فابها ميروند.سپس يكيا چند قاب(حاوي نوزاد)را از مركز كندو خارج كرده و به جستوجو مي پردازند.


دستگاه تناسلي حشره ماده يا ملكه

زنبور عسل حشره اي است كه در ان هر دو تخمدان فعال بوده و از تعداد180-170لوله سازنده تخمدان به نام اواريول در زنبور ملكه خوب تشكيل شده است. با انكه زنبوران كارگر ماده هستند ولي تعداد لوله هاي تخمدانهاي انها رشد نكرده است.

دستگاه توليد مثل ملكه به شكل زير مي باشد:1- دو تخمدان(overies)كه قسمت بزرگي از محوطه شكمي را اشغال مي كند.2- مجاري جانبي تخمدان(lateral oviducts)3- مجراي مياني تخمدان(median oviduct) كه دو مجراي جانبي تخمدان در عقب به هم پيوسته و تشكيل معبر كوتاهي به نام مجراي مياني تخمدان را مي دهد كه به مهبل ختم ميشود.در تلقيح مصنوعي انتهاي سوزن سرنگ بايد از مهبل گذشته و در داخل مجراي مياني تخمدان تزريق شود.4- مهبل (vagina) كه از عقب به دهانه مهبل ختم شده و در وسط ان يك برجستگي زبانه اي شكل به نام چين مهبلي (valvefold) وجود دارد.5- بورسال (bursal) 6- مخزن مني (spermatheca) كه در بالاي مهبل قرار گرفته است.7- مجراي مخزن مني (spermatheal duct).




تعويض ملكه و تاثير ان در كندو



يكي از دلايل مهم ضعف كندوها مي تواند از ملكه باشد.به طور معمول نبايد بيش از دو سال از يك ملكه استفاده شود.زيرا تخمگذاري ان كم شده و نقايصي در ان اشكار مي شودكه به تدريج باعث نابودي كلني ميشود.هر چند كارگران معمولا ضعفهاي ملكه را درك كرده و خود اقدام به تعويض ان مي كنند،اما بهتر است خود زنبوردار اين كار را انجام دهد.تعويض منظم همه ساله و يا هر دو سال يكبار ملكه باعث تقويت كلني ها شده و انها را پر جمعيت كرده و زنبورداري را سالم و سود اور ميكند.




بوي ملكه و رفتار ان در كندو
رفتار ملكه در كندو متناسب با نژاد،سن ملكه،عوامل جوي،مقدار ذخيره شهد و عسل،گرده گل،جمعيت پرستار،وسعت سلولهاي خالي اماده براي تخمريزي و ...تغير مي كند.بوي ملكه در كندو سبب مي شود كه كليه گروه هاي سني كارگران در كندو با توجه به سن و نوع فعاليت به كار روزانه خود ادامه دهند.اگر ملكه مسن باشد،ميزان تخمريزي او كم شده و ميزان ترشح فرمون او نيز كاهش مي يابد.

يكي از اثرات فرمون و بوي ملكه در كندو جلوگيري از رشد تخمدانهاي كارگران در كندو است.تاثير ديگر ان ايجاد ارامش در كندو است.رفتار تخمريزي ملكه در فصول مختلف سال تغير مي كند.به طور مثال در فصول پاييز و زمستان،تخمريزي ان با توجه به سردي هوا كم شده و اغلب اوقات قطع مي شود.اما در هنگام شروع شكوفايي گلهاي مراتع،باغات و جنگلها و پيدايش گرده گل و شهد در منطقه،ملكه به تخمريزي تشويق شده و بر شدت ان مي افزايد.حجم جمعيت در كندونيز يكي از عوامل موثر در رفتار ملكه و كنترل ميزان تخمريزي او مي باشد.يعني اگر ملكه اي در فصل جفتگيري،در داخل جمعيت كندوي مناسبي قرار داده شود كه داراي شهد و گرده كافي است،ملكه با سرعت بيشتر و مقدار زيادتري تخمريزي خواهد كرد.



اهميت توليد ملكه در كندو
تمام صفات وخصوصيات يك كلني مربوط به ملكه است.پدر زنبورهي كارگر در حال حاضر وجود ندارد و كارگران با مواظب از بچه ها در وظايف مادري ملكه سهيم هستند ولي خميره و صفات ارثي ملكه و زنبورهاي نري كه ملكه با انها جفتگيري كرده است تعيين كننده اندازه و خصوصيات كلني مانند رنگ،مقاومت در برابر بيماريها،قدرت توليد عسل و ساير صفات و خصوصيات كلني مي باشد.ملكه بارور چند روز پس از جفتگيري شروع به تخمگذاري مي كند.هر سال كه از عمر ملكه مي گذرد از ميزان تخمگذاري روزانه او كاسته مي شود.ملكه ممكن است تا5 سال عمر كند ولي توليد تخم ملكه در دو سال اول بسيار بيشتر از بقيه سالهاي عمر اوست.ملكه مهمترين فرد كندو بوده و فن پرورش و نگهداري و جايگزيني ان دركندو در موفقيت زنبورداري بسيار موثر است.


ايجاد كندوي پرستار فاقد ملكه:


اغلب در تركيب جمعيت پرستارتغيراتي جهت امادگي انجام وظايف پرستاريايجاد مي شود.در اين حالت بعد از حذف ملكه تمام شانهاي حاوي تخم و لاروسر باز را خارج مي كنيم.سپس شانهاي سلول سربسته كارگران را از كندوهاي كمكي همراه با يك شان مملواز گردهو در صورت نياز همراه شان عسل سرباز به اين كندو اضافه مي كنند تا كندوهمواره شهد و گرده و زنبورهاي جوان فراوان و شفيره در حال تولد در اختيار داشته باشد.پس از ان در وسط كندو يك جاي خالي براي قاب تخم روز كندوي مادري ايجاد كرده و كندو را خوب تغذيه مي كننداين كار را هر چند روز يك بار پس از تولد شفيره ها و خروج كارگران جوان از سلولها با اضافه كردن قاب شفيره تكرار مي كنند تا هميشه در كندو زنبورهاي كارگر جوان وجود داشته باشد و كار تغذيه لاروهاي يك روزه را با ژله رويال انجام دهند.

چنين كندويي مي تواند يك قاب تخم يك روزه را در مدت72 ساعت پرستاري كرده و به لارو يك روزه با رشد خوب و ژله رويال كافي تبديل نمايد و اماده پيوند و انتقال به كندوي شروع كننده مي باشد.


كندوي پرستار فاقد ملكه همراه با چيدمان شانها

عسل
شفيره كارگر
عسل
شفيره كارگر
گرده گل
تخم روز
شفيره كارگر
عسل
شفيره كارگر
عسل




ايجاد كندوي پرستار در ايستگاه پرورش ملكه
يكي از مهمترين شرايط توليد كندوهاي قوي و فعال اينست كه ملكه در دوران رشد از مرحله تخم تا مرحله تولد تحت هيچ عنوان از لحاظ مواد غذايي و گرما و درصد رطوبت مورد نياز در تنگنا و كمبود نباشد.به عبارت ديگر گهواره تخمها لاروها و شفيره هاي ملكه بايد در شرايط عالي و با هواي مطلوب قرار داشته و وفور مواد غذايي عالي به طور دائم براي انها مهيا باشد.در توليد ملكه وجود جمعيت مادر جايگاه خاصي داشته و دارد.لاوهاي انتخاب شده از جمعيت مادر را بايد به جمعيتي(كارگران جوان)سپرد كه انها در حداكثر قدرت و توليد باشند.



ايجاد كندوي جفتگيري و استفاده از انها


براي زنبورداراني كه مي خواهند ملكه هاي خود را تعويض كنند و يا تعداد كندوهاي خود را افزايش دهند بهترين روش جفتگيري ملكه اينست كه در هر كلني كه به ملكه نياز دارد يك سلول ملكه كامل شده(قبل از تولد)داده شود.براي اين كار ابتدا ملكه قديمي را از كندو خارج كرده و روز بعد يك سلول كامل شده و سربسته ملكه نزديك به تولد را در بالاي شانهاي شفيره كارگرها نسب ميكنند.حدود 14روز بعد ملكه جفتگيري كرده و شروع به تخمگذاري ميكند.

در واهدهاي بزرگ پرورش ملكه كه اغلب صدها يا هزاران ملكه پرورش داده مي شود بايد كلني هاي جفتگيري مخصوصي پيش بيني شود.كندوهاي جفتگيري كندوهاي كوچك بدون ملكه،تخم و لارو هستند كه داراي مقداري پوكه خالي،گرده گل،عسل و يا شربت شكر و مقداري زنبورجوان همراه با شفيره كارگران نزديك تولد مي باشند.اين كندوها اماده پرستاري از سلول ملكه از تولد تا جفتگيري و تخمگذاري مي باشند كه اين مدت14-10روز طول مي كشد.

روش استقرار كندوهاي جفتگيري در محوطه زنبورستان،جهت كندوها و نيز موقعيت جغرافيايي منطقه از نظر وجود كوه،دره،رودخانه،جنگلو فضاي سبز همه و همه در موفقيت زنبوردار و جفتگيري ملكه ها و توليد ملكه بيشتر تاثير مهمي دارند.همچنين ارايش كندوهاي جفتگيري در محوطه در جلوگيري از اشتباه برگشت ملكه و ورود اشتباهي به كندوهاي مجاور موثر است.به نظر متخصصين بهتر است كندوهاي هر منطقه با علائم جغرافيايي و با ارايشهاي نامنظم چيده شوند.


ملكه باكره زنبورعسل

موقعي كه حالت شفيرگي ملكه به پايان ميرسد ملكه از داخل كناره درپوش را بريده و از ان بيرون ميايد.



1- رفتار ملكه باكره:بالغ شدن ملكه باكره پس از بيرون امدن از سلول خود حدودا 2روز به طول مي انجامد.بعد از بالغ شدن ملكه اقدام به پرواز جفتگيري مي كند و بعد از جفتگيري شروع به تخمگذاري مي كند.

اولين ملكه باكره متولد شده مي شود در داخل كندو شروع به گردش كرده و همه ملكه هاي داخل سلولهاي ملكه را نيش زده و انها را از بين ميبرد و سپس كارگران سلولهاي ملكه را خراب ميكنند و ملكه هاي مرده را از كندو خارج مي كنند و اگر احيانا دو يا چند ملكه با هم متولد شده باشند موقعي كه دو ملكه به هم برسند با يكديگر مي جنگند تا يكي از انها كشته شود.

در هر صورت پس از شروع تخمريزي هرگز در يك كندو بيش از يك ملكه وجود ندارد.


كندوي جفتگيري سه قسمتي ملكه زنبورعسل


ساده تزين كندوي معمولي،كندوي لانگستروت است كه به وسيله ديوارهاي تخته اي،فيبر يا سه لايي به سه بخش مجزا تقسيم ميشود.در داخل هر بخش سه قاب بر اساس گنجايش انها قرار مي گيرد.در اين كندوها دريچه پرواز انها در درجات مختلف ايجاد مي شود.هر بخش كندو از قسمت بالاي كندو رابطه اي با بخش ديگر نداشته و با يك تخته يه پارچه برزنتي جدا شده است و درب اصلي كندو روي هر سه قسمت را مي پوشاند.

مزاياي اين نوع كندو:

1- قابهاي مورد مصرف استاندارد بوده و قابل استفاده در زنبورستان است.

2- در پايان هر دوره جفتگيري(حدود دو هفته)مي توان با نگهداري اخرين ملكه(مرحله اخر)كندو را به يك كندوي اصلي تبديل نموده و بقيه ديوارها را برداشته و دو تا دريچه هاي پرواز را نيز مسدود نمود.

3- اين نوع كندوي جفتگيري تحمل شرايط سخت محيطي را دارن(مهمترين صفت مطلوب).

4- درصد پذيرش سلولها و تولد ملكه در اين نوع كندوها بيشتر است(به خاطر داشتن جمعيت زياد).



تلقیح مصنوعی ملکه همراه با ادوات


تلقیح مصنوعی

تلقیح مصنوعی بطور ساده عبارت است از انتقال مصنوعی اسپرم از یک یا چند نر بداخل اویدکت ملکه می باشد .

تاریخچه تلقیح مصنوعی

اصول تلقیح مصنوعی بین سالهای 1926 تا 1947 گسترش پیدا کرده است . اولین بار واتسون در سال 1926 یک تکنیک موفق در تلقیح مصنوعی ملکه اجرا کرد . نولان قلاب های نگهدارنده ملکه را بوجود آورد. لایدلاو (1944) با ابداع دستگاه جدید ترمیزان موفقیت تلقیح مصنوعی را افزایش داد.مکنسن در سال 1947 از گاز دی اکسید کربن برای بی حرکت کردن ملکه ها در موقع تلقیح مصنوعی استفاده کرد.هاریو بر خلاف بقعیه متخصیصن ابتدا مقدار زیادی اسپرم جمع آوری می کند و سپس اقدام به تلقیح ملکه ها می کند همچنین به جای سرسرنگ های پلاستیکی او از نوک های شیشه ایی استفاده می کند این روش با تولید نر و ملکه شروع می شود و با ملکه های تخم گذار خاتمه می یابد.

مراحل تلقیح مصنوعی

1- استحصال اسپرم از زنبور نر

2- کشیدن اسپرم بداخل سرنگ

3- آماده کردن ملکه برای تلقیح

4- تلقیح ملکه

5- تخمگذاری

ابزار كار در تلقيح مصنوعي

وسايلي كه براي انجام تلقيح مصنوعي ملكه لازم است عبارتند از:

1- دستگاه تلقيح مصنوعي كه به ان قيد ملكه(gueen holder)مي گويند كه انواع مختلف دارد شامل دستگاه ماكنسن-رابرتس(makenesen-rovert)و ليدلا(laidlaw).قيد ملكه شامل يك لوله كوتاه پلاستيكي با قطر داخلي مناسب است كه ملكه را بدون انكه بگذارد به اطراف حركت كند،در خود جاي مي دهد.

2- قلاب شكمي

3- قلاب نيش

4- سرنگ

5- ميل براي باز كردن چين مهبلي كه به صورت متحرك به دستگاه نصب شده است.

6- سيلندر گاز كربنيك براي بيهوش كردن ملكه

7- ميكروسكوپ مخصوص

8- كندانسور

9- ظرف شيشه اي كه در ان به ملكه گاز كربنيك بيشتري مي رسانند.


توليد ملكه زنبورعسل به روش طبيعي

توليد بچه كندو هنگامي رخ ميدهد كه در طبيعت هر منطقه شرايط اب و هوايي مناسب و مواد غذايي(شهد و گرده گل)به بهترين نحو و بيشترين مقدار فراهم باشد.از اين رو چنين استنباط مي شود كه ملكه هاي پرورش يافته توسط كلني هاي با شرايط فوق از كيفيت خوبي برخوردار باشند.بنابر اين در صورتي كه به تعداد محدودي ملكه نياز باشد و با شرط وجود نژاد خوب مي توان از اين گونه سلولها استفاده كرد.براي اين كار سلولهاي ملكه را كه به طور طبيعي ساخته شده اند،از روي شان بريده و به كندوي بي ملكه منتقل مي كنند.توصيه مي شود سلولهايي از شان جدا شوند كه كاملا سر بسته بوده و به زودي ملكه انها متولد خواهد شد.ضمنا بايد دقت نمود كه در هنگام بريدن سلول از شان قسمتي از موم شان به قاعده سلول باقي بماند تا اسيبي به ملكه وارد نشود.همچنين در جريان انتقال سلول ملكه به كندوي دريافت كننده بايد مراقبتهاي لازم از ان به عمل ايد و در مستقر نمودن سلول در شان بايد قسمت قاعده ان را در محل پرورش نوزادان فرو برد به طوري كه وضعيت قرار گرفتن سلول مشابه حالت طبيعي ان باشد و زنبورها سريعا در اطراف ان تجمع كرده و ان را گرم نگهدارند.

در صورتي كه هوا نسبتا خوب باشد مي توان سول را در زير زهوار فوقاني فاب و ماس به روي شان به طرف پايين قرار داد.چند روز بعد ملكه متولد شده و پس از طي دوران بلوغ جفتگيري كرده و به زودي تخمگذاري خود را شروع خواهد كرد.

اغلب زنبورداراني كه تعداد كمي ملكه براي زنبورستان خود لازم دارند مي توانند از كندوهاي پرتوليد وارام زنبورستان خود به اين روش ملكه توليد نمايند واز سلولهاي توليد شده در كندوهاي جفتگيري يا كندوهاي بي ملكه اماده شده استفاده كنند.اما زنبورداران توليد كننده ملكه تجاري با توليد زياد شيوه جديد تر و سريعتري را به روش مصنوعي دولتيل معروف است به كار ميبرند.



كندوي جفتگيري چند واحدي ملكه زنبورعسل

در اين نوع كندوي جفتگيري يك كندوي استاندارد به چند قسمت تقسيم شده است و تعدادي دريچه پرواز به تناسب واحدهاي تقسيم شده ايجاد كرده و يك درب مشترك در بالاي انها وجود دارد.هر بخش از كندو گنجايش پنج قاب كوچك را دارد.ولي بايد هر بخش را با سه عدد قاب سازماندهي كرد.براي تهيه شفيره ها نيز بهتر است قابها را 15-10روز قبل شانها را روي كندوي ديگر قرار داد تا ملكه روي انها تخمريزي كند.از سوي ديگر تخمهاي تبديل شده به كارگرها را به كندوي جفتگيري منتقل كرده و انقدر به ان جمعيت اضافه مي كنند تا روي هر دو قاب را كاملا بپوشاند و بعد از سازماندهي اگر ممكن باشد كندو را به منطقه اي دور از كلني هاي مادري زنبورستان انتقال مي دهند تا زنبورهاي بالغ به كندوي مادري مراجعت نكنند.

مزاياي كندوي جفتگيري چند واحدي:

1- اين نوع كندوها به جمعيت كمتري احتياج دارند.

2- پيدا كردن ملكه در اين نوع كندوها اسانتر است.

3- انجام جفتگيري ملكه در اين نوع كندوها اقتصادي تر است.

معايب كندوي جفتگيري چند واحدي:

1- انجام جفتگيري وقت گير بوده و به اماده سازي قبلي نياز دارد.

2- درهر شرايط اب و هوايي قابل استفاده نيست.

3- قابهاي ان براي كندوي لانگستروت استاندارد نبوده و از انها نمي توان در زنبورستان استفاده كرد.


اصول توليد ملكه زنبورعسل به روش مصنوعي

به منظور پرورش تعداد زيادي ملكه باكره در شرايط كنترل شده بايد شرايط مناسبي در در كندوهاي سازنده ملكه فراهم گردد.اين شرايط دقيقا شرايطي است كه در بهار موجب تخريك كلني ها به توليد بچه كندو ميشود.كندوهاي سازنده سلول ملكه بايد داراي شرايط زير باشند:

الف- كندوي پرستارو شروع كننده پرجمعيت وهمه جوان باشند.

ب- گرده گل وعسل و يا جايگزين آنها به اندازه كافي در كندووجود داشته باشد.

ج- درصورت عدم وجود عسل وگرده گل، حتما شربت شكر به نسبت يك به يك جانشين گرده گل وجود داشته باشد.

در صورتي كه آب وهوا مناسب باشد، چنين كندوهايي قادر به ساختن سلولهاي مكه خواهند بود.با توجه به مطالب مذكور روش معمول پرورش ملكه به تعداد زياد از طريق انتقال لاروهاي جوان از سلولهاي كارگر به سلولهاي مصنوعي ملكه كه از پيش ساخته شده اند صورت ميگيرد كه اين عمل را پيوند كردن مي گويند.



توليد ملكه زنبورعسل به روش موزائيكي و كماني

زنبورداران اغلب براي رفع نياز زنبورستان خود اقدام به توليد ملكه با تعداد محدود مي كنند.براي اين كار ابتدا در فصل مساعد سال و وفور گرده گل وشهد در منطقه از بين كندوهاي خود يك كندوي پرتوليد و ارام را انتخاب كرده و از قابهاي حاوي نوزاد كندو به دو روش زير ملكه زنبور عسل توليد ميكنند:

الف- روش كماني توليد ملكه

در اين روش يكي از شانهاي پر تخم و يا لاروهاي بسيار جوان(حدود5/1-1 روزه) را انتخاب كرده و قسمت پايين شان را با چاقو يا تيغه داغ و تيز به صورت هلالي يا كماني با دقت ميبرند به طوري كه به سلولهاي كناري ان اسيبي نرسد.در اين حالت تمام قابهاي داراي نوزاد،لاروهاي جوان و تخم روز را بدون زنبورهايي كه رويشان نشسته اند به كندوي ديگري انتقال مي دهند و قابهاي با سلولهاي سر بسته را به جاي انها از ساير كندوهاي كمكي به داخل كندو مي اورند.هر گاه در اين كندو سلولهاي ملكه سر بسته اي وجود داشته باشد فوران انها را خراب نموده و با دقت لاروهايشان را به بيرون ميريزند.انگاه قابي را كه به صورت كماني شكل و از قسمت حاشيه بريده شده و داراي سلولهاي حاوي تخم و لارو بوده و بسيار جوان است به صورت متناوب دو سلول را از لارو و تخم تخليه نموده و يك سلول را باقي مي گذارند(با سوزن پيوند انها را خالي ميكنند)و مجدادا دو سلول را تخليه و يك سلول را باقي مي گذارند.قاب فوق را در وسط جمعيت كندوي بي ملكه قرار داده و دو قاب شفيره مسن در دو طرف ان قرار مي دهند.در اولين كنترل (حدود5روز بعد)تعداد زيادي سلول سرباز ملكه در حاشيه برش كماني ظاهر مي شوند كه همگي براي انتقال به كندوي جفتگيري و يا يتيم شده قابل استفاده مي باشند.همين كار را به كمك دو جمعيت متفاوتنيز مي توان انجام داد كه در ان يك جمعيت را به عنوان جمعيت مادر انتخاب نموده و جمعيت ديگر نقش جمعيت پرستار را به عهده دار مي باشد.

تمام لاروها را از جمعيت مادري انتخاب مي كنند و پرستاري را به عهده جمعيت پرستار بدون ملكه قرار مي دهند.كندوي پرستار را كنترل كرده و تمام پستانكهاي موجود در ان را خراب ميكنند.

هر گاه در جمعيت پرستار تعدادي پستانك يا لاروهاي جوان كمتر از سه روز(يك تا دو روزه)يا تخم وجود داشته باشد زنبورها از نزديكي به كارگران روي قاب كماني خوداري خواهند كرد.به همين دليل بايد انها را به كندوي ديگري انتقال داد و در كندوي پرستار منتقل نمود ملكه كندوي پرستار نيز بايد از قبل حذف گردد.





مزاياي معرفي ملكه زنبورعسل با قفسهاي فشاري

اين نوع قفسهاي ملكه فلزي يا پلاستيكي بوده و به شكل مربعو با توري نمره8و به ابعاد حدود 8 يا 9 سانتيمتر و 6/1 سانتيمتر عرض ساخته شده اند.در كنار قفس يك لوله به قطر 5/1 و طول 2/3 سانتيمتر تعبيه شده است جهت وارد كردن ملكه.

نحوه كار به اين ترتيب است:

1- لوله را به وسيله شيريني ملكه پر مي كند.

2- كلني را يتيم ميكنند.

3- شربت 40به60به كلني مي دهند(40گرم شكر+60گرم اب جوشيده).

4- يك قاب كه يك طرف ان پوكه خالي و طرف ديگر ان شفيره كارگر است انتخاب كرده و ملكه را در قفس فشاري گذاشته و در وسط شان روي پوكه طوري فشار مي دهند كه ملكه بتواند به راحتي در داخل ان حركت كند.

5- شان حاوي ملكه را در وسط كلني با فاصله يك سانتيمتر از شان ديگر قرار مي دهند.در اينجا زنبورها شيريني مخصوص ملكه را خورده و او را ازاد مي كنند.

مزاياي قفس فشاري:

1- سطح تماس ملكه با زنبورهاي كارگر زيادتر است.

2- ملكه در داخل قفس مي تواند بر روي شان تخمگذاري كند بنابر اين فشاري به تخمدان او وارد نمي شود.

3- موفقيت اين روش 99 درصد است.معمولا3تا5 روز بعد قفسها را بازديد كرده و اگر ملكه ازاد نشده بود در ان صورت ملكه را ازاد كرده و قفس را برمي دارند.



دوره رشد ملكه و كليه تغيرات بيولوژيك از تخم تا تولد






دوره رشد نوزاد زنبورعسل از مرحله تخم يك روزه تا رسيدن به مرحله حشره كامل داراي سه مرحله به شرح زير است:

مرحله تخم:

نوزاد زنبورعسل در سه روز اول به صورت تخم در ته سلول باقي مي ماند.مدت لازم براي اين مرحله در هر سه نوع زنبور عسل موجود در كندو (كارگران،ملكه و نر)مساوي است.

مرحله لارو سر باز:

در مرحله اخرروز سوم ،لارو سفيد كوچكي از تخم بيرون امده و در ته سلول به صورت هلالي قرار مي گيرد.در اين مرحله ابتدا زنبورهاي كارگر مسن و سپس زنبورهاي كارگر جوان پرستاري و تغذيه و نگهداري لاروها را به عهده دارند. مدت لازم نيز براي دوره لارو سر باز نيز براي هر سه گروه زنبور مساوي بوده و حدود شش روز است.در اغلب اوقات اين مدت براي لاروهايي كه به ملكه تبديل مي شوند،حدود5/5روز است.لاروها در همين مدت كوتاه،با غذاي فراواني كه دريافت مي كنندبه سرعت رشد مي كنند،به طوري كه وزن انها هر روز تقريبا دو برابر روز قبل ميشود.بعد از مدتي لاروها به تدريج از وضع هلالي به لاروهاي دراز تبديل شده و در طول سلولها قرار مي گيرند.

مرحلا لارو سربسته(شفيرگي):

در روزهاي پنجم يا ششم دوره لاروي گارگران موم ساز سر سلولها را با موم نفوذپذير در مقابل هوا مي پوشانند.مدت اين دوره متفاوت بوده و مدت ان براي ملكه7روز،براي كارگران حدود12 روز و براي نرها حدود15 روز مي باشد.از اين رو مدتي كه براي تبديل تخم به زنبوركامل لازم است،براي ملكه حدود16 روز و براي كارگران حدود21 روز و براي زنبورهاي نر حدود24 روز مي باشد.

دوره تكاملي رشد سه گروه زنبورعسل را دگرديسي كامل ميگويند(metamorphosis )و براي هر سه گروه مشابه مي باشد.


نوزاد ملكه در طول عمر خود،با مقدار زيادي از ترشحات غددي زنبورهاي كارگر پرستار كه ژله سلطنتي(royal jelly)ناميده ميشود،تغذيه مي شود و هميشه در بستري از اين ماده حياتي قرار دارد.اين غذا كه از نظر كمي فراوان و از نظر كيفي بسيار مغذي است ملكه را موجود مونثي تمام عيار و با دستگاه توليد مثل كامل مي سازد.وقتي ملكه از حجره خود خارج مي شود زنبورهاي كارگر نسبت به او بي اعتنا هستند و حتي چند روز اول او را دنبال كرده و او را گاز مي گيرند.ولي به زودي با او مهربان شده و او را تغذيه و پرستاري مي كنند.پس از يك هفته ملكه فعال شده و براي پرواز جفتگيري اماده مي شود.





علل توليد ملكه زنبورعسل در كندو به روش طبيعي و بچه دهي
معمولا در كندوهاي زنبورعسل موقعي سلول ملكه ساخته مي شود و يا بچه مصنوعي ايجاد مي شود كه ملكه اصلي كندو فاقد قدرت اوليه توليد نوزاد باشد و به ناچار جمعيت كارگران وارد عمل شده و تغيراتي در جهت تعويض ملكه زنبورعسل ويا بچه دهي ايجاد ميكنند.به طور معمول در داخل كندوي زنبورعسل و به طور طبيعي زنبورها در سه خالت به شرح زير سلول ملكه ساخته و اقدام به پرورش ملكه زنبورعسل ميكنند:

الف- هنگام توليد بچه توسط كلني

در اين حالت به طور طبيعي تعداد زيادي سلول ملكه در اطراف حاشيه شانها ساخته شده و ملكه در انها تخمريزي ميكند.ملكه هاي پرورش يافته در اين گونه سلولها اغلب كيفيت خوبي دارند.



ب- هنگام پير بودن ملكه و ضعيف بودن راندمان كلني

در اين حالت نيز تعدادي سلول ملكه در حاشيه شانها ساخته شده و ملكه در اين سلولها تخمگذاري مي كند.شايان ذكر است كه تعداد سلولهاي ملكه در اين حال اغلب محدود بوده و كمتر از 7-6 عدد در تمام كندو است.اين گونه ملكه هاي پرورش يافته نيز از كيفيت خوبي برخوردار مي باشند.




دستگاه تولید مثلی جنس نر در گونه های زنبور عسل


دستگاه تناسلي حشره نر

دستگاه تناسلي حشره نر از سه قسمت عامل نرينه(بيضه ها)،مجاري تناسلي و غدد ضميمه تشكيل شده است.

عامل نرينه كه يك جفت مي باشد در طرفين شكم قرار دارند.در داخل هر بيضه تعدادي لوله هاي سازنده اسپرماتوزوئيد وجود دارد كه اسپرم از انها حاصل ميشود.اسپرم هاي ساخته شده از طريق لوله هاي سازنده اسپرم وارد مجاري ذخيره اسپرم گشته و در انجا نگهداري مي شوند تا در موقع لزوم با مواد غدد ضميمه مخلوط گرديده و به خارج از بدن هدايت مي شوند.شكل ظاهري دستگاه توليد مثل نر با سن زنبور تغير ميكند.در زنبوران نر جوان بيضه ها اندامهاي لزج بزرگي هستند كه نيمه قدامي شكم را پر ميكنند.اين بيضه ها در زنبوران نر بالغ به تدريج كوچك شده و به رنگ خاكستري زرد يا زرد مايل به سبز در مي ايند.

قسمتهاي اصلي دستگاه تناسلي حشره نر به اين ترتيب مي باشد:

قسمتهاي زوج:

1- بيضه ها(testes)

2- لوله هاي مني بر(vasa deferantia)

3- كيسه هاي ذخيره مني(seminal vesicles)

4- غدد مخاطي(mucous glands)

قسمتهاي فرد:

1- مجراي انزال((ejaculatory duct

2- الت تناسلي نر(*****):الت تناسلي نر،كيسه غشايي(membranous)نرمي است با تعداد زوائد مخصوص و صفحات كتيني(chitinous plates)و قسمتهايي كه داراي مو است و در انتهاي قدامي خود حجم ان زياد شده و پياز تناسلي را تشكيل مي دهد(bulb).

منبع : Mellifera

بهمن
2010-Jun-08, 13:57
شكل شناسي،بيولوژي و فيزيولوي زنبورعسل


حس بينايي زنبورعسل
زنبورعسل در طول تكامل خود متناسب با نيازهاي خويش جهت ديدن اجسام و اشياء و به خصوص گلها تخصص خاصي پيدا كرده است،به طوري كه فركانس نوري 350الي 700ميكرون باعث ديدن زنبورعسل مي شود؛در حالي كه اين فركانس براي انسان بين حدود 400الي800 ميكرون مي باشد.زنبورعسل قادر است رنگ نورهاي زرد،ابي،ابي سبز و ماوراء بنفش را تشخيص دهد.زنبورعسل نمي تواند نور قرمز را تشخيص دهد و ان را سياه مي بيند و همچنين نمي تواند بين رنگهاي زرد و نارنجي تفكيك قائل شود؛از اين رو هر دو نور در مقابل چشمهاي زنبورعسل يكسان است.زنبور عسل قادر به تشخيص نور پلاريزه مي باشد.
قدرت بينايي چشمهاي ساده زنبورعسل بيشتر در درون كندو و يا در مواقع تاريك يا روشن شدن هوا بوده و اين قدرت در چشمهاي مركب در خارج از كندو و در فواصل دور و هنگام پرواز است.دقت بينايي زنبورهاي كارگر ،ملكه و نر متفاوت است،به طوري كه قدرت بينايي نر بيشتر از كارگر و كارگر بيشتر از ملكه است.به طور كلي زنبورها شكلهاي تو پر را بهتر از شكلهاي تو خالي تشخيص مي دهند و اين مسئله در مزارع مورد نياز زنبورعسل حائز اهميت است. سه چشم ساده در قسمت فوقاني سر قرار داشته و از يك عدسي بسيار ساده تشكيل شده اند.چشمهاي مركب در دو طرف و بالاي سر قرار دارند و از تعداد زيادي سلولهاي شش وجهي تشكيل يافته اند كه هر كدام به عنوان يك واحد بينايي عمل مي كنند.تعداد سلولهاي شش وجهي در زنبور نر بسيار بيشتر از زنبور ملكه و كارگر مي باشد.وظيفه سه چشم ساده زنبور عسل،كه هر كدام داراي يك عدسي هستند ناشناخته است،اما امروزه توانسته اند به برخي از وظايف انها پي ببرند.چنانچه روي اين سه چشم پوشانده شود،زنبور در موقع غروب ،زودتر از كار دست مي كشد و هنگام صبح نيز ديرترشروع به كار مي كند.يكي از وظايف اين چشمها تطبيق ديد زنبور با كم و زياد شدن نور مي باشد.چشمهاي مركب كه در طرفين سر قرار دارند،هر كدام از تعداد 5تا6هزار چشم كوچك ساده تشكيل شده است كه هر كدام از اين چشمها قسمتي از شيء مورد نظر را تشخيص مي دهد(5000در ملكه و كارگر و10000در زنبور نر).شكلهاي هندسي كه تفاوت زيادي با هم ندارند،در چشم زنبور يكسان ديده مي شود.زنبور مي تواند رنگها را به جز رنگ قرمز به خوبي تشخيص دهد همچنين نور ماوراءبنفش و نور پلاريزه را تشخيص مي دهد.و از اين نظر قادر است در مواقعي كه خورشيد زير ابرها يا پشت كوه پنهان است جهت يابي نمايد.


Mellifera

بهمن
2010-Jun-08, 13:58
حس بويايي زنبورعسل


حس بويايي از مهمترين اعضاء حسي زنبورعسل به شمار مي رود.به طور كلي ارتباطات شيميايي بين ملكه و كارگرها و نرها و هم ايي و تشخيص كليه اعضاء يك كلني از طريق حس بويايي صورت مي گيرد.محل اصلي حس بويايي روي شاخكهاي زنبورعسل است و اين عضو حشره به دليل نياز و سازش با محيطهاي مختلف،بسيار پيشرفته است.به طوري كه مكانيسم تشخيص اعضاءكلني از افراد بيگانه و منابع غذايي مختلف ،بر مبناي حس بويايي حشره استوار است.حس بويايي يكي از وسايل ارتباطي كليه افراد كلني اسن.به عنوان مثال رابطه بين ملكه و كارگرها بر مبناي بوي مخصوص ملكه است كه مانع رشد و فعال شدن تخمدانهاي كارگر مي شود.درهنگام لقاح بوي ديگري از ملكه زنبورعسل در كلني منتشر مي شود كه به محض ظهور ان بو كليه نرها از كلني خارج شده و عمل لقاح در اسمان صورت مي گيرد.به عبارت ديگر ارتباط ملكه زنبورعسل با نرها توسط بو صورت ميگيرد.همچنين بوي عسل و بره موم هر كلني خاص ان كلني مي باشد كه اين مسئله نيز در تفكيك اعضاء كلني هاي مختلف از وسايل تشخيص به حساب مي ايد.

بهمن
2010-Jun-08, 13:59
حس چشايي زنبورعسل


محل حس چشايي زنبورعسل روي خرطوم و قطعات دهاني است.بعضي از كارشناسان به وجود سلولهاي چشايي روي پنجه پاي جلويي زنبورعسل نيز اشاراتي دارند.حس چشايي زنبورعسل بر عكس حس بويايي ان عامل تعيين كننده قوي در تشخيص مواد غذايي به شمار نمي ايد.به طور مثال مي توان زنبورعسل را تحريك كرد كه از مواد غذايي كه هيچ گونه ارزش غذايي ندارد تغذيه كند.يا حتي از بعضي از قندها مانند مانوز كه خاصيت سمي دارد استفاده كند.در ضمن طي ازمايشاتي ثابت شده است كه قند ساكاروز بيش از ساير قندها بر روي زنبورعسل تحريك كننده مي باشد.گاهي بعضي از شيره هاي گياهي مانند عسلكها براي انسان مضر بوده اما براي زنبور تا حدي مفيد است كه به علت عدم تشخيص با منابع خوب شهدي مخلوط مي گردد.اين مسئله شايد براي زنبور بي ضرر باشد ولي در مورد تغذيه انسانها اهميت زيادي دارد.

بهمن
2010-Jun-08, 13:59
حس شنوايي زنبورعسل


زنبورعسل اصوات ايجاد شده از اجسام و ارتعاشات مختلف را مي تواند تشخيص دهد.اعضاء شنوايي براي دريافت ارتعاشات روي پاهاي حشره و موهاي سطح بدن و شاخكهاي زنبور قرار دارد و وظيفه شنوايي را انجام مي دهند.
در كندو صداهاي مختلفي ايجاد مي شوند؛از جمله صداي ملكه باكره در داخل پيله نزديك تولد يا صداي ملكه زنبورعسل در روي شانها توسط كارگران قابل درك هستند صداهايي كه هنگام رقص در مواقع رسيدن به منابع غذايي توسط كارگران توليد مي شود يا صداهايي كه در هنگام اعلام خطر در مدخل كندو(يا وروديهاي درون كلني)به وجود مي ايد.اين صداها به وسيله افراد ديگر كندو قابل فهم بوده و نسبت به ان عكس العمل نشان داده مي شود.


منبع : Mellifera

بهمن
2010-Jun-08, 14:00
حس جهت يابي زنبورعسل


اساسي ترين وظيفه زنبوران كارگر بالغ بعد از 20روزگي خروج از كندو و چرا در مزارع به منظور جمع اوري شهد،گرده،اب و بره موم مي باشد.اولين پرواز موسوم به پرواز شناسايي در ساعات گرم روز(در فصل بهار،از ساعت10الي 2بعد از ظهر)به وضوح قابل تشخيص است.اين پرواز در حالي صورت مي گيرد كه سر زنبورهاي كارگر به طرف كندو بوده و بدن انها در خلاف جهت ان است.اولين پرواز در زمان كوتاهي صورت گرفته و پروازهاي بعدي تا فواصل مورد نياز چراي كارگران انجام مي گيرد.به طوري كه مفيد ترين پرواز در شعاع 3-2كيلومتري بوده ودر صورت نياز تا شعاع 7-6 كيلومتري نيز امكان پذير است.پرواز شناسايي تا انجا صورت مي گيرد كه زنبورعسل محيط خارجي و كلني را كاملا شناخته و هنگام بازگشت از مزرعه دچار اشتباه نگردد.
براي جهت يابي زنبورهاي كارگر از خورشيد ،عوارض طبيعي مثل درختان،تپه ها،كوهها،ساختمان و شكل زنبورستان،رنگ كندوها و... استفاده مي كنند.در مواقعي كه اسمان ابري است و اشعه ماوراء بنفش از ابرها عبور مي كند،زنبوران قادر به جهت يابي هستند؛در حالي كه ابر غليظ و تيره در اسمان باشد از كندو خارج نمي شوند.در روزهاي بادي شديد يا جاهايي كه عوارض طبيعي كم هستند زنبوران به طور اشتباهي به كندوهاي مجاور كلني خود نيز وارد مي شوند.حتي در كلني هاي حاشيه اي زنبورستان در مواقع غيرعادي ورود زنبوران مهاجم به مراتب بيشتر است.براي جلوگيري از اين عمل توصيه مي شود كه كندوها در محلي مستقر شوند كه علائم زميني مانند درختان،جويبارها،تپه ها و ساختمانها به تعداد كافي وجود داشته باشند.فاصله كندوها از هم نبايد كمتر از يك متر باشد؛همچنين كندوها با رنگهاي مختلف قابل قبول زنبورعسل رنگ شده باشند.همان طوري كه ذكر شد زنبوران چرا كننده با الگوگيري از اعمال پژوهشگران تحت عنوان رقص از كندو خارج مي شود.فون فريش الماني در سال 1920به اين موضوع پي برده و با كشف بزرگ خود در سال 1973 برنده جايزه نوبل گرديد.تعداد رقصهاي زنبورعسل زياد بوده واز معروفترين انها مي توان سه رقص دايره اي،رقص داسي و رقص ارتعاش شكم را نام برد.در رقص دايره اي زنبور با حركت سريع دايره وار چرخيده و گاهي جهت خود را عوض كرده و در جهت مخالف حركت مي كند.اين نوع رقص در موقعي انجام مي شود كه منبع غذايي در كمتر از 15 متري كندو باشد.
رقس داسي مشابه رقص دايره اي است با اين فاوت كه جهت انجام رقص به صورت نيمدايره يا داسي شكل است.اين نوع رقص در موقعي انجام مي شود كه منبع غذايي بين 15 تا 100متري كندو باشد.
رقص ارتعاش شكم زماني انجام مي شود كه فاصله منبع غذايي بيش از 100متر باشد.اين رقص شبيه عدد هشت انگليسي صورت مي گيرد.براي تعيين جهت سه عامل در نظر گرفته مي شود:محل كندو،محل غذا و محل ورشيد.دو عامل اول ثابت بوده و عامل سوم يعني خورشيد در مواقع مختلف روز متغير است.به طور مثال در هنگام ظهر چنانچه منبع غذايي در قسمت شمال يا جنوب يا مشرق يا مغرب كندو باشد چون وضعيت خورشيد در ان وقت ثابت است رقص زنبورها براي مناطق مختلف محل غذا به ترتيب زير خواهد بود:
زنبورهايي كه محل غذا را در جنوب كندو كشف نموده اند در دو طرف رقصيده و سر خود را به طرف بالاي قاب نگه مي دارند؛زنبورهايي كه از شمال مي ايند سر خود را به طرف پايين كندو به حالت راست نگه مي دارند.زنبورهاي طرف مشرق سر خود را به طرف چپ و زنبورهايي كه از طرف مغرب امده اند سر خود را به طرف راست نگه مي دارند.وضعيت رقص انها در طي مدت روز بر حسب تغير محل خورشيد تفاوت دارد.در هر صورت براي درك نكات رقص زنبورها خوب است بدانيم كه زنبورها در هنگام رقص مثلثي را تشكيل مي دهند كه راس ان كندو و يك زاويه اش خورشيد و زاويه ديگر ان به طرف محل غذا است و زاويه اي كه وضعيت رقص زنبورها در راس به دست مي ايد،جهت حركت زنبورها را به طرف محل غذا بر حسب موقعيت خورشيد نشان مي دهد.

بهمن
2010-Jun-08, 14:01
دستگاه تنفسي زنبورعسل

عمل سوخت و ساز در بدن موجودات زنده نيازمند مصرف اكسيژن و ايجاد گاز كربنيك است كه بايد از بدن دفع گردد.اين احتياج حشره توسط سيستم تنفسي تراشه اي(tracheal respiratory system)مرتفع مي گردد.تراشه ها لوله هايي هستند كه توسط روزنه تنفسي به خارج از بدن وصل ميشوند.از ده جفت روزنه تنفسي در زنبور عسل،سه جفت در طرفين سينه (هر بند سينه يك جفت)و هفت جفت در طرفين بندهاي شكم قراردارند.بافتهاي بدن اكسيژن لازم را به طور مستقيم از لوله هاي تنفسي و بدون دخالت خون گرفته و گاز كربنيك را به ان پس مي دهند.در بعضي از قسمتهاي بدن لوله هاي تنفسي بزرگ شده و به صورت كيسه هاي هوايي در امده اند.از ان جمله مي توان كيسه هاي هوايي بزرگ شكم و كيسه هاي هوايي كوچك در سر و سينه و پاهاي حشره را نام برد.از اين كيسه هاي هوايي هنگام پرواز استفاده شده و اكسيژن به بافتهاي مورد نياز بدن ميرسد.


www.mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 14:04
دستگاه عصبي زنبورعسل

دستگاه عصبي زنبورعسل شامل مغز در سر و گره هاي عصبي در سينه و شكم و طنابهاي عصبي متفرق شده در بدن مي باشد.گره هاي عصبي زير مري،سينه اي و پنج جفت شكمي از معروفترين انها مي باشد.طنابهاي عصبي از بخش زيرين بدن از سر شروع شده و تا انتهاي بدن توزيع مي شوند.اعصاب بخش حركتي زنبور يعني بال و پاها از گره هاي سينه اي حشره منشاء گرفته اند.سلولهاي حسي مثل سلولهاي حسي قسمتهاي خارجي بدن در زنبور عسل وجود دارد كه اين سلولها در مقابل شرايط محيطي حساس بوده و با رشته هاي عصبي حسي به مغز مربوط مي شوند.

www.mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 14:04
دستگاه گوارش زنبور عسل

دستگاه گوارش زنبورعسل از يك لوله خميده تشكيل يافته است كه از دهان شروع و به مخرج ختم ميشود.هنگام به وجود امدن خرطوم در دهان حشره محوطه اي به نام پمپ مكنده وجود دارد كه در قسمت بالايي پمپ مكنده،لوله باريكي به نام مري قرار دارد كه از گردن و سينه گذشته و به كيسه اي به نام عسادان متصل مي گردد.پس از عسلدان،لوله كوتاه و باريكي به نام پيش معده وجود دارد. معده اصلي يا گوارشي در دنباله پيش معده قرار دارد كه به ان روده جلوئي (روده كوچك)وصل شده و به دنبال ان راست روده حشره قرار دارد كه در انتهاي بدن در محفظه نيش به مخرج ختم مي گردد.وظيفه پمپ مكنده در حفره دهاني كشيدن مواد غذايي توسط خرطوم به داخل دهان و عبور ان به مري وعسلدان است.ماهيچه هاي بسيار قوي اطراف اين قسمت را احاطه كرده اند كه در اثر انقباض و انبساط انها مواد غذايي به سمت داخل دستگاه گوارش كشيده مي شود.عسلدان يا چينه دان داراي ديواره هاي چين دار و قابل ارتجاع است.پيش معده دستگاه تنظيم كننده اي است كه شرايط عبور مواد غذايي را از عسلدان به داخل معده اصلي كنترل مي كند.قسمت عقبي پيش معده كه به صورت لوله قيف مانندي در ابتداي معده اصلي قرار مي گيرد مانع برگشت مواد غذايي به چينه دان مي شود.وظيفه معده اصلي هضم و جذب مواد غذايي است.وظيفه اصلي راست روده جذب اب و املاح از كانال دستگاه گوارش و هدايت ان به خون است.وظيفه ديگر راست روده و روده باريك حمل محتويات دستگاه گوارش به خارج از بدن است.در محل اتصال روده به معده اصلي تعدادي لوله به نام لوله هاي مالپيگي قرار دارند.وظيفه اين لوله ها گرفتن مواد زائد متابوليكي از خون و ريختن ان به روده جهت هدايت به خارج از بدن است.



www.mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 14:05
غدد مومي زنبورعسل

در بين حلقه هاي تحتاني شكم چهار جفت غده مومي قرار دارند.اين غدد بين پنجمين و نهمين حلقه هاي بدن زنبور كارگر قرار گرفته اند.از چهار جفت غده موم ساز شكم زنبورعسل كارگر از سن دو هفتگي(18-12روزگي)موم واقعي به رنگ سفيد ترشح مي شود.زنبور عسل مواد قندي يا عسل را مي خورد و پس از هضم كردن ،تبديل به موم مي كند.به طور ميانگين از4/8كيلوگرم عسل تقريبا يك كيلوموم حاصل مي شود.رنگ زرد موم ناشي از تاثيرپذيري رنگ كاروتن قابل حل در چربي است كه ان هم از گرده گل ناشي مي شود.رنگ موم شانهاي پرورش نسل،با مرور زمان،تيره تر ميشود كه اين امرنيز ناشي ازاثر بقاياي پيله ها در حجرات و اكسيداسيون است.
غدد مولد موم همان غدد تخصص يافته ديواره بدن هستند كه در اثناء ترشح موم بسيار ضخيم هستند و پس از انجام وظايف خود به تدريج تحليل رفته و به صورت يك لايه نازك سلولي باقي مي مانند.


www.mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 14:06
غدد عطري زنبورعسل

غدد مولد مواد عطري در قسمت پشت شكم و در روي قسمت جلويي حلقه هفتم قرار دارند.اين قسمت توسط حلقه ششم پوشيده شده است.غدد عطري از تعداد زيادي سلولهاي ترشحي ساخته شده اند كه ترشحات خود را در روي حلقه پشتي شكم مي ريزند.

غدد ارواره اي زنبورعسل

اين غدد در قسمت فوقاني ارواره هاي بالاي زنبوران كارگر و ملكه وجود دارند.از اين غدد،اسيدهاي چرب ترشح شده و با ترشحات غدد شيري كه بيشتر از مواد پروتئيني تشكيل شده است،يكي شده ،در نهايت ژله رويال را به وجود مي اورند.ژله مذكور غذاي كليه لاروها تا سه روز اول زندگي لاروي و غذاي تمام عمر ملكه زنبور عسل مي باشد.


غدد بزاقي زنبورعسل

دو جفت غدد بزاقي در زنبورعسل وجود دارد،يك جفت غده بزاقي سينه اي و يك جفت غده بزاقي سري.به طوري كه مجراي سينه اي و سري در داخل سر حشره يكي شده و لوله واحدي را تشكيل ميدهند.ترشحات غدد بزاقي در پايه خرطوم مي ريزد.


www.mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 14:06
شكم زنبورعسل

شكم حاوي مهمترين اعضاءداخلي بدن مانند عسلدان،معده،روئه و دستگاه توليد مثل مي باشد.شكم لارو داراي ده حلقه است،در صورتي كه شكم زنبور كامل از نه حلقه تشكيل شده است.دو الي سه حلقه اخري شكمدر زنبورعسل،كوچك بوده و بيشتر در قسمت داخلي حيقه قبلي پنهان است،به طوري كه حلقه هاي شكم زنبور كارگر و ملكه از خارج شش عدد و زنبور نر هفت عدد ديده ميشوند.حلقه هاي شكم نسبت به هم متحرك بوده و هر حلقه از دو قسمت فوقاني و تحتانيبه وجود امده است كه توسط يك لايه نازك با يكديگر اتصال دارند.شكم،با اينن ساختمان خاصيت ارتجاعي دارد و در هنگام تنفس هم از قطر و هم از طول بزرگ و كوچك ميشود.در بين حلقه هاي تحتاني شكم چهار جفت غدد مومي قرار دارند.اين غدد بين پنجمين و نهمين حلقه هاي بدن قرار گرفته اند.در ابتداي قسمت فوقاني حلقه دهم غدد مخصوصي به نام غدد نازانف قرار دارد كه در زير حلقه دهم مخفي است و فقط هنگامي كه زنبور ان را به كار مي برد ديده مي شود.نيش زنبور در انتهاي شكم،درون حفره اي در حلقه دهم بدن مخفي مي باشد.

بهمن
2010-Jun-08, 14:07
سينه زنبور عسل

به طور كلي سينه در حشرات از سه حلقه به هم پيوسته به وجود امده و مركز تجمع اعضاء حركتي حشرات مي باشد.در اكثر حشرات،از جمله زنبور عسل،حلقه اول شكم به سينه متصل شده ،قطعه چهارمي را تشكيل ميدهد.در ناحيه سينه زنبورعسل سه جفت پا و دو جفت بال ديده مي شود.

بهمن
2010-Jun-08, 14:07
دستگاه تناسلي زنبورعسل

توليد مثل زنبورعسل به دو شكل جنسي و بكرزايي يا دختر زايي صورت ميگيرد.توليد مثل جنسي مانند دقيقا مانند ساير حيوانات است.اما طريقه توليد مثل بكرزايي بدون دخالت عامل نرينه يعني اسپرماتوزوئيد از طريق رشد سلول مادري(اوول)بوده و نتيجه ان توليد جنس نر مي باشد.نتيجه حاصل از توليد مثل دو جنسي به تولد زنبوران ماده اعم از ملكه و كارگران منتهي مي گردد.بنابراين زنبوران نر موجودات هاپلوئيد يا ( (nكروموزومي و زنبوران كارگر و ملكه موجودات ديپلوئيد يا(2n) كروموزومي هستند و اختلاف موجود بين كارگران و ملكه صرفا محيطي است. دستگاه تناسلي زنبورعسل در داخل شكم دو موجود نر و ماده و به طور جداگانه قرار گرفته كه در مطالب قبلي وبلاگم به طور كامل توضيح داده شده است.


www.mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 14:08
دستگاه گردش خون زنبورعسل

دستگاه گردش خون زنبورعسل مانند ساير حشرات از يك سيستم باز و لوله طويلي تشكيل يافته است.اين لوله در قسمت پشتي بدن قرار داشته و از حلقه ششم شكم شروع شده و ضمن عبور از محوطه سينه وارد سر و زير مغز حشره مي شود.بخشي از لوله طويل در قسمت شكم را قلب و ادامه ان را در سينه ائورت ميگويند.در طرفين قلب پنج جفت روزنه وجود دارد كه از اين روزنه ها خون وارد قلب شده و سپس در اثر حركت موجي ديواره قلب به قسمت جلو بدن يعني طرف سر مي رود.خون ضمن پخش شدن در كليه ارگانها و اعضاء بدن در نهايت به قلب برگشته و دوره كامل مي شود.در درون قلب دريچه هايي وجود دارد كه از حركت خون به طرف عقب بدن جلوگيري مي كند.قلب در داخل شكم توسط پنج جفت ماهيچه مثلثي شكل به جدار پشتي شكم متصل مي شود.در داخل خون حشره سلولهايي به نام اجسام چربي ،انوسيت و نفروسيت وجود دارند.وظيفه اصلي خون حمل مواد غذايي گرفته شده از دستگاه گوارش به ساير دستگاههاي بدن و همچنين گرفتن مواد زائد بدن و انتقال انها به لوله هاي مالپيگي جهت تصفيه مي باشد.بنابر اين خون درزنبورعسل وظيفه انتقال اكسيژن را نداده و رنگ ان قرمز نيست،بلكه رنگ خون در زنبورعسل زرد كهربايي مايل به بي رنگي است.


www.mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 14:09
بيولوژي زنبورعسل نر

زنبورهايعسل نر از كارگران بزرگتر بوده ولي از ملكه تخمگذار كوچكترند.زنبور نر نيش ندارد.نرها معمولا خرطومي كوتاهي دارند و به همين دليل قادرند فقط از سلولهاي ذخير عسل استفاده كنند يا به وسيله زنبوران عسل كارگر تغذيه شوند.در كلني هاي معمولي در اواخر بهار و اوايل تابستان اقدام به پرورش زنبورهاي عسل نر مي شود.تعداد زنبورهاي عسل نري كه در كلني پرورش داده ميشوند به عواملي مانند اندازه كلني ،نژاد و شرايط شان هاي موجود در كلني بستگي دارد.هنگامي كه شانهاي كهنه صدمه مي بينند زنبورهاي عسل كارگربا تعمير سلولهاي كهنه اغلب سلولهاي نر مي سازند.
گرچه هر ملكه قادر است با تعداد معدودي از نرها جفتگيري نمايد ولي تعداد زيادي زنبور نر لازم است تا ملكه بتواند به زودي در فضاي ازاد عمل جفتگيري خود را انجام داده و به كندو برگردد.علاوه بر ان در جريان جفتگيري انتخاب بهترين نر نيز مورد نظر است.
در اواخر تابستان موقعي كه منابع نوش گل كم ميشود،زنبوران عسل كارگر از تغذيه نرها جلوگيري و استفاده انها از غذاي ذخيره ممانعت مي كنند و بالاخره انها را گرسنه نگه داسته و گاهي كشته و از كندو بيرون ميريزند.در اصطلاح زنبورداران گفته ميشود نركشي اغاز شده كه اين امر نشانه اتمام شهد هر منطقه مي باشد.
در بيشتر اوقات ملكه باكره يك كلني با زنبورهاي نر همان كندو اقدام به جفتگيري مي كند.ولي بعضي اوقات ممكن است ملكه يك كندو از نرهاي كندوهاي ديگر بارور شود و اين نكته در اصلاح نژاد حائز اهميت بسيار است.معمولا زنبورهاي نر در سلولهاي مخصوص خود پرورش داده ميشوند واي ممكن است به وسيله كارگرهاي تخمگذار يا ملكه اي كه ذخيره اسپرمش تمام شده در سلولهاي مخصوص كارگر نيز پرورش يابند.چنين زنبورهايي به علت عدم تغذيه كافي اندامي كوچك دارند ولي اسپرماتوزوئيد انها سالم است و قادرند به خوبي ملكه ها را بارور كنند.حداكثر طول عمر زنبورعسل نر در حدود59 روز ركوردگيري شده ولي قراين و شواهدنشان مي دهد كه اين زنبورها در كلنبهاي بدون ملكه حتي طول مدت زمستان را نيز مي توانند بگذرانند.


www.mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 14:10
بيولوژي زنبورعسل كارگر


زنبورهاي عسل كارگر از نظر جثه كوچكترين افراد لني را تشكل مي دهند.در طو مدت زمستان و اوايل بهار جمعيت انها به طور مرتب كاهش يافته حال انكه دراواخر بهار تعداد انها رو به افزايش مي گذارد.هنگامي كه كلني در حداكثر رشد است تعداد كارگران ممكن است به50 تا60هزار نيز برسد.
مدت زندگي كارگران با توجه به اوقات مختلف سال كلمل متفاوت است.مدت زندگي زنبورهاي متولد فروردين و ارديبهشت در حدود چند هفته است.حتي در حدود ماه خرداد اين مدت نيز كوتاهتر مي شود.در نواحي سردسير زنبورهايي كه در ماههاي شهريور و بعد از ان متولد شده اند قادرند زمشتان را گذرانده حتي تا300 روز هم عمر كنند.طول عمر زنبورهاي كارگر به ذخيره مواد پروتئيني در غدد و مواد چربي در ساير قسمتهاي بدنشان بستگي دارد.در فصل تابستان كه زنبورهاي كارگر به شدت مامور تغذيه نوزادان هستند به شدت اين ذخاير را از دست مي دهند و در نتيجه كمتر عمر مي كنند.حال انكه در اواخر تابستان و پائيز كه شدت پرورش نوزادان كمتر است زنبورهاي كارگر قادر خواهند بود كه با تغذيه از گرده گلها به مقدار كافي پروتئين و مواد چربي در بدن ذخيره كرده و بيشتر عمر كنند.طول مدت زندگي زنبورهاي كارگر بستگي كامل به مصرف ذخاير بدن خود ئ پرورش نوزادان دارد و همچنين مقدار كاري دارد كه يك زنبورعسل كارگر در خارج از كندو انجام ميدهد.بايد توجه داشت كه فعاليت خاج از كندو به مراتب بيشتر از فعاليت در داخل كندو در تقليل دوره زندگي زنبورعسل كارگر موثر است.
به طور كلي زنبورهاي عسل كارگر در يك كندوي معمولي انجام مي دهند به شرح زير است:
1- پرورش و نگهداري نوزادان
2- كارهاي متفرقه داخل كندو
3- كارهاي خارج از كندو
زنبورهاي عسل كارگر در سه روز اول بعد از بيرون امدن از سلولهاي خود كارشان تميز كردن سلولهايي است كه به تازگي زنبورهاي جوان از ان خارج شده اند.سپس با شروع فعاليت پرورش نوزادان اقدام به تغذيه لاروها مي كنند و اين كار با تغذيه لاروهاي مسن اغاز مي كنند.پس از گذست حدود 6روز از حالت بلوغ انها اقدام به تغذيه لاروهاي جوان ميكنند و تا13-11 روزگي كارشان تغذيه لاروهاي جوان است.اين هنگام مقارن با رشد كافي غده هاي زير فكي انها است.زنبورهاي عسل كارگرنزديك به خاتمه اين دوره چند پروازكوتاه به منظور جهت يابي دراطراف كندو انجام مي دهند و اين عمل چندين دفعه صورت مي گيرد. زنبورهاي عسل كارگر 13روزگي كارهاي متفرقه كندو انجام ميدهند:
- كندو را تميز مي كنند
- اجساد زنبورهاي عسل مرده را بيرون ميبرند
- گرده ها را در داخل سلولها مي فشارند تا در حجم كمتر مقدار بيشتري گرده ذخيره كنند
- نوش گلها را با مخلوط كردن با دياستازها و غيره به عسل تبديل مي كنند
- شان با قاب مومي ميسازند
- با بره موم درزها و شكافها را مي گيرند.
زنبورهاي عسل كارگر در دو روز اخركه در كندو به سر ميبرند و حدود 18 تا20روزه هستند وظيفه شان تفتيش يا پاسداري از كندو است.سپس بقيه عمر خود را به جمع اوري گرده و نوش گلها مي پردازند.


www.mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 14:11
سر زنبورعسل(چشمها و شاخکها)

سر زنبور از جلو نمايي مثاثي شكل دارد و از كپسولي ضخيم تشكيل يافته كه در قسمت جلو صاف و در قسمت عقب كمي مقعر است و توسط گردن به قفسه سينه متصل مي شود.در قسمت خلفي سر سوراخي وجود دارد كه از ان،مري،رشته عصبي،رگ پشتي و مجراي ترشحي غدد عبور ميكند.در سطح خارجي سر يك جفت شاخك،يك جفت چشم مركب،سه چشم ساده و دهان قرار دارند.شاخكهاي زنبور هر كدام مركب از دوازده بند مي باشد كه بزرگترين انها اسكاپ نام دارد و ريشه شاخك را تشكيل مي دهد و به وسيله زائده هايي در سر جايگزين مي باشد و توسط چهار عضله به جهات مختلف حركت داده مي شود.طولف شاخكهاي نر بيشتر از شاخكهاي كارگران و ملكه (12بند)بوده و هر كدام از انها داراي 13بند است.روي شاخكها سلولهاي عصبي فراواني وجود دارند كه زنبورها به وسيله انها بوي گلها را درك مي كنند.موهاي ريز و كوچكي نيز روي انها روييده كه وظيفه حس لامسه را به عهده دارند.همچنين اعضاء حسي كه نسبت به درجه حرارت،رطوبت و گاز كربنيك حساس هستند،مشخص گرديده اند.
زنبور عسل داراي دو نوع چشم است.چشمهاي ساده و مركب.سه چشم ساده در قسمت فوقاني سر قرار داشته و از يك عدسي بسيار ساده تشكيل شده اند.چشمهاي مركب در دو طرف و بالاي سر قرار دارند و از تعداد زيادي سلئلهاي شش وجهي تشكيل يافته اند كه هر كدام به عنوان يك واحد بينايي عمل مي كنند.تعداد سلولهاي شش وجهي در زنبور نر بسيار بيشتر از زنبور ملكه و كارگر مي باشد.وظيفه سه چشم ساده زنبور عسل،كه هر كدام داراي يك عدسي هستند ناشناخته است،اما امروزه توانسته اند به برخي از وظايف انها پي ببرند.چنانچه روي اين سه چشم پوشانده شود،زنبور در موقع غروب ،زودتر از كار دست مي كشد و هنگام صبح نيز ديرترشروع به كار مي كند.يكي از وظايف اين چشمها تطبيق ديد زنبور با كم و زياد شدن نور مي باشد.چشمهاي مركب كه در طرفين سر قرار دارند،هر كدام از تعداد 5تا6هزار چشم كوچك ساده تشكيل شده است كه هر كدام از اين چشمها قسمتي از شيء مورد نظر را تشخيص مي دهد.شكلهاي هندسي كه تفاوت زيادي با هم ندارند،در چشم زنبور يكسان ديده مي شود.زنبور مي تواند رنگها را به جز رنگ قرمز به خوبي تشخيص دهد همچنين نور ماوراءبنفش و نور پلاريزه را تشخيص مي دهد.و از اين نظر قادر است در مواقعي كه خورشيد زير ابرها يا پشت كوه پنهان است جهت يابي نمايد.

بهمن
2010-Jun-08, 14:33
رشد و دگرديسي در زنبور عسل

زنبور عسل براي تكامل از تخم تا زنبوركامل احتياج به يك دوره دگرديسي كامل دارد.دراين دوره تخم به ترتيب به لارو و شفيره تغير شكل داده و به حشره كامل تبديل ميشود.مراحل مختلف دگرديسي زنبور عسل به شكل زير ميباشد.
الف- تخم:
تخم به صورت دانه سفيد كوچكي در كف سلول توسط ملكه گزارده ميشود.نر يا ماده بودن زنبور به ملكه و ساختمان سلول بستگي دارد.تخم توسط مايع لزجي به كف كندو چسبيده است و طول ان 3/1 تا8/1 ميليمتر و وزن ان برابر 32/0 ميلي گرم است.تخمها معمولا در تابستان كوچكتر از بهار است.در هر سه نوع زنبور تقريبا ظرف سه روز پوسته خارجي تخمها پاره شده و يك لارو از ان خارج مي شود.سن تخم را از روي زاويه اي كه با كف سلول تشكيل مي دهد را ميتوان تشخيص داد.تخم در روز اول كاملا عمود بر كف سلول قرار دارد.و در روز دوم كمي خميده و در روز شوم كاملا به كف كندو چسبيده ميباشد.در اخرين مراحل تكامل درون تخم متورم شده و باعث تركيدن پوسته ان ميگردد و لارو كوچكي از ان خارج ميشود.
ب- لارو خميده
لارو پس از خروج از تخم شبيه كرم سفيد كوچكي كه حلقه وار در كف سلول قرار دارد و طول ان تا5/1 ميليمتر ميرسد.در اين دوران وظيفه اي جز خوردن مواد ي كه از طرف كارگران دريافت ميكند ندارد.غذا دادن به هر سه نوع لارو در روزهاي اول يكسان صورت ميگيرد و مقدار ان بينهايت زياد است.مواد غذايي توسط زنبوران دايه در كف سلول ريخته ميشوند.معمولا زنبوران دايه براي زنبوران مسنتر وقت بيشتري صرف مي كنند.براي ه نوبت تغذيه دايه ها 30ثانيه تا3 دقيقه وقت صرف ميكنند.به لارو ملكه به مقدار زيادي غذا داده ميشود كه حتي بعد از بسته شدن سلول باز هم غذا در كف سلول باقي ميماند.اين ذخيره هنگام پيله كردن ملكه مورد استفاده قرار ميگيرد.

ج)لارو دوران قبل از شفيره:
هنگامي كه لارو خميده در كف سلول جاي كافي نداشته باشد از حالت خميدگي خارج و تمامي فضاي سلول را در بر ميگيرد.در اين حالت سر لارو به طرف در سلول قرار دارد.براي بستن در سلولها كارگران از مومهاي اضافي سلولهاي ديگر استفاده ميكنند.ساختمان اين در ها به نحوي است كه مانع جريان هوا نميشوند.در اين هنگام لاروها براي اولين بار مواد زائد را از بدن خارج كرده و خود را در داخل سلول پيله ميكنند.تنيدن پيله توسط سلولهاي ترشحي كه در زير دهان قرار دارند انجام ميگيرد.

د)شفيره
با تغير تحولاتي كه در بدن لارو انجام ميگيرد حشره در اثر مصرف چربي و گليكوژن كه با كاهش وزن توام است رفته رفته در داخل سلول از حالت لاروي به به شفيره تبديل ميشود كه شباهت زيادي به حشره كامل دارد ولي هنوز بيرنگ است.رنگ گرفتن بدن حشره از چشمهاي مركب وي اغاز ميشود كه ابتدا به رنگ بنفش بوده و هر روز تيره تر ميشود.زنبور كارگردر روز تولد توسط مانديبولهاي خوددر سلول را از وسط سوراخ كرده و خارج ميشود.زنبوران نر و ملكه در سلول را پاره ميكنند و ان را به صورت دريچهاي به كنار ميزنند.دوران دگرديسي براي زنبورملكه15الي16 روز و براي زنبور كارگر21 روز و براي زنبور نر24 روز مي باشد.



قطعات دهانی و خرطوم زنبور عسل

قطعات دهانی در قسمت زیرین سر وجود داشته و از نوع مختلط اند یعنی از سه نوع ساینده و لیسنده و مكنده تشکیل شده اند که با قسمت ساینده از روی گیاه گرده را بر می دارند و با لیسنده و مكنده هم شهد گل را در معده عسل خود ذخیره می کنند. آرواره بالا برای شکل دادن موم، جمع آوری گرده و حتی دفاع استفاده می شود گاهی به حالت قاشق و پارو برای ریختن مواد داخل سلول استفاده می شود. پمپ مكنده و خرطوم نیز درمكش و جمع آوری مواد غذائی نقش اساسی ایفا می کند. روي زبان را موهاي ريز و كوچكي پوشانده و در انتهاي ان قاشقكي به منظور ايسيدن وجود دارد.خرطوم زنبور به هم پيوسته نبوده و از روي هم قرار دادن ذوائد به وجود مي ايد.
قطعات دهانی شامل: لب بالا Labrum، آرواره بالا Mandibl، آرواره پائین Maxillae، لب پائینLabium، و خرطومProbocisمی باشد

بهمن
2010-Jun-08, 14:38
فيزيولوژي و اناتومي غدد بدن زنبورعسل

تعداد غدد موجود در بدن زنبورعسل بالغ بر 16 عدد است و از مهمترين انها مي توان به چند نمونه زير اشاره كرد:
غدد ارواره اي،غدد بزاقي،غدد جنسي،غدد ركتومي،غدد سازنده سم،غدد عطري،غدد قليايي نيش،غدد مومي،غدد شيري يا ژله رويال ساز....

بهمن
2010-Jun-08, 14:39
فعاليتهاي زنبور نر در داخل و خارج كندو


زنبور عسل نر از نظر جثه بزرگتر و فربه تر از كارگر و ملكه مي باشد و طبيعتا فاقد نيش مي باشد و به علت اينكه نرها مواد دغذايي خود را از كارگران يا از سلولهاي ذخيره شده عسل در داخل كندو تامين مي كنند،داراي خرطوم كوتاهتري نسبت به كارگرها مي باشند.نرها مواد غذايي را از گلها جمع اوري نمي كنند.نر ها در داخل كندو هيچ گونه مسئوليتي ندارند و بعد از خارج شدن از سلول بيشتر اوقات خود را روي قاب و در كنار ناحيه پرورش نوزاد ها گذرانده و تنها كار انها جفتگيري با ملكه در خارج از كندو است.نرها در اوايل عمرشان توسط كارگران تغذيه شده و سپس خود از عسل تغذيه مي كنند.يك كلني متوسط در مناطق معتدل،از اواسط بهار با توجه به شرايط محيطي شروع به پرورش نر ميكنند. تعداد نرها در يك كندو به اندازه،نژاد و شرايط عمومي كندو بستگي دارد.از اواسط تابستان به دليل كمبود شهد ديگر زنبور نر پرورش داده نشده و از تغذيه نرها جلوگيري ميشود و در اثر گرسنگي نرها از بين مي روند كه به اصطلاح نركشي شروع ميشود.


باتشکر از دوست خوبمون امیر جهانی

بهمن
2010-Jun-08, 14:40
فعاليتهاي زنبورهاي كارگر در داخل كندو قبل از بلوغ


زنبورهاي عسل به طور طبيعي و عادي پس از خروج از سلولها تا مدت سه هفته در داخل كندو مانده و وظايف مختلفي را متناسب با سن خود انجام مي دهند.در سه روز اول زندگي وظيفه كارگران تميز كردن سلولهايي است كه به تازگي خود و يا ساير زنبورها از ان بيرون امده اند.بين 3 تا 6 روزگي وظيفه انها غذا دادن به لاروهائي است كه سن انها بيشتر از 3 روز ميباشد.در سن 6تا12 روزگي غذا دادن به لاروهاي جوان و ملكه را به عهده دارند.در هفته سوم زنبورهاي كارگر وظايف بيشتري به شرح زير انجام ميدهند:
1-تميز كردن كندو از مواد خارجي و زنبورهاي مرده
2-بسته بندي گرده هاي گل در داخل سلولها
3- ترشح موم و ساختن سلولهاي مومي
4- بستن سرسلولهاي پرشده ازعسل و يا سلولهايي كه در داخل انها لارو پيله مي كند
5- گرفتن شهد گل از زنبورهاي مزرعه
6- تبديل شهد گل به عسل
7- به كار بردن بره موم در داخل كندو
8- تغذيه ملكه و مواظبت از ان
9- ساختن سم در كيسه زهر و ذخيره ان
10- محافظت از كندو در برابر دشمنان


منبع : www.mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 14:40
روش جلوگيري از نرزا شدن كارگران زنبورعسل


يك زنبوردار ماهر با مديريت صحيح خود به هيچوجه اجازه نمي دهد كندوهايش بي ملكه بماند و كارگران نرزا شوند.اما اگر در زنبورستاني به علت عدم رسيدگي كندويي نرزا پيدا شد يك كندوي خالي را در جاي همان كندوي بي ملكه قرار داده و چند قاب شفيره مسن و تخم و لارو جوان در داخل ان مستقر ميكنند و زنبورهاي داخل كندو را به محلي دورتر حداقل به فاصله 200 متري محل قبلي منتقل كرده و زنبورهاي داخل كندو را خالي نموده و ان كندو را كاملا ميتكانند به طوري كه حتي يك زنبور نيز بر روي قابها و داخل كندو باقي نماند.در اين حالت كارگران نرزا به علت سنگين شدن و در داخل كندو ماندن نشاني منطقه را از ياد برده و قادر به برگشتن به كندو نيستند.ولي ان دسته از كارگران كه صحرايي بوده و هنوز نرزا نشده اند به كندوي قبلي خود باز ميگردند و به جمعيت فعال كندو ملحق مي شوند.
كندوي جديد در مدت كمي داراي سلول ملكه شده و يا سلولهاي ملكه توسط زنبوردار در ان قرار داده شده و به تدريج صاحب ملكه مي شوند.يا با معرفي يك ملكه بارور در داخل قفس و ازاد كردن ان بعد از ارامش و گذشت چند روز ان كندو صاحب ملكه شده و فعال خواهد گرديد.


منبع : www.mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 14:41
به وجود امدن كارگران تخمگذار و روش جلوگيري از ان


اغلب پس از انكه يك كلنب بدون ملكه ميشود كارگران شروع به ساختن سلول ملكه زنبورعسل ميكنند.حتي اگر در كندو تخم يا لارو هاي جوان وجود نداشته باشد،كارگران نسبت به ساخت سلول اقدام ميكنند.در مورد اخير كلني يائسه(يتيم و نازا)به شمار ميرود و محكوم به فنا است.در اين كلني ها كارگران بيشتر مهاجم ميشوند و زنبورداران با تجربه وقتي درب كندو را براي بازديد ميگشايند به فوريت اين پديده را در مي يابند.
كارگران زنبورعسل به طور عادي تمايل دارند دور هم جمع شوند(حتي كلني هاي بدون ملكه).به طور معمول حتي تعدادي از كارگران دور ملكه جمع مي شوند.اما در يك كلني بدون ملكه تجمع كارگران تا وقتي امكان پذير است كه جمعيت انها به حد بحراني نرسيده باشد.اگر تعداد زنبوران75عدد يا بيشتر باشد و به خصوص اگر درجه حرارت كندو كم باشد،انها يك مجتمع تشكيل ميدهند.اگر تعداد انها 50عدد يا كمتر باشد در اين صورت مجتمع تشكيل نمي شود ولي ممكن است هر سه يا چهار زنبور در يك نقطه جمع شوند.
نیش Sting

نیش در انتهای بدن کارگر قرار دارد که شکل تغییر یافته تخم ریز یا Ovipositor است که به نیش تبدیل شده است.در ابتداي نيش زنبور عسل غددي وجود دارند كه سم حشره را مي سازند.ماده اوليه زنبوران عسل از خون حشره گرفته شده و در داخل اين كيسه به زهر تبديل ويشود.كه در مواقع استفاده از كانال درون نيش به بيرون از بدن هدايت ميشود.و معمولا نيش زنبور عسل به طول۵تا۶ میلیمتر و داراي ۱۵ الی ۱۶خار وارونه شبيه نيزه ميباشد كه اين خارها در ملكه كمتر ميباشد.
خود نیش تشکیل شده است از: کیسه زهر، غدد تولید قلیا، غدد تولید اسید و غلاف نیش (Sheat) و خود نیش. (Shaft)


منبع : www.mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 14:50
زندگي زنبورعسل كارگر در خارج از كندو


اين مرحله از زماني شروع ميشود كه زنبور قادر به پرواز شده و با مرگش خاتمه مي يابد.زنبورها از روز22به كارهاي داخل كندو خاتمه داده و مشغول كارهاي خارج از كندو ميشوند.كارگران به محض اينكه قادر به پرواز شدند به چهار دسته نامساوي تقسيم مي شوند.
دسته اول:به جمع اوري صمغ درختان پرداخته كه پس از حمل به كندو و مخلوط كردنشان ماده اي به نام بره موم به وجود مي اورند.بره موم مثل الكل خاصيت ميكروب كشي و ضد عفوني دارد.
زنبورها با ان جدار داخلي سلولها را خوب ضد عفوني مي كنند تا نوزادان در محيطي الوده تولد نيافته و مريض و تلف نشوند،از بره موم براي مسدود كردن سوراخها ودرزهاي جار كندو كه قطرشان از 4ميليمتر كمتر باشد و همچنين براي كوچك كردن سوراخ پرواز زنبورها استفاده ميكنند.
دسته دوم:اب مورد نياز جمعيت را از خارج كندو حمل تا به زنبورهاي جواني كه در داخل كندو مشغول بوده و هنوز قادر به پرواز نيستند اب برسانند.
دسته سوم:گرده گل را به دو پاي عقب خود ودر محلي كه به ان سبد گرده مي نامند به كمك بزاق دهان چسبانيده با خود به كندو مي اورند.و ان را در داخل سلولها ذخيره ولي بر خلاف عسل هرگز سرش را نمي پوشانند داخل سلولها ذخيره كرده و انقدر با سر فشارشان مي دهند كه همه هوا را از خلل و فرج ان خارج كنند و پس از اين كه دو سوم شلول با گرده پر شد رويش را با قشر نازكي از عسل مي پوشانند و اگر جهت ذخيره باشد روي ان را مي پوشانند.
دسته چهارم:كه تعدادشان خيلي بيشتر از جمع ساير دسته هاست بر روي گلها نشسته و شهد انها را ميمكند و پس از انكه به اندازه كافي شهد در عسلدانشان جمع كردند به كندو برگشته و ان را در داخل سلولها به همان حالت نارس مي گذارند.در شب كه تاريكي مانع از خروج انها از كندو مي شود همه كارگران چه پير و چه جوان با هم شهد را از داخل سلولها مكيده مقداري از اب تبخير و ان را غليظ مي كنند و پس از انكه تبديل به عسل رسيده شد ان را در سلولهايشان ذخيره و روي ان را با ورق نازكي از موم مي پوشانند.فعاليت چهار دسته در بالا ان طور نيست كه منحصرا كاري را انجام دهند بلكه بستگي به احتياجات كندو است هر جا احتياج به كار بيشتري باشد تعداد بيشتري زنبور كارگر در ان متمركز مي شوند.

بهمن
2010-Jun-08, 14:54
عكس العمل در مقابل نيش زنبورعسل


نيش زنبورعسل در وهله اول براي اشخاص كار ازموده نيز نيز دردناك است.معمولا اولين نيش باعث تورم خواهد شد كه براي مدتي باقي مي ماند ولي در مقابل نيش مصونيت به دست مي ايد.لحظه اي بعد از نيش درد ان احساس مي گردد و بايد نيش را كه در گوشت فرو رفته با دست خارج كرد و كشيدن يا پيچاندن نيش باعث ميشود كه محتويات كيسه زهر در داخل بدن بيشتر مي شود و به دليل خاصي انقباضي كيسه زهر بايد زود ان را از پوست خارج كرد زيرا انقباض كيسه زهر باعث بيشتر وارد شدن زهر به بدن مي شود.نيش را بايد با نوك ناخن از محل زخم در خلاف جهت بدن خارج كرد.زنبوردار بايد با بكار بردن كلاه مخصوص زنبورداري از نيش زدن زنبور جلوگيري نمايد.مصونيت از نيش زنبورعسل و تعداد گزيدگي كه براي ايجاد مصونيت لازم است در افراد مختلف متفاوت است.و بعضي طبيعتا مصونيت دارند ولي برخي ديگر فوق الاده حساسند و نيش زنبور در انها توليد عكس العمل شديدي مي نمايد كه با درد و تورم همراه است.اين گونه افراد بايد بلافاصله به طبيب مراجعه كرده و معمولا ادرنالين زير نظر طبيب براي اين گونه افراد لازم مي باشد. بايد به هنگام زنبورداري از عطر و ادكلن و كرمها استفاده نكرد و هيچوقت به زنبور ها بازدم نكرد زيرا گاز كربنيك باعث تحريك زنبور ميشود.به هنگام نيش خوردن توسط زنبور فورن از ان منطقه دور شدن بهترين راه حل مي باشد زيرا زنبور در محل گزيدگي فرمون خاصي ترشح مي كند و شخص را علامتگذاري مي كند و از اين طريق ساير زنبورها را به همان نقطه جلب مي كند.

بهمن
2010-Jun-08, 14:55
حمله زنبور عسل و عكس العمل در برابر انها


بيشتر دشمنان طبيعي زنبور عسل مي توانند از طريق سوراخ ورودي كندو واذرد ان شوند. در مواقعي كه شهد در طبيعت فراوان باشد و كندو نيز ارام باشد زنبورهاي كارگر توجه كمتري به سوراخ پرواز دارند ولي بر عكس در مواقعي كه شهد در طبيعت كم باشد و احيانا كندو نيز اشفته باشد،تعداد زنبورهاي گارد و توجه انها به سوراخ پرواز بيشتر مي شود.در اين وضعيت هر زنبور بيگانه اي كه وارد كندو ميشود توسط زنبورهاي گارد مورد بازرسي قرار ميگيرد و اگر غريبه باشد به ان حمله كرده و مانع ورود وي به كندو مي شوند.زنبورهاي گارد 20-18 روز سن دارند و هنگامي كه اشفته شده باشند در مدخل كندو با وضعيت خاصي قرار مي گيرند.به اين ترتيب كه روي دو جفت پاهاي عقب ايستاده و پاهاي جلويي خود را بلند مي كنند.شاخكهاي انها به طرف جلو كشيده شده و ارواره ها بسته مي شوند و در موقع اشفتگي بيشتر،ارواره ها را باز كرده و بالها را نيز باز نگه داشته و اماده حمله مي شوند.معمولا كمتر از5/0 درصد از زنبورهاي يك كلني اماده براي دفاع و نيش زدن هستند و اماده ترين انها در نزديكي سوراخ پرواز قرار مي گيرند.بايد به هنگام زنبورداري از عطر و ادكلن و كرمها استفاده نكرد و هيچوقت به زنبور ها بازدم نكرد زيرا گاز كربنيك باعث تحريك زنبور ميشود.به هنگام نيش خوردن توسط زنبور فورن از ان منطقه دور شدن بهترين راه حل مي باشد زيرا زنبور در محل گزيدگي فرمون خاصي ترشح مي كند و شخص را علامتگذاري مي كند و از اين طريق ساير زنبورها را به همان نقطه جلب مي كند.زنبور عسل داراي نيشي به طول 5الي6 ميليمتر و با خارهاي وارونهاي شكل به تعداد15 اي16 عدد مي باشد

بهمن
2010-Jun-08, 14:56
نحوه ايجاد زنبور نر و زنبور ماده(تعيين جنسيت)



با پيشرفت روش تلقيح مصنوعي كه طي سالهاي1940ميلادي به بعد انجام يافت،اصلاح نژاد زنبورعسل،تحت كنترل انسان در امد.قوانين كلي توارث نيز در مورد زنبورعسل نيز صادق است.كروموزومها حاوي عوامل توارثي به نام ژنها هستند و ژنها در جاي مخصوصي در كروموزومها قرار دارند كه به انها لكوس مي گويند.شكلهاي مختلف ژنهايي را كه در يك لكوس وجود داشته باشند الل مي نامند.از تخم بارور زنبور ماده(ملكه و گاركر)و از تخم غير بارور زنبور نر حاصل مي شود.زنبور ماده اي كه از تخم بارور به وجود مي ايد داراي32كروموزوم مي باشد كه16 كروموزوم مربوط به پدر و16 كروموزوم مربوط به مادر مي باشد.زنبور نر از تخم غير بارور به وجود مي ايد كه16 كروموزوم دارد كه فقط انها را از مادر گرفته است.از انجا كه اميزش بين نزديكان احتمال به وجود امدن اللهاي مشابه را بالا مي برد،منظره متخلخل بودن شانها اغلب حكايت از اميزش بين نزديكان دارد.(كارگران،لاروهاي از تخم در نيامده را به بيرون مي اندازند).
زنبور نر در كندو دو عمل توليدي دارد:
1- گامت نر ملكه را تكثير كرده و از ان حدودده ميليون گامت نر مشابه(تخم غير باروري كه به زنبور نر تبديل مي شود)تكثير مي كند.
2- گامتهاي حاصله را به ملكه منتقل كرده كه اين عمل در اميزش ملكه با زنبورهاي نر انجام ميگيرد.

بهمن
2010-Jun-08, 14:58
مكالمه و رقصهاي زنبور عسل در داخل كندو



مكالمات زنبور عسل در حقيقت رد و بدل كردن تحركات مختلف بين افراد همان كلني است كه موجب بروز عكس العمل هاي مختلف بين انها ميگردد.اين مكالمات در حشرات مانند مكالمات انسانها بر مبناي استفاده از تحريكات مختلف نظير نور،مواد شيميايي و فيزيكي مي باشد.انجام مكالمات در كلني زنبور عسل از قرن18 ميلادي براي انسان شناخته شد.ولي در سال1920 كه فريش دانشمند الماني نتيجه تحقيقات جامع خود را در زمينه مكالمات زنبور عسل منتشر كرد و موفق به اخذ جايزه نوبل سال1973 گرديد.
به طور كلي محققين سه نوع رقص را در كلني زنبورعسل مشاهده كرده اند:
1- رقص دايره اي
زنبور كارگر باحركت سريع دايره وار چرخيده و گاهي جهت خود را عوض كرده و در جهت مخالف حركت مي كند.اين رقص ممكن است چندين ثانيه ادامه يابدو سپس متوقف گردد و زنبور در نقطه ديگري از كندو اقدام به رقص نمايد و سپس به طرف سوراخ پرواز رفته و از كندو خارج شود.اين نوع رقص در هنگامي انجام ميشود كه منبع غذايي بين صفر تا15 متري كندو باشد.اين رقص اطلاعاتزيادي را از نقطه نظر جهت،كيفيت،مقدار و ساير اطلاعات مربوط به منبع غذايي را مبادله نميكند.
2- رقص ارتعاش شكم
در صورتي كه فاصله منبع غذايي بيش از 100متر باشد زنبورهاي كارگر اقدام به اين رقص ميكنند.در اين رقص زنبور كارگر ابتدا در جهت نيم دايره رقصيده،از روي خط مستقيم قطر دايره فرضي بالا رفته و اقدام به حركت روي نيم دايره طرف ديگر كرده و دوباره روي قطر دايره بالا امده و در طرف ديگر روي نيم دايره طرف اول حركت ميكند و در نهايت يك فرمي به شكل عدد( 8 )هشت انگليسي رسم مي كند.زنبور كارگر در جريان حركت بر روي قطر دايره شكم خود را با ارتعاشات جانبي به حركت در مياورد.علاوه بر اين مقداري از غذايي كه اورده را بين ساير زنبورها تقسيم ميكند.تغير وضعيت رقص زنبور از حالت رقص دايره اي يا داسي به رقص ارتعاش شكم به صورت اني صورت نميگيرد،بلكه رقصهاي حد فاصل انها هم صورت مي گيرد.رقصهاي حد فاصل وقتي صورت ميگيرند كه منبع غدا در فقاصله بيش از ده متر و كمتر از 100متر از كندو قرار دارد.رقص ارتعاش شكم از موقعي كه منبع غذا در فاصله 14 متري كندو قرار دارد شروع مي شود.هر چه فاصله بيشتر گردد،ارتعاش شكم بيشتر شده و شكل رقص به شكل ارتعاشي شكم بيشتر شباهت پيدا ميكند.و بالاخره وقتي منبع غذا در فاصله 100متر باشد،شكل رقص كاملا از نوع ارتعاش شكم خواهد بود. در جريان رقص ارتعاش شكم ،اطلاعات متعدد و مختلفي از جمله :فاصله تا منبع غذا و جهت منبع غذايي بين زنبور رقص كننده و ساير زنبورها مبادله مي گردد.
3- رقص داسي شكل
در صورتي كه منبع غذايي بين100-15 متري كندو باشد،زنبور اقدام به رقص داسي شكل مي كند.روش اين رقص مشابه رقص دايره اي شكل است با اين تفاوت كه جهت انجام رقص به صورت نيم دايره يا داسي شكل است.اطلاعات زيادي به جز حدود فاصله منبع غذايي در اين نوع رقص مبادله نمي شود.



منبع : www.mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 14:59
فعاليت زنبورهاي كارگر بالغ در خارج از كندو(زنبور هاي مزرعه)



پس از گذشت حدود سه هفته از عمر زنبور هاي كارگر،ابتدا پرواز تمريني شروع شده و سپس پرواز اصلي براي اوردن غذا اغاز مي گردد.زنبورهاي كارگر بر حسب نياز كندو مواد مورد نياز را به كندو مي اورند.عده اي از زنبورها شهد گلها را جمع اوري مي كنند. برخي گرده گل،تعدادي اب و تعداد معدودي نيز بره موم جمع اوري مي كنند.اغلب اوقات زنبورهاي كارگر به طور توام شهد و گرده گل را به كندو مي اورند.در شرايط خاص مثلا وقتي كندو نياز به غذاي بيشتري داردزنبورهاي يك تا دو هفته از كندو خارج مي شوند.و يا براي تامين تنظيم درجه حرارت داخل كندو،بيشتر زنبورها از سنين مختلف در داخل كندو مانده و با بال زدن وظيفه خنك كردن كندو را به عهده مي گيرند

بهمن
2010-Jun-08, 15:01
تغذيه زنبورعسل وزمستان گذراني


عمليات پايان فصل سرد در زنبورداري

در ماههاي سرد زمستان كه زنبور فعاليتي ندارد كلني نياز به ارامش نسبي دارد و توصيه ميشود حتي الامكان كندوها بازديد نشوند.بازديد در ايم موقع موجب تحريك ملكه به تخمگذلري شده و ممكن است زنبورها و نوزادان سرما خورده و به بيماري ديگر نيز مبتلا ميشوند.

بره موم زنبورعسل

ماده چسبناكي است كه زنبورها از غنچه و پوست درختان جمع اوري مي كنند.مادهاي است كه بوي مطبوعي دارد.رنگ ان سبز مايل به قهوه اي است.بره موم خاصيت انتي بيوتيكي داشته و در اتر و الكل96 درصد حل ميشود.زنبورها به كمك بره موم قابها را به كندو محكم ميكنندتا در اثر نقل و انتقالات تكان نخورند.در ضمن جهت كوچك كردن سوراخ كندو و پوشاندن اجسام بزرگي كه در داخل كندو مانده يا رخنه كرده اند مثل چوب و موشها يي كه كشته شدهاند به كار مي برند.طريقه حمل بره موم نيز مانند گرده با استفاده از شبد يا زنبيل گرده ميباشد.بره موم مصرف پزشكي داشته و نقطه ذوب بره موم 83درجه سانتيگراد ميباشد.

اب در زندگي زنبورعسل

زنبورعسل اب مورد نياز خود را از شهد گلها و يا ابي كه مستقيما از منابع مختلف به كندو حمل مي شود تامين مي كند.نياز زنبورعسل به اب بستگي به گرما،خشكي هوا و ميزان اب از دست رفته از طريق جلد،سيستم تنفسي و سيستم دفعي دارد.زنبورهاي عسل مواد دفعي مايع توليد مي كنند و بايد براي ادامه حيات به طور مرتب اب بنوشند.نياز زنبورعسل به اب تابع فصول مختلف سال است.در بهار زماني كه پرورش نوزادان جريان دارد و مقدار زيادي غذاي نوزاد بايد به وسيله زنبورهاي پرستار توليد شود اين نياز افزايش مي يابد.در روزهاي گرم اب حمل شده به كندو اغلب براي خنك كردن كندو از طريق تبخير و تهويه مورد استفاده قرار مي گيرد.در ايام سرد زنبورعسل مي تواند قسمتي از اب حاصله در اثر متابوليسم را نگهداري نمايد.زنبورعسل غذاي حاوي50درصد يا بيشتر قند را رقيق مي كند و براي اين كار نياز به اب دارد.اهميت اب در زندگي زنبورعسل مانند تمامي موجودات زنده حياتي است و با توجه به اينكه 150كندوي زنبورعسل طبيعي در فصل گرم سال حدود100ليتر اب را در كمتر از سه ساعت مصرف مي كنند،اهميت اب براي زنبورعسل روشن مي گردد.مصرف روزانه و سالانه كندوي زنبور عسل مشخص نسيت اما طبق تحقيقاتي مصرف اب سالانه كندو به طور متوسط31 ليتر و200ميلي ليتر اب در روز براي هر كلني در اثناي پرورش نوزاد مساحبه شده است.زنبوراني كه مسئوليت اب اوردن را به عهده دارند روزانه56الي100پرواز انجام مي دهند و براي نياز و تغذيه 100 لارو پنج زنبور اب اور لازم است.زنبورها ابهاي با درجه حرارت18الي32درجه سانتيگراد را براي مصرف ترجيح مي دهند و از ابهاي با درجه حرارت بيشتر از38درجه سانتي گراد استفاده نمي كنند.


نقش پروتئين(گرده) در زنبورعسل

زنبورهاي عسل عمدتا براي هيه عناصر ساختماني ماهيچه ها،غده ها و ساير بافتها به پروتئينها نياز دارند.13درصد وزن زنبورهاي عسل تازه متولد شده و5/15درصد وزن زنبورهاي عسل پنج روزه را پروتئين تشكيل مي دهند.احتياجات كلنيهاي زنبورعسل از لحاظ پروتئين كه براي رشد بدن نقش اساسي داشته و براي ترميم بافتها و ساير اعمال بدن لازم است،به وسيله دانه هاي گرده تامين ميشود،ولي دانه هاي گرده براي زنبورعسل تامين انرژي نمي كنند.اهميت گرده گل در زندگي زنبورعسل از قديم شناخته شده بوده است و هنگامي كه گرده در تبيعت تمام شودحداكثر 2تا3 هفه بعد پرورش نوزاد نيز متوقف مي شود.برهمين اساس زنبورعسل علاقه زيادي براي جمع اوري گرده نشان مي دهد و اگر زخيره گرده در كندو كاهش يابد و شرايط جوي اجازه بدهد مشاهده شده است كه زنبورهاي كارگر از كندوخارج شده و مواد غير قابل هضم شبيه گرده نظير خاك اره و يا غذلي اسياب شده دامي را به كندو حمل مي كنند.
در فعاليتهاي يك كلني عادي دانه هاي گرده به دو طريق مصرف مي شود:
1- زنبورهاي كارگر انها را به عنوان منابع پروتئين،ويتامين،چربي و مواد معدني مورد استفاده قرار مي دهند تا غدد تامين كننده غذاي نوزادان(غدد ژله رويال) به طورعادي رشد كند.اين ماده حاوي مقدار زيادي پروتئين است و براي تغذيه لاروهاي جوان و ملكه به كار مي رود.
2- مصرف ديگر گرده در كندو اينست كه به عنوان منبع پروتئين به طور مستقيم براي تغذيه لاروهاي مسن تر و زنبورهاي نر مورد استفاده قرار مي گيرد.
براي پرورش يك زنبور از زمان شروع لاروي تا تولد،21/3ميلي گرم ازت مورد نياز است كه به طور متوسط برابر با 145 ميلي گرم گرده مي باشد.مقدار پروتئين خام موجود در دانه گرده بين40-8 درصد و متوسط ان23 درصد است.در جيره غذايي زنبورعسل مقدار كل پروتئين بايد بين 30-23 درصد باشد.اگر مقدار پروتئين در جيره غذايي زنبورعسل كمتر از 23 درصد باشد پرورش نوزادان متوقف مي شود.

مواد معدني در پرورش زنبورعسل
دانه گرده يك منبع غني از مواد معدني است كه مقدار ان9/2درصد تا3/8درصد متغير است.تاكنون 27عنصر معدني در دانه گرده و لارو زنبورعسل گزارش شده است.بيشترين مقدار مواد معدني موجود در بدن زنبورعسل را فسفر و پتاسيم تشكيل مي دهد.كلسيم،منيزيم،سديم و اهن،به مقدار كمتري وجود دارند.استفاده از عسلك به دليل بالا بودن مواد معدني فراوان براي زنبورهاي عسل زيان اور بوده و طول عمر انها را كاهش مي دهد.


تركيب ژله رويال
تركيب ژله رويال شامل موارد زیر است:

آب 66درصد
مواد قندي15درصد
پروتيد 10 درصد
ليپيد 6 درصد
فاكتور r:۳درصد
ويتامين ، ريزعنصرها و نمك هاي معدني1درصد


خواص و مواد موجود در عسل
همانطور كه مي دانيد عسل از قديمي ترين و نخستين شيرين كننده هايي است كه انسان استفاده كرده است و شامل قندهايي چون گلوكز، فروكتوز، مواد معدني همچون منيزيم، پتاسيم، كلسيم، كلريدسديم، گوگرد، آهن و فسفات است. در ضمن اينكه ويتامين هايي همچون B1 ، B2 ، B6 ، B3 ، B5 و C نيز براساس كيفيت و نوع عسل به نسبت هاي متفاوت در آن ديده مي شود. علاوه بر موارد ذكر شده در حد كمي مس، يد و روي نيز در عسل وجود دارد. به همين جهت در حال حاضر زنبورهاي عسل يكي از بخش هاي اساسي و اصلي اقتصاد كشاورزي سالم به حساب مي آيند. از ويژگي هاي مهم عسل خاصيت ميكروب كشي آن است. عسل يك ضدعفوني كننده طبيعي است. تحقيقات انجام شده در سال هاي اخير نشان مي دهد كه گذاشتن آن بر روي زخم ها مانع عفونت مي شود. از آنجايي كه عسل حاوي مواد آنتي باكتريايي است مي تواند بخوبي باعث بهبود زخم ها شود. زنبور عسل پيش از رسيدن به كندو در بين راه مقداري از آب شهد را جذب مي‌كند و چون شهد گل‌ها حاوي "50" تا "80" درصد آب است،‌ با اين عمل ميزان رطوبت عسل را به حدود 17 تا حداكثر25 درصد مي‌رساند، يعني حدودا از هر سه گرم شهدي كه زنبور عسل به كندو مي‌آورد، يك گرم عسل به دست مي‌آيد. البته عسل مناطق شمالي كشور به علت بالا بودن رطوبت هوا از آب بيشتري برخوردار است و لذا آبكي مي‌باشد، ولي عسل مناطق كوهستاني از آب كمتري برخوردار مي‌باشد. زنبور عسل نوعي از آنزيم دياستاز به نام انورتاز را نيز به شهد اضافه مي‌كند كه اين آنزيم به همراه مواد قندي و نشاسته‌اي كه چهار پنجم وزن عسل را تشكيل مي‌دهند، عامل اصلي متبلور شدن يا شكرك ‌زدن عسل به شمار مي‌روند. لذا اين باور كه عسل غيرطبيعي شكرك مي‌زند صحيح نيست، بلكه دليل متبلور شدن و رسوب دادن عسل طبيعي وجود دياستاز و همچنين كربوهيدرات ها مي‌باشد. دياستاز، ‌ذرات خيلي ريز عسل را به خود جذب كرده و باعث ته‌نشين شدن آن مي‌شود. مقدار گلوكز عسل هر چه بيشتر باشد، زودتر متبلور و ته‌نشين مي‌شود. اين خاصيت فقط در عسل‌هاي طبيعي و غيرتقلبي ديده مي‌شود، زيرا تنها عسل‌هاي طبيعي حاوي دياستاز هستند. مدت زمان شكرك زدن يا متبلور شدن عسل بسته به نوع گل متفاوت است و حتي در مورد عسل اقاقيا به چهار سال هم مي‌رسد. در كشورهاي اروپايي عسل سفت شده و متبلور شده را بيشتر مي‌پسندند. تشخيص عسل طبيعي و غيرطبيعي از طريق مزه كردن غيرممكن است. براي مصرف كننده يك را ه بيشتر وجود ندارد و آن هم استفاده از ابزارهايي است كه بدن در اختيارش گذاشته است. با چشمانش شكل ظاهري عسل را ارزيابي مي‌كند، با بيني‌اش آن را بو مي‌كند و با زبانش آن را مزه مي‌كند. اگر مجموعه خصوصيات باب طبعش بود و اگر عسل عطر و طعم گل‌ها را داشت، آن عسل واقعي است و ارزش آن را دارد كه بهايش را در حد معقول بپردازد. لازم به ذكر است مزه، عطر، طعم، رنگ و بوي عسل فقط مربوط به گل هر منطقه مي‌باشد و به نژاد زنبور عسل بستگي ندارد. نوع نژاد فقط در پركاري و كم‌كاري تاثير دارد.» همان طور كه قبلا اشاره شد چهار پنجم وزن عسل را كربوهيدرات‌ها تشكيل مي‌دهند و بقيه آن عبارت است از: پروتئين، املاح معدني، عناصر معطر، آنزيم‌ها، ويتامين‌ها، گرده گل و آب. هر 100 گرم عسل 330 كيلوكالري انرژي توليد مي‌كند. لذا عسل، غذايي مقوي و انرژي‌زاست و به كمك دياستازهايش چربي‌هاي اطراف قلب را آب مي‌كند. به همين دليل مصرف آن به سالخوردگان و بيماران قلبي توصيه مي‌شود.


تعریف عسل



عسل یک واژه عربی است که به فارسی آن را انگبین می گویند و آن عبارت است از ماده شیرینی که توسط زنبوران عسل از شهد گلهای گیاهان جمع آوری شده و پس از تغییرات لازم در سلولهاس مومی شانهای کندو ذخیره می گردد. تعریف جامع تر عسل که در سال 1906 در آمریکا ارائه شده عبارتست از : ترشح مواد قندی درختان ، و شهد گل گیاهان که توسط زنبورداران عسل جمع آوری ، تغییر یافته و درون سلولهای قاب ذخیره می شود .



عسل
يك واژه عربي است كه در فارسي آن را انگبين مي‌گويند و عبارت است از شهد گل‌ها كه زنبور عسل توسط خرطوم كوچك خود آن را مكيده و از راه دهان به كيسه بسيار كوچك خود موسوم به كيسه عسلي وارد مي‌كند. وقتي ميزان شهد جمع‌آوري شده به حدود "40" ميلي‌گرم رسيد، گل‌ها را رها كرده و به سمت كندو پرواز مي‌كند. جالب اينكه براي تهيه يك كيلو عسل، زنبور بايد شهد "20" ميليون گل را جمع و به كندو حمل كند. جالب‌تر اين است كه زنبور عسل خاصيت ثابت گلي دارد، يعني تا وقتي كه مشغول جمع آوري شهد يك گل است، روي ساير گل‌ها نمي‌نشيند.



گرده گل
تعاریف فراوانی از خواص شگفت انگیز گرده برای مصرف در تغذیه انسان شده است. بی شک گرده بعلت داشتن پروتئین بالا و مقادیری از مواد معدنی، ویتامین ها و چربی ها، یک ماده مغذی است و همانطور که به همراه شهد، تنها غذاهای زنبوران عسل را تشکیل می دهند، قطعاً می تواند بعنوان یک ماده مغذی در تغذیه انسان و حیوانات نیز مطرح باشد. اما برخی از نوشته ها حاکی از خواص خارق العاده گرده در تغذیه انسان است که قطعا این خواص ارتباطی با مواد غذایی معمولی موجود در گرده ندارد، زیرا این مواد در غذاهای دیگر نیز بمقدار کم و بیش یافت می شود. بنابراین باید مواد خاصی در گرده وجود داشته باشد که بتواند سبب اثرات شگفت انگیزی چون دادن نیروی جوانی، افزایش قدرت جنسی در مردها و ... شود. از قدیم مصرف گرده در تغذیه انسانها مطرح بوده است. به هر حال بر اساس نظریات علمی، گرده از لحاظ تمامی اسیدهای آمینه ضروری، ویتامینها، مواد معدنی و ... یک منبع غذایی غنی، مغذی و مقوی به حساب می آید و د تغذیه زنبور عسل نقش بسیار مهمي دارد.
در تغذیه انسانی مصرف گرده فقط بمقدار یک قاشق چای خوری بهمراه عسل در چهار نوبت از شبانه روز توصیه شده است. تنها در يك كيلوگرم عسل ، چند ميليون گرده گل يافت مي شود كه معمولاً از ديد چشم غير مسلح پوشيده است. اندازه گرده گل از كوچكترين آن (Myosotis ) يك هزارم ميليمتر تا بزرگترين آن گرده گل كدو دو دهم ميليمتر با رنگهاي متنوع از زرد كم رنگ تا قرمز و قهوه اي كاملاً متنوع است.
در کنار عسل و عسلک، گرده گل (عنصر پرزينگي گل) مهمترين غذايي است که زنبور عسل براي زيستن و رشد بدان نياز دارد و آن را از روي گلهاي گياهان جمع آوري و به کندو آورده و صرف تغذيه لاروها مي نمايد. بدون گرده لاروها و زنبورها قادر به ادامه حيات نيستند، البته موادي وجود دارند که در مواقع ضروري براي مدت کوتاهي مي توانند تا اندازه اي جانشين گرده گل شود و کمبودش را نسبتا جبران نمايد ولي جانشيني دائمي مشکل و غيرممکن است.
در حال حاضر قیمت هر 100 گرم گرده گل بطور متوسط بین 15 الی 25 هزار تومان متغیر است
براي تشخيص دقيق نوع گل و منطقه اي كه عسل از آن تهيه شده ا ست ، اقدام به تجزيه گرده گل ميكنند كه هيچگونه احتمال اشتباه در آن نيست از اين طريق ، ميتوان ارزش عسلهاي موجود در بازار را تشخيص داد و آنهايي كه مي خواهند عسلهايي را به جاي نوع ديگر معرفي كنند ، نا اُميد كرد .
تنها با ديدن خواص فيزيكي ظاهري عسل ( شكل ظاهري ، طعم ، رنگ و عطر ) نمي توان با اطمينان كيفيت آنرا مورد تائيد قرار داد و تنها روش بدون خطا براي ارائه كارت هويت براي يك عسل، همان تجزيه گرده گل است، زيرا عسل داراي تعداد بي شماري گرده بوده.



منبع : www.mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 15:03
مراحل ساختن عسل


در قرآن مجید سوره مبارک نحل که در شان زنبور عسل نازل شده و آن موهبتی است که پروردگار توانا آنرا در گلهای گیاهان به ودیعه نهاده است . برای اینکه دانشمندان پی به دستگاه آفرینش برند به زنبور عسل داده شده است که آنرا از شیره گلها و برگها گرفته و عسل که حاوی نیکنوش های گوناگون به رنگ های مختلف است بسازد . اسرار ساختمان و نحوه عمل آن با وجود پیشرفت های علمی هنوز بر زیست شناسان و دانشمندان دیگر پنهان مانده و فقط می دانند که :
زنبور عسل پس از مکیدن شیره گلها و گیاهان به وسیله خرطوم خویش آنرا به کیسه عسلی که در شکم است برده و پس از چند عمل شیمیایی شناخته و نا شناخته آنرا به مایعی خوشبو و خوش طعم ، شیرین ، مقوی ، نشاط آور و نیکو حضال تبدیل کرده و در سلولهای مومی شکل که از قبل ساخته است ذخیره می نماید .
برای تهیه یک کیلوگرم از این شهد گوارا زنبور ناگزیر است 120 تا 150 هزار بار شهد حمل کند وبرای فراهم نمودن آن ده میلیون گل را بازدید کرده و از آنها شهد ( انگبین ) تهیه نماید و مسافتی معادل هفت بار دور زمین پرواز کند . شهدی که بدین طریق فراهم می شود 40 تا 80 درصد آب است و زنبورداران عسل باید میزان آب آنرا به 18 الی 20 درصد برسانند تا عسل آماده شده بدست آید . برای تغلیظ نمودن آن زنبورداران عسل مجبور هستند شهدی را که روز به کندو حمل کرده و درون سلولهای شان ذخیره نموده اند شب هنگام مجددا از داخل شان ها مکیده و وارد کیسه عسلی خود می نمایند در آنجا کمی از آب آنرا جذب و موادی از قبیل هورمون ها و آنزیم ها به آن اضافه می نمایند و بعد داخل حجره ها می ریزند . این عمل توسط سایر زنبورها تکرار می شود و مقداری از آب آنهم در مجاورت هوای کندو که از بال زدن زنبورها ایجاد می شود تبخیر شده و در پایان مواد دیگری از قبیل اسید های آلی و مواد ضد عفونی کننده به آن اضافه می نمایند . عمل تغلیظ آنقدر ادامه می یابد تا عسل به غلظت طبیعی خود برسد ، آنگاه آنرا در داخل سلولها ذخیره می کنند و درب آنرا با موم می پوشانند بدین ترتیب عسل انبار شده می تواند برای مدت طولانی نگهداری شود .


ويتامينها در پرورش زنبورعسل

دانه هاي گرده به طوراستثنائي سرشار از ويتامينهاي محلول دراب هستند.هفت ويتامين كمپلكس ب ،كه معمولا براي حشرات ضروري هستند،كه معمولا براي حشرات ضروري هستند،به علاوه اينوزيتول و اسيد اسكوربيك در دانه گرده موجود است.ويتامين c به مقدار نسبتا زيادي در دانه گرده (590-360 ميلي گرم در گرم وزن خشك) و به مقدار كمتر(118-68 ميلي گرم در گرم وزن خشك)در گرده ذخيره شده در سلولها (نان زنبور)وجود دارد.زنبورهاي پرستار براي پرورش يك لارو تا مرحله سربسته شدن نوزاد،به134 ميلي گرم پروتئين و4/5 ميكروگرم پيرودوكسين نياز دارند.دانه گرده و نان زنبور حاوي مقدار كمي از ويتامينهايA,K,Eمي باشد

طبقه بندي گياهان شهد زا
به طور كلي گياهان شهدزا را از نظر توليد شهد مي توان به چهار گروه عالي،خوب،متوسط و ضعيف تقسيم نمود كه در زير به تعدادي از انها اشاره ميشود.


گياهان شهد زاي عالي
نام گياه شهد
البالو عالي
اسپرس عالي
بيدمشك عالي
سيب عالي
گيلاس عالي
اقاقيا عالي
تمشك عالي
شاه بلوط عالي
شبدر دورگ عالي
شبدر سفيد عالي
كلزا عالي
كلم شلغمي عالي
گاوزبان عالي
گندم سياه عالي
يونجه زرد عالي



گياهان شهد زاي متوسط

الاله متوسط
الوچه متوسط
بارهنگ متوسط
بلوط متوسط
توسكا متوسط
راش متوسط
زرشك متوسط
زرلق متوسط
شالك متئسط
گلابي متوسط
گل خورشيدي متوسط
باقلا متوسط
پير گياه متوسط
خردل متوسط
زردالو متوسط
سراب متوسط
عود دريايي متوسط
فراموش مكن متوسط
گل ستاره اي متوسط
گال ماهور متوسط
لوپن متوسط
مو متوسط
نعناع متوسط
هويج متوسط



گياهان شهد زاي خوب

شبدر قرمز خوب
افتابگردان خوب
بادام خوب
مارچوبه خوب
افرا خوب
انگورفرنگي طلايي خوب
سير و پياز خوب
مريم نخودي خوب
پنيرك خوب
تربچه خوب
خار تاتاري خوب
خار ترنجبين خوب
ختمي خوب
خربزه خوب
خيار خوب
عشقه خوب
عرعر خوب
رازيانه خوب
شاه بلوط هندي خوب
شلغم روغني خوب
كدو خوب
گل استكاني خوب
گلپر خوب
گل گندم خوب
گل قاصدك خوب
ماميشاي صحرايي خوب
مريم گلي خوب
منداب خوب
منداب خوب
هلو خوب
شهدار خوب
يونجه خوب
مركبات خوب



گياهان شهد زاي ضعيف

بنفشه ضعيف
بومادران ضعيف
توت فرنگي ضعيف
شمعداني ضعيف
كتان صنعتي ضعيف
ماش ضعيف
نخود ضعيف

بهمن
2010-Jun-08, 15:04
عوامل موثر در توليد گرده گل

به طور كلي زمان توليد گرده در طول روز بيشتر به درجه حرارت محيط بستگي دارد.حداقل درجه حرارت لازم براي رها شدن دانه گرده بر حسب نوع گونه متفاوت است.گلهاي بهاره در درجه حرارتهاي خيلي پايين گرده خود را رها مي سازد.تعداد زيادي از گياهان در 10درجه سانتيگراد و يا كمتر گرده خود را ازاد ميكنند و ليكن در فصول سرد،ميزان عقيمي دانه هاي گرده زياد مي باشدو در روزهاي گرم و خشك و افتابي در مقايسه با روزهاي سرد،ابري و مرطوب،ميزان بيشتري دانه گرده گل توليد ميشود.حداكثر تراكم دانه هاي گرده در اواسط صبح و ابتداي بعد از ظهر مانند حداكثر توليد شهد در گياهان مي باشد.

گرده گل در زنبورداري
گرده گل كه در واقع مجموعه اي از سلولهاي نر توليد شده در بساك پرچمهاي گل مي باشد در امر پرورش زنبورعسل بسيار حائز اهميت است.هر يكاز دانه هاي گرده متشكل از چندين سلول نر گياه مي باشد.زنبورعسل در جريان ملاقات گلها براي جمع اوري شهد و گرده دانه هاي گرده را كه به موهاي سطح بدن وي مي چسبند را جمع اوري كرده . به سبد گرده كه در روي پاهاي عقب قرار دارند منتقل مي نمايد و به صورت دانه هاي به هم فشرده اي به كندو حمل مي كند.زنبورها در داخل كندو گرده هاي جمع اوري شده را در داخل سلولهاي شان ذخيره مي كنند.انها معمولا مقداري عسل و بزاق دهان خود را نيز به گرده اضافه مي كنند كه خصوصيات و تركيب ان با گرده گل اوليه متفاوت بوده و به ان نان زنبور گفته ميشود.نان زنبور از نظر مواذ غذايي ارزش بيشتري براي زنبورعسل دارد ولي نمي توان ان را براي مدت طولاني انبار كرد؛زيرا كيفيت ان در اثر تخمير شدن از بين ميرود.تحقيقات نشان داده است كه گرده تازه نسبت به نان زنبور انبار شده داراي كيفيت بهتري بوده و تاثير بيشتري روي تخمريزي ملكه دارد.گياهان مقدار زيادي دانه گرده توليد مي كند به طوري كه هر ساله صدها هزار تن گرده در جنگلها،كشتزارها،باغات و مراتع با ارزش غذايي زياد توليد مي شود.مقدار گرده توليدي در گياهان متفاوت است.مقدار توليد گرده در مقايسه با شهد تفاوت زيادي دارد.مطالعات بر روي گونه هاي جنگلي از نظر توليد گرده نشان داده است كه راندمان توليد گرده بيشتر تحت تاثير عوامل ژنتيكي و فيزيولوژيكي مي باشد.گرده كياهان مختلفي كه مورد استفاده زنبورعسل قرار مي گيرند از نظر كميت و كميت متفاوت هستند.به طوري كه برخي از گياهان از نظر گرده عالي،متوسط و گروهي فقير مي باشند.البته همانطوري كه قبلا گفته شده تمامي گلهاي موجود در طبيعت مورد استفاده زنبورعسل قرار نمي گيرند و نسبت گلهايي كه مورد استفاده قرار ميگيرند در مقايسه با كليه گلهاي موجود در طبيعت درصد پاييني را تشكيل مي دهند.بنابر اين گياهان گرده دار را از نظر توليد گرده همانند شهد مي توان به چهار گروه عالي،خوب،متوسط و ضعيف تقسيم نمود.



تقسيم بندي تعدادي از گياهان گرده دار از نظر توليد گرده






نام گياه گرده
البالو عالي
ذرت عالي
بيدمشك عالي
گل قاصد عالي
بادام خوب
تمشك خوب
زرلق خوب
شبدر سفيد خوب
افتابگردان خوب
گل شلغمي متوسط
گندم سياه متوسط
لوبياي گاوي متوسط
مركبات متوسط
زبان گنجشك متوسط
شقايق نعماني متوسط
كدو متوسط
اماريليس متوسط
بومادران كم
پنيرك كم
عشقه كم
شمعداني كم
يونجه كم
گلپر كم
مريم گلي كم
هويج كم




اسپرس عالي
زعفران عالي
شقايق عالي
الاله خوب
بارهنگ خوب
توسكا خوب
شاه بلوط خوب
شبدر قرمز خوب
مارچوبه خوب
گل استكاني متوسط
گل ستاره اي متوسط
منداب متوسط
هلو متوسط
زرد الو متوسط
شلغم روغني متوسط
كلزا متوسط
افرا متوسط
سير كم
توت فرنگي كم
شياه توسه كم
عود دريايي كم
يونجه باغي كم
گل راغي كم
نخود كم
زيرفون كم


بيد عالي
سيب عالي
گيلاس عالي
الوچه خوب
بلوط خوب
زرشك خوب
شبدر دورگ خوب
گلابي خوب
يونجه زرد خوب
گل گندم متوسط
گل ماهور متوسط
مو متوسط
رازيانه متوسط
شاهدانه متوسط
غلات متوسط
شاه بلوط هندي متوسط
اقاقيا متوسط
پياز كم
ختمي كم
شراب كم
كتان كم
گاوزبان كم
ماش كم
نعناع كم
ماميشياي صحرايي كم




تركيبات موجود در دانه گرده
تركيب شيميايي گرده گل گونه هاي مختلف گياهان متفاوت است ولي عموما متشكل از مقادير مختلفي پروتئين،چربي و استرول،قندها،مواد معدني،ويتامينها و مواد رنگي است.مقدار پروتئين موجود در گرده گلها با توجه به گونه بين 7 تا 35 درصد و به طور متوسط حدود25 تا26 درصد مي باشد.مقدار چربي هاي موجود در گرده گلها نيز بين 10تا 20درصد است.مقدار قندهاي موجود در گرده گلها بين 13 تا 36 درصد مي باشد.ولي قندهاي موجود در گرده گلهاي جمع اوري شده توسط زنبورها بيشتر از گرده گلهايي است كه توسط انسان جمع اوري شده و حدودا بين 20تا48 درصد گزارش شده است.علت اين اختلاف اين است كه زنبورها معمولا مقداري شهد يا عسل به گرده اضافه مي نمايند.مهمترين قندهاي گرده گلها شامل ساكارز،فروكتوز،گلوكز،گالا كتوز،مانوز،گزيلوز،لاكتوز و نشاسته مي باشد.
ويتامينهاي مهم شتاخته شده در گرده گلها تيامين(B1)،ريبوفلاوين(B2)،نيك وتينيك اسيد(B3)،پانتوتنيك اسيد(B5)،پيرودوكسين(B6)،اسيد اسكوربيك(C)،بيوتين(H)،و مقدار كمي هم ويتامينهاي A،EوD مي باشند. مواد معدني موجود در گرده گلها شامل كلسيم،منيزيم،فسفر،اهن،سدي م،پتاسيم،الومينيوم،منگنز، گوگرد،روي و مس مي باشند كه حدود 3 تا 8 درصد وزن خاكستر ان را تشكيل مي دهند.مهمترين مواد رنگي موجود در گرده گلها كاروتن و گزانتوفيل مي باشند.



عوامل موثر در ترشح شهد
به طور كلي عوامل مختلفي در ترشح شهد در گياهان و كميت و كيفيت ان دخالت دارند.نوع گياه ،ساختمان گل،ميزان بارندگي و چگونگي فواصل زماني وقوع ان،ميزان رطوبت و فشار هوا،وزش باد،درجه حرارت محيط،شدت تابش نور خورشيد،خصوصيات خاك(از نظر حاصلخيزي و تركيبات و قابليت نگهداري رطوبت)نقش مهمي را در اين مورد ايفا مي كنند.در بين گونه هاي مختلف گياهان مراحل مختلف رشد گلها و حتي مواقع مختلف شبانه روزاز لحاظ مقدار ترشح شهد تفاوت قابل ملاحظه اي وجود دارد.بعضي از گياهان فقط در صبح ،بعضي بعد از ظهرها و عده اي در تمام روز شهد ترشح ميكنند.حداقل و حداكثر درجه حرارت محيط كه در ان غدد شهد زاي يك گونه مي تواند فعاليت شهد زايي داشته باشد متفاوت است.به جز عامل درجه حرارت به طور كلي ترشح شهد در روزهاي افتابي بيشتر از روزهاي ابري است.زيرا توليد قند توسط سلولهاي شهد زا در رابطه با فتوسنتز مي باشد كه ان هم به نوبه خود به نور خورشيد بستگي دارد.اندازه و تعداد غدد شهد زا و حتي طرز قرار گرفتن گلها روي گياهان در ميزان ترشح شهد موثر هستند.از سوي ديگر ثابت شده است كه هر چه زنبورهاي عسل و ساير حشرات بيشتر شهد گلها را جمع كنند سلولهاي شهد زا شهد بيشتري ترشح مي كنند.به طوري كه محققي به نام ويكس در سال1953 نشان داد كه اگر شهد ترشح شده توسط يك گل را در فواصل زماني كوتاه بردارند مقدار كل شهد ترشح شده و قند ان افزايش مي يابد.اما به تدريج غلظت شهد كاهش پيدا مي كند.به همين جهت از روي تغيرات مقدار قند در شهد مي توان امكان ملاقات گلها را به وسيله زنبورهاي گرده افشان و حتي انجام عمل گرده افشاني را تخمين زد.

انتقال شهد به وسيله زنبورعسل
حداكثر گنجايش عسلدان زنبورعسل معمولي حدود 70ميليگرم است.ولي به طور متوسط مقدار شهدي كه زنبور در هر پرواز در ان جاي مي دهد بين 20تا40ميلي گرم ميباشد.البته اين مقدار تابع نوع شهد،درجه حرارت و وضعيت گياه مورد استفاده ميباشد.از طرف ديگر زنبورهاي عسل شهد يا شربتي را كه كمتراز حدود 20درصد قند داشته باشد،نمي پسندند و بيشتر به سراغ گلهايي مي روند كه شهد انها غليظتر باشد.پس به اين ترتيب در انتخاب گلها به عنوان منبع شهد دو عامل نوع قند وغلظت ان نقش دارند.بنابر تحقيقات محققي به نام پارك در سال1932غلظت شهد جمع اوري شده از گلها در فاصله تا رسيدن به كندو كمي كاهش مي يابد و اين امر به علت مخلوط شدن شهد با بزاق زنبورهاي كارگر است.همين محقق مشخص كرده است كه ميزان رقيق شدن شهد در اثر مخلوط شدن با بزاق زنبورعسل از 1 درصد تجاوز نمي كند.به علاوه شهد گلهايي كه خلظت انها بيشتر است نسبت به شهد گلهايي كه رقيق تر هستند بيشتر با بزاق مخلوط مي شوند.



چربي يا ليپيدها در پرورش زنبورعسل
بدون شك ليپيد هاي مورد نياز زنبورعسل نيز از طريق تغذيه دانه هاي گرده تامين مي شود.اسيد هاي چرب در بدن زنبورعسل عمدتا از نوع اشباع شده و با زنجيره بلند هستند و اسيد چرب زنجيره بلند عمده موجود در بدن زنبورهاي عسل اعم از كارگر و ملكه نر اسيد اولئيك ميباشد.به دنبال ان به ترتيب اسيد پالمتيك و اسيد استئاريك قرار دارند كه رابطه نزديكي با انچه كه در دانه هاي گرده يافت مي شود ندارند.بافتهاي تشكيل دهنده بدن ملكه و زنبورهاي عسل كارگر داراي24- متيلن كلسترول به عنوان استرول عمده مي باشند،و اين ماده ايست كه هم در گرده گل و هم در ژله رويال يافت مي شود.زنبورعسل براي توليد يك گرم موم به8-8/2گرم و به طور متوسط به7/4 گرم ساكارز نياز دارد.
خاصیت جلب کنندگی گرده :
برای جلب زنبورها به گرده گلها فاصله کلنی آنها از گل و نیز علاقۀ زنبورهای آن کلنی به بعضی از گلها مؤثر است . عامل جلب کنندگی گرده گلها، عطر آنها می باشد به طوریکه از هرمنبع پروتئینی دیگر قدرت جلب کنندگی بیشتری دارند.فیتوسترولها اولین جلب کننده های شناخته شده در گرده می باشند. امروزه محققین دریافته اند که زنبورها به سمت غذاهایی می روند که دارای گرده گل و یا انواع عصاره های گرده و روغن های ضروری گیاهانی مانند آنیون ، بابوبه و رازیانه باشند.




معيار های انتخاب عسل:
1- رنگ عسل:
عسل برحسب اينکه متعلق به کدام منطقه وطبعا چه گلی باشد رنگش متفاوت است. وسعت دامنه رنگهای عسل تقريبا از سفيد به انواع زرد،کهربايی (نصواری) عقيق مايل به قرمز وحتی قهوه ای متغير است همه اينها عسل های خوب وطبيعی هستند اما به خاطر رنگ شهدی که زنبور از آن تغذيه کرده است رنگشان متفاوت است پس به اين باورگفته ميتوانيم که عسل طبيعی تيره رنگ است غلط است عسل رقيق بد است،عسل غليظ خوب است. اين هم باورهای غلط است که بايد اصلاح شود.
2-غلظت عسل:
رقيق يا غليظ بودن عسل بستگی به 2 عامل دارد:
اولين عامل ميزان آبی که درعسل؛ وديگری درجه حرارت محيطی که عسل درآن قرار دارد.
3- پديده شکرک زدن عسل:
پديده شکرک زدن عسل ورابطه آن باخالص يا ناخالص بودن عسل به خاطردرصد بالای مواد قندی ( 82 % موادقندی و 18 % آب) که دارد درواقع يک ماده جامد است که تحت شرايط خاص به صورت مايع قرار دارد به همين دليل به محض اينکه شرايط مطلوب فراهم شود اين تغيير فيزيکی پديدار ميشود. وهمچنين وجود آنزيمها، دانه های گرده، ذرات موم، سرما، رطوبت، درسرعت شکرک زدن عسل مؤثر است. به هرحال بايد دانست که دردنيا عسلی نيست که دير يا زود براثرماندن سفت نشود اين تغيير حالب بدون اينکه تاثيری درکيفيت عسل داشته باشد پديد می آيد ضمنا دربسياری ازکشورها ترجيخ ميدهند که عسل شکرک زده مصرف نمايند شکرک عسل دليلی برتقلبی يا طبيعی بودن آن نيست وهمه عسل های خالص دير يا زود شکرک ميزنند. درهرحال باتوجه به اين که تشخيص خلوص عسل به آسان ممکن نيست حتما بايد عسل را درآزمايشگاه معتبرآزمايش نمود وعسل خوب بايد از منشآ گل بوده هيچگونه افزونی به آن اضافه نشده باشد.



جمع آوری گرده توسط زنبورعسل :


به طور کلی جمع آوری گرده توسط زنبورعسل به عوامل مختلفی بستگی دارد که عبارتند از :
الف ) درجه حرارت محیط : مناسبترین درجه حرارت برای فعالیت جمع آوری گرده زنبورها25 تا 35 درجه سانتیگراد است.
ب ) سرعت باد: اگر جریان باد زیر 20 کیلومتر در ساعت باشد فعالیت چرایی گرده انجام می گیرد و بالاتر از آن متوقف می گردد.
ج ) هوای ابری و بارانی : روزهای ابری و بارانی عوامل محدود کننده جمع آوری گرده می باشند و سبب توقف آن می گردند.
د) مه و شبنم : در مه فعالیت چرایی زنبور کند می شود و شبنم و رطوبت بالا فعالیت چرایی گرده زنبوررا متوقف می کند که به دلیل خیس شدن زنبور می باشد.
ه ) خصوصیات پوشش گیاهی : خصوصیات فیزیکی دانه گرده روی فعالیت زنبوراثر می گذارد مانند رنگ ، عطر، اندازه ، رطوبت و ساختار فیزیکی سطح رویی گرده.
و ) مواد شیمیایی : وجود مواد شیمیایی روی بعضی گرده ها در فعالیت چرایی گرده مؤثرند مانند بعضی از استروئیدها که سبب جلب بیشتر زنبور می گردد.
ز) وجود نوزادان : هرچه قدرت نوزادان بیشتر باشد فعالیت جرایی گرده بیشتر است. زنبوران عسل معمولاً در سن سه هفتگی به بعد قادر به جمع آوری شهد، گرده و آب می باشند. یک زنبور برای تهیه یک محولۀ 6 تا 10 دقیقه وقت صرف کرده و روزانه 6 تا 8 مرتبه برای جمع آوری گرده گل از کندو خارج می شود. وزن متوسط یک محمولۀ گرده بین 12 تا 29میلی گرم بر حسب نوع گیاه گزارش شده است. زنبورعسل در طول یک روز حدود 1 تا 500 گل را ملاقات می کنند و بین 10 تا 30 میلیگرم گرده را به کندو حمل می کند.



اثرات کمبود گرده در تغذیه زنبورعسل :

همانطوری که ذکر شد عدم وجود گرده و یا کمبود آن سبب عوارض سوء و رفتار غیرطبیعی می گردد که مهمترین آن کاهش یا عدم تولید ژله رویال، کاهش طول عمر، کاهش تولید موم وشان سازی، کاهش میزان تخمگذاری ملکه، عدم تولید زهر به مقدار کافی، عدم رشد مناسب تخمدانها، حساس شدن نسبت به بیماریها بخصوص بیماری نوزما و نداشتن توانایی لازم برای زمستانگذرانی می باشد.


اهمیت گرده گل در تغذیه زنبورعسل :
زنبورعسل برای زنده ماندن، رشد و تولید مثل به کربوهیدارت، پروتئین ، چربی ، موادمعدنی، ویتامین ها و آب احتیاج دارد. شهدو عسلک مواد اصلی تأمین کننده کربوهیدارت برای زنبورعسل هستند و زنبورعسل سایر مایحتاج ضروری خود را به غیر از آب از گرده گلهاتأمین می کند. زنبورعسل از گرده گلها بیشتر جهت تأمین مواد مورد نیاز برای ساختن عناصر ساختمانی، ماهیچه ها ، غدد و سایر بافتها استفاده می کنند. یک زنبور تازه متولد شده 13 درصد و یک زنبور 5 روزه5/15 درصد وزن بدنش ( به صورت تر) را مواد پروتئینی تشکیل می دهد. در فعالیتهای یک کلنی معمولی ، دانه های گرده دو کار انجام می دهند. یکی اینکه کارگران آنها را بعنوان منابع پروتئینی ، ویتامین ، چربی و مواد معدنی مصرف می کنند تا غده های تأمین کننده ژله رویال (غذای نوزادان) به طور عادی رشد کند. این ماده محتوی مقدار زیادیپروتئین است و برای تغذیه لاروهای جوان و ملکه به کار می رود و دیگر اینکه گرده بعنوان منبع پروتئینی مستقیماً برای تغذیه لاروهای مسن تر و زنبوران نر مصرف می شود. زنبوران نر از گرده گل مستقیماً تغذیه ننموده بلکه مخلوطی از ترشح غدد شیری، عسل ودانه گرده به آنها خورانده می شود. غذای اصلی ملکه ترشحات غدد شیری است که در تمام طول عمرش آن تغذیه می کند. یک زنبورعسل در مدت زندگی خود بین 120 تا 140 میلی گرم گرده مصرف می کند. در این دوره تغییرات داخلی نیز در بدن زنبورعسل رخ می دهد. مقدار پروتئین در بدن زنبوران کارگر در این دوره به 60 تا 70 درصد و در نرها به حدود 40 درصد می رسد. دانه گرده در تغذیه زنبورعسل بعنوان تنها منبع پروتئینی برای پرورش لاروها حائزاهمیت است. بین سالهای 1935 تا 1942 محققین دریافتند که مقدار 2/3 میلی گرم برای رشد یک زنبورعسل ضروری می باشد که این مقدار ازت می تواند از 100 میلی گرم نان زنبوربه دست آید. یک کلنی سالیانه در حدود 20 تا 30 کیلوگرم گرده مصرف می کند و حتی مصرف آن به مقدار 50 کیلوگرم در سال نیز گزارش شده است. گرده جمع آوری شده به وسیلۀ تله گرده از یک کلنی می تواند برای تغذیه حدود 50 کلنی به صورت مکمل گرده کافی باشد. گرچه دانه های گرده به صورت تازه نیز مصرف می شوند ولی مقدار زیادی از آنها درداخل سلولها همراه با مقدار کمی عسل و ترشحات فشرده شده و نوعی تخمیر اسید لاکتیک در آنها صورت می گیرد که این فرآورده تخمیر شده را نان زنبور (Bee bread) می گویند.
به طور کلی ملاک ارزشیابی پروتئین گرده ( ارزش کیفی ) عبارت است از :
Hypopharygeal) -1 )رشد غدد مادون حلقی
Food consumprion) -2 )مقدار گرده مصرفی
Weight increase) -3 )افزایش وزن زنبور
Longevity) -4 )طول عمر زنبور
Fat body development) -5) افزایش بافت چربی بدن
Nitrogen exclusion by bees) -6 )ازت دفعی زنبور
Haemolymph spectrum) -7) نوع ترکیب همولنف



منبع : mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 15:10
خصوصیات فیزیکی گرده گل :


1- اندازه و وزن :
دانه گرده به صورت ذرات بسیار ریزی می باشند که دارای رژم پلاسم جنس نر گیاه بوده و اندازه های آن بسیار متفاوت است . بزرگترین گرده در حدود 350 میکرون و کوچکترین ان5/2 میکرون قطر دارد. معمولاً اندازه دانه های گرده ارتباط مستقیمی با روش و وضعیت پراکنش آنها دارد. آنهایی که به وسیلۀ باد منتقل می شوند در حدود 20 تا 50 میکرون قطر دارد و آنهایی که از این اندازه بزرگتر و یا کوچکتر می باشند به وسیلۀ حشرات بخصوص بیشتر توسط زنبورها منتقل می شوند.
2- ساختمان :
دانه گرده دارای دو پوشش خارجی و داخلی است. لایه خارجی اگزین و لایه داخلی انتین نام دارد که حفاظت دانه گرده را بعهده دارند. لایه داخلی دارای ذخیره نشاسته و روغن بوده و اطراف هسته را در بر می گیرد و حفاظت از هسته را برعهده دارد. لایه خارجی از ماده سخت درست شده و گرده را در برابر تخریب و تجزیه محافظت می کند و سبب شکل ظاهری دانه گرده می گردد.
3- رنگ :
رنگ دانه های گرده متفاوت است و از کرم متمایل به سفید تا سیاه متغییر است . معمولاً دانه های گرده دارای رنگهای زرد، قهوه ای ، نارنجی و قرمز می باشند.
4- چسبندگی :
دانۀ گرده بسیاری از گیاهانی که توسط حشرات انتقال می یابند اغلب چسبنده میباشند. این مسئله باعث می شود که به راحتی به موهای بدن حشرات بچسبند و در داخل ساختمان ویژه ای به نام کوربی کلا بسته بندی شوند.



ارزش غذايی وخواص داروی عسل:


عسل باعث تقويت عضلات ضعيف قلب شده وبه کمک آنزيم موجود در آن چربی های اطراف قلب را ازبين میبرد. به همين دليل مصرف آن به سالخوردگان وبيماران قلبی توصيه ميگردد. عسل درتقويت حافظه وسيستم ايمنی بدن وقوای جسمانی بهبود ودرمان بسياری از ناراحتی ها (زخمها وسوختگیها) بعضی از بيماريهای گوارشی مؤثر بوده وبسيار سريع هضم وجذب خون شده وانرژی آن فورا به بدن منتقل ميشود.ومصرف عسل ، برای همگان خصوصا افراد ضعيف،کودکان، کهنسالان،وافراد ناتوان جسمی دردوران نقاهت بعد از جراحی ها وبيماريها مفيد است همچنين کسانی که کارها ومشاغل سخت وپرتحرک مانندورزشکاران ونيزبرای افرادی که فعاليتهای فکری زياد دارند می تواند مفيد وسودمند باشد. متاسفانه که درکشور ما (ايران) که عسل توليدی آن منحصربه فرد وبی نظير است نتنها به جنبه دارويی آن توجه نشده است بلکه از نظر مصرف غذای هم مورد کم لطفی قرار گرفته است واين نعمت خداوندی وهديه آسمانی که به راحتی می توان آن را توليد ودراختيار همگان قرار داد هنوزارزش واقعی خودرا بين ساير مواد غذای به دست نياورده وموجب عدم توجه بيشتر مردم به آن گرديده است به طوريکه هنوز هم مربا ها وقندهای مصنوعی را به اين غذای بهشتی واکثير حيات که از هرنظر برتری ممتاز وچشمگيری نسبت به همه مواد غذايی وخوراکی داشته ودارد برتری می دهند که علل اصلی آن عدم شناخت از مزايا وارزشهای واقعی عسل ميباشد.


موارد مصرف عسل:


يکی از بهترين راههای استفاده مطلوب ودلچسب از عسل به صورت شربت می باشد که روش بسيار خوبی برای هضم وجذب سريع آن می باشد تجربه نشان داده افراديکه به طور مرتب هر روز مقداری عسل مصرف مينمايد سالمتر ودارای عمر طولانی تری هستند، ودربرابرمبتلاشدن به بيماريها از ايمنی بيشتری برخوردارند.



نحوه تامين اب توسط زنبورعسل
عده اي از زنبورهاي منطقه(چرا كننده)مقداري اب را در چينه دان(عسلدان)خود به كندوحمل كرده و ذخيره ميكنند.مصرف اب عمدتا براي رقيق كردن عسل به عنوان غذاي لاروها،خنك و مرطوب كردن داخل كندو و تا حدودي براي مصرف خود زنبورها براي تعادل فيزيولوژيكي بدن انها مي باشد.مصرف اب در اوايل بهار بيشتر براي رقيق كردن عسل مي باشد،زيرا پس از ان شهد به اندازه كافي به كندو اورده مي شود و نياز خود زنبورها به اب از اين راه تامين مي شود.ضمنا مصرف اب در تابستان و هواي گرم بيشتر براي خنك كردن داخل كندو مي باشد.زنبورها اب را در چينه دان خود به كندو حمل كرده و از سطح شان بالا رفته و با رقص مخصوص منبع اب را به ديگر زنبورها اطلاع مي دهند.زنبورها اب چينه دان خود را به ديگر زنبورها ي اطراف خود داده و براي عزيمت مجئئ به مزرعه اماده مي شوند.
زنبورهاي داخل كندو از سنين مختلف به طور مستقيم و غير مستقيم در ارتباط با كنترل حرارت داخل كندو قرار دارند.درجه حرارت منطقه پرورش نوزادان به طور شگفت اوري در تمام سال و در تمام مدت شبانه روز ثابت بوده و حدود 35-34 درجه سانتيگراد مي باشد.براي كاهش درجه حرارت داخل كندو،زنبورهاي اورنده اب مقداري از اب را در نقاط مختلف كندو به صورت قطراتي پراكنده مي كنند و عده اي ديگر در يك طرف مدخل سوراخ پرواز به طوي قرار مي گيرند كه سرشان به طرف بيرون باشد و عده اي نيز طوري قرار مي گيرند كه سرشان به طرف داخل باشد.سپس با بال زدن شديد موجب به جريان افتادنهواي داخل كندو مي شوند.به طوري كه هواي تميز از بك طرف داخل شده و هواي گرم از طرف ديگر خارج ميشود.اين عمل تقريبا شبيه مكانيزم عمل كولر جهت كاهش درجه حرارت كندو مي باشد.
جایگزینهای گرده :
اگر در طبیعت گرده گل نداشته باشیم مجبوریم با مواد دیگر آن را جایگزین کنیم. ولیهیچ موادی نمی تواند صد درصد جایگزین گرده تازه باشد. لذا محققین درصدد یافتن موادیبودند تا بتوانند جایگزین گرده کنند. برای این منظور بعضی مواد پروتئینی را با مقداری گرده گل مخلوط می کنند و بعنوان مکمل به کار می برند. به عبارت دیگر هر ماده پروتئینی که با مقداری گرده گل مخلوط شود مکمل (Pollen supplement) نام دارد. گاهی گرده گل وجود ندارد که با آن ماده پروتئینی مخلوط کنیم و لذا ماده پروتئینی به تنهایی به کار می رود در این حالت به آن جانشین گرده (Pollen substitutes) (فاقد گرده) اطلاق می گردد. به طور کلی در جایگزینی گرده ، مکمل ها بهتر از جانشین ها می باشند چون مقداری گرده دارند. آزمایشات نشان داده درصورتیکه گرده کافی ، مکمل و یا جانشین گرده به صورت کیکهای پروتئینی حدود 8 هفته قبل از پیدا شدن گرده تازه در طبیعت درکندو وجود داشته باشد، جمعیت کلنی توسعه یافته و می تواند با جمعیت زیاد به جمع آوری گرده تازه پرداخته و بدون وقفه به توسعه جمعیت خود بپردازد. چنانکه بتوان در فصول کمبود گرده یعنی پاییز و زمستان و اوایل بهار و ایام خشکسالی وفقدان پوشش گیاهی مناسب این مواد را به طور مصنوعی به صورت کیکهای شیرین دراختیار کلنی قرارداد و احتیاجات پروتئینی و غیره آنها را تأمین نمود شکی نیست که این کار تأثیر مهمی در داشتن کلنی های قوی و پر محصول خواهد داشت. بدیهی است کلنی های قوی و پرجمعیت کمتر مورد حمله آفات و عوامل بیماری زا قرارگرفته و زمستانهای سرد و طولانی را به راحتی پشت سر خواهند گذاشت، همچنین جمعیتهای قوی نقش مهمی در انجام عمل گرده افشانی داشته و نهایتاً راندمان بهتری درتولیدعسل و سایرفرآورده های کندو نشان می دهند. باتوجه به اینکه گرده تجارتی گران بوده و دارای ارزش غذایی کمتری نسبت به گرده تازه می باشد و همچنین ممکن است عامل انتقال بیماری باشد به این علت زنبورداران استفاده ازجانشین های پروتئینی را ترجیح می دهند.
مقدار گرده مورد نیاز زنبورها :
تحقیق شده و دیده شده است که برای اینکه یک زنبورکامل تولید شود 145 میلی گرم گرده گل لازم است یعنی به ازای یک گرم گرده 7 زنبور تولید می گردد و می توان نتیجه گرفت درصورتیکه یک کلنی به طور متوسط در سال یکصدهزار زنبور تولید کند به حدود14/5 کیلوگرم گرده در سال نیاز خواهد داشت و برای اینکه بتواند مسائل حیاتی دیگر خود مانند زمستانگذرانی و غیره را انجام دهد به مقدار سه برابر این میزان یعنی حدود 50 کیلوگرم گرده نیاز دارد. به طور کلی اگر در یک کلنی را باز کنیم باید یک قاب پر گرده یعنیحدود 3 تا 4 کیلوگرم گرده در کلنی وجود داشته باشد و در زمستان این میزان 3 تا 4 قاب گرده می باشد که در صورت فقدان آن با مشکل مواجه شده و باید با جانشین ها جبران کرد.
عسلك يا عسل برگ
عسلك را زنبور از شيره هاي شيرين كه بعضي اوقات روي برگهاي درختان ديده مي شود و حالت چسبندگي به بگها مي دهد جمع مي كند.
عامل اصلي ايجاد كننده ان شته هاي مخصوص مكنده اي هستند كه معمولا در پشت برگها زندگي و توليد مثل كرده و براي تغذيه شيره گياهي را از راه رگبرگها به كمك خرطومشان مي مكند.اين نوع شته ها قادر به جذب يك عده از مواد قندي موجود در شيره گياهي نبوده و انها را به خارج و روي برگ ها دفع مي كنند.اين مواد قندي كه شته ها دفع كردند به وسيله زنبورعسل جذب و تصفيه و ضد عفوني شده در داخل شانها به صورت عسلك كه مزه اش با عسل فرق مي كند ذخيره مي شود.لازمبه تذكر است عسل و عسلك موادي هستند كه در انها هيچ نوع ميكروب يا ويروسي و يا قارچي نمي تواند زندگي كند.
گياهاني كه بيش از سايرين عسلك توليد مي كنند عبارتند از:
بيد،تبريزي،زيرفون،نارون،د رختهاي ميوه،گيلاس،البالو،الو،گوج ه و...بيشتر سوزني برگان.
ميزان و ذخيره سازي گرده گل
گرده گل يا سلول جنسي نر گلها بهترين عامل براي تربيت نسل زنبور است وزنبورها مقدار زيادي از ان را در بهار براي پرورش لاروها لازم دارند.گرده گلها به مقدر قابل توجهي غني از مواد پروتئيني بوده و داراي مواد معدني ويتامينها و مقداري نيز مواد چربي است.زنبورهاي عسل بالغ اين منبع غذايي را براي تامين عناصر ساختماني بدن،ماهيچه ها،غدد و ساير بافتها مورد استفاده قرار مي دهند.يك لارو زنبورعسل از زمان خارج شدن از تخم تا خارج شدن از سلول براي رشد خود نيازمند 100الي120ميلي گرم گرده گل ميباشد.به طور كلي يك كلني متوسط زنبورعسل در طي يك سال به مقدار20كيلوگرم و كلني قوي نيازمند بيش از 40كيلوگرم گرده گل مي باشند.
زنبورهاي كارگر جوان چند ساعت پس از خروج از حجره خويش(تولد)تغذيه از دانه گرده را شروع كرده و از اين طريق باعث رشد اعضاء داخلي بدن و بخصوص غدد ژله رويال ساز خود مي گردند.اما زنبورهاي نر قادرند مخلوطي از ژله رويال،عسل و دانه گرده را تغذيه كنند و ملكه زنبورعسل نيز در تمام عمر خود ژله رويال مصرف مي كند.ترشح ژله رويال بستگي مستقيم به مصرف و تغذيه دانه گرده توسط زنبورهاي جوان كارگر دارد.ميزان ورود گرده گل به درون كلني ها تاثير مستقيم در پرورش نسل زنبورها دارد.به طوري كه اگر مقدار ان در طبيعت كم شود،ابتدا پرورش لارو زنبورهاي نر قطع شده و به تدريج از تعداد زنبورهاي گارگر نيز كاسته مي شود تا اينكه به حداقل مقدار خود برسد.در چنين شرايطي زنبورها براي ادامه حيات و زاد و ولد خود از گرده هاي ذخيره درون كلني استفاده ميكنند.به طور كلي گرده نقش اساسي در پرورش نسل زنبورعسل دارد.بيشترين مصرف گرده در هنگام پرورش نسل توسط زنبورهاي كارگر جوان 3تا6روزه در فصل بهار مي باشد.مصرف گرده گل تا سن20-18 روزگي نيز ادامه دارد.كمترين مقدار مصرف دانه گرده در فصل زمستان است.

ميزان و نحوه ذخيره سازي شهد گل
از عوامل توليد شهد ميتوان به حرارت،رطوبت،تابش افتاب،باد،نوع خاك،وضعيت گياه و بسياري از مسائل ناشناخته ديگر را نام برد.نوش يا نكتار مايعي است شيرين و معطر كه از سلولهاي ترشحي گياهي به وجود مي ايد.اين سلولهاي ترشحي ممكن است در هر قسمت از گياه كه از خاك بيرون باشد مانند ساقه،برگ،كاسبرگ،پرچمها و مادگي به وجود ايند كه محل انها به نوع گياه بستگي دارد.سلولهاي ترشحي فقط به گياهان گلدار اختصاص ندارند،بلكه در برخي از سرخسها نيز يافت مي شوند.براي محاسبه توليد نكتار يك گل در24 ساعت مقدار ترشح را به ميليگرم و ميزان غلظت نوش را به درصد محاسبه مي كنند.نسبت غلظت نوش به نوع گياه و شرايط اقليمي بستگي دارد.سلولهاي ترشحي كه رابطه مستقيم با اوندهاي ابكش گياه دارند نوش غليظتري توليد مي كنند؛در صورتي كه از اوندهاي چوبي شهد رقيقي به دست مي ايد كه اغلب زنبورها به جاي اب از ان استفاده مي كنند.عسلدان زنبورعسل40تا70 ميلي ليتر نوش را در خود جاي مي دهد.تعداد گياهان شهد خيز و گرده دار جهان بيش از 3000 گونه حدس زده مي شود. زنبورعسل از بعضي از انها عسل يا گرده و يا هر دو را جمع اوري مي كند.قسمت اعظم عسل از گونه هاي محدودي حاصل مي شود؛به طوري كه بيش از 90درصد عسل از حدود100گونه گياهي به دست مي ايد.از گياهان شهد خيز عمده كشور مي توان انواع شبدر،انواع يونجه،انواع گياهان هسته دار(نظير البالو،گيلاس،سيب،بادام و غيره)،اقاقيا،بيد،گون و ... را نام برد.
اين شيره بر حسب فصل و شرايط جوي و مقدار رطوبت خاك و كيفيت رستنيهاي يك ناحيه داراي مقداري اب است.بعضي از گياهان عسل غليظتري مي دهند و بعضي از عسلها كه در مناطق خشك جمع اوري شده اند به قدري غليظ هستند كه به زحمت مي توان انها را از حجرات خارج ساخت.اين وضعيت بيشتر در عسلهايي كه در پاييز استخراج ميشوند مشاهده مي شود.بعضي گياهان مانند شبدر سفيد و مركباتعسل ابكي دارند.به طوري كه در موقع بازرسي كندوها و بيرون اوردن قابها عسل انها مي ريزند.چنين عسلهايي ممكن است تا 75 درصد اب داشته باشند.البته زنبورها با متعادل كردن حرارت كندو كه با عمل تهويه يعني با بال زدن صورت مي گيرد به (رساندن)يعني تغليظ عسل مي پردازند. به اين ترتيب كه چند رديف زنبور كه سر انها به طرف سوراخ پرواز قرار دارد در روي تخته پرواز قرار مي گيرند و در وسط قابها بالهاي خود را چنان به سرعت تكان مي دهند كه به خوبي ديده نمي شوند.اين عمل براي تبخير اب اضافي عسل و همچنين براي خنك نگاه داشتن هواي داخل كندو در ساعات گرم روز صورت ميگيرد.




روشهای کاربرد گرده در کندو :
-1- قرار دادن قابهای گرده گل در کندوهایی که به آن نیاز دارند در نزدیک محل پرورشنوزادان .
-2- ریختن آنها در بشقابهای کم عمق و قراردادن آنها روی قابها.
-3- به صورت مخلوط با شربت .
-4- به صورت کیک گرده .


فرمولهای کلی برای جانشین گرده :
فرمول 1: آرد سویا 4 قسمت – مخمر ( آبجو یا نانوایی ) یک قسمت – شیر خشک بدون چربی یک قسمت – عسل 2 قسمت ( به جای عسل می توان از شربت 2 به 1 به کاربرد البته عسل بهتر است چون کیک نرم و خوشخوراک تر می شود)
فرمول 2 : آرد سویا 5/2 قسمت – مخمر یک قسمت – شیر خشک بدون چربی یک قسمت- زرده تخم مرغ خام 5/0قسمت
فرمول 3 : آرد سویا یک قسمت – مخمر یک قسمت- شیر خشک بدون چربی یک قسمت- زرده تخم مرغ خام 5% قسمت – کازئین 5/1 قسمت
فرمول 4 : فرمول جانشین گرده برای تهیه یک کیک 500 گرمی ( برای یک کندو)
شیرخشک بدون چربی 9 گرم – زرده خشک تخم مرغ 5 گرم - پودر شکر 375 گرم – آرد سویا 5/71 گرم –اکسی تتراسیکلین 18/0- عسل 18 گرم – سرکه 8/1 میلی لیتر- آب 5/71 ميلي ليتر
فرمول 5
فرمول جانشین برای تغذیه 400 کلنی :
شکر 100 کیلوگرم – عسل 50 کیلوگرم – آرد سویا 20 کیلوگرم – مخمر آبجو 5/2 كيلوگرم – آب 20 لیتر – ترمایسین 200 گرم– سرکه 5 / 0ليتر– شیرخشک بدون چربی 5/2 كيلوگرم

روش تهيه جانشین ها :
تمام مواد آبکی را با هم مخلوط کرده و روی اجاق قرار داده و مواد خشک را نیز با هم مخلوط کرده و تدریجاً به آن اضافه می کنیم و به مدت 10 دقیقه در حرارت 80 درجه سانتیگرد قرارمی دهیم و می گذاریم تا به آرامی سرد شود (حداقل 4 تا 5 ساعت) سپس قرص بندی میکنیم. قرصها معمولاً وزنی حدود 300 تا 400 گرم داشته و برای تغذیه یک هفته کلنی ها کفایت می کند.
فرمول تهیه مکمل گرده :
یک فرمول مرسوم عبارت است از : گرده یک قسمت- آرد سویا 3 قسمت- شکر 8 قسمت – آب داغ 3 قسمت .
علل رس كردن عسل:رس كردن عسل به چند عامل بستگي دارد:
1- نوع گل در منطقه
2- طرز استخراج عسل(خوب تصفيه و فيلتر نكردن)
3- طرز نگهداري عسل(رطوبت و درجه حرارت)
4- حرارت دادن(در ظرفهاي دو جداره)
5- تغير نسبت قندها(از همه بيشتر نسبت لولوز به دكستروز)
6- نسبت درصد اب موجود در عسل(غلظت عسل)


انواع مختلف عسل
معمولا عسل را به طرق مختلف طبقه بندي مي كنند:
1- متناسب با منبع و با عضوي از گياه كه زنبور شهد را از روي ان جمع اوري كرده.
الف- عسل گل:كه منحصرا از شهد گلهاي مختف تهيه شده.
ب- عسل برگ يا عسلك:از مواد چسبناك و شيريني كه روي برگها وجود دارند يعني از شيره گياهي تهيه مي شوند.
2- با در نظر گرفتن اينكه عسل از روي يك يا چند نوع گل جمع شده باشد.
الف- عسل تك گلي يا عسل يكدست:مثل عسل اقاقيا،شبدر،اسپرس كه عسلش فقط از روي همان گل جمع اوري شده(در مناطقي كه پوشش گياهي منحصر به يك نبات باشد).
ب- عسل چند گلي يا عسل مخلوط:كه عسلش را زنبورها از روي چند يا چندين گل جمع اوري كرده اند.
3- متناسب با زمان توليد.
الف- عسل بهاره:مثل عسل همه درختان ميوه و مركبات كه زنبور در اوايل بهار براي جمع اوري به انها دسترسي دارد.
ب- عسل تابستاني:كه گاهي اوقات ان را عسل پاييزه نيز مي نامند و وقت جمع اوري انها اواسط تابستان يا حتي اوايل پاييز است.مانند عسل گز و عسل اويشن و عسل اسپرس.
4- متناسب با رنگ عسل.
الف- عسل بي رنگ مثل عسل اقاقيا
ب- عسل زرد مثل عسل اسپرس
ج- عسل قرمز مثل عسل اويشن
نام گياه رنگ عسل
اقاقيا روشن مثل اب
افرا ليمويي
اسپرس زرد طلايي
انواع ميوه زرد متمايل به قهوه اي
شبدر سرخ زرد قرمز
زيرفون زرد متمايل به سبز
گل قاصد زرد تيره
نارون قهوه اي
صنوبر،زبان گنجشك و خيلي از عسلها سبز تيره تا سياه



5- متناسب با وضع و حالتي كه به بازار عرضه مي شود.
الف- عسل استخراج شده از شان كه از موم جدا و تصويه شده و در شيشه هاي كوچك و بزرگ مي فروشند.
ب- عسل شاني كه از شان استخراج نشده و با موم فروخته مي شود.
6- متناسب با وضع فيزيكي ان
الف- عسل روان كه سيال و صاف است.
ب- عسل متبلور يا كريستاله كه ته نشين و نسبتا منجمد و سخت است.
رنگ و طعم و بوي عسل ارتباط با گياهاني دارد كه زنبورعسل از روي انها نوش جمع اوري مي كند.

بهمن
2010-Jun-08, 15:12
درخت پرتقال
پرتقال در اب و هواي نيمه گرمسيري رشد خوبي دارد.به سرما حساس بوده و در اثر يخبندان از بين مي رود.عسل مناطق شمالي كشورمان اغلب عسل پرتقال مي باشد.درختهاي پرتقال حدود فروردين ماه شكوفه ميدهند و زماني كه كلني ها ضعيف هستندبه رشد انها كمك خوبي مي كنند.زماني كه شهد در گلها به وجود مي ايد بوي مطبوع و خوبي در باغهاي پرتقال ايجاد مي شود.اين گلها تقريبا سه هفته دوام دارند.
عسل پرتقال سفيد رنگ است و داراي كيفيت خوب و جرم سنگين است و مشتريان زيادي دارد.گلهاي پرتقال گرده خوبي دارند و رنگ گرده انها ابي روشن است.
درخت نخل
زماني كه درختان نخل گل مي دهند تعداد زيادي زنبور روي انها پرواز مي كنند. به طوري كه به نظر مي رسد انها در حال بچه دادن هستند.اين درخت يكي از گونه هاي شهد خيز است و عسل حاصل از ان به رنگ كهربايي روشن با بوي مطبوع مي باشد.درخت نخل گرده خوبي نيز دارد و رنگگرده ان كرم يا سفيد مي باشدرنگ عل بعضي از گونه هاي نخل،زرد طلايي بوده و داراي عطر مطبوع و طعم خوشايندي است.نوع ديگري از نخل به اسم خرما موجود است كه گرده فراواني دارد و راجع به ان در يك گزارش چنين امده است:خرما عسلي به رنگ بلوطي و قرمز روشن با عطر و مزه ميوه خرما دارد و زياد بازار پسند نيست.
گياه سويا
تاريخچه كشت سويا در ايران كمتر از70 سال است.پروتئين ان زياد بوده و يكي از غني ترين گياهان شهد خيز است.مقدار شهد ان در تمام مناطق يكسان نيست و در بعضي مناطق به عنوان گياه كم شهد گزارش شده است.علت اين تنوع در سويا شايد وجود انواع مختلف اين گياه شرايط اب و هوايي و نوع خاك باشد.سويا در فصل تابستان گل ميدهد و شكوفايي ان سه الي چهار هفته طول مي كشد.زنبورعسل معمولا هنگام صبح گلهاي ان را ديدار مي كند.
عسل سويا داراي كيفيت خوبي است و دير رس مي كند.رنگ عسل سويا از كاملا روشن تا كهربايي روشن متغيراست و عطر مطبوع و مشخصي دارد و چون براي برداشت محصول خوب از سويا سموم شيميايي در سطح وسيع به كار برده مي شوداذا براي زنبورها مشكلاتي ايجاد مي شود.
درخت سيب
سيب يكي از دختان بومي است ولي در سطح وسيع در اقصي نقاط دنيا با درجه حرارتهاي مختلف كشت مي شود.بيش از صد نوع مختلف سيب وجود دارد و تعداد كمي از نژادهاي اصلاح شده ان توسط باغداران كاشته مي شود.بعضي از نژادهاي سيب سخت و ترش و بعضي ديگر شيرين و خوشمزه اند.
زماني كه شكوفه هاي سيب پر از شهد هستند و شرايط جوي نيز خوب است زنبورها مشتاقانه بر روي انها پرواز مي كنند.رنگ عسل سيب كهربايي روشن با كيفيت عالي مي باشد.چون گلهاي سيب در اوايل بهار باز مي شوند بنابر اين گنج بزرگي براي پرورش نسل زنبورعسل به شمار مي ايند.
گياه پنبه
پنبه يكي از گياهان صنعتي قديم ايران واكثر كشورهاي جهان بوده و از معروفتين گياهان شهد خيز است.رنگ عسل پنبه سفيد كهربايي روشن با جرم سنگين و با عطر ملايم است.گرچه شهد فراوان پنبه براي زنبورداران چيز با ارزشي است ولي متاسفانه عسل پنبه به عنوان عسل تجارتي غير قابل فروش مي باشد؛زيرا پنبه كاران براي مبارزه با افات پنبه از سموم شيميايي استفاده مي كنند واين عمل احتمالا پنبه را الوده و زنبورها را مسموم ميسازد.
گياه يونجه
يونجه در اقصي نقاط دنيا و از جمله در ايران به فراواني يافت مي شود.يونجه يكي از گياهان شهد خيزي است كه به طريق مصنوعي كشت وابياي مي شود.در خاكهاي قليايي كشت شده به بهتين وجه رشد كرده و در شرايط اب و هواي گرم و خشك با رطوبت خاك بالا شهد بيشتري توليد مي كند.شهد يونجه به رنگ روشن،مطبوع،خوشمزه ومعطر است؛نوش در گل يونجه سنگين است و عسل ان در شان به سرعت رس نمي كند.عسل استخراج شده يونجه در رطوبت بالا و حرارت مناسب در طول دو الي سه ماه رس مي بندد.زنبور عسل در هنگام شهد گيري از يونجه به زحمت باعث گرده افشاني گل مي گردد.از اين رو در صورت وجود گياهان شهد خيز ديگر انها را به يونجه ترجيح مي دهد.
همزمان با توليد شهد يونجه زنبورعسل از گياهان ديگر نيز شهد جمع اوري مي كند.اميختگي شهد انها با شهد يونجه باعث كدر شدن رنگ عسل يونجه مي شود.از اين روبعضي افراد اشتباها چنين مي پندارند كه رنگ عسل يونجه كدر است.عسل يونجه چه خالص و چه مخلوط با عسلهاي ديگر جزو بهترين و معطر ترين عسلها است كه به بازار عرضه مي شود.
به طور كلي 21گونه مختلف يونجه وحشي در خاور دور وجود دارد كه توليد گلهاي زرد رنگ و رشد و نمو خوب در خاكهاي ابياري شده از اختصاصات انها است و از نقطه نظر نكتار جزو گياهان شهد خيز به حساب مي ايند.
گل افتابگردان
افتابگردان گونه هاي متعددي با گلهاي زرد رنگ و ساقه بلند دارد.تعداد زيادي از انواع حشرات در بالاي گلهاي افتابگردان براي گرفتن شهد ان به پرواز در مي ايند.در ان هنگام اين گياه مقدار قابل ملاحظه اي شهد توليد مي كند.مقدار سطح افتابگردانهاي كاشته شده براي توليد عسل كم مي باشدولي لفتابگردانهايي كه به منظور توليد بذر و غذاي طيور كاشته مي شوند زياد است.عسل افتابگردان به رنگ كهربايي و با طعم قوي و بوي افتابگردان است.مقدار عسل حاصله از مزارع افتابگردان در مدت دو هفته از 7 الي9 كيلوگرم گزارش شده است.
گياه شبدر
شبدر داراي گونه هاي مختلفي است كه از معروفترين انها مي توان شبدر سفيد،شبدر الاسكايي،شبدر زرد و شيرين و قرمز را نام برد.شبدر سفيد يكي از گياهان مرتعي است كه به خاكهاي اهكي با رطوبت كافي نياز دارد.عسل شبدر ابكي و به رنگ سفيد روشن تا كهربايي روشن با عطر متوسط و مشخص مي باشد.عسل شبدر شيرين كه بيشتر در كشورهاي اروپايي توليد مي شود به عنوان عسل خارج از استاندارد شناخته شده است.شبدر شيرين نيازمند به خاكهاي خيلي اهكي با رطوبت كم مي باشد.عسل شبدر شيرين سفيد رنگ بسيار ملايم و داراي عطر نسبا مطبوعي است.
گل مينا
بيش از 200گونه مختلف از گياه مينا وجود دارد ولي تمام گونه هاي ان داراي شهد يا گرده و يا شهد و گرده بطور توام با هم نيستند.گونه هاي متعدد اين گياه با انواع و اقسام محيط زيست سازگاري پيدا كرده است به طوري كه از باتلاقهاي مرطوب تا خاكهاي شني و از ارتفاعات همسطح درياي ازاد تا مرتفع ترين كوهها يافت مي شود.
نوع عسل ان سفيد خوشمزه و مطبوع تا عسل روشن و كهربايي كدر با مزه تند متغير است.معمولا عسل مينا به صورت اميخته با عسل نباتات ديگر بدست مي ايد.زمان شكوفايي گل مينا در پاييز و در بعضي مناطق زمستان است.عسل مينا خيلي سريع رس مي كند و حتي در شانهاي درون كندو نيز رس مي كند.عسل مينا براي زمستان گذراني زنبورها مناسب نيست و در زنبورها ايجاد اسهال مي كند.
گياه مريم گلي
بيش از 500گونه مختلف از اين گياه موجود است ولي همه انها داراي نوش نمي باشند.سه گونه مشخص شهد خيز ان عبارتند از:مريم گلي سياه،مريم گلي سفيد،مريم گلي ارغواني؛كه گونه اخير بيشتر در مناطق كوهستاني يافت مي شود.
عسل مريم گلي سفيد روشن با جرم سنگين،ملايم و داراي طعم خوشمزه مي باشد و هرگز رس نمي كند؛روي اين اصل يكي از بهترين عسلها در بازار ساخته مي شود.از طرف ديگر مخلوط ان با عسل هاي ديگر مانع سرعت رس كردن انها مي شود.
درخت گلابي
گلابي متعلق به دنياي قديم است.زمان شكوفايي گلهاي ان زودتر از سيب مي باشد.چون زمان شكوفايي ان كوتاه است زنبورها را به خود جلب مي كند.بعضي مواقع زنبورها تعداد زيادي از گلها را ديدار مي كنند و مقداري شهد از انها مي گيرند ولي مقدار شهد گلابي از نظر قند پايين است و لذا اگر در همان زمان گلهاي ديگري نيز باشد زنبورها به سراغ گلهايي مي روند كه از نظر غلظت شيره غني هستند.زنبورعسل اغلب گلهاي گلابي را به خاطر گرده ان ديدار مي كند نه نوش ان(كه مقدار ان 4% الي25%)است.برخي از نژادهاي گلابي براي عمل گرده افشاني نيازمند زنبورعسل است.
گندم سياه
گندم سياه كه يكي از نباتات زمينهاي فقير و كم قوت مي باشد سريع الرشد و داراي بلوغ زود رس است.با مختصر رطوبت خاك به بذر مي نشيند و براي تغذيه احشام مناسب مي باشد.عسل گندم سياه به قيمت ارزان دربازار به فروش مي رسد و چون مصارف بخصوصي دارد كمتر مورد تقاضاست.
عسل خالص گندم سياه كدر و حتي سياه است و در برخورد اول بخاطر رنگش مورد پسند همگان نيست ولي جزو عسلهاي خوب محسوب مي گردد.
گياه زغال اخته
عسل اين گياه از عسلهاي ممتاز به شمار مي رود.زغال اخته داراي گونه هاي متعددي است كه از ان ميان 3الي ۴جنس شهد خيزند:زغال اخته سفيد،زغال اخته سياه،زغال اخته صمغي و زغال اخته ابي.گونه اخير كه يكي از گونه هاي شهد خيز است در اكثر نقاط يافت مي شود و معمولا در بهار به گل مي نشيند.عسل زغال اخته سفيد،كهربايي روشن تا كهربايي كامل با طعم مشخص است.جرم اين عسل سنگين است و اگر خالص تهيه گردد رس نمي كند.چون تقاضاي ان از طرف مردم نسبتا زياد است 20الي 30%بيش از عسلهاي ديگر فروخته مي شود.
درخت گيلاس
گيلاس از درختان ميوه اي است كه همانند درخت گوجه و زرد الو به طريقه مصنوعي كاشته مي شود وزمان شكوفه دادن ان همانند درخت گوجه است.يكي از بهترين درختان شهد خيز است كه در شرايط جوي مساعد و گرم تعداد زيادي از حشرات در روي گلهاي ان مشاهده مي شود.چون زمان شكوفايي گلهاي گيلاس در اوايل بهار است زنبور به ندرت مي تواند از ان عسل كافي ذخيره نمايد.بعضي از انواع گيلاس براي عمل گرده افشاني و افزايش محصول نيازمند زنبورعسل مي باشد.رنگ عسل گيلاس وحشي زرد و مورد پسند اكثريت مردم است.
درخت بادام
بادام تقريبا از خانواده هلو و گياه بومي اروپاي جنوبي است و به طريقه مصنوعي كشت مي شود.در اوايل سال شكوفه مي دهد و حساسيت ان بيشتر از هلواست.باغهاي وسيعي از بادام در كشور ما ايران و همچنين در اكثر كشورهاي جهان وجود دارد.اين درخت در زمينهاي مرطوب خوب رشد نمي كند.زنبور شهد و گرده خوبي از درخت بادام بدست مي اورد وبادام در پرورش نوزادان در اوايل سال نقش مهمي دارد.معمولا زنبورداران بخاطر گل بادام به بادامستانها كوچ ميكنند.و پس از ان به سراغ گل پرتقال مي روند.
عسل هلوو بادام از نظر طعم كمي تند و زننده است و لذا زنبورداران سعي مي كنند ان را با عسلهاي فروشي مخلوط نكنند و ان را اغلب براي پرورش نسل به كار مي برند.براي هر هكتار بادامستان يك كلني زنبورعسل پيشنهاد شده است.


منبع : mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 15:14
بازديد كندوها براي زمستان گذراني زنبورعسل


بازديد كندوها براي اماده كردن كلنيها براي زمستان گذراني به شرايط اب و هوايي مناطق مختلف بستگي دارد.اماده سازي كلني ها براي زمستان گذراني بايد بلافاصله بعد از برداشت عسل در اواخر تابستان يا اوايل پاييز اغاز شود.در اين بازديد بايد سه عامل مورد توجه قرار گيرد.اول:وجود ملكه جوان و شايسته در كندوو وضعيت تخمگذاري ان.دوم:وضعيت جمعيت كندو.سوم:وضعيت ذخيره زمستاني كندو.در صورتي كه كندويي داراي ملكه پير و از كار افتاده بوده و يا كندويي بدون ملكه باشد در صورتي كه زنبوردار ملكه جوان تخمگذار در اختيار داشته باشد بايد ملكه پير را حذف كرده و ملكه جوان را به ان كندو معرفي كند.و در صورت نداشتن ملكه جوان چنين كندويي را در ليست كندوهاي ادغامي قرار دهد.در مورد وضعيت جمعيت كندو هر گاه كندويي در اواخر تابستان كمتر از چهار قاب جمعيت داشته باشد چنين كندويي را بايد ادغام كرد.با توجه به ذخيره زمستاني نحوه تغذيه بايد طوري باشد كه هر كندو براي يك قاب جمعيت حداقل دو كيلو عسل در اختيار داشته باشد.به عبارت ديگر يك كندوي ده قاب جمعيت بايد حدود 20كيلو عسل جهت زمستان گذراني داشته باشد.



آماده کردن کندو ها برای خواب زمستانی:
کنترل ذخيره غذای: برای گذراندن خواب زمستانی در اين منطقه هجده تابيست کيلو عسل نياز است درصورت کمبود زنبوردار،بايد زنبورهارا تغذيه کند.برای اين کار زنبوردار،دوپيمانه شکر ويک پيمانه(اندازه) آب مخلوط کرده، به کندو ها بدهد تازنبور ها زخيره کند که اين زخيره غذای بايد درحجره ها انبار شده وزنبورها درآنهارا ببندد که در زمستان ترش نشود، اين کار را بايد دراوايل پاييز انجام داد.




جمع کردن قاب های اضافی:
کليه قاب های که زنبورها اشغال کرده اند را قشنگ به هم چسبانده وزنبور را به حالت فشرده درمياوريم وقابهای که زنبور درآن اشغال نکرده است را جمع کرده وقسمت فضای خالی کندو را توسط يک کارتن يا تخته سوا ميکنيم وآن فضای خالی را توسط قاب های کندو پر مينماييم.ودر کندو را ميبنديم.



هواگيری مناسب درکندو:
زنبور عسل را رطوبت از بين ميبرد؛ سرما زنبور عسل را از بين نميبرد؛ برای اينکه هوای داخل کندو تعبيه شود
درزمستان، بالای ملافه يک سوراخ به اندازه سه سانتی متربرروی ملافه انجام ميدهيم تا هوای آلوده ورطوبت ازکندو خارج شود.



اثرات بیولوژیکی گرده گل در زندگی زنبورعسل :
-1- گرده گل سبب افزایش طول عمر و زندگی طبیعی زنبورعسل می گردد.
-2- گرده گل سبب فعالیت تخمدان و افزایش تخمگذاری و جمعیت می گردد.
-3- گرده گل درصورت کمبود سبب تغییر رفتار زنبورها از جمله اختلال در تولید زهر و رفتار دفاعی می گردد.
-4- در زمستان گرده کافی سبب افزایش ذخایر چربی بدن زنبورعسل شده درنتیجه قدرت زمستانگذرانی افزایش می یابد.
-5- در تمام طول فصل ، فعالیت غدد هیپوفارنژیال و سایر غددی که در تولید غذای نوزادان وملکه دخالت دارند تحت تأثیر مستقیم گرده می باشند.
-6- ساخته شدن و ترشح موم توسط غدد موم ساز در ارتباط مستقیم با گرده گل است گرچه قندها هم نقش مهمی دارند ولی ثابت شده است گرده گل نیز نقش مهمی در ترشح موم دارد.
-7- گرده گل سبب مقاومت نسبت به بعضی از بیماریها خصوصا" بيماری نوزما می گردد و دراکثر بیماریها
حشره ای که تغذیه کامل داشته و بدن او رشد کامل داشته باشد دارای مقاومت بیشتری است.
شهد گل و انواع گلها از نظر وضعيت قرار گرفتن شهد
در ميان گياهان مختلف صدها نوع گياه مي توان پيدا كرد كه از گل انها شهد ترشح ميشود ولي عده بخصوصي از اين گلها مي توانند به قدر كافي شهد ترشح كرده و اين ماده خام را براي زنبوران عسل فراهم كنند.اين گياهان را اصطلاحا گياهان شهد زا ميگويند.



به طور كلي گلها از نظر وضعيت قرار گرفتن شهد در انها به جهار دسته تقسيم ميشوند:
1- گلهايي كه شهد انها به اساني در دسترس قرار ميگيرند.در اين گلها شهد اغلب به صورت قطراتي در دسترس قرار مي گيرند.كلها در اين گروه باز و منظم هستند.گل اذين اين گلها اغلب جالب نبوده . رنگ انها سبز متمايل به سفيد است.گلهاي هويج،انگور و فرفيون از اين گروه مي باشد.
2- گلهايي كه شهد انها درون گل نيمه مخفي است.در اين گلها شهد توسط عده زيادي پرچم ،كرك و يا گلبرگ پوشيده شده استو دسترسي به اين گياهان به راحتي نيست.اين گلها معمولا در ر.زهاي افتابي باز ميشوند.از نظر شكل گل و گل اذين جالب توجه هستند.رنگ انها معمولا سفيد،زرد و يا صورتي است.درختان ميوه دار،توت فرنگي ،انواع تمشك و اكثر گياهان خانواده چليپائيان جزو اين گروه هستند.
3- گلهايي كه شهد انها به خوبي مخفي بوده و اندامهاي زايا در معرض برخورد با گرده افشانها ميباشند،در اين گياهان شهد گل در درون يك حفره قرار گرفته و يا توسط يك دسته كرك انبوه و يا به طريق ديگري به خوبي مخفي شده است.جام گل انها داراي لوله نامنظم و غير متقارن مي باشد.اين گياهان معمولا داراي گلهاي زيبا و جالب توجه با رنگ سفيد،قرمز،ابي و بنفش ميباشند.گياهاني مانند پياز و بعضي از انواع تمشكها و پرتقال در اين گروه قرار دارند.
4- گلهايي كه شهد انها به طور كامل مخفي است. در اين گلها گلبرگ ها به صورت دانه هاي كوچك با زبانه نسبتا بزرگ قرار دارند و مدخل لوله مذكور نيز به وسيله كلاله و دسته جات پرچم مسدود است.اين گلها داراي دانه گرده فراوان،درشت و جسبناك ميباشند.معمولا گل اذين نسبتا بزرگي دارند كه از قرار گرفتن تعداد زيادي گلهاي كوچك روي يك نهنج به وجود امده است.اين گلها در دو گروه رنگي سفيد و زرد،قرمز و ابي ديده ميشوند.گياهاني نظير افتابگردان در اين گروه جا گرفته اند.




استعمال داروهاي لازم جهت زمستان گذراني(كنه واروا جاكوبسوني)
از مهمترين انگلهاي خوني زنبورعسل مايت واروا مي باشد كه در صورت عدم مبارزه با ان اسيب جدي به كلني وارد شدهو منجر به از بين رفتن ان مي شود.مبارزه با اين انگل بايد در اوايل بهار و اوايل پاييز قبل از شروع زمستان گذراني زنبوران انجام بگيرد.يكي از راههاي مبارزه با اين انگل مبارزه شيميايي ميباشد.
بهترين زمان مبارزه با مواد شيميايي در هنگام غروب يا صبح زود مي باشد يعني زماني كه تمام زنبورها در داخل كندو هستند.مبارزه با وايت واروابايد در زمان حداقل بودن پرورش لارو در كندو انجام شود.مواد شيميايي مورد مصرف بر عليه اين كنه عبارتند از:
نوار فولبكس:اين دارو براي پيشگيري و كنترل مايت واروا مصرف مي شود.براي پيشگيري مصرف يكعدد نوار فولبكس – وا و تكرار ان پس از چهار روز براي كنترل ان تعداد چهار نوار و هر نوار به تنهايي و با فاصله چهار روز توصيه مي شود.مصرف اين دارو براي پيشگيري از الودگي به مايت هاي واروا در ابتدا و يا اخر دوره پرورش لاروهاي داخل كندو(اوايل بهار و يا پاييز)توصيه ميشود.در ضمن نوار فولبكس را بايد اتش زد و شروع به دود دادن كند و شعله اي نداشته باشد و در تمام موارد درمان اين نوع بيماري درزير كف كندو بايد يك كاغذ روزنامه يا سفيد گذاشت تا كنه هاي مرده يا نيمه جان را جمع اوري و از بين برد.



استعمال داروهاي لازم جهت زمستان گذراني(بيماري لوك اروپايي)
يكي ديگر از بيماريهاي نوزادان زنبورعسل بيماري لوك اروپايي است.براي پيشگيري و كنترل اين بيماري از اكسي تترا سيكلين يا ترامايسين استفاده مي شود.اين دارو را به صورت پودر مخلوط با ارد شكر و يا محلول در شربت شكر به زنبورها مي دهند. وطريقه مصرف و درمان عينا مثل بيماري لوك امريكا ئي ميباشد.


منبع : mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 15:18
چگونگي مقاومت كلني زنبورعسل در مقابل سرماي زمستان درداخل كندو



زنبورعسل جانوري خونسرد است يعني حركات زندگي و اجتماعي او متناسب با درجه حرارت محيط بوده و اگر درجه حرارت محيط كمتراز 8 درجه سانتيگراد باشد زندگي او معطوف به درون كلني شده و در درجه حرارتهاي بالاتر فعاليت خارجي حشره چشمگير مي باشد،با انكه زنبورعسل موجودي خونسردي است،خواب زمستاني بدان معني كه در زندگي خزندگاني مثل مار و سوسمار وجود دارد ملاحظه نمي شود؛ولي زندگي ارام و كم تلاش در مواقع سرماي زمستان در اجتماع كندو حاكم است و زندگي جمعي حشرات در اين مواقع محدود به تجمع روي شانهاي عسلدار مي باشد.اين امر نيز به صورت خوشه اي انجام پذيرفته و با مصرف انرژي فراوان از عسل و تعويض مرتب افراد خارج خوشه به داخل خوشه مدت زمان سرماي زمستان سپري مي شود.به طوري كه حتي اگر در خارج از كلني زنبورعسل دما20- درجه سانتي گراد باشد،در مركز خوشه درون كلني ،دما حداقل بين16-14درجه سانتيگراد مي باشد.ملكه در چنين مواقعي هميشه در مركز كلني زندگي مي كند.
در طول مدت زمستان مصرف عسل و تامين انرژي در زنبورهاي كارگر وجود داشته و ضايعات ناشي از مصرف عسل در روده هاي زنبورعسل كارگر جمع شده و نگهداري مي شود.به محض افزايش درجه حرارت،زنبورها به بيرون از كلني رفته و عمل دفع را در خارج از كلني در محوطه زنبورستان انجام مي دهند.بنابر اين هر چه عسل جمع اوري شده خالص بوده و طول زمستان كمتر باشد،اسيب پذيري زنبورهاي كارگر كمتر خواهد بود.درغير اين صورت مرگ زنبورهاي كارگر در زمستانهاي سرد و طولاني و با مصرف عسلهاي ناخالص بالا بوده و احتمالا منجر به از بين رفتن تمامي كلني خواهد شد.به هر حال كمترين جمعيت در درون يك كلني در پايان زمستان هر منطقه خواهد بود.




ميزان گرده گل و شهد مورد نياز يك كلني و محاسبه ان براي زنبورستان
مقدار عسل و گرده مورد نياز يك كلني به طور واقعي شناخته نشده است؛زيرا قوي بودن يك كلني ،فعاليت پرورش نوزاد كلني و نوع شهد و گرده در دسترس از جمله عواملي هستند كه در تعيين مقدار عسل و گرده مورد نياز يك كلني دخالت دارند.روسو در سال1944 ميلادي مصرف ساليانه عسل يك كلني را 88 كيلوگرم تخمين زد.ويپل در سال 1928 مقدار مواد قندي مورد نياز يك كلني را در اثناي تابستان 5/47كيلوگرم،در زمستان22 كيلوگرم و در فصل موم بافي 5/6 كيلوگرم و در كل 76كيلوگرم براي هر سال محاسبه كرد.بنابر اين مصرف ساليانه عسل و مواد قندي توسط يك كلني متوسط88-76كيلوگرم در سال تخمين زده شده است.براي پرورش و تغذيه يك لارو تا هنگام خروج از حجره مقدار145ميليگرم مورد احتياج است و به طور متوسط ميزان گرده مورد نياز يك كلني ساليانه 30-20 كيلوگرم تخمين زده شده است.بنابر اين با توجه به مشخص بودن مقدار تقريبي نياز ساليانه كلني ها به گرده گل و عسل ،مي توان نياز ساليانه زنبورستان را بر اورد نمود.براي مثال زنبورستاني با 100كلني به طور متوسط ساليانه حدود8800-7600كيلوگرم عسل و3000-2000گيلوگرم گرده گل نياز خواهد داشت.




نكات و مراقبتهايي كه بايد براي نگهداري زنبورها در زمستان انجام داد:
1- محافظت كندوها از باد
2- بايد كندو را به نحوي مستقر كرد كه تخته پرواز ان شيبي به طرف جلوي كندو داشته باشد تا نتنها اب برف و باران به داخل كندو نفوذ نكند بلكه قطرات ابي كه در نتيجه تنفس زنبوران عسل توليد مي شود در جلوي سوراخ پرواز منجمد نشده زيرا در اين صورت مانع ورود هوا به داخل كندو مي شود.
3- كندوها را بايد در محلي نگهداري كرد كه از نور مستقيم خورشيد دور باشند.البته چنانچه ضخامت بدنه كندو 3سانتيمتر باشد مي توان ان را در هواي ازاد و در مقابل نور مستقيم خورشيد قرار داد.در اين صورت در جلوي سوراخ پرواز ان تخته اي قرار مي دهند كه مانع ورود برف و باران به داخل كندو شود و هواي مورد نياز زنبوران نيز از اطراف تخته وارد كندو شود.
4- هرگر نبايد در فل زمستان اقدام به بستن يا كوچكتر از حد كردن سوراخ پرواز كنيم و در صورت وجود برف در جلوي سوراخ پرواز بايد سريع به پاك كردن ان اقدام كنيم.غفلت در اين كار ممكن است باعث مرگ كلني شود.
5- براي مطمئن شدن از زنده بدن جمعيت زنبوران عسل كندو در زمستان هرگز نبايد اقدام به برداشتن درب كندو كرد.بدين منظور كافي است گوش خود را به جدار كندو گذاشته و با زدن ضربه اي كوچك به وسيله انگشتان كه باعث صداي زنبور مي شود پي به زنده بدن جمعيت كندو ببريم.
روشهاي تخمين جمعيت در كلني و ميزان زنبورهاي نر و كارگر زنبورعسل
اگر در يك كلني متوسط در اغاز بهار هر سال جمعيت ده هزار زنبوركارگر (در منطقه معتدله و اذربايجان تقريبا فروردين ماه)و يك ملكه متصور شويم،به تدريج با افزايش درجه حرارت محيط و پيدايش گرده هاي گياهي و نكتار،زاد و ولد شروع شده و اين تعداد به 20000 يا30000 و در اوج بهار منطقه (اوايل تيرماه در منطقه اذربايجان)حداكثر به 70000زنبورعسل خواهد رسيد.مجددا با كاهش گل و گياه و پايين امدن درجه حرارت محيط جمعيت كلني مذكور رو به كاهش نهاده تا اينكه جمعيتي متناسب با ذخيره زمستاني عسل در كلني نگهداري مي شود.
حضور زنبورهاي نر در كلني در مواقع محدودي از سال صورت مي گيرد و تعداد انها در كلني هاي نرمال بيش از چند صد عدد(در اكثر جمعيت انها)نخواهد بود.البته تعداد انها از اواسط فصل بهار از چند ده عدد شروع شده و تا اوج خرمن عسل كلني تا چند صد عدد نر خواهد داشت.با پايان يافتن شهد گلها و افزايش مصرف از عسل ذخيره شده در كلني نر ها از كلني اخراج شده و از گرسنگي تلف مي شوند.
جمعيت نسلي(تخم،لارو و شفيره)كندو متناسب با جمعيت بالغ ان بوده و در اوايل بهار در مجموع از يك يا دو كادر تجاوز نمي كند ولي با افزايش درجه حرارت محيط و پيدايش گرده و نكتار گياهي زيادتر مي شود.در كندوهاي يك طبقه ،تعداد انها به8-7 كادر و حتي در كندو هاي دو الي سه طبقه ممكن است جمعيت نسلي افزونتر از 20كادر نيز باشد.در صورت متعادل بودن شانها(شانهاي بدون عيب و نقص)اكثريت قريب به اتفاق جمعيت نسلي را كارگران و چند ده عددي نيز نسل زنبورهاي نر تشكيل مي دهد.در صورت كهنه ومعيوب بودن شانها اين نسبت به هم خورده و تعداد جمعيت نسل زنبورهاي نر زيادتر خواهد بود.
در يك كادر كندوي لانگستروت پر از نسل(با احتساب دو طرف كادر)با يك حساب سر انگشتي مي توان تعداد 2500 الي3000 جمعيت را حدس زد.بهترين روش تخمين جمعيت كلني محاسبه يك سطح مربع از شان به طور مثال يك اينچ مربع يا يك دسي متر مربع يا هر اندازه مورد نظر و سپس شمارش تعداد جمعيت نسلي در ان سطح مي باشد.پس از محاسبه سطح كل هر دو طرف شان مي توان به طور دقيق كل جمعيت نسل كندورا محاسبه نمود.
در مورد جمعيت بالغ،دقيق ترين روش محاسبه ،سنجش وزني زنبوران مي باشد.به طور ميانگين يك عدد زنبور كارگر تقريبا يك دهم گرم وزن دارد.به اين ترتيب هر ده هزار زنبور بالغ يك كيلو گرم وزن خواهد داشت.در صورت نياز مي توان كليه افراد بالغ كلني را در كيسه هاي توري ريخته و ملكه را محبوس در قفس ملكه در وسط انها قرار داد و وزن نمود.يا در كندوهاي چند طبقه مي توان جمعيت يك طبقه را در يك كيسه توري ريخته و وزن نموده و وزن بقيه طبقات را از روي ان محاسبه نمود.
بازديد كندو جهت شروع فعاليت زنبورداري (ملكه زنبورعسل – جمعيت زنبورعسل – نحوه تخمگذاري ملكه)
در اوايل بهار در يكي از روزها كه هوا مناسب است بايد كندوها را به سرعت بازديد كرده و از موارد زير اطمينان حاصل كرد:ملكه زنبورعسل موجود است يا خير؟
جمعيت كندو چقدر است؟نحوه تخم گذاري ملكه به چه صورت است؟بيماري خاصي در كندو وجود دارد يا خير؟و بالاخره ميزان غذاي موجود در كندو چقدر است؟براي اين منظور درب را برداشته و سريعا ميزان قابهاي جمعيت را حدس زده و سپس يكي دو قاب حاوي جمعيت را ليرون كشيده و پس از رويت ملكه زنبورعسل ،نحوه تخمگذاري ان مورد بررسي قرار ميگيرد.سپس ميزان غذاي موجود در كندو مورد نظر قرار گرفته و در كل اين بازديد سريع،كندو از نظر وجود بيماري نيز بررسي ميشود.



تعيين مقدار ذخيره زمستاني لازم براي هر كندو و مقدار غذايي كه بايد به كندو داده شود
مقدار عسلي را كه روزانه يك زنبورعسل در زمستان مصرف مي كند تقريبا01/0گرم بايد در نظر گرفت.بنابر اين مصرف روزانه يك كندوي 10-8 قاب جمعيت در زمستان كه تقريبا بين 12000تا15000عدد زنبور دارد حدود 120تا 140 گرم عسل در روز است.دليل اين مصرف كم اينست كه در هواي سرد زمستان وقتي كه هوا كمتر از 8 درجه بالاي صفر باشد زنبورها تمام وقت به صورت گلوله دور هم جمع مي شوند و گرمايي را كه بدنشان با خوردن عسل توليد ميكند داخل ان گلوله حبس مي كنند و در نتيجه مصرف عسل كم مي شود.اما با فرا رسيدن اواخر زمستان و شروع فصل تخمگذاري ملكه مصرف عسل زياد مي شود.
امروزه جمعيتهاي قوي زمستاني به جمعيتهايي گفته مي شود كه در اواسط تا اواخر پاييز علاوه بر 10قاب كندو حداقل تعدادي از قابهاي طبقه را نيز پر كند و اكثر كندوهاي زنبورداران موفق زمستان را به صورت دو طبقه سپري مي كنند.
مقدار ذخيره زمستاني بايد متناسب جمعيت كندو باشد.براي هر قاب زنبور مقدار5/1كيلو ذخيره زمستاني توصيه مي شود.بنابر اين كندويي كه داراي 10قاب جمعيت است ذخيره غذايي لازم براي زمستان گذراني ان15 كيلو عسل مي باشد.اگر كندويي احتياج به 12كيلو ذخيره زمستاني داشته باشد در مهرماه يا ابان ماه داخل ان 8كيلو عسل موجود باشد به چنين كندويي بايد 4كيلو شكر كه معادل 6ليتر شربت مي باشد نيز رسانيد تا موجودي ان به 12كيلو برسد.چون شربت غليظ پاييزه بايد دو قسمت شكر و يك قسمت اب باشد.
مقدار عسلي را كه يك كندوي داراي 8 قاب جمعيت به طور متوسط تا باز شدن شكوفه هاي بهاري مصرف مي كند به قرار زير است:در ماههاي مهر و ابان و اذر و دي،ماهي 500گرم،در بهمن ماه به علت شروع تخمگذاري يك كيلو گرم،در اسفند ماه دو كيلوگرم و در فروردين ماه پنج كيلوگرم خواهد بود كه جمعا ده كيلوگرم عسل را شامل مي شود.



فاکتورهای مساعد کننده بيماريهای زنبورعسل:
زنبور عسل به مانند تمام موجودات زنده تحت حمله ميکروبها وويروس ها به بيماری های قارچی قرار ميگيرند. وبرای پيش گيری از آن بايد فاکتورهای مساعد کننده بيماری را رعايت کرد.
فاکتورهواشناسی:
درموقع که زنبورهارا تحريک ميکنيم که ملکه ها تخم ريزی را بيشتر کند واگر تخم ريزی زياد درکندو باشد هواسرد شود زنبور ها بصورت خوشه درآمده وآن قسمت که زنبور روی آنها نستند سرما خورده وبيمار ميشوند يا موم ورق را دروسط زنبورداده تا ببافد؛ چون سرما آمده از بافتن آن منصرف شده وکندو را بدو قسمت تقسيم ميکند وآن قسمت که ملکه نميباشد سلول ملکه ساخته وباعث بچه دادن طبيعی ميشود.
فاکتور غذا:
درصورت فقدان عسل وگرده گل وژيله شاهانه زنبورها ضعيف شده وتخم ريزی کم ميشود وهم چنين زنبورها دراثر کمبود پروتين تحت حملات بيماری های ويروسی قرار ميگيرند.
روش زنبورداری:
زنبوردار دراثر بازديد کندو های آلوده وعمليات ادغام کردن کمکی دادن وکوچ دادن آلودگی را درزنبورستان خورد وزنبورستان های ديگران کمک ميکند.
فاکتور ژنتيک:
بعضی از نژاد های زنبور نسبت به بعضی از بيماری ها حساس وضعيف ميباشند که اين کار باعث بيمارشدن کندوها ميشوند وهمچنين فاميل شدن زنبورها باعث ميگردد که زنبور ها خوب کار نکند که به آن ميگويد همخونی.

فاکتور باقی مانده ها درکندو:
دراثر درمان های شيميايي وآلودگی هوا وزراعت باعث ميگردد که مواد مضر به کندو حمل شده وزنبورهارا به مرور زمان آلوده کرده وضعيف ميکند.




نحوه زمستان گذراني زنبورهاي عسل داخل كندو
در هنگام زمستان كه درجه حرارت محيط پايين است زنبورها به صورت توده در امده و دماي وسط توده زنبور كه ملكه در انها قرار ميگيرد در حدود35 درجه سانتيگراد ثابت نگه داشته ميشود.اين امر به خاطر فعاليت ماهيچه اي بدن زنبورها در سطح خارجي توده است كه گرما را به طرف داخل توده مي فرستند و بدن انها به صورت عايقي مانع خارج شدن گرما از وسط توده مي گردد.براي انجام اين فعاليت زنبورهاي سطح خارجي توده مرتبا با زنبورهاي داخل توده تعويض جا مي كنند و با خوردن عسل و انجام حركات ماهيچه اي قادر به توليد گرما مي باشند.در هنگام زمستان زنبورها ابتدا در قسمت پايين كندو و نزديك سوراخ پرواز متمركز مي شوند ولي به تدريج با پيشرفت زمستان به طرف عقب و بالا نقل مكان مي كنند.در صورتي كه كندو دو طبقه باشد به تدريج و در پايان زمستان توده زنبور به طبقه فوقاني و قسمت عقب ان منتقل مي گردد.در مواقعي كه هوا خيلي سرد باشد زنبورهاي سطح خارجي توده زمستاني سر و قفسه سينه خود را به داخل توده فرو برده و فقط شكمشان در سطح توده واقع مي شود.ولي با گرم شدن هوا مجددا توده از هم باز شده و فضاي بيشتري را اشغال مي كنند و با اين عمل درجه حرارت داخل كندو را تنظيم مي كنند.



ارزش غذایی گرده گیاهان مختلف برای زنبورعسل :
گیاهان را از نظر ارزش غذایی به 4 گروه تقسیم می کنند:
-1- دانه های گرده با ارزش غذایی بسیارزیاد (عالی) : مانند گرده درختان میوه ، بیدمشک،اسپرس، شبدرسفید، زعفران و خشخاش.
-2- دانه گرده با ارزش غذایی زیاد (خوب) : مانند گرده درختان نارون ، افرا و پنبه .
-3- دانه گرده با ارزش غذایی متوسط : مانند گرده درختان فندق ، خرما و توسکا.
4- دانه گرده با ارزش غذایی کم : گرده درختان سوزنی برگ مثل کاج، سرو ، صنوبر. به طور کلی نتایج آزمایشات ارزش غذایی نشان می دهد پروتئین و اسیدآمینه اساس تعیین کنندۀ ارزش غذایی دانه های گرده است.



تغذيه تحريكي زنبورستان جهت توليد عسل
تغذيه تحريكي زنبورستان با شربت رقيق در اواخر تابستان و در نتيجه ادامه تخمگذاري توسط ملكه سبب مي شود كه تعدا زنبورهاي پاييزه در كندو زياد شود و نتيجه اين گونه كندوهاي پر جمعيت و قوي براحتي مي توانند زمستان را پشت سر گذاشته و خود را به بهار برسانند.اين گونه جمعيتها در پاييز نيز بايد تغذيه زمستاني بشوند.اين تغذيه معمولا پس از برداشت عسل انجام ميگيرد و سبب قوي شدن كلني ها شده و باعث مي شود كه بعد از اتمام فصل سرد بلافاصله با مساعد شدن هوا ملكه تخمريزي را شروع نموده و در اوايل بهار جمعيت كندو زياد گردد.كندوهايي كه اوايل بهار جمعيت خوبي داشته باشند مي توانند از گل درختان ميوه به طور كامل استفاده كرده و محصول بهاره عسل داشته باشند و بر درامد ساليانه زنبوردار بيافزايند.از طرف ديگر عمل گرده افشاني نيز خوب انجام گرديده و بر مقدار محصولات باغي اضافه مي شود .بناب راين براي توليد عسل در سال اينده تغذيه تحريكي جمعيتها در ماههاي اخر تابستان سال جاري فوق الاده موثر است به شرط اينكه اين تغذيه بلافاصله پس از اتمام شهد در طبيعت اغاز شده و بدون قطع شدن همه روزه تا يك ماه ادامه يابد همچنين از تغذيه زمستاني در پاييز همان سال نبايد غفلت ورزيد.
تامين مواد مغذي مورد نياز كلني ها نيز به وسيله كيكهاي جانشين يا مكمل پروتئيني گرده در فصول كمبود گرده گل تاثير زيادي در افزايش جمعيت و نهايتا افزايش توليد عسل در كلني ها دارد.



ميزان قند مصرفي در كلني و زنبورهاي عسل


زنبورهاي عسل در اثناي پرواز انرژي مورد نياز خود را از شكسته شدن كربوهيدراتها به دست مي اورند.بنابر اين بايد به صورتي مستمر ذخاير كربوهيدراته خود را تجديد نمايند.زيرا ظاهرا انها قادر به استفاده از پروتئين بدن خود يا گرده به عنوان منبع انرژي نيستند.مقدار خون زنبورهاي كارگر به طور متوسط حدود2 درصد است كه اگر اين مقدار به كمتر از يك درصد برسد،زنبور قدرت پرواز خود را از دست مي دهد،ولي هنوز قادر به راه رفتن با بالهاي لرزان مي باشد و زماني كه اين مقدار به كمتر از 5/0درصد برسد،حيوان به طور كلي بي حركت مي شود.ميزان قند خون زنبورهاي نر به طور متوسط حدود2/1 درصد ميباشد كه خيلي كمتر از قند خون زنبورهاي كارگر است.زنبورهاي ملكه تازه متولد شده (تا24ساعت سن)حدود7/1 درصد قند در خون خود دارند.ميزان قند خون ملكه هاي باكره نگهداري شده در كندوهاي كوچك جفتگيري(نوكلئوس)به طور متوسط 3/1 درصد مي باشد ولي اين مقدار ممكن است در ملكه هاي تازه جفتگيري كرده و تخمگذار تا3/0 درصد كاهش مي يابد.زنبورهاي كارگر در حين پرواز به طور متوسط هر ساعت به 10ميلي گرم و زنبورهاي نر در حين پرواز به30ميلي گرم قند نياز دارند ئ به طور كلي ميزان قند مورد استفاده زنبورهاي نر در حين پرواز سه برابر ميزان قندمورد نياز كارگر پرواز كننده در هر ساعت مي باشد.مصرف مواد كربوهيدراته در زنبورعسل به مقدار زياد غير منتظره نيست زيرا توانايي زنبورها در توليد حرارت و نگهداري ان در توده خوشه مانند در بقاي كلني در نواحي گرمسيري اهميت حياتي دارد.به طور كلي ميزان مواد قندي مورد احتياج يك كلني را حدودا 3/79 كيلوگرم در سال تخمين ميزنند.عواملي مانند جمعيت كلني،مقدار پرورش نوزادان،ترشح موم و حرارت محيط در مقدار انرژي مصرفي تاثير دارند.


منبع : mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 15:20
بیماری ها و آفات زنبور عسل


رتیل صحرائی


رتیل نوعی حشره است از گونه بند پایان که اغلب بزرگ تر از عنکبوت می باشد .بیشتر در مناطق گرمسیری و بیابانی یافت می شوند . تا کنون حدود 900 گونه رتیل شناسایی شده است . اغلب گونه‌های رتیل شکارچی هستند و بیشتر با استفاده از کمین به شکار می پردازند . برزگ ترین گونه رتیل ها می توانند موش ها و حتی پرندگان کوچک را شکار کنند . بیشتر رتیل ها برای انسان ها بی خطر می باشند و حتی برخی از گونه‌های رتیل به عنوان حیوان خانگی محسوب می شوند در حالی که هنوز آمار دقیقی از میزان آمار تلفات انسانی ناشی از نیش رتیل در دست نیست . نیش رتیل زهری دارد که می تواند ناراحتی های شدیدی در طی یک دوره چند روزه به وجود بیاورد . بسته به نوع گونه اندازه آنها از 2.5 تا 10 سانتی متر و از 8 تا 30 سانتی متر متغیر است .بزرگترین گونه رتیل می تواند بیش از 9.1 گرم وزن داشته باشد .این رتیل با اویزان کردن خود از تخته پرواز زنبورها انها را شکار میکند.این حشره اکثرا زنبورهایی که در حال تهویه می باشند را شکار میکند

بهمن
2010-Jun-08, 15:21
دوزیستان


در زمانهای قدیم وزغ و قورباغه شکارچی زنبور عسل شناخته می شدند.البته امروزه دشمن مهمی محسوب نمی شوند.و تنها راه دفاع کندو در مقابل حمله وزغ و قورباغه قرار دادن کندو در ارتفاع 60سانتی متری از زمین میباشد.

بهمن
2010-Jun-08, 15:22
بیماری ناشی از عنکبوتیان-شپش زنبور
شپش زنبور


این حشره از خانواده برولیده و جنس و گونه برولاسوئکا میباشد.رنگ این حشره قهوهای و طول ان حدود 5/1 میلیمتر میباشد.حشره ای است بدون بال و مانند سایر شپشها دارای بدنی پهن و منوهای کوتاه میباشد. سر ان عریض بوده و عرض ان بیشتر از سینه ان میباشد.چشمها کوچک و مرکب بوده و فاقد چشم ساده است.در قسمت جلوی سر ضمائم دهانی قرار دارد و در هر طرف ضماوم دهانی پالپ(اندام حسی)قرار گرفته که نسبتا پهن بوده و از موهای کوتاه پوشیده شده است.در بین پالپها خرطوم به چشم می خورد.سینه شپش زنبور عریض است و از سطح پشتی یک تکه می باشد.ولی از سطح شکمی سه قسمت سینه که از هر کدام یک جفت پا خارج شده به خوبی دیده میشود.پاخا دراز و قوی و دارای موهای ریز زیادی است که به شکل شانه بوده و به کمک همین موها شپش خود را روی بدن حشره تسبیت میکند.شکم حشره عریض بوده و از 6 حلقه تشکیل شده است.

بهمن
2010-Jun-08, 15:23
بیماری زایی:
این انگل بر خلاف سایر انگلهای خارجی بدن حشرات از همولنف تغذیه نمی کند بلکه شریک غذای زنبوران است.بدین ترتیب که با چالاکی خاصی خود را محکم به پشت زنبوران چسبانده و در موقع مناسب به طرف سر زنبور حرکت میکند و از شهد و گرده های دهان این حشره تغذیه مینماید.این حشره بیشتر انگل ملکه است ولی زنبوران کارگر و نر را نیز مورد هجوم قرار میدهد.گاهی الودگی ملکه به حدی است که تمام قسمتهای سر و سینه و حتی پاها از این حشره پوشیده شده است.
کنترل:
کنترل زنبور به این صورت می باشد که اگر کمی دود تنباکو داده شود شپشهای بالغ ملکه را رها خواهند کرد .داروی فنوتیازین شپشهای بالغ را می کشد اما روی شپشهای نابالغ اثری ندارد.مصرف این دو دارو باید چندین بار تکرار شود.

بهمن
2010-Jun-08, 15:24
پستانداران

در برخی شرایط تعدادی از پستانداران میتوانند افات جدی برای زنبور عسل باشند.تخریب کندو یا تمامی زنبورستان توسط خرس پدیدهای شناخته شده است.انسان که خودد جزئ پستانداران است می تواند از طریق به کارگیری حشره کشها موجب نابودی جمعیت زنبورها شود.موشهای پوزه دار و موشهای خانگی که اغلب برای تهیه جا و تامین غذا وارد کندو میشوند ممکن است برای محفوظ ماندن از نیش زنبورها در کندو اشیانه ای برای خود بسازند.راسوها و گورکنها نیز ممکن است با حملات شبانه خود کندو ها را خراب کنند.بیشتر پستانداران را میتوان افتهای اتفاقی زنبور عسل به شمار اورد و به همین دلیل روشهای کنترل انها عملی و ارزان است.

بهمن
2010-Jun-08, 15:27
جوجه تیغی


جوجه تیغی عمدتا حشره خوار است ولی از پستانداران کوچک و حتی میوه ها و مواد گیاهی نیز تغذیه میکنند.این جانور شبگرد است.این جانور بعد از ظهرها به مدخل کندو و یا تخته های کف ان اویزان میشوند و زنبورهای حامل شهد را گرفته و میخورد.اگر در منطقه ای جوجه تیغی مشکل افرین باشد قرار دادن کندو ها در ارتفاع مناسبی کاز سطح زمین راه موثری برای جلوگیری از خسارت ان است.


موش
موش افت جهانی زنبوران عسل است.موش خانگی و موش جنگلی مشهورترین گونه هایی هستند که وارد کندوهای زنبور عسل میشوند و همچنین وسایل و تجهیزات زنبورداری انبار شده را نیز از بین می برند..انان از راه سوراخ کندو وارد کندو شده و از کرمای مطبوع داخل کندو در پائیز و زمستان استفاده میکنند و هنگام گرسنگی از عسل ان می خورند.موش از عسل گرده و زنبور تغذیه میکند.
کنترل:
متداولترین روش مبارزه با موش ان است که پیش از ورود این به داخل کندو اندازه ان را کوچک میکنند.همچنین میتوان از تله موش استفاده نمود.




گرگ زنبور خوار
تينبرگن در تحقيق دوره دكترايش به بررسي اينكه زنبور حفارگونه Philanthus triangulum، چگونه سوراخ لانه اش را تشخيص مي دهد، پرداخت. زنبور حفار ماده، نقبي در شن حفر مي كند و تعدادي تخم در آن مي گذارد و آذوقه آينده تخم هايش را با شكار و صيد زنبور عسل (Apis mellifera) تدارك مي بيند. زنبور ماده مكرراً لانه اش را به منظور شكار زنبور عسل ترك مي كند و پس از شكار به لانه باز مي گردد. از اين رو او بايد توانايي تشخيص ورودي لانه خود از ساير لانه هايي كه در همسايگي خانه او قرار گرفته اند را داشته باشد. زنبور ماده احتمالاً محل لانه اش را از طريق محرك هاي صادره از ورودي لانه يا توسط محرك هاي ناشي از اشياي اطراف لانه كه با نظم خاصي چيده شده اند، تشخيص مي دهد. تينبرگن در ابتدا دريافت كه با جابه جا كردن اشياي اطراف ورودي لانه مي تواند زنبور را وادارد كه مدت زمان بيشتري را صرف جست وجوي لانه اش كند.
در آزمايش ديگري كه يك زنبور حفار ماده را به داشتن حلقه اي از مخروط هاي كاج در دور تا دور ورودي لانه اش عادت داد وسپس در غياب زنبور حلقه مذكور را اندكي جابه جا كرد. زنبور پس از بازگشت از شكار همچنان در مركز حلقه جابه جا شده لانه اش را جست وجو مي كرد. اين آزمايش نشان مي دهد كه زنبور حفار برخي از ويژگي هاي علائم اطراف لانه اش را هنگام ترك حفره اش به خاطر مي سپارد و از آن براي يافتن محل نقبش استفاده مي كند. از اين گذشته علائم ديداري نيز براي زنبور از اهميت بسياري برخوردارند اما محرك هاي ديگري مانند بوي محل غير ضروري اند.
زنبور حفار تنها در فواصل كوتاه براي بازگشت به لانه از حلقه مخروط هاي كاج كمك مي گيرد. او بايد بتواند راهش را از شكارگاه، كه فاصله اش از لانه به اندازه اي است كه مشاهده لانه از آن مسافت براي زنبور ميسر نيست، تا لانه پيدا كند. تينبرگن و همكارانش براي آزمون اين مسئله، شماري از درختان كاج كه در نزديكي محل لانه زنبور رشد كرده بودند را از زمين بيرون كشيدند و آنها را قدري جابه جا كردند. با اين كار دريافتند كه زنبورها پس از بازگشت از شكار محل لانه شان را با توجه به درختان كاج جابه جا شده جست وجو مي كنند.
آنها همچنين آزمايشات پيچيده تري را نيز ترتيب دادند كه طي آن علاوه بر جابه جايي علائم كوچك اطراف ورودي لانه، علائم بزرگ تر واقع در فواصل دورتر را نيز جابه جا كردند و بدين ترتيب نشان دادند كه زنبورها چگونه اطلاعات حاصل از علائم مختلف موجود در محيط شان را با يكديگر تلفيق مي كنند.
تينبرگن آزمايشات بيشتري براي بررسي اينكه زنبور حفار ماده چگونه شكارش، زنبور عسل، را شناسايي مي كند، انجام داد. او در اين آزمايشات از شي اي كه به انتهاي تكه نخي آويخته شده بود استفاده كرد. از جمله اين شي ، يك زنبور تازه كشته شده، مرده، گندزدايي شده و بي بو، تكه اي از چوب به اندازه يك زنبور عسل، تكه اي از چوب بودار از طريق تماس با زنبورهاي زنده ، بود .
تينبرگن دريافت كه زنبور حفار در وهله اول به طرف تمامي اين اشيا جلب مي شود البته به شرط آنكه اشياي مذكور متحرك باشند. سپس دور و بر آنها پرواز مي كند و تنها جسمي كه بويي همانند بوي زنبور عسل داشته باشد را متصرف مي شود. بدين ترتيب زنبور در ابتدا از راه ديدن به سوي همه اين اشيا جلب مي شود و سپس از طريق بو درست بودن شكارش را كنترل مي كند. با اين حال زنبور حفار كارش را با نيش زدن شكار آن هم در صورتي كه شكار، زنبور عسل باشد، تكميل مي كند. به عنوان مثال تكه چوبي كه بويي همانند زنبور عسل دارد را نمي گزد. از اين رو احتمالاً از علائم بيشتري نظير علائم ديداري و لامسه اي در تصميم گيري نهايي براي نيش زدن شكارش استفاده مي كند. بررسي زنبور حفار ثابت كرد كه جانوران منفرد از علائم محيطي براي كنترل رفتارشان استفاده مي كنند.





پرندگان زنبور خوار
پرندگانی که به زنبور عسل حمله میبرند در سه گروه تقسیم شده است:
1-شکارچیان عمده زنبور عسل
2- شکارچیان غیر عمده زنبور عسل
3-سایر شکارچیان زنبور عسل




دارکوبها(سبز و زنگارنگ)
این گروه از پرندگان خانواده وسیعی دارند که بیشتر انها مهاجرند. دو گونه انها تحت عنوان دارکوب سبز و دارکوب رنگارنگ در بسیاری از کشورهای جهاناز افات غیر عمده زنبور عسل تلقی میشوند.


مسمومیتها
به وسیله گیاهان
مسمومیت زنبور عسل یک مسئله جدید و غیر قابل پیش بینی نیست .مشکل است بین گزارشات مسمومیت زنبور عسل و مسمومیت پستانداران تمایز قائل شد.مسئله مورد قبوم این است که هر چیزی که دام را مسموم میکند زنبور عسل را نیز مسموم خواهد کرد.در زیر به مهمترین خانواده های گیاهی که سبب ایجاد حالات مسمومیت در زنبوران شده اند اشاره میشود.



خانواده سرخدارها
گونه های تاکسوس از خانواده سرخدارها به میزان وسیعی ذر جهان کشت میشود.برگ یا دانه انها پستانداران را مسموم میکند.از این گیاهان یک الکالوئید سمی به نام تاکسین شناسایی شده است. گزارشاتی مبنی بر مشاهده زنبوران مرده وجود دارد که عموما روده انها پر از گرده گونه های سرخدار بوده است.
وسپها
زنبور سرخ و زنبور زرد(وسپ)در جنس وسپا قرار می گیرد که در زمانهای قدیم به عنوان خطری جدی برای کندوهای زنبور عسل شناخته شده اند.گفته می شود که باید بین اواسط تیر تا اواخر شهریور از جهت حضور این زنبوران دقت شود.زیرا این زنبوران زنبور عسل را بعد از خروج از کندو می کشند و جمعیت زنبور عسل یک کندو را نابود می سازند.گاهی حتی زنبوران سرخ وارد کندو شده و لاروها و شفیره ها را نابود می سازند.اما انها بیشتر شفیره ها را ترجیح می دهند.معمولا فقط سینه زنبور عسل را می خورند.زنبور سرخ معمولا سر و شکم زنبور عسل را کنده و سینه ان را به کندو میبرند تا لاروها از ان استفاده کنند.بزرگترین زنبور قرمز به نام وسپاماندارینا یکی از شکارچیان وحشتناک زنبور عسل است.وزن زنبور کارگر این گونه 15-10برابر وزن زنبور عسل کارگر است.عضلات بزرگ و عضلات ارواره ای نیرومند وسپا ماندارینا را قادر می سازد تا زنبور عسل را به سرعت و بدون استفاده از نیش از بین ببرد.اشیانه این زنبور همیشه در زیر زمین است.
کنترل:
برخی از محققین روشهای مختلفی را برای مقابله با زنبوران سرخ پیشنهاد نموده اندکه عبارتند از کشتن زنبوران قرمز با چوب/نابود کردن لانه انها/طعمه گزاری در تله/مسموم کردن/به تله انداختن انها در مدخل کندو و استفاده از پرده های محافظ.میدان گسترده فعالیت وسپا دستیابی به لانه ها و ویران کردن انها را مشکل میسازد.مسموم کردن زنبوران قرمز به این صورت است که طعمه ئهایی را با سموم حشره کش مانند مالاتیون الوده کرده و در دسترس انان قرار می دهند.این طعمه به اشیانه برده می شود و احتمالا سم از طریق تغذیه میان همه ساکنان اشیانه پخش میشود.تله گذاری عبارتست از اسیر کردن زنبوران قرمز در مدخل کندوست.توری محافظ از نزدیک شدن زنبور قرمز ممانعت می کند.
خانواده سرخدارها
گونه های تاکسوس از خانواده سرخدارها به میزان وسیعی ذر جهان کشت میشود.برگ یا دانه انها پستانداران را مسموم میکند.از این گیاهان یک الکالوئید سمی به نام تاکسین شناسایی شده است. گزارشاتی مبنی بر مشاهده زنبوران مرده وجود دارد که عموما روده انها پر از گرده گونه های سرخدار بوده است.




سوسکهای تاول زا
برای زنبورداران بدون شک سوسکهای ملوئیده یا سوسکهای تاولزا یا سوسکهای روغنی حائز اهمیت می باشد.چندین گونه از این خانواده افات زنبوران عسل تلقی می شوند.مشخص شده است که چهار گونه از هشت گونه از این حشرات افات جدی به شمار می ایند.شکل سوسکهای تاولزای افت زنبور عسل در مراحل مختلف لاروی تغیر میکند.بیشتر لاروهای این حشره مانند لاروهای زنبوران و پروانه ها دارای چهار مرحله زندگی هستند و با پوست اندازی های متعدد در مرحله لاروی به راحتی رشد کرده و بزرگ می شوند.لاروهای سوسکهای جنس ملوئه انگل واقعی زنبوران عسل هستند.این لارو در این مرحله از زندگی خود سطح بدن زنبور را سوراخ کرده تا مواد غذایی را زا خون زنبور بگیرد معمولا دو نوع ذایئه توسط گونه های ملوئه ایجاد می شود . نوع اول شامل شکار و تغذیه از تخم یا لارو زنبوران می باشد و نوع دوم که توسط برخی گونه های ملوئه ایجاد می شود ضایعات ناشی از خونخواری است.زنبور الوده به طور ناگهانی میمیرد و لارو ملوئه زنبور مرده را ترک کرده و به زنبور بالغ دیگری حمله می کند.خسارات ناشی از تغذیه سوسکها از زنبوران بسیار زیاد است به نحوی که به هنگام حمله انها توده هایی از زنبوران مرده را در مدخل وروودی میتوان مشاهده کرد.


خانواده ریواس
گندم سیاه زراعی از خانواده ریواس است.گاهی گیاه در پستانداران علف خوار ایجاد حساسیت به نور می کند.در برخی از کشورها هنگام گل دادن گندم سیاه زراعی زنبوران گیجی مشاهده شده اند که رفتاری شبیه به مستی از خود بروز میدادند.این زنبوران در مدت 20دقیقه بهبود می یافتند.


خانواده سوسنیها
گزارشاتی وجود دارد که گرده گیاه پیاز معمولی از خانواده سوسنسها برای زنبور عسل مسموم کننده است.با این وجود گرده افشانی این گیاه را زنبور انجام میدهد.گل لاله سفید معطر گل دیگری از این خانواده است که گل معمولی بهغچه ها می باشد که تعداد زیادی زنبور های مرده در روی این گلها مشاهده شده اند.وجود قند های مانوز و گالاکتوز در همولنف زنبورانی که از این شهد استفاده کرده بودند به اثبات رسیده است.از انجا که این نوع قند ها برای زنبور عسل سمی هستند دقیقا مشخص میشود که شهد گل لاله زنبور را میکشد.گالاکتوز قند عمده در قسمتهای سطحی ماده ترشح شده از گل لاله است.گونه های دیگری از این خانواده تحت عنوان فربق-شیرنج نیز دارای مواد حشره کش هستند



خانواده الالگان
تعداد زیادی ازگیاهان این خانواده دارای الکالوئید های سمی هستند که از میان انها ساختمان شیمیایی ماده ای به نام اکونیتین به خوبی شناخته شده است که دارویی سمی است و زمانی از ان به عنوان تب بر استفاده می شده است.به نظر میرسد که عسل تهیه شده از این گیاهان برای زنبور کمتر از انسا ن سمی باشد.در زنبورهای مسموم فلج پاها و حرکات تشنجی تمام بدن و طولانی شدن انقباض پاها و مرگ مشاهده می شود.



خانواده زیفونیان
گونه های گروه نمداراز خانواده تیلیاسه برای تولید عسل مشهورند.با این حال گاهی به نظر میرسد که برای زنبورها و دیگر حشرات سمی هستند.عسلکی که از این گیاهان به دست میاید گشنده میباشد.علائم مسمومیت عبارتند از:از دست دادن قدرت پرواز/خزیدن سریع/فعالیت غیر معمولی روی تخته پرواز/وجودا زنبور های فلج در کندو و توده های زنبور مرده در زیر درختان.جزئ سمی شهد این گیاهان قند هایی مانند مانوز و گالاکتوز و ملی بیوز می باشد که برای زنبوران کشنده بوده ولی برای بیشتر پستانداران مغذی است.سمیت قند های خاص به غلظت انها در جیره غذایی بستگی دارد.
خانواده چای
تعدادی از محققان در گیاهان خانواده چای غلظتهای متفاوتی از قند رافینوز را به دست اورده اند. سطوح اشباع قند رافینوز در شهد میتواند برای زنبوران مسئله ساز باشد و سبب مسمومیت انها گردد.
خانواده کوکناریان
خشخاش که از خانواده کوکناریان است عامل مرگ و میر شدید زنبوران گزارش شده است.گمان میرود ماده ای که از ان ترشح میشود سمی است.




خانواده زیتونیان
یاس درختی و یاس بنفش از خانواده زیتونیان است که میتواند سبب تلفات زنبورها در بهار و تابستان شود.تلفات به هنگام کمبود گرده افزایش می یابد.


خانواده بادنجانیان
گیاه بذرالنبع یا بنک دانه به عنوان گیاهی دارویی مورد استفاده قرار میگیرد.این گیاه حاوی الکالوئیدهای اتروپی می باشد که سبب مرگ زنبوران بالغ و لاروهای انها میشود.گاهی زنبوران بعد از مصرف این دارو شرور میشوند.توتون معمولی نیز گیاه دیگری از این خانواده است که دارای مواد حشره کش مانند نیکوتین می باشد.گفته میشود مصرف زنبورها از گلهای توتون موجب تلف شدن انها میشود.


خانواده میمونیان
گیاه گل انگشتانه به عنوان گل زینتی است که حاوی 12 گلیکوزید قلبی است.در جایی که منحصرا گل انگشتانه کاشته می شود گرده ان زنبور را مسموم میکند.همچنین گاهی گیاهان به طریق مکانیکی سبب مرگ زنبور میشوند.دیده شده است که چندین نوع گیاه با چسب یا تار و گودالهای پر از مایع یا از طریق بستن گلهایشان زنبورها را به دام انداخته اند.وجود 4-2 درصد گالاکتوزید در شربت50درصد زنبوران را میکشد.
خانواده اپوسنیاسه
گیاه خرزهره معمولی متعلق به خانواده اپوسیناسه به عنوان گیاه زینتی پرورش داده میشود. از برگهای ان الکالوئیدی به نام اولتاندرین به دست می اید که به عنوان حشره کش از ان استفاده میشود.خوشبختانه زنبور به سوی گلهای خرزهره جذب نمی شود زیرا گلهای این گیاه شهد و گرده زیادی تولید نمی کنند.
مسمومیت با سموم دفع افات نباتی
بسیاری از افت کشها و علف هرزکشهای اختصاصی واجد اثرات مضر و مهلکی بر روی زنبوران عسل می باشند.عموما افت کشها دارای اثرات مختلفی مانند:حشره کشی و جرب کشی و کرم کشی و...هستند و همچنین مکانیسم اثر این سموم با یکدیگر کاملا متفاوت است.برخی از سموم تماسی هستند یعنی از طریق جلد جذب می شوند.برخی به طور سیستمیک و برخی از طریق گوارشی جذب میشوند.عده ای از انها سریع الاثر و عدهای دیگر در مدت زمان طولانی تاثیر خود را میگزارند.همچنین این سموم از نظر ترکیبا ت شیمیایی نیز با یکدیگر متفاوتند که می توانند از گروه سموم فسفره و کلره و کاراباماته و...باشند.از نظر تاثیر این سموم بر روی زنبور عسل میتوان انان را به سه گروه تقسیم نمود:
1- ترکیبات بسیار سمی و خطرناک
2-ترکیبات متوسط
3-ترکیبات بی خطر یا کم خطر
1-ترکیبات بسیار سمی و خطرناک
که برخی از این مواد شامل امینو کارب/ازینفوس/مالاتیون/پرمترین/فسفامیدون و پروپوکسور می باشند.
2-ترکیبات متوسط
ترکیباتی مانند د.د.ت :نیکوتین/دیوکساکارب و... در این گروه می باشند.
3-ترکیبات بی خطر یا کم خطر
از حشره کشهای این گروه می توان به امیتراز/تمفوس و دیوکساتیون اشاره نمود.
گفته میشود که خطرناکترین سموم برای زنبور عسل ترکیبات ارسنیکی هستند ولی به هر حال چنانکه اشاره شد ترکیبات فسفره و جیوه دار و همچنین ترکیبات کلره نیز از سموم قوی و خطرناک محسوب میشوند.ترکیبات ارسنیکی را زنبور عسل همراه با گرده گل به کندو وارد کرده و باعث مسمومیت زنبورهای جوان یعنی پرستارها حتی لاروها می گردد.سموم حشره کش تماسی حداقل این مذیت را دارد که به محض تماس با بدن زنبورها بالهایشان فلج شده و از این رو زنبور روی درخت میمیرد و فرصت برگشتن به کندو و الوده و مسموم نمودن سایر زنبورها و لاروها را ندارد.
بید موم خوار بزرگ
بید موم خوار بزرگ تقریبا مهمترین افت فراورده های زنبور عسل است.هر سال این حشره زیانهای جدی به بار میاورد.هر گاه جمعیتهای زنبور عسل در اب و هوای گرم ضعیف شوند یا بمیرند لارو های این بید شانهای کندو را می خورند و ان رابه رشته های در هم پیچیده و توده ای درهم بر هم تبدیل می کنند.
بيولوژي:
گسترش جغرافيايي اين آفت به زنبوران عسل وابسته است. با توجه به ناتواني بيد موم خوار در تحمل سرما گسترش آن محدود مي شود. به اين دليل است كه حمله بيد موم خوار در مناطق مرتفع از شدت كمتري برخوردار است يا اصلاً‌رخ نمي دهد. لارو آفت با تغذيه از موم ها، قابها را نابود مي كند. حشرة بالغ از موم تغذيه نمي كند ولي مي تواند

بهمن
2010-Jun-08, 15:29
شکارچیان زنبور عسل


منبع:www.mellifera.blogfa.com


پرندگان زنبور خوار
پرندگانی که به زنبور عسل حمله میبرند در سه گروه تقسیم شده است:
1-شکارچیان عمده زنبور عسل
2- شکارچیان غیر عمده زنبور عسل
3-سایر شکارچیان زنبور عسل



شکارچیان غیر عمده
دارکوبها(سبز و زنگارنگ)
این گروه از پرندگان خانواده وسیعی دارند که بیشتر انها مهاجرند. دو گونه انها تحت عنوان دارکوب سبز و دارکوب رنگارنگ در بسیاری از کشورهای جهاناز افات غیر عمده زنبور عسل تلقی میشوند.


مسمومیتها
به وسیله گیاهان
مسمومیت زنبور عسل یک مسئله جدید و غیر قابل پیش بینی نیست .مشکل است بین گزارشات مسمومیت زنبور عسل و مسمومیت پستانداران تمایز قائل شد.مسئله مورد قبوم این است که هر چیزی که دام را مسموم میکند زنبور عسل را نیز مسموم خواهد کرد.در زیر به مهمترین خانواده های گیاهی که سبب ایجاد حالات مسمومیت در زنبوران شده اند اشاره میشود.



خانواده سرخدارها
گونه های تاکسوس از خانواده سرخدارها به میزان وسیعی ذر جهان کشت میشود.برگ یا دانه انها پستانداران را مسموم میکند.از این گیاهان یک الکالوئید سمی به نام تاکسین شناسایی شده است. گزارشاتی مبنی بر مشاهده زنبوران مرده وجود دارد که عموما روده انها پر از گرده گونه های سرخدار بوده است.
وسپها
زنبور سرخ و زنبور زرد(وسپ)در جنس وسپا قرار می گیرد که در زمانهای قدیم به عنوان خطری جدی برای کندوهای زنبور عسل شناخته شده اند.گفته می شود که باید بین اواسط تیر تا اواخر شهریور از جهت حضور این زنبوران دقت شود.زیرا این زنبوران زنبور عسل را بعد از خروج از کندو می کشند و جمعیت زنبور عسل یک کندو را نابود می سازند.گاهی حتی زنبوران سرخ وارد کندو شده و لاروها و شفیره ها را نابود می سازند.اما انها بیشتر شفیره ها را ترجیح می دهند.معمولا فقط سینه زنبور عسل را می خورند.زنبور سرخ معمولا سر و شکم زنبور عسل را کنده و سینه ان را به کندو میبرند تا لاروها از ان استفاده کنند.بزرگترین زنبور قرمز به نام وسپاماندارینا یکی از شکارچیان وحشتناک زنبور عسل است.وزن زنبور کارگر این گونه 15-10برابر وزن زنبور عسل کارگر است.عضلات بزرگ و عضلات ارواره ای نیرومند وسپا ماندارینا را قادر می سازد تا زنبور عسل را به سرعت و بدون استفاده از نیش از بین ببرد.اشیانه این زنبور همیشه در زیر زمین است.
کنترل:
برخی از محققین روشهای مختلفی را برای مقابله با زنبوران سرخ پیشنهاد نموده اندکه عبارتند از کشتن زنبوران قرمز با چوب/نابود کردن لانه انها/طعمه گزاری در تله/مسموم کردن/به تله انداختن انها در مدخل کندو و استفاده از پرده های محافظ.میدان گسترده فعالیت وسپا دستیابی به لانه ها و ویران کردن انها را مشکل میسازد.مسموم کردن زنبوران قرمز به این صورت است که طعمه ئهایی را با سموم حشره کش مانند مالاتیون الوده کرده و در دسترس انان قرار می دهند.این طعمه به اشیانه برده می شود و احتمالا سم از طریق تغذیه میان همه ساکنان اشیانه پخش میشود.تله گذاری عبارتست از اسیر کردن زنبوران قرمز در مدخل کندوست.توری محافظ از نزدیک شدن زنبور قرمز ممانعت می کند.
خانواده سرخدارها
گونه های تاکسوس از خانواده سرخدارها به میزان وسیعی ذر جهان کشت میشود.برگ یا دانه انها پستانداران را مسموم میکند.از این گیاهان یک الکالوئید سمی به نام تاکسین شناسایی شده است. گزارشاتی مبنی بر مشاهده زنبوران مرده وجود دارد که عموما روده انها پر از گرده گونه های سرخدار بوده است.




سوسکهای تاول زا
برای زنبورداران بدون شک سوسکهای ملوئیده یا سوسکهای تاولزا یا سوسکهای روغنی حائز اهمیت می باشد.چندین گونه از این خانواده افات زنبوران عسل تلقی می شوند.مشخص شده است که چهار گونه از هشت گونه از این حشرات افات جدی به شمار می ایند.شکل سوسکهای تاولزای افت زنبور عسل در مراحل مختلف لاروی تغیر میکند.بیشتر لاروهای این حشره مانند لاروهای زنبوران و پروانه ها دارای چهار مرحله زندگی هستند و با پوست اندازی های متعدد در مرحله لاروی به راحتی رشد کرده و بزرگ می شوند.لاروهای سوسکهای جنس ملوئه انگل واقعی زنبوران عسل هستند.این لارو در این مرحله از زندگی خود سطح بدن زنبور را سوراخ کرده تا مواد غذایی را زا خون زنبور بگیرد معمولا دو نوع ذایئه توسط گونه های ملوئه ایجاد می شود . نوع اول شامل شکار و تغذیه از تخم یا لارو زنبوران می باشد و نوع دوم که توسط برخی گونه های ملوئه ایجاد می شود ضایعات ناشی از خونخواری است.زنبور الوده به طور ناگهانی میمیرد و لارو ملوئه زنبور مرده را ترک کرده و به زنبور بالغ دیگری حمله می کند.خسارات ناشی از تغذیه سوسکها از زنبوران بسیار زیاد است به نحوی که به هنگام حمله انها توده هایی از زنبوران مرده را در مدخل وروودی میتوان مشاهده کرد.


خانواده ریواس
گندم سیاه زراعی از خانواده ریواس است.گاهی گیاه در پستانداران علف خوار ایجاد حساسیت به نور می کند.در برخی از کشورها هنگام گل دادن گندم سیاه زراعی زنبوران گیجی مشاهده شده اند که رفتاری شبیه به مستی از خود بروز میدادند.این زنبوران در مدت 20دقیقه بهبود می یافتند.


خانواده سوسنیها
گزارشاتی وجود دارد که گرده گیاه پیاز معمولی از خانواده سوسنسها برای زنبور عسل مسموم کننده است.با این وجود گرده افشانی این گیاه را زنبور انجام میدهد.گل لاله سفید معطر گل دیگری از این خانواده است که گل معمولی بهغچه ها می باشد که تعداد زیادی زنبور های مرده در روی این گلها مشاهده شده اند.وجود قند های مانوز و گالاکتوز در همولنف زنبورانی که از این شهد استفاده کرده بودند به اثبات رسیده است.از انجا که این نوع قند ها برای زنبور عسل سمی هستند دقیقا مشخص میشود که شهد گل لاله زنبور را میکشد.گالاکتوز قند عمده در قسمتهای سطحی ماده ترشح شده از گل لاله است.گونه های دیگری از این خانواده تحت عنوان فربق-شیرنج نیز دارای مواد حشره کش هستند



خانواده الالگان
تعداد زیادی ازگیاهان این خانواده دارای الکالوئید های سمی هستند که از میان انها ساختمان شیمیایی ماده ای به نام اکونیتین به خوبی شناخته شده است که دارویی سمی است و زمانی از ان به عنوان تب بر استفاده می شده است.به نظر میرسد که عسل تهیه شده از این گیاهان برای زنبور کمتر از انسا ن سمی باشد.در زنبورهای مسموم فلج پاها و حرکات تشنجی تمام بدن و طولانی شدن انقباض پاها و مرگ مشاهده می شود.



خانواده زیفونیان
گونه های گروه نمداراز خانواده تیلیاسه برای تولید عسل مشهورند.با این حال گاهی به نظر میرسد که برای زنبورها و دیگر حشرات سمی هستند.عسلکی که از این گیاهان به دست میاید گشنده میباشد.علائم مسمومیت عبارتند از:از دست دادن قدرت پرواز/خزیدن سریع/فعالیت غیر معمولی روی تخته پرواز/وجودا زنبور های فلج در کندو و توده های زنبور مرده در زیر درختان.جزئ سمی شهد این گیاهان قند هایی مانند مانوز و گالاکتوز و ملی بیوز می باشد که برای زنبوران کشنده بوده ولی برای بیشتر پستانداران مغذی است.سمیت قند های خاص به غلظت انها در جیره غذایی بستگی دارد.
خانواده چای
تعدادی از محققان در گیاهان خانواده چای غلظتهای متفاوتی از قند رافینوز را به دست اورده اند. سطوح اشباع قند رافینوز در شهد میتواند برای زنبوران مسئله ساز باشد و سبب مسمومیت انها گردد.
خانواده کوکناریان
خشخاش که از خانواده کوکناریان است عامل مرگ و میر شدید زنبوران گزارش شده است.گمان میرود ماده ای که از ان ترشح میشود سمی است.




خانواده زیتونیان
یاس درختی و یاس بنفش از خانواده زیتونیان است که میتواند سبب تلفات زنبورها در بهار و تابستان شود.تلفات به هنگام کمبود گرده افزایش می یابد.


خانواده بادنجانیان
گیاه بذرالنبع یا بنک دانه به عنوان گیاهی دارویی مورد استفاده قرار میگیرد.این گیاه حاوی الکالوئیدهای اتروپی می باشد که سبب مرگ زنبوران بالغ و لاروهای انها میشود.گاهی زنبوران بعد از مصرف این دارو شرور میشوند.توتون معمولی نیز گیاه دیگری از این خانواده است که دارای مواد حشره کش مانند نیکوتین می باشد.گفته میشود مصرف زنبورها از گلهای توتون موجب تلف شدن انها میشود.


خانواده میمونیان
گیاه گل انگشتانه به عنوان گل زینتی است که حاوی 12 گلیکوزید قلبی است.در جایی که منحصرا گل انگشتانه کاشته می شود گرده ان زنبور را مسموم میکند.همچنین گاهی گیاهان به طریق مکانیکی سبب مرگ زنبور میشوند.دیده شده است که چندین نوع گیاه با چسب یا تار و گودالهای پر از مایع یا از طریق بستن گلهایشان زنبورها را به دام انداخته اند.وجود 4-2 درصد گالاکتوزید در شربت50درصد زنبوران را میکشد.
خانواده اپوسنیاسه
گیاه خرزهره معمولی متعلق به خانواده اپوسیناسه به عنوان گیاه زینتی پرورش داده میشود. از برگهای ان الکالوئیدی به نام اولتاندرین به دست می اید که به عنوان حشره کش از ان استفاده میشود.خوشبختانه زنبور به سوی گلهای خرزهره جذب نمی شود زیرا گلهای این گیاه شهد و گرده زیادی تولید نمی کنند.
مسمومیت با سموم دفع افات نباتی
بسیاری از افت کشها و علف هرزکشهای اختصاصی واجد اثرات مضر و مهلکی بر روی زنبوران عسل می باشند.عموما افت کشها دارای اثرات مختلفی مانند:حشره کشی و جرب کشی و کرم کشی و...هستند و همچنین مکانیسم اثر این سموم با یکدیگر کاملا متفاوت است.برخی از سموم تماسی هستند یعنی از طریق جلد جذب می شوند.برخی به طور سیستمیک و برخی از طریق گوارشی جذب میشوند.عده ای از انها سریع الاثر و عدهای دیگر در مدت زمان طولانی تاثیر خود را میگزارند.همچنین این سموم از نظر ترکیبا ت شیمیایی نیز با یکدیگر متفاوتند که می توانند از گروه سموم فسفره و کلره و کاراباماته و...باشند.از نظر تاثیر این سموم بر روی زنبور عسل میتوان انان را به سه گروه تقسیم نمود:
1- ترکیبات بسیار سمی و خطرناک
2-ترکیبات متوسط
3-ترکیبات بی خطر یا کم خطر
1-ترکیبات بسیار سمی و خطرناک
که برخی از این مواد شامل امینو کارب/ازینفوس/مالاتیون/پرمترین/فسفامیدون و پروپوکسور می باشند.
2-ترکیبات متوسط
ترکیباتی مانند د.د.ت :نیکوتین/دیوکساکارب و... در این گروه می باشند.
3-ترکیبات بی خطر یا کم خطر
از حشره کشهای این گروه می توان به امیتراز/تمفوس و دیوکساتیون اشاره نمود.
گفته میشود که خطرناکترین سموم برای زنبور عسل ترکیبات ارسنیکی هستند ولی به هر حال چنانکه اشاره شد ترکیبات فسفره و جیوه دار و همچنین ترکیبات کلره نیز از سموم قوی و خطرناک محسوب میشوند.ترکیبات ارسنیکی را زنبور عسل همراه با گرده گل به کندو وارد کرده و باعث مسمومیت زنبورهای جوان یعنی پرستارها حتی لاروها می گردد.سموم حشره کش تماسی حداقل این مذیت را دارد که به محض تماس با بدن زنبورها بالهایشان فلج شده و از این رو زنبور روی درخت میمیرد و فرصت برگشتن به کندو و الوده و مسموم نمودن سایر زنبورها و لاروها را ندارد.
بید موم خوار بزرگ
بید موم خوار بزرگ تقریبا مهمترین افت فراورده های زنبور عسل است.هر سال این حشره زیانهای جدی به بار میاورد.هر گاه جمعیتهای زنبور عسل در اب و هوای گرم ضعیف شوند یا بمیرند لارو های این بید شانهای کندو را می خورند و ان رابه رشته های در هم پیچیده و توده ای درهم بر هم تبدیل می کنند.
بيولوژي:
گسترش جغرافيايي اين آفت به زنبوران عسل وابسته است. با توجه به ناتواني بيد موم خوار در تحمل سرما گسترش آن محدود مي شود. به اين دليل است كه حمله بيد موم خوار در مناطق مرتفع از شدت كمتري برخوردار است يا اصلاً‌رخ نمي دهد. لارو آفت با تغذيه از موم ها، قابها را نابود مي كند. حشرة بالغ از موم تغذيه نمي كند ولي مي تواند



www.mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 15:30
آفات و غارتگران زنبور عسل



حشرات و عنکبوتیان
حشرات
بیدها
تعدادی از گونه های بید به فراورده های زنبور عسل گرده و موم حمله میکنند.از جمله میتوان بید موم خوتر بزرگ و بید موم خوار کوچک را نام برد.نام علمی این دو به ترتیب گالریا ملونلا و اکروئیه گریسلا است.پروانه موم خوار بالغ زیانی به بار نممی اورد بلکه لارو پروانه موم خوار خسارت عمده ای را به بار می اورد.به این جهت ان را کرم موم خوار می نامند.

بید موم خوار کوچک
بید موم خوار کوچک اکروئیا گریسلا به طور پراکنده در نواحی معتدل و گرم جهان وجود دارد.
زیست شناسی:
بید موم خوار کوچک و بزرگ از لحاظ ظاهر و رفتار حتی هنگامی که نوع اخیر به دلیل تغذیه ناقص رشد نکرده به سادگی از هم قابل تشخیس هستند.اکروئیا گریسلا وقتی در مرحله بلوغ است کوچک و باریک بوده بدنش به رنگ نقره ای خاکستری تا نخودی و سرش کاملا مشخص و به رنگ زرد است.طول بدن نرهای بالغ حداکثر به 10میلیمتر میرسد.بیدهای ماده معمولا کمی بزرگتر بوده و حداکثر13میلیمتر میباشد.بید موم خوار کوچک 6/1تا10/1 وزن بید موم خوار بزرگ است




بید کله مرده
نوع دیگری از بیدها وجود دارد که به بید کله مرده مشهور است.این بید ساختمان کتینی مخصوصی در ناحیه پشتی دارد.کندوهای زنبور عسل در بعضی از نقاط جهان مورد تجاوز این نوع بید قار میگیرند که اختصاصا از شیره گیاهان و شهد و عسل تغذیه می نمایند.اسم عامیانه انها از نقشی که بر روی پشت انها وجود دارد و شبیه سر مرده می باشد گرفته شده است.
زیست شناسی:
این بید دارای اندازه ای متوسط بوده و بدنی تو پر دارد و بالهای قدامی ان به ئرنگ خاکستری تیره و بالهای عقبی ان به رنگ زرد میباشد.همچنین دو نوار تیره در قسمتهای راس بالها دارد.بیدهای بالغ عمدتا از شیره هایی که هز تنه درختان جاری میشود تغذیه کننداما ممکن است شهد یاعسل موجود در کندو های زنبور عسل را نیز بخورند.
بالغشائیان
بالغشائیان شامل زنبوران عسل و زنبورهای انفرادی یا نیمه اجتماعی و مورجه ها و زنبورهای سرخ و زرد هستند.عده بسیاری از این حشرات می توانند از اغات مهمی برای زنبوران تلقی شوند که ذیلا به شرح برخی از انها پرداخته می شود.


مورچه ها
مورچه ها یکی از موفقترین حشرات هستند که علی رغم کوچک بودن جثه تعداد زیاد و رفتارشان انها را جزئ مهمترین غارتگران قرار داده است.مورچه ها بیشتر در نواحی نیمه گرم و گرمسیری دیده می شوند.حمله مورچه ها بخصوص به کندو های زنبور عسل می توانند یک مشکل اساسی محسوب شوند.مورچه ها در گروه های ده و صد هزار تایی به جستجوی غذا می پردازند و در مدت چند ساعت میتوانند یک زنبورستان را تخریب کنند.تعدادی از مورچه ها تحت عنوان مورچه نجار به داخل قسمتهای چوبی کندو نفوذ کرده موجب خسارت در ساختمان کندو می شوند و برخی به عسل ذخیره شده در کندو ها نیز حمله می کنند.
دفاع زنبور در مقابل مورچه:
گاهی زنبور به دفاع در مقابل حملات مورچه ها به کندو میپردازد .بال زدن رفتار دفاعی زنبور است.بدین منظور زنبور بر میگردد و بال می زند و برخورد هوا به مورچه باعث خروج ان از کندو میشود.
کنترل:
در مناطقی که مورچه مشکل دائمی زنبوران است میتوان از حشره کش به صورت پودر یا اسپری استفاده کرد.کلردان معمولترینن ماده شیمیایی است که برای کنترل مورچه ها در زنبورستان استفاده میکنند.باید اشغالها و چوبهای پوسیده و علفهای بریده شده را جمع کرد و از زنبورستان بیرون برد تا امکان لانه سازی مورچه کاهش یابد.


اخوندک:
آخوندَک یکی از حشرات از راسته مانتودئا (Mantodea) تیره آخوندک‌ها (Mantidae) است. این حشره به نامهای فال‌بین و قاطرکُش نیز معروف است چون از آب دهان این حشره قاطر مسموم می‌شود.آخوندک حشره‌ای است باریک و کشیده. وقتی که آرام می‌ایستد پاهای خود را مانند دو دست به سمت جلو نگه می‌دارد. این حشره بسیار خون‌آشام است او حتی به همجنسهای خود هم رحم نمی‌کند. آخوندک تنها حشره‌ای است که قادر است سر خود را به اطراف بچرخاند. هرگاه مگسی به نزدیک این حشره بیاید دستها را به سویش دراز می‌کند آن را می‌گیرد و سپس آرام آرام به خوردنش مشغول می‌شود. آخوندک دارای ۸۰۰ گونه است. ۲۰ نوع از آنها در آمریکای شمالی یافت می‌شود که همگی بالهایی به رنگ قهوه‌ای یا سبز و اندامی حدود ۵ سانتیمتر دارند.


زنبوران زرد
زنبوران زرد شکارچیان مهم زنبور عسل محسوب نمی شوند.گزارشاتی دال بر مورد تهاجم قرار گرفتن زنبور عسل به طور انفرادی توسط زنبوران زرد وجود دارد اما به طور کلی تجاوز زنبوران زرد جزئی است.
کنترل:
در برخی از کشورها از زرات گوشت قرمز یا ماهی که به یک توپنخی متصل شده است به عنوان طعمه استفاده میشود تا بتوان زنبور شکارچی را به این ترتیب دنبال کرد بعد از شناسایی اشیانه زنبور بلورهای نیترات امونیوم در مدخل اشیانه سوزانده می شود تا گاز اکسید نیتریت که زنبورها را نابود می کند ایجاد شود.

عنکبوتهای کروی
در میان عنکبوتها بدترین دشمنان زنبور عسل در دو گروه بزرگ عنکبوتهای کروی و رتیل باغی قرار دارند.عنکبوتهای کروی جثه ای بزرگ دارند که تارهای بزرگ و غالبا زیبا میسازند.عنکبوتهای کروی برای زنبوران عسل خطرناکترین نوع این جانوران به حساب می ایند.



رتیل باغی
دومین خانواده از عنکبوتها که عمدتا از افات زنبور عسل به شمار میروند خانواده رتیل باغی یا عنکبوت خرچنگی (تومیسیده)است این عنکبوتها کوتاه /پهن وتا اندازه ای شبیه به خرچنگ می باشند.پاهای خود را خرچنگ مانند نگه می دارند و اغلب به پهلو یا عقب عقب راه می روند. این نوع عنکبوتها تار نمی تنند.بعضی از انها برای یافتن صید به جستجو می پردازند.اما بیشتر انها مخصوصا روی گلها یا اطراف ان به کمین مینشینند و زنبورها و مگسهایی که از خودشان بسیار یزرگترند را گرفته و با زهر خودشان سریعا ناتوان میسازند.
کنترل:
کنترل عنکبوتها معمولا ضروری نیست .توصیه میشود که تارهای عنکبوت از اطراف کلنی های فعال زنبور عسل زدود.
سوسک کوچک کندو:
مقدمه:
سوسك كوچك كندو (آتينا توميدا) كلني هاي زنبوران عسل دنيا را در معرض تهديد قرار داده، تا كنون در كشور ما گزارش نشده است. منشأ اوليه اين آفت آفريقاي جنوبي بوده ، سپس شمال آفريقا و بعد آمريكاي شمالي و استراليا را آلوده نموده است. حضور آن تهديد مهمي براي كلني هاي زنبور عسل و ضربه مهلكي بر زنبورداري خواهد بود. دوره توليد مثل آن شامل چهار مرحله و مبارزه با آن كاري سخت به نظر مي رسد. مصرف محصولات شيميائي، ‌نه تنها براي زنبوران بلكه براي محيط زيست زيان آور بوده و مسئله باقيمانده ها در محصولات كندو را تشديد خواهد نمود. مسئولين بهداشتي زنبور عسل اروپا مي گويند اگر بخواهيم اين طاعون به اروپا نرسد، ضروري است تمام واردات زنبور عسل از مناطق آلوده ممنوع اعلام شود. پروژه هاي تحقيقاتي در سطح بين الملل با هدف بررسي استراتژي مبارزه با اين آفت در حال اجراء‌ است. آتينا توميدا موري نام علمي اين انگل است، كلني هاي آفريقا را آلوده نموده و روش هاي مقابله با آن موفقيت آميز نبوده است. زنبوران عسل عليه اين مزاحم يك استراتژي اختصاصي مقابله را طراحي نموده اند كه با حبس انگل در زندان بره موم و با خارج كردن تخم ها و لاروهاي ريز از كندو همراه است. در سال 1996 اين آفت در آمريكا مشاهده گرديد و بطور جدي كلني هاي زنبوران عسل را در سراسر دنيا مورد تهديد قرار داد. بر خلاف زنبوران عسل آفريقائي، زنبور عسل اروپائي در مقابل اين آفت بدون دفاع است. تجارت جهاني زنبوران و محصولات آن موجب ورود سوسك كوچك كندو به مصر، استراليا و كانادا شده است.

دوره توليد مثل :
سوسك هاي ماده در داخل سوراخ ها و منافذ كندو بعنوان پناهگاه، تخم گذاري كرده بعد از 3-2 روز لاروها متولد مي شوند، در طول 16-10 روز با تغذيه از گرده ها، لاروها و تخم هاي زنبورعسل و همچنين عسل، سلولها ( ديواره ها و سقف) را تخريب مي نمايند. در نتيجه عسل از سلولها بيرو ن ريخته ، كندو را آلوده و چسبناك مي نمايد، سپس لاروهاي آفت كندو را ترك كرده تا در داخل خاك دوره شفيره اي را كه 28-21 روز به طول مي انجامد، بگذرانند. با اين وجود انگل مي تواند اين دوره را در داخل كندو نيز، طي نمايند.


يك هفته بعد از تولد ، حشره بالغ گرديده و ماده شروع به تخمگذاري مينمايد. حشره بالغ توانائي دارد پرواز نموده و يك كندو در چندين كيلومتري محل تولد خود را آلوده نمايد. دوره زندگي اين آفت شش ماه است و مي تواند زمستان را در كندو بگذراند. دوره توليد مثل حدود 8-6 هفته بطول مي انجامد و چند دوره در يك سال تكرار مي شود. تمام مراحل توليد مثل بجز مرحله شفيرگي در داخل كندو رخ مي دهد.
خسارات وارده به كندوهاي زنبورعسل :
لاروهاي اين انگل خسارات اصلي را وارد مي كنند. آنها تونل هايي را در بين شان ها ايجاد كرده، و از تخم ها و لاروهاي زنبورعسل براي تغذيه استفاده مي نمايند كه منجر به تخريب سلولهاي نوزادان و حجرات عسل مي شود. عسل ذخيره از سلولها ي تخريب شده سرازير گرديده، قابها را بهم مي چسباند، عسل با مدفوع لاروهاي انگل آلوده شده، تخمير مي شود و شان هاي تخريب شده فرو مي ريزد. درجه تخريب در يك كلني بستگي به تعداد لاروهاي موجود دارد . اگر آلودگي شديد باشد احتمال زياد دارد كه كلني بطور كلي نابود شود. قابهاي عسل خارج شده از كندو كه براي عسل گيري نگه داري مي شوند، در معرض حمله سوسك كوچك مي باشند. آنها با پرواز مي توانند به قابها دسترسي پيدا كرده و در آن تخم گذاري نمايند. قابهاي عسل آلوده شده و عسل ها تخمير و غيرقابل مصرف مي شود. نشان داده شده كه اين انگل كلني هاي زنبوران بدون نيش را نيز مورد حمله قرار داده ، اين كندوهاي بي دفاع به سرعت از پا درمي آيند.
توزيع جغرافيائي:
اين انگل اولين بار در سال 1867 شناسائي شده است. مناطق حاره و شبه حاره واقع در جنوب صحراي آفريقا منشأ اين آلودگي بوده است. از سال 1940 بعنوان انگل زنبورعسل شناخته شده است.
پيشگيري و درمان :
آتيناتوميدا در آمريكا ديده شده ولي هنوز در اروپا مشاهده نگرديده، اگر بخواهند كه اين انگل وارد اروپا نشود ضروري است كه تصميماتي اتخاذ شود مخصوصاً تمام واردات زنبورعسل از كشورها و مناطق آلوده ممنوع شود. در سوئيس واردات زنبور عسل تابع دستورالعمل خاصي است و هيچ وارداتي از آفريقاي جنوبي، مصر، آمريكاي شمالي و استراليا مجاز نمي باشد، با اين وجود واردات مقادير زياد زنبور عسل بصورت غيرقانوني وجود دارد. كساني كه كه به اين كار دست مي زنند زنبورداري سوئيس را به خطر انداخته، چون هيچ تضمين بهداشتي براي بهداشت زنبوران از مبادي ورودي وجود ندارد. اگر اين انگل روزي به اروپا وارد شود پيشگيري و درمان كلني ها ضروري و بسيار سخت خواهد بود. فقط كلني هاي قوي با يك جمعيت بالاي داراي جمعيت نظافت گر در كندو قادر خواهند بود عليه مهاجمان اقدام نمايند. عسل بايد هرچه سريعتر برداشت شود و از كندو دور شود. در آمريكا زنبورداران عليه اين آفت جديد برخي از سموم را بكار مي برند. خاك حوالي كندوها نيز بايد با يك حشره كش ضدعفوني شود. متوسل شدن به مواد شيميائي دو ضرر دارد از يك طرف ايجاد باقيمانده در عسل و ساير محصولات كندو و از طرف ديگر احتمال زياد دارد كه انگل به آن مقاوم شود. پروژه هاي تحقيقاتي موجود در سطح بين المللي كه در تمام انستيتوهاي زنبورداري اروپائي اجراء مي شود بدنبال پيدا كردن شيوه جديد مبارزه هستند بايد اميدوار بود كه اين كار قبل از حضور آتيناتوميدا در اروپا به نتيجه برسد. چه مي توان انجام داد ؟ از محدوديت واردات، مهمتر آموزش است. بعلاوه جا دارد خطر ناشي از واردات محصولات زنبورعسل و واردات غيرقانوني زنبور را ياد آوري نمود.


گرگ زنبوران
زنبورانی انفرادی هستند که زمین را حفر میکنند.گونه هایی از انها زنبوران عسل را برای تغذیه لاروهایشان مورد استفاده قرار می دهند.گرگ زنبور اروپائی (فیلانتوس تری انگلوم)از مخربترین زنبوران این جنس هستند .خاکستر و تفاله زغال سنگ بهترین محل برای اشیانه سازی این زنبور است.گاهی در خاکهای شنی /شکاف خیابانهای سنگفرش شده و پی دیوار خانه ها نیز اشیانه میسازد.گرگ زنبوران زنبوران کارگری را که روی گلها مشغول یافتن غذا و جمع اوری شهد هستند و یا زنبوران حامل شهد را در مدخل کندو شکار میکنند.
کنترل:
سودمند ترین روش برای مبارزه با این زنبورها این است که محل اصلی اشیانه هایشان را خاکریزی کرده و چمن بکارند.کشتن لاروهای فیلانتوس د رداخل خاک با استفاده از مواد شیمیایی مشکل است. زنبورهای بالغ را میتوان در فصل جمع اوری مواد غذایی با ریختن دی سولفید/پارا دی کلرو بنزن ویا تترا کلرواتان در سوراخ لانه هایشان از بین برد.


لوک امریکایی
لوك آمريكايي يك بيماري باكتريايي است كه فقط نوزادان زنبورعسل راآلوده مي كند وسبب مرگ آنها ميشود. اين بيماري يكي ازخطرناك ترين بيماريهاي نوزادان زنبورعسل است كه در سرتاسر دنيا گسترش دارد.
عامل بيماري:
عامل بيماري باسيل گرم مثبت هاگ داراي است به نام پني باسيلوس لاروي كه براي اولين باردرسال 1920 توسط وايت بعنوان عامل بيماري لوك آمريكايي مشخص گرديد؛ هاگ اين بيماري نسبت به حرارت ؛ خشكي وموادضدعفوني كننده مقاوم است وساليان درازمي تواندعفونت زاباقي بماند؛ بعضي ازسويه هاي آن حرارت 90 درجه سانتي گراد راتا20 دقيقه و100 درجه راتا11 دقيقه تحمل مي نمايند؛ فرم رويشي باكتري عفونت زانبوده وفقط هاگ آن عفوني زا مي باشد.
انتقال وسرايت بيماري :
ميكرب اين بيماري به صورت اسپور(هاگ)همراه باغذاواردبدن لاروهاي خيلي جوان شده ودرروده لاروبه فرم رويشي تبديل ميشودوبا سوراخ نمودن جدارروده وارد همولنف شده شروع به تكثير مي نمايد،سپس لارو رابيمار وسرانجام ازبين مي برد. باسيلوس لاروي دربدن لاروهاي مسن نمي تواند رشد نمايد،چون محيط برايش چندان مناسب نيست.
مهمترين راههاي سرايت بيماري عبارتنداز:
1- دردرجه اول خودزنبورداربادستهاووسايل كارآلوده به عامل بيماري ويابرداشتن قاب ازكندوي بيماروآويزان كردن آن دركندوهاي سالم باعث انتشارلوك امريكايي ولوك اروپايي درزنبورستان مي گردد.
2- استفاده ازعسل آلوده جهت تغذيه زنبوران.
3- زنبورهاي وارداتي آلوده مي توانند نقش مهمي درانتشار بيماري داشته باشند.
4- زنبورهايي كه حجره هاي آلوده راتميز كرده اند.
5- خريدن كندواززنبورداراني كه زنبورستان آنها آلوده به اين بيماري باشند.
6- زنبورهاي نر كه آزادانه به داخل كندو رفت وآمد مي كنند موجب انتقال بيماري مي شوند.
7- استفاده ازموم كندوهاي بيمار براي ساختن موم پرچ شده.
8- غارت جمعيتهاي ضعيف وبيمار به وسيله جمعيتهاي قوي باعث انتقال بيماري به كندوي قوي مي شود.
9- بعد ازمهاجرت دراثر ورود اشتباهي زنبورها به كندوهاي مجاور در صورتي كه آلوده باشند مي توانند كندوي جديدراآلوده كنند.
نشاني هاوتشخيص درمانگاهي بيماري:
لاروها تقريبا“ درسن 3-2 روزگي به اين بيماري حساس ترند.بيماري تا موقعي كه درپوش حجرات بسته گردد ادامه خواهدداشت ومرگ لارو درموقعي كه درپوش سلولي بسته مي شوداتفاق مي افتد وسرآنها به طرف بالا و درپوش حجره مي باشد، بدين معني كه مرگ وميرلاروها معمولا“ درمرحله پيش شفيرگي است ولي درمرحله شفيرگي نيزممكن است پيش آيد. لارو كه درحالت سلامت به رنگ سفيد صدفي است ؛ درموقع ابتلا به بيماري تغييررنگ داده كم كم زردقهوه اي مي شود. درپوش حجرات كه درحالت طبيعي كمي محدب وبه رنگ قهوه اي روشن هستند در لاروهاي بيمار مرطوب ؛ فرورفته وتيره رنگ مي گردند. زنبورهاي بالغ باتشخيص چنين حجراتي درپوش آنهارابه منظورخارج نمودن لاروهاي بيمار و مرده سوراخ مي نمايند. به اين دليل است كه شان آلوده برخلاف شان سالم كه درطي مراحل مختلف رشد لارو تقريبا“ يك دست است خيلي نامنظم به نظر مي رسند و ظاهرشان چنان مي نمايد كه تخم كذاري نامرتب انجام شده ودراين حالت اگرشان رانگاه كنيم حجراتي بادرپوش هاي باز، بسته، درپوشهاي تغييررنگ داده ومقعر و درپوش هاي سوراخ شده خواهيم ديد. لاروهاي مرده شروع به گنديدن نموده تيره رنگ مي گردند و بوي مخصوصي ازآن ها استشمام خواهدشد. اين بو بعضي اوقات تاموقع خشك شدن لاروممكن است باقي بماند. دراين مرحله اگرچوب كبريتي رابه داخل حجره فروبرده كمي بپيچانيم وبيرون بكشيم، رشته كشدارتقريبا درازي حداكثربه طول 5/2 سانتي متر به دنبال چوب كبريت كشيده خواهد شد كه يكي ازعلائم بسيارمشخص بيماري است ، اين مرحله، مرحله كشدار ناميده مي شود حالت مزبور در لوك اروپايي نيزممكن است ديده شود ولي رشته اش خيلي كوتاهتراست . بالاخره پس ازحدوديك ماه يابيشترلاروخشك شده، فلس مانند گشته به ته حجره مي چسبد، درصورتي كه لارودرحالت شفيره اي ازبين رفته باشدزبان لاروبه طوربرجسته ازكف حجره نمايان ميگردد. اين حالت نيزيكي ازعلائم مشخص بيماري ميباشد.
كنترل ودرمان بيماري لوك آمريكايي:
روشهاي مختلفي به منظوركنترل ودرمان بيماري لوك آمريكايي توسط زنبورداران به كاررفته است ، به پاره اي ازاين روشهااشاره ميشود:
1- تكان دادن( رهاسازي )
به دوروش انجام ميشود:
روش اول : يک هفته بعد از اولين درمان داروئي و دقيقاً قبل از دومين درمان توسط شربت حاوي دارو رهاسازي انجام ميشود. يعني درمان دوم در كندوي جديد يا كلني رها سازي شده از شر اسپور ها انجام خواهد شد. دقت در هنگام عمليات رها سازي ضامن موفقيت است. عمليات بايد در روز روشن و در هنگام فعاليت زنبوران، انجام شود.
روش دوم – زنبوران رابه داخل يك جعبه ( كندوي خالي ) تكان ميدهندچندين ساعت دراين جعبه نگهداري ميشوندتاآخرين ذرات عسل آلوده راكه باخوددارندمصرف كنند؛ سپس آنهارابه داخل كندوهايي كه قابهاي تازه موم كشي شده دارندتكان ميدهند.
2-كشتن وسوزاندن زنبوران:
بهترين ومؤثرترين راه مبارزه بالوك آمريكايي ، كشتن تمام كلني هاي آلوده وضدعفوني وسائل وكندوهاي مربوطه باشعله افكن مي باشد.
دارودرماني:
داروي پيشنهادي اكسي تتراسيكلين مي باشد كه بايد توسط دكتر دامپزشك تجويز شود.




بیماری لوک اروپایی
لوك اروپایی، تحت نامهای لوك خوش خیم ، لوك بدبو، لوك اسید عامل آلودگی منطقه ای شفیره های زنبوران عسل می باشد. شدت آن ، به تنهایی یا همراه با لوك آمریكایی، آنرا در گروه مشهور به بیماریهای واگیر جا داده است . در سال 1904، هم زمان با کشت باسیلوس لاروا یك آلودگی دیگر در شفیره ها تشخیص داده شد كه علایمی مغایر با لوك آمریكایی داشت و بعنوان لوك اروپایی شناخته شد. با وجودیكه این بیماری به قاره اروپا محدود نبود.
عامل بیماری :
بر خلاف لوك آمریكایی، لوك اروپایی یك آلودگی است كه توسط باكتریهای گوناگون ایجاد میشود. مشهورترین عوامل عبارتند از:
ـ میكروب ملی سو كوكوس پلوتونیوس یا استرپتوكوكوس پلوتون:
بموجب تحقیقات وایت White ، مهمترین عامل ایجاد كننده بیماری است ، این میكرو ارگانیسم به شكل كوكسی یا دانه های تسبیح ، چند شكلی ، معمولاً بصورت كم و بیش گرد به قطر یك میكرون است.این میكروب گاهی بصورت تك تك و گاهی بصورت رشته یا دانه های تسبیح، ولی اغلب بصورت توده مشاهده میشود و گرم مثبت است. این میكروب هاگدار یا اسپور دار نمیشود ، لذا مقاومت آن محدود است، یك سال در شرایط خشكی و بیست و پنج روز در شرایط معمولی میتواند زندگی كند.

ـ میكروب باسیلوس آل ویی:
نقش این میكروب در سال 1885 بوسیله دو نفر به نامهای Cheshire و Chayne كه بیماری را بطور تجربی ایجاد كردند ، روشن گردید. كار آنها بعداً توسط محققان دیگر، Borchert و Timasec ،تایید گردید. این میكروب یك باسیل گرم مثبت به اندازه2 - 7× 8/0-2/1 میكرون میباشد و می تواند تولید اسپور نماید. این اسپور ها از اسپور های باسیلوس لاروا به مراتب بزرگتر و اضلاع موازی دارد. مقاومت آن كمتر و میتواند 30دقیقه در 100 درجه سانتی گراد مقاومت نماید.
میكروب آكروموباكتر اوریدیس :
یك باسیل گرم منفی ، كه تولید اسپور نمی نماید و میتواند به تنهایی یا با سایر عوامل پاتوژن ایجاد بیماری نماید. نسبت به سایر عوامل از اهمیت كمتری برخوردار است. میتواند مرگ لاروی را كه قبلاً آلوده شده ، تسریع نماید.
ـ میكروب استرپتوكوكوس فكالیس:
این باكتری اغلب همراه سایر اجرام آلوده كننده یا میكروبها مشاهده میشود ، در برخی موارد این باكتری شدیداً غالب است و همچنین میتواند علایم مشخص ایجاد نماید.
ـ میكروب باسیلوس لاتروسپروس:
این میكروب دارای یك اسپور جانبی میباشد . توانایی بیماریزایی آن مورد بحث است. انتقال تجربی جرم انجام و بیماری نیز ایجاد شده است.
دخالت باكتریهای گوناگون در این بیماری هر كدام ایجاد بیماری لوك اروپای با علایم مشخص می نمایند. احتمال دخالت ویروس ها در ایجاد بیماری وجود دارد، اما تئوری دخالت یك ویروس معین مردود است. برخی موارد ویروس عامل لارو كیسه ای با استرپتوكوكوس فكالیس از عوامل ایجاد كننده لوك اروپایی می باشند، كه لاروها علایم مشخصه لوك اروپایی را نشان داده و میتوان حضور این ویروس را به میزان بالا تشخیص داد. همچنین در هنگام حمله ویروس فلجی حاد (APV )به زنبوران، كه به شفیره ها و زنبوران بالغ از طریق واروای ماده منتقل میشود، علایم معین لوك اروپایی دیده میشود. دخالت میكرو ارگانیسم های مختلف در ایجاد لوك اروپایی موجب ارایه تفسیر های مختلف توسط محققین شده است. گروهی تئوری وجود یك نوع لوك اروپایی را علی رغم وجود عوامل گوناگون ایجاد كننده بیماری پذیرفته اند. این نظریه می گوید كه علایم ثبت شده گوناگون مربوط به انواع اختصاصی بیماری نمیباشد.
گروهی با توجه به عامل یا عوامل ایجاد كننده و علایم مخصوص، بیماری خاصی را مطرح می نمایند.
• لوك اروپایی معمولی با اجرام غالب استرپتوكوكوس پلوتون و باسیلوس آل ویی
• لوك اروپایی حاد با جرم غالب باسیلوس آل ویی
• لوك اروپایی مزمن با جرم غالب استرپتوكوكوس فكالیس
عوامل مستعد كننده:
عامل مستعد كننده ای كه بطور عموم پذیرفته شده ضعف تغذیه ای است . در بعضی از مناطق معلوم شده كه وقتی كلنی های قوی با یك دوره بارندگی ، سرما یا خشكی طولانی مواجه می شوند كه در تأمین گرده اختلال ایجاد شود، یا در بعضی از اوقات سال كه میزان گرده كاهش می یابد. بیماری ظهور می نماید. تضعیف كلنی به هر دلیل ،تغییرات جوی، اختلال در توازن گروههای جمعیتی كلنی ، وجود عوامل بیماری زای دیگر (واروا) ، در بروز بیماری میتواند اهمیت داشته باشد.
بیماریزایی :
در موقعیت بروز بیماری ، عامل از طریق مواد غذایی به لاروها منتقل و با رسیدن به روده میانی به شكل سریع تكثیر میشود. آلودگی محدود به روده بوده و منجر به سپتی سمی نمیشود. لارو در اثر محرومیت از غذا و رشد سایر باكتریها تلف میشود.
علائم :
بروز علایم لوك اروپایی در مرحله باز بودن شفیره ها ، در اغلب موارد تشخیص بیماری را آسان می نماید. شفیره ها موزاییك مانند و بوی مخصوص دارد که كم و بیش قابل تشخیص و متفاوت با بوی لوك آمریكایی است. لاروها در كف حجره ها مشاهده میشوند. كم و بیش شكل و قطعه بندی خود را حفظ كرده اند ، ولی اغلب وضعیت غیر طبیعی دارند، به دیواره حجره چسبیده نیستند، كشدار نبوده ولی نرم میباشند و با لمس كردن به راحتی پاره میشوند. رنگ سفید صدفی خود را از دست داده ، سپس زرد و سرانجام قهوه ای میشوند. بعد از خشك شدن ، لارو ها به پلاك هایی تبدیل شده كه به سادگی از دیواره حجره جدا میشوند.
علایم فوق در زمانی كه استرپتوكوكوس پلوتون و باسیلوس آل ویی غالب باشد مشاهده میشود. ولی زمانی كه بیماری لوك مزمن یا شفیره های فاسد باشند، علایم تفاوت میكند.
لوك مزمن:
گروهی از لاروها بعد از بسته شدن درب حجره ، تلف می شوند. در ب حجره ها فرو رفته ، لاروها به رنگ بلوطی در آمده ، گاهی كشدار مثل لوك آمریكایی ،بدون اینكه بوی خاص استشمام شود. لاروها پس از خشك شدن بشكل پولك بلوطی تیره درآمده كه بسادگی قابل جدا شدن است و توسط زنبوران خارج میشود.
اپیدمیولوژی:
عامل آلوده كننده توسط مواد غذایی وارد روده میانی لارو می شود. هر سه نوع لارو به آلودگی حساس هستند. بیماری لاروهای جوان را مبتلا كرده و در مرحله بازبودن شفیره ها آنها را مبتلا كرده و قبل از بسته شدن درب حجره تلف میشوند. نحوه انتقال آلودگی در سطح كلنی، شبیه لوك آمریكایی است ولی با شدت كمتر و چون لارو تلف شده كشدار نبوده و پلاك ها به دیواره حجره چسبیده نیستند ، پیشگیری بیماری توسط زنبوران نظافت گر سهل است. تكثیر و توسعه بیماری در سطح زنبورستان و منطقه، به فاكتورهایی كه برای سایر بیماریها، مطرح است، بستگی دارد. بیماری معمولاً به چند كلنی یا زنبورستان محدود میشود، از یك زنبورستان به زنبورستان دیگر و از سالی به سالی تفاوت های زیادی در بیماری مشاهده میشود. اغلب عود بیماری در بهار رخ میدهد. و اغلب بطور خود بخود با مساعد شدن وضعیت غذایی و آب و هوایی بیماری ناپدید میشود. كاهش گرده روی فعالیت غدد هیپوفارنژیال و ماندیبولار زنبوران پرستار و در نتیجه ، بر روی ترشح ژله رویال از نظر كمی و كیفی اثر سوء داشته، لذا لاروهای جوان دچار نقص تغذیه ای میشوند. واروا یك عامل مستعد كننده لوك اروپایی است و با آتروفی یا تحلیل بردن غدد ترشح كننده ژله رویال باعث اختلال در فعالیت غدد شده و نتیجه اش بر روی لاروها همان نقص در تأمین گرده میباشد.
پیش بینی بیماری:
حدت لوك اروپایی به مراتب از لوك آمریكایی كمتر است به این دلیل كه از طرفی مقاومت عامل این بیماری از مقاومت اسپور باسیلوس لاروا كمتر است و از طرف دیگر مواد پاتوژن (لاروها، پولك ها) خیلی ساده تر توسط زنبوران نظافت گر حذف میشوند، چون نه چسبیده هستند و نه كشدار .
درمان:
درمان دارویی و همچنین پیشگیری از بروز آن شبیه لوك آمریكایی است ، مگر در آلودگی های خیلی شدید. نباید فراموش كرد كه لوك اروپایی وابسته به عامل تغذیه و آنهم اغلب به عامل آب و هوایی بستگی دارد. لذا از بین بردن كلنی آلوده بجز در موارد شدید ضرورتی ندارد ، ولی حذف كادرهای آلوده اجباری است.
برای درمان دارویی، آنتی بیوتیك اختصاصی لوك اروپایی (دی هیدرو استرپتومایسین) را بصورت یك گرم از ماده مؤثره در هر كلنی، در یك لیتر شربت 1 به 1 میتوان استفاده كرد، 3 بار به فاصله یك هفته تكرارشود.


عفونت عمومی بدن(سپتی سمی):
سپتی سمی بیماری زنبوران بالغ است. اولین بار شخصی به نام برنساید در سال1928میلادی این بیماری را کشف کرده و توضیح داد.زنبوران کارگر و نرها وملکه مستعد ابتلا به این بیماری می باشند.

عامل بیماری:
عامل این بیماری باکتری به نام پزودوموناس اپی سپتیکوم است.این باکتری از جمله باکتری های گرم منفی و تولید اسپور نمی کند گفته میشود که رطوبت به انتقال سپتی سمی کمک میکند واحتمال بروز بیماری تحت شرایط استرس و فشار افزایش می یابد.استرس هایی نظیر تغذیه زیاد با غذای مصنوعی تراکم فراوان زنبورها روی شانها یا نقل مکان زنبورها شرایط و امکان ایجاد بیماری را افزایش میدهد.
علائم:
زنبوران الوده به سپتی سمی سریعا می میرند و در نتیجه جمعیت کندو کاهش می یابد و موجب ضعف کندو می گردد.این زنبوران قدرت پرواز ندارند و به وسیله کارگر ها از کندو بیرون برده می شوند.همولنف زنبور های بیمار از قهوه ای ملایم به سفید گچی می گراید.مهمترین نشانه و اسیب در زنبوران الوده تخریب سریع عظلات است.برای مثال برداشتن زنبور های الوده از طریق زوائد بدن مانند بال وسر و سینه یا شکم غیر ممکن است زیرا قسمتها جدا شده و می افتند.همچنین زنبوران الوده در کندو بی قرار بوده غذا نمی خورند و قادر به پرواز نیستند.
درمان:
هیچ سویه و گروهی از زنبوران را نمی توان یافت که به این بیماری مقاوم باشد.در بسیاری از کشورها داروی استرپتومایسین با موفقیت برای کنترل سپتی سمی مصرف میشود.


بیماری پولک پودری:

نوعی بیماری نادر است که عامل ان باکتری باسیلوی پولویفاشینس معرفی شده است.این باکتری نیز تولید اسپور یا هاگ نموده و حداکثر رشد ان در 45 درجه سانتی گراداست.این بیماری تنها به نوزادان جوان حمله می کند و پولکهایی که از نوزادان مرده حاصل می شود پودری و تردتر از پولکهای لوک امریکایی و اروپایی است.رنگ این پولکها از قهوه ای روشن تا زرد تغیر میکند و از کف سلول تا سقف کشیده می شود که در صورت برداشتن پودر می شوند.نام بیماری هم از همین ویژگی گرفته شده است.سرپوش سلولها در این بیماری نیز سوراخ می شود.احتمالا این بیماری دارای زندگی مسالمت امیز با زنبورها می باشد و تحت شرایط استرس این عامل بیماری زا می شود.


خانواده فاگاسه
گونه هایی از خانواده بلوط از خانواده فاقاسه در شرایط خاصی سبب مسمومیت زنبورها میشوند و گمان میرود این موضوع با میزان زیاد اهک در خاک ارتباط داشته باشد.برگهای چسبناک بلوت همراه با عسلک به عنوان محل مناسبی برای رشد اسپرژیلوس کالیتپراتوس است که این قارچ سمی خطر ویژه ای برای زنبور دارد.


بیماری کیسه ای نوزادان
در سال 1917میلادی اولین بار بیماری ویروسی تحت عنوان بیماری کیسه ای نوزادان تشخیص داده شد.این بیماری عموما لاروهای 4-2 روزه را مبتلا میسازد و سبب تلف انها می شود.لاروهای دو روزه از سایرین حساستر هستند.محققین عامل بیماری را ویروس پالش پذیر اعلام نموده اند.عامل بیماری احتمالا همراه غذا وارد دستگاه گوارش لار شده و تولید بیماری میکند.ویروس حداکثر مدت سه هفته در بدن لارو یا داخل عسل زنده باقی می ماند.زنبوران جوانتر اغلب در هنگام حمل و نقل لاروهای تلف شده ویروس عامل بیماری را کسب نموده و انها را در زمان تغذیه سایر لاروها همراه ترشهات غددی به انها منتقل میسازند.
علائم:
لارو ها قبل از دوره شفیرگی تلف می شوند و معمولا در زیر پوست انها مقدار قابل توجهی مایع جمع می شود و سپس انها تلف می شوند و در این حالت شکل کیسه به خود می گیرند.از علائم دیگر این بیماری می توان به این نکته اشاره کرد که قبل از مردن لارو پوست بدنش از قسمت پشتی و از ناحیه چشمها تیره میشود و به مرور در قسمت عقب ادامه می یابد.گرچه تیره شدن رنگ پوست در لاروها صورت می گیرد ولی در مورد بیماری کیسه ای نوزادان این حالت بسیار سریع شروع می شود.بیماری غالبا در بهار شایع شده ئ در تابستان بر طرف می شود.لاروهای تلف شده به شکل خاصی در داخل حجرات قرار می گیرند.به این معنی که اگر درب حجرات به وسیله چوب کبریتی باز شود سر لارو به طرف بالا برگشته و قسمت پشتی لارو که با کف حجره تماس دارد کاملا پهن شده است.
درمان:
به طور کلی درمان عفونتهای ویروسی با مواد شیمیایی مشکل تر از درمان عفونتهای باکتریایی است.به طور کلی هیچ روش قابل قبولی برای درمان عفونتهای ناشی از ویروس کیسه ای نوزادان وجود ندارد.







منبع : www.mellifera.blogfa.com

بهمن
2010-Jun-08, 15:32
ناهنجاریها و بیماریهای غیر عفونی




منبع : www.mellifera.blogfa.com


بیماریهای موروثی
گاهی زنبور عسل به دلایلی –به جز افات و بیماریها –دچار ناهنجاریها یا حالات غیر طبیعی میشوند.این حالات عبارتند از مرگ و میر/بد شکل شدن/ اختلالات فیزیولوژیکی و ژنتیکی که ممکن است بر اثر شرایط محیطی نامساعد/بدی تغذیه/اختلالات عمومی/جهش ژنها یا ترکیب و ارایش مجدد کروموزومی به وجود اید.
تخمهای عقیم
گاهی یک ملکه که به تازگی جفت گیری کرده است شروع به تخم گذاری کرده ظاهراً به طور طبیعی تخم گذاری را ادامه می دهد اما بیشتر این تخم ها تفریخ نمی شوند (باز نمی شوند) این تخم ها را اگر زنبوران کارگر بیرون نبرند عاقبت چروکیده می شوند . بعضی اوقات ملکه ای در خانه ای که تخم چروکیده دارد مجدداً تخم دیگری می گذارد . زنبوران پرستار گاهی غذای لارو را در تعدادی از خانه ها که تخم تفریخ نشده دارند ذخیره می کنند . باید دانست تخم های عقیم که در داخل حجره های مخصوص زنبوران نر گذاشته می شود بیشتر از تخم های موجود در حجره های مخصوص زنبوران کارگر دوام نخواهد آورد . به هر حال تعدادی از تخم ها تفریخ می شوند و به زنبورهای به ظاهر معمولی نر و کارگر تبدیل می شوند و یک ملکه نیز از چنین لاروهایی به وجود می آید. ناتوان بودن این گونه تخم ها برای زنده ماندن هنوز ناشناخته است ولی احتمالاً عوامل ژنتیکی در آن تاثیر دارند شاهدی که به این احتمال وجود دارد این است که مجموعه ای از این حالات در فرزندان ملکه ، یا فرزندان ملکه ای که از ملکه های مادر مربوطه به وجود آمده اند دیده می شود . بعضی از گزارش ها در مورد تخم های عقیم حاکی است که تعدادی از ملکه ها که تخم های طبیعی تولید می کرده اند بعد از مدتی تخم های عقیم گزارده اند . برای توضیح این حالت می توان گفت که احتمالاً گذاردن تخم عقیم به وسیله این نوع ملکه ها به تعویق افتاده است.

لاروهای پراکنده
حفظ حالت تراکم و فشرده حجره های پرورش نوزادان امری ضروری است تا زنبورانی کارآمد به وجود آید . اما مکرر دیده می شود که قاب پرورشی نوزاد حالت تراکم خود را از دست می دهد . چنین حالتی را حالت لارو پراکنده می نامند . ناهنجاری لارو پراکنده حالتی اغفال کننده است . این حالت می تواند نتیجه بیماری های عفونی و ناهنجاری های ژنتیکی باشد . تشخیص سریع علل ناهنجاری لارو پراکنده بدون فراهم آوردن سایر مدارک می تواند غیر ممکن باشد . در نتیجه دقت در بازدید و بررسی سایر علائمی که طیف بیماری های لارو پراکنده را در بر می گیرند درتشخیص بیماری مفید خواهد بود در ادامه با چند علت شناخته شده ناهنجاری لاروهای پراکنده آشنا می شویم:
1-مرگ و میرژنتیکی
2-رفتار تخمگذاری ملکه
3-همگونه خواری
4-پاک کردن از بیماریها



ناهنجاریهای شفیره ای
تاکنون دو نوع ناهنجاریهای شفیره ای شناسایی شده است که سبب مرگ شفیره ها مشود.یکی از انها ناهنجاری زنبوران سر سفید است.در این ناهنجاری تمام سر شفیره و ضمائم ان سفید باقی میماند در حالی که بقیه کوتیکول سیاه شده است.دیگری ناهنجاری است که شکم زنبور بر اثر فرو رفتن در ناحیه جلویی بسیار کوچک میشود که به ان ناهنجاری موتنز گفته می شود.


نوزادان سرما خورده
گاهی نوزادان در هوای بیار سرد تلف می شوند. سرما خوردگی ممکن است در شبهای سرد بهاری زمانی که تعداد نوزادان بیش از زنبورهای کارگر که کارشان پوشاندن و گرم کردن نوزادان است اتفاق بیفتد.سرما خوردگی نوزادان ممکن است متعاقب هر حادثه ای که کاهش جمعیت زنبوران کارگر کندو را به دنبال داشته باشد مانند مسمومیت ها بر اثر سموم حشره گش یا ترک وظیفه انها بر اثر تقثیم یک کندوی بزرگ پیش می اید.



نوزادان گرمازده
اگر در هوای گرم توانایی کندو برای خنک کردن خود از بین برود احتمال مرگ نوزادان وجود خواهد داشت. هنگامی که بسیاری از زنبوران کندو یا زنبورانی که در جستجوی غذا هستند با افت کشها از بین میروند چنین حالتی میتواند رخ دهد.




دوجنسیها
زنبوران دو جنسی زنبورانی هستند که قسمتی از ساختمان بدن انها نر و قسمتی دیگر ماده است.پراکندگی بافتهای نر و ماده در قسمتهای مختلف بدن زنبوران دوجنسی می تواند به صورت مختلف باشد.



زنبوران بالغ نابهنجار
گاهی زنبور ها از حالت طبیعی خارج میشوند.این زنبوران نابهنجار ممکن است در نتیجه تغیرات سلولی و ژنهای موتان و یا عوامل محیطی نامساعد در مراحل مختلف رشد به وجود ایند.



جهشهای مشهود
جهش به تغییر ژن ها از حالت طبیعی به حالت غیر طبیعی می گویند. جهش ها را می توان به جهش های مشهود و غیر مشهود تقسیم بندی نمود. در جهش های مشهود تغییرات فیزیکی در جثه زنبور عسل مشاهده می گردد. تا کنون 30 نوع جهش مشهود شناخته شده که 20 مورد مربوط به تغییر رنگ چشم ها . 3مورد مربوط به تغییرساختمان چشم ها. 5مورد تغییر شکل بالها و یک مورد مربوط به تغییر رنگ ظاهری بدن است. مطمئناً این تغیرات نه تنها در راستای افزایش کارآیی های زنبوران نمی باشد. بلکه موجب کاهش کارآیی و پایین آمدن راندمان تولید می گردد. درصورت مشاهده علایم گسترده جهش در کندو ملکه باید تعویض گردد. در صورتی که با تعویض ملکه علایم ناهنجاری از بین نرفت علت را می توان در محیط جستجو نمود.



زنبوران فلج
گاهی در کندوهای طبیعی زنبوران فلج به طور اتفاقی یافت میشوند. در اکثر موارد بالهای انها فلج است به طوری که قادر به پرواز نیستند.این حالت در هر سه دسته زنبور دیده شده است.اما بیشتر نر ها به این ناهنجاری مبتلا می شوند.فلج شاخک و ضمائم دهانی و پاها در زنبوران کارگر و نر نیز گزارش شده است.
بیماری فلج زنبوران بالغ
یک بیماری ویروسی است که تحت عناوین مختلاف زنبوران سیاه کوچک و یا زنبوران غارتگر سیاه و براق نامگذاری شده است. این بیماری اغلب با بیماری های حاصله از مالپیگا موئباملیفیکه و اکاراپیس وودی و نوزما اپیس اشتباه میشود.
عامل بیماری:
به طور کلی دو نوع ویروس در بیماری فلج زنبوران عسل دخالت دارد.یکی از ویروسها که شیوع بیشتری دارد به نام ویروس فلج حاد زنبوان و دیگری که شدت کمتری دارد به نام ویروس فلج مزمن زنبوران خواننده می شوند.
علائم:
گرچه بیماری در طول فصول فعالیت زنبوران عسل دیده میشود ولی بروز شدید بیماری از اردیبهشت تا تیر ماه بیشتر از سایر فصول می باشد.زنبورانی که در اطراف کندو ها پراکنده شده اند کاملا شبیه زنبوران پیر می باشند.یعنی سیاه براق کوچک و بدون مو هستند.
فلج حاد ویروسی
علائم بیماری مبهم و پیچیده است و تنها علائم ظاهری بیماری در زنبورها شامل عدم توانایی پرواز/لرزش پاهاو بالهاست.اغلب زنبوران کارگر بیماران را از کندو خارج کرده و در فاصله دوری رها میسازند.نشانیهای دیگر بیماری عبارتند از:اسهال/ریختگی پرزهای بدن/رنگ خاکستری و سیاه و بوی زننده زنبور.
فلج مزمن ویروسی
علائم بیماری فلج مزمن شبیه به بیماری فلج حاد می باشد ولی شدت ان کمتر است.حضور این ویروس در زنبور داری ها شایعتر از ویروس حاد زنبوران می باشد.
پیشگیری و معالجه:
به جهت انکه هنوز علت ایجاد بیماری کاملا شناخته نشده است از این رو مساله پیشگیری ان صرفا بر مبنای رعایت نکات بهداشتی استوار است.تعدادی از محققین تعویض ملکه را موثر دانسته اند. ولی به طور کلی امروزه هیچ روش قابل قبولی برای درمان مستقیم عفونتهای ویروسی وجود ندارد.
بیماری یبوست یا سوء هاضمه
این بیماری در کشورهای مختلف به اسم بیماری لرزش بیماری خزیدن بیماری مه مه (خرداد)و...مشهور است.غالبا در اوایل بهار تعداد زیادی از زنبوران جوان در جلوی کندوها مشاهده می شوند که حرکات غیر عادی نشان می دهند.این زنبوران دارای شکم بزرگی هستند.زنبوران جوان بخصوص11-6روزه بیشتر به این بیماری مبتلا میشوند.در این حالت معده و روده زنبور کاملا پر بوده و زنبوران قادر به تخلیه ا ن نیستند.زنبورانی که از این بیماری تلف شده اند شبیه به زنبورانی هستند که از بیماری های قارچی تلف شده باشند.گاهی در اواخر بیماری یبوست بیماری نوزما نیز در بین زنبوران شایع میشود.
درمان:
مطالعات فراوانی برای معالجه جمعیتهای مبتلا به سوئ هاضمه انجام گرفته است و نشان داده شده است که با تغذیه صحیح به وسیله شربت رقیق می توان ان را معالجه کرد.همچنین باید اب اشامیدنی در اختیار زنبوران قرار داده شود.



بیماریهای تک یاختهای
تک یاخته ای ها در زنبوران عسل نیز مانند سایر حشرات مشکلاتی را به وجود می اورند.شاخه تک یاخته ای ها به طور معمول به دو زیرشاخه تقسیم میشود
1-مژکداران که اعضائ ان توسط مژک حرکت می کنند.
2-پلاسمودرما که اعضائ ان توسط تاژک یا پای کاذب حرکت می کنند.
اغازیان یا تک یاخته ای هایی که در ارتباط با زنبور عسل قرار میگیرند در سه رده پلاسمادرما طبقه بندی می شوند:
1-هاگداران:گونه های انگلی هستند که فاقد هر گونه حرکت بوده و شامل نوزما و گرگارینها می باشند.
2-ریشه پایان:اعضا شبه امیبی هستند که توسط پاهای کاذب حرکت می کنند و شامل مالپیگا موئبا ملیفیکه می باشند.
3-تاژکداران:اغازیانی هستند که توسط تاژک به جلو رانده می شوند.


:NOSEMA بیماری نوزما
بدترین و ناراحت كننده ترین بیماری در مناطق مرطوب است و یا در هنگامی از سال كه رطوبت بالاست یعنی اواخر زمستان و اوایل بهار اشاعه فراوان دارد.بیماری به شدت مسری است و زنبورها را به شدت ضعیف كرده و در حالت شدت همه انها را از بین می برد.
علائم بیماری:
زنبورهای بیمار با پرهای لرزان جلو كندو و یا كمی دورتر افتاده و ناگاه می میرند،بیماری مرگ و میر زنبورها را در داخل كندو افزایش می دهد.با ضعف در پاییز و یا در اوایل بهار باید به نوزما مشكوك شد.جمعیت بیماربه سرعت ضعیف می شوند كندوهایی كه در پاییز مبتلا می شوند زمستان را طاقت نیاورده و می میرند و اگر بتوانند زمستان را پشت سر بگذارند در بهار آینده قادر به جمع آوری محصول نبوده و در تابستان هم قوی نمی شوند. در اطراف سوراخ پرواز جمعیتهای بیمار لكه های زیادی دیده می شود كه در واقع مدفوع خشك شده زنبورهای مریض است كه به حالت اسهالی از خود دفع كرده اند.در هنگام شدت بیماری لكه ها در داخل كندو و در روی كادر ها نیز دیده می شودو لكه های مذكور دارای بوی ناخوشایندی می باشند.
عامل بیماری:
میكروبی به نام NOSEMA APIS كه در داخل سلولهای جدار روده های زنبور رشد كرده و آنها را به اسهال مبتلا می سازد.
راه انتقال بیماری:
انتقال به وسیله آب و مدفوع زنبورهای بیمار و یا غذاهای آلوده به اسپور نوزما و همچنین بوسیله زنبورهای نر كه مجازند به تمام كندوها رفت و آمد كنند انجام می گیرد. جمعیت های ضعیف و كم زنبور زود و به راحتی به این بیماری مبتلا می شوند. لارو زنبورها هرگز به این بیماری مبتلا نمی شوند و فقط زمانی می توانند به این بیماری مبتلا شوند كه زنبورها كامل شدند.
طرز تشخیص بیماری:
با دو انگشت یك دست سینه زنبور را گرفته و با دو انگشت دست دیگر شكمش را بكشید به طوری كه در اثر كشیدن روده هایش از بدن خارج گردند.رنگ قهوه ای یا كمی قرمز رنگ روده ها دلیل بر سلامتی آنها بوده و رنگ سفید شیری آنها دلیل بر مبتلا بودنشان می باشد. وجود زنبورهایی كه قادر به پرواز نیستند در نزدیكی سوراخ پرواز میتواند دلیل بر وجود این بیماری در كندو و یا زنبورستان باشد.
پیشگیری:
بهترین راه پیشگیری قوی نگه داشتن جمعیت است.جمعیت هایی كه در پاییز بد تغذیه گردند و یا اصلا تغذیه نگردند اگر در طول زمستان از گرسنگی نمیرند در اوائل بهار اغلب بیمار می گردند.بنابراین جمعیتها همیشه باید:
1- به اندازه كافی ذخیره عسلی داشته باشند.
2- به اندازه كافی گرده گل در داخل قابها ذخیره كرده باشند.
3- در هر یك از فصول سال اگر كمبود مواد غذایی در داخل كندو مشاهده شد بایستی فورا به جمعیت به اندازه كافی عسل رسانید.
4- سالانه دو بار،یك بار در اوائل پاییز و یكبار در اوائل بهار هنگام تغذیه جمعیتها باید مقداری داروی NOSEMACK به منظور پیشگیری به شربت افزود و به آنها خوراند.
معالجه بیماری:
1- شروع به تغذیه جمعیت با عسل نموده و در داخل غذای آنها مقداری داروی مداوا كننده بر ضد همین بیماری مثل FUMIDIL-B و یا NOSEMACK می ریزیم.این كار بایستی به محض آگاه شدن از وجود بیماری انجام گیرد.
بهترین وقت برای این كار پاییز و مخصوصا فروردین ماه است.پاییز برای پیشگیری و فروردین برای معالجه.
2- در صورتی كه جمعیت هنوز قوی باشد باید فوری از آن بچه گرفت و بدینوسیله زنبورهای جوان را از پیرها جدا كرد.
چون معمولا لاروها و زنبورهای جوان معمولا مبتلا نمی شوند و فقط زنبورهای پیر كه زمستان رادر كندو گذرانده اند نوزما می گیرند. با جدا كردن پیرها از جوانها به كمك بچه مصنوعی عملا زنبورهای بیمار را از زنبورهای سالم جدا كرده و آنها را نجات داده ایم.


بیماری آمیبی زنبور عسل(Amoeba disease)
این بیماری عمدتا حشرات بالغ کارگر زنبور عسل را مبتلا می سازد و بر حسب میزان آلودگی خسارت نسبتا زیادی را در بر دارد. عامل این بیماری یک پروتوزوآ بنام (Malpighamba mellificae ) است که به اندامهای تنفسی زنبور عسل یعنی لوله های مالپیگی حمله می کند و آنها را از بین می برد.
علائم بیماری:
چون دستگاه دفعی زنبور مورد حمله قرار گرفته است، کارگران معمولا رفتار و فعالیت طبیعی ندارند و تشخیص قطعی این بیماری از طریق آزمایشات مواد دفعی انجام می گیرد.الودگی ناشی از این تک یاخته سبب تخریب لوله های مالپیگی و اختلال در وظایف انها میشود.بیماری امیبی بیشتر سبب ضعیف شدن جمعیتها می شود به همین دلیل این بیماری را ضعف بهاره یا ناپدید شدن بهاره می نامند.لذا تقلیل ناگهانی و بیش از حد زنبوران در اوایل بهار ممکن است بر اثر ابتلا به این بیماری باشد.زنبوران مبتلا اغلب دارای شکم باد کرده ای هستند که اگر به ان فشار وارد شود محتویات ان تا فاصله نسبتا زیادی جهش میکند.
نحوه انتشار:
چون زنبور های بیمار مواد دفعی خود را بر روی قابها ، شانها و داخل کندو می ریزند و زنبوران دیگر در حین تمیز کردن آلوده شده و باعث انتشار بیماری می شوند.
کنترل بیماری:
کنترل بیماری امیبی معمولا مبتنی بر رعایت بهداشت و ضدعفونی کردن وسایل میباشد.



بیماری نوزادان گچی (Chalk brood)
نوعی بیماری قارچی است که تنها در مرحله لاروی مشاهده می شود. ظاهرا در ایران وجود ندارد. Ascosphaera apis عامل بیماریزا می باشد. ، قارچی از گروه اسکومسیتها بنام اسپورهای تولید شده توسط قارچها همراه با موادغذائی وارد دستگاه گوارش لارو شده و جوانه زده و رشته های میسلیوم را بوجود می آورد و مسیلیوم ها در دیواره معده نفوذ کرده و باعث متلاشی کردن قسمتهای انتهائی بدن لارو می گردد. اسپور این قارچ در لاروهائی که کمی سرما خورده اند بهتر رشد می کند.
علائم بیماری:
لارو آلوده معمولا دو روز پس از بسته شدن سر سلولهایش می میرند. این لاروها ابتدا کمی متورم و تمام حجم حجره را پر می کنند بعد از آن چروکیده شده و کم کم سفت میشوند.
نحوه انتشار:
از راه غذای لاروی که الوده به اسپورهای قارچ شده باشد.
اسپورهای چسبیده به شان وسلولها.
کنترل و درمان:
معمولا زیان ناشی از از این بیماری چندان شدید نیست که اقدام به درمان شود.به علت اینکه زنبوران کارگر عموما نوزادان مرده را به خارج کندو می برند از این رو اغلب بیماری قبل از مداخله زنبور دار ناپدید میشود.از بین بردن علفهای بلند از اطراف کندو ها برای جلوگیری از ایجاد رطوبت و تهویه صحیح کندو ها.از گسترش شدید بیماری جلوگیری می کند.تعدادی از محققان مصرف داروهای مختلفی مانند تیمول0/7 درصد را به صورت پاشیدن بر روی شانها را توصیه می کنند.داروی امفوتریسین ب موثرترین ماده ضد قارچ اسکو سفرا اپیس می باشد اما این ماده پایدار نیست.


بیماری نوزادان سنگی(Stone brood)
این بیماری نیز قارچی است و توسط قارچی از جنس (Asper gillus) تولید می شود. هم نوزادان و هم حشرات کامل را مبتلا می کند. قارچهای اسپرژیلوس فلاووس و در برخی مواقع اسپرژیلوس فومیگاتوس هم لارو و هم زنبور عسل بالغ را مبتلا کرده و نابود میسازد.
علائم بیماری:
لاروها و شفیره ها ممکن است در حجرات باز و یا بسته مرده و در داخل حجرات به صورت اجسام مومیائی شده و سخت در می آید. لاروهای آلوده ابتدا کرک دارو سفید رنگ و سپس به قهوه ای روشن و یا زرد متمایل به سبز تبدیل شده و کاملا سخت می شوند.
نحوه انتشار:
انتشار این بیماری از یک کلنی به کلنی دیگر از طریق عملیات زنبورداری از جمله جابه جائی شانها ، تغذیه عسل و ادغام كردن كلني ها وغیره از کلنی های آلوده به کلنی های سالم انجام می گیرد.
درمان:
تا به حال هیچ روش درمانی برای بیماری نوزادان سنگی شناخته نشده است اما در موارد شدید الودگی سوزاندن زنبورها و شانها و همه محتویات کندو و همچنین ضد عفونی کردن کندو تنها راه چاره می باشد.عسل کندوهای الوده به بیماری نوزادان سنگی برای انسان قابل استفاده نمی باشد.تعدادی از محققین در یافته اند که با دود دادن شانها با اکسید اتیلن به مدت 15 دقیقه در دمای 22 درجه سانتیگراد میتوان قارچ اسپرژیلوس فلاووس را نابود کرد.همچنین داروهای نیستاتین و تیابندازول بر قارچ مذکور موثر هستند.



بیماری اکاریوز
عامل این بیماریمایت اکاراپیس وودی میباشد که در سال1921 تحت عنوان تارسو نمویس وودی مطرح شد ولی بعدها به نام اکاراپیس وودی تغیر یافت.این مایت در تراشه های بزرگ(مجاری تنفسی)زنبور عسل خصوصا در مجاری تنفسی و پیش سینهای ان زندگی می کند.اندازه مایت نر 100*60 میکرون بوده و واجد 3پلاک پشتی است و اندازه مایت ماده 100-75*180-125 میکرون بوده و دارای 5 پلاک پشتی است.
زیست شناسی و راه انتشار مایت:
اکاراپیس وودی چرخه زندگی خود را در داخل مجاری تنفسی پیش سینه ای زنبور عسل کامل می کند.تمام مراحل زندگی این مایت یعنی تخم و لارو و شفیره و بلوغ را میتورا در تراشه مشاهده کرد.ظاهرا این مایت در سرتا سر سال فعالیت می نماید و در الودگی های شدید حتی در کیسه های هوایی سر زنبور نیز مشاهده شده است.مایت ماده تخمهای خود را در تراشه های زنبور میگزارد و لارو6-3روز بعد از تخم خارج می شود.این مایت های جوان توسط ضمائم دهانی از همولنف زنبور استفاده می کند و این عمل موجب وارد امدن جراحاتی به بافتهای تراشه و تیره شدن انها میگردد.مایت ماده تخمگذار تراشه زنبور را برای تکثیر ترک کرده و به بالای موهای سینه ای زنبور میرود و در صورت تماس با زنبور دیگر کار انتقال به زنبور سالم انجام میشود.در این هنگام از تریق منفذ تانفسی وارد لوله تنفسی زنبورمیزبان شده و پس از 4-3 روز7-5تخم میگزارد.طول زمان تکامل تا مرحله بلوغ برای مایت ماده 14-12روز و برای مایت نر12-10 روز می باشد.عموما زنبوران کمتر از 9 روز شرایط الودگی به این مایت را دارند.حساسیت فردی به الودگی از اولین روز زندگی کاهش مییابد وعلت ان دقیقا مشخص نیست.بعضی ها اعتقاد دارند که که این امر به این دلیل است که با بالا رفتن سن موهای زنبور عسل که در اطراف منفذ تنفسی ان قرار دارد سخت شده و در نتیجه در راه ورودی مایت به داخل منفذ تنفسی اشکال ایجاد میشود.دو گونه دیگر اکاراپیس در زنبور عسل ممکن است مشاهده شود که اینها عموما مایتهایی هستند که در تمام زندکی خود را بر روی سطح خارجی بدن زنبور ها میگذرانند.اما از نظر ریخت شناسی تقریبا شبیه به اکاراپسی وودی هستند که تحت عنوان اکاراپیس اکسترنوس(در محل اتصال سر به سینه)واکاراپیس دورسالیس(در پشت زنبور)می باشند.
پيشگيري و درمان :
1- از كلني هاي مقاوم به بيماري اقدام به پرورش ملكه شود . و از آن ملكه ها , در ساير كلني ها استفاده شود .
2- از مجاورت با كلني هاي آلوده , پرهيز شود .
براي درمان اين آلودگي امروزه از داروهايي با منشاء گياهي از جمله تيمول , منتول , اسيد فرميك و روغنهاي گياهي استفاده ميشود , كه هم براي زنبور كم ضرر است و هم اثر سوء بر محيط زيست ندارد . در منابع آمده است كه , مخلوط روغنهاي گياهي مثل روغن اكاليپتوس و شكر براي درمان اين بيماري , استفاده شده است .استفاده از تيمول در درجه حرارت بالاي 15 و به مقدار 25 -50گرم توصيه شده است. مقدار 25 گرم در آزمايشات اوليه , پاسخ بهتري داده است.


بیماری ناشی از عنکبوتیان
عنکبوتیان نیز مانند خرچنگهای دریایی هزار پایان و صدپایان جز بند پایان به حساب می ایند و مانند انها دارای اسکلت خارجی بوده و بدنشان بند بند است.ضمائم انها زوج بوده و بند بند است.دو گونه مهم انها که در ارتباط با زنبور عسل قرار میگیرند شامل مایت اکاراپیس وودی و مایت جاکابسونی و جرب تروپیلا می باشد.


بیماری واروازیس
مقدمه:
واروا اولين بار توسط جاكوبسون در سال 1904 در جزاير جاواي اندونزي بر روي زنبور عسل هندي Apis ceranaمشاهده شد. بين اين انگل و اين زنبور از مدت هاي مديد، همزيستي بوده است.واروا در سال 1964 در زنبور عسل اروپايي ديده شد. از آن زمان انگل با سرعت سرسام آور منتشر شد و واروا در ميزبان جديد با هيچ مانعي براي رشد خود برخورد نكرد. اگر زيست شناسي زنبور عسل اروپايي و زنبور عسل هندي مقايسه شود اين توسعه برق آسا قابل توجيه خواهد بود:در زنبور عسل هندي(دوره تكاملي 17 روز ) واروا نمي تواند جز در شفيره هاي نر تكثير نمايد. زمان بسته ماندن درب شفيره هاي كارگر در اين زنبور خيلي كوتاه بوده و اجازه نميدهد سيكل توسعه انگل كامل شود. در زنبور عسل هندي ، رفتار جوريدن يا پاك سازي فعال شده است. زنبور با خود جوري انگل را از خود دور ميكند يا با ديگر جوري به نبورآلوده ديگر كمك مي نمايد. در عرض دو دقيقه زنبور عسل هندي90% انگل ها را از خود دور كرده و اين رفتار در زنبور عسل اروپايي وجود ندارد. با ترشح بزاق واروا در همولنف زنبور بالغ، رفتار خود جوري فعال مي شود. رفتار جوريدن شفيره ها با تحريك قوه بينايي يا بويايي در زنبورانپرستارفعالميشود. بطورميانگين ميزان درجه حرارت حجره هاي شفيره در زنبور عسل هندي 38 درجه سانتي گراد است ، رحاليكه درجه حرارت مناسب براي تكثير واروا بسته به درجه محيط بين2.34-3.31 درجه سانتي گراد است. ميزان هورمون جواني در نزد زنبور عسل هندي خيلي كمتر از زنبور عسل اروپايي است و توليد مثل انگل را محدود مي نمايد، اين هورمون عامل تنظيم رشد تخمدانها در وارواي ماده جوان ميباشد.غريزه نظافت گري زنبور عسل اروپايي نسبت به زنبور عسل هندي از رشد كمتري برخوردار است از اينروست كه در زنبور عسل هندي شفيره هاي آلوده و تلف شده در داخل حجره ها نقش تله را براي انگل دارند.از سال 1964، انگل در اغلب مناطق دنيا بجز چند منطقه كه فعلاً آلوده نيستند، شروع به گسترش نموده و باعث تلفات در تعداد زيادي از كلني ها شده است.عامل بيماري جربی بنام واروا مي باشد كه داراي دو جنس است. جنس نر، و جنس ماده كه عامل انتشار آلودگي است. جنس ماده علاوه بر بالغين بر روي شفيره ها دیده می شود و جنس نر فقط بر روي شفيره ها يافت مي شود.وارواي ماده بيضوي شكل و شبيه خرچنگ كوچك ميباشد و 1.1 ميلي متر طول و 6.1 ميلي متر پهنا دارد. قسمت پشتي از يك مجموعه صفحه كه به هم وصل شده اند پوشيده شده است. وارواي نر، از نظر شكل با ماده تفاوت داشته ، شكل آن گرد (قطر 0.8 ميليمتر) و رنگ آن سفيد است. بدنی نرم داشته و شيارهايي بر روي پشت دارد، گوشه گير بوده، تغذيه نميكند يا از بقاياي غذايي استفاده ميكند. چهار جفت پاي او بطرف جلو كشيده شده است. بجز داخل حجرات آن را نميتوان ديد و زندگي ميكند تا توليد مثل نمايد.

مراحل تكاملي واروا:
تخم: بيضوي و حدود 5.0 ميلي متر به رنگ سفيد كمرنگ.
پيش لاروي: فرم غير فعال، بي حركت و خيلي مقاوم.
لاروي: بعد از پوست اندازي از مرحله پيش لاروي ،وارد مرحله لاروي ميشود، در اين مرحله نه مي تواند تغذيه كند و نه حركت نمايد داراي شش پا است.پيش لاروي فرم غير فعال، بي حركت و خيلي مقاوم.
پيش شفيره اي:بعد از مرحله لاروي و پوست اندازي پيش شفيره ظاهر شده، به رنگ سفيد و داراي چهار جفت پا ميباشد.اين پروتونف يا پيش شفيره حركت نميكند يا خيلي كم با استفاده از پنجه ها، اما ميتوانند كوتيكول را سوراخ كرده و از همولنف تغذيه كند.
بسته به جنس شكل آن تغيير كرده در ماده بيضوي شكل بوده، به رنگ سفيد و پاها بطرف جلو كشيد شده و تغذيه ميكند. و در نر مثلثي شكل يا گرد و داراي شيار پشتي است.
تغذيه:
وارواي ماده از همولنف لارو و شفيره ها و زنبوران بالغ تغذيه مينمايد. محققين مختلف مقاديري براي ميزان همولنف جذب شده قايل شده اند كه بسته به وضعيت جرب در دوره سال تفاوت ميكند. وارواي ماده (وزن 0.3 ميلي گرم ) دو ساعت تمام تغذيه ميكند و0.1 ميلي گرم افزايش وزن پيدا ميكند.
محل انگل واروا:
در داخل كلني انگل وارواي ماده روي زنبوران بالغ بزرگتر از 2 روز، ترجيحاً زنبوران پرستار است. در مناطقي كه جذب همولنف(همان خون زنبور است) ميسر است يعني در محل غشاء بين قطعات بدني زنبور يا حلقه هاي شكمي_ پشتي يا بين مفاصل سينه و شكم يا سرو سينه يا پاها يك يا چند انگل ميتوانند حضور داشته باشند.انگل، زنبوران شهدآور را از ديگر زنبوران از طريق ترشح فرمون نازانوف كه بر اساس سن زنبور ترشح ميشود شناسايي ميكند. زمانيكه ماده ها تغذيه نميكنند، ترجيحاً جاي آنها روي سينه ميباشد تعداد واروا هاي كه روي سينه ميروند نسبت به درجه حرارت محيط حالت معكوس دارد و در 28 درجه سانتي گراد حداقل است.تجارب نشان ميدهد كه 42% واروا ها، درجه حرارت سلولهاي شفيره هاي نر (34-30درجه سانتي گراد) را ترجيح ميدهند و 19% درجه حرارت سلولهاي شفيره كارگر (36-34 درجه سانتي گراد) را بر مي گزينند.وجود سلولهاي ملكه ، واروا هاي ماده را جذب ميكند. در شرايط آلودگي شديد واروا ها را ميتوان داخل سلولهاي در باز بيشتر از سه روزه و 2 تا 3% موارد داخل سلولهاي ملكه يافت . واروا هاي نر را بجز در سلولهاي دربسته نر يا كارگر نميتوان يافت.

دوره زندگي انگل:

مطالعات زيادي براي شناخت مراحل زندگي واروا انجام شده ولي تا كنون این مراحل كاملاًََ شناخته نشده است دوره زندگي واروا با دوره زندگي زنبوران كارگر يا نر در مرحله شفيرگي، بستگي دارد.وارواي ماده بارور، قبل از بسته شدن درب سلول وارد آن شده داخل ژله مخفي ميگردد، بعد درب حجره بسته ميشود. واروا ابتدا از ذاي لارو (ژله) و پس از تمام شدن آن از همولنف لارو استفاده نموده سپس شروع به تخمگذاري مي نمايد.به فاصله هر 24 ساعت يك تخم و بين 2 تا 8 تخم گذاشته ميشود. بر اساس تحقيقات انجام شده اولين تخم به وارواي ماده و دومين به وارواي نر تبديل ميشود و تخم بعدي دو مرتبه ماده ميباشد.لارو از تخم خارج شده نه مي تواند تغذيه كند و نه حركت نمايد داراي شش پا است، بعد از 48 ساعت تبديل به پيش شفيره مي شود. لبه هاي آن گرد و با مشكل از نر كه مثلثي تر است قابل تشخيص است. بعد از تغذيه بر روي لارو به شفيره تبديل مي شود . سرعت گذراندن وضعيت شفيره اي در واروا به شرايط آب و هوايي ايده آل بستگي دارد. حداقل دوره تخم تا شفيره براي ماده سه روز است. سه روز بعد با آخرين پوست اندازي بالغ ميشود. حدوداًَََ 24 ساعت بعد داخل حجره سر بسته جفتگيري مي كند. نر بعد از جفتگيري در داخل سلول تلف شده و ماده از سلول خارج تا سيكل ادامه يابد. دوره تكاملي وارواي ماده از تخم تا بلوغ 8 تا 9 روز است.يك ماده تخم گذار مي تواند چند دوره تخمگذاري نمايد. بيش از 50% ماده ها سه دوره تخمگذاري دارند. برخي تا هفت دوره و تا سي تخم مي گذارند.يك ماده باكره مي تواند از حجره خارج شود، اين ماده بعد از گذراندن يك دوره روي زنبور بالغ، وارد حجره ميشود يك تخم مي گذارد كه تبديل به وارواي نر ميشود. فقط ماده هاي جوان مستعد باروري هستند. مشخص شده كه ماده هاي باكره بارور شده، قبل از شروع دوره تخمگذاري، بايستي حدود پنج روز را روي زنبوران بالغ بگذرانند تا از نظر جنسي بالغ شوند. اين بلوغ جنسي از طريق بهره گيري از هورمون جواني بدست مي آيد.ارقام حاصله از شيوه رشد و تكثير واروا از يك سيستم دقيق حكايت ميكند و نشانگر تعادل در جمعيت واروا ميباشد. همانگونه كه دوره زندگي زنبور بسته به شرايط تفاوت ميكند و در زمستان، خشكي، كم غذايي، افزايش و در شرايط آب و هوايي و فعالیت زیاد كاهش مي يابد، دوره زندگي واروا نيز ثابت نيست، هماهنگ با شرايط منطقه ، فصل و آب و هوا افزايش يا كاهش نشان مي دهد.حضور انگل در داخل حجره بر دوره شفيره سر بسته تأثير گذاشته و آنرا طولاني ميكند. درصد توليد مثل واروا بسته به گونه زنبور تفاوت ميكند و از طرفي به تعداد زنبور پرستار بستگي دارد(اهميت هورمون جواني).دوره زندگي وارواي ماده در داخل كلني در تابستان 2 تا 3 ماه و در زمستان شش ماه است. خارج از ميزبان، اين دوره بسته به شرايط آب و هوايي فرق ميكند و در شرايط خوب از هفت تا نه روز ميباشد. در شفيره هايي كه در درجه حرارت محيط قرار گيرند وارواي ماده تا 15 روز زنده مانده است.واروا يكي از بيماريهاي زنبوران عسل است كه در هر شرايطي به تنهايي يا با حضور عوامل بيماريزا با سرعت منتشر مي شود ، بدون اينكه بهبودي يابد. اثر بيماريزايي واروا روي زنبوران بالغ و شفيره ها ظاهرميشود.

علايم روي زنبوران بالغ:

اثرات انگلی: حضور يك يا چند انگل، زنبور را در حركت ، پرواز و در همه فعاليت هايي كه در داخل كلني انجام ميدهد ،دچار ناراحتي ميكند .بطور دوره اي وارواي ماده همولنف زنبور را مي مكد و باعث تضعيف زنبور ميشود و در سوخت و ساز زنبور ايجاد اختلال مي نمايد. تخمين زده شده است كه 0.1 يا 0.2درصد حجم همولنف يك زنبور كارگر توسط واروا در هر وعده غذا بلع ميشود و در يك دوره كامل زندگي زنبور، 40% حجم همولنف زنبور بلعيده ميشود.كاهش تعداد سلولهاي خوني(هموسيت ها) و تغيير ميزان پروتئين همولنف نيز گزارش شده است. ميزان اهميت اين تغييرات بستگي به تعداد انگل ها دارد. در هنگام آلودگي شديد، بر روي كار غدد مانديبولار و هيپوفارنژيال اثر گذاشته و در نتيجه روي كيفيت ژله رويال اثر ميگذارد. اثر ديگر آن مصرف ذخاير چربي است كه اهميت زيادي در متابوليسم زنبور عسل دارد.

انتقال اجرام:

منفذ حاصله از زوايد دهاني واروا موقعيت را براي ورود اجرام بيماريزا مخصوصاً ويروس فلجي حاد فراهم ميكند.طور كلي، زنبوران بالغ يك كاهش فعاليت را نشان ميدهند كه در نتيجه اختلال در سوخت و ساز آنهاست و منجر به كاهش عمر آنها ميشود .در يك آزمايش ،گروهي از زنبوران آلوده با گروهي از زنبوران سالم در شرايط آزمايشگاهي مقايسه شدند . بعد از بيست و پنج روز 25% از زنبوران آلوده زنده ماندند ،در حاليكه از زنبوران سالم 50% زنده مانده بودند.
علائم در شفيره ها:
ايجاد جراحت:
واروا با رفت و آمد به داخل حجره باعث تخريش و خسارت به صفحاتي كه منشأ اندامهاي ضميمه در شفيره ها ميباشند، ميشود. در نتيجه زنبوران ناقص الخلقه (بدون بال) متولد ميشوند. كمبود جا حاصله از حضور واروا مانع رشد هماهنگ زنبور در آينده ميشود.6% زنبوران متولد شده آلوده دچار نقص در اندازه شكم ميباشند. برخي از لاروهاي شديداً آلوده، درست قبل از پوشيده شدن درب حجره، از حجره خارج گرديده و روي كف كندو مي افتند. داخل حجره هاي آلوده، مصرف اكسيژن افزايش يافته و منجر به آسيب به لارو ميشود.

اثرات انگلي:
در اثر آلودگي در دوره شفيره اي، 15 تا 40 درصد حجم همولنف از بين ميرود. اين مسئله بر سوخت و ساز اثر گذاشته و منجر به تولد زنبوري ناتوان و محكوم به زندگي كوتاه با غدد تحليل رفته، ميگردد. با وجود يك تا سه جرب حجم غدد هيپوفارنژيال 5-13% و وزن حشره بالغ 30% كاهش مييابد.بيماريزايي ثانوي توسط واروا مشاهده است. برخي بيماريهاي مربوط به شفيره ها مثل لوك اروپايي، آمريكايي، نوزاد كيسه اي افزايش مي يابد و اثر ويروس هايي كه در كلني وجود داشته ولي بيماريزايي نداشته اند ،تشديد ميشود.با تغذيه مستقيم واروا از همولنف ويروس ها وارد بدن لارو شده ،باعث مرگ لارو يا تولد زنبور ناقص شده و يك وضعيت مشخص را بر روي قاب ها نشان مي دهد. زنبوران آلوده اي كه متولد ميشوند از نظر جسمي كم و بيش ناقص هستند. وزن خود را از دست داده، بسته به شدت انگل، 6.21% وزن خود را از دست ميدهند.وجود جرب ها بر روي زنبوران بالغ نيز اثرات آلودگي را افزايش ميدهند.
علايم در كندو:
اولين مشكل و جزء لاينفك اين آلودگي عدم ظهور علايم در شروع آلودگي است.بر حسب ميزان آلودگي، فصل ،شرايط آب و هوايي، روش هاي پرورش و ساير آلودگيها، علايم با شدت كم و بيش ظاهر ميشوند.در اوايل آلودگي زنبوردار حتي براي پيشگيري، نگراني ندارد. فقط بعدها كه فشار انگل افزايش يافت، علايم بروز ميكند و زنبور دار مطلع مي شود.
علايم در جلوي كلنی:
زنبوران تلف شده زنبوران و شفيره هاي ناقص.
لاروهاي تازه جلوي تخته پرواز .
زنبوران افتاده روي زمين، در حال حركت بدون هدف.
زنبوران بدون بال يا با پاهاي ناقص.
زنبوران فاقد مو و سياه .
وجود گروههاي زنبور در نزديك كلني ها يا روي زمين يا روي شاخه درختان(زنبوران فراري)
علايم در داخل كلنی:
كاهش تخمگذاري ملكه.شفيره هاي موزاييك مانند.شفيره هاي زنده اما ناقص در داخل حجره هاي درب بسته.
شفيره هاي تلف شده در داخل حجره هاي درب بسته، در حالت طبيعي از نظر رشد (زبان خارج و پاها جمع شده).لاروها جمع شده در كنج حجره، به رنگ قهوه اي روشن تا تيره، قوام خميري و گاهي كشدار. شفيره ها كم و بيش، خورده شده و از حجره بيرون افتاده، كه در اثر كمبود پروتئين مي باشد و با تأمين پروتئين ميتوان پيشگيري نمود. اين حالت كه همخواري ناميده مي شود بعد از تأمين پروتئين نيز اگر مشاهده شد ميتوان علت ديگري، مثل كمبود گرده ،داشته باشد.كاهش جمعيت كلني وجود ذخيره عسل و گرده نامتناسب با جمعيت كلني.حمله كرم موم خوار بدليل ضعف كلني. يادآوري ميشود كه تمام علايم اختصاصي نيستند، و تعدادي از آنها در ساير بيماري ها ديده ميشوند.با آزمايش دقيق زنبوران و شفيره ها، وجود واروا نشان داده خواهد شد. در شفيره ها علايمي شبيه لوك اروپايي، لوك امريكايي، نوزاد كيسه اي ظاهر ميشود. علاوه بر اين بيماريها ،تضعيف كلي كلني، زنبوران و شفيره ها قابل رؤيت ميباشند. علايم فلجي حاد حاصله از آلودگي ويروسي نيز قابل رؤيت است.اين علايم هميشه مربوط به آلودگي در همان لحظه نيست بلكه نشانگر بر هم خوردن تعادل بوسيله واروا است كه حاصل از فشار قبلي انگل است.در ميزان شفيره هاي لوله اي يا واژگون افزايش ديده ميشود. اين به دليل دالان هايي است كه كرم موم خوار در زير حجره ها حفر كرده است و باعث ميشود لارو بطرف بالا حركت كند تا جاييكه در پوش حجره مانع ميشود در اينجا لارو زنبور وارونه ميشود. اگر اين نقص از قبل مشاهده شود مي تواند مربوط به ضعف كلني و عواملي غير از واروا باشد.
گسترش آلودگي:
واروا بسرعت تكثير مي شود و هيچ چيز نمي تواند جلوي آنرا بگيرد. فاكتورهاي مختلف، مثل عوامل طبيعي زنبورداري، اين وضعيت را تاييد ميكند.در بين عوامل طبيعي ميتوان اشاره كرد به: ـ پرواز نرها، تغيير كلني و زنبورستان، بچه دهي، غارت، ورود زنبوران شهد آور به ساير كلني ها، فرار كلني ها، انتقال انگل توسط حشرات ديگر مثل زنبوران معمولي. عوامل ديگري كه به زنبور دار مربوط است مثل: مهاجرت، تمركز كلني ها در يك منطقه، انتقال طبقات با زنبوران در هنگام عسل گيري، فروش بچه كندو، تجارت ملكه

مبارزه با واروا

مراقبت:
تا كنون در هيچ كشوري از كشورهاي آلوده ريشه كني صورت نگرفته، شناخت چگونگي همزيستي با واروا اهميت فراوان دارد. يك كندو با يك آلودگي ضعيف به واروا مي تواند دوام داشته باشد. مسئله مهم زماني است كه جمعيت واروا گسترش پيدا مي نمايد.يك برنامه مراقبت مناسب مي تواند از گسترش واروا جلوگيري نمايد، مراقبت در كندوهايي كه قبلاً آلودگي داشته اند اهميت بيشتري دارد و شامل تخمين دوره اي جمعيت واروا ميشود تا زمان مناسب مبارزه معلوم شود.
شمارش ساده:
اولين روش تعيين آلودگي شامل شمارش جرب هايي است كه در كف كندو مي افتند. با قرار دادن يك كاغذ چرب يا چسبناك در كف كندو و عوض كردن آن هر 2 تا 3 روز ، تعداد وارواها را در بين چيزهايي كه روي كاغذ مي افتند ،شمارش ميشوند، براي هر جرب يافت شده مرده (بدون درمان) حدود 150-100 وارواي زنده در كندو تخمين زده ميشود. با اين روش در تابستان ،ديدن كمتر از 10 واروا در يك روز را ، آستانه قابل قبول مي نامند. زمانيكه از اين حد بگذرد بايد كلني درمان شود يا به مراقبت دقيق نياز دارد. اغلب محققين عقيده دارند كه يك كندو مي تواند تا 3000 واروا را تحمل نموده زنده باقي بماند.اين روش توسط دولت كانادا براي مراقبت پذيرفته شده و شامل گذاشتن يك كاغذ چسبناك در كف كندو مي باشد كه روي آن يك توري با شبكه هاي 3 ميلي ليتري قرار داده مي شود. با قرار دادن 20 سي سي اسيد فرميك 65% روي كاغذ تعداد وارواها بعد از 72-24 ساعت شمارش مي شود.
شمارش با استفاده ازپودر شكر:
1. در يك بطري دهان گشاد خالي حدود يك قاشق پودر شكر(شكري كه كوبيده يا آرد شده است) مي ريزيم.
2. سپس با كشيدن بطري بر روي يك قاب از يك كلني تعداد 50-100 زنبور بالغ را وارد آن مي نماييم.
3. درب بطري را بسته به آرامي به هم ميزنيم تا بدن زنبوران با پودر شكر آغشته شود. با اين كار واروا ها از بدن زنبوران جدا و داخل پودر شكر مي افتند.
4. در اين حالت درب بطري را باز نموده و روي درب بطري را با يك طوري پارچه اي(طوري پنجره) مي پوشانيم. قطر منافذ طوري به اندازه اي باشد كه پودر شكر حاوي وارواها بتواند از آن خارج شود و مانع خروج زنبوران گردد.
5. با ريختن پودر شكر بر روي يك بشقاب ميتوان تعداد واروا ها را شمارش نمود.
شمارش روي زنبوران:
اين روش دقيق و با قرار دادن 500-200 زنبور بالغ (مضربي از صد) در يك ظرف حاوي الكل يا ظرف حاوي آب جوش داراي ماده شوينده مي باشد، بعد از 20 دقيقه وارواها جدا شده، پس از شمارش آنها ميزان آلودگي تعيين مي شود.




تخمين شفيره هاي آلوده:
تكنيك ديگر تعيين ميزان آلودگي در شفيره هاي سر بسته است،زمانيكه بيش از 10% سلولهاي زنبوران كارگر و يا بيش از 50% سلولهاي نر در يك كلني آلوده باشند، كلني در معرض خطر است. براي نمونه گيري ميتوان حداقل صد لارو را مورد بررسي قرار داد.
زمان درمان:
در خارج از زمان شهد، زمانی که آلودگی بيش از 5% باشد، اجراء ميشود:درمان بهاره، اوايل تابستان بايد جمعيت واروا در كندو حداقل باشد چون بايد يك دوره بدون درمان را سپري كند.درمان پاييزه بعد از عسل گيري ،براي تقويت كلني قبل از زمستان.درمان در زمانيكه جمعيت واروا از آستانه تحمل كلني گذشته باشد.درمان بهاره و پاييزه همزمان با دوره عدم فعاليت ملكه است و اين منفعت را دارد كه شفيره اي وجود ندارد و لذا هيچ واروايي در يك درمان دقيق نمي تواند بگريزد. بچه گيري در بهار نيز همين وضعيت (فقدان شفيره) را براي كلني فراهم ميكند و درمان را آسان مي نمايد. بدليل تكثير سريع واروا، درمانهاي تركيبي نتايج قانع كننده اي ندارند و هيچ دارويي نيز اثر 100% ندارد. لذا بايد ميزان آلودگي به واروا را در سطح پايين نگه داشت تا بتدريج مقاومت كافي به واروا در كلني ها ايجاد شود.
روش هاي مقابله با واروا (غير دارويي):
الف: تله گذاري:
اين شيوه بر جمع كردن وارواهاي كندو در يك قاب و سپس حذف قاب، استوار است.

تله گذاري با سلولهاي نر :

چون وارواها تخمگذاري در سلولهاي نر را ترجيح ميدهند ميتوان آنها را با تأمين يك قاب مومي نر بافي شده به تله انداخت. زماني كه آخرين حجره بسته شد قاب از كندو خارج و موم آن را ذوب كرده يا سوزانده . اين يك راه مقابله در شروع آلودگي است.

جذب كننده ها:
مواد جذب كننده مثل عصاره سلولهاي نر نيز كه توسط برخي از شركت ها ساخته ميشوند روي كادر يا قاب پاشيده شده و حدود 75% وارواها را جذب مي نمايد.
ملكه جديد:
با برداشتن و ذوب كردن اولين قابي كه ملكه در آن تخمگذاري كرده مي تواند بخش قابل توجهي از وارواهاي موجود را حذف نمود. محققين روسي مشاهده كرده اند كه شفيره هاي اولين قابي كه ملكه جديد در آن تخمگذاري كرده ، 46% آلوده است. با برداشت اين قاب جمعيت واروا كاهش كلي پيدا ميكند ساير قاب ها داراي 4% آلودگي بوده اند . بدين ترتيب كلني از رشد كافي برخوردار شده و مي تواند زمستان گذرا ني نمايد.

معرفي لاروهاي جوان:
يك زنبوردار كانادايي زماني كه كلني فاقد لارو ميباشد، با معرفي لاروهاي جوان به كلني ، ميزان آلودگي را به سطح پاييني رسانده است. واروا ها به كادر يا قاب براي تخمگذاري هجوم مي آورند كادر را به محض سر بسته شدن از كندو خارج مي نماييم. اين روش مزاياي زيادي دارد مخصوصاً اينكه دوره توليد مثل زنبوران ادامه یافته و باعث مقاومت تدريجي كلني به واروا ميشود.

حبس كردن ملكه:

با اين روش ملكه را روي يك قاب سه مرتبه به فاصله 10 روز حبس كرده، بعد از 30 روز كادر را خارج نموده و سوزانده ميشود. ملكه را ميتوان عوض كرد. به اين روش 60% وارواها از بين ميروند.

ب ـ گرما درماني:
جرب ها (واروا و آكاراپيس) ، به گرما خيلي حساس هستند. گرما درماني ، ايجاد حرارت به ميزاني كه باعث كاهش تعداد جرب ها گرديده بدون اينكه باعث كشتن زنبوران شود. درجه حرارت 44 درجه به مدت 30-20 دقيقه توسط يك زنبوردار يوناني بررسي شده كه باعث كاهش تعداد وارواها ميشود. و درجه حرارت 39 درجه بمدت 48 ساعت نيز همين اثر را دارد. جرب مجاري تنفسي (آكاراپيس ) به گرما درماني حساس تر است. خيلي از افراد معتقدند كه ماندن كندوها در مقابل نور خورشيد باعث سلامت آنها ميشود.ـ زنبورداران هندي شگرد ساده اي را بكار برده و با پاشيدن 15-10 گرم آرد گندم در زمان ظاهر شدن واروا و تكرار سه بار به فاصله يك هفته باعث كاهش آلودگي شده اند. آرد مانع چسبيدن واروا به زنبور شده و نمي تواند از قابي به قاب ديگر برود اين روش براي زنبور و براي عسل ضرري ندارد. تركيب 150 گرم روغن گياهي و 30 گرم پودر شكر و قرار دادن آن روي كادرهاي شفيره ،زنبوران با تصور اينكه اين ماده زايد است آنرا بتدريج از كندو بيرون ريخته و بدن آنها چرب شده و جرب ها نميتوانند بر روي زنبور قرار گيرند.

د: الكتريسيته:
يك محقق روسي با استفاده از اين روش 100% كنه هايي كه به زنبوران بالغ چسبيده اند از بين برده. در اين روش يك صفحه سوراخ دار به اندازه هيكل زنبور و در جلوي دريچه پرواز قرار داده ميشود. لبه هاي هر سوراخ شبيه برس است. اين صفحه داخل يك الكتروليت قرار داده شده زمانيكه جريان 12 ولت برق از صفحه عبور ميكند واروا هايي كه به زنبوران چسبيده اند فلج ميشوند و مي افتند در حاليكه بر زنبوران اثري ندارد.

روش دارويی:
داروهايي قبلاً در زنبور عسل مورد مصرف بوده اند كه به دليل اثرات نامناسب به سرعت از چرخه مصرف حذف شدند. داروهايي كه فعلاً مورد مصرف هستند يا براي مصرف توصيه مي شوند به شرح ذيل هستند:
فلووالينات (آپيستان)
فلومترين (بای وارول)
داروهاي فوق از نظر كيفيت و ميزان باقيمانده استاندارد بوده از سموم پايروتيروييد مي باشند كه بر واروا مؤثر هستند، در برخي از كشورها گزارشاتي مبني بر مقاومت به اين سموم وجود دارد ولي تا كنون در اين مورد گزارش علمي و مستدلي در كشور مشاهده نشده است.
تيمول (آپیگارد)
اين دارو از گروه عصاره هاي روغني (Essential oil) و عصاره صنعتي آويشن مي باشد.اثرات جانبي مربوط به باقيمانده ها در موم و عسل در اين دارو گزارش نشده، به اين دليل مصرف آن در زنبورداري هاي بيولوژيك توصيه شده است.
اسيد فرميك:
يك اسيد آلي است كه در گياهان مخصوصاً ميوه ها ، يافت ميشود. در عسل به ميزان كم حدود 100 ميلي گرم در كيلوگرم يافت شود و در برخي از عسل ها مثل شاه بلوط حاوي 200 ميلي گرم در كيلوگرم است. استفاده از اسيد فرميك به صورت ژل براي مبارزه با واروا توصيه مي شود. زمانيكه هواي كندو از اسيد فرميك اشباع شود به سلولهايي كه قابليت نفوذ هوا دارد وارد ميشود و جرب هاي زنبور عسل را از بين ميبرد. مزاياي اين ماده اثر روي بالغين و شفيره ها به ميزان 90% است. مزيت ديگر اينكه جرب ها به آن مقاوم نميشوند. اين ماده در اروپا بطور وسيع استفاده ميشود.



جرب تروپيلا
تروپيلا جرب یا مایت جلدي زنبور عسل است، درست قبل از بسته شدن درب حجره وارد حجرات شفيره شده، در آنجا شروع به توليد مثل كرده و از همولنف تغذيه می نماید. يك دوره كوتاه بر روي زنبوران بالغ زندگی میکند و بعد از مدت كوتاهي باعث از بين رفتن كلني مي شود.
اپيدميولوژي:
اين جرب اولين بار در فيليپين توسط دلفينادو و بيكر (1961) بر روي آپيس ملي فرا شناسايي و توصيف شد. بعداً بر روي ساير گونه هاي آپيس ديده شد. در هندوستان اين جرب باعث تلفات 50% شفيره هاي زنبور عسل شده است كه اين وضعيت در فيليپين نيز مشاهده شده است. در ديگر كشورهائيكه آپيس ملي فرا بومي است، تروپيلا كلارا به عنوان يك آفت جدي كه كنترل آن ضروري است مطرح مي باشد.
سبب شناسي:
جنس تروپيلا متعلق به خانواده لالاپيده است كه شامل دو گونه، تروپيلا كلارا و تروپيلا كونيگروم است. گونه كونيگروم مختص آپيس دورساتا است و در سريلانكا ديده مي شود.
سيكل زندگي:
شيوه زندگي اين جرب خيلي شبيه واروا است ولي دوره بلوغ كوتاه) يك هفته (دارد. تروپيلا در داخل حجره شفيره با سوراخ كردن پوست و خوردن همولنف زندگي مي كند. در هر سلول يا حجره مومی، اندکی قبل از بسته شدن سر حجره، يك و گاهي تعدادي جرب ماده (تا 12 جرب) وارد مي شوند. هر جرب يك تا چهار تخم بر روي لارو بالغ یا شفیره مي گذارد. اين انگل همانند واروا سلول هاي نر را ترجيح مي دهد. نوزادان جرب معمولاً شامل يك نر و چند ماده هستند كه با تغذيه از شفيره خسارت زيادي را به آن وارد مي آورند. بعد از يك هفته ، جرب هاي بالغ و ماده تخمگذار، به همراه زنبور تازه متولد شده، از حجره خارج و به دنبال ميزبان جديد می روند. دوره بلوغ و اقامت كوتاه بر روي زنبوران بالغ باعث تكثير سريع آن شده به طوريكه سرعت تكثير تروپيلا را 25 برابر واروا ذكر كرده اند. زمانيكه دو جرب (تروپيلا، واروا) يك كلني را آلوده نمايند، تروپيلا از واروا پيشي مي گيرد. اگر دو جرب وارد يك سلول شوند، فقط نسل تروپيلا باقي خواهد ماند. دوره انگلي بر روي زنبوران بالغ در شناخت زندگی جرب مهم است، این دوره 2-1 روز است. برخی معتقدند که تروپيلا نمي تواند بدن زنبوران بالغ را سوراخ كند. جرب بارور شده اگر بعد از دو روز موفق به تخم گذاري نشود تلف خواهد شد. تحقيقات اخير نشان داده كه اين دوره مي تواند 10-5 روز به طول انجامد. معمولاً 50% لاروهايي كه به تروپيلا آلوده مي شوند زنده نمي مانند،در اثر انجام عمليات بهداشتي سرپوش حجرات توسط زنبوران كارگر سوراخ شده يا برداشته مي شود، تا شفيره هاي آلوده را از حجره خارج نمايند، كه قابل رؤيت است، در نتيجه چهره ی قابِ آلوده از نظر فرم تخم گذاری نامنظم می شود، كه در اثر خارج نمودن شفيره هاي آلوده توسط زنبورانِ كارگر مي باشد. شفيره هاي تلف شده در داخل حجرات، متورم و برآمده جلب نظر مي كنند. خيلي از زنبوران بد شكل شده، داراي اندام غير طبيعي، بالهاي ريش ريش و بدون پا يا معيوب خواهند بود. برخي از زنبوران مبتلا جلوي دريچه پرواز در حال حركت هستند. تروپيلا با آويزان شدن به زنبوران، مي تواند زنبوران ديگر را آلوده كند. برخي از زنبوران آلوده ی فراري جرب ها را به محل جديد منتقل مي كنند. تروپيلا در درجه اول انگل شفيره زنبور عسل است و احتمال مي رود كه از خون زنبور بالغ نيز تغذیه کند. اين انگل ها در شفيره هاي كارگر و نر توليد مثل مي نمايد اگر چه شفيره هاي نر را ترجيح مي دهد (به ميزان سه برابر. (.ميزان آلودگي در شفيره هاي نر و شفيره هاي كارگر به ميزان 90% مي رسد. زمانيكه دو سوم شفيره ها سرپوشيده مي شوند، حدود 4-1 ماده بارور وارد شفيره مي شود. برخي از محققين پنج مرحله در رشد بدن يا اندازه جرب هاي ماده تشخيص داده اند كه با نحوه ی تغذيه بستگي دارد و قبل از تخمگذاري رخ مي دهد. اولين تخم 50 ساعت بعد از بسته شدن درب سلول گذاشته مي شد و تا 110 ساعت باقی تخمها گذاشته مي شوند. بر اساس نظر كيت پراست (1984) ميانگين زمان براي دوره تخم 1.05 روز، براي لارو 1.85 روز، براي پیش شفیره(پروتونمف) 0.11 روز و براي شفیره (دوتونمف) 3.75 روز مي باشد. با استفاده از اين مراحل اولين جرب 18 روز بعد از تخمگذاري زنبور عسل در حجره مومي، بر روي شفيره ظاهر مي شود. ويوك (1987) كه در افغانستان تحقيق كرده، ظهور اولين جرب را 16 روز بعد از تخمگذاري زنبور اعلام نموده. نسبت نر ها و ماده هاي توليد شده مساوي هستند. هنگام خروج يا تولد زنبور، وقتي درب حجره برداشته مي شود، جرب هاي بالغ به همراه زنبور خارج مي شوند. جرب هايي كه هنوز بالغ نشده اند و جرب هاي نر باقيمانده، زنده نخواهند ماند. جرب هاي بالغ ماده بر روي زنبوران بالغ بيش از 1.4 روز نمي توانند به سر ببرند. بر اساس نظر محققين بيش از 50% جرب هاي ماده دو دوره توليد مثل دارند. در تايلند گزارش شده كه 27% ماده هاي وارد شده به حجرات زنبور، نمي توانند توليد مثل كنند و 2% از آنها فقط توليد تخم هايي مي نمايند كه تبديل به جرب نر مي شوند . ويوك در سال 1987 دريافت كه 18% جرب هاي ماده نمي توانند توليد مثل كنند. حدود 64% ماده ها يك نسل و 33% دو نسل توليد مي كنند (ريتر و اشنايدر 1986. (
گسترش و انتقال:
جرب ماده بالغ عامل ايجاد و گسترش آلودگي مي باشد. تعدادي از جرب هاي ماده در كلني با سرعت زياد و به صورت آزاد در روي قابها در حال حركت مي باشند. برخي به بدن زنبوران بالغ، اغلب در منطقه بين سينه و شكم، چسبيده هستند. بر اساس نظر جانگ و همكاران (1982) اين جرب از همولنف زنبوران بالغ نيز تغذيه مي كنند كه اين نظر مخالف نظر ريتر و اشنايدر (1986 ) مي باشد. بقاي مایت بر روي زنبوران كارگر كه از طريق انكوباتور 35 درجه با 60% رطوبت اندازه گیری شده، حداكثر 3 روز است (ريندر و همكاران 1994 و كيت پراست 1984). بدون غذا مقاومت جرب دو روز است (اگر اوايل 1988 و كويينگر و مظفر 1988 ) . زمان زنده ماندن جرب به وجود زنبوران بالغ بستگي ندارد كه بحث عدم تغذيه از اين زنبوران را مطرح مي نمايد. طريق اصلي گسترش جرب بين كندوها، گريز(فرار) كلني ، گرايش(تمایل به ورود به کندوی دیگر) كلني و غارت ساير كندوها مي باشد.
تشخيص:
اولين علامت آلودگي به تروپيلا کلارا ، رؤيت جرب به طول يك ميلي متر و به رنگ قهوه اي قرمز بر روي زنبوران بالغ است. تروپيلا كونيگروم اندكي كوچكتر و 0.7 ميلي متر است هر دو گونه ی تروپيلا به سادگي و به وسيله ذره بين از واروا قابل تفكيك است. بدن واروا پهن و حركت آن آهسته است ولي بدن تروپيلا كشيده و دارای پوششِ شبيه سپر است. حركت جرب تروپيلا سريع است. ديدن اشكال غير طبيعي، نارس و تلف شده ي شفيره در كندو و وجود زنبوران بالغ با پاهاي تغيير شكل يافته، مخصوصاً حضور جرب ها به رنگ قهوه اي متمايل به قرمز بر روي قابها كه به سرعت در حال حركت مي باشند، نشان دهنده آلودگي مي باشد.
تشخيص سريع آلودگي با باز كردن سر حجره ها و يافتن جرب هاي نابالغ و بالغ در داخل آن ممكن مي باشد. یا با استفاده از صفحات چسب دار در كف كندو و آزمايش ذرات موجود در روي آن مي توان جرب ها را ملاحظه كرد. گزارش شده كه اين جرب از ايران تاگينه نو در جنوب شرقي آسيا پراكنده است ، وجود اين انگل در ايران هنوز تأييد نشده است. گزارشي از اين جرب از كنیا و افريقا نیز وجود دارد، اما اين آمار نیز بعداً تأييد نگرديده است. اين مایت به آساني به وسيله زنبوران عسل منتشر مي شود. تروپيلا كونيگروم فقط در سريلانكا ونپال ديده شده است. ميزبان طبيعي هر دو گونه جرب زنبور درشت آسيايي Apis dorsata است. بر اساس نظر ريندر و همكاران (1994) اگر به جمعيت تروپيلا كلارا فرصت داده شود به سرعت در كلني گسترش يافته و باعث تلف شدن کلنی مي شود. دركلني هاي آلوده، لاروها و شفيره هاي آلوده در جلو دريچه پرواز ديده مي شوند. زنبوران تازه متولد شده اغلب داراي بالها يا پاهاي ناقص مي باشند شكم نيز داراي شکل تغيير يافته است. شانهاي داراي شفيره يك منظره نامنظم به همراه شفيره هاي ناقص و تلف شده را نشان مي دهند، بر روي بدن شفيره هاي موجود در سلولهاي آلوده (در انتها ها)، اغلب نقاط تيره رنگ به چشم مي خورد. در اين مرحله آلودگي در سلولهاي شفيره توسط زنبوران بالغ تشخيص داده مي شود (ريترو اشنايدر 1986 ). شدت آلودگي در كلني هاي بدون ملكه از كلني هاي داراي ملكه خيلي بيشتر است. براي تشخيص تفريقي تروپيلا کلارا، از تروپيلا كونيگروم بايد دانست كه جرب اخير درآپيس ملي فرا، ديده نمي شود.
روش جمع آوري:
با غلطاندن زنبوران در پودر آرد يا شكر و يا قراردادن آنها در مايع صابون یا الكل ، جمع آوري جرب ميسر است. براي اين كار مي توان به وسيله كشيدن دهانه يك شيشه دهان گشاد بر روي قاب زنبوران حدود 200-100 زنبور را جمع آوري كرده با يك حركت سريع آنها را به ته ظرف ريخته تا حدود 6-3 سانتي متر زنبور در كف شيشه جمع شوند. با اضافه كردن 25 گرم پودر شكر يا ‌آرد، با گذاشتن پارچه توري بر روي شيشه و تكان دادن شيشه بر روي صفحه سفيد، مي توان جرب ها را شمارش كرد. اين كار را چند بار با فاصله دو دقيقه تكرار مي كنيم. همچنین میتوان با ريختن الكل 70%، یا مايع صابون در شيشه بر روي زنبوران، به اندازه اي كه الکل روي آنان را بپوشاند، شيشه را تكان داده و سپس محتواي آن را از يك الك يا از يك پارچه توري گذرانده ، زنبوران در روي الك یا پارچه توري باقي مي مانند و جرب ها كه در روی مايع قرار مي گيرند، شمارش مي شوند.
بررسي كلني و شفيره ها:
روش ديگر براي تشخيص و تعيين سريع آلودگي به تروپيلا آزمايش حجرات شفيره هاي نر و كارگر است که با استفاده از چنگال پولك تراش و برداشتن درب حجرات انجام و مي توان جرب ها را مشاهده كرد. جرب هاي جوان سفيد رنگ و بي حركت در حال تغذيه بر روي لارو ديده مي شوند. اندامهاي دهاني و پاهاي جلويي جرب بر روي بدن شفيره ثابت شده است. با باز كردن تعداد معيني از سلولهاي شفيره درصد سلولهاي آلوده و ميزان آلودگي تعيين مي شود.
آزمايش صفحات چسب دار:
صفحات چسب دار را مي توان با استفاده از مقواهاي پوشيده با وازلين يا ساير مواد چسب دار كه براي زنبوران مضر نباشد، تهيه كرد. مقوا را به اندازه كف كندو بريده و يك قطعه توري يا پارچه توري مثل توري حشرات بر روي صفحه چسب دار قرار مي گيرد. براي جلوگيري از دسترسي زنبوران به اين صفحه لبه هاي توري را بر روي لبه هاي صفحه چسب دار، تا مي كنيم. تشخيص دقيق آلودگي با استفاده از اين صفحات میسر است. لازم است اندازه شبكه هاي توري به اندازه اي باشد كه جرب ها از آن عبور كرده و زنبوران نتوانند به جرب هاي افتاده دسترسي پيدا كنند. صفحات به مدت 3 روز در داخل كلني قرار داده شده و ذرات افتاده بر روي آن مورد آزمايش قرار مي گيرد. براي تشخيص سريع جرب مي توان از دودي حاوي تنباكو (25 گرم) و دميدن در كندو استفاده كرد. بدين روش 6 تا 10 مرتبه در كندو دميده مي شود، درب كندو را به مدت 20-10 دقيقه بسته نگه داشته، بعد از اين مدت صفحه چسب دار را بيرون آورده و جرب ها شمارش می شوند.
درمان:
در روش بيولوژيكي با محبوس كردن ملكه به مدت 9 روز و برداشتن شفيره هاي سر بسته در همان زمان، جرب ريشه كن می شود (تان كاناسينگ و همكاران 1988). گراگ و همكاران (1984) از اسيد فرميك 84% بوسيله فتيله داخل چوب پنبه و آزاد سازي 5 سي سي اسيد فرميك در كلني به مدت 14 روز استفاده كرده است. استفاده از پلت هاي حاوي اسيد فرميك نيز مؤثر بوده است.بايد به خاطر داشت كه ساير جرب هاي مناطق حاره (اُواروا ونگ سيري، واروا آندر وودي ) مي توانند در آينده به آپيس ملي فرا حمله نمايند



منبع : www.mellifera.blogfa.com
منبع : www.mellifera.blogfa.com
منبع : www.mellifera.blogfa.com

CASSIATORA
2010-Nov-14, 00:18
http://up.iranblog.com/Files73/876bae5548e44cddbb7d.jpg

کلونی زنبور ها به همراه ملکه دنبال مکان جدیدی هستند تا کندو ی خود را بنا بگذارند


http://up.iranblog.com/Files73/4cd3eabd50994655af59.jpg
محل ورودی کندو و انبوه زنبورهای کلونی

http://up.iranblog.com/Files73/44669b7fed9f4db1ba4d.jpg

چند کندوی یک و دو طبقه و چهار چوبهای موم


جعبه چوبی سه طبقه از جنس روسی


http://up.iranblog.com/Files73/6a131f3597af41859afc.jpg