PDA

مشاهده نسخه کامل : درخت شناسی



number one
2007-Jul-31, 09:42
جنگلهای مانگرو در ایران


جنگلهای مانگرو ایران در گستره جزر و مد مصب ها ، دلتا ها جزایر بین خورها در طول سواحل کشیده شده اند که بصورت جوامع بزرگ و کوچک گسسته یا پیوسته دیده می شوند یکی از جوامع و چهرهای جالب گیاهی سرزمین ایران جنگلهای مانگرو هستند که در نوار ساحلی خلیج فارس و دریای عمان قرار گرفته اند .

رویشگاه مانگرو ها در ایران پذیرای دو گونه مانگرو Avicennia marina و Rhizophora mucronta است ، که برای گونه های مربور منحصربفرد است و سایر گونه ها قابلیت با مانگرو ها را ندارند و از محیط حذف می شوند بنابراین مانگرو ها حاکم مطلق اراضی خود در منطقه محسوب شده و بصورت غالب مستقر هستند .

اما اکوسیستم مانگرو از اجتماعات جانوری بی نظیری برخوردارند ، به گونه ای که برای گونه های بی شماری از بی مهرگان تا مهرداران خشکی زی و آبزی زیستگاهی یگانه و منسجم فراهم می کند .

جنگلهای مانگرو با سایر اکوسیستم های جنگلی تفاوت اساسی دارند ، این جنگلها نه به خشکی تعلق دارند و نه به دریا ، بلکه هدیه و ارمغان مشترک آب و خشکی به شمار می روند .

این جنگلها که تالابهای جنگلی نیز محسوب می شوند ، اکوسیستم هایی هستند با شرایط اکوتونی که در گذرگاه آب و خشکی سازگاری پیدا کرده اند ، در واقع اکوسیستم آنها متاثر از اکوسیستم های خشکی و آبی می باشد .



مانگرو ها گرچه در برابر آب شور مقاوم هستند ، اما به جریان دائمی آب شیرین نیز نیاز دارند بر خلاف اکوسیستم های خشکی محیط زیستی نا آرام ، پویا و در حال تغییر دارند .

در اکو سیستم مانگرو ها کلیه عوامل از طریق فرآیند هایی به یکدیگر مرتبط هستند که بواسطه آنها تبادل و جذب مداوم انرژی روی می دهد .

فرآیند های درونی تثبیت انرژی ، انباشت بیوماس ، تجزیه مواد آلی مرده و چرخه مواد معدنی به شدت تحت تاثیر شماری از فرآیند های بیرونی قرار دارند که ثبات زیستگاه را تنظیم می کنند و تعیین کننده تنوع زیستی و سرشت کارکردی اکوسیستم هستند .

در صورتیکه این فرآیندها حفظ شوند اکوسیستم پایدار خواهد ماند و اختلال در هر یک از آنها منجر به تخریب و انهدام اکوسیستم می گردد.

جنگلهای مانگرو ایران در سال 1972 به عنوان تنها اجتماعات معرف اقلیم حیاتی پالئوترپیک بات برخورداری از معیارهای برنامه انسان و زیستگره یوشکو MaB بعنوان ذخیره گاه زیستگره برگزیده و در شبکه جهانی ذخیره گاهها ثبت گردید .

جنگلهای مانگرو ایران به عنوان یکی از مهمترین مراکز زیستی پرندگان مهاجر آبزی و آبزیان دریایی برای کنوانسیون رامسر از اهمیت ویژه ای بر خودار هستند .

این جنگلها به دلیل موقعیت گذرگاهی و به آن علت غنای زیستی خود با بیشتر معیارهای این کنوانسیون همخوانی داشته و عنوان گرفتن تالاب بین المللی امری طبیعی و مناسب برای آنها محسوب می شود .



اکو سیستم مانگرو ها نه تنها به عنوان زیستگاههای حساس از نظر اهداف و حفاظت از اولویت بر خوردارند بلکه بدلیل کارکرد ارزشهای غیر قابل جانشین خود از یکسو و اهمیت آنها از نظر زیستگاهی از سوی دیگر در کانون توجه کنوانسیون تنوع زیستی نیز قرار گرفته است .

جنگلهای مانگرو ایران بعنوان رویشهای ساحلی ویژه در کنگره سوم پارک های ملی دریایی اندونزی جهت احداث پارکهای ملی دریایی نیز مورد تأکیـد قرار گرفته اند .


جنگلهای مانگرو در سواحل جنوبی ایران با وسعت 9200 هکتار در مناطق متعددی حد فاصل مدارهای25 درجه و 11 دقیقه تا 27 درجه و 25 دقیقه گسترش یافته است .

این اجتماعات گیاهی که تنها رویشهای چوبی ناحیه جزر ومدی سواحل گرمسیری می باشند در 65 کشور با وسعت حدود میلیون هکتار پراکنده شد ه اند که تنها از 63 گونه درختی و درختچه ای به عنوان گونه های اصلی تشکیل یافته اند و با بیش از 100 گونه علفی پیچیده و درختچه ای در رویشگاه های خود همراهی می کردند .

از مشخصه های درختان مانگرو و وجود ریشه های هوایی با اشکال مختلف در آنها وجود پدیده زنده زایی یا شبه زنده زایی در اندامهای زایشی آنها می باشد .

همچنین توانائی مقابله با شوری آبهای دریائی به واسطه مکانیسم های مختلف از دیگر ویژگی های انحصاری این گیاهان به شمار می رود .

مانگرو ها که در کناره سواحل ، خورها ، مصبها، خلیج های کوچک ساحلی بر روی اراضی دانه ریز و در محیط های آرام و کم تلاطم آب ها را می گیرند .

از شرایط زیستگاهی مطلوب برای شماری بسیاری از آبزیان دریائی و پرندگان آبزی برخوردار می باشند ، آبراهه های اجتماعات مانگرو به واسطه غنی بودن از خورده های گیاهی آلی (Detritus ) و دریافت مواد مغذی نشت یافته از اراضی خشکی ارزش پرورشگاهی بالائی برای گونه های آبزی دارا می باشند و از این رو نقش غیر قابل جانشینی در زنجیره غذایی دریا عهده دار هستند .



ویژگی های اصلی مانگرو به این شرح :



1-این دسته از گیاهان تنها در بین درختان و درختچه ها یافت می شوند و گونه های علفی جزو گونه های اصلی مانگرو به حساب نمی آیند .

2-درختان و درختچه های مانگرو تنها در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری وجود دارند .

3-اجتماعات مانگرو در مناطق رویشی خود تنها در نواحی جزر و مدی در کنار سواحل ، دلتاها ، مصعب رودخانه ها خور ها ، جزایر گلی ماسه ای مستقر می گردند .

4-درختان مانگرو در مرداب های گرمسیری دارای ریشه های تنفسی هستند که به صورت مختلف (سینوس ، حلقه ای ، عصائی ) نمایان می شوند .

5-بذر درختان مانگرو بخشی از مراحل رویشیخود را بر روی پایه مادری سپری می کند ، و به همین دلیل زنده زا یا شبه زنده زا هستند .

اجتماعات مانگرو ایران تنها از 2 گونه درختی با نام درخت حرا ( Avicennia marina ) و درخت چندل (Rhizophora mucronata ) تشکیل

یافته است.

بنابراین جنگلهای مانگرو ایران به نام جنگلهای حرا نامیده می شوند و این امر به دلیل غلبه درختان فوق در اکثر رویشگاههاست .



منبع: پروژه کارشناسی خانم مریم کوپشی

number one
2007-Jul-31, 09:43
نارگیل


خاستگاه
خاستگاه این گیاه یکی از موضوعات مورد بحث است بعضی از کارشناسان معتقدند نارگیل یکی از گیاهان بومی شبه جزیره جنوب شرقی آسیا است درحالیکه برخی دیگر شمال شرقی آمریکای جنوبی را خاستگاه این گیاه می‌‌دانند. فسیلهای بدست آمده در نیوزیلند نشان می‌‌دهد در حدود 15 میلیون سال پیش گیاهان کوچکی شبیه نارگیل در این ناحیه رویش می‌‌کردند. حتی سنگواره‌های قدیمی تر که در راجستان در هند کشف شده‌اند علیرغم خاستگاه نارگیل ها، در بیشتر این مناطق گرمسیری بخصوص درطول خطوط ساحلی استوایی پراکنده هستند. چون میوه نارگیل سبک و شناور است این گیاه به آسانی توسط جریانات دریایی تا مسافتهای طولانی حمل می‌‌شود. نخل نارگیل در خاکهای ماسه‌ای و نمکدار و در مناطق دارای نور خورشید فراوان و بارندگیهای منظم (سالانه 100- 75 سانتیمتر) رشد می‌کنند بنابراین علت تجمع این گیاه در نواحی کرانه‌ای تا حدی مشخص می‌‌شود. میوه‌هایی که از دریا در نواحی شمالی مثل نروژ جمع آوری شده‌اند بسیار زیستا بوده و سپس تحت شرایط مناسب مذکور رشد نموده اند. ازاینرو نارگیل در جزائر هاوایی یک پلی نزی وارداتی قلمداد می‌شود که ابتدا دریانوردان پلی‌نزیایی آنها را از سرزمینهای مادریشان در اقیانوس آرام جنوبی به این جزایر آوردند.این گیاه به سمت آب خم می‌‌شود و هر چه بیشتر رشد می‌‌کند، بیشتر خم می‌‌شود در نتیجه، خشک میوه آن توسط آب دریا به اطراف پراکنده می‌‌شود. پوست سبک این میوه باعث می‌‌شود روی سطح آب شناور گردد. وقتی میوه نارگیل به‌وسیله آب دریا به ساحل برده شد، شروع به سبز کردن برگ کرده سپس تعداد زیادی ریشه بلند در میآورد. این ریشه‌های بلند در می‌‌آورد. این ریشه‌های بلند محکم به درختهای در حال رشد می‌‌چسبند و در مقابل باد تند ساحلی مقاومت می‌‌کنند.


كليات گياه شناسي

نارگيل
نارگيل در حدود سه هزار سال پيش در جنوب آُسيا كشت مي شده است . در حال حاضر درخت نارگيل در تمام مناطق استوائي وجود دارد .

مردم اقيانس آرام نارگيل را بعنوان يك غذاي اصلي مصرف مي كنند و از تمام قسمت هاي اين درخت استفاده مي برند . ضرب المثلي در اين مناطق وجود دارد كه مي گويد هر كس كه درخت نارگيل مي كارد براي خودش و براي بچه هايش ،‌لباس ،‌ظرف ،‌نوشابه ،‌غذا و خانه درست مي كند .

نارگيل معمولا از هندوراس ، پاناما و جمهوري دومينيكين به كانادا وارد مي شود .مقدر بسيار كمي نارگيل در فلوريدا توليد مي شود كه به مصرف داخلي مي رسد

نارگيل درختي است كه بطور قائم بالا مي رود . ارتفاع آن به 30 متر و قطر تنه آن تا يك متر مي رسد

برگهاي آن دراز و بطول 4 تا 5 متر و مركب از چند برگچه باريك و دراز است . طول برگچه ها حدود يك متر مي باشد . رنگ ها سبز روشن است

درخت نارگيل در هر سال حدود پنجاه عدد نارگيل مي دهد . نارگيل هنگاميكه نارس است مقدر يبشتري شير دردولي بتدريج ميوه مي رسد مقدرشير آن كمتر مي شود .


میوه نارگیل
با بیان گیاه شناسی، نارگیل عبارت از یک میوه یکپارچه و خشک است که بصورت یک شفت لیف دار شناخته (نه مغز) شناخته می‌‌شود. پوسته (میان بر) نارگیل لیفی است و دارای یک هسته داخلی (درون بر) می‌‌باشد. این درون بر سخت سه روزنه جوانه زنی دارد که اگر پوسته برداشته شود به آسانی بر روی سطح خارجی قابل رویت است. ریشه اولیه هنگام روییدن رویان از یکی از این روزنه‌ها بیرون می‌‌آیند. با بررسی زیاد متوجه می‌‌شوید درون بر و روزنه‌های جوانه زنی به شکل صورت میمون هستند و نام پرتغالی آن coco است. مردم اقيانس آرام نارگيل را بعنوان يك غذاي اصلي مصرف مي كنند و از تمام قسمت هاي اين درخت استفاده مي برند . ضرب المثلي در اين مناطق وجود دارد كه مي گويد هر كس كه درخت نارگيل مي كارد براي خودش و براي بچه هايش ،‌لباس ،‌ظرف ،‌نوشابه ،‌غذا و خانه درست مي كند . ميوه نارگيل مانند خوشه ، شامل چندين نارگيل با اندازه هاي مختلف است . ميوه نارگيل كروي شكل است كه قسمت خارجي آن ضخيم و سفت و متشكل از الياف نباتي و داخل آن نيز صاف و سخت مي باشد . در قاعده نارگيل سه سوراخ ديده مي شود كه چشم هاي نارگيل ناميده مي شود . براي استفاده از مايع داخل نارگيل كه شير نارگيل ناميده مي شود اين سوراخها را بايد با جسم نوك تيزي باز كرد و مايع دارون آنرا بيرون آورد . سپس با چكش آنرا بشكنيد و ا گوشت داخل آن استفاده كنيد . البته مي توانيد بعد از بيرون كشيدن شير ، نارگيل را در داخل فر در درجه حرارت 350 درجه فارنهايت بمدت نيمساعت قرار دهيد تا نارگيل خود را بشكند .


کاربردها
تمامی بخش‌های نخل نارگیل (شاید بجز ریشه ها) مفید بوده و این درختان محصول نسبتاً زیادی دارند (سالانه بیش از 75 میوه)؛ لذا ارزش اقتصادی بسیار مهمی دارد. در زبان سانسکریت نخل نارگیل را kalpa vriksha می‌‌نامند که بصــورت " درختی که تمامی نیازمندی‌های زندگی را تأمین می‌‌کند"ترجمه می‌‌شود. کاربرد قسمت‌های مختلف نخل نارگیل به شرح زیر است:

بخش سفید و گوشت دار دانه آن خوراکی است که در آشپزی بصورت تازه یا خشک شده مصرف می‌‌شود.
حفره‌ای که با آب نارگیل پر شده است حاوی شکر می‌‌باشد که به‌عنوان یک نوشیدنی گوارا مورد استفاده قرار می‌‌گیرد.
شیر نارگیل (که دارای تقریباً 17% چربی است) از بعمل آوردن نارگیل رنده شده با آب گرم که روغن و ترکیبات معطر استخراج می‌‌کند تهیه می‌‌شود.
شیره‌ای که از شکافتن سنبله گلهای نارگیل بدست می‌‌آید، یک نوشیدنی به نام تادی تولید می‌‌کند که در فیلیپین توبا نامیده می‌‌شود.
شکوفه‌های نوک گیاهان بالغ خوراکی بوده و به‌عنوان " کلم نخل" معروفند.(اگرچه کندن آن موجب از بین رفتن درخت می‌‌شود)
بخش درونی و درحال رشد نوک درخت که " قلب نخل" نامیده می‌‌شود خوراکی بوده و در سالادهایی که بعضی اوقات " سالاد پولدارها" نامیده می‌‌شود مصرف می‌‌گردد (کندن این قسمت هم باعث مرگ نخل می‌‌شود).
کوار رشته‌ای است که از پوسته نارگیل تهیه می‌‌شود و در طنابها، حصیر ها، برسها، کیپ کردن درز قایقها و به‌عنوان فیبرهای پرکننده کاربرد دارد.
نارگیل خشک منبع روغن نارگیل بشمار می‌آید.
از تنه درختان نارگیل الوار ساختمانی تولید می‌‌گردد.
از برگ آنها موادی برای گالی پوش کرده بام (پوشش بام) و ساخت سبد تهیه می‌‌شود.
پوسته و سخت پوست آن را می‌‌توان به‌عنوان سوخت بکار برد و منبع بسیار خوبی برای زغال چوب بشمار می‌آید.
مردم اهل هاوایی تنه آن را خالی می‌کنند و با آن طبل، ظروف یا حتی بلم می‌‌سازند.

تركيبات شيميايي
گوشت نارگيل داراي آنزيم هاي مختلف مانند انورتين ، اكسيداز و كاتالاز مي باشد . در شير نارگيل اسيد هاي آمينه مختلفي مانند هيستدين ، آرژينين ،‌ليزين ف تايروزين ،‌تريپتوفان ، پرولين ،‌لوسين و آلانين موجود است .

در صد گرم گوشت تازه نارگيل مواد زير موجود است

انرژي 350 كالري

آب 50 كالري

پروتئين 3/5 گرم

چربي 35 گرم

مواد نشاسته اي 9 گرم

كلسيم 12 ميلي گرم

پتاسيم 250 ميلي گرم

سديم 25 ميلي گرم

فسفر 95 ميلي گرم

آهن 1/8 ميلي گرم

ويتامين ب 1 0/05 ميلي گرم

ويتامين ب 2 0/02 ميلي گرم

ويتامين ب 3 0/5 ميلي گرم

ويتامين ث 3/2 ميلي گرم

همانطور كه گفته شد به مايعي كه در داخل نارگيل وجود دارد شير نارگيل گفته مي شود . ولي بايد اضافه كرد كه با له كردن و چرخ كردن گوشت سفيد نارگيل نيز شيري بدست مي آيد كه بان شير نارگيل گفته مي شود . و در اكثر مورد منظور از شير نترگيل شير است كه از گوش نارگيل گرفته مي شود .

شير نارگيل يك غذاي كامل است كه مي توان آن را با شير مدر مقايسه كرد

آب 65 گرم

پروتئين 3/2 گرم

چربي 25 گرم

مواد نشاسته اي 5 گرم

كلسيم 16 ميلي گرم

فسفر 100 ميلي گرم

آهن 1/5 ميلي گرم

ويتامين ب 1 0/03 ميلي گرم

ويتامين ب 2 0/01 ميلي گرم

ويتامين ب 3 0/8 ميلي گرم

ويتامين ث 2 ميلي گرم


خواص داروئي
خواص داروئي: گوشت سفيد نارگيل از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است و شير نارگيل كمي گرم و مرطوب است

1) نارگيل بدليل داشتن چربي زياد و مواد مغذي چاق كننده است

2) حرارت داخلي بدن را افزايش مي دهد

3) براي خوشبو كردن دهان مفيد است

4) ضعف كبد را درمان مي كند

5) براي برطرف كردن بواسير مفيد است

6) ادرار را زياد مي كند

7) درد مثانه را رفع مي كند

8) زخم هاي بدن را مدا.ا مي كند

9) كرم معده و روده ، مخصوصا ركم كدو را از بين مي برد

10) براي تقويت دستگاه هاضمه مفيد است

11) ريشه درخت نارگيل ضد تب و ادرار آور است

12) ريشه درخت نارگيل براي ناراحتي هاي كبدي مانند يرقان مفيد است

13) دم كرده ريشه درخت نارگيل براي معالجه اسهال خوني مفيد است

14) براي دفع سنگ كليه شير نارگيل را با برگ سنا مخلوط كرده و بنوشيد


--------------------------------------------------------------------------------

خواص شير نارگيل:

1- شير نارگيل هم ملين و هم ضد اسهال است

2- براي رفع اسهال خوني مفيد است

3- براي برطرف كردن آب آوردگي بدن از شير نارگيل استفاده كنيد

4- شير نارگيل ضد سم است

5- براي پائين آرودن تب مفيد است

6- براي معالجه بيماريهاي پوستي مفيد است


--------------------------------------------------------------------------------

خواص روغن گوشت نارگيل :

روغن نارگيل از تقطير گوشت سفيد نارگيل بدست مي آيد

1- براي معالجه بيماريهاي پوستي بكار مي رود

2- حافظه و هو ش را تقويت مي كند

3- درد مثانه را رفع مي كند

4- كرم كدو و ركمهاي ديگر روده را دفع مي كند

5- در درمان كمر درد موثر است

6- معالج بواسير است

7- محرك نيروي جنسي است


مضرات
نارگيل دير هضم است و در بدن خلط توليد مي كند بنابراين بهتر است با شكر خورده شود

چون نارگيل گرم است ممكن است در گرم مزاجان اشكالاتي توليد كند از اين نظر اينگونه افراد بايد آنرا با ميوه هاي ترش ، ليمو و يا هندوانه بخورند . خوردن آن براي سردمزاجان و سالمندان بسيار مفيد است و اشكالي توليد نمي كند.

number one
2007-Jul-31, 09:49
درخت افرا

مقدمه
درخت افرا در نواحی جنگلی و در خاکهای گچی می‌روید و به خصوص در چنگلهای شمال ایران فراوان و گونه‌هایی از آنها در باغها و پارکها برای زینت کاشته می‌شوند. در بعضی از گونه‌ها مواد قندی بسیاری وجود دارد از درختان پهن برگ با چوب صنعتی و بعضی زینتی هستند و در زمستان خزان می‌کنند.برگها اکثراً پنجه‌ای متقابل شانه‌ای شامل 5-3 برگچه نوکدار با دانه‌های نامنظم است. میوه‌ها فندقی دارای دو بال به شکل8 با زاویه بین دو بال که از 45درجه تا 180درجه متغیر می‌باشد و در تابستان می‌رسند افراها به بیشتر خاکها و شرایط مقاوم هستند.

مکان کاشت افرا
درخت افرا در هر نوع خاکی به عمل می‌آید ولی گونه‌های مختلف آن در خاکهای آهکی سازگارتر هستند و به آفتاب کامل نیاز دارند.



در مورد درخت افرا هرس لازم نیست فقط کافی است در بهار شاخه‌های خشک و بیمار حذف شوند.


روشهای تکثیر افرا
بذرکاری
بذر اکثر افراها در پائیز می‌رسند قبل از کاشت اگر بذر به مدت یک هفته در آب غوطه ور باشد و هر روز آب آن عوض شود در جوانه زنی مؤثر خواهد بود بطور کلی بذر افراها را نباید گذاشت که خشک شوند و موقع کاشت در عمق یک سانتیمتری با پوشش نازک از ماسه و در محلی سایه‌دار کاشته می‌شود.

قلمه
قلمه علفی افراها که در خارج از فصل خود تهیه می‌شوند در تحت شرایط گلخانه‌ای و با استفاده از ایجاد زخم و پودر دو درصد اسید ایندول بوتریک (IBA) و 5 در صد بنومیل ریشه‌دار می‌شوند. قلمه نیمه خشبی افرای سیاه در تحت شرایط گلخانه و زخم زنی و پودر تالک به میزان 8000ppm ریشه‌دار می‌شود. قلمه افرای چینی هم در باز و هم در شرایط گلخانه می‌تواند ریشه‌دار شود به شرطی که مدتی را در زیر ماسه(حداقل یک ماه) مانده باشد و سپس اقدام به کشت شود.

پیوندزنی
اگر پیوند در فضای باز و در خزانه روی نهالهای بذری زده شود، با موفقیت از پیوند T (تی) یا شکمی از نیمه تابستان تا آخر آن استفاده کرد و در بهار سال بعد به محض رویش پیوندک نهال را از بالای آن سربرداری نمود. در صورتی که امکانات گلخانه ای در دسترس باشد گیاهان پایه بذری یکساله در خزانه که در پائیز سال اول به داخل گلدانهای کوچک منتقل شده‌اند و در طی سال دوم در درون گلدان بوده‌اند، در آخر زمستان (اواخر بهمن یا اوایل اسفند) برای آماده شدن پیوند زنی به گلخانه آورده می‌شوند به محض اینکه ریشه‌ها علامت رشد را نشان دادند پایه برای پیوند زدن آماده است. برای این منظور قبلاً پیوندک را به صورت شاخه در طول فصل رویشی جمع آوری و در یخچال نگهداری می‌نمایند.

انواع درخت افرا
افرای سیاه (افرای سه برگی)
این درخت به ارتفاع 10 تا20متر بوده و یک درخت سریع الرشد و مردم پسند است. برگهایش شانه‌ای، گلهایش کوچک و به شکل خوشه‌هایی از شاخه‌ها آویخته می‌گردد. رویشگاه اصلی آن آمریکای شمالی است. شاخه‌ها باریک بوده و در مقابل بادهای شدید مقاومت چندانی ندارد. گلهای نر و ماده روی پایه‌های جداگانه قرار دارند و تنها پایه‌های نر جنبه تزئینی دارند گونه دیگر افرای سیاه به شکل پایه ماده دیده می‌شود که برگهای آن حالت ابلق دارند. کلهایش چندان جلب توجه نمی‌کند ولی میوه‌های بالدار سفید رنگ آن بسیار جذاب است.

افرای پر چینی یا افرای دشتی
یک درخت مرتعی به ارتفاع 8-6 متر است برگهایش دارای 5 - 3 لوب و پهنای آن بین 10- 5 سانتیمتر بوده که لوب میانی خود به 3 لوب کوچکتر تقسیم می‌گردد. کلها سبز رنگ با گل آذین ایستاده است درختانی کم مقاوم اما غیر تماشایی هستند. این درخت برای خاکهای قلیایی ، گیاهی بسیار ارزشمند به شمار می‌آید ولی می‌تواند با هر نوع خاک دیگر نیز خود را سازش دهد همچنین به نور آفتاب نیز نیازمند است.

افرای کوهستانی یا افرای نروژی
این درخت بیشترین جذابیت را در بین انواع افراها دارد. برگها پنجه‌ای بزرگ و چاکدار با تقسیمات دندانه‌دار نوک تیز ولی رنگ آنها سبز مایل به زرد است که در پائیز به زرد تیره تبدیل می‌شود گل آذین آن رو به بالا قرار دارد. برگها دارای 7 - 5 لوب و دمبرکها بلند و حاوی شیرابه سفید رنگی هستند. ساقه نهال جوان کبود رنگ کرکدار و سپس قهوه‌ای مایل به سبز می‌شود.

افرای برگ چناری
این نوع افرا به ارتفاع 6متر و دارای برگهایی چنار مانند با لبه‌های کرم رنگ است.

افرای سرخ
این نوع افرا دارای برگهای قرمز ارغوانی به ارتفاع حداکثر 5 متر می‌باشد و در شرایط آب و هوایی مرطوب رشد می‌کند. افرای سرخ سایه پسند بوده و در پارکها جهت پر کردن فضای خالی درختان بلند مناسب است.

افرای بزرگ صنعتی شبه چناری
این نوع افرا ، افرای زیبایی نیست اما فوق العاده سریع الرشد بوده و به سرعت به ارتفاع حدود 9متر و بیشتر می‌رسد. این درخت مخصوص مناطقی است که نیاز به پر کردن فضاهای خالی با درختان زود رشد است. برگها پنجه‌ای شکل است روی برگ سبز رنگ و پشت آن سفید رنگ است گلها آویخته است.



افراهای با پوست ساقه جذاب مانند :
افرای با پوست قهوه‌ای نازک و قابل جدا شدن
افرای با پوست ساقه به شکل پوست مار
افرای با پوست خاکستری مایل به زرد
ارتباط با سایر علوم
تاکسونومی: گیاه افرا بر حسب خویشاوندی با سایر گیاهان رده بندی می‌شود و جایگاه این گیاه از نظر رده بندی در سطح گونه مشخص می‌شود.


مورفولوژی: تنوع ریختی گیاه افرا مطالعه می‌شود به عبارتی تنوع ریختی گیاه افرا باعث می‌شود تا بدانیم که با شرایط متفاوت در زیستگاههای مختلف سازگاری این گیاه چگونه صورت می‌گیرد.


آناتومی: ساختمان داخلی گیاه افرا را مورد مطالعه قرار می‌دهد.


مورفوژنز: از ابتدای تشکیل تخم گیاه افرا تا بوجود آمدن شکل گیاه افرا با این علوم مطالعه می‌شود.


فیزیولوژی: نحوه کار و فعالیت گیاه افرا از سطح اندامکهای درون سلول تا بافتها ، اندامها و خود گیاه مطالعه می‌شود.


سیتولوژی: به مطالعه درباره رشد، تولید مثل و رفتار سلول گیاه افرا می‌پردازد.


اکولوژی: به مطالعه چگونگی سازش گیاه افرا با محیط و ارتباط آنها با یکدیگر می‌پردازد.


ژنتیک: چگونگی انتقال صفات وراثتی و عوامل انتقال دهنده و ساختار شیمیایی این عوامل را در گیاه افرا بررسی می کند

number one
2007-Jul-31, 09:51
درخت فندق


شناسنامه

فندق Corylaceae :تیره
Corylus avellana :نام لاتین
Filber tree –Hazelnut tree -cobnut :نام انگلیسی
فندق – گلوز – گلا غوزه :نام فارسی
نبدق – جلوز - مثجرالنبدق :نام عربی



شرح گیاه
درختچه ای به ارتفاع 5/1 متر که در اماکن مساعد به ارتفاع6 تا 7 متر (گاهی بیشتر) درمی می آید و به سهولت جنگلی انبوه بوجود می آورد. برگهائی پهن و نوک تیز با دو ردیف دندانه، به رنگ سبز و گلهائی بر دو نوع نر وماده دارد.نوع نر این گلها دارای 3 تا 8 پرچم است و مجموعه آن به صورت سنبله های آویخته در پائیز ظاهر می شود. میوه آن که فندق نامیده می شود، در حالت تازه از پوشش سبز رنگی پوشیده شده است.ولی تدریجاً پس از خشک شدن از آن جدا می شود. گونه C.avellana به عنوان فندق اروپائی شناخته شده و بصورت تجاری کاشته می شود. در اثر دو رگه گیری این گونه با سایر گونه های موجود در این جنس تنوع زیادی در ارقام فندق ایجاد شده است. ارقام فندق : رقم بارسلونا، رقم باتلر، رقم انیس رقم ایستاریکی ، رقم نور تامتون ، رقم آنا، رقم سلف ها سگر (پوست آزاد)، رقم اسکینر، رقم توندا جنیتل
نیاز اکولوژیکی
درختان فندق به زمستان نسبتاً سرد و تابستان خنک نیاز دارند برای رشد و تکامل میوه تابستان خنک و طولانی از تابستان گرم و طولانی مناسبتر است. درختان فندق برای رفع نیاز سرمایی بایدمدت نسبتاً طولانی در معرض سرمای متوسط قرار گیرند. در مناطق مرطوب درختها نسبت به عوامل بیماریزا حساس هستند. درختان فندق مقاوم به سرما هستند. شاتونها و گلهای ماده فندق در مقایسه با گلهای باز شده مقاومت بیشتری نسبت به سرما دارند. در صورتیکه گلهای ماده باز شده باشند دمای 5/9- درجه سانتی گراد به آنها صدمه می زند بین حداقل و حداکثر دمای هوا با تاریخ های گل دهی گل آذین نر و ماده رابطه مستقیمی وجود دارد افزایش مجموع درجه حرارتهای موثر ظهور کلاله را در ارقام زودرس به تاخیر می اندازد. مقاومت بافتها نسبت به سرما تعیین شده است که از حساس تا مقاوم عبارتند از : استوانه مرکزی، آوندهای چوب، کامبیوم و پوست. در اواسط زمستان مقاومت جوانه های رویشی نسبت به سرما بیشتر از گلهای ماده است. همچنین مقاومت اکثر گلهای ماده در دی ماه بیشتر از گلهای نر است از کاشت فندق در مناطق پست که هوای سرد در آنجا باقی می ماند باید خودداری کرد و همینطور بادهای خشک نیز نباید در آن منطقه وجود داشته باشد مناطقی که دارای بارندگی متوسطی بوده و توزیع بارندگی نیز در طول فصل مناسب است برای کاشت موفقیت آمیز فندق خیلی مناسب هستند. خاکهای خنثی تا کمی اسیدی با 6= pH برای کاشت فندق مناسب است.

آماده سازی خاک
نوع خاک مناسب برای کاشت فندق در مناطق مختلف متغیر است ولی بطور کلی خاک باید عمیق، حاصلخیز و دارای زهکشی خوبی باشد. در خاکهای عمیق مقدار زیادی آب و مواد غذایی ذخیره می شود که در طی فصول خشک مورد استفاده قرار می گیرد. ریشه های درخت فندق تا عمق 5/2 تا 4 متر بسرعت رشد می کند. عوامل نامساعدی مثل وجود لایه غیر قابل نفوذ، بالا بودن سطح آب زیرزمینی وجود سنگ و شن و عدم وجود تهویه در خاک، رشد ریشه ها را محدود می کند. خاک باید تا عمق 4 متر دارای تهویه خیلی باشد درختان فندق در مقایسه با درختان گردو تحمل بیشتری نسبت به خاکهای فشرده دارند. ازدیاد فندق از دیاد به دو رویش از دیاد به وسیله بذر و از دیاد رویشی انجام می گیرد. در ازدیاد به وسیله بذر با کاشت فندق بلافاصله پس از برداشت همراه با پریکارپ به مقدار زیادی جوانه زنی را کاهش می دهد. حذف پوسته بذر مثل حذف پریکارپ جوانه زنی را تا 81 درصد افزایش می دهد. خواب بذر با یک دوره استراتیفیکاسیون به مدت 6 ماه برطرف می شود. در صورتیکه فندق دیر برداشت شود (آخر شهریور) پریکارپ میوه ها سخت می شود در اینصورت ابتدا یک دوره استراتیفیکاسیون گرم در 20 درجه سانتی گراد ضروری است و بدنبال آن بذور فندق باید در معرض یک دوره سرما (4 درجه سانتی گراد) قرار گیرند. در میوه هایی که زود برداشت می شوند (آخر مرداد) آندوسپرم و جنین اغلب به اندازه کافی رشد نمی کند و جوانه زنی این قبیل بذور بخوبی صورت نمی گیرد. برای از بین بردن خواب بذور فندق اگر آنها را به مدت 6 هفته در معرض سرمای 5 درجه سانتی گراد قرار داده و سپس به 20 درجه سانتی گراد منتقل شوند اسید جیبرلیک در بذر تجمع یافته و موجب جوانه زنی می شود. در ازدیاد رویشی روشهای مختلفی وجود دارد که عبارتند از : از دیاد بوسیله قلمه – ازدیاد بوسیله خوابانیدن – ازدیاد بوسیله پیوند – ازدیاد بوسیله ریزازدیادی
تاریخ و فواصل کاشت
زمینهای شیب دار قبل از کاشت باید تراس بندی شوند تا بتوان درختان فندق را با فواصل مناسب در آنها کاشت این عمل استفاده از کودهای شیمیایی ، دامی و نیز آبیاری را تسهیل می کند. در هنگام کاشت باید دقت شود داخل چاله ها عاری از سنگ باشد زیرا وجود سنگ ریشه ها را محدود می کند کاشت فندق در اواخر زمستان یا در بهار صورت میگیرد. در هنگام کاشت پس از حفر گودالها در ته هر گودال مقداری خاک را به صورت کپه ریخته و ریشه نهال را در روی آن قرار می دهند سپس بقیه گودال را با خاک رویی پر کرده و آنرا سفت می کنند. اطراف نهال را با خاک اره یا خاک سست پوشانده و آنرا آبیاری می کنند. برای کاهش تعداد پا جوش ها و حذف آسانتر آنها نهالها را از ارتفاع 50 تا 75 سانتی متری سربرداری می کنند و تنه نهالها را به منظور جلوگیری از آفتاب سوختگی با یک ماده سفید رنگ آمیزی کرده و یا با کاغذ سفید آنرا می پوشانند.

کاشت
در صورتیکه فندق بصورت بوته ای یا پرچین پرورش داده نشود فاصله کاشت 6 متر است. عملکرد فندق در حالت درخت بشتر از حالت بوته ای است. در حالت بوته ای قسمت مرکزی ضعیف مانده و یا در اثر سایه قسمتهای بیرونی از بین میرود. فاصله کاشت بسته به اینکه در بین درختان فندق چیز دیگری هم کاشته شود متفاوت است.
داشت
مراقبت از درختان فندق از جنبه های مختلفی صورت می گیرد. که بقرار زیر است : هرس:در درختان بارده شاخه های جانبی که بر روی شاخه های اصلی قرار دارند هر سال هرس شده مر شاخه های ضعیف حذف می شوند. اگر در هنگام کاشت هرس ریشه صورت گرفته باشد در مراحل بعدی نیاز به هرس کمتر خواهد بود ولی وقتی درختان فندق 12 تا15 ساله شدند بهتر است مقدار زیادی از شاخه های جانبی هرس شوند تا رشد شاخه های قوی تحریک شود. در این حالت در هر درخت 8 تا 10 شاخه باقی می گذارند تا میوه بهتر پر شده و محصول افزایش یابد. اضافه کردن کود دامی به مقدار 30 تن در پائیز به همراه 600 کیلوگرم در هکتار سوپرفسفات و در بهار 400 تا 500 کیلوگرم سولفات آمونیوم یا 300 تا 400 کیلوگرم سیانید کلسیم و یا 150 تا 300 کیلوگرم در هکتار نیترات آمونیوم پیشنهاد می شود. مبارزه با آفات : آفات فندقها از قبیل کنه فندق، سرخور طومی فندق ، سوسک چوب خوار، کنه مولد کال فندق، سپردار فندق ، نماند ، پژمردگی باکتریابی، پژمردگی فندق ، پوسیدگی قهوه ای یا آنتراکوز کپک خاکستری و بیماری ویروس موزائیک می باشد. آبیاری : اگر فندق در خاکهای حاصلخیز که ظرفیت نگهداری آب زیادی دارند کاشته شود به آبیاری کمی نیاز خواهد داشت. حذف پاجوشها : حذف پاجوشها در اطراف تنه فندق ضروری است به منظور حذف موثر پا جوشها ضروری است که عمل حذف 3 تا 4 بار در سال و تا چند سال پس از کاشت صورت گیرد.حذف پا جوشهای جدید باید تا حد امکان از نزدیک محل رشد آنها صورت گیرد.مبارزه با علف های هرز که توسط علف کش های شیمیایی صورت می گیرد. گل دهی : گل دهی فندق 3 تا 4 سال پس از کاشت صورت می گیرد ولی معمولاً باردهی از سال 5 یا 6 شروع می شود مدت باردهی 10 تا 20 سال است شاخه هایی که طول آنها 16 تا 25 سانتی متر است بیشترین ظرفیت باردهی را دارند.تمام گونه های جنس Corylus یک پایه بوده، گلهای یک جنسی تولید می کنند و گرده افشانی آنها توسط باد صورت می گیرد. دوره گل دهی فندق در شرایط طبیعی حدود 3 ماه طول می کشد که با گرده افشانی ارقام زودرس شروع شده و با مرحله اوج گل دهی در ارقام دیررس تمام می شود. فندق گیاهی خود ناسازگار است لذا برای انجام گرده افشانی مطلوب باید ارقام مختلف با هم کاشته شود. کاشت 12درصد درختان گرده افشان در شرایط مساعد برای گرده افشانی رقم اصلی کافی است.
برداشت
میوه های فندق پس از رسیدن بر روی زمین می ریزند میوه هایی که به روی زمین می ریزند در اثر رطوبت خاک تغییر رنگ می دهند از این رو برای جلوگیری از آن باید در اولین فرصت پوست میوه ها جدا شود.میوه ها در طول فصل باید 2 تا 3 بار جمع آوری شوند. عملکرد درختان فندق بسته به سن و قدمت درخت فاصله کاشت ، عملیات آماده سازی خاک و عوامل دیگر متفاوت است اگر یک هکتار باغ 2200 کیلوگرم محصول تولید کند محصول خوبی داشته است عملکرد درختان، بارده از سالی به سال بعد دچار نوسان می‌گردد.
دامنه انتشار
آذربایجان کلیبر،اهر (در 1200 متری) قره داغ، ارسباران ، اردبیل، آستارا، آسپینا در طالش (در ارتفاعات 1500 متری) جواهرده، جیرکوه (رامسر) و در بعضی از نقاط کشور پرورش داده می شود.

number one
2007-Jul-31, 09:53
درخت سنجد

شناسنامه
شرح گیاه
کاربرد
نام درخت
دامنه انتشار



شناسنامه

سنجد Elaeagnanceae :تیره
Elaeagnus angustifolia L. :نام لاتین
Oiltree – Oleaster – Russian olive :نام انگلیسی
درخت سنجد :نام فارسی
نقد – بل - زقوم :نام عربی



شرح گیاه

درخت سنجد بومی اروپا و آسیای شمالی است و تا هیمالیا انتشار دارد. نام علمی جنس آن از دو واژه یونانی Elaios به معنای زیتون و نوعی بید گرفته شده است در ایران نیز در نواحی استپی کشور بصورت خودرو یافت می شود. در ارتفاعات خراسان و کردستان و دره کرج و جبال بختیاری کم و بیش انتشار دارد. درخت سنجد دارای ساقه ای به ارتفاع 2 تا 5 متر، خار دار و یا فاقد آن می باشد. برگهائی بیضوی دراز و نوک تیز با دمبرگ کوتاه دارد رنگ پهنک آن در سطح فوقانی سبز مایل به خاکستری ولی در سطح تحتانی به رنگ سفید نقره ای است. گلهای آن کوچک به شکل زنگ به رنگ زرد در سطح داخل و به رنگ نقره ای در سطح خارجی پوشش گل است. عطر قوی گلهای آن نیز غالباً ایجاد ناراحتی و حساسیت می کند. مخصوصاً اگر تعدادی از پایه های آن در ناحیه ای وجود داشته باشد گلهای آن به سه صورت نر – ماده ، نر و ماده است در گلهای نر درخت سنجد 4 پرچم ولی در گلهای ماده منحصراً یک مادگی دیده می شود گلهای هر مافردویت آن 4 پرچم و یک مادگی تواماً دارد. میوه اش بیضوی ، گوشتدار ، شبیه زیتون ، به رنگ زرد نارنجی مایل به قرمز و دارای طعم ملایم ، قابض و قابل مصرف است روی ریشه آن نیز مانند بعضی درختان Alnus برجستگی های دارای میکوریزها مشاهده می شود.


کاربرد

گره های چوب آن در صنایع چوبی مورد توجه است خصوصاً در کردستان از آن اشیاء ظریف ساخته می شود. در اطراف کاشان برای جلوگیری از پیشروی شنهای روان به عنوان باد شکن کاشته شده است و در اغلب مناطق استپی برای پرچین باغها و تهیه هیزم کاشته می شود. البته برگ و میوه آن کاربردهای دیگر نیز دارد.


نام درخت

درخت سنجد را درکتب مختلف به نام های غبیده بادام ، چوب دانه ، نقد ، بل، صرع الکلبه ذکر کرده اند ولی نام عمومی آن سنجد است. دیگر نامهای آن سرین چک (در کردستان) ایده (آذربایجان) پستانک و سپتانک (اطراف تهران)


دامنه انتشار

آذربایجان : قره داغ ، نزدیک ارومیه ، کالیبار ، کردستان : سندج در 1500 تا 1600 متری ، راه سنندج به کرمانشاه در ارتفاعات 1350 متری کرمانشاه ، همدان ، اصفهان ، شیراز ، بلوچستان، کوه تفتان ، خراسان : تربت حیدریه، تهران : شهرستانک ، کوه توچال ، نزدیک ونک ، قزوین و قم : راجرد در 2200 متری

بهمن
2007-Sep-18, 12:27
مقدمه
کلمه بلوط را می‌توان به صورت عمومی در مورد صدها گونه درخت از رده Quercus بکار برد. این رده ، بومی نیمکره شمالی است که شامل گونه‌های برگریز و همیشه سبز می‌باشد که از نواحی سردسیر تا گرمسیری آسیا و آمریکا گسترش دارند. درخت بلوط ، درختی آشنا و تنومند است که برگ‌هایش در زمستان می‌ریزد و طول آن تا چهل متر می‌رسد و شاخ و برگ‌های آن دورا دور تنه‌ درخت را که پوستی صاف و خاکستری رنگ دارد و با گذشت سالیان شکافهایی بر می‌دارد، می‌پوشانند. برگ‌های دوک مانند آن در هر طرف 3 تا 7 لوب دارند و گل‌های شاتوتی در کنار آنها ظاهر می‌شوند. در فصل پاییز گل‌های بارور درخت ماده ، میوه‌های بلوط به رنگ قهوه‌ای مایل به سبز را تولید می‌کنند.


بلوطها درختانی هستند دارای شکل توپر ، حجیم و گسترده با تاجی گنبدی شکل و برگهای موج‌دار در لبه و همچنین میوه‌هایی ایجاد می‌کنند که درون یک محفظه فنجان مانند قرار دارند. بلوط یک بخش اساسی از نواحی روستایی ما در غرب کشور است که به صورت درخت و درختچه وجود دارد. برگهای کنگره‌دار بلوط ممکن است بیضی شکل یا کشیده و باریک باشند و یا در پاییز به ارغوانی روشن بگرایند. این درختان دارای تنه‌ای بزرگ و برگهایی که برای تصفیه هوا و سایه افکنی ارزش بسیاری دارند و البته مناسب برای خاکهای کم عمق نیستند.

واریته‌ها
Quercus.robur درختی بلند ، دارای برگهایی با برندگی دندانه‌ای نوک تیز یا بریدگی عمیق کنگره‌دار. این درخت به علت رشد زیاد برای فضاهای کوچک و متوسط مناسب نمی‌باشد. دارای یک واریته ستون مانند است که برای فضاهای کوچک مناسب است. برای خاکهای گچ‌دار Quercus.petraea که خیلی شبیه بلوط معمولی است مناسب می‌باشد. بلوط سریع‌الرشد ترکی (Quercus.corris) دارای رشد سریع و جوانه‌های زمستانه با ریشک بلند است.

بلوط قرمز (Quercus.rubra) نیز به سرعت رشد می‌کند و به صورت یک درخت بزرگ تا ارتفاع 24 متر می‌رسد و اگر در خاک اسیدی کاشته شود برگها در پایان فصل به ارغوانی می‌گرایند. بلوط دائم سبز (Quercus.ilex) بابرگهای کشیده بدون دندانه که می‌توان آن را به صورت درختچه نیز تربیت نمود و از آن به عنوان پرچین استفاده کرد چون هرس شدید را به خوبی تحمل می‌کند.



گونه‌های بومی
Quercus.castaneifera درجنگلهای شمال ، Quercus.sessilifolia بلوط کوهی مخصوص نواحی مرتفع جنگل ، Quercus.macranthera بلوط آذری مخصوص نقاط بسیار بلند ، Quercus.atropatana گز و مازو ، بلوط جنگلی در نقاط نیمه مرطوب. Quercus.persica مازوی گزانگبین در نقاط خشک.

زیستگاه طبیعی
درخت بلوط در خاک پر رس مرطوب رشد می‌کند، ولی خاک‌های شنی را نیز تحمل می‌نماید. این درخت در مناطق جنگلی و پست یافت می‌شود. بلوط سفید یک گیاه بومی آمریکای شمالی است که از آن استفاده‌های دارویی می‌شود.

هرس
هرس گونه‌های خزان کننده در آذر ماه و گونه‌های همیشه سبز در فروردین انجام می‌گیرد.

تکثیر
بوسیله کشت بذر بطور معمول انجام می‌پذیرد. دو گروه بلوط موجود است: گروه بلوطهای سیاه (که میوه‌ها در سال دوم می‌رسند) و گروه بلوطهای سفید (که میوه‌ها در همان سال اول می‌رسند). بذر گروه بلوطهای سفید یا بدون دوره استراحت یا دوره استراحت کوتاه بوده و به جز چند اسثتناء به محض رسیدن در پاییز قابل کشت هستند. بذر گروه بلوطهای سیاه دارای دوره رشد جنینی بوده و نیاز به استراتیفیه شدن (0 تا 2 درجه سانتیگراد) برای یک تا سه ماه دارند. میوه‌ها اغلب مورد حمله سر خرطومی (مخصوصا در انبار) قرار می‌گیرند. فرو بردن میوه ها در آب ْ49 درجه سانتیگراد به مدت 30 دقیقه از میزان خسارت آفت بسیار خواهد کاست.


در موقع کاشت ابتدا بذرها را درون ظرف آب فرو برده و آنهایی که شناور می‌مانند غیر قابل کاشت هستند. جهت جلوگیری از رشد طولی ریشه به خاطر اینکه بتوان نهال بذری را به راحتی جابجا کرد بهتر است در زیر محل بذرکاری از صفحات سیمی مشبک مسی استفاده نمود. نوک ریشه اصلی به این صفحه برخورد کرده و از رشد باز می‌ماند. روشهای مختلف پیوند با موفقیت بر روی بلوطها انجام می‌پذیرد فقط پیوند بلوطهای گروه سفید روی پایه‌های این گروه و پیوند بلوطهای گروه سیاه بر روی پایه‌های این گروه امکان پذیر است. تکثیر بلوط از راه قلمه یا خوابانیدن معمولا با عدم موفقیت همراه بوده است.

خواص چوب بلوط
چوب بلوط فشره و محکم است و نماد قدرت و استقامت می‌باشد و از گذشته‌ خیلی دور یکی از مهم‌ترین مصالح ساختمانی در اروپای شرقی بوده است. در گذشته علاوه بر مصرف انبوه الوار بلوط در ساختمان‌سازی ، از چوب بلوط برای ساختن کشتی‌های بازرگانی و جنگی استفاده گسترده می‌شده است .
درخت بلوط در میان مردم کشور‌های اسکاندیناوی ، یونان و روم محل سکونت الهه‌ باروری و نشان دهنده‌ قدرت و باروری بوده است. روزگاری از تمام قسمت‌های درخت، استفاده‌های پزشکی به عمل می‌آمده است.


در افسانه‌های عامیانه قرون وسطا آمده که تماس یک میخ با قسمت صدمه‌ دیده‌ی بدن و سپس فرو کردن همان میخ در درخت بلوط سبب می‌شده است که بیمار شفا یابد. زمانی برگ‌های بلوط را بر روی زخم و بریدگی‌های بدن می‌گذاشتند تا زخم التیام پیدا کند، اما امروزه گیاه پزشکان تنها از پوست درخت بلوط استفاده دارویی می‌کنند. خاصیت قابض‌کنندگی پوست بلوط ، عامل قطعی درمان اسهال‌های شدید می‌باشد و خاصیت گندزدایی و ضد میکروبی آن برای مداوای عفونت‌های گلو تجویز می‌شود. چای پوست بلوط یک تقویت‌کننده است و مخلوط پوست و میوه‌ی درخت بلوط یک پادزهر را بوجود می‌آورد. میوه‌ درخت بلوط معمولا برشته و آسیاب می‌شود و از آن قهوه تهیه می‌نمایند .

بهمن
2007-Sep-18, 12:30
درخت گردو

نام گردو به هر گونه درخت از رده Juglans که به خانواده گردوها یا Juglandaceae تعلق دارد اطلاق می شود. آنها درختانی برگریز هستند به ارتفاع 45-10 متر، با برگهای شانه ای به طول 90-20 سانتیمتر، تعداد 25-5 برگچه و جوانه ها دارای درونه حفره دار هستند که این ویژگی در همه (Pterocarya) Wingnut مشترک است بجز گردوهای آمریکایی (Carya) در همین خانواده.

شاید معروف ترین اعضای این رده گردوی سیاه (Juglans nigra) متعلق به شرق آمریکای شمالی و گردوی ایرانی یا معمولی (Juglans regia) که بومی بالکان در جنوب شرقی اروپا، مرکز و جنوب غربی آسیا تا هیمالایا و جنوب غربی چین است، باشد. گردوی معمولی را درآمریکا اغلب ولی به صورت نادرست گردوی انگلیسی می نامند. (این گونه بومی انگلیسی نیست).

این دو گونه از نظر چوب قابل توجهی که دارند دارای اهمیت می باشند. گریبانه های گردو به علت دارا بودن مقدار زیادی رنگ زرد – قهوه ای، منبع مهمی برای رنگ به شمار می رود.

دانه تمامی گونه هایی که در بالا به آنها اشاره شد و سایر گونه ها، خوراکی هستند اما گردوهایی که در فروشگاهها موچود می باشند از نوع گردوی ایرانی هستند. نوع باغی که به جهت پوسته های نازک مغز . پایداری در مناطق معتدله انتخاب گشت را گاهاً گردوی کارپات می نامند. گردو سرشار از روغن است و بصورت گسترده هم به شکل تازه و هم در غذا خورده می شود. آنها را باید در مکانهای خشک و خنک نگهداری کرد چون در شرایط گرم در مدت چند هفته- مخصوصاً بعد از کندن پوسته آن، فاسد می شوند.


گردو آمریکایی

این گردو بومی آمریکای شمالی است و زمانی، منبع غذای مقوی برای سرخپوستان آمریکای جنوبی بوده است. در کشور آمریکا از آن در تهیه انواع کیک و نان استفاده می شود. گردو آمریکایی منبع انواع ویتامین و مواد معدنی، بویژه ویتامین A))،((B و E، کلسیم، فسفر، منیزیم، روی و پتاسیم است.


خواص گردو:

گردو از دوران ما قبل تاریخ وجود داشته است. در قرون وسطی اعتقاد بر این بود که گردو سر درد را معالجه می کند حتی شواهد دال بر وجود یک باغ گردوی بسیار زیبا در باغهای معلق بابل وجود دارد. گردو هم به صورت خشکبار و هم به صورت تازه و خورده می شود و از آن در تهیه برخی از غذاها استفاده می شود. گردو منبع خوبی از فسفر، پتاسیم، منیزیم، پروتئین و ویتامین E است.

بهمن
2007-Sep-18, 12:33
درخت پسته
دید کلی
بطور کلی انواع مختلف پسته را از حیث شکل ظاهری به دو دسته می‌توان تقسیم کرد. یکی بادامی و دیگری فندقی. در شکل بادامی طول پسته از عرض یا قطر آن خیلی زیادتر است به قسمی که شکل کشیده بادامی به پسته می‌دهد در صورتی که در شکل فندقی تفاوت بین طول و قطر پسته خیلی کم است. علاوه بر این در شکل بادامی فاصله دو لب داخلی پوست پسته خندان کمتر از همین فاصله در شکل فندقی است. در پسته بادامی گاهی اتفاق می‌افتد که نوک باریک پسته کمی به شکل نوک خنجر خمیده است این شکل پسته را خنجری می‌نامند.






موطن اصلی و قدمت درخت پسته
درخت پسته معمولی و یا پسته ایرانی پیستاکیا ورا (Pistacia vera) به شکل جنگلهای انبوه در شمال شرقی ایران دیده می‌شود لذا می‌توان گفت که اصل این جور پسته از ایران است. درخت پسته از ایران به سایر نقاط مخصوصا به سواحل دریای مدیترانه (جنوب اروپا و شمال آفریقا) رفته است.

مشخصات گیاه شناسی درخت پسته
درخت پسته گیاهی است دو پایه یعنی گلهای نر و ماده جدا از یکدیگر و روی درخت مجزا قرار گرفته است. گل آذین درخت پسته بطور کلی خوشه‌ای است و در خوشه نر که گلها به یکدیگر فشرده و متراکم هستند. تعداد زیادتری گل مشاهده می‌شود تا در خوشه ماده که فاصله از گلها یکدیگر زیاد است و به همین علت این نوع گلها خوشه افشان و شلی تشکیل می‌دهند.

گلهای ماده دارای یک تخمدان و یک تخمچه هستند ولی کلاله منشعب و دارای سه شاخه است. برگ درخت پسته از 5 تا 7 برگچه تشکیل شده است. ریشه درخت محوری و عمودی است و تا عمق بیشتر از دو متر در داخل خاک فرو می‌رود. تلقیح گلهای ماده بوسیله باد انجام می‌گیرد.






آب و هوای مطلوب پسته
درخت پسته به سرمای شدید زمستان و گرمای زیاد تابستان هر دو مقاوم است. درخت پسته با هوا و زمین مرطوب سازگاری ندارد. رطوبت زیاد در زمین باعث تولید بیماری صمغ و پوسیدگی یقه درخت می‌شود که به تدریج درخت را ضعیف و بالاخره خشک می‌کند. درخت پسته به کم آبی و خشکی مقاومت زیاد نشان می‌دهد بطوری که درختان کهن را می‌توان بدون آبیاری بر مدت خیلی طولانی (شادی چند ده سال) زنده نگاه داشت.

خاک مطلوب پسته
بهترین خاکها برای کاشت درخت پسته خاکهای لیمونی سبک یعنی شن و رس می‌باشد. در اراضی سبک مصرف کود برای برداشت رضایت بخش است ولی در اراضی رسی سنگین که رطوبت را به مقدار زیاد و برای مدتی طولاتی در خود نگاه می‌دارد کاشت این گیاه نتیجه رضایت بخشی نمی‌دهد و مقدار محصول چندان قابل توجه نخواهد بود. درخت پسته تا اندازه‌ای تحمل شوری خاک را می‌کند.

کود
درخت پسته احتیاج به کود فراوان دارد و کود دامی به تنهایی نمی‌تواند رفع احتیاجات درخت پسته را از حیث مواد غذایی برای محصول زیاد بکند. لذا باید علاوه بر کود دامی از کودهای شیمیایی نیز استفاده کرد. کود دامی را پاییز به درخت می‌دهند و کود شیمیایی را در دو دفعه یکی در اسفند ماه و دیگری در خرداد ماه با خاک مخلوط می‌کنند.






ازدیاد درخت پسته و کاشت آن در باغ
از نظر گیاه شناسی درخت پسته را به دو طریق می‌توان تکثیر کرد یکی بوسیله خواباندن شاخه و دیگری بوسیله کاشت بذر. ولی در باغبانی و از نظر اقتصادی تنها راه ازدیاد درخت پسته کاشت بذر برای تهیه پایه و پیوند نهال حاصله با انواع مرغوب پسته می‌باشد.

آفات پسته در ایران
زنجرک پسته ایدیو سروس ستالی (آفت شیره)
پسیل پسته که به شیره خشک معروف است.
شپشک واوی پسته
لارو برگ خوار پسته
کرم ریشه پسته
سرشانه خوار پسته
زنبورهای مغز خوار پسته

بهمن
2007-Sep-18, 12:36
درخت بادام
مقدمه
بادام با نام علمی Prunus amygdalus یکی از گیاهان تیره گل سرخ متعلق به دو لپه‌ایها می‌باشد. بادام یک درخت بومی آسیای غربی ، کرانه جنوبی دریای مدیترانه و مراکش است. این درخت اندازه ای متوسط ، برگهای نیزه‌ای با حاشیه دندانه‌دار و دارای گل در اوایل بهار است. میوه آن یک شفت با پوشش خارجی پرزدار است که برون‌بر نامیده می‌شود و پوسته سخت و شبکه‌دار یا درون‌بر را دربر‌می‌گیرد. دانه آن یک مغز است که بوسیله این پوششها محصور می‌گردد.



مشخصات گیاه شناسی
درخت به ارتفاع تا 8 متر ، شاخه‌های جوان بدون کرک ، اول سبز و بعد قهوه‌ای مایل به قرمز. شاخه‌های سال گذشته خاکستری ، برگها تخم مرغی- نیزه‌ای ، نیزه‌ای یا بیضی کشیده ، به طول تا 10 ساتیمتر و عرض 2 تا 3 سانتیمتر ، قاعده گوه‌ای پهن تا مورب ، نوک باریک ، نوک کشیده و یا به ندرت نوک کند ، سطح فوقانی برگ بدون کرک ، سطح تحتانی برگ بدون کرک یا با مقدار کمی کرک در اوایل سبز شدن ، حاشیه برگ دندانه‌ای- اره‌ای همراه با یک غده کوچک روی هر دندانه است.

دمبرگ 1 تا 2 سانتیمتر ، گل درشت به قطر تا 4 سانتیمتر ، سفید یا صورتی ، دمگل کوتاه حداکثر تا 5 میلیمتر. میوه تخم مرغی مورب تا تخم مرغی کشیده به طول 2.5 تا 5 سانتی متر و 1.5 تا 3 سانتی متر عرض ، دارای نوک کشیده ، پوشیده از کرکهای مخملی خاکستری ،‌ هسته قایقی شکل ، بدون شیار طوی مشخص ، سوراخ‌دار و گاهی دارای شیار کوچک در قاعده و فصل گلدهی اواخر زمستان و اوایل بهار می‌باشد.

پراکندگی جغرافیایی
گیاه متعلق به منطقه ایرانو- تورانی ، ترکیه ، ایران ، قفقاز ، آسیای مرکزی و شما آفریقا. نمونه تیپ از موریتانی واقع در شمال افریقا ، پراکندگی آن در ایران در شمال غرب و غرب می باشد.



انواع بادام
دو نوع درخت بادام وجود دارد یک نوع دارای گلهای صورتی بادام شیرین تولید می‌کند و نوع دیگر آن با گلهای سفید بادام تلخ دارد. مغز نوع اول حاوی روغن نافرار و امولسیون است. تا اوایل قرن بیستم از آن به صورت خوراکی در پزشکی استفاده می‌شد اما به این شرط که بادام نوع تلخ به آن اضافه نشده بود. در پزشکی نوین هم نسبتا متداول بود اما پزشکان دیگر آنرا تجویز نکردند. بادام تلخ نسبتا پهن‌تر و کوتاه‌تر از نوع شیرین است و حاوی تقریبا 50 درصد روغن نافرار موجود در بادامهای شیرین می‌باشد. همچنین دارای امولسیون مخمر است که در حضور آب روی آمیگدالین و گلوکوئید اثر کرده ، تولید گلوکز ، سیانور و روغن عصاره‌ای بادام تلخ یا بنزالدئید می‌کند. ممکن است بادامهای تلخ بین 6 تا 8 درصد سیانید هیدروژن تولید نمایند.

بادام شیرین عملا فاقد نشاسته است بنابراین می‌توان از آن در تهیه کیک و بیسکویت برای بیماران دیابتی یا هر نوع دیگری از بیماریهای قندی استفاده کرد. همچنین عصاره بادام می‌تواند جایگزین مناسبی برای عصاره وانیل دربین بیماران دیابتی باشد. هر دو نوع بادام تلخ و شیرین بومی خاورمیانه است، اما قرنهاست که در اروپا و آمریکا نیز کاشته می‌شود. کالیفرنیا از زمان عرضه بادام در اواسط دهه اول قرن هجدهم ، بزرگترین تولید کننده این محصول به حساب آمده است و بادام هفتمین ماده غذایی صادراتی کلان کالیفرنیا محسوب می‌شود. بعد از کالیفرنیا دومین تولید کننده بزرگ بادام کشور اسپانیا است که انواع تجاری و عظیم بادامهای شیرین را تولید می‌کند.

ابعاد فرهنگــــــــی
بادام در بعضی از فرهنگها بسیار مقدس است. در بین یهودیان به علت گل آوری زود هنگام آن نماد هشیاری و تعهد می‌باشد در حالی که برای مردم چین نماد اندوه جاودانی و زیبایی زنان به حساب می‌آید. نمادگرایان مسیحی اغلب از شاخه‌های بادام به عنوان سمبلی برای تولد مسیح از مریم باکره استفاده می کنند. نقاشیها بیشتر شامل بادامهایی است که مسیح را در کودکی احاطه کرده‌اند و نمادی برای حضرت مریم می‌باشد. بادام بسیار مورد علاقه فراعنه مصر بوده است و آنها طعم بادام را در نان خود بسیار دوست داشتند. بادام در فرهنگ نژادی مناطق مختلف جایگاه مهمی داشته است. رومیها بادام را در مراسم عروسی به عنوان سمبل خوشبختی و باروری به عروس و داماد هدیه می‌دادند. این سنت هنوز هم در ایتالیا رواج دارد.



خواص دارویی
شیره میوه بادام با شکر سرفه را آسان و سینه و حنجره را نرم می‌کند و برای تنگی نفس و سینه پهلو مفید است و از خونریزی ریوی جلوگیری می‌کند. اگر پوست سخت میوه بادام را که سوخته و به سر حد خاکستر شدن نرسیده باشد گرد دندان نموده و به دندانهای خود بمالید لثه و دندان را محکم می‌کند و دندان را سفید می‌کند. بادام به سبب لعابی که دارد جهت زخم روده و مثانه و اسهال و پیچش شکم مفید است. مربای بادام در چاق کردن افراد لاغر اثری معجزه آسا دارد. مغز کهنه و فاسد شده بادام باعث زیاد شدن غم و غصه شده و اشتها را سد می‌کند و اگر ایجاد قی نکند تولید غش خواهد نمود.

بهمن
2007-Sep-18, 12:38
درخت گلابي

گلابی میوه خوراکی درختانی است که به رده Pyrus تعلق دارند. گلابی یکی از مهمترین میوه های مناطق آب و هوایی معتدل به حساب می آید. این درختان برای میوه دهی به یک دوره سرما نیاز دارند. درختان گلابی از نظر پایداری دقیقاً همانند درختان سیب نمی باشند اما شباهت زیادی به آنها دارند. میوه گلابی نیز مانند سیب یک شفت است.

اکنون هزاران گونه گلابی پرورش یافته (اهلی) ، وجود دارد. در مناطق استوایی بکلمه گلابی را می توان برای نامیدن آووکادو (Persea Americana) که هیچ ارتباطی هم با گلابی های واقعی ندارد بکار برد. گلابی دارای گونه های متعددی می باشد که مهمترین آنها از نظر تولید میوه Pyrus communis (گلابی اروپایی یا ساده) و pyrus pyrifolia (گلابی آسیایی یا گلابی-سیب) هستند. از سایر گونه ها بعنوان پیوند برای گلابی های آسیایی و اروپایی و یا بعنوان درختان تزیینی استفاده می شود با پیوند زدن نوع pyrus ussuriensis (گلابی سیبریایی که میوه هایی بی مزه تولید می کند ) با نوع pyrus communis گونه هایی از گلابی که پایدارتر هستند حاصل می گردد.

به منظور حفظ گلابیهای اروپایی بصورت یکدست و با بهترین کیفیت، باید آنها را پس از رشد کامل اما قبل از رسیدن، از درخت چید. اغلب میوه هایی که بر روی درخت می رسند قبل از اینکه بتوانیم آنها را برداشت کنیم از روی درخت کنده شده و به زمین می افتد در هر صورت چیدن گلابیها بدون آبگز شدن دشوار خواهد بود.

اگر بتوانیم گلابیها را در محلهای خنک نگهداری کنیم تا بعداً بطور کامل رسیده شوند، می توان آنها را به راحتی انبار و حمل نمود. برخی از گونه های گلابی فقط در معرض هوای سرد رسیده می شوند. گلابیهای آسیایی روی درخت شیرین و ترد می باشند.این میوه به شکل تازه، کنسرو و یا آب میوه مصرف می گردد.

آب گلابیهای تبخیر شده را perry می نامند. از چوب درخت گلابی در ساخت وسایل خانه و نیز سازهای بادی با کیفیت بسیار بالا استفاده می شوند.

بهمن
2007-Sep-18, 12:39
درخت به

مقدمه
به ،‌ به راسته گل سرخ و تیره گل سرخ تعلق دارد. در این راسته قطعات گل استقرار مارپیچی دارند ولی تعداد آنها بویژه در تیره کراسولاسه هنوز در 5 تثبیت نشده و طرح عمومی آن مبتنی بر 5 کاسبرگ ، 5 گلبرگ ، 2 چرخه 5 تایی پرچم و حداقل 5 برچه است. گلها تقریبا همیشه نر ماده ، منظم یا نامنظم هستند. این راسته شامل تیره‌های متعدی است. که یکی از مهمترین تیره‌های آن ، تیره گل سرخ است.



تیره گل سرخ
گیاهانی علفی یا چوبی با برگهای منفرد و دارای گوشوارک هستند. گلها عموما منظم هستند. تیره گل سرخ تیره مهمی است که دارای 90 تا 100 جنس و بیش از 2000 تا 3000 گونه است. این تیره از یک سو به علت داشتن اختصاصات بسیار کهن مستقیما به تیره آلاله مربوط می‌شود. غالبا تیره‌های گل سرخ در نواحی معتدل نیمکره شمالی پراکنده هستند و در عین حال بعضی از طایفه‌های آن مانند طایفه کیلاژه تقریبا همگی در نواحی گرمسیری می‌رویند.

جنس به
چنس به با نام علمی Cydonia درختان تقریبا کوتاه ، حداکثر تا ارتفاع 5 متر ، با برگهای ساده و پوشیده از کرک هستند. کاسه گل 5 لبه ، جام شامل 5 گلبرگ ، تخمدان 5 خانه با 5 خامه است. میوه آن سیب مانند ، 5 خانه و هر خانه محتوی دانه‌های متعدد با درون‌بر غضروفی و دانه‌های پوشیده از لعاب و میان‌بر گوشتی است. از این جنس گونه‌ای به نام Cydonia oblogna در نواحی شمال ایران و در جنگلهای سواحل دریای خزر با نام محلی شغال‌به یا شال‌به می‌روید. به اهلی و خوراکی از واریته‌های مختلف این گونه است.



خواص به
به دارای ویتامین A و B بوده و دارای آهک و تانن است و از این رو برای مبتلایان به بیماری سل غذای مطلوبی است. ملین بوده و طبل شکم را خالی می‌کند و در کوچک کردن شکم موثر است. آب میوه به برای معالجه اسهال خونی و خونریزی معده تجویز می‌شود. اگر پوست میوه به را 15 روز در الکل خیس کنند و با آب آن صورت را مالش دهند، چین و چروک را از بین می‌برد. اشتها را زیاد می‌کند و میوه آن بوی بد دهان را از بین می‌برد. مربای به برای جهت نرم کردن و درمان سرفه و تنگی نفس سودبخش می‌باشد.

ضماد برگ و میوه به جهت فرو بردن ورمهای گرم مخصوصا ورم چشم نافع است. از این ضماد می‌توان برای رفع سوزش محل نیش حشرات سمی استفاده نمود. ضماد برگ به به تنهایی جهت معالجه زخمهای چرکی مفید می‌باشد. کرک روی پوست میوه به بسیار قابض است و برای گلو و آواز خوب نیست. چنانچه آب میوه به را در روغن زیتون ریخته و آن را غلیظ نمایید جهت معالجه اسهال و زخم معده اثر معجزه آسا دارد.



به‌دانه
به‌دانه بیشتر از انواع جنگلی به بدست می‌آید. لعاب دانه آن در نرم کردن سینه و درمان سرفه شهرت زیادی دارد. معده را نرم می‌کند. لعاب آن گلو را نرم می‌کند. حرارت معده و تب را تسکین می‌کند. سوزش دهان و زبان را درمان می‌کند و یبوست را برطرف می‌نماید. لعاب به دانه جهت آفتاب‌زدگی و سوختن با آتش و دفع ضرر تابش آفتاب نافع است. شما که به دریا می‌روید قبلا پوست خود را با لعاب به دانه نرم کنید تا از آفتاب زدگی شدید جلوگیری نمایید. جویدن به‌دانه کندی دندان را برطرف می‌کند. لعاب به دانه در عطرسازی هم استفاده می‌شود.

بهمن
2007-Sep-18, 12:42
درخت گيلاس

دید کلی
نام علمی گیلاس Cerasus avium می‌باشد از جنس Cerasus و از تیره Rosaceaeاست. درخت گیلاس بدون خار و دارای میوه گوشت‌دار و محتوی یک هسته است. دارای گونه‌های متعدد و در تمام ایران پراکنده می باشد. از گیلاس علاوه بر مصرف به عنوان میوه خام ، مربا و کمپوت ساخته می‌شود. برگ آن به صورت دم کرده برای درمان بیماری کلیه و کبد مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اصل و قدمت گیلاس
این گیاه احتمالا از منطقه‌ای بین دریای سیاه و دریای خزر منشا گرفته است. ولی به نظر می‌رسد که در زمانهای قدیم آن را به اروپا برده باشند. بیشتر ارقام کشت شده آن در سرتاسر دنیا از اروپا منشا گرفته‌اند، ولی تعدادی از ارقام مهم ، در مناطق گیلاس خیز محلی انتخاب یا اصلاح گردیده‌اند.

اطلاعات گیاه شناسی گیلاس
گلها به رنگ سفید یا به رنگ سرخ ، معمولا با دمگل فرعی ، منفرد یا گروهی یا خوشه‌ای ، لوله گل فنجانی شکل یا لوله‌ای و گلها بدون دمگل ، خامه شیاردار ، کلاله چال‌دار ، تخمدان معمولا بدون کرک ، هسته صاف یا شیاردار و سوراخ سوراخ.

گلهای گیلاس
گلهای گیلاس در دستجات غیر مختلط 2 تا 4 تایی به صورت جانبی روی اسپورهای کوتاه یا نزدیک به قاعده شاخه‌های طویل‌تر تشکیل می‌شود. در گیلاس گلها فقط روی جوانه‌هایی که در آنها برگهای همراه نسبتا زودتر در تابستان باز می‌شوند، بوجود می‌آید. گل معمولا دارای یک مادگی هستند، ولی بعد از تابستانهای خیلی داغ ممکن است دو مادگی در هر گل تشکیل شود، که منجر به بوجود آمدن میوه‌های دو تایی می‌شود که یک وضعیت نامطلوبی را بوجود می‌آورد.

آب و هوای مطلوب درخت گیلاس
سطح پراکندگی و انتشار این درخت خیلی وسیع است یعنی در آب و هوای گرم معتدل و سرد معتدل سبز شده و محصول کافی می دهد. مع هذا بهترین هوا برای زندگی این درخت نقاط معتدل سرد مانند نواحی کوهستانی می‌باشد با توجه به اینکه گیلاس در مقابل پوسیدگی قهوه‌ای ، حساس می‌باشد، بایستی در جایی که آب و هوا برای توسعه این بیماری ، خیلی سرد یا خیلی خشک می‌باشد کشت گردد. در مناطقی که دارای بارانهای زمستانه خوب و تابستانهای خشک و خنک هستند ایده‌آل می‌باشند.

خاک مرغوب درخت گیلاس
درخت گیلاس در هر نوع زمین روئیده و رشد کافی می‌نماید. فقط از زمینهای رسی مرطوب و یا خیلی خشک گریزان هستند. درخت گیلاس را در هر جهت می‌کارند ولی در فرمهای پهن از کشت آن رو به جنوب یعنی نقاطی که در مقابل آفتاب قرار می‌گیرد باید خودداری نمود.

رسیدن گیلاس
افزایش مواد جامد قابل حل (قندها) و افزایش رنگ میوه به عنوان بهترین شاخص رسیدگی مورد توجه قرار گرفته است، ولی شواهد اخیرا نشان می‌دهد که نیروی لازم برای جدا کردن میوه از درخت ممکن است بهتر باشد. وقتی میوه می‌رسد اتصال بین شاخه میوه سست شده و نیروی کاهش یافته لازم برای جدا کردن میوه از درخت را می‌توان اندازه‌گیری کرده و به عنوان شاخص رسیدگی بکار برد.

تکثیر گیلاس
معمولا درخت گیلاس را بوسیله بذر و پیوند ازدیاد می‌نمایند برای پیوند گیلاس بهترین پایه محلب C.mahleb است که آن را آلبالو تلخه می‌نامند.

پیوند
برای پیوند گیلاس از پیوند شکمی ، شکافی و پیوند انگلیسی استفاده می‌نمایند ولی پیوند شکمی از سایر انواع پیوند‌ها بسیار معمول است. برای پیوند شکمی باید در اوایل شهریور اقدام نمود. مخصوصا اگر پایه از بذر عمل آمده باشد و یا آلبالو تلخه باشد، باید یک ماه دیرتر یعنی در مهر ماه باید اقدام به این امر نمود. در پاره‌ای از انواع گیلاسهای خارجی باید همیشه و حتما نزدیک سطح زمین یعنی 10 تا 15 سانتیمتری پیوند نمود. راجع به پیوند انگلیسی این نکته قابل توجه است که هر گاه عمل پیوند از اواخر شهریور تا اواسط مهر ماه انجام بگیرد بهترین نتیجه را می‌دهد.

بهمن
2007-Sep-18, 12:45
درخت آلبالو
اگر آلو بصورت تازه و از درخت مصرف شود خوشمزه تر است اما به صورت خشک شده نیز خوراک مختصر خوبی محسوب می شود. اثر فیبر این میوه در بدن انسان که از دیربازشناخته شده به علت وجود ماده ای در پوست آلو است که مسئول این عملکرد می باشد.اگر پوست آلو راجدا کنید تاثیر این فیبراز بین می رود اما همچنان تامین کننده مواد غذایی می باشد.

قبلاً آلوها مثل کشمش ، روی درخت و در نور خورشید خشک می شدند اما اکنون آنها را در تونل هوا که با گاز گرم می شود خشک می کنند تا آنها ظاهری هماهنگ داشته باشند. آلوهائیکه برای خشک کردن چیده می شوند نسبت به آنهایی که برای مصرف تازه یا کمپوت برداشت می شوند رسیده تر هستند.




آلوها به دو گروه اصلی تقسیم می شوند:آلوی ژاپنی و اروپایی یا آلوی مخصوص خشک کردن. آلوی ژاپنی بصورت تازه ، کمپوت ، مربا یا داخل ژله مصرف می شود . آلوی اروپایی را خشکی می نامند چون آنها را می توان بدون خارج کردن هسته خشک نمود.در واقع مردم بیشتر این نوع آلو را بصورت خشک شده می بینند.البته آلوی اروپایی را می توان به شکل تازه یا درون غذا مصرف کرد.تقریباً 90 درصد آلوی مصرفی آمریکا در کالیفرنیا کشت می شوند که بیشتر آنها در دره San Joaquin پرورش می یابند.ودازده گونه ژاپنی سه چهارم تولید آلوی کالیفرنیا را تشکیل می دهد. آلو همچنین در واشنگتن ، آیداهو ، میشیگان و نیویورک بعمل می آید.


بجز آمریکا ، کشور شیلی عمده تولید کننده گونه های ژاپنی و اروپایی آلو می باشد.درصد زیادی از محصول آنها به آمریکا صادر می گردد.کشورهای دیگر تولیدکننده آلو عبارتند از آلمان ، ترکیه و ژاپن.
آلوهای اروپایی ( خشکی) همیشه هسته جدا هستند یعنی گوشت میوه به هسته نچسبیده همچنین رنگ آنها همیشه آبی یا ارغوانی است.


انتخاب و گزینش

هنگام انتخاب آلو به دنبال انواعی باشید که رنگ خوبی از گونه خود را داشته و قدری سفت هستند اما آلوهایی که در مقابل فشاری اندک ، کمی اثر نشان می دهند نیز خوب می باشند.از آلوهایی که هنگام فشردن خیلی سفت یا خیلی شل هستند ، رنگشان خوب نیست یا پوستی چروک ، کبود یا شکسته دارند اجتناب کنید.بهترین زمان چیدن آنها هنگام بلوغ است اما زمانیکه کاملاً نرسیده اند.
آنها را تا قبل از رسیدن کامل و آماده شدن برای خوردن در دمای اطاق ( بین 51 تا 77درجه فارنهایت) نگهداری کنید. برای افزایش فرآیند رسیده هنگام آوردن آلو به خانه آنها را میوه های تولید کننده گاز اتیلن ازقبیل موز ، سیب یا گلابی درون پاکتهای کاغذی قراردهید.آلوها زمانی کاملاً رسیده اند و آماده خوردن هستند که بوی خوش آنها ساطع شود و زیر فشار کم انگشتان نرم باشند.هنگام رسیدن آنها را در یخچال نگهداری کنید اما دور از میوه های تولید کننده اتیلن باشند در این صورت آلوها بیش از حد پخته نمی شوند.


آماده سازی

برای جدا کردن هسته در انواع هسته جدا شکاف میوه را تا رسیدن به هسته برش دهید سپس دو نیمه را در جهتهای مختلف بپیچانید. بعد می توان هسته را به آسانی درآورد.گوشت انواع هسته دار به هسته چسبیده لذا بهتر است این آلوها را از پوست تا هسته قطعه قطعه کرد.پوست آلو را می توان به آسانی جدا کرد برای این کار باید مدت 30 ثانیه آنرا جوشاند سپس فوراً در آب یخ قرار داد. پوست آلو را می توان با همان روشی که در مورد گوجه فرنگی انجام می شود جدا نمود.اگرچه آلو را بیشتر بصورت تازه مصرف می کنند نمک زده و پخته آنها بعنوان مخلفات غذا مورد استفاده است. استفاده از آنها در مربا ، ترشی ، سس و سوپ بسیار لذیذ است. آشپزها آلو را اغلب با دارچین ، جوز ، لیمو و پرتقال مصرف می کنند.

پیشنهاد Tony
به یاد داشته باشید یک آلو خشک شده همیشه یک آلو است اما یک آلو را نمی توان همیشه خشک کرد.


گونه های ژاپنی

دوازده گونه عمده از آلوی ژاپنی وجود داردکه تقریباً 70 درصد کل آلوی تولیدی آمریکا را تشکیل می دهند. Red Beautyو Black Beauty دوتا از ابتدایی ترین گونه ها می باشند. گونه های معروف دیگر عبارتند از the Santa Rosa, Queen Rosa, Casselman, Black Amber,

Red beautyآلوی وقتی کاملاً رسیده است پوستی سیاه – ارغوانی خواهد داشت و زیر فشار کم انگشتان دست ، نرم است.طعم آنها شیرین و بسیار آبدارند ؛ پوستشان قدری ترش می باشد.
آلوهای Black Beauty از نظر شکل و اندازه نظیر گونه قبلی است اما پوستشان تیره تر و سیاه مایل به ارغوانی هستند.

آلوی Santa Rosa محبوب ترین آلو در کالیفرنیا و آریزونا محسوب می شود و دارای طعمی تند و آبدار است.پوست آنها ارغوانی مایل به قرمز است و گوشتشان کهربایی با سایه ای از قرمزمی باشد.
آلوی Queen Rosa از نظر بخشهای خارجی شباهت بسیار زیادی به Santa Rosa دارد بجز رنگ زرد مایل به سبز آن در قسمت بالا نزدیک ساقه. گوشت کهربایی و آبدار آن وقتی می رسد تند می گردد.
گونه Casselman خوشمزه ترین آلوی آخر فصل است.رنگ پوست آنها قرمر زوشن است و گوشت آن کهربایی تیره است که دارای طعمی بسیار شیرین و گوشتدار است.

گونه Black Amber بسیار درشت ، زیبا و سیاه رنگ است که بیشتر برای تهیه سسها ، کیکها و دسر pudding بکار می رود.
گونه Angelino آلویی درشت و ارغوانی رنگ و بسیار شیرین با گوشتی زرد است.این گونه بسیار تطبیق پذیر بوده و برای کیک ، مربا و سس مناسب است. این نوع آلو درصورتیکه به شکل تازه خورده شود نیز بسیار لذیذ است.
گونه Simka بسیار درشت و قلب مانند و ارغوانی رنگ است دارای بوی بسیار خوش و گوشتی طلایی می باشد.
گونه Laroda آلویی است ارغوانی تیره مشابه Santa Rosa اما بزرگتر از آن که 5 تا6 هفته دیرتر از آن برداشت می شود.یکی از بهترین انواع آلوی تازه است که بسیار آبدار می باشد.
آلوی El Dorado پوست قرمز روشن تا مایل به صورتی با بخشهایی ارغوانی دارد. دارای گوشت ارغوانی و خوش عطر است. این آلو در غذا همچنان سفت باقی می ماند که این خاصیت آنرا برای کنسرو مناسب کرده است.
گونه Friar یا پوستش آبی تیره و یا سیاه مایل به ارغوانی است و گوشت آن ارغوانی رنگ می باشد.وقتی این نوع آلو می رسد بسیار شیرین می گردد.
پوست آلوی Kelsey سبز است که هنگام رسیدن به رنگ زرد با قسمتهای قرمز تبدیل می شود. این آلوی درشت و معطر هنگام بلوغ عطر بسیار خوبی دارد.


گونه های اروپایی

آلوی ایتالیایی که در واشنگتن رشد می کند معروف ترین گونه آلوی اروپایی محسوب می شود.وقتی این آلو می رسد رنگ آن از آبی مایل به قرمز به آبی – ارغوانی با گلهای سفید تغییر می کند.این آلوی سفت در تهیه غذا و کنسرو کاربرد دارد.

آلوی Stanleys آبی – سیاه دارای گوشتی سفت و زرد مایل به سبز است.
Blufre(Blue Free) شبیه Stanleys اما کمی است.
Damsons آلوهایی کوچک و آبی با طعمی عالی هستند .آنها بیشتر در کنسور بکار می روند.


گونه های پیوندی

Plumcot پیوندی است خوشمزه بین آلو و زردآلو.این گونه سرخ رنگ دارای گوشتی قرمزاست این پیوند که بهترین نوع دومیوه را شامل می شود دارای تعادل شکر و اسید است که نتیجه آن تولید میوه ای شبیرین تراز آلو و زردآلواست.

بهمن
2007-Sep-18, 12:50
درخت ارس

قبيله ي ارس ها Junipereae

فلسهاي مخروط گوشتي ‘ 3تايي و به صورت مارپيچي و يا

متقابل آرايش يافته اند

جنس ارس Juniperus

ارس جنس بزرگي مشتمل بر 60 گونه است كه به طور گسترده در نيمكره ي شمالي ‘ از مناطق سرد و قطبي مانند گريلند ‘ شمال سيبري و آلاسكا تا كوههاي بلند مناطق گرمسيري انتشار يافته است ‘ همه ي گونه هاي اين جنس هميشه سبز ‘ به صورت درختاني بلند ‘ كوچك و يا درختچه اي و خزنده بوده ‘ دير زيستي و عمر برخي درختان آن بسيار زياد و حتي تا بيش از 2000 سال مي رسد. به جز گونه ي J. deppeana معمولا پوست به فلس هاي طولي از تنه جدا مي شود .شاخه هاي پيراموني گسترده و نا منظم هستند ‘ برگها فلسي و آرايش انها متقابل متللاقي و يا در چرخه هاي 3 تايي ‘ در درختان جوان هميشه سوزني يا نيشتري شكل ‘ ولي در درختان مسن به صورت يكي از دو نوع نامبرده و يا هر دو با هم ديده مي شوند . معمولا دو پايه ‘ به ندرت تك پايه ‘ گلهاي نر شاتوني ‘ به شكل تخم مرغي يا واژ تخم مرغي و بر روي شاخه ها ي كوتاه انتهايي و يا محوري هستند ‘ گل آذين يا مخروط ماده به شكل كروي و از 3 تا 6 فلس تشكيل شده است در زير بعضي و يا همه ي انها 1 يا 2 تخمك وجود دارد . مخروط كروي شكل ‘ شفت مانن ‘ غير شكوفا و در سال اول و يا دوم از رشد خود رسيده ‘ فلسها 3 تا 6 عدد ‘ كم و بيش گوشتي به صورت بسته و چسبيده به هم ‘ معمولا موقع رسيدن به رنگ آبي تيره و يا از غبار سفيد رنگي پوشيده شده و خيلي صمغ دار هستند ‘ در داخل هر مخروط 1 تا 10 دانه گرد ‘ تخم مرغي و يا گوشه دار با پوشش سخت و بدون بال قرار دارد . لپه 2 يا 4 تا 6 عدد مي باشد.

گونه هاي اين جنس قادرند سرماي شديد و خشكي هوا را به خوبي تحمل نمايند

برخي از انواع آن:

اردوج foetidissima Juniperus

ارس Juniperus polycarpos = Juniperus excelsa

ارس چيني Juniperus chinensis

ارس چيني هرمي Juniperus chinensis L. Pyramidalis(Male)

پيرو communis Juniperus

پيرو خزنده commmunis L.ssp hemisphaerica Juniperus

ارس ژاپني conferata Juniperus

ارس خزنده horizontalis Moench Juniperus

ارس هيبريدي Xmedia Van Melle Juniperus

چتنه oblonga Bieb Juniperus

ريسoxycedrus L.ssp oxycedrus Juniperus

ماي مرز Sabina Juniperus

ارس نپال squamata D.DON ‘Meyeri‘ Juniperus

ارس ويرجينياvirginiana Juniperus

بهمن
2007-Sep-18, 12:54
درخت كاج وبازدانگان
بازدانگان (Gymnosperms) زیر شاخه‌ای از گیاهان گلدار هستند که قدیمی‌تر از نهاندانگان می‌باشند. این زیر شاخه خود به رده‌های متعددی تقسیم می‌شود.

مقدمه
گیاهان دانه‌دار که قبلا تحت نام پیدازادان یا گیاهان گلدار مورد مطالعه قرار می‌گرفتند وجود دانه یکی از صفات مشخص کننده آنهاست. با تشکیل دانه نسل تازه‌ای از گیاه به نام رویان در درون آن شروع به رشد می‌کند بنابراین در این گیاهان دانه عامل بقا و انتشار این گیاهان بشمار می‌رود. این شاخه تحت دو زیر شاخه بازدانگان (Gymnosperms) و نهاندانگان (Angiosperms) مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

در رده بندیهای قدیمی و کلاسیک بازدانگان را در سه رده پرفانروگامها که دارای آنتروزوئید تاژکدار و تخمک برهنه هستند ، بازدانگان واقعی یا مخروطداران یعنی گیاهانی که تخمک آنها برهنه ولی گامت نر آنها فاقد تاژک است و آنتروزوئید بوسیله لوله گرده هدایت می‌شود و رده کلامیدوسپرمها که آنتروزوئید آنها فاقد تاژک و دانه گرده واجد لوله گرده و تخمک در محفظه پیاله مانندی که بطور ناقص آن را می‌پوشاند قرار گرفته است تقسیم می‌کنند. کلامیدوسپرمها گیاهان حد واسط بازدانگان و نهاندانگان هستند.

ساختمان بازدانگان
بازدانگان گیاهان چوبی ، گلدار و دانه‌دار هستند و در مناطق معتدل ، سرد ، یا در کوهستانها می‌رویند. عده‌ای از آنها نیز در ارتفاعات زیاد یا در مناطق قطبی یافت می‌شوند. شاخه‌های این گیاهان معمولا از یک تنه اصلی منشعب می‌شوند. برگهایشان غالبا متناوب و به ندرت متقابل ، معمولا پایا و سوزنی شکل هستند. برخی از بازدانگان دارای برگهایی مرکب از پولکهای ضخیمند و به ندرت در بین آنها انواعی با پهنک مسطح و پهن (ژنکگو) دیده می‌شوند. در این گیاهان رگبرگها بدون انشعاب هستند.

بازدانگان همچون نهاندانگان ساختار پسین دارند. آوندهای چوبی آنها از نوع آوندهای چوبی ناقص (تراکئید) هستند و بافت آبکشی آنها فاقد یاخته‌های همراه آوندهای آبکش است. ولی یاخته‌های آبکشی به دنبال هم قرار می‌گیرند و شیره پرورده را از خود عبور می‌دهند. مغز فقط در ساقه آنها وجود دارد ولی ریشه بدون مغز است این گیاهان یکپایه یا دو پایه‌اند. گلهای نر ماده فاقد گلپوش و دارای وضع مجتمع هستند بطوری که می‌توان مجموعه آنها را یک گل آذین بشمار آورد.

مادگی فاقد کلاله و تخمدان است به عبارت دیگر مادگی به تخمکهای برهنه روی پولکهای حامل تخمک منحصر می‌شود. پولکها هیچ گاه محفظه مسدودی برای پوشاندن تخمکها تشکیل نمی‌دهند از اینرو این گیاهان را بازدانه نامیده‌اند. پولکهای حامل کیسه گرده با برچه‌های بازدانگان همیشه روی محور مشترکی قرار دارند مجموعه‌ای مخروطی بوجود می‌آورند. تعداد لپه‌های جنین بازدانگان معمولا بیش از دو است.

رده بندی بازدانگان
پرفانروگامها
این گروه از گیاهان که از نقطه نظر سیستماتیکی گاه معادل یک شاخه به حساب می‌آیند در دو رده پتریدوسپرمها و کوردائیتها رده بندی می‌شوند. انواع زنده این گیاهان در دو راسته سیکادالها و ژنکوالها قرار می‌گیرند. این گیاهان حد واسط نهانزادان آوندی و بازدانگان هستند. وجود تخمک و عدم تشکیل دانه یکی از ویژگیهای مهم این گروه گیاهی است.

مخروطداران
گیاهانی هستند به صورت درخت یا درختچه که در بین آنها گیاهان بزرگی مانند درخت غول به ارتفاع 50 متر هم دیده می‌شود. این گیاهان به گروههای زیر رده بندی می‌شوند.

بازدانگان فسیل که دارای یک راسته به نام لابیال است.


راسته پینال که دارای یک تیره به نام کاج است که این کاج دارای جنسهای مختلفی است.


راسته کوپرسال که سرو از مهمترین گیاهان این راسته بشمار می‌رود.


راسته تاکسال که شامل تیره سرخدار است.


راسته آروکاریال که شامل تیره کاج مطبق است.
کلامیدوسپرمها
این گیاهان صفاتی از نهاندانگان و بازدانگان را تواما نشان می‌دهند. این صفات حد واسط در ساختمان ظاهری ، تشریحی و گل آنها مشاهده می‌شود. این گیاهان نیز دارای راسته‌هایی مانند افدرا هستند. این گیاهان از نقطه نظر فیلوژنی به سوی نهاندانگان تحول یافته‌اند.

چرخه زندگی بازدانگان
چرخه زندگی کاج به عنوان نمونه‌ای از بازدانگان شرح داده می‌شود همه مخروطیان دو نوع هاگ تولید می‌کنند: میکروسپورها و مگاسپورها. هاگها بر روی مخروطهای نر و ماده که شکل ظاهری متفاوت دارند پدید می‌آیند. کاج مانند بیشتر مخروطیان گیاهی یکپایه است و مخروطهای نر و ماده آن جدا از هم ، ولی روی یکی درخت قرار دارند.

درخت کاج دارای دو نوع شاخه (کوتاه و بلند) و دو نوع برگ سوزنی ، و پولک مانند و دو نوع مخروط نر و ماده است. مخروطهای نر ، دانه‌های گرده را تولید می‌کنند. روی هر یک از پولکهای تشکیل دهنده مخروط ماده ، دو تخمک وجود دارد. در داخل تخمک ، گامتوفیت ماده و روی آن آرکگونها و در داخل آنها گامتهای ماده بوجود می‌آیند. پس از آمیزش گامتها ، تخم بر روی گامتوفیت ماده می‌روید و تخمک به دانه بالدار تبدیل می‌شود.

مقایسه ویژگیهای نهاندانگان و بازدانگان
نهاندانگان به صورت درخت ، درختچه و یا علفی ‌هستند. ولی بازدانگان فقط درخت و درختچه هستند. مغز در تک لپه‌ایها (به استثنای چند نمونه) در ریشه و ساقه ولی در دو لپه‌ایها فقط در ساقه وجود دارد. در حالی که در بازدانگان ساقه دارای مغز و ریشه فاقد آن است. در نهاندانگان لایه زاینده فقط در گیاهان چند ساله وجود دارد در حالی که در بازدانگان لایه زاینده در همه گونه‌ها وجود دارد.

در نهاندانگان گل داری پرچم و مادگی ولی در بازدانگان مخروط نر و ماده معمولا پولکهای نر و ماده دارد. در نهاندانگان میکروسپور در کیسه بساک است ولی بازدانه میکروسپور در میکروسپورانژ است و در نهاندانگان مگاسپور درون بافت خورش است ولی مگاسپور در مگاسپورانژ است. در نهاندانه تخمک درون تخمدان بسته است ولی در بازدانه تخمک در سطح فلس است.در نهاندانگان لقاح مضاعف باعث تشکیل تخم و یاخته ضمیمه می‌شود ولی در بازدانگان لقاح مضاعف نبوده و یاخته ضمیمه وجود ندارد.

در نهاندانگان کیسه جنینی (داخل تخمک) به عنوان گامتوفیت ماده است ولی در بازدانه گامتوفیت ماده درون تخمک است و در نهاندانه آنتریدی (اندام دارای اسپرم) وجود دارد ولی در بازدانه آنتریدی وجود ندارد. در نهاندانگان فقط در لوله گرده اسپرم غیر متحرک تشکیل می‌شود و یاخته‌های قرینه دارای آرکگون‌اند و جنین درون پوسته دانه قرار دارد. گامتوفیت ماده وجود ندارد ولی در بازدانه اسپرم متحرک فقط در چند گونه قدیمی تولید می‌شود بقیه انواع اسپرم غیر متحرک تولید و آرکگون کاملا تحلیل یافته و در گامتوفیت ماده فرو رفته و جنین درون گامتوفیت ماده است.

مقایسه دانه ذرت (نهاندانه) با دانه کاج (بازدانه)
در دانه ذرت پوسته دانه با دیواره تخمدان یکپارچه شده است و دانه یک لپه‌دار و غذا در بافت ذخیره‌ای آندوسپرم اندخته شده است ریشه‌چه بوسیله غلافی محافظت می‌شود و اولین جوانه بوسیله غلاف محافظ می‌شود ولی در ذرت تخمدان دیواره ندارد. دانه چند لپه دارد غذا در گامتوفیت ماده اندوخته شده است. ریشه‌چه فاقد غلاف است و اولین جوانه بوسیله لپه‌ها محافظت می‌شود.

بهمن
2007-Sep-18, 12:57
درخت سیب


تاریخچـــــه
گونه های سیب
طعم سیبهـــــــا
پرورش سیب
شروع به احداث باغ
موقعیـت
گرده افشانـــــــی
سرما هنگام گل دهی
کاستن از بار درخت
آفــــــــــات
برداشت
تجـــــــارت
کاربردهــــــــا
ابعاد فرهنگـــــی

سیب ( دقیقا" یک میوه شفتدار) میوه درختی ازطبقه Malus است که عضوی از خانواده گل سرخیان بوده ( روزاسیا) و در طول تاریخ کشت می شده است . بیشتر گروه سیبها به گونه M. domesticaیا پیوندیهای آن تعلق دارند.

اجداد وحشی سیبها احتمالا" درختی به نام Malus sieversii ( که فاقد اسم همگانی است) بود که هنوز هم در قزاقستان یافت می شود.محققان در حال مطالعه روی M. sieversii که در برابر بسیاری از بیماریها و آفات مقاوم است می باشند تا بتوانند یک سیب مقاوم تر در برابرسرما بوجود آورند.


تاریخچـــــه

در کلیه مناطق آب و هوایی خنک ، سیب غذای بسیار مهمی بوده است . نسبت به سایرمیوه های درختی ( احتمالا" بجز مرکبات) سیب را می توان برای ماهها انبار نمود درحالیکه همچنان ارزش غذایی خود را حفظ می کند. سیبهای زمستانی که در اواخر پاییز چیده شده و در دمای بالای انجماد در سردخانه یا اتاق سیب نگهداری می کنند از سال 1800 غذای مهمی در اروپا و آمریکا به شمار می رفته است .

گونه های سیب

بیش از 7500 گونه سیب شناسایی شده است . این گونه ها در نقاط فراشمالگانی ، نیمه حاره و معتدل وجود دارند. چون درختان سیب به شرایط خنک کننده( chilling requirement) نیازدارند در آب و هوای استوایی گل نمی دهند.

در بین رایج ترین گونه های تجاری سیب می توان به این موارد اشاره کرد Braeburn( نیوزیلند) ، سیب نارنجی cox «بریتانیا – گونه قدیمی که امروزه محبوبیت گذشته را ندارد) ، فوجی ( آسیا، استرالیا) ، گالا( نیوزیلند) ، سیب طلائی( آمریکا ، اروپا) ، گرانی اسمیت ( استرالیا و کالیفرنیا) ، جونا گلد( آمریکا) ، جوناتــــان ( آمریکا) ، مکین تــاش ( کانــادا) ، سیب قرمـز( آمریکا) و نوعی سیب زمستانی ( آمریکا). تمامی این سیبها بجز نوع آخر شیرین و رنگین هستند. گرانی اسمیت ترش است و بعضی از مردم آنرا بصورت تازه می خورند در ضمن برای آشپزی هم مطلوب هستند. پوست آن سبز روشن خالدار است . این گونه سیب برای رشد کامل نیازمند آب و هوایی گرم بوده و فصل رشد طولانی مدتی دارد اگرچه میوه های نامرغوب تر در مناطق نامناسب رویش می کنند. ] تصویر معروفی از سیب گرانی اسمیت بر روی آرم Apple Records وجود دارد) یک شرکت سازنده ترانه که آهنگهای گروه Beatlesرا منتشر می کند .


طعم سیبهـــــــا

مزه سیبها برای اشخاص متفاوت است و در طول زمان تغییر می کند. مثلا" شهر واشنگتن ( آمریکا) به کشت سیب قرمز شهرت داشت اما در سالهای اخیرکشت گونه های دیگرنیز محبوبیت یافته است ؛ بعضی از مردم آمریکا سیب قرمز را بعنوان سیبی نا مرغوب با طعمی بسیار ملایم و ساختاری نرم به حساب می آورند. این افراد به سیبهای ترد مثل فوجی و گالا تمایل یافته اند.

معمولا" سیبهای جدید شیرین تر از انواع قدیمی هستند. بیشتر سیبهای آمریکای شمالی و اروپا طعمی شیرین و ملس دارند اما سیبهای ترش طرفداران بسیار اندکی دارند. سیبهای خیلی شیرین با طعم کم ترش در آسیا محبوبیت دارند. تمامی گونه سیبهای جدید نرم ولی ترد هستند. سایر موارد مورد نیاز در پرورش سیب عبارت است از پوست رنگین ، عدم وجود رنگ قهوه ای ، راحتی حمل ونقل ، امکان انبار، محصول فراوان ، مقاومت در برابر بیماریها، نمونه شکل سیب قرمز واشنگتن ، ساقه بلند( تا آفت کشها امکان نفوذ به تمامی قسمتهای میوه را داشته باشند) و طعمی قابل قبول برای میانگین افراد. گونه های قدیمی اغلب ترش ، دارای شکلهای نابهنجارو قهوه ای هستند و دارای رنگ وساختار گوناگون می باشند. امروزه تعداد بسیار کمی از گونه های قدیمی در سطح کلان تولید می شود اما بسیاری ازاین گونه ها توسط باغداران خانگی و کشاورزانی که مستقیما" محصولشان را در بازارهای محلی عرضه می کنند به عمل می آیند.بسیاری از گونه های خارق العاده و از نظربومی مهم ، با طعم و ظاهر منحصر به فردشان برای کشف وجود دارند ؛ مبارزاتی برای حفظ سیب در سراسر جهان آغاز شده تا ازانقراض چنین میراث بومی جلوگیری شود.

گونه هایی از سیب را بخصوص برای تولید آب سیب کشت می کنند . سیبهای آب گیری قطعا" برای خوردن بسیار ترش وزننده هستند اما با آنها یک نوشیدنی خوش طعمی تولید می شود که با سیبهای خوراکی معمولی نمی توان تهیه نمود.

پرورش سیب

سیبها مانند بیشتر گیاهان چند ساله معمولا" بصورت لقاح غیر جنسی واز طریق پیوند تکثیر می شوند. سیبهای بذری گاهی اوقات بطور اساسی با درخت مادرتفاوت دارند. بیشتر گونه های جدید سیب بصورت سرچشمه بذری دارند که یا شانسی رشد کرده اند ویا از طریق باروری عمدی گونه های پرآتیه پرورش یافته اند. اصطلاحات بذری ، دانه سیب و تخم که در نان گونه سیب وجود دارد بیانگر منشاء بذری سیب می باشد. همچنین سیبها می توانند جوانه هایی غیرعادی بوجود آورند( جهشهایی بر روی یک شاخه مجزا) . بعضی از جوانه های غیرعادی منجر به نسلهایی بهتر از گونه های مادریشان می شوند. بعضی از آنها به قدری از درخت مادر متفاوت می شوند که دیگر گونه هایی جدید به حساب می آیند.

بعضی از پرورش دهندگان سیبهای معمولی را با سیبچه یا سیبهای غیر عادی مقاوم در برابر سرما پیوند می زنند تا گونه های مقاوم تری بوجود آورند. مثلا" از دهه 40 مرکز آزمایشات Excelsior در دانشگاه مینه سوتا و ویسکانسین پیشرفت دائمی را در سیبهای مقاوم مهم که هم از نظر تجاری و هم باغداری خانگی رشد گسترده ای دارند در سراسر مینه سوتا و ویسکانسین ایجاد کرده اند . مهمترین ابداع آنها شامل Haralson فراوان ترین سیب کشت شده در مینه سوتا ، Wealthy،Honeygold و Honeycrisp می باشد. شیرینی و ساختار Honeycrisp به قدری مورد علاقه مصرف کنندگان است که باغداران مینه سوتا درختان پاگرفته و پربار خود را قطع می کنند تا برای این نوع سیب انبار احداث کنند – عملی که تاکنون انجام نشده بود.


شروع به احداث باغ

باغهای سیب را با کاشت درختان دو یا سه ساله احداث می کنند. این درختان کوچک معمولا" از گلخانه که در آنجا درختان را با روش پیوند جوانه تولید می کنند تهیه می شود. ابتدا با استفاده از کشت بافت یا خوابانیدن شاخه یک گیاه پیوندی بصورت بذری یا کلون شده بعمل می آورند که برای رشد آن ، یک سال وقت لازم است . سپس بخش کوچکی از شاخه یک درخت بالغ ( قلمه) از گونه مورد نظررا تهیه می کنند. ساقه بالایی و شاخه های گیاه پیوندی را بریده و به جای آن قلمه را قرار می دهند. دیر یا زود این دو قسمت با هم رشد کرده و درخت سالمی را بوجود می آورند.

گیاهان پیوندی دراندازه نهایی درخت تاثیر دارند . در حالیکه بسیاری برای پرورش دهندگان ،دارای گیاهان پیوندی زیادی هستند ، این گیاهان پیوندی به صاحبان خانه فروخته می شود که فقط به داشتن چند درخت از یک یا دو گونه مختلف تمایل دارند : گیاه پیوندی بذری معمولی که یک درخت کامل بوجود می آورد یا گیاه پیوندی نیمه کوتاه که درخت تاحدی کوچکتربه بار می آورد. گیاهان پیوندی کوتاه عموما" در برابر آسیبهای ناشی از سرما و باد آسیب پذیرترهستند. درختان کوتاه کامل اغلب بوسیله پایه و داربست تثبیت شده و در باغهای چگالی بالا کاشته می شوند این باغات برای کشت آسانتر بوده و و حاصلخیزی هر واحد از زمین را تا حد زیادی افزایش می دهد.

بعضی از درختان از طریق پیوند" بین ساقه ای" بین گیاه پیوندی راست ساقه و درخت که نتیجه رشد هر دو پیوند است بوجود می آیند.

پس از کاشت درخت کوچک درباغ ، باید قبل ازکسب توانایی تحمل مقدار زیادی غذا 3 تا 5 سال ( نیمه کوتاه) یا 4 تا 10 سال ( درختان معمولی) بزرگتر شوند .در طول این مدت پرورش مناسب شاخه های بزرگ و چیدن جوانه هایی که رشد نا درست دارندازاهمیت زیادی برخوردار می باشد همچنین ساخت داربستی مناسب که در آینده سنگینی بار میوه را تحمل کند.


موقعیـت

درختان سیب نسبتا" به شرایط خاک بی تفاوت هستند و در دامنه گسترده ای ازمقادیر PH و سطوح حاصلخیزی رشد می کنند. آنها حتما" باید در مقابل باد مراقبت شده ونباید در مناطق پست که در معرض آخرین سرماهای بهاری می باشند کاشته شوند. برای این درختان زهکشی مناسب ضروری بوده و خاکهای سنگین یا زمین مسطح باید به گونه ای محکم شود تا از عدم قرار گرفتن سیستم ریشه ها درخاک اشباع شده با آب مطمئن شویم.


گرده افشانـــــــی

درختان سیب با خود آمیزش پذیر نیستند ونیازبه گرده افشانی بصورت دگرگشنی دارند. مدیریت گرده افشانی بخش مهمی از پرورش درخت سیب محسوب می شود. قبل از کاشت درخت مرتب کردن تولید کنندگان گرده بسیار مهم است ( گونه های سیب یا سیبچه که تامین کننده گرده هایی فراوان ، رستنی و آمیزش پذیر هستند). ممکن است باغهای میوه دارای ردیفهای یک در میان گونه های گشنی پذیریا درختان سیبچه متناوب ویا شاخه های پیوند خورده سیبچه باشند. بعضی گونه ها گرده های بسیارمعدود یا گرده های نابارورتولید می کنند بنابراین گرده افشانان خوبی به حساب نمی آیند. پرورشگاههای گل و گیاه خوب دارای لیست گشنی پذیری گرده افشانان هستند.

گاهی اوقات پرورش دهندگانی که دارای باغستانهای قدیمی با یک گونه درخت هستند برای گرده افشانی ، دسته هایی از گلهای سیبچه را درون بشکه یا سطلهایی فراهم می کنند. پرورش دهندگان خانگی که دارای یک درخت بوده و فاقد گونه های دیگر در همسایگی اشان هستند نیز می توانند از این روش البته در مقیاس کوچک تر استفاده کنند.

پرورش دهندگان درخت هر سال هنگام گل دادن معمولا" از گرده افشانهایی را برای جابجایی گرده تهیه می کنند. عموما"از کندو زنبور عسل استفاده می شود و انجام این کار توسط زنبوردارانی صورت می گیرد که در ازاء مزد به تهیه کندو مبادرت می ورزند. در باغات تجاری از زنبورهای کارگر باغی نیزبعنوان گرده افشانهــــــای مکمل استفاده می شود. چون آنها نیش نمی زنند احتمالا" پرورشدهندگان خانگی در مناطق حومه ازاین زنبورها استفاده می کنند. بعضی زنبورهای وحشی مثل زنبورهای درودگر و زنبورهای تک زی دیگر ممکن است به این امر کمک کنند. بعضی مواقع ملکه های زنبورهای درشت در باغات حضور دارند اما معمولا" تعدادشان به قدری نیست تا گرده افشانهای با اهمیتی به حساب آیند.

گرده افشانی ناکافی علائمی بسیارکم داشته و برای سیبها ناگوار است و موجب کندی رسیده شدن میوه می گردد. برای ارزیابی گرده افشانی باید دانه ها را شمرد. سیبهایی که به خوبی گرده افشانی شده اند دارای 7 تا 10 دانه بابهترین کیفیت می باشند. سیبهایی که کمتر از 3 دانه دارند معمولا" نمی رسند و در اوایل تابستان از روی درخت خواهند افتاد. گرده افشانی نا مناسب یا نتیجه کمبود گرده افشانها و یا کمبود گرده تولید شده ویا به سبب شرایط آب و هوایی نامناسب برای گرده افشانی در زمان گلدهی می باشد.


سرما هنگام گل دهی

یک مشکل کلی ، سرمای دیرهنگام است که موجب نابودی ساختارخارجی ظریف گل می شود. بهتر است برای فیلتر سازی هوا درختان درزمینهای شیبدارکاشته شوند اما شیب نباید رو به جنوب باشد ( در نیمکره شمالی) چون این کار موجب گل دادن زودرس درخت ودرنتیجه افزایش آسیب آن در برابرسرما خواهد شد. اگر سرما زیاد جدی نباشد می توان صبح قبل از تابش خورشید روی شکوفه ها روی درخت آب پاشید با این کار امکان نجات شکوفه ها وجود دارد. آسیبهای ناشی از سرما را می توان 24 ساعت پس از سرما تخمین زد. اگر مادگی گیاه به سمت عقب برگشته بود نشان دهنده ازبین رفتن گل و عدم تولید میوه خواهد بود.

وجود منبع آب در نزدیکی محل پرورش سیب موجب تاخیر گرمای بهار می شود که نتیجه این مزیت به تاخیرافتادن شکوفایی تا زمان به حد اقل رسیدن احتمال سرما می گردد. مناطقی از آمریکا مثل ساحل شرقی دریاچه میشیگان ، ساحل جنوبی دریاچه انتاریو و اطراف برخی دریاچه های کوچکتر که این تاثیر خنک کنندگی آب به همراه خاک مناسب و خوب زهکشی شده وجود دارد پرورش سیب را در این نواحی ممکن ساخته است .

پرورش دهندگان خانگی سیب احتمالاً امکان استفاده از منبع آب را ندارند اما آنها می توانند از شیبهای رو به شمال یا سایر ویژگیهای جغرافیایی برای تاخیراندازی شکوفایی در بهار استفاده کنند. درختان سیب ( یا هر میوه دیگر) که در آمریکا در شیبهای رو به جنوب کاشته شوند خیلی زود شکوفه داده و دربرابر سرمای بهار بسیار آسیب پذیر خواهند بود.


کاستن از بار درخت

درختان سیب هر دوسال مستعد باردهی است. اگر میوه را در مواقعیکه درخت محصول زیادی دارد ،بار آن را کم نکنند موجب کاهش گل دهی در سال بعد خواهد شد. کم کردن از بار درخت حتی خارج از زمان آن ، به برداشت محصول قابل توجه درهرسال کمک می کند.


آفــــــــــات

درختان سیب در مقابل تعداد از بیماریهای قلرچی و باکتریایی و آفات حشره ای آسیب پذیر هستند. تقریباً در تمامی باغات میوه برنامه های فعال سمپاشی برای حفظ کیفیت خوب میوه ها ، سلامتی درخت و محصول زیاد انجام می شود. یکی از جریانات در حال انجام در مدیریت باغها ، استفاده از IPM یا کنترل یکپارچه آفات است که سمپاشیهای غیر ضروری را هنگام عدو وجود آفت یا ( محتمل تر) هنگام کنترل طبیعی آنها کاهش می دهد.

سمپاشی برای آفات حشره ای نباید زمان شکوفه دهی انجام شود چون این امرموجب مرگ گرده افشانها می شود. و نیز در باغاتی که در آنها ازآفت کشها استفاده می شود نباید اجازه رشد گیاهانی که مورد توجه زنبورها هستند داده شود. شبدر سفید هلندی یکی از انواع فراوان علفها هستند که بسیاری از زنبورها در زمان تماس با گلهای آن در سطح باغات مسموم می شوند.

از بین بیشترین بیماریهـــــای خطرناک می توان به fireblight ( بیماری باکتریایــی (و دو بیماری قارچی به نامــــهای black spot وخال زدگی سیب ( cedar-apple rust ) اشاره کرد.

plum curlico جدی ترین آفت حشره ای محسوب می شود. سایر این آفات عبارتند از : کرم حشره و کرم سیب .

پرورش سیب بدون استفاده از مواد شیمیایی بسیار دشوار است اگرچه در تعداد معدودی باغ با استفاده از گونه های مقاوم در برابربیماری و کنترلهای پرورشی بسیارخوب این کاربصورت تجاری موفق ، انجام شده است. آخرین ابزاردر پرورش طبیعی ، اسپری کردن لایه نازکی ازخاک معدنی کائولین است که موجب تشکیل مانعی طبیعی در مقابل بعضی آفات شده و مانع آفتاب سوختی سیب می گردد.


برداشت

بیشتر درختان بالغ هر سال معمولاً 10-5 بوشل ( 200-100 کیلوگرم) محصول سیب دارند. سیبها را با استفاده از نردبانهای سه شاخه که بگونه ای طراحی شده اند تا بین شاخه ها ثابت شوند، برداشت می کنند. گونه های کمی که چیده نمی شوند ضمن رشد بسیار زیاد محصول فراوانی می دهند که تقریباً برداشت آن ممکن نیست. درختان کوتاه هر سال تقریبا" 5-3 بوشل ( 100-50 کیلوگرم) محصول ببار می آورند.

گونه های مختلف براساس محصولشان و اندازه نهایی درخت متفاوتند حتی اگرپیوند یکسانی داشته باشند.

تجـــــــارت

45 میلیون تون ( سنجه وزن برابر 1000 کیلو) سیب در سال 2002 به ارزش تقریباً 10 بیلیون دلار آمریکا در جهان پرورش یافته است که تقریباً نیمی از آنرا چین تولید نموده است. آمریکا با تولید 10 درصد محصول جهان دومین تولید کننده عمده سیب می باشد. ترکیه هم یکی از تولید کنندگان بزرگ این محصول محسوب می شود. فرانسه ، ایتالیا ، آفریقای جنوبی و شیلی در بین صادر کنندگان عمده سیب قرار دارند .

diamonds55
2008-Jun-10, 21:39
http://www.postimage.org/aV5ZZ0.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV5ZZ0)

درخت را می توان بعنوان یک گیاه بزرگ چوبی چند ساله تعریف کرد.اگرچه تعریف ثابتی درباره اندازه آن وجود ندارد ، می توان گفت یک درخت بالغ معمولا" دارای ارتفاع حداقل 5/4 متر ( 15 فوت) بوده و شاخه های آن به یک ساقه اصلی متصل هستند.درختان اجزای مهمی از مناظر طبیعی و عناصر ضروری در ساخت فضای سبز به شمار می روند.
درختان در مقایسه با سایر گونه های گیاهی عمر طولانی تری دارند. گونه های کمی از درختان بیش از 100 متر رشد کرده ( 300 فوت) و بعضی از آنها چند هزارسال عمر می کنند.
اجزای تشکیل دهنده درخت عبارتند از : ریشه ها ، ساقه« ها) ، شاخه ها ، شاخچه ها و برگها. ساقه درخت بیشتر ازبافتهای نگهدارنده و انتقال تشکیل شده است ( آوند چوبی و آبکش). درواقع چوب از سلولهای آوند چوبی و پوست اساسا" از آوند آبکش تشکیل شده است.
هنگامیکه درخت رشد می کند حلقه های رشد را بوجود می آورد که در آب و هوای معتدل با شمردن آنها می توان عمر درخت را تعیین نمود همچنین با استفاده ازاین حلقه ها درعلم دارزمان شناسی «dendrochronology) عمرالوار و زیرکارهایی که در گذشته از درختان ساخته شده اند مشخص می شود. ریشه های درخت که عموما" درون زمین قرار دارند لنگرگاه اندامهای بالای سطح زمین بوده و آب و مواد غذایی را از خاک جذب می کنند.
بیرون زمین ، ساقه درخت موجب ارتفاع شاخه های برگدار شده و در رقابت با سایر گونه های گیاهی به جذب نور خورشید کمک می کنند. در بسیاری از درختان ترتیب شاخه ها موجب حداکثر تماس برگها به نور خورشید می شود.
گروه کوچکی از درختان که در کنار هم رشد می کنند را بیشه یا درختستان و چشم اندازی را که با درختان بسیار زیادی پوشیده شده جنگل می نامند. چندین زیست جـــای مثل جنگل استوایی و تایگا ، بیشتر با درختانــــــی که در آنها وجود دارند مشخص می شوند. درختان بلند اما پراکنده ای که بین آنها مرغزار وجود دارد ساوانا نامیده می شود.
تمامی درختان اندامهایی را که دربالا به آنها اشاره شد ندارند مثلا" بیشتر نخلها فاقد شاخه، کاکتوسهای ساگوارو در آمریکای شمالی فاقد برگهای کارکردی و سرخسهای درختی فاقد پوسته می باشند و غیره.
با این وجود تمام اینها برحسب اندازه و شکل زمختی که دارند جزو درختان محسوب می شوند. در واقع گاهی اوقات اندازه، مهمترین عامل است . گیاهی که شبیه درخت است اما معمولا" کوچکتر و دارای چند ساقه و(یا) شاخه هایی نزدیک سطح زمین می باشد درختچه نامیده می شود. بنابراین امکان تمایز مشخصی بین درخت و درختچه وجود ندارد.
از نظر فنی گیاهان بنسای را برحسب اندازه آنها نمی توان جزو درختان به حساب آورد اما نباید با اشاره به یک گونه که دارای نمونه هایی با اندازه یا شکل جداگانه هستند گمراه شد. یک نهال صنوبرهیچ تناسبی با تعریف درخت ندارد ولی کلیه صنوبرها جزو درختان محسوب می شوند.
در اسطوره شناسی و ادیان ، درختان بصورت نمادهای مهمی بکار می روند. مثلا Yggdrasil در در اسطوره شناسی اسکاندیناوی ، درخت کریسمس که از اسطوره شناسی آلمانی گرفته شده ، درخت آدم و حوا در یهودیت و مسیحیت و درخت بودا در آئین بودا. در بعضی از ادیان مانند هندو اعتقاد بر این است که درختان ، منازل ارواح درختان هستند.
درختان خانواده های گیاهان بسیار متوعی وجود دارند لذا گونه های مختلفی از انواع و اشکال برگ ، پوسته ، گل ، میوه و...را دارا هستند. احتمالاسرخسهای درختی نخستین درختان بوده اند که در جنگلهای پهناور رشد کرده اند. بعدا بازدانه ها ، گینکگوها وسرخسهای نخلی پدیدار شدند.
امروزه بیشترین گونه های درختان ، مخروزاها و گیاهان گلدار می باشند. فهرست زیر نمونه هایی از درختان معروف و چگونگی طبقه بندی آنها را نشان می دهد.

فهرست نمونه گونه های درختان

گیاهان گلدار(Magnoliophyta)
دولپه ایها(Magnoliopsida)

خانواده بلادر


http://www.postimage.org/aV6xU0.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV6xU0)

* بلادر Anacardium occidentale
o درخت انبه Mangifera indica
o پسته Pistacia vera
o درخت انگم Toxicodendron verniciflua
* Aquifoliaceae( خانواده راج)
o راج آمریکائی Ilex opaca
* Araliaceae ( خانواده پیچک)
o کالوپاناکس Kalopanax pictus
o بتولاسیا«خانواده غان)
o توسکای سیاه Alnus glutinosa
o غان کاغذی Betula pendula
* بومباکاسیا( خانواده بائوباب، گاهی اوقات شامل مالواسیا)
o بائوبا Adansonia species
o درخت پنبه Bombax ceiba
o کاپوک Ceiba pentandra
o درخت زباد Durio zibethinus
o بالسا Ochroma lagopus
* کاکتاسیا (خانواده کاکتوس)
o ساگوارو Carnegiea gigantea
* کورناسیا( خانواده سگ زبانان)
o سگ زبان اقیانوس آرام Cornus nuttallii
* باقلا( خانواده نخود)
o درخت لالکی Gleditsia triacanthos
o اقاقیای سیاه Robinia pseudoacacia
o درخت پروانه گونهLaburnum
o چوب برزیل Caesalpinia echinata
* فاگاسیا«خانواده راش)
o شاه بلوط شیرین Castanea sativa
o راش آمریکائی Fagus grandifolia
o راش اروپائی Fagus sylvatica
o راش سیاه Nothofagus solandri
o تانواک Lithocarpus densiflorus
o بلوط انگلیسی Quercus robur
* فوکوایریاسیا( خانواده بوجام)
* بوجام Fouquieria columnaris
* هاماملیداسیا(خانواده تیره انجیلی)
o شیرین ژد Liquidambar styraciflua
o آهن چوب ایرانی Parrotia persica
* ژاگلانداسیا( خانواده درخت گردو)
o گردوی سیاه Juglans nigra
o گردوی آمریکائی گونهCarya
* لوراسیا( خانواده برگ بو)
o دارچین Cinnamomum zeylanicum
o دارچین خلیج Laurus nobilis
o درخت آوکادو Persea americana
* لیتراسیا«خانواده لیزی ماکیا)
o توری Lagerstroemia sp.
* مگنولیاسیا ( خانواده ماگنولیا)
o درخت لاله Liriodendron tulipifera
o ماگنولیا گونهMagnolia
* مالواسیا(شامل تیلیاسیا)«خانواده پنیرک)
o زیرفون آمریکائی«درخت باس) Tilia americana
o زیرفون کوچک برگ Tilia cordata
* مایاسیا«خانواده ماهون)
o نیم Azadirachta indica (A. Juss(
o درخت بید Melia azedarach
o ماهون Swietenia mahagoni
* میریستیساسیا( خانواده درخت جوز هندی)
o جوز هندی Mysristica fragrans
* میرتاسیا«خانواده مورد)
* ژدآبی Eucalyptus globulus
* مورد Myrtus communis


نیساسیا:یک درخت کبوتر گلدار

* نیساسیا( خانواده لاله گاهی اوقات جزو کورناسیا می باشد)
o توپلو Nyssa sylvatica
o درخت کبوتر Davidia involucrata
* اولیسیا( خانواده درخت زیتون)
o زیتون Olea europaea
o زبان گنجشک گونهFraxinus
* پلاتاناسیا(خانواده چنار)
o چنار لندن Platanus x hispanica
* ریزوفوراسیا( خانواده کرنا)
o کرنای قرمز Rhizophora mangle
* رزاسیا( خانواده رز) <

CASSIATORA
2010-May-10, 14:10
چنار مقدس ترین درخت ایران

امروزه بسیار از اهمیت حفظ و نگهداری درختان به عنوان یكی از اصلی‌ترین منابع زیستی سخن می‌رود. انسان امروزی چنان از طبیعت فاصله گرفته كه نسبت به منابع گیاهی از جمله درختان بی‌توجه گشته و غالبا از یاد برده كه در روزگاری نه چندان دور، درختان نه فقط نقشی زیست محیطی بلكه اعتقادی در زندگی آدمی داشته‌اند. در میان تمام ملت‌های بشری درخت در باور‌های اعتقادی چندان رسوخ كرده بود كه هاله‌ای از تقدس پیرامون آن را فرا می‌گرفت. هر ملتی غالبا با توجه به اقلیم خود یك نوع درخت را بیش از سایر درختان محترم می‌شمرد. در ایران، درخت چنار و سرو از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و هستند.
بلوط در میان سلتی‌ها، بابونه در میان آلمانی‌ها، زبان گنجشك در میان ملل اسكاندیناوی، زیتون در میان مسلمانان، درخت عرعر و غان در سیبری، همه جزو درختان مقدس‌اند. همه این درختان در چند ویژگی مشترك‌اند. از همه بارزتر نوزایی هر ساله آنهاست.
مرگ درختان در زمستان و تولد دوباره آنها با فصل بهار درخت را همواره به نمادی از زندگی و جاودانگی تبدیل كرده و جایگاه خاصی بدان بخشیده است. از طرفی، تمامی درختانی كه به نوعی مقدس بوده‌اند، معمولا درختانی بزرگ با عمری طولانی هستند. انسان از قدیم برای درختان وجود روان را قائل بوده است. اعتقادی كه به اساطیر و قصه‌های مردم نیز راه یافته است. مثلا در آفریقا، درخت نارگیل را دارای روان و زندگی بخش می‌دانند و افكندن یك درخت نارگیل برابر با مادر‌كشی است. در میان بسیاری از ملل از جمله در فیلیپین اعتقاد بوده كه ارواح در گذشتگان بر نوك بلند‌ترین درختان زندگی می‌كنند.
در قصه های پریان، دختر شاه پریان از میوه درختی و غالبا درخت انار بیرون می‌آید. درخت انار و خرما نیز جزو درختان بركت بخش در ایران هستند. در مورد درخت خرما، كهن‌ترین متنی كه وجود دارد، منظومه درخت آسوریك به زبان پهلوی است كه اصل آن را از پارتی می‌دانند. این منظومه، مناظره‌ای است میان درخت خرما و بز كه هر یك فواید خود را بر می‌شمرند و سر‌انجام درخت خرما در این مناظره پیروز می شود.
باز هم تاكیدی دیگر بر بركت بخشی و اهمیت این درخت. مهم‌ترین نتیجه‌ای كه چنین باورهایی دارد، قائل شدن قدرتی خاص برای درختان است. هنوز هم در روستاهای ایران، درختان كهنسالی را می‌بینیم كه به آنها دخیل بسته‌اند. این درختان در اعتقادات مردمی قادرند باران بیاورند، خورشید را به درخشش وادارند، گله‌ها را افزایش بخشند، زنان را به بارداری و زایش یاری دهند و سرانجام نذری را بر آورده سازند. غالب این درختان مقدس از میان درختان چنار انتخاب شده‌اند.
چنار كهن چنان خصوصیاتی طبیعی دارد كه می‌توان اعجاب مردم ساده را بر‌انگیزد. چنار عظیم‌ترین و از پر‌عمر‌ترین درختان ایران است.
چنار چنان بلند و افراشته است كه از دور دست دیده می‌شود. دهقانان ایران چنار را شاه درختان می‌دانند. اما عظمت چنار تنها دلیل تقدس آن نیست. چنار هر ساله پوست می‌اندازد و شاخه‌های تنومند آن رنگ سبز روشنی به خود می‌گیرد. این جوان شدن هر ساله چنار نیز قداست خاصی به آن بخشیده است. زیرا حفظ قدرت جوانی یكی از شرایط لازم برای باروری است و در نتیجه، آن را مظهر بركت و نعمت بخشیدن ابدی خدایان و ارواح می‌سازد. از آنجا كه مردم غالبا برای حفظ اعتقادات كهن رنگ و بویی از اعتقادات تازه به آن می‌بخشند، در مورد درخت چنار نیز این اتفاق افتاده است و در باورهای مردمی، در زیر هر چنار مقدس و كهنی امامزاده‌ای مدفون است. این كه واقعا امامزاده‌ای مدفون باشد یا خیر، معلوم نیست آنچه مهم است تقدس چنار است كه با این عنوان حفظ گشته است. حتی در یكی از روستاهای منطقه طالقان، درخت چنار مقدسی است كه بنابر اعتقادات مردم منطقه، روز عاشورا از آن خون می‌آید.
در مورد پادشاهان هخامنشی نیز نقل است كه چنار از چنان تقدسی برخوردار بوده كه در خوابگاه شاهان چنار زرینی به همراه تاكی زرین آراسته به زیور نگهداری می‌شده است و گویی دستیابی به این چنار به معنای به دست آوردن سلطنت بوده است. ظاهرا چنار مظهر غنای طبیعت بوده اما همراه شدن آن با تاك چه توجیهی دارد؟ تنها مطلبی كه در مورد درخت اخیر می‌دانیم روایت هرودوت است كه آخرین شاه ماد در خوابی می‌بیند تاكی از شكم دخترش، ماندانا رویید و سراسر آسیا را پوشاند.
خوابی كه به تولد كوروش و فتوحات وی تعبیر شد. از طرفی، انگور در اساطیر ایران مظهر خون است و خون نیروی اصلی حیات. از آنجا كه خون سلطنت از طریق زنان ادامه می‌یافت، شاید بتوان تاك زرینی را كه بر چنار زرین می‌پیچید مظهر خون و دوام سلطنت هخامنشیان دانست. در واقع چنار مظهر شاه و تاك مظهر همسر او بوده است.
علاوه بر چنار، سرو افراشته و همیشه سبز نیز جایگاه خاصی در میان قوم آریا داشته است. گرچه سرو قداستی چون چنار نیافته اما از درختان مورد احترام ایرانیان بوده است. احترام به این درخت با باورهای میترا به اروپا رفت و همچون سایر اعتقادات مهرپرستی در مسیحیت ریشه دواند تا بدانجا كه امروزه جزو لاینفك جشن سال نو مسیحیان در هر گوشه جهان گشته است.
اهمیت درختان به خصوص درختان چنار و سرو چنان بوده كه كاشتن درخت در ایران جنبه اعتقادی هم یافته بود و جزو ثواب‌های بزرگ به شمار می‌آمد.
سنتی كه پس از اسلام هم ادامه یافت و هنوز هم ادامه دارد. روز ۱۵ اسفند را سالیان سال است كه با عنوان جشن درختكاری می‌شناسیم و در این روز، می‌كوشیم با طبیعت آشتی كنیم. سنتی كه بنیان آن منسوب است به پیامبر و اندیشمند بزرگ ایران، اشو زرتشت. او با دست خود درخت سروی در شهر كاشمر غرس كرد كه سالیان سال پس از او هم این سرو زیست تا آنكه در دوره خلفای عباسی به درخت كهنسال و مقدسی بدل گشته بود كه مورد نذر و نیاز مردم ایران قرار می‌گرفت. شهرت این سرو را خلیفه عباسی تاب نیاورد و دستور داد تا آن را از بن در‌آورند.
«باری، خلیفه‌ی بغداد / آن برگزیده شیوه‌ی شدادی / بر باد رفت، حتی / نام خلیفه‌ی خودخواه خودپرست / از یاد رفت / اما / در كاشمر هنوز / در ذهن هر خردور ایرانی / سروی به پاست / آن سرو / سرفرازتر از هر چه سرو / پا برجاست.» (حمید مصدق)
در پایان، در اهمیت درخت به جاست از دو درخت مهم اساطیری ایران نیز صحبت كنیم. درخت بس تخمه یا همه تخمه كه منشا تمامی گیاهان جهان است و همه نوع گیاه از او می‌روید. سیمرغ، پرنده اساطیری ایران، بر این درخت آشیان دارد و هر سال، بنا بر متن پهلوی گزیده های زاد سپرم، «آن درخت را بیفشاند، آن تخم‌های (فرو ریخته) در آب آمیزد، تیشتر (ایزد باران در اساطیر ایران) آنها را با آب بارانی ستاند، به كشورها باراند» و به این ترتیب، همه نوع گیاه در همه جای زمین روید.
این درخت در دریای فراخكرد، دریای بی‌انتهای كیهانی، به همراه درخت «گوكرن» یا «هوم سفید» قرار دارد. درخت گوكرن درخت مهم اساطیری دیگری است كه اكسیر جاودانگی را در هنگام بازسازی جهان به مردمان می‌بخشد و بر اثر آن، همه مردم جاودانه بی‌مرگ می‌شوند. بنابر متن پهلوی بندهشن، این درخت برای بازداشتن پیری بد دم است. اهریمن برای از بین بردن این درخت وزغی را در دریای فراخكرد به وجود می‌آورد اما در مقابل، اورمزد دو ماهی مینوی به نام «كر» می‌آفریند كه مامور نگاهبانی از این درخت می‌شوند و همواره یكی از این ماهی‌ها وزغ را زیر نظر دارد.
در آغاز آفرینش آدمی نیز درخت به یاری مشی و مشیانه، نخستین زوج بشر، می‌آید. مشی و مشیانه برای طبخ غذای خود نیازمند آتش بودند و آتش مورد نیاز آنان را دو درخت كنار و شمشاد كه بنابر اساطیر ایران آتش دهنده‌ترند، فراهم كردند.
درخت در دین‌های دیگر هم از جایگاه خاصی برخوردار است. در دین یهود، خداوند در میان شعله‌های آتشی كه از درون درختی سر بر می‌آورد، با حضرت موسی (ع) سخن گفت. حضرت مریم زیر درخت خرمایی با ریزش خرمای آن روزه خود را گشود و در اسلام، درخت طوبی درخت مقدسی است كه در بهشت جای دارد. نماد معرفت نیز در همه این دین‌ها درختی است كه میوه آن، ممنوعه است و با خوردن آن، آدم و حوا هبوط می‌كنند و از بهشت رانده می‌شوند.

CASSIATORA
2010-May-10, 14:12
وينكگو(ginkgo)


درخت وينكگو بيلوبا (ginkgo biloba) يك درخت منحصر به فرد ويكي از قديمي ترين گونه هاي زنده در جهان است. اين درخت بهترين مثال براي فسيل زنده است(اصطلاحي كه چارلز داروين در كتاب منشا گونه ها به كار برد). از نظر موقعيت تاكسونوميك، اين گياه در شاخه وينكگوفيتا، در رده وينكگوپسيدا،در راسته وينكگوآلز ودرخانواده وينكگوآسه قرار دارد. وينكگوها وسيكادها تنها گروه گياهان دانه دار(اسپرماتوفيت) زنده هستند كه سلولهاي نر متحرك دارند و در طبقه بندي هاي تاكسونوميكي قبل از مخروطيان قرار مي گيرند. نخستين شواهد فسيلي برگ خانواده وينكگو (ginkgoaceae)به حدود 250ميليون سال پيش دوره پرمين مربوط مي شود. درآن زمان تاكسونهاي چندي در اين خانواده گياهي وجود داشتند. در طول ژوراسيك مياني تحول چشمگيري در تعداد گونه ها روي داد و تنوع وسيعي در طول دوره كرتاسه، در مناطقي كه امروزه آسيا، اروپا و آمريكاي شمالي ناميده مي شود صورت پذيرفت اما بعد از آن زمان به دليل وقوع پديده هاي زمين شناسي اين تنوع رو به افول رفت كه احتمالا انقراض دايناسورها و خزندگان بزرگ به عنوان پراكنش گران مهم دانه درا ين افول نقش داشته است. فسيلهاي شاخه وينكگوفيتا در خانواده ها و جنسهاي زير طبقه بندي مي شوند:

ginkgoaceae : arctobaiera, baiera, eretmophyllum, ginkgo, ginkgoites, sphenobaiera, windwardia

trichopityaceae : trichopitys

در پي عدم كشف شواهد فسيلي از وينكگو از 5/2ميليون سال گذشته،دانشمندان تصور مي كردند كه نسل آن منقرض شده است اما در سال 1691، engelbert kaempfer آلماني آنرا در ژاپن يافت. وينكگو در چين بقا يافته بود ودر آنجا عمدتا در كوهها و باغهاي معابد كه توسط راهبان كاشته شده بود(و از نظر آنان درختي مقدس بود) يافت مي شدو از چين به ژاپن و كره برده شده بود. همچنين دانه هاي آن در اوايل قرن هجدهم از ژاپن به اروپا برده شد و در اواخر قرن نيز به آمريكا انتقال يافت. زماني كه تاكسونوميست هاي اروپايي براي نخستين بار وينكگو را شناختند آن را به عنوان يكي از مخروطيان در نظر گرفتند و در خانوادهtaxaceae قرار دادند، اما در سال 1895،هيراس كه گياهشناسي در دانشگاه توكيو بود كشف نمود كه تخمك وينكگو توسط سلولهاي نر متحرك كه داراي لوله اي مشابه لوله گرده هستند تلقيح مي شود. سلولهاي نر متحرك تنها در گياهان پست تر، سرخسها و سيكادها وجود دارند. امروزه وينكگو در دو منطقه كوچك در چين در حالت وحشي رويش دارد اما وضعيت وحشي آن كاملا قطعي نيست زيرا در اين مناطق هزاران سال است كه فعاليت هاي انساني صورت مي پذيرد. درخت وينكگو در كشورهاي بسياري در دنيا و در اطراف اماكن مذهبي در كشورهاي آسياي شرقي به عنوان يك درخت تزئيني و مقدس كاشته شده است. علاوه بر زيبايي، وينكگو يكي از متحمل ترين درختان شهري است كه به ندرت در گير بيماري مي شود يا در معرض حملات حشرات و قارچها قرار مي گيرد. بقاي وينكگو مطمئنا به دليل ايمني طبيعي يا نوعي مزيت ونتيكي است. اين درختان داراي عمرهاي طولاني هستند و يك درخت با عمر 3000سال در چين گزارش شده است. همچنين وينكگوها موضوعات مناسبي در تهيه bonsai هستند گياهاني كه مي توانند به صورت مصنوعي كوچك نگه داشته شوند و بيش از چند قرن پايدار بمانند. برگ وينكگوداراي تركيبات فلاوونوئيد و ترپنوئيد است كه داراي اثرات بسياري بر سيستم گردش خون، افزايش جريان خون به مغز بافتها و اندامها، سلامت چشمها و تقويت حافظه است (البته ممكن است كه در برخي افراد اثرات منفي هم داشته باشد). پس از بمباران اتمي هيروشيما در ژاپن به سال 1945كه تقريبا همه گياهان و جانوران در منطقه از بين رفتند، وينكگوها از معدود موجودات زنده اي بودند كه در اين شرايط زنده ماندند. امروزه 4 درخت درفاصله 2- 1كيلومتري محل بمب گذاري رشد مي كنند. وينكگو مقاومت نسبتا بالايي نسبت به عوامل جهش زا نظير تشعشعات دارد.

فرم رويشي(habit)

وينكگوها درختان دوپايه با اندازه هاي متوسط تا بزرگ هستند (35-20متر) وبرخي نمونه ها نيز در چين به بيش از 50 مترمي رسند. داراي تاجي زاويه دار وانشعابات طويل هستند. تاج به موازات افزايش سن درخت پهن تر مي گردد. ريشه در وينكگو طويل است. برخي از وينكگوهاي پير ريشه هاي هوايي توليد مي كنند كه اين ريشه ها بر روي سطوح زيرين شاخه هاي بزرگ تشكيل مي شوند. وينكگو داراي يك تنه مركزي است. شكل هرمي دارد وداراي انشعابات منظم جانبي نامتقارن باز است. از جوانب شاخه هاي بلند كه داراي فواصل منظم برگي هستند شاخه هاي كوتاه در سال دوم رشد توسعه مي يابند. شاخه هاي كوتاه ميانگره هاي كوتاهي دارند وبه دليل وجود همين ميانگره ها به نظر مي رسد كه برگها به صورت خوشه در انتهاي شاخه هاي كوتاه قرار مي گيرند. تشكيل برگهاي جديد در بخشهاي مسن تر تاج در شاخه هاي كوتاه صورت مي پذيرد.برگها دولبه و بادبزني شكل و داراي رگبرگهاي دوشاخه هستند. برگهاي وينكگو شبيه برگ سرخس آديانتوم است. تنوع زيادي از نظر درجه لبه دار شدن در يك درخت وهمينطور در بين درختان مختلف وجود دارد. رنگ برگ خاكستري ـ سبز تا زرد تا سبز تيره در فصل تابستان است و در پاييز زرد مي شود.

توليد مثل(reproduction)

وينكگو دو پايه است. درختان نر استروبيلهاي آويزاني(به حالت شاتون) را توليد مي كنند كه حاوي ميكروسپوروفيلهايي است كه هر يك دو ميكروسپورانو را كه به صورت مارپيچي در اطراف يك محور قرار گرفته اند ايجاد مي نمايند. گياهان ماده تخمكها را به صورت دوتايي در انتهاي يك محور توليد مي كنند و پس از گرده افشاني به دانه نمو پيدا مي كنند. دانه 2ـ5/1سانتي متر است. لايه بيروني آن ساركوتستا به رنگ قهوه اي ـ زرد روشن نرم و شبيه ميوه آلوست (اما ميوه نيست چون اين گياهان فاقد ميوه هستند و دانه توسط ديواره تخمدان احاطه نمي شود). در زير ساركوتستا، اسكلروتستاي سخت، اندوتستا وخورش قرار دارد. جنين داراي دو يا سه لپه است. فرآيندهاي مربوط به توليد مثل و توليد دانه رسيده در حدود 14ماه طول مي كشد. گرده افشاني، بلوغ گامتوفيت هاي نر و ماده و لقاح دربهار و تابستان اتفاق مي افتد اما تكميل جنين زايي به زمان بيشتري تا بهار آينده نيازمند است.

CASSIATORA
2010-Nov-01, 14:35
سوزنی برگان (1)

کليد شناسايي جنس هاي خانواده کاج Pinaceae جنس هاي خانواده Pinaceae جنس کاج Pinus sp. کاج ها براساس گونه ابعاد متفاوتي دارند که از درخت بزرگ تا درختچه ديده مي شوند.
جنس کاج گونه هاي زيادي دارد(حدود 150 گونه).

در کاج ها 2 نوع برگ ديده مي شود :

1- برگهاي واقعي Euphylle
2- برگهاي کاذب Pseudophylle

ميوه کاجها 2 ساله و در برخي از گونه ها 3ساله مي رسد. کاجها مخصوص نيمکره شمالي بوده و فقط گونه Pinus insularis از خط استوا عبور کرده و در جزاير مالزي و سوماترا ديده مي شود.

اصول شناسايي کاجها

1- برگهاي واقعي يا اوفيل ها
2- پاشنه
3- غلاف برگ
4- نمو شاخه ها
5- شکوفا يا ناشکوفا بودن مخروط 6
- دايمي يا ريزان بودن مخروط 7
- سن مخروط
8- صاف يا برجسته بودن امبليک
9- تعداد برگها
10-تراکيئدها Subgenus Pinus

غلاف : ريزان مثل P. leiophylla دايمي مثل P. sylvestris يک گرهي : مخروط شکوفا و سريعا ريزان مانند : P. sylvestris, P. panderosa, P. arizonica مخروط ناشکوفا و دايمي مانند : P. pinea, P. longifolia چند گرهي : مانند : P. halepinsis, P. eldarica, P. brutia, P. banksiana P. patula, P. taeda Subgenus Strobus Section Cembra: P. cembra P. strobus P. peuce Section parryana: P. parryana P. radiata P. gerardiana جنس Cedrus sp.

درختاني هستند با برگهاي سوزني شکل دايمي و خشن و با مقطع تقريبا 4گوش که به 2 صورت در روي شاخه ها قرار مي گيرند:

1- بطور پراکنده و مجزا از هم که اين برگها در روي شاخه هاي بلند قرار مي گيرند، داراي پاشنه هستند.
2- بصورت گروهي يا مجتمع(گاهي بيش از 60 عدد) که در روي شاخه هاي کوتاه قرار مي گيرند. گلهاي نر بصورت شاتون هاي استوانه اي متمايل به مخروطي و بصورت برافراشته و مجزا از هم در انتهاي شاخه هاي کوتاه قرارمي گيرند.
گلهاي ماده نيز بصورت مجزا از هم و در انتهاي شاخه هاي کوتاه قرار مي گيرند. مخروط بزرگ، تخم مرغي شکل متمايل به استوانه اي برافراشته و هنگام رسيدن فلسها از هم جدا مي شوند و مي ريزند. مخروط درخت در طول 2 يا 3 سال مي رسد.
کليد شناسايي گونه هاي جنس Cedrus بزرگترين سدر، سدر هيماليا است که به ارتفاع 50 متر مي رسد.
اين گونه بومي کوههاي هيماليا است و تا ارتفاع 1300 تا 3500 متر از سطح دريا مي رويد. اين گونه نسبت به سرما و گرما مقاوم بوده ولي يخبندان هاي شديد را تحمل نمي کند. نسبت به خشکي مقاوم بوده و نسبت به خاکهاي باتلاقي و آبدار(هيدرومورف) مقاوم نيست.
گونه اي نورپسند بوده و نسبت به وزش بادها مقاوم است. کوچکترين سدر، سدر قبرس است. سدر لبنان در رويشگاه خودش به 30 متر در آسياي صغير(لبنان و ترکيه) ميرسد. سدر اطلس در کوههاي اطلس در شمال آفريقا(مراکش) به ارتفاع 30 متر مي رسد. Cedrus deodara جنس Picea sp. درختاني با تنه مستقيم و تاجي نوک تيز، شاخه هاي اصلي گاهي بصورت پيراموني و شاخه هاي فرعي معمولا بصورت دورج است و اکثرا آويزان هستند. برگهاي بطور پراکنده بر روي برجستگي هاي شاخه بنام بالشتک قرار مي گيرند و بعد از افتادن برگها بالشتکها باقي ميمانند. برگها راست و کمي خميده به سمت شاخه هستند و مقطع آنها 4 گوش مي باشد.

استومات ها يا بطور يکنواخت در 4 سطح برگ قرار ميگيرند و يا اينکه بطور متراکم در دو سطح پايين برگ انتشار دارند.

طرز قرار گرفتن برگها در روي شاخه ها

1- برگها خوابيده بسمت جلو : در اين حالت برگها بسمت مسطح بالاي شاخه ها متمايل شده و سپس بصورت برافراشته يا خوابيده به سمت نوک شاخه ها متمايل مي شوند. مثل Picea abies

2-برگهاي بادبزني شکل: برگها با زواياي مختلف روي شاخه قرار مي گيرند و سطح زير شاخه فاقد برگ است. مثل: Picea omarica, Picea obovata 3
3-برگها به شکل برس استوانه اي شکل: برگها با زواياي تقريبا مساوي در تمام جهات شاخه قرار مي گيرند و سطح زير و روي شاخه از نظر تعداد برگ تقريبا يکسان است. مثل: Picea orientalis

گلهاي نر بصورت شاتون مرکب و گلهاي ماده اغلب در انتهاي شاخه ها هستند اين گلها ابتدا برافراشته و بعد از بارور شدن آويزان مي شوند. مخروط به شکل استوانه اي يا تخم مرغي کشيده. فلسهاي مخروط چوبي نازک قابل انعطاف يا سخت است. مخروط روي درخت بعد از رسيدن در طول سال اول مي افتد و خيلي بندرت تا آخر سال دوم بر روي درخت باقي بماند. دانه ها بعد از رسيدن متلاشي مي شوند و دانه ها داراي بال شفاف با نوک گرد هستند.

Picea در دنيا 40 گونه دارد که در 3 بخش(Section) قرار مي گيرند

1- Section omorica: برگها پهن در سطح رو به طور يکنواخت سبز بوده ولي در سطح زير داراي دو نوار استومات سفيد هستند. مثل : Picea omorica, Picea sitchensis

2- Section bicolor: در اين حالت برگها داراي مقطع 4 گوش بوده ولي سطح زير آنها خيلي بيشتر از سطح رويي استومات دارد. بنابراين سطح زير برگها سفيد رنگ و سطح رو سبز رنگ است. مثل : Picea bicolor, Picea spinolosa

3- Section concolor: در اين حالت برگها داراي مقطع 4 گوش بوده و کليه سطح آن تقريبا به تعداد مساوي استومات دارد. مثل : Picea abies, Picea glauca, Picea mariana,Picea pungens جنس Abies sp. درختان اين جنس كلا ارتفاع زيادي پيدا ميكنند، سريع الرشد هستند، تاج درخت در جواني مخروطي شكل ولي در سنين بالاترحالت مطبق بخود ميگيرد، آرايش شاخه هاي اصلي روي تنه درخت بصورت شبه پيراموني است. شاخه ها معمولا صاف (برگها بدون پاشنه و بالشتك) هستند، برگها بعد از افتادن يك اثر دايرهاي شكل روي شاخه مي گذارند.

بطوركلي برگها به سه حالت روي شاخه ها قرار مي گيرند

الف – به حالت برس استوانه اي: برگها در تمام جهات شاخه با يك زاويه يكسان قرار ميگيرند. مانند : A . Pinsapo
ب- برگهاي سطح زير شاخه به سمت سطح روي شاخه برگشته اند و سطح زير شاخه تقريبا خالي است. مانند: A . Concolor
ج- برگها بصورت دو دسته كم و بيش مسطح در دو طرف شاخه قرار دارند(برگهاي رو و زير شاخه به سمت دو طرف شاخه برگشته و در نتيجه شاخه حالت ديستيك دارد) مانند : A . Pectinata , A . Balsamea

برگهاي نرادها را برحسب استوماتها به دو دسته تقسيم ميكنند

الف – آمفي استماتيك: Amphi stomatic در اين حالت استوماتها در هر دو سطح برگ قرار دارند. مانند : A . Lasiocarpa
ب- هيپو استماتيك: Hypo stomatic در اين حالت استوماتها در سطح زيرين برگ قرار دارند. مانند: A . grandis عرض نوار استومات نسبت به عرض رگبرگ مياني وسيله شناسايي بسياري از نرادها است. به عنوان مثال در A.procera عرض نوار استومات معادل رگبرگ مياني، در A.fraseri دو برابر، در A.magnifica كمتر و در A.bracteataبيشترميباشد.

عامل ديگر در شناسايي نرادها نوك برگ است كه در بعضي تيز و در بعضي ديگر نيز نوك برگ فرورفته است. نرادها تك پايه هستند، مخروط برافراشته دارند، در عده اي از نرادها براكتهها بلندتر از فلس و در عده اي ديگر كوتاه تر از فلس هستند. نرادها به دو دسته تقسيم مي شوند كه در 25 گونه براكته ها بلندتر از فلس و در 30 گونه براكته ها كوتاه تر از فلس هستند.

منبع (http://www.daneshju.ir)

CASSIATORA
2010-Nov-01, 14:45
سوزنی برگان (2)

كليد شناسايي گونه هاي مهم نراد Abies lasicarpa Abies fraseri جنس Pseudotsuga sp.
درختان اين جنس داراي تاج بزرگ و مخروطي بوده كه در سنين بالاتر كمي گسترده تر مي شوند.
آرايش شاخه هاي اصلي روي تنه درخت تقريبا بصورت پيراموني است.
برگها دايمي و نواري شكل هستند. در سطح روي برگ يك خط فرورفته و در سطح زير دو نوار استومات مشاهده مي شود. برگها داراي بالشتك كمي برجسته هستند. برگها پس از افتادن يك اثر تخم مرغي شكل روي شاخه درخت بجا مي گذارند.
جوانه هاي درخت تخم مرغي كشيده(مخروطي شكل) است. مخروط تخم مرغي شكل آويزان داراي پايك كوتاه و در موقع رسيدن بدون آنكه فلسهاي مخروط از هم جدا شوند از درخت جدا شده و به زمين ميافتد. براكته ها هميشه بلندتر از فلسهاست. انتهاي براكته سه لوبه بوده و لوب وسط باريك است.
گلهاي نر بصورت شاتون و در قسمت ابتداي شاخه ها قرار دارند، گلهاي ماده بصورت پراكنده و غالبا در قسمت انتهايي شاخه هاي بلند قرار ميگيرند.
هرفلس مخروط داراي 2 دانه است. پوست درخت ابتدا صاف و با غده هاي ريزش خيلي مشخص است سپس پوست درخت ضخيم شده و داراي شكافهاي عميقي ميشود.

گونه هاي آسيايي و آمريكايي از طريق برگ تشخيص داده مي شوند بطوري كه در گونه هاي آمريكايي برگها گرد يا نوك تيز است در حالي كه در گونههاي آسيايي انتهاي برگ فرورفته است.

تفاوت ديگر اينكه گونه هاي آسيايي عموما درختان كوچكي هستند در حالي كه گونه هاي آمريكايي درختان بلندي هستند.

گونه هاي آمريكايي مثل : P.menziesii(= P.duglasii), P.guinieri, P.rehderii, P.macrolepis, P.macrocarpa

گونه هاي آسيايي مثل : P.sinensis, P.japonica, P.wilsoniana P.Menziesii در ايران هم كاشته شده است.
اين گونه در غرب آمريكا Britishكلمبيا انتشار دارد. دامنه انتشار آن از ارتفاع سطح دريا تا 3300 متر در كوههاي جنوبي آمريكا مي باشد. دامنه انتشار وسيع از نظر ارتفاع از سطح دريا باعث شده كه اين گونه اكوتيپ هاي مختلفي داشته باشد در نتيجه اين گونه از نظر پرونانسها(منشاء جغرافيايي بذر) تنوع چشمگيري از خود نشان مي دهند.
مقاومت به سرماي اين گونه زياد است و در بعضي از مناطق انتشار خود سرماي منطقه 25- بوده كه به آن آسيبي نرسانده است. اين گونه pH كمتر از 7 را مي پسندد.
سنگ مادرهاي سيليسي را مي پسندد و در بعضي از مطالعات مشخص شده كه در خاكهاي آهكي زود زرد و خشك شدهاست. در طول يكسال 1 متر رويش طولي و 2 تا 3 سانتي متر رويش قطري دارند. كه در كشتهاي آزمايشي درختان 20ساله، 20 مترارتفاع و 60 سانتي متر قطر داشته اند. حداكثر ارتفاعيكهگزارششدهاست100متر ي باشد.

Pseudotsuga menziesii جنسTsuga.sp درختان بزرگي دارند، با شاخه هاي پراكنده، بطوركلي آرايش شاخه ها متناوب است. شاخه هاي باريك معمولا بسمت زمين متمايل شده و تنه را مي پوشانند و ايجاد منظره جالبي مي نمايند. برگها دايمي و باريك و نواري شكل و بطور مارپيچ و اكثرا دورج روي درخت قرار مي گيرند. گلهاي نر بصورت شاتون هاي جانبي يا انتهايي روي شاخه شماره يك(اولين شاخه شروع تاج) و گلهاي ماده نيز بصورت شاتونهاي انتهايي در روي شاخه هاي نسبتا كوتاه قرار دارند. هر فلس داراي 2 تخمك است. وقتي كه مخروط مي رسد فلسها از هم پاشيده نمي شوند. براكته ها هميشه كوتاه تر از فلس بوده ونمايان نمي شوند. اين جنس 10 گونه دارد.

گونه هاي اين جنس شامل: T.pattoniana(=T.mertensiana), T.carodiniana, T.albertiana(=T.heterophylla), T.yannanensis, T.brunoniana, T.canadensis, T.chinensis, T.sieboldii,T.diversifolia,T.formosana Tsuga diversifolia

جنسLarix.sp درختان اين جنس بلند، ساقه مستقيم و تاج مخروطي شكل دارند. ملز داراي 2 نوع شاخه است:
1- شاخه هاي بلند :Macro blaste كه برگهابر روي اين شاخه ها بصورت انفرادي قرار ميگيرند.
2- شاخه هاي كوتاه : Meso blaste اين شاخه ها بر روي شاخه هاي بلند قرار دارند و برگها بر روي آنها بصورت گروهي قرار مي گيرند.
برگها نواري شكل با مقطع 4 گوش يا 3 گوش كه در حالت 3 گوش بودن سطح روي برگ مسطح است. برگها نرم و خزان كننده بوده و برگهايي كه در روي شاخه هاي بلند قرار ميگيرند پاشنه دار هستند. گلهاي نر بصورت شاتون مركب از براكته هايي است كه در كنار هريك از آنها پرچم ها قرار دارند و هر پرچم داراي 2 كيسه گرده است و گلهاي ماده نيز بصورت شاتون مركب از براكته ها و فلس هاست . هرفلس داراي 2 تخمك است.
گلهاي نر و ماده در انتهاي شاخه هاي كوتاه قرار دارند و مخروط يكساله مي رسد. فلس ها چوبي شده و از هم پاشيده نمي شوند. در حدود 15 گونه از اين جنس شناسايي شده است كه همگي درمناطق سرد يا ارتفاعات زياد مناطق معتدله آمريكا، اروپا و آسيا انتشار دارند.

Larix japonica(=L.leptolepis): برگها متمايل به رنگ آبي، شاخه هاي شماره 1 قهوه اي قرمز، مخروط تقريبا كروي شكل با فلسهاي برگشته در قسمت حاشيه Larix decidua(=L.europaea): برگها به رنگ سبز روشن، شاخه هاي شماره 1 زرد روشن، مخروط تخم مرغي شكل و فلسها بدون برگشتگي ارتفاع هردو درخت به 40 متر مي رسد.

Larix decidua جنسPseudolarix.sp يك گونه بنام P.amabilis با تنه راست كه ارتفاع درخت به 40 متر ميرسد. اين گونه نيز همانند ملز داراي دو نوع شاخه است. شاخه هاي بلند بصورت شبه پيراموني روي درخت قرار دارند. اين گونه بومي چين است. برگهاي خزان كننده به رنگ سبز متمايل به زرد در بهار و به رنگ طلايي در پاييز است. طول برگ به 5 سانتي متر و عرض ان 2 ميليمتر ميباشد. برگها در سطح زيرين داراي 2 نوار سفيدرنگ هستند.
گلهاي نر بصورت شاتون پايكدار و بصورت گروهي در انتهاي شاخه هاي كوتاه قرار دارند. گلهاي ماده نيز بصورت شاتونهاي مجزا در انتهاي شاخه هاي كوتاه قرار دارند. فلسهاي مخروط پس از رسيدن از هم جدا ميشوند. ميوه درخت در طول يكسال ميرسد. اين درخت به علت طلايي بودن برگهايش از نظر زينتي بسيارجالبتوجهاست.
Pseudolarix amabilis جنسKeteleeria.sp درختان اين جنس با ساقه مستقيم، شاخه هاي جانبي روي ساقه بطور شبه پيراموني قرار دارند.داراي پوست ضخيم و شياردار، برگها نواري شكل و دايمي كه بطور پراكنده يا تقريبا دورج روي شاخه هاي جانبي بوسيله بالشتك كوچكي قرار مي گيرند. گلهاي نر بصورت شاتون چتري و گلهاي ماده بصورت مجزا از هم و نزديك به انتهاي شاخههاي يكساله ظاهر ميشوند. اين گلها پايك دار و بصورت برافراشته روي شاخه قرار ميگيرند. فلسها هنگام رسيدن مخروط از هم جدا نمي شوند. اين جنس شامل 5 گونه بوده كه همگي در جنوبشرقي چين انتشار دارند.
K.davidiana جنسCathaya.sp ارتفاع متوسط اين درختان به 20 متر ميرسد. برگهاي نواري شكل در سطح رويي شيار دارند. و در حاشيه مژه دار بوده و در سطح نيز زير ناودار هستند. مخروط بدون پايك و آويزان در روي درخت قرار مي گيرد. فلسهاي مخروط از هم پاشيده نمي شوند.

هر فلس حاوي 2 دانه است. اين جنس داراي دوگونه زير است:
C.argyrophylla و C.nanchuanesis C . argyrophylla

CASSIATORA
2010-Nov-01, 14:58
سوزنی برگان (3)

خانواده Araucariaceae

درختان اين خانواده شاخه كاملا مستقيم و پيراموني واقعي دارند، برگهاي دايمي و بصورت مارپيچي تقريبا دورج دارند. اين خانواده داراي 2 جنس Araucaria و Agathis است.




كليد شناسايي

Agathis

برگ: داراي پهنك عريض مثل پهن‌برگان
جوانه: داراي جوانه كوچك ولي مشخص
گل : دوپايه
شاتون نر : كوتاه تا 3 سانتي‌متر
مخروط: فلس ضخيم و پهن فقط در قاعده به براكته چسبيده است.
گياهك: 2 لپه
دانه: در يك سمت داراي بال كاملا توسعه يافته و در سمت ديگر كوتاه و منقار مانند

Araucaria

برگ :نواري يا نيشتري شكل
جوانه: بدون جوانه مشخص
گل: در كل يكپايه تعداد كمي دوپايه
شاتون نر: بسيار بلند تا20 سانتي متر
مخروط: فلس و براكته در نصف طول و يا بيشتربه هم جوش خورده‌اند.
گياهك: 2 تا 4 لپه
دانه: در دو طرف بالهاي مساوي توسعه يافته و يا تقريبا بدون بال



جنس Agathis

كلا درختان هميشه سبز هستند، تنه استوانه‌اي، بومي زلاندنو، استراليا، فيجي، جزاير فيليپين هستند. پوست درخت ضخيم و فلس دار، رزين دار بوده و براثر خراش مايع شيري غليظي ترشح مي شود كه بصورت متبلور روي تنه خشك مي شود و يا اينكه روي زمين مي‌افتد. شاخه ها افقي و غالبا در درختان جوان پيراموني و در درختان مسن نامنظم است. برگها با آرايش مارپيچي در روي محورهاي اصلي و يا اينكه با آرايش متقابل يا متناوب در روي شاخه هاي فرعي قرار مي‌‌گيرند.

برگها چرم مانند و معمولا عريض هستند و گاهي تا 15 تا 20 سال روي شاخه درختان باقي‌مي‌مانند. شاتون نر سفت، انبوه، استوانه‌اي و بطور انفرادي در كنار برگها قرار مي‌گيرد. مخروط كروي ويا بصورت تخم مرغي پهن و بسيار پرپشت با فلسهاي بادبزني و با حاشيه ضخيم. مخروط در طول 2 سال مي‌رسد.

2 گونه از اين جنس بيشتر در جنگلكاريهاي مناطق معتدله گرم و مرطوب اهميت دارد كه عبارتند از :
A.australis و A.robusta


A.australis
جنس‌Araucaria

درختان اين جنس هميشه سبز بوده كه در جواني تاج درخت كاملا متقارن بوده و تقريبا از نزديكي سطح زمين شروع مي‌شود. ولي درختان بزرگ در قسمت اعظم طول خود عاري از شاخه و برگ مي‌باشند. پوست درختان اين جنس رزين دار و ضخيم مي باشد. در برخي از گونه هاي اين جنس پوست درختان بصورت فلسهاي كاغذمانند از تنه درخت جدا مي شوند. شاخه ها معمولا افقي و كاملا پيراموني هستند. جوانه هاي درخت نامشخص بوده و توسط برگها پوشيده شده اند. برگها چندين سال بر روي درخت باقي مي‌مانند داراي آرايش مارپيچي هستند. مخروط درخت در طول 2 يا 3سال مي رسد، كروي تا تخم مرغي شكل بوده و داراي فلسهاي چوبي و همپوش هستند. اين فلسها هنگام رسيدن مخروط مي‌ريزند. هر فلس حاوي يك دانه مي باشد.




اين جنس به 3 سكشن تقسيم مي‌شوند:
1-Section Araucaria
2- Section Eutacta
3- Section Intermedia


1-Section Araucaria
برگ : نواري شكل و پهن با برگهاي موازي و به طول بيش از 3 سانتي‌متر
گل: بطوركلي2 پايه و بندرت يك پايه
شاتون: جانبي
لپه : 2 عدد
مخروط: با ابعاد بزرگ تا 30 سانتي‌متر

2-Section Eutacta
برگ : نيشتري شكل و خميده به طول كمتر از 2 سانتيمتر
گل: يك پايه
شاتون: انتهايي
لپه : 4 عدد
مخروط: با ابعاد كوچك تا 15 سانتي‌متر

3-Section Intermedia
برگ : برگهاي جوان نيشتري شكل و برگهاي مسن نواري پهن و طولشان بيشتر از 3 سانتي‌متر
گل: 2 پايه
شاتون: انتهايي
لپه : 2 عدد
مخروط: مشخص نيست

1-Section Araucaria
Araucaria araucana

آروكارياي شيلي
Araucaria angustifolia

آروكارياي مشعلي
Araucaria bidwillii

آروكارياي كوئيسلند
2-Section Eutacta
Araucaria cunninghamii

آروكارياي سفيد
Araucaria columnaris

آروكارياي ستوني
Araucaria heterophylla

آروكارياي زينتي
3-Section intermedia
Araucaria hunsteinii

آروكارياي غول آسا




خانواده Taxodiaceae

برگهاي درختان اين خانواده دايمي يا خزان كننده و بطور مارپيچي يا دو رج قرار مي‌گيرند.شكل برگها بصورت نواري، نيزه‌اي، نيشتري و يا فلس مانند است. هر فلس مخروط داراي 2 تا 12 تخمك مي باشد. همه گونه هاي اين خانواده بصورت يك پايه هستند. مخروط چوبي و مركب از چندين فلس سپري شكل مي باشد. ميوه در طول 1 يا 2 سال مي‌رسد.اين خانواده داراي 10 جنس بوده كه 9 جنس در نيمكره شمالي و فقط يك جنس بنام Athrotaxis (تاچانك) در نيمكره جنوبي(در استراليا) است.

داراي 2 نوع برگ است:
1- برگها در روي شاخه‌هاي كوچك فرعي بصورت شانه‌اي قرار مي‌گيرند. طول برگها در حدود 6 تا 25 ميلي‌متر و عرضشان هم حدودا 4/2 ميلي‌متر است. سطح روي برگ سبز تيره و سطح زير برگ داراي 2 نوار سفيد رنگ است كه در 2 طرف رگبرگ قرار گرفته‌اند.
2- برگها در روي شاخه‌هاي مسن و بلند در چند رديف و به حالت فشرده و يا پراكنده قرار گرفته‌اند. طول اين برگها در حدود 6 ميلي متر و داراي نوك تيز ، خميده و خار مانند هستند.


مخروط درخت آويزان، تخم مرغي تا كروي شكل و مخروط پس از آزاد كردن بذرها مدتي روي درخت باقي مي‌ماند. اين گونه توليد جست فراوان مي‌كند و تشكيل جنگلهاي شاخه‌زاد مي‌دهد. تكثير اين گونه بصورت جنسي از طريق بذر و غيرجنسي بصورت قلمه، شاخه خوابانيدن(Layering) انجام مي‌گيرد.

اين گونه از سواحل جنوب غربي اورگون تا جنوب كاليفرنيا و از سطح دريا تا ارتفاع 1000 متر انتشار دارد و در اين منطقه نسبت به ساير سوزني برگان غلبه دارد. از نظر مصارف عمده چوب در كارهاي گوناگون نجاري، جعبه‌سازي، مبلسازي، تخته‌سازي و تهيه تراورس، تيرهاي سيم برق و مخابرات و غيره كاربرد دارد.
پايه‌هايي ازاين گونه در باغ اكولوژيكي نوشهر كاشته شده است.

درخت غول آمريكا Sequoia dendron giganteum

اين درخت نيز داراي يك گونه است و به درخت بزرگ يا درخت غول مشهور است. نزديك 100 متر ارتفاع دارد و پيرامون درخت در قاعده از 30 متر تجاوز مي كند.تا بيش از نصف ارتفاع ساقه بدون شاخه است. تاج درخت ابتدا مخروطي سپس كروي شكل انبوه و متراكم مي‌شود.برگهاي درخت دايمي، آرايش برگها بصورت مارپيچي مي‌باشد. هم برگهاي سبز و هم برگهاي قهوه اي در روي درخت ديده مي شود كه برگها در سال اول سبز بوده و در بتدريج قهوه‌اي مي‌شوند. درختان غول كه به عنوان نگهبانان سيرا(Sierra منطقه اصلي اين گونه در آمريكا) خطاب شده اند، از بزرگترين موجودات به حساب مي‌آيند. عمر بعضي از پايه‌هاي آن از طول تاريخ ثبت شده عمر بشر تجاوز مي‌كند و بعضي از آنها داراي 2500 سال سن در هنگام تولد حضرت مسيح بوده به نظر بعضي از دانشمندان عمر اين درختان به 4000 سال مي‌رسد.
اين گونه با داشتن پوست خيلي ضخيم از گزند آتش در امان بوده است. يكي از شگفت انگيزترين حالات بيولوژيكي اين گونه اين است كه مخروط رسيده سبز و بسته و تا ساليان دراز حتي تا بيش از 20 سال روي درخت باقي مي‌ماند و در طول اين مدت پايك ميوه توليد دواير ساليانه مي‌كند. بنابراين براي بذرگيري از اين درخت ناچاريم مخروط درخت را بكنيم.از خصوصيات جالب توجه اين درخت وجود ماده رنگي پودر مانند قرمز تيره در مخروط آن است كه بدون ترديد بين آن ماده و بذرها هنگامي كه مخصوصا خشك مي‌شوند ارتباط وجود دارد و بذوري كه حاوي اين ماده پودر مانند هستند قوه ناميه بالايي دارند گرچه هرساله اين درخت بذور زيادي توليد مي‌كند ولي قوه ناميه آن از 15 % تجاوز نمي‌كند.

چوب فوق العاده شكننده ولي بادوام دارد. از روي ضخامت دواير ساليانه اين درختان مي توان آب و هواي گذشته را مورد بررسي قرار داد.

دارتالاب Taxodium


اين جنس اشاره به رويشگاه گونه‌هاي اين جنس در تالابهاي آب و بركه هاي آب و مرداب دارد.كلا داراي درختان بزرگ كه بيش از 3 هزار سال عمر مي‌كنند. به ارتفاع 50 متر مي رسند. پوست درخت قهوه‌اي روشن و فلس دار، شاخه هاي درخت ممكن است برافراشته، گسترده و بندرت آويزان باشند.

دو نوع شاخه دارد:

1- شاخه هاي دايمي كه داراي جوانه هستند.
2- شاخه هاي خزان كننده كه بدون جوانه هستند.
برگهاي درخت در طول پاييز يا اوايل زمستان مي ريزد بطوري كه در زمستان لخت و بدون برگ است. در گونه نيمه دايمي(Taxodium macronatum) برگها بتدريج مي‌ريزند به طوريكه در زمستان داراي برگ است. برگها با آرايش متناوب، نرم و به رنگ سبز روشن نواري يا نيشتري شكل هستند. گلهاي نر و ماده بر روي يك پايه قرار گرفته‌اند. شاتون نر بلند، انتهايي، خوشه‌اي است و گلهاي ماده نيز بطور نامنظم روي شاخه تازه قرار گرفته‌اند. مخروط داراي پايك كوتاه و چوبي و فلسهاي سپر مانند است. هر فلس مخروط داراي 2 تخمك مي‌باشد. اين جنس داراي 3 گونه است.

CASSIATORA
2011-Jun-23, 16:04
درخت راش FAGUS


گیاهی است یک پایه و دارای گل های نر و ماده و میوه آن فندقه هرمی مثلث القاعده است . زادآوری آن طبیعی و با بذر افشانی خود درخت انجام می گیرد . نهالها پس از استقرار در زیر سایه و پناه درختان مادری به مرور زمان رشد و نمو می نمایند . پس از اینکه نهال راش به ارتفاع مورد نظر رسید و دیگر نیازی به نور نداشته باشد بایستی پایه های مادری که از نور دهی به نهال ها جلوگیری می نمایند ، حذف گردد . این درخت هر پنج سال یکبار بذر فراوان تولید می کند . مصارف چوبی درخت راش علاوه بر مصارف عمومی و تجاری دارای مصارف روستایی بسیار است .

در صنایع چوبی از تنه های خوب و سیلندر یک آن جهت تولید روکش چوبی استفاده می گردد و در روستاها از چوب آن برای ساختن در و پنجره و تیر و ستون و چهار پایه های محلی و کفش های چوبی ( کتل ) و گهواره و پاوره های محلی در قدیم استفاده می نمودند .

در فرهنگ حاشیه نشینان دریای خزر درخت راش خزری یا هیرکانی به نام های محلی مرس ، راج ، آلاش ، قزل گز ، قزل آقاج معروف می باشد .

این درخت دارای گونه های مختلفی است که در جنگل های شمال کشور ایران گونه هیرکانی یا خزری آن رویش داشته و نام لاتین آن FAGUS ORIENTALIS می باشد .

به دلیل حمایت از بقاء و تداوم حیات درختان راش به طور کلی راشستان های جنگل های گیلان مورد حفاظت دقیق قرار می گیرد و بهره برداری از این درخت عزیز به صورت تک گزینی و با شیوه های علمی و کاملاً نوین جهان طوری صورت می گیرد که صد در صد متضمن استقرار و بقاء و تداوم حیات آن می باشد .



راش Brich :

نام عملی این چوب FAGUS ORIENTALIS نام فارسی و بومی راش و مرس و نام انگلیسی آن BEECH است . از خواص ظاهری چوب راش درون نامشخص و به رنگ کرم مایل به قرمز است . دوایر سالیانه فشرده و در نتیجه در مقاطع طولی دارای خطوط کم و بیش مشخص ناشی از آن است . از بارزترین خصوصیات شاید بتوان به پره های چوبی در مقاطع طولی اشاره کرده که در مقطع شعاعی به پرمگس و در مقطع مماسی به دوک معروفند و این پره ها به صورت لکه های قرمز دیده می شود . چه بسا گاهی این پرمگس های زیبا عیب محصوب می شوند چرا که به عقیده نجاران این بخش های چوب پس از رنگ کاری سیاه می شوند . گونه راش چوبی نیمه سنگین و دارای بافتی همگن و تقریباً مقاوم در برابر حشرات و قارچ هاست . گرده بینه های درجه 1 و 2 راش در ایران بیشتر به مصرف کارخانجات روکش و تخته لایه می رسد و گرده بینه های درجه 3 پس از تبدیل به الوار به بازار تهران (پل چوبی) روانه می شوند . بنا به اطلاعات بازار میزان تفاوت قیمت آن در 6 ماهه نخست در بازار تهران بوده است . به دلیل بافت همگن و درجه سختی مناسب این چوب بیشترین تقاضا را برای خرید به منظور تهیه مبل در بازار دارد . همچنین به دلیل قابلیت آغشتگی با انواع محلول های حفاظتی بیشترین گونه مصرفی در کارخانه های اشباع است . البته اخیراً گونه های خارجی راش از طریق آذربایجان وارد ایران شده است که بنا به ادعای مبل سازان و فروشندگان چوب کیفیت چوب راش ایرانی را ندارد ولی به دلیل ابعاد و رطوبت مناسب تخته ها میزان ضایعات کمتری ، در امر فرآیند تولید دارد .

نام عملی این چوب FAGUS ORIENTALIS نام فارسی و بومی راش و مرس و نام انگلیسی آن BEECH است . از خواص ظاهری چوب راش درون نامشخص و به رنگ کرم مایل به قرمز است .

دوایر سالیانه فشرده و در نتیجه در مقاطع طولی دارای خطوط کم و بیش مشخص ناشی از آن است . از بارزترین خصوصیات شاید بتوان به پره های چوبی در مقاطع طولی اشاره کرده که در مقطع شعاعی به پرمگس و در مقطع مماسی به دوک معروفند و این پره ها به صورت لکه های قرمز دیده می شود . چه بسا گاهی این پرمگس های زیبا عیب محصوب می شوند چرا که به عقیده نجاران این بخش های چوب پس از رنگ کاری سیاه می شوند . گونه راش چوبی نیمه سنگین و دارای بافتی همگن و تقریباً مقاوم در برابر حشرات و قارچ هاست . گرده بینه های درجه 1 و 2 راش در ایران بیشتر به مصرف کارخانجات روکش و تخته لایه می رسد و گرده بینه های درجه 3 پس از تبدیل به الوار به بازار تهران ( پل چوبی ) روانه می شوند . بنا به اطلاعات بازار میزان تفاوت قیمت آن در 6 ماهه نخست در بازار تهران بوده است . به دلیل بافت همگن و درجه سختی مناسب این چوب بیشترین تقاضا را برای خرید به منظور تهیه مبل در بازار دارد . همچنین به دلیل قابلیت آغشتگی با انواع محلول های حفاظتی بیشترین گونه مصرفی در کارخانه های اشباع است . البته اخیرا گونه های خارجی راش از طریق آذربایجان وارد ایران شده است که بنا به ادعای مبل سازان و فروشندگان چوب کیفیت چوب راش ایرانی را ندارد ولی به دلیل ابعاد و رطوبت مناسب تخته ها میزان ضایعات کمتری ، در امر فرآیند تولید دارد .



جنس راشFAGUS :

راش یکی از زیباترین درختان اروپا و درخت غالب اقلیم جنگلی کوه های کارپاتین می باشد . درخت بزرگی است که اغلب ارتفاع آن حتی بیش از 40 متر می رسد . دارای تاجی گنبدی شکل بزرگ ( با بیش از 20 متر قطر ) با شاخه های ستبر و تنومند . انشعابات فرعی که با یک زاویه تندی نسبت به یکدیگر خارج شده و خصوصیات بارزی را به تاج آن در زمستان زمانی که فاقد برگ می باشند می دهد .



نام های محلی راش

آلاش ، اَلاش ، الـوش ، بشجیـــر ، چلَـــر ، بنـــج ، راج ، شریان ، قـــزل آغاج ، قزل گز، مرس ، ....



پایگاه و حوزه انتشار :

در اروپا و آسیای غربی و ترکیه ، شمال ایران از ارتفاع 650 متر تا 200 متر از سطح دریا پراکنده است .

و ویژه نقاط مرتفع و کوهستانی است مانند نور ، کجور ، دیلمان ، کلارستان و طوالش، آستارا ، سنگده ی ساری ، نکاء می باشد ، همچنین در بعضی از دره ها مانند دره نکاء تا دامنه های پائین و میانبند دیده می شود .

درختی است با قامتی افراشته و به بلندی 35 متر ، بعضی آن را راش اروپایی F.SYLYATICA می نامند به علت اختلافی که در پوست و ریتدوم و بزرگی برگ و تعداد رگبرگ ها و شکل میوه و طول پایک آن دارد دو گونه از یکدیگر جدا بوده است .

گلهای نر آن به شکل شاتون هائی با پایه دراز و آویزان است .

میوه را انولوکه چوبی شده احاطه می کند میوه از خار نرمی پوشیده شده است و با 4 والد باز می شود .

پوست صاف و خاکستری و شاخه های آن از کرک های ابریشمی پوشیده شده و جوانه مرس باری و طلائی رنگ می باشد .

و شکل تاج تا حدودی گرد و کروی است .

برگ تخم مرغی ، چرمی ، بیضی تیز و نوکدار است . بار خیزی راش هر 2 و 3 سال یک مرتبه صورت می گیرد و تا سن 20 سالگی می تواند تولید جَست نماید و راش یک درخت سایه پسند بوده و جنگل های راش خالصترین و با ارزشترین جنگل های ایران می باشد .




خواص عمومی چوب :

چوب برون سفید رنگ و چوب درون زرد روشن تا قهوه ای متمایل به سرخی و دارای الیافی موازی و یکنواخت است .

چوب بدون بو و طعم و نسبتاً سخت و سنگین و فاقد دوام چندان است و وقتی که متناوباً در محیط های خشک و تر قرار گیرد دارای توانائی زیاد در نگاهداری میخ می گردد در امتداد پره های چوبی اغلب شکاف بر می دارد ، نسبت به خمش و ضربه مقاوم است و لاک خوب می پذیرد .



مصارف :

درخت راش علاوه بر جنبه های عمومی دارای مصارف روستائی بسیار است در دهات از چوب آن برای ساختن درب و پنجره و تیر و ستون و همچنین انواع کفش چوبی گَتَله ، گهواره ( پاروهای محلی ) و در تراورس سازی ، تخته بشکه سازی ادوات چوبی منزل ، جعبه سازی ، روکش سازی ، قایق سازی ، تهیه زغال عالی برای باروت استعمال دارد .





راش اروپایی :

پوست این درخت صاف و به ندرت شکافدار و خاکستری مایل به سفید می باشد و به همین علت چوب آن ارزش فوق العاده ای دارد . از خصوصیات بارز دیگر آن جوانه های دوکی شکل و کشیده و نوک تیز آن می باشد . ( با حدود 2 سانتیمتر طول ) برگ های خزان کننده ی آن متناوب ، تخم مرغی با 9 سانتیمتر طول و در حاشیه صاف یا موجی ـ کنگره ای با کرک های بلند ابریشمین می باشند ( در برابر نور کاملاً آشکار است ) در ابتدا آنها سبز روشن ، بعدها سبز تیره و درخشان و در پاییز به طلایی مایل به برنز تغییر رنگ می دهند . برگ هایی که می ریزند به آرامی تجزیه می شوند ( آنها مواد بسیار عالی برای رشد ارکیده ها می سازند ) گل ها همزمان با برگ ظاهر شده و عموماً در ماه اردیبهشت گل نر و ماده روی یک درخت تشکیل می شوند . گل های نر با پوشش کرکدار قرمز مایل به قهوه ای به صورت شاتون های کروی و به وسیله دم گل های بلندی آویزان می گردند . گل های ماده به صورت جفت و در یک گریبان فلسی قرمز مایل به قهوه ای محصور می شدند . میوه به صورت فندقه سه گوش و در یک گریبان زرد مایل به قهوه ای خاردار که حدود 2 سانتیمتر قطر دارد محصور است که با چهار شکاف باز می شود . این راش بومی اروپایی غربی ، مرکزی و جنوبی می باشد . سوئد جنوبی حد شمالی گسترش آن است . در اروپای جنوب شرقی راش ایرانی جایگزین آن می شود و در محل تماس این دو احتمالاً هیبرید آنها وجود دارد . راش در خاستگاه طبیعی خود تشکیل جنگل های خالص و یا مخلوط را می دهد . ( به طور مثال جنگل های راش و صنوبر ) همیشه در یک منطقه ی نسبتاً مرطوب می رویند . در کوه های اروپا راش در ارتفاع حدود 1300 متر از سطح دریا دیده می شود . ( به نظر می رسد که هیبرید آن در ارتفاع حدود 2000 متر می باشد ) راش علاوه بر اینکه در احداث جنگل درخت با اهمیتی است بلکه از نظر طراحی ییلاقات در زیبایی چشم اندازها بخصوص در پارک های بزرگ اهمیت زیادی دارد . کولتیوارهای زیادی از آن وجود دارد که احتمالاً بهترین نوع آن به راش قرمز یا مسی معروف است که از اوایل قرن هجدهم کاشته شده و در حال حاضر تحت نـام CV.ATROPUNICEA طبقه بندی شده است . بعضی وقت ها نیز به نام F.SYLVATICA F.PURPUREA نامیـده می شود.

برخی کولتیوارهای دیگر نیز بسیـار با اهمیت می باشند مانند CV.PENDULA و (CV.ROHAM, CV.ASPLENIIFOLIA, CV.QUERCIFOLIA) و غیره .





جنگل های راش منطقه آتلانتیک : Atlantic beech woods

منطقه اصلی جنگل های راش در اروپای مرکزی واقع است . اما جنگل های توسعه یافته ای از این جنس در ناحیه آآآآآتلانتیک نیز دیده می شود به ویژه در شمال غربی و مرکز فرانسه ، جنوب انگلستان ، بلژیک تا شمال دور در جنوب سوئد این جنس می روید . البته این جنس گسترش کمتری در نواحی کوهستانی در شمال اسپانیا دارد .

جنگل های راش بر روی خاک های زه کش دار اسیدی ، خنثی و قلیایی دیده می شوند . درختان راش خاک های آبدار را نمی توانند تحمل کنند ، این درختان در خاک های عمیق تر و غنی تر در رقابت با بلوط باز می مانند .

در اکثر جنگل های راش اروپا ، قطع تک گزینی این جنگل ها برای عرضه چوب آلات با ارزش باعث به وجود آمدن توده های مشابه از نظر سنی گردیده است . درختان راش دارای تنه های خاکستری رنگ هستند که در انتها دارای شاخه می شوند و تاج پوشش برگی متراکمی را تشکیل می دهند .

شدت نور در جنگل های راش در زیر تاج پوشش خیی کم است در تابستان تنها تا 2 درصد نور خورشید به اشکوب درختچه ای و علفی کف جنگل می رسد . خزان برگ ها سنگین بوده تجزیه آنها آهسته صورت می گیرد ، اشکوب درختچه ای و اشکوب علفی فقیر اما مشخص شده است .

در روی خاک های کم عمق گچی به ویژه در سراشیب های واقع در انگلستان ، درختان راش FAGUS SYLVATIC غالب است و درختان همراه آن عبارتند از:

FRAXINUS EXCELSIOR ،TAXUS BACCATAو ILEX AQUIFOLIUM اغلب در پایین تر از اشکوب درختی دیده می شوند .

اشکوب درختچه ای در این جنگل ها عبارتند از :

CORYLUS AVELLANA, ACER CAMPESTER, BOXUS SEMPERVIRENS, SAMBUCUS NIGRA.

گونه های معمول در کف این جنگل ها عبارتند از :

ANEMONE NEMOROSA, MERCURIALIS PERENNIS, ARUM MACULATUM, POA INEMORALIS, BROMUS RAMOSUS, BRACHYPODIUM SYLVATICUM.



که مشخص کننده اند اما گیاهان دیگری که کمتر دیده می شوند و در کف جنگل می رویند عبارتند از :

HELLBORUS VIRIDIS, AQEILEGIA VULGARIS, DAPHNE LAREOLA, MONOTROPA HYPOPITYS, PLOYGONATUM MULTIFLORUM, EPIPACTIS HELLEBORINE, CEPHALANTHERA DAMASONIUM NETTIA NIDUS- AVIS.

در شمال غربی فرانسه و بلژیک دیگر گیاهان علفی که در جنگل های راش می رویند عبارتند از :

HELLBORUS FOETIDUS, PRIMULA VERIS, VINCETOXICUM OFFICINALE, TEVERIUM SCORODONIA, POLYGONATUM ODORATUM, TAMUS COMMUNIS, CAREX FLAC A.

اشکوب درختچه ای معمولاً شامل :

CORYLUS AVELLANA. ILEX AQUIFOLIUM, CORNUS MAS, LIGUSTRUM VULGARE, VIBURNUM LANTANA.

در صورتی که بلوط ها ، زبان گنجشک و نمدار ممکن است در اشکوب درختی ظاهر شوند . بر روی خاک های فقیر اسیدی توده های جنگلی راش تقریباً خالص به همراه پوشش علفی پراکنده دیده می شود . این پوشش علفی شامل :

OXALIS ACETOSELLA, HYPERICUM PULCHRUM, LUZULA PILOSA, MELAMPYRUM PRATENSE, DESCHAMPSIA FLEXOSA, PTERIDIUM AQUILINUM, DRYOPTERIS CARTHOSIANA, BLECHNUM SPICANT.

بر روی خاک های عمیق تر و بازه کشی بهتر درختان راش همراه با درختان Q.ROBUR FRAXINUS EXCELSIOR ، CARPINUS BETULUS دیده می شوند . اشکوب درختچه ای معمولاً غنی تر است ، اشکوب علفی شامل بسیاری از گیاهان جنگل های بلوط می باشد .

جنگل های راش اروپای مرکزی :

CENTRAL EUROPEAN BEECH WOOD

راش شاید درخت جنگلی مرحله کلیماکس در تمام اروپا باشد ، این درخت از راضی پست تا نواحی کوهستانی بر روی خاک های نسبتاً غنی با مقدار متوسط رطوبت می روید . درخت راش بر روی خاک های شنی خشک فقیر یا بر روی خاک های عمیق تر دره ها دیده نمی شود .

اکثر مناطقی که سابقاً راش اروپا می پوشاند ، امروزه به منظور کشاورزی بریده شده و مناطق پست تر تحت تأثیر برش های تک گزینی قرار گرفته اند . البته از چوب این درخت استفاده های گوناگونی می شود .

بیشتر جنگل های راش اروپا اکثراً بر روی مناطق کوهستانی از قبیل پیرنه، آلپ ، کارپات ، الکان مرکزی ، پنتریت و یا آپانتین تا جنوب سیسیل تا ارتفاع 2100 متر در مونت اتنا می روید .

البته جنگل های راش به خوبی در غرب بلژیک ، چک و اسلواکی ( جائی که در اسلواکی 32% پوشش جنگلی را تشکیل می دهد ) همانطوری که به طرف جنوب برویم جنگل های راش به ارتفاعات بالاتر می روند بنابراین جنگل های راش در جنوب سوئد در اراضی پست دیده می شوند ، در انگلستان حد بالایی آنها به 300 متر محدود می شود ، در شمال آلپ تا 1200 متر و در پیرنه تا 1500 متر و در TYROL تا 1550 متر و در آپانتین تا 1850 متر می روید .

حد پایین این جنگل های کوهستانی راش در کوهستان های رودوپ بلژیک تا 700 متر و حد بالایی آنها در کوه های الیپماس یونان به 1000 متر می رسد .

بهترین شرایط توسعه جنگل های راش در اقلیم نسبتاً مرطوب به وجود می آید . از اقلیم نیمه اقیانوسی تا اقلیم قاره ای معتدل ـ درجه حرارت مطلوب متوسط سالیانه برای راش 10 درجه سانتیگراد و بارندگی سالیانه 1000 میلیمتر گزارش گردیده ، در صورتیکه در مرکز اروپا که اقلیم سردتر است و بارندگی به زیر 500 میلی متر کاهش می یابد جنگل های راش شاید مشخص ترین و یک شکل ترین جامعه جنگلی اروپا را تشکیل می دهد .

درختان راش در 60 الی 100 سالگی بالغ می شود و تا ارتفاع متوسط 30 متر رویش می نمایند . در 160 سالگی آثار پوسیدگی را نشان می دهند .

جنگل های راش به همراه ارکیدها ORCHIDS و کارکس در سوئیس ، اتریش ، ایتالیا، یونان و شمال فرانسه و بریتانیا دیده می شوند .

ارکیده ها ORCHIDS عبارتند از :

CEPHALANTHERA DAMASONIUM,

CEPHALANTHERA LONGIFOLIA,

CEPHALANTHERA RUBRA,

NEOTTIA NIDUS- AVIS

کارکس هایی مانند :

CAREX ALBA, CAREX DIGITATA, CAREX MONTANA

جنگل های راش با گیاه SESLERIA در کوهستان ها و نواحی نیمه آلپی در جنوب آلمان ، لهستان ، چک و اسلواکی و مجارستان بر روی دامنه هی آهکی خشک دیده می شوند . اشکوب زمینی این جنگل ها پوشیده از SESLERIA CHERULEA می باشد که با ASTER BELLIDIASTRUM و QRIGANUM VULGARE همراه می باشند .

جنگل های راش به همراه سرخدار ، مشخص ترین جامعه راش در ناحیه آتلانتیک می باشد . جنگل های راش به همراه MELICA UNIFLORA به طور وسیعی از جنوب سوئد و ناحیه بالتیک ، و از پیرنه تا نواحی کوهستانی کمی پایین تر در شمال آلپ در آلمان ، چک و اسواکی و کارپات ، آلپ دیناریک و یوگسلاوی و مرکز ایتالیا گسترش دارد .

مشخصه این جنگل ها MELICA UNIFLORA و ALLIUM URSINUM می باشد .

جنگل های راش به همراه درختان نراد ABIES SP به صورت پراکنده در نواحی کوهستانی دیده می شود .

جنگل های راش به همراه ABIES SP تمایل به اقلیم نیمه اقیانوسی در ارتفاعات 1250 ـ 900 متر دارد . این جنگل ها تشکیلاتی مابین جنگل های راش پایین تر به روی سنگ های آهکی و ناحیه نیمه آلپی به همراه ACER PSEUDOPLATANUM در بالاتر به وجود می آورد .

این جامعه خاک های غنی تر را می پسندد و بر روی دامنه های کم شیب شمالی و شمال غربی دیده می شوند . درخت ABIES ALBA و PICEA ABIES اغلب درختان همراه غالب هستند .

گیاهان مشخص کننده علفی عبارتند از :

RANUNCUCLUS ACONTIFOLIUS, CARDAMINE ENNEAPHYLLOS, C.TRIFOLIA, VERONICA URTICIFOLIA, PETASITES ALBUS, PRENANTHES PURPUREA, ADENOSTYLES ALLIARIAE.

جنگل های راش به همراه ACER PSEUDOPLATANUS در ناحیه نیمه آلپی پایین تر در ارتفاع 600 الی 1700 متر می رویند و به مقدار زیادی در جنوب غربی اروپای مرکزی متمرکز است .

در کوهستان ها جائی که مقدار بیشتری برف دریافت می کنند ، اما زمستان نسبتاً ملایم است ، راش به همراه ACER PSEUDOPLATANUS نوار درختی بالاتر از سوزنی برگان را تشکیل می دهد .

درختچه های تیپیک شامل ROSA PENDULINA ، LONICERA ALPIGENA و LONICERA NIGRA می باشد . همانند تیپ قبلی راش و آبیس این تیپ راش نیز بیشتر پاک تراشی شده و علفزارهای نیمه آلپی برای چرا تهیه می شود .

جنگل های راش با LUZULA LUZULOIDES بر روی خاک اسیدی در مناطق پست و تپه ها یافت می شود و به طور گسترده ای در ناحیه اروپای مرکزی گسترش دارد . از جنوب سوئد تا سوئیس و از آردن تا کارپات این تیپ راشستان دیده می شود. این تیپ راشستان را در نواحی نیمه کوهستانی و کوهستانی نیز می بینیم .

گیاه مشخص کننده این تیپ LUZULA UZULOIDES و LUZULA SYLVATICA بیشتر در مناطق آتلانتیک یا اقالیم مرطوب تر است .

از جنگل های راش در مرکز اروپا عبارتند از :

جنگل های راش بر روی خاک های اسیدی ، جنگل های راش بر روی خاک های آهکی و جنگل های راش در ناحیه آلپی .



جنگل های راش بر روی سنگ آهکی :

این جنگل ها دارای واریانت های محلی زیادی هستند که گونه های غالب در اشکوب زمینی آنها متفاوت است . لیست گیاهان زیر ممکن است در خیلی از جنگل های راش حضور داشته باشند .

درختان راش FEGUS SYLVATICA در اشکوب درختی با درختان زیر دیده می شود.

ABIES ALBA, ULMUS GLATRA, ACER PLATANOIDES, ACER PSEUDOPLATANUS, FRAXINUS EXCELSIOR.

اشکوب درختچه ای شامل :

DAPHNE LAUREOLA, DAPHNE MEZEREUM, HEDERA HELIX, LONICERA ALPIGENA, LONICERA NIGRA, LONICERA XYLOSTEUM.

اشکوب علفی شامل :

ANEMONE NEMOROSA, ANEMONE RANUNCULOIDES, CORYDALIS BULBOSA, CARDAMINE BULBIFERA, OXALIS ACETOSELLA, MERCURIALIS PERENNIS, VIOLA REICHENBACHIANA, CIRCAEA LUTETIANA, GALIUM ODORATUM, LAMIASTRUM GALEOBDOLO, ALLIUM URSINUM , ARUM MACULANTHUM, FESTUCA ALTISSIMA, MELICA UNIFLORA, HORDELYMUS EUROPAEUS, MILIUM EFFUSUM, CAREX DIGITATA, CAREX SYLVATICA, ATHYRIUM FILIX- FEMINA.

جنگل های راش بر روی خاک های اسیدی :

این جنگل ها با حضور LUZULA LUZULOIDES که در اشکوب علفی غالب است مشخص می شوند . درخت راش در اشکوب درختی غالب است و به همراه آن Q.PETRAEA و ACER PSEUDOPLATANUS و SORBUS AUCOPARIA دیده می شوند . ، در صورتیکه در اشکوب درختچه ای ممکن است پوشیده از تمشک RUBUS IDAEUS و تعدادی نهال های درختی باشد .

اشکوب علفی شامل گیاهان ذیل است :

OXALIS ACETOSELLA, VACCINIUM MYRTILLUS, TRIENTALIS EUROPAEA, VERONICA OFFICINALIS, MELAMPYRUM PRATENSE, LUZULA LUZULOIDES, LUZULA SYLVATICA, DESCLIAMPSIA FLEXUOSA, PTERIDIUM AQUILINUM, GYMNOCARPIUM DRYOPTERIS.

یا خزه هایی مانند :

POLYTRICHUM ATTENUATIUN, LEUCOBRYUM GLANCUM, DICRAMNELLA HETIROMALLO.



جنگل های نیمه آلپی راش :

در این جنگل ها درختان راش تا 28 متر ارتفاع می رویند ، اما در ارتفاعات بالاتر اغلب درختان تحت تأثیر باد و برف کوتاه و پیچ خورده اند . این جنگل ها در آلپ غربی ، جا را JARA و پیرنه دیده می شوند و گاهی حد بالای جنگل ( دالمرز ) را تشکیل می دهند.

درخت راش اغلب همراه با ACER PSEUDOPLATANUS می باشد ، در صورتی که اشکوب درختچه ای عبارت است از ROSA PENDULINA و LONICERA ALPIGENA و LONICERA NIGRA .

اشکوب علفی تیپیک شامل گیاهان ذیل است :

ROMEX ARIFOLIUM, RANUNCULUS PLATANIFOLUS, SAXIFRAGA ROTUNDIFOLIA, OXALIS ACEOSELLA, SANICULA EUROPAEA, LYSIMACHIA NEMORUM, LANIASTRUM GALEOBDOLON, KNAUTIA DIPSACIFOLIA, PETASITES ALBUS, ADENOSTYLES ALLIARIAE, SENECIO NEMORENSIS, CICERBITA ALPINA, POLYGONATUM VERTICILLANTUM, THELYPTERIS PHEGOPTERIS, ATHYRIUM FILIX- FEMINA, DRYOPTERIS FILIX- MAS, GYMNOCARPIUM DRYOPTERIS.

و خزه GTENIDIUM MOLLUSCUM .

در عمده ترین مناطق جنوب شرقی در ناحیه اروپای مرکزی ، درخت راش شرقی FAGUS ORIENTALIS جنگل های وسیعی را تشکیل می دهد . این جنگل ها در یونان ، شرق بلغارستان ، رومانی و ترکیه در اروپا دیده می شوند به سوی غرب راش شرقی با راش اروپایی هیبرید شده و جنگل هایی را در بلغارستان و شمال یونان به وجود آورده است .

جنگل های راش شرقی ظاهری یکسان با جنگل های راش مرکز اروپا دارند و نیازهای آنها از جهت خاک و اقلیم یکسان به نظر می رسد ، هر چند این جنگل ها دارای گونه های فراوان مجزا کننده از شرق اروپا هستند .

درخت راش شرقی FAGUS ORIENTALIS به همراه گونه های جنوبی و شرقی در اشکوب درختی غالب است . سایر گونه های درختی مانند :

JUGLANS REGIA, QUERCUS CERRIS, Q.FRAINETTO, FRAXINUS ANGUSTIFOLIA SPP.OXYCARPA, FRAXINUS ORNUS.

اشکوب درختچه ای دارای گونه های بیشتر شرقی است که عبارتند از :

RUBUS HIRTUS, MESPILUS GE MANICA, CORNUS MAS, CRATAEGUS PENTAGYNA, SMILAX EXELSA, SORBUS TORMNALIS, PRUNUS LAUROCERASUS, DAPHNE PONTICA, RHODODENDRON PONTICUM.

اشکوب علفی شامل گونه های مرکز و شرق اروپا است مانند :

RANUNCULUS CONSTANTINOPOLITANUS, EPIMEDIUM PUBIGERUM, CARDAMINE BULBIFERA, LATHYRUS LAXIFLORUS, LATHYRUS NIGER, HYPERICUM CALYCINUM, PRIMULA VULGARIS SPP.SIBTHORPII, PERIPLOCA GRAECA, SYMPHYTUM TAURICUM, TRACHYSTEMON ORIENTALIS, SALVIA FORSKAOHLEI, LATHRAEA SQUAMARIA.



جنگل های راش Beech Forest

توده های جنگل خالص نیمه کوهستانی راش NOTHOFAGUS SOLANDRI VAR.CLIFFORTIOIDE یک حالت متضاد در مقایسه با جنگل های مناطق پست تشکیل می دهد . علاوه بر درخت غالب که یک تاج پوشش متراکم با ارتفاع 10 تا 15 M را تشکیل می دهد ، ممکن است تنها درختچه های پراکنده COPROSMA گلسنگ های CORTICOLOUS و بریوفیت ها دیده شوند .

(بریوفیت های بالشی DICRANOLOMA ) هر چند در دامنه های مرطوب ، یک زیر اشکوب متراکم از سرخس های درختی HYPOLEPIS MILLEFOLIUM و POLYSTICHUM که در تابستان های سبز هستند تشکیل می گردد .

چهار گونه از NOTHOFAGUS وجود دارد ، که همگی برگ ریز و همیشه ( پایا ) هستند . تعداد گونه های همراه از اقلیم مرطوب به طرف اقلیم خشک تر افزایش می یابد . در بسیاری از جنگل های با گونه غالب راش در اشکوب فوقانی ، لایه های متفاوتی از جنگل سوزنی برگ ـ پهن برگ در زیر آنها دیده می شود . به طور مثال درخت راش با ارتفاع 30 m (NOTHOFAGUS FUSCA) و درختان DACRYDIUM CUPRESSINUM به طور پراکنده در زیر اشکوب .

PODOCARPUS FERRUGINEUS در اشکوب اصلی ، زیر اشکوبی از WEINMANNIA RACEMOSA و یک پوشش زمینی سرخس از BLECHNUM DISCOLOR و دیگر درختان و درختچه ها.

در انتها ، بعضی از مناطق پست که کاملاً جنگل های مخلوط را محاصره می کنند به نام جنگل های PODOCARP- BEECH شناخته می شوند :

در کلیه مناطق " استرالیا و زلاندنو " پوشش گیاهی به وسیله استعمارگران اروپایی به طور قابل ملاحظه ای تغییر شکل یافته است . جنگل در مقابل اراضی زراعی ،چراگاه ها و علفزارها عقب نشینی کرده ولی جنگل کاری های عمده ای با استفاده از کاج های آمریکا شمالی ، به ویژه در زلاندنو به عمل آمده است .

چندین جزیره گمنام ، مانند جزایر KERGUELEN یا جزیره MACQARIE در قلب اقیانوس منجمد جنوبی قرار دارند . در این جزایر به علت وفور طوفان و فقدان گرما در تابستان ، درخت وجود ندارد و پوشش گیاهی فقط به چندین گیاه کوتاه ، بوته های خزنده ، کلاف های گندمیان و گیاهان بالشتکی مانند AZORELLA و همچنین خزه و گلسنگ ها محدود می شود . در خود منطقه قطب جنوب ، گلسنگ های نادری در شکاف تخته سنگ استقرار می یابند .



جنگل های بخش راش و یاراش توام با ABIES :

در ارتفاعات آلپ دنیاریک و مناطق کوهستانی به خصوص اطراف آلپ و TRAN SYLVANIC این جنگل ها را می توان یافت ، گونه های آن راش و یاراش همراه ABIES می باشد . گونه های مخلوط آن عبارتند از بلوط ، افرا ، زبان گنجشک ، نارون ، کاج سیاه و کاج سیلوستر ، در کوهستان های منطقه جنوبی یوگسلاوی سابق و بلغارستان راشستان ها دارای نمدار هستند و در بعضی نواحی FAGUS ORINTALIS نیز گسترده شده است .



جنگل های بخش راش همراه ABIES و PICCA

آب و هوا قدری بری بوده و ABIES و PICEA به خوبی رشد می کنند .


جامعه راش کوهستانی همراه افرا:

از سطح دریا در ناحیه کاپ Breton و در ارتفاع 300 تا 700 متر در Adirondacks این جامعه را می توان یافت . گونه ها عبارتند از :

FAGUS GRANDIFOLIA

ACER SACCHARUM

ACER RUBRUM

TSUGA CANADENSIS

PINUS STROBUS

BETULA ICNTA

PICEA RUBENS

ABIES BALSAMEA

PICEA ALBA

در این جنگل ها گونه گرما پسند وجود ندارد .





بخش جنگل های راش و افرا:

این جنگل ها مشتق از جنگل مزوفیتک هستند ، لذا از جنوب به جنگل های گرما پسند از غرب به جنگل های بلوط و گردو مربوط می شود .

آب و هوا:

طبق فرمول دو مار تن دارای آب و هوای تیپ POLONAIS یا لهستان است .

در واقع آب و هوای نیمه بری با زمستان های سرد دارد . تابستان های آن گرم است . باران نسبتاً منظم دارد . حداکثر باران در تابستان می بارد . خاک آن قهوه ای شسته شده و قسمتی خاک قهوه ای پدزلیک دارد .



گونه های جنگلی :

آب و هوای سرد مرطوب باعث شد که سوزنی برگان و پهن برگان در این منطقه گسترش پیدا کرده است . گونه های PICEA SP و ABIES SP و LARIX SP و BETULA SP موجودند . گونه های راش و افرا در خاک های خنک و زه کشی شده موجودند . همچنین FAGUS GRANDIFOLIA و ACER SACCHARUM به مقدار زیاد موجود می باشند . سایر گونه ها عبارتند از :

LIRIODENDRON TULIPIFERA

TILIA AMERICANA

QUERCUS SP

FRAXINUS AMERICANA

ULMUS AMERICANA

PRUNUS SEROTINA

OSTRYA VIRGINIANA

CARTA SP

NYSSA SYLVATICA

AESCULUS GLABRA





منابع :

1ـ طاهری آبکنار ، کامبیز . جغرافیای جنگل های جهان .

2ـ مصدق ، احمد . جغرافیای جنگل های جهان .

3ـ جزیره ای ، محمد حسین . جغرافیای جنگل های جهان ( نظری به جنگل های کشورهای متحده آمریکا )

4ـ مظفریان ، ولی ا.... درختان و درختچه های ایران .

5ـ ماکت ، جان . درختان و درختچه ها .

6ـ زارع ، حبیب . درختان و درختچه های جنگل های شمال .

masoudfa
2011-Jul-20, 03:33
http://www.4shared.com/file/_sywcLRk/Derakhtan__Derakhtchehay_Iran_.html



مولف: گروه مولفان

تدوین و ویرایش: دکتر غلامرضا بخشی خانیکی

نوع فایل: PDF

اندازه فایل: ۵٫۲۶۸ مگابایت