PDA

مشاهده نسخه کامل : آفات درختان میوه



number one
2007-Jul-28, 17:32
آفات درختان میوه و روشهای کنترل این آفات

number one
2007-Jul-28, 17:33
کرم سیب codling moth
Cydia pomonela
Lep: Tortricidae
کرم سیب (تخم خوار سیب) آفتی جهانی است. در ایران آفت در تمام مناطق کشت سیب دیده می شود. علاوه بر سیب به درختانی چون بــــــــــه، گلابی، زردآلو، خرمالو، گردو، گوجه، آلو، آلوبالو، بادام وانار حمله می کند.
کرم سیب در واقع تخم خوار است وبرای رسیدن به دانه از بافت میوه نیز تغذیه می کند. حمله آفت در مراحل اولیه رشد میوه باعث ریزش آن میشود.

بیولوژی:

کرم سیب زمستان را به صورت لارو کامل در داخل پیله های سفیدرنگ ضخیم می گذراند.لارو درون پیله، در بهارتبدیل به شفیره می شود و همزمان با پایان یافتن دوره گلدهی دوران شفیرگی هم به اتمام میرسد وحشرات بالغ ظاهر می شوند. حشرات بالغ از شهد گلها استفاده می کنند. این حشرات روی کاسبرگ، گلبرگ، نهنج و حتی سرشاخه ها معمولاً انفرادی(2تا3تایی) تخم می گذارند. لاروهای نسل اول از دم میوه وارد میشوند و لاروهای نسل بعد از هر جای دیگر وارد میشوند.تعدادنسل کرم سیب به دو عامل درجه حرارت و طول روشنایی روز بستگی دارد. در فارس 2-3 نسل دارد.

کنــتــرل آفت کرم ســــیب:

کاربرد Sexpheromon(Codlemon) نام تجاری فرمون کرم سیب در IPM به سه روش:

الف. پیش آگاهی Monitoring :

در این روش کپسولهای حاوی فرمون مصنوعی در تله ها تعبیه می شوند و شب پره هایی که آماده جفت گیری هستند را شکار می نماید. این شیوه به آماربرداری دقیق و مرتب نیاز دارد. با کمک این روش تعداد دفعات سمپاشی کاهش می یابد. باید توجه داشت آمار تله ها را برای دقت عمل بیشتر با فنولوژی گیاه و درجه حرارت موثر(dd ) تطبیق میدهند.

ب. اختلال در جفتگیری Mating disruption:

در این روش سطح باغ را بوسیله فرمونهای مصنوعی بصورت اشباعی پوشش می دهند. در این روش پروانه های نر ازبین نرفته و تنها از جفت گیری باز می مانند.

ج. شکار انبوه Mass trapping :

در این روش تعداد زیادی تله فرمونی بکار می رود. بدین طریق تعداد زیادی از پروانه های نــــر گرفتار می شوند(کاهش جفتگیری و تخم گذاری).

کاربرد میکروارگانیسم های بیماری زا مانند: ویروس گرانولوسیس کرم سیب C.P.G.V با نام تجاری Granupom & Carpovirusin

استفاده از زنبورهای پارازیتوئید تخم کرم سیب مانند : Trichogramma cacoeciaeوT.evanescens و T. embryophagum

کنترل شیمیائی:

فوزالن(زولون) EC35% و 1.5 در هزار

آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2 درهزار

دیازینون EC60% و 1 درهزار

دیازینون WP40% و 1.5درهزار

اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار

آزینفوس متیل WP20% و 2در هزار

توصیه: زمان مبارزه با آفت براساس اطلاعیه های پیش آگاهی(معمولاً در پیک پرواز و لاروهای سنین پائین پیش از نفوذ به داخل میوه)

1) پاک کردن و ازبین بردن پوسته های درخت (از بین بردن پناهگاه زمستانی آفت)

2) بستن گونی دور تنه درخت و بازدید مرتب آن وازبین بردن لاروهایی که جهت شفیره شدن به این محلها پناه می آورند.

3) از بین بردن میوه های آلوده در سراسر سال.

number one
2007-Jul-28, 17:33
كرم به
Quince moth
Euzophera bigella

( Lep.:pyralidae)

در سال 1342 ضمن بررسي‌هاي دواچي و اسماعيلي در زمينه زيست‌شناسي و مبارزه با كرم سيب معلوم گرديد كه كرم‌زدگي ميوه‌هاي سيب، گلابي و بخصوص به منحصر به كرم سيب نيست و گاهي در ميان ميوه‌هاي آلوده لاروهاي قرمز ارغواني رنگي مشاهده مي‌شود كه اگرچه نحوه خسارت آنها به گونه كرم سيب شباهت نسبي دارد ولي از نظر شكل‌شناسي كاملاً قابل تفكيك مي‌باشند. همچنين مشاهده گرديد كه تعداد لاروهاي ارغواني رنگ نسبت به كرم سيب هرچه به پاييز نزديك‌تر مي‌شويم در زير پوستكهاي تنه درختان سيب و گلابي بيشتر مي‌شود. با تفكيك لاروها بر حسب مشخصت ظاهري و قرار دادن آنها در انكوباتور شب‌پره‌هايي بدست آمد كه از نظر شكل ظاهري كاملاً از كرم سيب متمايز بودند. نمونه‌هايي از اين حشرات براي تشخيص گونه به زوريخ ارسال گرديد و بوسيله سوتر W.Sauter گونه E.bigella تشخيص داده شد. لاروهاي اين آفت اخيراً زير پوست درختان انار مشاهده شده است.

زيست‌شناسي:
كرم به زمستان را به صورت لاروهاي كامل در داخل پيله‌هاي خاكستري رنگ و كشيده به سر مي‌برند. لاروهاي زمستان گذران در اواخر اسفندماه به شفيره تبديل مي‌شوند. شفيره در اوايل فروردين و كمي قبل از باز شدن شكوفه‌هاي سيب به حشرات كامل تبديل مي‌شوند. لارو اين حشره داراي دو رفتار چوبخواري و ميوه‌خواري است. لاروهاي چوبخوار فاقد دياپوز اجباري و لاروهاي ميوه‌خوار داراي دياپوز اجباري مي‌باشند. رفتار چوبخواري در اول فصل (نسل بهاره) مشاهده مي‌شود. برخي از لاروها تا آخر فصل اين رفتار را ادامه مي‌دهند. دوران چوبخواري روي سيب و گلابي و دوران ميوه‌خواري روي به و گردو انجام مي‌گيرد. پروانه‌هاي خارج شده از لاروهاي زمستان گذران قسمت اعظم تخمهاي خود را در شكاف‌هاي تنه و شاخه‌ها مي‌گذارند و لاروهاي حاصل از آنها شروع به چوبخواري مي‌نمايد. محل تغذيه، عمق پوست و ناحيه كامبيوه است. البته تعدادي از تخمها در طول بهار روي ميوه‌ها نيز گذاشته مي‌شوند كه لاروهاي حاصل هيچگاه قادر به ادامه اين شيوه زندگي نيستند. ميوه‌خواري از اوايل تابستان شروع مي‌گردد. در اين زمان تخمها اغلب به صورت انفرادي وگاهي 2 تا 6 تايي در روي ميوه، شكاف تنه درخت گذاشته مي‌شود. حشرات ماده محل تصال دم ميوه را به سطح آن ترجيح مي‌دهند، لاروها بيشتر از فرو رفتگي محل اتصال دو ميوه وارد آن مي‌شوند، در صورتيكه خراش‌هايي در سطح ميوه وجود داشته باشد از محل خراش‌ها نيز داخل مي‌شوند. يك لارو معمولاً چند ميوه را مورد حمله قرار مي‌دهد. ميوه‌هاي گردو معمولاً نمي‌ريزند. لاروها از زير پريكارپ و پوشش دانه آندوكارپ و گاهي از دانه تغذيه مي‌نمايند. لاروها ممكن است در داخل ميوه تبديل به شفيره شوند. اين آفت در شرايط كرج 3 تا 4 نسل در سال دارد و تراكم آن در نسل آخر به حداكثر خود مي‌رسد. به همين دليل خسارت آن در آخر تابستان و پاييز به خصوص روي سيب و گلاهي و به خيلي شديد است.

کنترل شیمیائی:

1. فوزالن(زولون) EC35% و 1.5 در هزار

2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2 درهزار

3. دیازینون EC60% و 1 درهزار

4. دیازینون WP40% و 1.5درهزار

5. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار

6. آزینفوس متیل WP20% و 2در هزار

number one
2007-Jul-28, 17:34
كرم آلو


Plum fruit moth
Cydia funebrana

Syn: Grapholitha funebrana

(Lep: Tortricidae)

در اكثر مناطق كشور انتشار دارد. از آفات مهم درختان ميوه هسته‌دار شامل انواع آلو، گوجه، هلو و گاهي زردآلو و گيلاس، آلبالو و قيسي مي‌باشد. به آلو سياه خسارت زيادي مي‌زند، لاروهاي اين آفت علاوه بر ميوه ممكن است جوانه‌ها را نيز مورد حمله قرار دهند. خسارت عمده آن شامل تغذيه لارو از گوشت يا پريكارپ ميوه مي‌باشد. ميوه‌هاي كرم زده در صورتي كه لاروه ميوه را ترك كرده باشند محتوي توده متراكم فضولات سياه رنگ آن مي‌باشد. بر اثر عكس‌العمل اپيدرم ميوه ضمغي از آن بيرون مي‌آيد كه يكي از علائم تشخيص ميوه‌هاي آلوده مي‌باشد. اين ميوه‌ها اكثراً ريزش مي‌نمايند.



زيست‌شناسي
اين حشره زمستان را به صورت لارو به حالت دياپوز در داخل يك پيله سفيد چركي نسبتاً ضخيم مايل به قهوه‌اي به سر مي‌برد. اين پيله‌ها در زير پوستكهاي تنه درخت، داخل شكافها و سوراخ‌هايي كه حشرات ديگر ايجاد مي‌كنند و حتي در داخل خاك ديده مي‌شوند. در بهار پس از طي دوره شفيرگي مصادف با باز شدن شكوفه‌هاي درختان ميزبان حشرات كامل ظاهر مي‌شوند. بر اساس مشاهدات رجبي تخمهاي اين آفت تماماً روي ميوه گذاشته شده و روي برگها خيلي بندرت تخمي ديده مي‌شود. ولي در كرم سيبت عداد تخمهاي گذاشته شده روي برگها از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. لاروها به فاصله يك هفته تا ده روز از تخم خارج مي‌شوند و چون از دانه ميوه‌هاي كوچك مي‌خورند، باعث ريزش آنها مي‌گردند. طرز زندگي اين آفت با مختصر جزئياتي شبيه طرز زندگي كرم سيب مي‌باشد. تعداد نسلهاي اين آفت از 2 تا 3 نسل متفاوت مي‌باشد.



کنترل کرم آلو:
اين حشره يك آفت كليدي روي گوجه و آلو مي‌باشد. در نقاط گوجه و آلوكاري مهم كشور بايد طبق برنامه دقيقي كه در قالب پيش‌آگاهي طرح‌ريزي مي‌گردد با آن مبارزه نموده مي‌توان سم‌پاشي بر عليه مهترين آفات آلو و گوجه را نيز بر اساس مبارزه با اين حشره تنظيم نمود و به عبارت ديگر با مبارزه بر عليه اين آفت ساير حشرات مهم اين دو ميوه را زير پوشش سم برد. البته حشراتي نظير زنبور گوجه Hoplocampa minuta از نظر زمان مبارزه مطابقت چنداني با اين حشره ندارد ولي در مقابل مي‌توان مبارزه بر عليه شپشك‌هاي نخودي Eulecanium coryli شپشك آسيايي Tecaspis asiatica و حتي شته‌هاي Hyalopterus pruni و Pierochloroia’es persioae را با مبارزه با نسل اول اين آفت تلفيق نمود.

زمان مبارزه با كرم آلو را مي‌توان بر اساس تخمگذاري حشره و مشاهده اولين تفريخ تخمها پي‌ريزي نمود. اكنون كه تله‌هاي فروموني براي پيگيري و نوسان جمعيت اين حشره به بازار آمده است (Fanemone فرمول تجارتي كرم آلو) مي‌توان با استفاده از داده‌هاي آن و روشن شدن شروع و پايان نسلها و طبيعتاً با كمك گرفتن از شروع تخمگذاري حشره (با مشاهدات عيني) زمانهاي مبارزه را مشخص نمود. در زمينه استفاده از پارازيتوئيدها بايد گونه‌هاي موجود از جنس تريكوگراما را جهت كنترل نسبي اين حشره حمايت نمود.

کنترل شیمیائی:

1. فوزالن(زولون) EC35% و 1.5 در هزار

2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2 درهزار

3. دیازینون EC60% و 1 درهزار

4. دیازینون WP40% و 1.5درهزار

5. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار

6. آزینفوس متیل WP20% و 2در هزار

number one
2007-Jul-28, 17:35
كرم هلو

Orient fruit moth
Cydia molesta

Lep: Tortricidae

درختان مورد حمله عبارتند از هلو، گيلاس، سيب، گلابي، بادام، به، گوجه و خسارت آن روي هلو بيشتر است. خسارت آن به خصوص در اول بهار با خسارت كرم سرشاخه‌خوار هلو مشابهت دارد. بدين ترتيب كه لاروهاي اينگونه نيز با وارد شدن به سرشاخه‌هاي جوان و چوبي نشده، موجب پلاسيدگي و خشك شدن سرشاخه‌ها مي‌گردند. البته با باز كردن اين سرشاخه‌ها و مشاهده لاروها، كاملاً مشخص مي‌شود كه كدام گونه ايجاد خسارت كرده است زيرا لاروهاي اين آفت بر خلاف كرم سرشاخه‌خوار هلو رنگ قهوه‌اي مخطط ندارند بلكه صورتي مايل به سفيد هستند.

لاروهاي جوان نسل اول به جوانه‌هاي انتهايي وارد شده و آنها را سوراخ نموده و تا حدود 7 سانتي‌متر به داخل چوب نفوذ مي‌نمايند. يك لارو ممكن است تا پنج جوانه را سوراخ نموده و موجب مرگ سرشاخه‌ها گردد. سرشاخه‌هاي مبتلا پژمرده و برگهاي آن آويزان مي‌شوند. بر اثر اين نوع خسارت رشد طبيعي درخت متوقف شده و جوانه‌هاي جانبي بوجود آمده و درخت ظاهر جاروئي پيدا مي‌كند. پس از تشكيل ميوه و زماني كه سرشاخه‌ها سفت و سخت مي‌شوند خسارت لارو متوجه ميوه مي‌شود. لارو از گوشت ميوه تغذيه نموده و پس از رشد كامل از ميوه خارج مي‌گردد و در محل آلودگي صمغ تشكيل مي‌گردد. ميوه‌هاي كرمو روي زمين ريخته و هلوهاي ارقام ديررس بيشتر به اين آفت مبتلا مي‌شوند. (نام تجارتي فرومون كرم هلو Orfamone مي‌باشد).



کنترل:
مبارزه با اين آفت مانند كرم سيب است. برخلاف كرم آلو يك يا دو بار سم‌پاشي در مناطق معتدل گرم مسئله را حل نمي‌كند بلكه مصادف با شروع هر نسل بايد لااقل يك بار درختان را سم‌پاشي نمود.

کنترل شیمیائی:

1. فوزالن(زولون) EC35% و 1.5 در هزار

2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2 درهزار

3. دیازینون EC60% و 1 درهزار

4. دیازینون 1.5 WP40% و 1.5درهزار

5. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار

6. آزینفوس متیل WP20% و 2در هزار

number one
2007-Jul-28, 17:35
سرشاخه خوار هلو


((Peach twig borer
Anarsia lineatelia

(Lep: Gelechiidae)

در اكثر استانهاي كشور انتشار داشته و از آفات مهم درختان هلو، بادام، زردآلو، آلو، سيب و خرمالو مي‌باشد. همچنين به قيسي، زالزالك و ازگيل نيز خسارت مي‌زند. خسارت آن در درجه اول روي انواع زردآلو مي‌باشد. لاروها اين حشره در اول بهار غالباً داخل سرشاخه‌ها شده و باعث خشك شدن آنها و ايجاد سرشاخه‌هاي فرعي مي‌گردند. در نسل بعد وارد ميوه هلو، بادام و آلو شده و همراه با كرم سيب و كرم آلو موجب از بين رفتن آنها مي‌گردند.



زيست‌شناسي:
اين حشره زمستان را به صورت لارو سن 2 در داخل جوانه‌هاي درختان مي‌گذارند. لاروها در مرحله Pink يا صورتي شدن غنچه‌ها از محلهاي زمستاني، خارج ابتدا از غنچه‌ها و سپس از گلها تغذيه مي‌نمايند. بعد از ريزش گلبرگها وارد سرشاخه‌هاي جوان شده و از بالا به سمت پايين شروع به تغذيه مي‌نمايند. لاروها هنگامي كه به قسمت‌هاي سخت و خشبي رسيدند آن را ترك نموده و سرشاخه ديگري را مورد حمله قرار مي‌دهند. لاروها سپس ميوه‌هاي نارس را مورد حمله قرار مي‌دهند. سوراخ ورودي لاروهاي مزبور اكثراً در محل اتصال دم به ميوه قرار دارد كه اين امر موجب ريزش ميوه‌ها مي‌گردد. لاروها پس از رشد كامل از ميوه خارج مي‌شوند و در شكاف كلوخه‌هاي سطح خاك، برگهاي پوسيده و لابه‌لاي علفهاي هرز زيرد رختان پس از تنيدن پيله فوق‌العاده ظريف تبديل به شفيره مي‌شوند. گاهي شفيره در شكاف تنه و شاخه‌هاي قطور درختان تشكيل مي‌گردد. در شرايط دماوند ظهور حشرات كامل نسل زمستاني از اواخر خردادماه شروع مي‌گردد. پروانه‌ها پس از جفت‌گيري تخم‌هاي خود را به صورت انفرادي و بندرت در دسته‌هاي چندتايي مي‌گذراند. پروانه‌هاي اين نسل تقريباً كليه تخمهاي خود را بر روي ميوه‌ها و بندرت روي قسمتهاي انتهايي سرشاخه‌هاي جوان و سلولزي مي‌گذراند. حشرات كاملي كه از اين نسل ايجاد مي‌گردند مجدداً روي سرشاخه‌ها تخمريزي مي‌كنند و لاروهاي حاصله زمستان گذراني مي‌نمايند. اين حشره در شرايط متفاوت 2 تا 3 نسل دارد.



کنترل:
1. مبارزه مكانيكي: جمع‌آوري ميوه‌هاي آلوده ريخته شده و معدوم كردن آنها چه در نسل زمستاني و چه در نسل اول تابستاني، همچنين هرس بهاره درختان قبل از كامل شدن دوران تغذيه لاروهاي داخل شاخه در كاهش جمعيت آفت بسيار مهم است.

2. پيش آگاهي: استفاده از فرمون جنسي (با نام تجارتي Anamone) براي تعيين تاريخ دقيق سم‌پاشي بسيار مفيد است. بهترين زمان سم‌پاشي براي نسل اول در مرحله Pink و مرحله ريزش گلبرگها(همراه با هرس) و در نسل دوم در اواسط تيرماه است كه در اين موقع ميوه‌هاي قيسي تازه شروع به تغيير رنگ نموده‌اند.

3. کنترل شیمیایی: ازسموم نفوذی مانند دیازینون استفاده می کنیم.

number one
2007-Jul-28, 17:35
مينوز لكه گرد

Leucoptera scitella

(Lep: Lyontiidae)

اين حشره تاكنون در استانهاي تهران، مركزي، گرگان، منطقه شاهرود، خراسان، آذربايجان و اصفهان ديده شده است ولي احتمال دارد در ساير نقاط مهم ميوه‌خيز كشور نيز فعاليتي داشته باشد. فعاليت اين حشره تاكنون روي سيب، گلابي، به، گيلاس، آلبالو، گوجه، آلو، ازگيل و تمشك ديده مي‌شود.



زيست‌شناسي
اين آفت در نقاطي با ارتفاع حدود 2000 متر داراي سه نسل در ارتفاع 2200 متر داراي دو نسل و در نواحي مانند كرج چهار نسل در سال دارد. زمستان را به صورت شفيره داخل پله زرد پوستكهاي تنه و شاخه‌هاي قطور درختان و داخل شكاف‌هاي موجود روي آنها، محل انشعاب شاخه‌ها، داخل علف‌ها، روي برگهاي خشك ريخته شده درخت ميزبان و داخل شكافهاي موجود در خاك پاي درختان به سر مي‌برد. جفت‌گيري پروانه‌ها تقريباً بلافاصله بعد از خروج آنها از پيله‌هاي شفيرگي آغاز و تخمريزي نيز به فاصله كوتاهي صورت مي‌گيرد.

تخم‌ها به صورت انفرادي و در سطح زيرين برگها قرار داده مي‌شوند. تعداد تخم‌ها حداقل 33 و حداكثر 84 و متوسط 58 عدد مي‌باشد. دوره جنيني در نسلهاي مختلف متفاوت است. در نسلهاي تابستانه اين دوره در نقاط مرتفع (1950 متر) 12 تا 15 روز و در كرج 7 تا 10 روزم ي‌باشد.

لاروها از محل اتصال تخم به برگ اپيدرم تحتاني برگ را سوراخ كرده و دخل پارانشيم شده و خود را به زير اپيدرم فوقاني برگها مي‌رسانند. دالان‌ها گهگاه و مخصوصاً در گلابي رنگي قهوه‌اي و تيره دارند. فضولات لاروي در مسير حركت لارو درد اخل دالان ديده مي‌شوند. لاروها پس از رسيدن به نهايت رشد، پوسته دالان خود را در سطح روئي برگ پاره كرده و در خارج از آن در جستجوي محل مناسب براي شفيره شدن برمي‌آيند. در اين زمان است كه مي‌توان تعداد زيادي از آنها را در حالتي آويزان از شاخ و برگ درختان ديد كه درصد رساند خود به قسمت‌هاي پاييني درختان و يا سطح خاك مي‌باشند.

کنترل:

مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.

کنترل شیمیایی:

1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها

2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار

3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار

4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار

5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار


مبارزه تلفيقي با مينوزها

اين آفت داراي دشمنان طبيعي متعددي است كه در برنامه مبارزه تلفيقي بايد به آنها توجه داشت و با جلوگيري از سم‌پاشي‌هاي بي‌رويه نسبت به حفظ و حمايت آنها اقدام نمود.

تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه يكديگر است به عبارت ديگر در نقاط بسيار مرتفع (2200 متري) همه آنها دو نسل و در نقاط بينابيني (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقي شبيه كرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پايان نسلها در همه نقاط تحت بررسي تقريباً مشابه مي‌باشد.

با توجه به موارد فوق به اين نتيجه مي‌رسيم كه در زمينه مبارزه شيميايي بر عليه اين مينوزها مي‌توانيم مبارزه را بر اساس مهمترين آنها در منطقه برنامه‌ريزي نمود و همه را به عنوان يك گونه تلقي نماييم. اصولاً در مورد مينوزها و بر اساس تجارب ساليان اخير اگر مبارزه خوب انجام شود حتي در نقاطي با چار نسل حداكثر دو سم‌پاشي كافي خواهد بود. نكته‌اي كه از اهميت زيادي برخوردار نباشد بهتر است كه در صورت لزوم مبارزه را روي نسل دوم پياده كرد و در آن صورت اين سم‌پاشي را مي‌توان با سم‌پاشي عليه نسل اول كرم سيب تلفيق نمود. در همين رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چنداني از نظر زماني با زمان مبارزه با نسل دوم كرم سيب نخواهد داشت. يك چنين تلفيقي را در نقاط دو و چهار نسلي نيز مي‌توان در مورد كرم سيب و اين مينوزها انجام داد. ولي اگر در ارتفاعات مبارزه عليه نسل اول مينوزها الزامي باشد در آن صورت مي‌توان سم‌پاشي عليه آنها را با سم‌پاشي عليه ليسه‌ها كه در نقاط مرتفع تقريباً از جمعيتي قابل توجه برخوردارند تلفيق نمود.

عمليات شخم پاييزه پس از ريختن برگها نيز مي‌تواند از تراكم آفت بكاهد.

number one
2007-Jul-28, 17:36
مينوز لكه مارپيچي برگ

Lyonetia clerkella

(Lep: Lyonetiidae)

اين حشره در استانهاي تهران، مركزي، خراسان، آذربايجان، كردستان، باختران و اصفهان روي سيب، گلابي، به، گيلاس، آلبالو، گوجه، آلو، زالزالك و ازگيل ديده شده است.

زيست‌شناسي
تعداد نسل آن مانند گونه قبل مي‌باشد. زمستان را به صورت حشره كامل در پناهگاههاي مختلف از جمله زير پوستك‌هاي تنه و شاخه‌ها، لابه‌لاي برگهاي ريخته، زير بقاياي گياهي و داخل دالانهاي خالي حشرات چوبخوار و پناهگاههاي مختلف موجود در خاك مي‌گذراند. خروج حشرات كامل در بهار با باز شدن جوانه‌هاي برگ هم زمان مي‌باشد. در اين زمان گلها هنوز نشكفته‌اند. به نظر مي‌رسد كه حشرات كامل به محض خروج بدون اينكه تغذيه‌اي بنمايند، جفت‌گيري مي‌كنند.

تخمها به صورت انفرادي در سطح زيرين برگ گذاشته مي‌شوند. حشره ماده تخم خود ار زير اپيدرم مي‌گذارد. اولين دالان‌هاي لاروي را مي‌توان بلافاصله پس از گل ديد. دالان لاروي باريك و بلند و مارپيچ است. طول اين دالانها گهگاه از ده سانتي‌متر نيز تجاوز مي‌نمايد. خسارت ناشي از لاروهاي اين نسل ناچيز است كه علت اصلي آن را بايد تلفات شديد حشرات كامل در طول زمستان دانست.

شفيره خارج از دالان لاروي و داخل پيله سفيد رنگي به شكل گهواره كه در چهار گونه خود بوسيله تار به سطح برگ چسبيده است، تشكيل مي‌شود. لارو براي شفيره شدن معمولاً برگهايي را انتخاب مي‌كند كه عاري از دالان لاروي باشند. لاروها معمولاً به صورت گروهي در يك مكان شفيره مي‌شوند. شفيره‌ها در هر دو سطح برگ ديده مي‌شوند. ولي در كل تعداد آنها در سطح زيرين برگها بيشتراز سطح روئي است.

کنترل:

مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.

کنترل شیمیایی:

1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها

2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار

3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار

4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار

5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار



مبارزه تلفيقي با مينوزها

اين آفت داراي دشمنان طبيعي متعددي است كه در برنامه مبارزه تلفيقي بايد به آنها توجه داشت و با جلوگيري از سم‌پاشي‌هاي بي‌رويه نسبت به حفظ و حمايت آنها اقدام نمود.

تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه يكديگر است به عبارت ديگر در نقاط بسيار مرتفع (2200 متري) همه آنها دو نسل و در نقاط بينابيني (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقي شبيه كرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پايان نسلها در همه نقاط تحت بررسي تقريباً مشابه مي‌باشد.

با توجه به موارد فوق به اين نتيجه مي‌رسيم كه در زمينه مبارزه شيميايي بر عليه اين مينوزها مي‌توانيم مبارزه را بر اساس مهمترين آنها در منطقه برنامه‌ريزي نمود و همه را به عنوان يك گونه تلقي نماييم. اصولاً در مورد مينوزها و بر اساس تجارب ساليان اخير اگر مبارزه خوب انجام شود حتي در نقاطي با چار نسل حداكثر دو سم‌پاشي كافي خواهد بود. نكته‌اي كه از اهميت زيادي برخوردار نباشد بهتر است كه در صورت لزوم مبارزه را روي نسل دوم پياده كرد و در آن صورت اين سم‌پاشي را مي‌توان با سم‌پاشي عليه نسل اول كرم سيب تلفيق نمود. در همين رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چنداني از نظر زماني با زمان مبارزه با نسل دوم كرم سيب نخواهد داشت. يك چنين تلفيقي را در نقاط دو و چهار نسلي نيز مي‌توان در مورد كرم سيب و اين مينوزها انجام داد. ولي اگر در ارتفاعات مبارزه عليه نسل اول مينوزها الزامي باشد در آن صورت مي‌توان سم‌پاشي عليه آنها را با سم‌پاشي عليه ليسه‌ها كه در نقاط مرتفع تقريباً از جمعيتي قابل توجه برخوردارند تلفيق نمود.

عمليات شخم پاييزه پس از ريختن برگها نيز مي‌تواند از تراكم آفت بكاهد

number one
2007-Jul-28, 17:36
مينوز لكه تاولي زير برگ

Phyllonorycter blancardella

(Lep: Gracillariidae)

اين حشره تاكنون در استانهاي تهران، مركزي، خراسان، آذربايجان، اصفهان، لرستان و همدان ديده شده است. گياه ميزبان آن در درجه اول سيب بوده و بعد از آن گوجه، آلو، ازگيل، گيلاس، آلبالو، گلابي، به و زالزالك قرار دارند.



زيست‌شناسي
تعداد نسل آن مانند گونه اول و زسمتان را به صورت شفيره داخل دالانهاي لاروي در برگهاي ريخته شده درختان ميزبان مي‌گذارند. اوج پرواز پروانه‌هاي حاصل از شفيره‌هاي زمستان گذران در جريان شكوفايي گلها مي‌باشد. تخمگذاري تقريباً بلافاصله پس از خروج حشرات كامل و جفت‌گيري آنها صورت مي‌گيرد.

تخم‌ها روي سطح زيرين برگها به طور انفرادي گذاشته مي‌شوند. دوره جنيني تخم در نسل اول از 11 تا 22 روز در نقاط مختلف متفاوت است. لاروها در موقع خروج پوسته تخم را در محل اتصال آن به اپيدرم تحتاي برگ سوراخ كرده و از همانجا داخل نسج برگ مي‌شوند. محل تغذيه لارو در تمام سنين بين دو اپيدرم مي‌باشد. دالان لاروي بسيار مشخص است بدين معني كه در كل بيضوي بوده و طول آن 10 تا 12.5 و عرض آن 5 تا 7 ميليمتر مي‌باشد. رنگ دالان در سطح زيرين برگ سبز است. دور تا دور دالان رنگي روشن‌تر از خود دالان دارد. اپيدرم تحتاني برگ در محل دالان قدري متورم شده در حاليكه در اپيدرم فوقاني چنين حالتي وجود ندارد و در عوض محل دالان كه سبز كم رنگ است به علت تغذيه مخصوص لارو داراي نقاط تيره و روشن مي‌باشد. بدين معني كه لاروها در ضخامت برگ تغذيه نقطه به نقطه كرده و در نتيجه اپيدرم فوقاني چنين حالتي را به خود مي‌گيرد. لارو براي شفيره شدن از دالان خارج نمي‌شود ولي مقداري از آن از دهانه سوراخ خروجي بيرون مي‌ماند به طوريكه پروانه بتواند به راحتي خارج گردد. در اين حالت پوسته شفيرگي تا مدت‌ها در دهانه سوراخ خروجي به چشم مي‌خورد.

کنترل:

مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.

کنترل شیمیایی:

1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها

2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار

3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار

4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار

5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار


مبارزه تلفيقي با مينوزها

اين آفت داراي دشمنان طبيعي متعددي است كه در برنامه مبارزه تلفيقي بايد به آنها توجه داشت و با جلوگيري از سم‌پاشي‌هاي بي‌رويه نسبت به حفظ و حمايت آنها اقدام نمود.

تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه يكديگر است به عبارت ديگر در نقاط بسيار مرتفع (2200 متري) همه آنها دو نسل و در نقاط بينابيني (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقي شبيه كرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پايان نسلها در همه نقاط تحت بررسي تقريباً مشابه مي‌باشد.

با توجه به موارد فوق به اين نتيجه مي‌رسيم كه در زمينه مبارزه شيميايي بر عليه اين مينوزها مي‌توانيم مبارزه را بر اساس مهمترين آنها در منطقه برنامه‌ريزي نمود و همه را به عنوان يك گونه تلقي نماييم. اصولاً در مورد مينوزها و بر اساس تجارب ساليان اخير اگر مبارزه خوب انجام شود حتي در نقاطي با چار نسل حداكثر دو سم‌پاشي كافي خواهد بود. نكته‌اي كه از اهميت زيادي برخوردار نباشد بهتر است كه در صورت لزوم مبارزه را روي نسل دوم پياده كرد و در آن صورت اين سم‌پاشي را مي‌توان با سم‌پاشي عليه نسل اول كرم سيب تلفيق نمود. در همين رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چنداني از نظر زماني با زمان مبارزه با نسل دوم كرم سيب نخواهد داشت. يك چنين تلفيقي را در نقاط دو و چهار نسلي نيز مي‌توان در مورد كرم سيب و اين مينوزها انجام داد. ولي اگر در ارتفاعات مبارزه عليه نسل اول مينوزها الزامي باشد در آن صورت مي‌توان سم‌پاشي عليه آنها را با سم‌پاشي عليه ليسه‌ها كه در نقاط مرتفع تقريباً از جمعيتي قابل توجه برخوردارند تلفيق نمود.

عمليات شخم پاييزه پس از ريختن برگها نيز مي‌تواند از تراكم آفت بكاهد.

number one
2007-Jul-28, 17:37
مينوز لكه تاولي روي برگ


Phyllonorycter corylifoliella

(Lep: Gracillariidae)

اين حشره در استان تهران، مركزي، خراسان، آذربايجان، اصفهان و فارس روي سيب، به و گلابي ديده شده است و خسارت خفيف آن روي زالزالك و ازگيل در برخي نواحي كوهستاني شمال تهران نيز مشاهده شده است.



زيست شناسي
تعداد نسل آن مانند گونه اول مي‌باشد. زمستان را به صورت لاروهاي سن آخر داخل دالان‌هاي لاروي در برگها ريخته شده پاي درختان مي‌گذارند. به محض مساعد شدن هوا اين لاروها تبديل به شفيره شده و پروانه‌ها خارج مي‌گردند. در موقع خروج پروانه از پوسته شفيردگي حدود دو سوم از پوسته شفيرگي بيرون از سوراخ ايجاد شده روي دالان قرار مي‌گيرد. اولين پروانه‌ها زماني ظاهر مي‌گردند كه درختان سيب در گل هستند. جفت‌گيري و تخمريزي تقريباً بلافاصله انجام مي‌شود. تعداد تخمي كه يك ماده مي‌گذراد حدود 54 عدد مي‌باشد.

تخمها انفرادي و در سطح رويي برگها قرارداده مي‌شوند. محل تغذيه لاروي به شكل تاولي در سطح فوقان برگ جلب نظر مي‌نمايد كه گهگاه اين تاولها باعث تا شدن برگ و دوخته شدن دوپهنه آن بهممي‌گردند. اين تاولها را در نقاط مختلف برگ مي‌توان مشاهده نمود، اندازه آنها متغير، به طول 17 تا 26 و عرض 12 تا 18 ميليمتر است. پوسته تاولها نازك بوده و فضولات لاروي داخل آنها ديده مي‌شود. شفيرگي داخل دالانهاي لاروي انجام مي‌شود.

کنترل:

مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.

کنترل شیمیایی:

1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها

2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار

3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار

4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار

5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار


مبارزه تلفيقي با مينوزها

اين آفت داراي دشمنان طبيعي متعددي است كه در برنامه مبارزه تلفيقي بايد به آنها توجه داشت و با جلوگيري از سم‌پاشي‌هاي بي‌رويه نسبت به حفظ و حمايت آنها اقدام نمود.

تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه يكديگر است به عبارت ديگر در نقاط بسيار مرتفع (2200 متري) همه آنها دو نسل و در نقاط بينابيني (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقي شبيه كرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پايان نسلها در همه نقاط تحت بررسي تقريباً مشابه مي‌باشد.

با توجه به موارد فوق به اين نتيجه مي‌رسيم كه در زمينه مبارزه شيميايي بر عليه اين مينوزها مي‌توانيم مبارزه را بر اساس مهمترين آنها در منطقه برنامه‌ريزي نمود و همه را به عنوان يك گونه تلقي نماييم. اصولاً در مورد مينوزها و بر اساس تجارب ساليان اخير اگر مبارزه خوب انجام شود حتي در نقاطي با چار نسل حداكثر دو سم‌پاشي كافي خواهد بود. نكته‌اي كه از اهميت زيادي برخوردار نباشد بهتر است كه در صورت لزوم مبارزه را روي نسل دوم پياده كرد و در آن صورت اين سم‌پاشي را مي‌توان با سم‌پاشي عليه نسل اول كرم سيب تلفيق نمود. در همين رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چنداني از نظر زماني با زمان مبارزه با نسل دوم كرم سيب نخواهد داشت. يك چنين تلفيقي را در نقاط دو و چهار نسلي نيز مي‌توان در مورد كرم سيب و اين مينوزها انجام داد. ولي اگر در ارتفاعات مبارزه عليه نسل اول مينوزها الزامي باشد در آن صورت مي‌توان سم‌پاشي عليه آنها را با سم‌پاشي عليه ليسه‌ها كه در نقاط مرتفع تقريباً از جمعيتي قابل توجه برخوردارند تلفيق نمود.

عمليات شخم پاييزه پس از ريختن برگها نيز مي‌تواند از تراكم آفت بكاهد.

number one
2007-Jul-28, 17:37
ليسه سيب

Yponomeuta malinelus
(Lep: Yponomeutidae)

اين آفت سرما دوست بوده، در نتيجه حشره‌اي است مخصوص ارتفاعات و در اغلب استانهاي ايران فعاليت دارد. ميزبان اصلي آن سيب و گاهي به گلابي نيز خسارت مي‌زند. از هسته‌دارها به آلو، بادام و گوجه خسارت مي‌زند. برخي معتقدند در ايران اين آفت مونوفاژ بوده و فقط روي سيب فعاليت مي‌نمايد.



زيست‌شناسي
زمستان را به صورت لارونئونات در زير پولك به سر مي‌برد. در اوايل بهار يكياز لاروها پولك را سوراخ و از آن خارج مي‌گردد. بقيه لاروها به تريج از همان سوراخ خارج و سپس به حد فاصل بين دو غشاء تحتاني و فوقاني برگ رفته و از پارانشيم برگ تغذيه و به عبارتي مانند لاروهاي مينوز يا Leaf miner عمل مي‌نمايند. پس از مدتي از برگها خارج و مستقيماً از برگهاي مجاور تغذيه و فقط رگبرگها را به جا مي‌گذارند. لاروها در اين هنگام از خود تارهايي مي‌تنند كه حالت تار عنكبوتي به درخت مي‌دهد. فعاليت لاروها دسته جمعي و در هر لانه گاهي تا 100 لارو ديده مي‌شود. در اواسط تابستان كه لاروها به حداكثر رشد مي‌رسند پيله‌هاي سفيد رنگي تنيده و درون آنها به شفيره تبديل مي‌شوند. دوره شفيرگي 3 تا 5 هفته و بتدريج حشرات كامل ظاهر مي‌گردند. خروج پروانه‌ها از اوايل خرداد تا نيمه شهريور بتدريج انجام گرفته و متعاقباً تخمريزي نيز به تدريج صورت مي‌گيرد.

پروانه‌هاي ماده تخمهاي خود را در دستجات 20 تا 60 تايي زير هر پولك مي‌گذارند. دوره نشو و نماي جنيني حدود دو هفته سپس لاروهاي ريز كه همان لاروهاي نئونات مي‌باشند زير پولكها بوجود مي‌آيند و به همين حالت تا بهار سال آينده زير پولكها باقي مي‌مانند. بنابراين ليسه سيب در هر سال فقط يك نسل دارد.



کنترل لیسه:
Hym.: Ichneumonidae

پارازيتوئيد شفيره Campoplex ensator

پارازيتوئيد شفيره Itoplectic europeator

پارازيتوئيد شفيره Pimpla turionellae

Hym.: Encyridae: Encyrtus fuscicollis

پارازيتوئيد لارو مي‌باشد كه به شكل تقسيم جنيني تكثير مي‌يابد. بدين معني كه اين زنبور بيش از يك تخم در داخل بدن ميزبان خود نمي‌گذارد ولي در اين تخم جنين به جنين‌هاي ديگري تقسيم شده به طوريكه در انتهاي فعاليت لاروي اين زنبور، بدن ميزبان مملو از لاروهاي آن مي‌گردد (Polyembriony). از يك تخم 52 تا 80 زنبور خارج مي‌گردد.

کنترل شیمیایی:

1. مالاتیون EC57% و 2در هزار

2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار

زمان مبارزه: پس از متورم شدن جوانه ها و درست قبل از باز شدن گلها

number one
2007-Jul-28, 17:38
ليسه ميوه

Yponomeuta padellus
(Lep.: Yponomeutidae)

درختان مورد حمله اين ليسه شامل سيب، گوجه، زردآلو، قيسي، زالزالك، گلابي، ازگيل، به، آلو، بادام و برخي درختان غير مثمر مي‌باشد. تعداد خالهاي ليسه سيب 25 تا 26 عدد ولي در ليسه ميوه 30 عدد است كه در 3 رديف طولي قرار گرفته‌اند. طرز زندگي و طرز خسارت آن شبيه ليسه سيب مي‌باشد ولي اختلافات عمده كه در زندگي ان ديده مي‌شود به شرح زير است:

1ـ پروانه ليسه ميوه زودتر از ليسه سيب شروع به پرواز مي‌كند.

2ـ در ليسه ميوه، لاروها از زير پولك زمستانه كه بيرون آمدند به صورت مينوز داخل بافت پارانشيم برگ نمي‌شوند، بلكه در روي برگهاي جوان پراكنده شده، مشغول بستن تار و تغذيه مي‌گردند.

3ـ لاروهاي ليسه ميوه تك تك در قسمت‌هاي مختلف درخت به خصوص بين برگها در پيله سفيدرنگ به شفيره تبديل مي‌شوند و پيله‌ها برخلاف ليسه سيب به طور متراكم در نزديكي هم قرار ندارد (مبارزه مانند ليسه سيب مي‌باشد).

کنترل شیمیایی:

1. مالاتیون EC57% و 2در هزار

2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار

زمان مبارزه: پس از متورم شدن جوانه ها و درست قبل از باز شدن گلها

number one
2007-Jul-28, 17:38
پروانه تخم انگشتري

Malacosoma neustria
(Lep: Lasiocampidae)

اين آفت به سيب، گلابي، گوجه، به، گل سرخ، گوجه زينتي و گرهي از درختان جنگلي و غير مثمر خسارت مي‌زند و در اثر تغذيه لارو درخت عاري از برگ مي‌گردد.



زيست‌شناسي
يك نسل در سال دارد. زمستان را به صورت دستجات تخم روي شاخه به سر مي‌برد. 9 ماه از سال حشره به صورت تخم بوده و در اواسط فروردين ماه تخم تفريخ شده و لاروها به تغذيه از برگها مي‌پردازند. لاروها ضمن تغذيه به تنيدن تار پرداخته و حتي رگبرگها را نيز مي‌خورند. اولين شفيره در ارديبهشت ماه تشكيل شده و شب پره‌ها از اوايل خردادماه ظاهر مي‌شوند. هر حشره ماده پس از جفت‌گيري 100 تا 200 عدد تخم مي‌گذارد.



کنترل:
1ـ هرس شاخه‌هايي كه روي آنها تخمگذاري شده است در انهدام آفت مؤثر است.

2ـ مبارزه شيميايي در بهار پس از ظهورلاروهاي جوان با يكي از سموم تماسي گوارشي

number one
2007-Jul-28, 17:38
ابريشم باف ناجور

( Gypsy moth)
Lymantria dispar

(Lep: Lymantriidae)

اين حشره آفتي است پلي فاژ و در دنيا به بيش از 500 گونه حمله مي‌نمايد. در ايران گاهي به حالت طغياني درمي‌آيد و به خصوص در نواحي شمال روي درختان جنگلي پهن برگ و درختان ميوه خسارت مي‌زند.

زيست‌شناسي
زمستان را به صورت تخم و در حالت دياپور سپري كرده و در اوايل بهار بتدريج تخمها تفريخ ولاروها خارج مي‌شوند. لاروها 45 تا 70 روز فعاليت برگخواري شديد از خود نشان مي‌دهد. انتقال لاروهاي جوان يا لاروسن اول بوسيله باد و بوسيله رشته‌هاي ابريشمي مي‌باشد. لارو پس از تغذيه در محل مناسبي تبديل به شفيره مي‌شود. شفيره بوسيله تارهاي ابريشمي به تنه درخت يا چيز ديگر خود را متصل مي‌كند. مرحله شفيرگي 10 تا 14 روز به طول مي‌انجامد. پروانه‌هاي ماده پس از خروج به علت سنگيني بدن خود قادر به پرواز دور نمي‌باشند و در همان حول و حوش محل خروج از شفيره پس از جفت‌گيري، تخمهاي خود را به صورت توده‌هاي بيضي شكل به تعداد 500 تا 2000 عدد در رويپوست صاف تنه و شاخه‌هاي جوان ميزبان و يا روي قسمت‌هاي مختلف درخت روي سنگ و روي كنده‌هاي بريده شده درخت قرار مي‌دهند. تخمها تا اندازه‌اي گرد و كرم رنگ هستند. از اواسط تابستان تا بهار آينده نزدگي خود را به حالت تخم مي‌گذارنند.



















مبازه
1ـ دشمنان طبيعي

پارازيتوئيد شفيره Brachymeria intermedia (Hym.: Chalcididae)

پارازيتوئيد لارو Exorista larvarum (Dip.: Tachinidae)

پارازيتوئيد لارو Apanteles sp. (Hym.: Braconidae)

2ـ کنترل شیمیایی

استفاده از ديفلوبنزورون (ديميلين) به نسبت 0.3 در هزار يا باکتری B.t به نسبت 2.5 تا 3 در هزار

number one
2007-Jul-28, 17:39
سفيده رگ سياه

(Black – Veined White)

Aporia crataegi

(Lep: Pieridae)

پروانه‌اي سفيد رنگ با رگبالهاي تيره مي‌باشد. روز پرواز، به طول 20 ميليمتر با شاخك سنجاقي است. در نرها مفصل آخر شاخك و در ماده‌ها چهار مفصل آخر سفيد رنگ است. در اكثر مناق كشور وجود دارد. لارو اين آفت از برگهاي درختان ميوه مانند سيب، گلابي، گوجه، بادام، آلبالو و گيلاس تغذيه مي‌نمايد. زمستان را به صورت لاروهاي غير كامل (لاروهاي سنين 3 و 4) در داخل لانه‌هايي از تارهاي خود و برگ درختان تهيه نموده است به سر برده و يك نسل در سال دارد.











کنترل:

زنبور Apanteles glomeratus از Braconidae لاروهاي اين آفت را پارازيته مي‌كند. بريدن و سوزاندن لانه‌هاي زمستاني آفت، موقع هرس درختان نقش عمده‌اي در كاهش آفت خواهد داشت.

number one
2007-Jul-28, 17:39
پر طاووس گلابي
Saturnia pyri

(Lep.: Saturnidae)

حشره كامل با بالهاي باز حدود 140 ميليمتر، خاكستري مايل به قهوه‌اي و روي هر بال لكه درشتي شبيه به چشم وجود دارد. لارو سبز رنگ در حداكثر رشد اندازه آن به 120 ميليمتر مي‌رسد و روي حلقه‌هاي مختلف داراي غده‌هاي آبي رنگ با موهاي بلند است. به گلابي، سيب، بادام و گاهي پسته خسارت مي‌زند. لارو از برگ تغذيه مي‌نمايد. زمستان گذراني به صورت شفره و يك نسل در سال دارد.

کنترل: با جمع‌آوري لاروهاي درشت مي‌توان به روش مكانيكي با آن مبارزه نمود.

number one
2007-Jul-28, 17:40
پروانه فري يا كرم خراط
(Leopard moth)

Zeuzera pyrina
(Lep: Cossidae)

اين حشره به گونه‌هاي بسياري از درختان مثمر و غيرمثمر حمله مي‌كند. از درختان مثمر سيب ميزبان اصلي آن در ايران است ولي خسارت آن روي گلابي، به و گردو نيز ديده شده است. از گياهان غيرمثمر مي‌توان به افرا، بيدمشك، بيد، نارون، بوط و زبان گنجشك اشاره نمود. در دنيا 150 ميزبان براي آفت ذكر شده است. درخت سيب به اين آفت خيلي حساس و زود از پا درمي‌آيد در حاليكه گردو تا حدودي مقاوم است.



زيست‌شناسي
پروانه فري در ايران هر دو سال يك نسل دارد. زمستان را به صورت لاروهاي سنين مختلف در درون شاخه درختان ميزبان مي‌گذراند. در اواسط بهار لاروهايي كه رشدشان كامل شده تبديل به شفيره مي‌شوند و اواخر بهار شب‌پره‌ها به تدريج ظاهر مي‌شوند. حشرات ماده اصولاً هيچ نوعي تغذيه‌اي نداشته و به جهت سنگيني قادر به پرواز نيستند. پس از جفت‌گيري اغلب در مدخل سوراخ خروجي، شكاف ته و حتي روي زمين تخمريزي مي‌كنند. هر حشره ماده نزديك به هزار تخم مي‌گذارد. اين تخمها خوراك مناسبي براي مورچه‌ها هستند. به فاصله يك تا دو هفته تخم‌ها تفريخ شده و لاروهاي كوچكي خارج مي‌شوند. تغذيه اصلي لاروها از چوب شاخه و تنه است. لاروها ضمن تغذيه فضولات نارنجي رنگ خود را از سوراخ ورودي كه در ضمن سوراخ خروجي آنها نيز خواهد بود به صورت گلوله‌هاي كوچك و مدور بيرون مي‌ريزند. اين فضولات در پاي درختان مبتلا جمع مي‌شوند و اين خود يكي از راههاي بسيار آسان تشخيص وجود پروانه فري مي‌باشد. كانالهايي كه در داخل چوب بوسيله لارو اين حشره بوجود مي‌آيد مستقيم و حدود 30 تا 40 سانتيمتر طول دارد و بستگي به گونه ميزبان دارد.

حمله اين آفت روي سيب استقرار ساير حشرات چوبخوار و مخصوصاً اسكوليت درختان ميوه و پروانه زنبور مانند را به دنبال خواهد داشت. چون دهانه خروجي دالانهاي لاروي پروانه فري محل مناسبي براي تخمريزي و در نتيجه خسارت پروانه زنبور مانند است.

لاروها با تارهايي بسيار نارك كه با غدد دهاني خود مي‌سازد از شاخه‌اي به شاخه ديگر منتقل مي‌شوند. لاروها پس از تغذيه كامل تبديل به شفيره مي‌شوند. دوره شفيرگي 20 تا 40 روز طول مي‌كشد. در كرج اين زمان به تدريج از اوايل ارديبهشت ماه شروع و تا اوايل شهريورماه نزديك به 5 ماه اوليه ادامه دارد. پروانه‌هاي كامل پس از ظهور از همان سوراخ ورودي خارج مي‌شوند.



کنتـــــــرل:
1ـ از دشمنان طبيعي اين آفت مي‌توان به مورچه‌هاي شكاري (عادت تخم‌خواري) و سن‌هاي Reduviidae (عادت لاروخواري) اشاره نمود.

2ـ رعايت اصول به زراعي، هرس و سوزاندن شاخه‌هاي خشك و آلوده از شدت خسارت‌هاي بعدي مي‌كاهد.

3- در موردي كه تعداد درختان آلوده كم باشد مي‌توان با فرو بردن مفتولي در درون سوراخهاي ورودي، لاروهاي آفت را از بين برد.

4ـ استفاده از قرص و خمیرهایی که گازهای سمی تولید می کنند.

5ـ امروزه در اكثر كشورهاي جهان از فرمون‌هاي جنسي به صورت تكنيك Mating disruption در قالب مبارزه تلفيقي عليه اين آفت استفاده مي‌شود.

6- بهترين موقع مبارزه شيميايي زماني است كه لاروهاي سن اول به قسمت‌هاي جوان گياه كه همان رگبرگها و دمبرگها و شاخه‌هاي نازك است حمله مي‌كنند در اين موقع چون عمق نفوذ لاروها هنوز چندان زياد نيست مي‌توان با استفاده از سموم نفوذي مؤثر براي از بين بردن آفت استفاده كرد.



آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار

دیازینون EC60% و 1 درهزار

number one
2007-Jul-28, 17:40
كرم جگري يا كرم نجار

(Goat moth)
Cossus cossus

(Lep: ossidae)

اين آفت از نظر خسارت كم و بيش زمانند پروانه فري مي‌باشد. بيشتر در نواحي معتدله سرد و مرطوب انتشار دارد. حشره كامل به رنگ قهوه‌اي مايل به خاكستري است و عرض آن با بالهاي باز گاهي به 80 ميليمتر مي‌رسد. لاروهاي جگري رنگ هستند بدين ترتيب كه قسمت پشتي قهوه‌اي مايل به قرمز و در پهلو زرد پررنگ به نظر مي‌رسند. (لاروهاي كامل طولشان به 100 ميليمتر هم مي‌رسد).

از نظر گياهان ميزبان اين آفت به سيب، گلابي، به، گوجه و بسياري از درختان غيرمثمر و جنگلي حمله مي‌نمايد. در اين بين، درختان سيب بيشتر مورد حمله قرار مي‌گيرند. گفته مي‌شود كه اين آفت به درختان مسن بيشتر حمله مي‌كند. رژيم غذايي اين آفت چوبخواري است لاروها از منطقه پوستي، كامبيوم و چوب درختان ميزبان تغذيه مي‌كنند. اين گونه درختان كه از بين ضعيف‌ها انتخاب مي‌گردند دچار ضعف بيشتري شده نهايتاً با حمله ساير حشرات چوبخوار نابود مي‌گردند. برخلاف كرم خراط اين لاروها به ندرت به شاخه‌هاي جوان خسارت وارد مي‌كنند.



زيست‌شناسي
زمستان گذراني به صورت لارو در درون تنه درختان و بدون دياپوز اجباري است. هر دو سال يك نسل دارد. لارو پس از تكميل رشد خود براي شفيره شدن خود را به نزديكي سوراخ ورودي مي‌رساند. لارو با استفاده از ترشحات بزاقي خانه شفيرگي آميخته از خاك و ذرات چوب ساخته و تبديل به شفيره مي‌شود. دوره شفيرگي 3 تا 4 هفته و حتي گاهي 6 هفته طول مي‌كشد. ظهور حشرات كامل در اواخر بهار و اوايل تابستان صورت مي‌گيرد. حشره ماده پس از جفت‌گيري تخمهماي خود را به صورت دسته‌هاي 15 تا 50 تايي در شكاف پوست تنه درخت قرار مي‌دهد. حداكثر تعداد تخم از 1400 تا 1900 متغير و به طور متوسط 1000 عدد است. دوره جنيني تخم 14 روز سپس لاروهاي جوان خارج و وارد پوست مي‌شوند و از قسمت‌هاي دروني تنه و شاخه تغذيه مي‌نمايند.



مبارزه
1. چون سوراخ خروجي و ورودي لارو حشره يكي است از طريق مبارزه مكانيكي و با فرو بردن يك مفتول سيمي در دخل سوراخ مي‌توان لارو را زخمي كرد يا كشت.

2. با توجه به اينكه حشره فقط درختان پير و ضعيف را مورد حمله قرار مي‌دهد رعايت اصول بهداشت بهترين راه پيشگيري از اين آفت مي‌باشد.

3. آبیاری و تغذیه مناسب باعث حفظ فشارآوندی مناسب درگیاه می شود ولارو آفت نمی تواند به راحتی به چنین گیاهانی حمله کند

number one
2007-Jul-28, 17:41
پروانه زنبورمانند درختان سيب

Synanthedon myopaeformis
(Lep: Sesiidae)

اين گونه در مناطق وسيع از كشورهاي اروپايي و آسيايي انتشار دارد. از آفات مهم درختان سيب مي‌باشد. لاروهاي اين آفت در منطقه كامبيوم در زير پوست تنه درختان، روي تنه و شاخه‌هاي اصلي فعاليت دارند و گاهي باعث خشك شدن كامل درختان مي‌گردند.



زيست‌شناسي
زمستان گذراني اين حشره به صورت لاروهاي سنين مختلف در محل تغذيه يعني دالانهاي پيچ و خم‌دار لارو در زير پوست مي‌باشد. لاروها براي تغذيه به چوب آسيبي نمي‌رسانند بلكه تغذيه آنها از پوست و كامبيوم است. لاروهاي زمستان گذران در بهار سال بعد مجدداً شروع به فعاليت كرده و پس از تكميل دوران لاروي در حالي كه طول آنها به حدود 15 تا 18 ميليمتر مي‌رسد و به رنگ زرد عسلي به يك خط تيره پشتي درمي‌آيند، در زير پوست تبديل به شفيره مي‌شوند. لاروها قبل از شفيره شدن پيله‌هاي مخصوص مركب از تارهاي ابريشمي و خورده‌هاي پوست و فضولات قهوه‌اي رنگ مي‌سازند و در داخل آن تبديل به شفيره مي‌شوند. لاروها پس از يك تا دو هفته و طي دوران شفيرگي كامل شده و پروانه‌ها ظاهر مي‌شوند. اين زمان در حدود اواسط خردادماه تا اوايل تيرماه مي‌باشد. پرواز پروانه‌ها و فعاليت‌هاي حياتي آنها شامل جفت‌گيري و تخمريزي در روز انجام مي‌شود. ماده تخمهاي خود را به صورت انفرادي و گهگاه چند عدد در جوار يكديگر در شكافها و زخمهاي روي پوست تنه و شاخه‌هاي قطور مي‌گذراند. در اين رابطه حتي در محل هرس شاخه‌هاي قطور نيز تخم اين حشره ديده شده است. در روي تنه‌هاي سالم، حشره ماده حتي از تركهاي بسيار خفيف ناشي از تغييرات اقليمي و عوامل فيزيولوژيك گياهي نيز جهت تخمگذاري استفاده مي‌نمايد.

دوره چنيني تخم متفاوت و از 8 تا 20 روز متغير است. لاروها پس از خروج از راه شكاف و يا زخمي كه تخم در آن گذاشته شده است به داخل پوست نفوذ نموده و تغذيه را شروع مي‌نمايند. تغذيه هم از بافتهاي در حال فساد و هم از بافتهاي تازه مي‌باشد. فضولات لاروي به صورت دانه‌هاي ريز قهوه‌اي رنگي بوده كه گهگاه از شكافها بيرون زده و محل فعاليت لاروي را مشخص مي‌سازد. اين لاروها تا بهال سال آينده در همين محلها زمستان را مي‌گذرانند. بنابراين يك نسل در سال دارد.

کنترل:
در مورد درختان پذيراي اين آفت دو نكته بسيار مهم قابل بحث مي‌باشد.

1ـ بيشتر درختاني كه جهت تخمريزي انتخاب مي‌شوند يا رها شده‌اند و يا از نظر كاشت وضعيتي رضايت‌بخشي ندارند.

2ـ هر نوع شكاف، ترك . زخم روي تنه و شاخه‌ها باعث جلب اين آفت براي تخمريزي خواهد گرديد. در اين رابطه حتي ترك‌ها و تغيير شكل‌هاي ناشي از عوامل بيماريزا مانند بيماري معروف قارچي خوره كه در نقاط ميوه‌خيز كوهستاني به فراوني روي درختان سيب رايج است باعث جلب اين حشره براي تخمريزي مي‌گردد. لذا مهمترين طريقه پيشگيري از حمله و خسارت اين آفت رعايت اصول صحيح باغداري، آبياري به موقع، هرس و پانسمان زخمهاي روي تنه با مواد ضدعفوني كننده و چسب پيوند مي‌باشد. سم‌پاشي تنه و شاخه‌هاي اصلي درخت يك هفته پس از ظهور حداكثر حشرات كامل در بهار، تراشيدن آن قسمت از پوست تنه كه خشك و فاسد شده و پوشاندن محل زخم با چسب پيوند بسيار مؤثر است.

3- دادن كودهاي ازته و حيواني و انجام آبياري كافي موجب رشد سريع پوست و خفته كردن آفت مي‌گردد.

4- سموم فسفره 3-2 درهزار

5- اندوسولفان(تیودان)

number one
2007-Jul-28, 17:41
کرم سفید ریشه


Polyphylla ollivieri

(Lep: Scarabaeidae)

اين حشره در اكثر مناطق ايران وجود دارد و از ريشه گياهان مختلفي تغذيه مي‌نمايد. از اين جهت مي‌توان به گيلاس، گلابي، سيب، به، هلو، گوجه، آلو، زردآلو، آلبالو، انار، مو، تاج خروس وحشي، گونه‌هاي Chenopodium، خيار، بادمجان، لوبياسبز، كدو، سيب‌زميني، ياس بنفش، برگ بو، برگ نو، گلايول، چمن، تبريزي، بيد و نارون اشاره نمود.



زيست‌شناسي
اين حشره طول يك نسل را در 3 سال طي مي‌كند. در شريط مساعد تغذيه‌اي و خاك مي‌تواند يك نسل را در طي دو سال بگذراند. زمستان را به صورت لارو به سر مي‌برد و در بهار سال سوم قبل از آنكه وارد مرحله شفيرگي شود يك محفظه گلي براي خود درست مي‌كند و در آنجا تبديل به شفيره مي‌شود (در برخي موارد خانه شفيرگي ساخته نمي‌شود). دوره شفيرگي 17 تا 24 روز مي‌باشد.حشرات كامل از دهه سوم خردادماه تا دهه سوم مردادماه بسته به شرايط محيطي منطقه ظاهر مي‌گردند. اوج خروج معمولاً در تيرماه است. حشرات كامل براي خروج در خاك سوراخهايي ايجاد و خارج مي‌شوند. سپس از برگ درختان مثمر و غيرمثمر تغذيه مي‌نمايند. تمام فعاليت‌هاي حياتي، تغذيه، جفت‌گيري و تخمريزي در غروب و اوايل شب انجام مي‌گيرد.

در روز حشرات كامل بدون هيچ فعاليتي در لابه‌لاي شاخ و برگ درختان و جاهاي امن به سر مي‌برند. جفت‌يري در اوايل شب و اغلب در روي شاخه‌ها انجام مي‌شود. تخمريزي معمولاً چند روز (معمولاً 4 روز) بعد از جفت‌گيري انجام مي‌شود. حشره كامل مادهبا پاهاي جلويي خود زير خاك رفته و در منطقه‌اي مناسب كه غذاي كافي براي لاروسن اول وجود دارد تخم‌ريزي مي‌كند. تخم‌ها به صورت انفرادي يا دسته‌هاي تا شش عددي در عمق صفر تا 12 سانتيمتري خاك گذاشته مي‌شود. دوره جنيني يا Incobation period در منطقه كرج و شهريار 30 تا 35 روز است. حشره داراي 3 سن لاروي است. لارو سن اول از مواد هوموسي يا ريشه علفهاي هرز و سنين دو و سه لاروي از ريشه درختان تغذيه مي‌كنند. لارو در خاكهاي مرطوب فعاليت بيشتري دارد. فعاليت اين حشره در سطح باغ لكه‌اي است.



مبارزه
1ـ جمع‌آوري حشرات كامل از اواخر بهار به بعد

الف‌ـ جمع‌آوري حشرات در صبح زود بوسيله تكاندن درختان

ب‌ـ جمع‌آوري حشرات كامل با كمك نور چراغ

2ـ از بين بردن علف‌هاي هرز سطح باغ از علف‌هاي هرز يكساله و چند ساله چون منبع غذايي خوبي براي لاروهاي سن اول است.

3ـ شخم زمستان و جمع‌آوري لاروها در اسفندماه

4ـ مبارزه شيميايي با استفاده از ديازينون (3 تا 3.5 ليتر) و پودر وتابل ليندين 10 كيلو در هكتار به طريق محلول پاشي پاي درخت در اوايل بهار و اوايل تابستان. بهتر است بعد از ریختن محلول پای درخت آبیاری سبکی نیز انجام شود.

5ـ امروزه از باكتري Bacillus popilliae بر عليه اين آفت استفاده مي‌كنند كه باعث بوجود آمدن بيماري شيري (Milky disease) در لاروها مي‌شود.

6ـ قارچ Metarrhizium anisopliae نيز روي لاروها تأثير دارد.

number one
2007-Jul-28, 17:42
سوسك طوقه خوار سياه

Capnodis tenebrionis
(Col.: Buprestidae)

در تمام مناطق ايران انتشار دارد. روي طوقه هسته‌دارها و بندرت روي گلابي، سيب و زالزالك ديده مي‌شود.

زيست‌شناسي
اين حشره يك نسل در دو سال دارد. حشره كامل پس از خروج از خاك كه در تابستان و اوايل پاييز اتفاق مي‌افتد بدون تخمريزي و به همان صورت در پناهگاههاي مختلف در زير علف‌ها، زير برگهاي خشكيده، داخل شكاف‌هاي سطحي زمين و زير كلوخه‌ها، زمستان گذراني نموده و در بهار سال بعد پس از تغذيه، جفت‌گيري و تخمريزي مي‌كند. لاروهاي حاصله از اين تخم‌ها زمستان را در زير پوست قسمت‌هاي مختلف پايين درخت شامل ريشه طوقه و قسمت‌هاي انتهايي تنه گذرانده و در تابستان و پاييز سال بعد به حشره كامل تبديل مي‌گردند. از ظهور حشرات كامل نسلي تا ظهور حشرات كامل نسل بعد 2 سال طول مي‌كشد. در برخي از ارتفاعات طول يك نسل 3 سال طول مي‌كشد. در چنين مواردي يا طول لاروهاي زمستان گذران يا حشرات كامل زمستان گذران دو سال طول مي‌كشد. سوسكهاي زمستان گذران پس از اين كه متوسط درجه حرارت روزانه به 15 درجه سانتيگراد رسيد خارج مي‌شوند. حشرات كامل پروازهاي كوتاه نموده و به نظر نمي‌رسد كه انتشار اين آفت توسط پروز باشد بلكه بدليل انتقال نهالهاي آلوده اتفاق مي‌افتد. حشرات كامل آفتاب دوست بوده، پس از مختصري تغذيه از برگها و گاهي پوست شاخه‌هاي جوان، جفت‌گيري، بر روي سطح خاك و يا در مواردي در كنار طوقه تخم مي‌گذراند. تعداد تخم از 272 تا 1236 عدد گزارش شده است.

تخم‌ها در عمق صفر تا 5 سانتي‌متري زير خاك و اغلب به صورت انفرادي گذاشته مي‌شود. تخم‌ريزي در روز صورت مي‌گيرد. لاروسن اول نسبت به آبياري بسيار حساس است. اگر در زمان تخم‌گذاري و خروج لاروهاي سن اول آبياري صورت گيرد درصد زيادي از لاروهاي سن اول از بين رفته و مي‌ميرند. لاروهاي سن اول در خاكهاي خشك و فاقد رطوبت نمي‌توانند خود را به تنه درخت برسانند و خواهند مرد. لاروسن اول پس از رسيدن به گياه پوست محل مورد نظر را پاره كرده وارد شده و از لايه زير پوستي و كامبيوم تغذيه مي‌كند. لارو با بوجود آوردن دالانهايي در ناحيه طوقه، قسمت‌هاي فوقاني و ضخيم ريشه، قسمتهاي انتهايي تنه درخت را به سرعت به نابودي مي‌كشاند. برخي اوقات به چوب نيز حمله مي‌كند. منشاء عمده دالان‌ها طوقه درختان است و اكثر دالان‌هاي بالا رونده و پايين رونده از آنجا شروع مي‌گردد. دالان‌هايي كه به طرف بالا مي‌روند (به علت اختلاف ساختماني در بافت) در محل پيوند متوقف مي‌گردند. لاروها معمولاً از محل انشعاب ريشه‌هاي اصلي پايين‌تر نمي‌روند. چهارسن لاروي دارد. دوره زندگي لاروسن آخر طولاني‌ترين آن است. در اين سن تغذيه شديد مي‌باشد. لاروها هر كجا از مسير فعاليت خود كه باشند براي شفيره شدن به ناحيه طوقه برمي‌گردند. دوره پيش شفيرگي 10 تا 14 روز و دوره شفيرگي 23 تا 27 روز است.

کنترل:
1ـ آبياري منظم

2ـ قوي نگه داشتن درختان

3ـ جمع‌آوي حشرات كامل در باغهاي كوچك در ساعات آفتابي از روي شاخه‌ها به خصوص در ساعات پيش از ظهر



Capnodis corbonaria

در تمام نقاط ايران به استثناي گيلان و مازندران انتشار دارد. ميزبان آن بادام آهني و وحشي، زردآلو و هلو مي‌باشد. بادام وحشي ميزبان مناسب آفت مي‌باشد

number one
2007-Jul-28, 17:43
چوبخوار درختان ميوه

Sphenoptera kambyses
(Col.: Buprestidae)

در تمام مناطق ميوه خيز كشور فعاليت دارد. روي تمام درختان ميوه هسته‌دار متعلق به خانواده رزاسه به جز آلبالو ديده شده است. روي گيلاس فعاليت متري دارد. اين گونه بيشتر در مناطق گرم و بسيار گرم فعال مي‌باشد در صورتيكه گونه S. davatchii درمناطق سرد فعال مي‌باشد.



زيست‌شناسي
اين حشره يك نسل در سال دارد. قسمتي از تابستان و سراسر پاييز و زمستان را به صورت پيش شفيره داخل خانه‌هاي شفيرگي ايجاد شده در چوب با دياپوز اجباري مي‌گذراند. حشره كامل در بهار ظاهر مي‌شود. سوراخهاي خروجي بيضي شكل و به ابعاد 4/4*4/2 ميليمتر است. خروج حشره كامل تدريجي مي‌باشد. حشره كامل از برگ درختان ميوه تغذيه مي‌نمايد. حشره ماده پس از جفت‌گيري تخم‌هاي خود را به طور تك‌تك در روي تنه و شاخه‌هايي كه بيشترين مقدار آفتاب را دريافت مي‌كنند، مي‌گذارد. دوره نشو و نماي جنيني در طبيعت 8 تا 13 روز و دوره لاروي آن4 ماه در حاليكه دوره لاروي گونه S.davatchii ده ماده مي‌باشد.

مسير حركت لارو در درختان جوان و نيمه مسن از بيرون مشخص، بدين معني كه اين مسير به علت عكس‌العمل شديد گياه كه بوسيله ترشح صمغ خودنمايي مي‌كند متورم شده و مي‌تركد. از شكافهاي ايجاد شده صمغ پوشيده از فضولات و باقي مانده گياهي ناشي از فعاليت لاروها، خارج مي‌شود. لارو در مسير خود آوندهاي آبكش را قطع كرده و اگر حركات آن دوراني باشد به علت تخريب بيشتر آوندهاي آبكش باعث خشكيدن عضو مورد حمله مي‌گردد. منطقه فعاليت لاروها به علت گرما دوست بودن آنها اكثراً محدود به قسمتي از گياه است كه بيشتر آفتاب مي‌گيرد. پوست قسمت مورد حمله بعد از مدتي خشكيده و مي‌ريزد در اين صورت چوب يا سوراخهاي ايجاد شده روي آن كه مدخل خانه‌هاي شفيرگي مي‌باشند، ديده مي‌شود. لاروها پس از رسيدن به رشد كافي در قمست عريض دالان اطاق شفيرگي خود را داخل چوب تعبيه مي‌كنند، سراسر پاييز و زمستان به صورت پيش شفيرگي طي مي‌گردد. در اوايل بهار پيش شفيره‌ها تبديل به شفيره مي‌شوند و پس از 10 تا 16 روز به حشره كامل تبديل مي‌شوند.



کنترل:
1ـ درختان ميوه‌اي که مورد حمله اين حشره واقع مي‌شوند از دسته هسته‌دارها هستند. گونه‌هاي درختان هسته‌دار در مقابل حملات حشرات چوبخوار و يا هر عامل ديگري كه منجر به ايجاد شكاف، سوراخ و يا هر نوع پارگي گردد با ترشح صمغ از خود واكنش نشان مي‌دهند. اگر درخت به حد كافي قوي باشدصمغ ترشح شده لارو يا حشره كامل حمله كننده را خفه كرده و آن را از پيشروي باز مي‌دارد. ولي بايد توجه داشت كه همين ترشح صمغ كه منجر به نابودي تعدادي از افراد حشره چوبخوار مي‌شود در عوض باعث ضعف درخت نيز شده و گياه را براي حمله مجدد افراد ديگر حشره چوبخوار آماده مي‌سازد. ترشح صمغ علاوه بر خفه كردن تعدادي از افراد چوبخوار سبب از بين رفتن لاروهاي ريز تازه از تخم خارج شده از طريق جلوگيري از ورودشان به داخل پوست و شاخه به علت سفت بودن بش از حد مي‌شود.

پارازيتوئيد لارو Atanycolus sculpturatus (Hym.: Braconidae)

پارازيتوئيد لارو Oxysyohus sp. (Hym.: Pteromalidae)

3ـ بهترين راه درمان مبارزه با اين آفت و ساير آفات چوبخوار تقويت درختان با عمليات به زراعي از قبيل آبياري به موقع و كافي، دادن كود، هرس به موقع، يا بيل كردن و نيز انتخاب محل مناسب براي كشت درخت مي‌باشد. درختان سالم و قوي بندرت مورد حمله اين گونه آفات قرار مي‌گيرند.

number one
2007-Jul-28, 17:43
چوبخوار درختان ميوه

Sphenoptera davatehii
(Col.: Buprestidae)

در تمام مناطق ميوه‌خيز كشور فعاليت دارد. روي تمام درختان ميوه هسته‌دار خانوده رزاسه حتي آلبالو فعاليت دارد. اين گونه و گونه قبلي به طور كلي فقط درختان پيوند شده را مورد حمله قرار مي‌دهند ولي در مواردي استثنايي مشاهده گرديده كه حتي پيوند نشده‌ها كه اصطلاحاً ترك ناميده مي‌شوند نيز از اين حشرات خسارت مي‌بيند.



زيست‌شناسي
يك نسل در سال دارد. زمستان گذراني به صورت لاروهاي سنين مختلف و بدون دياپوز اجباري است. دوره فعاليت لاروي طولاني و ده مال طول مي‌كشد. حشره كامل در بهار ظاهر و دوره طولاني دارد (3 تا 4 ماه). تخم به صورت انفرادي و بندرت در دسته‌هاي 3 تا 4 عددي در روي شاخه و تنه درخت در قسمتي كه بيشترين مقدار آفتاب را دارد مي‌گذارد. لاروسن اول به مجرد خروج از تخم از محل اتصال تخم به پوست گياه را سوراخ نموده و در ضمن نفوذ پوسته خالي تخم را با ذرات گياهي و فضولات پر مي‌كند. چهارسن لاروي دارد. لارو پس از رشد كامل در اتاقك شفيرگي به پيش شفيره و شفيره تبديل مي‌گردد. دوره شفيرگي 9 تا 16 روز و پس از آن حشره كامل ظاهر مي‌گردد.

مبارزه
1ـ دشمنان طبيعي

كنه پارازيت لارو، شفيره و حشره كامل

Pyemotes ventricosus (Acari: Pyemotidae)

پارازيتوئيد لارو Spathius radjabii (Hym.: Bracondae)

2ـ نهال‌هاي حاصله از خوابانيدن شاخه بر اساس مشاهدات رجبي به حشرات چوبخوار رايج نظير S. davarohii , S. kambyses و پوستخوار درختان ميوه مبتلا نمي‌گردند و در صورت ابتلا، شدت خسارت بسيار كم مي‌باشد. درختاني كه با روش پيوند مستقيم تكثير يافته باشند كم و بيش آلودگي به هر سه نوع گونه چوبخوار نشان مي‌دهند.

3ـ فاصله كاشت: فاصله زياد كاشت سبب تبخير سطحي بالا شده و درختان را نسبت به حمله چوبخواران حساس مي‌نمايد. باغهاي بدون حصار به علت جريان هوا و باد آلودگي بيشتر خواهند داشت.

4ـ آب: كم آبي درختان را در مقابل آفات چوبخوار حساس مي‌سازد.

5ـ مواد غذايي و كود: با انجام صحيح و پيگير اصول داشت، فاصله، آب، كود و غيره مي‌توانيم درختاني سالم داشته باشيم و از حمله حشرات چوبخوار جلوگيري كنيم.

6ـ هرس: شامل حذف شاخه‌هاي مبتلا و بدشكل و مزاحم رسيدن مواد غذايي بيشتر به شاخه‌هاي درخت

number one
2007-Jul-28, 17:44
سوسك شاخك بلند رزاسه (كرم زرد شاخه خوار)
Rosaceae branch borer

Ospheranteria coerulescens

(Col.: Cerambycidae)

در اكثر مناطق ميوه‌خيز كشور وجود دارد. به انواع درختان ميوه خانواده رزاسه يعني سيب، گلابي، به، گيلاس، هلو، زردآلو، بادام، آلو، گوجه، آلبالو، زالزالك، به ژاپوني، رز، سنجد و حتي به درختان نرك سيب، هلو و زردآلو حمله مي‌نمايد. لاروهاي اين حشره در شاخه‌هاي نازك بيد و نارون نيز مشاهده شده است.



زيست‌شناسي
زمستان را به صورت لارو در داخل شاخه يا تنه درختان خانواده رزاسه به سر مي‌برد. در اواسط بهار لارو پس از مقداري تغذيه به پيش شفيره، سپس تبديل به شفيره مي‌گردد. دوره پيش شفيرگي 5 تا 9 روز و شفيرگي 11 تا 20 روز به طول مي‌انجامد. سپس حشرات كامل ظاهر و با كمي تغذيه از شيره گلها شروع به جفت‌گيري و پس از چند ساعت الي چند روز به طور انفرادي رو شاخه‌ها در كنار جوانه‌ها تخمريزي مي‌كنند.

رنگ تخمها نارنجي و شكل آنها مانند كاسه لاك‌پشت مي‌باشد. هر حشره ماده ممكن است 30 تا 75 عدد تخم بگذارد. دوره نشو و نماي جنيني 7 تا 8 روز پس از آن لارو مستقيماً داخل چوب شده و شروع به فعاليت مي‌نمايد. بطوريكه آغاز فعاليت آن را مي‌توان از روي پژمردگي برگهاي سرشاخه‌ها مشخص كرد. لارو اين سوسك با تغذيه از قسمتهاي داخلي سرشاخه‌ها و شاخه‌ها و گاهي تنه درختان كانالي ايجاد و داخل آنها را پوك و خالي مي‌كند به طوريكه با وزيدن باد قسمت‌هاي مورد حمله قطع گرديده مي‌افتند. دوره لاروي حدود 8 تا 9 ماده مي‌باشد. يك نسل در سال دارد.



مبارزه
1ـ عوامل بازدارنده طبيعي: تعدادي از زنبورهاي خانواده Chalcididae , Torymidae ،Ichneumonidae از پارازيت‌هاي اين حشره به شمار مي‌روند كه Xorides coroyrensis از خانواده Ichneumouidae به عنوان پارازيتوئيد لارو بيشتر از بقيه گونه‌ها فعال مي‌باشد.

2ـ آب و اثر آن درجلب آفت: مشاهدات رجبي بيانگر اثر قاطع آب درجلب حشرات چوبخوار از جمله سوسك شاخك بلند رزاسه است. اگر به آب معني و سيعتري بدهيم يعني ميزان رطوبت نسبي هوا را نيز مشمول آن بدانيم در آن صورت آب مهمترين عامل جلب حشرات چوبخوار در كشور ما خواهد بود. آب اگر كم باشد گذشته از اين كه خود آن به عنوان يك عنصر بسيار مهم حياتي به حد كافي در اختيار گياه قرار نمي‌گيرد بلكه جذب مواد غذايي لازم در خاك نيز دچار اخلال و اشكال مي‌شود.

آفتاب فراوان كشورمان يكي از عوامل مؤثر در شدت حمله حشرات چوبخوار است. آفتاب در دو جهت بسيار مشخص عمل مي‌نمايد. يكي اين كه با حرارت زيادي كه در نسوج گياهي ايجاد مي‌كند حشرات چوبخوار را كه به طور كلي حرارت دوست هستند جلب مي‌نمايد، دوم اين كه موجب تبخير سطحي شديد در گياه و خاك شده و در جريان عادي شيره يگاهي و اعمال فيزيولوژيك گياه اختلال ايجاد مي‌كند و در نتيجه موجب جلب حشرات چوبخوار مي‌گردد. بنابراين آبياري منظم به موقع تأثير به سزايي بر اين حشرات دارد.

3ـ تقويت درخت و خاك آن

4ـ هرس و معدوم نمودن شاخه‌هاي آلوده، چون لاروهاي در حال رشد در درون شاخه‌ها از بين مي‌روند.

5ـ سم‌پاشي با سموم سيستميك و نفوذي: توجه داشته باشيد زماني سموم سيستميك اثر مي‌كند كه لارو در مرحله سنين اوليه باشد.

در پايان لازم است به اين نكته توجه داشته باشيم كه اين حشره به شدت به گلهاي سفيد جلب مي‌گردد و به تعداد زياد روي گلهاي سفيد رنگ به ويژه ازمك (Cardaria draba) به شكل گروهي ديده شده است. بدين معني كه از گلهاي جذب كننده اين آفت براي جمع‌آوري حشرات كامل بهره برد و آنها را نابود نمود.

number one
2007-Jul-28, 17:45
پوستخوار درختان ميوه
(Shot hole borer)

Ruguloscolytus mediterraneus

(Col.: Scolytidae)

اين حشره در تمام نقاطي از ايران كه درختان ميوه خانواده رزاسه كشت مي‌شوند از مرطوبترين نقاط كشور (گيلان و مازندران) تا خشك‌ترين آنها (باغات يزد و نقاط خشك اصفهان) و از سردترين مناطق كشور (همدان و زنجان و شهركرد) تا گرمترين آن فعاليت مي‌كند. البته خسارت آن در نواحي كوهستاني كمتر از دشت مي‌باشد. گياهان ميزبان آن تمام درختان ميوه سردسيري هسته‌دار و دانه‌دار خانواده رزاسه مي‌باشند. به طور كلي آلبالو خيلي كمتر از ساير گونه‌هاي درختان هسته‌دار مورد حمله واقع مي‌شود كه شايد علت اصلي آن همانا عدم ازدياد اين درخت از طريق پيوند است. پيوند كردن درختان خود عاملي در جهت جلب حشرات كامل اين آفت براي استقرار روي آن درختان مي‌باشد. درختان ميوه دانه‌دار را مي‌توان از نظر شدت خسارت حمله آفت طبقه‌بندي نمود بدين معني كه سيب بيشتر از دو گونه گلابي و به مورد حمله اين آفت قرار مي‌گيرد. خسارت روي هسته‌دارها بيشتر از دانه‌دارها مي‌باشد كه موجب ترشح صمغ در اين گياهان مي‌گردد.

خسارت اين اسكوليت در باغات ميوه ابتدا به صورت ضعف عمومي درخت‌ها و عدم جريان شيره نباتي در قسمت‌هاي هوايي و كوچك ماندن ميوه‌ها بروز كرده و بتدريج با خشك شدن سريع شاخه‌ها منجر به مرگ درخت مي گردد. حشرات كامل به محل اتصال دستجات ميوه و برگ به شاخه (Spurs) حمله كرده و باعث خشكيدن يكباره آنها مي‌شوند.



زيست‌شناسي
داراي سه نسل در سال مي‌باشد. زمستان گذراني به صورت لار كامل در حد فاصل بين پوست و چوب درختان مي‌باشد. در بهار با مساعد شدن شرايط آب و هوا لاروها به شفيره تبديل شده و دراواسط بهار يعني دهه دوم ارديبهشت ماه حشرات بالغ پوست ش اخه‌ها و تنه را سوراخ كرده و خارج مي‌شوند. حشرات كامل پس از مدي تغذيه، جفت‌گيري و تخمريزي مي‌نمايند.

تخمريزي يك يا دو روز بعد از جفت‌گيري صورت مي‌گيرد. حشره ماده در زير پوست دالان مادري ايجاد نموده و در دو طرف آن تخمريزي مي‌نمايد. تعداد تخم حداقل 20 و حداكثر 105 عدد و متوسط 40 عدد مي‌باشد. بعد از 6 تا 10 روز لاروها خارج و دالان لاروي را عمود بر دالان مادري ايجاد مي‌نمايند. داراي 5 سن لاروي است. در انتهاي دالان لاروي اتاقك شفيرگي تشكيل مي‌شود كه لاروها در آن به شفيره و سپس به حشره كامل تبديل مي‌گردند.



کنترل:
در رابطه با مبارزه و پيشگيري عواملي كه در رابطه با سوسك شاخك بلند رزاسه گفته شد در مورد اين حشره نيز صادق است چون اين آفت نيز درختان ضعيف را مورد حمله قرار مي‌دهد.

number one
2007-Jul-28, 17:47
سر خرطومي گيلاس
Rhynchites auratus

(Col.: Curculionidae)

اين گونه به گيلاس، زردآلو، آلبالو و بادام وحشي خسارت مي‌زند. رجبي آثار خسارت اين حشره را روي گوجه در ناحيه قزوين مشاهده نموده است. به دو صورت خسارت مي‌زند:

خسارت اول مربوط به حشره كامل مي‌باشد كه از جوانه‌ها، برگها و ميوه‌ها تغذيه مي‌نمايد. تغذيه مستقيماً از عضو مورد حمله صورت گرفته و در اين راستا قسمت مورد حمله از بيرون خروده مي‌شود. تغذيه روي برگ، هم در حواشي و هم در پهنه آن انجام مي‌گيرد. بدين شكل كه لبه‌هاي برگ به طور نامنظم خرده شده و در پهنه هم سوراخهايي به اندازه و شكلهاي مختلف ايجاد مي‌گردد. تغذيه روي ميوه گيلاس و زردآلو بسيار مشخص مي‌باشد بدين صورت كه دور تا دور آن گودالهاي كوچك و بزرگي ايجاد مي‌شود. حشره كامل براي تخمريزي با خرطوم خود در ميوه گودالي ايجاد نموده و سپس تخم خود را كف آن گودال قرار مي‌دهد. به عبارت ديگر تخمگذاري اين آفت نيز خود نوعي خسارت محسوب مي‌شود. خسارت عمده آفت مربوط به لارو بوده و چون به هسته حمله يم‌كند اغلب باعث ريزش ميوه‌ها مي‌گردد.



زيست‌شناسي

اين حشره زمستان را به صورت لارو كامل در داخل هسته ميوه‌هاي آلوده ريخته شده روي زمين يا در خاك سپري مي‌كند. با مساعد شدن شرايط آب و هوا لارو تبديل به شفيره شده و در بهار همزمان با تشكيل ميوه حشره كامل ظاهر و بعد از كمي تغذيه از برگ، در گوشت ميوه سوراخي ايجاد كرده و يك عدد تخم در سطح هسته قرار مي‌دهد. حشره ماده پس از آن ديواره حفره را جويده و با قسمت‌هاي خرده شده روي تخم را مي‌پوشاند و به اين ترتيب مانع خشك شدن آن مي‌گردد. تخم‌ها پس از يك يا دو هفته تفريخ شده و لاروهاي جوان وارد هسته شده و سبب از بين رفتن آن مي‌گردند. لارو پس از رشد كامل ميوه را ترك كرده و در خاك تبديل به شفيره مي‌شود. اين حشره يك نسل در سال دارد.



کنترل:

1. شخم عميق در زير درختان در پاييز و زمستان براي از بين بردن لاروهاي زمستان گذران

2. استفاده از سموم تماسي پس از ريزش گلها(6-5روزبعد) براي از بين بردن حشرات كامل

3. اندوسولفان EC35% و 1.5 درهزار

4. دیازینون wp40% و 1در هزار

5. گوزاتیون EC20% و 2 درهزار

number one
2007-Jul-28, 17:48
سرخرطومي سيب
Apple blossom weevil

Anthonomus pomorum
(Col.: Curculionidae)

ميزان اصلي آن سيب و علاوه بر آن به ساير درختان ميوه دانه‌دار هم خسارت مي‌زند، حشره كامل قبل از جفت‌گيري و تخمريزي از جوانه‌ها، برگ، گلهاي هنوز كاملاً بسته، حتي شاخه‌هاي بسيار كوچك حامل جوانه‌هاي گل و برگ تغذيه مي‌كند. لارو نيز از اندامهاي زايا نظير پرچم‌ها و تخمدان‌هاي گل و ميوه جوان تغذيه مي‌كند. غنچه‌هاي مورد حمله باز نشده، گلبرگها خشك، غنچه‌ها قهوه‌اي و بسته باقي مي‌مانند و سوراخي در آن بوجود مي‌آيد. در داخل غنچه آلوده تخم، لارو يا شفيره آفت ملاحظه مي‌گردد.



زيست‌شناسي

حشره كامل در شكاف يا زير پوست تنه درختان و يا پناهگاههاي ديگر زمستان را به سر مي‌برد. در اواخر اسفند و يا فروردين پناهگاههاي زمستاني را ترك كرده و شروع به تغذيه از غنچه‌ها مي‌نمايد. ماده‌ها يك تا دو روز پس از جفت‌گيري شروع به تخمريزي داخل غنچه‌هاي سبز مي‌كنند. حشره ماده با خرطوم خود سوراخي در غنچه ايجاد مي‌كند سپس چرخيده و انتهاي شكم را در مقابل سوراخ قرار داده و تخمريزي مي‌كند. تخم پس از 5 تا 15 روز تفريخ شده و لاروها پس از 2 تا 3 هفته تغذيه در داخل غنچه‌ها تبديل به شفيره مي‌گردند. دوره شفيرگي يك تا دو هفته مي‌باشد. سپس سرخرطومي‌هاي نسل جديد غنچه را سوراخ كرده و از آن خارج مي‌شوند و در پناهگاههاي مختلف زمستان گذراني مي‌كند. اين حشره يك نسل در سال دارد.

کنترل شیمیایی:

از سموم توصیه شده در مرحله غنچه قبل ازباز شدن گلها استفاده می کنیم

1. اندوسولفان EC35% و 1.5 درهزار

2. دیازینون wp40% و 1در هزار

3. فوزولن EC35% و 1.5 در هزار

number one
2007-Jul-28, 17:49
سنك گلابي
(Pear lace bug)

Stephannts pyri

(Hem.: Tingitidae)

در تمام مناطق ميوه‌خيز كشور يافت مي‌شود. ميزبان آن سيب، گلابي و در درجه دوم به گيلاس و گاهي نيز هلو، زردآلو، گوجه، زالزالك و ازگيل، به ژاپوني و گل سرخ خسارت وارد مي‌آورد. برگها در محل تغذيه فاقد كلروفيل شده و بهص ورت نقاط زرد رنگ در سطح فوقاني برگ ديده مي‌شود. اين نقاط با تغذيه‌هاي مداوم قهوه‌اي شده و سپس برگها مي‌ريزند. حشره كامل و پوره‌ها پشت برگها فضولاتي توليد مي‌كنند كه به صورت نقاط سياه رنگ همراه با مايع چسبنده‌اي مي‌باشد. درختان آلوده ضعيف شده برگها قبل از خزان مي‌ريزند. اگر شدت آلودگي زياد باشد ميوه‌ها هم ريزش مي‌كنند.



زيست‌شناسي

زمستان را به صورت حشره كامل كه از لحاظ جنسي هنوز بالغ نشده است در زير پوستك درختان و زير برگهاي خشك درز و شكاف تنه درخت و ديوار و ساير پناهگاهها به سر مي‌برد. طول بدن حشرات كامل حدود 3 تا 4 ميليمتر و به رنگ قهوه‌اي مايل به خاكستري مي‌باشد. بالها مشبك، طول بالها تقريباً دو برابر طول بدن است. در بهار حشرات كامل مصادف با باز شدن كامل برگها ظاهر مي‌شودند و پس از جفت‌گيري حشرات ماده داخل نسج در سطح زيرين برگ تخمريزي مي‌كنند و روي آنها را با ترشحات سياه رنگ مي‌پوشاند. پوره‌ها به فاصله 30 تا 40 روز از تخم خارج مي‌شوند. دوره پورگي 4 تا 5 هفته و در اين مدت پوره‌ها 5 بار جلد عوض مي‌كنند. 2 تا 3 نسل در سال دارد.



مبارزه

1ـ از بين بردن برگهاي خشك و پوستك‌هاي تنه درختان

2ـ شخم پاييزه

3ـ استفاده ازسموم فسفره آلي ماند اكامت و زولون

number one
2007-Jul-28, 17:49
شته سبز سيب
Green apple aphid



Aphis pomi

(Hom.: Aphididae)

اين شته در سراسر كشور هر جا كه سيب كشت شود وجود دارد. اين آفت به برگ و نوك شاخه‌هاي نورس، جوانه‌ها حتي گلها نيز خسارت مي‌زند و باعث كم شدن محصول مي‌گردد. گياهان ميزبان آن شامل سيب، گلابي، به، زالزالك و ازگيل مي‌باشد. در نهالستان‌ها و روي درختان جوان خسارتش بسيار شديد است. حمله شديد آن در باغهاي بارده نيز به فراواني ديده مي‌شود. در درختان چه پير و چه جوان پاجوش‌ها بيشتر در معرض حمله اين شته قرار دارند. بر اثر تغذيه اين حشره برگهاي جوان تغيير شكل مي‌دهند. در اين گونه پيچش برگها غالباً عرضي است. به عبارتي كلي‌تر برگهاي جوان انتهايي بيشتر از همه در معرضحمله قرار دارند و بيشترين خسارت را مي‌بينند.



زيست‌شناسي

سيكل زندگي اين شته از نوع Holocyclic مي‌باشد. زمستان گذراني به صورت تخم است. اين تخمها معمولاً روي شاخه‌هاي يكساله گذاشته مي‌شوند. روي شاخه‌هاي سنين ديگر نيز ممكن است بتوان تخمي پيدا نمود. زمان تفريخ تخمها مصادف با باز شدن جوانه‌هاست. فعاليت بهار اين آفت شديد است و روي اعضا فعال و جوان گياهي به سرعت به زنده‌زايي ادامه داده و مهمترين خسارت خود را در همان زمان وارد مي‌آورد.

با بالا رفتن جمعيت، بالدارهايي در مجموعه شته‌ها ظاهر مي‌شوند كه انتشار آفت را به ساير درختان ميزبان كه در مجاورت قرار دارند به عهده مي‌گيرند. اين شته ميزبان ثانوي براي تابستان گذراني ندارد به عبارت ديگر تمام نسلهاي خود را روي درختان ميوه سردسيري كه قبلاً اسامي آنها ارائه شد طي مي‌نمايد و اگر مشاهده مي‌شود كه در طول تابستان جمعيت آن به شدت كاهش مي‌يابد به علت مهاجرت به طرف ميزبانهاي ثانوي نيست بلكه اين كاهش نتيجه اثر حرارت شديد محيطي، ايجاد تغييراتي در شيره گياهي و فعاليت قابل توجه دشمنان طبيعي اين شته مي‌باشد. از اوايل پاييز به بعد در جمعيت اين شته فزوني محسوسي در مقايسه با جمعيت تابستاني پديدار مي‌گردد. افراد جنسي از اواخر مهر شروع به ظاهر شدن مي‌كنند و تخمريزي تقريباً بلافاصله آغاز مي‌گردد.

تعداد نسل شته سبز سيب در سال بر حسب شرايط آب و هوايي محل فرق كرده و معمولاً 15 تا 20 نسل در سال توليد مي‌كند. اين شته يك ميزبانه است.

کنترل شیمیایی:

اگر شته‌ها موجب پيچيدگي برگ شوند يا توليد گال نمايند از سموم سيستميك مانند اكسي دی متون متيل (متاسيستوكس) و تيومتون (اكاتين) استفاده مي‌شود ولي اگر موجب پيچيدگي نشوند از پريميكارب (پريمور)‌ كه يك شته كش اختصاصي است، استفاد مي‌شود. براي مبارزه با شته‌هاي سبزي و جاليزي از هپتنوفوس (هوستاكوئيك) استفاده مي‌شود چون اثر سريع داشته ولي كم دوام است.همچنین سموم پر دوام در اوایل فصل مصرف شود.

1. تیومتون(اکاتین) EC 60 % یک در هزار

2. اکسی دیمتون متیل EC25% یک درهزار

3. مالاتیون EC25% دو درهزار

4. پیریمیکارب(پریمور) Df50% نیم درهزار

5. پیریمیکارب WP50% نیم درهزار

6. هپتنفوس EC50% یک در هزار

7. دیازینون EC60% یک در هزار

number one
2007-Jul-28, 19:12
جاروک بادام
almond brooming

بیماری فیتوپلاسمایی بادام که نشانۀ عمدۀ آن جارویی شدن شاخه ها است. این بیماری در حال حاظر در فارس گسترش دارد و به آن«جرگه ای شدن»نیز گویند.

number one
2007-Jul-28, 19:12
سوختگی برگ بادام
almond leaf scorch


بیماری ناشی از باکتری گرم منفی محدود به آوندهای چوبی به نام Xylella fastidiosa است. دراثر حمله باکتری به درختان بادام قسمتهایی ازبرگ وبه ویژه نوک و حاشیه آن دچار سوختگی میشود.

number one
2007-Jul-28, 19:13
پوسيدگي سياه سيب apple black rot
پوسيدگي در تمام اندامهاي هوايي(برگ .ميوه وشاخه) ديده مي شود. عامل قارچ Botryosphaeria obtuse است.

http://plantpathology.net/disease/fdisease/image/apple%20black%20rot1.jpg

number one
2007-Jul-28, 19:13
پوسيدگي سياه ريشه سيب
apple black root rot

پوسيدگي ناشي از Xylaria mali در سيب ممكن است باعث فساد كامل ريشه شود. معمولاً قشر سياه رنگي از اندامهاي قارچ سطح ريشه را مي پوشاند. پوسيدگي خشك است وپوست به قسمتهاي زيرين چسبيده است.

number one
2007-Jul-28, 19:14
سرطان طوقه سيب
apple crown gall

بيماري ناشي از باكتري Agrobacterium tumefaciens است.علائم آن تشكيل گال در محل طوقه وندرتا ريشه وساقه است.

اين بيماري بيشتر در نهالستانها ديده مي‌شود. گالها به علت رشد و تكثير سرطاني ياخته هاي آلوده ايجاد مي‌شوند. تبديل ياخته هاي عادي به ياخته هاي سرطاني بر اثر ورود پلاسميد مولد غده ((Ti- plasmid به ياخته، ادغام DNA مولد غده در كروموزم هسته صورت مي گيرد.

توصيه: انتخاب نهالهاي سالم يكي ازبهترين روشهاي كنترل بيماري است. ضدعفوني ابزار هرس وجلوگيري از زخمي شدن شاخ و برگ نيز توصيه مي شود.

number one
2007-Jul-28, 19:14
virus
بيماري گسترش جهاني دارد. در ايران نيز وجود دارد.علائم بيماري دير ظاهر مي‌شود. گاهي دو تا سه سال بعد از آلودگي علائم ظاهر مي‌شود و به همين دليل به آنApple larent virus هم مي‌گويند.حالت كلروز روي برگها ايجاد مي‌شود در نهايت درخت دچار زوال مي‌شود.

عامل ويروسي رشته اي از جنس Trichovirus است ،كه در بسياري از ارقام تجاري سيب بدون علائم است. اما در بعضي از ارقام توليد لكه هاي روشن مي‌كند ونيز با بيماري سرشاخه كاري سيب (Apple top working disease)همراه است . بيماري سرشاخه كاري سيب در ژاپن ديده شده است. ويروس از گروه Closterovirus مي‌باشدكه فقط با پيوند منتقل مي‌شود.

number one
2007-Jul-28, 19:14
سفيدك حقيقي(پودری) سيب



Apple powdery mildew



بيماري ناشي از قارچ podosphaera leucotricha است. اين قارچ به شاخ وبرگ جوان، گل وميوه ميزند واغلب باعث خشكيدن شاخه هاي جوان ميشود. بروي برگ نيزايجاد پيچيدگي مينمايد. گلهاي آلوده چروكيده وحالت گوشتي پيدا ميكند. اغلب آلودگي روي پاجوشها ديده ميشود. بيماري در تمام مناطق كشت سيب ديده ميشود ولي اهميت آن در خزانه است . روي ميوه ايجاد زنگار ميكند . عامل انگل اجباري است پس از سلول زنده تغذيه می نماید و ريسه هاي قارچ درجوانه هاي درحال خواب زمستانگذراني ميكند.













كنترل شيميايي:

1.دينوكاپ wp18.25% يك درهزار

2.دينوكاپ Ec35 % يك درهزار

3.بنوميل wp50 % نیم در هزار

4.سولفور wp80-90% و 3-4 درهزار

5.نوآريمول Ec 9% و 0.75 درهزار



توصيه : مبارزه شيميايي رابه محض مشاهده بيماري با توجه به پيش آگاهي شروع مي‌كنيم. درصورتي كه سابقه آلودگي داشته باشيم هرس شاخه هاي آلوده در اواخر پاييز انجام داده و آنها رامي‌سوزانيم.

number one
2007-Jul-29, 11:32
ليسه ميوه

Yponomeuta padellus
(Lep.: Yponomeutidae)

درختان مورد حمله اين ليسه شامل سيب، گوجه، زردآلو، قيسي، زالزالك، گلابي، ازگيل، به، آلو، بادام و برخي درختان غير مثمر مي‌باشد. تعداد خالهاي ليسه سيب 25 تا 26 عدد ولي در ليسه ميوه 30 عدد است كه در 3 رديف طولي قرار گرفته‌اند. طرز زندگي و طرز خسارت آن شبيه ليسه سيب مي‌باشد ولي اختلافات عمده كه در زندگي ان ديده مي‌شود به شرح زير است:

1ـ پروانه ليسه ميوه زودتر از ليسه سيب شروع به پرواز مي‌كند.

2ـ در ليسه ميوه، لاروها از زير پولك زمستانه كه بيرون آمدند به صورت مينوز داخل بافت پارانشيم برگ نمي‌شوند، بلكه در روي برگهاي جوان پراكنده شده، مشغول بستن تار و تغذيه مي‌گردند.

3ـ لاروهاي ليسه ميوه تك تك در قسمت‌هاي مختلف درخت به خصوص بين برگها در پيله سفيدرنگ به شفيره تبديل مي‌شوند و پيله‌ها برخلاف ليسه سيب به طور متراكم در نزديكي هم قرار ندارد (مبارزه مانند ليسه سيب مي‌باشد).

کنترل شیمیایی:

1. مالاتیون EC57% و 2در هزار

2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار

زمان مبارزه: پس از متورم شدن جوانه ها و درست قبل از باز شدن گلها

number one
2007-Jul-29, 11:33
ابريشم باف ناجور
( Gypsy moth)
Lymantria dispar

(Lep: Lymantriidae)

اين حشره آفتي است پلي فاژ و در دنيا به بيش از 500 گونه حمله مي‌نمايد. در ايران گاهي به حالت طغياني درمي‌آيد و به خصوص در نواحي شمال روي درختان جنگلي پهن برگ و درختان ميوه خسارت مي‌زند.

زيست‌شناسي
زمستان را به صورت تخم و در حالت دياپور سپري كرده و در اوايل بهار بتدريج تخمها تفريخ ولاروها خارج مي‌شوند. لاروها 45 تا 70 روز فعاليت برگخواري شديد از خود نشان مي‌دهد. انتقال لاروهاي جوان يا لاروسن اول بوسيله باد و بوسيله رشته‌هاي ابريشمي مي‌باشد. لارو پس از تغذيه در محل مناسبي تبديل به شفيره مي‌شود. شفيره بوسيله تارهاي ابريشمي به تنه درخت يا چيز ديگر خود را متصل مي‌كند. مرحله شفيرگي 10 تا 14 روز به طول مي‌انجامد. پروانه‌هاي ماده پس از خروج به علت سنگيني بدن خود قادر به پرواز دور نمي‌باشند و در همان حول و حوش محل خروج از شفيره پس از جفت‌گيري، تخمهاي خود را به صورت توده‌هاي بيضي شكل به تعداد 500 تا 2000 عدد در رويپوست صاف تنه و شاخه‌هاي جوان ميزبان و يا روي قسمت‌هاي مختلف درخت روي سنگ و روي كنده‌هاي بريده شده درخت قرار مي‌دهند. تخمها تا اندازه‌اي گرد و كرم رنگ هستند. از اواسط تابستان تا بهار آينده نزدگي خود را به حالت تخم مي‌گذارنند.



















مبازه
1ـ دشمنان طبيعي

پارازيتوئيد شفيره Brachymeria intermedia (Hym.: Chalcididae)

پارازيتوئيد لارو Exorista larvarum (Dip.: Tachinidae)

پارازيتوئيد لارو Apanteles sp. (Hym.: Braconidae)

2ـ کنترل شیمیایی

استفاده از ديفلوبنزورون (ديميلين) به نسبت 0.3 در هزار يا باکتری B.t به نسبت 2.5 تا 3 در هزار

number one
2007-Jul-29, 11:38
ليسه سيب

Yponomeuta malinelus
(Lep: Yponomeutidae)

اين آفت سرما دوست بوده، در نتيجه حشره‌اي است مخصوص ارتفاعات و در اغلب استانهاي ايران فعاليت دارد. ميزبان اصلي آن سيب و گاهي به گلابي نيز خسارت مي‌زند. از هسته‌دارها به آلو، بادام و گوجه خسارت مي‌زند. برخي معتقدند در ايران اين آفت مونوفاژ بوده و فقط روي سيب فعاليت مي‌نمايد.



زيست‌شناسي
زمستان را به صورت لارونئونات در زير پولك به سر مي‌برد. در اوايل بهار يكياز لاروها پولك را سوراخ و از آن خارج مي‌گردد. بقيه لاروها به تريج از همان سوراخ خارج و سپس به حد فاصل بين دو غشاء تحتاني و فوقاني برگ رفته و از پارانشيم برگ تغذيه و به عبارتي مانند لاروهاي مينوز يا Leaf miner عمل مي‌نمايند. پس از مدتي از برگها خارج و مستقيماً از برگهاي مجاور تغذيه و فقط رگبرگها را به جا مي‌گذارند. لاروها در اين هنگام از خود تارهايي مي‌تنند كه حالت تار عنكبوتي به درخت مي‌دهد. فعاليت لاروها دسته جمعي و در هر لانه گاهي تا 100 لارو ديده مي‌شود. در اواسط تابستان كه لاروها به حداكثر رشد مي‌رسند پيله‌هاي سفيد رنگي تنيده و درون آنها به شفيره تبديل مي‌شوند. دوره شفيرگي 3 تا 5 هفته و بتدريج حشرات كامل ظاهر مي‌گردند. خروج پروانه‌ها از اوايل خرداد تا نيمه شهريور بتدريج انجام گرفته و متعاقباً تخمريزي نيز به تدريج صورت مي‌گيرد.

پروانه‌هاي ماده تخمهاي خود را در دستجات 20 تا 60 تايي زير هر پولك مي‌گذارند. دوره نشو و نماي جنيني حدود دو هفته سپس لاروهاي ريز كه همان لاروهاي نئونات مي‌باشند زير پولكها بوجود مي‌آيند و به همين حالت تا بهار سال آينده زير پولكها باقي مي‌مانند. بنابراين ليسه سيب در هر سال فقط يك نسل دارد.



کنترل لیسه:
Hym.: Ichneumonidae

پارازيتوئيد شفيره Campoplex ensator

پارازيتوئيد شفيره Itoplectic europeator

پارازيتوئيد شفيره Pimpla turionellae

Hym.: Encyridae: Encyrtus fuscicollis

پارازيتوئيد لارو مي‌باشد كه به شكل تقسيم جنيني تكثير مي‌يابد. بدين معني كه اين زنبور بيش از يك تخم در داخل بدن ميزبان خود نمي‌گذارد ولي در اين تخم جنين به جنين‌هاي ديگري تقسيم شده به طوريكه در انتهاي فعاليت لاروي اين زنبور، بدن ميزبان مملو از لاروهاي آن مي‌گردد (Polyembriony). از يك تخم 52 تا 80 زنبور خارج مي‌گردد.

کنترل شیمیایی:

1. مالاتیون EC57% و 2در هزار

2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار

زمان مبارزه: پس از متورم شدن جوانه ها و درست قبل از باز شدن گلها

number one
2007-Jul-29, 11:39
سفيده رگ سياه

(Black – Veined White)

Aporia crataegi

(Lep: Pieridae)

پروانه‌اي سفيد رنگ با رگبالهاي تيره مي‌باشد. روز پرواز، به طول 20 ميليمتر با شاخك سنجاقي است. در نرها مفصل آخر شاخك و در ماده‌ها چهار مفصل آخر سفيد رنگ است. در اكثر مناق كشور وجود دارد. لارو اين آفت از برگهاي درختان ميوه مانند سيب، گلابي، گوجه، بادام، آلبالو و گيلاس تغذيه مي‌نمايد. زمستان را به صورت لاروهاي غير كامل (لاروهاي سنين 3 و 4) در داخل لانه‌هايي از تارهاي خود و برگ درختان تهيه نموده است به سر برده و يك نسل در سال دارد.











کنترل:

زنبور Apanteles glomeratus از Braconidae لاروهاي اين آفت را پارازيته مي‌كند. بريدن و سوزاندن لانه‌هاي زمستاني آفت، موقع هرس درختان نقش عمده‌اي در كاهش آفت خواهد داشت.

number one
2007-Jul-29, 11:40
پر طاووس گلابي

Saturnia pyri

(Lep.: Saturnidae)

حشره كامل با بالهاي باز حدود 140 ميليمتر، خاكستري مايل به قهوه‌اي و روي هر بال لكه درشتي شبيه به چشم وجود دارد. لارو سبز رنگ در حداكثر رشد اندازه آن به 120 ميليمتر مي‌رسد و روي حلقه‌هاي مختلف داراي غده‌هاي آبي رنگ با موهاي بلند است. به گلابي، سيب، بادام و گاهي پسته خسارت مي‌زند. لارو از برگ تغذيه مي‌نمايد. زمستان گذراني به صورت شفره و يك نسل در سال دارد.

کنترل: با جمع‌آوري لاروهاي درشت مي‌توان به روش مكانيكي با آن مبارزه نمود

number one
2007-Jul-29, 11:41
پروانه بال دنباله‌دار
Iphiclides (=Papilio) podalirius
(Lep: Papilionidae)

به سيب، گلابي، بادام، گوجه، آلو، گيلاس، آلبالو و زالزالك حمله مي‌نمايد. لارو از برگ درختان تغذيه مي‌كند. دو نسل در سال دارد. زمستان گذراني به صورت شفيره است.

number one
2007-Jul-29, 11:41
پروانه فري يا كرم خراط
(Leopard moth)

Zeuzera pyrina
(Lep: Cossidae)

اين حشره به گونه‌هاي بسياري از درختان مثمر و غيرمثمر حمله مي‌كند. از درختان مثمر سيب ميزبان اصلي آن در ايران است ولي خسارت آن روي گلابي، به و گردو نيز ديده شده است. از گياهان غيرمثمر مي‌توان به افرا، بيدمشك، بيد، نارون، بوط و زبان گنجشك اشاره نمود. در دنيا 150 ميزبان براي آفت ذكر شده است. درخت سيب به اين آفت خيلي حساس و زود از پا درمي‌آيد در حاليكه گردو تا حدودي مقاوم است.



زيست‌شناسي
پروانه فري در ايران هر دو سال يك نسل دارد. زمستان را به صورت لاروهاي سنين مختلف در درون شاخه درختان ميزبان مي‌گذراند. در اواسط بهار لاروهايي كه رشدشان كامل شده تبديل به شفيره مي‌شوند و اواخر بهار شب‌پره‌ها به تدريج ظاهر مي‌شوند. حشرات ماده اصولاً هيچ نوعي تغذيه‌اي نداشته و به جهت سنگيني قادر به پرواز نيستند. پس از جفت‌گيري اغلب در مدخل سوراخ خروجي، شكاف ته و حتي روي زمين تخمريزي مي‌كنند. هر حشره ماده نزديك به هزار تخم مي‌گذارد. اين تخمها خوراك مناسبي براي مورچه‌ها هستند. به فاصله يك تا دو هفته تخم‌ها تفريخ شده و لاروهاي كوچكي خارج مي‌شوند. تغذيه اصلي لاروها از چوب شاخه و تنه است. لاروها ضمن تغذيه فضولات نارنجي رنگ خود را از سوراخ ورودي كه در ضمن سوراخ خروجي آنها نيز خواهد بود به صورت گلوله‌هاي كوچك و مدور بيرون مي‌ريزند. اين فضولات در پاي درختان مبتلا جمع مي‌شوند و اين خود يكي از راههاي بسيار آسان تشخيص وجود پروانه فري مي‌باشد. كانالهايي كه در داخل چوب بوسيله لارو اين حشره بوجود مي‌آيد مستقيم و حدود 30 تا 40 سانتيمتر طول دارد و بستگي به گونه ميزبان دارد.

حمله اين آفت روي سيب استقرار ساير حشرات چوبخوار و مخصوصاً اسكوليت درختان ميوه و پروانه زنبور مانند را به دنبال خواهد داشت. چون دهانه خروجي دالانهاي لاروي پروانه فري محل مناسبي براي تخمريزي و در نتيجه خسارت پروانه زنبور مانند است.

لاروها با تارهايي بسيار نارك كه با غدد دهاني خود مي‌سازد از شاخه‌اي به شاخه ديگر منتقل مي‌شوند. لاروها پس از تغذيه كامل تبديل به شفيره مي‌شوند. دوره شفيرگي 20 تا 40 روز طول مي‌كشد. در كرج اين زمان به تدريج از اوايل ارديبهشت ماه شروع و تا اوايل شهريورماه نزديك به 5 ماه اوليه ادامه دارد. پروانه‌هاي كامل پس از ظهور از همان سوراخ ورودي خارج مي‌شوند.



کنتـــــــرل:
1ـ از دشمنان طبيعي اين آفت مي‌توان به مورچه‌هاي شكاري (عادت تخم‌خواري) و سن‌هاي Reduviidae (عادت لاروخواري) اشاره نمود.

2ـ رعايت اصول به زراعي، هرس و سوزاندن شاخه‌هاي خشك و آلوده از شدت خسارت‌هاي بعدي مي‌كاهد.

3- در موردي كه تعداد درختان آلوده كم باشد مي‌توان با فرو بردن مفتولي در درون سوراخهاي ورودي، لاروهاي آفت را از بين برد.

4ـ استفاده از قرص و خمیرهایی که گازهای سمی تولید می کنند.

5ـ امروزه در اكثر كشورهاي جهان از فرمون‌هاي جنسي به صورت تكنيك Mating disruption در قالب مبارزه تلفيقي عليه اين آفت استفاده مي‌شود.

6- بهترين موقع مبارزه شيميايي زماني است كه لاروهاي سن اول به قسمت‌هاي جوان گياه كه همان رگبرگها و دمبرگها و شاخه‌هاي نازك است حمله مي‌كنند در اين موقع چون عمق نفوذ لاروها هنوز چندان زياد نيست مي‌توان با استفاده از سموم نفوذي مؤثر براي از بين بردن آفت استفاده كرد.



آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار

دیازینون EC60% و 1 درهزار

number one
2007-Jul-29, 11:43
كرم جگري يا كرم نجار
(Goat moth)
Cossus cossus

(Lep: ossidae)

اين آفت از نظر خسارت كم و بيش زمانند پروانه فري مي‌باشد. بيشتر در نواحي معتدله سرد و مرطوب انتشار دارد. حشره كامل به رنگ قهوه‌اي مايل به خاكستري است و عرض آن با بالهاي باز گاهي به 80 ميليمتر مي‌رسد. لاروهاي جگري رنگ هستند بدين ترتيب كه قسمت پشتي قهوه‌اي مايل به قرمز و در پهلو زرد پررنگ به نظر مي‌رسند. (لاروهاي كامل طولشان به 100 ميليمتر هم مي‌رسد).

از نظر گياهان ميزبان اين آفت به سيب، گلابي، به، گوجه و بسياري از درختان غيرمثمر و جنگلي حمله مي‌نمايد. در اين بين، درختان سيب بيشتر مورد حمله قرار مي‌گيرند. گفته مي‌شود كه اين آفت به درختان مسن بيشتر حمله مي‌كند. رژيم غذايي اين آفت چوبخواري است لاروها از منطقه پوستي، كامبيوم و چوب درختان ميزبان تغذيه مي‌كنند. اين گونه درختان كه از بين ضعيف‌ها انتخاب مي‌گردند دچار ضعف بيشتري شده نهايتاً با حمله ساير حشرات چوبخوار نابود مي‌گردند. برخلاف كرم خراط اين لاروها به ندرت به شاخه‌هاي جوان خسارت وارد مي‌كنند.



زيست‌شناسي
زمستان گذراني به صورت لارو در درون تنه درختان و بدون دياپوز اجباري است. هر دو سال يك نسل دارد. لارو پس از تكميل رشد خود براي شفيره شدن خود را به نزديكي سوراخ ورودي مي‌رساند. لارو با استفاده از ترشحات بزاقي خانه شفيرگي آميخته از خاك و ذرات چوب ساخته و تبديل به شفيره مي‌شود. دوره شفيرگي 3 تا 4 هفته و حتي گاهي 6 هفته طول مي‌كشد. ظهور حشرات كامل در اواخر بهار و اوايل تابستان صورت مي‌گيرد. حشره ماده پس از جفت‌گيري تخمهماي خود را به صورت دسته‌هاي 15 تا 50 تايي در شكاف پوست تنه درخت قرار مي‌دهد. حداكثر تعداد تخم از 1400 تا 1900 متغير و به طور متوسط 1000 عدد است. دوره جنيني تخم 14 روز سپس لاروهاي جوان خارج و وارد پوست مي‌شوند و از قسمت‌هاي دروني تنه و شاخه تغذيه مي‌نمايند.



مبارزه
1. چون سوراخ خروجي و ورودي لارو حشره يكي است از طريق مبارزه مكانيكي و با فرو بردن يك مفتول سيمي در دخل سوراخ مي‌توان لارو را زخمي كرد يا كشت.

2. با توجه به اينكه حشره فقط درختان پير و ضعيف را مورد حمله قرار مي‌دهد رعايت اصول بهداشت بهترين راه پيشگيري از اين آفت مي‌باشد.

3. آبیاری و تغذیه مناسب باعث حفظ فشارآوندی مناسب درگیاه می شود ولارو آفت نمی تواند به راحتی به چنین گیاهانی حمله کند.

number one
2007-Jul-29, 11:43
پروانه زنبورمانند درختان سيب

Synanthedon myopaeformis
(Lep: Sesiidae)

اين گونه در مناطق وسيع از كشورهاي اروپايي و آسيايي انتشار دارد. از آفات مهم درختان سيب مي‌باشد. لاروهاي اين آفت در منطقه كامبيوم در زير پوست تنه درختان، روي تنه و شاخه‌هاي اصلي فعاليت دارند و گاهي باعث خشك شدن كامل درختان مي‌گردند.



زيست‌شناسي
زمستان گذراني اين حشره به صورت لاروهاي سنين مختلف در محل تغذيه يعني دالانهاي پيچ و خم‌دار لارو در زير پوست مي‌باشد. لاروها براي تغذيه به چوب آسيبي نمي‌رسانند بلكه تغذيه آنها از پوست و كامبيوم است. لاروهاي زمستان گذران در بهار سال بعد مجدداً شروع به فعاليت كرده و پس از تكميل دوران لاروي در حالي كه طول آنها به حدود 15 تا 18 ميليمتر مي‌رسد و به رنگ زرد عسلي به يك خط تيره پشتي درمي‌آيند، در زير پوست تبديل به شفيره مي‌شوند. لاروها قبل از شفيره شدن پيله‌هاي مخصوص مركب از تارهاي ابريشمي و خورده‌هاي پوست و فضولات قهوه‌اي رنگ مي‌سازند و در داخل آن تبديل به شفيره مي‌شوند. لاروها پس از يك تا دو هفته و طي دوران شفيرگي كامل شده و پروانه‌ها ظاهر مي‌شوند. اين زمان در حدود اواسط خردادماه تا اوايل تيرماه مي‌باشد. پرواز پروانه‌ها و فعاليت‌هاي حياتي آنها شامل جفت‌گيري و تخمريزي در روز انجام مي‌شود. ماده تخمهاي خود را به صورت انفرادي و گهگاه چند عدد در جوار يكديگر در شكافها و زخمهاي روي پوست تنه و شاخه‌هاي قطور مي‌گذراند. در اين رابطه حتي در محل هرس شاخه‌هاي قطور نيز تخم اين حشره ديده شده است. در روي تنه‌هاي سالم، حشره ماده حتي از تركهاي بسيار خفيف ناشي از تغييرات اقليمي و عوامل فيزيولوژيك گياهي نيز جهت تخمگذاري استفاده مي‌نمايد.

دوره چنيني تخم متفاوت و از 8 تا 20 روز متغير است. لاروها پس از خروج از راه شكاف و يا زخمي كه تخم در آن گذاشته شده است به داخل پوست نفوذ نموده و تغذيه را شروع مي‌نمايند. تغذيه هم از بافتهاي در حال فساد و هم از بافتهاي تازه مي‌باشد. فضولات لاروي به صورت دانه‌هاي ريز قهوه‌اي رنگي بوده كه گهگاه از شكافها بيرون زده و محل فعاليت لاروي را مشخص مي‌سازد. اين لاروها تا بهال سال آينده در همين محلها زمستان را مي‌گذرانند. بنابراين يك نسل در سال دارد.

کنترل:
در مورد درختان پذيراي اين آفت دو نكته بسيار مهم قابل بحث مي‌باشد.

1ـ بيشتر درختاني كه جهت تخمريزي انتخاب مي‌شوند يا رها شده‌اند و يا از نظر كاشت وضعيتي رضايت‌بخشي ندارند.

2ـ هر نوع شكاف، ترك . زخم روي تنه و شاخه‌ها باعث جلب اين آفت براي تخمريزي خواهد گرديد. در اين رابطه حتي ترك‌ها و تغيير شكل‌هاي ناشي از عوامل بيماريزا مانند بيماري معروف قارچي خوره كه در نقاط ميوه‌خيز كوهستاني به فراوني روي درختان سيب رايج است باعث جلب اين حشره براي تخمريزي مي‌گردد. لذا مهمترين طريقه پيشگيري از حمله و خسارت اين آفت رعايت اصول صحيح باغداري، آبياري به موقع، هرس و پانسمان زخمهاي روي تنه با مواد ضدعفوني كننده و چسب پيوند مي‌باشد. سم‌پاشي تنه و شاخه‌هاي اصلي درخت يك هفته پس از ظهور حداكثر حشرات كامل در بهار، تراشيدن آن قسمت از پوست تنه كه خشك و فاسد شده و پوشاندن محل زخم با چسب پيوند بسيار مؤثر است.

3- دادن كودهاي ازته و حيواني و انجام آبياري كافي موجب رشد سريع پوست و خفته كردن آفت مي‌گردد.

4- سموم فسفره 3-2 درهزار

5- اندوسولفان(تیودان)

number one
2007-Jul-29, 11:45
کرم سفید ریشه
Polyphylla ollivieri

(Lep: Scarabaeidae)

اين حشره در اكثر مناطق ايران وجود دارد و از ريشه گياهان مختلفي تغذيه مي‌نمايد. از اين جهت مي‌توان به گيلاس، گلابي، سيب، به، هلو، گوجه، آلو، زردآلو، آلبالو، انار، مو، تاج خروس وحشي، گونه‌هاي Chenopodium، خيار، بادمجان، لوبياسبز، كدو، سيب‌زميني، ياس بنفش، برگ بو، برگ نو، گلايول، چمن، تبريزي، بيد و نارون اشاره نمود.



زيست‌شناسي
اين حشره طول يك نسل را در 3 سال طي مي‌كند. در شريط مساعد تغذيه‌اي و خاك مي‌تواند يك نسل را در طي دو سال بگذراند. زمستان را به صورت لارو به سر مي‌برد و در بهار سال سوم قبل از آنكه وارد مرحله شفيرگي شود يك محفظه گلي براي خود درست مي‌كند و در آنجا تبديل به شفيره مي‌شود (در برخي موارد خانه شفيرگي ساخته نمي‌شود). دوره شفيرگي 17 تا 24 روز مي‌باشد.حشرات كامل از دهه سوم خردادماه تا دهه سوم مردادماه بسته به شرايط محيطي منطقه ظاهر مي‌گردند. اوج خروج معمولاً در تيرماه است. حشرات كامل براي خروج در خاك سوراخهايي ايجاد و خارج مي‌شوند. سپس از برگ درختان مثمر و غيرمثمر تغذيه مي‌نمايند. تمام فعاليت‌هاي حياتي، تغذيه، جفت‌گيري و تخمريزي در غروب و اوايل شب انجام مي‌گيرد.

در روز حشرات كامل بدون هيچ فعاليتي در لابه‌لاي شاخ و برگ درختان و جاهاي امن به سر مي‌برند. جفت‌يري در اوايل شب و اغلب در روي شاخه‌ها انجام مي‌شود. تخمريزي معمولاً چند روز (معمولاً 4 روز) بعد از جفت‌گيري انجام مي‌شود. حشره كامل مادهبا پاهاي جلويي خود زير خاك رفته و در منطقه‌اي مناسب كه غذاي كافي براي لاروسن اول وجود دارد تخم‌ريزي مي‌كند. تخم‌ها به صورت انفرادي يا دسته‌هاي تا شش عددي در عمق صفر تا 12 سانتيمتري خاك گذاشته مي‌شود. دوره جنيني يا Incobation period در منطقه كرج و شهريار 30 تا 35 روز است. حشره داراي 3 سن لاروي است. لارو سن اول از مواد هوموسي يا ريشه علفهاي هرز و سنين دو و سه لاروي از ريشه درختان تغذيه مي‌كنند. لارو در خاكهاي مرطوب فعاليت بيشتري دارد. فعاليت اين حشره در سطح باغ لكه‌اي است.



مبارزه
1ـ جمع‌آوري حشرات كامل از اواخر بهار به بعد

الف‌ـ جمع‌آوري حشرات در صبح زود بوسيله تكاندن درختان

ب‌ـ جمع‌آوري حشرات كامل با كمك نور چراغ

2ـ از بين بردن علف‌هاي هرز سطح باغ از علف‌هاي هرز يكساله و چند ساله چون منبع غذايي خوبي براي لاروهاي سن اول است.

3ـ شخم زمستان و جمع‌آوري لاروها در اسفندماه

4ـ مبارزه شيميايي با استفاده از ديازينون (3 تا 3.5 ليتر) و پودر وتابل ليندين 10 كيلو در هكتار به طريق محلول پاشي پاي درخت در اوايل بهار و اوايل تابستان. بهتر است بعد از ریختن محلول پای درخت آبیاری سبکی نیز انجام شود.

5ـ امروزه از باكتري Bacillus popilliae بر عليه اين آفت استفاده مي‌كنند كه باعث بوجود آمدن بيماري شيري (Milky disease) در لاروها مي‌شود.

6ـ قارچ Metarrhizium anisopliae نيز روي لاروها تأثير دارد.

number one
2007-Jul-29, 11:46
سوسك طوقه خوار سياه


Capnodis tenebrionis
(Col.: Buprestidae)

در تمام مناطق ايران انتشار دارد. روي طوقه هسته‌دارها و بندرت روي گلابي، سيب و زالزالك ديده مي‌شود.

زيست‌شناسي
اين حشره يك نسل در دو سال دارد. حشره كامل پس از خروج از خاك كه در تابستان و اوايل پاييز اتفاق مي‌افتد بدون تخمريزي و به همان صورت در پناهگاههاي مختلف در زير علف‌ها، زير برگهاي خشكيده، داخل شكاف‌هاي سطحي زمين و زير كلوخه‌ها، زمستان گذراني نموده و در بهار سال بعد پس از تغذيه، جفت‌گيري و تخمريزي مي‌كند. لاروهاي حاصله از اين تخم‌ها زمستان را در زير پوست قسمت‌هاي مختلف پايين درخت شامل ريشه طوقه و قسمت‌هاي انتهايي تنه گذرانده و در تابستان و پاييز سال بعد به حشره كامل تبديل مي‌گردند. از ظهور حشرات كامل نسلي تا ظهور حشرات كامل نسل بعد 2 سال طول مي‌كشد. در برخي از ارتفاعات طول يك نسل 3 سال طول مي‌كشد. در چنين مواردي يا طول لاروهاي زمستان گذران يا حشرات كامل زمستان گذران دو سال طول مي‌كشد. سوسكهاي زمستان گذران پس از اين كه متوسط درجه حرارت روزانه به 15 درجه سانتيگراد رسيد خارج مي‌شوند. حشرات كامل پروازهاي كوتاه نموده و به نظر نمي‌رسد كه انتشار اين آفت توسط پروز باشد بلكه بدليل انتقال نهالهاي آلوده اتفاق مي‌افتد. حشرات كامل آفتاب دوست بوده، پس از مختصري تغذيه از برگها و گاهي پوست شاخه‌هاي جوان، جفت‌گيري، بر روي سطح خاك و يا در مواردي در كنار طوقه تخم مي‌گذراند. تعداد تخم از 272 تا 1236 عدد گزارش شده است.

تخم‌ها در عمق صفر تا 5 سانتي‌متري زير خاك و اغلب به صورت انفرادي گذاشته مي‌شود. تخم‌ريزي در روز صورت مي‌گيرد. لاروسن اول نسبت به آبياري بسيار حساس است. اگر در زمان تخم‌گذاري و خروج لاروهاي سن اول آبياري صورت گيرد درصد زيادي از لاروهاي سن اول از بين رفته و مي‌ميرند. لاروهاي سن اول در خاكهاي خشك و فاقد رطوبت نمي‌توانند خود را به تنه درخت برسانند و خواهند مرد. لاروسن اول پس از رسيدن به گياه پوست محل مورد نظر را پاره كرده وارد شده و از لايه زير پوستي و كامبيوم تغذيه مي‌كند. لارو با بوجود آوردن دالانهايي در ناحيه طوقه، قسمت‌هاي فوقاني و ضخيم ريشه، قسمتهاي انتهايي تنه درخت را به سرعت به نابودي مي‌كشاند. برخي اوقات به چوب نيز حمله مي‌كند. منشاء عمده دالان‌ها طوقه درختان است و اكثر دالان‌هاي بالا رونده و پايين رونده از آنجا شروع مي‌گردد. دالان‌هايي كه به طرف بالا مي‌روند (به علت اختلاف ساختماني در بافت) در محل پيوند متوقف مي‌گردند. لاروها معمولاً از محل انشعاب ريشه‌هاي اصلي پايين‌تر نمي‌روند. چهارسن لاروي دارد. دوره زندگي لاروسن آخر طولاني‌ترين آن است. در اين سن تغذيه شديد مي‌باشد. لاروها هر كجا از مسير فعاليت خود كه باشند براي شفيره شدن به ناحيه طوقه برمي‌گردند. دوره پيش شفيرگي 10 تا 14 روز و دوره شفيرگي 23 تا 27 روز است.

کنترل:
1ـ آبياري منظم

2ـ قوي نگه داشتن درختان

3ـ جمع‌آوي حشرات كامل در باغهاي كوچك در ساعات آفتابي از روي شاخه‌ها به خصوص در ساعات پيش از ظهر



Capnodis corbonaria

در تمام نقاط ايران به استثناي گيلان و مازندران انتشار دارد. ميزبان آن بادام آهني و وحشي، زردآلو و هلو مي‌باشد. بادام وحشي ميزبان مناسب آفت مي‌باشد.

number one
2007-Jul-29, 11:47
چوبخوار درختان ميوه



Sphenoptera kambyses
(Col.: Buprestidae)

در تمام مناطق ميوه خيز كشور فعاليت دارد. روي تمام درختان ميوه هسته‌دار متعلق به خانواده رزاسه به جز آلبالو ديده شده است. روي گيلاس فعاليت متري دارد. اين گونه بيشتر در مناطق گرم و بسيار گرم فعال مي‌باشد در صورتيكه گونه S. davatchii درمناطق سرد فعال مي‌باشد.



زيست‌شناسي
اين حشره يك نسل در سال دارد. قسمتي از تابستان و سراسر پاييز و زمستان را به صورت پيش شفيره داخل خانه‌هاي شفيرگي ايجاد شده در چوب با دياپوز اجباري مي‌گذراند. حشره كامل در بهار ظاهر مي‌شود. سوراخهاي خروجي بيضي شكل و به ابعاد 4/4*4/2 ميليمتر است. خروج حشره كامل تدريجي مي‌باشد. حشره كامل از برگ درختان ميوه تغذيه مي‌نمايد. حشره ماده پس از جفت‌گيري تخم‌هاي خود را به طور تك‌تك در روي تنه و شاخه‌هايي كه بيشترين مقدار آفتاب را دريافت مي‌كنند، مي‌گذارد. دوره نشو و نماي جنيني در طبيعت 8 تا 13 روز و دوره لاروي آن4 ماه در حاليكه دوره لاروي گونه S.davatchii ده ماده مي‌باشد.

مسير حركت لارو در درختان جوان و نيمه مسن از بيرون مشخص، بدين معني كه اين مسير به علت عكس‌العمل شديد گياه كه بوسيله ترشح صمغ خودنمايي مي‌كند متورم شده و مي‌تركد. از شكافهاي ايجاد شده صمغ پوشيده از فضولات و باقي مانده گياهي ناشي از فعاليت لاروها، خارج مي‌شود. لارو در مسير خود آوندهاي آبكش را قطع كرده و اگر حركات آن دوراني باشد به علت تخريب بيشتر آوندهاي آبكش باعث خشكيدن عضو مورد حمله مي‌گردد. منطقه فعاليت لاروها به علت گرما دوست بودن آنها اكثراً محدود به قسمتي از گياه است كه بيشتر آفتاب مي‌گيرد. پوست قسمت مورد حمله بعد از مدتي خشكيده و مي‌ريزد در اين صورت چوب يا سوراخهاي ايجاد شده روي آن كه مدخل خانه‌هاي شفيرگي مي‌باشند، ديده مي‌شود. لاروها پس از رسيدن به رشد كافي در قمست عريض دالان اطاق شفيرگي خود را داخل چوب تعبيه مي‌كنند، سراسر پاييز و زمستان به صورت پيش شفيرگي طي مي‌گردد. در اوايل بهار پيش شفيره‌ها تبديل به شفيره مي‌شوند و پس از 10 تا 16 روز به حشره كامل تبديل مي‌شوند.



کنترل:
1ـ درختان ميوه‌اي که مورد حمله اين حشره واقع مي‌شوند از دسته هسته‌دارها هستند. گونه‌هاي درختان هسته‌دار در مقابل حملات حشرات چوبخوار و يا هر عامل ديگري كه منجر به ايجاد شكاف، سوراخ و يا هر نوع پارگي گردد با ترشح صمغ از خود واكنش نشان مي‌دهند. اگر درخت به حد كافي قوي باشدصمغ ترشح شده لارو يا حشره كامل حمله كننده را خفه كرده و آن را از پيشروي باز مي‌دارد. ولي بايد توجه داشت كه همين ترشح صمغ كه منجر به نابودي تعدادي از افراد حشره چوبخوار مي‌شود در عوض باعث ضعف درخت نيز شده و گياه را براي حمله مجدد افراد ديگر حشره چوبخوار آماده مي‌سازد. ترشح صمغ علاوه بر خفه كردن تعدادي از افراد چوبخوار سبب از بين رفتن لاروهاي ريز تازه از تخم خارج شده از طريق جلوگيري از ورودشان به داخل پوست و شاخه به علت سفت بودن بش از حد مي‌شود.

پارازيتوئيد لارو Atanycolus sculpturatus (Hym.: Braconidae)

پارازيتوئيد لارو Oxysyohus sp. (Hym.: Pteromalidae)

3ـ بهترين راه درمان مبارزه با اين آفت و ساير آفات چوبخوار تقويت درختان با عمليات به زراعي از قبيل آبياري به موقع و كافي، دادن كود، هرس به موقع، يا بيل كردن و نيز انتخاب محل مناسب براي كشت درخت مي‌باشد. درختان سالم و قوي بندرت مورد حمله اين گونه آفات قرار مي‌گيرند.

number one
2007-Jul-29, 11:47
سوسك شاخك بلند رزاسه (كرم زرد شاخه خوار)
Rosaceae branch borer

Ospheranteria coerulescens

(Col.: Cerambycidae)

در اكثر مناطق ميوه‌خيز كشور وجود دارد. به انواع درختان ميوه خانواده رزاسه يعني سيب، گلابي، به، گيلاس، هلو، زردآلو، بادام، آلو، گوجه، آلبالو، زالزالك، به ژاپوني، رز، سنجد و حتي به درختان نرك سيب، هلو و زردآلو حمله مي‌نمايد. لاروهاي اين حشره در شاخه‌هاي نازك بيد و نارون نيز مشاهده شده است.



زيست‌شناسي
زمستان را به صورت لارو در داخل شاخه يا تنه درختان خانواده رزاسه به سر مي‌برد. در اواسط بهار لارو پس از مقداري تغذيه به پيش شفيره، سپس تبديل به شفيره مي‌گردد. دوره پيش شفيرگي 5 تا 9 روز و شفيرگي 11 تا 20 روز به طول مي‌انجامد. سپس حشرات كامل ظاهر و با كمي تغذيه از شيره گلها شروع به جفت‌گيري و پس از چند ساعت الي چند روز به طور انفرادي رو شاخه‌ها در كنار جوانه‌ها تخمريزي مي‌كنند.

رنگ تخمها نارنجي و شكل آنها مانند كاسه لاك‌پشت مي‌باشد. هر حشره ماده ممكن است 30 تا 75 عدد تخم بگذارد. دوره نشو و نماي جنيني 7 تا 8 روز پس از آن لارو مستقيماً داخل چوب شده و شروع به فعاليت مي‌نمايد. بطوريكه آغاز فعاليت آن را مي‌توان از روي پژمردگي برگهاي سرشاخه‌ها مشخص كرد. لارو اين سوسك با تغذيه از قسمتهاي داخلي سرشاخه‌ها و شاخه‌ها و گاهي تنه درختان كانالي ايجاد و داخل آنها را پوك و خالي مي‌كند به طوريكه با وزيدن باد قسمت‌هاي مورد حمله قطع گرديده مي‌افتند. دوره لاروي حدود 8 تا 9 ماده مي‌باشد. يك نسل در سال دارد.



مبارزه
1ـ عوامل بازدارنده طبيعي: تعدادي از زنبورهاي خانواده Chalcididae , Torymidae ،Ichneumonidae از پارازيت‌هاي اين حشره به شمار مي‌روند كه Xorides coroyrensis از خانواده Ichneumouidae به عنوان پارازيتوئيد لارو بيشتر از بقيه گونه‌ها فعال مي‌باشد.

2ـ آب و اثر آن درجلب آفت: مشاهدات رجبي بيانگر اثر قاطع آب درجلب حشرات چوبخوار از جمله سوسك شاخك بلند رزاسه است. اگر به آب معني و سيعتري بدهيم يعني ميزان رطوبت نسبي هوا را نيز مشمول آن بدانيم در آن صورت آب مهمترين عامل جلب حشرات چوبخوار در كشور ما خواهد بود. آب اگر كم باشد گذشته از اين كه خود آن به عنوان يك عنصر بسيار مهم حياتي به حد كافي در اختيار گياه قرار نمي‌گيرد بلكه جذب مواد غذايي لازم در خاك نيز دچار اخلال و اشكال مي‌شود.

آفتاب فراوان كشورمان يكي از عوامل مؤثر در شدت حمله حشرات چوبخوار است. آفتاب در دو جهت بسيار مشخص عمل مي‌نمايد. يكي اين كه با حرارت زيادي كه در نسوج گياهي ايجاد مي‌كند حشرات چوبخوار را كه به طور كلي حرارت دوست هستند جلب مي‌نمايد، دوم اين كه موجب تبخير سطحي شديد در گياه و خاك شده و در جريان عادي شيره يگاهي و اعمال فيزيولوژيك گياه اختلال ايجاد مي‌كند و در نتيجه موجب جلب حشرات چوبخوار مي‌گردد. بنابراين آبياري منظم به موقع تأثير به سزايي بر اين حشرات دارد.

3ـ تقويت درخت و خاك آن

4ـ هرس و معدوم نمودن شاخه‌هاي آلوده، چون لاروهاي در حال رشد در درون شاخه‌ها از بين مي‌روند.

5ـ سم‌پاشي با سموم سيستميك و نفوذي: توجه داشته باشيد زماني سموم سيستميك اثر مي‌كند كه لارو در مرحله سنين اوليه باشد.

در پايان لازم است به اين نكته توجه داشته باشيم كه اين حشره به شدت به گلهاي سفيد جلب مي‌گردد و به تعداد زياد روي گلهاي سفيد رنگ به ويژه ازمك (Cardaria draba) به شكل گروهي ديده شده است. بدين معني كه از گلهاي جذب كننده اين آفت براي جمع‌آوري حشرات كامل بهره برد و آنها را نابود نمود.

number one
2007-Jul-29, 11:47
پوستخوار درختان ميوه
(Shot hole borer)

Ruguloscolytus mediterraneus

(Col.: Scolytidae)

اين حشره در تمام نقاطي از ايران كه درختان ميوه خانواده رزاسه كشت مي‌شوند از مرطوبترين نقاط كشور (گيلان و مازندران) تا خشك‌ترين آنها (باغات يزد و نقاط خشك اصفهان) و از سردترين مناطق كشور (همدان و زنجان و شهركرد) تا گرمترين آن فعاليت مي‌كند. البته خسارت آن در نواحي كوهستاني كمتر از دشت مي‌باشد. گياهان ميزبان آن تمام درختان ميوه سردسيري هسته‌دار و دانه‌دار خانواده رزاسه مي‌باشند. به طور كلي آلبالو خيلي كمتر از ساير گونه‌هاي درختان هسته‌دار مورد حمله واقع مي‌شود كه شايد علت اصلي آن همانا عدم ازدياد اين درخت از طريق پيوند است. پيوند كردن درختان خود عاملي در جهت جلب حشرات كامل اين آفت براي استقرار روي آن درختان مي‌باشد. درختان ميوه دانه‌دار را مي‌توان از نظر شدت خسارت حمله آفت طبقه‌بندي نمود بدين معني كه سيب بيشتر از دو گونه گلابي و به مورد حمله اين آفت قرار مي‌گيرد. خسارت روي هسته‌دارها بيشتر از دانه‌دارها مي‌باشد كه موجب ترشح صمغ در اين گياهان مي‌گردد.

خسارت اين اسكوليت در باغات ميوه ابتدا به صورت ضعف عمومي درخت‌ها و عدم جريان شيره نباتي در قسمت‌هاي هوايي و كوچك ماندن ميوه‌ها بروز كرده و بتدريج با خشك شدن سريع شاخه‌ها منجر به مرگ درخت مي گردد. حشرات كامل به محل اتصال دستجات ميوه و برگ به شاخه (Spurs) حمله كرده و باعث خشكيدن يكباره آنها مي‌شوند.



زيست‌شناسي
داراي سه نسل در سال مي‌باشد. زمستان گذراني به صورت لار كامل در حد فاصل بين پوست و چوب درختان مي‌باشد. در بهار با مساعد شدن شرايط آب و هوا لاروها به شفيره تبديل شده و دراواسط بهار يعني دهه دوم ارديبهشت ماه حشرات بالغ پوست ش اخه‌ها و تنه را سوراخ كرده و خارج مي‌شوند. حشرات كامل پس از مدي تغذيه، جفت‌گيري و تخمريزي مي‌نمايند.

تخمريزي يك يا دو روز بعد از جفت‌گيري صورت مي‌گيرد. حشره ماده در زير پوست دالان مادري ايجاد نموده و در دو طرف آن تخمريزي مي‌نمايد. تعداد تخم حداقل 20 و حداكثر 105 عدد و متوسط 40 عدد مي‌باشد. بعد از 6 تا 10 روز لاروها خارج و دالان لاروي را عمود بر دالان مادري ايجاد مي‌نمايند. داراي 5 سن لاروي است. در انتهاي دالان لاروي اتاقك شفيرگي تشكيل مي‌شود كه لاروها در آن به شفيره و سپس به حشره كامل تبديل مي‌گردند.



کنترل:
در رابطه با مبارزه و پيشگيري عواملي كه در رابطه با سوسك شاخك بلند رزاسه گفته شد در مورد اين حشره نيز صادق است چون اين آفت نيز درختان ضعيف را مورد حمله قرار مي‌دهد.

number one
2007-Jul-29, 11:52
سوسك برگخوار درختان ميوه


Adoretus persicus

(Col.: Scarabaeidae)

اين حشره در مناطق خراسان، تهران، مركزي، همدان، لرستان، باختران، كردستان، اصفهان، فارس، يزد و كرمان فعال مي‌باشد. از آفات درجه دوم باغات ميوه محسوب مي‌شود. حشره كامل از برگ درختان مثمر نظير گلابي، سيب، به، گيلاس، گوجه، آلو، بادام، زردآلو و هلو، همچنين از برگ درختان غير مثمر نظير بيد و صنوبر تغذيه مي‌نمايد و در تراكم بالا فقط رگبرگ اصلي را به جا مي‌گذارد.

زيست‌شناسي
حشرات كامل معمولاً در اواخر خردادماه و اوايل تيرماه ظاهر مي‌شوند. ظهور آنها بسته به شرايط آب و هوايي مخصوصاص درجه حرارت فصل از منطقه‌اي به منطقه ديگر متفاوت مي‌باشد. حشره بالغ شب پرواز بوده و موقعي كه هوا تاريك مي‌شود از پناهگاه‌هاي خود خارج شده و شروع به پرواز مي‌نمايد. اين حشره از نظر فعاليت و رژيم غذايي معمولاً زندگي دسته جمعي دارد. حشرات بالغ به صورت دستجات 10 تا 20 تايي گاهي بيشتر در مجاورت هم زندگي مي‌كنند. تغذيه معمولاً ابتدا از كناره برگ شروع شده و تا رگبرگ اصلي ادامه پيدا مي‌كند و مسير خورده شده كاملاً مضرس است. در حمله شديد حتي رگبرگهاي فرعي را نيز خرده و فقط رگبرگ اصلي را باقي مي‌گذارد. فعاليت تغذيه‌اي حشره در تمام مدت شب ادامه داشته و صبح در پاي همان درخت در زير خاك يا كلوخه‌ها پنهان مي‌شوند و يا در زير پوستك و شكاف تنه درختان به سر مي‌برند.

اين حشرات پس از مدتي تغذيه جفت‌گيري كرده و افراد ماده تخم‌هاي خو را در داخل توده‌هاي كود دامي و مواد پوسيده گياهي قرار مي‌دهند. اين تخم‌ها به فاصله 2 تا 3 هفته باز مي‌شوند و لاروها از مواد پوسيده گياهي تغذيه مي‌كنند. در مرحله لاروي به هيچ وجه زياني وارد نمي‌كنند. اين لاروها تا اواسط بهار سال بعد دوران تغذيه خود را پايان داده و در داخل خاك در ميان محفظه بيضي شكل گلي تبديل به شفيره مي‌شوند. يك نسل در سال دارد اما در برخي مواقع يك نسل در دو سال طي مي‌شود.

کنترل:
1ـ مبارزه مكانيكي:

الف‌ـ چون حشره نسبت به نور كشش مثبت دارد مي‌توان توسط تله‌هاي نوري و نظاير آن در شب آنها را جمع‌آوري نمود.

ب‌ـ در حالت خاص مي‌توان حشرات كامل را شبها از روي برگها جمع‌آوري و معدوم نمود و در هنگام روز در مناطق آلوده از زير خاك و كلوخه‌هاي اطراف درختان آنها را جمع نموده و از بين برد.

2ـ استفاده از گياهان تله: اين حشره تمايل زيادي به تغذيه از برگ درختان تبريزي دارد. مي‌توان با كشت اين گياه به عنوان تله در اطراف باغ تا اندازه‌اي از خسارت و صدمه آن به درختان ميوه جلوگيري نمود. به علاوه سم‌پاشي را روي همين درختان منحصر كرده و از انبوهي آفت كاست.

number one
2007-Jul-29, 11:53
سوسكهاي گرده خوار
1- Epicometis hirta

(Col.: Scarabaeidae)

حشره كامل به طول 8 تا 13 ميليمتر است. رنگ عمومي بدن سياه مات تا نيمه شفاف مي‌باشد. بالپوشها مزين به نقطه‌هاي كوچك سفيد رنگ بوده كه تعداد و شكل آنها در نمونه‌هاي مختلف متفاوت هستند. سراسر بدن پوشيده از كركهاي بسيار ظريف كم و بيش متراكم و به رنگ زرد بسيار روشن است. درحشرات نر پنجه پاهاي جلو از ساق قدري كوتاهتر و در ماده‌ها پنجه قدرت بلندتر از ساق مي‌باشد. يك نسل در سال دارد. زمستان را به صورت حشره كامل در خاك طي مي‌كند. به گلخوار بور معروف است.

2- Oxythyrco cinctella

(Col.: Scarabaeidae)

حشره كامل به طول 8 تا 12.5 ميليمتر است. رنگ عمومي بدن و بالپوشها سياه براق مي‌باشد. در دو حاشيه پشت سينه اول دو نوار جانبي سراسري و به رنگ سفيد ديده مي‌شود. حاشيه تحتاني پشت سينه اول نيز داراي دو نقطه سفيد رنگ است. روي بالپوشها تعدادي لكه‌هاي كوچك بزرگ سفيد به چشم مي‌خورد. زمستان را به صورت حشره كامل داخل خاك چه داخل لانه‌هاي گلي و چه به صورت آزاد به سر مي‌برد. يك نسل در سال دارد. به گلخوار سياه معروف مي‌باشد.

3- Cetonia aurata

(Col.: Scarabaeidae)

جنس Cetonia بسيار شبيه به جنس Potosia مي‌باشد. جنس Cetonia داراي يك برجستگي كروي در مزواسترنوم بين كوكساي پاي دوم است در صورتيكه در جنس Potosia اين برجستگي وجود ندارد بلكه تخت است.

طول حشره كامل 15 تا 19 ميليمتر است. رنگ اين گونه سبز كم و بيش طلائي فلزي است. روي بالپوش‌ها به ويژه در نيمه پاييني لكه‌هاي عرضي و همچنين قطه‌هايي به رنگ سفيد ديده مي‌شوند كه شكل اندازه آنها در نمونه‌هاي مخلتف تغييرات خفيفي مي‌نمايد.

4- Potosia cuprea

(Col.: Scarabaeidae)

طول حشره كامل 17 تا 23 ميليمتر است. رنگ بالپوشها و پشت سينه اول و شكم از سبز با جلاي بسيار شفاف كه جلاي فلزي آن در برخي از نمونه‌ها بسيار طلايي مي‌شود تا رنگ مسي بسيار مشخص تغيير مي‌يابد كه در حالت اخير حشره داراي رنگ قرمز مسي سراسري مي‌گردد در حالي كه برخي از نمونه‌هاي ديگر به رنگ سبز يك دست بسيار شفاف با جلاي خفيف طلائي مي‌باشد.

در گونه 3 و 4 زمستان گذراني به صورت حشره كامل و لارو در داخل خاك و توده‌هاي كودهاي مختلف حيواني، خاك برگ و هرگونه انباشته‌اي از مواد گياهي در حال پوسيدن مي‌باشد. يك نسل در دو سال طي مي‌گردد.

در تمام چهار گونه بالا حشرات كامل از اعضاء‌ جنس گل تغذيه مي‌نمايند و خسارت وارد مي‌آورند. لاروها از مواد پوسيده گياهي خاك تغذيه مي‌نمايند. داراي 3 سن لاروي هستند.

کنترل:

براي مبارزه با اين آفات مي‌توان از گياهان تله استفاده نمود. ظاهراً گياهاني كه گلهاي آنها سفيد يا مايل به سفيد است و گل آذين درشت دارند بهترين حشرات را به خود جلب مي‌نمايند. در اين رابطه كشت و كار درختچه‌هايي مانند نسترن‌هاي سفيد در حاشيه باغات بسيار مفيد واقع مي‌شوند. اين گياهان بايد طوري انتخاب شوند كه همزان با درختان ميزبان اين آفت به گل به نشيند و دوره گل‌دهي آنها نسبتاً كافي باشد. در اين صورت عده زيادي از اين حشرات به سمت گياهان تله جلب شده و شكوفه درختان را كمتر مورد هجوم قرار مي‌دهند. به علاوه چنانچه مبارزه شيميايي با اين آفت لازم باشد ممكن است روي اين گياهان انجام گيرد. سم‌پاشي روي درختان در مرحله گل بسيار خطرناك است و علاوه بر آن كه روي تلقيح گل اثر مي‌گذارد موجب تلفات شديد حشرات مفيد به خصوص زنبور عسل مي‌گردد. در سطوح كم مي‌توان حشرات كامل را بوسيله تله‌هاي نوري جمع‌آوري و معدوم نمود.

number one
2007-Jul-29, 11:53
سرخرطومي سيب
Apple blossom weevil

Anthonomus pomorum
(Col.: Curculionidae)

ميزان اصلي آن سيب و علاوه بر آن به ساير درختان ميوه دانه‌دار هم خسارت مي‌زند، حشره كامل قبل از جفت‌گيري و تخمريزي از جوانه‌ها، برگ، گلهاي هنوز كاملاً بسته، حتي شاخه‌هاي بسيار كوچك حامل جوانه‌هاي گل و برگ تغذيه مي‌كند. لارو نيز از اندامهاي زايا نظير پرچم‌ها و تخمدان‌هاي گل و ميوه جوان تغذيه مي‌كند. غنچه‌هاي مورد حمله باز نشده، گلبرگها خشك، غنچه‌ها قهوه‌اي و بسته باقي مي‌مانند و سوراخي در آن بوجود مي‌آيد. در داخل غنچه آلوده تخم، لارو يا شفيره آفت ملاحظه مي‌گردد.



زيست‌شناسي

حشره كامل در شكاف يا زير پوست تنه درختان و يا پناهگاههاي ديگر زمستان را به سر مي‌برد. در اواخر اسفند و يا فروردين پناهگاههاي زمستاني را ترك كرده و شروع به تغذيه از غنچه‌ها مي‌نمايد. ماده‌ها يك تا دو روز پس از جفت‌گيري شروع به تخمريزي داخل غنچه‌هاي سبز مي‌كنند. حشره ماده با خرطوم خود سوراخي در غنچه ايجاد مي‌كند سپس چرخيده و انتهاي شكم را در مقابل سوراخ قرار داده و تخمريزي مي‌كند. تخم پس از 5 تا 15 روز تفريخ شده و لاروها پس از 2 تا 3 هفته تغذيه در داخل غنچه‌ها تبديل به شفيره مي‌گردند. دوره شفيرگي يك تا دو هفته مي‌باشد. سپس سرخرطومي‌هاي نسل جديد غنچه را سوراخ كرده و از آن خارج مي‌شوند و در پناهگاههاي مختلف زمستان گذراني مي‌كند. اين حشره يك نسل در سال دارد.

کنترل شیمیایی:

از سموم توصیه شده در مرحله غنچه قبل ازباز شدن گلها استفاده می کنیم

1. اندوسولفان EC35% و 1.5 درهزار

2. دیازینون wp40% و 1در هزار

3. فوزولن EC35% و 1.5 در هزار

number one
2007-Jul-29, 11:55
شته مومي يا شته خوني سيب

Wooly aphid

Eriosoma lanigerum

(Hom.: Eriosomatidae)

ريشه واژه خانواده Eroisomatidae در لاتين به معناي بدن پشمالو مي‌باشد. اين آفت در اكثر نقاط جهان كه سيب كاشت مي‌شود شيوع دارد غير از سيب به انواع گلابي اهلي و وحشي، به، زالزالك و نيز نارون ‌آمريكايي با نام Ulmus americana (ميزبان اول) حمله مي‌كند.

اين آفت به صورت توده هاي سفيد رنگ در ماههاي مهر و تابستان روي سرشاخه‌ها و تنه درختان دانه‌دار به خصوص در اطراف زخم‌هاي حاصله از هرس شاخه‌ها ديده مي‌شود. اين آفت به ريشه و طوقه دررختان نيز حمله مي‌كند. در روي ريشه وطوقه خسارت اين آفت با ايجاد برآمدگي و گالهاي مخصوص همراه است. اين برآمدگي و گالها روي سرشاخه‌ها هم ديده مي‌شود. ارقام بومي كشور حساسيت فراواني به اين شته دارند. در حاليكه برخي ارقام خارجي مانند زرد و قرمز لبنان كمتر مورد حمله واقع مي‌شوند.



زيست‌شناسي

اين شته اگرچه دو ميزبانه است ولي در مناطقي كه ميزبان اول يافت نشود (مانند كشور ایران) در تمام مدت سال روي ميزبان دوم (درختان دانه‌دار) زندگي مي‌كند و مراحل جنسي و تخم در اين شرايط ديده نمي‌شود. در شرايط عادي كه هر دو ميزبانه وجود داشته باشد مانند همه شته‌هاي دوميزبانه، مرحله‌اي از سيكل زندگي خود را روي درختان ميوه دانه‌دار و مراحلي را نيز ري درختان نارون (افراد جنسي نر و ماده تخم، ماده موسس،ماده فونداتريژن) سپري مي‌كند.

اين شته ناقل بيماري قارچي شاتكر چند ساله روي درختان سيب مي‌باشد. زمستان گذراني در مرحله پورگي سپري مي‌شود. محل زمستان گذراني در شكاف‌هاي موجود روي تنه و شاخه‌هاي سنين مختلف و حتي شاخه‌هاي همان سال و طوقه و ريشه‌هاي ضخيم و اصلي مجاور تنه و نزديك سطح خاك مي‌باشد.



کنتـــــــرل:

1ـ مبارزه بيولوژيك

الف‌ـ زنبور Aphelimus mali (Aphelinidae) از پارازيتوئيدهاي اختصاصي شته مومي سيب مي‌باشد.

ب‌ـ لارو و حشره‌كش كفشدوزك‌هاي

Coccinella septampunotata

Exochomus spp

Chilocorus spp

ج‌ـ لاروهاي مگس‌هاي سيرفيد و لاروهاي كريزوپا

د‌ـ لاروهاي پشه‌هاي Cecidomyiidae

د‌ـ سن‌هاي شكاري از خانواده Anthoeoridae ,Nabidae

2ـ مبارزه زراعي

شته مومي سيب چون مكان‌هاي سايه‌دار را ترجيح مي‌دهد لذا در باغات سيب از كاشت پرپشت درختان بايستي اجتناب كرده و به هرس آنها دقت لازم مبذول داشت همواره جريان هوا و نفوذ اشعه‌هاي خورشيدي را به داخل درختان امكان‌پذير ساخت. چون شته‌ها اكثراً در داخل زخم‌هاي درختان و يا در محل‌هاي بريده و هرس شده آنها مستقر مي‌شوند لذا اين قسمت‌ها نبايد به حال خو رها شوند. همچني شاخه‌هاي گال‌دار و يا سرشاخه‌هاي مورد هجوم بايستي به طور مرتب قطع شده و نابود گردند.

3ـ كاشت واريته‌هاي مقاوم

تحقيقات ايستگاه East-Malling نشان مي‌دهد كه واريته‌هاي Northern spy و Winter majetin تقريباً مورد هجوم شته مومي واقع نمي‌شوند.

کنترل شیمیایی:

1. تیومتون(اکاتین) EC60% و 1در هزار

2. اکسی دیمتون متیل EC25% و 1 درهزار

3. پیریمیکارب(پریمور) Df50% و 5/. درهزار

number one
2007-Jul-29, 11:55
سنك گلابي
(Pear lace bug)

Stephannts pyri

(Hem.: Tingitidae)

در تمام مناطق ميوه‌خيز كشور يافت مي‌شود. ميزبان آن سيب، گلابي و در درجه دوم به گيلاس و گاهي نيز هلو، زردآلو، گوجه، زالزالك و ازگيل، به ژاپوني و گل سرخ خسارت وارد مي‌آورد. برگها در محل تغذيه فاقد كلروفيل شده و بهص ورت نقاط زرد رنگ در سطح فوقاني برگ ديده مي‌شود. اين نقاط با تغذيه‌هاي مداوم قهوه‌اي شده و سپس برگها مي‌ريزند. حشره كامل و پوره‌ها پشت برگها فضولاتي توليد مي‌كنند كه به صورت نقاط سياه رنگ همراه با مايع چسبنده‌اي مي‌باشد. درختان آلوده ضعيف شده برگها قبل از خزان مي‌ريزند. اگر شدت آلودگي زياد باشد ميوه‌ها هم ريزش مي‌كنند.



زيست‌شناسي

زمستان را به صورت حشره كامل كه از لحاظ جنسي هنوز بالغ نشده است در زير پوستك درختان و زير برگهاي خشك درز و شكاف تنه درخت و ديوار و ساير پناهگاهها به سر مي‌برد. طول بدن حشرات كامل حدود 3 تا 4 ميليمتر و به رنگ قهوه‌اي مايل به خاكستري مي‌باشد. بالها مشبك، طول بالها تقريباً دو برابر طول بدن است. در بهار حشرات كامل مصادف با باز شدن كامل برگها ظاهر مي‌شودند و پس از جفت‌گيري حشرات ماده داخل نسج در سطح زيرين برگ تخمريزي مي‌كنند و روي آنها را با ترشحات سياه رنگ مي‌پوشاند. پوره‌ها به فاصله 30 تا 40 روز از تخم خارج مي‌شوند. دوره پورگي 4 تا 5 هفته و در اين مدت پوره‌ها 5 بار جلد عوض مي‌كنند. 2 تا 3 نسل در سال دارد.



مبارزه

1ـ از بين بردن برگهاي خشك و پوستك‌هاي تنه درختان

2ـ شخم پاييزه

3ـ استفاده ازسموم فسفره آلي ماند اكامت و زولون

number one
2007-Jul-29, 11:56
شته سبز سيب


Green apple aphid

Aphis pomi

(Hom.: Aphididae)

اين شته در سراسر كشور هر جا كه سيب كشت شود وجود دارد. اين آفت به برگ و نوك شاخه‌هاي نورس، جوانه‌ها حتي گلها نيز خسارت مي‌زند و باعث كم شدن محصول مي‌گردد. گياهان ميزبان آن شامل سيب، گلابي، به، زالزالك و ازگيل مي‌باشد. در نهالستان‌ها و روي درختان جوان خسارتش بسيار شديد است. حمله شديد آن در باغهاي بارده نيز به فراواني ديده مي‌شود. در درختان چه پير و چه جوان پاجوش‌ها بيشتر در معرض حمله اين شته قرار دارند. بر اثر تغذيه اين حشره برگهاي جوان تغيير شكل مي‌دهند. در اين گونه پيچش برگها غالباً عرضي است. به عبارتي كلي‌تر برگهاي جوان انتهايي بيشتر از همه در معرضحمله قرار دارند و بيشترين خسارت را مي‌بينند.



زيست‌شناسي

سيكل زندگي اين شته از نوع Holocyclic مي‌باشد. زمستان گذراني به صورت تخم است. اين تخمها معمولاً روي شاخه‌هاي يكساله گذاشته مي‌شوند. روي شاخه‌هاي سنين ديگر نيز ممكن است بتوان تخمي پيدا نمود. زمان تفريخ تخمها مصادف با باز شدن جوانه‌هاست. فعاليت بهار اين آفت شديد است و روي اعضا فعال و جوان گياهي به سرعت به زنده‌زايي ادامه داده و مهمترين خسارت خود را در همان زمان وارد مي‌آورد.

با بالا رفتن جمعيت، بالدارهايي در مجموعه شته‌ها ظاهر مي‌شوند كه انتشار آفت را به ساير درختان ميزبان كه در مجاورت قرار دارند به عهده مي‌گيرند. اين شته ميزبان ثانوي براي تابستان گذراني ندارد به عبارت ديگر تمام نسلهاي خود را روي درختان ميوه سردسيري كه قبلاً اسامي آنها ارائه شد طي مي‌نمايد و اگر مشاهده مي‌شود كه در طول تابستان جمعيت آن به شدت كاهش مي‌يابد به علت مهاجرت به طرف ميزبانهاي ثانوي نيست بلكه اين كاهش نتيجه اثر حرارت شديد محيطي، ايجاد تغييراتي در شيره گياهي و فعاليت قابل توجه دشمنان طبيعي اين شته مي‌باشد. از اوايل پاييز به بعد در جمعيت اين شته فزوني محسوسي در مقايسه با جمعيت تابستاني پديدار مي‌گردد. افراد جنسي از اواخر مهر شروع به ظاهر شدن مي‌كنند و تخمريزي تقريباً بلافاصله آغاز مي‌گردد.

تعداد نسل شته سبز سيب در سال بر حسب شرايط آب و هوايي محل فرق كرده و معمولاً 15 تا 20 نسل در سال توليد مي‌كند. اين شته يك ميزبانه است.

کنترل شیمیایی:

اگر شته‌ها موجب پيچيدگي برگ شوند يا توليد گال نمايند از سموم سيستميك مانند اكسي دی متون متيل (متاسيستوكس) و تيومتون (اكاتين) استفاده مي‌شود ولي اگر موجب پيچيدگي نشوند از پريميكارب (پريمور)‌ كه يك شته كش اختصاصي است، استفاد مي‌شود. براي مبارزه با شته‌هاي سبزي و جاليزي از هپتنوفوس (هوستاكوئيك) استفاده مي‌شود چون اثر سريع داشته ولي كم دوام است.همچنین سموم پر دوام در اوایل فصل مصرف شود.

1. تیومتون(اکاتین) EC 60 % یک در هزار

2. اکسی دیمتون متیل EC25% یک درهزار

3. مالاتیون EC25% دو درهزار

4. پیریمیکارب(پریمور) Df50% نیم درهزار

5. پیریمیکارب WP50% نیم درهزار

6. هپتنفوس EC50% یک در هزار

7. دیازینون EC60% یک در هزار

number one
2007-Jul-29, 11:58
شته سبز هلو

((Green peach aphid

Myzus persicae

(Hom.: Aphididae)

در ايران شته مزبور با حمله به برگ درختان هلو، سيب، گيلاس، زردآلو و نيز گياهاني نظير گوجه فرنگي، سيب‌زميني، توتون، بادمجان، پنبه، ترب، كرفس، كاهو و آفتابگردان سبب پيچيدگي آن شده و خسارت بسيار شديدي به بار مي‌آورد. خسارت اين حشره در درختان بادام شديد مي‌باشد.

از نظر خسارت افراد كامل و پوره‌ها با استقرار در سطح زيري برگ ميزبان‌هاي اصلي كلني‌هاي انبوهي را تشكيل مي‌دهند. برگهاي مورد حمله پيچيده و قبل از موعد مي‌ريزند. سرشاخه‌ها قادر به رشد نبوده و به طور كلي رشد عمومي درخت متوقف مي‌شود و در نتيجه محصول كاهش يافته و كيفيت آن نقصان پيدا مي‌كند. در اثر تغذيه شديد در روي ميزبان‌هاي ثانوي برگ‌ها زرد شده و تغيير شكل‌هايي در آن موجب مي‌گردد و به طور كلي منجر به توقف رشد عمومي درخت مي‌شود. شته سبز هلو علاوه بر چنين خسارت مستقيمي با انتقال تعداد زيادي بيماريهاي ويروسي بسيار خطرناك از گياهي به گياه ديگر نيز حائز اهميت فوق‌العاده‌اي مي‌باشد.



زيست‌شناسي

سيكل زندگي آن Holocyclic مي‌باشد. زمستان را به صورت تخم‌هاي سياه براق بر روي شاخه‌هاي درختان ميزبان مي‌گذراند. در اوايل بهار هنگامي كه شكوفه‌هاي هلو باز مي‌شوند تخم‌ها تفريخ شده و شته‌هاي ماده موسس اين نسل به توليدمثل خود به روش بكرزايي مي‌پردازند. شته مزبور در اين موقع 2 تا 3 نسل را مي‌گذراند، سپس افراد بالدار بوجود آمده و بر روي ميزبان‌هاي ثانويه خود كه شامل برخي از گياهان زراعي يكساله خانواده بادمجانيان و پنيركيان (Solanaceae & Malvaceae) و برخي از علف‌هاي هرز هستند، مهاجرت مي‌نمايد. روي اين گياهان نيز شته چندين نسل به روش بكرزايي ايجاد مي‌كند و با نزديك شدن فصل پاييز افراد نر و ماده بوجود مي‌آيند و مجدداً از روي گياهان يكساله به درختان ميوه ميزبان مراجعت مي‌كنند. در اين جا حشرات نر و ماده با هم جفت‌گيري نموده و حشره ماده تخم‌هاي تلقيح يافته خود را بر روي شاخه‌ها گذارده و بدين وسيله شته تا بهار سال بعد زمستان گذراني مي‌كند.

کنترل شیمیایی:

اگر شته‌ها موجب پيچيدگي برگ شوند يا توليد گال نمايند از سموم سيستميك مانند اكسي دی متون متيل (متاسيستوكس) و تيومتون (اكاتين) استفاده مي‌شود ولي اگر موجب پيچيدگي نشوند از پريميكارب (پريمور)‌ كه يك شته كش اختصاصي است، استفاد مي‌شود. براي مبارزه با شته‌هاي سبزي و جاليزي از هپتنوفوس (هوستاكوئيك) استفاده مي‌شود چون اثر سريع داشته ولي كم دوام است.همچنین سموم پر دوام در اوایل فصل مصرف شود.

1. تیومتون(اکاتین) EC60% یک در هزار

2. اکسی دیمتون متیل EC25% یک درهزار

3. مالاتیون EC25% و 2 درهزار

4. پیریمیکارب(پریمور) Df50% و 5/. درهزار

5. پیریمیکارب WP50% و 5/. درهزار

6. هپتنفوس EC50% و 1در هزار

7. دیازینون EC60% و 1در هزار

number one
2007-Jul-29, 11:58
شته خالدار يا خوني هلوPterochlorus persicae

(Hom.: Aphididae)

گياهان مورد حمله اين شته، هلو، بادام، گوجه آلو و زردآلو مي‌باشد. در سالهاي اخير، تعداد م روي سيب توسط دكتر رجبي مشاهده شده است. شيوه خسارت اين شته به دو شكل است اول اين كه شيره گياهي را روي پوست شاخه‌ها و تنه درختان ميزبان به فراواني مكيده و باعث ضعف گياه مي‌گردد. دوم اين كه شيره فراوان ترشح شده توسط اين شته شاخه‌ها برگها و ميوه‌ها را پوشانده كه گذشته از مسدود نمودن سوراخهاي تنفسي گياه، باعث جلب قارچ‌هاي مولد دوده مي‌شود. ترش عسلك گاهي آنچنان فراوان است كه سطح خاك زير درختان آلوده از لايه عسلك پوشيده مي‌گردد. حمله شديد اين حشره كه بيشتر روي درختان جوان مشاهده مي‌گردد گذشته از ايجاد ضعف عمومي درخت باعث كم‌باري آنها شده و ميوه نامرغوب مي‌گردد.



زيست‌شناسي

شته خالدار هلو يك ميزبانه است و تمام دوره زندگي خود را روي درختان ميوه هسته‌دار طي مي‌كند. زمستان گذراني به شكل تخم روي درختان ميوه ميزبان مي‌باشد. اين حشره تخمهاي خود را غالباً به صورت مجتمع و در دستجات بسيار متعدد روي شاخه و تنه مي‌گذارد. دستجات تخم گاهي آنچنان متراكم هستند كه به شكل لايه‌اي سطح پوست شاخه و يا تنه را مي‌پوشاند. اين تخمها در شرايط منطقي با ارتفاع حدود 1500 متر در كشور ما از دهه سوم اسفند تا نيمه اول فروردين تفريخ مي‌گردند. شته‌هاي خارج شده از اين تخمها كه موسس ناميده مي‌شوند در تمام طول بهار و تابستان به شكل زنده‌زايي توليد مثل مي‌نمايند. محل تجمع اين شته بيشتر سطح زيرين شاخه‌ها مي‌باشد. طريقه انتشار آن بوسيله بالدارهايي است كه در صورت اوج‌گيري تراكم جمعيت، ظاهر گرديده و به طرف ساير درختان ميزبان مجاور بروز مي‌نمايند. اين بالدارها كه ماده زنده‌زا هستند پس از استقرار روي درخت جديد شروع به زنده‌زايي نموده و ايجاد آلودگي مي‌كنند. در نواحي با ارتفاع حدود 1500 متر اين بالدارها معمولاً در ماههاي خرداد و تير ظاهر مي‌شوند. تخمريزي در پاييز انجام مي‌گيرد. تخمها را افرادي مي‌گذارند كه شته‌هاي تخمگذار ناميده مي‌شوند. تلفات تخمها بر اثر سرما در برخي نقاط و در برخي از سالها قابل توجه است.

کنترل شیمیایی:

اگر شته‌ها موجب پيچيدگي برگ شوند يا توليد گال نمايند از سموم سيستميك مانند اكسي دی متون متيل (متاسيستوكس) و تيومتون (اكاتين) استفاده مي‌شود ولي اگر موجب پيچيدگي نشوند از پريميكارب (پريمور)‌ كه يك شته كش اختصاصي است، استفاد مي‌شود. براي مبارزه با شته‌هاي سبزي و جاليزي از هپتنوفوس (هوستاكوئيك) استفاده مي‌شود چون اثر سريع داشته ولي كم دوام است.همچنین سموم پر دوام در اوایل فصل مصرف شود.

1. تیومتون(اکاتین) EC60% و 1در هزار

2. اکسی دیمتون متیل EC25% و 1 درهزار

3. مالاتیون EC25% و 2 درهزار

4. پیریمیکارب(پریمور) Df50% و 5/. درهزار

5. پیریمیکارب WP50% و 5/. درهزار

6. هپتنفوس EC50% و 1در هزار

7. دیازینون EC60% و 1در هزار

number one
2007-Jul-29, 11:59
سپردار واوي سيب

Lepidosaphes malicola

(Hom.: Diaspididae)

اين آفت به درختان سيب، هلو، گوجه، زردآلو و ندرتاً گلابي حمله مي‌كند. در روي درختان بيد، تبريزي، ياس و عده ديگري از درختان زينتي نيز مشاهده شده است. اين آفت به سيب‌هاي شفيع‌آبادي، شميراني، مورو، لاله و به خصوص سيب گلاب بيشترين خسارت را وارد مي‌كند. سيب‌هاي مشهدي و زرد و قرمز لبناني كمتر آلوده مي‌شود. سپردار واوي سيب به تمام قسمت‌هاي هوايي درخت سيب از قبيل تنه، شاخه، برگ و ميوه حمله مي‌نمايد. درختان آلوده داراي برگ‌هاي كوچك و پريده رنگ، ميوه‌هاي بدشكل و ريز و سرشاخه‌هاي خشك مي‌باشند.



زيست‌شناسي

سپردار واوي سيب زمستان را به صورت تخمهاي سفيد رنگ شكري به تعدادي در حدود 100 عدد در زير سپر ماده مي‌گذراند. تخم‌ها داراي دياپوز اجباري مي‌باشند. پوره‌ها در شرايط كرج در اواسط ارديبهشت ماه بيرون مي‌آيند و به خوبي روي تنه درختان ميزبان حركت مي‌كنند و به سهولت توسط باد جابجا مي‌شوند. پس از پيدا كردن محل مناسب بلافاصله تغيير جلد مي‌دهند. پاها و شاخك‌ها را از دست داده و ثابت مي‌شوند. در اين موقع در اطراف بدن حشره رشته‌هاي مجعد مومي شبيه به پنبه مشاهده مي‌شود كه به مرور متراكم شده و به صورت هاله‌اي اطراف بدن حشره را مي‌گيرد. پوره سن 2 پس از 15 تا 20 روز تغذيه تغيير جلد مي‌دهد و در اين حالت حشره نر تبديل به شفيره مي‌شود و كمي بعد حشره كامل بالدار زير سپر خارج مي‌شود. پوره‌هاي نسل دوم اين آفت در اواسط مرداد ماه مشاهده مي‌شوند. سپردار واوي سيب داراي دو نسل مي‌باشد. طبق نظر برخي محققين در نواحي گرمسير اصفهان نسل سومي از اين حشره مشاهده مي‌شود.



کنترل:

1- Fiscus = (physcus) testaceus

Aphlinidae

علاوه بر تعداد زيادي از كفشدوزك‌ها، زنبورهاي پرازيتوئيد فوق از خانواده Aphelinidae زمستان را به صورت لارو در داخل بدن حشره ماده مي‌گذرانند و در بهار موقعي كه پوره‌ها شروع به تعويض جلد كردند اين زنبورها خارج شده و در بدن پوره‌هاي سن دوم شروع به تخمريزي مي‌كنند.

3- Hemisarcoptes malus (Acari: Hemisarcoptidae)

كنه فوق پرداتور تخم شپشك واوي سيب بوده و خود و پوره‌هايش از تخم اين حشره تغذيه مي‌كنند. زمستان به صورت ماده بالغ در بين توده‌هاي تخم در زير سپرهاي اين حشره سپري مي‌كنند

کنترل شیمیایی:

. مبارزه شيميايي بايد زماني باشد كه شپشك در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌هاي از زير سپر خارج شده باشند.

1. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2در هزار

2. اتیون EC47% و 1.5 درهزار

3. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار

4. کلرپیریفوس(دورسبان) EC40.8% و1.5- 1 درهزار

5. روغن امولسیون شونده O 80% و 5/. درصد

سم‌پاشي زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشي (سموم روغني Volk) پس از سپري شدن اوج سرماي زمستان و قبل از بيداري درختان انجام مي‌شود (روغن‌هاي زمستانه داراي هيدروكربن اشباع كمتري هستند).

number one
2007-Jul-29, 12:00
سپردار بنفش زيتون

Parlatoria oleae

(Hom.: Diaspididae)

اين حشره اگرچه براي اولين بار از روي درختان زيتون جمع‌آوري شده است ولي به عده زيادي از درختان ميوه دانه‌دار، هسته‌دار، گياهان زينتي و جنگلي حمله مي‌نمايد. اين سپردار روي برگ، شاخه، تنه و ميوه زندگي مي‌كند و در محلي كه خرطوم خود را در بافت گياه فرو مي‌نمايد، كلروفيل گياه ميزبان از بين رفته و به جاي آن لكه گرد و قرمز ارغواني رنگي به وجود مي‌آيد. در روي تنه و سرشاخه محل تجمع شپشك‌ها، لكه‌هاي قهوه‌اي رنگ مشاهده مي‌شود كه تصور مي‌رود يك نوع بيماري فيزيولوژيك باشد. اين وضعيت روي ميوه‌هاي مختلف نيز مشاهده مي‌شود و اغلب ممكن است با علائم بيماريهاي گياهي خاص اشتباه شود. حمله و تغذيه اين شپشك باعث ضعف درختان ميوه و آماده شدن آنها براي حمله سوسكهاي پوستخوار و ساير آفات درجه دوم مي‌شود.



زيست‌شناسي و مشخصات

در نقاط معتدل سرد زمستان را به صورت پوره سن دو و در نواحي گرمتر به صورت حشرات كامل نابالغ در روي شاخه‌ها و تنه درختان به سر مي‌برد. حشرات ماده به رنگ بنفش تيره، فاقد بال، پا و شاخك مي‌باشند. بدن حشره را پولك خاكستري رنگي پوشانده است و جلد لاروي به رنگ قرمز در كنار سپر قرار دارد. حشرات ماده در اواخر فروردين ماه و اوايل ارديبهشت ماه شروع به تخم‌ريزي مي‌كنند. دوره نشو و نماي جنيني حدود 20 روز مي‌باشد. پس از آن پورهايي به رنگ ارغواني روشن از تخم خارج مي‌شوند كه داراي شش پا و يك جفت شاخك مودار مي‌باشند. سطح بدن نيز از موهاي پراكنده پوشيده است. پوره‌ها به آساني بوسيله باد منتقل مي‌شوند. دوره زندگي بسته به شرايط فصل در حود 30 تا 50 روز است و 2 تا 3 نسل در سال دارد.



کنترل:

كفشدوزكهاي شكارگر Col.: Coccinelidae

1- Chilocorus bipustulatus

2- Exochomus quadripustulatus

زنبورهاي پارازيتوئيد Hymenoptera: Aphelinidae

1- Fiscus testaceus

2- Aphytis proclia

3- Aphytis mytilaspidis

4- Aphytis chrysomphali var. mazandranica

5- Aphytis maculicornis

کنترل شیمیایی:

. مبارزه شيميايي بايد زماني باشد كه شپشك در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌هاي از زير سپر خارج شده باشند.

1. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2در هزار

2. اتیون EC47% و 1.5 درهزار

3. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار

4. کلرپیریفوس(دورسبان) EC40.8% و 1.5- 1 درهزار

5. روغن امولسیون شونده O 80% و 0.5 درصد

مبارزه زمستانه: اين مبارزه اغلب در مورد گونه‌هايي عمل مي‌شود كه حشره به صورت پوره و يا حشره كامل مي‌باشد. اين روش در مورد شپشكهاي زير خانواده Lecaninae كه داراي بدن بدون محافظ مي‌باشند خيلي مؤثر است (مانند شپشك سياه زيتون). سم‌پاشي زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشي (سموم روغني Volk) پس از سپري شدن اوج سرماي زمستان و قبل از بيداري درختان انجام مي‌شود (روغن‌هاي زمستانه داراي هيدروكربن اشباع كمتري هستند).

number one
2007-Jul-29, 12:01
شپشك نخودي

Eulecanium coryli

(Hom.: Coccidae)

حشره‌اي است كه در حالت بلوغ نيم كروي و به رنگ قرمز براق مي‌باشد. اندازه آن در حدود يك ماش يا كمي بزرگتر است. اين حشره روي عده زيادي از درختان ميوه دانه‌دار و هسته‌دار ديده مي‌شود. درخت به براي اين آفت ميزبان بسيار مناسبي است. اين حشره نيز با مكيدن شيره گياهي باعث ضعف شديد درختان ميزبان مي‌گردد. از طرف ديگر ترشح عسلك دارد كه باعث تجمع گرد و خاك در سطح تنه و سرشاخه و برگ درختان ميزبان مي‌گردد و در نتيجه باعث كاهش فعاليت‌هاي فيزيولوژيك درخت به خصوص كربن‌گيري و تنفس مي‌گردد.



زيست‌شناسي

اين حشره زمستان را به صورت پوره سن دو به سر مي‌برد. اين پوره پس از مدتي تغذيه در بهار تبديل به حشره كامل ماده مي‌شود و در اين حالت به مرور بدن حشره ماده از سطح زيرين چروكيده شده و جلد شاخي حشره تبديل به محفظه تخم مي‌شود. اواخر خرداد ماه حشرات ماده شروع به تخمگذاري مي‌كنند. اين تخمها در اواسط تيرماه باز مي‌شوند و پوره‌ها از زير جلد ماده خارج شده و در سطح برگها، ميوه‌ها و سرشاخه‌ها پراكنده مي‌شوند و اغلب توسط باد به اطراف پراكنده مي‌گردند. اين حشره در سال فقط يك نسل دارد.



کنترل:

به علت وجود عوامل كنترل كننده طبيعي مبارزه شيميايي توصيه نمي‌شود. در صورت بالا بودن تراكم جمعيت آفت مي‌توان سرشاخه‌هاي آلوده را قطعو معدوم نمود.

زنبورهاي پارازيتوئيد

Hymenoptera: Encyrtidae

Blastothrix brittanica

Habrolepis tergrigorianae

Hymenoptera: Aphelinidae

Archenomus bicolor

کنترل شیمیایی:

. مبارزه شيميايي بايد زماني باشد كه شپشك در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌هاي از زير سپر خارج شده باشند.

1. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2در هزار

2. اتیون EC47% و 1.5 درهزار

3. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار

4. کلرپیریفوس(دورسبان) EC40.8% و 1.5- 1 درهزار

5. روغن امولسیون شونده O 80% و 5/. درصد

مبارزه زمستانه: اين مبارزه اغلب در مورد گونه‌هايي عمل مي‌شود كه حشره به صورت پوره و يا حشره كامل مي‌باشد. اين روش در مورد شپشكهاي زير خانواده Lecaninae كه داراي بدن بدون محافظ مي‌باشند خيلي مؤثر است (مانند شپشك نخودي). سم‌پاشي زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشي (سموم روغني Volk) پس از سپري شدن اوج سرماي زمستان و قبل از بيداري درختان انجام مي‌شود (روغن‌هاي زمستانه داراي هيدروكربن اشباع كمتري هستند).

number one
2007-Jul-29, 12:16
سپردار گوجه

Diaspidiotus prunotum

Syn.: Aspidiotus prunorum

(Hom.: Diaspididae, Aspidiotini)

در تمام نقاط كشور كه درختان سردسيري كشت مي‌شود انتشار دارد. از نظر ميزبان از تمام هسته‌داران خانواده رزاسه و از روي سيب و زالزالك در اصفهان و به كرج گزارش شده است. محل خسارت شپشك روي شاخه و تنه مي‌باشد كه با مكيدن شيره گياهي باعث ضعف درخت مي‌گردد. كوثري خسارت آفت را روي برگ نيز گزارش كرده است ولي تاكنون فعاليت آن روي ميوه مشاهد نشده است.

کنترل:

زنبورهاي پارازيتوئيد

Archenomus bicolor (Hym.: Aphelinidae)

Habroleps tergrigorianae (Hym.: Aphelinidae)

کنترل شیمیایی:

. مبارزه شيميايي بايد زماني باشد كه شپشك در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌هاي از زير سپر خارج شده باشند.

1. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2در هزار

2. اتیون EC47% و 1.5 درهزار

3. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار

4. کلرپیریفوس(دورسبان) EC40.8% و 1.5- 1 درهزار

5. روغن امولسیون شونده O 80% و 5/. درصد

number one
2007-Jul-31, 11:45
ليسه سيب

Yponomeuta malinelus
(Lep: Yponomeutidae)

اين آفت سرما دوست بوده، در نتيجه حشره‌اي است مخصوص ارتفاعات و در اغلب استانهاي ايران فعاليت دارد. ميزبان اصلي آن سيب و گاهي به گلابي نيز خسارت مي‌زند. از هسته‌دارها به آلو، بادام و گوجه خسارت مي‌زند. برخي معتقدند در ايران اين آفت مونوفاژ بوده و فقط روي سيب فعاليت مي‌نمايد.



زيست‌شناسي
زمستان را به صورت لارونئونات در زير پولك به سر مي‌برد. در اوايل بهار يكياز لاروها پولك را سوراخ و از آن خارج مي‌گردد. بقيه لاروها به تريج از همان سوراخ خارج و سپس به حد فاصل بين دو غشاء تحتاني و فوقاني برگ رفته و از پارانشيم برگ تغذيه و به عبارتي مانند لاروهاي مينوز يا Leaf miner عمل مي‌نمايند. پس از مدتي از برگها خارج و مستقيماً از برگهاي مجاور تغذيه و فقط رگبرگها را به جا مي‌گذارند. لاروها در اين هنگام از خود تارهايي مي‌تنند كه حالت تار عنكبوتي به درخت مي‌دهد. فعاليت لاروها دسته جمعي و در هر لانه گاهي تا 100 لارو ديده مي‌شود. در اواسط تابستان كه لاروها به حداكثر رشد مي‌رسند پيله‌هاي سفيد رنگي تنيده و درون آنها به شفيره تبديل مي‌شوند. دوره شفيرگي 3 تا 5 هفته و بتدريج حشرات كامل ظاهر مي‌گردند. خروج پروانه‌ها از اوايل خرداد تا نيمه شهريور بتدريج انجام گرفته و متعاقباً تخمريزي نيز به تدريج صورت مي‌گيرد.

پروانه‌هاي ماده تخمهاي خود را در دستجات 20 تا 60 تايي زير هر پولك مي‌گذارند. دوره نشو و نماي جنيني حدود دو هفته سپس لاروهاي ريز كه همان لاروهاي نئونات مي‌باشند زير پولكها بوجود مي‌آيند و به همين حالت تا بهار سال آينده زير پولكها باقي مي‌مانند. بنابراين ليسه سيب در هر سال فقط يك نسل دارد.



کنترل لیسه:
Hym.: Ichneumonidae

پارازيتوئيد شفيره Campoplex ensator

پارازيتوئيد شفيره Itoplectic europeator

پارازيتوئيد شفيره Pimpla turionellae

Hym.: Encyridae: Encyrtus fuscicollis

پارازيتوئيد لارو مي‌باشد كه به شكل تقسيم جنيني تكثير مي‌يابد. بدين معني كه اين زنبور بيش از يك تخم در داخل بدن ميزبان خود نمي‌گذارد ولي در اين تخم جنين به جنين‌هاي ديگري تقسيم شده به طوريكه در انتهاي فعاليت لاروي اين زنبور، بدن ميزبان مملو از لاروهاي آن مي‌گردد (Polyembriony). از يك تخم 52 تا 80 زنبور خارج مي‌گردد.

کنترل شیمیایی:

1. مالاتیون EC57% و 2در هزار

2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار

زمان مبارزه: پس از متورم شدن جوانه ها و درست قبل از باز شدن گلها

number one
2007-Jul-31, 11:47
ليسه ميوه

Yponomeuta padellus
(Lep.: Yponomeutidae)

درختان مورد حمله اين ليسه شامل سيب، گوجه، زردآلو، قيسي، زالزالك، گلابي، ازگيل، به، آلو، بادام و برخي درختان غير مثمر مي‌باشد. تعداد خالهاي ليسه سيب 25 تا 26 عدد ولي در ليسه ميوه 30 عدد است كه در 3 رديف طولي قرار گرفته‌اند. طرز زندگي و طرز خسارت آن شبيه ليسه سيب مي‌باشد ولي اختلافات عمده كه در زندگي ان ديده مي‌شود به شرح زير است:

1ـ پروانه ليسه ميوه زودتر از ليسه سيب شروع به پرواز مي‌كند.

2ـ در ليسه ميوه، لاروها از زير پولك زمستانه كه بيرون آمدند به صورت مينوز داخل بافت پارانشيم برگ نمي‌شوند، بلكه در روي برگهاي جوان پراكنده شده، مشغول بستن تار و تغذيه مي‌گردند.

3ـ لاروهاي ليسه ميوه تك تك در قسمت‌هاي مختلف درخت به خصوص بين برگها در پيله سفيدرنگ به شفيره تبديل مي‌شوند و پيله‌ها برخلاف ليسه سيب به طور متراكم در نزديكي هم قرار ندارد (مبارزه مانند ليسه سيب مي‌باشد).

کنترل شیمیایی:

1. مالاتیون EC57% و 2در هزار

2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار

زمان مبارزه: پس از متورم شدن جوانه ها و درست قبل از باز شدن گلها

number one
2007-Jul-31, 11:48
پروانه تخم انگشتري

Malacosoma neustria
(Lep: Lasiocampidae)

اين آفت به سيب، گلابي، گوجه، به، گل سرخ، گوجه زينتي و گرهي از درختان جنگلي و غير مثمر خسارت مي‌زند و در اثر تغذيه لارو درخت عاري از برگ مي‌گردد.



زيست‌شناسي
يك نسل در سال دارد. زمستان را به صورت دستجات تخم روي شاخه به سر مي‌برد. 9 ماه از سال حشره به صورت تخم بوده و در اواسط فروردين ماه تخم تفريخ شده و لاروها به تغذيه از برگها مي‌پردازند. لاروها ضمن تغذيه به تنيدن تار پرداخته و حتي رگبرگها را نيز مي‌خورند. اولين شفيره در ارديبهشت ماه تشكيل شده و شب پره‌ها از اوايل خردادماه ظاهر مي‌شوند. هر حشره ماده پس از جفت‌گيري 100 تا 200 عدد تخم مي‌گذارد.



کنترل:
1ـ هرس شاخه‌هايي كه روي آنها تخمگذاري شده است در انهدام آفت مؤثر است.

2ـ مبارزه شيميايي در بهار پس از ظهورلاروهاي جوان با يكي از سموم تماسي گوارشي.

number one
2007-Jul-31, 11:48
ابريشم باف ناجور

( Gypsy moth)
Lymantria dispar

(Lep: Lymantriidae)

اين حشره آفتي است پلي فاژ و در دنيا به بيش از 500 گونه حمله مي‌نمايد. در ايران گاهي به حالت طغياني درمي‌آيد و به خصوص در نواحي شمال روي درختان جنگلي پهن برگ و درختان ميوه خسارت مي‌زند.

زيست‌شناسي
زمستان را به صورت تخم و در حالت دياپور سپري كرده و در اوايل بهار بتدريج تخمها تفريخ ولاروها خارج مي‌شوند. لاروها 45 تا 70 روز فعاليت برگخواري شديد از خود نشان مي‌دهد. انتقال لاروهاي جوان يا لاروسن اول بوسيله باد و بوسيله رشته‌هاي ابريشمي مي‌باشد. لارو پس از تغذيه در محل مناسبي تبديل به شفيره مي‌شود. شفيره بوسيله تارهاي ابريشمي به تنه درخت يا چيز ديگر خود را متصل مي‌كند. مرحله شفيرگي 10 تا 14 روز به طول مي‌انجامد. پروانه‌هاي ماده پس از خروج به علت سنگيني بدن خود قادر به پرواز دور نمي‌باشند و در همان حول و حوش محل خروج از شفيره پس از جفت‌گيري، تخمهاي خود را به صورت توده‌هاي بيضي شكل به تعداد 500 تا 2000 عدد در رويپوست صاف تنه و شاخه‌هاي جوان ميزبان و يا روي قسمت‌هاي مختلف درخت روي سنگ و روي كنده‌هاي بريده شده درخت قرار مي‌دهند. تخمها تا اندازه‌اي گرد و كرم رنگ هستند. از اواسط تابستان تا بهار آينده نزدگي خود را به حالت تخم مي‌گذارنند.



















مبازه
1ـ دشمنان طبيعي

پارازيتوئيد شفيره Brachymeria intermedia (Hym.: Chalcididae)

پارازيتوئيد لارو Exorista larvarum (Dip.: Tachinidae)

پارازيتوئيد لارو Apanteles sp. (Hym.: Braconidae)

2ـ کنترل شیمیایی

استفاده از ديفلوبنزورون (ديميلين) به نسبت 0.3 در هزار يا باکتری B.t به نسبت 2.5 تا 3 در هزار

number one
2007-Jul-31, 11:50
پر طاووس گلابي
Saturnia pyri

(Lep.: Saturnidae)

حشره كامل با بالهاي باز حدود 140 ميليمتر، خاكستري مايل به قهوه‌اي و روي هر بال لكه درشتي شبيه به چشم وجود دارد. لارو سبز رنگ در حداكثر رشد اندازه آن به 120 ميليمتر مي‌رسد و روي حلقه‌هاي مختلف داراي غده‌هاي آبي رنگ با موهاي بلند است. به گلابي، سيب، بادام و گاهي پسته خسارت مي‌زند. لارو از برگ تغذيه مي‌نمايد. زمستان گذراني به صورت شفره و يك نسل در سال دارد.

کنترل: با جمع‌آوري لاروهاي درشت مي‌توان به روش مكانيكي با آن مبارزه نمود.

number one
2007-Jul-31, 11:57
پروانه فري يا كرم خراط

(Leopard moth)

Zeuzera pyrina
(Lep: Cossidae)

اين حشره به گونه‌هاي بسياري از درختان مثمر و غيرمثمر حمله مي‌كند. از درختان مثمر سيب ميزبان اصلي آن در ايران است ولي خسارت آن روي گلابي، به و گردو نيز ديده شده است. از گياهان غيرمثمر مي‌توان به افرا، بيدمشك، بيد، نارون، بوط و زبان گنجشك اشاره نمود. در دنيا 150 ميزبان براي آفت ذكر شده است. درخت سيب به اين آفت خيلي حساس و زود از پا درمي‌آيد در حاليكه گردو تا حدودي مقاوم است.



زيست‌شناسي
پروانه فري در ايران هر دو سال يك نسل دارد. زمستان را به صورت لاروهاي سنين مختلف در درون شاخه درختان ميزبان مي‌گذراند. در اواسط بهار لاروهايي كه رشدشان كامل شده تبديل به شفيره مي‌شوند و اواخر بهار شب‌پره‌ها به تدريج ظاهر مي‌شوند. حشرات ماده اصولاً هيچ نوعي تغذيه‌اي نداشته و به جهت سنگيني قادر به پرواز نيستند. پس از جفت‌گيري اغلب در مدخل سوراخ خروجي، شكاف ته و حتي روي زمين تخمريزي مي‌كنند. هر حشره ماده نزديك به هزار تخم مي‌گذارد. اين تخمها خوراك مناسبي براي مورچه‌ها هستند. به فاصله يك تا دو هفته تخم‌ها تفريخ شده و لاروهاي كوچكي خارج مي‌شوند. تغذيه اصلي لاروها از چوب شاخه و تنه است. لاروها ضمن تغذيه فضولات نارنجي رنگ خود را از سوراخ ورودي كه در ضمن سوراخ خروجي آنها نيز خواهد بود به صورت گلوله‌هاي كوچك و مدور بيرون مي‌ريزند. اين فضولات در پاي درختان مبتلا جمع مي‌شوند و اين خود يكي از راههاي بسيار آسان تشخيص وجود پروانه فري مي‌باشد. كانالهايي كه در داخل چوب بوسيله لارو اين حشره بوجود مي‌آيد مستقيم و حدود 30 تا 40 سانتيمتر طول دارد و بستگي به گونه ميزبان دارد.

حمله اين آفت روي سيب استقرار ساير حشرات چوبخوار و مخصوصاً اسكوليت درختان ميوه و پروانه زنبور مانند را به دنبال خواهد داشت. چون دهانه خروجي دالانهاي لاروي پروانه فري محل مناسبي براي تخمريزي و در نتيجه خسارت پروانه زنبور مانند است.

لاروها با تارهايي بسيار نارك كه با غدد دهاني خود مي‌سازد از شاخه‌اي به شاخه ديگر منتقل مي‌شوند. لاروها پس از تغذيه كامل تبديل به شفيره مي‌شوند. دوره شفيرگي 20 تا 40 روز طول مي‌كشد. در كرج اين زمان به تدريج از اوايل ارديبهشت ماه شروع و تا اوايل شهريورماه نزديك به 5 ماه اوليه ادامه دارد. پروانه‌هاي كامل پس از ظهور از همان سوراخ ورودي خارج مي‌شوند.



کنتـــــــرل:
1ـ از دشمنان طبيعي اين آفت مي‌توان به مورچه‌هاي شكاري (عادت تخم‌خواري) و سن‌هاي Reduviidae (عادت لاروخواري) اشاره نمود.

2ـ رعايت اصول به زراعي، هرس و سوزاندن شاخه‌هاي خشك و آلوده از شدت خسارت‌هاي بعدي مي‌كاهد.

3- در موردي كه تعداد درختان آلوده كم باشد مي‌توان با فرو بردن مفتولي در درون سوراخهاي ورودي، لاروهاي آفت را از بين برد.

4ـ استفاده از قرص و خمیرهایی که گازهای سمی تولید می کنند.

5ـ امروزه در اكثر كشورهاي جهان از فرمون‌هاي جنسي به صورت تكنيك Mating disruption در قالب مبارزه تلفيقي عليه اين آفت استفاده مي‌شود.

6- بهترين موقع مبارزه شيميايي زماني است كه لاروهاي سن اول به قسمت‌هاي جوان گياه كه همان رگبرگها و دمبرگها و شاخه‌هاي نازك است حمله مي‌كنند در اين موقع چون عمق نفوذ لاروها هنوز چندان زياد نيست مي‌توان با استفاده از سموم نفوذي مؤثر براي از بين بردن آفت استفاده كرد.



آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار

دیازینون EC60% و 1 درهزار

number one
2007-Jul-31, 11:57
پروانه زنبورمانند درختان سيب

Synanthedon myopaeformis
(Lep: Sesiidae)

اين گونه در مناطق وسيع از كشورهاي اروپايي و آسيايي انتشار دارد. از آفات مهم درختان سيب مي‌باشد. لاروهاي اين آفت در منطقه كامبيوم در زير پوست تنه درختان، روي تنه و شاخه‌هاي اصلي فعاليت دارند و گاهي باعث خشك شدن كامل درختان مي‌گردند.



زيست‌شناسي
زمستان گذراني اين حشره به صورت لاروهاي سنين مختلف در محل تغذيه يعني دالانهاي پيچ و خم‌دار لارو در زير پوست مي‌باشد. لاروها براي تغذيه به چوب آسيبي نمي‌رسانند بلكه تغذيه آنها از پوست و كامبيوم است. لاروهاي زمستان گذران در بهار سال بعد مجدداً شروع به فعاليت كرده و پس از تكميل دوران لاروي در حالي كه طول آنها به حدود 15 تا 18 ميليمتر مي‌رسد و به رنگ زرد عسلي به يك خط تيره پشتي درمي‌آيند، در زير پوست تبديل به شفيره مي‌شوند. لاروها قبل از شفيره شدن پيله‌هاي مخصوص مركب از تارهاي ابريشمي و خورده‌هاي پوست و فضولات قهوه‌اي رنگ مي‌سازند و در داخل آن تبديل به شفيره مي‌شوند. لاروها پس از يك تا دو هفته و طي دوران شفيرگي كامل شده و پروانه‌ها ظاهر مي‌شوند. اين زمان در حدود اواسط خردادماه تا اوايل تيرماه مي‌باشد. پرواز پروانه‌ها و فعاليت‌هاي حياتي آنها شامل جفت‌گيري و تخمريزي در روز انجام مي‌شود. ماده تخمهاي خود را به صورت انفرادي و گهگاه چند عدد در جوار يكديگر در شكافها و زخمهاي روي پوست تنه و شاخه‌هاي قطور مي‌گذراند. در اين رابطه حتي در محل هرس شاخه‌هاي قطور نيز تخم اين حشره ديده شده است. در روي تنه‌هاي سالم، حشره ماده حتي از تركهاي بسيار خفيف ناشي از تغييرات اقليمي و عوامل فيزيولوژيك گياهي نيز جهت تخمگذاري استفاده مي‌نمايد.

دوره چنيني تخم متفاوت و از 8 تا 20 روز متغير است. لاروها پس از خروج از راه شكاف و يا زخمي كه تخم در آن گذاشته شده است به داخل پوست نفوذ نموده و تغذيه را شروع مي‌نمايند. تغذيه هم از بافتهاي در حال فساد و هم از بافتهاي تازه مي‌باشد. فضولات لاروي به صورت دانه‌هاي ريز قهوه‌اي رنگي بوده كه گهگاه از شكافها بيرون زده و محل فعاليت لاروي را مشخص مي‌سازد. اين لاروها تا بهال سال آينده در همين محلها زمستان را مي‌گذرانند. بنابراين يك نسل در سال دارد.

کنترل:
در مورد درختان پذيراي اين آفت دو نكته بسيار مهم قابل بحث مي‌باشد.

1ـ بيشتر درختاني كه جهت تخمريزي انتخاب مي‌شوند يا رها شده‌اند و يا از نظر كاشت وضعيتي رضايت‌بخشي ندارند.

2ـ هر نوع شكاف، ترك . زخم روي تنه و شاخه‌ها باعث جلب اين آفت براي تخمريزي خواهد گرديد. در اين رابطه حتي ترك‌ها و تغيير شكل‌هاي ناشي از عوامل بيماريزا مانند بيماري معروف قارچي خوره كه در نقاط ميوه‌خيز كوهستاني به فراوني روي درختان سيب رايج است باعث جلب اين حشره براي تخمريزي مي‌گردد. لذا مهمترين طريقه پيشگيري از حمله و خسارت اين آفت رعايت اصول صحيح باغداري، آبياري به موقع، هرس و پانسمان زخمهاي روي تنه با مواد ضدعفوني كننده و چسب پيوند مي‌باشد. سم‌پاشي تنه و شاخه‌هاي اصلي درخت يك هفته پس از ظهور حداكثر حشرات كامل در بهار، تراشيدن آن قسمت از پوست تنه كه خشك و فاسد شده و پوشاندن محل زخم با چسب پيوند بسيار مؤثر است.

3- دادن كودهاي ازته و حيواني و انجام آبياري كافي موجب رشد سريع پوست و خفته كردن آفت مي‌گردد.

4- سموم فسفره 3-2 درهزار

5- اندوسولفان(تیودان)

number one
2007-Aug-07, 19:36
بيماري آتشک( Fire Blight):
شرايط شيوع بيماري

چرخه بيماري



بيماري آتشک( Fire Blight):

آتشک از قديمي ترين بيماري هاي باکتريائي است که عامل آن باکتري Erwinia Amylovora مي باشد و ميتواند بيش از 75 نوع درخت و بوته از خانواده Rosacea را مورد حمله قرار دهد . بيماري در درختان سيب و گلابي بيشتر مخرب است .

باکتري عامل بيماري در شانکر هاي نسبتاً فرو رفته زمستان گذراني کرده و در بهار، زماني که دماي محيط مساعد باشد و باران هاي مکرري روي دهد باکتري شروع به فعاليت کرده و به سرعت زياد شده و با کمک حشرات ، باران و باد پراکنده مي شود .

اين بيماري بيش از 200 سال است که در آمريکاي شمالي شناخته شده ولي کنترل آن بعلت ناشناخته بودن عامل بيماري مشکل بوده است . متاسفانه در حال حاضر هم که عامل بيماري مشخص است به دلايل مشروحه زير کنترل بيماري مشکل تر شده است.

1- سابقاً در هر هکتار 250 تا 500 درخت کاشته ميشد در حاليکه امروزه جهت افزايش محصول 1250 تا 2500 درخت در هکتار کاشته ميشود و براي انجام اين امر لزوماً درختاني از واريته هائي که قد و قواره مناسب دارند انتخاب مي شود که اکثراً در مقابل بيماري حساس هستند .

2- تقاضاي بازار خريد و داشتن محصولاتي بظاهر مطلوب باغداران را تشويق ميکند که به کاشت واريته هاي جديدي اقدام کنند که متاسفانه اکثراً در مقابل بيماري آتشک حساس هستند .

3- داشتن درختان زياد و محصول بيشتر در واحد سطح احتمالاً موجب نقصان مکانيزم هاي فيزيولوژيکي طبيعي در دفاع از بيماري ها مي گردد .



شرايط شيوع بيماري:

نظر به اينکه بيماري آتشک در درختاني که رشد زياد دارند شديدتر است لذا بايد در کود دهي (مخصوصاً کودهاي ازوته ) توجه بيشتري مبذول گردد . کوددهي نبايد تابع برنامه ساليانه باشد بلکه بايد ديد درخت کي و چه مقدار کود احتياج دارد . درختان سيب نبايد بيش از 25 تا 30 سانتيمتر و درختان گلابي بيش از 15 تا 20سانتيمتر رشد سر شاخه داشته باشند . تجربه نشان داده است که در خاک هاي سنگين و کمتر آبکش ، درختان حساسيت بيشتري براي بيماري دارند و دليل اين امر ميزان زياد ازت و همچنين آب ذخيره شده در خاک مي باشد که موجب رشد زياد درخت ميگردد . ميزان ازت در برگ هاي درختان سيب و گلابي حداکثر 2 تا 2.4 درصد توصيه شده است .

حساسيت به بيماري آتشک در خاک هاي اسيدي که قاعدتاً کلسيم و منيزيوم کمتري دارند بيشتر است . نگهداري سطح زيرين خاک با پ هاش حدود 6 و سطح فوقاني خاک با پ هاش 6.5 تا 7 توصيه شده است . نقصان پتاسيم خاک هم موجب حساسيت است و ميزان آن 1.35 تا 1.80 درصد توصيه مي شود .

شرايط ديگر شيوع بيماري داشتن رطوبت نسبتاً زياد و باران هاي مکرر ، دماي 21 تا 27 درجه سانتيگراد ، طولاني بودن دوره گل در شرايط سرد و رطوبي فصل بهار ونيز حضور باکتري در شانکر ها مي باشد .

علائم بيماري

در اوايل بهار ، حدود دو هفته قبل از باز شدن گل ها ، گلبرگ ها آب سوخته ، قهوه اي رنگ و سپس سياه مي شوند و روي درخت باقي مي مانند . شاخه هاي کوچک پژمرده و سياه رنگ شده و بعضاً با 180 درجه خميدگي عصائي شکل مي شوند . روي بعضي از شاخه هاي قديمي که از طريق گل ها و شاخه هاي کوچک آلوده مي شوند شانکر هاي چروکيده و بعضاً فرو رفته تشکيل مي شود که ممکن است شکاف برداشته و چوب زيرين نمايان گردد . مايع کرم رنگي که حامل ميليون ها باکتري مي باشد از شانکرها خارج مي شود و در شرايط رطوبي بطرف پائين روي تنه و شاخه ها سرازير مي شود . حشرات با اين ترشحات آلوده شده و هر کدام با بيش از يکصد هزار باکتري موجب آلودگي گل ها مي شود .

علائم بيماري روي ميوه بستگي به زمان آلودگي دارد. اگر آلودگي زودتر اتفاق بيافتد ، ميوه کوچک مانده و تغيير رنگ ميدهد و به حالت چروکيده روي درخت باقي مي ماند . در صورتيکه ديرتر آلوده شود به اندازه ميوه نارس چروکيده نشده و تغيير رنگ نمي دهد .ميوه هاي آلوده که با تگرگ يا حشرات آسيب ديده اند به رنگ هاي قرمز ، قهوه اي يا سياه در مي آيند . از ميوه هاي آلوده ممکن است قطرات مايع زرد رنگ باکتري خارج شود .









چرخه بيماري :

زماني که شرايط محيط مساعد شد باکتري در شانکر که از سال گذشته در آن زمستان گذراني کرده است بسرعت با تقسيم سلولي تکثير يافته و مايع کرم رنگ، شيرين و چسبنده اي به نام Bacterial Ooze توليد مي کند . حشرات باکتري را به گل ها ، برگ ها وشاخه هاي تازه منتقل مي کنند . در بهار و در دماي مساعد بين 18 تا 30 درجه سانتيگراد مدت زمان بين آلودگي و ظهور بيماري حدود 5 روز است . در شاخه هاي جديد آلودگي بسرعت در حدود روزانه 15 سانتيمتر پيشرفت مي کند . باکتري از طريق شاخه هاي جديد بشاخه هاي قطورتر و تنه اصلي ميرسد و در آنجا با تشکيل شانکر ها زمستان گذراني مي کند تا سال بعد چرخه بيماري را آغاز کند .

حشرات از قبيل زنبور ، مورچه ، حشرات پردار ، شته و سوسک به اين ترشحات جلب شده و باکتري را به گل هاي باز شده منتقل مي کند . اين عمل با کمک باد و باران تشديد مي شود . باکتري در گل هاتکثير يافته و بسرعت بطرف ساقه حرکت مي کند و در زمان کوتاهي تمامي گل ها ، برگ ها و ميوه ها در محل آلودگي ميميرند . شاخه هاي جوان نيز از طريق منافذ برگ ها و زخم ها ، آلوده و سياه رنگ شده و مي ميرند . قابل توجه است که تنها يک شانکر فعال ميتواند ميليون ها باکتري توليد کرده و تمامي باغ را آلوده نمايند .

مبارزه

1- هرس

نظر به اينکه باکتري در شانکر ها زمستان گذراني مي کند لذا حذف آنها از شدت بيماري در سال بعد جلوگيري مي کند . بهتر است هرس در زمستان انجام شود چون زمانيکه برگ ها روي درخت باشند بعضي از شانکر ها قابل رويت نخواهند بود . در بهار يا اوايل تابستان هرس نبايد انجام شود زيرا ممکن است موجب سرايت بيماري به قسمت هاي سالم درخت گردد . شاخه هاي آلوده 15 سانتيمتر پائين تر از ناحيه سياه شده حذف شود . هرس شاخه هاي کوچک ممکن است اواخر تابستان انجام شود ولي حذف شاخه هاي قطور بايد در اواخر زمستان انجام شود زيرا حذف آنها در آن زمان ممکن است موجب رويش جديد باشد .

هرس بايد در هواي خشک انجام شود و هرس در فصل رويش حداقل 30 سانتيمتر پائين تر از قسمت آلوده که تغيير رنگ يافته است بعمل آيد و در صورتيکه فقط چند درخت آلوده وجود داشته باشدممکن است باحذف قسمت هاي آلوده بطور دقيق ، از اشاعه بيماري به ساير درختان جلوگيري شود . براي جلوگيري از بيماري و شيوع آن لازم است درختان همه روزه مورد بازرسي قرار گيرد و قسمت هاي آلوده حذف شود.

وسايل هرس در فاصله هر برش بايد با محلول 10% مايع سفيد کننده ضد عفوني شود . در صورتيکه در تنه درختان آلوده ، هرس امکان نداشته باشد ، بايد شانکر از 2.5 سانتيمتر ازطرفين زخم و 7 سانتيمتر از بالا و پائين آن با چاقوي تيز تا رسيدن به نسج سالم برداشته شود و با رنگ بوردو پر شود .



2- مبارزه شيميائي

ــ سمپاشي با ترکيب بوردو ( 100ــ 0.75 ــ 0.25 ) شامل 1% روغن قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه مي شود .

ــ سمپاشي با ترکيب بوردو باضافه 1% روغن قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه مي شود .

ــ سمپاشي با ترکيب بوردو ( 100ــ 0.75 ــ 0.75 ) قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه مي شود .

ــ سمپاشي با ترکيب بوردو در اواخر دوره خواب درختان بشرطي که تمامي درخت را بپوشاند توصيه مي شود . بهتر است ترکيب بوردو با روغن مخلوط گردد . اين سمپاشي بيماري اسکاب سيب را نيز کنترل مي کند .

ــ براي کنترل آتشک سمپاشي با ترکيب بوردو 1% قبل از شروع زمان رويش و استربتومايسين 100 پي پي ام سه نوبت در زمان گل توصيه مي شود .

ــ براي کنترل آتشک سمپاشي با ترکيب بوردو 1% باضافه روغن در اواخر دوره خواب درختان توصيه مي شود .

ــ براي کنترل بيماري آتشک سمپاشي با ترکيب بوردو در دوره خواب درختان توصيه مي شود .

ــ براي کنترل بيماري آتشک در اواخر زمستان شاخه هاي آلوده 15 سانتيمتر پائين تر از محل آلودگي هرس شود و با ترکيب بوردو سمپاشي شود .

- براي کنترل بيماري آتشک سمپاشي با ترکيب بوردو (100 ــ 0.75 ــ 0.25 ) باضافه 1% روغن در اواخر زمستان توصيه مي شود .

ــ براي کنترل بيماري آتشک سمپاشي با ترکيب بوردو (100 ــ 0.75 ــ 0.25) در دوره گل يک يا دو دفعه بفواصل 4 روز توصيه مي شود

CASSIATORA
2008-Jun-03, 23:38
سوسک برگخوار درختان میوه Adoretus persicus
(Col.: Scarabaeidae)

این حشره در مناطق خراسان، تهران، مرکزی، همدان، لرستان، باختران، کردستان، اصفهان، فارس، یزد و کرمان فعال می‌باشد. از آفات درجه دوم باغات میوه محسوب می‌شود. حشره کامل از برگ درختان مثمر نظیر گلابی، سیب، به، گیلاس، گوجه، آلو، بادام، زردآلو و هلو، همچنین از برگ درختان غیر مثمر نظیر بید و صنوبر تغذیه می‌نماید و در تراکم بالا فقط رگبرگ اصلی را به جا می‌گذارد.

زیست‌شناسی
حشرات کامل معمولاً در اواخر خردادماه و اوایل تیرماه ظاهر می‌شوند. ظهور آنها بسته به شرایط آب و هوایی مخصوصاص درجه حرارت فصل از منطقه‌ای به منطقه دیگر متفاوت می‌باشد. حشره بالغ شب پرواز بوده و موقعی که هوا تاریک می‌شود از پناهگاه‌های خود خارج شده و شروع به پرواز می‌نماید. این حشره از نظر فعالیت و رژیم غذایی معمولاً زندگی دسته جمعی دارد. حشرات بالغ به صورت دستجات 10 تا 20 تایی گاهی بیشتر در مجاورت هم زندگی می‌کنند. تغذیه معمولاً ابتدا از کناره برگ شروع شده و تا رگبرگ اصلی ادامه پیدا می‌کند و مسیر خورده شده کاملاً مضرس است. در حمله شدید حتی رگبرگهای فرعی را نیز خرده و فقط رگبرگ اصلی را باقی می‌گذارد. فعالیت تغذیه‌ای حشره در تمام مدت شب ادامه داشته و صبح در پای همان درخت در زیر خاک یا کلوخه‌ها پنهان می‌شوند و یا در زیر پوستک و شکاف تنه درختان به سر می‌برند.
این حشرات پس از مدتی تغذیه جفت‌گیری کرده و افراد ماده تخم‌های خو را در داخل توده‌های کود دامی و مواد پوسیده گیاهی قرار می‌دهند. این تخم‌ها به فاصله 2 تا 3 هفته باز می‌شوند و لاروها از مواد پوسیده گیاهی تغذیه می‌کنند. در مرحله لاروی به هیچ وجه زیانی وارد نمی‌کنند. این لاروها تا اواسط بهار سال بعد دوران تغذیه خود را پایان داده و در داخل خاک در میان محفظه بیضی شکل گلی تبدیل به شفیره می‌شوند. یک نسل در سال دارد اما در برخی مواقع یک نسل در دو سال طی می‌شود.

کنترل:
1ـ مبارزه مکانیکی:
الف‌ـ چون حشره نسبت به نور کشش مثبت دارد می‌توان توسط تله‌های نوری و نظایر آن در شب آنها را جمع‌آوری نمود.
ب‌ـ در حالت خاص می‌توان حشرات کامل را شبها از روی برگها جمع‌آوری و معدوم نمود و در هنگام روز در مناطق آلوده از زیر خاک و کلوخه‌های اطراف درختان آنها را جمع نموده و از بین برد.
2ـ استفاده از گیاهان تله: این حشره تمایل زیادی به تغذیه از برگ درختان تبریزی دارد. می‌توان با کشت این گیاه به عنوان تله در اطراف باغ تا اندازه‌ای از خسارت و صدمه آن به درختان میوه جلوگیری نمود. به علاوه سم‌پاشی را روی همین درختان منحصر کرده و از انبوهی آفت کاست .

CASSIATORA
2008-Jun-03, 23:43
زنبور سياه گوجه Hoplocampa minuta
(Hym.: Tenthreinidae)


http://s3.supload.com/thumbs/default/7030101.jpg (http://s3.supload.com/free/7030101.jpg/view/)

به درختان آلو، گوجه و زردآلو و ندرتاً گيلاس حمله مي‌نمايد. لارو از مغز و هسته آنها تغذيه نموده و موجب ريزش ميوه مي‌گردد. گوجه‌هاي زودرس و آلوچه به ين آفت حساس مي‌باشند.

زيست‌شناسي

زمستان را به صورت لاروهاي كامل در عمق 5 تا 15 سانتيمتري در زير خاك و در درون پيله‌هاي قهوه‌اي و بيضي شكل مي‌گذرانند. لاروهاي زمستان گذران در آخر زمستان و به محض گرم شدن هوا تبديل به شفيره مي‌شوند. قبل از باز شدن شكوفه درختان ميزبان يا مصادف با آن حشرات كامل ظاهر مي‌شوند. حشرات كامل پس از مدتي تغذيه از نوش گلها با تخمريز اره مانند خود نسج كاسبرگها يا نهنج را سوراخ كرده و در داخل آن يك عدد تخم مي‌گذراند. لاروها پس از خروج از تخم خود را به دانه ميوه مي‌رسانند و با تغذيه از آن باعث ريزش ميوه مي‌گردند. هر لارو تا پايان تغذيه خود چندين ميوه را سوراخ مي‌كند. هر حشره ماده حدود 50 تا 70 تخم مي‌گذارد. دوره نشو و نماي لاروي حدود 25 تا 30 روز است و به همين صورت زمستان را به حالت دياپوز مي‌گذراند. بناراين يك نسل در سال دارد.

کنترل:
1ـ بيل زدن و زير رو كردن خاك اطراف درختان براي مقابله با لاروهاي زمستان گذران
2ـ كاشت واريته‌هاي مقاوم
کنترل شيميايي: در صورت لزوم پس از ريزش سه چهار گلبرگها
1. اندوسولفان EC35% و 1.5 در هزار
2. دیازینون wp40% و 1 درهزار
3. فوزالن EC35% و 1.5 درهزار

CASSIATORA
2008-Jun-03, 23:52
سفیدك سطحی ( پودری = واقعی ) سیب و گلابی Pear&Apple Powdery Mildew


http://s3.supload.com/thumbs/default/apple-powdery-mildew.jpg (http://s3.supload.com/free/apple-powdery-mildew.jpg/view/)

هر جا كه سیب كشت می شود این بیماری نیز وجود دارد بویژه در خزانه های سیب در سراسر جهان بیماری مهمی محسوب می گردد در ایالات متحده این بیماری با ایجاد شبكه زنگاری (زبر و چوب پنبه ای Russeting) روی پوست میوه موجب كاهش ارزش میوه تا 50% می شود.

علائم:
سفیدك سطحی سیب به قسمتهای مختلف درخت مانند: سرشاخه ها ، برگها ، شكوفه ها و میوه ها حمله می كند.
علائم روی برگها بصورت لكه های خاكستری تا سفید كثیف ظاهر می شوند و اگر برگهای جوان آلوده شوند دچار پیچ خوردگی و بد شكلی شده و نهایتاً خشك می شوند. شكوفه های درخت بر اثر زمستانگذارانی قارچ در جوانه های زایشی زودتر از بقیه قسمتها آلوده می شوند. در اثر آلودگی شكوفه ها ،‌گلبرگها چروكیده و كاسبرگها گوشتی و كلفت می شوند و توانایی تشكیل میوه را از دست می دهند. كاسبرگها خیلی حساس هستند.میسلیومها كنیدیوفورها و كنیدیهای قارچ روی سرشاخه ها منظره سفید رنگی را ایجاد می كنند رشد این شاخه ها متوقف شده و فواصل میانگره ها كوتاه می ماند و نهایتاً سرشاخه ها خشك می شوند معمولاً روی سرشاخه ها فرم جنسی قارچ (كلیستوتسیوم) تشكیل می شود . میوه ها نیز آلوده شده و حالت شبكه چوب پنبه ای در سطح میوه ها (زنگار میوه) بوجود می آید. در مورد گلابی هم پوشش سفید میوه تا اواسط تابستان روی میوه باقی می ماند و بعد این پوشش محو می شود و اثر آن بصورت لكه زنگاری(Russet) باقی می ماند در خزانه ها قارچ به همه برگهای در حال رشد حمله كرده و موجب كندی رشد قسمت های انتهایی شاخه ها می شود .

عامل بیماری :
روی سیب و گلابی قارچ زیر است:

Te) Podosphaera leucotricha (Erysiphaceae-Erysiphales-Hymenoascomycetidae-Ascomycetes)
An) Oidium farinosum (Moniliaceae-Moniliales-Hyphomycetidae-Deutromycetes)


http://s3.supload.com/thumbs/default/Pseudoperonospora-cubensis.jpg (http://s3.supload.com/free/Pseudoperonospora-cubensis.jpg/view/)

كلیستوتس P.leucotricha دارای زوائد دو شاخه ای شكل اند هر چند در این گونه حالت دو شاخه ای به سختی دیده می شود داخل كلیسترتسیوم فقط یك آسك وجود دارد كه حاوی 8 آسكوسپور بیضوی است . این قارچ هتروتالیك است.
كنیدیهای O.farinosum شفاف، تك سلولی و دو سر تخت و استوانه ای شكل اند و بصورت زنجیری روی كنیدیوفور تشكیل می شوند.

چرخه بیماری :


http://s3.supload.com/thumbs/default/cycle-apple-powdery-mildew.jpg (http://s3.supload.com/free/cycle-apple-powdery-mildew.jpg/view/)

ریسه درون جوانه ها مهمترین بخش زمستانگذران قارچ می باشد این قارچ انگل اجباری است . اگر آسكوكارپ تشكیل گردد می تواند موجب بقاء قارچ گردد ولی بنظر نمی رسد كلیستوتسیوم در چرخه زندگی قارچ نقش داشته باشد و آسكوسپورهای P.leucotricha موجب آلودگی نمی شوند در بهار به مجرد مناسب شدن شرایط محیطی ریسه ها، داخل جوانه ها فعال شده و تولید كنیدیوم می كند كنیدی ها با باد پخش شده و موجب آلودگی اولیه می شوند سپس از زخمها و لكه های جدید نیز كنیدیوفورها تولید كنیدیهای جدید را كرده و موجب انتشار بیماری و آلودگی های ثانویه می گردند. فعالیت قارچ در تابستان شدیداً كاهش می یابد ولی در اواخر تابستان و پائیز مجدداً فعال شده و با انتشاركنیدیها موجب آلودگی های جدید می گردد، نهالهای موجود در خزانه بعلت اینكه تا اواخر پائیز رشد می كنند بسیار مستعد آلودگی هستند. البته برگهای جوان درخت سیب فقط تا چند روز بعد از باز شدن به آلودگی حساس هستند و پس از آن آلودگی فقط در برگهایی دیده می شود كه بطور مكانیكی صدمه دیده اند. كنیدیها در سطح برگ وقتی رطوبت نسبی حدود 70% باشد به خوبی تندش می كنند. اوج تولید و آزاد سازی اسپورها در ظهر انجام می شود. قارچ در گستره دمایی0C 32-4 فعالیت می كند ولی بهینه دمای آن 0C20-16 است. این بیماری در مناطق نیمه خشك به فراوانی دیده می شود ولی به ندرت در مناطق خشك ظاهر می شود. از عوامل مهم و موثر در جوانه زدن كنیدیها دما و رطوبت است هر چند نقش دما خیلی بیش تر از رطوبت است زیرا میزان آب در داخل كنیدیها بالا بوده و رطوبت تأثیر كمتری در جوانه زنی اسپور قارچ دارد. بعد از عفونت میسلیوم قارچ در جوانه های آلوده تا بهار سال بعد به حالت ركود باقی می مانند و جوانه های انتهایی مهمترین مكان برای زمستانگذرانی قارچ عامل بیماری هستند.
اگر آلودگی 3 هفته قبل تا 3 هفته بعد از مرحله گلدهی صورت گیرد حالت زنگار روی میوه های سیب و گلابی بوجود می آید.

کنترل :
1- هرس شاخه ها و سرشاخه های آلوده: می تواند موجب كاهش مایه تلقیح اولیه گردد. كاهش مایه تلقیح اولیه و حفاظت برگ، میوه و جوانه از عفونت ثانویه در مبارزه با این بیماری مهم است.
2-ارقام مقاوم: ارقام سیب با حساسیت كمتر عبارتند از : سیب زرد لبنانی ، دلیشز،گلدن دلیشز، واین ساپ ، یورك ایمپریال ، نیتانی، لورد لمبورن.
ارقام گلابی مقاوم به سفیدكهای سطحی عبارتند از :دوآنژو،لوئیزبون Louise Bonne
3-شیمیایی: قارچكشهای علیه سفیدكهای حقیقی عبارتند از : گوگرد ، بنزیمدازول ها، ضد بیوسنتز ارگوسترول
(Ergosterol Biosynthesis Inhibitores :EBI)، بوپریمات ، پیرازوفوس،تری آدیمفون، دینوكاپ (كاراتان).
قبل از پیدایش گلها ، مصرف سفیدك كشهای بسیار مؤثر مثل تری آدیمفون كه به شدت از تولید كنیدی جلوگیری می كنند ضرورت ندارد. در اروپای غربی به علت وجود هوای ملایم در زمستان و شرایط مناسب بیماری در بهار ، درختان باغ را 15 بار با قارچكش ها سمپاشی می كنند.

زمان سمپاشی:
الف)نوبت اول هنگام تورم جوانه ها كه ترجیحاً از سموم سیستمیك استفاده می شود . چون خنكی هوا مانع تسعید گوگرد است و از طرفی دیگر سموم سیستمیك روی آلودگی درون جوانه ها مؤثرند.
ب)نوبت دوم بعد از ریزش گلبرگها كه می توان از گوگرد و تابل استفاده نمود همچنین كاراتان و سایر سموم سیستمیك نیز قابل استفاده اند(بعضی ارقام سیب و گلابی به گوگرد حساسند و موجب گیاهسوزی آنها می شود كه بایستی دقت نمود).
ج) نوبت سوم : بستگی به شرایط جوی و میزان پیشرفت بیماری دارد بیش از 3 نوبت هم ممكنست لازم به سمپاشی باشد. قارچ كشهای باز دارنده بیوسنتز ارگوسترول زمانیكه بیماری هنوز شدت پیدا نكرده است بسیار موثرند.

منبع : سبزینه Sabzineh.iR

CASSIATORA
2008-Jun-04, 00:01
فتیله نارنجی ( سیتوسپورا ) Valsa or Cytospora canker

این بیماری شانکری گسترش جهانی داشته و از این بیماری های که ایجاد شانکر میکنند بیشترین گونه های گیاهی را مبتلا می سازد ، این پاتوژن چندین گونه دارد و طبق گزارشات انجام شده بیش از 70 نوع درخت میوه ، درختان جنگله و سایه دار و از انواع بوته ها و مخروطیان بوسیله گونه های این پاتوژن مورد حمله قرار می گیرند . چون قارچ گونه Valsa اغلب به فرم غیر جنسی یعنی Cytospora sp. دیده میشود و بنابراین بیماری به نام " شانکر سیتوسپورا" نامیده میشود .

بیشترین خسارت این بیماری در درختان هلو و سایر درختان میوه هسته دار و نیز در سیب و گلابی و تبریزی و بید می باشد ولی اغلب در خیلی از درختان سایه دار و جنگلی نیز مهم می باشد . در واقع کمتر باغی از صدمات این بیماری در امان می ماند .در خیلی از درختان صدمات ناشی از شانکر در تنه اصلی یا شاخه ها بسیار زیاد است . شاخه های آلوده درختان بیمار در اثر وزش باد به علت سنگینی بار میوه اغلب می شکنند . شدیدترین صدمه بیماری در درختانی است که در اثر شرایط نا مساعد طبیعی ضعیف گشته اند . این قارچ اغلب بصورت گندرو در پوست مرده درخت زندگی می کند ولی با ضعیف شدن درخت قارچ به حالت انگلی در می آید . اما وجود قارچ سیتوسپورا روی یک شاخه مرده دلیل مرگ شاخه در اثر قارچ مزبور نیست .

آلودگی شاخه های کوچک سبب مرگ سرشاخه ها گشته بدون اینکه شانکر بروز کند . شانکرها روی تنه و شاخه های بزرگ درخت بوجود می آیند . در ابتدا شانکر بشکل بافت مرده دایره ای شکل دایره ای شکل دیده می شود . محل آلوده قهوه ای رنگ و فرو رفته می شود و اغلب بافت کالوس برآمده در اطراف شانکر ایجاد می شود در بعضی از میزبان ها ، بخصوص در درختان میوه هسته دار پوست بیمار داخلی تیره رنگ گشته و بو می گیرد و صمغ زیادی از بافت مرده ترشح می شود . در محل شانکر بعداً پوست چروکیده گشته و از چوب زیرین و پوست سالم اطراف جدا می شود . پیکنیدهای کوچک و جوش مانند قارچ روی پوست مرده محل شانکر ظاهر می شوند . و بعداً پوست چروکیده شده و ممکن است بصورت ورقه ای کنده شده و چوب مرده زیرین را در معرض هوا قرار می دهد . اندازه شانکرها سال به سال بزرگتر شده و بشکل تورم های بدشکل در می آیند . در نتیجه رشد شانکرها و احاطه دور تا دور شاخه ، خیلی از شاخه ها می میرند .

شانکرهای سیتوسپورا در اثر آلودگی بوسیله کنیدی قارچ ایجاد می شوند . مرحله پریتس بندرت تشکیل می شود . کنیدی ها در داخل پیکنید به وجود می آیند . پیکنیدها دارای فرو رفتگی های زیادی است که همه آنها به یک روزنه منتهی می شوند . اسپورها کوچک ، بیرنگ ، یک سلولی و کمی خمیده هستند . این پیکنیوسپورها در داخل یک ماده ژلاتینی تشکیل شده اند که در هوای مرطوب لعاب ژلاتینی آب بخود جذب کرده ، متورم شده و توده اسپورها بشکل ستونک مارپیچ لعابی از روزنه پیکنید خارج می شود . در هوای مرطوب و در عدم بارندگی توده اسپورها به شکل فتیله نارنجی رنگی از پیکنید خارج شده و در محل شانکر ممکن است خشک شده و در آنجا باقی بماند . آلودگی معمولا در پاییز یا زمستان صورت می گیرد ولی در درختان ضعیف آلودگی در طول فصول رشد گیاه نیز ممکن است . قارچ از راه زخمهای مختلف وارد بافت گیاه می شود . قارچ در پوست مرده مستقر می شود و به داخل لایه های خارجی چوب نبز رشد می کند .

هر اقدامی که بتواند از ضعف درختان و حمله بیماری جلوگیری به عمل آورد ، در پیشگیری از بیماری موثر است . در موقع هرس درختان بایستی توجه داشت که از ایجاد زخمهای بزرگ که بهترین راه برای نفوذ قارچ است ، جلوگیری بشود . شاخه های آلوده و شانکرهای که ممکن است به وجود آید هرچه زود تر بایستی آنها را برید و منهدم ساخت .

تعدادی از گونه های ایجاد کننده فتیله نارنجی در درختان میوه .


http://s3.supload.com/thumbs/default/cytospora-canker2.jpg (http://s3.supload.com/free/cytospora-canker2.jpg/view/)

CASSIATORA
2008-Jun-04, 00:11
بیماری غربالی درختان میوه Shot hole or Coryneum Blight


http://s3.supload.com/thumbs/default/Shot-hole-or-Coryneum-Blight.jpg (http://s3.supload.com/free/Shot-hole-or-Coryneum-Blight.jpg/view/)

تاریخچه و مناطق انتشار:
این بیماری اولین بار در سال 1842 در کشور فرانسه بوسیله Leveille شناخته شده است امروزه در کلیه نقاط جهان از جمله در آمریکا شمالی و آمریکای جنوبی و اروپا و استرالیا و نیوزلاند و سایر نواحی جهان وجود داشته و خسارت زیادی وارد می نماید. (زمستان 1343).

در ایران اولین بار اسفندیاری در سال 1375 این بیماری را روی درختان میوه هسته دار در مازندران ، گیلان ، گرگان و آذربایجان گزارش نموده است . بیماری در اکثر مناطق کشور کم و بیش وجود دارد و تا کنون از شهرهای شیروان ،‌گنبد ، بجنورد ، قوچان ،‌ماکو ، خوی و نهبندان و بسیاری از شهرهای دیگر گزارش گردیده است . شدت بیماری در استان آذربایجان و بویژه در باغهای قدیمی زیاد ا ست (اشکان ،‌اسدی 1350، ارشاد 1356)

در ایران تا کنون این بیماری روی درختان زرد آلو ، گیلاس . آلبالو . گوجه ، هلو ، شلیل و بادام دیده شده است و خسارت عمده آن بیشتر متوجه درختان زرد آلو می باشد.

اهمیت بیماری :
بیماری غربالی نه تنها باعث ضعف درخت و کاهش مقدار و ارزش محصول میشود بلکه بدلیل لکه ها و زگیل هائیکه روی میوه بجای می گذارد ارزش صادراتی برگه و قیسی حاصله از میوه های آلوده را نیز به نحو بارزی پائین می آورد. در بسیاری از باغهای آذربایجان شرقی و غربی و همچنین بعضی از باغهای خراسان و همدان بیماری شدت دارد که تمام جوانه ها و سر شاخه های درخت زرد آلو در اثر این بیماری خشک شده و درخت عملاً استفاده ای ندارد. درختان آلوده ایکه به حیات خود ادامه می دهند نیز بدلیل خشک شدن برگها و کاهش سطح سبز آنها در دوره فعال گیاه بطور غیر مستقیم لطمه دیده و در نتیجه مقدار محصول آنها پائین می آید. میزان خسارت سالیانه این بیماری در ایران بطور دقیق معلوم نیست و روی محصول زرد آلو معادل 224 میلیون ریال بر آورد شده است (اشکان واسدی 1350)

علائم بیماری :



http://s3.supload.com/thumbs/default/breskova_kodravost_b.jpg (http://s3.supload.com/free/breskova_kodravost_b.jpg/view/)

زرد آلو ، هلو،‌گیلاس ، آلو و آلبالو از میزبانهای مهم این بیماری است. سرشاخه, گل, برگ, میوه و جوانه های درختان فوق مورد حمله این بیماری قرار می گیرند منتها اندام های مورد حمله و علائم آنها روی میزبانهای مختلف با هم فرق دارند. بدین معنی که در زرد آلو میوه ، برگ و جوانه ها مورد حمله قرار می گیرند ولی علائم روی سرشاخه ها دیده نمی شود. در بادام علائم روی سر شاخه ها و مخصوصاً برگ ظاهر می شود در صورتیکه به میوه خسارت وارد نمی آید در گیلاس علائم بیماری روی میوه برگ و جوانه ها و سرشاخه ها بوضوح دیده می شود در حالیکه در هلو نشانه های بیماری را روی میوه بندرت می توان دید در عوض برگ سر شاخه ها و جوانه های خواب این گونه به شدت مورد حمله قرار می گیرند.

در زرد آلو و قیسی خسارت مهم و شدید این بیماری روی برگ و میوه می باشد و حتی جوانه های برگ و گل را مورد حمله قرار می دهند و اصولاً شاخه های جوان بندرت مبتلا می شوند.
الف-نشانه های غربالی روی برگ: حالت غربالی و سوراخ شدن برگها مشخص ترین و فراوانترین علائم بیماری است. در زرد آلو علائم بیماری همزمان با موقعی که جوانه های برگ باز میشود و هنوز برگ شکل و اندازه و حتی رنگ طبیعی بخود نگرفته بصورت لکه های گرد که در ابتدا برنگ قرمز متمایل به بنفش و در وسط تیره تر است بروز می کند. بتدریج این لکه های کوچک بزرگتر شده و از وسط شروع به خشک شدن نموده و برنگ قهوه ای در می آیند در این حالت حاشیه لکه ها بسیار مشخص و اغلب قهوه ای تیره می باشد. در این مرحله پیشروی لکه ها متوقف می شود و بتدریج بافت مرده برگ از نسج زنده به طریق پاره شدن پارانشیم وبشره جدا می گردد. به محض اینکه این پارگی کامل شد قسمت داخلی جدا شده و می افتد و در نتیجه سوراخی در پهنگ برگ ایجاد می شود که پیرامون آن یک نوار چوب پنبه ای قهوه ای کشیده شده است. شکل سوراخها معمولاً دایره ای بیضی و گاهی اشکال غیر هندسی و نامنظم می باشد. اندازه تنها بسته به زمان وقوع آلودگی از ته سنجان تا قطر 6 میلیمتر و گاهی بیشتر تغییر می کند ولی لکه های دایره ای شکل معمولاً 4 تا 5 میلیمتر هستند. گهگاهی چند تا از لکه های بیماری بهم پیوسته و سوراخهای بزرگ و بیشکل بوجود می آیند که ممکن است با حشره خوردگی اشتباه شود.

این حالت یعنی توسعه بهم پیوستگی لکه های بیماری روی برگ بیشتر در موارد وقوع آلودگی های شدید اولیه در مرحله ایکه برگها دارای بافت لطیفی هستند رخ میدهد و در آلودگی های دیر هنگام چون برگها ضخامت کافی پیدا کرده اند و نیز بدلیل عدم رطوبت کافی و مناسب در محیط علائم برگی معمولاً به صورت سوراخهای منفرد ، ‌ریز و ته سنجاقی بروز می کند. احتمالاً واریته های مختلف نیز مقاومتشان در مقابل بیماری فرق داشته باشد.

در هلو لکه ها معمولاً در حاشیه برگها در طرفین و رگبرگ اصلی ظاهر می شود و یکنواختی سوراخ های ایجاد شده از نظر اندازه و شکل بیشتر از زرد آلو است.
لکه ها و سوراخهای ایجاد شده روی برگ گیلاس بزرگتر از لکه های برگ آلو و بادام میباشد. شکل و اندازه آنها بسیار نامنظم و متغییر است. معمولاً چند تا لکه مجاور هم ظاهر شده و قسمت بزرگی از پهنک برگ را فرا می گیرد. در گوجه و آلبالو لکه و سوراخهای غربالی نسبتاً منظم و مدور می باشد ولی اندازه آنها در آلو بزرگتر است.

ظهور علائم بیماری روی برگ بادام خیلی شبیه علائم آن روی برگ زرد آلو بوده و همزمان با باز شدن جوانه ها و پیدایش برگها می باشد. معمولاً اندازه سوراخها یکسان و شکل شان همانند است, قطرشان از 2 تا 4 میلیمتر متغییر است و از سوراخهای برگ زرد آلو کوچکتر حاشیه سوراخهای ایجاد شده روی برگ بادام قهوه ای مشخص و تعداد آنها نیز نسبت به زرد آلو بیشتر و متراکمتر است. لازم به ذکر است که مشبک شدن برگ و پیدایش لکه های نکروزه فقط مربوط به بیماری غربالی نبوده بلکه

قارچهایی مثل:

Cercospora circumscissa , Phyllosticta prunicola , Fusicoccum amygdali

باکتریهایی از قبیل :

Pseudomounas syringae , Pseudomonas morsprunorum

و ویروسهائی مانند ویروس لکه حلقوی هلو نیز لکه ها و سوراخهایی شبیه علائم غربالی در برگ درختان میوه بوجود می آورند.

ب-نشانه های غربالی روی میوه :
میوه زرد آلو ،‌گیلاس و آلبالو مورد حمله این بیماری قرار میگیرند
علایم روی درختان گوجه ای که بشدت مورد حمله بیماری غربالی قرار گرفته بودندبصورت صمغ زدگی زیاد میوه های آن بدون وجود لکه مشخص دیده شده که احتمالا ًناشی از آلودگی به بیماری غربالی می باشد.

روی میوه زرد آلو وقتی به اندازه مغز پسته است علائم غربالی به صورت لکه های قرمز مایل به بنفش و به اندازه ته سنجان ظاهر می گردد بتدریج که میوه درشت میشود این لکه ها برآمده شده و به صورت نقاط برجسته یا خال جوش در می آید و رنگشان قهوه ای می شود لکه ها و برآمدگیها ابتدا در سطح فوقانی میوه ها بصورت پراکنده یا تراکم بروز می کند و بعداً به سطح زیرین میوه نیز می رسد. در مواردی دیده شده است که حمله بیماری به میوه ها در بعضی ارقام و یا در شرایط خاص ، مواجه با عکس العمل آن میشود بدین معنی که بجای ظهور خال جوشها, گوشت میوه تحریک شده و به صورت پستانک نوک تیزی بالا آمده و رشد آن متوقف می شود در مواقعی که شرایط جوی برای رشد و نمو بیماری مناسب است, تعداد زیادی خال جوش بطور متراکم در سطح میوه ظاهر می شود. بطوریکه در این قسمت اپیدرم میوه کاملاً فاسد و چوب پنبه ای شده و از آن شیره تراوش می شود که بعداً سفت شده و بصورت صمغ در می آید گهگاهی بد شکلی هم در میوه های زرد آلو دیده می شود. حمله غربالی به میوه های جوان ،‌منجر به ریزش آنها می گردد بهمین جهت حدود 5 درصد از میوه های ریز در همان مراحل اولیه رشد در اثر حمله این بیماری ریخته و از بین می رود حمله بیماری به میوه زردآلو یکی از مخرب ترین حالات خسارت بیماریست.

نشانه غربالی روی میوه هلو به دو صورت ظاهر می شود:

الف) میوه های هلو در مراحل اولیه رشد مورد حمله قرار گرفته و می ریزد. بهمین جهت میوه های باقیمانده روی درخت علائمی معمولاً از خود نشان نمی دهند , میوه های بسیار ریزیر حالیکه هنوز میوه ها شکلی به خود نگرفته شروع به ریزش می کنند و این عارضه معلول تاخت و تاز مستقیم قارچ روی میوه و همچنین نصف سر شاخه هائیکه روی آن شانکرهای بیماری به فراوانی مستقر است. این علامت در هلوهای ایران زیاد به چشم میخورد.

ب) وقتی میوه به درشتی میوه زیتون رسید تعداد زیادی لکه های کوچک مدور که ابتدا قرمز و بعد قهوه ای می شود روی آن مخصوصاً در حوالی دم میوه ظاهر می شود. اپیدرم میوه در قسمت لکه ها کرک طبیعی خود را از دست داده و به صورت پوسته ای در می آید که ممکن است بعداً بیافتد. ریزش این پولکها باعث ناهموار شدن سطح میوه می شود البته لکه های میوه هلو سطحی بوده و معمولاً رشد آنرا مختل نمی کند. (Viemont Bourgin, 1949) اینگونه علائم در ایران هنوز مشاهده نشده است (اشکان و اسدی 1350).

علایم روی میوه گیلاس بیماری به صورت لکه های قهوه ای تیره ظاهر می شود که بتدریج گوشت میوه در محل لکه ها فرو رفتگی پیدا کرده و خشک و سیاه و ترکدار می شود گودیهای ایجاد شده معمولاً عمیق بوده و در غالب اوقات عمق آن تا هسته می رسد . در اینصورت گوشت میوه در پیرامون حفره های ایجاد شده به سمت داخل کشیدگی پیدا می کند قطر این حفره ها 5 تا 6 میلیمتر است.
روی میوه آلبالو لکه ها شبیه گیلاس است ولی فرو رفتگی حفره کمتر از آن می باشد به نظر می رسد. مکانیزم ایجاد فرو رفتگی در میوه گیلاس و آلبالو بدین ترتیب باشد که میوه در مراحل اولیه تشکیل و در دوران نارسی مورد حمله بیماری قرار گرفته و موجب چوبی شدن و توقف رشد قسمت آلوده می شود و رشد بعدی سایر قسمتهای گوشت میوه باعث می گردد که محل لکه به صور مختلفی ،‌فرو رفتگی پیدا کند.

ج)نشانه های غربالی روی سرشاخه ها و جوانه ها :
علائم این بیماری روی سرشاخه ها اکثراً به صورت شانکر و ترک خوردگی ظاهر میشود و تشخیص آن احتیاج به دقت و آشنایی چشم دارد . آلودگی سرشاخه ها از آن جهت مهم است که باعث انهدام جوانه ها و ضعف درخت می گردد.

سرشاخه های درخت زردآلو معمولاً مورد حمله بیماری غربالی نمی گیرد و علائمی روی آن مشهود نیست لیکن جوانه های آن باین بیماری مبتلا می شود . جوانه های آلوده معمولاً رنگشان تیره گاهی پوشیده از یک لایه ترشحات خشک صمغ به مانند است.

غربالی روی سرشاخه های نازک و سبز گیلاس ابتدا به صورت لکه های قهوه ای و برجسته ظاهر میشود که بتدریج با پیشرفت مرض ترک خورده و حالت زخم بخود می گیرد. این حالت در مراحل آخر شبیه نیمرخ دانه گندم در طرف شیار آن می باشد . معمولاً قایقی شکل و اندازه آنها به 3 تا 2 میلیمتر می رسد پیدایش این زخمها در فصل بهار موقع ظهور شکوفه ها حائز اهمیت است زیرا چنانچه زیر جوانه های گل دهنده بروز کند باعث توقف ناگهانی رشد گیاه و خشک شدن سرشاخه ها و شکوفه ها می گردد در حالتهای شدید ،‌بسیاری از جوانه های گل و برگ و سر شاخه های درخت گیلاس به این ترتیب از بین می رود تشخیص این حالت بیماری معمولاً مشکل و با توجه به علائم روی برگ و میوه امکان پذیر است.

سرشاخه های سبز جوان بادام به شدت مورد حمله غربالی قرار می گیرد و سرتاسر آن لکه های گرد یا بیضی شکل ظاهر می شود قطر لکه های گرد بین 3 تا 4 میلیمتر تغییر می کند ولی پاره ای از اوقات لکه ها دراز و کشیده بوده و طول آن به 6-7 میلیمتر می رسد. رنگ لکه ها موقع ظهور ارغوانی و سپس قهوه ای می شود . معمولاً مرکز لکه قهوه ای روشن است که وسیله نوار قهوه ای تیره محاط شده است. این دو رنگی به لکه های سرشاخه های بادام حالت چشم میدهد. گاهی لکه ها ترک خورده و از آنها صمغ تراوش می شود.

شانکرهای غربالی روی شاخه های هلو شبیه علائم آن روی شاخه های بادام است با این تفاوت که زخمها معمولاً بزرگتر است بنحویکه گاهی اوقات اطراف سرشاخه ها را اشغال می کند و منجر به خشک شدن جوانه ها و قسمتهای بالایی می شود صمغ زدگی در سرشاخه های هلو بیشتر از بادام اتفاق می افتد . روی سرشاخه های آلو و گوجه علامتی از غربالی دیده نشده است (اشکان واسدی1350) .

عامل بیماری : قارچ

Stigmina carpophila - Moniliales-Hyphomycetidae-Deuteromycetes ( Dematiaceae-)

این قارچ دوازده همنام دیگر دارد از آنجمله Clasterosporium carpohilum دراروپا عامل بیماری Coryneum beijerinckii معرفی شده است.
اندامهای رویشی و باروی این قارچ منحصر به میسلیوم ، کنیدی و کنیدیوفور است، قارچ دارای میسلیوم استوانه ای و بند بند بوده, رنگ آن متمایل به قهوه ای است و میسلیوم روی تمام قسمتهای مورد حمله(پارانشیم برگ و پارانشیم ناحیه پوست شاخه های جوان و سطح میوه) دیده می شود.

اندامهای زادآوری قارچ اسپورودوکیوم نام دارد که در زیر کوتیکول یا اپیدرم اندامهای آلوده تشکیل می شود. کنیدها تیره به رنگ سبز زیتونی متمایل به قهوه ای 3 تا 5 سلولی ، کمی خمیده و دو سر گرد می باشد.

چرخه بیماری :


http://s3.supload.com/thumbs/default/cycle-apple-powdery-mildew-20080603153316.jpg (http://s3.supload.com/free/cycle-apple-powdery-mildew-20080603153316.jpg/view/)

قارچ عامل بیماری غربالی ،‌زمستان و همچنین سایر مواقع نامساعد را به صورت ریسه ، استروما و کنیدی در جوانه های آلوده و یا زخمهای روی سرشاخه ها به سر می برد . کنیدیها به صورت آزاد و یا چسبیده به توده های صمغ مترشحه از زخمها و یا در استروما خود را از سرما و یا سایر شرایط نامساعد حفظ کرده و از سالی به سال دیگر باقی می ماند عامل بیماری در مواقع نامناسب در هلو و بادام به صورت ریسه ،‌در زخم سرشاخه ها و جوانه های آلوده به سر می برد. ریسه هائیکه در شانکرها و یا جوانه های درخت وجود دارد در بهار و به محض مناسب شدن شرایط جوی تولید کنیدی می کند . کنیدیها به وسیله باران و باد پخش شده و روی میوه و برگها قرار می گیرند. تولید کنیدی در دمای 9 درجه سانتیگراد شروع و در حرارت 19 الی 23 درجه سانتی گراد به اوج میرسد. چنانچه هوا مرطوب و بارانی باشد کنیدیها به محض رهائی جوانه زده و تولید آلودگی می نمایند. بهمین جهت در سالهایی که پائیز آن ملایم و میزان رطوبت بالاست جوانه ها قبل از خواب زمستانه به شدت آلوده می شوند وو منبعی برای آلودگیهای بهار سال بعد خواهند بود. لوله تندش از راه نفوذ مستقیم و یا از روزنه ها وارد بافت گیاه می گردد. بنابر مطالعات ساموئل در سال 1927 آلودگی برگ بادام به طریق نفوذ مستقیم لوله تندشی در کوتیکول اتفاق می افتد بازتاب و واکنش هائیکه در برگ بادام در اثر قارچ S. carpophila اتفاق می افتد عبارتست از افزایش اندازه سلولها درمزوفیل سالم مجاور نسج منهدم شده که منجر به انسداد فضای بین سلولی و در نتیجه ظهور یک خط لهیدگی و هم چنین چوبی شدن و پیدایش سلولهایی داخل این ناحیه می گردد. در این حالت اگر رطوبت زیاد و برگها نسبتاً جوان باشند ،‌بریدگی اپیدرم در دو سطح برگ پیدا شده و تیغه های بین جدار سلولهای خارج ناحیه چوبی شده حل شده و قرص آلوده می افتد. سلولهای ناحیه مریستم معمولاً سعی می کنند بریدگی را ترمیم نمایند . دوره کمون بیماری از 3 الی 20 روز بسته به نوع اندام مورد حمله تغییر می کند.درجه حرارت مناسب برای رشد قارچ 19 درجه سانتیگراد است.(اشکان و اسدی 1350)قارچ عامل بیماری انگل اختیاری بوده و روی محیط غذایی مصنوعی می توان آن را کشت داد.از لکه های برگ مخصوصاًوقتی مسن باشد، جدا کردن قارچ مشکل است ولی از لکه های روی میوه زردآلوجدا سازی عامل بیماری به سهولت انجام می شود.

باران برای جوانه زدن کنیدیها ضرورت دارد. از لحاظ انتشار عامل بیماری، باران کنیدیها را از لابه لای فلسهای جوانه ها و شاخه های مریض شسته و از قسمتهای بالای درخت به قسمت پائین منتقل می نماید و بدین لحاظ است که قسمت پائینی درخت شدیدتر آلوده می باشد. کنیدی برای جوانه زدن احتیاج به یک غشاء نازکی از رطوبت که اطرافش را بگیرد دارد و تحت اثر این رطوبت است که کنیدی می تواند تندش پیدا کرده و لوله ای از خود خارج ساخته و در نسج نبات نفوذ کند لذا از این نکته نتیجه گرفته می شود که در هوای خشک به هیچ وجه بیماری به وسیله این قارچ ایجاد نمی گردد .

کنترل :
از بین بردن کنیدیهای قارچ در قسمتهای آلوده درخت با مواد شیمیایی هیچ گاه با موفقیت قطعی توأم نبوده است فقط بر اثر مبارزه شیمیایی، بیماری کنترل و از شدت خسارت آن کاسته شده است.
در مورد این بیماری سمپاشیهای پیشگیری کننده کاملاً مؤثر بوده است. پروفسور R.E.Smith در سال 1906 محلول بردو(10-10-100)به منظور مبارزه با قارچ عامل بیماری غربالی به کار برد و از آلودگی جدید به طور کامل جلوگیری کرد ولی در بعضی از درختان به رشد و نمو درخت صدمه وارد شد(اثرات سوزانندگی مس)به عقیده دکتر Smith شرط موفقیت در مبارزه شیمیایی، انتخاب موقع سمپاشی است که باید بلافاصله قبل و یا بعد از بارانهای متعدد اواخر پائیز تا اوایل بهار صورت گیرد.

ـ تجربیات پروفسور E.E. Wilson در کالیفرنیا در مبارزه با بیماری غربالی با محلول بردو را دلخواه و مطلوب نشان داده است زیرا این سم می تواند کنیدی قارچ را به خوبی کشته و دوام خوبی در مقابل شستشوی باران و سایر عوامل جوی نشان می دهد. در حدود4/1 مس مصرف شده در محلول بردو که در پائیز به درختان پاشیده شده در بهار روی ساقه ها اندازه گیری شده است.سمپاشیهای پائیزه از آلوده شدن جوانه های خواب در طول فصل پائیز و زمستان جلوگیری می کند. تحقیقات و مطالعات زیادی در استرالیا و ایالت کالیفرنیا درباره موقع مبارزه به عمل آمده و به این نتیجه رسیده اند که برای جلوگیری از آلودگی میوه و برگ موقعی که شکوفه از جوانه های خواب زمستانی بیرون آمده ولی هنوز گلبرگها باز نشده اند باید سمپاشی نمود.گاهی اوقات هم سمپاشی دوم بهار بلافاصله پس از ریختن گلبرگها لازم می شود.

در نروژ برای مبارزه از محلول بردو(8-8-100)و یا(4-3-100) قبل از گل کردن و بعد از گل کردن درختان استفاده می شود.

اشکان و اسدی(1350)،آزمایش های متعددی در امر مبارزه شیمیایی علیه بیماری غربالی انجام داده اند که به اختصار شرح داده می شود:
از میان قارچکش های آزمایش شده کاپتان(ارتوساید 50)، ملپرکس، پولیرام و لوناکول که برای سمپاشی بهاره به کار رفته است، قارچکش کاپتان برای مبارزه با بیماری غربالی بهترین است.کاپتان نه تنها در جلوگیری از بیماری مؤثر است بلکه برگ و مخصوصاً میوه های درختانی که با آن سمپاشی شده اند شفافیت و جلای خاصی پیدا می کند.بهترین نتیجه از سمپاشی موقعی حاصل می شود که درختان مبتلا 1 مرتبه در اواخر زمستان قبل از بیدار شدن درختها و تورم جوانه ها با محلول بردوی 2 درصد و 3 مرتبه در بهار با کاپتان 3 در هزار سمپاشی شود که اولین سمپاشی بهاره بلافاصله بعد از ریزش گلبرگها و در سمپاشی به فاصله 14 روز از همدیگر توصیه می گردد سمپاشی با محلول بردو بهتر است 2 مرتبه یکی در پائیز پس از ریزش برگها و دیگری در اسفند ماه قبل از بیدار شدن درختها صورت گیرد و بدین ترتیب می توان سمپاشی بهاره را تا حتی 1 مرتبه هم تقلیل داد.

مبارزه بیولوژیک:
بررسی حالت تضاد قارچهای ساپروفیت با عامل بیماری غربالی زردآلو مشاهده گردید که در میکوفلور اندامهای هوایی درختان زردآلو، قارچ Trichoderma viride Pers دارای حالت تضاد با عامل بیماری غربالی است.با استفاده از این پدیده ممکن است از قارچ viride T.در مبارزه بیولوژیک علیه بیماری غربالی درختان زردآلو در باغات میوه استفاده نمود.