PDA

مشاهده نسخه کامل : تاپیک جامع مقالات طیور



number one
2007-Jul-06, 16:16
توده هاي مرغ خانگي بومي ايران

پراكنش: واريته هاي گوناگون اين نژاد را مي توان به طور خالص در نواحي مختلف ايران به خصوص در تهران، خراسان و اردبيل يافت• تعداد كمي از اين نژاد نيز در ناحيه لار، چابهار و كنارك وجود دارند• معمولاً خالص ترين نوع اين نژاد در اردبيل پرورش داده مي شود• در خراسان و به خصوص در نواحي مرزي تعدادي از اين نژاد يافت مي شود• (در افغانستان و در مجاورت مرز ايران نژادي با خصوصيت نژاد لاري پرورش داده مي شود كه به نژاد افغاني معروف است، ولي دلايل موجود نشان مي دهد كه نژاد افغاني نژاد مستقل نبوده و بلكه نوعي از لاري مي باشد كه در افغانستان پرورش داده مي شود و از نژاد لاري سنگين تر است)• خصوصيات ظاهري:
شكل عمومي بدن نژاد لاري با تمام نژادهاي ديگر متفاوت است و به طور كلي بدن بلند و كشيده، سينه پهن و عميق و پرگوشت، گوشت سينه سفت و پر، پشت پهن و داراي شيب از جلو به عقب مي باشد• بالها محكم و به بدن چسبيده و پرهاي دم با زاويه 45درجه بالاتر از امتداد پشت قرار گرفته است• ساق پا با زاويه ملايمي به ران متصل شده است و از اين رو به طور كلي شكل ويژه اي به بدن اين نژاد مي دهد•
رشد سر نسبت به بدن كوچك به نظر مي رسد و فرم سر به اصطلاح ماري شكل مي باشد• تاج اغلب در انواع اصيل توت فرنگي شكل و گردويي است• چشم ها درخشان، عقابي و نارنجي رنگ بوده و رشد تاج و ريش اغلب كم است• تاج در خروس ها، قرمز تيره و در مرغ ها قرمز معمولي و لاله گوش در تمام انواع اين نژاد قرمز رنگ است• منقار كوتاه، بسيار محكم و زرد رنگ است و در بعضي انواع، لكه هاي قهوه اي رنگ در منقار بالايي وجود دارد• گردن نسبتاً بلند و استوانه اي و انتهاي آن تقريباً در بدن فرو رفته است•
قلم پا كلفت و بلند بوده و رنگ آن اغلب در واريته هاي اصيل زرد مايل به قهوه اي و در برخي انواع قهوه اي پررنگ وحتي تيره مي باشد• پنجه ها پهن و داراي چهار انگشت است•
انواع نژاد لاري:
واريته هاي مختلفي از نژاد لاري در ايران مشخص شده است• شكل بدن در تمام اين واريته ها تقريباً شبيه هم بوده و فقط از نظر رنگ پر و بال با هم فرق دارند• به طور كلي از نظر رنگ پر و بال واريته هاي مختلف نژاد لاري كه در ران وجود دارد به شرح زير مي باشد:
لاري قرمز:
مهمترين و اصيل ترين واريته اين نژاد را تشكيل مي دهد• رنگ پر و بال خروس درخشنده و با درخشندگي زرد رنگ و لكه هاي سياه در پر و بال و مخصوصاً در زير شكم و بالهاست• پرهاي دم در قاعده قرمز و در انتها سياه است و به طوركلي رنگ مرغ ها روشن تر از رنگ خروس ها مي باشد•
لاري قهوه اي:
منظره عمومي پرها قهوه اي و اغلب، رگه هاي سياه در آنها ديده مي شود و رنگ پرهاي سينه سياه تر از رنگ قسمت هاي ديگر بدن است• در اين نوع معمولاً بر عكس نوع قبلي، رنگ خروس ها روشن تر از رنگ مرغ ها مي باشد•
لاري سفيد و گل باقلايي:
رنگ پرو بال در بعضي از انواع لاري ها سفيد است• رنگ سفيد به ندرت ديده مي شود، چون اغلب داراي نوارها و لكه هاي سياه، طوسي و زرد مي باشد• اين نوارها بيشتر در پرهاي پشت، بالا، شانه و گردن وجود دارد•
- واريته هاي مختلف از مرغ لاري علاوه بر موارد فوق الذكر وجود دارد كه معروف ترين آنها عبارت است از لاري ابرش، لاري صابوني، لاري زيره اي و لاري سفيد و سياه•
خصوصيات توليدي:
- مرغان نژاد لاري از نظر كلي جزو نژادهاي سنگين مي باشند• سرعت رشد و رويش پرها در بين افراد اين گروه نژادي در ابتدا كند مي باشد، ولي از سن سه ماهگي به بعد از سرعت رشد نسبي خوبي برخوردار مي شوند•
- وزن مرغان بالغ يكساله حدود 3 تا 4 كيلوگرم و وزن خروس ها در همين سن 4 تا 5 كيلوگرم و بيشتر مي باشد• در خروس هاي مسن، وزن گاهي به 6 تا 5/6 كيلوگرم و بيشتر هم مي رسد•
- سن بلوغ جنسي و تخمگذاري اغلب در 7 ماهگي (27 تا 28 هفتگي) بوده و تخمگذاري با تخم مرغ هاي ريز شروع مي شود•
- توليد تخم مرغ ساليانه بين 60 تا 80 عدد (حدود 18درصد) با وزن متوسط هر تخم مرغ 50گرم مي باشد•
- تخم مرغ به رنگ كرم تا قهوهاي تيره و به شكل بيضي كشيده و با پوسته اي نسبتاً ضخيم است•
- ضريب تبديل غذايي بسيار نامطلوب مي باشد• به طوري كه در مقابل حدود 20 كيلوگرم غذاي مصرفي 1كيلوگرم تخم مرغ توليد مي شود• گوشت و تخم مرغ آنها داراي طعمي مطلوب بوده ولي در سنين پايين از گوشت خوبي برخوردار نمي باشند•
- دفعات كرچي در اين نژاد زياد است و معمولاً در سال 2 تا 3 بار كرچي در بين اين مرغان ديده مي شود• (به طوري كه بعد از توليد هر 20 تا 25 عدد تخم مرغ حالت كرچي پديدار مي شود)•
- مرغان لاري معمولاً مادران خوبي نسبت به تخم مرغ هاي خوابانيده شده در زير آنها و جوجه هاي خود نمي باشند•

number one
2007-Jul-06, 16:18
نقش پرتئينها در طيور
نقش پروتئينها در جيره طيور

سر فصلها

پروتئينها (Proteins)

1- پروتئينها و اسيد آمينه

2- طبقه بندي پروتئينها : پروتئينهاي كروي ، پروتئينهاي ريشه اي ، پروتئينهاي مركب

3- تقسيم بندي پروتئينها از نظر منشأ و منبع : گياهي و حيواني

4- ساختمان شيميايي اسيدهاي آمينه و پروتئينها

5- ساختمان پروتئين و پروتئين سازي

6- خواص پروتئينها و اسيدهاي آمينه

7- تجزيه اسيدهاي آمينه

8- هضم و جذب پروتئينها تعادل نيتروژن

9- مقايسه پروتئينهاي گياهي و حيواني در تغذيه طيور

10- گياهان به عنوان منابع اصلي پروتئينها

11- نيازحيوان به اسيدهاي آمينه (احتياجات اسيد آمينه اي مرغ )

12- عوامل مؤثر بر احتياجات اسيدآمينه اي

13- اسيدهاي آمينه مصنوعي

14- اثر ازدياد اسيدهاي آمينه در جيره

15- ارزش بيولوژيك پروتئين براي مرغ

16- تغذيه پروتئين و اسيدهاي آمينه در طيور

17- تنظيم ميزان پروتئين جيره در رابطه با انرژي آن

18- پروتئينها و خاصيت جوجه درآوري

19- عوارض و علائم ازدياد و كمبود پروتئين يا اسيدهاي آمينه ضروري

20- احتياجات روزانه پروتئين جوجه هاي در حال رشد

21- احتياجات روزانه پروتئين و اسيدهاي آمينه به كمك مقادير ذخيره شده يا استفاده شده توسط مرغ در روز

22- احتياجات پروتئيني نيمچه هاي در حال رشد لگهورن سفيد

23- احتياجات پروتئيني مرغان تخمگذار و اثرات فاكتورها جهت مصرف خوراك و پروتئين مورد نياز

24- دلايل ممكن براي پايين آمردن راندمان استفاده از پروتئين بوسيله مرغان تخمگذار

25- احتياجات روزانه پروتئين يك مرغ لگهورن تاج ساده در دو مرحله تخمگذاري

26- احتياجات اسيد آمينه اي جيره هاي جوجه گوشتي

27- احتياجات اسيد آمينه اي مرغ

28- پروتئين در جيره هاي جوجه هاي گوشتي

29- احتياجات اسيدآمينه اي مرغ







مقدمه:پروتئينها واسيدهاي آمينه



نام پروتئين از كلمه يوناني پروتيوز ، به معني اول يا اهميت اوليه ، توسط برزليوس پيشنهاد شد . اين كلمه ، كلمه مناسبي است زيرا اين تركيب پيچيده ، مركب از اسيدهاي آمينه در تمام سلولها يافت شده و در اغلب واكنشهاي شيميايي حياتي موجود در سوخت و ساز گياه و حيوان دخالت دارد .

گرچه غالباً به تمام پروتئينهاي يك حيوان يا ماده غذايي روي هم رفته پروتئين گفته ميشود هر پروتئيني با پروتئينهاي ديگر متفاوت است . توالي خاص اسيدهاي آمينه و چگونگي ارتباط رشته هاي آنها به يكديگر ، خصوصيات فيزيكي و شيميايي هر پروتئين و در نتيجه عمل بيولوژيكي آن را مشخص مي سازد .

قسمتهاي مهم بافتهاي نرم بدن مثل ماهيچه ها ، بافتهاي پيوندي ، كولاژن ، پوست ، مو ، سم ، پرها ، ناخنها و قسمتهاي شاخيمنقار در پرندگان را پروتئين تشكيل مي دهند . پروتئينهاي خون چون آلبومينها و گلوبولينها كه در تنظيم فشار اسنري دخالت دارند منبعي از اسيدهاي آمينه اند و وظايف متعدد ديگري را به عهده دارند .

فيبر ليوژن و ترومبو پلاستين و تعــداد ديگري از پروتئينها در انعقـــاد خون دخالت دارند پروتئينهاي مركب خون مثل هموگلوبين عمل انتقال اكسيژن به سلولها را بر عهده دارند و ليپو پروتئينها عمل انتقال ويتامينهاي محلول در چربي و نيز ساير مواد واسطه چربي را انجام مي دهند . به علاوه ليپو پروتئينها از اجزاي اصلي غشاي سلولي هستند . ساير پروتئينهاي مركب ، مثل نوكلئو پروتئينها و گليكو پروتئينها و آنزيمها در ساسر بدن پراكنده اند .

غشاي زرده تخم مرغ يك فسفر پروتئين است .





1- پروتئينها Proteins :



از نظر ساختمان شيميايي پروتئينها از ازت ، كربن ، هيدروژن ، اكسيژن و گوگرد تشكيل شده اند در عده اي از پروتئينها علاوه بر عناصر فوق فسفر هم وجود دارد . مشخص كننده پروتئينها وجود ازت است بطور متوسط 16% از پروتئينها را ازت تشكيل مي دهد اين امر از نظر تعيين درصد پروتئين مواد غذايي در تركيبـــات شيميايي كمـك مي كند بدين ترتيب كــه ابتدا با روشهــاي شيميايي مقدار ازت مواد غذايي را بدست مي آورندو بعد در مضرب 25/6 ضرب مي كنند .

25/6 = 16 ÷100 نتيجه بدست آمده مقدار پروتئين خام را نشان مي دهد . اين روش اندازه گيري براي تعيين پروتئين حقيقي كافي نيست زيرا بعضي از پروتئينها در حدود 4/13 درصد ازت و بعضي داراي مقدار بيشتري در حدود 3/19 درصد ميباشد . پروتئينها از تركيبات ساده اي بنام اسيد آمينه تشكيل شده اند . تعداد اسيدآمينه هايي كه تا كنون ساخته شده است 35 عدد ميباشد كه ساختمان شيميايي 24- 23 عدد آن بطور قطع مشخص شده است . هر پروتئين از تعدادي اسيد آمينه تشكيل شده است بطوريكه امكان ندارد تمام اسيد آمينه ها در يك پروتئين واحد جمع شوند .



از نظر تغذيه طيور اسيد آمينه ها به سه دسته تقسيم ميشوند:



1-دسته اي كه طيور براي تغذيه احتياجي به آنها ندارند مانند آلانين و اسپارتيك اسيد و هيدروكسي پرولين و سرين

2- دسته اي كه دربعضي شرايط مثلا ً هنگام جمع آوري تخم مرغ جوجه كشي مورد احتياج طيور است مانند تيروزين ، پرولين ، اسيد گلوتاميك ، گليسين و سيستين

3- دسته اي كه وجود آنها براي تغذيه طيور كاملا ً ضروري است و طيور قادر به ساختن آنها در بدن نيستند به اين دسته اسيدآمينه هاي اساسي مي گويند مانند ميتونين ، ليزين ، ايزولوسين ، لوسين ، هيستيدين ، آرژنين ، والين ، تريپتوفان ، ترونين ، فنيل آلانين ، گليسين ، تيروزين و سيستئين در گذشته افزايش ميزان پروتئين جيره در هنگام تنش گرمايي يك امري عادي بود اين عمل درپاسخ به كاهش مصرف خوراك انجام شد و بدين وسيله پروتئين جيره جهت حفظ ميزان دريافت پروتئين خام در حد 17 گرم به ازاي هر پرنده در روز تنظيم ميشد . اكنون مشخص شده است كه چنين تعديلهايي ممكن است مضر باشند . فرآيند متابوسيم مواد مغذي در بدن داراي بازدهي 100 درصد نبوده ومقداري گرما در نتيجه آن توليد مي گردد .

متأسفانه پروتئين در اين مورد كم بازده ترين ماده مغذي است و در نتيجه مصرف آن ، گرماي نسبتاً بيشتري توليد مي گردد .

اين گرماي اضافي ممكن است فشار زيادي را بر مكانيسم هاي دفع حرارتي بدن ( نفس نفس زدن ، گردش خون ) وارد كند . بنابراين با توجه به اينكه استفاده از پروتئين خام بيشتر ممكن است مضر باشد حفظ ميزان دريافت پروتئين در شرايطي كه مصرف خوراك كاهش مي يابد بسيار مشكل به نظر مي رسد . بنابراين توصيه عمومي استفاده از ميتونين و ليزين مصنوعي است بطوريكه ميزان دريافت روزانه آنها به ترتيب در حد تقريبي 360 و 720 ميلي گرم حفظ شود.



پروتئين و اسيد آمينه هاي جيره :



اخيراً به تأثير پروتئين جيره در بروز ناهنجاريهاي پا توجه زيادي شده است . سابقاً بروز معايب پا متعاقب تغذيه با جيره هاي كم پروتئين به كاهش سرعت رشد اوليه نسبت داده ميشد .هرچند كه يافته هاي امروزي نشان داده است كه ناهنجاريهاي پا به شرايط پيچيده تري مانند تداخل مواد مغذي مربوط ميشود . در اين رابطه مازاد پروتئين مصرفي باعث يك نوع تنش ميشود كه به صورت بزرگ شدن اندازه غده فوق كليوي خودنمايي مي كند . جيره غذايي حاوي پروتئين زياد در متابوليسم اسيد فوليك ايجاد اختلال نموده و سبب افزايش ناهنجاريهاي پا ميشود . هرچند كه در مطالعات اخير بااستفاده از جيره هاي ناكافي از نظر اسيد فوليك قادر به نشان دادن اثر آن با جيره حاوي 22 در مقايسه با 30 درصد پروتئين نبوده اند در مطالعه عوامل مؤثر بر رشد استخوانها در گله هاي مادر گوشتي و لگهورن نشان داده شده است كه رشد اوليه استخوانها كمتر تحت تأثير مكملهاي معدني و ويتامينها قرار مي گيرد در صورتيكه طول استخوان پا و استخوان جناغ با استفاده از جيره هاي حاوي پروتئين بالا مي تواند افزايش يابد ( 22 درصد در مقابل 16 درصد پروتئين خام ) . همچنين ممكن است نسبت اسيد آمينه ها به مواد ازته غير پروتئيني نيز در تشكيل مواد آلي استخوانها اهميت داشته باشد . دليل اين ادعا نتايجي است كه از پيش جيره هاي خالص و يا حاوي اسيد آمينه هاي صنعتي بدست آمده است . در برخي مواقع پيچ خوردگي گردن در گله هاي مادر بويژه خروس مشاهده شده است كه ممكن است به واسطه اختلال در متابوليسم اسيدهاي آمينه باشد اين عارضه صرفاً يك اختلال اسكلتي محسوب نشده بلكه با متابوليسم نياسين يا تريپتوفان در ارتباط ميباشد .اين ضايعه در دوره تفريخ تخم به علت كشيدگي بيشترعضلات يك طرف گردن آغاز شده و همراه با فشار وارده از آمينيون نهايتاً سبب غير طبيعي شدن استخوانهاي گردن ميشود.

جيره هاي غذايي فقير از نظر پروتئين و يا ساير مواد مغذي ضروري موجب كاهش سرعت رشد ميشوند . تمام پرندگان يك گله داراي احتيجات غذايي كاملا ً مشابهي نيستند براي مثال كاهش متيونين جيره به ميزان 25 درصد موجب كاهش قابل ملاحظه ميانگين وزن گله ميشود . ولي متأسفانه آن تعداد از مرغان گله كه از نظر توارثي به متيونينبيشتري نياز دارند وزن بسيار كمي خواهند داشت و آنهايي كه داراي احتياجات متيونين پاييني هستند كمتـــر تحت تـــأثير چنين جيره هايي قــــرار مي گيرند و يا با سرعت طبيعي رشد مي نمايند .روش معقول براي پرورش جوجه ها با رشد اوليه بسيار آهسته تري آغاز ميشود ، برنامه محدوديت غذايي متعاقب آن مشكلات كمتري به همراه داشته و بنا براين تنش كمتري نيزايجاد ميشود . مطالعات نشان داده است كه تغذيه نيمچه هاي مادر با جيره غذايي حاوي مقادير خيلي كم پروتئين( 15-13 درصد) در هفته هاي اول زندگي به كنترل رشد كمك خواهد كرد . معمولاً در گله هاي تجاري سطوح پايين پروتئين در حدود 13 تا 14 درصد توصيه نميشود زيرا متعادل نمودن اسيد آمينه ها بسيار دشوار شده ، پر درآوري تحت تأثير قرار گرفته و در برخي موارد تهيه اين جيره ها در مقايسه با جيره هاي با محدوديت كمتر پروتئين هزينه بيشتري خواهد داشت به هر حال هيچگونه مشكلي در استفاده از جيره هاي پيش دان حاوي 15 تا 16 درصد پروتئين ملاحضه نميشود . اگر جيره هاي كم پروتئين بعنوان پيش دان مورد استفاده قرار گيرند انتظارميرود نيمچه هاي چاق تري در سن 3 تا 5 هفتگي حاصل شوند كاهش سرعت رشد بر اثربكارگيري جيره هاي حاوي پروتئين پايين تر منجر به كاهش طول ساق پا شده است .



طبقه بندي پروتئين ها :



اگر چه تمام پروتئين ها از اسيد آمينه ساخته شده اند ، ترتيب قرار گرفتن اسيدهاي آمينه در ساختمان پروتئينهاي موجود در طبيعت متفاوتند و اين اختلافات است كه خصوصيات تك تك پروتئينها رامشخص مي كند . به هر حال گاهي پروتئينها را بر اساس محلول بودن آنها درآب ، در محلول نمكي ، دراسيدها و بازها و اتانول تقسيم بنديمي كنند .

همچنين در طبقه بندي پروتئينها سعي شده كه شكل و تركيب شيميايي پروتئينها در نظر گرفته شود ، اگر چه مشخص كردن تركيب شيميايي پروتئيني نيازمند اطلاعات بيشتري در مورد ترتيب قرار گرفتن اسيدهاي آمينه در مولكول پروتئين است .



پروتئينهاي كروي :



الف )آلبومينها : پروتئينهاي محلول در آب هستند كه در مقابل حرارت منعقد ميشوند مثل آلبومين تخم مرغ .



ب) گلوبولينها : پروتئينهاي غير محلول در آبند يا خيلي كم حل ميشوند ولي در محلولهاي رقيق نمكهاي خنثي مثل نمك طعام كه از تركيب بازهاي قوي يا اسيدهاي قوي تشكيل شده است حل ميشوند .

گلوبولينها بوسيله حرارت منعقد ميشوند ممكن است توسط محلولهاي 5 تا 10 درصد نمك طعام از بافتهاي گياهي يا حيواني جدا شوند و سپس بوسيله رقيق كردن با آب خالص رسوب داده شوند .



ج ) گلوتلينها : غير محلول در آب و حلالهاي خنثي هستند ولي در حلالهاي رقيق اسيدي و بازي محلولند مانند گلوتين گندم و ذرت .



د) گليادينها يا پرولامينها : در اتانول 70 تا 80 درصد محلول هستند ولي در آب ، الكلهاي مطلق و حلالهاي خنثي حل نميشوند ازانواع آن زئين ذرت و گندم .



هـ ) هيستونها : محلول در آب و غير محلول در در محلول آمونياك رقيق هستند جهت رسوب ساير پروتئينهاي محلول از آنها استفاده ميشود . كه همراه با اين پروتئينها منعقد ميشود و در اسيدهاي رقيق حل مي گردند ازجمله خصوصيات آنها دارا بودن اسيد آمينه هاي بازي است .



و ) پروتامينها : پروتئينهايي هستند كه وزن مولكولي آنها كم است اما مقادير فراواني اسيد آمينه باز دارند و از اين جهت مشابه هيستونها هستند . در آب محلول هستند ، بوسيله حرارت منعقد نميشوند و با اسيدهاي معدني نمكهاي پايداري را تشكيل مي دهند .



پروتئينهاي ريشه اي :



- كولاژنها : پروتئينهاي اصلي موجود در بافتهاي پيوندي هستند كولاژنها حدود يك دوم كل پروتئينهاي بدن را تشكيل مي دهند ، در آب غير محلولند و در مقابل آنزيمهاي گوارشي مقاوم هستند ولي بوسيله جوشاندن در آب يا در اسيدها يا بازهاي رقيق به آساني به ژلاتينهاي قابل هضم و محلول تغيير مي يابند .



- آلاستين ها : پروتئينهاي بافتهاي كشدار و ارتجاعي مثل سرخرگها و مفصلها هستند اگر چه مشابه كولاژن هستند ولي به ژلاتين تبديل نمي شوند .

- كراتين ها : پر ، مو ، منقار ، پنجه ها و شاخها داراي اين دسته از پروتئين ها هستند . اين پروتئينها بسيار نامحلول و غير قابل هضم هستند .



- پروتئينهاي مركب : اين پروتئينها داراي مادهاي غير اسيد آمينه اي به نام گروه پروستاتيك هستند .



الف ) نوكلئو پروتئينها : اين دسته شامل نوكلئيك اسيدهاي تركيب شده با يك يا چند مولكول پروتئين است .

ب ) موكوئيد يا موكو پروتئينها : كربو هيدراتهاي اين پروتئينها موكوپلي ساكاريدهاي حاوي آن استيل هگزوز آمين مثل گلوكز آمين يا گالاكتوز آمين و به صورت تركيبي با اسيدهاي يورونيك

مثل گالاكتو يورنيك يا گلو كو يورونيك هستند برخي از آنها اسيد ساليك نيز دارند .

ج ) گليكو پروتئينها : كربوهيدرات موجود در اين دسته كمتر از 4درصد است . آلبومين تخم مرغ كه 7/1 درصد مانوز دارد .

د ) ليپو پروتئينها : پروتئينهاي محلول در آب و همراه با ليستئين ، سفالين ، كلسترول یا ساير ليپيدها يا فسفو ليپيدها هستند .

هـ ) كرومو پروتئينها : تركيباتي هستند كه ازطريق اتخاذ يك پروتئين ساده با گروه پروستاتيك رنگي بوجود مي آيند . شامل هموگلوبين .



4– پروتئينها از نظر منبع و منشأ : گياهي و حيواني :



- پروتئينهاي گياهي از گياهان بدست مي آيند .

2- پروتئينهاي حيواني كه از بافتها يا فرآورده هاي حيواني منشأ مي گيرند .

در تغذيه طيور ارزش پروتئينها بسته به تعداد اسيد آمينه هاي اساسي موجود در آن ميباشد ولي بطور كلي پروتئينهاي گياهي از نظر تغذيه كمتر از پروتئينهاي حيواني ارزش دارند علت اين امرهمان داشتن ويتامين B12در پروتئينهاي حيواني است ولي پروتئينهاي گياهي از اين نظر بسيار فقير ميباشند ديگر آنكه پروتئينهاي حيواني در طيور يك پنجم وزن زنده و يك هفتم تا يك هشتم وزن تخم مرغ را تشكيل مي دهند . علاوه بر ساختن بافتها عمل ديگر پروتئينها ذخيره شدن آن در بدن بعنوان منابع انرژي است . در بعضي اسيد آمينه ها منابع اوليه بعضي ويتامينها را تشكيل مي دهند و نيز در ساختمان هورمون ها و آنزيمها بكار مي روند .

5 – ساختمان شيميايي اسيدهاي آمينه و پروتئين ها :



در جريان پروتئين سازي در سلول اسيدهاي آمينه به ترتيب خاصي و به صورت رشته هاي طويلي به يكديگر متصل ميشوند و سپس اين رشته ها به طريق ويژه اي با يكديگر مرتبط ميشوند و پروتئينها را تشكيل مي دهند . اتصال بين دو رشته اتصال بپتيدي نام دارد . اين اتصالها ، اتصالهاي كوالانسي قوي بين بنيان كربوكسيل (اسيدي) يك اسيد آمينه و بنيان آميني اسيد آمينه بعدي هستند . ساير اتصالهايي كه دو يا چندين رشته پروتئين را جهت ايجاد پروتئين سه بعدي به هم متصل مي كنند ، اتصالهاي يوني با اتصالهاي هيدروفوبيك هستند .

در حال حاضر ، تغذيه علمي طيور بر استفاده از انواع پروتئينهاي قابل دسترس موجود در مواد اوليه به منظور تأمين ازت قابل استفاده و اسيد آمينه هاي ضروري جهت آنابوليسم يا سوخت مطلوب پروتئين در مرغ و در هر مرحله از رشد آن مبتني است . جهت كاربرد صحيح دانش مربوط به تغذيه پروتئين ، آگاهي از خواص پروتئينها ، ساختمان پروتئينها و مصرف پروتئين بوسيله حيوان مؤثر و مفيد است .



6- ساختمان پروتئين و پروتئين سازي :



كشفيات دهه گذشته باعث پيشرفت قابل ملاحظه اي در دانش مربوط به پروتئين سازي توسط سلولهاي گياهي و حيواني شده است . تحقيقاتي كه مكانيزم پروتئين سازي را مورد بررسي قرار مي دهد رابطه اساسي بين ژنتيك بيوشيمي و تغذيه را روشن كرده است.پروتئين سازي درسلولهاي گياهي و حيواني دي اكسي ريبو نوكلئيك اسيد (DNA ) موجود در تقسيم سلولي كه از آن پروتئين و شيره اي ساخته ميشود كنترل مي گردد .

DNA موجود در آن سلول اطلاعات ژنتيكي مربوط به ساختمان دقيق پروتئيني را كه بايد ساخته شود تعيين مي كند و اين حالت را به صورتخواص توارثي از نسلي به نسل ديگر منتقل مي سازد . DNA با كنترل ايجاد ريبو نوكلئيك اسيدهاي (RNA ) موجود در سيتوپلاسم سلول ، توسعه و تكامل پروتئينها را در سلول كنترل مي كند . در پروتئين سازي سه نوع RNA مختلف دخالت دارند .

- RNA ريبــو زومي كـــه قسمتي از ساختمان ريبـــوزوم است ( پروتئيني خاص در ميكروزوم سلول )

- RNA ريبوزومي بــه عنوان الگويي كــه پروتئينها روي آن ســاخته مي شوند عمل مي كند .

- RNA ناقل : اسيدهاي آمينه خاصي را به ريبوزومها انتقال مي دهد .

در حيواني كه خوب تغذيه شده باشد منبعي دائمي از تمام اسيدهاي آمينه براي تمام سلولها فراهم است . اين اسيدهاي آمينه از هيدرولي ز پروتئينهاي موجود در غذا تأمين شده و توسط خون يا به صورت اسيدهاي آمينه آزاد يا به صورت پروتئينهاي خون كه در كبد ساخته شده اند انتقال مي يابند .

- RNA پيامبر : توالي اسيدهاي آمينه موجود در پروتئين را كه ساخته ميشود تعيين مي كند .

شكل اغلب پروتئينها مارپيچ – آلفا ( حلزوني است ) كه در هر پيچش 317 اسيد آمينه موجود است بعضي از پروتئينها همانند لوله هاي سخت ، خميده و در هم آميخته اند .

اتصال دي سولفيد در ميان مولكولهاي سيستئين و اتصالهاي يوني بين بنيان آميني ليزين وجود دارد و حتماً هنگامي كه بنيان غير قطبي پروتئينها با يكديگر تماس حاصل مي كند اتصالهاي هيدروفوبيكي بوجود مي آيد مانند اتصال هيدروفوبيكي اسيدهاي آمينه فنيل آلانين و سيتروزين و لوسين و ايزولوسين ، والين و ...

وزن مولكولي بيشتر پروتئين ها بين 35000 تا 500000 متغير است به خاطر اينكه متوسط وزن يك اسيد آمينه حدود 115 است از تعداد اسيدآمينه هاي موجود در اغلب پروتئينها حدود 30 تا 500 است .



7- خواص پروتئين ها و اسيدهاي آمينه :



خواص پروتئين ها به اسيدهاي آمينه آنها بستگي دارد . بعضي از اين خواص عبارتند از تعداد اسيدهاي آمينه اسيدي و بازي موجود در آنها – گروههاي يوني موجود در آنها – تعداد و اندازه نسبي مراكز هيدروفوبيك موجود در آنها – وجود يا عدم وجود كربوهيدراتها – ليپيدها يا فسفاتها – و اينكه آيا پروتئينها محبوس كننده هستند و قادرند با يك يا چند عنصر معدني چند ظرفيتي قفل شوند و كيلات تشكيل دهند يا خير .

به دليل اينكه اسيدهاي آمينه دا راي يك بنيان بازي ( گروه آميني ) و يك بنيان اسيدي (گروه كربوكسيلي) هستند خاصيت آمفوتر دارند ، يعني بين آنها و اسيدها و بازها فعل و انفعال انجام مي پذيرد .

خواص نسبي اسيدي در مقايسه با خواص بازي يك اسيد آمينه با اسيد آمينه هاي ديگر متفاوت است . اسيدهاي آمينه تك آميني ، تك كربوكسيلي ، يونهاي سويتر يعني يونهاي دوطرفه نام گرفته اند .

پروتئينها به عنوان بافرهاي بسيار خوبي عمل مي كنند و به علت بالا بودن وزن مولكولي و پايين بودن درجه تجزيه شان نقش مهمي را در فشار اسنري ، محلولي كه حاوي پروتئينها ست ايفا مي نمايد . اين خواص بافري و فشار اسنري پروتئينها داراي اهميت اساسي در حفظ حالت يكنواختي بدن است .

بعضي از پروتئينها داراي گروههاي خاصي هستند كه به خودي خود يا موادي كه وارد بدن مي شوند فعل و انفعالاتي كه انجام مي دهند اين پروتئين ها پادزهر يا آنتي بادي و مواد خارجي آنتي ژن نام دارد .



8- تجزيه اسيدهاي آمينه :



بيشتر اسيدهاي آمينه در مرغ ، در كبد و كليه تجزيه مي شوند . بعلت عدم وجود سيكل تشكيل اوره در پرندگان آرژنين در بدن آنها ساخته نميشود بنابراين آرژنين براي مرغها يك اسيد آمينه ضروري است حداقل دو آنزيم مجزا كه براي سنتز آرژنين لازم در كليه طيور وجود ندارد و تقريباً طيور فاقد تمام آنزيمهاي موجود در سيكل تشكيل اوره در كبد خود هستند در پرندگان نيز همانند بيشتر



پستانداران ، اورنتين از اسيد گلوتاميك ساخته ساخته نمي شود . سيترولين مي تواند توسط كليه مرغ به آرژنين تبديل شود و تا حدودي جانشين آرژنين موجود در جيره جوجه ها شود .

مرغها مكانيزم ويژه اي براي دفع اسيدهاي آروماتيك ،مثل اسيد بنزوئيك هستند قبل از دفع از اين آنزيم ميتوكندري هاي كليوي يافت

مي شود . مصرف مقادير زيادي از آرژنين ليزين ، يا ساير اسيدهاي آمينه ديگر مثل هيستيدين ، ايزولوسين ، تيروزين ، و اورينتين ، مقدار اين آنزيم را افزايش مي دهد . اندكي افزايش در مقدار ليزين جيره مي تواند افزايش فعاليت آرژيناز كليوي و در نتيجه تجزيه بيشتر آرژنين را باعث شود اين عمل باعث ايجاد مقاومت ميان آرژنين – ليزين ميشود . كه در آن مازاد ليزين رشد را كاهش ميدهد و اين كاهش رشد را مي توان با افزودن آرژنين جيره برطرف كرد . به همين دليل است كه مقدار ليزين موجود در جيره جوجه هاي در حال رشد نبايستي بيشتر از 2/1 برابر مقدار آرژنين آن باشد . زيادي اسيدهاي آمينه كه باعث افزايش فعاليت آرژيناز كليوي در طيور ميشود ، نياز جوجه ها را به آرژنين بالا مي برد . به هر حال در مقايسه با ليزين مقادير بيشتري از اين اسيدهاي آمينه براي تأثير گذاشتن بر احتياج آرژنين لازم است .

بعضي از اسيدهاي آمينه موجود در جيره قادرند كه فعاليت آنزيم آرژيناز كليوي در پرندگان را به شدت كاهش دهند . تغذيه 5/0 درصد از اسيدهاي آمينه آلفا – آمينو ايزو بوتريك اسيد

( AIB) سبب كاهش فعاليت آنزيم آرژيناز موجود در كليه طيور ميشود . در چنين شرايطي تجزيه آرژنين بشدت كاهش مي يابد و تغذيه جيره اي با مقادير كم آرژنين همراه با افزودن AIB ممكن است باعث بهبود رشد شود . ازدياد تريونين و گليسين اثرات مشابه AIB را دارد . مكانيزم رابطه فراواني اسيدهاي آمينه و فعاليت آرژيناز كليوي در جوجه ها مشخص نشده است . مكانيزمي كه در بالا از آن ياد شده در كليه و كبد پستانداران اتفاقي نمي افتد ، اما به نظر مي رسد كه حداقل در بعضي از پرندگان كه مورد مطالعه قرار گرفته اند منحصر به فرد باشد .طريق ادرار اين تركيب با اورنتين تركيب ميشود و دي بنزوئيل – اورنتين ايجاد ميكند چون اورنتين بايستي از آرژنين گرفته شود ، مصرف مقادير زياد اسيد بنزوئيك مي تواند منجر به كمبود آرژنين در جوجه شود . آنزيم اصلي در تجزيه آرژنين در مرغ آرژيناز است كه تشكيل اوره و اورنتين را از آرژنين باعث مي شود .



9- هضم و جذب پروتئينها :



پروتئينها پس از ورود به دستگاه گوارش بوسيله تعدادي از آنزيمهاي هيدرولتيك كه به طريق زنجيره اي عمل مي كند مورد حمله قرار مي گيرند . پروتئينهاي خام طبيعي در مقابل آنزيمها مقاومند ، لذا بايستي قل از هضم شكل سه بعدي آنها شكسته شود و به رشته هاي ساده ، كه هر اتصال پپتيدي را در معرض حمله آنزيمها قرار دهد ، تبديل شوند . انسان بيشتر از غذاي پخته و تغيير شكل يافته مصرف ميكند ولي طيور غذاي خود را به طور طبيعي و تغيير حالت نداده دريافت ميكنند و تغيير حالت در غذا بايستي در پيش معده و سنگدان انجام پذيرد . تعداد اتصالهاي مولكولهاي موجود در پروتئين خام ممكن است معدود باشد كه در اين صورت براي فعاليت پروتئازها قابل دسترس است شرايط اسيدي پيش معده و سنگدان سبب شكسته شدن اتصالها ميشود به طوريكه اغلب اتصالهاي پپتيدي حساس و پپسين در معرض فعاليت اين آنزيم قرار مي گيرند . به محض شروع هضم پروتئين توسط پپسين ، افزايش چشمگير در دسترسي به اتصالهاي پپتيدي براي هيدروليز بوسيله آنزيمهاي روده اي بوجود مي آيد . پلي پپتيدي هاي حاصل از هضم پپسين بوسيله تريپسين ، كيموتريپسين ، و آلاستاز روده اي شكسته ميشوند . در اثر فعاليت اين آنزيمها ، تعداد زيادي اتصالهاي پپتيد انتهايي آزاد ميشوند و توسط آمينو پپتيدازها ،كربوكسي پتپيدازها و ساير پپتيدازهاي موجود در مجرا يا مخاط ديواره روده كوچك مورد حمله قرار مي گيرند . هرآنزيم بايد فعاليت خود را در هيدروليز تواتري پروتئين انجام دهد . دراغلب شرايط ، ماده هيدروليز شده در اثر فعاليت يك آنزيم ، ماده فعال كننده آ‹زيم بعدي است . توقف فعاليت هر يك از آنزيمهاي هيدروليز كننده ، بخصوص آنزيمهاي شروع كننده پپسين و تريپسين كاهش قابل ملاحظه اي را در هضم پروتئينهاي جيره بوجود مي آورد .پس ازصرف غذا ، انعكاس عصبي از طريق اعصاب مخاط دستگاه گوارش باعث شروع ترشح شيره گوارشي در پيش معده ميشود . اين شيره حاوي اسيد كلريدريك ، پروتئازها ، موسين است . از سلولهاي پتپيدي پيش معده پپسينوژن ترشحح ميشود . افزايش غلظت پپسينوژن سبب افزايش توليد اسيد كلريدريك ميشود . قبل از ورود غذا به پيش معده و سنگدان ، PH ترشحات موجود در اين اعضا از 15-2 كمتر است ولي به دليل اثرات بافري غذا PH به حدود 5/3- 5 مي رسد . هنگامي كه كيموس نيمه هضم شده وارد روده كوچك ميشود . كاهش حالت اسيدي و احتمالاً مكانيزمهاي ديگري باعث ترشح هورمون گاسترين ميشود . كه اين هورمون ترشح بيشتر اسيد كلريدريك را باعث مي گردد . اسيد كلريدريك پيش معده را در PH كمتر از 5 باعث تبديل پپسينوژن به پپسين ميشود . اين تبديل به علت جدا نشدن زنجيره پلي پپتيدي و اجزاي پپتيدي ، كه مانع ازفعاليت پپسينوژن ميشود است . پپسين تعداد زيادي ازاتصالهاي پپتيدي را هيدروليز ميكند . مقدار لترين آنها والين و لوسين ، تيروزين و لوسين يا بين اسيدهاي آمينه آروماتيك مثل فنل آلانين – تيروزين است .

هدف از تجزيه پروتئينها در پيش معده و سنگدان فراهم ساختن رشته هاي پپتيدي براي هيدروليز بعدي توسط آنزيمهاي روده اي است . مقدار پروتئين جيره در سرعت تخليه معده در موشهاي صحرايي مؤثر است . جيره هاي كم پروتئين باعث ميشوند كه غذا به سرعت از معده بگذرد . درصورتيكه جيره هاي پر پروتيئن با ايجاد مكانيزمي برگشتي سرعت تخليه غذا را كاهش مي دهند در نتيجه پروتئينهاي خام مصرف شده بهتر تغيير حالت مي يابند و حل ميشوند . چون مرغ به طور مداوم غذا ميخورد تصور ميشود كه مكانيزمي متفاوت با آنچه در موش صحرايي و ساير حيوانات تك معده ايانجام مي پذيرد ، تخليه پيش معده و سنگدان را كنترل مي كند . به هر حال هنكامي كه ورود اوليه غذا به چينه دان مورد بررسي قرار مي گيرد اين احتمال بوجود مي آيد كه تخليه متوالي غذا از چينه دان به پيش معده و مكانيزم موجود در ترشح شيره گوارشي و تخليه معده در مرغ ، تفاوت چنداني با آنچه در پستانداران از جمله موش صحرايي اتفاق مي افتد وجود ندارد .



10- تعادل نيتروژن :



هنگامي كه تعداد پروتئين جيره بتدريج افزايش يافت ، مقدار پروتئين از دست رفته كاهش پيدا مي كند تا هنگامي كه مقدار پروتئين مصرفي دقيقاً برابر مقدار پروتئين از دست رفته بدن شود كه در آن نقطه تعادل نيتروژن بدست مي آيد . اين روش امروزه براي تعيين مؤثر بودن جيره داده شده براي حفظ و نگهداري حيوانات در خالت تعادل نيتروژن مورد استفاده قرار مي گيرد .



11- مقايسه پروتئينهاي گياهي و حيواني در تغذيه طيور :



گرچه بعضي از حيوانات گياهخوار و بعضي ديگر گوشتخوارند ، پاره اي از آنها مثل طيور همه چيز خوارند . اين دسته بندي بر اساس نوع غذاي مصرف شده توسط حيوانات مختلف و بر حسب عادت طبيعي آنها انجام شده است و ارتباطي با اختلافات ويژه ارزش پروتئينهاي گياهي در مقايسه با پروتئينهاي حيواني ندارد . هنگام افزورن منابع پروتئين حيواني ، نظير پودر ماهي ، پودر گوشت و پس چرخ خشك ، به جيره طيور نتايجي حاصل شده كه نسبت به جيره هاي مشابه حاوي پروتئينهاي گياهي برتري كامل داشت .

رمز برتري ارزش پروتئين هاي حيواني كي پس از ديگري روشن شد . در حال حاضر مشخص شده است كه پروتئينهاي گياهي از قابليت هضم بالايي برخوردارند و غالباً حرارت داده ميشوند تا عوامل بازدارنده رشد در آنها از بين برود و در صورت لزوم اسيدهاي آمينه ضروري نيز به آنها افزوده ميشود كه در اين صورنتايجي يكسان و گاهي بهتر از نتايج بدست آمده با مكملهاي پروتئين حيواني ايجاد خواهند كرد . عوامل مؤثر در برتري پروتئينهاي حيواني در مقايسه با پروتئينهاي گياهي عبارتند از 1- تأمين كلسيم و فسفر بوسيله استخوان در پروتئنيهاي حيواني 2- ويتامينهاي گروه B بخصوص ريبو تلادوين موجود در پس چرخ خشك 3- ويتامين 12B كه فقط در مواد حيواني موجود است و در گياهان وجود ندارد 4- اسيدهاي آمينه متيونين و ليزين كه در ماهي ، تخم مرغ و پنير فراوانتر از منابع پروتئين گياهي است .



12- گياهان بعنوان منابع اصلي پروتئينها :



هر قسمتي از گياه ( دانه ، برگ ، ساقه ) داراي پروتئينهاي خاصي هستند گياهان با استفاده از نور خورشيد و كربن در جريان عمل فتوسنتز قالب اصلي پروتئينها را مي سازند و بنيان آميني حاصل از آمونيومهاي معدني و يا نمكهاي نيترات موجود در آب را وارد ساختمان پروتئين مي كنند . 22 اسيد آمينه اي كه به عنوان سنگهاي



ساختمان تمام پروتئينها شناخته شده است به آساني توسط گياهان ساخته ميشود . به هر حال حيوانات مي توانند فقط 12 اسيد آمينه بسازند بنابراين براي تأمين اسيدهاي آمينه اوليه كه به اسيدهاي آمينه ضروري معروفند به گياهان متكي هستند .

گياهان انواع مختلف پروتئينها را ميسازند و در قسمتهاي مختلف خود به مقادير متفاوتي ذخيره مي كنند . بعضي گياهان بيشتر ازسايرين پروتئين مي سازند . دانه هاي دو لپه اي مثل دانه هاي روغني ، در مقايسه با غلات منابع غني تري از پروتئين هستند ، به عنوان مثال دانه خشك سويا 43 درصد پروتئين دارد در صورتيكه ذرت خشك تنها 10 درصدپروتئين دارد . قسمتهاي سبز گياهان ، علفهاي جوان تازه ، برگها در مقايسه با ساقه و برگهاي مسن تر كه سلولز بيشتري دارند حاوي مقدار زيادتري پروتئين هستند. (20 تا 25 درصد ماده خشك )



13- نياز حيوان به اسيدهاي آمينه :



همانند گياهان ، حيوانات پروتئنيهايي را كه داراي 22 اسيد آمينه هستند مي سازند اما برعكس گياهان ، حيوانات قادر نيستند تمام اسيدهاي آمينه را بسازند . اسيدهاي آمينه اي كه در بدن حيوانات ساخته نميشود بايد از طريق غذا تأمين شود از اين رو اسيدهاي آمينه ضروري نام دارند و آنهايي كه توسط حيوان ساخته ميشود ،



اسيدهاي آمينه غير ضروري نام دارند از ميان آنها برخي به اندازه اي كه حداكثر رشد را تضمين كنند ساخته نميشود ، بنابراين بايستي توسط غذا تأمين شود .

اسيدهاي آمينه ضروري شامل : آرژنين – ليزين – هيستيدين – لوسين – ايزولوسين – والين – متيونين – تريونين – تريپتوفان – فنيل آلانين

- اسيدهاي آمينه غير ضروري شامل : آلانين – اسيد اسپارتيك – اسپارژين – اسيد گلوتاميك- هيدروكسي پرولين – گليسين – سرينن – پرولين

- اسيدهاي آمينه نيمه ضروري شامل : تيروزين كه از فنيل آلانين ساخته ميشود و سيستئين از متيونين و هيدروكسي ليزين از ليزين ساخته ميشوند .

و در بعضي شرايط سرين و گليسين به اندازه نياز بدن ساخته نميشود و بايد به جيره اضافه كرد هنگاميكه جيره هاي متشكله از اسيدهاي آمينه مصنوعي به كاربرده شود براي رسيدن به حداكثر رشد افزودن پرولين ممكن است ضروري باشد .



14 -عوامل مؤثر بر احتياجات اسيد آمينه اي :



علاوه بر نياز بيشتر به تمام اسيدهاي آمينه ب هنگام افزايش انرژي جيره عوامل ديگري كه ممكن است احتياجات اسيد آمينه بخصوصي



را تغيير دهند عبارتند از 1- پراكسيد شدن چربيهاي غير اشباع ، آلدئيدهايي توليد مي كنند كه ممكن است ليزين را غير فعال كند 2- كنجاله سوياي خام باعث هيپرتروفي لوزالمعده ميشود . تريپسينوژن خروجي افزايش مي يابد كه داراي مقدار متيونين بيشتري است سپس احتياج به متيونين جيره اي افزايش مي يابد . 3- بعضي از آنتي بيوتيكهـــا با كاهش تخريب اسيدهـــاي آمينه به آنها كمك مي كنند 4- لاسالوسيد نياز به اسيدهاي آمينه گوگرد دار را تا حدود 1/0 درصد كاهش مي دهد و افزايش وزن پـــر در جوجه هاي گوشتي را در بستر به دنبال خواهد داشت 5-ازدياد يك يا چند اسيدهاي آمينه



ضروري نياز به اولين اسيد آمينه محدود كننده رشد را افزايش خواهد داد .

كمبود جزئي پروتئين يا يكي از اسيدهاي آمينه ضروري در مرغان تخمگذار سبب كاهش اندازه تخم مرغ ميشود . با افزايش شدت كمبود ، توليد تخم مرغ كاهش مي يابد ، مرغها كاهش وزن خواهند داشت و در شرايطي كه كمبود نسبتاً شديد تر باشد مرغها قادر به جانشيني تعداد پرهايي كه به طور طبيعي در روز از دست مي دهند نخواهد بود . كمبود شديد پروتئين يا يكي از اسيدهاي آمينه ضروري منجر



به پرريزي كامل و توقف تخمگذاري ، همراه با تحليل ماهيچه و كاهش شديد وزن بدن خواهد شد .



15- اسيدهاي آمينه مصنوعي :



خوشبختانه دو اسيد آمينه بسيارمهم يعني ليزين و متيونين براي جيره نويسي تجارتي به صورت نسبتاً خالص در دسترس است .



16- اثر ازدياد اسيدهاي آمينه در جيره :



گاهي در شرايط خاص ممكن است افزودن مقدار ناچيزي از يك اسيد آمينه باعث كاهش رشد جوجه ها شود . هارپر اثر اين گونه اسيدهاي آمينه را به سه صورت ، نامتعادلي اسيد آمينه اي ، رقابت اسيدآمينه اي يا سموميت اسيد آمينه اي مشخص كرده است . حالت نامتعادلي اسيدآمينه اي زماني به خوبي روشن ميشود كه ازيك جيره كم پروتئين استفاده شود . در اين شرايط وقتي اسيدآمينه اي كه از نظر محدوديت رشد در درجه دوم

قرار داشته باشد به جیره افزوده شود سبب کاهش رشد میشود .و این کاهش رشد باافزودن اولین اسید آمینه محدود کننده رشد بر طرف میشود . کاهش رشد به دلیل عدم تعادل اسید آمینه ای به خوبی مشخص نیست اما به نظر میرسد که بعضی جهات با کنترل مصرف غذا در ارتباط باشد . در اغلب اوقات ممکن است با تغذیه اجباری ، تزریق انسولین یا نگهداری حیوانات در هوای سرد اثرات



عدم تعادل اسیدآمینه از بین برود . هنگامیکه جیره حاوی مقادیر حاشیه ای از تریونین باشد ازدیاد سرین فعالیت تریونین در هیدروژناز و تریونین آلدولاز را افزایش می دهد ، اما به نظرمیرسد قسمت اعظمی از کاهش رشد به کاهش مصرف غذا ، که از خصوصیات سایر نامتعادلهای اسیدآمینه ای است مرتبط باشد زمانی که جوجه های تغذیه شده باجیره های کم تریونین و تریپتوفان یا سایر اسیدهای آمینه باز منشعب متعادل شده خورانده شود ، نامتعدلی تریونینحاصل میشود .

در حال رقابت کاهش رشد ناشیاز از ازدیاد یک اسیدآمینه ساده با افزودن اسیدآمینه ای که از نظر ساختمانی مشابه با آن اسیدآمینه است بر طرف میشود . زیادی لوسین سبب کاهش رشد میشود مگر اینکه ایزولوسین و والین به جیره اضافه شود . همچنین ازدیاد ایزولوسین یا والین رشد را به شدت کاهش میدهد و مصرف لوسین بیشتر در جیره این اثرات را از بین میبرد .

افزایش لیزین در جیره طیور نیاز به آرژنین رابه شدت افزایش میدهد . نسبت لیزین به آرژنین قبل از اینکه افزایش مقدار جزیی لیزین بتواند رشد را کاهش دهد نمیتواند بیشتر از 1: 2/1 باشد .

جیره های حاوی کازئین به عنوان یک منبع پروتئینی برای جوجه های جوان نسبت سرین به آرژنین 1: 2/1 دارا هستند . احتیاج به

آرژنین در جیره های حاوی کازئین بیشتر از جیره های حاوی منابع پروتئینی کم لیزین است مازاد آرژنین بجز در مواقعی که کمبود لیزین وجود داردتأثیری در نیازبه لیزین ندارد احتمالاً به دلیل پایین بودن سوخت و ساز لیزین غلظت آن در پلاسما و مایع میان بافتی افزایش می یابد . آرژنین به این شدت تجمع نمی یابد به نظر میرسد سریعاً توسط جوجه ها تجزیه میشود . ممکن است این امر عاملی در تأثیر ناچیزآرژنین در سوخت و ساز لیزین به حساب آید .

مصرف بیش از حد بعضی از اسیدهای آمینه سمی میباشد این سمیت تا اندازه ای ولی نه به طور کامل ، با افزودن بعضی اسیدهای آمینه دیگر برطرف میشود . به خصوص متیونین در مقادیربالا نقصان دهنده رشد است .

تیروزین ، فنیل آلانین ، تریپتوفان و هیستیدین اگر از حد 2 تا 4 درصد بیشتر باشند سمی خواهند بود در صورتیکه جیره از نظر تیاسین یا اسید فولیک فقیر باشد ، گلیسین برای جوجه ها سمی میشود . با تأمین این فاکتورهای موثر در سوخت و ساز گلیسین ، جوجه ها می توانند مقادیر بالاتری از گلیسین را تحمل کنند . اثراتزیانآور ازدیاد اسیدهای آمینه بیشتر در جریان تحقیق در مورد احتیاجات اسیدهای آمینه یا تنظیم جیره های خاص مشاهده میشود .

اما در شرایط معمولی و عملی ، جیره ها بیشتر با شکل کمبودهای اسید آمینه مواجه هستند .



17- ارزش بیولوژیک پروتئین برای مرغ :



مشخصه هر پروتئین دارا بودن ترتیب اسیدآمینه ای خاصی است که دقیقاً از دانه اصلی یادانه مادر به نسل بعد منتقل میشود بعضی از پروتئینهای ساده منابع خوبی از تمام اسیدهای آمینه ضروری هستند . بعضی از پروتئینها از لحاظ یک یا چند اسیدآمینه فقیر یا فاقد آنند .

به هر حال اگر حتی یک اسیدآمینه ضروری وجود نداشته باشد ، ارزش بیولوژیکی پروتئنی ناچیز است . ترکیب کلی اسیدآمنیه ای یک دانه به ترکیب نسبی انواع مختلف پروتئینهای موجود در دانه بستگی دارد . ارزش بیولوژیکی ذرت میتواند با تغییر نسبی مقادیر انواع مختلف پروتئینهای دانه ذرت بهبود یابد . هیپرید معمولی ذرت نه تنها به عنوان منبع فقیری از پروتئین شناخته شده ، بلکه همچنین به دلیل فقر بعضی از اسیدهای آمینه ضروری ، به خصوص لیزین ، پروتئین آن برای حیوانات ازارزش بیولوژیکی پایینی برخوردار است . کمبود لیزین ذرت به دلیل وجود مقدار زیادی پروتئین زئین است ، که دراین پروتئین دارای مقادیر کمی لیزین و تریپتوفان است .

بایستی دانه ای از ذرت را که دارای مقدار کمتری زئین و درصد بیشتری ازگلوتلین است را در جیره طیور منظورداشت چون گلوتلین دارای مقادیر زیادتری لیزین و تریپتوفان است . ذرت اوپاک – 2 دارای ارزش بیولوژیکی بالاتری برای طیور سایر حیوانات است زیرا لین واریته دارای لیزین و تریپتوفان و سایر اسیدهای آمینه ضروری به حدکافی است که تقریباً احتیاجات حیوانات را تأمین می کند .

تمام پروتئینهای موجود در مواد گیاهی برای حیوانات مفید نیستند برای مثال سویا که فراونترین منابع پروتئینی برای مصرف در غذای طیور است معایبی دارد . علاوه بر دارابودن مقدار زیادی پروتئین گلیسین که از لحاظ اسیدهای آمینه بجز متیونین بسیار متعادل است سویا حاوی مقداری پروتئین است که برای جوجه ها زیان آور است این پروتئینها رشد را متوقف می سازند ، در هضم پروتئینها دستگاه گوارش ایجاد اختلال می کند وباعث بزرگ شدن لوزالمعده میشوند و در جذب چربیها در جوجه جوان نیز اختلال ایجاد می کند . خوشبختانه با حرارت دادن سویا یا کنجاله آن پروتئینهای مضر آن از بین میرود .



18- تغذیه پروتئنی و اسیدهای آمینه در طیور :



تغذیه علمی پروتئین در طیور بر اساس پروتئین خام جیره نیست بلکه بر اساس مقدار اسیدهای آمینه در جیره و قابل استفاده بودن بیولوژیکی هر اسیدآمینه ضروری همراه با مقادیری از ازت غیر پروتئینی برای تأمین نیاز جوجه ها به اسیدهای آمینه غیرضروری در سطح سلولی و همراه با سایر عناصر لازم برای ساخت موثر و اقتصادی پروتئینهای بافتهای بدن و تخم مرغ است .

مرغ میتواند مصرف غذای خود را به منظور بدست آوردن مقدار کافی انرژی جهت نیل به حداکثر رشد در حدودی از انرژی قابل سوخت و ساز موجود در جیره تقریباً بین 2800 تا 3400 کیلوکالری در نوسان است ، تنظیم کند . در اواخر سال 1970 دو پیشرفت جدید حاصل شد که توصیه های لازم در مورد مقادیر مقادیر پروتئین مورد نیاز نیمچه های جانشین و جوجه های گوشتی را تغییرداد .

ایندو پیشرفت عبارتند از : 1- درک بهتر اهمیت تعادل جیره های متداول از لحاظ متیونین و سیستین که منجر به کاربرد جهانی این اصل در کاربرد تجارتی شد . در نتیجه پروتئین موجود در جیره

نیمچه های جانشین که به نحو مطلوبی متعادل شده بود ، با راندمان حدود 61 درصد در مقایسه با میزان 55 درصد جیره های نامتعادل ، مورد استفاده قرار گرفت . به طور مشابهی جیره هایمتعادل برای جوجه های گوشتی باراندمان حدود 67 درصد در مقایسه بامیزان 64 درصد جیره های نامتعادل مورداستفاده قرار گرفتند . این پیشرفت علمی جدید نیاز به پروتئین جیره را کاهش میدهد .

2- به دلیل پیشرفتهای ژنتیکی به دست آمده توسط اصلاح کنندگان نژاد ، امروز سرعت رشد به خوبی در دو هفته اول دوره رشد در سویه های لگهورن سفید و نژادهای گوشتی افزایش یافته است . این پیشرفت نیاز به پروتئین را فقط در دو هفته اول رشد افزایش داده است .

برای بهره گیری از این دو مزیت، مصرف پیش دانه برای نیمچه های جانشین و جوجه های گوشتی در دو هفته اول مطلوب به نظر میرسد .



19- تنظیم میزان پروتئین جیره در رابطه با انرژی آن :



مرغ لگهورن سفيد مي تواند مصرف خوراك خود را زماني كه جيره مرغ تخمگذار حاوي تقريباً 2500 تا 3000 كيلو كالري انرژي قابل سوخت و ساز را دريافت مي كند تنظيم كند اگر انرژي جيره كاسته شود مصرف خوراك بالا ميرود و هنگاميكه انرژي جيره افزايش

يابد مصرف خوراك كاسته ميشود . پس ضروري است كه ميزان پروتئين جيره بر اساس مقدار انرژي آن تنظيم شود . نسبت انرژي قابل سوخت و ساز به پروتئين براي تأمين حداقلل پروتئين لازم بايستي 10 درصد كاسته شود . اين نسبتها بايستي روزانه 17 گرم پروتئين را براي مرغ تأمين كند . احتياجات پروتئيني و انرژي مرغهاي لگهورن سفيد همراه با خوراك مصرفي پيش بيني شده در راندمان استفاده از غذا براي هواي سرد و گرمك كه درصد پروتئين جيره مي تواند از 15 درصد در هواي سرد و با جيره اي حاوي 2600 كيلوكالري انرژي قابل سوخت و ساز ، تا 21 درصد هواي گرم با استفاده از جيره اي حاوي 3350 كيلوكالري انرژي قابل سوخت و ساز متغير باشد .

20- پروتئينها و خاصيت جوجه در آوري :



اگر پروتئين جيره غذايي كمتر از12 درصد باشد سبب كاهش خاصيت جوجه درآوري ميشود . كيفيت پروتئين نيز درامرجوجه درآوري اثرفراواني دارد. پروتئينهايي كه منشأ حيواني دارند سبب افزايش اين خاصيت ميشود بدليل داشتن ويتامين B12 ( عامل APF ).



21- عوارض و علائم ازدياد و كمبودهاي پروتئين يا اسيدهاي آمينه ضروري :



كمبود خفيف پروتئين يا يكي از اسيدهاي آمينه ضروري در جوجه هاي در حال رشد منجر به كاهش رشد كه متناسب با درجه كمبود است ميشود به دليل اينكه مقدار پروتئين در جيره بايد بر حسب انرژي جيره بيان شود كمبود پروتئين ممكن است زيادي انرژي ناميده شود .

كمبود پروتئين سبب ذخيره چربي در بافتها ميشود ، زيرا در حالت كمبود ، جوجه به علت عدم كفايت پروتئيني يا اسيد آمينه براي رشد قادر به استفاده از انرژي نخواهد بود بنابراين حيوان بايستي زيادي انرژي را به چربي تبديل كند . كمبود شديد پروتئين يا حتي يك اسيدآمينه ساده منجر به كاهش شديد و شهود رشد ميشود مقدار كاهش رشد تقريباً 6 تا 7 درصد وزن بدن در روز است .

ازدياد پروتئين ، حتي هنگاميكه جيره از لحاظ تمام اسيدهاي آمينه ضروري متعادل باشد منجر به كاهش رشد ، كاهش در ذخيره چربي ، افزايش مقدار اسيد اوريك خون ميشود .

ازدياد مصرف آب ، به منظور دفع ازدياد اسيد اوريك ممكن است منجر به مرطوب شدن بستر شود همچنين ازدياد پروتئين در حيوان ايجاد استرس مي كند كه شواهد آن بزرگ شدن غدد فوق كليوي و افزايش توليد آدرنو كورتيكو استروئيدها است .



22- احتياجات روزانه پروتئين جوجه هاي در حال رشد :



پروتئين مورد لزوم براي جوجه هاي در حال رشد به سه دسته تقسيم ميشوند :

1- پروتئين لازم براي رشد بافتها

2- پروتئين لازم براي نگهداري بدن

3- - پروتئين لازم براي رشد پرها .





رشد بافت : لاشه مرغ حدود 18 درصد پروتئين دارد با رضب افزايش وزن روزانه ( بر حسب گرم ) در 18/0 (درصد پروتئين بافتها ) تقسيم بر 61/0 (راندمان استفاده از غذا ) پروتئين لازم براي رشد بافت محاسبه ميشود .

نگهداري : مرغ روزانه 250 ميلي گرم نيتروژن با منشأ داخلي به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن از دست مي دهد . ضرب مقدار نيتروژن در عدد 25/6 نشان ميدهد كه مقدار پروتئين از دست رفته بازاي هر كيلوگرم وزن بدن 1600 ميلي گرم در روز است . بنابراين مقدار پروتئين جهت نگهداري با ضرب وزن بدن (بر حسب گرم) در 0016/0 و تقسيم اين عدد بر 61/0 محاسبه ميشود .

رشد پر : در سه هفتگي 4 درصد وزن بدن را پرها تشكيل مي دهند كه اين مقدار در هفته چهارم به 7% ميرسد و بعد از آن نسبتاً ثابت است پر حدود 82% پروتئين دارد بنابريان با ضرب 4 يا 7 درصد در ميزان رشد روزانه بدن ( بر حسب گرم )سپس ضرب اين عدد در 82/0 (درصد پروتئين پرها ) و تقسيم آن بر 61/0 ميتوان مقدار پروتئين لازم جهت رشد پرها را محاسبه كرد .

با استفاده از فرمول زير مقدار پروتئين مورد لزوم جوجه هاي تخمگذار بدست مي آيد:











*براي اندازه گيري نياز روزانه پروتئين جوجه هاي گوشتي با جانشيني 67/0 به جاي 61/0 راندمان استفاده ميشود .

* مقدار پروتئين نيمچه ها از سن 8 تا 12 ماهگي حدود 16 تا 17/0 از اسيدهاي آمينه ليزين و متيونين با جيره حاوي 3200 كيلوكالري انرژي كه مقدارش به ترتيب تقريباً 68/0 و 32/0 درصد است .

جيره هايي كه به آنها متيونين اضافه شده و حاوي 3200 كيلوكالري انرژي در هر كيلوگرم غذا براي مرغان گوشتي بايد در دو هفته اول رشد 5/26 درصد پروتئين داشته باشد بعد از 2 هفتگي جيره رشد حدود 22 درصد پروتئين از 2 تا 6 هفتگي و مصرف جيره خاتمه دهنده با 5/19 درصد پروتئين از 6 هفتگي تا موقع كشتاري كه داراي

3300 كيلوكالري انرژي قابل سوخت و ساز در كيلو باشد اقتصادي است .

23 – احتياجات روزانه پروتئين و اسيدهاي آمينه به كمك مقادير ذخيره شده يا استفاده شده توسط مرغ در روز :



از جيره هاي متعادل ، راندمان مصرف پروتئينها براي مرغان تخمگذار فقط در خدود 61 درصد است . بنابراين مقدار پروتئين مصرفي در روز تقريباً 61 درصد ميتواند براي رشد بافتها ، پرها و جانشيني دفع روزانه ازت داخلي در بدن نگهداري ميشود . مقايسه پروتئين نگهداري شده توسط سويه هاي گوشتي در حال رشد با احتياجات پروتئيني آنها نشان ميدهد كه راندمان نگهداري پروتئين در اين سويه ها 67 درصد است . ئلي راندمان بعضي از اسيدهاي آمينه ضروري به خصوص آنهايي كه در ساير واكنشهاي بدن غير از پروتئين سارس بكار نمي روند چنانچه به مقدار حداقل مورد احتياج در جيره تأمين شوند حدود 85 درصد است .



24- احتياجات پروتئيني نيمچه هاي در حال رشد لگهورن سفيد :



بدليل اينكه رشد سريع در مورد اينگونه جوجه ها حياتي و مد نظر نيست ، مقدار انرژي موجود درجيره آنها كمتر از جوجه هاي گوشتي است . شروع سن بلوغ كه در لگهورن سفيد در سن حدود 18 هفتگي است ، نيمچه ها بايستي جيره هاي مرغان تخمگذار را دريافت كنند .

پروتئين براي دوره پيش رشد از ده تا دو هفتگي براي HBW و LBW از 20 تا 2/22 گرم مورد نياز است پروتئين براي دوره پيش رشد از (2 تا 8 هفتگي ) براي LBW 18 تا 4/21 گرم و براي HBW از 5/17تا 9/20 گرم مورد نياز است .

پروتئين براي مرحله تكامل نيمچه ها از 8 تا 18 هفتگي براي LBW 5/13 تا 1/14 و براي HBW از 5/14 تا 2/16 گرم پروتئين البته در شرايط متغير انرژي از 26000 تا 31000 مورد نياز ميباشد .

تغذيه جوجه خروسها با همان شرايط غذاي مصرف شده بوسيله نيمچه باعث رشد رضايتبخش در آنان خواهد شد البته جوجه خروسها غذاي بيشتري مصرف مي كنند . چون نيمچه ها قادرند خود را با حد وسيعي از مقادير انرژي و پروتئين در جيره تطبيق دهند ، لذا مقادير پروتئين و اسيدآمينه مورد نياز روزانه را بر اساس مصرف روزانه غذا به مقدار اسيدهاي آمينه ضروري و مقدار پروتئيني كه روزانه در بافتها ذخيره ميشود به اضافه مقدار لازم براي نگهداري بدن در روز محاسبه مي كنند .

25- احتياجات پروتئيني مرغان تخمگذار :

عوامل مختلفي بر مصرف خوراك و پروتئين مورد نياز مرغان تخمگذار اثر دارد 1

- اندازه و نژاد مرغ

2- حرارت محيط

3- مرحله توليد

4- سيستم پرورش ( زمين در مقايسه با قفس )

5- دانخوري براي هر مرغ

6- عمق غذا در دانخوريهاي اتوماتيك

7- نوك چيني مناسب يا نامناسب مرغ

8- تراكم مرغها در قفس و در بستر

9- فراهم بودن آب تميز و مناسب

10- امراض در گل

11- انرژي جيره



اندازه و نژاد مرغ : نژادهاي ستگين نسبت به نژادهاي سبك غذاي بيشتري مصرف مي كنند زيرا نياز مرغهاي سنگين به انرژي براي نگهداري بيشتر است . همچنين نژادهاي سنگين روزانه پروتئين بيشتري بريا نگهداري نياز دارند و كل مصرف پروتئين آنها بيشتر از لگهورن سفيد است ( فرضاً يك مرغ از نژاد سنگين روزانه 150 گرم غذاي حاوي 16 درصد پروتئين مصرف ميكند اين مقدار غذا روزانه 24 گرم پروتئين براي او تأمين ميكند .



اثر حرارت محيط : يك مرغ لگهورن سفيد (LBW ) در زمستان از جيره اي كه 3000 كيلوكالري انرژي قابل سوخت و ساز در كيلو دارد روزانه حدود 110 گرم مصرف مي كند ( در شرايطي كه سالن عايق بندي حرارت بالاي 13 درجه تنظيم شده باشد ) در زمستان و تحت همان شرايط جيره اي كه داراي 5/15 درصد پروتئين است روزانه 17 گرم پروتئين را تأمين مي كند در صورتيكه در تابستان مقدار پروتئين جيره براي تأمين 17 گرم پروتئين در روز بايد 19 درصد باشد .

number one
2007-Jul-06, 16:20
فواید استفاده از زئولیتها در جیره غذایی طیور

1- رزان تمام شدن قیمت دان ( بعلت گرانتر بودن قیمت اکثر مواد اولیه تهیه دان بویژه ذرت نسبت به آن ) .

2- تسهیل در جذب حداکثر مواد مفید و انرژی زا در خوراک مورد مصرف طیور و تقلیل ضایعات مواد غذایی جذب نشده در فضولات .

3- صرفه جویی در مصرف خوراک روزانه طیور و کاهش هزینه های مواد خوراکی .

4- جذب رطوبت فضولات و تسهیل در جمع آوری آنها و تقلیل بوهای سمی از جمله آمونیاک در محیط زیست و بستر طیور .

5- کاهش هزینه های مربوط به خشک نمودن کود و فضولات طیور .

6- کاهش خطر ابتلا به کوکسیدیوز بدنبال کاهش رطوبت کود و کاهش هزینه های مربوط به خریداری و استفاده از کوکسیدیو استات ها .

7- ازدیاد قابل توجه در وزن طیور گوشتی .

8- کاهش ضریب تبدیل غذایی .

9- تنظیم سرعت عبور غذا در دستگاه گوارش طیور .

10- افزایش توانایی دستگاه گوارش طیور در جذب مواد مغذی از جیره .

11- کاهش حساسیت طیور نسبت به برخی از بیماریهای دستگاه گوارش مانند اسهال .

12- افزایش کیفیت پوسته تخم مرغ ، کم کردن میزان شکستگی و ازدیاد وزن تخم مرغ و افزایش کیفیت داخلی تخم مرغ .

13- جذب برخی عناصر سنگین و مسمویت زا از جیره مانند سزیم و سرب .

14- جذب گروهی از سموم قارچی مانند آفلاتوکسین و ...

15- عدم ایجاد عوارض سمی و تقلیل میزان باکتریهای مضر .

17- امکان جانشینی زئولیتهای طبیعی به جای برخی از آنتی بیوتیکهای محرک رشد مانند زینک باسیتراسین که با توجه به قیمت نازل زئولیتها به صرفه تر است .

18- امکان ایجاد کارخانه های خالص سازی گاز متان از کود و تامین انرژی حرارتی بسیار ارزان قیمت در مرغداریها .

number one
2007-Jul-06, 16:21
کلسيم مورد نياز مرغهاي تخمگذار


بر اساس تحقيقات به عمل آمده کلسيم مورد نياز گله هاي تخمگذار طي هشتاد و پنج سال اخير مرتبا تغيير يافته است در صورت تغذيه گله هاي تخمگذار با دان حاوي کلسيم ناکافي بيش از 150 نوع علايم کمبود کلسيم بروز مينمايد که مي توانند موجب کاهش توليد شوند . مهمترين مانع در زمينه تعيين مقدار کلسيم تغييرمقدار مورد نياز کلسيم است که به نظر مي رسد مرتبا تغيير مي يابد به طوري که بر اساس تحقيقات به عمل آمده از سال 1944 تا سال 1984 مقدار کلسيم 65 درصد افزايش يافته و از روزانه 27/2 به 75/3 گرم براي هر مرغ رسيده است طبق گزارش هاي موجود ميانگين کلسيم مورد نياز روزانه در دهه سالهاي 1940 ، 1960 ، 1970 ، 1980 به ترتيب 44/3 ، 14/4 ، 44/4 و 07/5 گرم براي هر مرغ بوده است . اين تغييرات نشانگر مشکلات و اهميت تامين ميزان کلسيم مورد نياز گله هاي تخمگذار مي باشد در حقيقت با توجه به اطلاعات فوق اين سوال پيش مي ايد که آيا احتياجات دام مرغ براي کلسيم تغيير نموده يا اينکه عقايد متخصصين تغذيه تغيير پيدا کرده است زيرا حتي در طول سالهاي 1960- 1940 تعداد زيادي از متخصصين روزانه بيش از چهار گرم کلسيم را براي هرمرغ توصيه مي نمودند در اينجا متذکر مي گردد که مقادير توصيه شده براي کلسيم در اين مقاله براساس تفسير مولف از تحقيقات گذشته تجربيات عملي و تحقيقي که اخيرا در دانشگاه صورت گرفته استوار مي باشند .



تغيير فرمول دان نيمچه هاي پولت به دان مرغ تخمگذار

هر گاه تغيير فرمول دان نيمچه ها يا دان پيش تخمگذاري که داراي 1 تا 2 درصد کلسيم مي باشد به دان مرغ تخمگذار که بايد داراي 75/3 درصد کلسيم باشد مدت 7 روز بعد از توليد اولين تخم مرغ تاخير بيفتد مقداردان مصرفي و چربي بدن و چربي کبد مرغ به طور معني داري افزايش يافته ، کيفيت پوسته در تخم مرغ پولتهايي که زودتر رسيده اند کاهش مي يابد . همچنين آزمايشهاي بيشتر نشان داده اند که وزن استخوان و قدرت شکنندگي آنها تا 40 درصد کاهش مي يابد با توجه به اينکه جبران کمبود کلسيم در مرحله پيک توليد براي پولت هايي که در چنين وضعيتي به مرحله توليد تخم مرغ مي رسند حتي پس از دريافت مقادير کافي کلسيم مشکل است بنابراين تاخير در تغيير فرمول دان پولت ها به دان مرغ تخمگذار حتي براي چند روز ميتواند علل وقوع برخي از اختلالات استخواني وتلفات غير طبيعي را که گاهي درست قبل از توليد تخم مرغ و در مرحله توليد حداکثر تخم مرغ مشاهده مي شوند توجيه نمايد .



زمان تغيير جيره پولت به جيره تخمگذار

به منظور آنکه پولت ها قادر به ذخيره مقادير کافي ازکلسيم درمغز استخوانهاي خودباشند تقريبا 14-7 روز قبل از گذاشتن اولين تخم مرغ به مقادير بالاي کلسيم نياز دارند بلوغ جنسي مرغ معمولا در 18 هفتگي ظاهرمي شود به هر حال با توجه به ادامه تمايل صاحبان گله هاي مرغ تخمگذار براي ايجاد بلوغ زود رس توليد کنندگان بايد به منظور حصول اطمينان ازتغيير جيره پولتها به جيره تخمگذاري قبل از شروع تخمگذاري گله را به طور مستمر مورد بازديد قرار دهند شرکت هاي لاين پيشنهاد مي کند استفاده از جيره پيش تخمگذاري حاوي 2% کلسيم از سن 17-16 هفتگي و جيره تخمگذار از سن 18 هفتگي آغاز شود .



مقدار کلسيم دان مرغ از شروع انتقال به سالنهاي تخمگذار تامرحله توليد حداکثر تخم مرغ

با شروع تخمگذاري مقدار مصرف غذا سريعا تغيير مي يابد ولي تغيير فرمول دان براساس ميانگين دان مصرفي معمولا تا مرحله حداکثر توليد ضروري نمي باشد به عنوان مثال زماني که پولتهاي داراي تخم مرغ سفيد به مرحله توليد مي رسند مقدار دان مصرفي ممکن است روزانه فقط 80 گرم باشد که در اين صورت مقدار کلسيم جيره قاعدتا بايد به 69/4 درصدافزايش يابد تا روزانه به طور متوسط 75/3 گرم کلسيم به هرمرغ برسد با اين حال افزايش ميزان کلسيم جيره به 69/4 درصد ضروري نمي باشد زيرا در اين مرحله بسياري از مرغهاي گله هنوز توليدي نداشته و مرغهايي نيز که شروع به توليد کرده اند دان بيشتري نسبت به ساير مرغها مصرف خواهند نمود . بنابراين حتي اگر ميانگين مصرف روزانه کلسيم کمتر از 75/3 گرم براي هر مرغ باشد مرغهاي جوان در حال توليد هنوز مي توانند احتياجات خود را تامين کنند مقدار ذخيره کلسيم پوسته تخم مرغ پيش از رسيدن به مرحله حداکثر توليد تقريبا 5 درصد کمتر از مقدار آن در بعد از مرحله حداکثر توليد مي باشد در اکثر موارد جيره حاوي 75/3 درصد کلسيم براي گله هاي تخمگذار قبل از رسيدن به مرحله پيک توليد کافي است .



مقدار کلسيم مورد نياز مرغ از مرحله حداکثر توليد تا پايان دوره تخمگذاري

براي حصول اطمينان از داشتن تخم مرغهايي با بهترين کيفيت پوسته توصيه مي شود که پس از رسيدن به مرحله پيک توليد مرغهاي تخمگذار تا سن 36 هفتگي روزانه حداقل 75/3 گرم از 52-37 هفتگي روزانه 4 گرم و از 53 هفتگي 25/4 گرم کلسيم مصرف کنند درمرغهاي مسن تر يا مرغهايي که پوسته تخم مرغهاي آنها دچار نقص مي باشد ميتوان بر حسب سن مرغ و شدت ونوع نقص پوسته ، ميزان دريافت کلسيم را روزانه تا يک گرم بيش ازمقادير توصيه شده افزايش داد . زماني که درصد توليد در فواصل ماهيانه را در مقدار کلسيم موجود در پوسته تخم مرغ ضرب کنيم ميتوان ديد که ميانگين مقدار کلسيم ذخيره شده روزانه در پوسته تخم مرغ درمرحله حداکثر توليد بيشتر از ساير مراحل است ميانگين مقدار کلسيم ذخيره شده روزانه در پوسته تخم مرغ برحسب سن مرغ کاهش مي يابد بنابراين به صورت منطقي مقدار کلسيم مورد نياز گله مرغ تخمگذار و هر مرغ به طور انفرادي در مرحله پيک توليد تخم مرغ در بالاترين سطح بوده وسپس به تدريج کاهش مي يابد با اين حال در حقيقت کلسيم مورد نياز هر مرغ براي هر تخم مرغ مشخص عملا باافزايش سن مرغ کاهش نمي يابد توانايي مرغ جهت ذخيره سازي کلسيم براي تشکيل پوسته تخم مرغ محدود مي باشد همچنين مقدارکلسيم ذخيره شده در پوسته تخم مرغ به تدريج با بالا رفتن سن مرغ تا حدکمي افزايش يافته و ممکن است کارايي و جذب و بکارگيري کلسيم در بدن مرغ کاهش يابد بنابراين بابالا رفتن سن مرغ مقدار کلسيم مورد نياز مرغها عملا افزايش مي يابد در نتيجه مي توان بر اين نکته تاکيد کرد که حتي با وجود اينکه کلسيم يکي از ارزانترين مواد تشکيل دهنده جيره مرغهاي تخمگذار مي باشد در صورت استفاده نامناسب از آن مي تواند پرهزينه ترين مواد محسوب گردد تغذيه مرغهابا کلسيم ناکافي مي تواند هزنيه دان ، ميزان دريافت غذا ، وزن بدن مرغ ، مقدار وزن و چربي کبد و چربي بدن ، نقايص پوسته تخم مرغ و اختلالات استخوان بندي را افزايش دهد تمام اين موارد مي توانند تاثيرنامطلوبي درتوليد تخم مرغ ومقدار سود توليد کننده داشته باشند .

number one
2007-Jul-06, 16:23
دستكاريهاي تغذيه اي براي افزايش پاسخهاي ايمني در جوجه هاي گوشتي


مقدمه:
در حال حاضر، هدف از پرورش طيور تجارتي، رسيدن به بالاترين وزن نهايي و حداكثر توليد تخم مرغ به ازاي هر واحد مصرف خوراك مي باشد. بهر حال بين صفات توليدي و پاسخهاي سيستم ايمني و صفات مربوط به مقاومت به بيماريها همبستگي منفي وجود دارد. به عنوان مثال اين همبستگي منفي بين توليد و ايمني باعث مي شود كه در در سويه هاي پرتوليد عملكرد و تكامل سيستم ايمني ضعيف تر باشد. شايد يكي از عوامل ايجاد كننده همبستگي منفي بين صفات توليدي و پاسخهاي ايمني در طيور، تامين همه احتياجات فيزيولوژيكي از طريق مصرف اقلام خوراكي محدودي مانند مواد مغذي و ميزان دسترسي آنها، باشد. ژنوتيپهايي با وزن نهايي حداكثر نسبت به سويه هايي با وزن نهايي پايين تر، پاسخهاي ايمني ضعيف تري را در برابر آلودگي هاي ناشي از اي كولاي و تيتراسيون آنتي بادي سلولهاي ايمني از خود نشان مي دهند. بنابراين امروزه درآميخته هاي حاصل از سويه هاي تجارتي احتمال بروز هر نوع اختلال در پاسخهاي ايمني بيش از هر زماني احساس مي شود. علاوه بر انتخاب ژنتيكي، بعضي از عوامل غير ژنتيكي مانند غلظت مواد مغذي جيره، قادر است كه تظاهر ژنهاي مسئول پاسخهاي ايمني را از طريق ايجاد تعيير در ميزان بلوغ سيستم ايمني و همچنين ميزان آنتي بادي توليد شده در برابر عفونتها تعيير دهد.
مكانيزمهاي دفاعي در جوجه هاي گوشتي:
محيط سالن در شرايط پرورش متراكم جوجه ها، همواره شامل طيف وسيعي از ميكروارگانيزمهايي مي باشد كه بطور مستمر با سيستم ايمني در حال رقابت هستند. بطور كلي عوامل بيماريزاي مهاجم از طريق آنتي باديهاي مترشحه از نوتروفيلها و يا حاصل از ميكروبهاي غيرفعال و ضعيف شده(واكسنها) سركوب شده و نهايتا اين لاشه سلولي اين مهاجمين از طريق عمل بيگانه خواري حذف مي شوند. اين مكانيزم دفاعي براي كنترل پاوتوژنهاي خارج سلولي مانند باكتريها و همچنين در برابر عوامل بيماريزاي داخل سلولي مانند ويروسها بازدهي كاملا موثري را از خود نشان داده است. براي مقابله بر عليه عوامل بيماريزاي داخل سلولي همانند ويروسها، مكانيزم ايمني بواسطه سلول(CMI) نقش كليدي را بر عهده دارد. در اين مكانيزم با توجه به اينكه امكان از بين بردن عوامل پاتوژن از طريق ترشح آنتي بادي وجود ندارد فلذا به كمك تزريق سيتوتوكسين لنفوسيتهاي نوع تي به داخل سلول آلوده، نتيجتا تخريب سلول و از بين رفتن ويروسها امكان پذير مي گردد. سيستم ايمني در برابر ورود عوامل بيماريزا، تركيبات متنوعي را مانند پروتينهاي فاز حاد، آنزيمهاي پروتئوليتيك و هيدروليتيك، راديكالهاي اكسيژن و مشتقات نيتروژن را براي از بين بردن پاتوژنهاي مهاجم يا سلولهاي آلوده توليد مي كند.
نقش تغذيه در تعيير پاسخها سيستم ايمني:
جيره نويسي در طيور عمدتا بر اساس شاخصهاي توليدي مانند رشد، توليد تخم و بازده مصرف خوراك انجام مي شود فلذا غالبا از توجه به معيارهاي لازم براي پاسخهاي سيستم ايمني چشم پوشي مي شود چرا كه مواد مغذي همچنين بر روي تكامل سيستم ايمني و حجم آنتي بادي توليدي تاثير گذار مي باشد. در طول فاز حاد سيستم ايمني، بيشترين احتياجات تغذيه اي متوجه سنتز و آزاد شدن پروتئين فاز حاد (APS) از كبد مي گردد. براي تامين عملكرد مناسب لكوسيتها احتياجات انرژي و اسيد آمينه در اين مرحله بيش از احتياجات غذايي معمول مي باشد. اثر متقابل بين مواد مغذي متنوع و عدم توازن نسبتها و سميت اين مواد مغذي منجر به اختلال در فيزيولوژي طبيعي جوجه و متعاقبا اختلال در عملكرد سيستم ايمني مي گردد.
انرژي:
تفاوتها موجود در غلظت انرژي جيره غذايي طيور، ميزان پاسخهاي سيستم ايمني را تعيير مي دهد كه اين تعييراحتمالا از طريق تعيير در مصرف مواد مغذي موجب تاثير بر سيستم ايمني مي گردد. انرژي مصرفي موجب تنظيم فعاليت سلولهاي ايمني ، فعاليت هورمونهاي خاص مانند تيروكسين، كوتيكواستروئيدها، هورمون رشد، گلوگاگون، كاتكولاميدها مي گردد و نتيجتا تعيير در فعاليت اين عوامل بر سيستم ايمني تاثير گذار مي باشد. همچنين تفاوت در سطوح و ساختار و نوع اسيدهاي چرب جيره از طريق تعيير در ساختار غشاء سلولي و تغيير در سنتز پروستاگلندين بر روي عملكرد سيستم ايمني موثر است. با افزايش سطح چربي جيره از 3درصد به 9 درصد ميزان تلفات ناشي از آلودگي اي كولاي و مايكروباكتريوم توبركلوزيس كاهش مي يابد. هنگام افزودن 6 درصد پيه به جيره طيور، تيتر آنتي بادي بر عليه آنتي ژن گلبولهاي قرمز گوسفندي بطور قابل توجهي افزايش مي يابد. گنجاندن سطوح بالايي از اسيدهاي چرب غير اشباع در جيره از طريق تحريك فعاليت ماكروفاژها باعث بهبود عملكرد سيستم ايمني مي گردد.
پروتئين:
رشد غدد بورس و تيموس تسبت به ساير اندامهاي بدن طيور سريعتر انجام مي شود و بنابراين اين نكته خيلي مهم است كه در اوايل رشد سطوح مناسبي از پروتئين مورد نياز در اختيار طيور قرار گيرد. گمبود پروتئين در اين مرحله موجب رشد و توسعه نامناسب اندامهاي لنفوئيدي مي شود. چندين مقاله تحقيقاتي پيشنهاد كردند كه براي حصول به عملكرد مناسب سيستم ايمني ،در اين مرحله بايد ميزان اسيد آمينه هاي جيره بيش از حد معمول توصيه شده براي رشد باشد. بهر حال تاثير سطوح پروتئين بر تخفيف علائم بيماري بستگي به عامل و ميكروارگانيزم بيماريزا دارد. هنگام افزايش سطح پروئتين جيره از 18 يا 20 درصد به 23 درصد ميزان ابتلا به آلودگي اي كولاي به طور معني دار كاهش مي يابد. همچنين با كاهش سطح پروتئين جيره جوجه هاي مبتلا به كوكسيديوز، ميزان تلفات از 32 درصد به 8 درصد در مقايسه با تيمار شاهد كاهش مي يابد. سطوح بالاي پروتئين جيره فعاليت تريپسين دستگاه گوارش طيور را افزايش مي دهد. افزايش سطح ترشح تريپسين دستگاه گوارش متعاقبا موجب آزاد شدن سريع گوكسيدياها از اووسيت شده و باعث تشديد علائم بيماري مي گردد.
سطح مناسب ميتونين جيره باعث افزايش رشد شده و براي ايجاد حداكثر پاسخ ايمني ضروري است. متيونين همچنين براي افزايش عملكرد سلولهاي تي توليد شده از تيموس مورد نياز مي باشد. كمبود ميتونين باعث كاهش فعاليت لنفوسيتها و تحليل غده بورس و همچنين افزايش حساسيت به بيماريهاي نيوكاسل و كوكسيديوز مي شود. افزودن سيستئين باعث تحريك ايمني هورموني و سلولي مي گردد. كمبود اسيد هاي آمينه شاخداري (50-16%) مانند ايزولوسين، لوسين و والين در جيره جوجه هاي گوشتي باعث كاهش تيتر آنتي بادي بر عليه آنتي ژن گلبولهاي قرمز گوسفندي مي شود. با توجه كه در ساختمان ايمنوگلوبولينها مقادير بالايي از والين و ترئونين بكار رفته است فلذا كمبود هر كدام از اين اسيد هاي آمينه پاسخهاي ايمني در جوجه هاي گوشتي را كاهش مي دهد. در جيره هاي حاوي نسبت بالاي لوسين/ والين+ ايزولوسين، به علت ايجاد اثرات آنتاگونيست بين ساختارهاي اين سه اسيد آمينه عملكرد سيستم ايمني كاهش مي يابد. سطوح بيش از حد لوسين در جيره غذايي از جذب والين و ايزولوسين ممانعت مي كند. افزايش غلظت اسيد آمينه ليزين جيره باعث بهبود هماگلوتيناسيون و تيترآگلوتينين و همچنين افزايش ايمينوگلوبينهاي جي و ام مي شود. اسي آمينه آرژنين سوبستراي مسير سنتز اكسيد نيتريك مي باشد . اين تركيب يك محصول سمي است كه در فعاليت فاگوسيتيك ماكروفاژها نقش كمكي داشته و باعث از بين رفتن باكتريها و عوامل بيماريزاي داخل سلولي مي شود.
ويتامينها:
ويتامينها به عنوان كوفاكتور مورد نياز براي فعاليتهاي متابوليكي مربوط به پاسخهاي ايمني مي باشد و بنابراين كمبود ويتامينها موجب اختلال در فعاليت سيستم ايمني مي شود. بطور كلي افزايش مقادير ويتامينها جيره غذايي طيور ميزان عملكرد سيستم ايمني را بهبود مي بخشد.
رتينول:
ويتامين رتينول نقش عمده اي در محافظت اندامهاي لنفوئيدي و همچنين بافتهاي اپتليال دارد و موجب افزايش ايمني هورموني و سلولي در طيور مي گردد. و يتامين A با فراهم كردن محيطي سالم به محافظت از غشاهاي موكوسي و منافذ طبيعي در برابر تهاجم پاتوژنها كمك مي كند. ويتامين A باعث تمايز و توسعه لنفوسيتهاي نوع B مي شود. افزايش غلظت ويتامين A در جيره باعث تغيير در تظاهر گيرنده هاي اسيد رتيونيك موجود در لنفوسيتهاي طيور مي گردد. با افزايش سطح ويتامين A ميزان عوامل سركوب كننده ايمني( هيدروكورتيزونها) كاهش مي يابد. علاوه بر اين كمبود ويتامين A موجب كراتينه شدن سلولهاي بازال( پايه اي) غده بورس و اختلال در عملكرد لنفوسيتهاي تي مي شود. بنابراين كمبود ويتامين A از طريق كاهش توليد سلولهاي لنفوسيت نوع BوT و اختلال در فاگوسيتوز و كاهش مقاومت به عفونتها منجر به عكلكرد پايين سيستم ايمني مي شود. در جيره هاي با كمبود ويتامين A افزايش احتمال شيوع و گسترش بيماريهاي مرتبط با ويروس نيوكاسل گزارش شده است. احتياجات ويتامين A در جهت به حداكثر رساندن فعاليت سيستم ايمني و به عنوان مثال افزايش وزن اندامهاي لنفوئيدي خيلي بيشتر از احتياجات همين ويتامين براي حصول به حداكثر وزن نهايي مي باشد. افزايش ميزان ويتامين A از 12850 واحد بين المللي به ميزان 42850 يا 740451 واحد بين المللي منجر به كاهش تلفات ناشي از اي كولاي و CRD در جوجه ها شده و همچنين پاكسازي عوامل بيماريزا در خون را بطور قابل توجه افزايش مي دهد. بهر حال دستيابي به اثرات مفيد سطوح بالاي ويتامين A وابسته به غلظت ساير ويتامينهاي محلول در چربي جيره غذايي مي باشد. سطوح بيش از اندازه ويتامين A در جذب ويتامينهاي Dو E تداخل ايجاد مي كند. در طي شيوع بيماري كوكسيديوز افزايش 60 واحد ويتامين A به ازاي هر جوجه در روز، ميزان تلفات را از صد در صد به صفر درصد تقليل داده است. بهر حال در جيره هاي كاربردي جوجه هاي گوشتي و مرغان مادر جوان به ترتيب بايد مقادير 4000 تا 2000 IU/kg گنجانده شود. براي به حداقل رساندن آسيبهاي ناشي از استرس و همچنين ممانعت از كاهش عملكرد ايمني، سطح ويتامين A 10 برابر مقدار معمول بايد افزايش يابد. تركيب ويتامين A(14000IU/Kg) و روي(65mg/kg) باعث افزايش رشد و ايمني سلولي و همورموني در جوجه ها مي شود.
كوله كلسيفرول:
گيرنده هاي ويتامين 1و 2 دي هيدروكسي D3 در مونوسيتهاي پريفرال شناسايي شده است. ويتامين D3 براي تمايز مونوسيتهاي اوليه و مونوسيتها به ماكروفاژها و فعاليت مناسب فاگوسيتوز و فعاليت سيتوتوكسيك سلولهاي ماكروفاژ ضروري مي باشد. در جيره هاي كه فاقد مكملهاي ويتامين D3 مي باشد به ميزان قابل ملاحضه اي عملكرد سيستم ايمني كاهش مي يابد.
توكوفرول و سلنيوم:
با بروز عفونت و يا تزريق واكسن به ويژه در شرايط استرس كه آسيبهاي ناشي از پراكسيدازها و سوپراكسيدها را به همراه دارد، فعاليت سيستم ايمني تحريك مي شود. در چنين مواقعي ويتامين E و سلنيوم جيره باعث بهبود عملكرد سيستم ايمني مي شود. ويتامين E ضمن كمك به ايجاد يكپارچگي بخشهاي ليپوپروتئيني غشا سلولي باعث كاهش تعييرات اكسيداتيو و توسعه پاسخهاي ايمني سلولي مي شود. ويتامين E همچنين از طريق بهبود تكثير و افزايش لنفوسيتهاي T باعث افزايش ايمني هورموني مي گردد. سلنيوم موجود در گلوتاتيون پراكسيداز به همراه ويتامين E به عنوان يك سيستم آنتي اكسيداني باعث كاهش غلظت راديكالهاي آزاد در سلول مي شود. ويتامين E و سلنيوم نقش مهمي را در توليد لنفوسيتهاي بلاستوسيتها برعهده دارند. كمبود اين مواد مغذي باعث كاهش فعاليت فاگوسيتوزي ماكروفاژها مي شود.
علي رغم توصيه هاي NRC براي تامين ميزان 20mg/kg ويتامين E جيره، مقادير 300mg/kg ويتامين E باعث افزايش عملكرد سيستم ايمني و كاهش مرگ و مير ناشي از ابتلا به آلودگي هاي اي كولاي و بيماريهاي نيوكاسل و بيماري بورس عفوني و كوكسيديوز مي شود. افزودن مكملهاي ويتامين E به ميزان250mg/kg منجر به جلوگيري از افت توليد تخم در مرغان مادر تحت شرايط استرس گرمايي مي شود. نفش مفيد سطوح بالاي ويتامين E( بالاتر از 300mg/kg) در افزايش رشد لنفوسيتهاي T به اثبات رسيده است. در سطوح بالاي ويتامين E ميزان غلظت پروستاگلندينهاي اندامهاي لنفوئيدي كاهش يافته و موجب توقف پاسخهاي ايمني سلولي شده و متعاقبا ميزات توليد آنتي بادي را بهبود بخشيده است. در جيره هاي حاوي مكمل ويتامين E ( 200 mg در برابر 80mg) يا تركيب 300 mg ويتامين E و 1mg/kg سلنيوم افزايش يافته است. افزودن ويتامين E به ميزان 30/0 درصد جيره مرغان مادر يا تزريق 3-5/2 mg/egg به تخمهاي بارور منجر به افزايش پاسخهاي ايمني جوجه مي شود. مشابها تركيب ويتامين E در واكسن روغني نيوكاسل و بورس عفوني باعث كنترل سريعتر و همچنين تيتر آنتي بادي بالاتر نسبت به جيره هاي شاهد شده است.
اسيد اسكوربيك:
سنتز ويتامين C در جوجه هاي يكروزه و طيور بالغ تحت استرس به مقدار مناسب انجام نمي پذيرد. ويتامين C باعث افزايش پاسخهاي هورموني و سلولي و همچنين افزايش مقاومت پرندگان نسبت به آلودگيهاي ناشي از اي كولاي و مايكروباكتريوم آويوم، نيوكاسل و بيماريهاي عفوني بورس و مارك مي گردد. ويتامين C در ايفا نقش آنتي اكسيداني خود باعث استحكام غشاهاي لكوسيتها مي شود و همچنين وجود مقادير مناسب اين ويتامين باعث افزايش فعاليت فاگوسيتوزي نوتروفيلها مي گردد. در شرايط استرس گرمايي اين ويتامين از طريق تاثير بر روي كاهش سنتز گلوكوكورتيكوئيدها باعث تخفيف اثرات استرس مي گردد. با افزودن يك درصد از ويتماين C كاهش عملكرد سيستم ايمني ناشي از كوتيكواسترون و استرس گرمايي تقليل مي يابد . تفاوت در اثرات مفيد ناشي از افزودن ويتامين C در جيره را مي توان به ناپايداري اين ويتامين در بعضي از شرايط نگهداري آن مربوط دانست.
ويتامينهاي ب كمپلكس:
ويتامينهاي گروه ب بعنوان كوفاكتور آنزيمي نقش مهمي را مسيرهاي متابوليكي بر عهده دارند. از ميان ويتامينهاي گروه ب، نقش ويتامين B6 در سيستم ايمني به طور گسترده مطالعه شده است. ويتانين B6 در توسعه و حفظ بافتهاي لنفوئيدي موثر است. كمبود اين ويتامين
(95/0-48/1 mg/kg) پاسخ آنتي بادي را نسبت به آنتي ژن گلبولهاي قرمز گوسفندي و توليد ايمنوگلوبينهاي IgG وIgM كاهش مي دهد. در شرايط استرس گرمايي، افزودن ويتامي B2 و B6 و أB12 اثرات مثبتي را بر عملكرد سيستم ايمني جوجه هاي گوشتي دارد.
عناصر معدني:
عناصرمعدني نقش مهمي را در عملكرد سيستم ايمني از طريق تاثير بر روي تنظيم فشار اسمزي و به عنوان كوفاكتور و كاتاليزوز آنزيمي برعهده دارد و همچنين از طريق بهبود عملكرد هورموني اعمال سيستم ايمني را تنظيم مي كند. غلظت سديم، كلر، روي، سلنيوم، منگنر، مس ، آهن و كبالت جيره پاسخهاي ايمني را تحت تاثير قرار مي دهد. بطور كلي فرمهاي معدني اين عناصر كمتر از فرمهاي آلي جذب مي شوند فلذا زماني كه عناصر معدني در جيره به فرم كليت باشد پاسخهاي ايمني بيشتر است.
سديم و كلريد:
سديم و كلر به همراه پتاسيم نقش كليدي را در ثبات توازن اسمزي مايعات داخل و خارج سلولي بر عهده دارد. كمبود نمك جيره باعث كاهش عملكرد سيستم ايمني مي شود. بطوريكه در سطوح 14/0 درصد سديم و يا 21/0 كلر تيتر آنتي بادي افزايش مي يابد. در جيره هاي حاوي مقادير كمتر از 14/0 سديم و 17/0 كلر پاسخهاي هومورال كاهش مي يابد. افزودن مقادير مناسب نمك تيتر آنتي بادي را بهبود مي بخشد. راهكار افزودن كلر به عنوان يك تعيير دهنده ايمني تحت شرايط استرس گرمايي در شرايط كنترل شده قابل توصيه مي باشد.
روي:
نقش روي در ايمني از طريق افزايش تيموسيتها و تعداد سلولهاي لنفوسيت تي و فعاليت سلولهاي دفاعي و توتروفيلها و همچنين توليد ماكروفاژها و آنتي بادي و توليد اينترفرون و كاهش نفوذپذيري سلول در مقابل ويروس مي باشد.روي همچنين براي بهبود عملكرد تيموميلين و تكثير لنفوسيتها و توليد متا آنزيمهايي مانند DNA و RNA پلي مرازها مورد نياز مي باشد. كمبود روي جيره علاوه بر كاهش توليد اينترلوكين –2 باعث حفاظت از يكپارچگي اندامهاي لنفوئيدي و عملكرد سلولهاي تي مي گردد. كمبود روي در جيره مرغان مادر، تيتر آنتي بادي نسبت به آنتي ژن گلبولهاي قرمز گوسفندي را در نسل بعدي حاصل كاهش مي دهد. برعكس پس از افزودن روي به جيره پاسخ به آنتي بادي در نسل بعد افزايش مي دهد. چندين مطالعه محدود نشان داد كه با افزودن مقادير بالاتر روي(220mg/kg) در جيره هاي مرغ مادر هيچ تاثير معني داري بر روي عملكرد ايمني سلولي و هورموني وجود ندارد. تفاوت در گزارشات اينچنيني ممكن است در نتيجه تفاوت در غلظت هاي به كار رفته روي و يا اثر متقابل بين ساير مواد مغذي موجود در جيره هاي پايه مورد استفاده در آزمايشات تغذيه اي باشد. در جيره مرغ مادر افزودن روي به فرم كليت شده با ميتيونين باعث بهبود عملكرد سيستم ايمني و افزايش تيتر آنتي بادي و ايمني در نسل بعد و مقاومت بر عليه سالمونلا انترويتيدس و اي كولاي خواهد گرديد.
منگنز:
منگنز نقش مهمي در توسعه و ترميم و حفاظت از بافتهاي اپيتيليال دارد. آنزيم سوپراكسيدسموتاز وابسته به منگنز در ميتوكندري موجب غير فعال شدن راديكالهاي آزاد توليد شده در داخل سلول مي گردد. فرم آلي اين مواد معدني پاسخ آنتي بادي را نسبت به عفونتهاي بيماري بورس، برونشيت عفوني و نيوكاسل در مرغان مادر افزايش مي دهد.
مس:
در طي فاز حاد سيستم ايمني، سلولهاي كبد توليد و ترشح پروتئين فاز حاد را برعهده دارند كه باعث افزايش مقاومت جوجه بر عليه آلودگيهاي عفوني مي گردد. سروپلاسمين يكي از پروتئينهاي مهم از اين گروه مي باشد كه به عنصر مس به عنوان كوفاكتور نياز دارد. سروپلاسمين از طريق از بين بردن راديكالهاي آزاد توليد شده در فاگوسيتوز باعث حفاظت پرنده مي شود. بنابراين در شرايط ابتلا به آلودگيهاي عفوني احتياجات مس افزايش مي يابد. سوپراكسيد دسموتاز وابسته به مس و روي واقع در سيتوزول باعث غير فعال شدن راديكالهاي آزاد مي شود. بطور كلي نياز به مس در هنگام بروز عفونتها نسبت به حالت معمولي افزايش مي يابد. معمولا به منظور افزايش ايمني و سلامتي جوجه ها افزودن سطوح 250-125mg مس را توصيه مي كنند. فرم كلريد مس در مقايسه با سولفات مس نقش موثرتري را براي افزايش سلامتي روده بر عهده دارد و به عنوان يك ماده ميكروب كش بر عليه آلودگيهاي اي كولاي و سالمونلا تجويز مي شود. فراهم كردن مس به فرم كليت همراه با اسيدهاي آمينه تاثيرات مثبتي را در بر دارد.
آهن:
نقش آهن در ايمني مي تواند از طريق كاهش ناگهاني در غلظت اهن در سرم در حين فاز اوليه عفونت ارزيابي شود. افزودن آهن به جيره نشان داه است كه باعث افزايش فعاليت ضد باكتريايي ماكروفاژها در كبد و طحال جوجه هاي مبتلا مي شود. ميزان سرزندگي در جوجه هاي آلوده با سالمونلا گاليناريوم همراه با افزودن 100 mg/kg آهن در جيره حاوي 200mg/kg آهن افزايش مي يابد.
كبالت:
اثرات مفيد كبالت بر روي سيستم ايمني عمدتا مربوط به اثرات مثبت آن در سنتز پروتئين و عملكرد اندامهاي لنفوئيدي مي باشد. افزودن مكمل 10/0 يا 5/0 mg/kg (وزن بدن) عملكرد سيستم دفاعي ميزبان بر عليه عفونت يا واكسيناسيون بيماري نيوكاسل در جوجه هاي گوشتي را افزايش مي دهد

number one
2007-Jul-06, 16:23
اثر بتائين در كاهش استرس گرمايي




بتائين، يك عصاره گياهي طبيعي است كه ميتواند اثرات منفي استرس گرمايي را در طيورجبران كند. در جديد ترين تحقيقات انجام شده توسط بخش تغذيه دامي شركت دانيسكو نشان داده شد كه اضافه كردن بتائين به جيره طيور ميتواند ضريب تبديل غذايي را به ميزان% 5/6 بهبود دهد.
آزمايشات انجام شده در يونان و خاور ميانه در شرايطي كه پرنده در معرض دماي 26 درجه تا 42 درجه سانتيگراد قرار داشت نشان داد كه خوراك حاوي بتائين بطور معني داري ضريب تبديل غذايي و افزايش وزن بدن را به وسيله جلوگيري از دهيد راتاسيون (از دست دادن آب) و حمايت از تداوم مصرف خوراك بهبود مي بخشد.فرايندي كه طيور براي كنترل ميزان آب مصرفي طي ميكنند، مقدار انرژي بالايي مصرف ميكند.در اين زمينه بتائين كه يك عامل اسموليت است طيور را براي نگهداري آب كافي حمايت ميكند.بنابراين با استفاده از بتائين پرنده قادر به نگداري آب ميگردد و انرژي بيشتري را صرف رشد مي نمايد.در جريان يك آزمايش دانشگاهي در يونان،هنگامي كه دماي محيط به 40 درجه رسيده بود با استفاده از بتائين در جيره،
ضريب تبديل غذايي به ميزان 6% كاهش يافت(كنترل =84/1در مقابل بتافين=73/1 )همچنين وزن بدن اين پرندگان به ميزان 6/3% افزايش يافت(كنترل=92/1kg در مقابل بتائين=99/1 kg)
در يك آزمايش فارمي در فلسطين اشغالي در يك دوره 41 روزه در دماي 34 درجه و رطوبت 70% ضريب تبديل غذايي جوجه هاي تغذيه شده با بتائين به ميزان 9/2% بهبود يافت (كنترل=77/1 در مقابل بتائين=72/1)و وزن بدن به ميزان 2% افزايش پيدا كرد(كنترل95/1kg در مقابل بتائين=99/1).
بتائين همچنين به عنوان يك عامل متيل دهنده عمل ميكند كه ميتواند جايگزين بخشي از متيونين جيره گردد.در هر دو آزمايش فوق با استفاده از بتائين مقداري از متيونين جيره كاهش يافته بود،به طوري كه يك فرصت مناسب جهت كاهش قيمت تمام شده خوراك را در كنار پرورش بهتر به دنبال داشت.
در يك تحقيق دانشگاهي ديگر در كشور مصر دماي سالن بين 26 درجه تا 42 درجه متغير بود و جوجه گوشتي سطوح مختلف بتائين را مصرف نمودند.بعد از 49 روز نتايج نشان داد كه خوراك حاوي بتائين ضريب تبديل غذايي را بيش از 11% بهبود بخشيد (كنترل 01/2در مقابل بتائين 81/1)و وزن نهايي بالاي 2/12% افزايش پيدا نمود (كنترل =05/2kgدر مقابل بتائين =3/2 kg) زمانيكه از دكتر ميلان هرابي از بخش تغذيه دامي شركت دانبسكو درباره دست آوردهايش سوال كردند ايشان اظهار داشت :خسارات و صدمات وارده بر عملكرد طيور در طي استرس گرمايي موجبات سود و زيان توليدكننده را فراهم ميكند به طوري كه استرس گرمايي يك مرز اقتصادي است كه مقابله با آن باعث سود آوري خواهد شد و اين ضرر هايي كه به توليد كننده ميرسد ناشي از درجه حرارت هاي بسيار بالاي محيطي است و شواهد دال بر اين مطلب است كه در چنين شرايط بحراني بتائين ميتواند يك محصول بسيار استراتژيك باشد.

number one
2007-Jul-06, 16:25
كاربرد آنزيم در جيره غذايي طيور


تهيه غذاي طيور يكي از مهمترين بخش هاي هزينه اي را به خود اختصاص مي دهد . قسمت اصلي اين غذا غلات مي باشد . با وجود اين كه ذرت داراي ميزان قابل توجهي پلي ساكاريد غير نشاسته اي (nsp) محلول است ، ولي ماده غذايي ايده آلي است كه قابليت زيادي در جيره مرغ دارد . ديگر غلات نيز داراي مقدار زيادي (nsp) مي باشند كه باعث كاهش و محدوديت آنها در جيره مي شوند . تحقيقات نشان ميدهد كه ميزان (nsp) مواد خام مورد نظر همراه با آنزيم هاي ميكروبي كاهش يافته و كيفيت غذا بهبود مي يابد . يك برنامه خطي با حداقل كردن هزينه ها براي تنظيم جيره تدوين شده است . بعضي از غلات به علت داشتن (nsp) كه منجر به افزايش اثرات منفي و ناسازگاري در پرندگان مي شوند ، در جيره طيور كمتر استفاده مي شوند . جو يكي از ابتدايي ترين مثال هاست . به كاربردن بيش از 10 درصد جو در جيره طيور ، سبب چسبندگي و رطوبت مدفوع و از طرفي كاهش رشد مي شود ، اين اثرات منفي جو در نتيجه ويسكوزيته بالاي محلول (nsp) (بتاگلوكلن) ديواره سلولي دانه جو مي باشد اما افزودن آنزيم ميكروبي به غذاي حاوي جو باعث كاهش (nsp) و بهبود خصوصيات ظاهري و قابليت استفاده و هضم غذا مي شود . عمده تركيب جيره مرغ از مواد گياهي ، غلات و پروتئين هاي گياهي به انضمام مقدار كمي از پروتيئن هاي حيواني است . از آنجايي كه مرغ يك پرنده تك معده اي است ، همه اين تركيبات قابل هضم و استفاده نيستند ولي با افرودن آنزيم هاي خارجي به غذا اكثر آنها قابل استفاده و هضم پيدا مي كنند . انرژي بسياري از غلات به علت ذخيره شدن به صورت (nsp) براي حيوانات تك معده اي قابليت هضم نداشته اما بعضي از تركيبات هيدرات هاي كربني باعث آزاد شدن (nsp) ذخيره اي مي شوند كه در دسترس پرندگان قرار مي گيرند . ضمناً حذف (nsp) باعث آزاد شدن نشاسته و پروتئين از ساختمان سلولي غلات مي شود كه در نتيجه انرژي متابوليسمي و پروتئين قابل استفاده ، افزايش قابل توجهي مي يابد. در بعضي از غلات ميزان قابل توجهي (nsp) محلول وجود داشته كه در حيوانات تك معده اي باعث افزايش ويسكوزيته و كاهش هضم در روده كوچك مي شود . افزودن آنزيم هاي ميكروبي باعث كاهش ميزان (nsp) و در نتيجه كاهش ويسكوزيته روده و افزايش قابليت استفاده از غذا مي گردد .هم چنين بعضي از منابع پروتئين گياهي نيز داراي (nsp) مي باشند . به طور مشابه افزودن آنزيم هاي ميكروبي (nsp) را آزاد و پرندگان قابل استفاده مي كند . با به كار بردن تركيب صجيح كربوهيدرات ها و نگهداري مناسب آن ها براي منابع پروتئين گياهي ، انرژي متابوليسمي و پروتيئن قابل استفاده افزايش مي يابد . براي همه غلات و پروتيئن هاي گياهي افزودن آنزيم هاي خارچي قابل استفاده غذا را نسبت به گذشته آن افزايش مي دهد ، اما براي غذاهاي اصلي و با كيفيت بهتر ، اين افزايش كمتر است پس در مجموع يك پيشرفت قابل انتظار در نتيجه وارد كردن آنزيم هاي خارجي به غذا مي توان انتظار داشت . تقريبا در همه منابع گياهي كه به عنوان غذاي حيوانات استفاده مي شوند ، يك بخش مهمي از فسفر معدني به شكل اسيد فيتيك ، ذخيره شده كه براي حيوانات تك معده اي قابل استقاده نمي باشند . با اضافه كردن فيتاز ميكروبي قسمتي از اين پيوندهاي فسفري شكسته و ممكن است تا 30 درصد سطح فسفر مورد نياز جيره را كاهش دهد . به طور كلي طيفي از آنزيم هاي ميكروبي بر روي ديواره سلول هاي گياهي ، اسيد فيتيك و مواد غذايي چون نشاسته و پروتيئن مؤثر مي باشد كه به موجب آن قابليت استفاده و هضم غذا افزايش يافته و مواد دفعي حاصله كاهش مي يابد . با وجود آن كه آنزيم ها بر روي تركيبات غذايي اثر مي كنند ، ولي بر روي باكتري ها روده اي اثري نداشته و مقاومتي در برابر آن نشان نمي دهند ، زيرا آن ها موجود زنده نبوده و هيچ رابطه اي براي رشد و قدرت زيست و يا آلودگي عفونت نشان نمي دهند . آنزيم ها تركيبات پروتئيني بوده و لذا به آساني و با توجه به شرايط موجود زنده ، غلظت آن ها تغيير پيدا مي كند . آنزيم هاي درون ريز در هضم تركيبات غذايي نقش اصلي داشته ولي آنزيم هاي خارجي كه به طور مستقيم به غذا اضافه مي شوند ، نقش مكملي را براي هضم طبيعي آنزيم هاي درون ريز دارند; زيرا آنزيم هاي خارجي فعاليتشان را روي مواد غذايي خام موجود در اندام گوارشي انجام مي دهند . افزودن آنزيم هاي خارجي به غذاي حيوانات بيانگر افزايش سيستم هضم آنزيمي پرندگان مي باشد.

number one
2007-Jul-06, 16:25
اقتصادي ترين روش توليد پروتئين در خوراك دام ، طيور و آبزيان
استفاده از ضايعات كشاورزي ، اقتصادي ترين روش توليد پروتئين افزودني به خوراك دام ، طيور و آبزيان است . با توجه به موضوع امنيت غذايي و به خصوص پروتئين ، در دنيا روش هاي مختلفي براي توليد پروتئين به روش ميكروبي ايجاد شده است . اين روش ها عمدتاً به ماده اوليه اي بستگي دارد كه به عنوان سوبسترا مورد استفاده قرار مي گيرد . امروزه دو ماده اوليه متانول و ضايعات كشاورزي به دليل ايمني و سلامت غذايي ، براي توليد پروتئين ، به صورت (( ضايعات غني شده پروتئين )) يا ((پروتئين تك ياخته ( مطرح هستند.در خصوص توليد پروتئين تك ياخته (SCP) ، فعاليتهاي بسيار زيادي در دانشگاه تربيت مدرس صورت گرفته است كه مي توان به توليد scp از متانول ، غني سازي پروتئين ضايعات و محصولات فرعي كشاورزي نظير سبوس گندم ، تفاله چغندر قند ، پساب كارخانه الكل سازي و آب پنير اشاره كرد . لذا با توجه به انتشار مقالات متعدد در اين زمينه و كسب تجارب لازم اطلاعات كامل و لازم براي صنعتي شدن توليد اين محصول حياتي وجود دارد.
Scp و ضايعات غني شده ، از مواد اوليه مختلف از قبيل تركيبات نفتي ، گازوئيل ، متان (گاز طبيعي )، متانول و ضايعات كشاورزي توليد مي شوند . در بين اين مواد اوليه ، توليد scp از متانول و ضايعات كشاورزي از نظر سلامت با توجه به نوع ميكروارگانيزم كاملاً ايمن هستند . اما در مورد استفاده از گاز طبيعي (متان ) براي توليد scp به دليل وجود گازهاي اكسيژن و متان ، طراحي مشكل است و ايمني كار بايد بالا باشد ، چون در اينجا با باكتري سروكار داريم ، ايمني خاص خود را لازم دارد .
مزيت استفاده از ضايعات كشاورزي
با اين حال در شرايط فعلي، اقتصادي ترين روش براي توليد اين پروتئين افزودني ، استفاده از ضايعات كشاورزي مي باشد . با توجه به اينكه توانايي اصلاح محصولات كشاورزي خصوصاً اصلاح ژنتيكي وجود دارد ، ضايعات كشاورزي و حتي خود محصولات كشاورزي تجديد پذير در مقياس وسيعي قابل استفاده هستند . مزيت هاي استفاده از ضايعات كشاورزي عبارتند از:
1- ايمن و سالم بودن سوبستراي مورد استفاده
2- ايمن بودن قارچ مورد استفاده نسبت به باكتري
3- تجديد پذير بودن و فراوان بودن ماده خام
تنها مشكل در اين روش ، رشد قارچ ها نسبت به باكتري كمتراست و البته مي توان بر روي بهبود آن نيز كار كرد.عليرغم اينكه استفاده از فراورده هاي نفت و گاز براي توليد Scp در دنيا منسوخ است ، متاسفانه ديده مي شود به دليل عدم اطلاعات كافي ، برخي بخش ها يا سازمان ها طرح توليد scp از متان يا نفت را مطرح كرده اند . با توجه به تجربيات 7 يا 8 ساله اي كه ما با وزارت جهاد كشاورزي در اين خصوص داشته ايم ، اين روش را كاملاً غيراقتصادي و غيرايمن مي دانيم .
نكته : استفاده از ضايعات كشاورزي علاوه بر محاسن بالا، يك حسن ديگر نيز دارد و آن اينكه از نقطه نظر زيستي مي توان تا حدي مشكلات محيط زيست را كم كرد و اين روش هر دو موضوع توسعه پايدار يعني استفاده از منابع تجديدپذير و سازگاري با محيط زيست را دارا مي باشد .

number one
2007-Jul-07, 14:51
نقش ويتامينها در رژيم غذائي سينه پهنان

ويتامينها از جمله موادي به شمار مي آيند که جانوران جهت رشد و توليد مثل به آنها نيازمند اند و عموما در مقادير مناسب توسط غذاهاي طبيعي قابل تامين هستند. وظيفه اين مواد به طور معمول تنظيم اعمال بدن مي باشند و مي توانند اعمال بدن را در جهت بالا بردن رشد، توليد و در نتيجه بهبود سلامتي تنظيم نمايند که در نتيجه اين فرآيندها بدن قادر مي گردد تا به صورت مطلوبي با بيماريها مبارزه نمايد. ويتامين ها در دو شکل ديده مي شوند که شامل ويتامينهاي محلول در چربي مانند: A, D, E, K و ويتامينهاي محلول در آب مانند ويتامينهاي گروه ب (b-complex) ، مانند: ويتامين ب 12 و ب 6 هستند.
همانند ساير جانوران شترمرغ ها نيز نيازمند هر دو گروه ويتامين هاي محلول در چربي و محلول در آب هستند که در اين ميان نياز به انواع محلول در آب بيشتر مي باشد چون ويتامينهاي محلول در چربي به خصوص ويتامين A براي مواقع اضطراري در ذخيره چربي بدن نگهداري مي شوند و مقادير اضافي اين نوع ويتامين ها در غذا هم مي تواند براي مواقع بعدي ذخيره و استفاده شود اما قدرت ذخيره سازي بدن در مورد ويتامينهاي محلول در آب بسيار کمتر مي باشد. بنابراين شترمرغ به صورت روزانه به اين ويتامينها احتياج دارد که بايد در مقادير مناسب و ثابتي از طريق آب و خوراک براي آنها تامين گردند.

نگاهي کلي به نقش و عملکرد ويتامينها

ويتامين A
ويتامين A براي رشد، حفظ و بقاي سلامتي بافتهاي بدن مانند: پوست، اندام تنفسي، اندامهاي گوارشي و اندامهاي تناسلي ضروري است. هنگاميکه اين بافتها به درستي حفظ و نگهداري شوند در برابر هجوم عوامل بيماريزا مصون مي مانند که نتيجه اين افزايش مقاومت و ايستادگي در برابر بيماريها، سلامتي پرندگان و بهبود رشد و توليد مي باشد.
همچنين ويتامين A براي باروري و توليد مثل نيز لازم است و کمبود آن در فصل توليد مثل سبب بي نظمي در عادتهاي جفتگيري پرندگان شده و آنها به آساني آبستن نمي شوند.
تقريبا مي توان گفت که ويتامين A در مواد خوراکي طبيعي وجود ندارد و اين مواد داراي ماده سازنده آن يعني بتا کاروتن هستند که در داخل بدن به ويتامين A تبديل مي شود. البته بسياري اوقات اين تغيير و تبديل و مقدار ويتامين بدست آمده از اين راه مي تواند ناکافي باشد. حتي گاهي ساير واکنشهاي متابوليسمي نيز مي تواند منجر به اختلال در توليد و جذب اين ماده شود. بعنوان مثال مقادير اضافي نيتراتها در غذا يا آب مانع از تبديل بتا کاروتن به ويتامين A مي گردد.

ويتامين D
مقادير کافي ويتامين D در هنگام عمل گوارش مي تواند تاثير به سزائي در جذب کلسيم و فسفر داشته باشد که اين مطلب يک عملکرد بي نهايت مهم است. همچنين ويتامين D به حفظ و نگهداري مواد معدني که به قوي شدن استخوانها مي انجامد کمک مي کند.
همچنين ويتامين D به ثابت نگهداشتن مقادير طبيعي اين مواد معدني در خون کمک مي کند. مقادير کافي اين ويتامين در رژيم غذائي مي تواند يک تاثير مثبت بر روي اشتهاي پرندگان داشته باشد که اين امر باعث افزايش مصرف غذاي آنها و در نتيجه رشد، توليد و همجنين کارآئي بهتر آنها مي شود. از طرف ديگر کمبود اين ويتامين سبب کندي رشد و توليد کم و ضعيف شدن استخوانها و کاهش توليد مثل مي گردد.
با توجه به نظريه اي که نور خورشيد را در توليد و جذب ويتامين D موثر مي داند مي توان گفت که با توجه به کاهش شدت تابش آفتاب در ماه هاي سرد سال، نياز پرندگان به اين ويتامين افزايش يافته و تامين آن وابستگي بيشتري به مواد خوراکي پيدا مي کند.


ويتامين E
هر ساله تحقيقات زيادي در خصوص نياز حيوانات اهلي به ويتامين E انجام مي گيرد.
ويتامين E با عناصر معدني کم نياز رابطه دارد. بعنوان مثال سلنيم از تخريب بافتهاي ماهيچه اي مانند قلب و همچنين از سندرم مرگ ناگهاني در سلامت ظاهري که بدون هيچ علامت قبلي باعث مرگ پرندگان مي گردند، جلوگيري مي کند. نتايج تحقيقات نشان مي دهند که در بيشتر موارد از بين رفتن بافتهاي زنده، ناشي از کمبود ويتامين E سلنيم مي باشد. فعاليت ويتامين E همانند يک آنتي اکسيداني است که از تخريب ساير ويتامينها و مواد غذائي در جيره جلوگيري کرده و همچنين در داخل بدن از تخريب بافتهاي بدن و عضله ها و قسمتهاي زنده جلوگيري مي نمايد. همچنين به نظر مي رسد وقتي که ويتامين E به مقدار کافي وجود دارد به آبستني و توليد مثل کمک مي کند.
به طور کلي مقادير مناسب ويتامين E در تمام مواد غذائي موجب بهتر شدن سلامتي پرندگان مي شود که نتيجه آن بهبود سلامتي، افزايش وزن، بازده غذائي بهتر و کم شدن بيماريها است.
در گذشته اين چنين احساس مي شد که خوراکهاي دامي شامل مقادير مناسبي از ويتامين E براي توليد بيشتر در چهارپايان اهلي هستند اما توجه داشته باشيد هنگاميکه مواد غذائي به صورت مصنوعي خشک مي شوند تخريب هائي در ساختمان اين ويتامين رخ مي دهد که موجب کاهش ميزان آن در اينگونه مواد مي شود که در نتيجه آن در موقع تکميل جيره نياز به ويتامين E افزايش مي يابد.
به طور کلي اينطور ذکر مي شود که براي راندمان بيشتر در توليد، تمام جيره هاي غذائي بايد شامل مکملهائي از ويتامين E و تمام غذاها بايد شامل سلنيم باشند. همچنين ويتامين E در افزايش سيستم ايمني بدن شترمرغ موثر شناخته شده است.
(شايان ذکر است که پژوهش هاي انجام شده در مزارع ايران در خصوص تاثير ويتامين E با سلنيم -به صورت مکمل E سلنيم- بر روي قدرت باروري و نطفه داري تخم شترمرغ نشان دهنده موثر بودن اين ترکيب در افزايش ميزان نطفه داري تخمها و در نتيجه افزايش راندمان توليد بوده است – بخش علمي سايت فارميران)

ويتامين K
اين ويتامين بعنوان يک عامل مهم در انعقاد خون و لخته شدن طبيعي آن مي باشد . در هنگام کمبود ويتامين K زمان براي لخته شدن خون افزايش مي يابد که اگر اين کمبود به خوبي تشخيص داده شود مي توان از بروز خونريزي هاي جدي در حيوانات جلوگيري کرد. مقادير اضافي ويتامين K در جيره غذائي مي تواند براي غلبه بر مشکلات سودمند باشد. اين يک توصيه است که تمامي جيره هاي غذائي شترمرغ شامل مقادير زيادي از ويتامين K باشند.

ويتامينهاي گروه B
ويتامينهاي گروه B محلول در آب هستند و به مدت طولاني در بدن حيوانات نگهداري نمي شوند و تامين اين ويتامين ها به صورت پيوسته و منظم در جيره غذائي شترمرغها لازم است.
اين گروه از ويتامينها شامل 10 نوع متفاوت هستند که هر کدام از آنها وظائف به خصوص خود را بعهده دارند و 6 تاي آنها بايد مرتبا به جيره غذائي شترمرغها اضافه شوند که شامل: ريبوفلاوين، نياسين، اسيد پانتوتنيک، کولين، ويتامين B6 و B12 هستند. ويتامين هاي گروه B فعاليت آنزيمها را در داخل بدن کنترل مي کنند.
اين آنزيمها اشتها را تحريک مي کنند و نتيجۀ فعاليت آنها افزايش توليد، رشد مناسب، استفاده موثر از غذاها و بهبود توليد مثل است. هر کدام از ويتامينها گروه B عملکرد مخصوصي دارند که مقاله هاي زيادي به بحث درباره آنها پرداخته است.
يکي از مفيد ترين اعضا اين گروه ويتامين B12 است که آخرين ويتامين کشف شده مي باشد و براي تشکيل گروهي از پروتئين ها و همچنين در جلوگيري از کم خوني موثر است. يکي از عملکردهاي مهم ويتامين B12 تاثير ان در کاهش مصرف منابع پروتئين حيواني در جيره هاي غذائي طيور است. از آنجائيکه تقريبا گياهان داراي اين نوع ويتامين نيستند لذا تا پيش از کشف ويتامين B12 و ساخت صنعتي آن، استفاده از منابع پروتئيني حيواني غير قابل اجتناب بود زيرا بافتهاي حيواني به دليل دارا بودن مقادير بالاي ويتامين B12 تنها راه تامين اين نوع ماده در بدن بودند اما امروزه تنها با استفاده از مقدار اندکي از اين ويتامين که به صورت صنعتي توليد مي گردد مي توان از مصرف منابع پروتئين حيواني خودداري نمود و تنها با استفاده از منابع پروتئيني گياهي جيره هائي با کيفيتي بسيار مطلوب توليد کرد که داراي ريسک شيوع بيماريهاي خطرناک ناشي از منابع حيواني مانند بيماري جنون گاوي نيز نيستند.
نتيجه
همانطور که ملاحظه کرديد ويتامينها نقش مهمي را در بالانس جيره غذائي شترمرغها بازي مي کنند کمبود يکي از آنها در جيره مي تواند تاثير زيادي بر روي عملکرد داشته باشد. در پرندگان تخمگذار کمبود ويتامينها مي تواند سبب موارد زير گردد که شامل:
- عدم باروري
- ايجاد تخمهائي با خلل و فرج زياد که باعث ايجاد مشکل در دستگاه انکوباتور مي شود.
- مرگ زودرس جنين
- جوجه هاي غير طبيعي

همچنين در طي 3 هفته اول زندگي جوجه ها فقر غذائي مولدها مي تواند سبب خميدگي يا بد شکلي نوک، برگشتگي انگشت پا و بروز تاندونهاي ضعيف که سبب از هم باز شدن پاها در جوجه هاي جوان مي گردد، شود. کمبود ويتامينها در رژيم غذائي جوجه ها مي تواند سبب شود که بدن زودتر از ساختار استخواني رشد کرده که اين امر نيز باعث خميدگي و چرخش استخوانها مي شود.

number one
2007-Jul-07, 15:53
پرورش مرغهاي بدون پر


يکي از موارد جديدي که امروزه مطرح شده، پرورش نژادي از مرغهاست که بدن آنها کاملا عاري از پر مي باشد.از اين نژادها با نامهاي متفاوتي ياد مي شود:
(featherles chicken , totally naked rooster) از اسامي است که در مقالات مختلف براي اين نژادها عنوان شده است .
اين نژاد در يکي از دانشگاههاي شهر تل آويو توسط دانشمندان اسرائيلي و به سرپرستي دکتر کاهنر به وجود آمده است.
توليد اين نژادها با واکنشهاي متفاوتي در محافل علمي روبرو شده است.
برخي از مخالفان، نژادها را حاصل دستکاري ژنتيکي و دخالت در کار خلقت دانسته و آن را عملي وحشيانه و غير اخلاقي نام برده اند در حالي که دکتر کاهنر معتقد است که اين نژادها با آميخته گري بوجود آمده اند.
مزاياي پرورش مرغهاي بدون پر
1- افزايش راندمان در مناطق گرمسير
کاهنر بيان مي کند که به علت کاهش رشد جوجه ها در آب و هواي گرم هزينه توليد گوشت مرغ در نقاط گرمسير افزايش مي يابد به علت عدم وجود پر در اين نژادها مقاومت گرمايي در آنها افزايش يافته و در شرايط گرم راندمان افزايش مي يابد. البته اين پرندگان نسبت به سويه هاي پر توليد سرعت رشد بالايي ندارند ولي در مناطق گرم داراي راندمان بالاتري نسبت به اين سويه ها هستند.
2- صرفه جويي در هزينه ها
توليد اين پرندگان موجب صرفه جويي در موارد مختلفي در مناطق گرمسير مي شود:
...
الف) صرفه جويي در هزينه هاي مربوط به حرارت سالن : چنانکه بيان شد اين نژادها با داشتن تحمل حرارتي بيشتر موجب مي شوند که درهزينه هاي سنگين خنک کردن سالن صرفه جويي شود.
ب) صرفه جويي در هزينه هاي مربوط به خوراک : در قسمتهاي گذشته بيان شد که پر داراي مقادير بالايي پروتئين مي باشد که اين پروتئين از خوراک تامين مي شود همچنين در شرايط گرمايي احتياج به تغليظ جيره کمتر شده و هزينه خوراک مصرفي به طور قابل ملاحظه اي کاهش مي يابد.
ج) صرفه جويي در هزينه هاي مربوط به پرکني : علاوه بر صرفه جويي نام برده شده به علت عدم وجود پر، هزينه هاي مربوط به پر کني لاشه از بين مي رود که مي تواند موجب کاهش هزينه توليد و کاهش قيمت گوشت توليدي شود.
معايب پرورش مرغهاي بدون پر
1- نياز به کنترل شديد دماي داخل آشيانه در ساير مناطق
از آنجايي که پر به عنوان يک عايق براي بدن عمل مي کند هم در گرما و هم در سرما از تغيير دماي بدن جلوگيري مي کند. در اين نژادها به علت عدم وجود پر با تغيير شديد دما، دماي بدن به سرعت تغيير کرده که مي تواند مضر باشد. به ويژه کاهش دما در مناطقي که داراي شبهاي سرد و روزهاي گرم مي باشند کنترل دماي داخل سالن مخصوصا در شب حائز اهميت فراوان است.
2- افزايش احتمال ايجاد صدمات پوستي و بيماريهاي انگلي
پوست بدن پرندگان به طور کلي نازک است در جوجه هاي گوشتي به علت رشد سريع بدن ضخامت پوست کمتر از ساير پرندگان است.در اين نژادها به علت عدم وجود فوليکولهاي پر، ضخامت باز هم کمتر مي شود به علاوه يکي از وظايف پر محافظت از بدن در برابر عوامل خارجي مانند ضربات است اين دو عامل ( نازکي پوست و عدم وجود محافظت پوست توسط پر ) موجب مي شود که پوست اين پرندگان در معرض زخمها و خراشها و همچنين بيماريهاي انگلي قرار گيرد که نياز به مديريت سالن و بستر را افزايش مي دهد.
3- کاهش توانايي جفتگيري در خروسها و مرغها
در هنگام جفت گيري پر نقش مهمي به ويژه در خروسها ايفا مي کند، خروسها به وسيله بال زدن تعادل خود را در هنگام جفت گيري حفظ مي کنند که با حذف پر اين توانايي از بين مي رود.
4- گمراه شدن پرندگان در تشخيص سلسله مراتب اجتماعي
عدم وجود پر موجب مي شود که پرندگان در تشخيص سلسله مراتب اجتماعي يکديگر دچار مشکل شوند که دو مورد اخير در گله هاي مادر ايجاد مشکل مي کند.
همانطور که بيان شد پر يکي از اجزاي بسيار مهم در بدن پرنده مي باشد و در نتيجه مديريت پر مي تواند در موفقيت يک واحد توليدي نقش تعيين کننده داشته باشد.
از آنجايي که درصد بالايي از پر را پروتئين تشکيل مي دهد لذا با حذف پر مي توان در مصرف پروتئين گران قيمت صرفه جويي کرد که اين امر مي تواند موجب افزايش بهره اقتصادي واحد توليدي گردد. براي کاهش و يا حذف پوشش پر مي توان از ژنهاي موثر بر خصوصيات پراز جمله گردن لخت ، پر وزوزي ، دير پر در آوري و ديگر ژنهابهره گرفت. چنان که مرغهاي کاملا بدون پر از آميخته گري يک نژاد گوشتي و نژاد گردن لخت به وجود آمده اند. البته در مورد استفاده گسترده از اين نژادها مسائل مختلفي بايد مورد بررسي قرار گيرد که بايد در کشور مورد توجه قرار گيرد همچنين براي پرورش مرغهاي مادر اين نژادها در کشور نياز به استفاده گسترده از تکنيک تلقيح مصنوعي به علت عدم توانايي در جفت گيري وجود دارد و نيز بايد امکان پرورش آنها در مناطق مختلف آب و هوايي کشور بررسي شود و در صورت امکان پرورش اين نژادها به ويژه در مناطق گرمسير کشور توسعه يابد.

number one
2007-Jul-07, 16:12
بيماري هاي استخواني در طيور

بعضي از پرندگان بيماريهاي پا ، پنجه هاي کج ، پاي قوسي ، مفاصل متورم زانو را به صورت اپيدمي گسترش مي دهند. نوسانات گسترده و شرايط مطالعه بيماريهاي متعدد نشان از آن دارد که در وقوع چنين اختلالاتي عوامل متعددي دخيل است که در اين ميان مي توانيم از فشار زيادي که در مرحله رشدسريع روي بافت عضلاني ، اسکلتي و تاندون پرندگان قرار ميگيرد نام ببريم.

يکي از اين بيماريها نرمي استخوان است. معدني شدن استخوان به واسطه کمبود کلسيم، فسفر يا ويتامين D را ريکتز Rickets ( نرمي استخوان) مي گويند. کمبود ويتامين D به دليل يک خطاي آميختگي ، تحت تقويت يا حضور توکسين هاي قارچي که در روند متابوليسم طبيعي تاثير گذارند نرمي استخوان را سبب مي شود. کمبود فسفر، به دليل عدم وجود فسفر کافي در سهميه غذايي موجب پيدايش نرمي استخوان مي شود و در نهايت کمبود کلسيم در جيره غذايي باعث اين بيماري مي شود.



بيماري ديگر که از شايع ترين بيماري هاي استخواني است بيماري پروسيس Porosis است. تورم مفاصل زانو ، تاندونهاي لغزان و کوتاه سازي شديد استخوانهاي بلند همگي از علائم پيدايش پروسيس به شمار مي روند. کمبودهاي عناصر معدني کمياب از قبيل منگنز، روي ، کولين ، نياسين ، اسيد فوليک ، پيريدوکسين مي توانند از عوامل ايجاد شرايط پروسيس باشند .

بيماري ديگر تيبيا ديسکندروپلازيا Tibia dyschondroplasia است. اين طور به نظر مي رسد که پرندگان زود رشد در گسترش اين نوع بيماري نقش اساسي دارند. اين ناراحتي با رشد سريع استخوان که از ظرفيت سيستم بدني پرنده در فرستادن کلسيم به استخوان خارج است مرتبط مي شود. وقتي پرنده وزن اضافه مي کند ، اين رشد باعث ايجاد شکستگيها و پيچ خوردگيهايي در بدن مي گردد. اين بيماري در صورتي که نسبت کلسيم به فسفر نادرست باشد بدتر مي شود. در واقع بايد به نسبت هر دو بخش کلسيم ،يک بخش فسفر موجود باشد.

يکي ديگر از عوامل مستقيم و غير مستقيم عفونت پا است که در اين ميان استافيلوکوکوس Staphylococcus از رايج ترين آنها است. اختلالات پايي که به موجب اين عوامل عفوني به وجود مي آيند مي توانند به راحتي با شرايط مرتبط تغذيه اشتباه گرفته شوند.به هنگام خروج جوجه ها از تخم اطمينان حاصل کنيد که به هنگام ايستادن درون ماشين جوجه کشي ، سطحي محکم پيش روي خود دارند چرا که عضله هاي پاي جوجه پس از خارج شدن از تخم براي رسيدن به عملکرد کامل و مناسب چند ساعتي وقت نياز دارد، بنابراين سطوح لغزنده نيز ممکن است منجر به ناراحتي پا در جوجه گردد.

اخيرا پرورش گونه هاي کند رشد پرندگان گوشتي بسيار مورد استفبال قرار گرفته است. پژوهش ها نشان از اين مطلب دارد که اغلب پرندگان کند رشد کمتر دچار ناراحتي هاي پا مي شود.اما در عين حال براي رسيدن به وزن مطلوب براي توليد کننده ها مشکلاتي فراهم مي آورند و زمان زيادي صرف رشد آنها مي شود.

در واقع گونه هاي زود رشد بين 6 تا 8 هفته آماده سازي مي شوند در حالي که پرندگان کند رشد براي رسيدن به اين مرحله بين 12 تا 15 هفته زمان نياز دارند. اگرچه پرندگان کند رشد در برابر بيماريهاي پا مقاومتر هستند اما امکان تلف شدن آنها در در اثر عوامل وبيماريهاي ديگر بيشتر است.بسياري از درمانها ، کمکي به حل اين مسئله نمي کنند. اما در اين ميان استثنايي هم وجود دارد که آن استفاده از ترکيب ويتامين هاي محلول در آب و ترکيب عناصر معدني کمياب به غذايشان مي باشد. اين روش درماني زماني اثر گذار است که به هنگام رويت نخستين علائم ناراحتي صورت پذيرد. اگر هدفتان در مسير کاهش ناراحتي هاي پا است در صورت مشاهده تعدادي پرنده مبتلا وحشت زده نشويد . بسياري از اين پرندگان به رشد خود ادامه مي دهندو مي نوانند به عمل آيند. اگر اين مشکلات ادامه يافت به منظور تميز دادن عوامل عفوني و عوامل تغذيه اي و کمبود عناصر و ويتامينها از هم تشخيص آزمايشگاهي مورد نياز است.

number one
2007-Jul-07, 16:18
پر از ديدگاه پرورش دهندگان طیور

پرورش دهندگان طيور از ديدگاه متفاوتي پر را مورد توجه قرار مي دهند :

...
1- حفظ دماي بدن و حفاظت در برابر عوامل خارجي

2- استفاده از پر براي تعيين جنسيت :
امروزه ثابت شده است كه برخي ژنها كه معمولا تحت تاثير جنس قرار دارند در سرعت رشد پرها موثر مي باشند و اكنون از اين ژنها براي تعيين جنسيت پرندگان استفاده مي شود (در مورد يكي از اين ژنها در بخشهاي بعد صحبت مي شود) به دليل اينكه امروزه اين مطلب مورد توافق است كه توليد جداگانه جوجه هاي نر و ماده داراي مزاياي متعددي مي باشد از اين رو تعيين جنسيت در جوجه هاي يكروزه اهميت يافته است .

3- در صد بالاي پروتئين موجود در پر :
پر داراي درصد بالايي از پروتئين در ساختمان خود مي باشد كه اين امر موجب شده تا بخش اعظمي از پروتئين خوراك مصرفي صرف توليد پر شود كه اين از لحاظ اقتصادي حائز اهميت است.

4- كم ارزش بودن پر توليدي در مقابل خوراك مصرفي براي توليد آن:
با اينكه پر داراي مقادير بالاي پروتئين است اما پر توليدي از لحاظ قيمت ارزش چنداني ندارد همچنين براي حذف اين پر و كندن آن نيز هزينه اي انجام مي شود كه خود اثر منفي اقتصادي دارد .
بنابر اين حذف پر مي تواند موجب صرفه جويي اقتصادي در اين دو مورد ذكر شده شود.

عواملي كه مي توانند در كاهش پر موثر باشند :

1
- عوامل طبيعي :
مهمترين عامل طبيعي كه مي تواند باعث كاهش پوشش پر در بدن پرندگان شود پر ريزي ساليانه (molting ) مي باشد، پر ريزي ساليانه در اكثر پرندگان طي دوره خاصي و با توجه به شرايط محيطي صورت مي گيرد كه تحت تاثير هورمونهاي باعث ريزش پرها مي گردد . شروع پر ريزي در يك واحد پرورش به ويژه جوجه گوشتي بسيار نامطلوب است ( به جز برخي موارد خاص در مرغهاي مادر و تخمگذار ). زيرا مقدار زيادي پروتئين در اثر پر ريزي از طريق پر به هدر مي رود و در ضمن براي رشد مجدد آن مقادير ديگري پروتئين بايد مصرف شود .

...
2- عوامل محيطي :
از اين عوامل محيطي كه مي توانند موجب كاهش پوشش پر شوند مي توان به موارد زير اشاره كرد :

الف) نقصها : شامل مواردي از قبيل نوك زني و كانيباليسم كه به طور عمده در اثر ضعف سيستم مديريتي و يا تغذيه اي ايجاد مي شود .
ب) ضربات : ضرباتي كه برخي اوقات در داخل سالن به پرندگان وارد مي شود مي تواند موجب ايجاد خراش و به دنبال آن كاهش ميزان پر در ناحيه صدمه ديده شود، جراحات و ضربات وارده مي تواند ناشي از برخورد پرنده با ديواره هاي سالن و يا ديگر پرندگان و يا ناشي از جفتگيري و ساير برخورد ها باشد .
ج ) استرس ها : هرگونه استرس شديد كه به حيوان وارد شود مي تواند موجب از دست دادن پر ها شود . استرسهايي از قبيل استرس حرارتي ، استرس غذايي و يا استرس هاي ناشي از بيماري ها مي توانند موجب ريزش پر شوند . اين سه عامل نامبرده شده نيز به همان دلايلي كه براي پر ريزي ساليانه بيان شد مطلوب نمي باشند .

...
3- عوامل ژنتيكي :
عوامل ژنتيكي فراواني روي خصوصيات پر از جمله شكل , تراكم , رنگ و ديگر ويژگي هاي پر اثر گذارند . اين ژنها عمدتا به صورت پلي ژنيك عمل كرده و معمولا يك ژن در تعيين اين ويژگي ها اثر كوچكي دارد . با اين حال برخي از ژنها مي توانند تغييرات عمده اي در ساختار و ميزان پر ايجاد كنند كه در اين بخش به آنها اشاره خواهد شد.

عوامل ژنتيكي موثر بر ويژگي هاي پر :

...
1- ژن گردن لخت (NAKED NECK )
اين ژن يك ژن بدني است كه به صورت غالب ناقص عمل مي كند . پرندگان داراي اين ژن در ناحيه گردن بدون پر بوده و در حالت نا همگون شبكه اي از پرها در زير گردن مشاهده مي شود .اين ژن علاوه بر تاثير در پرهاي ناحيه گردن كل پوشش پر را نيز تحت تاثير قرار مي دهد به طوري كه در حالت همگون ( Na Na ) تا حدود 40 % و در حالت نا همگون ( na ‌‌Na ) تا حدود 30 % از كل پوشش پر كاسته خواهد شد .
پرندگان گوشتي داراي اين ژن در محيط بالاي 30 درجه رشد كرده و داراي وزن بيشتر , راندمان بيشتر , در صد پايين پر , قدرت توليد مثلي بيشتر , قدرت حياتي بالاتر و كاهش ميزان خودخوري مي باشند، همچنين در اين پرندگان در صد گوشت سينه بيشتر است .
در پرندگان تخم گذار كه در بدن خود اين ژن را دارند بهبود تحمل گرما ايجاد شده و در نتيجه افزايش توليد تخم مرغ , راندمان بالاتر , بلوغ جنسي زودتر, تخم مرغهاي بزرگتر و كاهش مرگ و مير ايجاد مي شود . البته اين امتيازها در شرايط گرم خود را نشان مي دهد و ممكن است در شرايط عادي اين امتيازها وجود نداشته باشد .
تحمل گرمايي ايجاد شده به علت دماي پايين تر بدن در اين پرندگان در شرايط گرم نسبت به ساير پرندگان مي باشد . چنانكه در اين شرايط دماي بدن اين پرندگان كمتر از ساير پرندگان خواهد بود . ايرادي كه اين ژن ايجاد مي كند افزايش مرگ و مير جنين و كاهش جوجه در آوري است كه مي توان به وسيله انتخاب از اثرات مضر آن جلوگيري كرد .

...
2- ژن پر وزوزي ( FRIZZLE GENE )
اين ژن يك ژن بدني است كه به صورت غالب ناقص عمل مي كند و موجب انحناي پرها به سمت خارج بدن و همچنين كاهش وزن پرها مي شود .در حالت همگون انحناي پرها بيشتر است . اين حالت موجب كاهش حالت عايقي پر مي شود و عمدتا در تحمل تنش حرارتي اثر مثبت دارد . Haren kiso و همكارانش در سال 1992 نشان دادند كه ژن F به صورت نا همگون باعث كاهش وزن پر تا حدود 40 % و افزايش وزن تاج مي شود . آنها نشان دادند كه اين ژن روي تعداد تخم مرغ , اندازه تخم مرغ و راندمان اثر مثبت دارد ولي اطلاعات تكميلي هنوز به دست نيامده است .
...
3- ژن دير پر در آوردن
اين صفت ( دير پر در آوردن ) يك صفت وابسته به جنس غالب است . وجود اين ژن موجب مي شود تا پرها در روزهاي اوليه زندگي داراي رشد بسيار كندي باشند . امروزه از اين ژن براي تعيين جنسيت جوجه هاي يك روزه استفاده مي كنند . در سال 1988 Horst اثرات غير مستقيمي را براي اين ژن معرفي نموده است . كه از آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد :

1) كاهش نياز پروتئين .
2) كاهش ذخيره چربي در طي دوره جواني .
3) افزايش دفع حرارت بدن در طي رشد اوليه .
اما اين ژن از لحاظ مديريتي داراي نواقصي نيز مي باشد مانند اينكه پرندگاني كه زودتر پر در مي آورند سريعتر مي توانند از چوب خواب استفاده كنند بنابراين در اين پرندگان بيماريهاي ناشي از برخورد با بستر نامناسب كمتر ديده مي شود ( البته امروزه استفاده از چوب خواب به علت مشكلات متعدد تقريبا منسوخ شده است ) . همچنين در اين پرندگان عايق بدن ( پر ) زودتر تشكيل شده و پرنده در مقابل تغييرات ناگهاني دما مقاومت بيشتري خواهد داشت .

...........
4 - ژن پرهاي فرسوده ( FRAY FEATHER GENE )
اين صفت توسط يك جفت ژن مغلوب كنترل مي شود و باعث مي شود كه پرهاي دم بلندتر از حالت عادي بوده و ساير پرها نيز فرسوده به نظر برسند . اين تغييرات به علت تغيير در ساختمان نوار داخلي پر ايجاد مي شود و به نظر نمي رسد نقش مثبتي در بدن پرنده ايفا كند.
...
5 - ژن Silky :
اين ژن كه يك ژن بدني مغلوب مي باشد با تاثير بر اجزاي داخلي پرها باعث بهبود توانايي دفع گرما مي گردد . با اين حال غالبا استفاده تجاري از اين ژن براي افزايش توان مقاومت گرمايي انجام نگرفته است اما به علت تغيير شكلي كه اين ژن در ساختمان پر ايجاد مي كند از آن براي توليد مرغهاي زينتي استفاده مي شود .
...
6 - ژن مرغ لخت ( NAKED CHIKEN GENE )
اين صفت توسط يك جفت ژن وابسته به جنس مغلوب كنترل مي شود . و مي تواند پوشش پر را به طور عمده حذف كند . در اين پرندگان پر به كلي از بين رفته و فقط مقدار بسيار اندكي پر روي بدن باقي مي ماند . از اشكالات مهم اين ژن در صد مرگ مير مي باشد اغلب مرغها و خروسهاي داراي اين ژن در دو يا سه روز اول دوره جوجه كشي تلف مي شوند و تلفات جوجه هاي متولد شده تا سن 6 هفتگي به 95 درصد مي رسد .

...
تلفيق ژنهاي موثر بر خصوصيات پر :
ژنهاي نام برده شده در بالا ژنهايي هستند كه مي توانند تغييرات عمده اي را در پر ايجاد نمايند اما نكته ديگر اين است كه با تلفيق برخي از اين ژنهاي مطلوب ميتوان اثرات مطلوب آنها را افزايش داد .در مورد جوجه هاي گوشتي يك گزارش حاكي از اين است كه تلفيق دو ژن گردن لخت و پر وزوزي مي تواند اثرات مثبتي در توليد داشته باشد ( Deep و همكاران , 1993 ) همچنين طيوري كه جهت دير پر در آوري انتخاب شده و ژن گردن لخت را نيز دارا باشند داراي پر كمتري بوده و نسبت به طيور مشابه بدون ژن گردن لخت در هواي گرم داراي توليد بيشتري هستند .

number one
2007-Jul-09, 11:01
اندازه گيري شدت نور و تعريف محيط نوري در صنعت طيور
مبحث نور يكي از جذاب ترين موضوعات در صنعت طيور مي باشد. از سال هاي دور داستان هاي فراواني بر پايه تجربيات شخصي و كارهاي تحقيقاتي شاخته شده است . اما شناخت درست از نقش نور، مقدار ، مدت نوردهي و رنگ نور داده شده ، هنوز در پرده ابهام مي باشد .

نور نقش اساسي در پرورش طيور داشته و تاثير آن بر توليد به خوبي شناخته شده است . با اينكه پذيرفته شده كه بينايي حس غالب مي باشد ، اما شناخت كمي از تاثير محيط هاي رايج نوري بر رفتار و رفاه ماكيان وجود دارد.

دو محقق از سه سال پيش تحقيقي را آغاز نمودند كه هدف آن بررسي نقش نور در مواردي اين چنين بود. آنان به طور منطقي كار خود را از يافتن روشي جهت اندازه گيري دقيق شدت نور و ارائه تعريف محيط نوري سالن هاي پرورش طيور آغاز كردند. در اين مقاله بعضي از يافته هاي آنان مورد بحث قرار مي گيرد . از جمله اينكه اختلاف موجود در حساسيت مرغ ها به نور موجب تفاوت شدت نور اندازه گيري شده به روش عادي و شدت نور ادراك شده توسط پرنده دارد ، و اينكه ادراك پرندگان از نور داخل سالن بسيار متفاوت با ادراك انسان مي باشد .



حساسيت به رنگ ها

سير تكاملي ماكيان و انسان بسيار متفاوت بوده ، به عنوان مثال تشابه ساختار مغز ماكيان به مغز خزندگان در مقايسه با پستانداران بيشتر است . اين موضوع دليل بسيار خوبي در ايجاد شك به وجود تفاوت بين توانايي بينايي انسان و مرغ ها است . در واقع با توجه به توصيف دقيق تفاوت هاي سلولي و بيوشيميايي (دستگاه بينايي پرندگان و انسان ) شك به وجود تفاوت در ادراك رنگ از اعتبار بيشتري برخودار مي گردد . حساسيت مرغ ها به رنگ نور واجد اهميت كاربردي نيز مي باشد ، چرا كه اندازه گيري شدت نور بر همين اساس صورت مي پذيرد . در واقع آنچه كه به عنوان ((نور قابل مشاهده)) شناخته مي شود ، تنها بخش كوچكي از طيف بسيار وسيع امواج الكترومانيتيك با طول موج هاي متفاوت مي باشد . اين بخش از طول موج هاي قابل تشخيص براي چشم شامل محدوده كوچكي بين 400 تا 700 نانومتر مي باشند . هنگامي كه تمام طول موج ها به صورت مشخصي با يكديگر آميخته شوند ، نور بدست آمده نور سفيد يا نور طبيعي روز ناميده مي شود. با تغيير اندك در ممزوج طول موج ها ، نور بدست آمده ، رنگ اندكي به خود خواهد گرفت . به طور مثال لامپ هاي تنگستن (Incandescent) غالبا ته رنگ قرمز داشته ، اما ته رنگ لامپ هاي فلورسنت به آبي متمايل مي باشد . با توجه به شكل 1 ، علت اين امر توليد بيشتر امواج با طول موج طويل (و متمايل به قرمز ) در لامپ تنگستن و توليد امواج آبي و سبز توسط لامپ فلورسنت مي باشد .



تفاوت حساسيت ماكيان و انسان

شدت نور ادراك شده توسط انسان ـ كه با واحد آشناي لوكس و دستگاه لوكس متر سنجيده مي شود ـ مرغ ها و ديگر جانوران ، برآيندي از طول موج نور توليد شده از منبع نوري و حساسيت هر حيوان به طول موج هاي مختلف مي باشد .شكل دو بيانگر حساسيت نسبي يك انسان به عنوان ناظر و استاندارد، به طول موج هاي مختلف و اطلاعات جمع آوري شده از آزمايشات رفتار شناسي ماكيان مي باشد (در واقع استفاده از لامپ هاي فلورسنت بسيار اقتصادي تر از لامپ هاي تنگستن مي باشد ، زيرا اين لامپ ها طول موج هايي را توليد مي كنند كه انسان نسبت به آن حساسيت بيشتري دارد. لامپ هاي تنگستن به طور عمده طول موج هاي سرخ و فرو سرخ و نيز حرارت را منتشر مي سازند)

از شكل 2 آشكار است كه ماكيان حساسيت متفاوتي با انسان دارند . در نتيجه اندازه گيري شدت نور بر حسب لوكس تخمين دقيقي از شدت نور ادراك شده توسط ماكيان بدست نمي دهد . زيرا در واحد لوكس منحني حساسيت انسان ملاك قرار گرفته است . به همين دليل محققان واحد لوكس (Clux) را به عنوان جايگزين پيشنهاد كرده اند . با استفاده از اين روش از دو لامپ فلورسنت و تنگستن ، كه شدت نور توليدي آنها بر حسب لوكس مشابه است ، چنين به دست مي آيد كه طيور لامپ فلورسنت را 30درصد درخشان تر از لامپ تنگستن درك مي كنند. اين موضوع مخصوصا در مواقعي كه پرندگان از يك سالن به سالن ديگر و با سيستم روشنايي متفاوت منتقل مي شوند، يا هنگامي كه شدت نور سالن هاي مختلف مورد مقايسه قرار مي گيرد ،يا هنگامي كه نوع لامپ هاي داخل سالن تغيير مي كند و همين طور هنگامي كه قوانين و مقررات شدت نوري مشخصي را توصيه مي كنند ، كاملاً قابل مشاهده مي باشد . به عنوان مثال حداقل شدت نور تعيين شده در انگلستان با استفاده از لامپ هاي تنگستن و فلورسنت معادل 5 لوكس تعيين شده ، در حالي كه مرغ ها در اين حالت نور لامپ هاي تنگستني را تنها معادل 5/3 لوكس ادراك مي كنند . اين تفاوت در ادراك نور هنگام استفاده از لامپ هايي كه طول موج نور منتشره آنها متفاوت تر باشد ، تشديد خواهد شد.



دامنه وسيع تر بينايي مرغ ها

شكل 2 بيانگر بعضي ويژگي هاي ديگر نيز مي باشد. در وهله اول آنكه مرغ ها برخلاف انسان ، قادر به ديدن طول موج هاي فرابنفش (بيش از 320 و كمتر از 400 نانومتر ) هستند . اين موضوعي است كه در همه سالن هاي بسته با شرايط محيطي قابل كنترل مورد غفلت قرار مي گيرد . نقش اين موضوع در رفتار جفت گيري گله مادر گوشتي مورد بحث قرار گرفته است ، ولي نبايد تاثير آن در فراهم آوردن امكان شناسايي منابع بالقوه غذايي از نظر دور بماند.بعلاوه بعضي از موارد مشابه مانند جهت يابي و تشخيص فصل كه در نور معمولي چندان واضح نيستند ، در نور ماوراي بنفش كاملاً آشكار مي باشد. با اين وصف با توجه به عدم وجود اشعه ماوراي بنفش در سالن هاي مرغداري ، انتقال سيگنال هاي رفتاري و اجتماعي كه بواسطه وجود اين پرتوها منتقل مي شوند، مختل شده ، رفتار و رفاه پرنده تحت تاثير قرار خواهد گرفت . در وهله دوم مرغ ها در هيچ طول موجي حساسيت كمتري از انسان ندارند .اين موضوع به آن معناست كه هيچ نور خاصي وجود ندارد كه انسان در آن قادر به ديدن بوده ، اما مرغ ها نسبت به آن كور باشند.به عنوان مثال با توجه به آرام بودن مرغ ها در نور آبي از آن جهت گرفتن مرغ ها و بارگيري استفاده مي گردد . در واقع نتيجه بخش بودن اين تدبير دليل ديگري به جز كور بودن مرغ ها در نور آبي دارد. شايد نور آبي نسبت به نور معمولي سالن ها كمتر درخشان بوده و يا اينكه تاثير آرامبخش بر مرغ ها داشته باشد .

در وهله سوم شايد با وجود آن كه نور داخل سالن در نظر انسان سفيد مي باشد ، مرغ ها آن را رنگي ببينند . به همين علت ممكن است ادراك اطلاعات يا سيگنال هايي كه به واسطه طول موج هاي مشخصي منتقل مي شوند ، بسيار تشديد و يا به شدت تضعيف شوند.



قدرت بازتاب پرها

در آزمايش ديگري قدرت بازتاب نور از پر سويه هاي بومي و تجاري اندازه گيري شد.حتي با اينكه رنگ پرهاي اين سويه ها از ديد انسان بسيار متفاوت بود ،با بررسي دقيق تر و نزديك ، مشابهت هايي ديده شد . تمامي پرها نورهاي سرخ و بنفش را به خوبي منعكس مي كردند . بازتاب نور تعيين كننده رنگ شي ء مي باشد . برگ ها از آن جهت سبز به نظر مي رسد كه تنها طيف سبز را بازتاب داده و بقيه طول موج هاي قابل ديدن را جذب مي نمايند. ميتوان انتظار داشت كه نور فرابنفش يا قرمز بخشي از فرآيند تشخيص همنوع (يا يك پرنده خاص ، ويا پرنده ديگر ويا ويژگي خاص يك پرنده ديگر مثل رابطه غالب و مغلوبي ) را تشكيل دهد . در صورت صحت اين امر احتمالاً بعضي از نورها چنين سيگنال هايي را به نحو بهتري منتقل خواهند نمود. به عنوان مثال لامپ هاي تنگستن موجود انتقال بهتر اطلاعاتي كه توسط نور قرمز منتقل مي شوند ، مي گردد ; اما در انتقال اطلاعات مرتبط با نور فرابنفش اخلال ايجاد مي كنند . همچنين مشاهده شد كه پرندگان از لحاظ (قدرت ) بازتاب نسبي و درخشش (brightness) بسيار متفاوت ميباشند . اين احتمالا به آن معناست كه مرغ ها كه از ديد انسان كاملا مشابه يكديگر ميباشند ، ولي از ديدخودشان به شدت رنگي و يا متمايز بوده و اين امر آنها را در شناسايي يكديگر كمك مي كند .



نوردهي در آينده

محققين به گوناگوني و تفاوت شدت نور در داخل سالن پرورش علاقه مند مي باشند .شدت نور با افزايش فاصله از منبع نوري به طور تصاعدي كاهش مي يابد .(قانون عكس مجذور : در فاصله 10 متري از منبع نور نسبت به فاصله 5 متري شدت نور در واحد سطح 25/1 مي باشد )

بر همين اساس با تغيير فاصله طيور نسبت به منبع نوري و يا جابجايي آنها ، شدت نور به طور قابل توجهي تغيير مي نمايد . به طور مثال در يك قفس چهار طبقه مرغ تخمگذار ، مشاهده شده كه شدت نور در قفس هاي (بالايي ) و نزديك به منبع نوري 270 لوكس بوده و اين ميزان 170برابر درخشان تر از شدت نور معادل 6/1 لوكس در دورترين قفس ها از منبع نوري مي باشد. انتظار مي رود كه شرايط نوري اين دو محدوده تاثير قابل توجهي بر ادراك و شناخت پرندگان از محيط و يكديگر گذاشته و اين موضوع فارغ از تاثيري است كه بر عملكرد توليدي آنها مي گذارد . هنگامي كه پرندگان نسبت به منبع نوري در يك فاصله پرورش داده مي شوند ـ مثل پرورش جوجه گوشتي و يا مرغ تخمگذار بر روي بستر ـاختلاف شدت نور كاهش بسيار زيادي خواهد داشت .

با شناخت نحوه ادراك رنگ توسط جوجه ها مي توان از طول موج هاي نور توليد شده از سيستم هاي عادي نوردهي و طول موج هاي منعكس شده از پر و پوست جوجه ها ، جهت شناسايي تاثير محيط نوري بر جريان اطلاعات اجتماعي بين مرغ ها استفاده نمود.


نشريه چكاوك شماره 56

number one
2007-Jul-09, 11:02
رفتار پرندگان در سيستم هاي جديد نوردهي
مقاله حاضر تاثير محيط هاي نوري بر رفتار مرغان اهلي و ارتباط احتمالي نتايج بدست آمده با سيستم هاي جديد نوري را مورد بررسي قرار مي دهد .

روش رايج پرورش طيور تحت شدت پائين نور موجب بالا گرفتن بحث هايي در زمينه مسائل مرتبط با رفاه حيوانات شده است . هرچند كه علت به كار بستن اين روش بسيار واضح مي باشد. افزايش شدت نور به منظور تامين رفاه حيوانات موجب افزايش ريسك وقوع نوك زني (كاني باليسم ) و هزينه هاي توليد مي گردد بر اين اساس روش فعلي كارآمد بوده ، اما اين قضاوت تنها تا هنگامي كه روش هاي جايگزين شناسايي نشده اند ، معتبر مي باشد.

يكي از مهمترين نكاتي كه هنگام بررسي و پژوهش تاثير ايجاد تغيير در يك عامل محيطي بر پرورش حيوانات بايد مورد نظر قرار گيرد ، گرايش پرنده نسبت به آن تغيير مي باشد . در يك تحقيق تمايل جوجه ها گوشتي و مرغان تخمگذار نسبت به شدت هاي متفاوت نور مورد بررسي قرار گرفت شكل 1 . با فراهم آوردن امكان انتخاب بين شدت هاي نور 6،20،60 و 200 لوكس هم جوجه هاي گوشتي و هم مرغان تخمگذار زمان بيشتري را در محوطه داراي شدت نور 200 لوكس گذراندند(حدود 31 درصد) با اين همه در شش هفتگي تمايل پرندگان تغيير واضحي نموده و مدت بيشتري را در شدت هاي نور پائين گذراندند (حدود 27 درصد ) با توجه به رفتار پرندگان در شدت هاي متفاوت نور ، مجققين دريافتند كه در هر دو سن در منطقه روشنايي با شدت 200 لوكس تمام رفتارهاي پرندگان قابل مشاهده مي باشد ، بجر رفتار استراحت كه در پرندگان بالغ ترجيحا در منطقه روشنايي 6 لوكس صورت مي گيرد . دليل اين تغيير در بروز رفتار استراحت بين پرندگان 2 و 6 هفته واضح نبوده ، هر چند كه پيش از اين نيز گزارش شده است .

ثابت شده كه با افزايش سن ، پرندگان ترسو تر مي شوند . احتمالا پرندگان مسن تر در محيط هايي باشدت نور كم احساس ايمتي بيشتري مي كنند . همچنين از سوي ديگر محيط هاي نوري درخشان گرم تر مي باشند و اين تفاوت گرما به طرز معني داري نسبت محيط هاي كم نور بيشتر مي باشد.احتمالاً اين موضوع براي جوجه هاي جوان نسبت به طيور مسن اهميت بيشتري دارد . به هر حال دليل هر چه باشد مي توان تنيجه گرفت كه سيستم هاي فعلي نوردهي تضادي با تمايلات پرنده ندارد . البته شايد ثابت ماندن شدت نور با توجه به تغيير تمايل پرنده را با افزايش سن و رفتارهاي اشاره شده قابل توجه باشد .

در اينجا دو سوال ديگر مطرح مي شود . در وهله اول آن كه شدت هاي رايج نوردهي به چه ميزان بر وقوع يك رفتار خاص تاثير مي گذارند . ديگر اينكه قدرت اين تمايل پرندگان به محيط هاي نوري خاص تا چه ميزان مي باشد .



تمايل مصرف غذا در محيط روشن يا تاريك

واضح است كه ممانعت در ارضاي يك تمايل قوي در پرندگان موجب اختلال در رفاه آنها مي گردد . به همين سبب شدت ميل و تجريك پرندگان جهت صرف غذا در شدت هاي نوري متفاوت اندازه گيري شد . با به عاريه گرفتن روش كشش پذيري تقاضا از تئوري اقتصاد (ميزان كاهش مصرف يك محصول همگام با افزايش هزينه ) مصرف غذا در (شدت هاي متفاوت ) نور در پرندگان اندازه گيري شد . هزينه عبارت بود از تعداد نوك هايي كه بايد به يك صفحه زده مي شد تا دريچه اي به سمت مجوطه اي كه دان تحت 200 لوكس شدت نور در آن قرار داشت ، باز شود . با تغيير تعداد نوك هاي لازم ، ميزان هزينه نيز تغيير مي كرد .از سوي ديگر صفحه ديگري نيز وجود داشت كه تنها با يك بار نوك زدن ، پرنده مي توانست به محوطه اي ديگر وارد شود و تحت شدت نور كمتر از يك لوكس دان مصرف كند .نتايج حاصل از بررسي بر روي 8 پرنده در شكل 2 آمده است.

هنگامي كه هزينه دست يابي به دان در محيط هاي روشن و تاريك مشابه بود ( يك بار نوك زدن ) پرندگان به شدت به صرف دان در محيط روشن متمايل بودند . از اين يافته چنين بر مي آيد كه پرندگان در جستجوي محيطي روشن جهت صرف دان مي باشند ، نه اينكه شدت نور موجب تجريك بروز رفتار صرف غذا شود.هنگامي كه هزينه مصرف دان در محيط نوري روشن نسبت به محيط تاريك تا پنج برابر افرايش مي يافت ، شمار مواردي كه پرندگان تحت نور غذا صرف مي نموند ، كاهش يافت . با افزايش اين نسبت به ده برابر ميزان موارد صرف غذا تحت محيط روشن باز هم كاهش بيشتري يافت.

از آنجا كه پرندگان با افزايش هزينه ، همچنان متمايل به مصرف دان در محيط روشن بودند، چنين تقاضايي كشش ناپذير شناخته مي شود.زيرا تفاضا متناسب با سرعت افزايش هزينه كاهش نمي يابد. در اقتصاد تقاضاي كشش ناپذير به تقاضاي ضروري تعبير مي گردد و اين برخلاف تقاضاي ضروري تعبير مي گردد و اين برخلاف تقاضاي كشش پذير مي باشد كه از آن به عنوان تقاضاي لوكس (غير ضروري ) ياد مي شود . احتمالا تمايل پرندگان به صرف دان تحت شدت نور بالا آنقدر قوي مي باشد كه فراهم نياوردن چنين محيطي براي آنها به عنوان يك عامل مغاير با رفاه حيوانات شناخته شود. اين موضوع همچنين در مورد ساير رفتارهاي پرنده همچون استراحت كردن و يا آشاميدن ، هنگامي كه پرنده قادر به ارضاي آنها تحت شرايط نوري مطلوب نباشد ، مصداق دارد .



نور و رفتار جفت گيري :

در مقاله قبل اشاره كه اگر منبع نوري مورد استفاده در انتشار بعضي از طول موجها ناتوان باشد ، ممكن است در انتقال بعضي از علامت هاي ديداري (visual signals) كه به واسطه آن طول موج ها منتقل ميشوند ، اختلال ايجاد گردد . در يك تحقيق كه با پشتيباني يك توليدكننده بزرگ در انگلستان انجام شد ، مجققين به پژوهش در مورد نقش تابش فرابنفش (UVA 320<1<400nm) بر رفتار جفت گيري مادران گوشتي پرداختند . تابش UVA در اين تحقيق از دو حيث اهميت داشت . در وهله اول اينكه انسان نسبت به آن نابينا بوده و ديگر اينكه سيستم هاي نوردهي مصنوعي در سالن هاي پرورش طيور مقادير بسيار كمي از اين تابش را منتشر مي نمايند و يا اينكه اصولا فاقد آن مي باشند . در اين پژوهش تابش نور فرابنفش به ميزان مساوي با تابش آن در نور عادي روز ، موجب افزايش تعداد جفت گيري شد ، اما تاثيري بر تعداد تخم مرغ توليدي و تخم مرغ هاي نطفه دار نداشت . همچنين چنان نشان داده شد كه مرغ ها در نور فرابنفش مدت زمان بيشتري به خروس ها نگاه مي كنند عموما در صورتي كه خروس ها به ميزان مشابه با نور عادي روز با تابش فرابنفش نور داده شوند ، در مقايسه با زماني كه كمتر يا بيشتر از نور روز تحت تابش باشند ، بيشتر مورد توجه و پايش با پذيرش جفت گيري بيانگر نقش تابش UVA در انتخاب جفت مي باشد . اينكه آيا اين موضوع واجد اهميت اقتصادي در صنعت مي باشد يا نه هنوز موضوع بعضي از طرح هاي تحقيقاتي در مقياس تجاري مي باشد.

شناخت بينايي پرندگان

از اين دو مقاله نتايج زير عايد مي گردد:

· نحوه تغيير كارايي شدت هاي مختلف نور با تغيير سن پرنده

· تمايل پرنده به انجام رفتارهاي مختلف در شدت هاي نوري متفاوت

· تمايل پرنده به مصرف دان در شدت نور بالا و قدرت نسبتاً بالاي اين ميل

· نقش تابش UVA بر رفتار جفت گيري پرندگان مادر

در عين حال نكات بسيار زياد ديگري نيز وجود دارد كه هنوز شناخته نشده است . هدف تحقيقات بعدي محققين متوجه پژوهش بيشتر در زمينه نقش محيط نوري سالن ها و تاثير آن بر رفتار و رفاه پرندگان اهلي خواهد بود . در چند سال آينده محققين اطلاعات كافي جهت طراحي مجدد نوردهي سالن هاي طيور را خواهند داشت . بر اساس اين اطلاعات مي توان سيستم هاي جديد نوري را به نحوي توسعه داد كه علاوه بر حفظ ملاحظات تجاري ، نيازهاي رفتاري پرندگان را نيز تامين نمايد.محققين بر اين عقيده اند كه سيستم هاي نوردهي رايج كاملاً بر اساس ملاحظات و نيازهاي انساني (Anthropomorphic Requirment) و نه نياز پرندگان ايجاد شده اند . شاهد اين موضوع عدم وجود تابش UVA مي باشد . همچنين توانايي پرندگان در دريافت اطلاعات لازم از مجيط پرورش به دليل شدت هاي پائين نور و يا عدم تعادل رنگ نور استفاده شده دچار اختلال گشته است .

محققين اعتقاد دارند كه استفاده مستمر از شدت نور يكنواخت ، چه كم و چه زياد ، در سالن هاي پرورش طيور در واقع ناشي از فقدان دانش كافي در زمينه بينايي پرندگان مي باشد.

number one
2007-Jul-09, 11:03
بیماری هایی که سوددهی جوجه های گوشتی خاورمیانه را تحت تأثیر قرار می دهند.

تولید کنندگان جوجه های گوشتی در خاورمیانه مواجه با یکسری بیماری هایی هستند که روی میزان رشد و ضریب تبدیل غذایی تأثیر منفی گذاشته و مرگ ومیر جوجه ها را افزایش می دهد، میزان ضرر و زیان اقتصادی ایجاد شده توسط این بیماری ها توسط نوع بیماری ومدت زمان درگیری گله و شرایط کنترلی و پیشگیری که صاحبان گله ها در پیش می گیرند، تحت تأثیر قرار می گیرد.



بطور معمول بیماری های طیور براساس شدت شان نیز می توانند مورد تقسیم بندی قرار گیرند بیماری های با شدت بالا شامل آنفولانزای طیور با بیماری زایی بالا و بیماری نیوکاسل احشایی حاد (VVND) می باشد. نیوکاسل احشایی حاد بخصوص در گله های مادر باعث مرگ ومیر بالایی می شود. دربسیاری از کشورهای خاورمیانه این بیماری با استفاده از ترکیب (بیوسکوریتی و واکسیناسیون) کنترل شده است.



ایران ، عربستان سعودی ، پاکستان واحتمالا" کشورهای دیگری نیز مشکل بیماری آنفولانزای طیور متوسط تا حاد را به تنهایی یا همراه با بیماری های دیگر داشته اند. در تعدادی از کشورها پایشهای سرمی وجود آنتی بادی بر علیه آنفولانزا را نشان داده است واضح است که سویه های با حدت متوسط H5 وH7 تحت تأثیر موتاسیون، قابلیت تبدیل به سویه های با حدت بسیار بالا را دارند.



این مسأله باعث ایجاد آنفولانزایی با بیماری زایی بسیار حاد در آمریکا در سال 1984، مکزیک شمالی در سال 1994 ، و ایتالیا درسال 1999 شده است .



خسارت مداوم

بیماری های مخربی باعث وارد آمدن خسارات مداومی تقریبا" به کل کشورهای خاورمیانه می شود. بیماری های عفونی در گله های تجارتی بصورتی منفرد اتفاق نیفتاده بلکه مجموعه بیماری هایی هستند که در طول دوره رشد جوجه ها را مبتلا می کنند.



ویروس های تضعیف کننده سیستم ایمنی و عوامل تنفسی مکررا" بصورت سینرژیسم دیده می شوند و سپتی سمی ای . کولایی و تورم کیسه های هوایی با منشا کلی فرمی عامل اصلی مرگ ومیر وکاهش رشد شناخته شده است. ویروس های ضعیف کننده ایمنی شامل ویروس های موجد بیماری مارک ، بیماری گامبورو و ویروس کم خونی عفونی جوجه ها می باشند که باعث کاهش ایمنی همورال و ایمنی بافتی شده ، تأثیر ویروسهای تنفسی را افزایش داده و پاسخ به واکسیناسیون را کاهش می دهند . ویروس های عامل بیماری گامبورو و مارک به میزان زیادی نسبت به عوامل محیطی مقاوم هستند و در جاهاییکه ضد عفونی نشده اند باقی خواهد ماند. وجود گله های چند سنی یا نزدیک بودن مرغداریها به هم موجب مواجه زود هنگام گله های طیور با این ویروس ها شده و تضعیف پاسخ های ایمن را خواهیم داشت.



ویروس عفونی جوجه ها قابلیت انتقال عمودی از گله های مادر به جوجه ها را دارد، از اینرو ایجاد ایمنی مناسب در گله های مادر جهت جلوگیری از این انتقال ضروری می باشد همچنین وجود آنتی بادی مادری کافی بر علیه بیماری های نیوکاسل ، گامبورو و برونشیت در جوجه ها ضروری است که این امر با هیپرایمینایمون کردن گله مادر حاصل می شود.



برنامه های هماهنگ

در کمپانی هایی که بصورت مستقل عمل کرده و به امر فروش دان ، جوجه یکروزه و جوجه های گوشتی مشغول اند، علاقه کمی نسبت به تحقیق در مورد(بیوسکوریتی)، واکسیناسیون گله های مادر وحذف بیماری های دارای قابلیت انتقال عمودی وجود دارد. هر بخش از این نوع صنعت تنها به افزایش سوددهی خود فکر می کند، بدون اینکه توجهی به موفقیت دیگر اجزای زنجیره تولید بکند. ولی شرکت های معظمی که حوزه عمل وسیعی دارند در مورد کیفیت دان ، تولید جوجه های عاری از بیماری های دارای انتقال عمودی وکافی بودن میزان آنتی بادی های مادری در جوجه ها تحقیق می کنند.



ضریب تبدیل غذایی و ماندگاری جوجه های گوشتی در چنین شرایطی به بهترین وضعیت خود خواهد رسید. در این نوع صنعت هربخش تولیدی هزینه ودرآمد خود را براساس جوجه گوشتی قابل عرضه به بازار محاسبه می کند. این نوع برنامه های هماهنگ با هم ،بروز بیماری ها و پیامدهای حاصله را به حداقل می رساند. تجربیات عملی که در طول 30 سال گذشته بدست آمده است، اهمیت و ارزش پیشگیری از بیماری ها را نشان می دهد. شرکت های بزرگی در آمریکای شمالی و اروپای غربی تأکید بر(ریشه کنی بیماری های منتقله به طریقه عمودی ، بیوسکوریتی سطح بالا و استفاده از برنامه های واکسیناسیون مؤثرتر) دارند.



در مقایسه با این برنامه ها در تعدادی از کشورهای خاورمیانه هنگام مواجهه با شیوع بیماری ها و افزایش مرگ ومیر پرنده ها که اثر ترکیبی از بیماری های ضعیف کننده ایمنی و بیماری های تنفسی حاصل شده است ، از مصرف میزان بالای آنتی بیوتیک جهت درمان گله استفاده می شود. استفاده ناصحیح از آنتی بیوتیک ها تا 20 درصد هزینه های تمام شده جوجه های گوشتی را می تواند شامل شود. تجویز طولانی مدت و بیشتر از حد آنتی بیوتیک هایی نظیر کینولون ها، ماکرولیدها و داروهای سولفانامیدی منجر به بروز مقاومت های وسیع دارویی شده است . این مساله نه تنها تأثیرات داروها را کاهش می دهد، بلکه دلیل عمده بروز مقاومت دارویی دربین جمعیت انسانی می باشد. تجویز بی هدف داروها جهت مقابله با سپتی سمی ای.کولایی ممکن است تا 2 روز قبل از فروش جوجه ها ادامه داشته باشد. عدم رعایت صحیح زمان پرهیز از مصرف داروها منجر به آلوده شدن زنجیره غذایی و مصرف مواد پروتئینی واجد باقی مانده های دارویی می شود.



تجویز بی هدف داروها

دامپزشکانی که آموزش تئوریکی لازم را دیده اند با آزمایشگاههای تشخیصی دولتی ، کارخانجات تهیه دان و تهیه کنندگان جوجه همکاری دارند .اما بهرحال مشکلاتی در رابطه با همه گیرشناسی بیماری ها، تداخل عوامل بیماری زا با محیط و اقتصاد تولید وجود دارد. دامپزشکان آموزش های لازم را دیده اند تا بدون بررسی های دقیق علمی و اقتصادی آنتی بیوتیک ها را تجویز نکنند اما توسط تولید کنندگان و صاحبان مزارع تحت فشار قرار داده می شوند تا بدون بررسی های کافی داروها را تجویز کنند.



وجود رشتـــه های تخصصی در زمینه پیشگیری از بیماری ها ضروری است و وجود برنامه هایی در زمینه مدیریت تهویه ، ایمونیزاسیون ، روش های تشخیصی آزمایشگاهی و تجربی و تفسیر رکوردهای تولید و سرولوژی لازم است . در بعضی موارد دامپزشکانی از آمریکا و اروپای غربی توسط شرکت های بزرگ به خدمت گرفته شده اند تا بیماری را با استفاده از (پیشگیری و درمان صحیح آنها) کنترل کنند.دامپزشکان در بیشتر کشورهای خاورمیانه امکانات تشخیص محدودی دارند، آزمایشهای سرولوژی از طریق الیزا گران تمام می شود و جداسازی و تشخیص عوامل بیماری زای طیور بعلل ( وجود تعدادکم تکنیسین های ماهر، نبود تخم مرغ های SPF ، نبود سیستم های کشت بافتی و مواد لازم آنها) دچار وقفه می شود. عمده ترین مشکلاتی که در زمینه بیماری های طیور در خاورمیانه وجود دارد شامل عفونت های ویروسی و باکتریهایی می شودکه به هر دو طریقه افقی و عمودی منتقل شده و بصورت ترکیبی از بیماری های سیستمهای تنفسی و گوارشی را درگیر می کنند.



بیماری مایکوپلاسما

این بیماری قابلیت انتقال عمودی داشته و در هر دو مزارع اجداد و مادردیده شده منجر به کاهش رشد جوجه های گوشتی همراه با افزایش حساسیت نسبت به تورم کیسه های هوایی با منشا ای.کولایی می شود.



بیماری مایکوپلاسما (با منشاء مایکوپلاسما گالی سپتکیوم و مایکوپلاسما سینوویه ) توسط معیارهای صحیح بیوسکوریتی که در گله های اجداد اعمال می شود و این گله ها از مزارع لاین عاری از بیماری تهیه می شوند، می تواند کنترل شود. این بیماری ها با سوددهی تناسب معکوس دارد. معیارهای کنترلی شامل واکسیناسیون گله های مادر سالم با استفاده از واکسن های تخفیف حدت یافته درطی دوره پرورش می باشد. باکتری های مایکوپلاسما (کشته) معمولا" تأثیری ندارند. این بیماری در جوجه ها می تواند توسط تجویز صحیح داروهایی نظیر تایلوزین، لینکومایسین و دیگر داروهای ازبین برنده مایکوپلاسما تضعیف شود. واکسیناسیون گله های مادر و تجویز آنتی بیوتیک های عاری از بیماری زای خاص پیشگیری کننده، سودمند است و تأکید شده است که ریشه کنی Mg برای سودمندی صنعت طیور لازم و ضروری است .



بیماری های مارک

این عفونت همه جا گیر، باعث تضعیف ایمنی و سپتی سمی ای. کولایی متعاقب آن در کشورهای خاورمیانه می باشد. برنامه های کنترلی جهت تضعیف این بیماری در جوجه های گوشتی شامل برنامه های جوجه ریزی همسن، ضدعفونی سالن ها بین دوره های مختلف جوجه ریزی و استفاده از برنامه های واکسیناسیونی مؤثر می باشند. در کشورهای خاورمیانه استفاده از واکسن های HTV همرا ه سلولی یا واکسن های ترکیبی HTV_SB که بصورت داخل تخم مرغی و یا زیرجلدی در جوجه های یکروزه استفاده می شوند ضروری می باشد، در گله های مادر باید واکسن های سویه ریسپس استفاده شود که میزان بالایی از ایمنی را بوجود آورده و مشکل تداخل با آنتی بادی های مادری از بین می رود. تاکید شده است که واکسن لئوفیلیزه بیماری مارک دربرابر نوع بیماریزای سویه های وحشی که در خاورمیانه وجود دارند تأثیری ندارد.



بیماری بورس عفونی 3 ( گامبورو)

مهمترین تضعیف کننده سیستم ایمنی، ویروس عامل این بیماری می باشد که منجر به پاسخ ضعیف نسبت به واکسیناسیون شده و حساسیت پرنده ها را نسبت به عفونت های تنفسی و سپتی سمی ای.کولای ثانویه افزایش می دهد. کنترل بیماری بورس عفونی (IBD) نیازمند انتقال میزان بالای آنتی بادی مادری می باشد. این امر با استفاده از تجویز واکسن های زنده تخفیف حدت یافته جهت تحریک سیستم ایمنی گله های مادر درطی دوره پرورش آنها حاصل می شود. تزریق واکسن های روغنی کشته در موقع انتقال آنها ودر صورت نیاز در اواسط تولید، انتقال آنتی بادی کافی به نتایج را ممکن می سازد. تحت شرایط ریسک بالای مواجهه با سویه های بیماری زای IBD ، گله ها می توانند بصورت تجویز داخل تخم مرغ یا تزریق زیرجلدی در سن یکروزگی ایمن شوند. هردوی واکسن های تخفیف حدت یافته و یا ترکیبی از ویروس زنده همراه با فاکتور خنثی کننده می توانند استفاده شوند.



واکسن های تخفیف حدت یافته همرا ه با آب آشامیدنی و با رعایت احتیاط های لازم بصورت متوالی در دوره رشد می تواند استفاده شود. انتخاب سویه واکسن وزمان تجویز واکسن با استفاده از پایشهای سرولوژی صورت می گیرد که زمان کاهش آنتی بادی های مادری ، پاسخ به واکسیناسیون اولیه وسن ابتلای به بیماری تعیین می شود.



علائم بالینی ناشی از مواجهه گله با عفونت می تواند از طریق مشاهده و ویزیت گله ها، میزان مرگ ومیر و آزمایشهای پس از مرگ مورد بررسی قرار گیرد. در گله هایی که شیـــــوه پیشرونده سپتی سمی ای. کولایی دیده می شـــــود، جوجه های مبتــــلا ، آتروفی بورس فابرسیوس را نشان می دهند که بیانگر مواجهه قبلی جوجه ها با ویروس بیماری بورس عفونی می باشد. واضـــــــح تر

اینکه بطور معمول جوجه های غیر مبتلای گله ، فرم و اندازه بورس شان متناسب با سنشان می باشد.



بیماری نیوکاسل حاد

بیماری نیوکاسل حاد تقریبا" در تمام کشورهای خاورمیانه بصورت اندمیک وجود دارد وشیوع آن در اثر عملکرد واکسیناسیون های فشرده می باشد. وقتی که گله ها در جای خاصی، به میزان 60 -40% حساسیت در برابر این بیماری می رسند، شیوع کلینیکی بیمار VVND اتفاق می افتد. رفت و آمد افراد، ماشین های حمل دان و بار می توانند ویروس این بیماری را وارد مزرعه کرده و عفونت را مابین قسمت های مختلف مزرعه منتشر کنند. بعضی مناطق نزدیکی واحد های مستقل مرغداری با هم دیگر همراه با روش های بیوسکوریتی ضعیفی که دارند یک مجموعه چند سنی عظیمی را بوجود می آورند که ممکن است صدها کیلومتر مربع گستردگی داشته باشند. محافظت گله ها بر علیه VVND برنامه واکسیناسیون صحیحی می خواهد.



تجربه نشان می دهد واکسن هیچنر تخفیف حدت یافته که بصورت اسپری استفاده می شود باید با واکسن های کشته تزریقی که واحد میزان بالایی آنتی ژن است همراه شود. سپس گله ها با واکسیناسیون های مداومی که با فاصله 10 روزه انجام می شوند، در طی دوره پرورش بر علیه بیماران ایمن شوند. وقتی که سیستم ایمنی ابتدا با واکسن سویه هیچنر تحریک می شود، در گله های عاری از مایکوپلاسما و با مدیریت و سیستم تهویه قابل قبول، می توان از واکسن سویه لاسوتا استفاده کرد. سویه واکسنی که استفاده می شود بستگی به میزان ریسک ابتلای به بیماری و سن مواجهه با بیماری دارد که توسط بررسی سرمی آنتی بادی ها معلوم می شود. در جاهاییکه VVND اندمیک است سویه های اولستر، V4 و سویه های با منشا گوارش بعلت ایجاد ایمنی ناکافی توصیه نمی شوند. توصیه می شود که قابلیت هر برنامه واکسیناسیونی با استفاده از مواجهــــه جوجه های گوشتی 30 روزه با سویه های وحشی ویروس عامل VVND تحت شرایط کنترل شده آزمایشگاهی مورد ارزیابی قرار گیرد.



لارنگوتراکئیت

این بیماری در تعداد خاصی از کشورها اندمیک است و ممکن است بر اساس یک زمینه فصلی، رخداد لارنگوتراکئیت را در این کشورها داشته باشیم .تشخیص زود هنگام این عفونت با استفاده از جداسازی وتشخیص عامل بیماری یا با استفاده از پایشهای سرولوژیک جهت کنترل این بیماری حیاتی است.



متعاقب شیوع این بیماری ، اجرای برنامه واکسیناسیون مؤثر بدون کوچکترین تأخیری لازم و ضروری است. مطالعات در آمریکا نشان می دهد که واکسن های با منشاء تخم مرغی نسبت به واکسن های با منشاء کشت سلولی ایمنی بهتری را بوجود می آورند واکسن ها می توانند بصورت قطره چشمی یا همراه با آب آشامیدنی تا 7 روز قبل مواجهه با بیماری مصرف شوند. تاکید شده است که واکسن این بیماری تنها در مناطقی استفاده شود که بیماری در آن منطقه تشخیص داده شده است. گله های واکسینه شده ویروس لارنگوتراکئیت را به مدت زمان طولانی دفع خواهند کردو گله های مادر و پولت های تجارتی ممکن است ویروس را به نقاط جدید وارد کنند.



لکوز طیور – سویه ز 2

این عفونت به طریقه عمودی منتقل شده و اولین بار در سال 1990 در طیور مادر دیده شده است . پیشرفت هایی که در زمینه تکنیک های بیولوژیکی مولکولی حاصل شده منجر به تشخیص گله های آلوده شده و به پرورش دهندگان این اجازه را داده تا تقریبا" عفونت را از بین ببرند. درچند سال گذشته خسارات حاصل از این بیماری کاهش داشته است. این بیماری بطور معمول در گله های مادر دیده شده و با افزایش مرگ ومیر پیش رونده مشخص می شود که می توانـد 40-20 درصد خروس ها و مرغ ها را شامل شـــود.علایم کالبد گشایی شامل تومورهای احشایی و استخوان ها وجناغ می باشد.



نتایج حاصل از گله های آلوده ممکن است عدم رشد نشان دهند. براساس گزارش های اولیه تحت شرایط آزمایشگاهی این بیماری ضعیف کننده ایمنی نیست . بهر حال ممکن است تحت شرایط تجربی تقابل اثر هایی مابین این عفونت و بیماری مارک و بیمــــاری کم خونی عفونی جوجه ها رخ دهد. گله های درگیر می توانند با استفاده از شناسایی میزان بالای آنتی ژن P 58 اختصاصی موجود در آلبومین تخم مرغ ها وسواب هایی کلواکی تشخیص داده شوند. تاکید شده است که در استفاده از آزمایش الیزا تعدادی مثبت کاذب وجود دارد. تایید تشخیص جداسازی و شناسایی ویروس لوکوز با استفاده از تکنولوژی واکنش های زنجیره ای پلی مر از ترانس کریپتاز معکوس صورت می گیرد. این آزمایش ها تنها در آزمایشگاه های مجهز اروپایی می تواند انجام بگیرد.



کلی باسیلوز

این عفونت یک بیماری اختصاصی نیست اما در نتیجه تضعیف ایمنی و عفونت تنفسی بوجود می آید. کلی باسیلوز و تورم کیسه های هوایی در اثر مایکوپلاسما، مواجهه با سرما در طی دوره پرورش وعدم وجود تهویــــه کافی در طی نیمه دوم دوره پرورش تشــــدید می شود. تغییرات روزانه دما، میزان بالای گرد وغبار و انباشته شدن آمونیاک گله ها را مستعد اثرات عفونت های تنفسی کرده و شیوع سپتی سمی ای. کولایی در سطح گله افزایش خواهد یافت . تضعیف ایمنی و بخصوص بیماری بورس عفونی پاسخ سیستم ایمنی را کاهش داده و بعنوان عاملی در جهت بروز کلی باسیلوزهای مجدد معرفی شده است . این بیماری می تواند با استفاده از اعمال برنامه های صحیح واکسیناسیون برعلیه بیماری های ضعیف کننده ایمنی و بیماری های تنفسی کاهش داده می شود. این امر نیازمند انتخاب سویه های واکسن مناسب و تعیین صحیح زمان تجویز واکسن می باشد. مؤثر بودن برنامه های واکسیناسیون باید با استفاده از پایش های سرمی بررسی شود.



کلرینــــه کردن آب به میزان mpp 2 ، شستشوی مکرر سیستم های آبرسانی جهت ممانعت از تجمع اجرام و عوامــــل عفونی در لوله های آب وقوع کلی سپتی سمی را کاهش خواهد داد. تجویز آنتی بیوتیک حتی اگر بر اثر آزمایش تعیین حساسیت میکروبی نیز صورت بگیرد، مرگ ومیر را تنها درطی زمان درمان، کاهش خواهد داد. تجویز آنتی بیوتیک باید بر اساس قوانین دارویی موجود صورت بگیرد. هزینه تجویز داروها قابل توجه بوده و در تجویز آنها باید ارزیابی ( سودمندی هزینه ) صورت بگیرد.



سندرم تورم سرا

این بیمــــــاری تظاهر اختصاصی سلولیت ای کولایی بوده و در گله درگیـــر تا 15 درصد مرگ ومیر در اثر تـــورم دور چشمـــــی و کلـــی سپتی سمی ناشی از آن می تواند اتفاق بیفتد. منشـــاء این عارضه چند عاملی بوده و نیازمنــــد تضعیف ایمنی توسط بیماری های گامبورو، کم خونی عفونی جوجه ها و مارک می باشد وپاسخهای ایمنی همورال و پاسخهای ایمنی بافتی موضعی تضعیف می یابند. برخی استرس های تنفسی به همراه تهویه پایین تر از حد ایده آل منجر به تجمع گرد وغبار و آمونیاک می شود. عفونت های مستعدکننده شامل پنومو ویروس ها، کرونا ویروس ها( برونشیت عفونی) و یا بیماری نیوکاسل سنتوژن می باشند که عفونت بخش فوقانی دستگاه تنفسی را بوجود می آورند . پنومو ویروس ها بطور اختصاصی التهاب ملتحمه، التهاب کام و مجرای بینی را ایجاد می کنند.



جوجه های مبتلا چشمهایشان را مورد خارش قرار داده و به کولای بیماریزا امکان تهاجـــم به بافت های زیر جلوی چشم ها وسر را می دهند. وارد آوردن جراحت به سر وبافت لنفاوی ملتحمه وضعیت حاصل را مستعد ایجاد سلولیت می کند. پرندگان دارای وضعیت خفیف بیماری می توانند به پن دیگر منتقل شده و با در اختیار گذاشتن آب وغذا حفظ شوند. عوامل بیماریزایی که گله ها را در خاورمیانه درگیر می کنند تقریبا" شبیه جدایه هایی هستند که در نیم کره غربی دیده می شوند. شدت و دامنه بیماری ها به علل ذیل در کشورهای خاورمیانه بالاتر است :



وجود استانداردهای پایین بیوسکوریتی، فروش پرنده زنده ، برنامه های واکسیناسیون غیر مؤثر ، امکانات تشخیصی ناکافی و تاکید بیش از حد به درمان این آنتی بیوتیکی ، مشکلات مربوط به تکنولوژی با استفاده از آموزش و تحقیق می تواند حل شود. نقایص ساختاری نیز در طی زمان و با حرکت این صنعت بطرف یکپارچگی می تواند حل شود

number one
2007-Jul-09, 11:06
مروري بر عوامل فيزيولوژيکي ، مديريتي و محيطي سندرم آسيت

در جوجه هاي گوشتي داراي رشد سريع ظرفيت ناکافي عروق جهت جريان خون ريوي ، براي فراهم کردن اکسيژن بافتي مورد نياز ، عامل اوليه فشار خون ريوي و ايجاد آسيت است عوامل متعددي مي توانند علت سندرم آسيت باشند اين عوامل ممکن است باعث افزايش جريان خون به دليل افزايش متابوليسم و آسيت در اثر افزايش فشار خون ريوي در ماکيان سريع الرشد و مقاومت بيشتر در برابر جريان خون در ريه از طريق افزايش غلظت خون يا افزايش سفتي گلبول هاي قرمز ، و يا کاهش ظرفيت عروق در ريه شوند . تعدادي از عوامل ثانويه مانند سديم بالاي جيره يا آب ممکن است باعث افزايش جريان خون و افزايش مقاومت به جريان خون شوند براي کاهش AS اولا ً به عوامل ژنتيکي که باعث جريان خون ريوي و تبادل اکسيژن بافتي ناکافي مي شود و ثانياً به عواملي که باعث افزايش نياز به اکسيژن ، جريان خون و مقاومت به جريان خون در ريه مي شود بايد توجه نمود .

مقدمه

آسيت بيماري نيست بلکه يک علامت يا ضايعه است که ممکن است از يک يا چند تغيير فيزيولوژيک نتيجه شود که باعث افزايش توليد يا کاهش جابجايي لمف صفاتي مي شود فرض بر اين است که سندرم آسيت شبيه سندرم افزايش فشار خون ريوي است يا آسيت نتيجه فشار خون ريوي Ph بوده که باعث نارسايي بطن راست مي شود افزايش فشار خون ريوي به وسيله افزايش جريان خون يا افزايش مقاومت به جريان خون در ريه ايجاد مي شود PH باعث افزايش فشار ناشي از افزايش حجم خون در بطن راست هيپرتروفي بطن راست نارسايي دريچه ، افزايش فشار باب ، افزايش بار حجمي بطن راست ، اتساع بطن راست ، و آسيت مي شود . RVF در بيماري کارديومايوپاتي خود به خودي بوقلمون که مهم ترين عامل آسيت درجوجه بوقلمون است در نتيجه PH نيست آسيت به دليل نارسايي دريچه و RVF و اتساع به دليل PH در ارتفاعات زياد از سال ها پيش در طيور شناخته شده است . بسياري از محققين عقيده دارند که آسيت به وسيله پلي سيتمي که باعث افزايش غلظت خون و هيپوکسي که باعث تنگي آرتريولها و کاهش جريان خون ريوي که ظاهرا شبيه پستانداران است ايجاد مي شود پيشنهاد مي شود که پلي سيتمي و انقباض عروق عادت کردن به ارتفاع نيست بلکه يک پاسخ نامناسب به ارتفاع است همچنين گزارش شده است که PH در حيوانات آزمايشگاهي که در معرض هيپوکسي مداوم قرار گرفته بودند نتيجه سه عامل مي باشد که به مقدار مساوي به ايجاد PH کمک مي کنند اين عوامل عبارتند از : 1- پلي سيتمي 2- انقباض عروق 3- تغيير شکل آرتريول هاي انتهايي

تنگي عروق به دليل هيپوکسي از يک گونه به گونه ديگر متفاوت و در ماکيان نيز نشان داده شده است اما تغيير شکل آرتريول ها ي انتهايي ممکن است در ماکيان اتفاق نيفتد اين فرضيه وجود دارد که در ارتفاعات کم ، تنگي آرتريول ها ممکن است در افزايش فشار آرتريول ها ي ريوي در پرندگان دخالت نداشته باشد و شايد مويرگ هاي خوني ريه رگ هاي مقاوم در پرندگان باشند .

عوامل سندرم آسيت

افزايش جريان خون که براي فراهم کردن اکسيژن جوجه هاي گوشتي داراي ميزان رشد زياد مورد نياز است سبب فشار خون در مويرگ هاي ريوي PH و افزايش فشار خون مي شود اين حالت باعث افزايش کار قلب راست شده به مشاهده نمونه هايي از RVF و آسيت منجر مي گردد ماکيان غشاي تنفسي ضخيم تري نسبت به ساير پرندگان دارند و جوجه هاي گوشتي غشاي تنفسي ضخيم تري نسبت به نژاد لگورن دارند بنابراين توانايي جوجه هاي گوشتي براي جابجايي اکسيژن در هموگلوبين به خوبي بقيه پرندگان نيست تحقيقات در مورد اشباع هموگلوبين در جوجه هاي گوشتي نشان مي دهد که جوجه هاي داراي رشد زياد اشباع اکسيژن کمتري از جوجه هاي داراي رشد آهسته دارند بنابراين بعضي از نژادهاي گوشتي حتي در ارتفاع پايين نيز هموگلوبين خود را به طور کامل از اکسيژن اشباع نمي کنند اين کار مي تواند نتيجه افزايش سرعت جريان خود در بستر مويرگي ريه باشد که به هموگلوبين فرصت کافي براي گرفتن کامل اکسيژن را نمي دهد آسيت ناشي از PH يک بيماري مرتبط با توليد در ارتفاعات کم است وبه راحتي ميتوان از آن با محدود کردن ميزان رشد پيش گيري کرد اين امکان وجود دارد که بعضي از جوجه هاي نژاد گوشتي به محدوديت در جريان خون ريوي رسيده وافزايش ميزان رشد آنها در آينده فقط با افزايش ظرفيت ريوي امکان پذير خواهد بود آسيت در ارتفاع متوسط و ارتفاع زياد يک مشکل جدي است زيرا به دليل هيپوکسي ، پلي سيتمي ايجاد مي شود که با محدود کردن ميزان رشد ميتوان به ميزان زيادي باعث کاهش بروز آسيت گرديد در اين مقاله فقط PH اوليه توصيف مي شود سندرم آسيت درجوجه هاي گوشتي اصلاح نژآد شده نتيجه ظرفيت ناکافي بستر مويرگي ريه است و عوامل ثانويه جريان خون در اين مويرگ ها را تحت تاثير قرار مي دهند محدوديت در آرتريول ها ي ريوي و سرخرگ هاي عضلاني و جزئي عضلاني که به مويرگ ها مي رسند PH ايجاد نمي کند مگر اين که محدوديت نسبت به بستر مويرگي ريه بيشتر باشد .

عوامل فيزيولوژيک سندرم آسيت

تشخيص بين عوامل PH که به سندرم آسيت منجر مي شوند و علائم و ضايعات که نتيجه PH و توليد RVF هستند در زماني که عوامل فيزيولوژيک و کالبد شناختي آسيت ناشي از PH را بررسي مي کنيم مهم است تغييراتي مانند پلي سيتمي که ممکن است نتيجه نارسايي دريچه راست به دنبال AS باشد بدون بررسي پرندگان که آيا PH دارند يا نه گزارش شده است اتفاقاتي که سبب سندرم آسيت مي شوند با اکسيژن رساني ناکافي براي متابوليسم شروع شده باعث تحريک برون ده قلب و افزايش فشار در شريان هاي ريوي مي شود اين کار موجب فشار بيشتر بر روي ديواره عضله بطن راست مي شود سلول هاي عضلاني با افزودن سارکومرهاي موازي به اين عمل پاسخ داده باعث ضخيم شدن ديواره بطن راست مي شوند اين ديواره عضلاني تر بطن راست ميتواند فشار در سرخرگ ها ، آرتريول ها و مويرگ هاي ريوي را افزايش دهد بعضي از جوجه هاي گوشتي دچار ادم ريوي شده در اين مرحله مي ميرند فشار در عضله بطن راست به صورت ادامه دار افزايش يافته باعث هيپرتروفي بيشتر وجريان خون سريع تر در ريه مي شود دريچه دهليزي – بطني راست يک لايه عضلاني بوده که از فيبرهاي ديواره بطن راست تشکيل شده است دريچه شروع به ضخيم تر شدن کرده و نشت مي کند بخشي از اين نشت به دليل ضخامت دريچه و بخش ديگر به دليل افزايش فشار برگشتي از سرخرگ هاي ريوي و فضاي بطن راست است دريچه اي که نشت دارديک افزايش بار حجمي را به افزايش بار فشار اضافه مي کند و بطن راست با افزايش طول سلول هاي عضلاني از طريق توليد سارکومرها ، اتساع پيدا مي کند ازدياد حجم خون باعث افزايش بار فشار مي شود تا اين که نارسايي دريچه ايجاد مي شود که موجب کاهش برون ده قلب ، افزايش فشار خون ريوي ، افزايش فشار در دهليز راست ، سينوس سياهرگي ، سياهرگ ميان تهي و وريد باب مي گردد اين کار باعث افزايش فشار در سينوزوئيدهاي کبد و نشت پلاسما از کبد به داخل فضاهاي کبدي – صفاتي مي شود نشت دريچه اي و افزايش فشار سياهرگي باعث هيپوکسمي و هيپوکسي بافتي مي شود وکليه به وسيله توليد ارتيروپوتين به آن پاسخ داده افزايش سريع درتوليد اريتروسيت حجم خون وغلظت خون به وجود مي آيد هيپوکسي بافتي مي تواند در پوست مشاهده شود و بافت ها حالت سيانوزه پيدا مي کنند فشار برگشتي در وريد ها باعث پرخوني وريدي و اتساع و برجسته شدن عروق مي شود اکسيژن ناکافي براي عضله قلب باعث صدمات هيپوکسيک و نهايتا ً RVF مي شود با کاهش برون ده قلب هيپوکسي وخيم تر شده توده عضلاني بطن چپ کاهش يافته دريچه ضخيم گشته و فضاي بطن بزرگ مي شود آسيب به عضله قلب به دليل افزايش کار قلب و هيپوکسي ناشي از نارسايي گردش خون است نه به دليل هيپوکسي بافتي که باعث افزايش برون ده قلب و توليد PH مي شود عوامل سندرم آسيت عواملي هستند که باعث افزايش جريان خون يا مقاومت به جريان خون کافي در ريه شده توليد PH مي کنند هيپروتروفي ديواره بطن راست و عضله سرخر گ هاي ششي و تمام علايم و ضايعات باعث توليد تروپونين قلبي و افزايش مقدار راديکال هاي آزاد مي شوند که نتيجه نارسايي دريچه RVF و PH هستند .

عوامل فيزيولوژيک AS که تمام پرندگان را مبتلا مي کند

جوجه هاي نژاد گوشتي : جوجه هاي گوشتي اصلاح نژاد شده براي رشد سريع انتخاب و رشدي در حدود 5 درصد در سال دارند که اين دليل بارز افزايش AS در آنها است براي اصلاح نژاد همراه انتخاب شاخص رشد سريع يک انتخاب هم براي افزايش توده عضلات بدون در نظر گرفتن افزايش در اندازه اندام هاي ديگر بدن انجام شده است نشان داده شده که عدم وجود فضاي کافي براي جريان خون در ريه به عنوان يک عامل مهم بروز AS است که به وسيله ژنتيک تحت تاثير قرار مي گيرد اصلاح نژاد براي ظرفيت عروقي بيشتر ريه سندرم آسيت را کاهش خواهد داد .

نياز اکسيژن : نياز به اکسيژن بحراني ترين عامل AS در جوجه هاي گوشتي است برون ده بالاي قلب با نياز زياد به اکسيژن همراه است که فشار خون را در ريه افزايش مي دهد ريه مقداري افزايش جريان را قبول مي کند ودر ارتفاع پايين PH معمولا تا بعد از روز 28 مشکلي ايجاد نمي کند اگر اکسيژن مورد نياز با رشد آهسته کاهش يابد جوجه هاي گوشتي مي توانند بدون پيشرفت AS توليد داشته باشند گياه ياکا وديگر محصولات کنترل آمونياک احتمالا با کاستن از نياز دستگاه گوارش به اکسيژن درکاهش AS موثر هستند .

عوامل ژنتيکي که باعث افزايش نياز به اکسيژن مي شوند .

سرعت متابوليسم : ميزان رشد نياز به اکسيژن برون ده قلب توليد گرما و سرعت متابوليسم به طور نزديکي به هم ارتباط دارند رشد سريع تاثير زيادي بر روي نياز به اکسيژن دارد جوجه هاي گوشتي نر به AS مستعدتر هستند غير از ميزان رشد ژنتيک نيز نياز به اکسيژن را تحت تاثير قرار مي دهد عضله سفيد ممکن است نياز اکسيژن بيشتري از عضله تيره داشته باشد غده تيروئيد سرعت متابوليسم را تحت تاثير قرار داده سندرم آسيت به صورت تجربي با تري يدوتيرونين ايجاد مي شود .

بازده غذايي : با بهبود بازده غذايي مي توان سرعت متابوليسم و مصرف اکسيژن را کاهش داد با تاکيد بيشتربر بازده غذايي و تاکيد کمتر بر ميزان رشد در زمان انتخاب براي اصلاح نژاد AS کاهش و بازده اقتصادي افزايش مي يابد .

عوامل غير ژنتيکي که نياز به اکسيژن را افزايش مي دهند :

سرما : براي اين که دماي بدن در محيط سرد در حد طبيعي بماند سرعت متابوليسم افزايش پيدا مي کند در سالن هاي باز و بدون محافظ مواجهه با هواي سرد مهم ترين عامل ثانويه در شرايط اب و هوايي معتدل براي ايجاد AS است همچنين در ارتفاعات سرماي شب يک عامل مهم ديگر در نواحي گرمسيري و نيمه گرمسيري است ميزان رشد در دماي سرد بهتر است و سندرم آسيت را افزايش مي دهد اگر جوجه ها قبل از روز ششم سرما داده شوند ممکن است سرعت متابوليسم آنها براي چندين هفته تحت تاثير قرار گرفته و AS افزايش يابد مواجهه با سرما باعث افزايش غلظت چسبناکي و فشار خون مي شود .

جيره : بعضي از مواد مغذي مانند پودر گوشت و فرآورده هاي فرعي طيور سرعت متابوليسم و ميزان AS را افزايش مي دهند پروتئين بالا و جيره هاي متراکم سرعت متابوليسم را افزايش مي دهند جيره هاي با کلريد بالا باعث اسيدوز و کاهش تمايل به اکسيژن و فراهم شدن شرايط آسيت مي شوند هرچند مکانيسم هاي ديگري هم ممکن است اثر داشته باشند بعضي از داروها و مواد شيميايي باعث افزايش متابوليسم و فراهم شدن شرايط آسيت مي شوند .

استرس : استرس باعث افزايش کورتيکوسترون پلاسما وافزايش نسبت سلول هاي هتروفيل به لمفوسيت شده ميزان رشد ومصرف غذا را کاهش مي دهد در مقالات ، مدارکي مبني بر افزايش آسيت در اثر استرس وجود ندارد و مواجهه با سرما يا هيپوکسي که باعث AS مي شود استرس نيست وعوامل فيزيولوژيک کاملاً متفاوتي درگير هستند اگر ويتامين C سندرم آسيت را کاهش مي دهد اين اثر به وسيله کاهش استرس نيست وتيامين C مرگ در اثر هيپرترمي را کاهش مي دهد که احتمالا از طريق کاهش سرعت متابوليسم است .

عوامل فيزيولوژيک AS که خون را تحت تاثير قرار مي دهند .

چسبناکي : چسبناکي خون با درصد و مقدار هموگلوبين اريتروسيت ها ارتباط دارد هماتوکريت بالاتر باعث چسبناکي بيشتر خون مي شود افزايش چسبناکي خون عامل اصلي اوليه يا ثانويه ايجاد AS در ارتفاعات است هيپوکسي هيپوکسيک توليد اريتروپويتين را تحريک کرده باعث پلي سيتمي و افزايش چسبناکي خون مي شود شرايط ديگري که هيپوکسي و هيپوکسمي ايجاد مي کنند به وسيله افزايش چسبناکي خون موجب AS مي شوند مقادير بالاي کبالت و بقيه عناصر توليد پلي سيتمي و ايجاد AS مي کنند سرما مي تواند چسبناکي خون را زياد و باعث افزايش غلظت خون مي شود در انسان ها و رت ها افزايش غلظت خون باعث افزايش فشار خون ريوي به ميزان 30 درصد است که به وسيله هيپوکسمي هيپوکسيک ايجاد مي شود به دليل اين که طيور داراي مويرگ هاي سفت و سلول هاي خوني هسته دار بزرگي هستند افزايش غلظت خون ممکن است يک عامل مهم درايجاد PH در جوجه هاي گوشتي باشد .

قابليت تغيير شکل پذيري : ريه هاي پرندگان داخل قفسه صدري ثابت هستند آنها با تنفس به مقدار کمي منبسط و منقبض مي شوند مويرگ هاي خوني وهوايي يک شبکه محکم توري مانند را تشکيل مي دهند مويرگ هاي خوني کوچک نمي توانند متسع شده اريتروسيت هاي داراي قابليت تغيير شکل پذيري کم را در خود جاي دهند و لذا خون چسبناک تر شده فشار خون افزايش مي يابد اريتروسيت ها ي طبيعي براي عبور از مويرگ هاي ريوي پيچش يا تا خوردگي پيدا مي کنند افزايش سختي اريتروسيت ها عامل مهمي در سندرم آسيت است مقادير طبيعي سديم درغذا يا آب که براي پستانداران سمي نيست درماکيان جوان باعث توليد آسيت ناشي از PH مي شود جوجه هاي گوشتي حساس تر از نژاد لگهورن هستند سديم ممکن است سندرم اسيت را به چند طريق افزايش دهد اما کاهش تغيير شکل پذيري اريتروسيت ها مهم ترين عامل است هيپوکسمي نيز قابليت تغيير شکل پذيري گلبول هاي قرمز را کاهش مي دهد اريتروسيت ها باافزايش سن کوچک تر مي شوند غلظت هموگلوبين بيشتر و کاهش غشا ممکن است آنها را سخت تر نمايد سياليت غشاي سلول ممکن است قابليت تغيير شکل پذيري را تحت تاثير قراردهد اسيدهاي چرب با زنجيره بلند واسيدهاي چرب امگا -3 باعث افزايش قابليت تغيير شکل پذيري و کاهش AS مي شوند هسته اريتروسيت ها در طيور ممکن است آنها را از اريتروسيت ها ي پستانداران سخت تر نمايد علاوه بر قابليت تغيير شکل پذيري شکل نيز الگوي جريان اريتروسيت ها را در ريه تحت تاثير قرار مي دهد آنتي اکسيدان ها را در ريه ممکن است سياليت غشاي سلول را تحت تاثير قرارداده AS را کاهش دهند .

اندازه : اريتروسيت ها وقتي جوان هستند بزرگترند و در طيور تقريبا فقط 40 روز زنده مي مانند درپستانداران اريتروسيت هاي بزرگ قابليت تغيير شکل پذيري بيشتري نسبت به اريتروسيت هاي کوچک تر دارند اما سلول هاي نابالغ هسته دار اين طور نيستند .

تمايل هموگلوبين به اکسيژن : تمايل هموگلوبين به اکسيژن به واسطه عوامل ژنتيکي ، دما ، فسفات غير آلي و فشار خون ريوي تحت تاثير قرار مي گيرد قليايي کردن خون با NaHCO3 تمايل براي گرفتن اکسيژن در ريه را افزايش مي دهد اما ممکن است رها شدن اکسيژن در بافت راکاهش دهد مگر اين که PH بافت کاهش يابد همچنين توانايي هموگلوبين براي گرفتن اکسيژن در ريه به وسيله غلظت اکسيژن ريوي سرعت جريان خون و ضخامت سد هوا – هموگلوبين تحت تاثير قرار ميگيرد .

حجم خون : افزايش حجم خون مي تواند به عنوان يک عامل فيزيولوژيک براي ايجاد AS از طريق افزايش بار و افزايش برون ده قلب باشد سديم حجم خون را افزايش مي دهد کاهش حجم خون ممکن است AS را کاهش دهد اما کاهش حجم پلاسما چسبناکي خون را افزايش داده ممکن است AS را افزايش دهد سرماحجم خون را کاهش و چسبناکي خون را افزايش ميدهد در سرما اتلاف مايع در بافت وجود دارد همچنين سرما ممکن است ضخامت سدهوا – هموگلوبين را افزايش دهد ومويرگ ها را کوچک تر وسخت تر نمايد کم خوني حجم خون را افزايش وظرفيت حمل اکسيژن خون را کاهش و هر دو حالت برون ده قلب را افزايش مي دهند پلي سيتمي همانند چسبناکي ، حجم خون را افزايش مي دهد نارسايي قلب را ست نيز باعث افزايش حجم خون مي شود.

ريه ها و کيسه هاي هوايي به عنوان عوامل فيزيولوژيک سندرم آسيت

ريه ها : به عنوان درصدي از وزن بدن ريه هاي پرندگان کوچک تر از ريه هاي پستانداران هستند ودر نژادهاي گوشتي کوچک تر از نژآد لگهورن است ريه هاي پرندگان يک ساختمان شبکه مانند سخت را تشکيل مي دهند و مويرگ هاي خوني مي توانند به مقدار خيلي کم براي پذيرش افزايش جريان خون بعد از رسيدن به حداکثر فشار پايين طبيعي خودمتسع شوند عدم اتساع و انقباض تنفسي معني دار در ريه ممکن است سهولت جريان خون را تحت تاثير قرار دهد افزايش فشار سرعت جريان خون را افزايش خواهد داد وممکن است فرصت کافي براي اکسيژن گيري کامل هموگلوبين وجود نداشته باشد عدم وجود فضاي کافي براي جريان خون درريه به عنوان يک عامل مهم درايجاد AS شناخته شده است هيپوکسمي باعث پلي سيتمي ، افزايش برون ده قلب و توليد AS مي شود. افزايش حجم خون در ريه ممکن است باعث ادم ريوي وکاهش اکسيژن گيري به وسيله افزايش سد هوا هموگلوبين شودمقادير زياد سديم ممکن است اندازه مويرگ ها راکاهش دهد آسيب هاي ريوي ممکن است به دو روش سبب ايجاد AS شوند بيماري تنفسي مي تواند هيپوکسمي هيپوکسيک ايجاد و توليد پلي سيتمي نمايد فيبروز ، به دنبال آسيت هاي ريوي دراثر آلودگي و استنشاق يا بلع سموم مي تواند از اندازه مويرگ ها کاسته جريان خون را محدود و توليد PH نمايد انسداد مويرگ ها بوسيله آمبولي يا مواد خارجي مي تواند باعث PH و آسيت شود .

کيسه هاي هوايي : آلودگي کيسه هوايي مي تواند باعث هيپوکسي و AS شود اما اين مورد هنوز گزارش نشده است .

قلب و سيستم عروقي به عنوان عوامل فيزيولوژيک سندرم آسيت :

قلب : ديواره نازک بطن راست به سرعت به فشار ياافزايش حجم پاسخ مي دهد ودريچه عضلاني ، دهليزي – بطني راست بسيار حساس به نارسايي است قلب نبايد به عنوان علت AS در نظر گرفته شود بلکه قلب فقط به افزايش متابوليسم يا افزايش مقاومت جريان خون ريوي نسبت به بار کاري تحميل شده پاسخ مي دهد نارسايي قلب چپ باعث فشار برگشتي در ريه مي شود که به ادم ريوي و PH در پستانداران منجر مي شود واين حالت در پرندگان نشان داده نشده است نقص اوليه قلب ، مانند منفذ بين دو بطن يا بين دو دهليز باعث تغيير جهت جريان خون از چپ به راست و PH مي شود اين نواقص معمولا قبل از روز چهاردهم باعث 5/0 درصد مرگ ومير ناشي از آسيت دراغلب گله هاي گوشتي مي شوند اندوکارديت دريچه اي دهليزي – بطني راست باعث افزايش بار حجمي و PH شده سبب وقوع RVF مي گردد بيماري هاي قلبي اوليه مانند ميوکارديت بدون ايجاد PH مي توانند منجر به ايجاد آسيت گردند .

سيستم عروقي : سرخرگ هاي عضلاني به فشار ناشي از هيپروتروفي عضله قلب پاسخ مي دهند .

هيپوکسي : هيپوکسي باعث انقباض عروق عضلاني در پستانداران و پرندگان ميشود درجه پاسخ متفاوت است اما اگر محدوديت جريان خون بيشتر از بستر مويرگي باشد مي تواند يک علت براي AS باشد هيپوکسي باعث تغيير شکل آرتريول هاي انتهايي عضلاني و غير عضلاني ريه رت ها مي شود اگر اين تغيير در طيور اتفاق بيفتد مي تواند مقاومت به جريان خون در ريه را افزايش دهد .

اندوتلين : اندوتلين به وسيله افزايش فشار داخل عروق يا آسيب ناشي از سموم آزاد شده ممکن است باعث انقباض عروق وعلتي براي AS باشد مسموميت با کورتيلاريا باعث صدمات کبدي و PH در رت ها مي شود که شايد به دليل رهاشدن اندوتلين باشد اندوتوکسين سبب انقباض عروق شده استنشاق اندوتوکسين ازبستر ميتواند علت بروز AS باشد محصولاتي که اکسيد نيتريک آزاد مي کنند موجب انبساط عروق گشته با اتساع عروق مي توانند درکاهش PH مفيد باشند .

ضايعات عروقي : آسيب به اندوتليوم مويرگ ها به وسيله بلع يا استنشاق سموم يا عوامل عفوني سبب فيبروپلازي و محدوديت درجريان خون مي شود .

عوامل سندرم آسيت که با مديريت ارتباط دارند .

کارهاي مديريتي مشوق رشد تميز کردن و رعايت اصول بهداشتي بين دوره ها تميز نگهداشتن طولاني مدت براي پر درآوري جوجه ها ، کنترل مناسب بيماري ها ، کيفيت هوايي خوب . عوامل موثر بر بروز AS هستند بين مديريت و علت هاي محيطي مقداري هم پوشاني وجود دارد بنابراين استفاده از سيستم قفس دربرخي شرايط مي تواند تصميم مناسبي باشد تعداد کمي از عوامل اختصاصي AS مانند ريکتز، آسپرژيلوزيس و سديم بالاي جيره با مديريت در ارتباط هستند .

جيره : جيره يک علت مهم در بروز AS است و ميتواند براي ايجاد يا جلوگيري از AS استفاده شود

آب : کيفيت آب در بروز سندرم اسيت موثر نيست مگر اين که سديم زيادي داشته باشد کاهش دسترسي به آب م يتواند يک ابزار مديريتي براي پيش گيري از AS باشد .

غذا : مصرف زياد غذا به دليل افزايش نياز به اکسيژن ميتواند عامل AS باشد .

پروتئين : پروتئين نياز اکسيژني بالايي براي متابوليسم دارد همچنين اکسيژن براي تبديل پروتئين اضافي به انرژي و دفع مواد زايد پروتئيني مورد نياز است .

انرژي : انرژي بالاي جيره سرعت رشد و AS را افزايش مي دهد اما زماني که انرژي جيره جوجه هاي گوشتي پايين باشد پرنده به دليل خوردن غذاي بيشتر اکسيژن بيشتري براي هضم نياز دارد جايگزيني مقداري از هيدارت کربن جيره با چربي گياهي نياز به اکسيژن را به ويژه درگرما کاهش مي دهد .

کمبود : کمبودهايي که باعث ريکتز شديد وضعيف شدن دنده ها مي گردند باتنفس تداخل مي کنند و باعث هيپوکسمي هيپوکسيک ، پلي سيتمي و افزايش غلظت خون و فراهم شدن AS مي شوند همچنين کمبود فسفر م يتواند آزاد سازي اکسيژن از هموگلوبين را کاهش دهد .

تراکم : جيره هاي پلت شده متراکم قابل هضم تر بوده راحت تر خورده مي شوند جيره هاي آردي AS را کاهش ميدهند زيرا جوجه هاي گوشتي کمتر مي خورند .

خوراک ها : بعضي از عناصر متابوليسم را افزايش داده امکان آسيت را فراهم مي کنند قليايي کردن جيره ممکن است AS را کاهش دهد بعضي از خوراک ها داراي عوامل ضد تغذيه اي هستند که رشد و ميزان AS را کاهش ميدهند .

تهويه : مواجهه با سرما و گرماي ملايم سرعت متابوليسم و AS را افزايش مي دهد درمورد تاثير جريان هوا بر سندرم آسيت گزارشي وجود ندارد مقادير اندک اکسيژن يا تهويه ضعيف AS راافزايش ميدهد سرما يک عامل مهم تر از تهويه براي بروز AS است بنابراين در صورت کاهش تهويه مي توان جوجه هاي گوشتي را گرم نگه داشت منواکسيد کربن يا دي اکسيد کرين بالا ممکن است AS ايجاد کنند اماگزارشي در اين مورد وجود ندارد به نظر مي رسد رطوبت بالا AS را افزايش دهد که احتمالا به دليل پيشرفت ميزان رشد است اما تحقيقي براي اثبات اين مطلب وجود ندارد اما رطوبت با کيفيت هوا ارتباط ندارد گفته مي شود که مقادير بالاي آمونياک AS را افزايش ميدهد اما تحقيقي براي اثبات اين مطلب وجود ندارد آمونياک ميزان رشد را کاهش مي دهد و بنابراين احتمال افزايش آسيت وجود ندارد استنشاق اندوتوکسين نيز ممکن است علت بروز AS باشد .

فضا : استرس ازدحام ميزان رشد و AS را کاهش مي دهد با در نظر گرفتن فضاي بيشتر براي هر پرنده AS افزايش خواهد يافت اين امکان وجود داردکه به دنبال شيوع تورم کيسه هاي هوايي ، AS افزايش يابد زيرا فضاي بيشتري براي پرندگان باقي مانده به وجود مي آيد .

آسپرژيولوزيس : استنشاق اسپور از بستر کپک زده يا هچري سبب ضايعات ريوي مي شود که معمولا باعث فراهم شدن شرايط آسيت در جوجه هاي گوشتي مي شود .

نور : نور به وسيله افزايش مصرف غذا شرايط آسيت را فراهم مي کند نور طبيعي روز يا 12 ساعت تاريکي AS را کاهش خواهد داد اگر براي دوره هاي تاريکي طولاني مدت از سالن هاي بسته استفاده مي شود سيستم هايي که فازهاي نوري و تاريکي را به آهستگي ايجاد مي کنند بايد در سالن نصب شوند .

عوامل محيطي سندرم آسيت

در جوجه هاي گوشتي شرايط محيطي به وسيله مديريت کنترل مي شود و شرايط محيطي خوب ميزان رشد را افزايش مي دهد سرما و گرما که عوامل محيطي مهم هستند قبلاً مورد بحث قرار گرفته اند .

ارتفاع : فشار نسبي اکسيژن با افزايش ارتفاع کاهش پيدا مي کند در سطح دريا اکسيژن 9/20 درصد از اتمسفر را تشکيل مي دهد به ازاي هر 500 متر افزايش ارتفاع تقريبا 1 درصد از ميزان اکسيژن کاسته مي وشد توانايي اکسيژن گيري کامل هموگلوبين همچنان که اريتروسيت ها از ريه عبور مي کنند به زمان عبور تمايل هموگلوبين – اکسيژن ، ضخامت سد هوا – هموگلوبين به ويژه در فشار نسبي اکسيژن هوا بستگي دارد در بعضي از پرندگان ، اکسيژن هوابستگي دارد در بعضي از پرندگان اکسيژن به طور آسان تري ازهوا به خون و ازخون به بافت ها جابجا مي شود ماکيان لگهورن ممکن است قادر باشند هموگلوبين خود را در 15 درصد اکسيژن به طور کامل بااکسيژن ترکيب نمايند اما بعضي جوجه هاي گوشتي حتي در ارتفاع پايين اکسيژن خون سرخرگي پاييني دارند که شايد به دليل زمان عبور خيلي سريع باشد پس هرگونه افزايش درارتفاع ، ياکاهش در ميزان اکسيژن باعث پلي سيتمي ، افزايش غلظت خون و افزايش AS مي وشد تحقيقات اخير نشان داده است که جوجه هاي گوشتي پرورش يافته در اتاق داراي فشار اکسيژن کمتر از فشار اتمسفر در ارتفاع 1000 متر توليد پلي سيتمي تقريبا شبيه 1500 و 2000 متر را نموده اين هيپوکسي متناوب م يتواند باعث ايجاد AS گردد جوجه هاي گوشتي پرورش يافته در ارتفاع بالاي 800 متر در کانادا و ديگر کشورها تاثير معني داري درافزايش AS را نشان داده اند دربسياري از کشورها ارتفاع يک علت مهم براي بروز AS است هيپوکسي حاد احتمالا به دليل تاثير انقباضي ناگهاني فشارخون ريوي را افزايش مي دهد .

نتيجه :

در افزايش فشار خون ريوي اوليه مدارکي براي غير طبيعي بودنيا آسيبي که باعث PH شود وجودندارد عامل PH اوليه که به RVF و آسيت درجوجه هاي گوشتي داراي رشدسريع منجر مي شود نياز اکسيژني بالا براي متابوليسم است جريان خون افزايش يافته بيشتر از ظرفيت طبيعي عروق ريه است وباعث PH با افزايش بار فشار بر روي بطن راست مي شود تا خون بيشتري را در بستر مويرگي ريه وارد کند .PH اوليه ميتواند با محدوديت غذايي براي کاهش متابوليسم و کاهش اکسيژن مورد نياز پيش گيري شود . اين عوامل افزايشي هستند و AS را در جوجه هايي که رشدسريع دارند بيشتر از جوجه هاي داراي رشد آهسته افزايش مي دهند شرايطي که مقاومت در برابر جريان خون درمويرگ هاي ريه را افزايش ميدهند ممکن است اکسيژن مورد نياز را افزايش ندهند .اما سديم بالاي جيره و پلي سيتمي ممکن است افزاينده باشند وباعث بروز AS به ميزان بيشتري بيشتر در ماکيان داراي رشد سريع شوند شرايط ديگري که آسيب ريوي يا هيپوکسمي توليد مي کنند فضا را براي جريان خون کاهش داه يا پلي سيتمي ايجاد نموده باعث بروز PH وافزايش ميزان AS ميشوند در بررسي بيماري زايي AS بايد توجه نمود که از تفسير تغييرات و ضايعات ناشي از PH نارسايي دريچه و RVF به عنوان علت PH يابيماري قلبي پرهيز شود پلي سيتمي يک پي آمد از RVF است و ميتواند باعث PH شود قبل از اين که بگوييم پلي سيتمي علت AS مي باشد بايد قلب مورد بررسي قرارگيرد .گفته مي شود که سندرم مرگ ناگهاني و AS در جوجه هاي گوشتي روندبيماري زايي مشابهي دارند اگر چه بين آنها شباهت هايي است اما تفاوت هاي زيادي نيز وجود دارد سندرم مرگ ناگهاني احتمالا از فيبريلاسيون بطني ناشي مي شود و دلايل علمي مبني بر اينکه AS و سندرم مرگ ناگهاني سبب شناسي قلبي مشترک داشته باشند وجود ندارد .



مجله چکاوک – دکتر محمد جهان تيغ

number one
2007-Jul-09, 11:07
تغييرات عوامل خوني پرندگان اهلي در تنش گرمايي


چکيده

دستگاه قلبي ، عروقي يکي از دستگاه هايي است که در بر طرف کردن گرما دخالت دارد هنگامي که حيوانات در تنش گرمايي قرار مي گيرند تغييراتي در سيستم خوني بدن آنها رخ مي دهد که اين تغييرات شامل کاهش الکتروليت هاي پلاسما بر هم خوردن تعادل اسيد – باز خون و ايجاد آلکالوز تنفسي مي باشد کل ويسکوزيته ، هماتوکريت ، غلظت پروتئين هاي پلاسما و اسمولاليته خون در تنش گرمايي کاهش يافته درحالي که حجم پلاسما افزايش مي يابد در واقع افزايش حجم پلاسما که با کاهش هماتوکريت غلظت پروتئين هاي پلاسما و اسمولاليته پلاسما همراه است نشان دهنده رقيق شدن خون و در نتيجه کاهش ويستکوزيته خون است کاهش ويسکوزيته خون باعث کاهش مقاومت محيطي مي گردد که پراکنش خون جهت انتقال گرما به سطح را افزايش مي دهد هنوز مشخص نشده که تغييراتي که در سيستم گردش خون رخ مي دهد آيا بخشي از وفق پذيري به دماي محيطي بالا يا پايين است يا اينکه پاسخي به تنش به وجود آمده مي باشد .

مقدمه

چندين دستگاه در تنظيم دما سهيم بوده که در توليد يا بر طرف کردن گرما شرکت دارند سيستم قلبي – عروقي يکي از دستگاه هايي است که در برطرف کردن گرما دخالت دارد هنگام تنظيم دما در درجه حرارت هاي مختلف محيطي تغييراتي شامل مصرف اکسيژن و بر طرف کردن گرما در آن رخ مي دهد در تنش گرمايي تغييراتي در سيستم گردش خون که در انتقال انرژي و گرما نقش دارد به وجود مي آيد که منطبق با نيازهاي حيوان است .

تنش گرمايي

تمام پرندگان تنش گرمايي که بالا رفتن رطوبت نسبي و دماي محيطي از منطقه راحتي است را تجربه کرده اند منطقه خنثي حرارتي به محدوده دمايي اطلاق مي شود که در آن پرندگان مي توانند دماي بدن خود را با افزايش يا کاهش دما بدون صرف انرژي تنظيم يا تامين کنند عوامل متعددي تنش گرمايي را تحت تاثير قرار مي دهد که درک هر کدام از آنها حائز اهميت است سن ، اندازه بدن ، وضعيت قبل از قرار گرفتن در تنش گرمايي و ژنتيک عوامل اصلي هستند که عکس العمل پرنده ها را به تنش گرمايي تحت تاثير قرار مي دهند.

عوامل خوني که در تنش گرمايي تغيير مي کنند

خون بافت سيالي است که از مايعي به نام پلاسما که در برگيرنده نمک ها ، ترکيب هاي شيميايي و سلول هاي خوني است تشکيل شده است خون نقش هاي زير را برعهده دارد :1- جذب و انتقال مواد غذايي از دستگاه گوارش به بافت هاي گوناگون بدن 2- انتقال گازهاي خون به بافت ها و برعکس 3- دفع مواد زايد ناشي از متابوليسم 4- انتقال هورمون هاي توليد شده به وسيله غدد درون ريز 5- تنظيم مقدار آب بافت هاي بدن . همچنين نقش مهمي در تنظيم درجه حرارت طبيعي بدن دارد .

1- الکتروليت هاي پلاسما

يون هاي عمده پلاسما شامل سديم ، کلر ، پتاسيم ، کلسيم ، فسفات ، سولفات و منيزيم مي باشد در حالت طبيعي غلظت پلاسمايي اين يون ها تنها در محدوده بسيار کوچکي تغيير مي کند و تغييرات شديد درغلظت اين يون ها به اختلالات شديد سلولي منجر ميشود به اين دليل که يون ها همراه با پروتئين هاي پلاسما نقش عمده اي در ايجاد تعادل اسمزي در بين پلاسما و مايعاتي که سلول ها در آن شناور هستند ايفا مي کنند غلظت اين يون ها در تعيي PH مايعات بدن از اهميت برخوردار است الکتروليت ها ي پلاسما ممکن است اثراتي درعدم تعادل اسيد – باز در حالت دماي بالا داشته باشند . در جوجه هاي گوشتي گزارش شده است که غلظت سديم و پتاسيم جيره در موقع افزايش دماي محيط کاهش معني داري را نشان ميدهد . بوقلمون هاي ماده بالغ در شرايط تنش گرمايي حاد مقادير کم سديم ، کلسيم ، منيزيم و فسفر غير آلي پلاسما و مقدار پتاسيم بالاتري را نشان مي دهند غلظت کلر پلاسما تغيير معني داري را نشان نمي دهد همچنين با قرار دادن بوقلمون ها در دماهاي چرخشي 21،25، 30 و 35 درجه سانتي گراد به نتايج مشابهي دست يافته اند . منيزيوم پلاسماي مرغ هاي تخمگذار لگهورن که در تنش گرمايي 38 درجه سانتي گراد به مدت 140 دقيقه قرار گرفتند به طورمعني داري در مقايسه با دماي 23 درجه سانتي گراد قبل از تنش کاهش يافته است فسفر غير آلي و کلسيم تغييري نداشت و سديم پلاسما در مقايسه با گروه شاهد کاهش داشت هيچ تغييري در غلظت کلريد پلاسما ي جوجه هاي گوشتي که در تنش حاد و مزمن قرار گرفته بودند ديده نشد .

2- تعادل اسيد - بازخون

وقتي دماي محيطي از دماي راحتي پرنده بالاتر باشد پرندگان جهت دفع حرارت مازاد نفس نفس مي زنند نفس نفس زدن يکي از واکنش هاي مشهود پرندگان در زمان قرار گرفتن در معرض گرما مي باشد . نفس نفس زدن دفع دي اکسيد کربن را از شش ها افزايش مي دهد که اين باعث کاهش جزيي فشار دي اکسيد کربن و همچنين بي کربنات موجود در پلاسماي خون مي شود درواقع پايين بودن غلظت يون هاي هيدورژن باعث افزايش PH پلاسما ، يعني شرايطي که معمولا به آن آلکالوز گفته مي شود مي گردد پرنده هايي که در معرض تنش گرمايي مزمن قرار مي گيرند سيکل تنفسي نفس نفس زدن يا بدون نفس نفس زدن را از خود نشان مي دهند که وضعيت آنها بين حالت طبيعي و قليايي در نوسان است در نتيجه دامنه گسترده و متغيري براي PH خون در پرنده هايي که در تنش گرمايي قرار مي گيرند ديده مي شود گزارش هايي وجود دارد مبني بر اين که تنش گرمايي بر PH خون اثري ندارد اما PH بيشترين تغييرات را در طي تنش گرمايي درمقايسه با شاهدها در دماي طبيعي دارد درجه تنش گرمايي نوع تنش جايگاه جمع آوري خون ، زمان نمونه برداري و وضعيت تنفسي پرنده از عوامل تاثيرگذار مي باشند . زماني که بوقلمون هاي ماده در تنش گرمايي حاد 42 درجه سانتي گراد قرار ميگيرند PH افزايش معني داري را از خود نشان مي دهد همچنين دربوقلمون هايي که در دماهاي چرخشي 21،25، 30، 35 درجه سانتي گراد قرار گرفتند Po2 ، Pco2 و PH خون هيچ تغيير معني داري از خود نشان نداد . جوجه هاي گوشتي که در تنش گرمايي مزمن 32 درجه سانتي گراد قرار گرفته بودند در مقايسه با پرندگاني که در دماي طبيعي 24 درجه سانتي گراد پرورش يافتند PH خون بالاتري داشتند در تنش گرمايي حاد نيز با بالا بردن دما از 32 درجه سانتي گراد به 42 درجه سانتي گراد PH خون به 521/7 افزايش يافت گزارش هايي وجود دارد که اظهار ميکند جوجه هاي گوشتي در تنش گرمايي مزمن 35 درجه سانتي گراد در مقايسه با پرند ه هايي که در دماي طبيعي رشد يافته بودند Pco2 و Hco3 پايين تري داشته ، PH خون آنها تحت تاثيرقرار نمي گيرد مقدار دي اکسيد کربن و بي کربنات خون درتنش گرمايي کاهش مي يابد .

3- ويسکوزيته خون

ويسکوزيته ، وزن مخصوص و فشار اسمزي خون ، اثرات فيزيکي مهمي برگردش خون ، جريان خون و تبادل مايع خون و بافت هاي گوناگون بدن دارند ويسکوزيته خون شاخصي است که بازتاب تغيير پذيري خون است ويسکوزيته خون کامل به مقدار زيادي تحت تاثير تعداد سلول هاي خوني است و در جنس نر بيشتر از جنس ماده مي باشد زيرا نرها تعداد بيشتري گلبول قرمزدارند همچنين ويسکوزيته پلاسما به طور قابل توجهي تحت تاثير پروتئين هاي پلاسما قرار مي گيرد تغيير ويسکوزيته خون ممکن است تاثيراتي درمقاومت محيطي و توزيع چرخشي خون داشته باشد بنابراين انتشار بافتي و پراکنش خون جهت انتقال گرما به سطح را تغيير دهد گزارش شده است که ويسکوزيته خون با بعضي از بيماري هاي جوجه گوشتي مثل آسيت وافزايش فشار ريوي درارتباط است هنگامي که پرندگان دردماي بالا قرار مي گيرند ويسکوزيته خون آنها کاهش مي يابد کل ويسکوزيته خون جوجه گوشتي در درجه حرارت 25 درجه سانتي گراد و بالاتر کاهش معني داري را نشان مي دهد جوجه هاي گوشتي که در دماي 28 و 26 درجه سانتي گراد نگهداري شده بودند در مقايسه با دماي 20 درجه سانتي گراد نيز ويسکوزيته خون پايين تري را نشان دادند در گرما مصرف آب افزايش مي يابد آب وارد سيستم عروقي ميگردد و نتايجي در کاهش ويسکوزيته دارد در واقع افزايش حجم درون رگي در پرندگان دردماي بالا با کاهش هماتوکريت غلظت پروتئين هاي پلاسما و اسمولاليته پلاسما همراه بودند نشان دهنده رقيق شدن خون کاهش مي يابد کاهش ويسکوزيته خون باعص کاهش مقاومت محيطي و فشار بر روي قلب مي شود که در نتيجه پراکنش خون جهت انتقال گرما به سطح افزايش مي يابد .

4- هماتوکريت

هماتوکريت عبارت است از حجم اشغال شده گلبول هاي قرمز خون و به عبارت ديگر هماتوکريت در صد گلبول هاي قرمز فشرده شده خون مي باشد هماتوکريت روش غير مستقيم مناسبي جهت اندازه گيري تعداد گلبول هاي قرمز خون است درجه حرارت محيط نيز بر ميزان هماتوکريت موثر است به گونه اي که ميزان هماتوکريت در پرندگان با افزايش درجه حرارت کاهش يافته و با کاهش درجه حرارت افزايش مي يابد جوجه هاي گوشتي رشد يافته در محيط هاي خنک هماتوکريت بالاتري دارند در حالي که جوجه هايي که در تنش گرمايي قرار گرفتند هماتوکريت پايين تري را نشان داده اند در جوجه هاي گوشتي مشاهده شده است که با قرار گرفتن در دماهاي 7 ، 20 ، 25، 30 و 35 درجه سانتي گراد هماتوکريت خون در دماي 25 درجه سانتي گراد و بالاتر کاهش معني داري را نشان مي دهد . گزارش شده است که جوجه هاي گوشتي که در دماي 28 و 36 درجه سانتي گراد نگهداري شده بودند نسبت به جوجه هايي که در دماي 20 درجه سانتي گراد نگهداري شدند هماتوکريت پايين تري داشتند در بوقلمون هاي نر بالغي که در دماهاي 10، 1/21 ، 2/32 و 8/37 درجه سانتي گراد قرار گرفته بودند مشاهده شد بوقلمون هايي که در دماي 8/37 درجه سانتي گراد نگهداري شده بودند در مقايسه با بقيه دماها هماتوکريت پايين تري دارند همچنين بوقلمون هايي که در دماي 2/32 درجه سانتي گراد بودند مقدار اندکي هماتوکريت پايين تر نسبت به دماهاي 10 و 1/21 درجه سانتي گراد نشان دادند.

5- غلظت پروتئين هاي پلاسما

اغلب پروتئين هاي پلاسما از اسيدهاي آمينه اي توليد مي شوند که منشا آنها غذا يا کاتابوليسم بافت ها است و توليد اين پروتئين ها در کبد صورت مي گيرد . در دماي بالاي محيطي مزمن ، غلظت پروتئين هاي پلاسما همراه با بالا رفتن دما کاهش مي يابد . غلظت پروتئين هاي پلاسما در جوجه هاي گوشتي که در معرض گرما قرار گرفتند در دماي 28 و 36 درجه سانتي گراد مقادير پايين تري را نسبت به دماي 20 درجه سانتي گراد نشان دادند همچنين در جوجه هاي گوشتي که تحت تنش گرمايي حاد 35 درجه سانتي گراد به مدت 6 ساعت قرار گرفتند مقدار آلبومين در مقايسه با حالت طبيعي پايين تر بود و پروتئين تام نيز کاهش نشان داد .

6- حجم پلاسما

دردماي بالا حجم پلاسما افزايش مي يابد افزايش حجم پلاسما درتنش گرمايي موجب کاهش کل ويسکوزيته خون مي شود . با قراردادن جوجه هاي گوشتي درتنش گرمايي حاد و مزمن مشخص گرديده است که همراه با افزايش دما ، حجم پلاسماي خون افزايش مي يابد . هنگامي که جوجه هاي گوشتي در معرض دماي بالا قرار مي گيرند حجم خون و پلاسماي آنها افزايش معني داري مي يابد اما اين افزايش با بالا رفتن دما به صورت خطي نيست افزايش حجم خون نه تنها موجب کاهش در ويسکوزيته خون و اسمولاليته پلاسما مي گردد بلکه احتمالا ً در افزايش بازده قلب نيز نقش دارد که براي کاهش مقاومت محيطي و افزايش پراکنش بافتي جهت انتقال گرما به سطح مفيد مي باشد .

7- اسمولاليته پلاسما

فشار اسمزي پلاسماي پرندگان به طور قابل ملاحظه اي پايين تر از فشار اسمزي پلاسماي اکثر پستانداران است واين امر به خاطر آن است که آلبومين پلاسماي پرندگان نسبتا ً پايين تر از آلبومين پلاسماي پستانداران است آلبومين دربه وجود اوردن فشار کلوييدي اسمزي نقش بسزايي دارد در دماهاي بالاي محيطي اسمولاليته پلاسما کاهش مي يابد . در گزارشي مشاهده شده است که جوجه هاي گوشتي که در دماهاي 28 و 36 درجه سانتي گراد قرار گرفته بودند در مقايسه با دماي طبيعي پرورش ، اسمولاليته پلاسماي کمتري را نشان دادند درگرما مصرف آب افزايش يافته ورود آب به داخل سيستم گردش خون افزايش مي يابد در نتيجه با افزايش آب از اسمولاليته پلاسما کاسته مي شود کاهش در اسمولاليته پلاسما فقط به خاط افزايش آب پلاسما نيست و ممکن است به خاطر کاهش غلظت پروتئين هاي پلاسما و الکتروليت هاي پلاسما باشد .

8- آنزيم ها و متابوليت هاي پلاسما

تحقيقات متعدد بر روي مرغ هاي تخمگذار و جوجه هاي گوشتي نشان مي دهد که تنش گرمايي هيچ گونه تاثيري بر مقادير آنزيمي ومتابوليتي پلاسما نمي گذارد آکالين فسفاتاز ، کراتينين و اسيد اوريک پلاسماي مرغ هاي تخمگذاري که در تنش گرمايي 38 درجه سانتي گراد به مدت 140 دقيقه قرار گرفته بودند هيچ تغييري را نشان نمي دهد گلوکز پلاسما در دماي بالا افزايش مي يابد اما اين اختلاف نسبت به شاهد معني دار نمي باشد با اين وجود گزارشي اظهار مي کند که غلظت آلکالين فسفاتاز پلاسماي پرندگاني که در دماي بالاتر از حد طبيعي پرورش يافته بودند با کاهش همراه بود. تصور بر اين است که دليل عدم تغييرات معني دار در آنزيم ها ، الکتروليت ها و متابوليت هاي پلاسما در تنش گرمايي حاد اين است که عوامل فيزيولوژيکي و بيولوژيکي خون ، همانند تعادل اسيد – باز خون بلافاصله تحت تاثير قرار نمي گيرد.

9- ميزان ته نشيني

ميزان سديمانتاسيون ، سرعت ته نشيني گلبول هاي قرمز خون برحسب ميلي متر در مدت زمان يک ساعت است ميزان سديمانتاسيون گلبولهاي قرمز به دو عامل اصلي بستگي دارد : نخست نيروي جاذبه زمين که باعث ته نشيني گلبول ها مي شود و دوم مقاومتي که در اثر اصطحکاک پلاسما با گلبول هاي قرمزي که در آن غوطه ور است به وجود مي آيد نقشي که هريک از اين عوامل بر عهده دارند به چند عامل ديگر از قبيل شکل واندازه سلول ها ، وزن مخصوص پلاسما و ترکيب شيميايي پلاسما بستگي دارد . اطلاعات بسيار کمي در مورد ميزان سديانتاسيون پرندگان وجود دارد تغيير در ميزان سديمانتاسيون مي تواند به وسيله دماي محيطي تحت تاثير قرار گيرد . مشاهده شده است که بوقلمون هايي که در درجه حرارت 8/37 درجه سانتي گراد قرارگرفتند در مقايسه با دماهاي 2/32 ، 1/21 و 10 درجه سانتي گراد ميزان سديمانتاسيون بالاتري داشتند . قرار گرفتن طيور در درجه حرارت هاي بالاي محيطي ، هماتوکريت و هموگلوبين را کاهش ميدهد که شواهد قاطعي براي وقوع رقيق شدن خون و افزايش ميزان سديمانتاسيون مي باشد .

10- ضربان قلب ، برون ده قلب ، فشارخون و کل مقاومت جانبي

قرار گرفتن پرندگان در درجه حرارت هاي بالاي محيطي با کاهش فشار خون افزايش برون ده قلب و کاهش مقاومت جانبي همراه است و با وفق يافتن پرندگان به افزايش دما ، برون ده قلبي کاهش و فشار خون افزايش مي يابد و مقاومت جانبي به حد طبيعي بر مي گردد . در بوقلمون ها مشاهده شده است که ميانگين تعداد ضربان قلب پس از اين که 60 دقيقه در درجه حرارت 38 درجه سانتي گراد قرار گرفتند افزايش مي يابد تعداد ضربان قلب پيوسته ومنظم بالا مي رود تا اينکه 150 دقيقه پس از شروع بالا بردن دما به اوج 332 ضربه در دقيقه مي رسد سپس بعد از 15 دقيقه به 296 ضربه در دقيقه کاهش مي يابد بر اين اساس محققين متوجه شدند که يک ارتباط خطي بين تعداد ضربان قلب و دماي راست روده وجود دارد فقط در بالاترين دماي راست روده ، تعداد ضربان قلب افت مي کند . وقتي دماي محيطي افزايش مي يابد وزن قلب کاهش معني داري را نشان مي دهد تغييرات مشاهده شده در ويسکوزيته ناشي از تغيير در هماتوکريت است که با تغييراتي دروزن عضله قلب همراه مي باشد ارتباط خطي مشاهده شده بين هماتوکريت و وزن قلب نشان مي دهد که وفق ناپذيري وزن قلب با تغييراتي درفعاليت کاري قلب همراه است پرکاري قلب در نتيجه تغييراتي در فعاليت کاري قلب ايجاد مي شود و آن هم نشاي از فشار بالاي ريوي مي باشد .

نتيجه گيري

هنوز مشخص نيست تغييراتي که در سيستم گردش خون رخ مي دهد بخشي از وفق ناپذيري به دماي محيطي بالا يا پايين است يا اين که پاسخي به تنش به وجود آمده مي باشد با دانستن تغييراتي که در اثر تنش گرمايي به وجود مي آيد مي توان راهکارهايي را در جهت رفع يا به حداقل رساندن آنها اتخاذ نمود.



فصلنامه چکاوک – حسين تحسيري

number one
2007-Jul-09, 11:10
کنجاله سويا و نقش آن در تغذيه طيور

مقدمه

با توجه به روند فزاينده افزايش جمعيت منابع محدود و فقر و گرسنگي پنهان لازم است برنامه اقتصادي همه جانبي اي تدوين گردد در بخش کشاورزي و زير مجموعه آن دامپروري و پرورش طيور يکي از مواردي است که در کوتاه مدت و با هزينه کمتر مارا به اهداف اقتصادي مي رساند بدين لحاظ نياز به مديريت چنين واحدهايي است تا با تاکيد بر اصلاح نژاد طيور جهت بالارفتن راندمان توليدبهترين شرايط محيطي را فراهم نمايند. از اين لحاظ که غذا در پرورش طيور بيشترين هزينه را دارد مساله عمده و اساسي است کنجاله سويا امروزه به دليل کيفيت مناسب و اقتصادي سهم بسزايي در جيره طيور دارد بر اين اساس در اين مقاله سعي شده است که اهميت اين ماده غذايي را از لحاظ ترکيبات آن و مقايسه آن با ديگر منابع پروتئيني بيان نمايد . به طور کلي مي توان گفت که کنجاله سويا يک ماده غذايي بهداشتي و اقتصادي است و به لحاظ ترکيبات شيميايي مناسب در جيره طيور نقش مهمي ايفا مي کند.

ترکيب مواد غذايي مورد نياز طيور

خوراکهاي مورد نياز در تغذيه طيور از موادي مغذي تشکيل شده که پس از جذب و ورود به خون هر يک بطريقي در اعمال حياتي بدن حيوان نقش ايفا مي کنند مواد مغذي به طور کلي شامل کربوهيدراتها و چربيها ، پروتئين ها ، مواد معدني ، ويتامين ها ، آب و ترکيبات اضافي مي باشند. براساس نوع و شيوه پرورش طيور ازنظر گوشتي و تخمگذار بودن ونيز زمان پرورش درصدترکيبات فوق تغيير پذيرند و به انواع مواد غذايي نيازمند هستند جهت تعيين ميزان هر ماده غذايي در جيره طيور مي بايست به اين نکات توجه داشت که : ماده غذايي اقتصادي و بهداشتي باشد تمام نيازهاي لازم را تامين کند. يکي از مواد غذايي مورد مصرف در پرورش طيور ، کنجاله سوياست که پس از ذرت ، بيشترين اهميت را دارد و تمامي فاکتورهاي فوق را در بر ميگيرد بدين ترتيب لازم است شناختي بر آناليز مواد مغذي و ديگر خصوصيات آن داشت البته جهت روشن نمودن بيشتر مطلب سعي شده نيازهاي غذايي طيور مشخص گردد و سپس اهميت آن مطرح خواهد شد .

پروتئين ها

پروتئين ها از واحدهايي بنام اسيد آمينه تشکيل شده اند و حدود 20 درصد وزن يک مرغ و 5/12 درصد وزن تخم مرغ از آنها ترکيب يافته است بعضي اسيدهاي آمينه به واسطه انتقال گروه آميني ازاسيدهاي آمينه ديگر بوجود مي آيند . ولي تعدادي تحت عنوان اسيدهاي آمينه ضروري به اندازه کافي در بدن حيوان ساخته نمي شوند اين دسته اسيدهاي آمينه عبارتنداز : آرژنين ، متيونين ، لوسين ، ايزولوسين ، گلوتامين ، هستيدين ، فنيل آلانين ، ليزين ، تريپتوفان ، تره ئونين و والين . در تعادل جيره بيشتر به پنج اسيد آمينه آرژنين ، تريپتوفان ، ليزين ، متيونين ، و سيستين را ملاک قرار مي دهند . اصولا پروتئين ها شامل : دو منبع گياهي و حيواني است که بسته به خصوصيات ذکر شده مي توان به نسبت از ترکيب انها استفاده نمود معمولا فرآورده هاي با منشا حيواني توازن اسيد آمينه بهتري دارند و قادرند مواد معدني ضروري و ويتامين ها را تامين کنند در حال حاضر در تهيه خوراک طيور استفاده از مکملهاي پروتئيني حيواني کمتر از سابق است . از جمله مهمترين منابع پروتئيني حيواني مي توان از پودر ماهي ، پودر گوشت ، پودر خون ، پودر شير ، پودر گوشت استخوان دار پودر پر ، پودر کشک ، اب پنير خشک شده ، باقي مانده کشتارگاههاي طيور و مواد محلول ماهي را نام برد. امروزه با توجه به مشکلات تهيه مواد غذاي سرشار از پروتئين از منابع حيواني سعي شده ازمکملهاي پروتئيني نباتي که بيشتر فرآورده هاي فرعي کنجاله دانه هاي روغني هستند اين مساله را حل نمايند پروتئين هاي نباتي از لحاظ توازن اسيدهاي آمينه ، منابع فقيرتري هستند از جمله مهمترين منابع پروتئين هاي نباتي مي توان به غلات تقطير شده خشک ، کنجاله سويا ، کنجاله پنبه دانه ، کنجاله بذرک ، کنجاله کلزا ، کنجاله گلرنگ ، کنجاله کنجد ، دانه باقلا و .... اشاره نمود. از ميان آندسته پروتئين هاي نباتي که به طور معمول استفاده مي شوند کنجاله سويا اهميت بيشتري از نظر اسيد آمينه و ليزين دارد ولي در مجموع درکاربرد پروتئين هاي نباتي بايد ميزان و نوع اسيدهاي آمينه و نيز مواد سمي موجود در آن برآورده شود تازماني که از هر مکمل جديد تاريخچه مصرف مناسبي در دسترس نيست قبل از استفاده در جيره مي بايست به دقت مورد بررسي قرارگيرد.

اهميت کنجاله سويا در تامين پروتئين لازم در جيره طيور

سويا حاوي حدود 35 تا 40 درصد پروتئين و 18 تا 21 درصد چربي است وبه منظور توليد روغن و کنجاله توليد و فرايند مي شود با حرارت دادن به سويا کيفيت آن بهتر شده بازدارنده تريپسين غيرفعال شده و متيونين بهتر در دسترس قرار مي گيرد با وجود اين مي بايست دقت شود که ممکن است حرارت زياد به ليزين و احتمالا اسيدهاي آمينه ضروري ديگر صدمه رساند يا آنها را از دسترس خارج سازد ولي به طور کلي بيشتر تحقيقات بر اين نظر تاکيد داشته که کنجاله سويا براي حداکثر کيفيت پروتئين مي بايست حرارت مناسبي ديده باشند سويا که چربي آن گرفته شده باشد به دو صورت آسياب کامل يا پرک شده مصرف مي گردد با وجود اين لازمه حرارت دادن ايجاب مي کند که دانه ها به طور مناسبي فرايند شوند در آزمايشهاي تغذيه جيره هاي تمام چربي دار سويا به جوجه ها نتايجي به دست آمده که دانه هاي کامل يا دانه هاي آسياب شده مطلوب ترند اما بايد متذکر شد که در مناطقي که با مشکل کمبود روغنهاي نباتي مواجه اند اقتصادي تر آن است که فقط ازکنجاله استفاده شده و روغن ان جدا گردد. در تهيه کنجاله با جدا شدن روغن ميزان پروتين کنجاله حاصل به حدود 45 درصد رسيده و مقدار الياف فام آن حدوداً 6 درصد مي گردد کنجاله بدون پوسته معمولا با حداقل 50 درصد پروتئين استاندارد مي شود ومقدار الياف آن در حدود 3 درصد است کنجاله بدون پوسته مخصوصا در خوراکهاي پرانرژي جوجه هاي گوشتي مطلوب است . پروتئين سويا يک پروتئين با کيفيت است و حاوي مقادير سرشار از اسيدهاي آمينه ضروري است و درميان پروتئين هاي نباتي منبع عالي ليزين مي باشد و به عنوان يک منبع مناسب آرژنين ، گليسين وتريپتوفان به حساب مي آيدليکن مقادير اسيدهاي آمينه سيتين و متيونين موجود کمتر از حد دلخواه است متيونين اولين اسيد امينه محدود کننده درجيره هاي پرانرژي بوده و حايز اهميت زيادي است بنابراين در جيره هايي که از سويا به ميزان زيادي استفاده مي گردد مي بايست از متيونين و مواد غذايي حاوي متيونين بالا به عنوان مکمل استفاده نمود.

عوامل محدود کننده استفاده از سويا در جيره طيور

علاوه بر اينکه ميزان اسيدهاي آمينه متيونين و سيستين در سويا پايين است کنجاله سويا حاوي تعدادي از مواد سمي محرک و ممانعت کننده شامل مواد آلرژي زا ، گواترزا و عوامل ضد انعقاد است از نظر تغذيه دام ممانعت کننده هاي پروتئاز که شش نوع از آن شناخته شده است حايز اهميت اند از اين ممانعت کننده ها عامل آنتي تريپسين و کونيتز و ممانعت کننده کايموتريپسين بومن برک اهميت خاصي دارندتغذيه دانه خام سويا و کنجاله حرارت نديده آن رشد حيوان را به تاخير مي اندازد يکي از دلايل آن وجود همين ممانعت کننده هاي پروتئاز است که باعث جلوگيري ازهضم پروتئين مي شوند همچنين شواهدي در دست است که فعاليت بيش از حد پانکراس در اين حالت اتفاق مي افتد همانطور که قبلا توضيح داده شد حرارات باعث غير فعال شدن اين ممانعت کننده ها مي گردد و از اين راه مي توان تا حدودي اين اثرات را خنثي کرد اگر از کنجاله سويا به عنوان منبع اصلي پروتئين جيره طيور استفاده شود مسايلي بروز خواهد نمودو کنجاله سويا از لحاظ ويتامين B فقير است وجهت رفع اين نقيصه بايد همراه با آن از مکملهاي ويتاميت و يا از پروتئين هاي حيواني نظير پودر ماهي استفاده کرد چنانچه کنجاله سويا با مواد فوق الذکر تکميل نگردد مرغهاي تخمگذار ، تخمهايي با قابليت جوجه کشي کم توليد نموده جوجه هاي حاصل نيز ضعيف و به علت کمبود ويتامين K در مقابل خونريزي حساس خواهند بود کنجاله سويا نسبت به دانه غلات ، کلسيم و فسفر غني تري دارد امادر صورتي که در جيره طيور در حال رشد يا مرغهاي تخمگذار ،جانشين پروتئين حيواني شود لازم است جيره غذايي مجددا ازلحاظ کلسيم و فسفر تنظيم گردد. کنجاله سويا حاوي 1/0 درصد جنيستين است که خواص گواترزايي دارد وتواني معادل 10 * 44/4 توان دي انيل استيلسترون از خود نشان مي دهد اين ماده تاثير روشني تاکنون از خود بروزنداده است .

مواد غذايي موجود در کنجاله سويا در مقايسه با نياز غذايي جوجه هاي گوشتي

بيشترين اهميت کنجاله سويا مربوط به پروتئين آن مي گردد اما به همراه پروتئين مواد ترکيبات ديگري نيز در آن وجود دارد . همچنين به منظور مقايسه نياز طيور و مقدار مواد غذايي که اين کنجاله مي تواند فراهم نمايد نيازهاي غذايي جوجه هاي گوشتي در سنين مختلف درج گرديده است .

مقايسه ميزان پروتئين کنجاله سويا و ديگر منابع پروتئيني

کيفيت اسيدهاي امينه پروتئين هاي حيواني نسبت به گياهي ارجحيت دارد اما هزينه بالاي اين پروتئين ها و برخي از آنهارا نمي دهد بنابراين لازم است از پروتئين هاي نباتي استفاده شود کنجاله سويا نسبت به ديگر مواد گياهي باردارنده کمتري داشته و اسيدهاي آمينه لازم را فراهم مينمايد بنابراين از اين منبع پروتئين مي توان تا حد بالايي استفاده کرد .

نتيجه گيري

درمجموع ميتوان گفت کنجاله سويا ، ماده غذايي مناسبي جهت تامين پروتئين جيره طيور مي باشد که از لحاظ اقتصادي بهداشتي و ترکيبات موجود حائز اهميت است با توجه به عوامل محدود کننده استفاده زياد در جيره طيور توصيه مي شود ازمکملهاي پروتئيني مناسب همچون کنجاله کنجد ، پودر ماهي و غلات ويتامين ها و منابع تامين کننده فسفر و کلسيم حتي الامکان استفاده گردد بدين ترتيب مي توان جيره غذايي مناسبي مشتمل بر انواع مختلف مواد غذايي تهيه نمود .

مجله تغذيه دام وطيور – مهندس اسماعيل کرمي دهکردي

number one
2007-Jul-09, 11:11
تزريق اسيدهاي آمينه به تخم مرغ مادران گوشتي و اثر آن بر درصد جوجه درآوري


تخم مرغ هاي بزرگتر جنين هاي بزرگتري نسبت به تخم مرغ هاي کوچک دارند يک گرم تفاوت وزن تخم مرغ منجر به ايجاد 10 گرم اختلاف وزن در 56 روزگي مي شود همبستگي بين وزن تخم مرغ و جوجه وجود دارد تخم مرغهاي حاصله از مادران گوشتي به دليل وزن کم تخم مرغ درابتداي توليد جوجه هايي با وزن پايين توليد مي کنند همچنين نتايج ازمايشات مختلف نشان مي دهد که تخم مرغ هاي حاصله از گله هاي مادر مسن تر سنگين تر هستند و لذا داراي در صد بيشتري زرده مي باشند مشابه با آن نسبت بيشتري آلبومين و پوسته درمقايسه با تخم مرغ هاي حاصله از گله هاي مادر جوان داشتند جوجه هايي که از تخم مرغ هاي بزرگتر حاصل مي شوند بزرگتر بوده و ذخاير غذايي بيشتري به همراه دارد ثابت شده است که وزن تخم مرغ و وزن جوجه د رهنگام درآمدن ازتخم رابطه نزديکي با يکديگر دارند البته اندازه جنين قبل و طي جوجه درآوري ممکن است تحت تاثير وزن تخم مرغ وشرايط انکوباسيون تغيير کند نسبت بين وزن جوجه هاي از تخم در آمده و اندازه تخم مرغ ها از 615/0 تا 760/0 تغيير پيدا ميکند اين نسبت به دو علت درتخم مرغهايي باوزن بيشتر بزرگتر است :

الف – در طول مدت انکوباسيون ميزان از دست دادن آب کاهش مي يابد .

ب- دومين علت مربوط به اثر پوسته مي باشد زيرا نسبت سطح پوسته به حجم تخم مرغ هاي بزرگ کاهش مي يابد. با اين حال تاثير وزن تخم مرغ تا زمان عرضه به بازار نيز همچنان باقي مي ماند به طوري که هر گرم اضافه وزن جوجه ها در هنگام خروج از تخم باعث مي شود که وزن جوجه در سن 6 هفتگي 2 تا 13 گرم سنگين تر باشد از آن جا که رشد مرغ ها کمتر از رشد خروس ها است تاثيروزن تخم مرغ بر وزن مرغ ها نيز به اندازه خروس ها نيست به طور متوسط هر تخم مرغ از 5/58 درصد سفيده و 31 درصد زرده و 5/10 درصد پوسته تشکيل شده است البته اين نسبت ها ثابت نبوده بلکه بسته سن مرغ و زمينه ژنتيکي قابل تغيير مي باشد وزن تخم مرغ با افزايش سن مرغ زياد شده اين مورد باعث افزايش نسبت زرده به سفيده ميگردد همچنين تفاوت هاي ژنتيکي در مرغ ها مي تواند در نسبت بين زرده ، سفيده و پوسته تغييراتي ايجاد کند آب بيشترين در صد محتويات تخم مرغ را تشکيل ميدهد سفيده حاوي بيشترين ميزان آب 8/88 درصد ، زرده 5/47 درصد وپوسته 1 درصد آب دارا مي باشد بيشترين ميزان پروتئين تخم مرغ درسفيده قرار گرفته در حاليکه چربي ها تقريبا به طور کامل در زرده يافتمي شوند حداکثر ميزان کربنات کليسم در پوسته يافت مي شود . سفيده شامل چند پروتئين است وبيش از 90/0 ماده خشک آن را تشکيل ميدهد که شامل پروتئين هاي ساده هستند .اووگلوبولين ها و ليزوزيم ها که در ساختمان خود ئيدارت کربن نيز دارند به ترتيب 8 و 5/3 درصد باقي مانده را تشکيل ميدهند ماده خشک زرده شامل پروتئين و چربي تقريبا به نسبت 2 به 1 مي باشد و عمده ماده خشک شامل يک ليپوپروتئين با چگالي بسيار کم است که باعث آبکي شدن زرده مي شود اين ليپوپروتئين عمدتا ً درکبد توليد شده و مقدار کمي از منشا روده اي دارد فسفوويتين دومين يپوپروتئين اصلي زرده است که در حدود 11 درصد وزنش را فسفر تشکيل مي دهد چربي هاي زرده شامل 5/72 درصد تري گليسريد ، 4/24 درصد فسفوليپيد و 95/3 درصد کلسترول مي باشد اکسيد اسيون اين اسيدهاي چرب منبع بزرگي براي تامين انرژي مورد نياز جنين محسوب مي گردد اما اغلب فسفوليپيد به خصوص لستين ممکن است در طول رشد و تکامل جنين بدون تغيير باقي بماند.

در آزمايشاتي که صورت گرفته گزارش شده است که تفاوت هاي حاصله از سن گله مادر به دليل تاثيري که بر روي ميزان مواد مغذي موجود در زرده مي گذارد مي تواند مهم باشد چون جوجه هاي حاصله از گله هاي خيلي جوان داراي مرگ ومير بيشتر و عملکرد حياتي کمتري بدليل کمبود مواد مغذي زرده مي باشند دليل مرگ و مير زياد جنيني در جوجه هاي حاصل از مرغ هاي جوان با کاهش متابوليسم چربي هاي زرده در سن 19 روزگي جنيني همبستگي نشان داده است اين امر تکامل جنين را طي هفته آخر انکوباسيون کاهش مي دهد ثابت شده است که زرده تخم مرغ هاي حاصل از مرغ هايي با سن 41 هفته فسفوليپيد و کلسترول کمتري نسبت به تخم مرغ هاي حاصله از گله مادر با سن 25 هفتگي دارد زيرا در سن بالا چربي ها بيشتر به صورت تري گلسيريد مي باشد.

تزريق اسيد آمينه به تخم مرغ :

Al-Murrani (2002) اعلام کرد که تزريق مخلوطي از اسيدهاي آمينه به جنين هاي در حال رشد باعث افزايش وزن بيشتر جوجه ها در هنگام خروج از تخم و همچنين در 56 روزگي مي شود صنعت طيور ايالت متحده آمريکا تزريق واکسن به داخل تخم مرغ را تاييد کرده است و اين موضوع که آيا ميتوان ساير مواد مغذي را به داخل تخم مرغ تزريق کرد نياز به تحقيقات و بررسي هاي بيشتري دارد . OHTa در سال 1999 آزمايشي بر روي تخم مرغ هاي حاصله از نژاد Cobb انجام داد جنين تخم مرغ هايي که طي 24 ساعت جمع آوري شده بودند در درجه حرارت 8/37 و رطوبت نسبي 60% نگهداري شدند .

آزمايش اول : بررسي انتقال مواد مغذي از تخم مرغ به جنين در روزهاي مختلف جوجه کشي مي پردازد .100 تخم مرغ به طور تصادفي انتخاب و به 4 گروه 25 تايي تقسيم شدند ميانگين وزن هر تخم مرغ 3/0 گرم بود و در روزهاي 0و 7و14و19 جوجه کشي ،20 تخم مرغ از هر گروه وزن شدند و محتويات تخم مرغ و جنين جمع آوري شد جنين ها از مايع آمنيوتيک جمع آوري و کيسه زرده آنها جدا شد سپس محتويات 5 جنين با هم ترکيب و نمونه ها فريز شد وبراي پروتئين خام و چربي خام ورطوبت و اسيد آمينه اناليز شدند پروتئين خام تخم مرغ و جنين توسط روش ميکروکلدال اندازه گيري و چربي خام توسط روش عصاره گيري تعيين شد رطوبت نيز توسط روش A0Ac که مواد در 105 سانتي گراد به مدت 24 ساعت خشک وتعيين شد تمامي اسيدهاي آمينه به جز متيونين و سيستين اندازه گيري شد متيونين و سيستئين قبل از تعيين توسط اسيد پرفرميک هيدروليز شدند .

در آزمايش دوم : محلول 5/0 ميلي ليتر اسيد آمينه که کاملا منطبق با الگوي اسيدهاي آمينه تخم مرغ بود به 9 کيسه زرده يا اتاقک هوايي 15 تخم مرغي که ميانگين وزني آنها 8/3 گرم بود در روز 0 و 7 جوجه کشي تزريق شده Al-Murrani گفته بود که تفاوت د رمحتواي پروتئين تخم مرغ ها در روز هفتم جوجه کشي بر رشد جنين موثر است .

Elaouss و همکاران پيش ساز ويتامين D را در روز اول جوجه کشي به تخم مرغ بلدرچين ژاپني تزريق کردند اگر امکان تزريق اسيد آمينه به تخم مرغ قبل از قرار دادن تخم مرغ در ماشين جوجه کشي ممکن باشد اين کار بهتر و مطمئن تر خواهد بود .

در تمامي اين آزمايشها : اسيدهاي آمينه در روزهاي 0 و 7 جوجه کشي از از انتهاي بزرگ تخم مرغ به داخل تخم مرغ تزريق شدند تخم مرغ ها قبل از تزريق با اتانل 70/0 استرليزه شده بودند محلول تزريقي شامل ml 5/0 از اسيد آمينه و ml 5/0 آب استريل بود . ميزان تريپتوفان نيز از نسبت تريپتوفان به ليزين تخم مرغ محاسبه شد. تزريق ml 5/0 از محلول فوق به مدت 5 بار در طي 24 ساعت صورت گرفت و هر بار ml1/0 محلول به اتاقک هوايي تزريق شد چون اتاقک هوايي کوچکتر از آن است که تمامي ml 5/0 محلول مورد نظر به داخل آن تزريق شود در روز صفر انکوباسيون محل تزريق در پوسته بلافاصله توسط پارافين پوشانده شد و سپس تخم مرغ ها در ماشين جوجه کشي قرارگرفتند .

جدول 1- ترکيب محلول اسيد آمينه تزريقي به داخل تخم مرغ



اسيد آمينه
ميزان
الگو

آسپارتيک
ml 5/0 / mg
% ليزين

اسيد آسپارتيک
31/5
5/140

ترئونين
53/2
9/66

سرين
86/3
1/102

اسيدگلوتاميک
99/6
9/184

گليسين
77/1
8/46

آلانين
01/3
6/79

والين
34/3
4/88

سيستئين
10/1
1/29

متيونين
91/1
5/50

ايزولوسين
71/2
7/71

لوسين
53/4
8/119

تيروزين
84/1
7/48

فنيل آلانين
81/2
3/74

ليزين
78/3
100

هيستيدين
35/1
7/35

آرژنين
24/3
7/85

پرولين
96/1
9/51

تريپتوفان
95/0
1/25

مجموع
53



کاهش وزن پوسته بعد از روز هفتم جوجه کشي بيشتر نمايانگر مي باشد مجموع وزن جنين تخم مرغ و پوسته تا 88 درصد وزن اوليه در روز 19 جوجه کشي کاهش مي يابد. با افزايش زمان جوجه کشي ميزان پروتئين خام وچربي خام ورطوبت تخم مرغ کاهش وبه همان نسبت ميزان پروتئين خام وچربي خام و رطوبت جنين افزايش مي يابد تغييرات پروتئين با افزايش زمان جوجه کشي رطوبت تا 90 درصد کاهش مي يابد و چربي خام نيز کاهشي برابر با 60 درصد در تخم مرغ را نشان مي دهد . ميزان انتقال پروتئين خام و چربي خام ورطوبت به جنين در روز 19 انکوباسيون به ترتيب 58 و 29 و 64 درصد تخم مرغ بود که کمترين انتقال براي چربي خام ميباشد به اين دليل که چربي خام به عنوان منبع انرژي توسط جنين مورد استفاده قرار مي گيرد الگوي اسيدهاي آمينه تخم مرغ در طول مدت انکوباسيون ثابت مي باشد اسيدهاي آمينه آلبومين تخم مرغ با يک نسبت مشابه به جنين منتقل مي شوند آلبومين جذب کيسه زرده مي گردد و اسيدهاي آمينه آلبومين و زرده در يک نسبت ثابتي ممکن است مصرف شود با افزايش مدت زمان انکوباسيون تمامي اسيدهاي آمينه تخم مرغ هاو جنين ها به استثنا گليسين و پرولين به طور مشابهي تغيير مي کنند واين مطلب بيانگر اين است که الگوي اسيدهاي آمينه تخم مرغ يک الگوي ايده آل براي رشد جنين مي باشد اگر چه نسبت گليسين و پرولين ممکن است از ساير اسيدهاي آمينه در طول مدت انکوباسيون سنتز شوند پرولين از چندين اسيد امينه سنتز مي شود در حاليکه پيش ساز گليسين تنها به ترئونين و سرين محدود مي شود کل وزن مولکولي گليسين ، سرين وترئونين در طول مراحل انکوباسيون ثابت مي ماند و از اين مطلب مي توان نتيجه گيري کرد که الگوي اسيدهاي آمينه تزريقي به تخم مرغ بايد مطابق الگوي اسيد آمينه تخم مرغ قبل از انکوباسيون باشد البته تحقيقات اندکي در مورد زمان ومحل مناسب تزريق اسيد آمينه به تخم مرغ انجام شد نتايج آزمايش دوم مشخص کرد که تزريق محلول اسيدهاي آمينه به داخل زرده تخم مرغ ممکن است به طور فزاينده اي باعث افزايش اندازه جوجه بدون کاهش درصد جوجه درآوري شود بهترين نتيجه زماني حاصل مي شود که تزريق اسيد آمينه به زرده در روز هفتم انکوباسيون صورت گيرد علت تفاوت هاي ناشي از تزريق بهکيسه هوايي وزرده بدين صورت مي باشد که جنين مواد مغذي از غشا کيسه زرده جذب ميکند و اکسيژن مورد نياز را از کوريون اتاقک هوايي جذب ميکند و ثابت شده است که غشا کوريون اتاقک هوايي نسبت به اسيدهاي آمينه حساس مي باشد و لذا ميتوان تفاوت ها را به اين شکل توجيه کرد ميزان اسيدهاي آمينه تخم مرغ به طور معني داري بر درصد جوجه دراوري موثر است . تزريق اسيد آمينه منجر به افزايش مصرف اسيد آمينه توسط جنين شده و از اين رو بر روي افزايش وزن جوجه هاي از تخم خارج شده و وزن پايان پرورش موثر خواهد بود.

فصلنامه علمي تغذيه طيور صنعتي – مهندس روهام قليچي

number one
2007-Jul-09, 11:18
سيستم پرورش مرغ مادر در قفس و مزاياي آن نسبت به پرورش آن در بستر

پرورش مرغ مادر در قفس بيش از بيست سال است كه در دنيا مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفته است و امروزه در كشورهاي پيشرفته دنيا با توجه به مزاياي بسياري كه اين سيستم پرورش مرغ مادر نسبت به پرورش در بستر دارا مي باشد سعي در استفاده از اين سيستم مي نمايد اين در حالي است كه مرغ هاي مادر گوشتي به دليل وزن سنگين آن نسبت به مرغ هاي مادر تخمگذار نياز به تلقيح مصنوعي در آنها ديده شده است ولي در مزارع مرغ مادر تخمگذار به دليل سبك بودن اين نژاد با توجه به آمارگيري هاي انجام شده در توليد اين مزارع و با توجه به ابعاد اختصاصي طراحي قفس جهت اين مرغ ها نه تنها كاهشي در جهت نطفه داري و يا افت توليد ايجاد نشده است بلكه در تمامي موارد آمارها نشان مي دهد كه راندمان واحد مربوطه نسبت به پرورش در بستر افزايش پيدا كرده است كه در ذيل به موارد اهميت استفاده از سيستم پرورش مرغ مادر تخمگذار در قفس خواهيم پرداخت :

با توجه به پرورش مرغ ها و خروس ها در قفس سالن به بخش هاي كوچكي با تعدادي كمتر از 30 قطعه مرغ و خروس تقسيم شده كه خود امكان نظارت بر آنها وهمچنين اختلاط بهتر مرغ ها و خروس ها را منجر خواهد شد كه در صورت مشاهده هرگونه مشكلي در مرغ ها و يا خروس هاي مربوطه امكان حذف و يا جايگزيني آنها به راحتي مقدور مي باشد و همچنين آمار گيري از نظر نطفه داري و درصد توليد در هر سلول نيز امكان بررسي را براي بهبود مديريت فارم مقدور مي سازد .

در سيستم پرورش مرغ مادر تخم گذار در قفس از سيستم جمع آوري تخم مرغ توسط نوار نقاله استفاده مي شود كه خود منجر به خارج شدن سريع تخم مرغ از دسترس مرغ ها ، كاهش ميزان شكسته شدن تخم مرغ ها و جمع آوري سريع تر و گاز دادن آنها مي شود كه خود منجر به افزايش كيفيت جوجه هاي حاصله خواهد شد .

در سيستم پرورش در قفس ، كودهاي حاصله توسط نوار نقاله به صورت مستمر از سالن خارج شده كه منجر به بهبود هواي داخل سالن ها شده و ميزان تهويه مورد نياز به ازاي هر مرغ نسبت به حالت پرورش در بستر كاهش پيدا مي نمايد كه خود منجر به صرفه جوئي در مصرف سوخت و شرايط مطلوبتر جهت پرورش مرغ هاي مادر مي گردد . همچنين در سيستم پيشنهادي توسط شركتهاي ديگر سازنده قفس مادر دان مربوطه توسط واگن به صورت اتوماتيك توزيع مي گردد كه مشكلات كمتري را نسبت به سيستم زنجيري ايجاد مي نمايد و جهت سيستم آبخوري از آبخوري هاي نيپل استفاده شده كه علاوه بر حفظ بهداشت بهتر مانع از آبريزي در سالن مي شود . سيستم پرورش در قفس با توجه به اتوماسيون انجام گرفته در آن نياز به تردد در سالن ها را به حداقل ممكن كاهش داده و امكان استفاده از دوربين هاي مداربسته را جهت كنترل وضعيت سالن و زير نظر داشتن مرغ ها را ممكن مي سازد . بررسي هاي آماري نشان مي دهد كه وضعيت تخم مرغ هاي شكسته در سيستم هاي مزرعه مرغ مادر پرورش يافته در قفس كمتر از 2/1 % مي باشد كه اين عدد در سيستم پرورش در بستر در بهترين شرايط به عددي كمتر از 5/4 % نمي رسد .



نصب و راه اندازی سیستم پرورش مرغ مادر تخم گذار در قفس در شرکت گلبهار طوس


مرغ مادر گلبهار طوس از سال 1371 در كيلومتر 35 جاده قوچان شهرستان مشهد فعاليت خود را در ارتباط با توليد جوجه تخم گذار آغاز نمود اين واحد از ابتداي احداث و راه اندازي به منظور افزايش بهره وري در توليد و دستيابي به كيفيت مطلوب در توليد جوجه تخم گذار تمامي سعي و تلاش خود را در اين راستا انجام داد تا بتواند جوجه هاي از نظر كيفيت در شرايط استاندارد توليد نمايد لذا در تمامي مراحل توليد با نگرش به سيستم هاي مديريت پرورش مرغ مادر و استفاده از منابع علمي روز دنيا سعي و تلاش نمود تا به اين هدف نائل آيد ولي مشكلات و مسائل داخلي كشور مانع از دسترسي كامل به اين هدف مي گردد كه قسمتي از اين مسائل به اختصار بيان مي شود :



1 ـ بستر ـ پرورش مرغ مادر در بستر به دليل ارتباط مرغ ها با كودهاي موجود در بستر مرغداري امكان اشاعه بيماري هايي مانند كوكسديوز و بيماري هاي تنفسي و پاسترلز و همچنين اشاعه بيماري هاي مايكوپلاسمايي را افزايش داده كه منجر به كاهش كيفيت در توليد جوجه هاي حاصله خواهد شد .



2 ـ لانه هاي تخم گذاري ـ وجود لانه هاي تخم گذاري در مزارع مرغ مادر و تعويض بستر آن از عمده مشكلات مزارع مرغ مادر مي باشد چرا كه به دليل نياز روزمره به تعويض بستر و پوشال ها و عدم امكان دسترسي به پوشال تميز و بهداشتي از عمده راه هاي سرايت آلودگي به مزارع مرغ مادر مي باشد . از طرفي جمع آوري تخم مرغ هاي توليدي در اين لانه ها به دليل آلوده شدن با مدفوع و عدم جمع آوري به موقع تخم مرغ ها منجر به آلودگي تخم مرغ هاي حاصله و در نتيجه افت كيفيت در جوجه هاي توليدي حاصله خواهد شد . همچنين به دليل تماس مستقيم مرغ ها با تخم مرغ هاي توليدي در صد تخم مرغ هاي شكسته و خوردن اين تخم مرغ ها توسط مرغ ها باعث افت راندمان در توليد مزرعه مي گردد .



3 ـ تهويه ـ در سيستم هاي مزرعه مرغ مادر تخمگذار به دليل سبك بودن اين نژاد و پرورش مرغ ها برروي بستر و تماس مستقيم پرنده با آن امكان تهويه مناسب وجود نداشته و با كوچكترين استرس محيطي و پرواز مرغ ها ، گرد و خاك فراوان در سالن توليد شده كه منجر به ايجاد بيماري هاي تنفسي در پرندگان مي گردد و هم چنين به واسطه وجود كود و پوشال در داخل سالن ها گازهاي حاصل از آن و گردوخاك ناشي از حركت مرغ ها با مشكل فراوان از نظر تخليه هوا و ايجاد شرايط مناسب براي زندگي آنها روبرو خواهيم بود از طرفي جهت تخليه اين گازها و گرد و غبار حاصله براي رسيدن به شرايط مطلوب بايستي ميزان تخليه هواي بسياري در سالن انجام پذيرد كه خود منجر به مصرف مقدار زياد سوخت در سالن ها گرديده كه با توجه به نياز به بهينه سازي مصرف سوخت در واحدهاي مرغداري منجر به زيان فاحشي به كشور و توليد كننده مي شود .



4 ـ نطفه داري گله ها ـ با توجه به آزاد بودن مرغ ها و خروس ها در گله و بروز مشكلاتي در ارتباط با اختلاط مرغ ها و خروس هاي دريك گله ، بعضا مزارع مرغ مادر دچار كاهش نطفه داري در گله هاي خود مي شوند لذا با برنامه ريزي در جهت تقسيم سالن ها به اجزاي كوچكتر ( پن بندي ) سعي بر حل اين مشكل مي نمايند ولي مسئله پن بندي به دليل تقسيم سالن به اجزاي كوچكتر مشكل ايجاد تردد در رفت و آمد پرسنل ، جمع آوري تخم مرغ ها و حفظ بهداشت سالن ها را دو چندان مي كند .



5 ـ سيستم آبخوري و دانخوري ـ در مزارع مرغ مادر عموما از آبخوري هاي آويز اتومات و دانخوري هاي زنجيري جهت پرورش مرغ ها استفاده مي شود اين آبخوري ها جهت حفظ بهداشت مزرعه بايستي روزانه شستشو و ضد عفوني شود كه به دليل تعداد زياد آبخوري ها در اكثر مواقع با سهل انگاري كارگران سالن مواجه شده و بهداشت كافي رعايت نمي شود و همچنين به دليل آويز بودن سيستم آبخوري و آزاد بودن مرغ ها و خروس ها در سالن و همچنين خارج شدن آبخوري مربوطه از تنظيم ، منجر به آبريزي در بستر شده كه در اكثر مواقع ايجاد بيماري و مشكلات عديده در سالن مي كند . همچنبن سيستم هاي دانخوري زنجيري در بسياري مواقع به دليل قطع زنجير دانخوري و نياز به وصل مجدد آن منجر به ايجاد سروصداي زياد در سالن گشته كه خود از عوامل استرس زا در مزارع مرغ مادر مي باشد .



6 ـ رفت و آمد پرسنل ـ در مزارع مرغ مادر تخمگذار به دليل نياز به مديريت مسائل فوق الذكر نظير پوشال زدن در لانه ها ، جمع آوري تخم مرغ از لانه ها ، شستشوي آبخوري ها ، نظارت بر وضعيت اختلاط مرغ ها و خروس ها و بررسي وضعيت عمومي آنها و ... نياز به تردد بسيار كارگران و پرسنل مزرعه در داخل يك سالن مي باشد كه خود در جهت توليد مزرعه مشكل زا خواهد بود .




با توجه به مطالب ذكر شده و اهميت استفاده از اين سيستم ، مرغ مادر گلبهار طوس در جهت افزايش بهره وري در كيفيت توليد و افزايش راندمان هاي توليدي حاصله تصميم به نصب قفس با ظرفيت پرورش 33000 مرغ مادر تخمگذار با سيستم تمام اتوماتيك براي دو سالن مربوطه را نمود که قادر است ماهیانه 350 هزار قطعه جوجه تخمگذار هایلاین با شرایطی برابر با استانداردهای اروپا و امریکا و به صورت 4 منفی عرضه نماید و دلیل اتومات بودن کلیه سیستم ها و عدم نیاز به تردد کارگران به داخل سالنها و استفاده از سیستم دوربینهای مدار بسته جهت کنترل قفسها و سالنها و سیستمهای مونیتورینگ ثبت دما و رطوبت و سایر اطلاعات سالن عملا نیاز خواسی برای ورود و نظارت به سالنها وجود نداشته که خود باعث کاهش آلودگی گله به بیماری ها شده و منجر به افزایش کیفیت جوجه های تولبدی می شود .

کلیه علاقه مندان به کسب اطلاعات بیشتر در مورد این سیستم و یا دریافت راهنمای پرورش نژاد هایلاین 2007 و یا نرم افزارهای تخصصی میتوانند با شزکت گلبهار طوس به شماره های 10- 6691888 تهران تماس بگیرند .



منبع : مهندس علی مظلوم عطار - کارشناس ارشد بخش تحقیق و مطالعات شرکت گلبهار طوس

number one
2007-Jul-09, 11:19
کنترل فاکتورهای موثر در پرورش جوجه های گوشتی
مقدمه :

اشتباه در فراهم نمودن محیط مناسب در خلال دوره پرورش ، ممکن است منجر به کاهش سودآوری ، کاهش رشد ، اختلال در ضریب تبدیل ، افزایش بیماریها و در نهایت سبب افزایش تلفات شود .



دما و فیزیولوژی جوجه ها :

فراهم نمودن دمای مناسب از حیاتی ترین مسائل پرورش جوجه ها میباشد . این کار بخصوص در هفت روز اول زندگی جوجه ها از اهمیت فوق العاده ایی برخوردار است . در اوایل زندگی ، جوجه ها تجهیزات ضعیفی را در جهت کنترل دمای بدن و یکسان سازی آن با متابولیسم بدن خویش دارند . در نتیجه جوجه های جوان نیاز مبرمی به دمای محیط خویش در جهت متعادل نمودن دمای بدن خود دارند .

در صورت افزایش دمای سالن ، دمای بدن آنها نیز افزایش یافته و برعکس ، در صورت کاهش دمای سالن دمای بدن آنها نیز کاهش خواهد یافت .

سرمای زیاد و یا گرمای زیاد در این دوره حیاتی ، میتواند سبب کاهش رشد ، اختلال در ضریب تبدیل و همچنین افزایش حساسیت آنها به بیماریها شود . اقدامات مدیریتی مناسب بایستی به ترتیبی دمای بدن جوجه ها را تامین نماید که جوجه ها انرژی خود را صرف دفع گرمای اضافی از طریق عمل له له زدن نکرده و یا از طریق عمل متابولیسم تولید گرما نمایند .

تحقیقات نشان داده است که جوجه ها در روز 12 تا 14 روزگی زندگی خود توانایی کنترل و تنظیم دمای بدن خود را بدست می آورد . در صورت افزایش یا کاهش یک درجه از دمای بدن جوجه ها ، این پرندگان وارد شرایط تحمل استرس خواهند شد .

زمانیکه دمای بدن جوجه ها تغییر میکند ، جوجه سعی میکند تا دمای بدن خود را متعادل کند . این موضوع بدان معناست که اینکار تاثیری منفی بر روی عملکرد جوجه ها خواهد گذاشت . دمای بدن جوجه های یکروزه ، نهایتا 103 درجه فارنهایت ، برابر با 39 درجه سانتیگراد میباشد . اما پس از گذشت پنج روز از زندگی ، دمای بدن این جوجه ها به 106 درجه فارنهایت یعنی 41.5 درجه سانتیگراد میرسد .

نتیجه دمای غیرعادی ( بالا یا پائین ) معمولا بروز تلفات در جوجه ها میباشد ، ولی حتی گرما یا سرمای خفیف غیراستاندارد نیز میتواند سبب بروز ضایعاتی در جوجه ها شود اگرچه بصورت تلفات بروز نکند . زمانیکه جوجه ها به نسبت بالغین به دمای بالا حساسیت دارند ، بروز گرمای بیش از اندازه حتی در مواقع خاص میتواند به بروز تلفات و همچنین کاهش راندمان تولید منجر شود و این نکته مهمی است که بایستی به آن توجه شود .

تحقیقات اخیر نشان داده است که سرمای هوا بر روی سیستم ایمنی و همچنین سیستم گوارش جوجه ها تاثیرات منفی میگذارد . در نتیجه ، جوجه هایی که تحت استرس سرمایی قرار گرفته اند ، رشد کمی داشته و نسبت به بیماریها حساسیت بیشتری از خود نشان میدهند . جوجه هایی که در معرض استرس سرمایی قرار گرفته اند ، احتمال بروز ضایعه آسیت در آنها بیشتر است . ضایعه متابولیکی که نتیجه آن ، کاهش راندمان تولید ، افزایش تلفات و همچنین عقب ماندن از برنامه تولید میباشد . بر این اساس مطالعه ایی صورت گرفت . جمعیتی از جوجه ها به دو گروه تقسیم شدند . گروه اول در دمای 80 درجه فارنهایت و گروه دوم در دمای 90 درجه فارنهایت پرورش داده شدند . بر اساس نتایج بدست آمده مشخص شد ، جوجه هایی که در دمای بالاتری پرورش داده شده بودند ، وزن گیری و ضریب تبدیل بهتری داشته و قابلیت زنده مانده به مراتب بالاتری از گروه دوم داشتند .

جوجه هایی که در دمایی پائینتر از 80 درجه فارنهایت پرورش داده شده بودند و در معرض هوای سردتری قرار داشتند وزن کمتری گرفته و در نتیجه در سن ارئه به بازار از وزن کمتری به نسبت گروه اول برخوردار بودند . علت وزن پائینتر این جوجه ها را میتوان نیاز این جوجه ها به تنظیم دمای بدن خود با استفاده از غذای دریافتی دانست . در واقع ، در این جوجه ها ضریب تبدیل غذایی مناسب نمیباشد زیرا مقدار زیادی از جیره غذایی مصرفی صرف گرمای بدن جوجه میشود .



دما و محیط جوجه ها :

یکی از اهداف مهم در خلال دوره های پرورشی جوجه ها ، فرهم نمودن محیطی راحت برای جوجه هاست . در چنین محیطی ، جوجه ها جهت رسیدن به نقطه ایی که احساس راحتی کنند ، انرژی خود را صرف نمیکنند . همانگونه که اشاره شد ، در محیطهای سرد یا گرم ، جوجه ها مقداری از انرژی دریافتی خود را صرف تنظیم دمای بدن خود میکنند . این انرژی مصرفی نیز توسط غذا تامین شده است . بنابراین انرژی دریافتی توسط جوجه ها ، بجای استفاده در جهت رشد جوجه ها ، در جهت تعدیل دمای بدن استفاده میشود که نتیجه آن کاهش میزان رشد و همچنین ضریب تبدیل غذایی نامناسب میباشد . بنابراین ، تنظیم مناسب دمای محیط نقش مهمی را در کاهش هزینه های تولید ایفا میکند .

البته بایستی این نکته را مورد توجه قرار داد که مدیریت مناسب ، تنها به معنای تنظیم مناسب دمای محیط نبوده و مدیریت مزارع مرغداری مجموعه ایی از اصول و روشهای مختلف است . اما بایستی توجه داشت که در این میان ، تنظیم دمای محیط نقش مهمی را ایفا میکند .

گرمای محیط مرغداری تا حدود زیادی به منبع گرما بستگی دارد . امروزه انواع مختلفی از منابع گرمایی در مزارع مرغداری شناخته شده اند . اما منابع طبیعی ، گرماسازهای سنتی و گرماسازهای تابشی را میتوان از مهمترین گرماسازهای مزارع مرغداری دانست .

در طی دوره های پرورش جوجه ها ، دمای کف سالنهای پرورش از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بوده و به عبارتی سرنوشت ساز میباشند . بر اساس تحقیقات صورت گرفته ، پیشنهاد میشود که در هنگام روز دمای کف سالنها بایستی 90 درجه فارنهایت برابر با 32 درجه سانتی گراد باشد .

گرماسازهای تابشی ، نهایتا تا 90 درصد از گرمای تولیدی خود را به کف سالنهای پرورشی و 10 درصد باقی مانده را به هوای سالن انتقال میدهند . بدلیل آنکه این نوع از گرماسازها بیشتر دمای خود را به کف سالنها منتقل میکنند ، از این رو نیاز بسیار کمتری به کمک کوره ها خواهند داشت .

سالنهای پرورش جوجه های گوشتی به ترتیبی طراحی شده اند تا محیط اطراف جوجه ها را بتوان بخوبی تنظیم و همچنین مدیریت نمود . در سیستمهای پرورش جوجه های گوشتی ، سالنهای پرورش به سیستمهای مکانیزه تهویه تجهیز شده اند . اینگونه سیستمها ، به مدیریت مزارع این امکان را میدهند که دمای سالنها را به اندازه دلخواه تغییر داده بدون آنکه دمای محیط بیرون تاثیری بر عملکرد آنها داشته باشد . از سوی دیگر ، دمای مناسب پرورش جوجه ها در طی سالیان دراز با تحقیقات صورت گرفته و همچنین تجربیات عملی در مزارع مرغداری تفاوتهایی کرده است .

مناسب ترین روش جهت مانیتورینگ وضعیت راحتی جوجه ها ، مشاهده رفتار جوجه ها و تنظیم دمای سالن ، مطابق با آن میباشد . زمانیکه شما سالنهای پرورش طیور گوشتی را مشاهده میکنید ، جوجه ها بایستی در تمام سالن بصورت یکنواخت پخش شده باشند .

جوجه هایی که احساس سرما می کنند ، به یکدیگر چسبیده



رطوبت :

توانایی هوا در نگهداری رطوبت به میزان گرمای آن بستگی دارد . بطوریکه هوای گرم به مراتب رطوبت بیشتری را نسبت به هوای سرد نگهداری میکند . میزان رطوبت هوا به درصد اشباع آب موجود در هوا در هر دمایی باز می گردد . بایستی توجه داشت که میزان رطوبت هوا بر خنک شدن پرنده از طریق عمل له له زدن و همچنین میزان تولید آمونیاک در سالن موثر خواهد بود .

پیشنهاد میشود که مقدار اندکی رطوبت را در طول دوره پرورش جوجه ها فراهم نمائید . تولید آمونیاک از طریق تجزیه میکروبیولوژیک زباله ها در سالن روی میدهد . از سوی دیگر ، افزایش رطوبت ، شرایط مناسبی را برای رشد میکروبی در زباله ها در سالن فراهم میکند . در مواردی که جمعیتهای میکروبی افزایش می یابند ، آمونیاک بیشتری از منابع نیتروژن بازمانده از طیور تولید میشود . لازم به ذکر است ، نیتروژن گازی است که اثراتی منفی را بر سلامتی و همچنین راندمان تولید پرنده بر جای میگذارد .

تحقیقات اخیر این نکته را به اثبات رسانیده است که افزایش میزان گاز آمونیاک در سالن ، سیستم ایمنی طیور را دچار اختلال کرده و امکان بروز بیماریهای تنفسی را افزایش میدهد . میزان بالای آمونیاک در سالن در خلال دوره پرورش ، رشد پرنده را کاهش میدهد و رشد پرنده را در چنبن حالتی نمیتوان به رشد عادی بازگرداند . در صورت کنترل میزان رطوبت سالن توسط سیستمهای تهویه ، میزان تولید آمونیاک کاهش خواهد یافت . میزان رطوبت 50 تا 70 درصد در جهت حداقل تولید آمونیاک و گرد و غبار در سالن پیشنهاد میشود .



تهویه :

تهویه در جهت متعادل سازی دما و همچنین از بین بردن دی اکسید کربن ، آمونیاک ، سایر گازها ، گرد و غبار و همچنین کنترل رطوبت سالن ضروری بنظر میرسد . بنابراین در جهت چرچخش هوای تازه در سالن ، استفاده از تهویه امری ضروری بنظر میرسد . در سالن های پرورش ، هوای تازه بایستی تولید شده ، بخوبی با هوای سالن مخلوط شده و در تمامی نقاط سالن در حال چرخش باشد .



منابع :

Carlile, F. S. , 1984. Ammonia in poultry houses: a literature review. World's PoultrySci.J.40:99-113.
Czarick, M., 2001. Circulation fans in houses with radiant brooders. January, University of Georgia Cooperative Extension Service. http://froggy.engr.uga.edu/service/extension/ventilation/vol13n1.pdf
Czarick, M., and B. D. Fairchild, 2004. Leakage and litter caking. Poultry Housing Tips. November. University of Georgia Cooperative Extension Service. http://froggy.engr.uga.edu/service/extension/ventilation/vol16n13.pdf
Czarick, M., and B. D. Fairchild, 2003. 1/15 h.p. circulation fans. Poultry Housing Tips. November. University of Georgia Cooperative Extension Service. http://froggy.engr.uga.edu/service/extension/ventilation/vol15n10.pdf
Czarick, M., and B. D. Fairchild, 2001. Environmental controller temperature sensor placement. Poultry Housing Tips. November.
University of Georgia Cooperative Extension Service. http://froggy.engr.uga.edu/service/extension/ventilation/vol13n12.pdf
Czarick, M., and M. P. Lacy, 2000. The importance of proper inlet adjustments. November University of Georgia Cooperative Extension Service. http://froggy.engr.uga.edu/service/extension/ventilation/vol12n11.pdf
Czarick, M., and M. P. Lacy, 2000. Heating system thermostat/sensor location. November University of Georgia Cooperative Extension Service. http://froggy.engr.uga.edu/service/extension/ventilation/vol12n3.pdf
May, J. D., and B. D. Lott, 2001. Relating weight gain and feed:gain of male and female broilers to rearing temperature. Poultry Sci. 80:581-584.
Miles, D. M., S. L. Branton and B. D. Lott, 2004. Atmospheric ammonia is detrimental to the performance of modern commercial broilers. Poultry Sci. 83:1650-1654

number one
2007-Jul-09, 11:21
فاکتورهای موثر بر تولید تخم مرغ درگله های تخمگذار
سته به نژاد وفصل شروع تولید تخم مرغ در طیور تخمگذار از 18-22 هفتگی آغاز می گردد وسیکل تخمگذاری 12 ماه طول می کشد 6-8 هفته بعداز شروع تولید گله به پیک 90 درصدی می رسد تولید گله بعد از 12 ماه به 65 درصد خواهد رسید در طول تغییرات مرحله تولید و کاهش تدریجی تغییراتی دروزن تخم مرغ نیر حاصل میگردد هرآنچه که بتواند برتولیدگله تاثیربگذارد بایستی موردبررسی قرار گیرد مطالعه سابقه گله نیز در این امر مهم است مصرف غذا کیفیت وکمیت مصرف آب شدت و مدت روشنایی ، آلودگی های انگلی ، بیماری ها ، مدیریت و فاکتورهای محیطی ، همگی بر تولید یک گله موثر می باشند .



الف – دلایل غیر عفونی موثر در تولید

1- سن مرغ :

طیور می توانند سال ها زنده مانده و به تولید خود ادامه دهند به طور کلی بعد از 2 یا 3 سال بسیاری از مرغ ها به طور معنی داری تولیدخود را کاهش می دهند و این کاهش از پرنده ای که به پرنده دیگر متفاوت خواهد بود پس از گذارندن یک دوره تولک و استراحت مرغ های خوب می توانند 50 تا 60 هفته به تولیدخودادامه دهند مرغ هایی که تولید کمتری دارند و نیز سن آنها بیشتر باشد برای تولید و تولک مناسب نمی باشند .



2- تغذیه نامناسب :

مرغ ها برای تولید مطلوب به یک جیره بالانس شده و کامل نیاز دارند زیرا که تغذیه ناکافی سبب افت تولید می شود که این حساسیت در خصوص انرژی ، پروتئین و کلسیم بیشتر است بدین سبب تامین دائمی نیازهای مرغان تخمگذار ضروری است استفاده از دانه کامل ، ضایعات و ... به تنهایی باعث عدم تعادل جیره خواهند شد .بالانس نبودن جیره و تغذیه آن در مدت طولانی سبب پرولاپس مجرای عبور تخم می شود بروز پرولاپس در پرندگان چاق و نیز به هنگام تولیدتخم مرغهای خیلی بزرگ بیشتر است پرولاپس سبب آسیب دائمی مرغ شده و در بسیاری از مواقع کشنده می باشد.



3- کمبود یا نقص مواد مغذی

1-3 – نمک :

حیوانات به طور ذاتی تمایل به مصرف نمک دارند و تغذیه جیره ای که از نظر نمک کمبود داشته باشد منجر به پرخوری ، نوک زدن به پر و در نتیجه کاهش تولید تخم مرغ می شود. به اکثر غذاهای طیورنمک اضافه می شود ید به ندرت به جیره مرغ ها اضافه می شودبا این وجود نمک های یددار به طور عادی برای مرغان استفاده می شود نمک های حاوی کبات درخوک و نشخوارکنندگان استفاده شده و در طیور می توان بدون مشکل آنها را استفاده کرد رنگ این نمک آبی می باشد . نگهداری حجم مایعات ، بدن ، Ph خون و حفظ فشاراسمزی ازنقش های سدیم است مصرف مداوم ولی کم نمک می تواند بر روی کاهش اشتها موثر باشد کمبود سدیم بر روی استفاده از پروتئین ، انرژی جیره وعملکرد تولیدمثلی موثر است کلر نیز ازعناصر ضروری است کلرید هیدروژن از معده حقیقی طیورترشح شده ودرهضم غذا ذخیل می باشد کمبود در طیور عوارض عصبی داشته و به سر وصدای ناگهانی حساسیت بیشتری دارند .



2-3- کلسیم :

پوسته تخم مرغ ازکربنات کلسیم تشکیل شده است در مرحله رشد احتیاج پوستها به کلسیم نسبتا کم بوده که با شروع تولید بایستی به حداقل 4 برابر میزان کلسیم افزایش یابد کلسیم ناکافی سبب کاهش تولیدوکم شدن کیفیت پوسته تخم مرغ می شود کلسیم درمدولای استخوان نگهداری می شود باکاهش ذخایر کلسیم ، شکنندگی استخوان ها بیشتر می گردد که حتی درموارد حاد مرغ توانایی ایستادن و راه رفتن را از دست می دهد این مساله درمرغان تخمگذاری که درقفس نگهداری می شوند بیشتر است سندرم خستگی قفس درمرغانی که روی بستر پرورش می یابند مشاهده نمی شود کلسیم را می توان از سنگ اهک یا پوسته صدف تامین نمود اندازه ذرات بر روی قابلیت استفاده از کلسیم موثر است زیراهرچه ذرات بزرگتر باشدمدت بیشتری در دستگاه گوارش باقی ماند و ازاد شدن آنها اهسته تر است این مساله سبب می شود که در طول تاریکی شب که پرندگان غذایی مصرف نمی کنند سبب پیوستگی و یکنواختی پوسته شود پیشنهاد می شود که به صورت دوره ای از سنگ اهک دولومیت در صنعت خوراک استفاده شود این منبع حاوی حداقل 10 درصدمنگنز بوده وبرای جذب در روده با کلسیم رقابت می کند در نتیجه سبب کمبود کلسیم می شود از این سنگ اهک در صنعت فولاد نبایداستفاده گردد بالابودن میزان کلسیم سبب برهم زدن نسبت کلسیم به فسفر شده و به دنبال آن تلفات افزایش می یابد .



3-3 – ویتامین D :

برای جذب طبیعی کلسیم به آن نیاز می باشد و در صورت ناکافی بودن ویتامین ، کمبود کلسیم ظاهر می شود و سبب کاهش تولید تخم مرغ می شود ویتامین D به دو شکل D2 و D3 بود که توانایی جذب و فعالیت هردو در حیوانات یکسان است ولی در طیور فرم D3 فعالتر و کارایی بهتری دارد .



4-3-پروتئین

مصرف پروتئین در واقع برای تامین اسیدهای امینه است 22 اسید آمینه وجود دارد که طیور قادر به ساختن برخی از آنها نمی باشند اسیدهای امینه ضروری بایستی برای طیور تامین شوند که میزان آن بسته به مرحله تولید ، پرورش ، سن ، تیپ ، نژآد و سویه فرق می کند دراغلب جیره های مرغان تخمگذار کمبود متیونین وجود دارد به هنگام شروع تولید نیاز به پروتئین ، ویتامین و موادمعدنی افزایش می یابد در صورت کمبود پروتئین یاعدم تامین اسیدهای آمینه تولید و جوجه آوری افت می کند .



5-3- چربی :

چربی منبع انرژی و سرشار از اسید لینولئیک است کمبود آن بر روی تولید تخم مرغ تاثیر منفی میگذارد چربی های جیره به عنوان حمل کننده ویتامین های محلول درچربی و جذب کننده ویتامینی ها هستند دراثر کمبود چربی جیره ، جذب ویتامینهای محلول درچربی مختل می شود



4- مسمومیت ها :

1-4 – نمک :

اگر چه پرندگان به سطوح کمی از نمک احتیاج دارند ولی وجود آن ضروری است مقادیر زیادنمک سبب مسمومیت و کاهش تولید تخم مرغ می شود به عبارت دیگر بین سطوح مورد نیاز وسطوح مسمومیت بایستی تعادل برقرار شود بالابودن نمک درجیره سبب مرطوب شدن بستر می گردد سطح سدیم درغذاهایی همانند پودرماهی ، کنجاله گلوتن ذرت ، پودر گوشت ، آب پنیر و کنجاله آفتابگردان بالا می باشد به طوری که در صورت استفاده از غذاهای ذکر شده سطوح نمک جیره باید کاهش یابد .



2-4 – فسفر :

فسفر و کلسیم از عناصر اصلی استخوان بوده و نسبت کلسیم به فسفر بر روی جذب هر یک از آنها موثر می باشد که به دنبال ان عدم بالانس این دوعنصر سبب کاهش تولید وکیفیت پوسته و جوجه دراوری میگردد نقش دیگر فسفر درمتابولیسم کربوهیدارتها ، متابولیسم چربی و کمک به تعادل اسید – بازبدن می باشد.



3-4-ویتامین D :

بالابودن ویتامین D سبب جذب بیشتر کلسیم شده که ممکن است تولید تخم مرغ را کاهش دهد دراغلب گونه ها تحمل مصرف ویتامین D تا 10 برابرحد مجاز ذکر شده است در حالی که در مدت کوتاه طیور می توانند تا 100 برابر حد نیازشان را تحمل کنند با این وجود زیاد بودن ویتامین D3 در جیره هنوز ناشناخته است .



4-4 – مایکوتوکسین ها :

قارچ ها با تولید سم بر روی سلامت طیور وکاهش تولیدتخم مرغ اثر می گذارند همچنین بسته به نوع سم تولیدی جذب غذاها را نیزتحت تاثیر قرار می دهد در اثر سموم قارچی ، کمبود کلسیم و ویتامین D3 درمرغان تخمگذار ظاهر شده و نیز دراثر اختلالات هورمونی ف کاهش تولید تخم مرغ ظاهر می شود .سم آفلاتوکسین دردانه های ذرت انبار شده و در مزارع توسط قارچی به نام مایکوتوکسین های دیگری در ذرت وغلات دیگر دیده می شود که از آن جمله می توان به زیر النون اکراتوکسین 2-t توکسین ، وومی توکسین ، سیترینین اشاره نمود تاکنون بیش از 300 نوع مایکوتوکسین شناسایی شده است



5-4 – بوتولیسم :

بوتولیسم توسط سموم نروتوکسین ایجاد شده که ان هم به وسیله باکتری کلستریدیوم بوتولینوم تولید می شود در اثر مصرف غذاهای فاسدولاشه ها این حالت رخ می دهد تالاب هاو مانداب ها اغلب دارای آب هایی هستند که مواد معدنی آنها و میزان باکتری و قارچ آنها زیاد وحاوی این توکسین است .



6-4- سموم دیگر:

درجه سمیت یک گیاه یا دانه متفاوت بوده ولی در اغلب موارد برتولید جوجه درآوری ، رشد وزنده ماندن تاثیر منفی می گذارد از این گیاهان می توان به موارد زیر اشاره نمود :

1- گلسنک ها

همچنین آفت کش ها ، علف کش ها ، ضد عفونی کننده ها ، کود ، داروها ، آنتی بیوتیک ها ، روغن و ضد یخ می توانند برای طیور سمی باشند .



ب – آنتی کوکسیدیال

در گله های جوان ، پولت های جایگزین و پرندگان گوشتی از داروهایی استفاده می شود که از شیوع یا بروز کوکسیدیوز جلوگیری می کند از انتی کوکسیدیال ها در مرغان تخمگذار تجاری استفاده نمی شود .

نیاکاربازین داروی ضد وکسیدیوز بوده که باعث افت عملکرد مرغان می شود حتی اگر درجیره مرغان تخمگذار یا مادر در سطح طبیعی استفاده گردد از عوارض دیگر استفاده ازاین داروی ضعیف شدن غشاهای زرده لکه لکه شدن زرده می باشد در تخم مرغهای قهوه ای پوسته کمرنگ شده ودر 48 ساعت بعد از متمایل به سفید می شود حتی سطوح اندک نیکاربازین می تواند هچ رنگ پوسته و لکه لکه شدن زرده را تحت تاثیر قرار دهد موننسین آنتی کوکسیدیال موفقی بوده ولی در صورت پایین بودن پروتئین جیره اثر منفی برروی تولید تخم مرغ خواهند داشت آنتی کوکسیدیال های یونوفره دیگر چنین اثری دارند .



ج- اشتباهات مدیریتی

ج1-قطع غذا :

قطع غذا به مدت چندین ساعت سبب کاهش تولید تخم مرغ می شود و جود مکمل های مناسب و کافی درجیره ها ضروری است در صورتی که غذا به مدت بیش از 2 هفته در مزرعه ذخیره شود ممکن است دچار کپک زدگی شود بخصوص انکه رطوبت غذاها بالا باشد در طول ذخیره سازی توان ویتامین های موجود در خوراک کاهش می یابد .



ج2- قطع آب :

آب یکی از مهمترین مواد مغذی اصلی است که حدود 70 دصد از وزن بدن را تشکیل می دهد عدم دسترسی به آب به مدت چندین ساعت باعث کاهش تولید تخم مرغ می شود مرغها به فقدان اب نسبت به فقدان غذا حساسیت بیشتری نشان می دهد .آب مورد نیاز بسته به درجه حرارت و رطوبت نسبی ترکیب غذا و میزان تولید تخم مرغ متفاوت است مصرف آب به وزن بدن مرغ بستگی دارد ولی گرمای هوا تاثیر بسیار زیادی در مصرف آن دارد .



ج3- کاهش طول روز :

طیور برای تولید تخم مرغ به حداقل 14 ساعت روشنایی نیاز دارند شدت روشنایی بایستی به میزانی باشد که بتواند از روشنایی طبیعی باعث می شود که با کاهش طول روز در پاییز و زمستان تولید تخم مرغ متوقف و پرریزی آغاز شود مرغانی که تنها از نور طبیعی استفاده میکنند شروع مجدد تولید آنها در فصل بهار خواهد بود .



ج4- درجه حرارت بالای آشیانه ها :

درجه حرارت بالای محیطی مشکلات زیادی برای تمام طیور ایجاد میکند در استرس شدید گرمایی ، مصرف غذا ، تولید تخم مرغ و اندازه تخم مرغ ، جوجه درآوری تحت تاثیر قرار میگیرد سایه ، تهویه مناسب ، تامین آب سرد کافی به کاهش اثرات نامطلوب استرس گرمایی کمک می کند .



د- انگل خارجی

انگل های خارجی منبع تغذیه شان خارج از بدن میزبان می باشد و به آنها اکتوپارازیت گویند .



د1- مایت مرغان شمالی

مایت مرغان شمالی ازانگل های خارجی بدن پرندگان است مایت ها به دلیل مکیدن خون طیور سبب سوزش ، خارش و کم خونی شدید پرندگان می شود و به دنبال آن کاهش بازده غذایی ، تولید تخم مرغ وکم شدن مقاومت به بیماری ها مشاهده می شود .



د2- شپش ها :گونه های متعددی از شپش های جونده در گله های کوچک مشاهده میشود شپش ها از زخم های پوستی ، دلمه ها تغذیه کرده و محل زندگی انها لابلای پرهاست شپش ها به کمک قسمت های دهانی و چنگال های خود در روی پوست حرکت میکنند سوزش و خارش دائمی پرندگان باعث ایجاد رفتار عصبی و غیر عادی شده و پرهای پرندگان ژولیده می گردد درگله هایی که مورد تهاجم قرار گیرند افت تولید تا 10% می رسد اگرچه دربرخی موارد کاهش تولید تا بیش از 20 درصد نیز می رسد .



د3- کک :

درمرغان خانگی یکی از مشکلات بوده و بایستی ریشه کن شوند جنس های ماده در روی پوست نواحی سر، صورت سکنی گزیده وسبب سوزش ، خارش شدید ودر برخی موارد سبب کوری می شوند .



ه – انگل های داخلی

این دسته ازانگل ها درداخل بدن حیوان زندگی و تغذیه میکنند هجوم انگل ها سبب کاهش بازده غذایی ، رشد ضعیف ، کاهش تولید تخم مرغ و مرگ و میر می شود پرندگان آلوده به بیماری های ویروسی و نیز استرسها بسیار حساس خواهند شد .



ه1- نماتدها :

نماتدها یاکرمهای گرد درناحیه خاصی از دستگاه گوارش یا روده زندگی می کنند .



ه 2- کرم کدو (سستودها ) :

دارای رنگ سفید یا مایل به زرد بوده و این کرمهای نواری شکل با قطعات پهن می باشند اندازه آنها از 17/0 تا 12 اینچ متفاوت می باشند کرمهای کدو خسارت چندانی به روده ها وارد نمی کنند ولی رقیب غذای طیور هستند ستودها غذای خود را هضم نکرده بلکه از غذای هضم شده طیور قبل از جذب آنها استفاده می کنند برخی از داروهای ضد انگلی هردو واریته نماتد و سستودها را نابود می کنند .



و- بیماری ها

و1- آبله طیور :

یک بیماری ویروس درجوجه ها بوده که با علامت جراحات دلمه مانند ، روی پوست و قسمتهای بدون پر و یا روی حنجره ومجاری دهان یا درمجاری تنفسی ظاهر می شوند آلودگی طیور به ویروس آبله سبب کاهش رشد ، ضعف جوجه ها ، ضریب تبدیل نامطلوب وافت سریع تولید تخم مرغ می شوند ویروس آبله درهر سنی می تواند ظاهر شود ابله به صورت مستقیم یا غیر مستقیم منتقل می شود .



و2- کوکسیدیوزیس :

کوکسیدیوز یک بیماری پروتوزآیی است که با تورم روده واسهال در طیور مشخص می شود شدت بروز آن از خفیف تا حاد متغیر می باشد سویه های مختلفی از آن وجود دارند که علائم متفاوتی دارندکمخونی ، تلفات شدید ، لاغری ، کاهش مصرف غذا ، اسهال و کاهش تولید تخم مرغ از نشانه های آن است به طور معمول از کوکسیدیواستات ها در جیره جوجه های گوشتی استفاده می شود ولی اخیرا از واکسنهای زنده استفاده می گردد .



و3- برونشیت عفونی :

برونشیت عفونی یک بیماری تنفسی واگیردار است ویروس عامل برونشیت از نظر مقاوم بودن درحد متوسطی قرار دارد ولی توسط مواد ضد عفونی کننده معمولی درغالب موارد از بین می روند جوجه ها در تمام سنین به این بیماری حساس می باشند . علائم این بیماری به صورت نفس نفس زدن ، عطسه ، سرفه وکاهش تولید تخم مرغ ظاهر می شود برونشیت عفونی جوجه ها متفاوت از برونشیت بلدرچین است این بیماری برروی کیفیت پوسته تخم مرغ تاثیرمنفی می گذارد همچنین نازک شدن پوسته و افزایش تخم مرغهای نافرم به مدت طولانی بعد از بروز بیماری دیده می شود اگر جوجه ای درهفته اول به برونشیت مبتلا گردد هرگز به یک مرغ تخمگذار خوب تبدیل نخواهد شد درمان موثری برای این بیماری وجود ندارد اگرچه طیف وسیعی از آنتی بیوتیک ها به مدت 3 تا 5 روز برای کنترل عوارض ثانویه به کار می رود برای پیشگیری ازواکسن ها استفاده می شود واکسن زمانی موثر است که سویه موجود درواکسن باسویه شایع درمنطقه مطابقت داشته باشد امروزه ترکیبی ازواکسن برونشیت با نیوکاسل دریک ویال عرضه می شود



و4- بیماری نیوکاسل :

این بیماری توسط ویروس ایجاد می شود برمبنای قدرت بیماری زایی به سه دسته لنتوژنیک ، مزوژنیک و لووژنیک تقسیم میشوند لنتوژنیک سویه بدون حدت بوده ولی ولووژنیک سویه بدون حدت بوده ولی ولووژنیک سویه ای است که می تواند بیماری را درحالت فوق حاد ایجاد کند . بیماری نیوکاسل به یکباره و به صورت ناگهانی ظاهر ودر سراسر گله شبوع پیدامیکند درمرغان تخمگذار علائم کلینیکی شامل افسردگی ، از دست دادن اشتها ، کاهش مصرف آب و کاهش تولید تخم مرغ مشاهده می شود به طور که حتی ممکن است تولید به صفر برسد دوره بیماری 14-10 روز بوده ولی مرغان تخمگذار تا 6-5 هفته بعد از تولیدکامل برنمی گردند .در اثر واکسیناسیون ، جوجه ها و بوقلمون می توانند علیه بیماری نیوکاسل مصون گردند درمان 5-3 روزه آنتی بیوتیک برای جلوگیری ازعفونت های ثانویه میکروبی است .



و5- آنفلوانزای مرغی :

یک بیماری ویروسی است که بر روی سیستم تنفسی ، گوارش وعصبی طیور اثر میگذارد ویروس های آنفلوانزا می توانند بیماری را به صورت خفیف یا حاد ظاهرسازند در فرم حاد تورم صورت ، سیانوز ، دهیدارته شدن همراه با اختلالات تنفسی دیده می شود همچنین بر روی پاها وتاج سیانوز دیده می شود تلفات از حداقل تا نزدیک 100 درصد مشاهده شده است کاهش تولید تخم مرغ به شدت بیماری بستگی دارد .آنفلوانزامرغی درمان مشخصی نداشته و به صورت خودبه خود بهبودی حاصل می شود پرندگانی که 7 روز بعداز ابتلا کشتار شوند علائم بیماری را نشان نمیدهند در صورتی که گله ای الوده شود قرنطینه به صورت کشوری بایستی اجرا شود حتی پرندگانی که بهبود می یابند درمدفوع خود 4-3 هفته بعد ویروس را خارج می کنند تخم مرغهای مرغان تخمگذار از نظر خوارکی بی خطر بوده ولی باید شسته شوند کود طیور قبل از استفاده درزمین های کشاورزی بایستی کمپوست شود .



و6- آنسفالومیلیت مرغی

یک بیماری ویروسی است که بر روی پرندگان جوان موثر می باشد در این بیماری لرزش بدن و بخصوص لرزش سر وگردن زیاد بوده و همراه با تلفات بالایی است جوجه هایی که بهبود یابند سپس دچار بیماری آب مروارید می شوند کاهش تولید و جوجه درآوری از علائم دیگر است وقتی که آلودگی در کل گله پیشرفت می کند به ندرت علائم کلینیکی درمرغان تخمگذار ظاهر می شود افت 20-5 درصدی تولید به مدت 2 هفته بوده وتداوم چندانی نخواهد داشت ولی درگله های مادر افت قابل توجهی در در صد جوجه درآوری ظاهر می شود درمان موثری برای این بیماری وجودندارد وتمام پولت های تخمگذار و جایگزین بایستی در برابر بیماری ایمن شوند .



و7- آلودگی با مایکوپلاسماگالی سپتیکوم :

این بیماری با اسامی دیگر همانند Mg ، تورم کیسه های هوایی بیماری مزمن تنفسی ، عفونت شناخته می شود دراین بیماری ، سرفه ، عطسه ، خس خس ، ترشحات چشم و بینی کاهش مصرف غذا و تولید تخم مرغ وجود دارد ولی میزان تلفات پایین است در برخی موارد ممکن است علیرغم آلوده شدن گله ، عوارض بیماری ظاهر نشود مگر آنکه محرکی وجود داشته باشد عوامل تحریک شامل استرس ها ، مدیریت ، تغذیه ، تغییرات آب و هوا ، جابجایی و ... می باشد . طیف وسیعی از آنتی بیوتیک ها برای درمان استفاده می شود که پس از قطع دارو و درمانی تلفات کاهش می یابد اغلب آنتی بیوتیک ها به همراه دان یا آب به مصرف گله وسیعی استفاده می شود کم بودن یا کوچک بودن گله و تزریق انفرادی به طور چشم گیری درکنترل بیماری موثر است به علت ماندن بقایای دارو در گوشت و تخم مرغ ، از مصرف فرآورده های طیور تا طی شدن دوره عدم مصرف محصول اجتناب شودبرای کاهش اثرات زیان بار بیماری از واکنش های کشته و غیر فعال استفاده می کنند .



و8-مربای مرغی

مربای مرغی یک بیماری باکتریایی در طیور است این بیماری به صورت ناگهانی ظاهر شده ودرحالت حاد موجب تلفات زیاد می شود بی اشتهایی ، افسردگی ، سیانوز ، خس خس کردن ، ریزش آب از چشم و بینی ، اسهال سفید آبکی و یا موکوسی سبز وکاهش تولیدتخم مرغ از علائم دیگر بیماری است در وبای مزمن مرغی درجوجه ها آبسه وتورم مفاصل وپا دیده می شود همچنین در سینوس های زیرچشم ممکن است چرک پنیری مانند جمع شود گله ها می توانند توسط داروی درمان شوند داروی مورد نظر جهت استفاده در پولت های بیشتر از 14 هفتگی یا در مرغای تخمگذار تجاری مورد تایید نمی باشد سولفات ها و بقایای آن درگوشت وتخم مرغ باقی می مانند استفاده طولانی مدت از این داروها سمی بوده و سبب کاهش تولید در مرغان تخمگذار می شود در این خصوص میتوان از آنتی بیوتیک ها استفاه کرد در حالی که برای توقف یا جلوگیری از بروز بیماری می توان از دز بالا وبه مدت طولانی مدت استفاده کرد درمکان هایی که وبای مرغی به صورت اپیدمی بوده توصیه می شود که از واکسن های کشته یازنده استفاده شود تا زمانی که مشکلی درمزرعه ای ایجاد نشود یا مورد تایید در یک منطقه ای واقع نشود توصیه می شود که واکسیناسیون علیه بیماری وبای مرغی شروع نشود .



و9- کوریزای عفونی :

دراین بیماری تنفسی ، تورم صورت و تاج و ریش مشاهده می شود ترشحات خارج شده از بینی به صورت تیره و چسبناک با بوی بد می باشد و تنفس به سختی صورت گرفته و خس خس مشاهده می شود کاهش مصرف غذا و آب باعث کاهش تولید تخممرغ می شود استفاده از سولفادی متوکسیندردرمان کوریزای عفونی ارجحیت دارد در صورت در دسترس نبودن این دارو میتوان از سولفامتازین ، سولفامرازین یا ارتیرمایسین استفاده نمود واکسن مورد استفاده در زیر پوست در قسمت خلفی گردن تزریق می شود جوجه ها در 4 مرحله واکسینه میشوند که مرحله اول آن در5 هفتگی و مراحل دیگر در 15 و 19 هفتگی بوده و به طوری که بین تزریقات حداقل 4 هفته بایستی فاصله باشد واکسن مجدد در 10 ماهگی صورت می گیرد .



ز – رسیدگی به مشکلات دیگر :

برای جلوگیری ازکاهش بارز درتولید تخم مرغ به موارد زیر دقت کنید :

- خوردن تخم مرغ به وسیله مرغان دیگر .

- شکستگی بیش از حد تخم مرغ

- برخی مرغان به جای تخمگذاری در لانه ها در نقاط مرتفع اقدام به تخمگذاری می کنند .



خلاصه :

فاکتورهای بسیار زیادی بر تولید تخم مرغ موثر می باشند در صورت کاهش تولیدبه دنبال پاسخ سوالاتی باشیدکه در زیر می آید .



1- سن پرنده ؟

2- میزان مصرف روزانه غذا ؟

3- تغییر مصرف غذا در روزهای اخیر ؟

4- تغییر در نوع غذای مصرفی

5- کپک زده بودن غذا

6- نوردریافتی طیور و تغییرات احتمالی آن

7- منبع نور

8- شرایط لانه های طیور

9- آیا پرندگان آب تمیز و کافی در اختیار شان هست ؟

10 – وضعیت ظاهری پرندگان چگونه است ؟

11- تحرک و فعالیت طیور چگونه است ؟

12- کیفیت پوسته تخم مرغ چگونه است ؟

13- کیفیت درونی تخم مرغ چگونه است ؟

14- آیا علائمی از بیماری دیده می شود ؟

15- آیا تراکم بالاست ؟

16- آیا نشانه ای از انگل یابیماری های انگلی دیده می شود ؟

17- آیا از علف کش یا حشره کش درآن منطقه استفاده شده است ؟

18- آیا طیور به گیاهان دسترسی دارند و چه گیاهانی ؟





مجله دنیای کشت و صنعت – مهندس احمد صادحی همدانی – مهندس مژده موسی نژاد

number one
2007-Jul-09, 11:21
آنفلانزای فوق حاد طیور

این بیماری یکی از مهمترین خطرناکترین و مسری ترین بیماریهای ویروسی می باشد .ویروس آنفلانزا در طیور ایجاد بیماری مینماید و تحت تیپ های مختلفی دارد که نوع H5 و H7 فرم بسیار شدید بیماری را ایجاد می نماید .



مخازن بیماری

پرندگان ابزی و وحشی بدون ابتلا به بیماری می توانند ویروس را تا مسافت طولانی انتشار دهند خوک نیز بعنوان یک مخزن می تواند ماده ژنتیکی ویروسهای انسانی و مرغی را مخلوط نموده و در نهایت تحت تیپ های جدیدی ایجاد نماید و از نظر بیماری زایی برای انسان و طیور خطرناک باشد .



میزبان ها

پرندگان زینتی ، مرغ ، خروس ، بوقلمون ، شتر مرغ و مرغ شاخدار به بیماری حساس می باشند .

علائم بیماری

1- انتشار سریع بیماری در گله

2- کاهش شدید و روبه رشد تلفات

3- کاهش شدید مصرف دان

4- افت شدید تولید در مرغ تخمگذار

5- علائم تنفسی حاد

6- سیانوزه شدن تاج و ریش و خونریزی در ساق پا



پیشگیری و کنترل بیماری

با توجه به اینکه واکسیناسیون به تنهایی نمی توانند ایمنی صددرصد ایجاد نماید بنابراین رعایت نکات بهداشتی و قرنطینه ای نیز اهمیت بسزایی دارد .

1- قبل از جوجه ریزی نسبت به پاکسازی و ضدعفونی کامل فارم با دقت کامل اقدام نمایید .

2- بامشورت با شبکه دامپزشکی منطقه نسبت به جوجه ریزی اقدام نمایید .

3- حتی المقدور قبل از ورود جوجه دان مورد نیاز را تامین نموده و از تهیه دان از منابع آلوده من جمله سایر مرغداریها اکیدا خودداری نمایید

4- جوجه مورد نیاز را از منابع مطمئن تهیه واز بدو ورود جوجه های وارده را ازگله حذف نمایید جوجه ها در روزهای اول و هفته اول نیاز به مراقبت بیشتری دارند .

5- شرایط محیطی مناسب را جهت پرورش جوجه ها فراهم آورید تهویه ، حرارت و رطوبت نامناسب زمینه ساز رشد اجرام بیماریزا است .

6- کلیه سطوح سالن پرورش ونیز انبار دان اعم ازکف ، سقف ، دیوارهای داخلی وخارجی بایستی صیقلی و قابل شستشو و ضد عفونی باشند .

7- از ورود پرندگان و جوندگان به داخل سالن ها وانبار با ایجاد تمهیداتی از قبیل نصب توری جلوگیری نمایید

8- از ورود افراد متفرقه به فارم جلوگیری نمایید .

9- واحدهای پرورش مرغ مادر نسبت به اصلاح سیستم دوش و یکطرفه نمودن مسیرهای ورودی به فارم اقدام نمایند .

10-در واحدهای تخمگذاری و گوشتی در صورت امکان نسبت به برقراری سیستم قرنطینه و دوش برای پرسنل اقدام نمایید در صورت عدم امکان استفاده از دوش ، تعویض کامل لباس و کفش واستفاده از کلاه وماسک الزامی گردد . این مورد در خصوص دامپزشکان و گروههای واکسیناسیون با دقت وشدت بیشتری اعمال گردد .

11-در صورت عدم برقراری سیستم دوش از کلیه کارگران شاغل در واحد خواسته شود در پایان روز ویا قبل از شروع کار در منزل دوش بگیرند .

12-از کلیه پرسنل شاغل تعهدی مبنی بر عدم نگهداری مرغ بومی زینتی و یا هر نوع پرنده دیگر در منزل اخذ شود و نیز در صورت امکان از محل سکونت انان بازدید به عمل اید .

13-برای هر سالن کارگر جداگانه درنظر گرفته شود و از تردد افراد بین سالنها بویژه در زمان وقوع تلفات جدا جلوگیری شود

14-درورودی فارم و نیز هر سالن حوضچه ضد عفونی چکمه ها و نیز ظرف مخصوص جهت ضدعفونی دست ها تعبیه گردد .

15-ورود کلیه کامیونها پس از عبور از حوضچه ضد عفونی شود و بین دیوارهای بیرونی کامیون نیز ضد عفونی شود .

16-حتی المقدور ازنگهداری گله در چند سن خودداری فرمایید و فاصله مناسب بین دو جوجه ریزی در نظر گرفته شود .

17-دراولین فرصت نسبت به ازمایش میکروبی اب مصرفی اقدام و سپس هر 6 ماه یکبار تکرار نموده و از سلامت آب مطمئن شوید ورود باکتری ها از طریق اب یا هرعامل دیگر زمینه تکثیر ویروسها را فراهم می نماید در صورت الوده بودن آب با مشورت کارشناسان مربوطه رفع نقص نمایید .

18-کلیه ورود و خروج ها لیست شود تا امکان ردیابی عامل انتقال دهنده میسر گردد .

19-کلیه اقدامات من جمله واکسیناسیون نوع واکسن شماره بچ واکسن و نام افراد واکسیناتور دردفتر ویژه ای یادداشت شود .

20-در طول دوره پرورش از ورود پرندگان جدید به گله خودداری نموده و در صورت نیاز و در شرایط اضطراری پرندگان تازه وارده قرنطینه شوند و پس از طی دوره قرنطینه به سالنها وارد شوند .

21-نسبت به پایش گله از نظر تیترهای ایجاد شده و نیز احتمالا ورود اجرام بیماریزای جدید اقدام نمایید این کار با تاکید بیشتر درگله های تخمگذار باید صورت پذیرد .

22-از وارد آوردن استرسهای بی مورد به گله از قبیل ورود افراد به شکل ناگهانی ایجاد سرو صدای ناهنجار ، کاهش یا افزایش غیرطبیعی دمای سالن ، کاهش رطوبت شدید ، قطع ناگهانی دان یا آب قطع ناگهانی تهویه خودداری فرمایید .

23-از سیستم داکت منتهی به حوضچه ضدعفونی درپشت هواکش ها استفاده نمایید دراین خصوص با اداره طیور استان تماس حاصل فرمائید .

24-هر نوع کاهش مصرف دان ، کاهش تولید یا افزایش تلفات در اسرع وقت به اطلاع نزدیک ترین شبکه دامپزشکی رسانده شود .



بیماری آنفلانزای فوق حاد طیور عمده ترین خطر صنعت طیور تاکنون باتیپ های H5 و H7 به عنوان عامل آنفلانزای فوق حاد طیور شناخته شده اند .



اقدامات ضروری جهت پیشگیری از بیماری آنفلانزای طیور :

1- تهیه جوجه یکروزه ازکارخانجات جوجه کشی دارای پروانه بهداشتی بهره برداری معتبر از سازمان دامپزشکی

2- اخذ گواهی بهداشتی معتبر وتکمیل شده از واحد جوجه کشی

3- جوجه ریزی همزمان و یک سن و کاهش تراکم پرورش در واحد مترمربع در مزرعه

4- رعایت دقیق اصول بهداشتی قرنطینه ای در داخل و خارج مرغداری و تشدید آنها در مرغداری های واقع در مناطق پرخطر

5- جلوگیری از ورود پرندگان وحشی به مرغداری از طریق نصب توری و ترمیم خرابیهای ان قبل از جوجه ریزی

6- تهیه دان ازمنابع مطمئن و اجتناب از مصرف دان باقی مانده دوره قبل وعدم تهیه ان از مرغداریهای دیگر

7- کنترل بهداشتی اب

8- اعلام سریع علائم مشکوک بیماری به شبکه دامپزشکی منطقه از قبیل :

الف – شروع ناگهانی بمیاری

ب – تلفات فراینده

ج – علائم تنفسی حاد

د- افت ناگهانی تولید

و – سیاه شدن و خونریزی تاج ریش وساق پا

9- کنترل بهداشتی تردد پرسنل و کارگران شاغل در مرغداری و کاهش ترددهای غیر ضروری

10 – ممانعت از نگهداری انواع طیور ، سگ و گربه در مرغداری و خانه ها ی کارگری

11- ممانعت ازورود حیوانات ولگرد به عنوان ناقلین مکانیکی به داخل مرغداری

12- امحا بهداشتی لاشه ها در داخل مرغداری

13- اخذ مجوز کشتار در پایان دوره پرورش از شبکه دامپزشکی

14- پاکسازی و ضدعفونی کامل سالن وکلیه لوازم و تجهیزات پس ازتخلیه

15- ممنوعیت فروش مرغ پایان دوره به صورت زنده در بازارهای محلی

16- ذخیره بهداشتی کود در مرغداری یا انبارهای مطمئن وحمل بهداشتی آن پس از عمل نوری

17- عدم استفاده از شانه تخم مرغ وکارتن های مصرف شده و ممانعت ا زورود کلیه لوازم مستعمل به مرغداری

18- اخذ مجوز جوجه ریزی ازشبکه دامپزشکی با در نظر گرفتن وضعیت بیماریهای منطقه

19 – ممانعت ازورود وسایل نقلیه به داخل مرغداری و در صورت اضطرار ضدعفونی نمودن کلیه وسایل نقلیه قبل ازورود به مرغداری

20 -اجتناب از مصرف پودر گوشت و استخوان به خصوص بامنشا طیور

21- اطلاع رسانی به مرغداران وکلیه صنایع جانبی مربوط به صنعت طیور

number one
2007-Jul-09, 11:23
بیماری های مدیریتی طیور

بیماری های تغـذیه ای:ریکتز Rickets : ریکتز می تواند در پرندگان جوان به علت کمبود ویتامینD3 ، کلسیم و یا فسفر رخ دهد. غذا های تجاری تامین کننده مواد غذایی هستبد اما اگر آنها بیش از حد رقیق باشد مواد غذایی کافی در دسترس پرنده قرار نخواهد گرفت. پرنده می تواند ویتامین D3 خود را از ترکیب ویتامین D3 مواد غذایی و همچنین از در معرض قرار گرفتن نور خورشید بدست آورد.کمبود هرگونه مواد غذایی می تواند شروع مشکلات در پرندگان تخم گذار باشد. تخم آنها کاهش پیدا می کند و یا کیفیت پوسته آن پایین می آید. در چندین مورد در مرغ های خانگی مشاهده شده است که بیماری خستگی مرغهای در قفس (بیماری استخوان شکننده یا Osteoporosis) به این علت بوجود آمده است. همین طور که از اسم این بیماری می آید، این بیماری در پرندگانی که در زمین رشد می کنند دیده نمی شود.کمبود ویتامین A Vitamin A Deficiency)):کمبود ویتامین A یک بیماری تغذیه ای معمول در جوحه های کوچک است.این بیماری بیشتر در پرنده هایی که فقط با غله و یا علوفه تغذیه می شوند دیده می شود.پرنده ها می توانند ویتامینA را از غذاهای سبز تابستان بدست آوررند و در مدت کوتاهی در کبد ذخیره کنند، ولی هر چقدر غذای سبز دریافت کنند بار هم کمبود دارند، مگر اینکه ویتامین خود را از منبع دیگری تامبن کنند.نشانه های این بیماری شامل، گیج بودن، لاغری، رنگ پریدگی عضلات، رنگ پریدگی مخاطات و کوری عصبی و همچنین وجود لکه های خون در تخم مرغ ها نشانه این بیماریست.اگر این بیماری زود تشخیص داده شود با مکمل های ویتامینی قابل درمان خواهد بود.

 بیماری های انگلی:کوکسیدیوز Coccidiosis :یک بیماری انگلی است که عموما در پرنده هایی که در آشغال ها و کود زندگی می کنند دیده می شود.اگر یک بار کوکسیدیوز به مرغ داری شما بیاید ریشه کن کردن آن خیلی مشکل خواهد بود. این عفونت کاهش پیدا خواهد کرد اگر آشغال ها و کودها به طور منطقی خشک شوند. عفونت می تواند سبب کاهش وزن گیری و یا کاهش تولیدات شود. زیرا این انگل بافت های روده کوچک را مورد تهاجم قرار می دهد و ایجاد مزاحمت در هضم و جذب در دستگاه گوارش می کند. در این بیماری اسهال و احتمالا قطره های خون دیده می شود. هر چند که نشانه های این بیماری وابسته به سایر بیماری ها است اما عفونت های ایجاد شده ممکن است پرنده را بکشد. کوکسیدیواستاتها اغلب برای درمان و یا پیشگیری از عفونت در پرندگانی که در بستر پرورش می یابند استفاده می شوند. این دارو ها احتیاط مصرف دارند و باید آنها را با احتیاط مصرف کرد.اگر چه این دارو ها برای مرغ مفیدند ولی برای بعضی حیوانات دیگر سمی هستند (مثل سگ ها و اسب ها)، همچنین این دارو ها برای مرغابی ها و یا غاز ها مفید است. همچنین هنگام کشتار پرنده ها نباید از این دارو ها استفاده کرد(در این زمینه با دامپزشک ویا جیره نویس خود مشورت کنید.).اگر پرندگان برای مدت زیادی نگه داشته می شوند، امکان این وجود دارد که بتدریج بر علیه کوکسیدیوز ایمنی بوجود آید. این مکانیسم فوق الغده مهم است برای پرندگانی که از تخم آنها استفاده می شود.زیرا ایمنی در تخم آنها هم بوجود می آید، و جوجه های آنها اگر در هفته 3 و4 آنتی کوکسیدیوز دریافت کرده باشند، کافی است. و دیگر احتیاجی به در یافت داروی دیگری ندارند و این روش بسیار اقتصادی است. برای تحریک سیستم ایمنی ، وقتی با یک دز پایین کوکسیدیواستات ها در جیره استارتر داده شود پرنده دچار یک عفونت ملایم میشوند وسیستم ایمنی گسترش پیدا میکند.اگر برای بار اول به پرنده ها به دقت دارو داده شود عفونت های شدید کاهش پیدا می کند. اگر نشانه ها مشاهده شدند (اسهال، پرهای ژولیده، بی میلی و سستی) دارو های ملایم تهیه شده در آب می توانند با عفونت مبارزه کنند

.مایت ها ((mites: مایت های پرندگان، کوچک، سیاه و حشره های خون خوار هستند. آنها حشره را نمی کشند اما می توانند سبب کاهش تولید تخم مرغ در مرغ های تخم گذار شوند. آنها برای مدت زیادی بر روی پرنده زندگی نمی کنند، بنابراین فاصله انداختن بین دو دوره جوجه ریزی کمک زیادی به خروج مایت ها می کند. همچنین می توان از حشره کش ها بر علیه مایت ها استفاده کرد.برای پی بردن به وجود مایت هامی توان به دنبال آنها در زیر پر پرندگان در قسمت مخرج گشت. روش دیگر قراردادن پرهای ژولیده پرندگان روی تکه کاغذ سفید است، مایت ها بر روی تکه کاغذ مانند لکه ای یا نقطه ای سیاه رنگ نمایان می شود.

شپش ها ((Lice:ششپش ها مانند مایت ها عمومی نیستند.آنها تغذیه می کنند از فولیکول های پوست و سبب کاهش محصولات می شوند.تخم های آنها مانند خوشه ای سفید رنگ بر روی پایه فولیکول پرها نمایان است. همانند مایت ها با فاصله مناسب بین دو دوره می توان آنها را بیرون کرد یا اینکه از حشره کش ها استفاده نمود.

 کانی بالیسم Cannibalism:کانی بالیسم وقتی شروع می شود که پرندگان با نوک خود به پر ها یا پنجه پاهها یا سرها و یا مخرج دیگر پرندگان را مورد هجوم قرار دهند. اگر آن منطقه در ادامه نوک زدن خونریزی کند، ممکن است مرگ پرنده را در پی داشته باشد. نوک زدن به مخرج اغلب در مرغ هایی که در بستر زندگی می کنند و یا بوقلمون ها اتفاق می افتد.مرغ های جوان به خصوص آنهایی که وزن بیشتر دارند، استعداد بیشتری برای بیرون زدگی دارند(اویداکت بعد تخم گذاری به جای خود بر نمی گردد)، که محرک نوک زدن به مخرج است. همچنین ممکن است در این زمان روده ها هم به بیرون هدایت شود.این یک مورد برای کانی بالیسم است. بیشتر موارد در مورد تخم گذار ها و سپس در مورد گوشتی ها است. این موارد در حالات کمبود های مواد معدنی از قبیل: نمک، ویتامین ها یا اسید آمینه ها (سازنده پروتئین ها). موارد دیگر در ایجاد کانی بالیسم استرس ها مثل محرومیت از غذا، ازدحام زیاد، گرمای زیاد، نامناسب بودن تهویه ها و شدت نور زیاد است.حذف کردن این استرس ها می تواند کمک به حذف یا کاهش کانی بالیسم شود. اگر ممکن باشد باید مجروحین کانی بالیسم را جمع آوری کرد وبری مدتی آنها را جدا گانه پرورش داد تا جراحات آنها خوب شود. بیرون بردن آنها از گله کمک به از بین بردن تحریک نوک زدن در سایرین می کند.یک روش مناسب دیگر برای کنترل و یا پیشگیری از کانی بالیسم دست کاری در نور دهی است. کاهش شدت نور و یا خاموشی در خلال نور دهی در روز کمک به آرام کردن کانی بالیسم می شود. همچنین استفاده از نور قرمز کمک به این گونه موارد می کند. مدت نور دهی در مرغ های بستر نباید کم شود. راه حل دیگر چیدن منقار در همه پرندگان در هچری(روز آخر) یا بعد از آن است.نوک های تیز(فقط یک بخش خیلی کوچک) از منقار را می توان با سوهان ناخن و یا نوک چین برقی اصلاح کرد. با این روش نوک ها خطر کمتری برای دیگر پرندگان دارد، اما باید مراقب بود که به آب خوردن و دان خوردن پرنده صدمه ای وارد نشود.

 بیماری های متابولیک (Metabolic Diseases):

بیماری های متابولیک، ارگان های داخلی بدن و رشد آنها را مورد تاثیر قرار می دهد و موجب از بین رفتن قسمت زیادی از مرغ های اقتصادی و خانگی می شود. پرندگان اصلی این عارضه بوقلمون ها و مرغ های گوشتی هستند. بیشترین ضرر این بیماری کاهش در اندازه رشد است.دو نوع مهم از بیماری های متابولیکی عبارتند از، بی نظمی در سیستم قلبی- ریوی، سندرم مرگ ناگهانی و آسیت می باشد. یک نوعی از بیماری لنگش پا، اثبات شده است که وابسته به اختلالات متابولیکی است. این اختلالات متابولیکی می تواند به طور قابل توجهی در کاهش رشد موثر باشد. که می تواند در اثر کاهش خوردن غذا باشد. برای مثال، حظور غذا فقط در مدت روشنایی روز (بعد از سن یک هفتگی).غذاهایی که کمتر کامل می شوند سبب می شوند که جذب مواد غذایی کمتر شده و به دنبال آن کاهش رشد مرغ یا جوحه را در پی دارد. ذکر این نکته الزامی است که جیره جوجه گوشتی با جیره جوجه تخم گذار تفاوت های زیادی با هم دارند، ونمی توان آنها را به جای یکدیگر به گله داد.روش دیگر در کاهش رشد جوجه ها استفاده از مدیریت نور دهی است که از لحاظ تجاری موفقیت آمیز بوده است. این برنامه نور دهی تعداد ساعت های نور را در روز که به پرنده داده می شود کاهش می دهد (بعد از روز 5 تا 7) برنامه های که هم اکنون هستندزمان نور دهی را از 24 ساعت در روز به 6تا8 ساعت می رساند و به دنبال آن به صورت هفتگی نور را افزایش می دهند. برای جوجه های گوشتی این افزایش به طور تقریبی 4 ساعت در هفته افزایش می یابد و برای بوقلموی ها تقریبا 2 ساعت در هفته. این برنامه ها تقریبا برای بزرگ کردن گله های کوچک غیر عملی هستند. نگه داشتن نور دهی در طی ساعت های نور طبیعی روز یا در محدوده 8 تا 12 ساعت در روز کمک زیادی به کاهش تعداد زمین گیری ها و یا مرده ها دارد] . البته به اعتقاد بنده این روش برای جوجه های تخم گذار است نه برای جوجه های گوشتی

 سندرم مرگ ناگهانی (Sudden Death Syndrome):جوجه ها و بوقلمون هایی که از سندرم ناگهانی مرگ تلف می شوند اغلب موارد به صورت به پشت افتاده می میرند و در هیچ زمانی به جلو نمی افتند. آنها بدون ظهور هیچ گونه نشانی تلف می شوند، مستقیما بعد از یک تشنج می میرند. آنها معمولا پرندگانی درشت و در اغلب موارد خروس ها هستند.چرا اینکه پرندگان می میرند هنوز مشخص نیست، اما این مشخص شده است که در همه آنها بی نظمی در سرخرگ ششی وجود داشته است. در گله های گوشتی از یک هفتگی شروع شده و حد اکثر تا حول و هوش هفته سوم ادامه دارد. رشد سریع یکی از دلیل های آن است. رشد آهسته تر کمک خواهد کرد تلفات کمتری داشته باشیم.

 آسیت و نا کار آمدی قلب (Ascites and Heart Failure): آسیت در هنگام بروز فشار بر روی سیستم سرخرگ ریوی و جمع شدن مایعات در بطن پرنده بوجود می آید. در چندین مورد شانه ها و چنگال های آبی رنگ یافت شده است. تنفس آنها بدون صدا و با دهان باز است و همچنین پرهای آنها ژولیده و موج دار است. این پرندگان ممکن است بدون هیچ نشانه بارزی بمیرند. پرندگانی هم که در این بیماری زنده می مانند محکوم به ذبح شدن هستند زیرا نگه داشتن آنها اقتصادی نیست.خیلی از موارد ممکن است منجر به گسترش آسیت شود. این بیماری با رشد سریع و دمای سرد در طی جوجه کشی، ارتفاع زیاد از زمین، نمک بیش از حد در جیره غذایی و یا فاکتور های ژنتیکی تحرک می شود.پیشگیری از این بیماری شامل، جلوگیریاز رشد سریع پرنده ها، اطمینان از هوای گرم و مناسب در اتاق جوجه کشی و کنترل کیفیت آب (از لحاظ مقدار سدیم ). همچنین مهم است انبار غلات هم دارای تهویه مناسب باشد چرا که آمونیاک می تواند سبب آسیب به بافت ریه و ایجاد استعداد بروز آسیت شود.

 مشکلات پا( فلجی، پا های ناتوان، لنگش) Leg Problems(Cripples, Leg Weakness, Lameness)همه پرندگان می توانند در معرض مشکلات پا ها قرار گیرند اما به نظر می رسد این مشکلات بیشتر در مرغ های گوشتی دیده می شود. پا ها ممکن است به صورت گوشه دار و عجیب و غریب و زاویه دار در بدن باشد و یا ممکن است به صورت زانوی بد شکل که به صورت پا های کمانی دار به بظر می رسد و یا به صورت مبالغه آمیز به صورت زانوی گاوی شکل درآید. اغلب این مشکلات آنقدر سخت هستند که پرنده نتواند به راحتی حرکت کند و غذا وآب مناسب رابه دست آورد و در نتیجه وزن گیری آهسته تری خواهد داشت. مشکلات دیگر نیز می توانند در بالای مفصل پا اتفاق بیافتد. این پرنده ها به سختی می توانند در اطراف خود حرکت کنند.یکی از علت های اصلی که باعث بد شکل شدن زاویه دار در مرغ های گوشتی و یا بوقلمون ها می شود رشد سریع آنها است. اثبات شده است که در رشد آهسته تر پرندگان و یا در شرایط نور دهی مناسب و یا محدودیت غذا های ملایم سبب کاهش اینگونه مشکلات خواهد شد.مشابه این مشکلات در بخش بیماری های متابولیک بحث شد.اگر در زمانی که جوجه وارد سالن می شود بستر مناسبی در سالن نباشد، پرندگان جوان تعادل خود را از دست می دهند و لیز می خورند. این خود عاملی در ایجاد مشکلات در پاها است. مخصوصا در بوقلمون های جوان و مرغ های آبزی. همچنین وجود سالن های نسبتا خشک مهم به نظر می رسد اما نباید به حدی خشک باشد که گرد و غبار در سالن ها داشته باشیم. سالن های نمور می توانند در ایجاد مشکلات پاها و جراحات آنها موثر باشد.تغذیه های بد و یا بالانس نشده هم یکی از عوامل این بیماری است. پا ها رشد میکنند وسبب ایجاد بد شکلی می شوند. ویتامین و یا مواد معدنی (منگنز، روی، سلنیوم، ویتامین E، بیوتین، نیاسین، اسید فولیک، ریبو فلاوین، پیرو دوکسین) می توانند سبب ظهور این بیماری شوند . کمبود های پروتئین و متعادل نبودن اسید آمینه ها هم می توانند سبب ظهور این بیماری شوند.عفونت های میکروبی هم می توانند این بیماری را ایجاد کنند. مفصلهل ممکن است ورم داشته و یا نداشته باشند، پرنده از حرکت کردن امتناع میکند. کاهش استرس ها می تواند به بهبود این بیماری کمک کند. شما می توانید با جلوگیری از سرما (به خصوص در شب)، ازدحام زیاد، شرایط محیط نمور و جلوگیری مناسب از بیماری ها از ایجاد این بیماری پیش گیری

number one
2007-Jul-09, 11:25
استراتژیهایی جهت حداقل سازی وجود مواد غذایی در مدفوع طیور


مقدمه :

دیده شده است که نگرانی هایی در مورد انتشار آلودگی مدفوع طیور بوجود آمده است . یکی از کلیدهای اساسی که سبب کاهش آلودگیهای ناشی از وجود مواد غذایی در مدفوع طیور میشود دستکاری جیره غذایی طیور میباشد . بطور کلی پرندگان پنج نیاز اساسی تغذیه ایی دارند . پرندگان به انرژی نیاز دارند . این انرژی ، با چربی و کربوهیدارات ها تامین میشوند . پرندگان همچنین به پروتئین ، آب ، ویتامینها و مواد معدنی نیازمند هستند .بایستی این نکته را مورد توجه قرار داد که حتی در بهترین شرایط مدیریتی نیز طیور قادر نخواهند بود که 100 درصد از مواد غذایی موجود در جیره خود را بطور کامل هضم کنند . به چهار دلیل ، مواد غذایی ممکن است که از طریق مدفوع دفع شوند :

¨ وجود ضایعاتی در غذا .

¨ اضافه مواد غذایی موجود در جیره .

¨ وجود مواد غذایی هضم نشده .

¨ موجو مواد بیولوژیک مانند سلولهای مرده در بدن .

در مدفوع طیور عمدتا دو ماده وجود دارد که از درجه اهمیت بالایی برخوردار میباشد . یکی نیتروژن که حاصل شکست پروتئین است و همچنین ماده معدنی فسفر .



نیتروژن و فسفر :

وجود نیتروژن در جیره طیور ضروری است . پروتئین ها از آجرهایی از جنس اسیدهای آمینه بوجود می آیند . در این صورت ، نیتروژن را میتوان در نقش سیمان برای چسبیدن این آجرها در نظر گرفت . بنابراین نیتروژن برای ساخت پروتئین ضروری است . از سوی دیگر بایستی توجه داشت که نیتروژن دفعی از پرندگان میتواند به یک معضل محیطی تبدیل شود . علت آن نیز یخش این ماده بصورت آمونیاک در محیط میباشد . این ماده ( آمونیاک ) میتواند سبب ایجاد بوهای نامطبوع در محیط مزرعه شود . نیتروژن همچنین میتواند سبب بروز آلودگی منابع آب شود . این موضوع زمانی اهمیت پیدا میکند که بدانیم که 50 درصد از کل مردم آمریکا و 95 درصد از روستائیان این کشور آب خود را از منابع زیرزمینی تهیه می کنند .

فسفر نیز از مواد ضروری است که بایستی در جیره طیور موجود باشد . این ماده ، کلیدی اساسی در استحکام تخم مرغها و استخوانها میشود . فسفر همچنین قسمت مهمی در غشای سلولی RNA و DNA میباشد . فسفر موجود در مدفوع طیور میتواند با ذرات جامد موجود در هوا باند شده و منابع آبی را نیز تحت تاثیر قرار دهد . وجود مقادیر زیاد فسفر در آب میتواند سبب رشد جلبکها شود .

جدول زیر میانگین غلظت نیتروژن و فسفر را در مدفوع طیور به شما نشان میدهد . جدول ارائه شده در این بخش ، تنها میانگین است . در واقع غلظت نیتروژن و فسفر در مدفوع طیور با توجه به مسائل مدیریتی ، تغذیه ، سن و سایر مسائل در نوسان است .



غلظت فسفر
غلظت نیتروژن

60 lb / ton
34 – 46 lb / ton




استراتژیهایی در جهت کاهش نیتروژن و فسفر :

تا اینجا به زیانهای وجود فسفر و نیتروژن اضافی اشاره کردیم . اما تولیدکنندگان چگونه میتوانند میزان این دو ماده را در جیره طیور کاهش دهند .



1 . کاهش مواد غذایی بیهوده :

یکی از روشهای کاهش مواد غذایی در جیره طیور ، کاهش مواد غذایی بیهوده در جیره طیور میباشد . منظور ما از مواد غذایی بیهوده ، موادی میباشند که در جیره فراهم میشوند اما پرنده عملا توانایی هضم آنها را ندارد . هضم برخی از مواد غذایی در پرندگان میتواند دلایل مختلفی داشته باشد . برخی از این دلایل میتوانند شامل بیماری ، سن و همچنین شرایط محیطی باشند . Van Heugten و Van Kempen در سال 1999 دریافتند که در صنعت طیور آمریکا بین 2 تا 12 درصد مواد غذایی بیهوده مصرف میشود .

پرورش دهندگان و مزرعه داران میتوانند از طریق طراحی مناسب سیستم غذایی مزرعه خود بر اساس سن و نوع پرنده های پرورشی ، مصرف مواد غذایی بیهوده را کاهش دهند . از سوی دیگر تحقیقات نشان داده است که استفاده از غذای پلت شده در طیور ، میتواند وجود مواد غذایی در مدفوع طیور را کاهش دهد .



2 . دقت بیشتر در هنگام تهیه جیره غذایی :

دومین روش پیشنهادی ما جهت کاهش وجود مواد غذایی در مدفوع طیور ، دقت بیشتر در هنگام تهیه غذا میباشد . پرندگان قادرند که تا میزان مشخصی از هریک از مواد غذایی را بطور کامل هضم نمایند . در صورتیکه هر یک از مواد غذایی مورد نیاز پرنده در جیره ، بیش از حد باشد ماده غذایی هضم نشده و از طریق مدفوع دفع خواهد شد . بنابراین تامین مواد مورد نیاز پرندگان به میزان مشخص ، از درجه اهمیت بالایی برخوردار میباشد . بطور مسلم ، پرندگان نر و ماده نیازهای غذایی متفاوتی دارند . همچنین نیازهای تغذیه ایی پرندگان ، از یک فاز تولید به فاز دیگر میتواند متفاوت باشد . بعنوان مثال در مزارعی که پرندگانی با سن های مختلف را پرورش میدهند ، نیازهای Starter ها با نیازهای Finisher ها تفاوت خواهد داشت . بنابراین پرندگان بایستی بر اساس سن ، جنس و نیازهای تغذیه ایی دسته بندی شوند . نحوه غذا دادن به پرندگان بر اساس جنسیت پرنده را Split – Sex Feeding می نامند . همچنین نحوه غذا دادن به پرندگان بر اساس فاز تولید را Phase – Feeding می نامند .

در گذشته ، بسیاری از پرورش دهندگان ، میزان مواد غذایی را بیشتر از میزان مواد غذایی پیشنهاد شده در نظر می گرفتند . ایندسته از پرورش دهندگان این میزان اضافه را بعنوان ( مرز امنیتی ) در نظر می گرفتند . Spears در سال 1996 دریافت که جیره متداول مرغهای دوره Finisher شمال کالیفرنیا در کل ، 0.30 درصد فسفر بیشتری داشته است . بر اساس این تحقیقات ، میزان فسفر اضافی هضم نشده و از طریق مدفوع پرندگان دفع می شده است .

بر اساس ایندسته از تحقیقات ، در حال حاضر بسیاری از پرورش دهندگان طیور از ( مرز امنیتی ) استفاده نمی کنند . علت آن نیز کاهش میزان غذا در مدفوع طیور و حفظ سرمایه آنها میباشد .

راه دیگر افزایش دقت در هنگام تهیه جیره غذایی ، استفاده از آمینواسیدهای سنتتیک در جیره طیور میباشد . آمینواسیدهای سنتتیک منابع تولیدی اسیدهای آمینه و با غلظت بالا میباشند . در تهیه جیره های طیور به روشهای سنتی ، از سویا و سایر مواد برای فراهم ساختن آمینواسیدها و پروتئینها استفاده می کردند . اما نکته ایی که بایستی به آن توجه داشت ، اینست که ایندسته از مواد غذایی اسیدهای آمینه مختلفی را در جیره فراهم می کنند و نه یک نوع اسیدآمینه را . زمانیکه اسیدهای آمینه سنتتیک در جیره فراهم میشوند میزان کمتری از موادی که در جیره نویسی سنتی استفاده می شدند ، استفاده خواهند شد . از سوی دیگر وجود اینگونه از آمینواسیدهای آماده ، امکان استفاده میزان دقیق آنها را در جیره فراهم آورده است . این مواد میزان پروتئین کل جیره و همچنین دفع نیتروژن از طریق مدفوع را کاهش میدهد .

Kerr و Easter در سال 1995 دریافتند که به ازای هر 1 درصد کاهش در پروتئین خام استفاده شده در جیره با توجه به استفاده از آمینواسیدهای سنتتیک ، میزان دفع نیتروژن در کل هشت درصد کاهش می یابد . کاهش نیتروژن دفعی همچنین سبب کاهش آمونیاک شده و سبب کاهش بوی زننده تجیزات و وسایل پرورش میشود .



3 . بهبود وضعیت هضم :

سومین روش پیشنهادی ما جهت کاهش وجود مواد غذایی در مدفوع طیور ، سعی در بهبود هضم جیره توسط پرنده میباشد . زمانیکه جیره ایی با قابلیت هضم بالا توسط پرنده مصرف شود ، میزان کمتری از مواد غذایی توسط پرنده دفع میشود . برخی از مواد غذایی برای پرندگان قابلیت هضم بیشتری دارند . اما از سوی دیگر ، بالانس جیره هایی از ایندست ( با قابلیت هضم بالا ) با مسائل اقتصادی مزرعه داران از اهمیت ویژه ایی برخوردار است .

یکی از روشهای بهبود هضم فسفر در جیره های طیور ، استفاده از محصولی تجاری بنام Phytase در جیره میباشد . بیشتر فسفر در دانه های غلات با ترکیبی بنام Phytate باند شده است . در نتیجه فسفر برای پرنده قابل دسترس نبوده و از طریق مدفوع دفع خواهد شد . Phytase آنزیمی است که ترکیب Phytate را شکسته و از این طریق فسفر قابل دسترس برای پرنده را افزایش میدهد . در نتیجه فسفر موجود در غلات برای پرنده قابل استفاده شده و کمتر در مدفوع دیده میشود . Kornegacy و Verstegen در سال 2001 میلادی دریافتند که میزان دفع فسفر پرندگان زمانیکه در جیره آنها از Phytase استفاده شده است کمتر است .

در اینجا این نکته را اشاره می کنیم که در حال حاضر نوعی ذرت با Phytate کم وجود دارد که همان تاثیر استفاده از Phytase در جیره را دارد . میزان فسفر کل این نوع ذرت همانند سایر ذرت ها میباشد ، ولی میزان کمتر Phytate در این نوع ذرت سبب شده است که میزان فسفر باند شده کمتری را داشته باشد و بنابراین میزان فسفر قابل دسترس آن بیشتر خواهد بود . در حال حاضر استفاده از آنزیم Phytase برای مزرعه دارها اقتصادی تر خواهد بود . البته با پیشرفتهای مهندسی ژنتیک میتوان منتظر ذرت هایی با قیمت پائینتر بود .



نتیجه گیری :

تحقق استراتژیهای غذایی که در این مقاله به آنها پرداخته شد ، بطور علمی دفع مواد غذایی از طریق مدفوع را کاهش خواهد داد . اما باز هم تاکید می کنیم که حتی در بهترین شرایط مدیریتی نیز طیور قادر نخواهند بود که 100 درصد از مواد غذایی موجود در جیره خود را بطور کامل هضم کنند . در واقع رسیدن به این میزان ، غیرممکن است . با نگاهی به آینده مبتوان حدس زد که با روشهایی که در آینده ایی نه چندان دور کشف خواهد شد ، میزان فسفر و نیتروژن در مدفوع پرندگان باز هم کاهش یابد . در هرحال همیشه ، مسائل مالی فاکتور مهمی است که میان دانشمندان و مزرعه داران قرار دارد . بنابراین تحقیق بیشتر در مورد مسائل اقتصادی روشهای ذکر شده تا رسیدن به نتایج قطعی ادامه خواهد یافت .

number one
2007-Jul-09, 11:26
بررسی برخی مشکلات در تغذیه مرغهای تخمگذار و پولت ها
یکی از شایع ترین مشکلاتی که امروزه در مزارع پرورش سویه های تخمگذار دیده میشود ، مشکل نرمی استخوان و کیفیت پوسته تخم مرغ میباشد . تمامی این موارد به متابولیسم کلسیم در بدن پرنده باز می گردد . میتوان این تصور را داشت که استفاده بهینه از کلسیم به نژاد مرغهای تخمگذار بستگی داشته باشد . منبع تامین کلسیم و اندازه ذرات فراهم شده ، نقش بسیار مهمی را در توسعه استخوان و همچنین پوسته خواهد داشت . اما در این قسمت ، سوالی مطرح میشود . آیا تولیدات آنزیمی و فیتازها میتوانند در مشکلات یاد شده تاثیرگذار باشد ؟ بایست در این مورد ذکر کنم که بنظر من مشکلی پدید نخواهد آمد . اما در این مقاله سعی خواهیم کرد که برخی مشکلاتی که ناشی از استفاده بی رویه از ایندسته مواد بوجود می آیند را بررسی کنیم .

نرمی استخوان در پولت ها به دلایل مختلفی چون :

¨ کمبود کلسیم .

¨ کمبود فسفر .

¨ کمبود ویتامین D3 .

¨ کمبود برخی از مواد معدنی .

بوجود آید . در برخی از موارد دیده شده است که وجود تمامی این مشکلات در مزارع ، سبب یک فاجعه اقتصادی شده است . عموما میزان یک درصد کلسیم برای دوران رشد طیور تخمگذار تا سن پانزده هفتگی کافی خواهد بود . سطوح فسفر قابل دسترس نیز بهتر است که بشرح زیر باشد :

الف ) 0.5 درصد برای سه هفته اول .

ب ) 0.48 درصد برای هفته سوم تا هفته ششم .

ج ) 0.45 درصد برای دوران قفس .

همچنین میزان 1500 تا 2000 IU به ازای هر پوند از غذا ، ویتامین D3 برای ایندسته از طیور کافی است . حال ، اگر تمامی موارد ذکر شده تا این قسمت را بخوبی در جیره تامین کنیم ، آیا باز هم احتمال بروز نرمی استخوان را خواهیم داشت ؟ بطور حتم "بله" . در واقع امروزه با پیشرفتهایی که در سرعت رشد نژادهای مختلف پدید آمده است ، کوچکترین خللی در جیره غذایی طیور تخمگذار در دو هفته زندگی آنها میتواند سبب بروز نرمی استخوان شود . همچنین با تحقیقات بعمل آمده مشخص شده است که Enteritis میتواند سبب افزایش بروز این ضایعه در جوجه ها شود .

نرمی استخوان در طیور تخمگذار نیز به همان دلایل مشابه پولت ها رخ می دهد . بعلاوه ، در ایندسته از طیور ما بایستی مقداری کلسیم را برای پوسته تخم مرغ در نظر بگیریم . میزان بالای تولید تخم مرغ و سطوح ناکافی کلسیم در جیره طیور تخمگذار میتواند سبب افزایش تخم مرغهای بدون پوسته و همچنین نرمی استخوان شود . این ضایعه میتواند در یک دوره کوتاه مدت سه تا چهار روزه رخ دهد . با تحقیقات صورت گرفته ، مشخص شده است که میزان نیاز به کلسیم در نژادهای مختلف متفاوت است . اما بطور عادی ، میزان 4 گرم کلسیم در جیره طیور تخمگذار نیازهای دوره پیک تولید آنها را تامین خواهد کرد . نژاد W36 مقداری بیشتر و نژاد Bobcock300 مقداری کمتر از میزان ذکر شده ، به کلسیم نیاز خواهند داشت . میزان فسفر دریافتی طیور تخمگذار در اغلب نژادها در دوره پیک ، 500 میلی گرم و پس از آن و تا هفته 55 زندگی ایندسته از طیور بایستی 380 میلی گرم باشد . بنظر من ، منیزیم نقش مهمی را در کاهش میزان مشکل نرمی استخوان در طیور تخمگذار دارد . میزان 1500 IU ویتامین D3 ، به ازای هر پوند از غذا در جیره طیور تخمگذار عادی است .

کیفیت پوسته تخم مرغ به وضعیت ساختمانی طیور تخمگذار بستگی دارد . مرغهایی که مشکل نرمی استخوان دارند در اغلب موارد ( و نه در تمامی موارد ) تخم مرغهایی با پوسته های نازک تری تولید میکنند . میزان ناکافی کلسیم در جیره ایندسته از طیور ظرف مدت سه تا چهار روز ، میتواند سبب ضعیف شدن پوسته تخم مرغ شود . همچنین میزان بالای فسفر در جیره غذایی تخمگذارها میتواند سبب نازک شدن پوسته تخم مرغ آنها شود . این مشکل در طیور با سن بالا ، بیشتر بروز میکند .

امسال نمونه های بسیار زیادی از Gout گزارش شده است . این تعداد ضایعه برای من غیر منتظره بود . ممکن است که یکی از دلایل آن افزایش 1.5 درصدی کلسیم در مواقعی بسیار زودتر از موقع مقرر باشد . این مورد ، سبب ضایعات کلیوی در پولت ها میشود . میزان پائین سدیم و کلسیم در جیره میتواند سبب کاهش جذب آب شود . کاهش جذب آب در بدن پرنده میتواند سبب بروز Gout شود . میزان بالای پروتئین خام در جیره طیور تخمگذار در مراکز بزرگ پرورش طیور میتواند یکی از بزرگترین مقصرهای این جریان باشد .

فسفر در دانه های غذایی گیاهان تحت ساختاری بنام فیتین ذخیره میشود . ذخیره فسفر در این ساختار ، سبب هضم سخت این ماده در مرغها شده است . بنظر ما 30 درصد از فسفر موجود در منابع گیاهی در طیور قابل هضم میباشند . فیتاز آنزیمی طبیعی است که توسط نوعی از باکتریها و یا خود گیاهان تولید میشود . پرنده به تنهایی قادر به تولید این آنزیم نیست . نکته جالب در این بخش آنست که ، اگر در جیره این آنزیم اضافه شود طیور قادر به هضم منابع فسفر گیاهی تا 60 درصد خواهند بود . بنابراین این آنزیم سبب افزایش 30 درصدی در هضم فسفر توسط پرنده میشود . بنابراین ما با این کار علاوه بر افزایش جذب سی درصدی ، سبب کاهش میزان فسفر در کود حاصل از طیور خواهیم شد . آیا فیتاز تاثیری را بر نرمی استخوان و کیفیت پوسته تخم مرغ دارد ؟ جواب مثبت خواهد بود . در اوایل استفاده از فیتاز در اروپا ، این ماده در جیره های مبتنی بر گندم استفاده می شد . گندم منبع بسیار غنی از فیتاز میباشد . میزان فیتاز در جیره های مبتنی بر ذرت بطور حتم ، پائین تر خواهد بود . در پایان نیز لازم بذکر است که فیتاز سبب افزایش 20 درصدی فسفر و کاهش 2.5 درصدی در کلسیم میشود .

number one
2007-Jul-09, 11:27
پیشرفتهای سالهای اخیر در مواد افزودنی به تغذیه طیور

در روشهای غذادهی مدرن به طیور ، ماده های افزودنی غذا را در جایگاه اول اهمیت قرار می دهند . مواد افزودنی به غذا فقط محرک رشد و بالابرنده بازدهی غذا نمی باشند ، بلکه سلامتی طیور نیز میتواند بواسطه این مواد بهبود یابد . پروبیوتیکها ، آنزیمها ، مکمل های آمینواسید و مواد معدنی موجود ، افزودنی های جدید برای استفاده متخصصان تغذیه در جیره های طیور میباشند که اگر بصورت مناسبی بکار برده شوند ، اثرات مثبتی در بهره گیری از مواد غذایی دارند .



پروبیوتیکها :

پروبیوتیکها مکملهای برجسته زنده میکروبی هستند که اثرات مثبتی را با بالانس کردن روده حیوانات میزبان دارند . ریشه کلمه پروبیوتیک یونانی میباشد که بمعنای زندگی است و نقطه مقابل کلمه آنتی بیوتیک است که بمعنای ضد زندگی میباشد . تقریبا تمامی پروبیوتیکها از فروشگاه ها قابل تهیه میباشند که شامل :

Lactobacilli و Streptococci و مقدار کمی باکتری بیفیت ، مخمر و همچنین قارچ است . افزودنیهای باکتریایی دیگری که در تجارت از آنها استفاده میشوند عبارتند از :

Lactobacillus Acidophilus .
L.bulgaricus .
L.planatarum .
L.casei .
Bifidobacterium bifidum .
Aspergillus oryzae .
Saccharomyces cerevisae .
محصولات و پروبیوتیکهای متعدد تجاری زیادی در مغازه ها موجود میباشد که به برخی از آنها اشاره شد . این مواد در خارج از بدن کارآمد نیستند . پروبیوتیکها پس از ورود به بدن در دستگاه گوارش و بخصوص در روده کوچک شروع به تکثیر کرده و در تعداد زیاد وضعیت خود را به اثبات میرسانند .

استفاده از میکروارگانیسمهای زنده در تغذیه طیور که ممکن است شما آنها را بنام پروبیوتیک بشناسید در سالهای اخیر پیشرفت زیادی کرده است و مقدار زیادی از اینگونه فرآورده ها توسط سازمانهای تجاری مختلفی به بازار عرضه شده است . برای بدست آوردن سودهای بزرگ اقتصادی ، صنعت طیور تحت یک سیستم تولیدی متمرکز و فشرده رشد کرده است . حتی در این سیستم کوتاه و فشرده نیز انواع استرسهای مختلف و مرگ و میرهای گوناگون وجود دارد که بطور نامطلوبی بر روی عملکرد آنها تاثیر می گذارد . استفاده غذایی از پروبیوتیکها قدرت پیشرفت طبق برنامه را به طیور داده است و حتی استرس آنها را خنثی میکند . پروبیوتیکها همچنین اثرات مفیدی در افزایش وزن زنده ، کم شدن تلفات در برویلرها ، افزایش تولید تخم مرغ و تبدیل غذایی در لایرز دارد .



آنزیمها :

آنزیمها کاتالیزورهای طبیعی هستند که واکنشهای بیوشیمیایی را دچار تغییر میکنند ، بدون آنکه خودشان دستخوش تغییری بشوند . آنزیمها در طبیعت بصورت پروتئین میباشند که از آمینواسیدهای متوالی که بدنبال هم آمده اند تشکیل شده اند . فعالیت آنزیمها بستگی به رفتار متغیر و یا یک محل اختصاصی در محلول دارد. آنزیمها زنده نمی باشند ولی محصول ارگانیسمهای زنده ایی مانند : باکتریها ، مخمرها ، قارچها و بافتهای نباتی میباشند . آنزیمهای تجاری مختلف که مورد استفاده قرار می گیرند یک آنزیم را شامل نمی شوند . مقدار زیادی از فرآورده های مولتی ویتامین توسط سازمانهای تجاری مختلفی تهیه و به بازار عرضه شده است . برخی از آنزیمها که در فروشگاه ها قابل تهیه هستند شامل :

· Novozymes Sp243 .

· Beta glucanase .

· Cellulase .

· Lipase .

· Pectinase .

· Nutrizyme .

· Amylase .

· Protease .

· And …

طیور آنزیمهایی مانند : سلولاز ، همی سلوز ، بتاگلوکاناز که برای هضم دیواره سلولی گیاهان لازم دارند را نمی سازند . حدود هشتادوپنج تا نود درصد غذای طیور ، تشکیل شده از غذای گیاهی که شامل مقادیر زیادی فیبر میباشد . بیشترین اثرات امیدبخش آنزیمها در رژیمهایی با ذرت ، گندم و دانه های غلات میباشد زیرا آنزیمها فعالیتهای ضدغذایی آنها را تا حد زیادی خنثی میکند . دلیل فعالیتهای ضدغذایی اینگونه محصولات وجود خاصیت (Non Strach Polysaccarides) در آنها میباشد . اثرات مفید استفاده از آنزیم در جیره هایی که بر اساس جو ، جوی دوسر ، گندم و چاودار میباشند بر اساس NSP این محصولات مشخص میشود . با دقت در انتخاب آنزیم از میان آنزیمهای گسترده و متنوع تجاری قابل دسترس و موجود در بازار میتوان بخوبی عملکردها را در طیور بهبود بخشید . افزایش استفاده از آنزیم در غذا ، گمان میرود که فقط بخاطر منافع اقتصادی صورت نگیرد ، بلکه ویژگیهای محیطی بهبود ذرات غذا توسط آنزیمها مورد نظر میباشد . آنزیمها سبب کاهش دفع کود و کاهش دفع مواد غذایی و بخصوص فسفر ، نیتروژن ، مس و روی میشود .



آمینواسیدهای تجاری :

آمینواسیدهای خاص که در صنعت طیور مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از :

· ال - لیزین .

· دی ال – متیونین .

· ال – ترئونین .

· ال – تریپتوفان .

استفاده از آمینواسیدهای تجاری در فرمول رژیم غذایی طیور به فرمول نویسان این امکان را میدهد که بصورت دقیقتر آمینواسید ایده آل را بالانس کنند تا به این وسیله نیتروژن کنستانتره رژیم غذایی را با کاهش کاتابولیسم آمینواسید کاهش بدهد تا آلودگی ناشی از نیتروژن را کم کند . این محصولات همچنین یک انعطاف پذیری به فرمول رژیم غذایی می دهند و یک پیش بینی منسجم در مورد قابلیت اسید آمینه در جیره را ممکن میسازد . بدین ترتیب میتوان یک عمل منسجم شبیه آنچه در بالا اشاره شد را توسط آنزیمها بخوبی اجرا کرد . موادی شبیه آمینواسیدها نیز میتوانند ساخته شوند ، مانند متیونین هیدروکسیل آنالوگ که تاثیرات کمتری از آمینواسیدها دارد ، ولی مزیت آن اینست که حالت مایع دارد و پوشش بیشتری به غذای پراکنده میدهد .



مواد معدنی با کیفیت بالا :

مواد معدنی با کیفیت بالای قابل دسترس مانند :

· Chelates .

· Proteinates .

· Copper lysine comlex .

· Chelated iron .

· Zinc proteinates .

میتوانند جایگزین منابع طبیعی که نیازهای متخصصان تغذیه را برآورده می کنند بشوند . مواد تشکیل دهنده سلنیوم زمانی که بصورت Seyeast فراهم شده و آماده میشود می تواند اثرات مشخصی را بر روی متابولیسم داشته باشند و بنابراین کمک به افزایش وضعیت سلامتی پرنده می کند .



نتیجه گیری :

بزرگترین دلیل اثرات مثبت بر وضعیت سلامت ، عملکرد رشد استفاده از مواد مغذی و مطلوب میباشد. پس علت استفاده گسترده از مکملهای غذایی و افزودنیها چیست؟ اگرچه آنزیمهای غذایی و آمینواسیدها جنبه تجاری پیدا کرده اند ولی در ناحیه پروبیوتیکها پیشرفت کمتری حاصل شده است . بنظر میرسد که تلاش و ممارست بیشتری برای تاثیرگذاری بر روی کیفیت محصولات طیور لازم است .

به امید آنروز .





منبع :

Featured Poultry Articles At Poulvet.com


تهیه ، تنظیم و ترجمه :



علیرضا گائینی ، دانشجوی رشته دکترای دامپزشکی ، دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد گرمسار

number one
2007-Jul-09, 11:28
عواقب مصرف بيش از حد غذا در گله هاي مادر گوشتي
وجود يک رابطه منفي قوي بين افزايش وزن بدن و کاهش توانايي توليد مثل در مرغهاي مادر گوشتي يکي از مشکلات عمده توليد کنندگان جوجه يکروزه مي باشد بديهي است که اگر به مرغهاي مادر گوشتي اجازه داده شود که به اندازه دلخواه غذا مصرف نمايند ميزان توليد تخم مرغ در آنها کاهش مي يابد تحقيقات اخير در دانشگاه البرتا نشان داده است که توليد سرانه جوجه در مرغهايي که به صورت آزاد تغذيه شده اند تقريبا نصف توليد سرانه مرغهايي است که تحت محدوديت غذايي قرار داشته اند اين مقاله شرحي از اشکالات ناشي از اضافه وزن بر روي فعاليت توليد مثل طبيعي مرغهاي مادر مي باشد . توليد تخم مرغ نتيجه تنظيم دقيق فعاليتهاي توليد مثل است که شامل رشد و بلوغ فوليکول ها در تخمدان و يک مرکز کنترل مي باشد چنانچه تخم مرغ با توالي زماني مشخصي توليد شود نشان دهنده عمکلرد صحيح در سيستم فوق است که وابستگي زيادي به يکديگر ندارند اولين تخم مرغ از يک کلاچ يک تا دو ساعت بعد از شروع نور گذاشته خواهد شد هرتخم مرغ دريک کلاچ کمي ديرتر از روز قبل گذاشته خواهد شد تا روزي که تواتر به پايان رسيده و مرغ يک روز استراحت نمايد مرغهايي که نسبت بالاي تخمگذاري دارندکلاچ طولاني تري دارند يک مرغ مادر ممتاز مي تواند در زمان پيک به طور پياپي 40 تخم مرغ بگذارد براي مرغ لگهورن اين عدد مي تواند به 80 برسد به طور خلاصه وقتي مرغها تخمگذاري خوب داشته و کلاچ طولاني داشته باشند مي توان مطمن بود که دستگاه توليد مثل به خوبي کار مي کند به طور طبيعي تخمدان مرغ حاوي تعدادي فوليکول مي باشد که مراحل مختلف رشد و بلوغ را مي گذارنند تخمدان طبيعي يک مرغ سالم حدودا 5 تا 7 عدد فوليکول بزرگ داشته و تعداد زيادي نيز فوليکول کوچک دارد که بعدا تبديل به فوليکولهاي بزرگ خواهندشد وقتي که مرغهاي مادربيش از حد تغذيه شوند توانايي قابل توجهي براي توليد فوليکول هاي اضافي پيدا ميکنند که مي تواند به 15 عدد فوليکول بزرگ برسد ممکن است ظاهرا تصور شود که اين پديده خوبي است در صورتي که چنين نيست وقتي که مرغهاي مادر بيش از حد تغذيه شوند شانس زيادي براي توليد تخم هاي دو يا سه زرده دارندچنين مرغهايي حتي مي توانند تخمهاي چند زرده زيادي نيز بگذارند ولي چون چنين تخم مرغهايي غير قابل جوجه کشي هستند تعداد کلي تخم مرغ قابل جوجه کشي راکاهش ميدهند همزمان با افزايش رشد تخمدان کاهشي درميزان طبيعي تخمگذاري به وجود مي ايد مرغهاي مادري که اضافه وزن داشته و فاقد محدوديت غذايي هستند تخم هاي خود را در يک کلاچ طبيعي لگن درشبها مي گذارند نامنظم شدن تخمگذاري بدين صورت يکي از آسانترين راههاي پي بردن به عملکرد نامطلوب تخمدان مي باشد وقتي مرغها در قفسهاي انفرادي نگهداري مي شوند ممکن است مرغهايي ديده شوند که در شبانه روز بيش از يک تخم مي گذارند و اين نيز به خاطر تخمگذاري غير طبيعي ونامنظم مي باشد .وقتي مرغها به طورنامنظم تخم مي گذارند تعداد تخم مرغها ي با پوسته ضعيف وتخم لمبه نيزافزايش مي يابد به نظر مي رسد اين مسئله به علت ايجاد وقفه در عمل ترشح کلسيم در محل طبيعي ترشح آن يعني اوتروس مي باشد که به دليل وجود بيش از يک تخم مرغ در اين محل است همچنين آزاد شدن زرده از تخمدان ممکن است با عمل تخمگذاري تخم مرغ قبلي تداخل نمايد اين امر نيز اثرات منفي دارد زيرا تخم مرغهاي با پوسته ضعيف به دليل از دست دادن آب در داخل انکوباتور و مرگ جنين قابل جوجه کشي نمي باشند مشکل ديگر مرغهاي سنگين وزن پايان تخمگذاري در سنين پايين است قابل ذکر است که فوليکول هاي بزرگ اين مرغها به طور کلي تحليل مي روند اين شبيه وضعيتي است که در زمان پرريزي وجود دارد در نتيجه استفاده از رژيم هاي مخصوص پرريزي تعداد فوليکولها به کمترين حد ممکن مي رسند عدم وجود فوليکول يعني عدم وجود تخم مرغ 10 روز يابيشتر طول مي کشد که توليد تخم مرغ از سطح فوليکول صفر شروع به افزايش نمايد . وقتي مرغها اضافه وزن دارند توليد جوجه نيز همانند ساير عوامل بالا ، که انعکاسي از کاهش توليد تخم مرغ است کاهش مي يابد مطالعات اخير در دانشگاه آلبرتا نشان داده است که باروري درمرغهاي واجد تغذيه آزاد به حد قابل ملاحظه اي کمتر از مرغهايي است که به صورت محدود تغذيه شده اند علت اين امر به طور قطع تعيين نشده است اما ميتواند به اين دليل باشد که افزايش چاقي مرغها سبب کاهش ذخيره سازي اسپرماتوزوئيد مي گردد و يا مي تواند به اين دليل نيز باشد که محل عبور طبيعي اسپرماتوزوئيد ها به انتهاي ديگر اويدوکت مي تواند به وسيله عبور تخم مرغهايي که در راه حرکت به طرف پايين اويدوکت هستند مسدود شوداگر باروري مرغهاي مادر که در روي بستر نگهداري مي شوند پايين آيد اين امر ممکن است ناشي از افزايش جفتگيريهاي ناموفق در اثر افزايش وزن ومشکلات فيزيکي جفتگيري باشد بايد توجه داشته باشيم که همه جفتگيريها کامل نيست و با افزايش سن ، نسبت جفتگيريهاي ناموفق افزايش مي يابد همچنين مشاهده شده است که ماندگاري جنين در مرغهاي واجد تغذيه آزاد کمتر بوده است اولين تخم مرغ يک کلاچ نسبت به تخم مرغهاي بعدي ، احتمال بيشتري براي مرگ و مير در انکورباتور دارد که اين به علت پير شدن اووسيت ماده قبل از باروري مي باشد بايد توجه داشت که تخم مرغ تازه گذاشته شده 24 تا 26 ساعت را در انکوباتور طبيعي طي کرده است لذا تغيير اين زمان در اويدوکت ميتواند يکي از عوامل مرگ جنين باشد مرغهايي که به طور نامرتب تخمگذاري مي کنند نيز وضعيتي مشابه تخمگذاري با کلاچ کوتاه نشان مي دهند تمام مشکلات فوق دررابطه با اضافه وزن مرغهاي مادر گوشتي تاکيدي بر کنترل جدي وزن اين گونه مرغها است اختلافات قابل ملاحظه وزني در گله هاي مرغ مادر بسيار مهم است لذا اگر چه ميانگين وزن گله يک هدف مهم است ولي به تنهايي کافي نيست سوال مهم ديگر اين است که چه درصدي از پرندگان دراطراف ميانگين وزني گله قرار دارند يکنواختي گله يکي از مهمترين و بحراني ترين عوامل مديريتي در گله هاي مرغ مادر مي باشد .



فصلنامه چکاوک – مهندس شاهين ماکويي و دکتر فريد اکرمي

number one
2007-Jul-09, 11:29
کلسيم مورد نياز مرغهاي تخمگذار

بر اساس تحقيقات به عمل آمده کلسيم مورد نياز گله هاي تخمگذار طي هشتاد و پنج سال اخير مرتبا تغيير يافته است در صورت تغذيه گله هاي تخمگذار با دان حاوي کلسيم ناکافي بيش از 150 نوع علايم کمبود کلسيم بروز مينمايد که مي توانند موجب کاهش توليد شوند . مهمترين مانع در زمينه تعيين مقدار کلسيم تغييرمقدار مورد نياز کلسيم است که به نظر مي رسد مرتبا تغيير مي يابد به طوري که بر اساس تحقيقات به عمل آمده از سال 1944 تا سال 1984 مقدار کلسيم 65 درصد افزايش يافته و از روزانه 27/2 به 75/3 گرم براي هر مرغ رسيده است طبق گزارش هاي موجود ميانگين کلسيم مورد نياز روزانه در دهه سالهاي 1940 ، 1960 ، 1970 ، 1980 به ترتيب 44/3 ، 14/4 ، 44/4 و 07/5 گرم براي هر مرغ بوده است . اين تغييرات نشانگر مشکلات و اهميت تامين ميزان کلسيم مورد نياز گله هاي تخمگذار مي باشد در حقيقت با توجه به اطلاعات فوق اين سوال پيش مي ايد که آيا احتياجات دام مرغ براي کلسيم تغيير نموده يا اينکه عقايد متخصصين تغذيه تغيير پيدا کرده است زيرا حتي در طول سالهاي 1960- 1940 تعداد زيادي از متخصصين روزانه بيش از چهار گرم کلسيم را براي هرمرغ توصيه مي نمودند در اينجا متذکر مي گردد که مقادير توصيه شده براي کلسيم در اين مقاله براساس تفسير مولف از تحقيقات گذشته تجربيات عملي و تحقيقي که اخيرا در دانشگاه صورت گرفته استوار مي باشند .



تغيير فرمول دان نيمچه هاي پولت به دان مرغ تخمگذار

هر گاه تغيير فرمول دان نيمچه ها يا دان پيش تخمگذاري که داراي 1 تا 2 درصد کلسيم مي باشد به دان مرغ تخمگذار که بايد داراي 75/3 درصد کلسيم باشد مدت 7 روز بعد از توليد اولين تخم مرغ تاخير بيفتد مقداردان مصرفي و چربي بدن و چربي کبد مرغ به طور معني داري افزايش يافته ، کيفيت پوسته در تخم مرغ پولتهايي که زودتر رسيده اند کاهش مي يابد . همچنين آزمايشهاي بيشتر نشان داده اند که وزن استخوان و قدرت شکنندگي آنها تا 40 درصد کاهش مي يابد با توجه به اينکه جبران کمبود کلسيم در مرحله پيک توليد براي پولت هايي که در چنين وضعيتي به مرحله توليد تخم مرغ مي رسند حتي پس از دريافت مقادير کافي کلسيم مشکل است بنابراين تاخير در تغيير فرمول دان پولت ها به دان مرغ تخمگذار حتي براي چند روز ميتواند علل وقوع برخي از اختلالات استخواني وتلفات غير طبيعي را که گاهي درست قبل از توليد تخم مرغ و در مرحله توليد حداکثر تخم مرغ مشاهده مي شوند توجيه نمايد .



زمان تغيير جيره پولت به جيره تخمگذار

به منظور آنکه پولت ها قادر به ذخيره مقادير کافي ازکلسيم درمغز استخوانهاي خودباشند تقريبا 14-7 روز قبل از گذاشتن اولين تخم مرغ به مقادير بالاي کلسيم نياز دارند بلوغ جنسي مرغ معمولا در 18 هفتگي ظاهرمي شود به هر حال با توجه به ادامه تمايل صاحبان گله هاي مرغ تخمگذار براي ايجاد بلوغ زود رس توليد کنندگان بايد به منظور حصول اطمينان ازتغيير جيره پولتها به جيره تخمگذاري قبل از شروع تخمگذاري گله را به طور مستمر مورد بازديد قرار دهند شرکت هاي لاين پيشنهاد مي کند استفاده از جيره پيش تخمگذاري حاوي 2% کلسيم از سن 17-16 هفتگي و جيره تخمگذار از سن 18 هفتگي آغاز شود .



مقدار کلسيم دان مرغ از شروع انتقال به سالنهاي تخمگذار تامرحله توليد حداکثر تخم مرغ

با شروع تخمگذاري مقدار مصرف غذا سريعا تغيير مي يابد ولي تغيير فرمول دان براساس ميانگين دان مصرفي معمولا تا مرحله حداکثر توليد ضروري نمي باشد به عنوان مثال زماني که پولتهاي داراي تخم مرغ سفيد به مرحله توليد مي رسند مقدار دان مصرفي ممکن است روزانه فقط 80 گرم باشد که در اين صورت مقدار کلسيم جيره قاعدتا بايد به 69/4 درصدافزايش يابد تا روزانه به طور متوسط 75/3 گرم کلسيم به هرمرغ برسد با اين حال افزايش ميزان کلسيم جيره به 69/4 درصد ضروري نمي باشد زيرا در اين مرحله بسياري از مرغهاي گله هنوز توليدي نداشته و مرغهايي نيز که شروع به توليد کرده اند دان بيشتري نسبت به ساير مرغها مصرف خواهند نمود . بنابراين حتي اگر ميانگين مصرف روزانه کلسيم کمتر از 75/3 گرم براي هر مرغ باشد مرغهاي جوان در حال توليد هنوز مي توانند احتياجات خود را تامين کنند مقدار ذخيره کلسيم پوسته تخم مرغ پيش از رسيدن به مرحله حداکثر توليد تقريبا 5 درصد کمتر از مقدار آن در بعد از مرحله حداکثر توليد مي باشد در اکثر موارد جيره حاوي 75/3 درصد کلسيم براي گله هاي تخمگذار قبل از رسيدن به مرحله پيک توليد کافي است .



مقدار کلسيم مورد نياز مرغ از مرحله حداکثر توليد تا پايان دوره تخمگذاري

براي حصول اطمينان از داشتن تخم مرغهايي با بهترين کيفيت پوسته توصيه مي شود که پس از رسيدن به مرحله پيک توليد مرغهاي تخمگذار تا سن 36 هفتگي روزانه حداقل 75/3 گرم از 52-37 هفتگي روزانه 4 گرم و از 53 هفتگي 25/4 گرم کلسيم مصرف کنند درمرغهاي مسن تر يا مرغهايي که پوسته تخم مرغهاي آنها دچار نقص مي باشد ميتوان بر حسب سن مرغ و شدت ونوع نقص پوسته ، ميزان دريافت کلسيم را روزانه تا يک گرم بيش ازمقادير توصيه شده افزايش داد . زماني که درصد توليد در فواصل ماهيانه را در مقدار کلسيم موجود در پوسته تخم مرغ ضرب کنيم ميتوان ديد که ميانگين مقدار کلسيم ذخيره شده روزانه در پوسته تخم مرغ درمرحله حداکثر توليد بيشتر از ساير مراحل است ميانگين مقدار کلسيم ذخيره شده روزانه در پوسته تخم مرغ برحسب سن مرغ کاهش مي يابد بنابراين به صورت منطقي مقدار کلسيم مورد نياز گله مرغ تخمگذار و هر مرغ به طور انفرادي در مرحله پيک توليد تخم مرغ در بالاترين سطح بوده وسپس به تدريج کاهش مي يابد با اين حال در حقيقت کلسيم مورد نياز هر مرغ براي هر تخم مرغ مشخص عملا باافزايش سن مرغ کاهش نمي يابد توانايي مرغ جهت ذخيره سازي کلسيم براي تشکيل پوسته تخم مرغ محدود مي باشد همچنين مقدارکلسيم ذخيره شده در پوسته تخم مرغ به تدريج با بالا رفتن سن مرغ تا حدکمي افزايش يافته و ممکن است کارايي و جذب و بکارگيري کلسيم در بدن مرغ کاهش يابد بنابراين بابالا رفتن سن مرغ مقدار کلسيم مورد نياز مرغها عملا افزايش مي يابد در نتيجه مي توان بر اين نکته تاکيد کرد که حتي با وجود اينکه کلسيم يکي از ارزانترين مواد تشکيل دهنده جيره مرغهاي تخمگذار مي باشد در صورت استفاده نامناسب از آن مي تواند پرهزينه ترين مواد محسوب گردد تغذيه مرغهابا کلسيم ناکافي مي تواند هزنيه دان ، ميزان دريافت غذا ، وزن بدن مرغ ، مقدار وزن و چربي کبد و چربي بدن ، نقايص پوسته تخم مرغ و اختلالات استخوان بندي را افزايش دهد تمام اين موارد مي توانند تاثيرنامطلوبي درتوليد تخم مرغ ومقدار سود توليد کننده داشته باشند .

سن مرغ بر حسب هفته

17-16

28-18

36-29

52-37

53- به بالا
مقدار کلسيم پيشنهادي در دان براي مرغ تخمگذار

2 درصد

75/3 درصد

75/3 گرم براي هر مرغ در روز

4 گرم براي هر مرغ در روز

25/4 گرم براي هر مرغ در روز




چنانچه در مرغهاي مسن تر ، پوسته تخم مرغ به طور غير طبيعي نازک شود مقدار کلسيم دريافتي مرغ را مي توان روزانه حداکثر تا 75/4 گرم افزايش داه يا مقداري ازکلسيم را به صورت قطعات بزرگ سنگ اهک اضافه شده به جيره مرغهاي جواني که در حال رسيدن به مرحله توليد مي باشند مطلوب است در مرغهاي مسن ميزان قطعات بزرگ ، سنگ آهک را در جيره بايد تا 50% افزايش داد .



فصلنامه چکاوک – مهندس محمد علي سياوشي

number one
2007-Jul-09, 11:30
سبوس برنج فرآوري شده : جايگزيني مناسب براي غلات در جيره هاي طيور



سبوس برنج يك تركيب غذائي فراوان و تا حدي گران در بسياري از كشورها بخصوص در آسيا مي باشد اما ارزش تغذيه اي آن به علت وجود مواد ضد تغذيه اي موجود در آن پايين مي باشد. محققان پاكستان در تحقيقات متعدد سعي كردند كه تأثير تيمارهاي فيزيكي مختلف را براي فرآوري سبوس برنج، شامل افزودن اسيد يا باز مورد آزمون قرار دهند. آنها نتايج خوبي را از كاربرد سبوس برنج فرآوري شده در آزمايشات تغذيه اي بر روي طيور بدست آوردند.
ـ سبوس برنج يك فرآوري فرعي نرم ، با دسترسي آسان و نسبتاً گران حاصل از صنعت توليد برنج مي باشد. سبوس برنج يك تركيب غذائي غني از مواد مغذي مي باشد اما بعلت وجود مواد ضد تغذيه اي موجود در آن، امكان استفاده از تمامي مواد مغذي موجود در آن فراهم نمي باشد. تيمارهاي شيميائي و مرطوب كردن آن تا حدودي قادر به تخريب ساختارهاي ضد تغذيه اي سبوس برنج بوده و موجب بهبود ارزش غذائي آن و برابري آن با ارزش غذائي گندم شده است . دانه غلات مانند ذرت ، گندم ، برنج ، خرد شده معمولاً 65 ـ 50% از جيره هاي فرموله شده براي تغذيه طيور را به خود اختصاص مي دهند. در آسيا ، گندم و ذرت و برنج مواد خام اصلي غذاهاي با مصرف انساني هستند كه اغلب سطح زير كشت آنها كافي نبوده و همچنين تقاضاي مصرف كنندگان چنين محصولاتي همواره بالاتر از سطح توليد مي باشد. اين موضوع مي تواند ضمن ايجاد رقابت و ايجاد انگيزه براي جستجوي جايگزينهاي غلات را به منظور مصارفي مانند تغذيه طيور، بدون اينكه تأثيرات مضرري در بر داشته باشد ، را مطرح مي نمايد. در اين راستا سبوس برنج يك جايگزين مناسب براي غلات مي باشد چرا كه مقادير زيادي از اين تركيب غذائي به عنوان يك محصول فرعي كارخانجات توليد برنج درآسيا ، در دسترس مي باشد. سبوس برنج در آسيائي كه 90% كل برنج توليدي در دنيا متعلق به آن است توليد مي شود و قيمت هر كيلو آن معادل 8 سنت آمريكا مي باشد. سبوس برنج شامل 17 ـ 11% پروتئين، 18 ـ 13% چربي، 10% فيبر 65 ـ 45% كربوهيدارت است و اين تركيب غذائي منبع سرشاري از ويتامين B و نو كوفرول و همچنين مواد معدني مانند فسفر ، پتاسيم ، آهن ، كبالت و روي مي باشد. محتواي اسيدهاي آمينه و اسيدهاي چرب آن قابل مقايسه با همه غلات مي باشد.
عوامل ضد تغذيه اي سبوس برنج :
بهرحال عوامل ضد تغذيه اي موجود در سبوس برنج ، ارزش غذائي اين تركيب غذائي را كاهش مي دهد.فاكتورهائي مانند ليپاز ، اسيد فايتيك ، ممانعت كننده تريپسين، هماتوگلوتنين و مقادير بالاي فيبر از جمله عوامل ضد تغذيه اي سبوس برنج محسوب مي شوند. براي تبديل سبوس برنج به يك منبع غذائي ابتدا ضروري است كه مواد ضد تغذيه اي موجود در آن حذف يا غيرفعال شود. اخيراً روشهاي كاربردي و اقتصادي در اين زمينه پيشنهاد شده است.
در يك تحقيق كه اخيراً ما انجام داديم توانستيم سبوس فرآوري شده را تا 20% ذرت جيره جايگزين كنيم.


عملكرد جوجه هاي تغذيه شده با جيره حاوي سبوس برنج از يك تا 56 روزگي

جيره هاي سبوس فرآوري شده
اضافه وزن به ازاي هر پرنده اي مصرف خرد شده تحت تيمار اسيد تحت تيمار باز شاهد
2562 2643 2263 2084
خوراك(گرم) 5004 4864 4612 4435
ضريب تبديل 1/95 1/84 2/03 2/13


سبوس برنج فرآوري شده
تيمارهاي افزوده شده به سبوس برنج جهت فرآوري :
در مطالعه سبوس برنج تازه ابتدا تحت تأثير 20% محلول اسيد استيك يا محلول هيدروكسيد كلسيم قرار گرفت و سپس تحت حرارت 135 ( 2 ±) از كارخانه توليدي خارج شد كه نتيجه اين فرآوري غير فعال شدن ليپاز هيدروليز فيتات و تجزيه ممانعت كننده تريپسين و هماتو گلوتنين مي باشد. ضمناً در نتيجه اين فرآوري اسپورهاي قارچها و باكتريها و بافتهاي سبوس برنج از بين مي رود.
سپس اين سبوس برنج فرآوري شده با استفاده از آناليز شيميائي ، از لحاظ مواد مغذي موجود در آن مورد ارزيابي قرار گرفت و سپس 20% گندم موجود در جيره با سبوس برنج جايگزين گرديد. نتايج تجزيه و تحليل سبوس فرآوري شده نشان داد كه ليپاز و تمامي پراكسيدازها بويژه در تيمار اسيد استيك كاملاً از بين رفته است.
تيمار هائي با بخار + هيدروكسيد كلسيم ، اسيد استيك و پختگي سبوس برنج به ترتيب باعث از بين رفتن 52 ، 75 ، 82 درصد از فيتات موجود شدند. فعاليت هماتوگلوتينين در سبوس فرآوري شده ( 2Hv/mg ) در مقايسه با سبوس غيرفرآروي شده (35Hv/mg ) به ميزان قابل توجهي كاهش نشان داد و ضمناً از طريق فرآوري 100 برابر فعاليت ممانعت كننده تريپسين مهار گرديد.
آزمايش تغذيه اي
سبوسهاي برنجي كه به طريق مختلف مورد فرآوري قرارگرفته بود. در يك آزمايش تغذيه كه شامل 1000 پرنده ( 4 تكرار از هر تيمار 250 پرنده اي ) مورد آزمون و مقايسه قرار گرفتند. به اينصورت كه سبوسهاي برنجي كه در معرض تيمارهاي مختلف فرآوري قرار گرفته بودند به ميزان 20% جايگزين گندم موجود در جيره شاهد شدند.
تيمارهاي اين آزمايش به قرار زير مي باشد.
1 ـ تيمار شاهد ( جيره بر پايه گندم ، بدون فرآوري )
2 ـ جيره حاوي سبوس برنج با رطوبت 20% و extruded شده
3 ـ جيره فرآوري شده با اسيد ( 20% رطوبت و 1% اسيد استيك )
4 ـ جيره فرآوري شده با بازي ( 20% رطوبت و 1% هيدروكسيد كلسيم )
پرندگاني مورد استفاده در آزمايش از يك روزگي تا 56 روزگي تحت تأثير اين جيره ها قرار گرفتند. نتايج حاصل از اين آزمايش جدول يك آورده شده است.
افزايش وزن در جيره شاهد ، سبوس فرآوري شده با اسيد ، سبوس فرآوري شده با محلول بازي به ترتيب 6 /8، 28/8 ، 22/9% درصد بود. بهبود در ضريب تبديل با همان ترتيب 11/4 ، 19/7 ، 14/9% بود. هزينه سبوس برنج %55 ـ 50 كمتر از هزينه تهيه گندم بود. روشهاي مختلف فرآوري سبوس برنج به خوبي توانسته بود كه فاكتورهاي ضد تغذيه اي موجود در آن را از بين ببرد.
نتايج حاصل از اين آزمايش به خوبي سبوس برنج را به عنوان يك ماده غذائي مناسب و اقتصادي در جيره طيور گوشتي مطرح نمود.


Refernce: Khan, A.D. 2003. Treated rice bran makes a good cereal substitute. Poultry International. 42 (10): 28 – 29

number one
2007-Jul-09, 11:35
دستكاريهاي تغذيه اي براي افزايش پاسخهاي ايمني در جوجه هاي گوشتي


مقدمه:
در حال حاضر، هدف از پرورش طيور تجارتي، رسيدن به بالاترين وزن نهايي و حداكثر توليد تخم مرغ به ازاي هر واحد مصرف خوراك مي باشد. بهر حال بين صفات توليدي و پاسخهاي سيستم ايمني و صفات مربوط به مقاومت به بيماريها همبستگي منفي وجود دارد. به عنوان مثال اين همبستگي منفي بين توليد و ايمني باعث مي شود كه در در سويه هاي پرتوليد عملكرد و تكامل سيستم ايمني ضعيف تر باشد. شايد يكي از عوامل ايجاد كننده همبستگي منفي بين صفات توليدي و پاسخهاي ايمني در طيور، تامين همه احتياجات فيزيولوژيكي از طريق مصرف اقلام خوراكي محدودي مانند مواد مغذي و ميزان دسترسي آنها، باشد. ژنوتيپهايي با وزن نهايي حداكثر نسبت به سويه هايي با وزن نهايي پايين تر، پاسخهاي ايمني ضعيف تري را در برابر آلودگي هاي ناشي از اي كولاي و تيتراسيون آنتي بادي سلولهاي ايمني از خود نشان مي دهند. بنابراين امروزه درآميخته هاي حاصل از سويه هاي تجارتي احتمال بروز هر نوع اختلال در پاسخهاي ايمني بيش از هر زماني احساس مي شود. علاوه بر انتخاب ژنتيكي، بعضي از عوامل غير ژنتيكي مانند غلظت مواد مغذي جيره، قادر است كه تظاهر ژنهاي مسئول پاسخهاي ايمني را از طريق ايجاد تعيير در ميزان بلوغ سيستم ايمني و همچنين ميزان آنتي بادي توليد شده در برابر عفونتها تعيير دهد.
مكانيزمهاي دفاعي در جوجه هاي گوشتي:
محيط سالن در شرايط پرورش متراكم جوجه ها، همواره شامل طيف وسيعي از ميكروارگانيزمهايي مي باشد كه بطور مستمر با سيستم ايمني در حال رقابت هستند. بطور كلي عوامل بيماريزاي مهاجم از طريق آنتي باديهاي مترشحه از نوتروفيلها و يا حاصل از ميكروبهاي غيرفعال و ضعيف شده(واكسنها) سركوب شده و نهايتا اين لاشه سلولي اين مهاجمين از طريق عمل بيگانه خواري حذف مي شوند. اين مكانيزم دفاعي براي كنترل پاوتوژنهاي خارج سلولي مانند باكتريها و همچنين در برابر عوامل بيماريزاي داخل سلولي مانند ويروسها بازدهي كاملا موثري را از خود نشان داده است. براي مقابله بر عليه عوامل بيماريزاي داخل سلولي همانند ويروسها، مكانيزم ايمني بواسطه سلول(CMI) نقش كليدي را بر عهده دارد. در اين مكانيزم با توجه به اينكه امكان از بين بردن عوامل پاتوژن از طريق ترشح آنتي بادي وجود ندارد فلذا به كمك تزريق سيتوتوكسين لنفوسيتهاي نوع تي به داخل سلول آلوده، نتيجتا تخريب سلول و از بين رفتن ويروسها امكان پذير مي گردد. سيستم ايمني در برابر ورود عوامل بيماريزا، تركيبات متنوعي را مانند پروتينهاي فاز حاد، آنزيمهاي پروتئوليتيك و هيدروليتيك، راديكالهاي اكسيژن و مشتقات نيتروژن را براي از بين بردن پاتوژنهاي مهاجم يا سلولهاي آلوده توليد مي كند.
نقش تغذيه در تعيير پاسخها سيستم ايمني:
جيره نويسي در طيور عمدتا بر اساس شاخصهاي توليدي مانند رشد، توليد تخم و بازده مصرف خوراك انجام مي شود فلذا غالبا از توجه به معيارهاي لازم براي پاسخهاي سيستم ايمني چشم پوشي مي شود چرا كه مواد مغذي همچنين بر روي تكامل سيستم ايمني و حجم آنتي بادي توليدي تاثير گذار مي باشد. در طول فاز حاد سيستم ايمني، بيشترين احتياجات تغذيه اي متوجه سنتز و آزاد شدن پروتئين فاز حاد (APS) از كبد مي گردد. براي تامين عملكرد مناسب لكوسيتها احتياجات انرژي و اسيد آمينه در اين مرحله بيش از احتياجات غذايي معمول مي باشد. اثر متقابل بين مواد مغذي متنوع و عدم توازن نسبتها و سميت اين مواد مغذي منجر به اختلال در فيزيولوژي طبيعي جوجه و متعاقبا اختلال در عملكرد سيستم ايمني مي گردد.
انرژي:
تفاوتها موجود در غلظت انرژي جيره غذايي طيور، ميزان پاسخهاي سيستم ايمني را تعيير مي دهد كه اين تعييراحتمالا از طريق تعيير در مصرف مواد مغذي موجب تاثير بر سيستم ايمني مي گردد. انرژي مصرفي موجب تنظيم فعاليت سلولهاي ايمني ، فعاليت هورمونهاي خاص مانند تيروكسين، كوتيكواستروئيدها، هورمون رشد، گلوگاگون، كاتكولاميدها مي گردد و نتيجتا تعيير در فعاليت اين عوامل بر سيستم ايمني تاثير گذار مي باشد. همچنين تفاوت در سطوح و ساختار و نوع اسيدهاي چرب جيره از طريق تعيير در ساختار غشاء سلولي و تغيير در سنتز پروستاگلندين بر روي عملكرد سيستم ايمني موثر است. با افزايش سطح چربي جيره از 3درصد به 9 درصد ميزان تلفات ناشي از آلودگي اي كولاي و مايكروباكتريوم توبركلوزيس كاهش مي يابد. هنگام افزودن 6 درصد پيه به جيره طيور، تيتر آنتي بادي بر عليه آنتي ژن گلبولهاي قرمز گوسفندي بطور قابل توجهي افزايش مي يابد. گنجاندن سطوح بالايي از اسيدهاي چرب غير اشباع در جيره از طريق تحريك فعاليت ماكروفاژها باعث بهبود عملكرد سيستم ايمني مي گردد.
پروتئين:
رشد غدد بورس و تيموس تسبت به ساير اندامهاي بدن طيور سريعتر انجام مي شود و بنابراين اين نكته خيلي مهم است كه در اوايل رشد سطوح مناسبي از پروتئين مورد نياز در اختيار طيور قرار گيرد. گمبود پروتئين در اين مرحله موجب رشد و توسعه نامناسب اندامهاي لنفوئيدي مي شود. چندين مقاله تحقيقاتي پيشنهاد كردند كه براي حصول به عملكرد مناسب سيستم ايمني ،در اين مرحله بايد ميزان اسيد آمينه هاي جيره بيش از حد معمول توصيه شده براي رشد باشد. بهر حال تاثير سطوح پروتئين بر تخفيف علائم بيماري بستگي به عامل و ميكروارگانيزم بيماريزا دارد. هنگام افزايش سطح پروئتين جيره از 18 يا 20 درصد به 23 درصد ميزان ابتلا به آلودگي اي كولاي به طور معني دار كاهش مي يابد. همچنين با كاهش سطح پروتئين جيره جوجه هاي مبتلا به كوكسيديوز، ميزان تلفات از 32 درصد به 8 درصد در مقايسه با تيمار شاهد كاهش مي يابد. سطوح بالاي پروتئين جيره فعاليت تريپسين دستگاه گوارش طيور را افزايش مي دهد. افزايش سطح ترشح تريپسين دستگاه گوارش متعاقبا موجب آزاد شدن سريع گوكسيدياها از اووسيت شده و باعث تشديد علائم بيماري مي گردد.
سطح مناسب ميتونين جيره باعث افزايش رشد شده و براي ايجاد حداكثر پاسخ ايمني ضروري است. متيونين همچنين براي افزايش عملكرد سلولهاي تي توليد شده از تيموس مورد نياز مي باشد. كمبود ميتونين باعث كاهش فعاليت لنفوسيتها و تحليل غده بورس و همچنين افزايش حساسيت به بيماريهاي نيوكاسل و كوكسيديوز مي شود. افزودن سيستئين باعث تحريك ايمني هورموني و سلولي مي گردد. كمبود اسيد هاي آمينه شاخداري (50-16%) مانند ايزولوسين، لوسين و والين در جيره جوجه هاي گوشتي باعث كاهش تيتر آنتي بادي بر عليه آنتي ژن گلبولهاي قرمز گوسفندي مي شود. با توجه كه در ساختمان ايمنوگلوبولينها مقادير بالايي از والين و ترئونين بكار رفته است فلذا كمبود هر كدام از اين اسيد هاي آمينه پاسخهاي ايمني در جوجه هاي گوشتي را كاهش مي دهد. در جيره هاي حاوي نسبت بالاي لوسين/ والين+ ايزولوسين، به علت ايجاد اثرات آنتاگونيست بين ساختارهاي اين سه اسيد آمينه عملكرد سيستم ايمني كاهش مي يابد. سطوح بيش از حد لوسين در جيره غذايي از جذب والين و ايزولوسين ممانعت مي كند. افزايش غلظت اسيد آمينه ليزين جيره باعث بهبود هماگلوتيناسيون و تيترآگلوتينين و همچنين افزايش ايمينوگلوبينهاي جي و ام مي شود. اسي آمينه آرژنين سوبستراي مسير سنتز اكسيد نيتريك مي باشد . اين تركيب يك محصول سمي است كه در فعاليت فاگوسيتيك ماكروفاژها نقش كمكي داشته و باعث از بين رفتن باكتريها و عوامل بيماريزاي داخل سلولي مي شود.
ويتامينها:
ويتامينها به عنوان كوفاكتور مورد نياز براي فعاليتهاي متابوليكي مربوط به پاسخهاي ايمني مي باشد و بنابراين كمبود ويتامينها موجب اختلال در فعاليت سيستم ايمني مي شود. بطور كلي افزايش مقادير ويتامينها جيره غذايي طيور ميزان عملكرد سيستم ايمني را بهبود مي بخشد.
رتينول:
ويتامين رتينول نقش عمده اي در محافظت اندامهاي لنفوئيدي و همچنين بافتهاي اپتليال دارد و موجب افزايش ايمني هورموني و سلولي در طيور مي گردد. و يتامين A با فراهم كردن محيطي سالم به محافظت از غشاهاي موكوسي و منافذ طبيعي در برابر تهاجم پاتوژنها كمك مي كند. ويتامين A باعث تمايز و توسعه لنفوسيتهاي نوع B مي شود. افزايش غلظت ويتامين A در جيره باعث تغيير در تظاهر گيرنده هاي اسيد رتيونيك موجود در لنفوسيتهاي طيور مي گردد. با افزايش سطح ويتامين A ميزان عوامل سركوب كننده ايمني( هيدروكورتيزونها) كاهش مي يابد. علاوه بر اين كمبود ويتامين A موجب كراتينه شدن سلولهاي بازال( پايه اي) غده بورس و اختلال در عملكرد لنفوسيتهاي تي مي شود. بنابراين كمبود ويتامين A از طريق كاهش توليد سلولهاي لنفوسيت نوع BوT و اختلال در فاگوسيتوز و كاهش مقاومت به عفونتها منجر به عكلكرد پايين سيستم ايمني مي شود. در جيره هاي با كمبود ويتامين A افزايش احتمال شيوع و گسترش بيماريهاي مرتبط با ويروس نيوكاسل گزارش شده است. احتياجات ويتامين A در جهت به حداكثر رساندن فعاليت سيستم ايمني و به عنوان مثال افزايش وزن اندامهاي لنفوئيدي خيلي بيشتر از احتياجات همين ويتامين براي حصول به حداكثر وزن نهايي مي باشد. افزايش ميزان ويتامين A از 12850 واحد بين المللي به ميزان 42850 يا 740451 واحد بين المللي منجر به كاهش تلفات ناشي از اي كولاي و CRD در جوجه ها شده و همچنين پاكسازي عوامل بيماريزا در خون را بطور قابل توجه افزايش مي دهد. بهر حال دستيابي به اثرات مفيد سطوح بالاي ويتامين A وابسته به غلظت ساير ويتامينهاي محلول در چربي جيره غذايي مي باشد. سطوح بيش از اندازه ويتامين A در جذب ويتامينهاي Dو E تداخل ايجاد مي كند. در طي شيوع بيماري كوكسيديوز افزايش 60 واحد ويتامين A به ازاي هر جوجه در روز، ميزان تلفات را از صد در صد به صفر درصد تقليل داده است. بهر حال در جيره هاي كاربردي جوجه هاي گوشتي و مرغان مادر جوان به ترتيب بايد مقادير 4000 تا 2000 IU/kg گنجانده شود. براي به حداقل رساندن آسيبهاي ناشي از استرس و همچنين ممانعت از كاهش عملكرد ايمني، سطح ويتامين A 10 برابر مقدار معمول بايد افزايش يابد. تركيب ويتامين A(14000IU/Kg) و روي(65mg/kg) باعث افزايش رشد و ايمني سلولي و همورموني در جوجه ها مي شود.
كوله كلسيفرول:
گيرنده هاي ويتامين 1و 2 دي هيدروكسي D3 در مونوسيتهاي پريفرال شناسايي شده است. ويتامين D3 براي تمايز مونوسيتهاي اوليه و مونوسيتها به ماكروفاژها و فعاليت مناسب فاگوسيتوز و فعاليت سيتوتوكسيك سلولهاي ماكروفاژ ضروري مي باشد. در جيره هاي كه فاقد مكملهاي ويتامين D3 مي باشد به ميزان قابل ملاحضه اي عملكرد سيستم ايمني كاهش مي يابد.
توكوفرول و سلنيوم:
با بروز عفونت و يا تزريق واكسن به ويژه در شرايط استرس كه آسيبهاي ناشي از پراكسيدازها و سوپراكسيدها را به همراه دارد، فعاليت سيستم ايمني تحريك مي شود. در چنين مواقعي ويتامين E و سلنيوم جيره باعث بهبود عملكرد سيستم ايمني مي شود. ويتامين E ضمن كمك به ايجاد يكپارچگي بخشهاي ليپوپروتئيني غشا سلولي باعث كاهش تعييرات اكسيداتيو و توسعه پاسخهاي ايمني سلولي مي شود. ويتامين E همچنين از طريق بهبود تكثير و افزايش لنفوسيتهاي T باعث افزايش ايمني هورموني مي گردد. سلنيوم موجود در گلوتاتيون پراكسيداز به همراه ويتامين E به عنوان يك سيستم آنتي اكسيداني باعث كاهش غلظت راديكالهاي آزاد در سلول مي شود. ويتامين E و سلنيوم نقش مهمي را در توليد لنفوسيتهاي بلاستوسيتها برعهده دارند. كمبود اين مواد مغذي باعث كاهش فعاليت فاگوسيتوزي ماكروفاژها مي شود.
علي رغم توصيه هاي NRC براي تامين ميزان 20mg/kg ويتامين E جيره، مقادير 300mg/kg ويتامين E باعث افزايش عملكرد سيستم ايمني و كاهش مرگ و مير ناشي از ابتلا به آلودگي هاي اي كولاي و بيماريهاي نيوكاسل و بيماري بورس عفوني و كوكسيديوز مي شود. افزودن مكملهاي ويتامين E به ميزان250mg/kg منجر به جلوگيري از افت توليد تخم در مرغان مادر تحت شرايط استرس گرمايي مي شود. نفش مفيد سطوح بالاي ويتامين E( بالاتر از 300mg/kg) در افزايش رشد لنفوسيتهاي T به اثبات رسيده است. در سطوح بالاي ويتامين E ميزان غلظت پروستاگلندينهاي اندامهاي لنفوئيدي كاهش يافته و موجب توقف پاسخهاي ايمني سلولي شده و متعاقبا ميزات توليد آنتي بادي را بهبود بخشيده است. در جيره هاي حاوي مكمل ويتامين E ( 200 mg در برابر 80mg) يا تركيب 300 mg ويتامين E و 1mg/kg سلنيوم افزايش يافته است. افزودن ويتامين E به ميزان 30/0 درصد جيره مرغان مادر يا تزريق 3-5/2 mg/egg به تخمهاي بارور منجر به افزايش پاسخهاي ايمني جوجه مي شود. مشابها تركيب ويتامين E در واكسن روغني نيوكاسل و بورس عفوني باعث كنترل سريعتر و همچنين تيتر آنتي بادي بالاتر نسبت به جيره هاي شاهد شده است.
اسيد اسكوربيك:
سنتز ويتامين C در جوجه هاي يكروزه و طيور بالغ تحت استرس به مقدار مناسب انجام نمي پذيرد. ويتامين C باعث افزايش پاسخهاي هورموني و سلولي و همچنين افزايش مقاومت پرندگان نسبت به آلودگيهاي ناشي از اي كولاي و مايكروباكتريوم آويوم، نيوكاسل و بيماريهاي عفوني بورس و مارك مي گردد. ويتامين C در ايفا نقش آنتي اكسيداني خود باعث استحكام غشاهاي لكوسيتها مي شود و همچنين وجود مقادير مناسب اين ويتامين باعث افزايش فعاليت فاگوسيتوزي نوتروفيلها مي گردد. در شرايط استرس گرمايي اين ويتامين از طريق تاثير بر روي كاهش سنتز گلوكوكورتيكوئيدها باعث تخفيف اثرات استرس مي گردد. با افزودن يك درصد از ويتماين C كاهش عملكرد سيستم ايمني ناشي از كوتيكواسترون و استرس گرمايي تقليل مي يابد . تفاوت در اثرات مفيد ناشي از افزودن ويتامين C در جيره را مي توان به ناپايداري اين ويتامين در بعضي از شرايط نگهداري آن مربوط دانست.
ويتامينهاي ب كمپلكس:
ويتامينهاي گروه ب بعنوان كوفاكتور آنزيمي نقش مهمي را مسيرهاي متابوليكي بر عهده دارند. از ميان ويتامينهاي گروه ب، نقش ويتامين B6 در سيستم ايمني به طور گسترده مطالعه شده است. ويتانين B6 در توسعه و حفظ بافتهاي لنفوئيدي موثر است. كمبود اين ويتامين
(95/0-48/1 mg/kg) پاسخ آنتي بادي را نسبت به آنتي ژن گلبولهاي قرمز گوسفندي و توليد ايمنوگلوبينهاي IgG وIgM كاهش مي دهد. در شرايط استرس گرمايي، افزودن ويتامي B2 و B6 و أB12 اثرات مثبتي را بر عملكرد سيستم ايمني جوجه هاي گوشتي دارد.
عناصر معدني:
عناصرمعدني نقش مهمي را در عملكرد سيستم ايمني از طريق تاثير بر روي تنظيم فشار اسمزي و به عنوان كوفاكتور و كاتاليزوز آنزيمي برعهده دارد و همچنين از طريق بهبود عملكرد هورموني اعمال سيستم ايمني را تنظيم مي كند. غلظت سديم، كلر، روي، سلنيوم، منگنر، مس ، آهن و كبالت جيره پاسخهاي ايمني را تحت تاثير قرار مي دهد. بطور كلي فرمهاي معدني اين عناصر كمتر از فرمهاي آلي جذب مي شوند فلذا زماني كه عناصر معدني در جيره به فرم كليت باشد پاسخهاي ايمني بيشتر است.
سديم و كلريد:
سديم و كلر به همراه پتاسيم نقش كليدي را در ثبات توازن اسمزي مايعات داخل و خارج سلولي بر عهده دارد. كمبود نمك جيره باعث كاهش عملكرد سيستم ايمني مي شود. بطوريكه در سطوح 14/0 درصد سديم و يا 21/0 كلر تيتر آنتي بادي افزايش مي يابد. در جيره هاي حاوي مقادير كمتر از 14/0 سديم و 17/0 كلر پاسخهاي هومورال كاهش مي يابد. افزودن مقادير مناسب نمك تيتر آنتي بادي را بهبود مي بخشد. راهكار افزودن كلر به عنوان يك تعيير دهنده ايمني تحت شرايط استرس گرمايي در شرايط كنترل شده قابل توصيه مي باشد.
روي:
نقش روي در ايمني از طريق افزايش تيموسيتها و تعداد سلولهاي لنفوسيت تي و فعاليت سلولهاي دفاعي و توتروفيلها و همچنين توليد ماكروفاژها و آنتي بادي و توليد اينترفرون و كاهش نفوذپذيري سلول در مقابل ويروس مي باشد.روي همچنين براي بهبود عملكرد تيموميلين و تكثير لنفوسيتها و توليد متا آنزيمهايي مانند DNA و RNA پلي مرازها مورد نياز مي باشد. كمبود روي جيره علاوه بر كاهش توليد اينترلوكين –2 باعث حفاظت از يكپارچگي اندامهاي لنفوئيدي و عملكرد سلولهاي تي مي گردد. كمبود روي در جيره مرغان مادر، تيتر آنتي بادي نسبت به آنتي ژن گلبولهاي قرمز گوسفندي را در نسل بعدي حاصل كاهش مي دهد. برعكس پس از افزودن روي به جيره پاسخ به آنتي بادي در نسل بعد افزايش مي دهد. چندين مطالعه محدود نشان داد كه با افزودن مقادير بالاتر روي(220mg/kg) در جيره هاي مرغ مادر هيچ تاثير معني داري بر روي عملكرد ايمني سلولي و هورموني وجود ندارد. تفاوت در گزارشات اينچنيني ممكن است در نتيجه تفاوت در غلظت هاي به كار رفته روي و يا اثر متقابل بين ساير مواد مغذي موجود در جيره هاي پايه مورد استفاده در آزمايشات تغذيه اي باشد. در جيره مرغ مادر افزودن روي به فرم كليت شده با ميتيونين باعث بهبود عملكرد سيستم ايمني و افزايش تيتر آنتي بادي و ايمني در نسل بعد و مقاومت بر عليه سالمونلا انترويتيدس و اي كولاي خواهد گرديد.
منگنز:
منگنز نقش مهمي در توسعه و ترميم و حفاظت از بافتهاي اپيتيليال دارد. آنزيم سوپراكسيدسموتاز وابسته به منگنز در ميتوكندري موجب غير فعال شدن راديكالهاي آزاد توليد شده در داخل سلول مي گردد. فرم آلي اين مواد معدني پاسخ آنتي بادي را نسبت به عفونتهاي بيماري بورس، برونشيت عفوني و نيوكاسل در مرغان مادر افزايش مي دهد.
مس:
در طي فاز حاد سيستم ايمني، سلولهاي كبد توليد و ترشح پروتئين فاز حاد را برعهده دارند كه باعث افزايش مقاومت جوجه بر عليه آلودگيهاي عفوني مي گردد. سروپلاسمين يكي از پروتئينهاي مهم از اين گروه مي باشد كه به عنصر مس به عنوان كوفاكتور نياز دارد. سروپلاسمين از طريق از بين بردن راديكالهاي آزاد توليد شده در فاگوسيتوز باعث حفاظت پرنده مي شود. بنابراين در شرايط ابتلا به آلودگيهاي عفوني احتياجات مس افزايش مي يابد. سوپراكسيد دسموتاز وابسته به مس و روي واقع در سيتوزول باعث غير فعال شدن راديكالهاي آزاد مي شود. بطور كلي نياز به مس در هنگام بروز عفونتها نسبت به حالت معمولي افزايش مي يابد. معمولا به منظور افزايش ايمني و سلامتي جوجه ها افزودن سطوح 250-125mg مس را توصيه مي كنند. فرم كلريد مس در مقايسه با سولفات مس نقش موثرتري را براي افزايش سلامتي روده بر عهده دارد و به عنوان يك ماده ميكروب كش بر عليه آلودگيهاي اي كولاي و سالمونلا تجويز مي شود. فراهم كردن مس به فرم كليت همراه با اسيدهاي آمينه تاثيرات مثبتي را در بر دارد.
آهن:
نقش آهن در ايمني مي تواند از طريق كاهش ناگهاني در غلظت اهن در سرم در حين فاز اوليه عفونت ارزيابي شود. افزودن آهن به جيره نشان داه است كه باعث افزايش فعاليت ضد باكتريايي ماكروفاژها در كبد و طحال جوجه هاي مبتلا مي شود. ميزان سرزندگي در جوجه هاي آلوده با سالمونلا گاليناريوم همراه با افزودن 100 mg/kg آهن در جيره حاوي 200mg/kg آهن افزايش مي يابد.
كبالت:
اثرات مفيد كبالت بر روي سيستم ايمني عمدتا مربوط به اثرات مثبت آن در سنتز پروتئين و عملكرد اندامهاي لنفوئيدي مي باشد. افزودن مكمل 10/0 يا 5/0 mg/kg (وزن بدن) عملكرد سيستم دفاعي ميزبان بر عليه عفونت يا واكسيناسيون بيماري نيوكاسل در جوجه هاي گوشتي را افزايش مي دهد

number one
2007-Jul-09, 11:40
لزوم پيشرفت درتغذيه جوجه هاي گوشتي


ژنوتيپ سويه هاي مورد استفاده در صنعت طيور گوشتي طي 40 سال گذشته به طورمعني داري تغيير پيدا کرده و اين تغييرات تا به امروز نيز ادامه داشته است شرکت هاي فروشنده سويه هاي مختلف طيور از معيارهاي انتخاب متفاوتي استفاده مي کنند که اين امر موجب شده است که ژنوتيپ هاي مختلفي در صنعت طيور دنيا در دسترس باشد درعين حال اکثر متخصصين تغذيه طيور هنگام تنظيم جيره و طراحي راهکارهاي تغذيه اي جوجه هاي گوشتي اين تغييرات را در نظر نمي گيرند روشي که در حال حاضر براي تنظيم جيره هاي غذايي جوجه هاي گوشتي استفاده مي شود متکي بر جداول احتياجات غذايي است که براي دوره هاي مختلف زندگي جوجه هاي گوشتي تهيه شده است . در اين جداول نياز سويه هاي مختلف جوجه هاي گوشتي بر اساس توانايي رشد و چاق شده آنها در نظر گرفته نمي شود و در عمل و با استفاده از اين جداول بهبودي در تغذيه جوجه ها حاصل نمي شود براي پيشرفت در اين زمينه لازم است اطلاعاتي در مورد پرنده خوراک و محيط زندگي جوجه ها جمع آوري گردد تا بتوان اين عوامل را در يک مدل جهت پيش بيني دقيق مصرف خوراک و رشد سويه هاي مختلف در محيط هاي متفاوت به کار برد با استفاده از چنين مدلي مي توان اقتصادي ترين روش تغذيه جوجه هاي گوشتي در شرايط مختلف را تعيين نمود زيرا تنها روشي که متخصصين تغذيه طيور مي توانند با استفاده از آن کارايي تغذيه جوجه هاي گوشتي را افزايش دهند استفاده از مدلي جهت شبيه سازي وضعيت پرورش آنهاست .



مقدمه

در گذشته نياز جوجه هاي گوشتي به اسيدهاي آمينه از روي نتايج آزمايش هايي تخمين زده شده که در آنها جيره هاي حاوي مقادير مختلف اسيدهاي آمينه خاص به جوجه هاي گوشتي با يک سن معين داده شده بود غلظتي از اسيدهاي آمينه که حداکثر رشد را ايجاد مي کرد به عنوان ميزان نياز به آن اسيد آمينه در نظر گرفته مي شد با وجودي که اين روش ايراداتي دارد اما هنوز هم توسط بسياري ازمتخصصين تغذيه مورد استفاده قرار مي گيردد نيازهاي مواد مغذي که به اين روش به دست مي آيند به صورت مقادير ثابت در جيره بيان مي شوند که براي تهيه جداول تغذيه اي و تنظيم جيره هايي با حداقل قيمت به کار مي روند . البته انتظار يک تحليل اقتصادي از چنين اعداد ثابتي غير ممکن است به عنوان مثال با در نظر گرفتن يک مقدار ثابت براي نياز به يک اسيد آمينه تشخيص تاثير اضافه يا کم کرد ن غلظت آن اسيد آميه بر ميزان رشد ، مصرف غذا و ترکيب لاشه مشکل خواهد بود همچنين توجيه متفاوت بودن مقدار احتياجات در ژنوتيپ هاي مختلف موجود در صنعت جوجه هاي گوشتي غير ممکن است در واقع در اين روش به تغييراتي که در نژادهاي مختلف جوجه هاي گوشتي ايجاد شده کمتر توجه شده است اکثر متخصصين تغذيه چنين مي پندارند که جوجه هاي سريع الرشد غذاي بيشتري مورد نيازشان را جبران مي کند اما موريس و نورو با دلايل قانع کننده اي نشان دادند که چنين اتفاقي رخ نمي دهد .

فيشر و همکاران نشان دادند که سودمندي در نظر گرفتن احتياجات حيوان به صورت متغير بستگي به قيمت اسيدهاي آمينه و قيمت نهايي محصول توليدي خواهد داشت بنابراين به منظور تعيين مصرف بهينه اسيد آمينه در شرايط اقتصادي معين مي توان از معادلات پيش بيني بهره گرفت . با وجود پذيرش اين نظريه که بهتر است احتياجات اسيدهاي آمينه ثابت در نظر گرفته شود هنوز هم متخصصين تغذيه طيور تمايل زيادي به استفاده ازمقادير ثابت دارند علت اصلي اين موضوع آن است که براي در نظر گرفتن نيازها به شکل متغير و تعيين جداول احتياجات غذايي مطلوب عوامل زيادي بايدمدنظر قرار گيرند اين عوامل به طورخلاصه عبارتند از : توانايي و استعداد نژادي تفاوت بين افراد در يک زمان و در هر فرد در طول زمان تاثير مقادير مختلف مواد مغذي و نسبت هاي انرژي به پروتئين بر روي مصرف خوراک ترکيب لاشه و ميزان رشد پروتئيني ، اثر دماي محيط بر همه عوامل فوق و تنش هاي محيطي و غذايي به گونه اي که مي توانند حيوان را از مصرف ميزان مورد نياز از يک خوراک براي رشد متناسب باز دارند . امروزه با توسعه کامپيوترها و علوم موجود مي توان بسياري از عوامل ياد شده را در مدل هاي شبيه سازي در نظر گرفت متخصصين تغذيه و ژنتيک و همچنين توليد کنندگان مي توانند براي پرورش جوجه هاي گوشتي با کارآيي بيشتر ازمدل هاي شبيه سازي استفاده کنند در واقع تنها راه مطمئن جهت برآورد احتياجات مواد مغذي حيوانات در حال رشد استفاده ازمدل هاي شبيه سازي است .



نظريه رشدو مصرف غذا

ميزان رشد بالقوه : پيش بيني عملکرد توليد ، مشکلي عمومي در پرورش حيوانات است حل اين مشکل به توانايي توصيف خصوصيات رشد حيوانات ، بستگي دارد البته در منابع موجود روش خاصي براي توصيف خصوصيات رشد نژادهاي مختلف که مقايسه اختلافات و شباهت هاي بين حيوانات را ميسر مي سازد بيان نشده است و يا بحث جامعي در اين باره صورت نگرفته است ليکن با پيشرفت مدل شبيه سازي در جهت تعريف رشد و مصرف غذاي حيوانات ارائه تعريفي کامل وجامع از نژآد امري ضروري به نظرمي رسد اغلب توليد کنندگان و متخصصين طيور مفهوم ميزان رشد بالقوه را به درستي درک نکرده اند ميزان رشد بالقوه حداکثر رشدي نيست که از يک گله گوشتي با نژاد معين و تحت شرايط پرورش تجاري به دست مي ايد بلکه ميزان رشدي است که يک نژاد تحت شرايط پرورشي و تغذيه اي صحيح مي تواند داشته باشد ترکيبات لاشه پرنده اي که تحت چنين شرايطي رشد کرده است مي تواند نشان دهنده خصوصيات ژنتيکي نژاد خاصي باشد البته بعضي از خصوصيات لاشه مثل ميزان چربي ذخيره شده ممکن است به طور معني داري تحت تاثير غذاي خورده شده روش تغذيه و محيط قرار بگيرد . امان براي توصيف و ارزيابي ژنوتيپ هاي مختلف با توانايي رشد وذخيره پروتئين در پرنده استفاده کرد در اين روش از همبستگي هاي آلومتريک موجود بين پروتئين ، آب ، خاکستر و چربي استفاده شده است وي نشان داد که مي توان با در نظر گرفتن برخي فرضيات ساه به تعريفي از يک حيوان رسيد که براي پيش بيني و محاسبه مقدار عملکرد آن حيوان در شرايط متفاوت مناسب است اين موضوع به ويژه در هنگامي که شرايط محيطي براي رشد حيوان محدود مي باشد از اهميت بسياري برخوردار است . مقادير معيارهاي ژنتيکي توصيف کننده يک حيوان را مي توان از طريق پرورش حيوانات در شرايط محيطي مطلوبي که تا حد ممکن به شرايط آرماني نزديک است اندازه گيري کرد منحني هاي رشد به دست آمده در اين شرايط نشان دهنده توان ژنتيکي ژنوتيپ هاي خاص است بنابراين مي توان از آنها براي مقايسه نژآدها و سويه هاي مختلف استفاده کرد جزئيات روش ارزيابي معيارهاي رشد نژادهاي مختلف در نوشته هنکوک و همکاران آورده شده است .



برآورد احتياجات غذايي

يک الگوي رشدموفق بايد قادر به محاسبه احتياجات غذايي و محيطي پرنده جهت رشد مطلوب باشد همچنين بايد قادر به پيش بيني ميزان رشد در شرايط مختلف و نامطلوب نيز باشد به منظور تامين احتياجات نگهداري و رشد اندام هاي مختلف بدن لازم است که حيوان توسط مواد مغذي تغذيه گردد مقادير مواد معدني مورد نياز را مي توان با استفاده از اطلاعات در مورد ميزان رشد و ترکيب بافت هاي مختلف بدن معين نمود مواد مغذي موجود در منابع خوراکي که براي تامين اين احتياجات به کار مي روند بايد به همان شيوه اي بررسي شوند که احتياجات مواد مغذي نيز مورد ارزيابي قرار مي گيرند . امانز نشان داد که مقياس انرژي قابل متابوليسم وسيله مناسبي براي توصيف انرژي موجود در غذاها نمي باشد زيرا مقادير Me يک ماده خوراکي اختلاف کارآيي استفاده از انرژي حاصل از پروتئين ، چربي و کربوهيدارت هاي قابل هضم ان ماده را مشخص نمي کند اين مقايس همچنين قادر به محاسبه تاثير مواد آلي غير قابل هضم بر روي قابليت دسترسي انرژي جيره حيوانات نمي باشد امانز مقياس انرژي موثر را براي رفع نقايص سيستم Me پيشنهاد نمود انرژي موثرمي تواند به خوبي حرارت افزايشي يک غذاي معين در يک حيوان مشخص را برآورد نمايد ميزان نياز به پروتئين در پرنده به ترکيب اسيدهاي آمينه و ميزان منابع پروتئين موجود در خوراک بستگي دارد مجموع مقدار اسيدهاي آمينه مورد نياز براي نگهداري و رشد بدن و پرها ميزان نياز روزانه پروتئين را تشکيل مي دهد به منظور حفظ چربي ، آب و خاکستر بدن هيچ گونه پروتئيني موردنياز نيست مقياس هاي اندازه گيري مقدار اسيد آمينه مورد نياز حيوان و مقدار اسيد آمينه موجود در غذا بايد يکسان باشند روش قرار دادن بيان اين مقادير به صورت مقدار اسيدهاي آمينه قابل هضم است کارآيي استفاده از اولين اسيد آمينه قابل هضم است کارآيي استفاده از اولين اسيدآمينه محدود کننده مورد استفاده جهت ذخيره پروتئين در بدن در بالاتر از سطح نگهداري عدد ثابتي نيست اما مي توان با بکار بردن اسيدهاي آمينه مورد نياز انرژي مورد نياز ان را تغيير داد . احتياجات غذايي يک حيوان در زماني مشخص در گروشرايط قبلي حيوان است اين مسئله باعث اختلاف در احتياجات حيوانات شده که مسئله علمي مورد علاقه تمامي متخصصين تغذيه جوجه هاي گوشتي است و در نتيجه آزمايشات بيشتر در اين زمينه شده است .



تخمين مصرف اختياري خوراک

از بحث بالا مي توان چنين استنباط نمود که يک حيوان براي رشد و نمو بر اساس الگوي رشد خود به مواد مغذي خاصي نياز دارد براي رسيدن به رشد مطلوب تامين مقدار غذاي کافي يک ضرورت است اشتهاي حيوان به احتياجات غذايي حيوان و ترکيب مواد مغذي موجود در مواد خوراکي بستگي دارد به منظور پيش بيني مقدار مصرف خوراک حيوان هنگامي که ازادانه به غذا دسترسي دارد نخست بايد قادر به تخمين مقدار مصرف يک خوراک متوازن در يک محيط دمايي متعادل بود . اين ميزان مصرف خوراک مصرف مطلوب خوراک ناميده مي شود و امکان دسترسي به حداکثر رشد را فراهم مي کند هنگامي که خوراک متوان نيست و يا حيوان در محيطي نامناسب قرار مي گيرد مقدار مصرف خوراک با مقدار مطلوب مصرف تفاوت خواهد داشت زيرا فرض بر اين است که حيوان قادر به مصرف مقدار کافي از غذاي نامتعادل و نشان دادن رشد مطلوب خود باشد اما اگر کمبود شديد باشد رشد و ذخيره پروتئين در بدن به اندازه کافي نبوده و ميزان ان کمتر از توان رشد حيوان خواهد بود عدم توانايي حيوان براي مصرف غذاي نامتعادل به خاطر محدوديت حجم دستگاه گوارش و عدم توانايي در پس دادن حرارت اضافي ناشي از مصرف غذاي زياد به محيط است تئوري مصرف خوراک توسط امانز و فيشر و امانز به طور مفصل توضيح داده شده است . مهمترين نتيجه اي که در صورت ارائه يک جيره غذايي با کمبود ملايم يک اسيد آمينه عايد توليد کنندگان تجاري جوجه هاي گوشتي مي شود آن است که طيور به منظور به دست آوردن مقدار کافي از اسيدآمينه محدود کننده بيش از حد معمول انرژي مصرف مي کنند و اين انرژي اضافي در بدن به صورت چربي ذخيره خواهد شد علاوه برا اين مشاهده شده است که در مواقعي مورد استفاده در صنعت مرغداري و در بين مرغداران باشد ضريب تبديل غذايي خوراک بهبود مي يابد و ميزان چربي کمتري در لاشه ديده خواهدشد همان گونه که توان رشد جوجه هاي گوشتي از راه انتخاب و اصلاح نژاد افزايش مي يابد احتياجات روزانه اسيدهاي آمينه و انرژي آنها نيز افزايش مي يابد اما ميزان نياز به اين دو ماده مغذي به يک ميزان بالا نمي رود افزايش نياز به اسيد آمينه نسبتا سريعتر از افزايش نياز به انرژي است نبابراين در سويه هايي با رشد سريع تر نسبت بالاتري از اسيد آمينه به انرژي مورد نياز خواهد بود اين موضوع با توجه به نتايج آزمايش نورو و موريس تاييد شد در اين آزمايش جيره هاي با پروتئين بالا به جوجه هاي گوشتي و جوجه خروس ها نژاد تخمگذار خورانده شد و حداکثر افزايش وزن و افزايش ميزان پروتئين ذخيره شده در بدن جوجه خروس ها نژاد تخمگذار با جيره هايي حاصل شد که ميزان پروتئين آنها به طور قابل ملاحظه اي پايين تر ازجيره هاي مورد نياز براي حداکثر رشد در جوجه هاي گوشتي بود .



اهميت محيط زندگي حيوان

ميزان مصرف يک غذا توسط يک نوع پرنده معين دريک وضعيت مشخص به درجه حرارت محل نگهداري آن بستگي دارد امانز و فيشر اشاره نمودند که ميزان حرارت دفعي پرنده با توجه به درجه حرارت محيط متفاوت است و توانايي پرنده براي ذخيره گرما تقريبا صفر است و ميزان حرارت دفعي بايد برابر با ميزان حرارت توليدي باشد حداکثر مقدار گرمايي که يک پرنده به محيط پس ميدهد بستگي به دماي محيط نگهداري دارد واين موضوع در طرح برنامه غذايي براي جوجه هاي گوشتي سريع الرشد اهميت زيادي دارد اگرچه با انتخاب ژنتيکي ميزان رشد نسبي جوجه هاي گوشتي بهبود يافته اما محدوده دمايي که پرندگان احساس راحتي مي کنند کاهش يافته است ولي اين موضوع روي پتانسيل رشد جوجه هاي گوشتي سريع الرشد امروزي تاثيري کم و قابل چشم پوشي دارد . در زماني که درجه حرارت محيط مطلوب باشد هنگام افزايش مصرف غذا در مورد مصرف توليد گرما نيز افزايش مي يابد هنگامي که درجه حرارت محيط از حد مطلوب پايين تر بيايد خوراک مصرفي افزايش مي يابد پيش بيني مي شود که با کاهش مقدار ماده محدود کننده در مواد خوراکي مصرف غذا و متعاقب آن رشد حيوان افزايش مي يابد بنابراين يک امر متقابل بين ترکيبات مواد خوراکي موجود درجيره مقدار مصرف خوراک و مقدار حرارت مطلوب براي پرنده وجود خواهد داشت غذاهايي با نسبت پايين ماده مغذي به انرژي موجب کاهش درجه حرارت محيطي مطلوب خواهند شد محاسبات مربوط به تعيين نتايج حاصل از اثرات متقابل عوامل ذکر شده پيچيده هستند بنابراين مدل هاي شبيه سازي که اين اثرات را بتوانند در نظر بگيرند مطلوب تر خواهند بود .



تخمين احتياجات اسيدامينه اي جوجه هاي گوشتي

به منظور تعيين غلظت مناسب اسيدهاي آمينه جيره در مراحل مختلف دوره رشد بايد افزايش وزن زنده جوجه ها در غلظت هاي مختلف هر کدام از اسيدهاي امينه ضروري ارزيابي شود چنين پاسخ هايي را مي توان با انجام آزمايش هاي رشد و يا با شبيه سازي به دست آورد . از نقطه نظر تصميم گيري اقتصادي بهترين مقدار پاسخ حيوان شکلي از منحني است که به نقاط تامين کننده متوسط احتياجات افراد گله نزديک تر است شکل منحني هاي پاسخ مربوط به مصرف مقادير مختلف اسيدهاي آمينه درجوجه هاي گوشتي ومرغ هاي تخمگذار مشابه است اما هر کدام به شيوه هاي مختلفي به دست آمده اند که روش تفسير و استفاده از نتايج اين پاسخ ها را تغييرمي دهد خصوصيات منحني پاسخ مرغ هاي تخمگذار با توليد متفاوت تخم مرغ در مطالعه فيشر و همکاران نشان داده شده است منحني پاسخ آنها بستگي به توان رشد ، ميزان مصرف غذا نيازهاي نگهداري و رشد بدن خواهد داشت .



نتيجه گيري

تفسير صحيح نتايج حاصل از آزمايش هاي رشد جوجه هاي گوشتي مشکل است زيرا بسياري از عوامل روي رشد و مصرف خوراک اين پرندگان موثرهستند همچنين تمامي جوجه هاي گوشتي مشابه نبوده شرايط نگهداري انها يکسان نيست علاوه بر اين تمامي جوجه هاي گوشتي با شروع آزمايش هاي رشد وضعيت يکساني ندارند ازاين رو ممکن است نتيجه گيري هايي اقتصادي که براساس نتايج آزمايش هاي تغذيه اي تحت شرايط خاصي انجام مي شود اقتصادي و صحيح نباشند زيرا فقط با استفاده از مدل هاي شبيه سازي م يتوان تمامي عوامل موثر در رشد جوجه هاي گوشتي را هنگام بهينه سازي برنامه هاي غذايي مدنظر قرار داد در هر برنامه غذايي مطلوب عواملي مانند : ژنوتيپ ، اختلاف در وزن و ترکيب لاشه بين افراد متفاوت ، قيمت فروش محصول ، قيمت مواد خوراکي تشکيل دهنده غذا ، غلظت مناسب مواد مغذي ، تعادل مطلوب بين مواد مغذي طول مدتي که يک غذا به مرغ داده مي شود ، درجه حرارت و رطوبت محيط ، تراکم موجود جوجه ها و سطح مديريت به کار رفته ، مقدار سرمايه گذاري ، سود سرمايه و طول مناسب دوره پرورش در نظرگرفته مي شود بنابراين به منظور تخمين دقيق احتياجات غذايي جوجه هاي گوشتي هيچ روشي بهتر از استفاده از مدل هاي شبيه سازي نيست .



فصلنامه چکاوک – قربانعلي صادقي

number one
2007-Jul-09, 11:41
تغذيه سنين ابتدايي جوجه گوشتي



تغذيه جوجه پس از خروج از تخم تاثير زيادي بر عملکرد گله در پايان دوره پرورش دارد به عبارت ديگر اگر شروع پرورش گله اي با تغذيه و مديريت مناسب و صحيح توام باشد نه تنها گله اي يکنواخت از نظر وزني توليد مي شود بلکه عملکرد آن از نظر ضريب تبديل غذايي و ميزان تلفات نيز بهينه خواهد شد لذا براي موفقيت در اين امر رعايت اصول تغذيه و مديريت به ويژه در هفته اول پرورش از اهميت ويژه اي برخوردار است حال سوال مطرح اين است که اصول صحيح تغذيه در 48 ساعت اول پرورش کدام است ؟

اهميت تغذيه اوليه

جوجه همراه با کيسه زرده بزرگي که حدود 20 درصد ازکل وزن بدن را تشکيل مي دهد سر از تخم در مي آورد کيسه زرده حاوي مقدار زيادي چربي و پروتئين بوده اين مواد مغذي ، 50 درصد انرژي و 43 درصد پروتئين مورد نياز جوجه را در چند روزاول زندگي تامين مي کنند مواد غذايي کيسه زرده به سرعت کاهش يافته اغلب تا روز سوم کاملا جذب مي شود هشتاد درصد چربي زرده در پايان نخستين روز خروج جوجه مصرف مي شود ميزان تري گليسريد موجود در زرده درهنگام خروج از تخم کمتر از يک گرم بوده و اگر تري گليسريد به عنوان منبع انرژي اوليه فرض شود بنابراين يک گرم تري گليسريد با شرط بازده 95 درصد تنها قادر به تامين 8 تا 9 کيلوکالري انرژي متابوليسمي مي باشد البته ميزان نياز جوجه به انرژي خيلي بيشتر از اين حد بوده تري گليسريد موجود در زرده به عنوان تنها منبع انرژي بعد از خروج جوجه از تخم کفايت نمي کند لذا دسترسي به غذا پس از خروج جوجه از تخم لازم و ضروري است . تحقيقات نشان داده است که دسترسي به غذا باعث جذب سريع تر کيسه زرده مي گردد با حرکت روده ها در جوجه هايي که تغذيه شده اند انتقال زرده به داخل روده سريع تر شده آلودگي ناشي از عدم جذب کيسه زرده نيز به ميزان زيادي کاهش مي يابد جوجه ها به طور غريزي پس از خروج از تخم به جستجوي غذا مي پردازند ورشد تقريبا 24 ساعت بعد از خوردن غذا شروع مي شود عدم دسترسي به غذا موجب افت چشمگير وزن بدن مي شود. در بررسي انجام گرفته جوجه هايي که به مدت 48 ساعت غذا دريافت نکرده بودند 8/7 درصد وزن بدن خود را از دست داده وزن روده کوچک نيز 80 درصد کاهش پيدا کرد در اين جوجه ها کاهش چربي و پروتئين در بافت هاي بدن بيشتر از ساير ترکيبات مشخص بود اما در جوجه هايي که به آب و غذا دسترسي داشتند وزن نهايي جوجه ها 500 گرم بيشتربوده وزن روده کوچک و به تبع آن سطح جذب مواد مغذي افزايش يافته بود همان طور که قبلا ذکر شد زرده نمي تواند اهميت چنداني در تامين انرژي براي جوجه داشته باشد.

در آزمايشي کيسه زرده تعدادي از جوجه ها بلافاصله پس از هچ از بدن آنها خارج شده سپس غذا در اختيار آنها قرار داده شد طبق نتايج به دست آمده رشد جوجه هاي مزبور در روز چهارم کاملا مشابه با رشد جوجه هاي داراي کيسه زرده در هنگام خروج از تخم بود . عدم دسترسي به غذا در روزهاي اول پس از خروج جوجه از تخم باعث کاهش رشد پرزها و ترشح آنزيم هاي روده مي گردد و با مصرف غذا فعاليت آنزيم ها و رشد روده بيشتر مي شود تغذيه اوليه جذب بهتر زرده وبهبود جذب مواد مغذي در پرنده را به دنبال خواهد داشت . عدم تغذيه صحيح در سنين اوليه بر رشد عضلات تاثير منفي گذارده اين تاثير بر عضلات سينه نسبت به بقيه عضلات مشهودتر است . همچنين مکانيسم تشنگي در جوجه هاي تازه از تخم خارج شده به خوبي توسعه نيافته است و تا زماني که جوجه از غذا تغذيه نکرده باشد تشنگي تحريک نمي شود اين بدان معني است که تشنگي با مصرف مواد مغذي و انرژي زا تحريک مي گردد لذا دسترسي به غذا در ساعات اوليه براي رسيدن به رشد مطلوب مهم است .

تاثير تغذيه اوليه بر سيستم ايمني

سيستم ايمني جوجه هاي تازه متولد شده براي رشد وتکامل نيازمند مصرف غذا مي باشد مصرف غذا مواد مغذي لازم جهت رشد و نمو اندام هاي لمفاوي ثانويه که در زمان تولد جوجه وجود نداشته يا نابالغ است را فراهم مي کند عدم دسترسي به دان و مواد مغذي مانع از پاسخ مناسب سيستم ايمني به واکسيناسيون در ابتداي زندگي جوجه مي گردد فقدان مواد مغذي و يا پاسخ هاي هورموني به گرسنگي ، سيستم ايمني را براي مدت طولاني متاثر مي کند گرسنگي اوليه جوجه ها مي تواند برمقاومت پرنده نسبت به بيماري در تمام طول زندگي تاثير مي گذارد .

ضرورت استفاده از دان کامل به جاي آرد ذرت

جوجه ها در هنگام خروج از تخم به شدت از نظر هيدارت کربن فقير بوده بنابراين تغذيه اوليه با جيره آغازين مناسب که ذرت به عنوان يک ماده اصلي در آن استفاده شده باشد به سرعت باعث افزايش ميزان هيدارت کربن در بدن جوجه ميگردد در صورت تاخير در دسترسي جوجه ها به منبع هيدارت کربن امکان بروز کتوز و کم آبي به وجود مي آيد . به دليل مقدار کم هيدارت کربن در تخم مرغ احتمال مي رود که تنها منبع تامين گلوکز جهت ذخيره سازي گليکوژن که در حقيقت مولد انرژي درعمل جوجه در آوري است فرآيند نوسازي گلوکز از سوخت و ساز پروتئين باشد از آن جا که در زمان تغيير تنفس کوريوآلانتوئيکي به تنفس ششي کمبود اکسيژن وجود دارد چرخه گليکوليز براي تامين انرژي نسبت به اکسيداسيون اسيدهاي چرب برتري دارد ذخيره گليکوژن در بدن جوجه پس از در امدن ازتخم تا زمان سازگاري کامل با اکسيژن به سرعت کاهش پيدا مي کند و پس از آن جوجه ها مي توانند از چربي موجود در بدن و کيسه زرده استفاده کنند افزايش وابستگي به چربي براي تامين انرژي به خصوص هنگامي که با عدم دسترسي به گلوکز همراه باشد باعث بروز کتوز پيشرفته درجوجه ها مي شود توليد آب حاصل از سوخت و ساز را که از نظر رطوبت بافتي بسيار ضروري است کاهش مي دهد اتکا به نوسازي گلوکز از منشا پروتئين در اين زمان احتمالا مانع از مصرف پروتئين در مسير رشد مي شود . در يک بررسي مشاهده شد که اگر جيره منحصرا حاوي هيدارت کربن بوده ازنظر مواد پروتئيني فقير باشد به دليل کمبود پروتئين اوليه نارسايي رشد بافت هاي بدن در ابتداي تولد بوجود خواهد آمد بنابراين منحصرا استفاده از آرد ذرت يا نشاسته ذرت توصيه نشده استفاده از دان آغازين از روز اول جهت رسيد به رشد مناسب و مطلوب پيشنهاد مي گردد . در آزمايشي ديگر استفاده از جيره هاي غني از هيدارت کربن و تاثير آن بر عملکرد جوجه هاي گوشتي مورد ارزيابي قرارگرفت جوجه ها با جيره آغازين بر پايه ذرت خرد شده و نيز تاثير مثبت احتمالي اضافه کردن مکمل پروپيونات بر روند نوسازي گلوکز در سه روز اول جوجه ريزي تغذيه شدند در نتايج حاصله جيره هاي غني از هيدارت کربن سبب کاهش روند رشد شد که اين امر تا زمان عرضه جوجه ها به بازار جبران نشد نتايج نشان دادند که فقر پروتئين در سنين اوليه رشد به هيپرپلازي بافتي منجر مي گردد استفاده از پروپيونات موجب کاهش تلفات اوليه گرديده در کل دوره رشد مصرف پروپيونات و جيره آغازين استاندارد روند وزن گيري را بهبود بخشيد زيرا اسيد پروپيونيک در طيور به عنوان واسطه نوسازي گلوکز بوده در دستگاه گوارش به سرعت و به طور کامل جذب مي شود اسيد پروپيونيک همچنين خاصيت باکتري کشي به ويژه در مورد سالمونلا و ساير عوامل بيماري زايي که توسط جوجه ها بلغ شده اند نيز دارد .

مصرف آّب حاوي شکر

همانطور که گفته شد دسترسي به غذا در روزهاي اوليه براي رسيدن به رشد مطلوب مهم است البته اگر آب نيز حاوي مواد انرژي زايي نظير شکر باشد .عملکرد بهتري حاصل مي گردد. در يک بررسي جوجه هايي که در يک روزگي آب حاوي 5 درصد شکر مصرف کرده بودند در مقايسه با جوجه اي شاهد 50 گرم وزن بيشتر ، 5 درصد ضريب تبديل غذايي بهتر و 25/0 درصد مرگ و مير کمتري داشتند اين نتايج بيانگر اين مطلب است که آب محتوي يک ماده انرژي زا باعث بهبود عملکرد جوجه هاي گوشتي مي شود . با تجويز خوراکي آب شکر پس از خروج جوجه ها از تخم گلوکز از همان ساعات اوليه در دسترس جوجه ها قرار داده مي شود در تحقيقي ديگر ميزان گليکوژن کبدي جوجه هايي که از همان ابتدا جيره آغازين به همراه آب شکر دريافت کرده بودند از 10 ميلي گرم درگرم در زمان خروج از تخم به بيشتر از 100 ميلي گرم در گرم در 2 روزگي رسيده بود البته بايد دقت شود که غلظت بيش از حد مايع حاوي گلوکز باعث ايجاد اسهال خواهد شد .

استفاده از محلول اکلتروليت و مولتي ويتامين

جوجه پس از خروج از تخم در معرض انواع عوامل استرس زاي موقت يا دائم قرار ميگيرد استرس تاثير فراواني بر متابوليسم ، سيستم ايمني و سلامتي طيور دارد افزايش فشار خون ، انقباضات خفيف و مداوم ماهيچه اي ، افزايش تعداد تنفس و ضربان قلب و حساسيت عصبي تغيير در سيستم گردش خون ، کاهش مصرف دان و کاهش رشد ازعوارض استرس در جوجه ها مي باشند علاوه بر اين با بروز استرس ، دستگاه لمفاوي طيور تحت تاثير قرار گرفته تحليل مي رود و جوجه ها پاسخ مناسبي به واکسيناسيون نخواهند داد استرس به از دست رفتن وزن بدن کاهش جذب مواد مغذي از بخش انتهايي روده کوچک افزايش ذخيره چربي و کاهش ذخيره پروتئين ، کاهش توليدپادتن و تعداد سلول هاي لمفاوي منجر مي گردد حال چگونه ميتوان استرس راکاهش داد تحقيقات نشان داده است که استفاده از محلول الکتروليت و مولتي ويتامين در آب آشاميدني جوجه هايي که درمعرض استرس حمل نقل و حرارتي بودند باعث بهبود عملکرد و کاهش تنش هاي حاصل از استرس مي شود.

ويتامين D3 موجود دراين محلول درتنظيم عمل سلول هاي ايمني بدن نقش مهمي را ايفا مي کند علاوه بر اين وجود ويتامين D3 به معدني شدن واستحکام استخوان نيز کمک بزرگي خواهد نمود ويتامين E جهت رشد جوجه ها به ويژه براي به حداکثر رسيدن واکنش ايمني بدن مفيد است در خصوص ويتامين K و احتمال کمبود آن اضافه کردن اين ويتامين در اين دوره به ويژه در روزهاي اوليه پرورش مي تواند سودمند باشد در اين مقطع هنوز جمعيت ميکروارگانيسم هاي روده توسعه نيافته بنابراين جوجه ها به ويتامين K کمي دسترسي دارند اضافه کردن اين ويتامين علاوه بر تقويت سيستم ايمني بر تکامل بافت استخواني نيز موثر مي باشد تجويز ويتامين C در آب آشاميدني جوجه هايي که تحت شرايط استرس حمل و نقل استرس حرارتي و يا بيماري قرار گرفته اند مفيد واقع خواهد شد زيرا در اين شرايط نياز متابوليسمي به ويتامين C افزايش يافته در عين حال باعث بالا بردن مقاومت سيستم ايمني بدن مي گردد. نتايج تحقيقات صورت گرفته نشان داد که در جوجه هاي در معرض استرس شديد حمل و نقل ميزان اسيد آسکوربيک غده فوق کليوي درعرض 10 دقيقه تخليه شده و کاهش شديد اسيد آسکوربيک در انها ديده مي شود اضافه نمودن مکمل ويتامين اسيد آسکوربيک به آب آشاميدني باعث ذخيره مجدد آن در غده فوق کليوي مي گردد. الکتروليت ها از نظر تغذيه و فيزيولوژي جايگاه خاصي دارند وعلت آن وجود انواع ذرات يوني در مايعات مختلف بدن پلاسما ، مايع درون سلولي ، مايع بين بافتي ، ادرار و ... مي باشد به منظور کاهش اثرات ناشي از استرس حمل ونقل اضافه کردن الکتروليت ها به آب آشاميدني مفيد خواهد بود . الکتروليت ها مي توانند به طور معني داري ، PH خون ، فشار Co2 و HCO را در طيور تغيير دهند و در صورت اختلال در تعادل اسيد وباز مي توان با استفاده از الکتروليت هاي مايع اين اختلالات را بر طرف کرد نقش الکتروليت ها را مي توان به صورت زير خلاصه کرد :

تنظيم فشار اسمزي و تعادل اسيد و باز ، انتقال امواج عصبي ، کمک به جذب منوساکاريدها ، اسيدهاي آمينه و نمک هاي صفراوي ، شرکت در سيستم انتقالي سلولي و شرکت در سيستم هاي هورموني .

نتيجه گيري

تاخير در دسترسي کامل به آب و دان ، بر وزن و عملکرد آينده جوجه ها ، تاثير دارد . استفاده از جيره آغازين استاندارد متناسب با نيازهاي جوجه از روز اول پرورش همراه با ترکيبات حمايتي ( آب شکر ، مولتي ويتامين و الکتروليت ) نقش مهمي در دستيابي به نتايج مطلوب خواهد داشت .

number one
2007-Jul-09, 11:44
عوامل موثر بر مقدار تغذيه در جوجه هاي گوشتي


مقدار مصرف غذا در جوجه هاي گوشتي همبستگي بسيار نزديکي باشدت رشد بدن دارد امروزه جوجه هاي گوشتي پتانسيل ژنتيکي خود را زماني مشخص مي کنند که تمام مواد غذايي مورد احتياج را به طور کامل و مرتب دريافت نمايند علاوه بر فرمولاسيون صحيح مواد غذايي مقدار مصرف غذا تنها و مهمترين عاملي است که سرعت رشد و راندمان مصرف مواد غذايي را تعيين مي کند گله هايي که متوسط افزايش وزن بالايي را در روز نشان مي دهند معمولا بالاترين مصرف ماده غذايي و بهترين ضريب تبديل وتوانائي زنده ماندن را نيز دارا مي باشند بنابراين مزارع موفق پرورش دهنده بايد از عوامل تاثير گذار بر روي مقدار مصرف ماده غذايي آگاه باشند کنترل مقدار مصرف غذا تحت تاثير اثرات متقابل پيچيده بين عواملي است که با فيزيولوژي حيوان ، سيستمهاي حسي و احتياجات غذايي مورد نياز جهت رشد و نگهداري و مقاومت در برابر بيماريها در ارتباط مي باشد مقدار مصرف غذا تحت تاثير برنامه غذايي و عوامل مديريتي قرار مي گيرد لازم به ذکر است که برنامه غذايي تحت تاثير فاکتورهايي : از قبيل اجزا مواد خوراکي ، چگونگي تنظيم جيره ، سطح اجزا و جيره و کيفيت پلت قرار مي گيرد فاکتورهاي مديريتي که مي توانند مقدار مصرف غذا را تحت تاثير قرار دهند عبارتند از : دردسترس بودن آب و غذا ، مديريت محيط پرورش ، تراکم گله و کنترل بيماريها . دراين مقاله به طور خلاصه چگونگي تاثير هر يک از اين عوامل بر روي مقدار مصرف غذا بررسي مي گردد .
کنترل مقدار مصرف غذا :
تئوريهاي اساسي فيزيولوژيکي کنترل مصرف غذا و تنظيم اشتها براي اولين بار در پستانداران مطالعه گرديد و هنوز اطلاعات خيلي کمي در طيور موجود مي باشد کنترل مصرف مواد غذايي در پستانداران تحت تاثير غذه هيپو تالاموس در مغز مي باشد که به عوامل مختلف تحريک کننده و مکانيسم هاي تنظيم کننده پاسخ مي دهند برخلاف پستانداران وضعيت ظاهري و نسبتهاي بافتي غذا ، مقدار مصرف ماده غذايي را در طيور بيشتر از مزه و بو تحت تاثير قرار مي دهند چنانچه پرنده قارد به تشخيص شکل ظاهري غذا نباشد آن را مصرف نخواهد کرد در زير به طور خلاصه به عوامل تنظيم کننده فيزيولوژيکي که اشتها و مقدار مصرف غذا را تحت تاثير قرار مي دهند مي پردازيم .
عوامل حسي که مقدار مصرف ماده غذايي را تحت تاثير قرار مي دهند .
جنبه حسي مقدار مصرف غذا در سه مرحله از خوردن غذا مي تواند طبقه بندي شود .
1- شناسايي مواد غذايي 2- فرو بردن و بلعيدن مواد غذايي 3- فعاليت دستگاه گوارش.
شناسايي مواد غذايي در طيور ابتدا از طريق ديدن مي باشد جوجه هاي تازه هچ شده به طور ذاتي ، از طريق رنگ غذا به طرف آن جذب مي شوند Hess در سال 1956 گزارش کرد که رنگهاي نارنجي و آبي در دامنه نور مرئي توسط طوطي ترجيج داده مي شود رنگهاي سبز و قرمز نيز توسط جوجه ها و بوقلمونها ترجيح داده مي شود واين مي تواد دليل استفاده oasis از رنگ سبز براي تحريک جوجه ها براي اولين بار جهت تغذيه باشد مرغهاي جوان به طور ذاتي غذاهاي به اندازه و شکل شنهاي کوچک را ترجيح مي دهند همچنين مرغها تمايل قوي به استفاده از حس بينايي جهت شناسايي شکل و رنگ مواد و ياد گرفتن موقعيت آن دارند به طور مثال : پرندگان ياد مي گيرند که بر اساس مشخصات ظاهري خوراک ، از موادي که موجب بيماري و يا اثرات ناخوشايند بعد از بلعيدن مي شوند اجتناب کنند مواد غذايي که ممکن است در توليد بيماري گله هاي گوشتي نقش داشته باشند حائز اهميت هستند به طوريکه اگر به گله هاي گوشتي غذايي با کيفيت پايين داده شود موجب بيماري مي شود در مقابل افزايش مصرف غذا بوسيله بهبود وضع ظاهري و کيفيت غذا ممکن مي باشد تاثير مثبت اين عامل در دراز مدت به صورت مصرف بيشتر غذا با کيفيت خوب بافتي و خصوصيات ظاهري مناسب ، همراه با اجزا خوب مواد غذايي و جيره نويسي دقيق مشخص مي شود بالاخره رفتار اجتماعي ، يکي از جنبه هاي مهم غذا خوردن در طيور مي باشد جوجه وقتي که ببيند که ساير افراد گله اقدام به نوک زدن مي کنند اين کار را انجام مي دهد غذا خوردن درجمع پرندگان اغلب زمان بخصوصي در طول روز آغاز مي شود حتي اگر در تمام ساعات روز غذا در دسترس آنها باشد .جوجه ها و بوقلمونها دانه خوارند راندمان مصرف غذا به اندازه و شکل دانه که خواص فيزيکي دهان حيوان نيز در آن دخالت دارد بستگي دارد پرندگان در مصرف غذا با اندازه ي خيلي بزرگ و يا خيلي کوچک مشکل دارند که علت آن اندازه نوک آنان مي باشد جوجه ها و بوقلمونها دندان ندارند در نتيجه قطعات خيلي بزرگ نمي تواند جويده شده و به قطعات کوچکتر تقسيم شود پرندگان غذاهاي نرم را هم مصرف مي کنند ولي نمي توانند با کارائي مطلوبي غذا را بدون تلف کردن مورد استفاده قرار دهند به علاوه پرندگان در هنگام خوردن غذاي آردي کار بيشتري را نسبت به خوراک پلت انجام مي دهند به اين ترتيب بخشي از انرژي توليد غذا ، کاهش مي يابد بدليل کراتينه شدن نوک ، جابجا کردن غذا در دهان پرندگان به سختي صورت مي گيرد قطعات غذا ابتدا بايد توسط نوک برداشته شده سپس با حرکت سر غذا به طرف عقب دهان رانده مي شود در اينجا غذا با بزاق ، قبل از بلعيده شدن پوشانده مي شود اگر غذا به صورت خيلي نرم آسياب شود و به صورت مناسبي پلت نشده باشد با بزاق به صورت يک توده چسبناک در مي آيد که در نتيجه سفت شده و با بلع غذا تداخل پيش مي آورد مخصوصا موقعي که جيره محتوي گندم و يا ساير غلات کوچک باشد بلع غذا بوسيله هر نوع تغيير در سلامت نوک ، مثل نوک چيني شديد جهت جلوگيري از کانيباليسم درگله و يا زخم هاي که بوسيله ايجاد مي شود پايين خواهد آمد . مصرف غذا در پرنده بوسيله گيرنده هاي مکانيکي ، حرارتي و شيميايي که در دهان موجود است کنترل مي شود گيرنده هاي مکانيکي به پرنده کمک مي کنند که کيفيت غذا را متناسب با بافت خوراک تشخيص دهد گيرنده هاي حرارتي در جوجه ها به سرد بودن سطح نوک واپيتليوم دهان واکنش نشان مي دهند اما به حرارت غذاي گرم پاسخ نمي دهند گيرنده هاي شيميايي نيز که در پرنده در داخل پرزهاي چشائي تجمع يافته اند به طور متوسط تقريبا 360 عدد است که از اين تعداد حدود 54% در سقف دهان ، 42% در کف دهان و فقط 4% در زبان قرار دارند پرزهاي چشائي پخش شده در قسمتهاي مختلف دهان با غذا تماس پيدا کرده و پرنده را قادر مي سازند که تفاوت بين مواد غذايي را تشخيص دهد اگر چه پرندگان تعداد پرز چشائي بسيار کمتري از پستانداران دارند ولي قادرند مزه غذا و تغيير در مزه را احساس کنند Maller و Kave در سال 1967 ثابت کردند که جوجه هاي تغذيه شده با جيره حاوي انرژي پايين تمايل مشخصي به ساکاروز محلول دارند جوجه ها هنگامي که کمبود کلسيم دارند به سرعت مکمل کربنات کلسيم را انتخاب مي کنند عکس العمل مشابهي به هنگام کمبود ساير مواد مغذي نيز مشاهده مي شود در شرايط نامساعد مطالعاتي ، پرندگان به غذاهايي با طعم ضعيف بهتر از غذاهايي با چاشني بالا عکس العمل نشان مي دهند به اين ترتيب حس چشائي پرندگان ممکن است از بين برود .
تئوريهاي تنظيم مصرف غذا
مکانيسم هاي احتمالي زيادي جهت تنظيم مقدار مصرف غذا در پرندگان وجود دارد که برخي از آنها عبارتند از : 1 تئوري گلوکوستاتيک 2 تئوري ترموستاتيک 3 انبساط لوله گوارشي 4 گردش اسيدهاي آمينه و پروتئين خورده شده 5 مکانيسم ليپوستاتيک . تئوري گلو کوستاتيک ، بر اساس مقدار قند خون وگلوکز داخل شده به کبد بعد از مصرف غذا است . دومين عامل مهم در مصرف غذا تامين احتياجات اسيد آمينه اي آنها مي باشد تحت انتخاب آزادانه غذا جائي که منابع غذايي متفاوتي در دسترس باشد پرندگان مقدار غذاي مصرفيشان را جهت تامين احتياجات اسيد آمينه اي و انرژي تنظيم خواهند کرد . در شرايط تجاري جائي که فقط يک نوع غذا در دسترس باشد مقدار مصرف غذا تحت تاثير مقدار انرژي و نسبت اسيدهاي آمينه قرار خواهند گرفت تئوري ترموستاتيک به طور نزديکي با تنظيم درجه حرارت بدن حيوان ارتباط دارد وقتي که درجه حرارت به بالاتر از نقطه رفاه افزايش مي يابد مصرف غذا کاهش مي يابد زيرا فرايند متابولسيم در کنار عمل هضم ، حرارت بدن را افزايش داده و در نتيجه مقدار مصرف غذا براي نگهداري حرارت بدن موقعي که پرنده با شرايط استرس گرمايي مواجه مي باشد کاهش مي يابدحرارت ناشي ازهضم ، بستگي به ترکيبات جيره دارد وقتي انرژي جيره بيشتر از منابع کربوهيدارت تامين شود به طور معني داري حرارت بيشتري از غذاهاي حاوي چربي به دليل مکانيسم انتقال فعال آنها به هنگام هضم توليد مي گردد از طرف ديگر تهيه يک جيره با توازن اسيدهاي آمينه ايده آل گرماي متابوليکي کمتري از جيره اي با عدم توازن اسيدهاي آمينه توليد خواهد کرد زيرا در اين صورت اسيدهاي آمينه کمتري بايد کاتابوليزه شوند بنابراين مقدار غذاي مصرفي پرندگان تحت تنش گرمائي مي تواند بوسيله افزايش چربي جيره و استفاده از مکملهاي اسيدهاي آمينه افزايش يابد کنترل حرارتي مقدار مصرف غذا در پرندگاني که در اثر چالش هاي دستگاه ايمني بدن تب دارند مهم مي باشد تحريک اوليه سيتو کينز سبب افزايش سرعت متابوليک پايه و حرارت بدن مي شود که اين امر بدليل حرکت مواد غذايي جهت حمايت کاستن هر نوع افزايش حرارت ، گرماي متابوليسمي در طول واکنش تب مشابه مقدار مصرف غذا کاهش مي يابد . انبساط لوله گوارش و تحريک لوله گوارش نيز بايد مقدار مصرف غذا را در پرندگان تحت تاثير قرار دهد اما در باره چگونگي تاثير فعاليت دستگاه گوارش روي مقدار مصرف غذا در مقايسه با ديگر عوامل اطلاعات کمتري وجود دارد .Hodgkiss در سال 1981 وجود دو نوع گيرنده ي حساس به انبساط را در چينه دان ثابت کرد .
1- گيرنده هايي با تطابق پذيري آهسته 2 گيرنده هايي با تطابق پذيري سريع . گيرنده هايي با تطابق پذيري آهسته به هنگام انبساط چينه دان براي زمان طولاني فعال شده و به سرعت حرکت غذا کمک مي کنند ولي گيرنده هايي با تطابق پذيري سريع با رفتار تغذيه اي حيوان ارتباط دارند گيرنده هاي انبساطي در سنگدان نيز وجود داشته و آسياب غذا و حرکات دستگاه گوارش را کنترل مي کنند در حقيقت سنگدان محرک حرکات نرمال دستگاه گوارش مي باشد بر خلاف پستانداران واکنشهاي قدرتمند روده در پرندگان به علت جبران طول کوتاه روده مي باشد همچنين جهت مخلوط کردن ماده هضمي با ترشحات دستگاه گوارش لوله گوارشي به صورت رفلکسي عمل کرده و به طور قدرتمندي ماده هضمي راجهت افزايش هضم و جذب در روده کوتاه با آنزيم مخلوط مي کند همچنين تعداد ميکروبها را که احتمالا سبب بيماري شده و يا در جذب مواد غذايي رقابت مي کنند کاهش مي دهد حرکت ضعيف روده موجب افزايش شدت بيماري آنتريت نکروتيک و در نتيجه به طور معني داري موجب کاهش مقدار غذاي مصرفي خواهد شد . تئوري ليپوستاتيک کنترل مصرف غذا در مرغهاي جوان گوشتي نقش مهمتري در مقايسه با مرغهاي پيرتر ايفا مي کند مانند بسياري از گونه ها در پرندگان بزرگ و بالغ محتوي چربي بدن بوسيله تغيير انرژي گرفته شده از جيره و يا مصرف انرژي تغيير مي کند به عبارت ديگر پرندگان مقدار مشخصي چربي در بدن دارند و وقتي که اين مقدار چربي به کمتر از آن نقطه برسد مقدار اخذ انرژي افزايش خواهد يافت چون پرندگان گوشتي جهت افزايش وزن و بهبود ضريب تبديل انتخاب شده اند کنترل کمي روي محتوي چربي بدن دارند و اين نقطه تنظيم چربي بدن به عنوان شاخص افزايش چربي بدن به طرف بالا جابجا مي شود طبق تئوري ليپوستاتيک جوجه هاي امروزي به دليل افزايش تمايل ژنتيکي به چربي بالاي بدني پرخور شده اند اين دليلي است که نشان ميدهد چرا مقدار مصرف غذاي جوجه هاي پرورشي بايد جهت نگهداري چربي بدن در سطح قابل قبول براي حمايت از حداکثر عملکرد توليدي محدود شود.
فاکتورهاي غذايي که مقدار مصرف غذا را تحت تاثير قرار ميدهند .
عوامل تغذيه اي مختلفي مقدار مصرف غذا را تحت تاثير قرار مي دهند مخصوصا اگر ترکيبات غذايي جيره کمبود داشته ويا مقدار آن بيش از نياز موجود باشد البته مرغهاي گوشتي براي افزايش وزن انتخاب شده اند و در آنها تاثير جيره روي مقدار مصرف غذا کمتر از مرغهاي تخمگذار مي باشد .
انرژي جيره :
مهمترين فاکتور قابل پيش بيني روي مقدار مصرف غذاي مرغهاي گوشتي ، محتوي انرژي جيره است همانطور که در بحث تئوري ليپوستاتيک ذکر شد پرندگان جهت تامين احتياجات انرژي متابوليک غذا مصرف خواهند رد نياز انرژي شامل انرژي براي نگهداري ، رشد و يا توليد مي باشد احتياجات نگهداري بدن که بيشتر از نيازهاي توليد مي باشد بوسيله وضعيت سلامتي پرنده ، درجه تحرک پرنده ، فعاليت فيزيکي و تداخل هاي اجتماعي مي باشد تحت تاثير قرار مي گيرد و از دست دادن گرماي بدن که تحت تاثير حرارت محيط اطراف ، رطوبت و جريان هواي محيط مي باشد تغيير مي کند . بنابراين اگر محتواي انرژي جيره کاهش يابد مقدار مصرف غذا را افزايش خواهد يافت تا وقتي که بوسيله پرشدن روده و يا ساير محدوديتهاي فيزيولوژيکي محدود شود چون ضريب تبديل غذا از نظر اقتصادي در مرغهاي تيپ گوشتي مهم ميباشد تحريک افزايش مقدار مصرف غذا بوسيله کاهش تراکم کالري آن عملي نمي باشد زيرا فاکتورهاي ديگري علاوه بر محتوي انرژي جيره همبستگي دارد .
پروتئين و اسيدهاي آميه
جيره
محتواي پروتئين و اسيدهاي آمينه جيره تاثير غير مستقيم روي مقدار مصرف غذا دارد اگر محتواي اسيدهاي آمينه جيره به سطحي زير احتياجات رشد کاهش يابد افزايش وزن بدن کم خواهد شد در حالي که وزن بدن کم مي شود احتياجات کالريک پرنده نيز کاهش خواهد يافت و متعاقبا مقدار مصرف غذا به دليل کاهش انرژي کم مي شود عدم توازن اسيدهاي آمينه جيره يا بدليل جيره بندي بد و يا ناشي از اجزا غذايي با کيفيت پايين مي باشد که موجب کاهش مقدار مصرف غذا و کاهش راندمان ضريب تبديل غذايي مي شود بر عکس انرژي جيره پرندگان گوشتي مقدار مصرف غذاي خود را جهت تامين مقدار اسيدهاي امينه مورد نياز تغيير نخواهند داد مگر يک کمبود جزيي در اولين اسيد آمينه محدود کننده باشد در چنين صورتي افزايش مقدار مصرف غذا با کاهش راندمان ضريب تبديل همراه خواهد بود.
مقدار وتيامينها و مواد معدني جيره
ويتامينها و مواد معدني در درجه اول در متابوليسم به عنوان يک کوفاکتور عمل ميکنند در حاليکه ماکرومينرالهايي مثل کلسيم ، فسفر و منيزيوم به عنوان اجزا ساختماني بدن نقش ايفا مي کنند ويتامين ها ومواد معدني ، مقدار مصرف غذا را فقط وقتي که سطحشان درجيره بسيار کم و يا چند برابر بيشتراز نياز حيوان باشد تحت تاثير قرار مي دهد کمبود اين مواد درجيره سبب ناراحتيهاي متابوليکي مي شود که به طور غير مستقيم روي مقدار مصرف غذا تاثير دارد احتمالا کمبود موادمعدني مقدار مصرف غذا را جهت تامين نياز تحريک مي کند در حالي که مقدار بيش از حد ويتامين هاي جيره و مواد معدني موجب کاهش مقدار مصرف غذامي گردد افزايش مقدار مواد معدني به طور معني داري با افزايش مقدار مصرف آب همراه است افزايش نمک جيره مقدار مصرف غذا را کاهش و مصرف آب را تحريک خواهد کرد افزايش کلسيم جيره نيز مقدار مصرف غذا را در مرغهاي گوشتي در حال رشد کاهش خواهد داد .
فاکتورهاي ضد تغذيه اي
طبيعت ماهب زيادي را در اختيار گياهان قرارداده است توانائي سنتز مواد شيميايي منحصر به فرد که به عنوان ترکيبات ذخيره مواد غذايي و يا مکانيسمهاي دفاعي فعاليت مي کنند از اين جمله مي باشد بسياري از اين ترکيبات مي توانند رشد حيوان را محدود کرده و يا موجب مرگ شوند ترکيباتي مثل ممانعت کننده پروتئاز ، گواتروژنها ، آلکالوئيد ها ، اگزالاتها و فيتات ترکيبات طبيعي هستند که مي توانند در دسترس بودن مواد غذايي را براي پرنده محدود کرده مصرف ماده غذايي را کاهش داده و رشد را در حيواناتي که آن را مصرف مي کنند کاهش دهند . عوامل ضد تغذيه اي ديگري در غذا در نتيجه قارچ ، متابوليسم ميکروبي و يا خود گياهان به عنوان يک مکانيسم دفاعي در مقابل زخمها و يا عفونت توليد مي شوند خوشبختانه حضور يک عامل سمي در مصرف مواد مانعي ايجاد نمي کند روشهاي فرايندي زيادي براي خنثي کردن و سم زدايي ترکيبات زيان آور ضايعات و مواد زايد در دسترس مي باشد مواد غير سمي در هيچ سطحي از مصرف ، محدود کننده نمي باشند البته مصرف در سطح پايين حتي براي ترکيبات سمي نيز مي تواند بدون هر نوع اثر زيان آور تحمل شود .
مصرف آب
آب مهمترين ماده غذايي در جيره پرندگان است اگر چه مقدار موردنياز نمي تواند در مقايسه با ديگر مواد غذايي به سادگي اندازه گيري شود مقدار آب مورد نياز پرندگان گوشتي بستگي به حرارت محيط ، رطوبت نسبي اجزا جيره ، سرعت رشد و راندمان باز جذب آب بوسيله کليه دارد آب در بدن به عنوان يک حلال عمل مي کند که مواد غذايي را در بدن حل و مواد زايد رادفع مي کند در داخل بدن بسياري از واکنشهاي شيميايي بوسيله آنزيمها ، در محيط محلول انجام شده و هيدروليز مي گردند بدليل گرماي بالاي آب ، تغييرات خيلي کوچکي در حرارت بدن مي شود حرارت نهان تبخير آب نيز بسيار بالا ست وتبخير آن از پرنده قسمتي مهم از تنظيم حرارتي بدن پرنده را به عهده دارد همچنين مصرف مقدار غذاي مصرفي آب مي نوشند البته مقدار واقعي مصرف آب ، بستگي به نوع غذا ، حرارت محيط و عوامل مدير يتي دارد افزايش پروتئين خام جيره مقدار مصرف آب و نسبت آب به غذا را افزايش ميدهد غذاهاي کرامبل و يا پلت شده نسبت به غذاهاي مش هم آب و هم مقدار مصرف غذا را افزايش مي دهند اما نسبت آب به غذا تقريبا ثابت باقي مي ماند افزايش نمک جيره و ديگر مواد معدني اسموليتيکي مقدار مصرف آب را جهت تنظيم افزايش مواد معدني و دفع آنها از طريق کليه افزايش مي دهد مصرف آب مهمترين تاثير را روي مقدار مصرف غذا وقتي دارد که مصرف محدود شود و آب بدن راتحت تاثير قرار دهد در دسترس بدن آب بستگي به تراکم گله و فضاي آبخوريها دارد اگرچه آبخوريهاي قطره اي کاراتر و بهداشتي بوده ولي اين آبخوريها مقدار جريان آب کافي براي بوقلمونها بعد از سن 6 هفتگي فراهم نمي کنند ومتعاقبا مقدار مصرف غذا تحت تاثير قرار ميگيرد .
فاکتورهاي مديريتي که مقدار مصرف غذا را تحت تاثير قرار مي دهند .
مقدار مصرف غذا به طور معني داري در بين گله ها يا فارمهايي با امکانات مشابه حتي اگر غذاي يکساني را مصرف کنند و دستورات مديريتي مشابهي را تعقيب کنند مي تواند اختلافهايي درنحوه مديريت و بيماري مي باشد سه عامل مديريتي که مي تواند روي مقدار مصرف غذاي پرندگان گوشتي موثر باشد عبارتنداز : 1 دسترسي به آب و غذا 2 تنشهاي محيطي 3 بيماري . تاثير نسبي هر يک از اين فاکتورها روي مقدار مصرف غذا بستگي به تراکم گله دارد هر چقدر تراکم گله افزايش يابد تقاضا و رقابت براي نيازهاي اساسي ، مثل آب ، غذا ، بستر و هوا افزايش مي يابد . توجه به هر يک از اين عوامل عمومي براي پرندگان جهت مصرف غذا در حد پتانسيل ژنتيکيشان حياتي مي باشد در زير به طور خلاصه به هر يک از عوامل مديريتي که روي مقدار مصرف غذا تاثير دارند اشاره مي شود .
دسترسي به غذا و آب
طيور گوشتي بايد آزادانه و بدون هر گونه محدوديتي به غذا و آب از روز جايگزيني در سالن تا روزي که به بازار فرستاده مي شوند دسترسي داشته باشد دانخوري و آبخوري بايد به تعداد کافي در دسترس باشد در اين صورت رقابت کمي در طول تغذيه پرندگان به وجود مي آيد دانخوريها و آبخوريها نبايد درتمام طول روز اشغال باشندزيرا پرندگان ضعيف داخل گله قادر به مصرف مقدار غذاي مورد نياز خود به طور آزادانه نخواهند بود اگر تفاوت زيادي در وزن بدن گله مشاهده شود در حقيقت فضاي دانخوري کافي براي هر پرنده وجود ندارد حتي اگر دانخوري کافي هر پرنده وجود ندارد حتي اگر دانخوري کافي برا هر پرنده وجود داشته باشد رديف دانخوريها بايد طوري باشد که همه پرندگان به راحتي بدون فشار بيش از حد به غذا دسترسي داشته باشند تا يکساني گله حفظ شود بايد دقت کرد که سطح بستر زير دانخوريها بيش از اندازه مرتفع و يا کم عمق نباشد تا تفاوت ارتفاع بين دانخوريها افزايش نيابد طرح مناسب دانخوريها و تنظيم جريان غذا در آنها براي هر پن نيز مهم مي باشد طرح دانخوريها بايد مناسب اندازه پرندگان باشد فاصله سيمهاي گريل ، جريان غذا و عمق آن در هر پن و زمان دوباره پرشدن آن نيز مهم مي باشد بسياري از اوقات چندين دانخوري در رديف دانخوريها بدليل تنظيم بد جريان غذا و ياعدم کارکرد مناسب اپراتور از غذا خالي مي ماند . بالاخره پرندگان گوشتي نبايد هرگز بدون غذا باشند زيرا اين پرندگان قادر به جبران کمبود غذا بوسيله افزايش مقدار مصرف غذايشان در زمان بعدي نخواهند بود هر پرنده مطابق برنامه غذايي رايج خود در طول روز غذا مصرف مي کند و هرگونه توقف غذا خوردن برنامه غذايي بعدي را مختل خواهد کرد و رقابت بين گله را افزايش مي دهد توقف غذايي که بيشتر از 4 ساعت ادامه يابد حساسيت به بيماري آنتريت را افزايش خواهد داد که شديدا اشتها و مقدار مصرف غذا را کاهش خواهد داد پرندگان جوان به توقف مصرف غذا حساستر هستند .
تنشهاي محيطي :
تنش تاثير بدي روي مقدار مصرف غذا در طيور کوشتي دارد بالا رفتن سطح بعضي از هورمونها به هنگام استرس سبب انتقال سوخت بدن جهت واکنش جنگندگي و يا پرواز مي گرددجذب مواد غذايي و حرکات دستگاه گوارش اساسا در طول واکنشهاي استرس کاهش مي يابد استرس شديد گذرا احتمالا سبب يک کاهش آني در مقدار مصرف غذا و يا عملکرد مي شود استرس حاد و بحراني يک تاثير قابل توجه و مدام روي مقدار مصرف غذا خواهد داشت در کل تنش حاد وبحراني توسط سه عامل تنش زاي محيطي مي تواند ايجاد شود : 1- تنش گرمايي 2- شرايط بد هوا 3- شرايط نامطلوب بستر
بيماري و تنشهاي ايمنولوژيکي
تنش ايمنولوژيکي ايجاد شده بوسيله بيماري تاثير مهم و معني داري روي مقدار مصرف غذا دارد اگر چه بيماري آنتريت تاثير قابل مشاهده اي روي کاهش مقدار مصرف غذا دارد هر آنتي ژني نيز که عکس العمل ايمني را بالا ببرد موجب کاهش اشتها مي شود واکنش سيستم ايمني ذاتي بسيار به مواد مغذي نيازمند است ومقدار ماده غذاييبا بيشتر از سيستم ايمني اکتسابي کاهش ميدهد تحريک اوليه آبشار سيتوکينها همراه با عکس العمل ايمني ذاتي مستقيما رفتار پرنده را تغيير مي دهد بي حالي کاهش فعاليت جمعي و بي اشتهايي در نتيجه تاثير اينترلوکئين روي مغر و تغيير در سرعت متابوليسم پايه و وجود تب مي باشد .اين تغيير رفتارها موجب کاهش مقدار مصرف غذا و وزن مي گردند علاوه بر کاهش مقدار مصرف غذا موقعيت تغذيه اي پرنده که سيستم ايمني آن تحريک شده بوسيله کاهش جذب بعضي از مواد غذايي کم مي شود .

number one
2007-Jul-09, 11:48
اهميت تغذيه جوجه بعد از هچ و رابطه آن با عملكرد گله در آخر دوره


تمام پژوهشگران را عقيده بر اين است كه چگونگي تغذيه جوجه بلافاصله بعد از جوجه ريزي مي تواند تاثير زيادي در عملكرد گله در آخر دوره پرورش داشته باشد.به عبارت ديگر شروع پرورش گله اي كه با تغذيه مناسب و صحيح توام باشد سبب مي گردد كه مرغدار بتواند گله اي يكنواخت از نظر وزن كه از راندمان تبديل غذايي و تلفات مطلوبي نيز برخوردار است به بازار عرضه كند.
در حال حاضر حتي اين نظــــريه كه جوجه را بايد مدتي بعد از جوجه ريزي بدون غذا نگــهداري كرد غير قابل قبول مي باشد.آزمايشات متعدد ثابت كرده است كه وزن نيمچه در 6 يا 7 هفتگي رابطه مستقيمي با وزن آن در هفته اول پرورش دارد و اين ارتباط جداي از رابطه موجود بين وزن اوليه جوجه و يا سن گله مادر مي باشد.
همچنانكه مي دانيم از زمان شروع مرغداري به صورت صنعتي و با اصلاح ژنتيكي دايمي نژادها و با استفاده از روش ها و ابزارهاي موثرتر مديريتي ، از مدت زمان رشد جوجه هاي گوشتي سال به سال كاسته شده است.يعني جوجه اي كه هشتاد سال گذشــــته در مدت 16 هفته به وزن كشـــتار مي رسيد هم اكنون در مدت 6 يا 7 هفته به وزن كــــــــشتار مي رسد.كاهش طول مدت پرورش سبب شده است كه تغذيه جوجه در هفته اول از اهميت بيشتري برخوردار مي باشد زيرا با كاهش تدريجي طول مدت پرورش ، نسبت هفته اول از نظر زماني به بقيه مدت پرورش افزايش مي يابد ، يعني اگر در هشتاد سال گذشته ، هفته اول يك شانزدهم طول مدت پرورش را تشكيل مي داد هم اكنون اين نسبت به يك ششم يا يك هفتم رسيده است.عوامل زيادي مي توانند در رشد اوليه جوجه مؤثر باشد تعدادي از اين عوامل مربوط به زمان قبل از پرورش و تعدادي مربوط به بعد از جوجه ريزي و پرورش مي باشند.
از عوامل مربوط به قبل از پرورش مي شود از وزن تخم مرغ و سن گله مادر نام برد و از عوامل بعد از جوجه ريزي ، آلودگي هاي اوليه ميكربي محل پرورش و چگونگي تغذيه مي توانند در رشد هفته اول و در نهايت در رشد نهايي گله تاثير گذار باشند.
تخم مرغ از نظر وزني حاوي حدود 5/58 درصد سفيده ، 31 درصد زرده و 5/10 درصد پوسته مي باشدكه با افزايش سن مادر ، درصد وزن زرده نسبت به سفيده فزوني مي يابد.8/88 درصد وزن سفيده و 5/47 درصد وزن زرده و يك درصد پوسته را آب تشكيل مي دهد كه البته اين ارقام در نژادهاي مختلف تا حدي متفاوت مي باشند.با چنين تركيبي ، تخم مرغ حاوي تمام انواع مواد غذايي ضروري براي رشد جنين در دستگاه جوجه كشي به استثناي اكسيژن مي باشدوچنانكه مي دانيم اكسيژن نيز در طول مدت انكوباسيون از طريق منافذ سطحي پوسته ، به جنين در حال رشد مي رسد.
زرده حاوي مقدار زيادي چربي است كه انرژي مورد نياز رشد جنين را در دوره انكوباسيون تامين مي كند.سفيده نيز حاوي انواع اسيدهاي آمينه مي باشد كه پروتئين مورد نياز را به جنين مي رساند.مقداري از زرده با اضافه مقدار كمتري از سفيده كه در آخر دوره انكوباسيون به مصرف رشد جنين نرسيده است بعد از هچ ، در درون حفره شكمي جوجه و بصورت كيسه اي باقي مي ماند كه تقريبا 10 درصد وزن جوجه را در زمان توليد تشكيل مي دهد.وجود اين مواد سبب مي شود كه جوجه بتواند سريعا خود را از تغذيه درون تخم مرغي به تغذيه دهاني وفق دهد.رابطه مستقيمي نيز بين مقدار مواد مغذي باقي مانده در زرده و رشد جوجه بعد از جوجه ريزي وجود دارد ، يعني هر چقدر مواد مغذي كيسه زرده بيشتر باشد رشد جوجه نيز سريعتر خواهد بود .امروز متخصصين علم ژنتيك با استفاده از اين موضوغ سعي مي كنند نژادهاي را بوجود آورند كه زرده باقي مانده بعد از هچ از نظر مواد مغذي هر چه غني تر باشد تا جوجه در روزهاي اول از رشد بيشتري برخوردار گردد.

اهميت تغذيه در هفته اول
هم چنانكه اشاره شد با كاهش طول مدت پرورش ، امروزه در پرورش مرغ گوشتي تغذيه در هفته اول از اهميت بيشتري برخوردار گرديده است ، حتي در سالهاي نه چندان دور كه طول مدت پرورش به 60 روز مي رسيد هفته اول حدود 10 تا 11 درصد از كل طول مدت پرورش را تشكيل مي داد ولي هم اكنون كه طول مدت پرورش كاهش يافته است ، هفته اول نسبت به كل طول مدت پرورش به بيش از 15 درصد رسيده است كه با كاهش طول مدت پرورش در آينده ، اين درصد به تدريج افزايش خواهد يافت.
از طرف ديگر همچنانكه مي دانيم در كارخانه جوجه كشي ، جوجه ها در زمانهاي متفاوت و تدريجا از تخم مرغ خارج مي شوند ولي خارج كردن تمام جوجه ها از هچر زماني صورت مي گيرد كه اكثر جوجه ها از تخم مرغ خارج شده و 90 تا 95 درصد آنها خشك شده باشند به عبارت ديگر تعدادي از جوجه ها بعد از خارج شدن از تخم مدت 24 ساعت يا بيشتر در هچر باقي مي مانند.
بعد از تخليه هچر و در بهترين شرايط ، معمولا جوجه ها بين 12 تا 24 ساعت بعد به مرغداري مي رسند ولي گاهي به علل متعدد از جمله اعمال برنامه هاي واكسيناسيون ، نوك چيني و يا طولاني بودن مسير ، اين مدت به 36 تا 48 ساعت نيز مي رسد.
با افزودن مدت زماني كه جوجه ها بعد از هچ در سيني هاي هچري باقي مي مانند به مدت زمان انتقال جوجه ها به مرغداري ، مي توان نتيجه گرفت كه اكثرا جوجه ها بين 48 تا 72 ساعت يعني 2 تا 3 روز بعد از خروج از تخم مرغ ، به سالن مرغداري مي رسند.به عبارت ديگر اگر مدت پرورش نيمچه گوشتي امروزي 6 هفته باشد مي توان نتيجه گرفت كه جوجه از زمان خروج از تخم مرغ تا شروع تغذيه در سالن ، 2 تا 3 روز به عبارت ديگر 4 تا 7 درصد از عمر خود را تا زمان كشتار بدون غذا باقي مي ماند.
به عنايت به آنچه كه اشاره شد اهميت تغذيه مناسب جوجه گوشتي و بلافاصله بعد از جوجه ريزي به خوبي مشخص مي گردد ، به هر علتي كه جوجه نتواند در سالن به آب و دان كافي دسترسي پيدا كند سبب خواهد شد كه گله از رشد غير يكنواخت و عملكرد نا مناسبي برخوردار گردد.
دستگاه گوارش جوجه و از جمله روده ، كبد و پانكراس كه نقش مهمي در توليد آنزيم و هضم مواد غذايي دارند بلافاصله بعد از هچ داراي رشد 2 تا 5 برابر رشد ساير اعضاء هستند و اين رشد وقتي مي تواند عملي گردد كه جوجه بعد از هچ سريعا به آب و دان دسترسي پيدا كند.هم چنين ثابت شده است كه مواد غذايي موجود در زرده بطور كامل قادر به تامين نيازهاي غذايي جوجه بعد از هچ نخواهند بود و به همين سبب ممانعت از تغذيه جوجه تا سه روز بعد از هچ مي تواند تا 30 درصد سبب كاهش رشد در 4 هفته اول گردد و اين كاهش رشد در هفته هاي بعدي نيز به هيچ وجه جبران نخواهد شد.در صورتيكه اگر به هرعلتي ا ز رشد جوجه در هفته هاي دوم و سوم ممانعت به عمل آيد ، اين كاهش رشد تا آخر دوره قابل جبران خواهد بود.
با توجه به اختلاف زمان هچ ، بعد از جوجه ريزي تعدادي از جوجه ها كه زودتر هچ شده اند ديرتر به دان مي رسند و بر عكس جوجه هايي كه ديرتر هچ شده اند زودتر به دان مي رسند.اين مدت زمان كه بين 2 تا 3 روز است خود عامل تاثير گذار مهمي در رشد گله مي باشد و امروزه بعنوان يكي از علل اصلي عدم يكنواختي رشد در گله هاي گوشتي شناخته مي شود.ممانعت از دسترسي گله به دان و آب بعد از رسيدن آن به مرغداري ، سبب افزايش بيشتر مدت گرسنگي مي شود و در نتيجه تاثيرات سوء مصرف نشدن كافي دان سبب كاهش وزن ، افزايش طول مدت رشد و به ويژه عدم يكنواختي وزن در گله خواهد شد و مسلما اين تاثيرات سوء در جوجه هايي كه زودتر هچ شده و ديرتر به دان رسيده اند بيشتر خواهد بود.هم چنانكه اشاره شد كيسه زرده حاوي مقدار زيادي چربي است كه به عنوان ذخيره انرژي براي رشد جوجه در فاصله زماني بين هچ تا شروع تغذيه دهاني بايد مورد استفاده قرار گيرد ولي بايد توجه داشت كه چربي زرده تا 50 درصد انرژي مورد نياز جوجه را مي تواند تا شروع تغذيه دهاني تامين كند.از طرف ديگر زرده وقتي مي تواند سريع تر جذب شده و انرژي ذخيره شده در خود را به مصرف جوجه برساند كه جوجه امكان دسترسي هر چه سريع تر به دان را بعد از هچ داشته باشد.بنابراين بر اختلاف اين تصور ، جلوگيري از تغذيه اوليه جوجه علاوه بر اينكه سبب جذب سريع تر زرده نخواهد شد ، بر عكس جلوگيري از تغذيه اوليه سبب كندي جذب زرده مي شود و كندي جذب زرده نيز به نوبه خود سبب جلوگيري از رشد جوجه و كاهش وزن در آخر دوره خواهد شد.
آخرين مسئله مهم در مورد لزوم جذب هر چه سريع تر زرده وجود آنتي بادي هاي منتقله از مادر به زرده مي باشد هم چنانكه مي دانيم آنتي بادي هاي مادري از طريق زرده به جوجه منتقل مي شوند.اين آنتي بادي ها به شرطي مي توانند باعث جلوگيري از بيماريها شوند و هرچه سريع تر و حداكثر در مدت 48 ساعت از طريق زرده وارد جريان خون جوجه شوند و از طرف ديگر آنتي بادي وقتي سريعا وارد جريان خون خواهد شد كه زرده به سرعت جذب گردد و همچنانكه اشاره شد براي جذب زرده ، جوجه بايد در كوتاهترين مدت بعد از هچ به آب و دان برسد كه از اينجا اهميت تغذيه اوليه جوجه به خوبي مشخص مي گردد.

استفاده از آرد ذرت در تغذيه جوجه
آزمايشات متعدد ثابت كرده اند كه مصرف آرد ذرت آسياب شده در روزهاي اول در جوجه هاي گوشتي علاوه بر اين كه هيچگونه اثر مثبتي در جذب كيسه زرده و كاهش عوارض چسبندگي ندارد بلكه سبب به تاخير افتادن رشد و كاهش راندمان تبديل غذايي نيز مي شود.در آزمايشي كه در سال 1999 در آمريكا صورت گرفت نشان داده شد كه مصرف پيش دان از يك روزگي در مقايسه با ذرت ، سبب افزايش رشد به ميزان 116 گرم تا آخر 49 روزگي و راندمان تبديل غذايي نيز به مراتب بهتر گرديد.
مصرف ذرت در روزهاي اول در جوجه هاي گوشتي كه در سالهاي بسيار دور و فقط به مدت كوتاهي در مرغداري هاي صنعتي دنيا متداول گرديد هم اكنون كاملا منسوخ شده و امروزه به هيچ وجه توصيه نمي گردد ، كما اينكه اشاره اي نيز به آن در هيچكدام از راهنماهاي پرورش نژادها نشده و نمي شود.

number one
2007-Jul-09, 11:50
اثرات تغذيه در كيفيت مرغ گوشتي
اثرات تغذيه در كيفيت مرغ گوشتي
در حال حاضر تحقيقات در علوم طيور عمدتاٌ بر روي ارتقاي كارايي و تركيب بدن طيور متمركز شده است. هر چند كه پيشرفت‌هاي حاصل اغلب به دنبال انتخابهاي ژنتيكي بوده‌اند ولي نقش عوامل تغذيه‌اي نيز در اين ميان حائز اهميت مي‌باشد. علاوه بر اين، تغذيه تاثير به‌سزايي بر روي خصوصيات كيفي گوشت مرغ دارد. در اين مقاله به گوناگوني‌هاي احتمالي كيفيت مرغ گوشتي در ارتباط با عوامل تغذيه‌اي اشاره شده است.
مقدمه
كيفيت مرغ گوشتي مسئله‌اي پيچيده و در برگيرنده جوانب مختلف است. به عنوان مثال شكل بدن، بازدهي گوشت سينه و كيفيت گوشت از جنبه‌هاي مهم موثر در كيفيت مرغ گوشتي هستند. با وجود عوامل تنظيم كننده متعددي كه براي دستيابي به اين كيفيت وجود دارند، تغذيه به ويژه تاثير متقابل تغذيه و ساير عوامل محيطي و ژنتيكي نقش مهمي در اين ميان ايفا مي‌كنند.
در اين مقاله سه مثال براي تصوير كردن راههاي مختلف اصلاح يا كنترل كيفيت مرغ گوشتي آورده شده است. اين سه مثال نكات زير را در بر مي‌گيرند:
1. تاثير متقابل اسيدهاي آمينه جيره غذايي و ژنوتيپ
2. چربيهاي تغذيه‌اي و تركيب اسيد‌هاي چرب در مرغ
3. تغذيه اوليه جوجه‌هاي تازه از تخم در آمده

1. تأثير متقابل اسيد‌هاي امينه تكميلي جيره غذايي و ژنوتيپ
اسيد‌هاي آمينه از شاخص‌هاي عمده اجزاي گوشت مرغ مي‌باشد، به نحوي كه چربي شكم و بازدهي گوشت سينه تحت تاثير سطح اين مواد در خون قرار مي‌گيرد. از ميان اسيد‌هاي آمينه، ليزين با تاثيرات ويژه برروي تركيب لاشه شناخته شده است. كمبود ليزين منجر به تحليل بيشتر عضلات سينه در مقايسه با ساير عضلات بدن مي‌شود. نتايج مقدماتي در تحقيقات نشان داده‌اند كه كمبود ليزين همچنين بر با كاهش Ph و قابليت نگهداري آب بر كيفيت عضلات سينه تاثير سو مي‌گذارد. تركيب بدن مرغ گوشتي را همچنين مي‌توان توسط تكنيك‌هاي انتخاب ژنتيكي اصلاح نمود به نحوي كه كارخانه‌هاي اجداد با اتخاب‌هاي ژنتيكي، ژنوتيپ‌هايي تجاري ايجاد كرده‌اند كه در جهت افزايش بخشهاي اصلي در لاشه همراه با بازدهي بيشترگوشت سينه و چاقي كم‌تر اصلاح شده‌اند. حال سؤال اين است كه چگونه پاسخ بدن به اسيد آمينه تكميلي تحت تأثير انتخاب ژنتيكي قرار مي‌گيرد. مقايسه بين نژادهاي سبك و سنگين تأثير متقابل ژنوتيپ و تغذيه را نشان مي‌دهند. در واقع مرغهايي كه از نظر ژنوتيپ سبك هستند بيش از مرغهاي چاق به رژيم‌هاي حاوي پروتئين خام كمتر يا اسيد آمينه ضروري كمتر حساسيت نشان مي‌دهند . همچنين استفاده از اسيد‌هاي آمينه رژيم غذايي توسط ژنوتيپ لاغر بهتر انجام مي‌گيرد. اين مسئله توسط پژوهش‌هاي متعدد تاييد شده است
2. چربيهاي غذايي و تركيب اسيدهاي چرب در مرغ
چربيها و روغنها در رژيم غذايي طيور در درجه اول به عنوان محتويات پر انرژي رژيم مطرح هستند. هر چند كه اسيد‌هاي چرب غذايي نقش مهمي در تركيب اجزاي لاشه مرغ گوشتي ايفا مي‌نمايند. تركيب شيميايي چربيها و روغنها بسيار متغير مي‌باشند. روغنهاي گياهي داراي اسيد چرب اشباع نشده بيشتري نسبت به چربي حيواني مي‌باشند.
به طور واضح نوع چربي اضافه شده به رژيم تأثيري عميق برروي تركيب اسيد چرب در چربي شكم دارد. در واقع تركيب اسيد چرب در چربي شكم ارتباط نزديكي با چربي‌هاي غذايي دارد.
همچنين به شيوه مشابهي محتواي اسيد چرب در چربي عضلات منعكس كننده تركيب چربي تغذيه‌اي مي‌باشد. بنابراين امكان اين مسئله وجود دارد كه گوشت مرغ را با اسيد‌هاي چرب خاص. مانند روغن ماهي، كلزا يا تخم كتان در رژيم تقويت نماييم. از نقطه نظر تغذيه‌اي اين مسئله در تغذيه انسان هم جالب است كه سري اسيد‌هاي چرب ذكر شده اثر حفاظتي در مقابل بيماريهاي قلبي-عروقي نظير تصلب شرايين يا ايجاد لخته در عروق ( ترومبوز ) دارند. با اين وجود تقويت و غني سازي ياد شده منجر به ايجاد چربيهاي مايع بيشتري مي‌گردد كه از نظر بصري و از نظر تكنولوژيك براي كيفيت گوشت مرغ مضر مي‌باشند. از آنجايي كه اسيد‌هاي چرب اشباع نشده بخصوص اسيد‌هاي چرب اشباع نشده به اكسيد شدن بسيار حساس مي‌باشند كيفيت حسي اين محصول هم ممكن است تغيير نمايد (بو و طعم). براي غلبه بر اين مشكل مي‌توان به رژيم غذايي مرغ ويتامين E اضافه نمود كه يك ماده ضد اكسيده كننده (آنتي اكسيدان) است.
نكته قابل نتيجه گيري اين كه با اين هدف كه نيازهاي كيفي گوشت مرغ براي كشتارگاهها و مصرف‌كنندگان براي كشتارگاه و مشتريان برآورده گردد مي‌توان محتواي اسيد چرب لاشه را در مرغها اصلاح نمود.
3. تغذيه اوليه در جوجه‌هاي تازه از تخم در آمده
مرغ گوشتي از لحاظ فيزيولوژيك در حال حاضر در زمان سريعتري به وزن كشتار مي‌رسد و هفته اول پس از هچ سهم بزرگتري از كل دوره زندگي مرغ را تشكيل مي‌دهد (20% ). در عمل فرايند‌هاي جوجه‌كشي و حمل جوجه با تأخيري 10 تا 60 ساعته در تغذيه جوجه همراه است. -هرچند كه به نظر مي‌رسد مواد غذايي موجود در باقيمانده زرده كه در طي دوره جنيني استفاده نشده براي تأمين غذا در طي دوره بي غذايي مفيد باشد ولي اين منبع سهم ناكافي در نياز‌هاي تغذيه‌اي براي نگهداري و رشد در جوجه‌هاي گوشتي دارد. در يك برررسي تحقيقي بر روي جوج‌هايي كه با تأخير 48 ساعته در تغذيه مواجه بوده‌اند، مشخص شد كه رشد كلي بدن جوجه‌ها تا زمان شروع تغذيه با تأخير همراه بود و وزن بدن در 6 روزگي 25% كمتر از جوجه‌هايي بود كه تغذيه اوليه در آنها شروع شده بود.
به علاوه تأخير در شروع تغذيه در روزهاي اول زندگي در رشد عضلاني به ويژه در عضلات سينه تاثير مي‌گذارد به نحوي كه وزن عضله سينه در جوجه‌هايي كه 48 ساعت اول پس از هچ با گرسنگي مواجه‌ بوده‌اند در 4 روزگي به 50% وزن مطلوب مي‌رسد.
تغذيه زودرس جوجه‌هاي تازه از تخم درآمده توجه زيادي را در دهه گذشته به خود جلب كرده است. شروع تغذيه پس از دوره بي‌غذايي به براي جبران عقب ماندگي وزن‌گيري در وزن بدن يا وزن عضلات سينه كافي نيست و به تمهيدات بيشتري براي جبران اين عقب‌ماندگي نياز است. گرسنگي در زمان بحراني رشد جوجه‌ها ممكن است اثرات دراز مدت در كارايي و تشكيل گوشت داشته باشد به همين علت تغذيه زودرس پس از درآمدن جوجه‌ها براي كاهش اين سوء ‌اثرات توصيه مي‌شود (براي مثال اضافه كردن غذا به جعبه‌هاي حمل جوجه). همچنين تغذيه زودرس ممكن است پس از دوره گرسنگي بر روي عوامل محيطي و تغذيه‌اي كه در رشد جوجه‌ها موثر هستند نقش داشته باشد. تلاش بر اين است كه رژيم‌هايي فراهم شود كه بتواند به شكل جزيي يا كلي بر نتايج تاخير تغذيه تاخيري غلبه نمايد و به همين علت درك عواقب زودرس و تأخيري در رشد عضلات و متابوليسم بدن مرغ ضروري مي‌باشد.
مواردي كه مطرح گرديدند بايستي براي كل دوره توليد تصميم داده شود. هدف با تحول جاري در اولويت‌هاي پرورش مرغ گوشتي توليد مرغهاي سنگين‌تر با ميزان رشد سريعتر نيست - كه منجر به ايجاد مرغهايي با ميزان چربي بالا و مشكلات متابوليك و اختلالات پا ناشي از آن مي‌شود - بلكه هدف كنترل رشد عضلاني و وزن بدن ( به خصوص در عضلات سينه ) در كل دوره زندگي مرغهاي گوشتي است. بنابراين بايستي با اتخاذ استراتژي‌هاي تغذيه‌اي تغذيه مرغها به حد مطلوب برسد. يك رويكرد كه در اين مقاله نيز به آن اشاره شده است تنظيم كوتاه و ميان مدت گردش كار پروتئين و جايگزين آن در بدن است. در عمل منظور از اين فعاليتها، معرفي ديدگاههاي جديد در كنترل تغذيه مرغهاي گوشتي جوان است كه شامل سه مرحله مي‌گردد: تحريك زودرس در طي هفته اول، محدوديت رژيم از هفته اول تا سوم و به دنبال آن مطلوب رساني تغذيه با در نظر گرفتن صرفه اقتصادي پس از هفته سوم. با اين الگو تعيين كمي و كيفي تاثيرات تغذيه بر كارايي، فرم بدن و كيفيت گوشت نياز به اندازه‌گيري‌هاي دقيق دارد.

number one
2007-Jul-09, 11:51
تفريق ويروسهاي بسيار حاد و كلاسيك بيماري بورس عفوني با استفاده از روش RT-PCR-RE

روش RT-PCR-RE يك راه ساده براي تشخيص و تفريق نمونه هاي مشكوك مي باشد. با استفاده از اين روش تفريق ويروسهاي بسيار حاد بورس عفوني كشور هند از ويروسهاي كلاسيك (فيلد/واكسن) صورت گرفت. قطعه 552 نوكلئوتيدي ناحيه متغير ژن VP2 در سه ويروس كلاسيك فيلد، دو سوش واكسن و دو ويروس بسيار حاد بيماري بورس عفوني تكثير شده، سپس توسط آنزيمهاي محدود كنندهSacI ، HhaI، SspI، StuI مورد هضم آنزيمي قرار گرفتند. هضم آنزيمي محصولات PCR اين ويروسها با آنزيمهاي محدود كننده SacIو HhaI مويد وجود يك محل آنزيمي براي هر دو آنزيم در تمامي ويروسهاي كلاسيك فيلد و سوشهاي واكسن و عدم وجود محل آنزيمي در ويروسهاي بسيار حاد بيماري بورس عفوني بود. در صورتيكه هضم آنزيمي محصولات PCR با آنزيمها SspI و StuI نشان داد كه ويروسهاي كلاسيك فيلد و سوشهاي واكسن، محلي براي برش اين آنزيمها ندارند ولي محصولات PCR ويروسهاي بسيار حاد داراي يك محل برش آنزيمي، براي هردو آنزيم بودند. اگرچه پروفايل هضم آنزيمي آنزيمهاي استفاده شده در ويروسهاي كلاسيك فيلد و سوشهاي واكسن مشابه بود ولي اين آنزيمها هريك به تنهائي توانائي تفريق ويروسهاي بسيار حاد از ويروسهاي كلاسيك فيلد و سوشهاي واكسن بيماري بورس عفوني را داشتند

number one
2007-Jul-09, 12:01
اصول نمونه برداري و آناليز مواد اوليه خوراك


همان طور كه ميدانيم هزينه هاي مربوط به مواد اوليه خوراك دام و طيور بالاترين سهم را در تهيه يك تن دان شامل مي شود . براي درك بهتر اين موضوع در جدول زير درصد هاي مربوطه را ذكر مي نمائيم .
ميانگين درصد هزينه هاي مربوط به تهيه يك تن دان
نوع هزينه درصد هزينه
مواد اوليه 3/91
ساخت دان 05/7
هزينه هاي اجرايي 44/1
ساير هزينه ها 20/0
شايد اينطور تصور شود كه هزينه هاي انجام شده در خصوص نمونه برداري و آناليز نمونه ها سبب افزايش قيمت دان ساخته شده خواهد گرديد. در واقع اين امر بدين صورت نبوده ونتايج حاصل از انجام اين كار در كاهش هزينه ها نقش موثري دارد . فوايد حاصل از آناليز نمونه ها را ميتوان بطور خلاصه اينگونه طبقه بندي نمود:
1- با انجام آزمايش بر روي نمونه ها و پرداخت هزينه نه چندان بالايي مي توان مانع از خريد محموله هايي شد كه از كيفيت پائيني برخوردارند .
2- با انجام آزمايش بر روي مواد اوليه ،بسياري از سازندگان دان مجبور به استفاده از مواد اوليه مرغوب خواهند شد .
3- با جمع آوري اطلاعات مربوط به آزمايشات انجام شده مي توان بهترين فروشنده مواد اوليه كه جنس مرغوب مي فروشد را شناسايي نمود .
4- انجام آزمايش جهت شناسايي كيفيت مواد سبب كاهش تقلب و تخطي در ساخت دان خواهد شد .
5- با استفاده از نتايج آزمايشات مي توان جيره اي مناسب با ارزانترين قيمت تهيه نمود.
6- استفاده از آزمايشات و ارائه آن ، سبب افزايش اطمينان مشتري خواهد گرديد.
در جدول زير مواد اوليه و نوع آزمايشات مناسب و كاربردي جهت هر
يك از آنها ارايه مي گردد:
رطوبت پروتئين چربي فيبر كلسيم فسفر نمك مواد غير قابل صابوني شدن مواد غير قابل حل
ذرت X X X - - - - -
گندم X X - X - - - -
جو X X - X - - - -
سويا X X - X - - - -
سبوس گندم X X - X - - - -
پودر ماهي X X X - X X X -
صدف - - - - X - - -
كربنات كلسيم - - - - X - - -
دي كلسيم فسفات - - - - X X - -
منوكلسيم فسفات - - - - X X - -
چربي - - - - - - - - X
يادآوري برخي نكات مهم در امر نمونه برداري :
1- پس از هر بار ورود محموله جديد مواد اوليه ، نسبت به نمونه برداري و ارسال سريع آن به آزمايشگاه اقدام نمائيد.
2- پس از برداشت نمونه آن را به دو قسمت تقسيم نموده يك نمونه را جهت آزمايش ارسال كرده و ديگري را به عنوان شاهد (The check sample) نگهداري نمائيد.
3- هر نمونه ارسالي ميبايست داراي حداقل وزني برابر نيم كيلوگرم (ترجيحاً بيشتر ) باشد.
4- بر روي هر نمونه بايستي مشخصاتي از قبيل ، تاريخ ، شماره ، نام شركت يا شخص ، نام ماده ، نوع آزمايش درخواستي قيد گردد.
5- نمونه مورد آزمايش را سريعاً به آزمايشگاه ارسال نمائيد و نمونه شاهد را در محلي مناسب از نظر دما و رطوبت به شش ماه نگهداري نماييد .
6- تهيه دفتري به منظور ثبت مشخصات نمونه هاي ارسالي ، و نتايج كسب شده از آزمايشگاه ميتواند شما را در كنترل اطلاعات ياري نمايد.
7- در صورت كسب نتايج غير منتظره از نمونه هاي ارسالي ، مي توانيد از نمونه شاهد جهت كنترل آزمايشگاه و آزمايش مجدد استفاده نماييد

number one
2007-Jul-09, 12:05
جيره نويسي در تغذيه طيور ، افزايش توليد را به دنبال دارد .

جيره نويسي در تغذيه طيور افزايش توليد را به دنبال دارد . به طور كلي طيور به انداره اي غذا مي خورند كه در اين صورت خوراك دادن به صورت اختياري يا آزاد امري غيرمنطقي نخواهد بود. در مرغداريهاي استان گلستان اصول جيره نويسي طيور از طرف مرغداران كمتر رعايت مي شود و بيشتر به صورت دلخواه و سنتي طيور تغذيه مي شوند . جيره نويسي بايد به نحوي تنظيم شود تا خوراك مصرفي روزانه تمام احتياجات مغزي حيوان را به نحو مطلوب تامين كند . ظرفيت دستگاه گوارش طيورمحدود است و لذا تغييرات مربوط به مقدار خوراك در محدوده ظرفيت دستگاههاي گوارش نوسان پيدا مي كند بنابراين اگر جيره غذايي از نظر انرژي فقير باشد حيوان نمي تواند به حدي غذا مصرف كند كه احتياجات انرژي خود را تامين كند .
هنگامي كه ملاك اصلي جيره را غلظت انرژي قرار دهيم در جيره نويسي عملي سطح انرژي بايد مشخص شده و سپس ساير مواد مغذي را نسبت به سطح انرژي تنظيم كنيم ، به نحوي كه با مقدار خوراك مورد انتظار احتياجات مواد مغذي براي توليد گوشت و تخم مرغ تامين شود . جيره هاي پر انرژي معمولا بازده بيشتري دارند اما از طرفي در حالت خوراك دادن به صورت آزاد ممكن است مقدار خوراك مصرفي از احتياجات انرژي تجاوز كند .لازم به ذكر است از شرايط محيطي پرورش گونه هاي طيور ، احتياجات مغذي براي هر نژاد و نوع توليد از معيارهاي انرژي به منظور پايه گذاري اصولي در احتياجات مغذي طيور مي باشد . از آنجايي كه فراهم آوردن شرايط محيطي مطلوب براي پرورش طيور در اين صنعت امكان پذير و اقتصادي بوده در جيره نويسي طيور و برنامه هاي تغذيه اي طيوربه راحتي مي توان طبق توصيه هاي مخصوص هر نژاد عمل كرد.با افزايش گرماي محيط به ازاي هر درجه سانتيگراد از ناحيه آسايش به بالا مقدار خوراك مصرفي 5/1 درصد كاهش پيدا مي كند . براي جوجه هاي گوشتي ، سرعت رشد و رسيدن به وزن مناسب براي فروش مد نظر بوده كه براي اين امر محدوديت غذايي وجود ندارد و بايد گله را به خوردن غذايي بيشتر تحريك كرد . در تغذيه طيور وقتي صحبت از پروتئين مي شود در واقع احتياجات اسيدهاي آمينه را مي بايست در نظر گرفت ، چون جذب پروتئين از روده به صورت اسيدهاي آمينه صورت مي گيرد. در جيره نويسي طيور ، پروتئين و مقادير اسيدهاي آمينه و نسبت هر يك از آنها به انرژي اهميت زيادي دارد و براي حصول حداكثر بازده جيره نويسي به جاي پروتئين بايد اسيدهاي آمينه را تنظيم كرد . بازدهي جيره هاي غذايي به سطح انرژي ، پروتئين و نسبت انرژي به پروتئين بستگي دارد

number one
2007-Jul-09, 12:14
دماي آب مصرفي طيور تخمگذار

طور معمول به پرورش دهندگان طيور تخمگذار توصيه شده است كه دماي آب مصرفي طيور را تا حد امكان ، به خصوص وقتي كه درجه حرارات محيط افزايش مي يابد ، خنك نگهدارند .
در دانشگاه يووا دو آزمايش در اين رابطه انجام گرديد . در آزمايش اول آبي با دماي0c18 يا 27 درجه سانتي گراد براي مرغهاي تخمگذار داراي سن 29 هفتگي كه در دماي محيطي متوسط 31 درجه سانتيگراد براي مدت 4 هفته نگهداري مي شدند ، تامين گردد . در دو هفته نخستين آزمايش ، مرغهايي كه آبي با دماي 18 درجه سانتي گراد دريافت مي كردند مصرف غذاي بيشتري داشتند ولي بعد از دو هفته تغييري مشاهده نشد . مصرف آب تحت تاثير دماي آب نبود ولي با افزايش درجه حرارت محيط ، مصرف آب افزايش يافت .
در آزمايش دوم ، آبي با دماي 15 ، 19 ، 23 و يا 27 درجه سانتي گراد در دماي محيطي متوسط 5/32 درجه سانتي گراد براي مرغها مهيا گرديد . مصرف غذا در نخستين هفته تقريبا 30% افت كرد ولي اثر دماي آب مصرفي همچون آزمايش اول به وضوح مشخص نبود . زمانيكه دماي آب به 23 درجه سانتي گراد رسيد، كاهش مصرف غذا مشهود بود . همچنين پرندگان در طول انجام آزمايش در اين تيمار به طور بارز آب بيشتري مصرف كردند . با اين وجود ، محققين اختلافات بارزي ميان تك تك مرغها در هنگام پاسخ به درجه حرارتهاي مختلف محيطي و دماهاي مختلف آب مصرفي يافتند .
در تمامي موارد ، كاهش مصرف خوراك در آغاز وقوع افزايش دماي محيط وجود داشت و در طي انجام اين آزمايشات به خوبي به اثبات رسيد . لازم به ذكر است پرندگان در نهايت با درجه حرارت بالا سازش مي يابند ولي آب خنك مي تواند اين مراحل را تسريع بخشد و پاسخ منفي پرنده را در ابتداي واكنش كاهش دهد

number one
2007-Jul-10, 19:12
مزایای استفاده از کنسانتره 5% گوشتی

ضریب تبدیل غذایی بهتر و افزایش راندمان تولیدگوشت


به لحاظ غنی بودن کنسانتره از کلیه تک ویتامین ها و مواد معدنی در شرایط عادی دیگر نیازی به استفاد ه از مکمل های تک درمانی نیست

با خرید یک محصول حداقل 30ماده ی مورد نیاز طیور تامین می شود


احتمال استفاده از مواد فاقد کیفیت در جیره کاملا حذف می شود

کاهش قیمت تمام شده ی جیره




مشکل تامین مواد دیگر در جیره و خرید های متعدد دیگر و مختلف از مراکز گوناگون با کیفیت های متغییر رفع میشود

کاسته شدن از تعداد مواد اولیه در تهیه دان و جلوگیری از امکان بروز اشتباه در ساخت دان


کاهش پرت دادن و جلوگیری از به هدر رفتن منابع غذایی و سرمایه

تعادل بهتر انرژی و پروتئین در جیره


رشد و وزن گیری در هفته های اول و دوم تولید که یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده وزن نهایی گله در اخر دوره است

حفظ کیفیت مواد مغذی بطور کامل


تطابق وزن با سن در نمودار تولید و مقایسه آن با استانداردهای جهانی

تامین عناصر و مواد کم نیاز در جیره بطورکامل


کاهش استرس ها و جلوگیری از اختلالات متابو لیکی نناشی از سوء تغذیه

استفاده از مواد جدید در علم تغذیه مانند مو لتی آنزیم آنتی اکسیدان محرک رشد پودر اشتها آورو غیره


تامین سطوح بالاتر انرژی متابولیسمی پروتئین و سایر مواد مغذی در جیره های ارائه شده

یکنواختی مواد مغذی در جیره پس از ساخت دان و به دنبال ان یکنواختی رشددر گله


تامین نیازهای کلیه امیخته های طیور گوشتی رایج در ایران

تسهیل در امر انبارداری مواد اولیه غذایی به دلیل کاهش تعداد مواد اولیه موجود در انبار


پشتیبانی و راهنمایی علمی و عملی در استفاده از محصول

استفاده از مواد غیر متعارف در جیره های پرورش طیور به عنوان مواد اولیه در کنار کنسانتره




جلوگیری ازآلودگی متقاطع در ساخت دان

number one
2007-Jul-10, 19:15
مایكوتوكسیكوز در طیور


در اكثر موارد مایكوتوكسیكوز تشخیص داده شده در گله های طیور بعنوان عامل ثانویه قلمداد شده و از مایكوتوكسین ها كمتر بعنوان عامل اولیه بیماریزا نام برده می شود. در بیماری شناسی طیور معمولا" آنچه كه مدنظر می باشد عوارضی هستند كه در كتابهای بیماری شناسی از آنها نام برده شده است ، بعنوان مثال كاهش قدرت دفاعی بدن را به بیماریهایی نظیر گامبورو ، مارك ، كم خونی عفونی و یا رئوویروس ها نسبت می دهیم ولی به ندرت اتفاق می افتد كه مایكوتوكسین ها را بعنوان عوامل اولیه مدنظر داشته باشیم.






تشخیص – پیشگیری – درمان
در اكثر موارد مایكوتوكسیكوز تشخیص داده شده در گله های طیور بعنوان عامل ثانویه قلمداد شده و از مایكوتوكسین ها كمتر بعنوان عامل اولیه بیماریزا نام برده می شود. در بیماری شناسی طیور معمولا" آنچه كه مدنظر می باشد عوارضی هستند كه در كتابهای بیماری شناسی از آنها نام برده شده است ، بعنوان مثال كاهش قدرت دفاعی بدن را به بیماریهایی نظیر گامبورو ، مارك ، كم خونی عفونی و یا رئوویروس ها نسبت می دهیم ولی به ندرت اتفاق می افتد كه مایكوتوكسین ها را بعنوان عوامل اولیه مدنظر داشته باشیم. در مزارع كوچك و بزرگ پرورش نیمچه گوشتی بكرات مشاهده شده است كه مهار مایكوتوكسیكوز ، بیماریهایی نظیر پاستورلوز ، مایكوپلاسموز ، برونشیت عفونی و كوكسیدیوز نیز تقریبا" بر طرف شده اند. برای سالهای متمادی پاتولوژیستهای طیور گزارش از جراحاتی در بافتها و اعضاء كرده اند كه در اثر مایكوتوكسین ها می توانسته بوجود آمده باشند ، ولی با روشهای متداول آزمایش دان و مواد اولیه ، مقدار تعیین شده مایكوتوكسین ها اكثرا" بین صفر تا حداكثر پنجاه قسمت در بیلیون بوده ، طوریكه در بیشتر موارد نتایج این آزمایشات باعث گمراهی و ناتوانی در تشخیص قطعی بوده و ذهن را متوجه مواد دیگری مثل حشره كشها كرده است. در مزرعه أی كه هر هفته پانصد هزار قطعه نیمچه گوشتی پرورش داده می شد در یكی از گله ها تلفات غیرعادی در هفته های آخر پرورش بروز كرد و در كالبد گشایی جراحاتی شبیه به آنچه كه در سندرم آسیب بوجود می آید دیده شد ، معهذا از نظر آسیب شناسی این جراحات مایكوتوكسیكوز تشخیص داده شدند. از آنجا كه مقدار مایكوتوكسین در محموله های مختلف دان ساخته شده و مواد اولیه دان می تواند بسیار متغیر باشد ، لذا آزمایش این مواد به منظور تعیین مقدار مایكوتوكسین در آنها نمی تواند روش مطمئن و مناسبی برای تشخیص مایكوتوكسیكوز باشد. برای تشخیص مایكوتوكسیكوز سه مورد زیر همواره باید تواما" در نظر گرفته شوند :
۱- علائم كلینیكی و نشانیهای كالبدگشایی
۲- علائم میكروسكوپی جراحات
۳- تعیین مقدار مایكوتوكسین موجود در اعضایی نظیركبد و كلیه افزایش تلفات معمولا" مهمترین نشانی مایكوتوكسیكوز درنیمچه های گوشتی و از سن ۵ هفتگی به بعد می باشد.
بیشتر تلفات دارای جراحاتی در كالبدگشایی می باشند كه بنام سندرم سمی قلبی – تنفسی و كبدی – كلیوی سیستم گردش خون نامیده می شود. عدم موفقیت در جداكردن عوامل بیماریزای عفونی و بروز واكنش های شدیدتر متعاقب واكسیناسیون نیز می توانند راهنمای خوبی برای تشخیص مایكوتوكسیكوز احتمالی باشند. در صورت احتمال وجود مایكوتوكسیكوز ، توصیه می شود كه سه روز متوالی و هر روز به مدت ۶ ساعت گله بدون دان باشد. در صورتیكه علائم تنفسی و تلفات رو به كاهش گذاشت باید وجود مایكوتوكسیكوز را در گله قطعی تلقی كرد. از روشهای كنترل مایكوتوكسیكوز در گله های گوشتی ، حذف دان تا چندین ساعت در روز از سن ۱۴ روزگی به بعد و نیز افزودن موادی بدان هستند كه مایكوتوكسین ها را بخود جذب كرده و بدینوسیله دان را عاری از مایكوتوكسین می نمایند.

number one
2007-Jul-10, 19:18
بیماری برونشیت در طیور


برای اولین بار در سال ۱۹۳۱بیماری برونشیت در ایالات متحده گزارش شد و در سال ۱۹۶۰ میلادی همه گیری آن در تمام نقاط دنیا مخابره گردیده است.از آن تاریخ تا به امروز این بیماری به علت بر جای گزاردن اثرات سوء تنفسی و تناسلی از یك سو و شیوع شدیدو تكامل ضمنی از سوی دیگر یكی از مشكلات صنعت پرورش طیور بوده است. ابتلا به ویروس این بیماری ( I B V ) باعث بروز علایم بالینی ویژه ای در دستگاه تنفس می شود.






برای اولین بار در سال ۱۹۳۱بیماری برونشیت در ایالات متحده گزارش شد و در سال ۱۹۶۰ میلادی همه گیری آن در تمام نقاط دنیا مخابره گردیده است.از آن تاریخ تا به امروز این بیماری به علت بر جای گزاردن اثرات سوء تنفسی و تناسلی از یك سو و شیوع شدیدو تكامل ضمنی از سوی دیگر یكی از مشكلات صنعت پرورش طیور بوده است. ابتلا به ویروس این بیماری ( I B V ) باعث بروز علایم بالینی ویژه ای در دستگاه تنفس می شود. در طیور ویروس V I B براساس نوع ترشحات توده های فیبرین در شاخه های نای باعث بروز تلفات در گله می شود.بدین ترتیب ممكن است علایم تنفسی I B V چندان جدی نباشند اما بروز كاهش تخم(ویا تخمهای بدون پوسته آهكی) لاجرم غیر قابل اجتناب است.در نهایت تشكیل آلبومین آبكی و پوسته آهكی نازك از جذابیت محصول كاسته و باعث ضررهای اقتصادی می گردد. برخی از سویه های I B V جراحاتی را در كلیه ها به وجود می آ ورند كه منجر به مرگ پرنده می شود. این سویه موسوم به(سویه استرالیایی T - I B V ) اولین بار درسال ۱۹۶۳میلادی توسط Cumming و در سال ۱۹۸۷میلادی به وسیله Cowen و همكارانش گزارش شده است. بین سالهای دهه ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ همه متفق القول بر این عقیده بودند كه ویروس ماساچوست سروتیپ I B V رایج و همه گیر درایالات متحده است. در حقیقت بیشتر سروتیپ های شناسایی شده از نوع ویروس ماساچوست(MMSS ) بودند ولی سروتیپهای دیگری نیز وجود داشتند كه دارای تفاوتهای اساسی با نوع یاد شده بودند. سروتیپهای جدید I B V بعدها در كانكتیكات و آركانزاس توسط Wei وهمكارانش گزارش شدند. از همان ابتدا از سویه ماساچوست واكسن تهیه شد كه امروزه در همه جای دنیا مورد استفاده قرار می گیرد.با شناسایی انواع جدیدتر متعاقبا؛واكسنهای جدید نیز ساخته شد.در صنعت وسیع پرورش طیور از هر دو نوع واكسنهای زنده و غیرفعال شده(واكسن مرده) I B V به طور گسترده استفاده می شود. سروتیپ كانكتیكات (موسوم بهCCON I B V ) اولین بار در سال ۱۹۵۰میلادی توسطJungherr و همكارانش گزارش شد و بلافاصله پس از شناسایی واكسن مربوطه نیز تولید شد.در حال حاضر این واكسن بصورت گسترده همراه با واكسن ماساچوست بكار می رود .این واكسن مركب را به نام واكسن MMAS_CONN IB می شناسند.به دلیل شیوع نسبتا وسیع سروتیپ اركانزاس ؛ واكسن مربوطه نیز به سرعت ساخته شد. اما پس از مدتی معلوم شد سویه آركانزاس مرغهایی را كه قبلا با واكسن MMSS, و حتی آنهایی را كه با واكسن MMSS_CONN IB مایه كوبی شده بودند را میتواند آلوده كند.در سال ۱۹۹۷ با كشف این موضوع واكسن متفاوتی به نام ARK-IB برضد نوع دیگر I B V معروف به IRK-type I B V در ایالت جورجیا بدست Sander و همكارانش تولید شد. شیوع یكسان I BV در میان مرغهای گوشتی و همچنین انواع تخمگذار در Delaware در خلال دهه نود كه توسط Gelbو همكارانش گزارش شد حقایق جدیدی را آشكار ساخت.بر اساس اطلاعات جدید وجود انواع دیگر I B V كه به لحاظ ریشه وراثتی و تشخیص سرمی یكسان بودند اثبات می شد .سویه های جدید با مشخصات فوق الذكر (مثل سویه DE /۰۷۲ /۹۲ ) قادر بودند هر دو گروه طیور گوشتی و تخمگذار را مبتلا كنند. سویه DE /۰۷۲ I B V را می توان بصورت نوعی واكسن تجاری بدست آورد (برگرفته از Scheriing _Plought Animal Health, union N.J. ) . بعدها آشكار شد سروتیپ DE /۰۷۲ رابطه نزدیكی با نوع DI۴۶۶ دارد كه در هلند از این سویه در واكسنهای تجاری استفاده میشود. در ایالت جورجیا اساسا آلودگی سروتیپ DE /۰۷۲ I B V به وفور دیده می شد اما بزودی رقیب جدیدی برای DE / ۰۷۲ پیدا شد. نام سویه جدید Georgia ۹۸ بود. بر اساس تحقیقات معلوم شد سویه جدید بسیار شبیه به DE /۰۷۲ است اما به لحاظ ژنتیكی متفاوت می باشد (lee و همكارانش) . وجود این واریته های جدید در مكزیك ( توسط Escorcia وهمكارانش) و همچنین در برزیل ، ونزویلا، ایتالیا، ، هلند وانگلستان گزارش شده است. واكسن جدیدی موسوم به ۴ / ۹۱ توسط Cook و همكارانش تعریف و تهیه شد كه Intervet برای اولین بار آن را آزمود و عرضه كرد. بر اساس گزارشهای Di Fabio و همكارانش واكسن ۴ / ۹۱ به طور وسیعی در اروپاو امریكای جنوبی به ویژه در برزیل بكار گرفته می شود. بسیاری از نمونه های خارجی ویروس I B V با سروتیپ های شناخته شده ای نظیر ۴ /۹۱ قرابت مولكولی نشان داده اند. بر اساس تحقیقات Collison و همكارانش ،امروزه همه بر این باورند كه نقل و انتقال طیور و انواع واكسنهای I B V بین مناطق مختلف موجب تلفیق ویژگیهای سروتیپ های I B V شده است. گزارش های جدید مطالب جالب و غیرقابل انتظاری در بر دارند مثلا Esorcia از مكزیك از سویهء متفاوت I B V گزارش داده است كه به واكسن ۴ /۹۱ پاسخ نداده است و در گزارش دیگری از مكزیك Gelb و همكارانش خبر از شیوع یك سویه منحصر بفرد مكزیكی I B V داده اند . این سویه از نوع ژنوتیپی BL_۵۶ است در حالی كه دیگر همه گیری ها منشاء سروتیپی CONN داشته اند. در گزارش قید شده علی رغم آنكه بسیاری از گله ها با واكسن MASS_CONN I B V مایه كوبی شده اند ، اما مبتلا به برونشیت شده اند. نمونه های بدست آمده از بسیاری فارمهای گوشتی آلوده به I BV در می سی سی پی جهش هایی را در سویه ARK نشان می دهند. این سویه ها قرابت های ژنتیكی بسیاری با نوع ARK_I B V دارند ، علاوه بر آن علایم آن نیز بسیار شبیه به همه گیری گزارش شده در جرجیا توسط Shi و همكارانش است.لازم به ذكر است همه گیری I B V در جرجیا از نوع ARK بود.بر اساس همین گزارش این نوع ARK_I B V ظرف مدت یكسال در تمام ایالت شیوع پیدا كرده است. علت گسترش سریع آن وجود ایمنی زیستی ضعیف ذكر شده است. Nix و همكارانش از شیوع I B V نوع ARK در فارمهای گوشتی Delmarva خبر داده اند.مبتلایان برخی آلوده به نوع معمول این سروتیپ بوده و بعضی نیز آلوده به ARK_DPI ,ARK ۹۹ وانواع شبیه به واریته دیده شده در جرجیا بوده اند. احتمالا دلیل به وجود آمدن جمعیتهای جدید ویروسی در ایالات متحده بكارگیری فصلی (در ماه های اكتبر و آوریل) واكسن نوع ARK است. به نظر می رسد پس از توقف واكسیناسیون ، واكسن بجا مانده در فارم و یا ویروسهای موجود در محیط ،گله های واكسینه نشده را مستعد و حساس یافته،تكثیر شده ،و در نهایت باعث آلودگی فارم می شوند.در تكمیل عوامل فوق N ix و همكارانش به ضعف حفظ بهداشت سالن های مرغداری و عدم استفاده كافی از مواد ضدعفونی كننده نیز اشاره كردهاند. در برخی از مرغداری های گوشتی از بسترهای بجا مانده از یك و یا حتی دو سال قبل نیز استفاده میشود. بر اساس تحقیقات چینی ها (Yu و همكارانش) بیست و چهار نمونهء شناسا یی شدهء I B V را می توان در سه گروه ژنتیكی امریكایی ؛ اروپایی ‍، و آسیایی طبقه بندی كرد.بر اساس گفته های این محققین تلفیق ژنتیكی مرتبا به خاطر تنوع ویروس I B V به وقوع می پیوندد. I BV توانایی زیادی در جهش ژنتیكی و تغییرات سروتیپی دارد و لذا بصورت خطری بالقوه برای صنعت پرورش طیور باقی خواهد ماند. به همین لحاظ پیش بینی میشود واكسن آن نیز پیوسته تكامل یابد و همواره بازار گرمی داشته باشد ، هر چند كه ایمنی كامل آن جای سوال خواهد داشت. رفتار ویژه این ویروس را می توان قابل مقایسه با ویروس نیوكاسل دانست كه با گذشت شصت سال از تاریخ كشف آن هیچ تغییر سروتیپی نداشته است. لذا به جهت آنكه جوجه ها را نمی توان در مقابل سروتیپ های گوناگون I B V واكسینه كرد ، بهتر است از واكسنهایی استفاده شود كه بهترین مقاومت را در برابر سویه های شایع در منطقه ایجاد می كنند. برای انجام این مهم بررسی سرولوژیك سویه های موجود در منطقه ، نمونه برداری و ایزولاسیون ویروس ها و در نهایت انجام مطالعات ایمنی وحفاظتی ضروری است.در پایان باید اضافه كرد كه جلوگیری از بیماریهای تضعیف كننده دستگاه ایمنی و عفونتهای باكتریایی به همراه شرایط مساعد محیطی مقاومت پرنده را در مقابل این بیماری افزایش داده و از عكس العمل منفی در مقابل واكسن می كاهد ، همچنین تلفات ناشی از بیماریهای تنفسی و هزینه های دامپزشكی وجود بیماری در فارم نیز به حد اقل می رسند.
مترجم: مهندس وحید حقی

number one
2007-Jul-10, 19:23
نکاتی در مورد بیماری نیوکاسل


عامل این بیماری در مدت سی دقیقه در دمای شصت درجه سانتی گراد و در مدت زمان سه ساعت در پنجاه و شش درجه سانتی گراد غیر فعال می شود .


● طبقه بندی عامل این بیماری(خانواده ویروس :Paramyxo Viridae,Genus Rubula Virus )
▪ دما : عامل این بیماری در مدت سی دقیقه در دمای شصت درجه سانتی گراد و در مدت زمان سه ساعت در پنجاه و شش درجه سانتی گراد غیر فعال می شود .
▪ PH: عامل این بیماری در PH اسیدی توانایی مقاومت ندارد و غیر فعال می شود .عامل این بیماری همچنین در موادی مانند فرمالین و فنل ها غیر فعال می شود .لازم به ذکر است که عامل این بیماری برای مدت زمان نسبتا طولانی در دماهای بالا بخصوص در مدفوع زنده می ماند .

● همه گیر شناسی :
▪ میزبانان :
بسیاری از گونه های پرندگان ( هم وحشی و هم اهلی ). مرغها آسیب پذیرترین و مستعد ترین پرندگان در برابر این بیماری هستند و اردک و بوقلمون کمترین آسیب پذیری را در برابر این بیماری دارند . یک نوع از عوامل انتقال این نوع بیماری در برخی از پرندگان وحشی یافت می شود . بایستی به این مورد توجه کرد که میزان مرگ و میر در دوران این بیماری در میان بسیاری از پرندگان به کشش ویروس بستگی دارد .
▪ اشاعه :
ـ ارتباط مستقیم با ترشحات و بخصوص مدفوع پرندگان درگیر با بیماری
ـ غذای آلوده
ـ آب آلوده
ـ وسایل آلوده
ـ محیط و محوطه آلوده
ـ لباسهای آلوده افراد مرتبط با پرندگان
ـ و......

● منابع ویروس :
▪ ترشحات چرکین از دستگاه تنفسی
▪ مدفوع آلوده
▪ تمامی قسمتهای لاشه پرنده بیمار
ویروس این بیماری در خلال دوران بیماری و در دوره ایی محدود و در طول دوران نقاهت میتواند پخش شود .همچنین برخی از پرندگان قادر هستند که ویروس نیوکاسل را برای مدت یکسال با خود حمل کرده و در محیط پخش کنند .

● نحوه بروز بیماری :
بیماری نیوکاسل در بسیاری از کشورهای جهان ، بومی و خاص همان مناطق می باشد . برخی از کشورهای اروپایی نیز برای سالهای دراز عاری از این بیماری کشنده و ویروس هولناک بودند .دوره بروز این بیماری با توجه به نوع آن بین چهار تا شش روز می باشد .

● ضایعات کلینیکی :
▪ نشانه های تنفسی و عصبی :
ـ سرفه کردن و نفس نفس زدن
ـ بالهای افتاده و آویزان
ـ پاهای کشیده
ـ پیچیدگی سر و گردن
ـ افسردگی و عدم انجام فعالیتهای عادی
ـ فلج شدن کامل پرنده
ـ تخم مرغهای پرندگان آلوده، پوسته های زبر و یا نازک دارند و همچنین آلبومین آنها می تواند حالت آبکی داشته باشد . تولید تخم مرغ کم شده و در برخی مواقع نیز تولید قطع می شود .مدفوع پرندگان مبتلا اسهالی بوده و سبز رنگ است . همچنین تورم در بافتهای اطراف چشم و گردن پرندگان درگیر با این بیماری دیده می شود .

● میزان مرگ و میر:
میزان مرگ و میر در دوران این بیماری به عوامل زیر بستگی دارد :
▪ میزان کشندگی ویروس مورد نظر
▪ کشش ویروس
▪ چگونگی پاسخ دادن به ایمنی واکسن
▪ وضعیت محیطی
▪ وضعیت گله

● ضایعات :
پرندگان زیادی را بایستی مورد آزمایش قرار داد تا ضایعات خاصی را در یک جمعیت مورد توجه قرار داد.تشخیص این بیماری را بایستی تا پس از جداسازی ویروس و شناسایی کامل آن به تعویق انداخت .ضایعاتی که در این بیماری ممکن است یافت شود عبارتند از :
▪ دیده شدن پرخونی و در برخی از مواقع خونریزی در مخاط نای
▪ ادم ، خونریزی و یا نکروز و التهاب در بافتهای لنفاوی و یا موکوس دیواره روده
▪ ادم ، خونریزی و یا حتی از بین رفتن و فساد تخمدانها
▪ ادم در اطراف بافتهای پیش از نای در گردن و بخصوص در محل ورودی نای
این بیماری ممکن است که با برخی از بیماریها اشتباه گرفته شود .

● این بیماریها عبارتند از :
▪ Fowl Cholera
▪ Avian Influenza
▪ Laryngotracheitis
▪ Fowl Pox ( Diphteritic Form )
▪ Psittacosis ( Chlamydiosis ) (Psittacosis Birds )
▪ Mycoplasmosis
▪ Infectious Bronchitis
▪ Pacheco’s Parrot Disease (Psittacosis Birds )
همچنین ممکن است به اشتباه برخی از اختلالات مدیریتی مانند فقر آب ، غذا یا هوا تشخیص داده شود .

● شناسایی عامل بیماری :
گرفتن آزمایش بوسیله واکسیناسیون جنین جوجه های نه تا یازده روزه در درون تخم مرغ توسط :
▪ آزمایش فعالیت Haemagglutination
▪ جلوگیری از فعالیت Haemagglutination بوسیله آنتی سرم اختصاصی ویروس نیوکاسل

● برآوردهای پاتوژنیستی :
▪ آزمایش نشان گذاری در فیبروبلاست جنین کشت داده شده
▪ برآورد میانگین زمان مرگ در جنین جوجه
▪ ( ICPI ) در جوجه های یکروزه
▪ (IVPI ) در جوجه های شش هفته ایی

● آزمایشهای سرولوژیک :
▪ Elisa
▪ نمونه خون
▪ نمونه سرم

● نمونه گیری :
نمونه های لازم برای تشخیص این بیماری از کلوآک ، نای یا مدفوع پرندگان زنده گرفته می شود . همچنین میتوان نمونه گیری از مدفوع و یا ارگانهای مشترک پرندگان مرده را صورت داد .

● پیشگیری و کنترل :
باید توجه کرد که این بیماری متاسفانه هیچگونه درمانی ندارد .

● اقدامات بهداشتی :
▪ جداسازی مطلق و شدید در هنگام بروز این بیماری
▪ نابودی تمامی پرندگان مبتلا و همچنین پرندگانی که در معرض ارتباط مستقیم با این بیماری قرار داشته اند .
▪ ضدعفونی کامل و دقیق محوطه های درگیر و غیر درگیر
▪ انهدام درست و صحیح لاشه ها
▪ کنترل میزان آفتها در گله
▪ پرهیز و اجتناب از تماس با پرندگانی که وضعیت سلامتی مشخصی ندارند
▪ کنترل میزان رفت و آمد افراد
▪ بهتر است که تمامی طیور موجود در فارم همسن باشند

● اقدامات درمانی :
واکسیناسیون با واکسنهای امولوسیون روغنی و همچنین واکسنهای زنده میتواند بصورت چشمگیری سبب کاهش تلفات در گله های طیور بشود .واکسن B۱ زنده و لاسوتا بایستی در آب آشامیدنی حل شود و یا بصورت اسپری دانه درشت استفاده شود . این واکسنها را گاهی نیز در داخل بینی استفاده می کنند .جوجه های سالم بایستی هرچه زودتر بین روزهای یکم تا چهارم زندگی واکسینه شوند ، ولی تاخیر در واکسیناسیون اثرات واکسن را در هفته های دوم یا سوم کاهش می دهد .برخی از عفونتها مانند مایکوپلاسما ممکن است واکنش واکسن را شدیدتر کند . در این موارد می توان از واکسنهای با ویروس کشته شده استفاده کرد .

number one
2007-Jul-11, 17:12
چه عواملي بر روي کيفيت گوشت طيور موثر است ؟



همان طور که مي دانيم صفات کيفي ، صفات ظاهري هستند که معمولا به وسيله چشم قابل ارزيابي هستند کيفيت گوشت طيور از طريق طعم ، شکل ظاهري و بافت گوشت قابل تشخيص است .

خصوصيات ظاهري گوشت (رنگ ) :

رنگ گوشت طيور به صورت خام يا پخته شده از نظر مصرف کنندگان حائز اهميت است زيرا رنگ گوشت نشان دهنده تازه و يا کهنه بودن آن مي باشد يکي از خصوصيات منحصر به فرد گوشت طيور ان است که مي تواند به همراه پوست يا بدون پوست عرضه شود گوشت سينه طيور در حالت خام به رنگ صورتي کم رنگ است در حالي که گوشت قسمت ران و ساق پاي طيور در حالت خام به رنگ قرمز تيره است .

رنگ گوشت طيور تحت تاثير عوامل مختلفي مي تواند تغيير کند . اين عوامل عبارتند از : سن ، جيره غذايي ، چربي درون ماهيچه اي ، رطوبت گوشت ، شرايط قبل از کشتار و مراحل مختلف فرآوري گوشت .

رنگ گوشت بستگي به حضور يا عدم حضور رنگدانه هاي ميو گلوبين و همو گلوبين در ماهيچه طيور دارد عدم وجود رنگ در گوشت طيور به مقدار رنگدانه هاي موجود در گوشت ، خصوصيات شيميايي رنگدانه ها و چگونگي انعکاس نور از گوشت بستگي دارد تغييرات رنگ گوشت مي تواند در قسمت هاي داخلي ماهيچه رخ دهد که دليل آن مي تواند به کبودي يا پارگي ديواره عروق خوني موجود در بخش داخلي ماهيچه ارتباط داشته باشد دماي بالاي محيط پرورش وتنشهاي مختلف ميتواند موجب بروز تغيير رنگ در ماهيچه سينه گوشت مرغ و بوقلمون شود . يکي ديگر از دلايل رنگ گوشت طيور کبود شدگي است در صنعت پرورش طيور گوشتي همواره سعي بر اين بوده است که دلايل عارضه کبود شدگي گوشت مشخص شود شاخص هايي مانند رنگ منطقه کبود شده مقدار وشکل لکه هاي خوني مي تواند زمان کبود شدگي و دلايل آن را تا حدودي مشخص کند يعني اين که آيا عارضه کبودي در هنگام گرفتن انتقال يا در طول فرآوري لاشه رخ داده است .

بافت گوشت و تردي گوشت

بعد از خريد گوشت توسط مصرف کنندگان کيفيت گوشت شامل بافت و طعم آن حائز اهيمت است تردي گوشت به شدت و مقدار تغييرات فيزيکي وشيميايي که بر روي گوشت اتفاق مي افتد بستگي دارد هنگامي که حيوان مي ميرد جريان خون در بدنش قطع مي وشد در نتيجه رسيدن مواد مغذي و اکسيژن به بافتهاي ماهيچه اي متوقف مي شود در غياب اکسيژن و مواد مغذي ، ماهيچه ها از نظر انرژي تخليه مي شوند و به حالت منقبض در مي آيند اين حالت به جمود نعش معروف است درنهايت هنگامي که ماهيچه ها نرم مي شوند يعني انکه پخته شده اند و به حالت تردي لازم رسيده اند . هر عاملي که باعث جمود نعش و به دنبال آن باعث نرم شدن گوشت شود مي تواند به ترد شدن گوشت کمک کند به عنوان مثال در پرندگاني که قبل از کشتار و يا در طول کشتار فعاليت و مبارزه زيادي مي کنند تا از خود دفاع کنند ماهيچه هاي بدن سريع تر انرژي خود را از دست مي دهند و جمود نعش درماهيچه هاي اين پرندگان سريع تر اتفاق مي افتد به اين ترتيب بافت اين ماهيچه هاي اين پرندگان سريع تر اتفاق مي افتد به اين ترتيب بافت اين ماهيچه ها سفت تر مي شود زيرا دربدن حيوان زنده انرژي کاهش پيدا کرده است مشابه اين حالت وقتي اتفاق ميافتد که پرنده قبل از کشتار در معرض انواع تنش هاي محيطي ودرجه حرارت بالاي بخار آب در هنگام کشتار و چگونگي عملکرد ماشين هاي برش دهنده لاشه نيز از جمله مواردي است که بر روي تردي گوشت تاثير مي گذارد . بلافاصله بعد از کشتار هنوز در درون ماهيچه ها انرژي جهت انقباض وجود دارد وقتي که اين ماهيچه ها از لاشه جدا مي شوند منقبض و سفت مي شوند به منظور جلوگيري از اين حالت بايد 6 الي 24 ساعت بعد از کشتار استخوان هاي گوشت براي فرآوري خارج شود ولي انجام اين کار براي شرکت هاي فرآوري کننده هزينه در بر خواهد بود چنانچه گوشت بلافاصله بعد از کشتار فرآوري شود 80-50 درصد آن سفت خواهدشد در حالي که اگر شرکت هاي فرآوري کننده 6 ساعت بعد از کشتار اقدام به فرآوري گوشت کنند 80-70 درصد آن ترد خواهد شد در حال حاضر کاربرد دستگاه هايي که شوک الکتريکي توليد مي کنند زمان فرآوري لاشه را بعد از کشتار کوتاه مي کنند و به اين ترتيب به دليل تفاوت در تخليه انرژي از بدن موجود زنده باعث عدم ترد شدن گوشت مي شوند شوک هاي الکتريکي بر روي لاشه طيور همانند يک پالس عصبي عمل ميکند و باعث انقباض ماهيچه مي شود و سرعت تخليه انرژي را از ماهيچه هاي بدن افزايش مي دهد.

طعم گوشت

طعم گوشت يکي ديگر از عواملي است که در مطلوبيت گوشت از طرف مصرف کنندگان مي تواند حائز اهميت داشته باشد مزه و بوي گوشت دو عاملي هستند که برروي طعم گوشت تاثير مي گذارند هنگامي که گوشت طيور پخته مي شود طعم گوشت تحت اثر متقابل قند و اسيدهاي آمينه ، اکسيداسيون چربي و تغييرات تيامين قرار مي گيرد اين تغييرات شيميايي فقط به گوشت طيور منحصر نمي شود ولي چربي که در گوشت طيور وجود دارداز نوع خاصي است وتاثير متقابل آن با بوي گوشت طعم خاصي را به گوشت ميدهد. عوامل کمي در طول توليد و فرآوري گوشت طيور بر روي طعم گوشت تاثير مي گذارند اين موضوع به اين معني است که نه تنها توليدگوشتي با طعم خاص بسيار مشکل است بلکه در طول مراحل توليد و فرآوري گوشت بهبود طعم آن هم مشکل به نظر مي رسد . سن پرنده در هنگام کشتار بر روي طعم گوشت تاثير بسزايي دارد جنس پرنده نوع جيره غذايي ، شرايط محيطي ، دماي سردخانه ، شرايط بسته بندي و ذخير لاشه نيز هر يک به نوعي بر روي طعم گشوت پرنده تاثير گذار خواهند بود.

مجله تغذيه دام ، طيور و آبزيان – مهندس سودابه پرهيزکار

number one
2007-Jul-11, 17:15
تولک بري اجباري و روشهای آن


تولک بري اجباري مدت هاي مديدي است که به عنوان يک عمل بي خطر و اقتصادي در گله هاي تخمگذار تجارتي و مادر گوشتي مورد توجه قرار گرفته هرچند که روش هاي قديمي تولک بري اجباري از نظر آسايش حيوانات مورد انتقاد واقع شده است نگارنده دراين مقاله در دو بخش روش هاي تولک بري اجباري و مديريت گله هاي فوق را مورد بررسي قرار مي دهد .



بخش اول: روش هاي مرسوم تولک بري اجباري

تولک رفتن در طيور پديده اي طبيعي فيزيولوژيک است که به واسطه آن طيور وارد يک مرحله فيزيولوژيک شده در اين مرحله پرهايشان مي ريزد وتوليد آنها قطع مي گردد کاهش مصرف خوراک موجب افت توليد مي شود و با از دست دادن چربي ، وزن طيور درحد قابل ملاحظه اي کاهش مي يابد پس از اين دوره پرهاي جديد رشد نموده وزن بدن افزايش مي يابد وتوليد تخم مرغ از نو آغاز مي گردد تولک بري اجباري يک فرايند مصنوعي مي باشد که موجب قطع توليد مي گردد و در شرايط معين و با روش هاي مختلف قابل اجرا است .



دلايل اجراي تولک بري اجباري

تولک بري اجباري به دلايل زير به اجرا در مي ايد : 1- وقتي که در نظر داريم هزينه پرورش و جايگزيني پولت کاهش يابد . 2- در شرايطي که ناگهان از قيمت تخم مرغ کاسته مي شود .3- در شرايطي که هزينه نگهداري مرغ ها قابل برگشت نيست و يا قيمت تخم مرغ درشت بالا است . 4- در گله هاي مادري که بالاي سن 50 هفتگي هستند وداراي توليد و توان نطفه داري پاييني مي باشند تولک بري اجباري موجب طولاني شدن دوره توليد و يا افزايش سود آوري خواهد شد .



احتياطات

1- قبل از اجراي برنامه تولک بري اجباري لازم است پرندگان زير وزن – غير اقتصادي – و مريض حال ازگله جدا شوند .

2- بهتر است فقط گله هايي که در دوره اول داراي توليد خوبي بودند تولک برده شوند .

3- بهتر است گله از نظر بيماري ، کنترل و واکسيناسيون عليه آبله ، برونشيت و نيوکاسل با واکسن هاي زنده و کشته تجديد شود .

4- وقتي برنامه محدوديت آب يا حذف آب اعمال مي شود لازم است در هواي گرم دقت گردد که اين برنامه زياد طولاني نشود .

5- در گله هايي که برنامه محدوديت دان اجرا مي گردد و وزن طيور به حداقل رسيده است بايد محدوديت غذايي کم گردد به هر حال تلفات نبايد از 2% بيشتر باشد .

6- در طول اجراي برنامه بايد از هر گونه عوامل استرس زا دوري جست .



عواملي که بايد در نظر گرفته شود

1- تحريک که درجهت تولک بردن : اين عمل با حذف دان و يا محدوديت مواد غذايي اصلي مثل پروتئين يا کلسيم يا سديم يا آب صورت ميگيرد نور در اين مرحله بايد حداکثر 8 ساعت باشد .

2- استراحت گله : ممکن است بين 2 تا 5 هفته به گله استراحت داده شود هر قدر زمان استراحت کمتر باشد به همان اندازه برگشت به پيک توليد زودتر خواهد شد هر چند که در استراحت بلند مدت درصد تخمگذاري کيفيت پوسته و کيفيت مواد درون تخم مرغ بهتر خواهد بود با وجود اين اندازه تخم مرغ جدا از اين موارد بوده پس از برگشت توليد افزايش خواهد داشت جيره غذايي در اين مدت غلات همراه با مواد مصرفي و ويامين در حد پرورش مي باشد .

3- برگرداندن گله به توليد : گله با تغذيه اي که موجب رشد پر ، ماهيچه و فعال شدن دستگاه تناسلي مي گردد و با اجراي برنامه نوري مخصوص گله هاي تخمگذار به دوران توليد برگردانده مي شود .



روش هاي اجراي تولک بري اجباري

روشي که مورد استفاده قرار مي گيرد با سلامتي گله ، وضعيت توليد گله ، ملاحظات اقتصادي و امکاناتي که مدير در اختيار دارددر ارتباط است در سه دهه گذشته روش محدوديت و حذف غذا روش عمده و غالبي بوده است با توجه به وضعيت دمايي محدوديت غذايي بين 10 تا 15 روز متفاوت است کاهش نور تا هشت ساعت در روز براي مدت 30 روز يا قطع کامل نور براي مدت يک هفته موجب تولک بري اجباري خواهد شد لازم است يک هفته بيش از آغاز قطع خوراک مدت نور در روز به 24 ساعت افزايش يابد اين کار در سالن بسته بهتر جواب خواهد داد محدوديت يا حذف آب براي مدت 2 تا 3 روز ممکن است باعث تولک رفتن گردد ولي بايد در خصوص وضعيت بدني طيور دقت کرد چرا که از دست دادن بيش از حد آب موجب مرگ پرنده ها خواهد شد روش هاي مرسوم تولک بري اجباري در جدول 5 ديده مي شود .

جدول 1- روش تولک بري مرسوم

روزها
غذا
آب
نور

1و2
-
-
هشت ساعت

3
5/4- 8/6 کيلو براي هر 100پرنده
+
هشت ساعت

4
-
-
هشت ساعت

5
همانند روز سوم
+
هشت ساعت

6
-
-
هشت ساعت

7
همانند روز سوم
+
هشت ساعت

8
-
-
هشت ساعت

9
همانند روز سوم
+
هشت ساعت

10
محدوديت غذا با دريافت 75 درصد خوراک
+
هشت ساعت

61
تغذيه کامل
+
14 تا 16 ساعت




ساير روش ها

مواد شيميايي نظير اکسيد روي ، سولفات روي يا اکسيد منيزيم را مي توان به نسبت 2 تا 4% درجيره به مدت ده روز همراه کاهش نور به کار برد که اين کار موجب تولک بري اجباري خواهد شد هفت روز پس ازحذف اين جيره طيور به توليد بر مي گردند تغذيه با جيره غذايي حاوي 4/0% سديم به همراه 8 ساعت نور براي مدت 6 هفته موجب تولک رفتن خواهد شد سطح پايين کلسيم 05/0 تا 3/0 % در جيره موجب جلوگيري از اوولاسيون شده اين عمل احتمالا به خاطر کاهش ترشح هورمون هاي گنادوتروپ مي باشد از پروژسترون به نسبت 110 تا 120 ميلي گرم براي هر کيلوگرم دان و يا تزريق عضلاني هيدروکسي پروژسترون به مقدار 50 ميلي گرم براي هر کيلوگرم وزن بدن مي توان براي تولک بري اجباري استفاده کرد اين روش ممکن است غير قانوني و بسيار پرهزينه باشد در اين روش دقت نظر فراواني لازم است . بر اساس تجربيات شخصي نگارنده تجويز داروهاي تونيک رحمي با مقدار معين در آب آشاميدني به مدت 10 روز پس از خاتمه درمان خواهد شد لازم است درطول درمان ، کلسيم و متيونين اضافي جهت جلوگيري از بيرون زدگي داده شود و طيور قبل از اجراي برنامه بايد به مدت 5 روز گرسنه بمانند و در طول درمان نيزمحدوديت غذايي در حد 75 درصد جيره اعمال گردد نوردهي بايد 8 ساعت در روز باشد.



جدول 2- روش کاليفرنيايي

روزها
غذا
آب
نور

1 تا10
هيچ
+
8 ساعت

11تا 28
غذاي کامل با غلات خردشده
+
8 ساعت

29
غذاي کامل باجيره تخمگذار
+
8 ساعت




بخش دوم : روش هاي بيوشيميايي

تولک بري اجباري از راه روش هايي مثل حذف دان به مدت 4 تا 12 روز و آب به مدت 2 تا 4روز قابل اجراست با اين حال اين دو روش از نظر آسايش حيوانات مورد انتقاد قرار گرفته است در سالن هاي که از نظر نور قابل کنترل هستند اين کار با محدوديت نور قابل اجرا است ولي اين امکان معمولا در کشورهاي گرمسيري وجود ندارد بنابراين لازم است به دنبال روش هايي باشيم که نيازي به حذف کامل دان ياآب يا نور ندارد از روش هاي قابل اجراي ديگر مي توان تغيير در مقدار مواد مصرفي مشخص مثل روز ، سديم يا کلسيم ، تزريق مقادير بالاي هورمون هايي مثل پروژسترون ، تستوسترون ، FSH يا هورمون محرک فوليکولي ، پرولاکتين و برخي ترکيبات شيميايي و دارويي مانند تاموکسيفن ، آندورفين ، نيکاربازين ، متاليبور و کلروموديون نام برد . برتري مهم تولک بري شيميايي و هورموني نسبت به روش هاي سنتي شروع سريع تخمگذاري مي باشد اجراي عملي کاربرد اين ترکيبات به عنوان عامل تولک بري اجباري در ادامه بحث خواهد شد .



روي با مقادير بالا

در سال هاي اخير تولک بري اجباري با تجويز مقادير بالاي روي در جيره بسيار مورد توجه قرار گرفته است تغذيه با مقدار بالاي روي درجيره از راه اضافه کردن روي يا اکسيد روي يا استات روي در مقابل مقدار نياز روي ظرف مدت 5 تا 7 روز موجب قطع توليد تخم مرغ خواهد شد و سه تا چهار هفته پس از حذف روي اضافي از جيره توليد تخم مرغ آغاز خواهد شد . استفاده از روي به صورت اکسيد روي قابل تحمل تر ازاستات روي و يا سولفات روي است محققين ديگر دريافتند که استفاده از روي در جيره به مدت 16 روز در مقايسه با 8 روز موجب رسيدن پيک توليد پايين تري شده در عوض ماندگاري توليد تخم مرغ بهتر خواهد بود .

در گله هاي مادر استفاده از روي به مقدار Pm 20000 براي مدت 5 روز سبب کاهش باروري و درصد جوجه درآوري به مدت 14 تا 28 روز در دوره بعدي توليد شده است . تعدادي از پژوهشگران گزارش کرده اند که مقدار بالاي روي در جيره نتايجي مشابه به حذف دان داشته است فرآيند دقيق تاثير روي اضافي درجيره و دخالت آن در اوولاسيون و توليد تخم مرغ هنوز نامشخص است برخي ادعا مي کنند که مقادير بالاي روي درجيره موجب بي اشتهايي مي گردد فرآيندهاي احتمالي ديگر از اين قرار است که روي در ترشح انسولين دخالت دارد و موجب افزايش سطح گلوکز خون و ادار ٍ، از دست دادن آب بدن ، سوختن چربي ها و پروتئين م يشود و با بر هم زدن ذخيره کلسيم در استخوان ها باعث دفع آن از راه مدفوع و ادار مي گردد . همچنين تصور شده که روي و کلسيم خون اثر متقابلي بر يکديگر دارند به گونه اي که روي سبب افت کلسيم و رسيدن آن به سطح بحراني مي شود که اين امر براي توليد و ازاد شدن گنادوتروپين ها ضروري است در اين صورت به احتمال خيلي زياد اين عنصر در حد دومين پيغام رسان بين سلولي فراتر ازگيرنده هاي درتخمدان مطرح مي باشد . فرضيه اي که وجود دارد اين است که وقتي از روي به منظور تولک بري استفاده مي گردد روي موجب وقفه اي در عمل تخمدان شده در نتيجه سطح پلاسمايي گنادوتروپين ها در حد بالا باقي مي ماند وقتي که جيره حاوي روي حذف مي گردد اين وقفه از بين ميرود و به همين خاطر است که در تولک بري ناشي از تجويز روي توليد زودتر از تولک بري حاصل از حذف دان شروع مي شود .مطالعات بعدي نشان داده است که روي تشکيل پيام آور درون سلولي را که دورتر ازگيرنده LH قرار دارد تحت تاثير قرار داده از توليد پروژسترون جلوگيري مي نمايد شواهد نشان داده که روي توليد را از طريق FSH که براي فعاليت آنزيم شکننده زنجير کناري سيتوکرم لازم است سرکوب مي کند و از وارد شدن تخمک هاي بيشتر در فعاليت دوره اي فوليکول در تخمدان تا زمان حذف روي جلوگيري مي نمايد .



جيره هاي با يد بالا

اضافه کردن يد به مقدار بالا به شکل يدورپتاسيم ، منجر به قطع توليد تخم مرغ درمدت 5 تا 7 روز مي شود و 2 تا 3 روز پس از حذف يد اضافي از جيره توليد تخم مرغ آغاز مي گردد سطح پايين يد به مقدار Pm 2500 يا کمتر در قطع توليد تخم مرغ کاملا موثر نمي باشد .



جيره بدون نمک

گزارش هايي با نتايج مختلف در خصوص عملکرد مرغ هاي تخمگذار در برابر جيره بدون نمک به عنوان روش مورد استفاده براي تولک بري منتشر شده است بعضي از همکاران دريافته اند که مقدار کم نمک در جيره تقريبا همانند حذف دان عمل ميکند در صورتي که در ساير گزارش ها موجب قطع کامل توليد نشده است اين نتايج متفاوت ممکن است به علت اختلاف سديم آب مصرفي در مدت زمان کاهش نمک جيره باشد يک کاهش 10 تا 14 درصدي در دريافت دان در پايان هفته اول ديده شده و اين کاهش در هفته هاي 2، 3و 4 به ترتيب به 22 و 30 و 45% رسيده است جيره اي با سديم کم ، اثر مخربي روي کليه ها و بافت غدد فوق کليوي داشته موجب از دست دادن اب بدن مي گردد . گله هاي مادرگوشتي در مقايسه با تخمگذاران تجارتي مقاومت بيشتري در مقابل جيره هاي کم نمک نشان مي دهند واين امر احتمالا به خاطر تغذيه روزانه بيشتر آنهاست بنابراين حذف نمک از جيره ظاهرا روش موثري براي تولک بري گله هاي مادر گوشتي که روي بستر پرورش مي يابند نيست تحقيقات اخير نشان داده است که روي به مقدار pm 15000 خيلي موثرتر از يد به مقدار ppm 7500 يا جيره بدون نمک در مرغ هاي تخمگذار بوده است .



جيره هايي با کلسيم پايين

طيوري که به مدت چهار روز بدون دان مانده بودند تنها با تغذيه بي کربنات کلسيم در اين چهار روز به توليد تخم مرغ ادامه دادند بنابراين چنين تصور مي شود که طيوري که با محدوديت غذايي تولک برده مي شوند کلسيم اولين ماده غذايي است که موجب محدوديت تخمک گذاري در زمان تولک مي گردد د رمقابل نياز 75/2 درصدي مرغ هاي تخمگذار به کلسيم ، در اختيار گذاشتن 3/0 تا 56/0 % درصد کلسيم در جيره موجب کاهش موثر توليد و يا قطع کامل آن خواهد شد و پس از برگشتن به جيره اي با کلسيم عادي بعد از 21 روز توليد تخم مرغ آغاز خواهد شد روش تعيين سطح کلسيم در اب اشاميدني ممکن است د رمتفاوت بودن نتايج مطالعات اثر داشته باشد مشخص شده که جيره هايي با کلسيم کم به واسطه تحت تاثير قرار دادن هورمون گنادوتروپين از اوولاسيون جلوگيري به عمل مي اورد گذشته از اين پروژسترون توليد شده در نتيجه تحريک LH از سلول هاي گرانولوزا ، منوط به دسترسي به کلسيم مي باشد با وجود اين تداوم توليد در مرغ هايي که با روش حذف دان تولک برده مي شوند بهتر از آنهايي است که با جيره حاوي کلسيم پايين تولک برده شده اند .



ترکيب روش هاي مختلف

ثابت شده است ترکيب 2 يا چند روش بالا مثل جيره حاوي کلسيم پايين و روي بالا يا جيره بدون نمک با روي به مقدار ppm7500 در مرغ هاي تخمگذار موثر مي باشد .



محصولات دارويي

ترکيباتي مثل ان هپتين يا متاليبور ، تاموکسيفن ، نيکاربازين در تولک بري مورد استفاده قرار گرفته اند ان هپتين به مقدار 1/0 تا 15/0 % به مدت 7 تا 10 روز موجب قطع توليد تخم مرغ شده و توليد سه تا چهار هفته پس از حذف آن از جيره از نو اغاز شده است نيکاربازين به مقدار 4/0 % در دان موجب کاهش مصرف دان شده در نتيجه پس از 4 تا 10 رو زتوليد تخم مرغ قطع مي گردد متاليبور به مقدار ppm 150 در جيره به مدت دو هفته موجب قطع توليد در سه روز مي گردد که 48 روز پس از حذف ان توليد به 50% مي رسد تا موکسيفن وقتي به مقدار 20 تا 80 ميلي گرم به شکل تزريق عضلاني مصرف گردد موجب قطع توليد تخم مرغ در مدت چهار روز مي شود و مصرف دان نيز 30 تا 50% کاهش مي يابد .



هورمون هاي توليد مثلي

با مصرف 20 ميلي گرم پروژسترون چه به صورت تزريق و چه بصورت مخلوط در دان ظرف 2 تا 4 رو زتوليد تخم مرغ قطع مي گردد و در عرض 7 تا 12 روز تولک رفتن مرغ ها شروع مي شود و پس از 3 تا 4 هفته از حذف آن توليد تخم مرغ از نو آغاز مي گردد ساير هورمون هاي جنسي مثل تستوسترون ، FSH ، PMS ، LH و پرولاکتين را مي توان به عنوان عامل موثري در تولک بري طيور تخمگذار تجارتي مورد استفاده قرار داد .



نتيجه

به دليل مخالفت ورزيدن با روش قبلي يعني تولک بري از راه حذف دان از نظر آسايش حيوانات ، روش هايي مثل روش هاي شيميايي و هورموني توجه زيادي را به خود جلب کرده است تغذيه با جيره حاوي روي بالا يد بالا به مقدار 5000 تا ppm 7500 و حتي جيره هاي بدون نمک و يا کم نمک يا کلسيم به مقدار کمتر از 3/0 درصد درجيره حاکي از اين است که در عمل مثل روش هاي مرسوم يعني حذف دان در تولک بري موثر مي باشند به علاوه متاليبور ، تستوسترون ، FSH ، PMS ، LH و پرولاکتين نيز به نظر مي رسد که در امر تولک بري طيور تخمگذار ميان سال چه به صورت تجويز سيستميک و چه بصورت مخلوط در دان بسيار موثر مي باشند .



فصلنامه چکاوک - شماره 39– مهندس اسحاق درياکناري

number one
2007-Jul-11, 17:18
توضیحاتی پیرامون بیماري CRD

بیماریهای ایجاد شده توسط ویروسها ، باکتریها ، انگلها و ترکیبات توکسیک در طیور امری عادی و شایع میباشد. به رغم آنکه بیماریهای کلینیکی به میزان خارج از کنترل ممکن است که اتفاق نیفتد ، سیستم ایمنی بدن پرندگان در اثر بیماری ضعیف شده و حساسیت آن به سایر بیماریها و حتی واکسنها سبب شکست واکسیناسیون و نتیجه ندادن آن در برابر بیماریهایی مانند نیوکاسل میشود .

با وجود پیشرفت زیاد در رویه تشخیص ها ، واکسیناسیون و درمان ، CRD یکی از مهمترین بیماریها در نواحی تولیدی طیور در دنیا میباشد .

این بیماری بسیار متغیر است و پیشگیری از آن تحت شرایط عادی مشکل میباشد .

مایکو پلاسما گالینا سپتیکوم و مایکوپلاسما سینوویا دو گونه مهم و پر اهمیت در مبتلا کردن طیور میباشند . عامل ایجاد CRD نیز این دو بیماری میباشند . این بیماریها مسئول ایجاد خسارات گسترده می باشد که به آن اشاره خواهد شد . این گستردگی خسارت زمانی بیشتر میشود که این بیماریها در نواحی ایجاد بشود که بعنوان مثال یک گونه بیماری تنفسی ویروسی نیز وجود داشته باشد .

به رغم تمامی تلاشها و زحمات بسیار زیاد برای کنترل و ریشه کنی مایکوپلاسموسیس این بیماری مسئله ساز به وارد آوردن خسارتهای اقتصادی سنگین خود در گله های طیور ادامه میدهد .

CRD در وضعیتی که طیور به نوعی بیماری مبتلا هستند میتواند مشکل عمده ایی باشد زیرا :

سبب بروز استرس واکسیناسیون در گله میشود .
سبب بروز استرسهای ثانویه در گله میشود .
سبب ورود باکتریهای مهاجم ثانویه میشود .
و...
علاوه بر آن ضرر و زیانهای سالیانه نیز به علت کم شدن تولیدات گوشت و تخم مرغ و پائین بودن قابلیت هچ تخم مرغها به گله وارد میشود .

در صورت نجات یافتن پرندگان و عدم مرگ آنها هزینه های درمانی ، این بیماری را به یکی از گرانترین و هزینه بر ترین بیماری پیش روی صنعت طیور تبدیل میکند .

Commercial Broilers بین هفته های سوم تا هفتم زندگی خود به این عفونت بسیار حساس هستند و با قطع بیماری در هفته پنجم تلفاتی را بین دوازده تا بیست و یک درصد خواهند داشت .

Commercial Layers نیز از هفته پنجم به بعد زندگی خود به این بیماری حساس هستند و با قطع بیماری بین هفته های شانزدهم و هجدهم و یا بین هفته های بیست و یکم تا بیست و سوم ، تلفاتی در حدود پنج تا شش درصد خواهند داشت .



ضایعات پاتولوژیکی و اقتصادی مایکوپلاسما :

الف ) ضایعات مستقیم :

سبب مرگ پانزده تا بیست درصد جنینها میشود .
سبب تلفات ده تا پانزده درصدی در جوجه ها میشود .
سبب از دست رفتن ده تا بیست درصدی وزن بدن پرنده میشود .
سبب کم شدن ده تا بیست درصدی تغذیه طیور میشود .
سبب بالا رفتن افتادگی تخمها تا ده درصد میشود .


ب ) ضایعات غیر مستقیم :

افزایش حساسیت به E.Coli و سایر بیماریهای باکتریایی .
توقف ایمنی بدن .
شکست واکسیناسیون ، بخصوص بر علیه بیماریهای نیوکاسل و IB .


نحوه انتقال :

مهمترین راه انتقال مایکو پلاسما ، بصورت عمودی از مرغ به تخم مرغ و سپس به گله برویلر میباشد . تعداد و تکرار آلودگی مایکوپلاسما در تخم مرغها بستگی به درجه آلودگی مرغ دارد . این موضوع نشان دهنده آن است که مایکو پلاسما همه تخم مرغهایی را که از طیور آلوده ایجاد میشود را درگیر عفونت نمی کند . این موضوع به این علت است که هر زرده ایی در تخم مرغها تمامی میکرو ارگانیسمها را دریافت نمی کند . ولی در کل ، میزان آلودگی تخم مرغها به میزان آلودگی پرندگان بستگی دارد و در واقع این مقدار است که شانس مبتلا شدن تخم مرغ را تعیین میکند .

انتقال پرنده به پرنده دومین راه مهم پخش مایکوپلاسما میباشد . مایکوپلاسما سبب بروز ضایعاتی در قسمت فوقانی دستگاه تنفس ، بینیها ، سینوسها و نای میشود . بطور کلی در این بیماری از هر ناحیه ایی که مایکوپلاسما بروز میکند ضایعه ایی نیز بروز کرده و از آن نواحی سبب آلودگی سایر پرندگان میشود .

مایکو پلاسما توانایی زنده ماندن و انتقال در قطره های آب را دارد . بیشترین احتمال انتقال بیماری بصورت منطقی از طریق تنفس جوجه ها میباشد . هرگونه سرفه یا عطسه که ناشی از ضایعات مایکوپلاسما در نواحی فوقانی سیستم تنفسی باشد ، میتواند سبب پخش بیماری شود . پخش بیماری همچنین بر اثر آلودگی غذا و یا تجهیزات نیز میتواند اتفاق بیفتد .



نحوه عملکرد بیماری :

در ابتدا مایکوپلاسما به سلولهای محافظ غشای مجرای هوایی نفوذ می کند . مایکوپلاسما با کشتن این سلولها شروع به ایجاد یک واکنش التهابی در سراسر ناحیه و در برخی از موارد نیز بدرون جریان خون نفوذ می کند . ضایعاتی که مایکوپلاسما ایجاد میکند ، راه ورودی برای سایر میکروارگانیسمها میشود . در خلال شیوع بیماری ، مایکوپلاسما از منافذ هوایی وارد قسمت مستعد عفونت یعنی کیسه های هوایی میشود . غشاهای کیسه های هوایی تا زمانی که دو لایه نازک فاقد پوشش دفاعی هستند عملا هیچگونه دفاعی نمی توانند بکنند . اولین ضایعه در کیسه های هوایی بصورت خفیف بروز می کند . در مراحل اولیه اندکی تورم که آن نیز نامشخص است ایجاد میشود . ضایعات شروع به تکثیر و زیاد شدن میکنند ، بصورتی که در بین روزهای سوم تا هفتم به یکدیگر پیوسته و به یک توده کدر و تیره تبدیل میشوند .

با توجه به شرایط گله اندکی پس از ظهور ضایعات مایکوپلاسما باکتریها شروع به وارد شدن می کنند . در پایان روزهای هفتم تا دهم ، ضایعات بسیار زیاد شده و بصورت توده های اسفنجی زرد رنگ درمی آیند .

شیوع باکتریها پس از ضایعات مایکوپلاسما سبب بروز بیماری میشوند . E.Coli معمولی ترین باکتری مهاجم ثانویه است ، ولی سایر باکتریها مانند :



· Pseudomonas .

· Klebsellia .

· Proteus .

· StreptoCocci .

· Staphylococci .

نیز میتوانند سبب بروز بیماری شوند .



بیماریهای باکتریایی وابسته :



E.Coli :70%
Pseudomonos :20%
Proteus :5%
Klebseilla :3%
Streptococci :1%
Staphylococci :%


نشانه ها :

· تحت شرایط طبیعی دوره اولیه بیماری شش الی دوازده روز میباشد . ارائه یک برنامه زمانی مشخص برای این بیماری بسیار مشگل میباشد . گله های متعدد جوجه بنظر میرسد که یک عفونت ذاتی خفیف را در هنگام آغاز تولید تخم بروز می دهند ( شاید از طریق تخم مرغ به آنها منتقل شده باشد ) . این اشاعه آشکارای یک دوره بیماری بخصوص در پایان بهار ، یعنی در زمانی که تخم مرغها توسط روشهایی از استفاده از آنتی بیوتیک بر علیه بیماریهایی مانندMG ضد عفونی میشوند عمومیت دارد .

· بروز ضایعات کلینیکی به آرامی صورت می گیرد و گسترش می یابد .

· در ماه های زمستان بیماری یک دوره طولانی خواهد داشت .

· دیده شدن سرفه و عطسه در پرندگان .

· ادم در سر مشهود خواهد بود که همراه ترشحات چرکین از بینی و چشم میباشد .

· عقب افتادگی از برنامه معمول رشد .

· کم شدن تبدیل غذا .

· تلفات جزئی و در برخی موارد زیاد و گسترده .

· کاهش مقدار گوشت طیور .

· کم شدن تولید تخم مرغ .

· افزایش از بین رفتن پاسخ بدن پرندگان نسبت به واکسیناسیون بر علیه بیماریهای ND و IB .

· افزایش حساسیت پرندگان به استرسها و بخصوص به ترس .

· مرغها ذرات آنتی بادی را که در اثر بیماری بوجود آمده است بصورت دائم نزد خود نگه نمی دارند بنابر این هیچگونه مزیتی برای بدست آمدن ایمنی وجود نخواهد داشت .

· پرندگانی که از این بیماری جان سالم بدر میبرند تا آخر عمر تولیدات کمتری نسبت به مرغهای عادی خواهند داشت .

· پرندگانی که توسطMS آلوده میشوند پس از گذراندن دوره بیماری ایمنی لازمه را بدست آورده و به پیک تولید میرسند .

· درمان توسط دارو بر علیه MG تولید را افزایش خواهد داد ، ولی این درمان بایستی تا زمانی که به تولید عادی برسیم پیگیری شده و ادامه یابد .



تشخیص این بیماری :

· نشانه ها و ضایعات مشخص این بیماری .

· آزمایشهای سرولوژیک مانند SPA,ELISA,HI .

· جداسازی عامل بیماری و شناسایی با روشهای معمول و یا حتی خاص .

· با استفاده از دانش هیستوپاتولوژی .

number one
2007-Jul-11, 17:22
با بيماری آنفلوانزای فــوق حـــــاد طيور آشنا شويم:

آنفلوانزاي فوق حاد طيور :

آنفلوانزاي فوق حاد طيور يك بيماري ويروسي پرندگان مي باشد . ويروسهاي آنفلوانزا داراي 3 نوع تيپ A, B, C مي باشند . در طيور فقط تيپ A مي تواند ايجاد بيماري نمايد . اين تيپ علاوه بر طيور ساير حيوانات از جمله خوك ، اسب و همچنين انسان را در گير مي نمايد.

پرندگان وحشي و آبزي مي توانند بدون اينكه خود مبتلا به بيماري شوند ويروسهاي آنفلوانزاي طيور را با خود جابجا كنند . خوك به عنوان ميزبان واسط ويروسهاي آنفلوانزاي طيور و پستانداران مي باشد .

ميزبانها ( پرندگان حساس به بيماري ):

مرغ و خروس ، بوقلمون ، مرغ شاخدار ، پرندگان زينتي ، پرندگان وحشي و شترمرغ از

پرندگان حساس به بيماري مي باشند .

علائم بيماري در طيور :

1- شروع ناگهاني تلفات با روند افزايش در گله

2- انتشار ناگهاني بيماري در گله

3- بيحالي شديد ، پژمردگي و دور هم جمع شدن گله

4- كاهش شديد مصرف دان

5- افت ناگهاني و شديد توليد روزانه

6- علائم تنفسي حاد

7- سياه شدن و خونريزي تاج ، ريش و ساق پا

نحوه انتقال بيماري :

1- تماس با پرندگان وحشي و پرندگان آبزي آلوده

2- تماس با طيور آلوده

3- از طريق كفش ، لباس ، خودرو ، آب ، دان و مدفوع و بسترآلوده

4- سگ و گربه به عنوان ناقلين مكانيكي

5- تهيه دان از منابع غير مطمئن بخصوص كانونهاي آلوده

6- پراكنده شدن كود مرغداري به محيط اطراف

7- عدم پاكسازي و ضد عفوني كامل محل نگهداري مرغ و لوازم و تجهيزات قبل ازپرورش جوجه

راههاي پيشگيري از بيماري :

1- جلوگيري از ورود پرندگان وحشي به محل نگهداري مرغ از طريق نصب توري و ترميم خرابيهاي آن

2- رعايت اصول بهداشتی و امنيت زيستی در مرغداری های صنعتی

3- ضد عفوني كامل محل پرورش مرغ و تجهيزات آن قبل از جوجه ريزي

4- ممانعت از ورود حيوانات ديگر به عنوان ناقلين مكانيكي به محل پرورش مرغ

5- اعلام هر نوع كاهش شديد مصرف دان ، كاهش شديد توليد يا افزايش تلفات به نزديكترين پست دامپزشكي

توصيه هاي مهم بهداشتي :

1- خودداري از شكار و نگهداري پرندگان مهاجر و بومي آبزي

2- اهالي روستاها از رها نمودن مرغهاي بومي و ديگر ماكيان بصورت چراي آزاد خودداري و آنها را در مكانهاي سر پوشيده نگهداري نمايند چون امكان انتقال بيماري به طيور بومي از طريق تماس با پرندگان وحشي وجود دارد

3- صاحبان طيور بومي در صورت مشاهده تلفات در طيور مراتب را سريعا" به نزديكترين پست دامپزشكي اعلام نمايند .

4- عدم تهيه گوشت مرغ از مراكز غير مجاز و عرضه كنندگان و كشتار كنندگان

دوره گرد از قبيل مناطقي مثل بيد زرد ، اكبر آباد كوار ، ده پياله و غيره

5- گوشت مرغ مصرفي خود را بصورت بسته بندي شده تازه يا منجمد و از مراكز مجاز تهيه نمائيد .



نویسنده:

سید مهرداد اسحق حسینی

number one
2007-Jul-11, 17:30
سلنيم «آلي» در تغذية طيور

سلنيم يك مادة مغذي ضروري براي حيوانات مي‌باشد. همانند ساير عناصر كم مصرف، براي بسياري از عمليات بيوشيميايي و فيزيولوژيكي كع باعث تقويت رشد و توليد مثل طبيعي حيوان مي‌شود، وجود سلنيم در جيرة غذايي ضرورياست. سلنيم همچنين يك عامل كليدي در كنترل تخريب سلولي ناشي از اكسيداسيون در بدن محسوب مي‌شود. سلنيم آلي در شكل سلنومتيونين[1]، از از مخمر هاي در حال رشد تحت شرايط غني از سلنيم حاصل مي‌گردد. سلنيم يك آنتي اكسيدان طبيعي در بيشتر غذاهاي دام و طيور است كه توسط بسياري از محققين در كشورهاي عمدة توليدكننده خوراك دام، به صورت گزارش هاي منظم و مرتب ثابت شده است. محصولات مخمرهاي به طور وسيعي بويژه به صورت مكمل هاي خوراك حاوي سلنيم به صورت تجاري قابل دسترس مي‌باشد. تحقيقات در مورد سلنيم براي بسياري از گونه ها در حال انجام است. همينطور يافته هاي سال هاي اخير نشان مي‌دهد كه سلنومتيونين يك سري مزايايي را در توليد متراكم و صنعتي طيور به ويژه در واحد هاي مرغ مادر به همراه مي‌آورد.

سلنيم در اوايل قرن نوزدهم كشف شده است ولي اثر بيولوژيكي آن، تا دهة 1850، زماني كه اين عنصر به عنوان يك عامل سمي مرتبط با بيماري آلكالي[2]، در ايالات داكوتا و وايومينگ معرفي گرديد، ناشناخته بود.

يك عنصر ضروري ولي سمي!

اخيراً يك فيزيولوژيست طيور به نام فرانك ادنز[3] و همكار او سي. آر. پاركارست[4]، طي يك گزارش پژوهشي خاطر نشان كردند: «تا سال 1957 كه گزارش شد سلنيم يك ماده مغذي ضروري در بدن است، اين عنصر به عنوان يك ماده سمي ملاحظه نمي‌شد».

كمبود سلنيم مي‌تواند خود را در بسياري از بيماري‌ها و عوامل به صورت نكروز كبدي، تحليل عضلاني، ميكروآنژيوپاتي[5]، افزايش قابليت تراوش مايع از رگ‌هاي موييني به بافت هاي مجاور[6]، فيبروزيس لوزالمعدي، پردرآوري ضعيف، جفت ماندگي، ورم پستان، كيست تخمدان، Unthriftiness عمومي، بيماري Keshan، بيماري Keshin-beck، سرطان، بيماري‌هاي قلبي متعدد، كمبودهاي ايمني، كاهش باروري[7] و بسياري از بيماري‌هاي ديگر رار سبب مي‌شود. تركيبات سلنيمي به طور طبيعي در گياهان، غلات و دانه هاي روغني يافت مي‌شود ولي سطوح آن متغير بوده و اغلب در جيره هاي تجارتي امروزي محدود مي باشد. جهت استفاده از مكمل آن در جيره، اشكال غيرآلي سلنيم – بويژه سلنيت سديم- مي توان در سطوح پايين آن را در پيش مخلوط هاي معدني كم مصرف وارد كرد. به هر حال اين مكمل ها به طور قابل توجهي پروكسيدان هاي قوي مي باشند كه حيوانات نمي‌توانند آن را به سلنومتيونين مفيد تبديل كنند. همانند ساير مواد معدني كم مصرف و ضروري، سلنيم غيرآلي ممكن است در غلظت هاي نسبتاً پايين سمي باشند. وقتي مكمل غذايي سلنيم به طور نامناسب استفاده شود و بويژه اگر دام، سلنيم اضافي را از مرتع يا علوفة حاوي سلنيم بالا مصرف كند، اين مسئله مي تواند رخ بدهد.

جايگزيني براي سلنيم غير آلي

قبلاً تحقيقات نشان داده بود كه استفاده از سلنيم آلي در جيره، بويژه به صورت سلنومتيونين در مخمر، يك جايگزين مؤثر براي سلنيت سديم پروكسيدان مي باشد. اين تركيب به طور وسيعي به شكل آلي يا معدني استفاده مي‌شود. فرانك ادنز و ديگر همكاران او ثابت كردند كه سلنومتيونين در جوجه هاي گوشتي، رشد، ضريب تبديل غذايي، كيفيت گوشت، رشد پر و ماندگاري رطوبت را در گوشت بهبود مي دهد. او در تحقيقات اخير خود روي مرغان مادر گوشتي، نشان داده است كه استفاده از سلنيم آلي كيفيت مني و توليد مثل را بهبود مي دهد: «مصرف سلنيت سدبم به عنوان منبع سلنيم در خروس ها، تعداد اسپرماتوزوئيدها به ازاي هر انزال، در صد اسپرماتوزآي نرمال و تحرك اسپرم را افزايش داده و با عث پايين آمدن اسپرماتوزوآهاي غير طبيعي در هر انزال مي‌گردد».

محققين كاليفرنياي شمالي، نتيجه گرفته اند كه استفاده از سلنيم آلي در جيره نيز مي تواند باعث شود كه در مرغ ها، توليد تخم، تعداد تخم هاي قابل تفريخ و زنده ماني در آن، جوجه در آوري در هر سري تخم، كيفيت و قدرت زنده ماني جوجه هاي آنها در مقايسه با مرغ هايي كه با «سلنيم غير آلي» يا سلنيت سديم تغذيه شده اند، بهتر شود.

در مطالعات تجاري اوليه در سطح مزرعه روي مرغان مادر گوشتي، نشان داده شده است كه يك منبع سلنيم آلي مانند سلنومتيونين در مخمر مي تواند باعث بازگشت معني دار سرمايه شود. فرانك ادنز خاطرنشان مي كند: «آزمايش ها نشان مي دهد كه در صورت استفاده از سلنيم آلي، نسبت به سلنيم غيرآلي (سلنيت سديم)، بيش از چهار جوجه به ازاي هر مرغ در همان گله، بيشتر حاصل مي‌شود».

با ملاحظة دورة توليد مرغان مادر گوشتي، فرانك ادنز و ديگر همكاران بازگشت سرمايه بيش از 12 به يك را در استفاده از سلنيم آلي دريافتند. اين رقم نشان دهندة درآمد بيش از يك دلار در هر جوجه به ازاي هر مرغ مي باشد.

محققين همچنين ارتباط بين سلنيم و قابليت جوجه درآوري را بررسي كرده اند. تخم ها اغلب بايد قبل از قراردادن آنها در داخل دستگاه جوجه كشي (ستر)، براي مدتي نگهداري شوند. با افزايش زمان نگهداري، قابليت جوجه در آوري نيز كمتر مي‌شود.

فرانك ادنز گزارش داد: «استفاده از سلنيم آلي، باعث بهبود قابليت جوجه در آوري در تخم هاي ذخيره شده مي‌گردد و اين باعث افزايش 10 درصد بهبود در قابليت جوجه درآوري در تخم هاي نگهداري شده به مدت 10 روز نسبت به تخم هاي مرغان تغذيه شده با سلنيت سديم مي‌شود». او خاطرنشان كرد كه اين سطح در بهبود قابليت جوجه درآوري، مي تواند، بازگشت سرمايه را به صنعت مرغ مادر و بويژه بوقلمون هاي مادر به طور معني داري افزايش دهد.

استفاده از سلنيم در واحد هاي مادر
در نشست طيور ايالت ايندياناپوليس ايالات متحده، كه در اوايل سال 2003 برگزار شد، مشاور تغذية طيور، جان كوهل[8]، گزارش داد كه تنها چندسال قبل به استفاده از مكمل سلنومتيونين در جيره هاي غذايي مادر با ديدة شك به آن مي نگريست. در آن زمان، او توصيه مي كرد كه سطوح كافي سلنيم مكمل بايد به شكل سلنيت سديم در جيره ملاحظه شود. بعدها او در چند آزمايش غذايي در سطح مزرعه روي گله هاي مادر لگهورن و بوقلمون، استفاده از مكمل سلنومتيونين را در جيرة غذايي مورد بحث قرار داد.

جان كوهل خاطر نشان كرد كه از آنجايي كه آزمايش هاي مزرعه اي معمولاً در واحد هاي تجارتي مادر، فاقد دقت آزمايشي هستند، مقايسات گذشته به عنوان يك وسيله در تعيين پاسخ به تيمار، ترجيح داده مي‌شود. مقايسات شامل سوابق اخير، «گله به گله» يا «سال به سال» مي باشند. جان كوهل حتي اخطار داد كه مقايسات حاصل از مطالعات گذشته، ممكن است تحت تأثير تغييرات ژنتيكي گلة مادر، تغييرات اقلام خوراكي، خطاهاي كارخانجات خوراك، تغييرات محيطي و تغييرات در كاركنان مديريت و در كل بهداشت گله قرار گيرد. به همين دلايل، به منظور تعيين ارزش اقتصادي توليدات خوراكي مورد آزمايش، مقايسات حاصل از سوابق در گله هاي مادر لازم است كه خيلي زياد باشند.

جان كوهل مقايسات حاصل از مطالعات گذشته را از طريق يك محصول سلنومتيونين تجارتي و سلنيت سديم به عنوان مكمل سديم در گله هاي مادر لگهورن و بوقلمون انجام داد. اين مقايسات با استفاده از سلنومتيونين از مخمر (به ميزان 2/136 ميلي گرم در هر تن جيرة پاياني[9]) يك تا سه درصد بهبود را در درصدجوجه‌درآوري نشان دادند. جان كوهل خاطر نشان كرد كه به نظر نمي رسد كه توليد تخم تحت تأثير تغييرات در جيرة غذايي قرار گرفته باشد. البته قابليت زنده ماني جوجه ها در طي اين آزمايش هاي مزرعه اي مورد مطالعه قرار نگرفته بود.

در نشست متخصصين تغذيه طيور در ايندياناپوليس، جان كوهل نتيجه گيري كرد كه بهبود در قابليت جوجه‌درآوري در گله هاي مادر لگهورن و بوقلمون كه با استفاده از مكمل سلنومتيونين بدست مي‌آيد، براي بهبود سودآوري كافي مي باشد.

Reference: Clayton, G. 2003. Organic selenium for poultry, Feed International, December: 25-26.



--------------------------------------------------------------------------------

[1] - Selenomethionine

[2] - Alkali

[3] - Frank Edens

[4] - C. R. Parkhurst

[5] - Microangiopathy (بيماري مربوط به اختلال رگ هاي كوچك)

[6] - Exudative diathesis

[7] - Fecundity

[8] - John

number one
2007-Jul-11, 17:31
کوکسیدیوز( واکسیناسیون و درمان)

کوکسیدیوز

( واکسیناسیون و درمان)

یکی از روش های قدیمی برای مقابله با بیماریهای گسترش یافته در صنعت طیور بوجود آوردن یک استراتژی جدید است.

کوکسیدیوز، بیماری انگلی است که توسط یک پروتوزوآ به نام آیمریا بوجود می آید، که یکی از بزرگترین علل زیان های اقتصادی در صنعت طیور می باشد.دیود چاپمن David Chapman انگل شناس موسسه Arkansas Agricultural Experiment Station می گوید: این انگل سبب کاهش رو به رشد وزن می شود و در ادامه این کاهش رشد حتی مرگ در جوجه های گوشتی در پی خواهد داشت، انسانها نیز در روند این بیماری تاثیری ندارند همچنین بیماری کوکسیدیوز با اضافه کردن کوکسیدیو استات ها(آنتی بیوتیک نیستبتد) به جیره غذایی درمان می شود." همه درمانها به علت گسترش مقاومت پاتوژنها در برابر دارو ها، اثر خود را از دست داده اند".

چاپمن برای فهمیدن تاثیرات بیشتر درمان به گذشته برگشت به زمانیکه برای کنترل کوکسیدیوز در مرغ های تخم گذار از واکسن استفاده شده بود. برای واکسینه کردن دامپزشکان باید از یک سالن به سالن دیگر بروند. داروهای درمانی در گله های گوشتی بیشتر استفاده می شود زیرا هم بیشتر موثرند هم اینکه از واکسنها راحت تر استفاده می شوند.

کوکسیدیو استات ها با برهم زدن عملکرد بیولوژیکی آیمریا، کوکسیدیوز را درمان می کند. واکسن ها با دوزهای کنترل شده ای از پاتوژنها پاسخ ایمنی در جوجه ها را بدون ایجاد بیماری تحریک می کند. چاپمن گفت: تکنولوژی مدرن این اجازه را به ما می دهد که در هچری از این واکسن ها استفاده کنیم. وی افزود: علاقه من این بود که گونه های از آیمریا را برای واکسن انتخاب کنم که در سال 1950 جدا شده بودند زیرا آنها هنوز در برابر کوکسیدیو استات ها مقاوم نشده بودند. چاپمن مدعی بود که استفاده از واکسنهای طیور با گونه های جدیدی از آیمریا سبب بوجود آوردن گونه آیمریای جدیدی توام با حساسیت دارویی پاتوژنها بوجود می آورد.

آزمایش های او در آزمایشگاه های دانشگاه آرکانزا Arkansas Agricultural Experiment Station اثبات کرد که استفاده از واکسن ها به جای کوکسیدیواستات ها کنترل بیماری را بهبود می بخشد و هزینه ها را در صنعت طیور را کاهش می دهد.

چاپمن: گفت ما از واکسنها در تابستان استفاده کردیم وقتی که امکان بیمار شدن به کوسیدیوز کمتر بود. همچنین وی افزود: وقتی که ما از دارو در زمستان استفاده کردیم، در کنترل بیماری بیشتر موثر بودند زیرا آیمریا مقاومتی در برابر آنها نداشت.

او گفت که محققین USDA دلایل او را تایید کرده اند و کارخانه های طیوری که درمان های چرخشی او را اجرا کرده اند، بیماری را کنترل کرده اند و بسیاری از هزینه ها را حفظ کردند.

چاپمن افزود که بیماری کوکسیدیوز یک بیماری هست که در همه جا پراکنده است. شما شاید ندانید که او اینجا وجود دارد اما سالن شما را عزیت خواهد کرد و در چندین مورد ممکن است تعداد زیادی از مرغ های شما را بکشد.

ما هیچگاه نمی توانیم کوکسیدیوز را ریشه کن کیم اما می توانیم با یک برنامه دقیق به طور موثر و اقتصادی کوکسیدیوز را کنترل کنیم.



ترجمه و تنظیم:

سید مهرداد اسحق حسینی

دانشجوی دامپزشکی دانشگاه آزاد گرمسار

number one
2007-Jul-11, 17:40
مسمومیت طیور

مسمویت ویتامین A :
Jensen و همكاران (۱۹۸۳) ملاحظه كردند كه زمانی كه به پرندگان ۶ هفته جیره ای كه حاوی Iu ۱۲۰۰۰ ویتامین A به ازای هر كیلوگرم جیره بودخورانده شد كاهش شدیدی در میزان رشد مشاهده گردید و این كاهش رشد همراه با كاهش میزان رنگدانه های بدن و نقص تكامل اسكلتی بود . این مؤلفین نتیجه گرفتند كه سطوح بالای ویتامین A برای پرندگان سمی می باشد .
مطالعات بعدی Veltmann و همكاران (۱۹۸۶) دریافتند كه زمانی كه پرندگان با Iu ۳۰۰ ویتامین A به ازای هر گرم وزن بدن تغذیه شوند كاهش شدیدی در میزان رشد آنها مشاهده می شود به ویژه این كاهش رشد در سن ۱۶ روزگی بسیار فاحش است . هم در جوجه های گوشتی و هم در مرغان تخمگذار زیادی ویتامین A باعث استخوانسازی غیر طبیعیدر استخوانهای بلندمیگردد .
اگرچه در جوجه های گوشتی مسمومیت همراه با ضایعات راشیتیسمی بود .Veltmann و همكاران در مطالعات بعدی عنوان كردند كه اثرات مسمومیت با ویتامین A می تواند با برداشت یا متابولیسم ویتامین ویتامین D۳ ارتباط داشته باشد جوجه ها و پولت هایی كه Iu ۸۳۰ ویتامین A به ازای هر گرم وزن بدن دریافت كردند كاهش شدید رشد از خود نشان دادند كه این كاهش رشد با دادن ویتامین D۳ اضافی تصحیح شد .
به نظر می رسد مصرف بیش از حد ویتامین A مانع از انتقال ویتامینهای محلول در چربی میشود بویژه اگر از پروتئینی متصل شونده به اسید چرب در جیره انتقال داده شده باشد . دراین مطالعات تعداد زیادی از پرندگان علائم ریكتز را نشان دادند اگرچه مؤلفین نتیجه گرفتند كه TD ممكن است به دلیل اثر آنتاگونیسمی ویتامین A و D۳ بوجود آید .در مطالعه ای كه توسط Metz و همكاران (۱۹۸۵) انجام گرفت ارتباط بین ویتامین A و D۳ را تأیید می كند .
● اثرات مسمومیت ویتامین A و D۳
▪ مشاهدات عمومی درصد خاكستر استخوان وزن بدن در ۲۵ روزگی (گرم) جیرهٔ غذایی
▪ هیچگونه ناهنجاری دیده نشد ۴۴ ۶۴۱ كنترل
▪ لنگش شدید ـ ریكتز ۲۹ ۳۱۳ جیره حاوی ویتامین A بالا
▪ سنگهای مجاری ادرار ۴۳ ۵۲۷ جیره حاوی ویتامین D۳ بالا
▪ هیچگونه ناهنجاری دیده نشد ۴۸ ۵۹۵ جیره حاوی ویتامین A+D۳ بالا
از داده های بالا مشخص است كه سطوح بالای ویتامین A باعث افزایش نیاز بدن به ویتامین D۳ می شود.
● مسمویت با ویتامین E :
هنگامی كه پرندگان جوان جیره حاوی Iu ۱۰۰۰ ویتامین E به ازای هر كیلوگرم جیره دریافت داشتند هیچگونه تأثیر منفی بر عملكرد پرنده نداشت و زمانی كه پرندگان Iu ۲۲۰۰ ویتامین E به ازای هر كیلوگرم جیره دریافت كردند تأثیر منفی بر عملكرد پرنده داشت . ( March و همكاران ۱۹۷۳ ) سطوح سمی ویتامین E همچنین باعث كاهش فعالیت تیروئید و همچنین كلسیفیكاسیون استخوانی می شود و این به دلیل افزایش پروترومبین است كه باعث تخریب متابولیسم ویتامین K می شود .
Murphy و همكاران (۱۹۸۱) نشان دادند كه مصرف Iu ۱۰۰۰۰ ویتامین E به ازای هر كیلوگرم جیره برای پرندگان جوان بسیار مضر بوده كه این همراه با تغییر متابولیسم كه باعث كاهش سطوح كلسیم و فسفر همراه با كاهش میزان خاكستر استخوان می باشد .Murphy و همكاران (۱۹۸۱) عنوان كردند كه زیادی ویتامین E باعث افزایش نیاز به ویتامین D۳ می شود .
Nockles و همكاران مشاهده كردند كه با خوراندن طیف وسیعی از ویتامین E یك كاهش فصلی در میزان رشد پرندگان در ۵ هفتگی بوجود آمد . با افزایش مصرف بیش از Iu ۴۰۰۰ ویتامین E به ازای هر كیلوگرم جیره كاهش رنگدانه های پوست مشاهده شد درحالیكه خوراندن Iu ۸۰۰۰ ویتامین E به ازای هر كیلوگرم جیره مشخص ترین علامت مشاهده پرندگانی با پرهای چرب بود .
● مسمومیت با ویتامین D۳ :
مقادیر بالای ویتامین D۳ منجر به رسوب كلسیم در كلیه ها می شود و این علائم بویژه در پولت های بوقلمون كه برای درمان ریكتز مقدار ویتامین D۳ در غذای آنها افزایش یافت دیده شد . Ameenuddin و همكاران دریافتند كه مصرف ۵۰۰۰ میكروگرم ویتامین D۳ به ازای هر كیلوگرم جیره مرغان تخمگذار هیچگونه تأثیری بر عملكرد آنها نداشت و سطوح بالای ویتامین D۳ هیچگونه تأثیری بر تولید تخم مرغ و یا قابلیت جوجه در آوری نداشت اگرچه كاهش در وزن تخم مرغ ها و ضخامت پوسته و باروری مشاهده شد ولی مشخص نیست كه آیا این تأثیرات به دلیل كاهش مصرف غذا بوده یا نه .
در سالهای اخیر علاقه زیادی در مورد استفاده از متابولیت های مختلف ویتامین D۳ و چگونگی تأثیر آن بر متابولیسم كلسیم بویژه در پرندگان جوان صورت گرفته است . این متابولیت ها در غلظت های خیلی پایین در رژیم غذایی مصرف می شوند چون احتمال مسمومیت وجود دارد .


مسمومیت طیور با گاز کربنیک و متان و هیدروژن سولفوره و گاز فرمل

این گاز به فرمول شیمیایی CO۲ بوده و در برخی از لانه ها به علت تهویه بد ممکن است افزایش یافته و سبب عوارضی درطیور گردد. گازی است بی رنگ و بی بو و سبک تر از هوای معمولی و افزایش آن درلانه سبب تنگی نفس و حتی مرگ پرنده می شود. سوخت ناقص بخاری و دستگاه مادر سبب افزایش این گاز در لانه می شود هنگامی که غلظت آن در لانه بیش از ۲۵۰۰ قسمت درمیلیون شود عوارضی مانند بالا رفتن تعداد تنفس ، چرت زدن و بی حالی و آسیب ریه در طیور می گردد. چنانچه غلظت آن ۴۰۰۰ قسمت در میلیون برسد تبادل گازها در ریه مختل می شود در طی ۳۰ دقیقه سبب مرگ پرنده می گردد. برای پیشگیری از عوارض این گاز به وسیله استفاده از دستگاه های تولید حرارت مطمئن در لانه و همچنین تهویه مناسب غلظت گاز را می توان به حداقل رساند. در کالبد گشایی مرغ های تلف شده معمولا" رنگ ریه آلبالویی قرمز می باشد.
● مسمومیت با گاز متان
این گاز به فرمول شیمیایی CH۴ است . گازی است بی رنگ و بی بو ، به علت نشت گاز از دستگاه های مادر مصنوعی و یا خاموش شدن آنها به علت کوران و یا علل دیگر گاز در لانه متراکم می شود و سبب تنگی نفس و حتی خفگی و مرگ طیور می گردد. به علت اینکه این گاز به شدت قابل اشتعال است تجمع آن در لانه ممکن است تولید انفجار و آتش سوزی نماید.
● مسمومیت با گاز هیدروژن سولفوره
این گاز به فرمول SH۲ می باشد ، بی رنگ بوده و بوی مشخص تخم مرغ گندیده می دهد و چون سنگین می باشد اغلب مستقیما" در روی مرغ و جوجه که در بستر پرورش می یابند اثر می گذارد. این گاز بسیار سمی است و اگر ۰۰۲/۰ – ۰۰۵/۰ درصد با هوای لانه مخلوط گردد تولید ناراحتی چشم می نماید. اگر غلظت آن بالا باشد تولید سردرد و سرگیجه و هیجان می نماید. غلظت ۰۸/۰ تا ۱۰/۰ درصد بعد از مسمومیت نیم ساعت موجب مرگ پرنده می شود. در شرایط بهداشتی معمولا" تراکم این گاز به مقداری نیست که سبب عوارض مشهود و یا مرگ و میر شود ولی چنانچه به عللی غلظت آنها در لانه افزایش یابد ، مرغان را ضعیف نموده و مستعد ابتلا به بیماری های تنفسی می نماید و در شرایط استثنایی حتی سبب مرگ می گردد.
● مسمومیت با گاز فرمل
از گاز فرمل سال هاست که در تشکیلات جوجه کشی و همچنین در مرغداری ها بطور وسیع برای ضد عفونی استفاده می شود. این گاز با وجود مضراتی که دارد یکی از بهترین مواد ضد عفونی کننده در لانه های طیور به شمار می رود زیرا علاوه بر ارزانی دارای اثر شدید ضد میکروبی و ضد ویروسی است. گاز فرمل از ترکیب فرمالین با پرمنگنات پتاسیم و یا به صورت بخار شدن مایع یا پودر تولید می شود برای ضد عفونی لانه ها معمولا" از ترکیب cc ۳۵ فرمالین و ۵/۱۷ گرم پرمنگنات پتاسیم برای هرمتر مکعب لانه استفاده می شود.
در برخی موارد آلودگی نسبت بیشتری را توصیه می کنند. بعد از ضد عفونی لانه که به مدت ۲۴ ساعت طول می کشد باید به وسیله تهویه ، تمام گاز را از لانه خارج نمود ولی ممکن است در اثر عدم مدیریت در حالی که هنوز گاز کم وبیش در لانه وجود دارد جوجه ریزی انجام گیرد. در این صورت جوجه ها دچار ناراحتی تنفسی و ورم ملتحمه چشم و حتی مرگ گردند. در قسمت هچر ماشین جوجه کشی چنانچه در هنگام درآمدن جوجه ها از این گاز استفاده شود خطرناک بوده و سبب تورم حنجره و بیماری تنفسی می گردد. در کالبد گشایی گاهی ادم زیر جلدی التهاب دهان و حلق و حنجره دیده می شود ولی جراحات در کیسه هوایی دیده نمی شود. برای جلوگیری ازمسمومیت باید حداقل ۲۴ ساعت بعد از ضد عفونی لانه با گاز فرمل جوجه ریزی نمود برای از بین بردن گاز فرمل از لانه می توان از مایع آمونیاک درلانه استفاده نمود.

number one
2007-Jul-12, 13:41
مرغ و خروس ها هم براي جهت يابي از ميدان مغناطيسي زمين استفاده مي‌كنند


محققان دانشگاه فرانكفورت در پژوهشي جديد دريافته اند كه مرغ و خروسها نيز مانند ساير حيوانات و پرندگان از ميدان مغناطيسي زمين براي حس كردن و پيدا كردن مسيرها استفاده مي كنند.
به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين گروه از محققان در بخشي از آزمايش هاي خود جوجه‌هاي تازه به دنيا آمده را در يك ميدان مغناطيسي مصنوعي قرار داد و طي آموزش هاي فشرده به آنها ياد دادند كه مادرشان هميشه در پشت صفحه‌اي است كه در راستاي شمالي قرار دارد.
سپس دانشمندان يك ميدان مغناطيسي مصنوعي در جهت شرقي ايجاد كردند تا آزمايش كنند كه جوجه‌ها با كمك حس مغناطيسي جهت يابي مي توانند جهت اين علامت قطب نما را درك كنند.
يافته ها نشان داد كه جوجه ها در واقع در جهت شرقي به دنبال مادرشان در پشت صفحه مي‌گردند.
اين يافته ها همچنين نشان داد كه حس جهت يابي مغناطيسي در جوجه ها، بسيار شبيه به سينه سرخها است.
از سوي ديگر در طول موج نور بالاي نور زرد اين توانايي در تمام پرندگان از بين مي‌رود.

number one
2007-Jul-12, 14:09
جانورشناسي مرغ

طبقه بندي زيست شناسي
ـــ‌ شاخه: طنابداران Chordatcv
ـــ رده: پرندگان Aves
ـــ زيررده: نومرغان يا پرندگان حقيقي Neornithes
ـــ راسته: ماكيان شكل Galliformes
ـــ زيرراسته: ماكيان Gally
ـــ خانواده: ميخك داران Phasiaridie
ـــ جنس: گالوس Gallus
ـــ گونه: دامستيكوس Domesticus

گفته مي شود كه همه نژادهاي مرغ ازچهارنوع وحشي زيرحاصل شده اند:

1) مرغ جنگلي قرمز( گالوس – گالوس) Gallus_Gallus
2) مرغ جنگلي سيلان( گالوس ــ لافايتي) Gallus_Lafaytte
3) مرغ جنگلي خاكستري( گالوس – سونراتي) Gallus_Sorenati
4) مرغ جنگلي جاوه(گالوس ــ واريوس) Gallus_Various
اصول طبقه بندي نژادي مرغ
طبقه بندي براساس تفاوتهاي ظاهري، صفات واعضاء بدن
1) رنگ:
درنژادهاي گوناگون متفاوت مي باشد:
ساده: تمام پرها داراي يك رنگ هستند وهيچگونه رنگ ديگري درپروبال ديده نمي شود. اين رنگهاعبارتنداز: سياه، سفيد، قهوه اي، قرمزوطلايي.
مخلوط: قسمتي ازپرداراي يك رنگ و قسمتي ديگرداراي رنگ ديگري است، مثل نژاد سوسكس سفيد كه بدن سفيد واطراف گردن ودم سياه است.
مركب: درروي يك پر دويا چند رنگ ساده به اشكال مختلف كنار يكديگرقراردارند.
انواع مختلف آن عبارتنداز: حاشيه دار، گل باقلائي، خالدار، لك دار و پرتوي

2) تاج:
درنژادهاي مختلف اشكال متفاوتي دارد.
ـــ ساده: نژادهاي پليموت روك ، مينوركا و لگهورن
ـــ گلسرخي: نژادهاي ويندوت وهامبورگ
ـــ نخودي: نژاد براهما
ـــ هفت يا V شكل: نژاد هودان
ـــ توت فرنگي شكل: مالايا
ـــ بالشي شكل ، گل آلاله اي و…

3) ريش: اين زائده ممكن است دراز، پهن ويا باريك با لبه هاي گرد وتيزباشد.

4) سر: شكل عمومي سر، بويژه وضع قرارگرفتن تاج وريش ، بزرگي وكوچكي وشكل آن ونيزرنگ زايده گوش وسايرخصوصيات سرمي تواند سبب تفكيك نژادي باشد.

5) ساق پا: ساق پاممكن است پرداريا بي پر، بلند ويا كوتاه وازنظررنگ ممكن است زرد، سفيد، آبي ويا سياه باشد.

6) شكل عمومي بدن: هرنژادي داراي هيكل وشكل مخصوص بوده وپرها به شكل خاصي مي رويند به طوري كه دونژاد ممكن است تاج وشكل، صورت ورنگ مشابه باشند ولي از نظر شكل عمومي فرق داشته باشند.
طبقه بندي بر اساس محل جغرافيايي
1) دسته آمريكايي
از جفتگيري نژادهاي كوچك مديترانه اي ، نژادهاي بزرگ جثه آسيايي در آمريكا به وجود آمده اند. از نظر اندازه حد واسط نژادهاي مديترانه اي و آسيايي هستند، بلوغ جنسي در آنها سريعتر از نژادهاي سنگين است، بعد از بلوغ به سرعت چربي گرفته و چاق مي شوند. ساق پا بدون پر ،پوست بدن و رنگ ساق پا زرد است(به جز نژاد ژاوا و ژرسه كه پوست آن زرد ولي ساق پا سياه مي باشد) و تمام اين نژادها داراي لاله گوش قرمز رنگ هستند.
پوسته تخم مرغ در همه اين نژادها به جز لامونا قهوه اي است و بيشتر از نظر تيپ گوشتي مورد توجه هستند، نژادهاي مهمي كه در اين دسته قرار دارند به شرح زير مي باشند:

- نژاد پليموت راك
اصل اين نژاد از ايالت كنتيكوت و از آميخته گيري بين دو نژاد كوشين سياه و دومينيك به دست آمده است. اين نژاد داراي رنگهاي مختلف مانند سفيد ، باقلايي ، طلايي ، آبي ، خط دار ،نخودي و كبكي است ولي دورنگ سفيد و گل باقلايي بيشتر هستند.

- نژاد ويندوت
از تقاطع و جفتگيري بين براهماي سياه و هامبورك و كورنيش سفيد به دست آمده است. اين نژاد داراي بدن نسبتا گرد وجمع وجوروپايين افتاده است.پشت كوتاه وپرها پرپشت ورنگ پوست زرد مي باشد.داراي رنگهاي سفيد، نخودي، طلايي، كبكي ونقره اي است.نوع سفيد آن بيشترمورد توجه مي باشد.

- نژاد ردايلند
منشا آن ازتقاطع بين نژادهاي قرمزو شانگهاي قرمزمي باشد كه بعدا خون نژادهاي ديگري مثل لگهورن قهوه اي وكورنيش و ويندوت نيز واردآن شده است. داراي بدني كشيده وجمع وجورمي باشد وپشت مسطح ورشد سينه درجلونسبتا خوب است.رنگ پروبال دراين نژاد تيره يا قهوه اي قرمزو پرهاي اصلي دم تقريبا تيره و سياه است.سرعت رشد درجوجه ها زياد است ازاين روازنظر توليد گوشت نژاد خوبي محسوب مي شود.

- نيوهمشاير
ازنژاد ردايلند منشا گرفته ورنگ پر وبال بلوطي قرمزاست.رنگ ساق وپوست زرد، تاج ساده ، منقا ر زرد متمايل به قهوه اي است.تخم مرغ آن اغلب بزرگ وپوسته آن قهوه اي مي باشد.اين نژاد درهر دوزمينه گوشت وتخم مورد توجه قرارگرفته است.
ضمنا نژادهاي ديگري نظير دومينيک ، جانتكلر، ژرسه سياه و ژرسه سفيد هم جزء دسته مرغهاي آمريكايي هستند.

2) دسته آسيايي
مرغان اين دسته بدني بزرگ و استخوان بندي قوي دارند.يكي از ويژگيهاي اين دسته پر دار بودن پاهاست، پوست بدن همه آنها به جز لانگشان سياه زرد است ،لاله گوش همه قرمز بوده و تخم مرغهاي آنها قهوه اي مي باشد.از نظر توليد گوشت خوب هستند ولي سرعت رشد پايين دارند و بلوغ در آنها ديرتر انجام مي گيرد.مهمترين نژادهاي اين دسته عبارتند از :

- نژاد براهما
اصل اين نژاد از ناحيه براهما پوترا در هندوستان مي باشد،اين گرو ه داراي بدن جمع و جور و سنگين ، اندامي متناسب و تاج نخودي شكل مي باشد و داراي سه رنگ روشن ، تيره و نخودي هستند.



- نژاد كوشين
اصل اين نژاد از چين و از ناحيه شانگهاي مي باشد ، به همين دليل به آن شانگهاي نيز گفته مي شود. اين نژاد داراي بدني سنگين بوده و در ساق پا پرهاي فراواني دارد ، رشد سينه كم و به طرف پايين كشيده و پرها بلند و دور از يكديگر هستند. توليد تخم مرغ در اين نژاد به دليل تعداد زياد كرچي كم است و داراي جورهاي سياه ، سفيد ، نخودي و كبكي مي باشند.



- نژاد لانگشان
اصل اين نژاد از ناحيه لانگشان چين است. بدن اين نژاد كوتاهتر و عميق تر از دو نژاد ديگر است، پاها طويل تر و دم بلند تر است. تاج آنهاساده ، ساق پا داراي پر است و داراي جورهاي سفيد و سياه مي باشند.

3) دسته مديترانه اي
ازسايرنژادها كوچكترند، داراي بدني كشيده، عرض وارتفاع كم، سينه برجسته وتيزوگردن باريك هستند. پاها بدون پر،لاله گوش سفيد يا كرم رنگ، تاج نسبتا بزرگ، دم خروسها داسي شكل ودرمرغها باد بزني مي باشد، بلوغ درآنها سريع است وديركرچ مي شوند.تخم مرغ آنها داراي پوسته سفيد است وازنظرتوليد تخم مرغ حائزاهميت هستند ومقدارمصرف غذا براي توليد تخم مرغ كمترازسايردسته ها است.
اين دسته داراي 6گروه مي باشد:

- نژاد لگهورن
يكي ازمعروفترين نژادهاي اين دسته است كه اصل آن ازكشورايتاليا بوده وداراي جثه كوچك، بدني كشيده، پشت نسبتا طويل وسينه تنگ وساق پاي كشيده مي باشد.رنگ پوست ومنقاروساق پا و پنجه دراين نژاد زرد رنگ است، تخم مرغ نسبتا درشت وسفيد رنگ دارند.13جورمختلف ازاين نژاد استاندارد شده كه جور سفيد وخرمايي آن بيشترمورد توجه قرارگرفته است و درنقاط سرد سيربهترپرورش مي يابند.امروزه ازتلاقي واريته ها ي مختلف اين نژاد، مرغهاي تجاري تخمگذاربدست مي آيد.
اين نژاد را مي توان به دو دسته يكي با تاج ساده و ديگري با تاج گل سرخي تقسيم كرد.گروه داراي تاج ساده شامل جورهاي لگهورن سفيد،قهوه اي روشن، قهوهاي تيره، نخودي، نقره اي، قرمزوقرمزدم سياه مي شود و گروه داراي تاج گل سرخي شامل جورهاي سفيد ، قهوه اي و نخودي مي شود. لگهورن از نظر تخمگذاري بهترين نژاد دنيا محسوب مي شود.

- نژاد مينوركا
اصل اين نژاد از مينوركا در ايتاليا است و بزرگترين نژاد دسته مذكورمي باشد.داراي بدني طويل و كشيده ، تاج بزرگ و ريش طويل است..در اين نژاد زائده گوش سفيد و پوست بدن سفيد و سينه برجسته و گرد مي باشد و داراي دو جور تاج ساده و گل سرخي مي باشد، از نظر رنگ به جورهاي سياه ، سفيد و خرمايي تقسيم مي شوند.

- نژاد آنكونا
اصل اين نژاد نيز از ايتاليا بوده است. داراي جورهايي با تاج گل سرخي و ساده مي باشد ، رنگ پر آن سياه و در انتهاي آن نوارهاي سفيدي وجود دارد.ساق پا و انگشتان زرد يا زرد متمايل به سياه است.

- نژاد باتركاپ
اصل آن از جزيره سيسيل مي باشد.

- نژاد آبي اندولسي
اصل آن از ناحيه اندولس اسپانيا است.

- نژاد اسپانيايي سياه صورت سفيد
اصل آن از اسپانيا بوده است.

4)دسته انگليسي
مبدا آن از بريتانياست.رنگ پوست در تمامي نژادها به جز كورنيش سفيد و لاله گوش قرمز است. در اين دسته همه نژادها به جز دوركينگ و ردكاپ تخم مرغهايي با پوسته سفيد توليد مي كنند، رشد سينه در اين نژاد بسيار خوب است و از نژادهاي خوب گوشتي محسوب مي شوند.
6 نژاد مهم در اين دسته قرار دارند :

- نژاد ساسكس
داراي بدني كشيده ، شانه اي پهن و سينه عميق هستند.تاج آن ساده ، رنگ منقار شاخي و پنجه ها و ساق پا رنگ روشن شاخي است ، رنگ پوست آن سفيد بوده و اين مساله از ضعفهاي اين نژاد مي باشد. از جهت توليد گوشت و تخم مرغ هر دو مورد توجه مي باشد.

- نژاد ارپينگتون
از ارپينگتون انگلستان منشا گرفته است.داراي بدني كشيده وعميق ، دست و پا كوتاه واستخوانها درشت مي باشد ، از نظر بدن جمع و جورتر از نژادهاي آمريكايي است. شكل تاج در اين نژاد ساده، رنگ پر خرمايي ، سياه ، سفيد و آبي است.

- نژاد كورنيش
كورنيش از اختلاط نژادهاي آسل ، مالاي ونژاد جنگي انگليسي و كورنيش جنگي هندوستان به وجود آمده است. داراي شانه پهن ، اندام نسبتا بلند ، سينه وسيع و برجسته و دست وپاي بلند مي باشد. اين نژاد از نظر رنگ سه نوع دارد:سفيد ، سياه و قرمز

- نژاد دوركينگ
بدني پهن و عميق دارد.. داراي دو گروه تاج ساده و گل سرخي و رنگهاي مختلف مانند سفيد ، نقره اي و رنگارنگ مي باشند ، منقار تيره ساق پا و انگشتان سفيد ، لاله گوش به رنگ قرمز و رنگ پوسته تخم مرغ سفيد است.

- نژاد استرالوپ
اصل آن از استراليا مي باشد كه از ارپينگتون سياه به وجود آمده است. پشت طويل و بدن از جلو به طرف دم داراي شيب مي باشد ، عمق بدن خوب و پرها متراكم هستند ، تاج ساده ، منقار و پنجه ها سياه مي باشد. اين نژاد نيز دومنظوره يعني تخمي ـ گوشتي مي باشد.

-نژاد ردكاپ
به علت تا ج گل سرخي و قرمز رنگ به آن ردكاپ يا سرخ كلاه مي گويند. اندازه آن متوسط ، بدن كشيده ، سينه برجسته و رنگ تخم مرغ آن سفيد رنگ مي باشد.
طبقه بندي بر اساس نوع بهره وري
1) سبك يا تخمگذار
قابليت توليد بيشتري تخم مرغ را دارند و اندازه تخم آنها خوب است .از نظر گوشت زياد مورد توجه نيستند، لگهورن سفيد بهترين نمونه است و از تلاقي سويه هاي مختلف لگهورن مرغهاي تخمگذار به دست مي آيد.

2) سنگين يا گوشتي
داراي سرعت رشد و افزايش وزن زيادي است، استخوان بندي و قالب بدن آنها بزرگتر از ساير دسته ها است و در ازاي خوردن غذاي كمتر رشد بيشتري دارند ، بهترين نمونه اين دسته كورنيش و وايت راك مي باشد.

3) دو منظوره
اين گروه داراي هر دو قابليت توليد تخم مرغ وگوشت هستند، در آغاز تخمگذاري توليد تخم خوب و در پايان تخمگذاري وزن آنها مناسب مي باشد.بهترين نمونه ها نژادهاي ردايلند و نيوهمشاير هستند.
1
4) زينتي
نژادهاي اين دسته از نظر اقتصادي حائز اهميت نيستند ، بلكه از لحاظ زيبايي و شكل ظاهري مورد توجه قرار گرفته اند. كه شامل دو گروه بازي يا جنگي وزينتي مي شوند.معروفترين آنها نژادهاي لهستاني ، هودان و سيلكي مي باشند.

علاوه بر طبقه بندي فوق نژادهاي ديگري نيز، در دنيا وجود دارد كه استاندارد نشده اند و شامل موارد زير مي شوند :

- لهستاني
- هامبورگ
- فرانسوي
- شرقي
- جنگي
- زينتي
- نيمه خون
نژادهاي بومي مرغ در ايران
1) گردن لخت مازندران
2) زرد كرك مازندران
3) مرندي آذربايجان شرقي
از نژادهاي تخمگذار ايراني است و داراي منقار سياه يا خاكستري ، لاله گوش كوچك و سفيد، ريش قرمزاست،ا ندازه متوسط ، جثه عميق و پنجه ها بدون پر مي باشد.تخم مرغ اين نژاد قهوه اي روشن است و نطفه داري در اين نژاد مناسب است.
4) لاري در شمال ، شمال شرقي وجنوب
بدن بلند و كشيده ، سينه پهن و عميق و تاج به شكل توت فرنگي مي باشد. جورهاي متفاوتي از اين نژاد در ايران وجود دارد كه به شرح زير مي باشد:
ــ لاري قرمز
ــ لاري قهوه اي
ــ لاري باقلايي و سفيد
5) دشتستاني بوشهر و فارس
6) نژادهاي عمومي ايران

number one
2007-Jul-12, 14:10
نحوه آغاز يک پروژه مرغداری
اولويت استانها
از نظر آب و هوا و جهت تعيين يك اقليم مناسب براي پرورش مرغ بايد گفت كه با توجه به بسته بودن سيستم پرورش و قابل كنترل بودن آن پرورش اين حيوان تقريباً‌ در تمامي نقاط امكان‌پذير مي باشد و به بيان ديگر در هر ناحيه‌اي كه امکانات زيربنائي مناسب از قبيل: آب، برق، سيستمهاي ارتباطي و ... وجود دارد، پرورش مرغ امكان‌پذير است.
همچنين تاثيرات آب و هوايي و تغييرات دمايي در يك منطقه را مي‌توان با بكارگيري تمهيدات ويژه و امكانات مناسب كنترل نموده و از تاثيرات سوء‌ آنها بر روي نتيجه قابل انتظار جلوگيري كرد.
انتخاب زمين
جهت انتخاب زمين مناسب براي اجرا بايستي مواردي از قبيل: در دسترس بودن امکانات رفاهي مانند جاده هاي ارتباطي مناسب، نزديکي برق، آب و ... را مد نظر قرار داد و حتي الامکان سعي نمود تا زمين مورد نظر به گونه اي انتخاب گردد که سرمايه گذار جهت آماده سازي آن و تهيه امکانات کمترين هزينه را متحمل گردد.ضمن اينکه مکان مورد نظر بايستي داراي حداقل ضوابط جهاد کشاورزي جهت اجراي پروژه باشد که برخي از اين ضوابط عبارت اند از:

الف) داشتن حداقل فاصله يک کيلومتر با مراکز نگهداري دام و ماکيان گوشتي
ب) داشتن حداقل فاصله دو کيلومتر با مراکز نگهداري دام و ماکيان داشتي
ج) داشتن حداقل فاصله دو الي سه کيلومتري با مناطق مسکوني و مواردي از اين قبيل که جهت احراز استعلام مثبت و صدور اجازه فعاليت از سوي سازمانهاي ذيربط لازم مي باشد.
نحوه گرفتن مجوزهاي قانوني
مراحل گوناگون جهت اخذ مجوز صنعتي پرورش مرغ مادر، تخمگذار و گوشتي کاملاٌ شبيه ديگر رشته ها و به صورت زير است:

1- تهيه طرح توجيهي فني با رعايت کليه ضوابط فني و قانوني
2- تهيه نقشه جانمائي ساختمانها و تاسيسات
3- مراجعه به واحد امور دام شهرستان و ارائه درخواست به همراه مدارک فوق و تشکيل پرونده
4- ادامه باقي مراحل طبق دستور و نظر واحد امور دام جهاد کشاورزي شهرستان
طراحي ساختمانها
جهت نگهداري و پرورش مرغ عموماٌ سالنهاي بسته اي در نظر گرفته مي شوند که در طراحي آنها مي توان شيوه هاي گوناگوني را به کار گرفت. هم اکنون يکي از رايج ترين مدلهاي طراحي وساخت سالنهاي مرغداري، سالنهاي بدون پنجره يا اصطلاحا window less مي باشند که در اين نوع ساختمان کمترين ميزان پنجره بکار رفته و معمولا هواکشهاي بسيار بزرگ به همراه پدهائي که در ديواره هاي جانبي قرار مي گيرند وظيفه تامين هواي مورد نياز را بعهده دارند.
از لحاظ بهداشتي و کنترلهاي ديگر نيز اين نوع ساختمانها قابل کنترل تر مي باشند. به هر حال صرفنظر از نوع طراحي هاي انجام گرفته موارد ديگري نيز در نوع ساخت و سازها دخالت دارند که از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره داشت:

1- نوع مصالح در دسترس
2- نوع اقليم و آب و هواي منطقه
3- طول مدت فصل گرما و سرما
4- ميزان رطوبت

و مواردي از اين قبيل که هرکدام به نوبه خود تاثير به سزائي را در نوع طراحي و ساخت بناها خواهند داشت.

number one
2007-Jul-12, 14:12
مديريت سالن در مرغداری

به طور کلي مديريت صحيح و کنترل شرايط محيطي موجود يکي از ارکان اصلي پرورش محسوب مي شود . در هر سالن پرورش بايد به طور روزانه و دقيق تمامي فاکتور هاي مديريتي را کنترل نمود . اگر شرايط محيطي پرورش پرنده ها تنش زا باشد يا مديريت پرورش آنها ضعيف باشد در اين صورت سويه هاي گوشتي بندرت پتانسيل ژنتيكي خود را بروز مي دهند . در اين بخش به طور خلاصه به اين فاکتور ها اشاره کرده و سعي ميکنيم هر کدام را مختصرا مورد بررسي قرار دهيم .
اين فاکتور ها به قرار زيرند:
1- اقدامات لازم قبل ورود جوجه
رمز موفقيت پرورش طيور گوشتي، اجراي يك برنامه مديريتي مشخص و مؤثر قبل از ورود جوجه‌ها به فارم و طي دوران پرورش است. از آنجا که اجراي برنامه هاي تغذيه اي و بهداشتي در فارمهاي چند سني مشکل است بهتر آن است که از روش يکباره پر و يکباره خالي استفاده شود. جهت دستيابي به نتايج بهتر رعايت مسائل زير پيش از ورود جوجه ها ضروري است:

1- به‌منظور حفاظت از گله‌ها در مقابل بيماريها از نظافت و ضد عفوني شدن صحيح و كافي تجهيزات سالن و محوطه اطراف سالنها مطمئن شويد.
2- بستر در محوطه مادرهاي مصنوعي بايد هم سطح و يكنواخت باشد. بستر ناهموار ايجاد درجه حرارت غير يكنواخت در كف سالن نموده و باعث مخفي شدن جوجه‌ها در بين پوشال بستر و يا در زير دانخوريها و آبخوريها و محروم شدن از آب و دان در مرحله رشد مي‌شود.
3- سعي كنيد كه هر سالن را با جوجه مربوط به يك گله مادر پر نمائيد، اگر اين كار عملي نيست حداقل هر سالن را با جوجه‌هاي مربوط به گله‌هاي مادر همسن پر نمائيد. اين امر رقابت بين طيور را كاهش مي‌دهد.
4- زمان رسيدن جوجه به فارم را مشخص نموده و براي دريافت جوجه آمادگي كامل داشته باشيد.
5- هيترها را كنترل و از صحت كار آنها مطمئن شويد و با توجه به وضعيت هواي محيط 24 تا 36 ساعت قبل از ورود جوجه آنها را روشن نمائيد. در اين صورت قبل از ورود جوجه بستر كاملا گرم و درجه حرارت هواي سالن مناسب پذيرش جوجه مي‌باشد.
6- ضمن جلوگيري از وزش هوا از وجود هواي كافي داخل سالن بخصوص زماني كه از حرارت مستقيم استفاده مي‌كنيد مطمئن شويد.
7- بازاء هر 1000 قطعه جوجه در محدوده مادرهاي مصنوعي 10ـ8 عدد آبخوري آويز ثابت و 6 عدد آبخوري كمكي كوچك كله قندي و يا پلاستيكي، يعني جمعاً 16ـ14 عدد آبخوري در نظر گرفته شود. اين آبخوريها قبل از جوجه‌ريزي بايستي با آب تميز پر شده و درجه حرارت آب آبخوريها بايد حدود 15ـ10 درجه سانتيگراد باشد. همچنين در سيستم آبخوري نيپل نيز بايستي از آبخوريهاي كمكي استفاده شود.
8- اضافه كردن مولتي ويتامين در چند روز اول به آب آشاميدني مفيد مي‌باشد. زيرا ممكن است ويتامين موجود در دان بعلت گرما كاهش يافته باشد.
9- ايجاد فضاي اضافي جهت تغذيه در چند روز اول لازم مي‌باشد. حداقل 20% از فضاي مادرهاي مصنوعي در روي بستر با صفحات مقوائي و يا كفي كارتن پوشانده شود و در آنها هميشه مقدار كمي دان تازه وجود داشته باشد. در اين صورت همواره طيور به دان دسترسي خواهند داشت. بلافاصله قبل از ورود جوجه به سالن دانخوريها را پر نمائيد.
10- شروع تغذيه بايستي با دان كرامبل با اندازه مناسب و بدون گرد و پودر دان باشد.
11- دانخوريها و آبخوريها را مستقيماً زير و يا خيلي نزديك به مادرهاي مصنوعي ندهيد تا طيور براحتي بتوانند در اطراف آنها حركت نمايند.
12- با استفاده از دماسنجي كه بتواند حداقل و حداكثر درجه حرارت را نشان دهد، درجه حرارت محوطه مادرهاي مصنوعي و درجه حرارت سالن را كنترل نمائيد.
13- قبل از جوجه‌ريزي، هيترها را از نظر صحت كار آنها، آبخوريها را از نظر پاكيزگي و عاري بودن از پوشال و درجه حرارت مناسب آب، دانخوريها را از نظر وجود دان كافي و در دسترس بودن آنها كنترل نمائيد.

2- تراكم جوجه‌ريزي
يكي از ضروريات اصلي رشد، حفظ سلامتي و كيفيت عمومي زيست و تامين فضاي كافي براي هر پرنده مي‌باشد. ميزان فضاي در نظر گرفته شده بستگي به مجموعه‌اي از فاكتورها نظير: وزن طيور در هنگام كشتار، نوع سالن (باز و بسته)، شرايط آب و هوائي منطقه و فصل دارد. بدين جهت براي محاسبه ظرفيت جوجه‌ريزي بايستي بطور دقيق از ابعاد داخلي سالن‌ها مطلع باشيم. بطور كلي تراكم جوجه‌ريزي توصيه شده بشرح زير مي‌باشد:
در سالنهاي بسته: در انگليس سازمان حمايت از رفاه طيور هيچگاه تحت هيچ شرايطي اجازه توليد بيش از 34 كيلوگرم گوشت در هر متر مربع سالن را نمي‌دهد. جدول زير با توجه به رفاه طيور و مديريت مناسب و حداكثر توليد 34 كيلوگرم گوشت در هر متر مربع، ميزان تراكم (تعداد جوجه در هر متر مربع سالن) را نشان مي‌دهد:


ميزان تراکم جوجه ريزي در واحد سطح وزن (کيلوگرم)
تراکم (قطعه در متر مربع)

1/25
2/27

5/1
7/22

75/1
4/29

2
17

25/2
1/15

5/2
6/13

75/2
4/12

3
3/11

5/3
7/9




در تابستان و بخصوص در واحدهايي كه امكان بروز مشكلات وجود دارد بايستي تراكم جوجه‌ريزي را كم نموده و در سالنهائي كه از تهويه مناسبي برخوردار نمي‌باشند بايستي دقت بيشتري نمود و تراكم جوجه‌ريزي در آنها را نيز كاهش داد.
سالنهاي باز: تراكم جوجه‌ريزي در سالنهاي باز براساس فصل و نوسانات درجه حرارت متفاوت بوده و بايستي در تابستان از تراكم جوجه‌ريزي در سالنهاي مذكور كاسته شود.

3- تخليه جوجه ها
طولاني شدن زمان تخليه جوجه باعث دهيدراته شدن جوجه‌ها و در نتيجه افزايش تلفات و كاهش پتانسيل رشد مي‌گردد.توجه به کليه نکات زير هنگام جوجه ريزي لازم و ضروري است:

ـ مطمئن شويد كه تحويل و توزيع جوجه‌ها در سالنها بطور صحيح انجام شده است. از انبار كردن جعبه‌هاي حاوي جوجه در منطقه مادر مصنوعي خودداري كنيد.
ـ جعبه‌ها را به آرامي نزديك به‌دان و آب در محدوده مادرهاي مصنوعي تخليه نمائيد.
ـ جعبه‌هاي خالي را در يك طرف سالن‌ها جمع نمائيد تا براحتي بتوانيد آنها را به خارج از سالن انتقال دهيد.
ـ جوجه‌ها بايد سرزنده و شاداب و بدون نقص ظاهري باشند.
ـ جوجه‌ها بايستي در محدوده مادرهاي مصنوعي قرار گيرند كه روشنائي آنها از مادرهاي مصنوعي و يا از لامپهاي سالن كه در بالاي مادرهاي مصنوعي هستند تامين مي‌گردد. در صورتي كه سالن داراي شرايط قابل كنترل باشد محصور كردن طيور در محدوده مادر مصنوعي ضرورتي ندارد ولي در صورتي كه تعداد جوجه‌ها كم باشد و همچنين در سالنهاي باز مفيد مي‌باشد.
1 الي 2 ساعت پس از استقرار، وضعيت توزيع جوجه‌ها در زير مادرهاي مصنوعي و ميزان دسترسي آنها را به آب و دان كنترل نمائيد.


4- كنترل رطوبت
رطوبت نسبي سالن بايد 70ـ50 درصد باشد، رطوبت سالن باعث حفظ كيفيت بستر شده و از خشك شدن زياد بستر و ايجاد گردوغبار جلوگيري مي‌نمايد. رطوبت بالاتر را بايد با افزايش تهويه كاهش داد. افزايش تهويه باعث از دست رفتن گرما و صرف هزينه اضافي است. وسائلي كه بسرعت و به درستي بتوانند رطوبت را اندازه‌گيري نمايند تا حدي غير معتبر مي‌باشند و احتياج به كاليبره كردن مكرر داشته و بدين جهت كنترل رطوبت را مشكل مي‌سازند. ايجاد رطوبت نسبي بالاتر براي جوجه يكروزه استرس جابجائي جوجه از جوجه‌كشي تا مزرعه را كاهش داده و رطوبت كمتر، شانس دهيدراته شدن جوجه را افزايش مي‌دهد.

5- مديريت آبخوري
توزيع آب تميز براي جلوگيري از دهيدراته شدن جوجه در طول دوران پرورش لازم مي‌باشد. مصرف آب و دان بطور مستقيم با يكديگر مرتبط بوده و بدون مصرف آب كافي، مصرف دان كاهش و نتيجتاً ميزان رشد نيز كاهش مي‌يابد. جهت افزايش ميزان رشد نياز مستمر به مدرنيزه كردن تجهيزات داريم.
بعنوان مثال يك پرنده در 10 سال پيش در 50 روزگي به وزني مي‌رسيد كه امروزه در 40 روزگي به آن وزن مي رسد (20% كاهش در سن كشتار) كه نشانگر لزوم افزايش توانائي تجهيزات موردنياز تا 20% مي‌باشد.
امروزه استفاده از آبخوريهاي نيپل مورد توجه قرار گرفته كه در اين صورت براي اطمينان از دسترسي طيور به آب بازاء هر 9 قطعه يك آبخوري نيپل با جريان آب كم و بدون فنجانك لازم است ولي در صورت استفاده از سيستم نيپل با جريان آب بيشتر تعداد پرنده بازاء هر نيپل افزايش مي‌يابد. ميزان موردنياز آبخوري آويز پلاستيكي به قطر 400 ميلي‌متر، براي هر 1000 پرنده 10ـ8 عدد مي‌رسد.




افزايش آبخوري براي جوجه يكروزه:
براي جوجه يكروزه بازاء هر 1000 قطعه جوجه 6 آبخوري كوچك كله قندي و يا سيني در نظر بگيريد. اين آبخوري‌ها هيچگاه نبايد خالي باشند و مرتباً بايد تميز و مجدداً با آب تميز و تازه پر شوند. بسيار مهم است كه روز اول ورود جوجه‌ها به سالن آب در آبخوريها به‌ميزان كافي وجود داشته باشد تا جوجه‌ها براحتي بتوانند به‌آب دسترسي پيدا كنند. سطح آب در آبخوريها با بزرگ شدن جوجه‌ها بايستي كاهش يابد تا از ريخت و پاش آب بوسيله جوجه‌ها جلوگيري شود.
تقريباً 48 ساعت پس از جوجه‌ريزي بايد آبخوريهاي كمكي جمع شوند. ارتفاع آبخوريهاي آويز بايد هم سطح پشت پرنده باشد. تنظيم آبخوريها مرتباً بايد كنترل شده تا ضمن توزيع آب به‌ميزان كافي از ريزش آب و هدر رفتن آن نيز جلوگيري شود.
صرفنظر از نوع سيستم آبخوري همواره بايد بازاء هر 3 متر عرض سالن يك رديف آبخوري در نظر گرفته شود. (توزيع يكنواخت آب در سالن)




مصرف آب (هواي معتدل):
معمولا مصرف آب 1.8ـ1.6 برابر مصرف دان مي‌باشد. اين ضريب بايد بعنوان يك راهنما باشد نه بعنوان يك ضريب ثابت. زيرا كه تغييراتي در مصرف آب با توجه به كيفيت دان، درجه حرارت محيط و سلامتي گله ايجاد مي‌گردد كه بايد به آن توجه و تدبير مديريتي مناسب اتخاذ گردد. استفاده از كنتور آب كه ميزان مصرف آب را مشخص مي‌نمايد، از ابزارهاي مفيد مديريتي است. مشخص شدن مصرف آب و مطلع شدن از وضعيت سلامتي گله مي‌تواند ما را در مورد زمان واكسيناسيون و همچنين درمان گله راهنمايي نمايد. مصرف آب با افزايش درجه حرارت محيط افزايش مي يابد، لذا بايد در حرارت بيش از 30 درجه سانتيگراد آبخوري‌هاي كمكي مورد استفاده قرار گيرند.

6- مديريت دانخوري ها
طول دانخوري زنجيري براي هر پرنده حداقل 5/2 سانتيمتر و تعداد دانخوري بشقابي براي 1000 قطعه 20ـ18 عدد منظور شود.




حداقل يك رديف دانخوري بشقابي براي هر 5 متر عرض سالن لازم است. در دوران پرورش دانخوريها بايد بطرف بالا كشيده شوند، بطوري كه لبه دانخوري همسطح پشت طيور باشد. سطح دان در دانخوريها بايستي به اندازه‌اي باشد كه ضمن دسترسي طيور به دان از ريخت و پاش و ضايع شدن آن جلوگيري شود، كنترل مرتب اطراف دانخوريها از نظر وجود يا عدم وجود دادن، مقدار دان موردنياز در دانخوريها را نشان مي‌دهد. همچنين به‌منظور پيشگيري از ماندن دان در دانخوريها و كهنه شدن و احتمالا كپك زدگي دان، بايد همه روزه پس از مصرف كامل دان قبلي، دان در دانخوريها توزيع شود.



7- مديريت بستر
بستر ممكن است از پوشال چوب، خرده كاغذ يا كاه خرد شده باشد. از مصرف تراشه چوب سفت كه داراي تانن زيادي است و همچنين تراشه چوب‌ريز و خاك اره‌اي كه اگر بوسيله جوجه خورده شود باعث سوراخ شدن چينه دان و سنگدال مي‌شود خودداري كنيد. به‌منظور پيشگيري از بروز بيماري آسپرژيلوز، از مصرف بستر پوسيده و كپك زده خودداري نمائيد. بهترين بستر، تراشه چوب سفيد با كيفيت خوب است.
كاه در صورتي كه به‌صورت صحيح عمل‌آوري و نگهداري شده باشد مي‌تواند بستر مناسبي باشد.
جهت جلوگيري از ايجاد تاول سينه، سوختگي سينه و قرمزي و سوختگي مفصل خرگوشي كه باعث تنزل كيفيت و كم شدن ارزش لاشه مي‌گردد از بستر نرم با كيفيت مناسب استفاده شود. از مصرف پوشال پودر شده، مرطوب و يا كلوخه خودداري نمائيد. بستر با كيفيت خوب داراي 35ـ30 درصد رطوبت مي‌باشد. ارتفاع بستر 7ـ5 سانتيمتر توصيه شده است. هيچگاه بستر قديمي را مجدداً استفاده نكنيد. هميشه بستر قديمي را خارج و براي هر نوبت جوجه‌ريزي از بستر تازه و جديد استفاده نمائيد.

8- مديريت نوردهي و روشنائي
غالباً در پرورش طيور گوشتي از برنامه نوردهي دائمي استفاده مي‌شود، ولي در هر روز بايد ساعاتي را نيز به تاريكي اختصاص داد. خاموشي در ساعاتي از روز باعث عادت كردن طيور به تاريكي شده و از وحشت آنها در موقع قطع برق و نتيجتاً تجمع و خفگي طيور پيشگيري مي‌نمايد. در هنگام طراحي سيستم روشنائي، يك رديف لامپ در بالاي محدوده مادرهاي مصنوعي بايد در نظر گرفته شود تا طيور بطرف منبع حرارتي، آب و دان هدايت شوند.
روشنايي سالن با استفاده از لامپهاي معمولي و يا لامپهاي فلورسنت تامين مي‌گردد و نكته ضروري و اساسي اين است كه نور بطرف يكنواخت در سالن توزيع گردد. اداره رفاه طيور در انگليس، شدت نور حداقل، 10 لوكس در سطح پرنده و متوسط 20 لوكس در كل سالن را توصيه مي‌نمايد. همچنين بسيار مهم است كه امكانات كم كردن شدت نور و تاريك كردن سالن وجود داشته باشد تا بتوانيم مواردي مثل خود خوري را كنترل كنيم.

9- مديريت تهويه و هوادهي
هر اندازه توان رشد پرنده افزايش يابد نياز به تامين اكسيژن و دفع حرارت بدن نيز افزوده مي‌گردد. بنابراين نياز به تهويه در آشيانه‌هاي امروزي به مراتب بيش از سابق است. علاوه بر تامين هواي مورد مصرف مستقيم پرنده، حفظ كيفيت هواي سالن‌ها نيز ضروري است. لذا سيستم تهويه سالن مرتباً بايستي بازنگري گرديده در صورت لزوم اصلاح شود.
در بعضي از فصول سال كه تغيير دما در شب و روز اندك است استفاده از كولر آبي ضروري است (سيستم پد). تهويه ناكافي علاوه بر كاهش اكسيژن لازم موجب افزايش غبار، رطوبت و گاز آمونياك شده به پرنده آسيب مي‌زند و براي پرسنل نيز نامطبوع مي‌گردد. توجه كنيد كه تداوم افزايش گاز آمونياك باعث مي‌شود كه كاركنان به آن عادت كرده و از افزايش بيشتر و خطرناك آن غافل شوند.
اثرات گاز آمونياك در سطوح مختلف در جدول زير تشريح گرديده است:


تراکم آمونياک (ppm)
اثرات

10 - 5
با بيني حس مي شود.

25 - 20
براي مرغ مضر بوده و انسان را ناراحت مي کند.

25
از طرف سازمان بهداشت اروپا براي 8 ساعت کاري ممنوع شده است.

35 - 30
خطر بيماريهاي تنفسي را افزايش مي دهد.

40 - 35
بي اشتهائي طيور آغاز مي شود.

بالاي 50
چشم پرنده اشک آلود، رشد متوقف و بيماريهاي تنفسي آغاز مي گردند.



10- كنترل درجه حرارت بدن
دانستن عوامل اصلي تنظيم كننده دماي بدن پرنده كه بستگي به تهويه و درجه حرارت محيط دارد مفيد است. پرنده قادر است آرايش پرهاي محافظ بدن خود را براساس دماي بدن تغيير دهد. در هواي سرد پرها بصورت عمود بر بدن قرار مي‌گيرند و هواي ساكن محبوس در بين آنها بصورت لايه‌اي عايق كننده عمل مي‌نمايد و برعكس با افزايش درجه حرارت، پرها روي سطح بصورت خوابيده آرايش مي‌يابد و اجازه مي‌دهد حرارت توليد شده در بدن به آساني به خارج دفع شود. سپس پرنده تلاش مي‌نمايد با تنفس دهاني و تبخير آب داخل دهان، خود را خنك كند.
هرچه تنفس دهاني افزايش يابد تبخير و برودت افزايش مي‌يابد. تبادل حرارت بدن مرغ بستگي به‌رطوبت هوا داشته، با افزايش ميزان رطوبت محيط، امكان دفع حرارت بدن كاهش مي‌يابد. در مناطقي كه كاهش رطوبت محيط ممكن نيست، بهترين راه حل، عبور هواي زياد با سرعت 2 متر در ثانيه در اطراف پرنده است و بدون انجام آن پرنده قادر به كنترل اعمال حياتي خود نبوده و تعادل بدنش به هم خورده و با شوك حرارتي تلف مي‌گردد. حرارت بيشترين اثر را در مصرف دان داشته و افزايش هر 1 درجه سانتيگراد به دماي سالن موجب كاهش حدود 1% از دان مصرفي خواهد شد به‌عنوان مثال اگر درجه حرارت سالن از 25 درجه به 35 درجه سانتيگراد تغيير كند و هوا جريان نداشته باشد بيش از 10 درصد از مصرف دان كاسته مي‌شود.
استفاده از هواي گرم :
در صورت استفاده از کوره هاي هواي کرم که سوخت آن معمولا گاز يا گازوئيل است ، در روز اول درجه حرارت سالن بايد 31-29 درجه بوده و سپس به تدريج هر هفته 2 درجه سانتيگراد از ميزان گرماي سالن کاسته شود به طوري که در 35 روزگي به 21-18 درجه برسد.استفاده از هواي گرم مي تواند باعث دهيدراته شدن جوجه گردد ، لذا در اين صورت استفاده از اين سيستم گرمايشي تعداد آبخوري بيشتري مورد استفاده قرار گيرد. در اين سيستم توزيع يکنواخت هوا بر روي درجه حرارت مطلوب موثر مي باشد.
استفاده ازگرمايش مستقيم تشعشعي:
در اين روش از مادرهاي مصنوعي مرسوم بدون اينکه محصور شوند استفاده شده و جوجه ها توسط منبع روشنايي به طرف منبع حرارتي هدايت مي شوند .
درجه حرارت درزير مادر مصنوعي بايستي 33-32 در جه سانتي گراد تنظيم شود در اين حالت درجه حرارت در محلي که نور مادر مصنوعي تمام مي شود 29 درجه سانتي گراد خواهد بود . رفتار جوجه ها راهنماي خوبي براي نشان دادن درجه حرارت مادرهاي مصنوعي است، اگر جوجه ها دور هم جمع شده و سر و صدا کنند نشانگر سرد بودن محيط نگهداري جوجه بوده و اگر آنها از مادرهاي مصنوعي دور شوند ، درجه حرارت بسيار بالاست. جوجه ها بايد در محدوده مادر مصنوعي پخش شوند . پس از 3-2 هفته بسته به درجه حرارت محيط روشنايي بايد افزايش يابد.
درجه حرارت سالن بايستي به تريج در هر هفته 2 درجه سانتي گراد کاهس يابد، به طوري که در حدود 35 روزگي به 21-18 درجه سانتي گراد برسد.


محدود کردن منطقه گرما :
معمولا در سالنهاي باز، مادرهاي مصنوعي بايستي محصور شوند. در اين صورت ارتفاع ديوار حصار آنها ببايد بيش از 30 تا 40 سانتيمتر باشد تا گرما به حد کافي حفظ شده و ضمنا هوا نيز جريان داشته باشد. اندازه محدوده محصور شده بستگي به ميزان درجه حرارت ايجاد شده دارد، اگر درجه حرارت زير مادر مصنوعي 33-31 درجه سانتي گراد باشد، در پيرامون مادرهاي مصنوعي مي تواند در کاهش دسترسي جوجه در زمانهاي حساس به آب و دان موثر باشد. دليل نياز به محدود کردن مادرهاي مصنوعي بايد بررسي شود و سپس با دقت به دسترسي طيور به آب و دان و حداقل ميزان تهويه توجه مخصوص شود اين حصارها موقتي است و بايستي جمع شوند اما تا آن زمان در تامين تهويه و آب و دان بايسي دقت فوق العاده مبذول گردد. در استفاده از فن هايي که به منظور کاهش هزينه هاي گرمايشيمورد استفاده قرار مي گيرند بايد فوق العاده دقت شود.
11- مديريت رشد طيور گوشتي
تنظيم رشد طيور گوشتي با هدف كاهش مشكلات پا و آسيت و همچنين بهبود ضريب تبديل صورت مي‌گيرد. ميزان رشد را مي‌توان با كنترل دان و يا روشنايي و يا تركيبي از هر دو تنظيم نمود.

الف) كنترل دان:
تنظيم رشد از طريق دان، با ايجاد تغييرات در ميزان مواد مغذي دان (تغيير در كيفيت) و يا تغيير در فرم فيزيكي دان (پلت بجاي مش) و يا تغيير در ميزان مصرف (تغيير در كميت) انجام مي‌شود.

ب) كنترل نور:
برنامه‌هاي نور نبايد به طريقي باشد كه طيور در ساعات روشنائي بيش از حد معمول دان مصرف نمايند.
در مدت خاموشي سالن بايد واقعاً تاريك باشد بطوريکه طيور نتوانند به دان دسترسي يابند. برنامه‌هاي نور بايد براساس وضعيت و تجهيزات سالن و امكانات و توان مديريتي تدوين شود.
رعايت موارد زير خطرات ناشي از تنظيم رشد از طريق كنترل دان و يا نور را كاهش مي‌دهد:
ـ هيچ نوع برنامه‌اي را تا قبل از رسيدن طيو به سن 7 روزگي شروع ننمائيد.
ـ 14 روز قبل از كشتار برنامه را متوقف نمائيد تا طيور به رشد كامل برسند.
ـ اطمينان از صحت عملكرد سيستم تهويه منطبق با شرايطي كه پيش مي‌آيد.
ـ تدارك تجهيزات كافي در سالن جهت دسترسي به آب و دان بيش از وضعيت طبيعي.
ـ كنترل مرتب وزن و تنظيم برنامه‌هاي كنترل رشد با توجه به وزن طيور.
12- مديريت آماري
آمار و اطلاعات گله بايد بطور صحيح و دقيق ثبت شود تا بتوانيم وضعيت گله را پيش بيني نموده و برنامه ريزيهاي لازم را انجام داده و همچنين به عملكرد و ميزان مناسب سودآوري گله دستيابيم. همچنين ثبت آمار باعث مي‌شود كه مشكلات احتمالي را پيش‌بيني نمائيم. بطور خلاصه ثبت آمار ابزار فوق‌العاده ارزشمند مديريتي مي‌باشد. توجه داشته باشيد که آمار روزانه ثبت شده مربوط به هر سالن در داخل همان سالن بايد نگهداري شود.

آمار روزانه:
ـ تعداد تلفات، حذف و كشتار.
ـ مصرف آب.
ـ ميزان حداقل و حداكثر درجه حرارت.
ـ مصرف دان.
ـ وزن زنده و افزايش روزانه.
ـ درمان: نوع و ميزان، تاريخ مصرف و مدت زمان مصرف دارو و شماره ساخت دارو .
ـ واكسيناسيون: زمان و نوع و ميزان و شماره ساخت واكسن.
ـ محل تامين دان، سوخت، پوشال و غيره.

آمار توليد:
ـ تعداد و تراكم جوجه‌ريزي.
ـ تاريخ جوجه‌ريزي، كارخانه جوجه‌كشي و گله مادر.
ـ توزيع دان، نوع، زمان مصرف و مدت زمان مصرف مواد افزودني به‌دان.
ـ نتايج كالبدشكافي.
ـ تعداد نمونه‌هاي دان كه از هر محموله وارده به مرغداري بايستي در ظروف در بسته غير قابل نفوذ از نظر هوا و جوندگان تا 3 هفته پس از مصرف نگهداري شود.
ـ تعميرات و نگهداري.
ـ كنترل موتور برق.
ـ كنترل وسائل اخطار دهنده (چراغ زنگ و يا بوق‌هاي خطر).
..
13- ضريب راندمان توليد EUROPEAN PRODUCTION EFICIENCY FACTOR ) EPEF )
..
ضريب راندمان توليد عدد استانداردي است كه به ‌تنهايي بيانگر عملكرد گله گوشتي و دربرگيرنده تمام موارد فني از قبيل وزن زنده ضريب تبديل سن و تلفات مي‌باشد.

number one
2007-Jul-12, 14:15
بهداشت و بيماريهای مرغ

بهداشت
مهمترين فاكتور در سلامتي گله، حفظ بهداشت مي‌باشد. به‌عبارتي شما با حفظ بهداشت سلامتي گله خود را بيمه مي‌نمائيد. گله مادر سالم و جوجه‌كشي بهداشتي، در توزيع جوجه سالم سهم بسزائي دارند. اگر در فارم مسائل بهداشتي در حد استاندارد رعايت شود و برنامه واكسيناسيون و درمان مناسبي اجرا شو مي‌توانيم به رشد مورد انتظار دست يابيم. بهداشت فقط انتخاب صحيح مواد ضد عفوني كننده نمي‌باشد. بلكه شامل انجام مواردي است كه به حفظ بهداشت و نظافت در بالاترين سطح استاندارد در توليدات طيور اختصاص داده شده است.
موارد اصلي كه به حفظ بهداشت كمك مي‌كند عبارتست از:

1- به چگونگي حذف تلفات با توجه به شرائط محلي توجه شود. كوره لاشه سوز بهترين روش براي حذف تلفات مي‌باشد. ولي استفاده از آن بخصوص در واحدهاي بزرگ هميشه اقتصادي نمي‌باشد. دفن تلفات و يا ايجاد يك محلي كه بتوان لاشه‌ها را كمپوست نمود مي‌تواند بعنوان يك روش جايگزين مورد استفاده قرار گيرد.
2- در پايان هر دوره، منطقه را كاملا از طيور تخليه نمائيد.
3- اگر سوسكهاي ريز و يا حشرات در سالن وجود دارد بلافاصله پس از تخليه سالن از يك ماده حشره كش استفاده نموده و سپس سالن را ضد عفوني نمائيد.
4- كود خارج شده از هر سالن را به خارج از منقطه منتقل نمائيد.
5- سالن را از كثافات و مواد زائد كاملا پاك كنيد و به نقاطي كه كمتر آشكار هستند مانند ورودي‌هاي هوا و فن‌ها توجه مخصوص شود.
6- اگر تجهيزاتي مانند مادرهاي مصنوعي، آبخوريها و دانخوريها قابل جابجا شدن مي‌باشند، آنها را در يك محل مناسب جهت شستشو و ضدعفوني قرار دهيد.
7- سطوح داخلي سالن، تجهيزات ثابت و يا متحرك و محوطه خارجي اطراف سالن‌ها را با يك ماده پاك كننده معمولي با آب پر فشار بشوئيد. توجه مخصوص به پنجره‌ها و فن‌ها و غيره مبذول شود.
8- كف و ديواره‌هاي داخلي سالن تا ارتفاع 1 متري را با ماده ضد عفوني كننده تائيد شده وسيع الطيف آغشته نمائيد تا عوامل بيماريزا نابود گردند.
9- تمام تجهيزات سالن را نيز با مواد پاك كننده ضدعفوني كننده تميز كنيد.
10- پس از خشك شدن سالن، كف آن را با پوشال پوشانده و وسائل را نصب نمائيد. سپس سالن را گرم و به 21 درجه سانتيگراد رسانده و سپس سالن و وسايل را با گاز فرمالدئيد دود دهيد. بعد از 24 ساعت، گاز را خنثي و سپس سالن را تهويه نمائيد.
11- به مخازن نگهداري دان توجه مخصوص شود، باقيمانده دان را از مخازن خارج كرده در گوني قرار دهيد سپس مخازن را تميز كرده دود دهيد. اگر در نظر داريد دان باقيمانده را به فارم ديگر انتقال دهيد، از سلامتي آن مطمئن شويد.
آب داخل لوله‌ها و مخازن آب و آبخوريها را خارج و تمام سيستم را با آب تميز شستشو و پس از ضد عفوني آبكشي كنيد. و مطمئن شويد كه تمام مواد شيميايي از سيستم خارج شده‌اند.
12- سياست مبارزه با جوندگان را بطور جدي اعمال نمائيد. همچنين طيور وحشي و حيوانات اهلي دست‌آموز را بخصوص در مواقعي كه سالن‌ها خالي هستند خارج نمائيد.
13- محوطه اطراف سالن‌ها را از رستني‌ها خالي كنيد و از تعمير تجهيزات كهنه در داخل و خارج از انبار دان خودداري كنيد.
14-بازديد كنندگان را به حداقل برسانيد. لباس و چكمه تميز براي بازديد كنندگان در نظر گرفته شود و همه بازديد‌ها را ثبت نمائيد.

سلامتي
در 25 سال گذشته، در مورد كنترل بيماريهاي طيور پيشرفتهاي قابل توجهي ايجاد شده است و لازم است كه تاكيد شود پيشگيري مقدم بر درمان مي‌باشد. اگر طيور يك فارم مدرن و بزرگ بيمار شوند، متوقف كردن و يا محدود كردن زيانهاي اقتصادي و اقدام به موقع در مورد آن همواره ساده و امكان‌پذير نمي‌باشد. درمان گله پر خرج بوده و كل گله اعم از بيمار و سالم بايد درمان شوند. پس از وقوع بيماري هرچه سريعتر جهت درمان بايد چاره انديشي شود، مشاهدات دقيق روزانه مي‌تواند ما را به وجود مشكل در ابتداي امر راهنمائي نمايد.
روزانه موارد زير را كنترل كنيد:

1ـ وضعيت ظاهري و رفتار و حركات گله.
2ـ مصرف دان.
3ـ مصرف آب.
4ـ تلفات.

توصيه مي شود براي ايمني بيشتر نکات زير را نيز در نظر بگيريد :

1- مطمئن شويد كه توالت‌ها و دستشوئي‌ها براي كاركنان و بازديدكنندگان در دسترس است. همچنين در ورودي هر سالن حوضچه ضدعفوني تعبيه نمائيد.
2- امكانات ضدعفوني چرخ ماشين‌ها را از طريق اسپري و يا ورود در حوضچه ضدعفوني فراهم و فقط به وسائل نقليه ضروري اجازه ورود به مزرعه را بدهيد.
3- از نقطه نظر امنيتي و بهداشتي هميشه دربها را بسته نگهداريد.
4- توصيه مي‌شود كه با سواپ كشي و يا پليت‌گذاري در داخل و محوطه اطراف سالن و اندازه‌گيري ميزان كل اجرام ميكربي نحوه شستشو و ضدعفوني سالن‌ها و محوطه اطراف آن را مورد ارزيابي قرار دهيد.
5- بخاطر بسپاريد كه استريل كردن سالنها امكان‌پذير نمي‌باشد، ولي مي‌توان سطح اجرام بيماريزا را كاهش و به‌حد قابل قبول رساند.

يکي از بهترين راه ها جهت رسيدن به سطح بهداشت قابل قبول دود دادن است که معمولا بوسيله محلول فرمالين انجام مي گيرد اما بايد توجه داشت که بکار بردن اين روش نيازمند رعايت يکسري نکات مي باشد. استفاده از فرمالين به‌عنوان ضدعفوني كننده در صنعت طيور سالهاست كه به‌دلائل زير معمول مي‌باشد:

ـ مقرون به صرفه است.
ـ به وسائل و تجهيزات و سالن آسيب نمي‌رساند.
ـ پس از مصرف براحتي خنثي مي‌شود.

سالهاست كه فرمالدئيد بعنوان ضدعفوني كننده قوي در سطح وسيع مورد استفاده قرار گرفته است. حتي با حضور مواد آلي اغلب ميكروبها نسبت به گاز فرمالدئيد حساس مي‌باشند. گاز فرمالدئيد به شدت در آب محلول مي‌باشد، و از آنجائي‌كه كاملا در سطوح ناصاف نفوذ نمي‌كند، بلكه پس از سرد شدن بصورت لايه‌اي روي سطوح را مي‌پوشاند، لذا بايد توجه شود كه قبل از گاز دادن وسائل بايد شسته و از مواد زائد و كثافات پاك شوند. شرائط محيطي اثر زيادي در راندمان دود دادن دارد. بهترين راندمان دود دادن در رطوبت 70ـ80 درصد و حرارت 21 درجه سانتيگراد حاصل مي‌شود.عملا جهت استفاده از حداكثر توان گاز در ضدعفوني، بلافاصله پس از شستشوي داخل سالن و قبل از خشك شدن سالن را دود دهيد.
قبل از دود دادن گرماي سالن را به 21 درجه سانتيگراد برسانيد و پس از دود دادن، سالن بايد به مدت 24 ساعت بسته بماند در اين‌صورت گاز در تمام نقاط سالن بطور يكنواخت منتشر مي‌گردد.
روشهاي زير نيز جهت ايجاد گاز فرمالدئيد مي‌تواند مورد استفاده قرار گيرد:

1ـ گرم كردن پارافرمالدئيد جامد كه سهل‌ترين روش توليد گاز فرمالدئيد مي‌باشد. معمولا 1 ـ كيلو از پارافرمالدئيد جامد براي 300 متر مكعب فضا كفايت مي‌كند. اين روش مي‌تواند بصورت تمام اتوماتيك انجام شود.
2ـ بخار فرمالين ـ مخلوط فرمالين و آب به نسبت مساوي و اسپري آن روش مناسبي جهت ضد عفوني مي‌باشد 28 سانتيمتر مكعب فرمالين و 28 سانتيمتر مكعب آب بازاء 25 متر مكعب فضا و دستگاه مخصوص ائروسل موردنياز مي‌باشد. ممكن است براي هر سالن به بيش از يكدستگاه اسپري كننده‌نياز باشد. در اين صورت با ايجاد روش مناسب مي‌توان دستگاه را به‌بيرون از سالن منتقل و پر نمود و مجدداً مورد استفاده قرار داد.
احتياط: محلول فرمالين و گاز فرمالدئيد هر دو براي سلامتي انسان و دام خطرناك مي‌باشند و عاملين بايد از لباس مناسب، ماسك، عينك و دستكش استفاده نمايند.

واكسيناسيون
اغلب گله‌هاي مادر گوشتي بر عليه بيماريهاي مهم واكسينه شده‌اند و نتيجتاً ميزان آنتي‌بادي مادري در جوجه‌هاي گوشتي در حدي است كه مي‌تواند آنها را در مقابل بيماريها حفاظت نمايد. تدوين برنامه واكسيناسيون در طيور گوشتي بستگي به وضعيت بيماريها در محل داشته و بهتر است قبل از جوجه‌ريزي در اين خصوص با مشاور دامپزشكي خود مشورت نمائيد.
مديريت صحيح واكسن داراي منافع زير مي‌باشد:
ـ ايجاد امنيت كامل مي‌نمايد.
ـ عوارض جانبي و باقيمانده واكسن در لاشه را به حداقل مي‌رساند.
ـ پوشش بيماري در سطح وسيع مقدور مي‌گردد.
ـ درمان گله در مورد بيماريهاي ميكروبي مؤثرتر و راحت‌تر است تا بيماري ويروسي. اصول و روشهاي پيشگيري از بيماريها در مرغداري

روشهاي مختلف واكسيناسيون

1) تمام گله بايد در يك زمان واكسينه شوند ، همچنين گله مذكور بايد كاملا سالم باشد.
2) چنانچه در گله برونشيت عفوني وجود دارد تا سه هفته پس از بهبود كامل نبايد هيچگونه واكسيناسيوني بر عليه نيو كاسل انجام شود.
3) طيوري كه نشانه هاي بيماري تنفسي مانند (c.r.d) و ريزي چشم را دارند ، نبايد قبل از در مان واكسينه شوند.
4) در هواي گرم واكسيناسيون بايد در ساعات صبحگاهي كه هوا خنك است انجام گيرد.
5) در زمستان واكسيتاسيون در عصر يا غروب انجام مي شود ، براي كاهش استرس مي توان از نور آبي استفاده كرد.
6) براي جلوگيري از واكنش طيور در مقابل واكسن مي توان براي 24ساعت به آب آشاميدني آنتي بيوتيك اضافه كرد و يا از ويتامين جهت كاهش استرس اتفاده نمود.
7) ميان دو مرحله واكسيناسيون بايد حداقل يك هفته فاصله باشد تا استرس ناشي از مرحله قبل برطرف گردد.



ـــ آشاميدني
ابتدا بايد به ازاي هر يك ليتر آب 100 سي سي شير چربي گرفته به آب اضافه كرد و خوب مخلوط نمود اين عمل به منظور طولاني كردن حيات ويروس زنده و در عين حال ترسيب مواد معدني زائد در چاههاي عميق توصيه مي شود.سپس با توجه به سن طيور ، واكسن را در آب مخلوط با شير مخلوط كرد.

زمان انجام واكسيناسيون بايد نكات زير را رعايت نمود:
ــ ظروف آبخوري بايد تميز و عاري از هر گونه آلودگي با مواد ضدعفوني كننده باشد.
ــ براي رقيق نمودن واكسن نبايد از آب لوله كشي كه حاوي مواد ضدعفوني كننده است استفاده نمود.
ــ تعداد آبخوري ها را بايد به دو برابر مواقع معمولي رساند.
ــ ظروف آبخوري محتوي واكسن نبايد در معرض نور مستقيم آفناب قرار گيرد.
ــ جوجه ها يا مرغها را تا چند ساعت قبل از دادن واكسن آشاميدني تشنه نگه مي دارند.
ــ واكسن بايد كاملا تازه باشد و براي حمل آن از يخدانهاي حاوي يخ استفاده شود. واكسن را نبايد بيش از 3-2روز نگهداري كرد.
واكسن را بايد در محوطه يخ ساز يخچال كه حرارت زير صفر دارد ، نگهداري كرد.

مزايا :
ــ احتياج به گرفتن طيور نيست به همين جهت استرس براي گله به وجود نمي آيد.
ــ نياز به كارگر و كار خيلي كم است.
ــ واكنش واكسن در جوجه ها ملايم است و خطر واكنش شديد وجود ندارد.

معايب:
نمي توان اطمينان داشت كه همه جوجه هاي موجود در گله از آب آشاميدني واكسن دار به اندازه معين استفاده كرده باشند و در نتيجه ميزان ايمني در بدن جوجه ها متغير است.ايمني در اين روش پايينتر از روشهاي ديگر است.

ــ قطره چشمي يا بيني
واكسن را بايد طوري رقيق كرد كه در هر قطره يك دز واكسن وجود داشته باشد.

مزايا :
ايمني در جوجه يكنواخت است و ايمني در بدن بالاتر از روشهاي ديگر است.

معايب:
ــ گرفتن جوجه ها سبب به وجود آمدن استرس در آنها مي گردد.
ــ احتياج به وقت و كارگر بيشتر است .
واكسن به طور عميق در دستگاه تنفسي نفوذ نمي كند.
ــ در سنين بالا استفاده از اين روش مشكل است.

ــ اسپري
براي واكسينه كردن 1000قطعه طيوربايد 70 سي سي محلول 20درصد گليسيرين را آماده ساخت وسپس 1000 دز واكسن را در30 سي سي آب حل نموده به مايع قبلي اضافه نمود ، بطوريكه حجم مجموع به100 سي سي برسد، سپس اين 100سي سي رابراي 1000 قطعه طيورطوري مصرف نمود كه درعرض 3 دقيقه بر روي آنها درهوا پاشيده شود.
ــ قبل ازاسپري كردن مرغداري بايد در و پنجره هاي سالن را بسته و تهويه و پنكه را خاموش نمود.
ــ واكسن بايد درارتفاع يك متري بالاي سرطيوردرهوا پاشيده شود.
ــ ماشين اسپري بايد به آرامي حركت داده شود تا واكسن به طوريكنواخت روي جوجه ها پاشيده شود.
ــ مدت 15دقيقه بعد ازپاشيدن واكسن درهوا بايد درها وپنجره هاي مرغداري بسته بماند.

مزايا :
ــ صرفه جويي از نظر كارگر
ــ كاهش استرس در گله به علت عدم نياز به گرفتن طيور كه اغلب منجر به ناراحتي آنها مي شود.
ــ صرفه جويي در زمان و سرعت عمل و آسان بودن كار
ــ از آنجايي كه واكسن به طور مستقيم بر روي دستگاه تنفسي پاشيده مي شود ، ايمني آن بيشتر است.

معايب :
ايمني يكنواخت نيست.
براي اولين بار در واكسيناسيون نيوكاسل نبايد از روش اسپري استفاده كرد و چكاندن واكسن در چشم يا روش تزريقي بهتر است ولي براي دوره هاي بعدي مي توان از روش اسپري به خوبي استفاده كرد.
اين روش منحصرا بر عليه نيوكاسل و برونشيت به كار مي رود.

ــ روش گرد پاشي
در اين روش واكسن را به صورت گرد در آورده و با دستگاههاي مخصوص به صورت گرد و غبار در لانه و بر روي مرغها مي پاشند.

مزايا :
ــ طيور دستكاري نمي شوند در نتيجه استرس به وجود نمي آيد.
ــ به علت قابليت نفوذ، ايمني بافتي در اين روش زياد است.

معايب :
ايمني يكنواخت نمي باشد زيرا برخي از طيور به اندازه كافي واكسن دريافت نمي كنند. اين روش در ايران متداول نيست.

به طور كلي با توجه به محل ، موقعيت و امكانات مرغداري يكي از روشهاي مذكور به كار برده مي شوند ، كه در هر صورت نكات زير را بايد رعايت نمود:

number one
2007-Jul-13, 20:00
سالمونلوز (شایعترین زئونوز در جهان)

اسامی مترادف : پارا تیفوئید ، مسمومیت غذایی ناشی از سالمونلاها ، تیفوئید رودهای همه گیر ، عفونت روده ای
عامل بیماری : باکتری سالمونلا با گونه ها و تیپ های مختلف
اثرات بهداشتی :سالمونلا های با منشا حیوانی عفونت روده ای را در انسان موجب می شوند .
بیماری با دوره نهفتگی 8 تا 48 ساعت پس از مصرف غذای آلوده با تب ، دردهای عضلانی، سر درد ، بی قراری عمومی مشخص می شود . نشانی های اصلی را درد های شکم ، تهوع ، اسهال و استفراغ تشکیل می دهد . در ارتباط با دز و حدت باکتری های خاص ، گاسترو آنتریت به درجات مختلف ایجاد می شود .
عموما سیر بیماری ملایم بوده و بهبودی بالینی در فاصله 2 تا 4 روز صورت می پذیرد . انسان شفا یافته به عنوان کاریر ممکن است برای مدتی باکتری ها را دفع کند .
بیماری در افراد ضعیف بسیار شدید بوده و ممکن است به بستری شدن در بیمارستان نیاز باشد . بروز بیماری در کودکان و افراد مسن بیشتر است . عفونت سالمونلا کلرا سوئیس خطرناک بوده ، سپتس سمی ، اسپلنو مگالی (بزرگ شدن طحال) و تب شدید در مدتی
کوتاه پس از شروع گاستر آنتریت را موجب می شود . بیش از 50 % مبتلایان باکتریمی ( وجود باکتری در خون) نشان داده و میزان مرگ و میر ممکن است تا 20% باشد .
میزبان : تمامی پستانداران اهلی و وحشی ، و طیور
مکانیسم انتقال : اکثر عفونت ها در نتیجه مصرف شیر و فراورده های غیر پاستوریزه آن ، گوشت قرمز و مرغ و ماهی و سایر غذا های با منشا حیوانی ایجاد میشوند . تماس مستقیم یا غیر مستقیم با حیوانات آلوده و محیط آنها نیز ممکن است به آلودگی از طریق گوارش منجر شود .
جوامع مورد مخاطره : تمامی افرادی که در تماس با آلودگی قرار دارند و یا زا مواد غذایی با منشا حیوانی ( که به درستی فراوری و نگهداری نشده ) استفاده می نمایند .
انتشار جغرا فیای : جهانی
پیشگیری یا کنترل :کنترل بیماری بر اساس محا فظت انسان از ابتلا به عفونت و کاهش شیوع آن در حیوانات .
بازرسی دامپزشکی گوشت ، شیر و فراورده های طیور ، نظارت در پاستوریزاسیون شیر و تولید تخم مرغ اهمیت زیادی در جلوگیری از ابتلا مصرف کنندگان خواهد داشت .
آموزش بهداشتی افراد شاغل در مراکز تولید مواد غذایی ، و همچنین خانم های خانه دار در مورد تهیه ، پختن و نگهداری مواد غذایی در یخچال ، رعایت بهداشت شخصی ضروری است.

number one
2007-Jul-13, 20:03
بیماری های مشترک انسان و طیور


آلوئولیت آلرژیک:

این بیماری نام های زیادی دارد از جمله، پنومونی افزایش حساسیت، پنوموکونیوزیس و بیماری ریوی در کبوتران. این بیماری در انسانهای که نسبت به پر و یا غبار پر یا کسانی که با کبوتران سرو کار دارند دیده می شود. نشانه های این بیماری ممکن است در دو سال خود را نشان دهند ولی اغلب تا 10 الی 20 سال این نشان ها بارز هستند.

این بیماری به سه شکل حاد، تحت حاد و مزمن دیده می شود. فرم حاد، در اثر استنشاق پر و یا غبار پر ویا در معرض مدفوع پرندگان در مدت 4 ساعت قرار داشتن، بوجود می آید. نشانه های فرم حاد، عطسه، سختی در تنفس، احساس سرما و تب است. اگر فرد از آن موقعیت زود بیرون بیاید، درمان خاصی نمی خواهد و نشانه های بیماری از بین خواهد رفت. در فرم تحت حاد فرد طی مدت زمان بیشتری در معرض موارد آلرژیک قرار دارد. سرفه های خشک و سختی تنفس رو به افزایش خواهد گذاشت. در این فرم نیز اگر فرد از موارد آلرژیک دور شود خود به خود بهبود پیدا خواهد کرد و علائم نیز از بین خواهد رفت. اگر فردی به صورت مداوم با موارد آلرژیک زا سر و کار داشته باشد به فرم مزمن دچار خواهد شد. این فرم دیگر قابل برگشت نیست و علائم آن نیز سختی در تنفس به صورت آشکارا پیش رونده ، عطسه خشک و کاهش وزن می باشد.

آلوئولیت آلرژیک ظرفیت ششها را کاهش می دهد و سبب آسیب به آلوئول های ریه می شود.

هر چند این بیماری در افرادی که به صورت ژنتیکی مستعد این بیماری هستند رخ میدهد، ولی می توان اقداماتی را برای کاهش در معرض قرار گیری در برابر موارد آلرژیک زا انجام داد. این موارد شامل تمیز کردن قفسها به صورت روزانه، شستوشوی مکرر پرندگان جلوگیری از ازدحام آنها، تهویه هوای مناسب و استفاده از سیستم های تمییز کننده هوا.

کمپیلو باکتریوزیس:

این بیماری در اثر باکتری کمپیلو باکتر ژژونی رخ می دهد. این باکتری، گرم منفی و دارای اسپور غیر متحرک است. این باکتری انسانها و گونه های مختلفی از حیوانات را تحت تاثیر قرار می دهد بویژه طوطی سانان ( طوطی) و گنجشک سانان( فنچ و قناری). این باکتری در روده کوچک( ژژنوم و ایلئوم) و کولون ( روده بزرگ) زندگی می کند و به صورت فلور طبیعی بسیاری از پرندگان بشمار می رود. نگه داری پرندگان وحشی به صورت آزاد باعث گسترش بیماری و انتقال بیماری به صورت دهانی- مدفوعی می شود. علائم کلینیکی این بیماری هپاتیت، بی حالی و رخوت، از دست دادن اشتها، کاهش وزن و اسهال زرد است. مرگ و میر هم ممکن است دیده شود.

این بیماری ممکن است در اثر خوردن پرندگان مریض و یا فراورده های آنها به انسان منتقل شود. علائم آن دل درد، تب، اسهال و سر درد در 2 تا 5 روز ادامه خواهد داشت. زنهای آبستن، افراد ضعیف و افرادی که ایمن ضعیفی دارند بیتر در معرض خطر هستند. افرادی که با مرغ و پرندگان خانگی سر و کار دارند در وحله اول خطر هستند. تست های خونی و جدا سازی ارگانیسم ازمدفوع و کشت آن برای تجویز دارو استفاده می شود. بهبودی با درمان با آنتی بیوتیک ها و استراحت ،7 تا 10 روز انجام می شود.

نیوکاسل:

عامل بیماری نیوکاسل، پارامیکسو ویروس است که پرندگان و انسانها را بیمار می کند. این بیماری بیشتر در بین پرندگان وحشی عمومیت دارد. ویروس این بیماری از طرق دهانی، تنفسی و از طریق مدفوع منتقل می شود. علائم این بیماری، نشانه های تنفسی، اسهال و علائم عصبی از قبیل فلجی، سر نافرم( کله بادی)، حرکات چرخشی به دور خود و حمله بیماری به صورت یکدفعه می باشد. بعض از پرندگان زنده خواهند واند ولی تعدادی از آنها خواهند مرد.

افرادی که در خطر هستند معمولا افرادی هستند که با پرندگان و یا محصولات آنها سر و کار دارند. دوره کومون این بیماری فقق یکی دو روز است. کونژکتیویت و تب و لرز و بی حالی از علاءم این بیماری در انسان است. بازگشت سلامتی حدود 3 هفته طول خواهد کشید.

تشخیص قطعی این بیماری در انسان و یا پرندگان با جدا کردن این ویروس می باشد. درمان خاصی برای این بیمار وجود ندارد و با درمان های حمایتی مثل نوشیدن آب زیاد، استراحت و غذا های مناسب می توان به بهبودی نسبی رسید.

سل مرغی :

توسط مایکو باکتریوم ویوم ایجاد می شود که نزدیکی زیادی با باکتری سل انسانی و گاوی دارد.در پرندگان M.avium سبب بیماری ناتوان کننده مزمنی با ندول های سلی می شود. در انسان عفونت M.avium یابه صورت تنفسی در کودکان ویا بصورت موضعی در بزرگسالان بروز می کند که که با تورم گره های لنفاوی ناحیه همراه است. ایجاد عفونت در افرادی که کمبود ایمنی دارند به صورت حادتر است.

M.avium از طریق خوردن غذا و یا آب گسترش می یابد. گله های مرغ بایستی نابود شود. در حالی که بیشتر مایکو باکتریوم ها با آنتی بیوتیک ها قابل درمان هستند، عفونت M.avium استثنا است.

اگر پرنده ای در گله شما دچار این بیماری شد بلافاصله آن را از گله خود جدا کنید.

سه نوع نشانه مختلف از این بیماری گزارش شده است :

1- نوع کلاسیک آن که همراه با ندول ها و گرانول هایی در تمامی ارگانیسم هاست.

2- نوع دوم آن همراه با ایجاد زخم در لوله های گوارشی است. در این نوع مقدار زیادی از این باکتری در مدفوع دیده می شود.

3- اشخیص این فرم بسیار مشکل است زیرا که این فرم نشانه های بارزی برای تسشخیص وجود ندارد. این فرم بیشتر در قناری و فنچ ها رخ می دهد.

M.avium بسیار به آنتی بیوتیک ها مقاوم است. در انسان برداشت گره های لنفاوی بوسیله جراحی اغلب برای درمان عفونت ضروری است.

مردمی را که دچار سل انسانی هستند، نباید هرگز اجازه بدهید آنها به سالن های شما وارد شوند.

number one
2007-Jul-13, 20:18
سارس (سندرم تنفسی حاد شدید)

اتیولوژی: عامل بیماری یک کوروناویروس جدید بنام SARS-CoV می باشد.
این بیماری اولین بار در فوریه 2003 در آسیا مشاهده شد و ظرف چند ماه در بیش از بیست کشور در امریکای شمالی جنوبی اروپا و آسیا انتشار یافت.
از جولای 2003 به بعد مورد دیگری از سارس مشاهده نشد و بنظر می رسد اپیدمی آن فعلا پایان یافته باشد.


تعاریف
مورد مشکوک:
هر فردی که با تب (درجه حرارت بیش از 38 درجه) و سرفه یا سختی در تنفس مراجعه کند یا بیماری که بعلت بیماری حاد تنفسی غیرقابل توجیه پس از اول نوامبر 2002 فوت کرده باشد و اتوپسی روی وی انجام نشده باشد.
علاوه بر موارد فوق باید در طول 10 روز گذشته یک یا چند مورد از تماسهای زیر نیز وجود داشته باشد:
تماس نزدیک با یک مورد مشکوک یا احتمالی سارس
سابقه مسافرت اخیر به مناطق دارای بیماران سارس

مورد احتمالی:
مورد مشکوک باضافه شواهد رادیولوژیک پنومونی یا سندرم دیسترس تنفسی
مورد مشکوک باضافه شواهد اتوپسی سندرم دیسترس تنفسی بدون علت مشخص

معیارهای خروج از تعریف
در صورتیکه تشخیص دیگری مسجل شود تشخیص سارس منتفی است.
توضیحات
علاوه بر تب و سرفه و مشکلات تنفسی سارس ممکن است با علائم دیگری مثل سردرد میالژی بی اشتهایی خستگی گیجی راش یا اسهال خود را نشان دهد.

تست های آزمایشگاهی
علاوه بر آزمایش های روتین در تمام موارد احتمالی یا موارد مشکوکی که تماس نزدیک با موارد احتمالی داشته اند باید آزمایش های زیر انجام شود:
دو نمونه خون برای سرولوژی با فاصله حداقل دو هفته ( مرحله حاد و نقاهت).
نمونه خون (حداقل 10 میلی لیتر) حاوی مواد ضدانعقاد.
نمونه سواب حلق که باید در محیط کشت ویروس قرار گیرد.
سواب یا نمونه آسپیره شده نازوفارنکس در محیط کشت ویروس
نمونه تازه یا در محیط کشت قرار داده شده مدفوع (در صورت وجود اسهال)
تست های زیر نیز در صورت امکان بهتر است انجام شوند:
نمونه بال ( برونکوآلوئولار لاواژ) یا آسپیره تراشه در ظرف استریل
نمونه CSF در صورت وجود علائم مننژیت
تمام بافتهای بدست آمده از بیوپسی یا اتوپسی به دو صورت تازه و فیکس شده
درمان
موارد مشکوک
مورد را به مقامات بهداشتی محلی اطلاع دهید.
موارد تماس(محل کار، مدرسه یا تجمعات دیگر) را مورد بررسی و تحقیق کامل قرار دهید.
مطمئن شوید وسایل کنترل عفونت در محل وجود داشته باشند( ایزولیشن تنفسی با فشار پایین)، ماسک ، گان، دستکش و محافظ چشم. برای اطلاعات کاملتر به www.sars.gc.ca مراجعه کنید.
شرح حال کاملی از سفرها یا تماس های بیمار بگیرید.
تست های روتین مثل CBC ، ABG و نیزCXR را انجام دهید و در صورت لزوم تکرار کنید.
اطلاعات کامل در مورد بیماری سارس را به بیمار بدهید.
در صورت نیاز بیمار را بستری کنید.
در غیر اینصورت به بیمار بگویید با بدتر شدن علائم سریعا مراجعه کند.
مایعات کافی را به بیمار برسانید.
موارد احتمالی
هنوز موئرترین رژیم درمانی سارس مشخص نشده است. اما در حال حاضر موارد زیر توصیه می شوند:
آنتی بیوتیک وسیع الطیف برای پنومونی احتمالی اکتسابی (بر اساس مندل 2000)
ریباویرین در حال حاضر فقط برای مقاصد تحقیقاتی در سارس بکار میرود و بعلت گزارش برخی عوارض جنبی شدید فعلا توصیه نمی شود.
استروئیدها در چند بیمار در هنگ کنگ مفید گزارش شده اند اما هنوز استفاده روتین از آنها توصیه نمی شود.
بررسی روی آلفا اینترفرون هم هنوز در مرحله تحقیقاتی قرار دارد.
در مجموع در حال حاضر آنچه توصیه می شود تنها هیدریشن کافی، درمان حمایتی و انتی بیوتیک وسیع الطیف است.
در مورد افراد بدون علامت که سابقه سفر به مناطق آلوده یا تماس با بیماران سارس داشته اند 10 روز قرنطینه الزامیست.

number one
2007-Jul-13, 20:21
نكات عملي استفاده از آنزيم‌ها در جيره‌هاي طيور گوشتي

آنزيم‌ها مواد بيولوژيكي هستند كه غالباً از جنس پروتئين مي‌باشند. آنزيم‌ها در گروه افزودني‌هاي خوراكي طبقه بندي شده و آنها را مي‌توان به جيره طيور اضافه نمود. حداكثر عملكرد آنزيم‌هاي اضافه شده به جيره غذايي مستلزم توجه به نكات عملي زير مي‌باشد.


1- شركت سازنده آنزيم و تاريخ توليد آن

انتخاب شركت توليد كننده آنزيم، از لحاظ كيفيت آنزيم توليدي، ميزان فعاليت آنزيمي موجود و خدمات پس از فروش آن از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. توجه به تاريخ توليد آنزيم در هنگام مصرف آن مهم مي‌باشد، زيرا آنزيم‌ها داراي نيمه عمر مشخص مي‌باشند. نيمه عمر فعاليت آنزيم مدت زماني است كه آنزيم به نصف مقدار اوليه خودش تجزيه خواهد شد. هرچه نيمه عمر آنزيم طولاني‌تر باشد، آنزيم توليدي داراي ثبات و پايداري بيشتري است.


2- شرايط نگهداري آنزيم

بطور كلي محل نگهداري آنزيم بايد خشك، خنك و بدور از نور خورشيد باشد كه عمل به توصيه شركت سازنده در اين راستا موثر خواهد بود.


3- نوع ماده خوراكي و سطح مورد استفاده آن در جيره

توجه به نوع ماده خوراكي موجود در جيره يا اجزاء تشكيل دهنده جيره در انتخاب نوع آنزيم اهميت بسزايي دارد. بطور كلي هنگامي از آنزيم در جيره‌هاي طيور استفاده مي‌كنيم كه در دستگاه گوارش طيور توليد نشود مانند سلولاز و يا مقدار ترشح آن بسيار ناچيز باشد. علت ديگر استفاده از آنزيم، از بين بردن يا كاهش اثر مواد ضدتغذيه‌اي خوراك است. برخي از اقلام خوراكي موجود در جيره غذايي داراي مواد ضد تغذيه‌اي مختلفي هستند. بنابراين بر روي هر نوع ماده ضدتغذيه‌اي موجود در مواد خوراكي، آنزيم خاصي عمل مي‌كند كه پاره‌اي از آنها بطور تجاري ساخته شده‌اند. هنگامي‌كه سطح ماده خوراكي از سطح مجاز مصرف بالاتر رود، در نتيجه مقدار مواد ضدتغذيه‌اي آن نيز در خوراك افزايش مي‌يابد كه در اين زمان استفاده از آنزيم مي‌تواند چاره‌ساز باشد. آنزيم‌هاي توليدي براي انواع مواد خوراكي موجود در جيره متفاوت مي‌باشد. بطور كلي آنزيم‌هاي تجاري به دو دسته اصلي تقسيم مي‌گردند، آنزيم‌هاي منفرد و آنزيم‌هاي چندگانه1.گاهي اوقات با توجه به فرمول نويسي جيره، اقلام غذايي موجود در آن طوري انتخاب مي‌شود كه داراي تنوع است. اگر سطوح آنها از سطح مجاز مصرف بالاتر باشد‌، استفاده از آنزيم‌هاي چندگانه در اين مورد مناسب‌تر مي‌باشد. زماني كه اقلام موجود در جيره از تنوع كمتري برخوردار ‌باشد، استفاده از آنزيم منفرد كاربرد دارد. سطح مورد استفاده ماده خوراكي در جيره نيز در انتخاب نوع آنزيم اثر دارد. براي مثال بالا بردن ميزان گندم, جو و سويا در جيره‌ي طيور گوشتي و در دوره‌هاي مختلف رشد، به ترتيب نياز به آنزيم زايلاناز, بتاگلوكاناز و پروتئاز را بالا مي‌برد. بنابراين نوع اقلام مصرفي و سطح مورد استفاده آنها در جيره در انتخاب نوع آنزيم، نقش بسيار تعيين كننده‌اي دارد.


4- رابطه متقابل آنزيم با مواد مغذي جيره

مواد معدني، ويتامين‌ها، اسيدهاي آمينه سنتتيك و ساير مواد مغذي موجود در جيره ممكن است عملكرد آنزيم‌ها را تحت تاثير قرار دهد. بنابراين جيره‌هاي حاوي آنزيم بايد در حداقل زمان ممكن مصرف شوند.


5- شكل فيزيكي جيره

در جيره‌هايي كه به شكل پلت هستند, بدليل اينكه هر قطعه از جيره غذايي داراي كل مواد مغذي محاسبه شده است، تاثير آنزيم نمود بيشتري پيدا مي‌كند. البته اين توضيح لازمست كه در فرآيند پلت شدن، اگر آنزيم داراي پوشش ضد حرارت نباشد و قبل از حرارت دادن به جيره اضافه شود، موجب آسيب آن خواهد شد كه براي رفع اين مشكل بايد بعد از پلت كردن خوراك، آنزيم را روي آن اسپري نمود. در جيره‌هايي كه بشكل آردي تهيه مي‌شوند، مشكلات استفاده از آنزيم چشمگيرتر است. جيره‌هايي كه بشكل آردي معمولاً در مرغداري‌ها استفاده مي‌شوند توسط ميكسرهاي عمودي تهيه مي‌گردند. اما ميكسرهاي عمودي اجزاء خوراك را بخوبي ميكسرهاي افقي بصورت همگن مخلوط نمي‌كنند. زيرا اجزاء ريز آن مانند آنزيم و اسيدهاي آمينه بخوبي مخلوط نشده و امكان دارد در قسمت پاييني ميكسر محصور شوند. بعلاوه در هر دو نوع ميكسر نسبت پيش مخلوط1 به ظرفيت ميكسر نيز بايد رعايت گردد كه اين نسبت حداقل 5 درصد مي‌باشد يعني براي ميكسر با ظرفيت يك تن، 50 كيلوگرم پيش مخلوط حاوي آنزيم بايد تهيه شود و بايد بطور متناوب براي مدت 10 دقيقه به كل جيرهاي كه در حال ميكس شدن است اضافه شود. سپس كل جيره براي مدت 20-15 دقيقه مخلوط شود تا بدين طريق جيره يكنواختي تهيه گردد.


6- نوع دانخوري

معمولاً در دانخوري‌هاي ريلي اجزاء بزرگتر خوراك در اوايل ريل و قسمت فوقاني آن قرار مي‌گيرند. مرغ‌هاي بزرگتر هنگام هجوم به اين قسمت در ابتدا دانه‌هاي درشت‌تر را مصرف نموده و قسمت‌هاي ريزتر خوراك كه شامل افزودني‌ها است توسط مرغ‌هاي ضعيف‌تر مصرف مي‌شود. بنابراين ممكن است يك عدم يكنواختي رشد در گله بوجود آيد كه براي رفع اين مشكل مي‌توان دفعات حركت ريل را بيشتر نمود و يا از دانخوري‌هاي سطلي اضافي بهره جست

number one
2007-Jul-13, 20:25
استفاده از پروبيوتيك ها درتغذيه طيور

ميكروفلورطبيعي دستگاه گوارش شامل بيش از 400 گونه ازانواع ميكروارگانيسم هاي مختلف مي باشد كه جمعيتي بالغ بر1014 جرم زنده را تشكيل ميدهند. حضور اين جمعيت كثير از ميكروارگانيسم ها به دلايل زير براي ميزبان ضروري است :

1. كمك به فرآيندهضم مواد غذايي

2. كمك به سنتز و جذب ويتامين ها و مواد معدني

3. تجزيه سلولز و ساير پلي ساكاريدها

4. تحريك سيستم ايمني

جمعيت ميكـروفلـورطبيـعي روده تحت تاثيـرعوامل مختلفي نظيـر بروز بيماريهاي معدي –روده اي ، تغييـرات جيره غذايي، استفاده ازآنتي بيوتيك ها جهت درمان بيماريها،كمبود تغذيه اي، مسافرت (حمل و نقل)، تراكم بالاي گله، سن، واكسيناسيون و استرس دستخوش تغييراتي ميگردد.

از آنجايي كه امروزه در صنعت پرورش طيور، به منظور دستيابي به سطوح بالاي بازده اقتصادي، پرندگان در سيستم هاي پرورشي متراكم وگله هاي باجمعيتهاي زياد نگهداري و پرورش مي يابند به همين جهت تحت تاثيرعوامل گوناگون درمعرض تنش قرارمي گيرند. همانگونه كه اشاره گرديد اين عوامل منجر به بروزاختلال در تعادل ميكروفلور روده و درنتيجه تضعيف مكانيسم هاي دفاعي بدن مي گردند و بدين ترتيب اجرام بيماريزا فرصت فعاليت پيدا ميكنند. درچنين شرايطي اغلب به منظور مهـاريا حـذف اجـرام زيـان آورموجـود در روده وهمچنيـن جهت بهبـود بازده غذايـي وافـزايـش تـوليـد،ازافـزودنيـهاي غذايـي ضد ميكروبي مانند آنتي بيوتيك ها استفاده مي شود.

بررسيـهاي بعمل آمده نشان مي دهند مصرف مستمر وطولاني مدت مقاديـر تحت درماني اين تركيبات درخوراك دام و طيور ممكن است منجر به حضوربقاياي آنها درفرآورده هاي دامي گرديده و پس ازمدتي موجب بوجود آمدن ميكروارگانيسم هاي مقاوم به داروها در انسان گردد. بر اساس گزارشهاي موجود، افزايش روزافزون ناهنجاريهاي مادرزادي، وقوع بيماريـهاي مـزمن، عـدم تاثير آنتي بيـوتيك ها و برخي از عوارض ديـگر كه امـروزه از آنـها به عنوان مشكلات بهـداشتي جوامع بـشري ياد مي شود، به مصرف بي رويه همين تركيبات نسبت داده مي شود.

با توجه به موارد فوق، درحال حاضر استفاده از آنتي بيوتيك ها به عنوان يك افزودني غذايي متداول درخوراك حيوانات در برخي از كشورها بطوركامل ممنوع شده و در ساير كشورها نيز به تدريج رو به كاهش نهاده است.

پروبيوتيك ها Probiotics :

واژه « پروبيوتيك» ازكلمه يوناني Probiosis به مفهوم « براي زندگي » مشتق شده است. اين واژه اولين باردرسال 1965 توسط Lilly وtillwell براي توصيف « عوامل محرك رشد كه بوسيله ميكروارگانيسم ها توليد مي شوند» ارائه گرديد.

مكانيسم هاي اثر پروبيوتيك ها :

اگرچه مكانيـسم عمل ضـد باكتريايـي پروبيوتيك ها هنـوزبطـوركامل ودقيق مشخص نگرديده، ولي ممكن است مكانيسم هاي پيشنهادي زير در اين زمينه نقش داشته باشند :

الف) حفظ جمعيت ميكروبي مفيد در دستگاه گوارش

1- مكانيسم هاي پيشنهادي دراين زمينه عبارتند از:

2- رقابت براي متصل شدن به جايگاههاي اتصال موجود در سلول هاي بافت پوششي روده.

3- رقابت براي دريافت مواد مغذي يا سوبستراها ( كربنؤازت، عناصر معدني ).

4- چسبيدن به ميكروارگانيسم هاي بيماريزا و كمك به حذف آنها از بدن ميزبان.

5- توليد تركيبات ضد باكتري.



ب) افزايش ميزان دريافت غذا و بهبود هضم آن

1- فلور ميكروبي روده در موارد زير نقش عمده اي دارد:

2- متابوليسم مواد مغذي از قبيل كربوهيدرات ها، پروتئين ها و چربيها.

3- افزايش ماندگاري مواد مغذي ( چربي، ازت، كلسيم، فسفر، مس، منگنز) در مرغان تخمگذار

4- سنتز ويتامين ها

5- تحريك اشتها

پ) تغيير در متابوليسم باكتريايي

1- فعاليت آنزيم هاي گوارشي.

2- فعاليت آنزيم هاي باكتريايي.

3- كاهش توليد آمونياك و فعاليت آنزيم اوره آز.

ت) تحريك سيستم ايمني

تجويز كشت هاي باكتريايي به عنوان پروبيوتيك، ممكن است به روشهاي زير موجب تحريك سيستم ايمني گردد:

1- تحريك توليد پادتنها ( موضعي و عمومي )

2- افزايش فعاليت سلول هاي بيگانه خوار ( ماكروفاژها )

3- افزايش سطوح پروتئين تام سرم و بالا رفتن نسبت گلبولين ها به آلومين ها.

4- افزايش تعداد گلبول هاي سفيد.

5- ترغيب و افزايش فعاليت لمفوسيت هاي ‏T و افزايش توليد پادتنهاي IgM ( ضد سالمونلا )

ث) خنثي كردن انتروتوكسين ها

بعضي از سمومي كه بوسيله باكتري ها توليد مي شوند، تحت تاثير مواد توليد شده توسط پروبيوتيك ها خنثي مي گردند

نویسنده:دكتر مهرداد مدير صانعي

number one
2007-Jul-13, 20:29
بررسی تأثیر لوامیزول بر پاسخ ایمنی علیه واكسن كشته آنفلوانزا در جوجه های گوشتی
به منظور پیشگیری از بیماری آنفلوانزای A تحت تیپ H9n2 پرندگان استفاده از واكسن های كشته آنفلوانزای طیور توصیه می گردد ولی متأسفانه واكسن های موجود، عیار پادتن بالایی تولید نمی كنند .با توجه به ارتباط مستقیم میان عیار پادتن علیه ویروس و میزان محافظت در برابر بیماری، این مطالعه بر آن است تا تأثیر كاربرد یك ماده محرك سیستم ایمنی به نام لوامیزول را بر روند تولید پادتن بر علیه واكسن كشته آنفلوانزا مورد بررسی قرار دهد .بدین منظور100 قطعه جوجه گوشتی یك روزه گوشتی خریداری و به طور تصادفی به 5 گروه مساوی A ، B ، C ، D و E تقسیم شدند .

جوجه های گروه A و B از دو روز قبل از واكسیناسیون بر علیه بیماری آنفلوانزای A پرندگان تحت تیپ H9n2 روزانه 2 میلی گرم( جمعاً 4میلی گرم) لوامیزول به ترتیب به روش خوراكی و داخل صفاقی دریافت كردند .جوجه های گروه C و D همزمان با واكسیناسیون بر علیه بیماری آنفلوانزا 4 میلی گرم داروی لوامیزول به ترتیب به روش خوراكی و داخل صفاقی دریافت كردند جوجه های گروه E به عنوان شاهد، بر علیه بیماری آنفلوانزا واكسینه شدند ولی داروی لوامیزول دریافت نكردند .جوجه های هر 5 گروه در روز نهم با واكسن آنفلوانزای كشته به روش زیر پوست پشت گردن واكسینه شدند .در روزهای صفر،7، 21، و 35 روز بعد از واكسیناسیون از 10قطعه از هر گروه به طور تصادفی خونگیری به عمل آمد و عیار پادتن ویژه واكسن آنفلوانزا به وسیله آزمایش ممانعت از هماگلوتیناسیون (hi)تعیین گردید .این بررسی نشان داد مصرف 4 میلی گرم لوامیزول تأثیر مثبتی در پاسخ ایمنی بر علیه واكسن كشته آنفلوانزا می تواند داشته باشد و میزان عیار پادتن در جوجه های دریافت كننده لوامیزول بیش از جوجه های گروه شاهد می باشد و این تفاوت از نظر آماری معنی دار است . همچنین روش و زمان تجویز لوامیزول تأثیر چندانی بر روند تحریك پاسخ ایمنی بر علیه واكسن كشته آنفلوانزا ندارد .

نویسنده

number one
2007-Jul-13, 20:32
خصوصيات و تركيب واكسن هاي مصرفي طيور

1- واكسن بيماري مارك

در حال حاضر دو نوع واكسن مارك در ايران به مصرف مي رسد :

الف-H.V.T vaccine : اين نوع واكسن از هر پس ويروس بوقلمون و به صورت ليوفيلينره ساخته شده و مصرف آن در جوجه هاي تخمگذار در يكروزگي برابر دستورالعمل موسسه سازنده ضروري و اجباري است.

ب-Rispens vaccine : اين نوع واكسن از سويه 988 Rispens- cui و به صورت همراه با سلول كه در ازت مايع 196 درجه سانتي گراد نگهداري مي شود و در جوجه هاي يكروزه ما در برابر دستورالعمل موسسه سازنده به مصرف مي رسد.

توجه : بنا به پيشنهاد سازمان دامپزشكي كشور واكسن دوگانه و به شكل همراه به سلول در جوجه هاي يكروزه مادرگوشتي و تخمگذار و جوجه يكروزه تخمگذار تجارتي در كارخانه جوجه كشي مي بايد مصرف شود .

توجه :

1- آمپول محتوي واكسن در واكسن هاي همراه با سلول بايد در محلول ازت غوطه ور باشد و هيچگاه نبايد گذاشت سطح ازت مايع بر اثر تبخير كاهش پيدا نمايد به نحوي كه آمپول واكسن خارج از محلول قرار گيرد .


2- واكسن بيماري نيوكاسل

واكسن هاي بيماري نيوكاسل در ايران به دوشكل زير به مصرف مي رسد:

الف – واكسن هاي زنده :

از دو نوع B1 و لاسوتا مي باشند كه هر دو نوع ويروس واكسن بوده از اينرو به علت حساس بودن در حفظ و نگهداري و كاربرد آن بايد دقت فراوان مبذول داشت و دقيقا برابر دستورالعمل موسسه سازنده اقدام كرد.

ب – واكسن كشته :

ويروس بكار رفته در اين نوع واكسن غالبا B1 ، لاسوتا و 74 بوده و غير فعال مي باشند . مصرف اين نوع واكسن متعاقب مصرف واكسن هاي زنده نيوكاسل در گله هاي گوشتي ؤ مادر و تخم گذار تجارتي جهت افزايش و يكنواختي عيار آنتي بادي بر عليه بيماري ها بكار ميرود .

3- واكسن گامبورو

دو نوع واكسن گامبورو در ايران به مصرف مي رسد .

الف – واكسن زنده :

ويروس بكار رفته در ساخت واكسن از نوع Intermedate و مصرف آن در كليه مناطق و در كليه گله هاي پرورشي مرغ برابر دستورالعمل موسسه سازنده واكسن اجباري مي باشد . جهت تعيين زمان مطلوب استفاده از اين واكسن بايد سطح ايمني مادري ،‌ميزان آلودگي منطقه و فارم و حدت ويروس بيماري زاي منطقه را در نظر گرفت .

ب – واكسن كشته :

ويروس واكسن غير فعال مي باشد. مصرف اين نوع واكسن در گله هاي مادر قبل از زمان تخمگذاري اجباري مي باشد .

4-واكسن بيماري برنشيت عفوني :

دو نوع واكسن برونشيت عفوني در ايران به مصرف مي رسد .

الف- ويروس بكار رفته در ساخت واكسن از سويه تخفيف حدت يافته ماساچوست مي باشد و به دوشكل :

الف –Masstype- H120strain

كه ويروس واكسن تخفيف حدت بيشتري يافته و در سنين اوليه در طيور مصرف مي شود .

ب - Masstype- H52strain

كه ويروس قوي تر بوده و براي تقويت ايمني حاصل از واكسن H120 در مرغان مادر و تخمگذار تجارتي مصرف مي شود .

در مناطق آلوده توصيه ميشود واكسيناسيون در روزهاي اول به صورت اسپري با قطرات درشت و يا قطره چشمي انجام گيرد.

ب – واكسن كشته :

ويروس بكاررفته در ساخت واكسن از سويه M41و غير فعال مي باشد (كشته ) مصرف اين واكسن در گله هاي مادر و تخمگذار تجارتي قبل از زمان تخمگذاري ضروري است .

1-واكسن بيماري لارنگوتراكئيت عفوني طيور

اين واكسن از ويروس تخفيف حدت يافته و به صورت ليوفيليزه تهيه مي شود . مصرف اين واكسن در مرغان مادر و تخمگذار تجارتي صرفا در مناطق آلوده (كه وجود بيماري در منطقه به اثبات رسيده و با سايقه واكسيناسيون وجود داشته باشد) با توجه به دستور العمل موسسه سازنده واكسن ضروري است .

2-واكسن بيماري آبله طيور

اين واكسن از ويروس تخفيف حدت يافته و به صورت ليوفيليزه تهيه مي شود . مايه كوبي طيور بر عليه اين بيماري در ايران در مناطقي كه سابقه بيماري دارند با توجه به دستورالعمل موسسه سازنده واكسن اجباري و ضروري است .

3-واكسن بيماري آنسفالوميليت طيور

ويروس اين واكسن زنده و در جنين تخم مرغ تكثير يافته و به صورت ليوفيليزه تهيه مي شود مصرف اين واكسن در گله هاي مرغ مادر قبل از توليد و در زمان تولك بري اجباري است .

4-واكسن مذكور حاوي 3-2 سويه باكتري (غير فعال ) مي باشد كه براي پيشگيري از بيماري قبل از شروع تخمگذاري در گله بكار مي رود .

5-واكسن بيماري سندروم كاهش توليد

واكسن مذكور غير فعال بوده و جهت پيشگيري از بيماري سندروم كاهش توليد قبل از شروع مرحله تخمگذاري بكار گرفته مي شود .

6-واكسن پاستورلوز يا وباي مرغان

واكسن مذكور غير فعال واكسيناسيون عليه بيماري در مناطق آلوده در اردك – بوقلمون – غاز و مرغ توصيه مي شود .

اين واكسن توسط موسسه رازي و از سويه بومي پاستورلامولتوسيداتيپ A1 تهيه مي شود .

توجه : در حال حاضر واكسن هاي كشته نيوكاسل 76+ ،EDS+ برونشيت عفوني + گامبورو (چهار گانه ) به صورت مخلوط براي مصرف در مزارع مرغ مادر و مخلوط واكسن هاي كشته نيوكاسل + برونشيت عفوني ++76 ، EDSبراي مصرف در مزارع پرورش پولت تخمگذار در نظر گرفته شده است .

7-واكسن بيماري كوكسيديوز طيور

اين واكسن حاوي چهار گانه بيماري زايي ايمريا (نكااتريكس – اسرولينا – ماكزيما ) مي باشند و به صورت آشاميدني جهت مصرف در گله هاي مادر در نظر گرفته شده است .

8-واكسن بيماري آنفلوانزاي طيور

اين واكسن از سويه هاي جدا شده در ايران از سروتيپ (H9N2و به شكل غير فعال و به منظور استفاده در گله هاي طيور صنعتي ساخته شده است .


نكات ضروري در انجام واكسيناسيون

1-قبل از مصرف واكسن حتما بايد از سلامت گله اطمينان حاصل كرد .

2-در روش آشاميدني لازمست آبخوري ها را با آب فاقد مواد ضدعفوني كاملا شسته و تميز كرد و تعداد آنها نيز كافي باشد و حتي المقدور تعدادي آبخوري اضافي در نظ گرفته شود .

3-جهت رقيق نمودن واكسن لازمست از آب مقطر ، آب آشاميدني فاقد اصلاح ، كلر و مواد ضدعفوني كننده ديگر ، آب جوشيده سر شده و يا سرم فيزيولوژي 5/8دصد استفاده كرد و درجه حرارت آب مصرفي مي بايستي حدود 23 درجه سانتي گراد در نظر گرفته شود وPHآن در نظر گرفته شود و PH آن برابر 7 باشد .

4-قبل از محلول كردن واكسن طيور را به مدت 4-2 ساعت (بسته به سن و به فصل سال ) تشنه نگهداريد .

5-آب محتوي .اكسن مي بايد خنك و در عرض دو ساعت توسط طيور آشاميده شود.

6-اضافه كردن شير خشك (بدون چربي ) به نسبت 5/2-2 گرم در ليتر در آب مصرفي همچنين از شير معمولي بدون چربي يا كم چربي به نسبت 10-15 درصد مي توان استفاده كرد . اضافه كردن شير سبب حفظ و ماندگاري ويروس واكسن مي شود .

7-جهت واكسيناسيون به طريقه قطره چشمي و يا تزريقي نياز به افراد آموزش ديده و به تعداد كافي مي باشد .

8-جهت واكسيناسيون به طريقه آشنايي تجويز واكسن در طول ساعات سردتر روز بايد مورد نظر قرار گيرد .

9-واكسن هاي كشته را قبل از مصرف و در خلال واكسيناسيون بخوبي تكان دهيد.

10-سر سوزن مورد استفاده بايد تميز و عاري از آلودگي باشد.

11-فلاكن محتوي واكسن را قبل از مصرف مدتي در درجه حرارت اطاق (20درجه سانتي گراد و 18+ درجه سانتي گراد) نگهداشته سپس اقدام به واكسيناسيون نماييد .

12-در روش اسپري مطمئن باشيد كه گله مورد نظر عاري از آلودگي مايكوپلاسمايي و ساير بيماري هاي تنفسي باشد .

روش هاي معمول واكسيناسيون

1-روش آشاميدني

2-روش قطره چشمي

3-روش اسپري يا روش آئروسل

4-روش تزريق زير جلد يا داخل

5-تلقيح در نسوج بال

روش آشاميدني

روش فوق بايد عينا بر طبق دستورالعمل موسسه سازنده واكسن صورت پذيرد بال توجه به دستورالعمل ها و اعمال كليه شرايطي كه بايد در اين طريقه مايه كوبي در نظر گرفت مي توان با استفاده از جدول شماره يك اقدام به رقيق كردن واكسن كرده از معايب اين روش دريافت واكسن بطور غير يكنواخت توسط طيور گله است دز بيشتري و تعدادي دز كمتري را دريافت كنند در اين صورت عيار آنتي بادي حاصله در اين روش (آشاميدني ) در گله غير يكنواخت و امكان آلوده شدن جوجه هايي كه داراي عيار آنتي بادي پايين مي باشند با ويروس بيماري زا وجود خواهد داشت .

واكسن هايIBDV-NDVILTV-IBV-AEV را مي توان به روش فوق بكار برد .

2-روش قطره چشمي

روش فوق بايد عينا بر طبق دستورالعمل موسسه سازنده واكسن صورت پذيرد با توجه به دستورالعمل ها عموما مقدار 1000 دز واكسن را در 25 سانتي متر مكعب آب مقطر و يا سرم فيزيولوژي و يا اب جوشيده سرد شده حل كرده و براي 1000قطعه (جوجه- نيمچه –پولت ) بكار مي برند . در اين روش يك قطره از محلول محتوي واكسن توسط قطره چكان مخصوص در داخل چشم چكانده مي شود .

واكسن هاي NDVILTV-IBDV-IBV-NDVرا مي توان به روش فوق بكار برد.

1-روش اسپري و يا روش آئروسل

با توجه به اهميت و تفاوتهايي كه دو روش اسپري و آئروسل با همديگر دارند يك دستورالعمل كلي در زمينه نحوه ارائه مي شود . با روش فوق مي توان واكسن هاي ILTV-IBDV-IBV-NDV را جهت پيشگيري از بيماري هاي مربوطه بكار گرفت .

2-روش تزريقي

اصولا كليه واكسن هاي كشته و تعداد محدودي از واكسن هاي زنده را مي توان با روش تزريقي مورد استفاده قرار داد . از مزاياي اين روش :

-استفاده از حداكثر عيار آنتي ايمني بدست آمده و دوام عيار حاصله به مدت طولاني

-وارد كردن مقدار يك دز آنتي ژن مورد نظر به هر قطعه

-يك دست بودن عيار آنتي بادي حاصله در اين روش

-كاهش استرس ناشي از مصرف مداوم واكسن هاي زنده

راه هاي تزريق

اصولا عضله سينه طيور و زير جلد ناحيه گردن توصيه مي شود . تزريق واكسن كشته در سطح بالايي دم طيور بكار گرفته شده و همچنين واكسن مارك در 18 روزگي دوران جنيني (در زمان انتقال تخم مرغ نطفه دار از دستگاه ستر به هچر ) مورد استفاده قرار گرفته و با موفقيت همراه بوده است

number one
2007-Jul-13, 20:33
بيماري آنگارا (سندرم آب آوردگي پريكارد و هپاتيت)

مقدمه و تاريخچه:

سندرم آب آوردگي پريكارد و هپاتيت (hhs) يك بيماري عفوني و مسري است كه از علائم مشخصه آن درصد ابتلا و درصد تلفات بالا است . مايعات پريكارد افزايش يافته و هپاتيت با كانونهاي نكروزي زيادي ديده مي شود. علت اختصاصي اين سندرم آدنو ويروس گروه يك مي باشد. بعضي از عوامل و شرايط فارم باعث افزايش شدت بيماري مي شوند. امكان تداخل اين بيماري با بيماريهاي مضعف سيستم ايمني مانند گامبورو و مارك و كم خوني عفوني جوجه ها تأييد نشده است ولي اعتقاد بر اين است كه اثر اين بيماريها در بروز بيماري آنگارا مهم مي باشد.برآورد اقتصادي بيماري آنگارا مشكل است بدليل اينكه در مناطقي كه اين بيماري بروز مي كند ممكن است همراه با ساير بيماريهاي طيور از قبيل نيوكاسل ولوژنيك – مايكوپلاسموزيس – سالمونلوزيس – مارك و آنفلوآنزا باشد. ميزان شيوع و شدت بيماري (hhs) بستگي به تراكم مرغداريها در منطقه دارد. سندرم آب آوردگي پريكارد و هپاتيت اولين بار در سال 1987 در منطقه آنگارا در نزديكي كراچي تشخيص داده شد . بدليل اينكه بيماري (hhs) در اين منطقه جغرافيايي بخصوص تشخيص داده شد به آن بيماري آنگارا گفته ميشود. جوجه هاي گوشتي در سن 3تا5 هفتگي حساس هستند. اين بيماري در مرغهاي مادر نابالغ و مرغان تخمگذار تجارتي هم مشاهده مي شود.

سبب شناسي:

در ابتدا علت بيماري (hhs) به يك مسموميت ويا اختلا ل تغذيه اي نسبت داده مي شد. از طريق تزريق كبد هموژن شده طيور آلوده به جوجه هاي گوشتي ثابت شد كه علت بيماري يك عامل عفوني است. در مشاهدات بعدي در سلولهاي كبدي گنجيدگي داخل هسته اي بازوفيليك مشاهده گرديد . در نتيجه سعي شد يك عامل ويروسي جدا گردد. در سال 1988 مشخص شد كه يك آدنوويروس عامل اين بيماري است. بوسيله ميكرسكوپ الكتروني (em) از كبد هموژن شده مي توان براي مشخص كردن نشانه هاي اختصاصي ويريون ها استفاده كرد. كبد و ريه اخذ شده از پرندگان آلوده زماني كه با آنتي سرم اختصاصي آدنوويروس مجاور شود در آزمايش آگار ژل مثبت مي گردد. بافت كبد هموژن شده و تصفيه شده از پرندگان آلوده را به داخل پرده كوريونيك و كيسه زرده تخم مرغهاي Spf در سن 8 روزگي جنيني تزريق مي گردد جنين 4 تا 7 روز بعد تلف ميشود. مطالعات در سال 1991 نشان داد كه جهت غير فعال كردن سوسپانسيون كبد بوسيله اتر يا كلروفرم آدنوويروس ها غير فعال نميشوند ولي محدود مي گردند. تهيه سوسپانسيون كبد از پرنده آلوده و نگهداري آن در درجه حرارت 60 درجه سانتي گراد درمدت 30 دقيقه سبب غير فعال شدن آدنو ويروس مي گردد. ظاهرا" مقاومت حرارتي مختلفي در بين آدنو ويروسها وجود دارد. زماني كه كبد هموژن شده را با 45000 دور بمدت 90 دقيقه سانتريفوژ كنند ذرات معلق شده بيماريزا بوده ولي مايع رو فاقد قدرت عفونت زائي است. افزودن آدنوويروس ايجاد كننده هپاتيت با گنجيدگي داخل سلولي به مايع رو موجب احياء قدرت عفونت زائي آن مي گردد. كه اين امر نشان دهنده حضور يك عامل ويروسي مجزا بغير از آدنو ويروس اوليه مي باشد.

از مطالعات بعدي در مكزيك كه در سال 1994 انجام شد چنين استنباط مي گردد كه بعلت عدم مهار توسط 5- برومو دي اكسي يوريدين يك ويروس Rna بعنوان عامل اضافي مطرح مي باشد. اين عامل سبب بروز يك حباب كوچك در كشت سلولهاي كبد وكليه جوجه مي گردد.

پيچيدگي بيشتري در تعريف اتيولوژي اين بيماري وجود دارد زيرا در مناطقي كه بيماري (hhs) وجود دارد بيماريها با پاتوژنيسته زياد از قبيل گامبور و كمخوني عفوني جوجه ها نيز ديده مي شود.

ويروس عامل اين بيماري از كبد هموژن شده گله هاي آلوده در پاكستان جدا شده است. عامل آن آدنوويروس گروه يك سروتيپ 4 تا11 مي باشد. اخيرا" بيماري (hhs)بصورت آزمايشي بوسيله آدنوويروس طيور سروتيپ هاي 4(strain Parc-1) و 8(strain Dcv-94) در جوجه ها ايجاد شده است . در جوجه هاي حساس بعد از آلودگي ، گنجيدگي هاي داخل سلولهاي كبد و هم آب آوردگي پريكارد مشاهده مي شود. سروتيپ 4 آدنوويروس به بافت لنفوئيدي تمايل دارد در نتيجه ضعف سيستم ايمني ايجاد مي گردد. تضاد اختلاف بين فرضيه هاي تك ويروسي و دو ويروسي پس از انجام مطالعات اپيدميولوژي و آزمايشگاهي رفع خواهد شد.

بيماريزايي و اپيدميولوژي:

ميزبانهاي آزمايشگاهي و طيبعي:

جوجه هاي نابالغ ميزبانهاي طبيعي هستند . بيماري(hhs) بيشتر در سنين بين 3 تا 5 هفتگي در جوجه هاي گوشتي مشاهده مي شود. يك بيماري شبيه (hhs) در كبوتر ها در پاكستان گزارش شده است.

انتقال:

عامل بيماري (hhs) كه مورد بحث مي باشد آدنوويروس گروه يك است و انتقال آن هم عمودي و هم افقي است. آدنوويروس در گله هاي مادر تا زمان بلوغ باقي مي ماند و در اثر ضعف سيستم ايمني و يا استرس دفع ميگردد. جوجه هايي كه از گله هاي مادر آلوده توليد مي شوند بعد از 3 هفتگي ممكن است ويروس را تا 14 هفته دفع كنند. انتقال افقي ويروس در گله هايي كه چند سني هستند و در گله هايي كه مسائل بهداشتي را رعايت نمي كنند رخ مي دهد. تكثير ويروس در دستگاه گوارش انجام مي شود. آلودگي مدفوعي لباس ، كفش و وسائل ( از قبيل ظروف و وسائل نقليه) ممكن است باعث انتقال عامل بيماري شوند. در گله هاي طيور در پاكستان به دليل عدم وجود مسائل بهداشتي و وجود فارمهاي بسته چند سني و وجود پرندگان بومي عامل بيماري انتقال پيدا ميكند. واكسنهايي كه از جنين هاي آلوده تهيه مي شود ممكن است منشا" آلودگي باشد.

يك مطالعه در مورد عوامل خطر ايجاد بيماري Hhs در گله هاي گوشتي در پاكستان انجام شده است. ورود واكسيناتورها به فارمها ،گله ها را به شيوع بيماري حساس مي نمايد. ميزان آلودگي از طريق تزريقات زير جلدي و يا داخل عضله برابر با آلودگي طيبعي از طريق هوا ، آب و يا مدفوع ميباشد.

علائم و درصد ابتلا و درصد تلفات

علائم و درصد ابتلا و درصد تلفات

در مجاورت اسلام آباد پاكستان از 131 گله كه داراي 135 واحد نيمچه گوشتي بودنديك شيوع 46 درصدي گزارش شده است. درصد تلفات ناشي از اين بيماري در گله هاي نيمچه گوشتي غير واكسينه و گله هاي مادر نابالغ اگر با بيماري نيوكاسل ولوژنيك و بيماري گامبورو با پاتوژنيسته بالا و بيماريهاي اروزيو مانند مايكوپلاسموز همراه باشد بيشتر از 80 درصد است. معمولا" دوره عفونت بين 9 تا 14 روز است، درصد ابتلا 10 تا 30 درصد بوده و روزانه 3 تا 5 درصد تلفات وجود دارد. در شرايط آزمايشگاهي كبد هموژن شده اي كه از گله آلوده اخذ شده را به تعدادي جوجه تزريق كرده اند.تلفات 2 تا 4 روز بعد ايجاد شده ، درصد تلفات 30 تا 70 درصد بوده و بستگي به ميزان تيتر عامل بيماري داردكه جوجه ها دريافت داشته اند.گله هايي كه بيماري Hhs را نشان مي دهند داراي علايم كلينيكي اختصاصي نيستند . شروع ناگهاني تلفات ، بي حالي ، ازدحام كردن ، پرهاي ژوليده وزرد و ريزش موكوئيد از علائم مشخصه آن است . در طيور مبتلا ميزان هموگلوبين و Pcv و اريتروسيت ها و مجموعه لوكوسيت ها كاهش پيدا مي كند. در اثر استرس و عفونت هاي ويروسي لنفوسيت ها كاهش و هتروفيل ها افزايش پيدا مي كنند. در طيور بيمار به دليل تخريب كبد پروتئين خون و آلبومين كاهش پيدا مي كند اين مسئله احتمالا" دليل افزايش هيدروپريكارديوم مي باشد. اگراين بيماري با كم خوني شديد بروز كند معمولا" توأم با بيماري كم خوني عفوني جوجه ها ويا گامبورو با حدت بالا است. در پرندگان بيمار ميزان لاكتيك دهيدروژناز ، آلكالين فسفاتاز و آلانين ترانس آمينازكه بواسطه تخريب كبد و كليه ايجاد ميگردند افزايش مي يابند. مهمترين ضايعه پس از مرگ كه بر روي لاشه ديده مي شود وجود بيش از 10 سي سي محلول ترانسوداي شفاف در كيسه اطراف قلب مي باشد. در لاشه پر خوني عمومي و ادم ريه وجود دارد. كبد و كليه ها بزرگ و رنگ پريده و ترد و شكننده مي گردند. در شرايط آزمايشگاهي در طيور بيمار نكروز ميوكارد و كبد مشاهده مي شود. خونريزي پتشي ممكن است بر روي پريكارد و كپسول كبد ديده شود. ضايعات بافتي در قلب شامل ادم و دژنرسانس و نكروز ملايم عضله قلب و نفوذ سلول هاي منونوكلئار و خروج اريتروسيت ها است . در كبد اينكلوژن بادي بازوفيليك در داخل هسته هاي هپاتوسيت و نفوذ سلول هاي منو نوكلئار و نكروز انعقادي چند كانوني وجود دارد. ممكن است در منطقه وسيعي از بافت اپي تليوم كليه نيز نكروز ديده شود.

تشخيص:

آب آوردگي پريكارد همراه با گنجيدگي هاي بازوفيليك داخل هسته اي سلولهاي كبد دال بر وجود بيماري Hhs است. تشخيص قطعي براساس جدا سازي آدنو ويروس از سلولهاي كبد جنين جوجه هاي آلوده مي باشد. اين روش حساس تر از روش تزريق به كيسه زرده جنين جوجه 8 روزه است. بوسيله آزمايشات سيتوپاتولوژي مي توان در كشت بافتي وجود آدنوويروس را تشخيص داد. آدنو ويروس ها را مي توان بوسيله ميكرسكپ الكتروني(em) و يا سرم نوتراليزيشن تشخيص داد

درمان:

درمان اختصاصي براي اين بيماري وجود ندارد. ولي در زمان بروز بيماري از يدوفور در آب آشاميدني به ميزان 1/0 تا 07/0 درصد استفاده مي شود. درصد تلفات و شدت بيماري كاهش پيدا خواهد كرد.

پيشگيري و كنترل:

در پاكستان وهند و مكزيك حفظ شرايط بهداشتي نه عملي است و نه اقتصادي است ومسلما" آدنوويروس از واحدهاي نيمچه گوشتي جدا خواهد شد.علل ايجاد بيماري عبارتنداز:چند سني بودن گله ، فروش پرندگان زنده، انتقال غذا بوسيله كيسه ها و افرادي كه پرندگان اهلي را نگه داري ميكنند. گله هاي مادر بايد بوسيله رعايت شرايط بهداشتي مناسب از عفونت محافظت شوند. فاصله فارم هاي صنعتي از يكديگر بايد حداقل 2 كيلومترباشدوازسيستمall In- All Out در پرورش استفاده شود تا ازآلودگي فارم هاي سالم جلوگيري بعمل آيد.مواد غذايي بايد بصورت عمده نگهداري شوند و قبل از ورود آن به فارم هيچكس نبايد با مواد غذايي تماس داشته باشد.در گله هاي مادر و جوجه هاي آن از واكسن زنده استفاده ميشود. واكسنها مي بايست بر اساس استانداردهاي بين المللي توليد گردند و بايد عاري از عوامل پاتوژن از قبيل آدنوويروسها و ويروس كم خوني عفوني طيور باشد. در مناطقي كه بيماري Hhs اندميك مي باشد ضروري است گله ها را در برابر آدنوويروس اوليه كه مسئول ايجاد اين بيماري است محافظت كرد. واكسن كشته فرم آلدئيد كه از كبد هموژن شده تهيه ميگردد گله هاي گوشتي را در پاكستان محافظت كرده است . واكسن مناسب از كبد هموژن شده جوجه Spf كه بوسيله فرم آلدئيد 1/0 درصد غير فعال شده تهيه مي گردد.اثر اين واكسن در يك منطقه كه داراي 28 گله با ظرفيت 100000 قطعه نيمچه گوشتي مي باشد مورد مطالعه قرار گرفته است. گله هايي كه واكسينه شده اند و بصورت طبيعي در معرض آلودگي قرار گرفته اند بيماري Hhs راكمترنشان مي دهند تلفات آن به 2/1 درصد ميرسد. گله هايي كه واكسن دريافت نكرده اند تلفات آنها بالغ بر 20 درصدمي باشد. پس از واكسيناسيون در منطقه راولپندي در يك ميليون قطعه نيمچه گوشتي درصد تلفات تقريبا" به 4 درصد رسيده است و در گله هاي غير واكسينه تلفات 31 درصد مي باشد.در مكزيك در يك ارزيابي آزمايشي بر روي 5 نوع واكسني كه بصورت تجارتي توليد گرديده نشان داده شد كه واكسن غير فعال فرمالينه در امولسيون روغني گله هايي را كه به صورت طبيعي درمعرض بيماري بوده اند را 100 درصد محافظت مي كند و ضايعات هستوپاتولوژي در آنها وجود ندارد.ميزان محافظت 4 واكسن غير فعال ديگر كه از سويه Dcv-94 تهيه شده در گله هايي كه با ويروس فيلد برخورد داشته اند بين صفر تا 45 درصد است. در جوجه هايي كه واكسن دريافت نكرده اند تلفات به 80 درصد مي رسد. در همه جوجه هايي كه واكسينه شده اند آنتي بادي بوسيله مهار ايمينوفلورسانس مشخص مي گردد. پس از واكسيناسيون جوجه ها بر عليه بيماري Hhs پاسخ ايمني مناسبي ايجاد مي شود و زماني كه گله با عامل بيماري برخورد مي كند جوجه ها زنده مي مانند.

نويسنده : دكتر داريوش خسروي

number one
2007-Jul-13, 20:35
راهنماي پاكسازي و شستشو و طريقه ضد عفوني مرغداري
الف : شستشو و ضدعفوني كردن سالن هاي مرغداري
مرحله 1-تخليه كود حاصل و حمل و نقل آن با توجه به دستورالعمل (بخشنامه شماره 29771-9/7/ 74 ) سازمان دامپزشكي كشور بايد انجام پذيرد .
مرحله 2-پاكسازي سالن ها در محوطه مرغداري از بقاياي كود و پر و لاشه و ساير بقاياي آلودكننده از دور قبل صورت پذيرد .
مرحله 3-كليه تجهيزات و لوازم از قبيل دانخوري ، آبخوري و غيره ...... از سالن ها خارج و جهت شستشو و ضدعفوني به محوطه خارج از سالن منتقل شود .
مرحله 4-با استفاده از آب گرم (با فشار قوي ) كليه قسمتهاي سالن ها از قبيل كف – سطوح داخلي و خارجي ديوارهاي سالن – پشت بام و ساير تاسيسات (كارخانه تهيه دان – انبار ها – دفتر كار – اتاق نگهباني و .......) در مرغداري از كود – پر – و گرد و خاك كاملا پاكيزه شود .
مرحله 5-شستشوي بعدي با استفاده از ديتر جنت ها (صابون مايع – محلول هاي پاك كننده و .......) انجام گيرد و سپس با آب گرم و فشار مناسب كليه قسمتها پاكيزه شود .
مرحله 6-تعمير و مرمت هر گونه منفذ و برطرف كردن خرابي هاي موجود در سطح سالن ها و ساير تاسيسات رفع پارگي هاي توري پنجره ها در اين مرحله الزاميست .
مرحله 7-شعله دادن مف و ديوارهاي سالن از داخل و خارج تا ارتفاع 5/1متر .
مرحله 8-ضدعفوني كليه سطوح (كف – سقف – ديوارها – پشت بام ) با توجه به پيشنهادات مندرج در جداول شماره 1 و 2 .
مرحله 9-نظافت و ضدعفوني سيستم تهويه و سيستم هاي برق با توجه به بند 7.
مرحله 10–لايروبي و شستشو و ضدعفوني سيستم فاضلاب با توجه به بند 7 .
مرحله 11-پس از پايان مرحله 9 كليه درب ها و پنجره هاي سالن ها و اير تاسيسات تا ضد عفوني نهايي پس از نصب لوازم و تجهيزات از ورود احتمالي موش و بايد بسته شوند تا يا افراد غير مسئول بايد بسته نگهداشته شود .
ب :شستشو و ضدعفوني لوازم و تجهيزات
مرحله 1-كليه لوازم و تجهيزات مرغداري از قبيل دانخوري و آبخوري و آنهايي كه قابل شستشو مي باشند به خارج از سالن ها منتقل شود و بايد در مرحله اول در آب گرم غوطه ور گردند .
مرحله 2-لوازم فوق را مجددا با آب گرم و برس شسته و سپس با ماده ضدعفوني كننده موثر كه در جدول شماره 1 ذكر گرديده است به مدت دوساعت غوطه ور و ضد عفوني گردند و متعاقبا با آب تميز آب كشيده شود .
ج :پاكسازي و شستشو و ضد عفوني محوطه
مرحله 1-سطوح آسفالته و بتوني محوطه مرغداري پس از شستشو سالن ها با آب فشار قوي بايد كاملا تميز شود .
مرحله 2-كليه سطوح مطرح شده در مرحله 1 و همچنين سطوح خاكي و ....... بايد شعله داده شوند .
مرحله 3-اسپري ماده ضد عفوني كننده با توجه به مواد ضدعفوني كننده موثر مندرج در جداول برروي سطوح اعم از آسفالت شده و بتوني و شني و خاكي الزاميست .
مرحله 4–آهك پاشي سطوح غير قابل شستشو محوطه نرغداري پس از انتقال لوازم و تجهيزات مرغداري به داخل سالن ها با آب آهك تازه انجام پذيرد.
مرحله 5–تامين محلول ضدعفوني در مدخل درب ورودي اداري و سالن ها پس از شستشو و ضد عفوني سالن ها الزاميست .
د: شستشو و ضد عفوني شبكه آبرساني
1-كليه شبكه آبرساني محتوي آب آشاميدني طيور تخليه و لايروبي و شستشو و تميز شود .
2-مخازن و لوله ها با محل ضدعفوني كننده پر گرديده و پس از 24 ساعت محلول تخليه و سپس سيستم با آب تميز شستشو داده شود .
ه :استفاده از فرمالين جهت ضد عفوني
1-استفاده از لباس كار – ماسك و دستكش مناسب در زمان استفاده از فرمالين ضروري است .
2-قبل از شروع استفاده از فرمالين بايد كليه پنجره ها و هواكش ها و كليه نقاطي كه امكان خروج گاز از آنها وجود دارد بسته شوند .
3-پس از قرار دادن كليه وسايل و تجهيزات و ملزومات مورد نياز دوره پرورش در داخل سالن ها نسبت به توزيع بستر مناسب و سالم به نحوي كه در مسير رفت و آمد قرار نگرفته باشد اقدام و متعاقبا نسبت به گاز دادن اقدام شود .
4-در صورتي كه جهت ضدعفوني سالن ها از تركيب پرمنگنات و فرمالين استفاده شود به ميزان حداقل 10 گرم پرمنگنات و 20 سانتي متر مكعب فرمالين براي هر متر مكعب لازم مي باشد . حداقل درجه حرارت سالن كمتر از 25 درجه سانتي گراد و رطوبت نسبي 65 درصد باشد .

بخار دادن (با غلتك 1× )
40 سي سي فرمالين +20 گرم پرمنگنات پتاسيم براي هر 8/2 متر مكعب روش

number one
2007-Jul-14, 12:24
علل بروز فرسايش سنگدان

بسياري از دامپزشكان مرتبأ از بروز فرسايش سنگدان، در گله هاي گوشتي و تخمگذار تجاري گزارش نموده اند،اين نوع عوارض در بسياري از كشورها امري طبيعي است زيرا اولاً شرايط محيطي به گونه اي است كه زمينه براي رشد قارچ ها مساعد است و ثانياً تركيبات غذايي وارداتي، اغلب آلوده به مايكوتوسكين هاست. متأسفانه تنها در تعداد كمي از تشخيص هاي كلينيكي از روش هاي آزمايشگاهي استفاده شده است بنابراين به اين عارضه توجه چنداني نمي شود مگر اينكه از نظر اقتصادي زيان بار گردد.

التهاب پيش معده نسبت به فرسودگي سنگدان شيوع كمتري دارد و اغلب همراه با بيماري مارك وابتلا به رئو ويروس ها مي باشد. قابل ذكر است كه در اين مقاله عنوان التهاب پيش معده، به تورم و بزرگي اين اندام اشاره مي كند. اين حالت به طور طبيعي در گله هاي گوشتي بروز مي كند و با التهاب، ات‍َساع و ضخيم شدن اين اندام همراه است كه منجر به كاهش سرعت عبور غذا از مجراي گوارشي مي گردد. همچنين احتمال پارگي، در اين اندام هنگام تخليه اندرونه در كشتارگاه بالا مي برد. بديهي است تراوش محتويات پيش معده به حفره ي بدن باعث آلودگي بدن پرنده شده، حتي ممكن است در كل لاشه ضبط گردد.

اين آلودگي ها باعث مي گردد كه سرعت خط در كشتارگاه ها به دليل صرف زمان جهت شست و شو و نظافت تجهيزات در محوطه كاهش يابد، هزينه بالا برود و ميزان بازده 10 درصد كاهش پيدا كند.

خصوصيات آناتوميكي و فيزيولوژيكي اندام ها:

پيش معده يا معده ي غده اي اندامي است كه اسيد كلريدريك و پپسين (آنزيمي جهت شكستن پروتئين ها) ترشح مي كنند و با توجه به كوچك بودن اين اندام، غذا نمي تواند مدت زيادي در آن بماند بنابراين هيچ نوع گوارشي صورت نمي گيرد.

سنگدان، اندامي كاملاً عضلاتي است كه مي توند فشار زيادي روي توده ي غذايي اعمال كند، اين فشار منجر به خرد شدن غذا _بدون ترشح هيچ گونه آنزيمي _ مي گردد. چين و چروك سطح سنگدان داراي لايه سختي از جنس كراتين است كه باعث شكستن فيزيكي غذا مي شود، اين لايه مانند سدي از لايه ي مخاطي سنگدان در مقابل اسيد كلريد ريك و پپسين محافظت مي كند.

دلايل فرسودگي سنگدان :

الف - مايكوتوكسين ها:

توسكين هاي T_2، مونواستي كسي سيرپنول (mas) و دي استوكسي سيرپنوبل(das)، سه نوع مايكوتوسكين از گروه تريكوتسين مي باشند كه مي توانند باعث فرسودگي سنگدان، جراحات دهاني و خون ريزي در روده ي پرنده شوند. همچنين اوسپرين نيز نوعي مايكونت.كسين است كه مي تواند اين جراحات را توليد كند.

توكسين هاي T_2 و Das به عنوان سوزاننده ترين اعضاي اين خانواده شناخته شده اند و احتمالاً به اين دليل باعث فرسودگي سنگدان و سوختن سلولهاي ديواره ي آن مي شود. بيشترين اثر سوزانندگي در دهان پرنده (زبان، نوك و كام) است تا تا ديگر مجاري گوارشي. به دليل وجود بزاق در دهان اتصال اين مايوتوكسن ها به ديواره ي دهان آسان تر است، كه نهايتاً منجر به تجزيه يپروتوپلاسم سلولي اين قسمت مي شود. مكانيزم ديگري كه به نظر ميرسد مايكوتوكسين ها از آن استفاده مي كنند اين است كه پس از جذب در روده وارد جريان خون شده و سپس به بزاق ميرسند و موجب جراحات در دهان و احتمالاً در سنگدان مي شود.

سولفات مس

به دليل ارزاني از اين ماده در جيره ي غذايي طيور به ميزان 500 گرم در تن جهت جلوگيري از رشد عوامل قارچي شديد اشد، ميزان استفاده از اين ماده تا سقف 1 كيلوگرم در تن قابل افزايش است. استفاده بيش از سقف فوق الذكر در جيره ي غذايي باعث مسموميت و فرسودگي سنگدان در گله هاي گوشتي مي گردد. هنگام استفاده از اين ماده در جيره بايد بسيار دقَت كرد تا اثر مثبت آن را تجربه كنيد و از استفاده ي بيش از حد مجاز آن، اجتناب نمود.

آمين هاي با منشأ دامي:

اين مواد فرآورده هاي جانبي ناشي از تجزيه ي اسيدهاي آمينه اي است كه در تركيبات غذايي كه منشأ دامي دارند، يافت مي شود. مهمترين تركيبات اين گروه شامل؛ تريپنامين، هيستامين، پوترسين، آگماتين، تيرامين، كادامين و غين آلانين است.

در بين باكتري ها؛ استرپتوكوكوس، سالمونلا، شيگلا، لاكتوباسيلوس، اشرشياكلي و كلستريديوم مي توانند اسيد آمينه اي؛ مانند هيستيدين را به هيستامين تبديل كند. ماده اي ك به شدت باعث كاهش بازده در گله هاي گوشتي مي گردد. هيستامين با تحريك گيرنده هاي مستقر در غدد پيش معده باعث افزايش ترشح اسيد كلريدريك و فرسودگي سطح سنگدان مي گردد. موارد متعددي از بزرگي پيش معده و پر كاري غدد آن در كشور آمريكا مشاهده شده است كه به دليل حضور آمين ها در جيره ونهايتاً كاهش بازده ي مرغداري همراه بوده است. قابل ذكر است گزارش هاي ديگري نيز در مورد فرسودگي سنگدان به ثبت رسيده است كه آمين هاي فوق الذكر نيز در تمامي اين موارد حضور داشته اند.

گيزروسين در پودر ماهي:

پودر ماهي هميشه به عنوان يكي از عوامل فرسودگي سنگدان در نظر گرفته شده است. جراحاتي كه مشاهده شده است از ترك هاي سطحي تا ساييدگي مفرط و خونريزي و نهايتاً نابودي و فساد كامل اندام كه به آن اصطلاحاً «استخراج سياه» مي گويند، متغير است.

زماني كه پودر ماهي استفاده شده در جيره بطور كامل فرآيند نشده باشد، از تركيب هيستدين يا هيستامين با ليزيس در گرما، ماده اي به نام گيزروسين پديد مي آيد.

گيزروسين جزء آمين هاي با منشأ دامي نيست اما از نظر تحريك پيش معده به ترشح اسيد كلريدريك نسبت به هيستامين 10 بار قوي تر است. اين ماده در ايجاد فرسودگي سنگدان 300 مرتبه قوي تر از هيستامين است. با استفاده از آزمايش كروماتوگرافي مايع مي توان غلظت گيزروسين موجود در پودر ماهي و كل جيره را اندازه گرفت. حداكثر مجاز اين ماده در جيره ي جوجه هاي گوشتي برابر با 4/0 Ppm است. البته توصيه مي شود در شرايط عملي چنانچه از كيفيت پودر ماهي مورد استفاده اطمينان كافي نداريد، فقط به ميزان 2 درصد از آن در تركيب جيره استفاده كنيد.

مواردي موجود است كه از تعاملات بين گيزروسين و مايكوتوكسين ها گزارش شده است.

طبق اين گزارش ها اگر جبره ي غذايي شديداً به عوامل مايكوپلاسمايي آلوده باشد، گيزروسين ميتواند به سم مهلكي براي پرنده تبديل شود.

كمبود ويتامين B6:

در جيره هاي آماده ي طيور، كمبود ويتامين B6 به ندرت اتفاق مي افتد اما در شرايط آزمايشگاهي مشخص شده است كه كمبود اين ماده مي توانند باعث فرسودگي سنگدان پرنده گردد. چنانچه در سنگدان جوجه هاي گوشتي كه دچار فقر ويتامين B6 مي باشند، جراحاتي مشاهده شود، خوراندن مقادير افي B6 تا حد زيادي باعث التيام جراحات مذكور مي گردد.

آدنو ويروس:

تعدادي از محققان ژاپني اخيراً اعلام كردند بين فرسودگي سنگدان و اين دسته از ويروسها رابطه اي يافته اند. مطالعه در 18 كشتارگاه، بروز فرسودگي سنگدان به دليل ويروس فوق بود. پالوژي بافتي، ايمني شناسي شيميايي و جداسازي مستقيم ويروس از سنگدان، وجود ويروس تأييد شد. در اين تحقيق، آدنو ويروس گروه 1 در سلول هاي پوششي سنگدان مشاهده شد.

ساير عوامل:

عوامل متعدد ديگري نيز، در فرسودگي سنگدان نقش دارندكه اين عوامل درشرايط مرغداري هاي صنعتي امروز كمرنگ شده اند. عواملي چون؛ گرسنگي پرنده، كمبود آمينو اسيدهاي گوگرد و وجود تركيبات چهارتايي آمونيوم در آب آشاميدني.

سويه هاي بافتي و عصبي نيوكاسل نيز مي توانند باعث خونريزي در سنگدان پرنده شوند.

number one
2007-Jul-14, 12:26
مروری بر نحوه انتقال بیماری برونشیت عفونی

ویروس بیماری برونشیت عفونی به سرعت در میان طیور منتشر میشود . پرندگان مستعد به این بیماری که در اطاقی با پرندگان بیمار نگهداری شده بودند ، پس از بیست و چهار ساعت نشانه های بیماری را بروز دادند . ویروس عامل این بیماری پس از بیست و چهار ساعت از بورس ، کلیه ها ، ریه ها ، و نای پرندگان آلوده به این بیماری جدا گردیده است . این جداسازی در هفتمین روز آلودگی استنشاقی این پرندگان صورت پذیرفت .

میزان ویروس جداشده به مرور زمان کاهش یافته و با توجه به گونه ویروس متفاوت میباشد . اما بایستی توجه داشت مواردی ثبت شده است که ویروس عامل این بیماری در چهارده و بیسست هفتگی پس از گذشت بیماری از طیور جدا گردیده اند . بروز مجدد ویروس عامل بیماری برونشیت عفونی ( IBV ) در مرغهایی که هفته ها عاری از این ویروس بوده اند بر اثر تلقیح در یکروزگی نیز گزارش شده است .

ویروس عامل این بیماری توسط Swab در سن نوزده هفتگی از ترشحات نای و کلوآک جدا گردیده است . طبیعت مقاومت ویروس عامل این بیماری نامشخص باقی مانده است اگرچه کلیه ها یکی از محلهای ذخیره ویروس عامل این بیماری و مقاومت آن میباشد .

اخیرا به اثبات رسیده است که ویروس واکسن IBV در ارگانهای مختلف داخلی برای یکصد و شصت و سه روز یا بیشتر زنده باقی می ماند . در خلال این دوره ، ویروس ممکن است بصورت دوره ایی در مدفوع و ترشحات بینی پخش شود .

گزارشهای ارائه شده از پخش دوره ایی و کوتاه مدت این بیماری گواه بر پتانسیل خطر انتقال گله به گله از طریق افراد و یا تجهیزات آلوده میباشد . اگرچه گزارشهایی نیز مبنی بر جداسازی ویروس از تخم مرغها ، چهل و سه روز پس از بهبود طیور داده شده است . جالب آنکه برخی از جوجه های هچ شده از این تخم مرغها کاملا عاری از ویروس بیماری برونشیت عفونی یا IBV بوده اند .

شدت و میزان شیوع این بیماری از طریق هوا در میان گله ها نامشخص است . حاملین نیز بعنوان فاکتوری مشخص در شیوع این بیماری دسته بندی نشده اند .



منبع :

Disease Of Poultry , 11Th Edition

number one
2007-Jul-14, 12:28
راههای استفاده از دارو در بیماری های طیور

روش عمده تجویز دارو در طیور از راه غذا و اب می باشد تزریق و تجویز به طریق آئروسل نیز گاهی انجام می شود .



درمان همراه آب : درمان با آب به دلیل سهولت انجام آن و نیز موثر بودن بیشتر دارو ، انجام می شود بدین منظور دارو درآب حل و به صورت محلول در می آید این روش تجویز بسیار ساده است ووسایل مورد نیاز در دسترس می باشند درمناطق با آب و هوای معتدل مصرف آب در طیور نسبت به غذا 5/2 برابر است لذا از این طریق دارو نسبتا سریع دریافت شده و مقدار آن نیز بالا خواهد بود .



درمان همراه غذا : داروهای غیر محلول باید همراه با غذا تجویز شوند از معایت تجویز دارو همراه با غذا نیاز به غلظت بالای دارو است که به علت اختلالی است که مواد معدنی و آلی موجود درجیره غذایی در جذب دارو ایجاد میکنند اما نظر به معین بودن مقدار مصرف غذا درمقایسه آب در هنگام درمان همراه آب تعیین مقدار دارو راحت تر انجام میشود که هم باعث صرفه جویی درمصرف دارو بشده و هم ازبروز عوراض آن جلوگیری می کند ولی باید توجه داشت دربیماریهایی که به علت وجود تب و عوارض گوارشی مصرف غذا کاهش یافته یا قطع می شود راه غذایی اصولا نتیجه بخش نبوده و از راه آب آشامیدنی به علت وجود عطش ، دارو سریعتر به بدن می رسد .



درمان به وسیله تزریق : از نظر اثربخشی سریعترین و موفقیت آمیز ترین راه تجویز دارو ، راه تزریق است مثال این مورد عفونت هموفیلوس و پاستورلا در طیور تخمگذار می باشد که با تزریق آموکسی سیلین صورت می گیرد و با درمان به وسیله آب دنبال می شود اما صرف وقت بسیار و نیاز به کارگر و وسایل ضروری از قبیل سرنگ ، سوزن و ... و همچنین عوارض آن همچون بروز استرس در طیور انجام آن را غیراقتصادی و بی فایده می سازد .

درمان توسط آئروسل : امروزه تجویز دارو به طریق آئروسل ، یا اسپری بسیار کم صورت می گیرد زیرا به علت ناکافی رسیدن آنتی بیوتیک به محل عفونت و نیاز به جریان آرام و ملایم هوا در درمان عفونتهای تنفسی به ویژه ناشی از E.coli موفقیت آمیز نبوده است همچنین ممکن است به واسطه استنشاق داروها خطراتی را برای عامل در برداشته باشد .

number one
2007-Jul-14, 12:29
عفونت کیسه زرده

مقدمه:

به نظر می رسد این بیماری در ماکیان، بوقلمون ها و اردک های سراسر جهان در اثر عفونت باکتریایی بند ناف و کیسه زرده در جوجه هایی که تازه هچ شده اند قبل از التیام یافتن بند ناف، بوجود می آید. دوره کومون این بیماری 1 تا 3 روز است. این یماری توسط چندین باکتری ایجاد می شود که شاید مهمترین آنها ای کولای E.coli ، استافیلوکوک، پروتئوس و زودوموناس باشد. شیوع این بیماری در گله 1 تا 10 در صد است ولی مرگ و میر بسیار بالایی در جوجه هایی که درگیر هستند، دارد. به نظر می رسد سالن های مادری که از نظر بهداشتی فقیر هستند، استفاده از تخم مرغ های آلوده، ضعیف بودن شرایط بهداشتی در هچری ها، شرایط انکوباسیون ضعیف، آلوده بودن شانه های تخم مرغ ها، رعایت نکردن بهداشت در ستری ها از عوامل مستعد کننده این بیماری هستند.



نشانه ها:

ü افسردگی و پژمردگی

ü چشم های بسته

ü کاهش میل و رغبت

ü اسهال

ü باد کردن شکم

ü مقعد جمع شده



علائم کالبد گشایی:

ü بزرگ شدگی کیسه زرده به همراه جمع شدن خون در آن

ü شرایط غیر نرمال در کیسه زرده ( رنک و استحکام) که شرایط را به نفع باکتری تغییر می دهد.



تشخیص:

اساس تشخیص این بیماری بیشتر در مورد سن و نوع جراحاتی است که دیده می شود. برای تایید این بیماری باید باکتری ها را از جراحات داخلی جدا کنیم. این بیماری باید از مشکلات انکوباسیون در جوجه های ضعیف تفریق شود.



درمان:

آنتی بیوتیک های مناسب در دوره های حاد ممکن است کمی از مشکلات بکاهند هر چند که امید به بهبود این بیماری بسیار کم است. اغلب جوجه ها قبل از 7 روزگی خواهند مرد.



پیش گیری:

جلوگیری اساسی در مورد این بیماری در رعایت کردن موازین بهداشتی و ضد عفونی سینی های حمل تخم مرغ و شانه های تخم مرغ، جمع آوری سریع تخم مرغ ها، ضد عفونی تخم مرغ ها، استفاده نکردن از تخم مرغ هایی که پوسته های کثیفی دارند، طبقه بندی تخم مرغ ها در انکوباسیون و ... . هر روز باید ضد عفونی در هچری ها چک شود.

استفاده از مولتی ویتامین ها در چند روز نخستین زندگی جوجه ها، توانایی عمومی آنها را در برابر عفونت های ملایم بیشتر می کند .

سید مهرداد اسحق حسینی

number one
2007-Jul-14, 12:31
سندرم مرگ ناگهانی در نیمچه های گوشتی ( acute death syndrome )

بیش از 25 سال است که سندرم مرگ ناگهانی شناخته شده است , اما فقط در حدود 10 سال است که وقوع این بیماری در جوجه های گوشتی اهمیت پیدا کرده است . نامهای دیگر این عارضه سندرم مرگ حاد ( acute death syndrome ) و یا افتادن به پشت ( flip over ) میباشد . این عارضه در جوجه خروسها شایعتر است و خصوصا در دوره حداکثر رشد رخ میدهد . شروع تلفات ممکن است در سن 3 تا 4 روزگی باشد اما بیشترین تلفات در سن 3 تا 4 هفتگی رخ میدهد و تقریبا تمام جوجه های تلف شده از این سندرم از پشت می افتند . میزان تلفات ممکن است 1 تا 2 % در گله های مختلط و بیشتر از این میزان در گله های صرفا خروس است , که به طور معمول تلفات تا 4% میرسد . بنابراین ضرر اقتصادی آن بسیار زیاد است . به علت عدم وجود جراحت بر روی بافتهای بدن تشخیص آن از طریق کالبدگشایی بسیار مشکل است . بدون استثنا , جوجه های تلف شده از این عارضه همگی چاق بوده و چینه دان و سنگدان آنها پر از غذا است . این بیماری احتمالا دارای منشا متابولیک , همراه با عدم تعادل الکترولیت ها و در نتیجه , فیبریلاسیون بطن چپ میباشد .

تقریبا تردیدی وجود ندارد که هر عامل تغذیه ای و یا مدیریتی بر روی سرعت رشد میتواند بر سندرم مرگ ناگهای تاثیر گذارد . با استفاده از جیره های دارای مقادیر کم مواد مغذی ( 18% cp , 2400 kcal.d/kg ) میتوان قطعا این بیماری را ریشه کن نمود . البته این عمل از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نمیباشد . وقوع این عارضه در جوجه هایی که energy جیره غذایی آنها بجای نشاسته یا چربی از گلوکز تامین شده , بسیار بیشتر بوده است . به نظر میرسد که یک نوع عدم تعادل متابولیک در این بیماری دخیل باشد , هرچند شواهد روشنی برای اثبات آن وجود ندارد . این مشکل تا حدی ناشی از تغیرات متابولیک است که سریعا پس از مرگ رخ میدهد , بنابراین نتایج آزمایش مواد مختلف موجود در خون , به زمان خونگیری پس از مرگ بستگی خواهد داشت .

در جوجه هایی که اسیدلاکتیک به آنها تزریق شده بود , وقوع این این بیماری بسیار بالا ( تا 100% ) بود . اسید لاکتیک در هنگام فعالیت شدید پرنده و زمانی که تقاضا برای energy بسیار بالا است تولید میشود . پش از تزریق اسید لاکتیک به داخل چینه دان مشاهده شد که نوع جیره در زمان آغاز این سندرم تاثیر میگذارد . در این صورت استفاده از جیره هایی که عمدتا بر پایه گلوکز تهیه شده بودند , مرگ ناگهانی در کمتر از 1 دقیقه حادث شد , در صورتی که وقوع این سندرم در جوجه های تغذیه شده با جیره بر پایه نشاسته بعد از 1 ساعت و در جیره های پر چربی حداقل 2 ساعت پس از تزریق اسید لاکتیک بوده است .

مشخص شذه است که در چینه دان جوجه های تغذیه شده با غذای آردی ( mash ) در مقایسه به جیره های پلت ((pellet شده , اسید لاکتیک بیشتری تولید میشود بنابراین اگر اسید لاکتیک در بروز سندرم مرگ ناگهانی موثر باشد , مزیت استفاده از جیره های پلت شده مشخص میگردد . از طرف دیگر استفاده از پلت به عنوان یکی دیگر از راههای بروز این بیماری مطرح شده است که به علت سرعت رشد جوحه های تغذیه شده با آن میباشد .

وقوع این عارضه در هنگام خوراک دادن و در شرایط تنش گرمایی نیز رخ داده است که با تجویز 0.62 گرم بی کربنات پتاسیم به ازای هر مرغ در آب آشامیدنی به مدت 3 روز کاهش یافت و با مخلوط کردن 3.6 kg کربنات پتاسیم در هر تن خوراک به سطح فابل قبولی رسید . وجود مقدار زیاد نمک طعام در جیره غذایی نیز در بروز سندرم مرگ ناگهانی موثر بوده است و شاید این به علت تاثیر غیر مستقیم نمک زیاد جیره بر پدید امدن آسیت (ascites) باشد .

کاملا روشن است که سندرم مرگ ناگهانی در اثر سرعت زیاد رشد و به واسطه برخی تغیرات در متابولیسم و بخصوص تعادل اسید و باز بدن رخ میدهد . سندرم مرگ ناگهانی را با تغیر در تغذیه و یا مدیریت , به صورتی که باعث کاهش رشد شود , میتوان کاملا ریشه کن نمود . البته چنین تصمیماتی باید بر اساس شرایط اقتصادی منطقه اخذ شود و در حال حاضر نمیتوان صرفا یک عامل مشخص را مسبب ایجاد بیماری دانست .
علی رضا ودیعتی

number one
2007-Jul-14, 12:32
بيماري آبله در طيور

آبله يكي از بيماري هاي پرندگان است كه سرعت انتشار آهسته اي دارد و از ساليان قبل وجود داشته ولي سبب مرگ و مير چنداني نمي شود، مگر آنكه دستگاه تنفسي با عوامل ديگري درگير شود. بيماري در هر سن و هر موقعي مي تواند ظاهر شود و علائم آن بروز ندول روي پوست، غشاهاي نكروتيك ديفتريك در دهان و قسمت فوقاني دستگاه تنفس مي باشد. آبله توسط سويه ها يا تيپ هاي مختلف ويروسي مي تواند ايجاد شود كه از آن جمله Fowl pox virus. Canary pox virus, Pigeon pox virus و در برخي موارد Turkey pox virus را مي توان نام برد. هر سويه مي تواند تعدادي از پرندگان را آلوده سازد.

به طور طبيعي آبله در جوجه ها، بوقلمون و ديگر طيور اهلي ويروس آبله (Fowl Pox Virus) طيور ايجاد مي گردد. انتقال آبله به طور مستقيم وغيرمستقيم مي باشد. ويروس آبله مقاومت بسيار زيادي به خشكي داشته و در شرايط مطلوب مي تواند ماه ها در آشيانه هاي آلوده زنده و فعال باقي بماند. اين بيماري ممكن است توسط پشه هاي مختلف منتقل شود. پشه ها بعد از تماس با پرندگان آلوده به ويروس آبله، عامل بيماري زا بيش از يك ماه در خود نگه مي دارند و سپس توسط همان پشه ها، عامل بيماري بين گله هاي مختلف جا به جا مي شود. به علت انتشار ساده و آهسته آبله،درگيري گله ها بسيار زياد بوده و دوره بيماري در طيور مختلف از 3 تا 5 هفته طول مي كشد. طيور جوان مبتلا، از نظر سيستم تنفسي و گوارشي درگير بوده و باعث اختلالاتي در خوردن و تنفس مي شود. اين بيماري در طيور جوان سبب تأخير در رشد و در طيور تخم گذار باعث افت توليد تخم مرغ مي شود.

number one
2007-Jul-14, 12:34
ساخت اولین واکسن داخل تخم مرغی بر علیه بیماری آنفلوانزای طیور
این واکسن توسط پروفسور دامپزشک آقای Haroldo Toro محقق دانشگاه AUBURN با همکاری محققان Vaxin در بیرمنگام ساخته شده است. این تحقیقات که در ژورنال علمی VACCIN نیز آمده است ، مشخص کرده است که این واکسن در هنگام شیوع بیماری به صورت صد در صد جواب می دهد.آقای پروفسور تورو می گویند که: ما اعتقاد داریم که تولید هر چه سریعتر به مرحله تجاری برسد که این امر در صنعت طیور به شدت لازم به نظر می رسد.

وقتی شیوع در یک منطقه اتفاق می افتد از این نوع واکسن می توان با سرعت بیشتر، هزینه کمتر و دقت بالاتر از دیگر روشهای واکسیناسیون استفاده نمود.محققان با وارد کردن ژنی با حدت پایین تر ویروس آنفلوانزای مرغی از تیپ ( H5N9) در میان ویروسی که قابلیت انتقال به انسان را نداشته باشد، این واکسن را تهیه کرده اند. این واکسن با وارد شدن به جنین در حال رشد درون تخم مرغ ، جوجه را بر علیه این بیماری ایمن می کند.این واکسن ها دارای ویروس هایی هستند که تفاوت ژنتیکی های مختلفی برای درصد های حفاظتی مختلف را بوجود می آورند.تحقیقات نشان داده است که با به هم آمیختن ژن ها می توان ایمنی موثری را بر علیه بیماری ها بدست آوریم. وقتی در محلی شیوع آنفلوانزای مرغی را داریم می توانیم با واکسینه کردن مناطق مجاور شیوع، خطر ابتلای آنها را کاهش بدهیم.اغلب کارخانه های جوجه کشی مجهز به سیستم اتوماتیک برای واکسینه کردن بر علیه بیماری مارک هستند که در هر دقیقه می توان به درون 40000 تخم مرغ تزریق کرد. این واکسن به علت این که در محیط کشت تهیه می شود به راحتی می توان برای هزاران پرنده واکسن تهیه نمود.تحقیقات آقای پرفسور در سال 2004 با حمایت مالی USDA شروع شده است.این واکسن در حال حاضر به تولید تجاری نرسیده است ولی ما امید واریم که هر چه سریع تر به تولید تجاری برسد.

number one
2007-Jul-14, 12:39
تأثیر الیگوساکاریدمانان بر آلودگی ایمریا تنلا در جوجه های گوشتی
در یک آزمایش تعدادی از جوجه های گوشتی با ایمریا تنلا چالش داده شدند. یک گروه کنترل با جیره پایه، دو گروه که با ایمریا تنلا آلوده شده بودند در یکی جیره پایه به همراه مکمل الیگوساکاریدمانان و در دیگری جیره پایه بدون الیگوساکاریدمانان بکار برده شد.

آلودگی با ایمریا تنلا از روی جراحات سکومی، دفع اووسیست ها و شیزونت های لامینا پروپریا سکوم تأیید شد. اما عملکرد پرندگان تحت تأثیر قرار نگرفت. در پرندگان آلوده شده که مکمل الیگوساکاریدمانان دریافت نموده بودند تعداد شیزونت ها کاهش یافت، بدون کاهش در شدت جراحات سکومی و بدون تأثیر بر عملکرد و رشد پرنده .

بر اساس این نتایج، مکمل الیگوساکاریدمانان موجب افزایش سطح ایمنی پرندگان آلوده شده با ایمریا تنلا شد و تعداد شیزونت ها را کاهش داد. این تحقیق اثر حفاظتی این مکمل را در برابر عفونت کوکسیدیوز جوجه های گوشتی نشان می دهد.



منبع :

International Journal of Poultry Science 5 (6): 583-588, 2006

number one
2007-Jul-14, 12:42
بيماري سرسياه در طيور
بيماري سرسياه نخستين بار در سال 1893 در ايالت ردايلند مشاهده شد و در سرتاسر قاره امريكا انتشار يافت و بزودي در ساير كشورها هم گزارش شد. اين بيماري به صنعت بوقلمون در نيواينگلند آسيب جدي رساند. بيماري سرسياه در بوقلمون ها تلفات زيادي را موجب مي شود و ميزان مرگ و مير گله به 100% هم مي رسد. در مرغ ها ميزان مرگ ومير بيماري سرسياه 20-10% خواهد بود اما شدت بيماري خيلي زيادست.

مطابق تحقيقات اوليه عامل بيماري سرسياه Histomonas meleagridis يك تك ياخته وابسته به Entamoeba histolytica, Giardia lamblia و Trichomonas مي باشد. مشابه ساير پارازيت ها سيكل زندگي اين تك ياخته پيچيده است و اين تك ياخته Heterakis gallinarum كرم عادي سكوم را به عنوان ميزبان واسطه گرفتار مي كند.

باكتري هاي ضروري براي بيماري زايي هيستوموناس عبارتند از: Escherichia coli, Bacillus subtilis و گونه هاي Clostridium .

با ايجاد تغيير در نحوه مديريت و پرورش اين بيماري کنترل شد اما تا قبل از توليد محصولات آنتي هيستومونال، بيماري سرسياه همچنان باعث مرگ و مير در گله هاي بوقلمون شد. پس از شيوع ناگهاني موارد ابتلاي بيماري در مرغ و بوقلمون ها در ايالات متحده و اروپا مصرف محصولات نيتروميدازول قدغن شد. ايمني با واکسيناسيون، روش مناسبي براي پيشگيري از اين بيماري نيست چرا که پرندگان پس از ابتلا به اين بيماري ، به عفونت دوباره مقاوم نيستند. مطابق بررسي هاي اخير، هيستومونيازيس سريعاً در گله بوقلمون از طريق تماس مستقيم پرندگان گسترش مي يابد و احتمالاً پرندگان به پديده Cloacal drinking (جذب مايعات از طريق کلواک) مبتلا مي شوند.

انتقال مستقيم اين بيماري در گله هاي مرغ اثبات نشده است و منبع عفونت عمدتاً از طريق H. gallinarum مي باشد. دارو يا واکسني براي درمان اين بيماري وجود ندارد و پيشگيري از بيماري بايستي از طريق مديريت مناسب و کنترل کرم ها انجام بگيرد.



منبع:

Avian Diseases:2005. Vol. 49,

number one
2007-Jul-14, 12:44
کلياتي در مورد بيماري مارك
مقدمه
در سال 1907 يك پزشك و پاتولوژيست مجارستاني، يك نوع فلج توأم رشته‌هاي عصبي را در تعدادي از خروس‌هايي كه در خانه خود نگاه داشته بود، گزارش كرد. اين بيماري كه به بيماري مارك معروف شد تا حدود 50 سال جزء گروهي از عوارضي كه به نام لوكوز كمپلكس شناخته مي‌شود در نظر گرفته مي‌شد. ولي در سال 1967 هرپس ويروس اختصاصي عامل بيماري مارك شناخته گرديد و امروزه از بيماري لكوز جدا بحث مي‌شود.

بيماري مارك امروزه از آفات مهم مرغداري به حساب آمده كه باعث مرگ و مير و يا كاهش توليد در صنعت مرغداري مي شود.زماني كه واكسينه كردن جوجه هاي يكروزه ابداع شد خسارت ناشي از اين بيماري بسيار كم شد ولي اين بيماري همچنان از مشكلات عمده در مرغهاي خانگي كه واكسينه نمي شوند به حساب مي آيداين بيماري باعث تومور در پرندگان مي شود و اين تومورها معمولا منجر به مرگ ناشي از فلج يا نقص در ارگانهاي حياتي مي شود .

عامل بيماري
بيماري مارك ( MD يا فلج مرغان) به وسيله هرپس ويروس كه جزو گروه سيتومگالو ويروسهاي وابسته به ياخته مي باشند، ايجاد مي شود.

حيوان حساس
بيشتر جوجه‌ها را درگير مي‌كند (به صورت حاد و خطرناك) ولي در گونه‌هاي ديگر طيور مانند بوقلمون، بلدرچين و .... نيز كم ديده مي‌شود.

روش‌هاي انتقال
اين ويروس بيش از 4 ماه در محيط به صورت آزاد مي‌تواند باقي بماند. اين ويروس از طريق فوليكول‌هاي پر انتشار پيدا مي‌كند، جوجه‌ها 3 هفته پس از خروج از تخم و از بين رفتن ايمني مادرزادي از راه تنفس و به وسيله گردو غبار مرغداري مبتلا مي‌شوند. بيماري مارك از طريق تخم به جنين انتقال نمي‌يابد. اين ويروس بسيار واگير و عفوني بوده و در صورت وجود يك عدد ويروس در گله، دیگر نمي‌شود جلوي انتقال و پخش بيماري را گرفت. عامل بيماري از سوسك‌ها، جرب‌ها و اووسيت آيمريا جدا شده است.

زمان شروع بيماري
جوجه‌ها تا 8 هفتگي به اين عفونت بسيار مستعد مي‌باشند. تعدادي از مرغان مبتلا رفته رفته علائم تومور را نيز نشان مي‌دهند. بيشتر پرنده‌ها در هفته‌هاي بين 24-10 از بين مي‌روند، ولي ممكن است نشاني‌هايش تا ماهها ديده نشود و در طيوري كه موتور پيشرفته دارند اميدي به نجاتشان نيست.

پاتوژنز بيماري
بيماري مارك به دو صورت ديده مي‌شود كه بستگي به محل شروع عفونت دارد: 1- فرم عصبي 2- فرم احشايي



فرم عصبي
در اين فرم بيشتر اعصاب، به خصوص عصب سياتيك (عصب اصلي پا) درگير مي‌شود پرنده نمي‌تواند سرپا بايستد و در نتيجه فلج شده و حيوان در اثر نخوردن آب و غذا تضعيف مي‌شود. در بيشتر موارد فلجي بسيار سريع رخ مي‌دهد و پرنده‌هايي كه كالبدگشايي شده‌اند اعصاب درگير در آنها به خوبي قابل مشاهده است، به طوريكه اعصاب متورم و باد كرده شده و حالت طبيعي خود را ندارد.

پس از ورود ويروس از راه مخاط تنفس، چشم و گلو در همانجا يك ويرمي اوليه داده و سپس خود را به اعضاي لنفاوي(بورس، تيموس) ثانويه رسانده كه 4-3 روز طول مي‌كشد در آنجا ويروس تكثير داده و توليد آنتي‌ژن ويروس مي‌كند. 7-6 روز بعد از ابتلا ويروس موجب علايم و تلفات به ميزان 70-60% در گله‌هاي غيرواكسينه و 5% در گله‌هاي واكسينه مي‌گردد.

در فرم عصبي يا 1-فلجي زودگذر 2-آرترواسكلروز ديده مي‌شود.

فرم احشايي
بعضي از طيور به صورت افسرده ديده مي‌شوند و ديگران ممكن است مقداري فلجي داشته باشند. پرندگاني كه ضعيف شده‌اند رنگ پريده به نظر مي‌رسند و تاج آنها چروكيده و خشك مي‌شود.

تومور‌هاي خاكستري - سفيد در تخمدان، كبد، طحال، كليه، قلب و ديگر ارگان‌ها ديده مي‌شود. بعضي اوقات كبد و طحال متورم مي‌شوند بدون اينكه توموري در محل وجود داشته باشد.

3- مارك چشمي كه از ديگر اشكال مختلف بيماري است كه در اثر نفوذ لنفوسيتي در سطح چشم و به ويژه عنبيه ايجاد مي‌شود و به اشكال مختلف كانون‌هاي سفيد، كاملا سفيد، مردمك مضرس و يا فوق العاده ريز ديده مي‌شود.

4- مارك پوستي: كه فوليكول‌هاي ريشه پر به شدت آلوده شده و به صورت دانه‌ها و ندول‌هاي قرمز رنگ در سطح پوست ديده مي‌شود.

تشخيص تفريقي
از لوكوز لنفوئيدي كه باعث تومور مي‌شود بايد تشخيص داد.

درمان
تاكنون درمان قطعي نداشته است.

پيشگيري
1- واكسيناسيون: واكسيناسيون به وسيله واكسن‌هاي ويروسي مانند واكسن هرپس ويروسي بوقلمون موسوم به HVTجوجه را در مقابل بيماري مارك محافظت مي‌كند. جوجه‌هاي يكروزه در هچري واكسينه مي‌شوند. اين واكسن كه تنها در مرغان مادر و تخم‌گذار مصرف شده و در جوجه‌هاي گوشتي مصرف چنداني ندارند.

اين واكسن را كه (HVT، T.H.V) به شكل ليوفيليزه تهيه شده است تنها يكبار و در سن 1 روزگي كارخانه جوجه‌كشي به اندازه 0.2 سي سي زير جلد پشت گردن يا عضله ران تزريق مي‌كنند و تا 7 روزگي هم مي‌شود تزريق كرد.

چون اين واكسن بسيار حساس است بايد بسيار به دقت استفاده شود و هر جوجه بايد به مقدار مشخص از دوز دارو را دريافت كند تا ايمني را بدست آورد.

2-مديريت: يكي از راه‌هاي آسان براي افزايش مقاومت طيور در مقابل بيماري مارك انتخاب و اصلاح ژنتيكي مي‌باشد ولي به علت ظهور اثرات واكسيناسيون در مرغداري‌هاي تجاري كمتر از روش اصلاح ژنتيكي استفاده شده است.

جدا كردن جوجه‌هاي واكسينه در دو هفته اول زندگي اين شانس را به اين جوجه‌ها مي‌دهد كه ايمني شان بالا برود و زماني كه ايمني‌شان بالا رفت آماده مقابله با بيماري مارك مي‌باشند.

از روش‌هاي ديگر مقابله با بيماري استفاده از گله‌هايي كه حاوي پادگن و B12 باشند كه قدم مؤثري در رابطه با كنترل بيماري است. در روش all in-all out (تمام پر- تمام خالي) اثرات واكسيناسيون به وضوح مشخص است كه تأثير بسيار مثبتي دارد.



References:

1-Marek’s disease: Morton Bell.

2- احمد شيمي. احمد- ويروس شناسي دامپزشكي.

3- عبدي. كاظم- راهنماي كلينيكي طيور.

number one
2007-Jul-14, 12:45
بیماری آمیلوئیدوز

بیماری آمیلوئیدوز در اردک و مرغ رایج بوده و عامل آن تحریک طولانی مدت سیستم ایمنی در اثر عفونت مزمن باکتریایی از قبیل آرتریت ناشی از انتروکوکوس ها، استافیلوکوک ها و یا مایکوپلاسما سینوویه، می باشد . آمیلوئیدوز اغلب در اردک های مادر بالغ و مرغ های تخم گذار و جوجه های گوشتی مشاهده می شود. این بیماری به خودی خود قابل انتقال نیست اما وجود عفونت اولیه عامل مستعدکننده این بیماری می تواند باشد.

حدت بیماری پایین بوده و دوره مزمن بیماری و میزان مرگ و میر ناشی از آن بالاست.



نشانه های بیماری:

لاغری، لنگش، التهاب پا و مفاصل پا



جراحات کالبدشکافی :

· بزرگ شدن کبد با ظاهری مشابه حالت پختگی

· بزرگ شدن طحال، پارگی و خونریزی در آن

· رسوبات نارنجی رنگ در مفاصل پا

· جراحات اولیه شامل آرتریت، اندوکاردیت و...



تشخیص:

جراحات هیستوپاتولوژیکی. بایستی از بیماری تومور منتشره کبد تفریق داده شود.



درمان:

ندارد.



پیشگیری:

کنترل عفونت های مستعدکننده این بیماری .



منبع :

http://www.bloomberg.com

number one
2007-Jul-14, 12:47
پيشگيري از عفونت كلي باسيلوز از راه خوراك

باكتري اشرشيا كلي ( Escherichia) زماني بيماري زا مي شود كه pH لوله گوارش از 5 بالاتر رود. با استفاده از تركيبات خاص در جيره غذايي، خوراندن لاكتوباسيل ها يا بعضي از اسيد هاي پوشش دار مي توان اسيديته دستگاه گوارش را حفظ كرد. مانند تمام حيوانات خونگرم كه در محيط طبيعي نگهداري مي شوند، در زمان كوتاهي پس از خروج از تخم، جمعيت ميكروبي در لوله گوارش جوجه ها ايجاد خواهد شد. گونه هاي مختلف باكتريايي كه در لوله گوارش ميزبان كلونيزه مي شوند به تغييرات حساس مي باشند. لوله گوارش در جوجه هايي كه تازه از تخم خارج شده اند. تا حدودي عاري از اجرام مي باشد و داراي pH نسبتاً بالا و باكتري هاي غير بيمارزايي مانند لاكتوباسيلوس ها است كه كاهش pH را در حدود 4 تا 5 ممكن مي سازد. باكتري هاي بيماريزاي روده اي ( Enteropathogenic) نظير اشريشيا كلي در pH‌ بالاتر از 6 تا 7 ، فعاليت مطلوبي را لز خود نشان مي دهند. در صورتي كه در جيره غذايي پرنده كربنات سديم وجود داشته باشد، زمان انكوباسيون اسريشيا كلي مهاجم از 72 ساعت طبيعي به 5 تا 12 ساعت كاهش مي يابد. فاكتور ضد ترشح Antiseceretory Factor (ASF) پروتئين تنظيم كننده اي است كه از ترشح مايع به داخل روده جلوگيري مي كند. مقدار 01/0 پيكومول از ASF‌ در جوجه باعث كاهش قابل توجهي در ترشحات ايجاد شده توسط توكسين هاي اشريشيا كلي مي شود. پلاسماي جوجه هايي كه از اسهال رنج مي برند، حاوي مقادير كمي از ASF مي باشد. اگر چه حضور اين ماده ، يک پاسخ ايمونولوژيک به حساب نمي آيد، با اين حال توسط آنتروتوکسين ها در لوله گوارش به شدت تحريک مي شود و به نظر مي رسد که نقش مهمي در دفاع عليه ترشح مايعات در حالات مرضي داشته باشد.

فاکتور ضد ترشحي (ASF) در سيستم اعصاب مرکزي تولفيد مي شود و عمدتاً در غده هيپوفيز تجمع مي يابد و از طريق خون و صفرا به دستگاه گوارش انتقال داده مي شود.

حساس بودن فاکتور ضد ترشحي به غذا

مقادير ASF در پلاسماي خون به تناسب تغيير در اجزاي طبيعي جيره افزايش مي يابد. نوع خاصي از فاکتور ضد ترشحي که ليسيتين القاء شده توسط غذا ( Feed Induced Lecithin = FIL ) خوانده مي شود، حساسيت ويژه اي دارد. اين نوع ASF داراي همان خواص ضد ترشحي، نظير ASF ايجاد شده توسط توکسين مي باشد، ولي ساختمان شيميايي آن تا اندازه اي متفاوت است.

توليد آن در سيستم اعصاب مرکزي مستقيماً به قند و امينواسيدهاي جيره وابسته است. در تجربيات مختلف ثابت شده است که مي توان ميزان پروتئين خام جيره با پايه غلات را با افزودن سومين اسيدهاي آمينه محدود کننده ( limiting amino acid) نظير تره اونين، کاهش داد. در پرندگان در حضور مقادير بالاي فاکتور ضد ترشحي کاهش مشخصي در بروز اسهال مشاهده شده است. احتمالاً ميزان توليد نيز به علت بهبود وضعيت سلامتي افزايش مي يابد. شيوع اسهال را مي توان به طور مشخصي با کاستن پروتئين خام جيره و به کمک خاصيت ضد ترشحي جيره کاهش داد. در حال حاضر به بهره گيري از مقادير بيشتر پروتئين هاي گياهي در جيره هاي طيور تمايل بيشتري وجود دارد. اين امر مي تواند رشد يک سويه را به سيستم گوارشي تحميل کند. جوجه ها بايد به خوردن جيره اي کاملاً متفاوت از نظر ساختار، مزه و ترکيب غذايي عادت داده شوند. سازگاري بايد با در نظر گرفتن ترشح آنزيم تنظيم کننده pH، ميزان عبور مواد هضم شده و مکانيسم هاي جذبي ايجاد شود.

تغذيه با مقادير کم وم تناوب بيشتر، در حفظ اسيديته لوله گوارش کمک مي کند و بنابراين pH در حد مطلوب حفظ مي شود. اطمينان از اين امر، نه تنها از طريق سلول هاي پوشانننده معده كه اسيد هيدروكلريك ترشح مي كنند، بلكه با حضور باكتري هاي موجود در لوله گوارش، تأمين مي شود. اين باكتري ها به طور طبيعي در معده يافت مي شوند و حضور آنها به فراهم كردن اسيديته معده و مساعدت در حفظ pH ‌ مطلوب جهت فعاليت آنزيمي و جلوگيري از رشد باكتري هاي بيماريزا كمك مي كند. در 4 pH= ، اين باكتري ها به سرعت رشد كرده، كاملاً فعال هستند. اگر pH به ميزان خيلي زياد افزايش يابد ( بالاتر از 5 )، باكتري اشريشيا كلي تكثير يافته، با باكتري هاي مفيدي كه تعداشان كاهش مي يابد، رقابت مي كند. تغيير در تركيبات غذايي تشكيل دهنده جيره بايد به آرامي انجام شود تا به پرنده فرصت سازش يافتن داده شود. تغيير ناگهاني در تركيب جيره ممكن است به تغيير pH منجر شود. گونه هاي لاكتوباسيلوس از باكتري هايي هستند كه قادر به توليد مقادير زيادي اسيد لاكتيك مي باشند. اثر ممانعتي لاكتوباسيلوس روي باكتريهاي ديگر، به توليد پراكسيدهيدروژن توسط آنها نسبت داده شده است. باكتري هاي اسيد لاكتيك از طريق خاصيت چسبندگي خود روي ديواره، خنثي سازي سموم، فعاليت باكتري كشي، جلوگيري از سنتز آمين و افزايش قدرت ايمني، مانع از كلونيزه شدن كلي فرم ها مي شوند. لاكتوباسيلوس اسيدوفيلوس ( Lactobacillus acidophilus ) همچنين قادر به توليد آنتي بيوتيك اسيدولين ( acidolin ) است كه مانع رشد ارگانيسم هاي بيماريزاي روده اي مي شود. شرايط طبيعي براي رشد باكتري هاي مولد اسيد لاكتيك مناسب است. شرايط نامطلوب ( استرس ) اين اثر را از بين مي برد و رشد اشريشيا كلي را تشويق مي نمايد. تغذيه مخمر، تعداد باكتري هاي مصرف كننده اسيد لاكتيك را تحريك كرده، pH دستگاه گوارش را پايين مي آورد. در اين حالت افزايش ساخت پروتئين باكتريايي وجود دارد. اسيدي كردن معده، نظريه نسبتاً جديدي است. روش هاي متعددي براي اسيدي كردن معده پيشنهاد شده و مورد بررسي قرار گرفته است. افزودن اسيدهاي معدني و آلي ساده و مخلوطي از چند اسيد كه باعث اسيدي شدن در محل هاي مختلف دستگاه گوارش مي شوند، از جمله اين روش ها است. غذاهاي پلت شده pH دستگاه گوارش را پايين مي آورند حال آنكه غذاهاي آردي آن را بالا مي برند. همچنين مشاهده شده است كه تغذيه با ذرت، PH دستگاه گوارش را پايين مي آورد. با مشاهده اسهال در پرندگان لازم است جهت تصحيح دهيدراتاسيون، درمان حمايتي با تجويز مايعات و الكتروليت، صورت گيرد.

منبع

Journal of Applied Poultry Research. 2006. 85:234-237

number one
2007-Jul-14, 12:49
نکاتی در مورد آرتریت رئو ویروس

· به علت همه جایی بودن و مقاومت ژنتیکی حذف آن مشکل است .

· انتقال با وسایل مکانیکی نقش مهمی در انتشار ویروس دارد.

· آهک و ید آلی 5/0% درصد جهت ضد عفونی علیه این ویروس بسیار مؤثر است.

· واکسن های زنده آن به وسیله روش زیر جلدی یا آئروسل استفاده می گردد.

· واکسن سویه S1133 با واکسن مارک تداخل دارد.

· بهترین برنامه واکسیناسیون گله مادر استفاده از برنامه ترکیبی زنده – کشته علیه این بیماری است.

· ایمنی در گله های مادر باید بر علیه سروتیپ همسان که در گله های گوشتی رایج است انجام شود.

· جوجه یکروزه به عفونت حساس می باشد ولی تا سن 2 هفتگی مقاومت علیه آن را کسب می کند.

· روشهای سرولوژی زیر جهت تشخیص بیماری مورد استفاده قرار می گیرد:

-Elisa

- Agar gel persipitation test

- Indirect flurecent test



- درگیری تاندونهای اکستنسو متا تارسال و فلکسور انگشتی وهمچنین نفوذ هتروفیل ها در قلب از نشانه های مهم و قابل تفریق این بیماری می باشد.

- حفاظت کسب شده علیه این بیماری به هموژنیتیه سروتیپ و حدت ویروس ، سن میزبان و تیترآنتی بادی بستگی دارد.

- انتقال در این بیماری بصورت افقی و عمودی صورت می گیرد.

- درگیری با بیماری گامبورو و کم خونی عفونی ، کوکسیدیوز و همچنین برخی از رژیم های غذایی حدت این بیماری را افزایش می دهد.



- Disease of poultry , 2002 , Saif

- Poultry Disease , 2002 , Jordan

number one
2007-Jul-14, 14:09
نقش يوکا و کويلاجا در تغذيه طیور

فرآورده هاي يوکا و کويلاجا از گياهان Yucca schidigera و Quillaja saponaria توليد مي­شوند. يوکا يک گياه علفي از خانواده زنبق است و بومي مکزيک مي باشد و کويلاجا يک درخت بومي شيلي است. اين گياهان بومي مناطق گرم و خشک هستند و علی رغم تفاوتهای ظاهری، خواص يکساني دارند. براي مثال، هر دو غني از ساپونين بوده و ازمنابع اصلي ساپونين هاي تجاري محسوب مي شوند. يوکا و کويلاجا به طور سنتي به عنوان منابع ساپونين استفاده مي شدند. ساپونين ها شوينده­هاي طبيعي يا سورفکتانت هستند زيرا هم در آب و هم در چربي محلول مي باشند.

ساپونين داراي خاصيت ضد پروتوزوآيي و ضد قارچي بوده، غشاي موکوسي روده را تغيير داده، کلسترول تخم مرغ را کاهش داده، تخمير را در شکمبه تغيير مي دهد، مرده زايي را در خوک کاهش داده و موجب کاهش چربي لاشه مي شود. علاوه بر اين، استفاده از ساپونين هاي کويلاجا به عنوان حامل در واکسن هاي دامپزشکي سابقه طولاني دارد. به علاوه، يوکا داراي تعدادي ترکيبات پلي فنوليک با فعاليت آنتي اکسيداني مي باشد.



برخی از مهمترین اثرات يوکا و کويلاجا به عنوان افزودنیهای خوراکی عبارتند از:

1-کاهش غلظت آمونياک در جايگاههاي پرورش حيوانات
2-ساپونين ها به عنوان ترکيبات حامل کمکي در تجويز واکسن هاي خوراکي
3-از بين برنده پروتوزوآ
4-کنترل انگلهاي روده
5-دليل اثرات ضد تورم مفاصل
6-تأثير يوکا بر متابوليسم نيتروژن در نشخوارکنندگان شامل کاهش اوره و آمونياک سرم
7-بهبود سرعت رشد و بازدهي خوراک در طیور
8-کاهش کلسترول تخم مرغ

number one
2007-Jul-14, 14:11
بيماري آنفلوانزاي مرغي وراهکار مبارزه با آن

مقدمه

آنفلوانزا چتر سلامتی بشر را ويران خواهد کرد ؟!

ويروسهای آنفلوانزا يا ارتو ميکسو ويروسها نوعی بيماری بسيار واگير هستند که در دستگاه تنفس، گوارش و اعصاب جايگزين شده ، گاهی در طيور مرگ و مير بسيار شديدی ايجاد مي نمايد . اين ويروسها به دو گروه شامل ويروسهای آنفلوانزای با قدرت بيماری زايي بيشتر (HPAI ) وويروسهای آنفلوانزای با قدرت بيماريزايي نه چندان زياد(nHPAI) طبقه بندی شده اند . عفونت آنفلوانزا در گونه های مختلف پرندگان در يايي مهاجر و آبزی در سراسردنيا مشاهده شده و اين پرندگان به عنوان مخزن و منبع ويروس های آنفلوانزای طيور محسوب ميشوند . اگر چه ويروسهایnHPAI از بيشتر گونه های پرندگان اهلی جدا شده اند ولی صنعت مرغداری و بوقلمون تا کنون بيشترين خسارت حاصله از آنفلوانزای را متحمل شده است . زنوم ويروسها ی آنفلوانزا حاوی RNA و از 8 قطعه مجزا تشکيل يافته است . به همين دليل شيوع بسيار با لای باز آرايي ژنتيکی از مشخصات بارز اين ويروس ها بوده و به عنوان سدی بزرگ در راه کنترل و پيشگيری بيماری آنفلوانزا بحساب می آيد . بر اساس پادگن های نوکلئو کپسيد يا ماتريکس ، ويروسهای آنفلوانزا به سه تيپ A-B-C طبقه بندی شده و تيپ A عامل اکثر همه گيريهای آنفلوانزای طيور و دامها و همچنين عامل مرگ ميليونها انسان در قرن حاضر بوده است . مهمترين پادگن های سطحی ويروس های آنفلوانزا ، هماگلو تينين HA) ) و نورا مينيدازNA) ) ميباشد. اين پادگنها مبنای سرو تيپاژويروسهای آنفلوانزا بوده ، تا کنون 15 تحت سروتيپ H و 9 تحت سروتيپ N گزارش شده است . کليه تحت سروتيپهای ويروسهای آنفلوانزا از پرندگان اهلی جدا شده است .و يروسهای آنفلوانزا در دستگاه تنفس و گوارش پرندگان آلوده تکثير پيدا می کند انتقال مستقيم ويروس از پرنده ای به پرنده ديگر از طريق آئروسل و ذرات معلق منتشره از دستگاه تنفس و مدفوع و انتقال غير مستقيم از طريق آب يا غذای آلوده انجام مي گيرد . به دليل آنکه پرندگان دريايي مهاجر و آبزی براحتی می توانند بطور همزمان با ويروسهايي که از نظر پادگنهای Hو N متفاوت هستند آلوده شوند ، لذا آنفلوانزای طيور احتمالا هميشه به عنوان يک بيماری غير قابل پيش بينی با قی خواهد ماند .

در مورد آنفلوانزا در ايران سوالات بي شماری پيش می آيد ک چندی از آنها به قرار زير است وبا يد کارشناسان صاحب نظر در اين مورد بتوانند پاسخ داده و راهکارهای عملی و قابل اجرا در کشور ايجاد کنند . وحتی برای آمادگی مانورهايی برگزار شود تا سيستم مربوطه خود را در موقعيتهای لازم محک زده باشد و کاستی ها را قبل از بروز خطر شناسايي کند.

1) ساختار مرغداريها در کشور ما چگونه است و آيا می تواند با ساختار مرغداريها در کشورهايي که با آنفلوانزا مبارزه کرده اند مقايسه کرد ؟

2) وسعت جغرافيايي کشور با تنوع آب وهوايي زياد چه تا ثيری در گسترش ويا انتشار بيماری دارد ؟

3) با توجه به توانايي انتقال آنفلوانزا از راه گرد و غبا رو وجود مرغداريهای بيشمار کشور در محدوده های پر گرد و غبار وطوفان خيز راهکار مبارزه با ويروس چگونه است ؟

4) با توجه به داد وستد جوجه ، مرغ زنده ، کود مرغی و نهاده های غذائی دام و طيور بدون برنامه چگونه ميتوانيم هم به توليد فکر کنيم و هم از انتشار بيماری جلوگيری نماييم؟

5) با توجه به تعدد بي شمار روستاها و مرغهای خانگی در کنار مرغداريهای صنعتی چگونه بايد با اين موضوع برخورد نماييم ؟

6) با توجه به فرهنگ کبوتر داری در کشور حتی در شهرهايي همچون تهران چگونه ميتوانيم خود را در مقابل شيوع احتمالی بيماری مصون بداريم ؟

7) تمرکز کارخانه های جوجه کشی در شمال و شمال غرب کشور و همجواری آنها با کشورهای در گير اين بيماری، در صورت شيوع احتمالی ،مرغداريهای مناطق ديگر کشور چگونه مي توانند به فعاليت خود ادامه دهند ؟

8) با توجه به شروع فصل سرما در کشور وبروز بيماری آنفلوانزای انسانی به طور گسترده ( در سالهای گذشته تجربه شده است ) چقدر قدرت آنرا داريم که از تداخل گسترده ويروس انسانی و طيور جلوگيری کنيم ؟

9) چند درصد مرغداريهای کشور آلوده به تحت سروتيپ H9N2 هستند و مادر اين سالها چقدر توانسته ايم اين ويروس راکنترل کنيم ؟!

10) چقدر امنيت زيستی در صنعت طيور و صنايع وابسته رعايت ميشود ؟

11) چند در صد کارشناسان، مرغداران و کارگران مرغداری به عوامل امنيت زيستی ايمان دارند و آن را اجرا ميکنند ؟

12) سازمان دامپزشکی در چند درصد مناطق کشور ميتواند به طورهمزمان عمليات اجرايي برای کنترل بيماری انجام دهد ؟

13) چقدر نيرو ، امکانات ، مواد آزمايشگاهی و لوازم در کشور داريم که بتوانيم در سطح گسترده بر ضد اين ويروس عمليات انجام دهيم ؟

14) اساساً دولت چقدر از جايگاه مرغداريها ، مرغان خانگی و پرندگان زينتی خبر دارد ؟ آيا فکری برای وجود کلاغها ، فاخته ها وگنجشکها داريم؟

15) کشتارگاهها و فروشگاههای کشور در چه سطحی از استاندارد قرار دارند ؟و هزاران سوال جزئی ديگر که اگر به هر يک پرداخته نشود ميتواند راه نفوذی برای آنفلوانزای فوق حاد در بين طيور و حتی جامعه ما باشد .تجربيات در کشور ما نشان داده که هر وقت ويروسی اراده وارد شدن به کشور ما را کرده با فراغ بال همه جا را فتح کرده است !!

در اين مقا له سعی خواهد شد ضمن درک خطر آنفلوانزا مارا به راهکارهای مبارزه همه جانبه با اين بيماری جسورراهنمايي نمايد .

هرکه دور از حالت ايشان بود پيشش آن آوازها يکسان بود

درسهايی برای آينده

همه ما ميتوانيم از تجربه های ديگران استفاده کنيم . جديدترين و جدي ترين مورد شيوع آنفلوانزای مرغی اخير اهميت داشتن يک برنامه مناسب برای مقابله با يک شيوع تازه را حد اقل بايد به ما بياموزد . اگر اين بيماری دوباره شيوع پيدا کند آيا ميدانيد چه بايد کرد؟ درهر صنعت دامپروری برای تامين موفقيت اقتصادی کنترل مؤثر بيماری مسری ضروری است . هزينه اين بيماری ها ميتواند منجر به نابودی صنعت و ورشکستگی اقتصادی شود . مرگ ومير، کاهش بهره وری ، کاهش ارزش محصولات و هزينه های کنترل بيماری از جمله خسارات مستقيم اين بيماری است شيوع اين بيماری هزينه های غيرمستقيم نيز تحميل مينمايد که به راهکارهای کنترل بيماری مربوط ميشود . مانند : محدوديتهای جابجايی ( قرنطينه ) ، حفظ بهداشت عمومی ، چالشهای مربوط به ايجاد آرامش در پرندگان و اثرات اجتماعی – اقتصادی – بر روی دامپروران ، صنايع وابسته ، مصرف کنندگان و اقتصاد محلی .

آنفلوانزای مرغی يک بيماری ويروسی است که در بين بيماريهای ماکيان ميتواند يکی ازپر هزينه ترين و خسارت آميزترين بيماريها باشد. جدول شماره (1) خلاصه ای از خسارات اقتصادی سه فقره از شديدترين شيوع آنفلوانزای مرغی اخير را نشان ميدهد .

جدول ( 1) هزينه شيوع بيماری آنفلوانزای مرغی در20 سال اخير

تاريخ و مکان شيوع
هزينه

پنسيلوانيا ، آمريکا 1983-- 1984
نابودی 17 ميليون پرنده/ 350 ميليون دلار

ايتاليا 2000 ---1999
نابودی 14 ميليون پرنده / 200 ميليون پوند

هلند 2003
نابودی 30 ميليون پرنده / 750 ميليون پوند




اگر چه اين آمار و ارقام وحشت آور است با اين وجود تصوير کاملی از وسعت تأثيرات اقتصادی – اجتماعی چنين بيماری به سرعت فرا گير را که بندرت محدود به مرزهای ملی ميشود نشان نمی دهد . حتیاگر سيستمهای غرامت دهنده نيزوجود داشتند با اين حال غالباً شرکتهای بزرگ و کوچک مجبور به ترک اين شغل تجاری می شوند و بازارهای صادراتی به صورت غير قابل جبرانی آسيب می بيند . شواهدی دال بر احتمال فزاينده يک شيوع فراگير آنفلوانزای مرغی و جود دارد .

جدول شماره 2 ليستی از شيوع گسترده آنفلوانزای مرغی بيماری زا در بين ماکيان را از سال 1995 نشان مي دهد .

A/Chicken/Scotland/59 (H5N1)

A/Turkey/England/63(H7N3)

A/Turkey/Ontario/7732/66(H5N9)

A/Chicken/ Victoria/76(H7N7)

A/Chicken/Germany/79(H7N7)

A/Turkey/England/199/79(H7N7)

A/Chicken/Pennsylvania/1370/83(H5N2)

A/Turkey/Ireland/1378/83(H5N8)

A/Chicken// Victoria/85(H7N7)

A/Turkey/ England/50-92/91(H5N1)

A/Chicken/Victoria/92(H7N3)

A/Chicken/Queensland/667-6/94(H7N3)

A/Chicken/Mexico/8623-607/94(H5N2)

A/Chicken/Pakestan/447/94(H7N3)

A/Chicken/NSW/97(H7N4)

A/Chicken/Hong Kong/97(H5N1)

A/Chicken/Italy/330/97(H5N2)

A/Turkey/Italy/99(H7N1)

A/Chicken/Chile/2002(H7N3)

A/Chicken/Netherlands/2003(H7N7)




در اين جدول ميتوان مشاهده کرد که نيمی از اين 20 مورد از شيوع بيماريها بين 1959 – 1991 رخ داده ولی ده مورد اخير آن تنها در فاصله يک دهه گذشته اتفاق افتاده است .

تلاشهای فوق العاده ای از سوی دولتها ، دامپزشکان و صاحبان صنايع برای نابودی و جلوگيری شيوع بيماريها انجام گرفته است .

به هر حال آيا ما برای عبرت آموزی از اين بيماريها وقت کافی ميگذاريم ؟ متأ سفانه معمولاً جواب منفی است .!

آيا ما بايستی اثرات يا پيامدهایديگر بلايای اصلی بهداشتی حيوانی را مانند بيماری نيوکاسل در مرغداريهارا مورد ملاحظه و رسيدگی قرار دهيم ؟ پاسخ قطعاً مثبت است .

دفتر بين المللی ( (OIEدرحال بازنگری قوانين مربوط به کنترل آنفلوانزای مرغی است و کل صنعت بايد خود را در اين مباحث درگير نمايد تا با بازبينی تجارب گذشته بهترين راه را برای آينده انتخاب کند . هدف از اين مقاله بر جسته کردن مواردی است که صنعت مرغداری، دامپزشکان اين صنعت و قانون گزاران ( ملی و بين المللی ) در دوره های عدم شيوع اين بيماری ، بايد مورد توجه قرار دهند .

- دشمن خود را بشناس !

برای اعمال موثر ترين کنترل و شيوه های پيشگيری ضروری است که هر صنعت جديد ترين ، قويترين و دقيقترين داده های علمی در باره آنفلوانزای مرغی را در اختيار داشته باشد . تا مين اين هدف نياز مند سرمايه گذاری مستمر در جنبه های مختلف از جمله تشخيص بيماری ، تعيين و توصيف ويروسهای مربوطه ميباشد . همچنين ضروری است تکنيک های ارزان ، سريع و دقيقی را برای تشخيص و تعيين ويروسها در اختيا رداشت .کسب اين نوع اطلاعات برای موارد ذيل ضروری است : 1) تشخيص سريع بيماری 2) شناخت مراکز واقعی و احتمالی انتشار آلودگی 3) دستيابی به تحليل ريسک در مقابل خطر واقعی 4) دسته بندی اقدامات کنترل متمرکز و واقعی .

البته بديهی است برای انجام کارهای دراز مدت در اين زمينه نياز به مراکز بسيار خوب و بودجه کافی می باشد . در مواردی که احتمال شيوع اين بيماری محدود به کشورها و مناطق خاصی می شود ضروری است که بر انبارهای تجاری محصولات و همچنين مخازن آب پرندگان وحشی نظارت مستمر صورت گيرد . در اين نظارت ها با يستی وجود يا عدم وجود شيوع محدود (LPAI ) يا گسترده و پر خطرHPAI)) ويروسهای بيماری آنفلوانزای مرغی مورد ارزيابی قرار گيرد .

اهميت مقابله با ويروسهای پر خطر HPAI)) بر همگان آشکار است اما برخی از انواع ويروسهای کم خطر (LPAI) به ويژه H5,H7 در زمان ابتلای پرندگان حساس به اين نوع ويروسها امکان تبديل شدن به ويروسهای پر خطر(HPAI) را دارند .بنا بر اين وجود اين نوع ويروسها در منابع آب پرندگان وحشی به ويژه پرندگانی که به راههای دور مهاجرت می کنند از اهميت بالايی برخوردار است

- پرندگان خود را بشناس !

قانون گزاران بايستی برای اجرای موثر يک راهبرد کنترل نسبت به موارد زير آگاهی داشته باشند

· اندازه صنعت مرغداری در منطقه ( تراکم ماکيان در هر متر مربع در منطقه مرغداريها)

· انواع مرغداريهای موجود (مانند مرغداريهای باز در مقابل مرغداريهای بسته يا مرغداريهای پرورش مرغ در مقابل جايگاه پرورش بو قلمون و مانند آن )

· روشهای مديريتی به کار گرفته شده ( ميزان جابجايی پرندگان ، وجود جوجه کشيها و کشتار گاههای مربوط به پرندگان ).

· بخشی از اين راهبرد بايستی شامل آگاهی از تعداد و ميزان ديگر پرندگان«در خطر» و منابع آلودگی باشد مانند : پرندگان خانگی ، پرندگانی که برای سرگرمی نگهداری ميشوند ، پرندگانی که برای بازی مورد استفاده قرار می گيرند ، کبوتر بازها و ...

انجام تحليل، يك ريسك واقعي و عملي

با مجهز شدن به اطلاعات بدست آمده از موارد فوق ارزيابي ريسك واقعي عملي مي شود. اين شيوه مي تواند به عنوان يك سيستم هشدار دهنده اوليه براي معرفي يك بيماري واگيردار تازه در يك منطقه عمل نمايد. همچنين انجام اين كار مي تواند ما را در تنظيم راهبردهاي كنترل يك بيماري مسري آشكار شده ياري نمايد.اين ارزيابي بايد فراگير بوده و همه جوانب يك صنعت را در بر گيرد.

- نقش امنيت زيستي(biosecurity)

داده هاي بدست آمده از نظارت و مراقبت همراه با تجارت عملي حاصل از شيوع آنفلوانزایمرغي قبلي و ديگر بيماريهاي مسري كشنده و واگيردار در دامپروريها مي توانند براي ايجاد راهبرد امنيت زيستي موثر ما را ياري نمايد. چنين راهبردهايي از يك سو بايستي معطوف به فوريتهاي شيوع بيماري باشد و از سوي ديگر به صورتي فعالانه تر بايستي در حفظ استانداردهاي برتر امنيت زيستي در همه زمانها مورد استفاده قرار گرفته شود.

در حاليكه استانداردهاي مزبور بايستي در هنگام شيوع واقعي بيماري يا در حالت آماده باش پر خطر در بالاترين سطح خود باشد و با وجوديكه اين استانداردها در صنعت ماكيان از سابقه مهمتري برخوردار است ليكن شيوع اخير بيماريها ثابت كرد كه بايد براي آينده برنامه آماده داشت و هميشه سطح مشخصي از ريسك بيماري را مفروض دانست.

- اهم ملاحظات در اين حوزه ها عبارتند از:

- انتخاب گندزدايي هاي موثر, با كيفيت و آسان

- اجراي برنامه ايمن سازي محيطي موثر با هدف مقابله با عوامل شناخته شده خطر ساز

- كاهش جابجايي و سايل نقليه و رفت و آمد افراد

- پاك سازي و ضد عفوني كردن كليه وسايل نقليه و تجهيزات كه به محلهاي نگهداري ماكيان وارد مي شوند.

- جلوگيري از تماس پرندگان وحشي با محل نگهداري مرغداريهاي تجاري(اين كار در سيستم هاي نگهداري به صورت باز بسيار مشكل و بلكه غير ممكن است!)

- تميز كردن كليه مواد غذايي ريخته شده از ظروف غذا تا از تجمع پرندگان وحشي پرهيز شود.

- خودداري از تجمع آبهاي راكد و عدم استفاده از آبهاي سطحي براي تامين آب مرغداريهاي تجاري زيرا امكان آلودگي اين نوع آبها بواسطه فضله ي پرندگان وحشي زياد است.

- فراهم نمودن امكان گرفتن دوش قبل از ورود به سالنهاي مرغداريها

- كنترل جابجايي ها

پس از شناسايي اولين موارد ابتلا, بايد محدوديتهاي كلي بر همه حيوانات و ديگر جابجايي ها صورت گيرد و قبل از بروز بيماري در ساير جاها, احتمال پراكندگي بيماري را مورد ارزيابي قرار داد. ايجاد وقفه هاي طولاني در جابجايي ها موجب مشكلات عديده اقتصادي و رفاهي مي شود لذا با برنامه ريزي هاي واقع بينانه بايد بلافاصله پس از رفع خطر, محدوديتهاي اوليه را كاهش داده و اجازه جابجايي تخم ها به جوجه کشي ها و محلهاي بسته بندي را صادر كرده و جابجايي جوجه ها به محل مرغداريها و بردن مرغها به كشتارگاهها را تسهيل نمايند.

براي اينكه بتوانيم كريدورهاي ايمني براي" امنيت زيستي" داشته باشيم و از سوي ديگر بين ضرورت تهديد گسترش آلودگي و نيازهاي اقتصادي- رفاهي موازنه ای ايجاد نمائيم, بايستي طرحهاي مناسبي در دست داشته باشيم.

دفتر بين المللي بيماريهاي واگيردار(OIE ( مفهوم" تقسيم بندي مناطق" "compartmentalism"را تعريف كرده است تا در صورت بروز آنفلوانزای مرغي كم خطر(LPAI) در برخي مناطق جغرافيايي كوچك ، ديگر مناطق از محدوديتهاي اعمال شده در منطقه مورد خطر مزبور آسوده خاطر باشند و همچنين با توجه به اين مفهوم, سيستم هاي مديريتي مقتضي, تعريف مي شوند. البته با وجودي كه اين مفهوم در مواجهه با بيماري آنفلوانزای مرغي پر خطر با محدوديت هايي روبرو است, ليكن بايد يك راهكار واقعي واقتصادی براي ارزيابي درست خطر با استفاده از بهترين ابزارهاي علمي و كاربردي اتخاذ گردد.

مواجهه با يك شيوع

- كشف علائم بروز بيماري

براي كشف و تاييد موارد آلودگي ، ساز و كارهايي تعبيه مي شود كه براي طراحي آن نياز به شناخت محل پرندگان, آموزش و اطلاع رساني از محل بروز بيماري يا محل وجود خطر مي باشد و همچنين بايد مسير حركت پرندگان را به سرعت و دقت مورد شناسايي قرار داد.

- انتشار اطلاعات

بايستي به سرعت و دقت اطلاعات مربوط به محل بروز بيماري و وجود خطر به عوامل ذيربط در صنعت دامپروري رسانده شود.

ضروري است كليه مرغداران(بويژه مرغداريهاي در فضاي باز) اهميت مفهوم" امنيت زيستي" , هنگام بروز بيماریرا درك كنند و بيماري را بدون فوت وقت به مسئولين مربوطه گزارش نمايند.

- شيوع بيماري

شيوع بيماري از محل ابتلاء اوليه مي تواند تنها با يك ذره آلوده كه از طريق هوا به مرغداريهاي مجاور مي رسد, گسترش يابد. در شيوع بيماريهاي اخير ثابت شده است كه فضولات و گرد و خاك محيط هاي آلوده كه از طريق هوا, كاركنان ، وسايل نقليه و تجهيزات انتشار مي يابد مي تواند از جمله عوامل مهم گسترش آلودگي باشد. گند زدايي دقيق وسايل نقليه قبل از جابجايي پرندگان, آشغالها يا تجهيزات به نقاط ديگر از جمله مهمترين عوامل كنترل انتشار آلودگي است. ماشين ها و قفسهاي جابجايي حيوانات زنده در اين زمينه از اهميت ويژه اي برخوردار است.

- روش هاي انساني و سريع کشتار

سوابق حاكي از آن است كه كشتار سريع پرندگان در محلهاي آلوده, كمك زيادي به جلوگيری از انتشار آلودگي از مراكز اوليه به ديگر نقاط مي كند و علت آن هم كاهش سريع بار ويروسي در محيط زيست مي باشد. اكثر كشورها سياست ريشه كني سريع را براي كنترل بيماري در پيش گرفته اند. كه البته اين روش در برخي موارد روش بسيار مشكلي است وبستگي به تعداد پرندگان آلوده, نوع نگهداري آنها( مثلا درپاکتها يا گودال ها) و اندازه و سن پرندگان دارد. ضروري است كه نسبت به کشتار پرندگان در مراكز شناخته شده آلوده ملاحظه خاص صورت گيرد و در محلهايي كه به عنوان "مراكز تماس خطرناك" تقسيم بندي مي شوند, اين كار صورت پذيرد. شناسايي مراكز با ويژگي" تماس خطرناك" بايد به دقت و بر اساس شاخص هاي علمي انجام پذيرد تا كشتار غير ضروري حيوانات سالم صورت نگيرد, در عين حال با يافتن " مكانهاي واقعي آلوده" بهترين شانس را براي موفقيت سياست كنترل ارائه نمايد.

همچنين ضروري است كه تكنيكهاي کشتار حيوانات, غير انساني نبوده و بالاترين استاندارد را از نظر رفاه حيوانات در بر داشته باشد. قانونگذاران و عوامل اجرايي در اين صنعت بايستي با هم همكاري داشته باشند تا ازاين رهگذر, مناسب ترين و انساني ترين روشها به كار گرفته شوند و اجراي آنها بدون كمترين تاخير انجام پذيرد.

البته بايستي زمان كافي براي انجام امور در نظر گرفته شود تا در زمينه رفاه حيوانات مسامحه صورت نگيرد و در عين حال سرعت كافي نيز اعمال گردد تا شانس انتشار آلودگي به حداقل برسد.



جدول شماره 3: روشهاي کشتار _ گزينه هاي عملي


بريدن گردن: (دستي يا با دستگاه) اين روش براي ذبح دسته هاي مرغ تا تعداد ده هزار پرنده به وسيله كارگران مرغداري ممكن است و بر عهده گرفتن اين كار به وسيله پرسنل مرغداري به محدود شدن رفت و آمد ها از منطقه آلوده كمك مي كند.

ذبح به وسيله ضربه سخت به شيوه انساني: اين روش براي كشتن تعداد زيادي از پرندگان بزرگتر مي تواند مناسب باشد, ليكن در صورت در نظر داشتن اين برنامه, بايد از قبل وسايل و افراد كافي براي كشتار در نظر گرفته شده باشند.

عوامل سمي: اين روش از طريق غذا عملا موثر نخواهد بود زيرا پرندگان بيمار غذا نمي خورند.

كشتن و خفه كردن به وسيله گاز: اين روش با استفاده از دي اكسيد كربن مي تواند موثر باشد. سيانيد هيدروژن(Hydrogen cynide) مي تواند گزينه انساني بعدي باشد ليكن اين ماده براي خود افراد خطرناك است و براي اثر روي پرندگان نيز زمان طولاني تري نياز دارد. بر آورد مي شود با استفاده از جعبه هاي كوچك حاوي دي اكسيد كربن در روز منجر به مرگ كامل نمي شود بلكه پرندگان به صورتي نيمه خفه در مي آيند به جز اينكه در مورد تركيب گاز در داخل جعبه و بستن دقيق راه خروج گاز و همچنين قرار دادن تعداد مناسب پرنده در داخل جعبه دقت كافي صورت پذيرد. مواردي ديده شده است كه پرندگان را در محل مرغداري ها با تزريق گاز خفه كرده اند لكن اين كار در عمل با مشكلاتي روبرو است, براي مثال بستن كليه راههاي نفوذ هوا به داخل مرغداري كاري مشكل است و همچنين گودالهاي بزرگي از كود پرندگان آلوده بوجود مي آيد. گزارشهايي نيز از بروز مشكلات در هنگام تبديل دي اكسيد كربن مايع به گاز واصل شده است, به هر حال بايستي قبل از شروع شيوع بيماري در مورد اين روشها آمادگي كامل وجود داشته باشد. دي اكسيد كربن و منواكسيد كربن براي كشتار مرغابي ها موثر نيست.

استفاده از خطوط متحرك كشتار: اين نوع تجهيزات روز به روز توسعه يافته و پيشرفته تر مي شوند به نحوي كه يك پاي پرندگان بسته مي شود و سپس آويزان شده و در حوضچه اي از آب كه الكتريسته به آن متصل است, بيهوش شده و مي ميرند. در اين روش, تجهيزات مي تواند از قبل مهيا شود( تا در صورت پيش آمدن ضرورت با تاخير زماني مواجه نشويم) و بر آورده شده است كه در هر ساعت 6 الي 8 هزار قطعه پرنده كشتار مي شود. تجارب اخير نشان داده است كه براي از بين بردن پرندگان معمولا بايد آنها را از سالن مرغداري به محل استقرار کشتار انتقال داد که در آلودگي مرغداريهاي نزديك تاثير دارد. علاوه بر آن امكان فيلم برداري از اين روش و نشان دادن آن به مردم وجود دارد كه ممكن است در اذهان عمومي عدم مقبوليت برخي از روشها تداعي شو‌د!

تزريقات كشنده: در مرغداري هاي كوچك امكان عملي شدن آن هست.



- خطر انتشار از مبادي آلوده در هنگام شيوع

يك دامداري آلوده منبع خطرناك آشكاري براي گسترش ويروس بيماري زا به دامداريهاي اطراف مي باشد. در زمان شيوع بيماري آنفلوانزا مرغي اخير در هلند ديده شد كه به دليل آب و هواي خشك و بادهاي شديد پراكندگي گرد و خاك به راحتي موجب انتشار اين بيماري از مزرعه اي به مزرعه اي ديگر گرديد. نكاتي كه در رابطه با امحاء پرندگان آلوده از يك دامداري در سطور بالا بدان اشاره گرديد بايستي در رابطه با امحاء فضولات و غذاها در محيط آلوده بايستي رعايت شود. ضرورت دارد پژوهشي در رابطه با تاثيرات تبديل اين مواد به كود در محل آلوده صورت پذيرد و همچنين ضروري است در رابطه با اثرات پوشاندن مواد آلوده براي عدم دسترسي حشرات موذي و پرندگان وحشي به اين مواد تحقيقي انجام گيرد.

- گند زدايي و پاكسازي

كيفيت و سرعت فرايند گندزدايي در مبادي اصلي آلوده, اساس كنترل موثر شيوع اين نوع بيماريها است. بهتر است پاكسازي با استانداردهاي بالا صورت پذيرد, گندزدايي با مواد شناخته شده و موثر انجام گيرد و به دستورالعمل هاي سازندگان آن در حين استفاده توجه شود. متخصصين كنترل بيماري در برخي ازدولت هاي جهان ماده گندزداي وسيع الطيفي به نام AI-VirkonÒs را براي كنترل و مقابله با انتشار بين المللي آنفلوانزای مرغي انتخاب كرده اند. در شيوع بيماري اخير در هلند مسئولين مربوطه استفاده از اين ماده را حتي براي 3مرتبه در فرايند پاكسازي مرغداريها توصيه كرده اند.

مرطوب كردن فضولات و لاشه ها قبل از بيرون بردن از مرغداري مي تواند در كاهش سرعت انتشار ويروس موثر باشد.

گندزدايي گسترده و ديگر عمليات فشرده در مرغداري ها نه تنها در عمل بسيار مشكل است بلكه مي تواند منابع انساني را در يك بيماري فراگير از پاي در آورد.

وسايل نقليه كه براي جا به جايي پرندگان, فضولات و كودها مورد استفاده قرار مي گيرد بايستي هيچ گونه درز و شكافي نداشته باشد و پوشيده بوده و قابليت ضد عفوني شدن موثر و كامل را داشته باشد. پاكسازي و گندزدايي بايد با نظارت و مراقبت دقيق صورت پذيرد.

- واكسيناسيون

ضروري است اهميت واكسيناسيون در فاصله شيوع دوباره بيماري مورد توجه قرار گيرد. گستردگي انجام واكسيناسيون با گستردگي انتشار بيماري, نوع و در دسترس بودن واكسنهاي موثر مرتبط مي باشد.

واكسيناسيون مي تواند در كنترل انتشار ويروسهاي كم خطرH5وH7 و محدود كردن خطر تبديل آنها به آنفلوانزای مرغي پر خطر(HPAI) موثر باشد. در هنگام وقوع بيماري آنفلوانزای مرغي

پر خطر(HPAI) واكسيناسيون با واكسن مناسب مي تواند در جلوگيري از گسترش بيماري موثر باشد. لكن تاثير آن سريع نيست و مي تواند مانع از آلودگي كامل يك دسته آلوده گردد.

در يك منطقه آلوده به بيماري آنفلوانزای پر خطر(HPAI) هر چه وسعت واكسيناسيون قبلي بيشتر باشد پرندگان واكسينه شده در مقايسه با ديگر پرندگان كمتر به اين بيماري مبتلا مي شوند. با اين وجود نبايد هيچ تاخيري در امحاءپرندگان مراكز آلوده صورت پذيرد.

آموزه هايي كه از بيماري فراگير سالهاي 2000-1999 در ايتاليا در مورد استفاده از DIVA (تفاوت آلودگي حيوانات واكسينه شده) و راهبرد واكسيناسيون در راستاي هدف بدست آمده است, بايستي به عنوان نمونه اي منحصر به فرد براي مباحث مديريتي موارد شيوع در آينده مورد بحث قرار گيرد. اجراي چنين راهكارهايي به طور آشكارا نيازمند توليد واكسن هاي مناسب و داشتن برنامه انبار كردن اين واكسن ها از سوي دولتهاي ملي مي باشد. بايد در هنگام واكسيناسيون استفاده از پرندگان شاهد تحت نظارت به صورت قانونمند در آيد.

- تكثير مجدد پرندگان پس از رفع آلودگي

پس از اينكه شيوع يك بيماري تحت كنترل در آيد. اين كار بايستي به صورت روشمند صورت پذيرد تا با موفقيت همراه باشد. پرندگاني كه براي تكثير مورد استفاده قرار مي گيرند بايد از وضعيت سلامتي كامل برخوردار باشند و يا به موازات اين كار پرندگان تحت نظر آزمايشي نيز مد نظر باشند.

- نتيجه گيري:

از موارد اخير شيوع بيماري آنفولانزاي مرغي و البته ديگر بيماريهاي حاد سالهاي اخير در بين پرندگان و ديگر حيوانات اهلي مي توان درسهاي زيادي آموخت. اين نكات عبارتند از:

- تصميمات بايستي مبتني بر دانش باشد.

- مراقبتها بايد تاثير گذار باشد.

- تشخيص ها بايد به دقت صورت پذيرد.

- سياستهاي اتخاذ شده بايد برنامه ريزي خوب داشته باشد.

- نيروي انساني متخصص بايد آموزش ديده و كافي باشد.

- همكاري مناسب بين قانونگذاران, پرسنل دولتي دامپزشكي و دامپزشكان و عوامل صنعت دامپزشكي صورت پذيرد.

اميد است اين مقاله مارا در در وضعيتی قرار دهد که هم در شناخت و هم در جدی گرفتن و هم در طرز نگرش ما نسبت به بيماريها ديدگاه تازه ای دهد .

منبع : Dr. Stephen Lister

ترجمه وتدوين :

دکتر مصطفی کردآبادی : کارشناس اداره کل دامپزشکی استان اصفهان

طوبی کردآبادی : دانشجوی کارشناسی زبان انگليسی دانشگاه اصفهان

number one
2007-Jul-14, 14:14
جداسازی ویروس برونشیت در شیوع این بیماری در یک گله مادر
خلاصه :

نمونه هایی از بافتهای ریه و نای در شیوع بیماری برونشیت در یک مزرعه منطقه ایی مادر ، در Kerela هند جمع آوری شدند . این نمونه ها پس از جمع آوری ، برای تحقیقات ویروس شناسی به موسسه سلامت و بیولوژیک حیوانات و دام دامپزشکی ( IAH و VB ) فرستاده شدند .

شیوع این بیماری سبب مرگ 358 قطعه مرغ مادر شد . مهمترین نشانه ها و ضایعات شامل :

· التهاب کیسه های هوایی .

· التهاب تخمدانها .

· التهاب نای .

· Salphingitis .

بودند .

این بیماری در دهمین روز جنینی جوجه ها به جنین جوجه ها وارد شد . وجود ویروس نیز با آزمایشات HA قطعی شد . در این آزمایش قبل از عملی کردن آزمایشات HA مایعات آلانتوئیک با فیلتراسیون Clostridium Perfringen فیلتر شدند .





مقدمه:

بیماری برونشیت نوعی بیماری تنفسی ویروسی است که در مرغها بسیار مسری است . ویژگی این بیماری عطسه و سرفه میباشد . ویروس IB گونه پاتوتایپ است در خانواده Coronaviridae . جایگاه این ویروس در گروه سوم ژنوس ویروس Corona میباشد . این ویروس متعلق به راسته Niro Virales میباشد .این ویروس بعنوان یکی از عمده ترین دلایل زیانهای اقتصادی در صنعت طیور سراسر جهان مورد بررسیهای زیادی قرار گرفته است . توانایی های این ویروس دستخوش تغییرات ادامه دار ژنومیک میشود . این تغییرات میتواند منجر به تولید سروتیپهای مختلف جدیدی ، بخصوص در نواحی که در آنها پرورش طیور بصورت متمرکز صورت میگیردشود . نوعی از این ویروس که بیماری زایی بالایی دارد با انواعی از عفونتهای باکتریایی ثانویه مانند E . Coli و زیر رده های مختلف مایکوپلاسما تشدید میشود .

شیوع جهانی این بیماری و استفاده از واکسنهای زنده و مرده نشانه های بیماری را در آزمایشهای سرولوژیک پیچیده تر میکند . اطلاعات ارائه شده در این مقاله جداسازی ویروس IB را از شیوع این بیماری در مزارع محلی طیور Kerela هند بیان میکند .



تاریخچه بیماری :

شیوع این بیماری در گله های مادر منطقه ای هند با برخی نشانه ها ، مانند نشانه های فوق همراه بود :

· التهاب کیسه های هوایی .

· التهاب و وجود ترشحات التهابی در غشای موکوسی نای .

· آبگرفتگی کاردیای قلب ( Hydropericardium ) .

· بزرگ شدن کبد .

· ژلاتینی شدن چربیهای Sub Cataneus .

شیوع این بیماری با استفاده از آنتی بیوتیکهای قویتر کنترل شد ولی ، 385 قطعه تلفات گرفت .

نمونه هایی از بافتهای نای و شش جمع آوری شد جهت تحقیقات بیشتر به موسسات فوق ارسال شدند :

آزمایشگاه ویروس شناسی تشخیصی محلی ، موسسه سلامتی حیوانات ، دامپزشکی .



جداسازی ویروس :

بافتهای نای و شش در محلول بافر فسفات سالین 20 درصد همگن بودند . همچنین سوسپانسیون نیز با سرعت پائین سانتریفیوژ تصفیه شد .

جنین ده روزه جوجه ها در 37 درجه سانتی گراد نگهداری شدند . تخم مرغهایی که میکروب به آنها وارد شده بود دوبار در روز چک شدند . جنینهایی که در 24 ساعت پس از وارد کردن میکروب مرده بودند ، دور ریخته شدند . تخم مرغها پس از هشت روز از شرایط آزمایش بیرون آورده شدند . در این مرحله مایعات آلانتوئیک و کوریوآلانتوئیک برای استفاده در مراحل بعدی جمع آوری شدند . در خلال ارائه این مطالعات ده مورد مشکوک شناسایی شد .



آزمایش Haemagglutination :

ویروس برونشیت پس از انجام اعمال آنزیمی ، خاصیتی منحصر بفرد را در آگلوتینه کردن گلبول قرمز خون جوجه ها دارد .مایعات آلانتوئیک تهیه شده از مراحل قبلی ، ضایعات خاص ویروس برونشیت را بخوبی نشان داد . این مایعات برای سه ساعت در 3000 g سانتریفیوژ شدند . این محلول سپس دوباره مورد بررسی قرار گرفت و صد بار غلیظتر شد و PH آن به 6.5 رسید . این آزمایش بر طبق پروتوکل شرح داده شده با Alexander صورت گرفت . در این آزمایش سه کنترل مختلف صورت گرفت . در اولین کنترل ، مایعات آلانتوئیک بدقت مورد بررسی قرار گرفتند . دومین کنترل ، کنترل گبولهای قرمز و سومین کنترل ، کنترل گلبولهای قرمز بدون آنزیم بود .



نتایج و مباحث :

ویروس برونشیت در جنین جوجه های در حال رشد به خوبی رشد میکنند در حالیکه اندامهای جوجه مانند نای و یا کلیه جوجه ها نمی توانند بخوبی جنین این ویروس را رشد دهند . پس از وارد کردن میکروب به داخل جنینها از طریق آلانتوئیک هیچگونه تغییر قابل مشاهده ایی در اولین و دومین مرحله دیده نشد . تغییرات در رشد و همچنین میزان مرگ و میر از مرحله سوم به بعد مشاهده شد .

مرگ و میر جنینها ، به خود پیچیدگی ، باز ماندن از رشد وبزرگ شدن بیش از حد جنینها با افزایش مراحل افزایش یافتند . ویروس جداشده در این آزمایش ، احتمالا بسیار کشنده بوده است . این ویروس میتوانست دلیلی بر تلفات نود درصدی جنینها در مراحل ششم به بعد باشد .

پس از باز کردن تخم مرغها ، جنینها با برخی نشانه ها مشاهده شدند . این نشانه ها شامل :

· جنینهای بهم پیچیده .

· پاهای نامناسب .

· تراکم در ناحیه سر جوجه ها .

· غلظت بالای مایع آمنیون .

· کاهش کیسه زرده .

· شکننده شدن غشاء .

· افزایش گنجایش مایعات آلانتوئیک .

بودند .

این ضایعات مشخص شده در جنینها برهانی بود بر آزمایشات صورت گرفته قبلی بر روی ویروس برونشیت در جنین جوجه ها .

به نتیجه رسیدن جنینها ضایعات Urolithiasis را در جنینها نشان نداد . این مورد میتوانست به این علت باشد که همه ویروسهای جداشده برونشیت Nephropathogenic نیستند و همچنین ، همه ویروسهای جدا شده Nephropathogenic برونشیت نیازی به کشش بیماری Urolithic ندارند . این مورد میتواند ناشی از وجود سویه های مختلف ویروس برونشیت باشد .

ضایعات موجود در جنینها در جهت ظن به بیماری برونشیت بررسی شدند . ویروس برونشیت شامل آلفا 2 و 3 متصل به N استیل نورومانیک اسید است که مانع از فعالیت ویروسی HA میشود .

با استفاده از سیستم فیلتر خام Clostridium Perfriugens ، آنزیم Neuraminidase فعال میشود . با فعال شدن این آنزیم ، اسید نورومانیک از سطح ویروس جدا میشود و فعالیت ویروسی HA فعال میشود . فعال شدن فعالیت ویروسی HA با استفاده از آنزیم Neuraminidase روشی است منحصر به فرد در جهت مشاهده از هم پاچیدگی شکل به شکل گلبولهای قرمز .

مایع آلانتوئیک جمع شده پس از ده مرحله ، سبب ایجاد تیتر 1.16 در زرده میشود .

با استفاده از ویروس جداشده بعنوان آنتی ژن و همچنین شناسایی سرم مثبت ویروس برونشیت و در نهایت استفاده از آزمایش HI وجود ویروس برونشیت قطعی بود .

در پایان این مقاله لازم است تا بر یک نظارت و مراقبت همه گیر شناسی ادامه دار و همچنین سعی و تلاش گسترده در جهت ارتقای روشهای شناسایی ویروسی و سرولوژیکی تاکید شود . این ارتقا در جهت شناسایی خطرات فاکتورها و اهمیت انتقال ویروسی در منطقه یاد شده و در سایر مناطق در کشورهای مختلف دنیا میباشد .



تهیه ، تنظیم و ترجمه :

علیرضا گائینی . دانشجوی رشته دکترای دامپزشکی . دانشگاه آزاد اسلامی . واحد گرمسار .

number one
2007-Jul-14, 14:16
راهنماي مقابله با آنفلوانزاي مرغي در موارد اضطراري

مقدمه

1- دسترسي به مكان هاي مشكوك به آلودگي

2- بررسي مقدماتي

1-2 بررسي درمانگاهي

2-2 جمع آوري نمونه هاي پاتولوژيكي

3-2 بررسي اپيدميولوژي

3- جمع آوري اطلاعات دامپزشك دولتي و دامپزشك يا تكنسين شاغل در آزمايشگاه

4-خروج از مرغداري

5- تأييد تشخيص آنفلوانزاي مرغي

6- كشتار و معدوم سازي پرندگان تلف شده

1-6 مفاهيم عمومي

2-6 كاركنان و وسايل مورد نياز براي كشتار و معدوم سازي پرندگان

6-3 حذف گله

6-4 معدوم سازي پرندگان

روشهاي حذف گله

گازهاي مصرفي براي حذف پرندگان

داروهاي قابل مصرف در حذف گله هاي بزرگ طيور

دفن كردن

-7 معدوم سازي يا نابود سازي مواد آلوده

بستر

تخم مرغ

اقلام غذايي

8 -ضدعفوني سازي مكان هاي آلوده

فهرستي از ضدعفوني كننده هاي مؤثر بر عليه ويروس آنفلوآنزاي مرغي با غلظت و نحوه استفاده

number one
2007-Jul-14, 14:19
بیماری بورس عفونی با چه بیماریهایی باید تفریق داد ؟
1- کوکسیدیوز :

به دلیل شروع ناگهانی بیماری ، واگیری بالا ، پرژولیده و ظاهر کثیف و همچنین وجود خون در مدفوع از وجوه مشترک بیماری گامبورو بورس با بیماری کوکسدیوز می باشد. ولی در بیماری کوکسیدیوز خونریزی عضله و بورس وجود ندارد.

2- برونشیت ناشی از سویه های نفروپاتوژن :

به دلیل وجود نفروز شدید در بیماری گامبورو با این نوع برونشیت قابل اشتباه می باشد. که در بیماری برونشیت ضایعات بورس وجود نداشته و ما مشکلات تنفسی را مشاهده می نماییم.

3- محرومیت از آب :

ما در این تغییرات کلیوی و آتروفی و خاکستری شدن بورس را می بینیم اما این حالت به میزان پایین در گله رخ داده و می توانیم توسط هیستوپاتولوژی آن را تفریق دهیم.

4- مارک :

4 جدایه از این ویروس قابلیت ایجاد آتروفی بورس را دارا می باشند که می توانیم با هیستو پاتولوژی آن را با گامبورو تفریق دهیم.

5- سندرم هموراژیک :

وجود خونریزی در عضلات آن را با بیماری گامبورو مشابه می سازد.

6- آدنوویروس :

تیپ 8 این گروه ویروس بصورت تجربی قادر به ایجاد آتروفی در بورس می باشند

number one
2007-Jul-14, 14:20
چند نکته در زمینه تشخیص بیماری آنفلوانزای پرندگان
1- سواپ کلواک یا نای از پرنده های زنده یا تلف شده جزء نمونه های رایج جهت تشخیص بیماری می باشد.

2- نمونه ها باید در محیط ترانسپورت استریل که حاوی آنتی بیوتیک با سطوح بالا می باشند ، حمل گردد.

3- بافت ها جهت تشخیص در لوله ها یا کیسه های پلاستیکی حمل گردند.

4- اگر نمونه ها ظرف 48 ساعت مورد آزمایش قرار می گیرند می توان آنها را در درجه حرارت 4 درجه سانتی گراد نگهداری نمود و بیشتر از این مدت ، درجه حرارت 70 – درجه سانتی گراد لازم می باشد.

5- بافت ها باید بصورت سوسپانسیون 5 – 10 درصد در محیط ترانسپورت در بیایند و با سانتریوفوژ سرعت پایین تخلیص گردند.



Disease of poultry , 2002 , saif

number one
2007-Jul-14, 14:21
گزارش موردي شيوع سندرم آسيت در يك فارم در دو نژاد هوبارد كلاسيك و راس
سندرم آسيت بعنوان يكي از مشكلات مهم در صنعت طيور گوشتي دنيا باعث تلفات چشم گيري مي شود .حساسيت برخي نژادها نسبت به اين سندرم بيشتر مي باشد، بخصوص در نژادهاي سريع الرشد مانند هوبارد كلاسيك كنترل اين سندرم ضرورت دارد .در فارم مورد مطالعه كه حاوي50000 قطعه جوجه گوشتي بود 25000 قطعه جوجه مربوط به نژاد راس و 25000 قطعه مربوط به نژاد هوبارد كلاسيك بودند .با توجه به اينكه همه فاكتورهاي پرورشي در اين فارم در همه سالن ها يكسان بودند بطوريكه از لحاظ سيستم هاي تهويه، دما، تغذيه و برنامه واكسيناسيون شرايط براي همه گله ها يكسان بوده است ، در نهايت ميزان تلفات ناشي از سندرم آسيت در جوجه هاي هوبارد كلاسيك حدود 10 برابر بيشتر از جوجه هاي راس بوده است .بطوريكه تلفات آسيتي در جوجه هاي هوبارد كلاسيك %9 ,5 و در جوجه هاي نژاد راس %1 بوده است .

منبع:

چهاردهمین کنگره دامپزشکی ایران – تهران 1384

گروه آموزشي علوم درمانگاهي دانشکده دامپزشکي دانشگاه آزاد اسلامي( واحد تبريز(

number one
2007-Jul-14, 14:23
نکاتی در مورد مقاومت عامل بیماری گامبورو
1- مقاوم به اتروکلروفرم است

2- در Ph=12 غیر فعال شده ولی در Ph=2 غیرفعال نمی شود

3- به مدت 5 ساعت درجه حرارت 56 درجه سانتی گراد را تحمل می کند.

4- کاهش و افت مشخص در عفونت زایی ویروس متعاقب در معرض قرارگیری 6 ساعت در مجاورت فرمالین 5/0 درصد دیده شده است.

5- کمپلکس های ید دارای اثرات مخربی بر روی ویروس گامبورو است.

6- کلرامین 5/0 درصد ویروس را بعد از 10 دقیقه می کشد.

7- ویروس 60 درجه را به مدت 30 دقیقه تحمل می کند.

همانطور که ملاحظه می فرمایید طبیعت سخت و مقاوم این ویروس یکی از دلایل بقا و طولانی مدت آن در سالن های مرغداری بوده و حتی اگر پاکسازی و ضد عفونی صورت گرفته باشد ممکن است باقی بماند.

number one
2007-Jul-14, 14:24
کنترل کوکسیدیوز

کوکسیدیوز در طیور یک بیماری روده ای است که با انگل کوکسیدیال ایجاد می شود. کوکسیدیوز یک بیماری مجاری گوارشی است که در بیشتر موارد روده را درگیر می کند به استثنای کوکسیدیوز سکوم که با انگل tenella Eimeria ایجاد می شود.

درکوکسیدیوز روده ای کارایی روده ها درجذب غذا تخریب می شود که این امر منجر به کاهش رشد می شود که درموارد شدیدتر باعث توقف رشد می شود.

پرندگان مختلف در یک گله می توانند با درجات مختلف تحت تأثیر قرار گیرند که می تواند از کاهش یکنواختی گله ( که این نشانه در اغلب موارد دیده می شود) تا آسیب روده ای با شدت زیاد که باعث مرگ شود ( که این نشانه کمتر دیده می شود) ملاحظه شود.

درکوکسیدیوز سکومی، آسیب وارده به رگ های خونی در دیواره ی سکوم باعث خونریزی شدید می شود. در کوکسیدیوز سکومی ، مایل هستیم ببینیم که آیا همه عوامل باعث مرگ می شود یا نه ؟

سکوم در پدیده جذب غذا در بدن نقش دخالتی ندارد و بنابراین اثر معکوس و مضری بر توانمندی دیده نمی شود. در کوکسیدیوز سکومی تعداد کمی پرنده ممکن است که بمیرند ولی در کوکسیدیوز روده ای تقریبا" همه پرنده ها درگله می توانند از نظر کارایی تحت تأثیر قرار بگیرند و اثرمعکوس و مخرب کوکسیدیوز را دریافت کنند.

اگر شما به قدرکافی شجاع باشید، کوکسیدیوز سکومی را درمان نخواهید کرد چون آنهایی که درگیر هستند متأسفانه می میرند هر چند درمان خوب باشد.

به هرحال در کوکسیدیوز روده ای، صرفه اقتصادی، در درمان سریع بیماری می باشد.

کوکسیدیوز یک درد توانمندی است ( توانمندی پرنده را کاهش می دهد) و از آنجایی که این انگل در تمام دنیا هست. طی چندین سال روش های پیشگیری و اقدامات احتیاطی زیادی انجام شده است. این امر خدمت بزرگی به دنیای طیور کرده است و البته محدودیتهایی هم دارد که قابل درمان است.

بعضی از آنتی کوکسیدیال های مدرن به حدی مؤثر هستند که هیچ انگلی را باقی نمی گذارند و باعث تحریک سیستم ایمنی نمی شود. این می تواند در مورد پرندگان با طول عمر طولانی بخصوص در تخمگذارها یا مادرها بسیار مهم باشد. چون داروهای آنتی کوکسیدیال در این طیور فقط در دوره ی قبل از تخمگذاری داده می شود و اگر کوکسیدیاها زنده نمانند، سیستم ایمنی پرنده تحریک نخواهد شد که یک چتر حمایتی برای جوجه های متولد شده باشد. از طرفی برخی از مرغداران عادت ندارند که به مرغان آنتی کوکسیدیوز بدهند. بنابراین منتظر می مانند تا مرغ ها اولین علایم بالینی را بروز دهند تا بعد ازآن به درمان دارویی اقدام کنند.

چنین گله هایی در سرتاسر عمر از ایمنی بالایی برخوردار خواهند بود و خسارت کمتری از کوکسیدیوز خواهند دید. بنابراین گله هایی که قرار است مدت طولانی زنده بمانند استراتژی کنترل کوکسیدیوز مطرح می شود که از طریق واکسن های کوکسیدیوزی اعمال می شود و جهانی شده است.

به هر حال واکسن های کوکسیدیوزی محدودیت های خاص خود را دارند ویکی از این محدودیت ها مصرف همزمان و تصادفی داروی آنتی کوکسیدیوز در جیره توام با تجویز واکسن است. این مشکلاتی را ایجاد می کند چون واکسن های رایج زنده هستند و حاوی انگل کوکسیدیا هستند و داروی آنتی کوکسیدیوز بر آنها اثر خواهد کرد و آنها را خواهد کشت. پس این نکته مهم است که وقتی یک واکسن کوکسیدیوز تجویز می شود نباید که هیچ آنتی کوکسیدیوزی در جیره به طور عمدی یا تصادفی استفاده شود.

واکسن های کوکسیدیوزی در پرندگان واجد طول عمر طولانی مانند تخمگذاری و مرغ های مادر رایج شده است. درمرغ های گوشتی با طول عمر کوتاه حمایت ایمنی با مصرف آن در 7- 5 روزگی اعمال می شود؟

این نکته ممکن است در ذهن خطور کند که با تجویز واکسن در جفت یا از طریق تخم در هچری می توان مشکل را حل کرد. ولی این امر متحمل نیست.

همچنین تراکم زیاد جوجه و سالن های قدیمی واجد شرایط ضعیف بهداشتی باعث ایجاد و افزایش خطر کوکسیدیوز در گله های جوان می شود.

کنترل سالمونلا انتریتیدیس در جوجه های گوشتی جوان می تواند با عبور آنتی بادی ها از یک مادر واکسینه شده به بچه هایش اعمال شود، حال چرا این اصل نباید در جوجههای گوشتی و مبتلا به کوکسیدیوز اعمال شود.

چنین روشی یعنی تجویز به گله های مادر برای حمایت و حفاظت جوجه های متولد شده از آنها در اسراییل مطرح و موفقیت آمیز بوده است و توسعه یافته است. آن در اوایل کار است ولی نتایج آزمایشات فارمی بسیار امیدبخش به نظر می رسد.

منفعت بزرگ این روش این است که تعداد مرغ های مادر کمتراز جوجه ها بوده و می توانند به طرز درست واکسینه شوند به علاوه هزینه واکسیناسیون برای هر پرنده در مادرها قابل قبول است.

مساله ای که باید خاطرنشان کرد این است که همه ی عوامل متوقف کننده ی رشد، کوکسیدیوز آب وهوایی بد با شرایط بد مدیریت اشاره کرد. این می تواند مضر و خطرناک باشد ، چرا که هر گله ضعیف کوکسیدیوزدارد سایر عوامل که می توانیم آنها را درمان کنیم در این بین گم شوند.

در پایان در کوکسیدیوز همیشه همه ی اقدام خود را در واکسیناسیون یا داروهای آنتی کوکسیدیوز نگذارید. این روش ها باید همیشه در کنار اصلاح روش های مدیریتی باشد. ایجاد وقفه در بین دوره های تولید یک روش مناسب است ( که البته در همه جای دنیا انجام نمی شود) چرا که این میکروارگانیسم ها از یک گله به گله ی بعدی منتقل می شوند.

ضمنا" در مکانی که به پرورش طیور می پردازند باید بدانید که آیا سالن در دوره ی قبل سالمونلا انتریتیدیس داشته یا نه و آیا گله در اثر سالمونلوز مرده است یا نه ؟

هرچند که باید به خاطر داشت بستر مرطوب محیط مناسب برای رشد اووسیت کوکسیدیا است و باید هرجا بسترمرطوب وجود داشت سریعا" برداشته شود.

درنهایت همکاری با دکتر دامپزشک برای ارزیابی کوکسیدیوز درگله شما ضروری است و اینکه استراتژی به کار رفته کار آمد بوده است یا نه ؟

نشریه دنیای کشت و صنعت ، سال4، شماره 26 - 1384

number one
2007-Jul-14, 14:25
عفونت سيستميك مايكوپلاسما سينوويه در جوجه‌هاي گوشتي
به تازگي توسط پژوهشگران مركز بهداشت دام و ايمني غذا در دانشگاه كاليفرنيا ايالات متحده آمريكا، نمونه هايي از عفونت سيستميك مايكوپلاسما سينوويه در مرغهاي گوشتي 47 روزه با ضايعات سپتي سميك و افزايش ميزان حذف و ضبط لاشه‌ها در كشتارگاه گزارش شده است. تاريخچه درمانگاهي اين بيماري شامل علايم تنفسي و افزايش حجم بورس استخوان سينه لاشه‌‌ها بوده است. ضبط لاشه‌ها در كشتارگاه و مجتمع‌هاي فرآوري بدليل تورم كيسه‌هاي هوايي و تورم بورس استخوان سينه مرغ ها بود. درگيري اندام هاي متعدد شامل بورس استخوان سينه، كبد، طحال، مغز، چشم، اعصاب و عضلات اسكلتي در ارتباط با تورم عروق و جداسازي مايكوپلاسما سينوويه از كبد به طور اتفاقي از اين بيماري در مزرعه مشاهده گرديد.

آزمايش Dna مايكوپلاسما سينوويه جدا سازي شده از مرغهاي گوشتي جهت مطالعه در اين گزارش داراي الگوي متفاوتي با موارد مقايسه شده با سويه هاي مرجع مايكوپلاسما سينوويه شامل Wvu – 1853 ، Ms-h و F10-2as و ساير مايكوپلاسماهاي جداسازي شده از مرغهاي مادر همان شركت داشت. اما اين باكتري ها داراي الگوي Dna مشابه با يك مايكوپلاسما سينويه جداسازي شده از مرغهاي گوشتي و نيز از بوقلمون هاي متعلق به همان شركت بودند. يافته‌هاي اين مطالعه دلالت بر انتقال افقي اين عفونت فوق به جاي انتقال عمودي آن دارد.

number one
2007-Jul-14, 14:26
بررسي تحقيقات آنفولانزا در کانادا
این مقاله کانادایی ( Ave. Dis . 48, 928 – 934 ) حوادثی را که در یک مرغداری مرغ مادر گوشتی که شیوع اخیر آنفولانزای مرغی در بریتیش کلمبیای کانادا در آنجا آغاز شد، گزارش می کند. در ابتدا یک نوع سویه بیماریزای ضعیف آنفولانزای مرغی به نام H7N3 از یک مرغداری مرغ مادر گوشتی 2 ساله جداسازی شد. علایم مشاهده شده بیماری کاهش مصرف غذا و 5% مرگ ومیر در طی یک دوره 72 ساعته بود و در طی یک هفته همه چیز به حالت عادی برگشت. حدود 10 روز بعد یک گله جوانتر که در مجاورت گله قبلی بود در طی 48 ساعت دچار 25% مرگ ومیر شد. یافته های پس از مرگ حاکی ازاحتقان و انباشتگی نای و انقباض ریه بود و تشخیص آنفولانزای مرغی، شناسایی ، جداسازی و نوع ویروس را ضروری می ساخت. از مرغداری دوم ویروسی که بیماریزایی آنفولانزای مرغی بالایی داشت در مقایسه با مرغداری اولی که بیماریزایی اندکی داشت جداسازی شد، این مدرکی بود که نشان می داد نوعی که بیماریزایی اندکی در مقایسه با نوعی که بیماریزایی شدید تولید کرد جهش یافته بود .

علیرغم افزایش تدابیر زیست امنیتی آلودگی مهار نشد و در نهایت قبل از اینکه تدابیر مؤثر شیوع این بیماری را محدود نماید این بیماری در بیش از 40 واحد تخم مرغ تجاری در منطقه گسترش یافت.



Influenza in Canada (2005). International Hatchery Practice .V(19),N(7).

number one
2007-Jul-14, 14:27
مزایای استفاده از واکسن تحت تخفیف حدت یافته در کوکسیدیوز چیست ؟
1- عدم بروز اثرات منفی در اثر استفاده بیش از حد ( تا 10 برابر دز)

2- نگهداری و تداوم تحریک پادگنی و حفظ ایمنی مناسب

3- جایگزین شدن اووسیت های تحت تخفیف حدت یافته در بستر بجای اووسیت های بیماریزا و عدم وقوع خطر کوکسیدیوز به عنوان خطر فارم



.Williams , R. B . (1999 ) : Anticoccidial Vaccine : the story so far . world poultry special supplement coccidiosis .3.25 –35

number one
2007-Jul-14, 14:30
شکل جدید بیماری برونشیت در اروپا

شکل جدیدی از بیماری برونشیت درگله های مادر گوشتی و تخم گذارتجاری مشاهده شده است . دراین حالت گله در سطح تولید 75 – 70 درصد متوقف و مرغ های بیمار فاقد علایم تخم گذاری می باشند و بقیه گله به غیراز موارد درگیر بطور نرمال به تولید خود ادامه می دهند.

جراحات کالبد گشایی عبارتند از:

1- جمع شدن مایعات داخل مجاری تخم بر به میزان 5/1 تا 2 لیتر ، بطوری که از بیرون قبل از باز نمودن محوطه شکمی به صورت آسیت مشاهده می گردد.

2- افتادن زرده در محوطه بطنی بدون پاره شدن زرده وایجاد عفونت ، پس از مدتی این فولیکول ها بصورت تکه هایی در محوطه بطن دیده می شوند.

3- قسمت انتهایی اویدوکت مسدود است.

سویه جدا شده از این بیماری سویه ChinaQX می باشد. واکسیناسیون در سنین پایین با سویه های مختلف جهت جلوگیری از این بیماری توصیه می کنند.



.Voss , M. ( 2005) : Emerging disease , Importance for the Global poultry Industry , Lohmann , Technical paper

number one
2007-Jul-14, 14:31
عفونت ميکروبي در مرغان تخم گذار

ارتباط بين تخم مرغ و سلامتي جامعه انساني به عنوان مصرف کننده اين ماده غذايي در درجه اول به محتويات ميکروبي تخم مرغ تازه توليد شده بستگي داشته، در مرحله بعد آلودگي ناشي از محيط مطرح مي شود. ميکروارگانيسم هاي فلور طبيعي دستگاه گوارش مرغ در آلودگي تخم مرغ نقش دارند. جايي که ميکروب ها در داخل تخم مرغ ذخيره مي شوند به مکان جايگزيني آن در تخمدان، اويدوکت و کلواک بستگي دارد. قدرت جايگزيني ميکروب ها در اين اندام ها و نفوذ آنها به داخل سلولهاي زنده و بقاء آنها به ويژه در نواحي انتهايي دستگاه گوارشي، به توانايي در ممانعت از فعاليت کشندگي کمپلمان ها و فاگوسيتوزکننده هاي سيستم ايمني بدن پرنده نيز بستگي دارد. سلول هاي باکتريايي با عبور از فواصل بين سلولي موجود در رگهاي خوني ديواره تخمدان که محل عبور مواد غذايي مورد نياز در تشکيل تخمک مي باشد، در داخل تخمدان جايگزين مي شوند. سالمونلاها هم به اين طريق وارد تخمدان مي شوند.

ويروس ها هم ممکن است به داخل سلولهاي تخمدان، حتي داخل ياخته جنسي نفوذ نمايند و اويدوکت از طريق گسترش هماتوژنس ( Hematogenous) يا به طور عمودي از کلواک آلوده مي شود. آلودگي آلبومين در اينفاندي بولوم و آلودگي پوسته در رحم (غدد پوسته ساز) رخ مي دهد.

باکتري ها، ويروس ها و يا باکتريوفاژها که در حالت طبيعي در داخل دستگاه گوارشي يافت مي شوند ممکن است حين عبور تخم از کلواک سطح آن را آلوده کنند. از طريق کلواک و يا پوشال موجود در قفس تخم گذاري ميکروب ها به داخل پوسته راه يافته و آن را آلوده مي کنند.



گونه هاي مايکوپلاسما شامل Maycoplasma synoviae, M. gallisepticum , M. meliagridis در انتقال عمودي بيماري ها نقش دارند.Staphylococcus aureus و گونه هاي سالمونلا و پاستورلا نيز عفونت زا مي باشند.

سالمونلا انتريتيديس قادر به آلوده نمودن دستگاه توليد مثلي پرنده مي باشد و به عنوان سويه مهاجم مي تواند تخمدان و اويدوکت را عفوني سازد و مي تواند قبل از تخم گذاري محتويات تخم مرغ را آلوده سازد. در مورد سالمونلا آلودگي هاي مربوط به سويه هاي سالمونلا پلوروم و گاليناروم درطيور بيشتر رايج بوده و مهم ترين پاتوژن طيور در سراسر دنيا سالمونلا پلوروم مي باشد.