PDA

مشاهده نسخه کامل : مشاوره حقوقی و روانشناسی



Ali dad
2012-Apr-21, 15:17
دوستان دانشجو در این تاپیک ما حاضریم به سوالات روز مره و اتفاقاتی که پیرامون زندگی شما میگذرد از لحاظ حقوقی و روانشناسی مشاوره دهیم بنابراین منتظر شما و طرح سوالات شما هستیم

( لطفا سوالات خود را از طریق پیام خصوصی برای ما ارسال فرمایید.)

( اطلاعات این بخش به صورت ناشناس منتشر می شود. )

سوال: می خواستم بدانم پدر در چه مواردی می تواند دختر خود را کتک بزند.؟ آیا اگر پدری دختر خود را کتک بزند و او را تهدید به قتل و یا پاشیدن اسید و ... بکند دختر از نظر محاکم قضایی چه کاری می تواند بکند ؟ آیا پدر به هر دلیل می تواند مانع از تحصیل دانشجوی خود شود که تقریبا یک ترم از درسش باقی مانده ؟ آیا پدر می تواند از ازدواج دخترش با فرد دلخواهش ممانعت کند ؟ حکم زندانی کردن و محبوس کردن دختر توسط پدرش در محاکم قضایی چیست ؟
---------------
پاسخ: پس از بلوغ ( 9 سال) پدر هیچ ولایتی بر دخترش ندارید. جز اجازه ازدواج او.

زدن و تهدید و حبس کردن و ممنوعیت از تحصیل قانونی نیست. برای هر کدام راه قانونی شکایت هست. ولی تلاش کنید با مهربانی او را قانع کنید.اینطوری غرور او هم لطمه نمیبیند.
نسل جوان سرکش است و ماجراجو. تلاش کنید هیچگاه رابطه شما با دخترتان قطع نشود. در این مواقع وقت کشی بهترین حربه است. در گذر زمان ممکن است از فکر ازدواج بیافتد و از خواهانش دلسرد شود.

Ali dad
2012-Apr-21, 15:26
پاسخ: پس از بلوغ ( 9 سال) پدر هیچ ولایتی بر دخترش ندارید. جز اجازه ازدواج او.





جهت اطلاعات حقوقی در مورد اذن پدر روی این آدرس کلیک کنیدhttp://www.daneshju.ir/forum/f991/t157580.html#post697395

peyman balini
2012-Apr-21, 15:48
چه تاپیک جالبی اتفاقا ما امروز سر کلاس روانشناسی تربیتی داشتیم در این مورد صحبت میکردیم. تنبیه بدنی کودک چه پسر چه دختر جز ضرر در سن های پایین ندارد و کودک را به رفتارهای پرخطری مثل سرقت و خشونت و اعمال جنسی پر خطر می کشاند در مورد دخترها بیشتر باعث این عوامل خواهد شد. اسکیزوفرنی و اختلالات خلقی بیماریهای روانی است که امکان بروز دارند.

Atish pareh
2012-Apr-21, 21:46
چه تاپیک جالبی اتفاقا ما امروز سر کلاس روانشناسی تربیتی داشتیم در این مورد صحبت میکردیم. تنبیه بدنی کودک چه پسر چه دختر جز ضرر در سن های پایین ندارد و کودک را به رفتارهای پرخطری مثل سرقت و خشونت و اعمال جنسی پر خطر می کشاند در مورد دخترها بیشتر باعث این عوامل خواهد شد. اسکیزوفرنی و اختلالات خلقی بیماریهای روانی است که امکان بروز دارند.
اتفاقا در بعضی از موارد برای تربیت فرزند تنبیه بدنی لازم است(درمواردی که صحبت و صمیمیت جایزه و محرومیت و قهر و... جواب نمیدهد).اما باید فرزند دختر توسط مادرش تنبیه شود لیکن نه به طورشدید، درحد یک نیشگون کافیست تا دختر به خودش بیاید. ولی پدر باید مانند همیشه نقش یک حامی را برای دختر بازی کند و دوستانه او را نصیحت کند . هرچند در باطن با رفتار مادرخانواده موافق است.

peyman balini
2012-Apr-21, 21:59
اتفاقا در بعضی از موارد برای تربیت فرزند تنبیه بدنی لازم است(درمواردی که صحبت و صمیمیت جایزه و محرومیت و قهر و... جواب نمیدهد).اما باید فرزند دختر توسط مادرش تنبیه شود لیکن نه به طورشدید، درحد یک نیشگون کافیست تا دختر به خودش بیاید. ولی پدر باید مانند همیشه نقش یک حامی را برای دختر بازی کند و دوستانه او را نصیحت کند . هرچند در باطن با رفتار مادرخانواده موافق است.
بله اما این موارد خیلی نادره.

سیبویه
2012-Apr-22, 07:58
پاسخ: پس از بلوغ ( 9 سال) پدر هیچ ولایتی بر دخترش ندارید. جز اجازه ازدواج او.

.

درود و دو صد بدرود بر وکلا و روانشناسان و اساتید سایت دانشجووووووو!!!

ممنون علی جان از پاسخی که دادی اما چند تا سوال به ذهنم رسید که گفتم از جنابعالی بپرسم.

در ماده 1168 قانون خانواده می خونیم نگاهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است و بعد در ادامه نوشته مادر فقط تا سن دو سالگی حق حضانت داره البته در مورد دختر و بعد حضانت به عهده پدر هستش.
در ماده 1181 نوشته هر یک از پدر و جد پدری نسبت به اولاد خود ولایت دارند. یعنی حتی اگر پدر هم نبود بر عهده جد پدری هستش که این وظیفه رو به عهده بگیره.
ماده 1177 نوشته طفل باید مطیع ابوین خود بوده و در هر سنی که باشد باید به آن ها احترام کند.

با توجه به این موارد و مورد که شما فرمودید فقط تا سن 9 سالگی ولایت داره سوالم اینجاست اگر دختری در سن 18 سالگی قصد سفر کردن، قصد خروج از کشور، قصد انتخاب شغل، قصد اقامت در هتل و... داشته باشه تصمیمش با چه کسی است؟

سوال دوم اینکه چه تعریفی برای احترام به پدر و مادر وجود داره و مطیع بودن به چه معناست؟

در جای دیگری در قانون 1179 می خونیم ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند ولی به به استناد این حق نمی توانند طفل خود را خارج از حدود تادیب، تنبیه نمایند.

سوالم اینجاست ابوین تا چه حد می تونند طفل خودشون رو تنبیه کنند؟ و مثلا ابوینی که حق و ولایت فرزندانشون رو دارند اگر به فرض مثال دختر خودشون رو کشتند؟ ولی دم و شاکی پرونده چه کسی خواهد بود؟





اتفاقا در بعضی از موارد برای تربیت فرزند تنبیه بدنی لازم است(درمواردی که صحبت و صمیمیت جایزه و محرومیت و قهر و... جواب نمیدهد)

سلاااااااااااام به دکتر پیمان عزیز

من شخصا مخالف هر گونه تنبیه بدنی هستم از هر نوعی که می خواد باشه حتی اگر بدنی هم نباشه و صرفا با نوعی تشر و لحن تحقیر آمیز در صدا همراه باشه...
تنبیه بدنی فقط به کودک یاد می ده که چه کاری رو نباید انجام بده و بهش یاد نمی ده که چه کاری رو باید انجام بده...
تجربه ثابت کرده که صمیمیت و صحبت و محبت... و البته در مواردی مناسب ابراز ناراحتی و نارضایتی کردن از عمل کودک می تونه در اصلاح رفتار اون موفقیت آمیز باشه...
تصور اینکه کودکان ما به صرف کودک بودن و عقل و شعور کم متوجه مسایل پیرامونشون نمی شند تصور غلطی هستش...

تادیب کردن رو با تربیت کردن اشتباه نگیریم.

ببخشید مدیر اعظم در کار جنابعالی دخالت ورزیدم...:20:

peyman balini
2012-Apr-22, 08:09
درود و دو صد بدرود بر وکلا و روانشناسان و اساتید سایت دانشجووووووو!!!
سلاااااااااااام به دکتر پیمان عزیز

من شخصا مخالف هر گونه تنبیه بدنی هستم از هر نوعی که می خواد باشه حتی اگر بدنی هم نباشه و صرفا با نوعی تشر و لحن تحقیر آمیز در صدا همراه باشه...
تنبیه بدنی فقط به کودک یاد می ده که چه کاری رو نباید انجام بده و بهش یاد نمی ده که چه کاری رو باید انجام بده...
تجربه ثابت کرده که صمیمیت و صحبت و محبت... و البته در مواردی مناسب ابراز ناراحتی و نارضایتی کردن از عمل کودک می تونه در اصلاح رفتار اون موفقیت آمیز باشه...
تصور اینکه کودکان ما به صرف کودک بودن و عقل و شعور کم متوجه مسایل پیرامونشون نمی شند تصور غلطی هستش...

تادیب کردن رو با تربیت کردن اشتباه نگیریم.

ببخشید مدیر اعظم در کار جنابعالی دخالت ورزیدم...:20:
سلام آرش جان. یه نکته فقط من باید در مورد حرفات بگم اونم اینه که تنبیه لفظی به شرط این که توش تحقیر نباشه خیلی بد نیست یه جورایی بهترین نوع تنبیه هستش.

سیبویه
2012-Apr-22, 08:30
سلام آرش جان. یه نکته فقط من باید در مورد حرفات بگم اونم اینه که تنبیه لفظی به شرط این که توش تحقیر نباشه خیلی بد نیست یه جورایی بهترین نوع تنبیه هستش.

دقیقا پیمان جان باهات موافقم و در نوشته هام هم اشاره کردم تنبیه لفظی و ابراز ناراحتی طوری که بچه متوجه بشه که کار اشتباهی انجام دادند.
ضمنا باز تاکید می کنم بچه بدونه کار اشتباهی کرده. والدین ما به غلط تصور می کنند بچه ها کار بد می کنند و بی تربیت هستند. اگر بچه ها متوجه این موضوع بشن که کار بد کردند اونوقت حس می کنند که بد هستند.
بچه ها بد نیستند بلکه فقط گاهی اشتباه می کنند...

Ali dad
2012-Apr-22, 23:20
[QUOTE=سیبویه;697845]درود و دو صد بدرود بر وکلا و روانشناسان و اساتید سایت دانشجووووووو!!!

ممنون علی جان از پاسخی که دادی اما چند تا سوال به ذهنم رسید که گفتم از جنابعالی بپرسم.

در ماده 1168 قانون خانواده می خونیم نگاهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است و بعد در ادامه نوشته مادر فقط تا سن دو سالگی حق حضانت داره البته در مورد دختر و بعد حضانت به عهده پدر هستش.
در ماده 1181 نوشته هر یک از پدر و جد پدری نسبت به اولاد خود ولایت دارند. یعنی حتی اگر پدر هم نبود بر عهده جد پدری هستش که این وظیفه رو به عهده بگیره.
ماده 1177 نوشته طفل باید مطیع ابوین خود بوده و در هر سنی که باشد باید به آن ها احترام کند.

با توجه به این موارد و مورد که شما فرمودید فقط تا سن 9 سالگی ولایت داره سوالم اینجاست اگر دختری در سن 18 سالگی قصد سفر کردن، قصد خروج از کشور، قصد انتخاب شغل، قصد اقامت در هتل و... داشته باشه تصمیمش با چه کسی است؟

سوال دوم اینکه چه تعریفی برای احترام به پدر و مادر وجود داره و مطیع بودن به چه معناست؟

در جای دیگری در قانون 1179 می خونیم ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند ولی به به استناد این حق نمی توانند طفل خود را خارج از حدود تادیب، تنبیه نمایند.

سوالم اینجاست ابوین تا چه حد می تونند طفل خودشون رو تنبیه کنند؟ و مثلا ابوینی که حق و ولایت فرزندانشون رو دارند اگر به فرض مثال دختر خودشون رو کشتند؟ ولی دم و شاکی پرونده چه کسی خواهد بود؟

بنام خدا
درپاسخ قسمت اول سوال باید گفته شود که باتوجه به ماده 1168قانون مدنی که تنها اطفال را تحت حضانت ابوین دانسته است و به موجب تبصره 1 ماده49 قانون مجازات اسلا می منظور از طفل کسی است که به حدبلوغ شرعی نرسیده باشد و تبصره یک ماده 1210قانون مدنی می گوید سن بلوغ در پسرپانزده سال تمام قمری و در دختر درست نه سال تمام قمری است لذا حضانت اطفال در ذکور به سن 15 و در اناث 9سالگی تمام میشود . خصوصا مساله 18 کتاب تحریرالوسیله حضرت امام خمینی (ره) در القول فیالحکام الولاده و ما یحلق بها ) می فرماید ( تنتهی الحضانه به بلوغ الوالد رشیدا ,فاذا بلغ رشیدا لیس لاحد حق حضانه علیه حتی الابوین ,بل هو مالک لنفسه ذکرا کاناوانثی)
برابر نظر اداره حقوقی به شماره 7/3133مورخ 31/2/70 حضانت و نگهداری اطفال برای ابوین هم حق است و هم تکلیف واین حق جنبه امری دارد و اراده پدری نمیتواند به طور کلی آن را از اسقاط نماید و ماده 1175 قانون مدنی نیز تصریح بر این امر دارد که طفل را نمیتوان از ابوین یامادری که حضانت با اوست گرفت مگر درصورت وجود علت قانونی ولی با این اوصاف پدر میتواند این حق را به مادر واگذار و احد از زوجین نیز می توانند در قبال آن ما به ازاء اخذ نمایند و چون حق از هر جهتی تکلیف است به طور کلی قابل اسقاط نمی باشد وپس از واگذاری آن از پدر به مادر قابلیت اعاده به وی را دارداز این روست که ماده1168 قانون مدنی مقرر داشته نگهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است یعنی نسبت به یکی حق است و نسبت به دیگری تکلیف باید توجه داشت که تکلیف قابل اساقط و مصالحه نیست و از حقوق امری است که شارع یا مقنن برآن حکم کرده و اراده اشخاص نمی تواندآن را تغییر دهد ولی حق با مطالبه ودرخواست قابل اعمال است ودر صورت اجتماع اراده اشخاص ذی نفع قابل استماع است . حضانت و نگهداری و تامین فرزندان تکلیف پدر است وبا وصف وجود و صلاحیت وی سایر اشخاص تکلیفی در قبال فرزند وی ندارند ولی همین حضانت نسبت به مادر حق است . یعنی با وصف وجود زوج در ایام مفارقت تا مدت زمان خاصی مادر میتواند حضانت فرزند مشترک راعهده دار شود که ماده 1169 قانون مدنی اولویت مادر تا سن 7سالگی را در حضانت طفلی که ابوین او جدا از هم زندگی میکنند تصریح نموده است. بحث حق و تکلیف بودن حضانت ابوین او از موارد اختلافی مباحث حقوق خانواده است که پر داختن به آن خودمستلزم شرح و بسط مفصل است.

Atish pareh
2012-Apr-23, 11:55
یعنی ما دهه ی شصتی ها که همش از مادرمان لنگه دمپایی نوش جان کردیم الان خیلی آدمهای بد و نابهنجاری شدیم؟
اتفاقا ما بیشتر اهل سازش و زندگی هستیم، بیشتر خودمان را با شرایط ومحیط وفق میدهیم.
به عبارت واضح تر: لوس و بچه ننه و نازنازی نیستیم:d:s;

Ali dad
2012-Apr-23, 22:16
[QUOTE=Ali dad;698154][QUOTE=سیبویه;697845]درود و دو صد بدرود بر وکلا و روانشناسان و اساتید سایت دانشجووووووو!!!

ممنون علی جان از پاسخی که دادی اما چند تا سوال به ذهنم رسید که گفتم از جنابعالی بپرسم.

در ماده 1168 قانون خانواده می خونیم نگاهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است و بعد در ادامه نوشته مادر فقط تا سن دو سالگی حق حضانت داره البته در مورد دختر و بعد حضانت به عهده پدر هستش.
در ماده 1181 نوشته هر یک از پدر و جد پدری نسبت به اولاد خود ولایت دارند. یعنی حتی اگر پدر هم نبود بر عهده جد پدری هستش که این وظیفه رو به عهده بگیره.
ماده 1177 نوشته طفل باید مطیع ابوین خود بوده و در هر سنی که باشد باید به آن ها احترام کند.

با توجه به این موارد و مورد که شما فرمودید فقط تا سن 9 سالگی ولایت داره سوالم اینجاست اگر دختری در سن 18 سالگی قصد سفر کردن، قصد خروج از کشور، قصد انتخاب شغل، قصد اقامت در هتل و... داشته باشه تصمیمش با چه کسی است؟
درپاسخ به این سوال باید گفت که تصمیم با دختر است چون به سن بلوغ رسیده است اما در مسائل مالی چنانچه 18 سال تمام باشد تصمیم گیری با دختر است اما در کمتر از سن 18 سال چون رشید محسوب نمیشود تصمیم گیری مالی با پدراست در رابطه با خروج از کشور باید رجوع کرد به مقررات مربوط به نحوه خروج از کشور و اون قانون خاص است وربطی به اصل موضوع ندارد . اما دوست عزیز در جامعه خارج از قانون خیلی از روابط ما تابع عرف جامعه است .یعنی عرفی عمل می شود ولی در رجوع به محکمه قانون حاکم است .در توضیح ساده و روان ولایت و حضانت ولایت یعنی سرپرستی کردن و عام است اما حضانت حق و تکلیف است یعنی تربیت کردن رسیدگی به امور فرزند و صغیر ولایت بیشتر در امور مالی و رشد است اما حضانت تکلیف و وظیفه است قیم نیز میتواند سرپرستی کند اما حضانت قابل اسقاط نیست و بیشتر مربوط به زمان متارکه و طلاق ابوین از هم می باشد.

ضمنا حضانت فرزند اعم از ذکور و اناث تا هفت سالگی با مادر است باعنایت به قانون اصلاحی 1168 قانون مدنی

Ali dad
2012-Apr-23, 22:34
[QUOTE=Ali dad;698154][QUOTE=سیبویه;697845]درود و دو صد بدرود بر وکلا و روانشناسان و اساتید سایت دانشجووووووو!!!

ممنون علی جان از پاسخی که دادی اما چند تا سوال به ذهنم رسید که گفتم از جنابعالی بپرسم.

در ماده 1168 قانون خانواده می خونیم نگاهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است و بعد در ادامه نوشته مادر فقط تا سن دو سالگی حق حضانت داره البته در مورد دختر و بعد حضانت به عهده پدر هستش.
در ماده 1181 نوشته هر یک از پدر و جد پدری نسبت به اولاد خود ولایت دارند. یعنی حتی اگر پدر هم نبود بر عهده جد پدری هستش که این وظیفه رو به عهده بگیره.
ماده 1177 نوشته طفل باید مطیع ابوین خود بوده و در هر سنی که باشد باید به آن ها احترام کند.


سوال دوم اینکه چه تعریفی برای احترام به پدر و مادر وجود داره و مطیع بودن به چه معناست؟

در جای دیگری در قانون 1179 می خونیم ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند ولی به به استناد این حق نمی توانند طفل خود را خارج از حدود تادیب، تنبیه نمایند.

سوالم اینجاست ابوین تا چه حد می تونند طفل خودشون رو تنبیه کنند؟ و مثلا ابوینی که حق و ولایت فرزندانشون رو دارند اگر به فرض مثال دختر خودشون رو کشتند؟ ولی دم و شاکی پرونده چه کسی خواهد بود؟

پاسخ :توجه داشته باشید در این تاپیک سعی ما برپاسخ گویی ساده و عامه پسند است قانون تنیبه طفل رو در حد متعارف عنوان داشته است اما برای این متعارف بودن معیاری مشخص نکرده است بنابراین تنبیه عرفی است و بستگی به عرف جامعه و فرهنگ اشخاص داره گاهی وقت ها یک تذکر لسانی یک تنبیه ؛چون باعث متنبه شدن میشود . ولی گاهی وقت ها یک کتک زدن ساده است لذا تنبیه بستگی به سطح زندگی و موقعیت اشخاص داره و در میزان آن باید گفت چون قانون ما بر گرفته از فقه و علمای فقیه است در فقه گفته تنبیه آن مقداری ایست که
با عث قرمز شدن جای آن در بدن نشود زیرا قرمز شدن دیه (ارش )دارد
احترام به پدر و مادر نیز عرفی است و ضمانت اجرایی ندارد و فقط شاید از مواردی باشد که باعث اسقاط نفقه باشد

در مورد سوال آخر شما در صورت کشتن فرزند حق شکایت با جد پدری ایست و در نبود اون چون از جمله جرائم غیر قابل گذشته و جنبه عمومی داره تعقیب مجرم با دادستان به عنوان مدعی العموم است و حتما برای ایشان قیم اتفاقی تعیین میگردد.

ashe405
2012-Apr-24, 08:33
سلام به نظر من
اگر طفلی کار اشتباهی انجام بده باید مورد بازخواست قرار بگیره و بدونه که کار اشتباهی کرده

peyman balini
2012-Apr-24, 12:33
سلام به نظر من
اگر طفلی کار اشتباهی انجام بده باید مورد بازخواست قرار بگیره و بدونه که کار اشتباهی کرده
مگه طفل عقل شما رو داره که بازخواستش کنیم؟o-::FD:s

ashe405
2012-Apr-24, 12:43
مگه طفل عقل شما رو داره که بازخواستش کنیم؟o-::FD:s

منظورمو بد گفتم دروسش اینه
منظورم اینه که بگی این اشتباهه و بعد که فهمید و دوباره انجام داد بازخواسش کنی
تازه هنو نگفتم بازخواس چیه!
که داره o-::FD:s می ترسه

سیبویه
2012-Apr-24, 16:24
علی جان ممنون بابت پاسخگویی تون

خیلی استفاده کردم.-;{@

پرنيان ش
2012-Apr-24, 19:59
اتفاقا در بعضی از موارد برای تربیت فرزند تنبیه بدنی لازم است(درمواردی که صحبت و صمیمیت جایزه و محرومیت و قهر و... جواب نمیدهد).اما باید فرزند دختر توسط مادرش تنبیه شود لیکن نه به طورشدید، درحد یک نیشگون کافیست تا دختر به خودش بیاید. ولی پدر باید مانند همیشه نقش یک حامی را برای دختر بازی کند و دوستانه او را نصیحت کند . هرچند در باطن با رفتار مادرخانواده موافق است.

با سپاس از شما دوست گرامي اما بايد در اينجا اين نكته را اضافه كرد كه دوگانگي در امر تربيت كودك اصلا درست نيست و پدر و مادر بايد همسو باشند نه يكي طرفدار كودك و ديگري تنبيه كننده اگر امري اشتباه است بايد هم مادر و هم پدر هر دو قاطعانه و هم نظر به كودك خود بگويند كه كارش اشتباه است و روش صحيح عمل را به او آموزش دهند تا كودك ياد بگيرد كه در موقعيت رفتار مناسب آن را داشته باشد .

Ali dad
2012-Apr-24, 20:57
http://www.daneshju.ir/forum/images/icons/icon1.png ( این سوال از طریق پیام خصوصی برای من گذاشته شده که من اون رو مطرح میکنم و در تاپیک جواب میدم
اگر زنی که شوهرش بارها و بارها او را مورد ضرب و شتم قرار داده و آن زن فقط2بار به پزشکی قانونی مراجعه کرده است. و دربار اول با وساطت بزرگترها شوهرش را بخشیده و به زندگی برگشته ولی شوهرش مکررا و مجددا زن را مورد اذیت و آزار روحی و جسمی قرار داده است که برای بار دوم نیز زن مجبور به شکایت و گرفتن گواهی پزشکی قانونی میشود
ولی این بار چون واقعا در منزل شوهرش امنیت جانی ندارد دیگر حاضر به زندگی با او نمیشود و هرگز از شکایت خودش علیه شوهرش صرف نظر نخواهد کرد.
لذا پس از انجام شکایت ضرب و جرح و صدور حکم در دادگاه اولیه از قرار5ماه حبس تعزیری و45/5دینار دیه کامله مرد مسلمان ، طی تجدیدنظرخواهی مرد نسبت به رای صادره پس از گذشت14ماه رای دادگاه تجدید نظر از مرکز استان ابلاغ میشود.ولیکن در طول این مدت14ماه مرد حتی یک بار جهت عذرخواهی با همسرش تلفنی و یا حضوری تماسی نداشته است و دراندک تماسهای تلفنی اش هم زن را مورد توهین و شماتت و فحش و فضیحت قرار میدهد و از او میخواهد که مهریه اش را ببخشد و طلاق بگیرد و همواره این را یادآور میشود که من الان بهتر از تورا دارم و تو باید بیایی پرستار زن و بچه ی من باشی...این درحالیست که هنوز زن عقدی دیگری نگرفته است.و فقط قصد آزار روحی زن را دارد.
فلذا زن پس از صادرشدن رای قطعی در دادگاه مهریه مبنی بر پرداخت تمام و کمال مهریه به ارزش یک میلیلارد تومان ، برای گرفتن طلاق اقدام میکند و برای طلاق به: پرونده ضرب و شتم و گواهی پزشکی قانونی و شروط روز خواستگاری که به صورت یک سند عادی به امضای مرد و والدین مرد رسیده است(ولی درسند نکاحیه ذکر نشده است)اشاره میکند و اینکه امنیت جانی ندارد و همچنین طبق شروط روز خواستگاری که حق مسکن به زن داده شده است زن تقاضا دارد که برای ادامه زندگی مشترک در شهر خودش زندگی کند.در غیر اینصورت طلاق میخواهد و در جواب قاضی که از زن پرسید چون حق طلاق با مرد است آیا شما در ازای طلاق حاضری بخشی از مهریه ات را ببخشی؟ و زن به ناچار میگوید برای اینکه طلاق بگیرد حاضر است نصف مهریه خودش را به مرد ببخشد
حال سوال اینجاست که آیا با گفتن این جمله از سوی زن، دیگر زن نمیتواند شوهرش را برای ندادن مهریه به زندان بیندازد؟
آیا حق گرفتن مهریه زن پایمال میشود به طور کامل؟
آیا زن میتواند این جمله ی خود را پس بگیرد؟
آیا با گفتن این جمله ،مهریه زن را تقسیط میکنند؟
2-اکنون که 14ماه است که زن و شوهر از یکدیگر طلاق جسمی و عاطفی گرفته اند و مرد هم ترک انفاق نموده است و زن هم به دلیل نداشتن امنیت جانی نمیتواند از شوهرش تمکین خاص کند....و زن از همه حیث در سختی و عسر و حرج است....آیا راهی به جز طلاق توافقی نیست که بتوان سریعتر طلاق گرفت؟ چراکه از زمان درخواست طلاق تا کنون فقط یک جلسه برای طلاق و نفقه که پرونده شان نیز با هم ادغام شده اند برگزار شده که در آن یک جلسه هم مرد تنها به دادن لایحه واهی اکتفا نموده است و خودش حضور پیدا نکرده است.
آیا نمیتوان روند رسیدگی را تسریع بخشید؟

Ali dad
2012-Apr-25, 07:59
[/QUOTE] در پاسخ به سوال اول باید عنوان کرد که در صورت صدور حکم قطعی مبنی بر پرداخت مهریه و صدور اجرائیه و عدم معرفی مال از سوی محکوم علیه خواهان می تواند مال متعلق به محکوم علیه را معرفی نماید و چنانچه مالی از او سراغ نداشته باشد تقاضای اعمال ماده 2 قانون نحوی اجرای محکومیت های مالی را از دادگاه داشته باشد و در این صورت محکوم علیه تا پرداخت محکوم به حبس میگردد

Atish pareh
2012-Apr-25, 20:27
لطفا یک لایحه واسه اینکه بخواهیم اعمال ماده 2 کنیم ارائه دهید.

Ali dad
2012-Apr-25, 23:30
[QUOTE=Ali dad;699012]http://www.daneshju.ir/forum/images/icons/icon1.png ( این سوال از طریق پیام خصوصی برای من گذاشته شده که من اون رو مطرح میکنم و در تاپیک جواب میدم
اگر زنی که شوهرش بارها و بارها او را مورد ضرب و شتم قرار داده و آن زن فقط2بار به پزشکی قانونی مراجعه کرده است. و دربار اول با وساطت بزرگترها شوهرش را بخشیده و به زندگی برگشته ولی شوهرش مکررا و مجددا زن را مورد اذیت و آزار روحی و جسمی قرار داده است که برای بار دوم نیز زن مجبور به شکایت و گرفتن گواهی پزشکی قانونی میشود
ولی این بار چون واقعا در منزل شوهرش امنیت جانی ندارد دیگر حاضر به زندگی با او نمیشود و هرگز از شکایت خودش علیه شوهرش صرف نظر نخواهد کرد.
لذا پس از انجام شکایت ضرب و جرح و صدور حکم در دادگاه اولیه از قرار5ماه حبس تعزیری و45/5دینار دیه کامله مرد مسلمان ، طی تجدیدنظرخواهی مرد نسبت به رای صادره پس از گذشت14ماه رای دادگاه تجدید نظر از مرکز استان ابلاغ میشود.ولیکن در طول این مدت14ماه مرد حتی یک بار جهت عذرخواهی با همسرش تلفنی و یا حضوری تماسی نداشته است و دراندک تماسهای تلفنی اش هم زن را مورد توهین و شماتت و فحش و فضیحت قرار میدهد و از او میخواهد که مهریه اش را ببخشد و طلاق بگیرد و همواره این را یادآور میشود که من الان بهتر از تورا دارم و تو باید بیایی پرستار زن و بچه ی من باشی...این درحالیست که هنوز زن عقدی دیگری نگرفته است.و فقط قصد آزار روحی زن را دارد.
فلذا زن پس از صادرشدن رای قطعی در دادگاه مهریه مبنی بر پرداخت تمام و کمال مهریه به ارزش یک میلیلارد تومان ، برای گرفتن طلاق اقدام میکند و برای طلاق به: پرونده ضرب و شتم و گواهی پزشکی قانونی و شروط روز خواستگاری که به صورت یک سند عادی به امضای مرد و والدین مرد رسیده است(ولی درسند نکاحیه ذکر نشده است)اشاره میکند و اینکه امنیت جانی ندارد و همچنین طبق شروط روز خواستگاری که حق مسکن به زن داده شده است زن تقاضا دارد که برای ادامه زندگی مشترک در شهر خودش زندگی کند.در غیر اینصورت طلاق میخواهد و در جواب قاضی که از زن پرسید چون حق طلاق با مرد است آیا شما در ازای طلاق حاضری بخشی از مهریه ات را ببخشی؟ و زن به ناچار میگوید برای اینکه طلاق بگیرد حاضر است نصف مهریه خودش را به مرد ببخشد
حال سوال اینجاست که آیا با گفتن این جمله از سوی زن، دیگر زن نمیتواند شوهرش را برای ندادن مهریه به زندان بیندازد؟
آیا حق گرفتن مهریه زن پایمال میشود به طور کامل؟
آیا زن میتواند این جمله ی خود را پس بگیرد؟
آیا با گفتن این جمله ،مهریه زن را تقسیط میکنند؟

پاسخ سوال دوم : خیر مهریه زن پایمال نمیشود چرا پایمال شود زن وفق مقررات که در پاسخ سوال اول گفته شد می تواند مطالبات خود رو وصول نماید
پاسخ سوال سوم: بله زن تا زمانی که حکم دادگاه صادر نشده میتواند مبلغی را که هبه نموده استرداد نماید و از دادگاه تقاضای باطل کردن آن را داشته باشد.

پاسخ سوالچهارم: خیر تقسیط نمی شود مگر اینکه محکوم علیه از دادگاه صادر کننده حکم مهریه تقاضای تقسیط محکوم به را بنماید و ادعای خود را در دادگاه باشهادت چهار نفر شاهد عادل ثابت نماید و دادگاه حکم بر تقسیط مهریه صادر نماید در این صورت و قطعی شدن حکم اعسار به تقسیط مهریه در آن صورت مهریه تقسیط خواهد شد ودر صورت عدم پرداخت به موقع اقساط و معوقه شدن آن نیز محکوم له حق اعمال ماده 2 قانون محکومیت های مالی را بنماید و نسبت به اقساط معوقه شده محکوم علیه را زندانی نماید و یا با معرفی مال قدام نماید

Ali dad
2012-Apr-25, 23:47
http://www.daneshju.ir/forum/images/icons/icon1.png ( این سوال از طریق پیام خصوصی برای من گذاشته شده که من اون رو مطرح میکنم و در تاپیک جواب میدم
اگر زنی که شوهرش بارها و بارها او را مورد ضرب و شتم قرار داده و آن زن فقط2بار به پزشکی قانونی مراجعه کرده است. و دربار اول با وساطت بزرگترها شوهرش را بخشیده و به زندگی برگشته ولی شوهرش مکررا و مجددا زن را مورد اذیت و آزار روحی و جسمی قرار داده است که برای بار دوم نیز زن مجبور به شکایت و گرفتن گواهی پزشکی قانونی میشود
ولی این بار چون واقعا در منزل شوهرش امنیت جانی ندارد دیگر حاضر به زندگی با او نمیشود و هرگز از شکایت خودش علیه شوهرش صرف نظر نخواهد کرد.
لذا پس از انجام شکایت ضرب و جرح و صدور حکم در دادگاه اولیه از قرار5ماه حبس تعزیری و45/5دینار دیه کامله مرد مسلمان ، طی تجدیدنظرخواهی مرد نسبت به رای صادره پس از گذشت14ماه رای دادگاه تجدید نظر از مرکز استان ابلاغ میشود.ولیکن در طول این مدت14ماه مرد حتی یک بار جهت عذرخواهی با همسرش تلفنی و یا حضوری تماسی نداشته است و دراندک تماسهای تلفنی اش هم زن را مورد توهین و شماتت و فحش و فضیحت قرار میدهد و از او میخواهد که مهریه اش را ببخشد و طلاق بگیرد و همواره این را یادآور میشود که من الان بهتر از تورا دارم و تو باید بیایی پرستار زن و بچه ی من باشی...این درحالیست که هنوز زن عقدی دیگری نگرفته است.و فقط قصد آزار روحی زن را دارد.
فلذا زن پس از صادرشدن رای قطعی در دادگاه مهریه مبنی بر پرداخت تمام و کمال مهریه به ارزش یک میلیلارد تومان ، برای گرفتن طلاق اقدام میکند و برای طلاق به: پرونده ضرب و شتم و گواهی پزشکی قانونی و شروط روز خواستگاری که به صورت یک سند عادی به امضای مرد و والدین مرد رسیده است(ولی درسند نکاحیه ذکر نشده است)اشاره میکند و اینکه امنیت جانی ندارد و همچنین طبق شروط روز خواستگاری که حق مسکن به زن داده شده است زن تقاضا دارد که برای ادامه زندگی مشترک در شهر خودش زندگی کند.در غیر اینصورت طلاق میخواهد و در جواب قاضی که از زن پرسید چون حق طلاق با مرد است آیا شما در ازای طلاق حاضری بخشی از مهریه ات را ببخشی؟ و زن به ناچار میگوید برای اینکه طلاق بگیرد حاضر است نصف مهریه خودش را به مرد ببخشد
حال سوال اینجاست
2-اکنون که 14ماه است که زن و شوهر از یکدیگر طلاق جسمی و عاطفی گرفته اند و مرد هم ترک انفاق نموده است و زن هم به دلیل نداشتن امنیت جانی نمیتواند از شوهرش تمکین خاص کند....و زن از همه حیث در سختی و عسر و حرج است....آیا راهی به جز طلاق توافقی نیست که بتوان سریعتر طلاق گرفت؟ چراکه از زمان درخواست طلاق تا کنون فقط یک جلسه برای طلاق و نفقه که پرونده شان نیز با هم ادغام شده اند برگزار شده که در آن یک جلسه هم مرد تنها به دادن لایحه واهی اکتفا نموده است و خودش حضور پیدا نکرده است.
آیا نمیتوان روند رسیدگی را تسریع بخشید؟

پاسخ سوال : همان طور که مستحضرید طلاق ایقاع است و حق طلاق با مرد می باشد و زن حق طلاق رو ندارد مگر در صورت عسر و حرج زن ویا صدور احکام دادگاه مبنی برمحکومیت شوهر به پرداخت نفقه و ضرب وجرح شاکی وغیره ... ان وقت دادگاه حکم بر محکومیت مردبه مطلقه نمودن زن صادر خواهد نمود و این نوع احکام زمانبره چون برای دادگاه باید احراز شود و هر کدام از طرفین از خود دفاع می نمایند و نیاز به بر رسی بیشتر است . اما طلاق توافقی زود تر و سریع تر صورت میگیرد چون طرفین سازش بر طلاق گرفته و مشکلی در این خصوص ندارند
و

Ali dad
2012-Apr-25, 23:57
لطفا یک لایحه واسه اینکه بخواهیم اعمال ماده 2 کنیم ارائه دهید.ریاست محترم شعبه .... دادگاه عمومی حقوقی شهرستان .....
سلام علیکم احتراما اینجانبه امضاء کننده ذیل لایحه محکوم لها پرونده کلاسه اجرایی به شماره ........ آن دادگاه محترم میباشم که با عنایت به صدور برگ اجرائیه و ابلاغ آن به محکوم علیه وجری تشریفات قانونی .محکوم علیه تا کنون امول خودرو به قسمت اجراء دادگاه معرفی ننموده و بنده هم مال و اموالی از ایشان سراغ ندارم لذا با اجازه ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی تقاضای حبس محکوم علیه را تا زمان پرداخت دین (مهریه) را دارم و ازدادگاه محترم تقاضای رسیدگی را دارم قبلا از بذل توجه آن مقام محترم کمال تشکر و قدر دانی را دارم با تشکر امضاء

peyman balini
2012-Apr-26, 07:22
توضیحات در مورد این تاپیک
این تاپیک به خاطر درخواست یکی از کاربران عنوانش عوض شد اما ایشون بعدا فرمودند چون عنوان بالای پست ها هنوز تغییر نکرده هنوز دچار اون حس بد هستند و من به خاطر ایشون عنوان های بالای همه ی پست ها رو عوض کردم. این ویرایش پستها که امروز انجام شد دلیلش این بود
موفق باشید یا علی

Ali dad
2012-Apr-26, 20:45
( این سوال از طریق پیام خصوصی برای من گذاشته شده که من اون رو مطرح میکنم و در تاپیک جواب میدم
استفاده از سند عادی برای طلاق
اگر زن در روز خواستگاری طی یک برگه تمام شروطش را جهت ازدواج عنوان کرده باشد و آن برگه هم به امضای شوهرش و والدین شوهرش هم رسیده باشد،و یک نسخه از آن هم نزد خانواده شوهرش باشد، و در آن حق مسکن را از شوهر گرفته باشد و بگوید درصورتیکه حتی یکی از شروط زن که در این برگه موجود است اجرا نشود حق طلاق نیز به زن واگذار میشود،
با وجود اینکه این شروط در سند اصلی نکاحیه ذکر نشده است ولی خود این برگه ی شروط که به امضای مرد و والدینش رسیده یک سند عادی محسوب میشود،

آیا برای طلاق نمیتوان به آن استناد کرد؟
از آنجایی که بسیاری از شروط روز خواستگاری عملا اجرا نشده است آیا حق طلاق طبق این سند عادی(شروط) به زن واگذار نمیشود؟
از آنجایی که در سند عادی فوق الذکر حق مسکن نیز به زن واگذار شده آیا زن جهت تمکین و یا طلاق نمیتواند به آن استناد کند؟

Ali dad
2012-Apr-26, 20:57
( این سوال از طریق پیام خصوصی برای من گذاشته شده که اون رو مطرح میکنم و در تاپیک جواب میدم


شرایط زوجه جهت ازدواج با زوج:

زوج باید شرع اسلام را رعایت نماید و نماز و روزه خود را ترک نکند
نباید از مشروبات الکلی و دخانیات استفاده کند
زوج علاوء براینکه متعهد میشود که تحصیلاتش را ادامه دهد نباید از ادامه تحصیل زن ممانعت کند
فعالیت اجتماعی و اقتصادی زن خارج از خانه بلامانع است
سه دانگ از شش دانگ سهم خودرو و خانه به نام زن گردد و منزل مسکونی باید درمرکز شهر باشد و حق مسکن به زن واگذار میشود
طرفین نباید با خشونت و تندی بایکدیگر رفتار کنند و همچنین به دیگران اجازه دخالت درزندگی مشترکشان را ندهند و هرزمان که زن تمایل به دیدار پدر و مادر و خانواده ی خود را داشت مرد ممانعتی نکند


اینجانبان:زوج و پدرش متعهد میشویم که شرایط فوق الذکر را عمل نماییم و درصورت عدم اجرای یکی از این شروط ، حق طلاق با زن می باشد.


امضازوج امضای پدرزوج امضای مادرزوج
امضای پدرزوجه امضای مادرزوجه

این برگه در2نسخه تنظیم گردیده است و هربرگ نزد طرفین است.

Ali dad
2012-Apr-27, 11:42
از آنجایی که در سند عادی فوق الذکر حق مسکن نیز به زن واگذار شده آیا زن جهت تمکین و یا طلاق نمیتواند به آن استناد کند؟



بنام خدا
اختیار تعیین مسکن در حقوق ایران اصولا با مرد است . ماده 1114قانون مدنی دراین زمینه مقرر می دارد:«زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد ». بنابراین ممکن است به موجب شرطی که ضمن عقد نکاح شده یا به موجب قرار داد دیگری اختیار تعیین مسکن به زن داده شده باشد . دراین صورت مرد مکلف است در منزلی که زن تعیین می کند سکونت نماید .
درصورتی که اختیار تعیین مسکن طبق توافق طرفین به زن داده نشده باشد زن نمی تواند از زندگی در محلی که شوهر معیین کرده خودداری نماید مگر اینکه بودن او با شوهر دریک منزل که زن متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد (ماده1115)قانون مدنی . مثلا اگر مرد زن را شکنجه دهد یا بخواهد به زور مالی از او بگیرد یا اورا به انجام اعمال نامشروع وادارکند دراینگونه موارد زن میتواند مسکن جداگانه اختیار کند .
زن برای ترک خانه شوهردراین موارد احتیاج به حکم قبلی دادگاه ندارد زیرا ممکن است در صورت ماندن در منزل شوهر تا صدور رای دادگاه زیانی که از آن بیم دارد دامنگیرش شود . این نکته که میتوان آن را از ماده 12 قانون ازدواج استنباط کرد مورد قبول دیوان عالی کشور در رای مورخ 2ر2ر23 صادر از شعبه 6 واقع شده است .
به موجب این رای (ماده1115قانون مدنی به زن حق داده است که درصورت وجود خوف ضرر بدنی یا شرافتی یا مالی منزل دیگری غیراز منزل شوهر برای خود اختیار کند و سکونت زن در منزلی که خود او تعیین نماید ملازمه با عدم تمکین او نخواهد داشت) بنابراین همین که زن بیم معقولی از ضرر داشته باشد ضرری که عادتا نمی توان تحمل کرد می تواند منزل شوهر را ترک کند. آنگاه هریک از زن و شوهر می توانند برای تعیین تکلیف قطعی به دادگاه رجوع کنند هرگاه زن در دادگاه مظنه ضرر را ثابت کند دادگاه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه برعهده شوهر خواهد بود (بند دوم ماده 1115قانون مدنی و ماده 12قانون ازدواج).
هرگاه اختلاف زن و شوهر درمورد مذکور به دادگاه کشانده شود تا تعیین تکلیف قطعی دادگاه منزلی بطور موقت برای زن تعیین خواهد کرد ماده 1116 قانون مدنی در این باره می گوید (مادام که محاکمه بین زوجین خاتمه نیافته محل سکنای زن به تراضی طرفین معین می شود ودر صورت عدم تراضی محکمه با جلب نظری اقربای نزدیک طرفین منزل زن را معین خواهد کرد و درصورتی که اقربائی نباشند خود محکمه محل مورد اطمینانی را معین خواهد کرد.

Atish pareh
2012-Apr-28, 09:09
بنابراین ممکن است به موجب شرطی که ضمن عقد نکاح شده یا به موجب قرار داد دیگری اختیار تعیین مسکن به زن داده شده باشد . دراین صورت مرد مکلف است در منزلی که زن تعیین می کند سکونت نماید .

1- این جمله که درخط دوم متن اصلیتان عنوان کرده اید هم جزئی از ماده1114قانون مدنیست یا استنباطی است که خود جنابعالی از قانون دارید؟
2- آیا منظورتان از قرارداد دیگری همان سند عادی است؟
3-همانطور که میدانید سند نکاحیه یک سند اصلی میباشد. حال اگر سند نکاحیه بعد از سندعادی یعنی همان شروط روز خواستگاری باشد و آن شروط درعقدنامه هم درج نشده باشد. آیا سند عادی از درجه اعتبار ساقط میشود و دیگر بلا استفاده و فاقد اعتبار است؟

پرواز در طوفان
2012-Apr-28, 10:04
اختیار تعیین مسکن در حقوق ایران اصولا با مرد است . ماده 1114قانون مدنی دراین زمینه مقرر می دارد:«زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد ». بنابراین ممکن است به موجب شرطی که ضمن عقد نکاح شده یا به موجب قرار داد دیگری اختیار تعیین مسکن به زن داده شده باشد . دراین صورت مرد مکلف است در منزلی که زن تعیین می کند سکونت نماید .
درصورتی که اختیار تعیین مسکن طبق توافق طرفین به زن داده نشده باشد زن نمی تواند از زندگی در محلی که شوهر معیین کرده خودداری نماید مگر اینکه بودن او با شوهر دریک منزل که زن متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد (ماده1115)قانون مدنی . مثلا اگر مرد زن را شکنجه دهد یا بخواهد به زور مالی از او بگیرد یا اورا به انجام اعمال نامشروع وادارکند دراینگونه موارد زن میتواند مسکن جداگانه اختیار کند .
زن برای ترک خانه شوهردراین موارد احتیاج به حکم قبلی دادگاه ندارد زیرا ممکن است در صورت ماندن در منزل شوهر تا صدور رای دادگاه زیانی که از آن بیم دارد دامنگیرش شود . این نکته که میتوان آن را از ماده 12 قانون ازدواج استنباط کرد مورد قبول دیوان عالی کشور در رای مورخ 2ر2ر23 صادر از شعبه 6 واقع شده است .
به موجب این رای (ماده1115قانون مدنی به زن حق داده است که درصورت وجود خوف ضرر بدنی یا شرافتی یا مالی منزل دیگری غیراز منزل شوهر برای خود اختیار کند و سکونت زن در منزلی که خود او تعیین نماید ملازمه با عدم تمکین او نخواهد داشت) بنابراین همین که زن بیم معقولی از ضرر داشته باشد ضرری که عادتا نمی توان تحمل کرد می تواند منزل شوهر را ترک کند. آنگاه هریک از زن و شوهر می توانند برای تعیین تکلیف قطعی به دادگاه رجوع کنند هرگاه زن در دادگاه مظنه ضرر را ثابت کند دادگاه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه برعهده شوهر خواهد بود (بند دوم ماده 1115قانون مدنی و ماده 12قانون ازدواج).
هرگاه اختلاف زن و شوهر درمورد مذکور به دادگاه کشانده شود تا تعیین تکلیف قطعی دادگاه منزلی بطور موقت برای زن تعیین خواهد کرد ماده 1116 قانون مدنی در این باره می گوید (مادام که محاکمه بین زوجین خاتمه نیافته محل سکنای زن به تراضی طرفین معین می شود ودر صورت عدم تراضی محکمه با جلب نظری اقربای نزدیک طرفین منزل زن را معین خواهد کرد و درصورتی که اقربائی نباشند خود محکمه محل مورد اطمینانی را معین خواهد کرد.
با سلام و تشکر از دوست عزیزمان Ali dadکه با نهایت دقت به همه سوالات حقوقی پاسخ میدهد
ولیکن دقیقا عنوان نکردید که آیا این متن فوق که ارسال نمودید را میتوان برای عدم تمکین از مرد هم در دادگاه ارائه داد یا خیر؟
درضمن عنوان نکردید که آیا با توجه به آن شرایط روز خواستگاری اگر مرد به شروط قید شده در آن سند عادی عمل نکرده باشد آیا حق طلاق به زن واگذار میشود؟

Ali dad
2012-Apr-29, 21:29
1- این جمله که درخط دوم متن اصلیتان عنوان کرده اید هم جزئی از ماده1114قانون مدنیست یا استنباطی است که خود جنابعالی از قانون دارید؟
2- آیا منظورتان از قرارداد دیگری همان سند عادی است؟
3-همانطور که میدانید سند نکاحیه یک سند اصلی میباشد. حال اگر سند نکاحیه بعد از سندعادی یعنی همان شروط روز خواستگاری باشد و آن شروط درعقدنامه هم درج نشده باشد. آیا سند عادی از درجه اعتبار ساقط میشود و دیگر بلا استفاده و فاقد اعتبار است؟اسناد عادی قابل استفاده و ترتیب اثر می باشند اما در مورد سوال شما بایدگفت چنانچه شروط قبل از عقد ازدواج باشد پس اطلاق شروط ضمن عقد پیدا نمی کند و فقط عنوان مذاکرات ابتدایی ازدواج محسوب می شود و قابلیت استناد را نخواهد داشت ولی چنانچه شروط مذکور ضمن عقد صورت گرفته باشد فرقی نمیکند که در سند نکاحیه ذکر شده باشد و یا در سند دیگری قید شده باشد قابل ترتیب اثر میباشد و عدم اجرای هرکدام از شروط موجب ایجاد حق طلاق به زن میشود

Ali dad
2012-Apr-29, 21:41
با سلام و تشکر از دوست عزیزمان Ali dadکه با نهایت دقت به همه سوالات حقوقی پاسخ میدهد
ولیکن دقیقا عنوان نکردید که آیا این متن فوق که ارسال نمودید را میتوان برای عدم تمکین از مرد هم در دادگاه ارائه داد یا خیر؟
درضمن عنوان نکردید که آیا با توجه به آن شرایط روز خواستگاری اگر مرد به شروط قید شده در آن سند عادی عمل نکرده باشد آیا حق طلاق به زن واگذار میشود؟ دوست عزیز ممنون از ابراز محبت شما بله چنانچه شروط توافق شده از ناحیه زوج اجراء نگردد موجبات عدم تمکین را بوجود می آورد و مسقط حق نفقه نیز نخواهد بود و اگر شروط ضمن عقد محسوب و از طرف زوجه قابل اثبات در محکمه باشد موجبات طلاق را فراهم میکند و زن می تواند تقاضای طلاق نماید و دادگاه مرد را مجبور به طلاق میکند و چنانچه حکم را اجرا نکند نماینده دادگاه به نمایندگی سند طلاق را امضاء خواهد کرد

Ali dad
2012-May-02, 14:47
( این سوال از طریق پیام خصوصی برای من گذاشته شده که من اون رو مطرح میکنم و در تاپیک جواب میدم


عاقد و محضردار از آشنایان زوج بودند
وقتی که به آنها این برگه را نشان دادم و گفتم اینها شرایط ضمن عقدم هستند و میخواهم داخل عقدنامه نوشته شود
آنها بعد از خواندن کامل آن شروط گفتند این از وظایف ما نیست
گفتم چطور از وظایف شما نیست
من چند نفررا میشناسم که توی عقدنامه شان حق مسکن و...را نوشته اند چرا شما نمینویسید
وآنها گفتند چون اینجا دربرخی ازشروط نوشته اید 3دانگ از خانه و ماشین را به نامت کنند و...
به هرحال بهانه آوردند و ننوشتند
درنتیجه این شروط همان موقع عقد نیز در جریان بوده است و زوج آنها را قبول داشت
.
.
.
سوال اینجاست آیا غیر از شکایت از عاقد راه دیگری برای اثبات این شروط وجود ندارد؟

Ali dad
2012-May-02, 15:02
( این سوال از طریق پیام خصوصی برای من گذاشته شده که من اون رو مطرح میکنم و در تاپیک جواب میدم


عاقد و محضردار از آشنایان زوج بودند
وقتی که به آنها این برگه را نشان دادم و گفتم اینها شرایط ضمن عقدم هستند و میخواهم داخل عقدنامه نوشته شود
آنها بعد از خواندن کامل آن شروط گفتند این از وظایف ما نیست
گفتم چطور از وظایف شما نیست
من چند نفررا میشناسم که توی عقدنامه شان حق مسکن و...را نوشته اند چرا شما نمینویسید
وآنها گفتند چون اینجا دربرخی ازشروط نوشته اید 3دانگ از خانه و ماشین را به نامت کنند و...
به هرحال بهانه آوردند و ننوشتند
درنتیجه این شروط همان موقع عقد نیز در جریان بوده است و زوج آنها را قبول داشت
.
.
.
سوال اینجاست آیا غیر از شکایت از عاقد راه دیگری برای اثبات این شروط وجود ندارد؟ضمن تبریک روز معلم بهمعلمین عزیز
پاسخ سوال شما
درصورت داشتن شاهد ویا پذیرش زوج شروط قابل اجراء می باشد البته میتوان عاقد را جلب به محاکمه نمود و با اتیان سوگند مجبور به اقرار به حقیقت نمود در هر حال این موضوع نیاز به تجربه و توانمندی زیادی جهت اثبات حقیقت دارد و توصیه میگردد حتما وکیل اختیار نمایید

peyman balini
2012-May-02, 17:49
دوستان این تاپیک مشترک تالار روانشناسی و حقوقه اما فعلا کلا حقوقی شده اگه امری بود من در خدمتم.-;{@

Ali dad
2012-May-02, 18:48
دوستان این تاپیک مشترک تالار روانشناسی و حقوقه اما فعلا کلا حقوقی شده اگه امری بود من در خدمتم.-;{@ اتفاقا قرارم بود امروز ازت گلایه کنم چرا در زمینه مشاوره روانشناسی فعال نیستید

Ali dad
2012-May-02, 18:52
پیمان جان من یک سوال برای شروع مطرح میکنم اگه دختری دست به خودکشی بزنه اما نجاتش بدن چگونه میشه به اون کمک کرد تا به زندگی برگرده ؟

peyman balini
2012-May-02, 20:22
پیمان جان من یک سوال برای شروع مطرح میکنم اگه دختری دست به خودکشی بزنه اما نجاتش بدن چگونه میشه به اون کمک کرد تا به زندگی برگرده ؟
خب این عمل براش باید کارهای زیادی کرد بررسی موقعیت قبل از خودکشی در خانواده و دوستان و همچنین آموزش به خانواده برای طرز برخورد بعد از عمل خودکشی و بعد هم جلسات روان درمانی به کمک یه روانپزشک برای بازگشت فرد به حالت عادی زندگی

Ali dad
2012-May-02, 20:36
اطرافیات چگونه باید رفتار کنند که شخص از عملکرد خود ابراز رضایت نکند و هم اینکه در جهت بهبود ایشان موثر باشد؟ ضمنا لطفا از پاسخ های کوتا خودداری فرمایید و انچه که میشود بطور عمومی عنوان کرد را بیان کنید؟

pahnavar68
2012-May-03, 18:04
اگر زنی که پس از متارکه نسبت به همه مردها بدبین باشد و هیچکس را توی دنیا به غیر از پدرش مرد خوبی نبیند،و به هیچ مرد دیگری به آسانی اعتماد نکند و مدام فکر میکند که همه مردها فقط اورا به خاطر مسائل جنسی میخواهند و به این دلیل به سراغ او میروند و.... چگونه میتوان به او کمک کرد؟آیا زن حق همچین بدبینی را داردویا اینکه صرفا بخاطر تجربه های تلخ گذشته زیادی بدبین شده هست؟

Ali dad
2012-May-03, 21:59
شوهرم خیلی شرور و عصبی هست و با همه از پدرو مادرو زن و خواهرو برادر گرفته تا بقال و چقال محله و حتی رهگذر توی خیابون دعوا میکنه یک بار وقتی مست بوده توی همین آبان سال90 عروسی یکی از هم محلی هاشون را بهم ریخته بود که اونا رفتن ازش شکایت کردند ولی بازم مثل همیشه با یه مبلغی سرو ته قضیه را هم آوردند تا پرونده مختومه اعلام بشه و پرونده اش توی دادگاه طلاقم(دادگاه ) هست یکبار دیگه توی ماه آذر 90 چاقو کشی میکنه و شیشه های مغازه یه نفر به نام بهرام را میشکنه و خودبهرام را نیز زخمی میکنه که بهرام ازدستش شکایت میکنه و اونم پرونده اش توی دادگاه طلاقم(دادگاه ب ) هست ولی شاکی به هیچ وجه از شکایتش صرف نظر نمیکند و پرونده هنوز درجریان است درشعبه4بازپرسی آ(دادگاه الف) که پرونده مهریه من درجریان است و پرونده ضرب و جرح هم در آن دادگاه بود نیز یک پرونده دارد که چندین بار از شوهرم خواسته شده برای پاره ای توضیحات در شعبه4حاضرشود ولیکن تاکنون حاضرنشده است....امروز حکم جلب او را شعبه4بازپرسی صادر نموده است و به دادگاه "ب" داده تا به نیابت از دادگاه "الف" شوهرم را دستبند زده و با مامور به دادگاه بیاورند خیلی دوست دارم اونو دستبند زده،توی لباس راه راه زندان،باسرکچل ببینم و از اون خنده هایی که حرصش میگیره تحویلش بدم وای چه حالی میده خبر دوم: رای دادگاه تجدید نظر اومد: درمورد تجدیدنظرخواهی ضارب نسبت به دادنامه صادره از دادگاه "الف" که به موجب آن مشارالیه به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی بپرداخت دیه درحق شاکیه(45.5دینار دیه کامله مرد مسلمان)و از حیث جنبه عمومی جرم به تحمل5ماه حبس تعزیری محکوم گردید.با توجه به محتویات پرونده گواهی پزشکی قانونی اظهارات شهود و مطلعین و نحوه اظهارات و مدافعات تجدیدنظرخواه و استدلال بعمل آمده از سوی دادگاه نخستین،دادنامه معترض عنه صحیح و برابر موازین قانونی اصدار یافته است و ایراد اعتراض موجه و مدللی که موجب نقض و بی اعتباری آن باشد در این مرحله از سوی تجدید نظرخواه بعمل نیامده است ولکن با توجه به جوان بودن تجدیدنظرخواه و فقدان سابقه کیفری دادگاه مجازات حبس را مناسب حال وی ندانسته و با رعایت بند2ماده3قانون نحوه وصول برخی از درآمدهای دولت و...وبا استناد به تبصره2ماده22قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب و بند الف ماده 257قانون آیین دادرسی کیفری ضمن تبدیل مجازات حبس بپرداخت سه میلیون ریال جزای نقدی دادنامه تجدیدنظرخواسته را باتخفیف بعمل آمده نتیجتا تایید مینماید.رای صادره قطعی میباشد.
حالا سوال بنده: 1-آیا من باید الان برای اجرای احکام لایحه بدهم یا نه خود دادگاه واسه ضارب میفرسته که بیاد دیه را پرداخت کنه؟
2-آیا الان برای ضارب سابقه کیفری منظور شد یا تا زمانی که کیفرخواست به اجرای احکام نرفته باشد برایش سوءسابقه حساب نمیشه؟
3-آیا الان واسه طلاقم باید به پرونده هایی که درخبر اول به آن اشاره کردم(درمورد شاکیان همسرم) لایحه ای اضافه کنم و بگویم که این شخص آبروی خانوادگی مارا زیر سوال برده و یا او فردی شرور است و نمیتوان با چنین فرد عصبانی و بدخویی زندگی کرد؟
4-آیا میتوانم بروم شعبه4بازپرسی و این رای قطعی را روی پرونده بهرام بگذارم یا خیر؟
5-آیا وقتی شوهرم را دستگیر کردند میتوانم حکم جلب پرونده ضرب و جرح خودم را نیز روی اون حکم جلب بگذارم تا حتما برود زندان و دلم خنک بشود؟

Ali dad
2012-May-03, 22:30
حالا سوال بنده: 1-آیا من باید الان برای اجرای احکام لایحه بدهم یا نه خود دادگاه واسه ضارب میفرسته که بیاد دیه را پرداخت کنه؟ به محض وصول پرونده از دادگاه تجدید نظر استان به دادگاه بدوی دادگاه یادشده پرونده را به اجرای احکام ارسال مینماید و محکوم علیه جهت پرداخت جریمه احضار مگردد ودر صورت عدم حضور جلب خواهد شد و چنانچه حاضر به پرداخت جریمه نشود در ازای هر 20000 تومان یک روز بازداشت میشود تا جریمه مستهلک شود اما در خصوص دیه شاکیه در پرونده های عمدی محکوم علیه یکسال از وقوع ایراد صدمه فرصت پرداخت دارد و در مهلت قانونی نیشود اقدامی کرد مگر خود محکوم حاضر به پرداخت باشد والا باید تا اتمام مهلت قانونی صبر کرد در صورت اتمام مهلت نامبرده جهت پرداخت دیه احضار میشود و چنانچه حاضر نشود جلب میگردد و چنانچه استنکاف از پرداخت نماید و یا مالی معرفی نکند با تقاضای اعمال شاکی مبنی بر اعمال ماده یک قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی و 699 قانون مجازات اسلامی محکوم علیه تا پرداخت دیه بازداشت میگردد

Ali dad
2012-May-03, 22:43
2-آیا الان برای ضارب سابقه کیفری منظور شد یا تا زمانی که کیفرخواست به اجرای احکام نرفته باشد برایش سوءسابقه حساب نمیشه؟
3 بله باتوجه به محکومیت قطعی برای محکوم علیه سابقه محسوب میگردد و برای اتهامات مشابه و استناد به این سابقه در موارد تشدید مجازات محسوب میشود یا حداقل تخفیف مجازات به ایشان تعلق نمی گیرد

Ali dad
2012-May-03, 22:56
3-آیا الان واسه طلاقم باید به پرونده هایی که درخبر اول به آن اشاره کردم(درمورد شاکیان همسرم) لایحه ای اضافه کنم و بگویم که این شخص آبروی خانوادگی مارا زیر سوال برده و یا او فردی شرور است و نمیتوان با چنین فرد عصبانی و بدخویی زندگی کرد؟
خب برای دفاع از خود و موفقیت در دعوی های مطروحه لازم است سوابق و احکام قطعی و یا پرونده هایی که علیه ایشان مطرحه است اعلام نمود تا دادگاه در جریان کم وکیف قضایا قرار بگیرد و چنانچه لازم بداند پرونده های استنادی را جهت بهره برداری قضایی از مراجع مربوطه مطالبه نماید

Ali dad
2012-May-03, 23:09
4-آیا میتوانم بروم شعبه4بازپرسی و این رای قطعی را روی پرونده بهرام بگذارم یا خیر؟
5-آیا وقتی ک را دستگیر کردند میتوانم حکم جلب پرونده ضرب و جرح خودم را نیز روی اون حکم جلب بگذارم تا حتما برود زندان و دلم خنک بشود؟ شما جزء افراد آن پرونده محسوب نمیشوید
برای پاسخ سوال 5 به پاسخ سوال یک مراجعه شود ضمنا لذتی که در گذشت است در انتقام نیست
جمله مشهوریست که میگوید دیگران رو باید بخشید چون لیاقت بخشش دارند و یا باید بخشید چون خودمان لیاقت زندگی کردن داریم پس به انتقام فکر نکن و به موفقیتت در خلاصی از موقعیت حاضر فکر کن

Ali dad
2012-May-03, 23:19
اگر زنی که پس از متارکه نسبت به همه مردها بدبین باشد و هیچکس را توی دنیا به غیر از پدرش مرد خوبی نبیند،و به هیچ مرد دیگری به آسانی اعتماد نکند و مدام فکر میکند که همه مردها فقط اورا به خاطر مسائل جنسی میخواهند و به این دلیل به سراغ او میروند و.... چگونه میتوان به او کمک کرد؟آیا زن حق همچین بدبینی را داردویا اینکه صرفا بخاطر تجربه های تلخ گذشته زیادی بدبین شده هست؟بدبینی سرچشمة ناراحتی روح و عذاب جسم و اضطراب و نگرانی خاطر است. افراد بدبین غالباً ناراحتند، و بر اساس توهماتی كه درباری اشخاص و حوادث دارند فوق العاده رنج می برند. آنها از معاشرت با افراد كه یكی از وسایل عادی و مؤثر نشاط روحی است گریزانند زیرا كلمات یا كارهای مردم را مثلاً گوشه ها و نیشهایی برای خود فرض می كنند. از درد و دل كه وسیلة مفیدی برای تخفیف آلام و ناراحتیها است می ترسند، زیرا ممكن است موجب افشای اسرار آنها و یا مشكلات دیگری گردد! و به همین دلیل غالباً افسرده، بی نشاط و غمگین هستند، و تدریجاً به صورت یك موجود معطل و بی فایده در می آیند. افراد بدبین از صفای روح غالباً بی بهره اند زیرا همیشه در دل خود مشغول به غیبت افراد دیگرند و به همین ملاحظه بعضی از علمای اخلاق سوءظن را به عنوان « غیبت با قلب »‌ عنوان نموده اند.2


در حقیقت گمان بد عاملی است برای جستجوگری و جستجوگری عاملی برای كشف اسرار و رازهای نهانی مردم است. اگر اجازه داده شود هر كس به جسجوگری درباری دیگران برخیزد حیثیت و آبروی مردم بر باد می رود و اسلام هرگز اجازی چنین كاری را نمی دهد.
لازم است جهت خلاصی از بدبینی به مشاوره روانشناسی ارجاع شودتاتحت درمان قرار گیرد

Atish pareh
2012-May-04, 11:43
از درد و دل كه وسیلة مفیدی برای تخفیف آلام و ناراحتیها است می ترسند، زیرا ممكن است موجب افشای اسرار آنها و یا مشكلات دیگری گردد! و به همین دلیل غالباً افسرده، بی نشاط و غمگین هستند، و تدریجاً به صورت یك موجود معطل و بی فایده در می آیند. افراد بدبین از صفای روح غالباً بی بهره اند زیرا همیشه در دل خود مشغول به غیبت افراد دیگرند
شما که رشته تان حقوق است نباید به این موضوع به دید یک جرم نگاه میکردید..........چون از لحاظ روانشناسی و روانپزشکی این نوع تنفر یک بیماری محسوب میشود.

Atish pareh
2012-May-04, 19:02
اگر زنی که پس از متارکه نسبت به همه مردها بدبین باشد و هیچکس را توی دنیا به غیر از پدرش مرد خوبی نبیند،و به هیچ مرد دیگری به آسانی اعتماد نکند و مدام فکر میکند که همه مردها فقط اورا به خاطر مسائل جنسی میخواهند و به این دلیل به سراغ او میروند و.... چگونه میتوان به او کمک کرد؟آیا زن حق همچین بدبینی را داردویا اینکه صرفا بخاطر تجربه های تلخ گذشته زیادی بدبین شده هست؟
به او غیر از هوس چیزی نگفتند
در او جز جلوه ی ظاهر ندیدند
به هرجا رفت در گوشش سرودند
که زن را بهر عشرت آفریدند
فروغ فرخزاد

Ali dad
2012-May-05, 08:04
[SIZE=5][COLOR=#0000cd]
شما که رشته تان حقوق است نباید به این موضوع به دید یک جرم نگاه میکردید..........چون از لحاظ روانشناسی و روانپزشکی این نوع تنفر یک بیماری محسوب میشود.دقت نکردید به مطلب اصلا از دید جرم و مجازات به قضیه نگاه نشده بلکه بادیگاهی کاملا رونشناسی به موضوع پرداخته شده کافیه عینک تون رو عوض کنید و دوباره به مطلب نگاه کنید و بدون توجه به جنسیت در موضوع نظر دهید

Atish pareh
2012-May-05, 09:48
دقت نکردید به مطلب اصلا از دید جرم و مجازات به قضیه نگاه نشده بلکه بادیگاهی کاملا رونشناسی به موضوع پرداخته شده کافیه عینک تون رو عوض کنید و دوباره به مطلب نگاه کنید و بدون توجه به جنسیت در موضوع نظر دهید
من نمیتونم جنسیت خودم را نادیده بگیرم.........اونم درجامعه ای که همیشه حق را به مردها میدهند.چون به اصطلاح مردان نان آور یک خانواده هستند.......اینکه شما میگویید: افراد بدبین از صفای روح غالباً بی بهره اند زیرا همیشه در دل خود مشغول به غیبت افراد دیگرند ، کاملا غلط است...زنانی که بنا به دلایلی مثل داشتن گذشته ای تلخ نسبت به مردان بدبین هستند، فقط نمیتوانند به راحتی به جنس مذکر اعتماد کنند...ولی شاید اصلا اهل غیبت نباشند....یا اینکه افسرده و غمگین نباشند.....فقط حس تنفر از مردها.همین و بس.

Ali dad
2012-May-07, 22:28
http://www.daneshju.ir/forum/images/icons/icon1.png لایحهء دفاعیه زن در دادگاه تمکین


باسمه تعالی
ریاست محترم دادگاه
سلام علیکم
احتراما : اینجانبه. ..............خوانده پرونده کلاسه ............ آن دادگاه محترم در پاسخ به دعوی مطرحه شده خواهان مبنی بر الزام اینجانبه به تمکین به استحضار میرسانددر زندگی مشترک با شوهرم امنیت جانی ندارم چرا که ایشان مکررا بنده را مورد آزار و شکنجه های جسمی و روحی قرارداده است و در طول زندگی مشترکمان به دلایل واهی بنده را مورد ضرب و جرح قرار داده که پرونده ای هم در این باب به شماره کلاسه..................در شعبه......دادگاه جزایی تشکیل که منتهی به محکومیت قطعی خواهان گردیده که تصویر رای قطعی دادگاه بدوی و دادگاه تجدیدنظر استان به پیوست تقدیم میگردد بموجب آن شوهرم به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی بپرداخت دیه و حبس محکوم گردید.البته لازم به ذکر است یک بار دیگر هم نزد دادگاه شهرخودم از شوهرم شکایتی بعمل آورده بودم و گواهی پزشکی قانونی نیز گرفتم ولیکن با میانجی گری بزرگان از ادامه شکایت خود صرف نظر نمودم. 2-شوهرم به موجب صورتجلسهء پیوست که به امضای خود ایشان و پدر و مادرش هم رسیده حق انتخاب مسکن را به بنده واگذار نموده اند و همچنین بنده به دلیل عدم امنیت جانی خواهان زندگی در شهر ..... میباشم. بنابراین بر اساس ماده1115 قانون مدنی این امر که بنده حاضربه زندگی و سکونت در شهر او نمیباشم دلالت بر عدم تمکین از نامبرده نمی باشد3-طبق بند دوم ماده1115قانون مدنی و ماده 12قانون ازدواج ، مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه برعهده شوهر خواهد بود ولیکن شوهرم از تاریخ89/11/28تاکنون نفقه مرا تادیه نکرده و ترک انفاق نموده است. با عنایت به مراتب فوق تقاضای رد دعوای تمکین از سوی شوهرم مورد تقاضاست. در پایان از دادگاه محترم عاجزانه رسیدگی و توجه به دلایل ابرازی را دارم
با تشکر .........

پرواز در طوفان
2012-May-08, 10:33
به او غیر از هوس چیزی نگفتند
در او جز جلوه ی ظاهر ندیدند
به هرجا رفت در گوشش سرودند
که زن را بهر عشرت آفریدند
فروغ فرخزاد


واقعا عظیمه جون راست میگه
همه ی مردها زن را برای خوش گذرانی میخوان
زن را برای عشرت میخوان
از همه مردها متنفرم

پرواز در طوفان
2012-May-08, 10:35
http://www.daneshju.ir/forum/images/icons/icon1.png لایحهء دفاعیه زن در دادگاه تمکین

باسمه تعالی
ریاست محترم دادگاه
سلام علیکم
احتراما : اینجانبه. ..............خوانده پرونده کلاسه ............ آن دادگاه محترم در پاسخ به دعوی مطرحه شده خواهان مبنی بر الزام اینجانبه به تمکین به استحضار میرسانددر زندگی مشترک با شوهرم امنیت جانی ندارم چرا که ایشان مکررا بنده را مورد آزار و شکنجه های جسمی و روحی قرارداده است و در طول زندگی مشترکمان به دلایل واهی بنده را مورد ضرب و جرح قرار داده که پرونده ای هم در این باب به شماره کلاسه..................در شعبه......دادگاه جزایی تشکیل که منتهی به محکومیت قطعی خواهان گردیده که تصویر رای قطعی دادگاه بدوی و دادگاه تجدیدنظر استان به پیوست تقدیم میگردد بموجب آن شوهرم به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی بپرداخت دیه و حبس محکوم گردید.البته لازم به ذکر است یک بار دیگر هم نزد دادگاه شهرخودم از شوهرم شکایتی بعمل آورده بودم و گواهی پزشکی قانونی نیز گرفتم ولیکن با میانجی گری بزرگان از ادامه شکایت خود صرف نظر نمودم. 2-شوهرم به موجب صورتجلسهء پیوست که به امضای خود ایشان و پدر و مادرش هم رسیده حق انتخاب مسکن را به بنده واگذار نموده اند و همچنین بنده به دلیل عدم امنیت جانی خواهان زندگی در شهر ..... میباشم. بنابراین بر اساس ماده1115 قانون مدنی این امر که بنده حاضربه زندگی و سکونت در شهر او نمیباشم دلالت بر عدم تمکین از نامبرده نمی باشد3-طبق بند دوم ماده1115قانون مدنی و ماده 12قانون ازدواج ، مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه برعهده شوهر خواهد بود ولیکن شوهرم از تاریخ89/11/28تاکنون نفقه مرا تادیه نکرده و ترک انفاق نموده است. با عنایت به مراتب فوق تقاضای رد دعوای تمکین از سوی شوهرم مورد تقاضاست. در پایان از دادگاه محترم عاجزانه رسیدگی و توجه به دلایل ابرازی را دارم
با تشکر .........


آیا واقعا برای زن ها حتما باید بنویسیم اینجانبه به جای اینجانب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

peyman balini
2012-May-08, 10:44
واقعا عظیمه جون راست میگه
همه ی مردها زن را برای خوش گذرانی میخوان
زن را برای عشرت میخوان
از همه مردها متنفرم
چرا انقدر یه طرفه به قاضی میرید؟o-:
یه سوال شما از باباتم متنفری؟ یا از برادر بزرگترت؟

سیبویه
2012-May-08, 13:55
بدترین و خطرناکترین کلمه این است که بگوییم ((همه اینطورند))

لئوتولستوی


یک مقدار محتاطانه تر در مورد دیگران قضاوت کنیم...

این رو هم فراموش نکنیم که همه جدال ها اینقدر دوام نمی آورد اگر که فقط یک طرف مقصر بود!!!!!!!!!!

پرواز در طوفان
2012-May-09, 09:10
چرا انقدر یه طرفه به قاضی میرید؟o-:
یه سوال شما از باباتم متنفری؟ یا از برادر بزرگترت؟
از برادرم متنفرم ولی به پدرم همیشه احترام میگذارم و خواهم گذاشت
هیچکس را مانند پدرم دلسوز و مهربان ندیدم
شما اگر در کل تاریخ دنیا مردی با تمام خصوصیات حضرت علی (ع) دیدید..........پدری را همچون پدر بنده خواهید دید.

Ali dad
2012-May-09, 14:22
از برادرم متنفرم ولی به پدرم همیشه احترام میگذارم و خواهم گذاشت
هیچکس را مانند پدرم دلسوز و مهربان ندیدم
شما اگر در کل تاریخ دنیا مردی با تمام خصوصیات حضرت علی (ع) دیدید..........پدری را همچون پدر بنده خواهید دید. بیاد داشته باش برای شخص هیچ کس خانواده نمیشه و برای هر خواهری هیچ کس بهتر از برادر (پشتیبان )نمیشه

Ali dad
2012-May-09, 14:49
زنی هستم که شوهرم علاوه بر اینکه درخفا و
درخلوت خودمان با زور و تهدید چاقو بار ها و بارها ازم خواسته که مهریه ام
را ببخشم و طلاق بگیرم،به کرات نیز درحضور صاحبخانه مان نیز با دعوا و
مشاجره ازمن خواسته که طلاق بگیرم و بدون گرفتن حق و حقوقم از زندگی او
بیرون بروم.<br>
در آخرین باری که شوهرم مانند همیشه مرا مورد ضرب و جرح قرار داد و برای
صدمین بار صاحبخانه مان مرا از زیر مشت و لگد شوهرم مرا نجات داد و از ما
خواست که با آرامش به حل مشکل بپردازیم، صاحبخانه مان که از سر و صدای زیاد
و همیشگی ما به سطوح آمده بود گفت : خب شما که با هم سازش ندارید طلاق
بگیرید. و باز هم مثل همیشه شوهرم درحضور صاحبخانه مان گفت :طلاق بگیر برو
من تورا نمیخواهم. و با پرتاب کردن تلفن همراهش به سمت من (که تلفن همراه
به بینی من برخورد کرد و موجب شکستگی بینی من شد) گفت: بیا زنگ بزن به
بابات و بگو بیاد تو رو ببره.من هم که احساس کردم شخصیتم جلوی صاحبخانه مان
بسیار خرد شده است ، به پدرم زنگ زدم و گفتم که به دنبال من بیاید و مرا
از خانه شوهرم به خانه پدری ببرد.<br>
حال در دادگاه ترک انفاق اگر بخواهم ثابت کنم که شوهرم مرا بیرون کرده و یا
او مرا مجبور به ترک منزل کرده است ، صاحبخانه مان نمی آید شهادت بدهد که
او بارها و بارها شاهد نزاع من و شوهرم بوده و در آخرین بار نیز شوهرم مرا
مجبور به ترک منزل نموده است، چرا که صاحبخانه مان آقای فلانی میگوید من
تابه حال پایم به دادگاه باز نشده و ما را دراین دعوای خودتان شریک نکنید و
به هیچ عنوان حاضربه حضور در دادگاه نمیشود.<
حال چگونه باید از دادگاه بخواهم که آقای صاحبخانه را جهت شهادت به دادگاه احضار کنند؟
عاجزانه تقاضا دارم لایحه محکمی در این باب به بنده ارائه دهی؟

peyman balini
2012-May-09, 16:15
از برادرم متنفرم ولی به پدرم همیشه احترام میگذارم و خواهم گذاشت
هیچکس را مانند پدرم دلسوز و مهربان ندیدم
شما اگر در کل تاریخ دنیا مردی با تمام خصوصیات حضرت علی (ع) دیدید..........پدری را همچون پدر بنده خواهید دید.
من یه سوال ازت دارم داداشت باهات بد رفتاری کرده؟ تا حالا زدتت؟ تا حالا بد باهات حرف زده؟

Ali dad
2012-May-10, 13:53
حال چگونه باید از دادگاه بخواهم که آقای صاحبخانه را جهت شهادت به دادگاه احضار کنند؟
عاجزانه تقاضا دارم لایحه محکمی در این باب به بنده ارائه دهی؟

fkhlبنام خدا
به استناد ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری قاضی -اشخاصی را که به تشخیص خود یا به معرفی شاکی یا اعلام مقامات ذی ربط یا به تقاضای متهم برای روشن شدن اتهام لازم بداند برابر اصول مقرر احضار می نماید و در ماده 149 نیز گفته شده شهود تحقیق و مطلعین به دستور قاضی توسط ضابطین یا مامورین ابلاغ و یا به هر طریقی که قاضی مقتضی بداند با رعایت مفاد ماده 86 این قانون احضار میشوند بنابر این شما باید طی یک لایحه از دادگاه تقاضای احضار شاهد که همان صاحب خانه میباشد را بنمایید و دادگاه براساس تقاضای شما و برای کشف حقیقت شاهد را به دادگاه احضار می نماید و در صورت احضار شاهد و عدم حضور وی مجددا احضار می گردد و در صورت عدم حضور (دربار دوم )چنانچه شاهد بدون عذر موجه حضور نیابد به دستور دادگاه جلب میشود(استناد قانونی ماده159آ.د.ک)

Ali dad
2012-May-10, 22:24
سلام دوست عزیزم.میگم بی مقدمه میرم سراصل مطلب
ازطریق همین سایت به خاطرتبادل اطلاعات با خانمی - مشتاق ایشون شدم.یه مدت باهم ازطریق پیام دادن باگوشی باهم رابطه داریم.نمیدونم چیکارکنم.نمیتونم فراموشش کنم.ازطرف دیگه ایشون نمیتونن بنده روفراموش کننه بنده اهل استان ......و خانم اهل استان ........هستن.نمیدونم چیکارکنم.بهشون گفتم همدیگروفراموش کنیم قبول نمیکنن.اصلانمیدونم چیکارکنم.

پرواز در طوفان
2012-May-11, 09:41
من یه سوال ازت دارم داداشت باهات بد رفتاری کرده؟ تا حالا زدتت؟ تا حالا بد باهات حرف زده؟
بله
داداشم خیلی خودخواهه
دلش میخواد وقتی میاد خونه یکی بهش آب بده
یکی جورابهاشو دربیاره
یکی بادش بزنه
کامپیوتر در بست باید مال اون باشه
بداخلاقه
کتکم زده سیاه و کبودم کرده به خاطر همین کامپیوتر

پرواز در طوفان
2012-May-11, 09:43
کارشناسان حقوق لطفا به بنده بگویید:
منظور از تمکین خاص و تمکین عام چیست؟

peyman balini
2012-May-11, 09:58
بله
داداشم خیلی خودخواهه
دلش میخواد وقتی میاد خونه یکی بهش آب بده
یکی جورابهاشو دربیاره
یکی بادش بزنه
کامپیوتر در بست باید مال اون باشه
بداخلاقه
کتکم زده سیاه و کبودم کرده به خاطر همین کامپیوتر
خب شما که پدری خوب دارید و همچنین یه برادر بد چطور به این نتیجه رسیدید که حتما همه ی مردا بدن و باید ازشون متنفر بود؟

Atish pareh
2012-May-11, 10:02
سلام دوست عزیزم.میگم بی مقدمه میرم سراصل مطلب
ازطریق همین سایت به خاطرتبادل اطلاعات با خانمی - مشتاق ایشون شدم.یه مدت باهم ازطریق پیام دادن باگوشی باهم رابطه داریم.نمیدونم چیکارکنم.نمیتونم فراموشش کنم.ازطرف دیگه ایشون نمیتونن بنده روفراموش کننه بنده اهل استان ......و خانم اهل استان ........هستن.نمیدونم چیکارکنم.بهشون گفتم همدیگروفراموش کنیم قبول نمیکنن.اصلانمیدونم چیکارکنم.


خب اصلا واسه چی میخوای فراموشش کنی؟ حتما به دلایل پوچ و بی اساس میخواهی ترکش کنی؟!
مردها همه بی وفا هستند و زن ایرانی همچنان وفادار
چقدر بی لیاقتی که قدر این همه عشق را نمیفهمی البته دست خودت نیست چون این بی وفایی توی خون مردهای ایرانیه
حتما یکی دیگه چشمت را گرفته::bi::

peyman balini
2012-May-11, 10:08
الانه که از تعجب منهدم بشم میشه شما دو دوست گرانقدر بفرمایید چرا انقدر از مردها متنفرید؟o-:

سیبویه
2012-May-11, 10:13
الانه که از تعجب منهدم بشم میشه شما دو دوست گرانقدر بفرمایید چرا انقدر از مردها متنفرید؟o-:


پیمان جان شما چرا دیگه این حرف رو می زنی.......

شما ماشالا خودت روانشناسی خوندی برادر.........

من دلیلش رو می دونم، بهت می گم بعدا بهش فکر کن.........

پرواز در طوفان
2012-May-11, 10:15
الانه که از تعجب منهدم بشم میشه شما دو دوست گرانقدر بفرمایید چرا انقدر از مردها متنفرید؟o-:
پدر مثل مادر فقط توی دنیا برای آدم یک دونه وجود داره
پس نمیتونیم این دو فرشته ی مهربان را با بقیه ی آدم ها مقایسه کنیم
پس پدر با بقیه ی مذکرات فرق داره چون باباجونمه
مادر هم با بقیه زنها فرق داره چون مامان جونمه

Ali dad
2012-May-11, 10:21
ریاست محترم دادگاه جزایی ........
احتراما اینجانبه خانم ................شاکی پرونده کلاسه..................... آن دادگاه محترم به استحضارمیرسانم که زنی هستم که شوهرم علاوه بر اینکه درخفا و درخلوت خودمان با زور و تهدید چاقو بار ها و بارها ازم خواسته که مهریه ام را ببخشم و طلاق بگیرم،به کرات نیز درحضور صاحبخانه مان نیز با دعوا و مشاجره ازمن خواسته که طلاق بگیرم و بدون گرفتن حق و حقوقم از زندگی او بیرون بروم
در آخرین باری که شوهرم مانند همیشه مرا مورد ضرب و جرح قرار داد و برای صدمین بار صاحبخانه مان مرا از زیر مشت و لگد شوهرم مرا نجات داد و از ما خواست که با آرامش به حل مشکل بپردازیم، صاحبخانه مان که از سر و صدای زیاد و همیشگی ما به سطوح آمده بود گفت : خب شما که با هم سازش ندارید طلاق بگیرید. و باز هم مثل همیشه شوهرم درحضور صاحبخانه مان گفت :طلاق بگیر برو من تورا نمیخواهم. و با پرتاب کردن تلفن همراهش به سمت من (که تلفن همراه به بینی من برخورد کرد و موجب شکستگی بینی من شد) گفت بیا
زنگ بزن به بابات و بگو بیاد تو رو ببره.ومجبور به ترک منزل نموده
حال که در آن دادگاه محترم شکایت ترک انفاق کرده ام برای اثبات حقانیتم که شوهرم مرا بیرون کرده و یا او مرا مجبور به ترک منزل کرده است ، صاحبخانه مان نمی آید شهادت بدهد که او بارها و بارها شاهد نزاع من و شوهرم بوده و در آخرین بار نیز شوهرم مرا مجبور به ترک منزل نموده است، چرا که صاحبخانه مان آقای فلانی میگوید من تابه حال پایم به دادگاه باز نشده و ما را دراین دعوای خودتان شریک نکنید و به هیچ عنوان حاضربه حضور در دادگاه نمیشود حالا ازدادگاه محترم با اجازه حاصله ازمواد148.149و159 قانون آئین دادرسی کیفری تقاضای احضار شاهدراجهت کشف حقیقت با اتیان به سوگند شرعی والزام به راستگویی و اینکه جز به حقیقت چیز دیگری را نگویدبرای احقاق حقوق زنی بی پناه را که مورد ظلم و ستم قرار گرفته را دارم

peyman balini
2012-May-11, 10:25
پدر مثل مادر فقط توی دنیا برای آدم یک دونه وجود داره
پس نمیتونیم این دو فرشته ی مهربان را با بقیه ی آدم ها مقایسه کنیم
پس پدر با بقیه ی مذکرات فرق داره چون باباجونمه
مادر هم با بقیه زنها فرق داره چون مامان جونمه
وایسا خانم مگه مرد زندگی ششما هم میتونه ییهو دو تا باشه؟o-:

Ali dad
2012-May-11, 10:28
به نام خداوند هستـــــــــــــــی بخش

دوســـت عزیز سلام
هدف ما دراین تاپیک کمک به دوستان و رفع مشکلات آنهاست قبل از پاسخ ازشما ممنونم بخاطر طرح سوالتان.
درارتباط با سوال میتوانیم به دو دیدگاه به آن پاسخ دهیم:
اول دیدگاه حــــــــــــــــــــــــ ــــــقوقی آن:
به استناد قانون انجام هرگونه فعل حرام جرم است (خلاف شرع) ومجازات قانونی دارد . ارتباط عاشقانه بین دو فرد نامحرم که هیچ گونه علقه زوجیتی بین آنها نیست حرام است . واز دیدگاه جرم شناسی: اینگونه اعمال میتواند مقدمه ای برای انجام اعمال مجرمانه بعدی باشد که اشخاص را وادار به دیدار و تقاضای زیاد خواهانه نماید و چه بسا عوارض جبران ناپذیری را برای طرفین به همراه داشته باشد و باعث مجازات آنها نیز گردد.
ازدیدگاه روانـــــــــــــــــــــ ـــــــــشناسی :
فراموش کردن مسائل عاطفی خیلی سخت و طاقت فرسا نیست و این مسئله از نظر شما که خود در گود آن هستید سخت بنظر می رسد هر چیزی و هر راهی اولش سخت و دشوار است اما انسانها میتوانند سازگاری با هر محیط و هر شرایطی را داشته باشند و خیلی سریع با شراید جدید خودشان را وفق دهند. درضمن دنیای مجازی خیلی جای مطمئن و درستی برای انتخاب شریک زندگی نیست . شما و اون خانوم فقط صرفا جهت اینکه باهم دوست هستید و ازهم خوشتان امده بهم ابراز علاقه میکنید و فکر میکنید که جدایی خیلی سخت است .سعی کنید باچشمانی باز به این رابطه نگاه کنید وجدا از مسئله دوست داشتن ببینید از شریک زندگی خود چه میخواهید ؟ آیا این خانوم میتواند شریک یک عمر زندگی شما باشد؟
بنظرمن مدتی شرایط جدایی رو فراهم کنید و خواهید دید که اصلا سخت نبوده و هر دو شما عادت کرده اید البته اضافه کنم که هیچ رابطه ای باهم نداشته باشید حتی پیامک . هر چیزی ممکن و میتواند اتفاق بیوفتد یا بقول معروف خواستنن توانستن است . و در آخر اینکه شما ممکن است همچین جمله ای را در ذهن خود داشته باشد که یادخوشی های امروزتلخ ترین غمی است که فردا خواهیم داشت. اما بازهم جدایی و فراموشی امکان پذیراست و جدایی خود فراموشی را نیز بدنبال دارد.
موفق باشید

Atish pareh
2012-May-11, 10:29
کارشناسان حقوق لطفا به بنده بگویید:
منظور از تمکین خاص و تمکین عام چیست؟
من کارشناس حقوق نیستم ولی فکر میکنم تمکین خاص یعنی زن به شوهرش اجازه ی نزدیکی بدهد
و تمکین عام یعنی زن در بقیه امور از شوهرش اطاعت کند و مرد را به عنوان سرپرست خانواده قبول کند

پرواز در طوفان
2012-May-11, 10:41
وایسا خانم مگه مرد زندگی ششما هم میتونه ییهو دو تا باشه؟o-:
منظورت از مرد زندگی شوهره یا دوست پسر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

peyman balini
2012-May-11, 10:51
منظورت از مرد زندگی شوهره یا دوست پسر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هر وقت دوست دختر شد زن زندگی دوست پسر هم میشه مرد زندگی نه شوهر رو منظورمه نه دوست پسر

پرواز در طوفان
2012-May-11, 10:57
هر وقت دوست دختر شد زن زندگی دوست پسر هم میشه مرد زندگی نه شوهر رو منظورمه نه دوست پسر
ببین دوست عزیز بنده مجرد هستم وسوالی که مطرح شد برای بنده نبوده ولی من با وجود اینکه مطلقه نیستم ولی حس کردم pahnavar68حال و روز مرا در تاپیک عنوان کرده
چون منم احساس میکنم تمام آقایون خانومها را برای لذت جنسی میخواهند درنتیجه از مردها متنفرم.
چون احساس میکنم مردهایی که با زنها به مهربانی رفتار میکنند صرفا با دید جنسی به زن نگاه میکنند.

peyman balini
2012-May-11, 11:03
چون منم احساس میکنم تمام آقایون خانومها را برای لذت جنسی میخواهند درنتیجه از مردها متنفرم.
چون احساس میکنم مردهایی که با زنها به مهربانی رفتار میکنند صرفا با دید جنسی به زن نگاه میکنند.
یعنی امام علی (ع) هم که همیشه با اون ادبیات با بانوی دو عالم صحبت میکرده واسه این چیزا ایشونو میخواستن؟
یا امام خمینی وقتی اون نامه های پر احساس رو برای خانم بزرگوارشون مینوشتن ایشونو فقط برای این چیزا میخواستن؟

پرواز در طوفان
2012-May-11, 11:20
یعنی امام علی (ع) هم که همیشه با اون ادبیات با بانوی دو عالم صحبت میکرده واسه این چیزا ایشونو میخواستن؟
یا امام خمینی وقتی اون نامه های پر احساس رو برای خانم بزرگوارشون مینوشتن ایشونو فقط برای این چیزا میخواستن؟
شما به جای اینکه با بنده بحث کنید و فقط قصد این را داشته باشید که نظر من را نسبت به مردها تغییر دهید به سوال مطرح شده از سوی pahnavar68پاسخ دهیددرضمن باز هم مثل گذشته میگویم که خلقت امام علی (ع) چیز دیگریست
و دیگر مردی مانند امیرالمومنین علی علیه السلام متولد نشده و نمیشود و نخواهد شد.

Ali dad
2012-May-11, 13:58
کارشناسان حقوق لطفا به بنده بگویید:
منظور از تمکین خاص و تمکین عام چیست؟تمکین یکی از تکالیف زن در برابر شوهر به شمار می‌رود که به دو نوع «تمکین خاص» و «تمکین عام» تقسیم می‌شود. تمکین خاص به برآوردن درخواست‌های جنسی شوهر و تمکین عام به انجام وظایف خانوادگی، اطاعت از شوهر و پذیرفتن ریاست شوهر بر خانواده است. وظیفهٔ تمکین عام ایجاب می‌کند که زن نظرات مرد در مورد تربیت فرزندان، امور خانوادگی، و کارها و روابط اجتماعی خود را بپذیرد و از آن اطاعت کند.

Ali dad
2012-May-13, 19:52
آیا واقعا برای زن ها حتما باید بنویسیم اینجانبه به جای اینجانب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همانطوری که خانم ها رو خطاب میکنیم سرکار خانم فلانی و برای صدا زدن آقایان نیز از کلمه جناب آقای فلانی استفاده میکنیم قطعا در نگار دستور زبان و ادبیات نوشتاری رعایت این مسئله اجباری است

Ali dad
2012-May-13, 20:09
شما به جای اینکه با بنده بحث کنید و فقط قصد این را داشته باشید که نظر من را نسبت به مردها تغییر دهید به سوال مطرح شده از سوی pahnavar68پاسخ دهیددرضمن باز هم مثل گذشته میگویم که خلقت امام علی (ع) چیز دیگریست
و دیگر مردی مانند امیرالمومنین علی علیه السلام متولد نشده و نمیشود و نخواهد شد. دوست عزیز ممنونم که دربحث ها شرکت میکنید و باعث ارتقاع درک مطلب میشوید هر چند منظور شما در مطلب ارائه شدیتان من نیستم اماگر پاسخ های مطرح شده از سوی اینجانب دقت کرده باشید به سوال pahnavar68 جواب داده شده و من توصیه ام اینکه در هر حال صبورباشید ودر عین متانت بر عقیده باقی باشید ولی بدانید همانطوری که همه زنها یک نمونه نیستند و متفاوت هستند مردها نیز متفاوت می باشند بنابراین قیاس یک یا چند مورد وتعمیم دادن آن را به کل افراد جامعه صحیح نمی باشد و هرکس را باتوجه به پتانسیلهای موجودش از هر لحاظ باید مورد بررسی و ارزشیابی قرار داد

Ali dad
2012-May-14, 17:18
http://www.daneshju.ir/forum/images/icons/icon1.png الزام حضور شاهد در دادگاه اگر حدود دوسال از ماجرایی گذشته باشد آیا ممکن است زمانی که شاهد احضار شده ، میخواهد شهادتش را در دادگاه عنوان کند من هم حضور داشته باشم تا شاهد را بیشتر متوجه موضوع اصلی کنم چرا که ممکن است موضوع اصلی که من مد نظرم است را فراموش کرده باشد

Ali dad
2012-May-14, 17:34
http://www.daneshju.ir/forum/images/icons/icon1.png الزام حضور شاهد در دادگاه

اگر حدود دوسال از ماجرایی گذشته باشد آیا ممکن است زمانی که شاهد احضار شده ، میخواهد شهادتش را در دادگاه عنوان کند من هم حضور داشته باشم تا شاهد را بیشتر متوجه موضوع اصلی کنم چرا که ممکن است موضوع اصلی که من مد نظرم است را فراموش کرده باشدبا نام و یاد خدا
حضور اصحاب دعوی در هنگام اخذ شهادت ایرادی ندارد مگر اینگه شاهد از ادای شهادت در حضور طرفین پرونده اکراه داشته باشد دراین صورت موارد شهادت توسط قاضی انجام و بعد برای طرفین پرونده قرائت می شود -و طرفین هر گونه سوالی که ازشاهد داشته باشند می توانند بپرسند و ازاین طریق میشود شاهد را هدایت کرد اما حق تلقین موضوع را به شاهد نخواهند داشت

Ali dad
2012-May-18, 11:43
سوالی پرسیده شده که
زنای محصنه چیست؟
چه روابطی زنای محصنه محسوب میشوند؟
شامل چه افرادی میشود؟
جزای آن چیست؟

Atish pareh
2012-May-18, 11:53
سوالی پرسیده شده که
زنای محصنه چیست؟
چه روابطی زنای محصنه محسوب میشوند؟
شامل چه افرادی میشود؟
جزای آن چیست؟

دوستی اینگونه پاسخ داد:
ماده 83 - حد زنا در موارد زير رجم است:
الف - زنای مرد محصن ، يعني مردي كه داراي همسر دائمي است و با او در حالي كه عاقل بوده جماع كرده و هر وقت نيز بخواهد مي تواند به اوجماع كند .
ب - زناي زن محصنه با مرد بالغ ، زن محصنه زني است كه داراي شوهر دائمي است و شوهر در حالي كه زن عاقل بوده با او جماع كرده است و امكان جمع با شوهر را نيز داشته باشد .
تبصره - زناي زن محصنه با نابالغ موجب حد تازيانه است .
ماده 63 - زنا عبارت از جماع مرد با زني كه بر او ذاتا" حرام است گرچه در دبر باشد ، در غير موارد و طي شبهه .
(جماع یعنی وارد کردن آلت رجولیت در دبر یا قبل زن و شامل وارد کردن آلت در دیگر منافذ زن نمیشود همچنین وارد کردن آلت دیگری به غیر از آلت رجولیت در زن ،جماع و زنا محسوب نمیشود)

Ali dad
2012-May-18, 11:54
سوالی پرسیده شده که
زنای محصنه چیست؟
چه روابطی زنای محصنه محسوب میشوند؟
شامل چه افرادی میشود؟
جزای آن چیست؟

زنا یعنی ارتباط نامشروع زن و مرد نامحرم که دو حالت دارد: 1. زنای محصنه 2. زنای غیر محصنه هر گاه یکی از طرفین خواه زن یا مرد یا هر دو انها، دارای همسر (متاهل باشند)، این عمل نامشروع نسبت به او محصنه محسوب می شود و هر گاه یکی از انها یا هر دو انها مجرد (فاقد همسر) باشند، نسبت به او غیر محصنه خواهد بود.به عبارت دیگرمردی که زن دارد اگر با زن دیگری زنا کند و نیز زنی که شوهر دارد با مرد دیگری زنا نماید آن را زنای محصنه گویند که در صورت فراهم بودن شرایط آن بر آنها حد جاری می شود و حد آن رجم یعنی سنگسار کردن زانی و زانیه است.جوان مجرد که همسر ندارد خواه مرد باشد یا زن، اگر با دیگری زنا کند آن را زنای غیر محصنه گویند و حدش تازیانه است.البته باید توجه داشت اگر مرد مجرد با زن شوهر دار زنا کند، حد زن رجم است ولی حد مرد تازیانه است چون زنای در حق مرد زنای غیرمحصنه است و نیز اگر دختر مجردی با مردی که همسر دارد زنا کند. تنها مرد را سنگسار می کنند و بر زن تازیانه می زنند.با وجود این اگر زن یا شوهر، دور از شهر سکونت همسرش باشند و اقدام به این کار نامشروع کرده باشند رجم اجرا می شود.توضیح ( یکی از شرایط محصنه بودن این است_ترجمه تحریر الوسیله ج 4 ص 177 شرط پنجم)اما موارد اجرای در احادیث و نیز کتب تاریخی مضبوط است.بسیاری از موارد دال بر ان است که خدمت رسول اکرم(ص) یا علی(ع) می رسیدند و با اعتراف با زشتی این کار، تقاضای تطهیر (دل) و سبک بالی خود از عذاب روحی گناه به وسیله او برای مجازات و حدود اللهی را می نمودند. (ر.ک؛ قضاوت های امام علی(ع)). البته در قانون مجازات اسلامی جدید مجازات سنگسار برداشته شده و حکمش اعدام است ولی هنوز قانون جدید علیرغم تصویب و تایید شورای محترم نگهبان جهت اجرا ابلاغ نشده است

Atish pareh
2012-May-18, 11:58
دوستی اینگونه پاسخ داد:
ماده 83 - حد زنا در موارد زير رجم است:
الف - زنای مرد محصن ، يعني مردي كه داراي همسر دائمي است و با او در حالي كه عاقل بوده جماع كرده و هر وقت نيز بخواهد مي تواند به اوجماع كند .
ب - زناي زن محصنه با مرد بالغ ، زن محصنه زني است كه داراي شوهر دائمي است و شوهر در حالي كه زن عاقل بوده با او جماع كرده است و امكان جمع با شوهر را نيز داشته باشد .
تبصره - زناي زن محصنه با نابالغ موجب حد تازيانه است .
ماده 63 - زنا عبارت از جماع مرد با زني كه بر او ذاتا" حرام است گرچه در دبر باشد ، در غير موارد و طي شبهه .
(جماع یعنی وارد کردن آلت رجولیت در دبر یا قبل زن و شامل وارد کردن آلت در دیگر منافذ زن نمیشود همچنین وارد کردن آلت دیگری به غیر از آلت رجولیت در زن ،جماع و زنا محسوب نمیشود)

سوال:
رجم چیست؟

Ali dad
2012-May-18, 12:00
سوال:
رجم چیست؟مجازات شرعیست بمعنای سنگسار

Atish pareh
2012-May-18, 12:03
ماده 63 - زنا عبارت از جماع مرد با زني كه بر او ذاتا" حرام است گرچه در دبر باشد ، در غير موارد و طي شبهه .
درغیر موارد و طی شبهه یعنی چی؟

Ali dad
2012-May-18, 23:59
سوال رسیده وکیل معاضدتی چیست؟
درچه شرایطی به افراد وکیل معضدتی تعلق میگیرد؟
آیا برای پرونده های تمکین و نفقه و مهریه و طلاق ، میتوان تقاضای وکیل معاضدتی کرد؟یا فقط برای پرونده های کیفری میتوان وکیل معاضدتی گرفت؟

Ali dad
2012-May-19, 00:37
درغیر موارد و طی شبهه یعنی چی؟ زنای وطی به شبه یعنی نزدیکی کردن مرد با زنی به گمان اینکه زن خودش است اما جهت اطلاعات بیشتر به این مقاله مراجعه شودhttp://www.daneshju.ir/forum/f992/t159669.html#post713004

Ali dad
2012-May-20, 22:48
سوال رسیده : شکایت از وکیل

به دفتر وکیلی مراجعه نمودم و پس از اینکه به قیمت بالای حق الوکاله اعتراض نمودم آقای وکیل با طرح یک پیشنهاد بی شرمانه گفت من از شما که پول نمیگیرم.
از آنجا که آن وکیل بسیار روح مرا آزرد و شخصیت مرا زیر سوال برد، چگونه میتوانم از این وکیل بی ........ نزد مراجع قضایی شکایت کنم طوری که گمنام باشم و شناخته نشوم.
لطفا متن کامل شکایت را برایم بنویسید

Ali dad
2012-May-20, 23:12
سوال رسیده : شکایت از وکیل
به دفتر وکیلی مراجعه نمودم و پس از اینکه به قیمت بالای حق الوکاله اعتراض نمودم آقای وکیل با طرح یک پیشنهاد بی شرمانه گفت من از شما که پول نمیگیرم.
از آنجا که آن وکیل بسیار روح مرا آزرد و شخصیت مرا زیر سوال برد، چگونه میتوانم از این وکیل بی ........ نزد مراجع قضایی شکایت کنم طوری که گمنام باشم و شناخته نشوم.
لطفا متن کامل شکایت را برایم بنویسید

وکلا هم مثل هر شغل دیگه صنف دارند وشما میتوانید به کانون وکلا نامه بنویسی و اگه وکیل ماده 187 هست به قسمت وکلا و مشاورین قوه قضائیه مکاتبه کنید قطعا رسیدگی خواهد شد

Ali dad
2012-May-23, 08:11
سوال رسیده

وکیل معاضدتی چیست؟
درچه شرایطی به افراد وکیل معضدتی تعلق میگیرد؟
آیا برای پرونده های تمکین و نفقه و مهریه و طلاق ، میتوان تقاضای وکیل معاضدتی کرد؟یا فقط برای پرونده های کیفری میتوان وکیل معاضدتی گرفت؟در توضیح ساده مطلب منظور کالت رایگان است هر وکیلی باید در سال به سه نفر از افرادی که توان مالی جهت پرداخت حق الوکاله ندارند کمک کنند وشخص متقاضی به کانون وکلا مراجعه میکند و تقاضای وکیل معاضدتی می نماید و کانون به یکی از وکلا جهت مساعدت معرفی می نماید البته می توان از طریق دفاتر ارشاد و معاضدت دادگستری و یا دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان بی سرپرست نیز مراجعه و معرفی نامه به کانون دریافت کرد

Ali dad
2012-May-23, 22:27
سوء رفتار شوهر نسبت به زن چگونه ثابت مي‌شود و چه چيزهايي جزء سوء رفتار حساب مي‌شود؟

Ali dad
2012-May-23, 22:29
سوء رفتار شوهر نسبت به زن چگونه ثابت مي‌شود و چه چيزهايي جزء سوء رفتار حساب مي‌شود؟
سوء رفتار در مقابل حسن معاشرت است كه مورد تاكيد قانونگذار در ماده 1103 قانون مدني است. آزارهاي جسمي و روحي به نحوي كه عرفاً‌ غيرقابل تحمل باشد از مصاديق سوءرفتار است و تشخيص آن به نظر دادگاه است و هر يك از آنها بايد با دلائل شرعي و قانوني به دادگاه ارائه شود و صرف ادعا پذيرفته نيست.

Ali dad
2012-May-23, 22:39
شرايط تعيين داور در دادگاه خانواده چيست؟

Ali dad
2012-May-23, 22:42
شرايط تعيين داور در دادگاه خانواده چيست؟

طبق قانون داور بايد مسلمان، متاهل، معتمد، عدم شهرت به فسق و فساد وآشنايي نسبي به مسائل شرعي،خانوادگي و اجتماعي داشته باشد و حداقل سنش 40 سال تعيين شده است.

Ali dad
2012-May-23, 22:52
شوهرم با ضرب و شتمي كه به من داشته باعث شده كه من خانه را ترك كنم. در اين زمينه پرونده كيفري در خصوص شكستگي دست هم تشكيل داده‌ام. ايشان الان الزام به تكمين كرده‌اند. آيا با توجه به ضرب و شتمي كه داشته‌اند دادگاه به ايشان حق تمكين ميدهند؟

Ali dad
2012-May-23, 22:55
شوهرم با ضرب و شتمي كه به من داشته باعث شده كه من خانه را ترك كنم. در اين زمينه پرونده كيفري در خصوص شكستگي دست هم تشكيل داده‌ام. ايشان الان الزام به تكمين كرده‌اند. آيا با توجه به ضرب و شتمي كه داشته‌اند دادگاه به ايشان حق تمكين ميدهند؟

از قاضي بخواهيد به آن پرونده مراجعه كند و بعد اعلام نماييد با توجه به عدم امنيت جاني و خوف و ترسي كه از حضور در خانه همسر داريد براساس ماده 1115 قانون مدني قادر به تمكين نيستيد. چنانچه دادگاه مدارك شما را بپذيرد نفقه شما به قوت خود باقي خواهد بود.

Ali dad
2012-May-25, 20:45
ضمانت ‌نامه بانكي در امور كيفري چيست؟

Ali dad
2012-May-25, 20:46
ضمانت ‌نامه بانكي در امور كيفري چيست؟همان وثيقه بانكي كه صاحب حساب اعتبار لازم را در بانك دارد و بانك بدهي او را تضمين مي‌كند.

Ali dad
2012-May-25, 20:53
ببخشید کسی به من تهمت دروغ زده است آیا اگر کسی به دیگری تهمت بزند قابل مجازات است؟

Ali dad
2012-May-26, 00:26
ببخشید کسی به من تهمت دروغ زده است آیا اگر کسی به دیگری تهمت بزند قابل مجازات است؟ بله قابل مجازات است و به یک ماه تا یک سال حبس و تا 74 ضربه شلاق به یکی از آنها حسب مورد محکوم می‌شود.

Ali dad
2012-May-26, 18:23
اگر دختر و پسري عقد دائم كرده باشند و الف) در دوران عقد با يكديگر رابطه زناشويي داشته باشندَ، آيا اين عمل خلاف عرف يا قانون ميباشد؟ ب) آيا در دوران عقد مهريه و نفقه به زن تعلق ميگيرد يا خير؟ ج) چنانچه بخواهند از يكديگر جدا شوند، زوج ادعا كند كه رابطه‌ زناشويي با زوجه نداشته است چه طور ميتوان خلاف اين ادعا را اثبات كرد؟

Ali dad
2012-May-26, 19:18
مشاور عزیز: من یک مرد 35 ساله خیلی خجالتی هستم که هیچ وقت یاد نگرفته چگونه می تواند سر صحبت با یک خـانم را باز کند؟ اصلا نمی دانم که در چنین شرایطی باید در مــورد چه چیزهایی حرف بزنم؛ بهمین دلیل هم معمولا حـرفی بـرای گـفتن ندارم. رفته رفته تمام دوستانم درحال قـطــع کردن رابطه شان با من هستند و مرا به مهمانیهايخود دعوت نمی کنند. البته من خودم هم به آنها حق می دهـم و ســرزنششان نمی کنم. به همین دلیل خودم هم دیـگر تــمایلی به شرکت در جشن ها و مهمانی ها ندارم من آدم بد قیافه ای نیستم؛ چون چه در محل کار و چه در خارج از آن، خانم هایی که در نگاه اول مرا می بینند، به من لبخند می زنند و رفتار خوبی از خود نسبت به من نشان می دهند. مشکل من اینجاست که نمی دانم باید چه چیزی به آنها بگویم و چه عکس العملی از خود نشان دهم. هیچ گاه نمی توانم جمله ای را که شروع می کنم به درستی به پایان برسانم و این کار مرا واقعا عصبانی می کند و باعث می شود که احساس بدی نسبت به خودم پیدا کنم و خونسردی ام را از دست بدهم.
سوال من این است که بعد از "سلام" چه چیز دیگری باید بگویم؟-

Atish pareh
2012-May-26, 22:52
اگر دختر و پسري عقد دائم كرده باشند و الف) در دوران عقد با يكديگر رابطه زناشويي داشته باشندَ، آيا اين عمل خلاف عرف يا قانون ميباشد؟ ب) آيا در دوران عقد مهريه و نفقه به زن تعلق ميگيرد يا خير؟ ج) چنانچه بخواهند از يكديگر جدا شوند، زوج ادعا كند كه رابطه‌ زناشويي با زوجه نداشته است چه طور ميتوان خلاف اين ادعا را اثبات كرد؟

درپاسخ به الف:
خلاف عرف هست اما خلاف شرع نیست...ولی بهتر است زن خویشتن داری کند و تا لحظه ی عروسی صبر کند چون درغیر اینصورت از لباس عروسی وخرید عروسی و...خبری نخواهد بود.تازه پسره عشق و حالش را میکند و خیلی راحت طلاقت میده و چون هنوز عروسی نکرده درنتیجه با این عنوان که هنوز پسر است و عروسی نکرده است به سراغ دختر دیگری میرود و.....:FD:s

درپاسخ به سوال ب:
اگر مردبا او نزدیکی کرده باشد پس هم مهریه و هم نفقه بطور کامل تعلق میگیرد
ولی اگر هیچ گونه نزدیکی نکرده باشد نصف مهریه به زن تعلق میگیرد

درپاسخ به سوال ج:
اگر زن ازابتدا باکره باشد با برگه پزشکی قانونی میتوان ثابت کرد که مرد با زن نزدیکی نموده یا خیر
اگر مرد میگوید بکارت این دختر را من از او نگرفته ام و قبل از من مرد دیگری اینکار را کرده بنابراین اگر ادعای خودراثابت نکند افترا زده و جرم است
اما اگر زن باکره نبوده است و مرد بگوید من با اونزدیکی نداشته ام ولی زن بگوید نزدیکی داشه است،فکر کنم حرف زن مورد قبول است.

Ali dad
2012-May-26, 23:28
اگر دختر و پسري عقد دائم كرده باشند و الف) در دوران عقد با يكديگر رابطه زناشويي داشته باشندَ، آيا اين عمل خلاف عرف يا قانون ميباشد؟ ب) آيا در دوران عقد مهريه و نفقه به زن تعلق ميگيرد يا خير؟ ج) چنانچه بخواهند از يكديگر جدا شوند، زوج ادعا كند كه رابطه‌ زناشويي با زوجه نداشته است چه طور ميتوان خلاف اين ادعا را اثبات كرد؟

پاسخ: الف) با وقوع عقد نكاح زن و شوهر ميتوانند هر گونه استمتاعي از يكديگر داشته باشند از جمله رابطه جنسي و اين امر ارتباطي به دوران عقد و يا بعد از آن ندارد. در صورت اولين رابطه جنسي تمامي مهريه به زن تعلق ميگيرد.
ب) اگر مدت دوران عقد را با توافق يكديگر تعيين كرده‌اند (عرفاً در اين صورت مرد به زن نفقه‌اي نميپردازد) بنابراين تعلق نميگيرد و لكن اگر زن حاضر است و ميخواهد زندگي مشترك را شروع كند و عروسي نمايند ولي مرد حاضر نيست زوجه خود را به خانه‌اش ببرد از زمان شروع اختلاف نظر نفقه در صورت تمكين زوجه تعلق ميگيرد.
ج) اگر در اصل رابطه زناشويي و وقوع آن اختلاف نظر داشته باشند و از طرق ديگري مانند پزشكي قانوني ثابت نشود ادعاي زن به همراه قسم او دعوي را ثابت ميكند و اگر در اصل رابطه و و قوع آن اختلاف نداشته باشند و زوج مدعي باشد دخول را او انجام نداده است و زن بگويد شوهرش دخول نموده قول زوج به همراه قسم او مورد قبول قرار ميگيرد.

Ali dad
2012-May-27, 19:14
http://www.daneshju.ir/forum/images/icons/icon1.png سوال درباره ی مهریه
به دلیل اعتراض مرد نسبت به رای صادره در دادگاه اولیه مهریه ، پرونده برای تجدیدنظرخواهی به مرکز استان ارسال شده،و باگذشت9ماه که پرونده در دادگاه تجدیدنظر نوبت رسیدگیش میشود، دادگاه محترم تجدیدنظر تازه متوجه میشوند که تجدیدنظرخواه هزینه ی تجدیدنظرخواهی را پرداخت نکرده و به زبان قضایی به دلیل عدم ابطال تمبر از سوی تجدیدنظرخواه پرونده دوباره به دادگاه اولیه فرستاده میشود؛به تجدیدنظرخواه مدت10روز پس از ابلاغ مهلت داده میشود که برای ابطال تمبر به دادگاه مراجعه کند.

1- حال اگر مرد(تجدیدنظرخواه) درطول این مدت اقدام به پرداخت هزینه ی دادرسی نکند و تمبر باطل نکند، ادامه ی پرونده به چه صورت میشود؟
چون من شنیده بودم که اگر تمبرباطل نکند در همین دادگاه اولیه رای قبلی که پرداخت کل مهریه به صورت یکجا بوده قطعی خواهد شد.

2- آیا میتوانید در این مورد لایحه ای ارائه بدهیدد که به نفع شاکی پرونده مهریه(زن) باشد و همان رای قبلی قطعی شود و ماده ی2اعمال شود؟

3- اگر تجدیدنظرخواه بعد از اتمام مهلت داده شده اقدام به ابطال تمبر نماید آیا این یک اشکال در روند پرونده نیست و شاکی حق اعتراض ندارد؟

Ali dad
2012-May-27, 19:22
http://www.daneshju.ir/forum/images/icons/icon1.png سوال درباره ی مهریه


به دلیل اعتراض مرد نسبت به رای صادره در دادگاه اولیه مهریه ، پرونده برای تجدیدنظرخواهی به مرکز استان ارسال شده،و باگذشت9ماه که پرونده در دادگاه تجدیدنظر نوبت رسیدگیش میشود، دادگاه محترم تجدیدنظر تازه متوجه میشوند که تجدیدنظرخواه هزینه ی تجدیدنظرخواهی را پرداخت نکرده و به زبان قضایی به دلیل عدم ابطال تمبر از سوی تجدیدنظرخواه پرونده دوباره به دادگاه اولیه فرستاده میشود؛به تجدیدنظرخواه مدت10روز پس از ابلاغ مهلت داده میشود که برای ابطال تمبر به دادگاه مراجعه کند.

1- حال اگر مرد(تجدیدنظرخواه) درطول این مدت اقدام به پرداخت هزینه ی دادرسی نکند و تمبر باطل نکند، ادامه ی پرونده به چه صورت میشود؟
چون من شنیده بودم که اگر تمبرباطل نکند در همین دادگاه اولیه رای قبلی که پرداخت کل مهریه به صورت یکجا بوده قطعی خواهد شد.


پاسخ عدم پرداخت هزینه تجدید نظر خواهی از موارد نقص پرونده محسوب می شود و رفع نقص آن بر عهده مدیر دفتر دادگاه بدوی است و مدیر دفتر دادگاه قانونا باید ظرف مدت دو روز موارد نقص دادخواست را به تجدید نظر خواه ابلاغ نماید و نامبرده باید ظرف 10روز پس از ابلاغ نسبت به رفع نقص اقدام کند و الی به موجب قراری که دادگاه بدوی صادر می نماید دادخواست تجدید نظر نظر خواهی وی رد می شود

Ali dad
2012-May-27, 19:31
http://www.daneshju.ir/forum/images/icons/icon1.png سوال درباره ی مهریه

به دلیل اعتراض مرد نسبت به رای صادره در دادگاه اولیه مهریه ، پرونده برای تجدیدنظرخواهی به مرکز استان ارسال شده،و باگذشت9ماه که پرونده در دادگاه تجدیدنظر نوبت رسیدگیش میشود، دادگاه محترم تجدیدنظر تازه متوجه میشوند که تجدیدنظرخواه هزینه ی تجدیدنظرخواهی را پرداخت نکرده و به زبان قضایی به دلیل عدم ابطال تمبر از سوی تجدیدنظرخواه پرونده دوباره به دادگاه اولیه فرستاده میشود؛به تجدیدنظرخواه مدت10روز پس از ابلاغ مهلت داده میشود که برای ابطال تمبر به دادگاه مراجعه کند.

2- آیا میتوانید در این مورد لایحه ای ارائه بدهیدد که به نفع شاکی پرونده مهریه(زن) باشد و همان رای قبلی قطعی شود و ماده ی2اعمال شود؟

3- اگر تجدیدنظرخواه بعد از اتمام مهلت داده شده اقدام به ابطال تمبر نماید آیا این یک اشکال در روند پرونده نیست و شاکی حق اعتراض ندارد؟

پاسخ سوال 2- خیر از تاریخ ابلاغ قرار رد تجدید نظر خواهی مشارالیه 20 روز فرجه دارد به قرار مذکور اعتراض نماید و دلایل خود را ارائه نماید در این صورت پرونده به داگاه تجدید نظر جهت رسیدگی به اعتراض به قرار وی بدوا رسیدگی میشود و در صورت موجه بودن دلایل معترض ضمن نقض قرار وارد رسیدگی میگردد و اما اگر دلایل معترض موجهه نباشد قرار را تائید و پرونده را به دادگاه بدوی ارسال می نماید و رای صادره قطعی و قابلیت اجرائ پیدا میکند وخواهان باید تقاضای صدور اجرائیه کند
پاسخ3سوال در پاسخ و توضیحات سوال یک و دو گفته شد یعنی اگر رفع نقص نکند قرار رد تجدید نظر خواهی ایشان صادرمی شود و در صورت ابلاغ قرار و عدم اعتراض معترض به آن قطعی و با تقاضای محکوم لها و صدور اجرائیه و ابلاغ آن به محکوم علیه و گذشت 10روز از تاریخ ابلاغ اجرائیه چنانچه محکوم علیه مالی معرفی ننماید و محکوم لها نیز نتواند مالی از مشارالیه معرفی کند می تواندتقاضای اعمال ماده 2قانون محکومیت های مالی وبازداشت ایشان را بنماید

Ali dad
2012-May-27, 21:19
مشاور عزیز: من یک مرد 35 ساله خیلی خجالتی هستم که هیچ وقت یاد نگرفته چگونه می تواند سر صحبت با یک خـانم را باز کند؟ اصلا نمی دانم که در چنین شرایطی باید در مــورد چه چیزهایی حرف بزنم؛ بهمین دلیل هم معمولا حـرفی بـرای گـفتن ندارم. رفته رفته تمام دوستانم درحال قـطــع کردن رابطه شان با من هستند و مرا به مهمانیهايخود دعوت نمی کنند. البته من خودم هم به آنها حق می دهـم و ســرزنششان نمی کنم. به همین دلیل خودم هم دیـگر تــمایلی به شرکت در جشن ها و مهمانی ها ندارم من آدم بد قیافه ای نیستم؛ چون چه در محل کار و چه در خارج از آن، خانم هایی که در نگاه اول مرا می بینند، به من لبخند می زنند و رفتار خوبی از خود نسبت به من نشان می دهند. مشکل من اینجاست که نمی دانم باید چه چیزی به آنها بگویم و چه عکس العملی از خود نشان دهم. هیچ گاه نمی توانم جمله ای را که شروع می کنم به درستی به پایان برسانم و این کار مرا واقعا عصبانی می کند و باعث می شود که احساس بدی نسبت به خودم پیدا کنم و خونسردی ام را از دست بدهم.
سوال من این است که بعد از "سلام" چه چیز دیگری باید بگویم؟-










دوست عزیز: برای حل مشکل خود می توانی از شیوه یکی از چهره های موفق تلویزیونی بهره بگیری. هدف اولیه این است که تا جاییکه می توانیم باید در مورد طرف مقابل خود اطلاعات بدست آوریم.شاید به تو یاد داده باشند که در اولین برخورد باید در خانم ها تاثیر بگذاری،ولی ما به تو می گوییم که این حرف ها را فراموش کن؛ تو باید به دنبال این باشی که خصوصیات بارز و منحصر به فرد مخاطب رابرای خودش آشکار کنی.بیشتر افراد دوست دارند با کسی صحبت کنند که آنها رامورد توجه خود قرار دهد. اگر این توانایی را پیدا کنی که دیگران در هنگام صحبت کردن با تو احساس کنند جالب توجه، استثنایی و بی نظیرهستند،این تصور در آنها ایجاد می شود که تو خودت نیز به شخصه انسان فوق العاده و بی همتایی هستی. توصیه می شود که همه ما دوست داریم با افرادی ارتباط داشته باشیم که سبب شوند در مورد خودمان احساس بهتری پیدا کنیم. آسان ترین راه این است که وانمود کنید شما همان مجري موفق هستید؛ همانطور که می دانید آنها با مطرح ساختن سوالاتی که نیاز به تشریح وتفصیل دارند ، توانسته اند شهرت جهانی برای خود برهم زنند. سعی کنید از شخص مقابل سوالاتی بپرسید که پاسخ آنها چیزی بیشتر از یک "بله" و یا "نه" ساده هستند. برای مثال، اگر قصد دارید تا با کسی در محل کار سر صحبت را باز کنید، می توانید از او سوال کنید: "تو چه جوری اینجا استخدام شدی؟" اگر در مهمانی به کسی برخوردید و جذب او شدید می توانید بپرسید: "چی شد که تصمیم گرفتی امشب بیای اینجا و در این مهمانی شرکت کنی؟" نمونه های دیگر برای شروع یک مکالمه اثر بخش از این قرار است: "بجز کار، علاقه به انجام چه امور دیگری داری؟ در چند سال اخیر چه اتفاقات شایان ذکری در زندگی ات رخ داده؟ فکر می کنی در چند سال آتی چه تغییراتی در زندگی ات ایجاد شود؟ با چه تکنیک هایی قصد فائق آمدن بر مشکلات را داری؟ و ... " دقت داشته باشید که پرسش های شما نباید جزء سوالاتی باشند که طرف مقابل بتواند با یک "بله" یا "خیر" خشک و خالی به آنها پاسخ دهد و سر و ته قضیه را هم بیاورد. باید سوالاتی مطرح کنید که دامنه پاسخ دادن به آنها کاملا باز باشد. به عنوان نمونه سوالی نظیر "خوش می گذره؟" چیزی بیش از یک پاسخ کوتاه در بر ندارد و شما را به هیچ کجا نمی برد و چیزی دستگیرتان نخواهد شد. اما اگر مشاهده کردید که فردی به تنهایی در گوشه ای ایستاده می توانید جلو بروید و از او بپرسید: "تو خیلی جدی - یا خوشحال - به نظر می رسی ( بسته به شرایط)، می تونم بپرسم به چی فکر می کنی؟" این سوال باعث می شود که آنها به صورت ناخودآگاه اطلاعاتی هم در مورد خودشان و هم در مورد شرایط موجود، در اختیارتان قرار دهند.

در اکثر موارد انسان های خجالتی خودشان را بیش از اندازه تحت فشار قرار می دهند و تصور می کنند که باید به طور پیوسته برای مطرح کردن موضوعات جالب و سرگرم کننده، در تلاش باشند. هیچ الزامی به انجام چنین کاری وجود ندارد. بیشتر مردم صرفاً در پی مشاهده توجه و علاقه دیگری نسبت به خود هستند. بنابراین پس از اینکه شما سوال را مطرح و پاسخ خود را دریافت نمودید، چیزی را که چند لحظه پیش به عنوان جواب دریافت کردید، مجدداً تکرار کنید. شاید این کار در نظر اول امری طوطی وار به نظر رسد، اما رفته رفته به آن عادت پیدا خواهید کرد. خوب مثلا فرض کنید که می پرسید: "هی، تو خیلی جدی به نظر می رسی، تو ذهنت به چی فکر می کنی؟" و در جواب می شنوید که: "اخیراً شرکت تصمیم دارد افراد بسیار زیادی را به طور موقت از کار معلق نماید و من دچار دلهره شده ام که مبادا اسم من هم جزء این لیست باشد. "با پاسخ های قدیمی که در ذهنتان نقش می بندد، بجنگید؛ و سعی کنید حتی الامکان از آنها استفاده نکنید:"اگر مثبت فکر کنی هیچ گاه این اتفاق رخ نخواهد داد." و یا "چرا؟! هنوز که چیزی اتفاق نیفتاده پس بهتره نگران نباشی." به جای آن می توانید از جمله های روشنفکرانه ای نظیر: "منظورت این است که شرکت در حال نقل و انتقال است و تو باید به فکر کار دیگری باشی؟" استفاده کنید. نمونه ای دیگر: "دوستم قرار بوده با من تماس بگیرد و خیلی دیر کرده، اطلاع ندارم کجا است و نگرانم که اتفاقی برایش نیفتاده باشد" می توانید در جواب بگویید: "قرار بوده دوستت سر یک ساعت مشخصی به تو تلفن بزند و هنوز این کار را انجام نداده؟ به خاطر همین نگران شده ای؟" اگر او احساس کند که بالاخره کسی را پیدا کرده که از توانایی درک بالایی برخوردار است، تمایل پیدا می کند که به صحبت هایش با شما ادامه دهد.
نکته مهم دیگری که باید همیشه به یاد داشته باشید این است که مردم عاشق این هستند که احساس کنند چیزی که در مورد آن صحبت می کنند از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بنابراین در این قسمت می توانید جمله های اینچنینی بگویید، "خیلی جالب است، من جداً از دیدگاه شما خوشم آمده، به نظر می رسد که در مدرسه تکالیفت را خوب انجام می دادی که الان اینقدر باهوش و با مزه شده ای، و ...." تمامی این حرف ها صرفاً به این خاطر گفته می شوند که فرد احساس خوبی نسبت به خودش پیدا کند .

Ali dad
2012-May-27, 22:59
اگر دختر و پسري عقد دائم كرده باشند و الف) در دوران عقد با يكديگر رابطه زناشويي داشته باشندَ، آيا اين عمل خلاف عرف يا قانون ميباشد؟ ب) آيا در دوران عقد مهريه و نفقه به زن تعلق ميگيرد يا خير؟ ج) چنانچه بخواهند از يكديگر جدا شوند، زوج ادعا كند كه رابطه‌ زناشويي با زوجه نداشته است چه طور ميتوان خلاف اين ادعا را اثبات كرد؟

پاسخ: الف) با وقوع عقد نكاح زن و شوهر ميتوانند هر گونه استمتاعي از يكديگر داشته باشند از جمله رابطه جنسي و اين امر ارتباطي به دوران عقد و يا بعد از آن ندارد. در صورت اولين رابطه جنسي تمامي مهريه به زن تعلق ميگيرد.
ب) اگر مدت دوران عقد را با توافق يكديگر تعيين كرده‌اند (عرفاً در اين صورت مرد به زن نفقه‌اي نميپردازد) بنابراين تعلق نميگيرد و لكن اگر زن حاضر است و ميخواهد زندگي مشترك را شروع كند و عروسي نمايند ولي مرد حاضر نيست زوجه خود را به خانه‌اش ببرد از زمان شروع اختلاف نظر نفقه در صورت تمكين زوجه تعلق ميگيرد.
ج) اگر در اصل رابطه زناشويي و وقوع آن اختلاف نظر داشته باشند و از طرق ديگري مانند پزشكي قانوني ثابت نشود ادعاي زن به همراه قسم او دعوي را ثابت ميكند و اگر در اصل رابطه و و قوع آن اختلاف نداشته باشند و زوج مدعي باشد دخول را او انجام نداده است و زن بگويد شوهرش دخول نموده قول زوج به همراه قسم او مورد قبول قرار ميگيرد.

Ali dad
2012-May-29, 14:28
کسی که حکم عدم تمکین برایش صادر شده و تجدیدنظر هم رفته و محکوم شده باشد، باز هم اگر اجرا بگذارد به او نفقه تعلق می‌گیرد یا خیر؟

Ali dad
2012-May-30, 21:57
اگر زني كه خود درآمد دارد و با شوهرش زندگي می كند و درآمد ش را در زندگي خرج كند، اگر بخواهد عدم پرداخت نفقه توسط شوهرش را در دادگاه ثابت كند چه كار بايد انجام دهد؟

Ali dad
2012-May-30, 22:02
کسی که حکم عدم تمکین برایش صادر شده و تجدیدنظر هم رفته و محکوم شده باشد، باز هم اگر اجرا بگذارد به او نفقه تعلق می‌گیرد یا خیر؟
پاسخ: هر زمانی که زن اعلام آمادگی تمکین نمود از آن زمان به ایشان نفقه تعلق می‌گیرد.

Ali dad
2012-May-31, 08:59
زنی هستم که مدتی است میخواهم از همسرم طلاق بگیرم اگرشوهرم از زبان یکی از آشنایانمان بفهمند که من شاغل هستم آیا نفقه ی من پایمال میشود چرا که بنده قبلا در دادگاه کیفری ترک انفاق و همچنین دادگاه عمومی نفقه گفته بودم که من بیکار و دانشجو هستم.
درحالی که من هنوز استخدام نیستم و اسمم توی آن اداره به عنوان یک کارمند رسمی یا قراردادی نیست آیاآنها میتوانند بگویند من نیازی به نفقه ندارم و از این حرفها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

Ali dad
2012-May-31, 21:58
اگر زني كه خود درآمد دارد و با شوهرش زندگي می كند و درآمد ش را در زندگي خرج كند، اگر بخواهد عدم پرداخت نفقه توسط شوهرش را در دادگاه ثابت كند چه كار بايد انجام دهد؟

پاسخ: بايد پس از طرح دادخواست مطالبه نفقه با ارائه شاهد در دادگاه ثابت كند خرج زندگي را از درآمد خودش تامين مي‌كند.

Ali dad
2012-Jun-03, 01:07
شریکم ماشینم را به صورت امانت برده و تصادف کرده است. هم به ماشین آسیب رسانده و هم به خودش. حال نه ماشین را تحویل می‌دهد و نه جای آن را نشان می‌دهد. هیچ مدرکی هم در دست ندارم، نه کارت ماشین و نه بیمه آن، سند ماشین هم به دلیل قسطی بودن آن در شرکت پارس خودرو می‌باشد. چطور می‌توانم شکایت کنم و ماشینم را پس بگیرم؟

Ali dad
2012-Jun-03, 01:10
شریکم ماشینم را به صورت امانت برده و تصادف کرده است. هم به ماشین آسیب رسانده و هم به خودش. حال نه ماشین را تحویل می‌دهد و نه جای آن را نشان می‌دهد. هیچ مدرکی هم در دست ندارم، نه کارت ماشین و نه بیمه آن، سند ماشین هم به دلیل قسطی بودن آن در شرکت پارس خودرو می‌باشد. چطور می‌توانم شکایت کنم و ماشینم را پس بگیرم؟
پاسخ: می‌توانید شکایت کیفری خیانت در امانت نمایید و می‌توانید دعوی حقوقی استرداد خودرو را مطرح کنید. چون دلیل ندارید در پایان دعوی با قسم قاطع باید فیصله یابد. اما این را بدانید اگر طرفتان قسم خورد و ادعای شما ثابت نشد راه دیگری نخواهید داشت برای طرح دعوی مجدد و یا حتی تجدیدنظر نسبت به رای بدوی.

Ali dad
2012-Jun-03, 09:10
حکم کسی که ناخواسته کاری رو انجام میده چیه؟ یعنی مثلا کار خطایی میکنه مثلا با کسی دعوا میکنه و توی عصبانیت به کسی توهین میکنه یا پرخاش میکنه یا طرف مقابل رو میزنه اما رفتارش کاملا ناخواسته هست. یا به عبارتی اون کار دست خودش نیست و کنترل اون رفتار از توان خودش خارجه. این فرد وقتی در این حال قرار میگیره چطور میتونیم اون رو آروم کنیم و یا از این حالت در بیاریم؟ اگر آن شخص در آن حالت که متوجه عملش نیست کار خلافی از جمله ضرب و شتم یا هتک حرمت انجام بده چجوری با اون برخورد میشه؟ حکمش چیه؟

Ali dad
2012-Jun-06, 00:36
چنانچه وكيل نتواند پرونده را به نفع موكل خود تمام كند آيا مي‌توان پولي را كه به ايشان داده شده پس گرفت؟

Ali dad
2012-Jun-06, 00:39
چنانچه وكيل نتواند پرونده را به نفع موكل خود تمام كند آيا مي‌توان پولي را كه به ايشان داده شده پس گرفت؟
پاسخ: اگر به ميزان حق‌الوكاله قانوني پولي اخذ نموده، حق استرداد آن را نداريد. اما اگر بيش از مبلغ قانوني مشروط به اين كه راي پرونده به نفع شما صادر شود اخذ نموده حق مطالبه اضافه دريافتي را داريد.

Ali dad
2012-Jun-13, 21:58
زن شوهرداري كه با مرد اجنبي رابطه نامشروع داشته باشد بعد از اينكه از همسرش طلاق گرفت مي‌تواند با فردي كه رابطه نامشروع داشته ازدواج كند؟
پاسخ: خير، بين اين زن و مرد حرمت ابدي ايجاد مي‌شود و به هيچ عنوان نمي‌توانند با هم ازدواج كنند.

Ali dad
2012-Jun-17, 21:57
زميني را با يك خانه نيمه كاره تعويض كرديم، پس از معامله متوجه شديم ضرر كرده‌ايم، ظرف يك ساعت خواستار فسخ معامله شديم ولي طرف مقابل حاضر به فسخ معامله نيست. جطور مي‌توانيم معامله را فسخ كنيم؟
پاسخ: شما مي‌توانيد به علت غبن در معامله قرارداد را فسخ كنيد و از طريق دادگاه اقدام نماييد. البته اگر خيار غبن را ساقط ننموديد با ذكر اين نكته كه اگر غبن افحش باشد خيار غبن با اسقاط هم طبق نظر تعدادي از فقهاء اسقاط نمي‌شود.

Ali dad
2012-Jul-06, 11:56
در مورد سهم‌الارث دختر و پسر سوال داشتم، ارثي كه از مادر به فرزندان ميرسد؟

Ali dad
2012-Jul-06, 11:57
در مورد سهم‌الارث دختر و پسر سوال داشتم، ارثي كه از مادر به فرزندان ميرسد؟
پاسخ: بر اساس ماده 907 قانون مدني و موازين شرعي اگر متوفي اولاد متعدد پسر و دختر داشته باشد، پسر دو برابر دختر سهم‌الارث ميبرد.

Ali dad
2012-Jul-06, 12:05
برخی افراد از درون غم دارند؛ اما وقتی در جمعی قرار می‌گیرد، خود را بسیار خندان و شاداب جلوه می‌دهد. برای اینکه غم خود را به دیگران منتقل نکنیم و در اوج غم و اندوه، چهره ای خندان داشته باشیم، باید چه کار کنیم؟ «غلامرضا قاسمی کبریا» دکترای روانشناسی و مشاوره در این‌باره به برنا می‌گوید: برخی از افراد توانایی آن را دارند، زمانیکه در محیط‌های متفاوت قرار دارند، رفتار خود را طبق همان محیط تغییر داده و برمحیط مسلط باشند؛ اما برخی دیگر اینطور نیستند و محیط بر آنها مسلط است.

انسانها معمولا دارای قدرتی به نام اراده هستند که می‌توانند تحت هر شرایطی، محیط بر آنها تاثیر نمی گذارد و هرچقدر اگر این اراده در افراد تقویت شود، بر محیط مسلط‎تر هستند.

فرض کنید در جمعی، در به شدت به چارچوب برخورد کرده و صدای مهیبی را تولید می‌کند و تحت تاثیر این صدا، افرادی که در آن جمع قرار گرفته‌اند، واکنش‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهند. مثلا یک نفر می‌ترسد، یک نفر داد می‌کشد و جمع طبق واکنش‌های افراد، تصورهای مختلفی نسبت به افراد دارند که مثلا فلانی خونسرد و یا بیخیال است و یا فلانی بی احساس و زودرنج است.

تمام این عکس العمل‌ها و واکنش ها‌ به شرایط رشد، پرورش و تربیت افراد برمی‌گردد. اگر فردی رفتار او طبق عادت تکرار شود و چنین تلقینی در درون خود داشته باشد که نمی‌تواند آن را ترک کند، این رفتار در او نهادینه می شود؛ اما اگر اراده کند، می‌تواند بر رفتار خود کنترل داشته باشد که این روش نیاز به تمرین دارند.

شاید بار اول آن کار را تکرار کند، اما به تدریج، زمان آن را کمتر می‌کند و بعدها از بین می‌رود. مثلا فرض کنید فردی از ناحیه پا حساس است و احساس قلقلک می‌کند و اگر فردی از دوستان او برای قلقلک دادن به سمتش بیاید، التماس می‌کند که او را قلقلک ندهد؛ ولی وقتی فرد پایش شروع به خارش می‌کند و دیگر جنبه قلقلک را ندارد و هیچ تلقینی نسبت به این موضوع ندارد، و دیگر قلقلکش نمی‌آید. پس تمام این خصوصیات بسته به اراده فرد است.

برخی افراد برای اینکه مشکلات و دغدغه‌های خود را به بیرون بریزند و خود را تخلیه کنند، سعی می‌کنند که با اطرافیان خود درد و دل کرده و یا اگر در جمعی قرار می‌گیرند، این ناراحتی را به آنها انتقال دهند، این روش، درست نیست؛ زیرا با این روش افراد بیماری‌های روانی را در جامعه تشدید می‌کنند.

افراد از طریق روش‌های دیگر باید چنین مهارتی را داشته باشند که فشارهای روحی و روانی را از ذهن خود تخلیه کرد تا این حس ناخودآگاه به این افراد فشار وارد نکند و به دیگران منتقل نکند.

روانشناسان همیشه توصیه می کنند افراد برای برخورد با فردی دیگر و یا حضور در جمع، حتما نگاهی مهربان و چهره‌‌ای همراه با تبسم از خود نشان دهند. اگر افراد چنین رفتاری داشته باشند، ناخودآگاه از فضای ذهنی و درونیات خود دور می‌شوند و تحت تاثیر لبخند خود قرار می‌گیرند و این تعاملی بین عین و ذهن است؛ یعنی افراد تحت تاثیر لبخند خود، ذهن و روح خود را شاد می‌کنند.

روایتی از امام علی وجود دارد که می‌فرمایند:« مومن غم را در دل دارد و شادی را در چهره» افراد زمانی‌که غم را در درون خود پنهان کنند و شروع به تبسم کنند، تحت تاثیر آن ناخودآگاه غم درونی خود را فراموش کرده و آن را از بین می‌برند.

در نتیجه افراد با اراده قوی خود می‌توانند چهره‌ای مثبت و متبسم داشته باشند؛ زیرا تبسم کارکرد ذهن افراد یعنی نیم کره سمت چت افراد را فعالتر کرده و تحت سلطه ذهن خود تصمیم منطقی می‌گیرند.http://ravanshenasi.ravabet.com/2270

Ali dad
2012-Jul-08, 20:47
حکم کسی که ناخواسته کاری رو انجام میده چیه؟ یعنی مثلا کار خطایی میکنه مثلا با کسی دعوا میکنه و توی عصبانیت به کسی توهین میکنه یا پرخاش میکنه یا طرف مقابل رو میزنه اما رفتارش کاملا ناخواسته هست. یا به عبارتی اون کار دست خودش نیست و کنترل اون رفتار از توان خودش خارجه. این فرد وقتی در این حال قرار میگیره چطور میتونیم اون رو آروم کنیم و یا از این حالت در بیاریم؟ اگر آن شخص در آن حالت که متوجه عملش نیست کار خلافی از جمله ضرب و شتم یا هتک حرمت انجام بده چجوری با اون برخورد میشه؟ حکمش چیه؟
هرگاه شخص عاقل و بالغ یعنی کسی که دارای مجنون یا محجورنیست وبه سن بلوغ (دختر 9سال پسر 15سال تمام )رسیده اگر کاری را از روی اختیار و اراده انجام دهد که جرم باشد قطعا مجازات مگردد ولی چنانچه ناخواسته مرتکب جرمی شود وبرای دادگاه احراز شود که تعمدی نبوده یعنی قصد چنین کاری را نداشته مجازات نمیشود ولی اگر اقدام وی موجب ضرر و زیان گردد مسول جبران آن خواهد بود البته اگر کسی توان کنترول رفتارهای ارادی خود را ندارد بنابراین باید به پزشک معرفی گردد با تشخیص پزشک و اعلام نظر کارشناسی ایشان دادگاه تصمیم گیری نماید که مجازات شود یا به دارالتادیب سپرده شود

Ali dad
2012-Jul-12, 09:52
http://www.geocities.com/mohammad_forever84/question.jpg




لطفا ابتدا سوالات را خوانده و بعد کمي فکر کنيد واز مغز خودتان استفاده کنيد پاسخ های خود را برام پیام خصوصی کنید ویکی دو روز بعد جهت مقایسه پاسخ به همین تاپیک مراجعه کنید


مسئله 1 - فرض کنيد راننده يک اتوبوس برقي هستيد. در ايستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس مي شوند ، در ايستگاه دوم 3 نفر بيرون مي روند و پنج نفر وارد مي شوند . راننده چند سال دارد ؟

مسئله 2 - پنج کلاغ روي درختي نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روي درخت باقي مي ماند؟

مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حيوان به داخل کشتي موسي برده شد ؟

مسئله 4 - شيب يک طرف پشت بام شيرواني شکلي ، شصت درجه است و طرف ديگر 30 درجه است . خروسي روي اين پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت مي شود ؟

مسئله 5 - اين سوال حقوقي است . هواپيمايي از ايران به سمت ترکيه در حرکت است و در مرز اين دو سقوط مي کند ، بازمانده ها را کجا دفن مي کنند ؟

مسئله 6 - من دو سکه به شما مي دهم که مجموعش 30 تومان مي شود. اما يکي از آنها نبايد 25 توماني باشد . چطور ؟

مسئله 7- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتي با صداي زنگ ساعت از خواب بيدار شدم چند ساعت خوابيده بوده ام ؟

مسئله 8- اگر تنها يک کبريت داشته باشيد و وارد يک اتاق سرد و تاريک شويد که در آن يک بخاري نفتي ، يک چراغ نفتي و يک شمع باشد اول کدام يک را روشن مي کنيد ؟

<><><><><><><><><><><><><><><><><><>

آرش عزیزخانی
2012-Jul-14, 13:32
پاسخ: اگر به ميزان حق‌الوكاله قانوني پولي اخذ نموده، حق استرداد آن را نداريد. اما اگر بيش از مبلغ قانوني مشروط به اين كه راي پرونده به نفع شما صادر شود اخذ نموده حق مطالبه اضافه دريافتي را داريد.

معذرت می خوام این پاسخ اصلا حقوقی نیست گرچه شاید با توجه بر ماده 10 یه منطق ضعیف حقوقی برایش متصور شد اما ....
وکالت بر ر دو حالت دادگستری وعادی قابل رده بنده است خود وکالت عادی هم بر منجز و غیر منجر
اما در کلیات
وکالت دادگستری وکالت به فعل است بنابراین با انجام کاروجه الوکاله تمام و کمال باید پرداختشود
اما در وکالت به نتیجه با توجه به نتیجه حاصله وجه پرداخت می شود اما می توان اگر نتیجه تام هم بوجود نیامده باشد با بسط به اصل بر غیر قابل ابرعی بودن امور وکیل دادخواست به پرداخت وجه العمل به میزان عمل خود را داشته باشه نه موکل .

Ali dad
2012-Jul-15, 23:23
پاسخ : با سلام و احترام
کاربر گرامی ؛ در تفاوت بین دعوای غصب با دعوای تصرف عدوانی مدنی باید گفت :
1.موضوع دعوای غصب اعم از اموال منقول و غیر منقول است اما دعوای تصرف عدوانی مدنی و حتی دعوای مزاحمت و ممانعت از حق مقررات در قانون آئین دادرسی مدنی ویزه ی اموال غیر منقول است البته موضوع تصرف عدوانی مقرر در ماده یک قانون جلوگیری از تصرف عدوانی مصوب سال 1352اعم از اموال منقول و غیر منقول است
2. در دعوای تصرف عدوانی مدنی موضوع رسیدگی شناسایی مالک نیست هدف حمایت از متصرف است و اگر به استناد و دلایل مالکیت خواهان نیز توجه می شود تنها به منظور احراز سبق تصرف اوست اما در دعوای غصب موضوع رسیدگی شناسایی مالک (عین یا منفعت )و یا دارنده ی حق است و در صورت اثبات مالکیت یا ذی حق بودن خواهان آثار غصب بر عمل خوانده بار میشود
3- دردعوای تصرف عدوانی لازم است استیلای خوانده بدون رضایت متصرف سابق ویا به وسیله نامشروع به دست آمده باشد ولی در غصب هیچ یک از این دو ضرورت ندارد به همین جهت کسی که به بیع فاسد ملکی را به دیگری فروخته و تحویل اوداده می تواند خلع ید او را به عنوان غاصب بخواهد
4. از لحاظ فقهی غصب دارای دو حکم تکلیفی است .1. حرمت عمل 2.وجوب رد مال مغصوب به مغصوب منه یا ولی او .
علاوه بر آن غصب موجب حکم وضعی ضمان است بدین معنی که مغصوب بر عهده ی غاصب است و تلف و نقص و خسارت آن بر عهده غاصب است و اگر که مال مغصوب تلف شود غاصب باید بدل (مثل یا قیمت )آن را به پردازد که از آن به ضمان تعبیر می شود
پس دعوای مترتب بر غصب ممکن است خلع ید از مال غیر منقول یا قلع قمع اعیانی مستحدثه یا استرداد مال منقول مغصوب .الزام خوانده ی غاصب به دادن بدل اعم از مثل یا قیمت مال مغصوب تلف شده و پرداخت ارش و خسارت عیب و نقص مال مغصوب و پرداخت اجرت المثل باشد

موفق باشید.

Ali dad
2012-Jul-15, 23:30
معذرت می خوام این پاسخ اصلا حقوقی نیست گرچه شاید با توجه بر ماده 10 یه منطق ضعیف حقوقی برایش متصور شد اما ....
وکالت بر ر دو حالت دادگستری وعادی قابل رده بنده است خود وکالت عادی هم بر منجز و غیر منجر
اما در کلیات
وکالت دادگستری وکالت به فعل است بنابراین با انجام کاروجه الوکاله تمام و کمال باید پرداختشود
اما در وکالت به نتیجه با توجه به نتیجه حاصله وجه پرداخت می شود اما می توان اگر نتیجه تام هم بوجود نیامده باشد با بسط به اصل بر غیر قابل ابرعی بودن امور وکیل دادخواست به پرداخت وجه العمل به میزان عمل خود را داشته باشه نه موکل . ممنونم دوست عزیز ولی با دقت بیشتر به سوال و پاسخ داده شده توجه نمایید حتما نظرتو عوض میشه

آرش عزیزخانی
2012-Jul-16, 10:19
من هنوز رو جواب خودم مسرم اگه واقعا استدلالی قوی پشت این نظر دارین ذکر بفرماید تا جواب مقتضی را بدهم .

Ali dad
2012-Jul-23, 22:32
پاسخ: ـ سرقفلي وجهي است كه مالك محل تجاري در آغاز اجاره علاوه بر اجور از مستاجر مي‌گيرد تا محل را به او اجاره دهد يا مستاجر كه حق انتقال به غير دارد و به موجر سرقفلي پرداخته در قبال انتفاع منافع به مستاجر دست دوم از او دريافت مي‌كند و يا مستاجري كه به موجب شروط ضن عقد امتيازاتي دارد كه مانع از تخليه عين مستاجره به وسيله موجر است، در قبال اسقاط اين امتيازات و استرداد مورد اجاره به مالك از وي مي‌گيرد. به اين ترتيب ملاحظه مي‌شود كه سرقفلي پديده‌اي است ناشي از اعمال اراده آزاد طرفين عقد اجاره و ايجاد آن به هيچ وجه (برخلاف كسب و پيشه)‌جنبه قهري ندارد.
ـ اجاره طبق تعريف قانون مدني عقدي است كه به موجب آن مستاجر مالك منافع عين مستاجره مي‌شود. بنابراين سرقفلي هم مربوط به اجاره است اما در عقد اجاره روابط طرفين نظر به مقررات قانون مدني و قانون روابط موجر و مستاجر دو حالت پيدا مي‌كند:
1ـ اگر انتقال منافع بدون اخذ وجهي جهت انتقال حقوق تجاري صورت گيرد (تحت عنوان سرقفلي) اين عقد اجاره بدون سرقفلي ناميده مي‌شود.
2ـ اگر انتقال منافع با اخذ وجهي تحت عنوان سرقفلي صورت گيرد كه در نتيجه (مبلغ ماهيانه اجاره هم كم خواهد بود) در اين صورت اجاره با حق سرقفلي ناميده مي‌شود.
نتيجه اينكه اجاره از عقدي است كه طي آن منافع ملك براي مدت معيني در قبال اجاره‌بها در طول مدت اجاره به مستاجر منتقل مي‌گردد. اما سرقفلي عوض و بدل امتيازي است كه مالك منافع به صورت يكجا به ديگري منتقل مي‌نمايد.

Ali dad
2012-Jul-31, 21:32
سوال :اگر ضمن عقد نکاح مبلغی به عنوان مهریه توافق شده باشد و پس از گذشت مدتی از زندگی با توافق زوجین به مبلغ مهریه اضافه شود چنین امری صحیح است یاخیر ؟ دراین صورت آیازوج الزام به پرداخت مازاد مهریه جدید را دارد یا خیر چرا ؟



پاسخ: باتوجه به توافق میان زوجین درباره افزایش مهریه ،زوج با توجه به ماده 10قانون مدنی ملزم به پرداخت مازاد است

Ali dad
2012-Aug-03, 11:35
معنای سه طلاقه چیست و چه آثاری دارد؟


معنای سه طلاقه
زنى که سه بار طلاق داده شده باشد سه طلاقه نامیده می‌شود.

احکام سه طلاقه

← حرام شدن سه طلاقه بر شوهرش
اگر مردى همسرش را -با شرایط- سه بار طلاق (http://wikifeqh.ir/%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82) دهد، آن زن (http://wikifeqh.ir/%D8%B2%D9%86) بر وى حرام (http://wikifeqh.ir/%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85) مى‏شود و حلال شدن دوباره منوط به این است که زن با مردى دیگر ازدواج (http://wikifeqh.ir/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC) کند و پس از آمیزش (http://wikifeqh.ir/%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%B4)، آن مرد او را طلاق دهد.

← مواردی که در سه طلاقه بودن مدخلیت ندارد
در تحقق سه طلاقه بودن، تفاوت نمى‏کند زن مدخول بها (http://wikifeqh.ir/%D9%85%D8%AF%D8%AE%D9%88%D9%84+%D8%A8%D9%87%D8%A7) (نزدیکى با او صورت گرفته) باشد یا نباشد و نیز مرد در فاصله بین طلاق (http://wikifeqh.ir/%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82) اول و دوم، در عده (http://wikifeqh.ir/%D8%B9%D8%AF%D9%87) رجوع کرده باشد یا پس از انقضاى عدّه او را به زنى گرفته باشد و همچنین پس از رجوع در عدّه، با وى آمیزش کرده و سپس او را طلاق داده باشد و یا قبل از آمیزش او را طلاق داده باشد.

← نظر برخی قدما نسبت به حکم سه طلاقگی
از برخى قدما (http://wikifeqh.ir/%D9%82%D8%AF%D9%85%D8%A7) نقل شده که چنانچه پس از پایان یافتن عده (http://wikifeqh.ir/%D8%B9%D8%AF%D9%87) و با ازدواج (http://wikifeqh.ir/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC) جدید، زن را به همسرى گرفته باشد، حکم (http://wikifeqh.ir/%D8%AD%DA%A9%D9%85) سه طلاقگى ( حرمت (http://wikifeqh.ir/%D8%AD%D8%B1%D9%85%D8%AA) زن بر مرد و نیاز داشتن به محلل (http://wikifeqh.ir/%D9%85%D8%AD%D9%84%D9%84)) بر آن مترتب نمى‏شود. بنابر این قول، خروج از عدّه، اثر طلاق پیشین را از بین مى‏برد.

← باین بودن طلاق سوم
طلاق سومِ زن سه طلاقه، باین (http://wikifeqh.ir/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%86) به شمار مى‏رود؛ از این رو، همسرش تعهدى نسبت به هزینه زندگى او در زمان عدّه ندارد.

← عدم تحقق سه طلاق در یک مجلس
سه طلاق در یک مجلس (http://wikifeqh.ir/%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3) واقع نمى‏شود؛ بدین گونه که مرد در یک مجلس به همسرش بگوید: «انْتِ طالِقٌ ثَلاثاً»؛ لیکن در اینکه با اجراى طلاق به صورت یاد شده- با وجود شرایط- یک طلاق واقع مى‏شود یا نه، اختلاف است. مشهور (http://wikifeqh.ir/%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1)، قول نخست است.

Ali dad
2012-Aug-07, 20:14
پرسش : سند ازدواجمان دست همسرم مي‌باشد. الان مي‌خواهم مهريه‌ام را به اجرا بگذارم و از او جدا شوم، چه كار بايد انجام دهم؟

پاسخ: با در دست داشتن شناسنامه و مدارك به دفترخانه‌اي كه ازدواجتان در آن ثبت شده مراجعه و درخواست رونوشت از سند ازدواج كنيد.

Ali dad
2012-Aug-07, 20:16
پرسش : براي من نامه دادخواست اعسار آمده، حالا مي‌خواهم اثبات كنم كه همسرم دارايي دارد، چطور مي‌توانم اين كار را انجام دهم؟

پاسخ: ابتدا بايد ذكر كرد كه داشتن يك خانه و يك ماشين در حد متعارف و شئون مرد، جزء مستثنيات است و ليكن جهت اثبات دارايي همسرتان اگر غير از موارد بالا اموال ديگري داشته باشد به دادگاه معرفي كنيد.

Ali dad
2012-Aug-07, 20:18
پرسش : اگر خانمي زندگي‌اش را ترك كند و براي ايشان اظهارنامه هم فرستاده شده باشد ولي برنگردد، آيا مرد مي‌تواند ازدواج مجدد داشته باشد يا اينكه بايد اجازه دادگاه را داشته باشد؟

پاسخ: بايد از دادگاه اجازه بگيرد در غير اينصورت همسر اول مي‌تواند با توجه به شرط ضمن عقد مندرج در سند ازدواج، طلاق بگيرد.

Ali dad
2012-Aug-07, 20:20
پرسش : سوء رفتار شوهر نسبت به زن چگونه ثابت مي‌شود و چه چيزهايي جزء سوء رفتار حساب مي‌شود؟

پاسخ: سوء رفتار در مقابل حسن معاشرت است كه مورد تاكيد قانونگذار در ماده 1103 قانون مدني است. آزارهاي جسمي و روحي به نحوي كه عرفاً‌ غيرقابل تحمل باشد از مصاديق سوءرفتار است و تشخيص آن به نظر دادگاه است و هر يك از آنها بايد با دلائل شرعي و قانوني به دادگاه ارائه شود و صرف ادعا پذيرفته نيست.

Ali dad
2012-Aug-07, 20:22
پرسش: آيا مرد مي‌تواند مانع از رفتن زن به خانه پدر و مادرش شود؟

پاسخ: طبق قانون و شرع، زن جهت خروج از منزل مگر در مواقع خاص، بايد از همسرش اجازه بگيرد. وليكن مسئله مورد پرسش بين فقهاي عظام اختلافي است، بعضي از فقهاي عظام تفصيل قائل شده‌اند به اينكه فرد تنها در مواردي كه منافي حق شوهر است مي‌تواند اجازه خروج ندهد لكن اگر زن زماني بيرون رود كه منافي حقوق شرعي مرد نباشد اشكال ندارد از جمله اينكه او خانه نباشد و نيازي به وي نداشته باشد و بعضي از فقها به طور كلي هر خروجي را مستلزم اجازه مي‌دانند. و برخي به طور خاص خروج زن را براي ديدار اقوام نزديك از جمله پدر و مادر از موارد جواز مي‌شمارند.

Ali dad
2012-Aug-07, 20:24
پرسش : دختر باكره‌اي كه مهريه‌اش عندالاستطاعه مي‌باشد مي‌تواند از حق حبس استفاده كند؟

پاسخ: در مهريه عندالاستطاعه مرد بايد توانايي مالي پرداخت مهريه را داشته باشد، لذا در اين نوع مهريه اگر زوج توانايي پرداخت نداشته باشد حق حبس براي خانم وجود ندارد.

Ali dad
2012-Aug-07, 20:26
پرسش : نفقه خانم خانه‌دار به چه صورت محاسبه مي‌شود؟

پاسخ: نفقه زن بستگي به شئوونات خانوادگي و عرف وعادت دارد و قاضي پس از بررسي‌هاي لازم نفقه را تعيين مي‌كند. البته ذكر اين نكته مهم است كه نفقه زماني به زن تعلق مي‌گيرد كه زن در تمكين شوهرش باشد.

Ali Mazhar
2012-Aug-08, 14:43
پرسش : اگر خانمي زندگي‌اش را ترك كند و براي ايشان اظهارنامه هم فرستاده شده باشد ولي برنگردد، آيا مرد مي‌تواند ازدواج مجدد داشته باشد يا اينكه بايد اجازه دادگاه را داشته باشد؟ پاسخ: بايد از دادگاه اجازه بگيرد در غير اينصورت همسر اول مي‌تواند با توجه به شرط ضمن عقد مندرج در سند ازدواج، طلاق بگيرد. سلامبرای اخذ اجازه ازدواج مجدد، در ابتدا باید دادخواست الزام به تمکین داده شود و پس از صدور حکم قطعی دادگاه مبنی بر الزام به تمکین زوجه و عدم مراجعت وی به زندگی مشترک باید دادخواست تجویز ازدواج مجدد به دادگاه داده شود. در این دعوای ازدواج مجدد مرد باید ثابت کند توانایی مالی بر نگهداری از دو همسر را دارد.لازم به ذکر است با صدور رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان عالی کشور، ازدواج مجدد با اذن دادگاه، به همسر اول اجازه نمی دهد با استفاده از شرط ضمن عقد از همسرش جدا شود.

Ali Mazhar
2012-Aug-08, 14:45
پرسش : سوء رفتار شوهر نسبت به زن چگونه ثابت مي‌شود و چه چيزهايي جزء سوء رفتار حساب مي‌شود؟ پاسخ: سوء رفتار در مقابل حسن معاشرت است كه مورد تاكيد قانونگذار در ماده 1103 قانون مدني است. آزارهاي جسمي و روحي به نحوي كه عرفاً‌ غيرقابل تحمل باشد از مصاديق سوءرفتار است و تشخيص آن به نظر دادگاه است و هر يك از آنها بايد با دلائل شرعي و قانوني به دادگاه ارائه شود و صرف ادعا پذيرفته نيست. سلامنظر قانونگذار از سوء رفتار در حقیقت ایراد ضرب و شتم جسمی بوده است، اما می توان آن را به آزار روحی نیز تعمیم داد. معمولاً نظریه پزشکی قانونی و یا صدور احکام کیفری علیه مرد به دلیل ایراد ضرب و جرح عمدی تنها راه بهره گیری از این حربه طلاق خواهد بود.

Ali dad
2012-Aug-13, 20:51
پرسش آيا مي‌توان مهريه و نفقه‌اي كه بخشيده شده است را مجدداً مطالبه كرد؟

پاسخ: خير، در صورتي كه مهريه و نففه بخشيده شد ديگر نمي‌توانيد آنها را مطالبه كنيد. مگر اينكه به صورت مشروط ببخشيد. براي مثال در مقابل انجام كاري از سوي همسرتان، مهريه خود را ببخشيد، در اين صورت اگر ايشان به شروط شما عمل نكند شما مي‌توانيد مهريه خود را مطالبه كنيد. توصيه مي‌شود جهت هرگونه توافق بهتر است شهودي حضور داشته باشند و در رابطه با متن توافقنامه با يك نفر حقوقدان و يا مشاور حقوقي مشورت كنيد.

Ali dad
2012-Aug-18, 02:46
پرسش شرايط به عهده گرفتن كفالت يك طفل چيست؟

پاسخ: اگر طفل مذكور فاقد پدر و مادر و جد پدري باشد مي‌بايست حضانت وي را به استناد مواد 1172 و 1173 قانون مدني از دادگاه خانواده درخواست كنيد و اگر پدر طفل با توجه به ماده 1184 قانون مدني به واسطه كبر سن يا بيماري و امثال آن قادر به اداره اموال طفا نباشد فردي به عنوان امين به پدر ضميمه مي‌گردد. اين كار در صورتي كه طبق ماده 1187 طفل به واسطه غيبت يا حبس يا هر علت ديگري نتواند به امور طفل رسيدگي كند هم صورت مي‌گيرد. جهت انطباق موضوع با مساله خود مي‌توانيد به مواد 1180 به بعد قانون مدني مراجعه نماييد.

Ali dad
2012-Aug-20, 11:36
پرسش : خانمم مي‌خواهد جدا شود ولي لوازمش سياهه ندارد، آيا مي تواند كاري بكند؟

پاسخ: مي‌تواند با ارائه مدارك ديگري مثل معرفي شاهد تعلق اموال به خود را ثابت كند

Ali dad
2012-Aug-23, 11:55
پرسش : اگر در زمان عقد در عقدنامه هيچ شرطي گذاشته نشود و پس از عقد زوجين بخواهند شرط و شروط بگذارند از چه طريق مي‌توانند اين كار را انجام دهند؟

پاسخ: بايد ضمن يك عقد لازم ديگر مثل خريد و فروش يك شي هر چند كوچك مانند دفتر يا خودكار شرط گذاشته شود به عنوان مثال من اين كتاب را به شما مي‌فروشم به اين شرط كه فلان كار انجام شود يا فلان .... به اين شرط مي‌گويند شرط ضمن عقد كه مطابق قانون الزام آور است و ليكن بايد آن را در دفاتر اسناد رسمي انجام دهيد و در سند رسمي ثبت كنيد كه قابل استناد باشد و بعداً انكار نشود.

Ali dad
2012-Aug-30, 08:56
پرسش : خواهر بنده ازدواجش، ازدواج دائم بوده ولي ثبت نشده، الان مي‌خواهد از همسرش جدا شود، چه كار بايد بكند؟ آيا توافقي مي‌توانند از هم جدا شوند يا اينكه بايد به مراجع قانوني مراجعه نمايند؟

پاسخ: اگر قصد دارند مطابق قانون اين ازدواج ثبت و رسمي شود بايد دادخواست به دادگاه تقديم نمايند و پس از صدور راي دادخواست طلاق توافقي ارائه نموده و از هم جدا شوند. چنانچه در مورد زوجيت، مدت و نوع آن اختلافي ندارند مي‌توانند دادخواست طلاق توافقي به دادگاه خانواده ارائه نمايند و با توافق طلاق بگيرند.

Ali dad
2012-Sep-02, 19:50
پرسش: بنده مقيم آمريكا هستم و الان مدت 6 ماه است كه ازدواج كرده‌ام و با شوهرم مشكل پيدا كرده‌ايم و مي‌خواهيم طلاق بگيريم. همسرم مرا ممنوع‌الخروج كرده است. با توجه به اينكه بنده قبل از ازدواج هم مقيم آمريكا بودم و الان گرين كارت هم دارم و براي اقامتم در آمريكا بايد حتماً‌ يك سفر به آمريكا بروم، آيا مي‌توانم رفع سوء كنم و بروم كارم را انجام دهم و برگردم؟ در ضمن شوهرم در همان ابتداي ازدواج با رفت و آمد من مشكلي نداشت.

پاسخ: از موضوع شخصيه اطلاعي نداريم لكن اگر سكونت در كشور آمريكا شرط ضمن عقد بوده و يا عقد مبني بر آن انجام شده مي‌توانيد دادخواست الزام زوج به ايفاء‌شرط و رفع ممنوعيت خروج را در دادگاه خانواده اقامه كنيد.

Ali dad
2012-Sep-03, 19:42
پرسش : براي من نامه دادخواست اعسار آمده، حالا مي‌خواهم اثبات كنم كه همسرم دارايي دارد، چطور مي‌توانم اين كار را انجام دهم؟

پاسخ: ابتدا بايد ذكر كرد كه داشتن يك خانه و يك ماشين در حد متعارف و شئون مرد، جزء مستثنيات است و ليكن جهت اثبات دارايي همسرتان اگر غير از موارد بالا اموال ديگري داشته باشد به دادگاه معرفي كنيد.

Ali dad
2012-Sep-04, 20:41
پرسش: آيا به نرخ روز بودن مهريه زن بايد حتماً در عقدنامه ذكر شود؟

پاسخ: خير، در صورت درخواست خانم، به نرخ روز محاسبه مي‌شود.

Ali Mazhar
2012-Sep-05, 14:36
پرسش: بنده مقيم آمريكا هستم و الان مدت 6 ماه است كه ازدواج كرده‌ام و با شوهرم مشكل پيدا كرده‌ايم و مي‌خواهيم طلاق بگيريم. همسرم مرا ممنوع‌الخروج كرده است. با توجه به اينكه بنده قبل از ازدواج هم مقيم آمريكا بودم و الان گرين كارت هم دارم و براي اقامتم در آمريكا بايد حتماً‌ يك سفر به آمريكا بروم، آيا مي‌توانم رفع سوء كنم و بروم كارم را انجام دهم و برگردم؟ در ضمن شوهرم در همان ابتداي ازدواج با رفت و آمد من مشكلي نداشت. پاسخ: از موضوع شخصيه اطلاعي نداريم لكن اگر سكونت در كشور آمريكا شرط ضمن عقد بوده و يا عقد مبني بر آن انجام شده مي‌توانيد دادخواست الزام زوج به ايفاء‌شرط و رفع ممنوعيت خروج را در دادگاه خانواده اقامه كنيد. سلام...با توجه به مقررات بند 3 ماده 18 قانون گذرنامه، در موارد ضرورت با موافقت دادستان محل، زن می تواند بدون اذن همسر و با اثبات ضرورت و اخذ دستور دادستان از کشور خارج شود. به یک وکیل مراجعه بفرمایید.

Ali Mazhar
2012-Sep-05, 14:42
پرسش : براي من نامه دادخواست اعسار آمده، حالا مي‌خواهم اثبات كنم كه همسرم دارايي دارد، چطور مي‌توانم اين كار را انجام دهم؟ پاسخ: ابتدا بايد ذكر كرد كه داشتن يك خانه و يك ماشين در حد متعارف و شئون مرد، جزء مستثنيات است و ليكن جهت اثبات دارايي همسرتان اگر غير از موارد بالا اموال ديگري داشته باشد به دادگاه معرفي كنيد. سلام...بجز معرفی اموال، راهکارهای دیگری نیز در این راه موثر است. به عنوان مثال اگر با ارایه گذرنامه فردی نشان دهید وی مرتب به سفرهای خارجی رفته است، ملائت و عدم اعسار وی ثابت می شود. شغل طرف در رد دعوی اعسار بسیار موثر است. حتی شهادت شهودی دال بر انجام مخارج سنگین توسط فرد(مانند رفتن به رستوران های گران، دادن مهمانی بزرگ، رفتن به سفر، انجام مخارج غیر ضروری و لوکس و ...) می تواند کارساز واقع شود.توصیه ای تکراری: برای دفاع از خود و طرح دعوی از وکیل استفاده نمایید.

Ali Mazhar
2012-Sep-05, 14:54
پرسش شرايط به عهده گرفتن كفالت يك طفل چيست؟ پاسخ: اگر طفل مذكور فاقد پدر و مادر و جد پدري باشد مي‌بايست حضانت وي را به استناد مواد 1172 و 1173 قانون مدني از دادگاه خانواده درخواست كنيد و اگر پدر طفل با توجه به ماده 1184 قانون مدني به واسطه كبر سن يا بيماري و امثال آن قادر به اداره اموال طفا نباشد فردي به عنوان امين به پدر ضميمه مي‌گردد. اين كار در صورتي كه طبق ماده 1187 طفل به واسطه غيبت يا حبس يا هر علت ديگري نتواند به امور طفل رسيدگي كند هم صورت مي‌گيرد. جهت انطباق موضوع با مساله خود مي‌توانيد به مواد 1180 به بعد قانون مدني مراجعه نماييد. سلام...منظور سوال واضح نیست. به نظرم نمی رسد منظور نظر پرسش کننده اموری چون قیومیت، نصب امین و مواردی از این دست باشد. به نظرم پرسش کننده قصد داشته شرایط فرزندخواندگی را بداند. اگر چنین است، بفرمایند تا مقررات فرزندخواندگی عرض شود.

Ali dad
2012-Sep-07, 12:03
پرسش : اگر جد پدري نفقه نوه‌اش را ندهد مي‌توان براي دريافت نفقه زمان گذشته اقدام كرد؟

پاسخ: اگر از دادگاه رأي اذن استقراض نفقه فرزند داشته باشيد مي‌توانيد هزينه‌هايي كه براي فرزندتان كرده‌ايد از پدربزرگش دريافت كنيد. نفقه فرزندي كه پدرش فوت كرده است در صورت داشتن جد پدري و بر فرض توانايي مالي او بر وي واجب است.

Ali dad
2012-Sep-07, 12:13
سلام.من ليلا هستم-21سالمه-4ساله كه نامزد كردم با پسر عموم-خيلي دوسش دارم و از روي تفكر و عقل عاشقش شدم-اما 1ماهه به دليل چنتا دعوايي كه الكي باهم داشتيم سردرگمم و نميدونم كه چم شده و از زندگي چي ميخوام-نامزدم خيلي دوسم داره و هميشه كنارمه.خيلي پسر خوبيه-مشكل از روحيه منه-.......از روحياتم ميگم: 1- از هرچي احساساته سرد شدم 2- از ابراز علاقه و حس دلتنگي سرد شدم دوس ندارم 3- خيلي علاقه مند به تنهايي شدم نه اينكه دورم خلوت باشه.علاقه به اينكه كسي تو روحمو وجودم نباشه 4- بي حوصله ام 5-همه چيز واسم عادي شده 6- دوس داشتن نامزدم واسم عادي شده 7- تقريبا از زندگيم داره خذف ميشه اما اصلا من اين وضعو دوس ندارم نميخوام از دستش بدم 8- دوس دارم تو تنهايي خودم بميرم اما زندگيم اينطور نباشه 9- از خودم متنفر شدم 10-احساس ميكنم دلم سنگ شده...منتظر كمكتون هستم

Ali dad
2012-Sep-07, 12:16
سلام.من ليلا هستم-21سالمه-4ساله كه نامزد كردم با پسر عموم-خيلي دوسش دارم و از روي تفكر و عقل عاشقش شدم-اما 1ماهه به دليل چنتا دعوايي كه الكي باهم داشتيم سردرگمم و نميدونم كه چم شده و از زندگي چي ميخوام-نامزدم خيلي دوسم داره و هميشه كنارمه.خيلي پسر خوبيه-مشكل از روحيه منه-.......از روحياتم ميگم: 1- از هرچي احساساته سرد شدم 2- از ابراز علاقه و حس دلتنگي سرد شدم دوس ندارم 3- خيلي علاقه مند به تنهايي شدم نه اينكه دورم خلوت باشه.علاقه به اينكه كسي تو روحمو وجودم نباشه 4- بي حوصله ام 5-همه چيز واسم عادي شده 6- دوس داشتن نامزدم واسم عادي شده 7- تقريبا از زندگيم داره خذف ميشه اما اصلا من اين وضعو دوس ندارم نميخوام از دستش بدم 8- دوس دارم تو تنهايي خودم بميرم اما زندگيم اينطور نباشه 9- از خودم متنفر شدم 10-احساس ميكنم دلم سنگ شده...منتظر كمكتون هستملطفا دوستان روانشناس به این سوال جواب بدن

Ali dad
2012-Sep-13, 22:44
پرسش : اگر براي عدم ثبت ازدواج شكايت كرده باشيم و طرف مقابل هم مجرم شناخته شود، چنانچه تا قبل از صدور حكم مجرم جهت ثبت ازدواج اقدام نمايد آيا ايشان بازهم محكوم هستند يا خير؟

پاسخ: بله، جرم محقق شده است و مجازات دارد و ممكن است ثبت بعدي موجب تخفيف شود.

Samin J
2012-Sep-13, 23:12
لطفا دوستان روانشناس به این سوال جواب بدن از اونجایی که دوستان روانشناس وقت نداشتن جواب این سوالو بدن من پیشنهاد می کنم به مشاوره مراجعه کنند و برای مدتی هم مسافرت برن واز نامزدشون دور باشن.از کتاب های روانشناسی عشق و خانواده هم می تونند استفاده کنند مثل کتاب معجزه صمیمیت که در سه جلد منتشر شده موضوع این کتاب کلید زندگی و رابطه موفق است وچکیده بیش از 150 جلد کتاب روانشناسی در رابطه با همین موضوع هست.انتشارات نسل نواندیشان/تحقیق و نگارش از زهره اسماعیل بگی وحمیدرضا غلامرضایی است./

nasirii
2012-Sep-13, 23:21
پرسش : اگر جد پدري نفقه نوه‌اش را ندهد مي‌توان براي دريافت نفقه زمان گذشته اقدام كرد؟

پاسخ: اگر از دادگاه رأي اذن استقراض نفقه فرزند داشته باشيد مي‌توانيد هزينه‌هايي كه براي فرزندتان كرده‌ايد از پدربزرگش دريافت كنيد. نفقه فرزندي كه پدرش فوت كرده است در صورت داشتن جد پدري و بر فرض توانايي مالي او بر وي واجب است.

سلام
تا آنجا که من میدانم باید فرزند را به جد پدری تحویل داده چون حزانت با ایشان است و طبیعی است که نفقه هم جز وظایف قانونی پدر بزرگ است

nasirii
2012-Sep-13, 23:25
سلام.من ليلا هستم-21سالمه-4ساله كه نامزد كردم با پسر عموم-خيلي دوسش دارم و از روي تفكر و عقل عاشقش شدم-اما 1ماهه به دليل چنتا دعوايي كه الكي باهم داشتيم سردرگمم و نميدونم كه چم شده و از زندگي چي ميخوام-نامزدم خيلي دوسم داره و هميشه كنارمه.خيلي پسر خوبيه-مشكل از روحيه منه-.......از روحياتم ميگم: 1- از هرچي احساساته سرد شدم 2- از ابراز علاقه و حس دلتنگي سرد شدم دوس ندارم 3- خيلي علاقه مند به تنهايي شدم نه اينكه دورم خلوت باشه.علاقه به اينكه كسي تو روحمو وجودم نباشه 4- بي حوصله ام 5-همه چيز واسم عادي شده 6- دوس داشتن نامزدم واسم عادي شده 7- تقريبا از زندگيم داره خذف ميشه اما اصلا من اين وضعو دوس ندارم نميخوام از دستش بدم 8- دوس دارم تو تنهايي خودم بميرم اما زندگيم اينطور نباشه 9- از خودم متنفر شدم 10-احساس ميكنم دلم سنگ شده...منتظر كمكتون هستم


دختر خوب این وقت سال شوهر کجا پیدا میشه برای چی دعوا کردی زود برو بچسب بهش ولش نکن پسری که به گفته خودت میگی خیلی خوبه
وقت را در مورد ازدواج از دست ندهید با کم بسازید ولی ازدواج کنید

Ali dad
2012-Sep-13, 23:33
سلام
تا آنجا که من میدانم باید فرزند را به جد پدری تحویل داده چون حزانت با ایشان است و طبیعی است که نفقه هم جز وظایف قانونی پدر بزرگ استتعريف: حضانت در لغت به معناي پروراندن، پرستاري، دايگي و تيمارداري و در اصطلا‌ح حقوقي عبارت است از نگهداري مادي و معنوي طفل توسط كساني كه قانون مقرر داشته و قائم به اركان زير است: 1- حضانت مخصوص ابوين و اقرباي طفل است و ميان اقربا رعايت طبقات ارث نمي‌شود. 2- به موجب ماده 1168 قانون مدني نگهداري اطفال هم حق و هم تكليف ابوين است. 3- حفظ مادي (جسم) و تربيت اخلا‌قي و معنوي طفل مناسب با شؤون او 4- اهليت قانوني براي حضانت طفل. از نظر قانوني حضانت به معناي مواظبت و نگهداري و مراقبت از حال صغير است كه غالباً برعهده پدر و مادر مي‌باشد؛ چراكه از نظر محبت و علا‌قه نسبت به فرزند سزاوارتر از ديگري هستند. قانون مدني هم از اين امتياز قانوني استفاده كرده و در ماده 1171 آورده است: «در صورت فوت يكي از ابوين، حضانت طفل با آن كه زنده است، خواهد بود؛ هرچند متوفا پدر طفل بوده و براي او قيم معين كرده باشند.»مطابق مواد 1180 و 1181 قانون مدني، طفل صغير تحت ولا‌يت قهري پدر و جد پدري است و هريك از پدر و جد پدري نسبت به اولا‌د خود ولا‌يت دارند. حضانت يا نگهداري اطفال حق و تكليفي است كه پدر و مادر برابر قانون نسبت به طفل خود دارند

nasirii
2012-Sep-14, 09:04
منوچهر قوامی، قاضی بازنشسته دادگستری
تعریف: حضانت در لغت به معنای پروراندن، پرستاری، دایگی و تیمارداری و در اصطلا‌ح حقوقی عبارت است از نگهداری مادی و معنوی طفل توسط كسانی كه قانون مقرر داشته و قائم به اركان زیر است: 1- حضانت مخصوص ابوین و اقربای طفل است و میان اقربا رعایت طبقات ارث نمی‌شود. 2- به موجب ماده 1168 قانون مدنی نگهداری اطفال هم حق و هم تكلیف ابوین است. 3- حفظ مادی (جسم) و تربیت اخلا‌قی و معنوی طفل مناسب با شؤون او 4- اهلیت قانونی برای حضانت طفل. از نظر قانونی حضانت به معنای مواظبت و نگهداری و مراقبت از حال صغیر است كه غالباً برعهده پدر و مادر می‌باشد؛ چراكه از نظر محبت و علا‌قه نسبت به فرزند سزاوارتر از دیگری هستند. قانون مدنی هم از این امتیاز قانونی استفاده كرده و در ماده 1171 آورده است: «در صورت فوت یكی از ابوین، حضانت طفل با آن كه زنده است، خواهد بود؛ هرچند متوفا پدر طفل بوده و برای او قیم معین كرده باشند.»مطابق مواد 1180 و 1181 قانون مدنی، طفل صغیر تحت ولا‌یت قهری پدر و جد پدری است و هریك از پدر و جد پدری نسبت به اولا‌د خود ولا‌یت دارند. حضانت یا نگهداری اطفال حق و تكلیفی است كه پدر و مادر برابر قانون نسبت به طفل خود دارند؛ اما شیر دادن كودك از لوازم حضانت محسوب نمی‌شود؛ یعنی مادر مجبور نیست كه فرزند خود را شیر دهد؛ مگر در صورتی كه تغذیه طفل به غیر از شیر مادر ممكن نباشد. «براساس ماده 1168 قانون مدنی نگهداری اطفال هم حق و هم تكلیف ابوین است.» رأی شماره 117 مورخ 31 شهریور 1373 شعبه 7 دیوان عالی كشور بدین ترتیب مادر مجبور نیست فرزند خود را شیر دهد. قرآن مجید هم به این امر توجه داشته و در آیه 6 سوره طلا‌ق فرموده است: «و ان كن اولا‌ت حمل فانفقوا علیهن حتی یعضن حملهن فان ارضعن لكم...»؛ اگر زن حامله باشد تا وقت وضع حمل نفقه دهید؛ ‌ آن‌گاه اگر فرزند شما را شیر دهد. ماده 1176 قانون مدنی نیز بر همین مبنا اشعار می‌دارد: «مادر مجبور نیست كه به طفل خود شیر دهد؛ مگر در صورتی كه تغذیه به غیر شیر مادر ممكن نباشد.» حقوق و تكالیف زیر از لوازم حضانت است: 1- تربیت طفل: پدر و مادر در صورت قدرت و استطاعت در حدود توانایی خود باید به تربیت فرزندان خود بپردازند. (ماده 1178 قانون مدنی) 2- تنبیه طفل: ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند؛ اما به استناد این حق نمی‌توانند او را خارج از حدود تأدیب، تنبیه نمایند.‌(ماده 1179 قانون مدنی) 3- اطاعت طفل: در مقابل هر حقی یك تكلیف هم وجود دارد. بر این اساس قانونگذار در ماده 1177 قانون مدنی فرزند را مكلف نموده كه مطیع پدر و مادر خود بوده و در هر سنی كه باشند، به آنها احترام گزارد. «صدور رأی به حضانت افراد كبیر فاقد وجهه قانونی است.» رأی شماره 115 مورخ 8 مهر 1371 شعبه 7 دیوان عالی كشور حضانت طفل با چه كسی است؟ مطابق ماده 1169 اصلاحی مصوب 1382 مجلس شورای اسلامی و تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام قانون مدنی برای حفاظت و نگهداری طفلی كه والدین او جدا از یكدیگر زندگی می‌كنند، مادر تا سن 7 سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است. ا‌ین قاعده مربوط به زمانی است كه پدر و مادر هردو در قید حیات باشند، والا‌ در صورت فوت یكی از آنها حضانت برعهده كسی است كه زنده می‌باشد. «چنانچه مادر متعهد تأدیه مخارج اطفال ذكور شود، با این قید كه تا زمان رشد و بلوغ آنان پدر، اطفال مزبور را از مادر مطالبه نكند، این تعهد و قید به نفع مادر بوده و مانعی است برای پدر در مطالبه اطفال و بر این موضوع دلا‌لت ندارد كه در صورت صرف‌نظر مادر از قیدی كه به نفع او شده، باز هم ملزم به نگهداری اطفال باشد.» حكم شماره 363 مورخ 8 خرداد 1334 شعبه 4 دیوان عالی كشور (مجموعه متین، قسمت حقوقی، ص 155) در ماده 1173 اصلا‌حی مصوب 11 آبان 1376 قانون مدنی آمده است: «هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلا‌قی پدر و مادری كه طفل تحت حضانت آنهاست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلا‌قی طفل در معرض خطر باشد، محكمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا قیم او و یا رئیس حوزه قضایی هر تصمیمی را كه برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ كند.» موارد زیر از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلا‌قی هریك از والدین است: 1- اعتیاد زیان‌آور به الكل، مواد مخدر و قمار 2- اشتهار به فساد اخلا‌قی و فحشا 3- ابتلا‌ به بیماری‌های روانی به تشخیص پزشكی قانونی 4- سوءاستفاده از طفل یا اجبار او به روی آوردن به مشاغل ضداخلا‌قی مانند فساد و فحشا، تكدی‌گری و قاچاق 5- تكرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف. از این ماده چنین استنباط می‌شود كه شخصی كه مكلف به نگهداری طفلی است، به واسطه عدم لیاقت یا فساد اخلا‌قی شایسته حضانت نمی‌باشد. «حضانت با وجود شرایط قانونی، حق مادر است نه اولویت.» حكم شماره 2551 مورخ 21 آبان 1321 شعبه 6 دیوان عالی كشور (مجموعه متین، قسمت حقوقی) تكالیف والدین در مقابل فرزندان خود از دیدگاه قانون: یكی از مهم‌ترین وظایف پدر و مادر، حضانت و تربیت فرزندان و حرفه‌آموزی به آنها تا حد امكان، فراهم آوردن وسایل تحصیل و مواظبت در اموالشان است، به‌گونه ای كه بیكار و مهمل نمانند. در ماده 1178 قانون مدنی هم تصریح شده است: «ابوین مكلف هستند در حد توانایی خود به تربیت اطفال خویش برحسب مقتضی اقدام كنند و نباید آنها را مهمل بگذارند.»برابر این ماده پدر و مادر تكلیف دارند تا آنجا كه برایشان امكان‌پذیر است، به تربیت و تأدیب فرزندان خود اهتمام نموده و در این‌خصوص اهمال ننمایند و از آنجا كه فرزندان سرمایه‌های آینده جامعه می‌باشند، باید در حفظ و تربیت آنها به نحو صحیحی اقدام كنند و هرگاه از آنان خطایی سر زند، به تنبیه و ملا‌متشان بپردازند؛ البته تنبیه نمودن فرزندان نباید از حدود قانونی فراتر رود. در ماده 1179 قانون مدنی به همین امر تصریح شده و آمده است: «ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند؛ اما به استناد این حق نمی‌توانند طفل خود را خارج از حدود تأدیب، تنبیه نمایند.» از مفهوم ماده مذكور استنباط می‌شود كه این تنبیه صرفاً برای جلوگیری از انحراف فرزند اعمال می‌شود و از این حد باید به گونه‌ای استفاده گردد كه با تنبیه پشیمانی عاید نشود. تفاوت حضانت با ولا‌یت قهری پدر نسبت به فرزند از نظر حقوقی: ولا‌یت قهری از حقوق اصلی پدر و جد پدری است و به منظور تعلیم و تربیت و تأدیب و اداره اموال فرزند پیش‌بینی شده و اختیاری است مطلق كه به پدر اعطا گردیده است.در ماده واحده مربوط به حضانت مادران آمده است: «حضانت فرزندان صغیری كه پدرانشان به مقام والا‌ی شهادت رسیده یا فوت كرده باشند، با مادران آنها خواهد بود؛ مگر این كه دادگاه صالح حكم به عدم صلا‌حیت مادر صادر كند.»این ماده واحده در واقع تأكیدی است بر ماده 1171 قانون مدنی كه برابر آن در صورت فوت پدر یا شهادت او حضانت به مادر داده می‌شود. بنابراین هزینه متعارف زندگی این فرزندان كه از اموال موروثی‌شان و یا از طریق بودجه نهادهای انقلا‌بی پرداخت می‌شود، در اختیار مادران آنها قرار می‌گیرد؛ مگر این كه دادگاه براساس آگاهی و تحقیق خود به عدم صلا‌حیت مادر حكم صادر نماید. در این صورت حدود هزینه متعارف را دادگاه تعیین و به مادر یا نماینده قانونی او پرداخت خواهد كرد. اهمیت حضانت اطفال به روایت قانون و آیات قرآن: ماده 1173 اصلا‌حی قانون مدنی می‌گوید: «هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلا‌قی پدر یا مادری كه طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلا‌قی طفل در معرض خطر باشد، محكمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا قیم او و یا رئیس حوزه قضایی هر تصمیمی را كه برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ كند.» موارد زیر از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلا‌قی هریك از والدین است: 1- اعتیاد زیان‌آور به الكل، مواد مخدر و قمار 2- اشتهار به فساد اخلا‌قی و فحشا 3- ابتلا‌ به بیماری‌های روانی به تشخیص پزشكی قانونی 4- سوءاستفاده از طفل یا اجبار او به روی آوردن به مشاغل ضداخلا‌قی مانند فساد و فحشا، تكدی‌گری و قاچاق 5- تكرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف. ماده 1174 همان قانون می‌گوید: «در صورتی كه به علت طلا‌ق یا به هر جهت دیگر ابوین طفل در یك منزل سكونت نداشته باشند، هریك از ابوین كه طفل تحت حضانت او نمی‌‌باشد، حق ملا‌قات فرزند خود را دارد. تعیین زمان و مكان ملا‌قات و سایر جزئیات مربوط به آن در صورت اختلا‌ف بین ابوین با محكمه است.» با توجه به این موارد ملا‌حظه می‌شود كه خانواده هسته اجتماع و طفل كانون این هسته را تشكیل می‌دهد؛ زیرا كودك در درون خانواده پرورش می‌یابد و اجتماع را به وجود می‌آورد. از این رو چنانچه به وضع اطفال و خواسته‌ها، امیال و مقتضیات كودكی آنان توجه شود، بی‌شك قسمت اعظم تبهكاری‌هایی كه در جوامع به وقوع می‌پیوندد، از میان خواهد رفت. بنابراین مسأله نگهداری و تربیت اطفال و اداره امور مالی و معنوی آنان در این سن اقتضای توجه و دقت بیشتری را دارد. اسلا‌م به موضوع كودكان توجه خاصی را مبذول داشته و سعی نموده با قوانین آسمانی خود عواطف انسان‌ها را برانگیخته و برای این قشر معصوم اجتماع، موقعیتی شایسته به وجود آورد. در آیه 233 سوره بقره آمده است: «والوالدات یرضعن اولا‌دهن حولین كاملین لمن اراد ان یتم الرضاعه و علی المولود له رزقهن و كسوتهن بالمعروف لا‌تكلف نفس الا‌ وسعها...»؛ مادران باید 2 سال تمام فرزندان خود را شیر دهند. آن كه خواهد فرزند را شیر تمام دهد، برعهده صاحب فرزند (پدر) است كه خوراك و پوشاك مادر را به حد متعارف بدهد و هیچ كس را تكلیف جز به‌اندازه طاقت نكنند. در آیه 6 سوره طلا‌ق نیز آمده است: «... و ان كن اولا‌ت حمل فانفقوا علیهن حتی یضعن حملهن فان ارضعن لكم فاتوهن...»؛ یعنی به زنان مطلقه اگر حامله هستند تا وقت وضع حمل نفقه دهید. آن‌گاه كه فرزند شما را شیر دهند، اجرتشان را با قرارداد متعارف میان خود بپردازید. خداوند همچنین در آیه 151 سوره انعام می‌فرماید: «لا‌تقتلوا اولا‌دكم من املا‌ق نحن نرزقكم و ایاهم و لا‌تقربوا الفواحش ما ظهر منها...»؛ هرگز فرزند خود را از بیم فقر نكشید. شما و آنها را روزی می‌دهیم و دیگر به كارهای زشت آشكار و پنهان نزدیك نشوید.بدین ترتیب حضانت در فقه امامیه عبارت است از ولا‌یت و سلطنت بر تربیت طفل و آنچه متعلق به اوست، مانند خوابانیدن وی در رختخواب، نظافت و شست‌وشو و سركشی كردن به او و موضوعاتی مانند‌آن. در حقوق مدنی ایران مبنای حقوقی حضانت همان‌‌گونه كه در ماده 1168 قانون مدنی آمده است هم حق و هم تكلیف ابوین است؛ اما این حق مطلق نبوده و اعمال آن موكول به داشتن صلا‌حیت اخلا‌قی پدر، مادر و جد یا شخص ثالث دیگر، مقیم بودنشان در محل سكونت طفل و سرانجام كوشش آنها در مواظبت از مولی‌علیه است. در ماده 1178 قانون مذكور نیز آمده است: «ابوین مكلف هستند در حدود توانایی خود به تربیت اطفال خویش برحسب مقتضی اقدام كنند و نباید آنها را مهمل بگذارند.» بنابراین حضانت حقی نیست كه صرفاً به خاطر استفاده پدر، مادر و جد یا شخص ثالث دیگر كه عهده‌دار حضانت طفل هستند تأسیس شده باشد؛ بلكه حقی است كه غایت آن مصلحت جامعه بوده و وظیفه‌ای است كه براساس آن قانونگذار، والدین را در نگهداری و تربیت طفل، نسبت به دیگران برتری و سلطه قانونی داده است.در نتیجه می‌توان گفت كه حضانت تركیبی است از حق و تكلیف؛ حق است به دلیل اختیاراتی كه به سرپرست طفل می‌دهد و حق تقدمی‌است كه برای او به وجود می‌آورد و اما تكلیف است به جهت این كه هدف از ایجاد آن حفظ حقوق عمومی‌به ویژه رعایت مصلحت طفل می‌باشد نه حفظ منافع سرپرست؛ بلكه صلا‌حیت اعمال حق حضانت در حقوق مدنی ایران از ابتدای تولد طفل تا هنگام بلوغ او توأمان برعهده پدر و مادر است. قبول حضانت مادر امری است كه مورد قبول قانونگذار ایران می‌باشد؛ زیرا به موجب ماده 1171 قانون مدنی، در صورت فوت یكی از ابوین، حضانت طفل با آن كه زنده است، خواهد بود؛ هرچند متوفا پدر طفل بوده و برای او قیم معین كرده باشد. از این رو اگر پدر طفلی ولو یك‌روزه فوت كند، مادر او خواهد توانست حضانت او را تا هنگام خروج از حجر تصدی نماید. لا‌زم به یادآوری است كه مسأله اولویت والدین در اجرای حق حضانت، هم مربوط به زمان ازدواج و هم مربوط به زمان پس از انحلا‌ل نكاح می‌باشد و این موضوع به عنوان یك قاعده آمره پذیرفته شده است. ادامه دارد...

منبع:http://www.maavanews.ir/tabid/53/ctl/Edit/mid/373/Code/1490/Default.aspx

Ali Mazhar
2012-Sep-14, 16:14
منوچهر قوامی، قاضی بازنشسته دادگستری تعریف: حضانت در لغت به معنای پروراندن، پرستاری، دایگی و تیمارداری و در اصطلا‌ح حقوقی عبارت است از نگهداری مادی و معنوی طفل توسط كسانی كه قانون مقرر داشته و قائم به اركان زیر است: 1- حضانت مخصوص ابوین و اقربای طفل است و میان اقربا رعایت طبقات ارث نمی‌شود. 2- به موجب ماده 1168 قانون مدنی نگهداری اطفال هم حق و هم تكلیف ابوین است. 3- حفظ مادی (جسم) و تربیت اخلا‌قی و معنوی طفل مناسب با شؤون او 4- اهلیت قانونی برای حضانت طفل. از نظر قانونی حضانت به معنای مواظبت و نگهداری و مراقبت از حال صغیر است كه غالباً برعهده پدر و مادر می‌باشد؛ چراكه از نظر محبت و علا‌قه نسبت به فرزند سزاوارتر از دیگری هستند. قانون مدنی هم از این امتیاز قانونی استفاده كرده و در ماده 1171 آورده است: «در صورت فوت یكی از ابوین، حضانت طفل با آن كه زنده است، خواهد بود؛ هرچند متوفا پدر طفل بوده و برای او قیم معین كرده باشند.»مطابق مواد 1180 و 1181 قانون مدنی، طفل صغیر تحت ولا‌یت قهری پدر و جد پدری است و هریك از پدر و جد پدری نسبت به اولا‌د خود ولا‌یت دارند. حضانت یا نگهداری اطفال حق و تكلیفی است كه پدر و مادر برابر قانون نسبت به طفل خود دارند؛ اما شیر دادن كودك از لوازم حضانت محسوب نمی‌شود؛ یعنی مادر مجبور نیست كه فرزند خود را شیر دهد؛ مگر در صورتی كه تغذیه طفل به غیر از شیر مادر ممكن نباشد. «براساس ماده 1168 قانون مدنی نگهداری اطفال هم حق و هم تكلیف ابوین است.» رأی شماره 117 مورخ 31 شهریور 1373 شعبه 7 دیوان عالی كشور بدین ترتیب مادر مجبور نیست فرزند خود را شیر دهد. قرآن مجید هم به این امر توجه داشته و در آیه 6 سوره طلا‌ق فرموده است: «و ان كن اولا‌ت حمل فانفقوا علیهن حتی یعضن حملهن فان ارضعن لكم...»؛ اگر زن حامله باشد تا وقت وضع حمل نفقه دهید؛ ‌ آن‌گاه اگر فرزند شما را شیر دهد. ماده 1176 قانون مدنی نیز بر همین مبنا اشعار می‌دارد: «مادر مجبور نیست كه به طفل خود شیر دهد؛ مگر در صورتی كه تغذیه به غیر شیر مادر ممكن نباشد.» حقوق و تكالیف زیر از لوازم حضانت است: 1- تربیت طفل: پدر و مادر در صورت قدرت و استطاعت در حدود توانایی خود باید به تربیت فرزندان خود بپردازند. (ماده 1178 قانون مدنی) 2- تنبیه طفل: ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند؛ اما به استناد این حق نمی‌توانند او را خارج از حدود تأدیب، تنبیه نمایند.‌(ماده 1179 قانون مدنی) 3- اطاعت طفل: در مقابل هر حقی یك تكلیف هم وجود دارد. بر این اساس قانونگذار در ماده 1177 قانون مدنی فرزند را مكلف نموده كه مطیع پدر و مادر خود بوده و در هر سنی كه باشند، به آنها احترام گزارد. «صدور رأی به حضانت افراد كبیر فاقد وجهه قانونی است.» رأی شماره 115 مورخ 8 مهر 1371 شعبه 7 دیوان عالی كشور حضانت طفل با چه كسی است؟ مطابق ماده 1169 اصلاحی مصوب 1382 مجلس شورای اسلامی و تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام قانون مدنی برای حفاظت و نگهداری طفلی كه والدین او جدا از یكدیگر زندگی می‌كنند، مادر تا سن 7 سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است. ا‌ین قاعده مربوط به زمانی است كه پدر و مادر هردو در قید حیات باشند، والا‌ در صورت فوت یكی از آنها حضانت برعهده كسی است كه زنده می‌باشد. «چنانچه مادر متعهد تأدیه مخارج اطفال ذكور شود، با این قید كه تا زمان رشد و بلوغ آنان پدر، اطفال مزبور را از مادر مطالبه نكند، این تعهد و قید به نفع مادر بوده و مانعی است برای پدر در مطالبه اطفال و بر این موضوع دلا‌لت ندارد كه در صورت صرف‌نظر مادر از قیدی كه به نفع او شده، باز هم ملزم به نگهداری اطفال باشد.» حكم شماره 363 مورخ 8 خرداد 1334 شعبه 4 دیوان عالی كشور (مجموعه متین، قسمت حقوقی، ص 155) در ماده 1173 اصلا‌حی مصوب 11 آبان 1376 قانون مدنی آمده است: «هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلا‌قی پدر و مادری كه طفل تحت حضانت آنهاست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلا‌قی طفل در معرض خطر باشد، محكمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا قیم او و یا رئیس حوزه قضایی هر تصمیمی را كه برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ كند.» موارد زیر از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلا‌قی هریك از والدین است: 1- اعتیاد زیان‌آور به الكل، مواد مخدر و قمار 2- اشتهار به فساد اخلا‌قی و فحشا 3- ابتلا‌ به بیماری‌های روانی به تشخیص پزشكی قانونی 4- سوءاستفاده از طفل یا اجبار او به روی آوردن به مشاغل ضداخلا‌قی مانند فساد و فحشا، تكدی‌گری و قاچاق 5- تكرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف. از این ماده چنین استنباط می‌شود كه شخصی كه مكلف به نگهداری طفلی است، به واسطه عدم لیاقت یا فساد اخلا‌قی شایسته حضانت نمی‌باشد. «حضانت با وجود شرایط قانونی، حق مادر است نه اولویت.» حكم شماره 2551 مورخ 21 آبان 1321 شعبه 6 دیوان عالی كشور (مجموعه متین، قسمت حقوقی) تكالیف والدین در مقابل فرزندان خود از دیدگاه قانون: یكی از مهم‌ترین وظایف پدر و مادر، حضانت و تربیت فرزندان و حرفه‌آموزی به آنها تا حد امكان، فراهم آوردن وسایل تحصیل و مواظبت در اموالشان است، به‌گونه ای كه بیكار و مهمل نمانند. در ماده 1178 قانون مدنی هم تصریح شده است: «ابوین مكلف هستند در حد توانایی خود به تربیت اطفال خویش برحسب مقتضی اقدام كنند و نباید آنها را مهمل بگذارند.»برابر این ماده پدر و مادر تكلیف دارند تا آنجا كه برایشان امكان‌پذیر است، به تربیت و تأدیب فرزندان خود اهتمام نموده و در این‌خصوص اهمال ننمایند و از آنجا كه فرزندان سرمایه‌های آینده جامعه می‌باشند، باید در حفظ و تربیت آنها به نحو صحیحی اقدام كنند و هرگاه از آنان خطایی سر زند، به تنبیه و ملا‌متشان بپردازند؛ البته تنبیه نمودن فرزندان نباید از حدود قانونی فراتر رود. در ماده 1179 قانون مدنی به همین امر تصریح شده و آمده است: «ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند؛ اما به استناد این حق نمی‌توانند طفل خود را خارج از حدود تأدیب، تنبیه نمایند.» از مفهوم ماده مذكور استنباط می‌شود كه این تنبیه صرفاً برای جلوگیری از انحراف فرزند اعمال می‌شود و از این حد باید به گونه‌ای استفاده گردد كه با تنبیه پشیمانی عاید نشود. تفاوت حضانت با ولا‌یت قهری پدر نسبت به فرزند از نظر حقوقی: ولا‌یت قهری از حقوق اصلی پدر و جد پدری است و به منظور تعلیم و تربیت و تأدیب و اداره اموال فرزند پیش‌بینی شده و اختیاری است مطلق كه به پدر اعطا گردیده است.در ماده واحده مربوط به حضانت مادران آمده است: «حضانت فرزندان صغیری كه پدرانشان به مقام والا‌ی شهادت رسیده یا فوت كرده باشند، با مادران آنها خواهد بود؛ مگر این كه دادگاه صالح حكم به عدم صلا‌حیت مادر صادر كند.»این ماده واحده در واقع تأكیدی است بر ماده 1171 قانون مدنی كه برابر آن در صورت فوت پدر یا شهادت او حضانت به مادر داده می‌شود. بنابراین هزینه متعارف زندگی این فرزندان كه از اموال موروثی‌شان و یا از طریق بودجه نهادهای انقلا‌بی پرداخت می‌شود، در اختیار مادران آنها قرار می‌گیرد؛ مگر این كه دادگاه براساس آگاهی و تحقیق خود به عدم صلا‌حیت مادر حكم صادر نماید. در این صورت حدود هزینه متعارف را دادگاه تعیین و به مادر یا نماینده قانونی او پرداخت خواهد كرد. اهمیت حضانت اطفال به روایت قانون و آیات قرآن: ماده 1173 اصلا‌حی قانون مدنی می‌گوید: «هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلا‌قی پدر یا مادری كه طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلا‌قی طفل در معرض خطر باشد، محكمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا قیم او و یا رئیس حوزه قضایی هر تصمیمی را كه برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ كند.» موارد زیر از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلا‌قی هریك از والدین است: 1- اعتیاد زیان‌آور به الكل، مواد مخدر و قمار 2- اشتهار به فساد اخلا‌قی و فحشا 3- ابتلا‌ به بیماری‌های روانی به تشخیص پزشكی قانونی 4- سوءاستفاده از طفل یا اجبار او به روی آوردن به مشاغل ضداخلا‌قی مانند فساد و فحشا، تكدی‌گری و قاچاق 5- تكرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف. ماده 1174 همان قانون می‌گوید: «در صورتی كه به علت طلا‌ق یا به هر جهت دیگر ابوین طفل در یك منزل سكونت نداشته باشند، هریك از ابوین كه طفل تحت حضانت او نمی‌‌باشد، حق ملا‌قات فرزند خود را دارد. تعیین زمان و مكان ملا‌قات و سایر جزئیات مربوط به آن در صورت اختلا‌ف بین ابوین با محكمه است.» با توجه به این موارد ملا‌حظه می‌شود كه خانواده هسته اجتماع و طفل كانون این هسته را تشكیل می‌دهد؛ زیرا كودك در درون خانواده پرورش می‌یابد و اجتماع را به وجود می‌آورد. از این رو چنانچه به وضع اطفال و خواسته‌ها، امیال و مقتضیات كودكی آنان توجه شود، بی‌شك قسمت اعظم تبهكاری‌هایی كه در جوامع به وقوع می‌پیوندد، از میان خواهد رفت. بنابراین مسأله نگهداری و تربیت اطفال و اداره امور مالی و معنوی آنان در این سن اقتضای توجه و دقت بیشتری را دارد. اسلا‌م به موضوع كودكان توجه خاصی را مبذول داشته و سعی نموده با قوانین آسمانی خود عواطف انسان‌ها را برانگیخته و برای این قشر معصوم اجتماع، موقعیتی شایسته به وجود آورد. در آیه 233 سوره بقره آمده است: «والوالدات یرضعن اولا‌دهن حولین كاملین لمن اراد ان یتم الرضاعه و علی المولود له رزقهن و كسوتهن بالمعروف لا‌تكلف نفس الا‌ وسعها...»؛ مادران باید 2 سال تمام فرزندان خود را شیر دهند. آن كه خواهد فرزند را شیر تمام دهد، برعهده صاحب فرزند (پدر) است كه خوراك و پوشاك مادر را به حد متعارف بدهد و هیچ كس را تكلیف جز به‌اندازه طاقت نكنند. در آیه 6 سوره طلا‌ق نیز آمده است: «... و ان كن اولا‌ت حمل فانفقوا علیهن حتی یضعن حملهن فان ارضعن لكم فاتوهن...»؛ یعنی به زنان مطلقه اگر حامله هستند تا وقت وضع حمل نفقه دهید. آن‌گاه كه فرزند شما را شیر دهند، اجرتشان را با قرارداد متعارف میان خود بپردازید. خداوند همچنین در آیه 151 سوره انعام می‌فرماید: «لا‌تقتلوا اولا‌دكم من املا‌ق نحن نرزقكم و ایاهم و لا‌تقربوا الفواحش ما ظهر منها...»؛ هرگز فرزند خود را از بیم فقر نكشید. شما و آنها را روزی می‌دهیم و دیگر به كارهای زشت آشكار و پنهان نزدیك نشوید.بدین ترتیب حضانت در فقه امامیه عبارت است از ولا‌یت و سلطنت بر تربیت طفل و آنچه متعلق به اوست، مانند خوابانیدن وی در رختخواب، نظافت و شست‌وشو و سركشی كردن به او و موضوعاتی مانند‌آن. در حقوق مدنی ایران مبنای حقوقی حضانت همان‌‌گونه كه در ماده 1168 قانون مدنی آمده است هم حق و هم تكلیف ابوین است؛ اما این حق مطلق نبوده و اعمال آن موكول به داشتن صلا‌حیت اخلا‌قی پدر، مادر و جد یا شخص ثالث دیگر، مقیم بودنشان در محل سكونت طفل و سرانجام كوشش آنها در مواظبت از مولی‌علیه است. در ماده 1178 قانون مذكور نیز آمده است: «ابوین مكلف هستند در حدود توانایی خود به تربیت اطفال خویش برحسب مقتضی اقدام كنند و نباید آنها را مهمل بگذارند.» بنابراین حضانت حقی نیست كه صرفاً به خاطر استفاده پدر، مادر و جد یا شخص ثالث دیگر كه عهده‌دار حضانت طفل هستند تأسیس شده باشد؛ بلكه حقی است كه غایت آن مصلحت جامعه بوده و وظیفه‌ای است كه براساس آن قانونگذار، والدین را در نگهداری و تربیت طفل، نسبت به دیگران برتری و سلطه قانونی داده است.در نتیجه می‌توان گفت كه حضانت تركیبی است از حق و تكلیف؛ حق است به دلیل اختیاراتی كه به سرپرست طفل می‌دهد و حق تقدمی‌است كه برای او به وجود می‌آورد و اما تكلیف است به جهت این كه هدف از ایجاد آن حفظ حقوق عمومی‌به ویژه رعایت مصلحت طفل می‌باشد نه حفظ منافع سرپرست؛ بلكه صلا‌حیت اعمال حق حضانت در حقوق مدنی ایران از ابتدای تولد طفل تا هنگام بلوغ او توأمان برعهده پدر و مادر است. قبول حضانت مادر امری است كه مورد قبول قانونگذار ایران می‌باشد؛ زیرا به موجب ماده 1171 قانون مدنی، در صورت فوت یكی از ابوین، حضانت طفل با آن كه زنده است، خواهد بود؛ هرچند متوفا پدر طفل بوده و برای او قیم معین كرده باشد. از این رو اگر پدر طفلی ولو یك‌روزه فوت كند، مادر او خواهد توانست حضانت او را تا هنگام خروج از حجر تصدی نماید. لا‌زم به یادآوری است كه مسأله اولویت والدین در اجرای حق حضانت، هم مربوط به زمان ازدواج و هم مربوط به زمان پس از انحلا‌ل نكاح می‌باشد و این موضوع به عنوان یك قاعده آمره پذیرفته شده است. ادامه دارد... منبع:http://www.maavanews.ir/tabid/53/ctl/Edit/mid/373/Code/1490/Default.aspx سلام/دوست ارجمند/با سپاس از ارسال متن بالا که بیشتر نص قانون مدنی بود، اگر این متن را دلیل بر اثبات فرمایش خود دال بر اولویت جد پدری بر مادر در حضانت طفل فاقد پدر آورده اید، باید عرض کنم میان ولایت و حضانت تفاوت وجود دارد که علی عزیز پاسخ شایسته دادند./خواهشمندم در موارد مشاوره تخصصی پاسخگویی را به دوستانی بسپارید که در آن زمینه دارای تخصص هستند.

nasirii
2012-Sep-14, 23:39
من دیدم که بچه را از مادر گرفتند و به پدر بزرگ دادند و مادر هیچ کاری نتوانست بکند

Ali dad
2012-Sep-14, 23:47
من دیدم که بچه را از مادر گرفتند و به پدر بزرگ دادند و مادر هیچ کاری نتوانست بکندسرپرستی کودک تکلیف مادراست و قابل اسقاط نیست وهیچ کس نمیتواند این تکلیف را از مادر ساقط کند مگر اینکه مادر صلاحیت سرپرستی نداشته باشه ویا توافقی کاری انجام شده باشد

پرنيان ش
2012-Sep-16, 22:28
سلام.من ليلا هستم-21سالمه-4ساله كه نامزد كردم با پسر عموم-خيلي دوسش دارم و از روي تفكر و عقل عاشقش شدم-اما 1ماهه به دليل چنتا دعوايي كه الكي باهم داشتيم سردرگمم و نميدونم كه چم شده و از زندگي چي ميخوام-نامزدم خيلي دوسم داره و هميشه كنارمه.خيلي پسر خوبيه-مشكل از روحيه منه-.......از روحياتم ميگم: 1- از هرچي احساساته سرد شدم 2- از ابراز علاقه و حس دلتنگي سرد شدم دوس ندارم 3- خيلي علاقه مند به تنهايي شدم نه اينكه دورم خلوت باشه.علاقه به اينكه كسي تو روحمو وجودم نباشه 4- بي حوصله ام 5-همه چيز واسم عادي شده 6- دوس داشتن نامزدم واسم عادي شده 7- تقريبا از زندگيم داره خذف ميشه اما اصلا من اين وضعو دوس ندارم نميخوام از دستش بدم 8- دوس دارم تو تنهايي خودم بميرم اما زندگيم اينطور نباشه 9- از خودم متنفر شدم 10-احساس ميكنم دلم سنگ شده...منتظر كمكتون هستم

دوست عزيز اطلاعاتي كه شما در اختيار ما گذاشتيد كمك زيادي به امر اجراي يك مشاوره نمي كند براي انجام يك مشاوره درست و راه‌گشا بايد يك ارتباط دو نفره بر قرار شود و مشاور تمام اجزاي مشكل را از جوانب مختلف بسنجد و حتي گاهي اوقات بايد با ديگر اعضاي خانواده هم مشاوره كند تا به اصل مشكل برسد و با همكاري مراجع آن مشكل را حل كنند. دلايل مختلفي باعث بروز يك همچين احساساتي در افراد مي‌شود ممكن است1- طول مدت نامزدي زياد شده باشد ، 2- اگر در فصل زمستان باشد امكان دارد فرد دچار افسردگي فصلي شده باشد3- شايد ميزان هورمون سروتنونين او كم شده باشد.4- احتمال دارد كه اين شخص مبتلا به يك دوره افسردگي شده و يا حتي دوقطبي باشد و .....
در هر صورت من براي اين مشكل شما مطلبي در سايت قرار داده‌ام اميدوارم كه مفيد فايده باشد.
http://www.daneshju.ir/forum/f888/t170692.html#post771331

Ali dad
2012-Sep-16, 22:49
دوست عزيز اطلاعاتي كه شما در اختيار ما گذاشتيد كمك زيادي به امر اجراي يك مشاوره نمي كند براي انجام يك مشاوره درست و راه‌گشا بايد يك ارتباط دو نفره بر قرار شود و مشاور تمام اجزاي مشكل را از جوانب مختلف بسنجد و حتي گاهي اوقات بايد با ديگر اعضاي خانواده هم مشاوره كند تا به اصل مشكل برسد و با همكاري مراجع آن مشكل را حل كنند. دلايل مختلفي باعث بروز يك همچين احساساتي در افراد مي‌شود ممكن است1- طول مدت نامزدي زياد شده باشد ، 2- اگر در فصل زمستان باشد امكان دارد فرد دچار افسردگي فصلي شده باشد3- شايد ميزان هورمون سروتنونين او كم شده باشد.4- احتمال دارد كه اين شخص مبتلا به يك دوره افسردگي شده و يا حتي دوقطبي باشد و .....
در هر صورت من براي اين مشكل شما مطلبي در سايت قرار داده‌ام اميدوارم كه مفيد فايده باشد.
http://www.daneshju.ir/forum/f888/t170692.html#post771331 این سوال توسط یکی از کاربران که بجهت محرمانه بودن مشخصاتش برای من ارسال شده و اطلاعات بیشتری از ایشان ندارم هرجوری که میشود بصورت کلی و عمومی جواب سوال داده شود پاسخگو باشید

Ali dad
2012-Sep-19, 16:09
پرسش : چطور می‌توانم از شرکتهای هرمی شکایت کرد و پولم را پس بگیریم؟

پاسخ: می‌توانید شکایت خودتان را تحت عنوان کلاهبرداری در دادسرای محل وقوع جرم مطرح نمایید.

Ali dad
2012-Sep-19, 16:19
پرسش : 2 درصد دیه کامل چقدر می‌شود؟

پاسخ: معادل دو نفر شتر است. هر شتر معادل نهصدوچهل پنج هزارتومان است.

Ali dad
2012-Sep-19, 17:21
پرسش : نگهداری ماهواره مجازاتش چیست؟

پاسخ: مجازات نگهداری ماهواره از یک تا پنج میلیون ریال جزای نقدی است ( قسمت الف ماده ب قانون ممنوعیت بکارگیری ماهواره)

Ali dad
2012-Sep-25, 23:57
پرسش: آيا ا مكان اينكه وكيل از طريق پست اقدام به اعتراض كند وجود دارد يا خير؟

پاسخ: بله امكان دارد. مهم اين است كه لايحه دفاعيه يا تجديدنظرخواهي خود را با ذكر دقيق شماره پرونده و شعبه در موعد مقرر ارسال نمايد.

Atish pareh
2012-Sep-26, 12:14
دیه کامل مرد مسلمان چقدر است؟
هر دینار معادل چند تومان است؟
چهل و پنج و نیم دینار دیه کامل مرد مسلمان به تومان چقدر میشود؟

Ali dad
2012-Sep-26, 22:40
دیه کامل مرد مسلمان چقدر است؟
هر دینار معادل چند تومان است؟
چهل و پنج و نیم دینار دیه کامل مرد مسلمان به تومان چقدر میشود؟دیه کامل مرد مسلمان بر اساس قیمت امسال1391

94/500/000 تومان است

هر دینار یک هزارم دیه کامل است که معادل نقدی آن 94500 تومان است

چهل و پنج ونیم دینار4299750 تومان است

Ali dad
2012-Oct-05, 11:34
سلام
طبق قراری که با متهم گذاشتم و طبق هماهنگی های انجام شده درتاریخ25شهریور متهم را طوری که خودش متوجه نبود به دام مامور جلب نیروی انتظامی انداختم و با هزار نقشه و کلک موفق به این کار شدم
ولیکن مامور به دست متهم دستبند نزد و متهم از دست جناب سروان و سرباز همراهش گریخت
جناب سروان به بنده قول داد که طی یک هفته اورا دستگیر خواهد کرد ولی اینکار رو نکرد
هم اکنون دوهفته از آن روز گذشته و هیچ اقدامی صورت نگرفته است
آیا میتوانم از جناب سروان به دلیل فراری دادن متهمم شکایت کنم؟
آیا شکایت بنده به دستگیری سریعتر متهم کمکی خواهد کرد؟

Ali dad
2012-Oct-05, 11:41
سلام
طبق قراری که با متهم گذاشتم و طبق هماهنگی های انجام شده درتاریخ25شهریور متهم را طوری که خودش متوجه نبود به دام مامور جلب نیروی انتظامی انداختم و با هزار نقشه و کلک موفق به این کار شدم
ولیکن مامور به دست متهم دستبند نزد و متهم از دست جناب سروان و سرباز همراهش گریخت
جناب سروان به بنده قول داد که طی یک هفته اورا دستگیر خواهد کرد ولی اینکار رو نکرد
هم اکنون دوهفته از آن روز گذشته و هیچ اقدامی صورت نگرفته است


آیا میتوانم از جناب سروان به دلیل فراری دادن متهمم شکایت کنم؟ بله می توانید. سهل انگاری مامور در انجام وظیفه جرم است و در صورت اثبات درمحکمه قطعا مامور مجازات خواهد شد . فرار متهم نیز جرم است چنانچه دستگیرشده باشد ومدارکی مبنی بربازداشت ایشان وجود داشته باشد


آیا شکایت بنده به دستگیری سریعتر متهم کمکی خواهد کرد؟ مامورین اهتمام بیشتری به موضوع شما خواهند داشت

barani70
2012-Nov-16, 13:00
در جواب پیمان بالینی باید بگم هیچ نیازی به تنبیه بدنی و لفظی نیست و پدر و مادر با رفتارشون خیلی راحت میتونن به فرزندانشون بفهمونن که کارشون اشتباه بوده و با حرفهای منطقی و اونها رو مجاب کنن..با تنبیه لفظی بچه ها چیزی نمیفهمن و بدتر میشن.

پرنيان ش
2012-Nov-16, 13:08
در جواب پیمان بالینی باید بگم هیچ نیازی به تنبیه بدنی و لفظی نیست و پدر و مادر با رفتارشون خیلی راحت میتونن به فرزندانشون بفهمونن که کارشون اشتباه بوده و با حرفهای منطقی و اونها رو مجاب کنن..با تنبیه لفظی بچه ها چیزی نمیفهمن و بدتر میشن.

با حرف شما موافقم دوست عزيز در تربيت كودك نيازي به تنبيه بدني نيست
ما در روانشناسي دو نوع تنبيه داريم به نام محروميت و جريمه كردن
در پرورش كودك بهتر است از قوانين رفتار گرايان استفاده كنيم
البته دوست گرامي پرورش كودك كار بسيار مشكلي است فكر نكنيد خيلي راحت است

منتظرالمهدی
2013-Feb-06, 19:56
درباره ی بدبینی مقدماتی را بفرمایید .
اگر بخواهیم بدگمانی و سوء ظن را تعریف بکنیم این است که تصور بد از کسی است که به او یقین نداریم . یک وقت تصور نداریم که هیچی . یک وقت تصور داریم که بد نیست ولی یک وقت نسبت به کسی تصور بد داریم و به او یقین نداریم . این از مهمترین و خطرناک ترین آفات زندگی زناشویی است . یک وقت خانم نسبت به آقا یا آقا نسبت به خانم ، گمان بد می برد و بعد از همسرش سوال می کند و او استدلال می آورد ، جواب می دهد و تمام میشود . اگر بد بینی ها در این حد باشد و گاهی باشد ، ما را نگران نمی کند . اگر بدبینی ها استمرار دارد و دائم است . طرف سوال می کند و استدلال می آورد و آقا یا خانم نمی پذیرد . اگر چنین چیزی شد ، یک رذیله اخلاقی میشود . و یک اختلال روانی ایجاد می کند . اگر اختلال در کل زندگی و در همه جا باشد ، به آن اختلال پارانوئیدی میگویند و اگر فقط با همسر باشد ، اختلال هذیانی می گویند . یا به تعبیری اختلال هذیانی زناشویی می گویند که خیلی خطرناک است . آثار منفی فردی و اجتماعی دارد . انسان را دچار اضطراب می کند ، استرس خود خوری و نگرانی نشاط و امید را از انسان می گیرد . بر اساس پژوهش ها ثابت شده است که آدمهای بدبین احتمال مرگشان نوزده درصد بیشتر از آدمهای خوش بین است . حضرت علی (ع) می فرمایند : بدگمانی انسان را نابود می کند و خوش گمانی انسان را نجات می دهد . کسانیکه در این وادی افتاده اند ، باید مراقب باشند . انسانهای بدبین به بدبینی نسبت به خانم و فرزندشان بسنده نمی کنند و این بدبینی کم کم به جامعه هم سرایت می کند . ما روایت داریم : بدگمانی خطایی هست که گسترش پیدا میکند . اول در خانه است و کم کم به جامعه سرایت می کند. و گاهی به سوء ظن به اولیائ خدا و خود خدا منجر میشود . اول به خانم بدبین میشود ، بعد به جامعه و کم کم به اولیاء خدا و نهایتا به خدا بدبین میشود . و ایمان انسان از بین می رود. حضرت علی (ع) فرمودند : با سوء ظن ، ایمان معنی ندارد . علت اینکه اسلام این قدر نهی از بدبینی کرده است بخاطر همین است . ببینید ما چقدر آموزه دینی داریم . آیه 12 سوره ی حجرات می فرماید : ای کسانی که ایمان آورده اید از بسیاری از گمان ها بپرهیزید . چون بعضی از این گمانها گناه است . حضرت علی (ع) می فرماید : سوء ظن بین خودتان را کنار بیندازید . چون خدا از آن نهی کرده است . علتش این است که آفت دین است . این آفت را جدی بگیرید . و این رذیله اخلاقی را فرهنگ سازی کنیم واز بین ببرید .


برای پیشگیری از جو بدبینی در زندگی زناشویی چکار باید کرد ؟
راه پیشگیری بهتر از درمان است . هم به جوانان عزیز که ازدواج نکرده اند و هم به کسانیکه تازه ازدواج کرده اند عرض می کنم که یکی از عوامل جدی مهم بدبینی و بد گمانی ، سوء تفاهم است . سوء تفاهم یعنی عدم درک انگیزه های و مقاصد طرف مقابل . هرکسی از ظن خود شد یار من ، از درون من نجست اسرار من . انگیزه ها را نمی داند و این باعث سوء تفاهم میشود . یکی از علل مهم سوء تفاهم بین مرد و زن ، عدم شناخت زوایای روحی زن و مرد است . اینکه خانم و آقا همدیگر را نمی شناسند . کسانی که می خواهند این مشکل را پیدا نکنند و یا این مشکل را از بین ببرند به سایت برگردند و تمام مباحث ویژگی تفاوت های فردی مرد و زن را ببینند . و کتاب هایی هم که در این مورد است مطالعه کنید . هر چقدر شما خواهر عزیز بتوانید همسرتان را بهتر بشناسید و آقا ، شما را بهتر بشناسند ، بدانید سوء تفاهم ها از بین می رود و کم تر میشود . ابهامات در زندگی زناشویی ، خیلی مشکلات ایجاد می کند . در پرونده دعاوی در پانصد مورد در تهران دیدم که دویست و یازده مورد منشا دعواها این بوده که یک طرف چیزی گفته و دیگری اشتباه برداشت کرده است . و منظورش را نفهمیده است . در سیره اولیاءالله معمولا ابهام زدایی بوده است . مثلا رسول اکرم در جنگها وقتی غنائم را تقسیم می کردند ، خیلی توضیح می دادند تا ابهام از بین برود و شبهه نباشد . رسول اکرم با خانمی صحبت می کرند . آقایی رد شد و یک جوری نگاه کرد . رسول اکرم او را صدا کرد و گفت : ایشان همسرم است چون ممکن است همین بعدا موضع تهمتی میشد و مشکلاتی را ایجاد می کرد . این یکی از عوامل جدی است که مشکلات ایجاد می کند . موردی را هم که سعی کنید جلوی آنرا بگیرید البته برای آقایان ، مطرح کردن روابطتان با خانم ها است ، این خیلی بدبینی می آورد . این صحبت ها بذر بدبینی را در خانم می کارد . بعضی از تازه دامادها نمی دانم چرا این کار را می کنند ؟ الان این آقا ازدواج کرده است . به خانمش از روابط قبلی خود با دختر ها می گوید و می گوید : من چند تا دوست دختر داشته ام و رابطه داشته ام . من نمی دانم علت آن چیست ؟ یک موقع می خواهد کلاس بگذارد و بگوید : من آدم با عرضه ای بوده ام . جذاب بوده ام . شاید منظورش این است که جایگاه خود را پیش خانمش بالاتر ببرد . ولی نمی داند چه آتشی به زندگی اش می زند . یا از آن طرف خانمها از خواستگارانشان می گویند . این هم بی اعتمادی می آورد و بدتر از آن این است که از روابط قبلی شان بگویند . خانم رابطه ای داشته و به خاطر احساس گناه و عذاب وجدان ، بعد از ازدواج رابطه ی قبلی اش را به همسرش می گوید . بدبینی را ایجاد می کند و خواب را از چشم او می گیرد . گفته بودیم: خانم های محترم این کار را نکنید . شما رابطه ای داشته اید و خطا کرده اید و توبه کرده اید . ما روایت داریم : کسی که توبه میکند مثل کسی است که از مادر متولد شده است . پس احساس گناه معنا ندارد . پس چرا این را میگویید ؟ یکی از عامل های دیگر که بد بینی ایجاد می کند ، تعریف کردن خانم از آقای دیگر جلوی همسرش و برعکس می باشد . شما ازدواج کرده ید و تمام شد . قسمت شما این بوده است . تعریف نکنید . وقتی خانمی از پسرهای فامیل جلوی مردش تعریف میکند این پیام را به آقا میدهد که شما بطور کامل به مردتان تعلق ندارید . شما تعلق خاطری به دیگران هم دارید . این بدبینی ایجاد می کند . یا آقا جلوی خانمش از خانم های دیگر تعریف می کند . این احساس خیلی بدی به خانم می دهد . شاید آقا قصد بدی ندارد . حالا از معنویات خانمی تعریف می کند . می خواهد آن خانم را الگوی خانمش قرار بدهد . آقایان این کار را نکنید . گاهی آقایان از پوشش خانمها گله میکنند . این کار را نکنید . یکی دیگر از عوامل ، پنهان کاری است . آقا گاوصندوق به خانه می آورد و روی موبایلش کد می گذارد و روی کامپیوترش کد می گذارد . این پنهان کاری ها بی اعتمادی می آورد . این یک واقعیتی است . بله گاوصندوق لازم است . خوب اشکالی ندارد ولی کلید و رمزش دست خانم هم باشد . کد هم بگذارید ولی خانم هم بداند . صندوق پستی شما هم اشکالی ندارد که خانم رمز عبور آنرا بداند . مگر زن و مرد چه دارند که از هم پنهان کنند ؟ من در زندگی شخصی ام هیچ وقت این کار را نکرده ام و لزومی ندارد . در ضمن از آن طرف کسی هم به وسایل دیگری دست نمی زند . این کار را نکنید . این صداقت در زناشویی است . گاهی خانم رازهای قبلی زندگی شان را به آقا می گوید و میگوید : این صداقت است . خیر این اشتباه است . شما نباید رازهای زندگی و رازهای شخصی را نباید به همسرت بگویید . یا آقایی در خیابان به او متلک می گوید . خانم به آقا می گوید . خانم این را به مردت نگو . بد بینی میآورد و دل او را چرکین می کند . یا برعکس خانمی در محیط کار به آقا اظهار محبتی کرده است ، آقا سریع این را به خانمش می گوید . آقای عزیز این حرف اشتباه است . این ها صداقت نیست . مطالبی در زندگی دارید که خانم آخرین نفری است که آنرا می فهمد . اینها بی صداقتی است . اگر شما این ها را رعایت کنید ، بی اعتمادی نخواهد بود و سوء ظن ایجاد نخواهد شد . اگر انسانها در کل زندگی شان جوری مشی کنند که این مشکلات پیش نیاید و باید زمینه را از بین برد . در بحث ازدواج مجدد ، این مشکل برای بعضی ها پیش آمده بود که بنده ترویج ازدواج مجدد کرده ام در حالیکه برای خانم بنده این مشکل پیش نیامده بود زیرا من زمینه ها را از بین برده ام . این اعتماد را ایجاد کنیم . که طرف بفهمد همسرش انسان قابل اعتمادی است و اهل بیراهه رفتن نیست . یا بحث چک کردن ها است . تجسس حرام است . من هیچ وقت موبایل همسرم را چک نکرده ام و همسرم هم هیچ وقت موبایل من را چک نکرده است و همینطور فرزندانمان را . چون زمینه نیست و همه به هم اعتماد دارند . نجات در صداقت است . در جایی دروغ جایز هم داریم . فقه ما خیلی کامل است .


مدتی به خانمم بدگمان و بدبین شده ام و شیطان دست از سرم برنمی دارد . چکار کنم ؟
یکی از کارهای جدی شیطان همین ایجاد سوءظن در دل انسان نسبت به دیگران است . بدبینی نسبت به همسر و خانواده . امام سجاد (ع) در دعای سی و دوم صحیفه سجادیه تعبیری دارند : خدایا شیطان مهار من را در سوءظن بدست گرفته است . البته جضرت مصداق این نیستند ولی می خواهند به ما یاد بدهند . این برادر عزیز باید خیلی دقت کنند . باید با شیطان مقابله کنند . باید مراقب القائات شیطان باشند . امیدوارم اوایل راه باشند و به موقع بیننده ما باشند و جلویش را بگیرند چون شیطان القائات تدریجی دارد و آرام آرام کار را به جایی می رساند که زندگی شما را تباه می کند . با آن مقابله بکنید . راه مقابله با آن هم طبق روایات دینی ما ، استعاذه است . یعنی استغفار. اعوذبالله من الشیطان الرجیم . یا استغفرالله ربی واتوب الیه . این درسی است که قرآن به ما داده است . در قرآن داریم : آدمهای با تقوا وقتی شیطان به سراغشان می آید ، ذکر می گویند . و به یاد خداوند می افتند . اگر با استعاذه توانستید مشکل را حل کنید که خیلی خوب است . اگر نمی توانید مقابله کنید ، توصیه ما این است که با همسرتان در میان بگذارید . با مهربانی و با عطوفت بگویید . بگویید : خانم ، من چند وقتی است که دچار بدبینی شده ام و شیطان به جانم افتاده است . من نسبت به شما ، روی بعضی مسائل بدبین شده ام . اگر این را نگویید و این ابهام باقی بماند ، خودش بستری برای ورود شیطان میشود . وقتی بگویید ، خانم توضیحاتی دارند . گاهی بدبینی ها بخاطر سوءتفاهم ها است . این ها فراوانی زیادی دارد . با توضیحات خانم ، سوءتفاهم ها از بین می رود . حضرت علی(ع) میفرمایند : اگر در همسرت چیزی دیدی و بدبین شدی ، با سرعت آن شبهه را از بین ببر حتی اگر خطای خانم کوچک باشد . البته توجه داشته باشید که پیش فرض نداشته باشید . متاسفانه خیلی وقت ها بدبینی در دل طرف ایجاد میشود . از همسرش توضیح می خواهد ولی در پیش خودش پیش فرض هایی دارد . یعنی پیش داوری میکند یعنی داوری کرده و توضیحی هم میخواهد ، این فایده ندارد . شما باید دل تان را پاک کنید و هرچه در ذهنتان است دور بریزید و با یک ذهن کاملا خالی و پاک و سالم توضیحی بشنوید . فرض کنید شوهر خواهر شما آمده و ادله ای برای خیانت خواهر شما ارائه میکند و می خواهد توضیح بدهد که خواهر شما که زن اواست ، خیانت کرده است . شما نسبت به خواهرتان چه ذهنیتی دارید ؟ آیا پیش فرض دارید ؟ آیا پیش داوری می کنید ؟ قطعا نمی کنید و چه بسا پیش داوری مثبت هم بکنید . در دین ما راهی دارد که اصلا بدبینی پیش نیاید و آن حمل بر صحت است . ولی دراینجا آقا بدبین شده است. با خانمتان مطرح کنید و پیش فرض هم نداشته باشید . مته به خشخاش نگذارید . چون اگر استدلال پذیر نباشید ما نگران میشویم که نکند شما اختلال هذیانی داشته باشید . به خانم بگویید که یکسری از رفتارهای شما بدبینی ایجاد میکند . به من کمک کنید . در نگاه و کلام و شوخی ها با دیگران دقت کن . بعضی مواقع طرف زمینه بدبینی را ایجاد میکند و خودش هم حواسش نیست . و واقعا قصدی هم ندارد . آقایان عزیزی که این مشکل را دارید یعنی دچار بدبینی های بی دلیل میشوند ، بیشتر مواقع خودتان مشکل دارید . رفتارهای ناشایست دارند ، خلاف کاری هایی دارند ، و طرف خودشان را هم قیاس به نفس می کنند . یعنی فکر میکنند طرف هم همان کارهایی که او میکند می خواهد انجام بدهد . همان که کافر همه را به کیش خود پندارد میشود . روایت داریم : مرد بد یا شرور به هیچ کسی گمان خیر نمی برد زیرا او را مثل خودش می داند . انسان های خلاف ، اگر روح خود را جلا بدهد و دست از خلاف کاری ها بردارد ، دیدشان نسبت به همه عوض میشود . دیدشان بیشتر میشود . آقایان معمولا صحبت کردن در این رابطه برایشان سخت تر از خانم ها است زیرا خانم ها اهل کلام هستند و راحت تر حرفشان را می زنند . آقایان باید تمرین کنند و جلوی این مسائل کوچک را بگیرند تا به مسائل بزرگ تبدیل نشود . آقای پلیسی گفته اند : شغل من روی رفتار من اثر گذاشته است . بله . شغل روی رفتار انسان ها اثر می گذارد ولی باید جلوی آنرا گرفت . در بعضی از مشاغل مثل پلیس و شغل های قضایی که با مجرمان سر و کار دارند ، اینها را به منزل تسری می دهند و زمینه بدبینی برای آنها بازتراست . و همه را خائن می بینند . حضرت علی (ع) می فرمایند : کسی که بدگمان میشود اعتقاد پیدا میکند که غیر خائن ، خائن است و این معتقدش میشود . پلیس کارش کشف جرم است ولی نباید در خانه درصدد عیب باشد . روایت داریم : دنبال کشف عیب دیگران نباشید . خیلی باید مراقب باشیم . کسانیکه با نوع مشکلات سر و کار دارند ، شما که پلیس هستید دچار مشکل می شوید و همه ذهنتان تیره میشود و به هیچ کس اعتماد ندارید . در خانه باید عینک کاری را بردارید . چینی ها می گویند : ذهن خود را تیره نکن تا هر چیزی را روشن ببینی . آبراهام مزلو میگوید : آدمی که چکش در دست دارد ، همه را به شکل میخ می بیند . کسانی که شغلهای خاص و ویژه دارند ، باید این چکش را کنار بگذارند . و دیدشان خوش بینی و حسن ظن باشد .
با شوهرم زندگی عاشقانه ای دارم ولی همیشه نگران خانم های محل کار ایشان هستم و می ترسم روی روابط ما اثر بگذارند . با این افکار بدبینی چه کار کنم ؟
این افکار خیلی شایع است و باید با آن مقابله کرد . چون این بدگمانی ها انسان را نابود می کند و آثار بسیار منفی دارد . در روایت داریم : بدگمانی انسان را دچار اضطراب می کند . اگر می خواهید اضطراب و استرس نداشته باشید ، حسن ظن داشته باشید . حسن ظن باعث راحتی قلب است . بدگمانی باعث غصه میشود . حسن ظن غم و غصه ها را از بین می برد . اگر می خواهید دلتان صفا و طهارت نفس داشته باشد خوش گمان باشید . این ها روایت است . بیشتر اینکه خانم ها به این سوءظن دچار میشود ، بخاطر بیکاری است . اگر خانم ها در زندگیشان برنامه داشته باشند و وقتشان را پر کنند ، کمتر سراغ این افکار می روند . انزواجویی و تنهایی عوامل بدبینی است . خانم ها با این افکار مقابله جدی بکنید . این افکار انسان را نابود میکند . این افکار کوهی از غم و غصه و اضطراب برای شما ایجاد می کند و شما چطور می خواهید زندگی کنید ؟ این کوه استرس را بردارید . یکی از نویسندگان فرانسوی می گوید : بدبینی یعنی دارا بودن هنر بزرگ پیشاپیش غصه خوردن برای ناگواری هایی که شاید هرگز رخ ندهد . من سراغ دارم خانمی که پانزده سال است که دارد رنج می برد که نکند شوهرم با خانم همکارش باشد و هیچ اتفاقی هم نیفتاده است. پانزده سال فقط خودش را پیر و نابود کرده است . به خدا توکل کنید . ایشان گفته اند : به همسرم عشق می ورزم ولی نگران هستم . خوب شما بدانید بدگمانی این عشق را از بین می برد . چون بدگمانی روی رفتار شما اثر می گذارد و آرم آرام این عشق شما را از بین می برد . اگر شما خوش گمان باشید ، محبت شوهر شما بیشتر میشود . ما روایت داریم : کسی که خوش بین باشد از آنها محبت می گیرد و محبوب میشود . به اولیاءالله توکل کنید . در رفتار با همسرتان دقت کنید . اقتدار او را حفظ کنید . دائم غُر نزنید . توقعاتتان را کم کنید . اگر شما این ها را رعایت کنید ، همسر شما هیچ جا نمی رود . چون دلیلی ندارد . اگر برود بیمار است . بقول حافظ اگر شما برای شوهرتان سرو باشید ، او بُتی لشکر شکن دارد اگر همه مُنشی ها و همکاران خانم جمع بشود ، او بتی لشکر شکن دارد و به آنها توجهی نمی کند . آقایانی هستند که وقتی می خواهند به خانه بروند ، بال در می آورند و خوش حال هستند ولی آقایانی هم هستند که ناراحت هستند مثل اینکه می خواهند به زندان بروند . اگر این ها را رعایت کنید خیالتان هم راحت میشود. عمر با برکت خواهید داشت و می توانید به روح و جسم خودتان برسید . به بچه هایتان برسید . مشکلات گوارشی بخاطر حرص و جوش است . ناراحتی قلبی هم بخاطر همین است .

بخاطر بدبینی که نسبت به دختر نزدیکان دارم و می ترسم شوهرم را فریب بدهند ، رابطه ام را با آنها قطع کرده ام و برای شوهرم سوال انگیز شده است . آیا این کارم درست است ؟
بر اساس روایت یکی از آثار بدبینی همین قطع رابطه است . این خانم ترس دارد که دختران فامیل شوهرش را فریب ندهند و چون می ترسند بدبین می شوند و این بدبینی او را به انزوا می کشاند . حضرت علی (ع) : کسی که خوش گمان نیست از همه کس وحشت دارد . روایت داریم : اگر کسی سوءظن بر او غلبه بکند بین خودش و دوستش صلحی نمی ماند یعنی قهر می کنند . سوء ظن ، بدگمانی ، اضطراب ، استرس دل مردگی ، غم و غصه می آورد . با این افکار مقابله کنید . دلتان را آرام کنید . روایت داریم : کسی که خوش گمان است ، دلش آرام است . چون خودتان لطمه می خورید . علاوه بر اینکه قطع رابطه کرده اید ، دلتان تاریک میشود . شما با این منفی دیدن ها و منفی بافی ها کاری می کنید که این اتفاق بیفتد . بر اساس قانون جذب این اتفاقاتی که در زندگی ما می افتد خودمان جذب می کنیم . قانون جذب می گوید : این پدیده ها و اتفاقات بوسیله ی واقعیت های ذاتی تصاویری است که ما در ذهنمان می سازیم و در حقیقت با آن تصاویر اینها را جذب میکنیم . به زبان ساده تر قانون جذب می گوید : هر چیزی که در بیرون اتفاق می افتد ، قبلا در ذهن ما واقع شده است . ما در درون خودمان چیزی را می آفرینیم بعد به آن باور پیدا می کنیم ، جزء اعتقادات ما میشود و همان در خارج محقق میشود . من به خواهرانی که درگیر این افکار منفی هستند و منفی بافی می کنند ، توصیه می کنم که فیلم مستند راز را ببینند که از شبکه چهار پخش شده است . که بحث قانون جذب را بیان می کند . البته این قانون جدیدی نیست . هزار و چهارصد سال قبل این قانون جذب را اسلام گفته است . یرای نمونه ببینید چقدر روایت داریم که با فال بدزدن مقابله کنید . در بین مردم عامه همان نفوس بد زدن است . چقدر روایت داریم که فال خوب بزنید . رسول اکرم (ص) فرمودند : فال نیک بزنید به آن می رسید . خود حضرت در زندگی چقدر فال خوب می زدند . در هجرتشان از مکه به مدینه و در جاهای دیگر فال نیک می زدند . اما رضا (ع) فرمودند : خدا می فرماید که من در جهت گمان بنده ی مومن خود هستم . اگر گمان خوب ببرد ، من به او خوبی می دهم و اگر گمان بد ببرد به او بدی می دهم . این یک واقعیتی است . قانون جذب . البته نه با آن گستردگی ولی اصل این است که نفوذ بد نزنید . خانم نفوذ بد نزنید . شما میگویید : دخترهای فامیل شوهر من را فریب می دهند . خوب کم کم فریب می دهند . با این افکار مقابله کنید . پس این کار درست نیست .
شوهرم قبل از ازدواج به دخترخاله اش علاقه داشته است . وقتی که دختر خاله اش با شوهرش به منزل ما می آید ، من به او و شوهرم بدبین هستم و شک می کنم که نکند با هم رابطه داشته باشند و بشدت رنج می برم . لطفا راهنمایی بفرمایید .
این شک شروع بدبینی است . آغاز حرکت بسیار خطرناکی است که شما خانم محترم شروع کرده اید . روایت داریم : شک باعث بدگمانی میشود . در آموزه های دینی با این شک ها در زندگی زناشویی مقابله میشود . البته ما شک های سازنده هم داریم . حضرت علی (ع) می فرماید : کسی که زیاد شک می کند ، همیشه بیمار است . برای اینکه جلوی شک را بگیریم باید مقداری کار بکنیم . بیایید به پیامدهای منفی آن توجه بکنید . اگر الان جلویش را نگیرید تبدیل به بدبینی میشود. همان موقع که در ذهن است جلوی شک را بگیرید . شما خانم محترم الان به شوهرتانش شک کرده اید که نکند شوهرتان با دختر خاله اش رابطه دارد . این را تصور کرده اید . خوب این یک تصور است . همینجا تمامش کنید . اجازه ندهید تبدیل به تصدیق بشود . رسول اکرم (ص) فرمودند : وقتی گمان بد می برید ، آنرا تصدیق نکنید . شما اگر به پیامدهای منفی آن فکر کنید باعث شرم میشود . روایت داریم : سوءظن باعث شرارت میشود . بدبینی بزرگترین شر است . اصلا بدبینی شر درست میکند . الان شما به همسرتان شک دارید . چون شما به او شک دارید ،طبیعتا برخورد خوبی نمی کنید . شما به اومحبت نخواهید کرد . یا آنچنان محبت نمی کند . حقوق او را رعایت نمی کنید . نگاههای معنادار می کنید . این رفتارها شما را به آن چیزی که از آن می ترسیدید می کشاند . یعنی قانون جذب . شما یک کاری می کنید که شوهرش دلش از شما زده میشود و دیگر به شما توجه نمی کند و اتفاقا ممکن است بطرف آن سمت و سو برود . و بدتر از او ممکن است با این نگاهها و صحبت ها ، تردیدی هم در شوهر آن خانم ایجاد بکنید . و ببینید چه لطمه ای ممکن است شما به این خانم بزنید . به آموزه های دینی توجه کنید که چقدر می گویند : از شک و بدگمانی دوری کنید . در قرآن داریم : ای کسانی که ایمان آورده اید از بسیاری از گمانهای بد بپرهیزید زیرا بعضی از این گمان ها گناه است . روایت داریم : بدبینی عبادت را از بین می برد و گناه را بزرگ می کند . یکی دیگر از راههای مقابله ذکر و استخاره و استعاذه است . به آثار بد آن توجه کنید . زندگی خودتان را خراب نکنید .


قبلا می خواستم با کسی ازدواج کنم ولی به او نرسیده ام . الان همسرم نسبت به من بدبین است . چکار کنم ؟
خانم این داستان را می داند که پیله می کند لذا شما آقای محترم سعی کنید از آن خانم هیچ حرفی در خانه نزنید . اگر می خواهید مشکلاتان حل بشود به این چند نکته کوچک توجه کنید . اول اینکه از این خانم حرف نزنید . اگر خاطراتی از این خانم داشته اید مطلقا بیان نکنید . هیچ وقت به خانمتان اصرار نکنید آرایش یا پوشش خاصی را داشته باشد . چون خانم فکرش به آن طرف می رود . روی بچه تان اسم آن خانم یا مشابه آنرا نگذارید . چیزی که باعث میشود خانم ها شک کنند تغییرات ناگهان در زندگی آقایان است . مثلا آقا قبلا معمولی بیرون می رفته ، حالا چنان تیپ می زند ، ژل می زند ، عطرهای مختلف می زند ، این برای خانم سوال انگیز میشود . این تغییرات ناگهانی . به همسرتان محبت کنید . حرفهای محبت آمیز بزنید . در خانه سکوت نکنید زیرا پیامهای بدی به خانم می دهد . به همسرتاننیکی کنید . حضرت علی (ع) به مالک اشتر فرمودند : اگر می خواهی مردم تو را دوست داشته باشند و به تو حسن ظن داشته باشند به آنها نیکی کن .


شوهر من طوری رفتاری می کند که من را نسبت به خودش حساس و بدبین می کند . می گوید : مرد میتواند براحتی زن دیگر داشته باشد . آیا این حرفهایش درست است ؟
خوب این آقا زن شناس نیستند و گرنه این حرفها را نمی زدند. قبلا در مورد شوخی های آقایان در مورد ازدواج مجدد و موقت گفته بودیم که آقایان این حرفها را نزنید . زیرا خانم حس تملک دارد . و در او بدبینی ایجاد میشود . اگر روزی برای شما مشکلی پیش آمد ، حرکت و رفتار بودار و مشکوکی خانم شما از شما ببیند ، اثبات بی گناهی کار سختی میشود . اگر قرینه ای پیدا کنند می گویند : آهان آقا خودش میگفت . لذا این کار را نکنید . الان ایشان جدی می گویند ، پس خیلی بدتر است . بعضی از آقایان هدفشان از ایجاد حساسیت ها این است که حس تملک خانم را حساس کند تا خانم بیشتر به او برسد . اگر اذیت و آزاری دارد از بین برود . هدفشان این است . آقای استاد دانشگاه پنجاه ساله می گفتند : دانشجوی هجده ساله ام نامه ی عاطفی برای من نوشتند و من آنرا روی میزم گذاشتم که خانمم آنرا بخواند به این قصد که بداند من علاقمندانی دارد و حواسش را جمع کند . این قطعا کار اشتباهی است . اینکار خوبی نیست اگر شما می خواهید همسرتان را تحریک کنید که زن خوبی برای شما باشد راه کارهای ما را بکار بگیرید . خیلی بهتر است . بعضی از آقایان با پنهان کاری ها حساسیت ایجاد می کنند . کُد می گذارند و گاوصندوق دارند . این ها برای خانم ها حساسیت ایجاد می کند . موبایل زنگ می زند ، می روند در پشت بام صحبت می کنند خوب چرا ؟ خانمی می گفتند : شوهر من حمام می رود ، گوشی موبایلش را می برد . معنای این ها چیست ؟ من می گویم : بعضی مواقع شما گوشی موبایلتان را از روی عمد در خانه جا بگذارید .

خلاصه ای از بحث بدبینی را توضیح دهید .
بدبینی و سوءظن از آفت های مهم زندگی زناشویی است . اگر با این مشکل مقابله نکنند جان و جسم و روان شان نابود میشود . توصیه کرده بودیم که پیشگیری بهتر از درمان است . ما نباید اجازه بدهیم جوّ بدبینی در زندگی ما ایجاد بشود . چند تا راه کار گفتیم . اینکه خانم و آقا همدیگر را بشناسند . یکی از علل جدی بدبینی ها سوء تفاهم است . سوء تفاهم هم بعلت عدم شناخت خانم ها و آقایان از یکدیگر است . همدیگر را بشناسند و اگر ارتباطی قبل از ازدواج داشته اند ، آنها را مطرح نکند . خانم ها از خواستگاران قبلی خودشان نگویند . دیگر تمام شده است . در حضور همسرشان از خانم ها و آقایان دیگر تعریف نکنند . این ها بدبینی می آورد . مخفی کاری نکنند . ما با رمزها و کدگذاری و گاو صندوق ها موافق نیستیم . آقایی گفته بودند بی دلیل به خانمم بدبین شده ام و شیطان دست از سرم برنمی دارد . شما خودتان به این رسیده اید که شیطان است و می خواهد زندگی شما را از بین ببرد . با آن مقابله کنید . راه کارهایی گفته بودم . بر اساس آموزه های دینی استعاذه کنید . استغفار کنید . اگر حل شد خوب الحمدلله و اگر حل نشد بر اساس روایتی از حضرت علی (ع) که فرمودند : اگر به زنتان بدبین شدید ، در اولین فرصت به او بگویید . توضیح بخواهید . استدلال هم بپذیرید و این نقطه سیاهی که در دلتان افتاده ، نگذارید بزرگ بشود تا تبدیل به بحران نشود . آقای پلیسی گفته بودند وقتی من به خانه می آیم همه را مجرم می بینم . گفته بودم ما آدمها کارهایمان بر روی رفتارمان اثر می گذارد . ولی باید خیلی مراقب باشیم . درست است که شما ضابط قضایی هستید و می توانید کشف جرم بکنید ولی در خانه نباید کشف جرم بکنید . حضرت رسول فرمود : در صدد کشف عیب دیگران نباشید . غیبت مسلمان ها را نکنید و عیب های آنها را کشف نکنید . خانمی گفته بودند که من نگرانم که نکند شوهرم با همکاران خانمش ارتباط برقرار بکند و در زندگی من اثر بگذارد . مهمترین توصیه ام این بود که به خدا توسل کنید . به خودتان بیشتر برسید و نیاز مردتان را برآورده بکنید . خانمی گفته بودند من از ترس اینکه دخترهای فامیل روی شوهرم اثر نگذارند ، ارتباطم را قطع کرده ام . این کار اشتباه است . یکی از آثار بدبینی قطع روابط است . این افکار منفی را از ذهن خودتان دور بکنید و به قانون جذب اشاره کردم و گفتم که تمام بدبختی هایی که ما در زندگی داریم ، خودمان جذب می کنیم . خانم انرژی منفی ندهید . آقایی فرموده بودند : من می خواستم با خانمی ازدواج کنم ولی نشد و الان که با خانمم ازدواج کرده ام ، خیلی دغدغه دارد و در مورد آن خانم به من پیله می کند . چکار کنم ؟ من گفتم : خیالشان را راحت کنید و مطلقا از این خانم صحبت نکنید . خاطراتی که با این خانم داشته اید را مطرح نکنید . از آن خانم تعریف نکنید . خانمتان را با او مقایسه نکنید . ابراز محبت کنید . امنیت روحی و خاطر به او بدهید و بگویید : خانم من شما را خیلی دوست دارم .
یکی از دوستان شوهرم با من تماس گرفت تا درباره مشکلات زندگی اش با من مشورت کند . وقتی شوهرم فهمید ، به من تهمت ناروا زد و اعتمادش نسبت به من از بین رفت و بدبین شده است . آیا کار من اشتباه بوده است ؟
چرا ایشان با شما مشورت کرده اند ؟ چه دلیلی داشته که با شما مشورت کرده اند با شوهر شما مشورت می کردند . مشورت در امور معمول زندگی مثلا خرید کاپشن و وسایل زندگی یا ماشین می شود با خیلی ها مشورت کرد . کسی ممکن است درباره ماشین که یکبار خریده است ، تجربه داشته باشد . در مسائل معمول زندگی ما با خیلی ها مشورت می کنیم که مشاور هم نیستند . اطلاعات فنی و تخصصی هم ندارند . ولی درباره مسائل خانوادگی ، ایشان حتی با شوهر شما هم نباید مشورت می کردند . مگر اینکه شوهر شما مشاور بوده باشند . چون این مسائل خیلی حساس است . بین مشورت و مشاوره فرق است . مشاوره کاری فنی است و مشاور باید فنی باشد . چون فراوان دیده ایم که با یک شخص غیر فنی و غیر مشاور ، مشاوره کرده و نسخه ی غلطی به او داده است . و نظام زندگی اش بهم ریخته است . شما خانم محترم حتی اگر می توانستید به این آقا کمک بکنید و مشاوره بدهید ، چون این آقا نامحرم هستند و شما شوهر دارید و شوهر شما حس ناموس پرستی دارد ، غیرت دارد ، نباید این کار را می کردید . مرد این را تحمل نمی کند . خیلی ها این طوری هستند . گذشته از این موضع تهمت است . شما چیزی در دلتان نبوده است . خانم مومن و متدین با حفظ ضوابط شرع مشاوره داده اید . ولی این موضع تهمت است . چون دیگران هم نمی دانند . شوهر شما که نمی داند و به شما تهمت ناروا زده است . اعتماد شوهر شما سلب شده است و شما خود را در موضع تهمت قرارداده اید . روایت داریم : از مواضع تهمت بپرهیزید . اگر کاری کردید و به شما تهمت زدند خودت را سرزنش کن . کسی که به تو تهمت زده سرزنش نکن . البته کار این آقا هم غلط است . تهمت زدن گناه است . ولی کار شما هم غلط و اشتباه است . او به شما تهمت زده ، گناه کرده و شما هم زمینه این تهمت را فراهم کرده اید ، اشتباه کرده اید . اصلا فرض می کنیم شوهر شما با این داستان هیچ مشکلی ندارد . بعضی ها این جوری هستند و با مشاوره دادن خانم مشکل ندارند ولی باز می گویم : احتیاط کنید . این کار را نکنید . ممکن است اوایلش شما هیچ حس خاصی نداشته باشید ولی متاسفانه آرام آرام شروع میشود . خیلی موارد این جوری داشته ایم و کم کم احساس می کنید عُلقه ای ایجاد شده است . دل ما ابریشمی است . خیلی زود دلبسته می شویم . خیلی زود وابسته میشویم . خیلی باید مراقبت کرد . این همه احکام دین برای ارتباط دو نامحرم برای چیست ؟ برای این است که این وابستگی ها ایجاد نشود . و بنیان خانواده تخریب نشود . اگر دو تا نامحرم ضوابط دین را رعایت نکنند که چه روایت ها داریم . اگر دو زن و مرد نامحرم در اتاقی باشند ، نفر سوم شیطان است . حتی اگر ضوابط دین را هم رعایت بکنند باز هم باید به قدر ضرورت باشد . بیش از ضرورت حرام نیست ولی مکروه است . شما باید از شکست های زندگی تان درس بگیرید . تجربه بدست بیاورید و کاری بکنید که اعتماد از دست رفته شوهرتان برگردد و ما برای آن راه کار داریم .
شوهرم چون بدبین است بدون دلیل به من تهمت های ناروا می زند . مگر تهمت زدن به دیگران گناه نیست ؟
تهمت زدن به دیگران گناه است . اینکه اسلام این قدر با بدبینی مقابله می کند بخاطر همین است . روایت داریم : ایمان با سوء ظن قابل جمع نیست . حضرت علی (ع) می فرمایند : انسان بدگمان دین ندارد . این ها بخاطر جلوگیری از این پیامدها است . همان پیامد تهمت زدن است . این آقا چون بدبین است تهمت می زند . اگر این آقا بدبین نبود ، تهمت نمی زد . این تهمت ها پیامد بدبینی است . لذا با تهمت شدیدا مخالفت شده است . روایات عجیبی داریم . رسول اکرم (ص) فرمودند : اگر کسی به زن و یا مرد مومن تهمت بزند ، در روز قیامت خدوند او را بر تلی از آتش قرار خواهد داد تا به کیفرش برسد . حالا این برای تهمت های معمولی است . حالا اگر این تهمت ناروای بی عفتی بود یعنی یک قدم بالاتر . اگر کسی به دیگران یا شوهر به زن تهمت ناروا بزند ، در اینجا هشدارها جدی تر است . امام رضا (ع) فرمودند : کسی که به زنش تهمت بی عفتی می زند ملعون است . زیرا این تهمت از جنس کفر است ونتیجه ی کفر آتش جهنم است . تهمت بی عفتی به خانم هایتان نزنید . بخاطر اینکه در این تهمت پشیمانی طولانی و عقوبت شدید است . در تهمت این نکته وجود دارد که آبروی مومن ریخته میشود . سه چیز در مسلمان حرمت دارد : خون ، مال و آبرو . روایت داریم : آبروی مومن مثل خون مومن است . حتی روایت داریم مثل حرمت کعبه است . اگر آبروی مومن بریزد ، دیگر در اجتماع نمی تواند سر بلند بکند و از چشم مردم می افتد . امام صادق (ع) فرمودند : اگر کسی به مومنی تهمت بزند و به سبب این تهمت از چشم مردم بیفتد ، خدا او را از تحت سر پرستی خودش بیرون می کند و به تحت ولایت شیطان می فرستد و شیطان هم او را نمی پذیرد . این برادر باید مراقب باشند . این کار خطرناکی است و پیامدهای خطرناکی دارد . آیه 4 سوره نور می فرماید : اگر کسانی به خانم های پاک دامن تهمت بی عفتی بزنند اگر چهار تا شاهد نیاورند ، آنها را هشتاد ضربه بزنید . شهادت آنها را نپذیرید و آنها فاسق هستند . این ها بخاطر این است که می خواهند آبروی مومن حفظ بشود . خیلی ها می گویند : چرا چهار تا شاهد ؟ می دانید که این تهمت در اسلام خیلی سنگین است لذا در اینجا می فرمایند : چهار تا شاهد تا بی گناهی مجرم شناخته نشود . و دیگری بحث آبرو است . اگر طرف نتواند ثابت کند آبروی فرد ریخته شده است و جمع کردن آبرو خیلی سخت است . جالب است در قتل دو شاهد عادل کافی است . برای اثبات تهمت بی عفتی چهار تا شاهد لازم است زیرا بحث آبرو در میان است و اینکه پای دو نفر در میان است . در قتل پای یک نفر گیر است . این سخت گیری ها بخاطر آبروی مومن است . حالا تهمتی که در سوره نور خواندیم برای تهمتی است که یک آقایی به یک خانمی در جامعه می زند نه به خانم خودش که آن احکام دیگری دارد . سه آیه بعدی درباره ی همین است .

خانم من هنگام خروج از منزل آرایش غلیظی می کند ولی در منزل آرایش نمی کند . آیا حق دارم به او شک کنم و نسبت به او بدبین باشم ؟
البته کار این خانم درست نیست و این یکی از محرمات الهی است . دین اجازه نمی دهد یک خانم با پوشش نامناسب و آرایش کرده بیرون برود . سخت گیری اسلام بخاطر حفظ بنیاد خانواده است . یکی از علل جدی انحرافات و روابط ناشایست و ناامنی ها همین است . روایات زیادی دراین باره داریم . رسول اکرم (ص ) فرمودند : اگر زنی با پوشش نامناسب و آرایش از منزل خارج بشود ، تا اینکه مردم به او نگاه کنند تمام فرشتگان آسمان و زمین او را لعنت می کنند . این خانم در غضب الهی است تا بمیرد و در روز قیامت او را در جهنم می افکنند . این روایت خیلی سنگین است . در جایی دیگر فرمودند : من شما را به شرورترین زنانتان آگاه می کنم ، شرورترین زنان شما آن کسی است که موقعی که بیرون می روند آرایش می کننند و مرد خود را محروم میکنند . و در جایی دیگر فرمودند : من شما را به بهترین زنانتان آگاه می کنم . بهترین زنان شما کسانی هستند که وقتی در خانه هستند برای شوهرشان آرایش کنند و وقتی بیرون می روند دیگران را محروم می کنند . نکته ی بسیار مهم و اساسی است . الان سوال چیز دیگری است . این آقا به خانمش شک دارد و بدبین است . یعنی اینکه نکند ایشان بیرون می روند که خیانت کنند . من این را قبول ندارم و اینجا حرف دارم . این فکر را از خودتان دور کنید . خانم شما اشتباه میکند . زن شوهر دار باید سه خصوصیت داشته باشد : یکی اینکه خود را از پلیدی ها دور نگهدارد تا اطمینان شوهرش را جلب کند . خانم شما سراغ یک رفتار غلطی رفته اند و اعتماد شما از بین رفته است . ایشان اشتباه کرده اند . معنای این خیانت نیست . ممکن است برای خودنمایی باشد . بعضی از خانم ها این ویژگی ها را دارند . به زیبایی های ایشان در منزل بیشتر توجه کنید . با محبت و کلام نرم و با مهربانی به او بگویید که این رفتاری که شما میکنید باعث شده که شیطان به جان من بیفتد و به شما شک کنم . جلوی این شک و بدبینی را بگیرید .

شوهرم تحت تاثیر حرف دیگران به من بدبین شده است . آیا درست است بدون دلیل و مدرک حرف دیگران را قبول کند ؟
نخیر درست نیست . خیلی از وقتها خبرهایی که دیگران به ما می دهند ، خبرهای درستی نیست . انگیزه های متفاوت است . ممکن است بعضی ها سالم نباشند یعنی آدمهای ناسالمی هستند که خبر می دهند و قرآن کریم امر فرموده که اگر انسان فاسقی برای شما خبر آورد ، درباره ی آن خبر تحقیق کنید تا ندانسته به گروهی آسیب نرسانید و از کرده ی خودتان پشیمان نشوید . گاهی خبر را فرد فاسقی می آورد و گاهی طرف فاسق نیست ولی غرض ورز است . دشمنی دارد . گاهی در بین نزدیکان از خانم به آقا خبری می دهند . فاسق نیست . دشمن هم نیست . از روی غرض ورزی هم نمی گوید ولی از روی حسادت می گوید . گاهی مادر و خواهر خودمان اطلاعاتی راجع به همسرمان به ما می دهند که از روی دلسوزی است . خبری را شنیده ، صرفا به شنیده اعتماد می کند البته مطمئن نیست ولی از روی دلسوزی این را منتقل میکند . ما دستور داریم در مورد این نوع خبرها تا شما علم و یقین به صحت آن پیدا نکردید ، به آن ترتیب اثر ندهید . خیلی خیلی نکته ی مهمی است . متاسفانه بعضی ها دهان بین هستند . این یک ویژگی خیلی بدی است . هر حرفی را می شنوند می پذیرند . این نشانه ی تزلزل شخصیت است . این انسانها ضعف در شخصیت دارند . کسانی که شخصیتشان محکم است ، دیگران نمی توانند براحتی باور آنها را تغییر بدهند . خیلی روی این نکته تاکید شده که مراقب شنیده هایتان باشید . روایت داریم که اگر شما به جدی بودن برادرت ایمان داری و اینکه راه و روش او درست است ، دیگر به حرفهای دیگران گوش ندهید . خانم عزیز اگر شما به شوهرت اطمینان داری ، پس دیگر به حرف مردم گوش نده و یا برعکس آن . در دین ما روی شنیده ها خیلی تاکید شده است . از حضرت علی (ع) پرسیدند که بین حق و باطل چقدر فاصله است ؟ ایشان فرمودند : چهار انگشت . یعنی فاصله ی بین گوشت تا چشم . آن چیزی که چشمهایت می بیند حق است و آن چیزهایی که گوشهایت می شنود ، اکثراً باطل است . باید سعی کنیم به شنیده ها اعتماد نکنیم . توصیه من به این برادر این است که به حرفهای دیگران گوش ندهند . این ها بدبینی و سوء ظن ایجاد می کند . و نظام زندگی انسان را خراب می کند . خیلی تاکید شده است که اگر چیزی را می شنوید و به آن علم و یقین ندارید ، آنرا نقل نکنید . قرآن می فرماید : آنچیزی که به آن علم نداری ، از آن پیروی نکن . نکته جالبی را بگویم . الان من مطلبی را راجع به شما نمی دانم و یقین ندارم ولی آنرا نقل می کنم ، این چندین گناه کبیره است . تهمت و افترا است ، دروغ است وغیبت است . چیزی که دین روی آن تاکید می کند این نیست . چون این همه اش گناه است . چیزی که روی آن تاکید میشود این است که شما راجع به دوستت مطلبی را می دانی یا او خطایی کرده و شما هم یقین داری ، این را هم نقل نکن . قرآن می فرماید : کسانی که دوست دارند عمل زشت را در مورد کسانیکه ایمان آورده اند شایع کنند ، خدا به آنها وعده ی عذاب می دهد . این همان مطلبی است که در بالا گفتیم . در اینجا شخص خطای دوستش را می داند و یقین دارد ولی نباید آن را ترویج و شایع بکند . اسلام می خواهد جامعه سالم بماند . اسلام می خواهد قُبح گناه نریزد . وقتی کسی گناه و یا خطایی کرد ، وقتی شما این را نقل می کنید قبح گناه از بین می رود . همان اتفاقی که در غرب افتاده است . که هدفشان ریختن قبح گناه است . اسلام می گوید : به شایعات گوش نده و از طرفی هم می گوید که مطلبی را هم که می دانید شایع نکنید . اما صادق (ع) فرمودند : کسی که درباره ی مومنی بگوید که با چشمهایش دیده و با گوشهایش شنیده ، این جزء کسانی است که دوست دارد زشتی ها را شایع کند .


مگر بدگمانی و سوءظن گناه نیست . پس چرا همسر من این قدر به من بدبینی و سوء ظن دارد ؟
بدبینی و بدگمانی تا وقتی بصورت خطورات در ذهن باشد گناه نیست یعنی من در ذهنم به کسی بدبین شده ام و سوء ظن دارم ، این حرام شرعی نیست ، گناه نیست . زمانی که انسان به این بدگمانی ترتیب اثر بدهد ، گناه محسوب میشود . یعنی آنرا عملی کند . اگر به فردی بدگمان شده ایم ، و در زندگی او تجسس کنیم یا به او تهمت بزنیم یا غیبت او را بکنیم ، این حرام است . طبق آموزه های دینی ، این خطورات ذهنی گناه نیست ولی اگر عملی شد گناه است . ولی روایات ما می گوید حتی جلوی این خطورات ذهنی را هم بگیریم . اصلا چرا اجازه بدهیم که این بدبینی ها در ذهن ما شکل بگیرد ؟ ما اول تصور می کنیم و بعد تصدیق می کنیم . پیامبر فرمودند که شما در همین مرحله ی تصور جلوی آنرا بگیرید . فرمودند : سه چیز در انسان مومن پسندیده نیست و می تواند از آن فرار کند و یکی از آنها سوء ظن است که می تواند از آن فرار کند و به آن جامه عمل نپوشاند . اصلا این تصور را از بین ببرد که به تصدیق نرسد . سوره حجرات آیه دوازه فرمودند : ای کسانی که ایمان آورده اید از بعضی از گمان ها بپرهیزید که بعضی از گناهان هستند و بلافاصله می فرماید تجسس نکنید و ما می خواهیم بگوییم که بدگمانی تجسس می آورد و انسان را به طرف تَجَسُس می کشاند و بلا فاصله می فرماید که بعضی از شما از دیگری غیبت نکنید . حالا ممکن است که اصلا به این گناهان هم کشیده نشود ولی رفتار شما با همسرتان عوض میشود. و نظام زندگی تان بهم می ریزد . حتی اگر این اثر هم نداشته باشد خودشان را از بین می برند . جلوی تصور آن را هم بگیرید .

خانم من با کوچکترین خلافکاری من به من بدبین می شود و قضاوت می کند . خواهش میکنم درباره ی قضاوت بیجای همسران که باعث ایجاد سوء ظن میشود توضیح بدهید .
مقوله ی قضاوت در اسلام مقوله ی حساسی است و در اسلام روایت زایادی داریم که اگر قاضی در قضاوتش دقت نکند اهل جهنم است یا پایش لب جهنم است و در آن سقوط می کند . این فقط برای قاضی که کارش قضاوت است نیست و میشود این را تعمیم داد برای هر قضاوتی . ما هم در زندگی اجتماعی مان بارها و بارها قضاوت می کنیم . این روایت به ما هم ربط دارد . باید دقت کرد که قضاوتها از روی علم و یقین باشد و بر اساس حدس و گمان نباشد . تا زمانیکه انسان یقین پیدا نکرده است و نمی تواند قسم بخورد ، نباید قضاوت کند . یک وقت ما نسبت به چیزی وهم داریم یعنی زیر پنجاه ، یک وقت شک داریم پنجاه پنجاه و یک وقت گمان داریم بالای پنجاه ، یک وقت یقین داریم صد در صد . در مورد قضاوت دیگران باید یقین باشد باید صد در صد باشد . حضرت علی (ع) فرمودند : قضاوت براساس حدس و گمان عادلانه نیست . خیلی باید دقت کرد . قضاوتها نباید پیش فرض داشته باشد . ما خیلی وقت ها ، قضاوت های مان بر اساس پیش فرض است . ما قبلا یک چیزی را در ذهنمان فرض کرده ایم و بر اساس آن قضاوت می کنیم حتی قضاوتهای خانم و آقا در مورد همدیگر واعضای خانواده بر اساس سابقه طرف نباید باشد . یک وقتی یک زمانی شوهر چنین کاری کرده است چون سابقه اش این چنین بوده است ، پس الان هم همین کار را کرده است ، خیر . باید همه ی جوانب قضیه سنجیده بشود و کاملا از روی علم و آگاهی باشد و اگر در زندگی مان این جور قضاوت ها را داشته ایم ، باید استغفار کنیم که قضاوتهایی در مورد کسانی کرده ایم و بعد فهمیده ایم که اشتباه کرده ایم و چقدر پشیمان شده ایم . و از همسر شما هم خواهش میکنم که این کار باید خیلی حساب شده باشد . همین قضاوتهای بیجا ، آرام آرام جو بدبینی و سوء ظن را ایجاد می کند و زندگی را خراب می کند . البته رفتارهای ما هم خیلی مهم است . روایت داریم که از مواضع تهمت بپرهیزید و اگر شما کاری کردید که به شما تهمت زدند ، خودتان را سرزنش بکنید . ما میگوییم کاری نکنید که به شما تهمت بزنند . چرا کارهایی میکنید و نشانه های غلطی می گذارید که او درمورد شما قضاوت غلطی بکند ؟ این وظیفه ی شخص است که زمینه های تهمت را از بین ببرد و خودش را در موضع تهمت قرار ندهد . حالا او این کار را نکرد ولی ما هم حق نداریم از روی حدس و گمان قضاوت بکنیم . هم او نباید خودش را در موضع تهمت قرار بدهد و از این طرف هم ما نباید قضاوت کنیم . در زندگی مشترک ، از هر دو طرف باید سازندگی ایجاد بشود .
بعضی ها تیپ شخصیتی دارند که به آنها قضاوت گر می گویند و آنها باید مواظب باشند که با این قضاوت ها به جهنم نروند . چون پایشان لب جهنم است . اگر قضاوتشان درست نباشد به جهنم سقوط میکنند .

می خواستم شوهرم را امتحان کنم و به او گفتم که اگر اجازه بدهم ، زن دوم می گیری ؟ او بلافاصله گفت : بله بجای یکی سه تا هم می گیرم و از روزی که این را گفته است ، بشدت به او بی اعتماد و بدبین شده ام . حالا باید چکار باید بکنم ؟
این دو تا نکته دارد . یک نکته را در مورد اصل این سوال که خانم از آقا پرسیده اند بگویم که اصلا این سوال درست بوده و یا نبوده ؟ و دیگری در مورد جواب آقا که درست بوده و یا نبوده صحبت کنم . در مور جواب آقا باید بگویم که قطعا این جواب درستی نبوده است البته راجع به سوال حرف دارم ولی این جواب خوبی نبوده است . اگر این آقای محترم زن شناس می بودند و به مسئله ی حس تملک خانم توجه داشتند و ما مفصل در مورد این حس صحبت کردیم و اینکه زن دوست دارد که مردش مال خودش باشد و حساس است به مسئله هوو و ازدواج مجدد شما ، و اگر زن شناس بودند این جواب را نمی دادند . البته این جور جوابی که دادند واقعی نبوده است یا منظور این نبوده که سه تا زن میگیرد و همین فردا هم برود و زن بگیرد ، خیر آقایان معمولا در این جور جواب ها ، انگیزه هایی دارند . یکی اینکه معمولا می خواهد این خانم را تحریک کند و او را به عکس العمل وادار کند . البته نباید اینکار را بکند ولی خوب هست . گاهی هم می بیند که خانم این را تکرار کرده و یک جورهایی برای خانم نقطه ضعف شده و می خواهد او را حرص بدهد ، متاسفانه بعضی از آقایان این کار را می کنند یعنی اگر بفهمند که خانمشان جایی نقطه ضعف دارد ، او را حرص میدهد . یا اصلا می خواسته شوخی بکند البته اینجا از محتوای جواب و لحن این آقا که گفته سه تا می گیرم ، این برمی آید که شوخی گفته اند و حتی اگر قصدشان شوخی هم بوده ، این اشتباه است . من قبلا به آقایان گفته بودم که در این زمینه ها با خانم هایتان شوخی نکنید . بخاطر بحث حس تملک خانم بی تعارف رنج می برد ، خانم غصه می خورد و دچار فشارهای روحی میشود ، دچار افسردگی میشود ، نشاط خودش را از دست می دهد و نمی تواند زن خوبی برای شما باشد ، حقوق شما را رعایت نمی کند ، یک جورهایی سرد مزاج میشود ، مادر خوبی برای بچه های شما نمی تواند باشد و گذشته از این همانطور که ایشان گفتند : بدبینی ایجاد میکند . البته ممکن است الان یعنی بالفعل این بدبینی مشکلی درست نکند ، اما آقا توجه ندارند که بالاخره یک عمر زندگی است ، چند سال دیگر یک اتفاقی بیفتد ، خانم یک قراینی پیدا بکنند که سر و گوش آقا دارد می جنبد ، بواقع خیر خانم تلقی شان این است و تردید میکند و اثبات بیگناهی آقا خیلی سخت میشود یعنی مبرا کردنش خیلی سخت میشود و من واقعا خواهش میکنم که آقایان شوخی نکنید ، زندگی تان سخت میشود . من نظرم این است که در این جور جاها مرد باید برعکس خیلی جدی ، محکم و این که متاثر شده و از این سوال ناراحت شده بگوید : خانم این حرفها چیه که می زنی ؟ دیگر تا آخر عمرمان این حرفها را نزن . من چه نیازی به زن دوم دارم ؟ زن به این خوبی دارم ، همسرم به این نازنینی دارم ، الحمدلله نیازهای من را برآورده می کند ، حقوقم را رعایت می کند ، به بچه ها می رسد و مادر به این خوبی است . مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش ، فراغ از سرو بُستانی و شمشاد چمن دارم . خانم زن دوم یعنی چه ؟ شما این جوری برخورد کنید . شما این کار را بکنید و ببینید که این زن چه میشود و چقدر به آینده امیدوار میشود ، چقدر امید می گیرد ، نشاط پیدا می کند و چقدر زن خوبی میشود ولی متاسفانه این برخوردها نیست و یک جمله هم به خواهر بزرگوار عرض کنم که شما هم اشتباه کردید ، آخر این چه سوالی بوده که شما کردید ؟ ما چقدر در مورد سوال هایی که فایده ندارد عرض کردیم ، این سوال از مصادیق همان سوالاتی است که قرآن گفته ، سوال نکنید . قرآن می فرماید : ای کسانی که ایمان آورده اید از چیزهایی سوال نکنید که اگر برایتان روشن شد به زحمت می افتید و دچار مشکل میشوید . واقعا این یکی از همان سوالات است . ببینید الان شما این جواب را از شوهرتان شنیدید و به زحمت افتاده اید ، نگران و ناراحت شده اید . ما وقتی سوال میکنیم باید چیزی بدست بیاوریم . ما برای آگاهی سوال میکنیم . حضرت علی (ع) می فرمایند : از یک چیزی سوال بکن که ناچار هستی و باید جواب آنرا بدانی . خوب اینجا چه بایدی دارد ؟ هم شما خانم های محترم این جور سوال ها را نکنید و هم آقایان آن جور جوابها را ندهید . زندگی همین هاست . یک ظرافت های کوچک دارد که اگر ما این ها را رعایت کنیم ، زندگی هایمان گلستان میشود . بعضی مواقع خانم به دوستش میگوید که تو به موبایل شوهر من زنگ بزن تا من از شوهرم مطمئن بشوم . این سوال پیامدهای منفی دارد ولی این کار خیلی خطرناک است . اینکه خانم بگوید که تو با شوهر من رابطه برقرار کن و پیامک عاشقانه هم بده تا من ببینم شوهرم به من وفادار هست یا نه ، خوب این چیز خیلی عجیب و خطرناکی است زیرا خود خانم در اینجا بستر سازی می کند و زمینه فراهم می کند و در اینجا محل ورود شیطان است و شیطان معمولا در این بسترها خودش ار نشان می دهد ، گذشته از اینکه ممکن است این آقا از روی کنجکاویی بخواهد پی گیری کند یعنی واقعا نمی خواهد با این خانم رابطه ناشایستی برقرار کند ولی پیامکی آمده و آقا از روی کنجکاویی می خواهد ببیند که این کیست ؟ البته این هم غلط است و من در بحث مزاحمتهای تلفنی گفته بودم که وقتی پیامک بودار و یا تلفن های بودار به شما میشود ، عکس العمل نشان ندهید و بگویید اشتباه است . حالا آقا ممکن است که با این خانم قراری بگذارد و بعد برای شما خیلی سخت میشود باور اینکه شوهر شما به شما وفادار است و اگر با دوست شما قراری گذاشته ، از روی کنجکاوی بوده است . لذا خواهش میکنم این کار را نکنید . اکثر مواقع که ما به دنبال تلفن های مشکوک می رویم ، از روی کنجکاوی است .

به شوهرم بدبین شدم و گوشی شوهرم را چک کردم و متوجه شدم که با خانمی ارتباط دارد و زندگی ما به جهنم تبدیل شد . اگر بخاطر فرزندم نبود ثانیه ای با او زندگی نمی کردم . ما زندگی خوبی داشتیم ولی بعد از این اتفاق زندگی مان روز به روز بدتر میشود . حق من این نبود .
این چک کردن که فرمودند : من گوشی شوهرم را چک کردم ، علت جدی و اصلی سوءظن است . این واقعیتی است که بدبینی است که انسان را به چک کردن می کشاند که همان تجسس است که در قرآن ما آمده است . اگر ایشان مباحث ما را پیگیری می کردند که گفته بودیم با استغفار ، استعاذه ، پرهیز از بیکاری ، برنامه ریزی برنامه های متنوع و راه کارهای متنوع می توانستند این بدبینی را از بین ببرید . اگر با اینکار سوء ظن و بدبینی شان را از بین می بردند ، قطعا کار چک کردن را انجام نمی دادند و اینکه زندگی شان به جهنم تبدیل شده است منشا آن همین است . در آموزه های دینی ما تجسس پشت سر سوء ظن می آید . آیه شریفه قرآن می فرماید : ای کسانیکه ایمان آورده اید از بسیاری از گمان های بد بپرهیزید زیرا بعضی از آنها گناه است و تجسس نکنید . پس تجسس پشت سر سوء ظن آمده است . شهید ثانی می فرمایند : تجسس از ثمرات سوء ظن است زیرا قلب انسان با بدبینی تنها قانع نمیشود و او را وادار به تجسس می کند . و این کار حرام است . خواهر بزرگوار شما مرتکب حرام شده اید . این حرمت ها بخاطر خود ماست که روح و روان و جان ما سالم بماند . و اینکه دیگر زندگی مان سالم بماند . ببینید که این تجسس چقدر پیامدهای منفی دارد . زندگی ها را خراب می کند ، محبت ها را از بین می برد ، عشق ، صفا و صمیمیت ها را از بین می برد . بدتر از آن ، بدبینی ایجاد می کند و بعد زندگی را جهنم میکند . عزیزان باید با این کار تجسس مقابله کنند . ما متاسفانه این مشکل را بیشتر با خانم ها داریم . نکته اش هم این است که خانمها کنجکاوتر هستند و این یکی از همان تفاوت های بین زن و مرد است که خانمها از آقایان کنجکاوتر هستند . و این کنجکاوی آنها را به تجسس می کشاند . شهید ثانی می فرمایند : تجسس یعنی آن چه را که خداوند می پوشاند آشکار سازید که اگر مخفی می بود ، دل و دینت سالم تر می ماند . پس تجسس پیامد منفی دارد . دل و دین را خراب می کند . دوستانی که تجربه تجسس نکردن در زندگی را دارند ، زندگی خیلی باصفاتر و صمیمی تری دارند . حتی در اجتماعات غیر از خانه و در محیط کار ، روح اخوت در آنها بیشتر است . علت اینکه بزرگان ما این قدر این کار را نهی کرده اند همین است که می خواهند ما برادر و صمیمی باشیم . می خواهند ما مهربانی و محبت داشته باشیم . رسول اکرم (ص) می فرمودند : تجسس نکنید و در صدد عیب بنده های خدا نباشید و برادر باشید . یعنی اگر در صدد تجسس بودی ، برادری از بین می رود و دیگر برادری نمی ماند . تجسس خطر بزرگی دارد و خطر تجسس این است که انسانی که اهل تجسس است ، بالاخره یک چیزی گیرش می آید . بنظر من این یک قانون است که جوینده یابنده است . ممکن است چیز مهمی هم نباشد ولی می گردد و چیزی را پیدا میکند . حضرت رسول (ص) فرمودند : کسی که پیگیری کند و جدیت هم داشته باشد ، پیدا میکند . در اینجا شیطان هم وارد میشود و چند تا هم روی آن می گذارد و پیاز داغش راهم زیاد می کند . ببینید این دین ماست و باید به این ها عمل کنیم . و اینکه می گوییم اگر می خواهید زندگی خوبی داشته باشیم بیایید ، به دین عمل کنیم همین است . به این آموزه دینی که تجسس نکنید عمل کنید و ببینید که زندگی هایمان گلستان می شود .
من بطور اتفاقی متوجه شدم که شوهرم با خانمی از طریق موبایل صحبت میکند و به او اظهار محبت میکند . از آن روز بشدت از او متنفر شده ام و به او بدبین شده ام ، دیگر تحمل این زندگی را ندارم . چکار کنم ؟
شاید آن خانم مادر یا خواهرشان بوده است . یا برادرزاده و خواهر زاده ای بوده است . مشکل شما الان این است که شما بجای اینکه ییایید از این رفتار ، یک وجه مثبتی را پیدا کنید ، دنبال یک وجه منفی بوده اید . شما فرض را بر این گذاشته اید که این خانم نامحرم است و دیگر اینکه شوهرم من با این خانم رابطه نامشروع دارد و رابطه گناه آلود دارد ، این جور فرض های مثبت را گذاشته اید و وجوه منفی را گرفته اید و قضاوت کرده اید و معلوم است که دچار این مشکل میشوید ، خوب متنفر میشوید . در حالیکه شما می توانستید یک وجه مثبتی را در نظر بگیرید ، نیت تان را جمیله کنید . حضرت علی (ع) می فرماید : خدا دوست دارد نیت انسان برای دیگران یعنی للناس زیبا باشد . یکی از بایدهای دین ، حمل بر صحت است ، اینکه ما وجوه مثبت دوست ، همسر و همکارم را در نظر بگیرم . و برداشت های خوب بکنم و این یک باید است . حضرت علی (ع) می فرمایند : رفتار برادرت را درست برداشت کن و حمل برصحت کن تا جایی که راه توجیه بسته بشود و بارها و بارها . رسول اکرم : برای برادر ت اگر رفتاری از او می بینی توجیحی پیدا کن ، اگر نتوانستی پیدا کنی ، یک عذر دیگر پیدا کن . الان این مورد را بررسی می کنیم . حالا خانم شنیده ، دین می گوید : بگو مادرش بود لعنت بر شیطان . خوب شیطان میگوید : بنده ی خدا مادرش شصت سالش است . او با مادرش این جوری حرف می زند ؟ این صدای یک زن شصت ساله بود ؟ ببینید شیطان سراغ تان می آید . حالا دین می گوید که یک عذر دیگر بیاور . بگو خواهرش بود . باز شیطان می آید و می گوید : آخر با خواهرش اینقدر آرام صحبت میکند ؟ خوب نمیتوانید این را بپذیر ، خوب بگو خواهر زاده اش بود . ما روایت داریم که هفتاد بار محمل بساز و اگر برای هفتاد و یکمین بار نتوانستی ، بگو که چقدر من بدبخت هستم که نتوانستم برای رفتار همسر و برادر مومنم ، برای هفتاد و یکمین بار محمل بسازم . اما باقر (ع) می فرماید : واجب است که مومن برای مومن روی هفتاد تا گناه کبیره را بپوشاند . ما در دین مان در اصول فقه اصولی داریم مثل اصالة الصحابه و اصالة صحه که همان حمل بر صحت است و البته برای همه جا نیست ولی برای جایی که مومنین هستند ، این اصل رعایت شود تا حس اعتماد از بین نرود و در خانه هم این بدبختی ها ایجاد نشود . الان شما حمل بر صحت نکردید و نفرت پیدا کردید . چطور می خواهید زندگی تان را ادامه بدهید . اینها همان بایدهای دین است . ما ارزش های دین را می گوییم تا مردم به آن عمل کنند و زندگی هایشان خوب بشود . حالا اگر باب توجیح بسته شد و خانم مطمئن شده که آقا به راه خطا رفته است ، دراینجا دیگر نباید غفلت بکند و بگوید : خوب هر کس را در گور خودش می گذارند و یا مرد می فهمد که خانم به بیراه رفته و مطمئن شده است ، اینجا وظیفه دارند توجه کنند و در مسیر اصلاح گام بردارند . زن و مرد لباس همدیگر هستند . لباس جلوی ضررها و آسیبها را می گیرد و انسان را حفظ می کند . پس زن و مرد باید همدیگر را از انحرافات حفظ بکنند . داریم کسانیکه از این کار غفلت میکنند . این غلط است ، غفلت یعنی ولش کن . حالا در اینجا دستور دین چیست ؟ در اینجا دستور دین تغافل است . تغافل در لسان روانشناسی همان واپس زدگی است . تغافل یعنی اینکه اینجا آقا یا خانم یک قراینی بیاورد . الان همین مورد ، خانم یک نشانه هایی برای آقا بیاورند که آقا بویی ببرد که خانمش فهمیده است . کف دست آقا نمی گذارد اینجا صلاح نیست . دین اجازه نمی دهد که مستقیم به او بگویید . و تا خانم فهمید داد وفریاد راه بیندازد و قشقرق بپا کند ، قطعا این غلط است . در اینجا سه جور میتوان برخورد کرد . یکی اینکه وقتی فهمید ، بگوید : به من ربطی ندارد ، این غفلت است و غلط است . برخورد دوم اینکه قشقرق بپا کند و کف دستش بگذارد و آبروریزی که غلط است زیرا پرده های حرمت های و حیا می افتد و نصب این پرده خیلی سخت است . سومی تغافل است . این خیلی کار جالبی است . از ارزشمندترین اصول اخلاقی ماست . حضرت علی (ع) می فرماید : از شریفترین اخلاق آدم با کرامت ، تغافل است . ارزش تغافل در این است که طرف را به خوف و رجا می برد . نشانه هایی آورده و آقا با خودش می گوید : ای وای خانمم چه می گوید؟ این گوشه و کنایه ها چیست که میگوید؟ نکند که فهمیده است و بویی برده است ؟ فرض ما این است که به بیراهه رفته است ، خوب آبرویم رفت و باز میگوید : نه بابا اگر خانمم فهمیده بود که داد و فریاد میکرد ، شاید این کنایه ها برای چیز دیگری باشد . خدایا ممنون هستم که لو نرفتم و آبرویم را حفظ کردی . پس حالا که آبرویم را حفظ کردی ، دست بردارم . حالا اگر شما بیایید و کف دست آقا بگذراید ، می گوید که آبرویم رفت ، بگذار تا ته ش بروم . آب که از سر گذشت ، چه یک وجب چه صد وجب . ولی اگر شما تغافل کردید و ایشان را به حالت خوف و رجا بردید ، باعث اصلاح و سازندگی طرف میشود . آثار مثبتش این است که قبح گناه ریخته نمیشود . ولی اگر تغافل نکردید ، زشتی گناه ریخته می شود ، بار دوم که بخواهد گناهی بکند راحت تر گناه میکند چون قبح آن ریخته است . لذا دستور دین برای این است که قبح و زشتی گناه در جامعه ریخته نشود و دیگر اینکه شخصیتش حفظ می شود ولی اگر کف دستش بگذارید ، شخصیتش لطمه میخورد و روایت داریم : کسی که به شخصیتش لطمه خورد ، دیگر به خیرش امید نداشته باشید . و در جای دیگر داریم که از شرش ایمن مباشید . حالا با این تغافل او را شرمنده کرده اید و او احساس گناه میکند ، این باعث میشود که رو به اصلاح برود و اینکه ایشان فهمیده اند که شما متوجه شده اید و به رویش نیاورده اید ، محبت بیشتر میشود و در صدد جبران بر می آید . می بیند که خانمش می توانست آبرویش را ببرد ولی نبرد و کریمانه برخورد کرد ، محبت و صفا بیشتر میشود و راه بیراهه را هم جبران می کند و البته این کافی نیست . بعد از تغافل یک سری کارهای دیگر هم باید انجام بدهیم . حالا ما باید ریشه یابی کنیم که مثلا شما ده سال با این آقا زندگی کرده اید و ایشان شش ماه است که دچار مشکل شده اند . چرا ؟

چرا شما فقط به خانم های می گوید که تجسس نکنند و حمل بر صحت کنند ؟ و بدبین نباشند . آیا این احکام الهی فقط برای خانمهاست ؟
خیر این احکام برای همه ی انسانهاست . هفته ی پیش این سوالها از طرف خانم ها بود و اگر از طرف آقایان بود، برای آنها توضیح می دادیم . فرقی ندارد این احکام چه برای مرد و چه برای زن . دین اجازه نمی دهد که یک آقا با سوء ظن و بدبینی سر گوشی خانمش برود و تجسس کند . تجسس حرام است فرقی نمی کند . البته این بحث جزئی کاریهایی دارد . ممکن است بگوید در فقه در جاهایی اینکار را می تواند بکند . ما نمیتوانیم اینها را در رسانه ی ملی توضیح بدهیم . حمل بر صحت هم همینطور است . ابتلاهای آن ممکن است فرق بکند ، برای خانم ها این موارد ارتباط با نامحرم خیلی کم است ، زنان ما عفیف هستند . ولی شیوع تجسس در خانم ها بیشتر است . در روایت داریم که آقا وقتی وارد منزل میشود ، پایش را به زمین بکوبد یا سرفه بکند الان می تواند با موبایل زنگ بزند و اطلاع بدهد . مثلا آقا کلید می اندازد و وارد منزل میشود و می شنود که خانمش می گوید : مامان من مواظبش هستم ، نگران نباشید ، خودم از پس آن بر می آیم ، خوب کاری ندارید ، خدا حافظ شما . آقا می گوید باز مادرش داشت شارژش می کرد که مواظب شوهرت باش . در حالی که مادر می گفته مواظب بچه ی کوچکت باش که سرما نخورد . این سوء تفاهم است . البته بعضی از مادر زن ها دخالت میکنند البته بیشتر آنها دلسوز هستند . در قرآن داریم که تجسس نکنید و نگفتند که خانم ها تجسس نکنید . این عام است . اصل تغافل هم فرقی نمی کند . حالا آقایی خانمش خطایی کرده اگر آقا قشقرق بپا کند ، قبح گناه ریخته میشود . ولی با تغافل این اتفاق ها نمی افتد .
من از آقای دهنوی گله مند هستم که چرا به جای سرزنش رابطه ی ناشایست آقایان ، خانم ها را به تغافل و نداشتن سوء ظن و بدبینی دعوت میکند ؟
من تشکر میکنم از کسانی که ادبیات خوبی بکار برده بودند و حتی کسانی که ادبیات خوبی بکار نبرده بودند . بالاخره ما باید این جور پیامکها را هم ببینیم . خانمهایی که گفته بودند : شما به آقایان مجوز خطا داده اید که بکنند ، من گمان می کنم علت این برداشت ها دوتا چیز است . ممکن است که خواهران یا تمام برنامه های ما را ندیده اند و قسمتی از آنرا دیده اند یا عجله کرده اند و حرفهای بعدی ما را گوش نداده اند . در برنامه ی گلبرگ چون موضوعات متنوع است و مفصل است ، ممکن است ما یک قسمتی را بگوییم مثل ازدواج موقت که هفته ی اول جزئی توضیح دادیم و خیلی ها اعتراض کردند ولی هفته ی بعد که توضیح دادیم خیلی ها قبول کردند و دیدند که حرفهای ما منطقی است . عجله نکنید . بقیه را هم گوش کنید بعد قضاوت کنید . ما دوسال است که برنامه داریم و چقدر آقایان را مورد خطاب قرار داده ایم که آقایان مراقب کانون خانواده تان باشید ، همسرتان را دوست داشته باشید . آقایی نامه نوشته بودند که خانمی وارد زندگی من شده است و من متاهل هستم و من گفتم که بی تردید این کار شیطانی است و یک رفتار شیطانی است . او میخواهد کانون خانواده را خراب کند و من روایتی از حضرت علی (ع) خواندم که محبت زن نامحرم ، شمشیر شیطان است . مایه ی فتنه است . ما در مورد ارتباط آقایان با نامحرم چقدر روایت خواندیم . شیطان قسم خورده که من در سه جا خواهم بود، یکی از آن جاها کنار زن و مرد نامحرم است . در مورد شوخی با نامحرم و راجع به نگاه روایت خواندیم . به آقایان گفتیم که شما پیمان مقدس بسته اید . روایت داریم زنان شما امانت دست شما هستند ، خدا لعنت کند مردی که به این امانت خیانت کند . حالا اگر شما حمل بر صحت نکنید و تغافل نکنید آیا درست میشود ؟ خیر جز دعوا و فریاد و فشار روی بچه های شما چیزی ندارد . راه اصلاح مرد یا زن داد و فریاد و قشقرق نیست ، راه دارد . حضرت ابراهیم بتها را شکست و تبر را روی دوش بت بزرگ گذاشت تا توجیحی داشته باشد . بت را باید شکست ولی بت شکستن راه دارد ، اشتباه نکنید . عرض ما معارف عصمت و طهارت است بدانید که اولیاء الهی خوبی ما را می خواهند . البته این بحث ادامه دارد .

من سی سال سن دارم و افکار منفی و بدبینی باعث ترس و ناامیدی من شده است و من را زمین گیر کرده است . با توجه به اینکه فکر کردن دست انسان نیست آیا راهی برای جلوگیری از هجوم این افکار منفی به ذهن وجود دارد یا خیر ؟
پاسخ – فکر کردن دست خود انسان است و ما می توانیم فکر کردن را کنترل بکنیم . روزانه شش هزار فکر در ما جریان پیدا می کند که بیشتر آن هم منفی است و می توان جلوی آنرا گرفت . زیرا ما معتقد هستیم که ذهن یک ابزاری در اختیار انسان است و ذهن مثل موم در دست انسان است و می تواند هر جور که بخواهد آنرا شکل بدهد . ما معتقد هستیم که می شود ذهن را مدیریت کرد و مدیریت ذهن مادر همه ی مدیریت هاست . اعم از مدیریت زمان ، خدمات ، کیفیت ، تولید و... است . اگر شما چنین فکری داشته باشید مشخص است که شما جلوی افکار منفی را نمی گیرید و نتیجه ی آن هم ترس و ناامیدی است . ثابت شده که افکار منفی ممکن است که انسان را از لحاظ جسمی بیمار بکند و حتی ممکن است که منجر به مرگ انسان هم بشود . ما داشته ایم که افرادی در اثر افکار منفی ، القائات و خرافات سکته کرده اند . یک آقای آمریکایی روی چینی های مقیم امریکا پژوهش کرده و متوجه شده که در روز چهارم ماه ، میزان مرگ و میر ناشی از حملات قلبی در بین چینی ها سیزده درصد بیشتر از مواقع دیگر است . دلیلش این بوده که عدد چهار برای چینی ها نحس است و معنایش شبیه به مرگ است و آنها از این روز می ترسند . بعضی ها که روزهایی را نحس می دانند و با این دید می خواهند روزشان را بگذرانند بلاهایی سرشان می آید . افکار منفی واقعیتی است . ذهن ما معمار زندگی ماست . یعنی ما هر جوری به آن مواد بدهیم مغز به ما ساختمان می دهد . اگر ما مواد خوبی به ذهن مان بدهیم ساختمان می دهد و اگر مواد بدی بدهیم ساختمان بدی می دهد . اگر مواد شما افکارمنفی باشد یک ساختمان نامرغوبی می دهد . مولوی می گوید : ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی خود استخوان و ریشه ای ، گر بود اندیشه ات گل گلشنی ور بود اندیشه ات خار گلخنی .اگر اندیشه ی تو گل باشد گلشن می شوی و زندگی ات با صفا و با نشاط می شود . بودا می گوید هر چه که ما امروز هستیم نتیجه ی تفکراتی است که قبلا داشته ایم . پس این جمله که نمی شود با افکار منفی مقابله کرد را از ذهن تان بیرون کنید و آنرا اصلاح کنید . پس می توانید جلوی افکار منفی و بدبینی خود را بگیرید. اگر افکار ما تبدیل به اختلال شد مثل وسواس اجبار ، این دیگر نیاز به کار تخصصی دارد .روانشناس و متخصص اعصاب در این مورد باید کمک بکند . اختلال وسواس اجبار دو گونه است یکی وسواس عملی و یکی وسواس فکری . افکاری که پیاپی می آید و انسان قدرت کنترل آنرا ندارد باید به روانپزشک مراجعه کند . مشاور و روانشناس هم در کنار آنها کارهایی انجام می دهند . فرض من این است که عزیز سوال کننده اختلال روانپزشکی ندارند . ما همیشه برای اختلالات روانپزشکی احتیاج به دارو نداریم . الان این بیماریها را بصورت چند عاملی درمان می کنند . مثلا شناخت درمانی در کنار دارو درمانی هست . الان طرف باور شده که امنیت وجود ندارد لذامی ترسد . شناخت درمان این بینش را عوض می کند . فکر طرف این است که چون امنیت نیست پس می ترسد . شناخت درمانگر فکر را درست می کند که امنیت وجود دارد . وقتی فکر درست شد احساس هم درست می شود .پس در اختلالات احتیاج به کار تخصصی هست . ایشان فکرشان را درست کنند که می شود با افکار منفی مقابله کرد . ما راه کار زیاد داریم . یکی این است که شما در زندگی تان برنامه داشته باشید .یکی از راههای هجوم افکار منفی به انسانها بیکاری است . نوع انسانهایی که بیکار هستند افکارمنفی شان بیشتر است ولی افکاری که شاغل هستند و برنامه ریزی کرده اند این افکار کمتر به سراغش ان می آید. زیرا اینها وقت فکر کردن به افکار منفی را ندارند . من تقاضا می کنم که شما برنامه ریزی کنید . با برنامه های جالب و مفید وقت خودتان را پر کنید. منظور ما از شغل همان مشغولیت است. خانم خانه دار هم باید برنامه داشته باشند . دیگر اینکه شما تغییر موقعیت داشته باشید. حالا ممکن است که فردی مشغولیت هم دارد ولی بالاخره ساعاتی هم اوقات فراغت دارد ، در این موقع ما توصیه به تغییر موقعیت می کنیم . اگر شما در اوقات فراغت هستید و یک فکر منفی به سراغش ما می آید موقعیت خودتان را تغییر بدهید . دنبال کاری بروید و مشغول بشوید . می توانید خودتان را سرگرم کنید مثلا جدولی حل کنید یا تلویزیون تماشما کنید یا به پارک بروید . افرادی که افکار منفی به آنها هجوم می آورد باید از انزوا بپرهیزند . تنهایی بستر خوبی برای افکار منفی ایجاد می کند . لذا تنها نمانید و سعی کنید بیشتر در جمع باشید . دیگر اینکه مقابله کنید . اگر تمام این کارها را کردید و باز فکرمنفی به سراغش ما آمد ، در اینجا با آن فکر مقابله کنید و با آن چالش داشته باشید. می توانید ذهن را مدیریت کنید . با ذکر گفتن می توان این کار را کرد . واردشده که ذکر لا اله الا الله خیلی موثر است ، ذکر هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شی علیم ، با این ذکر می توان جلوی افکار متفرقه را بگیریم .ذکر دیگر صلوات است . دیگری شماره ی معکوس از صد به پایین درذهن . وقتی این افکار به ذهن شما هجوم آورد از صد به پایین بشمارید و این افکار برمی گردد . دیگر این که ذهن خودتان را درگیر کنید . مثلا کتابی که می خوانید حروف یک صفحه ی آنرا بشمارید . یک کش به مچ دست تان ببندید و تا افکار منفی به ذهن شما خطور می کند این کِش را بکشید و محکم به دست شما می خورد و فکر می پرد. دیگر اینکه جابجایی انجام بدهید . شما افکار مثبت را جایگزین افکار منفی بکنید و از بدبینی دوری کنید . می توانید افکار منفی را لیست کنید. و برای هر فکر منفی یک فکر خوب بکنید . مثلا اگر فکرمی کنید که بچه تان می میرد ، فکرکنید که او بزرگ می شود و ازدواج می کند . دیگری شیوه ای به نام مراقبه است که همان مدی تیشن است . آقای وین دایر در کتابهایش می گوید که با مراقبه به اینجاها رسیده است . ما از راه کارهای دینی و غربی استفاده می کنیم . می توانید در آن لحظه خودتان را ریلکس کنید و نفس عمیق بکشید و شما به درخت و آواز پرنده و.. فکر کنید . اگر در اول ذکر را گفتید ولی دوباره این افکار منفی آمد شما ذکر گفتن را ادامه بدهید زیرا در اول این جوری است ولی بعدا جواب می گیرید . در امتحان ما توصیه به تصویر سازی ذهنی می کنیم . ما برای کنکوری ها توصیه می کنیم برای اینکه استرس نداشته باشند ، تصویر سازی کنید که به سر امتحان رفته اید و هیچ کدام سوالات را نمی توانید جواب بدهید و رتبه ی بد می آورید . بعد تصویر بکنید که در سر جلسه ی امتحان همه سوالها را می توانید جواب بدهید . در سر امتحان تصویری که به ذهن می ماند تصویر دوم است.
یاد مرگ نظام زندگی من را بهم ریخته است و هیچ توانی برای حرکت ندارم . پس چرا امامان ما فرموده اند که فراوان به یاد مرگ باشید؟ ) بدبینی )
پاسخ – بله ما احادیثی داریم که امامان معصوم به ما گفته اند که زیاد به فکر مرگ بیفتید . امام صادق (ع) فرمودند : کسی که زیاد به یاد مرگ است خدا او را زیاد دوست دارد . اینها بخاطر این نیست که ما از حرکت باز بایستیم . هدف بدبینی به مرگ و بی حرکتی نبوده است زیرا اگر هدف این بود خود حضرات معصومین هم باید زمین گیر می بودند وهیچ حرکتی نمی کردند . اولیاءالهی با اینکه خودشان زیاد به مرگ فکر می کردند اما اهل تلاش و فعالیت بودند و به زندگی امیدوار بودند و توصیه به کار ، آینده نگری و ارتقا می کردند . می فرمایند : کسی که برا ی خانواده ی خودش تلاش می کند مثل مجاهد در راه خداست . امام سجاد(ع) فرمودند : اگر می توانی دیروز خودت را بهتر از امروز و امروز خودت را بهتر از فردا بکنی عمل کن و این کار را انجام بوده . امام صادق (ع) فرمودند : کسی که دو روز او مثل هم باشد ضرر کرده است . اینها همه نشان می دهد که منظور این نبوده که زیادی ذکر موت انسان را زمین گیر بکند و کاری بکند که انسان دیگر هیچ تحرکی نداشته باشد . ما روایاتی داریم که حضرات معصومین برای خودشان از خدا طول عمر می خواستند . امام سجاد (ع) می فرماید : خدایا به من عمر طولانی بده بشرط اینکه این عمر در راه اطاعت تو صرف بشود و اگر بنا هست که مرتع شیطان بشود عمر من را بگیر . اگر حضرات معصومین گفته اند که ما باید به یاد مرگ باشیم برای این است که بگویند : ای انسان یادت باشد که دنیا دارالبقا نیست دائم به یاد مرگ باشد . این دنیا دارالفنا است . خدا یک زمان محدودی را به تو داده است که از این زمان خوب استفاده بکنی و درست زندگی بکنی . درعین اینکه کار می کنی و همسر و فرزندانت را تامین می کنی یک وقتی هم برای آخرت خودت بگذار ، کارهای خوب هم انجام بده و خیلی خودت را برای دنیا به آب و آتش نزن .انسان وقتی فکر می کند که خواهد مرد و این زندگی محدودی است ، دیگر خودش را به آب و آتش نمی زند ، برای این دنیا جنایت ،خیانت ، معصیت نمی کند ، حق دیگران را ضایع نمی کند ، بدنش را فرسوده نمی کند و روح خودش را افسرده نمی کند . امام صادق (ع) کسی که زیاد به یاد مرگ است به کم دنیا راضی می شود. بفرزند بیاورید ولی بدانید که عاقبتش مرگ است ، بسازید ولی بدانید که عاقبت آن خرابی است . اگر انسان بداند که عمرش به کوهها وصل نیست و یک عمر محدودی دارد به فکر آخرتش هست . خانم و آقایی که با هم مشکل دارند و در حق همدیگر ستم و جفا می کنند ، اگر به همین دستور دین عمل بکنند یعنی زیاد به یادمرگ باشند ، من یقین دارم که در حق همدیگر ستم نمی کنند ، نیازهای مادی و معنوی همدیگر را برآورده می کنند ، عاطفه خرج هم می کنند ،از بیان احساسات مضایقه نمی کنند زیرا می داند که شاید فردا احساسی باشد ولی عزیزی نباشد. کسی که تمام فکرش مرگ باشد هیچ حرکتی نمی کند حتی اگر از او احوال پرسی بکند می گوید که پای ما لب گور است و می خواند که خواجه در ابریشم و ما در گلیم عاقبت ای دل همه اندر گِلیم .اگر این شعر به معنای ذکرالموت باشد خیلی خوب است ولی اگر شعار ما این شعر شد معلوم می شود که ما هیچ تکانی نمی خوریم. پس به یاد مرگ باشید به خاطر برکات خوب آن و پیشگیری از غافل شدن از آفاتهای آن . روایت داریم که حضرت امیر فرمودند : خیر شما در این نیست که به دنیا یا آخرت بچسبید . خیر شما در این است که از هر دو بگیرید. ترس از مرگ واقعیتی است و یک از عوامل آن این است که انسان آمادگی مرگ را ندارد. چرا اولیاء الهی ازمرگ نمی ترسیدند ؟ مرگ ترس دارد . ولی کسی که گناه نکرده یا سعی کرده که گناه نکند ، حق و حقوقی بر گردنش نیست ، به همسر و فرزندانش ستم نکرده و حق الناسی بر گردنش نیست ، این فرد با مرگ راحت تر کنار می آید . کسی که با مرگ کنار نمی آید می بیند که دستش خالی است . روایت داریم که طول سفر انسان را نگران مرگ می کند . بعضی مواقع در مصیبتی که پیش می آید طرف جزع و فزع می کند ، افسردگی می گیرد و نابود می شود و اینها بخاطر مرگ طرف نیست بلکه بخاطر ستم ها و جفاهایی است که در حق او کرده است . اگر او را دوست می داشت و حقوق او را رعایت می کرد دیگر طرف خودش را نابود نمی کند و راحت تر می تواند با آن کنار بیاید. البته مرگ عزیز سخت است . یادمان باشد که عمر ما محدود است . بیا تا قدر یکدیگر بدانیم که تا ناگه زیکدیگر نمانیم . بیایید از عمرمان استفاده بکنیم . از این عمری که خدا به ما لطف کرده است برای کار خوب و نیک استفاده بکنیم . کسانی که نگران مرگ عزیزان هستند و کارهایشان مختل شده است ، باید افکار منفی را از خودشان دور کنند و تصویر سازی مثبت بکنند .


همیشه می ترسم که سر خودم و خانواده ام بلایی بیاید و این مسئله باعث نگرانی , و بدبینی من می شود . چکار باید بکنم تا در آرامش زندگی بکنم ؟
پاسخ – ما باید با این افکار مقابله کنیم . این بدبینی جزو افکار منفی است که اگر جلوی آنرا نگیریم نظام زندگی ما را بهم می زند و هفته ی قبل راهکارهایی را گفتم . یکی از راه کارها این بود که افکار مثبت را جایگزین افکار منفی بکنید. به این فکر کنید که در بین نزدیکان و آشنایان شما چند نفر بلا سرشان آمده است . می بینید که درصد آن خیلی کم است . و به این نتیجه می رسید که این احتمال شما خیلی جدی نیست . الان ثابت شده که در هر بیست و چهارساعت بیست سنگ آسمانی وارد جو زمین می شود ولی در جایی ثبت نشده است که کسی بخاطر اصابت این سنگ ها مرده باشد. لذا ما هیچ وقت به این فکر نمی کنیم و نمی ترسیم . همانطور که با این افکار مقابله می کنیم اعتقادات دینی مان را هم قوی تر کنیم . وقتی رابطه ی معنوی انسان با خدا بیشتر می شود ، دغدغه ها ، استرس ها و نگرانی ها ی او کمتر می شود. خدا می فرماید: اولیاءالهی که با خدا ارتباط دارند نه می ترسند و نه غم و غصه ای دارند . الان دنیای غرب هم به این رسیده است و اندیشوران غرب هم بر این موضوع تاکید می کنند . آقای یونگ روانشناس غربی می گوید که اعتقاد به مذهب جلوی نگرانی ها را می گیرد . دلهره زهر و پادزهر آن اعتقاد به خداست . فروید که نگاهش هم به دین منفی است می گوید که مذهب برای همه ی بشر تسکین دهنده ی آلام و رنجهاست . این مقدار را اعتقاددارد . آقای امیل دورکیم در زمینه ی خودکشی کتابی دارد و می گوید : خودکشی در کسانی که اعتقاد به دین دارند کمتر از کسانی است که به دین اعتفادی ندارند . سازمان بهداشت جهانی تاکید می کند که ما باید از باورهای دینی مردم برای ارتقاء سلامتی آنها بهره بگیریم . راهکار دیگر این است که توکل به خدا داشته باشید . حضرت علی (ع) می فرماید : کسی که به خدا توکل می کند رنج نمی برد .آقای کوپر اسمیت تستی بنام حرمت خود دارد . ایشان به این نتیجه رسیده است که شصت درصد آرامش ما انسانها بخاطر توکل بخداست . دیگر اینکه ارتباط معنوی خودتان را با اهل بیت بیشتر کنید یعنی توسل . حضور در محافل مذهبی می تواند این رابطه را بیشتر کند .دیگر این که گناهان را کمتر بکنیم. علت اصلی این استرس ها و ترس ها گناهان ما انسانهاست . انسان می ترسد که بخاطر گناهانی که کرده بلایی سرش نیاید . یکی از علل نزول بلاء گناه است که در دعای کمیل می خوانیم . از تلاوت قرآن غفلت نکنید . تلاوت قرآن آرام بخش است . روایت داریم که اگر شما بعد از نمازتان چهار آیه سوره ی بقره و بعد آیت الکرسی و سه آیه آخر سوره بقره را بخوانید در سایه ی امن خدا خواهید بود تا روز بعد . امام سجاد(ع) می فرماید : اگر همه مردم در شرق و غرب عالم بمیرم من وحشت نمی کنم بعد از اینکه قرآن با من است . از دعا غفلت نکنید . از ذکر غفلت نکنید . یاد خدا آرام بخش است .دل آرام گیرد زیاد خدا . ما ذکرهای خیلی خوبی داریم .یا غیاث المستغیثین . ذکر آیه چهار سوره ی فتح آرام بخش است . ارتباطات فامیلی تان را بیشتر کنید. اینکه اسلام روی صله ی رحم تاکید می کند بخاطر برکات آن است . یکی از مهمترین برکات آن احساس آرامش است . وقتی انسان با اقوام خوب ارتباط دارد از تنهایی و مشکلات نمی ترسد و می داند که پشتوانه دارد . بخار همین افراد مهاجر استرس های بیشتری دارند . اگر می خواهید این دغدغه ها و ترس ها از بین برود به دیگران کمک کنید . امام حسین (ع) می فرماید : اگر کسی اندوه دیگری را از بین ببرد که او آسوده خاطر بشود ، خدا اندوه و گرفتاری او را در دنیا و آخرت از بین می برد . کسانی که برای مردم خدمتگزاری می کنند و گره از مردم باز می کنند ، خیلی آرامتر هستند . خواهش من این است که شما صفحه ی حوادث روزنامه ها را نخوانید زیرا دلهره و اضطراب شما را زیاد می کند . اگر شما چند مورد از اینها را در زندگی تان بکار ببرید به آرامش خواهید رسید . این راهکارهایی که ما عرض کردیم برای ترس های معمول است نه ترس بیمارگونه . اگر این ترس تبدیل به فوبیا بشود یک کار تخصصی می خواهد .البته این راهکارهایی هم که ما گفتیم بی تاثیر نخواهد بود . در اینجا احتیاج به روان پزشک است . فوبیا علائم بخصوصی دارد از جمله دهانش خشک می شود ، رنگش می پرد و تهوع دارد . این درمان دارد . پس ترس بیمارگونه کار تخصصی می خواهد . فوبیای مدرسه در بین بچه های مدرسه است که بچه حالت تهوع و استفراغ دارد و با رفتن به مدرسه مشکل دارد . اگر ترس انسان را زمینگیر بکند باید مراجعه بکنند . مثلا برای ترس از ارتفاع راه کارهایی داریم . در مورد اضطراب و روشهای کسب آرامش گفتیم مثلا ریلکسیشن و آرامش عضلانی و مدی تیشن و مراقبه و یوگا . ورزش برای اضطراب خوب است و انسان احساس آرامش می کند . یکسری خوراکی ها آرامبخش است . امگا سه ، سیب ، کاهو) لاکتوزین دارد) گل گاو زبان همراه با زعفران و یک لیوان شیر نیمه گرم هنگام خواب خوب است .از خوردن قهوه و مواد کافئین دار خودداری کنند . در این سوال ترس مطرح است راه کارها موثر است و مواد خوراکی هم بی تاثیر نیست . بین ترس و اضطراب تفاوت است. ترس علتش مشخص است ولی اضطراب علت مشخصی ندارد. مجموعه ی اینها می تواند اضطراب و ترس را از بین می برد .
خانم من هرگز نقاط مثبت زندگی مان را نمی بیند ولی نقاط منفی و کمبودها را می بیند و به رخ من می کشد . آیا این کار درست است ؟ ( بدبینی )
پاسخ – این منفی نگری است که ما در مورد آن صحبت کرده ایم . منفی نگری و بدبینی کار جالبی نیست . الان ثابت شده که خطر مرگ در انسانهای بدبین و منفی نگر نوزده درصد بیشتر از انسانهای خوش بین است . کسانی که در زندگی فقط نقاط منفی را می بیینند و نسبت به دنیا منفی نگر هستند از دنیا دید درستی ندارند . مثل این است که لیوان را سر و ته گرفته اند و می گویند که این لیوان سر ندارد و ته آن هم سوراخ است. ایشان لیوان را درست نگرفته اند . این نوع نگاه به زندگی نگاه درستی نیست . اگر این فرد لیوان را درست در دستش بگیرد همه چیز درست می شود. و مشکل حل می شود . کیفیت زندگی ما بستگی به نگاه ما به زندگی دارد . کسی که بدبین است نیمه ی خالی لیوان را می بیند و کسی که خوش بین است نیمه ی پر لیوان را می بیند و حتی نیمه ی خالی لیوان را هم خالی خالی نمی بیند و آنرا پر از اکسیژن می بیند . انسان بدبین می گوید که خدا در کنار این گل ها چه خارهایی آفریده است . انسان خوش بین می گوید که خدا در کنار این خارها چه گل های زیبایی آفریده است . اینها دو تا قضاوت است . اولی خار را می بیند ولی دومی گل زیبا را می بیند . انسان بدبین کنار پنجره می ایستد و می گوید که چه شیشه ی کثیفی است . انسان خوش بین از همین شیشه بیرون را نگاه می کند ، کوه ، دشت و پرندگان را می بیند و می گوید چه منظره های قشنگی ! من به این خانم توصیه می کنم که حداقل نقاط مثبت زندگی تان را هم ببینید . یک وقت این است که ما اصلا نقاط منفی را نبینیم که این نمی شود زیرا انسان بالاخره نقاط منفی را در زندگی اش می بیند . لااقل شما نقاط مثبت را هم ببینید . مگس ویژگی بدی دارد و روی آلودگی می نشیند و وز وز می کند ولی آیینه هم زخم روی صورت را نشان می دهد و هم زیبایی روی صورت را نشان می دهد . پس بیایید آیینه صفت باشید . حضرت عیسی با همراهان شان از جایی رد می شدند که الاغی مرده بود . هرکدام صفات بدی را می گفتند که مثلا چه بوی بدی دارد و قیافه ی بدی دارد ولی حضرت عیسی فرمودند که چه دندانهای سفیدی دارد . آنها ظاهر بد را می بییند ولی زیبایی را می گویند . وقتی شما فقط نقاط منفی زندگی را می بینید مشکلات برای شما سخت می شود . اگر ما نقاط مثبت را در کنار نقاط منفی ببینیم مشکلات برای ما کوچک و قابل تحمل می شود. و میزان رضایت ما از زندگی بیشتر می شود . حضرت علی (ع) می فرماید : چشم هایت را بر خار و خاشاک زندگی ببند . اگر این کار را نکنی هرگز از زندگی راضی نمی شوی . شما که فقط نقاط منفی زندگی تان را می بینید شوهر شما می گوید که چقدر او بی انصاف است . من سالهای سال تلاش کرده ام و نقاط مثبت هم در زندگی ام داشته ام ولی او نمی بیند و این کار کینه می آورد . بیایید نگاه مان را مثبت تر بکنید . نقاط مثبت زندگی را هم ببینیم . با این کار میزان رضایت ما از زندگی بیشتر می شود . ما نگوییم که نقاط مثبتی در زندگی مان نداریم . اگر ما یک کاغذ و قلم برداریم می توانیم نقاط مثبت زندگی مان را بنویسیم .
همسر من در زندگی اهل شکرگزاری از نعمت های خدا نیست و این باعث شده که ما در زندگی برکتی نداشته باشیم . راهنمایی بفرمایید . (بدبینی )
پاسخ – اگر با این فکر برکتی در زندگی شما نباشد خیلی عجیب نیست . اگر ما ناسپاسی کنیم خدا نعمت هایش را از ما می گیرد . خدا می فرماید : اگر شکر کنید نعمتهایتان زیاد می شود . شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند . بیایید شکرگزار باشید .شکر گزاری بخاطر این است که ما این نعمتها را از دست ندهیم . امام صادق (ع) فرمودند : هیچ خیری در انسانی نیست که از گرفتاری خود شکایت می کند حال آنکه در گذشته هزاران نعمت به او رسیده است و در آینده هزاران راحتی به او خواهد رسید . در دعای جوشن کبیر می بینید که نعمت های خدا را برمی شمارند . اولیاء الهی خیلی مواقع نقمت را نعمت برمی شمردند . امام موسی کاظم (ع) در زندان می فرماید : خدایا من یک جای آرامی برای عبادت می خواستم و اینک که این مکان را برای من آماده کردی ، من تو را شکر می کنم . اگر ما نعمت های زندگی مان را فهرست کنیم می بینیم که نعم ها زیاد است و ما از آنها غافل هستیم . مثل یک ماهی که در آب است و قدر آب را نمی داند ولی وقتی از آب بیرون بیفتد قدر آب را می داند . همین نفسی که ما می کشیم یک نعمت است . هستند افرادی که که دقیقه ای میلیون ها تومان هزینه می کنند که نفس بکشند . کسی که ریه اش لطمه خورده باشد نمی تواند تنفس بکند . هستند کسانی که از خوردن نعمت محروم هستند . پس نعمت هایالهی را ببینید و شکر گزار باشید تا نعمت هایتان زیاد بشود . قانون جذب می گوید که شما صبح قبل ازا ینکه از بستر بیرون بیایید ، برای اینکه یک روز بزرگ را شروع بکنید حس تشکر را در درون خودتان ایجاد بکنید و فکر کنید که این روز را با موفقیت به پایان رسانیده اید و دائم بگویید که متشکرم . بگویید :خدایا تو را شکر می کنم بخاطر چیزهایی که به من ندادی و به صلاح من نبوده است . اگر ما فقط نداشته های زندگی را ببینیم و داشته های آنرا نبینیم خدا نعمتها را از ما می گیرد . رسول اکرم فرمودند : کسی که تظاهر به فقر بکند فقیر می شود . بعضی از کاسب ها می گویند الهی شکر ولی بعضی ها می گویند : کاسبی خراب است و بدبختی و بیچارگی . ایشان لقمه ی حلالی گیرش می آید ولی می گوید : بدبختی و بنظر من بدبختی هم گیرش می آید . بیایید شاکر نعمت های خدا باشید تا خدا نعمتهایش را بیشتر کند . بدبینی را از خودتان دور کنید .
در زندگی مشکلات فراوانی دارم ولی نمی دانم با آنها چگونه کنار بیایم . راهکارهایی به من بگویید که بتوانم مشکلاتم را حل کنم واز بدبینی به دور باشم .
پاسخ – مشکلات فقط برای شما نیست . مشکلات برای همه وجود دارد . تمام مردان بزرگ تاریخ مشکلات داشته اند . شما نمی توانید کسی را پیدا کنید که مشکل نداشته باشد . لازمه ی زندگی و حیات دنیایی مشکل است . مشکل محصول حرکت است و چون ما حرکت می کنیم پس مشکل داریم . کسی که در قبر استراحت می کند مشکلی ندارد . کسی که زندگی می کند مشکل دارد . زندگی یک خط مستقیم و رودخانه ای نیست که دارد صاف می رود. زندگی پیچ و خم و فراز و نشیب دارد . حضرت علی (ع) می فرماید : زندگی هم شیرینی و هم تلخی دارد . این مشکلات جزو مدرسه ی زندگی است . شما که در جاده آسفالت می روید قسمت های خاکی هم جزو جاده است. اگر همه ی بیابان آسفالت بود شما راه را پیدا نمی کردید. مشکلات برای تکامل ما انسانهاست. می فرماید : ما انسانها را در رنج و مشقت آفریدیم . رسول اکرم از جانب خدا می فرماید که من راحتی را در بهشت آفریدم اما مردم در دنیا دنبال آن می گردند و به آن نمی رسند . اگر ما این باور را داشته باشیم که مشکلات فقط مربوط به ما نیست می توانیم با آن کنار بیاییم .این باور خیلی مهم است . دنیا جای مشکلات است و باید با آن کنار آمد .
ذهن ما است که مشکل را بزرگ می کند . ذهن ما توانایی دارد که یک مشکل را بزرگ یا کوچک بکند . ما باید تمرین بکنیم که با ذهن خودمان مشکلات را کوچک بکنیم . با راه کار تلقین و تمرین می توان این کار را انجام داد . گاهی کسی مشکلی را مطرح می کند که اگر فردی دیگری در کنار آن باشد خنده اش می گیرد و می گوید که این چه مشکلی است . زیرا این طرف مشکل را در ذهنش کوچک کرده است . یک بت خرمایی در ذهن ما که موحد هستیم خیلی کوچک است ولی در ذهن یک بت پرست خیلی بزرگ است . یک گاو برای یک بودایی خیلی بزرگ است ولی برای ما خیلی ارزشی ندارد . معروف است که سزار برای یک دستمال قیصریه را به آتش کشید . این دستمال برای ما کوچک است ولی برای سزار خیلی بزرگ بوده است . دیگر اینکه ما برای مواجه با مشکلات آمادگی داشته باشیم . اگر شما در دل شب ، در جاده امکان پنچرگیری نداشته باشید ، خیلی بهم می ریزید و این مشکل برای شما بزرگ است ولی اگر امکانات داشته باشید این مشکل برای شما کوچک است . برف نعمت است ولی برای کسی که آمادگی ندارد نقمت می شود. باران برای خیلی از کشورها نعمت است ولی برای بعضی از کشورها بدبختی و ویرانی است . دیگر اینکه ما بناید روی مشکل تمرکز بکنیم بلکه باید روی راه حل تمرکز بکنیم . ما بیشتر مواقع گیج مشکل هستیم . ما باید خارج از کادر به مشکل نگاه کنیم و دنبال راه حل باشیم . وقتی مشکلی داریم بنشینیم ، فکر کنیم و مشاوره کنیم . مواردی بوده که مشکل بیست ساله ی زندگی آقا و خانمی با پنج دقیقه مشاوره باز شده است . ما باید دنبال راه حل باشیم . رئیس شرکت ناسا اعلام کرده که در فضا نمی توان با خودکار نوشت . آنها یک شرکت پژوهشی تاسیس کردند و هشت ماه وقت صرف کردند که خودکاری بسازند که در فضا بنویسد و بعد جشن گرفتند و این را اعلام کردند . یکی از مسئولین فضای روسیه پیام داد که ما سالها است که در فضا با مداد می نویسیم . مدیر ناسا گفته بود که ما روی خود مشکل متمرکز شده بودیم نه روی راه حل آن . یک کامیونی زیر پلی گیر کرده بود و همه ی متخصصان نتوانستد آنرا بیرون بیاورند . یک بچه ای گفت که اگر باد چرخ ها را خالی کنید می توانید آنرا بیرون بکشید . دیر اینکه صبر کنید . آقای وین دایر می گوید : ظفر در پی صبر می آید . ما روایت داریم : کسی که صبر نمی کند ظفر ندارد . گذر زمان مشکل را حل می کند ولی ما عجله می کنیم و مشکل را به بحران تبدیل می کنیم . خداوند شما را با گرسنگی ، مرگ و... آزمایش می کند و خدا به صابرین بشارت می دهد . بدبینی را از خودتان دور کنید .




http://ch3.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=137:1390-05-15-14-08-21&catid=17:2011-08-06-11-40-26

منتظرالمهدی
2013-May-05, 21:32
کسی نیست جواب سوال بده من فکر کنم طرح دعوی خلع ید و قلع و قمع بنا باید مطرح کند

منتظرالمهدی
2013-May-07, 16:07
سلام
سوال: شخصی فوت میکند احدی از ورثه قبل از تقسیم ترک در قسمتی از اراضی مورثی احداث بنا میکند آیا سایر ورثه می توانند دادخواست خلع ید و قلع و قمع بنا احداثی را مطرح نمایند یعنی دادگاه می تواند حکم به خلع ید و قلع و قمع بنا احداثی صادر نماید یاخیر ؟پاسخ با توضیح و استدلال حقوقی یفرمایید.

Ali Mazhar
2013-May-08, 16:31
سلام
علی دادیار عزیز اول اینکه این سوال ها رو در تاپیک بخش حقوق مطرح کن تا هم من ببینم و هم دوستان دیگر استفاده کنند.
اما پاسخ:
در فرض خریداری ملک با توجه به رای وحدت رویه صادره از دیوان عالی کشور، دعوای خلع ید فرع بر مالکیت است و اگر معامله با سند عادی انجام شده در ابتدا باید دعوای اثبات مالکیت مطرح گردد و سپس از متصرفین خلع ید شود.
در فرض تصرف یکی از مالکین مشاع ( وراث) در مال، در ابتدا باید گواهی حصر وراثت اخذ شود و سپس در دادگاه صالح تقاضای خلع ید از مال مشاع و قلع و قمع بنای احداثی را خواستار شد. اما باید دانست خلع ید نسبت به کل مال صورت می گیرد و هرگونه تصرف بعدی خواهان نیز( مانند خوانده) منوط به اذن همه شرکاست.

منتظرالمهدی
2013-May-08, 18:06
سلام
علی دادیار عزیز اول اینکه این سوال ها رو در تاپیک بخش حقوق مطرح کن تا هم من ببینم و هم دوستان دیگر استفاده کنند.
اما پاسخ:
در فرض خریداری ملک با توجه به رای وحدت رویه صادره از دیوان عالی کشور، دعوای خلع ید فرع بر مالکیت است و اگر معامله با سند عادی انجام شده در ابتدا باید دعوای اثبات مالکیت مطرح گردد و سپس از متصرفین خلع ید شود.
در فرض تصرف یکی از مالکین مشاع ( وراث) در مال، در ابتدا باید گواهی حصر وراثت اخذ شود و سپس در دادگاه صالح تقاضای خلع ید از مال مشاع و قلع و قمع بنای احداثی را خواستار شد. اما باید دانست خلع ید نسبت به کل مال صورت می گیرد و هرگونه تصرف بعدی خواهان نیز( مانند خوانده) منوط به اذن همه شرکاست.
سلام باعنایت به ماده 43 قانون اجرای احکام حقوقی که اشعار می دارد در مواردی که حکم خلع ید علیه متصرف ملک مشاع به نفع مالک قسمتی از ملک مشاع صادر شده باشد از تمام ملک خلع ید می شود ولی تصرف محکوم له در ملک خلع ید شده مشمول مقرات املاک مشاعی است .بنابراین اشاره ای به قلع و قمع بنا ندارد چرا که خود خوانده یا محکوم علیه در ذره ذره ملک موصوف شریک بوده و صدور حکم قلع قمع صحیح نیست وتقاضای افراز ملک صحیح هست ( این فرض مربوط است که شرکاء جزء ورثه نباشد)

اما نظر دیگر باعنایت به فرض سوال که ملک جزء ماترک متوفی بوده بنظر می رسد فرض اول صحیح نباشد چرا که در این صورت نیاز به رعایت تشریفات قانون امور حسبی اعم از گواهی حصر وراثت ،تحریر ترکه و تقسیم ترک باشد (ودر صورت اینکه خواسته خلع ید و قلع و قمع باشد به لحاظ عدم رعایت تشریفات باید رد شود) که در صورت رعایت تشریفات ذکر شده در تقسیم امکان افتادن قرعه به نفع متصرف ملک وجود دارد بنابر این صدور حکم قلع و قمع خارج از اشکال نیست و چنین به نظرمیرسد که دادگاه مجوزی جهت پذیرش چنین دعوایی را نداشته باشد .( تقاضا دارد پاسخ خود را مستدل و مستند بیان فرمایید.)

منتظرالمهدی
2013-Jul-16, 23:48
تلـه هـای افسـردگی را بشنـاسیـد ...


فسردگی از شایع‌ترین مشکلات روانی‌ست که خود را با احساس ناراحتی و سرخوردگی، گوشه‌گیری، عدم اشتیاق به انجام امور روزانه و … نشان می‌دهد. افسردگی ممکن است زودگذر باشد و یا مدت طولانی زندگی افراد را مشکل و انجام فعالیتهای روزمره را مختل سازد. عوامل به نظر کم اهمیت می‌توانند بر روحیه افراد تاثیرات مخربی بگذارند. گرچه عوامل افسردگی در همه افراد یکسان نیست، اما عوامل درونی و بیرونی مختلفی بر بهتر یا بدتر شدن حالت افسردگی موثر است. در ادامه مطلب به چند عامل ساده اما محرک افسردگی در افراد اشاره می‌کنیم.

منتظرالمهدی
2013-Jul-16, 23:50
تله اول: دوری کردن از اجتماع
هنگامی که فردی بصورت بالینی دچار افسردگی است، بشدت از دیگران دوری می‌کند. انزوا و عدم حضور در اجتماع، دقیقا عکس همان چیزی است که افراد افسرده، به آن احتیاج دارند. عقب نشینی اجتماعی، پاسخی به استرس و درگیری ذهنی است و حضور در اجتماع همانند ترمزی است برای رهایی از این درگیری.

راه حل: بتدریج خود را در اجتماع حاضر کنید. از خانواده و دوستان خود شروع کنید. لیستی از کسانیکه می‌خواهید با آنها دوباره رابطه برقرار کنید، تهیه کنید و شروع به برنامه‌ریزی و فعالیت کنید.

منتظرالمهدی
2013-Jul-16, 23:50
تله دوم: پروراندن افکار بیهوده
می‌توان افکار بیهوده را مقصر اصلی ابتلا به افسردگی دانست. تفکر درمورد شکست‌ها، ناکامی‌ها و هر آنچه که خارج از دسترس فرد است، افکار بیهوده و درگیری ذهنی را پدید می‌آورد. این افکار فرآیندی سمی است که ذهنیت منفی و احساس ناخوشایندی درمورد خود فرد در او ایجاد می‌کند. معمولا افراد افسرده، زمان و انرژی زیادی را برای پروراندن افکار منفی‌شان، هدر می‌دهند.
به گفته دکتر Mark Goulston (روانپزشک)،‌ هنگامی که شما افکار منفی در ذهن خود می‌پرورانید، ‌در واقع در قلمرو دشمن قرار گرفته‌اید. قبل از آنکه افکار منفی بر شما غلبه کند، خود را از دست آنها خلاص کنید. افکار منفی می‌تواند باعث ایجاد توهم شود و رویدادهای عادی را برای افراد غیرقابل تحمل کند. بطور مثال، لبخند زدن افراد را به منزله تمسخر کردن خود پندارند.

راه حل: توجه خود را به انجام فعالیت‌های مثبت مانند خواندن کتاب معطوف کنید.

منتظرالمهدی
2013-Jul-16, 23:51
تله سوم: خود درمانی با الکل
یکی از عوامل تشدید افسردگی، روی آوردن به مصرف الکل و مواد مخدر است. مصرف مشروبات الکلی ممکن است استرس و تفکرهای بیهوده را دور سازد، اما این احساس زودگذر تاثیرات مخربی بر سیستم عصبی فرد می‌گذارد. همچنین الکل می‌تواند اثر داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب را متوقف کند و به جسم فرد نیز صدمه بزند.

راه حل: با پزشک خود ملاقات کنید و در صورت تشخیص، افسردگی را با دارو و روش‌های پیشنهادی وی افسردگی را درمان کنید.

منتظرالمهدی
2013-Jul-16, 23:52
تله چهارم: ورزش نکردن
اگر از آن دسته از افرادی هستید که قبلا به باشگاه می‌رفتید، اما دیگر فعالیت‌های ورزشی انجام نمی‌دهید، یکی از با نشاط‌ترین فعالیت‌های روزانه را فراموش کرده‌اید. انجام فعالیت‌های ورزشی، اثر قدرتمند ضدافسردگی دارد و باعث ترشح سروتونین و دوپامین می‌شود. میزان ترشح این دو ماده در افراد افسرده به پایینترین حد خود می‌رسد.

راه حل: شنا، یوگا،‌ ایروبیک و حتی پیاده روی ورزشهای مفرحی هستند که شما را از دام افسردگی نجات می‌دهند. برای داشتن انگیزه می‌توانید با یکی از دوستان یا آشنایان خود به کلاسهای ورزشی بروید.

منتظرالمهدی
2013-Jul-16, 23:53
تله پنجم: مصرف قند بالا
وقتی فردی احساس ناراحتی می‌کند، معمولا میل به تنقلات و خوراکی‌های شیرین دارد. مصرف تنقلات شیرین، در کوتاه مدت حس خوبی به افراد می‌دهد، اما کمتر از دو ساعت باعث می‌شود گلوکز خون بشدت پایین آید.

راه حل: از مصرف زیاد قند دوری کنید. همیشه راه عاقلانه، به اندازه مصرف کردن است.

منتظرالمهدی
2013-Jul-16, 23:53
تله ششم: افکار منفی
هنگامی که فردی مستعد افسردگی است،‌ همواره افکار منفی در خود می‌پروراند و از انجام فعالیت‌های روزانه خودداری می‌کند. افراد در این شرایط فکر می‌کنند که حتی با انجام دادن کارهای متفاوت و سعی در بهبود اوضاع فعلی نیز، احساس خوبی به آنها دست نخواهد داد. بنابراین تلاشی هم نمی‌کنند! در این صورت از انجام هرگونه فعالیتی بازمی‌مانند. پروراندن افکار منفی دام بزرگی است که باعث تشدید افسردگی و در نتیجه منفعل شدن کامل فرد می‌گردد.

راه حل: منتظر روی دادن اتفاقات منفی نباشید. اگر تلاش و کوشش کنید، شانس‌ رسیدن به نتایج مثبت و سازنده را از دست نخواهید داد.

a v a
2013-Jul-17, 15:54
سلام به همه دوستان!
ممنون از تاپیک خوب و مفیدتون، و ممنون از دعوتتون.

حتما سوالی پیش اومد مطرح میکنم
مرسی-;{@

منتظرالمهدی
2013-Jul-18, 12:13
14 ویژگی انسان های نرمال

روان پزشکان به که می گویند نرمال؟
اخلاق بخش عمده‌ای از پیکره نرمال بودن را تشکیل می‌دهد. اخلاق، انسان را وادار به پیروی از برخی باورهای ارزشی و متعالی می‌کنند. ما در روان‌شناسی، انسان را مظهر تعالی خداوند می‌دانیم. یعنی ایمان به خداوند، ایمان به ارزش‌ها، ایمان به مقدسات تعریف شده که بخشی از آن به مقدسات و ارزش‌های متعالی برمی‌گردد و بخشی از آن نیز به اخلاق و صفات خوب متعالی مانند توکل، امید و... مربوط می‌شود و فرد نرمال چنین اخلاقی دارد و به آنها تمسک می‌جوید.

منتظرالمهدی
2013-Jul-18, 12:14
1.بخشندگی و دست و دلبازبودن:

فرد نرمال، فقط دریافت‌کننده محبت نیست و خود نیز به دیگران مهر می‌ورزد، بنابراین فردی که همنوعش برایش مهم نیست و روابط عاطفی‌اش با فرزند، همسر، دوست، خواهر و برادر و... کند یا ضعیف است یا برعکس آنقدر روابط عاطفی‌اش بیش از حد می‌شود که به وابستگی می‌انجامد نرمال نیست.

منتظرالمهدی
2013-Jul-18, 12:15
2.داشتن هوش اجتماعی:

فرد نرمال باید هوش اجتماعی داشته باشد تا بتواند به دنبال فعالیت‌های شغلی و عملکردی برای بروز و ایجاد یک فعالیت مولد باشد. فعالیت‌های غیرمولد و بی‌فایده و بی‌ارزش، مانند بسیاری از فعالیت‌هایی که در جهت خلاف است یا انجام آنها فایده‌ای برای فرد یا افراد جامعه ندارد، فعالیت غیرمولد شناخته می‌شود.

منتظرالمهدی
2013-Jul-18, 12:15
3.قدرت حل مساله:

فردی که قدرت حل مساله دارد، در برابر مشکلات تسلیم نمی‌شود و سعی می‌کند برای مشکلات خود راه‌حل پیدا کند. طبیعی است برای رسیدن به این هدف باید واقعیت‌های موجود را درک کرد. افرادی که از این درک عاجزند و تفکرات سحرآمیز دارند، به رمل و اسطرلاب، جادو و سحر و دعانویسی و کف‌بینی و موضوعات خرافی می‌پردازند، قدرت حل مساله ندارند زیرا نمی‌توانند واقعیت‌های موجود را قبول کنند. نکته قابل توجه اینکه حتی در حل مساله، تکرار مکررات هم طبیعی نیست بلکه فرد باید برای حل مشکلاتش ابداع و تنوع در تصمیم‌گیری داشته باشد.

منتظرالمهدی
2013-Jul-18, 12:16
4.گذشت، بخشندگی و مروت:

فرد نرمال باید گذشت و بخشش داشته باشد و سخت و غیرقابل انعطاف نباشد و در عین حال بتواند خشم خود را بروز دهد. فردی که مدام خشمش را فرومی‌خورد و جرات ابراز احساسات خود را ندارد، نرمال نیست. البته بروز خشم باید بدون صدمه و اهانت به خود و دیگران باشد و فرد نباید ذره‌ای به شخصیت خود یا دیگران لطمه بزند.

منتظرالمهدی
2013-Jul-18, 12:16
5.قدرت مقابله با استرس:

واقعیت این است که ما در فضایی از استرس و اضطراب به سر می‌بریم. فرد نرمال باید بتواند با این استرس‌ها مقابله یا از مکانیسم‌های مقابله‌ای برای رفع استرس‌ها استفاده کند تا خود را با هر استرسی انطباق دهد و با آن مقابله کند. متاسفانه ما با بسیاری از فقدان‌ها، مشکلات مالی و اقتصادی، مسایل اجتماعی و محیطی، مسایل سیاسی و... روبرو هستیم. فرد باید بتواند با این استرس‌ها کنار بیاید. کسی که زود می‌شکند و در برابر اندک استرسی کمر خم می‌کند، نرمال نیست. هرکس ممکن است یک عزیز، مال یا شغلش را از دست بدهد، اما باید بتواند محرومیت‌ها را تحمل کند و در برابر این فقدان‌ها قدرت مانور و سوگواری داشته باشد و به پذیرش نهایی واقعیت برسد.

منتظرالمهدی
2013-Jul-18, 12:18
6.قدرت مدیریت:

فرد نرمال باید قدرت مدیریت محیط اطرافش و محیطی که در آن زندگی یا کار می‌کند، داشته باشد و این به یک مدیریت ذاتی نیاز دارد.

منتظرالمهدی
2013-Jul-18, 12:21
7.در نظر گرفتن جوانب احتیاط:

فرد نرمال باید همه جوانب احتیاط را رعایت کند و به اصطلاح خود را ارزان نفروشد. البته منظور این است که بدبین باشد زیرا بدبینی خود غیرطبیعی است اما احتیاط، وجه مهمی از نرمال بودن است. فرد باید برای انجام معاملات اقتصادی، روابط بین فردی، امور اداری و شغلی و... محتاطانه عمل و رفتار خود را کنترل کند.

منتظرالمهدی
2013-Jul-18, 12:23
8.آموختن و آموزش:

فرد باید خودش را برای زندگی سرمایه‌گذاری کند. باید دانش و آگاهی داشته باشد و واقع‌بینانه به سرنوشتی که بر او در زمان و مکان خاصی که قرار دارد تحمیل شده، بپذیرد و در این زمینه آموزش ببیند زیرا اگر از مسایل پیرامون خود آگاهی نداشته باشد و آنها را نپذیرد،طبعا رفتار غیرطبیعی از خود نشان می‌دهد و دچار آسیب‌شناسی روانی می‌شود و در گروه بیماران قرار می‌گیرد. فرد نرمال باید عاشق یادگیری باشد و بتواند موضوعات مختلف را طراحی و سازماندهی کند.

منتظرالمهدی
2013-Jul-18, 12:26
9.کنجکاوی و علاقه‌مندی:

انسان‌های بی‌تفاوت، بی‌احساس، غیرکنجکاو و غیرعلاقه‌مند به موضوعات روزمره، انسان‌های نرمالی نیستند بنابراین فردی که زیبایی‌ها را تقدیر و تحسین نمی‌کند و نسبت به آنها کنجکاو نیست طبیعی و نرمال نیست.

منتظرالمهدی
2013-Jul-18, 12:28
10. آینده‌نگر بودن:

فرد نرمال باید در مورد آینده خود جهت‌گیری داشته باشد و بداند چه آینده‌ای برای فردا و فرداهایش در نظر دارد، بنابراین باید برای سنین جوانی، میانسالی و سالمندی خود برنامه‌ریزی کند.

منتظرالمهدی
2013-Jul-18, 12:28
11.خلاقیت و نوآوری:

فرد نرمال باید خلاق باشد و ایده داشته باشد و به دیگران و محیط کار و زندگی خود ایده بدهد. از سوی دیگر باید استقلال داشته باشد و اهداف مناسبی در سر بپروراند. فردی که وابسته است، نمی‌تواند اهداف درستی را برای آینده خود برنامه‌ریزی کند.

منتظرالمهدی
2013-Jul-18, 12:29
12. شناسایی نیازها:

فرد نرمال باید نیازهایش را بشناسد و به ارزش‌های وجودی خود پی ببرد و بتواند به مجهولات موجود در آنچه به عنوان واقعیت‌های موجود ذهن خود و اطرافیانش فراگرفته است، پاسخ دهد.

منتظرالمهدی
2013-Jul-18, 12:30
13.شور و هیجان:

افراد نرمال باید در انجام امور از خود شوق و حرارت نشان دهند. افراد بی‌حال و بی‌احساسی که از خود شوق و شوری نشان نمی‌دهند، به خصوص در مسایل خانوادگی و اجتماعی، افرادی سرد و بی‌احساس هستند نه نرمال.

منتظرالمهدی
2013-Jul-18, 12:30
14.عادل بودن:

عدالت صفت بسیار خوبی است که باید آن را در انسان‌های نرمال جستجو کنیم. فرد باید نسبت به شهروندان و خانواده خود عادل باشد و اگر نباشد از خود رفتارهای پرخاشگرانه، بی‌تفاوتی، بی‌احساسی، بی‌توجهی، بی‌عاطفگی و... نشان می‌دهد.

منتظرالمهدی
2013-Jul-18, 12:40
سلام دوستان و کاربران عزیزی که تمایل دارن سوالات حقوقی آنها توسط اینجاب پاسخ داده شود لطفا در این تاپیک مطرح فرمایند در اسرع وقت به آنها پاسخ داده میشود

منتظرالمهدی
2013-Jul-19, 08:25
نوشته اصلی توسط mahan10



میخواستم بدونم برای مبارزه با بیماری فراموشی در سنین جوانی بین 30 تا 35 سالگی چه باید کرد ؟
مرسی

منتظرالمهدی
2013-Jul-19, 08:27
نوشته اصلی توسط mahan10



میخواستم بدونم برای مبارزه با بیماری فراموشی در سنین جوانی بین 30 تا 35 سالگی چه باید کرد ؟
مرسی

روانشناسان در اين زمينه توصيه مي کنند که :

١. موز بهترين دوست حافظه : ويتامين b بهترين تغذيه حافظه است و موز داراي اين منبع غني ميباشد.

٢. مهرباني با خويشتن : انجام کارهاي مورد علاقه مانند خريدن يک شاخه گل , کتاب رمان, ملاقات دوستان قديمي و …….. باعث افزايش ترشح هورمون ” دوپامين ” مي شود که احساس خوبي را در فرد به وجود مي آورد و اين افزايش تاثير مثبتي بر سلسله اعصاب و آن بخش از مغز که مسوول حافظه است ميگذارد.

٣. قدم بزيند : زنان يا مرداني که در به طور مرتب قدم مي زنند بسيار کمتر دچار فراموشي ميشوند . چرا؟ تحقيقات نشان داده است که فعاليت ,ارتباط مغزي را در بخشي که ذهن مسوول حافظه است گسترش مي دهد.

٤. غذاي سس دار نخوريد : بر اساس تحقيقات انجام شده برروي عادت غذايي بيش از ٨ هزار نفر , استفاده از اين نوع سس ها و غذاهاي سويا دارباعث کاهش قدرت حافظه مي شود. علت آن است که يک ماده شيميايي موجود در اين نوع سس ها و سويا که گفته مي شود ضد سرطان و بيماري قلبي است دقيقا عکس اين خواص را با خود دارد. با اين حال يک بار خوردن آن در هفته چندان مشکلي ندارد!

٥. خواب به موقع : يک استراحت خوب مغز مي تواند اطلاعات بشتر و بهتري را به حافظه شما باز گرداند تا مغزي که تمام روز را بدون استراحت گذرانده باشد .

٦. بيشتر به خودتان برسيد : تحقيقات نشان مي دهد افرادي که رژيم هاي غذايي بسيار کم کالري در برنامه روزانه خود دارند نه تنها پروسه اطلاع رساني را بسيار کند انجام مي دهد بلکه از ديگر افراد هم سن و سال خود که اين رژيم را ندارند نيز کمتر قادر به استفاده از حافظه خود مي باشند. لذا به فکر خود باشيد و رژيم هاي غير موجه را فراموش کنيد.

٧. چاي گياهي بنوشيد : آهن براي عملکرد صحيح حافظه ضروري است و نوشيدني هاي کافئين دار به علت دارا بودن موادي به نام ” تانن ” ( اسيد تانيک) که ٧٥ درصد آهن موجود در بدن را از بين مي برند.

٨. خوردن قند و شکر مصنوعي را کاهش دهيد : اين امر ممکن است در کاهش وزن به شما کمک کند اما نوشيدن بيش از يک يا دو نوشيدني رژيمي در طول روز حافظه دراز مدت شما را تخريب مي کند . خوشبختانه تاثيرات منفي اين مسئله دائمي نيست و شما به راحتي مي توانيد با قطع مصرف شيريني هاي مصنوعي مجددا حافظه خود را اصلاح کنيد

منتظرالمهدی
2013-Jul-19, 12:33
شما خطرناکترین دشمن خودتان هستید !






بزرگترین دشمن شما کیست ؟ اصلا تا حالا به این موضوع فکر کرده اید ؟ شاید فکر می کنید دشمنی ندارید اما باید رازی را به شما بگوییم : شما بزرگترین دشمن خودتان هستید ، 6 راهی که با خود دشمنی می کنید را در ادامه بخوانید ..

منتظرالمهدی
2013-Jul-19, 12:34
برای مدت طولانی من زندگی تک بعدی داشتم و فکر می کردم که فقط باید با روش خاصی زندگی کرد . سعی کردم اشتباهاتم را مرور کنم تا بفهمم چه عاملی سبب شده که موفق نشوم. و فهمیدم که برای اینکه حس راحتی داشته باشم رویاهایم را فراموش کرده ام. باورهایم را نادیده گرفته و خودم را از عشق و خوشبختی با ممانعت از دستیابی به آنها محروم ساختم. اما بعد از مدتی که گذشت و به زندگی ام نگاه کردم با خود گفتم چرا زندگی اینقدر پر از بدبختی است؟

واضح است که خودم را خیلی گم کرده بودم. سپس شروع کردم به تغییر دادن چیزهایی که در طول دهه قبل جزو عادتهای من به شمار می رفتند که منجر به مشاجراتی با همسرم شد. نهایتا درحالیکه اشک می ریخت به من گفت :" مارک تو خودت دشمن خودت هستی! خودت !...همه چیز تقصیر خودت است. دیگر نمی توانم تسکین تو باشم ، اگر بخواهی می توانی تغییر کنی اما لازم است که بخواهی و خواهش می کنم بخواه..." . و من پس از مدتها کشمکش های درونی و مطالعات گسترده و حمایت های بی دریغ همسرم و چند نفر از دوستان ، نهایتا توانستم خودم را پیدا کنم.

من می خواهم تجربیاتم را در اختیار شما قرار بدهم چون می دانم که شما نیز گاهی درگیری هایی با شیطان درونتان دارید. بعضی وقتها افکار ما و تصمیم های همیشگی و روتین زندگی بزرگترین دشمن ما محسوب می شوند که باعث می شود من به شما یادآوری کنم که از آن برحذر باشید

منتظرالمهدی
2013-Jul-19, 12:35
1- توقع رضایت همیشگی داشتن

در زندگی هیچ چیز ثابت و همیشگی نیست. همانطور که شادی مطلق وجود ندارد غم و اندوه مطلق نیز وجود ندارد. می توان گفت که تغییر در حس و حال ما وجود دارد که به طور مداوم بین شادی و غم در نوسان است. در هر زمانی به این فکر می کنیم که بعدا چه می شود و چه حسی خواهیم داشت – نوعی مقایسه بین میزان رضایت مندی خود در زمان های مختلف. در این مسیر، برخی از ما که حس غم و اندوه فراوانی داریم ، پس از التیام آن می توانیم به اوج شادی و لذت برسیم. به عبارت دیگر شادی و غم لازم و ملزوم یکدیگرند؛ یکی باعث تقویت دیگری می شود. انسانها باید بدبختی و بیچارگی را بشناسند تا قدر عافیت را بدانند.

نکته مهم تمرکز روی جنبه های خوب زندگی است. شاید شما همه لحظه های زندگیتان را آگاهانه سپری می کنید و شاید درک کرده باشید که همه خوشبختی که به دنبالش هستید را درهمان لحظه دارید. اگر حس می کنید که لحظه ای که در آن هستید بهتر از آن چیزی است که می توانست باشد ، لذت شما بیش تر از حد و اندازه آن خواهد شد.

منتظرالمهدی
2013-Jul-19, 12:36
2- وسواس در بررسی خطاهای فردی

تصور کنید که در دوره دبیرستان به سر می برید یک سال معدلتان الف ، دو سال بعدی ب و سال بعدتر ج باشد. آیا شما روی داشتن معدل الف و یا ج زیاد فکر می کنید؟ آیا به خاطر معدل پایین خودتان را سرزنش می کنید؟ و یا در دوره ای که معدلتان پایین بود روی علایق و توانایی های شخصی خود تمرکز داشتید؟ من امیدوارم که متوجه ارزش طرز فکر دومی شده باشید.

هر روز صبح که از خواب بیدار می شوید، به سه چیز مهم زندگی خود فکر کنید و زمانی که به بستر می روید که بخوابید ذهنتان را پر از فکر های مثبت و کارهای کوچکی که در طول روز به خوبی از پسش بر آمده اید کنید. موفقیتهای خود را آزمایش کنید. قدرت تفکر خود را به سمتی هدایت کنید که باعث به وجود آمدن تاثیرات مثبت در زندگی شود. با خود مرور کنید که چه کارهایی را و چرا اغلب خوب انجام می دهید و خواهید دید که به طور طبیعی راههایی را پیدا می کنید که کارهای دیگر را هم به درستی انجام دهید. مناسب ترین روش برای لذت بردن از موفقیتهای زندگی این است که خود را به خاطر بی کفایتی در گذشته ملامت نکنید. اما در عوض، سعی کنید روی موفقیتهای فعلی مانور دهید.
(http://iransun.net/join)

منتظرالمهدی
2013-Jul-19, 12:37
3- داشتن زندگی روتین و مرده

رایج ترین و مخرب ترین اعتیاد در جهان ترسیم یک نوع زندگی راحت و روتین است. چرا وقتی 400 کانال تلویزیونی داریم به دنبال فقط یک سبک زندگی هستید؟ شما مثل کامپیوتر نیستید که تراشه را روی برد نصب کرده و یک برنامه را اجرا کنید ، زندگی چیز دیگری است. زندگی یعنی حیات. زندگی یعنی یادگیری و رشد با وجود هیجانات و استرس ها .
زندگی پر از معماهاست ؛ بعضی از آنها هیچگاه به جواب نمی رسند.این تمایلات ذهن جستجو گراست که به دنبال پاسخ می گردد و در میان ناشناخته ها شجاعانه سیر می کند تا به جواب سوالات خود برسد و همین جستجوهاست که به زندگی معنا می بخشند.
در نهایت ، شما می توانید بقیه زندگی خود را با حس تاسف در باره خود ادامه دهید و روال زندگی خود را با بی تحرکی سپری کرده و یا می توانید همیشه از وجود شگفتیهای زندگی متعجب شوید و از خود به خاطر تلاش برای حل مشکلات تشکر کنید. همه اینها فقط به ذهن خودتان بستگی دارد. اولین گام مشخص این است که خود را متقاعد کنید که از محدوده زندگی روتین خود خارج شوید.

منتظرالمهدی
2013-Jul-19, 12:37
4- اعتقادات محدود کننده

شما از عقاید خود رنج نمی برید. شما از بی اعتقادی خود رنج می برید. اگر در خود هیچ امیدی حس نمی کنید، به این معنی نیست که هیچ امیدی وجود ندارد؛ فقط به این علت است که شما به وجود امید اعتقاد ندارید. از آنجایی که ذهن مسوول هدایت بدن است ، نهایتا این ذهن است که باعث می شود رویایی به تحقق برسد و یا بالعکس. واقعیت زندگی شما بازتابی از اندیشه و تفکرات شماست و یکی از راههایی است که باعث می شود هرچه که بدان باور دارید اتفاق بیافتد. بعضی وقتها بهتر است آنچه را که فکر می کنید نمی توانید انجامش دهید حداقل تلاشتان را بکنید و در نهایت متوجه می شوید که شما واقعا می توانید. همه اینها از درون آغاز می شود. شما افکارتان را تنظیم می کنید و تنها کسی که می تواند سر پا نگهتان دارد ، خود شما هستید.

منتظرالمهدی
2013-Jul-19, 12:38
5- مقاومت در برابر ریسک پذیری

عشق و خوشبختی با ریسک همراهند . ریسک پذیری یکی از مزایایی است که باعث می شود آغوشتان را به دنیای زیبایی ها و فرصت ها باز کنید. ریسک پذیر بودن به معنی نقطه ضعف نشان دادن نیست ، به معنی نشان دادن بخش هایی از وجودتان است که تا قبل از این آن را نادیده می گرفتید. به معنی روبرو شدن با دنیای بیرون با قلبی پذیرا و پر از صداقت است و گفتن این جمله به دنیا که :"من همین هستم. یا مرا همینگونه قبولم کن و یا ترکم کن"
خیلی سخت است که آگاهانه به دنبال خطر برویم. چرا؟ برای اینکه همراه با آسیب هایی است. اگر شما چهره واقعیتان را نشان دهید، این امکان وجود دارد که کسی شما را درک نکند و حتی پس بزند. ترس از چنین عواقبی آنقدر زیاد است که شما مجبورید برای محافظت از خود همیشه پشت نقاب مخفی شوید. اما دقیقا این تنها یک درد مداوم است که شما سعی می کنید از آن فرار کنید.
از آنجایی که عشق و خوشبختی نیازمند ریسک پذیری هستند، اگر این ریسک را از خود دور کنید درواقع لذتهای زندگی را از خود دور کرده اید.

منتظرالمهدی
2013-Jul-19, 12:40
6- از دیگران انتظار زیادی داشتن

همیشه این ذهنیت با شما همراه است که کارها باید چگونه انجام شوند. این ذهنیت باعث می شود که از واقعیت دور بمانید و باعث می شود که از درک واقعی خوبی های زندگی اجتناب کنید. راه حلش؟ ساده است. از توقعات خود کم کنید. قدرهر آنچه که دارید را بدانید. بهترین ها را بخواهید اما توقعتان را کم کنید. شما مجبورید که با واقعیت به جای جنگیدن ، کنار بیایید. اجازه ندهید که سطح انتظارات شما مانع دیدن خوبی ها و اتفاقات زندگیتان شود. زمانی که از سطح توقعات خود از دیگران و چیزهای دیگر کم کنید، می توانید از ماهیت واقعی آنها همان گونه که هستند لذت ببرید.


اکنون نوبت شماست ، شما چگونه با خودتان دشمنی می کنید؟ به ما هم بگویید.

farzane.nz
2013-Aug-23, 19:47
تاپیک بسیار جالبیه...ممنون

منتظرالمهدی
2014-Feb-14, 13:28
بحثدوستان بیاید نظر بدیدچرا زنها خواستگاری شما را رد میکنند؟

peyman balini
2014-Feb-14, 16:25
بحث

دوستان بیاید نظر بدیدچرا زنها خواستگاری شما را رد میکنند؟

بهتره دربارش یه تاپیک بزنیم

منتظرالمهدی
2014-Feb-14, 18:17
بهتره دربارش یه تاپیک بزنیماین تاپیک مشاوره روانشناسی و حقوقیه سوال هم دو جنبه روانشناسی حقوقی داره فکر کنم سوال رو جای مناسبی گذاشتم اگه لطف کنید دوستان رو راهنمایی بفرمایید با علم روانشناسیتون ممنون

منتظرالمهدی
2014-Feb-14, 18:33
برای شروع بحث وقتی فکر می کنید گزینه مناسب ازدواج تان را پیدا کرده اید، باید با آمادگی کامل به سمت او بروید و پیشنهاد ازدواج بدهید. شما چه از طریق یک واسطه آشنا شده باشید، چه خواستگاری رسمی خانوادگی در میان باشد و چه در محیط کار و دانشگاه طرف مقابل تان را پیدا کرده باشید، در هر صورت باید اصولی را رعایت کنید تا محبوب تر باشید. ما دلایل رایج نامطلوب به نظر رسیدن شما از سوی یک زن را می گوییم چه هست؟ بقیه ماجرا دست شماست که تا چه حد بتوانید در رابطه موضوع توضیح دهید توجه بحث عمومیه خانم ها هم می توانند دلیل رد شد یک خواستگار را بیان کنن که می شود همان صورت مسئله ی ما

peyman balini
2014-Feb-14, 18:58
خب راستش چون این موضوع جنبه حقوقی نداره بهتره اینجا دربارش بحث نشه.

منتظرالمهدی
2014-Feb-14, 22:42
1: ظاهر بد

در موقعیتی که شما هستید، نظافت و آراستگی اهمیت زیادی دارد. این مسئله نقش مهمی در تصمیم گیری خانم ها در قبول دعوت یک مرد دارد. اولین تاثیرات با ظاهر شروع می شود، پس مطمئن شوید که نظافتتان در بهترین و کاملترین وضعیت باشد. تمیز بودن دندان ها اهمیت زیادی دارد و نشانه مسلم این است که شما به خودتان می رسید. بدبو بودن نفستان هم می تواند یک نشانه خیلی بد برای خانم ها باشد. حتماً از خوشبوکننده های نعناعی استفاده کنید. موهایتان هم خیلی مهم است و برای اینکه پاسخ «نه» نشنوید حتماً آن را مرتب و زیبا و تمیز نگه دارید. لباس هایتان هم خیلی مهم است. این به آن معنا نیست که حتماً باید کت و شلوار تن تان کنید. فقط کافی است خوش لباس و مرتب باشید. لباس های کهنه یا کثیف باعث می شود نامرتب به نظر برسید. هرچه که بپوشید، پیراهن و شلوار یا تیشرت و شلوار جین، دقت کنید که تمیز باشند،پارگی نداشته باشند و مناسب آن محل باشند.

منتظرالمهدی
2014-Feb-15, 21:26
2: نومیدی زیاد

خانمها میتوانند نومیدی شما را از کیلومترها تشخیص دهند. نومیدی اعتماد به نفس شما را میگیرد و میتواند موجب اضطراب و استرس زیاد شود. این در نظر خانم یک نقطه منفی است و به یک «نه» محکم میانجامد. زمانهایی هست که این نومیدی میتواند خود را نشان دهد، بنابراین باید قبل از اینکه اتفاق بیفتد آن را تشخیص دهید و از آن جلوگیری کنید.

منتظرالمهدی
2014-Feb-16, 23:07
3: فقدان حس جاهطلبی و چشمانداز شغلی

در نظر خانمها فقدان جاهطلبی در آقایان یک امتیاز منفی است. خانمها مردهایی را دوست دارند که جهتی مشخص در زندگی داشته باشند. اگر هنوز در خانه نشستهاید و مشغول بازیهای کامپیوتری هستید و نمیدانید میخواهید با زندگیتان چه کنید، مطمئن باشید که جواب «نه» میشنوید. زنها توانایی مردان برای برقراری رابطه و مناسب بودن آنها را برحسب اینکه بعنوان یک شخص که هستند، میسنجند. هیچکس نمیگوید باید در سطح بیلگیتس باشید اما لازم است که بدانید که میخواهید با زندگیتان چه بکنید، مخصوصاً اگر دهه 20 سالگی را به پایان رسانده و در اوایل دهه 30 خود باشید.


داشتن چشم انداز شغلی خوب هم برای خانمها خیلی مهم است زیرا به آنها نشان میدهد که میتوانید از عهده حمایت مالی آنها برآیید یا خیر. نکته مهم اینکه خانمها مردهایی را ترجیح میدهند که استقلال مالی داشته باشند نه کسانی که هنوز به خانواده و دیگران متکی هستند.


زنها هم درست مثل مردان به آینده نگاه دارند و برای این منظور باید توانایی مالی پشتیبانی مالی آنها را داشته باشید. بااینکه در زندگی مدرن زنان هم به دنبال استقلال مالی خود هستند اما مطمئناً نمیخواهند مجبور باشند همه هزینهها را خودشان به تنهایی متقبل شوند. راهحل این است که اگر نمیخواهید ردتان کنند، دست به کار شوید و کمی به زندگی کاری خود سروسامان دهید.

منتظرالمهدی
2014-Feb-17, 21:54
4: خسته کننده بودن

زنها معمولاً به مردهایی که خسته کننده هستند و هیچ حرفی برای زدن ندارند روی خوش نشان نمیدهند. اگر طبیعتاً خجالتی و درونگرا هستید، بنابراین باید قبل از نزدیک شدن به یک زن، حرفهایتان را آماده کنید. حرف زدن درمورد موضوعی که او هیچ علاقهای به آن ندارد یا خستهک ننده به نظر میرسد مطمئناً با یک پاسخ «نه» محکم مواجه خواهد شد. در دوران آشنایی شاید بد نباشد کمی درمورد علایقش از او سوال کنید.


اگر واقعاً نمیدانید درمورد چه باید صحبت کنید، یکی از موضوعاتی که خودش دوست دارد را انتخاب کنید. توانایی حفظ مکالمه فراتر از پاسخ های بله و خیر نشانه هوش مرد و مهم تر از این اجتماعی بودن اوست. اینکه چه بگویید به خودتان بستگی دارد. صحبت های کلیشهای شاید خیلی جذاب نباشد اما برای شکستن یخ بین شما میتواند خوب باشد.


5: غیرمستقیم حرف زدن

کلماتی هستند که نباید برای درخواست ازدواج از یک زن از دهانتان خارج شود. زنها از مردانی خوششان میآید که درمورد خواسته هایشان رک و راست هستند. البته بین رک بودن و پررو بودن تفاوت زیادی هست که شما باید بتوانید تعادلی بین این دو پیدا کنید. بهترین راه این است که بدون دست دست کردن و ایما و اشاره، خیلی صریح و محترمانه یا با وساطت یک بزرگتر به او پیشنهاد ازدواج دهید.

منتظرالمهدی
2014-Feb-18, 23:58
http://www.beytoote.com/images/stories/wedlock/za4-1300.jpg


6: تحت فشار گذاشتن

اعتماد به نفس داشتن با تحت فشار گذاشتن خیلی فرق دارد. گذاشتن پای تان آن طرف خط می تواند منجر به شنیدن پاسخ منفی شود. خانم ها برحسب تجربیات قبلی شان متفاوت هستند و استفاده از روی کرد قبلی برای یک فرد جدید می تواند منجر به شکست شود. در انتهای گفتگو درمورد ملاقات بعدی یا ردوبدل کردن روشهای تماسی حرف بزنید خیلی مهم است اما دقت کنید که اگر پاسخ منفی داد زیاد اصرار نکنید. سکوت میتواند روش خوبی باشد، صبر کنید تا پاسخ بدهد و بعد اگر پاسخ موردنظرتان را دریافت نکردید، یک سوال متفاوت بپرسید.

منتظرالمهدی
2014-Feb-22, 21:14
چرا تاريخ دميدن روح در جنين چهارماه و ده روز اعلام شده است؟

منتظرالمهدی
2014-Oct-16, 10:58
چرا تاريخ دميدن روح در جنين چهارماه و ده روز اعلام شده است؟


درتفسیر لاهيجي ذيل آيه كريمه از امام باقر روايت مي نمايد كه بعد از هفت مرحله كه عبارتند از سلاله ـ نطفه، علقه، مضغه، عظام، لحم و ولوج روح كه اين مراحل هم در چهار ماه طي شده تا روح دميده شود قرآن مجيد هم مي فرمايد: ما انسان را از عصاره اي از گل آفريديم سپس او را نطفه اي در قرارگاه مطمئن قرار داديم سپس نطفه را بصورت علقه و علقه را بصورت مضغه و آن را استخوانهايي در آورديم و بر استخوانها گوشت پوشانديم پس از آن او را آفرينش تازه داديم.پس در چهارماهگي اجزاء بدن بطور كامل تمام مي شود و صورتگري انجام مي پذيرد و بعد از تكميل اجزاء بدن روح دميده مي شود و قبل از چهار ماهگي هنوز اعضاء كامل نشده تا روح دميده شود.