PDA

مشاهده نسخه کامل : قهرمانان نیروی هوایی



moh-597
2007-Apr-21, 09:49
سلام بر همه

بی مقدمه بگویم اگر خلبانان شجاع نیروی هوایی نبودند شاید حالا من وتو نبودیم تا در كنار هم از دلاوریهای آنها بگوییم . این تاپیك برای قدردانی از آنهاست .
بیاد تمای تیزپروزان نیروی هوایی . روح تمامیشان شاد .

شهید سرهنگ خلبان اسد ا... فرهمند فر

در سال 1326 در اردبیل به دنیا آمد و تحصیلات خود را تا پایان دوره دبیرستان در زادگاه خود گذراند . وی در سال 1345 وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی ارتش شد که بعد از گذراندن دوره های مقدماتی پرواز در ایران برای دوره عالی و تکمیلی به آمریکا اعزام گردید که با دریافت نشان خلبانی و سربلند به ایران بازگشت. وی به جرگه خلبانان اف 4 وارد شد.شهید سرهنگ خلبان فرهمندفر در طول دوران خدمت خود بارها به خاک دشمن هجوم برد و از حریم هوایی ایران دفاع کرد تا اینکه در تاریخ 6/12/1366 در یک عملیات رزمی مورد اصابت موشک قرار گرفت که ناگریز به خروج اضطراری از هواپیما شد و به شدت زخمی شد و بعد از آن از گردان شکاری به گردان ترابری منتقل شد .سرانجام این خلبان شجاع در تاریخ 19 بهمن 1365 هنگامی که با هواپیمای فالکن از فرودگاه مهرآباد به سمت پایگاه پنجم شکاری امیدیه در پرواز بود دچار سانحه شد و در نزدیکی پایگاه پنجم شکاری به شهادت رسید.

http://img.photoamp.com/i/ya0pEZY7.jpg (http://img.photoamp.com/i/ya0pEZY7.jpg)


یاد و خاطره دلاوریهای سرلشکر خلبان عباس دوران هیچگاه از ذهن تاریخ جنگ پاک نخواهد شد . خلبانی که دارای رکورد جهانی ۱۲۰ ماموریت برون مرزی است که در مدت حضور ایشان در جنگ ( حدود ۲۲ ماه ) نه تنها در جنگ ایران و عراق بلکه در خلال حنگهای جهانی اول و دوم و ویتنام و کره و عراق هم تکرار نشده است!

http://img.photoamp.com/i/mli8WF.jpg (http://img.photoamp.com/i/mli8WF.jpg)

این عکس از سرلشکر خلبان عباس دوران از آرشیو شخصی می باشد همدان ۱۳۵۵

http://img.photoamp.com/i/YW0Dv156P6.jpg (http://img.photoamp.com/i/YW0Dv156P6.jpg)


به یاد شاهین تیز پرواز آسمان ایران غلام علی خجسته نیکو (علی خجسته ) که در غروب سرد یکی از روزهای آبان ۱۳۵۹ همدان به عرش بال گشود .

http://img.photoamp.com/i/v1qDw.jpg (http://img.photoamp.com/i/v1qDw.jpg)


سرگرد خلبان شهید حسن کدخدایی
به یاد سرگرد خلبان شهید حسن کدخدایی که به همراه سروان خلبان شهید محمد رضا کریمی در تاریخ ۶ مهر ۱۳۵۹ از پایگاه ششم شکاری بوشهر به پرواز در آمدند وبه هنگام بازگشت به پایگاه به شهادت رسیدند .

http://img.photoamp.com/i/YVWEbCGK.jpg (http://img.photoamp.com/i/YVWEbCGK.jpg)

منبع (http://parvazidigar.persianblog.com)

moh-597
2007-Apr-23, 13:37
سرگرد خلبان شهید علی خسروی

این خلبان دلیر در حالی که همسرش فوت کرده بود و مسئولیت تربیت فرزندش را بر عهده در جواب دیگران که او را به خاطر فرزندش از پرواز منع می کردند گفت : خون قرزند من از خون کسانی که خانواده خود را از دست داده اند رنگین تر نیست . این خلبان غیور که به شجاعت معروف بود در زمره خلبانانی بود که در عملیات حمله به اچ 3 شرکت داشت. سرانجام در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۶۳ در یک پرواز عملیاتی به همراه سروان خلبان شهید محمد زرتابی به شهادت رسید .

http://img.photoamp.com/i/JDgcDl7HlQ.jpg (http://img.photoamp.com/i/JDgcDl7HlQ.jpg)

http://img.photoamp.com/i/vj5ZS.jpg (http://img.photoamp.com/i/vj5ZS.jpg) http://img.photoamp.com/i/tCKn5.jpg (http://img.photoamp.com/i/tCKn5.jpg)



به یاد استاد خلبان برجسته شهید سرهنگ خلبان محمد حسن قهستانی که در تاریخ ۱۹ آبان ۱۳۵۹ آخرین پرواز خود را به سمت ملکوت آغاز کرد

http://img.photoamp.com/i/cSP7jP.jpg (http://img.photoamp.com/i/cSP7jP.jpg)


سرتیپ خلبان شهيد داریوش ندیمی
به یاد استاد خلبان و قهرمان ورزش شهید سرتیپ خلبان داریوش ندیمی که به همراه سرلشکر جاویدالاثر خلبان علی رضا رستمیان در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۵۹ به قصد زدن پل العماره رفته بودند که مورد اصابت موشک قرار گرفتند. پیکر پاک داریوش در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۷۰ به میهن بازگشت ولی از سرنوشت خلبان رستمیان اطلاعاتی در دسترس نیست. داریوش ندیمی از استاد خلبانان پایگاه نهم شکاری بندر عباس بود که فوتبال را به صورت حرفه ای دنبال میکرد. روانشان قرین رحمت باد .

http://img.photoamp.com/i/g7YjDLc6pb.jpg (http://img.photoamp.com/i/g7YjDLc6pb.jpg)

phoenix80
2007-Apr-23, 13:57
اینها همگی ایرانیان وطن پرست و حقیقی بودند

moh-597
2007-May-08, 16:27
به ياد عقاب آسمان ايران شهيد سرلشكر خلبان محمد هاشم آل آقا

نام : محمد هاشم

نشان : آل آقا

تاريخ تولد : 2/8/1324

تاريخ ورود به نيروي هوايي : 1344

تاريخ تكميل دوره عالي پرواز در امريكا : 1349

شروع به خدمت به عنوان خلبان F4 : 1349

انتخاب به عنوان معلم خلبان و اعزام به امريكا جهت دوره خلباني هواپيماي F14 : 1357

وي خلباني شجاع و پر كاري بود كه با تلاش و كوشش فراوان به درجه استاد خلباني رسيد. ايشان از طراحان كارا مدي بود كه در طرحهاي جنگي و پوشش آسمان ايران نقش به سزايي داشت . كه سرانجام در تاريخ 20/3/1363 در حالي كه پوشش هوايي كشتي هاي باري ايران را در خليج فارس بر عهده داشت بر اثر اصابت موشك به شهادت رسيد .

برخي از مشاغل مهم وي عبارت بودند از :

افسر خلبان كابين جلو گروه يكم گردان 12 پايگاه يكم شكاري تهران
معاونت عمليات پايگاه هشتم شكاري اصفهان
معاونت عمليات پايگاه هفتم شكاري شيراز
جانشين فرمانده پايگاه هشتم شكاري اصفهان
طراح جنگي دفتر مخصوص نيروي هوايي
مسئول پست فرماندهي معاونت عمليات نيروي هوايي

http://img.photoamp.com/i/MOGo0omX.jpg (http://img.photoamp.com/i/MOGo0omX.jpg) http://img.photoamp.com/i/2Edjh.jpg (http://img.photoamp.com/i/2Edjh.jpg)

http://img.photoamp.com/i/Z2SclAr8o.jpg (http://img.photoamp.com/i/Z2SclAr8o.jpg)

moh-597
2007-May-08, 16:32
سرهنگ خلبان شهيد منصور سالار صديق

http://img.photoamp.com/i/adF5B6KiFi.jpg (http://img.photoamp.com/i/adF5B6KiFi.jpg)

نام : منصور

نشان : سالار صديق

تاريخ تولد : 1328

محل تولد : قزوين

يگان خدمتي : خلبان گردان 31 شكاري همدان

رسته پروازي : استاد خلبان اف 4 بيش از 1650 ساعت پرواز تاكتيكي . عملياتي . پوشش هوايي و برون مرزي

تاريخ و نحوه شهادت : در تاريخ 11 تير 1365 در يك پرواز رزمي - آموزشي پس از اينكه در ساعت 10/30 ارتباطش با برج مراقبت تهران قطع شده بود در 2 كيلو متري پاسگاه انتظامي كلاچاي از توابع رودسر گيلان به دريا برخورد كرد.....

-------------------------------

دست خط شهيد دوران

http://img.photoamp.com/i/pTh3LA7Oed.jpg (http://img.photoamp.com/i/pTh3LA7Oed.jpg)

phoenix80
2007-May-08, 19:29
به ياد عقاب آسمان ايران شهيد سرلشكر خلبان محمد هاشم آل آقا

نام : محمد هاشم

نشان : آل آقا

تاريخ تولد : 2/8/1324

تاريخ ورود به نيروي هوايي : 1344

تاريخ تكميل دوره عالي پرواز در امريكا : 1349

شروع به خدمت به عنوان خلبان F4 : 1349

انتخاب به عنوان معلم خلبان و اعزام به امريكا جهت دوره خلباني هواپيماي F14 : 1357

وي خلباني شجاع و پر كاري بود كه با تلاش و كوشش فراوان به درجه استاد خلباني رسيد. ايشان از طراحان كارا مدي بود كه در طرحهاي جنگي و پوشش آسمان ايران نقش به سزايي داشت . كه سرانجام در تاريخ 20/3/1363 در حالي كه پوشش هوايي كشتي هاي باري ايران را در خليج فارس بر عهده داشت بر اثر اصابت موشك به شهادت رسيد .

برخي از مشاغل مهم وي عبارت بودند از :

افسر خلبان كابين جلو گروه يكم گردان 12 پايگاه يكم شكاري تهران
معاونت عمليات پايگاه هشتم شكاري اصفهان
معاونت عمليات پايگاه هفتم شكاري شيراز
جانشين فرمانده پايگاه هشتم شكاري اصفهان
طراح جنگي دفتر مخصوص نيروي هوايي
مسئول پست فرماندهي معاونت عمليات نيروي هوايي

http://img.photoamp.com/i/MOGo0omX.jpg (http://img.photoamp.com/i/MOGo0omX.jpg) http://img.photoamp.com/i/2Edjh.jpg (http://img.photoamp.com/i/2Edjh.jpg)

http://img.photoamp.com/i/Z2SclAr8o.jpg (http://img.photoamp.com/i/Z2SclAr8o.jpg)


من افتخار دوستی با پسر ایشون (دكتر بابك ال اقا) رو دارم كه در حال حاضر در امریكا هستند

moh-597
2007-May-12, 13:27
به یاد سرگرد خلبان شهید بهزاد حصاری که به همراه سروان خلبان فریدون علیخواه در تاریخ ۹/۵/۱۳۶۱ در بوشهر به شهادت رسیدند.

http://img.photoamp.com/i/OHbIGx.jpg (http://img.photoamp.com/i/OHbIGx.jpg)


--------------------------------

سرگرد خلبان محمود امام

در ۲۸ /۵/۱۳۵۸ به علت ورتیگو شدن به آب دریا برخورد کردند

http://img.photoamp.com/i/AtS5nvt9wF.jpg (http://img.photoamp.com/i/AtS5nvt9wF.jpg)

------------------------------

http://img.photoamp.com/i/6jjN5P6.jpg (http://img.photoamp.com/i/6jjN5P6.jpg)

ردیف بالا از راست

۱- سرلشکر خلبان جهانگیر انقطاع که در تاریخ ۱۲/۱۲ ۱۳۶۰ به همراه خلبان روادگر در منطقه جفیر عراق سقوط کرد . خلبان رواتگر اسیر شد و در سال ۱۳۶۹به میهن باز گشت.

۲- سرلشکر خلبان ناصر دزپسند که در مورخه ۳/۷/۱۳۵۹ درنزدیکی بصره به همراه سرلشکر خلبان علییار محمدی به شهادت رسید .

۳- سرلشکر خلبان حسین دلحامد که به همراه سرلشکر خلبان محمد علی سلیمانی در تاریخ ۶/۱۱/۱۳۶۵ نزدیکی جزیره خارگ به شهادت رسید .


ردیف پایین از راست :

۱- سرلشکر خلبان اصغر هاشمیان کربکندی که به همراه سرلشکر خلبان شیر علی آزادیان در تاریخ ۱۴/۷/۱۳۶۰ در بندر ام القصر مورد اصابت قرار گرفت .

۲- سرلشکر خلبان کاظم روستا به همراه سرلشکر خلبان حسن مفتخری در مورخه ۸/۹/۱۳۵۹ در اسکله الامیه عراق به شهادت رسید .

۳- سر لشکر خلبان یزدان سخایی در تاریخ ۲۱/۱/۱۳۶۴ در خلیج همیشه فارس به آب برخورد کرد .

Cerberus
2007-May-27, 19:52
خیلی عالی بود=d>
ببخشید تکخال جنگ کی بود یعنی کی بیشترین شکار هوایی رو داشت اگر زندگی نامه اون هم هست بزارید

moh-597
2007-Jun-09, 08:47
به ياد سرلشكر خلبان امرا.. اسعدي يساقي

نام : امرا.. ( امير ) اسعدي يساقي

تاريخ تولد : 1 ارديبهشت 1330

تاريخ استخدام در نيروي هوايي : 10 دي 1349

بازگشت از امریکا و انتخاب برای پرواز با هواپیمای اف۵ و انتقال به پایگاه هوایی چهارم شکاری دزفول

تاريخ سانحه : 8 مهر 1359

شرح سانحه : ساعت 1 بعد از ظهر امير اسعدي به همراه سروان عباسيان ( بعد ها فرمانده پایگاه هوايي دزفول شد ) از پایگاه هوايي همدان به سمت 20كيلومتري شمال بصره و 45 كيلومتري دهلران پرواز كردند به گفته سروان عباسيان چند دقيقه قبل از سانحه صداي راديو امير قطع و وصل مي شده كه امير گفته : با توكل به خدا مي رویم جلو...

سروان عباسيان گفت : نه زمين خوردن هواپیما رو ديدم نه دود از هواپيما بلند شد هيچ چیز نديدم .

11روز بعد از سانحه آشنايان صداي امير را از راديوي عراق شنيده اند كه زنده و سالم است . در روز هاي بعد هم 5 نفر به منزل پدر همسر ايشان تلفن كرده و اعلام نمودند كه صداي خلبان اسعدي را شنيده اند .به گفته تعدادي از خلبانان اسير كه بعد جنگ آزاد شدند چتر كلاه هلمت و كارت شناسايي خلبان اسعدي سالم ديده شده بود . در طي اين مدت نه تماسي حاصل شد و نه نامه اي دريافت كرديد .

خلبان امير اسعدي و ديگر خلباناني كه وضعيت مشابهي مانند ايشان داشتند تا سال 1383 مفقودالاثر بودند و از آن به بعد با درجه سرلشكري شهيد اعلام شدند و اين در حالي است كه بسياري از همسران و فرزندان اين عزيزان چشم به راه بازگشت اميد زندگاني خود هستند.

سركار خانم اسعدي در طي اين 27 سال با فداكاري و پاكدامني به بزرگ كردن فرشيد تنها يادگارخلبان اسعدي همت گماشته است . فرشيد هم اكنون خود پدر شده است و سعي میکند جای خالی پدر را برای مادر مهربان خود پر کند.

http://upload8.postimage.org/645932/0Asadi1.jpg (http://upload8.postimage.org/645932/photo_hosting.html)

http://upload8.postimage.org/645944/29Amir.jpg (http://upload8.postimage.org/645944/photo_hosting.html)

moh-597
2007-Jun-10, 10:37
يادی آز عقاب خونين بال آسمان ايران سرلشکر خلبان پرويز ذبيحی

پرويز ذبيحى از خلبانان هواپيماى شكارىنيروي هوايي بود كه در طول مدت دو ماه حدود ۶۲ پرواز، شناسايى و حمله به پايگاه ها و استحكامات دشمن را انجام داد و در روز ۲۲ آبان ماه سال ۱۳۵۹ بعد از اين كه پايگاه موشكى موصل را منهدم كرد، مورد هدف پدافند پاسگاه مرزى عراق قرار گرفت و به شهادت رسيد. آثارى از پيكر مطهر او ۲۲ سال بعد به خانواده اش تحويل داده شد.

عبدالحميد نجفى خلبان بازنشسته نيروى هوايى از دوستان شهيد ذبيحى بوده و در روز آخر، با او پرواز داشته است. نجفى خاطرات بسيارى از دوستى و همنشينى با اين شهيد بزرگوار دارد، او از دوران تحصيل در امريكا مى گويد: «پرويز در اوكلاهما درس مى خواند و من در پايگاه شپار تگزاس بودم كه در ۱۵۰ كيلومترى پايگاه اوكلاهما بود. اصولاً ايرانى ها را يك جا نمى گذاشتند. براى اين كه زبان ياد بگيريم حتى توى يك كلاس هم بيشتر از يك ايرانى نمى گذاشتند كه مجبور شويم براى حرف زدن، زودتر زبان ياد بگيريم. در اوكلاهما هفت خلبان ايرانى بودند كه دو نفر از آن ها پرويز ذبيحى و مصطفى اردستانى با من دوست بودند و اتفاقاً هر دو شهيد شدند .

در امريكا رابطه خوبى با استادان داشتيد؟
ما جزو پيمان سنتو بوديم و بايد رابطه خوبى با استادان برقرار مى كرديم تا بتوانيم دوام بياوريم. چون كلاً تعداد محدودى را سالانه مى پذيرفتند و براى هر دانشجو هم ۲۰۰ هزار دلار بورسيه مى گرفتند و هر كسى كه يا بدنش توان نداشت يا مى ترسيد و يا درس نمى خواند و به هر دليلى درس را نيمه كاره رها مى كرد و برمى گشت، اين ۲۰۰ هزار دلار به سرمايه دولت امريكا اضافه مى شد. به همين دليل بود كه ما با جديت درس مى خوانديم. تمرين ها را انجام مى داديم و سعى مى كرديم از هيچ چيز نترسيم و درس را با موفقيت تمام كنيم. كلاس هاى آشنايى با سيستم هوا و فضا، سيستم هوانوردى، آزمايش چتربازى، پرواز شكارى تاكتيكى و پرواز با هواپيماى جت داشتيم.

چه سالى به امريكا رفتيد؟
سال ۵۱ بود كه چهار سال هم درس خوانديم و سال ۵۵ درسمان تمام شد. بعد از فارغ التحصيلى هم دوره مقدماتى تاكتيكى رزمى ديديم كه چهار ماه طول كشيد. بعد تقسيم شديم به پايگاه هاى نيروى هوايى ايران.براى نماز و روزه مشكلى نداشتيد؟ كسى با اين عقايد مخالفت نمى كرد؟

آن سال ها خيلى با اسلام مخالفت مى كردند. ما اگر مى خواستيم روزه بگيريم بايد بدون سحرى خوردن اين كار را مى كرديم. نمى شد چراغ روشن كنى و خواب بقيه را به هم بزنى. اگر چه ما كار خودمان را مى كرديم. مثلاً مشروب جزو جيره غذايى بود. مصطفى اردستانى اعتراض كرده بود كه اگر به خوابگاه ما مشروب بياوريد همه شيشه ها را مى شكنم و آن ها ديگر مشروب نمى آوردند.

سكوريتى پليس نبايد مى ديد كه ما نماز يا دعاى سحر مى خوانيم. چون بدون درك از دين اسلام اين طور برداشتمى كردند كه عصبى شده ايم و مى خواهيم جو تشنج ايجاد كنيم. به همين دليل مى توانستند به دانشكده گزارش بدهند و مشكلاتى را براى ما ايجاد كنند. مثل اين كه بخواهند از ما حق توهش بگيرند. امريكايى ها زود آتو مى گرفتند.

شهيد ذبيحى چه طور؟ ايشان با مخالفان دين و مذهب درگير مى شد؟
خيلى آرام، كم حرف و بى سر و صدا كارش را مى كرد. در محافل عيش و عشرت دانشكده يا پايگاه شركت نمى كرد، البته بعد از بازگشت به ايران هم همين وضعيت ادامه داشت. آن زمان فرهنگ غربى در ايران حاكم بود. ذبيحى و همسرش در جشن هاى فارغ التحصيلى خلبان ها يا شركت نمى كردند يا اگر مى آمدند خيلى زود مى رفتند. به خاطر همين خيلى محروميت ها مى كشيد. ولى تحمل مى كرد و تن به شركت در سور و بساط ها نمى داد. گاهى لطيفه هايى مى گفتيم. كمتر قهقهه مى زد و با لبخندى نشان مى داد كه در جمع ما و با ما است. در جشن ها به او مى گفتم: ذبيحى چرا غذا نمى خورى؟
مى گفت: غذاى اين آدم ها خوردن ندارد. فقط براى حفظ ظاهر به اين مراسم آمده ام..
در پايگاه نيروى هوايى دزفول هم نمازش را مى خواند. نبايد در موقع پرواز روزه بگيريم. ولى ذبيحى اغلب روزه مستحبى مى گرفت و به كسى نمى گفت كه مبادا وادارش كنند روزه اش را بشكند.
در سردر تالار نيروى هوايى تابلو «ورود اشخاص با حجاب ممنوع» زده شده بود. پرويز با همسرش مى آمد و همسرش حجاب كامل داشت. خودش را سرباز رژيم نمى دانست و براى اعتقادات ناسيوناليست مذهبى (وطنى پرستى) در ارتش زمان شاه كار مى كرد. وقتى براى مناسبت ها كه فكر مى كنم يكى از آن ها چهارم آبان ماه و تولد وليعهد بودرژه مى رفتيم، ذبيحى خودش را به بيمارى مى زد يا مى گفت «زنم مريض شده و بايد بروم منزل.» و نمى آمد.

در بحث هاى سياسى ضد رژيم شركت مى كرديد؟
اين سرگرمى و يا ضرورت وجود ما در پايگاه بود. وقتى بيكار بوديم و در پايگاه دور هم جمع مى شديم، بدون استثنا بحث هاى سياسى و مذهبى شروع مى شد. پرويز خيلى منطقى بود. سعى مى كرد همه را مجاب كند. با شهيد اردستانى از خيانت هاى احزاب حرف مى زدند. آن زمان حزب خلق كومله، منافقين و بعضى ها كه خود را مريد فرقه هاى مختلف سياسى و عقيدتى معرفى مى كردند، جو بدى ايجاد كرده بودند. او با جسارت عقيده اش را مى گفت. طاقت شنيدن عقايد مخالف را هم داشت. خوب را از بد تشخيص مى داد. نيت افراد را مى فهميد. وقتى توى پايگاه بوديم با هم شوخى مى كرديم ومى خنديديم. اگر وفات ائمه يا عاشورا و تاسوعا بود، مى گفت: شوخى نكنيد.
اگر كسى ترانه اى روشن مى كرد، ضبط را خاموش مى كرد و مى گفت: به خاطر من ضبط روشن نكنيد. بعد مى خنديد و مى گفت البته ثوابش براى خودتان است.
وقتى توى اتومبيلش مى نشستيم كه با هم جايى برويم، راديو را روشن مى كرد. نوار ترانه يا موسيقى گوش نمى كرد. وجودش مثل چتر حمايتى بود همه در كنارش احساس آرامش مى كردند. براى خلبان هاى ديگر حكم مرشد را داشت. دورش جمع مى شدند. هر كس عقيده اش را مى گفت. بعضى ها عقايد سوسياليستى و كمونيستى داشتند و يا از مجاهدين خلق بودند، اعلاميه و كتاب مى آوردند كه عقايدشان را توجيه كنند ولى پرويز فقط صحبت مى كرد .

وقتى از امريكا به ايران برگشتيد به چه شكل در نيروى هوايى مشغول شديد؟
خلبان هاى عادى وارد گردان پرواز مى شدند و با توجه به علاقه و استعدادى كه داشتند رتبه بندى مى شدند. پرويز از همان ابتدا گروهى را فرماندهى مى كرد. خلبان گروه بود. تجربه اش كه رفت بالا ليدر چهار و ليدر سه شد. ليدر سه و فرمانده دسته شده بود و در ماموريت هاى سخت گنجانده مى شد.
ليدر يك و دو فرمانده چند فروند هواپيما بود. ذبيحى چهار هواپيما را فرماندهى مى كرد، قبل از پرواز هر خلبانى به خدا يا ائمه متوسل مى شود. پرويز هم آيت الكرسى مى خواند قرآن را مى بوسيد و مى رفت توى هواپيما.
هر چه مى گذشت انگار روحش صيقلى تر مى شد. حتى با مداد و كاغذ اداره، مطلب شخصى اش را نمى نوشت. از جيبش خودكار و كاغذ درمى آورد. مى گفتيم روى ميز هست.
مى گفت: آن مال من نيست.
از تلفن اداره اگر زنگ مى زد، پولش را در صندوق فرمانده مى انداخت تا حلال باشد. نديده بودم كه ماشين اداره را استفاده كند. حتى همسرش سوار اتوبوس رايگانى كه در پايگاه بود و ساكنين از آن استفاده مى كردند، نمى شد.

شده بود كه در عملياتى همراه ايشان باشيد؟
موقع عمليات، آن قدر آرام بود كه انگار مى خواست به يك مهمانى برود. روى هدف مى رفت. آن را مى زد و فشنگ هاى باقى مانده را سر راه به عراقى ها مى زد.
قبل از پرواز چيزى نمى خورد. مى گفت سيرم. نمى گفت روزه است. ولى بعدها دانستيم كه اغلب روزه دار است. جلو چشم ما قرآن نمى خواند وى در اتاقك آلرت كه آمادگى قبل از پرواز بود، مى ديديم كه گوشه اى نشسته و قرآن مى خواند. وقتى شهيد اردستانى كنارش بود با صداى بلند قرآن تلاوت مى كردند. وقت نماز ديرتر از همه مى آمد و با سربازها در يك رديف مى ايستاد كه در رديف هاى جلو و با فرماندهان نايستد.
از روز اول جنگ هم هميشه در برنامه و از داوطلبين بود. به شوخى به او مى گفتيم مردن كه التماس ندارد.
مى خنديد و مى گفت: امام دستور داده كه به دشمن مهلت ندهيم.
بعضى روزها دو سه بار مى رفت عراق. مى گفتيم: چه خبر است؟ بگذار چيزى گير ديگران هم بيايد.
مى گفت: موتورم تازه روشن شده.
در عمليات ها نديدم كه از هدفش منحرف بشود و هيچ وقت نشنيدم كه از پدافند بترسد و هميشه معتقد بود كسى كه او را بلند كرده، سالم به زمين مى رساند. مى گفت: نوبتم كه بشود حتى يك لحظه هم نمى توانم قسر در بروم.
روزهاى اول جنگ هشت فروند هواپيماى عراقى آمده بودند آسمان اروميه. نقطه گشت ذبيحى از لب درياچه اروميه تا مهاباد بود. با آن ها درگير شد. چهار فروند از آن ها تراكتورسازى و رادار و پايگاه را زدند. پرويز جلو آن ها را گرفت كه به ناچار بمب ها را در بيابان ريختند و برگشتند كه همان روز هم از طرف فرمانده تشويق شد.


اين مراسم تشويق به صورت جشن و در حضور همه انجام شد؟
در پايگاه و در حضور خلبان ها انجام شد ولى پرويز دو درجه افتخارى را كه به مناسبت شجاعت و جسارتش مى خواستند به او بدهند نگرفت. بعد از آن هم هر وقت تعريفش را مى كردند، سرش را پايين مى انداخت و مى گفت: من اين طورى نيستم. همه، كار خداست. اواخر، انگار از زمين كنده شده بود. به شوخى به او مى گفتيم: ذبيحى، نور بالا مى زنى. دارى مى روى ها.
مى گفت: كجا؟
مى گفتيم: بالا بالاها، پيش خدا.
مى خنديد و مى گفت: آره، آرامش عجيبى دارم.
من هم براى شناسايى و گشت مى رفتم. مرزها تحت كنترل هوايى بود. هر هواپيمايى كه به طرف مرز مى آمد بايد اجازه مى گرفت و اگر همين طور جلو مى آمد، به او شليك مى كردم، اما ذبيحى بيشتر براى بمباران مواضع عراقى مى رفت.

از روز آخر و پروازى كه داشتيد چه خاطره اى در ذهنتان مانده است؟
صبح سر پست فرماندهى مركز، صبحانه مى خورديم. دستور پرواز را گرفته بوديم و قرار بود آماده شويم. ذبيحي

كنار ميز ايستاده بود و با ته خودكار روى ميز مى زد. گفتم: تمركز ما را به هم نزن، حواسمان پرت مى شه.
خنديد: مى خواهم حواستان را پرت كنم، بعد بروم.
نگاهش كردم. نگاهش طور ديگرى بود.
گفتم: باز كه نور بالا مى زنى. برو اگر پولى چيزى دارى بياور كه برايت خيرات كنيم.
گفت: وصيتم را نوشتم. كوچك ترين بدهى به كسى ندارم.
وقتى او مى خواست برگردد، پرواز من به عراق شروع مى شد. آن ها ساعت ۷:۴۵ دقيقه مى رفتند پاى هواپيما كه ساعت هشت و نيم پرواز كنند.و ما ساعت نه صبح تيك آف داشتيم كه به طرف عراق برويم. وقتى مى خواست از مركز بيرون برود گفتم: ذبيحى موقع آمدنت براى اين كه بدانيم سالمى يا نه، راديو را كليك مى كنم و اگر جواب دادى اخبار صبح را كه نشنيدى برايت مى گويم.
گفت: اگر جواب ندادم بدان كه شهيد شده ام.
او رفت و نيم ساعت بعد من هم از زمين بلند شدم. ساعت ۹:۲۰ دقيقه بود كه چند بار روى راديو كليك كردم. صدا نمى آمد. شهيد اردستانى آن روز با دسته پرواز پرويز رفته بود. صداى او را شنيدم كه با كلافگى گفت: كيه؟ راديو را چرا مى زنى؟
نفهميدم چرا اردستانى ناراحت است. گويا او ديده بود كه پرويز هدف قرار گرفته، باز هم سه بار كليك كردم و گفتم: مصطفى، ممكن است راديوات خراب باشد. كسى به راديو نمى زند.
جواب نداد، پرسيدم: ذبيحى با تو است؟
چيزى نگفت: من رفتم و برگشتم، توى پايگاه اردستانى را ديدم كه ناراحت بود. پلك هايش به سرخى مى زد. پرسيدم: چى شده؟
سرش را پايين انداخت و گفت: ذبيحى را زدند. در پاسگاه مرزى عراق، بين مرز ما تا شهر موصل او را زدند.
اردستانى كمى سكوت كرد و بعد گفت: ذبيحى به ملكوت رفت. روحش از قبل پرواز كرده بود. آگاهانه شهيد شد. او را با پدافند مى زدند ولى بدون هيچ وحشتى به پاسگاه مرزى شليك مى كرد. خودم ديدم كه هواپيمايش آتش گرفته و زمين خورد.

جو پايگاه با شنيدن خبر شهادت ذبيحى چه طور بود؟
آن زمان خيلى روحيه داشتند. اول جنگ بود. هر كسى نهايت تلاش را مى كرد كه به عراق ضربه بزند و به جنگ خاتمه بدهد.اين اتفاق باعث شد خلبان هاى ديگر بيشتر عزمشان را جزم كنند. متاثر بودند ولى تازه راهشان را پيدا كرده بودند. شهادت ذبيحى راه تازه اى را به روى همكاران باز كرده بود كه با داوطلب شدن براى ماموريت، جان خود را در طبق اخلاص بگذارند و براى حفظ وطن، آن را فدا كنند. اما شهادت واقعاً قسمت است. قسمت من و خيلى هاى ديگر بشود كه شهيد بشويم. در طول اين سال ها بيش از سه هزار پرواز شناسايى و گشت زنى مرزى داشتم ولى خدا خواست كه بمانم و امروز ياد و خاطره شهيد اردستانى و شهيد ذبيحى را زنده كنم.....

http://img.photoamp.com/i/AV9rW.jpg (http://img.photoamp.com/i/AV9rW.jpg)

http://img.photoamp.com/i/nEGgYUsdP.jpg (http://img.photoamp.com/i/nEGgYUsdP.jpg)

moh-597
2007-Jun-11, 09:40
سرگرد خلبان شهيد خدا بخش (بهرام ) عشقي پور خليل آباد
و
سروان خلبان شهيد عباس اسلامي نيا


اين دو خلبان بزرگوار در حماسه روز اول مهر 1359 ( حمله 140 فروند هواپيماي ايراني بر فراز عراق ) شركت داشتند . پرواز آنها از پايگاه سوم شكاري همدان انجام شد . پس از انجام موفقيت آميز ماموريت در حالي كه هدايت يك دسته چهار فروندي را بر عهده داشتند به هنگام نشستن در باند فرودگاه با كمبود سوخت مواجه شدند در همان هنگام براي اينكه به خانه هاي سازماني كه احتمال مي داد كسي در آن باشد برخورد نكند خود را بالاي يك ساختمان در حال ساخت خالي از سكنه مي رساند . شهيد عشقي پور كه هدايت هواپيما را بر عهده داشت در آن لحظات آخر كه مي دانست كار ديگري از دستش بر نمي آيد دستش را بالا مي آورد و تكان مي دهد . اما آن ساختمان نيمه كاره درست روبروي خانه خودش بود و آن لحظه كه دستش را تكان داد همسرش نظاره گر سقوط هواپيماي شوهرش بود ...


http://img.photoamp.com/i/B4qboPn.jpg (http://img.photoamp.com/i/B4qboPn.jpg)

http://img.photoamp.com/i/MeeEU.jpg (http://img.photoamp.com/i/MeeEU.jpg)

روح تماي بزرگ مردان نيروي هوايي شاد باد

moh-597
2007-Jun-28, 10:34
سرلشگر خلبان نابغه خلباني شهيد مصطفي اردستاني

http://img.photoamp.com/i/8BcspBbyF.jpg (http://img.photoamp.com/i/8BcspBbyF.jpg)

شهيد اردستاني در كنار شهيد ياسيني در حال خنديدن ( اي كاش اين عزيزان بودند )

http://img.photoamp.com/i/lmVr5Y.jpg (http://img.photoamp.com/i/lmVr5Y.jpg)


سرلشگر خلبان بناينگذار سوختگيري هوايي در شب در ايران شهيد عباس بابايي

http://img.photoamp.com/i/seWjlmZ715.jpg (http://img.photoamp.com/i/seWjlmZ715.jpg)

http://img.photoamp.com/i/hTbS11k.jpg (http://img.photoamp.com/i/hTbS11k.jpg)

http://img.photoamp.com/i/EtGLwX4JTC.jpg (http://img.photoamp.com/i/EtGLwX4JTC.jpg)

moh-597
2007-Jul-02, 11:42
سرلشگر خلبان شهيد عباس دوران نفر سوم ايستاده از چپ 31/4/1361 بغداد
سرگرد خلبان شهيد منصور قريشي نفر دوم نشسته از راست 18/11/1359 ماهشهر

http://img.photoamp.com/i/TSgr1WD4CO.jpg (http://img.photoamp.com/i/TSgr1WD4CO.jpg)

----------------------------------

به ياد سرگرد خلبان شهيد جعفر مرداني 25/1/1360

http://img.photoamp.com/i/S1M7r.jpg (http://img.photoamp.com/i/S1M7r.jpg)

moh-597
2007-Jul-05, 09:22
به ياد سرلشكر خلبان امرا.. اسعدي يساقي

نام : امرا.. ( امير ) اسعدي يساقي

تاريخ تولد : 1 ارديبهشت 1330

تاريخ استخدام در نيروي هوايي : 10 دي 1349

بازگشت از امریکا و انتخاب برای پرواز با هواپیمای اف۵ و انتقال به پایگاه هوایی چهارم شکاری دزفول

تاريخ سانحه : 8 مهر 1359

شرح سانحه : ساعت 1 بعد از ظهر امير اسعدي به همراه سروان عباسيان ( بعد ها فرمانده پایگاه هوايي دزفول شد ) از پایگاه هوايي همدان به سمت 20كيلومتري شمال بصره و 45 كيلومتري دهلران پرواز كردند به گفته سروان عباسيان چند دقيقه قبل از سانحه صداي راديو امير قطع و وصل مي شده كه امير گفته : با توكل به خدا مي رویم جلو...

سروان عباسيان گفت : نه زمين خوردن هواپیما رو ديدم نه دود از هواپيما بلند شد هيچ چیز نديدم .

11روز بعد از سانحه آشنايان صداي امير را از راديوي عراق شنيده اند كه زنده و سالم است . در روز هاي بعد هم 5 نفر به منزل پدر همسر ايشان تلفن كرده و اعلام نمودند كه صداي خلبان اسعدي را شنيده اند .به گفته تعدادي از خلبانان اسير كه بعد جنگ آزاد شدند چتر كلاه هلمت و كارت شناسايي خلبان اسعدي سالم ديده شده بود . در طي اين مدت نه تماسي حاصل شد و نه نامه اي دريافت كرديد .

خلبان امير اسعدي و ديگر خلباناني كه وضعيت مشابهي مانند ايشان داشتند تا سال 1383 مفقودالاثر بودند و از آن به بعد با درجه سرلشكري شهيد اعلام شدند و اين در حالي است كه بسياري از همسران و فرزندان اين عزيزان چشم به راه بازگشت اميد زندگاني خود هستند.

سركار خانم اسعدي در طي اين 27 سال با فداكاري و پاكدامني به بزرگ كردن فرشيد تنها يادگارخلبان اسعدي همت گماشته است . فرشيد هم اكنون خود پدر شده است و سعي میکند جای خالی پدر را برای مادر مهربان خود پر کند.

http://upload8.postimage.org/645932/0Asadi1.jpg (http://upload8.postimage.org/645932/photo_hosting.html)

http://upload8.postimage.org/645944/29Amir.jpg (http://upload8.postimage.org/645944/photo_hosting.html)

phoenix80
2007-Jul-05, 09:54
این سروان مردانی چه ابهتی داره! صد حیف و افسوس.... چه افرادی كه از دست رفتن در این جنگ لعنتی!

moh-597
2007-Jul-06, 09:41
شهيد سرلشگر خلبان محمد وكيلي ظهير

http://img.photoamp.com/i/iJMSno3b.jpg (http://img.photoamp.com/i/iJMSno3b.jpg)

http://img.photoamp.com/i/BW5Sy.jpg (http://img.photoamp.com/i/BW5Sy.jpg)


شهيد سرلشگر خلبان محمد وكيلي ظهير و شهيد سرلشگر خلبان اسدا... بربري

http://img.photoamp.com/i/9APyF91Ovj.jpg (http://img.photoamp.com/i/9APyF91Ovj.jpg)


پيكر پاك سرلشگر خلبان اسدا... بربري بعد از بيست سال به همراه چندين تن از زبده ترين خلبانان نيروي هوايي ( سرلشگر دوران - سرلشگر ذبيحي - سرلشگر جهانشلهلو و ... ) به ميهن بازگشت

روح تمام خلبانان شجاع كشورمان شاد باد

phoenix80
2007-Jul-06, 09:49
میشه این عكسها رو بدون این نوشته های روش برامون بذاری؟

moh-597
2007-Jul-06, 09:58
دوست عزیز عکسها به همین شکل به دست من رسیده

phoenix80
2007-Jul-06, 11:00
خیلی ممنونم... بهر حال تبلیغات این و ان به كنار... اما من همیشه گفتم اگر واقعآ 4 تا وطن پرست وجود داشتن همین خلبانهای نیرو هوائی بودن كه جونشون رو گذاشتن كف دستشون و میرفتن عملیاتی كه هیچ به برگشت خودشون اطمینانی نبوده.

moh-597
2007-Jul-09, 14:33
سرلشکر خلبان جاوید الاثر محمد رضا کرم

همانطور که قبلا هم نوشته بودم خلبان محمد رضا کرم از اهالی خرمشهربود که پس از گذراندن دوره های مختلف اموزش پرواز در ایران و آمریکا به گردان ۶۱ شکاری بوشهر منتقل شد. با آغاز جنگ تحمیلی این خلبان شجاع بال در بال دیگر خلبانان پایگاه هوایی بوشهر به پرواز های جنگی مشغول شد . ایشان تا قبل از بروز سانحه ۱۹ ماموریت را با موفقیت به پایان رساندند که در یکی از پرواز ها کابیین عقب شهید عباس دوران بودند . خلبان شهید حسین خلعتبری ( قهرمان جنگ دریایی که از ایشان هم خواهم گفت ) خاطره ای را نقل کردند که خلبان کرم با بغض گفت : اگر دشمن بخواهد خرمشهر را بگیرد باید از روی نعش من رد شود...

به هر روی ایشان در غروب شنبه ۵ مهر ۱۳۵۹ به همراه خلبان حسین نظری برای انهدام یکی از مراکز نظامی در بصره به پرواز در می آید که پس از بمباران موفقیت آمیز به هنگام بازگشت مورد اصابت ۳ فروند موشک قرار گرفته که با رسیدن آتش به کابین عقب ایشان به بیرون از هواپیما پرتاب میشود و از آن تاریخ تا کنون اثری از ایشان به دست نیامده است. خلبان نظری با زحمت فراوان هواپیما را به پایگاه هوایی بوشهر میرساند ...

http://img.photoamp.com/i/WlENEp.jpg (http://img.photoamp.com/i/WlENEp.jpg)

http://img.photoamp.com/i/6OG3P.jpg (http://img.photoamp.com/i/6OG3P.jpg)

http://img.photoamp.com/i/L5zS5tclPw.jpg (http://img.photoamp.com/i/L5zS5tclPw.jpg)


شهید سرگرد خلبان پرویز کیهانی نژاد

http://img.photoamp.com/i/l1uVAdLH.jpg (http://img.photoamp.com/i/l1uVAdLH.jpg)

phoenix80
2007-Jul-10, 09:09
ایا در ایران بنای یادبودی برای خلبانان نیروی هوائی كه در جنگ 8 ساله كشته شدن هست؟ من كه یادم نمیاد...

Black Hawk
2007-Jul-10, 10:31
بنای یاد بود در پایگاه ها هست البته فکر کنم تو بعضی شهرستانها هم هست البته این جدا از تصاویر بزرگ خلبانهاست که در شهر روی خونه ها کشیده میشه

phoenix80
2007-Jul-10, 20:47
بنای یاد بود در پایگاه ها هست البته فکر کنم تو بعضی شهرستانها هم هست البته این جدا از تصاویر بزرگ خلبانهاست که در شهر روی خونه ها کشیده میشه

یه بنای یادبود ملی باید ساخته بشه!:!:

moh-597
2007-Jul-11, 09:05
به ياد سروان خلبان شهيد حسين عبدالشاهي 29/1/1359 جنوب

http://img.photoamp.com/i/PA0LDCgvXt.jpg (http://img.photoamp.com/i/PA0LDCgvXt.jpg)


------------------------------------------------------------------------

29 فروردين روز ارتش و حماسه سازيهاي نيروي زميني است . همه ساله در اين روز مانور ارتش بر گذار ميشود كه دز آن قدرت و اقتدار ارتش به نمايش گذاشته مي شود . در يكي از اين مانور ها كه در سال 1374انجام شد با از دست دادن يكي از بهترين خلبانان اين آب و خاك همراه شد . سرگرد خلبان جواد عرفانيان كه هدايت يك فروند هواپيماي اف 7 را بر عهده داشت با مشكل از دست دادن هيدروليك هواپيما مواجه شد و با اينكه مي توانست اقدام به خروج اضطراري از هواپيما بكند ولي تمام سعي خود را در هدايت هواپيما انجام داد. چون مي دانست در صورت خروج وي از هواپيما هواپيما به ميان جمعيت خواهد افتاد و فاجعه اي انساني رخ خواهد داد اين كار را نكرد و در نهايت با هواپيمايي كه تا آخرين لحظات اميد به هدايت آن داشت به ساختماني 2 طبقه در يكي از خيابانهاي دور از ميدان آزادي برخورد كرد به گونه اي كه صندلي خلبان را 2 كيلو متر دورتر از محل اصابت هواپيما به ساختمان در حالي پيدا كردند كه استيك هواپيما در دستان خلبان بود كه اين نشان از تلاش جواد عرفانيان براي هدايت هواپيما داشت........

http://img.photoamp.com/i/Rp7SiK2.jpg (http://img.photoamp.com/i/Rp7SiK2.jpg)

phoenix80
2007-Jul-11, 09:24
اونروز رو من دقیقآ یادمه. از روی سر ما رد شد و در نازی اباد خورد زمین... هیچوقت یادم نمیره. از پله های دبیرستان كه میرفتیم بالا دود و اتیشش دیده میشد

moh-597
2007-Jul-12, 09:02
تعدادی از خلبانان گردان ۱۱ شکاری مهرآباد که همگی از قهرمانان جنگ می باشند
نفرات از راست : جوانمردی (؟) ـ ساجدی ـ غفاری ـ شیرچی ـ ضرابی ـ بختیاری ـ شهید خسروی ـ شهید فرهمند فر ـ شهید فتح نژاد

http://img.photoamp.com/i/xKlBJelob.jpg (http://img.photoamp.com/i/xKlBJelob.jpg)



سرلشکر خلبان قدرت ا.. کیان جو به همراه سرلشکر خلبان محمد علی (بیژن ) حاجی در تاریخ ۱۸ مهر ۱۳۵۹از پایگاه ششم شکاری بوشهر به مقصد کوت عراق به پرواز در آمدند که روی جاده کوت مورد اصابت قرار گرفتند و متاسفانه تا کنون از سرنوشت آنها خبری به دست نیامده است . خلبان کیان جو از خلبانانی بود که از دانشکده افسری نیروی زمینی به نیروی هوایی آمد و در دوران آموزش در دانشکده افسری دوره چتر بازی و رنجر را هم گذرانده بود.

http://img.photoamp.com/i/K8kdmSAmd.jpg (http://img.photoamp.com/i/K8kdmSAmd.jpg)

http://img.photoamp.com/i/QAgENGsWN.jpg (http://img.photoamp.com/i/QAgENGsWN.jpg)

moh-597
2007-Jul-14, 08:05
به ياد عقاب آسمان ايران سرگرد خلبان شهيد ناصر اقبال افسری

اينبار سخن از بزرگ مرديست که سمت استادی بسياری از خلبانان کنونی نيروی هوايی را بر عهده داشت. به ديگر سخن اينکه گروه زيادی از خلبانان آسمان ايران وامدار اين استاد خود هستند ولی متاسفانه امروز او را از ياد برده اند.... آيا شايسته است که هم پروازان دوستان و شاگردان ايشان او و امثال او را از خاطر ببرند ؟ به راستی يک بار ديگر اين مثال تاسف بار تداعی پيدا کرده است ؟ از دل برود... آيا اگر امروز او زنده بود يادی از هم پروازان شهيدش و خانواده آنها نمی کرد؟

اين زندگينامه وعکسها به همت والای سر کار خانم شاهی و توسط همسر گرامی شهيد افسری سرکار خانم محرابيان تدوين گشته اند که جا دارد ازتلاش صادقانه و حسن لطف اين دوبزرگوارتشکر فراوان داشته باشم.
ناصر اقبال افسری در 28 اردیبهشت سال 1335در خانواده ای صد در صد وطن پرست در تهران دیده به جهان گشودبعد از گذراندن دوره ی ابتدای از دبیرستان خیام تهران فارغ التحصیل شد ودر همان زمان پس از انجام ازمایشاتی در سال1355به استخدام نیروی هوایی در امددر همان زمان وی به همراه عده ای از همراهانش برای گذراندندوره ی خلبانی ودریافت وین خلبانی عازم ایالات متحده امریکا شد.با ورود امام خمینی رحمته الله علیه با تمام وجود موقعیتهایی که در ان کشور داشت کشور را ترک گفت وبا تمام امیال ارزو هایش به سوی معشوق شتافت وی معتقد بود امام خمینی رحمته الله علیه یک شخصیت بزرگ بود که تاریخ جهان را به لرزه انداخت وهمین اعتقاد راسخ باعث شد ان بهشت برین امریکایی ها را برای خودشان باقی بگذارد و به ایران بهشت واقعی بازگردد

شهید برگوار ناصر افسری علاوه بر گواهینامه های جنگده از جمله اف 4 وکلیه ی هواپیما های شکاری که در امریکا کسب نموده بود گواهینامه ی c130 را در ایران اخذ کرد ودر گردان 12 ترابری شروع بکار کرد باشروع جنگ تحمیلی با انکه تا هل اختیار کرده بود دختری در راه داشت خانه وخانواده را ترک گفت تا برای سر بلندی کشور ایران که سر پناه هر ایرانی هست با یا بوهای عراقی که به خاک پاک مقدس ایران حمله ور شده بودند درگیر شود وکلا درگیر جنگ شده بود وی در اکثریت عملیاتها از جمله فاو بیت المقدس والفجر 1تا 8 وچندی دیگر به عنوان پشتیبان نیروی زمینی حضور به عمل رساند شاید به جرات گفت عشق به مردم وخاکش انچنان ریشه در وجود نازنینش دوانیده بود که خانواده ی خودش ومسئولیت به ان را فراموش کرده بود او اندیشه می کردکه به مردم وخاک وطنش بدهکار است او در زمان جنگ از بزرگترین سرمایه ی زندگی اش که خانواده خود گذشت و به جرات می توان لقب ایثار گر را به او داد بعد از پایان جنگ هم در سمت شغل استاد خلبانی در پایگاه قلعه مرغی تهران مشغول به کار شدو در نهایت حین انجام وظیفه ودر شغل زیبای اموزگاری در منطقه ساوه تهران در اثر سانحه ی هوایی به شهادت رسید ازدل پر دردم بگویم که با رفتن او تمام ارزوهایم هستی ام به زیر خرمنها خاک رفت .
البته این موضوع باعث خوشحالی ام میشود چون می دانستم شوهرم در راهی رفته بود که هما ن راه اعتقادش بود هیچ چیز برای یک افسر نظامی با ارزش تر از اعتقادش نیست به او افتخار می کنم که انقدر فداکارانه جنگید تا همنوعانش اسایش خود را همواره در کف گیرند اما این سوال همیشه برای من مطرح بوده که ایا حق شهدای ما که اسوده ارمیده اند به راستی ادا شده صد افسوس که او رفت ومن دردهای بی امانی رابه جان خریدم من احساس میکنم نه تنها همسر من بلکه تمامی ایثار گران به باد فراموشی سپرده شده اند ولی بسیار خوشحال هستم که هنور در ایران درایران من جوانانی یافت میشوند غیرت شعور در رگهایشان جاری هست از شما سپاسگذارم که تلاش میکنید که نام شهدا که فداکارانه جان خود را در کف گرفته وبدون هیچ توقعی همیشه در صحنه ی جنگ حضور داشتن را زنده نگه دارید واین کار شاید التیامی باشد بر دلهای خسته وشکسته ی خانوده هایشان .

باتشکر فراوان همسر سرگرد خلبان
شهید ناصر اقبال افسری


http://img.photoamp.com/i/aiwZmek.jpg (http://img.photoamp.com/i/aiwZmek.jpg)

http://img.photoamp.com/i/aagfC9Z2S.jpg (http://img.photoamp.com/i/aagfC9Z2S.jpg)

http://img.photoamp.com/i/Ea4hrIZT.jpg (http://img.photoamp.com/i/Ea4hrIZT.jpg)

foxbat
2007-Jul-19, 02:03
دروود بر این وطن پست

Mehrdad
2007-Jul-19, 02:38
سری هم به شیر مردان هلیكوپتر سوار كشور بزنیم.

شهید علی اكبر شیرودی...


امير سرافراز ارتش اسلامي سرتيپ خلبان شهيد علي اكبر شيرودي، در دي ماه 1334 در شيرود تنكابن به دنيا آمد. وي دوران ابتدايي و دبيرستان را در تنكابن پشت سر گذاشت. سپس به تهران رفت و سپس از طي مراحل جذب در هوانيروز و آموزش خلباني به اصفهان اعزام شد.
شيرودي عاشق پرواز بود، او براي پيروزي و نبرد عليه دشمن زمان را نمي‌شناخت و شبانه روز براي پيشبرد اهداف جنگي تلاش مي‌كرد.
بيژن شيرودي از همرزمان شهيد مي‌گويد: خلبان شهيد شيرودي، يك نظامي شجاع و دلير و بي‌نظير بود و زماني كه رژيم بعثي عراق با نيروهاي زرهي خود به ايران حمله كرد شهيد شيرودي با كمك همرزمان خود جلوي پيشروي عراقي‌ها را گرفت و با توجه به اوضاع نابسامان كشورمان در اوايل انقلاب نقش ممتاز و بي‌نظير خلبان شيرودي در سركوب متجاوزان و منافقين قابل توجه بوده و هر زماني كه ايشان در آسماني بود رزمندگان نيروي مضاعفي مي‌گرفتند.آري شيرودي حماسه ‌نامه‌اي است كه بايد بارها خواند، شايد اين نوخواني روح ما را صيقل دهد و نگاه ما را به واقعيت‌هاي اجتماعي نو كند. بازخواني اين حماسه يك واقعيت را پيش روي ما مي‌گذارد و آن اين كه شيرودي را بايد شناخت و هر چند در دوردست‌هاست بايد به او رسيد و راه رسم چگونه او بودن را بياموزيم.
امير سرافراز ارتش اسلام سرتيپ خلبان شهيد علي اكبر شيرودي در فرازي از وصيت نامه خود مي‌گويد: هنگامي كه پرواز مي‌كنم احساس مي‌كنم همچون عاشق به سوي معشوق خود نزديك مي‌شوم و در بازگشت هر چند پروازم موفقيت‌آميز بوده باشد، مقداري غمگين هستم چون احساس مي‌كنم هنوز خالص نشده‌ام تا به سوي خداوند برگردم.

شيرودي در هشتم ارديبهشت سال شصت(8/2/60) پس از انجام مأموريت خود در منطقه بازي دراز و شكست سنگين دشمن به درجه رفيع شهادت نائل آمد.
وی در حالی كه هلیكوپتر كبرایش بسیار صدمه دیده بود و كنترل آن بسیار مشكل شده بود و موتور آن به پت پت افتاده بود به جای این كه بر گردد ایستاد تا با مهمات باقی مانده باز هم تانك های دشمن را شكار كند اما سر انجام بر اثر آتش تیر بار تیرباران شد و قبل از اینكه هلیكوپترش چرخ زنان با پهلو به زمین اثابت كند به شهادت رسید.
پيكر پاك و مطهرش در گلزار شهداي شيرود به خاك سپرده شد، روحش شاد، يادش گرامي.

Mehrdad
2007-Jul-19, 03:15
شهید احمد كشوری

http://i17.tinypic.com/6crd57c.jpg

http://i9.tinypic.com/4zc75ud.jpg

شهيد احمد کشوري در تيرماه 1332 ش. در شمال به دنيا آمد. وي در سال 1351 وارد هوانيروز شد و دوره هاي آموزش خلباني با هلي کوپتر را با موفقيت به پايان رساند. شهيد کشوري پس از پيروزي انقلاب اسلامي فعاليت هاي مختلفي در پاکسازي کردستان از لواث عناصر ضد انقلاب انجام داد. وي پس از پايان جنگ در كردستان فرماندهي هوانيروز منطقه ايلام را بر عهده گرفت و با دل و جان به انجام وظيفه پرداخت. اين شهيد بزرگوار سرانجام در 17 آذر ماه 1359 در حالي که از يک مأموريت بسيار مشکل اما پيروز باز مي گشت در منطقه ميمک در ايلام مورد حمله مزدوران بعثي قرار گرفت. در اين ميان در حالي که هلي کوپترش در اثر اصابت راکت هواپيما به شدت مي سوخت آن را تا موضع خودي هدايت کرد و آنگاه در خاک وطن سقوط کرد و به آرزوي ديرينه اش دست يافت و شربت شهادت را مردانه سرکشيد. پيکر پاک او را به تهران آورده و در بهشت زهرا به خاک سپردند.

kayvan6079
2007-Jul-19, 12:55
روز نوزدهم!

شجاع تر از سهیلیان توی هوانیروز نبود. جداً نبود. وقتی می خواست پرواز کند، کسی جرأت نمی کرد همراهش برود. روزی که شهید شد، یادم نیست چطور شده بود، ولی دنبال کمک خلبان می گشت. به داوودزاده گفت: "بیا بشین بریم." گفت: "من کمک تو نیستم، با کس دیگه ام."
عصبانی شد. همان طور که طرف هلی کوپتر می رفت، گفت: "عراقی انداختند توی جاده آسفالت، دارن میان. چه وقت این حرفاست؟ پا شو راه بیفت."
رفتند. روی هوا زده بودنشون، بالای سر تانک ها. هلی کوپتر تکه تکه شده بود. جنازه هایشان را هم وقتی آوردند، تکه تکه بود. جنازه که نه، یک دست، یک پا، روی هم یک نفر هم نمی شد.
روز نوزدهم جنگ بود. درست روز نوزدهم!

kayvan6079
2007-Jul-19, 15:51
علی اکبر شیرودی
http://upload9.postimage.org/352910/V20_2_.jpg (http://upload9.postimage.org/352910/photo_hosting.html)
http://upload9.postimage.org/352912/V20_4_.jpg (http://upload9.postimage.org/352912/photo_hosting.html)
http://upload9.postimage.org/352906/V20_5_.jpg (http://upload9.postimage.org/352906/photo_hosting.html)
http://upload9.postimage.org/352896/VHiPfXN.jpg (http://upload9.postimage.org/352896/photo_hosting.html)

moh-597
2007-Aug-04, 14:27
عکس تعدادی از خلبانان شجاع پایگاه چهارم شکاری دزفول که در همان روزهای اولیه جنگ رشادت ها از خود نشان دادند و بی نشان ماندند


http://i9.tinypic.com/66exsu0.jpg

ردیف بالا از راست :

۱- سر لشکر خلبان حسین مقیمی ۶ مهر ۱۳۵۹ نزدیکی ام الخوش

۲- سر لشکر خلبان شهاب الدین طباطبایی سلطانی ۱۲ مهر ۱۳۵۹ سوسنگرد

۳- سر لشکر خلبان نصر ا... اصیل ادب ۳ آبان ۱۳۵۹ نزدیکی آبادان



ردیف پایین از راست :

۱- سر لشکر خلبان چنگیز سپهر ۱۳ مهر ۱۳۵۹ العماره

۲-سر لشکر خلبان مصطفی مرتضایی فریزهندی ۱۹ مهر ۱۳۵۹ نزدیکی بستان

۳- سر لشکر خلبان غلام حسین عروجی ۱ مهر ۱۳۵۹ ناصریه


نیروی هوایی در سال ۱۳۸۳ با استناد به عدم وجود مدرکی دال بر زنده بودن این خلبانان که از سرنوشت آنها اطلاعاتی در دست نداشت آنها را با درجه سرلشکری شهید اعلام کرد

روح تمامی تیزپروازانمان شاد باد

phoenix80
2007-Aug-05, 00:07
http://www.sajed.ir/pe/images/stories/img_pictures/originals/msgh1_20061029_2041214845.jpg

phoenix80
2007-Aug-05, 00:07
http://www.sajed.ir/pe/images/stories/img_pictures/originals/20061217_1242370577_doran.jpg

عباس دوران

phoenix80
2007-Aug-05, 00:46
سروان ناصر حق جو

http://www.10pix.com/out.php/t121594_NasserHaghjoujpg.jpg (http://www.10pix.com/show.php/121594_NasserHaghjoujpg.jpg.html)

phoenix80
2007-Aug-05, 00:50
http://www.10pix.com/out.php/t121598_babaeijpg.jpg (http://www.10pix.com/show.php/121598_babaeijpg.jpg.html)

بابایی

phoenix80
2007-Aug-05, 00:51
http://www.10pix.com/out.php/t121599_8JPG.jpg (http://www.10pix.com/show.php/121599_8JPG.jpg.html)

phoenix80
2007-Aug-05, 00:53
خلبانان پایگاه شاهرخی - همدان

http://www.10pix.com/out.php/t121600_Hamedan20AFB197720JPG.jpg (http://www.10pix.com/show.php/121600_Hamedan20AFB197720JPG.jpg.html)

http://www.10pix.com/out.php/t121601_barekatjpg.jpg (http://www.10pix.com/show.php/121601_barekatjpg.jpg.html)

سروان خلبان بركت

phoenix80
2007-Aug-06, 21:57
http://www.10pix.com/out.php/t121887_khalili1.jpg (http://www.10pix.com/show.php/121887_khalili1.jpg.html)

http://www.10pix.com/out.php/t121889_khalili3.jpg (http://www.10pix.com/show.php/121889_khalili3.jpg.html)

سروان خلبان خلیلی - یكی از خلبانان موفق اف-14

http://www.10pix.com/out.php/t121888_khalili2.jpg (http://www.10pix.com/show.php/121888_khalili2.jpg.html)

N I M A
2007-Aug-06, 22:27
فكر نمیكنم ما خلبان خوب و شجاع كم داشته باشیم اما برای من شهید عباس دوران یه جور دیگس
(اینم زندگینامش (http://aero.aerospaceusr.ir/index.php?action=show_news&news_id=30))

moh-597
2007-Aug-07, 08:13
فونيكس دوست عزيز

عكسي كه با نام شهيد بابايي عنوان كرديد عكس شهيد دوران مي باشد در كابين اف - 4

moh-597
2007-Aug-07, 13:18
اولا كه من پدر شما نيستم

دوما جهت اطلاع شما و ديگر كاربران بايد بگم شهيد بابايي خلبان اف-5 بودن نه اف-4 كه بعدا بخاطر هوش بالا دوره اف14 را نيز با موفقيت پشت سر گذاشتند


سرلشگر خلبان شهيد عباس بابايي بنيانگذار سوختگيري هوايي در شب در ايران

عكس ايشان در آمريكا حال سوار شدن


http://img.photoamp.com/i/seWjlmZ715.jpg (http://img.photoamp.com/i/seWjlmZ715.jpg)

http://img.photoamp.com/i/hTbS11k.jpg (http://img.photoamp.com/i/hTbS11k.jpg)

http://img.photoamp.com/i/EtGLwX4JTC.jpg (http://img.photoamp.com/i/EtGLwX4JTC.jpg)



اينم زندگي نامه اين شهيد بزرگوار

امير سرلشگر خلبان شهيد عباس بابايي معاون عمليات نيروي هوايي

http://i12.tinypic.com/3zgu5gx.jpg

چهاردهم آذز1329در شهر قزوين و در خانواده مذهبي به دنيا آمد. از همان كودكي به خاطر هوش فراوانش مورد توجه خانواده و مردم قرار گرفت . در هفت سالگي پا به دبستان گذاشت و دوره ابتدايي را با موفقيت به پايان رسانيد. دوره متوسطه را نيز در همان شهر به پايان رسانيد و پس از موفقيت در كنكور سراسري در حالي كه در رشته پزشكي پذيرفته شده بود به خاطر علاقه به خلباني داوطلب تحصيل در دانشكده خلباني نيروي هوايي ارتش شد. پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتي براي تكميل تحصيلات در سال 1349 به آمريكا رفت . كشور آمريكا با تمام زرق و برقش نتوانست عباس بابايي را كه سال ها در خانواده اي مذهبي رشد كرده بود , جذب خود كند.
در آمريكا آن چه او را از ديگران متمايز مي كرد , پشتوانه مذهبي و ممتاز بودنش در تحصيل بود. به طوري كه در پايگاه « ريس » آمريكا , فرمانده پايگاه او را به عنوان كاپيتان تيم واليبال , پايگاه معرفي كرد.
به گفته شهيد بابايي , خلبان شدن او با عنايت خداوند بوده است . درست در زمان فارغ التحصيل شدن , پس از گذراندن تمام مراحل تحصيل , آخرين نفري كه مي بايست پرونده فارغ التحصيلي او را امضا كند , فرمانده پايگاه بود. به خاطر گزارش هايي كه به رئيس دانشكده , يك ژنرال آمريكايي داده بودند , مي خواست از دادن گواهينامه خلباني او خودداري كند. درست زماني كه ژنرال مي خواهد رد صلاحيت عباس را زير پرونده او بنويسد , كسي از بيرون او را صدا مي زند , ژنرال پس از بازگشت عباس را در حال نماز مي بيند. وقتي علت كارش را مي پرسد عباس كامل و مفصل در مورد دين خود پاسخ مي دهد. ژنرال پس از چند لحظه سكوت نگاه معنادار به او مي كند و مي گويد : همه مطالبي كه در پرونده تو آمده , مثل اين كه راجع به همين كارهاست , بعد لبخندي مي زند و خودنويس را از جيبش بيرون آورده و پرونده را امضا مي كند. شهيد بابايي بعدها مي گويد : آن روز به اولين محل خلوتي كه رسيدم به پاس اين نعمت بزرگي كه خداوند به من عطا كرده بود , دو ركعت نماز شكر خواندم .
پس از باز گشت به ايران به همراه چند نفر ديگر از دوستانش براي پرواز با هواپيماي اف ـ 14 انتخاب و به اصفهان منتقل گرديد. شهيد بابايي با شروع جنگ آماده خدمت و جانبازي براي اسلام و ميهن شد. او در حلول خدمت به خاطر كارداني و فعاليت شبانه روزي اش در 1360,5,9 ضمن ارتقا به درجه سرهنگ دومي به عنوان فرمانده پايگاه هوايي اصفهان منصوب شد.
شهيد بابايي با بيش از 3000 پرواز كارنامه درخشاني براي خود و ميهنش به جا گذاشت . آن چه در آن زمان براي همكارانش عجيب مي آمد , وضع ظاهري عباس بود. او با يك بسيجي ساده پوش و بي آلايش قابل تمايز نبود به طوري كه در بيشتر جاها او را به جاي يك بسيجي ساده اشتباه مي گرفتند. شهيد بابايي براي پيشرفت سريع عمليات و دقت در آن تنها به نظارت اكتفا نمي كرد بلكه همواره در عمليات پيش قدم بود و در تمام ماموريت هاي طراحي شده , براي آگاهي از مشكلات و خطرات احتمالي خود , آنها را آزمايش مي كرد. او جزو اولين خلباناني بود كه عمليات حساس و پيچيده سوختگيري در شب را با مهارت و موفقيت به انجام رساند و در مورخه 1362,9,9 ضمن ترفيع به درجه سرهنگ تمامي , به سمت معاونت عمليات فرماندهي نيروي هوايي منصوب شد و به ستاد فرماندهي در تهران عزيمت كرد. از , ازدواج عباس و دختر دايي اش « صديقه حكمت » سه فرزند به يادگار مانده است , يك دختر به نام « سلما » و دو پسر به نامهاي « حسين و محمد » .
شهيد بابايي پس از چهار سال خدمت در مقام معاونت عمليات نيروي هوايي به علت لياقت و رشادت هايي كه در دفاع از اسلام و ميهن اسلامي از خود نشان داد , در ارديبهشت 1366 به درجه « سرتيپي » نايل گرديد و در 1366,5,15 در حالي كه قرار بود به همراه همسرش در مراسم حج حضور داشته باشد در سن 37 سالگي در حين يك عمليات برون مرزي به شهادت رسيد.

phoenix80
2007-Aug-13, 11:25
هوش بالا چیه؟ چون كابین عقب اف-14 خلبان لازم نداره میذاشتن اونجا كه اسمون رو بپائه

دوران خلبان بوده یعنی صندلی جلو بایستی بشینه. سال 61 كشته میشه. این اقای ریشو كسی نیست الا سرهنگ دوم بابائی كه همیشه صندلی عقب هواپیماها مینشسته چون خلبان نبود از اول و عكس اواسط دهه 60 گرفته شده.

در عكس اول هم سوار اف-5 نمیشده. در حال سوار شدن بر تی-38 بوده

phoenix80
2007-Aug-13, 11:26
تی-38 در امریكا

http://www.10pix.com/out.php/t123388_mostafajpg.jpg (http://www.10pix.com/show.php/123388_mostafajpg.jpg.html)

مصطفی صغیری - شهادت در 3 مهر 59

moh-597
2007-Aug-13, 12:18
phoenix80

من با شما هیچ بحثی ندارم ولی چندتا نكته رو بدون

اول : من گفتم شهید بابایی خلبان اف-5 بوده و بعدا با اف-14 پرواز كردن

دوم : در عكس ارسالی شهید دوران خلبان جلو هستن

سوم : شهید بابایی در كل دوران خدمتی حتی یكبار هم با اف-4 پرواز نداشتن

چهارم : درباره چیزی كه اطلاع دقیق ندارید بحث بیهوده نكنید

phoenix80
2007-Aug-13, 12:55
1- اگر بحثی نداری پس چرا وقت منو تلف میكنی؟

2- شما درست میگی سایرین غلط میگن حتما

3- كی اهمیت میده این یارو كی بوده؟

moh-597
2007-Aug-13, 16:17
1-

3- كی اهمیت میده این یارو كی بوده؟

پست شما رو فقط به این دلیل پاك نمی كنم كه دوستان ببینند كه شما به چه شكلی درباره شهدا فكر می كنی و می نویسی
شما در جایگاهی نیستی كه درباره اهمیت شهدا نظر بدی

فقط اینو بدون كه اگه من و امثال من كه در ایران هستیم حالا زنده ایم و زندگی می كنیم فقط و فقط بخاطر امثال بابایی و دوران می باشد شما بی محبا به شهدا توهین می كنید ملاك تو برای شناخت آدمها داشتن ریش یا نداشتن اون است در پستی هم كه توسط مدیریت پاك شد صراحتا اینو ذكر كرده بودی بهتره وقتی اون طرف دنیا نشستی و چیزی نمی دونی شهدا رو زیر سوال نبری این دلیل نمی شه هركی ریش داره آدم بدی باشه هركی ریش نداره آدم خوبی باشه

شهید بابایی افتخار نیروی هوایی ایران است هر عقیده ای هم كه داشته مردانه و جانانه از آسمان ایران دفاع كرده و در حالی كه می توانست خیلی راحت از ایران بره و الان هم زنده باشه و زندگی كنه ایستاد و مردانه جنگید و رفت تا امثال من و شما اینجا باشیم و شما بگی كه اهمیت می ده كه فلانی كی بوده و چی كرده . ببینم كدوم از ما دل داره مثل دوران بشینه تو هواپیما و تا هواپیما از بین بره ببینم یا بخاطر اینكه هواپیما روی شهر سقوط نكنه با هواپیما خودش به كوه بكوبه

از شما می خواهم كه شما اصلا در این تاپیك درباره شهدا چیزی ننویسی چون مطمئنا من اونرو پاك می كنم به هر قیمتی هم كه تموم بشه اگه هر كدوم از دوستان هم با این موضوع مشكل دارند من از سایت می روم تا شما با خیال راحت اینجا ادامه بدید . من توهین به شهدا رو به هیچ قیمت نمی پذیرم شاید شما كسی رو از دست نداده باشی ولی بخاطر تمام كسانی كه عزیز از دست دادن - بخاطر بچگی خودم كه زیر بمباران گذشته - بخاطر رفتن پدران و نگاه نگران مادران - بخاطر بچه های شهدا و در آخر بخاطر خون پاك شهدا اجازه همچین كاری رو من به كسی نمی دم


شهید بزرگوار بابایی بنایانگذار سوختگیری هوایی در شب در ایران

http://img.photoamp.com/pa/07/08/13/uqx1Hi.jpg (http://img.photoamp.com/pa/07/08/13/uqx1Hi.jpg)

شهید بزرگوار اقبالی نابغه اف-5

http://img.photoamp.com/pa/07/08/13/VHIcr.jpg (http://img.photoamp.com/pa/07/08/13/VHIcr.jpg)


شهیدان بزگوار یاسینی و اردستانی نوابغ خلبانی ایران

http://img.photoamp.com/pa/07/08/13/TodNZcuws.jpg (http://img.photoamp.com/pa/07/08/13/TodNZcuws.jpg)


شهید بزرگوار خلعتبری قهرمان جنگهای دریایی

http://img.photoamp.com/pa/07/08/13/bypwlTEb.jpg (http://img.photoamp.com/pa/07/08/13/bypwlTEb.jpg)


شهید بزرگوار دوران تنها كسی كه با فانتوم دو میگ 23 عراقی را شكار كرد

http://upload4.postimage.org/655294/Dooran.jpg (http://upload4.postimage.org/655294/photo_hosting.html)


شهید بزرگوار منصور ستاری

http://img.photoamp.com/pa/07/08/13/OQ4j9.jpg (http://img.photoamp.com/pa/07/08/13/OQ4j9.jpg)


شهید بزگوار آل آقا تكخال اف-14

http://img.photoamp.com/i/thumbs/C6Xx9DD9Qe.jpg (http://www.photoamp.com/img.php?img=C6Xx9DD9Qe.jpg)


شهید بزرگوار شیرودی قهرمان هوانیروز

http://img.photoamp.com/i/thumbs/VHiPfXN.jpg (http://www.photoamp.com/img.php?img=VHiPfXN.jpg)



به نام نامی شهدا

http://img.photoamp.com/i/thumbs/nEMnZhko.JPG (http://www.photoamp.com/img.php?img=nEMnZhko.JPG)

http://img.photoamp.com/i/thumbs/fs7uS.JPG (http://www.photoamp.com/img.php?img=fs7uS.JPG)

phoenix80
2007-Aug-14, 02:41
سانسور افتخار نیست. اگر هم فكر میكنی اینجا بده خب خوش اومدی. زود هم احساساتی نشو پسر جون! در ثانی تو كی هستی كه به من بگی چطوری فكر كنم یا نكنم؟ تو اگر صرفآ به هواپیما و این جنگ و اینها مثل اسباب بازی و ... علاقمندی من 15 سال تمام توی پایگاههای نیروی هوایی زندگی كردم. اون موقع كه شما در خونه خودت بودی ما در بوشهر و دزفول زیر بمباران مستقیم عراقی بودیم بهمراه خونواده و برادر و خواهر. تو و امثال تو فقط جنگ رو در اخبار و رسانه های دولتی میشناسید. من 2 سال بهترین زمان عمرم رو هم خدمت سربازی در همون نیرو هوایی بودم. پس امثال تو به من و امثال من نمیتونید خرده بگیرید.

بازم میگم كسی اهمیت نمیده این جلاد كی بوده. لااقل پرسنل نیرو هوایی كه این جلاد رو بخوبی میشناسن و میدونن چه جنایتهایی كه نكرده اگر بهش فحش ندن خب زبونشون رو گاز میگیرن و عصبانیت خودشون رو از اینكه همچین ادمی شده قهرمان این مملكت پنهان میكنند. چرا امثال زارع نعمتی و ال اقا رو در بوق و كرنا نمیكنید؟ چرا بابایی و اردستانی؟

اردستانی كه اندازه .... هم حالیش نبود. یه موردش رو بگم كه خودم شاهد بودم: وقتی در دزفول بود برای برداشتن محافظهای توری مانند ورودی موتور باید میرفت سر باند. جهت باد عوض میشه و از سر دیگه باند بلند میشه برای ماموریت. وقتی میره بالا میبینه موتور هواپیما اونجور كه باید زور نداره. بعد هواپیمای پر از بمب و اسلحه رو میاره روی دپوی الكترونیك پایگاه نزدیك خیابون میریزه و باعث زخمی شدن عده ای مردم شهر دزفول و زخمی شدن همكارای نیرو هوایی میشه. اخه این ادم باید قهرمان مملكت باشه!؟

بابایی هم یه سرهنگ دو زوری بود و جزو پاچه خوارترین افراد و سرسپرده به حكومت اسلامی. دلش برای ایران نسوخته بوده و فقط و فقط به فكر نجات حكومت اسلامی بوده!

خالا اگه حقیقت ناراحتت میكنه جلوشو بگیر!

Mehrdad
2007-Aug-14, 02:59
برای من سوابق آدما مهم نیست... به هر حال اگرم جلاد بوده قبول

اصلا بگیم جانی آدمكش....بدون جانی آدمكشی بوده كه سوار هواپیما با دشمن میجنگیده.... خودشا پشت پرده قایم نمی كرده. خیلیاش كه جنایتم نكردن رفتن و قایم شدن كه از نظر من اون بدتره تا این...

در ضمن...من گفتم فرض كن... برای من اثبات نشده ایشون جنایتی كرده باشن....

phoenix80
2007-Aug-14, 03:03
تاریخ معلوم میكنه. در ضمن من مشكلی ندارم با این قضیه. منتها میگم اگر میخوای قهرمان ها رو بشناسی ارتش 48000 شهید داده كه بابایی یكی از اونهاست و ادم معمولی بوده. دیگه این كه بوق و كرنا نداره!

كسی زارع نعمتی و ال اقا و صبحی و ....رو اینجا خوب میشناسه؟ اینها همسایه های ما بودن در پایگاه بوشهر و تهران

Mehrdad
2007-Aug-14, 03:17
این وظیفه مائه كه شهدا را معرفی كنیم..تاپیك دایی من را خوندی؟؟؟

B r o t h e r
2007-Aug-14, 03:38
1-

3- كی اهمیت میده این یارو كی بوده؟


كی اهمیت میده ؟؟
همه اونهایی كه تو این انجمن هستند اهمیت میدن
همه اونهایی كه پدرانشون جبهه بودن اهمیت میدن
همه اونهایی كه در سالهای جنگ به دنیا اومدن اهمیت میدن
همه اونهایی كه صدای انفجار بمب رو شنیدند اهمیت میدن
همه ما اهمیت میدیم


ایران به جلو "یك دو یك دو یك دو یك دو =D>

phoenix80
2007-Aug-14, 08:12
این هم چند قهرمان واقعی كه كسی تاحالا اسمشون رو هم نشنیده

http://www.10pix.com/out.php/t123575_ranjbaran.jpg (http://www.10pix.com/show.php/123575_ranjbaran.jpg.html)

http://www.10pix.com/out.php/t123576_hadji.jpg (http://www.10pix.com/show.php/123576_hadji.jpg.html)

http://www.10pix.com/out.php/t123577_zoghi.jpg (http://www.10pix.com/show.php/123577_zoghi.jpg.html)

phoenix80
2007-Aug-14, 08:26
این تصویر احتمالآ تا حالا جایی دیده نشده

http://www.10pix.com/out.php/t123579_hashemmehrabadjpg.jpg (http://www.10pix.com/show.php/123579_hashemmehrabadjpg.jpg.html)

moh-597
2007-Aug-14, 08:34
اشكال اینه كه تو و امثال تو فكر می كنید هر چی می گید درسته پسر جون منم كل جنگ رو تو پایگاه های هوایی بودم و رو سرم بمب ریختن جهت اطلاع جنابعالی هیچ پایگاهی هم اندازه پایگاه سوم شكاری بمباران نمی شد . من و خانوادم زیر بمباران بودیم جهت اطلاع تو یكی از عزیزترین كسانم هم در گردان پرواز همین پایگاه بود و هدف قرار گرفتو با هواپیما باهم سوختن امثال تو فقط ادعای بودن تو پایگاه رو می كنن پسر جون فقط اینو بدون كه من از هیچ چیز طرفداری نمی كنم جز خون شهدا تو اگر سرباز نیروی هوایی بودی من علاوه براون 6 ماه هم توی دانشكده افسری نیروی هوایی بودم كه بخاطر باند بازی و خیلی چیزهای دیگه نیمه كاره ولش كردم
یه دفعه هم نگو كه من فلانی رو دیدم فكر نكن با دسته كورا طرفی تو سر باند ایستاده بوده شهید اردستانی رو دیدی كه چكار كرد
از هركسی كه تو نیروی هوایی پرسیدم از اردستانی از یاسینی تعریف می كرد اینارو هم از همین نیروهوایی كه تو می گی پرسیدم بهتره قبل از هر اظهار نظری خوب درباره اون تحقیق كنی
بابایی با دوچرخه می اومد پایگاه و جلوی دفتر باغبانی می كرد و ...
اردستانی 500 سورتی پراوز به خاك عراق داشته برای من همین كافیه

از لحاظ تو اردستانی و بابایی هر كار هم كه كردن چون به قول تو ریشو بودن پس بد بودن من فقط اینو می دونم كه بخاطر امثال همینها هستش كه ما هنوز زنده ایم

در آخر اگر دمكراسی اینه كه هركی هر عقیده ای كه داره اونم درباره اون كسانی كه در راه دفاع از میهن شهید شده اند بگه من با اون مخالفم

phoenix80
2007-Aug-14, 08:40
هر چی تو بگی... برو 4 تا ریشو رو بكن قهرمان.... یه وقت از اون بیچاره هایی كه از همون جهنم سبز (همدان) رفتن و برنگشتن چیزی نگی ها... به تریج قبای بعضی ها بر میخوره!

moh-597
2007-Aug-14, 12:01
من طرفدار ریشو یا بی ریش نیستم من فقط می گم برای دفاع از وطن عده ای شهید شدند كه زنده نگه داشتن یادشون واجبه اتفاقا این تاپیك رو با خلبانان گمنام شروع كردم .ولی با تمام این حرفها شهدا به گردن من و تو حق دارند و حرمتشون واجبه از هر قشر و دسته ای كه می خواهن باشن .


عده ای از قهرمانان پایگاه سوم شكاری


سرگرد خلبان شهيد خدا بخش (بهرام ) عشقي پور خليل آباد
و
سروان خلبان شهيد عباس اسلامي نيا


اين دو خلبان بزرگوار در حماسه روز اول مهر 1359 ( حمله 140 فروند هواپيماي ايراني بر فراز عراق ) شركت داشتند . پرواز آنها از پايگاه سوم شكاري همدان انجام شد . پس از انجام موفقيت آميز ماموريت در حالي كه هدايت يك دسته چهار فروندي را بر عهده داشتند به هنگام نشستن در باند فرودگاه با كمبود سوخت مواجه شدند در همان هنگام براي اينكه به خانه هاي سازماني كه احتمال مي داد كسي در آن باشد برخورد نكند خود را بالاي يك ساختمان در حال ساخت خالي از سكنه مي رساند . شهيد عشقي پور كه هدايت هواپيما را بر عهده داشت در آن لحظات آخر كه مي دانست كار ديگري از دستش بر نمي آيد دستش را بالا مي آورد و تكان مي دهد . اما آن ساختمان نيمه كاره درست روبروي خانه خودش بود و آن لحظه كه دستش را تكان داد همسرش نظاره گر سقوط هواپيماي شوهرش بود ...


http://img.photoamp.com/i/B4qboPn.jpg (http://img.photoamp.com/i/B4qboPn.jpg)

http://img.photoamp.com/i/MeeEU.jpg (http://img.photoamp.com/i/MeeEU.jpg)

----------------------------------------------------------------

سرهنگ خلبان شهيد منصور سالار صديق

http://img.photoamp.com/i/adF5B6KiFi.jpg (http://img.photoamp.com/i/adF5B6KiFi.jpg)

نام : منصور

نشان : سالار صديق

تاريخ تولد : 1328

محل تولد : قزوين

يگان خدمتي : خلبان گردان 31 شكاري همدان

رسته پروازي : استاد خلبان اف 4 بيش از 1650 ساعت پرواز تاكتيكي . عملياتي . پوشش هوايي و برون مرزي

تاريخ و نحوه شهادت : در تاريخ 11 تير 1365 در يك پرواز رزمي - آموزشي پس از اينكه در ساعت 10/30 ارتباطش با برج مراقبت تهران قطع شده بود در 2 كيلو متري پاسگاه انتظامي كلاچاي از توابع رودسر گيلان به دريا برخورد كرد.....

---------------------------------------------------------

سرگرد خلبان شهید علی خسروی

این خلبان دلیر در حالی که همسرش فوت کرده بود و مسئولیت تربیت فرزندش را بر عهده در جواب دیگران که او را به خاطر فرزندش از پرواز منع می کردند گفت : خون قرزند من از خون کسانی که خانواده خود را از دست داده اند رنگین تر نیست . این خلبان غیور که به شجاعت معروف بود در زمره خلبانانی بود که در عملیات حمله به اچ 3 شرکت داشت. سرانجام در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۶۳ در یک پرواز عملیاتی به همراه سروان خلبان شهید محمد زرتابی به شهادت رسید .

http://img.photoamp.com/i/JDgcDl7HlQ.jpg (http://img.photoamp.com/i/JDgcDl7HlQ.jpg)

http://img.photoamp.com/i/vj5ZS.jpg (http://img.photoamp.com/i/vj5ZS.jpg) http://img.photoamp.com/i/tCKn5.jpg (http://img.photoamp.com/i/tCKn5.jpg)



به یاد استاد خلبان برجسته شهید سرهنگ خلبان محمد حسن قهستانی که در تاریخ ۱۹ آبان ۱۳۵۹ آخرین پرواز خود را به سمت ملکوت آغاز کرد

http://img.photoamp.com/i/cSP7jP.jpg (http://img.photoamp.com/i/cSP7jP.jpg)


-------------------------------------------------

این عکس از سرلشکر خلبان عباس دوران از آرشیو شخصی می باشد همدان ۱۳۵۵

http://img.photoamp.com/i/YW0Dv156P6.jpg (http://img.photoamp.com/i/YW0Dv156P6.jpg)

یاد و خاطره دلاوریهای سرلشکر خلبان عباس دوران هیچگاه از ذهن تاریخ جنگ پاک نخواهد شد . خلبانی که دارای رکورد جهانی ۱۲۰ ماموریت برون مرزی است که در مدت حضور ایشان در جنگ ( حدود ۲۲ ماه ) نه تنها در جنگ ایران و عراق بلکه در خلال حنگهای جهانی اول و دوم و ویتنام و کره و عراق هم تکرار نشده است!

http://img.photoamp.com/i/mli8WF.jpg (http://img.photoamp.com/i/mli8WF.jpg)


دست خط شهيد دوران

http://img.photoamp.com/i/pTh3LA7Oed.jpg (http://img.photoamp.com/i/pTh3LA7Oed.jpg)


---------------------------------------------------

به یاد سرلشکر خلبان محمد سبزآبادی برچلو که در تاریخ ۱۲ مهر ۱۳۵۹ به همراه سرلشکر خلبان مسعود امیری دربان به هنگام بازگشت از بصره مورد اصابت قرار گرفتند و از آن تاریخ تا کنون اطلاعاتی از آنها به دست نیامده است

http://img.photoamp.com/pa/07/07/14/Mmqpzctk.jpg (http://img.photoamp.com/pa/07/07/14/Mmqpzctk.jpg)


----------------------------------------------------

به یاد شاهین تیز پرواز آسمان ایران غلام علی خجسته نیکو (علی خجسته ) که در غروب سرد یکی از روزهای آبان ۱۳۵۹ همدان به عرش بال گشود .

http://img.photoamp.com/i/v1qDw.jpg (http://img.photoamp.com/i/v1qDw.jpg)

---------------------------------------------------

foxbat
2007-Aug-15, 00:54
دوستان من نمی خوام از كسی ترفداری كنم ولی قبول كنید در معرفی قهرمانان جنگ خیلی بی عدالتی شده!!!
این رو قبول كنید كه بعضی قهرمانان رو فقط به خاطر نداشتن ریش معرفی نمیكنند !!!مخصوصا صدا و سیما به در و دیوار شهر نگاه كنید متوجه میشید در ضمن مگه اون كسائی كه بعد از جنگیدن از ایران را ترك كردند قهرمان نیستند كه هیچ حرفی از اونا نمیزنند؟؟؟

moh-597
2007-Aug-15, 09:11
سرتیپ مصطفی بابائیان
پایگاه چهارم شكاری (دزفول)

http://img.photoamp.com/pa/07/08/15/sVWPwQKL.jpg (http://img.photoamp.com/pa/07/08/15/sVWPwQKL.jpg)

N I M A
2007-Aug-18, 09:16
دوستان من نمی خوام از كسی ترفداری كنم ولی قبول كنید در معرفی قهرمانان جنگ خیلی بی عدالتی شده!!!
این رو قبول كنید كه بعضی قهرمانان رو فقط به خاطر نداشتن ریش معرفی نمیكنند !!!مخصوصا صدا و سیما به در و دیوار شهر نگاه كنید متوجه میشید در ضمن مگه اون كسائی كه بعد از جنگیدن از ایران را ترك كردند قهرمان نیستند كه هیچ حرفی از اونا نمیزنند؟؟؟
متاسفانه تو كشور ما جنگ به قول ده نمكي درشت نشون داده شدن نه درست !

Simorgh
2007-Aug-23, 05:24
احترام به شهدا احترام به خون پاك آنها و الگوی نسل آینده ماست لطفا این صفحات را آلوده به غرض ورزی و یك جانبه گرایی نفرمایید.

moh-597
2007-Oct-07, 08:41
دوستان بعد از يه مدت تقزيبا طولاني دوباره برگشتم اميدوارم ديگه شاهد توهين به شهدا نباشم

به یاد سروان خلبان شهید محمد رضا کرمی

وی به همراه سرگرد خلبان شهید علی اکبر بشیری پس از انجام یک ماموریت برون مرزی موفق به هنگام بازگشت در نزدیکی آبادان به شهادت رسیدند .

http://upload3.postimage.org/340159/Karami.jpg (http://upload3.postimage.org/340159/photo_hosting.html)



سرلشگر خلبان شهيد حسن افشين آذر


http://upload3.postimage.org/340215/Azar.jpg (http://upload3.postimage.org/340215/photo_hosting.html)

moh-597
2007-Oct-23, 08:23
سرتيپ خلبان شهيد جواد فكوري


http://www.postimage.org/Pqv4Kdr.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=Pqv4Kdr)

http://www.postimage.org/aVjtHVi.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aVjtHVi)

دوره دافوس در امريكا

http://www.postimage.org/aVjtWT9.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aVjtWT9)

در جمع گردان 72 شكاري پايگاه هفتم (شيراز)

http://www.postimage.org/aVjuaR0.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aVjuaR0)

نفر دوم از سمت چپ ( نفر دوم از سمت راست سرتيپ خلبان شهيد خضرايي )

http://www.postimage.org/aVjuJM0.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aVjuJM0)

moh-597
2007-Oct-28, 14:10
http://www.postimage.org/aV1zhTt0.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV1zhTt0)

عکس تعدادی از دلیر مردان جاویدالاثر پایگاه ششم شکاری بوشهر

ردیف بالا از چپ :

۱- سرلشکر خلبان همایون حکمتی

۲- سرلشکر خلبان سیروس کریمی

۳- سرلشکر خلبان محمد رضا کرم


ردیف پایین از چپ :

۱- سرلشکر خلبان اصغر هاشمیان ( برادر بزرگ وحید هاشمیان ملی پوش ایرانی )

۲- سرلشکر خلبان علی رنجبر

۳- سرلشکر خلبان کاوه امجدیان

moh-597
2007-Nov-05, 10:07
سرلشکر خلبان نعمت ا.. اکبری سامانی

سرلشکر خلبان هوشنگ کیان آرا


http://www.postimage.org/aV1_L4Lr.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV1_L4Lr)

http://www.postimage.org/aV1_L7fA.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV1_L7fA)


ایشان در تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۵۹ در غرب دزفول (منطقه عملیاتی مرزی) دچار سانحه می شوند . عکسی را که مشاهده می نمایید بقایای پیکر پاک سرلشکر خلبان هوشنگ کیان آراست که پس از سالها به دست آمده است. متاسفانه از سرنوشت یا پیکر سرلشکر خلبان نعمت ا.. اکبری سامانی اطلاعی در دست نیست !

روان این دو بزرگوار قرین رحمت باد .

sirus
2007-Nov-05, 14:51
این سروان مردانی چه ابهتی داره! صد حیف و افسوس.... چه افرادی كه از دست رفتن در این جنگ لعنتی!

قران کریم :
هر نفسی تعم مرگ را خواهد چشید.

پس هر کسی خواهد رفت مهم این است با عزت و سربلندی برود.

Achtung Panzer
2007-Nov-06, 00:42
http://www.10pix.com/out.php/t143766_AlaghaManaSoleimanijpg.jpg (http://www.10pix.com/show.php/143766_AlaghaManaSoleimanijpg.jpg.html)

تصویر شهید آل آقا

moh-597
2007-Nov-10, 10:42
شهید سرلشگر خلبان اصغر صدری نوشاد

http://i7.tinypic.com/833428n.jpg

http://i1.tinypic.com/71qdg83.jpg


نام : اصغر

نام خانوادگی : صدری نوشاد

نام پدر : ابراهیم

تاریخ تولد : ۶ بهمن ۱۳۲۹

تاریخ استخدام در دانشکده افسری : ۱۳۴۹

تاریخ ورود به دانشکده خلبانی نیروی هوایی :۱۳۵۱

محل خدمت : پایگاه چهارم شکاری دزفول

وی پس از اتمام دوره خلبانی در امریکا و بازگشت به ایران برای پرواز با هواپیمای اف ۵ انتخاب و به پایگاه هوایی چهارم شکاری دزفول منتقل شد . ایشان سرکار خانم باقری را به همسری خویش بر میگزیند و در کنار خانواده زندگی خوشی را میگذراند. با شروع جنگ نا خواسته ایشان بال در بال دیگر همرزمانش به دفاع از این آب و خاک پرداخته و پرواز های برون مرزی و عملیاتی را با دیگر خلبانان از پایگاه هوایی دزفول انجام داده و بارها و بارها شجاعت و حس میهن پرستی خود را به رخ دشمنان این آب خاک کشید.

سر انجام در تاریخ ۱۷ آبان ۱۳۵۹ در یک پرواز جنگی در منطقه سوسنگرد موقعیت کوههای ا.. و اکبر مورد اصابت قرار گرفته و اقدام به ایجکت می نمایند . از آن تاریخ به بعد هر چند که شواهدی دال بر زنده بودن ایشان وجود دارد ولی متاسفانه ایشان به همراه دیگر خلبانان اسیر به ایران باز نگشتند . همسر ایشان سر کار خانم باقری که دبیر ارشد آموزش و پرورش می باشد به همراه سهیل تنها یادگار خلبان نوشاد هنوز چشم به راه بازگشت این عزیز سفر کرده هستند و هیچگاه از یاد او غافل نبوده اند.

جا دارد از تمام کسانی که از سرنوشت خلبان نوشاد و دیگر خلبانانی که وضعیتی مشابه ایشان دارند تقاضا شود که با دادن خبری خوش دل خانواده ای را پس از ۲۷ سال شاد نمایند .امید است که نگذاریم این بزرگوارانی که درروزهای آتش و خون از خانواده و فرزندان خود برای دفاع از من و شما و این مرز و بوم گذشتند ؛ فراموش شوند .

moh-597
2007-Nov-12, 12:47
استاد خلبان شهيد بيزن هاروني 1331 كرمانشاه

http://i13.tinypic.com/8geltfm.jpg

http://i12.tinypic.com/6ofuov6.jpg

يكبار ديگر ياد و خاطره بزرگ مردي از تبار دلاوران كرمانشاه ما را به ياد افتخارت ايران زمين انداخت . اين بار جناب آقاي مهندس ميلاد گل منصوري خواهر زاده گرامي سرگرد خلبان شهيد هاروني اين مهم را بر عهده داشت . وي كه اكنون استاد دانشگاه است زحمات و افتخار آفريني دايي خود را فراموش نكرده است وبا ارسال زندگي نامه و عكس مرا بر آن داشت تا يكبار ديگر يادي از اين عقاب تيز پرواز آسمان ايران داشته باشم . ضمن تشكر ازجناب آقاي مهندس ميلاد گل منصوري به اطلاع مي رسانم كه عكس ها و مطالب در طي چند نوبت در سايت به نمايش گذاشته خواهند شد.

شهيد هاروني از زبده خلباني است كه عاشقانه پرواز كرد پرواز را به پرنده هاي عاشق آسمان ايران هديه داد. او در سال 1350 جهت تكميل دوره پرواز به آمريكا اعزام شد. به علت توانايي بالا در دانش زبان انگليسي زودتر از همدوره اي هاي خود وارد مراحل آموزش پرواز گشت و درطول مدت آموزش از جمله دانش جويان ممتاز و با انگيزه و حس پرواز قوي بود .
وي در سال 1352 و پس از پايان موفقيت آميز دوران آموزش خلباني به ايران بازگشت وبه جرگه خلبانان اف 5 پايگاه چهارم شكاري دزفول پيوست. در نظر وي پرواز حرفه نبود بلكه چيزي فراتر از عشق بود و اين روحيه والا و توانمندي ايشان در امر پرواز او را در زمره بهترين خلبانان وقت قرار داده بود و اين خصوصيت بارز وي باعث شد كه براي بار دوم و طي دوره استاد خلباني اف5 به آمريكا اعزام شود وبا سربلندي به ايران برگردد . با آغاز جنگ تحميلي اهتمام به خدمت و رشادت را سر لوحه خود قرار داد به گونه اي كه توانايي وي در پرواز و نفوذ به عمق خاك دشمن تحسين همگان را برانگيخته بود.
سر انجام درتاريخ 2 مهر 1359 در حالي كه گويا مي دانست كه آخرين پرواز وي خواهد بود ساعتي قبل از پروازبا شينا يگانه دلبند خود عكس هايي به يادگار گرفت . ايشان به هنگام بازگشت از پرواز موفقيت آميزبرون مرزي به اشتباه توسط پدافند خودي مورد اصابت قرار گرفته و اقدام به خروج اضطراري از هواپيما كرده اما متاسفانه به علت ارتفاع كم پرواز چتر وي باز نشد و با اصابت به زمين به شهادت رسيد و از ميان دوستدارانش براي هميشه پرواز كرد. شايد در آخرين لحظات آخرين كلام جاري بر زبانش نام دخترش شينا بود.
وي از جمله خلبانان بود كه در عمليات كمان99 در روز اول مهر 1359 شركت داشته و پاسخ دندان شكني به دشمن داد .

IRIAF
2007-Nov-17, 18:21
اقای Phoeinix80 این حرفها چیه نوشتی , سرلشكر بابایی چند سال معاونت عملیات نیروی هوایی بوده , در ضمن در نیروی هوایی پست های بالا رو فقط به خلبانها میدن نه باقیه پرسنل, اگه شهید ستاری رو هم می بینی اون یه استثنا بوده , در ضمن شهید بابایی به جز اف-5 خلبان اف-14 هم بوده , در ضمن اولین خلبانی بوده در دنیا كه تونسته عملیات سوختگیری در شب رو تونسته انجام بده , این طور كه مشخصه حرفات بی پایه واساسه , برای اطمینان یه سری به كتاب پرواز تا بی نهایت بزن , یه مطالعه ایی داشته باشی بد نیست. با تشكر از كلیه ی دوستان

moh-597
2007-Nov-19, 10:15
به یاد سرگرد خلبان شهید فیروز شیخ حسنی
اولین خلبان شهید جنگ از پایگاه چهارم شکاری دزفول


وی که افسر ایمنی پایگاه چهارم شکاری دزفول بود روز یکم مهر ۱۳۵۹ پس از حمله اول میگ های عراقی به پایگاه برای چک کردن باند پرواز از لحاظ F. O. D رفته بود که ناگهان حمله دوم میگ های عراقی شروع شد . یکی از میگ ها اقدام به شلیک مسلسل هواپیما می کند که متاسفانه یکی از گلوله ها به سر خلبان شیخ حسنی اصابت می کند . علی رقم اقدام گروه پزشکی پایگاه و ارسال ایشان با هلیکوپتر به اهواز ایشان شهید می شوند .

http://i16.tinypic.com/85ny060.jpg

B E H N A M
2007-Nov-23, 21:23
دوستان بعد از يه مدت تقزيبا طولاني دوباره برگشتم اميدوارم ديگه شاهد توهين به شهدا نباشم

به یاد سروان خلبان شهید محمد رضا کرمی

وی به همراه سرگرد خلبان شهید علی اکبر بشیری پس از انجام یک ماموریت برون مرزی موفق به هنگام بازگشت در نزدیکی آبادان به شهادت رسیدند .

http://upload3.postimage.org/340159/Karami.jpg (http://upload3.postimage.org/340159/photo_hosting.html)



سرلشگر خلبان شهيد حسن افشين آذر


http://upload3.postimage.org/340215/Azar.jpg (http://upload3.postimage.org/340215/photo_hosting.html)

خیلی خوشحالم كه برگشتی و ادامه میدی .
فقط اگه عكسها و رو هاست خود سایت آپلود كنی همه می تونن عكسها و با خیال راحت ببینن . (الان من خیلی از عكسها و به دلیل فیلتر شدن سایتهایی كه روشون عكس و آپلود كردی نمی بینم) .

با تشكر .

moh-597
2007-Nov-25, 09:04
یه عکس ناب براتون می گذارم مربوط به اسکادران 72 شکاری پایگاه هفتم در سالهای ابتدایی راه اندازی

http://www.daneshju.ir/forum/imagehosting/69724749069c72b95.jpg

ردیف ایستاده : از چپ به راست : 1 . سرتیپ شهرام رستمی ( یکی از تکخالان f-14 و شکارچی 6 هواپیمای عراقی ) 2 . سرهنگ شهید هاشم آل آقا ( یکی از تکخالان f-14 و شکارچی 3 هواپیمای عراقی ) 3 . علی اکبر اسکندری 4 . جمشید علیها 5 . فریدون فاتح ( فرمانده اسکادران) 6 . ابوالفضل هوشیار 7 . مسعود امیری 8 . داوود سلمانی 9 . وحید سمائی

ردیف دوم : ؟؟؟؟

ردیف سوم از چپ به راست : 1 . ؟ -- 2 . یدا... عبدوس ( استاد خلبان فانتوم 10 سال اسیر جنگی ) - 3 .؟ - 4. ؟ - 5. ناصر سوهی راد - 6 . ؟ - 7 . ؟

foxbat
2007-Nov-26, 14:38
كاش یه جای گذاشتن اسم خیابون های تهران به اسم عربه به اسم این قهرمانان میزاشتن

moh-597
2007-Dec-01, 08:48
http://www.daneshju.ir/forum/imagehosting/69724750ee7feef41.jpg

ایستاده از چپ به راست : البرزی - فرامرزیان - غلایی - ناهید - صبوری - جعفری - منصوری - مومنی - عمرانی - سعید جوادی (فرمانده گردان ) - ریاحی (فرمانده اسکادران)
آجودانی - پیراسته - ذوقی مقدم - طوسی - مساعد - شیروان - اخلاقی

نشسته چپ به راست : تقدیس - تقی زاده - فرهنگ - فریدونی - رامین فر - ضرابی - افغان طلوع - افشار - گران مایه - هدا ( دارنده بیشترین شکارهوا به هوا در جنگ برعلیه عراق با شش شکار هوایی )

moh-597
2007-Dec-22, 14:56
http://irapic.com/uploads/1198332419.jpg

ایستاده از چپ:

شهید بی طرف F 14 - شهید نصری F 5 - طیبی F 5 - سرمدی F 4 - پاکروان F 14 - نیر F5

moh-597
2007-Dec-24, 16:21
http://irapic.com/uploads/1197834190.jpg

نفرات حاضر در عکس :

سروان جواد پور فرمانده گردان - شهید سروان بربري معاون گردان - ستوان ۱ قرباني - ستوان ۱طيبي - ستوان ۱زماني پور - ستوان ۱ قوامي - ستوان ۲ رحيمي

ستوان ۲ اسکندري - ستوان ۲ علمي اسير جنگي - شهید ستوان ۲ قزاآني - ستوان ۲ واعظي - ستوان ۲ شيرازي - ستوان ۲ يزدچي - گروهبان قائمي

aLi_AHW
2007-Dec-25, 07:08
ممنونم بسيار زيبا بود .

moh-597
2007-Dec-26, 09:03
عباس، خود را طعمه قرار می دهد

http://www.postimage.org/aV3u36I9.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV3u36I9)

راوی : سرهنگ خلبان فضل الله جاویدنیا
در یكی از مأموریت های جنگی به همراه عباس بر فراز خلیج فارس در حال پرواز بودیم. آن روز قرار بود كه كاروان بزرگی از كشتی های نفتكش و تجاری را تا آب های بین المللی اسكورت كنیم. براساس اطلاعات رسیده دشمن تصمیم داشت تا به كاروان حمله كند. به همین خاطر موقعیت بسیار حساس و خطرناك بود. با طرحی که عباس ارائه کرده بود قرار شد تا 10 فروند شکاری اف-14 پوشش سنگین هوایی منطقه خلیج فارس را تامین کنند تا از این طریق کشتی ها از حملات دشمن در امان بمانند.من و عباس کنار هم پرواز می کردیم..

پس از بررسی های لازم پوشش منطقه را آغاز كردیم. هواپیماهای دشمن در كمین بودند تا در فرصتی مناسب تهاجم خود را آغاز كنند. عباس این موضوع را پیش بینی كرده بود؛ لذا به من گفت:

- من مطمئنم كه به كاروان حمله خواهد شد. پس باید آماده باشیم كه ان شاءالله با دست پر برگردیم.

قرار شد كه از آن لحظه به بعد سكوت رادیویی را رعایت كنیم تا پست های شنود دشمن نتوانند صدای ما را بشنوند. ما از بندر امام به طرف اسكله های البكر و الامیه تغییر مسیر دادیم و چون از رادار مادر فاصله زیادی داشتیم ارتفاع خود را به حداقل رساندیم. سكوت كرده بودیم و گوشمان به رادیو بود تا بتوانیم موقعیت های منطقه را دریافت كنیم. لحظاتی بعد از طریق رادار اعلام شد كه دو فروند جنگنده عراقی در حال پرواز به سمت كویت هستند. من و عباس در فاصله ای نزدیك به هم، به طور موازی پرواز می كردیم و به راحتی همدیگر را از داخل كابین می دیدیم. عباس اشاره كرد كه مطلب را دریافت كرده و باید به طرف آنها برویم. آنگاه به سوی آنها پرواز كرد. حدود 50 مایل به كویت مانده بود. از روی صفحه رادار هواپیما دیدم كه آن دو جنگنده عراقی دور زدند. عباس هم موضوع را دریافت كرده بود. من و عباس هر دو از كابین یكدیگر را می دیدیم. با دست به او اشاره كردم كه چه باید كرد؟

عباس به من پیام داد:

- من به عنوان طعمه جلو می روم و هواپیماهای دشمن را به دنبال خودم می آورم.

سپس بایك حركت سریع از من دور شد. او با مانورهایی كه انجام می داد هواپیماهای دشمن را متوجه خود می كرد و آنها را به دنبال خود كشاند. لحظه ای فرا رسید كه یكی از هواپیماها دقیقاً در برد موشك من قرار گرفته بود ولی من نگران عباس بودم و زیرلب دعا می كردم تا به موقع اقدام كند تا من بتوانم هواپیمای مهاجم دشمن را هدف قرار بدهم. لحظات به كندی می گذشت و نگرانی وضع عباس مرا مضطرب كرده بود ولی كوشیدم تا بر خود مسلط باشم. روی صفحه رادار دیدم كه هواپیمای عباس در تیررس كامل دشمن قرار گرفته. در این لحظه ناگاه هواپیماهای دشمن مانوری انجام دادند و یكی از آنها به طرف عباس نزدیك شد.

پس از بررسی اوضاع با كابین عقب، بی درنگ موشك را به سوی هواپیمای دشمن رها كردم.

پس از چند لحظه با چشم هواپیمای دشمن را دیدم. ناگهان عباس مانوری كرد و با یك چرخش بسیار خطرناك مسیر خود را تغییر داد و ارتفاع را كم كرد در این لحظه موشك من با هواپیمای دشمن برخورد كرد.

آتش از بدنه هواپیما زبانه كشید و پس از طی مسافتی در میان دود غلیظی از نظر ناپدید شد. در این لحظه صدای عباس در رادیو پیچید. او فریاد زد:

- الله اكبر! الله اكبر!

از شنیدن صدای او شاد شدم و گفتم:

- عباس می دانی چه كار كردی؟

عباس گفت:

- و مارمیت اذ رمیت و لكن الله رمی، من كاری نكردم خدا كرد.

آن روز با شهامت عباس مأموریت با موفقیت انجام شد و كشتی ها از تنگه عبور كردند و من پیروزی آن روز را نتیجه توكل عباس به خداوند می دانم. او همواره و در بحرانی ترین لحظات هرگز از یاد خدا غافل نبود و این به او جرات می داد تا با جسارت دست به چنین كارهای خطرناكی بزند.

moh-597
2008-Jan-03, 10:28
به یاد سرگرد خلبان شهید پولاد داوودی

http://irapic.com/uploads/1198496369.jpg

http://irapic.com/uploads/1198481002.jpg

خلبان پولاد داوودی خلبانی بود که در بین دیگر خلبانان به داشتن حس قوی پرواز مشهور بود . وی از جمله خلبانان هواپیماهای شناسایی بود و بار ها به عمق خاک دشمن نفوذ کرده و عکس و فیلم های زیبایی را از خود به یادگار گذاشته است .

وی بارها به قدرت پرواز خود را بر فراز بغداد به نمایش گذاشت . او ازجمله معدود خلبانان شناسایی بود که هم با R F5 و هم با R F4E پرواز میکرد . در یکی از ماموریت های شناسایی با هواپیمای F 5E دچار سانحه شد و بالچه راستش را از دست داد ولی سالم به زمین نشست . سر انجام در تاریخ ۳۰ بهمن سال ۱۳۶۳ در یک پرواز آموزشی - رزمی روی دریاچه قم به شهادت رسید.

moh-597
2008-Jan-12, 13:26
سرلشگر خلبان شهيد علي رضا ياسيني ، معاونت هماهنگ كننده نيروي هوايي

http://irapic.com/uploads/1199388765.jpg


سيد عليرضا يا سيني در فروردين ماه سال 1330 در شهرستان آبادان به دنيا آمد و چهل و سه سال بعد در حالي كه مسئوليت معاونت هماهنگ کننده نيروی هوايی ارتش جمهوري اسلامي ايران بر عهده داشت در مورخه 73,10,15 در يك سانحه هوايي در نزديكي اصفهان , به همراه فرمانده نيروي هوايي ; سرلشكر شهيد منصور ستاري و تني چند از فرماندهان عاليرتبه نيروي هوايي . به درجه رفيع شهادت نايل آمد. وي در سال 1348 به نيروي هوايي وارد شد . همانند ديگر خلبانان پس از طي مقدمات پرواز در ايران به آمريكا اعزام شد و بعد از گذراندن موفقيت آميز دوره هاي پرواز با سربلندي به ايران بازگشت و به عنوان خلبان شكاري اف 4 مشغول به خدمت شد. با شروع جنگ به عنوان يك خلبان شجاع و با تجربه وارد جرگه مدافعان آسمان ايران شد . وي بارها و بارها با به پرواز در آوردن پرنده آهنين بال خود سايه امنيت را بر آسمان ايران بر قرار نمود. با اينكه 3مرتبه اقدام به Eject كرده بود و از تبار جانبازان به حساب مي آمد ولي به پرواز هاي جنگي خويش ادامه مي داد. ايشان از خلباناني بودند كه به همراه بزرگاني چون سرهنگ خلبان شهيد خلعتبري, سرگرد خلبان شهيد طالب مهر, سرگرد خلبان شهيد اكرادي ,سرهنگ خلبان شهيد دوران در هفتم آذر59 نيروي دريايي عراق را نابود كردند. كسي كه استاد خلبان بود و با هواپيماهاي ديگر مثل , MIG 29 وF 5 هم پرواز مي كرد ولي هواپيماي محبوبش فانتوم بود. از مسوليت هاي ايشان مي توان به موارد زير اشاره نمود :

1. افسر خلبان كابين جلو هواپيماي اف چهار در پايگاه ششم شكاري بوشهر

2. افسر هماهنگ كننده آموزش خلبانان ايراني در پاكستان

3. فرمانده عمليات پايگاه سوم شكاري همدان

4. فرمانده پايگاه سوم شكاري همدان

5. فرمانده پايگاه دهم شكاري چاه بهار

6. فرمانده پايگاه هفتم شكاري شيراز

7. معاونت هماهنگ كننده نيروي هوايي

لازم به ذكر است كه ايشان پس از تيمسار محققي بيشترين ساعت پرواز را با فانتوم دارند. همچنين پايگاه ششم شكاري بوشهر به نام اين بزرگوار مزين شده است. در ادامه توجه شما را به خاطراتي از اين بزرگوار كه توسط يكي از خلبانان هم پروازش نقل شده است جلب مي نمايم.

يك هفته از حمله عراق به ميهن اسلاميمان مي گذشت . در آن يك هفته , ما با انجام چندين ماموريت موفقيت آميز , آنچه در دوران آموزشي ياد گرفته بوديم , به صورت عملي تجربه مي كرديم , ولي خيلي چيزها كه زمان آموزشي آموخته بوديم , در جنگ قابل پياده كردن نبود. بر عكس , در شرايط مختلف , مواردي را تجربه كرده بوديم كه در آموزش به آن اشاره اي نشده بود.
روز ششم مهر ماه 59 , ماموريتي به ما محول شد . در اين ماموريت چهار هواپيماي « اف ـ 4 » براي بمباران پل « الكوت » در برنامه قرار گرفته بودند. اين بار نيز من كابين عقب هواپيماي جناب سروان ياسيني بودم و شش تن ديگر از خلبانان با ما هم پرواز بودند.
طبق اطلاعات رسيده , اين پل براي دشمن جنبه حياتي داشت و انهدام آن موجب قطع پشتيباني نيروهاي دشمن در منطقه جنوب مي شد. در حقيقت , پل در شهر الكوت واقع شده بود كه جنوب عراق را با شمال آن مرتبط مي كرد. به هر حال بعد از انجام توجيه با هواپيماهايي كه به انواع بمب مجهز شده بودند , به پرواز در آمديم . در حالي كه يكي يكي شهرهاي كوچك و بزرگ خود را پشت سر مي گذاشتيم از بالاي اروند رود هم گذشتيم و ارتفاع خود را كم كرديم تا از ديد رادارهاي دشمن پنهان باشيم . وقتي كه نزديك جزيره مجنون رسيديم آرايش خود را تغيير داده , به سوي هدف پيش مي رفتيم كه ناگهان تعداد سي چهل دستگاه لودر و بولدوز را در حال ساختن خاكريز مشاهده كرديم . جناب ياسيني را صدا زدم و گفتم :
آقا رضا! اينها را مورد هدف قرار بدهيم
نه آقا مسعود! البته اهميت انهدام اينها كمتر از پل نيست , ولي الان بايد سر وقت پل بريم !
در جوابش گفتم :
براي فردا هم هدف جديدي پيدا كرديم !
چون بيشتر پروازهاي برون مرزي داوطلبانه انجام مي شد. اگر هدف مهمي را در طول مسير مشاهده مي كرديم مي زديم . لذا نه تنها از مركز مورد بازخواست قرار نمي گرفتيم كه چرا طبق برنامه عمل نكرديم ; بلكه خوشحال هم مي شدند.
ما با سرعت مافوق صوت در خاك عراق به سوي هدف به پيش مي تاختيم , با نزديك شدن به شهر الكوت يك بار ديگر زمان پرواز و سرعت را محاسبه كردم و گفتم :
آقا رضا! دو ثانيه ديگر بالاي هدف هستيم .
الان اوج مي گيرم .
هنوز ثانيه اي نگذشته بود كه پل الكوت نمايان شد و جناب ياسيني در حال افزايش ارتفاع بود كه بتواند با شيرجه اي مناسب بمبها را روي پل رها سازد , كه يك باره صدا زد :
مسعود! تعدادي از مردم غيرنظامي در حال عبور از روي پل هستند , يك گردشي انجام مي دهيم تا روي پل خلوت شود.
با اين حرف او , بقيه هواپيماها هم گردشي بيضي شكل روي الكوت انجام دادند و دوباره روي پل قرار گرفتيم . هنوز روي پل مملو از جمعيت بود كه رضا دوباره ادامه داد و گفت :
معطل شدن در اينجا خطرناك است , برويم هدفي را كه در سر راه ديديم بزنيم .
بقيه خلبانها هم موافقتشان را از پشت راديو اعلام كردند و هر چهار فروند بال در بال هم به سوي جزيره مجنون تغير مسير داديم . چند لحظه بعد , همگي بالاي سر لودر و بلدوزرهايي كه براي توپخانه عراق خاكريز احداث مي كردند , قرار گرفتيم . بمب هايمان را روي سر آنها رها كرده و به پايگاه برگشتيم , در حالي كه همگي از ته دل خوشحال بوديم كه انسان بي گناهي را مورد هدف قرار نداده ايم .

ماموريتي ديگر
در يك صبح پاييزي سال اول جنگ , عقربه هاي ساعت , حدود 7 را نشان مي داد . هنوز دقايقي از ورودم به گردان نگذشته بود كه برنامه پروازي , اعلا م شد . چهار فروند هواپيماي « اف ـ 4 » در يك دسته پروازي به رهبري جناب محققي در برنامه قرار گرفته بودند.
در اين ماموريت , من ناوبر و خلبان كابين عقب هواپيماي شماره 2 , (هواپيماي جناب ياسيني ) بودم . ساعت 8 صبح به اتاق توجيه رفتيم , در آنجا مسير رفت و برگشت و ارتفاع پرواز در طول مسير تعيين شد و توسط ليدر دسته گفته شد كه هدف , تانكرهاي سوخت رسان وسايل موتوري دشمن است كه از طريق مرز كويت آورده و در منطقه اي به نام « صفان » نزديك يك قهوه خانه در زير نخلها استتار كرده اند كه براحتي هم قابل شناسايي نيست , بايد نزديك هدف ارتفاع را كم كنيم تا به وضوح قابل شناسايي باشد. ما بعد از توجيه , اتاق را ترك كرده و به سوي پرنده هاي آهنين خود حركت كرديم . در مسير با رضا صحبت مي كردم كه در بين صحبت گفت :
آقا مسعود! ناراحت كه نيستي , با من هم پرواز مي شوي !
راستش را بخواهي از خدا مه كه هميشه با شما هم پرواز شوم .
شما مي دانيد , اگر هواپيما عيب بياورد , من پرواز را لغو نمي كنم .
به همين دليل است كه دوست دارم با شما پرواز كنم .
شهيد ياسيني از جمله كساني بود كه اگر هواپيما عيبي به غير از موتور و هيدروليك مي آورد پرواز را لغو نمي كرد.
هنوز به سر باند پروازي نرسيده بوديم كه دو فروند از چهار فروند عيب آوردند و به آشيانه برگشتند.
فقط هواپيماي شماره يك (جناب محققي ) و شماره دو (جناب ياسيني ) به هوا برخاستند. در آسمان گردشي كرده و از روي خليج فارس پرواز را ادامه داديم و آنگاه از نزديك مرز كويت (جزيره بوبيان ) حركت كرده و از غرب فاو به هدف نزديك مي شديم .
نزديك ظهور بود و لكه هاي ابر پراكنده در هوا به چشم مي خورد. خورشيد از پس اين لكه هاي ابر حالت زيبايي پيدا كرده بود و ما غرق تماشاي اين طبيعت زيبا بوديم . چون اطلاع داده بودند كه در آن منطقه پدافند ضدهوايي نيست , ما زياد دقت نمي كرديم كه يك لحظه شليك ضدهوايي به طرفمان شروع شد. ليدر دسته (جناب محققي ) خيلي حساس بود. با ديدن اين صحنه خيلي ناراحت شد و گفت :
شماره 2 من دور مي زنم . با اين ضد هوايي كار دارم .
رضا هم در جوابش گفت :
من هم يك گردشي انجام مي دهم تا بال در بال هم بريم .
جناب محققي برگشت و يك رگبار با مسلسل هواپيما به سوي اين ضد هوايي خالي كرد , به طوري كه خدمه و تكه هايي از توپ ضدهوايي به هوا پرتاب شدند. سپس برگشتيم و راهمان را ادامه داديم . وقتي كه به نزديك هدف رسيديم , ارتفاع را كم كرديم تا لاي نخلها را جست و جو كنيم . دو ثانيه نگذشته بود كه شماره يك گفت :
شماره 2 هدف زير اين نخلهاست .
ما هم به دقت نگاه كرديم , ديديم حدود 40 دستگاه كاميون حامل سوخت , نزديك قهوه خانه به رديف قرار گرفته اند. بعد از شماره يك , ارتفاع مناسب را گرفته و به سوي هدف شيرجه زديم و بمبها را رها كرديم . در چشم به هم زدني آنجا را به جهنمي تبديل كرديم . پس از بمباران آنچنان حجم دود و آتش منطقه را فرا گرفته بود كه مجبور شديم سريع گردش كرده و از آنجا دور شويم تا دود ناشي از سوختن تانكرها ما را با مشكل مواجه نكند. پس از انجام يك ماموريت موفق ديگر سالم به پايگاه برگشتيم , وقتي از هواپيما پياده شديم , گفتم :
آقا رضا! من مي دانستم كه اگر با شما باشم دست خالي بر نمي گردم .
با خنده گفت :
مسعود! هندوانه زير بغلم نگذار , همه كارها دست خداست , ما چه كاره هستيم .
اين در حالي بود كه دو روز بعد رسانه ها اعلام كردند هنوز عراق با كمك كويت نتوانسته است آتش آن منطقه را مهار كند.


http://irapic.com/uploads/1199348858.jpg

http://irapic.com/uploads/1199339175.jpg

moh-597
2008-Jan-15, 15:54
خلبانان تیز پرواز گردان ۳۱ شکاری همدان در سال ۱۳۶۳

http://irapic.com/uploads/1199960836.jpg

ایستاده از راست :

۱- نفر فنی ۲- اکبر بو ترابی ۳- نوید ادهم ۴- شهید مهدی ذوقی ۵-علی رضا فرخی ۶- داوود مقدمی ۷- نفر فنی ۸- خسرو غفاری ( آزاده) ۹- احمد شیرچی ۱۰- پیروان ۱۱- لنگری زاده ۱۲- جوراب دوز ۱۳- شهید خسرو عبد الکریمی ۱۴- ؟ ۱۵- محمدی شلمانی

نشسته از راست :

۱- ابوالقاسم عبیری ( آزاده - کابین عقب تیمسار غفاری ) ۲- علی احمدی ۳-اشکان ۴- ملک نیا ۵- جمشید فرقدان ۶- جمشید حسینی ۷- محمود اقبال خواه ۸- شهید مصطفی قاسمی ۹- سعید محنتی ۱۰-پناهی

moh-597
2008-Jan-20, 09:05
به یاد تیزپروازانی که پیکر پاکشان هنوز پیدا نشده ....

http://irapic.com/uploads/1200064565.jpg


ردیف بالا از راست :

۱- سرلشکر خلبان داوود اکرادی که در تاریخ ۸ آبان سال ۱۳۶۰ به هنگام بازگشت از کرکوک هواپیمایش مورد اصابت قرار گرفت و اقدام به ایجکت نمود .بر اساس شواهد موجود وی به همراه کمک خلبان سالم به زمین رسیدند ولی متاسفانه ایشان به دست مردم به شهادت رسید. کمک خلبان ناصر افضلی پس طی دوران اسارت به آغوش میهن بازگشت .

۲- سرلشکر خلبان محمد میر که در تاریخ ۲۵ مهر سال ۱۳۵۹ به همراه سرلشکر خلبان علی رنجبر طره ای در نزدیکی آبادان دچار سانحه شدند و از آن تاریخ به بعد اثری از آنها به دست نیامد.


ردیف پایین از راست :

۱- سرلشکر خلبان محمد علی سلیمانی که در تاریخ ۶ بهمن سال ۱۳۶۶ به همراه سرلشکر خلبان حسین دلحامد در نزدیکی جزیره خارگ به شهادت رسیدند و اثری از پیکر پاکشان به دست نیامد .

۲- سرلشکر خلبان نعمت ا.. اکبری سامانی که به همراه سرلشکر خلبان هوشنگ کیان آرا در تاریخ ۲۳ آبان سال ۱۳۵۹ در منطقه عملیاتی غرب دزفول دچار سانحه شدند .

moh-597
2008-Jan-26, 15:11
استاد خلبانان و شاگردان کابین جلو گردان ۱۱ شکاری - آموزشی مهرآباد سال ۱۳۶۱

http://irapic.com/uploads/1201144357.jpg


ایستاده از راست :

۱- علی بختیاری ۲- عباس پور علی ۳- شهید فریدون ذوالفقاری ۴- هوشنگ صدیق ۵- منصور صالحی ۶- محمود اسکندری ۷- محمود ضرابی


شاگردان نشسته از راست :

۱- احمد رهبر ۲- مشتاق عراقی ۳- بهروز نقدی بیگ ۴- پوردان

moh-597
2008-Jan-29, 14:04
تیز پروازان گردان 91 شکاری بندرعباس سال 1365

http://irapic.com/uploads/1201000343.jpg

ايستاده از راست :

1- حميد عطاردي 2- داوود ميرزا عليان 3- محمد عتيقه چي 4- فريدون صمدي 5- جهانگير ابن يمين 6- جعفر عمادي 7- جهانگير قاسمي 8-باقر گردان


نشسته از راست :

1- خلبان بونانزا 2- خلبان بونانزا 3- جواد حسيني 4- علي فتح الهي 5 – اكبر سيادت 6- منصور الهي 7- محمود مولايي 8- نيك بخت

moh-597
2008-Feb-03, 09:15
تیز پروازان گردان ۱۱ شکاری مهرآباد ۱۳۵۱

http://www.postimage.org/aV2E5pui.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV2E5pui)

ایستاده از راست :

۱- شفاهی ۲- افغانی ۳- ناصری ۴- ۵- ۶- شکرایی فر ۷- اسکندری

نشسته از راست :

۱- ۲- فرح آور ۳- شیوایی ۴- شهید داریوش ندیمی ۵- پوررضایی

moh-597
2008-Feb-14, 09:15
به یاد سرلشکر خلبان محمد زارع

http://www.postimage.org/aV2jfhp0.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV2jfhp0)

اولین خلبان جاوید الاثر از پایگاه چهارم شکاری دزفول که در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۵۹در منطقه مرزی فکه دچار سانحه شد و پس از اقدام به ایجکت تا کنون اثری از ایشان به دست نیامده است.

moh-597
2008-Feb-18, 11:46
به ياد سرلشكر جاويد الاثر خلبان اصغر هاشميان و سرلشكر جاويد الاثر خلبان شير علي آزاديان كه در تاريخ ۱۴ مهر ماه سال ۱۳۶۱ به قصد پايگاه دريايي ام القصر عراق از پايگاه ششم شكاري بوشهر به پرواز درآمدند و از آن تاريخ به بعد به خانه برنگشتند ....


http://www.postimage.org/PqXtuEJ.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=PqXtuEJ)

http://www.postimage.org/aVuSQdi.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aVuSQdi)

http://www.postimage.org/aVuSSIr.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aVuSSIr)

moh-597
2008-Feb-25, 08:36
سرلشگر خلبان شهید عباس دوران

http://irapic.com/uploads/1203825631.jpg

moh-597
2008-Mar-24, 10:25
ه یاد سرلشکر خلبان همایون حکمتی

وی به همراه سرلشکرخلبان سیروس کریمی در سحرگاه روز سه شنبه 15 خرداد 1363 از پایگاه ششم شکاری بوشهر به پرواز در آمدند و مورد اصابت موشک اسپارو هواپیماهای اف 15 عربستان قرار گرفتند و به شهادت رسیدند

http://www.daneshju.ir/forum/imagehosting/697247f8658a55914.jpg

http://www.daneshju.ir/forum/imagehosting/697247f865d768076.jpg

http://www.daneshju.ir/forum/imagehosting/697247f865f86373a.jpg

http://www.daneshju.ir/forum/imagehosting/697247f8661756528.jpg

http://www.daneshju.ir/forum/imagehosting/697247f8663d73eb6.jpg

http://www.daneshju.ir/forum/imagehosting/697247f8679ea0fb9.jpg

foxbat
2008-Apr-04, 12:14
نمیدونم تكراری هست یا نه!

http://www.postimage.org/aVvRIWi.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aVvRIWi)

از چپ به راست ایستاده:
قادری مقدم--سرابی(sarabi.m killed in mehrabad trafic patern)--شیاری--امینی(Amini.gh ejected twice last POW)--فلیزاده--پرتوی--حقپرست--شیرچی(Shirchi.A ejected in shiraz far before war)--ساجدی----اسكندری(Eskandari.m
ejected 1979 killed in car accident after )--مولائی--امیریان(Amirian.H ejected before revolution (f-5E pilot)
نشسته از چپ به راست:جهانفر--شیری--خصروی نصب--احمدی--زمردیان--اسلامی--زمانی--؟؟؟

foxbat
2008-Apr-04, 12:15
محمدجان عكسهای بالا رو نمیشه دید!!!

moh-597
2008-Apr-06, 07:37
foxbat
دوست عزیز

کدوم عکسها و نمی شه دید . من همه رو می بینم

آذرآبادگان
2008-Apr-06, 08:49
foxbat
دوست عزیز

کدوم عکسها و نمی شه دید . من همه رو می بینم

با تشکر از زحمات شما

به عنوان مثال عکسهای ارسال شماره91نمایش داده نمیشه.

moh-597
2008-Apr-06, 09:24
حق با شما دوستان است
اصلاح شد عکسها دیده می شود

moh-597
2008-Apr-06, 09:31
سرلشکر خلبان شهید امر ا... ( امیر ) اسعدی یساقی


http://www.postimage.org/aVLWkX0.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aVLWkX0)

foxbat
2008-Apr-20, 23:56
http://upload6.postimage.org/309699/tv3vg5kpyk8.jpg (http://upload6.postimage.org/309699/photo_hosting.html)

moh-597
2008-Apr-28, 07:52
سروان خلبان شهید محمد کام بخش ضیایی
از خلبانان گردان ۴۲ شکاری
محل شهادت دزفول


http://irapic.com/uploads/1205176012.jpg

http://irapic.com/uploads/1205182094.jpg

moh-597
2008-Jun-12, 11:15
سروان خلبان شهید رحیم ذوقی مقدم


http://www.postimage.org/aV6tMrJ.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV6tMrJ)

سروان خلبان رحیم ذوقی مقدم در تاریخ ۲۱ تیرماه سال ۱۳۶۱ به قصد عملیات برون مرزی به پرواز درآمد که در خاک عراق مورد اصابت موشک سام قرار گرفت و به شهادت رسید

moh-597
2008-Jul-31, 12:01
سرلشگر خلبان شهید منصور محمدی آزاد

http://www.postimage.org/aV121Wfr.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV121Wfr)

سرلشگر خلبان شهید محمدی آزاد بعنوان یکی از خلبانان باتجربه نیروی هوایی بعد از انجام تعداد زیادی ماموریت موفق برون مرزی در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۶۵ در یک عملیات برون مرزی مورد هدف پدافند عراق قرار گرفت و به شهادت رسید


------------------------------------------------------

سروان خلبان شهید مصطفی صغیری

http://www.postimage.org/gx18fzSJ.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=gx18fzSJ)

سروان خلبان شهید مصطفی صغیری در تاریخ ۳ مهر ۱۳۵۹ در یک عملیات برون مرزی در بصره مورد اصابت موشک سام قرار گرفت و به شهادت رسید

moh-597
2008-Aug-09, 12:44
سرهنگ خلبان شهید علی ایلخانی


http://www.postimage.org/gx1n3zN9.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=gx1n3zN9)


سرهنگ خلبان شهید علی ایلخانی در تاریخ 11 آذر سال 59 به همراه سرگرد خلبان محمود اسکندری برای زدن بغداد به پرواز درآمدند و در غرب شور مورد اصابت یک تیر موشک سام 2 قرار گرفتند . اسکندری اجکت کرد و توسط گروه امداد و نجات نیروی هوایی نجات پیدا کرد ولی ایلخانی موفق به اجکت نشد و به شهادت رسید .

---------------------------------------------------------------

سرگرد خلبان شهید علی خسروی


http://www.postimage.org/aV1eT4U0.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV1eT4U0)

سرگرد خلبان شهید علی خسروی این خلبان دلاور اهل ممسنی در حالی که همسرش را از دست داده بود و خود سرپرستی فرزندش را به تنهایی برعهده داشت ولی همواره آماده و داوطلب انجام ماموریتهای سخت بود. ایشان در بین خلبانان به شجاعت معروف بود . این خلبان غیور در زمره خلبانانی بود که در عملیات حمله به اچ 3 شرکت داشت. سرانجام در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۶۳ در یک پرواز عملیاتی به همراه سروان خلبان شهید محمد زرتابی به پرواز درآمد و پس از هدف قرارگرفتن با هواپیما به زمین برخورد کرد و اثری از پیکر پاک خودش و دیگر خلبان به دست نیامد .

moh-597
2008-Sep-06, 07:27
سرلشکر خلبان شهید سید علیرضا یاسینی


http://www.postimage.org/gx8g_ZA.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=gx8g_ZA)

http://www.postimage.org/Pq3iDs9.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=Pq3iDs9)

http://www.postimage.org/gx8hcsi.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=gx8hcsi)

http://www.postimage.org/gx8hoW0.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=gx8hoW0)
تیمسار براتپور به همراه شهید یاسینی

http://www.postimage.org/aV7oUaA.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV7oUaA)
شهیدان دوران و یاسینی

moh-597
2008-Sep-09, 07:30
یاسینی پرنده ای آسمانی


http://www.postimage.org/PqhVNyS.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=PqhVNyS)

http://www.postimage.org/gxgC_ar.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=gxgC_ar)

http://www.postimage.org/PqhTTQ0.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=PqhTTQ0)

http://www.postimage.org/PqhULI9.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=PqhULI9)

moh-597
2008-Sep-25, 08:43
سروان خلبان شهید مسعود محمدی

http://www.postimage.org/aV1B4kFA.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV1B4kFA)

سروان خلبان شهید مسعود محمدی در تاریخ دهم مهر ماه 1359 از پایگاه ششم شکاری به پرواز در آمد و برروی آبهای نیلگون خلیج همیشه فارس مورد هدف قرار گرفت و به شهادت رسید


سروان خلبان شهید محمد شادمان بخت

http://www.postimage.org/gx1_jY70.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=gx1_jY70)

سروان خلبان شهید محمد شادمان بخت در تاریخ 2 آبان 1359 به همراه سرگرد خلبان شهید ابولفضل مهدیار از پایگاه ششم شکاری به قصد حمله به پایگاه دریایی ام القصر به پرواز در آمدند و بعد از انجام ماموریت در راه بازگشت هواپیمایشان برروی فاو مورد اصابت موشک سام قرار گرفث و هر دو به شهادت رسیدند . لازم به ذکر است که شهید مهدیار از نیروهای دستگیر شده در ماجرای نوژه بودند که با شروع جنگ داوطلبانه پرواز می کردند .

foxbat
2008-Oct-08, 02:05
http://media.airspacemag.com/images/persian-388-sept06.jpg

moh-597
2008-Oct-20, 09:24
قهرمانان نیروی هوایی قسمت اول



سرتیپ خلبان جعفر عمادی

آخرین پست : فرمانده پایگاه نهم شکاری



http://www.postimage.org/Pq1Cbn0r.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=Pq1Cbn0r)


http://www.postimage.org/aV1Blhjr.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV1Blhjr)


http://www.postimage.org/aV1BlePi.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV1BlePi)
نفر وسط

http://www.postimage.org/Pq1CbuuS.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=Pq1CbuuS)
دایره قرمز سرتیپ عمادی - دایره سبز سرلشکر شهید علیرضا یاسینی ( عکس آمریکا سال 1350 )

moh-597
2008-Oct-22, 16:18
دانشجویان خلبانی نیروی هوایی در فرودگاه قلعه مرغی تهران
تاریخ عکسبرداری 26/1/1349

http://www.postimage.org/Pq1Rf089.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=Pq1Rf089)

ایستاده از چپ به راست : شهید یاسینی - یعقوبی - دشتی زاده - شفیعی - تیمورزاده - بلغند
نشسته از چپ به راست : نوری - شجاعی - گوگل- ربیعی- فتورچی - فغانی - رشیدی پور

moh-597
2008-Nov-05, 14:47
http://www.postimage.org/gx4bP09.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=gx4bP09)

پایگاه سوم شکاری سرلشکر شهید یاسینی در کنار تیمسار براتپور

----------------------------------------------------------------------------

http://www.postimage.org/Pq9jsg9.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=Pq9jsg9)

پایگاه نهم شکاری از چپ به راست : تیمسار عمادی - تیمسار مشیری - تیمسار رستمی - تیمسار نظری - در کنار تصویر خلبانان فتح الهی و جهانفر

--------------------------------------------------------------------------

http://www.postimage.org/Pq9jxfr.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=Pq9jxfr)

سالن کنفرانس ستاد نیروی هوایی سرلشکر شهید یاسینی در کنار سرلشکر شهید اردستانی

moh-597
2008-Dec-24, 08:48
http://www.postimage.org/aV1352Ti.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV1352Ti)

مسابقات گانری پایگاه دزفول

دو نفر نشسته : تیمسار پیروان فرمانده پایگاه هفتم - تیمسار مشیری فرمانده پایگاه ششم

ردیف وسط از چپ : مرحوم تیمسار جلیل زندی پایگاه هشتم - تیمسار عمادی فرمانده پایگاه نهم - تیمسار قوامی فرمانده پایگاه دوم و تمیسار یزدان فر

-----------------------------------------------------


http://www.postimage.org/Pq_2ACA.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=Pq_2ACA)

پایگاه بندرعباس سال 1362

از چپ به راست : توی درباری - عمادی - شیررضا - خسروی - پور بیات - فرخی - آقا میری - مینایی

moh-597
2009-Mar-12, 12:49
با سلام خدمت تمامی بزرگواران

از این تاریخ به بعد اینجانب تصمیم گرفتم به منظور ارج نهادن به مقام والای شهدای نیروی هوایی و همچنین جانبختگان این نیرو کلیه عکسهای این عزیزان را بدون کپی رایت قرار دهم تا کلیه دوستان بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند البته از همه خواستارم در صورت استفاده در هر مکانی دیگر منبع را ذکر کنید

http://www.postimage.org/Pq10ROS0.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=Pq10ROS0)

از چپ به راست ایستاده :

سرهنگ خلبان هرندی - سرهنگ خلبان عادلی - سرهنگ خلبان حسینی - سرتیپ خلبان افغان طلوعی - سرتیپ خلبان جاویدنیا - سرتیپ خلبان رستمی - سرتیپ خلبان میقانی - سرتیپ خلبان اویسی - سرتیپ خلبان رمضانی

ازچپ به راست نشسته :

سرگرد خلبان بانکه- سرهنگ خلبان ابراهیمی - سرهنگ خلبان کازرونی - شهید سرتیپ خلبان ابوعطا - سرتیپ خلبان پیروان

mhoseinm
2009-Mar-12, 13:25
محمد جان تصميم عاليي گرفتي.

http://www.postimage.org/aV1oUS50.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV1oUS50)

http://www.postimage.org/gx1ZbP4A.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=gx1ZbP4A)

moh-597
2009-Mar-23, 08:32
http://www.postimage.org/Pq1luwgA.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=Pq1luwgA)

سال 1350 مرکز آموزشهای نیروی هوایی ( شهید یاسینی - سرتیپ عمادی - سرتیپ قره باغی - سرتیپ سعیدی )


------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

http://www.postimage.org/gx1Wqs2r.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=gx1Wqs2r)

سال 1371 مسابقه و نمایشگاه نیروی هوایی پایگاه بندرعباس (مرحوم سرتیپ هزین- سرتیپ عمادی - سرتیپ باهری )

moh-597
2009-Apr-06, 07:46
http://www.postimage.org/Pq10QZu0.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=Pq10QZu0)


از چپ به راست :

سرتیپ خلبان فضل الله جاویدنیا - سرهنگ خلبان محمد محمدی - شهید سرهنگ خلبان ابراهیم حسنی (شهادت یکم آبان ۵۹)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

http://www.postimage.org/aVYAiAi.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aVYAiAi)


از چپ به راست :

سرتیپ خلبان فضل الله جاوید نیا - سرتیپ خلبان آزاده قاسم امینی

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

http://www.postimage.org/gx1M4cr0.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=gx1M4cr0)

از چپ به راست :

سرتیپ خلبان آزاده کمال خاتم - سرتیپ خلبان فضل الله جاویدنیا

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

http://www.postimage.org/Pq10RETr.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=Pq10RETr)

از چپ به راست ایستاده :

سرتیپ خلبان فضل الله جاویدنیا - مرحوم سرتیپ خلبان هزین - سرتیپ خلبان افغان طلوعی - سرتیپ خلبان ادراکی - سرهنگ خلبان عادلی

ازچپ به راست نشسته :

سرهنگ خلبان ابراهیمی - سرهنگ خلبان هاشمی - سرتیپ خلبان باقرپناهی

moh-597
2009-May-02, 12:54
مرحوم سرهنگ خلبان محمدرضا جانفشان
خلبان هواپیمای شماره 3 دسته همدان در 31 شهریور 1359 و خلبان یکی از 40 فروند فانتوم همدان در کمان 99
با بیش از 1000 ساعت پرواز جنگی
وفات بر اثر سکته قلبی در سال 1383

http://www.postimage.org/PqRQZGS.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=PqRQZGS)

http://www.postimage.org/PqRR1b0.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=PqRR1b0)

http://www.postimage.org/PqRR6ai.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=PqRR6ai)

http://www.postimage.org/PqRRb9A.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=PqRRb9A)

mhoseinm
2009-May-03, 14:49
سرتیپ خلبان فضل الله جاویدنیا:

http://www.postimage.org/PqTMMir.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=PqTMMir)

http://www.postimage.org/aVHKdyS.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aVHKdyS)

http://www.postimage.org/PqTLUqi.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=PqTLUqi)

http://www.postimage.org/PqTNO99.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=PqTNO99)

mhoseinm
2009-May-11, 23:03
شهيد سيد رضا مير حسيني مقدم :

http://www.postimage.org/aV1ofJwJ.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV1ofJwJ)

عكس از مجله ي صنايع هوايي شماره 214
ظاهرا اين شهيد سعيد براي ماهنامه صنايع هوايي مطلب هم ارسال ميكردن

moh-597
2009-Jul-16, 07:02
سرتیپ خلبان فضل ا... جاوید نیا


آمریکا و آموزش

http://www.postimage.org/aV15jVS0.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV15jVS0)


پیروز از مسابقات گانری 1354

http://www.postimage.org/aV15j_Ri.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV15j_Ri)


جنگ تو را می خواند

http://www.postimage.org/aV15k4QA.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV15k4QA)


خسته از جنگ در مانور 1369 بندرعباس با سرتیپ باهری

http://www.postimage.org/gx1DUCIA.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=gx1DUCIA)

بهمن
2010-Jan-19, 18:48
یاد یاران سفر کرده بخیر

r_kp2001
2010-Dec-18, 01:23
من عکس ها را نمیتونم ببینم، لطفا" راهنمایی کنید.ممنون.

parsa_havaee
2011-Jun-07, 18:57
سلام خسته نباشید،
لطف میکنید در مورد خلبانان شهید پایگاه دزفول ،اسامی وتاریخ شهادت آنها را برام بفرستید،من در اینمورد دارم تحقیقی انجام میدم ،ممنون میشم اگر این مطالب را برام بفرستید حتما منبع رو در تحقیقم ذکر میکنم.
ممنون

M.Hossein
2012-Sep-09, 20:38
تاپیک خیلی خوبیه

چرا ادامه نمیدید ؟؟؟؟؟

M.Hossein
2012-Sep-09, 20:38
تا بچه ها گرم شن من چند تا ارسال می کنم :

سرتیپ خلبان مرحوم محسن محنتی





سرتیپ خلبان محسن محنتی از خلبانانی بود که تجربه پرواز با F4 را داشت و با ورود هواپیمای F14 برای پرواز با آن هواپیمای مدرن انتخاب ودر سال 1355 از پایگاه سوم شکاری همدان به پایگاه هشتم شکاری منتقل گردید .

با شروع جنگ خلبان با تجربه ما که اکنون پدر دو دختر شده بود از هیچ تلاشی برای حراست از مرزهای آسمان ایران دریغ نکرد تا جایی که 4 فروند از هواپیما های عراقی را که به خود جسارت ورود به حریم امن آسمان ایران را داده بودند به زیر کشید تا درس عبرتی باشد برای دیگر خلبانان عراقی تا بدانند که آسمان ایران قتلگاه آنان خواهد . بویژه اگر خلبانی چون محسن محنتی در کابین هواپیمای F14 حضور داشته باشد... . این شاهین آسمان ایران سرانجام در سال 1374 در حالی که جهت انتقال تجربیات پروازی به دانشجویان جوان خلبانی نیروی هوایی در پایگاه قلعه مرغی تهران پرواز میکرد درست لحظاتی قبل از پرواز دچار حمله قلب می شود و جان خویش رافدای خاک پاک ایران می نمایید.

روحش شاد و یادش گرامی با

M.Hossein
2012-Sep-09, 20:39
چنین اند مردان ایران زمین.....

امیر سرتیپ خلبان علی اصغر صالح اردستانی در سال 1328 در تهران بدنیا آمد وی بدلیل نزدیکی منزل پدریش با مرکز آموزشهای هوایی شهید خضرایی علاقه خاصی به نیروی هوایی و خلبانی پیدا کرده بود که بهر حال بعداز گرفتن دیپلم وارد دانشکده افسری شد و بعد از 3 سال وفارغ التحصیل شدن از این دانشکده بدلیل همان علاقه دوران کودکی همراه با تنی چند از دوستان خود دراین دانشکده به نیروی هوایی پیوست وبعد از طی دوره های موفقیت آمیز در ایران وآمریکا موفق به گرفتن گواهینامه خلبانی هواپیمای اف 5 شد ..وی از خلبانانی است که در عملیات موفقیت آمیز 140 فروند درروز اول جنگ شرکت داشته است..همچنین یکی از عملیاتهای موفقیت آمیز وی بمباران نیروگاه زبیر در جنوب عراق است که باعث قطعی برق منطقه بصره شد...وی 18درتاریخ اسفند سال 63 عازم ماموریت بمباران ایستگاه رادیو تلویزیون شهر علی غربی عراق می شود که پس از انجام موفقیت آمیز آن هواپیمایش مورد اصابت موشک قرار می گیرد اما با تلاش فراوان هواپیما را به سمت ایران هدایت می کند که نهایتا" در منطقه آبدانان استان ایلام مجبور به ایجکت می شود...ایشان به رعایت انضباط و اصول پرواز درطول دوران خدمت خود معروف بوده است ومعتقد هستند درصورت رعایت دستورالعملهای پروازی و چک لیست ها وهمچنین رعایت اصول تعمیر و نگهداری هواپیما تعداد زیادی از سوانح هوایی کاهش پیدا می کند همچنین ایشان بدلیل توانایی های مدیریتی مدتها در سطوح مدیریتی نیروی هوایی خدمت کرده و نهایتا" به افتخار بازنشستگی نائل شدن

M.Hossein
2012-Sep-09, 20:51
به یاد شهیدی که در فانتوم نماز خواند

شهید :موافقی نماز را همین جا بخوانیم

- خیلی خوبه ، از این بهتر نمیشه

شهید : پس اجازه بده با رادار صحبت کنیم و به سمت قبله پرواز کنیم

در پانزدهم خرداد ماه سال 1326 در یکی از محله های تهران و درخانواده خضرایی که از خانواده های مذهبی و متدین بودند، پسری متولد شد که نام او را محمود گذاشتند.
محمود دوران ابتدایی و متوسطه را در شهر تهران سپری نمود. وی بعد از اخذ دیپلم با توجه به علاقه وافری که به فراگیری علم و دانش داشت، در کنکور سراسری شرکت نمود و در رشته مهندسی پذیرفته شد؛ اما به علت این که پدرش در تنگنای مالی قرار داشت نتوانست وارد دانشگاه شود. در این هنگام تصمیم گرفت که وارد دانشکده افسری نیروی هوایی شود. لذا در تاریخ هشتم آبان سال 1345 وارد این دانشکده شد و در مهر ماه سال 1348 با درجه ستواندومی فارغ التحصیل گردید.

دانشکده خلبانی و دوره خلبانی در آمریکا
از آن جایی که علاقه زیادی به پرواز داشت، تصمیم گرفت وارد دانشکده خلبانی شود لذا برای ورود به آن جا اقدامات مقدماتی را طی کرد. وی پس از طی آزمایش ها و معاینات مقدماتی وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد و پس از گذراندان دوره مقدماتی پرواز در ایران، برای فراگیری دوره پیش رفته پرواز به کشور آمریکا اعزام شد. محمود به علت این که بعد از فارغ التحصیلی از دانشکده افسری وارد دانشکده خلبانی شده بود، به عنوان افسر ارشد به آمریکا اعزام شد و شروع به یاد گیری فن خلبانی در پایگاه ریس آمریکا نمود.
در آمریکا به خلبانان ایرانی پیشنهاد ورزش صبحگاهی را نمود تا با این کار روحیه دانشجویان ایرانی حفظ شود. همچنین برای این که بداند در کلیساها چه می گذرد، بارها به آن جا می رفت و در مراسم آنها شرکت می کرد. تا این که از طرف کلیسا از محمود و تعدادی دیگر از دانشجویان ایرانی دعوت می شود که برای شرکت دریک گردهمایی و پاسخ به سوالات درباره دین اسلام به کلیسا بروند. در کلیسا محمود به سوالات مذهبی مسیحیان درباره دین اسلام پاسخ می دهد و حدود 25 دقیقه نیز سخنرانی مذهبی می کند.
این سخنرانی چنان گیرا بود که بعد از آن تعداد زیادی از مسیحیان با سوالات متعدد به سراغ محمود می آیند و او نیز با متانت به تمام سوالات و شبهات آنها درباره دین اسلام پاسخ می دهد.
بعد از پایان دوره آموزش در سال 1351 موفق به اخذ گواهینامه خلبانی با هواپیمای اف 4 می شود و در بازگشت به ایران، در پایگاه هوایی تهران مشغول به خدمت می شود. پس از مدتی به پایگاه هوایی بوشهرمنتقل می شود و به دلیل توانایی بالایی که از خود نشان داد بعد از مدتی به عنوان رئیس دایره عملیات گردان شکاری این پایگاه منصوب می شود.

نقش شهید در انقلاب
درحالی که چند ماهی به پیروزی انقلاب اسلامی مانده بود، طی فرمانی از خلبانان پایگاه هوایی بوشهر خواسته می شود که هواپیماهای خود را به پایگاه هوایی چابهار منتقل کنند. در آن زمان با توجه به جو حاکم بر ارتش، کسی حق اعتراض به دستور را نداشت ولی خضرایی و شهید طالب مهر شجاعانه از جای برمی خیزند و با صراحت اعلام می کنند که این دستور را اجرا نمی کنند. در این حین به آنها تذکر داده می شود:
- لغو دستور می کنید و می دانید چه عواقبی در پی خواهد داشت!
که این دو بزگوار پاسخ می دهند:
- ما اهداف شوم شما را از این کار می دانیم. شما می خواهید با انتقال هواپیماها به چابهار، آنها را بر روی ناو آمریکایی ببرید. این هواپیماها اموال بیت المال است و ما اجازه چنین کاری را نخواهیم داد.
این حرکت شجاعانه باعث شد دیگر خلبانان نیز اعتراض خود را اعلام کنند و بدین ترتیب این پروازها لغو گردید.
نقش شهید خضرایی در شکل گیری انقلاب بسیار چشمگیر بود. او با شنیدن فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر قیام علیه طاغوت، ارتش را رها کرده و به صفوف مبارزان می پیوندد. در اواخر بهمن ماه سال 1357 درحالی که چند روزی به پیروزی انقلاب مانده بود، وی در نقش رهبری گروهی از جوانان، دست به تصرف کلانتری منطقه گرگان تهران می زند و در این کش و قوس از ناحیه دست نیز مورد اصابت گلوله قرار می گیرد و مجروح می شود. با پیروزی انقلاب او شروع به ارشاد خلبانان و نظامیان می کند و آنها را متوجه خیانت های طاغوتیان می نماید.

بلافاصله به میدان نبرد می رود
با شروع غائله کومله و دمکرات عازم کردستان می شود و به عنوان یکی از یاران صدیق شهید چمران مشغول به خدمت می شود. او در کنار شهید چمران به عنوان افسر کنترل کننده زمین مشغول به خدمت می شود. کار او شناسایی و کنترل آتش هواپیماها برای زدن اهداف مورد نظر بر روی زمین بود.
با شروع جنگ تحمیلی از سوی عراق، خضرایی نیز به عنوان یکی از خلبانان باتجربه نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به پایگاه هوایی همدان منتقل شد و پروازهای جنگی خود را آغاز نمود.
در یکی از این پروازها هواپیمای او مورد هدف قرار می گیرد ولی خضرایی با مهارت بالایی که در فن خلبانی داشت، هواپیما را درحالی که یک چرخ نداشت به زمین می نشاند.
حمله به پایگاه های الولید ( اچ 3 )
در اواخر سال 1359 نیروی هوایی تصمیم می گیرد با عملیاتی عمقی در خاک عراق، در یک اقدام بی سابقه پایگاه های الولید در غربی ترین نقطه عراق را بمباران کنند. برای این کار باید بهترین خلبانان نیروی هوایی انتخاب می شدند. از این رو خضرایی هم به عنوان یکی از خلبانان برای انجام این عملیات انتخاب می شود.
در روز موعود تمامی هواپیما به پرواز در می آیند. خضرایی نیز هدایت یکی از فانتوم ها را برعهده داشت. بعد از دو مرحله سوخت گیری هوایی، فانتوم ها به پایگاه های الولید می رسند. در این هنگام فانتوم ها به سه دسته تقسیم می شوند و به هر سه پایگاه الولید حمله می کنند. خضرایی هم به خوبی ماموریت های خود را انجام می دهد و به سمت تانکرهای سوخت رسان گردش می کند. در این هنگام که پدافند پایگاه ها دیوانه وار و بی هدف به هرطرف شلیک می کردند، ناگهان تعداد گلوله ضد هوایی به هواپیمای خضرایی برخورد می کند.
هدایت هواپیمای آسیب دیده آن هم در شرایطی که باید نزدیک به 500 کیلومتر مسیر را طی کند، کاری بسیار دشوار بود ولی خضرایی مصمم بود که هواپیما را به هر قیمت به ایران برساند. بعد از سوخت گیری هوایی سوم، به سرعت به سمت مرزهای ایران می آید و در نهایت با رشادت و شهامت خاص هواپیما را سالم بر زمین می نشاند.

نماز در هواپیمای جنگنده
از یکی از دوستان ایشان نقل شده است که یک بار در پایگاه به صورت آماده بودیم که در ساعت 4 صبح صدای آژیر اضطراری شنیده شد. بلافاصله به اتفاق خضرایی به پرواز در آمدیم. بعد از ماموریت تازه هوا درحال روشن شدن بود که او گفتند:
- موافقی نماز را همین جا بخوانیم؟
گفتم: گخیلی خوبه، از این بهتر نمی شه.گ
گفت: گپس اجازه بده با رادار صحبت کنیم و به سمت قبله پرواز کنیم."
پس از هماهنگی با رادار، سمت قبله را برگزیدیم. ابتدا او نمازش را خواند و آن گاه من هم نمازم را بجا آوردم. پس از ادای نماز، او با صدای گیریایش با خدای خود مشغول مناجات شد و آن گونه ملتمسانه سخن می گفت که من را هم تحت تاثیر قرار داد.
این نماز یکی از نمازهای منحصر به فردی بود که هرگز آن را فراموش نمی کنم.
چقدر دل انگیز و زیباست خلوت با خدا در دل آسمان، گویی روحمان نیز همچون جسم پرواز می کرد و خدایی شده بود. انگار به زمین تعلق نداشتیم و دوست داشتیم برای همیشه در آسمان پرواز کنیم.

امام خمینی (ره): فرزندم تو سقوط نکردی، تو صعود می کنی
عملیات بزرگ دیگری در نیروی هوایی با موفقیت انجام شد. در این عملیات نیز خضرایی حضوری فعال داشت، ولی در هنگام بازگشت هواپیمای او مورد هدف موشک زمین به هوا قرار می گیرد. وی با سختی هواپیما را تا ایران هدایت می کند و در آن جا اقدام به خروج اضطراری از هواپیما می کند که به دلیل برخورد دستش با کابین در هنگام خروج اضطراری، دچار شکستگی دست می شوند.
بعد از این ماجرا او به همراه تعدادی از خلبانان نیروی هوایی برای تجدید بیعت و دیدن حضرت امام (ره) به جماران می روند. در بیت امام (ره)، او چون دچار شکستگی دست شده بود، دست آسیب دیده را به گردن آویزان کرده بود.
حضرت امام (ره) رو به او می کند می فرماید:
- فرزندم چی شده؟ دستت چه شده؟
خضرایی در پاسخ عرض می کند:
- هواپیمایم مورد اصابت قرار گرفته و سقوط کرده ام.
حضرت امام تاملی می کنند و می فرمایند:
- فرزندم، تو سقوط نکردی، تو صعود می کنی!

فرماندهی پایگاه هوایی همدان
چند روزی از این دیدار نگذشته بود که بنی صدر (رئیس جمهور مخلوع ایران) مخفیانه از ایران فرار کرد. غوغایی به پا شده بود و از هر سو موج انتقادات به سمت شهید فکوری سرازیر شده بود که البته تمام این اتهامات واهی بود. به هرحال شهید فکوری به خاطر این ماجرا از سمت خود استعفا کرد و به دنبال انتخاب فرمانده جدید نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و تغییراتی که در نیرو اعمال شد، خضرایی به درجه سرهنگ دومی ارتقاء پیدا کرد و همزمان به عنوان فرمانده پایگاه هوایی همدان نیز منصوب شد. او به مدت دو سال از سال 1360 تا 1362 عهده دار این مسئولیت بود.
پایگاه شکاری همدان به عنوان قطب مهمی محسوب می شد و بسیاری از مناطق غرب کشور را پوشش می داد. با حضور وی تحولاتی در این پایگاه ایجاد شد و پایگاه شکاری همدان در زمان فرماندهی او عملیات بزرگی را علیه دشمن بعثی انجام داد.

فرماندهی پدافند هوایی و درپی آن مرکز آموزش های هوایی
درسال 1362 خضرایی از سوی فرماندهی نیروی هوایی به سمت فرمانده پدافند هوایی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و این انتخاب به این دلیل بود که او قبل از آن که یک خلبان باشد، یک افسر کنترل شکاری نیز بود و اشراف خوبی بر پدافند داشت. در مدت حضور خضرایی در این سمت، خدمات قابل توجهی در پدافند داشت.
در اواخر سال 1363 به سمت فرمانده مرکز آموزش های هوایی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و تا زمان شهادت در همین پست خدمت می کرد.
در همین زمان تحولات بزرگ در این مرکز انجام می پذیرد و او توانست خدمات ارزنده ای را در این مرکز انجام دهد و از خود یادگاری مناسبی برجای بگذارد.

روز وصال نزدیک می شود
در دو ماه آخر عمرش، مرتبا می گفت مدت زیادی این جا نیستم و پی گیر کارها بود. مرتب به مناطق جنگی پرواز می کرد تا این که روز وصال می رسد.
تصمیم گرفته می شود با توجه به شروع عملیات والفجر 8، عده ای از یاران امام برای بازدید مناطق جنگی به اهواز بروند. قرار می شود که خضرایی هم با این جمع به اهواز برود.
صبح روز بیست و هشتم بهمن سال 1364 خضرایی درحال ترک منزل، از همسرش وصیتنامه اش را طلب می کند و آخرین تغییرات را در آن اعمال می کند.
با عزیمت به فرودگاه مهرآباد تهران، هواپیمای مسافربری به مقصد اهواز به پرواز در می آید. همه چیز به خوبی پیش می رفت که ناگهان اهواز مورد حمله هوایی قرار می گیرد و یکی از جنگنده های دشمن در آستانه ظهر هواپیمای مسافربری حامل آنها را در آسمان شهر اهواز هدف قرار می دهد و تمامی نفرات حاضر در هواپیما شهید می شوند و به ملکوت اعلی می پیوندند.
در این پرواز سرهنگ محمود خضرایی به همراه آیت الله محلاتی و تعدادی از نمایندگان مجلس شواری اسلامی و قضات دیوان عالی کشور شهید می شوند.

درهنگام شهادت درحال خواندن قرآن
هنگامی که پیکر مطهر او را پیدا کرده و آن را مشاهده می کنندف می ببینند که در یک دست تسبیح و درلابه لای انگشتان دست دیگرش ورقه های قرآن بوده است.
شهید خضرایی به آرزوی دیرینه خود رسیده بود. او بارها می گفت:
- من دوست ندارم که بر روی زمین بمیرم، دوست دارم تا در آن بالا بمیرم.
و حقیقتا که چه خوب شهید شد و چقدر زیبا به آرزوی خود رسید در آن بالاها درحال راز و نیاز با خدای خود.
انشاالله که خداوند با قرآن محشورش نماید

http://www.sajed.ir/pe/images/stories/fruit/kh3.jpg

http://www.sajed.ir/pe/images/stories/fruit/kh1.jpg

M.Hossein
2012-Sep-10, 23:18
نام : فضل الله

نام خانوادگی : جاویدنیا

تاریخ تولد :اول شهریور 1329

تاریخ ورود به نیرو هوایی : اول آبان 1350

تاریخ تکمیل دوره عالی پرواز در آمریکا : بهمن 1353

شروع به خدمت به عنوان خلبان جنگنده اف 4 :دوازدهم فروردین 1354

شروع خدمت به عنوان خلبان جنگنده اف 14 : هفتم تیر ماه 1357

سرتیب خلبان جاوید نیا از جمله خلبانان توانای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودند که با مهارت های بالای خود توانسته بودند از حریم هوایی ایران در مقابل با جنگنده های عراقی دفاع کنند وی اولین خلبان نیرو هوایی بود که توانسته بود جت میراژ عراقی را شکار کند . سرانجام این خلبان توانای نیرو هوایی در تاریخ آبان ماه 1381 پس از 31 سال خدمت عاشقانه بازنشست شدن .
http://new.sajed.ir/upload/Topic/33299.jpg

http://www.militaryparsi.ir/gallery/images/as495lg5sf1v88d72ulp.jpg

دو خاطره از سرتیب فضل الله جاویدنیا :

از شدت خستگی در هواپیما خوابم برد :
به مرور با انجام پروازهای طولانی شبانه ،قوای بدنی پرسنل پروازی ،راداری و.... تحلیل رفته بود . نیروی هوایی عراق به جز حمله با هواپیمای بلند پرواز میگ 25 که در ارتفاع حدود صد هزار پا پرواز میکردندو از برد پدافند ما خارج بودند ، کمتر دست به حملات شبانه به اهداف داخل ایران می زد ، ولی با این وجود پروازهای ما به طور شبانه روزی ادامه داشت . یکی از شبهای پایانی سال 63 بود . حوالی بوشهر و جزیره خارک در حال پرواز گشت هوایی بودم و خواب به گونه ای بر من مستولی شده بود که دیگر طاقت بیدار ماندن را نداشتم و تصمیم گرفتم کمی بخوابم . به خلبان کابین عقب که ستوان احمد فریدونی بود گفتم : احمد ! من اتوپایلت ( خلبان خودکار ) را روشن میکنم و هواپیما را در حالت پانزده درجه کجی به سمت راست قرار می دهم تا به طور اتوماتیک روی منطقه چرخش کند . مواظب رادار باشی و اگر دشمنی وارد منطقه شد ، من را سریعا بیدار کن . لحظاتی بعد به خواب عمیقی فرو رفتم .
دقایقی نگذشته بود که فریدونی هم به جهت خستگی زیاد خوابش برده بود و شیفت رادار زمینی هم از شدت خستگی به خواب رفته بود . خوشبختانه آسمان امن بود ولی جریان باد به مرور ما را به سمت غرب منطقه و به تدریج تا حوالی عسلویه تغیر مکان داده بود . ناگهان از خواب پریدم و متوجه شدم که جزیره خارک را در مهتاب شب نمی بینم . از روی سیستمهای موجود ناوبری هواپیما موقعیت خود را بررسی کردم و متوجه شدم که باد ما را به کجا آورده است . فریدونی و رادار زمینی را با بیسیم هواپیما بیدار کردم ، ولی نمی دانستم به آنها چی بگویم چون خودم هم خوابیده بودم ، نمتوانستم آنها را سرزنش کنم
البته با خواست خداوند ما در امان موندیم . چه بسا سیستم خلبان خودکار به هر علتی از کار می افتاد ، هواپیما کم کم ارتفاع خود را از دست میداد و ما در اعماق آبهای خلیج فار مدفون می شدیم .

زنبور در داخل کابین :
برای مراسم رژه سی و یکم شهریور ماه 1367 آماده می شدیم . باید در این روز به همراه یک دسته دوازده فروردی پرواز می کردیم . معمول بود که در روزهای تمرین فقط لیدر های رژه تمرین می کردند و در روز اصلی (( وینگ من )) ها ( نفرات سمت راست و چپ به صورت فروندی ) وارد عمل می شدند . روز دوم تمرین ، همراه ستوان غلامی به عنوان خلبان کابین عقب از پایگاه اصفهان به سمت تهران پرواز نمودم . حوالی کاشان متوجه نشانگر فشار هیدرولیک موتور چپ شدم . اقدامات اولیه را انجام دادم ولی وضعیت نوسان نشان دهنده ، هم چنان ادامه داشت . تصمیم به انصراف از ادامه پرواز گرفتم و سریعا به اصفهان بازگشتم . هنگام باز کردن کاناپی متوجه وجود یک زنبور سیاه درشت در داخل کابین شدم که اگر گردنم را کا فاقد پوشش بود نیش میزد ، بدون تردید مرگ من حتمی بود ، زیرا من به نیش زنبور حساسیت داشتم و دارم . دو - سه بار هم به دلیل نیش زنبور تا مرز مرگه هم پیش رفته بودم که پزشکان با تزریق آمپول ضد حساسیت من را نجات داده بودند و اگر این اتفاق در هنگام پرواز رخ میداد و زنبور من را نیش میزد ، با توجه به نبود فرامین کنترل در کابین عقب هواپیمای اف 14 ،‌نمیدانم چه سرنوشتی در انتظار ستوان غلامی و این هواپیمای گران قیمت بود .
پس از لندینگ ( نشستن روی باند فرودگاه ) پرسنل فنی به من گفتند : فقط مقداری هوا وارد لوله های هیدرلیک شده بود و هواپیما عیب دیگری ندارد ، ولی من ایمان داشتم که نوسان نشان دهنده هیدرلیک همان خواست خداوند بود که تا صلاح نداند هیچ اتفاقی برای هیچ کس نمی افت

M.Hossein
2012-Sep-10, 23:21
به یاد شکارچی ناوهای اوزا

شهید خلبان حسین خلعتبری

اگر ذره اي از خاك وطنم به پوتين سرباز عراقي چسبيده باشد آن را با خون خود در روي زمين مي شويم.

مي گفتند نيروي دريائي عراق را خلعتبري و دوران نابود كردند و اين گفته مستند بود.

خلعتبري در انهدام ناوهاي نيروي دريايي عراق به ويژه ناوهاي اوزا آن قدر شجاعت و مهارت از خود نشان داده بود که به شکارچي ناوهاي اوزا مشهور شده بود.
در يکي از ماموريت هاي حساس پروازي با انهدام يک ساختمان نظامي، 48 افسر عالي رتبه و دو ژنرال عراقي را به درک واصل کرده بود.


زماني که براي آموزش دوره خلباني به آمريکا سفر مي کرد به مادرش وکالت داد تا حقوق ماهيانه اش را براي رفع مشکلات نيازمندان هزينه کند.
از اولين خلباناني بود که ساعاتی پس از شروع جنگ تحميلي و بمباران فرودگاه مهرآباد در کنار 140 فروند هواپيماي جنگنده نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در آسمان بغداد ظاهر شد در حالي که فرماندهي 8 فروند از آن جنگنده ها را خودش به عهده داشت.
از طرف نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران به عنوان نماينده ويژه در دادگاه بين المللي لاهه حضور يافت تا در برابر دولتمردان غربي و عربي از حقوق کشور عزيزش دفاع کند و در اين امر خطير با ابتکار عملي که در آن جا بروز داد حقانيت ايران را در جنگ ثابت کرد.
با وجود اينکه مدت ماموريت او در دادگاه لاهه 2 ماه بود، به همه وعده ها و وسوسه هاي سران کشورهاي آمريکا و انگليس پشت پا زد. ادامه امور را به کاردار ايران در سوئيس سپرد و پس از 15 روز به کشورش بازگشت. طبق اظهارات خودش نمي توانست شب ها و روزها را در سوئيس با آرامش طي کند که جنگنده هاي دشمن آرامش را از هموطنانش گرفته اند.
علاوه بر انجام مانورها و عمليات هاي جنگي غيرقابل تصور با هواپيماي جنگنده اف 4 در شليک موشک ماوريک آموزش تخصصي ديده بود و مهارت فوق العاد ه اي داشت. براي همين، ميان ژنرال ها و افسران نيروي دريايي دشمن به حسين ماوريک شهرت پيدا کرده بود.
به خاطر همين تخصص، مدتي را در هوانيروز جهت آ موزش خلبانان بالگرد جنگنده کبري براي شليک و کاربرد موشک ماوريک سپري کرد.
تاسيسات نفتي، يگان هاي دريايي، اسکله هاي البکر و الاميه، پل الاماره و پالايشگاه کرکوک بارها توسط او مورد حمله و تخريب قرار گرفت.
در طول حضورش در دوران جنگ تحميلي بيش از 70 پرواز برون مرزي برفراز خاک دشمن داشت. اين رقم تا زمان شهادتش بالاترين آمار پروازهاي عملياتي در نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بود.
وی به همراه شهيد دوران، دورکن اصلي و محوري نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در عمليات مرواريد (آذرماه 59) محسوب مي شود که منجر به انهدام و نابودي نيروي دريايي ارتش عراق طي ماه هاي آغازين جنگ شد.
انهدام 23 ناو پيشرفته اوزا مربوط به نيروي دريايي عراق (با قيمتي بالغ بر 240 ميليون دلار) در پروازهاي عملياتي شهيد خلعتبري در خليج فارس به همراه ساير تيزپروازان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران کمردشمن را در جنگ هاي دريايي شکسته بود.
وقتي شهيد خلعتبري به همراه شهيد دوران و برخي ديگر از خلبانان تيزپرواز نيروي هوايي ارتش ايران در پروازهاي عملياتي و متهورانه خود همراه با انهدام ناوهاي اوزا، ناوهاي مين جمع کن، نيروبر و اژدرافکن دشمن را نابود کردند، نيروي دريايي ارتش عراق در همان ماه هاي نخست آغاز جنگ کاملابرچيده شد. در حقيقت خاطر فرماندهان عالي رتبه ايراني را از اين حيث آسوده نمودند.
خلعتبري در انهدام ناوهاي نيروي دريايي عراق به ويژه ناوهاي اوزا آن قدر شجاعت و مهارت از خود نشان داده بود که به شکارچي ناوهاي اوزا مشهور شده بود.
برابر اظهارات متخصصان پرواز، وي در استفاده از هواپيماي اف 4، انجام مانورها و عمليات هاي جنگي، انهدام هدف و شليک موشک ماوريک همتا نداشت.
آن قدر در مهار هواپيما و شيرجه هاي پروازي مهارت داشت که در هر شيرجه اي مي توانست چند هدف را همزمان منهدم کند.
در يکي از ماموريت هاي حساس پروازي با انهدام يک ساختمان نظامي، 48 افسر عالي رتبه و دو ژنرال عراقي را به درک واصل کرده بود.
در مجله هاي جنگي آمريکا بارها از شهيد خلعتبري به عنوان يک نابغه جنگي و خلبان توانمند درهدايت هواپيماي اف 4، در پروازها و مانورهاي حساس نظامي و عملياتي نام برده شد.
همچنين نام او به عنوان يکي از شاگردان موفق وممتاز دانشگاه شپارد و تگزاس در فراگيري علوم خلباني اف 4 طي دوران آموزشش در مصاحبه ها و گفتگوهاي اساتيد اين دانشگاه برده شد.
در سال 2006 يکي از مجلات جنگي آمريکا ويژه نامه اي در مورد مهارت هاي پروازي و ابتکار عمل ها و خلاقيت هاي خلبان شهيد خلعتبري منتشر کرد.
پزشکان او را به خاطر پروازهاي متعدد و پي در پي و فشارهايي که روي جسم او وارد شده بود از ادامه پرواز منع کرده بودند اما خلعتبري کسي نبود که جسمش را بر خاک و مردم کشورش ترجيح دهد و از اين رو توصيه پزشکان و فرماندهان جنگي اش را براي توقف پروازهاي جنگي و غير از آن را نپذيرفت.

حسين خلعتبري در سال 1328 در روستاي بصل کوه رامسر ديده به جهان گشود و در نخستين روز فروردين ماه سال 1364 در نبردي نابرابر با سه فروند هواپيماي دشمن در آسمان کردستان مورد اصابت موشک يکي از هواپيماهاي عراقي قرار مي گيرد و به معراج ابدي مي شتابد.

با تشکر از وبلاگ هوانورد

http://gomnam.ir/uploads/obbanz01ynbeq88wgw7a_731.jpg

http://www.iranvij.ir/upload/images/rlov6me5vp3dm4i4sg0a.jpg

http://gomnam.ir/uploads/anlljseloc9dsruqxk03_733.jpg

ظهور افتاب
2012-Sep-10, 23:41
سلام بزرگوار
ممنون بابت مطالب زيباتون

M.Hossein
2012-Sep-11, 00:15
سلام بزرگوار
ممنون بابت مطالب زيباتون

خواهش میکنم

بزرگوار شمایید -;{@

M.Hossein
2012-Sep-11, 21:07
به یاد مرد آسمانها شهید عباس دوران

عباس دوران سال ۱۳۲۹ در شهر شیراز دیده به جهان گشود. دوران کودکی، نوجوانی و جوانی را در شیراز گذراند. وی پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۴۹ به خدمت مقدس سربازی می رود و بعد از بازگشت، به دلیل علاقه ای که به یادگیری فن خلبانی و خدمت به میهن دارد

عاشقان را عشق فرمان می دهد منزل به منزل

گه به خاک تیره خفتن، گه فراز دار رفتن

رهروان را دوست نیرو می دهد وادی به وادی

پای اگر نبود توان با سر در این تکمار رفتن

طفل عقل از من نشان کوی لیلی جست و گفتم

کس نیاید ره به این در ، جز که مجنون سار رفتن

عاشق باید بی باک باشد گرچه او را بیم هلاک باشد. سخن او عشق است و عاشقی

سرداری از سرداران اسلام ،سربازی از سربازان امام زمان (عج) و پاکبازی از یاران ابراهیم

زمان:خمینی (ره) بت شکن دوران، شهید خلبان (عباس دوران). خدایا چگونه می توان با

زبانی قاصر اوصاف این شهید والامقام بود، شهید که سوخت تا ملتی نسوزد، رفت تا ایمان

نرود ، اسطوره شهادتی که مرگ را به بازی گرفت و آن را مقهور خود ساخت .

سر لشکر خلبان شهید عباس دوران در۲۰ مهر ماه سال ۱۳۲۹ در شهرستان شیراز در یک خانواده

مذهبی دیده به جهان گشود و پس از گذراندن دوران ابتدایی پای به دبیرستان نهاد.

در سال ۱۳۴۸ موفق به اخذ مدرک دیپلم طبیعی از دبیرستان سلطانی شیراز گردید. ودر

همین سال به استخدام فرماندهی مرکز آموزش هوایی در آمد. در سال ۱۳۴۹ به دانشکده

خلبانی نیروی هوایی راه یافت و پس از گذراندن دوران مقدماتی پرواز در ایران، در سال ۱۳۵۱

برای تکمیل دوره خلبانی به آمریکا رفت. او ابتدا در پایگاه ((لکلند)) دوره تکمیلی زبان انگلیسی

را طی نمود و سپس در پایگاه ((کلمبوس)) در ایالت

((می سی سی پی)) موفق به آموختن فن خلبانی و پرواز با هواپیماهای بونانزا، تی۴۱ – تی ۳۷ گردید. در یکی از تمرینات ورزش اسکیت، متاسفانه در

اثر برخورد با زمین پای چپ او مصدوم شد و به مدت دوماه از برنامه پروازی باز ماند. پس از بهبودی، دوباره آموزش خلبانی را ادامه داد و پس از دریافت

نشان خلبانی در سال ۱۳۵۲ به ایران بازگشت و به عنوان خلبان هواپیمایی F4 ابتدا در پایگاه یکم شکاری و سپس در پایگاه سوم شکاری مشغول انجام

وظیفه گردید.

با شروع جنگ تحمیلی سر از پا نشناخته به دفاع از کیان جمهوری اسلامی پرداخت و با ۱۰۳ سورتی پرواز جنگی در طول عمر کوتاه اما پر بارش، یکی از

قهرمانان دفاع مقدس شناخته شد.

شهید خلبان عباس دوران همواره به دوستان و همکارانش تاکید می کرد که هرگز تن به ذلت نخواهد داد و اگر در حین پرواز مورد اصابت موشک دشمن

قرار گیرد، هواپیمای سانحه دیده را بر سر دشمن زبون خواهد کوبید و همان طور که دیدیم بر این پیمان خویش صادقانه ایستاد و جان فدا کرد و مصداق آیه

شریفه ((من المومنین رجال صدقوا ما عدوا الله …)) شد.

شهید عباس دوران در هفتم آذر ۱۳۵۹ در عملیات ((مروارید)) حماسه ای بزرگ آفرید و به کمک شهید خلبان حسین خلعتبری پنج فروند ناوچه عراقی را در

حوالی اسکله ((الامیه)) و ((البکر)) منهدم ساخت و بقایای آن را در به قعر آب هاب نیلگون خلیج فارس فرستاد.

به گفته یکی از همرزمان خلبانش، در یکی از نبردهای هوایی که فرماندهی دو فروند هواپیما را به عهده داشت، به مصاف ۹ فروند از جنگنده های دشمن

رفت و با ابتکار عمل و مهارتی خاص، یک فروند از هواپیماهای دشمن را سرنگون و هشت فروند هواپیمای دیگر را مجبور به فرار از آسمان میهن نمود.

خلبان شهید عباس دوران همواره در عملیات جنگی پیش قر اول بود و برای دفاع از میهن اسلامی و حفظ و حراست آن لحظه ای آرام و قرار نداشت. او

سرانجام در سحر گاه روز ۳۰ تیر ماه سال ۱۳۶۱ که لیدری دسته پرواز را به عهده داشت، به قصد ضربه زدن به شبکه دفاعی و امنیتی نفوذ نا پذیر مورد

ادعای صدام به پنج نفر از زبده ترین خلبان نیروی هوایی در حالی که هنوز ستیغ آفتاب ندمیده بود، با اراده ای پولادین به پالایشگاه ((الدوره)) یورش بردند

وچندین تن بمب هواپیماهای خود بر قلب دشمن حاکمان جنگ افروز عراق ریختند و پس از نمایش قدرت و شکستن دیوار صوتی در آسمان بغداد، هنگام

بازگشت، هواپیمای لیدر مورد اصابت موشک دشمن واقع شد و شهید دوران اگر چه اجازه ترک هواپیما را به همرزم خلبانش

((ستوانیکم منصور کاظمیان)) در عقب کابین داد، اما خود به رغم اینکه می توانست با استفاده از چتر نجات سالم فرود آید، صاعقه وار خود و هواپیمایش

بر متجاوزان کوبید و بدین ترتیب مانع از برگزاری اجلاس سران غیر متعهد ها به ریاست صدام در بغداد شد.

پس از سالها انتظار در تیرماه ۱۳۸۱ بقای پیکر شهید دوران توسط کمیته جستجوی مفقودین به میهن منتقل شد و در پنجم مرداد ۱۳۸۱ طی مراسمی

رسمی با حضور رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، مسئولان کشوری و لشکری، خانواده شهید و بستگان در میدان صبحگاه ستاد نیروی هوایی،

بر دوش همرزمان خلبانش تشییع شد. پیکر مطهر آن شهید تیز پرواز سپس برای خاک سپاری با یک فروند هواپیمای سی ۱۳۰ به زادگاهش شیراز

منتقل شد.

شهید خلبان عباس دوران به هنگام شهادتد۳۲ سال داشت و امیر رضا تنها یادگار اوست.

آسمان بهشت پهنه پروازش باد

با تشکر از پایگاه اینترنتی شهید عباس دوران

http://shahid-dowran.ir/wp-content/gallery/dowran2/54.gif

http://shahid-dowran.ir/wp-content/gallery/dowran2/42.gif

http://shahid-dowran.ir/wp-content/gallery/dowran2/32.gif

http://shahid-dowran.ir/wp-content/gallery/dowran2/31.gif

ملاقات با همسر بعد از 20 سال

http://shahid-dowran.ir/wp-content/gallery/dowran2/5.gif

M.Hossein
2012-Sep-13, 21:38
به یاد دو قهرمانان نیرو هوایی

شهید علیرضا کریمایی
و شهید مصطفی فصیحی

شهید علیرضا کریمایی و شهید مصطفی فصیحی از خلبانان هواپیمای اف ۱۴ نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که در روز پنج شنبه ۹۰/۱۱/۶ حین ماموریت در آسمان بوشهر به درجه رفیع شهادت رسیدند
اگر چه پیکر پاک این دو فرشته آسمانی از بین رفته بود اما هر آنچه توسط تیمهای جستجو و نجات پیدا شده بود در تابوت این بزرگمردان قرار داده و پس از برگزاری مراسم در تاریخ شنبه ۸/۱۱/۹۰ توسط یه فروند سی ۱۳۰ به اصفهان منتقل شدند
پیکر پاک شهید مصطفی فصیحی در اصفهان و پیکر پاک شهید علیرضا کریمایی در قزوین به خاک سپرده خواهد شد.


سرهنگ دوم خلبان شهید علی رضا کریمایی که از فرزندان شجاع آب و خاک طالقان (روستای نویز) بودند که در امر پرواز پله های ترقی را به سرعت طی نمودند. روحشان شاد.

نوید یکی از دوستانش درباره او می گوید:

علیرضا کریمایی ، جز بهترین خلبانان تامکت نیروی هوایی ارتش بود، من اینو محکم اعلام میکنم علیرضا کریمایی کسی بود که منو روز به روز به تامکت علاقمند تر میکرد ، علیرضا کریمایی کسی بود که وطن پرست حقیقی بودن رو به من اموخت ، منو علیرضا مثل دوتا برادر بودیم ،محال ممکن بود در هفته حداقل یک بار به هم زنگ نزنیم ، تو رفاقت هیچ چیز کم نذاشت ،علیرضا با تمام وجودم دوستت دارم ، علیرضا با تمام وجودم بهت افتخار میکنم که در راه وطنی که همیشه عشقشو میخوردی به شهادت رسیدی

اخرین باری که با ایشون بودم دوشنبه ی همین هفته بود ، ایشون یک پسر ۸ ساله به نام دانیال دارند ...

اصلا باورم نمیشه ، علیرضا منو تو خیلی قول و قرار باهم داشتیم ...

http://karood.com/images/stories/Villages_N_O_P_R/Naviz/Alireza_Karimaee2.jpg

http://alborznews.net/files/fa/news/1390/11/13/37721_641.jpg

شهید خلبان مصطفی فصیحی
http://s3.picofile.com/file/7433590428/mostafa_fasihi.jpg

M.Hossein
2012-Sep-13, 21:39
به یاد شهید محمد نوژه

شهيد سرهنگ خلبان محمد نوژه در سال 1324 در تهران و خانواده اي متدين و مذهبي به دنيا آمد. تحصيلات خود را تا اخذ مدرك ديپلم رياضي در زادگاهش پي گرفت و در همان سال وارد دانشگاه افسري شد و بعد از اتمام دانشكده جهت طي دوره سامانه هاي كنترل سلاح به آمريكا اعزام شد، اما علاقه وافر او به خلباني باعث شد تا وارد دانشكده خلباني نيروي هوايي شود.

دوره مقدماتي پرواز را در ايران و دوره تكميلي آن را در آمريكا فرا گرفت و در سال 1351 با اخذ نشان و مدرك خلباني به جمع خلبانان اف-4 پيوست.

شهيد نوژه در طول دوران خدمت خويش به عنوان افسر سامانه هاي كنترل اسلحه گردان 101 شكاري، رئيس شعبه عمليات مشترك، معاونت عمليات پايگاه ششم، فرمانده گردان 31 شكاري پايگاه سوم درنيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران عهده دار مسؤوليت هايي بوده كه در كمال صداقت به انجام رسانيده است.

اين شهيد عزيز مأموريت هاي بسياري را انجام داد تا سرانجام در پي فرمان امام(ره) براي كمك به دكتر مصطفي چمران در سركوب تجزيه طلبان مسلح و در حالي كه روزه بود در 20/5/1358 به پرواز درآمد كه هواپيمايش در آسمان كردستان ايران ـ منطقه عمومي پاوه ـ توسط نيروهاي ضد انقلاب سقوط كرد و به شهادت رسيد. در پي اين واقعه و به پاس اولين شهيد نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، پايگاه سوم شكاري همدان كه قبل از انقلاب به پايگاه شاهرخي و بعد از پيروزي انقلاب به پايگاه حر معروف بود به پايگاه "شهيد نوژه" تغيير نام يافت.

http://www.navideshahed.com/attachment/1390/05/310985.jpg

M.Hossein
2012-Sep-14, 19:04
به یاد سرلشکر منصور ستاری


سرلشكر شهيد ، منصور ستاري در سال 1327 در روستاي ولي آباد ورامين ديده به جهان گشود . پدرش ، مرحوم « حاج حسن » شاعري فاضل بود كه ديواني از او به نام «ماتمكده عشاق » به يادگار مانده است .

منصور ستاري دوران ابتدايي را در مدرسه ولي آباد ورامين و دوران متوسطه را در قريه « پوينك » باقر آباد به پايان رسانيد . وي در طول دوران تحصيل همواره يكي از شاگردان ممتاز كلاس به شمار مي‌رفت .

شهيد بزرگوار پس از اخذ ديپلم متوسطه ، در سال 1346 وارد دانشكدة‌افسري شد و پس از پايان دورة‌دانشكده به درجة ستوان دومي نايل آمد . در سال 1350 جهت طي دورة‌علمي كنترل رادار به كشور آمريكا اعزام شد و پس از گذراندن دورة‌يكساله ، در سال 1351 به ايران بازگشت و به عنوان افسر كنترل شكاري نيروي هوايي مشغول به كار شد .

شهيد ستاري در سال 1354 در كنكور سراسري شركت كرد و در رشته برق و الكترونيك پذيرفته شد . تعدادي از واحدهاي دانشگاهي را گذرانده بود كه با پيروزي انقلاب اسلامي و شروع جنگ تحميلي تحصيل را كنار گذاشت و همدوش ديگر آحاد مردم به پاسداري از دستاوردهاي انقلاب پرداخت.

وي افسري مؤمن ، متعهد ، شجاع ، آگاه ، تيزهوش و كاردان بود . طرح‌ها و ابتكارهاي زيادي در تجهيز سيستم‌هاي راداري ، پدافندي به اجرا گذاشت كه در طول جنگ تحميلي توان نيروي هوايي را در سرنگوني هواپيماهاي متجاوز دشمن دو چندان نمود .

تيمسار ستاري به علت فعاليتهاي بيش از حدي كه در اجراي طرح‌هاي جنگي از خود نشان داد ، درسال 1362 به سمت معاون عمليات فرماندهي پدافند نيروي هوايي منصوب شد . طرح‌ها و برنامه‌هايي كه شهيد ستاري ارائه مي‌داد بسيار منطقي ، عملي ، كاربردي و مؤثر بود . از اين رو در سال 1364 به عنوان معاونت طرح و برنامه نيروي هوايي برگزيده شد و به علت لياقت و كارداني و شايستگي كه از خود نشان داد ، در بهمن ماه سال 1365 با درجة سرهنگي به سمت فرماندهي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران منصوب شد و تا هنگام شهادت عهده دار اين مسئوليت بود .

در عمليات خيبر وقتي در محاصره بمباران شيميايي او ماسك خود را تقديم به پيرمردي كه راننده لودر بود كرد را همه به ياد دارند. براثر اين اقدام وي تا زمان شهادت از شامه بويايي بي بهره شده بود و تا پايان عمر اين موضوع را مخفي مي كرد.

اقدامات شهيد ستاري بر چهار ركن اصلي استوار بود:

۱ـ طرح و برنامه صحيح از ابتداي فرماندهي همراه با آينده نگري هرچه ژرف تر.

۲ـ سازماندهي نيروي انساني متعهد و كارا = مستعد و مبتكر و بيش از همه خوداتكا و خودباور در پروژه هاي توسعه پيشرفت.

۳ـ تأمين وسايل و تجهيزات با بهره گيري حداكثر از منافع موجود داخلي و با تكيه بر اهداف خودكفايي كشور.

۴ـ اعمال مديريت پويا و متكي بر روابط انساني و ايجاد محيطي هرچه مناسب تر براي تشريك مساعي همگاني.

شهيد ستاري با برنامه اي منسجم كه در پيروزي نهايي بسيار مؤثر افتاد به كار پرداخت.

از اقدامات مهم و بنيادين اين شهيد بزرگوار مي توان اجمالاً به مواردي چند اشاره نمود.

ـ تأسيس دانشكده پرواز (خلباني) اين آرزوي ديرينه هر ايراني وطن پرست و پرسنل نيروي هوايي بود. اولين سري دانشجويان خلباني در مهرماه سال ۱۳۶۷ وارد دانشكده پرواز شدند.
تأسيس دانشگاه هوافضا با ۸ گرايش تحصيلي و مبتني بر برنامه هاي آموزشي ـ مجموعه هاي كارشناسي و مصوبات وزارت فرهنگ و آموزش عالي.
يكي از اين پروژه ها بعد از شهادت ايشان هواپيماي جنگي آذرخش بود كه با حضور رهبر انقلاب در سال ۱۳۷۶ به پرواز درآمد. “
ـ تأسيس دانشكده پرستاري و راه اندازي مركز تحقيقات و آموزش پزشكي (پاتولوژي) نيروي هوايي.

ـ توجه به آموزش كارا (حين خدمت) و آموزش پرسنل رده مياني.

ـ ايجاد هنرستان كارودانش ـ فني و حرفه اي درمركز آموزشهاي هوايي و اجراي برنامه هاي آموزش و پرورش براي افرادي كه حداكثر با سن شانزده سال به استخدام نهاجا درآمده بودند تا بتوانند همانند دانش آموزان دبيرستان به تحصيل بپردازند و ديپلم رسمي كشور به آنها اعطاشود.

ـ ايجاد شبكه ديده باني به منظور تقويت سيستم پدافندي كشور ـ ايجاد شبكه ديده باني بصري ـ ايجاد موانع هوايي بر فراز دره ها، گذرگاهها و ارتفاعات و...

شهيدستاري كه به واقع معماري آينده نگر براي سيستم پدافند هوايي كشور بود با راه اندازي تأسيسات و امكانات جديد تعمير و نگهداري و نيز اجراي پروژه هايي نظير پروژه اوج و نيز راه اندازي مركز پژوهش، تحقيقات و آموزش (پتا) توان نگهداري نيرو را تقويت و به چندين برابر قدرت قبلي ارتقاداد. اين مهم براي كشوري كه پايه هاي صنعتي اش تقريباً ضعيف بود كاري شگرف مي باشد. ايجاد مؤسسات فني و صنعتي پيشرفته براي آموزش پروازي مرحله مقدماتي دانشجويان خلباني با كمك مهندسين و متخصصين نهاجا با ساخت هواپيماي پرستو. اين هواپيما از نظر امكانات عملياتي تقريباً شبيه هواپيماي بونانزاي ساخت آمريكا مي باشد.

يكي از مهمترين فعاليتهاي سرلشگر شهيد منصور ستاري طي سالهاي ۶۶ الي پايان جنگ تحميلي اسكورت ناوگان تجاري كشتي هاي نفتكش ايران در خليج فارس و درياي عمان تا خروج آنها بود. انجام عمليات اسكورت باتوجه به حجم عمليات جنگي و مضافاً حجم عمليات عادي و روزانه نهاجا كاري بس عظيم بود.

نگهداري مجتمع پتروشيمي بندرامام، حفاظت از ميدان گازي كنگان و مواردي نظير اينها يادآور اقدامات و جانفشاني هاي عقابان تيزپرواز و پرسنل پدافندي نيروي هوايي تحت فرماندهي و مديريت اين بزرگوار هميشه به يادماندني است.

طراحي و ساخت خودروشمس ايجاد خطوط هوايي سها (سازمان هواپيمايي ارتش جمهوري اسلامي ايران) شركت در پروژه هاي دولتي در راستاي امور مهندسي و تأسيساتي، افزايش كارايي و استخراج از معادن تحت پوشش از قبيل نمك سمنان كه نيازمنديهاي صنايع نفتي و پتروشيمي كشور را مرتفع و پشتيباني مي نمايد، ازدياد بازده صنايع فلزي (ريخته گري ـ تراش و...) و دريافت سفارش به منظور رفع نيازمنديهاي دولتي، نظامي و خصوصي.

شهيدستاري منطقي ترين راه را براي كاهش اثرات محدوديت اعتباري و روبرويي با شرايط پس از جنگ انتخاب نمود و آن خودكفايي هرچه بيشتر نيروي هوايي بود. بدينوسيله علاوه بر آنكه از خروج اعتبارات نيروي هوايي جلوگيري مي كرد توان توليدي و خدماتي را افزايش داده و درآمدهاي حاصل از اين قبيل فعاليت ها را همواره تحت كنترل و نظارت دقيق قرارداد كه به عنوان پشتوانه اي براي اجراي برنامه هاي سازندگي موردبهره برداري قرارگرفت.

شهيدستاري با كمك فرماندهان و پرسنل عزيز نيروي هوايي پروژه هاي بلندمدت را طراحي نمود كه يكي پس از ديگري جامه عمل مي پوشد. يكي از اين پروژه ها بعد از شهادت ايشان هواپيماي جنگي آذرخش بود كه با حضور رهبر انقلاب در سال ۱۳۷۶ به پرواز درآمد.

به هر تقدير سرلشگر شهيدمنصور ستاري با حمايت پرسنل از جان گذشته نيروي هوايي آنچه درتوان داشت در طبق اخلاص نهاده و به پيشگاه ملت ايران تقديم نمود و امروز به خيل شهيداني پيوسته است كه همواره در فراق آنها مي سوخت. روح حماسي او از همان پهنه آسمان نيلگوني كه مأواي هميشگي او و يارانش بود به ملكوت اعلي عروج كرد تا دركنار امام و فرمانده خود آرام گيرد.
نام و يادش گرامي باد

http://www.navideshahed.com/attachment/1386/10/87064.jpg

http://media.farsnews.com/Media/8710/ImageNews/871014/7_871014_L600.jpg

M.Hossein
2012-Sep-15, 20:43
وظیفه ماست یاد شهدا را گرامی بداریم

شهید جواد فکوری در دیماه سال 1317 در محله ((چرنداپ)) کوی شرکت تبریز به دنیا آمد .پدرش فردی مذهبی و از کاسب های جز بود که در آن زمان به علت عدم رونق بازار به همراه خانواده اش به تهران مهاجرت کرد و در این شهر اقمت گزید . جواد پس از گذراندن ایام طفولیت پای به مدرسه نهاد دوران ابتدایی را در مدرسه اقبال واقع در محله قدیم (( دردار )) و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان مروی تهران به پایان رساند و در سال 1337 موفق به اخذ دیپلم گردید . وی دارای هوشی سرشار و ذهنی خلاق بود و در طول دوران تحصیل همواره یکی از شاگردان موفق و ممتاز کلاس به شمار می آمد . شهید فکوری در سال 1338 در آزمون سراسری دانشگاه شرکت کرد و در رشته پزشکی پذیرفته شد اما به دلیل علاقه وافری که به آموختن فن خلبانی داشت انصراف داده و در مهر ماه همان سال به استخدام دانشکده خلبانی نیروی هوایی در آمد و پس از گذراندن دوره های مقدماتی اولین پرواز مستقل خود را در خردادماه 1339 با یک فروند هواپیمای تی 33 و به مدت یک ساعت و نیم بر فراز آسمان دوشان تپه در وضعیت های مختلف انجام داد که پس از فرود مورد تشویق استاد خلبان قرار گرفت .

شهید فکوری پس از گذراندن دوره مقدماتی پرواز در ایران جهت تکمیل دوره تخصصی پرواز به کشور آمریکا اعزام و پس از 82 هفته با 263 ساعت پرواز با انواع هواپیما های شکاری موفق به دریافت گواهینامه خلبانی بر روی هواپیمای اف 4 شد .

پس از آن به ایران بازگشت و با درجه ستوان دومی در پایگاه یکم شکاری مهرآباد مشغول خدمت گردید .

مسولیت عملیات گردان 102 شکاری گردان یکم شکاری شعبه استاندارد گردان پرواز کور و عملیات تیپ سوم شکاری از عمده ترین مشاغل او قبل از پیروزی انقلاب بود .

وی با گذراندن دوره هلی هنر آموزگاری هنر پرواز تیر اندازی در شب و فرماندهی ستاد مجموعا با 3340 ساعت پرواز بر روی هواپیمای اف 4 یکی از خلبانان موفق و برتر نیروی هوایی بود .

شهید فکوری پس از پیروزی انقلاب مشاغل زیر را به عهده داشت : فرماندهی پایگاه دوم شکاری تبریز . فرماندهی منطقه هوایی مهرآباد . و معاون عملیات نیروی هوایی که به علت جدیت و پشتکاری که در مسولیت هایش از خود نشان اد در هفتم خرداد 1359 به سمت فرماندهی نیروی هوایی منصوب شد .

لیاقت و شایستگی شهید فکوری در مسولیت فرماندهی و ارایه طرح های منطقی و کاربردی وی در ساماندهی نیروی هوایی پس از انقلاب باعث شد در بیستم شهریور ماه همین سال به عنوان وزیر دفاع به کابینه شهید رجایی راه یابد و تمامی اوقات خویش را تا آنجا که در توان داشت در این دو سنگر بگذراند .

نقش شهید فکوری در خنثی نمودن ماجرای حزب خلق مسلمان در تبریز زمانی که فرماندهی پایگاه دوم شکاری را بر عهده داشت بسیار حساس بود و او توانست با منسجم کردن نیرو های متعد پایگاه و همکاری برادران انجمن اسلامی توطئه دشمنان را نقش بر آب سازد .

وی زمانی به فرماندهی پایگاه یکم شکاری منصوب گردید که عناصر ضد انقلاب پایگاه مذکور هر روز در لوای شعار های انحرافی و طرح مسائل جنبی قصد داشتند که امور عملیاتی پایگاه را دچار وقفه و اختلال کنند اما با زحمات پی گیر شهید فکوری و کمک کارکنان دلسوز و متعهد نه تنها تلاش های عناصر ضد انقلاب خنثی و بی اثر شد بلکه کارایی عملیاتی پایگاه نیز افزایش یافت .

همچنین نقش شهید فکوری به صورتی قاطع و مصمم در هدایت عملیات خنثی سازی کودتای نوژه و نظارت وی در دستگیری عناصر این کودتا قابل توجه بوده است .

نقش شهید فکوری در طراحی و اجرای بزرگترین عملیات 140 فروندی که تنها به فاصله 10 ساعت از آغاز جنگ تحمیلی و به تلافی اولین حمله ناجوانمردانه رژیم بعث عراق صورت گرفت همواره نقطه عطفی در تاریخ نبردها و جنگ های هوایی به شمار می آید .

شهید فکوری در سال های پس از انقلاب چندین بار توسط عناصر وابسته و ضد انقلاب تا مرز شهادت پیش رفت . سرانجام در شامگاه هفتم مهر ماه 1360 زمانی که به همراه تنی چند از سرداران رشید اسلام ( فلاحی . نامجو . کلاهدوز . جهان آرا و ... ) که حاملان خبر فتح و پیروزی رزمندگان سلحشور اسلام بودند و به منظور دیدار و ارایه گزارش فتح به فرماندهی کل قوا امام خمینی (ره) از منطقه عملیاتی به تهران بازمی گشتند در اثر سانحه سقوط سی 130 در 30 مایلی جنوب شهر تهران ( کهریزک ) به افتخار شهادت نایل آمد.

ایشان به هنگام شهادت 43 سال داشت و از وی سه فرزند . دوپسر و یک دختر به یادگار مانده است.

http://media.farsnews.com/Media/8907/ImageReports/8907070859/13_8907070859_L600.jpgژ
http://s1.picofile.com/file/5321980990/fkoo.jpg

M.Hossein
2012-Sep-15, 20:44
سلام خدا بر شهیدان
شهید سرتیپ خلبان غفور جدی اردبیلی

زندگی نامه شهر قهرمان پرور اردبیل یکی از روزهای سرد خود را سپری می کرد ولی خانواده جدی منتظر هدیه ای خداوندی بودند. مظفر پدر خانواده از افراد سرشناس اردبیل و فردی مومن و زحمتکش بود که بدلیل ارادت خاصی که به امام حسین (ع) داشت و یکی از بانیان عزاداری ایشان بود، در میان مردم محله خیرآباد فردی شناخته شده بود . انتطار پدر و مادر به سر آمد و در سال 1324 فرزند سوم خانواده به دنیا آمد. نام او را غفور نهادند پسری که سال ها پای در رکاب نبرد نهاد و جانانه بر دشمن بعثی تاخت . دوران کودکی و تحصیل غفور در اردبیل به پایان رسید و او تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به تهران سفر کند. آمدن به تهران همانا و سر درآوردن غفور از دانشکده نیروی هوایی همانا . به این شکل غفور جدی در سال 1346 برای طی دوره مقدماتی خلبانی وارد نیروی هوایی شد . آموزش های مقدماتی خیلی سریع آغاز شد و غفور که از هوش بالایی برخوردار بود به سرعت شروع به یادگیری فنون و زبان انگلیسی نمود دوره مقدماتی پرواز غفور در تهران دوسال به طول انجامید که در این مدت او در فرودگاه قلعه مرغی پرواز با هواپیماهای تک موتور را تجربه نمود و سرانجام در سال 1348 به همراه دومین گروه دانشجویان اعزامی به خارج به کشور آمریکا سفر نمود تا دوره تکمیلی خلبانی خود را در این کشور سپری نماید . با ورود غفور به آمریکا فصلی نو در زندگی او آغاز گردید به شکلی که بعد از حدود 2 سال و در اوایل سال 1350 که آموزش های او در حال اتمام بود همگان را حیرت زده کرده بود. پروازهای غفور با مهارت مثال زدنی انجام می پذیرفت به شکلی که بارها توانست از استادان خود پیشی بگیرد و توانمندی خود را در هدایت هواپیما به رخ استادان آمریکایی بکشد و در نهایت در همین زمان موفق به اخذ گواهینامه خلبانی از ایالات متحده آمریکا گردید. .................................................. .... غفور را می خواهیم ولی این پایان کار غفور در آمریکا نبود . نیروی هوایی آمریکا نمی خواست خلبان ماهری مثل غفور را از دست بدهد به همین دلیل دست به کار شد و طی مکاتباتی با نیروی هوایی ایران موافقت آنها را برای جذب و بکارگیری غفور جدی در نیروی هوایی آمریکا را جلب نمود فقط مانده موافقت خانواده غفور! در همین راستا نماینده نیروی هوایی آمریکا طی تماسی با خانواده غفور از پدر بزرگوار وی - که اکنون به رحمت خدا رفته است – سوال کرد که وی در پاسخ آمریکایی ها می گوید : " من فرزندم را برای میهنم پرورش داده ام " به این ترتیب غفور که به درجه ستوان دومی نیز مفتخر شده و در آمریکا نیز شاگرد اول شده است به ایران باز می گردد و خود را به فرماندهی پایگاه یکم شکاری تهران معرفی می نماید. چون او با نمره ممتاز گواهینامه خلبانی را اخذ کرده بود مختار بود که هر هواپیمایی که می خواهد با آن پرواز نماید خود انتخاب کند که غفور هواپیمای اف 4 را انتخاب می کند . در آن زمان این جنگنده فقط در تهران و شیراز خدمت می کرد که بر این اساس غفور به شیراز منتقل می شود و پرواز با هواپیمای اف 4 را در گردان 72 تاکتیکی شیراز که مسئولیت آن بر عهده سرتیپ خلبان شهید جواد فکوری بود، آغاز می نماید . غفور با ورود به شیراز پروازهای آموزشی ، آزمایشی و تاکتیکی خود را همچون دیگر خلبانان پی گیری می نماید ولی دیگر زمان آن رسیده بود که او شایستگی خود را به فرماندهان فعلی خود نیز نشان دهد . ......................................... یک درجه ترفیع برای شجاعت و شهامت بیست سوم اردیبهشت ماه سال 1352 عقربه های ساعت حدود 2 بعدازظهر را نشان می دهند که ستوانیکم غفور جدی خود را برای یک پرواز آزمایشی آماده می کند . هوابسیار گرم بود و دسته فانتوم ها برروی قرار گرفتند و ثانیه هایی بعد همگی در دل آسمان جای گرفتند . غفور به محض این که چرخ ها را می بندد متوجه تکان های خفیفی در هواپیما می شود که تصور می کند این تکان بخاطر گردابه های به جای مانده از جنگنده های جلویی باشد روی همین اصل به آن توجهی نمی کند ولی به محض خارج کردن هواپیما از حالت پس سوز نه تنها لرزش ها کم نمی شود بلکه بر شدت آن نیز افزوده می شود . در کمتر از یک دقیقه همه چراغ های قرمز رنگ کابین خلبان شروع به چشمک زدن می کند که همه آنها نشان از نقص فنی در هواپیما را می داد ولی غفور نمی دانست هواپیما چه ایرادی پیدا کرده است و کدام سامانه دچار مشکل شده است . در همین اثنا هواپیما تکان شدیدی می خورد و با زاویه زیاد شروع به اوج گیری می نماید . ستوان جدی سعی می کند به هر شکل ممکن هواپیما را از این حالت خارج نماید چون اگر این وضعیت ادامه پیدا می کرد احتمال استل موتور (خفگی کمپرسور) زیاد بود غفور هرچقدر تلاش می کند اهرم هدایت هواپیما را به جلو فشار دهد موفق نمی شود در همین کش و قوس وضع بدتر هم می شود. موتور جنگنده دچار واماندگی می شود و هواپیما به شدت شروع به کم کردن ارتفاع می نماید. ستوان جدی بی درنگ با هماهنگی خلبان کابین عقب اهرم خروج اضطراری را فعال می کند و خلبان کابین عقب موفق به خروج اضطراری از هواپیما می شود و با کمک چتر نجات سالم به زمین می رسد ولی قهرمان اردبیلی قصد خروج از هواپیما را ندارد غفور مصمم است به هرشکل ممکن هواپیما را نجات بدهد . تلاش او نتیجه می دهد و سرانجام موفق می شود جنگنده سرکش را در اختیار بگیرد درنگ جایز نبود بلافاصله به سمت پایگاه گردش کرد که ناگهان هواپیما دوباره شروع به تکان خوردن می کند ولی این بار هم ستوان موفق می شود جنگنده را در اختیار بگیرد و آن را بر روی باند پروازی به زمین بنشاند . ................................................ مرخصی تشویقی و یادگیری پرواز با 747 شهامت و رشادت مثال زدنی که ستوان جدی در این پرواز برای نجات یک هواپیمای چند میلیون دلاری به خرج می دهد او را مفتخر به دریافت یک درجه ترفیع می نماید . غفور در مراسم تشویق خود عامل موفقیتش را یاد خدا ، حفظ خون سردی و اجرای دقیق دستورالعمل های پروازی عنوان می کند . نیروی هوایی به پاس این شجاعت، خلبان خود او را به مرخصی سه ماهه تشویقی به آمریکا می فرستد. با رسیدن غفور به امریکا او از تفریح و گردش منصرف می شود و تصمیم می گیرد در مدتی که در آمریکا اقامت دارد گواهینامه خلبانی با هواپیمای مسافربری را نیز اخذ نماید که در این مهم نیز موفق است و گواهینامه پرواز با هواپیمای مسافربری بویینگ 747 را در آمریکا اخذ می نماید . پس از بازگشت از آمریکا هواپیمای اف 4 به پایگاه شکاری همدان نیز گسترش یافته بود که بر همین اساس ستوان غفور جدی به پایگاه همدان منتقل می شود و تا شهریور ماه سال 1355 به خدمت خود در این پایگاه ادامه می دهد تا این که در این ماه نیروی هوایی نام او را برای طی دوره امنیت پرواز در لیست اعزامی به آمریکا قرار می دهد و ستوان جدی در آذر ماه سال 1355 برای بار سوم به آمریکا می رود. غفور این دوره را نیز با موفقیت کامل پشت سر می گذارد و در مرداد ماه سال 1356 به ایران باز می گردد . پس از بازگشت ستوان جدی از آمریکا او به پایگاه شکاری بوشهر منتقل می شود که این آخرین پایگاهی بود که این شهید بزرگوار در آن خدمت می کرد . .................................................. ...... دستان توطئه گر، غفور را از نیروی هوایی دور کرد انقلاب به پیروزی رسید غفور در این زمان به عنوان استاد خلبان و معلم هواپیمای اف 4 در پایگاه بوشهر مشغول به خدمت بود همه چیز طبق روال عادی پیش می رفت و غفور که یک افسر منظبط و سخت گیر بود بعنوان فرمانده بازرسی و امنیت پرواز پایگاه بود تا این که سال 1359 آغاز شد . دست های دسیسه گر کمر به بدنامی غفور بسته بودند و بدلیل اوضاعی که در آن زمان بدلیل وقوع انقلاب بر نیروی هوایی حاکم بود و عناصری فرصت طلب به دنبال تسویه حساب های شخصی خود بودند و این باعث شد اوضاع برای غفور به خوبی به پیش نرود و نام او ناخواسته در لیست خلبانانی قرار گیرد که باید از نیروی هوایی تسویه حساب کنند . غفور با دلی رنجور شروع به تسویه از نیروی هوایی نمود و در مراحل نهایی تسویه او عراق از زمین هوا به ایران حمله ور شد . می خواهم بجنگم نمی توانم دوستانم را تنها گذارم با شروع جنگ غفور تصمیم گرفت به صورت داوطلبانه به نیروی هوایی بازگردد ولی تعدادی از خائنین او را تشویق به ترک ایران نمودند که غفور در جواب آنها می گوید : این همه هزینه در زمان صلح برای تفریح ما خرج نشده ، ما برای چنین روزهایی آموزش دیده ایم . ستوان جدی به دفتر فرماندهی وقت پایگاه مرحوم سرتیپ خلبان "مهدی دادپی" می رود و می گوید : - اکنون زمان آن رسیده که جواب گوی خرجی باشم که برای من شده است. می خواهم بجنگم برایم مهم نیست چه اتفاقی افتاده و یا قرار است بیافتد. دینی به مملکتم دارم که باید آن را ادا نمایم. درجه هایم را هم نمی خواهم فقط می خواهم بجنگم نمی توانم دوستانم را تنها بگذارم . مرحوم دادپی خواهش غفور را می پذیرد و با فرماندهی وقت نیرو شهید سرتیپ خلبان جواد فکوری تماس می گیرد و ایشان ضمن موافقت با درخواست غفور دستور می دهند درجه های او نیز بازگردانده شود . غفور شادمان از دستور فرماندهی و خشمگین از دشمن بعثی، پای در رکاب نبرد می گذارد و در مدت 45 روز ابتدایی جنگ 80 پرواز عملیاتی انجام می دهد . سرهنگ غفور جدی در تمام این مدت 45 روز برای هر پرواز از خانواده حلالیت می طلبد گویا او خود را برای شهادت آماده کرده بود . حلالم کنید آبان ماه به نیمه رسیده و مادر از دوری فرزند بی تاب است ولی غفور در آن شرایط حساس نمی توانست پایگاه را برای مدت طولانی ترک نماید و بالاخره قرار می شود مادر از اردبیل به تهران بیاید و غفور نیز به تهران سفر کند تا دیدارها تازه شود. برگه مرخصی غفور برای روز هفدهم آبان ماه سال 1359 صادر می شود و غفور شادمان و بی تاب برای دیدار مادر، شب هنگام وسایل سفر را مهیا می کند . صبح روز هفدهم نام سرهنگ در برد پروازی قرار دارد. غفور دو پرواز عملیاتی را انجام می دهد و سپس از دوستان به قصد سفر به تهران خداحافظی می کند ولی در همین هنگام یک ماموریت مهم برون مرزی به او ابلاغ می شود. حصر آبادان در حال تکمیل شدن است و هر آن احتمال دارد آبادان نیز سقوط کند. نیروهای دشمن در نزدیکی بصره مستقر هستند و از همان محور قصد عبور از مرزهای ایران را دارند. قلب سرهنگ فشرده می شود. بر سر آبادان چه خواهد آمد؟ الان وقت سفر نیست بهتر است بعد از این پرواز به تهران بروم . پرسنل فنی بی درنگ دو فروند فانتوم مسلح را آماده پرواز می کنند. غفور به سمت آشیانه می رود و پا در پلکان هواپیما می گذارد ولی انگار چیزی را فراموش کرده است. برمی گردد و به طرف سربازی می رود که از جلوی آشیانه ایستاده است. او را در آغوش می کشد و از او حلالیت می طلبد و ساعت و گردنبند الله خود را که هیچ گاه از خود جدا نمی کرد به سرباز هدیه می کند . صورتش رنگ دیگری است. چشم هایش اگر زبان داشتند می خواستند احساس او را بیان کنند . آیا می داسنت که این پرواز آخرش است و این ماموریتی بی بازگشت است ؟ آیا می دانست بال های آهنین پرنده اش به بال های او تبدیل می شوند تا او را تا عرش همراهی نمایند ؟ گویی به او الهام شده بود که دیگر باز نمی گردد با چشم هایش همه را دنبال می کند و به نوعی با همه خداحافظی می کند و از پلکان بالا می رود. آری غفور دیگر باز نمی گردد . .................................................. ............. پروازی دیگر در راه است سومین پرواز جنگی سرهنگ در این روز در پیش است. دو فروند فانتوم مسلح یکی به خلبانی سرهنگ "اصغر سفیدموی آذر" و کمک ستوان "اعظمی" و دیگری به خلبانی سرهنگ غفور جدی و کمک ستوان "خلجی" بر روی باند قرار می گیرند. ثانیه هایی بعد صدای غرش سهمگین فانتوم ها که نشان از خشم ملت ایران و هراسی در دل بعثیون است فضای پایگاه را پر می کند و دو پرنده در دل آسمان جای می گیرند . جنگنده ها با کم کردن ارتفاع از جنوب خرمشهر و سمت چپ فاو وارد خاک عراق می شوند و سمت بصره را در پیش می گیرند ولی در طول مسیر هیچ نیروی مشاهده نمی شود . جنگنده ها با رسیدن به بصره با گردش به سمت راست به سمت مرزهای ایران گردش می کنند. در همین اثنا غفور متوجه یک نخلستان در نزدیکی بصره می شود که تعدادی پدافند در میان آن استتار شده است. با دقت بیشتر خلبانان متوجه حدود 40 فروند تانک می شوند که کاملا استتار شده و لوله های آن طوری استتار شده که به نظر دودکش خانه روستایی به نظر می رسد. هواپیمای شماره یک جناب سفیدمو روی رادیو اعلام می کند که شما از من فاصله بگیرد اول من بمباران می کنم سپس شما حمله ور شوید . شماره یک بمب های خود را روی هدف رها می کند . اینک نوبت غفور است که تیرهای خشم ملت ایران را بر سر دشمن فرود آرد. سرهنگ با شیرجه برروی هدف با دقت فراوان بمب هایش را رها می کند. دود غلیظ ناشی از سوختن تانک ها دشمن فضا را پر کرده بود . ناگهان هواپیما تکان شدیدی می خورد و ثانیه هایی بعد با یک تکان شدید دیگر به بالا پرتاب می شود. خلبان کابین عقب متوجه نشان دهنده دور موتور سمت راست می شود که عقربه آن به صفر می رسد و موتور سمت راست از کار می افتد . چراغ های قرمز چشمک زن همراه با بوق های ممتد نشان از وضعیت وخیم جنگنده می داد. غفور همچنان ساکت و مصمم به سمت مرز پرواز می کرد. او مصمم بود به هر شکل ممکن از مرز عبور نماید. بعد از گذشتن جنگنده از بهمنشیر وارد مرزهای ایران می شوند که غفور روی رادیو اعلام می کند که هواپیمایش مورد اصابت موشک قرار گرفته و یکی از موتورها از کار افتاده ، هیدرولیک هواپیما هم دیگر جواب نمی دهد ، با این شرایط به پایگاه نمی رسیم و باید هواپیما را ترک کنیم . سرهنگ از هواپیما بیرون پرید ولی چترش ... سرعت هواپیما زیاد و ارتفاع آن کم بود. در این شرایط امکان اجکت وجود نداشت. سرهنگ جدی با خلبان کابین عقب صحبت می کند که آماده باش ارتفاع می گیریم و سپس بیرون می پریم . غفور هواپیما را به ارتفاع 3000 پایی می رساند اکنون 50 کیلومتر از مرز فاصله دارند . ناگهان هواپیما از کنترل غفور خارج می شود و شروع به کم کردن ارتفاع می نماید . سرهنگ به خلبان کابین عقب می گوید آماده اجکت باش و سپس ضامن را می کشد و هر دو خلبان در حدود کیلومتر 7 جاده ماهشهر – آبادان از هواپیما خارج می شوند . ستوان خلجی به سلامت به زمین می رسد ولی از ناحیه گردن و دست زخمی می شود و به دنبال غفور می گردد. از دور دودی را مشاهده می کند که نمایانگر محل سقوط هواپیماست. کمی که جلوتر می رود چتر سرهنگ غفور جدی را می بیند . بدن ستوان یخ می زند. چند متر آن طرف تر غفور را می بیند . وای خدای من صندلیش جدا نشده است و کمربندهایش هنوز بسته است . هفدهم آبان‌ماه سالگرد شهادت سرتیپ خلبان "غفور جدی" در سال .................................................. ........ غفور پر کشیده است در نگاه اول خلجی فکر می کنم غفور بی هوش شده . صدایش می زند غفور غفور ! همزمان با دست به صورت غفور می زند. نبضش را می گیرد ولی قلب غفور از تپیدن ایستاده است. غفور نفس نمی کشد . ستوان ناگهان متوجه سینه غفور می شود که بالا آمده مچ پایش هم در اثر برخورد با زمین شکسته است . بی اختیار به زمین می افتد غفور بال کشیده بود و پرواز دیگری را آغاز نموده بود . منطقه خیلی ناامن بود و ستوان باید منطقه را ترک می کرد ولی با پیکر غفور باید چه کار می کرد. نمی توانست او را همان جا رها کند . در همین افکار بود که متوجه دو ماشین جیپ شده که به طرف آنها می آمدند پیش خود تصور نمود که شاید عراقی باشند کلت کمری را برداشت تا با آنها مبارزه کند ولی هیچ پناه گاهی وجود نداشت او داخل یک بیابان مسطح سقوط کرده بود . ماشین ها در 500 متری خلجی ایستادند و نفراتی از آن پیاده شدند و اسلحه های شان را به طرف او گرفتند . کمی جلوتر رفت که یکی از آنها به فارسی گفت جلو نیا ! خوشحال از این که آنها ایرانی هستند فریاد زد من هم ایرانی هستم و به طرف آنها دوید که ناگهان یکی از آنها تیر هوایی شلیک کرد و گفت : بخواب روی زمین . ستوان کارت خود را از جیبش بیرون آورد و گفت من خلبان ایرانی هستم دوستم هم شهید شده است نفرات جلو آمدند و او را در آغوش کشیدند و همگی کنار غفور نشستند و فاتحه ای برای او تلاوت کردند . پیکر غفور را به پایگاه ششم منتقل شد و آنجا بود که وصیت آن شهید بزرگوار خوانده شد که در قسمتی از آن نوشته شده بود : " دوست دارم کفنم پرچم ایران باشد " altانتقال پیکر شهید به زادگاهش پیکر پاک شهید سرهنگ خلبان غفور جدی از بوشهر به تهران منتقل و از آنجا با یک فروند هواپیمای سی 130 به تبریز منتقل شد . مردم انقلابی و شهید پرور اردبیل با شنیدن خبر شهادت غفور پای پیاده عازم تبریز شده بودند و نیمی از جاده 150 کیلومتری را پیاده طی کرده بودند تا این که جنازه شهید به وسیله آمبولانس به آنها رسید . پیکر شهید به اردبیل رسید و خانواده خواستند آخرین وداع را با او انجام دهند. شدت ضربه باعث شکستگی دنده ها ، پارگی اعضای بدن و خون ریزی داخلی شده بود ولی بجز خون مردگی پهلو و خون لخته شده ای که از کنار لب غفور جاری شده بود هیچ چیز دیگر مشاهده نمی شد. انگار که غفور خواب بود بدنش کاملا سالم و تبسمی بر لب داشت . گویی اگر صدایش می زدی از خواب بیدار می شد . امام جمعه اردبیل با آن که می دانست از نظر شرعی نیاز به غسل شهید نیست شخصا این شهید بزرگوار را غسل نمود و بر پیکرش نماز خواند . حال نوبت مردم اردبیل بود تا فرزند برومندشان را تا آرامگاه ابدی اش همراهی نمایند . غفور از مریدان امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) بود شاید بخاطر همین مراسم تشییع پیکر ایشان مقارن شده بود با عزاداری سالار شهیدان امام حسین (ع) . پدر بزرگوار در مراسم تشییع فرزندش با روحیه ای خوب شرکت کرد و در میان مردم لب سخن گوشود و گفت : - امانتی بود دست ما که خداوند آن را پس گرفت . تجلیل حضرا امام خمینی (ره)از مقام شهید غفور جدی مراسم تشییع با حضور مردم اردبیل با شکوه خاصی برگزار شد و آنها از فرزندشان به این شکل قدردانی نمودند. به همین مناسبت هم در شهر یک هفته عزای عمومی اعلام شد و یکی از خیابان های اصلی شهر به نام این شهید بزرگوار نامگذاری گردید . پس از شهادت غفور، از سوی فرمانده وقت نیروی هوایی شهید سرتیپ خلبان جواد فکوری از خانواده ایشان دعوت گردید تا در مراسمی که برای بزرگداشت این شهید عزیز در تهران برگزار شد شرکت نمایند . چندی بعد حضرت امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی و شهید بزرگوار سرتیپ ستاد ولی الله فلاحی جانشین وقت ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، به خط خود و در لوح های جداگانه ای شهادت این شهید بزرگوار را به خانواده اش تسلیت گفتند . روحش شاد و یادش گرامی باد

http://www.pic.iran-forum.ir/images/e0djf3ia6n8bhkygblkq.jpg

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/c/c5/7355.jpg

M.Hossein
2012-Sep-16, 22:25
شهید ابراهیم حسنی

این شهید بزرگوار در حدود سالهای 1345و 1346 در نیرو هوایی استخدام شدند و در همان سالها برای دوره ی مهندسی پرواز هواپیمای سی 130 به آمریکا اعزام شد و این دوره را با موفقیت پشت سر گزاشتند و پس از بازگشت به ایران با همین عنوان پروازهای خود را با هواپیمای سی130 آغاز کرد . بعد از اعلام نیرو هوایی مبنی بر استخدام خلبان ، ایشان داوطلب شد که در امتحانات شرکت کند و در نهایت همراه گروهی ، برای طی دوره خلبانی به آمریکا اعزام شد .
این شهید بزرگوار انسانی با ادب ، با سواد و با تجربه بودند . این شهید بزرگوار در روز پنج شنبه ، اول آبان ماه 1359 در حالی که حدود یک ماه از جنگ می گذشت ،وقتی که خلبان اف 4 بودند ، به همراه جناب خجسته پور به شهادت رسیدند .

روحشان شاد و یادشان گرامی باد

M.Hossein
2012-Sep-16, 22:25
شهید جعفر مردانی اولین خلبان شهید تامکت

یکی از خلبانان خوب و قدیمی اف 14 بودند که از هواپیمای اف 5 به اف 14 آمده بودند . در روزهای آخر فروردین ماه سال 1360به همراه شهید سید حسین حسینی، جهت گشت هوایی در منطقه خلیج فارس در نیمه های شب به پرواز در آمدند که متاسفانه بعد از انجام سوخت گیری هوایی ، بر روی کوههای اطراف کازرون هواپمایشان به دلیلی که هرگز مشخص نشد ، سقوط کرد و هر دوی این عزیزان به شهادت رسیدند .
http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up9/91056285314986161782.jpg

M.Hossein
2012-Sep-17, 21:21
شهادتش به او الهام شده بود

شهادت سرهنگ خلبان "علیرضا بیطرف"
به نقل از سرتیپ خلبان فضل الله جاوید نیا




اوایل تابستان سال 1366 بود ، نیروی هوایی از چندی قبل شروع به اعزام پرسنل به سفر حج نموده بود و هر کدام از پرسنل که اسم شان در لیست قرار می گرفت به این سفر معنوی مشرف می شدند . در همین هنگام بود که به "علیرضا بیطرف" اعلام نمودند که باید خود را برای رفتن به سفر حج آمده کنی . ایشان نیز بعد از درخواست مرخصی به مدت یک ماه به همراه خانواده عازم تهران شد . دوسه روزی از رفتن بیطرف نگذشته بود که دیدم به پایگاه برگشته چون خیلی باهاش صمیمی بودم بهش گفتم :
- علی چی شد ؟ پس چرا برگشتی ؟
گفت :
- تمام پروازهای حجاج یک هفته به عقب افتاده اومدم که بگم مرخصی ام رو یک هفته عقب بنیندازید .
بهش گفتم : "باشه تو برو تهران احتیاجی نیست بمونی."
ولی در پاسخ بهم گفت :
- نه تا این فاصله یک هفته اومدم که پرواز کنم .
هر چی بهش گفتم تو احتیاج نیست که پرواز کنی برو به کارهایت برس گوش نکرد. به جرات می تونم بگم اکثر بچه های گردان گفتند:
- علی برو استراحت ما هستیم ...
ولی بیطرف پایش را در یک کفش کرده بود که الا و بلا من اومدم که پرواز کنم . خلاصه هر کاری که کردیم حریفش نشدیم . فردای اون روز علی پرواز کرد و ساعاتی بعد در باند فرود به سلامت به زمین نشست .




پرواز آخر علی

صبح روز بیست تیرماه سال 1366 من برای یک پرواز آموزشی از باند پروازی بلند شدم و شاید نیم ساعت بعد از من نیز بیطرف جهت آزمایشی به پرواز در آمد. در آن پرواز سرگرد علیرضا بیطرف کابین جلو و سروان خانپور به عنوان کابین عقب پرواز می کردند . صدای رادار اصفهان که با علی صحبت می کرد را می شنیدم. دقایقی گذشت و من در حال بازگشت به پایگاه بودم که شنیدم رادار مرتب علی را صدا می زنه ولی جوابی نمی داد سریع توی رادارم چک کردم علی رو توی صفحه رادار نداشتم . شروع به صدا زدنش کردم :
- علی علی جواب بده ...
حسابی دلم شور می زد. به هواپیمای همراهم اعلام کردم که به پایگاه برگرد. تقریبا دو دقیقه ای گذشت که لاشه هواپیما را که در آتش می سوخت رو دیدم . بلافاصله با رادار تماس گرفتم و موقعیت را اعلام نمودم و درخواست پرواز هلی کوپتر نجات را کردم ، خودم هم شروع به گردش در بالای سر هواپیما کردم. به دقت به زمین نگاه کردم و متوجه شدم که فقط یک چتر نجات باز است و خبری از چتر نجات دوم نیست . همین طور به خودم دلداری می دادم که حتما من خوب ندیدم و چتر دوم هم روی زمین است

فقط یکی از خلبانان زنده است

در همین افکار بودم که متوجه هلی کوپتر نجات شدم . هلی کوپتر نشست و لحظاتی بعد به پرواز درآمد. بلافاصله با خلبان هلی کوپتر تماس گرفتم و قضیه را جویا شدم . خلبان هلی کوپتر گفت یکی از خلبانان را نجات دادیم ولی متاسفانه دیگری در آتش گرفتار شده و کاری نتوانستیم برای او انجام دهیم .
قدرت این که دوباره تماس بگیرم و سوال کنم نفری که در آتش بوده چه کسی هست را نداشتم اصلا جرات فکر کردن به این که یکن فر شهید شده را نمی خواستم به خودم بدهم . بدون این که متوجه زمان شوم به ابتدای باند رسیدم و بعد از فرود سریع خودم را به گردان رساندم .

علی پروازی دیگر را آغاز نمود

اوضاع گردان زیاد جالب نبود. سوال کردم چه کسی شهید شده که یکی از بچه با گریه بهم گفت :
- علی هم آسمانی شد و پروازی دیگر را آغاز نمود .
انگار تمام دنیا روی سرم خراب شده بود. نمی توانستم تصور کنم که علی از پیش ما رفته باید جواب زن و بچه اش را چه می دادم . از خانپور پرسیدم چی شد گفت در حال چک کردن فرامین هواپیما بودیم که هواپیما از کنترل خارج شد وچون نزدیک زمین بودیم من ایجکت نمودم و دیگه چیزی نفهمیدم .
رفتم داخل اتاقم. افکارم خیلی پریشان بود که صدای تلفن مرا به خود آورد . تلفن را برداشتم خانم علی بود بهم گفت:
- جناب جاوید نیا از علی خبر ندارید هرچی زنگ می زنم جواب نمی ده.
گفتم:
- رفته پرواز نمی دونم برگشته یا نه ؟
همسر بیطرف گویا از لحن صدای من چیزی فهمیده بود گفت :
- جناب جاوید نیا اتفاقی افتاده؟
گفتم نخیر چه اتفاقی و بلافاصله خداحافظی کردم و تلفن را قطع نمودم . شاید 10 تا 15 دقیقه بعد دوباره همسر بیطرف تماس گرفت و گفت:
- جناب جاوید نیا هیچ کس بهم جواب درست و حسابی نمی ده چی شده علی شهید شده ؟
گفتم:
- شهید شده یعنی چی چرا حرف تو دهن من می زاری یه کم حالش بد شده بود بردنش بیمارستان و تلفن را قطع کردم .




با او وداع کردیم

چند دقیقه بعد یکی از بچه ها با صورت اشک بار اومد تو اتاق و گفت:
- جاوید ، علی رو آوردند نمی یای .
سریع بلند شدم زانوهام توان نداشت. رسیدم بالای سر برانکارد روی برانکارد یه پارچه سفید کشیده بودند . یکی از بچه ها گفت:
- جاوید نگاه نکن بذار همون چهره قبلی اش توی ذهنت بمونه .
گفتم: باید برای آخرین بار ببینمش .
پارچه رو کنار زدم تمام دنیا روی سرم خراب شد. اصلا نمی شناختمش می خواستم فریاد بزنم ولی انگار صدام اصلا در نمی اومد. پیکر سوخته شهید علیرضا بی طرف خود نشانگر همه چیز بود . فردای اون روز پیکر پاک و مطهرش رو میان بغض بچه ها تشییع کردیم ولی بعد از گذشت حدود 20 سال از اون روز هنوز هم وقتی یاد اون روزها می افتدم با خود می گم:
- یعنی واقعا علی می دونست که می خواد شهید بشه ؟
با تشکر از وب سایت نیرو هوایی ایران

http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&format=raw&type=orig&id=21274

http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&format=raw&type=orig&id=18363

http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&format=raw&type=orig&id=21212

شهید بابایی در مراسم شهید علیرضا بیطرف
http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&format=raw&type=orig&id=21235

M.Hossein
2012-Sep-25, 19:10
صدام به خونش تشنه بود

شهید اقبالی دوگاهه
http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/05/05/13910505000039_PhotoA.jpg

سرلشکر خلبان شهید «سید علی اقبالی دوگاهه» در هفتم مهر ماه 1328 در محله دوگاهه شهرستان رودبار در استان گیلان دیده به جهان گشود. دوران طفوليت و تحصیلات ابتدايي را در رودبار پشت سر گذاشت و براي ادامه تحصيل و اخذ ديپلم به تهران آمد و در دبيرستان اميركبير ثبت نام كرد. وي پس از اخذ ديپلم، با عشق و علاقه وافری که به پرواز و حراست از آسمان میهن داشت، در تاریخ سيزدهم آذر ماه 1346 به استخدام نیروی هوایی ارتش درآمد. پس از طي آموزش هاي نظامي، موفقيت در آزمون‌هاي زبان انگليسي، مهارت هاي فني تخصصي، پشت سرگذاشتن دوره‌هاي آكادمي پرواز و پرواز مقدماتي با هواپيماهاي پاپ و F-33، در بيست ‌و پنجم مردادماه 1347 به منظور تكميل دوره خلباني و پرواز با هواپيماهاي پيشرفته جت شكاري به پايگاه هوايي ویلیامز شهر فنيكس ایالت آریزونای امریکا اعزام گردید. پس از طی دوره‌هاي تكميلي و پرواز با هواپیماهای T-38 , T-37 , T-6 , T-41 به مدت 220 ساعت و دريافت نشان خلباني و كسب رتبه نخست در بين بيش از 400 دانشجوي خلباني از كشورهاي مختلف به عنوان خلبان نمونه اين پايگاه به ايران بازگشت.


وي سپس آموزش هاي تاكتيكي را با هواپيماي شكاري F-5 در تاريخ چهاردهم بهمن ماه 1348 به سرعت به پايان رساند و به عنوان افسر خلبان جنگنده شكاري تاكتيكي F-5 تايگر در گردان 43 شكاري، فعاليت هاي پروازي خود را در پايگاه هوايي دزفول آغاز نمود. در مسابقات تيراندازي هوايي كه در سال 1351 بين خلبانان تمامي پايگاه ها در پايگاه دزفول برگزار گرديد، حائز مقام نخست در بين تمامي خلبانان و به عنوان قهرمان قهرمانان معرفي شد. آگاهي هاي علمي و مهارت هاي تخصصي ايشان در پروازهاي تاكتيكي و عملياتي به حدي بود كه در كمترين زمان ممكن، تا سطح ليدر دومي ارتقا يافت و با جديت در انجام وظايف و ارايه طرح هاي كاربردي و مؤثر در راستاي پايين آوردن سوانح پروازي، نام خود را در رديف بهترين و نام‌آورترين خلبانان نيروي هوايي ثبت كرد. بدين ترتيب، بار ديگر در سال 1353 جهت گذراندن دوره كارشناسي تفسير عكس هاي هوايي و مديريت اطلاعات و عمليات هوايي به امريكا اعزام گرديد و پس از طي اين دوره و بازگشت به ايران، ابتدا در پايگاه ششم شكاري بوشهر و سپس در پايگاه دوم شكاري تبريز، ضمن انجام پروازهاي عمليات تاكتيكي و استاد خلباني، مسئوليت شعبه اطلاعات و عمليات فرماندهي گروه يكم گردان 23 شكاري و افسر ناظر اجراي طرح هاي عملياتي معاونت طرح و برنامه نيروي هوايي را بر عهده گرفت.


اقبالي در سال 1354 ازدواج كرد و ثمره اين ازدواج فرزند پسري بود كه در حال حاضر يكي از پزشكان حاذق كشورمان و از افتخارات ايران اسلامي است

شهيد اقبالي عاشق پرواز بود. عليرغم مسئوليت هاي مهمي كه بر عهده داشت، هرگز از فعاليت هاي پروازي دور نشد. جرات و جسارت در پروازهاي عملياتي، تكنيك در كنار تاكتيك به همراه مهارتهاي فني، علمي و تخصصي، از وي استاد خلبان ماهر و برجسته‌اي ساخته بود كه بر اساس مدارک موجود در پرونده پرسنلی، همواره در وضعیت عالی پروازی، آکادمیک و انظباطی قرار داشت و دریافت بیش از ده مورد تشویقی از رده های فرماندهی نیروی هوایی ارتش، گواهی بر این مدعاست. وی با بیش از 3 هزار ساعت پرواز عملیاتی و آموزش خلبانی به ده ها دانشجوی جوان خلبانی که تعدادی از آنها همچون شهیدان سرافراز سرلشکر خلبان«عباس بابایی» و سرلشکر خلبان «مصطفی اردستانی» به مقام والای شهادت نائل گردیده اند، و یا به رده های ارشد فرماندهی نیروی هوایی رسیده اند، کارنامه درخشان و پرافتخاری در طول عمر کوتاه و پربركت خود به جای گذاشت.




وي فردي به تمام معنا صميمي و مهربان بود. انساني فروتن و خويشتندار، گشاده رو، متين، آراسته و با اخلاق نيكو و منش بسيار انساني بود كه در نگاه اول هر كس را شيفته خود مي‌كرد. داراي روحي بلند كه علاقه خاصي به قرائت قرآن مجيد داشت و هر چند وقت، كل قرآن را دوره مي‌كرد. او خلباني جوان با دانش و معلومات فوق‌العاده گسترده بود كه به تمام موضوعات و قوانين پروازي اشراف كامل داشت. با تكيه بر هوش و استعداد و حافظه بسيار قوي خود، با وجود تعدد منابع دانش پروازي و منابع تخصصي، به ويژه آيين نامه‌ها و دستورالعمل هاي نيروي هوايي، شهيد اقبالي به طور خارق‌العاده‌اي به اين منابع احاطه داشت به نحوي كه در مناظره‌ها بعضا مشاهده مي‌شدكه با قيد عنوان آيين نامه، صفحه و پاراگراف را دقيقا ذكر مي كند! به علت توانايي هاي بالايي كه در امور فني و پروازي داشت، در خيلي از موارد مورد مشورت همكاران و فرماندهان قرار مي‌گرفت و تحليل هاي وي همواره صائب بود. لذا از احترام خاصي در نزد فرماندهان نيرو مخصوصا شهيد «فكوري» فرمانده وقت نيروي هوايي برخوردار بود. وي در سن 25 سالگي استاد خلبان جنگنده F-5 و در 27 سالگي با درجه سرگردي جزو افسران ارشد نيروي هوايي شد.

آن شهيد بزرگوار به دليل برخورداري از هوش وافر، آگاهي هاي بالاي علمي و مهارت هاي فني و تخصصي توانست در كمترين زمان ممكن به سطح ليدري ارتقا يافته و سرانجام به ستاد نيروي هوايي در تهران منتقل گردد. طي خدمت در ستاد، وي طرح های استراتژیک و تاكتيكي ویژه ای را علیه تمامي نقاط حساس و حیاتی دشمن طراحی کرده بود. شهيد اقبالي در حالی که یک نیروی ستادی بود و می توانست دیگر حتی یک ساعت هم در کابین جنگنده ننشیند، با شروع جنگ و حمله عراق به 15 پایگاه نیروی هوایی، بلافاصله خودش را به پایگاه تبریز رساند كه در آن هنگام، اين پايگاه در طرح کلان نیروی هوایی، مسئول بخش هایی از خاک عراق نظیر کرکوک، موصل و اربیل بود. شهید با استفاده از طرح های حساس و حیاتی که علیه دشمن طراحی کرده بود، برنامه ریزی وسیعی برای مقابله و پاسخ کوبنده و شدید به دشمن بعثی انجام داد که در تاریخ نیروی هوایی و در تمام محافل مطالعاتی و تحقیقاتی اين نيرو به طور جد ماندگار شد. با استفاده از چنین طرح ها و فداکاری های خلبانان از جان گذشته بود که در ماه نخست جنگ، تمام پالایشگاه ها، تلمبه خانه ها و نیروگاه های برق عراق از کار افتاد و صادرات 350 میلیون تنی نفت عراق به صفر رسید. شهید اقبالی در مدت كوتاه عمر پربارش در جنگ تا لحظه شهادت، با 50 ساعت پرواز جنگی، ركورد بيشترين ساعت پرواز را به نام خود ثبت كرد و دقیقترین اهداف را مورد هدف قرار داد.
سرلشكر اقبالي در عمليات معروف «كمان99» كه در نخستين روز جنگ تحميلي با شركت 140 فروند جنگنده از پايگاه هاي مختلف انجام شد، شركت داشت. وي در قالب ليدر دسته چهار فروندي به نام «اسكارL » از پايگاه دوم شكاري تبريز برخاست و پس از بمباران پايگاه هوايي موصل، هر چهار فروند سالم به پايگاه برگشتند.


شهادت


امیر سرلشكر شهید سيد علي اقبالي دوگاهه در تاریخ اول آبان ماه 1359 که مصادف با عید قربان بود، به عنوان ليدر يك دسته دو فروندي هواپيماي F-5، با هدف بمباران يكي از پادگان هاي نظامي عراق به نام پادگان «العقره» در نزديكي مرز مشترك ايران، تركيه و عراق، به ‌همراه همرزم دلاورش«ستوان خلبان شفيع حسين پور» از پايگاه هوايي تبريز به هوا برخاست. پس از رسيدن به هدف، شهید اقبالی قسمت شرقی پادگان را هدف قرار داد و مثل همیشه، هدف را به خوبی نابود کرد. ستوان حسين پور نيز قسمت غربی پادگان را هدف قرار داد. پادگان «العقره» در آتش و دود مي‌سوخت و شهيد اقبالي و همرزمش، خوشحال و سربلند، آسمان عراق را ترك مي‌كردند، اما هنوز بمب رها نشده‌اي وجود داشت و هدف ديگري در پيش رو؛ رادار منطقه هوايي موصل. راداري استراتژيك كه بارها اميد همرزمانش را به يأس مبدل كرده بود وپرنده‌هاي آهنين بالشان را نشانه رفته بود. بايد انتقام مي‌گرفت؛ به دنبال بمباران موفق و متهورانه تجهيزات عظيم راداري دشمن، هواپيمايش به شدت مورد اصابت موشك قرار گرفت. شهيد با دانش وسيع پروازي و مهارت بي‌نظيرش هواپيماي آسيب ديده را تا سي كيلومتري مرز ايران رساند. سرانجام هواپيما سرنگون و خلبان جوان مجبور به خروج اضطراری شد. وي در حالی که زنده به اسارت مزدوران عراقی درآمده بود، به دلیل ضربات مهلکی که نیروی هوایی ارتش جمهوري اسلامي ايران در نخستین ماه جنگ بر پیکر ماشین جنگی عراق وارد نموده بود و عملا آن را زمینگیر کرده بود، برای ایجاد رعب و وحشت در بین سایر خلبانان كشورمان، برخلاف تمامي موازین انسانی و موافقت نامه های بین المللی رفتار با اسرا، به فجيع‌ترين و بيرحمانه ترين وضع به شهادت رسید به طوری که نیمی از پیکر مطهرش در نینوا و نیمی در موصل عراق مدفون شد. این جنایت به حدی وحشیانه بود که رژیم بعثی در تلاشي بيشرمانه براي سرپوش گذاشتن بر اين جنايت هولناك، تا سالها از اعلام سرنوشت آن شهید مظلوم خودداری می کرد و طی 22 سال هیچگونه اطلاعی از سرنوشت وي موجود نبود؛ تا اين كه در خرداد سال 1370، بر اساس گزارش هاي موجود عملياتي و اطلاعاتي، و نامه ارسالي كميته بين‌المللي صليب سرخ جهاني مبني بر شهادت ايشان و اظهارات ديگر اسراي آزاد شده وخلبانان اسير عراقي، شهادت خلبان علي اقبالي دوگاهه محرز شد. پيكر مطهرش كه بخشي از آن غريبانه در قبرستان محافظيه نينوا در جوار جد بزرگوارش حضرت اباعبدا... الحسين(ع) و بخشي ديگر در قبرستان زبير موصل به خاك سپرده شده بود، با پيگيري كميته جستجوي اسرا و مفقودين وكميته بين‌المللي صليب سرخ جهاني، به همراه پيكرهاي مطهر تني چند از ديگر خلبانان شهيد نيروي هوايي، پس از 22 سال دوري از وطن، در ميان حزن و اندوه خانواده، ياران و همرزمانش به ميهن اسلامي بازگشت و بر دوش امت حق شناس و وفادار ايران اسلامي به شكلي بسيار با شكوه و تاريخي در ميدان صبحگاه ستاد نيروي هوايي تشييع و در پنجم مردادماه 81 در ايام فاطميه (س) در قطعه خلبانان بهشت زهرا دركنار ساير همرزمان شهيدش آرام گرفت. روحش شاد و راهش پر رهرو باد!

به یاد رشادت ها و دلاوری های آن شهید بزرگوار امير سرلشكر خلبان«سيد علي اقبالي دوگاهه» و به ‌همت شهرداری و شورای اسلامی شهرستان رودبار، و با مساعدت ها و پیگیری های همه جانبه رياست مرکز پژوهش های نظری و مطالعات راهبردی نیروی هوایی ارتش جمهوري اسلامي ايران امير سرتيپ خلبان «حسين چيت فروش»، در بهمن ماه سال 1388 بنای یادبود آن شهید والامقام شامل مجسمه شهید و ماکت هواپیمای F-5 تايگر در شهرستان رودبار و در ساحل سفیدرود طی مراسم باشکوهی با حضور جمعی از مقامات لشکری و کشوری و مردم قدرشناس رودبار و مناطق اطراف رونمایی شد.
http://www.ganjejang.com/pic/ali/alieghbali3.jpg

http://www.ganjejang.com/pic/ali/alieghbali4.jpg

http://www.ganjejang.com/pic/ali/alieghbali2.jpg

http://www.ganjejang.com/pic/ali/alieghbali5.jpg

با تشکر از سایت گنج جنگ