PDA

مشاهده نسخه کامل : آموزش علوم سلولی و مولکولی



F E R E S H T E
2011-Feb-09, 13:53
من از بدو تولد پیروزمند وقهرمانم، چرا که صد میلیارد اسپرم
موجود در قطره ای کوچک در یک مسابقۀ شنا با تمام قوا به
تعقیب تخمک پرداخته اند و من حاصل لقاح تنها اسپرم برنده با
آن تخمک هستم. بنابراین، من برندۀ مسابقه ای هستم که شانس پیروز
شدن در آن یک به چند میلیارد بوده است.



سلام به دوستای گلم. من میخوام تو این تایپک شما رو بیشتر با سلول آشنا کنم و تا اونجایی که در توانم هست توضیح کاملی در رابطه با زیست شناسی-علوم سلولی و مولکولی رو در اختیارتون قرار بدم. امیدوارم که بدردتون بخوره
در ابتدا می خوام از روش های مطالعه سلول براتون بنویسم...

F E R E S H T E
2011-Feb-09, 13:57
روشهای مطالعه سلول

1-روش میکروسکوپی

2-روش غیر میکروسکوپی

اقسام میکروسکوپ:

الف)نوری که شامل؛ نوری معمولی(زمینه روشن)،زمینه تاریک،فاز متضاد،فرابنفش و پلاریزان میباشد.

ب)الکترونی که شامل؛ TEM (گذاره) ،SEM (نگاره) وHVEM(ولتاژ بالا) می باشد.


http://016.img98.net/out.php/i79017_YS100360.jpg

F E R E S H T E
2011-Feb-09, 14:03
میکروسکوپ نوری معمولی یا زمینه روشن: برای مطالعه و بررسیهای

متداول سلول ها و بافت ها است. در این میکروسکوپ معمولا بزرگنمایی عدسی شیئی 100 برابر

و بزرگنمایی عدسی چشمی 10 برابر است بنابراین،نمونه را تا 1000 برابر بزرگ میکند. بنابراین

ذره ای که قطر آن µm0.2 است تا mm0.2 بزرگتر شده و به وضوح قابل رویت می شود. بزرگنمایی

بیشتر تأثیری در وضوح جزئیات نداشته و میدان دید(field) را کاهش می دهد.

میکروسکوپ زمینه تاریک(Dark field): اساس ساختمانی این

میکروسکوپ همانند یک میکروسکوپ نوری معمولی است. اختلاف در دیافراگم است که در اینجا

دیافراگم از نوع زمینه تاریک یا هلالی است. هیچ پرتوی که مستقیماَ از جسم بگذرد وارد ابژکتیو

نخواهد شد در حالی که در مورد زمینه روشن صدق نمی کند. در نوع معمولی زمینه خیلی روشن

است و در کار با این نوع میکروسکوپ محیط جسم که محل برخورد پرتوهای مایل و جایگاه پراش

پرتوهاست به خوبی درخشان میشود در حالی که در زمینه تاریک محیط درخشان یک جسم

(معرف شکل جسم) به خوبی دیده میشود. برای مثال: مقایسۀ وضع ستارگان در روز و شب!

(چون زمینه روشن است روزها ستارگان را نمی بینیم.) کاربرد این میکروسکوپ در ریخت شناسی

و برخی حرکات سلولی یا اندامک های سلولی است.

میکروسکوپ فاز متضاد(Phase contrast): هدف از ساختن

میکروسکوپ فاز متضاد،افزایش کنتراست بین سلول ها ومحیط اطراف بود تا بتوان سلون های زنده

را بدون رنگ آمیزی بررسی کرد. این میکروسکوپ دارای دیافراگم حلقوی(Annular) و ابژکتیو فاز

است. نمونه های بیولوژیک رنگ نشده معمولا شفاف اند(به دو دلیل؛1-بخش اعظم آنها از آب

تشکیل شده 2- اتم های اصلی سازنده اش اتم های نسبتا سبکی هستند) و چون همۀ قسمت

های نمونه دارای یک چگالی نوری(Optical density) هستند مشاهدۀ جزئیات آن مشکل

است،ولی در مطالعه با این میکروسکوپ از یک سیستم عدسی استفاده می شود که از اشیای

شفاف فصاویر قابل رؤیت می سازد. بهر حال، این میکروسکوپ تفاوت های ضریب شکست نور را

به تفاوتهای شدت تبدیل میکند که برای چشم قابل رؤیت هستند. این میکروسکوپ ها این اعمال

را از دو طریق انجام می دهند؛ 1- جداسازی نور مستقیم که وارد ابژکتیو می شود از نور پراش

یافته از نمونه 2- موجب می شوند پرتوهای گذری از این دو منبع با یکدیگر تداخل نمایند.

F E R E S H T E
2011-Feb-09, 14:08
فرابنفش: پرتوهای فرابنفش دارای طول موج کوتاه(250-150

آنگستروم) هستند که با چشم انسان قابل رؤیت نیستند. پرتوهای فرابنفش به دلیل داشتن طول

موج کوتاهتر نسبت به پرتوهای مرئی، توان تفکیک میکروسکوپ را بهبود می بخشند. پرتوهای

فرابنفش به جای لامپ معمولی به کمک لامپ جیوه مخصوصی پس از رسیدن به گرمای مناسب

تأمین می شود. بعلاوه عدسی ها از جنس کوارتز هستند.

پلاریزان: وقتی نور معمولی از درون یک فیلتر پلاریزه

کننده می گذرد در هنگام خروج فقط در یک جهت ارتعاش می یابد. اگر فیلتر دومی بالای

میکروسکوپ اول قرار داده شود، به طوری که محور اصلی آن عمود بر محور فیلتر اول باشد، نوری از

دستگاه عبور نمی کند و یک فضای تیره ایجاد می شود. ولی اگر ساختمان های بافتی حاوی

مولکول های جهت دار( مثل سلولز،کلاژن، میکروتوبول ها و میکروفیلامان ها) بین فیلتر های

پلاریزه کننده و تجزیه کننده قرار داده شوند، ساختمان مولکولی جهت دار تکرار شوندۀ آنها سبب

چرخش محور نور خارج شده از فیلتر پلاریزه کننده می شود. در نتیجه به صورت ساختمانهای

روشنی در یک زمینۀ تیره دیده می شود.میکروسکوپ با نور پلاریزه به طور غیر مستقیم به منظور

برخی تحلیل های فراساختمانی سلول به کار می رود.

F E R E S H T E
2011-Feb-09, 17:45
میکروسکوپ الکترونی:در این میکروسکوپ ها به

جای پرتوهای نوری از امواج الکترونی استفاده می شود، که طول موج آن بسیار کوتاه است، پس

توان تفکیک آن بسیار زیاد است. اولین فرد Brogli که با تحقیقات خود نشان داد که امواج الکترونی

طول موج بسیار کوتاه دارند،سپس Busch با تحقیقات خود نشان داد که یک میدان الکتریکی یا

مغناطیسی مناسب پرتوهای الکترونی را در کانون متمرکز میکند. مثل:(اثر عدسی های شیشه

ای بر پرتوهای نوری) از اینجا تجسم ایجاد میکروسکوپ الکترونی ممکن گردید. روسکا و نول موفق

شدند اولین میکروسکوپهای الکترونی را ابداع کنند. در میکروسکوپ های نوری، با عدسی های

خشک توان تفکیک حدود 2000 آنگستروم و با حالت ایمرسیون 1800 آنگستروم،فرابنفش حدود

600 آنگستروم و در میکروسکوپ های الکترونی از نظر تئوری حدود2-1 آنگستروم است و در عمل

حدود 4-2 آنگستروم.

F E R E S H T E
2011-Feb-09, 21:49
اقسام میکروسکوپ های الکترونی:


1-میکروسکوپ گذاره (TEM=Transmission EM):

اولین نوع میکروسکوپ الکترونی بود که طراحی گردید وپرتوی از الکترون ها را که به وسیلۀ یک

تفنگ الکترونی پرتاب می شود، مورد استفاده قرار می دهد. این پرتوی الکترون ها به وسیلۀ

عدسی های الکترومغناطیسی متراکم کننده بر روی یک نمونۀ نازک، هدایت و متمرکز می شوند.

الکترون ها پس از برخورد به نمونه، بسته به تعداد و تراکم اتم های موجود در نمونه پخش می

شوند. بعضی از الکترون ها از نمونه عبور می کنند و به وسیلۀ عدسی های شیئی

الکترومغناطیسی جمع آوری و متمرکز می شوند تا تصویری از نمونه به سیستم عدسی تصویرگر

برای بزرگ نمایی بیشتر ارسال گردد. با برخورد الکترون ها به صفحۀ فلوئورسنت، تصویر قابل

مشاهده می گردد. تصویر را می توان بر روی فیلم عکاسی ضبط نمود. TEM می تواند ذرات

با قطر 0.001 میکرون را به صورت متمایز نشان دهد.

مشاهدۀ نمونه های زنده به چند دلیل با TEM امکان پذیر نیست:

1-در محل برخورد الکترون ها به نمونه گرمای زیادی تولید می شود.

2-درون لوله خلأ وجود دارد.

3-مراحل تهیه نمونه برای مطالعه با TEM (مثل فیکس کردن، برش گیری و...)هریک خود موجب

مرگ سلول ها می شوند.

F E R E S H T E
2011-Feb-10, 14:08
2-میکروسکوپ نگاره (SEM: Scanning EM):

الکترون های رها شده از سطح جسم که با انرژی کمی منتشر می شوند و الکترون های پراش

یافته در اثر برخورد الکترون های اولیه به جسم به وسیلۀ دتکتور(Detector) یا Collector جذب می

شوند وایجاد نور یا فتون ها را می کنند،این انرژی نورانی در نوعی مُبَدّل تبدیل به جریان الکتریکی

شده و سپس به وسیلۀ تقویت کننده (امپی فایر) تقویت شده، بعد وارد یک یا دو لامپ تلویزیونی

یا کاغذی می شود و تصویر سطح جسم را می سازد. چون الکترون ها پیوسته سطح جارو می

کنند، به این حالت Scanning گویند.

کاربرد این میکروسکوپ بیشتر در مطالعات ریخت شناسی دقیق دانه های گرده، تزئینات سطحی و

آرایش تزئینات سطح نمونه ها(هاگ ها و مانند آنها)، مطالعات ریخت شناسی مریستم ها، اندام

های گل در مراحل مختلف نموشان است.

تفاوت این میکروسکوپ با TEM:


1)از الکترون های پراش یافته از سطح جسم و نیز الکترون هایی که در اثر تابش دسته الکترون

های اولیه وتحریک سطح جسم، از سطح نمونه رها و پرتاب می شوند(الکترون های ثانویه) برای

تشکیل تصویر استفاده می شود.

2)تصویر در TEM بر روی صفحۀ فلورسان تشکیل می شود،در اینجا بر روی صفحۀ تلویزیون

3)این میکروسکوپ با اختلاف پتانسیل کمتری نسبت به TEM کار می کند(30000-10000 ولت).

قدرت تشخیص آن 30-15 آنگستروم است.

F E R E S H T E
2011-Feb-10, 21:46
میکروسوپ الکترونی فشار قوی(HVEM):

این میکروسکوپ با اختلاف پتانسیل بسیار زیاد 4-1 میلیون ولت کار میکند. اساس ساختمان

شبیه میکروسکوپ گذاره است. برتری مهم این میکروسکوپ این است که بوسیلۀ آن می توان فرا

ساختمان سلول های زنده را مشاهده کرد. توان نفوذ الکترون ها که به علت اختلاف پتانسیل ِ

بسیار بالا بین کاتد و آند موجب عبور الکترون ها از نمونه های به ضخامت چندین میکرون می

شود و این وضع امکان مشاهده نمونه های زنده و معرفی حجمی فراساختمان سلول، اندامک ها و

اجزای سلولی را می دهد.

F E R E S H T E
2011-Feb-11, 13:58
برخی از روش های غیر میکروسکوپی:


1-روش شیمی بافتی(Histochemistry) و شیمی سلولی(Cytochemistry)

شامل روش هایی هستند که از آنها برای تعیین موقعیت مواد مختلف در برش های بافتی استفاده می شود. برای دست یابی

به این نوع اطلاعات روش های مختلفی به کار می روند که بیشتر آنها بر اساس واکنش های شیمیائی خاص یا واکنش های

متقابل با تمایل بالا (high-affinity) میان ماکرومولکول ها قرار دارند. در هر دو روش معمولاً ترکیبات نامحلول رنگی یا دارای

کدورت الکترونی (electron-dense) تولید می شوندکه ما را قادر می سازند موقعیت مواد خاص را با استفاده از میکروسکوپ

نوری یا الکترونی تعیین کنیم. با این روش موقعیت یون های مختلفی مثل آهن و فسفات در بافت تعیین شده است ، یا

شناسایی لیپیدها، اسیدهای نوکلئیک، پروتئین ها و پلی ساکاریدها،آنزیم ها(اسید فسفاتاز ها، دئیدروژنازها و پراکسیداز) از

این روشها استفاده می شود. با استفاده از واکنش (feulgen) فولگن(که در صورت وجود DNA رنگ قرمز ایجاد می کند)

میتوان DNA را در هستۀ سلول تشخیص داد و میزان آن را تعیین کرد.


2-ایمونوسیتوشیمی(Immono cytochemistry):ایمونو سیتوشیمی بر مبنای ایجاد پیوند بین

ایمنوگلوبولین ها با موادی است که بتوانند آنها را بامیکروسکوپ قابل رؤیت کنند. در این روش معمولاً از موادی که بتوانند

ایمنوگلوبولین ها را به حالت فلوئورسان درآورند استفاده میشود. غالباً سه روش برای نشاندار

کردن آنتی بادی ها به کار میرود:


1)پیوند با ترکیبات فلوئورسان

2)پیوند با یک آنزیم(پراکسیداز)

3)پیوند با یک الکترون متراکم که در میکروسکوپ الکترونی قابل ردیابی است مثل ذرات طلا

F E R E S H T E
2011-Feb-12, 12:39
3-کشت سلول

تکنیک کشت سلول یا بافت در بیوشیمی؛ بیولوژی مولکولی، فیزیولوژی سلولی، ژنتیک،

جنین شناسی، انگل شناسی ، بافت شناسی و... بکار می رود. معمولی ترین سلول هایی که کشت داده میشوند ،

سلولهای باکتریها و سلول های بافتهای پستانداران هستند. برای کشت سلول باید اول محیط کشت مناسب آن نوع سلول

خاص تهیه گردد که در آن عوامل منبع انرژی سلولها، امواج، عوامل رشد، اسیدیته(pH) مناسب و حرارت مورد توجه می گیرند.

این روش تجزیه و تحلیل مستقیم رفتار سلولی را ممکن می سازد. برای این کار سلولها و بافت ها در محیط های سنتتیک با

ترکیب شیمیایی خاصی که معمولاً به آنها فاکتورهای رشد، هورمونها،ترکیبات سربی اضافه می شود رشد داده می شود. این

روش برای مطالعۀ متابولیسم سلول های طبیعی وسرطانی مورد استفاده قرار گرفته. در تحقیقات سیتوژنتیک کشت های

بافتی، مطالعۀ میتوزها وکروموزوم ها را در سلول های انسانی میسر می سازد.

F E R E S H T E
2011-Feb-12, 21:29
4-اتوهیستورادیوگرافی(autohistoradi ography):

در این روش، طی مدت زمان معینی، مقداری ماده رادیواکتیو و قابل جذب را در معرض بافت قرار

می دهند و این ماده رادیواکتیو به ارگانل های خاصی می رسد و اثر آن را با عکس برداری ردیابی می کنند.

فیلم های استفاده شده در این روش ها ژلاتینی هستند که واجد دانه های ریز نقره می باشند.

پرتو رادیواکتیو، نقره را احیا می کند و نقره تیره رنگ می شود. مارکر های استفاده شده در زیست

شناسی اغلب عبارتن از:

35S-131I-14C-3H-32P

با این روش می توان مراحل مختلف فرایندهایی چون فتوسنتز، تنفس سلولی، ساخت دیوارۀ

اسکلتی و غشاها، تراوایی سلول و بیوسنتز گلوسیدها و یا لیپیدها را بررسی کرد.

peyman balini
2011-Feb-12, 21:54
سلام ببخشید من وسط این مطلب زیباتون میام میشه آخر تمام این مطلبتون اونو به صورت خلاصه و در حد سواد یه آدم دیپلمه قرار بدین؟ با تشکر پیمان بالینی

F E R E S H T E
2011-Feb-13, 19:48
5-سانتریفیوژ(Centrifugation):

جداسازی اجزای سلولی به روش اولترا سانتریفیوژ فرایندی است فیزیکی که از نیروی گریز از مرکز

جهت جداسازی اجزای سلولی و مواد درون آن بر حسب ضریب ته نشینی آنها استفاده می شود.

ضریب ته نشینی هر ذره بستگی به شکل، چگالی و اندازه آن ذره دارد. بعد از اینکه سلول ها در

معرض نیروی گریز از مرکز قرار گرفتند، ارگان های سلول در لایه های مختلفی پراکنده می شوند.

در هر لایه یک نوع اندامک یافت می شود که مکان آن تحت اثر ضریب ته نشینی آن اندامک است.

تمام اندامک های سلول به وسیلۀ سانتریفیوژ افتراقی قابل جداسازی هستند.


http://016.img98.net/out.php/i94651_image014.gif



http://016.img98.net/out.php/i94657_Bloodcentrifugationscheme.png

F E R E S H T E
2011-Feb-13, 19:55
6-الکتروفورز(Electrophoresis):

الکتروفورز از دو کلمه الکترو به معنی برق و فورز به معنی حمل تشکیل شده است. به طور کلی به

روشی گفته می شود که به کمک آن مواد باردار، در یک میدان الکتریکی از یکدیگر جدا می شوند.

با توجه به باردار بودن پروتئین ها و اسیدهای نوکلئیک، از این روش برای جداسازی انواع آنها

استفاده می شود. اسیدهای آمینه نیز ترکیبات بارداری هستند ولی به دلیل کوچکی اندازه تنها

عمل الکتروفورز در ولتاژ بسیار بالا می تواند باعث جداسازی آنها شود ومعمولا برای جدا کردن آنها

از انواع روشهای کروماتوگرافی استفاده میکنند.

علیرغم اینکه عمل الکتروفورز را می توان در مایع هم انجام داد ولی چون پس از قطع جریان،نمونه

های جدا شده مخلوط می شوند، این عمل را بر روی پایه نیمه جامد یا جامد انجام می دهند. پایه

فوق می تواند لایۀ نازکی از استات سلولز باشد و یا به صورت ژل نشاسته، آگارز یا اکریل آمید و...

باشد. انتخاب نوع پایه بر حسب موادی که قرار است جدا شوند صورت می گیرد. به هر حال عمل

نمونه گذاری معمولا در چاهک هایی که به همین منظور در ژل ایجاد شده انجام می گردد.


http://016.img98.net/out.php/i94679_Picture1.jpg

F E R E S H T E
2011-Feb-13, 20:01
7-کروماتوگرافی(Chromatography):

بر اساس جابجایی ذرات موجود در یک بخش متحرک بر روی بخش ثابت است. سرعت جابجایی

مواد در بخش متحربک به اندازه، جرم مولکولی و میل ترکیبی مواد بستگی دارد . بنابراین مواد

مختلف بخش متحرک با سرعت متفاوتی در بخش ثابت جابجا شده و در نهایت برحسب درشتی و

جرم مولکولیشان در جایگاههای خاصی در بخش ثابت کایگزین می شوند. هم اکنون انواع

مختلفی از روشهای کروماتوگرافی برای جداسازی و شناسایی ترکیبات مختلف سلولی به کار می

رود که مهم ترین آنها عبارتند از: کروماتوگرافی کاغذی، لایه نازک، تبادل یونی، میل ترکیبی، صاف

کردن به وسیلۀ ژل، کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا و کروماتوگرافی گازی.
http://016.img98.net/out.php/i94719_Picture12.jpg http://016.img98.net/out.php/i94720_Picture122.jpg

F E R E S H T E
2011-Feb-15, 22:33
8-روش های لکه سازی(Bloting) و دورگه سازی:

مشاهدۀ یک قطعات ویژه DNA و یا RNA در میان هزاران مولکول آلوده کننده به ترکیبی از چندین

روش که مجموعاً انتقال لکه (Blot transfer) نامیده می شوند نیازمند است. روش های انتقال لکۀ

Sothern)DNA، Northern (RNA) و western (پروتئین) را نشان می دهد. از این روش ها به منظور

تعیین تعداد نسخه های موجود یک ژن در یک بافت معین یا وجود تغییر آشکار در یک ژن

(حذف،دخول یا آرایش مجدد) استفاده می شود.

دو روش آنالیز Nothern و Southern بر اساس میل ترکیبی بالا بین سکانس های مکمل اسیدهای

نوکلئیک قرار دارند(Hybridization). روش Western براساس میل ترکیبی بالا بین آنتی بادیها و آنتی

ژنها و اختصاصی بودن واکنش های مربوطه قرار دارد. تکنیک هیبریدیزاسیون اسیدنوکلئیک، در

تشخیص سکانس های خاصDNA وRNA کاربرد دارد. براساس قابلیت پیوند اختصاصی قطعات تک

رشته ای اسیدهای نوکلئیک با سکانس های مکمل تک رشته ای(پروب) نام دارند و معمولاً با

استفاده از رادیوایزوتوپ ها یا جفت کردن نوکلئوتیدهای آنها با بیوتین نشاندار می شوند. پروب

نشاندار شده با ایزوتوپ می تواند با روش اتوکاردیوگرافی شناسایی می شود و پروب نشان دار

شده با بیوتین هم به کمک میل ترکیبی بالای آن با avidin می تواند شناسایی می شود.

F E R E S H T E
2011-Feb-15, 22:35
9-PCR(واکنش زنجیره ای پلیمراز):


واکنش زنجیره ای پلیمراز(PCR) برای تکثیر توالی DNA به کمک یک جفت پرایمرهای

الیگونوکلئوتیدی استفاده می شود که هرکدام با یک انتهای توالی DNA هدف مکمل اند. اینها به

سوی یکدیگر بوسیلۀ یک DNA پلیمراز مقاوم به حرارت در یک واکنش چرخه ای سه مرحله ای

امتداد می یابند:
I. دناتوره شدن
II. اتصال پرایمر
III. پلیمریزاسیون

چرخۀ PCR: واکنش چرخه ای شامل یک مرحله 95 درجه سانتیگراد برای دناتوره کردن DNA

دورشته ای و یک مرحلۀ چسبیدن حدود 55 درجه سانتیگراد که به پرایمرها اجازه می دهد متصل

شوند و یک مرحلۀ پلیمریزاسیون72 درجه سانتیگراد است همچنین به mg++ ،dNTPs علاوه بر

الگو، پرایمرها، بافر و آنزیم نیاز است. PCR غالباً در شناسایی بیماری های ژنتیکی که تعیین و

شناخته شده اند به کار میرود و نیز در پزشکی قانونی جهت تشخیص منشأ نمونه اسپرم، خون و

مانند آن مورد استفاده قرار می گیرد.

البته روش های غیرمیکروسکوپی زیادی برای مطالعۀ سلول ها وجود دارد که در اینجا به تعدادی از

آنها اشاره شد.

F E R E S H T E
2011-Feb-17, 21:44
شبکه اندوپلاسمی(ER:endoplasmic Reticulum):


پورتر و اوبرلینگ و برنارد در سلولها مجموعه ای از مجاری کوچک یا کیسه هایی را مشاهده کردند که حالت

شبکه درهم رفته ای را داشتند. کمی بعد پورتر و پالاد این مجموعه را در برش های بسیار نازک سلول های

مختلف جانوری پیدا کردند و آن را شبکه اندو پلاسمی نامیدند. در همین زمان اوبرلینگ و برنارد تصور کردند این

مجموعه باید ارگاستوپلاسم باشد که در حدود سال 1900 بوسیلۀ گارنیه در برخی

از سلول هایی که از نظر ترشح فعالند کشف شد و بعد به فراموشی سپرده شد( اورگاستوپلاسم از ترکیب دو

کلمه Ergon به معنای کار و فعالیت وPlasma به معنای مادۀ زنده سیتوپلاسمی تشکیل شده). اوبرلینگ و برنارد

با از سر گرفتن مطالعه سلول های لوزالمعده یا غدد بزاقی که سرشار ازارگاستوپلاسمند ثابت کردند که این

سلول ها دارای ER ویژۀ گسترده ای هستند و نشان دادند که در این سلول ها این شبکه همان ارگاستوپلاسم

است. پیشرفت روشهای بررسی سلول بالاخره مشخص کرد که ER به عنوان اندامکی سیتوپلاسمی در تمام

سلول های یوکاریوتی وجود دارد(پس پروکاریوت ها فاقد آن هستند).

F E R E S H T E
2011-Feb-17, 21:47
ویژگی ها و مشخصات ساختمانی شبکه اندوپلاسمی:

به صورت مجموعه ای از لوله های ک.چک، مجاری باریک یا ساختمان های کیسه مانند، حفره های در هم رفته

و در ارتباط با هم تشکیل شده، شبکه ار حد غشا تا فضای دور هسته ای ادامه دارد. گسترش شبکه به اندازه ای

است که امروزه محققان محتویات سلول را در دو بخش در نظر می گیرند:

A. درون شبکه ای
B. بین شبکه ای(سیتوزولی)

مشاهدات انجام شده بوسیلۀEM(میکروسکوپ الکترونی) نشان داد که در برش ها، هر رشته شبکه درون

سیتوپلاسمی بوسیلۀ دو غشا که هر یک ضخامتی حدود 60 آنگستروم دارند احاطه می شود. فری ویسلینگ

فضای محدود شده در بین این دو غشا را انشیلم نامید. این فضا معمولاً همگن است. از ماده زمینه ای

سیتوپلاسم، تراکم کمتری دارد و می تواند وسیع شده و حفراتی را به وجود آورد.

در سطح خارجی قسمت هایی از شبکه اندوپلاسمی ذراتی به نام ریبوزوم به فراوانی وجود دارند. سطح غشا

قسمت های دیگر شبکه اندوپلاسمی صاف و فاقد ریبوزوم است. وقتی بر سطح غشا مجاری شبکه اندوپلاسمی

ریبوزوم های فراوانی چسبیده باشد به آن منظره دانه دانه می دهد و به همین دلیل آن شبکه را،شبکه

اندوپلاسمی خشن(RER) یا شبکه اندوپلاسمی دانه دار(GER) می نامند. اگر شبکه اندوپلاسمی فاقد ریبوزوم

باشد آن را شبکه انوپلاسمی صاف یا نرم(SER) می نامند.

F E R E S H T E
2011-Feb-19, 16:37
اعمال شبکه اندوپلاسمی:


1)دخالت در اعمال متابولیکی:

1-دخالت در متابولیسم قندها:(با داشتن گلوکز6 فسفاتاز ئر تجزیۀ تدریجی و غیر مستقیم گلیکوژن دخالت میکند-حضور گلیکوزیل ترانسفرازها در ER که گلیکوپروتئین ها و گلیکولیپیدها را تولید می کند)
2-دخالت در متابولیسم لیپیدها:(در ساخت گلیسریدها،فسفاتیدها-اسیدهای چرب،پلاسمالوژنها،گلیکولیپ یدها-بیوژنز استروئیدها،کلسترول و تغییراتی در استروئیدها-تجزیۀ برخی لیپیدها به کمک کولین استراز و استرازهای مختلف- اکسیداسین برخی اسیدهای چرب)
3-دخالت در متابولیسم پروتئین ها:( بیوژنز پروتئین های ترشحی و برخی پروتئین های سیستم غشایی- دخالت در اکسایش برخی اسید های آمینه با داشتن آنزیم های مؤثر در اکسیداسیون آنها)

2)دخالت در اعمال انتقالی:

1-انتقال و توزیع مواد از فضای درونی
2-انتقال شعاعی( عرضی یا برداری)

3)بیوژنز غشا در وضعیت های مختلف (غشا ER، گلژی و ...)

4)نقش سازمان دهی، پشتیبانی و پایدار کنندگی اجزای سلولی

5)نقش ضد سمس و تغییر در ساختمان و خواص مواد که توسط مجموعه cyt P450 انجام می شود؛
سیتوکروم P450 در سطح سیتوزولی غشا ER واقع است و از راه اکسیداسیون یا هیدروکسیلاسیون سموم و برخی ترکیبات دارویی و تغییر ساختمان و خواص آنها از جمله خنثی کردن اثر سمی آنها دخالت می کند. در برخی موارد ممکن است واکنش های cyt P450 منجر به تولید مواد سرطانزا شوند مثل تبدیل 2 و 3 دی بنزو پیرن به 5 و 6 دی اپوکسی6)ذخیره مواد

7)نقش های اختصاصی در سلول های گیاهی. مثلاً دخالت در تشکیل پلاسمودسمها

F E R E S H T E
2011-Feb-23, 22:33
پروتئین هایی که بر روی ریبوزوم های سطح ER ساخته می شوند:

1.پروتئین های ترشحی سلول
2.پروتئین های غشایی اینتگرال
3.پروتئین های محلول در ER ، گلژی، لیزوزوم ها، اندوزوم ها، وزیکول ها و واکوئل های گیاهی.

بقیۀ پلی پپتیدها بر روی ریبوزوم های آزاد سنتز شده و به درون سیتوزول رها می شوند.
(فرضیۀ پپتید نشانه) سنتز پروتئین های ترشحی، آنزیم لیزوزومی روی ریبوزوم های متصل به غشا RER:

سنتز پلی پپتید بعد از اتصال یک mRNA به یک ریبوزوم آزاد شروع می شود. در واقع پلی

پپتیدهایی که بر روی ریبوزوم های متصل به غشا ساخته می شوند، دارای توالی نشانه هستند

که از 15 تا 16 اسید آمینه غیر قطبی ساخته شده که پلی پپتید نوزاد را به غشا ER منتقل می

کنند. پپتید نشانه معمولاً در N ترمینال یا مجاور آن قرار دارد ولی در برخی پلی پپتیدها در موقعیت

درونی قرار دارند. بعد از خروج پپتید نشانه از ریبوزوم، پپتید نشانه توسط ترکیب ریبونوکلئوپروتئینی

به نام (SRP:Signal Recognition Particle) شناسایی شده و SRP به پپتید نشانه و هم به

ریبوزوم متصل می گردد(مرحلۀ 1) و سنتز بیشتر پلی پپتید متوقف می شود.

SRP به عنوان یک نشانه عمل نموده و موجب می شود که کمپلکس SRP – ریبوزوم و پلی پپتید

نوزاد به سطح سیتوزولی غشا ER متصل شوند. اتصال حداقل از طریق دو واکنش مجزا رخ میدهد:

یکی بین SRP و رسپتور SRP و دیگری بین ریبوزوم و پروتئین کانالی در غشا به نام ترانسلوکون

(مرحلۀ 2).

هنگامی که ریبوزوم کاملاً به غشا ER متصل شد، توالی نشانه روی پلی پپتید نوزاد بوسیلۀ SRP

رها شده و وارد کانال ترانسلوکون می شود. اتصال توالی نشانه به یک جایگاه داخلی در

ترانسلوکون باعث تغییر شکل آن و بازشدن کانال ترانسلوکون می شود( مرحلۀ 3).

در مراحل بعدی SRP از گیرندۀ خود بر روی ER رها شده و عمل ترجمه دوباره شروع شده و پلی

پپتید از طریق کانال به لومن ER منتقل می شود( مرحلۀ 4).

با اتمام ترجمه، ریبوزوم از غشا جدا شده و عمل انتقال کامل و کانال غشا به حالت اول برمیگردد.

برخی از مراحل سنتز پروتئین های ترشحی با اتصال GTP یا هیدرولیز آن تنظیم می شود. G

پروتئین ها نقش مهمی در تنظیم بسیاری از فرایندهای مختلف سلولی بازی می کنند. چون آنها

به دو فرم فضایی مختلف، فرم فعال متصل به GTP و فرم غیر فعال متصل به GDP دیده می شوند.

لذا G پروتئین ها به عنوان سوئیچ های مولکولی عمل نموده، باعث روشن و یا خاموش شدن

فرایندهای خاصی می شوند.

F E R E S H T E
2011-Feb-23, 22:35
دستگاه گلژی(Golgi apparatus)

در سال 1898 کامیلو گلژی سلول شناس ایتالیایی با اشباع کردن سلول های عصبی

جغد از نمک های نقره و بررسی میکروسکوپی این سلول ها، ذراتی تیره، هلالی شکل و به

صورت شبکه در هم رفته ای در مجاورت هسته هر سلول مشاهده کرد که آن را دستگاه شبکه

درونی نامید. این مجموعه بعدها به افتخار گلژی که در سال 1906 برای کارهای زیادش در زمینه

های سلول شناسی، شیمی سلول و شیمی بافتی برنده جایزه نوبل شد دستگاه گلژی نامیده

شد. برای مشاهده دستگاه گلژی با میکروسکوپ های نوری از روش اشباع سازی سلول ها از

نمک های نقره یا نمک های بیسموت استفاده می شود و در بررسی های فراساختاری سلول ها

با EM برای تثبیت سلول ها با آلدئیدها و تثبیت تکمیلی آنها با اسمیوم و نیز اشباع سازی سلول

ها ازاسمیوم استفاده می شود.



http://020.img98.net/out.php/i140471_golgi1a.jpg

F E R E S H T E
2011-Mar-01, 00:18
واحدساختمانی دستگاه گلژی، دیکتیوزوم است و اشکال

دیگر آن می توانند از اجتماع تعدادی دیکتیوزوم تشکیل شوند. تعداد کیسه ها در دیکتیوزوم های

مختلف یک سلول و در سلول های مختلف یکسان نیست. هر کیسه یا ساکول، خود به صورت یک

کیسه پهن قرصی شکل غشایی است که بخش میانی آن وسعتی حدود یک میکرومتر دارد و

هموار است، کناره های کیسه حجیم، بسیار چین خ.رده و پیچیده و دارای حفره ها و لوله های در

هم رفته است. هر ساکول ضمن آنکه کیسه ای غشایی و قرصی شکل است، کم و بیش حالت

کمانی دارد ودارای یک سطح برآمده و یک سطح فرورفته ایست. فضای درونی کیسه در بخش

حاشیه ای وسیعتر است، درون آن از مجموعه موادی شامل: آب، نمک های کانی، یون ها و مواد

آلی گوناگون که از ER به گلژی رسیده اند و یا موادی که در کیسه ساخته شده و یا تغییر و تحول

یافته اند پر شده است.


بررسی های انجام شده به کمک EM وجود سیتوزول در بین کیسه های هر دیکتیوزوم و نیز پروتئین

های رشته ای و لوله ای را در این بخش های سیتوزولی تأیید کرده. کناره ساکول ها اغلب جوانه

می زند و حفره های کوچکی را بوجود می آورد که به تدریج از کیسه جدا می شوند و به صورت

حفره های گلژی در سیتوزول آزاد می گردند، به همین دلیل کیسه ها اغلب کناره های بسیار

نامنظم دارند.


http://020.img98.net/out.php/i140476_13golgidiag.gif

برای هر دیکتیوزوم بخش هایی را در نظر می گیریم:

1-ناحیه یا سطح نزدیک
2-ناحیه میانی
3-ناحیه یا سطح دور

ناحیه یا سطح نزدیک؛ که به سوی ER است و از طریق حفره های گذر با شبکه در ارتباط است.

این سطح را سطح تشکیل نیز می نامند.

ناحیه میانی؛ این ناحیه دارای چند کیسه( ساکول) است که بطور

منظمی روی هم قرار گرفته اند.

ناحیه یا سطح دور؛ سطح مقابل به سطح نزدیک است که معمولاً تا

محل تجمع تعداد زیادی از حفره های گلژی امتداد دارد که آن را سطح ترشح یا سطح رسیدگی

( بلوغ) می نامند. مواد اغلب از مجاورت این سطح و با واسطه حفره های گلژی به سوی بخش

های دیگر سلول از جمله غشا سیتوپلاسمی فرستاده می شوند.

حفره های ایجاد شده به وسیله کنارۀ کیسه های دیکتیوزومی دو نوع اند:

الف) برخی دارای یک غشا صاف شبیه ساکول ها هستند که آنها را حفره های ساده می نامند.

ب) عده ای بوسیله کلاترین یا پروتئین های دیگر پوشیده شده ، این حفره ها را حفره های پوشش

دار یا حفره های با غشا پوشش دار می نامند.

در مجاورت سطح دور، خصوصاً در دیکتیوزوم های سلولهای گیاهی می توان TGN شبکه پس گلژی

(Trans Golgi Network) را دید که از مجموعه ای از کیسه های چند شکلی و حفره های متفاوت

ساخته شده.

حرکت مواد از طریق کمپلکس گلژی:


1.مدل بالغ شدن سیسترنایی(Cisternal maturation model)

2.مدل انتقال وززیکولی(Vesicular transport model)


آنزیم ها در بخش های مختلف دیکتیوزوم پراکنش همگنی ندارند.

تیامین پیروفسفاتاز در سطح نزدیک- فسفاتاز اسیدی در کیسه های سطح دور- نوکلئوتید آدنین

دی نوکلئوتید فسفاتاز در ناحیه میانی

F E R E S H T E
2011-Mar-01, 00:32
اعمال گلژی:

1)گلیکوزیلاسیون

2)سولفاتاسیون

3)افزودن گروه های فسفات

4)راهنمایی پروتئین ها

5)ترشح- عمل اصلی دستگاه گلژی

6)دخالت در سازمان دهی برخی اندامک ها واجزای سلولی

7)دخالت در تشکیل، رشد طولی و افزایش ضخامت دیواره اسکلتی

8)تشکیل آکروزوم و دخالت در لقاح و ...

F E R E S H T E
2011-Mar-04, 14:40
لیزوزوم:

هر سلول یوکاریوتی دارای گروهی از اندامک های سیتوپلاسمی به نام لیزوزوم هاست که عمل

اصلی آن گوارش درون سلولی و برون سلولی است.

ویژگی های مشترک آنزیم های لیزوزومی:

1-عمل هیدرولازی دارند
2- ساختمان گلیکوپروتئینی دارند.
3-در pH اسیدی فعال اند و pH بهینه برای عمل آنها حدود 5 است.
4-حدوداً حاوی 50 نوع هیدرولاز هستند مثل: پروتئاز، RNase،DNase و...

فرضیه های موجود برای علت پایداری غشا لیزوزومی در برابر آنزیم های آن:

الف) وجود گلیکوپروتئین زیر غشا

ب) پمپ پروتون وابسته به ATP و کم شدن pH تا حدود 2

برخی عوامل مخرب غشا لیزوزوم ها:

عوامل مکانیکی، فیزیکی، صوتی، شیمیایی،هورمونی، زیستی و...

اقسام لیزوزوم:

1-لیزوزوم اولیه؛

اندامک های تک غشایی دارای آنزیم های هیدرولازی هستند که از سطح دور دیکتیوزوم ها جدا شده اند و هنوز فعالیت آنزیمی خود را آغاز نکرده اند.

2-لیزوزوم ثانویه؛

الف- هتروفاگوزوم یا واکوئل های دگرخواری یا واکوئل های گوارشی( ترکیبی از فاگوزوم + لیزوزوم)
ب- اتوفاگوزوم یا واکوئل های خودخواری یا واکوئل های اتوفاژی
ج- اجسام باقیمانده؛ اگر عمل گوارش در لیزوزومهای ثانویه کامل نباشد این اجسام تشکیل می شوند.
د- اجسام متحرک یا رسوبی

اتوفاگوروم با چند هدف تشکیل می شود:

1-مبارزه با فقر غذایی
2-انجام تمایزهای ویژه مثل تشکیل آوند چوبی
3-حذف برخی بخش های اضافی( مثل تحلیل رفتن دم در نوزاد دوزیستان بی دم در مراحل دگردیسی)

اعمال لیزوزوم ها:

1)انجام گوارش درون سلولی

2)انجام گوارش برون سلولی

3)اتولیز( پس از مرگ آنزیم های لیزوزومی باعث تخریب غشا شده به سیتوپلاسم رها می شوند و باعث تخریب اندامک ها و سلول می شوند)

4)دخالت در ایمنی سلول ها

5)دخالت در تشکیل اکروزوم

6)نقش بیماری زایی(1- بیماری ناشی از تخریب غشا لیزوزوم مثل سیکلوزیس و 2- بیماری ناشی از آسیب به آنزیم های لیزوزومی مثل تی – ساکس)

7)تشکیل اجسام باقی مانده و...


8)تجمع مواد سمی

http://021.img98.net/out.php/i148960_lysosomesfigure1.jpg http://021.img98.net/out.php/i148959_lysosome.gif

F E R E S H T E
2011-Mar-04, 14:59
میکروبادی ها


در گذشته میکروبادی برای نامیدن اجزای سلولی مختلفی مثل حفره های کوچک سیتوپلاسمی،

واکوئل های کوچک و حفره های حاصل از به درون برگشتگی غشا سلول و اندامک هایی مثل

پراکسی زوم و گلی اکسی زوم به کار بردم می شد. میکروبادی ها از نظر شکل ظاهری، ساختار و

ترکیب شیمیایی و عملکرد در سلول ها ، بافت ها و گونه های مختلف جانوران تنوع زیادی دارند.

مهم ترین انواع میکروبادی ها شتمل پراکسی زوم ها و گلی اکسی زوم ها هستند.


فراساختار

پراکسی زوم ها:

اندامک های تک غشایی موجود در سلول های گوناگون جانوری و گیاهی هستند و فعالیت

اکسیدازی و پراکسیدازی شدیدی دارند. دارای بخش های دائمی( غشا و ماده زمینه) و بخش

های غیر دائمی مثل نوکلئوتید هستند. مرکز بسیاری از پراکسی زوم های جانوری بوسیلۀ

ساختاری متراکم بنام نوکلئوتید اشغال شده. این جزء در راسته نخستین ها یا پریمات ها(میمونها

و انسانها) وجود ندارد. پراکسی زوم دارای یک غشای به ضخامت حدود ۶۰ تا ۸۰آنگستروم است که

با شبکه آندوپلاسمی صاف در ارتباط است. ماتریس یا ماده ی زمینه ای که درون پراکسی زوم را پر

کرده است همگن بوده و دارای ذرات بسیار ریز تا حدی متراکم و گاهی رشته های منشعب به طول

۴ تا ۴.۵ نانومتر است.

مهم ترین آنزیم های پراکسی زوم:

1-کاتالاز

2-L- آلفا هیدروکسی اسید اکسیداز

3-اوریکاز( اورات اکسیداز)

4-D آمینو اسید اکسیداز

5-گلی کولیک اسید اکسیداز( در تنفس نوری)

نقش پراکسی زوم ها

1-کاتابولیسم پورین ها؛ در انسان این تجزیه ها در حد اسید اوریک متوقف می شود( به دلیل عدم وجود اوریکاز)

در صورتیکه درپرندگان، دوزیستان و جانداران ِ واجد اوریکاز، این تجزیه تا تشکیل اوره پیش رفته.

تبدیل به اسیداوریک به اوره بوسیلۀ اوریکاز نوعی عمل ضد سمی بوده چون سمیت اوره کمتر از

اسید اوریک است.

2-تنظیم کاتابولیسم گلوکز؛ با بدست آمدن مقداری NAD که تجزیه گلوسید ها به پیروات را کنترل

می کند، پراکسی زوم ها کاتابولیسم گلوسیدها را تنظیم می کنند.

3-متابولیسم لیپیدها؛ مثل میتوکندریها که در اکسیداسیون اسیدهای چرب سهم دارد

4-دخالت در تنفس نوری؛ که سه اندامک کلروپلاست، میتوکندری و پراکسی زوم نقش دارند.http://021.img98.net/out.php/i149002_peroxisomesfigure2.jpg

F E R E S H T E
2011-Mar-12, 18:22
گلی اکسیزوم:


بررسی های فراساختاری نشان داد که گلی اکسیزوم ها دارای ماده زمینه ای پروتئینی بی

شکلی هستند که بوسیله یک غشا محدود شده است. آنزیم های گلی اکسیزومی تبدیل ذخایر

لیپیدی دانه ها به قندها را از مسیر گلی اکسالات موجب می شوند، در برخی از سلول ها و بافت

ها مثل سلول ها و بافت های ذخیره کننده چربی در دانه های گیاهان]استات از راه تجزیه

اسیدهای چرب ایجاد می شود. بنابراین گلی اکسیزوم در تبدیل چربی ها به قند نقش دارد.

واکوئل ها:


فراساختار غشا واکوئلی یا تونوپلاست شبیه پلاسمالم است با این تفاوت که بخش های قندی

گلیکولیپیدها در غشا واکوئل به سمت درون واکوئل قرار دارند.

محتوای واکوئلی:



دستگاه واکوئلی دارای ترکیبات بسیار زیاد است مثل یونهای کانی، قندهای ساده، اسیدهای

آمینه، اسیدهای آلی دیگر، لیپیدها، پروتئینها و...

برای رنگ آمیزی زیستی واکوئل ها و بررسی تغییرات و تحول های آنها در سلول های زنده از

محلول های کم غلظت قرمز خنثی استفاده می کنیم که با جذب و انباشتن انتخابی آن واکوئل ها

به رنگ قرمز در می آیند.

تونوپلاست نسبت به مولکول های خنثی نفوذ پذیر است، اما برخی مواد درون واکوئل که خاصیت

اسیدی دارد یونی می شوند. توان گذرشان از غشا واکوئل کاهش می یابد و در واکوئل انباشته

می شوند. این حالت برای رنگ های چربی دوستی مثل قرمز خنثی نیز صادق است. این مولکول

به روش انتشار ساده نفوذ می کند اما شکل یونی آن در واکوئل اسیدی انباشته می شود. وقتی

مولکول ها از تونوپلاست می گذرند وارد واکوئل می شوند. تغییرات زیادی می یابند که امکان

بازگشت آنها را کاهش می دهد. یکی از راه های بدام انداختن مواد یونی شدن آنهاست.

تونوپلاست دارای انواع سیستم های انتقال فعال است که یون ها را بدرون واکوئل پمپ کرده و

غلظت یون ها درون واکوئل بسیار بالا می رود. پمپ H-ATPase در تونوپلاست دائماً H را به درون

واکوئل پمپ کرده و باعث کاهش pH درون واکوئل می شود.

F E R E S H T E
2011-Mar-14, 12:58
ریبوزوم


ریبوزوم ها یا ذرات پالاد:

اندامک های سلولی فاقد غشا هستند که مقدمه شناخت آنها به کارهای کلود بر می گردد که در

آن سال ها کلود روی میکروزوم ها مطالعه می کرد و متوجه شد که نوعی از میکروزوم ها که در

غشا آنها ذرات ریزی وجود دارد. به کمک این ذرات اسید های آمینه نشان دار را می توانند در

ساختمان پروتئین ها وارد کنند. عمل پروتئین سازی دارند. پس این ذرات ریز چه هستند؟

در نتیجه جداسازی این ذرات به عنوان برنامه عملی مورد توجه واقع شد. وقتی این ذرات جداسازی

شدند و مورد تجزیه شیمیایی قرار گرفتند. مشاهده کردند که اینها ریبونوکلئوپروتئین هستند که

اساس ساختمان آن از RNA و پروتئین هاست، به همین دلیل این ذرات را ریبوزوم نامیدند یعنی

غنی از اسید ریبونوکلئیک چون در تجزیۀ شیمیایی آن پالاد و همکارانش نقش داشتند ذرات پالاد

نام گرفت.

این ذرات ( ریبوزوم ها) هم در پروکاریوت ها و هم در یوکاریوت ها موجودند. در پروکاریوت ها از نوع

70s و در یوکاریوت ها از نوع 80s است.

ترکیب شیمیایی ریبوزوم:


اساساً ریبوزوم ها ساختمان ریبونوکلئوپروتئینی دارند

در پروکاریوت ها

زیر واحد کوچک = rRNA:16s و pr:21

زیر واحد بزرگ = rRNA: 23s-5s

در یوکاریوت ها

زیر واحد کوچک = rRNA: 18s و pr:33

زیر واحد بزرگ = rRNA: 28s-5s-5.8s و pr:50

F E R E S H T E
2011-Mar-14, 13:15
فرا ساختار



در باکتری: بخش کوچک کشیده، خمیده و دارای دو انتهای متورم است. بخش کوچک در یک سوم

طول خود دارای دندانه ای کوچک است و مقابل دندانه دارای قسمتی متراکم و پیچیده است.

بخش کوچک در گودی سطح فوقانی بخش بزرگ قرار گرفته و حدود یک سوم از حجم کل ریبوزوم را

تشکیل می دهد. بخش بزرگ که حدود دو سوم از حجم کل ریبوزوم را شامل می شود دارای یک

سطح مقعر و سه زائده (تاج) است. سطح مقعر جایگاه چسبیدن بخش کوچک ریبوزومی است.

زوائد بخش بزرگ انگشت مانند، کوتاه و در انتها مدورند. زوائد میانی بزرگتر و زوائد جانبی کوچک

ترند. در یوکاریوت ها بخش بزرگ شبیه پروکاریوت است اما دارای یک زائدۀ طویل است که به سمت

راست بخش بزرگ کشیده شده است. بخش بزرگ ریبوزوم دارای یک تونل است که توسط عده ای

از پروتئین های این بخش احاطه شده است. زنجیرۀ پروتئینی در حال تشکیل از این تونل می گذرد.


اشکال وجود ریبوزوم ها در سلول ها:


1-ریبوزوم آزاد سیتوپلاسم، شامل: مونوزوم(منفرد)- پلی زوم(چند تایی)

2-ریبوزوم های متصل به غشای ER

3-ریبوزوم های اندامکی( میتوکندری- کلروپلاست)



-گاهی پلی زوم در سیتوپلاسم حالت مارپیچی یا حلزونی به خود می گیرند. فراوانی این نوع پلی

زوم ها در سلول را نشانۀ نوعی اختلال در فرایند سنتز پروتئین می دانند.

-ریبوزوم ها تنها وقتی که به حالت پلی زوم باشند سنتز پروتئینی دارند.

-دو جزء ریبوزوم بر حسب شرایط فیزیولوژیکی و مخصوصاً بر حسب یون های mgدر سیتوزول ممکن

است به هم بچسبند و یا جدا شوند. معمولاً وقتی ریبوزوم سنتز پروتئین ندارد دو جزء آن از هم جدا

می شوند. غلظت مناسب mgبرای اتصال صحیح دو جزء ریبوزوم 0.01 مولکول گرم در لیتر است.

-در ساختمان ریبوزوم ها دو دسته پروتئین در نظر گرفته می شود:


1-پروتئین اتصال اول؛ که مستقیماً با بخشی از rRNA در هر جزء اتصال دارد.

2-پروتئین اتصال دوم؛ مستقیماً با rRNA باند نشده بلکه بواسطۀ پروتئین اتصال اول به آن متصل می شود.-

rRNAها بیش از 80% کل RNA های موجود در سلول را تشکیل می دهند.


نقش rRNA :

1-ساختاری

2-انتهای ‘3 در Rrna 16s دارای ترکیبات مکملی است که مکمل mRNA است که این مسئله

موجب تسهیل شناسایی نقطه شروع ترجمه mRNA به وسیله زیر واحد 30s ریبوزوم هنگام

چسبیدن RNA به این بخش می شود.

3-
5s RNA دارای ترکیب مکملی برای یک بازوی rRNA است و اساس اتصال tRNA با ریبوزوم هاست.

F E R E S H T E
2011-Mar-14, 13:27
موضوع بعدی:

غشای سلولی

F E R E S H T E
2011-Jun-30, 11:28
تاریخچه:

اولین اطلاعات درمورد طبیعت شیمیایی غشا یک سلول بوسیله آورتون بدست آمد. (بر اساس

حل شدن مواد قطبی و مواد غیر قطبی در حلال های قطبی) اصبات کرد که برای ورود یک ماده به

درون سلول ابتدا در قشا حل می شود. برای آزمودن نفوذ پذیری غشا: کرک های ریشه گیاه را در

صدها محلول مختلف واجد مواد با قابلیت حل شوندگی مختلف قرار داد و کشف کرد که لیپید

قابلیت حلالیت بیشتری داشته و خیلی سریع تر وارد سلول های کرک ریشه خواهد شد.


اولین طرحی که غشاهای سلولی دارای دو لایه لیپیدی هستمند به وسیله گوتر و گرندل در سال

1925 مطرح شد. اینها با استخراج لیپید از گلبول های قرمز انسان ، سطحی از لیپید را که در

سطح آب پراکنده می شد اندازه گرفتند(چون گلبول های قرمز فاقد اندامک اند) غشا پلاسمایی

تنها ساختمان واجد لیپید است و تمام لیپید های استخراج شده از سلولها را می توان فرض کرد

که در غشاهای پلاسمایی واقع شده اند. نسبت سطح آب پوشیده شده بوسیله لیپید استخراج

شده به سطح سلولهای قرمز خون که لیپید از آنها استخراج شده بود بین 1.8-1 ،1.2-1 متغیر

است. این دو حدس زدند نسبت واقعی 2:1 است و بنابراین نتیجه گرفتند که غشای پلاسمایی

دارای یک لایه دو مولکولی از لیپید است. همچنین پیشنهاد کردند که گروه های قطبی از هر لایه

ی مولکولی به سمت خارج محیط آبی قرار دارند( این سازمان دهی از لحاظ ترمودینامیک مطلوب

است)، نهایتا گورتر و گرندل به این نتیجه رسیدند که غشاها دارای دو لایه لیپیدی هستند.


دهه 1930-1920 فیزیولوژیست های سلول مدارکی بدست آوردند که ساختمان غشاها بیش از

یک لیپید دو لایه است. مثلا کشش سطحی غشاها کمتر از ساختارهایی که فقط ار لیپید تشکیل

شده بودند برآورد شده بود. این کاهش در کشش سطحی ممکن است با حضور پروتئین در غشا

توجیه شود.

داوسون و دانیلی مطرح کردند که غشا پلاسمایی از یک لیپید دو لایه تشکیل شده که روی سطح

داخلی و خارجی اش یک لایه پروتئین های کروی قرار گرفته. آنها مدلشان را در اوایل 1950 اصلاح

کردند تا نفوذپذیری غشاها را توضیح دهند. آنها پیشنهاد کردند که علاوه بر لایه های پروتئینی

داخلی و خارجی، لیپید دو لایه همچنین به وسیله منافذ پروتئینی شکافته شده که کانالهایی را

برای حل شونده های قطبی و یون ها فراهم می کند.


آزمایشات اواخر دهه 1960 منجر به مفهوم جدیدی از ساختار غشا شد.

همانگونه که در مدل موزائیک سیال در سال 1972 بوسیله singer وnicolson مطرح شد. در این

مدل، لیپید دو لایه غشا باقی مانده ولی توجه روی حالت فیزیکی لیپید متمرکز می شود. بر خلاف

مدل های قبلی، دو لایه یک غشا موزائیک سیال در حالت مایع هستند و مولکول های لیپید می

توانند در سطح غشا بطور جانبی حرکت کنند. ترتیب پروتئین ها نیز در این مدل با مدل های قبلی

متفاوت است. طوریکه آنها به صورت موزائیکی اند که در سطح لیپید نفوذ کردند موجودند. این

مدل غشاهای سلولی را بصورت ساختارهای متحرک و پویا نشان می دهد که اجزا تشکیل دهنده

ی آن متحرک اند و قادر به برهم کنش نیکه پایدار یا گذرا با یکدیگر هستند.

F E R E S H T E
2011-Jul-01, 22:07
ترکیب شیمیایی غشاها:
لیپوپروتئین است که از طریق پیوندهای غیرکووالانس کنار هم جمع می شوند.
نسبت لیپید به پروتئین بسته به نوع غشا(پلاسمایی،گلژی و...)، نوع ارگانیسم(گیاه، جانور و...) و نوع سلول( غضروف،کبد و...) فرق میکند. تا حد زیادی این تفاوت ها به عمل این غشاها وابسته است. غشا میلین( لیپید بیشتری دارد) مقاومت الکتریکی بالا را تامین می کند(عایق). غشای داخلی میتوکندری(پروتئین بیشتری دارد) چون زنجیره انتقال الکترون در آن واقع شده است.

لیپید های غشا:
انواع مختلف داشته و همه آمفی پاتیک هستند.
سه نوع اصلی لیپیدهای غشایی عبارتند از:
1-فسفوگلیسیریدها
2-اسفنگولیپیدها
3-کلسترول
در گلبول قرمز انسان:
52% پروتئین-40% لیپید-8%قند وجود دارد.

هر نوع غشای سلولی ترکیب لیپیدی خاص خودش را دارد. لیپیدها اثرات مهمی روی خواص بیولوژیکی غشا دارند و فعالیت پروتئینهای ویژه غشایی را تحت تاثیر قرار می دهد. بدلیل انعطاف پذیری لیپید دولایه، غشاها قادر به تغییر شکل هستند.
مثال: در طی حرکت و تقسیم سلول رخ می دهد.
همچنین لیپید دو لایه الحاق (جوانه زدن غشاها) را تسهیل می کند.
مثال: ترشح، لقاح و...
ویژگی مهم دیگر لیپید دولایه خود تجمعی است(لیپوزوم ها و...)

F E R E S H T E
2011-Jul-03, 09:20
کلسترول

که ممکن است در سلول های جانوری بیش از 50% مولکول های لیپید غشای پلاسمایی را

تشکیل دهد. غشاهای پلاسمایی اغلب گیاهان و تمام سلول های باکتریایی فاقد کلسترول است

در مقایسه با لیپیدهای دیگر غشا کوچکتر و کمتر آمفی پاتیک است. نحوه ی قرار گرفتن کلسترول

در غشا؛ حلقه های یک مولکول کلسترول صاف و سخت(انعطاف ناپذیر است) و آنها با حرکات

دمهای اسید چرب فسفولیپیدها تداخل دارند. بسته به دما، کلسترول اثراتع متفاوتی روی سیالیت

غشا دارد. در دماهای بالا، مانع حرکت زنجیره های اسیدچرب فسفولیپیدها شده و بخش خارجی

غشا کمتر سیال است و نفوذ پذیریش را به مولکول های کوچک کاهش می دهد. در دمای پایین

اثر مخالف دارد.با ممانعت از برهم کنش بین زنجیره های اسیدچرب،کلسترول سیالیت غشا را

حفظ میکند.بسته به گونه و نوع سلول،محتوای کربوهیدرات های غشا در محدوده ی 10-2% وزن

را تشکیل می دهد.

مثال: گلبول های قرمز انسان؛ 8% کربوهیدرات دارد. بیش از 90%کربوهیدرات غشا بصورت

کووالانس با پروتئین ها پیوند شده و گلیکوپروتئین ها را تشکیل می دهد. بقیه با لیپید ها پیوند

شده و گلیکولیپید را تشکیل می دهد. تمام کربوهیدرات های غشای پلاسمایی به طرف خارج،

فضای خارج سلولی قرار گرفته(کربوهیدرات غشا های درون سلولی دور از سیتوزول قرار دارند).

الیگوساکاریدهای متصل شده به پروتئین ها و لیپیدهای غشا تنوع زیادی در ترکیب و ساختار

نشان می دهند و ممکن است از طریق دو نوع پیوند مهم به آمینو اسیدها متصل شوند.(آمیدی و
الکلی)

کربوهیدراتها در بر هم کنش با محیط سلول نقش دارند. کربوهیدراتهای گلیکولیپیدهای غشای

پلاسمایی سلول خونی قرمز، گروه خونی شخص را تعیین می کنند.A,B,AB,O

F E R E S H T E
2011-Jul-03, 23:29
ساختمان و عمل پروتئین های غشا:

F E R E S H T E
2011-Jul-04, 19:50
بسته به نوع سلول و اندامک خاص درون آن سلول، غشا ممکن است دارای صدها

پروتئین مختلف باشد.

پروتئین های غشایی به سه کلاس مجزا گروهبندی می شوند:


Integral protein.1

Peripheral protein.2

Lipidid anchored protein.3

دسته ی اول: که در لیپید دو لایه نفوذ کرده، در واقع تمام این پروتئین ها احتمالا پروتئین های عرض غشایی هستند یعنی

کاملا از لیپید دو لایه گذشته و در نتیجه دومین هایی دارن که از هر دو سطح سیتوپلاسمی و خارج سلولی غشا بیرون

زدگی دارد. بعضی از این پروتئین ها تنها یک قطعه مارپیچ غشایی دارند در صورتیکه تعدادی دیگر چندین مارپیچ دارند. این

پروتئین ها آمفی پاتیک هستند. بخش هیدروفوب با لیپیدهای غشا مرتبط است و بخش هیدروفیل با دو سطح داخلی و

خارجی غشا مرتبط است. برای جداسازی این پروتئین ها باید از دترجنت های یونی یا غیر یونی استفاده نمود. یونی مثل:
SDS و غیر یونی مثل: Triton X-100

دسته ی دوم: که کاملا بیرون لیپید دولایه واقع شده، روی سطح خارج سلولی یا سیتوپلاسمی، ولی به سطح غشا با

پیوندهای غیر کووالانت متصل می شود.(از طریق پیوندهای الکترواستاتیک ضعیف)

این پروتئین ها به کمک محلول های نمک جدا می شوند.

دسته ی سوم: که خارج لیپید دولایه واقع شده، روی سطح سیتوپلاسمی یا خارج سلولی ولی بطور کووالانت به یک

مولکول لیپید پیوند میشود که درون دولایه واقع شده است.

مثال: پروتئین اسکراپی سلول نرمالras-src-prpc

F E R E S H T E
2011-Jul-07, 10:07
سیالیت غشاء

عوامل مؤثر در سیالیت غشاء:

1.تعداد اسیدهای چرب غیر اشباع؛

هر اندازه تعداد اسیدهای چرب غیراشباع بیشتر باشد، سیالیت غشا بیشتر است.

2.طول زنجیره اسید چرب

زنجیره های آسیل چرب کوتاهتر یک فسفولیپید، دمای ذوبش کمتر است.

اهمیت سیالیت غشاء

بسسیاری از فرایندهای مهم سلولی شامل حرکت سلولی،رشد سلول،تشکیل اتصالات بین

سلولی و اندوسیتوز وابسته به حرکت اجزاء غشایی است.

سیالیت غشاء به روش های مختلف حفظ می شود. مثلا با تبدیل باندهای یگانه در زنجیرهای

اسید چرب به باندهای دوگانه به کمک desaturase.

حفظ سیالیت غشاها بوسیله تغییر در ترکیب آسیل چرب در تعدادی از ارگانیسم ها نشان داده

شده است. از جمله پستانداران زمستان خواب، گیاهان مقاوم به سرما و باکتری هایی که در

چشمه های آب گرم زندگی میکنند.

F E R E S H T E
2011-Jul-07, 16:14
اتصال سلول ها به یکدیگر


1.اتصال محکم(Tight junction): مهم ترین نوع اتصال اند و به اتصال مسدود معروف اند. در این نوع

اتصال فضای بین سلولی مسدود است. به نظر میرسد که اتصال های سلولی از این نوع برای

بستن راه انتشار باشد. سلول های پوششی جدار روده و رگهای خونی بعضی از اتصالات محکم

در مقایسه با اتصالات محکم دیگر که نفوذناپذیرند به یونهای خاص یا محلول ها نفوذپذیرند.

برای مثال تمام سلول های لوله کلیوی انسان با سلول های مجاورشان از طریق اتصالات محکم

مرتبط هستند ولی فقط ناحیه کوچکی از توبول،اتصال محکمی دارد که به یونهای mg نفوذپذیر

است. این محل،محلی در توبول است که یون های mg بازجذب می شوند و از مایع توبولی به

خون برمیگردند. میکروگراف الکترونی نشان میدهد که اوکلودین و کلودین(occluding & claudin) با

همدیگر درون فیبریلهای خطی اتصال محکم وجود دارند. حداقل 20 کلودین مختلف شناسایی

شده و تفاوت هایی در توزیع این پروتئینها ممکن است تفاوت هایی را در نفوذپذیری اتصال محکم

که ذکر شد توضیح دهد.

نقش اتصالات محکم در سلول های پوششی مویرگ های مغز و ایجاد سد خونی- مغزی بسیار

مهم بوده و مانع عبور مواد از جریان خون به داخل مغز میشود.

F E R E S H T E
2011-Jul-08, 21:50
2.اتصال باز(Gap junction): در این نوع اتصال فاصله ی بین دو غشا 2nm است، بیشتر در بین

سلولهای کبد، مثانه و عضلات صاف مشاهده می شود. شامل اجسام 6 ضلعی به قطر 90-70

آنگستروم است که هریک از اجسام 6 ضلعی دارای یک مجرای باریک مرکزی (Annulus) به قطر

15 آنگستروم هستند، که در فضای بین سلولی به هم ارتباط دارند. این مجاری موجب انتقال مواد

بدون کوچکترین تغییر از سلولی به سلول مجاور می شوند. این نوع اتصال بویژه در جنین نقش

مهمی را بر عهده دارد. به اجسام 6 ضلعی connexion و به زیرواحدهای تشکیل دهنده ی آن

connexion می گویند. در پستانداران، مولکول هایی با وزن مولکولی کمتر از حدود 1000 دالتون

می توانند از اتصالات سوراخدار عبور کنند. بر خلاف کانال های یونی که سلول را به محیط خارج

متصل می کند و به صورت انتخابی عمل می کنند.کانال های اتصالات سوراخ دار به طور انتخابی

عمل نمی کنند و اگر مولکول به اندازه کافی کوچک باشد قادرند از اتصال سوراخدار عبور کنند.

عوامل مختلفی از جمله؛ افزایش غلظت ca درون سلولی باعث بسته شدن کانال های اتصال

سوراخدار می شود. تحت شرایط طبیعی بسته شدن کانال احتمالا ناشی از فسفریلاسیون

زیرواحدهای کانکسین می باشد.

اتصالات سوراخدار(باز) باعث ارتباط سیتوپلاسم نزدیک تعداد زیادی از سلولهای یک بافت می

شوند. این موضوع از لحاظ فیزیکی خیلی مهم است چون تعدادی از مواد تنظیم کننده خیلی فعال

از جمله cAMP و اینوزیتول فسفات می توانند از کانال های این نوع اتصال عبور کنند.

در نتیجه، وجود اتصال سوراخدار باعث می شود تا سلول های یک بافت بتوانند بصورت یک واحد

فیزیولوژیکی عمل کنند. بعنوان نمونه، اگر چند سلول در مجاورت یک رگ خونی بوسیله هورمونی

تحریک شوند، تحریک به سرعت به تمام سلول های بافت منتقل می شوند.

F E R E S H T E
2011-Jul-10, 15:09
3.اتصال چسبنده(Adherens junction):این نوع اتصال بخصوص درسلول های پوششی وجود دارند،

مثل پوشش روده، بطوریکه آنها به صورت کمربندی که هر کدام از سلول ها را نزدیک سطح

رأسیشان در برگرفته وآن سلول را به سلول های اطرافش متصل می کنند. سلول های این نوع

اتصال از طریق پیوندهای وابسته به Ca که بین دومین های خارج سلولی مولکول های کدهرین

تشکیل شده در کنار یکدیگر قرار می گیرند.که یکی به فاصله 30nm بین سلول های مجاور ایجاد

میکند. دومین سیتوپلاسمی این کدهرین ها بوسیله ی کاتنین ها به تعدادی از پروتئین های

سیتوپلاسمی از جمله فیلامنت های اکتین اسکلت سلولی وصل می شود. بنابراین کدهرین های

اتصال چسبنده محیط خارجی را به اکتین اسکلت سلولی وصل نموده و یک مسیر بالقوه را برای

انتقال سیگنال ها از خارج سلول به سیتوپلاسم فراهم می کنند.

نکته: کدهرین؛ خانواده ی بزرگی از گلیکوپروتئین هاست که چسبندگی سلولی وابسته به Ca را

فراهم موجب می شود و سیگنال ها را از ECM(ماتریکس خارج سلولی) به سیتوپلاسم انتقال

می دهد.

F E R E S H T E
2011-Jul-12, 11:50
4.دسموزوم ها(Desmosomes):


اتصالات چسبنده دیسکی شکل هستند، در بافت هایی که در معرض فشار مکانیکی هستند مثل

عضله قلبی و لایه های اپی تلیال پوست مشاهده می شوند. شبیه اتصالات چسبنده، دارای

کدهرین ها هستند که دو سلول مجاور را در یک فاصله 30nm بهم متصل می کند. کدهرین ها در

دسموزومها دارای یک بخش ساختاری متفاوت با اتصالات چسبنده هستند که تحت عنوان

دسموژلین ها و دسموکولین ها مطرح می شوند. پلاک های سیتوپلاسمی متراکم روی سطح

درونی غشاهای پلاسمایی بعنوان لنگرگاهی برای بخش های لوپ مانند فیلامنتهای حد واسط

شبیه آنهایی که در همی دسموزوم ها هستندعمل میکنند. فیلامنتهای حد واسط به دومین های

سیتوپلاسمی کدهرین های دسموزومی از طریق پروتئین های دیگر متصل می شوند.




5.اتصالات سیناپسی:
دراین نوع اتصالات انتهای اکسون در حال رشد میتواند به سلول هدف خود

متصل شود.


به عنوان مثال: در طی رشد و نمو چشم انسان

F E R E S H T E
2011-Jul-13, 12:21
تمایزات سطح غشاء شامل:

گلیکوکالیکس:

کربوهیدرات های غشا(متصل به لیپید و پروتئین) بخشی از یک لایه را که نزدیک سطح خارجی غشاء پلاسمایی

واقع شده بنام گلیکوکالیکس یا(Coat cell) پوشش سلولی تشکیل می دهند. علاوه بر کربوهیدرات های

غشایی،گلیکوکالیکس ممکن است دارای مواد خارج سلولی دیگری باشد که از طریق سلول به فضای خارجی

ترشح شده است. بطوریکه آنها خیلی نزدیک پیوسته با سطح سلول باقی می مانند. این مواد خارج سلولی در

بعضی از سلول ها مثل سلول های اپی تلیالی که دستگاه هاضمه پستانداران را می پوشاند خیلی مهم

هستند،تصور می شود که گلیکوکالیکس میانکنش های سلول- سلول و سلول- ماتریکس را وساطت می کند.

حمایت مکانیکی را در سلول ها تأمین نموده و بعنوان سدی در حرکت ذرات به سوی غشاء پلاسمایی به کار

می رود.

F E R E S H T E
2011-Jul-14, 11:23
ماتریکس خارج سلولی:

بسیاری از انواع سلول های جانوری بوسیلۀ یک مادۀ زمینه خارج سلولی(ECM)دربر گرفته می شوند،شبکه سازمان یافته از

مواد خارج سلولی که در مجاورت غشاء پلاسمایی قرار دارند. یکی از ماتریکس های خارج سلولی که خوب مشخص شده

غشاء پایه (basal lamina) است؛ لایه ای پیوسته به ضخامت 50-200nm که : ماهیچه و سلول های چربی را در بر می گیرد

و نیز زیر سطح پایه بافت های اپی تلیال مثل پوشش دستگاه های تنفسی و هاضمه قرار دارد. همچنین زیر اندوتلیال

پوشش رگ های خونی واقع می شود. غشاهای پایه حمایت مکانیکی را برای سلول های مربوطه فراهم می کنند، به

عنوان یک ماده زمینه برای مهاجرت سلول بکار می روند، بافت های مجاور را در یک اندام جدا می سازند و به عنوان سدی

در عبور ماکرومولکول ها عمل می کنند.

F E R E S H T E
2011-Jul-15, 15:58
پلاسمودسماتا:



هرچند گیاهان فاقد اتصالات ویژه قابل مشاهده در بافت های جانوری هیتند. اغلب سلول های

گیاهی با یکدیگر بوسیله پلاسمودسماتا مرتبط می شوند. پاسمودسماتا کانال های

سیتوپلاسمی هستند که از دیواره های یلولی، سلول های مجاور می گذرند. پلاسمودسماتا به

وسیله ی غشاء پلاسمایی پوشیده می شود و معمولا دارای یک ساختار مرگزی متراکم ،

دسموتوبول، بوده که از شبکه اندوپلاسمی صاف دو سلول مجاور گرفته شده است. شبیه اتصالات

باز بین سلول های جانوری پلاسمودسماتا به جای محل های ارتباط بین سلولی به کار رفته و

اجازه می دهد سلول های یک بافت گیاهی به صورت یک واحد متابولیک عمل کنند. تا اخیرا تصور

میشد که پلاسمودسماتا به مولکول های بزرگتر از حدود 1 کیلو دالتون غیر قابل نفوذ بود. این

نتیجه بر اساس مطالعاتی بود که رنگ های فلورسنت با اندازه متفاوت به درون سلول ها تزریق

شدند. مطالعات جدید پیشنهاد می کند بعضی پلاسمودسماتا اجازه میدهند مولکول های بزرگتر

(بیشتر از 50 کیلو دالتون) بین سلول ها بگذرند.

به نظر می رسد که بافت های جوان تر به طور نمونه دارای پلاسمودسماتا تمایل دارد منشعب

شده و کانال هایشان محدودتر می شود. برخلاف اتصالات سوراخدار که خطوط لوله ای یک منفذ

ثابت دارند، منفذ پلاسمودسماتا قادر به گشاد شدن است. اولین مشاهدات از مطالعه ویروس

های گیاهی بدست آمد، اما مطالعات بعدی نشان داد که سلول های گیاهی نیز پروتئین های

جابجاکننده خاص را تولید می کنند که انتقال پروتئینها و RNAها را از سلول به سلول دیگر وساطت

می کنند( که این پروتئین ها قطر منفذ را زیاد می کنند).

F E R E S H T E
2011-Jul-16, 16:17
میکروویلی:


بخش های انگشت مانند در سطح بعضی از سلول های اپی تلیال روده که باعث افزایش سطح جذب

در سلول می شوند میکروویلی نامیده می شوند. که در ساختمان آن ریزرشته های اکتینی بصورت

دستجاتی موازی با هم بوسیله فیمبرین و ویلین به هم پیوسته اند. پروتئین کالمودولین نیز پل

هایی را با غشا پلاسمایی اطراف میکروویلی ها برقرار می کند. در بخش های عمقی تر فودرین نیز

دستجات ریز رشته های اکتینی را بهم متصل می کند.


http://www.pic.daneshju.ir/images/77984467969373129737.jpghttp://www.pic.daneshju.ir/images/46311285794233211062.gif

F E R E S H T E
2011-Jul-18, 11:10
عبور مواد از غشا:



دو لایه لیپیدی فاقد پروتئین نبت به یون ها ناتراواست.

کمابیش هرمولکولی می تواند از یک دو لایه ی لیپیدی فاقد پروتئین ( در جهت شیب غلظت) عبور

نماید. البته این مستلزم دادن وقت کافی می باشد. سرعت عبور مولکول ها بسیار متنوع است و

تا حدودی به اندازه ی آن بستگی داشته و عمدتاً به میزان حلالیت آنها در چربی ارتباط دارد.

به طور کلی مولکول کوچکتر و محلولتر در چربی (یعنی آب گریزتر و یا غیر قطبی تر باشد) سریع تر

از دو لایه لیپیدی عبور می کند. مولکول های کوچک غیر قطبی مثل اکسیژن و دی اکسید کربن به

راحتی در دو لایه لیپیدی حل شده و به سرعت از آن عبور می کنند. مولکول های کوچک قطبی و

بدون بار مثل آب یا اوره خیلی کندتر از دولایه لیپیدی عبور می کنند.

اما برعکس، دو لایه ایپیدی به شدت نسبت به مولکول های باردار(یون ها) با هر اندازه ای ناتراوا

می باشد. بار دار بودن و هیدراته بودن این مولکول ها جلوی ورود آنها را به فاز هیدروکربنی دو لایه

لیپیدی را می گیرد. بنابراین دو لایه ی لیپیدی مصنوعی 10 به توان 9 بار نسبت به مولکول های

آب در مقایسه با یون های کوچکی مثل سدیم یا پتاسیم تراواتر است.

http://www.pic.daneshju.ir/images/30774112022793801162.png

F E R E S H T E
2011-Jul-18, 11:15
http://www.pic.daneshju.ir/images/96684176365127318293.pnghttp://www.pic.daneshju.ir/images/70106369026374846484.png

F E R E S H T E
2011-Jul-20, 18:32
پروتئین های ناقل غشاء:

1-Transporters
Channels-2


شبیه دولایه لیپیدی مصنوعی، غشاهای سلولی نیز نسبت به آب و مولکول های غیرقطبی تراوا

هستند و این مولکول با انتشار ساده از غشای پلاسمایی عبور می کنند. با این وجود غشاهای

پلاسمایی به مولکول های قطبی، مثل یون ها، قندها، آمینو اسیدها، نوکلئوتیدها و بسیاری از

متابولیت های دیگر اجازه ی عبور می دهند که این مواد از دولایه لیپیدی مصنوعی، بسیار به

آرامی عبور می کنند. پروتئین های ناقل بخصوصی مسئول جابجایی و انتقال چنین مواد محلولی

از غشاهای سلولی هستند. این پروتئین ها در اشکال متنوع، در همۀ انواع غشاهای زیستی

حضور دارند. هر پروتئینی دستۀ خاصی از مولکول ها( مثل یون ها، قندها یا آمینواسید ها) و

معمولاً فقط یک نوع مولکول خاص را از غشای پلاسمایی عبور می دهد. همه ی انواع پروتئین

های ناقل، پروتئین های چندبار گذرنده از غشا هستند، یعنی زنجیره های پلی پپتیدی آنها چندین

بار از غشا قادرند مولکول های آب دوست را از غشای پلاسمایی عبور دهند،بدون اینکه مولکول

ها با مولکول های آب گریز دولایه لیپیدی در تماس مستقیم قرار گیرند.

F E R E S H T E
2011-Jul-24, 10:25
پروتئین های ناقل و پروتئین های کانالی، دو دسته اصلی پروتئین های انتقال دهنده ی غشایی

هستند. پروتئین های ناقل (Carrier proteins) که به آنها پرمئاز یا حامل نیز گفته می شود به مولکول

خاصی متصل شده و پس از آن متحمل یکسری تغییرات در تشکل فضایی شده تا مولکولی را که با

آن متصل شده از غشا عبور دهند.



پروتئین های کانالی(Channel proteins) مجرایی آبی درست می کنند که از عرض غشای دولایه می

گذرد، هنگاهی که این مجرا باز باشد، به مولکول های خاصی( معمولاً یون های غیر آلی با بار و

اندازه مناسب) اجازه عبور می دهد. تعجب آور نیست که عبور مواد از کانال های پروتئینی با سرعت

بسیار بیشتری نسبت به عبور مواد از پروتئین های حامل انجام می گیرد.


http://www.pic.daneshju.ir/images/92306402412311866247.png

F E R E S H T E
2011-Jul-30, 10:21
انتقال غیر فعال و فعال

تمام پروتئین های کانالی و بسیاری از پروتئین های حامل، به صورت غیرفعال مولکول ها را از غشا

عبور می دهند. فرایندی که به آن انتقال غیر فعال یا انتشار تسهیل شده گفته می شود. در مورد

یک مولکول بدون بار تفاوت بین غلظت این مولکول در دو طرف غشا(شیب غلظت) موجب جابجایی

غیر فعالانه ی این مولکول شده و نیز جهت حرکت را تعیین می کند.

http://www.pic.daneshju.ir/images/12236777607112488194.png

ولی اگر مولکولی بار دار باشد، هم شیب غلظت و هم اختلاف پتانسیل الکتریکی در دو طرف

غشا(پتانسیل غشا) در انتقال آن مؤثر خواهد بود. ترکیب شیب الکتریکی و شیب غلظتی نیروی

پیش برنده ای را برای یک مولکول بار دار ایجاد می کند، که این نیرو شیب الکتروشیمیایی نامیده

می شود.
http://www.pic.daneshju.ir/images/03686315705030000313.png

در واقع تقریبا همه ی غشا های پلاسمایی یک تفاوت پتانسیل الکتریکی(شیب ولتاژ) در عرض

خود دارند که درون نسبت به بیرون دارای بار منفی است. این تفات پتانسیل باعث ورود مولکول

های بابار مثبت به درون شده و از ورود مولکول های با بار منفی به درون جلوگیری می کند.

علاوه بر این سلول های نیاز مند پروتئین های ناقلی می باشند که مولکول ها را در خلاف جهت

شیب الکتروشیمیایی آنها جابجا نماید. این فرایند انتقال فعال نامیده می شود و توسط حامل ها

انجام می شود که به آنها پمپ نیز گفته می شود. در انتقال فعال، فعالیت پمپ کردن ناقل با

استفاده از یک منبعی از انرژی متابولیک مثل هیدرولیز ATP یا شیب یونی انجام می شود.

بنابراین عبور مواد به کمک حامل ها، هم می تواند فعال باشد و هم غیر فعال، در حالیکه عبور مواد

به کمک کانال ها همیشه غیر فعال است.

F E R E S H T E
2011-Jul-30, 13:42
کانال های یونی و ویژگی های الکتریکی غشاها:


برخلاف پروتئین های حامل، پروتئین های کانالی منافذ هیدروفیل در غشا ایجاد می کنند. یک

دسته از پروتئین های کانالی یافت شده که در همه ی جانوران اتصالات باز(Gap junction) را بین

دو سلول مجاور تشکیل می دهد. در این مورد غشای پلاسمایی هر دو سلول به نسبت مساوی

در شکل گیری اتصالات باز دخیل بوده و به این ترتیب کانالی ایجاد می شود که سیتوپلاسم دو

سلول را به هم پیوند می دهد. هم اتصالات باز و هم پورین ها که کانال های پروتئینی جدار

خارجی باکتری ها، میتوکندریها و کلروپلاست ها را می سازند دارای منافذ نسبتا بزرگ می باشند

و بسیارفاجعه انگیز بود در صورتیکه این کانال ها مستقیما درون سلول را به فضای خارجی متصل

می ساختند. در واقع، بسیاری از توکسین های باکتریایی دقیقا همین کار را برای کشتن سلول

های دیگر انجام می دهند.

اغلب پروتئین های کانالی در غشا پلاسمایی سلول های گیاهی و جانوری که سیتوزول را به

فضای خارج سلولی متصل می کنند، منافذی به شدت انتخابی و باریک دارند که این کانال ها به

سرعت باز و بسته می شوند. از آنجایی که این پروتئین ها بطور اختصاصی یون های معدنی را

انتقال می دهند به آنها کانال های یونی گفته می شود.

کانال های یونی دارای مزیتی بر حامل ها هستند و آن این است که حدود 100 میلیون یون در هر

ثانیه می تواند از یک کانال باز عبور کند و این سرعت 10 به توان 5 مرتبه از سریع ترین حامل ها،

سریع تر است. بنابراین همیشه به طور غیر فعال عمل می کنند و اجازه می دهند تا یون های

خاصی مثل سدیم،پتاسیم،کلسیم یا کلر به سرعت در جهت شیب الکتروشیمیایی خود انتشار

یابند.

http://www.pic.daneshju.ir/images/69301087503546579557.png

F E R E S H T E
2011-Jul-31, 18:43
انواع کانال های یونی


دو ویژگی مهم کانال های یونی را از منافز آبی معمولی مشخص می کند:

1-کانال ها نسبت به یون ها تراوایی انتخابی دارند،یعنی بعضی یونهای معدنی را از خود عبور

داده،اما بعضی دیگر را عبور نمی دهد.

2-کانال های یونی پیوسته باز نمی باشند، برعکس آنها دارای در بوده،داشتن در کانال ها را قادر

می سازد تا به سرعت باز و دوباره بسته شوند.

http://www.pic.daneshju.ir/images/93368376924354774222.png

در بسیاری از موارد کانال در پاسخ به یک محرک مخصوص باز می شود. اصلیترین محرک هایی که

باعث باز شدن در کانال ها می شوند، تغییر ولتاژ غشایی، تحریک های مکانیکی و اتصال به یک

لیگاند است. لیگاند هم می تواند خارج سلولی باشد مثل واسطه های عصبی یا درون سلولی

باشد مثل یک یون یا یک نوکلئوتید. کانال های در دار را با نام محرک هایشان طبقه بندی می کنند.

F E R E S H T E
2011-Aug-01, 16:54
یونفرها Ionophores


یونفرها مولکول های آب گریز کوچکی هستند که وارد دو لایه لیپیدی شده و تراوایی غشا را نسبت

به یون های معدنی خاصی افزایش می دهند. اغلب یونفرها توسط باکتری ها سنتز می شوند. و

باکتری ها در واقع این نوع مواد را برای حمله به باکتری های دیگر و کشتن آنها و مصرف مواد داخل

آنها به کار می برند.

دو دسته یونفور وجود دارد:

1-حاملین متحرکMobile Ion Carrie
2-کانال سازها(Channel Formers)

هر دو نوع یونفر نام برده، با ایجاد پوششی بر روی مولکول منتقل شونده، آن را به درون فضای آب

گریز لایه ی لیپیدی برده و از غشا عبور می دهند. یونفرها نیاز به صرف انرژی ندارند و یونها را تنها

در جهت شیب الکتروشیمیایی آنها جابجا می کنند.

مثال1: والینومایسین نمونه ای از یک حامل متحرک است. والینومایسین پلیمری حلقوی شکل

است که پتاسیم را در جهت شیب الکتروشیمیایی آن انتقال می دهد.

مثال2: گرامیسیدین A نمونه ای از یک یونفر کانال ساز است.

F E R E S H T E
2011-Aug-05, 15:44
اسمز،کانال های آبی و تنظیم حجم سلول

در اینجا به دو پدیدۀ انتقالی می پردازیم:

1.تنظیم حجم سلول های گیاهی و جانوری

2.عبور آب از یک لایۀ سلولی

آب از سلول های پوششی جدار لوله های کلیوی عبور کرده وارد خون می شود به این ترتیب ادرار

تغلیظ می شود (اگر اینطور نبود هر شخص می بایست روزانه چندین لیتر ادرار دفع می کرد) در

گیاهان نیز، آب و مواد معدنی توسط ریشه جذب شده و از طریق لوله های هادی بالا می رود

( آوندچوبی) و با تبخیر از برگ های گیاه دفع می شوند. آنچه در این فرایندها رخ می دهد،

اسمز(aosmosis) نام دارد یعنی حرکت آب از جایی که غلظت مواد محلول کمتر است به جایی که

غلظت مواد محلول بیشتر است.

F E R E S H T E
2011-Aug-09, 15:49
همانگونه که قبلا ذکر شد اغلب غشاهای زیستی به یون ها و دیگر مواد محلول در آب ناتراوا بوده

ولی تا حدودی نسبت به آب تراوا هستند. تراوایی غشا نسبت به آب بوسیله کانال های آبی افزایش

می یابد. آب تمایل دارد از یک غشا عبور کرده و از محلولی با غلظت پایین به سمت محلولی با

غلظت بالا جابجا شود. این فرایند جریان اسمزی(Osmotic flow) نام دارد.

فشار اسمزی(Osmotic pressure) فشاری هیدرواستاتیک است که برای عدم تراوایی آب، بین دو

محلول با ترکیب متفاوت لازم است این دو محلول توسط یک غشای نیمه تراوا از هم جدا شده اند

و تراوش آب می تواند از خلال این غشا انجام گیرد.

سلول های پروکاریوتی و یوکاریوتی کانال های آبی یا aquaporins دارند که در غشای پلاسمایی

آنها جا داده شده است که موجب سهولت حرکت آب از غشا می شود.aquaporin ها بویژه در

سلول هایی مثل سلول های پوششی کلیه که مقدار زیادی آب را منتقل می کنند فراوان است.

http://www.pic.daneshju.ir/images/13909354298083635362.png

F E R E S H T E
2011-Aug-13, 11:35
پروتئین های حامل و انتقال فعال:


فرایندی که طی آن یک پروتئین حامل، مولکولی را از غشاء عبور میدهد مشابه واکنشی است که

بین یک سوبسترا و آنزیم روی می دهد. از جهات مختلفی حامل ها مانند آنزیم ها عمل می کنند

ولی برخلاف یک واکنش سوبسترا- آنزیم، مولکول منتقل شده توسط یک حامل تغییر نمی کند و

بدون هیچ تغییری در سمت دیگر غشا رها می شود.

پروتئین های حامل دارای یک یا چند جایگاه اتصال ویژه برای سوبسترای خود هستند. یک حامل

مولکول مورد نظر خود را طی یکسری تغییرات برپشت پذیر در آرایش فضایی خود، از غشا عبور می

دهد. این تغییرات در آرایش فضایی طوری انجام می شود که جایگاه اتصال حامل ابتدا در یک طرف

غشا و سپس در طرف دیگر قرار گیرد.
http://www.pic.daneshju.ir/images/14278489285520692144.png

F E R E S H T E
2011-Aug-16, 16:58
تنها تغییرات نسبتا کمی از مدل نمایش داده شده در شکل قبل لازم است تا یک حامل را به یک

منبع انرژی جهت پمپ کردن یک مولکول در خلاف جهت شیب الکتروشیمیایی آن مربوط سازد.

سلول ها چنین انتقال فعالی را به سه روش انجام می دهند:

http://www.pic.daneshju.ir/images/47203062753123688524.png



1- Coupled transporters: انتقال یک مولکول در خلاف جهت شیب الگتروشیمیایی را با انتقال

مولکولی دیگر در جهت شیب الکتروشیمیایی همراه می کنند.

http://www.pic.daneshju.ir/images/79430622322630703846.png

2- ATP-driven pumps: انتقال سربالایی یک مولکول را به کمک هیدرولیز ATP انجام میدهد.

3- Light-driven pumps: که عمدتا در باکگتری ها و Archaea یافت می شود که با انرژی نور

سبب انتقال یک ماده در خلاف جهت شیب الکتروشیمیایی می شوند. مثل bacteriorhodopsin

F E R E S H T E
2011-Aug-19, 22:23
انتقال فعال به کمک شیب یونی:

بعضی پروتئین های حامل یک نوع مولکول را از یک سمت غشا به سمت دیگر منتقل می کنند به

این حامل ها Uniporter گویند. بقیه پروتئین های حامل تحت عنوان Coupled transporters مطرح

می شوند در این حالت انتقال یک مولکول نیازمند انتقال مولکول دومی هم هست. که ای خود به دو

شکل است:

اگر مولکول دوم هم جهت با مولکول اول جابجا شود به آن حامل Symporter گویند و اگر مولکول دوم

در جهت عکس مولکول اول جابجا شود به آن حامل، Antiporters می گویند.

http://www.pic.daneshju.ir/images/88655865469300817982.png

F E R E S H T E
2011-Aug-24, 22:50
پمپ های وابسته به ATP

پمپ های وابسته به ATP اغلب ATPآز های ناقل نامیده می شوند چون آنها ATP را به ADP و فسفات تجزیه نموده و انرژی رها شده را در پمپ کردن یون ها یا مواد دیگر از غشا مورد استفاده قرار می دهند.
سه گروه اصلی از این پمپ ها وجود دارد و نشانه هایی از هر کدام در تمام سلول های یوکاریوتی و پروکاریوتی یافت می شود.

11065
1-P-Type pumps
آنها P-Type نامیده می شوند چون در طی چرخه پمپ کردن خودشان را فسفریله می کنند. این دسته شامل بسیاری از پمپ های یونی است که مسئول تنظیم و حفظ شیب سدیم،پتاسیم،هیدروژن و کلسیم در غشاهای سلولی است.

2-F-Type pumps
از چندین زیر واحد پروتئینی ساخته شده اند. از لحاظ ساختاری با نوع قبلی متفاوتند و در غشای پلاسمایی باکتری ها، غشاء داخلی میتوکندری ها و غشاء تیلاکوئید کلروپلاست ها موجودند.
آنها اغلب ATP Synthases نامیده می شوند چون برعکس کار می کنند؛ به جای هیدرولیز ATP برای انتقال هیدروژن، آنها از شیب پروتون در عرض غشا برای سنتز ATP از ADP و فسفات استفاده می کنند.
گرادیان H یا در زنجیره انتقال الکترون تولید می شود یا توسط پمپ های هیدروژن که بوسیله نور کار می کنند تولید می شود.( باکتریورودوپسین در Halobacterium)

ATPase V-Type ها ،H را به درون ارگانل هایی مثل لیزوزوم ها، وزیکول های سیناپسی و واکوئل های گیاهی پمپ می کنند و در جهت اسیدی ساختن محیط درونی این اندامک ها عمل می کنند.

F E R E S H T E
2011-Aug-31, 09:34
3-ABC Transporters

آخرین دسته از پمپ های وابسته به ATP دارای اعضاء بیشتر و متنوعتر از کلاسهای دیگر می باشد که تحت عنوان ابرخانواده

ABC(ATP-binding cassette) مطرح می شود. این کلاس شامل چندصد پروتئین حامل مختلف بوده که در ارگانیسم

هایی از باکتری ها تاانسان یافت می شود. هر پروتئین ABC مخصوص یک سوبسترا یا گروهی از سوبستراهای

وابسته به هم می باشد که ممکن است یون ها، قند ها، آمینواسیدها، فسفولیپید ها و پپتید ها، پلی ساکارید ها یا

حتی پروتئین ها باشدوهمه ی پروتئین های انتقال دهنده ی خانواده ABC از لحاظ ساختاری شامل 4 دامین اصلی

هستند: دو دامین عرض غشایی(T) که راه عبور مولکول ها را از عرض غشا می سازد و دو دامین سیتوزولیک متصل

شونده به ATP.

F E R E S H T E
2011-Sep-11, 13:02
مسیر های اندوسیتوزی

سلول های یوکاریوتی به طور مداوم مایعات و مولکول های ریز و درشت را توسط فرایند اندوسیتوز جذب می کنند.

سلول های تخصص یافته، همچنین قادر به اندوسیتوز ذرات بزرگ و حتی سایر سلول ها می باشند.

ماده ای که قرار است بلعیده شود، توسط بخش کوچکی از غشاء پلاسمایی به طور آرام و پیشرونده احاطه می شود.

این بخش به سمت داخل جوانه می زند و سرانجام به صورت یک وزیکول اندوسیتوزی از غشای پلاسمایی جدا می شود.

مواد خورده شده در نهایت به سوی لیزوزوم ها هدایت و در آنجا هضم میشوند.

متابولیت هایی که بدنبال هضم مواد تولید می شوند، مستقیما از لیزوزوم به سیتوزول منتقل می شوند

تا مورد استفاده سلول قرار گیرند.

براساس اندازه وزیکول های اندوسیتوزی شکل گرفته، دو نوع اصلی اندوسیتوز قابل تشخیص است؛

پینوسیتوز(نوشیدن سلولی) که طی آن مایعات و مولکول ها از طریق وزیکول های کوچک با قطر

کمتر از 150 نانومتر خورده می شوند.

فاگوسیتوز(خوردن سلولی) که طی آن ذرات بزرگ نظیر میکروارگانیسم ها و ذرات سلولی از طریق

وزیکول های بزرگی به نام فاگوزوم ها که بیش از 250 نانومتر قطر دارند، خورده می شوند.

در حالیکه تمام سلول های یوکاریوتی به طور مداوم مایع و مولکول ها را از طریق پینوسیتوز می بلعند،

ذرات بزرگ، عمدتا توسط سلول های فاگوسیتوز کننده ی تخصص یافته خورده می شوند.

F E R E S H T E
2012-Feb-02, 14:17
اندوسیتوز به واسطه گیرنده:

در سومين نوع اندوسيتوز يعني اندوسيتوز با واسطه گيرنده مولكول هاي خاصي به گيرنده هاي پروتيني غشاي پلاسمايي متصل مي شود.سلول ها با اين فرايند كلسترول خون را جذب مي كنند. كلسترول به صورت بخشي از ذراتي كه ليپوپروتين هايي با چگالي هاي پايين(LDL )ناميده مي شود،در خون منتقل مي شود.سلول ها از كلسترول به عنوان پيش ساز هورمون هاي استروئيدي و جزيي ازغشاهاي سلولي استفاده مي كنند.بيشتر مسير اندوسيتوز با واسطه گيرنده، توسط ميشل براون و جوزف گلد ستين در جريان مطالعه گيرنده LDL شرح داده شده است..به همين دليل اين دو محقق كه در دانشگاه مركز علوم بهداشتي تگزاس مشغول كار بودند،در سال 1985،جايزه نوبل فيز يو لژي پزشكي را دريافت كردند.يافته هاي اين دو محقق ،كاربرد هاي پزشكي بسيار مهمي دارد. زيرا كلسترولي كه به جاي ورود به سلول، در خون باقي مي ماند، مي تواند در ديواره سر خرگ ها رسوب كرده و خطر بيماري هاي قلبي –عروقي را افزايش دهد. هنگامي كه سلول به كلسترول نياز داشته باشد،گيرنده هاي LDLرا مي سازد.اين گيرنده ها در فرو رفتگي هاي بوشش دارجمع مي شوند هر فرو رفتگي توسط يك لايه پرو تيني به نام كلاترين كه درست زير غشاي پلاسمايي قرار گرفته،پوشيده شده است. مولكولي كه به طور اختصاصي به يك گيرنده متصل مي شود ليگاند نام دارد.در اين مورد LDLيك ليگاند است. پس از اينكه LDLبه گيرنده اش متصل شد فرورفتگي پوشش دار با فرايند آندو سيتز، وزيكول پوشش دار را ايجاد مي كند . پس از اينكه وزيكول به درون سيتوپلاسم حركت كرد،پوشش آن جدا شده و وزيكول بدون پوشش باقي مي ماند. وزيكول ها محتويات خود رابه محفظه اي كه اندوزوم ناميده مي شود،تحويل مي دهند. LDLاز گيرنده اش جدا شده و به سمت يك ليزوزوم منتقل مي گردد.در انجا LDL تجزيه شده وكلسترول براي استفاده تو سط سلول به درون سيتوزل رها مي شود.گيرنده هاي LDLبه غشاي پلاسمايي ،جايي كه دوباره در ان بازيافت مي شوند،منتقل مي گردند. باز يافت گيرنده هاي LDLبه غشاي پلاسمايي ازطريق وزيكولها، مشكل تمام سلول هايي را كه ازساز و كارهاي اندو سيتوزي و اگزو سيتوزي استفاده مي كنند،اشكار مي كند براي مثال،يك نوع سلول فاگو سيتوزي كه ماكروفاژناميده مي شود تقريبا در3۰دقيقه معادل تمام غشاي پلاسمايي اش را مي بلعد وبراي حفظ سطح خود لازم است كه به همين اندازه بازيافت انجام دهد و يا غشاي جديد بسازد. در سلول هايي كه دائما در گير ترشح هستند به ازاي هر وزيكولي كه با غشاي پلاسمايي ادغام مي شود بايد مقدار مساوي از غشا به درون سلول بر گردد.اگر اين اتفاق نيفتد حتي اگر رشد خود سلول هم متوقف شده باشد ،سطح سلول گسترش مي يابد .


http://www.pic.daneshju.ir/images/67738320093646347651.gif

F E R E S H T E
2012-Feb-02, 14:28
اگزوسیتوز:

به عنوان مکانیسمی برای ترشح فراورده های سلولی به داخل محیط برون سلولی عمل می کند . در روند اگزوسیتوز این وزیکول های ترشحی با غشا ی سلول جوش خورده ، محتویات خود را به درون محیط برون سلولی رها می کند.برای مثال پایانه های عصبی میانجی های عصبی شیمیایی خود را به این روش رها می سازند.توجه: زمانی که وزیکول حاوی فراورده های ترشحی سلول طی اگزوسیتوز با غشا سلول جوش می خورد ، مقدار کل غشای سلول افزایش می یابد. این روند موادی را که طی زمان آندوسیتوز از غشای سلول از دست رفته بود، دوباره جایگزین میکند.


http://www.pic.daneshju.ir/images/32077475137794198938.gif

F E R E S H T E
2012-Feb-03, 21:57
دیواره سلول گیاهی

دیواره سلول گیاهی ساختمانی چند لایه از جنس پلی‌ساکارید‌ها و پروتئین‌ها دارد. پلی‌ساکاریدها شامل سلولز (پلیمری از گلوکز)، ترکیبات پکتیکی (پلیمری از گالاکتورونیک‌اسید) و همی‌سلولز (پلیمری شامل انواع قندها مانند گزیلوز، آرابینوز و مانوز) می‌باشند.

لایه‌های دیواره سلولی

تیغه میانی: اولین لایه که در طی تقسیم سلول به وجود می‌آید و سطح خارجی دیواره را تشکیل می‌دهد و با سلول‌های مجاور در تماس است. این لایه از ترکیبات پکتیکی و پروتئینی ساخته شده‌است.

دیواره اولیه: پس از تیغه میانی قرار داشته و شامل چوب‌بست‌هایی از جنس میکروفیبریل‌های سلولزی است که در توده‌ای ژل مانند از جنس ترکیبات پکتیکی، همی‌سلولز و گلیکوپروتئین قرار دارد.

دیواره ثانویه: این لایه پس از رشد سلولی ساخته می‌شود و ساختمانی مستحکم از جنس ترکیبات سلولزی، همی‌سلولز و لیگنین دارد.

F E R E S H T E
2012-Feb-03, 21:58
سلولز (Cellulose)

ساختمان شیمیایی سلولز

در مولکول سلولز مولکول های β - گلوکز نسبت به یکدیگر چرخش ۱۸۰ درجه‌ای دارند. ضمن برقراری اتصال بین دو مولکول β - گلوکز از OH متصل به کربن ۴ یک مولکول و OH کربن شماره ۱ مولکول بعدی یک مولکول آب جدا می ‌شود و پل اکسیژنی برقرار می‌شود. از سوی دیگر در مولکول سلولز امکان برقراری پیوند هیدروژنی نیز وجود دارد. پیوستن دو مولکول β - گلوکز موجب تشکیل یک مولکول سلوبیوز می‌شود.

هر ۵ مولکول سلوبیوز با آرایش فضایی مکعبی شکل ، بلور سلولز را بوجود می‌ آورند و از مجموعه بلورهای سلولز ، رشته ابتدایی یا میسل سلولز تشکیل می‌شود. مجموعه میسلها ، میکرو فیبریل سلولزی را بوجود می‌آورند که قطری حدود ۲۵ نانومتر دارد. از مجموع حدود ۲۰ میکرو فیبریل ، ماکرو فیبریل سلولزی تشکیل می‌شود.

ابعاد سلولز

سلولز از واحدهای دارای قطر ۳۵ آنگستروم تشکیل شده که آن ها را رشته‌ های ابتدایی می‌نامند. این قطر اغلب درست است اما حتمی نیست. مثلاً در برخی نمونه ‌ها مثل سلولز جلبک والونیا ۳۰۰ آنگستروم و در ترکیبات موسیلاژی برخی میوه‌ ها تنها ۱ آنگستروم است. به این ترتیب تصور حالت همگن برای رشته‌ های ابتدایی سلولز کنار گذاشته شد و اشکال مختلف (استوانه‌ ای - منشوری با قاعده مربعی - روبان کم و بیش پهن) منظور گردید.

دو عامل در محدودیت ابعاد این واحدها دخالت دارد: یکی همی سلولزها که همانند پوششی رشد جانبی رشته‌ های سلولزی را محدود می‌کنند و دیگری آرایش یا سازمان یافتگی حاصل از مجموعه سلولز سنتتازی (آنزیم تولید کننده سلولز) غشای سلولی که رشته‌ های اولیه سلولزی را می‌سازد. سلولز در برابر تیمارهای آنزیمی و شیمیایی بسیار مقاوم است.

تولید سلولز

مجموعه پژوهش هایی که در مورد بیوسنتز سلولز انجام شده ‌است نشان می‌دهد که پیش ساز سلولز یوریدین دی فسفو گلوکز است که به‌ وسیله حفره‌ های گلژی به مجموعه‌ های آنزیمی سلولز سنتتازی موجود در غشای سلولی می‌رسد. با دخالت این مجموعه‌ های آنزیمی از پلیمریزاسیون مولکول های پیش ساز مولکول های سلولز تشکیل می‌شود. پس از تشکیل مولکول های سلولز تجمع آنها به صورت بلورهای سلولز و رسیدن به حد میکرو فیبرلها و ماکرو فیبریلهای سلولزی بر بنای پدیده خود آرایی با برقراری پیوندهای هیدروژنی بین مولکولی است. این تجمع نیاز به آنزیم ندارد.

تجزیه سلولز

تجزیه سلولز به ‌وسیله سلولازها انجام می‌شود. سلولازها را به دو گروه اگزو سلولازها و آندو سلولازها تقسیم بندی می‌کنند. اگزوسلولازها قدرت عمل بیشتری دارند و بر انواع مختلف سلولز چه سلولز بلوری و چه سلولز غیر بلوری که در نتیجه زخم یا تخریب بخش‌ های سلولزی بلوری ایجاد می‌شود اثر می‌کنند و در مرحله اول عمل خود موجب گسستن پیوندهای بین مولکولی می‌شوند. آندو سلولازها بر محصول عمل اگزو سلولازها اثر می ‌کنند و موجب گسستن پیوند های درون مولکولی می‌گردند بنابراین سلولازها اشتراک یا تعاون عمل دارند.

فرم های سلولز و شناسایی آن ها

• α - سلولز: این فرم از سلولز در محلول ۱۷٫۵ درصد از هیدروکسید سدیم در ۲۰ درجه سانتیگراد حل نمی‌شود. • β - سلولز: β - سلولز در این محلول حل شده اما به محض اسیدی کردن محلول ته‌نشین می‌شود. • γ - سلولز: در محلول ۱۷٫۵ درصد هیدروکسیدسدیم حل می‌شود اما با اسیدی شدن محلول ته‌نشین نمی‌شود.

کاربرد سلولز

سلولز ماده تشکیل دهنده دیواره سلولی گیاهان است. این ترکیب اولین بار در سال ۱۸۳۸ مورد توجه قرار گرفت. در آن سال ها با اعمال تغییراتی در آن مانند نیتروژن دار کردن در تولید نیترو سلولز مورد بهره برداری قرار گرفت. سلولز بصورت تقریباً خالص در رشته ‌های پنبه وجود دارد. این رشته‌ها در تولید نخ و پارچه بافی و تولید پوشاک اهمیت فراوانی دارند.

همچنین الیاف پنبه استرلیزه شده در پزشکی کاربرد زیادی دارد. سلولز بصورت ترکیب با لیگنین (ماده چوب) و سلولز در تمام مواد گیاهی وجود دارد. سلولز در گذشته در ساخت باروت بدون دود مورد استفاده قرار می‌گرفت. امروزه از آن برای تولید نیترو سلولز که در ساخت مواد منفجره ، پلاستیک ‌سازی ، رنگ سازی و … کاربرد دارد ، استفاده می‌کنند. سلولز همچنین در آزمایشگاه به عنوان جزء عمل کننده فاز جامد در کروماتوگرافی لایه نازک استفاده می‌شود.

F E R E S H T E
2012-Feb-03, 22:03
http://www.pic.daneshju.ir/images/80336275598358614444.jpg


http://www.pic.daneshju.ir/images/71807119178110567951.jpg

F E R E S H T E
2012-Feb-06, 21:00
میتوکندری :

اندازه و شکل و تشکیلات ساختمانی میتوکندری و همچنین تعداد میتوکندری و محل قرار گرفتنشان در سلولهای مختلف متفاوت است و ارتباط با نوع بافت دارد .
میتوکندری در بخشهای فعال سلول تجمع بیشتری دارد . در هنگامی که سلول فعالیت بیشتری داشته باشد تعداد میتوکندری ها بیشتر میشود . و پس از رسیدن به آرامش (کاهش فعالیت) تعداد میتوکندری کاهش می یابد. میتوکندری به اشکال بیضی – کروی – دمبلی( شکل قبل از تقسیم آن ) می باشد . توسط میکروسکوپ نوری قابل مشاهده است ولی ساختارهای درونی توسط میکروسکوپ الکترونی قابل مشاهده است.

ساختار عمومی

میتوکندری توسط 2 غشاء احاطه شده است . که غشاء خارجی و داخلی خوانده می شود. غشاء داخلی فضای میتوکندری را به دوبخش نامساوی تقسیم می کند یکی ماتریکس که قسمت اصلی می باشد که توسط ماده ای ژله شکل پر شده و دیگری فضای بین دو غشاء که از مایع پر شده است .
در ماتریکس آنزیم های چرخه کربس (TCA) و نمک و آب می باشد علاوه بر آن در ماتریکس رشته های DNA حلقوی و ریبوزوم ها و انکلوزیون و آنزیم های دیگر و RNA ها وجود دارد .

F E R E S H T E
2012-Feb-06, 21:02
غشاء های میتوکندری :

غشاء خارجی کاملاً متفاوت با غشاء داخلی است . چه از نظر کار و چه از نظر عمل اختلافات زیادی با هم دارند.
غشاء داخلی سطح تماس بیشتری دارد . زیرا حاوی تاخوردگی زیادی به سمت ماتریکس است که به آن کریستا گویند ، کریستا در میتوکندری های مختلف از نظر اندازه و تعداد متفاوت است . هر چه تعداد کریستا بیشتر باشد میزان تولید ATP بیشتر است .غشاء داخلی دارای مقادیر بیشتر پروتئین است نسبت غشاء خارجی ، برعکس در غشاء خارجی فسفولبید و کلسترول بیشتر یافت می شود .

پروتئین مهم غشاء داخلی

1) زنجیره انتقال الکترون است که شامل پنج عنصر هستند که سه عدد آن شامل آنزیم های می باشند که کوآنزیم ها یا گروههای پروستاتیک آنها در انتقال مستقیماً نقش دارند .عبارتند از :
a – دهیدروژنازها ی متصل به پیریدین که کوآنزیم NAD+ یا NADP+ می باشد (NAD+ دهیدروژناز)
b – دهیدروژنارهای متصل به فلاوین که به FAD یا FMN اتصال دارند .
C – کوآنزیم Q یا یوبیکینون که یک کوآنزیم محلول در لیپید بوده و در انتقال الکترون نقش دارد .
d – سیتوکرومها که حاوی گروههای آهن و پورفیرین می باشند .
e – پروتئین آهن سولفور دار
این 5 دسته بصورت 4 کمپلکس در غشاء داخلی جا دارند .عبارتند از :
1 ) NADH,H+CO-Qreductase I این کمپلکس قادر به انتقال H+ از سمت ماتریکس به فضای بین دو غشایی است .
2) SUCCinateCO-Qredvctase II این کمپلکس قادربه انتقالH+ نمیباشد .3) CO-QH2cytC-reductase III (شامل سیتوکرمهای C,C1, b) قادر به انتقال H+ می باشد .
4) cyt.c-oxidase با رساندن الکترونها به اکسیژن سبب تولید H2O میشود . این کمپلکس نیز قادر به انتقال H+ است .

F E R E S H T E
2012-Feb-06, 21:05
http://www.pic.daneshju.ir/images/88429622477948558313.jpg

http://www.pic.daneshju.ir/images/09570261322536314484.jpg

F E R E S H T E
2012-Feb-13, 13:17
ژنوم میتوکندری

بررسی‌ها نشان می‌دهد که DNA سازی در میتوکندری صورت می‌گیرد. طبق این بررسی به وجود DNA در میتوکندری پی می‌بریم. علاوه بر همانند سازی RNA و DNA سازی، پروتئین سازی هم در میتوکندری صورت می‌گیرد. این فراینده توسط آنزیمها و ملکولهای خاص خود اندامک صورت می‌گیرد. DNA میتوکندری اغلب موجودات حلقوی است. جایگاه DNA در ماده زمینه میتوکندری و بعضی مواقع چسبیده به غشای داخلی میتوکندری است. ژنوم میتوکندری سلولهای اغلب جانوران از ۲۰ - ۱۵ هزار جفت نوکلئوتید تشکیل یافته‌است و ژنوم میتوکندری در پستانداران حدود ۱۰۵ برابر کوچک‌تر از ژنوم هسته‌ای است.

محصولاتی که توسط DNA میتوکندری رمز می‌شوند شامل RNAهای ریبوزومی میتوکندری tRNA‌ها و برخی از پروتئینهای مسیر تنفس می‌باشد. بعضی از پروتئینهای میتوکندری نیز در هسته رمز می‌شوند و پس از ساخته شدن در سیتوزول وارد اندامک می‌شوند. مثال مفروض از صفتی که توسط ژنوم میتوکندری تعیین می‌شود، جهت پیچش صدف در حلزون است که از وراثت سیتوپلاسمی تبعیت می‌کند. در حقیقت این صفات توسط ژنوم میتوکندری که همراه میتوکندری‌های موجود در سیتوپلاسم وارد سلول تخم می‌شوند، انتقال می‌یابد و توارث به صورت تک والدی در اکثر آنها می‌باشد.

F E R E S H T E
2012-Feb-13, 13:20
نقش زیستی میتوکندری

تنفس هوازی سلولها

تمام مواد انرژی‌زا، ضمن تغییرات متابولیکی درون سیتوپلاسمی با واسطه ناقلین اختصاصی به بستره میتوکندری می‌رسد. گلوکز بعد از تبدیل به استیل کو آنزیم A طی گلیکولیز به میتوکندری وارد می‌شود تا در چرخه کربس استفاده شود و اسیدهای چرب به‌وسیله کارنی تین به داخل میتوکندری حمل شده که اینها هم سرانجام به استیل کو آنزیم A تبدیل می‌شوند. اسیدهای آمینه بعد از ورود به بستره به استیل کو آنزیم A تبدیل می‌شوند.

با انجام هر چرخه کربس که با استفاده از یک استیل کوآنزیم A در بستره میتوکندری آغاز می‌شود، علاوه بر CO۲ و H۲O سه مولکول نیکوتین آمید آدنین دی نوکلئوتید و یک مولکول FADH۲ و یک مولکول GTP تولید می‌شود. این ناقلین انرژی در زنجیره انتقال الکترون استفاده شده و موجب تولید ATP می‌شوند.

سنتز اسیدهای چرب

یکی از راه‌های تولید اسید چرب، سیستم میتوکندریایی می‌باشد که عکس اکسیداسیون یا تجزیه آنها می‌باشد.

دخالت میتوکندری در گوارش چربیها

در هنگام گرسنگی، میتوکندریها به طرف ذرات چربی حرکت کرده و روی ذرات چرب خم شده و آنزیمهای میتوکندریایی شروع به هضم چربی و آزادسازی انرژی می‌کنند.

ذخیره و تجمع مواد در میتوکندریها

میتوکندریها می‌توانند در اطاق داخلی خود مواد مختلف را انباشته کنند که این مواد عبارت‌اند از: ترکیبات آهن‌دار، چربیها، پروتئینها، کاتیونها و آب. در اثر ذخیره این مواد، میتوکندریها اغلب به حالت یک غشایی و شبیه باکتریهای کوچک دیده می‌شوند و به تدریج، کریستاها محو می‌شوند اما بعد از حذف این مواد، دوباره همه به حالت اول برمی‌گردد.

F E R E S H T E
2012-Feb-13, 13:21
محل میتوکندریها در سلول

اغلب در اطراف هسته دیده می‌شوند اما در شرایط مرضی در حواشی سیتوپلاسم ظاهر می‌شوند. این پراکنش، تحت تأثیر مقدار گلیکوژن و اسید چرب می‌تواند قرار بگیرد. در طول میتوز میتوکندریها در مجاورت دوک جمع می‌شوند و وقتی تقسیم پایان می‌یابد، در دو سلول دختر، پراکنش تقریباً یکسانی پیدا می‌کند. پراکنش میتوکندریها را می‌توان بر حسب عمل آنها از نظر تامین انرژی، مطرح کرد که میتوکندریها در داخل سلولها جابجا شده و خود را به جایی که نیاز به ATP بیشتر است می‌رسانند.

تعداد میتوکندریها در سلول

تشخیص ارزش میتوکندریایی یک سلول دشوار است. اما اغلب بر حسب نوع سلول مرحله عمل سلول متفاوت می‌باشد. در یک سلول معمولی کبد بیشترین تعداد و در حدود ۱۰۰۰ تا ۱۶۰۰ عدد وجود دارد که در اثر تحلیل رفتن سلول و نیز سرطانی شدن آن کاهش می‌یابد. و در مقابل، تعداد میتوکندری در بافت لنفی، خیلی کمتر است. در سلولهای گیاهی، کمتر از جانوری می‌باشد چون بسیاری از اعمال میتوکندریها، به‌وسیله کلروپلاست انجام می‌شود.

F E R E S H T E
2012-Feb-13, 13:23
تنفس هوازی سلولها

تمام مواد انرژی‌زا، ضمن تغییرات متابولیکی درون سیتوپلاسمی با واسطه ناقلین اختصاصی به بستره میتوکندری می‌رسد. گلوکز بعد از تبدیل به استیل کو آنزیم A طی گلیکولیز به میتوکندری وارد می‌شود تا در چرخه کربس استفاده شود و اسیدهای چرب به‌وسیله کارنی تین به داخل میتوکندری حمل شده که اینها هم سرانجام به استیل کو آنزیم A تبدیل می‌شوند. اسیدهای آمینه بعد از ورود به بستره به استیل کو آنزیم A تبدیل می‌شوند.

با انجام هر چرخه کربس که با استفاده از یک استیل کوآنزیم A در بستره میتوکندری آغاز می‌شود، علاوه بر CO۲ و H۲O سه مولکول نیکوتین آمید آدنین دی نوکلئوتید و یک مولکول FADH۲ و یک مولکول GTP تولید می‌شود. این ناقلین انرژی در زنجیره انتقال الکترون استفاده شده و موجب تولید ATP می‌شوند.

سنتز اسیدهای چرب

یکی از راه‌های تولید اسید چرب، سیستم میتوکندریایی می‌باشد که عکس اکسیداسیون یا تجزیه آنها می‌باشد.

دخالت میتوکندری در گوارش چربیها

در هنگام گرسنگی، میتوکندریها به طرف ذرات چربی حرکت کرده و روی ذرات چرب خم شده و آنزیمهای میتوکندریایی شروع به هضم چربی و آزادسازی انرژی می‌کنند.

ذخیره و تجمع مواد در میتوکندریها

میتوکندریها می‌توانند در اطاق داخلی خود مواد مختلف را انباشته کنند که این مواد عبارت‌اند از: ترکیبات آهن‌دار، چربیها، پروتئینها، کاتیونها و آب. در اثر ذخیره این مواد، میتوکندریها اغلب به حالت یک غشایی و شبیه باکتریهای کوچک دیده می‌شوند و به تدریج، کریستاها محو می‌شوند اما بعد از حذف این مواد، دوباره همه به حالت اول برمی‌گردد.

محل میتوکندریها در سلول

اغلب در اطراف هسته دیده می‌شوند اما در شرایط مرضی در حواشی سیتوپلاسم ظاهر می‌شوند. این پراکنش، تحت تأثیر مقدار گلیکوژن و اسید چرب می‌تواند قرار بگیرد. در طول میتوز میتوکندریها در مجاورت دوک جمع می‌شوند و وقتی تقسیم پایان می‌یابد، در دو سلول دختر، پراکنش تقریباً یکسانی پیدا می‌کند. پراکنش میتوکندریها را می‌توان بر حسب عمل آنها از نظر تامین انرژی، مطرح کرد که میتوکندریها در داخل سلولها جابجا شده و خود را به جایی که نیاز به ATP بیشتر است می‌رسانند.

تعداد میتوکندریها در سلول

تشخیص ارزش میتوکندریایی یک سلول دشوار است. اما اغلب بر حسب نوع سلول مرحله عمل سلول متفاوت می‌باشد. در یک سلول معمولی کبد بیشترین تعداد و در حدود ۱۰۰۰ تا ۱۶۰۰ عدد وجود دارد که در اثر تحلیل رفتن سلول و نیز سرطانی شدن آن کاهش می‌یابد. و در مقابل، تعداد میتوکندری در بافت لنفی، خیلی کمتر است. در سلولهای گیاهی، کمتر از جانوری می‌باشد چون بسیاری از اعمال میتوکندریها، به‌وسیله کلروپلاست انجام می‌شود.

F E R E S H T E
2012-Feb-13, 13:24
منشا میتوکندری

دو نظریه بیان شده‌است: یکی اینکه میتوکندری‌ها ممکن است از قالبهای ساده‌تری ساخته شوند (تشکیل Denovo) و دیگر اینکه میتوکندری‌های جدید از تقسیم میتوکندریهای قبلی بوجود می‌آیند. به این صورت که تعداد آنها، در طول میتوز و نیز در اینترفاز افزایش یافته و بعد بین دو سلول دختر، پراکنش می‌یابند.

خاستگاه پروکاریوتی میتوکندری

فرضیه‌ای در این صدد مطرح شده‌است که: در گذشته بسیار دور، جو زمین فاقد اکسیژن بوده و جاندارانی که در آن زمان می‌زیسته‌اند بی‌هوازی بودند. با گذشت زمان و ضمن واکنشهای شیمیایی، جو زمین دارای اکسیژن شده و به تدریج جانداران آن زمان و بویژه پروکاریوتها به علت ساختمان ساده خود، هوازی شده‌اند. بعدها این پروکاریوتها هوازی شده، توسط سلولهای یوکاریوتی بلعیده شدند و از این همزیستی سلولهای یوکاریوتی هوازی ایجاد شدند. پس اجداد میتوکندری براساس این فرضیه، باکتریهای اولیه می‌باشند.

F E R E S H T E
2012-Mar-11, 19:20
کلروپلاست

کلروپلاست معمولا از میتوکندری بزرگتر است و شباهت زیادی به میتوکندری دارد و جایگاه فرآیند فتوسنتز می‌باشد. کلروپلاستها جز گروهی از اندامکها هستند که این اندامکها پلاستید نام دارند. پلاستیدها در کلیه سلولهای گیاهی یافت می‌شوند و شامل اتیوپلاست ، کلروپلاست ، کروموپلاست ، آمیلوپلاست و الایوپلاست هستند.

وجه مشترک تمام پلاستیدها این است که تمام آنها از اندامک کوچک اولیه‌ای به نام پروپلاستید ایجاد می‌شوند. پروپلاستید که پیش ساز کلیه پلاستیدها است. بسته به بافت گیاه و پیامهای محیطی به انواع گوناگون پلاستها تمایز پیدا می‌کند. کلروپلاست تنها پلاستیدی است که کلروفیل دارد و عمل فتوسنتز را انجام می‌دهد.

F E R E S H T E
2012-Mar-11, 19:24
کلروپلاستها به دلیل رنگ داشتن رنگ سبز از اولین اندامکهایی هستند که در یاخته‌های گیاهی نظر پژوهشگران را به خود جلب کرده‌اند. ووشر در سال 1803 رده بندی جلبکهای رشته‌ای آب شیرین را بر بنای شکل ذرات سبز موجود در آنها قرار داد و آنها را به کونفروهای مارپیچی ، ستاره‌ای و لوله‌ای تقسیم کرد. در جلبکها کلروپلاستها ساختمان ساده‌تری دارند و اغلب آنهارا کروماتوفور می‌نامند. در گیاهان پیشرفته و عده‌ای از جلبکهای سرخ و قهوه‌ای کلروپلاستها کروی ، بیضوی و یا اغلب عدسی شکل هستند.
اندازه کلروپلاست
کلروپلاستها اندازه بسیار متفاوتی دارند. طول آنها از حدود 2 تا بیش از 30 میکرون می‌رسد. در گیاهان پیشرفته طول کلروپلاستها 3 تا 10 میکرومتر ، عرض آنها 1 تا 3 و ضخامتشان 1 تا 2 میکرومتر است. اندازه کلروپلاست به ویژگیهای وراثتی ، سن یاخته و دیگر ویژگیهای فیزیولوژیکی یاخته وابسته است. یاخته‌های پلی پلوئید کلروپلاستهای درشت‌تری از یاخته‌های دیپلوئید دارند.
رنگ کلروپلاست
کلروپلاستها به دلیل داشتن کلروفیل اغلب سبز رنگ هستند اما در برخی شرایط فیزیولوژیکی یا بر حسب نوع یاخته و میزان نسبی رنگیزه‌های غیر کلروفیلی ممکن است به رنگهای دیگری دیده شوند. در جلبکهای قهوه‌ای و قرمز ، رنگ سبز کلروفیل بوسیله سایر رنگیزه‌ها پوشیده شده است.



http://www.pic.daneshju.ir/images/80685941608825641347.jpg

F E R E S H T E
2012-Mar-11, 21:29
تعداد و محل کلروپلاست
تعداد کلروپلاست بر حسب نوع یاخته ، گونه گیاهی و سن یاخته تغییر می‌کند. تعداد کلروپلاستها در هر میلیمتر مربع برگ کرچک به حدود 400 هزار می‌رسد و یک درخت ممکن است تا 1012 عدد کلروپلاست داشته باشد. کلروپلاستها در یاخته‌های جلبکها و گیاهان مختلف در بخشهای مختلف یاخته قرار می‌گیرند. بطور معمول در بخشهای کناری یاخته که امکان دریافت نور بیشتر است فراوانی بیشتری دارند.

در ساختمان کلروپلاستها سه بخش اصلی شامل پوشش پلاستی ، ماده زمینه‌ای یا استروما و ساختمانهای غشایی درونی قابل تشخیص است.




http://www.pic.daneshju.ir/images/93138866731846658117.gif

F E R E S H T E
2012-Mar-11, 21:30
پوشش پلاستی


غشای خارجی
غشای خارجی کلروپلاست ضخامت متوسط حدود 60 آنگستروم دارد و از نوع غشاهای زیستی واحد است. این غشا صاف است، ریبوزوم ندارد و سد بین سیتوزول و درون پلاست است.
اطاق خارجی
اطاق خارجی یا فضای بین دو غشا وسعت متوسط حدود 100 تا 200 آنگستروم دارد و از مایعی دارای آب ، ترکیبات مختلف آلی ، مقدار کمی نمکهای کانی و یونهای حاصل از آنها پر شده است.
غشای داخلی
این غشا ویژگیهای عمومی شبیه غشای خارجی دارد. ضخامت متوسط آن حدود 60 آنگستروم است. گرچه غشای داخلی می‌تواند چین خوردگیهایی را به درون پلاست داشته باشد. اما نظریه کنونی بر این است که سیستمهای غشایی درونی کلروپلاست اساسا مستقل از غشای داخلی است.
اطاق داخلی
ماده زمینه‌ای یا استروما اطاق داخلی کلروپلاست را پر کرده است. در استروما اجزای قابل رویت با میکروسکوپ الکترونی مانند سیستم غشاهای درونی ، مولکولهای DNA مشابه با پروکاریوتها ، ریبوزومهای از نوع 70s به حالت منفرد یا پلی‌زوم. در استروما اغلب ذرات نشاسته نیز وجود دارد. استروما دارای آنزیمهای مختلف از جمله آنزیمهای واکنشهای مرحله تاریکی فتوسنتز و آنزیمهای لازم برای بیوسنتز پروتئینهاست.

F E R E S H T E
2012-Mar-11, 23:45
سیستم غشایی درون کلروپلاست

در استرومای کلروپلاستها ساختمانهای غشایی زیادی وجود دارند که مقدار آنها و نوع آرایششان به حسب نوع گیاه و ویژگیهای فیزیولوژیکی یاخته‌ها متفاوت است. این ساختمانها تیلاکوئید نام دارند. این غشاها با سازمان یافتگی بسیار ویژه خود جایگاه انجام واکنشهای مرحله نوری فتوسنتز هستند.در روی این غشاها رنگیزه‌های نوری یافت می‌شود.

کلروپلاست جایگاه فتوسنتز

فتوسنتز فرایندی است که در گیاهان سبز برای تولید مواد غذایی بکار می‌رود که با استفاده از دی‌اکسید کربن و نور خورشید انجام می‌شود. فتوسنتز شامل دو سری واکنش وابسته به نور و غیر وابسته به نور است. واکنشهای غیر وابسته به نور یا واکنشهای تاریکی در استرومای کلروپلاست صورت می‌گیرد و طی آن انرژی شیمیایی لازم برای انجام واکنشهای مرحله نوری تامین می‌شود. این مرحله در بیشتر گیاهان در شب انجام می‌شود. در واکنشهای مرحله نوری با استفاده از دی‌اکسید کربن و نور خورشید انواع مختلف کربوهیدراتها ساخته می‌شود.

F E R E S H T E
2012-Mar-11, 23:47
ژنوم کلروپلاست

کلروپلاست مانند میتوکندری DNA دارد و در آن همانند سازی ، رونویسی و پروتئین سازی مستقل از هسته صورت می‌گیرد. این فرایندها در بستره کلروپلاست انجام می‌گیرد. به نظر می‌رسد DNA کلروپلاستها مانند DNA میتوکندریها به غشای داخلی کلروپلاست چسبیده‌اند. اندازه ژنوم کلروپلاست در تمام گیاهان مشابه است. DNA کلروپلاستها ملکولهایی حلقوی هستند. ژنوم کلروپلاست 120 ژن دارد و محصولات شناخته شده آنها شامل RNA‌های ریبوزومی ، tRNAها ، برخی زیر واحدهای RNA پلی‌مراز ، برخی از پروتئینهای ریبوزومی و تعدادی از آنزیمهایی است که در فتوسنتز نقش دارند.

کلروپلاست‌زایی

کلروپلاست از تمایز پلاست اولیه و اتیوپلاست بوجود می‌آید. کلروپلاست مثل میتوکندری طی چرخه سلول بزرگ می‌شود و تقسیم دوتایی پیدا می‌کند. صفاتی که توسط DNA کلروپلاست تعیین می‌شوند، مانند وجود رنگدانه‌های عمل کننده در فتوسنتز در 3/2 گیاهای عالی از وراثت سیتوپلاسمی تبعیت می‌کنند و توارث اکثرا دو والدی می‌باشد. به عنوان مثال از آمیزش گیاه نر و ماده‌ای که یکی کلروپلاست سالم و دیگری کلروپلاست معیوب دارد، گیاهانی حاصل می‌شوند که برگهای آنها دارای لکه‌های سبز و سفید هستند، لکه‌های سبز مربوط به کلروپلاست سالم است، در حالی که لکه‌های سفید مربوط به کلروپلاست معیوب هستند.



http://www.pic.daneshju.ir/images/13276631088929654212.jpg

F E R E S H T E
2012-Mar-11, 23:50
القای پلاست اولیه توسط نور و مراحل تمایز آن به کلروپلاست بالغ

1- پلاست اولیه در سلولی که به تاریکی عادت دارد فقط غشای خارجی و داخلی دارد.

2- در اثر مجاورت با نور ، کلروفیل ، فسفو لیپیدها ، بستره کلروپلاست و پروتئینهای تیلاکوئیدی ساخته می‌شوند و وزیکولهای کوچک از غشای داخلی جوانه می‌زنند.

3- با بزرگ شدن پلاستها ، بعضی از وزیکولهای گرد ادغام می‌شوند و وزیکولهای پهن تیلاکوئیدی را تشکیل می‌دهند.

4- در مراحل آخر تمایز کلروپلاست ، بعضی از وزیکولهای تیلاکوئیدی روی هم انباشته می‌شوند و گرانا (جمع گرانوم) را بوجود می‌آورند.

تکامل پلاستها از موجودات ابتدایی

از موجودات ابتدایی یا باکتریهای فتوسنتز کننده تکامل ساختارهای پلاستی در سه جهت انجام گرفته است.

-گسترش سطح نسبت به حجم که بخصوص برای کسب انرژی نورانی مناسب است.

- گزینش انواع مختلفی از رنگیزه‌های پذیرنده نور ، تشکیل گیرنده‌های نوری بسیار مختلف را امکان پذیر می‌سازد.

- تخصصی شدن اعمالی که منجر به تغییر ترکیب و ساختمان پلاست شده و موجب تولید انواع مختلف پلاستهای عمل کننده شده است که می‌توانند به یکدیگر تبدیل شوند.

F E R E S H T E
2012-Mar-12, 18:42
اسکلت سلولی




یک رشته لوله بودیم سر تا سر هر سلول

:K:k

باعث پایه داری هم استحکام سلول


:K:k
ما رو نمی شناختی دانش آموز خجول

:K:k

نقش ما رو ندیدی ما رو تو کردی ملول

:K:k

لوله ها و رشته ها ازاین سریم تااون سر

:K:k

اسکلت محکمی فشرده مثل فنر

_)+


اینم زنگ تفریح برا شما

F E R E S H T E
2012-Mar-12, 18:54
اسکلت سلولی

اسکلت سلولی شبکه سه بعدی درهم پیچیدهای از رشتههاست که این رشتهها یکدیگر را درجهات و نقاط مختلف به صورت شطرنجی قطع میکنند. اسکلت سلولی اسکلت داخلی سلول راتشکیل میدهد.

یاختههای واجد هسته مشخص اشکال متنوعی دارند. در جانوران که یواره سلولوجود ندارد، شکل یاخته دائما تغییر میکند. اگر به یاختههای در زیر میکروسکوپبنگرید آن را زنده و متحرک خواهید یافت. سیتوپلاسم به هر طرف جاری استمیتوکندریدر جریان سیتوپلاسمی غوطهورند. بخشهایی از غشاپلاسماییبه بیرون یا داخل فرورفتگی دارد یا متورم شده است و این حفرهها بهسمت بیرون یا داخل جدا میشوند و لبههای منظم تشکیل داده و تغییر شکل میدهند. درتمام این تظاهرات گوناگون یاختههای جانوری متحرک و زندهاند. امروزه مشخص شده استکه اشکال متنوع سلولهای یوکاریوتی و نیز حرکات هماهنگ و منظم آنها به دلیل وجوداسکلت سلولی است. به اسکلت سلولیماهیچهسلولینیز گفته میشوند.



http://www.pic.daneshju.ir/images/76542859214564341706.jpg

F E R E S H T E
2012-Mar-12, 21:49
انواع رشته‌های اسکلت سلولی

دانشمندان توانستهاند با جداسازی اسکلت سلولیاز سایر محتویات سیتوزول نشان دهند که این ساختار از سه نوع رشتههای پروتئینیتشکیل شده است. ریز لولهها ، ریز رشتهها و رشتههای حد واسط. هر نوع رشتهپروتئینی از زیر واحدهای متفاوتی تشکیل شده است و دارای پروتئینهای ضمیمه میباشند. پروتئینهای ضمیمه سرنوشت رشتهها را تعیین میکنند.

عملکرد پروتئینهای ضمیمه

پروتئینهای ضمیمه بعضی از این رشته‌های مختلف را به یکدیگر متصل می‌کنند. بعضی رشته‌ها را به سایر ساختارهای سلولی مثل غشای پلاسمایی وصل می‌کنند. دیگر تعیین کننده تجمع رشته‌ها در نقاط خاصی از سلول هستند و بعضی باعث حرکت مژه‌ها می‌شوند.

F E R E S H T E
2012-Mar-12, 21:51
عملکرد پروتئینهای ضمیمه

پروتئینهای ضمیمه بعضی از این رشته‌های مختلف را به یکدیگر متصل می‌کنند. بعضی رشته‌ها را به سایر ساختارهای سلولی مثل غشای پلاسمایی وصل می‌کنند. دیگر تعیین کننده تجمع رشته‌ها در نقاط خاصی از سلول هستند و بعضی باعث حرکت مژه‌ها می‌شوند.

ریز لوله‌ها

ساختارهایی هستند که در سیتوزول تمام سلولهای یوکاریوتی از آمیب گرفته تا سلول گیاهان و جانوران عالی وجود دارند. گلبولهای قرمز ممکن است استثنا باشند. جزئیات ساختاری ریز لوله‌ها در سلولهای موجودات مختلف بطور شگفت آوری یکسان است. ریز لوله‌ها رشته‌های بلند و توخالی هستند که درازای آنها به حداکثر 200 میکرومتر می‌رسد. قطر خارجی آنها 25 نانومتر و قطر داخلی‌شان 15 نانومتر می‌باشد. هر ریزلوله از 13 رشته به نام پیش رشته تشکیل شده است که به موازات محور طولی ریز لوله قرار گرفته‌اند.

پیش رشته‌ها از دو نوع پروتئین کروی مشابه به نام توبولین آلفا (α) و توبولین بتا (β) تشکیل شده‌اند. تشابه ردیف اسیدهای آمینه این دو توبولین حدود 50 درصد است. در واقع واحد تشکیل دهنده پیش رشته‌ها دایمر βα است و این دایمر نیز اصطلاحا توبولین خوانده می‌شود. در هر پیش رشته توبولین به صورت پشت سر هم یعنی αβ←αβ قرار گرفته‌اند. تنوع ریز لوله‌ها عمدتا به دلیل وجود پروتئینهای ضمیمه متفاوت در آنهاست و این پروتئینهای ضمیمه هستند که خصوصیات ویژه یک ریز لوله‌ها را تعیین می‌کنند.



http://www.pic.daneshju.ir/images/64451781989012822554.jpg

F E R E S H T E
2012-Mar-13, 16:55
خاصیت قطبی بودن ریز لوله‌ها

یک خصوصیت کلیدی ریز لوله‌ها قطبیت آنهاست. در شرایط درون شیشه ، دراز یا کوتاه شدن ریز لوله‌ها با اضافه یا حذف شدن توبولینها در دو انتهای ریز لوله صورت می‌گیرد.

نقش ریز لوله‌ها

ریز لوله‌های اسکلت سلولی در ترابری مواد نقش دارند. دوک میتوز ، تاژک و مژه مثالهایی از این گونه ساختارها هستند.

ریز رشته‌ها

ریز رشته‌ها که رشته‌های اکتین نیز خوانده می‌شوند زنجیره‌هایی به قطر هفت نانومتر هستند که در تمام سلولهای یوکاریوتی به وفور یافت می‌شوند. رشته‌های اکتین از واحدهای پروتئینی کروی به نام اکتین تشکیل شده‌اند که به صورت منظم به دنبال یکدیگر قرار گرفته‌اند. رشته‌های اکتین مانند ریز لوله قطبی هستند و سرعت اضافه و حذف شدن زیرواحدها در انتهای مثبت بیش از انتهای منفی است.

رشته‌های اکتین دستجات و شبکه‌های اکتینی را ایجاد می‌کنند. این رشته‌ها مانند ریز لوله‌ها در سلولهای مختلف ساختاری مشابه دارند و تنوع آنها به دلیل وجود پروتئینهای ضمیمه آنهاست. یکی از مهمترین پروتئینهای ضمیمه میوزین است که در انقباض ماهیچه‌ای نقش دارد. سیتوکالازین ب باعث کاهش حرکت درون یاخته‌ای بوسیله تاثیر بر اکتین می‌باشد.

F E R E S H T E
2012-Mar-13, 16:57
اهمیت اکتین

نقش اکتین در ریز پرزهای سلولهای پوششی روده ، حرکت آمیبی و فعال‌سازی پلاکتها و تقسیم سیتوپلاسم و در نهایت عملکرد ماهیچه نقش دارد.

رشته های حد واسط

رشته‌های حد واسط دسته سوم از رشته‌های پروتئینی اسکلت سلولی هستند قطر آنها 10 نانومتر ، ضخیمتر از رشته‌های اکتین و باریکتر از ریز لوله‌هاست. امروزه معتقدند که این رشته‌ها یکی از اجزای مهم ساختاری اکثر سلولها و بافتهای جانوری می‌باشند. این رشته‌های پروتئینی به مقدار زیاد در بافتهایی یافت می‌شوند که در معرض فشارهای مکانیکی قرار می‌گیرند. بنابراین یکی از نقشهای عمده آنها استحکام بخشیدن به بافتهاست.



http://www.pic.daneshju.ir/images/64247583400789633254.jpg

F E R E S H T E
2012-Mar-13, 16:58
رشته‌های حد واسط از نظر ساختاری

رشته‌های حد واسط از چند نظر بار ریز لوله‌ها و ریز رشته‌ها تفاوت دارند. از نظر ساختاری این رشته‌ها پلیمرهایی از پروتئینهای رشته‌ای هستند. در حالی که دو نوع رشته دیگر از زیر واحدهای کروی تشکیل شده‌اند. انواع رشته‌های حد واسط بسته به نوع سلول زیر واحدهای ساختاری متفاوت دارند. در حالی که زیر واحدهای ریز لوله‌ها و اکتینها در انواع سلولها مشابهند. در مقایسه با ریز لوله‌ها و اکتینها که دایما در حال تشکیل و تخریب هستند رشته‌های حد واسط پایدارترند و معمولا به صورت پلیمر باقی می‌مانند. تفاوت دیگر این است که رشته‌های حد واسط قطبیت ندارند.

انواع رشته‌های حد واسط

کراتینها یکی از مهمترین انواع رشته‌های حد واسط هستند که تا به حال 30 نوع از آنها ساخته شده است. کراتینها عمدتا در ساختارهایی مانند مو ، پشم و ناخن ساخته می‌شوند و جایگاه آنها در سیتوپلاسم است. وجود رشته‌های کراتین در سلول باعث استحکام آنها می‌شود. و یکی دیگر از رشته‌های حد واسط لامینها می‌باشند که ساختار صفحه‌ای بوجود می‌آورند. جایگاه آنها در زیر غشای داخلی هسته است و برخلاف کراتینها ناپایدارند. زیرا در آغاز تقسیم میتوز تخریب و در پایان آن مجددا تشکیل می‌شوند. لامینها ، اسکلت هسته را بوجود می‌آوردد.



http://www.pic.daneshju.ir/images/99305219076292260929.jpg

foad godazgar
2012-Mar-13, 22:18
رشته‌های حد واسط

مرسی بابت مطالب مفیدتون-;{@
سوالی داشتم:
رشته های حد واسط در سلولهای عضلانی اسکلتی (اگر وجود دارند) چه نقشی دارند؟(ذر مقایسه با اکتین و میوزین)

F E R E S H T E
2012-Mar-14, 18:18
مرسی بابت مطالب مفیدتون-;{@
سوالی داشتم:
رشته های حد واسط در سلولهای عضلانی اسکلتی (اگر وجود دارند) چه نقشی دارند؟(ذر مقایسه با اکتین و میوزین)


سپاسگزار از توجه شما دوست خوب-;{@

همونطور که توضیح داده شد از مهم ترین نقش های رشته های حد واسط(Intermediate filaments = IFs) استحکام بخشیدن به بافت هاست.

در اغلب سلول ها این فیلامنت ها توسط پروتئین بزرگ و طویلی به نام پلکتین(plectin) به بقیه اجزاء اسکلت سلولی متصل هستند.

در مقایسه:

اکتینن فقط در سلول های عضلانی، بلکه در تمام سلول های یوکاریوتها وجود دارد.اکتین در بسیاری از فعالیت های حرکتی سلول ها دخالت دارد.یکی از ویژگی های فیلامنت های اکتین این است که به طور کاملا اختصاصی با پروتئین میوزین واکنش میدهد.

میوزین ابتدا در بافت عضله اسکلتی پستانداران شناسایی شد.
ساختمان میوزین ها را به دو گروه یعنی میوزین های معمولی(نوعII) و میوزین های غیرمعمولی(نوع I) تقسیم میکنند.
میوزین ۱، می‌وزینی است که در سلول‌های گوناگون برای حرکت ویزیکول‌ها نیاز است.میوزین ۲، میوزینی است که در ماهیچه‌ها بیان می‌شود و برای فرایند حرکت ماهیچه‌ها نیاز است.

امیدوارم پاسختون رو داده باشم-;{@

bahar.bjs
2013-Apr-03, 23:40
سلام خسته نباشید-;{@
ببخشید نمیدونم اینجا جای این سوال هست یا نه.. اما می خوام درباره رنگ آمیزی اختصاصی سلول استخوان بدونم. میشه کتاب یا سایت معرفی کنید؟ یا ترجیحا خودتون یه مختصر توضیح بدید؟:19: