رساله معماری
ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.







صفحه 1 از 2 12 آخرین
در حال نمایش 1 تا 10 از مجموع 13
  1. #1
    باستان شناس
    مديرسابق بخش علوم انسانی
    تاریخ عضویت
    2009/08/21
    محل سکونت
    همه ايران
    پست‌ها
    3,311
    3,871
    13,968
    دریافت
    2
    اهدای کتاب
    0
    قدرت امتیاز دهی
    21

    پیش فرض تاریخچه رقص در ایران

    [B][SIZE="3"][COLOR="Green"]

    محتوای رقص عشق است .عشقی كه كل كائنات را به حركت وا می دارد.

    تاریخ هنر گواه است كه بشر از ابتدای خلقت به كمك رقص و ریتم موفق گردید به كارهای خود نظم بخشد . رقص و موسیقی به طبیعت آدمی جلوه انسانی می بخشد

    گزنفون در كوروش نامه به دوران ماد اشاره دارد و می نویسد كه شاه خود نیز گاه گاه به پایكوبی و دست افشانی برمی خواسته است .

    همچنین در تاریخ شاهنشاهی هخامنشی نوشته اولمستد آمده است : سالی یك بار در جشن مهرگان فرمانروای هخامنشی می بایست میگساری كرده و رقص پارسیانه كند .. كه این رقص بازمانده ای از رقص جنگی ادوار پیش از هخامنشی بوده است


    رقص های فلکلوریك ایرانی

    بابا كرم

    در میان رقص های فلوکلور ایرانی، رقص " باباکرم " از رقصهای ایرانی است که ویژگیهای خاصی دارد ومنحصرا توسط مردان اجرا میشود.


    در " بابا کرم " از رقص شانه و کمر استفاده میشود و رقاص لباس سیاه و سفید جاهلی بر تن میکند و معمولا لنگی را بر گردن آویزان کرده و از آن در طول اجرای رقص استفاده میکند.

    رقص بابا کرم بازمانده از دهه 1320 شمسی و از رقصهای به اصطلاح " کوچه بازاری " و " تخته حوضی " است که بسیار مورد محبوبیت قرار گرفته.


    هایده کیشی پور، استاد رقص ایرانی داستان بابا کرم را اینطور تعریف می کند :


    « داستان بر می گردد به زمان رضا شاه و ماجرای کشف حجاب. یکی از این خانم های شازده، باغبان مسنی داشت به نام بابا کرم. هر وقت خانم به باغ می آمد باغبان را صدا می کرد:

    بابا کرم چطوری؟

    این باغبان به تدریج عاشق این خانم می شود و بعد از مدتی که خانم به فرنگ سفر می رود ، بابا کرم از عشق اون می میرد.

    همین می شود که در اذهان مردم بابا کرم به عنوان یک مرد عاشق شكل می گیرد و آن رقص هم در آن زمان نشان دهنده حرکات یک مرد عاشق بوده

    در واقع بابا کرم از نمادهای نشان دهنده عشق مرد ایرانی به معشوقه اش هست کسی که بخاطر دوری از دختر مورد علاقه اش جانش را از دست میدهد


    این آهنگ برای اولین بار با صدای حسین همدانیان اجرا شد که از آهنگهای فلوکلور ایرانی به حساب می آید


    هرچقدرناز کنی ! ناز کنی

    باز تو دلدار من

    هرچقدر عشوه کنی! عشوه كنی

    باز تو غمخوار منی

    با با کرم دوست دارم

    با با کرم دوست دارم


    رقص كردی (هه لپرکی )


    واژه ؛هه لپه رکی ؛از کلمه هه لپر به معنی جنبش و تکان و در اصل به معنی حمله کردن است که نمادی ازحرکات جنگی است كه از گذشته های دور به یادگار مانده است و چیزی فراتر از رقص عادی می باشد .

    رقص های كردی یكی از سنتهای دیرینه و یادگارهای ارزشمند آریا یی ها ست كه همچنان محفوظ مانده وحتی دررقص های سنتی بعضی از اقوام همجوار همچون آشوری ها تا ثیر كرده است

    حركا ت "هه لپه ركی" در چها ر نوع مراسم عرفانی مذهبی شادی و عروسی و عزا و غم اجرا می شود



    اما رقص های فولكلور كردی عبا رتند از :


    چه پی یا چوپی- سی پی - روینه - گه را نه وهكه مخصوص شكاك است .دووپی یی- داغه كه ویژه كردستان تركیه است .

    گه ریان - پشت پا - فه تاح - فه تا پاشایی- خانه میری -سی جار - شه لان -زه نگی - و چه مه ریواما فلسفه این حركا ت شكل بخصوصی كه این "هه لپه ركی"دارد.


    این رقص به صورت دسته جمعی انجام می شود و در دست نفر اول كه به عنوان رهبر و پیشوای گروه و نفر آ خر "چوپی "دستمالی است كه به جای شمشیر استفاده میشود .

    و نظم و انظباط گروه را هم بر عهده دارد .امروزه به علت پیشرفت و پیچیدگی در سبك زندگی از دستمال سفید به جای شمشیر و سپر استفاده می شود. دستمال سفید نشانه صلح و آشتی با اقوام دیگر است

    كوبیدن پا بر زمین به این معنی است كه این خاك موطن من است.هورای هنگام مراسم در حین حركات به منظور ترساندن دشمن است .

    نشستن در هنگام رقص نشانه تسلیم برای جمع منفور است . یكسری مقام ها هم وجود دارند كه در این مراسم استفاده میشوند .

    هوره كه از نظر لغوی از واژه خور به معنای خورشید گرفته شده مورد استفاده گا توهای زرتشتی و در مراسم راز و نیاز با خداوند بوده است


    رقص‌ كردی‌

    را یك‌ رقص‌ رزمی ‌می‌دانند كه‌ دارای‌ صلابت‌ و متانتی‌ خاص‌ بوده‌ و یاد آور یكپارچگی‌ این‌ مردمان‌ غیور در تمامی‌ ادوار می‌باشد

    رقصهای‌ محلی‌ با موسیقی‌ كردی‌ پیوندی‌ ابدی‌ داشته‌ و معمولاً زنان‌ و مردان‌ عشایر در مراسم‌ شادی‌ به‌ دور از ابتذال‌ دایره‌ وار دست‌ یكدیگر را گرفته‌ به‌ پایكوبی‌ می‌پردازند، در اصطلاح‌ محلی‌ این‌ حالت‌ را گندم‌ و جو(یعنی‌ گندم‌ و جو) می‌نامند( در منطقه‌ مهاباد به‌ آن‌ رَشبَلك‌ می‌گویند

    در این‌ رقصها معمولاً یك‌ نفر كه‌ حركات‌ رقص‌ را بهتر از دیگران‌ می‌شناسد نقش‌ رهبری‌ گروه‌ رقصندگان‌ را به‌ عهده‌ گرفته‌ و در ابتدای‌ صف‌ رقصندگان‌ می‌ایستد و با تكان‌ دادن‌ دستمالی‌ كه‌ در دست‌ راست‌ دارد ریتمها را به‌ گروه‌ منتقل‌ كرده‌ و در ایجاد ایجاد هماهنگی‌ لازم‌ آنان‌ را یاری‌ می‌دهد. این‌ فرد كه‌ سر چوپی‌ كش‌ نامیده‌ می‌شود با تكان‌ دادن‌ ماهرانه‌ دستمال‌ و ایجاد صدا بر هیجان‌ رقصندگان‌ می‌افزاید

    در این‌ هنگام‌ دیگر افراد بدون‌ دستمال‌ به‌ ردیف‌ در كنار سر چوپی‌ كش‌ به‌ گونه‌ای‌ قرار می‌گیرند كه‌ هر یكی‌ با دست‌ چپ‌ دست‌ راست‌ نفر بعد را می‌گیرد اصطلاحاً این‌ حالت‌ را گاوانی‌ نامیده‌ می‌شود

    در رقصهای‌ كردی‌ تمامی‌ رقصندگان‌ به‌ سر گروه‌ چشم‌ دوخته‌ و با ایجاد هماهنگی‌ خاصی‌ وحدت‌ و یكپارچگی‌ یك‌ قوم‌ ریشه‌ دار را به‌ تصویر می‌كشند برخی‌ رقصهای‌ كردی‌ دارای‌ ملودیهای‌ خاصی‌ بوده‌ و توسط‌ گروهی‌ از زنان‌ ومردان‌ اجرا می‌شوند و در برخی‌ از رقصها یكی‌ از رقصندگان‌ از دیگران‌ اجرا شده‌ و در وسط‌ جمع‌ به‌ تنهایی‌ به‌ هنرنمایی‌ می‌پردازند و در این‌ حالت‌ معمولاً رقصنده‌ دو دستمال‌ رنگی‌ در دستها نگه‌ داشته‌ و با آنها بازی‌ می‌كند كه‌ اصطلاحاً به‌ این‌ نوع‌ رقص‌ دو دستماله‌ می‌گویند و بیشتر در كرمانشاه‌ مرسوم‌ است‌

    نمایشها و رقصهای‌ كردی‌ را می‌توان‌ به‌ چند قسمت‌ اصلی‌ ذیل‌ تقسیم‌ كرد

    ۱- گه‌ ریان‌ ۲- پشت‌ پا ۳- هه‌ لگرتن‌ ۴- فه‌ تاح‌ پاشا ۵- لب‌ لان ‌۶- چه‌ پی‌ ۷- زه‌ زنگی‌ ۸- شه‌ لایی‌ ۹- سی‌ جار ۱۰- خان‌ امیری‌


    گه‌ریان‌

    گه‌ریان‌ در زبان‌ كردی‌ به‌ معنی‌ گشت‌ و گذار و راه‌ رفتن‌ بوده‌ و حركات‌ مختص‌ این‌ رقص‌ نیز معنای‌ گشت‌ و گذار در ذهن‌ تداعی‌ می‌كنند

    گه‌ ریان‌ دارای‌ دو مقام‌ بوده‌ كه‌ یكی‌ متعلق‌ به‌ مناطق‌ روستایی‌ و دیگری‌ مناطق‌ شهری‌ می‌باشد این‌ رقص‌ نرم‌ و آهسته‌ و با لطافتی‌ خاص‌ شروع‌ شده‌ و به‌ تدریج‌ تندتر می‌شود. ملودی‌ مربوط‌ به‌ این‌ رقص‌ با تنوع‌ در ریتم‌ و نوساناتی‌ در اجرا تا پایان‌ ادامه‌ می‌یابد

    در این‌ رقص‌ در واقع‌ تاثیر گشت‌ و گذار در زندگی‌ كردها به‌ نمایش‌ گذاشته‌ می‌شود و تنوع‌ ریتم‌ در این‌ رقص‌ گویای‌ تجربیاتی‌ است‌ كه‌ در گشت‌ و گذار به‌ دست‌ می‌آیند و می‌توان‌ گفت‌ این‌ رقص‌ زیبا تبلیغی‌ است‌ برای‌ خوب‌ نگریستن‌ در اشیاء و طبیعت‌

    تقریباً در كل‌ مناطق‌ كردنشین‌ ملودی‌ این‌ رقص‌ به‌ شكلی‌ یكسان‌ نواخته‌ می‌شود و در این‌ رقص‌ نخستین‌ حركت‌ با پای‌ چپ‌ آغاز شد و حركت‌ پای‌ دیگر همواره‌ با سر ضربهای‌ دهل‌ كه‌ معمولاً باریتم‌ دو تایی‌ اجرا می‌شوند عوض‌ می‌شود


    پشت‌ پا

    پشت‌ پا رقصی‌ است‌ كه‌ كمی‌ تندتر از گه‌ ریان‌ اجرا شده‌ و در بیشتر مناطق‌ كردنشین‌ مخصوص‌ مردها می‌باشد رقص‌ پشت‌ پا همانطور كه‌ از نامش‌ پیداست‌ انسان‌ را به‌ هوشیاری‌ و به‌ كارگیری‌ تجارب‌ می‌خواند تا مبادا شخص‌ در زندگی‌ از كسی‌ پشت‌ پا بخورد

    هه‌لگرتن‌

    هه‌ لگرتن‌ در لغت‌ به‌ معنای‌ بلند كردن‌ چیزی‌ می‌باشد. این‌ رقص‌ بسیار پر جنب‌ و جوش‌ و شاد اجرا می‌شود كه‌ با شور و جنب‌ و جوش‌ بسیار به‌ سوی‌ هدف‌ روانه‌ است‌. ریتم‌ تند ملودی‌ مخصوص‌ این‌ رقص‌ هر گونه‌ كسالت‌ و خمودی‌ را نفی‌ كرده‌ و بر اهمیت‌ نشاط‌ و هدفمندی‌ در زندگی‌ تاكید دارد

    فتاح‌ پاشایی‌

    فتاح‌ از نظر لغوی‌ به‌ معنی‌ جنبش‌ و پایكوبی‌ است‌

    ملودی‌ این‌ رقص‌ در سر تاسر كردستان‌ به‌ شكلی‌ یكنواخت‌ و با ریتمی‌ تند اجرا می‌شود و لذا این‌ رقص‌ بسیار پر جنب‌ و جوش‌ می‌باشد بیشتر مردم‌ كردستان‌ از این‌ رقص‌ استقبال‌ می‌كنند. این‌ رقص‌ نشانگر انسانی‌ است‌ كه‌ به‌ شكرانه‌ كسب‌ موفقیت‌ها و استفاده‌ از نعمتهای‌ خداوندی‌ خوشحالی‌ خود را به‌ نمایش‌ گذاشته‌ است‌

    لب‌ لان

    این‌ رقص‌ با ریتمی‌ نرم‌ و آهسته‌ پس‌ از فتاح‌ پاشا اجرا می‌شود و می‌توان‌ در آن‌ لزوم‌ تنوع‌ در زندگی‌ را مشاهده‌ كرد. پس‌ از اجرای‌ پر جنب‌ و جوش‌ رقصها گه‌ ریان‌، پشت‌ پا، هه‌ لگرتن‌ و فتاح‌ پاشا به‌ ضرورت‌، رقصندگان‌ لب‌ لان‌ می‌رقصند تا كمی‌ استراحت‌ كرده‌ و تجدید قوا كنند رقص‌ لب‌ لان‌ در واقع‌ انسان‌ را از غلبه‌ احساسات‌ زودگذر نهی‌ كرده‌، وی‌ را پس‌ از طی‌ مرحله‌ ضروری‌ شور و مستی‌ به‌ قلمرو تفكر دور اندیشی‌ و باز نگری‌ رهنمون‌ می‌سازد در این‌ رقص‌، شركت‌ كنندگان‌ آرامش‌ خاصی‌ را احساس‌ می‌كنند


    رقص آذربایجانی

    تاریخ از دو تا سه هزار سال قبل از میلاد، شاهد حضور رقص در سرزمین آذربایجان بوده است. رقص ابتدائی، با ایماء و اشاره (پانتومیمی) که در ارتباط متقابل با محیط کار، جان گرفت و هموار تحت سلطه شرایط معیشتی قرار داشت

    قومی که با شکار حیوانات گذران زندگی می کردند، رقصی از خود به نمایش می نهادند که حرکات نرم و جذاب به کار رفته در آن رنگی از سحر و جادو داشت



    حرکات آروزمندانه کشاورزان برای وفور محصول، که همواره با نوای ساز همراه بوده، حالاتی مشابه برداشت گندم یا چیدن انگور را به نمایش می گذاشت و این دلیلی است روشن برای استمرار چند هزار ساله رقص در آذربایجان. رقصی که پیوندی عمیق با دگرگونی های مادی و معنوی مردم دارد و بازتاب قاطع خصوصیات ملی اوست

    زندگی مردم آذربایجان از دیرباز با رقص عجین بوده است. تاریخ انواع حركات موزون در آذربایجان از نظر فرم و نحوه اجرا،‌ به صورت انفرادی یا دسته جمعی ، اعم از مردانه یا زنانه و تعداد ایفاكنندگان به قدری متنوع و مبسوط است كه در فرهنگهای تركی، كردی، ارمنی، گرجی و … با نامهای گوناگون تبلور یافته و در بسیاری از موارد حركات موزون فرهنگهای مختلف در پایه مشترك و در جزئیات باهم تفاوت دارند. با این حال می توان صدها نوع از حركات موزون را بنا به نام محل یا فرد شهیر، مفهوم زبانی، نحوه اجرا به صورت حركات موزون غنایی و لیریك پهلوانی و حماسی و … تقسیم بندی كرد اعم از رقص لیریك: یاللی، شالاخو، اوزون دره، تره كمه، واغزالی، سیندیرما، توراجی، گولوم آی،قیتقیلدا، آلما، لاله، دستمالی، یئری- یئری رقص پهلوانی و جنگی: قزاقی، قفقازی، لزگی، قایتاغی، كوراوغلونون قایتارماسی، كوراوغلونون باغیرتیسی، میصری، زوتی- زوتی، زنجیر توتماق، تار آباسی

    رقص مراسمی: كوسا- كوسا، آذربایجان، میرزهیی، آسماكسمه، آغیرقاراداغی و

    اشاره ای هر چند اندك در مورد هر كدام

    یاللی:

    از رقص ریشه دار و باستانی است كه در فرهنگهای آذربایجانی، كردی، ارمنی گرجی، و برخی دیگر از فرهنگهای آسیای مركزی بطور گستردهای رواج دارد . اشعار حكیم نظامی گنجوی در منظومه خسرو و شیرین، در توصیف حركتهای پای ایفاگر- به مانند گردش زخمه بر چنگ – به یاللی می باشد

    یاللی با مشایعت نوازندگان سورنا و دهل در صفی طولانی، دست در دست، با دستمال یا چوبی در دست رهبر صف، بصورت جمعی اجرا میشده است

    یاللی در دو نوع بصورت رقص مستقل و حركات موضوعی بصورت تاترونمایش – هك در حین رقص موتیفهای قهرمانی و روحیات ایلی، جوانی و چابكی خود را مییابد- اجرا می شود

    از یاللی در قسمتی از اپرای كوراوغلو ساخته ئوزیر حاجی بیگوف در قسمتی از اپرای نرگس ساخته مسلم ماقامایف در قسمتی از باله گلشن ساخته سلطان حاجی بیگوف در اثری به نام یاللی ساخته جهانگیر جهانگیروف، در قسمتی از باله قوبوستان كولگهلری ساخته قاراقارایف و آهنگسازان روسی و بعضاً اروپایی استفاده شده است

    لزگی

    رقصهای قفقاز و ماورا آن به شمار می رود كه به شكل گسترده ای در آذربایجان متداول است. لزگی، حماسی، باوقار، پرتحرك و ریتمیك است كه توسط مردان بصورت جمعی و با هنرنمایی تك تك ایفاگران با حركات پا، پنجه پا، بصورت سریع با تمثیلی از حالت تاخت و سوار بر اسب و غالباً با خنجری در دست یا دستهای مشت كرده، با حركاتی بدیع و گاه اكروباتیك، چرخش روی زانوها، پرشها اجرا می شود

    قایتاغی:

    نوع دیگری از رقص است كه در آذربایجان با عناوین اوج دوست، یئددی قارداش ، اوغلانلار رقصی اجرا می گردد

    كور اوغلو:

    از رقصهای قدیمی است كه توسط سورنا و دهل اجرا می شود. كوراوغلو، پرصلابت،‌حماسی، رزمی و پهلوانی است كه در ابتدا با سرعتی آرام شروع شده و تدریجاً تند میشود كه به یادبود قهرمان افسانهای دوران فئودالی یعنی كوراوغلو نامیده می شود
    آخرین ویرایش توسط باستان شناس در تاریخ 2010/05/04 انجام شده است
  2. 8
  3. #2
    باستان شناس
    مديرسابق بخش علوم انسانی
    تاریخ عضویت
    2009/08/21
    محل سکونت
    همه ايران
    پست‌ها
    3,311
    3,871
    13,968
    دریافت
    2
    اهدای کتاب
    0
    قدرت امتیاز دهی
    21

    اطلاع رسانی پاسخ: تاریخچه رقص در ایران

    رقص و باله در ایران قرن بیستم


    بروایتی باله قبل از انقلاب روسیه بوسیله روس‌ها در ایران بروی صحنه برده شده‌است.


    اما این رشته هنری از دهه ۱۹۲۰ میلادی به بعد بوسیله سرکیس جانبازیان، مادام کرنلی و مادام یلنا آودیسیان در ایران پا گرفت.

    این سه مهاجر ارمنی نقش اصلی و تعین کننده‌ای برای معرفی هنر باله به جامعه فرهنگی و هنری ایران داشتند.

    هر چند فعالیت‌های آنان از لحاظ کیفی قابل قیاس با فرآورده‌های هنری این رشته در زمان خود نبود ولی ایجاد مراکز آموزشی رقص باله در شهر‌های بزرگ ایران مثل تبریز و تهران و آشنائی ایرانیان با این هنر مرهون تلاش و کوشش این سه نفر بود.


    بدین ترتیب هنر باله در میان تمام کشور‌های خاورمیانه (به استثنای جمهوری آذربایجان که در آن زمان بخشی از روسیه تزاری محسوب می‌شد) برای نخستین بار به ایران راه یافت.


    در طول دهه‌های ۱۹۳۰، ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ میلادی نوعی از رقص ایرانی شامل حرکات برگرفته شده از رقص عربی، فولکلر و رقص‌های دوران قاجار بوجود آمد که بیشتر در محفل‌های خصوصی و بصورت تکنفره و فی البداهه اجراء می‌شد.


    این نوع از رقص بخاطر خصوصاً توسعه و محبوب شدن سینمای تجاری ایران شناخته شده و همه گیر شد و زمینه بوجود آمدن ژانر‌های مختلف رقص ایرانی را مثل روحوضی، مطربی، باباکرم، تهرونی و شاطری را فراهم کرد.

    اگر همت و نوع آوری تعدادی از کارشناسان و رقصپردازان ایرانی و غیر ایرانی مانند آنتونی شی و جمال در سال‌های بعد نبود، این رقص‌ها بکلی فاقد ارزش هنری، از لحاظ تکنیکی بسیار فقیر و از منظر حرفه‌ای یک سرگرمی مبتذل و عامیانه محسوب می‌شدند.


    گونه دیگری از رقص‌های ایرانی نیز در این دوران با توجه و تکیه بیشتری بروی تکنولوژی رقص باب شد که رقص سنتی ایرانی نام گرفت و تلفیقی است از رقص‌های فولکلر ایرانی و رقص‌های درباری دوران قاجار که همراه با موسیقی سنتی ایرانی اجراء می‌شود.


    اطلاق اصطلاح رقص سنتی ایرانی و یا رقص ملی ایران به اینگونه از رقص در میان کارشناسان و محققان رقص ایرانی هنوز پذیرفته نیست، چرا که در دوران قبل از انقلاب ۵۷ هیچگاه هیچ برنامه مدون دولتی برای ایجاد یک رقص سنتی ملی (نظیر آنچه که در آذربایجان، ارمنستان، تاجیکستان و غیره وجود داشته) وجود نداشت و بعد از انقلاب نیز رقصیدن بطور کلی مذموم و مردود شد و هیچگونه پشتیبانی دولتی برای آکادمیزه کردن این گونه از رقص ایرانی، ابداع و تدوین تکنیک و ابتذال زدائی صورت نگرفت.


    اولین سازمان حرفه‌ای رقص در ایران که ترکیبی از حرکات باله، رقص سنتی ایرانی و فولکلر را ارائه می‌کرد به نام Revival of Ancient Iranian Arts در دهه ۱۹۴۰ میلادی بوجود آمد و برای اجرای برنامه به ترکیه، یونان، ایتالیا، لبنان، هند و... سفر کرد.

    این گروه تا سال ۱۹۵۳ فعالیت می‌کرد. در سال ۱۹۵۸ و تحت حمایت وزارت فرهنگ و هنر یک گروه جدید بنام گروه ملی موسیقی، آواز و رقص فولکلر با مدیریت نژاد احمد زاده راه اندازی شد که تا دهه ۱۹۶۰ میلادی فعال بود و در شوروی، ژاپن، کانادا، کشور‌های بلوک شرق و خاور نزدیک برنامه اجرا کرد.

    سازمان باله ملی ایران


    در طول دهه ۱۹۶۰ وزارت فرهنگ و هنر ایران با الهام از کشور‌های اروپائی تصمیم به ایجاد یک کمپانی باله در سطح ملی گرفت. برای این منظور تعدادی از فعالین این رشته در ایران را برای گذراندن دوره‌های آموزش مدیریت فرهنگی و یا بازدید از تالار‌های اپرا به اروپا و آمریکا فرستاد و از تعدادی کارشناسان خارجی برای کمک به پایه ریزی باله و اپرای ملی ایران و گشایش تالار رودکی دعوت کرد.

    مادام نینت دو ولوآ که بعداً مسبب پایه کذاری کمپانی‌های باله ملی در چند کشور دیگر خاورمیانه مثل ترکیه و مصر شد به دعوت وزارت فرهنگ و هنر به ایران آمد.

    بدینترتیب سازمان باله ملی ایران در سال ۱۹۶۷ در تالار رودکی تهران گشایش یافت که در طول سال‌های بعد به یکی از معتبرترین و در سطح بین المللی شناخته شده ترین سازمان‌های هنری ایران تبدیل شد.

    این سازمان در طول ۱۲ سال فعالیت خود و با تعداد ۴۶ رقصندهٔ عضو ثابت و تعداد دیگری رقصنده میهمان تا وقوع انقلاب ۱۳۵۷ آثار متعددی از رپرتوار کلاسیک و مدرن باله را بروی صحنه برد.

    صحنه تالار رودکی تهران، هم بجهت سطح بالای تولیدات و هم بخاطر امکانات ویژه تکنیکی صحنه، در تمام خاورمیانه جایگاه ویژه‌ای برای اجرای برنامه هنرمندان بین المللی باله و اپرا یافت. رودلف نوریف و مارگوت فونتین برای اجرای برنامه به ایران آمدند.

    بیرگیت کولبرگ، الوین ایلی، مارتا گراهام و موریس بژار آثار خود را در تالار رودکی بروی صحنه بردند و برای باله ملی ایران باله‌های اختصاصی تولید کردند.


    برگزاری جشنواره‌های مختلف مثل جشن هنر شیراز در خارج از پایتخت در طول دهه ۱۹۷۰ هنر باله و رقص را به قشر وسیع تری از ایرانیان معرفی کرد. بیش از نیمی از رقصندگان و فعالین سازمان باله ملی ایران غیر ایرانی و از ملیت‌های مختلف بودند که به مرور زمان از کشورهای دیگر، بالاخص اروپائی، جذب این گروه شدند.

    در کنار فعالیت‌های تولیدی سازمان باله ملی ایران از اوان تاسیس هنرستان باله نیز راه اندازی شد تا به تربیت هنرمندان جوان ایرانی بپردازد. سیستم نوین و مدرن آموزش باله بوسیله پرویز کلانتری در مراکز آموزش دولتی باله در ایران نهادینه شد.

    رپرتوار باله سازمان عمدتاً شامل آثار غربی باله مثل دریاچه قو، زیبای خفته، فندق شکن و ژیسل می‌شد ولی به مرور آثار جدیدی با الهام از تاریخ و فرهنگ ایران تولید شد مثل باله بیژن و منیژه (ساخته حسین دهلوی)، سیمرغ (ساخته لوریس چکناوریان)، افسانه آفرینش (ساخته ملیک اصلانیان)، شهرزاد (ساخته امین الله آندره حسین) و غیره.

    رابرت دو وارن مدیر هنری باله ملی ایران از بدو تاسیس، در سال ۱۹۷۱ سازمان را ترک گفت تا کمپانی جدیدی بنام سازمان رقصندگان محلی فولکلر را پایه ریزی کند.


    تا اواخر دهه ۱۹۷۰ گروه‌های رقص دیگری نیز شروع بکار کرد مانند گروه رقص مجموعه فرهنگی نیاوران هر چند که با وقوع انقلاب فرصت رشد و توسعه نیافتند.

    از سازمان باله ملی ایران و گروه‌های رقص دیگری که با حمایت وزارت فرهنگ و هنر راه اندازی شدند مرتباً برای اجرای برنامه در مراسم رسمی دولت ایران و در حضور شخصیت‌های عالیرتبه مانند ملکه الیزابت انگلستان، ملک حسن مراکش، شارل دو گل رئیس جمهور فرانسه، یحیی خان رئیس جمهور پاکستان، ریچارد نیکسون رئیس جمهور آمریکا و... استفاده می‌شد.

    با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ فعالیت این سازمان هنری بین المللی متوقف شد و پس از انحلال آن، رقصندگان و دست اندرکاران ایرانی سازمان بالاجبار یا جذب زمینه‌های دیگر هنرهای نمایشی مانند تئاتر و سینما شدند و یا برای ادامه فعالیت در این رشته به خارج از ایران مهاجرت کردند مانند علی پور فرخ آخرین مدیر هنری سازمان.

    تعدادی نیز برای همیشه این حرفه را ترک گفتند.

    پس از انقلاب و در سال‌های اخیر، در داخل کشور، تعدادی از اعضاء پیشین سازمان باله ملی ایران و سازمان رقصندگان محلی فولکلر دست به فعالیت هائی هر چند بسیار محدود و غیر حرفه‌ای در زمینه رقص زده‌اند.


    آموزش تفننی باله برای علاقه مندان بیشمار این رشته هنری نیز بصورت زیرزمینی در تهران و شهر‌های بزرگ در جریان است.

    هر چند واژه رقص در ادبیات اجتماعی ای که رسماً از طرف حکومت تبلیغ می‌شود بکار برده نمی‌شود ولی هر از گاه و به مناسبت‌های شاد مذهبی و اجتماعی نمایش‌های ابتدائی رقص با محدودیت هائی برگزار می‌شود که به آن حرکات موزون می‌گویند.


    پروژه بازسازی باله ملی ایران و تاسیس سازمان باله ایران



    در سال ۱۹۹۸، رقصنده و رقصپرداز باله نیما کیان فعالیت هائی را در اروپا برای گشایش یک سازمان باله با رپرتوار و آثار منتخبی برگرفته شده از فرهنگ و تاریخ ایران شروع کرد.


    او در طی پنج سال فعالیت مستمر تا افتتاح سازمان باله ایران در سال ۲۰۰۲، با بسیاری از چهره‌های بین المللی فرهنگی و هنری منجمله در زمینه هنرهای تجسمی و نمایشی ارتباط برقرار کرد.

    در سال ۱۹۹۹ کیان بهمراه لیا شوبرت بنیانگذار و رئیس آکادمی باله گوتنبرگ و استکهلم در سوتد، دکتر کارل ریبرگ کارشناس رقص و ماریآن لاورل سرپرست هنری و تولید کننده باله کولبرگ هیئت موسسین باله ایران را پایه ریزی کرد. مرکز ملی رقص فرانسه، خانه رقص سوئد، وزارت فرهنگ اسپانیا و فرانسه از حامیان اجرای پروژه باله ایران بودند.

    عاقبت در سال ۲۰۰۱ وزارت همپیوندی سوئد پس از بررسی طرح بازسازی باله ملی ایران به عنوان یک میراث فرهنگی ایرانی از دست رفته و بمنظور "غنا بخشیدن به جامعه چند فرهنگی سوئد بوسیله احیای هنر باله ایرانی"، این پروژه را مورد حمایت مالی خود قرار داد که متعاقباً ارگان های فرهنگی و هنری سوئدی نیزدر سطوح دولتی، استانی و کمونی بخشی از هزینه‌های تولید را پوشش دادند.

    گشایش جهانی سازمان باله ایران در نقش میراثدار و نهاد دوباره بازسازی شدهٔ این رشته هنری در ایران، در ۷ اکتبر ۲۰۰۲ در تالار سلطنتی سیرکوس استکهلم صورت گرفت.

    بغیر از چهار اثری که بوسیله نیما کیان برای گشایش باله ایران رقصپردازی و تولید شده بود (بزم عاشقان و واریاسیون های زن، سیمای جان و جدائی) دو اثر دیگر نیز که بوسیله دو رقصپرداز از جمهوری آذربایجان تولید شده بود (هفت پیکر و بابک) در گشایش جهانی باله ایران گنجانده شد.

    این دو اثر که برای نخستین بار در خارج از جمهوری آذربایجان و در اروپا بروی صحنه برده می‌شدند سال ها از رپرتوار باله اپرای باکو خارج و به فراموشی سپرده شده بودند.

    اما به منظور معرفی نمونه هائی از رپرتوار حاضر باله خاور میانه، که بطور کلی در غرب ناشناخته اند، و با هدف حمایت از آثار باله‌ای که در کشورهای همسایه و همفرهنگ ایران تولید شده اند، در نخستین اجرای باله ایران بروی صحنه برده شدند.

    تولید دوباره و بازآفرینی این آثار بالهٔ آذربایجانی که بعد از دستکم ۱۶ سال صورت می‌گرفت مشارکت هنرمندان طراز اول این کشور را که همگی ملقب به هنرمندان خلق آذربایجان هستند را در سازمان تازه تاسیس باله ایران موجب شد.


    باله زن (Femme به فرانسه) به رقصپردازی نیما کیان مهمترین اثر تولید شده سازمان در سال ۲۰۰۳ بود که حاوی پیامی اجتماعی پیرامون مسائل زنان و تساوی حقوق بود. باله کاوه آهنگر بعنوان پیش در آمدی بر نخستین کنسرت سازمان در ایالات متحده در سال ۲۰۰۴، بر اساس داستان کاوه آهنگر و خیزش او بر علیه ضحاک ماردوش برگرفته شده از شاهنامه فردوسی طراحی و تولید شد.


    در سال ۲۰۰۷ که به مناسبت هشتصدمین سالگرد تولد مولانا جلال الدین بلخی رومی از طرف یونسکو به نام او نامگذاری شده بود، سومین اثر از سری رقصپردازی های عارفانه نیما کیان با الهام از اندیشه صوفیانه و اشعار مولانا رقصپردازی و اجراء شد.

    باله سرزمین فیروزه‌ای که برای نخستین بار اصول و تکنیک باله کلاسیک غربی را با موسیقی سنتی ایرانی ترکیب و تطبیق می‌کرد به مناسبت ششمین سال گشایش سازمان باله ایران و جشن کرامیداشت نیما کیان، بنیانگذار و سرپرست هنری سازمان رقصپردازی شد.




    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
    آخرین ویرایش توسط باستان شناس در تاریخ 2010/05/04 انجام شده است


    هرگز زانو نخواهم زد،حتی اگر سقف آسمان کوتاهتر از قامتم باشد ."کوروش بزرگ"

    خدانگهدار
  4. 7
  5. #3
    باستان شناس
    مديرسابق بخش علوم انسانی
    تاریخ عضویت
    2009/08/21
    محل سکونت
    همه ايران
    پست‌ها
    3,311
    3,871
    13,968
    دریافت
    2
    اهدای کتاب
    0
    قدرت امتیاز دهی
    21

    پیش فرض پاسخ: تاریخچه رقص در ایران

    سازمان باله ایران


    سازمان باله ایران یک نهاد هنری غیر انتفاعی ثبت شده در کشور سوئد است. نیما کیان هنرمند و رقصپرداز باله ایرانی در سال ۲۰۰۲ سازمان منحل شدهٔ بالهٔ ملی ایران را که تا قبل از انقلاب در تالار رودکی تهران مستقر بود در سوئد و با حمایت سازمانهای فرهنگی و همپیوندی دولت آن کشور [۱] و تحت نام سازمان باله ایران [۲] (Les Ballets Persans ) باز سازی کرد. رپرتوار و یا آثار انتخابی این سازمان برگرفته شده از تاریخ و فرهنگ ایران و عموماً منعکس کننده موضوعات ادبی، تاریخی، عرفانی و اجتماعی است. از این سازمان بعنوان بزرگترین طرح هنری اجراء شده در خارج از ایران پس از انقلاب نام برده شده‌است.

    سازمان باله ایران یک سازمان باله بین المللی است که تولیدات خود را در کشورهای مختلف بروی صحنه می‌برد. رپرتوار کلاسیک، نئوکلاسیک و مدرن باله ایران شامل آثاری است که غالباً بوسیلهٔ نیما کیان و یا رقصپردازان خاورمیانه‌ای خلق شده‌اند. سازمان باله ایران شامل سه بخش تولید باله، آموزش و حوزه پژوهشی رقص است.

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
    آخرین ویرایش توسط باستان شناس در تاریخ 2009/12/05 انجام شده است


    هرگز زانو نخواهم زد،حتی اگر سقف آسمان کوتاهتر از قامتم باشد ."کوروش بزرگ"

    خدانگهدار
  6. 7
  7. #4
    باستان شناس
    مديرسابق بخش علوم انسانی
    تاریخ عضویت
    2009/08/21
    محل سکونت
    همه ايران
    پست‌ها
    3,311
    3,871
    13,968
    دریافت
    2
    اهدای کتاب
    0
    قدرت امتیاز دهی
    21

    اطلاع رسانی پاسخ: تاریخچه رقص در ایران



    رقص در ايران باستان


    تصوير رقاصان انفرادي و گروهي كه بر سفالينه‌هاي به دست آمده از كاوشگاه‌هاي پيش- تاريخي ايران (مانند: تپه‌ي سيلك و تپه‌ي موسيان) نقش شده است، ديرينگي هنر «رقص» را در ايران گواهي مي‌دهد.


    برپايه‌ي گزارش «دوريس ساموسي» (apud Athenaeus, Deipnosophistae 10.434d)، پارس‌هاي هخامنشي درست به سان فراگيري اسب‌سواري، رقصيدن را نيز مي‌آموختند و به تمرينات ورزشي براي "افزايش قدرت بدني" توجه داشتند.

    در ضيافتي كه «اخوآرتس» (Oxyartes)، شهربان سغد، براي اسكندر مقدوني برگزار كرده بود، «سي دوشيزه‌ي نجيب‌زاده‌»، شامل «رخانه» (Roxane)، دختر شهربان، خدمتكاري كردند (Curtius Rufus, 8.4.22-23) و «در رقصي شركت نمودند» (Plutarch, Alexander 47.7).


    شادترين شيوه‌ي رقص، سبك «پارسي» بود، رقصي نظامي كه در آن، اجرا كننده دو سپري را كه حمل مي‌كرد، با به هم كوفتن به صدا در مي‌آورد و «كاملاً هماهنگ با موسيقي فلوت، به پايين خم مي‌شد و سپس دوباره بر مي‌خاست» (Xenophon, Anabasis 6.1.10).


    سالي يك بار در جشن مهر (ايراني كهن -Mithrakana* > پارسي نو: Mehrgan)، كه شاه بزرگ مجاز به مست شدن بود، وي به شيوه‌ي «پارسي» مي‌رقصيد، در حالي كه ديگران از رقص در آن روز پرهيز مي‌كردند (Ctesias and Duris of Samos apud Athenaeus, Deipnosophistae 10.434e). بر پايه‌ي ديدگاه Curt Sachs [كورت ساكس] (World History of Dance, tr. B. Schonberg, NewYork, 1937, p. 30)، يونانيان اين شيوه‌ي «رقص قزاقي» را از پارسيان اخذ كرده‌اند.


    در طي دوران هلنيستيك، تئاتر و رقص يوناني، به ويژه به واسطه‌ي پارت‌ها (cf. Plutarch, Crassus 33.1-2)، با ذوق و سليقه‌ و سنت ايراني سازگار شد. پارت‌ها شيفته‌ي جشن و رقص بودند (Philostratus, The Life of Apollonius of Tyana 1.21). هنگامي كه «اردوان» پنجم (اردوان چهارم


    در "گاه‌شماري جديد"؛ نگاه كنيد به: Encyclopaedia Iranica II. p. 647) جشني را براي استقبال از امپراتور روم Caracalla، كه دختر وي را خواستگاري كرده بود، تدارك مي‌ديد، پارت‌ها، كه با تاج گل آراسته شده و به طور فاخري لباس پوشيده بودند، «هم‌نواخت با نواي فلوت‌ها و ني‌ها و كوبش طبل‌ها جست‌وخيز مي‌كردند. اين، شيوه‌ي رقص محبوب آنان در مواقعي است كه مقدار بسيار زيادي باده نوشيده‌اند» (Herodian, 4.11.3).


    در طول دوران هلنيستيك و پارتي، رقص، نمود فراواني نيز در هنر يافت، براي نمونه: پيكره‌ي سفالين دختري رقاص كه از Dura-Europus به دست آمده؛ پيكره‌هاي برنزي زناني بندباز با جامه‌اي پارتي از Olbia؛ ديوارنگاره‌هاي زوج‌ها يا گروه‌هايي رقصنده از كاوشگاه‌هاي Hatra در ميان‌رودان، تپراق قلعه در خوارزم، و كوه خواجه در افغانستان؛ برجسته‌نگاريي گچي از مردي رقاص با قبا و كلاه دراز "سكايي" از قلعه‌ي يزدگرد در كردستان.


    ساسانيان، موسيقي و آواز ِ همراه آن را بسيار ارزنده مي‌دانستند. بهرام گور (438-420 م.) پادشاه خوش‌گذران ساساني، كه به سبب دل‌بستگي بسيارش به موسيقي مشهور بود، ختران آوازخوان و رقاص را فرادست مي‌آورد.


    طبق داستاني، سه دختر يك دهقان از وي پذيرايي كرده بودند: «يكي پاي‌كوب (رقاص) و دگر چنگ‌زن // سه ديگر، خوش‌آواز لشكرشكن» (شاهنامه، جلد 7، انتشارات ققنوس، 1378، ص 1538).


    زنان رقاص از جمله‌ي تصاوير موزاييك‌هاي تزييني كاخ شاپور يكم (270-240 م.) در «بيشاپور»اند. چهار دختر رقصنده‌ي داراي نشان‌هاي فرخنده (ظاهراً پيكره‌هايي به شكل پرندگان، گل‌ها، و جانوران) بر كوزه‌اي نقره‌اي از سده‌ي ششم، به دست آمده از كلاردشت مازندران (اينك در موزه‌ي ايران باستان) تصوير شده‌اند؛ بر كوزه‌اي نقره‌اي از سده‌هاي 7-6 م.، محفوظ در موزه‌ي متروپليتن هنر نيويورك، رقصندگان به سان «ساقي‌ها» نمايش داده شده‌اند؛ آنان «جامه‌هايي چسبان، با آستين دراز و از جنسي شفاف پوشيده‌اند» و جز آن، «قطعه پارچه‌اي نيز بدن‌شان را در زير ران‌ها در برمي‌گيرد»


    . هر كدام نيم‌‌تاج گوهرنشاني را بر سر گذاشته و گردن‌بند، پاي‌بندها و گوشواره‌هايي را آويخته‌اند.

    از تاريخي كمي متأخرتر، پياله‌اي به شكل قايق در گالري هنر والترز بالتيمور موجود است كه با صحنه‌ي برتخت‌نشيني، و بر كناره‌هاي باريك‌تر آن، با دو رقاص برهنه كه پوشش‌ خود را به هوا افكنده‌اند، آراسته شده است.


    ديوارنگاره‌هايي متعلق به سده‌ي ششم ميلادي از «پنجيكنت»، با تصويري از رقاصان، گواه و نشانه‌اي از جنبه‌ي رسمي و آييني رقص را در شرق ايران فرادست مي‌آورد. *


    http://zegorat-iran.blogfa.com/post-5.aspx
    آخرین ویرایش توسط باستان شناس در تاریخ 2010/05/04 انجام شده است


    هرگز زانو نخواهم زد،حتی اگر سقف آسمان کوتاهتر از قامتم باشد ."کوروش بزرگ"

    خدانگهدار
  8. 7
  9. #5
    باستان شناس
    مديرسابق بخش علوم انسانی
    تاریخ عضویت
    2009/08/21
    محل سکونت
    همه ايران
    پست‌ها
    3,311
    3,871
    13,968
    دریافت
    2
    اهدای کتاب
    0
    قدرت امتیاز دهی
    21

    پیش فرض پاسخ: تاریخچه رقص در ایران

    اين سازمان ها هم اكنون كار مي كنند.... در ايران...


    هرگز زانو نخواهم زد،حتی اگر سقف آسمان کوتاهتر از قامتم باشد ."کوروش بزرگ"

    خدانگهدار
  10. 5
  11. #6
    dr.nasim
    کاربر جــــــــدید
    تاریخ عضویت
    2009/12/04
    پست‌ها
    2
    0
    3
    دریافت
    0
    اهدای کتاب
    0
    قدرت امتیاز دهی
    0

    پیش فرض پاسخ: تاریخچه رقص در ایران

    سلام به همه عزیزان:
    رقص در ایران موضوع خیلی خیلی قشنگیه اگه مقاله در این زمینه باز هم دارین برام میل کنید .
    خیلی خیلی ممنون از همتون
  12. 2
  13. #7
    dr.nasim
    کاربر جــــــــدید
    تاریخ عضویت
    2009/12/04
    پست‌ها
    2
    0
    3
    دریافت
    0
    اهدای کتاب
    0
    قدرت امتیاز دهی
    0

    پیش فرض پاسخ: تاریخچه رقص در ایران

    راستی ایمیلم:
    nasim_goldstar1@yahoo.com
  14. 1
  15. #8
    mtorabi
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    2009/09/04
    محل سکونت
    کرج
    پست‌ها
    348
    1,548
    1,560
    دریافت
    1
    اهدای کتاب
    0
    قدرت امتیاز دهی
    9

    پیش فرض پاسخ: تاریخچه رقص در ایران

    یعنی رقص در ایران چقدر تقریبی قدمت داره.... تا اینجا که فهمیدم سه هزار سال پیش از میلاد درست فهمیدم.
    اتاق خلوت پاکی است
    برای فکر ، چه ابعاد ساده ایی دارد.
    MYBLACKROOM
  16. 2
  17. #9
    reyhaneh19
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    2009/10/07
    محل سکونت
    کرج
    پست‌ها
    394
    4,591
    2,564
    دریافت
    4
    اهدای کتاب
    0
    قدرت امتیاز دهی
    8

    پیش فرض پاسخ: تاریخچه رقص در ایران

    من که اصلا خوشم نمیاد از رقصیدن.ولی نگاه کردن کسایی که میرقصن واسم خیلی جالب.یکم مضحک.
    اَلا به ذِکرِ الله تَطمَعِنَ القُلوب
  18. 1
  19. #10
    foxbat
    کاربر حرفه ای
    تاریخ عضویت
    2007/02/28
    محل سکونت
    tehran
    پست‌ها
    1,781
    3,304
    3,745
    دریافت
    10
    اهدای کتاب
    0
    قدرت امتیاز دهی
    16

    پیش فرض پاسخ: تاریخچه رقص در ایران

    واقعا چقدر ما نسبت به تاریخ خودمون گنگ و نا اگاه نگه داشته شده ایم!!!حتی کم کم اسم پادشاهان رو هم از کتابهای مدارس حذف میکنن!!!بعد چند سال دیگه ایران قبل از اسلام وجود نداشته است!
    اگر تو وطن می فروشی *** من وطن می خرم ..!
    چند می فروشی وطن فروش .؟ *** چون من گران تر از همه می خرم

    http://www.daneshju.ir/forum/imageho...513656ce1a.jpg
    اینم بلاگ من
    http://ashofte-zehne-vagara.persianblog.ir/
  20. 1
صفحه 1 از 2 12 آخرین
در حال نمایش 1 تا 10 از مجموع 13

اطلاعات تاپیک

کاربران حاضر در این تاپیک

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک هستند. (0 عضو و 1 مهمان)

این مطلب را به اشتراک بگذارید

قوانین ارسال

  • شما نمی‌توانید تاپیک جدید ارسال کنید.
  • شما قادر به ارسال پاسخ نیستید .
  • شما نمی‌توانید فایل ارسال کنید.
  • شما نمی‌توانید پست ‌های خود را ویرایش کنید.
  •  
به دانشجو امتیاز دهید: