1-تنها مرگ است که دروغ نمی گوید.
2-عشق چیست؟برای همه رجاله ها یک هرزگی یک ولنگاری موقتی است.عشق رجاله ها را باید در تصنیفهای هرزه و فحشا و اصطلاحات رکیک که در عالم مستی و هوشیاری تکرار می کنند پیدا کرد.
3-در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح ادم را اهسته در انزوا می خورد و می تراشد.این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند این درد های باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش امدهای نادر و عجیب بشمرند و اگر کسی بگوید یا بنویسد مردم بر سیبیل عقاید جاری و عقاید خودان سعی می کنند انرا با لبخند شکاک و تمسخر امیز تلقی بکنند.
4-زنان به سه مرد نیاز دارند:
مردی برای عشق ورزیدن،مردی برای نیاز جنسی و مردی برای ازردن.اما مردان هنرمند می دانند که با عهده دار شدن هر سه نقش می توان زنان را از دو نفر دیگر بی نیاز کرد.
5-فقط با سایه خودم خوب می توانم حرف بزنم اوست که مرا وادار به حرف زدن میکند فقط او می توان مرا بشناسد او حتما می فهمد .....
می خواخم عصاره نه شراب تلخ زندگی خودم را چکه چکه در گلوی خشک سایه ام چکانیده به او بگویم:«این زندگی من است»
6-مرگ همه هستی ها را به یک چشم نگریسته و سرنوشت ان ها را یکسان می کند نه توانگر می شناسد و نه گدا...
7-مرگ مادر مهربانی است که بچه خود را پس از یک روز طوفانی در اغو کشیده نوازش می کند و می خواباند.
8-مرگ بهترین پناه دردها و غمها و رنج ها و بیدادگری های زندگانی است.
9-انسان چهره مرگ راترسناک کرده است و از ان گریزان است
10-ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب های زندگانی نجات می دهد.
11-اگر مرگ نبود فریاد های نا امیدی به اسمان بلند می شد به طبیعت نفرین می فرستاد
چقدر این صادق هدایت نا امید بوده همش از مرگ گفته