چيستان، لُغَز و معما
چیستان یا معما را هزاره ها مثل یا مسئله می گویند. در برخي دیگر از مناطق کشور بنام هاي گوناگون دیگری ياد مي شود. به طور نمونه در هرات « قرضي» ( بر وزن طرزي) در غزني «ماني» و در راغ بدخشان نیز ” مساله ” ناميده مي شود. این گونۀ ادبی و فرهنگ شفاهی مردم هزاره نیکوترین بخش فرهنگ عامه این مردم است که افزون بر سرگرمی و پرکردن اوقات فراغت برای بالا بردن قوۀ تفکر و خیال کودکان و مردان هزاره نهایت پسندیده است. چیستان ها بیشتر موردعلاقۀ کودکان و نوجوانان اند اما در گذشته های نه چندان دور این فنون ادبی و شفاهی حوزۀ گسترده تر و فراخنای کاربردی بیشتری داشت که مردان دو قریه، دو دی و دو طایفه را به تکاپو وا می داشت...
یکی از مردان طایفه سوار بر اسپ تیزپا در بامدادی از تپه ای بالا می رفت و بر آن می ایستاد و با صدای بلند طرح معما می کرد. مردان طایفۀ دیگر فوری به خاطر می سپردند. فرصت پاسخ مشخص بود اگر در مدت موعود جواب نمی دادند، باید تمام قریه، دی و طایفۀ صاحب چیستان را مهمانی می دادند. این مسئله آن قدر مهم بود که شورای قریه، طایفه و دی به شور می نشستند و در پی حل معما بر می آمدند. گاهی در پی دستور سران قریه، دی و یا طایفه مردانی به جاهای دور دست سفر می کردند و از خبرگان برای حل چیستان یاری می جستند. مردان قریه، دی و یا طایفه تا آن هنگام به انتظار می نشستند و با ورود آن ها نخستین سوال حل معما بود. با حل آن شادی همه جا را فرا می گرفت و با شلیگ تیر هوایی ابراز شادمانی می کردند. این اتفاق مهم به زودی در همه جا می پیچید و خبر به گوش قریه، دی و یا طایفۀ مقابل می رسید. حالا نوبت اینان بود که باید معمایی را طرح می کردند و این چرخه تا بی نهایت ادامه داشت.
چیستان ها در گویش هزارگی معمولا با جمله پرسشی (ای چیه، یا اون چیه یا آن چیست؟ ) شروع می شود و آن که بتواند آن را دریابد، پاسخ خود را با واژه باشد و اگر درست نگوید با واژۀ ( نباشد) می دهد. مثلا اگر چیستان کلاغ نباشد می گوید: کلاغ نباشد، اگر بود می گوید کلاغ باشد.
به راستی این بازی شگفت و دیرینه ای هزاره ها چیست و به چه معناست، سابقۀ تاریخی آن به کجا می رسد و چرا اکنون کمرنگ شده است. این ها سوال های اند که در این نوشته در پی پاسخ به آنم.
شب نشینی و چیستان گویی در فرهنگ هزارگی
در فرهنگ مردم هزاره ها دور هم نشستن بیشتر شبانه بود. بیشتر این شب نشینی ها به مراسمی مانند: شوشی(شب نشینی)(تولد نوزاد که همواره با شور و شادی همراه بود و سه شب را در بر می گرفت؛ مربوط می شد. شب اول شب نشینی همه از اقوام و آشنایان می آمدند و در شادی خانوادۀ نوزاد شریک می شدند، در شب دوم جوانان گرد می آمدند و شب سوم دختران جوان در کنار مادر نوزاد شب را به روز می رساندند که همواره با شور و شادی فروان همراه بوده است). در این شب ها یکی از سرگرمی های مردمی چیستان گویی بود که طرفدارانی بسیار داشت.
ریشۀ طبیعی این شب نشستن ها به روزگاری می رسد که انسان هزاره برخلاف امروز، هماهنگ با جریان طبیعت، دو نوع زندگی را در “شب” و “روز” تجربه می کرده اند: زندگی روزانه که با کار، رفتن به سرزمین و شکار و دنبال حیوانات اهلی و حضور در فضای عمومی و دوری از خانواده همراه بود و زندگی شبانه که با برگشت به خانه، استراحت، حضور در فضای خصوصی و پیش خانواده تعریف می شد. در زندگی دیروز هزاره ها تاریکی هوا به فعالیت های روزانۀ آنان پایان می داد و شب با تمام ویژگی هایش آغاز می شد. از طرف دیگر، در وطن هزارگی مردم مانند امروز از امکانات فراغتی و سرگرمی برخوردار نبودند. امروزه مردم هزاره با اقسام رسانه ها مانند تلویزیون، ماهواره، سی دی فیلم، اینترنت، مجله، روزنامه، بازی های رایانه ای و… اوقات فراغت شان را پر می کنند که در گذشته چنین نبود. به همین دلیل می بایست فضای فراغتی شب، با همان امکانات ابتدایی و خانگی پر می شد. این شب نشینی ها اغلب با خوراکی های ساده ای همراه بوده اند که چای، توت خشک و گاهی هم گندم بیریو(گندم بو داده) از آن هاست. شب نشینی های هزارگی گرچه به زمان و فصل معینی نداشت ولی در شب های زمستان، معنای بیشتری می یافت. که علت آن هم تاریک شدن سریع هوا، برف و بوران طولانی، گرمی خانه، متوقف شدن کار در بیرون خانه و طولانی شدن شب ها بوده است. در این شب نشینی ها، بزرگ سالان برای جوان ترها از قصه های شاهنامه، حملۀ حیدری، امیرحمزۀ صاحب قران و امیر ارسلان نامدار تعریف می کرده اند. تعریف چیستان و خاطره و شوخی، لطیفه، غزل گویی و دوبیتی خوانی و شعر جنگی و خنده از دیگر برنامه های این شب ها بوده است. کتاب خوانی و به ویژه خواندن کتاب های داستانی سرگرمی دیگری بوده است که انسان هزاره با آن شب را به روز می رسانده است. خواندن کتاب های ادبی مانند دیوان حافظ، بوستان و گلستان سعدی و پندنامه عطار، کتاب های قصه و افسانه مانند داستان ورقه و گلشا، لیلی و مجنون، بهرام و گل اندام، یوسف و زلیخا و کتاب معروف به “کریما” از جمله آن ها بوده است. همین طور چیستان گویی و معما خواهی و پاسخ دادن به آن از زیباترین سرگرمی های هزاره ها بوده است. هزاره ها برای چیستان گویی و پاسخ دادن به آن شب را به صبح می رساندند که لذت و جاذبۀ آن در هیچ کدام از بازی های جسمی و فکری هزاره ها نبوده است.( نشریه سپیده دانایی، منیژه23 2010).



4پسندیده شده


پاسخ با نقل قول






این مطلب را به اشتراک بگذارید