سایت علمی دانشجویان ایران
مقالات ISI ترجمه

در حال نمایش 1 تا 6 از مجموع 6

تاپیک: تفاوت مرگ مغزی، کما و زندگی نباتی با یکدیگر

  1. Top | #1

    • مدیر سابق تالار تلفن همراه و تبلت
    • تاریخ عضویت
      06-Apr-2011
    • رشته تحصیلی
      مهندسی نفت - بهره برداری
    • مقطع تحصیلی
      کارشناسی
    • دانشگاه
      آزاد
    • تخصص
      نینجا . بدنسازی . زمین شناسی . سنگ شناسی
    • محل سکونت
      In The Hell
    • پست‌ها
      2,847
    • سپاس
      1,795
    • 3,526 تشکر در 1,387 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      20
    • امتیاز
      1063

    پیش فرض تفاوت مرگ مغزی، کما و زندگی نباتی با یکدیگر

    کما چیست؟
    کما حالتی از ناهشیاری است که طی آن فرد با دردناک‌ترین محرک‌های فیزیکی هم به هوش نیاید و به همان حالت تا مدتی پایدار بماند. کما، یک مریضی نیست، بلکه علامتی از یک مریضی یا واکنشی به یک حادثه است که برای بدن فرد اتفاق افتاده است؛ مثل یک ضربه شدید و سخت به سر که باعث ایجاد شوک عصبی و کما می‌شود.

    به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، اکثر کماهایی که به این دلیل ایجاد می‌شود، بیشتر از ۴ هفته طول نمی‌کشد. بعضی از کسانی که به کما می‌روند، پس از این مدت به سمت زندگی نباتی پیش می‌روند. زندگی نباتی یعنی فرد نفس می‌کشد، فشار خون نرمال دارد و حتی دستگاه گوارش آن‌ها درست کار می‌کند، بدون آنکه بدن بیمار نسبت به این کار‌ها آگاهی داشته باشد. زندگی نباتی ممکن است سال‌ها و حتی دهه های متمادی طول بکشد.
    مهم‌ترین علامت مشخصه کما، ناتوانی در هوشیار شدن است یعنی خود فرد نمی تواند توسط محرکها هوشیاری‌اش را به‌دست آورد. البته علامتهای دیگری هم وجود دارند که از میان آنها می‌توان به نبود خود آگاهی، فقدان چرخه خواب و بیداری، نداشتن حرکت هدفمند و نداشتن کنترل بر روی تنفس اشاره کرد.
    چه عواملی باعث کما می شوند؟
    کما می تواند به دلایل مختلفی روی دهد. بیشترین علت آن هم صدماتی است که بر اثر ضربه و جراحت به سر صورت می گیرد. اما مصرف زیاد الکل(مسمومیت الکلی)، دیابت، مورفین و خون‌ریزی زیاد هم می‌تواند فرد را به کما ببرد. در مواردی خونریزی یا تورم بافت مغزآن‌قدر شدید است که حتما باید به نوعی فشار را از روی مغز برداشت.
    در حالت کما چه اتفاقی می‌افتد؟
    اعتقاد عمده ای که در بین مردم وجود دارد، این است که شخص در خواب بسیار عمیقی فرو رفته است. این عقیده به طور کامل درست نیست. البته ممکن است در بعضی از موارد این چنین باشد اما نه در همه موارد.
    این جا بدنیست بدانید که درجه‌های کما توسط هوشیاری شخص بیمار نسبت به محرکهای خارجی، تعیین می شود. در بسیاری از مواردی که اشخاص در حالت کما به سر می‌برند، بیمار دریافت‌هایی از محیط نیز خواهد داشت و این حالت با توجه به بهبودی شخص بیمار زیاد تر هم می شود. مثلا ممکن است، حرکتهای جزئی از خود بروز دهد یا نسبت به صداها یا محرک‌ها پاسخ دهد. در بعضی موارد نیز ممکن است شخص به کما رفته عکس العمل‌های شخص هوشیار را از خود بروز دهد. مثلا در بعضی بیمار‌ها باید حتما این مراقبت به عمل آید که او نتواند سرم یا لوله های دیگر متصل به خودش را از جا در بیاورد که در نهایت به مرگش منجر بشود. همه این موارد باعث می شود تا درجات کما در افراد متفاوت باشد.
    بیرون آمدن از کما
    حالتی که شخص شروع به بیرون آمدن از حالت کما می کند، هنگامی است که او شروع به پاسخ دادن به محرک‌های خارجی می‌کند. هرچند به‌دست آوردن کامل هوشیاری، یعنی دو مرحله واکنش نشان دادن و تشخیص فکر،باید در او پدیدار شود تا بشودگفت که او از کما بیرون آمده است. زیرا وجود هر دوی این موارد در هوشیاری کامل، اجتناب ناپذیر است. حتی در بعضی موارد پس از به هوش آمدن بیمار باز آموزی و به خاطر آوردن بسیاری از چیزها از جمله حرف زدن و به خاطر آوردن خود شخص، ممکن است لازم باشد.
    آمار
    هر ۱۰ دقیقه یک نفر بر اثر آسیب سر به حالت کما می‌رود. بد نیست بدانید آسیب‌های وارد به سر اولین علت به کما رفتن، مرگ و یا معلولیت افراد ۱ تا ۴۴ سال محسوب می‌شود. بین ۵ تا ۱۰ درصد از کسانی که به کما می روند، قادر به باز گردان حالت هوشیاری خود نیستند و در نهایت به زندگی نباتی که تنها علائم حیات در آنها وجود خواهد داشت، منجر می‌شوند. بسیاری از مردم فکر می‌کنند که این حالت همچنان کما نامیده می شود اما به این حالت مرگ مغزی گفته می‌شود.
    تفاوتهای مرگ مغزی و کما
    وضعیت کما با مرگ مغزی بسیار متفاوت است به گونه ای که فردی که به کما رفته، می‌تواند دوباره به زندگی عادی خود بازگردد؛ البته این وضعیت را باید متخصصان مغز و اعصاب تایید کنند. به طوری که اگر مغز هنوز زنده باشد، فرد دچار کما شده و احتمال برگشت آن حتی بعد از مدت طولانی و گذشت چندین سال هم وجود دارد. زیرا بیمار خودش به صورت طبیعی نفس می کشد و فقط مغز برای مدتی هوشیاری ندارد اما عمق مغز زنده است.
    در مرگ مغزی، فرد به صورت طبیعی نفس نمی کشد و تنفس خود را از طریق دستگاه انجام می دهد که با قطع کردن دستگاه، می میرد بنابراین زنده ماندن نباتی فرد دچار مرگ مغزی، به دستگاه وابسته است چون تنفس وابسته به مغز است. اما قلب با مغز تفاوت دارد.
    اگر مغز فردی بمیرد، قلب فعالیت دارد، البته به شرطی که اکسیژن از طریق دستگاه به فرد برسد و در صورت قطع دستگاه فردمی میرد، اما بازهم با وجود دستگاه هم بازنمی توان مدت زیادی چنین افرادی را زنده نگه داشت.
    مرگ مغزی
    در مرگ مغزی، خونرسانی به مغز متوقف شده، اکسیژن رسانی به آن انجام نمی گیرد.مغز تمام کارکرد خود را از دست می دهد و دچار تخریب غیر قابل برگشت می گردد. اگرچه پس از مرگ مغزی اعضای دیگر از جمله قلب، کبد و کلیه ها هنوز دارای عملکرد هستند، بتدریج در طی چند روز آینده، از کار خواهند افتاد.
    بیمار مرگ مغزی، صحبت نمی کند، نمی بیند، به هیچ یک از تحریکات خارجی پاسخی نمی دهد و بدون استفاده از دستگاه تنفس مصنوعی قادر به تنفس نخواهد بود.
    علل شایع مرگ مغزی کدامند؟
    تصادفات رانندگی، وارد آمدن ضربه شدید به سر، سقوط از ارتفاع، غرق شدن در آب، مسمومیت ها، خونریزی های داخلی مغز و همچنین سکته مغزی.
    مرگ مغزی چگونه رخ میدهد؟
    هر گونه آسیب شدید به مغز می تواند منجر به تورم بافتی شود. از آنجاییکه مغز در یک فضای بسته (استخوان جمجمه) قرار دارد و جایی برای این افزایش حجم وجود ندارد، بر بخش های پایین تر مغز (ساقه مغز) فشار آورده، مانع جریان گردش خون به قسمت های بالا یی می گردد و بیش از پیش مانع اکسیژن رسانی میشود.
    این فرایند ممکن است چند دقیقه یا چند روز بدرازا بکشد. قلب به کمک دستگاه تنفس مصنوعی به فعالیت ادامه داده، به اعضای دیگر اکسیژن می رساند، در حالیکه بافت مغز و ساقه مغز که وظیفه کنترل تنفس و ضربان قلب را بر عهده دارند از این ماده حیاتی(اکسیژن) محروم مانده، دچار مرگ می شوند.
    چرا در مرگ مغزی، بیمار تا مدتی دارای ضربان قلب و تنفس می باشد؟
    قلب تا زمانی که دارای اکسیژن رسانی باشد، به ضربان خود ادامه میدهد. در بیمار مرگ مغزی، دستگاه تنفس مصنوعی ( ونتیلاتور ) اکسیژن لازم را برای ضربان قلب فراهم خواهد کرد و به محض جدا کردن دستگاه از بیمار قلب هم از کار خواهد افتاد.
    کما چیست؟ آیا همان مرگ مغزی است؟
    کما در واقع یک نوع اختلال در کارکرد مغز است که شخص دچار کاهش شدید سطح هوشیاری میگردد و به هیچ یک از تحریکات پیرامونش، پاسخ نمیدهد.
    در کما شانس بهبودی برای برخی بیماران وجود دارد، در صورتیکه در مرگ مغزی بهبودی بیمار غیر ممکن و مرگ وی ظرف چند روز حتمی است.
    زندگی نباتی چیست و چه فرقی با مرگ مغزی دارد؟
    زندگی نباتی، با مرگ مغزی کاملا متفاوت است.
    این وضعیت تقریبا همیشه در پی کما رخ می دهد. با اینکه شخص بیدار بنظر می رسد ( چشمانش باز است ) و دارای یک سری حرکات غیر ارادی اعضای خویش است، هیچ عملکرد ذهنی و شناختی ندارد.
    این ها در واقع بیمارانی هستند که بدنبال آسیب شدید مغزی، برای سالهای متمادی زنده می مانند و به نظر هوشیارند، بدون اینکه بتوانند با محیط اطراف خود ارتباطی برقرار کنند.
    آیا از ظاهر فرد بیمار میتوان فهمید که او دچار مرگ مغزی شده است؟
    خیر، فردی که دچار مرگ مغزی شده، مانند کسی است که در خوابی عمیقی فرو رفته است. ریه هایش به کمک دستگاه تنفس مصنوعی ( ونتیلاتور ) از هوا پر می شوند، قلبش به سبب اکسیژن رسانی دارای ضربان است و حتی پوست او گرم و برنگ صورتی می باشد.
    آیا بیمار بدنبال مرگ مغزی درد را احساس می کند؟
    خیر. پس از وقوع مرگ مغزی، در انسان هیچگونه احساس درد و اندوهی وجود نخواهد داشت.
    آیا مواردی از مرگ مغزی بوده است که بهبود یافته باشند؟
    خیر، امکان بهبودی و بازگشت بیمار مرگ مغزی به هیچ عنوان وجود ندارد.
    مواردی که شنیده اید فرد دچار مرگ مغزی شده و سپس بهبود یافته است، در واقع مرگ مغزی نبوده است.
    این بیماران در کمای عمیق بوده ولی نزدیکان آنها و یا حتی گاهی برخی از پزشکان و پرستارانی که درباره تفاوت مرگ مغزی و کما اطلاعات کافی ندارند چنین برداشت نادرستی کرده اند.


    منبع :
    کد:
    http://www.pezeshk.us

  2. 2 کاربر از Reza OnlinE برای پست مفید تشکر نموده اند:


  3. Top | #2

    • کارشناس مذهبی
    • تاریخ عضویت
      25-Feb-2011
    • رشته تحصیلی
      مذاهب فقهی
    • مقطع تحصیلی
      کارشناسی ارشد
    • دانشگاه
      دانشگاه ادیان و مذاهب
    • محل سکونت
      قم
    • پست‌ها
      1,902
    • سپاس
      8,362
    • 6,238 تشکر در 1,897 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      20
    • امتیاز
      2080

    پیش فرض تفاوت مرگ مغزی با کما

    مغز از پيچيده‌ترين اعضاي بدن انسان است به طوري كه هنوز هم بخش‌هايي از اين جعبه سياه انساني ناشناخته مانده است.گاهي با كوچك‌ترين ضربه وارده به مغز و خطرات ديگر، مشكلات جبران ناپذيري براي افراد پيش مي‌آيد كه حتي ممكن است جان آنها را به مخاطره بيندازد. دو پديده كما و مرگ مغزي كه مغز را تهديد مي‌كنند، جزو بحث برانگيزترين مساله‌هاي حال حاضر به شمار مي‌رود.
    معمولا پزشكان به بازگشت افرادي كه به كما مي‌روند، علي‌رغم شرايط پيچيده مغزي و جسمي اميدوارند اما متاسفانه كساني كه دچار مرگ مغزي مي‌شوند، اميدي به زندگي دوباره ندارند. با وجود اين، خانواده افراد مبتلا به مرگ مغزي همواره به برگشت بيمار خود اميدوارند. ولي آيا واقعا مرگ مغزي به معناي پايان زندگي است يا اين كه نوعي كماي مغزي محسوب مي‌شود و مي‌توان به بهبود بيمار اميدوار بود؟

    مغز به عنوان يك اندام پيچيده، نه تنها مركز تفكر آدمي و تنظيم كننده حركات ارادي است، بلكه حركات غير ارادي و ساير عملكردهاي حياتي بدن مانند شنوايي، بويايي، بينايي و لامسه، تنظيم حرارت بدن، فشار خون، تنفس و ضربان قلب را نيز تحت كنترل خود دارد.

    كما يك وضعيت عصب شناسي است كه در پي آن بسياري از فعاليت‌هاي مغزي آسيب ديده و منجر به بيهوشي و كاهش بسياري از عكس العمل‌هاي اوليه و فعاليت‌هايي چون تنفس مي‌شود.اين وضعيت ممكن است به دلايلي چون آسيب وارده به مغز، خونريزي مغزي و ناهنجاري‌هايي از قبيل كاهش قند خون رخ دهد. از دلايل ديگر كما مي‌توان به مسموميت ناشي از مصرف زياد الكل، داروهاي باريبورات و اوپييوتيدها اشاره كرد.

    كما در واقع حالتي از عملكرد مغزي به حساب مي‌آيد.مغز انسان در سطوح متفاوت هوشياري فعاليت مي‌كند و هر سطح به سطح ديگر پيوسته است.مغز در بالاترين حد عملكرد خود در وضعيت هوشيار و آماده باش قرار دارد و نسبت به انواع داده‌ها واكنش سريع نشان مي‌دهد.يك مرحله پايين‌تر، واكنش مغز كمتر مي‌‌شود و تا حدي اين واكنش ممكن است كم شود كه در مرحله آخر، مغز در حالت كما قرار ‌گيرد و هيچ‌گونه هوشياري از خود نشان ندهد. در واقع اين مرحله، مرحله پاياني پيش از مرگ مغزي است و معمولا بيمار پس از گذشت مدتي از حالت كما خارج مي‌شود و بهبود مي‌يابد.

    گاهي افرادي كه به كما مي‌روند وارد مرحله‌اي مي‌شوند كه يك زندگي نباتي دارند و با اين كه فعاليت‌هاي آناتومي يا نباتي چون تنفس، حفظ فشار خون، گوارش و دفع غذا انجام مي‌شود، فرد هوشياري ندارد و واكنش به محيط و محرك‌ها نشان نمي‌دهد.چشمان اين بيماران باز است، ولي هيچ‌گونه عملكرد و شناختي از اطراف و محيط خود ندارد و ارتباط آنها با محيط اطراف از بين رفته است. بيماراني كه دچار زندگي نباتي هستند، ممكن است با گذشت زمان سلامت خود را به دست آورند و گاهي هم هيچ درماني براي آنها وجود ندارد و در نهايت بيمار بر اثر ابتلا به عفونت و ساير مشكلات جان خود را از دست مي‌دهد.

    فرق بيماري كه پس از به هوش آمدن از كما دچار زندگي نباتي مي‌شود با فردي كه در كماي عميق قرار دارد، اين است كه بيماري كه در كماي عميق است، در بيمارستان بستري است و به مراقبت‌هاي ويژه نياز دارد و برخلاف آن، فردي كه زندگي نباتي دارد مرخص مي‌شود و در منزل به زندگي خود ادامه مي‌دهد، البته بدون اين كه واكنشي از خود نشان دهد. در واقع، زندگي نباتي پايين‌ترين حد عملكرد مغزي را نشان مي‌دهد و يك درجه پايين‌تر از كماي عميق است. در واقع بيماري كه در كما قرار دارد، علائم عصبي دارد و فعاليت‌هاي مغزي متفاوت است. مغز اين افراد در واكنش به محرك‌هاي خارجي تكانه‌هاي الكتريكي و علائمي از فعاليت از خود نشان مي‌دهد كه در مرگ مغزي هيچ يك از اينها ديده نمي‌شود.

  4. کاربر زیر از جامونده از شهدا برای پست مفید تشکر نموده است:


  5. Top | #3

    • کارشناس مذهبی
    • تاریخ عضویت
      25-Feb-2011
    • رشته تحصیلی
      مذاهب فقهی
    • مقطع تحصیلی
      کارشناسی ارشد
    • دانشگاه
      دانشگاه ادیان و مذاهب
    • محل سکونت
      قم
    • پست‌ها
      1,902
    • سپاس
      8,362
    • 6,238 تشکر در 1,897 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      20
    • امتیاز
      2080

    پیش فرض كما يا خواب

    در ظاهر كما حالتي شبيه خواب معمولي است، ولي در واقعيت اين گونه نيست و امواج الكتريكي كه از اعصاب و امواج مغزي در طول خواب به دست آمده، حاكي از آن است كه مغز در حالت خواب فعاليت و نوعي حالت آماده باش دارد تا به انواع تحريكات دروني و بيروني واكنش دهد و فورا از حالتي شبيه كما به هوشياري كامل برسد. نزديك‌ترين شباهت خارجي ميان خواب و كما از اين تعريف آغاز مي‌شود كه كما حالتي شبيه خواب است كه فرد قادر به تحريك شدن نيست و همانند خواب نسبت به تحريكات واكنش نشان نمي‌دهد.

    واژه كما از واژه‌ يوناني koma به معناي حالتي از خواب گرفته شده است كه براي اولين بار بقراط، پدر علم طب آن را براي تشريح پايين‌ترين سطح هوشياري مغز به كار برد.خواب و كما در واقع به معناي ناآگاهي فرد نسبت به اطراف است و هرگاه بيماري كه در كما قرار دارد، هوشياري خود را به دست آورد ديگر در كما نيست. عدم واكنش‌پذيري در حالت كما به معناي نداشتن حركت و حرف زدن است و در واقع كما حالت بي‌توجهي و عدم واكنش پذيري و بيهوشي ظاهري است.

  6. کاربر زیر از جامونده از شهدا برای پست مفید تشکر نموده است:


  7. Top | #4

    • کارشناس مذهبی
    • تاریخ عضویت
      25-Feb-2011
    • رشته تحصیلی
      مذاهب فقهی
    • مقطع تحصیلی
      کارشناسی ارشد
    • دانشگاه
      دانشگاه ادیان و مذاهب
    • محل سکونت
      قم
    • پست‌ها
      1,902
    • سپاس
      8,362
    • 6,238 تشکر در 1,897 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      20
    • امتیاز
      2080

    پیش فرض آنچه در مرگ مغزي رخ مي‌دهد

    مغز يك اندام محسوب مي‌شود و درد را نيز حس مي‌كند.زماني كه مرگ مغزي رخ مي‌دهد، بيمار هيچ دردي را حس نمي‌كند. بيمار مرگ مغزي داراي علائم و نشانه‌هايي است كه با انجام آزمايش‌هاي تخصصي مي‌توان به آنها پي‌برد:

    1) بيمار نسبت به فرامين هيچ واكنش گفتاري و چشمي نشان نمي‌دهد.

    2) مردمك‌ها واكنشي نسبت به نور نشان نمي‌دهند.

    3) فرد نسبت به درد واكنشي ندارد و دردي را حس نمي‌كند.

    4) وقتي پزشك سطح چشم بيمار را لمس مي‌كند، چشم بيمار واكنشي نشان نمي‌دهد و پلك نمي‌زند.

    5) با تكان دادن سر بيمار، چشم‌ها حركتي ندارند.

    6) با ريختن آب سرد در داخل گوش بيمار، چشم‌ها حركت نمي‌كنند.

    7) وقتي پزشك به پشت گلوي بيمار دست مي‌زند، بيمار علائمي از خفگي حس نمي‌كند.

    8) با قطع دستگاه تهويه بيمار قادر به تنفس به طور خودكار نيست.

    9) آزمايش ثبت امواج مغزي هيچ گونه فعاليت مغزي را ثبت نمي‌كند.

    پس از بررسي تمام اين آزمايش‌ها و عدم مشاهده فعاليت مغزي و مشخص بودن علت ضايعه، پزشكان مرگ مغزي را تأييد مي‌كنند.پس از اثبات مرگ مغزي ديگر نمي‌توان كاري براي بيمار مرگ مغزي انجام داد و اميدي به بازگشت بيمار نيست. با مرگ مغزي، اندام‌هاي بدن رفته رفته از بين مي‌روند و تنها با انجام برخي اقدامات پزشكي و با استفاده از دستگاه تهويه مي‌توان اندام‌هاي حياتي بيمار را به طور موقت زنده نگه داشت به طوري كه با قطع دستگاه ها، فعاليت اندام‌هاي بيمار هم به كلي از كار مي‌افتد.به عنوان مثال قلب كه يكي از حياتي‌ترين اندام‌هاي بدن به شمار مي‌رود، مدت زمان كوتاهي مي‌تواند با دستگاه فعاليت كند و تنها 24 تا 48 ساعت زمان باقي است تا بتوان از قلب يك بيمار مرگ مغزي براي پيوند استفاده كرد. ساير اندام‌ها نيز در عرض كمتر از يك هفته از كار مي‌افتند؛ بنابراين تنفس و ضربان قلب بيمار در اين شرايط كاملا وابسته به دستگاه است و قطع آن، تنفس و ضربان بيمار را هم از بين مي‌برد و به نوعي بيمار فقط با اين دستگاه‌ها زنده محسوب مي‌شود.

    به خاطر استفاده از دستگاه در اين بيماران، هنگام دست زدن به بيمار، بدن او گرم است و پوست او رنگ طبيعي دارد و خانواده و اطرافيان او اين تصور را دارند كه بيمار آنها هنوز زنده است و به بهبود او اميدوارند و همين مساله اصلي‌ترين دليلي است كه اجازه پيوند عضو بيمارشان را نمي‌دهند و تصور مي‌كنند بيمار آنها در كماست و با گذشت زمان و اقدامات درماني بهبود خواهد يافت. در اين شرايط، وظيفه پرسنل و پزشكان كادر درماني بيمارستان است كه وضعيت را به طور كامل براي خانواده بيمار توضيح دهند و آنها را مجاب كنند كه بيمار آنها ديگر به اين زندگي برنخواهد گشت.

    در واقع بيمار مرگ مغزي در ظاهر همانند فردي است كه در خواب عميق به سر مي‌برد و تنها با آزمايشات تخصصي مي‌توان به مرگ مغزي پي برد. البته در مواردي هم كه خانواده بيمار فكر مي‌كردند بيمارشان مرگ مغزي شده و پس از مدتي بيمار به هوش آمده، در اصل مرگ مغزي نبوده است و بيمار وارد مرحله كماي عميق شده كه در اين مرحله هم اميد بازگشت و بهبود بيمار وجود دارد، ولي در مرگ مغزي هيچ‌گونه اميد بازگشتي نيست.

  8. کاربر زیر از جامونده از شهدا برای پست مفید تشکر نموده است:


  9. Top | #5

    • کارشناس مذهبی
    • تاریخ عضویت
      25-Feb-2011
    • رشته تحصیلی
      مذاهب فقهی
    • مقطع تحصیلی
      کارشناسی ارشد
    • دانشگاه
      دانشگاه ادیان و مذاهب
    • محل سکونت
      قم
    • پست‌ها
      1,902
    • سپاس
      8,362
    • 6,238 تشکر در 1,897 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      20
    • امتیاز
      2080

    پیش فرض مرگ مغزي، پايان زندگي است

    مغز براي انتقال اكسيژن و مواد مغذي مورد نياز به منظور فعاليت مغزي به خون‌رساني دائمي نياز دارد. اما زماني كه خون‌رساني به تمام سلول‌ها و بافت‌هاي مغز مختل شود، اكسيژن به بافت‌ها قطع شده، سلول‌ها از بين مي‌روند و شانسي براي برگشت آنها باقي نمي‌ماند.

    در واقع مرگ مغزي زماني رخ مي‌دهد كه تمام عملكردها و فعاليت‌هاي مغزي بر اثر بيماري، آسيب شديد وارد به سر، خونريزي مغزي، سكته مغزي، غرق شدگي يا اصابت گلوله به سر مختل شده و از كار افتاده باشند. پزشكان پس از بررسي عملكرد مغزي و گرفتن آزمايش‌هاي كامل پزشكي و اطمينان از عدم فعاليت مغز، مرگ مغزي را اعلام مي‌كنند. نوار مغزي گرفته شده از بيمار مرگ مغزي هيچ فعاليتي ندارد و تنها يك خط صاف را نمايش مي‌دهد. البته ممكن است پس از وقوع مرگ مغزي، هنوز ساير اندام‌هاي حياتي مانند قلب، كليه و كبد فعاليت داشته باشند،‌ ولي اين فرآيند تنها كمتر از يك هفته باقي مي‌ماند و سپس از بين مي‌رود.

    مرگ مغزي همانند كما نيست. در كما اميد به بازگشت بيمار وجود دارد، ولي در مرگ مغزي اميدي نيست. پس از بروز مرگ مغزي ممكن است حمله يا سكته قلبي رخ دهد. در حالي كه دستگاه تهويه، اكسيژن را وارد ريه‌ها مي‌كند، قلب بدون دريافت تكانه‌اي از مغز به تپش خود ادامه مي‌دهد، ولي علي‌رغم وجود تنفس و گرم بودن پوست، فرد مرده محسوب مي‌شود.

  10. کاربر زیر از جامونده از شهدا برای پست مفید تشکر نموده است:


  11. Top | #6

    • کارشناس مذهبی
    • تاریخ عضویت
      25-Feb-2011
    • رشته تحصیلی
      مذاهب فقهی
    • مقطع تحصیلی
      کارشناسی ارشد
    • دانشگاه
      دانشگاه ادیان و مذاهب
    • محل سکونت
      قم
    • پست‌ها
      1,902
    • سپاس
      8,362
    • 6,238 تشکر در 1,897 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      20
    • امتیاز
      2080

    پیش فرض تفاوت مرگ مغزي با كما

    تصادفات رانندگي، سقوط از ارتفاع و مسموميت‌هاي شديد ممكن است باعث مرگ مغزي شود



    مغز به عنوان پيچيده‌ترين عضو بدن جايگاه احساسات، غرايز، تفكر و بسياري از واكنش‌هاي آدمي است و كوچك‌ترين آسيب به آن مي‌تواند عوارض جبران‌ناپذيري به همراه داشته باشد.

    اين روزها عبارت مرگ مغزي را زياد مي‌شنويم، اما اين بيماري كه همه از شنيدن نامش متاثر مي‌شوند، چيست و چه ويژگي‌هايي دارد؟
    مرگ مغزي به معناي از دست دادن تمامي عملكردهاي مغز است و در پي توقف كامل جريان خون به اين عضو حساس بدن به وجود مي‌آيد.

    دكتر نورالدين صدرالاسلامي، متخصص مغز و اعصاب در اين باره به «جام‌جم» مي‌گويد: در مرگ مغزي، خون‌رساني و همچنين اكسيژن‌رساني به مغز متوقف مي‌شود و اين عضو از بدن كاركرد خود را از دست داده و دچار تخريب غيرقابل برگشت مي‌شود هرچند پس از اين عارضه اعضاي ديگر بدن، ازجمله قلب، كبد و كليه‌ها به وسيله دستگاه‌هاي كمكي مي‌توانند به فعاليت حياتي خود ادامه دهند، اما اين روند زياد به طول نمي‌انجامد و اگر بيمار از اين دستگاه‌ها جدا شود، زندگي مصنوعي او متوقف خواهد شد.

    وي مي‌افزايد: پس از وقوع مرگ مغزي در فرد، هيچ گونه احساس دردي وجود ندارد و بيمار قادر به صحبت كردن، ديدن و حتي پاسخ به تحريكات خارجي نيست.

    علل مرگ مغزي

    تصادفات رانندگي، وارد آمدن ضربه شديد به سر، سقوط از ارتفاع، خونريزي‌هاي داخلي مغز، سكته مغزي و مسموميت‌هاي شديد از علل مهم مرگ مغزي به شمار مي‌روند.

    دكتر صدرالاسلامي مي‌گويد: آسيب‌هاي شديد بافتي كه به علل مختلف به مغز وارد مي‌شود، در نهايت منجر به تورم بافتي شده و از آنجا كه مغز در فضاي بسته بين استخوان‌هاي جمجمه قرار گرفته و امكان افزايش حجم ندارد، بنابراين اين تورم بافتي به قسمت‌هاي پايين‌تر مغز (ساقه مغز) فشار وارده كرده و باعث فتق مغزي و مختل شدن گردش خون به مغز مي‌شود كه اين خود در نهايت اكسي‍ژن‌رساني را مختل و كم مي‌كند و سرانجام موجب مرگ مغزي مي‌شود.

    تشخيص مرگ مغزي

    در كشورهاي مختلف، معيارهاي گوناگوني براي اعلام مرگ مغزي وجود دارد، اما اساس اين اعلام، بررسي نشانه‌هاي باليني فقدان كامل اعمال مغز است.

    اين عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي كردستان توضيح مي‌دهد: هرچند قرار گرفتن فرد در حالت كماي عميق، عدم پاسخ به تحريكات دردناك،‌ قطع كامل تنفس و نبود هيچ نشانه‌اي از باز كردن چشم‌ها يا حركات در سر و تنه از علائم مرگ مغزي هستند، اما با توجه به اهميت اين مساله، در اغلب موارد براي اثبات عدم فعاليت مغز نوار مغزي گرفته و حتي آنژيوگرافي از رگ‌هاي مغزي انجام مي‌شود.

    دكتر صدرالاسلامي مي‌افزايد: به دليل اهميت اين موضوع، علاوه بر تمامي موارد گفته شده لازم است يك دوره زماني نيز بر بيمار بگذرد (مدت نظارت) تا در طول اين دوره، بررسي مداوم بيمار توسط تيم پزشكي، عدم تغيير در معيارهاي باليني را به اثبات برساند و بتوان مرگ مغزي را اعلام كرد. البته اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه اعلام مرگ مغزي در كودكان و افرادي كه داروهاي آرامبخش قوي و بيهوش‌كننده مصرف كرده يا مبتلا به بيماري‌هايي چون كم‌كاري شديد تيروئيد و حتي سرمازدگي شديد ـ كه باعث ركود و توقف فعاليت ساقه مغز مي‌گردد ـ شده‌اند، تابع شرايط ديگري است.

    شناخت كما

    در حالت كما شانس بهبود براي برخي بيماران وجود دارد، در صورتي كه در مرگ مغزي بهبود بيمار غيرممكن و مرگ وي ظرف چند روز حتمي است. دكتر صدرالاسلامي با بيان اين‌كه كما يك نوع اختلال در كاركرد مغز بوده كه در آن شخص ـ مشابه مرگ مغزي به دليل كمبود خون و اكسيژن رساني به مغز ـ دچار كاهش شديد سطح هوشياري مي‌شود و به هيچ يك از تحريكات پيرامونش پاسخ نمي‌دهد، مي‌گويد: در حالت كما شخص ممكن است براي مدت طولاني زنده بماند و زندگي نباتي پيدا كند و حتي افرادي كه به كما رفته‌اند در صورت سالم بودن ساقه مغز، در اغلب موارد به تنفس غيرارادي خود ادامه داده و ضربان قلب منظمي نيز دارند.

    وي مي‌افزايد: هوشياري بيماران در حالت كما بسته به ميزان پاسخ آنها به محرك‌هاي گوناگون درجه‌بندي مي‌شود.دكتر صدرالاسلامي مي‌افزايد: در جريان مرگ مغزي اعضاي ديگر بدن مانند قلب، كليه‌ها يا كبد تا مدتي زنده و قابل پيوند هستند و اين ارگان‌ها درصورت اقدام بموقع مي‌توانند در بدن شخص ديگري به وسيله پيوند اعضا استفاده شوند.

    با اين حال، تخريب اعضاي بدن به فاصله كمي پس از مرگ مغزي شروع مي‌شود و به همين علت است كه فرآيند پيوند اعضا بايد هرچه زودتر انجام شود.

  12. 2 کاربر از جامونده از شهدا برای پست مفید تشکر نموده اند:


اطلاعات تاپیک

کاربران حاضر در این تاپیک

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک هستند. (0 عضو و 1 مهمان)

این مطلب را به اشتراک بگذارید

قوانین ارسال

  • شما نمی‌توانید تاپیک جدید ارسال کنید.
  • شما قادر به ارسال پاسخ نیستید .
  • شما نمی‌توانید فایل ارسال کنید.
  • شما نمی‌توانید پست ‌های خود را ویرایش کنید.
  •  
دانشجو در شبکه های اجتماعی
افتخارات دانشجو
لینک ها
   
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
به دانشجو امتیاز دهید:

آپلود مستقیم عکس در آپلودسنتر عکس دانشجو

توجه داشته باشید که عکس ها فقط در سایت دانشجو قابل نمایش می باشند.

Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.1