| شما در سایت ثبت نام نکرده اید و یا وارد نشده اید ، لطفا از اینجا ثبت نام کنید تا به تمام امکانات سایت دسترسی داشته باشید . |
|
![]() |
|
|
#1 |
|
مدير بخش كشاورزي
![]() |
کاربرد های بیوتکنولو ژی در کشاورزی دانش بیوتكنولوژی به عنوان عظیم ترین منبع تكنولوژی بشر در قرن فعلی مطرح بوده و آن را انقلاب سبز نوینی برای غلبه بر فقر و گرسنگی نامیدهاند.حامیان بیوتكنولوژی، معتقدند چنانچه روند فعلی رشد جمعیتادامه یابد، به یقین نسلهای آینده بشری با كمبود مواد غذایی و فقر، روبرو خواهند شد. بنابراین بایستی روشهای مهندسی ژنتیك و اصلاحگیاهان زراعی پربازده در دستور كار كشورها قرار گیرد. روشهای مهندسی ژنتیك و بیوتكنولوژی گیاهی میتواند، گونههایی از محصولاتجدید را، حتی در خاكهای نامرغوب و نا مساعد پرورش دهد; همچنین بذرهای مقاوم به ویروس و فات گیاهی میتوانند، كاربرد سموم و موادشیمیایی را محدود ساخته و بازدهی محصولات را فزایش بخشند. به كارگیری بیوتكنولوژی نوین در كشاورزی منجر به تولید فرآوردههای با كیفیت بهتر، كاهش هزینه تولید آن و تولید فرآوردههایی باارزش فزوده بیشتر میگردد. به همین دلیل، امروزه فعالیتهایگستردهای در بخش بیوتكنولوژی برای تبدیل تحقیقات پایهای بهكاربردی و توسعهای (تجاری) در حال شكلگیری است . به كارگیری روشها و فنون مهندسی ژنتیك و بیوتكنولوژی در كشتسلول و بفت گیاهان به ویژه گیاهانی كه از جنبه اقتصادی و غذایی اهمیت فوقالعادهای دارند، بسیار ارزشمند است. چرا كه در مقایسه با شیوههای كشت و تكثیر معمولی از این روش میتوان با هزینهای بسیار كمتر وسرعت عمل بیشتری به دودمانهای خالص سلولی و انتخاب سالم ترین بفت گیاهی با بازده كمی و كیفی چشمگیری نائل شد. با به كارگیری بیوتكنولوژی میتوان گیاهی را تولید كرد كه به عواملی همچون سرما، گرما، رطوبت، خشكی، املاح، حشرات، فات ویروسها و سایر عواملبیماری زا مقاوم باشند و علاوه برآن در مقایسه با موجود طبیعی، مجهز به مكانیسمهای دفاعی اضفی باشند. این عوامل قرنها است كه كشاورزان را آزار داده و لطمات بیشمار اقتصادی وارد كرده است.بیوتكنولوژی كاربردهای امیدوار كننده بسیاری دارد، اما نه یك راه حل عمومی و نه جایگزینی برای روشهای موجود است، بلكه یك روشكمكی برای حل مشكلات كشاورزی است. نمونههای فراوانی ازكاربردهای بیوتكنولوژی در كشاورزی امروز وجود دارد كه برخی ازنمونهها در ذیل اشاره میگردد: كرم اگروتیس (شبپره زمستانی) یكی از حشرات آسیب رساننده بهغلات است كه معمولا به وسیله حشرهكشها با آن مبارزه میشود. باكتری با سیلوس تورژین سیس پروتئینی تولید میكند كه كشنده حشره فوقاست ولی این باكتری با غلات همزیستی ندارد . بیوتكنولوژیستها برایحل این مشكل ژن پروتئین تولیدی این باكتری را به باكتری پسودوموناس فلوئورسنس كه در خاك وجود داشته است و با سویاهمزیستی دارد انتقال دادند و سپس با وارد كردن این باكتری به خاكمحل كشت غلات، حشره فوق را كنترل نموده و صدمات ناشی از آن راكاهش دادند. این مثال نمونهای از كاربرد علم بیوتكنولوژی در كنترلحشرات و فات محسوب میشود.از فنآوری بیوتكنولوژی در كنترل علٿهای هرز نیز استفاده گردیده است. برای نمونه بسیاری از علفكشها به دلیل حضور مادهای بنام گیلفوسیت در علٿكش رانداپ كه تأثیر منفی بر فعالیتهای آنزیمی حبوبات دارد، در مزارع حبوبات قابل استفاده نیست.بیوتكنولوژیستها توانستهاند با انتقال ژن مقاومت به گلیفوسیت (كه آنرا در نوعی باكتری به نام سالمونلا فلاتیفی موریوم یفتهاند) به گیاهانزراعی، واریتههای جدیدی از ذرت، پنبه و تنباكوی مقاوم به علٿكشهارا تولید نمایند. استفاده از بیوتكنولوژی درگیاهان زراعی در فزایش كیفی گیاهانزراعی نیز مؤثر بوده است، به طوری كه گیاهان تراریخته كه از طریق بیوتكنولوژی به دست آمدهاند نسبت به ارقام قدیمی تولید بیشتری داشتهاند كه این فزایش بهرهوری به دلیل عواملی چون تحمل بهخشكی، مقاومت به حشرات، بیماریها و قدرت رقابت بیشتر با علٿهای هرز بوده است. همچنین بیوتكنولوژیستها موفق شدهاند مكانیسمی كه موجب نرمشدگی و فساد میوههایی چون گوجه فرنگی میشود را با استفاده ازروشهای مهندسی ژنتیك تحت كنترل خود در آورده و موجب حذٿشیمیایی موادی میشوند كه موجب رسیدگی بیش از حد محصولمیشود. با استفاده از این تكنیك ، گوجه فرنگی Flavrsavr را تولیدنمودند كه میوهها به حالت طبیعی رسیده و پس از برداشت، بدون اینكهمیوهها در معرض فساد قرار گیرند به مسفتهای دور قابل حمل بودند. ایجاد مقاومت در مقابل تنشهای محیطی مانند خشكسالی، گرما،سرما، ازن موجود در اتمسفر، نمك و مواد كانی از دیگر اهدف بیوتكنولوژیستها بوده است. در این مورد میتوان به تولید سیبزمینی وتوت فرنگی مقاوم به یخبندان كه از طریق مهندسی ژنتیك بدست آمده،اشاره نمودد. كشت سلولی كه طی آن سلولهای گیاهی رشد یفته در محیطكشت، به عنوان منبع تأمین كننده مواد ارزشمندی محسوب میگردند، ازدیگر كاربردهای بیوتكنولوژی میباشد. برای نمونه، وانیل معمولا از بذرگیاه وانیلا بدست میآید. استخراج وانیل از سلولهای گیاهی كشت شده میتواند ارزان تر از روشهای سنتی تمام شود. علاوه بر این از كشتسلولهای گیاهی در محیط كشت، می توان ساقه و ریشه تولید كرد كهبرخی از این اندامها میتوانند به دلیل جهش دارای صفات متفاوتی باشند كه قابل بهره برداری خواهند بود.علاوه بر موارد ذكر شده به اختصار، برخی از كاربردهای بیوتكنولوژی را میتوان بصورت ذیل عنوان کرد: 1- توسعه ظرفیت تثبیت نیتروژن در گیاهان غیر لگومینوز ( مهندسان ژنتیک در حال کار کردن بر روی انتقال ژن نیف ( ( nif در گیاهان غیر لگومینوز بوسیله استفاده از ناقل E.Coli هستند ) 2- مراقبت از گیاهان در مقابل بیماری های گیاهی ( گیاهانی مثل پایه نیشکر که از کشت بفت مریستمی به دست می آیند مقاومت بالایی نسبت به بیماری ها دارند ) 3- توسعه گونه های جدید به وسیله گداختن پروتوپلاسم یا پروسه کلون سا زی 4- تولید تركیبات مؤثر و مهم گیاهی از راه كشت انبوه سلولی 5- استفاده از گیاهان به عنوان عوامل و منابع تولید محصولات زیستشناسی و شیمیایی 6- مطالعه فرآیندهای رشد و نمو و تمایز آن 7- مقامت به تنش های زنده ( حشرات، ویروس ها و بیماری های قارچی و باکتریایی ) 8- مقاومت به تنش های غیر زنده 9- مقاومت به علف کش ها 10- گیاهان تراریخت برای بهبود کیفیت ( کیفیت انباری ) 11- گل های تراریخت برای رنگ گل 12- گیاهان تراریخت برای نر عقیمی 13- گیاهان تراریخت برای تولید بذور خاتمه دهنده ( به تکنولوژی که قابلیت حیات یا باروری بذور را پس از یک مدت معین خاتمه می دهد ، خاتمه دهنده یا Terminator technology می گویند. بدین ترتیب شرکت تولید کننده ، بذور نسل اول را می فروشد اما بذور و یا میوه های حاصل از این گیاهان فقط به عنوان غذا قابل استفاده هستند و اگر کشت شوند جوانه نخواهد زد ) 14- گیاهان تراریخت به عنوان بیوراکتورها ( برای تولید ارزان مواد شیمیایی و دارویی که این پدیده به زراعت مولکولی یا Molecular farming معروف می باشد) 15- تولید پلاستیک قابل تجزیه زیستی (Biodegradable plastic ) 16- استفاده از آنزیمها در تولید مواد شیرین كننده تولیدات غذایی انسان 17- كنترل و دفع فات گیاهی و تهیه انواع كودهای زیستی وحشرهكشهای میكروبی 18- اصلاح ژنتیك بذر و دانههای روغنی 19- كاهش اثرات مخرب كشاورزی بر محیط خاك 20- غنیسازی خاك و حاصلخیز كردن آن با استفاده از میكروارگانیسمهای تثبیت كننده ازت و قارچ میكوریزا 21- استفاده از ایجاد مصونیت برخی مواد شیمیایی گیاهان در برابر امراضمزمن انسانی 22- تهیه نوعی آلبومین انسانی در گیاهان با دستكاریهای ژنتیكی 23- استفاده از هورمونهای رشد در دامها 24- تلقیح مصنوعی دامها و بهره گیری از صفات برتر ژنتیكی در روش هایانتقال جنین 25- كاربرد در صنایع غذایی تبدیلی و كاهش هزینههای تولید موادغذایی 26- تهیه و تولید واكسنهای مفید و جدید برای پیشگیری از عفونتهای مرگآور در دامها و طیور آینده : کمتر شکی در مورد مدرن بودن بیوتکنولوژی وجود دارد . بدون شک این فن آوری یک مد زود گذر نیست. انتظارات ایجاد شده برای توسعه تجاری مقاومت به علف کش ها و حشرات ، آینده درخشانی را برای بیوتکنولوژی کشاورزی خاطرنشان می نماید.با توجه به شواهد اولیه ای که در مورد استفاده از انتقال ژن های جدید به منظور ایجاد لاین های گیاهی سودمند برای تولید مواد شیمیایی ، از مواد دارویی گرفته تا پلاستیک های قابل تجزیه زیستی وجود دارد ، چشم انداز آینده این تکنولوژی نیز امیدوار کننده است.بیوتکنولوژی کشاورزی در مسیر خود از شروع به کار بیوتکنولوژی تا تولید مزرعه ای محصولات تجاری با موانع متعددی از محدودیت های علمی و تکنولوژیکی تا مشکلات قانونی و مدیریتی ، عوامل اقتصادی و نگرانی های اجتماعی روبرو می باشد. فرضیه محفظه کارانه قوانین در اکثر کشور ها این است که تمام گیاهان تراریخت بطور بالقوه خطرناک هستند.خطرات احتمالی مرتبط با ژن منتقل شده ویا فنوتیپ ایجاد شده است نه روش های مورد استفاده برای انتقال ژن. تا کنون گزارشی در مورد اثرات مضر محیطی و یا دیگر خطرات پیش بینی نشده گیاهان تراریخت در هزاران آزمایش مزرعه ای صورت گرفته در عرصه بین المللی ارائه نگردیده است ، با این حال نگرانی های متعددی در رابطه با سیستم های کشاورزی ایجاد شده است. اکنون عکس العمل مصرف کننده به محصولات گیاهی تراریخت با آزادسازی تجاری واریته های پیشرفته در سطح تجاری سنجیده شده است. این آزاد سازی با فزایش انتشار اطلاعات در مورد گیاهان تراریخت به شکل قابل دسترس برای عموم ، همزمان گردیده است. با این حال همچنان که محدودیت های تکنیکی برداشته می شوند ، این احتمال وجود دارد که محدودیت های تجاری به اصلی ترین موانع تبدیل گردند. تکنولوژی های جدید که در این عرصه خلق می گردند کاملا اختراعی بوده و واجد شرایط احراز حق حفاظت انحصاری و ملاحظه حقوق مالکیت معنوی می باشند. منبع :پارس بيولوژي
__________________
همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد. در صورت مشاهده هرگونه پست توهین آمیز و خلاف قوانین سایت با کلیک روی این آیکن موضوع را به مدیران ارشد اطلاع دهید .هر کس به طریقی دل ما می شکند..... .....میروم از رفتنم دلشاد باش..... لطفا از زدن هر گونه مطالب تکراری جدا خودداری فرمایید تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز
|
|
|
|
| 4 کاربر از CASSIATORA برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#2 |
|
مدير بخش كشاورزي
![]() |
شناسایی تقلبات تولید كنندگان محصولات غذایی با استفاده از روشهای نوین بیوتكنولوژی چکیده: تولید كنندگان مواد غذایی همواره در صدد یافتن راهكارهای منطقی برای كاهش هزینه مواد اولیه مورد استفاده خود می باشند تا از این طریق متعاقبا بتوانند منافع مالی خود را افزایش دهند. متاسفانه این راهكارهای همیشه منطقی نیستند و در سالهای اخیر آمار تقلبات در عرضه مواد غذایی افزایش قابل توجهی یافته است. بهر حال برای مصرف كنندگان همواره معیارهای همچون باورهای دینی و مذهبی، سلامتی محصول، طمع و مزه آن و همچنین پرهیز از مصرف مواد حساسیت زا و در نهایت قدرت خرید، میزان استقبال از مواد غذایی مورد عرضه را تحت تاثیر قرار داده است. در دهه اخیر روشهای نوین بیوتكنولوژی امكان كنترل سلامتی و جلوگیری از تقلبات تولید كننذگان را فراهم نموده است. نمونه هایی از دستاوردهای كاربردی این علم در كنترل و نظارت بر تولیدات غذایی را می توان تحت مثال ذیل عنوان نمود: تقلبات در فروش گوشت چه به صورت خام و چه در مواد غذایی از عمده ترین مسائلی است كه به وفور دیده می شود. این تقلبات به دو دسته استفاده از گوشت گونه غیر متعارف ( عمدتا در رستورانهای بین راهی) و همچنین تقلب در جنسیت گوشت مورد ارائه ( در قصابی ها) می باشد. بهر حال گوشت دام نر از ارزش اقتصادی بالاتری نسبت به دام ماده برخورد دار است چرا كه دام ماده به منظور تولید مثل پرورش داده می شود و طبیعتا ذبح آن در 8-7 سالگی یعنی در زمانی كه ضخامت فیبرهای ماهیچه ای افزایش یافته و سطح كلاژن بالاای را برخوردار است كشتار می شود. بعضی از موارد نیز به طور غیر مستقیم بر تقلبات گوشت تاثیر گذار است به عنوان مثال افزودن پیه و منابع چربی و فضولات حیوانات غیر متداول به خوراك دامهای اهلی و طیور گوشتی و تخمگذار به طور حتم تركیبات گوشت مورد عرضه آتی را تحت تاثی قرار خواهد داد. محور دیگر تقلبات عمدتا در شیر و فرآوردهای متعاقب حاصل از آن می باشد كه معمولا از مخلوط كردن شیر گونه ارزان قیمت مانند گاو برای ساخت پنیر گاومیش استفاده می شود. خاویار از جمله بحث انگیز ترین موارد تقلب می باشد این ماده غذایی با ارزش در تمام گونه های ماهی دارای ارزش یكسانی نمی باشد و معمولا از مخلوط كردن خاویار گونه های كم ارزش با گونه مورد نظر استفاده می كنند. بعضی مواقع نیز تقلبی در كار نیست و حمایت از سلامتی افراد دارای حساسیت ایجاب می كند تا ماده خوراكی مورد نظر از لحاظ تركیبات و مواد سازنده كنترل شود. حساسیتهای غذایی از بزرگترین معضلات امروزی می باشد و از هر 200 نفر یك نفر معمولا به مواد غذایی مانند بادام حساسیت دارند و مصرف اشتباهی ممكن است به بهای گرفتن جان مصرف كنندگان تمام شود. لذا با استفاده از روشهای بیوتكنولوژی می توان وجود 100 نانو گرم از بادام را در بیسكویت، سوسیس و كالباس و شكلات شناسایی نمود. و آخرین محور كاربرد روشهای بیولوژی مولكولی شناسایی محصولات تراریخت مانند گندم و ذرت و برنج در گوشت و شیر و بیسكویت و شكلات و كیك می باشد كه به نوعی كنترل كیفیت و حمایت از سلامتی مصرف كنندگان را نوید می دهد. بهر حال تكنولوژی Dna نوتركیب با منافع سرشاری در كشاورزی در جهت مقاوم سازی گیاهان به آفات و بیماریها و افزایش تولید در واحد سطح و حفاظت از محیط زیست با كاهش مصرف كود و سم همراه بوده و همچنیت تولید دارو و واكسن و اسید های آمینه و ویتامین را در محصولات زراعی به نفع مصرف كنندگان افزایش داده است با این حال نیم نگاهی به آن روی سكه و اطمینان از سلامتی گوشت دامهای و طیور مصرف كننده این تولیدات و متعاقبا محصولات ساخته شده بعدی از چنین مواد اولیه چندان غیرمنطقی به نظر نمی رسد کلمات کلیدی: شناسایی تقلبات، استفاده از روشهای بیوتکنولوژی، مواد غذایی. منبع :پارس بيولوژي
__________________
همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد. در صورت مشاهده هرگونه پست توهین آمیز و خلاف قوانین سایت با کلیک روی این آیکن موضوع را به مدیران ارشد اطلاع دهید .هر کس به طریقی دل ما می شکند..... .....میروم از رفتنم دلشاد باش..... لطفا از زدن هر گونه مطالب تکراری جدا خودداری فرمایید تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز
|
|
|
|
| 4 کاربر از CASSIATORA برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#3 |
|
مدير بخش كشاورزي
![]() |
موضوع مورد بحث در ارتباط با فن آوری زیستی (بیوتكنولوژی ) است.در ابتدا توضیح درباره واژه بیوتكنولوژی لازم به نظر میرسد.
واژه بیوتكنولوژی در بر گیرنده تكنیكهای به كارگیری میكروارگانیزمها و ارگانیزمهای زنده در جهت ایجاد فر آورده های مفید است . بیوتكنولوژی آمیخته ای از چهار علم بیوشیمی، مهندسی شیمی ، میكروبیولوژی و ژنتیك است. در این علم سعی بر این است كه با تغییرات ژنتیكی مناسب در ارگانیزمها ی تولید كننده ، محصولاتی با افزایش بازده و كیفیت بالا و ضایعات كمتر داشته باشیم. از جمله كاربرد های بیو تكنولوژی موارد زیر است: 1)تولید انواع اسیدهای آلی و آمینه بوسیله میكروارگانیزمها 2)تولید آنزیمها 3) تولید هورمونها 4) تولید ویتامینها 5) تولید واكسنها 6) تولید آنتی بادیهای نوتركیب 7)اصلاح نژاد در ابعاد گوناگون حیوانی و گیاهی 8) رمز گشایی ژنوم انسانی و بررسی بر روی ژنوم انسانی و ارتباط آن با بیماریهای مختلف 9) شناسایی افراد مجرم بوسیله مطالعه ژنتیكی بر روی اجزاء باقیمانده از افراد مجرم و مطابقت آن با بانك ژنتیكی افراد مجرم 10)حذف ژنهای معیوب و جایگزینی آن بوسیله ژنهای سا لم و كارا در ابعاد سلول تخم 11)تولید فرآورده های تخمیری 12) تولید پروتیین برای تغذیه دام ( single cell protein ) 13) استفاده در صنایع سلولزی و قندو شكر 14) استفاده از میكروارگانیزمها در جهت افزایش محصولات گیاهی مثل بقولات 15)استخراج و خالص سازی فلزات مختلف مثل طلا ، نقره، اورانیوم ، مس و... بوسیله فروشویی میكروبی 16) مقاوم كردن گیاهان و جانوران در برابر بیماریها 17)استفاده از زنجیره انتقال الكترون میكروارگانیزمهای تخمیر كننده همچون باكتری رودو فراكس فرودسین برای شارژ باطریها ( این كار توسط سازمان ناسا انجام شده است) 18) افزایش استخراج نفت و گاز بوسیله میكروارگانیزمها 19) تولید پلاستیكهای قابل تجزیه توسط طبیعت بوسیله پلیمرهای میكروبی و گیاهی 20) از بین بردن آلودگیهای نفتی بر روی سطح دریا بوسیله میكروارگانیزمها 21) تصفیه هوا 22) تصفیه آب 23)تولید كودهای بیولوژیكی سازگار با محیط زیست توسط میكرو ارگانیزمها 24) تولید انواع اسانسها و عطرها 25)در صنایع دفاعی در جهت كشف مین های جنگی بوسیله میكرو ارگانیزمهای نوتركیب و خنثی سازی گاز خردل 26) تولید انرژی با استفاده از متد Bio Gas 27)تولید حشره كشها وآفت كشهای بیولوژیكی 28) تولید واكسنهای ضد بارداری 29) تولید مواد پتروشیمی 30)تولید پلیمرهای مختلف میكروبی و... باید توجه داشت كه علم بیوتكنولوژی ارتباط تنگاتنگی با علوم كامپیوتری دارد و بدون به كارگیری كامپیوتر ، پیشرفت این علم بسیار كند خواهد شد. هم اكنون به طور خلاصه ابعاد گوناگون سرمایه گذاری در زمینه بیوتكنولوژی كشورهای صنعتی را مورد بررسی قرار داده و آن را با ایران مقایسه مینماییم : در حالی كه در كشور آمریكا تعداد متخصصان متناسب با مراكز بیو تكنولوژی و حتی بیشتر است و تعداد مراكز 1400 عدد است در ایران تعداد متخصصان 20% تعداد مورد نیاز میباشد وتعداد مراكز فعال 3 عدد میباشد. در حال حاضر در ایران بودجه تحقیقاتی كل كشور حدود 3/0 درصد درآمد ناخالص ملی است . حال كه به اهمیت این تكنولوژی به طور خلاصه پی بردیم و به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران كه تكنولوژی آینده را در قبضه دو علم بیوتكنولوژی و تكنولوژی اطلاعت IT میدانند ؛ لازم است كه به مشكلاتی كه بر سر راه پیشرفت صنعت بیوتكنولوژی و دیگر تكنولوژیها وجود دارد آشنا شویم و راهكارهایی را در جهت رفع مشكلات و پیشرفت تكنولوژی كشور ارایه دهیم: مشكلاتی كه بر سر راه پیشرفت تكنولوژی در كشور ما وجود دارد شامل مشكلات در تحقیقات و تولید میباشد. در بخش تحقیقات مهمترین موانع عبارتند از: 1)نیروی انسانی 2)سرمایه 3)امكانات 4)قوانین و مقررات 5) عدم ثبات مدیریت 6) سیاست گذاری 1 در مورد نیروی انسانی هم اكنون با كمبود نیروهای متخصص مواجه هستیم و نسبت نیروها به مراكز مناسب نیست . راهكارهایی كه در این مورد پیشنهاد میشود شامل موارد زیر است: گسترش تحصیلات تكمیلی، جلوگیری از فرار نخبگان، ایجاد مراكز مشترك و استفاده از نیروهای خارجی و جوانان تحصیلكرده مرتبط با فن آوری زیستی ، باز آموزی جوانان تحصیلكرده و اعزام آنها به مراكز معتبر خارجی، ایجاد شرایط رفاهی برای متخصصان و جوانان تحصیلكرده در جهت شكوفایی استعدادهای نهفته و بارور ساختن آن و باور كردن جوان تحصیلكرده به عنوان نیرومند ترین وسیله جهت دستیابی جمهوری اسلامی ایران به High technologies و تبدیل ایران به قدرت اول منطقه از لحاظ تكنولوژیهای صلح آمیز و قدرت دفاعی 2)در مورد مشكلات سرمایه گذاری با كمبود بودجه در امور تحقیقات مواجه هستیم . راهكارهایی كه پیشنهاد می شود بدین صورت است كه : ابتدا بیو تكنولوژی را به عنوان یك اولویت ملی شناخته و سپس با این پیش فرض بر روی آن سرمایه گذاری مناسب را انجام داد . راهكار دیگر خصوصی سازی در بخش بیو تكنولوژی میباشد كه باعث اشتغال زایی و افزایش كیفیت محصولات و افزایش بهره وری میشود. در مورد مشكلات امكانات ، در حال حاضر 3 مركز بیوتكنولوژی فعال در ایران وجود دارد در حالی كه ما به بیش از 15 مركز احتیاج داریم برای رفع این مشكل برقراری رابطه تحقیقاتی بین موسسات و سازماندهی آنها ، ایجاد پاركهای تحقیقاتی و اطلاع رسانی از آخرین وضعیت امكانات ، ضروری است از طرفی به علت تحریم اقتصادی ، میبایستی جهت دستیابی به امكانات با كشورهایی كه از لحاظ سیاست خارجی به ایران نزدیك هستند ارتباط برقرار نمود و از امكانات آنها استفاده نمود . 3) در مورد قوانین و مقررات تاكنون هیچ قانون مصوب و ابلاغ شده ای برای اجرای مسایل مربوط به صادرات و واردات ، موارد بانكی ، حق مالكیت معنوی و حقوقی در حوزه بیوتكنولوژی تعریف نشده است. راهكار پیشنهادی این مورد این است كه آیین نامه ها و مقررات لازم برای این بخش تدوین گردد (لازم به ذكر است كه اخیرا سندی تحت عنوان ایران سبز در هیات دولت به تصویب رسیده است) 4) در مورد مشكل عدم ثبات مدیریت : در این مورد با تغییر هر وزیر رؤسای مراكز تحقیقاتی تعویض شده و طرحهای تحقیقاتی آن مراكز تغییر خواهد كرد لذا راهكار پیشنهادی این است كه: مدیریت مراكز تحقیقاتی می بایستی جنبه علمی داشته باشد و نه جنبه سیاسی 5) در مورد مشكلات سیاستگذاری : كمسیون اجرایی بیوتكنولوژی در كشور به دلیل نداشتن ساختار مناسب و نداشتن قدرت اجرایی ، راندمان لازم را ندارد . راهكار پیشنهادی این است كه این كمسیون زیر نظر ریاست جمهوری ، مسئوول بیوتكنولوژی در كشور باشد. مشكلاتی كه ذكر شد مربوط به مشكلات در امر تحقیقات بود ؛ اكنون به بررسی مشكلات و كمبودها در امر تولید می پردازیم : كمبودهایی كه در امر تولید وجود دارند عبارتند از : 1) خصوصی سازی 2) قوانین حامی تولید 3)ایجاد و انتقال تكنولوژی 4) بازار یابی 5) مسائل فرهنگی 1) در مورد مساله خصوصی سازی، تجربه نشان داده است كه بدون مشاركت مؤثر بخش خصوصی امكان توسعهء بهینهء صنعت بیوتكنولوژی وجود نخواهد داشت. 2) در مورد مساله كمبود قوانین حمایتی ، نبودن قوانین مدون ، مناسب و با ثبات در این زمینه منجر به دلسرد شدن سرمایه گذاران شده و موجب ترغیب این افراد برای انتقال سرمایه های خود به صنایع پر بازده یا كاذب شده است ؛ راهكار این است كه : مرجعی قانونی ، آگاه و مقتدر مورد نیاز است كه با اعمال نظارت تخصصی ، حافظ منافع سرمایه- گذاران در این حیطه گردد. 3) در مورد مسا له انتقال تكنولوژی : متاسفانه در كشور ما به علت عدم برخورداری پژوهشگران خارجی از قوانین حمایتی شرایطی فراهم گشته كه به جز در چهار چوب انتقال تكنولوژی كلید به دست ، همكاری علمی مناسبی از سوی ما با دنیا صورت نپذیرد . راهكار این است كه: موا نع انتقال تكنولوژی وعوامل تسریع كنندهء انتقال تكنولوژی شناسایی و سپس تصمیم مناسب گرفته و به مرحله اجرا در آورده شود. 4) در مورد مسا له بازاریابی مشكلی كه وجود دارد این است كه: عدم دسترسی به بازار مناسب ، منجر به محدودیت در رشد تولید شده است كه به علت پایین بودن كیفیت محصولات است ضمن آنكه قیمت تمام شده نیز باید قابل رقابت با محصولات سایر شركتها باشد. راهكار جهت حل این مورد شامل موارد زیر ا ست: الف)پرداختن بیشتر سفارتخانه های ما در خارج از كشور به مقوله صادرات ب)تسهیل قوانین گمركی ، بانكی و ارزی ج) ضمانت استمرار در فروش و بازار یابی جهانی د) افزایش كیفیت محصولات تولیدی 5) در مورد مسایل فرهنگی، متاسفانه در كشور ما بافت فرهنگی به گونه ای است كه، مشاغل خدماتی دارای ارزش بیشتری نسبت به مشاغل تولیدی است. راهكار این است كه، سرمایه گذاری متخصصین دانشگاهی و با اعتبار علمی آنها می تواند تضمین كننده تداوم رشد و توسعه بیوتكنولوژی در كشور باشد . مشكل دیگر این است كه، این تكنولوژی و محصولات حاصل از مهندسی ژنتیك و كاربردهای میكرو ارگانیزمها در جامعه ترویج نمی شود. راهكار این است كه، بحث بیوتكنولوژی و مهندسی ژنتیك و كاربردهای میكروارگانیزمها در سر فصل دروس دبیرستانی گنجانده شده و علاوه بر آن صدا و سیما و مطبوعات با دعوت از صاحبنظران نسبت به معرفی این علم ( فن آوری زیستی) به تمام مردم كمك نمایند. نگارنده : محمد كریم نظامی كارشناس زیست شناسی گرایش میكروبیولوژی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم وعضو انجمن علمی میكروبیولوژی ایران(Iranian society of microbiology ) (ISM ) منبع :بولتن بيوتكنولوژي وابسته به دفتر همكاريهاي فن آوري رياست جمهوري
__________________
همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد. در صورت مشاهده هرگونه پست توهین آمیز و خلاف قوانین سایت با کلیک روی این آیکن موضوع را به مدیران ارشد اطلاع دهید .هر کس به طریقی دل ما می شکند..... .....میروم از رفتنم دلشاد باش..... لطفا از زدن هر گونه مطالب تکراری جدا خودداری فرمایید تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز
|
|
|
|
| 3 کاربر از CASSIATORA برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#4 |
|
مدير بخش كشاورزي
![]() |
بیو تکنولوژی در اوائل قرن بیستم وارد عرصه جهانی شد لیکن مهندسی بیوفرایند بعد از جنگ جهانی دوم و با تولید صنعتی پنی سیلین به روش تخمیر وارد معادلات علمی تجاری و اقتصادی جهان گردید. بیو تکنولوژی یک مفهوم کلی و یک موضوع بین رشته ای می باشد که دامنه و سیعی از علم (مهندسی، پزشکی، کشاورزی، صنایع غذایی ...) را شامل می شود. شاید یکی از تعاریف ساده و نزدیک به ذهن در بیوتکنولوژی انواع دسته بند یهای محصولات حاصل از تخمیر باشد که به چهار دسته مهم تقسیم می شود:
• مولکولهای کوچک ( (Small Molecules • ماکرو مولکولها (مانند آنزیمها و پروتئین ها) • مواد ساده سلولی (مانند مخمر نان) • محصولات کمپلکس (مانند غذاهای تخمیری و محصولات کشاورزی) ماکرومولکولها که از مهمترین این محصولات می باشند بخش بسیار وسیعی از فرایندهای بالا دستی و پایین دستی بیو تکنولوژی را به خود اختصاص داده و بیو تکنولوژی نیز بیشترین پیشرفت و توسعه را به این دست از محصولات اختصاص داده است. به لحاظ اهمیت و گستره این محصولات لقب نسل اول مواد و یا محصولات بیو تکنولوژیکی ( First Generation ) را می توان به آنها اطلاق نمود. اما در سالهای اخیر علاقه مندی بشر به نسل دیگری از محصولات بیو تکنولوژیکی روز بروز افزون شده و تا جایی که تکنیکهای بالا دستی و پایین دستی را کاملا تحت شعاع خود قرار داده است. امروزه نیاز فراوانی برای تولید، بازیافت و خالص سازی نانو بیو مواد (محصولات) نظیر پلاسمید DNA و ویروس ها برای ژن درمانی، اسمبلی ماکرومولکولها (مانند پروتئین نانو ساختارها) بعنوان حامل دارو و ذرات ویروس مانند (Virus-like particle) برای استفاده در واکسن ها ( Vaccine components ) وجود دارد و محققین خود را مواجه با مشکلات و معضلات جدیدی در این خصوص می بینند. نانو بیو مواد بواسطه اندازه ویژه شان (با قطر10-300 نانو متر) ، شیمی سطح پیچیده و ارگانیزمهای درونی شان تکنیکهای بلا دستی و پایین دستی گسترش یافته برای نسل اول مواد بیولوژیکی را به مخاطره انداخته و روش های جدیدی را برای تولید و بازیافت طلب می نمایند. به همین منظوربا یک دسته بندی منطقی میتوان این دست از محصولات بیو تکنولوژیکی را نسل دوم ( Second Generation ) محصولات نامیده و راه کارهای جدید را در مواجهه با آنها جستجو نمود. نانوتكنولوژی مجموعهی است از فناوریهایی كه بصورت انفرادی یا با هم جهت در به كارگیری و یا درك بهتر علوم مورد استفاده قرا رمیگیرند. بعضی از این فناوریها هماكنون در دسترساند و بعضی نیز در حال توسعه و پیشرفت میباشند كه ممكن است در طی سالها و یا دهههای بعد مورد استفاده واقع شوند. بیوتكنولوژی جزء فناوریهای در حال توسعه میباشد كه با به كارگیری مفهوم نانو به پیشرفتهای بیشتری دست خواهد یافت. یک تعریف کلاسیک از تعامل بیوتكنولوژی و نانوتكنولوژی بصورت زیر بیان می گردد: " بیوتكنولوژی به نانوتكنولوژی مدل ارئه می دهد در حالی که نانوتكنولوژی با در اختیار گذاشتن ابزار برای بیوتكنولوژی آنرا برای رسیدن به اهدافش یاری می رساند." پر واضح است که تعامل بیوتكنولوژی و نانوتكنولوژی ویا به تعبیری نانوبیوتكنولوژی بسیار فراتر از این می باشد. شاید بتوان گفت نانوبیوتكنولوژی استفاده از قابلیت های نانو در کاربردهای زیستی است و این شاخه از فناوری به ما اجازه می دهد تا اجزا و ترکیبات را داخل سلولها بصورت عام قرار داده و یا با استفاده از روش های جدید خو آرایی و مکان آرایی در موج اول نانوبیوتكنولوژی نانو بیو مواد را ساخته و با تکنیکهای پیشرفته به خالص سازی و بازیافت آنها بپردازیم. بی گمان زمینه ها و فازهای بعدی این فناوری جدید به تولید وسایل نانو بیو ( موج دوم ) و در نهایت به ارائه ماشین های هوشمند و روباط ها منجر خواهد شد ( موج سوم ) که کاربردهای فراوانی در حوزه های مهم بیوتكنولوژی مانند پزشکی، کشاورزی و صنایع غذایی خواهند داشت. سوالی که به ذهن متواتر شده و محققان و متخصصان به علوم بیوتكنولوژی ونانو بیوتكنولوژی را متوجه آن کرده است این است که مرز بیوتکنولوژی و نانوبیوتکنولوژی در کجاست ؟ اگرچه این دوفناوری هم پوشانیهای زیادی دارند و به تعبیری دارای مرزهای نامشخص ( ( Fuzzy می باشند اما شاید دسته بندی محصولات بیوتکنولوژیکی به نسل اول و نسل دوم کمک قابل توجه ای به این موضوع بنماید .حوزه ای از فناوری که با تولید، باز یافت و بکارگیری نسل دوم مواد و محصولات بیوتکنولوژیکی سروکار دارد ، همان نانوبیو موادی که تولید و بازیافت و خالص سازیشان خصوصا" در ابعاد صنعتی به شدت تکنیک های موجود را به مخاطره انداخته و روشهای نوین را می طلبد، می تواند محدوده کاری نانوبیوتکنولوژی و یا بیونانوتکنولوژی باشد . با تقسیم بندی اولویت های تحقیقاتی نانوبیوتکنولوژی به سه موج نانو بیو مواد، نانو وسایل و نانو ماشین ها (همانگونه که در متن بالا به آن اشاره شد) ، لزوم تمایز بیو تکنولوژی و نانو بیو تکنولوژی بطور وضوح در محدوده کاری موج اول نانو بیو تکنولوژی خود را نمایان می سازند چون بی تردید موج های دوم و سوم این فناوری هم پوشانی بسیار ناچیزی با بیوتکنولوژی به معنای عام خواهند داشت. اما موضوع بعدی که ضرورت شفاف سازی و بیان وا ژه ها در آن مهم می باشد تشابه و تمایز نانوبیوتکنولوژی و بیونانوتکنولوژی می باشد. به بیان دیگر اصولا فرقی بین این دو واژه وجود دارد و اگر چنین است این تمایزات چیست؟ برای ساخت تمام نانو مواد ها (ذرات ها) همواره دو روش در نانو تکنولوژی مد نظر می باشد، ابتدا روشهای بالا به پایین Top down) ) وسپس روش های پایین به بالا ( (Bottom up . نانو بیو ذرات نیز از این قاعده مثتثنی نبوده و بوسیله یکی از این دو روش تولید می شوند. اگر یک نانو بیو محصول از روش های بالا به پایین تولید شود، به بیان دیگر با تکیه بر اصول و مبانی اصلی بیو تکنولوژی، و در ادامه با روش های اصلاح شده خالص سازی و بازیافت که با کمک تکنیکهای جدید توسعه یافته و برای محصولات نسل دوم (نانو بیو مواد ها) بکار گرفته می شود به محصول نهایی ( (End product تبدیل شود، به این مجموعه از فناوریها بیونانو تکنولوژی اطاق می شود. به عنوان مثال بیوراکتوری را در نظر بگیرید که یک سلول حیوانی خاص در آن کشت داده شده و در شرایط ویژه رشد نماید. محصول مورد نظر یک ویروس درون سلولی می باشد که برای استفاده در ژن درمانی با درجه خلوصی ویژه مورد نیاز می باشد. بدین ترتیب نانو بیو محصول مورد نظر در درون سلول تولید شده و سپس بازیافت می شود (از بالا به پایین). از طرفی دیگر اگر با بهره وری مستقیم از فناوری نانو یک نانو بیو محصول از پایین به بالا ساخته شود می توان این حوزه از فناوری نانو را نانوبیو تکنولوژی دانست. مثال واضح آن تولید تمام نانو بیو ذرات از طریق خود آرایی و مکان آرایی می باشد که بادر کنارهم قرارگرفتن اجزا تشکیل دهنده، محصول مطلوب تولید می شود. اسمبلی ماکرومولکولها و بطور خاص پروتئین نانو ساختارها از مثال های جالب تولید از پایین به بالای نانو بیو مواد می باشد که می توانند بعنوان حاملهای دارو استفاده شوند. بکارگیری این روش در ابعاد آزمایشگاهی خوشبختانه در داخل کشور آغاز شده و در حال گسترش وتکامل می باشد. بطور کل بنظر می رسد که دنیا در ساخت مواد از بالا به پایین تا حدودی زیادی موفق بوده است و از ساخت توده ای مواد وبازیافشان (بیونانو تکنولوژی) و رسیدن به بیوذرات در اندازه نانو بهره ها برده و ما نیز باید با برنامه ریزی مدون در داخل این مهم را گسترش داده و تقویت نماییم ( البته در اندازه های آزمایشگاهی موفق بوده ایم و باید در فاز بعدی به سمت تولید انبوه و صنعتی برویم ). ساخت از پایین به بالای بیوذرات در دستور کار مراکز تحقیقاتی جهان قرار دارد و پیش بینی ها حاکی از آن است که دنیا بتواند به تولیدات قابل توجه ای در این خصوص تا سال 2015 میلادی دست یابد. بمانند مبحث قبلی (مرزهای بیو تکنولوژی و نانوبیو تکنولوژی) با عبور از موج اول تحقیقات و تولیدات، اهمیت شفاف سازی واژه ها بین بیونانو تکنولوژی ونانو بیو تکنولوژی نیز کم رنگ شده ونانو بیو تکنولوژی تا حد زیادی موج های دوم و سوم تحقیقات و فعالیتها را در انحصار خود قرار می دهد. محققان همواره برای رسیدن به اهداف ریز و درشت علمی تحقیقاتی خود نیازمند به دسته بندی ها و اولویت بندیها می باشند. با توفیقات نسبتا" خوبی که در زمینه های تحقیقاتی بیونانو تکنولوژی در فرایندهای بالا دستی بوجود آمده است، لزوم توجه بیشتر به فرایندهای پایین دستی بیونانو تکنولوژی بیش از پیش نمایان می شود. البته نیاز پژوهش گران به بهینه سازی تولید نانو بیو مواد در ابعاد صنعتی همچنان از دغدغه های جدی در سالهای آینده می باشد. در کنار بیونانو تکنولوژی که به تعبیری مقدم بر نانو بیوتکنولوژی می باشد، باید با جدیت به نانو بیوتکنولوژی و سه موج مهم آن پرداخت و بر اساس اولویتهای مطرح شده برای رسیدن به اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت برنام ریزی نمود تا بتوان همگام با دیگران در جهان شعار تعلق قرن بیست و یکم به نانو تکنولوژی را منصه ظهور رساند. منبع :irannano
__________________
همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد. در صورت مشاهده هرگونه پست توهین آمیز و خلاف قوانین سایت با کلیک روی این آیکن موضوع را به مدیران ارشد اطلاع دهید .هر کس به طریقی دل ما می شکند..... .....میروم از رفتنم دلشاد باش..... لطفا از زدن هر گونه مطالب تکراری جدا خودداری فرمایید تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز
|
|
|
|
| 3 کاربر از CASSIATORA برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#5 |
|
مدير بخش كشاورزي
![]() |
تولید SCP از متانول، راه حل بیوتكنولوژی برای معضل كمبود خوراك دام و طیو مشكل كمبود آب در سطح جهان و به تبع آن خشكسالی و از بین رفتن منابع طبیعی، باعث شده است كه كمبود علوفه و غذای دام، به یكی از مهمترین دغدغههای صنعت دامپروری بدل شود. بیوتكنولوژی میتواند با تولید پروتئینهای افزودنی نظیر SCP، ضایعات غنی شده، اسیدهای آمینه و آنزیمهای كمكهضمكننده و همچنین با طراحی و تهیه علوفههای بهتر با استفاده از تغییر ژنتیكی گیاهان و تعادل اسیدهای آمینه، نیازهای تغذیهای دام و كمبودهای آن را برآورده سازد. متن زیر مروری كوتاه بر برخی روشهای تولید پروتئین تكنولوژی یاخته (SCP) دارد كه یكی از دستاوردهای بیوتكنولوژی در زمینة غذای دام و طیور است: تاریخچه تولید SCP از هیدروكربنهای نفتی تولید SCP از متان تولید پروتئین تك یاخته (SCP) از متانول تاریخچه پروتئین تكیاخته (SCP) اصطلاحی پذیرفته شده برای توده سلولی میكروبی است كه به عنوان غذای انسان و خوراك دام به كار میرود. این اصطلاح برای اولین بار در سال 1986 توسط پروفسور كارول ویلسون در انستیتو تكنولوژی ماساچوست (MIT)، به كار برده شد. این اصطلاح برای مادة با محتوای پروتئینی كمتر از 65 درصد مناسب نیست و كمیتة تخمیر واحد بینالمللی شیمی محض و كاربردی، اصطلاح "تودة سلولی تكیاخته" را برای چنین مواردی توصیه میكند. همچنین مناسبتر است، برای تودة سلولی محتوی پروتئین به دست آمده از قارچ، اصطلاح "پروتئین قارچی" كه اخیراً در بسیاری از منابع بكارگرفته شده است، استفاده شود. اولین كنفرانس بینالمللی در مورد SCP در سال 1967 در انستیتو تكنولوژی ماساچوست برگزار شد. در این زمان بیشتر پروژهها در مراحل آزمایشگاهی بود. در كنفرانس دوم كه در سال 1973 برگزار شد، بسیاری از كمپانیها در كشورهای مختلف تولید SCP را در مقیاس صنعتی شروع كرده بودند. تولید SCP از مخمر تورولا برای اولین بار در جنگ جهانی اول توسط آلمانها انجام شد. در اواسط سال 1930 و جنگ جهانی دوم، این امر مورد توجه بیشتری قرار گرفت و تولید آن به 15 هزار تن در سال رسید. در سال 1959 تیم تحقیقاتی شركت نفت بریتانیا مشاهده كرد كه میكروارگانیسم مورد مطالعة آنها قادر به رشد بر روی نرمال پارافین است و در سال 1965 واحدی برای تولید SCP به میزان 4000 تن در سال، طراحی و ساخته شد و در نهایت در سال 1976 كارخانهای با ظرفیت صد هزار تن در سال مورد بهرهبرداری قرار گرفت. در آن زمان، بهدلیل محتوای بالای اسیدهای هستهای SCP (كه بخاطر دستیابی به سرعت رشد بالاتر توسط میكروارگانیسمهای تكسلولی تولید میشود)، امكان استفاده از آن در خوراك انسان وجود نداشت. اما شركت RHM در انگلستان با همكاری شركت ICI در اواسط دهه 80 میلادی پروتئین میكروبی تحت نام تجارتی Quorn تولید كرد كه ساختاری شبیه به گوشت داشته و توسط رشد كپكFusarium graminerarum بر روی مواد نشاستهای تولید میشد. این محصول بخاطر استفاده از كپك كه بطور طبیعی دارای محتوای اسید هستهای كمتری از باكتریها میباشد و بخاطر اضافه كردن یك عملیات برای كاهش RNA در فرآیند تولید صنعتی، دارای محتوای هستهای خیلی پایین میباشد و لذا استفاده از آن در خوراك انسان در انگلستان مجاز تشخیص داده شد. تولید اولیه این محصول در سال 1985، 1000 تن در سال بود و از موفقیت اقتصادی برخوردار شد، زیرا بجای كنجاله سویا با سویا و گوشت رقابت میكرد. تولید SCP از هیدروكربنهای نفتی هیدروكربنهای موجود در نفت خام به 5 گروه نرمالآلكانها، ایزوآلكانها، آلكانها، سیكلوآلكانها و آروماتیكها تقسیم میشوند. در بین این مواد، نرمالآلكانهای مایع به عنوان منبع كربن و انرژی، بیش از همه برای تولید SCP به كار برده شده است. اولین گزارش در مورد میكروارگانیسمهای مصرفكننده هیدروكربنها در سال 1895 توسط میوشی (Miyoshi) ارائه شد. او مشاهده كرد كه قارچ Botrytis cinerea میتواند پارافین را جذب كند. پریر Perrier در سال 1913 استفاده هیدروكربنها توسط مخمرها را اعلام نمود. طی جنگ جهانی دوم، مقالاتی در مورد توسعة میكروبیولوژی نفت منتشر شده و جالب توجه این است كه اكثر كارهای انجام شده بر روی باكتریها بوده است. در اواخر دهة 40، جزئیات رشد مخمر Candida tropicalis در شرایط غیراستریل گزارش شد. همچنین باكتریهای Micrococcus sphaeroides كه از خاك ایستگاههای شارژ گاز جدا شده بودند، قادر به رشد بر روی هیدروكربنها (همانند كربوهیدراتها) بودند. در اواخر دهة شصت و اوایل دهة هفتاد میلادی فرایندهایی برای تولید پروتئین تكیاخته از هیدروكربنها در مقیاس آزمایشگاهی و صنعتی توسعه یافت. به دنبال مطالعه اولیه شركت نفت بریتانیا در مورد استفادة میكربی از گازوئیل و نرمالپارافین، بیشتر شركتهای بزرگ نفتی، فعالیتهایی را برای تولید SCP از منابع خام كربنی شروع كردند. كارخانههای نیمهتجاری در اكثر كشورها مانند فرانسه، هند، ژاپن، رومانی، چین، آلمان، شوروی، چكسلواكی سابق و ایتالیا ساخته شد. در بیشتر روشها، از نرمالپارافینها به عنوان مادة خام و از مخمرها بهعنوان میكروارگانیسم برای تولید SCP استفاده شده بود. خصوصیات تودة سلولی میكروبی خصوصیات تودة سلولی میكروبی به سه عامل سوبسترا، میكرواورگانیسم و فرآیند انتخاب شده بستگی دارد. موادی كه بهعنوان خوراك دام مصرف میشوند، باید از لحاظ بیولوژیكی و ارزش غذایی در شرایط بدن موجود زنده و یا شرایط آزمایشگاه مورد آزمایش قرار گیرند. تمام آزمایشهای انجام شده نشان داده است كه تودة سلولی میكروبی میتواند به عنوان غذایی مناسب برای دام مصرف شود. تودة سلولی تولید شده باید دارای ارزش غذایی مناسب باشد؛ یعنی به میزان كافی دارای ویتامین، پروتئین و اسیدهای آمینه ضروری باشد. از طرفی قابلیت هضم خوبی داشته و فاقد مواد سمی باشد. طعم این مواد نیز باید حتیالامكان مطلوب باشد. خصوصیات فرآیند مورد استفاده فرایند مورد استفاده بایستی خصوصیات زیر را دارا باشد: 1- بالاترین بهرهدهی 2- حداقل بودن هزینههای سرمایهگذاری و راهاندازی 3- بالا بودن بازدهی 4- مصرف تقریباً كامل سوبسترا 5- سهولت بازیافت 6- ساده بودن عملیات در قسمت پایین دستی موارد ذكر شده به علاوه مواردی مانند غیرمداوم و یا مداوم بودن، سترون و یا ناسترون بودن و عملیات تكمرحلهای، بهطور كلی بر انتخاب نوع میكروارگانیسم و تصمیمگیریهای نهایی تاثیرگذار هستند. تودة سلولی حاصل، از كربوهیدراتها، پروتئینها، اسیدهای نوكلئیك و محصولات طبیعی ویژه نظیر ویتامینها، استروئیدها، ایزوپرونوئیدها و مواد غذایی تشكیل شده است. لذا میتوان از هر كدام از این اجزاء استفاده كرد. تولید SCP از متان در بسیاری از كشورهای جهان گاز طبیعی (كه قسمت اعظم آن را متان تشكیل میدهد) بهعنوان مادة خام مصرفی مورد توجه قرار گرفته است. اولین گزارشهای مربوط به استفاده از متان بهعنوان منبع كربن و انرژی در تولید SCP توسط هامر و همكاران و ولناك و همكاران (Hamer et al & Wolnak et al. 1967) وجود دارد. بیومس باكتریایی حاصل از متان حاوی بیش از 75 درصد پروتئین خام بوده و مقدار زیادی از اسیدهای آمینه ضروری مثل لیزین و ویتامینها را نیز داراست. فواید متان نسبت به سایر سوبستراها متان به آسانی و به صورت مداوم قابل اندازهگیری در محلول است، به آسانی از محصول نهایی جدا میشود، احتمال آلودگی با سایر میكروارگانیسمها به حداقل میرسد و فرایند تولید مداوم آن موثر و نسبتاً ارزان میباشد. معایب استفاده از متان حلالیت متان در آب كم است و مخلوط آن با اكسیژن و هوا قابل اشتعال و انفجار میباشد. در فرایند مداوم، گرمای زیادی تولید میشود كه هزینه زیادی برای خنك كردن احتیاج دارد جدول 1 تركیب SCP حاصل از گاز طبیعی را نشان میدهد. میكروارگانیزمهای بهكاررفته باكتریهای مصرفكنندة متان (متانوتروفها) متعلق به خانواده متیلوكوكاسه (Methylococcacea) هستند كه به پنج جنس تقسیم میشوند: متیلوموناس، متیلوباكتر، متیلوكوكوس، متیلوسینوس و متیلوكیستیس. تاكنون تحقیقات زیادی برای تولید SCP از متان صورت گرفته است كه یكی از این موارد تحقیقات كمپانی Shell (انگلستان) بود كه در حد نیمهصنعتی با استفاده از متان میكروارگانیسم متیلوكوكوس كپسولاتوس (Methyiococcus capsulatus) و یا كشت مخلوطی از گونههای پسودوموناس، هیفومیكروبیوم و فلاووباكتریوم انجام پذیرفت. كمپانی Kyowa Hakko Kogyo نیز فعالیتهای مشابهی انجام داده است. ژاپن چند فرآیند تولید SCP از هیدروكربنهای گازی را مورد بررسی قرار داده است كه متان، اتان، پروپان، نرمال بوتان، پروپیلین، بوتیلن و یا مخلوطی از اینها را باكتری Brevibacterium Ketoglutamicum مصرف میكند. تولید پروتئین تكیاخته (SCP) از متانول افزایش روزافزون جمعیت جهان نیاز به تولید بیشتر پروتئین را مطرح میسازد. فعالیتهای تولیدی در این راستا در اغلب كشورهای جهان با مشكل روبرو است. علت اصلی این امر شرایط نامطلوب آب و هوا، كمبود امكانات در بخش كشاورزی و به كارگیری روشهای سنتی میباشد. از این رو كشورهایی كه با مشكل جمعیت زیاد دست به گریبان هستند، برای رفع نیازهای غذایی مردم ناچار به وارد كردن سالیانة مقادیر زیادی مواد اولیه حاصل از پروتئین گیاهی و یا حیوانی هستند. حتی كشورهایی مانند ژاپن و اروپای غربی و كشورهای در حال توسعه واردكنندگان این مواد (خصوصاً سویا و پودر ماهی) از سایر كشورها میباشند. با توجه به اینكه نیاز به پروتئینهای غذایی برای انسان و دام رو به افزایش میباشد، متخصصین در طی چند دهة گذشته در پی منابع جدید پروتئین با تولید انبوه از میكروارگانیسمها بودهاند و از تودة سلولهای میكربی (خصوصاً منبع كربن نرمالآلكانها) بهعنوان خوراك دام استفاده شده است. اولین كاربرد متانول برای فرایندهای تخمیری، تولید SCP بوده و به علت مزایای آن مورد توجه قرار گرفته است. اطلاعات اساسی برای استفاده از متیلوتروفها (با سوبسترات متانول) شامل خصوصیات رشد، ضریب بازدهی، ارزش غذایی و سالم بودن آن به عنوان خوراك دام و طیور میباشد كه در ظرف 15 الی 20 سال گذشته این اطلاعات به دست آمده است. در طی سالهای 90-1970 تولید SCP از منابع و مشتقات نفت خام بیشترین توجه را به خود جلب كرد و كشورهایی مانند انگلستان، آلمان، ژاپن، روسیه و غیره موفقیتهای چشمگیری را در این زمینه بدست آوردهاند. در چند دهه گذشته تعدادی از شركتهای نفتی و شیمیایی در اروپا و ژاپن سرمایهگذاری وسیعی را برای تولید SCP از متانول آغاز نمودند. در آلمان شركت شیمیایی Hoechst AG و در بریتانیا شركت ICI اقدام به تاسیس كارخانههای تولید كننده SCP از متانول نمودند. همچنین شركت بزرگ شیمیایی ICI، بیومس باكتریایی Pruteen را از متانول به عنوان خوراك دام و طیور تولید كرده است. در پیشرفتهترین فرایند تولید SCP از متانول كه توسط ICI توسعه یافته، از فرمانتور Airlift ( از نوع چرخه فشار) استفاده شده است. مطالعات اولیة آن در یك پایلوت با ظرفیت 1000 تن در سال به مدت بیش از 3 سال انجام شد. سپس كارخانهای با ظرفیت 50 تا 70 هزار تن در سال، در اواخر سال 1979 تأسیس شد. در ژاپن نیز كمپانی پتروشیمیایی میتسوبیشی فرایند تولید SCP از متانول را تا حد پایلوت 500 تن در سال توسعه داده است. در سال 1977 انستیتیو تحقیقات علمی كویت (KISR) برنامة تحقیقی خود را برای تولید SCP شروع كرد. در این تحقیق ابتدا در شرایط محلی، باكتریهای مناسب از خاك مناطق كویت جداسازی و پس از بهینه نمودن و انتخاب بهترین باكتریها، فعالیت در مقیاس پایلوت آغاز شد. دلیل این فعالیت، نیاز روزافزون به منابع پروتئینی (40000 تن SCP در سال) در كویت بود. در مرحلة بعد از پایلوت، كارخانه تولید SCP از متانول در حد صنعتی مد نظر بود كه در جریان جنگ عراق و كویت این تأسیسات تخریب شد. در بلوك شرق نیز سالیانه میلیونها تن SCP از متانول و سایر فراوردههای مشابه تولید میگردد و احتمالاً در حال حاضر این تولیدات ادامه دارد و لیكن آمار و اطلاعات دقیقی در این رابطه وجود ندارد. لازم به ذكر است پودر ماهی به علت حمل دریایی طولانی در معرض آلودگی میكروبی قرار دارد و عدم مرغوبیت كالا هنگام تحویل همواره مسائلی را به وجود میآورد. فعالیتهای انجام شده در داخل كشور بررسیهای انجام شده از سال 1370 توسط شركت تهیه، تولید و توزیع علوفه (وزارت جهاد سازندگی) با همكاری گروه بیوتكنولوژی دانشكدة فنی و مهندسی دانشگاه تربیت مدرس به این نتیجه رسید كه بهكارگیری متانول بهعنوان مادة اصلی در تولید پروتئین تكیاخته مزایای ویژهای دارد كه آن را از سایر روشها و مواد اولیه مورد استفاده متمایز مینماید. این موضوع با توجه به سهولت دسترسی به متانول در ایران سبب شد تا طرح تولید SCP از متانول به صورت پروژهای مشترك با گروه بیوتكنولوژی دانشكدة فنی و مهندسی دانشگاه تربیت مدرس در سطح آزمایشگاهی انجام گیرد و سپس در حد پایلوت 40 كیلوگرم در روز برای بررسیهای تغذیهای بیشتر و در نهایت به صورت كارخانهای با ظرفیت تولید 30 هزار تن SCP در سال طراحی و ساخته شود. متأسفانه بهدلایل مالی و بوروكراسی موجود، انجام آن تاكنون به تعویق افتاده و مراحل نهایی ساخت در دست اجرا است. در ایران با توجه به منابع عظیم گاز و واحدهای صنعتی تولید متانول در پتروشیمی شیراز و پتروشیمی بندرامام (و در آینده نزدیك خارك)، تولید SCP از متانول مناسب بوده و توجیه اقتصادی آن نیز (بعد از بررسیهای فنی و اقتصادی) توسط شركت تهیه، تولید و توزیع علوفه (وزارت جهادسازندگی) مورد تایید قرار گرفته است. برای تولید SCP در دست داشتن میكروارگانیسم مناسب (با سرعت رشد و پروتئین بالا) و دانستن بهترین شرایط رشد آن در حالت مداوم (Continuous) برای بدست آوردن حداكثر بازدهی، در درجه اول اهمیت قرار دارد. طی سالهای اخیر در كشورهای خاورمیانه میزان تولید گوشت با سرعت زیادی افزایش یافته است. این توسعه بطور عمده در تولید طیور بوده كه از طریق تأسیس صنایعی با ظرفیت بالا میباشد. یكی از موانع عمده موجود در راه توسعه این صنعت، فقدان خوراك طیور، خصوصاً منبع پروتئینی است كه در نهایت بر تامین پروتئین غذای انسان مؤثر میباشد. با توجه به قابل دسترس بودن نفت خام، گاز و مشتقات آنها در منطقة خاورمیانه، تولید پروتئین تكیاخته از مواد خام مطمئن، مخصوصاً متانول، منبع مناسب و قابل اطمینانی برای جبران كمبود پروتئین جهت خوراك دام و طیور است. این فرآورده جایگزین خوبی برای پودر ماهی در خوراك دام و طیور میباشد. با توجه به كمبود پروتئین و محدود بودن امكانات طبیعی برای تولید آن، بهكارگیری میكروارگانیسمهایی كه از مواد خام ارزان و فراوان تكثیر مییابند، حائز اهمیت خواهد بود. چنانچه ذكر شد تولید SCP در مقیاس صنعتی امكانپذیر بوده و در تعدادی از كشورها به حد تجاری تولید میشود. تولید پروتئین تكیاخته خصوصاً از متانول دارای مزیتهای زیر میباشد: 1- تهیه SCP از این مواد خام به زمینهای وسیع كشاورزی نیاز ندارد. 2- تركیب این مواد از نظر درصد پروتئین و اسیدهای آمینه ضروری با محصولات كشاورزی و پودر ماهی برابری میكند. 3- در تهیه پروتئین از این مواد خام، شرایط جوی اقلیمی موثر نمیباشد. 4- در مقیاس محدود مقدار زیادی پروتئین را میتوان تولید و ذخیره نمود. 5- برخلاف پروتئینهای گیاهی و حیوانی كه برای تهیه آنها احتیاج به صرف زمان زیادی میباشد، محصول پروتئین صنعتی بسیار سریع بهدست میآید. 6- بازدهی تبدیل سوبسترا به محصول زیاد بوده و خواص فیزیكی و تغذیهای ثابتی دارد. 7- میكروارگانیسمهای مورد استفاده را میتوان از نظر ژنتیكی تغییر داده و خواص مطلوبی به آنها داد. ارزش غذایی SCP حاصل از متانول اطلاعات قابل ملاحظهای در مورد محتوای بیوشیمیایی سلولهای میكروبی شامل پروتئین، اسید آمینه، ویتامین و مواد معدنی در دست میباشد. در جدول 2 آنالیز تقریبی میكروارگانیسمهای منتخب برای تولید SCP برآورد شده است. مقدار پروتئین كل بر اساس رابطة ( مقدار نیتروژن) محاسبه میشود.مقدار پروتئینی كه بدین ترتیب محاسبه میشود، برای استفاده در فرموله كردن خوراك مقدار پروتئین و لیپید میكروارگانیسمها تا حدی منعكس كنندة تركیبات به كار برده شده و در محیط كشت رشد میكروارگانیسمها مشخص میشود. مقدار خاكستر محصولات SCP به مقدار مواد معدنی موجود در محیط كشت بستگی دارد. همچون روشهای به كار گرفته شده در جداسازی و شستن سلولها نیز منجر به تغییرات قابل ملاحظهای در میزان خاكستر میشوند. جدول 2 بیانگر میزان اسیدهای آمینه موجود در SCP حاصل از متانول، سویا، پودر ماهی و تخممرغ است كه با استاندارد سازمان جهانی خواروبار و كشاورزی (FAO) مقایسه شده است. همانطور كه ملاحظه میشود SCP حاصل از متانول با استانداردهای مربوطه مطابقت داشته و از ارزش غذایی بالای برخوردار میباشد. در بین انواع میكروارگانیسمها، باكتریها دارای محتوای اسیدهای آمینة مناسبتری نسبت به مخمرها هستند. شرایط SCP جهت استفاده از آن توسط انسان بهطور كلی تودة سلولی میكروبی به شكل پودر به مصرف حیوان میرسد و اگر قرار باشد توسط انسان مصرف شود، باید قبل از استفاده، عملیات زیر بر روی آن انجام شود: 1-استخراج پروتئین و تغلیظ آن یكی از موضوعات مهم در مورد SCP میزان اسید نوكلئیك آن میباشد؛ چون برای استفاده از SCP میزان اسیدهای نوكلئیك یك عامل محدودكننده است. در مقایسه با منابع پروتئینی معمول، سلولهای میكربی حاوی 8 تا 25 گرم اسید نوكلئیك در 100 گرم پروتئین میباشند كه بیشتر آن اسید ریبونوكلئیك (RNA) است. مصرف بیش از حد مجاز اسیدهای نوكلئیك برای انسان مضر است و نباید مقدار آن از 3 گرم تجاوز كند. كیفیت و ایمن بودن SCP تولید شده از متانول كیفیت SCP تولید شده با روشهای مختلف، همانند سایر مواد غذایی و محصولات تخمیری ارزیابی میشود. این روشها توسط بخش تخمیر IUPAC مشخص شده است و شامل روشهای تجزیهای برای تمامی اجزاء محصول، آزمایشهای تغذیهای و ایمنی، خواص فیزیكی و مدت زمان سالم ماندن در انبار است. برای ارزیابی كیفییت SCP مواردی مانند ارزش تغذیهای محصولات برای استفاده در غذای انسان و یا خوراك دام، ایمنی این فرآورده در تغذیه انسان و حیوان و تولید میزان مناسب پروتئین با محتوی مناسب از اسیدنوكلئیك و سایر عوامل سمی، مدنظر میباشد. اگرچه استفاده از SCP در درجة اول به خاطر مقدار پروتئین آن است، لیكن سلولهای میكروارگانیسمها حاوی كربوهیدرات، لیپید، ویتامینها و مواد معدنی نیز میباشد كه به ارزش غذایی آن میافزاید. ایمن بودن محصولات SCP نیز موضوع بسیاری از تحقیقات بوده است. ایمن بودن SCP تولید شده با توجه به نوع مصرف آن، بایستی مطابق با استانداردهای جهانی باشد. این استانداردها عبارتند از: سمیت حاد، سمیت ژنتیكی، سمیت در كوتاه مدت، اثر بر روی تولید مثل و سمیت در درازمدت و اثرات تغذیهای SCP بر روی اعضای مختلف بدن مانند كلیه. در موارد زیادی مرغهای گوشتی و تخمگذار را تحت تاثیر رژیمهای مختلفی از SCP قرار دادهاند و مشخص شده كه اثرات غیرطبیعی نظیر سوءتغذیه و اثرات پاتولوژیك بر اندام آنها ندارد. همچنین مزه، طعم گوشت و تخم طیور در موارد مختلف مورد بررسی قرار گرفته و معلوم شده است كه مزه و طعم آنها با شاهد (رژیمهای غذایی معمول) تفاوتی ندارد. به علاوه از نظر سوءتغذیه، تنها در بعضی موارد بایستی اسیدهای آمینه بررسی و كمبودهای آن جبران شود. كمبود اسیدهای آمینه عمدتاً در اسید آمینههای گوگرددار و در درجة بعد آرژینین میباشد. در مورد مخمرها به غیر از كمبود متیونین نسبتهای لیزین به آرژینین نیز بایستی در جیرة غذایی طیور تنظیم شود. در مطالعات مربوط به جلبكها كمبود گلیسین و متیونین در تغذیه جوجهها مشاهده شده است. در بررسی تغذیهای محصول SCP حاصل از متان برای جیرة غذایی جوجههای گوشتی نتایج و بازدهی بیشتری نسبت به سویا و پودر ماهی بدست آمده است. در مورد متانول باقیمانده، ممكن است مقادیر كمی از آن در كنار محصول وجود داشته باشد، كه بسته به شرایط فرایند و جداسازی محصول تغییر میكند. طبق قوانین IUPAC غلظت متانول و فرمالدئید باقیمانده در SCP تولید شده نبایستی بیش از ppm 20 باشد. در محصولات تولیدی كه مورد آزمایش قرار گرفته است، مقدار متانول از مقدار ذكرشده تجاوز نمیكند. همچنین مقادیر كلسیم، فسفر و منگنز كه بر روی استخوانها و كلیه اثر میگذارد، در محصول مهم میباشد. مواد معدنی مانند سدیم، پتاسیم و سلنیم نیز بایستی مدنظر باشند. بهم خوردن موازنة در تغذیه جوجهها و یا كمبود عنصر سلنیم (Se) كه به طور طبیعی در پودر ماهی وجود دارد سبب مرگ و میر جوجهها میشود. در تولید SCP لازم است كه سویههای باكتریایی و مخمر مورد استفاده، از نظر بیماریزایی به دقت بررسی شود. روشهایی برای تعیین بیماریزایی باكتریهای مورد نظر وجود دارد. یكی از این روشها، تزریق نمونه SCP به موش (5 هفتهای) میباشد. برای این كار تلقیح باكتریایی را كه حاوی 8 10 باكتری زنده میباشد بهصورت درون صفاقی به این موشها تزریق كرده و بعد از 14 روز بافتهای مختلف بدن آنها را مورد بررسی قرار میدهند و قسمتی از هر بافت را بر روی محیط كشت جامد گسترش میدهند كه بسته به تعداد كلنی ظاهر شده، اثرات بیماریزایی باكتری بررسی میشود. بررسی انجام شده روی SCP تولیدی از شركتهای ICI، هوخست، میتسوبیشی و شل نشان میدهد كه برای گونههای مختلف حیوانی اثرات پاتولوژیك نداشته و ایمنی لازم را دارد. قابلیت هضم SCP حاصل از متانول در ردیف سویا و جو و یا حتی بهتر از آنها میباشد. با توجه به پارامترهای آزمایششدة معین، هنگامی كه محصولات SCP به روش صحیح تولید شده باشند و با مقادیر مناسبی از كربوهیدراتها، مواد معدنی، چربیها، ویتامینها و سایر پروتئینها مخلوط شود ارزش غذایی آن به كازئین (پروتئین شیر) میرسد. نتیجهگیری بررسیهای فوق نشان داد كه SCP حاصل از متانول در مقیاس صنعتی، برای استفاده در خوراك دام و طیور در كشورمان كه واردات بالایی دارد، قابل استفاده و سالم میباشد. مآخذ: 1- بنكدارپور، بابك، 1381. جزوة آموزشی، انتشارات دانشكدة مهندسی شیمی، دانشگاه صنعتی امیر كبیر 2- غزالی، میرنادر، 1374 تولید پروتئین تك یاخته (SCP) از متانول (بهینهسازی كشت میكروارگانیسم در شرایط غیرمداوم و مداوم). پایاننامه كارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، بهار 3- فریدونی، رضا، 1376. غنیسازی پروتئین سبوس گندم در تخمیر حالت جامد. پایاننامه كارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران منبع :ITAN
__________________
همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد. در صورت مشاهده هرگونه پست توهین آمیز و خلاف قوانین سایت با کلیک روی این آیکن موضوع را به مدیران ارشد اطلاع دهید .هر کس به طریقی دل ما می شکند..... .....میروم از رفتنم دلشاد باش..... لطفا از زدن هر گونه مطالب تکراری جدا خودداری فرمایید تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز
|
|
|
|
| 3 کاربر از CASSIATORA برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#6 |
|
مدير بخش كشاورزي
![]() |
در این طرح سعی خواهد شد، اهمیت بیوتكنولوژی، اهم مشكلات و راهكارهای اساسی برای رشد و توسعه زیستفناوری در ایران از جنبههای مختلف آموزش، پژوهش، تولید (صنعت) و امور پشتیبانی و همچنین یك ساختار پیشنهادی برای نظام مدیریت توسعه بیوتكنولوژی در كشور به طور خلاصه مورد بحث و بررسی قرار گیرند. خاطر نشان میشود كه این موارد، حاصل جمعآوری نظرات حدود 40 نفر از متخصصین برجستة كشور و مرور تجربیات سایر كشورهای موفق میباشد. امید است كه این طرح بتواند مورد توجه دولتمردان و مسئولین سیاستگذاری كشور قرار گیرد.
انگیزة اولیه: انگیزة اصلی تدوین طرح حاضر، ارائة طرحی با عنوان "برقراری صنعت بیوتكنولوژی در ایران" بود كه توسط جناب آقای دكتر نجفی، مشاور محترم رئیسجمهور و رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه، جهت اعلامنظر و تكمیل به دفتر همكاریهای فناوری ریاست جمهوری ارائه شده بود. به برخی از نكات برجستة طرح مذكور در زیر اشاره شده است: 1- توسعة سریع بیوتكنولوژی در جهان و غفلت ما، موجب آن خواهد شد كه نه تنها كشور ما از منافع بیوتكنولوژی محروم شود، بلكه بسیاری از فعالیتهای تولیدی كشور در سایر بخشها نیز در اثر توسعة بیوتكنولوژی ممكن است غیراقتصادی و نهایتاً تعطیل شوند. 2- مهمترین نیاز برای توسعة بیوتكنولوژی، دانشمندان و متخصصین هستند كه ایران در زمینة آن، علیرغم قابلیتهای جوانان ایرانی، كمبود شدید دارد. در عین حال، متأسفانه دانشگاههای ما در موقعیتی نیستند كه این مشكل را حل كنند. 3- قوانین و مقررات فعلی، مانعی جدی بر سر راه راهاندازی و گسترش صنعت بیوتكنولوژی در كشور هستند. از جمله مواد مصرفی و وسایل موردنیاز صنعت بیوتكنولوژی به گونهای هستند كه نمیتوانند در ساختار فعلی منتظر ترخیص گمرك و صدور مجوز خرید و غیره بمانند. 4- آغاز و ادامة فعالیت صنعت بیوتكنولوژی در ایران مستلزم سرمایهگذاری سنگینی است كه تنها از عهدة دولت برمیآید و قوانین مالی دولت نیز اجازة هزینة سریع و خارج از مقررات در این زمینه را نمیدهد. 5- چرخهای اداری كشور تنها به سرعتی میتوانند حركت كنند كه قوانین اجازه دهند، درحالیكه توسعة صنعت بیوتكنولوژی نیازمند تسریع این فعالیتها است. در این طرح همچنین پیشنهاداتی در جهت مسائل فوق مطرح شده بود. با توجه به اهمیت این طرح و آمادگی گروه بیوتكنولوژی شبكة تحلیلگران تكنولوژی ایران (ایتان) و دسترسی كه به نظرات جمع كثیری از متخصصان و آگاهان بیوتكنولوژی كشور در این گروه وجود داشت، بررسی طرح مذكور از طرف معاونت پژوهش و برنامهریزی دفتر همكاریها به این گروه واگذار شد. طرح پیشنهادی حاضر كه حاصل تلاشهای وافر همكاران میباشد، میتواند به عنوان پیشدرآمدی بر استراتژی ملی بیوتكنولوژی كشور كه در حال تدوین است، مورد توجه مسئولین عالیرتبة كشور قرار گیرد. مبانی طرح نظام توسعه بیوتكنولوژی كشور مقدمه:جهان در دهههای پایانی قرن بیستم شاهد تحولات عظیم و سرنوشتسازی در علومزیستی بود. كشورهای ابرقدرت در نتیجة فرصتسنجی و سرمایهگذاری صحیح در عرصه فناوری زیستی، بنیادهای مستحكمی را پایهریزی كردند و با اولویت بخشیدن به تحقیق و توسعه در این حوزه، روند شكلگیری آنرا به نفع خویش هدایت نمودند. با چنین روند روبهرشدی و با توجه به گستردگی كاربردهای این فناوری، آگاهان اقتصادی و صاحبنظران عرصه سیاست، نقش تعیینكنندهای برای صنایع مبتنی بر زیستفناوری در قرن بیستویكم پیشبینی میكنند؛ بطوریكه بسیاری از حوزههای پزشكی، داروسازی، كشاورزی، زیستمحیطی و صنعتی به تصرف فناوریزیستی درآمده و در واقع امنیت غذایی، اقتصادی، زیستمحیطی و حتی نظامی ملل جهان به اتكای آن رقم خواهد خورد. به رغم آنكه ایجاد و تحول این فناوری حیاتی به دست كشورهای شمال (توسعهیافته و صنعتی) صورت گرفت، اما نگاه واقعبینانه و فرصتشناسی رهبران سیاسی و اقتصادی برخی كشورهای جنوب (در حال توسعه) سبب گشت، آنان نیز با اولویت بخشیدن به این فناوری، به سطح مطلوبی از پیشرفت دست یافته و از خطر بحرانهای آینده رهایی یابند. مهمترین جنبة بحرانزای عدم تسلط بر فناوری زیستی آن است كه كشورهای محروم از این تكنولوژی، نه تنها از درآمدهای سرشار و اشتغال برتر ایجاد شده توسط این فناوری بیبهره میشوند، بلكه بسیاری از رشتههای صنعتی و تولیدی كه به نحوی از این فناوری متأثر و یا بواسطة آن متحول شدهاند، در این كشورها غیراقتصادی و به تدریج تعطیل خواهند شد. عدم دستیابی به سطوح قابل توجه از این فناوری، همچنین موجب بی دفاع شدن كشورها در مقابل خطرات امنیتی و بحرانهای زیستمحیطی و كمبود غذا خواهد شد. علاوه بر تهدیدات مذكور كه ناشی از عدم توجه جدی به این تكنولوژی استراتژیك است، خطر از دست رفتن فرصتهای مغتنمی كه بهواسطة جوان بودن این تكنولوژی برای كشورهای در حال توسعه وجود دارد، نیز قابل پیشبینی است. این كشورها میتوانند پیش از بلوغ این تكنولوژی و تقسیم كامل بازارها، با یك حركت منسجم و برنامهریزی شده، شكاف میان خود و كشورهای پیشرو را كاهش داده و سهمی در بازارهای جهانی برای خود دست و پا كنند. بنابراین شایسته است كه كشور را به سوی دستیابی به منافع حاصل از این فناوری توانزا هدایت نموده و با شناخت امكانات و فرصتهای موجود، مسیر دستیابی به آن را فراهم ساخت. اهمیت بیوتكنولوژی: تحولات گسترده علمی و تكنولوژیك جهان در دهههای پایانی قرن بیستم، به خصوص در حوزه فناوریزیستی (بیوتكنولوژی) نویدبخش حل معضلات مهمی از بشر در قرن بیستویكم میباشد. اكنون بیوتكنولوژی و فناوری ژن با ارایه مسیرهای راهبردی، این امید را بهوجود آورده است كه میتوان بر مشكل آتی فقر و گرسنگی جهان فایق آمد و امنیت غذایی و بهداشتی را برای جهانیان به ارمغان آورد. بر اساس پیشبینیهای بسیاری از متخصصین و صاحبنظران از جمله انجمن بینالمللی علم و توسعه، جمعیت جهان در سال 2050 به 11 میلیارد نفر خواهد رسید و میزان تولیدات غذایی باید در آن زمان به سه برابر مقدار كنونی افزایش یابد كه بدون فناوریزیستی میسر نخواهد بود. اكنون بیش از 325 میلیون نفر در سراسر جهان، زیر پوشش بیش از 130 نوع واكسن و فرآورده دارویی بیوتكنولوژی هستند كه حدود 70درصد آنها طی 6سال اخیر مجوز فروش دریافت كردهاند. بیش از 350 فرآورده نیز برای مبارزه با حدود 200 بیماری در مراحل پایانی آزمونهای كلینیكی و بالینی قرار دارند. همچنین صدها فرآورده تشخیص پزشكی تولید شدهاند. لذا بیوتكنولوژی با سرعت به زمان موعودی نزدیك میشود كه در اوایل دهه 80 میلادی با نام وعدههای بزرگ به كمك این فناوری توانزا از آن یاد شد. این فناوری با گسترش مرزهای دانش در حوزههای پزشكی و داروسازی، كشاورزی، صنعت و محیطزیست توانسته است كاربردهای متعددی در جهت بهبود زندگی بشر ارایه نماید. بسیاری از صاحبنظران معتقدند سده بیستویكم، قرن حاكمیت و شكوفایی فناوریزیستی است. فناوری زیستی اكنون در صحنه رقابت و برتریهای علمی، اقتصادی و حتی سیاسی به عنوان یكی از چند فناوری استراتژیك، فراگیر و كلیدی در دنیا مطرح میباشد. بیوتكنولوژی یك علم نوین و صنعت كلیدی و سریعالحصول میباشد كه میتواند به صورت گسترده در جهت نیل به هدف توسعه پایدار ملی و بینالمللی استفاده شود. همگام با تحولات نوین بیوتكنولوژی، اكثر كشورهای غنی و فقیر دنیا، سیاستها و برنامههای ویژهای را برای توسعه فعالیتهای خود در زمینه بیوتكنولوژی اتخاذ كردهاند. برخی از این كشورها برای تسریع در توسعه این فناوری، ساختارهای ویژهای را بنا نهادهاند و به نتایج قابلتوجهی نیز دست یافتهاند. بسیاری از كشورهای صنعتی و در حال توسعه جهان و از جمله آمریكا، ژاپن، كانادا، آلمان، انگلیس، فرانسه، ژاپن، كرهجنوبی، هند، چین، تایوان و كوبا از اوایل دهه 1980 میلادی، این فناوری را بهعنوان اولویت ملی و یكی از چند مورد فعالیتهای استراتژیك شناختهاند و برای حمایت و گسترش آن، برنامه ملی تدوین نمودهاند و بیوتكنولوژی را محور توسعه نوین قلمداد كردهاند. این كشورها با درك صحیح از توانمندیهای فناوریزیستی توانستهاند سیاستهای اصولی و برنامهریزی مناسب برای سرمایهگذاری جدی در تحقیق و توسعه هدفمند این فناوری انجام دهند. اكنون بسیاری از این كشورها از توانمندیها و ارزش افزوده بالای این فناوری در اقتصاد خود بهرهبرداری مینمایند. حتی برخی كشورهای آفریقایی كه از محرومترین كشورهای جهان هستند، طرحها و برنامههایی را برای استفاده از این فناوری آغاز كردهاند. بیوتكنولوژی به دلایل متعدد از جمله ارزش افزودة زیاد، فراگیرشدن سریع، ایجاد موقعیتهای برجسته اقتصادی و علمی، دانشمحور بودن و كم بودن شكاف تكنولوژیك بین كشورهای پیشرفته و درحالتوسعه، به عنوان یك فناوری مطلوب و ابزاری كارآمد، پویا و تعیینكننده جهت تولید و توسعه ملی و كاهش وابستگی كشورهای فقیر، به شدت مورد توجه اقتصادهای در حال توسعه قرار گرفته است. بنابراین كشورهای در حال توسعه باید خود را به این فناوری مجهز كرده و از نتایج اقتصادی ـ اجتماعی آن بهره گیرند. هنوز این فناوری به نقطه اوج خود نرسیده است و برخی از بخشهای آن در مراحل اولیة رشد خود قرار دارند و متأخرانی مانند كشورهای جهان سوم، هنوز هم میتوانند سوار بر قطار بیوتكنولوژی شده و تواناییهای بالقوة خود را به مرحلة ظهور برسانند. آنچه این تكنولوژی فزاینده را به عنوان یك فناوری استراتژیك برای كشور مطرح ساخته، ریشه در ماهیت آن دارد. برای مثال، صنایع مبتنی بر این فناوری از خطرات و آلودگیهای زیستمحیطی كمتری برخوردار بوده، ارزش افزوده زیادی در صنایع دیگر از جمله نفت، پتروشیمی، صنایع غذایی و استخراج معادن ایجاد میكنند، بینیاز از احداث كارخانههای عظیم هستند، اشتغالزا بوده و میتوانند درآمد سرشاری عاید كشور نمایند. سرمایهگذاری و تأثیرات اقتصادی بیوتكنولوژی در جهان گسترش كاربردهای بیوتكنولوژی، موجب تغییرات عمدهای در اقتصاد برخی از كشورهای جهان شده است. با توجه به نقش و اهمیت بیوتكنولوژی، برنامهریزی و سرمایهگذاریهای فراوانی (به خصوص طی دو دهه اخیر) توسط كشورهای مختلف جهان برای توسعه و گسترش آن انجام شده است. اكثر این سرمایهگذاریها توسط كشورهای توسعهیافته و صنعتی بهخصوص آمریكا صورت پذیرفته است. جهان در 20 سال گذشته بیش از 100 میلیارد دلار برای توسعه این فناوری هزینه كرده است. همچنین ارزش تجارت جهانی فرآوردههای نوین حاصل از این فناوری از صفر دلار در سال 1977 به بیش از 70 میلیارد دلار در حال حاضر رسیده است (جدول 1). اندازة صنعت بیوتكنولوژی از سال 1992 تا سال 2001 به بیش از 3 برابر افزایش یافته و درآمدها از 8 میلیارد دلار به 6/27 میلیارد دلار رسیده است. ارزش بازاری (كنونی) سرمایه (Market Capitalization) بیوتكنولوژی در سال 2000 حدود 422 میلیارد دلار بود كه در سال 2001 با توجه به بحران اقتصادی به 366 میلیارد دلار كاهش یافت. اكنون بیش از 4000 شركت بیوتكنولوژی در جهان وجود دارند كه 1457 شركت در آمریكا (بیش از 1100 شركت خصوصی)، حدود 1000 شركت در اروپا و بقیه در سایر نقاط جهان میباشند. تعداد شاغلین مستقیم (كاركنان شركتهای تحقیق و توسعه بیوتكنولوژی) بیوتكنولوژی جهان در سال 2001 حدود 259 هزار نفر بوده است. سرمایهگذاری كشورهای آسیایی علاوه بر ژاپن كه وضعیت قابلتوجهی در سطح جهانی در زمینة بیوتكنولوژی و مهندسی ژنتیك دارد، بسیاری از كشورهای در حال توسعة آسیایی نیز اهمیت این تكنولوژی را مورد توجه قرار دادهاند. بهخصوص كشورهای آسیای جنوبشرقی و هند، سرمایهگذاری در امور پژوهش و صنعتینمودن این فناوری را در اولویت برنامههای توسعه ملی كشور خود قرار دادهاند. وضعیت بیوتكنولوژی و به ویژه مهندسی ژنتیك در ژاپن بسیار قابل توجه است. این كشور تا سال 1999 با صرف 8 میلیارد دلار، بیش از 20 درصد سرمایهگذاری جهانی را به خود اختصاص داده بود. ژاپن میزان سرمایهگذاری در این زمینه را طی سالهای اخیر افزایش داد، بهطوری كه طی سالهای 1999، 2000 و 2001 به ترتیب 5/2، 1/4 و 3/4 میلیارد دلار برای این فناوری هزینه كرد. یادآور میشود كه بیش از 80 درصد این سرمایهگذاریها توسط بخش خصوصی انجام میشود. این كشور قصد دارد سرمایهگذاری خود را برای این فناوری تا سال 2005 به بیش از 26 میلیارد دلار در سال افزایش دهد. در سال 1999 حدود 800 شركت ژاپنی فعال در زمینه بیوتكنولوژی وجود داشتند كه بیش از 80 درصد آنها خصوصی بودهاند. ژاپن این فناوری را یك فن كلیدی برای آینده خود میداند و رتبه دوم سرمایهگذاری جهانی را به خود اختصاص داده است. طبق گزارشات اداره ارزیابی فناوری آمریكا، ژاپن رقیب اصلی آمریكا در این فناوری میباشد. بر اساس پیشبینی استراتژی ملی توسعه بیوتكنولوژی ژاپن، بازار محصولات بیوتكنولوژی این كشور تا سال 2025 به 25 تریلیون ین خواهد رسید. كره جنوبی نیز از اوایل دهه 80 میلادی، برنامهها و سرمایهگذاریهای مناسبی را برای توسعه بیوتكنولوژی در دستور كار قرار داد كه پیشرفتهای قابلتوجهی بدنبال داشته است. این كشور سالیانه بیش از 200 میلیون دلار در این زمینه سرمایهگذاری میكند و تنها طی 5 سال اخیر حدود یك میلیارد دلار برای توسعه این فناوری هزینه كرده است. كشور هند در سال 1983، برنامه بلندمدت تحقیق و توسعه بیوتكنولوژی را بر اساس اولویتهای ملی در سه زمینه كشاورزی، بهداشت و صنعت تدوین نمود. بودجه بیوتكنولوژی هند در برنامه پنجساله 1985 تا 1990 بالغ بر 200 میلیون دلار بود. این كشور هزینههای تحقیق و توسعه بیوتكنولوژی را از 13 میلیون دلار در سال 1988 به 28 میلیون دلار در سال 94 افزایش داد كه 15 درصد توسط بخش خصوصی تامین گردید. بودجه تحقیق و تولید بیوتكنولوژی در برنامه پنج ساله 1997 تا 2002 حدود 255 میلیون دلار پیشبینی شده است. بیوتكنولوژی و مهندسی ژنتیك در تایوان از سال 1982 به عنوان یكی از هشت زمینه علمی و فنی استراتژیك شناخته شده است. از سال 1984 شركتهای بسیاری با سرمایهگذاری حدود 5/63 میلیون دلار تأسیس شده و به تولید فرآوردههایی نظیر انواع واكسنها و كیتهای آزمایشگاهی پرداختهاند. تایلند طی سالهای 1985 تا 1995 میزان اعتبارات برنامههای توسعه بیوتكنولوژی را از حدود یك میلیون دلار به 18 میلیون دلار افزایش داد. ویتنام نیز حدود 30 میلیون دلار جهت بازسازی و تجهیز آزمایشگاهها و مراكز پژوهشی و توسعه این فناوری اختصاص داد. اندونزی نیز این فناوری را در سال 1987 به عنوان یك اولویت ملی اعلام نمود. مروری بر وضعیت بیوتكنولوژی در ایران هرچند توجه به بیوتكنولوژی در ایران، تنها با چندین سال تاخیر نسبت به بسیاری از كشورهای جهان، در اواسط دهه 80 میلادی (60 هجری) آغاز شده است، ولی اگر امكانات و منابع تخصیصیافته به بیوتكنولوژی كشور را بررسی كرده و منصفانه قضاوت نماییم، سرآغاز توجه نسبتاً جدی به مقولة بیوتكنوژی نوین در ایران طی 5 سال اخیر بوده است (البته این توجهات نیز كافی نبوده است). در دهههای اخیر كه بسیاری از كشورهای جهان، مرحله ایجاد ساختار و انجام پژوهشهای بیوتكنولوژی را پشت سر گذاشته و به مقوله گسترش تولیدات صنعتی و تجاریسازی فرآوردههای بیوتكنولوژی پرداختهاند، در ایران همچنان در شروع بحث ایجاد ساختار و پژوهشهای بنیادی این فناوری هستیم. با عنایت به دستاوردها و توانمندیهای ویژه بیوتكنولوژی، بایستی در كشور ما نیز همچون سایر كشورها، توسعة بیوتكنولوژی گامی مهم در جهت رسیدن به استقلال و خوداتكایی اقتصادی، به خصوص در بخش كشاورزی و تأمین احتیاجات جمعیت روبه رشد دانسته میشد، اما مرور فعالیتهای كشور در زمینه بیوتكنولوژی بیانگر این واقعیت است كه روند رشد این فناوری در كشور بسیار كند بوده است و هنوز نتوانستهایم به نقطه مطلوب و شایسته در این زمینه دست یابیم. اگر چه ایران طی چند سال اخیر توانسته است گامهای بلندی برای كسب دانش فنی، تهیه تجهیزات موردنیاز این فناوری و كاهش فاصله با جهان بردارد؛ اما با توجه به سرعت بسیار بالای پیشرفت این علم، این سرمایهگذاریها بهیچوجه كافی نبوده است. این در شرایطی است كه كشور از نقاط قوت و توانمندیهای بالقوه بسیار زیادی در این زمینه برخوردار است. وجود مراكز و موسسات تحقیقاتی معتبر و نیروی متخصص ماهر كه بعضاً از فرصتهای اندك استفاده كرده و دستاوردهای پژوهشی و حتی تولیدی قابلتوجهی نیز برای كشور به ارمغان آوردهاند، از جمله این توانمندیها میباشند. از سوی دیگر، نیازهای كشور در حوزههای استراتژیك امنیت غذایی، بهداشتی و زیستمحیطی موجبات توجه بسیار بیشتر به گسترش این فناوری راهبردی را فراهم مینماید. متأسفانه باتوجه به عدم سرمایهگذاری كافی در این زمینه، چنین بهنظر میرسد كه جایگاه فناوریزیستی نزد مسئولین و برنامهریزان عالی كشور تاكنون ناشناخته مانده است؛ از طرفی به دلایل متعدد نتوانستهایم از امكانات و ظرفیتهای اندك موجود نیز به طور بهینه بهرهبرداری نماییم و استراتژی معینی برای توسعة آن در كشور تعریف كنیم. تاكنون سیاست و برنامه هدفمند و مشخصی برای توسعه فعالیتهای آموزشی، پژوهشی و صنعتی بیوتكنولوژی در كشور وجود نداشته و بودجه كافی برای توسعه این حوزه مهم علمی اختصاص نیافته است. اكثر فعالیتهای علمی در این حوزه، متكی به بودجههای محدود مؤسسات و مراكز پژوهشی بوده و هیچ ساختار واحدی برای هدایت پروژههای پژوهشی و تولیدی و به ثمر رساندن آنها از بعد صنعتی وجود نداشته است. از سوی دیگر، برخی ارگانها و سازمانهایی كه در زمینه امور پشتیبانی فعالیتهای بیوتكنولوژی دخالت دارند، از قبیل سازمان مدیریت و برنامهریزی كشور، سازمان محیطزیست، وزارت صنایع، گمرك و نهادهای ثبت امتیاز (پتنت) و صدور مجوز فروش و مصرف فرآوردههای زیستی، بواسطه ضعف قوانین و یا فقدان نیروهای كارشناس و متخصص نتوانستهاند همگام با توسعه بیوتكنوژی عمل نمایند. به هر حال، در این برهه زمانی كه بیوتكنولوژی به عنوان فناوری كلیدی قرن 21 شناخته میشود و با سرعت فراوان در حال رشد است، تصمیمسازان، سیاستگذاران و همچنین مدیران مرتبط با بیوتكنولوژی كشور نقش حساسی را بر عهده دارند و باید فعالانه و همگام در جهتدهی صحیح منابع مالی و انسانی به سمت تولید حركت نمایند. موانع توسعه بیوتكنولوژی در كشور از دیدگاه صاحبنظران باتوجه به نظرسنجیهای متعددی كه در مورد موانع و راهكارهای توسعه بیوتكنولوژی كشور توسط شبكه تحلیلگران تكنولوژی ایران انجام گرفته است (برخی نتایج كامل آن به پیوست ملاحظه میشود)، موانع توسعه بیوتكنولوژی در كشور به طور خلاصه موارد زیر دانسته شده است: 1- تعدد مراكز تصمیمگیری و فقدان مدیریت و راهبری هماهنگ (فقدان ارگان ملی سیاستگذار و یا مرجع ملی رسمی برای سیاستگذاری و برنامهریزی)، ضعف در تبیین نهادهای مجری و عدم نظارت مؤثر بر فعالیتهای مربوطه كه موجبات انجام فعالیتهای پراكنده، موازیكاری، اعمال سلیقههای فردی و عدم بهرهبرداری بهینه از منابع انسانی و مالی را فراهم آورده است. همچنین این ضعف موجب عدم هماهنگی لازم بین بخشهای مختلف آموزشی، پژوهشی و صنعتی در بیوتكنولوژی شده است. 2- فقدان یك برنامه و استراتژی ملی، هدفمند، دقیق، همهجانبه و دارای پشتوانة (ضمانت) اجرایی و بهتبع آن عدم تبیین جایگاه ویژة بیوتكنولوژی در برنامههای كلان توسعة كشور نیز از دیگر عوامل مهم عدم رشد كافی بیوتكنولوژی میباشد. 3- وجود دو نقیصه فوق باعث عدم سرمایهگذاری متناسب و كافی از سوی دولت و بخش خصوصی، وجود فراز و نشیب در تصمیمات و برنامهها و عدم پیگیری در اجرای آنها، فقدان نظارت كافی و دقیق علمی بر روند مصرف بودجههای موجود، ضعف مدیریتها، انحلال كمیتهها و شوراها و تشكیل شوراهای جدید، بدون پشتوانة اجرایی لازم شده است. 4- عدم توجه كافی به پژوهش در مقولههای تأمین بودجه، اولویتبندی، نظارت و ارزیابی، روند نامطلوب تصویب و تأیید پروژهها، ضعف ارتباط بین پژوهشگران و فقدان سیستمهای شفاف اداری جهت تشویق و گسترش عملی انجام كارهای گروهی، فقدان ساختار كارآمد برای هدایت صحیح پروژههای پژوهشی و تولیدی و به ثمر رساندن آنها از بعد صنعتی و غیره 5- ضعف كمی و كیفی آموزش در زمینة بیوتكنولوژی و در نتیجه كمبود نیروی انسانی در برخی از زمینههای تخصصی و ضعف علمی بسیاری از نیروهای موجود 6- برخی ارگانها و سازمانهای پشتیبانی از قبیل سازمان مدیریت و برنامهریزی كشور، سازمان حفاظت محیطزیست، وزارت صنایع و معادن، گمرك، اداره مالكیت صنعتی (نهادهای ثبت امتیاز و اختراع) و نهادهای كنترل و صدور مجوز فروش و مصرف فراوردههای زیستی بواسطه ضعف قوانین و یا فقدان نیروهای كارشناس و متخصص نتوانستهاند بطور هماهنگ و همگام با توسعه بیوتكنولوژی عمل نمایند. 7- فقدان استانداردهای ملی و نامشخص بودن مراجع رسمی برای تأیید و كنترل كیفی محصولات بیوتكنولوژی (عدم وجود سیستمهای ارزیابی و نظارتی توانمند برای عرضه محصولات بیوتكنولوژی) 8- فقدان و یا ضعف قوانین برای حمایت از متخصصین، مبتكران و تولیدكنندكان عرصه بیوتكنولوژی و وجود قوانین و مقررات دستوپاگیر از جمله بوروكراسی اداری و روابط پیچیدة ناسالم، مشكلات گمركی، مالیاتی، فقدان سیستمهای حمایت از خرید محصولات داخلی دارای استانداردهای لازم و غیره. بهعنوان مثال، ضعفهای اساسی در قوانین حقوق مالكیت فكری كشور باعث عدم حمایت از حقوق مادی و معنوی متخصصین، مبتكران و تولیدكنندگان عرصة بیوتكنولوژی شده است. 9- ضعف ارتباط دوجانبه بین مراكز دانشگاهی و پژوهشی با متولیان امور تولید و صنعت كشور و نبودن حلقههای واسط برای ارتباط بین دانشمندان این فناوری با تولید تجاری محصولات (ساختارها و مؤسسات لازم برای تجاریكردن دستاوردها) 10- عدم تمایل بخش خصوصی به مشاركت در سرمایهگذاری، بعلت فراهم نبودن بستر مناسب، نیاز به سرمایهگذاری اولیه تحقیقاتی زیاد و ریسك بالا در مقایسه با فعالیتهای خدماتی. حتی معدود افراد و یا شركتهایی كه در این زمینه فعالیت مینمایند، بهواسطه فقدان تمهیدات و مقررات حمایتی لازم با مشكلات عدیده روبرو هستند. 11- فقدان نظام مطالعاتی و اطلاعرسانی جامع و دقیق سیاستها و راهبردهای كلان رشد و توسعه بیوتكنولوژی در كشور از دیدگاه صاحبنظران در نظرسنجیهای مذكور، صاحبنظران بر سیاستها و راهبردهای كلی زیر برای توسعة هدفمند بیوتكنولوژی تأكید نمودند: 1- سازماندهی و هماهنگی فعالیتهای بیوتكنولوژی از طریق طراحی و تبیین نظام جامع توسعه بیوتكنولوژی كشور كه در آن ساختارهای تشكیلاتی كارآمد برای مطالعه و پیشبینی، سیاستگذاری و برنامهریزی، اجرا و نظارت در زمینه فعالیتهای آموزشی، پژوهشی و صنعتی بیوتكنولوژی تعیین شده باشند. بدون شك این موضوع از ضروریات توسعه هدفمند، همهجانبه و سریع بیوتكنولوژی است و نظر به اهمیت آن، در بخش پایانی مقاله توضیحات بیشتری در این زمینه ارایه میشود. 2- تدوین استراتژی ملی و طراحی هدفمند سیاستها و برنامههای كلان بیوتكنولوژی در ابعاد آموزشی، پژوهشی و صنعتی و نظارت بر حسن اجرای آن (البته تدوین استراتژی ملی با ابهام در ضمانت اجرایی آن در حال انجام است) 3- شناخت بیوتكنولوژی به عنوان یك اولویت مهم ملی در عمل با تخصیص اعتبارات ویژه و سرمایهگذاری و حمایت كافی دولت جهت توسعه بیوتكنولوژی در جنبههای آموزشی، پژوهشی و حتی بعضاً تولید و بازاریابی و هدایت منابع در جهت انجام پروژههایی كه با نیازهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیستمحیطی كشور سازگار باشد. پیشنهاد میشود، درصدی از تولید ناخالص ملی بهعنوان سهم اعتبارات توسعة بیوتكنولوژی مشخص شود و اعتبارات ویژه قابلتوجه در چند سال اولیه (مثلاً از محل صندوق ذخیره ارزی) برای جبران ضعفهای موجود و ایجاد زیرساختهای لازم برای توسعة این فناوری مشخص شود. 4- نظارت مستمر و تخصصی بر فعالیتها و روند مصرف بودجه كه بهعنوان یك خلاء جدی در تمام حوزههای علمی و تكنولوژیك كشور احساس میشود. 5- استفاده از برجستهترین افراد متخصص، مجرب و صاحبنظر در سمتهای مدیریتی و یا در تركیب اعضای كمیتههای تخصصی كه از وضعیت داخلی و جهانی و نیازهای بیوتكنولوژی كشور آگاهی كافی داشته باشند و منافع ملی را بر مصالح شخصی و سازمانی ترجیح دهند. 6- ارتقای كمی و كیفی آموزش و سیاست جهش در آموزش و تربیت نیروی انسانی متخصص بیوتكنولوژی متناسب با نیازها و قابلیتهای كشور از طریق تقویت مراكز آموزشی و پذیرش آگاهانة دانشجو در داخل و خارج كشور با تأكید بر گرایشهایی كه با كمبود نیروی انسانی مواجه است، استفاده از اساتید خارجی و ایرانی مقیم خارج، ایجاد دورههای مشترك با دانشگاههای خارجی، بهرهگیری از مراكز و مؤسسات ملی پژوهشی جهت تربیت دانشجو، تسهیل همكاری بخشهای صنعتی در ارائة دورههای آموزشی بیوتكنولوژی، اعزام هدفمند دانشجو به خارج، تربیت تكنسین ماهر (در مقطع كارشناسی) 7- توسعة كمی و كیفی پژوهش و ساماندهی فعالیتهای پژوهشی از طریق تعیین اولویتهای پژوهشی كشور، افزایش سهم پژوهش از تولید ناخالص ملی، حمایت مادی و معنوی از پژوهشگران، تقویت و یا ایجاد مراكز و آزمایشگاههای ملی، ایجاد سیستمهای لازم برای گسترش كارهای تیمی، تأكید بر همكاریهای منطقهای و بینالمللی از طریق ایجاد و یا حضور در مراكز علمی منطقهای و بینالمللی و جذب دانشمندان كشورهای خارجی در امور پژوهشی، ساماندهی نیروی انسانی و امكانات موجود و جلوگیری از پراكندگی آنها در نقاط غیرمستعد، تربیت دانشجو (در داخل و خارج) بر مبنای نیازها واولویتهای پژوهشی كشور، بسترسازی و فرهنگسازی در جهت افزایش مشاركت بخش خصوصی در انجام فعالیتهای پژوهشی 8- ایجاد قطبهای علمی-صنعتی و شهركهای صنعتی و پاركهای علمی - تحقیقاتی یا فناوری و مراكز رشد در مناطق خاصی از كشور (مناطق دارای پتانسیل لازم)؛ همانند بسیاری از كشورهای موفق دنیا از جمله آمریكا، كانادا، كوبا، ژاپن، كره جنوبی، هند و غیره، بهطوریكه مراكز و موسسات مادر آموزشی، پژوهشی و تولیدی بیوتكنولوژی در یك منطقه و نزدیك به یكدیگر ایجاد شوند تا به عنوان مكمل یكدیگر عمل نمایند و حلقههای مهم زنجیره تولید بهم متصل گردند. 9- تقویت ارتباط بین دانشگاه و مؤسسات پژوهشی با صنعت در جهت بهرهبرداری تجاری از نتایج پژوهش و حمایت از صنایع بیوتك با فراهمكردن سرمایه كافی و ایجاد قطبهای صنعتی در مناطقی كه به عنوان قطبهای علمی بیوتكنولوژی معرفی میشوند. 10- ارگانها و سازمانهایی كه در زمینه امور پشتیبانی فعالیتهای بیوتكنولوژی دخالت دارند، از قبیل سازمان مدیریت و برنامهریزی كشور، سازمان حفاظت محیطزیست، وزارت صنایع و معادن، گمرك و نهادهای ثبت اختراع و امتیاز (اداره مالكیت صنعتی) و صدور مجوز مصرف و فروش فرآوردههای زیستی، از سوی دولت مجاب شوند كه متناسب با ماهیت فناوری زیستی، نسبت به بازنگری در قوانین و تقویت نیروهای كارشناسی و متخصص خود در این زمینه اقدام نمایند و تسهیلات مناسب برای توسعه بیوتكنولوژی را فراهم آورند. در این خصوص، توجه به موارد زیر ضروری است: الف) بازنگری در قوانین موجود و تدوین قوانین پشتیبانی و حمایتی خاص متناسب با ماهیت زیستفناوری از قبیل قوانین و تسهیلات لازم مربوط به استخدام دانشمندان خارجی جهت بهرهگیری از توانمندیهای نیروهای متخصصص خارجی (اعم از ایرانی و غیرایرانی) در امور آموزش، پژوهش و تولید، اصلاح قوانین مالكیت فكری و قوانین گمركی (تعرفههای گمركی در زمینه واردات و صادرات) برای حمایت از پژوهشگران، مبتكران و تولیدكنندگان داخلی ب) تدوین قوانین زیستمحیطی خاص برای بیوتكنولوژی از قبیل قوانین زیستایمنی و تعیین مقررات مبتنی بر ضوابط علمی و استانداردهای جهانی برای تأسیس و راهاندازی مراكز، مؤسسات و شركتهای خصوصی و دولتی در امور آموزشی، پژوهشی و تولیدی بیوتكنولوژی ج) تدوین استانداردهای ملی و تعیین مراجع رسمی ارزیابی، تایید و كنترل كیفی تجهیزات و فرآوردههای بیوتكنولوژی د) تصویب قوانین تشویقی و حمایتی در جهت افزایش سرمایهگذاری بخش خصوصی برای توسعه فعالیتهای آموزشی، پژوهشی و صنعتی بیوتكنولوژی و ایجاد شركتهای كوچك خصوصی از طریق اعطای تسهیلات مالی شامل وامهای كمبهره، معافیتهای مالیاتی كوتاهمدت و درنظر گرفتن تسهیلات عمومی و انكوباتوری برای آنها 11- ایجاد و یا تقویت مراكز پشتیبانی از قبیل مراكز تدوین استانداردهای ملی و مراكز كنترل كیفی و تأیید فنی تجهیزات و فراوردههای بیوتكنولوژی، مراكز مطالعاتی و اطلاعرسانی و ایجاد بانك اطلاعات جامع بیوتكنولوژی كشور برای بیان روزآمد وضعیت داخلی و جهانی و ارایه راهكارها و الگوهای مناسب برای كشور، مراكز و تمهیدات لازم جهت بازاریابی ملی و بینالمللی، ایجاد مركز اطلاعرسانی و بانك اطلاعاتی جامع بیوتكنولوژی در كشور، مراكز انتقال تكنولوژی، مراكز فرهنگسازی و ایجاد پذیرش عمومی جهت فعالیت در بین تصمیمسازان كشور و ایجاد فرهنگ مناسب اجتماعی در بین مردم و افزایش آگاهیهای عمومی، مراكز داوری و دادگاههای تكنولوژی 12- بهرهگیری از توان كارشناسی نهادهای غیردولتی (NGOها) از قبیل انجمنهای علمی و كانونهای فكری تخصصی مرتبط با زیستفناوری در امور سیاستگذاری و برنامهریزی، تصمیمسازی و نظارت لزوم توجه به تبیین نظام مدیریت توسعه بیوتكنولوژی اگرچه باید اذعان نمود كه تاكنون بودجه كافی برای توسعه بیوتكنولوژی اختصاص نیافته است؛ اما ریشه اصلی عدم پیشرفت شایسته آن را باید همانند بسیاری از سایر علوم و تكنولوژیهای كشور به فقدان نظام و ساختار مناسب برای مدیریت ملی در این زمینه نسبت داد. لذا تبیین نظام ملی مدیریت بیوتكنولوژی در ایران، یك ضرورت انكارناپذیر است. بسیاری از منابع موجود بیوتكنولوژی كشور اعم از نیروی انسانی، بودجه و تجهیزات به دلیل فقدان نظام مدیریت مناسب و عدم تبیین وظایف نهادهای ذیربط، بهطور بهینه مورد بهرهبرداری قرار نمیگیرند. با توجه به گرانبودن راهاندازی اولیه واحدهای بیوتكنولوژی و محدودیت منابع مالی و نیروی انسانی موجود در كشور میبایست هرچه سریعتر نسبت به ساماندهی و هدایت این منابع در نقاط خاصی از كشور كه دارای پتانسیل لازم هستند، اقدام شود. در حال حاضر، میزان بهرهوری بسیاری از امكانات موجود كشور، اعم از تجهیزات و نیروی انسانی در وضعیت مطلوبی قرار ندارد و بسیاری از امكانات، بلااستفاده باقی ماندهاند. تمایل بسیاری از مراكز و موسسات به گسترش بیوتكنولوژی باعث شده است كه توان محدود كنونی كشور به صورت پراكنده توزیع شود. اگرچه گسترش بیوتكنولوژی در تمام نقاط كشور باید از اهداف بلندمدت كشور باشد، ولی این كار در شرایط فعلی به منزله هدرروی منابع بوده و به صلاح كشور نیست. یكی از ضعفهای مهم در سیستم مدیریت كشور این است كه به ضرورت تفكیك نهادهای سیاستگذار، مجری و ناظر در عرصههای علم و فناوری توجه نشده است و معمولاً هر سه این وظایف به یك دستگاه اجرایی واگذار میشوند كه تنها میتواند یكی از این وظایف را به عهده داشته باشد. در مورد بیوتكنولوژی نیز این موضوع صدق میكند. لذا مهمترین مسألة ساختاری و اساسی كه بایستی در نظام ملی توسعه بیوتكنولوژی به آن پرداخته شود، ساماندهی مدیریت و تعیین و تفكیك دقیق وظایف بخشهای سیاستگذار، مجری و ناظر در تمام زمینههای آموزش، پژوهش، تولید (صنعت) و امور پشتیبانی میباشد. بدون شك، این موضوع از ضروریات توسعه هدفمند، همهجانبه و سریع بیوتكنولوژی است و اهمیت آن ایجاب مینماید، تا توجه خاصی به آن معطوف گردد. اگر دولت قصد دارد كه حمایت عملی (و نه شعاری) از توسعه هدفمند این فناوری راهبردی بهعمل آورد و بیوتكنولوژی از وضعیت تشتتآرا و سردرگمی فعلی رهایی یابد؛ بهتر است هرچه سریعتر نسبت به ساماندهی و هماهنگسازی تمام ارگانهای درگیر با بیوتكنولوژی و تعیین ساختار تشكیلاتی مدیریت آن اقدام نماید. بدیهی است كه سازماندهی و نظاممندی تركیب و ساختار فرابخشی این نهادها میبایست فارغ از هرگونه ملاحظات سیاسی، نگرش تشریفاتی معمول در كمیتهها و نهادهای كشور، تعصبات شخصی یا سازمانی و با رعایت اصل بیطرفی و صرفاً بر مبنای نظرات كارشناسی طراحی شود. همچنین اركان این سازماندهی میبایست در هیئت دولت و یا مجلس به تصویب برسد تا همه ارگانها مجاب باشند از برنامهها و تصمیمات آن پیروی نمایند. در این صورت، میتوان انتظار داشت كه وضعیت فعلی، سامان یابد و ضمانت اجرایی برنامهها و تصمیمات ملی در عرصة بیوتكنولوژی فراهم آید. اقدامات انجامیافته جهت تدوین استراتژی و تعیین متولی بیوتكنولوژی در كشور آخرین بحثی كه بایستی قبل از بیان جایگاه طرح نظام توسعه بیوتكنولوژی به طور مختصر به آن پرداخت، بررسی اقدامات انجام یافته جهت تدوین استراتژی و تعیین متولی بیوتكنولوژی در كشور است. اولین قدم برای ساماندهی نظام مدیریت بیوتكنولوژی كشور در اسفندماه 1375 با تشكیل كمیسیون بیوتكنولوژی در شورای پژوهشهای علمی كشور برداشته شد كه نتیجه فعالیتهای دفتر مطالعات علمی-صنعتی ریاست جمهوری (دفتر همكاریهای فناوری كنونی) و دستور بررسی ریاست جمهور وقت به سازمان مدیریت و برنامهریزی كشور بود. اما در حالی كه این كمیسیون فعالیتهای نسبتاً مناسبی و ازجمله پروژه "تدوین برنامه ملی" را با تعیین گروههای كاری تخصصی در حال انجام داشت، در سال 1379 بدون تعیین تكلیف این كمیسیون و كارهای انجام شده، ناگهان كمیته ملی بیوتكنولوژی و كمیته ملی زیستایمنی در زیرمجموعه وزارت علوم تشكیل میشوند و دوباره داستانهای قبلی، از نو آغاز میشوند. این دو كمیته اكنون در حال تدوین استراتژی ملی بیوتكنولوژی و همچنین قوانین ایمنیزیستی كشور میباشند. اما مشكلاتی بر سر راه این دو كمیته وجود دارد كه طرح نظام توسعه بیوتكنولوژی (طرح حاضر) میتواند به حل این مشكلات كمك نماید. البته از همان زمان، برخی انتقادات به جایگاه، ساختار و عملكرد این كمیتهها مطرح شد و هنوز نیز وجود دارد؛ به طوری كه برآیند حركتها و عملكرد برخی نهادهای كشور چنین نشان میدهد كه این كمیتهها هنوز به عنوان یك نهاد رسمی، قانونمند، فرابخشی و تصمیمساز ملی مورد قبول واقع نشدهاند. هرچند از نظر زمانی این طرح میبایست قبل از تشكیل این كمیتهها ارائه میشد و به تصویب مسئولین ارشد كشور میرسید، ولی با توجه به زمان زیادی كه تا نهایی شدن كار دو كمیته وجود دارد، نتایج این طرح میتواند منجر به رفع مشكلات آنها گردد. همچنین تابحال كمیتهها و شوراهای متعدد در چند وزارتخانه و سازمان شكل گرفتهاند (كه هر كدام نیز با فراز و نشیبهایی همراه بودهاند) و برنامهها و تصمیماتی را ارایه نمودند كه سوای نقایص و عدم جامعنگری لازم در آنها، تقریباً هیچكدام یا اجرا نشدند و یا نحوة اجرای آنها مطلوب نبوده است. بهرحال كمیتة ملی زیستفناوری از آنجا كه عنوان متولی ملی در این فناوری را دارد، پروژه تدوین استراتژی ملی بیوتكنولوژی كشور را از اوایل سال 1380 آغاز كرده است. در همین راستا، فاز اول این پروژه یعنی برنامة راهبردی زیستفناوری (برنامة كوتاهمدت پنج ساله) در هفتة پژوهش امسال در قالب كنگرة راهبردهای توسعة علمی به عنوان یك سند ملی ارایه شد و با استقبال بسیار ضعیف صاحبنظران عرصة بیوتكنولوژی كشور مواجه شد. برخی صاحبنظران معتقدند كه استقبال ضعیف بیوتكنولوژیستهای كشور از مراسم فوق، نیز میتواند ناشی از روحیة ناامیدی حاصل از عدم اجرای برنامههای قبلی میباشد. برخی دیگر، عدم جامعنگری و ضعیف بودن محتوای سند را علت این امر بیان میكنند و ریشه این مساله را به دیدگاه انتقادی نسبت میدهند. همچنین استراتژی ملی میانمدت و بلندمدت زیستفناوری با مشاركت چند وزارتخانه در قالب گروههای كاری تخصصی این كمیته شامل پزشكی (در وزارت بهداشت)، گیاهی و دام و آبزیان (در وزارت جهادكشاورزی)، صنعت و محیطزیست در حال تدوین میباشد. اكنون كمیتههای مختلف دیگری نیز در بخشهای مختلف بدنه دولت از قبیل مركز صنایع نوین، سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی، نهاد ریاست جمهوری و سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران مشغول مطالعه، سیاستگذاری و برنامهریزی در ابعاد مختلف بیوتكنولوژی هستند. كمیته بیوتكنولوژی در مركز صنایع نوین، سرگرم مطالعه و برنامهریزی صنعتی بیوتكنولوژی است. در سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی كشور نیز گروهی در قالب برنامه تدوین سیاستهای تكنولوژیك كشور، فعالیتهایی را در خصوص برنامهریزی بیوتكنولوژی آغاز كردهاند. در نهاد ریاست جمهوری نیز كمیتهای برای چارهاندیشی و ارایة برخی راهكارها در راستای توسعه بیوتكنولوژی فعالیت میكند. سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران نیز با تأسیس شركت گسترش زیستفناوری (بیدكو)، فعالیتهایی را در خصوص سرمایهگذاری و گسترش صنایع بیوتكنولوژی آغاز كرده است. برخی صاحبنظران و نهادها، اینچنین كارهایی را بهمعنای عدم هماهنگی، موازیكاری و عدم توجه به نظرات كارشناسی تلقی مینمایند و این ناهماهنگیها را بهعنوان یكی از موانع پیشروی توسعه بیوتكنولوژی مورد انتقاد قرار میدهند. اما شاید این موضوع در زمینه كارهای مطالعاتی چندان مورد قبول نباشد و آنچه كه مهم است، لزوم وجود ارگان واحد برای بررسی نقاط قوت و ضعف هر یك از این مطالعات و تعیین خطمشی و سیاست كلی كشور برای توسعه بیوتكنولوژی میباشد. از سوی دیگر، باید انگیزه چنین تمایلاتی را ریشهیابی كرد. آیا فقدان سیستمهای كارامد و تعریف شده برای ایجاد هماهنگی بین دستگاههای مختلف مرتبط با بیوتكنولوژی كشور باعث این اندیشه شده یا تنگنظری و نگرشهای صرف سازمانی برخی مدیران عامل چنین رویكردی است؟ آیا از تمام توان و یا حداقل از دیدگاههای اكثر صاحبنظران بیوتكنولوژی كشور در تدوین چنین برنامههایی استفاده شده است؟ چقدر باور داریم كه این طرحها با جامعنگری تهیه شدهاند؟ با توجه به نكاتی كه پیرامون تدوین استراتژی و سیاستهای ملی بیوتكنولوژی در ارگانهای مختلف كشور بیان شدند، به نظر میرسد هنوز متولی و هماهنگكننده ملی و مدافع اصلی بیوتكنولوژی در كشور مشخص نیست. بهعنوان مثال، كمیتههای تخصصی تدوین استراتژی در برخی وزارتخانهها كه به كمیته ملی زیستفناوری وابستهاند، موقعیكه گزارش فعالیتهای خود در زمینه تدوین استراتژی ملی را در مجامع مختلف و رسانههای ارتباط جمعی ارایه میكنند، هیچ اشارهای به تعلق خاطر این برنامه به كمیته مذكور ندارند. حتی گاهی در جلسات از وجود چنین كمیتهای اظهار بیاطلاعی میكنند و یا اینكه میگویند كه ما راه خود را میرویم و اگر جایی احساس كنیم كه اهداف و منافع سازمانی نادیده گرفته میشود، عمل نمیكنیم. حتی مواردی مشاهده شده است كه افرادی در این كمیتهها مشغول تدوین استراتژی ملی هستند، ولی از وابستگی آن به كمیته ملی بیاطلاع میباشند. كمیته ملی ایمنی زیستی نیز از وضعیت مشابه موارد مذكور رنج میبرد و مرجع ملی آن به علت چالشهای بینبخشی چند دستگاه دولتی در هالهای از ابهام قرار گرفته است و عواقب منفی این امر متوجه ملت و كشور میباشد. لذا از مجموع موارد مذكور چنین استنباط میشود كه كمیتههای ملی زیستفناوری و ایمنی زیستی هنوز به عنوان مراجع رسمی و تصمیمساز ملی و موردقبول تمام ارگانهای مرتبط با بیوتكنولوژی پذیرفته نشدهاند و قدرت لازم برای پیشبرد امور را در اختیار ندارند. بنابراین دولت باید هرچه سریعتر نسبت به تعیین تكلیف آنها اقدام نماید. مهمترین مشكلی كه در این راستا از طرف صاحبنظران مطرح شده است، آن است كه این كمیتهها در زیرمجموعه وزارت علوم طراحی شدهاند، درحالیكه این وزارتخانه خود یكی از ارگانهای مجری و متصدی بخشی از فعالیتهای تحقیقاتی و آموزشی در این حوزه میباشد. نهاد یا كمیته سیاستگذار بایستی بتواند بخشهای مختلف آموزشی، پژوهشی، صنعتی، زیستمحیطی، كشاورزی و غیره را با یك چشم نگریسته و سیاستی متعادل برای این بخشها تدوین كند و این ایجاب میكند كه یك نهاد فرابخشی عهدهدار این رسالت گردد. در غیر اینصورت بیم آن میرود كه سیاستهای تدوین شده، در راستای حل مشكلات تنها یكی از این بخشها (مثلاً بخش تحقیقات بنیادی) باشد. از جمله انتقاداتی كه مشخصاً به كمیته ملی زیستفناوری وارد شده است، عدم تعیین ساختار تشكیلاتی مناسب و جهتگیری آن به سمت امور پژوهشی بوده است. همچنین انتقادات و تشكیكهای وارده به كمیته ملی زیست ایمنی تا آن حد بوده است كه سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان یكی از مهمترین ارگانهای مسئول در زمینة ایمنی زیستی، در این كمیته نمایندة رسمی نداشته باشد و جایگاه آن را زیر سؤال ببرد. بهرحال آنچه مسلم است این است كه وجود چنین كمیتهها یا نهادهایی كه بتوانند فعالیتهای بیوتكنولوژی كشور را در سطح ملی هماهنگ نمایند، صرفنظر از اینكه در كجا قرار داشته باشند، از ضروریات توسعه بیوتكنولوژی میباشد و سایر ارگانها نیز بایستی با آنها همكاری نمایند. ولی شرط موفقیت این كمیتهها و حركتهای ارزشمند و قابلتقدیری كه در جهت تعیین سیاستهای كلی، تدوین استراتژی ملی و قوانین زیستایمنی آغاز نمودهاند، آن است كه جایگاه آنها را در قالب نظام جامع بیوتكنولوژی كشور مشخص كرده و روابط تعاملی آنها را با سایر ارگانها روشن نمود كه این كار بایستی در طرح نظام توسعه بیوتكنولوژی كشور انجام گیرد. جایگاه طرح نظام توسعه بیوتكنولوژی با توجه به مسائلی از قبیل آنچه تاكنون ذكر گردید، نگاهها به سوی دولتمردان و سیاستگذاران ارشد كشور معطوف میگردد كه آیا در برنامهها و طرحهای ملی و تصمیمات كلان كشور، عنایت لازم را به فناوری زیستی مبذول كردهاند یا نه و آیا جایگاه واقعی بیوتكنولوژی در نظر و عمل آنان شناخته شده است یا نه؟ درست است كه توسعة بیوتكنولوژی نیازمند بسیج همة امكانات است و كارشناسان و متخصصان نیز وظیفه دارند، مطالعات و فضاسازیهای لازم را انجام داده و بستر فكری و اجتماعی رشد این تكنولوژی را فراهم نمایند؛ ولی در این میان، نقش حساس و تعیینكنندة دولتمردان و تصمیمگیران كلان كشور از اهمیت بیشتری برخوردار است. از طرف دیگر با مطالعة اقدامات چند سال اخیر بخشهای مختلف دولتی كشور كه گوشهای از آن ذكر گردید، ملاحظه میگردد كه دولتمردان كشور نیز به این مسأله بیو تكنولوژیتوجه نبودهاند و حتی به دستور عالیترین مقام اجرایی كشور، كمیتههایی تشكیل گردیده و این كمیتهها مشغول تدوین استراتژی ملی و قوانین ایمنی زیستی و غیره گردیدهاند. بنابراین ممكن است این سؤال به ذهن خطور كند كه مسئولین ارشد كشور وظیفه خود را انجام داده و ارائه طرحی جدید به آنان (مانند طرح حاضر)، كاری اضافه و موازیكاری با حركتهای مذكور است و جایگاه قابلقبولی ندارد. پاسخ این سؤال ذیلاً بیان شده است و دلایل زیر نشان میدهد كه طرح نظام توسعه بیوتكنولوژی، نهتنها حركتی به موازات تدوین استراتژی ملی بیوتكنولوژی نیست، بلكه مكمل آن است. به دلایل زیر لازم است قبل از تدوین استراتژی ملی بیوتكنولوژی در كشور و ترسیم دقیق اولویتهای ملی و وظایف بخشهای مختلف، "نظامی جامع" را ترسیم نمود و طرحی شبیه طرح حاضر را به رؤیت و تصویب و تأیید مقامات ارشد و تصمیمگیران عالی كشور رساند: 1- دلیل اول آن است كه تصمیمگیری دولتمردان و سیاستگذاران عالی كشور در مورد اولویتها و راهكارهای توسعه بیوتكنولوژی بایستی مرحله به مرحله انجام گیرد و نباید واگذاری پروژههای تدوین استراتژی به كمیتههای خاص، منجر به آن شود كه در مدت چند ماه یا یكی دو سال كه صرف این پروژه میگردد، دولتمردان كشور احساس وظیفة دیگری نكنند و هرگونه تصمیمگیری كلان پیرامون بیوتكنولوژی را موكول به اتمام این پروژه نمایند. اگر این مسأله واقعاً مسألهای ملی است و دولتمردان ارشد كشور در قبال آن مسئولند، نبایستی اجازه داد كه با واگذاری پروژة تدوین استراتژی به یك كمیته، مسئولین عالیرتبة كشور در یك بازة زمانی نسبتاً طولانی، احساس فراغت خاطر و آسودگی خیال راجع به آن مسأله كنند و تصور كنند كه وظیفة خود را در قبال آن به انجام رساندهاند. 2- یكی از مسائلی كه باید قبل از واگذاری پروژة تدوین استراتژی مورد مطالعه جدی قرار گرفته و به آن پاسخ صحیح داده شود، تعیین ویژگی و جایگاه كمیتة تدوینكنندة استراتژی و روابط آن با سایر بخشها است. مثلاً اگر این كمیته از بیطرفی كامل برخوردار نباشد، متهم به جانبداری خواهد شد. بنابراین قبل از پروژة تدوین استراتژی، بایستی مطالعاتی در سطح محدودتر صورت گیرد و در این مطالعه (به عنوان "پیشدرآمد استراتژی ملی بیوتكنولوژی")، جایگاه كمیتههای مطالعاتی و كمیتة تدوینكنندة استراتژی و نحوة ارتباط آنها با سایر بخشهای اجرایی و نظارتی روشن شود. 3- نكتة دیگری كه معمولاً در تعیین كمیتههای تدوین استراتژی مورد توجه قرار نمیگیرد، عدم تفكیك سیاستگذار و تصمیمگیر از مجری و ناظر است. اگر "سیاستگذار" خود "مجری" بخشی از نظام تحت سیاستگذاری میباشد، ممكن است بیطرفی كامل را رعایت نكند. بنابراین بایستی قبل از واگذاری وظیفة تدوین استراتژی به یك ارگان خاص، این تفكیكها را صورت داد تا از این مشكل جلوگیری شود. به خصوص معمولاً به نقش "ناظر" توجه كافی نشده و همین اهمال موجب آن شده است كه بسیاری از قوانین و سیاستهای صحیح، به علت عدم اجرای صحیح، به هیچ نتیجهای نرسند. یا اینكه عدم نظارت باعث شده است افرادی با دریافت بودجههای دولتی و عدم بهرهبرداری بهینه از آن و عدم دستیابی به نتایج اقتصادی و كاربردی برای كشور، بهصرفه بودن سرمایهگذاری در بیوتكنولوژی در كشور را زیر سوال برند. لذا بایستی تفكیك دقیق سیاستگذار، مجری و ناظر انجام گیرد كه در طرح "نظام توسعه بیوتكنولوژی" انجام خواهد گرفت. 4- فقدان ضمانت اجرایی برای استراتژیهای تدوین شده نیز یكی از مشكلات معمول در كشور است. معمولاً نه تدوینكنندگان استراتژی و نه مجریان آن، ضرورت و تضمینی برای اجرای آن احساس نمیكنند. به نظر میرسد علاوه بر آنكه در خود استراتژی بایستی اهرمهای تضمین بخش در نظر گرفته شود، نحوة تدوین استراتژی و انتخاب صحیح جایگاه تدوینكنندگان و مجریان نیز در این زمینه بسیار مهم است. اگر دستگاههای مختلف به طور واقعی در پروسة تدوین استراتژی دخیل شده و خود را در آن مؤثر ببینند، در زمان اجرا نیز كوس مخالفت نزده و با آن همراهی خواهند نمود. این نكات همگی در طرح "نظام توسعه بیوتكنولوژی" كه پیشدرآمد استراتژی است مورد توجه قرار گرفته است. 5- در طرح نظام توسعه بیوتكنولوژی، علاوه بر نكات فوقالذكر، خطوط كلی استراتژی ملی بیوتكنولوژی (رویكردها) نیز ترسیم میگردد تا به تدوین صحیحتر آن كمك كرده و راه را بر بعضی انحرافات ببندد. مسلماً تدوینكنندگان استراتژی اختیار كافی خواهند داشت كه اولویتها و وظایف بخشها را آنطور كه به صلاح كشور میدانند تعیین نمایند ولی اگر قبل از تدوین جزئیات وظایف و اولویتها، خطوط كلی و رویكردهای استراتژی به تصویب و تأیید مقامات كشور برسد و بحثهای لازم توسط بخشهای مختلف مرتبط با آن انجام گیرد، راه بر انحرافات اساسی بسته شده و استراتژی تدوین شده از انتظارات مسئولین و بخشهای مختلف، فاصلة زیادی پیدا نخواهد كرد. 6- برخی تصمیمات در حوزة بیوتكنولوژی بایستی توسط مسئولین عالیرتبه كشور گرفته شود كه نه تنها فوری است و زمان زیادی نمیتواند به تعویق بیافتد، بلكه درستی آن نیز واضح است و اكثریت آگاهان بر صحت آن اذعان دارند. اینگونه تصمیمات میتواند در قالب طرح نظام توسعه بیوتكنولوژی اتخاذ گردد و تعویق آن تا زمان تكمیل استراتژی، ممكن است باعث از دست رفتن كامل فرصت گردد. 7- تغییرات سریع و گستردة مدیریتها در كشور نیز به گونهای است كه ممكن است پس از اتمام پروژة تدوین استراتژی، مدیریت جدیدی بر سر كار آید كه اساس پروژه را قبول نداشته باشد. اما اگر در زمان مدیریت قبلی و در قالب طرحهای دیگر، برخی تصمیمات عملی گرفته شده باشد، امكان تغییر آن توسط مدیران جدید كمتر خواهد بود. ادامه دارد...
__________________
همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد. در صورت مشاهده هرگونه پست توهین آمیز و خلاف قوانین سایت با کلیک روی این آیکن موضوع را به مدیران ارشد اطلاع دهید .هر کس به طریقی دل ما می شکند..... .....میروم از رفتنم دلشاد باش..... لطفا از زدن هر گونه مطالب تکراری جدا خودداری فرمایید تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز
|
|
|
|
| 3 کاربر از CASSIATORA برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#7 |
|
مدير بخش كشاورزي
![]() |
ادامه....
نتیجهگیری: طرح حاضر بایستی از چه بخشهایی تشكیل گردد؟ باتوجه به جمیع مباحث یادشده در این فصل و بررسی علل لزوم طرح نظام توسعه بیوتكنولوژی، نتیجة روشن آن است كه طرح نظام توسعه بیوتكنولوژی بایستی در دو بخش تنظیم گردد: بخش اول به بیان ساختار كلی این نظام پرداخته و جایگاه سیاستگذار، مجری و ناظر را در امور مختلف پژوهشی، آموزشی، صنعتی و غیره در حد لزوم روشن مینماید. در این ساختار جایگاه كمیتة تدوینكنندة استراتژی و روابط آن با سایر بخشها نیز روشن خواهد شد. بخش دوم نیز به بیان رویكردها و خطوط كلی استراتژی ملی بیوتكنولوژی كشور میپردازد. در قالب این بخش، برخی تصمیمات فوری و ضروری كه مورد اجماع صاحبنظران میباشد نیز مطرح میشود تا در زمان باقیمانده تا تدوین و تصویب نهایی استراتژی ملی، این تصمیمات در قالب طرح نظام توسعه، به تأیید تصمیمگیران كشور رسیده و از فرصت موجود برای به اجرا رساندن آنها استفاده گردد. فصل اول) ساختار پیشنهادی نظام توسعه بیوتكنولوژی كشور طراحی دقیق ساختار نظام بیوتكنولوژی كشور، نیازمند تعیین جایگاه مراكز و نهادهای متعددی است كه حلقههای زنجیرة آموزش-تحقیق-تولید-بازاریابی را تشكیل میدهند. علاوه بر مراكز آموزشی و تحقیقاتی و بنگاههای صنعتی، نیاز به نهادهای عمومی مختلفی از قبیل مراكز ثبت امتیاز، مراكز اطلاعرسانی، مراكز انتقال تكنولوژی، مراكز استاندارد، مراكز تأیید كیفی، پاركهای تحقیقاتی و فناوری و مراكز رشد و غیره نیز میباشد تا نظام بیوتكنولوژی تكمیل گردد. همچنین ارتباط بخشهای پیرامونی همچون نهادهای سرمایهگذاری، بانكها، نهادهای حقوقی، گمرك، سازمان حفاظت از محیطزیست و غیره نیز با اجزای داخلی نظام بیوتكنولوژی كشور بایستی به دقت ترسیم گردد. آنچه مسلم است در طرح حاضر به بیان دقیق موارد مذكور پرداخته نخواهد شد و تفصیل آن به استراتژی ملی بیوتكنولوژی واگذار میشود. مهمترین مسألة ساختاری كه بایستی در طرح حاضر به آن پرداخته شود، تفكیك بخشهای سیاستگذار، مجری و ناظر از یكدیگر است كه منجر به تعیین جایگاه كمیته تدوینكنندة استراتژی خواهد شد. همچنانكه در فصل قبل بیان شد، در صورت عدم تفكیك این سه عنصر از یكدیگر، ممكن است سیاستگذار خود، در مقام اجرای بخشی از نظام بیوتكنولوژی قرار گیرد كه در این صورت نخواهد توانست نقش فرابخشی و بیطرفی و عدم تبعیض را ایفا نماید. از سوی دیگر احتمال میرود مجریان به دور از هرگونه نظارت و با دستیافتن به یك حاشیة امن نظارتی، به اعمال سلیقههای خود بپردازند و یا ناتوانی آنها در انجام وظایفشان، از دسترس هرگونه نقد و اصلاح به دور ماند و نتیجة همة این موارد، شكست هرگونه استراتژی و سیاست از طرف دولتمردان خواهد بود. نكته دیگری كه در ترسیم جایگاه نهاد سیاستگذار بایستی به آن توجه نمود، در نظر گرفتن اهرمهای ضمانت اجرایی برای سیاستهای تدوین شده از طرف آن است. از آنجا كه سیاستگذاری امری موقتی نبوده و پس از تدوین و تصویب استراتژی ملی بیوتكنولوژی نیز بایستی بهنگامسازی سیاستها و هدایت كلان بخشهای اجرایی توسط نهاد سیاستگذار دنبال شود، لذا نهاد سیاستگذار بایستی جایگاه قابلقبول و اعتبار كافی جهت اعمال سیاستهای كلان بیوتكنولوژی در كشور داشته باشد. بر اساس نكات فوق، به بیان خصوصیات و وظایف نهاد سیاستگذار و همچنین معرفی اجمالی مهمترین بخشهای اجرایی و همچنین نهاد ناظر پرداخته میشود و برخی پیشنهادات تفصیلی به ضمایم این طرح واگذار میشود: 1-1- خصوصیات و عوامل توفیق نهاد سیاستگذار بیوتكنولوژی توفیق نهاد ملی سیاستگذار بیوتكنولوژی در ایران و ضمانت اجرایی مصوبات آن در گرو چند شرط اساسی زیر میباشد: الف) این ارگان بایستی خود مجری هیچیك از زیربخشهای نظام بیوتكنولوژی نبوده و از نظر ساختاری به زیربخشهای اجرایی مذكور وابسته نباشد (اصل بیطرفی و عدم تبعیض). ب) منتسب و مرتبط با عالیترین مقامات اجرایی كشور باشد تا تصمیمات آن، ضمانت اجرایی لازم را پیدا كند. همچنان كه قبلاً نیز ذكر شد، بهتر است كه ساختار نظام ملی و از جمله سیاستگذار در هیئت دولت و یا مجلس شورای اسلامی به تصویب برسد. در این صورت، همه دستگاهها موظف خواهند شد كه از تصمیمات و برنامههای این نهاد پیروی كنند. البته نباید تركیب افراد آن مثل برخی از كمیتههای ملی باشد كه با انتخاب برخی از مسئولین بلندپایه و پرمشغله دولت، صرفاً جنبه تشریفاتی دارد و حتی هماهنگی برگزاری جلسات آن با مشكل مواجه میباشد. در تصمیمات كشوری باید نگرش "مدیرمحوری و سلیقهپردازی" را به نگرش "كارشناس محوری و جامعنگری" تبدیل نمود و مدیر یك مجموعه تنها نقش هماهنگكننده و پیشبرد اجرایی تصمیمات را داشته باشد. پ) طیف وسیعی از ارگانها و موسسات مرتبط با جنبههای مختلف بیوتكنولوژی در آن عضویت و حضور موثر داشته باشند و نقش منطقی هركدام از آنها محفوظ باشد تا مورد حمایت و توافق همه دستگاههای كشور قرار گیرد و بدین ترتیب یكی دیگر از عوامل لازم برای ضمانت اجرایی تصمیمات فراهم میگردد. ت) این نهاد كه وظیفه برنامهریزی ملی را برعهده خواهد داشت، نباید توان كارشناسی خود را به سلیقههای شخصی اعضای محدود كمیتهها و یا زیركمیتههای خود محدود كند، بلكه اعضای این كمیته میبایست خود را موظف بدانند كه در اظهارنظرهای كارشناسی تنها به عنوان گردآوریكنندة نظرات و هماهنگكننده عمل نمایند. بهعنوان مثال، داوری و تصویب طرحهای پژوهشی با توجه به گستردگی حوزههای تخصصی بیوتكنولوژی نباید صرفاً توسط اعضای محدود كمیته انجام گیرد، بلكه میبایست بسته به گرایش تخصصی مربوطه، از چند نفر داور از برجستهترین متخصصین غیرعضو كمیته در سرتاسر كشور نیز استفاده شود. به عبارتی، باید شبكهای از مشاورین صاحبنظر را تشكیل دهد و از نظرات آنان استفاده نماید. این ارگان باید با بهرهگیری از تمام پتانسیلهای علمی موجود در دستگاههای مختلف مرتبط با بیوتكنولوژی و ایجاد روحیه همدلی و همكاری، به صورت ملی و فرابخشی عمل نماید. ث) اعضای آن نباید به صورت نمایندگان سازمانی در جلسات شركت كنند، بلكه باید نمایندة ملی باشند و از دخالت سلایق فردی و سازمانی پرهیز كنند. ج) از نظر ساختار سازمانی و تركیب اعضا باید دارای یك تشكیلات منسجم، كارامد و بدور از هر گونه قوانین دست و پاگیر اداری باشد تا بتواند از تمامی پتانسیلهای موجود كشور استفاده نماید. چ) این ارگان بایستی در هیئت دولت و یا مجلس تصویب شود تا از اعتبار قانونی كافی برخوردار گردد و تصمیمات آن ضمانت اجرایی داشته باشد. ح) تشكیلات این كمیته و برنامههای مصوب آن باید به گونهای باشد كه تأثیرپذیری از اوضاع سیاسی كشور نداشته و به عمر سیاسی اعضا وابسته نباشد. به عبارتی، ثبات مدیریتی و ضمانت اجرای برنامهها و سیاستهای تدوینشده، از موارد بسیار مهم در موفقیت آن میباشد. خ) نكته دیگری كه در ترسیم جایگاه نهاد سیاستگذار بایستی به آن توجه نمود، در نظر گرفتن اهرمهای ضمانت اجرایی برای سیاستها و تصمیمات تدوین شده از طرف آن است. لذا نهاد سیاستگذار بایستی جایگاه قابلقبول و قدرت كافی جهت اعمال سیاستهای كلان بیوتكنولوژی در كشور را داشته باشد. باید برخی اهرمهای اجرایی در اختیار آن قرار گیرد تا این ارگان بتواند از آنها در جهت تضمین اجرای تصمیمات خود استفاده نماید. البته اهرمهایی كه به نحوی این ارگان را دچار فعالیتهای متعدد اجرایی و تصدیگری كند، نبایستی در اختیار آن قرار گیرد. در ادامه به برخی اهرمهای اجرایی اشاره شده است. 1-1-1- برخی اهرمهای تضمینكنندة اجرای سیاستهای وضعشده توسط نهاد سیاستگذار چنانكه ذكر شد وجود یك نهاد فرابخشی كه تنها به تولیگری و سیاستگذاری بیوتكنولوژی كشور بپردازد و جایگاهی معتبر و مورد قبول بخشهای ذیربط داشته باشد، گام مهمی در نظمبخشیدن به فعالیتها، استفادة بهینه از امكانات محدود موجود و دلگرمكردن و احیای امید در محققین و متخصصان بیوتكنولوژی كشور است. اما این نتایج تنها زمانی عاید خواهد شد كه این نهاد ضمانت اجرایی كافی برای اعمال تصمیمات خود داشته باشد، بدون آنكه خود متصدی و مجری تصمیمات خود باشد. از جمله اهرمهایی كه میتوان در این راستا از آن نام برد، اهرم بودجه است. سازمان مدیریت و برنامهریزی بایستی نقش مؤثری در فرایند تخصیص بودجه به بخشهای بیوتكنولوژی كشور، برای این ارگان در نظر گیرد. همچنین این ارگان میتواند برخی تصمیمات كلان از جمله تعیین شاخصهای شركتهای بیوتكنولوژی مشمول معافیتهای مالیاتی، تعیین معیارها و شاخصهای مراكز معتبر تأیید كیفی (certificate)، تأیید ضوابط و اصول ایمنی زیستی تدوین شده توسط نهادهای مسئول ایمنی زیستی و غیره را نیز در زمرة اختیارات مستقیم خود در نظر گیرد. البته تأكید مجدد میشود كه مواردی كه اختیار تصمیمگیری آن بر عهدة ارگان سیاستگذار قرار میگیرد، نبایستی نیازمند فعالیت اجرایی گسترده و تشكیلات وسیع باشد. جایگاه فرابخشی این ارگان و عضویت نمایندگان دستگاههای مختلف در آن ایجاب میكند كه حداقل فعالیت اجرایی و ورود در تصمیمگیریهای جزئی برای آن در نظر گرفته شود تا به واسطة مشغول شدن به این فعالیتها، خود دچار كندی و ناكارامدی در اتخاذ تصمیمات كلان نگردد. 1-2- وظایف نهاد ملی سیاستگذار بیوتكنولوژی بر اساس نكات بیانشده و اصل تفكیك سیاستگذار از مجریان و ناظر، وظایف زیر متوجه نهاد سیاستگذار بیوتكنولوژی خواهد بود: الف) تدوین استراتژی ملی و سیاستهای كلی و راهبردی بیوتكنولوژی كشور ب) تدوین برنامههای ملی بیوتكنولوژی (كوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت) و تعیین اولویتهای آموزشی، تحقیقاتی و صنعتی بیوتكنولوژی با در نظر گرفتن نیازهای كشور ج) تعیین اولویتهای تخصیص بودجههای حمایتی دولت از فعالیتهای تحقیقاتی و صنعتی بیوتكنولوژی و مشاركت در فرآیند تخصیص بودجة زیربخشهای نظام بیوتكنولوژی از طرف سازمان مدیریت و برنامهریزی د) تعیین معیارها و شاخصهای شركتهای بیوتكنولوژی مشمول معافیتهای مالیاتی ه) تعیین معیارها و شاخصهای مراكز معتبر تأیید كیفی (certificate) و) تأیید ضوابط و اصول ایمنی زیستی تدوین شده توسط نهادهای مسئول ایمنی زیستی نكته: اگر در استراتژی ملی بیوتكنولوژی، وظایف دیگری بر عهدة نهاد ملی سیاستگذار گذارده شود، این وظایف بایستی كاملاً در راستای نقش تولیگری و سیاستگذاری كلان این نهاد باشد و نبایستی منجر به ورود این نهاد در فعالیتهای اجرایی و تصدیگری شده و یا نیاز به حجیم شدن جثة سازمانی آن داشته باشد. 1-3- شناخت بخشهای اجرایی نظام ملی بیوتكنولوژی قبل از بیان دقیقتر ساختار سازمانی نهاد سیاستگذار و تدوینكنندة استراتژی بیوتكنولوژی، بایستی دو بخش اجرایی و نظارتی نظام ملی بیوتكنولوژی را نیز به اجمال مطالعه نمود. مسلماً طراحی دقیق بخشهای اجرایی مختلفی كه در نظام ملی مدیریت بیوتكنولوژی كشور بدانها نیاز است، وظیفة استراتژی ملی بیوتكنولوژی است و در این طرح نمیگنجد. لذا معرفی مراكز زیر كه در قالب چند بخش اصلی اجرایی در نظام توسعه بیوتكنولوژی (از جمله آموزش، پژوهش، صنعت و امور زیرساختی) انجام گرفته است، صرفاً جهت روشنتر شدن ساختار كلی نظام توسعه و نقش نهادهای سیاستگذار، مجری و ناظر انجام گرفته است: الف) آموزش: دانشگاهها و مراكز آموزشی وابسته به وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشكی و موسسات آموزشی و پژوهشی وابسته به سایر وزارتخانهها كه شرایط موردنیاز را مطابق با استانداردهای آموزشی احراز كرده باشند. همچنین باید از ظرفیتها و امكانات خارج از كشور در قالب اعزام هدفمند دانشجویان و یا برگزاری دورههای مشترك در داخل باهمكاری مراكز آموزشی و پژوهشی خارجی بهره جست. نكته: هرچند هماكنون نزدیك به 30 دانشگاه و مركز علمی در كشور به ارایة دورههای آموزشی مرتبط با بیوتكنولوژی مبادرت ورزیدهاند، لكن چنانكه در فصول بعدی نیز بیان شده است، به دلیل نیاز شدید و فوری به نیروی انسانی متخصص در زمینة بیوتكنولوژی، لازم است از تمامی پتانسیلهای كشور برای آموزش نیروی انسانی در این زمینه استفاده گردد. ب) پژوهش: علاوه بر برخی مراكز تحقیقاتی باسابقة وابسته به وزارتخانههای بهداشت، علوم، كشاورزی و غیره، بایستی تحقیقات هدفمند بیوتكنولوژی در دانشگاهها و مراكز پژوهشی مستعد و همچنین مؤسسات پژوهشی خصوصی گسترش یابد و روزبهروز بر تعداد و كیفیت این مراكز افزوده گردد (البته با قید موارد مذكور در بند الف). در خصوص ایجاد ارتباطات پویا و مؤثرتر مراكز داخلی با موسسات بینالمللی نیز باید چارهاندیشی شود. پ) صنعت (تولید شامل شركتهای خصوصی و یا بنگاههای دولتی كه زیر نظر وزارت صنایع و معادن و یا سایر وزارتخانهها فعالیت مینمایند. البته برای تقویت و راهاندازی صنایع بیوتكنولوژی باید نقش پاركها و شهركهای صنعتی، تحقیقاتی و فناوری و مراكز رشد (انكوباتورها) را در نظر داشت.ت) زیرساختها و مراكز مراكز پشتیبانی: از جمله 1- موسسات ثبت و حفاظت از ذخایر ژنتیكی 2- موسساتی كه نقش تدوین و مراقبت از رعایت اصول ایمنی زیستی را در كشور بر عهده دارند 3- مراكز فكری (مطالعاتی) و فرهنگسازی كه نقش این مراكز نیز با توجه به نوپا بودن بیوتكنولوژی و تأثیرات متقابل آن بر جامعه، بسیار مهم بوده و بایستی در كنار سایر بخشهای اجرایی به تقویت این مراكز پرداخت 4- مركز (مراكز) تدوین استانداردها و تأیید و كنترل كیفی تجهیزات و فرآوردههای تولید شده 5- مركز (مراكز) انتقال تكنولوژی 6- مراكز بازاریابی 7- مراكز ثبت امتیاز 8- شبكه (مركز) اطلاعرسانی 9- شهركهای صنعتی، پاركهای تحقیقاتی و فناوری، مراكز رشد (انكوباتورها) و غیره. 1-4- ویژگیها و وظایف ارگان ناظر بیوتكنولوژی كشور یكی از مشكلات و ضعفهای نظام تكنولوژی كشور آن بوده و هست كه معمولاً سیاستهایی تدوین میگردد و یا بودجهها و حمایتهایی از طرف دولت تخصیص مییابد، ولی هیچگونه نظارت تخصصی بر روند فعالیتها صورت نمیگیرد. لذا پس از سالها اگر به این سیاستها عمل نشده و نتیجهای عملی از بودجهها و حمایتها عاید نشد، هیچگونه بررسی جدی از طرف مدیران كلان كشور انجام نمیگیرد. گاه حتی مشاهده میشود كه یك مدیر، در سوابق اجرایی قبلی خود نتوانسته است پس از سالها صرف بودجه و امكانات، دستاورد روشنی داشته باشد؛ ولی به دلیل فقدان سیستم نظارتی، بازهم مسئولیتهای خطیری در قالبهای جدید به وی واگذار میگردد. البته شاید گفته شود كه ارگانهای ملی نظارتی از قبیل سازمان مدیریت و برنامهریزی، سازمان بازرسی كل كشور و غیره وجود دارند. ولی آیا این مجموعهها واقعاً توانایی ارزیابی كارشناسی و تخصصی در حوزههای مختلف را دارند، یا تنها در حد مراجعه و استماع گزارشهای مسئولین ذیربط و یا بررسی صحت و سقم اسناد و صورتحسابهای مالی و اداری عمل میكنند؟ از طرف دیگر تكنولوژی یك امر ذووجوه و زیرساختی است و معمولاً در میان مسائل روزمرة مدیران اجرایی كشور گم میشده و یا همچون امری فرعی به آن نگریسته میشود. لذا بر مقامات عالی كشور فرض است كه كمیتههایی را از جانب خود، مأمور پیگیری و نظارت بر روند توسعة تكنولوژی و دستیابی به نتایج طرحهای اجرایی و سیاستهای تدوینشده نمایند. به همین منظور ارگان ناظر بیوتكنولوژی كشور نیز بایستی زیر نظر عالیترین مقام اجرایی كشور تشكیل گردد و بر اجرای دقیق سیاستهای ملی بیوتكنولوژی و استفاده هدفمند بخشهای اجرایی از امكانات و بودجههای تخصیصیافته نظارت كند و گزارشات مستمر خود را به رئیسجمهور و سایر مقامات عالی و تصمیمگیر كشور ارائه نماید. نكتة مهم در مورد این ارگان كه بارها به آن اشاره شده است، تفكیك آن از مجریان و نهاد سیاستگذار و رعایت اصل بیطرفی است. ادغام ارگان ناظر با نهاد سیاستگذار، ضمن كمرنگكردن نقش نظارتی و تحتالشعاع قرار گرفتن آن، باعث میشود كه ضعفها و ناكارامدیهای نهاد سیاستگذار و متولیان آن در زمان لازم آشكار نگردیده و كشور سالها در زمینة بیوتكنولوژی عقب بماند. 1-5- ساختار سازمانی نهاد ملی سیاستگذار بیوتكنولوژی كشور در میان بخشهای مختلف نظام ملی بیوتكنولوژی كه به اجمال معرفی گردیدند، ساختار سازمانی نهاد سیاستگذار را بایستی با دقت بیشتری مشخص نمود، چراكه این نهاد پس از تصویب نهایی "طرح نظام توسعه"، عهدهدار تدوین استراتژی ملی بیوتكنولوژی گشته و در آن استراتژی، بخشهای اجرایی و نظارتی از نظر ساختاری و تفكیك وظایف، مشخص خواهند گردید. چنانكه در بخشهای قبل ذكر گردید، این نهاد بایستی ضمن آنكه از تشكیلاتی كارآمد و فعال برخوردار باشد، بایستی كاملاً فرابخشی بوده و اعضای آن از سازمانهای مختلف مرتبط با بیوتكنولوژی تشكیل گردد. وزارتخانههای علوم، بهداشت، جهاد كشاورزی، صنایع، نفت، دفاع، اقتصاد و بازرگانی، سازمانهای مدیریت و برنامهریزی، حفاظت محیطزیست و گسترش و نوسازی صنایع ایران، دفتر همكاریهای فناوری ریاست جمهوری، انجمنهای علمی و تشكلهای بخش خصوصی، از جمله سازمانهایی هستند كه بایستی عالیترین مقام مدیریتی و یا نمایندگان آنان، عضو نهاد ملی سیاستگذاری بیوتكنولوژی باشند. از آنجا كه كارامدی و فعال بودن ساختار این نهاد نیز شرط لازمی است، لذا تاكید میگردد نمایندگان تامالاختیار این دستگاهها عضو این نهاد بوده و بر تامالاختیار بودن آنها تاكید گردد. لذا ساختار نهایی این نهاد، به صورت یك كمیتة اصلی و چند كمیتة فرعی خواهد بود كه كمیتههای فرعی از قبیل كمیتة آموزش، كمیتة پژوهش، كمیتة توسعه صنایع، كمیتة زیستایمنی و غیره خواهند بود. این نهاد بایستی در ریاستجمهوری و یا شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری (مشروط بر آنكه این شورا زیر نظر یك وزارتخانة خاص نباشد) تشكیل گردد. نمونهای پیشنهادی برای تركیب اعضا و وظایف كمیتة اصلی و كمیتههای فرعی این نهاد در پیوست شماره یك ملاحظه میگردد. فصل دوم) رویكردهای كلی استراتژی ملی بیوتكنولوژی تدوین استراتژی ملی و برنامههای كوتاهمدت و بلندمدت بیوتكنولوژی كشور، اولین و مهمترین مسئولیت نهاد ملی سیاستگذاری زیستفناوری است. در این برنامهها پس از بررسی وضعیت جهانی و جایگاه كنونی ایران و شناسایی پتانسیلهای توسعه بیوتكنولوژی كشور اعم از منابع پایه، انسانی و امكانات مراكز پژوهشی و صنعتی، بایستی به سوالاتی از قبیل سوالات زیر پاسخ داده شود: 1- ایران در چه زمینههایی از زیستفناوری مزیت بیشتری برای سرمایهگذاری دارد؟ (مثلاً واكسن، درختان میوه یا غیره)؟ 2- موانع ساختاری و قانونی رشد زمینههای اولویتدار بیوتكنولوژی و راههای رفع این موانع چیست؟ 3- ایران میخواهد كه بیوتكنولوژی چگونه به مردم خدمت كند؟ 4- بیوتكنولوژی چگونه میتواند ایران را در بازارهای جهانی از نظر تجاری دارای توان رقابت بكند؟ 5- جایگاه مطلوب بیوتكنولوژی در میان صنایع كشور چیست و چند درصد از تولید ملی را بایستی شامل شود؟ 6- در افق زمانی مشخص آینده (مثلاً 10ساله) میخواهیم چندمین كشور دنیا از نظر توانمندی بیوتكنولوژی باشیم؟ 7- برای نیل به اهداف فوق، چه میزان بودجه و حمایت دولت مورد نیاز است و طریقة تخصیص آن چیست؟ چنانكه ملاحظه میشود پاسخگویی به برخی از این سوالات، نیازمند تعیین سیاستهای صنعتی كشور است تا جایگاه صنعت بیوتكنولوژی در میان مجموعة صنایع كشور شناخته شود. لذا استراتژی ملی بیوتكنولوژی بایستی به عنوان مهمترین ویژگی، بر استراتژی صنعتی كشور مبتنی باشد. بهرحال پاسخگویی به سوالات فوق و سوالاتی از این دست، وظیفة نهاد سیاستگذار است كه بایستی به طور پیوسته نیز این پاسخها روزآمد گردد. چنانچه قبلاً نیز ذكر شد، در این طرح صرفاً رویكردهای كلی استراتژی ملی بیوتكنولوژی و برخی تصمیمات فوری و مهم بیان شدهاند كه مورد تایید تقریباً همة صاحبنظران بوده و واگذاری آنها به پایان استراتژی، موجب از دست رفتن فرصت میگردد: 2-1- سرمایهگذاری و تخصیص اعتبارات ویژه برای توسعه بیوتكنولوژی نگاهی كوتاه به سوابق بودجه و امكانات تخصیصیافته به مراكز و ارگانهای مجری فعالیتهای بیوتكنولوژی در كشور بیانگر این واقعیت است كه این فناوری تا چند سال پیش از اعتبارات بسیار اندكی برخوردار بوده است. از سوی دیگر، اگر چه این اعتبارات در سالهای اخیر افزایش قابلتوجهی یافتهاند، اما با توجه به استراتژیك بودن و سرعت رشد بسیار زیاد این فناوری (كه در فصل قبل تشریح شد)، به هیچوجه كافی نبوده و نیست. همچنین دسترسی به همین بودجه موجود نیز گاهی با مشكلات متعددی از سوی ارگانهای ذیربط روبرو میباشد. لذا به نظر میرسد در قالب استراتژی ملی بیوتكنولوژی كشور، میبایست اختصاص درصد مشخصی از تولید ناخالص ملی (در یك ردیف بودجه مستقل) را برای توسعه این فناوری به دولت تكلیف نمود. اگر دولتمردان كشور واقعاً به اولویتدار بودن بیوتكنولوژی اعتقاد دارند، بایستی این اعتقاد خود را در عمل نشان داده و در قالب حركتی همچون حركت مذكور (اختصاص درصد بودجة مشخص) برای جامعه روشن سازند. در این صورت نه تنها متخصصان داخل كشور، بلكه حتی هموطنان متخصص در خارج كشور نیز به كار در ایران امید بسته و گرایش به سرمایهگذاری از طرف بخش خصوصی در بیوتكنولوژی نیز افزایش خواهد یافت. البته تعیین میزان این بودجه و به طور كلی اولویت بودن بیوتكنولوژی موضوعی نیست كه به صرف نظرات خود بیوتكنولوژیستها قابل اثبات باشد و حتماً در تدوین استراتژی ملی بیوتكنولوژی كشور بایستی از سایر نظرات نیز استفاده نمود و مطالعات كاملتری را صورت داد؛ ولی سخن آن است كه اگر بر اساس این مطالعات میزان اولویت بیوتكنولوژی روشن گشت، این درك و بینش بایستی به سطوح مختلف مدیران در بخشهای مختلف و همچنین به جامعه انتقال یابد تا عدم آشنایی برخی، موجب كندی روند توسعة بیوتكنولوژی در عمل نشود. 2-2- آموزش و تامین نیروی انسانی متأسفانه در ایران هنوز جایگاه نیروی انسانی و همچنین اولویتها و راهبردهای آموزشی در زمینه فناوریزیستی ناشناخته ماندهاند. این نكته باعث شده است كه علیرغم تلاش واحدهای آموزشی و برقراری دورههای مختلف مرتبط با بیوتكنولوژی، كشور هنوز از نظر كمیت و كیفیت آموزش و تامین نیروی انسانی موردنیاز به خصوص در بعضی از گرایشهای تخصصی بیوتكنولوژی دچار ضعفهای عمدهای باشد. این در حالی است كه پیچیدگیهای علمی و تخصصی فناوری زیستی باعث شده است كه نسبت به سایر فناوریها، بسیار بیشتر به نیروی تفكر دانشمندان متكی باشد. در این زمینه استراتژی ملی بیوتكنولوژی بایستی در دو بخش كیفی و كمی سیاستهایی را در راستای موارد ذیل تعیین نماید: 2-2-1- ارتقای كمی و كیفی آموزش و سیاست جهش در تربیت نیروی انسانی متخصص بیوتكنولوژی همانطور كه قبلاً نیز اشاره شد، بیوتكنولوژی یك علم و فناوری بسیار تخصصی و بینرشتهای بوده و بیش از هر چیز بر مغز و نیروی انسانی متخصص متكی است. نیروهای موجود در كشور بههیچوجه كفاف نیاز موجود و نیل به وضعیت شایستة كشور را نكرده و در زمینههای مختلف بیوتكنولوژی، توانمندی انسانی كافی در كشور وجود ندارد. لذا بایستی در استراتژی ملی بیوتكنولوژی به دنبال راهكارهای ضربتی و جهشی در تربیت نیروی انسانی بود. 2-2-1-1- استفاده از اساتید خارجی و ایرانی مقیم خارج در آموزش بیوتكنولوژی از جملة این راهكارها، استفاده از دانشمندان ایرانی مقیم خارج و یا استادان خارجی در برگزاری دورههای آموزشی كوتاهمدت و یا دورههای تحصیلات تكمیلی (بخصوص مقطع دكتری) از طریق استخدام اساتید برجسته و یا ایجاد دورههای مشترك با دانشگاهها و مؤسسات خارجی در داخل كشور است. در این راستا یكی از مشكلات موجود، حقوق پرداختی به این اساتید است كه نمیتوان بین آنها و اساتید مقیم در كشور از نظر حقوق و مزایا، تبعیض قایل شد. آنچه مسلم است اساتیدی كه با احساس تعهد در كشور ماندهاند و مسئولیت آموزش نیروی متخصص در كشور را به دوش میكشند، گناهی مرتكب نشدهاند كه حقوق و مزایای آنان، كمتر از اساتید ایرانی كه مقیم خارج بودهاند باشد. لذا حل این مشكل به سادگی انجام نمیگیرد ولی بهرحال بایستی راهی برای آن یافت. برای رفع این مشكل مثلاً میتوان تحولی در نظام ارتقای رتبة علمی اساتید ایجاد نمود و میزان حقوق را بر اساس معیارهای عادلانهای (نظیر میزان آشنایی با تكنولوژیهای روز دنیا) تنظیم نمود، یا میتوان به دورههای مشترك با دانشگاههای خارجی روی آورد و در آن قالب از اساتید خارجی و یا ایرانیان مقیم خارج بهره برد. راه حل دیگر آن است كه به موسسات خصوصی و یا نهادهای دولتی خاص اجازه داده شود كه خارج از چارچوب رایج آموزش عالی كشور، دورههایی آموزشی را ترتیب دهند تا هم از پتانسیل و امكانات آنها در راستای سیاست "جهش آموزش بیوتكنولوژی" استفاده گردد و هم این موسسات بتوانند با تكیه بر بودجههای خود و خارج از محدودیتهای آموزش رسمی كشور از اساتید مقیم خارج استفاده كنند. 2-2-1-2- ایجاد دورههای مشترك خارجی اعزام دانشجو به خارج از كشور ضمن اهمیتی كه دارد، توأم با صرف هزینههای زیاد و زمانی نسبتاً طولانی است. همچنین بهروز كردن و تقویت بنیة علمی متخصصین داخلی به ویژه در زمینه بیوتكنولوژی كه یك علم بسیار پویا بوده و به گفتة صاحبنظران میزان نوآوری در آن پنج برابر سایر تكنولوژیهاست و حجم اطلاعات آن در هر سال به دو برابر افزایش مییابد، از اهمیت خاصی برخوردار است. ایجاد دورههای مشترك خارجی، یكی از روشهای آموزشی مناسب، كمهزینه و سریعالحصول است كه میتواند در قالب ایجاد دورههای آموزش مشترك در مقاطع تحصیلات تكمیلی در داخل كشور و یا برگزاری كارگاههای آموزشی انجام شود. مزیت این دورهها آن است كه ضمن آشناشدن محققین داخلی با متخصصین برجسته و جدیدترین امكانات آزمایشگاهی، آخرین پیشرفتهای این علم و تكنولوژی را نیز به صورت نظری و عملی فرا میگیرند. لذا میتوان دورههایی مشترك ایجاد نمود كه بخشهایی در داخل و بخشهایی در خارج از كشور انجام شوند (به دلیل آشنایی با فضای تحقیقات خارجی) یا اینكه دورههایی در داخل كشور برگزار نمود و از تجارب و اساتید دانشگاه خارجی استفاده نمود (كه باعث بهبود پژوهشهای بیوتكنولوژی در كشور و انتقال تكنولوژی به كشور نیز میشود) و یا در برگزاری دورههای بینالمللی مشاركت نمود (به دلیل ایجاد ارتباط علمی با اشخاص و مراكز علمی سایر كشورها). 2-2-1-3- بهره گیری از مراكز و مؤسسات ملی پژوهشی جهت تربیت دانشجو تقویت زیرساخت آموزشی و پژوهشی مراكز و مؤسسات ملی پژوهشی از قبیل مركز ملی تحقیقات مهندسی ژنتیك و تكنولوژی زیستی، انستیتو پاستور، مؤسسه رازی، مؤسسه تحقیقات بیوتكنولوژی كشاورزی، سازمان پژوهشهای علمی - صنعتی و انستیتو بیوشیمی و بیوفیزیك دانشگاه تهران جهت تربیت دانشجویان دورههای تحصیلات تكمیلی، میتواند در كاربردی نمودن آموزش در حوزة بیوتكنولوژی مؤثر واقع شود. البته برخی از این مراكز در حال حاضر، علاوه بر فعالیتهای پژوهشی، در بخش آموزش نیروهای متخصص كشور به صورت دورههای كوتاهمدت (ضمن خدمت) و درازمدت (دورههای كارشناسی ارشد و دكتری) فعال میباشند، ولی به دلیل برخوردار نبودن این مراكز از مزایای یك مركز آموزشی مستقل، قادر به توسعه فضای آموزشی و تربیت نیروهای متخصص متناسب با توان موجود نیستند. لذا به نظر میرسد رفع موانع موجود و تقویت ساختار این مراكز و اعطای بودجه متناسب با ماهیت آنها جهت اجرای پروژههای پژوهشی، آموزشی و عمرانی، مقدمه خوبی برای حركت به سوی توسعه در بخش تربیت نیروی انسانی ماهر و متخصص باشد. 2-2-1-4- تسهیل همكاری بخشهای صنعتی در ارائة دورههای آموزشی بیوتكنولوژی در راستای سیاست جهشی آموزش و تربیت نیروی انسانی متخصص بیوتكنولوژی، بایستی از تمام پتانسیلهای كشور استفاده نمود. از جمله بخشهای صنعتی (مانند سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران) میتوانند متناسب با نیاز صنعت در تأمین بودجهها و امكانات مورد نیاز دورههای آموزشی مشاركت نمایند. این دورهها به دلیل آشنایی بیشتر حامیان آنها با نیازهای صنعت، انتظار میرود كه بیش از سایر دورههای دانشگاهی در خدمت نیازهای تولیدی و كاربردی كشور باشند. مشكلی كه در این راستا وجود دارد، تایید علمی این دورهها توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است كه هرچند امری كاملاً ضروری و بدیهی است، ولی نبایستی تبدیل به مانعی بر سر راه ارائة سریع این دورهها باشد. بهخصوص عامل زمان، عامل مهمی است كه در صدور مجوز ارائة این دورهها و همچنین صدور مجوز ارائة رشتهها و دروس جدید در دورههای دانشگاهی بایستی به آن توجه اكیدی شود. سرعت تحولات بیوتكنولوژی به حدی است كه بایستی ساختارهای مدیریت علمی كشور، بتوانند به سرعت نسبت به تقاضاهای برگزاری دورههای جدید و ارائة رشتهها و دروس جدید تصمیمگیری نمایند. 2-2-1-5- اعزام هدفمند دانشجو به خارج اعزام باید به گونهای صورت گیرد كه دانشجو در جهت رفع نیازهای داخلی و اولویتهای ملی ادامه تحصیل دهد. دانشجویان باید با هدف انجام یك تحقیق خاص كه از قبل مشخص شده و در راستای نیاز كشور است به خارج از كشور اعزام شوند؛ نه آنكه آنها را بدون هدف و بدون كنترل روانه كشورهای خارجی كنیم. در حال حاضر حدود 2000 نفر دانشجوی ایرانی در خارج كشور تحصیل میكنند، اما بسیاری از آنان در گرایشهای مورد نیاز كشور تحقیق نمیكنند. پیشنهاد میشود كه در مقطع دكترا اولویتها و نیازمندیهای كشور را به شكل پروژههای تحقیقاتی تعریف كنیم و دانشجویان را برای انجام این پروژهها ترغیب نماییم. یك الگوی مناسب: در كوبا، روش اعزام دانشجو بدین گونه است كه ابتدا بررسی میكنند برای تولید یك تكنولوژی چه مراحلی لازم است. مثلاً برای یك تكنولوژی خاص، 12 مرحله، از مهندسی ژنتیك تا بسته بندیكردن و فرستادن محصول به بازار لازم است. هر كدام از این مراحل را به یك دانش قابل كسب در كشوری خاص تبدیل میكنند و دانشجویان خبره را انتخاب نموده و به اساتیدی كه در كشور مربوطه در زمینه آن دانش خاص صاحبنظر و خبره هستند، معرفی میكنند. تمام زمینههای دیگر را آماده كرده و دانشجو را به آنجا اعزام میكنند. مأموریت دانشجو هم این است كه آن دانش خاص را خوب اخذ كند. همة این دانشجویان در واقع حلقههای یك زنجیرند. در طول چهارسالی كه دانشجویان خارج هستند، آنها را تغذیه روحی و فكری میكنند، ارز میدهند تا با فراغ كامل مطالعه كنند و در داخل كشور هم آزمایشگاههای مورد نیاز آنها را آماده میكنند. پس از اتمام تحصیلات، دانشجویان به كشورشان بازمیگردند و بر روی پروژة مشخصی كه برای آنان در نطر گرفته شده، تحقیق میكنند تا فرآیند موردنظر تكمیل گردد. 2-2-1-6- تقویت مراكز آموزشی و پذیرش آگاهانة دانشجو در داخل كشور بسیاری از دانشگاههای برگزاركننده دورههای تحصیلات تكمیلی بیوتكنولوژی، از نظر كیفیت علمی (اساتید و امكانات آزمایشگاهی) در وضع مطلوبی قرار ندارند. همچنین از نظر اولویتبندی رشتهها و كاربردی بودن پایاننامهها (بهخصوص برای دانشجویان بورسیة خارج) الگوی برنامهریزی شده و هدفمندی در دسترس نیست. در این راستا توجه به موارد زیر در استراتژی ملی بیوتكنولوژی كشور ضروری است: توسعة موزون و متناسب با نیازهای ملی در جذب دانشجویان مقاطع كارشناسی ارشد و دكتری در رشتههای وابسته به بیوتكنولوژی از جمله بیوتكنولوژی كشاورزی (كه در حال حاضر در دانشگاههای تهران، صنعتی اصفهان، تربیت مدرس، فردوسی مشهد و بوعلی همدان دایر میباشد)، بیوتكنولوژی پزشكی (كه درحال حاضر در دانشكده پزشكی دانشگاه تربیت مدرس دایر میباشد) و بیوتكنولوژی صنعتی (كه درحال حاضر در دانشگاههای صنعتی شریف، امیركبیر، علم و صنعت و تربیت مدرس دایر میباشد) به نحوی متضمن توان تخصصی كشور در این زمینه محسوب میشود. اما توسعة منطقی و متناسب با نیازهای داخلی در این گرایشها ضروری است. به عنوان نمونه در حال حاضر، كمیت و كیفیت دورههای آموزشی بیوتكنولوژی در زمینه پزشكی و داروسازی در حد قابل قبول نیست. 2-2-1-7- تربیت تكنسین ماهر در حال حاضر، عدم وجود تكنسینهای ماهر و آموزشدیده (نیروهایی در سطح لیسانس) در كنار پژوهشگران و دانشمندان مراكز پژوهشی، آموزشی و صنعتی كشور (غالباً در سطوح فوق لیسانس و دكتری)، منجر به اشتغال نیروهای پژوهشگر و خلاق در فعالیتهایی شده است كه وظیفة تكنسینها میباشد. این باعث هدر رفتن فرصتهای فكری و مطالعاتی پژوهشگران شده و عملاً حیطه فعالیتهای فكری آنها را محدود ساخته است. هنوز دورههای آموزشی بیوتكنولوژی در مقطع كارشناسی (لیسانس) در كشور وجود ندارد. راهاندازی دورههای مستقل و یا حداقل تربیت دانشجو با گرایش بیوتكنولوژی در رشته لیسانس (زیستشناسی) میتواند به حل این مشكل كمك كند. 2-3- توسعة كمی و كیفی پژوهش 2-3-1- تعیین اولویتهای پژوهشی كشور یكی از دلایل عدم رشد بیوتكنولوژی در كشور، هدفدار نبودن تحقیقات است. بنابراین علاوه بر حمایتهای مالی و معنوی از بخش پژوهش، هدفمندی و اولویتبندی متناسب با شرایط كشور نیز باید مورد توجه قرار گیرد تا پژوهش بتوانند انتظارات كشور در بخش تولید و صنعت را برآورده سازد. در هدفمند ساختن پروژههای تحقیقی كشور، نقش دولت قابل توجه است كه میتواند در قالب موارد زیر باشد: 1- اولویتهای پژوهشی كشور با توجه به نیازها و توانمندیهای موجود تعریف شوند. 2- برای پروژههای تحقیقاتی خاص و اولویتدار، شرایط ویژهای از قبیل معافیتهای مالیاتی، گمركی، وامهای ویژه و غیره در نظر گرفته شود كه ایجاد انگیزه نماید. 3- وزارتخانهها مجاب شوند محصولاتی را كه حجم واردات آن از مقدار مشخصی بالاتر است و تكنولوژی آن جزو اولویتهای مشخصشده است، در فاصلة زمانی معینی در داخل تولید كنند. (این موضوع موجب میشود كه وزارتخانههای مربوطه مجبور به پیگیری ارتباط با دانشگاهها و یا مراكز تحقیقاتی شوند و برای رفع مشكل خود از متخصصین كمك بگیرند. ضمن اینكه محققین نیز با نیازهای آنها آشنا شده و پروژههای تحقیقی خود را در آن مسیر تعریف مینمایند). 4- آموزش، به خصوص اعزام دانشجویان به خارج از كشور بایستی بر مبنای اولویتهای پژوهشی كشور باشد. 2-3-2-افزایش سهم پژوهش از تولید ناخالص ملی یكی از محدودیتهای توسعة بیوتكنولوژی كه مشكل مشترك رشتههای مختلف علمی كشور نیز میباشد، ناچیز بودن سهم پژوهش از تولید ناخالص ملی است. طبق آمار رسمی، سهم پژوهش در ایران كمتر از نیم درصد از تولید ناخالص ملی است، در حالی كه در كشورهای درحالتوسعه، سهم پژوهش از تولید ناخالص ملی دو درصد و در كشورهای توسعهیافته بین دو تا چهار درصد میباشد. البته در برنامة توسعة سوم پیشبینی شده است كه این مقدار به یك و نیم درصد از تولید ناخالص ملی افزایش یابد. هرچند این میزان نیز اندك است، اما پیگیری موضوع برای دستیابی به این حد نیز، جان تازهای به تحقیقات كشور خواهد بخشید. در كنار تعیین سهم پژوهش از تولید ناخالص ملی، بایستی سهم پژوهش بیوتكنولوژی از كل پژوهش را نیز مشخص نمود تا بدینترتیب جایگاه مطلوب بیوتكنولوژی بر همگان روشن شود. 2-3-3- حمایت از پژوهشگران حمایت از پژوهشگران و ایجاد انگیزه در آنها، یكی از راهكارهای بهبود روند فعلی پژوهش در كشور است. محققینی كه در حوزة HighTech فعالیت میكنند، باید فارغ از هرگونه دغدغهای باشند. مشكلات رفاهی، مالی و غیره، انرژی آنها را در زمینههای غیرضروری، مصرف و در واقع تلف میكند. بنابراین حمایت از محققین به منزلة حمایت از تحقیق است. رئوس این حمایتها به شرح زیر است: 1- تدوین قوانین ویژه جهت اعزام محققین بیوتكنولوژی به سمینارها و دورههای علمی خارجی و فرصتهای مطالعاتی. 2- ایجاد قوانین خاص در زمینة استخدام و حقوق مالی متخصصین تكنولوژیهای برتر. (توضیح اینكه، استخدام دولتی در این تكنولوژیها نیز به تبع سایر موارد ممنوع است و هیچ اولویتی برای تأمین نیروی انسانی در این حوزه در نظر گرفته نشده است، حال آنكه این تكنولوژیها به شدت وابسته به متخصص هستند). 3- ایجاد شرایط رفاهی متناسب با شأن اجتماعی آنها از قبیل بیمه، مسكن و غیره. 2-4- سایر ابعاد توسعة علمی علاوه بر رویكردهایی كه مختص دو بخش آموزش و پژوهش عنوان شد، رویكردهای زیر در جهت توسعة علمی بیوتكنولوژی كشور ارائه میگردد. این رویكردها هم در توسعة بخش آموزش و هم بخش پژوهش موثر هستند. 2-4-1- تاكید بر همكاریهای منطقهای و بینالمللی همكاریهای منطقهای و بینالمللی در سطح دولتها میتواند انتقال دانش و تكنولوژیهای نو را تسریع كند. خصوصاً در شرایط فعلی كه سهم تحقیق از درآمد ناخالص ملی بسیار ناچیز است و انجام تحقیقات كاملاً بنیادی ضرورت تام ندارد، انتقال دستاوردهای پژوهشی سایر كشورها به عنوان مادة خام تكنولوژی و سازگار نمودن آن در كشور میتواند در توسعه تكنولوژی، موثر واقع شود. وجود اتحاد كشورهای آمریكای شمالی (NAFTA)، كشورهای آسیای جنوبی شرقی (آسهآن) و یا اتحادیه همكاریهای اقتصادی كشورهای اروپایی و مراكز تحقیقاتی در اروپا، همهوهمه بر اهمیت همكاریهای بینالمللی به عنوان یك نیاز امروز، صحه میگذارند. مراكز مشترك علمی به عنوان یكی از راههای ورود به عرصههای بینالمللی و بالابردن توان علمی كشورها محسوب میگردند. پیمانهای علمی منطقهای و بینالمللی نیز نقش بارزی در این عرصه دارند. امروزه بدون همكاریهای جهانی، امكان حضور و مشاركت در تولیدات و بازار جهانی بیوتكنولوژی وجود ندارد. از دیگر ویژگیهای عضویت در مراكز علمی و پژوهشی منطقهای یا بینالمللی، برخورداری از امكانات و توان علمی و اقتصادی كشورهای عضو در راستای ارتقای علمی كشور و رفع موانع بینالمللی و دسترسی به اطلاعات و مواد مورد نیاز برای تحقیق است. 2-4-1-1- ایجاد و یا حضور در مراكز علمی منطقهای و بینالمللی ایجاد و یا حضور فعال در مراكز و مؤسسات منطقهای و بینالمللی یكی از روشهای كسب تكنولوژی، امكانات و نیروی انسانی برجسته است؛ زیرا این موضوع زمینهای برای انتقال تكنولوژی و بومیكردن آن محسوب میشود. این مراكز كه عموماً با بودجة نهادها و سازمانهای بینالمللی فعالیت میكنند، علاوه بر اینكه بار مالی چندانی بر كشور تحمیل نمینمایند، امكان تحقیقات مدرن و سطح بالا و بعضاً پرهزینه را نیز فراهم میسازند. تجربة سایر كشورها در این زمینه نیز موفقیتآمیز بوده است. مثلاً مؤسسة بینالمللی تحقیقات برنج (IRRI) كه با هزینة شركتهای بزرگ چندملیتی در فیلیپین اداره میشود، بزرگترین مركز تحقیقات برنج (از جمله كاربرد بیوتكنولوژی در اصلاح برنج) است. مركز تحقیقات بینالمللی كشاورزی در مناطق خشك (ICARDA) كه ابتدا قرار بود در ایران تأسیس گردد و بنا به دلایلی به سوریه انتقال یافت، هماكنون یكی از فعالترین مراكز در این زمینه است. این مراكز علاوه بر فعالیتهای پژوهشی، با ایجاد دورههای آموزشی كوتاهمدت در امر آموزش و بازآموزی متخصصین نقشی اساسی در توسعة آموزش ایفا مینمایند. ضمن اینكه امكان انجام پروژههای تحقیقاتی مشترك با متخصصین برجستة سایر كشورها نیز فراهم میگردد كه باعث كسب تجربیاتی گرانبها برای نیروهای داخلی خواهد شد. بنابراین حتی اگر امكان احداث چنین مراكزی در داخل كشور نیز وجود نداشته باشد، بسط و تقویت همكاری و حضور در مراكزی از این دست بسیار مفید خواهد بود. 2-4-1-2- جذب دانشمندان كشورهای خارجی یا حداقل كشورهای اسلامی كمبود نیروهای متخصص در بیوتكنولوژی از معضلات اصلی ایران است و نبود بودجه و فضای مناسب و عدم تأمین مالی و معنوی پژوهشگران نیز این مشكل را تشدید كرده است. باید توجه داشت كه در حال حاضر، تعداد متخصصین موجود در امر بیوتكنولوژی در كشور تقریباً 20 درصد تعداد مورد نیاز میباشد و تأمین 80 درصد كمبود با تكیه بر امكانات اقتصادی و علمی ایران به راحتی امكانپذیر نیست. لذا بهرهگیری از نیروهای متخصص و پژوهشگر از دیگر نقاط جهان به ویژه كشورهای اسلامی و یا متحدین سیاسی امری است كه باید به آن توجه داشت. باید اذعان داشت كه بدون استفاده از امكانات جهانی، تبدیل شدن به مهرهای مطرح در جهان، آرزویی دست نیافتنی است. البته برای رسیدن به این هدف، مسئولان كشور باید به فكر رفع مشكلات و قوانین كاری كشور و ایجاد محیطی مناسب برای این حركت باشند. یكی از راههای توفیق، ایجاد یك مركز تحقیقاتی مشترك با كشورهای عضو سازمان كنفرانس اسلامی یا كشورهایی مثل روسیه، كوبا، آلمان، فرانسه و هندوستان است. اعمال سیاست باز و ارائه امكانات علمی مساوی و بهرهمند ساختن آنان از قوانین كار و امور اجتماعی، موجب ترغیب دانشمندان كشورهای دیگر برای مهاجرت به كشور میشود. اعطای بودجههای تحقیقاتی ویژه به این گونه دانشمندان هم باعث جذب آنان میشود. با این سیاست، علاوه بر تأمین نیروی انسانی، تجهیزات فیزیكی و امكانات دیگر نیز در خدمت سیاستهای كشور در میآید. بعد از جذب این نیروها، تسهیل در امر فعالیت آنها و ایجاد فضای مناسبی برای رشد و ارائه تفكرات علمی آنها از عوامل كامیابی در این زمینه است. 2-4-2- ایجاد قطبهای علمی-صنعتی در مناطق خاصی (مستعد) از كشور بیوتكنولوژی از جمله علومی است كه به امكانات تحقیقاتی نسبتاً زیادی نیاز دارد (البته در مجموع این تكنولوژی جزو تكنولوژیهای مغزبر و نه سرمایهبر محسوب میشود). لذا همانند سایر كشورها از جمله كانادا، ژاپن، كوبا، كره جنوبی، هند و غیره كه تجربیات موفقیتآمیزی در این زمینه دارند، در ایران نیز باید به سمت ایجاد قطبهای علمی-صنعتی حركت نمود كه مراكز مرجع آموزشی، پژوهشی و صنعتی در كنار یكدیگر در این مناطق فعالیت نموده و بعنوان مكمل یكدیگر عمل كنند تا اتصال حلقههای زنجیره تولید بهم متصل شوند. بنابراین در زمینة بیوتكنولوژی میبایست با توجه به پتانسیلهای موجود در برخی مناطق كشور، حداقل در چند دانشگاه معتبر، امكانات مناسبی فراهم نمود به طوریكه آن دانشگاهها محور آموزش و تحقیقات دانشگاهی در زمینة بیوتكنولوژی باشند. 2-4-3- ایجاد آزمایشگاههای ملی جمعآوری تجهیزات موردنیاز و گران قیمت در یك مكان مناسب و ارائه خدمات از این طریق به كل كشور، گام مهمی در پیشبرد اهداف برنامة ملی بیوتكنولوژی میباشد. ایجاد چنین آزمایشگاههایی در سازمانهای دولتی، كمك شایانی به تحقیقات و یا امور مربوط به تولید مینماید. با این كار، صرفهجویی زیادی در خرید دستگاههای گران قیمت مورد نیاز صورت میگیرد و از سوی دیگر استفادة بهینه از دستگاههای موجود ممكن میگردد. خاطر نشان میشود كه شبكه آزمایشگاههای ملی بیوتكنولوژی (شامتك بیوتكنولوژی) در قالب طرح تأسیس شبكه آزمایشگاههای ملی تحقیقات كشور تحقیقات كشور (شامتك) از چند سال پیش توسط شورای پژوهشهای علمی كشور آغاز شده است، ولی به نتایج موردنظر دست نیافته است. 2-5- تدوین قوانین متناسب با ماهیت زیستفناوری متاسفانه عدم برخورداری كشور از قوانین مناسب در حوزه بیوتكنولوژی، سبب گشته تا انگیزه ورود به این عرصه نوین و امكان سرمایهگذاری در آن محدود گردد. فناوریهای نوین و هایتك (HighTech) دارای خصوصیاتی هستند كه با برخی قوانین معمول در هر كشور سازگار نیستند و قوانین، مقررات و ساختارهای خاص خود را میطلبند. بهعنوان مثال كشور مالزی در 5 سال گذشته 2800 صفحه مقررات جدید در مورد تكنولوژیهای برتر(HighTech) وضع كردهاست. بیوتكنولوژی نیز از این امر مستثنی نبوده و به انجام برخی اصلاحات در قوانین كشور به شرح زیر نیاز دارد: 2-5-1- قوانین مالكیت فكری امروزه در بسیاری از كشورها، روابط دوجانبه یا چندجانبه میان دولت و صنعت یا صنعت و دانشگاه مبتنی بر وجود سیستمهای ثبت اختراعات و اكتشافات است. وضع قوانین حفظ مالكیت فكری میتواند حافظ سرمایه و منافع مبتكرین و مخترعین باشد و نقش موثری در تولید دانش و نتیجتاً فرایند نوآوری صنعتی دركشور داشته باشد. این نقیصهای است كه هنوز رفع آن مورد اهتمام سیاستگذاران و قانونگذاران كشور واقع نگشته است. وجود این سیستم در بخش فناوری زیستی از آن جنبه اهمیت دارد كه بر خلاف سایر تكنولوژیها كه غالباً فرآورده نهایی مورد ثبت قرار میگیرد، در فناوریزیستی حتی فرایندها و دستاوردهای میانی تحقیق نیز قابلیت ثبت دارند و این ضرورتی است كه توجه بیشتری را میطلبد. پیشنهاد مشخص در این زمینه آن است كه تا قبل از تدوین قانون حمایت از حقوق مبتكرین، مخترعین و سرمایهگذاران حوزه زیستفناوری، ساختار اداره ثبت مالكیت صنعتی به نحوی تحول یابد كه ضامن معتبری در ثبت، حمایت و حفظ حقوق مترتب بر خلق دانش، فرایند یا تولید هر نوع فرآورده بیولوژیك یا هر نوع تجهیزات سختافزاری و نرمافزاری مرتبط با این حوزه نوین محسوب گردیده و از اعتبار بین المللی در ثبت Patent و حقوق و امتیازات فكری برخوردار شود. متاسفانه در حال حاضر، اداره ثبت مالكیتهای صنعتی كه عملاً وظیفه فوق را عهدهدار میباشد، از توان كافی برای انجام چنین امری بهرهمند نبوده و ثبت هر نوع فرایند و فرآورده توسط این اداره، الزاماً به مفهوم "حق محفوظ" نیست. 2-5-2- اصلاح قوانین گمركی (كاهش زمان ترخیص كالا و تعرفههای گمركی) زمان زیاد ترخیص كالا (تجهیزات، مواد بیولوژیك فاسدشدنی)، فقدان امكانات لازم برای نگهداری مواد بیولوژیك در شرایط خاص و میزان بالای تعرفههای گمركی از مهمترین مشكلات گمركی كشور میباشد كه موانع بسیاری را برای مراكز و موسسات پژوهشی و تولیدی ایجاد كرده است. به عنوان مثال، در موارد متعددی مشاهده شده است مواد بیولوژیك به علت فقدان اولترافریزر و یا بیتوجهی مامورین گمركی به شرایط نگهداری ماده موردنظر از بین رفتهاند و علاوه بر صدمات فراوان مادی، باعث اتلاف زمان و تاخیر در انجام پروژهها شدهاند. هعمچنین بعد از طرح یكسانسازی تعرفههای گمركی گاه پیش میآید كه عوارض گمركی به چند برابر قیمت دستگاه میرسد. معافیت از پرداخت عوارض گمركی و مالیات برای واحدهای آموزشی، پژوهشی و تولیدی فعال در زمینه بیوتكنولوژی به طور غیرمستقیم موجب تشویق و سرمایهگذاری در حوزه فناوریزیستی خواهد شد. 2-5-2-1- ایجاد مناطق ویژه گمركی، راه حل سریع شاید ایجاد مناطق ویژه گمركی برای واردات و یا صادرات محصولات بیولوژیك كه به امكانات خاص مجهز باشند، راهحل مناسبی برای رفع معضلات موجود باشد. در این صورت، فرایند ورود و خروج این قبیل مواد تسهیل میشود، مشكلات گمركی موجود جهت ترخیص كالا (تجهیزات و مواد بیولوژیك فاسدشدنی) حل خواهند شد و همچنین راهحلی برای كنترل و نظارت بر نقل و انتقال آنها و اعمال بخشی از قوانین زیستایمنی میباشد. 2-5-3- قوانین زیستایمنی در بكارگیری بیوتكنولوژی، رعایت جوانب احتیاط و ارزیابی خطرات احتمالی از ضروریات است. اصل اولیه در ایمنیزیستی نیز حفاظت است. هدف از حفاظت، كاهش یا حذف زیانهای احتمالی یا عوامل زیانبار و ناخواسته از محیطزیست است. استفاده از بیوتكنولوژی بدون در نظر گرفتن قوانین ایمنیزیستی، عملی نسنجیده و خام است. ایمنیزیستی به سیاستها و روشهای اتخاذ شده در كاربرد بیخطر بیوتكنولوژی، برای سلامت جامعه و محیطزیست اطلاق میشود. در واقع ایجاد سازوكارهای ایمنیزیستی بهمعنی رعایت اصل احتیاط است و نه امتناع. بنابراین اطمینان از كامل بودن قوانین ایمنیزیستی، پذیرش اجتماعی را سرعت میدهد و توسعة بیشتر این فناوری را ممكن میسازد. علاوه بر این، وجود قوانین ایمنیزیستی برای تسهیل انتقال تكنولوژی از خارج به داخل كشور نیز ضروری است، زیرا بسیاری از شركتها و مؤسسههای بینالمللی، محصولات تولیدشده از طریق فناوریزیستی را بدون وجود قوانین ملی ایمنیزیستی به آسانی در اختیار سایر كشورها قرار نمیدهند. ایجاد یك كمیتة ملی ایمنیزیستی برای اتخاذ سیاستها و روشهایی كه استفاده از بیوتكنولوژی را كنترل نماید، از ملزومات كشور است. این سیاستها و روشها باید هم پژوهشهای داخلی و هم واردات محصولات مربوط به بیوتكنولوژی را در برگیرد. كمیتة مذكور با همكاری سایر سازمانها و نهادهای مرتبط با بیوتكنولوژی، قادر به انجام این وظیفة مهم است. در حال حاضر كمیتة ملی ایمنیزیستی كشور، بنا به دستور رئیسجمهور (13/5/1379) در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری متشكل از متخصصین و نمایندگان چندین وزارتخانه و سازمان در حال تدوین قانون ملی ایمنیزیستی و تهیه دستورالعملهای مربوطه است. البته این كار انتقاد برخی از نهادهای كشور را به دنبال داشته است مبنی بر آنكه ارگان مجری فعالیتهای بیوتكنولوژی (وزارت علوم، تحقیقات و فناوری) نمیتواند ناظر بر اجرای مقررات ایمنی زیستی باشد. همچنین سازمان حفاظت از محیط زیست با این كمیته مخالف است. با توجه به ارتباط تنگاتنگ بیوتكنولوژی و زیستایمنی به نظر میرسد این كمیته میتواند بهعنوان یكی از كمیتههای فرعی نهاد سیاستگذار بیوتكنولوژی در نظر گرفته شود. بههرحال تقویت این كمیته از نظر اجرایی و تركیب اعضا، بهخصوص انتقال آن به جایگاه دیگری كه خاصیت فرابخشی داشته باشد، میتواند نیازهای كشور را در این زمینه برطرف سازد. 2-5-4- تدوین قوانین زیستمحیطی خاص برای بیوتكنولوژی یكی از موانعی كه بر سر راه توسعة بیوتكنولوژی در كشور وجود دارد، عدم وجود یك طبقهبندی خاص برای این صنعت از دیدگاه زیستمحیطی است. بر اساس دستهبندی سازمان حفاظت محیطزیست، صنایع بیوتكنولوژی در زمره صنایع شیمیایی (آلاینده) قرار میگیرند و تمامی محدودیتهایی كه برای این صنایع وجود دارد، مشمول صنایع بیوتكنولوژی نیز میگردد. یكی از این قوانین، ممنوعیت ایجاد چنین مؤسساتی در شعاع 120 كیلومتری تهران است. به عنوان مثال، چند شركت اصلی فعال بیوتكنولوژی كشور اكنون با سازمان محیطزیست مشكل دارند و در آستانه تعطیلی قرار گرفتهاند. سازمان محیطزیست مدعی است كه این شركتها به دلیل ایجاد آلودگی باید به خارج از شهر تهران (بیش از 120 كیلومتری) منتقل شوند. اما آیا به این موضوع اندیشیدهایم كه چنین مؤسساتی حتماً باید توسط اعضای هیأت علمی دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی پشتیبانی گردند و اگر این شركتها را مشمول قانون مذكور بدانیم، در حقیقت آنها را از دسترسی به متخصصین، محروم كردهایم. بسیاری از متخصصین این شركتها در مراكز و مؤسسات دولتی شاغل هستند و در این صورت قادر به همكاری با شركتهای مذكور نخواهند شد. این مسأله باعث بروز مشكلاتی برای برخی از شركتهای بیوتكنولوژی شده است. فرآوردههای بیوتكنولوژی بهخصوص بیوتكنولوژی نوین, از درجة آلایندگی بسیار پایینی برخوردار هستند و حتی در بسیاری از موارد به كمك حفظ محیطزیست آمدهاند. اگر منصفانه قضاوت شود، آلودگی یك آزمایشگاه تشخیص طبی به مراتب بیشتر از شركتهای بیوتكنولوژی است. راه حل پیشنهادی: برای توسعه بیوتكنولوژی و ایجاد انگیزه جهت سرمایهگذاری در تولید فراوردههای بیولوژیك لازم است تا قوانین و طبقهبندی ویژهای برای ایجاد مراكز و شركتهای بیوتكنولوژی تدوین گردد و از زمره صنایع آلایندة شیمیایی جدا شوند. همچنین میتوان این گونه مؤسسات را مشمول قوانین و دستورالعملهای خاصی برای از بینبردن پسابها و پسماندهای زیستی نمود. سازمان محیطزیست نیز بهعنوان متولی این امر بر حسن اجرای این قوانین نظارت نماید. كشورهای پیشرفتة صنعتی نیز جداكردن صنایع بیوتكنولوژی از صنایع شیمیایی را از مدتها قبل مدنظر قرار دادهاند. گواه اینكه مركز بیوتكنولوژی اتریش (Biocenter) كه یك قطب صنعتی بیوتكنولوژی در اتریش بهشمار میرود، در مركز شهر وین و در جوار دانشگاه این شهر بنا شده است. در كالیفرنیا نیز حدود 350 شركت بیوتكنولوژی فعالیت مینمایند؛ در بسیاری از موارد، این شركتها درون-آپارتمانی هستند كه طبقه بالای آن محل زندگی صاحب شركت و یا كاركنان آن میباشد و هیچ مشكلی هم ندارند. 2-5-5- قوانین حمایت از توسعه صنایع بیوتكنولوژی و بخش خصوصی پیشرفت و توسعة بیوتكنولوژی در گرو تقویت و فعالیت صحیح بخش خصوصی میباشد. با توجه به آنكه شرایط اقتصادی ایران به گونهای است كه بخش خصوصی بیشتر تمایل به سرمایهگذاری در زمینه امور خدماتی و زودبازده دارد، تنظیم قوانینی جهت تشویق سرمایهگذاری در زمینة بیوتكنولوژی اجتنابناپذیر میباشد. در این زمینه میتوان به موارد نمونه زیر اشاره نمود: 1- اعطای وامهای كمبهره به محققین و سرمایهگذاران در زمینة بیوتكنولوژی. 2- اعطای معافیتهای مالیاتی به شركتهایی كه در زمینة زیستفناوری فعالیت میكنند و یا نوپا هستند، یا محصولاتی استراتژیك تولید میكنند و یا اینكه عملكرد صادراتی موفقی داشتهاند. 3- تنظیم قوانین تجارت در جهت حمایت معقول (و نه بیبرنامه) از تولیدات داخلی به عنوان مثال: 3-1- حذف هرگونه ارز دولتی و یارانههای ارزی برای برخی از ارگانها در خرید محصولات دارویی مبتنی بر بیوتكنولوژی و سایر محصولات پزشكی مبتنی بر فناوری ژن. 3-2- اعمال تعرفههای گمركی هدفمند. 3-3- قانون مجازات مدیران دولتی كه بدون دلیل موجه خرید محصولات خارجی را به داخلی ترجیح دهند. 3-4- قوانین جلوگیری از دامپینگ شركتهای خارجی و جلوگیری از فعالیت باندهای مافیایی در زمینه واردات وسایل، مواد مصرفی، دارو و سایر فراوردههای بیوتكنولوژی. 4- قوانین حمایت از مراكز رشد (انكوباتورها) و پاركهای علمی و فناوری در زمینه بیوتكنولوژی. 5- اصلاح قوانین ارتقای علمی اعضای هیات علمی دانشگاهها و مراكز علمی، به گونهای كه فعالیتهای تحقیقاتی صنعتی نیز موجب ارتقای علمی آنها گردد. 2-5-6- قوانین مربوط به استخدام دانشمندان خارجی با توجه به تجارب كشورهایی نظیر كرة جنوبی، جذب دانشمندان مقیم خارج كه با دانش فنی و تكنولوژیهای پیشرفته در زمینة بیوتكنولوژی آشنایی دارند، میتواند تا حد زیادی در پیشبرد اهداف برنامة ملی بیوتكنولوژی موثر باشد. چرا كه در این گونه علوم و تكنولوژیها، سرمایههای انسانی از مهمترین منابع مورد نیاز می باشند و نقش مهمی را در توسعه این فناوری به خود اختصاص میدهند. همچنین یكی از موثرترین راههای انتقال تكنولوژی كه منجر به انتقال دانش میگردد و روش ارزانی نیز میباشد، همین استخدام كارشناسان خارجی است. 2-6- حلقههای مفقودة نظام ملی زیستفناوری چنانچه قبلاً اشاره شد، اجزای نظام ملی زیستفناوری فراتر از بخشهایی است كه در فصل گذشته بیان شد. البته تشریح كامل این اجزا و سازمانها و مراكز مختلف مورد نیاز، در استراتژی ملی انجام خواهد گرفت، ولی برخی حلقههای مفقوده در زنجیرة نوآوری و نظام تحقیق و تولید محصولات بیوتكنولوژی وجود دارد كه توجه خاصی را میطلبد و هم از جهت رویكردهای مورد تاكید در استراتژی ملی بیوتكنولوژی و هم از جهت تصمیمات فوریتی كه بایستی قبل از تصویب نهایی استراتژی ملی بیوتكنولوژی توسط تصمیمگیران كلان كشور اتخاذ گردد، در این طرح آنها را مورد بررسی قرار داد: 2-6-1- تعیین مراكز تدوین استاندارد و مراكز تأیید و كنترل كیفی یكی از مهمترین موانع توسعة صنعتی بیوتكنولوژی در كشور، فقدان سیستمی برای تایید كیفیت محصولات تولیدی است. این امر بخصوص با توجه به ارتباط زیاد كیفیت محصولات بیوتكنولوژی با سلامت و بهداشت جامعه و مسائل زیستمحیطی، از جمله اقدامات ضروری در كشور میباشد. جایگاه این مساله تا آنجا است كه حتی باندهای مافیایی تجارت محصولات دارویی و امثال آن در دنیا، از این حربه برای حذف رقبا استفاده میكنند و سعی میكنند با تنظیم استانداردهای پیچیده به نفع خود، محصولات رقبا را دارای مشكلات بهداشتی و زیستمحیطی نشان دهند. لذا در كشور ما نیز همین نقطه ضعف میتواند بهانهای برای گرایش به خریدهای خارجی باشد. هم مراكز تدوینكنندة استاندارد و هم مراكز تایید كیفی (certificate) كه بر اساس استانداردهای تدوینشده به تایید كیفیت محصولات میپردازند و گواهیهای لازم را صادر مینمایند، بایستی اولاً مراكزی بیطرف و ثانیاً مراكزی كاملاً علمی باشند. وابسته بودن این مراكز به دولت نباید به گونهای باشد كه وزارتخانههایی كه خود در خرید محصولات بیوتكنولوژی دخیل هستند، در تدوین استاندارد و تایید كیفی آنها نیز دخیل باشند؛ این معارض با "اصل بیطرفی" است كه لازمة فعالیت سالم این مراكز است. از طرف دیگر تغییر مدیریت این مراكز نباید به گونهای باشد كه ضعفها و اشتباهات مدیران قبلی فراموش شده و قابل پیگیری نباشد. به عنوان یك پیشنهاد، به نظر میرسد اگر نهادهایی علمی متولی این امور شوند و مدیران آنها، اعتبار و سابقة علمی خود را در گرو دقت عملكرد خود در این مراكز ببینند، كمتر شاهد ناكارایی و عدم احساس مسئولیت این مراكز خواهیم بود. البته منظور از واگذاری این مراكز به افراد علمی، واگذاری به دانشمندان همان رشتة خاص (مثلاً در اینجا بیوتكنولوژی) نیست و در تركیب این مراكز بایستی متخصصان رشتههای مختلف، بهخصوص كسانی كه با واقعیات صنعتی و كاربردی كشور نیز آشنایی كامل داشته باشند وجود داشته باشند. هماكنون مرجعی برای تایید كاشت و مصرف محصولات دستورزی شده كشاورزی وجود ندارد و هیچگونه نظارتی نیز بر سلامت و كیفیت واردات این قبیل محصولات صورت نمیگیرد. در زمینة محصولات دارویی نیز آزمایشگاه رفرانس وزارت بهداشت، مرجع تایید كیفیت و سلامت است كه دارای ضعفهایی میباشد. از جمله شرط اخذ تاییدیه FDA آمریكا برای تولیدكنندگان كشور، امر بسیار مشكلی است كه بایستی برای آن فكر عاجلی شود. 2-6-2- شهركها و پاركهای علمی، تحقیقاتی یا فناوری و مراكز رشد هرچند ایجاد رابطه بین صنعت و دانشگاه، از دردهای كهنه و حلنشدة كشور است، ولی در حوزههای نوینی مانند بیوتكنولوژی این مساله اهمیتی دوچندان مییابد؛ چراكه فاصلة تحقیق تا تجاریسازی در این حوزهها بایستی بسیار كوتاه باشد. به همین خاطر است كه در آمریكا بیش از 90 درصد كمپانیهای تولیدكننده فراوردههای زیستی با دانشگاهها مرتبط هستند و تنها در سال 1998، تعداد 364 كمپانی جدید بر پایه فعالیتهای تحقیقاتی دانشگاهها بنا نهاده شدهاند كه نتیجه آن 5/33 میلیارد دلار فعالیت اقتصادی و ایجاد 280000 شغل جدید بوده است. حتی رشد تولید در كمپانیهایی كه با دانشگاه در ارتباط هستند، تقریباً 60 درصد بیش از كمپانیهای مشابهی است كه از چنین ارتباطی محروم هستند. در راستای تقویت این روند در كشور، راهحلهای مختلفی قابل طرح میباشد كه از آن جمله به "رفع موانع كار شركتهای صنعتی در محدودههای شهری نزدیك دانشگاهها" و "ارتقای علمی اساتید دانشگاهها بر مبنای كار تحقیقاتی در صنعت" اشاره شد. راهحل اصولی دیگری كه در این راستا وجود دارد، ایجاد شهركها و پاركهای علمی و فناوری و مراكز رشد، بهخصوص در نزدیكی دانشگاهها است. این شهركها و مراكز، باعث تحرك بخشیدن به پژوهش هدفمند دانشگاهی و انتقال نتایج آن به بخشهای تولید صنعتی میگردد. 2-6-3- مناطق آزاد و یا مناطق ویژة فناوری زیستی بسیاری از مشكلات قانونی مطرح شده در بخشهای قبل، حتی درصورتیكه عزم قاطع و عاجل برای حل آنها در بین تصمیمگیران كشور به وجود آید، یكشبه قابل حل نخواهند بود و نیاز به زمان كافی برای تصویب قوانین جدید در سطح ملی وجود دارد. لذا بایستی در كوتاهمدت از شرایط استثنایی كه مناطق ویژه یا مناطق آزاد میتوانند ایجاد نمایند، بهره برد. از جمله در جهت رفع مشكلات گمركی، رفع مشكلات همكاری با كارشناسان خارجی، رفع محدودیتهای ناشی از قوانین زیستمحیطی، اعمال معافیتهای مالیاتی و غیره میتوان از این مناطق استفاده نمود. 2-6-4- مراكز اطلاعرسانی و بازاریابی اهمیت بازاریابی برای شركتها و مؤسسات، كمتر از حمایت از تحقیقات نیست. برای این امر دولت باید تسهیلاتی را برای بازاریابی محصولات داخلی در خارج از كشور پیشبینی كند تا سرمایهگذار خصوصی مطمئن شود كه فرآوردة او به سرعت به بازار منتقل میشود. نكتة مهم در بازاریابی، دسترسی به اطلاعات روز بازار است كه در این زمینه مسئولین وزارت امور خارجه و سفارتخانهها نیز بایستی همچون سایر كشورها فعال گردند. به طور كلی وجود مراكز اطلاعرسانی كه علاوه بر اطلاعات بازار، اطلاعات فنی (توانمندیهای موجود از نظر تجهیزات و متخصصان) و اطلاعات مربوط به قوانین، تسهیلات مالی، مالیاتی، بیمهای و غیره را نیز در اختیار تولیدكنندگان قرار دهند، تاثیر بسیار زیادی در احساس امنیت سرمایهگذاران برای سرمایهگذاری در كشور خواهد داشت. فقدان مراكز اطلاعرسانی، همچنین موجب پراكندهكاری و موازیكاری زیاد در بخشهای تحقیقاتی بیوتكنولوژی كشور شده است. همچنین عدم آگاهی از امكانات و تجهیزات موجود در سایر مراكز پژوهشی، منجر به بیمصرف ماندن آنها و خرید مجدد توسط سایر مراكز شده است. 2-6-5- مراكز انتقال تكنولوژی همانطور كه اشاره شد، بیوتكنولوژی یك علم بسیار پویا بوده و به گفتة صاحبنظران میزان نوآوری در آن پنج برابر سایر تكنولوژیهاست و حجم اطلاعات آن در هر سال به دو برابر افزایش مییابد. بهخصوص برای كشورهایی مانند كشور ما كه نه از نظر بودجة تحقیقات و نه از نظر ساختارهای هدایتكنندة تحقیقات و سرمایهگذاری ریسكپذیر كه در خدمت تجاریسازی سریع یافتههای تحقیقاتی باشد، در وضعیت مطلوبی قرار نداریم؛ استفاده از فرصتهای بوجود آمده در قالب روشهای مؤثر و ارزان انتقال تكنولوژی دارای اهمیت مضاعف میباشد. در این زمینه مراكزی بایستی وجود داشته باشند كه از نظر دسترسی به اطلاعات دارندگان تكنولوژی و تسهیل فرایند انتقال تكنولوژی فعالیت نمایند. خاطر نشان میشود كه كشورهایی نظیر كوبا، كرهجنوبی و ژاپن نیز در شروع فعالیتهای بیوتكنولوژی خود از انتقال تكنولوژی بهعنوان یك راه میانبر و سریع استفاده نمودند و اكنون سهم قابلملاحظهای از بازار جهانی بیوتكنولوژی را در اختیار دارند. 2-6-6- مراكز فرهنگسازی و ایجاد پذیرش عمومی دولت میبایست از طریق فرهنگسازی به اشاعه تكنولوژیهای نوین در جامعه و از جمله بیوتكنولوژی بپردازد و تمهیدات لازم را برای پذیرش همگانی این حوزه علمی فراهم سازد. علم و تكنولوژی مبتنی بر آن، باید بخشی از فرهنگ جامعه تلقی گردد یا حداقل باید به عنوان یك جریان فرهنگی و نه ضدفرهنگی به رسمیت شناخته شود. این نیز مستلزم ظهور فضای منطقپذیر و افزایش توان تحملپذیری جامعه و نگرش واقعگرایانه به مقوله علم و توسعه علمی و تكنولوژیكی است. هر گونه تحول تاثیرگذار و همهجانبه در شئونات اجتماعی یك ملت، نخست باید به صورت خواست همگانی درآید و تكاپوی همگانی را در رسیدن به آن، بهعنوان پشتوانه داشته باشد. آشناسازی مردم و مسئولین با مزایای بیوتكنولوژی و بیان اهمیت آن از طریق رسانههای گروهی و خصوصاً در صدا و سیما، كمك موثری به پیشرفت این شاخه علمی خواهد داشت. بسیاری از كشورهای جهان امروزه به مقوله فرهنگسازی و ایجاد پذیرش عمومی توجه ویژه دارند. بهعنوان مثال، میتوان به اعلام سال بیوتكنولوژی در كشور كرهجنوبی و تبلیغات وسیع این كشور و یا فعالیتهای بسیار گسترده ژاپن در این زمینه اشاره نمود. وجود برخی جریانها و گروهها در اروپا و بعضاً در آمریكا كه بدلایل عمدتاً سیاسی و اقتصادی سعی دارند جنبههای منفی و مخاطرات احتمالی این فناوری را بدون توجه به مزایای فراوان آن بیان كنند (تا با ایجاد رعب و وحشت در میان مردم، مانع توسعه این فناوری در سایر كشورها و بخصوص كشورهای جهان سوم شوند)، ضرورت موضوع اطلاعرسانی و فرهنگسازی عمومی را صدچندان مینماید. متاسفانه برخی از افراد در داخل كشور نیز گاهی به طرح این مسایل و مخاطرات دور از ذهن میپردازند كه این موضوع میتواند برای كشور خطرناك باشد. 2-6-7- مراكز داوری و دادگاههای تكنولوژی همانطور كه ذكر شد، مراكز تایید كیفی بایستی حتیالامكان مراكزی علمی و بیطرف باشند تا از تضییع حقوق تولیدكنندگان و مصرفكنندگان جلوگیری شود. این نكته در مورد مراكز داوری دیگر همچون مراكز ثبت امتیاز و حفاظت از حقوق مالكیت فكری نیز صادق است. همچنین ارگانهای مراقبت از محیط زیست و اصول ایمنی زیستی نیز نبایستی به محدودكنندة فعالیتهای سالم بیوتكنولوژی تبدیل شوند. در تمام این موارد، علاوه بر طراحی دقیق ساختار مراكز فوق، به دادگاهها و مراكز تخصصی حلاختلاف نیز نیاز خواهد بود. با توجه به مبناهای تخصصی و پیچیدة فناوری زیستی، رسیدگی به دعاوی و حل اختلافات مربوط به این فناوری و تشخیص تخلفات و جرایم این حیطه از قبیل حقوق مالكیت فكری و مخاطرات بهداشتی و زیستمحیطی، در دادگاههای عمومی امكانپذیر نیست. لذا ارگانی باید وجود داشته باشد كه رسیدگی به تخلفات صادرات، واردات، دعاوی مربوط به ثبت امتیاز و مالكیت معنوی، تخلفات ایمنی زیستی و موارد مشابه را پیگیری نماید. لذا پیشنهاد میشود، دادگاههای ویژه تكنولوژی در سیستم قضایی كشور ایجاد شوند یا اینكه دادگاههایی خاص با همكاری مراكز داوری علمی و بیطرف ایجاد گردند. در این دادگاهها بایستی مواردی كه محصولی در داخل تولید میشود و دارای استاندارهای مطلوب است، ولی مدیری نسبت به خرید آن از خارج اقدام كرده است، نیز رسیدگی شود. همچنین مواردی كه برخی افراد به ظاهر دانشمند، ادعای تولید یك محصول در كشور را بكنند، ولی پس از مدتی معلوم گردد كه ادعایی كذب بوده است، دقیقاً بررسی شده و متخلفان بازخواست گردند. رسیدگی به وضعیت مدیرانی كه سالها بودجههای پژوهشی كشور را بدون برنامهریزی صحیح به هدر دهند نیز در این دادگاهها قابل انجام خواهد بود. 2-6-8- بهرهگیری از توان نهادهای غیردولتی (NGOها) در خصوص توسعه زیستفناوری انجمنهای علمی و كانونهای تفكر، طیف وسیعی از متخصصین و صاحبنظران درگیر در علم و فناوری را در اختیار دارند كه كموبیش در امور مربوط به آموزش?، پژوهش، سیاستگذاری، برنامهریزی و غیره دخیل هستند. این اندیشمندان كه بهصورت داوطلبانه و خودجوش با انجمنهای علمی همكاری مینمایند، از پتانسیلهای بالایی در توسعة تكنولوژی از جمله بیوتكنولوژی برخوردار هستند. بهرهگیری از این ظرفیتها بهعنوان كانونهای تفكر، دروازههای جدیدی را در خصوص اشاعه و همگانی كردن علم و فناوری بر كشور خواهد گشود. تجربیات كشورهای توسعهیافته نشان میدهد كه حتی میتوان بخشهایی از امور از قبیل برنامهریزی، داوری، نظارت، تأیید و … را نیز به این انجمنها واگذار نمود؛ ضمن اینكه بهدلیل فرابخشی بودن و عدم وابستگی به نهادهای دولتی میتوانند بیطرفترین مشاوران مسئولین كشور باشند و به مثابه چشمهای نامرئی آنها عمل نمایند. البته سپردن چنین مسئولیتهایی به انجمنهای علمی، منوط به این نكته است كه انجمنهای مذكور بتوانند از حداكثر پتانسیلهای متخصصین مربوطه استفاده نمایند و از جثهای قابل قبول در مسایل علمی و تخصصی و مقبولیت عمومی برخوردار باشند، بهویژه از اصل بیطرفی خود تخطی ننمایند. هماكنون در مقولة بیوتكنولوژی، چندین انجمن فعال از قبیل انجمن بیوتكنولوژی، انجمن ژنتیك، انجمن زیستشناسی مشغول فعالیت هستند كه فرصتهای مناسبی در جهت توسعة زیستفناوری بهشمار میروند. لذا اركان دولت میبایست ضمن حمایت بیشتر و تقویت فعالیتهای انجمنهای علمی و مراكز فكری، شرایطی را فراهم آورند كه آنها را به سمت انجام رسالتهای واقعی و گسترده نمودن حیطه فعالیتها سوق دهند. از سوی دیگر، اعضای انجمنها نیز باید تلاش نمایند كه برنامهریزی لازم در جهت تاثیرگذاری بر تصمیمسازیهای ملی را بهعمل آورند. 2-7- تصمیمات ضروری و فوریتی در قالب طرح پیشنهادی حاضر در این بخش قرار بود كه علاوه بر بیان رویكردهای مورد تاكید در استراتژی ملی بیوتكنولوژی، موارد ضروری و فوری كه لازم است سریعتر راجع به آن در سطح كلان كشور تصمیمگیری شود و شایسته نیست به پس از تصویب نهایی استراتژی ملی وانهاده شود نیز روشن گردند. به نظر میرسد عناوین زیر، كه از میان موارد اشاره شده در بخشهای قبلی این فصل استخراج شدهاند، از این دسته باشند و لازم است تصمیمگیران كشور سریعتر راجع به آنها تصمیمگیری كنند. این موارد غالباً مواردی هستند كه مورد تایید اجماع متخصصان و صاحبنظران میباشند و دلیلی برای به تاخیر انداختن اجرای آنها وجود ندارد: 1- تبیین نظام مدیریت توسعه بیوتكنولوژی در ایران با تاكید بر تفكیك نهادهای سیاستگذار، مجری و ناظر و تعیین وظایف و مسئولیتهای هر یك از آنها 2- تدوین استراتژی ملی بیوتكنولوژی با نگرش به توانمندیها، نیازها و اولویتهای كشور 3- ساماندهی مدیریت منابع در بیوتكنولوژی اعم از نیروی انسانی، بودجه و تجهیزات 4- تعیین جایگاه بیوتكنولوژی در برنامهها و سیاستهای كلان دولت و در نظرگرفتن میزان اعتبارات مشخص برای توسعه بیوتكنولوژی در برنامههای توسعه پنجساله و بودجههای سالانه 5- اجرای سیاست جهش كمی و كیفی در تربیت نیروی انسانی متخصص بیوتكنولوژی 6- حمایت از توسعه كمی و كیفی پژوهش بهعنوان یكی از مهمترین عوامل توسعه تكنولوژی در ابعاد مختلف (مالی، قانونی و معنوی) 7- ایجاد و یا اصلاح زیرساختهای موردنیاز از قبیل تدوین استانداردهای ملی و تعیین مراكز و مراجع رسمی ارزیابی و تایید كیفی محصولات مرتبط با بیوتكنولوژی، ایمنی زیستی، حقوق مالكیت فكری مترتب بر فرآوردههای بیولوژیك، تدوین و یا اصلاح قوانین و ساختارهای حمایتی و تشویقی برای توسعه صنایع بیوتكنولوژی و بخش خصوصی در كشور، معافیتهای مالیاتی و امور گمركی 8- تعیین مناطق خاصی از كشور بهعنوان قطبهای علمی-صنعتی زیستفناوری و ایجاد مراكز مرجع آموزشی، پژوهشی و تولیدی در این مناطق 9- ایجاد شهركهای صنعتی و پاركهای فناوری (علمی- تحقیقاتی) و مراكز رشد بیوتكنولوژی در قطبهای علمی-صنعتی نام نویسنده :مهدي رهايي منبع :ITAN
__________________
همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد. در صورت مشاهده هرگونه پست توهین آمیز و خلاف قوانین سایت با کلیک روی این آیکن موضوع را به مدیران ارشد اطلاع دهید .هر کس به طریقی دل ما می شکند..... .....میروم از رفتنم دلشاد باش..... لطفا از زدن هر گونه مطالب تکراری جدا خودداری فرمایید تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز
|
|
|
|
| 3 کاربر از CASSIATORA برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#8 |
|
مدير بخش كشاورزي
![]() |
گروه بیوتكنولوژی شبكه تحلیلگران تكنولوژی ایران، در راستای بررسی مشكلات شركتهای خصوصی بیوتكنولوژی گیاهی در كشور، گفتگو با مدیران این شركتها را در جریان كار خود قرار داده است. در این راستا مهندس داداشی، كارشناس كشت بافت گیاهی و عضو هیئت مدیره شركت سبزگلان تهران، ضمن مطالعة موردی شركت مذكور به بیان مهمترین مشكلات مبتلا به شركتهای بیوتكنولوژی پرداخته است:
دغدغه فروش محصولات تولیدشده، بزرگترین مشكل شركتها شركت سبزگلان تهران تاكنون عمده فعالیتهای خود را بر تهیة نهالهای موز حاصل از ریزازدیادی متمركز كرده است؛ بهطوریكه علاوه بر بهینه كردن شرایط كشت، تاكنون دههزار اصله نهال موز در شركت تولید شده كه تنها تعداد محدودی از آنها جهت استفاده در گلخانههای كشور به فروش رفته است. لذا به علت عدم وجود بازار فروش، ادامة روند تولید متوقف گردیده است و پایهها در درون شیشه فقط زنده نگه داشته شدهاند تا در صورت دریافت تقاضای خرید، چرخة تولید دوباره شروع شود. ضمن اینكه برخی از پایهها به گلخانه منتقل شدهاند تا مدركی دال بر تولید نهالهای موز در این شركت باشند. علیرغم ایجاد دانش فنی تولید انبوه نهالهای كشت بافتی موز، فروش نهالهای مذكور بزرگترین دغدغه شركت سبزگلان است، بهگونهایكه حتی سرمایهگذاران شركت نیز انگیزة لازم را برای ادامة كار از دست دادهاند و چه بسا در آینده، این شركت در معرض تعطیلی قرار گیرد. تاكنون حدود 40 میلیون تومان برای تجهیز و تأمین امكانات اولیه شركت هزینه شده است، اما عملاً عایدی چندانی در بر نداشته است. دركنار تولید نهال موز، تحقیقاتی نیز درخصوص تهیة نشاءهای كشت بافتی اركیده و آنتریوم انجام گرفته و امكان تولید انبوه این دو گیاه نیز در شركت احراز شده است؛ اما به دلیل عدم بازاریابی، در فرآیند تولید انبوه قرار نگرفتهاند. بنابر گفتة یكی از متخصصان گل و گیاه كشور، اركیدة میلتونیا در آمریكا و اروپا به صورت گلدانی و با قیمتی در حدود 20 دلار به فروش میرسد، اما برای این گیاه ارزشمند نیز بازاری در كشور نیافتیم. البته اخیراً به سفارش یكی از تولیدكنندگان مهم اركیده ایران تعداد محدودی تولید میشود. با توجه به موارد مذكور، به نظر میرسد در كنار پشتیبانی مالی از این قبیل شركتها، بازاریابی محصولات و ایجاد ارتباط تولیدكنندگان و مصرفكنندگان محصولات كشت بافتی، مهمترین نیاز شركتهای مذكور است كه دولت در این خصوص میتواند نقش مهمی ایفا نماید. اگر قرار است بیوتكنولوژی در كشور توسعه یابد، بدون حمایتهای دولت در فراهم كردن بسترهای لازم امكانپذیر نیست.
__________________
همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد. در صورت مشاهده هرگونه پست توهین آمیز و خلاف قوانین سایت با کلیک روی این آیکن موضوع را به مدیران ارشد اطلاع دهید .هر کس به طریقی دل ما می شکند..... .....میروم از رفتنم دلشاد باش..... لطفا از زدن هر گونه مطالب تکراری جدا خودداری فرمایید تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز
|
|
|
|
| 3 کاربر از CASSIATORA برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#9 |
|
مدير بخش كشاورزي
![]() |
پیش از این مطلبی با عنوان "آشنایی با بیوتكنولوژی دریایی" در شبكه منتشر گردید. در متن حاضر نیز بازار جهانی این حوزه از بیوتكنولوژی مورد بررسی قرار گرفته است: بیوتكنولوژی دریایی، زمینة نسبتاً جدیدی است كه به كشف و استفاده از فرآوردهها و فرآیندهای برگرفته از موجودات دریایی اختصاص دارد. اقیانوسها و دریاها بیش از سهچهارم سطح زمین و موجودات دریایی، بخش اعظمی از تنوع بیولوژیكی آن را تشكیل میدهند. این تنوع، منبع تركیبات منحصربهفردی است كه دارای پتانسیلهای صنعتی در زمینههایی همچون تولید مواد دارویی، آرایشی، افزودنیهای غذایی، كاوشگرهای مولكولی، آنزیمها، مواد شیمیایی ظریف ( Fine Chemical) و مواد شیمیایی مورد استفاده در كشاورزی است. هر گروه از فرآوردههای فوق، بازاری بالقوه به ارزش چند میلیارد دلار دارند. در واقع، هزاران تركیب شیمیایی منحصربهفرد كه تاكنون شناسایی و از منابع دریایی استحصال شده است، تنها به بخش كوچكی از تنوع بیولوژیكی و شیمیایی دریاها تعلق دارد و اقیانوسها هنوز سرشار از تركیبات با ارزشی هستند كه در آینده كشف خواهند شد. بر اساس گزارشی كه شركت ارتباطات تجاری (Business Communications Company, Inc) منتشر كرده است، بازار جهانی فرآوردهها و فرآیندهای حاصل از بیوتكنولوژی دریایی در سال 2002، بیش از 4/2 میلیارد دلار برآورده شده است كه نسبت به سال 2001، حدود 4/9 درصد رشد داشته است. 804 میلیون دلار از این رقم، یعنی 33درصد از كل بازار جهانی، به آمریكا اختصاص دارد و حدود 6/1 میلیارد دلار، متعلق به كشورهای دیگر است. انتظار بر این است كه بازار جهانی فرآوردههای بیوتكنولوژی دریایی، به غیر از آمریكا، تا سال 2007، رشد سریعتری معادل 4/6 درصد داشته باشد. این رشد تا قبل از سال 2002، معادل 7/4 درصد بوده است. بنابراین پیشبینی میشود كه بازار جهانی فرآوردهها و فرآیندهای بیوتكنولوژی دریایی، تا سال 2007 به بیش از 3 میلیارد دلار برسد. جدول و نمودار زير،بازار جهاني بيوتكنواوژي دريايي را تا سال 2007 نشان مي دهد: جدول 1- بازار جهانی بیوتكنولوژی دریایی (میلیون دلار) تحلیل: با توجه به آمار و ارقام فوق و وجود حدود 3 هزار كیلومتر مرز آبی و چندین دریاچه در ایران، بهنظر میآید كه بیوتكنولوژی دریایی میتواند زمینة مناسبی جهت سرمایهگذاری و كسب درآمد برای كشور باشد؛ بسیاری از موجودات مفید دریایی از جمله جلبكها، ماهیها و میكروارگانیسمها در آبهای ساحلی ایران به وفور یافت میشوند كه میتوان به عنوان منابع درآمدزا به آنها نگاه كرد. اما علیرغم وجود این پتانسیل مناسب، در ایران سرمایهگذاری ناچیزی در این زمینه صورت گرفته است؛ اگر چه مراكزی مانند مؤسسه تحقیقات شیلات ایران، مؤسسه تحقیقات بیوتكنولوژی خلیج فارس و برخی از دانشگاهها (بهطور پراكنده) در این زمینه مشغول به فعالیت هستند، ولی حجم این فعالیتها در مقایسه با پتانسیل اقتصادی زیادی كه در دریا وجود دارد، بسیار ناچیز است. عدم توجه به بیوتكنولوژی دریایی، در سند ملی زیستفناوری ایران نیز مشاهده میشود؛ بهگونهای كه در این سند، نامی از بیوتكنولوژی دریایی، بهعنوان یكی از شاخههای بیوتكنولوژی، برده نشده است و این مسئله یكی از ایراداتی است كه بر سند مذكور وارد است. ایران، در زمینة نیروی انسانی در حوزة بیوتكنولوژی دریایی نیز با كمبود روبروست؛ علیرغم اینكه دانشگاههای زیادی در سراسر دنیا، دورههای آموزشی بیوتكنولوژی دریایی دارند، در حال حاضر رشتهای بهنام بیوتكنولوژی دریایی در كشور وجود ندارد. همچنین سالهاست كه در دنیا از بیوتكنولوژی دریایی در جهت تولید درآمد استفاده میشود. در حالیكه در ایران از این حیث هم به بیوتكنولوژی دریایی كمتوجهی شده است. راهكاری كه برای حل این مشكل میتواند مدنظر قرار گیرد، در ابتدای امر، تربیت نیروی انسانی متخصص و در مرحله بعد، سرمایهگذاری كافی و پژوهش هدفمند و اولویتدار است. مآخذ: 1) Anonymous. Marine Biotechnology: Creating New Value from the Sea. http://www.modares.ac.ir/elearning/m...Engineering%20 course%20II/pdf%20Doc/marine5.pdf 2) McWilliams, Andrew. 2003. C-184R Biomaterials from Marine Sources. Business Communications Company, Inc. 3) Rajan, Malika. 2003. Global Market For Marine Biotechnology Products And Processes To Cross $3 Billion By 2007. www.bccresearch.com.
__________________
همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد. در صورت مشاهده هرگونه پست توهین آمیز و خلاف قوانین سایت با کلیک روی این آیکن موضوع را به مدیران ارشد اطلاع دهید .هر کس به طریقی دل ما می شکند..... .....میروم از رفتنم دلشاد باش..... لطفا از زدن هر گونه مطالب تکراری جدا خودداری فرمایید تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز
|
|
|
|
| 2 کاربر از CASSIATORA برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#10 |
|
مدير بخش كشاورزي
![]() |
معرفی اجمالی برخی از حوزههای كمتر توجه شدة بیوتكنولوژی در كشور و ریشهیابی علل این رویكرد 1- استفاده از بیوتكنولوژی در صنعت دامپروری امروزه از روشهای مهندسی ژنتیك و بیوتكنولوژی، در صنایع پرورش دام، طیور و آبزیان به منظور اصلاح نژاد، افزایش كمی و كیفی محصول و مقابله با بیماریها بهطور گستردهای بهرهگیری میشود. ایران نیز به لحاظ دامپروری و تولید فرآوردههای دامی دارای مزایای نسبی فراوانی است؛ به طوریكه تقریباً تمام دامهای ارزشمند، در ایران قابل پرورش و نگهداری هستند. این مزیت، صنعت تولید دام و فرآوردههای آن را در كشور در زمرة صنایع پردرآمد و مهم قرار داده است. در این بین، بیوتكنولوژی با توجه به كاربردهای وسیع آن، میتواند در توسعه و ارتقای صنعت مذكور نقش بهسزایی ایفا نماید. اهمیت اقتصادی طبق آمارهای رسمی، سهم بخش كشاورزی كشور از تولید ناخالص ملی حدود 25 درصد است كه از این میزان، 45 درصد مربوط به دامپروری است. با این تفسیر، حدود 11 درصد از تولید ناخالص ملی از دامپروری تأمین میشود؛ ضمن اینكه، صنعت دامپروری بهدلیل گستردگی، از اشتغالزایی بسیار بالایی نیز برخوردار است. از لحاظ تعداد دام نیز، حدود 7 تا 8 میلیون رأس گاو و 70 تا 80 میلیون رأس گوسفند و بز در كشور وجود دارد. علاوه بر این، سالانه حدود 800 میلیون تا یك میلیارد قطعه مرغ در كشور تولید میشود. سهم تولیدات این میزان دام و طیور در كشور با احتساب فرآوردههای آنها در حدود 7 تا 8 میلیارد دلار میباشد كه رقم قابل توجهی را در مقایسه با درآمدهای نفتی تشكیل میدهد. بنابراین، حوزة دامپروری، بدون شك یكی از مهمترین بخشهای اقتصادی و قابل توجه در كشور میباشد. البته چنانچه به نقش این حوزه، در تأمین بخش عمدهای از نیازهای غذایی و پروتئینی كشور نیز اشاره شود، اهمیت استراتژیك آن در حفظ استقلال ملی نیز روشن خواهد شد. بنابراین، اگر به كمك بیوتكنولوژی و روشهای بهنژادی، بتوان بازده و بهرهوری این صنعت را افزایش داد، سود كلانی نصیب تولیدكنندگان، مصرفكنندگان و اقتصاد ملی خواهد شد. دامپزشكی و بهداشت دام نیز از دیگر حوزههای مهم بیوتكنولوژی دام، طیور و آبزیان محسوب میشود. طبق آمارهای موجود جهانی، در سال 2003 سهم بیوتكنولوژی از محصولات و خدمات بهداشت و درمان دام معادل 8/2 میلیارد دلار از مجموع 18 میلیارد دلار كل هزینههای این بخش بوده است. پیشبینی میشود این رقم در سال 2005 به 1/5 میلیارد دلار از مجموع 23 میلیارد دلار برسد كه نشاندهندة افزایش سهم بیوتكنولوژی از كل بازار مذكور است. بهطور كلی، مهمترین موارد كاربردی بیوتكنولوژی در حوزة دام، طیور و آبزیان عبارتند از: - تولید واكسنها و داروهای حیوانی - تولید كیتهای تشخیصی (برای تشخیص بیماریها، خصوصیات مهم جانوری، تشخیص پیش از تولد و غیره) - انتخاب بر اساس ماركر - بهنژادی به كمك بیوتكنولوژی - ایجاد بانكهای ژن جانوری - تولید حیوانات تراریخته - كلونینگ به نظر میرسد سه مورد نخست از موارد فوق با توجه به نیروهای انسانی، مؤسسات تحقیقاتی و تولیدی موجود كشور از امكانپذیری بیشتری برخوردار بوده و لذا میتوان توجه بیشتری به این حوزهها معطوف داشت. بهعنوان مثال، با استفاده از تكنیك انتخاب بر اساس ماركر میتوان در بدو تولد تشخیص داد كه یك دام دوقلوزا هست یا خیر. در صورت اطلاع از این موضوع، میتوان از دامهای دوقلوزا در ازدیاد نسل و از سایر دامها در تولید فرآوردههای دیگر استفاده كرد. در اینصورت، به جای تحمیل 50 میلیون گوسفند به مراتع كشور كه در نهایت منجر به تولید 30 میلیون بره شوند، میتوان با 20 میلیون گوسفند به این بازدهی دست یافت و فشار بر مراتع را تا حد زیادی كاهش داد. تأثیر بیوتكنولوژی بر مراتع كشور نیز در بندهای بعدی بررسی میشود. 2- فرآوردهها و محصولات میكروبی برخی از فرآوردههای میكروبی كه كاربردهای وسیعی در صنایع مختلف دارند، از این جهت دارای اهمیت هستند كه معمولاً از سطح دانش و فناوری پایینتری برخوردار بوده و سابقة بهرهگیری از آن به سالهای دور باز میگردد. در این خصوص، غالباً میكروبهایی از طبیعت استخراج میشوند و پس از مراحل غربالگری، بهترین آنها مورد استفاده قرار میگیرد. ضمن اینكه برای ارتقای عملكرد این میكروبها میتوان از روشهای اصلاحی نظیر جهشزایی، مهندسی ژنتیك، نوتركیبی و غیره استفاده كرد. نكتة قابل تأمل در این مورد، دستیابی به جوامع متنوع میكروبی است كه خوشبختانه از این حیث، كشور از مزیت نسبی خوبی برخوردار است؛ جداسازی باكتریهای پربازده هضمكنندة مواد نفتی از خلیج فارس و در آخرین مورد، تولید كود بیولوژیك بارور 2 از میكروارگانیسمهای بومی كشور و دهها مورد مشابه از مصادیق بارز این ادعا هستند. متأسفانه علیرغم كاربردها و مزایای بسیار، تاكنون از قابلیتهای كشور در این زمینه كمتر استفاده شده است. در ذیل به برخی از این فرآوردهها، موارد كاربرد و اهمیت آنها اشاره شده است. 2-1- بیومس میكروبی یكی از منابع اصلی تولید محصولات بیوتكنولوژی، بیومس (Biomass) میكروبی است. بیومس، در واقع به تودهای از سلولهای میكروبی اطلاق میگردد كه برای كاربردهای مختلف تكثیر میشوند. از جمله كاربردهای بارز بیومس میكروبی، میتوان به استفاده از آنها بهعنوان مخمرهای نانوایی، خوراك دام و طیور و مكملهای آن، افزودنیهای غذایی، آفتكشها و كودهای بیولوژیك اشاره نمود.اهمیت اقتصادی بر اساس پیش بینی مؤسسه Royal Dutch Shell، در نیمه اول قرن بیست و یكم، بیش از 30 درصد نیاز جهانی به سوختها و تركیبات بیولوژیك گوناگون با ارزش حدود 150 میلیارد دلار، به كمك بیومس میكروبی تولید خواهد شد. برای مثال، پیش بینی میشود تا سال 2005 میلادی بیش از 10 درصد كل آفتكشهای جهان با ارزشی معادل 4 میلیارد دلار توسط صنایع بیوتكنولوژی تولید شود. یكی از مهمترین انواع آفتكشهای بیولوژیك جهان، بیومس حاصل از نوعی باكتری موسوم به باسیلوس تورنژینسیس (Bacillus thuringiensis) است. یكی از عمدهترین موارد كاربرد بیومس میكروبی، استفاده از آنها بهعنوان غذا و افزودنیهای غذایی است. ارزش بازار جهانی طعمدهندههای غذایی در سال 2000 حدود 1/1 میلیارد دلار بوده است. اهمیت اقتصادی بیومس میكروبی تا به حدی است كه محققان كشور كوبا با استفاده از ضایعات نیشكر و تكنولوژی تخمیر، اقدام به تهیه و تولید پروتئینهای تكیاخته (SCP) نمودهاند تا كشور را از واردات خوراك دام و سویا بینیاز نمایند. لازم به ذكر است كه در حال حاضر، واردات خوراك دام و طیور و مكملهای آن به كشور بیش از یك میلیارد دلار در سال است؛ از طرفی تولید پروتئین تكیاخته یكی از راهكارهای بیوتكنولوژی برای رفع این مشكل در كشور است، ضمن اینكه مواد خام اصلی برای تولید SCP، ضایعات كشاورزی، متانول، نفت و گاز است كه در همة این موارد، كشور از مزیت بسیار مناسبی برخوردار است. متأسفانه تولید SCP در كشور تاكنون از مرحلة تحقیقات فراتر نرفته است، علیرغم اینكه سابقة شروع تحقیقات در این زمینه به پیش از انقلاب و دهة 1350 بر میگردد. 2-2- صنایع تخمیری بیوتكنولوژی صنایع تخمیری كه طیف وسیعی از حوزههای مرتبط با میكروارگانیسمها و بیوتكنولوژی را در برمیگیرند از قدیمیترین شاخههای فناوری زیستی بهشمار میآیند. الكلها، آنتیبیوتیكها، اسیدهای آلی، آنزیمها و بسیاری از تركیبات مورد استفاده در صنایع غذایی، دارویی و غیره بخشی از محصولات با ارزش تولید شده در این صنعت را تشكیل میدهند. آنزیمهایی نظیر پروتئازها، آمیلازها، لیپازها، سلولازها و غیره كه مصرف بسیار زیادی در صنایع مختلف دارند از جمله مهمترین تولیدات بیوتكنولوژی صنعتی بهشمار میروند. اهمیت اقتصادی آنزیمها كه در واقع كاتالیستهای زیستی بهدست آمده از باكتریها و قارچهای گوناگون هستند، سالانه به میزان زیادی تولید شده و بازار بسیار بزرگی از محصولات بیوتكنولوژیك را به خود اختصاص میدهند. در چند سال اخیر، ارزش بازار جهانی آنزیمهای صنعتی میكروبی كه بخش عمدة آن (بیش از 50 درصد) توسط شركت دانماركی Novo Nordisk A/S تولید و عرضه میشود، سالیانه به بیش از 8/1 میلیارد دلار رسیده است. پیشبینی میشود میزان فروش آنزیمهای صنعتی تا سال 2008 به 3 میلیارد دلار بالغ گردد. همچنین ارزش بازار جهانی آنزیمهای دارویی، سالانه به بیش از 3/2 میلیارد دلار بالغ میشود. جدول شمارة (1) آمار بازار جهانی آنزیمهای مورد استفاده در صنایع مختلف را در سالهای 1997 تا 2002 مقایسه میكند. تولید ویتامینها، اسیدهای آمینه، اسیدهای آلی و بیوپلیمرها از دیگر عرصههای سودآور بیوتكنولوژی صنعتی است. آمارها نشان میدهد در سال 1996 ارزش اسیدهای آمینه، ویتامینها و بیوپلیمرهای تولیدی دنیا بهترتیب 4/2، 2 و 5/0 میلیارد دلار بوده است. تولید اغلب آنتیبیوتیكها نیز با استفاده از روشهای تخمیری و بیوتكنولوژیك صورت میگیرد كه به سبب كاربرد بسیار گسترده در درمان عفونتها، از اهمیت و ارزش اقتصادی بالایی برخوردار هستند. در حال حاضر بیش از 160 آنتیبیوتیك مختلف توسط صنایع تخمیری بیوتكنولوژی در جهان ساخته میشوند كه ارزش كل بازار جهانی آنها بیش از 23 میلیارد دلار تخمین زده شده است. خاطر نشان میشود كه تولید اغلب این آنتیبیوتیكها نیاز به دانش فنی پیچیدهای همچون تولید واكسنها و داروهای نوتركیب ندارد و سالهاست كه در اقصینقاط جهان تولید میشوند. در سال 2002 درآمد آمریكا از تولید و فروش آنتیبیوتیكها به بیش از 97/7 میلیارد دلار رسیده است كه در میان محصولات حاصل از بیوتكنولوژی جایگاه مهمی را به خود اختصاص میدهد. 3- بیوتكنولوژی غذایی به لحاظ تعریف، بیوتكنولوژی غذایی عبارت است از: استفاده از سلولهای زنده یا بخشی از آنها، بهمنظور تولید یا اصلاح محصولات غذایی یا مواد افزودنی مورد استفاده در صنایع غذایی. برای مثال، بهكارگیری مستقیم تودة سلولی میكروارگانیسمها بهعنوان پروتئین تكیاخته، استفاده از میكروبها در تولید محصولات غذایی تخمیری نظیر ماست و پنیر و محصولات گوشتی تخمیر شده، پرورش قارچهای خوراكی، تولید سسهای متنوع، طعمدهندهها، شیرینكنندهها و افزودنیهای خوراكی، آنزیمهای مورد استفاده در صنایع غذایی، ویتامینها و اسیدهای آمینه و آلی تنها گوشهای از كاربردهای بسیار متنوع بیوتكنولوژی در صنایع غذایی هستند. استفاده از باكتریهای مفید (پروبیوتیك) كه به منظور درمان یا مقابله با بیماریهای رودهای، اصلاح جمعیت میكروبی بدن و تولید ویتامینها، به برخی از مواد غذایی مانند ماست و دیگر فرآوردههای لبنی افزوده میشوند، نیز از حوزههای بسیار جذاب بیوتكنولوژی مواد غذایی محسوب میشوند. اهمیت اقتصادی بازار جهانی صنایع مرتبط با بیوتكنولوژی غذایی به دلیل گستردگی و تنوع بسیار زیاد آن، ارقام قابل توجهی را نشان میدهد. بهعنوان مثال در سال 2003، ارزش بازار جهانی امولسیونكنندههای غذایی بیش از یك میلیارد دلار بوده است كه در این بین لیسیتین (پرمصرفترین امولسیفایر غذایی) كه یكی از فرآوردههای مهم بیوتكنولوژیك مورد استفاده در صنایع غذایی به شمار میرود، به تنهایی رقمی بیش از 250 میلیون دلار را به خود اختصاص داده است. جالب است بدانیم كه در حال حاضر، با استفاده از میكروارگانیسمها و روشهای بیوتكنولوژی، سالانه بیش از 270000 تن اسید سیتریك به ارزش حدود 4/1 میلیارد دلار در جهان تولید میشود كه بخش اعظم آن در صنایع غذایی به مصرف میرسد. در سال 1381 میزان واردات اسید سیتریك به كشور بیش از 5/6 هزار تن بوده است. همچنین بازار جهانی پروبیوتیكهای مورد استفاده در صنایع تولید مواد و افزودنیهای غذایی، ماست و فرمولاسیونهای دارویی، از ارزش بسیار بالایی برخوردار است. برای مثال، میزان فروش سالیانه ماستهای حاوی پروبیوتیك در جهان، رقمی حدود 10 میلیارد دلار را به خود اختصاص میدهد. علاوه بر این همانطوركه در جدول شمارة (1) دیده میشود، آنزیمهای مورد استفاده در صنایع غذایی انسان و دام، بیشترین سهم را از بازار آنزیمهای صنعتی به خود اختصاص دادهاند. درحال حاضر، تنها در اتحادیه اروپا ارزش محصولات تولیدی در زمینه بیوتكنولوژی غذایی (محصولات غذایی تخمیری، اسیدهای آمینه، ویتامینها و غیره) بیش از 25 میلیارد دلار برآورد شده است. 4- بیوتكنولوژی دریایی بیوتكنولوژی دریایی یكی از حوزههای در حال رشد و بكر این فناوری است كه به كمك آن، از جانداران دریایی مانند ماهی، جلبك و یا باكتریها بهطور مستقیم و غیرمستقیم برای تولید فرآوردههای ارزشمند بیولوژیك استفاده میشود. با توجه به پتانسیل بالای مناطق دریایی و تنوع عظیم موجودات آبزی، تاكنون محصولات فراوانی از آنها استحصال شده است كه از آن جمله میتوان به مواد دارویی، آنزیمها، مواد مولكولی بیولوژیك، كیتهای تشخیصی، آفتكشهای زیستی، بیوماس جهت تولید انرژی و غیره اشاره كرد. از جمله ویژگیهای محصولات و فرآوردههای دریایی، وجود تركیبات هالوژنه در آنها است، كه غالباً نمیتوان آنها را از موجودات خشكیزی بهدست آورد. علاوه بر این، میكروارگانیسمهای دریایی، منبع غنی از ژنهای متنوع هستند كه میتوان از آنها برای تولید داروها و فرآوردههای بیولوژیك جدید استفاده كرد. اهمیت اقتصادی در سال 2002، بازار جهانی فرآوردهها و فرآیندهای حاصل از بیوتكنولوژی دریایی، به بیش از 4/2 میلیارد دلار رسید كه نسبت به سال پیش از آن، 4/9 درصد رشد داشته است. انتظار بر این است كه بازار جهانی فرآوردههای بیوتكنولوژی دریایی، به غیر از كشور آمریكا، تا سال 2007، رشد سریعتری معادل 4/6 درصد داشته باشد. بنابراین پیشبینی میشود كه بازار جهانی فرآوردهها و فرآیندهای بیوتكنولوژی دریایی، تا سال 2007 به بیش از 3 میلیارد دلار برسد. درحال حاضر، دو كشور امریكا و ژاپن، پیشگامان اصلی صنعت بیوتكنولوژی دریایی جهان هستند. توسعه بیوتكنولوژی دریایی در این دو كشور، مرهون سرمایهگذاری آنها در دو دهة گذشته است؛ به عنوان مثال، در سال 1992، ایالات متحده و ژاپن به ترتیب 40 و 519 میلیون دلار در زمینة بیوتكنولوژی دریایی سرمایهگذاری كردند. جدول شمارة (2) و نمودار شمارة (1)، بازار جهانی بیوتكنولوژی دریایی را تا سال 2007 نشان میدهد. با توجه به آمار و ارقام فوق و وجود حدود 3 هزار كیلومتر مرز آبی و چندین دریاچه در ایران، بهنظر میآید كه بیوتكنولوژی دریایی میتواند زمینة مناسبی جهت سرمایهگذاری و كسب درآمد برای كشور باشد. علیرغم وجود این پتانسیل مناسب، در ایران سرمایهگذاری ناچیزی در این زمینه صورت گرفته است؛ اگر چه مراكزی مانند مؤسسه تحقیقات شیلات ایران، مؤسسه تحقیقات بیوتكنولوژی خلیج فارس و برخی از دانشگاهها (بهطور پراكنده) در این زمینه مشغول به فعالیت هستند، ولی حجم این فعالیتها در مقایسه با پتانسیل اقتصادی زیادی كه در دریا وجود دارد، بسیار ناچیز است. عدم توجه به بیوتكنولوژی دریایی، در سند ملی زیستفناوری ایران نیز مشاهده میشود؛ بهگونهای كه در این سند، نامی از بیوتكنولوژی دریایی، بهعنوان یكی از شاخههای بیوتكنولوژی، برده نشده است. ایران، در زمینة نیروی انسانی در حوزة بیوتكنولوژی دریایی نیز با كمبود روبروست؛ علیرغم اینكه دانشگاههای زیادی در سراسر دنیا، دورههای آموزشی بیوتكنولوژی دریایی دارند، در حال حاضر رشتهای بهنام بیوتكنولوژی دریایی در كشور وجود ندارد. 5- تولید متابولیتهای ثانویة گیاهی (شامل داروهای گیاهی) متابولیتهای ثانویة گیاهی تركیباتی هستند كه توسط سلولهای گیاه تولید میشوند اما غالباً به مصرف خود گیاه نمیرسند. این متابولیتها كاربردهای مختلفی در صنایع گوناگون و بهویژه پزشكی دارند. اسانسها و مواد معطر، مواد مؤثره دارویی، فرمونها، حشرهكشها، علفكشها، قارچكشها، هورمونهای گیاهی و مواد آللوپاتیك (ایجاد كننده انواع مقاومتها و یا بازدارنده رشد و نمو) از این جمله هستند. در این میان تركیبات دارویی و اسانسها دارای اهمیت ویژهای هستند. از آنجاییكه كشور ما، از تنوع گیاهی مطلوبی برخوردار است، این زمینه میتواند در بحث بیوتكنولوژی كشاورزی مورد توجه ویژه قرار گیرد. اهمیت اقتصادی قیمت متابولیتهای ثانویه معمولاً بسیار بالا است، بهطوریكه فروش محصولات دارویی مانند شیكونین (Shikonin) یا دیجیتوكسین (Digitoxin) و یا عطرهایی همچون روغن جاسمین (Jasmin) از چند دلار تا چند هزار دلار به ازای هر كیلوگرم تغییر میكند. همچنین قیمت هر گرم از داروهای ضد سرطان مانند وینبلاستین (Vinblastin)، وینكریستین (Vincristin)، آجمالیسین (Ajmalicine) و تاكسول (Taxol) به چند هزار دلار میرسد. بهعنوان مثال، تاكسول یكی از تركیبات دارویی است كه از پوست درخت سرخدار (Taxus brevifolia L.) بهدست میآید و در درمان سرطانهای سینه و تخمدان مورد استفاده قرار میگیرد. ضمن اینكه آزمایشهای متعددی برای بررسی اثر این دارو بر روی انواع سرطانها مانند سرطان خون، غدد لنفاوی، ریه، روده بزرگ، سر و گردن و غیره در دست انجام است. طبق گزارش اعلام شده از سوی سازمان هلال احمر ایران، میزان ارز تخصیص یافته برای خرید هر گرم تاكسول تا 5/2 میلیون تومان نیز رسیده است. از آنجاییكه رشد این درخت بهكندی صورت میگیرد و منابع دسترسی به این گیاه محدود بوده و در عین حال برای درمان یك بیمار سرطانی، حدود 28 كیلوگرم از پوست درخت سرخدار لازم میباشد كه این مقدار معادل پوست سه درخت یكصدساله است، لذا تولید این دارو بهروش استخراج از پوست درخت، مقرون بهصرفه نیست. به همین دلیل در حال حاضر، این متابولیت را با استفاده از روش كشت سلولی و در شرایط آزمایشگاهی تولید مینمایند. با این روش، تولید یك گرم از داروی تاكسول حدود 250 دلار هزینه دارد، در حالیكه با قیمتی حدود 2000 دلار در بازار عرضه میگردد. شایان ذكر است گونهای دیگر از این درخت با نام علمی Taxus bacata L. وجود دارد كه در جنگلهای شمال كشور دارای پراكندگی زیادی میباشد اما تاكنون ارزیابی دقیقی از لحاظ میزان تاكسول در این گونه و امكانسنجی تولید آن بهطور جدی صورت نگرفته است. به نظر میرسد، بخش اعظمی از ضعف كشور در تولید متابولیتهای ثانویه مربوط به عدم توجه كافی به بیوتكنولوژی گیاهان دارویی است، چراكه بخش اعظم متابولیتهای گیاهی را تركیبات دارویی تشكیل میدهند. در واقع بیوتكنولوژی گیاهان دارویی نیز همانند همتای دریایی خود در كشور مورد كمتوجهی شدیدی واقع شده و تعداد نیروهای متخصص فعال در این عرصه بسیار ناچیز است. بر اساس آمارهای موجود، ارزش بازار جهانی داروهای مشتق از گیاهان در سال 2002 با رشد 2/6 درصدی نسبت به سال پیش از آن، به 7/13 میلیارد دلار بالغ گردید. پیشبینی میشود این مقدار در سال 2007 به رقمی معادل 8/18 میلیارد دلار برسد. آمریكا در سال 2002 بیش از 50 درصد این بازار را به خود اختصاص داده بود. نقش بیوتكنولوژی در این بازار بسیار حایز اهمیت بوده است. جدول شمارة (3) و نمودار شمارة (2) میزان رشد و ارزش بازار این داروها را نشان میدهند. 6- كاربرد بیوتكنولوژی در بخش جنگل و مرتع سطح جنگلهای كشور بالغ بر 12 میلیون هكتار است كه از این مقدار، حدود 5/1 میلیون هكتار جنگلهای صنعتی خزری، 5/4 میلیون هكتار جنگلهای منطقه زاگرس و بقیه جنگلهای پراكندة مركزی، جنوبی و ارسباران است. جنگلها علاوه بر اینكه بهعنوان دستگاه تنفس زیستكره، از جمله اجزای بسیار حیاتی اكوسیستم بهشمار میروند، نقش مهمی در تأمین مصنوعات چوبی و كاغذی، سوخت و تعداد زیادی از مواد مورد نیاز جامعه دارند. لذا توجه بیش از پیش به تحقیقات بیوتكنولوژی در راستای احیای جنگلها و بهینهسازی روشهای استفاده از چوب، فراوری و افزایش بازده جنگلهای طبیعی و دستكاشت و بهبود كیفی آنها بهمنظور استفاده بهتر در بخش صنعت، نقش بهسزایی در رفع نیازهای كشور و حفظ عرصههای جنگلی خواهد داشت.اهمیت اقتصادی عرصههای مرتعی كشور، با سطحی بالغ بر 90 میلیون هكتار كه حدود 70 میلیون واحد دامی از آن تغذیه میكنند، اهمیت فوقالعادهای بر درآمد ناخالص ملی دارد، علوفة تولیدی بخش مرتع، بالغ بر 10 میلیون تن با ارزش ریالی بیش از 2500 میلیارد ریال است. اگر ارزش بخش مرتع در جلوگیری از فرسایش خاك و تأثیر آن در حفظ و ذخیره شدن نزولات آسمانی در خاك را نیز به این مقدار اضافه كنیم، نقش حیاتی آن در اقتصاد ملی بیشتر مشخص میشود. بنابراین، هرگونه سرمایهگذاری تحقیقاتی بیوتكنولوژی برای حفظ مراتع و افزایش بازده این بخش، در راستای منافع ملی و رسیدن به خودكفایی و رفع وابستگی است و باید از آن حمایت كرد. امروزه برای بهبود كمی و كیفی تولیدات جنگلی و مرتعی و جلوگیری از تخریب آنها از روشهای متعدد بیوتكنولوژی و مهندسی ژنتیك استفاده میكنند. در ادامه به برخی از این موارد اشاره میشود: - ریزازدیادی و تكثیر سریع گونهها در معرض خطر و یا مرغوب - مقاومسازی گیاهان مرتعی و جنگلی در برابر استرسهای محیطی (خشكی، شوری، سرما) - تولید گونههای مقاوم به آفات و بیماریها - شناخت سریع و به موقع ژنوتیپهای مرغوب و نامرغوب و انتخاب بر اساس ماركر - بهنژادی گونههای جنگلی و مرتعی از لحاظ خصوصیات كمی و كیفی - احیا و افزایش تولید گیاهان دارویی علیرغم مزیت طبیعی كشور در عرصه جنگل و مرتع، متأسفانه این عرصه از بیوتكنولوژی نیز مورد كمتوجهی قرار گرفته است؛ بهطوریكه تعداد متخصصان و آزمایشگاههای فعال در این حوزه بسیار ناچیز است و هیچ نشانی از فعالیت بخش خصوصی در زمینة بیوتكنولوژی جنگل و مرتع یافت نمیشود. 7- كاربرد بیوتكنولوژی در باغبانی استفاده از بیوتكنولوژی در باغبانی میتواند یكی از حوزههای ثروتآفرین و مهم در كشور باشد. البته نمیتوانیم ادعا كنیم كه این حوزه از بیوتكنولوژی كاملاً مورد كمتوجهی قرار گرفته است، بلكه صحیحتر آن است كه بگوییم، افراط و تفریطهایی در بهرهگیری از آن صورت پذیرفته است. گواه این ادعا نیز وجود تنوع غنی ژنتیكی گونههای باغی در كشور است كه گاه از جایگاه منحصر بفردی در سطح منطقه یا دنیا برخوردار هستند و فقط به معدودی از آنها توجه شده است. بهعنوان مثال، كشور ایران به لحاظ موقعیت تولید و تنوع ارقام محصولاتی همچون پسته، انار، خرما، فندق، گردو و غیره دارای جایگاه ممتازی در سطح دنیا است. با این وجود، تحقیقات مناسبی برای شناسایی، اصلاح و تكثیر ارقام مقاوم و پرمحصول این گیاهان انجام نشده است. لازم به ذكر است كه تنها در مورد تكثیر موز، خرما و تعداد محدودی از گیاهان زینتی با استفاده از روشهای بیوتكنولوژی (ریزازدیادی) چند شركت خصوصی فعال در كشور وجود دارند كه البته به دلایل متعدد از جمله تكمحصولی بودن این شركتها، تولید بیش از نیاز كشور و عدم خرید نهالهای تولیدی توسط مراكز مصرفكننده، این شركتها در آستانة ورشكستگی قرار دارند. حال آنكه در مورد بسیاری از گیاهان دیگر از جمله فندق، گردو و حتی مركبات علیرغم نیاز جدی كشور، تاكنون فعالیت قابلتوجهی برای انتخاب، اصلاح و تكثیر پایههای مقاوم به آفات، بیماریها و استرسهای محیطی صورت نگرفته است. اهمیت اقتصادی بر اساس آمارهای منتشر شده توسط وزارت جهادكشاورزی، در سال 1381، سطح زیركشت گیاهان باغی، محصولات جالیزی و سبزیجات (سیبزمینی، پیاز، گوجه و غیره) بهترتیب 2350، 290 و 451 هزار هكتار از كل اراضی زیركشت كشور را به خود اختصاص دادهاند، كه مجموعاً تولیدی معادل 67/30 میلیون تن محصول را شامل میشود. این مقدار حدود 52 درصد از كل تولیدات كشاورزی (گیاهی) كشور را در سال 1381 به خود اختصاص میدهد. طی این مدت، در بین محصولات باغی، انگور، سیب، پرتقال و خرما بهترتیب بیشترین سهم از كل تولیدات باغی را به خود اختصاص دادند. بهعنوان مثالی از كاربرد بیوتكنولوژی در باغبانی كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است، میتوان به مركبات اشاره كرد. سطح زیر كشت مركبات در سال 1381 حدود 251 هزار هكتار و میزان تولید آن در همین سال حدود 9/3 میلیون تن بوده است. لازم به ذكر است كه ظرفیت تولید مركبات كشور با همین سطح زیر كشت، بیش از میزان فوقالذكر است؛ اما خسارات سنگین ناشی از بیماریهای درختان مركبات، این ظرفیت را كاهش داده است. از جمله این بیماریها میتوان به جاروی جادوگر و تریستیزای مركبات اشاره نمود كه در مواردی، به معضلات منطقهای و حتی ملی تبدیل شدهاند. متأسفانه هیچ درمان قطعی برای این دو بیماری وجود ندارد و تنها راه مبارزه با آنها پیشگیری است كه در این زمینه، بیوتكنولوژی میتواند راهكارهای مناسبی ارایه دهد. تولید نهالهای عاری از بیماری (با روش ریزازدیادی)، تشخیص نهالهای آلوده و حذف آنها از نهالستانها و باغات (تولید كیتهای تشخیصی) و اصلاح پایههای مقاوم از جمله مهمترین این راهكارها هستند كه به كمك بیوتكنولوژی امكانپذیر است. تحلیل با توجه به مطالب ارایه شده، لزوم توجه و اهتمام بیش از پیش مسئولان و برنامهریزان كشور، بهویژه متولیان زیستفناوری، به جنبههای تقریباً فراموش شدة بیوتكنولوژی كاملاً احساس میشود. چراكه در اغلب موارد مذكور، كشور ما در عین برخورداری از ظرفیتهای بالای تولیدی، در زمرة واردكنندگان عمدة محصولات یاد شده قرار دارد. دلایل مختلفی برای كمتوجهی به برخی از حوزههای بیوتكنولوژی در كشور بیان میشود. اما به نظر میرسد سه دلیل عمدة این موضوع، موارد زیر باشند: 1- تدوین استراتژی، برنامهریزی و تعیین اولویتهای بیوتكنولوژی در كشور غالباً توسط تعداد معدودی از متخصصان این رشته انجام میشود كه در اكثر مجامع تصمیمگیری بیوتكنولوژی حضور دارند. لذا در این موارد، همواره دست عدة كثیری از متخصصان بیوتكنولوژی از تصمیمگیریهای ملی كوتاه میماند، ضمن اینكه كمتر از همكاری دیگر متخصصان، مانند استراتژیستها، برنامهریزان، اقتصاددانان و مدیران كارآزموده استفاده میشود. این موضوع باعث شده كه اكثر تصمیمات كلان بیوتكنولوژی كشور، توسط افراد محدود و تقریباً ثابتی اتخاذ شود كه در زمینههای خاصی دارای تخصص و تجربه هستند؛ بدیهی است در این بین هر كسی سنگ تخصص خود را به سینه میزند و آن را برجستهتر معرفی میكند. بنابراین، همیشه حوزههایی از بیوتكنولوژی كه متخصصان آن، در مجامع تصمیمگیری شركت ندارند، كمتر مورد توجه قرار گرفته و لذا در تدوین سیاستهای آموزشی، پژوهشی و تولیدی كشور، جایگاه مناسبی برای آنها منظور نمیشود. 2- به نظر میرسد، دیدگاه اغلب متخصصان و محققان به بیوتكنولوژی، دیدگاهی صرفاً علمی است تا كاربردی. تعداد محدود شركتهای تولیدكنندة محصولات بیوتكنولوژی، مؤید ضعف در بهرهگیری كاربردی از این فناوری در كشور است. در واقع تا به امروز، یكی از مهمترین اهداف بهرهگیری از بیوتكنولوژی در كشور، تولید مقاله بوده است، در حالیكه بیوتكنولوژی یك فناوری است (و نه علم) و یك فناوری با تولید محصول و رفع نیازهای انسان معنی پیدا میكند. البته طبیعی است كه از نتایج تحقیقات در حوزة فناوری، مقالههایی هم حاصل شود، اما باید توجه داشت كه تنها دستاورد این تحقیقات و هدف اصلی آن مقاله نیست. این مشكل، ریشه در فقدان ادبیات و تعاریف روشن از علم و فناوری در كشور دارد. 3- شاخصهای ارزیابی علم و فناوری هم در كشور تفكیك نشدهاند و هر دو با معیارهای مشترك سنجیده میشوند كه البته مهمترین این معیارها "تولید مقاله" است. با این توضیح، تفاوت چندانی بین یك بیولوژیست و یك بیوتكنولوژیست در كشور وجود ندارد و هر دو به دنبال تولید علم (آن هم از نوع مقاله) هستند. نكتة جالب اینكه، برخی از مؤسسات و مراكز تحقیقاتی بیوتكنولوژی برای هر مقالة چاپ شده، پاداشهای قابل توجه مالی را در نظر میگیرند تا انگیزة تولید مقاله را بالا ببرند. ضمن اینكه معمولاً مهمترین معیار ارزیابی افراد در مراكز تحقیقات فناوری كشور، تعداد مقالات چاپ شده توسط هر فرد است. این مسایل باعث شده است كه محققان بیوتكنولوژی كشور به دنبال موضوعاتی باشند كه مورد علاقة مجلات علمی خارجی است و امكان پذیرش مقالات در آن موضوعات بیشتر است. با این توضیح، میتوان پیشبینی كرد كه جهتگیری این گونه تحقیقات نیز بر اساس علاقمندی مجلات خارجی تعیین میشود و نه مزایا و نیازهای كشور. در نتیجه، بسیاری از حوزههای كاربردی بیوتكنولوژی كه از مزیتهای مناسبی در كشور برخوردار هستند، تنها به دلیل اینكه مورد توجه مجلات خاصی قرار ندارند، به دست فراموشی سپرده شده و نیازهای واقعی كشور همچنان باقی میماند. مآخذ: 1- آمارنامه كشاورزی، جلد اول: محصولات زراعی و باغی سال زراعی 81-1380، وزارت جهاد كشاورزی، معاونت برتامهریزی و اقتصادی، دفتر آمار و فناوری اطلاعات، مهر ماه 1382. 2- آهنگرزادهرضایی، محمد، توجه به پتانسیلهای اقتصادی بیوتكنولوژی بهعنوان یك فناوری استراتژیك، مجموعه مقالات دومین همایش علم و فناوری، آینده و راهبردها (اولویتهای فناوری ایران)، مركز تحقیقات استراتژیك، صفحات 181-175، 30-29 بهمن ماه 1382. 3- آهنگرزادهرضایی، محمد، بیوتكنولوژی، اولویتی برای كشورهای در حال توسعه، مجموعه مقالات دومین همایش علم و فناوری، آینده و راهبردها (اولویتهای فناوری ایران)، مركز تحقیقات استراتژیك، صفحات 190-183، 30-29 بهمن ماه 1382. 4- رهایی، مهدی، نگاهی به پتانسیل اقتصادی بیوتكنولوژی دریایی، شبكة تحلیلگران تكنولوژی ایران، تیرماه 1383، www.itanetwork.org. 5- نادریشهاب، محبتعلی، تحقیقات بیوتكنولوژی در راستای افزایش بازده جنگلها و مراتع، فصلنامه رهیافت، شماره 19، پاییز 1376. 6- عباسیان، زینب، تولید داروی ضد سرطان تاكسول به روش سمیسنتزی، پرسشنامه طرح تحقیقاتی، هسته بیوتكنیك گیاهی، شهرك علمی- تحقیقاتی اصفهان، 1382. 7- عبدی، حمیدرضا، توانمندیها و كاربردهای بیوتكنولوژی دام در كشور(دیدگاه دكتر نجاتی)، شبكة تحلیلگران تكنولوژی ایران، تیرماه 1382، www.itanetwork.org. 8- میر، محمد، اهمیت بیوتكنولوژی گیاهی و حوزههای مختلف كاربرد آن، شبكة تحلیلگران تكنولوژی ایران، شهریور 1381، www.itanetwork.org. 9. Rachmilewitz, D. et al. Toll-like receptor 9 signaling mediates the anti-inflammatory effects of probiotics in murine experimental colitis. Gastroenterology, Vol. 126: 520-528 (2004). 10. Anonymous, Industrial Enzymes: worldwide market forecast, available in the internet: www.utc.fr/ecole-doctorale/pedagogie. 11. Anonymous, Technological and Biological changes and the Future of Pest Management, Chapter 4, pp. 144-209, In: The future role of Pesticides in U.S. Agriculture, The National Academy of Sciences, National Academy Press, Washington, D.C., 2000. Online available in the internet: http://www.nap.edu.books/0309065267/...5.html#pagetop. 12. Anonymous, Biotechnology in the food chain, Research and Markets, available in the internet: www.foodqualitynews.com. 13. Rajan, M., Plant-Derived Drugs: Products, Technologies, Applications, Business Communications Company, Inc., 2003, available in the internet: www.bccresearch.com. 14. Anonymous, Probiotics, In: Annual Report 2003, VRI BioMedical limited, page 3, available in the internet: http://www.vribiomedical.com.au/VRI/...nnualrep03.pdf
__________________
همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد. در صورت مشاهده هرگونه پست توهین آمیز و خلاف قوانین سایت با کلیک روی این آیکن موضوع را به مدیران ارشد اطلاع دهید .هر کس به طریقی دل ما می شکند..... .....میروم از رفتنم دلشاد باش..... لطفا از زدن هر گونه مطالب تکراری جدا خودداری فرمایید تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز
|
|
|
|
| 2 کاربر از CASSIATORA برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
![]() |
| Bookmarks |
| کاربرانی که در حال مطالعه این موضوع هستند: 1 (0 عضو و 1 مهمان) | |
| امکانات | |
| حالات نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده | انجمن | پاسخها | آخرین ارسال |
| پتانسيل بيوتكنولوژي در افزايش بهرهوري از گياهان دارويي | CASSIATORA | گیاهان دارویی و معطر | 1 | May-29-2008 22:19 |
| دستاورد هاي عملي مهندسي ژنتيك در بيوتكنولوژي | anita | ژنتیک | 0 | Apr-24-2008 22:37 |
| بزرگترين پارك بيوتكنولوژي ايران | هیوا | زیست شناسی | 0 | Apr-08-2007 23:00 |
| پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان دارویی | torgheh | کشاورزی | 15 | Jan-03-2007 12:07 |
| بيانيه سازمان خواربار جهاني (FAO) در زمينه بيوتكنولوژي | مه کامه | کشاورزی | 1 | Dec-20-2006 13:39 |
|