شما در سایت ثبت نام نکرده اید و یا وارد نشده اید ، لطفا از اینجا ثبت نام کنید تا به تمام امکانات سایت دسترسی داشته باشید .    
  سایت علمی دانشجویان ایران

برگشت   سایت علمی دانشجویان ایران > پزشكي > روانشناسی > روانشناسي خانواده و ازدواج

تابلوی اعلانات

پاسخ
 
امکانات حالات نمایش
قدیمی 12-Oct-2009, 17:56   #1 (لینک)
Rocate
مدیر سابق تالار روانشناسی
 
آواتار Rocate
 
تاریخ عضویت: 06-Oct-2009
شهر سکونت: تهران
رشته تحصیلی: روانشناسی
ارسالها: 90
تشکر: 310
291 تشکر در 84 ارسال
دریافت کتاب: 124
اهداء کتاب: 0
Rocate is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
0/20 5/20
فعالیت امروز ارسالها
sssssss90
تعجب وقتی از سلامت جنسی حرف می زنیم از چه چیزی حرف می زنیم؟

وقتی از سلامت جنسی حرف می زنیم از چه چیزی حرف می زنیم؟


این مطلب در چند شماره قبل همشهری جوان چاپ شد ولی با سانسورهای فراوان و ناگزیر. گفتم شاید اصلش به درد بخور تر باشد.

************************************************** ********

تازه ازدواج کرده است. کلافه است. نمی داند مشکل از خودش است یا همسرش. نمی داند اصلا مشکلی دارند یا نه؟ آنها زندگی شبانه موفقی ندارند و این مسئله کم کم دارد به زندگی روزانه شان هم کشیده می شود. زن رویش نمی شود برود پیش یک متخصص که بیماری های جنسی را می شناسد، مرد غرورش اجازه نمی دهد این کار را کند. تصوراتی که هر دو نفر در مورد پشت پرده ماه عسل داشته اند دارد به هم می ریزد و هر کدام دیگری را مقصر می داند. آنها نمی دانند سلامت جنسی چه شکلی دارد و کسی هم در این مورد برایشان حرف نزده است.

به من گفته اند با 1500 کلمه در مورد چیزی حرف بزنم که توی تمام کتاب های آسیب شناسی روانی لا اقل یک فصل کامل را اشغال کرده است. به من گفته باشند یا نه ، خودم می دانم که دارم روی میدان مین راه می روم و باید با وسواس یک خنثی کننده بنویسم تا یک دفعه همه را نبرم روی هوا. این میدان مین اولین مشکل مشترک من و مخاطب من است. مخاطب من یعنی کسی که در سالم بودن خصوصی ترین جنبه زندگیش شک دارد. یک قاون نانوشته اجتماعی می گوید که رو کردن این مشکل فراگیر اما پنهان، زشت است به همین خاطر هر دو ما – من و مخاطبم- داریم در یک دور باطل چرخ می خوریم و مشکلمان روز به روز گنده تر می شود. بالاخره یک نفر باید این انگشت های احتمالی اتهام را که به سویش روانه خواهند شد تحمل کند و ایمان داشته باشد که کارش درست است. می خواهم در مورد سلامت جنسی حرف بزنم.

لایه های زندگی جنسی یک انسان زمینی

تجربه آموزشی اساتید روان شناسی و روان پزشکی، نشان داده است که یکی از بهترین مدل هایی که می تواند همه بیماری های جنسی را کنار هم جمع کند، مدل لایه های زندگی جنسی سلیگمن است. او به جای این که بیاید بیماری های پراکنده جنسی را در دو یا سه دسته طبقه بندی کند، یک کار اساسی تر کرد. او از همان اول زندگی شروع کرد. از وقتی که یک آدم پی می برد که دختر است یا پسر و اسمش را گذاشت: هویت جنسی، لایه اول. بیماری هایش را گفت و رفت به لایه های دیگر تا لایه پنجم که مربوط بود به یک آدم که با شریک جنسی اش در رختخواب مشغول است و اسمش را گذاشت " عملکرد جنسی". می خواهیم با هم در این پنج لایه ملموس زندگی مان گشتی بزنیم و ببینیم در هر لایه سالم و بیمار چه کسانی هستند.

هویت جنسی؛ بالاخره من دخترم یا پسر؟

پایه ای ترین و بدیهی ترین گزاره ها در مورد زندگی جنسی یک آدم این ها هستند." من دخترم."، " من پسرم." اگر شما این گزاره را بدون هیچ تبصره ای در مورد خودتان قبول داشته باشید خب شکر خدا در این لایه جنسی مشکلی ندارید. یعنی هویت جنسی سالمی داید. اما اگر چیزی که در ذهنتان می گذرد چیزهایی شبیه این گزاره ها بود شما از یک اختلال رنج می برید:" من پسری هستم که در کالبد یک دختر گرفتار شده ام." یا " من دختری هستم که در کالبد یک پسر گرفتار شده ام." تعجب نکنید. در ایران خودمان هم این بیماری که به اختلال هویت جنسی معروف است وجود دارد و هر از چندگاه در موردشان در روزنامه ها مطالبی چاپ می شود. اگر این افراد مذکر باشند یک بدن مردانه و یک ذهن زنانه یا بهتر بگوییم یک مغز زنانه دارند. هویت جنسی عمیق ترین لایه زندگی جنسی یک انسان است و کسانی که به این بیماری مبتلا هستند فکر و ذکرشان خلاصی از بدنی است که با مغزشان جفت و جور نیست. تحقیقات هم نشان داده است که تنها راه درمان اختلال هویت جنسی، تغییر جنسیت است. البته قبل از تغییر جنسیت این افراد را مجبور می کنند لا اقل برای چند ماه در جماعت جنس مخالف زندگی کند و به سبک زندگی آن ها رفتار کند تا بعد از عمل پشیمان نشود. یادتان باشد که احتمال خیلی کمی وجود دارد که شما به این بیماری مبتلا باشید و اگر در کودکی تان دختر بوده اید و به تفنگ و ماشین علاقه داشته اید نشانه اختلال هویت جنسی نیست.

نمونه عینی، در همین نزدیکی

" مردم ولی مغزم زن است! اگر پیغمبر هم بگوید مردی می گویم زنم! فکر می کنم پسر ها حرفم را نمی فهمند ولی دختر ها که از جنس خودم هستند حرفم را می فهمند. در خانه به تنهایی آرایش می کنم ولی قبل از آنکه کسی بیاید آن را پاک می کنم..." این جمله ها دقیقا از یک جلسه روان درمانی که در شماره 37 و 38 فصلنامه تازه های روان درمانی چاپ شده، ذکر شده است. مراجعی که مبتلا به اختلال هویت جنسی است این حرف ها را نه در مریخ که در همین ایران خودمان زده است.

جهت گیری جنسی؛ من به کدام جنس علاقه دارم؟

این یکی از بحث بر انگیز ترین لایه های زندگی جنسی مخصوصا در چند دهه گذشته بوده است. خیلی ساده این لایه در این مورد است که شما دگر جنس گرا هستید یا همجنس گرا. البته اگر بخواهیم دقیق تر و واقعی تر بگوییم یک طیق وجود دارد که در یک طرفش افرادی وجود دارند که منحصرا همجنس گرا هستند و در یک طرفش آدم هایی که فقط از جنس مخالف خوششان می آید ( البته از لحاظ جنسی). بیشتر آدم های دنیا در وسط این طیف قرار دارند. یعنی دو جنس گرا هستند و از هیچ کدام از دو جنس بدشان نمی آید.
بحث بر انگیز ترین مشکل در مورد جهت گیری جنسی، بحث سالم یا بیمار بودن همجنس گراهاست. دانشمندان آن طرف آبی به این بهانه که همجنسگراها خودشان و شریک جنسی شان به این رابطه رضایت دارند و یکی از ابعاد سلامت همین رضایت و در بقیه ابعاد هم مشکلی نیست، همجنس گراهای راضی را از لیست بیماری های روان پزشکی خط زده اند. از طرف دیگر روان شناسان فیزیولوژیکشان کشف کرده اند که هیپوتالاموس همجنسگراها یک فرق هایی با بقیه دارد و این، آن ها را از مشکل داشتن تبری داده است. آنها فقط کسانی را دارای مشکل می دانند که همجنسگرا هستند و از این جهت گیری جنسی راضی نیستند. در ایران همجنسگرایی را باید یک مشکل تلقی کرد چون که نحوه اجتماعی شدن ما جوری ست که ما به احتمال قریب به یقین، اگر همجنس گرای انحصاری هم باشیم احساس گناه می کنیم و این خودش کافی است که همجنس گرایی را در ایران یک بیماری که نیاز به درمان دارد به حساب بیاوریم.

نمونه های عینی، در همین نزدیکی

احتمالا خودتان هم چیزهایی در مورد دیدن نشانه هایی از همجنس گرایی در محیط های تک جنسیتی کشور خودمان دیده یا شنیده اید. البته مشکلی که در خوابگاه های دانشجویی، زندان ها، مدارس شبنه روزی و هرجای تک جنسیتی دیگر در ایران وجود دارد احتمالا بیشتر نمودی از دو جنس گرایی است تا همجنس گرایی. یعنی مجرد های ما بیشتر به این خاطر که فعلا به جنس مخالف دسترسی ندارند، راضی به رابطه جنسی با جنس همسان خودشان می شوند.

تمایل جنسی، میل جنسی من چگونه بیدار می شود؟

خب! شما از دو لایه پیش سالم بیرون آمده اید و به فرض مذکر بودن قبول دارید که پسر هستید و به جنس مخالفتان علاقه جنسی دارید. حالا می رسید به لایه سوم. لایه ای که خیلی از بیماری هایی که این طرف و آن طرف می شنوید در آن قرار دارند. تمایل جنسی یعنی این که انجام دادن چه کارهایی و دیدن چه چیزهایی فرد را متمایل به انجام عمل جنسی می کند. دیدن بدن جنس مخالف و انجام مقدار کمی خشونت، به عنوان پیش درامد عمل جنسی معمول و عادی است اما بعضی از افراد جورهای دیگری تحریک می شوند: فتیشیست ها یا یادگار پرست ها حتما باید چیزی مثل کفش یا لباس زیر را لمس کنند تا فیلشان یاد هندوستان کند، تماشاگران جنسی حتما باید یک صحنه جنسی را ببینند، سادیست ها حتما باید شریک جنسی شان را آزار دهند، مازوخیست ها حتما باید از طرف شریک جنسی شان مورد آزار قرار گیرند، هرزه دراهای تلفنی حتما باید با یک پیچاره از همه جا بی خبر از طریق تلفن حرف های رکیک بزند، بچه باز ها فقط با بچه ها تحریک می شوند و مالشگر ها شما را در تاکسی ها و پیاده رو ها راحت نمی گذارند. به کلمه های "فقط" و "حتما" توجه کنید. اگر کسی هم به شکل معمول و هم با یکی از این راه ها میل جنسی اش تحریک می شود، بیمار نیست.

نمونه های عینی، در همین نزدیکی

به نظر می رسد در ایران ، تماشاگری جنسی شکلی دیگر پیدا کرده است. کسانی که فقط با دیدن فیلم های برهنه می توانند به تحریک جنسی برسند، یک جورهایی از این مشکل رنج می برند. مالشگری هم متاسفانه در بعضی از افراد از یک انحراف اخلاقی فراتر رفته است و به شکل یک بیماری جنسی او را هر روز وادار می کند که در تاکسی و پیاده رو، شیطنت هایش را پیاده کند. با توجه به افزایش دوباره مزاحمت های تلفنی در ایران به نظر می رسد، بخشی از این مزاحمان همان هرزه درایان تلفنی باشند.
علاوه بر این ها، خودارضایی، عملی که در غرب به عنوان یکی از مراحل عادی رشد جنسی در نظر گرفته می شود که نوجوان ها، مطلقه ها و یائسه ها در غیاب شریک جنسی از آن استفاده می کنند، در ایران یک نوع بیماری در میل جنسی است. طولانی شدن سال هایی که نوجوان و جوان ایرانی تا رسیدن به شریک جنسی دست به خودارضایی می زند، می تواند موجب شود فرد حتی در حضور شریک جنسی تنها با خود ارضایی تحریک شود. ضمن این که احساس گناه احتمالا شدیدی که جوان ایرانی با خودارضایی دارد را نمی توان نا دیده گرفت. بد نیست بدانید خودارضایی گاهی ماهیتی کاملا غیر جنسی دارد. یعنی فرد آن را به عنوان راهی برای رفع تنش ها و اضطراب های روزمره اش به کار می برد. در این حالت اضطراب که حل شود خودارضایی هم خود به خود حل می شود.
نقش جنسی، آیا رفتارهای من زنانه است یا مردانه؟
لایه چهارم زندگی جنسی، ابراز علنی هویت جنسی است. یعنی حالا که من فهمیدم مردم یا زن چه طور این زنانگی و مردانگی را در زفتارهایم نشان می دهم. در دهه های اخیر به این خاطر که نقش های جنسیتی خیلی قاطی پاطی شده اند و ماماهای مرد و مهندس های زن تا دلتان بخواهد زیاد شده اند، متخصصان رفتار جنسی معتقدند هیچ نوع بیماری را در این لایه وجود ندارد. فقط یادتان باشد که خیلی وقت ها تمایل به کارهای مربوط به جنس مخالفتان به این لایه سطحی تر زندگی جنسی مربوط است، نه آن لایه عمیق هویت جنسی.

نمونه های عینی، در همین نزدیکی

حتما خودتان هم دیده اید که پسرهای دو ساله ماشین بازی و دختر های دو ساله عروسک بازی را ترجیح می دهند. هم پسرها و هم دخترها سه سالشان که شد ترجیح می دهند با همجنس های خودشان بازی کنند و در چهار سالگی اگر از آن ها بپرسید که چه شغلی دوست دارند معمولا شغل های مربوط به جنس خودشان را می گویند. اگر اطرافیانتان یا خودتان از این کلیشه ها پیروی نکردید نباید نگران باشید.

عملکرد جنسی، آیا من می توانم با جنس مخالفم تجربه جنسی لذت بخشی داشته باشم؟

همه مردم فکر می کنند زندگی جنسی، یعنی همان چیزی که زن و شوهر ها در رختخواب تجربه می کنند. در صورتی که همان طور که دیدید رویی ترین لایه زندگی جنسی همین عملکرد جنسی است. یعنی شما قبل از این که به این مرحله برسید باید از سلامت خودتان در چهار لایه دیگر مطمئن باشید. سلامت در عملکرد جنسی یعنی این که فرد بتواند کاری کند که هم خودش و هم همسرش از یک تجربه جنسی لذت ببرند و راضی باشند. این به شرطی است که طرف مقابل هم مشکلی نداشته باشد. عملکرد جنسی دو جنس با هم متفاوت است. مردها برای رسیدن به اوج جنسی نعوظ و انزال را تجربه می کنند. بنابراین مشکل او می تواند ناتوانی در نعوظ یا انزال های دیر رس و زودرس باشد. در زن ها شکل تحریک و رسیدن به اوج لذت جنسی یا ارگاسم متفاوت است. بیماری جنسی در زن ها طیف وسیع تری دارد. آن ها ممکن است سرد مزاج باشند یعنی این که از چندان تمایلی به انجام عمل جنسی نداشته باشند. آن ها ممکن است به همین دلیل یا دلایل دیگر، آمیزش دردناکی را تجربه کنند و یا نتوانند به اوج لذت جنسی برسند. آمیزش دردناک شایع ترین مشکل در لایه عملکرد جنسی زن هاست. مشکلی که خیلی وقت ها به مشکلات فیزیولوژیک دستگاه جنسی زن نسبت داده می شود اما ممکن است دلالیی کاملا روان شناختی داشته باشد. دلایلی مثل مشکلات عاطفی با شوهر، احساس گناه از عمل جنسی، نداشتن مهارت کافی در عملکرد جنسی و هزار دلیلی دیگر که باید در جلسه روان درمانی حل شود.
نمونه های عینی، در همین نزدیکی
50 درصد طلاق های ما به خاطر مشکل داشتن زن و شوهر ها در همین لایه زندگی جنسی است. متاسفانه ما در تمام شئون زندگیمان بین سنت و مدرنیته گیر کرده ایم. مشکل شایعی که در این زمینه در ایران وجود دارد به تخیلات جنسی مردان مجرد بر می گردد. آن ها با دیدن فیلم های پورنو، توقعات بالایی را از همسر آینده شان در ذهنشان تخیلی می کنند. توقعاتی که بعضی هایش با فرهنگ ما و بعضی هایش با مهارت های جنسی زنان کشور ما نمی خواند. همین تنش باعث می شود که زن ایرانی مضطرب و مرد ایرانی ناراضی از رختخواب بیرون باید و این زمینه مشکلات دیگر است


آریا
__________________

*اگر واقعيات با نظريات هماهنگي ندارند"واقعيات را تغيير بده* (A.E)
Rocate آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از Rocate برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
پاسخ

Bookmarks


کاربرانی که در حال مطالعه این موضوع هستند: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
امکانات
حالات نمایش

قوانین ارسال
شما نمیتوانید موضوع جدید ارسال کنید .
شما قادر به ارسال پاسخ نیستید .
شما نمیتوانید فایل ارسال کنید .
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید .

BB code فعال
Smilies فعال
[IMG] فعال
HTML غیرفعال
Trackbacks are غیرفعال
Pingbacks are غیرفعال
Refbacks are غیرفعال

مراجعه سریع


ساعت: 14:30 بوقت تهران


قدرت گرفته از vBulletin نسخه 3.8.6
کليه حق و حقوق متعلق است به سایت علمی دانشجویان ایرانAd Management by RedTyger
Powered by  MyPagerank.Net