جایگاه جغرافیا در جامعه
احتمالا تمامی کسانی که رشته تحصیلیشان جغرافیا بوده با سوالات عجیب و غریب دوستان و آشنایانی که به خیال خود می خواهد میزان دانش جغرافیای طرف رابسنجند ، رو برو شده اند .یکی از عمومی ترین این سوالات دانستن نام پایتخت یکی از کشور های ذره بینی است که حتی پیدا کردنشان در یک اطلس جهان نما می تواند به عنوان یک تحقیق در کلاس ارائه شود. اینکه نام بلند ترین رود یا بزرگ ترین دریا ، پهناور ترین قاره، پر جمعیت ترین کشور دنیا و... را به عنوان جغرافیا دانسته شود چیزی جز درک غلط جامعه از جغرافیا نیست. جغرافیا به عنوان یکی از قدیمی ترین علوم شناخته شده بشری چرا نتوانسته همپای سایر عوم پیشرفت کند. نمونه سوالات بالا که توسط افراد نا اشنا با این علم مطرح میشود امروزه به عنوان اطلاعات عمومی شناخته می شوند که دانستن آنها دیگر جنبه علمی ندارد.اما در کشور ما سیستم اموزشی طوری طراحی شده است که از ابتدا جغرافیا را با حفظ کردن این گونه اطلاعات آن هم به صورت طوطی وار و به صورت یک اسم نه بیشتر از آن معرفی می کند.متا سفانه در کشور ما این علم جز علوم انسانی به حساب می اید بدون توجه به مسلم ترین رکن جغرافیا که مشاهده و تجربه است. سیاست گذاری غلط درباره جغرافیا باعث دلزدگی دانش آموزان از این درس در مقاطع مختلف آموزشی میشود خیلی از دانش آموزان ترجیح می دهند به جای این درس به ورزش یا نقاشی بپردازند و باز هم متاسفانه در بسیاری از مدارس یک معلم هم تاریخ و هم جغرافیا و خیلی از دروس دیگر را بدون داشتن تحصیلات مرتبط آموزش می دهد.
به نظر من برای اینکه دیدگاه جامعه به جغرافیا تغییر کند ابتدا باید دیدگاه سیاست گذاران بخش آموزش کشور دیدگاه سنتی و منسوخ خود را به جغرافیا تغییر دهند ؛ باید جغرافیا از علوم انسانی به علوم تجربی منتقل شود و حتما آموزش آن به همراه بازدید و گردش علمی باشد.
از به کارگیری معلمین با تحصیلات و تخصص غیر مرتبط در زمینه آموزش جغرافیا خودداری شود.
به کارگیری GIS به عنوان مطلوب ترین روش برنامه ریزی مکانی و تحلیل های فضایی از سوی نهاد های مرتبط به صورت گسترده و ....
البته مطالب بالا می تواند به عنوان شروع یک بحث درباره جایگاه واقعی جغرافیا باشد. از تمامی دوستان خواهش می کنم نظرات خود را در این باره بیان کنند.
|