مدرسان شریف ۹۳
سایت علمی دانشجویان ایران
دانـلـود مقـالات آی اس آی 
از تـمامـی پـایـگـاه های آنـلایــن، بـه سـادگـی!
موسسه پژوهش 2 با ما
در حال نمایش 1 تا 6 از مجموع 6

تاپیک: آخرین مصاحبه با پیتر دراکر (قبل از مرگ)

  1. Top | #1

    • یـار آشــــــــــــــــنـا
    • تاریخ عضویت
      23-Jan-2008
    • پست‌ها
      262
    • سپاس
      89
    • 554 تشکر در 220 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      7
    • امتیاز
      10

    پیش فرض آخرین مصاحبه با پیتر دراکر (قبل از مرگ)

    دورانی سرشار از خردمندی با "پیتر دراکر"



    پيتر دراکر صاحبنظر شناخته شده مديريت چند هفته پيش در گذشت . در زير آخرين مصاحبه او را مي خوانيد .


    -نگریستن به دنیا از جايگاه يک فرد نود و پنج ساله چه حسی دارد؟
    + خوب، این باعث میشود احساس کنم خیلی مسن هستم. اما تغییر زیادی در اساس دیدگاه من به جهان خارج بوجود نیامده است. چهل سال پیش من ابتدا با بازرگانی شروع به کار کردم. سی سال اخیر، بدون سود و بهره کار کرده ام با این حال ، هنوز تعدادی مشتری قدیمی دارم. و بازرگانان و تجاری که همکارم بودند، اکثراً بازنشسته شده اند، بنابراین اکنون در حال کار با افراد جدیدی هستم؛ افرادی بسیار دوست داشتنی . چیز زیادی تغییر نکرده!

    - یک سؤال ساده دیگر از شما می پرسیم. با نگاهی به پرده نمایشی (صحنه فیلم) در کالیفرنیا، دولتمردی را می بینیم که لهجه ای مشابه بیان جذاب شما دارد. آیا پدیده آرنولد شواترنگر و پیشرفت او شما را حیرت زده کرده است؟
    + خوب، دولتمردی با عنوان آرنولد، یک سورپریز غافلگیر کننده هست. من هرگز با وی ملاقاتی نداشته ام اما تصور میکنم مرد بسیار توانایی است و با نیم نگاهی به گذشته او زمینه فکرش، به اندازه ای با من متفاوت است که هر کسی ممکن است باشد و تنها نقطه مشترک بین ما همین لهجه و نوع بیان است. او حتی از منطقه کاملا متفاوت در استرالیا می آید. جایی که من درست زمانی که او به دنیا آمد آنجا را ترک کردم. هفتاد و هفت سال پیش! پس دیدن یک استرالیایی دیگر برای من جذابیت خاصی ندارد.

    -شما به مدت بیش از شصت سال، در حال نوشتن آموزش و ارائه مشاوره در رابطه با مدیریت بوده اید، هم به عنوان یک متفکر و هم یک رابط اجتماع. شما مدیریت را به عنوان یکی از عظیم ترین و اساسی ترین نوآوری های اجتماعی قرن بیستم به حساب آورده اید. چرا؟ به نظر شما جامعه چه دیدی نسبت به مدیریت دارد؟
    + واژه مدیریت درسال 1911 وارد فرهنگ شد. پیش از آن شناخته شده نبود. قبل از آن زمان، همه تصور میکردند که صاحبان ملک، تجارت را راه می اندازند. کمی قبل از جنگ جهانی اول، غیر مالکان و افراد حرفه ای و کار آزموده وارد کار شدند.
    متعاقباً "مورگان" مدیریت حرفه ای را در امریکا بنیان نهاد و سپس وارد ژاپن و آلمان شد. مدیریت، یک تابع اجتماعی جدید بود که اعمال آن در جامعه ای جدید ممکن بود: جامعه سازمان ها . در حالیکه مدیریت بازرگانی اولین مدیریتی بود که ظهور کرد، ظاهراً اهمیت چندانی نداشت. در واقع مهم ترین نبود . مهمترین مدیرت ها شامل مدیریت های غیر تجاری (غیر بازرگانی) همچون بیمارستان ها، دانشگاهها و کلیساها بود. اینها جالب ترین سازمان ها بودند چرا که باید تعریف میکردند که چه منظوری از نتایج و بازده عملکرد خود دارند. شما چگونه نتایج بدست آمده از عملکرد یک کلیسای بزرگ که من با آن کار میکنم و اعضای آن از پانصد نفر به شش هزار نفر افزایش پیدا کرده را تعریف میکنید؟ نتایج و برون داد دانشگاه کلارمونت چیست؟ این مدیریت ها بسیار با اهمیت تر بودند، تعریفشان مشکل تر بود و بسیار جذاب تر بودند.

    - از زمان چاپ کتاب تأثیر گذار شما " حرفه مدیریت" که پنجاه سال پیش به چاپ رسید، شما کتاب پشت کتاب به آموزش مدیران پرداختید پیام اصلی "دراکر" به مدیران امروز قرن 21 چیست؟
    + من همیشه این سه سوال را از خود می پرسم که آیا طرف من بازرگان، کلیسا یا دانشگاه است و اینکه من آمریکایی، آلمانی و یا ژاپنی باشم فرقی نمی کند. سوال اول اینکه کار و بازرگانی شما چیست؟ هدف شما از انجام این کار چیست؟ چه چیز شما را متمایز میسازد. سوال دوم این است که شما نتایج کار را چگونه شرح می دهید و تعریف میکنید؟ و این سوال که بسیار اساسی و در عین حال مشکل است در مدیریت های غیر بازرگانی(در مقایسه با بازرگانی) بسیار مشکل تر می شود و سوال سوم اینکه مهارت های اصلی شما کدام اند؟ چه کمکی به نتایج به دست آمده از کار می کنند؟ چه ارتباطی دارند؟
    در واقع تمام قضیه همین است. تفاوت زیادی میان این قرن و قرن پیش نیست جز اینکه امروزه سازمان های بیشتری بوجود آمده و ما در قرن اخیر به جامعه سازمان ها تبدیل شده ایم. وقتی که مدیران کمیاب باشند باید روی مردم عادی حساب کرد و قاعدتا تعداد وسیعی از آنها را نیاز خواهید داشت.

    - شما از مدیریت به عنوان یک "حرفه" صحبت میکنید می خواهم بدانم منظورتان از این جمله چیست و علم مدیریت به چه گقته می شود؟ چه تفاوتی در مدیریت به عنوان یک حرفه و علم مدیریت وجود دارد؟
    + من به ندرت در مورد علم مدیریت صحبت میکنم. مدیریت یک حرفه است درست مثل پزشکی آنجا علم پزشکی و دانشمندان پزشک وجود دارند که از حرفه های پزشکی حمایت می کنند و مدیریت یک حرفه است نتایج بدست آمده از آن، در تئوری نیستند بلکه در چیزی هستند که واقعا اتفاق می افتد . علم مدیریت از مدیر حمایت می کند با فراهم کردن ابزارهای مورد نیاز برای دستیابی به نتایج مورد نظر نحوه استفاده از این ابزارها، استفاده دقیق از ابزارهای مدیریت، یک حرفه است و نه یک علم

    - بنابراین ما امروز تمامی این سازمان ها را داریم و بسیاری از مراکز تجاری به آموزش مدیران نو و رهبران جدید، مجهز شده اند. در این راستا مراکز تجاری چه فعالیتی انجام می دهند؟
    + این یک اشتباه است که بگوییم مراکز تجاری و بازرگانی به آموزش مدیران مجهز شده اند. آنها مجهز به آموزش به افراد عادی اما کاردان و شایسته برای انجام کارها و فعالیت های قابل قبول شده اند. . این در مورد مراکز پزشکی و دارویی نیز صادق است. آنها مجهز به آموزش رهبران نیستند بلکه پزشکان را تعلیم می دهند که انسان های زیادی را نکشند! این درمورد وکالت نیز صادق است. آنجا این مهارت را آموزش می دهند که اراده پا برجا و استواری داشته باشند نه اینکه رهبران قانون ی تولید کنند. شما نمی توانید به رهبران آموزش دهید البته از این جهت که رهبر باید اطلاعات زیادی داشته باشد می توانید به او تعلیم دهید اما هدف مراکز حرفه ای این است که افراد عادی اما شایسته را به تعداد زیاد آموزش دهند و این کاری ست که ما انجام می دهیم. آنرا خوب یا بد انجام می دهیم، نمی دانم... این موضوع دیگری است.

    - دررابطه با سازمان ها، وقتی ساختار جامعه از سازمان های مختلفی تشکیل شده است، چگونه می توان مدیران شایسته و یا رهبران لایق و با کفایت را به تعداد کافی بدست آورد؟
    + ببینید ... این سؤال 350 سال پیش توسط سازمان مراکز پزشکی در قرن 16 و اوائل 17 (درهلند و اسکاتلند) پاسخ داده شده است. شما باید به افراد ، مهارت بیاموزید و باید استانداردهایی را برای خود تعیین کنید و باید دریابید که سؤالات کلیدی کدامند. بنابراین شما نباید با این سؤال قرون وسطایی که از دانشگاه پزشکی می پرسیدند "چگونه به رهبران پزشک آموزش می دهیم" شروع کنید .باید اینگونه سؤالات خود را آغاز کنید که چگونه مردم عادی را آموزش دهیم که مثلا تشخیص (پزشکی) آگاهانه و صحیحی داشته باشند؟ اینکه چه سؤالاتی باید یاد بگیرند بپرسند اینکه چه رکوردهای کاری باید حفظ کنند . چه زمینه اطلاعاتی از گذشته نیاز دارند که بدانند؟ و سؤالاتی مشابه این را در دانشگاههای مدیریت خواهیم داشت . نتایج چه خواهند بود و نیازهایی که باید مرتفع شوند چیست؟ اولویت ها کدامند و چه کسی باید بداند که ما درتلاش برای انجام چه کار هستیم؟
    این سؤالات، 350ساله هستند و در حرفه های مختلف مطرح می شوند فرق نمی کند با پاسخ این سؤالات است که حرفه ها از هم متمایز می شوند شاید هر کسی قادر به درک این نیست اما اگر سختکوش و فعال باشد می تواند فرابگیرد.
    بگذارید بی پرده بگویم من به وجود رهبران اعتقاد ندارم. صحبت در این مورد پوچ و یک دروغ خطرناک است. این فقط رفع مسئولیت و شانه خالی کردن است. فراموشش کنید. و من بسیار ناراضی ام که بعد از قرن بیستم، با هیتلر و استالین و ماو به عنوان رهبرانی بزرگ و شاید بزرگترین رهبران درصدها سال گذشته ، مردم رهبران نابلد و تازه کار می خواهند. ما باید بسیار از رهبران بترسیم ما باید بپرسیم که آنها نماینده چه چيزي هستند و ارزش های مورد قبول آنها چیست؟ آیا می توان به آنها اعتماد کرد یا نه؟ آیا کاریزما (جذبه) دارند یا نه؟ ما جاذبه های زیادی در صد سال اخیر داشته ایم.

    - اگر شما به رهبری پر جاذبه با دیده شک و تردید می نگرید، در مورد دوران طولانی مدت و تاریخی CEO که ما متحمل شدیم چیست؟ و بدنبال آن غرامت عظیمی را که رهبران و مدیران امریکایی متحمل شدند؟
    + من آنقدر سن و سال دارم که فرانکلین دلانو روز ولت را به یاد بیاورم. همچنین هاری ترومن" و زمانیکه روزولت رهبری بزرگ بود، ترومن بهترین رئیس جمهور بود که آمریکا به خود دیده بود او رهبر بادوامی نبود. برعکس همگان او را کوچک می شماردند حتی خودش، پس من به سختی CEO را سوپرمن می خوانم.

    - آیا می توان به ملت ها به عنوان رهبران نگاه کرد؟ اگر می توان، نقش رهبری آمریکا را در حال حاضر چگونه ارزیابی می کنید؟
    من تصور نمی کنم تا سی روز آینده پاسخ این سؤال را پیدا کنید. واقعیت این است که ما هنوز به لحاظ نظامی مسلط هستیم اما نه در بعد سیاسی و اقتصادی . سوپر استار بودن (ستاره بودن) خیلی خطرناک است با وجود چین و هند و اتحاد اروپایی در حال ظهور، ما به سرعت تبدیل به قدرتی دیگر خواهیم شد و هضم این قضیه مشکل خواهد بود . علی الخصوص به این خاطر که ما به مدت سی سال در وهم و رویای جاه و مقام بسر بردیم. نه به این دلیل که قدرتمند بودیم بلکه به علت ضعیف بودن دیگران و اقتصاد جهانی در حال ظهوری تازه است در حالیکه ما قدرت برجسته ای نیستیم- این قدرت- احتمالاً اتحادیه اقتصادی اروپایی ها ست و ما باید همچنان باید یادبگیریم که – با احتمال یک ده هزار- یکی از بازیگران اصلی باشیم. و نقش امریکا در جهان به عنوان یکی از همترازان روبه افزایش است. آمریکا حاکم بزرگ نخواهد بود همان گونه که ما در فاجعه مصیبت بار عراق، جایی که ما فقط آشوب و اغتشاش بیشتر می آفرینیم، آنرا کشف کردیم. ایستایی و مقاومت عظیم آمریکا این بود که پای ارزش ها و حفظ آنها ایستاد نه تنها برای قدرت.

    - درسال 2002 رئیس جمهور جرج بوش مدال جهانی آزادی را که افتخار بزرگی بود به شما تقدیم کرد. شما قبلاً در مورد رئیس جمهور "ترومن" و "روزولت" و رقابت های انها صحبت کرده اید. شما چگونه جرج بوش را که فارغ التحصیل مدرسه بازرگانی هاروارد است، ارزیابی می کنید؟
    * متأسفم ! من هرگز به سؤالات در رابطه با سیاست پاسخ نمی دهم. باید رئیس جمهور را بیست سال بعد از اتمام دوره اش مورد ارزیابی قرار داد و ما تازه اکنون در حال درک " ترومن" هستیم! و او به عنوان رئیس جمهوری قدرتمند در حال ظهور است. و من گمان نمی کنم که زمان آن رسیده باشد که ما بتوانیم پدر این رئیس جمهور را نقد و بررسی کنیم.

    - در سی سال اخیر، شما واژه یا اصطلاح "راه انداز دانش" را جا انداختید و اینک راه اندازان دانش فراوانند. چگونه این متخصصان را ساماندهی می کنید؟ چه مشکلاتی وجود دارد؟
    * من به مدت سی سال با این سؤال درگیر بوده ام . چگونه یک دانشمند (یا راه انداز دانش) را باید مثمر ثمر کرد؟ چگونه تولید او را را بالا برد؟ "دانش" در تعریف بسیار تخصصی است هیچ کس به طور کامل اطلاعات ندارد. بگذارید بگویم که مثلاً یک روزنامه نگار (ژورنالیست) – که من هم یکی از قدیمی ترینشان هستم، مهارت خوبی در بیرون کشیدن دانش افراد و پروسه کردن آن دارد. اما این بدان معنا نیست که او روانشناس است. او فقط خوب می داند که چگونه بنویسید و چگونه آنرا قابل فهم و قابل دسترس برای عموم- و غیر حرفه ای ها- کند. دانشمندان باید سازمان دهی شوند چراکه فقط تخصص داشتن به خودی خود مؤثر نیست و تولیدی در پی ندارد. باید حتماً با دانش دیگر افراد تلفیق شود و به تیمی از راه اندازان دانش تبدیل شود.
    نکته دوم این است که راه اندازان دانش اصولاً ، گوشه گیر و تنها اما تک نواز هستند. این عقیده من است برای مؤثر ساختن انها باید حامی آنان بود. حامی چشم ها، گوش ها و زبانشان! و در آخر آنها تمایلی به مدیر بودن ندارند. این یک قاعده برای آنهاست. دانشمندان خوب تمایل به کار در حیطه تخصص خود دارند. این مبارزه سختی است به خصوص زمانیکه پرستیژ عمومی و پرداخت ها به مدیران تعلق میگیرد و بنابراین شما باید یک نردبان شغلی برای متخصصان حرفه ای و کارآزموده بسازید. رهبر بزرگ ، "ترومن" بهترین رئیس جمهور بود که آمریکا تا به حال داشته و کسی بود که بیشترین برنامه ها را به نتیجه رساند. همگان او را می فهمیدند (حتی خود او!) فکر می کنیم شایعه است . "مورگان" که بیزاری از پول نداشت، در سال 1906 گفت که هر سازمانی، هر شرکتی که اعضای برجسته آن چیزی بیش از بیست برابر حقوق مردم عادی دریافت می کنند، مدیریت ناقصی دارد. وی براین گفته خود پافشاري نکرد. اما این هنوز به عنوان قانون خوبی محسوب می شود و تحت اجرای همین قانون من در شرکت های زیادی سرمایه گذاری نمی کنم.

    -شما الان به رهبری در جنبه انتقاد و مذمت آن اشاره کردید و آنرا به "ماو" ، "هیتلر" و استالین ارجاع دادید . گفته می شود که شما مدیریت را به عنوان نوعی حصار و دیوار در مقابل فاشیسم می بینید . آیا این صحت دارد؟ چگونه این کارکرد را ارائه می دهید؟
    * من مدیریت را به عنوان دیوار نمی بینم. من کارکرد سازمان ها را در جامعه نوعی دیوار و حفاظ می بینم. و این بستگی به مدیریت آن دارد به عنوان ارگان آنها. مدیریت به خاطر خدمت به حفظ و رشد یک سازمان بوجود آمده است . باید خدمتگذار سازمان باشد و هر مدیریتی که این موضوع را نادیده بگیرد، کامل نیست و اصلاً مدیریت نیست.

    - اگر مدیران در کل متوجه نقش و وظیفه خود نباشند چه اتفاقی می افتد و چه عواقبی خواهد داشت ؟
    * خوب... مسلماً سازمان روبه سقوط می گذارد (به سرعت) . ومدیریت ناکارآمد در هر سازمان چه عواقبی خواهد داشت؟ اخلاقیات آن سازمان را نابود خواهد کرد. مدیران و مجریان، خدمتگذاران هستند و لحظه ای که آن را فراموش کنند، به سازمان آسیب می رسانند.

    - درسال 1993 شما کتابی را عنوان "جامعه پست کاپیتالیسم" (جامعه فرامرکز) نوشتید. آیا توضیح می دهید که این به چه معناست و ماچه موقع (اگربرسیم) به چنین جامعه ای دست می یابیم؟
    ما از قبل در جامعه فرامرکز هستیم. ما وارد جامعه اطلاعات شده ایم . امروزه هیچ چیز ساده تر از دریافت پول نیست در صورتیکه اطلاعات صحیح داشته باشی. امروزه با دسترسی به کامپیوتر یعنی همگان در جوامع توسعه یافته، دسترسی مستقیم به همه اطلاعات دارند. دراین جامعه اگاه شما با پول وارد رقابت نمی شوید بلکه با مؤثر ساختن دانش خود رقابت می کنید و ما در آمریکا در این زمینه پیش گام هستیم. اما شاید دیری نپاید.

    - در این سال ها شما در مورد دولت بسیار شکاکانه نوشتید. نظرات شما در مورد آینده کار دولت چیست؟ و نقش آن در جامعه فرامرکز؟
    * می دانید ؟ یکی از چیزهایی که آدمی در سن و سال من یاد می گیرد، این است که پیشگو نباشد. من در مورد هر مؤسسه که محدودیت های جدی در قدرت ندارند، شکاک هستم. من به قدرت بدگمان هستم. من یک مجری قدیمی هستم. قدرت بدون مسئولیت ، یک شیطان سیاسی است. دولت باید محدودیت ها و قید و بندهای خاص خود را داشته باشد. در رابطه با کارهایی که می تواند انجام دهد. چیزهای زیادی هست که دولت قادر به انجام نیست. دولت یک کارکن فقیر است. دولت یک سازنده و بیانگر استانداردهاست.

    - امروزه دشواری های زیادی در جهت مسیری که دنیا رو به سمت آن دارد وجود دارد. احساس شما د رمورد جهتی که دنیا به سوی آن میل می کند چیست؟
    * من فکر میکنم هر کسی در مقابل دشواری های این دنیا احساس ناراحتی می کند، کور و کر است. این عقیده در جامعه غرب وجود دارد. قدرت های در حال ظهور (چین و هند) خود را همچون ژاپن که صدها سال قبل خود را غربی کرد، این کار را نکردند. ما جهان تازه را درک نمی کنیم.
    ما نمی دانیم تا چه وسعتی اروپا EU برای تبدیل به یک اتحادیه گسترش می یابد. ما در دوران تبدیل هستیم همان گونه که در جنگ های ناپلئونی قبل از قرن 18 بودیم.
    ما همین اندازه می دانیم که دنیا در حال قرار گرفتن تحت سلطه هر قدرت عظیم است. پذیرش این برای آمریکایی ها خیلی مشکل است. بسیاری از ما دنیا را همچنان دنیای 1960 می بینیم که آمریکا تنها قدرت بزرگ بود و تنها اقتصاد در حال کار

    ترجمه : اسلام کريمي
    منبع : سايت اينترنتي مدير (Modir.ir)
    رمز پيروزی اراده است. "روبرتسون"


    ما اراده کرديم و پا در جاده ی مه آلود و زيبای جوانی نهاديم. ما رفتن را زندگی کردیم، انديشه هايمان را به زلف باد و باران سپرديم و وسعت بی پايان سکوت را فرياد زديم.
    ما مسافر جاده های فردا شدیم
    .
    قاصدک را به مهمانی خدا فرستاديم تا التماس ها را به او برساند و همچنان به پيش خواهيم رفت ما زندگی را هرگز نميبازيم.

    میز تحریر میز لپ تاپ
  2. 3 کاربر از hastia برای پست مفید تشکر نموده اند:


  3. Top | #2

    • یـار آشــــــــــــــــنـا
    • تاریخ عضویت
      23-Jan-2008
    • پست‌ها
      262
    • سپاس
      89
    • 554 تشکر در 220 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      7
    • امتیاز
      10

    پیش فرض پاسخ: آخرین مصاحبه با پیتر دراکر (قبل از مرگ)

    - یک سؤال ساده دیگر از شما می پرسیم. با نگاهی به پرده نمایشی (صحنه فیلم) در کالیفرنیا، دولتمردی را می بینیم که لهجه ای مشابه بیان جذاب شما دارد. آیا پدیده آرنولد شواترنگر و پیشرفت او شما را حیرت زده کرده است؟
    + خوب، دولتمردی با عنوان آرنولد، یک سورپریز غافلگیر کننده هست. من هرگز با وی ملاقاتی نداشته ام اما تصور میکنم مرد بسیار توانایی است و با نیم نگاهی به گذشته او زمینه فکرش، به اندازه ای با من متفاوت است که هر کسی ممکن است باشد و تنها نقطه مشترک بین ما همین لهجه و نوع بیان است. او حتی از منطقه کاملا متفاوت در استرالیا می آید. جایی که من درست زمانی که او به دنیا آمد آنجا را ترک کردم. هفتاد و هفت سال پیش! پس دیدن یک استرالیایی ؟؟ دیگر برای من جذابیت خاصی ندارد.
    ترجمه : اسلام کريمي



    البته با پوزش از مترجم که باید بگم تا جایی که من اطلاع داشته باشم آرنولد اتریش بود با نام کامل آرنولد الیوس شوارتزینگر و نام مستعار اوک در تاریخ سی جولای 1947 در اتریش بدنیا آمده و اکنون در کالیفرنیا زندگی میکند و فرماندار این ایالت میباشد او سه فرزند به نام های کاترین و کریستینا و پاتریک دارد . ضمنا دکترای افتخاری از دانشگاه ویسکانسین ( به خاطر کارهای خیرخواهانه ای که برای کودکان انجام داده است ) و لیسانس تجارت و بازرگانی از دانشگاه ویسکانسین است. و تفریح های مورد علاقه وی : بدنسازی - شنا - دویدن - غواصی - تنیس - اسکی - اسب سواری و موتور سواری - تیراندازی و دوچرخه سواری هستش.

    من فکر کنم مترجم گرامی اتریش (Austria) رو با استرالیا (Australia) اشتباها ترجمه نموده است .
    رمز پيروزی اراده است. "روبرتسون"


    ما اراده کرديم و پا در جاده ی مه آلود و زيبای جوانی نهاديم. ما رفتن را زندگی کردیم، انديشه هايمان را به زلف باد و باران سپرديم و وسعت بی پايان سکوت را فرياد زديم.
    ما مسافر جاده های فردا شدیم
    .
    قاصدک را به مهمانی خدا فرستاديم تا التماس ها را به او برساند و همچنان به پيش خواهيم رفت ما زندگی را هرگز نميبازيم.

  4. 3 کاربر از hastia برای پست مفید تشکر نموده اند:


  5. Top | #3

    • یـار آشــــــــــــــــنـا
    • تاریخ عضویت
      23-Jan-2008
    • پست‌ها
      262
    • سپاس
      89
    • 554 تشکر در 220 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      7
    • امتیاز
      10

    پیش فرض پاسخ: آخرین مصاحبه با پیتر دراکر (قبل از مرگ)

    آموزگار پير هرگزنخواهد مرد
    هاروي مك‌كَي


    هيچ‌كس، به‌راستي هيچ‌كس شأن و منزلت «پيتر دراكر» را در تكميل حلقه‌هاي زنجيره مديريت، از آن خود نساخته است. وي در دوران 70 ساله عرضه خدمات مشاوره‌اي و نگارش 39 كتاب كه يكي از آنها هنوز منتشر نشده است، بر فراز قله انديشه‌هاي مديريت نوين جاي گرفت. «دراكر» در ماه نوامبر سال جاري جان به جان‌آفرين سپرد- در حالي‌كه روزها در برابر گذشت نودوششمين سالگرد تولد او سر شرمساري به زمين انداخته بودند.
    جاي شگفتي نيست كه چرا دراكر به يكي از هوشمندترين جويندگان و پژوهش‌گران مكاتب فلسفي تبديل گرديد. او در وين و پيش از ترك اروپا، با زيگموند فرويد حشرونشر بي‌واسطه داشت و از اين فرصت بهره‌ها نصيبش گرديد. «دراكر» شعارهاي نوشته بر در و ديوارها به دست هيتلر را به چشم خود ديد. وي پس از دريافت مدرك دكترا از دانشگاه فرانكفورت در آلمان، به سال 1933 عازم لندن شد و عاقبت در سال 1937 ايالات متحده را براي اقامت دائم برگزيد. «دراكر» در نقش معلم و مشاور، نسلهايي پياپي از مديران و رهبران را پروراند. در كنار احترام شايسته‌اي كه در دنياي غرب دارد، در ژاپن تا حد پرستش پذيرفته شده است.
    آموزگار پير شايد درگذشته باشد، ولي درياي خرَد او براي ساليان سال همچنان مواج بوده و گره‌گشاي آموزشهاي مديريتي حال و آينده در زمينه‌هاي گوناگون خواهد بود:
    - هدف غايي(Focus)- در چه كسب‌و‌كاري هستيد؟ آيا مي‌خواهيد در سودپرستي گسترده به هرز برويد؟ آيا در پي كاخ و ثروت كلان هستيد؟ از ديد دراكر «هدف كسب‌وكار بايد آفرينش و نگهداري مشتريان باشد. به اين چراغ راهنما چشم بدوزيد- همه چيزهاي خوب ديگر نيز در پي خواهند آمد».
    - گوش شنوا (Listening)- بسياري از خبرگان حوزه مديريت، بر چگونگي انتقال پيام تأكيد دارند. دراكر برجسته‌ترين نياز مديران و رهبران را «برخورداري از گوشي شنوا» عنوان نموده است. هوشمندانه چنين گفته است «مهمترين نكته در زمينه ارتباطات انساني، شنيدن چيزهايي است كه بر زبان نيامده‌اند-»
    - رهبري(Leadership)- «رهبري به معناي داشتن شخصيتي آهن‌رباگونه نيست- يك زبان چرب‌و‌نرم به خوبي مي‌تواند ديگران را جلب كند. به معناي دوست‌يابي و نفوذ در ديگران هم نيست- كاري كه از راه تملق‌گويي نيز شدني است. رهبري، بالا كشيدن انديشه و گسترش ديد انسانها به سوي چشم‌اندازهاي برتر است... رهبران، همانند و يكسان از قالب بيرون نمي‌آيند. من با مديرعاملها و رهبران زيادي ازكسب‌و‌كارها و سازمانهاي غيرانتفاعي كار كرده‌ام كه هركدام شخصيت، نگرش، ارزشها، توانمنديها، و كاستي‌هاي ويژه خود را داشته‌اند».
    - كارايي(Efficiency)- به ادعا ي دراكر، «كارايي يعني انجام كارها بهتر از آنچه تا كنون بوده است. ولي نكته مهتر در كارايي اين است كه ببينيم آيا اصلاً آن كار ارزش انجام‌دادن دارد؟ براي مثال؛ شما ساختار يك اداره را بهسازي مي‌كنيد. بهتر است ابتدا از خود بپرسيد كه آيا وجود اين واحد ضروري است؟" از ديد دراكر؛ "كارايي و بهسازي در بخشهاي ارزش نيفزا همان بهتر كه اصلاً انجام نشوند».
    - اعتقاد (Conviction)- نوشته‌هاي دراكر تنها در زمينه مديريت نيست. با سازمانهاي غيرانتفاعي هم فراوان كار كرده است: پيشاهنگي دختران، انجمن بيماريهاي قلبي، و صليب سرخ از اين دسته‌اند. شوروشوقي كه از انجام فعاليتهاي داوطلبانه در انسانها برانگيخته مي‌شود، سخت مورد توجه «دراكر» بود. در كتاب مديريت آينده- 1993، از بانويي ياد مي‌كند كه پُست مديريت ارشد در يك بانك نامدار را رها كرده تا بتواند در «انجمن طرفداران محيط زيست» خدمت كند. چيزي كه او را به مبادله فيش فربه حقوق ي با كاري بدون مزد مادي واداشت، در پيام ساده وي انعكاس دارد: «اينجا مي‌دانم به چه منظوري كار مي‌كنم». دراكر نتيجه مي گيرد كه «در كسب‌و‌كار هم بايد چنان محيطي براي انسانها فراهم آوريم».
    - تصميم‌گيري (Decision- making)- «چنين تصور مي‌شود كه تصميم‌گيري تنها كار مديران ارشد است- يا تنها تصميمهاي ايشان ارزشمند است». به باور دراكر؛ «اين امر، اشتباهي خطرناك است. انجام كار براي ديگران را بسيار دشوار مي‌كند».
    - نوآوري(Innovation)- «برترين راه پيش‌بيني آينده، ساختن آن است». دراكر در يكي از قديمي‌‌ترين كتابهايش «مديريت- نشر هارپر 1974»، توماس اديسون را پربارترين مخترع سده نوزدهم معرفي كرده است. در آنجا مي‌گويد؛ «مردم گمان مي‌كنند كه اديسون تنها به ياري نبوغ خود اختراع مي‌كرد- در حالي‌كه او در كنار نبوغ، از رفتاري نظام‌مند(سيستماتيك) نيز برخوردار بود. به اين دليل است كه شمار بزرگي از دستيارانش هم به اختراعهاي مستقل و ارزنده‌اي موفق گرديدند».
    از ويژگيهاي برجسته «دراكر»، توان عدول وي از انديشه‌هاي پيشين و هم‌خوان‌سازي آنها با نيازهاي تازه است- چيزي كه در دهه‌هاي 1980 و 1990 آشكارا از او سراغ داريم. آموزگاري كه بذر انديشه‌هايش را در مغز ما كاشته است، هرگز نخواهد مُرد.

    پي نوشتها:
    1 – «هاروي مك كي» ستون نويس روزنامه نيويورك تايمز است.
    2 – اين كتاب را مترجم به سال 1372 به فارسي برگردانده كه اكنون چاپ چهارم آن در نشر رسا – تهران موجود است.
    رمز پيروزی اراده است. "روبرتسون"


    ما اراده کرديم و پا در جاده ی مه آلود و زيبای جوانی نهاديم. ما رفتن را زندگی کردیم، انديشه هايمان را به زلف باد و باران سپرديم و وسعت بی پايان سکوت را فرياد زديم.
    ما مسافر جاده های فردا شدیم
    .
    قاصدک را به مهمانی خدا فرستاديم تا التماس ها را به او برساند و همچنان به پيش خواهيم رفت ما زندگی را هرگز نميبازيم.

  6. Top | #4

    • یـار آشــــــــــــــــنـا
    • تاریخ عضویت
      23-Jan-2008
    • پست‌ها
      262
    • سپاس
      89
    • 554 تشکر در 220 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      7
    • امتیاز
      10

    پیش فرض پاسخ: آخرین مصاحبه با پیتر دراکر (قبل از مرگ)

    سالهاي پر بار پيتر دراكر
    انديشمند برجسته مديريت

    پيتراف.دراكر پدر علم مديريت نوين و يا به تعبير مجله «بيزينس ويك» آقاي مديريت در طول حيات 95 ساله خود آموزه ها و تجربه هايي را برجاي گذاشته كه همچنان اصول راهنماي خيلي از مديران و شركتهاي بزرگ دنيا قرار داد.
    او محورهاي عمده اقتصاد سنتي نظير زمين، نيروي كار و حتي سرمايه را زيرسوال برد و به جاي آن اقتصاد مبتني بر دانايي را قرار داد كه سنگ بناي پيشرفت كشورها در قرن جاري خواهد بود؛ كه غفلت از آن فاصله بين كشورها را در سالهاي آتي بيشتر خواهدكرد.
    نگراني از همين فاصله بود كه در اجلاس اخير جامعه اطلاعاتي در تونس، كشورها را به اين فكر انداخت كه راه‌حلي فوري براي اين عقب ماندگي پيدا كنند.
    «دراكر» با آثار فراواني كه از خود برجا گذاشته، همه چيز را در حوزه مديريت از نو تعريف كرده است: اصول مديريت، مشتري گرايي، توانمندسازي، كاركنان سازمان، تغيير و...
    وي در خلال عمر طولاني خود به مديران و شركتها ياد داد كه چگونه هوشمندانه حركت كنند و چگونه در مواقع بحراني خود را از نابودي در جمع رقبا نجات دهند.
    وي فرصتها و تهديدها را پيش روي مديران گذاشته و اكيدا معتقد بود: «مديران موثر بايد براي تشخيص و هدايت فرصتها آماده باشند، ياد بگيرند و دائما پايگاه دانش خود را تازه كنند».
    در غير اين صورت معلوم نيست، چه آينده اي در انتظار مديران، شركتها وحتي كشورها خواهدبود.
    آنچه كه پيش روي شماست درحقيقت دست رنج تعدادي از كارشناسان سازمان مديريت صنعتي است كه مطالعه آن مي تواند خوانندگان را با گوشه اي از آنچه كه دراكر در طول حيات پربار خود انجام داده، آشنا سازد.
    همكاراني كه در تهيه اين ويژه نامه سهيم بوده اند:
    1 - محمد آزادي 2 - آناهيتا خزاعي 3 - مريم عرفاني 4 - يكتا عدالتي فرد 5 - يلدا سهرابي 6 - سحر سلطاني جنابي 7 - امير بختايي 8 - هودسا قزوينيان 9 - اصلان قدس نهري 10 - شادي گلچين فر 11 - الهام مقيمي

    زندگي علمي دراكر و خاطرات
    پيتر دراكر (Peter Ferdinand Drucker) ، پدر مديريت نوين، نويسنده كتابها و مقالات متعدد در زمينه مديريت، جامعه، اقتصاد و سياست در روز جمعه 11 نوامبر در 95 سالگي در منزل خود در«كليرمونت»، شهر لس‌آنجلس به علت كهولت سن در گذشت.
    او در سال 1909 در وين، پايتخت اتريش به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي و دبيرستاني خود را در اتريش و انگليس گذراند. سپس به آلمان رفت و در دانشگاه فرانكفورت موفق به دريافت دكترا در رشته حقوق عمومي و بين المللي شد. دراكر در زمان اقامت خود در فرانكفورت به عنوان خبرنگار روزنامه مشغول به كار بود. او تا سال 1933 و زماني كه نازي‌ها انتشار يكي از رساله‌هاي او را ممنوع كردند، در آلمان ماند و سپس به انگليس رفت و در يكي از بانك‌هاي لندن مشغول به كار شد.
    در سال 1937 به آمريكا مهاجرت كرد و در سال 1942 موفق به اخذ مقام استادي فلسفه و سياست در كالج بنينگتون گرديد.
    در كالج بنينگتون در ورمونت به تدريس فلسفه و سياست مشغول شد و حدود 20 سال در دانشكده علوم بازرگاني دانشگاه نيويورك به تدريس مديريت پرداخت.
    با آغاز سال 1971 او تدريس درس مديريت مالي مشاغل را در دانشكده عالي دانشگاه كليرمونت لس آنجلس كه دانشكده اقتصاد خود را به نام او نامگذاري كرده بود، شروع كرد.
    31 عنوان كتاب او به بيش از 20 زبان زنده دنيا ترجمه شده است. 13 كتاب در زمينه جامعه، اقتصاد، سياست و 15 كتاب در زمينه مديريت، دو كتاب داستان و يك كتاب در رابطه با زندگينامه خود دارد. او در تهيه كتاب معروف «نقاشي ژاپني»، همكاري داشته است. او چهار سري فيلم آموزشي بر اساس كتابهاي مديريت خود داردو سرمقاله‌هاي زيادي در وال استريت ژورنال و هاروارد بيزنس ريويو نوشته است.
    او همچنين ده‌ها مقاله براي همايشهاي آكادميك و نشريات پرتيراژ تهيه كرده است.
    پروفسور دراكر زمان زيادي را به بررسي كاركرد بخش خدمات اختصاص داد كه نتيجه‌اش تاسيس بنياد غيرانتفاعي مديريت دراكر در نيويورك بود كه از سال 2003 به بعد با عنوان موسسه رهبر به رهبر (LEADER TO LEADER) شناخته مي‌شود.
    نيوت گينگريچ رئيس پيشين مجلس نمايندگان آمريكا با اشاره به نقش دراكر در توسعه علم مديريت نوين مي‌گويد: دراكر را مي‌توان مهم‌ترين عامل توسعه مديريت كارآمد و تبيين خط‌مشي‌هاي مدني كاربردي در قرن بيستم دانست.
    دراكر در شركتهاي بزرگ صنعتي دنيا نظير جنرال الكتريك به عنوان مشاور فعاليت و همچنين با دولتهاي ژاپن، كانادا و مكزيك همكاري كرد.
    جك ولش مدير برجسته جنرال الكتريك، ايده تغييرات در شركت را كه به تغييرات اساسي و مهم انجاميد از دراكر الهام گرفت.
    «اندي گرو»، مديرعامل پيشين گروه اينتل، دراكر را قهرماني مي‌داند كه به نحوي فوق العاده مي‌نويسد و مي‌انديشد. انديشمندان بزرگ دراكر را به خاطر اهميتي كه براي نقش كاركنان در توفيق و پيشرفت سازمان قائل بود، از پيشگامان علم مديريت مي‌دانند.
    سه دهه پيش از آنکه در نيمه دوم دهه 90، لفظ «دانش» و «اطلاعات» نقل محافل روشنفکري و حوزه مديريت شود، دراکر مفاهيمي همچون «کارگر علمي» و «جامعه علمي» را ابداع و اهميت نقش آنها در آينده اي که ما هم اکنون در آن به سر مي‌بريم را به روشني تبيين كرد.
    در طول دوره حيات حرفه اي خود، او همواره در آثار خود ندا مي‌داد که مديران ارشد بايد براي تحولي عميق در ماهيت مشاغل آماده شوند و يا اينكه اعلام مي كرد که بزودي در جوامع توسعه يافته، عمر کاري انسانها از عمر سازمانهايي که در آن کار مي‌کنند، بيشتر خواهد شد.
    دراكر بنيانگذار ايده‌هايي چون مديريت هدف‌گذاري و تمركززدايي است و تكنيك‌هاي انگيزه‌سازي او از سوي بسياري از مديران مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
    مجله بيزنس ويك او را به عنوان بزرگترين متفكر راهكار‌هاي مديريت عصر حاضر در سال 1997 معرفي كرد. مجله فوربس نيز در همان سال از او به عنوان «كسي كه هنوز جوان‌ترين ذهن را دارد» نام برد.
    دراكر در 21 ژوئن سال 2002، به خاطر كتاب «چالشهاي مديريت در سده 21» و تلاشهايش در زمينه علم مديريت مفتخر به دريافت نشان ويژه رياست جمهوري از جرج‌بوش رييس‌جمهور آمريكا شد.
    او اولين كتاب خود را با عنوان مضمون بنگاه، بر اساس تحقيقي در مورد ساختار دروني شركت جنرال موتورز نوشت.
    هنري مينتزبرگ استادمطالعات مديريت دانشگاه مك گيل در كانادا درباره او مي‌گويد: «يك بار ما با يكديگر صحبت مي كرديم و در آن موقع فهميدم كه او داراي هوش و قدرت فكري بزرگي است. او توانسته اين قدرت را با انسانيت خود تركيب كند».
    فيليپ كاتلر درباره او مي‌گويد: «دراكر پدر علم مديريت است. براي ما او يك مدل است. همواره ايده‌هاي جديد مي‌دهد و آنها را بازبيني مي‌كند. هنگامي كه به من عنوان پدر بازاريابي مي دهند، من دراكر را معرفي مي‌كنم. من مي‌گويم اگر من پدر بازاريابي باشم، دراكر پدربزرگ بازاريابي است."
    كوئين ميلز، استاد دانشكده اقتصاد دانشگاه‌ هاروارد در مورد دراكر مي‌گويد: او فردي پيشرو در زمينه فرهنگ و علم بود و اين چيز نامتعارفي نيست. او سالها پيش از آن كه تحولات عميق در زمينه تجارت و اقتصاد آغاز شود از وقوع آنها در آينده خبر داد. او ظهور نسل جديدي از نيروي كار را پيش‌بيني كرد كه شغل آنها بر اطلاعاتشان و نه نيروي كار يا حتي توان مديريتي‌اش استوار خواهد بود.
    از جمله عواملي كه دراكر به عنوان ساختارهاي شخصيتي خود معرفي مي‌كرد، تکاپوي دستيابي به تعالي در شغل به خاطر رضاي پروردگار (برگرفته از فلسفه وردي و فيدياس) ، تلاش در آموختن از انجام کارهاي نو و رها کردن شيوه هاي کهنه انجام کارها (برگرفته از نظرات يک همکار قديمي در يک شرکت حراستي) و آگاهي به اينکه شما در نهايت، تنها به خاطر تغييري که در زندگي انسانها ايجاد مي کنيد در يادها جاويدان خواهيد شد.(برگرفته از فلسفه شومپيتر)
    ولي جذابترين عامل، چيزي بود که دراکر از شغل روزنامه نگاري آموخته بود: «هر سه يا چهار سال يک موضوع را انتخاب مي‌کردم، که مي‌توانست هنر ژاپني و يا اقتصاد مدرن باشد و به تفحص در آن مي‌پرداختم. مسلماً سه يا چهار سال براي متخصص شدن در يک موضوع کافي نيست اما براي دستيابي به فهم درست موضوع کفايت مي‌کند. بنابراين، در طول 60 سال گذشته، همواره تنها به يک موضوع در هر زمان پرداخته‌ام و اين کار به من کمک کرد تا به دانشي عميق و ريشه دار دست يابم. علاوه بر آن، مرا وادار كرد تا ذهنم را به روي نظامها، روشها و شيوه‌هاي نو در کار باز نگه دارم، چرا که هر يک از موضوعهاي انتخابي من نيازمند اتخاذ فرضياتي نو و به کارگيري روش شناسي منحصر به خود بود».
    دكتر بيژن خرم، از بنيانگذاران سازمان مديريت صنعتي و مشاور ارشد موسسه پژوهشهاي سيستمي Interact، در سال 1968 به عنوان نماينده ايران در كنفرانسي شركت داشت. رئيس دانشگاه برگزار كننده اين كنفرانس در شروع جلسه خبر از پذيرفته‌شدن دعوت دانشگاه از سوي دراكر را مي‌دهد. دراكر به محض ورود به جلسه سراغ نماينده ايران را‌ مي‌گيرد و مي‌خواهد درصورت امكان بعد از جلسه ديداري خصوصي با ايشان داشته‌باشد. بعد از جلسه از آقاي خرم مي‌پرسد همه جاي دنيا مرا براي سمينارها و همايشهايشان دعوت مي‌كنند، اما تا امروزهيچ كس مرا به ايران دعوت نكرده‌ است ، مخصوصاً دوست دارم به سازمان مديريت صنعتي بيايم.
    دكتر علي اكبر فرهنگي، داراي فوق دكتراي ارتباطات سازماني و دكتراي مديريت از دانشگاه اوهايو (آمريكا) و يكي از چهره هاي ماندگار مديريت ايران، يكي ديگر از شاگردان دراكر هستند.ايشان اولين بار در سال 1976براي آموختن درسي تحت عنوان «مشاوره مديريت» از نزديك با ايشان آشنا شدند. دكتر فرهنگي درباره ويژگيهاي دراكر مي گويند: «دراكر شخصي جامع الاطراف بود و علاوه بر مطالعات گسترده اي كه در زمينه مديريت داشت، در فلسفه، اقتصاد و ادبيات نيز صاحب نظر بود. به طور مثال ايشان 2 جلد رمان به چاپ رساند. اين مسئله نشان مي‌دهد كه افراد صاحب نظر در هر زمينه علمي، صرفاً در يك زمينه تحقيق و بررسي نمي كنند، بلكه همانند درختي كه ريشه در تنومندي دارد از علوم متفاوتي براي توسعه فكري و نظري خود استفاده مي‌كنند. ايشان به هيچ عنوان فرد تك بعدي به شمار نمي رود. ويژگي ديگر دراكر كه توجه من را به خود جلب مي كرد، برنامه ريزي دقيق او براي كليه فعاليتهاي زندگي اش بود. ايشان در برنامه خود ورزش، خواب و برنامه كاري بسيار حساب شده‌اي را گنجانده بود و بسيار از استرس و هيجانات شديد پرهيز مي‌كرد. شايد يكي از دلايل عمر طولاني ايشان نيز همين امر بوده باشد. همچنين ايشان ابراز اميدواري كرد كه شخصيتهايي مانند دراكر براي دانش پژوهان به عنوان يك نمونه خوب، سر مشق و الگو قرار گيرد.
    دكتر عبدالرضا رضايي نژاد، مترجم اكثر كتابهاي دراكر در ايران درباره آشنايي با دراكر و شروع كار ترجمه خود مي‌گويد: اولين كتابي كه از ايشان خواندم كتاب «مديريت آينده» بود. اين كتاب را در كشور سوئد در سال 1993 مطالعه كردم. خيلي برايم جالب بود، سپس شروع به ترجمه آن كردم. وقتي به ايران آمدم در مورد كتاب با يكي از دوستانم صحبت كردم، ايشان مرا تشويق به چاپ كتاب كرد اما من مطمئن نبودم كه اين كتاب مناسب براي چاپ باشد. بنابراين، به چند سازمان و موسسه نشر كتاب، نامه‌اي نوشتم و درخواست خود را اعلام كردم. مدتي نگذشته بود كه در جلسه‌اي كه با مدير موسسه خدمات فرهنگي رسا داشتم ايشان تمايل خود را براي چاپ اين اثر از دراكر اعلام كرد. بر اين اساس مي‌توان گفت كه دراكر مرا مترجم كرد.
    اگر بخواهم از آشنايي رودرروي خود با دراكر بگويم، در سال 1978 در دانشگاه آرمسترانگ بركلي (كاليفرنيا) تحصيل مي‌كرد. ايشان در آن موقع تازه مفهوم مديريت بر مبناي هدف(MBO) را مطرح كرده بود و دانشگاه ما ايشان را دعوت كرد تا در دوره‌اي دو هفته‌اي در ارتباط با انديشه خود برايمان مطالب خود را ارايه دهد. در آن مدت كوتاه، چيزهاي زيادي از ايشان فراگرفتم. او بسيار مهربان بود. در كار خود به طور مشخص بر نوآوري، كارآفريني و مديريت تغيير تكيه داشت. او بر كسب و كار نوين و مرگ سازمانهاي سنتي تاكيد داشت. او نزول اخلاقي را باعث نابودي كسب و كار مي‌دانست. او صراحتاً معتقد بود هيچ كار غير اخلاقي پشت پرده نخواهد ماند و همه اين فعاليتها را مثل حباب صابون مي‌دانست كه بزودي پوسته آن نازك مي‌شود و خواهد تركيد. دراكر ذهن ناآرامي داشت و در گفته‌هايش آينده‌نگري قشنگي داشت.
    در كلاس درس به همه خصوصاً اقليتها توجه ويژه داشت. چون خودش يك اقليت بود. آنها را كاملاً درك مي‌كرد. قدرت ويژه‌اي در برقراري ارتباط داشت و بنابراين مي‌توانست همه را به مشاركت در كلاس‌هايش تحريك كند.
    دراكر ضمن انديشه‌آفريني در مفهوم آفريني نيز مهارت ويژه‌اي داشت. او واژه‌هاي مديريتي زيادي را عرضه كرده است كه باعث غني شدن اين رشته شده است. در طول شناخت ايشان هرگز كسي را نديده‌ام يا در جايي نخواندم كه از ايشان بد بگويد، هركسي به نوبه خود نكته‌اي از ايشان گرفته است و تسلطي كه ايشان بر چند رشته داشت باعث شده است كه نظراتشان در رشته‌هاي ديگر هم مورد توجه قرار گيرد.
    رمز پيروزی اراده است. "روبرتسون"


    ما اراده کرديم و پا در جاده ی مه آلود و زيبای جوانی نهاديم. ما رفتن را زندگی کردیم، انديشه هايمان را به زلف باد و باران سپرديم و وسعت بی پايان سکوت را فرياد زديم.
    ما مسافر جاده های فردا شدیم
    .
    قاصدک را به مهمانی خدا فرستاديم تا التماس ها را به او برساند و همچنان به پيش خواهيم رفت ما زندگی را هرگز نميبازيم.

  7. Top | #5

    • یـار آشــــــــــــــــنـا
    • تاریخ عضویت
      23-Jan-2008
    • پست‌ها
      262
    • سپاس
      89
    • 554 تشکر در 220 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      7
    • امتیاز
      10

    پیش فرض پاسخ: آخرین مصاحبه با پیتر دراکر (قبل از مرگ)

    مضمون بنگاه
    كتاب مضمون بنگاه‏ در سال 1946 توسط پيتر دراكر به رشته تحرير درآمد. دراكر اين كتاب را بر اساس نتايج حاصل از مطالعات و تحقيقات خود در شركت جنرال موتورز نگاشت. او در كتاب مذكور سازمان را به عنوان يك موجوديت كاملا"مجزا و مستقل مورد بررسي قرار مي دهد. مضمون بنگاه اولين كتابي است كه بنگاه را به عنوان يك ساختار اجتماعي موردمطالعه قرار مي دهد كه افراد را جهت برآورده ساختن نيازهاي اجتماعي و اقتصادي گردهم مي آورد. به گفته دراكر نگارش اين كتاب تلاشي است در جهت نمايان ساختن چگونگي كاركرد واقعي سازمان و همچنين چالشها، مشكلات و اصول آن.
    اين كتاب را همچنين مي توان به عنوان گذرگاهي ميان نوشته هاي پيشين دراكر دانست كه بيشتر به مسائل اقتصادي و اجتماعي مي پرداختند، و كتابهاي بعدي او كه مسائل مديريتي را مورد توجه قرار مي‌دادند.
    كتاب مضمون بنگاه از چهار فصل تشكيل شده است.
    فصل اول به تشريح پيش زمينه هايي مي پردازد كه به انجام اين مطالعه توسط دراكر منتهي شده است.
    در اين فصل او به مسائلي نظير رابطه ميان جامعه صنعتي و كسب وكارهاي بزرگ، كه دراكر از آنها به عنوان بنگاه ياد مي كند، مي پردازد.
    در فصل دوم مدل سازماني جنرال موتورز مورد بررسي قرار
    مي گيرد. اين فصل به مواردي چون اهميت جنبه اجتماعي و انساني بنگاه در مقابل جنبه اقتصادي آن، اصل عدم تمركز در جنرال موتورز و ارتباط اين بنگاه با شركاي تجاري كوچك خود
    مي پردازد. در اين فصل همچنين موضوع به كارگيري اصل عدم تمركز به عنوان يك مدل مورد بحث قرار مي گيرد.
    فصل سوم بنگاه را به عنوان يك نهاد اجتماعي مورد بررسي قرار مي دهد. دراكر در اين فصل به موضوع تأثير فلسفه سياسي آمريكا درباره برابري و مساوات بر بنگاهها مي پردازد.
    در فصل آخر موضوع ارتباط بنگاه و جامعه مطرح شده و از بنگاه به عنوان عضوي از جامعه ياد
    مي شود. به اعتقاد دراكر جامعه صنعتي مدرن بايد اقتصاد خود را از طريق بنگاهها سازمان دهي كند.
    او باور دارد كه بنگاه در واقع ساختاري در خدمت بشريت است.

    اصل خود ارزيابي پيتردراكر
    (Druccker foundation self assessment tool)
    - تعريف خود ارزيابي: اصل خود ارزيابي پيتر دراكر، فرايند هايي را براي موسسات غير انتفاعي تعريف مي كند كه در راستاي آنها تبيين ماموريتها، تعريف نتايج و هدفگذاري و توسعه برنامه ها ديده مي شود. اين اصل در سال 1991 طرح شد. به بيان ديگر، خود ارزيابي شامل انتخاب بهترين عوامل براي برنامه‌ريزي بلند مدت، بازاريابي و مباحث استراتژيك براي توسعه رهبري است.
    - زماني براي ساختن آينده: ما امروزه در دنيايي زندگي مي كنيم كه تحولات به سرعت بسيار بالايي در حال روي دادن است؛ امروزه جوامع خود را با شرايط محيطي وفق مي دهند، ارزش آفريني مي كنند و خود ساختارها و سياستها را تعريف مي كنند و موسسات و سازمانهاي خود را شكل مي دهند. اين نكته اجتناب ناپذير است: هر آنچه آينده يك جامعه مي‌تواند تصور كند در گرو رهبران آن جامعه است.
    از آنجايي كه همه چيز در جريان تغيير است، پس هم اكنون زماني است براي شكل دادن به آينده،ساختن آينده- پس هم اكنون زمان ارزيابي خود، پاك كردن ذهن و افكار است بايستي وراي تمام آنچه تا به حال تعريف شده است عمل كرد، بايستي هم اكنون وارد عمل شد.
    - جستجوي افراد براي مشاركت، تعهد و ايفاي نقشي سازنده و مفيد در جامعه: به نظر دراكر نياز هاي فزاينده افراد در اجتماع نقش اساسي در توسعه موسسات غير انتفاعي دارد. پس براي پاسخ به اين نيازها تعريف نقش و مسئوليت اجتماعي سازمانها اجتناب ناپذير است. امروزه تعاريف اعضاي اجتماع نيز تغيير كرده است، آنها بيشتر به دنبال به دست آوردن هستند، كمتر مي‌خواهند بدانند و بيشتر مي‌خواهند به دست بياورند و به هدفشان برسند-
    به تبع آن است كه جستجو براي يافتن كميته ها يي متعهد براي درگير كردن افراد براي ايفاي نقش اجتماعي خود الزامي مي گردد.
    - تمركز بر نتايج و دستاوردها: همه موسساتي كه اهداف اجتماعي براي خود تعريف مي‌كنند در زندگي ما مي توانند نقش اساسي ايفا كنند، امروزه اينگونه موسسات بايستي در اين مورد اينكه چه نتيجه اي را مي توانند براي اجتماع خود به ارمغان بياورند بحث و جدل كنند.آنها بايد بتوانند با ايجاد تعهد و استفاده از قابليتهاي موجود تقاضاهاي فزاينده محيطي را پاسخگو باشند.
    - پاسخ به پنج سوال اساسي: برا ي اجراي اصل خود ارزيابي، مديريت صحيح بايستي بتواند به پنج سوال اساسي زير پاسخ دهد:
    1) ماموريت ما چيست؟
    2)مشتريا ن ما كيستند؟
    3)ارزشهاي مشتريان ما در چيست؟
    4)ما چه نتايج و دستاوردهايي داريم؟
    5)برنامه ما چيست؟
    - جسارت بيان و استنباط عقايد جديد: تمام كساني كه به راحتي و جز اولين تصميم‌گيرندگان هستند كساني اند كه يك اصل ساده دارند: اگر مي خواهيد در مورد يك امر مهم عكس العمل سريع نشان دهيد بهتر است تصميم نگيريد. تصميمات سازماني همگي مهم هستند و ريسك زيادي به همراه دارند و در نهايت بحث برانگيز مي‌شوند.
    تعهد شما به خود ارزيابي تعهدي است كه شما و سازمانتان را به سوي رهبري ايده آل رهنمون مي‌كند. شما مي توانيد وسعت عملكردتان را با شنيدن نظريات مشتريان، تشويق به تعدد عقايد و در نهايت جا به جاييهاي اجتماعي تضمين كنيد. شما همواره يك قضاوت حياتي در پيش داريد: چه ماموريت سازمان را تغيير دهيد يا ندهيد و چه فلسفه وجودي سازمانتان را تغيير دهيد يا خير. براي اينكه مفيد باشيد و براي اجتماع خود سودمند باشيد، بايستي بتوانيد از قابليتهاي خود براي انجام تعهدات و استفاده از فرصتها بهترين بهره ممكن را ببريد.
    ما آينده سازمان خود را از طريق مسئوليت اجتماعي سازمان مي‌سازيم... از طريق موسسات غير انتفاعي، در چنين اجتماعي همه رهبر هستند، همه مسئول هستند و همه ابتكار عمل را به دست مي گيرند. بنابراين، تنظيم ماموريتها و هدفگذاري تنها كارهايي نيست كه بايد انجام شود.
    خود ارزيابي مي تواند و بايستي بتواند تمايلات نيك و دانش و قابليتها را به تعهد و عمل تبديل كند، نه سال آينده، بلكه همين فردا.

    رهبري تغيير
    نويسندگان: پيتر دراكر و پيتر سنگه
    اين كتاب حاصل گفتگو بين دو صاحب نام در علم مديريت «پيتر داركر و پيتر سنگه» است.
    در ابتدا، كتاب به معرفي دراكر و سنگه مي‌پردازد كه در ذيل خلاصه اي از آن درج شده است.
    پيتر دراكر كه بيش از 50 سال معلم ونويسنده كتابهاي مشهوري من جمله «چالشهاي مديريت در قرن 21» است، در زمينه مشاوره نيز مسبوق به سابقه بوده و داراي رياست افتخاري بنياد دراكر است كه اين كتاب به معرفي اجمالي اين بنياد به منظور آشنايي بيشتر خواننده پرداخته است.
    پيتر سنگه از استادان برجسته موسسه ماسا چوست، مشاور و محقق، خالق كتابهاي «پنجمين فرمان»، «رقص تغيير» و «نظريه سازمانهاي يادگيرنده» است.
    مديران در اين كتاب مي آموزند كه چگونه مي توان خود و سازمانشان را در برابر تغييرات اجتناب ناپذيري كه پيش رو دارند، آماده سازند وخود آفريننده آينده سازماني خويش باشند. همچنين اين كتاب به مديران در داشتن ديد استراتژيك و تصميم‌گيري بر اساس آن، كه نهايتاً به برنامه‌ريزي درست و استفاده موثر از منابع منجر مي شود تأكيد دارد.
    راههايي كه بدين منظور به زعم دراكر وسنگه وجود دارد عبارتند از:
    - توسعه سيستم‌‌هايي به منظور پيش بيني تغييرات؛
    - تمركز و سرمايه گذاري روي فرصتها به جاي مسائل و مشكلات؛
    - معرفي محصولات و خدمات متمايز؛
    - برقراري تعادل بين استمرار بر وضع موجود و همگام بودن با تغييرات محيطي؛
    - ترغيب و متقاعد كردن همه پرسنل در تمامي سطوح به داشتن ديدي مثبت به تغييرات.

    چالشهاي مديريت در سده 21
    (Management Challenges for the 21st Century)

    كتاب چالشهاي مديريت در سده 21 از جمله معروف‌ترين كتابهاي پيتر دراكر است كه در ايران نيز ترجمه و چاپ شده است. دراكر در اين كتاب با نگاهي ژرف و تازه، چكيده يافته‌ها، ديدگاه‌ها و پيش‌بيني‌هاي خود را از سده بيست و يكم ارائه كرده و راه‌هاي دستيابي به پيروزي را نشان داده است .
    در اين كتاب با بحثها و ديدگاه‌هاي بي‌سابقه‌اي روبه‌رو مي‌شويم كه تنها از يكي از بزرگترين استادان مديريت و اقتصاد امروز انتظار مي‌رود: چيزي با عنوان تنها راه درست سازماندهي، تنها سازمان درست و تنها روش كاركرد و تنها ... وجود ندارد.
    چالشهاي مديريت در سده 21 بيش از هر يك از نوشته‌هاي دراكر با موشكافي به مسائل آينده پرداخته و راه‌هاي برخورد با آنها را تا حدامكان ، نشان داده است. اين كتاب ديدگاهي جديد از چشم‌انداز مديريت تغيير فراهم مي‌كند. خود معلم پير مي‌گويد: خواندن اين كتاب بسياري را آشفته خواهد كرد، همانطور كه نوشتنش خودم را آشفته ساخته است.
    در وضعيت كنوني هر سازماني كه بدون رويكرد به واقعيتها به تدوين راهبرد بپردازد، به راهي نادرست رفته است و براي چالشهايي كه در چند سال آينده رخ مي‌نمايند، هيچگونه آمادگي نخواهد داشت. سازمانهايي كه نتوانند با چالشهاي آينده، پيروزمندانه دست و پنجه نرم كنند، نمي‌توانند در دوران پرتلاطمي كه همراه با دگرگونيهاي ساختاري، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فني، در پيش است، دوام بياورند. مهمترين چالشهاي مديريت كه دراكر در اين كتاب به آنها پرداخته است شامل موارد ذيل مي‌شود.
    ضرورت استقبال از تغيير: دگرگوني را نمي‌توان مهار كرد ولي مي‌توان از آن پيش افتاد. در دوران دگرگونيهاي پرشتاب ساختاري، تنها سازمانهايي به ساحل نجات مي‌رسند كه رهبري دگرگوني را پيشه كنند. بنابراين، در سده بيست و يكم بنياني‌ترين چالش مديريت اين است كه سازمان خود را پيشتاز و رهبر در دگرگوني كند. پيشتازان دگرگوني، خود در پي اين پديده مي‌گردند و مي‌‌دانند كه چگونه دگرگونيهاي برون سازماني و درون سازماني را به فرصتهاي سودمند تبديل كنند. در اين راستا به نظر دراكر نخستين سياستگذاري كه بنيان همه سياستهاي ديگر است به فراموشي سپردن ديروز است.
    انقلاب اطلاعات نوين: در سده پيش روي، روش مديريت اطلاعات در همه سازمانها، دگرگون خواهد شد. اين انقلاب صرفاً در زمينه‌هاي فناوري، دستگاه‌هاي سخت افزاري، نرم‌افزارها و يا شتاب كار نيست، انقلاب در مفهوم ها است. از اينرو نياز به توسعه نوع جديدي از منابع اطلاعاتي براي اثربخشي تصميم‌گيري به شدت احساس خواهد شد.
    لزوم افزايش بهره‌وري دانشگران: مي‌توان گفت بزرگترين كمك سده بيستم به پيشبرد روند مديريت و اداره فعاليتهاي صنعتي، افزايش پنجاه برابري در زمينه بهره‌وري كاركنان يدي بوده است. همين وظيفه را در سده بيست و يكم بايد درباره كارهاي دانش‌بر و كاركنان دانشگر انجام دهد. در سده بيستم، ارزشمندترين داراييهاي يك سازمان ابزار توليد آن بود اما در سده بيست و يكم كاركنان فرهيخته و بهره‌وري آنها چنين جايگاهي خواهند داشت. لذا نياز به توسعه ابزارها و روشها به منظور اندازه‌گيري و افزايش بهره‌وري دانشگران بيش از پيش بروز خواهد كرد.
    نياز دانشگران به توانايي خود مديريتي: رفته رفته نيروي كار و به ويژه كاركنان دانشگر كارفرماي مشخص و ثابتي نخواهند داشت. بايد خود را براي انجام چند كار باهم و بيش از يك حرفه و يك سازمان آماده كنند. در اين كتاب. در شرايط كنوني جهان و جامعه انساني ما همه بايد بياموزند كه خود را اداره كنند و مدير خود باشند. دانشگران بايد به فكر تعريف سطحي جديد از مسؤليت براي مديريت كردن حرفه خود باشند.
    در پايان كتاب، پيتر دراكر متذكر مي‌شود دگرگونيهايي كه مورد بحث قرار گرفتند حوزه‌اي بس گسترده‌تر از مديريت را دربر خواهد گرفت. از افراد و حرفه آنها بس فراتر خواهند رفت. آنچه موضوع اين كتاب است: آينده اجتماع انساني است.

    مديريت، وظايف، مسئوليتها، تمرينها
    (Management: Tasks, Responsibilities, Practices)

    در اين كتاب در ارتباط با اهميت مديريت و توسعه و گسترش آن صحبت و چالشهاي جديد آن مطرح مي گردد. در بخش اول اين كتاب، در ارتباط با ابعاد مديريت و عملكرد كسب و كار سخن به ميان مي‌آيد. در باره چيستي كسب و كار و اهداف و مقاصد كسب و كار، استراتژي‌ها و اولويتها و وظايف كاري، برنامه‌ريزي استراتژيك و مهارتهاي كارآفريني مطالبي گفته مي‌شود.
    در ادامه مباحث درباره عملكرد موسسات خدماتي صحبت مي‌شود. در ارتباط با نحوه مديريت اين موسسات و عملكرد آنها وارتباط با كارگران و نقش آنها در بهره‌وري كار، تئوري‌ها و واقعيات مسئله و اثرات اجتماعي و مسئوليتهاي اجتماعي و كيفيت زندگي و نقش دولت در اين كسب و كار نيز به بيان مطلبي مي‌پردازد.
    در بخش دوم كتاب در ارتباط با اينكه چرا مديران معنا مي‌يابند و چه فعاليتها آنها را به مدير تبديل مي‌كند صحبتهاي ارزنده‌اي مطرح مي‌شود. در ارتباط با طراحي و محتواي شغل مديران نيز مطالبي ارايه مي‌گردد.
    در اين بخش مي‌توانيد درباره مهارتهاي مديريتي از ديد دراكر آگاه شويد. او در ارتباط با تصميم مديريت، ارتباطات مديريتي، مديريت و كنترل، علم مديريت و ارتباطش با مديريت در عمل صحبت مي‌كند.
    در بخش سوم در ارتباط وظايف و ساختار مديريت ارشد شركتها، فشارهاي وارده به مديران و سازمانها براي ايجاد تنوع، شركتهاي چند مليتي، اندازه‌ صحيح سازمانها و سازمانهاي نوآور مباحثي ارائه مي‌شود.
    يكي از ويژگيهاي خوب كتاب موردكاويهاي ارايه‌شده از جمله فروشگاه «مارك اسپنسر» و شركت «آي بي ام» است.

    مديريت پيامدها
    در متون كلاسيك مديريت، تأكيد اصلي بر اين موضوع است كه كسب و كار كارآمد بيش از اينكه بر مشكلات تمركز كند، بر فرصتها متمركزاست. اما در اين كتاب، تمركز بر اين مطلب است كه وظايف مديريت چگونه بايد انجام شود و مديران چگونه با تصميم ‌سازيهايشان مي‌توانند بنگاه را در مسيري رو به جلو پيش ببرند. در اين كتاب مديران با مفاهيم و روشها‌يي آشنا مي شوند كه به آنها مي‌آموزد چه كاري را و به چه شكل انجام دهند.
    نكته قابل توجه در اين كتاب وجود تركيبي از تحليلهاي خاص اقتصادي به همراه مفهوم نيروهاي كارآفريني در جهت موفقيت كسب و كار است.

    سر فصل‌هاي كتاب
    - بخش اول : درك كسب و كار: در اين بخش از كتاب به آنچه دراكر واقعيتهاي كسب و كار مي‌خواند اشاره شده و شرايطي را كه هر بنگاهي در دنياي واقعي خواه ناخواه امكان قرار گرفتن در آن را دارد، مورد تحليل قرار مي‌گيرد. همچنين عناويني چون مراكز هزينه، ساختار هزينه و روشهاي شناخت كسب و كار را از دنياي بيروني از جمله سرفصلهاي اين بخش هستند.
    - بخش دوم : تمركز بر فرصتها: در ادامه دراكر تصميم‌سازيهاي مديريتي را در گرو تمركز بر فرصتها، بحث بر سر آنها و توجه به ابعاد مختلف اقتصادي آنها مي‌داند. از جمله مطالبي كه در اين كتاب با آن آشنا خواهيم شد، كارآمد سازي كسب و كار، تشخيص پتانسيل‌هاي آن، و ساختن آينده آن است.
    - بخش سوم : برنامه اجرائي: در بخش پاياني كتاب دستورالعمل اجرائي كردن بينشها و تصميمات، مورد بحث قرار مي‌گيرد كه اين كار به وجود تعدادي انتخاب استراتژيك نيازمند است؛ و در انتها دراكر وجود ساختار مناسب مديريتي و تعهد در مديران را جهت دستيابي به عملكردي موفق لازم مي‌داند.
    اين كتاب بيش از ساير آثار دراكر بر مباحث كيفي بنگاه‌ها تأكيد دارد: «هر بنگاهي به اهدافي نياز دارد كه به آن روح مي‌دهد».
    پيتر دراكر يك بار ديگر در قالب اين كتاب، استعدادهاي خود را به نمايش گذاشت و از منظري جديد به سودآوري و رشد توجه كرد.

    مديريت براي آينده
    پيتر دراكر در سال 1991 اعلام كرد كه: «مديران اجرايي دنيا تا جايي كه به ياد مي آورم در آشفتگي بوده اند- من دو سال پيش از بحران 1929، كار خود را شروع كردم. هميشه آشفتگي وجود داشته است اما هرگز به اندازه سالهاي اخير نبوده است- و يا اينكه در اين سالها به سرعت به جلو رفته است. هر بخش از اين كتاب سعي دارد از تغييرات پيش رو و معني آن در اقتصاد، مردم، بازارها، مديريت و سازمان درك جامعي را ايجاد كند. هر بخش از اين كتاب تلاش مي‌كند كه فهمي را كه مدير براي اداره فرداي خود نياز دارد ايجاد كند».
    بخشي كه مربوط به رهبران بخش اجتماعي است در برگيرنده «رهبري: انجام به جاي سرعت»، «مديريت بر رئيس»، «بنگاههاي غيرانتفاعي چگونه كسب و كار را آموزش مي دهند»، «اداره بنگاههاي غيرانتفاعي: درسهايي براي موفقيت» و «بنگاههاي غير انتفاعي منقلب مي شوند».
    دراكر اين كتاب را با اين جمله به پايان مي رساند: «فرصتهاي بسيار زيادي وجود دارند، زيرا كه تغيير خود فرصت است. اما هيچگونه پيش بيني وجود ندارد. آشفتگي - براي آنهايي كه هنوز كمي رياضيات مي دانند- با عدم پيش‌بيني هويت مي يابد. مطمئن هستيم كه آنچه مورد انتظار نيست رخ خواهد داد اما غير ممكن است بدانيم كي، كجا و چطور. ما در زمان بسيار آشفته‌اي به سر مي‌بريم نه به دليل وجود تغييرات زياد، بلكه به اين دليل كه به جهتهاي فراواني حركت مي كند. در اين شرايط مديران موثر بايد براي تشخيص و هدايت فرصتها آماده باشند، يادبگيرند، و دائماً پايگاه دانش خود را تازه كنند».

    مديريت در عصر تغييرات شگرف
    در عصر كنوني به دليل تغييرات شگرفي كه به وقوع مي‌پيوندد، در واقع پيش بيني آينده مشكل شده است. بنابراين، تصميمات اكثراً در مورد شرايط حال گرفته مي شود، ولي از سوي ديگر همين تصميمات هستند كه آينده را شكل مي دهند. هدف اين كتاب اين است كه به مديران بينشي براي مواجهه با اين تغييرات را ارائه كند.
    پيتر دراكر در اين كتاب به موضوعهاي زير پرداخته است :
    - نياز فوري هر شركت يا سازمان براي داشتن تئوري كسب و كار؛
    - پنج اشتباه بسيار بزرگ تجاري در دهه 1990؛
    - نياز مديران به كسب اطلاعات درباره مشتريان و بازارهاي مختلف؛
    - رقابت در اقصاد جهاني؛
    - چگونگي ايجاد بازارهاي جديد بين‌المللي؛
    - قوانيني براي مديريت كسب و كارهاي فاميلي؛
    - روش جديد براي صرفه جويي در هزينه‌ها.

    مديريت در جامعه آينده
    مديريت در عصر آينده، مجموعه اي از مقالات و مصاحبه هاي پيتر دراكر در خلال سالهاي 1996 تا 2001 است. اين مقالات براي اولين بار در مجله‌هاي معروف نظير اكونوميست، وال استريت ژورنال، هاروارد بيزينس ريويو و چند نشريه ديگر چاپ شده شده است .
    اين كتاب شامل چهار بخش به نامهاي ، جامعه اطلاعاتي، فرصتهاي تجاري، تغيير اقتصاد جهاني و جامعه آينده است.
    محتواي اصلي كتاب اين است كه آنچه مديران مي‌بايست درك كنند اقتصاد جديد نيست بلكه جامعه جديد است. در ادامه كتاب سه روندي را كه به شكل گيري جامعه آينده منجر مي شود شرح مي‌دهد:
    كاهش جمعيت جوانان، كاهش توليد و ظهور انقلاب اطلاعاتي.
    دراكر در اين كتاب متذكر مي شود كه براي درك تغييرات عمده مي بايست تاريخ گذشته را مطالعه كنيم و اين تفكر را در فصل «درك ژاپن» كاملاً نشان مي دهد. هدف كتاب اين است كه به خواننده اين مطلب را انتقال دهد، كه براي درك كليه وقايع و روندهاي جهان مي بايست جامعه را درك كنيم.

    مديريت سازمانهاي غير انتفاعي: اصول و كاربردهاي عملي
    (Managing the Non-Profit Organization: Principles and Practices)

    كتاب مديريت سازمانهاي غير انتفاعي در پنج فصل توسط پيتر دراكر نگاشته شده است.
    اين كتاب مجموعه اي است از مقالات و مصاحبه‌هاي پيتر دراكر درباره مديريت، مأموريت، استراتژي هاي عملكرد و توسعه مديريت و افراد در سازمانهاي غير انتفاعي.
    كتاب با بيان كلياتي درباره ماهيت سازمانهاي غيرانتفاعي و كاركردهاي مورد انتظار از اين سازمانها در جوامع امروزي آغاز مي شود. ساير مطالب كتاب بر چهار موضوع زير متمركز مي شود:
    - اهميت دارا بودن يك بيانيه مأموريت كارآمد و مستحكم؛
    - نحوه تبديل بيانيه مأموريت به نتايج عملي؛
    - مديريت در سازمانهاي غيرانتفاعي و تفاوت آن با مديريت در سازمانهاي انتفاعي؛
    - توصيه هايي درباره به كارگيري نيروي انساني اثربخش؛
    - توسعه فردي.
    رمز پيروزی اراده است. "روبرتسون"


    ما اراده کرديم و پا در جاده ی مه آلود و زيبای جوانی نهاديم. ما رفتن را زندگی کردیم، انديشه هايمان را به زلف باد و باران سپرديم و وسعت بی پايان سکوت را فرياد زديم.
    ما مسافر جاده های فردا شدیم
    .
    قاصدک را به مهمانی خدا فرستاديم تا التماس ها را به او برساند و همچنان به پيش خواهيم رفت ما زندگی را هرگز نميبازيم.

  8. Top | #6

    • یـار آشــــــــــــــــنـا
    • تاریخ عضویت
      23-Jan-2008
    • پست‌ها
      262
    • سپاس
      89
    • 554 تشکر در 220 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      7
    • امتیاز
      10

    پیش فرض پاسخ: آخرین مصاحبه با پیتر دراکر (قبل از مرگ)

    پيتر دراكر
    در حرفه مديريت

    در اين كتاب مطالبي در ارتباط با تئوري كسب و كار ارايه مي‌گردد، سپس درباره تصميم‌گيري مديران، تصميم‌گيريهاي موثر، فرايند تصميم‌گيري افراد مطالبي ارايه گشته و در ادامه درباره نوآوري و اصول آن، نقش ايده‌ها در تحول كسب و كار صحبت مي‌شود.
    در اين كتاب در رابطه با دنياي جديد و نقش اطلاعات و چالشهاي بهره‌وري صحبت مي‌شود.
    در پايان اين كتاب مي‌توان مصاحبه‌اي از دراكر را مطالعه كرد كه درباره دوران پس ازسرمايه‌داري است.

    تمرين مديريت
    اين كتاب براي اولين بار در سال 1954 منتشر شد و براي 30 سال در سطح بين المللي پرفروش ترين كتاب بوده است. «تمرين مديريت» به 20 زبان دنيا ترجمه شده است و دراكر- نويسنده كتاب- براي هر نوبت انتشار آن، يادداشتهاي به روز خود را به آن افزوده است و بدين ترتيب اين كتاب دهه 60 همچنان كتابي موثر و قابل استفاده در حوزه مديريت است.
    كتاب «تمرين مديريت» را مي توان ابزاري بنيادي و منبعي اساسي براي مديران، متخصصان و دانشجويان كسب و كار شناخت. ابزاري كه جويندگان حوزه مديريت را قادر مي سازد كه بتوانند درك بهتري از نقش و طبيعت مديريت به دست آورند. در اين كتاب اطلاعاتي منسجم و عملي درباره دانش مديريت، وظايف و مسئوليتهاي مورد نياز براي مديريت بهتر و راههاي دستيابي به كارايي بيشتر در مديريت، ارائه مي شود.
    اين كتاب كلاسيك با حفظ دقت علمي و عمق تحليلي به ارائه مطالب قابل استفاده براي تمامي كساني كه در حوزه مديريت فعال هستند، چه مديران اجرايي، چه مديران فني و چه آنهايي كه با نيروي انساني در تعاملند، مي پردازد. دراكر با نوشتن اين كتاب، براي تمامي اقتصاددانان و جامعه شناسان كاربردي، مطالبي نو و ايده‌هايي جديد فراهم مي آورد.

    مطالب اصلي دراكر:
    نوشته‌هاي خاص دراكر در مدت شش سال

    اين كتاب منتخبي از مقالات دراكر است. در اين كتاب در ارتباط با سه سطح مديريت، فرد و اجتماع صحبت مي‌گردد. در بخش مديريت در ارتباط با اهداف و استراتژي‌هاي كسب و كار، كسب و كار كارآفرين، استراتژي‌هاي كارآفريني، و پارادايم‌هاي جديد در حوزه مديريت صحبت مي‌گردد.
    در بخش فرد درباره ضرورت يادگيري اثربخشي، تمركز بر روي همكاري گروهي و كار تيمي صحبت مي‌شود. در اين بخش درباره شناسايي نقاط قوت، ارزشها و زمانهاي كاري تاكيد شده است. و در نهايت درباره رهبري و نقش آن در سازمان و اصول نوآوري مطالبي آورده شده است.
    در بخش سوم يعني اجتماع درباره اهميت زمان حال و انقلاب و تحول اجتماعي و رفتن به سمت جامعه دانشي مطالبي گفته شده است و به وجود آمدن جامعه‌اي جديد با عنوان جامعه كارآفريني مطالبي ارايه شده‌ است.

    مديريت موثر
    پيتر دراكر در اين كتاب به معرفي پنج عامل اساسي براي داشتن يك كسب و كار موفق اشاره مي كند كه عبارتند از:
    - مديريت زمان؛
    زمان مهمترين و اساسي ترين مسئله اي است كه به زعم دراكربايد در نظر داشت ، زيرا تمام منابع با بهترين كيفيت دست يافتني هستند غير از زمان. راه حلي كه او به مديران براي مديريت كردن زمان خود پيشنهاد مي دهد اين است كه مديران بايد ميزان زماني كه به كار اختصاص مي دهند را با ميزان زماني كه انجام كار به طور ايده ال خواهد گرفت مقايسه كنند و در صورت لزوم به تفويض كارهاي كم اهميت به زير دستانشان بپردازند.
    - داشتن ارتباط موثر با سازمانهاي موفق؛
    - تقويت نقاط قوت سازمان؛
    - هدفگذاري و اولويت بندي اهداف؛
    - داشتن قدرت تصميم گيري و تفويض آن در صورت لزوم؛
    طي نظر سنجي انجام شده از خوانندگان جالب ترين بخش اين كتاب ، نظرات دراكر در مورد تصميم گيري در شرايط مختلف است؛
    - مطالعه تاريخچه شركتها و دولتهاي موفق.
    هدف اصلي دراكر در اين كتاب پيشنهاد چشم اندازهاي جديدبراي كسب و كارهاي متنوع در موقعيتهاي گوناگون است، نكته قابل توجه اينجاست با وجود اينكه اين كتاب سالها پيش نوشته شده است اما هنوز هم پاسخگوي مسائل و مشكلات امروز مديران است. همچنين دراكر براي موثر تر بودن اين كتاب براي خوانندگان هر فصل را با يك سوال آغاز كرده و سپس مرحله به مرحله به معرفي راهنماييها و پاسخهاي مناسب پرداخته است.

    عملكرد مديران؛
    مديريت پيامدها، نوآوري و كارآفريني، مديريت كارآمد

    دراكر در اين كتاب سعي دارد، تجارب، تصميمات و راهبردهاي دستيابي به مديريت موفق را در معرض ديد خوانندگان قرار داده وابعاد سه‌گانه موفقيت اقتصادي در كسب و كار را مورد بحث قراردهد. مطالعه اين اثر براي سازمانهاي خدمات عمومي، كسب و كارهاي مختلف و عاملان اقتصادي، در راستاي كشف آنچه بايد بياموزند، و انجام دهند، بسيار مفيد است.
    سر‌فصل‌هاي كتاب:
    1- استراتژي كسب و كار: در ادامه آنچه در كتاب مديريت پيامدها آمده است، دراكر بر تحقق موفقيتها از منظر فرصتها تأكيد دارد.
    2- نوآوري و كارآفريني: اين بخش به بيان چالشها و فرصتهاي موجود در اقتصاد كارآفرين آمريكا مي‌پردازد.
    3- مديريت كارآمد: در اين فصل، پنج دستورالعمل براي يك مدير اجرائي موفق و كارآمد، ارائه شده است.
    در مجموع، مي‌توان گفت تمام آنچه كتاب به آن مي‌پردازد ايجاد جعبه ابزاري است براي:
    - شناخت اقدامات مناسب؛
    - شناخت راه‌هاي اجرائي براي آنها؛
    - انجام كارآمد راه‌هاي تعيين شده.

    مرزهاي مديريت ؛ نقطه‌ تصميم‌سازي و تصميم‌گيري
    اين كتاب دربرگيرنده چهار فصل است كه فصل اول آن به «اقتصاد» تعلق دارد. در اين فصل، در مورد تغييرات اقتصادي در دنياي كنوني، پيش بيني افول اوپك، مديريت ارز، تغيير وضعيت شركتهاي چند مليتي، نقش آمريكا به عنوان يك ماشين خلق كارآفريني و... مطالبي عنوان شده است.در فصل دوم با عنوان «مردم» درباره انتخاب كاركنان، اندازه گيري بهره وري، اضافه پرداخت به مديران اجرايي، افزايش روزافزون تعارض ميان انسان و كار و... بحث شده است. فصل سوم با عنوان «مديريت» به بررسي سرفصلهايي چون مديريت؛ كليد موفقيت، كنترل بر روي كاركنان و كوچك كردن بدنه مديريت پرداخته است.فصل چهارم كتاب با نام «سازمان» در مورد پنج قانون يك سازمان موفق، سازمانهاي نوآور و اتمام دوره اتوماسيون در سازمانها مطالبي ارائه شده است.



    چهار عنوان كتاب دراكر كه در حوزه مديريت نوشته شده به شرح ذيل به فارسي ترجمه شده است:
    1.Peter Drucker on the Profession of Management
    حرفه مديريت، مترجم مصطفي ميراسلامي، ناشر انستيتوايزايران، سال نشر 1380
    2.Management challenges for the 21st century
    چالشهاي مديريت در سده 21، مترجم عبدالرضا رضايي نژاد، انتشارات فرا، سال نشر: 1378
    3. Managing for the future: the 1990s and Beyond
    مديريت آينده، دهه 1990 و پس از آن، مترجم عبدالرضا رضايي نژاد، انتشارات خدمات فرهنگي رسا، سال نشر: 1373
    4. Managing in the Next society
    مديريت درجامعه آينده، ترجمه: غلامحسين خانقايي، انتشارات فرا، سال نشر: 1383
    همچنين دو كتاب در رابطه با نگرشها و نظريات دراكر توسط دو نويسنده نوشته شده است كه هنوز به فارسي ترجمه نشده است.
    • Peter Drucker: Shaping the Managerial Mind, by John E. Flaherty
    • The World According to Peter Drucker, by Jack Beatty
    رمز پيروزی اراده است. "روبرتسون"


    ما اراده کرديم و پا در جاده ی مه آلود و زيبای جوانی نهاديم. ما رفتن را زندگی کردیم، انديشه هايمان را به زلف باد و باران سپرديم و وسعت بی پايان سکوت را فرياد زديم.
    ما مسافر جاده های فردا شدیم
    .
    قاصدک را به مهمانی خدا فرستاديم تا التماس ها را به او برساند و همچنان به پيش خواهيم رفت ما زندگی را هرگز نميبازيم.

اطلاعات تاپیک

کاربران حاضر در این تاپیک

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک هستند. (0 عضو و 1 مهمان)

این مطلب را به اشتراک بگذارید

قوانین ارسال

  • شما نمی‌توانید تاپیک جدید ارسال کنید.
  • شما قادر به ارسال پاسخ نیستید .
  • شما نمی‌توانید فایل ارسال کنید.
  • شما نمی‌توانید پست ‌های خود را ویرایش کنید.
  •  
دانشجو در شبکه های اجتماعی
افتخارات دانشجو
لینک ها
   
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
به دانشجو امتیاز دهید:

آپلود مستقیم عکس در آپلودسنتر عکس دانشجو

توجه داشته باشید که عکس ها فقط در سایت دانشجو قابل نمایش می باشند.

Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.1