مدرسان شریف ۹۳
سایت علمی دانشجویان ایران
دانـلـود مقـالات آی اس آی 
از تـمامـی پـایـگـاه های آنـلایــن، بـه سـادگـی!
یادبرگ موسسه پژوهش
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
در حال نمایش 1 تا 10 از مجموع 13

تاپیک: معرفی زنان نامدار و قهرمان تاریخ باستان (1)

  1. Top | #1

    • مدیر سابق بخش علوم پايه
    • تاریخ عضویت
      19-Nov-2008
    • رشته تحصیلی
      شیمی
    • محل سکونت
      Heavens
    • پست‌ها
      563
    • سپاس
      1,951
    • 3,076 تشکر در 881 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      7
    • امتیاز
      28

    پیش فرض معرفی زنان نامدار و قهرمان تاریخ باستان (1)

    معرفی زنان نامدار و قهرمان تاریخ باستان (1)
    مقدمه
    حدود بررسی در این مقاله به بررسی زنان نامدار تاریخ باستان جهان و ایران محدود می‌شود. چنانچه بخواهیم این بررسی را تا تاریخ حاضر ادامه دهیم دامنه‌ی این بحث آنچنان وسیع می‌شود که از حوصله یک یا چند مقاله خارج می‌گردد. همچنین به جای آن که از کلیه‌ی زنان نامدار در این جا صحبت شود کوشش شده است فقط درباره‌ی منتخبی از آنان صحبت شود بایستی قبول نمود که از دیر زمانی زن‌ها توانسته‌اند کم و بیش سلاح به دست گرفته و دوش به دوش مردان جنگی رزم نمایند.
    ولی پس از این که جامعه پیشرفت نمود و ارتش‌ها تابع سازمان‌های خاصی شدند، این روش متداول قدیمی به بوته‌ی فراموشی سپرده شد، تا اینکه پس از جنگ دوم جهانی ورود و خدمت زن‌ها در سازمان‌ ارتش‌ها جنبه‌ی کاملاً جدی به خود گرفت و روز به روز هم آمار تعداد زن‌های در خدمت ارتش فزونی گرفت.

    بنا به گفته‌ی یکی از نویسندگان فرانسوی طبیعت به زنان دو موهبت رنج‌آور ولی آسمانی عطا کرده است: «یکی عبارت از حس ترحم و دیگری هیجان و جوش و خروش و حمیت می‌باشد»

    این هیجان در زن بر اثر تحریک حس ترحم و حس فداکاری که عبارت از وقف کردن زندگی به خاطر کسی و یا چیزی و یا هدف و سببی است، به وجود می‌آید. یک عمل قهرمانی که مستلزم داشتن شجاعت فوق‌العاده و داشتن تقوای بی‌اندازه است، در حقیقت زائیده‌ی هیجان و حس فداکاری می‌باشد.

    در تمام افسانه‌های اساطیری - که نه تنها شرح وقایع خارق‌العاده که انعکاسی از نیروی تصور مردم باستان است- مفاهیم اعمال قهرمانی در هریک از داستان‌ها کم و بیش به چشم می‌خورد. در این افسانه‌ها می‌توان خاطرات وقایع و حوادث بی‌اندازه قدیمی را که در اعصار باستانی رخ داده‌اند و یا احساس‌هایی که در عصری به یک نوع و در عصر دیگری به وسیله افسانه به نوع دیگری تغییر شکل داده است، پیدا نمود.

    تاریخ جهان و ایران پر از شرح اعمال قهرمانی بزرگی است که زنان در این اعمال قهرمانی سهم عمده‌ای داشته‌اند. به طوری که قبلاً نیز اشاره شد برای این که این مقاله بیش از اندازه طولانی نشود، از تاریخ باستان هر کشوری یک و یا چند نفر از زنان سرباز قهرمان و نامدار تاریخ را انتخاب و مختصراً به بحث درباره‌ی آنها می‌پردازیم.


    1- در یونان قدیم.
    یونانی‌ها همیشه به شجاعت و شهامت و بی‌باکی زن‌ها در جنگ‌ها اذعان داشته و این صفات را در زنان همواره مورد تقدیر و تحسین قرار داده‌اند.

    الف- آتنه
    (Atene یا Atenaدر نزد رومی‌ها به نام Minerve) به طور مثال آتنه از فرق زئوس (Zeus خدای خدایان یا ژوپیترJupiterدر نزد رومی‌ها) بر اثر ضربه‌ی تبری به صورت دختری مسلح بیرون جست. وی از یک طرف الهه هوش و فراست و از طرف دیگر یک الهه جنگجو می‌باشد که مردان را در جنگ‌ها رهبری می‌نماید. همواره نقش مهمی در جنگ با غول‌ها به عهده دارد. در آتن او را رب النوع عقل می‌دانستند. با این که الهه جنگ بود رب النوع صلح نیز محسوب می‌شد و اغلب شهرهای یونان او را حامی و سرپرست خود می‌دانستند. آتنه همیشه با نیزه‌، سپر، کلاه خود و زره مسلح و دارای قامتی افراخته و ظاهری آرام و موقر و متین و در عین حال زیبا بود.

    ب- آرتمیس
    (Artemisنظیر Diane ایتالیائی و لاتن است) دختر لتو (Leto یا Latona) و زئوس بود.
    آرتمیس همیشه باکره و جوان ماند و نمونه‌ی یک دختر سرکش و نافرمان بود که فقط به شکار اظهار تمایل می‌کرد و همیشه مسلح به کمان بود.

    قدما آرتمیس را تجسمی از ماه می‌دانستند که در کوهستان‌ها سرگردان بود و برادر او آپولون (Apolon) را هم تجسمی از خورشید می‌پنداشتند. آرتمیس را معمولاً حامی آمازون‌ها که نظیر خود او جنگجو و علاقه‌مند به شکار و مانند او آزاد ازقید مرد بودند، می‌دانستند.

    پ- آمازون‌ها
    بنابر افسانه‌های یونان آمازون‌ها (Amazones) عبارت از زنان جنگی می‌باشند که در سواحل جنوبی دریای سیاه (Euxine) دولتی تشکیل داده بودند که پایتخت آن تمیسیر(Thmiscyre) در کنار شط ترمودون (Tehrmodon) واقع شده بود. آمازون‌ها تحت فرماندهی و رهبری ملکه‌های خود علیه یونانی‌ها و سایر کشورها جنگیدند و کشور خود را تا حدود بحر خزر توسعه دادند. در هنر یونانی آمازون به صورت زیباترین زن جلوه‌گر شده است.
    این ها دختران و زنان کاهنه‌ی یک الهه متعلق به ماه بودند که از فقدان مرد در میان خود ناراحتی نداشتند و به این جهت مردی در میان آنها دیده نمی‌شد. از طرفی برای جاویدان کردن نژاد خود در سال یک مرتبه به همسایگان خود به نام کار گاره‌ان‌ها (Gargareens) نزدیک می‌شدند و بنا به گفته عده‌ای پسرانی را که از آنها متولد می‌شد بدون هیچ‌گونه ترحمی می‌کشتند و به قول عده‌ی دیگری بچه‌های پسر رابه نزد پدرانشان باز می‌گردانیدند. در شاهنامه نظریه‌ی دوم بیشتر تایید شده است. در شاهنامه این گونه توصیف شده اند:

    «یکی تاج زر نیش بر سر نهیم/ همان تخت او بر دو پیکر نهیم

    همانا زمان زن بود سی هزار/ که با تاج زرند و با گوشوار

    که مردی ز گردنکشان روز جنگ /زچنگال او خاک شد بیدرنگ

    تو مرد بزرگی و نامت بلند /در نام بر خویشتن بر مبند

    که گویند با زن در آویختی /در آویختن نیز بگریختی

    یکی ننگ باشد تو را زین سخن/که تا هست گیتی نگردد کهن

    چوخواهی که با نامداران روم /بیائی بگردی بگرد هروم

    چو با راستی باشی و مردمی /نه بینی جز از خوبی و خرمی

    و گر جز بر این باشی ای شهریار/به پیچی زما در صف کارزار

    به پیش تو آریم چندان سپاه / که تیره شود روی خورشید و ماه»

    اسکندر راه مصالحه را پیش می‌گیرد و بدون جنگ با زنان شهر هروم و پس از توقف مختصری در آن شهر به جستجوی آب حیات می‌رود.

    تاریخ گزیده‌ی حمداله مستوفی نیز حاکی از دستگیر شدن اسکندر به دست ملکه اندلس به نام قیدامه می‌باشد:

    «... بعد از برادر، پادشاهی ایران بدو رسید و او تمامی جهان در ضبط آورد... که هشت هزار ملک و ملک‌زاده را بکشت. از پادشاهان هر که با او مخالفت کرد، رسم قتل در آن ملک مستمر داشت، تا همه مطیع او شدند، مگر قیدامه ملکه‌ی اندلیس. اسکندر به رسم رسولان پیش او رفت. او اسکندر را شناخت. خواست که هلاک کند، چون اسم رسل داشت، پسندیده ندید. او را به جان امان داد و عهد ستد که تعرض به ملک او نرساند. اسکندر بازگشت....»

    تمام افسانه‌های اساطیری حاکی است که آمازون‌ها جنگ های متعددی علیه بلرفون پری یام، تزه (قهرمان یونانی نیمه تاریخی و نیمه خدائی اژه egee پادشاه آتن، که غول های زیادی را کشت و به وسیله طناب آریا به داخل لابیرنت رفت) و هرکول (مظهر نیرو و قدرت) و آشیل (قهرمان معروف یونانی در ایلیاد) و غیره کرده‌اند.

    پ- سینان
    (Cynaneیا***na ) دختر فیلیپ مقدونی دارای همان روح جنگجوئی که در پدر و برادرش وجود داشت، بود. غالباً در جنگ‌ها به سر می‌برد. همیشه بیوه باقی ماند و تلاش نمود که دخترش را یک نظامی حرفه‌ای تربیت کند.

    گردآوری: گروه فرهنگ وهنر سیمرغ
    www.seemorgh.com/culture

    اخبار نانوفناوري
    انجمن زمين شناسي

    هر جنبه ای از دنیای امروز حتی روابط بین المللی تحت تاثیر شیمی است

    استاد آقا میری
  2. 8 کاربر از somina برای پست مفید تشکر نموده اند:


  3. Top | #2

    • کاربر فعال
    • تاریخ عضویت
      14-Apr-2008
    • رشته تحصیلی
      ازادی و برابری
    • محل سکونت
      رهائی
    • پست‌ها
      415
    • سپاس
      984
    • 1,200 تشکر در 449 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      14

    پیش فرض پاسخ: معرفی زنان نامدار و قهرمان تاریخ باستان (1)

    تا پیش از پیدایش حکومت هخامنشی یعنی در زمان مادها دختر و داماد پادشاه می توانستند جزو وارثین وی باشند

    آخرین پادشاه مادها « آستیاک » ، دارای فرزند پسر نبود و دختر آستیاک کسی نبود جز شاهزاده ماندانا ، مادر کوروش کبیر که همین مساله در انتقال قدرت به کوروش نقش مهمی را بازی کرد . ماندانا همچنین مؤسس مدارس هخامنشی برای نوجوانان ایرانی بود که در آن فنون تیراندازی و اسب سواری را آموزش می دادند .

    فرمانده آرسیاب زنی داشت به نام پانته آ ، که فرمانده گارد جاویدان بود .

    استاتیرا ، دختر داریوش سوم فرمانده نیروهای جنگی آن زمان بود .

    آذرمیدخت ، دختر خسرو پرویز ، پس از مرگ خواهرش پوران دخت ، به پادشاهی رسید .

    آرتونیس ، یکی از شجاع ترین فرماندهان جنگی زمان داریوش بود .

    پری ساتیس ، زن داریوش دوم در زمان حکمرانی شوهرش از ارتشبدان آن زمان به شمار می رفت .

    سورا ، دختر اردوان پنجم در نیروی ارتشی پدر سمت سپهبدی داشت .


    آزاد دیلمی ، فرمانده یک باند چریکی بود که در گیلان سال ها علیه متجاوزین به ایران جنگید و سرانجام کشته شد .

    این دسته از زنان یا کسانی همچون سمیرامیس ، ملکه آشور و بابل که در جنگجویی و شجاعت در زمان خود همتا نداشت و یا بلقیس ، که قسمتی از یمن آن زمان ، تحت فرماندهی وی بود می توانند نمادی از تمدن والای انسان در جوامع پیشین ایران بشمار روند
    آخرین ویرایش توسط Incognito در تاریخ 2009-Apr-20 انجام شده است
    از یادگاران یزد بازدید کنید

  4. 8 کاربر از Incognito برای پست مفید تشکر نموده اند:


  5. Top | #3

    • کاربر فعال
    • تاریخ عضویت
      14-Apr-2008
    • رشته تحصیلی
      ازادی و برابری
    • محل سکونت
      رهائی
    • پست‌ها
      415
    • سپاس
      984
    • 1,200 تشکر در 449 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      14

    پیش فرض پاسخ: معرفی زنان نامدار و قهرمان تاریخ باستان (1)

    .یوتاب: سردار زن ایرانی که خواهر آریو برزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانی راه راه به اسکندر نشان دادو او از مسیری د یگر به ایران هجوم آورد از او به عنوان شاه آتروپاتان (آذربایجان در سالهای 20قبلااز میلاد تا 20 پس از میلاد) نیز یاد شده است . با اینهمه .آریو برزن وهم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خود بر جای گذاشتند.

    .آرتمیز: نخستین و تنها زن دریا سالار جهان تا به امروز.او به سال 480پیش از میلاد به مقام دریا سالاری( فرماندهی نیروی دریایی ) ارتش شاهنشاهی خشایارشا رسید ودر نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران رادر مرزهای دریایی هدایت می کرد .تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی بر جستگی و متانت سر آمد همه زنان روزگار نامیده اند .

    . آ تو سا: ملکه 28 کشور آسیای در زمان امپراتوری داریوش بزرگ . هردوت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده و چند لشکر کشی مهم تاریخ ایران به گفته هردوت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفت است.

    آرتادخت: وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی بود. 5.فرخ رو:نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است وی از طبقه عام کشور به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید.

    .آریا تس: یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد . مورخین یونانی در چند جا نامی کوتاه از وی به میان آورده اند.

    .پرین:بانوی دانشمند ایرانی او دختر کیقباد بود که در سال 928 یزد گردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گرد آوری نمود و یکبار کامل آنرا نوشت و نامش در تا ریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردید ه است
    آخرین ویرایش توسط Incognito در تاریخ 2009-Apr-20 انجام شده است
    از یادگاران یزد بازدید کنید

  6. 7 کاربر از Incognito برای پست مفید تشکر نموده اند:


  7. Top | #4

    • کاربر فعال
    • تاریخ عضویت
      14-Apr-2008
    • رشته تحصیلی
      ازادی و برابری
    • محل سکونت
      رهائی
    • پست‌ها
      415
    • سپاس
      984
    • 1,200 تشکر در 449 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      14

    پیش فرض پاسخ: معرفی زنان نامدار و قهرمان تاریخ باستان (1)

    نام سرداران و جنگاوران زنی که از زمان مادها٬ هخامنشیان٬ ‌اشکانیان و ساسانیان به جا مانده اند ولی شوربختانه از کارهایشان هنوز آگاهی چندانی در دست نیست٬ چنینند ( امید آن است که با بررسیهای گسترده پیرامون آنها٬ ‌بتوان به چگونگی فرماندهیشان بیشتر آشنا شد):



    - « آپاما » دختر « سپیتمن » که خود از سرداران زمان هخامنشیان بود. چم این واژه گیرا٬‌ خوش آب و رنگ و زیبا میباشد.

    - « آذرنوش» در چم پرفروغ آتشین هم از شاهدختهای هخامنشی و هم سردار سپاه.

    - « آرتونیس» در چم راست و درست٬ دختر «ارته باز» که او خود نیز سردار بزرگ داریوش بزرگ بود.

    - « آریاتس» در چم آریایی پاک و درست از سرداران هخامنشی.

    - « آسپاسیا» در چم گرد٬ یل٬ دلیر و نیرومند٬ همسر کورش دوم که از سرداران او نیز بود.

    - « آمسترس » در چم هم اندیش و پشتیبان و یار٬ دختر داریوش دوم که پا به پای پدر در نبردها میجنگید.

    - « ابردخت» در چم دختر نیرومند و توانا و برتر٬ از سرداران ساسانی.

    - « استاتیرا» در چم آفریده ایزد تیر و اختران٬‌ دختر داریوش سوم هخامنشی.

    - « ُبرزآفرید» در چم آفریده شکوه و والایی٬ ‌از سرداران ساسانی.

    - « برزین دخت» در چم دختر آتشین و پرفروغ٬ از سرداران ساسانی.

    - « پریساتیس» در چم فرشته و زیبا٬ همسر داریوش دوم که پا به پای همسر و دختر به جنگها میرفت و پیکار میکرد.

    - « داناک » در چم باهوش و خردمند و فرزانه٬ از سرداران هخامنشی.

    - « سی سی کام» در چم کامروا و پیروز٬ ‌مادر داریوش سوم که هیچگاه در برابر اسکندر به زانو درنیامد و همچنان جنگ را دنبال نمود.

    - « سورا» در چم گلگون رخ٬‌ دختر اردوان پنجم اشکانی.

    - « گلبویه » از سرداران و جنگجویان ساسانی.

    - « ماه آذر» از سرداران ساسانی.

    - « مهر مس» در چم مهر بزرگ٬ ‌خورشید درخشان٬ از سرداران هخامنشی.

    - « مهر یار» از سرداران ساسانی.

    - « میترادخت» در چم دختر مهر٬‌ دختر خورشید٬ ‌از سرداران اشکانی.

    - « نگان» در چم کامروا و پیروزمند٬ از سرداران ساسانی که با تازیان دلاورانه جنگید و دلیریها بسیار شکوهمندانه از خود نشان داد.

    - « ِورزا» در چم نیرومند و توانا٬ سرداری از هخامنشیان.

    - « وهومسه » در چم والاتبار و نیکزاده بزرگ٬ ‌از سرداران هخامنشی.

    - « هومی یاستِر» در چم دوست و هم پیمان و پشتیبان٬ از سرداران هخامنشی.
    از یادگاران یزد بازدید کنید

  8. 8 کاربر از Incognito برای پست مفید تشکر نموده اند:


  9. Top | #5

    • کاربر فعال
    • تاریخ عضویت
      14-Apr-2008
    • رشته تحصیلی
      ازادی و برابری
    • محل سکونت
      رهائی
    • پست‌ها
      415
    • سپاس
      984
    • 1,200 تشکر در 449 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      14

    پیش فرض پاسخ: معرفی زنان نامدار و قهرمان تاریخ باستان (1)

    دغدویه:
    مادر زرتشت که اصلا از شهر ری بود و در آنجا با کوی ها و کرپن ها که مردم را گمراه می کردند و از آنها مرتب فدیه و قربانی می خواستند و دین را وسیله ای برای رسیدن به امیال و خواستهای ناروای خود کرده بودند به مبارزه پرداخت. پدر و مادرش چون جان او را در خطر دیدند او را نزد یکی از نزدیکان خود به آذربایجان فرستادند او در آنجا با پوروشسب ازدواج کرد و ثمره این پیوند همایون، زرتشت پیامبر بزرگ ایرانیان است.

    پوروچیستا:
    پوروچیستا ششمین و کوچکترین فرزند زرتشت و سومین دختر اوست. معنی پوروچیستا یعنی پردانش. در گفتار زرتشت که برای ما باقی مانده است از او با پوروچیستا بیش از فرزندان دیگرش سخن واندرز مانده است، یکی از مهمترین سخنان زرتشت با پوروچیستا درباره همسری با جاماسب حکیم، وزیر شاه گشتاسب و منجم و ستاره شناس معروف زمان است.
    زرتشت به دخترش می فرماید:
    "پوروچیستا، جاماسب خواهان همسری با توست و تو را از من خواستگاری کرده است من او را برای همسری تو مناسب می دانم ولی تو با خرد مقدست مشورت کن ببین آیا او را شایسته همسری خود می دانی یا نه؟"

    این گفتار زرتشت یک حقیقت مسلم را آشکار می سازد و آن این است که دختر در آئین زرتشت درانتخاب همسر آزاد است و عقیده پدر بر او تحمیل نمی گردد.

    همچنین قسمتی از اندرزنامه زرتشت به پوروچیستا در موقع گواه گیری او با جاماسب اکنون هنگام گواه گیری دختران و پسران زرتشتی از طرف موبد بازگو می گردد.


    رکسان یا رکسانا:
    رکسان یا رکسانا یا روشنک دختر داریوش سوم است که بنا به مقتضیات سیاسی و برای انجام حسن رابطه بین یونان و ایران، همسری اسکندر را پذیرفت.

    پانته آ:
    یکی از زنان فداکار زمان کوروش، او همراه همسرش که فرمانده سپاه کوروش بود به میدان جنگ رفت. همسرش در میدان جنگ کشته شد. به درخواست پانته آ مراسم با شکوهی برای همسرش برپا شد و آرامگاه مجلل و شایسته ای برای او ساختند. پانته آ پس از سخنرانی مهیجی که برای لشکریان کوروش ایراد کرد و آنان را به ادامه رزم و پیروزی تشویق نمود بر بالای آرامگاه همسرش با خنجری که همراه داشت خود را کشت.

    موزا:
    زن فرهاد چهارم و مادر فرهاد پنجم که در سکه های مکشوفه از زمان اشکانیان تصویر این ملکه مقتدر اشکانیان کنار پسرش فرهاد پنجم بر روی سکه ها منقوش است.

    آرتا:
    آرتادخت وزیر خزانه داری در زمان اشکانیان

    ارشیا:
    از زنان با کفایت دوران هخامنشی

    آرتمیس:
    آرتمیس یا آرتمیز از زنان بنام زمان هخامنشیان که فرماندهی یکی از ناوگانهای خشایارشاه را در جنگ ایران و یونان به عهده داشت در حالی که بسیاری از ناوگانهای دیگر که تحت فرماندهی مردان بود از دشمن شکست خورد، ناوگان تحت فرماندهی مردان بود از دشمن شکست خورد، ناوگان تحت فرماندهی ارتمیس بر یونانیان پیروز شد.

    کاساندان:
    همسر با کفایت کوروش

    پروشات:
    یکی از زنان مشهور دوران هخامنشی

    ماندان:
    ماندان یا ماندانا دختر آژی دهاک آخرین پادشاه ماد که همسر کمبوجیه پدر کوروش شد و از این وصلت کوروش متولد گردید. او در تربیت و نیز انتقال قدرت به کوروش سهم بسیار موثری داشت.

    آتوسا:
    دختر کوروش و همسر با کفایت کوروش و مادر خشایار شاه

    شهرناز و آرنواز:
    خواهران جمشید جم

    فرانک:
    همسر آبتین و مادر فریدون که در رهاندن و زنده ماندن فریدون از دست دژخیمان ضحاک رنجها برد و در به قدرت رسیدنش نقش اساسی داشت.

    سیندخت:
    همسر خردمند مهرآب کابلی و مادر رودابه و مادربزرگ رستم که در همسری زال و رودابه و جلب موافقت مهرآب پدر رودابه به این وصلت نقش مهمی داشت و نیز در موقع تولد رستم از مادر، سیندخت یار و مددکار دخترش رودابه بود. کوتاه سخن اینکه سیندخت یکی از خردمندترین چهره های شاهنامه است.

    رودابه:
    دختر مهرآب کابلی و همسر زال و مادر رستم که به روایت شاهنامه دلباختگی زال به او یکی از زیباترین صحنه های شاهنامه است. رودابه در موقع تولد رستم اولین سزارین را انجام داد. بنابراین، چنین زایمان ها را باید "رستمی" گفت نه سزارین. زیرا سزار قرن ها پس از تولد رستم به دنیا آمده است.

    تهمینه:
    دختر زیباروی پادشاه سمنگان که شبی همسر رستم بود. ثمره آن تولد سهراب است که داستان زندگی و مرگ دردناکش به دست پدر در شاهنامه فردوسی به تفصیل آمده است. تهمینه برای آنکه تمام وقت خود را صرف پرورش سهراب کند، با وجود جوانی و زیبایی ازدواج نکرد.

    گرد آفرید:
    دختر زیبا و چابکسوار کژدهم که پدرش در مرز ایران و توران مرزبان بود. هنگامی که به دستور افراسیاب لشکری به سرکردگی سهراب برای جنگ با ایرانیان وارد مرز ایران شد گردآفرید لباس رزم به تن کرد و به جنگ سهراب رفت. مبارزه تن به تن بین سهراب و گردآفرید شروع شد و سهراب نمی دانست که گردآفرید زن است زیرا او در لباس و کلاه رزمی شبیه مردان بود، ناگاه در حین جنگ کلاه از سر گردآفرید بزمین افتاد و موهایش نمایان شد، سهراب آن موقع دانست که طرف مقابل او دختر است، دلباخته و عاشقش شد و از او خواستگاری نمود ولی گردآفرید چون سهراب را ایرانی نمیدانست و از هویت او که پسر رستم بود آگاهی نداشت این همسری را نپذیرفت زیرا نمی خواست همسر یک نفر غیر ایرانی باشد که فرماندهی لشکر دشمن را بر عهده داشت بشود.

    فرنگیس:
    دختر فراسیاب که با سیاوش ازدواج کرد. کیخسرو پادشاه نامدار ایرانی که از طرف پدر نوه کیکاووس و از طرف مادر نوه افراسیاب بود از این پیوند به دنیا آمد و شرح زندگی و مرگ سیاووش در شاهنامه به تفصیل آمده است و در ادبیات ما جای ویژه ای دارد. کیخسرو و مادرش پس از مدتی از توران به ایران آمدند. کیخسرو به راهنمای یاری رستم پهلوان نامدار ایرانی برای گرفتن انتقام خون سیاووش به جنگ پدربزرگش افراسیاب رفت لشکر توران را شکست داد و افراسیاب و عده زیادی از نامداران توران از جمله اشکبوس را از بین برد. در پایان زندگی چون انسانی مقدس و پاک و منزه بود در چشمه ای از نظر ناپدید شد به همین جهت مردم ایران در آن روزگار و زرتشتیان همیشه او را "سوشیانت" که معنی سودرسان است میدانند و منتظر بازگشت و ظهور او هستند.

    بانو گشسب:
    دختر رستم که در هنگام کشتی پهلوانان را به خاک می افکند، دلیری این بانوی ایرانی مشهور است.

    منیژه:
    دختر افراسیاب که بیژن سردار معروف ایرانی دلباخته او گردید و به بند اسارت افراسیاب افتاد و به دستور افراسیاب او را به چاهی که به همین نام معروف است انداختند تا سرانجام رستم که خود را به صورت بازرگانی درآورده بود توانست او را نجات بخشد.

    کتایون:
    دختر قیصر روم همسر گشتاسب شاه مادر اسفندیار و یکی از اولین کسانی که کیش زرتشت را پذیرفت. موقعی که اسفندیار به دستور گشتاسب می خواست به جنگ رستم برود کتایون به سختی با رفتن او مخالف بود و او بخردانه پند داد ولی اسفندیار نپذیرفت و در جنگ با رستم کور و سپس کشته شد و کتایون با غم و دردی جانکاه به سوگ فرزند نشست.

    هما:
    دختر اسفندیار و خواهر بهمن و ملکه نامداری از سلسله کیانیان.

    پوران:
    پوران خسرو منظور پوراندخت دختر خسرو پرویز است که زنی با کفایت و خردمند بود ولی متأسفانه به علت وضع آشفته و نابسامان آن دوران و جنگهای طولانی ایران و روم در زمان خسرو پرویز و نفوذ دین مزدک و نارضایی مردم از وضع موجود نتوانست آن طور که باید از کفایت و دانایی خود به سود مملکت استفاده کند.

    آزرمدخت:
    دختر دیگر خسرو پرویز که مثل خواهرش پوراندخت زنی با کفایت و لایق بود اما به همان دلایل او نیز نتوانست کاری از پیش ببرد.

    کردیه:
    خواهر خردمند بهرام چوبین

    شیرین:
    برادرزاده و جانشین مهین بانو حاکم ارمنستان، که زنی خردمند و وفادار بود. داستان عشق او و خسرو پرویز و دلدادگی او و فرهاد در ادبیات ایران مشهور است پس از اینکه خسرو پرویز به دست پسرش شیرویه "که مادرش مریم دختر قیصر روم بود" کشته شد، شیرویه از شیرین که که زن پدرش بود خواستگاری کرد شیرین جواب رد به شیرویه نداد و به او گفت که من به عنوان ملکه ایران باید بهترین مراسم سوگواری را برای پدرت خسرو پرویز بجا آورم در حالی که زیباترین لباس و آرایش را داشت با متانت به همراه موبدان و بزرگان به تشییع جنازه خسرو پرویز پرداخت. پس از انجام مراسم از حاضران خواست که او را برای آخرین وداع با جنازه همسرش تنها بگذارند در آن هنگام با خنجری در کنار همسرش، خود را کشت.

    پری چهر:
    دختر زابل شاه همسر جمشید و مادر ثور است. پری چهره در معنای بسیار زیبا،خوب روی، بسیار جمیل، زیباروی، پری روی، و انسانی که سیمای پری دارد، آمده است. استاد توس درباره او گفته است:
    پری چهره رابچه بد درنهان ازآن خوب روی، شادمان شد جهان

    رام بهشت:
    نام مؤبدی است که در شهر استخربرای ناهید ، معبد ی ساخته بود، رام بهشت مادر بابک و همسرساسان است که در کنار دریاچه بختگان حکومت می کرد وبرای فرزند دیگرش به نام اردشیر، نگهبان سالاری، شهر داراب را گرفت و این آغازی است برای بوجود آمدن سلسله ساسانی در ایران بود.


    آذرآناهید:
    ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار سلسله ساسانی. نام این ملکه بزرگ و اقدامات دولتی او در قلمرو ایران در کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایش کرده است.

    پرین:
    بانوی دانشمند ایرانی. او دختر کیقباد بود که در سال 924 یزدگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل آنرا نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین رای همیشه ثبت گردیده است. از او چند کتاب دیگر گزرش شده است که به احتمال زیاد در آتش سوزی های سپاه اسلام از میان رفته است.

    زربانو:
    سردار جنگجوی ایرانی. دختر رستم و خواهر بانو گشنسب . او در سوارکاری زبده بوده است و در نبردها دلاوریهای بسیار از خود نشان داده است. تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال ، آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرد.

    فرخ رو :
    نام او به نوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است . وی از طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید

    آریاتس :
    یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد. مورخین یونانی در چند جا نامی کوتاه از وی به میان آورده اند.

    گردیه :
    بانوی جنگجوی ایرانی. او خواهر بهرام چوبینه بود. فردوسی بزرگ از او به عنوان همسر خسروپرویز یاد گرده که در چندین نبرد در کنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوری بسیاری از خود نشان داده است.

    هلاله :
    پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی بندهش (391 یشتها + 274 یشتها) در زمان کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست. از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را همای چهرآزاد و همای و همون نیز گفته اند. او مادر داراب بود و پس از : وهومن سپنددتان " بر تخت شاهنشاهی ایران نشست. وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود و هیچ گزارشی مبنی بر بد کردار بودن وی و ثبت قوانین اشتباه و ظالمانه به ثبت نرسیده است.

    پوراندخت :
    شاهنشاه ایران در زمان ساسانی. وی زنی بود که بر بیش از 10 گشور آسیایی پادشاهی میکرد. او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرمانروایی نمود


    ** بعضی از اسامی از شاهنامه گرفته شده
    آخرین ویرایش توسط Incognito در تاریخ 2009-Apr-20 انجام شده است
    از یادگاران یزد بازدید کنید

  10. 6 کاربر از Incognito برای پست مفید تشکر نموده اند:


  11. Top | #6

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      05-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      مهندسی صنایع
    • محل سکونت
      Далеко С родина
    • پست‌ها
      10,926
    • سپاس
      23,966
    • 26,063 تشکر در 9,109 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      62

    پیش فرض پاسخ: معرفی زنان نامدار و قهرمان تاریخ باستان (1)

    آرتمیس:
    آرتمیس یا آرتمیز از زنان بنام زمان هخامنشیان که فرماندهی یکی از ناوگانهای خشایارشاه را در جنگ ایران و یونان به عهده داشت در حالی که بسیاری از ناوگانهای دیگر که تحت فرماندهی مردان بود از دشمن شکست خورد، ناوگان تحت فرماندهی مردان بود از دشمن شکست خورد، ناوگان تحت فرماندهی ارتمیس بر یونانیان پیروز شد.
    آرتمیس یا Artemis که الهه شکار، ماه و جنگله :


  12. 6 کاربر از ArasH برای پست مفید تشکر نموده اند:


  13. Top | #7

    • معاون سابق بخش علوم انسانی
    • تاریخ عضویت
      31-Oct-2007
    • رشته تحصیلی
      تفکر
    • مقطع تحصیلی
      سربازی !
    • دانشگاه
      هتل !
    • تخصص
      مادر مهارت ها تعقل
    • محل سکونت
      دیار عاشقان
    • پست‌ها
      3,451
    • سپاس
      22,920
    • 15,005 تشکر در 5,405 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      20
    • امتیاز
      769

    پیش فرض پاسخ: معرفی زنان نامدار و قهرمان تاریخ باستان (1)

    یه توضیح ساده و کم عمق و کوچولو میدم چون بارها چه تو وبلاگم چه تو سایت بهش اشاره کردم:

    خدائیش نمیدونم این چه مرضی هست که گریبان ما رو گرفته که عشق اینیم تمام افراد سراسر حهان رو یا ایرانی بدونیم یا اینکه ایران رو سرامد همه چی معرفی کنیم!(اخرشم اونائی که واقعا سرامد بودن رو دادیم به تکریه و تاجیکستان اونائی که اصلا کسی نمیگه ایرانی اند رو کردیم ایرانی و کردیمشون مدینه فاضله! اقایون مولانا و سعدی رو بچسبید که دارند میبرنشون .... نه چیزایی که بیشترشون افسانه ایی بیش نیست که بر اسا س یه موضوع واقعی اما کم اهمیت تر شکل گرفته...)
    حالا کاری به این ندارم تو این مقاله گفته یونانیان رو هم معرفی میکنیم اما در مورده یونان به افسانه ها و اسطوره های صرف که در واقع الهه های یونان هستند پرداخته نه زنان نامی اونها! (اگر بوده باشه)
    بعد یهو به ایران میپردزاه که خوب خدائیش خیلی حال کردم! فقط مونده اسم منو بهشون اضافه کند! چشمک

    بعضی از عناوین فقط تشریفاتی بوده و ابدا فلان زن نرفته تو میدان جنگ بلکه مثلا بهش درجه فلان دادن و افتخاری بوده (مستقیما به دلیل اینکه تو شکار سرامد نزان بوده یا شمشیر بازی یا شجاعت و..... و به عبارتی تشویقی بهشون میدادند و جالب اینکه اکثرا هم شاهان بچه های خودشون رو میکردن! در صورتیکه تاریخ ثابت کرده اکثر بچه های شاهان کلا خلف پدر بودن!)
    بعضی درجات زمانی داده شده که کاخ ها در دستان زنان افتاد و.... (از این بگذریم که اکثر مورخین به محض شنیدن نام زن میگن صدای نابودی فلان حکومت بعد اونا اومد! چشمک! که البته تقریبا هم حق دارند چون به قول معروف در هر قضیه ایی پای زنی در میان است!)
    مثلا دوره سلوکی جز یکی از همین دوره ها بوده که هی زن میشده حاکم و پدر درمیاورده و.. البته حاکم پشت پرده نه ...!
    در مورده ارتمیس هم که یک بار کامل تو وبلاگ توضیح دادم که نمیدونم کدوم سایت به اصطلاح پارسی!!!! با اب و تاب از ارتمیس نام برده و البته در زمان شاه یه جهاز! جنگی هم به نامش کردن اما اقایون خانوما به والله ارتمیس ایرانی نبوده!
    ایشون یه یونانی اسیایی واقع در هالیکارناس که بعدها جناب هرودت که خودشم هالیکارناسی هست به دلیل اینکه عقده فامیلی داشته و فکر میکرده هم محلیش هست! حسابی واسش مایه گذاشته ... هرچند از شجاعت ها و البته فرماندهیش نباید گذشت و اینا واقعی هست اما دیگه خوب هرودت روغن داغش رو زیاد کرده و البته اگر کتاب هرودت رو بخونید نمیگه ایرانی میگه هالیکارناسی (و در ان زمان هالیکارناس تابع ایران بوده اما چون کشوری اشغالی بوده ذاتا نیمشه گفت ارتمیس ایرانیه و تازه از اینم بگذریم که ارتمیس به دلیل فوت شوهرش و صغیر بودن پسراش خودش موقتا ملکه بوده و... عمرا از ایران مثل یه تابع ایران دستور میگرفته!)

    در ضمن از اینم بگذریم در نهایتش جناب خشایار شاه به همراه این فرمانده کل دریائیش در نبرد دریایی به ظاهر ساده سالامیس! به بدترین نحو شکست خورد و ارزوهای داریوش و خود خشایار شاه برای تسلط فیزیکی بر یونان اروپائی از دست رفت برای همیشه (بعدها از نظر سیاسی و پولی بر اونها حاکم شدیم هرچند هچگاه تاریخ به خصوص تاریخ غربی شکست ما رو فراموش نکرد شکستی که بارها جبرانش کردیم اما اون شکست یه چیز دیگه بود!)

    دلیل اصلی شکست در سالامیس هم ضعف فرماندهی فرماندهان بوده.. هرودت که کلا رفته تو وهم و خیال و هی میگه ارتیمس این گفت ارتمیس اون گفت ولی به حرفش گوش ندادن از اون طرف میگه فرمانده کل نیروها بوده و بعد میگه یه خشایار شاه بوده یه ارتمیس! و مشخص نیست چطور نظریات فرمانده کل نادیده گرفته میشه ، همونجور که شاید بدونید اون موقع تصمیم نهایی با شاه عبد فرمانده کل بوده چه اشتباه چه درست اما هرودت میگه ارتمیس رفت منبر و گفت ما این بکنیم شکست میخوریم اون بکنیم میبریم اما مصری ها گفتن نه این بکنیم میبریم و اخرشم طبق حرف اونا شد و ما باختیم.. به فرض تصمیم مصری ها گرفته شد! اما یکی نیست بپرسه فرمانده کل ایا ندید تو دو متر جا 1247 قایق . کشتی! نمیتونند رد بشن.... یکی نگفت چطور این همه نیرو همزمان میخوان رد بشن... هرودت میگه خشایار شاه خودش رفت روی یه کوه بلند میدان جنگ رو میدید و... ادم مگر کوره نبینه؟! اگر کور نبوده پس همون ضعف فرماندهی باعث شده که اونجور از یونانی ها بخوریم....
    یه تیکه باحال بیام براتون: یونانی ها با لباس و تسلیحات جنازه های ایران که از اب گرفتند خزانه خودشون رو دو برابر کردن!! (دقت نمایئ فقط با پول لباس و تجهیزات!) بعدم از اسیران برده ساختند و هرکسی به نان و نوائی رسیده...

    بررذیم نبردسالایمس داستانش زیاده اما خوب معروفه که هرودت چون هالیکارناسی بود یه سری توهمات رو با واقعیات افزون کرده و به خورد ملت داده
    نکته باحال اینکه میگه خشایار شاه دو پسرش رو داد دست ارتمیس تا ببره تو هالیکارناس (که اونجا ملکه محسوب میشده ارتمیس) و تربیت کنه ....!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چون بهتر از اون تو جهان واسه تربیت پسراش نیست.... و کلی درد فراغ کشیده خشایار جون ما و گفته بی تو هرگز با تو عمری! چشمک!


    البته شایدم بعضی قسمتهاش درست باشه اما از بس هرودت وهم بافته ادم به همه چیزش شک میکنه به خصوص این یکی که تو ایران باستان اصلا رسم نبوده پسر بدن فلان کس تابع خارجی! ببره اداب یادشون بده ... به همین خاطر بین مورخین اختلافه... از اینم بگذریم ایران سرامد تربیت درست بود یه زمانی خیر سرش!


    البته من کل این زنان رو نمیشناسم اما تا اونجا که تحقیق کردم نصف بیشترشون رو هاله ایی از افسانه پوشانده نصف بقیه شونم تا 80 درصد درسته .... اونائی هم که تو شاهنامه اند... بگذریم!
    امیدوارم حمل بر این نشه که من مخالف قدرت زنان و زنان قوی هستم اما میخوام بگم همچین چیزهایی به این وسعت نبوده! و نباید اینقدر بزرگش کرد.. البته نه فقط زنان روبلکه مثلا ایران اولین کشتی نوردان جهان بودن! و.. این قبیل چیزا رو....

    راستی جالبه چرا از زنان ایتالیا و... هیچ حرفی به میون نیومده؟! (ساتا جون شما که ژاندارک رو میشناسی! چشمک!)

    با تشکر از سمیه و ساتا عزیز

    یا حق
    آخرین ویرایش توسط Ernesto_Rommel در تاریخ 2009-Apr-20 انجام شده است
    آدرس وبلاگ من :

    کوماندانته



  14. 5 کاربر از Ernesto_Rommel برای پست مفید تشکر نموده اند:


  15. Top | #8

    • کاربر فعال
    • تاریخ عضویت
      14-Apr-2008
    • رشته تحصیلی
      ازادی و برابری
    • محل سکونت
      رهائی
    • پست‌ها
      415
    • سپاس
      984
    • 1,200 تشکر در 449 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      14

    پیش فرض پاسخ: معرفی زنان نامدار و قهرمان تاریخ باستان (1)

    ارنستو ممنون از مطالب عالیت. مگه ژاندارک فرانسوی نبود؟/////
    ببخشید من متوجه نشده بودم(این مال خط بالایی در جواب ارنستوی عزیز)
    )) خلاصه سرگذشت ژاندارک و سپس شرح

    --------
    ژان دارک (به فرانسوی: Jeanne d'Arc) و گاه دوشیزهٔ اورلئان (۶ ژانویه ۱۴۱۲ در دومرمی-لاپوسل (به معنای دومرمیِ دوشیزه یا دومرمی زادگاه دوشیزه)، لورن؛ † ۳۰ می ۱۴۳۱ در روآن)، قهرمان ملی فرانسه و قدیسه‌ای در کلیسای کاتولیک.

    در جنگ صدساله بر ضد انگلستان، رهبری فرانسوی‌ها را برعهده داشت. در نزدیکی شهر کُنپی ینی، به خاطر خیانت شهردار این شهر توسط بورگونی‌ها اسیر و به انگلیسی‌ها فروخته شد. ژان دارک در یک دادگاه کلیسایی، توسط اسقفِ بووه، پیر کوشون به جرم ضدیت با قوانین کلیسا، محکوم و در میدان ویومارشه شهرِ روآن سوزانده شد. چندی بعد، در یک دادگاه تجدید نظر در سال ۱۴۵۶، شرافت این دوشیزه قهرمان باز به اثبات رسید.
    آخرین ویرایش توسط Incognito در تاریخ 2009-Apr-20 انجام شده است
    از یادگاران یزد بازدید کنید

  16. 3 کاربر از Incognito برای پست مفید تشکر نموده اند:


  17. Top | #9

    • معاون سابق بخش علوم انسانی
    • تاریخ عضویت
      31-Oct-2007
    • رشته تحصیلی
      تفکر
    • مقطع تحصیلی
      سربازی !
    • دانشگاه
      هتل !
    • تخصص
      مادر مهارت ها تعقل
    • محل سکونت
      دیار عاشقان
    • پست‌ها
      3,451
    • سپاس
      22,920
    • 15,005 تشکر در 5,405 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      20
    • امتیاز
      769

    پیش فرض پاسخ: معرفی زنان نامدار و قهرمان تاریخ باستان (1)

    ساتا جان نوشتم ایتالیا و... و وقتی نوشتم ژاندارک اشاره بود به اون یکی تایپیک!
    آخرین ویرایش توسط Ernesto_Rommel در تاریخ 2009-Apr-20 انجام شده است
    آدرس وبلاگ من :

    کوماندانته



  18. 2 کاربر از Ernesto_Rommel برای پست مفید تشکر نموده اند:


  19. Top | #10

    • کاربر فعال
    • تاریخ عضویت
      14-Apr-2008
    • رشته تحصیلی
      ازادی و برابری
    • محل سکونت
      رهائی
    • پست‌ها
      415
    • سپاس
      984
    • 1,200 تشکر در 449 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      14

    پیش فرض پاسخ: معرفی زنان نامدار و قهرمان تاریخ باستان (1)

    ژاندارک در منطقه تاریخی لورِن، در خانواده آرک، در هنگام جنگ صدساله در روستای دونرِمی (Domremy) واقع در مرز شرقی فرانسه به دنیا آمد.

    روستای دونرمی که در نزدیکی دره موز واقع بود در آن زمان تحت سرپرستی دوکِ بار بود.

    پدر خانواده ، ژاک ، کشاورز و مسئول جمع آوری مالیات در دهکده دونرمی و همسرش ایزابل زنی دین‌دار و پاکدامن بود . خانواده آرک از قشر متوسط جامعه بودند . ژان(Jeanne) پنجمین و آخرین فرزند خانواده بود . سه برادر و خواهر بزرگ‌ترش به ترتیب ژاکمَن ، کاترین ، پیر و ژان(Jean) نام داشتند.

    ژاک چون نمیخواست فرزندانش در آینده وارد کارهای اقتصادی شوند اجازه نداد که آنها به مدرسه بروند و خواندن و نوشتن بیاموزند. با این وجود ژان به کمک مادرش بعضی از دعاهای کتاب مقدس را حفظ نمود.

    شمال فرانسه در آن زمان توسط انگلیسی‌ها اشغال شده بود که با بورگونی‌ها(بورگینیون‌ها) متحّد بودند . در جنوب کشور هم ، ولیعهد فرانسه (دوفَن) که بعدها به اسم شارل هفتم تاج‌گذاری کرد ، حکومت می‌کرد . ,ولی پادشاه انگلستان ، هنری پنجم حکومت وی را به رسمیت نمی‌شناخت زیرا هنری بر طبق قرارداد تروآ ، مدعی حکومت فرزند خود بر فرانسه بود.

    قرارداد تروآ در سال ۱۴۲۰ بین هنری پنجم و شارل ششم ، پادشاه فرانسه، به منظور پایانِ جنگ صدساله و جبران کشتارِ نبرد آژنکور بسته شده بود . طبق شرایط این قرارداد ، ازدواج هنری پنجم با کاترین دو والوآ، دختر پادشاه فرانسه ایجاد شده بود تا شاهزاده‌خانم جوان ، حکومت پدرش را پس از مرگ وی به‌دست آورد و اتحّاد همیشگیِ دو پادشاهی را ایجاب کند . این قرارداد با مخالفت نجیب‌زادگان فرانسوی همراه بود، چراکه دوفَن، دیگر به عنوان ولیعهد فرانسه شناخته نمی‌شد.
    خانه پدری ژان واقع در دهکده دونرمی. این خانه اکنون از بناهای تاریخی بخش وُژ(vosges)به شمار می‌رود.

    ژان دختری به شدت با ایمان، پرهیزگار و مهربان بود.از اینرو همه اهالی دهکده او را دوست داشتند. او دختری بود با موهایی تیره رنگ و قامتی متوسط؛ چشمانی درشت به رنگ قهوه‌ای (یا خاکستری)، چهره‌ای متبسم و صدایی دلنشین و زیبا داشت.

    در اواسط تابستان سال ۱۴۲۴ یعنی زمانی که ۱۲ ساله بود هنگامی که در باغ پدرش قدم میزد در سمت راست خود در کنار درختی قدیمی نوری خیره کننده را دید. سپس صدایی مهربان و ملکوتی را شنید که او را خطاب می‌کرد. این صدا ، صدای قدیس میشل بود. او با ژان صحبت کرد و گفت که او باید پیش ولیعهد رفته و با کمک وی فرانسه را نجات دهد . در روزهای بعد کاترین مقدس و مارگارت مقدس مرتب پیش ژان آمده و با او صحبت می‌کردند. ژان تا ۴ سال با هیچ کس راجع به نداهای آسمانی اش سخنی نگفت . سرانجام در سال ۱۴۲۸ برای نخستین بار این موضوع را با یکی از بستگانش در میان گذاشت تا بتواند به کمک وی به شهر وکولور رفته و پس از اخذ اجازه از فرمانده آن شهر به مقر ولیعهد در کاخ شینون برود.

    ژان از همان ابتدا به عنوان یک دختر شانزده ساله، خواهان خدمت در ارتش دوفَن بود، که به وی چنین اجازه‌ای داده نشد . یک سال بعد به وی اجازه داده شد که دوفن را در شینون ملاقات کند. او با پوشش مردانه‌اش (گفته می‌شود که ژان دارک، تا آخر عمر به دستور نداهااز پوشش مردانه استفاده می‌کرده‌است .) به سوی شینون سفر کرد و توانست در آنجا شارل را که خود را بین درباریانش پنهان کرده بود، پیدا کند و وی را از ماًموریتش مطلع سازد. بعد از اینکه ژان توسط کلیسا بازجویی شد، شارل با نقشه او در مورد آزادی اورلئان موافقت کرد، چرا که در آن زمان این شهر در محاصره انگلیسی‌ها بود. دو تن از برادران ژاندارک یعنی پیر و ژان نیز او را در نبردها همراهی می‌کردند.

    ژاندارک

    با درایت، شجاعت و اعتماد به نفس خود ، ژان دارک توانست اعتماد سربازهای ناامید فرانسوی را به دست بیاورد و محاصره اورلئان توسط انگلیسیها را در سال ۱۴۲۹ بشکند . پس از چند پیروزی دیگر مقابل انگلیسی‌ها ، وی توانست دوفن را متقاعد به لشکرکشی سوی رَنس کند.در تاریخ ۱۷ ژوئیه ۱۴۲۹ دوفن به عنوان شارل هفتم در کلیسای جامع شهر رنس تاجگذاری کرد و رسما پادشاه فرانسه شد.

    به پاس خدمات دوشیزهٔ اورلئان، شارل هفتم لقب اشرافی دوک دولیس را به خانواده آرک اعطا و مردم دهکده دونرمی و یکی از دهکده‌های مجاور را از پرداخت مالیات معاف نمود.این قانون تا چند قرن بعد همچنان اجرا می‌شد. پیر و ژان (دو برادر دوشیزه) تنها فرزندان خانواده آرک بودند که از آنها نسلی به جا ماند. نسل این دو برادر ژاندارک وارثان لقب اشرافی «دولیس» بودند.


    در قدم بعدی، ژان سعی کرد ، پادشاه را برای آزادی پاریس از دست بورگونی‌ها متقاعد کند ، که بی نتیجه ماند. بعدها خود ژان ، حمله‌ای را به سوی پاریس آغاز کرد ، که آن نیمه کاره باقی ماند. در تلاش دیگری برای آزادی کنپی ینی ، در سال ۱۴۳۰ توسط بورگونی‌ها اسیر شد. وی دو بار سعی به فرار کرد (برای دومین بار با پریدن از یک برج بیست متری) و در نهایت به پیر کوشون اسقفِ بووه ویکی از متحدّان انگلیسی‌ها فروخته شد.
    آخرین ویرایش توسط Incognito در تاریخ 2009-Apr-20 انجام شده است
    از یادگاران یزد بازدید کنید

  20. 2 کاربر از Incognito برای پست مفید تشکر نموده اند:


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات تاپیک

کاربران حاضر در این تاپیک

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک هستند. (0 عضو و 1 مهمان)

برچسب ‌ها

این مطلب را به اشتراک بگذارید

قوانین ارسال

  • شما نمی‌توانید تاپیک جدید ارسال کنید.
  • شما قادر به ارسال پاسخ نیستید .
  • شما نمی‌توانید فایل ارسال کنید.
  • شما نمی‌توانید پست ‌های خود را ویرایش کنید.
  •  
دانشجو در شبکه های اجتماعی
افتخارات دانشجو
لینک ها
   
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
به دانشجو امتیاز دهید:

آپلود مستقیم عکس در آپلودسنتر عکس دانشجو

توجه داشته باشید که عکس ها فقط در سایت دانشجو قابل نمایش می باشند.

Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.1