پایه عکاسی مونوپاد
مدرسان شریف ۹۳
سایت علمی دانشجویان ایران
دانـلـود مقـالات آی اس آی 
از تـمامـی پـایـگـاه های آنـلایــن، بـه سـادگـی!
تبلیغات پژوهش (توسعه)
در حال نمایش 1 تا 3 از مجموع 3

تاپیک: گالری عکس های موزه ایران باستان

  1. Top | #1

    • یـار آشــــــــــــــــنـا
    • تاریخ عضویت
      11-Sep-2009
    • رشته تحصیلی
      كشاورزی گرایش طیور
    • محل سکونت
      ویران
    • پست‌ها
      234
    • سپاس
      1,234
    • 724 تشکر در 242 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      6
    • امتیاز
      49

    پیش فرض گالری عکس های موزه ایران باستان



    موزه ایران باستان، اولین موزهٔ ایران، در ابتدای خیابان ۳۰ تیر، در خیابان امام خمینی تهران واقع است. ساخت این موزه در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۱۳ ه.ش. به دستور رضا شاه توسط معمار فرانسوی، آندره گدار، شروع شد. ساختمان موزه در سال ۱۳۱۶ به اتمام رسید و موزه برای بازدید عموم افتتاح شد. زمین اختصاص یافته به این موزه ۵۵۰۰ متر مربع بود که ۲۷۴۴ متر مربع زیربنای آن است.

    تمامی این عکس ها توسط این جانب گرفته شده

  2. کاربر زیر از Partizan62 برای پست مفید تشکر نموده است:


  3. Top | #2

    • یـار آشــــــــــــــــنـا
    • تاریخ عضویت
      11-Sep-2009
    • رشته تحصیلی
      كشاورزی گرایش طیور
    • محل سکونت
      ویران
    • پست‌ها
      234
    • سپاس
      1,234
    • 724 تشکر در 242 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      6
    • امتیاز
      49

    پیش فرض پاسخ: گالری عکس های موزه ایران باستان

    تندیس سنگی داریوش بزرگ-521تا 486 قبل از میلاد





    متن پارسی باستانی تندیس سنگی داریوش اول-شوش، سده 6 پیش از میلاد:

    خدای بزرگ است اهورا مزدا، که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی برای مردم آفرید، که داریوش را شاه آفرید
    این پکیره سنگی، که داریوش شاه دستور داد در مصر ساخته شود، از آن جهت، که از این پس هر ان که آنرا دید بداند که مرد پارسی مصر را در دست دارد
    من ،داریوش ،شاه بزرگ ،شاه شاهان، شاه کشورها، شاه در این زمین بزرگ، پسر ویشاسپ هخامنشی
    داریوش شاه گوید، اهورا مزدا بپا باد هر آنچه کرده شد


    تندیس داریوش و کاخ دروازه شوش

    بین سال های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۹ هیات باستان شناسی فرانسه که قبل از این نیز کاوش هایی را در شوش انجام داده بود، بنا به درخواست اداره کل وقت حفاظت از آثار و بناهای تاریخی ایران برای از سرگیری مطالعه کاخ های هخامنشی در شوش کار تحقیق و کاوش در این زمینه را آغاز کرد. بسیاری از بقایای کاخ های هخامنشی که از سال ۱۸۵۴ در تپه آپادانای شوش کشف شده بودند، در آن هنگام زیر پوششی از علف های هرز پنهان مانده بودند و بسیاری از بازدیدکنندگان که قصد دیدار از آثار هخامنشی مکشوفه در شوش را داشتند و روز به روز نیز بر تعداد آنها افزوده می شد، بیهوده در لا به لای علف های هرز به دنبال یافتن نشانه هایی از کاخ های باشکوه هخامنشی بودند. از این رو پیشنهاد شد تا برای مشخص ساختن طرح و نقشه داخلی کاخ ها، بر روی سنگ چین ها و پی کاخ ها، دیوارهایی از خشت ساخته شود. برای انجام این امر لازم بود که با بررسی دقیق آثار مشهود به جای مانده، از حاصل مطالعات مکنوم Macquenem و پیله Pillet که قبلا طرح هایی از کاخ ها را کشیده و برخی قسمت ها را بازسازی کرده بودند، به عنوان اطلاعات پایه ای استفاده شود. مسئولیت اجرایی طرح به عهده دانیل لدیری Daniel Ladiray ، مهندس فرانسوی عضر CNRS (مرکز ملی مطالعات علمی فرانسه) سپرده شد. عملیات از بخش جنوب غربی تپه که ورودی کاخ را همان جا می دانستند، آغاز شد. از همان ابتدای خاکبرداری متوجه شدیم که در تعیین محل دروازه ورودی کاخ و معبرهای آن اشتباهاتی صورت گرفته است و این مساله تعجب همه ما را بر انگیخته بود.

    بنابراین تصمیم گرفتیم که محوطه مورد بررسی را گسترش بدهیم و عملیات خاکبرداری و کاوش را به ضلع شرقی و ورودی L ، در طرح مکنوم هدایت کنیم چرا که ورودی (L) به شکل کامل از زیر خاک بیرون آورده نشده بود و به فضای سنگ فرش شده وسیعی باز می شد. در آن سوی دروازه تا حدود منتهی الیه حاشیه شرقی تپه در فاصله ای به طول صد متر عملیات کاوش که پیشتر توسط لوفتوس Loftus و دیولافوا Dieulafoy انجام گرفته بود، در حد ترانشه های کم عمق متوقف مانده بود. در جریان این کاوش ها، باستان شناسان نتوانسته بودند به لایه مربوط به عصر هخامنشیان برسند. بعدها، مکنوم با هدف یافتن آثاری از گورهای عیلامی، محوطه سنگفرش شده رو به روی ورودی کاخ را حفاری کرد. در سال ۱۹۴۸ رومن گریشمن بار دیگر عملیات کاوش را در حاشیه تپه از سر گرفت اما با رسیدن به طبقات دوره اسلامی کار حفاری متوقف شد. بنابراین تصمیم گرفتیم تا با به خدمت گرفتن کارشناس و باستان شناس عصر اسلامی در مرکز ملی مطالعات علمی خانم مونیک کروران Monique Kervran گمانه را باز کنیم و دانیل لدیری نیز کار بررسی نقشه و طرح کاخ ها را ادامه دهد.


    تندیس داریوش
    این گمانه در ۲۳ دسامبر ۱۹۷۲ باز شد. با تمیز کردن بخشی از آثار که پیشتر گریشمن آنها را از زیر خاک بیرون آورده بود، در داخل گودالی مملو از خاکستر، قطعه سنگی خاکستری رنگی پیدا شد که به نظر می رسید بر روی آن حجاری شده است. کشف این سنگ چندان ما را متعجب نساخت زیرا در هر گوشه ای از تپه قطعاتی از سر ستون های کاخ های هخامنشی پراکنده شده بود. فردای آن روز قطعه سنگ بزرگی پیدا شد که به نظر می رسید بخشی از یک تندیس بزرگ باشد. آنچه که در نگاه اول توانستیم تشخیص بدهیم، بازو و مشت بسته دست چپ در این تندیس بود. چنین کشفی بسیار مهم و جالب توجه بود. زیرا تا آن هنگام نمونه ای از تندیس های هخامنشی شناسایی نشده بود. به نظر می رسید که این تندیس در داخل گودالی به _ متعلق به دوران اسلامی _ به طور اتفاقی افتاده است و یا کسی آن را داخل گودال پرت کرده است. یکی از همکاران گروه که مشغول کنار زدن خاک از روی تندیس بود، وقتی به کمربند تندیس رسید، بر روی آن کتیبه ای به خط هروگلیف را مشاهده کرد که توانست نام داریوش را نیز بر روی آن پیدا کند و بخواند. وی تصور می کرد که شیء کشف شده محدود به این قسمت می باشد ولی ناگهان متوجه شد که تندیس هم چنان در پایین ادامه می یابد. لذا نحوه حفاری قبلی را که با دقت کمتری صورت می گرفت،‌ کنار نهاد و کاوش را به طور منظم و با دقت بیشتری ادامه داد.

    پس از زدودن خاک ها از روی مجسمه، کتیبه های میخی و هروگلیف در جلوی پیراهن حجاری شده دیده شد. برای این که کار حفاری به طور دقیق تری انجام گیرد، مجبور شدیم، محدوده ای به حجم صد متر مکعب (ابعاد ۱۰×۱۰ متر) را با حوصله حفاری کنیم تا به این ترتیب لایه های اسلامی _ ساسانی، پارتی و سلوکی آسیب نبینند. چندین هفته طول کشید تا تندیس به طور کامل از زیر خاک بیرون آورده شود. با وجود این که تندیس سر نداشت ولی با این حال هنوز هم حجم و ابعاد آن بزرگ بود. ارتفاع آن در حدود ۵/۲ متر و وزن آن به چندین تن می رسید.

    تندیس بر روی پایه ای قرار گرفته بود و با توجه به متن کتیبه ها، یقیق یافتیم که تندیس از آن داریوش، شاه هخامنشی است. وی به حالت ایستاده قرار داشت که پای چپ، کمی جلوتر از پای راست و بازوی راست به حالت افتاده بود که با دست راست نیز چوب دستی کوتاهی را نیز محکم گرفته بود. ساعد چپ بر روی سینه قرار گرفته بود و با دست چپ شاخه ای از گل نیلوفری را گرفته بود. بر روی هر دو مچ دست، النگویی ساده دیده می شد. داریوس لباس رسمی مراسم هخامنشیان را به تن داشت. لباسی چیندار با آستین هایی بلند که به صورت مورب برش داده شده بودند و کمربندی که در جلو گره می خورد، لباس را به تن سفت می کرد. خنجری در این کمربند جای داده بودند که بر روی لبه بین قبضه و تیغه آن با ظرافت بسیار کنده کاری شده بود. در جلوی لباس، چین هایی از بالا به پایین به حالت افتاده دیده می شود. در حالی که در سایر قسمت ها، چین ها عمودی هستند که از پایین آنها به شکل زیگزاگ است. روی چین های سمت راست، کتیبه ای به خط میخی و در سمت چپ، کتیبه ای به خط هیروگلیف حک شده است.

    پادشاه کفش های سر هم بدون بند پوشیده است. پایه تندیس به صورت بلوک سنگی چهارگوشی است، که سالم در زیر خاک باقی مانده است. روی پایه تندیس تزیینات مصری و کتیبه هایی حک شده است. اما آن چه که بیش از هر چیزی به نظر عجیب می رسید این بود که تندیس به طور عمودی روی ۲ قطعه سنگ بزرگ محکم شده بود که این سنگ ها نیز روی سنگریزه ها قرار گرفته بودند. تندیس به دیواره آجری تکیه داده شده بود. بر روی پایه های ستون های تالار مرکزی کتیبه ای به سه زبان پیدا شد که فرانسوا والا Fransois Vallal ، متخصص کتیبه های هیات حفاری به سرعت آنها را ترجمه کرد و به این ترتیب، گروه حفاری توانست کاخ را شناسایی کند: خشایارشا، پادشاه ایران چنین می گوید: «داریوش شاه با یاری اهورامزدا این دروازه را بنا نهاد، داریوش که پدرش بود.» به این ترتیب، هیات توانسته بود، در ورودی کاخ را شناسایی کند. و تندیس در سمت چپ ورودی کاخ قرار گرفته بود. در سمت راست دروازه روکشی دیده می شد و همین مساله این فرض را در ذهن تقویت می کرد که شاید تندیس دیگری در سمت راست آن قبلا وجود داشته که اینک از بین رفته است و شاید برخی قطعات سنگی که امروز در موزه لوور نگهداری می شوند، مربوط به این تندیس باشند. به نظر می رسد که تندیس داریوش، حجم عظیمی از اطلاعات را در خود پنهان کرده است.

    سبک و نوع تندیس به دلیل وجود کتیبه های میخی و هیروگلیف، تزیینات پایه تندیس در امتداد دو سمت آن که نقش ۲۴ ملت امپراطوری را به صورت زانو زده به تصویر کشیده است و نیز تصویرهایی که به دلیل نوع پوشش و لباس ملی هر یک از آنها، آرایش موی سر و نگارش نام آنها به زبان هروگلیف در قاب کتیبه ها این فرضیه را تقویت می کنند. با کشف تندیس از اداره باستان شناسی فرانسه درخواست شد تا یکی از همکاران CNRS به نام ژان یویوت Jean Yoyotte و مصرشناس معروف و استاد فعلی کولژ دو فرانس College de France مسئول حفاری های تانیس Tanise در دلتای مصر را به ایران بفرستند. از سوی دیگر به اداره حفاظت از بناهای تاریخی و باستانی ایران مستقر در تهران نیز اعلام شد تا کارشناسان ایتالیایی که مسئول مرمت بناهای تخت جمشید بودند به شوش بیایند و تندیس را بازسازی کنند. پس از آن تندیس را به نوعی استتار کردیم تا از هر گونه آسیبی به دور بماند و بتوانیم بعدا با مطالعه بیشتر به سوالاتی که ممکن بود مطرح شود پاسخ دهیم. با این حال برخی از روزنامه نگاران ایرانی که از تهران به شوش آمده بودند،‌ توانستند شبانه، عکس هایی از تندیس بگیرند که به نظر می رسد چندان هم خوب نبودند ولی آنها را منتشر ساختند. اعتراض هایی که از جانب گروه و هیات حفاری صورت می گرفت، چندان مثمر به ثمر واقع نشد.

    به نظر می رسید که برای تعیین اصل و منشا اثر، قدمت آن و دلایل قرار دادن تندیس در آن مکان تحقیقات مفصلی باید انجام می گرفت. متن میخی تندیس به خوبی این مطلب را روشن می ساخت که اثر در مصر ساخته شده است. ولی در این میان آن چه در نگاه اول کمی تعجب برانگیز بود، این که به نظر می رسید سنگ خاکستری رنگ تندیس از جنس سنگ های البرز بود که در ساخت ستون ها و نقش های برجسته شوش از آن استفاده شده بود. ولی با کمی دقت تفاوت هایی را بین این دو نوع سنگ یافتیم. ژان تریشه Jean Trichet مدیر آزمایشگاه زمین شناسی دانشگاه اورلئان Orlean که به همراه هیات حضور داشت، پس از بررسی های طولانی به این نتیجه رسید که تندیس از نوعی سنگ آتشفشانی حاوی ماگما Magma است که زمین شناسان آن را گروویک (Grauwacke) می نامند و نمونه هایی از این نوع سنگ در ایران شناسایی نشده است، در عوض معادن گروویک در منطقه ای به نام هاماما (Hamamat) در مصر، حد فاصل نیل و دریای سرخ وجود دارد. با بررسی های مقایسه ای که بعدها صورت گرفت، این فرضیه اثبات شد که مجسمه، سرمنشا مصری دارد و مصرشناسان مشخصا تخمین می زنند که تندیس مذکور به هنر حجاری عصر ساییت Saite ها تعلق دارد یعنی زمانی که مصر بخشی از امپراطوری پارس به شمار می رفت.

    از سوی دیگر، با کشف کتیبه هایی در مسیر معادن گروویک هاماما و ترجمه آنها، مشخص شد که در اوایل قرن پنجم قبل از میلاد، کارگذار عالی امپراطور پارس (که به نظر می رسد فردی بود به نام خنمبر Khnembre) از آن مسیر عبور کرده است جنس و نوع سنگ مجسمه، شکل و پرداخت و سبک تندیس به خوبی نشان دهنده خصوصیات تندیس های مصری اواخر قرن ششم قبل از میلاد است لذا تقریبا همه مطمئن شده بودند که تندیس با وجود این که برخی از تزیینات آن با قواعد هنر تندیس سازی مصر مطابقتی ندارد، در زمان حکومت داریوش و به دستور وی در مصر ساخته شده است.

    در کتیبه میخی نوشته شده است که این تندیس نخستین بار برای معبد آتوم Atoum ساخته شده بود تا «اگر روزی گذر کسی به آنجا افتاد، بداند که پارسیان، مصر را هم فتح کرده بودند». ترجمه متن کتیبه و انتشار آن در روزنامه های تهران باعث شد که دولت مصر به این موضوع اعتراض کند. البته در آن هنگام روابط ایران و مصر نیز در شرایط خوبی نبود. حال سوالی که مطرح می شود این است که اگر بپذیریم که این تندیس در مصر به دستور داریوش شاه ساخته شده بود تا در معبد آتوم قرار گیرد، چرا در شوش پیدا شده است؟ با توجه به ابعاد مجسمه، وزن و فاصله بین مصر تا شوش، این که تندیس در شوش پیدا شود، موضوع بی اهمیتی نیست.

    به نظر می رسد که تندیس نخست از نیل به بندری در ساحل دریای سرخ یعنی هلیوپولیس Heliopolis در منتهی الیه جنوبی دلتای مصر منتقل شده است. کانالی که داریوش بین یکی از شعبات فرعی نیل و دریای سرخ حفر کرده بود برای این منظور مورد استفاده قرار گرفته است. سپس از طریق یک کشتی، تندیس به خلیج فارس منتقل شده است که از آنجا نیز از طریق رودخانه کارون و شعبات فرعی آن به سمت شوش آورده شد. چه کسی و با چه هدفی این عملیات سنگین انتقال را انجام داده است؟
    این که داریوش خود این عملیات را رهبری کرده باشد، کمی غیر ممکن به نظر می رسد. با مرگ داریوش در سال ۴۸۶ ق.م مصر علیه امپراطوری پارس شورش کرد که به سرعت و با شدت تمام توسط خشایارشا سرکوب شد.

    هرودت در کتاب خود سرکوب شورش مصر را چنین تعریف می کند: «تمامی اشیا معابد مصر را توسط خشایار جمع آوری کردند و با خود بردند». سرکوب شورش مصر با پایان یافتن ساخت بناها و کاخ های هخامنشی در شوش همزمان بود. فرانسوا والا و ژان یویوت کتیبه شناسان هیات حفاری پس از بررسی های طولانی بر این مساله به طور مشترک توافق داشتند که تندیس داریوش در شوش در محل اولیه خود پیدا نشده است.

    کتیبه های هیروگیلیفی تندیس در تزیینات پایه مجسمه، مضامین مصری را بیان می کردند. کتیبه های میخی روی پیراهن داریوش به صورت عمودی نوشته شده بودند و این بدان معنی است که برای خواندن آنها باید سر را خم کرد. بر روی پشت تندیس که به دیوار بنا چسبیده بود، آثار حجاری و کتیبه دیده می شد و این بر خلاف اصول هنر هخامنشی است که در آن بر روی بخش هایی از اثر که دیده نمی شوند، کار هنری صورت نمی گیرد. نقش افرادی که به عنوان نمایندگان ملت های امپراطوری هخامنشی بر روی پایه تندیس نشان داده شده است، براساس محل زندگی و جغرافیای آن، به دو گروه تقسیم شده اند. در سمت چپ پایه ملت های ساکن در مناطق مختلف ایران و شمال امپارطوری نظیر مادها، پارس ها، عیلامیان، آریان ها، پارتیان و ... دیده می شود. در سمت راست ملت های ساکن در غرب و جنوب امپراطوری نظیر بابلیان، ارمنیان، کاپادوسی ها و لیبیایی ها. نمی توان چنین تصور کرد که این تقسیم بندی بی دلیل صورت گرفته باشد. بلکه به نظر می رسد به جهت قرارگیری اولیه تندیس مربوط است. لذا با توجه به جهت قرارگیری تندیس در زمان پیدا شدن آن،‌ ساکنان شمال و شرق در ضلع جنوب و ساکنان غرب و جنوب در ضلع شمال قرار می گیرند!

    تزیینات و کتیبه های هیروگلیفی تندیس از جهت خاصی جالب توجه بود. ژان یویوت معتقد بود که متن هیروگلیفی در ۴ ستون بر روی چین پیراهن به زبان مصری کلاسیک نوشته شده است. متن کتیبه را می توان به نوعی «مدح پادشاه» دانست. ولی بخشی از متن که به موضوع پادشاهی داریوش می پردازد به زبان مصری رایج در آن زمان نوشته شده است. بر سطح پایه کتیبه در ۵ ستون و داخل یک کادر نوشته شده است که زمینه آن، تصویر آسمان است. در متن آن چنین آمده است: «تصویری که شباهت بسیاری با خدا، صاحب هر دو سرزمین دارد.» بر روی نمای جلو و پشت پایه نقوش کلاسیک مصری دیده می شود که آنها را اسماتائو Smataouy می نامند: دو فرشته به ترتیب بر روی سر خود گیاهانی حمل می کنند که از نظر تصویرنگاری، نماد مصر علیا و سفلی هستند.

    آنها این گیاهان را به تصویری از خط هیروگلیف که مفهوم «اتحاد» دارد، گره می زنند. این کلام خدایی در پشت هر یک از فرشته ها نوشته شده است: «من به تو زندگی و قدرت کامل بخشیدم، ثبات و سلامتی و شادی دادم. من به تو تمامی کشورهای دشت و کوهستان را دادم که در زیر گام های استوار تو قرار گرفتند. من به تو مصر علیا و سفلی را بخشیدم تا در برابر چهره زیبای تو ثناگو باشند همانگونه که تا ابد مدح سیمای «ر ِ» Re خدای نیل را می کنند.»

    متاسفانه تاکنون هیچ تصویری از این سیمای زیبای داریوش در دست نیست. تندیس فاقد سر بود. آرایش موی سر داریوش چگونه بود، کلاه پارسی با لباس ملی داریوش یا کلاه مصری؟ آیا امکان پیدا کردن آن وجود دارد؟

    تلاش برای یافتن بالاتنه تندیس
    البته چنین امیدی چندان هم غیر واقعی نبود. به یقین، تندیس به شکل اعجاب انگیزی سالم باقی مانده بود و بیش از هزار سال همچنان سرپا بوده است. خاک چنان اطراف آن را پر کرده بود که کاملا آن را پوشانیده بود. اما به نظر می رسد به دلیل نشست آب از مناطق همجوار و شکست پی نازک دروازه قدیمی کاخ، تندیس شکسته باشد. لذا این احتمال وجود دارد که با شکسته شدن مجسمه، سر آن ته گودال ایجاد شده لغیزده باشد به گونه ای که بتوان در حد فاصل لایه های ساسانی و اسلامی آن را پیدا کرد.
    هنگامی که در اواخر قرن هفتم میلادی نخستین گروه از مسلمانان که به این منطقه آمده بودند، بر روی تپه آپادانا و در محل دروازه مستقر شدند، بلندی تندیس که در نتیجه فرسایش زمین، از زیر خاک بیرون آمده بود، نظر آنها را جلب کرد. زمین اطراف تندیس کنده شده بود و مجسه تا پایه از زیر خاک بیرون آمده بود.گروهی از آنان که فکر می کردند گنجینه ای در زیر خاک پنهان مانده است، سنگ های پی بنا را جابجا کرده بودند.

    در یکی از سنگ های پی بنا حفره ای کشیده وجود داشت که به نظر می رسید چیزی را قبلا در آن جاسازی کرده بودند. بلافاصله بعد از آن گودال را پر از خاک کرده بودند بی آن که آسیبی به تندیس برسد. مدتی بعد رابرت سوزا Robert Souza سفیر فرانسه در تهران که شخصا کارهای هیات حفاری فرانسه در شوش را پیگیری می کرد، ما را با نخست وزیر وقت ایران امیر عباس هویدا آشنا کرد. در جریان گفت و گوهایی که در مراسم میهمانی شام انجام گرفت، بحث باستان شناسی و کشفیات هیات به میان آمد. نخست وزیر ایران از ما سوال کرد: «شما هنوز سر تندیس داریوش را پیدا نکرده اید؟» من در پاسخ گفتم: «نه ولی امیدواریم که از بین نرفته باشد، اما برای انجام تحقیق منظم پول زیادی لازم است». هویدا سوال کرد که چقدر پول لازم است؟ من نتوانستم پاسخی بدهم. کمی حیرت زده شده بودم زیرا تاکنون به این موضوع فکر نکرده بودم. کمی من من کردم. چند رقم را تکرار کردم و سرانجام مبلغی نزدیک به هزینه کل یک فصل حفاری را گفتم. هیوا بلادرنگ پاسخ داد: «قبلوله کار جستجو را آغاز کنید». دیگر چیزی را حس نمی کردم. گویی در سرم طبل به صدا در آورده بودند. بی آن که متوجه اطراف خودم باشم، مشغول طرح ریزی و برنامه ریزی برای انجام کار کاوش بودم.

    متاسفانه هیات ما نتوانست سر تندیس داریوش را پیدا کند اما در نتیجه تداوم کار حفاری، توانستیم بخش شرقی آپادانا را که مساحتی بالغ بر هزار متر مربع می شد، از زیر خاک بیرون آوریم و بقایای حفاری های قبلی را که بر روی تپه تلنبار شده بود، تخلیه کنیم و به این ترتیب به بسیاری از پرسش هایی که پیرامون کاخ آپادانا، دروازه و پی بنا مطرح بود، پاسخ کافی بیابیم. بسیاری از آثار و شواهد مربوط به عصر هخامنشی نیز پیدا شد. دروازه یک شهر، بخشی از دیواره و دروازه های بزرگ ورودی.

    دروازه داریوش
    کشف دروزاه شرقی که به نوعی راه ورود به صفه محسوب می شد که اقامتگاه پادشاه و تالار بار عام نیز بر روی آن بنا شده است، پیش فرض اولیه نسبت به طراحی و سازمان دهی داخل کاخ را تقویت می کرد. همچنین با پیدا شدن آثار اتاق هایی در جنوب اتاق مخصوص شاه به طور قطعی فرضیه وجود هر گونه راه دسترسی به کاخ از این ضلع را رد کرد. راه ورود به کاخ در ضلع شرقی قرار داشت. در این حال سوال جدیدی مطرح می شود. چگونه از بیرون می توان به دروازه و فضای باز رو به روی آن دسترسی داشت؟‌ با خاک برداری آجرفرش های فضای باز روی به روی اقامتگاه آثار قطعی از تردد ارابه ها از این محل به دست آمد. با در نظر گرفتن مدل پلکان تخت جمشید به نظر می رسید که قبلا پلکانی از پایین در ۲ سمت مخالف به سمت دروازه بالا می رفت که از هر دو طرف در مجاورت دیواره حائل صفه قرار می گرفت.

    با بیرون آمدن این دیوار از زیر خاک مشکل راه ارتباطی نیز حل شد. زیرا در محور دروازه راه باریکی، پوشیده از خشت خام پیدا شد که صفه را به تپه «شهر شاهی» مرتبط می ساخت. کشف این راه بار دیگر سمت و سویی جدید به تحقیقات بخشید. به این ترتیب جهت گیری تحقیقات به روی شهر شاهی بود تا به این ترتیب دروازه های بزرگ ورودی کاخ داریوش از زیر خاک بیرون بیایند و تصور ما از مجموعه کاخ های شوش تغییر یابد. به این ترتیب توانستیم به سرعت دروازه و حواشی آن را بازسازی کنیم. بنای عظیم دروازه که به طور جدا نسبت به سایر بنا ساخته شده بود دارای ۴۰ متر طول و ۳۰ متر عرض می باشد که احتمالا در چهار گوشه آن نیز برج هایی تعبیه شده بود که ارتفاع آن کمی بیشتر از ارتفاع دروازه (۱۵ متر) بود.

    دروازه دارای تالار بزرگ مربعی شکلی است که ۴ ستون سقف آن را نگه داشته است و در ۲ ضلع آن تالارهای درازی ساخته شده است.به نظر می رسد که ورودی با نقش برجسته هایی تزیین شده باشد. نمونه مشابه آن را می توان دروازه ملل تخت جمشید مثال زد. دروازه با دری دو لنگه بسته می شد، بر روی دیوارهای تالار مرکزی طاقچه هایی با دیواره ای پلکانی وجود داشت که این مساله امکان وجود نیمکت هایی شبیه به دروازه ملل تخت جمشید را در این جا رد می کرد. دیواره های بیرونی بنا بسیار صاف و صیقلی بودند. قطر ستون ها با پایه های مربعی شکل بالغ بر یک متر و ارتفاع آنها احتمالا ۱۲ متر بود. در دو سوی محل گذر به سمت فضای باز رو به روی اقامتگاه که فاقد در بود، تندیس های مصری قرار گرفته بود که خشایارشاه با خود از مصر به شوش آورده بود.
    پی بنای دروازه
    ساخت پی بنای دروازه که توسط مهندسان بابلی و براساس سنت هزار ساله خود با خشت خام ساخته شده بود، نمونه ای از شاهکار معماری به شمار می آید. باید در نظر داشته باشیم که دشت خوزستان ادامه دشت بین النهرین در شرق می باشد. سنگ در این منطقه بسیار کمیاب می باشد. لذا پی بنای دروازه را با زیرسازه های اقامتگاه در هم تنیده و با همان روش ساخته اند. هسته اولیه تراس بزرگ کاخ ها به مساحت ۱۲ متر که در ارتفاع ۱۸ متری سطح آب رودخانه شائور قرار دارد، تپه باستانی عیلامی است.اما معمارانی که کاخ داریوش را بنا می کردند، تپه را مسطح ساخته بودند و خاک این قسمت و نیز خاک به دست آمده از گمانه زنی پی بنای اقامتگاه و تالار بار عام را به اطراف تپه و گرداگرد صفه ریخته بودند و به این ترتیب دیواره حائل و دفاعی مستحکمی اطراف آن ایجاد می شد که در برخی جاها عرض آن به ۲۲ متر می رسید.

    به نظر می رسد که انجام چنین عملیاتی قبل از آغاز ساخت مجموعه کاخ ها، سالیان سال به طول انجامیده است. متن کتیبه ای که در پی دیوارهای اتاق پادشاه پیدا شده است، این مرحله از ساخت و ساز در شوش را حکایت می کند. دیواره شرقی دروازه مستقیما بر روی دیواره حائل صفه بنا نهاده شده است. سایر دیوارها بر روی قسمتی است که خاک پی بنا و سطح تپه به آنجا ریخته شده است (بیش از ۶ متر) و این مساله ای جدی را مطرح می سازد: دیوارهای مستحکم آجری از سطح زمین بکر و با توجه به طرح دروازه ساخته شده اند و برای عایق بندی سطح دیوارها از پوششی از شن و سنگریزه استفاده شده است که این پوشش نیز با دیوار کوچکی از خاک ریخته شده از سطح تپه جدا شده اند.

    دیوارهای پی بنا و پوشش حفاظتی آنها به طور همزمان با افزایش سطح ارتفاع خاک ریخته شده از سطح تپه و دیواره حائل بالا آمده اند. در نوک این دیوارهای بزرگ شیاری به عرض یک متر تعبیه شده است که تماما با شن و سنگریزه پر شده است. سرانجام دیوارهای دروازه بر روی این قسمت ساخته شده اند. ستون های تالار مرکزی نیز بر روی روکش های شنی بنا نهاده شده اند که دیوارهای کوچکی از خشت خام که از سطح اولیه زمین بالا آمده است، آنها را پوشانیده است. کف تالار بزرگ نیز از کاشی های سفالی بزرگ پوشیده شده است.

    کاربرد اصلی بنا را از محل آن و متن کتیبه بافت شده در پی آن می توان حدس زد. کاخ دروازه راه ورود به فضای باز جلوی اقامتگاه است. برای عبور کردن به سمت تالار بار عام و اقامتگاه پادشاه، الزاما باید از این دروازه گذر کرد. آیا این همان دروازه ای است که در باب استر تورات به آن اشاره شده است که در آن مردوخای می نشست و آیا فضای باز جلوی اقامتگاه نیز همان حیات بیرونی است که آمان Aman بد ذات، نقشه های جنایتکارانه خود را طرح ریزی می کرد؟

    البته آنچه که به عنوان توصیف این بنا در تورات آمده است، با آنچه که حاصل تحقیقات و کاوش های هیات حفاری است، بی شباهت نمی باشد. کاخ های شوش همانند تخت جمشید در نتیجه آتش سوزی از بین نرفته اند. لذا ویرانه های آن تا مدت ها همچنان قابل دیدن باقی مانده بود. حتی در عصر اسلامی نیز در زیر خاک و خاکستر پنهان نماند و بسیاری از جهانگردان قرون وسطی نیز به وجود آنها اشاره کرده اند. شوش در قرن ۱۳ پس از حمله مغول ها کاملا متروکه شد. اما نام آن هرگز به فراموشی سپرده نشد.

    تارگاه خبرگزاری سازمان میراث فرهنگی

    منبع:
    http://www.khouzestan.info/node/137
    آخرین ویرایش توسط Partizan62 در تاریخ 2009-Oct-15 انجام شده است

  4. Top | #3

    • یـار آشــــــــــــــــنـا
    • تاریخ عضویت
      11-Sep-2009
    • رشته تحصیلی
      كشاورزی گرایش طیور
    • محل سکونت
      ویران
    • پست‌ها
      234
    • سپاس
      1,234
    • 724 تشکر در 242 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      6
    • امتیاز
      49

    پیش فرض پاسخ: گالری عکس های موزه ایران باستان

    سرستون تخت جمشید-پرسپولیس



    تندیس سنگی سگ نشسته-تخت جمشید



    پلکان ورودی تخت جمشید- کاخ سه دروازه











    تندیس مفرغی بزرگ زاده اشکانی



    بزرگ زاده اشکانی- شمی ،ایذه بختیاری-خوزستان-اشکانی 224-250 ق.م


    اورل اشتاين، باستان شناس آلماني ميان‌ آثار يافت شده در يک معبد ، مجسمه‌اي پيدا كرد كه جز دست‌ها، همه اعضاي بدنش با ريزترين جزييات سالم باقي مانده‌اند. اين باستان‌شناس بعد از بررسي مجسمه اعلام كرد از آنجا كه سر اين مجسمه از كيفيت بهتري نسبت به بدن برخوردار است، به طور حتم ساخت سر به هنرمندي خارج از ايران سفارش داده شده و بدن را هنرمندان ايراني ساخته‌اند. اما حميد شانس اين نظريه را با ارائه دلايلي رد مي‌كند:«نظريه پردازي درباره اين مجسمه تنها با علم باستان شناسي ميسر نيست. مجسمه شمي به شيوه ريخته گري مومي ساخته شده است. به اين ترتيب که هنرمند ابتدا نمونه اي گلي يا گچي تهيه شده و در مرحله بعدي نمونه اي از موم با ضخامت معين تهيه مي شود. مجسمه مومي از اهميت ويژه اي برخوردار است، چراکه مجسمه ساز آخرين تغييرات را روي آن انجام مي دهد. سپس آن را درون ماده اي نسوز غوطه ور مي کند، ماده نسوز سخت مي شود و به اين وسيله قالبي مقاوم در برابر دماي بسيار زياد به دست مي آيد. در مرحله بعدي موم را با حرارت از قالب خارج و برنز گداخته را به جاي آن روانه قالب مي کنند. به اين ترتيب مجسمه برنزي تمام خصوصيات بعدي نمونه مومي نظير خطوط، بافت سطح و ضخامت آن را همراه دارد.»
    او تهيه جداگانه قسمت هاي گوناگون يک اثر برنزي چون دست ها، سر و تنه را امري رايج مي داند:«براي سهولت در ريخته گري مجسمه هاي بزرگ قسمت هايي از بدن را جدا مي کنند و اين کار دليلي بر ريخته گري و ساخت در دو مکان متفاوت نيست.»
    شانس معتقد است با توجه به اينکه سر نسبت به بدنه کوچکتر است، کيفيت بهتر ريخته گري آن کاملا طبيعي است:«هر چه اندازه قالب کوچکتر باشد، کيفيت مجسمه برنزي بهتر مي شود. اما از آنجا که در اين مجسمه قالب تنه بزرگ و مرتفع است، زمان برنز ريزي افزايش مي يابد و در نتيجه برنز مذاب بخشي از جداره قيف را همراه خود داخل قالب مي برد. زمان طولاني ريخته گري به نفوذ حباب هاي هوا درون فلز مذاب و اکسيداسيون آن انجاميده و ارتفاع زياد قطعه منجر به وارد شدن فشار زياد به جداره قالب شده است. به همين دليل کيفيت تنه نسبت به سر پايين تر است.»
    او دلايل ديگر را اين گونه ذکر مي کند:«شيوه نگاه هنرمند در هر دو اثر يکسان است، شيوه ساخت نشان از وحدت مجسمه ساز دارد، کار چنان يکدست است که نمي توان تصور کرد دو نفر آن را ساخته اند، تداوم خطوط روي گردن و تنه که اثر دست يک نفر است، نشان مي دهد دو قطعه مجسمه مومي سر و تنه همزمان و در يک مکان آماده شده اند. از سوي ديگر انتقال قطعه مومي که بسيار شکننده است با امکانات امروز هم غير ممکن به نظر مي رسد چه برسد به آن زمان. »
    شانس در پاسخ به نظريه تفاوت فلز دو بخش سر و بدن توضيح مي دهد:«استناد به فلز دو قطعه نمي تواند ريخته شدن مجسمه در دو مکان متفاوت را قطعي کند. آزمايش ملات درون مجسمه اين مسئله را روشن مي کند.»
    اين استاد دانشگاه بازبيني شمي را به معناي بازبيني مجدد تمدن اشکاني مي داند:«نوع ايستايي، مختصات فيزيکي و کيفيات رواني مستتر در فيگور نه از شيوه رمي و يوناني تاثير پذيرفته و نه گرايش به کارهاي هند و شرق آسيا دارد. اين مجسمه مبين ميزان ادراک انسان ايراني از خود در آستانه يا ابتداي شکل گيري ناسيوناليسم ايراني است و از اين جهت به نقش اشکانيان در شکل گيري آنچه بعد ها ساسانيان به آن باليدند، اشاره دارد.»
    با کشف اين مجسمه، باستان شناسان فرانسوي، تحقيقات و مطالعات گسترده اي را در اين زمينه آغاز كرد و سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه سر و بدن شمي، در دو مكان جداگانه ساخته شده اند و احتمال آن مي رود كه سر در خارج از ايران عهد اشكاني ساخته شده باشد.
    پوشش پيكر اين مجسمه دو تكه و شامل بالاپوش كت مانندي است كه در قسمت جلو به حالت ضربدر در آمده است، كمربندي كه احتمالا مزين به پلاك هاي فلزي بوده به كمر دارد و شلوار پر چين او در ناحيه نشيمن گاه حالت بالشتك به خود مي گيرد. «وستا سرخوش» در مقاله اي به نام «مجسمه پارتي از شوش و مجسمه مفرغي شمي» و «جليل ضياپور» در كتاب «پوشاك باستاني ايرانيان» اين پوشاك چرمين را «راپنا» ناميده اند.

    منبع:http://www.chn.ir/News/?id=24282&section=2

اطلاعات تاپیک

کاربران حاضر در این تاپیک

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک هستند. (0 عضو و 1 مهمان)

این مطلب را به اشتراک بگذارید

قوانین ارسال

  • شما نمی‌توانید تاپیک جدید ارسال کنید.
  • شما قادر به ارسال پاسخ نیستید .
  • شما نمی‌توانید فایل ارسال کنید.
  • شما نمی‌توانید پست ‌های خود را ویرایش کنید.
  •  
دانشجو در شبکه های اجتماعی
افتخارات دانشجو
لینک ها
   
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
به دانشجو امتیاز دهید:

آپلود مستقیم عکس در آپلودسنتر عکس دانشجو

توجه داشته باشید که عکس ها فقط در سایت دانشجو قابل نمایش می باشند.

Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.1