| شما در سایت ثبت نام نکرده اید و یا وارد نشده اید ، لطفا از اینجا ثبت نام کنید تا به تمام امکانات سایت دسترسی داشته باشید . |
|
![]() |
|
|
|
#1 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار روانشناسي
![]() تاریخ عضویت: 2008-09-20
شهر سکونت: تهران
رشته تحصیلی: مشاوره
ارسالها: 901
تشکر: 5,961
4,226 تشکر در 1,147 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
با سلام خدمت دوستان خوبم
![]() با مشورت چند نفر از دوستان تصمیم گرفته شد که چنین تاپیکی رو ایجاد کنیم تا اگر هر کدوم از دوستان مسئله یا مشکل خاصی دارند و تمایل دارند که اون رو بیان کنند در این تاپیک مطرح کنند تا مدیر تالار روان شناسی با همراهی سایر دوستان عزیز برای رفع مشکل همفکری و اقدام کنند . قبلاً از همراهی و اعتماد شما عزیزان تشکر می کنم
__________________
فغان بر انسان نمایان ، که دریدگی و بی شرمی را شجاعت و دلیری ، و لطف و گذشت را ترس ، و نفهمی و نادانی و پرحرفی را دلیل بر آگاهی ، و سر در گریبان داشتن و در فکر فرو رفتن را عقب ماندگی و نادانی می پندارد !
|
||||||||
|
|
|
| 7 کاربر از علم الهدی برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#2 | ||||||||
|
تــــــــــــــــازه وارد
![]() تاریخ عضویت: 2007-11-30
شهر سکونت: زير آسمان آبي
ارسالها: 17
تشکر: 87
52 تشکر در 16 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
سلام
چطورمي شه خاطراتي خوب و شيرين روفراموش كرد؟ خاطراتي از يك فرد...يك حرف ..... يك روز..... وغيره.
|
||||||||
|
|
|
| 9 کاربر از همرنگ آب برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#3 | |||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار روانشناسي
![]() تاریخ عضویت: 2008-09-20
شهر سکونت: تهران
رشته تحصیلی: مشاوره
ارسالها: 901
تشکر: 5,961
4,226 تشکر در 1,147 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
نقل قول:
معمولاً همه دوست دارند خاطرات بد رو فراموش کنند ولی شما برعکس !! ![]() بیشتر به نظر میاد شما می خواید فرد خاصی رو فراموش کنید نه خاطرات رو .
__________________
فغان بر انسان نمایان ، که دریدگی و بی شرمی را شجاعت و دلیری ، و لطف و گذشت را ترس ، و نفهمی و نادانی و پرحرفی را دلیل بر آگاهی ، و سر در گریبان داشتن و در فکر فرو رفتن را عقب ماندگی و نادانی می پندارد !
|
|||||||||
|
|
|
| 9 کاربر از علم الهدی برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#4 | ||||||||
|
تــــــــــــــــازه وارد
![]() تاریخ عضویت: 2007-11-30
شهر سکونت: زير آسمان آبي
ارسالها: 17
تشکر: 87
52 تشکر در 16 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
سلام
مي شه گفت بله.مي شه گفت نه.بيشتر دوست دارم خاطراتم با اون فرد رو از ياد ببرم. ببينيد مي گن اگر مي خواييد خاطره اي رو فراموش كنيد از مكان هايي كه اون خاطره رو به يادتون مياره يا از نوشته هاي حرف هاي اون زمان دوري كنيد تافراموش كنيد ولي نمي شه ![]()
|
||||||||
|
|
|
| 8 کاربر از همرنگ آب برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#5 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار روانشناسي
![]() تاریخ عضویت: 2008-09-20
شهر سکونت: تهران
رشته تحصیلی: مشاوره
ارسالها: 901
تشکر: 5,961
4,226 تشکر در 1,147 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
چگونه خاطره های بد را از یاد ببریم :
در تحقیقی که در دانشگاه کلـورادو انـجام گـرفت، مشخص شـد که افراد میتوانند توانایی سرکوب خاطرات احسـاسی را در خـود ایجاد کنند. ایـن تحقـیق فـعالیـت مـغز را در افراد تحـت آزمـایش کـه برای سرکوب خاطرات مربوط بـه تصـاویر منـفی تعلیم دیده بودند، مـی سنجـید و دو مکـانیـزم را در قسـمت جلـو مـغز نشـان داد. ایـن تحقـیـق مـی تـوانـد بـه متخصصین بـالینـی کـمک کنـد روش هـای درمانی جدیدی برای آنها که قادر به سرکوب خاطرات ناراحت کننده خود نیستند و با بیماری های اختلالات استرس، ترس مفرط، افسردگی، اضطراب، و سندرم وسواس در ارتباط است، ابداع کنند. محقق این تحقیق می گوید : " ما در این تحقیق نشان می دهیم که افراد می توانند با تمرین برخی خاطرات خود را در یک زمان خاص سرکوب کنند. ما تصور می کنیم به مکانیزم های عصبی آن دست یافته ایم و امیدواریم که این یافته های جدید و تحقیقات آتی، به رویکردهای درمانی-دارویی جدیدی در درمان انواع مختلفی از اختلالات احساسی ختم شود " . " طی مرحله تمرینی این تحقیق، از شرکت کننده ها خواسته شد ۴۰ جفت مختلف تصویر را به ذهن بسپارند که هر جفت از یک صورت انسانی و یک تصویر اخلال گر مثل یک تصادف اتومبیل، یک سرباز زخمی، یک صحنه قتل وحشیانه، یا صندلی الکتریکی ساخته شده بود " . بعد از به خاطر سپاری هر جفت، از شرکت کننده ها خواسته می شد به طریقی خاص به عکسها نگاه کنند و از آنها mri گرفته می شد. او می گوید، “فقط تصاویر صورت های انسانی به آنها نشان داده می شد و این خودشان بودند که می توانستند تصمیم بگیرند به تصویر اخلال گر فکر کنند یا نکنند " . " اسکن های مغزی گرفته شده طی این تحقیق نشان دهنده هماهنگی سرکوب حافظه ای بود که در قشر جلویی مغز ایجاد می شود. تیم تحقیق کشف کرده است که دو قسمت خاص از قشر جلویی مغز، هیپوکامپ و آمیگدالا، که در یادآوری های تصویری رمزگذازی حافظه و بازیابی، و بازده احساسی دخیل هستند، در کنار هم برای سرکوبی خاطرات کار می کنند. این نتایج نشان میدهد که سرکوبی خاطرات، حداقل در افراد غیر-روانپزشکی، تحت کنترل بخش جلویی مغز، اتفاق می افتد " . این تحقیق نشان داده است که شرکت کننده ها روی خاطرات احساسی خود خوب تسلط داشته اند. و با بستن یک قسمت خاص از آن خاطرات، کاملاً می توانستند پروسه بازیابی برخی خاطرات خاص را متوقف کنند. محققان تصور می کنند که سرکوب کردن خاطرات می تواند یک ویژگی کاملاً مثبت باشد ". خاطرنشان می کنند که، " مشخص نیست که یک خاطره احساسی بسیار آسیب زا مثل یک تصاوف شدید، تا چه حد خود را در مغز انسان نشان می دهد. مواردی هم وجود دارد که ممکن است فرد برای سرکوب کردن یک خاطره خاص، نیاز به هزاران بار تمرین دارد " . " بحث خاطرات سرکوفته که روانشناس معروف زیگموند فروید نیز روی آن کار کرده است، بحثی بسیار جدال انگیز است. امروزه بحث زیادی در این مورد وجود دارد که آیا می توان خاطرات سرکوفته را برای خاطرات خنثی شده استفاده کنیم یا نه " . " تصور می کنم که مهمترین مسئله دراین زمینه این است که افراد مکانیزم های عصبی مشخصی دارند که به دانشمندان این امکان را می دهد رویکردهای درمانی-دارویی جدیدی برای آندسته از افرادیکه از احتلالات احساسی رنج می برند، کشف کنند " . ( منبع: مردمان )
__________________
فغان بر انسان نمایان ، که دریدگی و بی شرمی را شجاعت و دلیری ، و لطف و گذشت را ترس ، و نفهمی و نادانی و پرحرفی را دلیل بر آگاهی ، و سر در گریبان داشتن و در فکر فرو رفتن را عقب ماندگی و نادانی می پندارد !
|
||||||||
|
|
|
| 7 کاربر از علم الهدی برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#6 | ||||||||
|
کاربر جــــــــدید
![]() تاریخ عضویت: 2009-05-22
رشته تحصیلی: ساختمان
ارسالها: 1
تشکر: 1
14 تشکر در 1 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
سلام.من پسری 22 ساله هستم که از بدو تولد دچار اختلال هویت جنسی بودم.همیشه لباسهای زنانه میپوشیدم و آرایش میکردم.همیشه از ترس خانواده و برادرانم این موضوع رو مخفی میکردم چون همیشه منو بشدت کتک میزدند.الان که بزرگتر شدم مشکلم بطور جدی تری خودشو نشون میده.الان مجبورم بر خلاف میل باطنی ام رفتار کنم و بخاطر نگاههای مردم خیلی منزوی و دچار ترس بسیار شدید از برادرم شده ام.مشکل سربازی هم بیشتر از هر چیز بهم فشار میاره.چند بار تا حالا قصد خودکشی داشتم ولی نشد.الان شرایط خیلی سختی دارم و اشتهای غذاییم رو هم بطور کامل از دست دادم چون هیچکس نیست که درکم کنه.مگه گناه من چیه که باید این همه سختی بکشم/خواهش میکنم منو راهنمایی کنید.
|
||||||||
|
|
|
| 14 کاربر از رسپینا برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#7 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار روانشناسي
![]() تاریخ عضویت: 2008-09-20
شهر سکونت: تهران
رشته تحصیلی: مشاوره
ارسالها: 901
تشکر: 5,961
4,226 تشکر در 1,147 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
سلام دوست عزیز
ممنون که چنین موضوعی را با دوستان خودتون در میون گذاشتید . ![]() همون طور که خودتون هم گفتید و معلوم هست که به خوبی با این مشکل آشنایی دارید از نظر روان شناسا ، اسم این مشکل " اختلال هویت جنسی " هست . اگر ممکنه این چند تا سوال رو جواب بدید : - وقتی که میگید الان که بزرگتر شدم مشکلم بطور جدی تری خودشو نشون میده یعنی چی ؟ توضیح بیشتری بدید . - در مورد سربازی هم یه مقدار توضیح بفرمائید . - " به خاطر نگاههای مردم خیلی منزوی شده ام " ، تو نگاه های مردم چی می بینید که باعث منزوی شدنتون شده و فکر می کنید که دیگران در مورد شما چی فکر می کنند ؟ - فرزند چندم خانواده هستید و در مورد رابطه خودتون با پدر و مادرتون کمی توضیح بدید و بگید که به چه صورت هست ( چه در گذشته و چه الان ) ؟ - رابطه تون با برادرتون به چه صورت هست ؟ اگر دوست داشتید این مقاله ای که تو تالار روان شناسی گذاشتم با عنوان " بررسی علل انحرافات جنسی" رو مطالعه بفرمائید .
__________________
فغان بر انسان نمایان ، که دریدگی و بی شرمی را شجاعت و دلیری ، و لطف و گذشت را ترس ، و نفهمی و نادانی و پرحرفی را دلیل بر آگاهی ، و سر در گریبان داشتن و در فکر فرو رفتن را عقب ماندگی و نادانی می پندارد !
آخرین ویرایش توسط MiNeRVa در تاریخ Jun-11-2009 انجام شده است علت: افزودن لينك |
||||||||
|
|
|
| 7 کاربر از علم الهدی برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#8 | ||||||||
|
كارشناس بخش كامپيوتر
![]() تاریخ عضویت: 2007-04-23
شهر سکونت: WorldWideWeb
رشته تحصیلی: software
ارسالها: 1,137
تشکر: 2,663
3,270 تشکر در 1,203 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
سلام،
تشکر می کنم بابت ایجاد این تایپیک . راستش من احساس می کنم حس ششم دارم! یعنی گاهی همچین هی فعال میشه و بهم می گه فلان کن فلان ... واقعیتش اینه من تعجب می کنم فکر می کنم الکی ه و به حرف حس ششمم نمی کنم گاهی، چون خب یک چیزایی هست چرت ه به نظرم یعنی عادی نیست مثلا می گه الان بکن وگرنه یک کاری میشه دیگه نمیشه این کار رو کرد یا میگه فلان کار رو بکن و... یعنی جوری هست که آدم به نظرش مییاد مگه علم غیب داری ؟! اینه که فکر می کنم حرفای چرت بهم می گه و گاهی عمل نمی کنم ولی بعدش می بینم ای دل غافل درست گفته و درست در اومده و من به حرف نکردم و بعد پشیمونی و اینا ![]() البته من حدود یکسال پیشم تست خودشناسی گرفتم برام اومده حس ششم تقریباً قوی دارم و به حرفش گوش کنم تا قویتر بشه. حالا من درست نمی دونم یعنی من باید هر چی بهم القا شد به حرف کنم؟! حتی اگه به نظرم مسخره بیاد؟ اونوقت یک وقتی مثلا دچار آسیبی چیزی نمی شم ؟مثلاً چه می دونم یک وقتی وسواسی چیزی از اینجور چیزا؟؟؟ چه جوری ه ؟ چطوری بین حس ششم و القاعات ه الکی تمایز بزارم؟ و اینکه گاهی احساس می کنم دوست دارم حس ششمم بهم در مورد یک چیزی، چیزی بگه چطوری اون موقع فعالش کنم؟ میشه آدم حس ششم خودش رو کنترل کنه ؟ |
||||||||
|
|
|
| 10 کاربر از M0bina برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#9 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار روانشناسي
![]() تاریخ عضویت: 2008-09-20
شهر سکونت: تهران
رشته تحصیلی: مشاوره
ارسالها: 901
تشکر: 5,961
4,226 تشکر در 1,147 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
سلام بر مبینای عزیز
ممنون بابت مطرح کردن این موضوع ![]() حس ششم (به انگليسي : sixth sense ) يا درك ماوراي طبيعه (به انگليسي : Extrasensory perception ) نيرويي هست كه وابسته به هيچ يك از حواس پنجگانه فيزيكي نيست و به فرد کمک می کنه تا از رخدادهايي در آينده اطلاع پیدا کنه . روانشناسها در این زمینه معتقدند كه افراد به طور غيرارادي با قواي عادي كه دارند بدون اینکه متوجه باشند در مغز خودشون از جهان اطراف خودشون اطلاعاتی رو ضبط مي كنند و بعد در مواقعي احساس مي كنند بدون اینکه راجع به موضوعي مطالعه و يا تحقيق كرده باشند اون را مي دونند. اما اثبات علل علمي الهام و پيش آگاهي دل واقعا سخت هست و روانشناسي و علتهای روان شناسی تنها ممكنه بخشي از پاسخ به اين مسئله باشه ؛ بخش دیگه می تونه به دنیای ماورالطبیعه مربوط بشه که معمولاً دادن پاسخ صریح و روشن برای خیلی از مسائل و اتفاقات در این دنیا یه کم مشکل هست . من یه مطلبی از یه سایت براتون میذارم ( معمای حس ششم ) . فکر کنم تا حدودی به سوالهای شما جواب میده .
__________________
فغان بر انسان نمایان ، که دریدگی و بی شرمی را شجاعت و دلیری ، و لطف و گذشت را ترس ، و نفهمی و نادانی و پرحرفی را دلیل بر آگاهی ، و سر در گریبان داشتن و در فکر فرو رفتن را عقب ماندگی و نادانی می پندارد !
آخرین ویرایش توسط علم الهدی در تاریخ Jun-29-2009 انجام شده است |
||||||||
|
|
|
| 7 کاربر از علم الهدی برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#10 | |||||||||
|
دوســـــت جـــــــدید
![]() تاریخ عضویت: 2009-08-22
رشته تحصیلی: مهندسی...
ارسالها: 39
تشکر: 149
191 تشکر در 57 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
نقل قول:
همه ما در زندگی شخصی خود دچار شکستها و پیروزیهایی بوده ایم که گاه به طور مقطعی و گاهی هم تا مدت زمان طولانی (تا آخر عمر ) ممکن است زندگی ما را تحت تاثیر قرار دهد ... اینکه شما ادعا میکنید که میخواهید خاطرات خوب را فراموش کنید مطمئنن قسمی از یادآوری این خاطرات به ظاهر شیرین موجب رنجش خاطر شما میشود وگرنه چه دلیلی وجود دارد که یک شخص بخواهد خاطرات خوب و خوش خودرا فراموش کند اگر قرار باشد خاطرات خوب را فراموش کنیم آیا دیگر میتوان جایگزینی برای حذف خاطرات بد داشت ذهن ما بعد از این همه سال نمیتواند بصورت یک لوح سفید باقی بماند! این خاطرات خوب و شیرین هستند که تا حدودی میتوانند تلخی خاطرات بد را به شیرینی مبدل کنند و یا حداقل تلخی و ناگواری را کمرنگ تر کنند ... اگر خاطره خوبی در صدد فراموشی باشد به دو دلیل میتواند باشد1- یا اینکه مانند سابق از اهمیت ویژه برای ماندگاری در ذهن و روان ما برخوردار نیست و دیگر نیازی به توجه به آنها نیست چرا که خاطرات شیرین تری جایگزین آنها شده است 2-ویا این است آن خاطراتی که در زمانی شیرین بوده اند در زمان دیگر به خاطرات تلخ مبدل شده اند.پس صد در صد اساسا شیرین نبوده و این تصور ما بوده که انها جذاب هستند! در ضمن باید گفت که تجربه ثابت کرده است که خاطرات شیرین هزاران بار سریعتر و راحتر از خاطرات بد و ناگوار زائل میشوند چرا که متاسفانه توجه کمتری به این قسم از خاطرات میشود زیرا افراد بشر همیشه به جای تشویق خود سعی در سرزنش و خود آزاری دارند که چرا فلان اشتباه را مرتکب شده اند و به علت تمرکز بر اشتباهات به جای بهبود اوضاع پی در پی اشتباه میکنند و دچار رنجش خاطر بیشتری میشوند... قبل از هر توضیح دیگری بهتر بود دلیل این مسئله را ذکر میکردید !!!!!!!!!! به نظر من بهترین کار علاوه بر اینکه طبق فرموده خودتان برای فراموشی باید قدم در بافتی نگذاشت که خاطرات را برا ی ما تداعی میکنند قدم بعدی این است که فکر و عمل خود مشغول اموری بکنید که شمارا کاملا از اندیشیدن به گذشته رها کرده البته این مسئله در عمل و در اول کار مشکل است اما اگر تمام وقت خود را با چیزهای با ارزش و مهم و کارهایی که بدان علاقه دارید پر کنید دیگر وقتی برای فکر کردن در مورد مسائل آزار دهند نخواهید داشت ...و مطمئن باشید روزی میرسد که خود را بابت اینکه اینهمه وقت خود را صرف چنین امور آزار دهنده ای کرده اید سرزنش خواهید کرد. به امید به روزی |
|||||||||
|
|
|
| 5 کاربر از دريا برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
![]() |
| Bookmarks |
| برچسب ها |
| مشاوره؛مشورت |
| کاربرانی که در حال مطالعه این موضوع هستند: 1 (0 عضو و 1 مهمان) | |
| امکانات | |
| حالات نمایش | |
|
|
|