| شما در سایت ثبت نام نکرده اید و یا وارد نشده اید ، لطفا از اینجا ثبت نام کنید تا به تمام امکانات سایت دسترسی داشته باشید . |
|
![]() |
|
|
|
|||||||
| گروه های کاربری | ثبت نام و عضویت در انجمنها | کتابخانه | آمـار | لیست اعضا | گروه های کاربری | جستجو | موضوعات امروز | علامت بفرم خوانده شده |
![]() |
|
|
امکانات | حالات نمایش |
|
|
#1 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار اخبار
![]() تاریخ عضویت: 2008-01-22
شهر سکونت: خاک سرخ خوزستان
ارسالها: 1,327
تشکر: 464
1,752 تشکر در 898 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
پس از آنكه آيتالله سبحاني از علماي قم طي 2 نامه تفصيلي به ادعاهاي اخير سروش درباره قرآن كريم و وحي پاسخ گفت، آيت الله نوري همداني اين ادعاها را بدتر از نوشته سلمان رشدي خواند و پاسخ هاي متعدد ديگري نيز از سوي كارشناسان اسلامي در پاسخ به سروش انتشار يافت، آيتالله ناصر مكارم شيرازي از مراجع عظام تقليد نيز در پاسخ به سوال مركز پژوهشگاه قرآني اميرالمومنين (ع) قم در اين زمينه به تفصيل پاسخ گفت.
به گزارش رجانیوز، در اين سوال آمرده است: "چه مي فرماييد درباره كسي كه خود را مسلمان و معتقد به قرآن ميداند ولي جسورانه معتقدات عمومي مسلمين را درباره قرآن مورد حمله قرار داده و ميگويد: قرآن مجيد مستقيماً از سوي خدا نيست بلكه خداوند حضرت محمد(ص) را با آن روح متعالي آفريده و قرآن تراوش روح اوست «خداوند همچون باغباني است كه درخت ميوهاي ميكارد و آن درخت ميوه ميدهد، قرآن ميوه شجره وجود پيامبر است» و در جاي ديگر ميگويد: «محمدي بودن قرآن سخني است كاملاً معقول و مبرهن» و اضافه ميكند: «چه فرقي ميكند كه بگوييم وحي خدا از تلاطم و جوششي در شخصيت پيامبر رخ ميدهد و "خود برتر" پيامبر با "خود فروتر" او سخن ميگويد البته همه اينها باذنالله صورت ميگيرد». و در جاي ديگر ميگويد: «آن وحي از خدايي است كه در ميان آدميان نشسته! و از آدمي است پر از خدا شده! و لايههايي براي وجود پيامبر قائل ميشود! و ميگويد كه "لايهاي" در گوش "لايه ديگر" راز ميگويد!». سپس جسارت را به اينجا رسانده كه ميگويد: «خدا بحر وجود خود را در كوزه كوچك شخصيتي به نام محمد بن عبدالله (ص) ميريزد و لذا همه چيز يكسره محمدي ميشود. محمد عرب است لذا قرآن هم عربي ميشود و در حجاز و در ميان قبايل چادرنشين زندگي ميكند لذا بهشت هم گاه چهره عربي و چادرنشيني پيدا ميكند. «حور مقصورات في الخيام» (الرحمن آيه 72)» و نيز مي گويد: «قرآن هم به تبع احوال پيامبر پستي و بلندي مي گيرد». آنگاه كه پيامبر حال بهتري دارد، فصاحت اوج ميگيرد و آنگاه كه در حال ديگري است، فرو مينشيند و در همه جا از اشعار "عارفي صوفي مشرب" يعني مولوي براي توجيه سخنان خود كمك ميگيرد. سرانجام جسارت را به حد اعلي رسانده و مي گويد: «اما قصه ورود خطا در قرآن و علم پيامبر؛ غرض از خطا مطالبي است كه از ديدگاه بشري خطا محسوب ميشوند يعني ناسازگار است با يافتههاي علمي بشر!» سپس به زعم خويش به سه مورد از اين خطاها اشاره ميكند: «مساله هفت آسمان در قرآن، شهاب ثاقب (رجوم الشياطين) و جنون بر اثر تماس شياطين و نتيجه ميگيرد كه علم و دانش پيامبر در غير دانش ديني، هم طراز دانش مردمان روزگار وي بوده است (والعياذ بالله خطاهاي او از اينجا ناشي شده است)». درباره چنين اعتقاد و گويندهاش چه مي فرماييد؟" پاسخ آيتالله مكارم شيرازي صاحب تفسير مشهور "نمونه" به سؤال مطروحه به اين شرح است: "بسم الله الرحمن الرحيم به يقين اينگونه سخنان هيچگونه سازگاري با متون اسلامي به خصوص قرآن مجيد ندارد و دانسته يا ندانسته جسارت عظيمي به قرآن مجيد و پيامبر عظيم الشان اسلام (ص) است و قداست قرآن را زير سوال ميبرد. در اينجا توجه شما عزيزان را به چند نكته ضروري ميدانم: 1- سرچشمه اين تفكر انحرافي -كه تازگي هم ندارد-، دو چيز است: الف) فرو رفتن در افكار صوفيانه افراطي و تاثرپذيري از مساله "حلول و اتحاد" صوفيان آن گونه كه در عبارات بالا و تعبيرات فوق نيز نمايان است كه وجود پيامبر (ص) را پر از خدا مي پندارند و مانند آن. ب) ناتواني در برابر تفسير بعضي از آيات قرآن مجيد مانند آيات مربوط به هفت آسمان و رجوم الشياطين و امثال آن و پنداشتن ناسازگاري آن با علوم روز، و اين به آن ميماند كه انساني كه بر اثر نقص اطلاعاتش گوشه ديوار قصر باشكوهي را ناموزون ميبيند، برخيزد و بخواهد آن قصر را از بيخ و بن ويران كند! 2- مفهوم اين سخن كه قرآن مجيد مستقيماً از سوي خدا نيست -العياذبالله- تكذيب پيامبر (ص) است زيرا: الف) در 10 آيه از قرآن مجيد مي خوانيم: "تنزيل من رب العالمين" (واقعه ، آيه 88) "تنزيل الكتاب من الله العزير الحكيم" (زمر ، آيه 1) و... اگر قرآن جوشيده از درون روح پيامبر(ص) است، چگونه آن را با اين صراحت به خداوند متعال نسبت ميدهد. آيا اين تكذيب پيامبر (ص) نيست؟! آيا همين كه خداوند آفريننده اوست، مجوز تعبير"تنزيل من رب العالمين" ميشود؟ اگر اين گونه است، پس چه مانعي دارد كه بگوييم تمام اشعار حافظ و سعدي از سوي خداست زيرا خداوند آفريننده آنهاست! اضافه بر اين، آيا خدا قادر نيست كه مستقيماً وحي خود را به پيامبرش نازل كند و حتما بايد از اين راه وارد شود؟ ب)در ده ها آيه از قرآن مجيد آمده است ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم يا قرآن را براي اين نازل كرديم كه مردم را از "ظلمات" به سوي "نور" هدايت كني (ابراهيم، آيه 1) يا با صراحت دستور ميدهد آنچه را بر تو نازل كرديم، ابلاغ كن كه اگر نكني رسالت خدا را انجام ندادهاي (مائده، آيه 67) آيا اين آيات، هرگز با جوشيدن قرآن از درون پيامبر سازگار است؟ آيا پيامبر خودش به خودش مأموريت ميدهد و خودش را تهديد ميكند؟ ج) در بيش از 300 آيه قرآن مجيد، خطاب به پيامبر (ص) آمده است: "قل" (بگو) آيا پيامبر(ص) خودش به خودش ميگويد بگو؟! و مأموريت ميدهد؟! يا همه اين ها كلام خدا و مأموريت الهي است. مختصر تأملي در آيات قرآن، جاي ترديد نميگذارد كه قرآن ميفرمايد كه همه اين آيات مستقيماً از سوي خداوند بر پيامبر (ص) نازل شده نه از فكر او جوشيده و نه پيامبر (ص) به منزله يك بلندگوست بلكه روح عظيم او قادر به تحمل دريافت وحي از سوي خداوند بزرگ بوده است. د) بارها ميشد كه نزول وحي تأخير ميافتاد و پيامبر (ص) در فشار دشمنان قرار ميگرفت و در انتظار نزول وحي مينشست. از جمله در داستان تغيير قبله از بيتالمقدس به سوي كعبه كه قرآن ميفرمايد: "قد نري تقلب وجهك فيالسماء..." ما ديديم پيوسته به سوي آسمان مينگري (و در انتظار وحي الهي هستي، اكنون به تو اعلام ميكنيم) ما تو را به سوي قبلهاي باز ميگردانيم كه از آن خشنود شوي (بقره، آيه 144). آيا پيامبر(ص) خودش در انتظار خويش مينشست يا "لايهاي" از وجود او، منتظر "لايه" ديگري بود؟ اين به طنز شبيهتر است تا به يك واقعيت! هـ) در آيه مباهله خداوند به پيامبر(ص) دستور ميدهد كه اگر مخالفان در برابر دلايل علمي تو سر تسليم فرود نياوردند، آنها را دعوت به مباهله كن (آلعمران، آيه 61) آيا پيامبر(ص) به خودش دستور مباهله ميدهد و از اين صريحتر اين كه گروهي به پيامبر(ص) پيشنهاد كردند كه قرآن را تغيير دهد و نكوهش از بتهاي آنها نكند. آيه نازل شد و فرمود: "قل ما يكون لي أن ابدله من تلقاء نفسي ان اتبع الا ما يوحي الي إني اخاف إن عصيت ربي عذاب يوم عظيم" من هرگز نميتوانم از پيش خود قرآن را تغيير دهم. من تنها از وحي كه بر من ميشود، پيروي مي كنم". (يونس ، آيه 15) خلاصه اين كه يا بايد پيام روشن اين آيات را پذيرفت و يا العياذبالله بايد با مشركان مكه همصدا شد و گفت: "افتري علي الله كذبا، او فقط افترا به خداوند مي بندد".(مومنون ، آيه 38) 3- اين تعبير زشت كه "فصاحت قرآن بر حسب حالات پيامبر(ص) تغيير ميكند، هرگاه روح پيامبر(ص) در اوج باشد، قرآن فصيحتر ميشود و اگر نباشد فصاحت كمتر خواهد شد مانند اشعار شعرا" آيا اين سخن قداست و الهي بودن قرآن را به كلي زير سوال نميبرد و در سر حدّ اشعار شاعران تنزل نميدهد كه گاه ذوق آنها گل ميكرد و بهترين اشعار را ميسرودند و گاه كه چنين نبود اشعار عادي! 4- از آن زشت تر اين كه گفته شود آيات قرآن حتي در مسايلي مربوط به معاد و نعمتهاي بهشتي رنگ و صبغه عربي داشته است كه مفهومش اين است "حور مقصورات فيالخيام" (الرحمن، آيه 72) واقعيتي ندارد بلكه معلول برداشت پيغمبر(ص) از طرز زندگي قبيله و عشيره او است! با اين گونه سخنان، چه اعتباري براي قرآن باقي ميماند و چرا بدون آگاهي از قرآن هر چه بر قلم آنها جاري شد، مينويسند و به نتايج آن نميانديشند؟! 5- از همه زشتتر و تنفرآميزتر، نسبت خطا دادن به قرآن مجيد و پيامبر(ص) در مسايل مربوط به "دانشهاي غيرديني" است كه گفته شود چون علم پيامبر(ص) در مسايل طبيعي و... فراتر از علم زمان خودش نبود، بنابراين آياتي كه در آن سخن از اين علوم به ميان آمده، ممكن است آلوده به انواع خطا باشد كه با پيشرفت علوم خلاف آن اثبات شده است. اگر -العياذ بالله-، احتمال خطا حتي در يك آيه از آيات قرآن راه يابد، ديگر چه كسي ميتواند به عنوان وحي آسماني بر ساير آيات آن تكيه كند؟ چرا كسي كه دم از اسلام ميزند و خود را مسلمان و پايبند به احكام اسلام ميشمرد، اين گونه بيمحابا به قرآن نسبت ناروا ميدهد و به آثار شوم گفتههاي خود فكر نميكند؟ بزرگان علماي شيعه تاكيد ميكنند كه معصوم بودن پيامبر(ص) و امامان (ع) از خطا از آغاز عمرشان حتي قبل از نبوت و امامت شروع ميشود تا هرگز پايه اعتماد مردم بر اثر ديدن خطا از آنها متزلزل نشود (ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا). بلكه به عكس، ما در آيات فراوان مطالبي ميبينيم كه كاملاً فراتر از علوم زمان آن حضرت بوده است. اولاً قرآن مي گويد: "لا ياتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه تنزيل من حكيم حميد". هيچ امر باطلي نه امروز و نه بعد از آن، دامان قرآن را نميگيرد (زيرا) از سوي خداوند حكيم و حميد نازل شده است" (فصلت، آيه 42) ثانياً: اين نكته شايان دقت است كه به هنگام نزول قرآن، هيأت بطلميوس بر تمام محافل علمي دنياي آن روز حاكم بود و مطالب آن "ماه" و "خورشيد" را در دل افلاك كه مانند طبقات پياز روي هم قرار داشتند، ميخكوب ميدانستند و ميگفتند افلاك پوست پيازي حركت ميكند نه ماه و خورشيد. در حالي كه قرآن مجيد در آن روز طبق آيه 40 سوره يس، خورشيد و ماه را در فضا "شناور" شمرده و ميفرمايد: "وكل في فلك يسبحون" اين حقيقتي است كه بعد از هزار سال براي دانشمندان هيأت كشف شد و آن روز كسي از آن خبر نداشت. و نيز بر طبق هيأت بطلميوس، زمين مركز عالم و ثابت و بيحركت بود، در حاليكه قرآن براي آن، حركت سريع و بي سر و صدا همچون حركت ابرهاي آسمان قائل است و ميگويد "و تري الجبال تحسبها جامدة و هي تمر مر السحاب. صنع الله الذي اتقن كل شيء إنه خبير بما تفعلون" (نمل، آيه 88) كساني كه گمان ميبرند آيه مربوط به دگرگونيهاي آستانه قيامت است، سخت در اشتباهند زيرا سخن در آيه از اتقان و نظم اين جهان است نه به هم خوردن جهان. حركت زمين مطلبي است كه بعد از هزار سال از نزول قرآن ثابت شد، با اين حال، چگونه به خود اجازه ميدهند كه اگر به فرض بعضي از آيات قرآن را ناسازگار با دانش روز ديدند (كه حتماً چنين نيست و در تفسير آن را ثابت كردهايم) جسورانه سخن از خطاي قرآن و خطاي پيامبر(ص) به ميان آورند؛ همان قرآني كه به گفته رسولالله(ص) درياي بيكراني است كه شگفتيهايش احصا نميشود و مطالب بديعش كهنه نميگردد. (لاتحصي عجائبه و لاتبلي غرائبه) و به گفته اميرمؤمنان(ع) در نهجالبلاغه، بهار دلها و چشمههاي جوشان علم در آن است (فيه ربيعالقلب وينابيع العلم) زهي بيانصافي! چرا در زماني كه دشمنان اسلام در غرب، قرآن و پيامبر اكرم(ص) را هدف تيرهاي هتك و افترا و توهين قرار دادهاند، در داخل نيز سخناني گفته ميشود و قداست آن بزرگوار و قرآن را زير سوال ميبرد. به هر حال لازم است از گفتههاي خود توبه نموده و عذر تقصير به پيشگاه خداوند و قرآن بياورد و براي جبران بكوشد. خداوند همه را به راه راست هدايت فرمايد." من نمی دونم این دکتر سروش یک مرتبه چش شد که شروع کرده به زدن این جور حرفها.ایشون در زمان دولت قبلی و اوایل دولت فعلی طوری صحبت می کرد که واقعن من برخی وقتها فکر می کردم شاید ایشون پیش خودش فکر کرده پدرخوانده ملت است و ملت گوسفند است و ایشون چوپان! و خود ایشون هم از کسانی است که میگه دموکراسی آخر قضیه است و بعد خودش این طوری برخورد می کنه. وقتی توی انتخابات ریاست جمهوری کاندید مورد نظر ایشون رای نیاورد یک مرتبه زد به سرش و مهدویت رو برد زیر سوال!(نشون داد که چقدر به حرفهایی که درباره دموکراسی می زنه اعتقاد داره!) که دکتر عباسی پاسخش رو داد.سروش گفته بود چون اکثریت مسلمانان سنی هستند و مهدویت ندارند پس حق با آنهاست! و مهدویت اعتبار ندارد.دکتر عباسی هم از ایشون پرسید که قوم لوط هم همه با هم جنس بازی موافق بودند.پس به نظر شما حق با آنان بود نه با پیامبر خدا و اگر خود دکتر سروش در زمان قوم لوط بود چون قوم لوط همه با این کار موافق بودند ایا با آنان همراه و هم داستان می شد یا اینکه طرف پیامبر خدا رو می گرفت؟ بعدش هم گفت که من تجربی گرا هستم و تقربین بیشتر نوشته های خودشو برد زیر سوال! حالا هم این حرفهای جدید! خدا خودش به خیر کند.یادم هست که چند سال پیش گزارشی امریکایی منتشر شد که دکتر سروش رو بعنوان یازدهمین یا سیزدهمین متفکر تاریخ معاصر جهان شناخته بود که جهان از ایشون تاثیر پذیرفته!!! (خانم کاندولیزا رایس هم توی این لیست بود.حالا تو دنیا کی از دوشیزه رایس تاثیر پذیرفته؟ شاید نامزد سابق قزوینی اش!) پس با این حساب یه عده ای دروغ نمی گن که امریکا برای بدست آوردن اعتبار برای یه عده ای پول های کلان خرج می کنه و ابزار تبلیغاتیش رو به نفعشون بکار می گیره! http://www.rajanews.com/News/?26785 آخرین ویرایش توسط pashootan در تاریخ Apr-12-2008 انجام شده است |
||||||||
|
|
|
| 5 کاربر از pashootan برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#2 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار اخبار
![]() تاریخ عضویت: 2008-01-22
شهر سکونت: خاک سرخ خوزستان
ارسالها: 1,327
تشکر: 464
1,752 تشکر در 898 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
با انتشار مصاحبه دکتر عبدالکریم سروش با بخش عربی خبرگزاری هلند که در رابطه با وحی اظهاراتی را بیان کرده بود. صاحب نظران بسیاری از طیف های مختلف فکری نسبت به گفته های وی عکس العمل نشان دادند. سید عطاءالله مهاجرانی، عبدالعلى بازرگان ،سیدیحیی یثربی،سید محمد علی ایازی از جمله کسانی بودند که سخنان سروش مورد نقادی قرار دادند.
در میان این انتقادات گفته های بهاالدین خرمشاهی قرآنپژوه و مترجم قرآن، و مجید مجیدی کارگردان سینما توجه بیشتری به خود جلب کرد. بها الدین خرمشاهی طی مقاله که با عنوان "در پاسخ قرآن ستیزان" به خبرگزاری فارس ارسال کرده بود با اشاره به نظرات سروش می گوید: «مراد از قرآنستیزان تجددگرایان غربگرای تأویلكننده قرآن در عصر جدید است. اینان چون از حد تأویل مجاز فراتر رفته و حقانیت و وحیانیت قرآن كریم و به همراه آن صحت نبوت پیامبر اسلام (ص) را زیر سوال برده، بلكه تا حد انكار این دو عقیده ضروری اسلامی پیش رفتهاند، ناگزیر تعبیر و نامی مناسبتر از «قرآنستیزان» برای آنان در فرصت كوتاه و مجال ” بها الدین خرمشاهی: مراد از قرآنستیزان تجددگرایان غربگرای تأویلكننده قرآن در عصر جدید است. اینان چون از حد تأویل مجاز فراتر رفته و حقانیت و وحیانیت قرآن كریم و به همراه آن صحت نبوت پیامبر اسلام (ص) را زیر سوال برده، ناگزیر تعبیر و نامی مناسبتر از «قرآنستیزان» برای آنان در فرصت كوتاه و مجال اندك حاضر نداریم. ... “ مجید مجیدی نیز پس از گرفتن جایزه فیلم برگزیده انجمن روزنامهنگاران مسلمان،سخنرانی با قرائت متنی در واکنش به گفته ها ی سروش گفت: «اگر روزگاری کودکان و دیوانگان به پیامبرسنگ میزدند و دندان و پیشانی مبارکش را میشکستند و در برابر اندیشمندان دور از خدا شاعر و نادانش میخواندند، در جاهلیت نوین نیز مانند جاهلیت اولی داستان تکرار میشود. نابخردان و کودکصفتان با هجو و کاریکاتور با او به ستیز برمیخیزند و اندیشهورزان دنیاطلب شاعر و نادانش میخوانند و چون جاهلیت پیشین قرآن را "اساطیر الاولین" میدانند». مجیدی ادامه میدهد: «اینجا میگویم که من نه از موضع دفاع از حاکمیت و دولت ـ که میدانید مرا با سیاست و سیاستپیشگی کاری نیست ـ که از موضع یک مسلمان، یک هنرمند پیرو مکتب اهل بیت، انزجار خود را از آنچه یک به اصطلاح روشنفکر گفته است اعلام میکنم و از همه آنان که در مقابل این جفای بینظیر سکوت پیشه کردهاند، گلهمندم». مجیدی در پایان میآورد:«کسی که ادعای مولویشناسی میکند و برای او بیش از معصومان ارج و اعتبار قائل است، بداند که به حکم مرادش مولوی کافر است؛ گرچه قرآن از لب پیغمبر است / هر که گوید حق نگفت آن کافر است. این همه آوازها از شه بود / گرچه از حلقوم عبدالله بود». منبع : آفتاب نیوز |
||||||||
|
|
|
| 4 کاربر از pashootan برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#3 | ||||||||
|
کاربر حرفـــــــــه ای
![]() تاریخ عضویت: 2006-10-04
شهر سکونت: سنگستان
ارسالها: 1,381
تشکر: 687
2,041 تشکر در 836 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
اينم از جاهلان روشنفكر نما ..عجبا كه بياي و اسلام رو از دلكتر سروش ياد بگيري .. پله پله بيان پايين تا بينم به كجا ميرسيم .. خداييش هر كسي ميتونه اين خزعبلات رو بياد و بگه ولي جالبه كسي مدعي اسلام شناسي و روشنفكري ديني باشه و بياد اينا رو بگه
|
||||||||
|
|
|
| 5 کاربر از sk. shin برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#4 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار اخبار
![]() تاریخ عضویت: 2008-01-22
شهر سکونت: خاک سرخ خوزستان
ارسالها: 1,327
تشکر: 464
1,752 تشکر در 898 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
مهاجرانی وزیر ارشاد دولت آقای خاتمی نسبت به اظهار نظرات سروش پیرامون قرآن گلایه کرد.
به گزارش «فردا» سید عطاء الله مهاجرانی وزیر وقت دولت اصلاحات ضمن اشاره به سوابق علمی دکتر عبدالکریم سروش نسبت به جدیدترین نظریه پردازی های وی در خصوص قرآن و وحی واکنش نشان داده است. مهاجرانی در وبلاگ شخصی خود به نام مکتوب ضمن اشاره به برخی واکنش هایی که آن ها را "ناهمواری" خوانده؛ می نویسد: طرح موضوعی با این درجه ی از اهمیت و حساسیت در یک مصاحبه کوتاه با خبرنگاری که مطامع سیاسی آشکاری دارد و در مقدمه مصاحبه، آن را پنهان نکرده، بالقوه چنین نقد و نظر هایی را در پی دارد. وی در ادامه و در خصوص نظرات جدید سروش می نویسد: مطالبی از این دست را باید با فراغ بال نشست و نوشت، با افراد اهل فن مشورت کرد، متن را بارها خواند و واژه ها را از هر نظر سنجید. وی در ادامه به ماجرای انتشار کتاب " نهاد نا آرام جهان" سروش و عرضه این کتاب توسط وی به آقایان مرحوم آیه الله حائری یزدی و ایه الله مطهری اشاره کرد و یادآور می شود اعتراف سروش به اینکه: کتاب " نهاد نا ارام جهان" وامدار مطهری و حائری یزدی است. گفتی است اخیرا عبدالکریم سروش ضمن مصاحبه با بخش عربی رادیو هلند؛ در جدیدترین اظهار نظرهای خود مدعی شده است؛ «وحي، الهام است و اين همان تجربهاي است كه شاعران و عارفان دارند، هرچند پيامبر آن را در سطح بالاتري تجربه ميكند، و در روزگار مدرن ما، وحي را با استفاده از استعاره شعري ميفهميم.» . http://www.fardanews.com/show/?id=47509 |
||||||||
|
|
|
| 3 کاربر از pashootan برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
|
|
|
#5 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار اخبار
![]() تاریخ عضویت: 2008-01-22
شهر سکونت: خاک سرخ خوزستان
ارسالها: 1,327
تشکر: 464
1,752 تشکر در 898 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
آیت الله نوری همدانی درخصوص اظهارات اخیر سروش گفت: كسی كه به قرآن و پیامبر چنین جسارتی كند،خطایی بالاتر از سلمان رشدی مرتكب شده است.
آیتالله حسین نوری همدانی در ششمین همایش تجلیل از ائمه جماعات و مسئولان كانونهای فرهنگی هنری مساجد استان تهران درخصوص اظهارات اخیر عبدالكریم سروش درباره وحیانیت قرآن گفت: در اروپا و آمریكا اهانتهایی به پیامبر(ص) میشود و قلمهایی شیطانی اقدام به این كار میكنند اما اخیرا یك نفر از ایران یعنی از مركز تشیع و انقلاب در آمریكا مقالهای علیه قرآن و اسلام نوشته كه بسیار تاسفآور است و دشمنان نیز به این مطالب پر و بال داده و آن را پوشش گستردهای دادهاند. این مرجع تقلید بااشاره به اینكه تحدی قرآن برای آوردن سورهای مانند آن تا قیامت باقی است، اظهارداشت: آنچه مسلم است شعرا در كلامشان خطاهایی دارند. حال آنكه در نبوت خطا و اشتباهی وجود ندارد و نمیتوان آن را تا سطح شاعری پایین آورد. آیتالله نوری همدانی افزود: این فرد بیان كرده كه قرآن همان تجربه شعری است و نبوت نیز ذوق و قریحه شاعرانه است كه پیامبر(ص) این ذوق و قریحه شاعرانه را در یك قالبی به نام قرآن ریخته و قرآن حاصل آن چیزی است كه پیامبر (ص) در ذهن خود حس كرده است. آیتالله نوری همدانی با تأكید بر این نكته كه كاری كه این فرد انجام داده است از كار سلمان رشدی مصیبت بارتر است، افزود: او فقط سبالنبی كرده بود اما این فرد ریشه قرآن و نبوت را زده و اظهار كرده كه پیامبر(ص) در مطالب مربوط به این دنیا، جامعه انسانی و عملیات زمینی خطا و اشتباه زیاد دارد. وی خاطرنشان كرد: كسی كه ریشه قرآن و نبوت را به این ترتیب بزند، مصیبتی بالاتر از سلمان رشدی است. حال اگر اشتباه كرده، باید او را هدایت كنیم اما اگر از روی عمد این سخنان را بیان كرده است باید فكر دیگری كرد. شایان ذكر است اظهارات اخیر عبدالكریم سروش، موجی از نارضایتی ها را درخصوص اهانت وی به قرآن و پیامبر(ص) در میان مراجع عظام تقلید، طلاب و فرهیختگان دینی كشور به همراه داشته است. http://www.aftab.ir/news/2008/mar/14...n_religion.php آخرین ویرایش توسط pashootan در تاریخ Apr-14-2008 انجام شده است |
||||||||
|
|
|
| 3 کاربر از pashootan برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#6 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار اخبار
![]() تاریخ عضویت: 2008-01-22
شهر سکونت: خاک سرخ خوزستان
ارسالها: 1,327
تشکر: 464
1,752 تشکر در 898 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
واکنش زید آبادی به سخنان مجیدمجیدی درباره سروش
زيدآبادي در يادداشتي در يکي از سايتهاي خارج از کشور با تشبيه خود به ملاصدرا پيشبيني کرد بساط تکفير در ايران در حال پهن شدن است تا در همه ابعاد جامعه را به انحطاط بکشد! وی با بیان اینکه قصد مقایسه خود با ملاصدرا را ندارد! ، نوشت: «چند سال پيش در يكي از مساجد قم با دوستي برنامهاي به مناسبت 27 آذر داشتم، نوشتهاي از يكي از مستمعان كم تحمل رسيد كه: شهر مقدس قم جاي منافقين نيست! در پاسخ گفتم علاقهاي به ماندن در اين شهر ندارم كه نه آبش گواراست و نه هوايش دلپذير، اگر مهلتي دهيد به سرعت برق اينجا را ترك خواهم كرد، اما به ياد داشته باشيد كه حدود سيصد سال پيش نيز كساني مانند شما عرصه را بر ملاصدرا چنان تنگ كردند كه اين شهر را به خود واگذاشت و برفت، اما نتيجه اين سختگيري و بيتحملي و تنگ نظري چه شد؟ دولت صفوي رو به انحطاط رفت، اصفهان پايتخت با شكوه آنان در برابر محاصره محمود افغان تاب نياورد و سقوط كرد و سپس شاه سلطان حسين تاج از سر خويش برگرفت و بر سر محمود نهاد... زیدآبادی با انتقاد از مجیدی که از سکوت در مقابل مسائل تازه مطرح شده سروش گلایه کرده بود، مدعی شد از اظهارات وی بوی تکفیر به مشام میرسد و در جامعه امروز ایران تکفیر آنچنان بيضابطه و سهل شده كه گويي در قلمرو اختيار هر مدعي ناخوانده متني هم در آمده است.! این روزنامهنگار سپس افزود: قضاوت در باره كلام ايشان از موضع يك متخصص دين در صلاحيت يك كارگردان فيلمهاي سينمايي مانند آقاي مجيد مجيدي نيست و کارگردان برجسته بودن چه مجوزي براي اظهار نظر او عليه آقاي سروش صادر میکند؟ قابل ذکر است که بسیاری از روحانیون و مراجع نظیر مکارم شیرازی و نوری همدانی و سبحانی و ....... نظرات دکتر سروش را رد و محکوم نموده و حتی برخی از آیات عظام اظهارات سروش را بدتر از سلمان رشدی دانسته اند. http://www.tabnak.ir/pages/?cid=7526 آخرین ویرایش توسط pashootan در تاریخ Apr-15-2008 انجام شده است |
||||||||
|
|
|
| 3 کاربر از pashootan برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#7 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار اخبار
![]() تاریخ عضویت: 2008-01-22
شهر سکونت: خاک سرخ خوزستان
ارسالها: 1,327
تشکر: 464
1,752 تشکر در 898 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
مطلبی از سایت منتسب به آیت الله بهجت
وای بر کسانی که می گویند قرآن، كتاب بزرگى است و حكيمى آن را آورده است، ولى وحى نيست. بله خدا هم حكيم است و مدّعى وحى، تحدّى مى كند كه اگر مى توانيد مثل آن يا همانند بخشى از آن را بياوريد، شما كه حكما زياد داريد! هم چنان كه شفا دادن بيماران و احياى مردگان معجزه ى حضرت عيسى ـ عليه السّلام ـ بود، تحدّى اين كتاب هم معجزه ى آن است. به حسب ظاهر «وَأُبْرِئُ الاْءَكْمَهَ وَالاْءَبْرَصَ وَأُحْىِ الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ (نابينا و شخص مبتلا به بيمارى پيسى را بهبود مى بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى گردانم( كه حضرت عيسى ـ عليه السّلام ـ مى فرمود، از مستحيلات و ممتنعات عقلى نيستند، بلكه خارق عادت هستند و انجام آن از غير نبّى محال عقلى نيست، منتهى مدّعى نبوّت و خارق عادت بايد حجّتى داشته باشد و تحدّى كند كه اين كارها را باللّه مى كند و بِنَفْسِهِ نمى تواند اين كارها را بكند؛ ولى قرآن منحصرا كلام الهى است كه جبرئيل و پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ آن را حكايت مى كنند و از هيچ بشرى ساخته نيست و عقلاً محال است. http://www.mtb.ir/fa/index.php?optio...=1266&Itemid=1 |
||||||||
|
|
|
| 4 کاربر از pashootan برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#8 |
|
كاربر فعال تالار مذهبي
![]() |
سلام
این متن آقای سروش رو کاملش رو می خواستم اگر در دارید لطفا بزارید یا علی |
|
|
|
|
|
|
|
|
#9 |
|
مدیر بازنشسته تالار معماری
![]() |
میتونین اینجا ببینین
http://www.daneshju.ir/forum/f324/t35929.html
__________________
ایمان بیاوریم به اغاز فصل سرد...
|
|
|
|
| 3 کاربر از B A H A R برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
![]() |
| Bookmarks |
| برچسب ها |
| هتاکی, پاسخ, آیت الله مکارم, دکتر, سروش |
| کاربرانی که در حال مطالعه این موضوع هستند: 1 (0 عضو و 1 مهمان) | |
| امکانات | |
| حالات نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده | انجمن | پاسخها | آخرین ارسال |
| دكتر سروش رسما نزول قرآن از جانب خدا را انكار كرد | M.B.M | نبوت و امامت | 5 | Apr-09-2008 08:43 |
| بسیار مهم: شواهدی در رد حمله ی اسکندر مقدونی | Ernesto_Rommel | ماد و پارس و پارت | 5 | Jan-28-2008 09:08 |
| مرجع کامل عبارات اصطلاحات و مخفف های موبایل | Mohammad Reza | گوشی های موبایل | 0 | Jun-25-2007 09:45 |
| رفاه و تامين اجتماعي در عصر هخامنشيان | amirhessam | استراتژی و تحلیل های نظامی | 0 | Apr-04-2007 16:23 |
|