| شما در سایت ثبت نام نکرده اید و یا وارد نشده اید ، لطفا از اینجا ثبت نام کنید تا به تمام امکانات سایت دسترسی داشته باشید . |
|
![]() |
|
|
#1 | ||||||||
|
همکار بازنشسته تالار پزشکی
![]() تاریخ عضویت: 2007-10-14
شهر سکونت: ایران
ارسالها: 3,250
تشکر: 5,068
9,224 تشکر در 2,601 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
خداوندا تو ماراجاهل خواندی،
از جاهل جز جفا چه آیــد؟ الهی آنچــه من از تو دیدم دوگیتی بیاراید، عجب اینست که جان من از بیم داد تو دمی نیاساید! الهی آمدم با دو دست تهی ، بسوختم بر امید روز بهی ، چه بُوَد اگر از فضل خود براین خسته دلم مرهم نهی؟ الهی از کجا باز یابم من آنروز که تو مرا بودی و من نبودم، تا باز بدان روز رسم میان آتش و دودم، اگر به دو گیتی آن روز یابم پر سودم، ور بود خود را دریابم به نبود خود خشنودم.... |
||||||||
|
|
|
| 26 کاربر از MESSENGER برای ارسال مفید تشکر نموده اند: | A.L.I., aftabe mehr, ArasH, asal2, B E H N A M, dream of night, farahan8800, ITahereh, jahed, kerolaine, M.ironboy, mehrgol, MEMOLI, rainy_sky, SALEK, santiagoo, sk. shin, solale, sonya, VSH, д ş н k д И 261, آترا, تبسم67, جهانپور, خاطره تنها, ندا66 |
|
|
#2 | ||||||||
|
همکار بازنشسته تالار پزشکی
![]() تاریخ عضویت: 2007-10-14
شهر سکونت: ایران
ارسالها: 3,250
تشکر: 5,068
9,224 تشکر در 2,601 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
خدايا:
مي ترسم كه اگر به همين منوال پيش رود ديگر شعله هاي عشق تو در وجود من هر روز بي فروغ و بي فروغتر شود. تاجايي كه ديگر نه اشتياقي براي پرواز داشته باشم و نه اميدي به رهايي! پس اي خداي مهربان! مرا از اين تكرار از اين يكنواختي كه همه ي روزهاي مرا فرا گرفته است رهايي ده ! خدايا: به من اشتياقي ده تا دوباره چشمانم قادر به ديدن شکوه تو در زيبايي گل ها باشد! خدايا: به من اشتياقي ده كه دوباره بتوانم صداي مناجات تو را از زبان چكاوك ها بشنوم! خدايا: به من عشقي ده كه روز به روز به تو نزديكتر شوم!
__________________
و تنها با یاد خدا دلها آرام می گیرد
|
||||||||
|
|
|
| 18 کاربر از MESSENGER برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#3 | ||||||||
|
همکار بازنشسته تالار پزشکی
![]() تاریخ عضویت: 2007-10-14
شهر سکونت: ایران
ارسالها: 3,250
تشکر: 5,068
9,224 تشکر در 2,601 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
ای یاور بی یاران،یاری ز تو می جویم
همت ز تو می خواهم، تا راه تو را پویم ای مونس جان و دل،از توست دل و جانم از راه عطا و فضل، یکدم بنگر سویم دانم که کریمی تو،غفار و رحیمی تو ذوالفضل و عظیمی تو، من عبد سیه رویم
__________________
و تنها با یاد خدا دلها آرام می گیرد
|
||||||||
|
|
|
| 13 کاربر از MESSENGER برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#4 | ||||||||
|
همکار بازنشسته تالار پزشکی
![]() تاریخ عضویت: 2007-10-14
شهر سکونت: ایران
ارسالها: 3,250
تشکر: 5,068
9,224 تشکر در 2,601 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
دل نکند آرزو،جز غم آن دلربا
هر آنکه حبش گزید،مهر ز عالم برید بحر شد ار قطره بود،شمس شد ار بُد سها وانکه بدو راه یافت، از دو جهان سر بتافت جانب جانان گرفت، وز دل و جان شد جدا (خدا به دادمان برس!)
__________________
و تنها با یاد خدا دلها آرام می گیرد
|
||||||||
|
|
|
| 15 کاربر از MESSENGER برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
|
|
|
#5 | ||||||||
|
همکار بازنشسته تالار پزشکی
![]() تاریخ عضویت: 2007-10-14
شهر سکونت: ایران
ارسالها: 3,250
تشکر: 5,068
9,224 تشکر در 2,601 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
گر نکنی یاری من، یاری و دلداری من
بار امانت نکشد دوش من و شانه من ای غم تو شادی دل ، مایه آبادی دل چون شود ار جلوه کنی، زیب دهی خانه من
__________________
و تنها با یاد خدا دلها آرام می گیرد
|
||||||||
|
|
|
| 12 کاربر از MESSENGER برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#6 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار ادبیات
![]() تاریخ عضویت: 2007-11-04
ارسالها: 1,252
تشکر: 5,620
4,693 تشکر در 1,310 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
خدای من تو سرچشمه بخشندگی و مهربونی هستی کمکم کن دستام و بگیر سرم و با خجالت بالا نگیرم باافتخار نگات کنم
خدایا منو ببخش از بی رحمی هام از غفلتهام از وقتایی که به تو فکر نکردم به نداهات به نشونه هات نگاهی نکردم منو ببخش که تورو سر راهم ندیدم که راهمو درست پیدا کنم بارها دنبال یه تلنگر یه نشونه یه در رهایی بودم اما غافل از اینکه تو خیلی درهارو واسم باز کرده بودی تو خودت بهم نشون می دادی و من بازم غافل کورکورانه بازم دنبالت می گشتم صدات می کردم کمکم کن ؟!! کمکم کن!!! و تو خیلی اروم صداتو بهم رسوندی ازم خواستی اروم باشم منو در اغوش مهربونیهات و بخشندگیهات گذاشتی نزاشتی یه لحظه تنها باشم وای خدای مهربونم وای بر من اگه بنده ی قدر نشناسی باشم خودمو نمی بخشم حتی اگه تو منو ببخشی ... خدای مهربونم منو ببخش کمکم کن خودمو ببخشم کمکم کن ادمارو ببخشم عشق و مهربونی ببخشم کمکم کن.... می دونم اشکهامو میبینی همون ارامشی که می گیرم وقتی باهات حرف می زنم دستایی هستن که دارن اشکای منو پاک می کنن خدای من بزرگ من بی انتهای من درونم دنیای دیگه ای که فقط تو داخلش خونه داری نمی زارم از خونه دلم بری هیچوقت می دونم تو همیشه هستی و کنارمی اما من وقتی تورو فراموش می کنم حس می کنم از خونم رفتی چون جای خالیت و می بینم بخشنده ی من مهربونم منو ببخش در وصفت زبانم وجودم هر چی بگه کمه چون تورو هنوزم نشناخته بزرگ من شکرگذار همه نعمتهای داده و نداده ات هستم
__________________
((محال ست ادمي بتواند چيزي را به دست اورد كه خودهرگز نبخشيده)) |
||||||||
|
|
|
| 13 کاربر از rainy_sky برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#7 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار ادبیات
![]() تاریخ عضویت: 2007-11-04
ارسالها: 1,252
تشکر: 5,620
4,693 تشکر در 1,310 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
خدای مهربونم
دلم واست تنگ شده این دل من با اینكه كوچیكه و بزرگیو و مهربونیتو رو نداره و خیلی وقتا تورو فراموش می كنه اما امیدوار به تو كه حرفاشو گوش می دی می دونم مهربونم میدونم که دلم غفلت و فراموشی و بیشتراز به خاطر سپردن یاد گرفته . دلم با دستای خالی اگه پیش تو بیاد چه ارزشی داره که تو نگاهش کنی چه ارزشی داره پاکش کنی که خودش دستایی داره و توانایی بهش دادی پاک کردن سیاهی هارو یادبگیره اما افسوس خدای من بزرگ من لکه های سیاهی وقتی جاشون باقی بمونه دست و نگاه مهربون تورو فقط می خواد فقط وجودتو می تونه صدای قلبمو اروم کنه مهربونم من هیچوقت واسه تو غریبه نبودم و نیستم همیشه تو وجودت منو غرق مهربونیهات کردی اما من جواب مهربونیهات و چطوری دادم؟!! من تورو مثل یه مهمون رفتنی مثل یه غریبه تو دلم راه دادم . جواب کوچکترین مهربونیهای تورو چطور بدم ؟ چطور بهت نگاه کنم وقتی تورو مهمون قلبم دیدم ؟ دلم می خواد بهت بگم تو صاحب همه ی وجود منی بزرگ من مهربونم تمام سعیمو می کنم هیچوقت یادم نره منو از کجا به کجا ها رسوندی
__________________
((محال ست ادمي بتواند چيزي را به دست اورد كه خودهرگز نبخشيده)) |
||||||||
|
|
|
|
|
#8 | ||||||||
|
همکار بازنشسته تالار پزشکی
![]() تاریخ عضویت: 2007-10-14
شهر سکونت: ایران
ارسالها: 3,250
تشکر: 5,068
9,224 تشکر در 2,601 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
خدایا! تو دانی چرا
به خواست خودت دوباره سفره دل گشودم دلم را شاد گردان، خود دانی چگونه، پس کمکم کن....
__________________
و تنها با یاد خدا دلها آرام می گیرد
|
||||||||
|
|
|
| 9 کاربر از MESSENGER برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
|
|
|
#9 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار ادبیات
![]() تاریخ عضویت: 2007-11-04
ارسالها: 1,252
تشکر: 5,620
4,693 تشکر در 1,310 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
روی قلبم جای پاهای سیاهی
سفیدی را محو کرده بود به دنبال نوازشی برای تسکینش نمی دانستم که از همان ذره سفیدی می توانم همه قلبم را باغ نور بسازم با نگاهی به او نوازشش مرا لحظه ای تنها نگذاشت حس رهایی را به من بخشید وقلبم را تولدی دوباره داد
__________________
((محال ست ادمي بتواند چيزي را به دست اورد كه خودهرگز نبخشيده)) |
||||||||
|
|
|
| 7 کاربر از rainy_sky برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#10 | ||||||||
|
همکار بازنشسته تالار پزشکی
![]() تاریخ عضویت: 2007-10-14
شهر سکونت: ایران
ارسالها: 3,250
تشکر: 5,068
9,224 تشکر در 2,601 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
مگذار کورانه و عبث در تاریکی بگردم
اما ذهنم را ساکن ایمان به روزی بگردان که بر می دمد و حقیقت در بی پیرایگی اش نمایان می شود......
__________________
و تنها با یاد خدا دلها آرام می گیرد
|
||||||||
|
|
|
| 9 کاربر از MESSENGER برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
|
![]() |
| Bookmarks |
| برچسب ها |
| مناجات, خدا |
| کاربرانی که در حال مطالعه این موضوع هستند: 1 (0 عضو و 1 مهمان) | |
| امکانات | |
| حالات نمایش | |
|
|
|