| شما در سایت ثبت نام نکرده اید و یا وارد نشده اید ، لطفا از اینجا ثبت نام کنید تا به تمام امکانات سایت دسترسی داشته باشید . |
|
![]() |
|
|
|
|||||||
| گروه های کاربری | ثبت نام و عضویت در انجمنها | کتابخانه | آمـار | لیست اعضا | گروه های کاربری | جستجو | موضوعات امروز | علامت بفرم خوانده شده |
| English Articles & E-books محلی برای تبادل اطلاعات، مقالات، کتب و مجلات درسی و غیر درسی (از قبیل هنری، فرهنگی، ورزشی و ....) به زبان اصلی. |
![]() |
|
|
امکانات | حالات نمایش |
|
|
#1 |
|
کاربر فعال بخش زبان های خارجی
![]() |
The basic story of the bowman runs as follows: In a war between the Iranians and the non-Iranians (in post-Sassanid tradition frequently identified with the Turanians) over the "royal glory" khwarrah, the General Afrasiab has surrounded the forces of the righteous Manuchehr, and the two sides agree to make peace. Both reach an agreement that whatever land falls within the range of a bow-shot shall be returned to the Manuchehr and the Iranians, and the rest should then fall to Afraisab and the Aniranians. An angel (in al-Biruni it is 'Esfandaramad', i.e. the Amesha Spenta Ameretat, MP Spendarmad) instructs Manuchehr to construct a special bow and arrow, and Arash is asked to be the archer. Arash then fires the specially-prepared arrow at dawn, which then traveled a great distance (see below) before finally landing and so marking the future border between the Iranians and the Aniranians.
In Talebi and Balami, Arash is destroyed by the shot and disappears. In al-Tabari, he is exalted by the people, is appointed commander of the archers and lives out his life in great honor. The distance the arrow travels varies: in one it is thousand leagues (farsakhs), in another forty days walk. In several, the arrow traveled from dawn to noon, in others from dawn until sunset. A few sources specify a particular date for the event. The Middle Persian Mah i Frawardin notes the 6th day of the 1st month (i.e. Khordad of Frawardin); later sources associate the event with the name-day festivities of Tiregan (13th of Tir) "presumably" provoked by the homonymity with the Yazata Tir or tir "arrow." (Tafażżolī 1987, p. 266) The location from which Arash fired his arrow varies as well. In the Avesta (which does not mention places in Western Iran), it is 'Airyo.khshaotha', a not-further identified location in the Middle Clime. Islamic-era sources typically place the location of the shot somewhere just south of the Caspian Sea, variously in Tabaristan (Tabari, Talebi, Maqdesi, ibn al-Atir, Marashi); a mountain-top in Ruyan (al-Biruni, Gardizi), Amul fortress (Mojmal), Mount Damavand (Balami) or Sari (Gorgani). The place the arrow landed is variously identified as 'Mount Khvanvant' in the Avesta (likewise an unknown location); a river in Balkh (Tabari, al-Atir); east of Balkh (Talebi); Bactria/Tokharistan (Maqdesi, Gardizi); the banks of the Oxus River (Balami) or Merv (Mojmal). According to al-Biruni, it hit a nut tree between "Fargana" and Tabaristan "in the furthest reaches of [Greater] Khorasan." The name Arash and Mearic remains of the most popular names among Persian speakers in Iran From Wikipedia, the free encyclopedia |
|
|
|
| 6 کاربر از flame برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#2 |
|
کاربر انجـــــمن
![]() |
دوست عزيز لطفا ترجمه فارسي را نيز اگر امكان دارد ارائه فرمائيد
__________________
سید تنها |
|
|
|
| 4 کاربر از سيد تنها برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#3 |
|
کاربر فعال بخش زبان های خارجی
![]() |
As you wish my dear friend
I'm working on it ![]() |
|
|
|
| 3 کاربر از flame برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#4 |
|
کاربر فعال بخش زبان های خارجی
![]() |
سلام قبل از خواندن ترجمه بهتون بگم از اونجایی که من مترجم نیستم خیلی دست و پا شکسته و تحت اللفظی ترجمه کردم.
از این بابت ببخشید. داستان اصلی آرش کماندار از این قرار است: در جنگی که میان ایرانیان و تورانیان رخ داد، افراسیاب نیروی منوچهر پادشاه درستکار ایران را محاصره کرد و دو طرف تصمیم به صلح گرفتند. دو طرف توافق کردند تیری پرتاب شود و سرزمین هایی که در حدود سقوط تیر قرار دارد به منوچهر و ایرانیان بازگردد و باقی اراضی تحت قلمرو افراسیاب و تورانیان درآیند. فرشته امشاسپندان منوچهر را برای ساختن تیرو کمانی ویژه راهنمایی کرد و آرش را برای این کار برگزید. آرش زه کمان مخصوص را طوری کشید که تیر مسافتی طولانی را پیمود و در نهایت فرود آمد و اینچنین مرز میان ایرانیان و تورانیان را تعیین نمود. در طالبی و بلعمی ، آرش پس از پرتاب تیر نابود و ناپدید می گردد؛ اما در آل طبری آرش فرمانده ارشد کمانداران می شود و در میان مردمی که او را گرامی می دارند با افتخار زندگی می کند. اختلافاتی در مسافتی که تیر می پیماید به چشم می خورد: برخی هزار فرسنگ و برخی مسافتی معادل چهل روز راهپیمایی را برمی شمرند. بر طبق روایاتی چند نیز تیر از طلوع آفتاب تا ظهر در فراز بوده و روایاتی دیگر این زمان را از طلوع تا غروب خورشید دانسته اند. تعداد کمی از منابع نیز تاریخ مشخصی برای این واقعه ذکر کرده اند. فارسی میانه ماه فروردین و ششمین روز از اولین ماه را برای آن نوشته است یعنی خرداد از فروردین. منابع اخیر این واقعه را با جشن تیرگان مربوط ساخته اند. مکانی که آرش از آنجا تیر را پرتاب کرد نیز گوناگون ذکر شده است. در اوستا این مکان جایی نامعلوم در سرزمین میانه بنام کوه خشَ اُثَ بیان گردیده. منابع دوران اسلامی عمدتا مکان تیراندازی را جایی در جنوب دریای خزر جایی از میان طبرستان، قله کوهی در رویان، قلعه آمل، کوه دماوند یا ساری برشمردند. مکانی که تیر فرود آمد نیز یکی از مکان های زیر ذکر شده است: خونونت در اوستا، رودخانه ای در بلخ، شرق بلخ، باختر، ساحل رود سیحون یا مرو. بر اساس آل بیرونی، تیر بر تنه ی درختی واقع در سرزمینی میان فرغانه و تبرستان در دورترین نقاط خراسان نشست. نام آرش یکی از محبوب ترین نام ها در میان فارسی زبانان ایران باقی مانده است. |
|
|
|
| 7 کاربر از flame برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
![]() |
| Bookmarks |
| برچسب ها |
| arash |
| کاربرانی که در حال مطالعه این موضوع هستند: 1 (0 عضو و 1 مهمان) | |
| امکانات | |
| حالات نمایش | |
|
|
|