مدرسان شریف ۹۳
سایت علمی دانشجویان ایران
دانـلـود مقـالات آی اس آی 
از تـمامـی پـایـگـاه های آنـلایــن، بـه سـادگـی!
موسسه پژوهش یادبرگ
در حال نمایش 1 تا 4 از مجموع 4

تاپیک: بیماری روان/تنی و نگاهی نو به «تن»

  1. Top | #1

    • مدیر سابق تالار روانشناسي
    • تاریخ عضویت
      17-Aug-2009
    • رشته تحصیلی
      ******
    • محل سکونت
      ******
    • پست‌ها
      613
    • سپاس
      2,892
    • 2,110 تشکر در 611 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      7
    • امتیاز
      20

    پیش فرض بیماری روان/تنی و نگاهی نو به «تن»

    بیماری روان/تنی چون بیماری لاغری یا چاقی مزمن، آسما، بدخوابی، زخم معده، بیماری‌های قلبی وغیره، بیماری‌های جسمی هستند که دارای یک علت بیولوژیک یا پزشکی نیستند و علت اساسی آن‌ها معضلات روانی هستند. (1)

    یکایک ما در زیر فشار کار و مشکلات شغلی، فردی و یا معضلات عشقی و روانی با حالاتی مثل سردرد یا معده درد، یبوست، تنگی نفس و غیره روبرو شده‌ایم. یا در چنین حالاتی به ویژه با رفتاری خاص مانند پرخوری یا کم‌خوری و بی‌اشتهایی پاسخ می‌دهیم و بخشی از جسم ما حساس‌تر از دیگر ارگان‌ها در برابر این مسائل عکس‌العمل نشان می‌دهد.

    این حالات به خوبی تاثیر متقابل جسم و روح را در سلامتی انسان نشان می‌دهد. در واقع جسم و روح یک «سیستم واحد» است که به غلط به دوآلیسم شرقی جنگ روح علیه جسم و یا متافیزیک مدرن «برتری عقل بر احساس، برتری روان بر جسم» تعببر شده است. ازین‌رو نیز روان‌کاوی از ابتدا حامل نظراتی بوده است که شروع به نفی این تعابیر غلط و پایه‌گذار تعابیری نو و همراه با تعابیر نوی فلسفی بوده است.



    تاثیر متقابل جسم و روان از زمان‌های قدیم بر انسان آشکار بوده است و به ویژه زبان عامیانه ملل مختلف مالامال از تشبیه‌هاتی در این زمینه است. نمونه آن در زبان فارسی ضرب‌المثل‌هایی چون « چیزی روی معده‌ام یا بر قلبم سنگینی می‌کند»، «عقل سالم در بدن سالم»، هستند. این ضرب المثل‌ها نشان می‌دهند که چگونه معضلات روانی می‌توانند به زخم معده و یا بیماری قلبی منتهی شوند . یا ما در فارسی تولید بیش از حد غده تیرویید را «غم‌باد» می‌نامیم که حکایت از تاثیر منفی غم و معضلات روانی بر عمل‌کرد هورمون‌های درونی است. یا چاقی مزمن در فرهنگ آلمانی « چربی-غم» نیز نامیده می‌شود که حکایت از پرخوری ناشی از غم و شکست عشقی است.

    در روان‌کاوی و علم « روان/تنی-پزشکی » معمولا از چهار مدل عمده در نگاه به بیماری‌های روان/تنی استفاده می‌شود و با تحولات نو هر چه بیشتر «دارودرمانی» با «روان‌درمانی» ترکیب و پیوند می‌خورد. این چهار مدل به زبان ساده و برای خواننده ناآشنا به مباحث روانشناختی به شرح ذیل هستند:

    1/ بیماری روان/تنی چون «آسما» یک سمبل و بیان‌گر معضلات در ارتباط و دیالوگ با «غیر» و دیگران است. این‌گونه آسما و تنگی‌نفس حکایت از تنگی فضای ارتباطی در دیالوگ میان «کودک/مادر یا پدر» و ناشی از رفتار دیکتاتورمنشانه و ضد استقلال پدر و مادر و ادامه این کابوس در سنین بلوغ است. فرد مبتلا به «آسما» در هر حالت مشابه و درگیری ارتباطی به شیوه یک « حمله آسما و تنگی نفس» و ناتوان از بیان خشم و خواست خویش عکس‌العمل نشان می‌دهد.

    2/ در نگاه «موازی‌نگری» بیماری روان/تنی چون «زخم معده» حکایت از یک معضل درونی مشخص می‌کند که ناتوان از بیان و یافتن راه حل بالغانه است. هر معضل روانی یک حالت جسمی متناسب به خویش را به شکل موازی در جسم ایجاد می‌کند. این‌گونه «زخم معده» در واقع خشم و اسیدی است که به سمت دیگران بایستی نشانه رود و خود را بیان کند، اما به علت ناتوانی فرد از بیان بالغانه خشم و غم خویش و تحول در ارتباط، به سمت خویش و جسم خویش نشانه می‌رود و معده‌اش را داغان می‌کند.

    3/ در مدل سوم «عارضه جسمی» به مثابه ناتوانی بیمار از یافتن راه حل بالغانه و روانی مشکلات خویش دیده می‌شود. « چاقی مزمن» نماد ناتوانی بیمار از تحول روابط و جهان درونی و برونی خویش است. این‌گونه بیمار «چاقی مزمن» در واقع به کمک چاقیش یک دیوار چربی بدور خویش ایجاد می‌کند تا کمتر ضربه بخورد و هم به کمک پرخوری می‌خواهد غمش را بخورد و زندگی را به کمک خوردن شوکولات برای خویش کمی شیرین کند. به جای اینکه تحولی در روابط و نوع نگاه به خویش ایجاد کند.

    4/ گاهی ابتدا یک بیماری جسمی مانند فلج شدن کامل یا موضعی باعث می‌شود که شخص دچار افسردگی و بیماری روحی نیز شود. اینجا بیماری جسمی ایجادگر بیماری روانی است و موضوع کمک به بیمار برای درک شرایط جدید زندگیش و ایجاد یک نگاه مثبت و سازنده به سرنوشت خویش و تحول در زندگی خویش است. (2)

    در معنای روان‌کاوانه و برای درک حالت و معنای بیماری روان/تنی بایستی سه موضوع را مورد توجه قرار داد که در هر چهار مدل بالا به شیوه‌های مختلف حضور دارند. در مورد هر بیمار بایستی به دقت این سه علت و فاکتور را بررسی کرد تا بتوان به او کمک کرد، معانی نهفته در بیماریش را بفهمد و راهی نو برای حل مشکلات ارتباطی و یا درونی خویش بیابد، به جای آن که یه شکل نابالغانه و با بیماری روان/تنی چون «سردرد و میگرن» در پی حل «دردسرهای» زندگی خویش باشد.

    این سه فاکتور به شرح ذیلند:

    1/ درک انتخاب ارگان: این‌که چرا یک بیمار با میگرن و دیگری با زخم معده به معضلات ارتباطی و روانی خویش پاسخ می‌دهد، در واقع ناشی از یک انتخاب ناآگاهانه و به ویژه تحت تاثیر دو عامل زیرین است: یا در خانواده فرد بیمار این حالت پاسخ‌گویی به شیوه زخم معده یک رفتار عمومی است که کودک نیز یاد می‌گیرد و یا این‌که او و خانواده‌اش اصولا دارای «قلب یا معده حساس» از لحاظ بیولوژیک هستند و به این دلیل سریع‌تر به بیماری قلبی یا زخم معده دچار می‌شوند.

    2/ کمبودهای « خود نارسیستی»: مکتب «روانشناسی خود» که در واقع نسل دوم مکتب روان‌کاوی است، در کنار نقش مفهوم «من و فردیت» در روان انسانی، به اهمیت نقش یک «خود نارسیستی» در روان انسانی می‌پردازد. در حالت سالم این «خود نارسیستی» باعث می‌شود که ما هم قادر به خویشتن‌دوستی و هم قادر به عشق به دیگران باشیم. در حالت بیمارگونه این «خود نارسیستی» تحت تاثیر کابوس‌ها و روابط غلط «اولیا/کودک» دچار خودبزرگ‌بینی توهم‌وار و یا گزه حقارت شدید و حس پوچی شدید است. بیماری‌های روان/تنی نیز عمدتا حکایت از کمبود یک «خود نارسیستی سالم» و ناتوانی از عشق به خویش و دفاع سالم از خویش و ناتوانی ار بیان خواست‌های خویش، یا ناتوانی از یک خویشتن‌دوستی سالم و عشق به دیگری سالم می‌کند. بر اساس برخی پژوهشها اصولا نوع رابطه فرد بیمار روان/تنی با جسم خویش و با دیگران به شکل افراطی «مکانیکی» و ناتوانی از لمس دقیق نیازهای خویش و دیگری است.(3)

    3/ صدمات نارسیستی و معضل محوری: بیماری روان/تنی حکایت از یک صدمه نارسیستی و جراحت نارسیستی در بیمار می‌کند که این جراحت، مانند بیماری «لاغری مزمن یا اعتیاد به لاغری تا حد مرگ» ناشی از نوع رابطه غلط با «غیر» و دیگری و گرفتاری در احساسات غم و اندوه شدید یا خشم است. خواه این «غیر» تصویر درونی و خیالی پدرو مادر جبار و سرزنش‌گر باشد، خواه تحت ثاثیر کابوس‌های دوران کنونی و صدمات نارسیستی ناشی از روابط غلط و دیکتاتورمنشانه«مادر/فرزندی، پدر/فرزندی» باشد و یا خواه ناشی از درگیری فرد با خواست‌های غیرمعقول «غیر بزرگ» یعنی اخلاق و اجتماع و اعتراض نابالغانه فرد به تصویر مرد یا زن زیبا در فرهنگ باشد.(4)

    موضوع مهم در روان‌درمانی بیماری‌های روان/تنی دقیقا در این است که به بیمار کمک شود این موضوعات و معضلات نهفته در بیماری خویش را درک و لمس کند و یاد بگیرد، «زبان جسم» خویش را و تمنای نهفته در بیماری خویش را بفهمد و این خواست‌ها را به شیوه بالغانه و نویی بیان کند و روابط و جهانش را در حد توانش تغییر دهد. این شیوه روان‌درمانی هم‌زمان از امکانات ترکیب «دارودرمانی» و «روان‌درمانی فردی، گروهی» برای ایجاد تحول کمک می‌جوید.یعنی به شیوه چندفاکتوری به موضوع نزدیک می‌شود. شیوه‌ای که هرچه بیشتر در کلینیک‌های پسیکوسماتیک جای خویش را باز می‌کند و رواج می‌یابد.

    نگاهی نو به « تن و جسم»

    همه شیو‌ه‌های بالا، روان‌کاوی کلاسیک «روانشناسی من» و نسل دوم «روانشناسی خود»، با وجود چیرگی بر برخی خطاهای تفکر دکارتی و برتری جسم بر روان، اما باز هم اسیر متافیزیک مدرن و دوالیسم روح/جسم باقی می‌مانند. ازین‌رو در روان‌کاوی و فلسفه و به ویژه در فلسفه پسامدرنی و جسم‌گرایانه، در سی و چهل سال اخیر نگاهی نو در حال رشد است که در پی عبور از این متافیریک مدرن و خطای دکارتی و در پی دیدن جسم به سان یک «جسم واحد» است.

    این نگاه نو در خویش نگاه‌های مختلف از نگاه جسم‌گرایانه نیچه در فلسفه و ویلهلم رایش در روان‌کاوی و سپس نگاه‌های پسامدرنی چون روان‌کاوی لکان، نگاه جسم‌گرایانه و ماتریالیستی دلوز/گواتاری و تحقیقات علوم نویروبیولوژیک چون نظرات آنتونیو داماسیو را در بر دارد. میان این نگا‌هها نیز طبیعتا در عین پیوند اختلاف نیز وجود دارد، مانند اختلاف نظرات میان لکان و دلوز. اما می‌توان خطوط کلی را دید که در واقع در حال تغییر کل فرهنگ غرب و نوع نگاه به «جسم و جهان» هستند.( در باب این مبحث و مقایسه فروید/لکان/دلوز به کتاب الکترونیکی من ( ر‌وانکاوی پسامدرنی فیلم) از ص 24 تا 30 در سایت جدیدم مراجعه کنید.(5)

    به باور خیلی‌ها قرن بیست و یکم در واقع عرصه درگیری میان دو نگاه جسم‌گرایانه تکنولوژیک و کلون‌ساز از یک سو و از سوی دیگر نگاه جسم‌گرایانه نویی چون نگاه دلوز و علوم نویروبیولوژیک جدید است. از سوی دیگر شناخت این نگاه نو برای شناخت سیستم نهفته در پشت مباحث مطرح شده از طرف من و نقد این مباحث مهم است. این نگاه نو در ایران بشدت ناشناخته است و اکثر روشنفکران ایرانی هنوز با مباحث روشنگری کلاسیک و مدرن عمل می‌کنند و آشنایی دقیق با این مباحث نوی پسامدرنی و جسم‌گرایانه ندارند. زیرا این نگاه نوی جسم‌گرایانه و یا سیستماتیک در واقع از جهاتی در حال عبور از خطاهای پسامدرنی نیز هست. امید من این است که به ویژه با انتشار جدید بخش‌هایی ازشش کتاب در حال انتشار من در اینترنت، نقادانی نو و آشنا به این مباحث به نقد نظرات مطرح شده بپردازند.(برای دیدن کتاب‌ها به وبسایت ذیل از من مراجعه کنید.(6)

    زیرا هر اندیشه نو احتیاج به نقادان خویش برای رشد و تحول دارد. زیرا نگاه جسم‌گرایانه دقیقا نشان می‌دهد که همه چیر با یکدیگر در پیوند است و بنابراین برای دست‌یابی به اوج عشق، قدرت و اندیشه، شما احتیاج به معشوق زیبا و قوی، رقیب دانا و قوی دارید و زیباتر از همه آن است که بهترین دوستتان در عین حال بهترین منتقد و بهترین رقیب‌تان باشد.برخی از اصول مشترک این نگاه‌های نو از «تئوری سیستم‌ها» تا نگاه لکان و دلوز و علوم نویروبیولوژیک جدید به اختصار به شرح ذیل هستند: (خوانندگان برای اطلاعات بیشتر و درک مبانی نگاه جسم‌گرایانه «عارف زمینی» من به کتاب ذیل از من از صحفات 30 تا 54مراجعه کنند.(7)

    1/ عبور از تفکر دوآلیستی و دیدن جسم چون یک جسم واحد و دیدن پیوند درون و برون، انسان با محیط و عبور از تفکر سوژه/ابژه ای. تبدیل شدن انسان به «فاعل جسمانی منقسم» لکان و یا «جسم هزارگستره» دلوز.

    2/ لمس خرد و اخلاق نهفته در جسم و دیدن ناآگاهی و جسم به سان یک قدرت دانا و سمبولیک.

    3/ لمس پیوند حالات متقابل و درون و برون با یکدیگرو در چهارچوب دیسکورس. ازین‌رو تغییر هر حالت تنها با تغییر حالت متقابل آن و کل سناریو، با تغییر نوع رابطه با «غیر» ممکن است. نمونه‌های آن: از تئوری دیسکورس فوکو و پیوند نوع نگاه به «دیوانه/سالم» نزد او تا پیوند مفهوم «شرق/غرب» در نگاه ادوارد سعید تا نگاه لکان در باب نوع رابطه با «غیر» و غیره.

    4/ هر تحولی تنها از طریق تحول در دیسکورس و کل رابطه ممکن است و تحت تاثیر نظم دیسکورس و رابطه است. ازین‌رو نیز مفهوم «جسم سمبولیک و خندان» من بر بستر فرهنگ آلمانی خویش به روایتی نو از «جسم خندان نیچه» تبدیل می‌شود و بر بستر فرهنگ ایرانی خویش این جسم خندان به «عارف و عاشق زمینی و خردمند شاد» دگردیسی می‌یابد و دست به نوزایی فرهنگی و بازنگری ارزش‌ها می‌زند. (در این باب به کتاب دوم در صف انتشار من «اسرار مگو» در لینک ذیل مراحعه کنید. به ویژه صحفات 5 تا 25(8)

    نگاه لکان و دلوز به بیماری روان/تنی

    در نگاه نهایی لکان به بیماری روانی یا روان/تنی، ما شاهد یک تحول مهم در نگاه او هستیم.(9) در این نگاه نو بیماری روان/تنی، چون بیماری آنورکسی یا «بی‌اشتهایی مرضی تا حد مرگ»، در واقع بیمار آنورکسی گرفتار در «مرحله دهانی» و رابطه عشق/نفرت با مادر درونی خویش است(10) و هم‌زمان با این بیماری نوع رابطه خویش با جهان خارج و «غیر» و نوع سامان‌دهی خوشی(ژویسیانس) و جهان خویش را نشان می‌دهد. بیماری در این نگاه نوی لکان در واقع «اسم دلالت»، قدرت و حقیقت درونی بیمار است و بیمار با شناخت این قدرت و پذیرش او در جهان خویش به نوعی رابطه نو با جهان و «غیر» دست می‌یابد. بخشی از بیماری نیز همیشه معماوار و رازگونه باقی می‌ماند که بایستی او را به سان سمبل آزادی انسان و معمای عمیق زندگی قبول کرد.




    بیمار «آنورکسی» در واقع با اعتصاب غذا مانند کودکی رفتار می‌کند که از خوردن غذا از دست مادر خودداری می‌کند. زیرا خوردن غذا به معنای پذیرش هدیه و عشق مادر است. اما رابطه مادر و فرزند یک رابطه عشق خالص نیست و یک رابطه عشق/نفرتی یا مهراکین هست و اگر مادر نتواند در ارتباط با کودک این احساسات خشم و کین خویش را بنوعی بالغانه سامان دهد و به خواهد به زور به کودک غذا دهد، آن‌گاه کودک این خشم نهفته را احساس می‌کند و او نیز به شیوه اعتراض و خشم متقابل و نخوردن یا تهوع غدا به آن پاسخ می‌دهد.

    در حالت بیمار‌گونه «آنورکسی» اکنون بیمار به شیوه عشق/نفرتی، شیفتگانه/متنفرانه نارسیستی با هر ارتباطی با «غیر»، چه ارتباط عاشقانه یا شغلی و غیره برخورد می‌کند و مرتب نگران است که آیا دیگران او را واقعا دوست دارند و یا نقش بازی می‌کنند و جسم او در برابر هر دلهره عشقی یا احساسی به شیوه اعتصاب و «بی‌اشتهایی» به عشق، سکس یا رابطه عکس‌العمل نشان می‌دهد. ازین‌رو این بیماران به ناچار چنین روابطی نیز برای خود بوجود می‌آورند. در داستانی سه‌بخشی به نام «پروین» از خانم شهرنوش پارسی‌پور در سایت زمانه می‌توان نمونه‌ای ترازیک از این بیماری و تاثیر منفی فرهنگ بیمارگونه بر تشدید این بیماری تا حد مرگ بیمار را دید. شاید در فرصتی مناسب به دقت این موضوع را باز و تشریح کنم.(11)

    موضوع روان‌کاوی لکان در این است که بیمار این حقیقت نهفته در اعتصاب غدای خویش را بفهمد و این قدرت سمبولیک نهفته در او را به قدرت خویش تبدیل سازد و به جای رابطه شیفتگانه/متنفرانه به رابطه پارادوکسیکال اعتماد همراه با احتیاط و نقد دست یابد و از افراطی‌گری رهایی یابد.

    دلوز هر چه بیشتر خویش را از نگاه به عمق بیماری رها می‌سازد و در نگاه جسم‌گرایانه خویش به واقعیت بیماری و عمل‌کرد او می‌پردازد. ازین‌رو در نگاه دلوز بیمار آنورکسی در حال تکرار یک رابطه ادیپالی و غلط با مادر خویش نیست بلکه همان‌طور که در عمل نشان می‌دهد، این فرد در حال خالی کردن خویش از روایت عمومی و «بدن کهن» و در پی ایجاد یک «بدن نوی بدون اندام» و یک روایت نو و فردی از جسم و جهان و از زیبایی و ارتباط است. مشکل بیمار آنورکسی این است که نمی‌تواند این «خالی شدن و لاغرشدن» و نه گفتن را به تحول بعدی و آری گفتن به یک «بدن بدون اندام نو» پیوند زند و اسیر روایت کهن و ادیپالی باقی می‌ماند و می‌میرد.(12)

    باری در نهایت نگاه مشترک همه این دیدگاه‌‌های متفاوت این است که بیماری روان/تنی یک بحران بلوغ است و در بهترین حالت انسان می‌تواند با نگاهی نو به تن و لمس خرد و اخلاق نهفته در جسم خویش به یک «جسم خندان»، به یک «کثرت در وحدت چندصدایی» تبدیل شود و مرتب به درجات نوینی از لمس بازی عشق و قدرت زندگی دست‌یابد؛ با هر بحرانی به درجه نوینی از بلوغ و لمس قدرتی نو از خویش و باروری نو چون حالت «عارف زمینی» ایرانی دست یابد. حالتی که در واقع هر کس تنها به شیوه خویش قادر به ایجاد آن است و موضوع ایجاد یک جهان در جهان فردی و جدل خندان بر سر بهترین روایات و تفسیرها و بر بستر رواداری متقابل است.


    --------------------------------------------------------------------------------
    ادبیات:
    1/ http://de.wikipedia.org/wiki/Psychosomatik
    2/ http://www.beratung-therapie.de/home/
    index_depression_angst.html?/
    krankheitsbilder/psychosomatik/
    psychosomatik.html
    3/ 4/ Peter kutter. Moderne psychoanalyse.200/214.
    5/ http://www.sateer.de/books/
    ravankavanifilm.pdf
    6/ http://www.sateer.de/
    7/ http://www.sateer.de/books/
    erotismpesamodern.pdf
    8/ http://sateer.de/books/222.pdf
    9/ واژگان لکان.ژان- پیرکلرو. ترجمه موللی.ص.122
    10/ روان‌کاوی زن. از دکتر موللی. ص6
    http://www.movallali.fr/filer%20fars...edFrame-28.htm
    11/ http://radiozamaaneh.com/parsipur/
    2007/12/post_105.html
    12/ http://www.mindmotor.com/core/?p=321

    استاد آقا میری
  2. 7 کاربر از فرمیسک برای پست مفید تشکر نموده اند:


  3. Top | #2

    • کاربر ممــــــــتــاز
    • تاریخ عضویت
      03-Dec-2009
    • رشته تحصیلی
      مدیریت آموزشی
    • مقطع تحصیلی
      کارشناسی ارشد
    • دانشگاه
      دانشگاه آزاد اسلامی
    • تخصص
      تدریس . شنا . پژوهش .
    • محل سکونت
      تهران
    • پست‌ها
      515
    • سپاس
      3,690
    • 1,670 تشکر در 614 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      263
    Add ROKSANA65 on Bebo

    پیش فرض پاسخ: بیماری روان/تنی و نگاهی نو به «تن»

    اختلالات روان تنی (سایکوسوماتیک)



    بیماری های «سایکوسوماتیک» بیماری های جسمی هستند که عوامل روانی در شروع و تشدید آنها مؤثرند. منظور این نیست که فقط علل روانی در به وجود آوردن این اختلالات دخالت دارند بلکه عوامل دیگر هم دخالت داشته منتهی عوامل روانی به صورت عوامل تسریع کننده یا کاتالیزور عمل می کنند.

    در آسم حق تقدم با آلرژی است و در دیابت حق تقدم با عامل ارثی است و در تبخال یک عامل ویروسی، اما در این بیماری ها عوامل روانی، کاتالیزور هستند. (منظور از کاتالیزور چیزی است که در فعل و انفعالات شیمیایی مستقیما وارد نمی شوند ولی اثر تشدیدکننده دارند.) کاتالیزورهای مهم در بدن انسان ویتامین ها هستند. ویتامین ها دسته ششم غذاها می باشند که سوخت و ساز و یا متابولیسم را در بدن به راه می اندازند. اگر به کسی فقط ویتامین داده شود زنده نخواهد ماند اما بدون ویتامین هم انسان قادر به ادامه زندگی نیست. بنابراین همان نقشی را که ویتامین ها در بدن ایفا می کنند، علل روانی در ایجاد بیماری های سایکوسوماتیک دارند.

    اختلالات روان تنی به طور ناگهانی به وجود نمی آیند بلکه ابتدا توسط نشانه هایی مثل استفراغ، تپش قلب و رنگ پریدگی ظاهر شده و استرس ها و ضربه های روحی به طور تدریجی روی فرد تأثیر می گذارند و اثر تجمعی آنها سبب بروز بیماری های سایکوسوماتیک می شوند.

    مکانیزم های ایجادکننده بیماری های سایکوسوماتیک
    1ـ سیستم عصبی مرکزی: این محور در مقابل استرس مقاومت می کند. این نحوه مقاومت را سندرم سازگاری عمومی می نامند. این محور سندرمی ایجاد می کند به نام سندرم تطابق عمومی یا سندرم سلیه. اگر این محور در سیستم عصبی انسان وجود نداشت، انسان با کوچک ترین استرس تلف می شد.

    2ـ سیستم عصبی خودکار: شامل سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک، ترشح اسید کلریدریک در معده بر اثر استرس شامل این حالت می شود و تحت تأثیر سیستم عصبی اتونومیک است. اگر ترشح بی موقع اسید معده در اثر عامل استرس زا به مدتی زیاد تکرار شود، فرد مبتلا به زخم معده می شود.

    فرضیات موجود در رابطه با بیماری های روان تنی
    1ـ فرضیه استرس: طرفداران این فرضیه عامل بروز این بیماری ها را استرس می دانند. یک استرس ناگهانی و قوی یا چند استرس پشت سر هم به صورت تکرار شونده می تواند بیماری را بارز کند.

    2ـ نظریه اختصاصی بودن: معتقدان به این نظریه می گویند استرس تنها عامل به وجود آورنده نیست بلکه باید روان پویایی خاصی در شخص وجود داشته باشد و آن روان پویایی خاص با آزار و اذیت که برای فرد به طور دائم ایجاد می کند بالاخره بیماری سایکوسوماتیک را در فرد ایجاد خواهد کرد.

    3ـ فرضیه آسیب پذیری عضوی: طرفداران این نظریه معتقدند آسیب پذیری عضوی از قبل باید در فرد وجود داشته باشد که تحت تأثیر عوامل مخرب، تشدید شده و باعث بیماری روان تنی شود.

    4ـ نظریه التقاطی: که شامل مجموعه سه نظریه فوق است. یعنی هم استرس، هم روان پویایی و هم آسیب پذیری عضوی خاص، هر سه می تواند در ایجاد و بروز بیماری سایکوسوماتیک دخیل باشند.

    انواع بیماری های سایکوسوماتیک (روان تنی)
    میگرن، سردردهای تنشی، تهوع و استفراغ، کولیت مزمن (ورم مزمن روده بزرگ)، آسم، جوش و آکنه، واکنش های آلرژی، کهیر، کاهش قند خون، افزایش ترشح غدد داخلی، دیابت نوع دو، چاقی، فشار خون اساسی، بیماری کروز قلب و افزایش ضربان قلب.

    1ـ دستگاه گوارش: زخم معده و اثنی عشر از اختلالات روان تنی هستند. بر طبق نظریه روان پویایی، این افراد حالت تهاجمی داشته و زمانی که مقداری از این تهاجم را بیرون می ریزند و مقداری دیگر را کنترل کرده در درون خود نگه می دارند، این انرژی باقی مانده باعث ترشح اسید کلریدریک شده و در نتیجه ایجاد زخم در این ناحیه می کند.

    2ـ کولیت مزمن (ورم روده بزرگ): این حالت بیشتر در آدم های زودرنج و حساس که مقاومت در آنها ایجاد شده دیده می شود. این افراد غالبا درونگرا هستند.

    3ـ فشار خون: فشار خونی که علت قلبی و کلیوی و غددی دارند مورد نظر ما نیستند چون این فشار خون ثانوی به بیماری های دیگرند. فشار خونی که علتی برای آن نداریم و غالبا ارثی است اصلی یا اسانسیل گفته می شود. این افراد معمولاً انعطاف ناپذیر و کمال طلب هستند و این عدم انعطاف زمینه را برای فشار خون مستعد می کند. البته باید این مسئله را به یاد داشت که عامل اصلی ارثی است اما عوامل روانی و استرس در بروز آن نقش مؤثر دارند.

    4ـ بیماری های تنفسی مثل آسم علاوه بر داشتن زمینه ارثی معمولاً در افرادی دیده می شود که برونگرا، مهاجم و فکور هستند.

    5ـ دردهای استخوانی و مفصلی: ورم مفصل یا آرتریت روماتوئید، معمولاً از افراد پرکار، خوش قلب و خوش نیت که در باطن شخصیت متخاصم دارند دیده می شود. ورم مفاصل زمانی بیشتر می شود که خشم فروخورده ای در فرد به وجود آید و وی جایی برای بروز این خشم نیابد.

    6ـ دردهای ستون فقرات و کمردردهای روان تنی: ممکن است کمردرد بر اثر دیسک، ساییدگی مهره ها، تومورهای نخاع و ستون فقرات باشد، این بیماری ها چون علت عضوی دارند مد نظر نیستند. معمولاً دردهایی که در 3/1 بالای مهره ها باشد مثل مهره های اول پشتی و گردن بیشتر در افرادی دیده می شود که در انطباق خود با محیط پیرامونی دچار مشکل می شوند و نمی توانند هیجان هایشان را با محیط تطبیق دهند یا به عبارتی copingهیجانی با محیط ندارند. این افراد دارای خلق پایین به صورت طولانی مدت هستند.

    7ـ بیماری های ناشی از غدد مترشحه داخلی و تغذیه: معمولاً بعد از وارد شدن استرس های یکنواخت و طولانی مدت به فرد، پرکاری تیروئید دیده می شود. از علل مشکلات تغذیه ای هم می توان به این نکته اشاره کرد که این افراد همیشه حالت تدافعی داشته و تعامل مناسب با محیط کار و خانه ندارند.

    اختلالات در تغذیه
    اختلالات غذا خوردن گروه وسیعی را در بر می گیرد. از جمله کم خوری، انتخاب غذاهای خاص برای خوردن، پرخوری، مشکلات جویدن و بلعیدن، عادت های عجیب در خوردن، رفتارهای ناراحت کننده هنگام صرف غذا و ... . برخی از مسائل بالا می توانند جدا سلامت جسمی فرد را به خطر بیندازند. در اینجا به دو نمونه از اختلالات غذا خوردن اشاره می کنیم که در سطح جامعه شایع تر و بارزتر است.

    1ـ بی اشتهایی روانی:
    بی اشتهایی روانی به خودداری مداوم از خوردن گفته می شود. به نظر می رسد این وضعیت از تمایل به لاغری بیش از حد یا ترس از افزایش وزن ناشی می شود تا عدم تمایل واقعی به خوردن. این بیماران در عین لاغری خود را چاق تصور می کنند و رژیم لاغری را به خود تحمیل می نمایند. بنابراین یکی از خصوصیات این بیماری کاهش وزن شدید بیمار است. این افراد باید حداقل 15% وزن طبیعی خود را از دست بدهند تا بتوان تشخیص بی اشتهایی را بدهیم. این اختلال بیشتر در سنین بلوغ تا 30 سالگی مشاهده می شود. یعنی از اوایل دوره نوجوانی تا اوایل دوره بزرگسالی. پیشرفت تحصیلی بالاتر از متوسط، کمال طلبی و ترس غیر واقع گرایانه از شکست، از خصوصیات این بیماران است.

    علاوه بر کاهش شدید وزن امکان دارد دوره های متناوب گرسنگی شدید پدیدار شود که در پی آن شخص اقدام به سوء استفاده از داروهای لاغری، لامین ها و یا استفراغ می نمایند. این گروه معمولاً به جمع آوری دستورالعمل های آشپزی با تنوع غذاهای رژیمی و مراجعه مکرر به متخصصان تغذیه علاقه ای خاص دارند. در هنگام غذا خوردن این افراد معمولاً با وسواس اقلام غذایی بشقاب خود را مرتب کرده و سعی در کنترل رفتار خود در مقابل دیگران دارند. به نظر می رسد از هر صد هزار نفر 4/2 ـ 6/1 درصد به این اختلال مبتلا باشند. شانس ابتلای دختران بیش از پسران است و معمولاً از سن 13 سالگی میزان شیوع این اختلال به سرعت افزایش یافته و در 17 یا 18 سالگی به اوج خود می رسد. این افراد معمولاً حساس بی اثر بودن، واکنش های هراسی، اختلال در داشتن تصویر درست از خود، عدم اعتماد به نفس و خودباوری داشته و از نظر رفتاری امتناع از خوردن شکلی از روگردانی است که شیوه ای آموخته شده که به نوعی جلب توجه اطرافیان محسوب شده و توجه اطرافیان را به شخص معطوف می کند.

    2ـ پراشتهایی روانی:
    پراشتهایی عبارت است از مصرف کنترل نشده و وسواس گونه و سریع مقادیر زیاد غذا در مدتی کوتاه. در پایان این دوره ناراحتی های جسمی مانند درد شکم یا احساس تهوع به وجود می آید و بیمار در پرخوری خود دچار احساس گناه و افسردگی شده و به روش های غیر معمول با ایجاد استفراغ در صدد بیرون ریختن خورده های خود بر می آید. از این طریق در معده و شکم احساس راحتی کرده و می تواند دوباره بدون ترس از چاقی به خوردن ادامه دهد و دوباره دچار افسردگی بعد از پرخوری می شود. پراشتهایی روانی به صورت پیوسته صورت نمی گیرد و معمولاً دوره ای است.

    اکثر این بیماران وزن طبیعی دارند چرا که همیشه نگران وضع ظاهر و شکل بدن خود می باشند. احداث دو دوره پرخوری در هفته به مدت سه ماه باید در فرد مشاهده شود. پراشتهایی معمولاً در اوایل جوانی شروع می شود و در دخترها شایع تر از پسرهاست. در مدل رفتاری غذا نوعی تقویت است و پراشتهایی رفتاری تقویت یافته که موجب خشنودی فرد می شود. به نظر می رسد نوعی ارتباط میان افسردگی و پراشتهایی روانی وجود دارد.

    8ـ بیماری های زنان، آمنوره یا فقدان دوران قاعدگی: به وقفه یا عدم جریان عادت ماهیانه زنان به غیر از دوران حاملگی و یا یائسگی اطلاق می شود. درد شدید موقع پریود است (البته یک سری از دردها علل عضوی دارند که در اینجا مد نظر نیستند) این حالت بیشتر در دخترانی دیده می شود که به نوعی به زن بودن خود معترض هستند، روحیه پرخاشگری داشته و از موقعیت خود ناراضی هستند و یا در شرایطی به سر می برند که یک استرس دائمی و یکنواخت به آنها وارد می شود.

    9ـ بیماری های پوستی: از انواع این بیماری ها می توان کهیر و اگزما، آکنه، قرمزی پوست صورت، لیتوگویا که پوست سفید یا شیری رنگ می شود، پلادیا الکسی که موی صورت (در مردان) ابرو و یا موی سر به اندازه یک دایره کوچک می ریزد. این افراد معمولاً از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند و از موقعیت اجتماعی خود اطمینان کافی ندارند.

    10ـ میگرن ـ سردردهای مزمن یا سردردهای تنشی: معمولاً در افرادی دیده می شود که کمال طلب بوده، وظیفه شناس و مهربان هستند اما سرکوب حالت های خصمانه و خشم فروخورده باعث بروز این گونه سردردها می شود.

    11ـ بیماری های قلبی و عروقی: این دردها معمولاً یک یا دو دقیقه طول می کشد و در سمت چپ بدن به دست و گردن می زند. این افراد معمولاً به علت فشاری که به دستگاه عصبی خود وارد می کنند و دائم در حالت تلاش و کوشش هستند بدون آنکه به خود استراحت بدهند به این درد مبتلا می شوند. این افراد سختکوش، جاه طلب، عجول و رقابت طلب هستند و بیشتر از افراد دیگر در معرض سکته های قلبی قرار دارند.

    راههای کنترل
    بسیاری از مطالعات انجام شده وجود رابطه نسبتا قوی بین فشارهای زندگی و مشکلات روانی را نشان می دهند که بر حسب مفاهیم آماری همبستگی آن 3 درصد است. بنابراین افرادی که دچار بیماری های روان تنی می شوند، فشارهای روانی مهم تر و معنادارتری را نسبت به افراد سالم و بهنجار تجربه کرده اند.

    عوامل کنترل کننده به دو دسته تقسیم می شوند:

    1ـ واکنش صحیح فرد در مقابل با استرس ها مثل: روبه رو شدن با مشکلات و برخورد منطقی با آن، احساس مسئولیت در مورد تصمیماتی که می گیرد، روش های کاهش استرس را بیاموزد، برای استراحت و فعالیت های خوشایند وقت بگذارد.

    2ـ تغییر عوامل بیرونی و یا محیط زندگی: بهبود وضعیت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نیز ارتقای کیفی روابط حاکم بر افراد یک جامعه با همدیگر و تناسب هماهنگی مابین مردم و سنت های حاکم بر جامعه می تواند در توسعه سلامت زندگی و روانی افراد اثربخش باشد.

    منابع: ـــــــــــــــــــــــــ ـ

    1ـ پژوهش های روانشناسی دوره سه شمارگان، 1، 2 و 3.

    2ـ خلاصه روانپزشکی DSM4، کاپلان، ساروک، ترجمه: دکتر پورافکار.

    3ـ استوار (1990) بیماری های جدید تمدن، ترجمه دادستان (1377).

    4ـ منصور، محمود و دادستان، پریرخ، (1369) روانشناسی ژنتیک.

    5ـ ریموند کوکرین، ترجمه نجاریان، بهمن، مبانی اجتماعی بیماری های روانی (1376
    وبلاگ تخصصی مدیریت و برنامه ریزی : خودشکوفایی و برنامه ریزی

    www.blogfa.com/Desktop/Default.aspx?r=6428410

  4. 5 کاربر از ROKSANA65 برای پست مفید تشکر نموده اند:


  5. Top | #3

    • کاربر ممــــــــتــاز
    • تاریخ عضویت
      25-Feb-2010
    • رشته تحصیلی
      معماری
    • محل سکونت
      tehran
    • پست‌ها
      539
    • سپاس
      3,412
    • 3,544 تشکر در 1,416 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      6
    • امتیاز
      59

    پیش فرض پاسخ: بیماری روان/تنی و نگاهی نو به «تن»

    1سوال این یعنی همون خود بیمار انگاری؟
    تو میخندی حواست نیست...!!!http://www.up.caspian-forum.com/imag...9936410588.gif

  6. 2 کاربر از so0deh برای پست مفید تشکر نموده اند:


  7. Top | #4

    • کاربر ممــــــــتــاز
    • تاریخ عضویت
      03-Dec-2009
    • رشته تحصیلی
      مدیریت آموزشی
    • مقطع تحصیلی
      کارشناسی ارشد
    • دانشگاه
      دانشگاه آزاد اسلامی
    • تخصص
      تدریس . شنا . پژوهش .
    • محل سکونت
      تهران
    • پست‌ها
      515
    • سپاس
      3,690
    • 1,670 تشکر در 614 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      263
    Add ROKSANA65 on Bebo

    پیش فرض پاسخ: بیماری روان/تنی و نگاهی نو به «تن»

    تاثیر فشار های روانی به طور نا خواسته باعث بروز این درد ها می شوند بدون اینکه ریشه ی جسمی داشته باشند مثلا دست درد ها یا سر درد های عصبی.

    اما در خود بیمار انگاری فرد واقعا هیچ بیماری ندارد اما تمارض می مند و با دادن اطلاعات غلط اطرافیان و در برخورد اول قصد گمراه کردن پزشک را دارد .او به صورت تلقین تنها خود باور دارد که بیمار است اما در روان تنی بدن در اثر استرس به صورت ناخود اگاه به بیماری های عصبی دچار می شود مثل معده درد امیدوارم درست پاسخ داده باشم
    وبلاگ تخصصی مدیریت و برنامه ریزی : خودشکوفایی و برنامه ریزی

    www.blogfa.com/Desktop/Default.aspx?r=6428410

  8. 3 کاربر از ROKSANA65 برای پست مفید تشکر نموده اند:


اطلاعات تاپیک

کاربران حاضر در این تاپیک

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک هستند. (0 عضو و 1 مهمان)

این مطلب را به اشتراک بگذارید

قوانین ارسال

  • شما نمی‌توانید تاپیک جدید ارسال کنید.
  • شما قادر به ارسال پاسخ نیستید .
  • شما نمی‌توانید فایل ارسال کنید.
  • شما نمی‌توانید پست ‌های خود را ویرایش کنید.
  •  
دانشجو در شبکه های اجتماعی
افتخارات دانشجو
لینک ها
   
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
به دانشجو امتیاز دهید:

آپلود مستقیم عکس در آپلودسنتر عکس دانشجو

توجه داشته باشید که عکس ها فقط در سایت دانشجو قابل نمایش می باشند.

Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.1