پایه عکاسی مونوپاد
مدرسان شریف ۹۳
سایت علمی دانشجویان ایران
دانـلـود مقـالات آی اس آی 
از تـمامـی پـایـگـاه های آنـلایــن، بـه سـادگـی!
پژوهش (توسعه) تبلیغات
در حال نمایش 1 تا 5 از مجموع 5
نمودار محبوبترین‌‌ها2پسندیده شده
  • 1 ارسال‌کننده آسمان
  • 1 ارسال‌کننده آسمان

تاپیک: مطالبي در مورد قيامت - اسمهاي قيامت در قران - كيفيت وقوع قيامت و ....

  1. Top | #1

    • کاربر انجـــــمن
    • تاریخ عضویت
      04-Jul-2007
    • رشته تحصیلی
      ----
    • محل سکونت
      ---
    • پست‌ها
      65
    • سپاس
      27
    • 185 تشکر در 71 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      10

    پیش فرض مطالبي در مورد قيامت - اسمهاي قيامت در قران - كيفيت وقوع قيامت و ....

    در قرآن کریم به فراوانی از قیامت یاد شده‌است، این یادآوری گاه با برهان و گاه با آوردن مثالها بوده و سعی برآن بوده تا فهم آن را به ذهنها نزدیک سازد.

    اِنّ الذین آمنوا والذینَ هادوا والنّصاری والصائبین مَنْ آمَنَ باللهِ والیومِ الآخِرِ و عَمِلَ صالِحاً فلهم اجرُهم عند رَبِّهم و لاخوفٌ علیهم و لا هم یحزنون (بقره/۶۲)

    «کسانی که ایمان داشتند و یهودیان و مسیحیان و ستاره پرستان و فرشته پرستان، هر که به خدا و روز قیامت ایمان داشته و کردار نیک انجام داده باشد، چنین افرادی پاداششان در پیشگاه خدا محفوظ بوده و ترسی بر آنان نیست و غم و اندوهی بدیشان دست نخواهد داد....»

    در قرآن کریم با اسامی مختلفی از قیامت یاد شده‌است که در ادامه برخی از آنها را نام می‌بریم.

    قیامت

    «یوم القیامه» در آیات ۱۲ انعام، ۱۴ و۳۶ مائده، ۱۳ اسرا، ۹ و۱۷حج، ۳۲ اعراف، ۱۶ مومنون، ۲۵ نحل و برخی آیات دیگر آمده‌است. به معنای برانگیخته شدن پس از مرگ. قائم شدن و روز قیامت را بهمین جهت قیامت گویند که در آن وقت مردگان زنده شوند و قیام کنند و روز قیامت؛ روزی است که خلایق همه برای محاسبه محشور شوند.

    [ویرایش] آخرت

    و الدار آلاخره خیر للذین یتقون (اعراف/۶۹)

    [ویرایش] معاد

    به قیامت، «معاد» گفته می‌شود، از آن جهت که «محل بازگشت» است؛ بازگشتن به جایی که قبلاً آنجا بود. معاد نزد اهل کلام حشر را گویند و آن دو قسم است: جسمانی و روحانی. مراد از معاد در کلمات متکلمان و فلاسفه بازگشت انسان است بعد از مرگ و حیات بعد از مرگ است و تصویر آن چنین است که انسان بعد از مرگ مجدداً زنده شده و در روزی که آن را روز معاد گویند به حساب اعمال وی رسیدگی و نیکوکاران پاداش نیکوکاری خود را گرفته و منعم شوند به نعم جاودانی و بدکاران به کیفر اعمال زشت خود برسند و مهذب شوند به عذاب جاودانی. یکی از مسائل مهم که از دیر زمان مورد توجه ادیان و متکلمان و فلاسفه قرار گرفته‌است همان مساله زندگی بعد از مرگ و معاد است. پیروان ادیان کلاً معتقد به زندگی بعد از مرگ بوده و یکی از اساسی ترین مسائل مذهبی به حساب می‌آورند. متکلمان که بحث و تحقیق آنها خارج از حدود مذاهب و شرایع نیست نیز مثبت معاد و زندگی بعد از مرگ اند. بطور کلی درمساله معاد سه نظر و فرض اظهار شده‌است:

    الف - دهریان و لامذهبان و یا بی خدایان که منکرزندگی بعد از مرگ می‌باشند و گویند انسان بعد از تلاشی بدن محو و نابود می‌شود و آنچه باقی می‌ماند اجزاء وموادی است که تبدیل به اشیاء و موجودات دیگر می‌شود.

    ب - کسانی که قائل به معاد و بازگشت نفوس و ارواحند و معاد جسمانی را منکر و مردود می‌دانند.

    ج - صاحبان ادیان که قائل به معاد جسمانی بوده و گویند همانطور که خدای متعال دربدو امر انسان را آفریده‌است با همین بدن مجدداً می‌آفریند و ثواب و عقاب و کیفر و پاداش عاید به همین بدن مادی می‌شود. فلاسفه مسأله معاد جسمانی را مورد بررسی قرار داده و با اشکالاتی برخورد کرده‌اند که از جمله اصل مسلم نزد آنهاست که «المعدوم لایعاد» یعنی آنچه معدوم شود قابل اعاده و بازگشت نیست از این جهت باتوجه به تسلیم به دلایل عقلی متوسل به راههای حل دیگری شده‌اند. متشرعان و عده‌ای از متکلمان گویند خدا قادر است که همانطور که در ابتدا بندگان را آفریده‌است مجدداً بیافریند. فلاسفه مسأله را از نظر فلسفی مورد توجه قرار داده و هر یک نظر خاصی اظهار کرده‌اند بعضی قائل به معاد روحانی شده‌اند و بعضی قائل به تناسخ شده‌اند. قطب الدین گوید: و معدوم را اعادت نکندبعینه یعنی با جمیع عوارضی که مشخص او باشد که میان معاد و مستأنف الوجود فرقی است. شیخ الرئیس گوید: اثبات معاد از راه شریعت و اخبار و آیات آسان است و قسمتی از آن مدرک به عقل و قیاس و برهان است که سعادت و شقاوت ثابته برای نفس باشد و بعد از توضیح تفسیر مفصلی که در مورد سعادت و شقاوت داده بیان کرده‌است که سعادت و شقاوت و لذات بدنی مورد توجه حکما و اولیاء اﷲ و مقربین نیست و کمال مطلوب مقربین خیر و وصول به لذت حقیقی و خیر مطلق بوده و توجهی به لذات مادی بدنی ندارند و بنابراین معاد روحانی است و معاد جسمانی بدان ترتیب که مورد بحث فلاسفه‌است از راه عقل نمی‌توان ثابت کرد. ابوالبرکات بغدادی در این مورد بعد از ذکر مقدمات و بیان عقاید و نظریات مختلف و ادله منکرین معاد جسمانی، خود نتیجه گرفته‌است که معاد جسمانی است و ارواح مجدداً به ابدان بازگشت می‌کنند. شیخ اشراق گوید: اما اشقیاء مخلد در عناصر جسمانی و حجب ظلمانی می‌باشند و در آنجا معذب به عذاب دردناکند و سعداء و اولیأاﷲ در حضرت ربوبی و عالم عقول متنعم به لذات روحانی اند و نفوس متوسطان به مثل معلقه بازگشت کنند و معاد آنها همین است. نفوس انسانی بعد از مفارقت از بدن بر پنج قسم اند زیرا که انوار اسفهبدیه یا آنکه در دو جنبه حکمت علمی‌و عملی کاملند و یا متوسط و میانه‌اند و یا در قسمت عمل کامل بوده و در قسمت علم ناقص اند و یا برعکس در جنبه علم کاملند و در جنبه عمل ناقص و یا در هر دو جنبه ٔ علم و عمل ناقص اند. نفوسی که از نوع اول باشند کامل در سعادتند و ازسابقین مقربین اند و نفوسی که از نوع دوم و سوم و چهارمند از متوسطان در سعادتند و هر چهار قسم از اصحاب یمین اند و قسم پنجم کامل در سعادت بوده و از اصحاب شمال اند. صدرالدین شیرازی سعی کرده‌است. مسأله را به همان طریق که شرایع بیان کرده‌اند به نحوی خاص به آن جنبه فلسفی دهد به طوری که نه قواعد فلسفی بر هم خورد و نه در اصول شرایع خللی وارد آید. او نه تنها برای انسان قائل به معاد وحشر است بلکه گوید تمام موجودات اعم از حیوانات و نباتات و جمادات و حتی هیولای اولی دارای معادند. وی اعتقاد به معاد را بر آن وجه که عامه مردم قائلند و جهال می‌گویند خوب است و اعتقاد به آن برای نظم اجتماعی مفید است زیرا بشر میل دارد که با همین وضعی که هست بدون کم و کاست مجدداً زنده شود و از نعم و لذایذمادی استفاده کند و اما اهل معارف و حقایق توجه به امور مادی و لذایذ حسی آن ندارند. وی برای اثبات معاد جسمانی بر آن نحو که خود گوید اصولی ذکر کرده‌است که خلاصه آن چنین است:

    ۱- وجود در هر چیزی اصل در موجودیت است.

    ۲- تشخص و مابه الامتیاز. هر چیزی عین وجود خاص آن چیز است.

    ۳- طبیعت وجود قابل شدت و ضعف است بنفس ذات بسیطه خود.

    ۴- هر مرکبی به صورت خود «هوهو» است و فعلیت هر مرکبی به صورتش می‌باشد نه به ماده اش.

    ۵- وحدت شخصیه در هر موجودی بر وتیره و درجه واحده نیست مثلا وحدت شخصیه در مقادیر متصله عین متصلیت و امتداد است.

    ۶- هویت بدن و تشخص آن به نفس است نه به جرم آن و از این جهت است که تشخص ابدان با وجود تغییرات و تبدلات همواره باقی‌اند.

    ۷- قوت خیالی جوهر قائم بذات است نه حال در بدن و نه در اعضای آن و مجرد از این عالم طبیعی است و واقع در عالم جواهر و متوسط میان مفارقات عقلیه و طبیعیات است.

    ۸- صور خیالیه قائم به نفس خودند مانند قیام فعل به فاعل نه قیام مقبول به قابل.

    ۹- صور مقداریه و اشکال و هیآت جرمیه همانطور که از فاعل به مشارکت ماده قابله به حسب استعدادات و انفعالات آنها حاصل می‌شوند همانطور هم گاه از جهات فاعلیت و حیثیات ادراکیه حاصل می‌شوند بدون مشارکت ماده مانند وجود افلاک و کواکب از مبادی عقلی بر سبیل اختراع به مجرد تصورات و صور خیالیه صادره از نفس بواسطه قوت مصوره.

    ۱۰- اجناس عوالم و نشآت آن با وجود کثرت آنها که به شمار و حصر در نمی‌آیند منحصر به سه عالمند: صور طبیعیة کائنه فاسده و صور ادراکیه حسیه مجرده از ماده و صور عقلیه و مثل الهیه، و نفس انسان را نیز این سه اکوان هست مثلاً انسان را دربدو کودکی وجود طبیعی است و بعد متدرجاً صفا یابد و لطیف شده و او را کون دیگری نفسانی حاصل می‌شود که کون انسان نفسانی اخروی است و در هر سه نشأت وحدت شخصیه او محفوظ می‌باشد و همان نشأت و کون نفسانی اخروی است که صالح برای بعث در قیامت است و او را اعضای نفسانیه‌است و کون دیگر، کون عقلی است که او را اعضای عقلی است و کون سوم است و ماحصل کلام آنکه قوت خیالیه آخرین کون انسان است در عالم طبیعت و اولین کون اوست در عالم آخرت.

    [ویرایش] دیگر اسامی قیامت در قرآن که با کلمه یوم آغاز می‌شود

    یَوم الدین؛ روز جزا (۲ حمد، ۳۵ حجر، ۲۰ صافات، ۱۲ ذاریات، ۱۵ و ۱۷ و۱۸ انفطار، ۸۲ شعرا، ۵۶ واقعه، ۷۸ ص و...)

    یَوم یَنظر المَراء ماقَدَّمَتْ یَداه؛ روزی که انسان به کارهای از پیش فرستاده‏اش می‏نگرد (نباء آیه ۴۰)

    یَوم تُبْلی السرائِر؛ روزی که پرده‏ها کنار می‏رود و اسرار فاش می‏شود (۹ طارق)

    یَوم یکون الناسُ کالفَراش المَبْعوث؛ روزی که مردم همانند پروانه‏های پراکنده مبهوتند (۴ قارعه)

    یَوم المَوعُود؛ روز موعد (۲ بروج)

    یَوم یَفِرُّ المرء مِن اَخیه و اُمّهِ وَاَبیه؛ روزی که انسان از برادر و مادر و پدرش می‏گریزد (۳۴ عبس)

    یَوم الفَصْل؛ روز جدایی (۲۱ صافات، ۴۰ دخان، ۱۷ نبا، ۳۸ مرسلات و...)

    یَوم لایَنْطِقون؛ روزی که کس سخن نمی‏گوید (۳۵ مرسلات)

    یَوم عَسیر علی الکافرین غیر یسیر؛ روز بسیار سخت و دردناک برای کافران نه آسان (۹ مدثر)

    یوم عسر؛ روز دشوار (۸ قمر)

    یَوم یَخرجُونُ مِن الاَجداث سِراعاً؛ روزی که مردم از گور شتابان بیرون می‏آیند (۴۳ معارج)

    یَومُ التغابُن؛ روزی که مردم در می‏یابند که در دنیا باخته‏اند (۹ تغابن)

    یَومُ لاتملک نفسٌ لنفْس شَیئاً؛ روزی که هیچ کس مالک چیزی نیست (۱۹ انفطار)

    یَومُ لایُخْزی اللَّهُ‏النَّبی والذین آمنوا معه؛ روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان را خوار نمی‏کند (۸ تحریم)

    یَومُ الجَمع؛ روزی که مردمان گرد می‏آیند (۷ شوری)

    یَوم تَری المؤمنین و المؤمنات یَسمی‏ نورهم بین اَیْدیهم؛ روزی که زنان و مردان با ایمان برای اعمال شایسته‏شان با نور خویش که در پیش آنان است، حرکت می‏کنند (۱۲ حدید)

    یَوم معلوم؛ روزی که قطعی و حتمی است (۳۸ شعرا)

    یَوم مشهود؛ روزی که جملگی در آن حاضر شوند (۱۰۳ هود)

    یَوم یُدَعّون اِلی نارِجَهنّم دَعّا؛ روزی که تکذیب کنندگان معاد با شدّت و عنف به دوزخ پرتاب می‏شوند (۱۳ طور)

    یَوم الخروج؛ روزی که از گورها بیرون می‏آیند قبر (۴۲ ق)

    یَوم یسمعون الصیحة؛ روزی که فریاد رستاخیز را می‏شنوند (۴۲ ق)

    یَوم الخلود؛ روز جاودانگی (۳۴ ق)

    یَوم الخروج؛ روز رستاخیز (۴۲ ق)

    یَوم الوعید؛ روز تهدید (۲۰ ق)

    یَوم عظیم؛ روز بسیار بزرگ (۱۵ انعام، ۱۵ یونس، ۱۳ زمر، ۳۷ مریم، ۵۹ اعراف، ۲۱ احقاف، ۱۳۵ و ۱۵۶ و ۱۸۹ شعرا)

    یَوم عقیم؛ روز بدفرجام (۵۵ حج)

    یَوم الیم؛ روز بسیار دردناک (۶۵ زخرف)

    یَوم التَنّادِ؛ روزی که مردم یکدیگر را می‏خوانند (۳۲ غافر)

    یَوم الحساب؛ روزی که به حسابها می‏رسند (۱۶ و ۲۶ ص)

    یَوم یقوم الحساب؛ روز محاسبه (۴۱ ابراهیم)

    یَوم یقوم الناس؛ روز رستاخیز مردم (۶ مطففین)

    یَوم التَّلاق؛ روز ملاقات (۱۵ غافر)

    یَوم الازفة؛ روزی که نزدیک است (۱۸ غافر)

    یَوم الحَسَرة؛ روزی که حسرت‏ها دارد (۳۹ مریم)

    یَوم یَقوم الاشهاد؛ روزی که گواهان برای گواهی بر می‏خیزند (۵۱ غافر)

    یَوم یقوم الروح و الملائکه صفا؛ روزی که روح و ملائکه به صف می‌ایستند (۳۸ نبا)

    یَوم لابیع فیه و لاخُلَّه؛ روزی که داد و ستدها و روابط سودی ندارد (۲۴۵ بقره)

    یَوْمَ تبیضُّ وجوه و تَسودّ وجوه؛ روزی که چهره‏هایی سپید و چهره‏هایی سیاه گردد (۱۰۶ آل عمران)

    یَوم تقوم الساعه؛ روزی که رستاخیز برپا شود (۱۲ و ۱۴ و۲۶ و ۵۵ روم، ۲۷ جاثیه)

    یَوم البعث؛ روز رستاخیز (۵۶ روم)

    یَوم الوقت المعلوم؛ روز و وقت معلوم (۳۸ حجر، ۸۱ ص)

    یَوما ثقیلا؛ روز گرانبار (۲۷ انسان)

    یَوم تشخص فیه الابصار؛ روز خیره شدن دیدگان (۴۲ ابراهیم)

    [ویرایش] منابع

    ۱- قرآن کریم

    ۲- لغت نامه دهخدا

    ۳- فرهنگ علوم عقلی تألیف دکترسجادی

    ۴- کشاف اصطلاحات الفنون


    ويكيپديا
    آخرین ویرایش توسط آسمان در تاریخ 2008-Jun-30 انجام شده است
    2155210 پسندیده است!

  2. 4 کاربر از آسمان برای پست مفید تشکر نموده اند:


  3. Top | #2

    • کاربر انجـــــمن
    • تاریخ عضویت
      04-Jul-2007
    • رشته تحصیلی
      ----
    • محل سکونت
      ---
    • پست‌ها
      65
    • سپاس
      27
    • 185 تشکر در 71 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      10

    پیش فرض پاسخ: مطالبي در مورد قيامت - اسمهاي قيامت در قران - كيفيت وقوع قيامت و ....

    قیامت در آیینه قرآن
    انسان و اندیشه درباره قیامت (يادداشت)

    یکی از نام‏های قیامت «یوم الحسره‏» است، یعنی روز حسرت و افسوس‏خوردن. اگر مثل معروف «چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی‏»را آویزه گوش خود کنیم یقینا در انتخاب مسیر، تامل می‏کنیم و گام‏به بی‏راهه نمی‏گذاریم. فرصت را از دست ندهیم که وقت تنگ است، ازکرده‏های ناپسند توبه کنیم که او توبه پذیر و مهربان است.







    ● نويسنده: عباس - محفوظی

    ● منبع: ماه نامه - پاسدار اسلام - 1377 - شماره 205، دی


    «لا اقسم بیوم القیامه و لا اقسم بالنفس اللوامه ایحسب الانسان الن‏نجمع عظامه‏» سوگند به روز قیامت، و سوگند به (نفس لوامه و) وجدان بیدار و ملامت‏گر (که رستاخیز حق است). آیا انسان می‏پندارد که‏هرگز استخوان‏های او را جمع نخواهیم کرد.
    مساله قیامت و معاد، مورد قبول پیروان همه ادیان است؛ حتی آنان‏که بر اساس فطرت، ماوراء الطبیعه را پذیرفته‏اند بدان معتقدند.
    پیشوایان معصوم ما علیهم السلام مسئله دنیا و آخرت و کیفر وپاداش را با تعبیرهای گوناگون بیان کرده‏اند که همه آن‏ها در واقع، تفسیر و تبیین آیات قرآنی است. آن بزرگواران در جمله‏های کوتاه،معانی بلندی را به ره‏جویان ارائه کرده‏اند تا آنان که در پی یافتن‏حقیقت‏اند بدان دست‏یابند و از وادی تباهی جان به در برند.
    بیان معصوم به گونه‏ای است که هیچ جای ابهام باقی نمی‏گذارد و بااندکی تامل انطباق آن با قرآن بر ما آشکار می‏شود.
    یکی از سخنان عمیق و پرمعنا، این فرمایش امام هادی(ع) است که‏می‏فرماید: «الدنیا سوق ربح فیها قوم و خسر فیها آخرون؛ دنیاچونان بازاری است که گروهی در آن سود می‏برند و دسته‏ای‏زیان‏کارند.» امیرمومنان(ع) می‏فرماید: «الیوم عمل و لاحساب و غداحساب و لاعمل؛امروز (دنیا) وقت عمل است و نه جای بازخواست و فردا(قیامت) روز بازخواست و حساب‏رسی است و نه جای عمل.» هنگامی که‏این دو جمله نورانی را کنار آیه «کل نفس بما کسبت رهینه‏» قراردهیم، درمی‏یابیم که هیچ تباین و اختلافی میان آن‏ها وجود ندارد، جزدر لفظ «اما» و مفهوم یکی است و آن بازگشت‏به محضر عدل الهی وحضور در عرصه قیامت‏به منظور کیفر و پاداش؛ همان چیزی که آیات‏آغازین، به آن پرداخته است.
    در جای دیگری از سخنان علی(ع) می‏خوانیم: «جان‏های‏تان ارزش‏مندندآن‏ها را به کم‏تر از بهشت نفروشید.» داد و ستدی که مورد نظر امام‏است، همان بندگی و فرمان‏برداری از خداوند و پیروی از احکام است وعملی که بر اساس رهنمودهای بزرگان و متکی به آیات قرآن باشد بهشت‏را به ارمغان می‏آورد. کسی که در این خاکدان، دامان به گناه آلوده‏نکند و فرصت نبازد همانند کشاورزی است که زمانی را به کاشت و داشت‏می‏پردازد، تا زمان برداشت فرا رسد، اعمال انسان، چونان بذری است‏که روزی ثمر می‏دهد. و این، مفهوم روایت است که: «الدنیا مزرعه‏الاخره‏».
    مخاطبان آیه «کلوا واشربوا هنیئا بما اسلفتم فی الایام الخالیه؛بخورید و بنوشید، گواراتان باد به [پاداش] آن‏چه در روزهای گذشته‏انجام دادید.» جز پاکان و کسانی که در دنیا راه صلاح پیمودند،نیستند، چرا که پرهیز از گناه چنین پاداشی دارد.
    آنان که سر به فرمان خدا و رسول نهادند و وعده‏های الهی را با یقین‏پذیرفتند شایسته چنین خطابی هستند. اما کسانی که ره‏توشه‏ای‏برنگرفته و خویش را آماده حساب‏رسی نکرده کجا سزاوار چنین‏پاداشی‏اند. آن چه که در کلام معصوم آمده و به انسان پیام داده که‏خویشتن را به کم‏تر از بهشت نفروشید، تنها در اعمال نیک تبلورمی‏یابد: خدمت‏به بی‏نوایان، یاری زیردستان و تن دادن به مشکلات وبردباری در گرفتاری‏ها از مصادیق کارهای نیک است که انسان را به‏درجه‏ای می‏رساند که در قیامت، خطاب می‏شود که:
    «سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار؛ درود بر شما به [پاداش]آن چه صبر کردید، راستی چه نیکوست فرجام آن سرای‏».
    اگر اندکی به آخرت بیندیشیم و گوش دل به سخنان رسولان هدایت‏بسپاریم، یقینا تردید نخواهیم داشت که ما نیز در آن روز باید به‏انتظار بنشینیم تا کیفر کردار و یا پاداش اعمال خود را ببینیم؛روزی که هر کس دل مشغول گرفتاری خویش است و بدون توجه به عزیزان‏خود که عمری را در کنار آنان سپری کرده و با آنان انسی داشته، درپی یافتن راه گریز است، اما افسوس که بدان دست نمی‏یابد.

    ترسیم صحنه قیامت
    قرآن کریم آن صحنه هولناک را این گونه ترسیم می‏فرماید:
    «یوم یفر المرء من اخیه و امه و ابیه و صاحبته و بنیه لکل امری‏منهم یومئذ شان یغنیه؛ روزی که آدمی از برادرش و از مادرش و پدرش‏و از همسرش و پسرانش می‏گریزد در آن روز، هر کسی از آنان را کاری‏است که او را به خود مشغول می‏دارد.» در جای دیگر به توصیف آن‏روز پرداخته و می‏فرماید: «تعرج الملائکه والروح الیه فی یوم کان‏مقداره خمسین الف سنه فاصبر صبرا جمیلا انهم یرونه بعیدا و نریه‏قریبا یوم تکون السماء کالمهل و تکون الجبال کالعهن ولایسئل‏حمیم حمیما؛ فرشتگان و روح در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است‏به سوی «او» بالا می‏روند، پس صبر کن، صبری نیکو. زیرا آنان[عذاب] را دور می‏بینند. و [ما] نزدیکش می‏بینیم. روزی که آسمان‏هاچون فلز گداخته شود. و کوه‏ها چون پشم زده گردد. و هیچ دوست صمیمی‏از دوست صمیمی [حال] نپرسد.»
    در چنین روز وانفسایی، مردم به دودسته تقسیم می‏شوند: گروهی رستگار و مشمول آیه کریمه «فی عیشه‏راضیه‏» اند
    و دسته دوم که توشه‏ای برای آن روز برنگرفته‏اند بانگ‏برآرند که: «یا لیتها کانت القاضیه؛ ای کاش آن [مرگ] کار را تمام‏می‏کرد.» و «انا انذرناکم عذابا قریبا یوم ینظر المرء ما قدمت‏یداه و یقول الکافر یا لیتنی کنت ترابا؛ ما شما را از عذابی نزدیک‏هشدار دادیم، روزی که آدمی آن چه را با دست‏خویش پیش فرستاده است‏بنگرد، و کافر گوید: کاش من خاک بودم.»
    دسته اول روزگار دنیایی‏خود را به سلامت‏سپری کردند و آن‏چه در توان داشتند در خدمت‏به خلق‏خدا به کار می‏گرفتند و امروز به دلیل سبک باری، حسابی نه چندان‏سخت پس می‏دهند و به لطف و رحمت همیشگی الهی می‏پیوندند:
    «فسوف یحاسب حسابا یسیرا و ینقلب الی اهله مسرورا؛ به زودی‏اش‏حسابی بس آسان کنند و شادمان به سوی کسانش باز گردد.»

    احوال زیان دیدگان و کافران در قیامت
    جمعیت زیان دیده در قیامت از سر زبونی و ناتوانی، از گذشته اظهارندامت می‏کنند، ولی برای آنان سودی ندارد، زیرا در فرصتی که‏می‏توانستند توشه‏ای برگیرند، به غفلت‏سپری کردند. پیام خدا و رسولان‏را ناشنیده انگاشتند اینک به یاد تباهی‏های خود، ناله‏کنان راه چاره‏می‏جویند. قرآن کریم از زبان آنان می‏گوید: «یا لیتنی اتخذت مع‏الرسول سبیلا؛ ای کاش با پیامبر خدا همراه شده و از او پیروی‏می‏کردم‏».
    اما پیش‏تر و در دار دنیا هرگاه مورد خطاب پیامبران قرارمی‏گرفتند و از مرگ و قیامت‏بیم داده به راه هدایت فراخوانده‏می‏شدند به سخریه پاسخ می‏دادند «و قالوا ان هی الا حیاتنا الدنیا وما نحن بمبعوثین؛ و گفتند: جز زندگی دنیای ما [زندگی دیگری] نیست‏و برانگیخته نخواهیم شد.» و از پذیرش حق گریزان بودند و منادیان‏حق را می‏آزردند. آنان کارهای خویش را درست و معیار عمل می‏دانستند،هادیان راه حق را به تمسخر می‏گرفتند، در زمین فساد و تباهی‏می‏کردند و می‏پنداشتند که کاری نیکو انجام می‏دهند.
    خداوند متعال در معرفی اینان که بی‏تردید از زیان‏کارترین افرادند،خطاب به رسول اکرم(ص) می‏فرماید: «قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالاالذین ضل سعیهم فی الحیوه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسبون صنعا؛بگو: آیا شما را از زیان‏کارترین مردم آگاه گردانم [آنان] کسانی‏اندکه کوشش‏شان در زندگی دنیا به هدر رفته و خود می‏پندارند که کار خوب‏انجام می‏دهند.» مخاطبان این آیه کسانی هستند که در دنیا ازارتکاب هیچ خلافی دریغ نمی‏کردند، معروف را منکر و منکر را معروف‏می‏شمردند، احکام خدا را تغییر می‏دادند و بندگی خدا را بر خود،گران می‏دیدند، اینان چون به عرصه قیامت درآیند با کوله‏باری سنگین‏از گناه در انتظار حساب‏رسی می‏ایستند، روزی که به تعبیر قرآن کریم‏معادل پنجاه هزار سال است و قرآن، آن را این گونه معرفی می‏فرماید:
    «فکیف تتقون ان کفرتم یوما یجعل الولدان شیبا؛ پس اگر کفربورزید، چگونه از روزی که کودکان را پیر می‏گرداند، پرهیز توانیدکرد.» باید به حساب‏های آنان رسیدگی شود، حساب سرکشی‏هایی که پیشه‏ساخته بودند و گوش به هیچ بشیر و نذیری نمی‏سپردند.
    این وضعیت عرصه قیامت است و حال مردم نیک کردار و بد رفتار. چون‏انسان مومن را پاداش جاودان دهند و او را به بهشت‏برند می‏گوید:
    «انی ظننت اءنی ملاق حسابیه؛من یقین داشتم که به حساب خودمی‏رسم.»
    بی‏نوا آن کس که برگ عیشی پیش نفرستاده است، قرآن کریم درتوصیف حال آنان می‏فرماید: «خذوه فغلوه ثم الجحیم صلوه ثم فی‏سلسله ذرعها سبعون ذراعا فاسلکوه، انه کان لایومن بالله العظیم، ولا یحض علی طعام المسکین؛ [گویند] بگیرید او را و در غل کشید، آن‏گاه میان آتشش اندازید. پس در زنجیری که درازی آن هفتاد گز است وی‏را در بند کشید، چرا که او به خدای بزرگ نمی‏گروید، و به اطعام‏مسکین تشویق نمی‏کرد.
    و چون به دوزخ درآیند از ایشان بپرسند: «ما سلککم فی سقر قالوالم‏نک من المصلین و لم‏نک نطعم المسکین و کنا نخوض مع الخائضین وکنا نکذب بیوم الدین حتی اتانا الیقین؛ چه چیز شما را در آتش[سقر] درآورد. گویند: از نمازگزاران نبودیم. با هرزه درایان‏هرزه‏درایی می‏کردیم و روز جزا را دروغ می‏شمردیم، تا مرگ ما دررسید.»
    و نیز از آنان می‏پرسند: «تکاد تمیز من الغیظ کلما القی‏فیها فوج ساءلهم خزنتها اءلم یاءتکم نذیر قالوا بلی قد جاءنا نذیرفکذبنا و قلنا ما نزل الله من شی‏ء ان انتم الا فی ضلال کبیر وقالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر؛ نزدیک است که‏از خشم شکافته شود هر بار که گروهی در آن افکنده شوند، نگاهبانان‏آن از ایشان پرسند: مگر شما را هشدار دهنده‏ای نیامد.
    گویند: چرا؟ هشدار دهنده‏ای به سوی ما آمد ولی تکذیب کردیم وگفتیم: خدا چیزی فرو نفرستاده است، شما جز در گمراهی بزرگ نیستید،و گویند: اگر شنیده و پذیرفته بودیم یا تعقل کرده بودیم در میان‏دوزخیان نبودیم.
    منکران رسالت و معاد و قیامت، زبان به اعتراف گشوده، اعمال خود راباز می‏گویند: آنان گناهان خود را برشمرده و می‏پذیرند که نمازنخوانده‏اند، بر یتیمان انفاق نکرده و به روز قیامت ایمان‏نیاورده‏اند.

    احوال مومنان در قیامت
    اما کسانی که در دنیا از فرمان خدا پیروی کردند با این خطاب الهی‏رو به رو می‏شوند: «ادخلوها بسلام آمنین؛ [به آنان گویند:] با سلامت‏و ایمنی در آن جا داخل شوید.» در تفسیر این آیه آمده است که:
    «سلام‏»، به معنای «ایمنی‏» و نیز سلام از سوی خداوند و فرشتگان‏است. رسیدن به این فوز عظیم برای همه میسر است.
    به شرطی که انسان در پی رسیدن به آن باشد، چون:
    نابرده رنج گنج میسر نمی‏شود
    مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
    با تفصیلی که گفته شد، عمق فرموده امام هادی(ع) را درمی‏یابیم که‏چگونه گروهی در این بازار سود بردند و دسته‏ای زیان کردند.
    دوری از منابع وحی و رهنمودهای پیشوایان معصوم(ع) باعث تباهی ومحروم شدن از معارف اسلامی می‏شود. حتی با اندکی توجه به گفته‏امامان علیهم السلام یقینا راه به جایی خواهیم برد و در غیراین صورت، به بی‏راهه فرو می‏غلتیم.
    امام سجاد(ع) در دعا و مناجات‏خویش می‏فرماید: «اءبکی لخروجی من القبر عریانا؛ بر آن زمانی‏می‏گریم که برهنه گام به عرصه محشر می‏نهم.» اندیشیدن در این دعافطرت پاک را تحت تاثیر قرار می‏دهد. سر سپردگی به شیطان و هوای‏نفس، انسان را از پذیرش این حقایق باز می‏دارد، شیطان و هوای نفسی‏که انسان را به دنیاطلبی فرا می‏خواند و این حقایق در دیدگان اوچون افسانه‏ای می‏نمایاند. همان گونه که انسان در داد و ستدهای رایج‏تلاشی می‏کند تا بهترین را برگزیند، سزاوار است که به معاد و قیامت‏خود آن چنان حساب شده بیندیشد که هرگز انگشت‏حسرت و پشیمانی به‏دندان نگیرد.
    باید قدر و بهای خویشتن را بدانیم و فقط با خدا معامله کنیم که‏معامله با شیطان زیان ابدی به همراه دارد و هرگز امکان و فرصت‏جبران آن در عرصه قیامت فراهم نمی‏شود. شیطان همیشه در کمین است وهر کسی را به شیوه‏ای می‏فریبد، برای مومن ده‏ها راه شرعی می‏گشاید تااو را در یکی از آن‏ها به گمراهی و گناه بکشاند.

    هشدار حضرت حق درباره قیامت
    ای عزیز، فرصت‏ها را مغتنم بدان که خداوند متعال می‏فرماید:
    «یوم لاینفع مال و لابنون الا من اتی الله بقلب سلیم؛ روزی که هیچ‏مال و فرزندی سود نمی‏دهد، مگر کسی که دلی پاک به سوی خدابیاورد.»
    باز می‏فرماید: «فیومئذ لاینفع الذین ظلموا معذرتهم و لاهم یستعتبون؛ و در چنین روزی [دیگر] پوزش آنان که ستم کرده‏اند سودنمی‏بخشد، و بازگشت‏به سوی حق از آنان خواسته نمی‏شود.» امروز اگراز خداوند معذرت بخواهیم یقینا مشمول الطاف او هستیم که او ما رابرای عذاب نیافریده است.
    دست از «تسویف‏» بداریم و فرصت فراهم آمده را به امید فردای‏نیامده از دست ندهیم تا مصداق آیه «و یوم یعض الظالم علی یدیه‏یقول یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا؛ و روزی است که ستم‏کار،دست‏های خود را می‏گزد و می‏گوید: ای کاش با پیامبر راهی برمی‏گرفتم.» خوب بودن کار دشواری نیست، گذشتن از باطل است و پیروی‏از حق و نگاه داشتن «حرمت‏» و «حریم‏» دیگران.
    مبادا که در قیامت دوستان خود را بخوانیم و بگوییم: «ینادونهم‏الم نکن معکم قالوا بلی ولکنکم فتنتم انفسکم و تربصتم و ارتبتم وغرتکم الامانی حتی جاء امرالله و غرکم بالله الغرور؛ [دورویان]آنان را ندا می‏دهند آیا ما با شما نبودیم، می‏گویند چرا ولی شماخودتان را در بلا افکندید و امروز و فردا کردید و آرزوها شما راغره کرد تا فرمان خدا آمد و شیطان مغرور کننده، شما را درباره خدابفریفت.» آیا با شما نبودیم و با هم زندگی نمی‏کردیم چه شد که شمارستگار شدید و ما زیان‏کار.
    یکی از نام‏های قیامت «یوم الحسره‏» است، یعنی روز حسرت و افسوس‏خوردن. اگر مثل معروف «چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی‏»را آویزه گوش خود کنیم یقینا در انتخاب مسیر، تامل می‏کنیم و گام‏به بی‏راهه نمی‏گذاریم. فرصت را از دست ندهیم که وقت تنگ است، ازکرده‏های ناپسند توبه کنیم که او توبه پذیر و مهربان است. سختی چندروزه دنیا و به نان خشکی بسنده کردن، اما به حرام نرفتن و حرام‏نخوردن و حرام نگفتن! نعمت جاودان الهی را در پی دارد. برای‏بازگشت‏به راه راست‏باید شتاب کرد که غفلت، موجب پشیمانی است امااگر توان پاسخ به حساب‏رسان الهی را، که از دانه خردل نیزنمی‏گذرند، دارید آن چه می‏خواهید بکنید. باید بیندیشم و به خودآییم تا مبادا که در محضر الهی و در دیدگان محشریان، از شرم سر به‏زیر اندازیم.
    hamiddahani پسندیده است!

  4. 4 کاربر از آسمان برای پست مفید تشکر نموده اند:


  5. Top | #3

    • کاربر انجـــــمن
    • تاریخ عضویت
      04-Jul-2007
    • رشته تحصیلی
      ----
    • محل سکونت
      ---
    • پست‌ها
      65
    • سپاس
      27
    • 185 تشکر در 71 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      10

    پیش فرض پاسخ: مطالبي در مورد قيامت - اسمهاي قيامت در قران - كيفيت وقوع قيامت و ....

    حادثه‏ای بنام نفخ صور



    منابع مقاله:
    منشور عقاید امامیه، سبحانی، جعفر؛



    صفحه: 1



    قرآن کریم از حادثه‏ای به نام «نفخ صور» گزارش می‏دهد، که در دو نوبت رخ خواهد داد:

    الف: نفخ صوری که مایه مرگ همه جانداران در آسمان و زمین می‏گردد (مگر آن کس که خدا بخواهد);

    ب - نفخ صوری که سبب احیای مردگان و حضور آنان در پیشگاه الهی می‏شود. چنانکه می‏فرماید:

    (و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض الا من شاء الله ثم نفخ فیها اخری فاذا هم قیام ینظرون) (زمر / 68): در صور دمیده می‏شود، و بر اثر آن، جز آنکه خدای بقای او را خواسته است، هر که در آسمانها و زمین است‏یکسر مدهوش مرگ می‏شوند، سپس بار دیگر صور دمیده می‏شود و ناگهان مردمان (از خواب مرگ)برخاسته و در صحنه محشر نظاره گر (سرنوشت‏خود) می‏گردند.

    قرآن کریم در خصوص حشر و نشر انسانها در روز رستاخیز می‏گوید: (یخرجون من الاجداث کانهم جراد منتشر) (قمر / 7): مردگان بسان ملخهای پراکنده از قبرها بیرون می‏آیند.




    ----------------------------

    روزی که صور دمیده می‏شود



    منابع مقاله:
    ترجمه تفسیر المیزان جلد 15، طباطبایی، سید محمد حسین؛



    صفحه: 1



    "و یوم ینفخ فی الصور ففزع من فی السموات و من فی الارض من شاء الله وکل اتوه داخرین""نفخ صور - دمیدن در بوق" کنایه است از اعلام به جمعیت انبوهی چون لشکر، مطلبی را که باید همگی عملی کنند، مثل اینکه همگی در فلان روز و فلان ساعت‏حاضرمقصود از نفخ در صور در آیه: "و یوم ینفح فی الصور ففزع من فی السموات و من فی الارض..."کدام نفخه است؟باشند و یا حرکت کنند و یا امثال این، و کلمه"فزع"بطوری که راغب گفته به معنای آن‏گرفتگی و نفرتی است که از منظره‏ای نفرت آور به انسان دست می‏دهد و فزع هم از همان‏جنس جزع است (1) و کلمه"دخور"به معنای کوچکی و خواری است.

    بعضی (2) گفته‏اند: مراد از این نفخ صور، نفخه دومی است که با آن، روح به کالبدهادمیده می‏شود، و همه برای فصل قضاء مبعوث می‏گردند، مؤید این، جمله ذیل آیه است که‏می‏فرماید: "و کل اتوه داخرین"یعنی همگی با ذلت و خواری بدانجا می‏آیند، چون مراد از"اتوه - می‏آیند آن را"حضورشان نزد خدای سبحان است و نیز مؤید دیگر آن استثنای"من‏شاء الله - هر کس را که خدا بخواهد"، از حکم فزع است، که بعد از آن جمله"و هم من فزع‏یومئذ امنون"، را در باره نیکوکاران آورده و همین خود دلالت می‏کند بر اینکه فزع مذکور همان‏فزع در نفخه دوم است.

    بعضی (3) دیگر گفته‏اند: مراد از آن، نفخه اول است که با آن همه زندگان می‏میرند، به دلیل اینکه در جای دیگر فرمود، "و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض‏الا من شاء الله ثم نفخ فیه اخری فاذا هم قیام ینظرون" (4) چون" صعقه"، در این آیه همان فزع‏در آن آیه است، که در هر دو آیه، نتیجه نفخه اولی گرفته شده و بنا بر این، مراد از جمله" کل‏اتوه داخرین"رجوعشان به سوی خدا به سبب مردن می‏باشد.

    و بعید نیست که مراد نفخ در صور، در این صورت مطلق نفخ باشد، چه آن نفخی که‏با آن می‏میرند و یا آن نفخی که با آن زنده می‏شوند، برای اینکه، نفخه هر چه باشد ازمختصات قیامت است و اینکه بعضی در فزع و بعضی در ایمنی هستند و نیز کوهها به راه‏می‏افتند، همه از خواص نفخه اول باشد و اینکه مردم با خواری نزد خدا می‏شوند، از خواص‏نفخه دوم باشد، که بنا بر این احتمال، اشکالی که چه بسا ممکن است‏بر هر دو وجه سابق‏بشود دفع می‏گردد.

    خدای تعالی از حکم فزع عمومی که شامل همه موجودات آسمانها و زمین است‏جمعی از بندگان خود را استثناء کرده و به زودی گفتاری پیرامون این استثناء خواهد آمد، آنجا که در باره جمله"و هم من فزع یومئذ امنون"بحث‏خواهیم کرد.

    و ظاهرا مراد از جمله"و کل اتوه داخرین"رجوع تمامی موجودات عاقل در آسمانها وزمین است، حتی آنهایی که از حکم فزع استثناء شده‏اند(چه آنها و چه اینها)همه نزدپروردگار متعال حاضر می‏شوند و آیه شریفه"فانهم لمحضرون الا عباد الله المخلصین" هم‏با این گفتار ما منافات ندارد و نمی‏خواهد غیر این را بگوید، چون مراد از حضور در آن، مطلق‏حضور و رجوع به خدا نیست، بلکه مراد از آن حضور در موقف حساب و سؤال است، ممکن‏است همه به سوی خدا برگردند و حتی استثناء شدگان نیز برگردند و نیز بندگان مخلص خدابرگردند، و لیکن بندگان مخلص در موطن جمع حاضر نشوند، نه اینکه بعث و رجوع نداشته‏باشند، پس آیات قیامت نص صریحند بر اینکه بعث‏شامل همه خلائق می‏شود و احدی از آن‏مستثنا نیست.

    و اگر دخور و ذلت را به اولیای خدای تعالی هم نسبت داده، منافاتی با عزت آنان نزدخدا ندارد، چون عزت و غنای بنده نزد خدا ذلت و فقر او است در نزد خودش، بله ذلت‏دشمنان خدا در قبال عزت کاذبه‏ای که برای خود قائل بودند، ذلت واقعی و خواری حقیقی‏است.

  6. 4 کاربر از آسمان برای پست مفید تشکر نموده اند:


  7. Top | #4

    • کاربر انجـــــمن
    • تاریخ عضویت
      04-Jul-2007
    • رشته تحصیلی
      ----
    • محل سکونت
      ---
    • پست‌ها
      65
    • سپاس
      27
    • 185 تشکر در 71 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      10

    پیش فرض پاسخ: مطالبي در مورد قيامت - اسمهاي قيامت در قران - كيفيت وقوع قيامت و ....

    حادثه بزرگ قیامت



    منابع مقاله:
    ، ؛



    صفحه: 1



    مرحله دوم حیات جاوید، قیامت کبری است.قیامت کبری برخلاف عالم برزخ که مربوط به فرد است و هر فردی بلافاصله وارد عالم برزخ می‏گردد، مربوط است به جمع، یعنی به همه‏افراد و همه عالم، حادثه‏ای است که همه اشیاء و همه انسانها را در بر می‏گیرد و واقعه‏ای است که برای‏کل جهان رخ می‏دهد، کل جهان وارد مرحله جدید و حیات جدید و نظام جدید می‏گردد.

    قرآن کریم که ما را از حادثه بزرگ قیامت آگاه کرده‏است ظهور این حادثه بزرگ را مقارن با خاموش شدن ستارگان، بی فروغ شدن خورشید، خشک شدن دریاها،هموار شدن ناهمواریها، متلاشی شدن کوهها و پیدایش لرزشها و غرشهای عالمگیر و دگرگونیها و انقلابات عظیم و بی‏مانند بیان‏کرده است.مطابق آنچه از قرآن کریم استفاده می‏شود تمامی عالم به سوی انهدام و خرابی می‏رود و همه چیز نابود می‏شودو بار دیگر جهان نوسازی می‏شود و تولدی دیگر می‏یابد و با قوانین و نظامات دیگر که با قوانین و نظامات فعلی‏جهان تفاوتهای اساسی دارد، ادامه می‏یابد و برای همیشه باقی می‏ماند.

    قیامت در قرآن کریم‏با نامها و عنوانهای مختلف خوانده شده است که هر کدام
    صفحه : 520

    نشان دهنده وضع مخصوص و نظام مخصوص‏حاکم بر آن است.مثلا از آن جهت که همه اولین و آخرین در یک سطح قرار می‏گیرند و ترتیب زمانی آنها از بین می‏رود،«روز حشر» یا «روز جمع‏» یا «روز تلاقی‏» خوانده شده است و از آن جهت که باطنها آشکار و حقایق بسته و پیچیده باز می‏شوند، یوم تبلی‏السرائر (1) یا «روز نشور» نامیده شده است و از آن جهت که فنا ناپذیر و جاوید است، «یوم الخلود» ،و از آن جهت که انسانهایی سخت در حسرت و ندامت فرو می‏روند و احساس غبن می‏کنند که چرا خود را برای چنین مرحله‏ای آماده‏نکرده‏اند، «یوم الحسرة‏» یا «یوم التغابن‏» ، و از آن جهت که بزرگترین خبرها و عظیم‏ترین حادثه‏هاست «نبا عظیم‏» خوانده شده است.
    رابطه و پیوستگی زندگی این جهان و زندگی آن جهان

    مطلب بسیار عمده و اساسی که کتب آسمانی، ما را بدان‏توجه داده‏اند، پیوستگی این دو زندگی است.این دو حیات از یکدیگر جدا نیست، بذر آن حیات دراین حیات به دست‏خود انسان کاشته می‏شود و سرنوشت آن حیات در این حیات به وسیله خود انسان تعیین می‏گردد.

    ایمان و اعتقاد پاک و درست و مطابق با واقع(و جهان‏بینی واقع بینانه)، خلق و خوی پاکیزه و انسانی و منزه از حسادتها، مکرها، حقد و کینه‏ها، غل و غشها، نیز اعمال صالح‏که در جهت تکامل فرد و جامعه صورت گیرد: خدمتها، اخلاصها و امثال اینها سازنده یک حیات سعادتمندانه جاوید است‏برای انسان.بر عکس، بی‏ایمانی‏ها، بی‏اعتقادی‏ها، باورهای غلط، خلق و خوی‏های پلید، خودخواهیها، خودپرستیها، خودبینیها،ظلمها، ستمها، ریاکاریها، رباخواریها، دروغ، تهمت، خیانت، غیبت، سخن چینی، فتنه انگیزی، امتناع از عبادت‏و پرستش خالق و امثال اینها موجب حیات بسیار شقاوت آلود برای انسان در جهان آخرت است.

    رسول‏خدا(صلی الله علیه و آله)در تعبیر جالب خود فرمود: الدنیا مزرعة‏الاخرة(1) دنیا کشتگاه آخرت است.هر تخم بدی یا نیکی در دنیا بکارید در آخرت برداشت‏خواهیدکرد.همان طور که محال است انسان جو بکارد و گندم برداشت کند و یا خار

    .................................................. ............ 1.طارق/9. 2.کنوز الحقایق، باب دال.
    صفحه : 521

    بکارد و گل بچیند، حنظل بکارد و درخت‏خرماسبز شود، محال است که انسان در دنیا اندیشه بد، خلق و خوی بد، عمل و کردار بد داشته باشد و در آخرت سود بگیرد.
    تجسم و جاودانگی اعمال و مکتسبات انسان

    از قرآن کریم و اخبار و روایات پیشوایان دینی چنین استنباط می‏شودکه نه تنها انسان باقی است و جاوید می‏ماند، اعمال و آثار انسان نیز به نحوی ضبط و نگهداری می‏شود و ازبین نمی‏رود و انسان در نشئه قیامت تمام اعمال و آثار گذشته خود را «مصور» و «مجسم‏» می‏بیند و مشاهده می‏کند.اعمال‏و آثار خوب با صورتهای بسیار زیبا و جالب و لذت بخش تجسم می‏یابند و به صورت کانون لذت و بهجت در می‏آیند،و اما آثار بد انسان با صورتهای بسیار زشت و وحشت‏زا و مهیب و موذی تجسم می‏یابند و به صورت کانون درد و رنج و عذاب در می‏آیند (1).

    در اینجا به ذکر سه آیه از قرآن‏مجید و دو حدیث از رسول اکرم(ص)اکتفا می‏کنیم.اما آیات: 1.یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضرا وما عملت من سوء، تود لو ان بینها و بینه امدا بعیدا (2).

    روزی که انسان هر کار نیک خویش را حاضر شده‏می‏بیند و همچنین هر کار بد خود را، و دوست می‏دارد که ای کاش میان او و کار بدش فاصله زیادی می‏بود.

    این آیه صراحت دارد که انسان عین این کارهای نیک خویش‏را به صورت مطلوب و محبوب می‏بیند و عین کارهای بد خویش را مصور شده به صورتهایی می‏بیند که‏سخت از آنها نفرت و وحشت پیدا می‏کند و دوست می‏دارد از آنها فرار کند یا آنها را ازاو دور کنند اما آنجا جای فرار و یا جدا کردن عمل انسان از انسان نیست،

    .................................................. ............ 1.راجع به اینکه نعیم و جحیم اخروی‏چیزی جز صور ملکوتی اعمال نیست رجوع شود به کتاب عدل الهی، بحث معاد. 2.آل عمران/30.
    صفحه : 522

    صورت تجسم یافته حاضر شده عمل انسان در آن‏جهان به منزله جزئی از وجود انسان است و جدا شدنی نیست.

    2.و وجدوا ما عملوا حاضرا (1).

    هرعملی که در دنیا انجام داده‏اند در آنجا حاضر می‏بینند.

    مفاد این آیه عینا مفاد آیه پیشین است.

    3.یومئذ یصدر الناس‏اشتاتا لیروا اعمالهم.فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره.

    و من یعمل مثقال ذرة شرا یره (2).

    دراین روز مردم بیرون می‏آیند برای آنکه(در نمایشگاه عمل)اعمالشان‏به آنها ارائه شود.پس هر کس به وزن یک ذره کار خیر انجام دهد آن را در قیامت می‏بیندو هر کس که به وزن یک ذره کار بد انجام دهد نیز آن را در آنجا می‏بیند.

    انسان باقی و جاوید است.اعمال و آثار انسان نیز باقی و مضبوط‏و جاوید است و انسان در جهان دیگر با اعمال و اخلاق و مکتسبات خود در این دنیا زندگی می‏کند.

    این مکتسبات و اعمال، سرمایه‏های خوب و یا بدو مصاحبان نیک یا زشت همیشگی انسان در جهان جاوید است.

    اما حدیثها: 1.گروهی از مسلمانان از راه دور به حضوررسول خدا مشرف شده بودند، ضمن سخنان خود از ایشان تقاضای یک سلسله اندرز کردند.رسول اکرم چند جمله فرمود که یکی از آنها این است: «از هم اکنون رفیقان و مصاحبان و معاشران‏خوبی برای خود در جهان دیگر انتخاب کنید که در آن جهان، همراه و مصاحب زنده هر کس همانا اعمال و رفتارهای تجسم یافته خود اوست.»(3)

    .................................................. ............ 1.کهف/49. 2.زلزال/6 - 8. 3.[در نسخه دستنویس استاد شهید که برای چاپ‏داده بودند، در اینجا تذکر داده شد که گویا حدیث‏یا حدیثهای دیگری که مورد نظر بوده فراموش‏شده و در ذیل عنوان «حدیثها» فقط یک حدیث آمده است.استاد این تذکر را بجا دانستند و بقیه مطلب را به پشت‏صفحه(نسخه خطی)ارجاع دادند، ولی افسوس که منافقان تحمل وجود او را نداشتند.]
    صفحه : 523

    انسان مؤمن به حیات جاویدان، همواره کمال دقت را در اندیشه‏هاو خلق و خوی‏ها و اعمال و رفتار خویش به کار می‏برد، زیرا می‏داند که به اینها به چشم یک سلسله امور زودگذرنباید نگاه کرد، اینها همه پیش فرستاده‏های انسان به دنیای دیگر است و در دنیای دیگر با این سرمایه‏ها باید زندگی کند.
    وجوه مشترک‏و وجوه متفاوت زندگی این جهان و زندگی آن جهان

    وجوه مشترک زندگی دنیا و زندگی آخرت این است‏که هر دو زندگی، حقیقی و واقعی است، در هر دو زندگی انسان به خود و آنچه به خود تعلق دارد آگاه است، در هر دوزندگی لذت و رنج، سرور و اندوه، سعادت و شقاوت هست.غرایز انسان، اعم از غرایز حیوانی و غرایز ویژه انسان، در هر دو زندگی حکمفرماست.درهر دو زندگی، انسان با بدن و اندام کامل و اعضاء و جوارح زندگی می‏کند،در هر دو زندگی فضا و اجرام هست.اما تفاوتهای اساسی هم در کار است: در اینجا توالد و تناسل و کودکی و جوانی وپیری و سپس مرگ هست و در آنجا نیست.در اینجا باید کار کرد و تخم پاشید و زمینه مساعد فراهم کرد و در آنجا باید از تخمهای‏کاشته شده و زمینه‏های مساعد شده در دنیا بهره برداری کرد.اینجا جای کار و عمل است و آنجا جای نتیجه‏گیری‏و حساب پس دادن.در اینجا امکان تغییر سرنوشت از طرف خود انسان به وسیله تغییر مسیر حرکت و جهت عمل هست و درآنجا نیست.در اینجا حیات آمیخته است با موت، هر حیاتی توام است با ماده‏ای که فاقد حیات است و بعلاوه از مرده زنده بیرون می‏آیدو از زنده مرده، چنانکه ماده بی‏جان در شرایط خاص تبدیل به جاندار می‏شود و جاندار تبدیل به بی‏جان، ولی درآنجا حیات محض حکمفرماست، ماده و جسم آن جهان نیز جاندار است، زمین و آسمانش جاندار است، باغ و میوه‏اش مثل اعمال‏و آثار تجسم یافته انسان جاندار است، آتش و عذابش نیز شاعر و آگاه است. در اینجا اسباب و علل و شرایط خاص
    صفحه : 524

    زمانی حکمفرماست، حرکت و تکامل وجود دارد، در آنجا فقط ملکوت‏الهی و اراده الهی ظهور دارد.شعور و آگاهی و به طور مطلق دید و شنید و درک انسان در آن جهان بسی‏شبیه‏تر و نیرومندتر است، و به عبارت دیگر، پرده‏ها و حجابها در آن جهان از جلو انسان برداشته شده و انسان‏با بینشی دورنگر حقایق را درک می‏کند چنانکه قرآن کریم می‏فرماید: فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید (1).

    ما پرده را اکنون از تو بر گرفتیم پس دیده‏ات تیز است.

    در اینجا خستگی و دلزدگی و ملال خصوصااز یکنواختی است و انسان حالت گم کرده‏ای را دارد که در پی گمشده خویش است و به هر چیزی که می‏رسد می‏پندارد آن‏را یافته است و به او دل خوش می‏کند اما پس از چندی احساس می‏کند که «او» نیست، خسته و دلزده می‏گردد و به دنبال چیز دیگرمی‏رود.این است که در دنیا انسان همیشه طالب چیزی است که ندارد و دلزده از چیزی است که دارد، اما در جهان‏آخرت به حکم آنکه به آنچه در اعماق فطرت و شعور شخصی خود دلبستگی داشته و گمشده واقعی او بوده است‏یعنی‏حیات جاوید در جوار رب العالمین رسیده است به هیچ وجه خستگی و ملال و دلزدگی برایش پیدانمی‏شود.قرآن کریم به همین نکته اشاره می‏کند آنجا که می‏گوید: لا یبعون عنها حولا (2).

    (برخلاف‏دنیا)در آنجا انسانها طالب دگرگونی و وضع جدید نیستند.

    این است که اهل بهشت با آنکه‏الی الابد در بهشت بسر می‏برند هرگز دلزده و سیر نمی‏گردند.

    و به علاوه نظر به اینکه در آنجا هر چه بخواهند به اراده الهی‏بر ایشان پیدا می‏شود آرزوی آنچه ندارند آزارشان نمی‏دهد.

    .................................................. ............ 1.ق/22. 2.کهف/108.


    منبع :
    سايت حوزه

  8. 4 کاربر از آسمان برای پست مفید تشکر نموده اند:


  9. Top | #5

    • کاربر انجـــــمن
    • تاریخ عضویت
      04-Jul-2007
    • رشته تحصیلی
      ----
    • محل سکونت
      ---
    • پست‌ها
      65
    • سپاس
      27
    • 185 تشکر در 71 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      10

    پیش فرض پاسخ: مطالبي در مورد قيامت - اسمهاي قيامت در قران - كيفيت وقوع قيامت و ....

    حادثه بزرگ قیامت



    منابع مقاله:
    ، ؛



    صفحه: 1



    مرحله دوم حیات جاوید، قیامت کبری است.قیامت کبری برخلاف عالم برزخ که مربوط به فرد است و هر فردی بلافاصله وارد عالم برزخ می‏گردد، مربوط است به جمع، یعنی به همه‏افراد و همه عالم، حادثه‏ای است که همه اشیاء و همه انسانها را در بر می‏گیرد و واقعه‏ای است که برای‏کل جهان رخ می‏دهد، کل جهان وارد مرحله جدید و حیات جدید و نظام جدید می‏گردد.

    قرآن کریم که ما را از حادثه بزرگ قیامت آگاه کرده‏است ظهور این حادثه بزرگ را مقارن با خاموش شدن ستارگان، بی فروغ شدن خورشید، خشک شدن دریاها،هموار شدن ناهمواریها، متلاشی شدن کوهها و پیدایش لرزشها و غرشهای عالمگیر و دگرگونیها و انقلابات عظیم و بی‏مانند بیان‏کرده است.مطابق آنچه از قرآن کریم استفاده می‏شود تمامی عالم به سوی انهدام و خرابی می‏رود و همه چیز نابود می‏شودو بار دیگر جهان نوسازی می‏شود و تولدی دیگر می‏یابد و با قوانین و نظامات دیگر که با قوانین و نظامات فعلی‏جهان تفاوتهای اساسی دارد، ادامه می‏یابد و برای همیشه باقی می‏ماند.

    قیامت در قرآن کریم‏با نامها و عنوانهای مختلف خوانده شده است که هر کدام
    صفحه : 520

    نشان دهنده وضع مخصوص و نظام مخصوص‏حاکم بر آن است.مثلا از آن جهت که همه اولین و آخرین در یک سطح قرار می‏گیرند و ترتیب زمانی آنها از بین می‏رود،«روز حشر» یا «روز جمع‏» یا «روز تلاقی‏» خوانده شده است و از آن جهت که باطنها آشکار و حقایق بسته و پیچیده باز می‏شوند، یوم تبلی‏السرائر (1) یا «روز نشور» نامیده شده است و از آن جهت که فنا ناپذیر و جاوید است، «یوم الخلود» ،و از آن جهت که انسانهایی سخت در حسرت و ندامت فرو می‏روند و احساس غبن می‏کنند که چرا خود را برای چنین مرحله‏ای آماده‏نکرده‏اند، «یوم الحسرة‏» یا «یوم التغابن‏» ، و از آن جهت که بزرگترین خبرها و عظیم‏ترین حادثه‏هاست «نبا عظیم‏» خوانده شده است.
    رابطه و پیوستگی زندگی این جهان و زندگی آن جهان

    مطلب بسیار عمده و اساسی که کتب آسمانی، ما را بدان‏توجه داده‏اند، پیوستگی این دو زندگی است.این دو حیات از یکدیگر جدا نیست، بذر آن حیات دراین حیات به دست‏خود انسان کاشته می‏شود و سرنوشت آن حیات در این حیات به وسیله خود انسان تعیین می‏گردد.

    ایمان و اعتقاد پاک و درست و مطابق با واقع(و جهان‏بینی واقع بینانه)، خلق و خوی پاکیزه و انسانی و منزه از حسادتها، مکرها، حقد و کینه‏ها، غل و غشها، نیز اعمال صالح‏که در جهت تکامل فرد و جامعه صورت گیرد: خدمتها، اخلاصها و امثال اینها سازنده یک حیات سعادتمندانه جاوید است‏برای انسان.بر عکس، بی‏ایمانی‏ها، بی‏اعتقادی‏ها، باورهای غلط، خلق و خوی‏های پلید، خودخواهیها، خودپرستیها، خودبینیها،ظلمها، ستمها، ریاکاریها، رباخواریها، دروغ، تهمت، خیانت، غیبت، سخن چینی، فتنه انگیزی، امتناع از عبادت‏و پرستش خالق و امثال اینها موجب حیات بسیار شقاوت آلود برای انسان در جهان آخرت است.

    رسول‏خدا(صلی الله علیه و آله)در تعبیر جالب خود فرمود: الدنیا مزرعة‏الاخرة(1) دنیا کشتگاه آخرت است.هر تخم بدی یا نیکی در دنیا بکارید در آخرت برداشت‏خواهیدکرد.همان طور که محال است انسان جو بکارد و گندم برداشت کند و یا خار

    .................................................. ............ 1.طارق/9. 2.کنوز الحقایق، باب دال.
    صفحه : 521

    بکارد و گل بچیند، حنظل بکارد و درخت‏خرماسبز شود، محال است که انسان در دنیا اندیشه بد، خلق و خوی بد، عمل و کردار بد داشته باشد و در آخرت سود بگیرد.
    تجسم و جاودانگی اعمال و مکتسبات انسان

    از قرآن کریم و اخبار و روایات پیشوایان دینی چنین استنباط می‏شودکه نه تنها انسان باقی است و جاوید می‏ماند، اعمال و آثار انسان نیز به نحوی ضبط و نگهداری می‏شود و ازبین نمی‏رود و انسان در نشئه قیامت تمام اعمال و آثار گذشته خود را «مصور» و «مجسم‏» می‏بیند و مشاهده می‏کند.اعمال‏و آثار خوب با صورتهای بسیار زیبا و جالب و لذت بخش تجسم می‏یابند و به صورت کانون لذت و بهجت در می‏آیند،و اما آثار بد انسان با صورتهای بسیار زشت و وحشت‏زا و مهیب و موذی تجسم می‏یابند و به صورت کانون درد و رنج و عذاب در می‏آیند (1).

    در اینجا به ذکر سه آیه از قرآن‏مجید و دو حدیث از رسول اکرم(ص)اکتفا می‏کنیم.اما آیات: 1.یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضرا وما عملت من سوء، تود لو ان بینها و بینه امدا بعیدا (2).

    روزی که انسان هر کار نیک خویش را حاضر شده‏می‏بیند و همچنین هر کار بد خود را، و دوست می‏دارد که ای کاش میان او و کار بدش فاصله زیادی می‏بود.

    این آیه صراحت دارد که انسان عین این کارهای نیک خویش‏را به صورت مطلوب و محبوب می‏بیند و عین کارهای بد خویش را مصور شده به صورتهایی می‏بیند که‏سخت از آنها نفرت و وحشت پیدا می‏کند و دوست می‏دارد از آنها فرار کند یا آنها را ازاو دور کنند اما آنجا جای فرار و یا جدا کردن عمل انسان از انسان نیست،

    .................................................. ............ 1.راجع به اینکه نعیم و جحیم اخروی‏چیزی جز صور ملکوتی اعمال نیست رجوع شود به کتاب عدل الهی، بحث معاد. 2.آل عمران/30.
    صفحه : 522

    صورت تجسم یافته حاضر شده عمل انسان در آن‏جهان به منزله جزئی از وجود انسان است و جدا شدنی نیست.

    2.و وجدوا ما عملوا حاضرا (1).

    هرعملی که در دنیا انجام داده‏اند در آنجا حاضر می‏بینند.

    مفاد این آیه عینا مفاد آیه پیشین است.

    3.یومئذ یصدر الناس‏اشتاتا لیروا اعمالهم.فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره.

    و من یعمل مثقال ذرة شرا یره (2).

    دراین روز مردم بیرون می‏آیند برای آنکه(در نمایشگاه عمل)اعمالشان‏به آنها ارائه شود.پس هر کس به وزن یک ذره کار خیر انجام دهد آن را در قیامت می‏بیندو هر کس که به وزن یک ذره کار بد انجام دهد نیز آن را در آنجا می‏بیند.

    انسان باقی و جاوید است.اعمال و آثار انسان نیز باقی و مضبوط‏و جاوید است و انسان در جهان دیگر با اعمال و اخلاق و مکتسبات خود در این دنیا زندگی می‏کند.

    این مکتسبات و اعمال، سرمایه‏های خوب و یا بدو مصاحبان نیک یا زشت همیشگی انسان در جهان جاوید است.

    اما حدیثها: 1.گروهی از مسلمانان از راه دور به حضوررسول خدا مشرف شده بودند، ضمن سخنان خود از ایشان تقاضای یک سلسله اندرز کردند.رسول اکرم چند جمله فرمود که یکی از آنها این است: «از هم اکنون رفیقان و مصاحبان و معاشران‏خوبی برای خود در جهان دیگر انتخاب کنید که در آن جهان، همراه و مصاحب زنده هر کس همانا اعمال و رفتارهای تجسم یافته خود اوست.»(3)

    .................................................. ............ 1.کهف/49. 2.زلزال/6 - 8. 3.[در نسخه دستنویس استاد شهید که برای چاپ‏داده بودند، در اینجا تذکر داده شد که گویا حدیث‏یا حدیثهای دیگری که مورد نظر بوده فراموش‏شده و در ذیل عنوان «حدیثها» فقط یک حدیث آمده است.استاد این تذکر را بجا دانستند و بقیه مطلب را به پشت‏صفحه(نسخه خطی)ارجاع دادند، ولی افسوس که منافقان تحمل وجود او را نداشتند.]
    صفحه : 523

    انسان مؤمن به حیات جاویدان، همواره کمال دقت را در اندیشه‏هاو خلق و خوی‏ها و اعمال و رفتار خویش به کار می‏برد، زیرا می‏داند که به اینها به چشم یک سلسله امور زودگذرنباید نگاه کرد، اینها همه پیش فرستاده‏های انسان به دنیای دیگر است و در دنیای دیگر با این سرمایه‏ها باید زندگی کند.
    وجوه مشترک‏و وجوه متفاوت زندگی این جهان و زندگی آن جهان

    وجوه مشترک زندگی دنیا و زندگی آخرت این است‏که هر دو زندگی، حقیقی و واقعی است، در هر دو زندگی انسان به خود و آنچه به خود تعلق دارد آگاه است، در هر دوزندگی لذت و رنج، سرور و اندوه، سعادت و شقاوت هست.غرایز انسان، اعم از غرایز حیوانی و غرایز ویژه انسان، در هر دو زندگی حکمفرماست.درهر دو زندگی، انسان با بدن و اندام کامل و اعضاء و جوارح زندگی می‏کند،در هر دو زندگی فضا و اجرام هست.اما تفاوتهای اساسی هم در کار است: در اینجا توالد و تناسل و کودکی و جوانی وپیری و سپس مرگ هست و در آنجا نیست.در اینجا باید کار کرد و تخم پاشید و زمینه مساعد فراهم کرد و در آنجا باید از تخمهای‏کاشته شده و زمینه‏های مساعد شده در دنیا بهره برداری کرد.اینجا جای کار و عمل است و آنجا جای نتیجه‏گیری‏و حساب پس دادن.در اینجا امکان تغییر سرنوشت از طرف خود انسان به وسیله تغییر مسیر حرکت و جهت عمل هست و درآنجا نیست.در اینجا حیات آمیخته است با موت، هر حیاتی توام است با ماده‏ای که فاقد حیات است و بعلاوه از مرده زنده بیرون می‏آیدو از زنده مرده، چنانکه ماده بی‏جان در شرایط خاص تبدیل به جاندار می‏شود و جاندار تبدیل به بی‏جان، ولی درآنجا حیات محض حکمفرماست، ماده و جسم آن جهان نیز جاندار است، زمین و آسمانش جاندار است، باغ و میوه‏اش مثل اعمال‏و آثار تجسم یافته انسان جاندار است، آتش و عذابش نیز شاعر و آگاه است. در اینجا اسباب و علل و شرایط خاص
    صفحه : 524

    زمانی حکمفرماست، حرکت و تکامل وجود دارد، در آنجا فقط ملکوت‏الهی و اراده الهی ظهور دارد.شعور و آگاهی و به طور مطلق دید و شنید و درک انسان در آن جهان بسی‏شبیه‏تر و نیرومندتر است، و به عبارت دیگر، پرده‏ها و حجابها در آن جهان از جلو انسان برداشته شده و انسان‏با بینشی دورنگر حقایق را درک می‏کند چنانکه قرآن کریم می‏فرماید: فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید (1).

    ما پرده را اکنون از تو بر گرفتیم پس دیده‏ات تیز است.

    در اینجا خستگی و دلزدگی و ملال خصوصااز یکنواختی است و انسان حالت گم کرده‏ای را دارد که در پی گمشده خویش است و به هر چیزی که می‏رسد می‏پندارد آن‏را یافته است و به او دل خوش می‏کند اما پس از چندی احساس می‏کند که «او» نیست، خسته و دلزده می‏گردد و به دنبال چیز دیگرمی‏رود.این است که در دنیا انسان همیشه طالب چیزی است که ندارد و دلزده از چیزی است که دارد، اما در جهان‏آخرت به حکم آنکه به آنچه در اعماق فطرت و شعور شخصی خود دلبستگی داشته و گمشده واقعی او بوده است‏یعنی‏حیات جاوید در جوار رب العالمین رسیده است به هیچ وجه خستگی و ملال و دلزدگی برایش پیدانمی‏شود.قرآن کریم به همین نکته اشاره می‏کند آنجا که می‏گوید: لا یبعون عنها حولا (2).

    (برخلاف‏دنیا)در آنجا انسانها طالب دگرگونی و وضع جدید نیستند.

    این است که اهل بهشت با آنکه‏الی الابد در بهشت بسر می‏برند هرگز دلزده و سیر نمی‏گردند.

    و به علاوه نظر به اینکه در آنجا هر چه بخواهند به اراده الهی‏بر ایشان پیدا می‏شود آرزوی آنچه ندارند آزارشان نمی‏دهد.

    .................................................. ............ 1.ق/22. 2.کهف/108.


    منبع :
    سايت حوزه

  10. 4 کاربر از آسمان برای پست مفید تشکر نموده اند:


اطلاعات تاپیک

کاربران حاضر در این تاپیک

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک هستند. (0 عضو و 1 مهمان)

برچسب ‌ها

این مطلب را به اشتراک بگذارید

قوانین ارسال

  • شما نمی‌توانید تاپیک جدید ارسال کنید.
  • شما قادر به ارسال پاسخ نیستید .
  • شما نمی‌توانید فایل ارسال کنید.
  • شما نمی‌توانید پست ‌های خود را ویرایش کنید.
  •  
دانشجو در شبکه های اجتماعی
افتخارات دانشجو
لینک ها
   
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
به دانشجو امتیاز دهید:

آپلود مستقیم عکس در آپلودسنتر عکس دانشجو

توجه داشته باشید که عکس ها فقط در سایت دانشجو قابل نمایش می باشند.

Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.1