پایه عکاسی مونوپاد
مدرسان شریف ۹۳
سایت علمی دانشجویان ایران
دانـلـود مقـالات آی اس آی 
از تـمامـی پـایـگـاه های آنـلایــن، بـه سـادگـی!
پژوهش (توسعه) هنر ایران
در حال نمایش 1 تا 6 از مجموع 6

تاپیک: خلاصه ی کتاب « زندگی پس از مرگ»

  1. Top | #1

    • یـار آشــــــــــــــــنـا
    • تاریخ عضویت
      23-Dec-2006
    • رشته تحصیلی
      فيزيك
    • پست‌ها
      155
    • سپاس
      218
    • 445 تشکر در 135 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      13

    پیش فرض خلاصه ی کتاب « زندگی پس از مرگ»

    سلام
    کتاب « زندگی پس از مرگ» نوشته ی جی.پی.واسوانی و ترجمه ی خانم فریبا مقدم، که سعی میکنم خلاصه ی مفیدی از این کتابو براتون انتخاب کنم وبنویسم.
    کتاب خیلی خوبی هستش ( کسانی که این کتابو خوندند حتماً حرفمو تأ یید میکنن)
    این کتاب 4 فصل اصلی دارد: 1) مرگ وجود ندارد 2) در آن سوی مرگ 3) بهشت ودوزخ 4) پرسش وپاسخ - که در پایان هر فصل بخشی به نام« سه پیشنهاد» آمده است.

    1) مرگ وجود ندارد

    مقدمه :*مرگ مانند غروب خورشید است . وقتی که خورشید در اینجا غروب میکند ، در جایی دیگر طلوع میکند . در واقع خورشید هیچ گاه غروب نمی کند . به همین ترتیب مرگ هم فقط یک توهم ظاهریست . آنچه در این دنیا به عنوان مرگ تلقی میشود ، در دنیایی دیگر تولد است زیرا زندگی نهایتی ندارد *

    همه ی ما اکنون بیش از یک کالبد داریم . برای درک این موضوع تصور کنید کسی یک پیراهن به تن میکند، روی آن یک کت ودر زمستان هم پالتویی روی آنها میپوشد .
    در مرگ انگار انسان پالتو یا همان کالبد مادی یا بدن زخمتش را در می آورد و در کالبد اختری (بدن غیر مادی) قرار می گیرد . او همان خواهد بود فقط مانند آن است که پالتوش را در آورده . انسان نمی میرد بلکه فقط جسم مادی خود را ترک می کند .
    می توان گفت که جسم مادی مرده است نه خود فرد . انسان نمی میرد ، نمی تواند بمیرد.
    نویسنده گفته است: هر گاه به جایی میروم که کسی در گذشته است ، نخستین چیزی که به آنها می گویم این است: «گریه نکنید ، اشک نریزید ، برای عزیز رفته غصه نخورید، زیرااو نمرده است . او زنده است و درحیاتی بی مرگ به زندگی ادامه می دهد .
    وقتی شیون و زاری کنید ، در واقع به عزیز رفته آسیب می زنید . هر چه بیشتر شیون و زاری کنیم، بیشتر آنها را زندانی می کنیم و این موجب تأ خیر آنها در پیشروی به آن سو میشود.
    نباید به آنها بچسبیم ، بلکه باید رهایشان کنیم تا در سفر خود به سوی خدا پیش روند . باید در دعاهایمان آنها را یاد کنیم و خدمتی کوچک به نام آنها برای دیگران انجام دهیم. این کار آنها را در سفرشان متبرک می گرداند »
    بیکن گفته است:« مردم از مرگ می ترسند ، درست همان گونه که بچه ها از تاریکی!» ما در واقع از نا شناخته ها می ترسیم ، زیرا نمی دانیم که در لحظه ی مرگ چه اتفاقی می افتد .
    ما نمی دانیم وقتی که مرگ با دستان سرد خود به سراغمان می آید ، چه حالی پیدا خواهیم کرد. برای همین همیشه فرشته ی مر گ را به شکل منحوس و شیطانی تجسم کرده ایم .
    همه ی ما با بلیت برگشت به این دنیا آمده ایم . تاریخ برگشت ما روی بلیت نوشته شده است ، اما ما قادر به خواندن آن نیستیم .
    در لحظه ی مرگ تنها نیستیم ، عزیزانی که پیش از ما در گذشته اند به سراغمان می آیند تا ما را در سفر به آن دنیا راهنمایی کنند .

    سه پیشنهاد:
    الف) حلقه ای از عشق و ارادت نسبت به یکی از قدیسان خدا ایجاد کنیم و هر روز این پیوند را قوی تر نماییم . به درگاه او دعا کنیم و در لحظات سکوت با عشق وصمیمانه با او گفتگو کنیم . این حلقه را رشد دهیم تا زما نی که احساس کنیم هر جا هستیم ، از آن وجود مقدس دور نیستیم بلکه سایه ای از حضور همیشه نورانی او می باشیم و در هنگام مرگ او کنار ما خواهد بود .

    ب) وقتی که چنین حلقه ی عشق وارادتی با خدا ایجاد کنیم باید تشخیص دهیم در هر آنچه روی می دهد رحمت خدا نهفته است . در مشیت الهی هیچ چیز اتفاق نمی افتد مگر برای خیر ما وهیچ چیز دیرتر یا زودتر از موعد برا ما روی نمی دهد .
    می خواهم در دامن خدا پناه جویم و همه مشکلاتم را به او تسلیم کنم و بدانم که راه حل همه مشکلاتم نزد خدا نهفته است .
    پس چیزی را دوست بداریم که خدا برای ما می خواهد .

    ج) هر اندازه از نفس عاری شویم ، به همان اندازه قلبمان گشود میشود .
    بنابراین دور از خودخواهی ها زندگی کنیم و برای دیگران همچون برکت باشیم .
    بهترین هایمان را به نام خدا به دیگران بدهیم ، تلاش نماییم که بار دیگران را سبک گردانیم .
    خدايا مرا آنچنان قرار ده كه از تو بيمناك باشم، طوری كه گويا تو را می بينم.

    ترنسیس
  2. 4 کاربر از Ghazaleh برای پست مفید تشکر نموده اند:


  3. Top | #2

    • یـار آشــــــــــــــــنـا
    • تاریخ عضویت
      23-Dec-2006
    • رشته تحصیلی
      فيزيك
    • پست‌ها
      155
    • سپاس
      218
    • 445 تشکر در 135 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      13

    پیش فرض پاسخ: خلاصه ی کتاب « زندگی پس از مرگ»

    2) در آن سوی مرگ

    مقدمه : *عالم اختری ، دنیایی وسیع است . هر کس به تناسب شعور خود در عالم اختری در طبقه ای خاص قرار میگیرد .
    افراد خود خواه ، خشن ، بی رحم و بد خواه ، بعد از مرگ به طبقات پست تر و فشرده تر عالم اختری می روند که موجوداتی نظیر خود شان با همان خواسته ها و امیال در آنجا ساکن هستند .
    کسی که در زمین با عشق وشفقت زندگی کرده است ، بعد از مرگ به طبقات زیبا و درخشان عالم اختری می رود *

    زمانی که در زمین هستیم باید بار جسم فیزیکی خود را به دوش بکشیم ، باید با محدودیت هایی که توسط جسم فیزیکی بر ما تحمیل شده است زندگی کنیم. وقتی جسم فیزیکی را ترک میگوییم احساس سبکی ، سرور و رهایی می کنیم و قادر خواهیم بود با سرعتی فوق العاده حرکت کنیم .
    هنگامی که می میریم ( دور از جونتون :arrow:) ، وقتی که جسم را ترک می کنیم با یک موجود نورانی مواجه می شویم که ممکن است بنا به زمینه های دینی و اعتقادی فرد ، شری کریشنا ، عیسی مسیح(ع) ، موسی(ع) ، حضرت محمد(ص) ، حضرت زرتشت... یا سایر قدیسان و مردان خدا باشد .
    سپس کوچک ترین کارهایی که از زمان تولد تا هنگام مرگ انجام داده ایم ، به صورت تصویری کلی نمایش داده می شود .
    هر کاری که در خلوت یا جمع ، در روشنی یا تاریکی ، در برابر چشمان مردم یا پنهان از آها انجام داده ایم ، مانند فیلم در برابر ما نمایش داده میشود .
    ممکن است که کارهای بسیاری در خفا انجام داده باشیم که هیچ کس از آنها مطلع نباشد ، اما وقتی که این کارها را می بینیم از حس پشیمانی و ندامت لبریز می شویم.
    آن موجود نورانی کنارمان ایستاده است و این صحنه ها را می بیند . چطور ممکن است که به بودا ، عیسی مسیح(ع) و حضرت محمد(ص) عشق بورزیم و کارهایی راانجام داده باشیم که تصوّر میکردیم کسی آنها رانمی بیند؟
    در آن لحظه تشخیص می دهیم که زندگی ، هدیه ی خدا برای هدفی خاص بوده و افسوس که وسوسه ها ، خواسته ها واحساسات شوریده، مارا گرفتار کرده است واین هدف را از خاطر برده ایم و به دنبال سایه ها رفته ایم .
    زندگی به نخی وابسته است و بسیار نامطمئن می باشد . هیچ وقت نمی دانیم که مرگ چه زمانی ما را احضار می کند پس به هیچ چیز وابسته نباشیم .
    هر چیز را همان طور که پیش می آید ، بپذیریم و پیوسته به خدا فکر کنیم . بگذارید که فکر خدا در زمینه ی آگاهی شما در همه ی اوقات جاری باشد .

    سه پیشنهاد:
    الف) بیایید دعا کنیم ، مراقبه کنیم ، و مدتی را در سکوت بگذرانیم و در سکوت هر روز نام خدا را بخوانیم .
    به دنبال همنشینی با معاشران نیک و خردمند و مقدس باشیم .

    ب) به خود یاد آوری کنیم که در این زمین عابر یا مسافری هستیم که اجازه نداریم چیزی از این دنیا با خود ببریم . پس چرا تلاش کنیم تا ثروت های بیکران بیندوزیم؟
    هر آنچه در اختیار داریم برای آن به ما داده شده است تا از آن به عنوان امانت استفاده کنیم .
    هیچ چیز به طور مطلق متعلق به ما نیست ، بلکه همه چیز از آن خداست حتی خود ما هم به خدا تعلق داریم .

    ج) خویشتن داری را در پیش گیریم( مواظبت از خود – تقوا ) به نظم عادت کنیم . این امیال وخواسته ها هستد که انسان را سرگردان میکند .
    خواسته دشمن شماره یک انسان است . سه نوع خواسته هست که باید در برابر آن ها از خود محافظت کنیم:
    1- میل به مادیات 2- میل به قدرت 3- میل به ارضای خود و لذایذ حسی ( این میل انسان را سر گردان کرده و اورا در ظلمت فرو میبرد )
    پس کنترل وتسلط بر نفس را بیاموزیم و به نظم دادن خود عادت کنیم .

    از تمامی آرزوها و خواسته های نامقدس و ناپاک دوری کنیم ، سپس در هـمه ی اوفات شجاع باشیم ومراقب.
    هر زمان که میلی ما را آشفته میکند به درون خود باز گردیم ، به خود حقیقی مان که هیچ آرزو و خواسته ای نمی تواند به آن آسیب رساند
    .

    ادامه دارد...
    خدايا مرا آنچنان قرار ده كه از تو بيمناك باشم، طوری كه گويا تو را می بينم.

  4. 3 کاربر از Ghazaleh برای پست مفید تشکر نموده اند:


  5. Top | #3

    • یـار آشــــــــــــــــنـا
    • تاریخ عضویت
      23-Dec-2006
    • رشته تحصیلی
      فيزيك
    • پست‌ها
      155
    • سپاس
      218
    • 445 تشکر در 135 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      13

    پیش فرض پاسخ: خلاصه ی کتاب « زندگی پس از مرگ»

    3) بهشت ودوزخ

    مقدمه :* دوزخ ، نوعی قرنطینه ی روحی ست که برخی از روح ها باید در آنجا بمانند تا پالوده ، تطهیر و پاک شوند.
    کسی که زندگی صحیحی را در پیش گرفته باشد ، این قرنطینه را نخواهد دید *

    وقتی که روح از جسم مادی جدا میشود ما نمی میریم ، بلکه در بعد دیگری به زندگی ادامه می دهیم.
    اگر این حقیقت را درک کنیم که مردگان در دنیای جدیدی که در آن زندگی می کنند شاد هستند ، دیگر از مرگ هراسی نخواهیم داشت.
    غصه ، اندوه ، گریستن و آرزوی بازگشت مردگان بدترین کارهایی ست که بر آنها روا می داریم.
    وقتی برای کسی که دوست داریم غصه می خوریم ، اندوه ما بلا فاصله به او که در دنیای جدید است منتقل میشود ، اما وی نمی تواند به زمین بازگردد تا ما را که برایش غصه می خوریم تسکین دهد. اگر بتوانیم درک کنیم که او نمرده و همچنان زنده است و اکنون شادتر از زمانی ست که در زمین زندگی میکرده ، دچار اندوه نخواهیم شد.
    او دوست دارد این پیام را به ما بدهد ، اما نمی تواند واین موضوع اورا در وضعیت نا مطلوبی قرار می دهد .
    از یک طرف احساس می کند میخواهد عزیزانی را که برایش سوگواری میکنند ببیند ، اما نمی تواند و از طرف دیگر احساس می کند لازم است خود را با دنیای جدیدش تطابق دهد که دنیایی بهتر ، روشن تر ، شریف تر و زیباتر است. چه باید بکند؟ اندوه عزیزان اورا سر گشته می کند .

    روح چگونه می تواند طبقه ومقام خود را در عالم اختری پیداکند؟
    در عالم اختری پلیسی نیست که ما راهنمایی کند . اما توجه کنید وقتی که روح در جسم فیزیکی زندگی می کند بنابرنوع نگرش ، افکار و احساساتش فرکانس خاصی پیدا می کند.
    هر یک از ما دارای فرکانس خاص خود هستیم که به میزان عدم خودخواهی ، عشق ، شفقت ، پاکی ومعنویت ما بستگی دارد .
    هرچه خودخواهی کمتر باشد ، روح پاک تر است و در نتیجه فرکانس امواج او قوی تر می باشد .
    وقتی که روح از جسم جدا می شود ، مستقیماً به آن بخش از دنیای می رود که دارای همان فرکانس و طول موج است و در واقع به آن قسمت کشیده میشود. به این ترتیب است که روح جایگاه خود را در عالم اختری می یابد .
    عالم اختری دنیایی بی کران است و در آن طبقات مختلفی وجود دارد و حرکت و انتقال ارواح به این طبقات محدودیتی ندارد.
    هر روحی آزاد است تا هر جا که دوست دارد برود ؛ می تواند به طبقات بالاتر صعود کند ، یا به طبقات پست تر برود. برای ورود به نواحی بالاتر ویا پست تر مجوز و گذر نامه لازم نیست.
    روح می تواند به قلمرو های بالاتر عالم اختری جایی که نور و شادی بیشتری وجود دارد ، برود اما وقتی به آن قلمرو ها می رود، متوجه می شود که ارتعاش فرکانس آنجا بیشتر است. برای او آن قلمرو ها بسیار روشن است ، طوری که نور ، دیدگانش را می آزارد.
    امواج آن مکان چنان پاک است که نمی تواند واکنش مناسب نسبت به آنها نشان دهد. او احساس خفگی می کند و نمی تواند در آنجا بماند. پس باید به طبقه ی خود به جایی که به آن متعلق است ؛ آنجا که امواجش با امواج او متناسب هستند ، برگردد.
    به این ترتیب است که روح جایگاه خود را در عالم اختری می یابد.
    در عالم اختری متوجه می شویم که ذهن خلاق است واگر به چیزی احتیاج داشته باشیم ، فقط کافی است با تمرکز به آن فکر کنیم و آنگاه آن موضوع مورد نظر ، به همان شکلی
    که تصور میکردیم در برابر ما ظاهر میشود.
    اگر می خواهید با کسی در عالم اختری ارتباط برقرار کنید ، فقط باید به او فکر کنید تا در برابرتان ظاهر شود.
    حرکت در عالم اختری مانند برق بسیار سریع است. هر مسافتی را که بپیمایید ، احساس خستگی نمی کنید.
    خستگی برای کالبد اختری ناشناخته است. کالبد اختری نیازی به خواب ندارد ، زیرا خستگی برایش وجود ندارد ، مگر آنکه به خستگی یا بیماری خاصی فکر کنید و آنگاه بلافاصله به آن مبتلا می شوید.
    خدايا مرا آنچنان قرار ده كه از تو بيمناك باشم، طوری كه گويا تو را می بينم.

  6. کاربر زیر از Ghazaleh برای پست مفید تشکر نموده است:


  7. Top | #4

    • یـار آشــــــــــــــــنـا
    • تاریخ عضویت
      23-Dec-2006
    • رشته تحصیلی
      فيزيك
    • پست‌ها
      155
    • سپاس
      218
    • 445 تشکر در 135 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      13

    پیش فرض پاسخ: خلاصه ی کتاب « زندگی پس از مرگ»

    دوزخ

    گفته شده است ، دوزخ جایی است که گناهکاران پس از مرگ ، به آنجا می روند و تا ابد در آنجا می مانند. به این ترتیب گناهکار محکوم است تا ابد در آتش دوزخ بماند و بسوزد.
    خدا رحمان و رحیم است وذات خدا جز عشق نیست. عشق یکی از صفات خدا نیست ، بلکه ذات مبارک اوست.
    خداوند تاب رنج وعذاب دائمی کسی را ندارد ، بلکه می خواهد یکایک ما به مراتب والاتری از کمال برسیم و پاکی و نیکی در ما رشد کرده وافزایش یابد.
    بنابراین اگر آتشی در کار هست ، آتش تطهیر وپاکسازی ست.زمانی که روح کا ملاً تطهیر شود ، دیگر لازم نیست در آتش بسوزد.
    باید به یاد داشت که این مرتبه و عالم ، ابدی نیست. سفر روح به سوی کمال همچنان ادمه دارد تا جایی که به پاکی و کمال مطلق برسد...
    در واقع دوزخ ، شامل تشخیص دادن اهمیت وتأ ثیر اعمال ناشایست ماست که نتیجه ی آن عذاب و رنج درونی را به دنبال دارد که عذاب دوزخی تلقی شده است.
    کسی دست مارا ن
    آخرین ویرایش توسط Ghazaleh در تاریخ 2008-Apr-15 انجام شده است علت: اشتباه داشت
    خدايا مرا آنچنان قرار ده كه از تو بيمناك باشم، طوری كه گويا تو را می بينم.

  8. کاربر زیر از Ghazaleh برای پست مفید تشکر نموده است:


  9. Top | #5

    • یـار آشــــــــــــــــنـا
    • تاریخ عضویت
      23-Dec-2006
    • رشته تحصیلی
      فيزيك
    • پست‌ها
      155
    • سپاس
      218
    • 445 تشکر در 135 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      13

    پیش فرض پاسخ: خلاصه ی کتاب « زندگی پس از مرگ»

    4) پرسش وپاسخ

    در این فصل به این سوالات پاسخ داده شده است:

    آیا پس از مرگ ، عزیزانمان را خواهیم دید؟
    آیا ارتباط برقرار کردن با مردگان صحیح است؟
    آیا با طالع بینی می توان زمان دقیق مرگ را پیش گویی کرد؟
    بهترین نوع مرگ چیست؟
    مرگ کسانی که در اثر تصادف ، اعدام ، یا خودکشی می میرند چگونه است؟

    پایان
    خدايا مرا آنچنان قرار ده كه از تو بيمناك باشم، طوری كه گويا تو را می بينم.

  10. کاربر زیر از Ghazaleh برای پست مفید تشکر نموده است:


  11. Top | #6

    • یـار آشــــــــــــــــنـا
    • تاریخ عضویت
      23-Dec-2006
    • رشته تحصیلی
      فيزيك
    • پست‌ها
      155
    • سپاس
      218
    • 445 تشکر در 135 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      8
    • امتیاز
      13

    پیش فرض پاسخ: خلاصه ی کتاب « زندگی پس از مرگ»

    اگر انتقاد یا پیشنهادی دارید بفرمایید ، چون من که نویسنده ی کتاب نیستم.
    مطالبی که راجب دوزخ تو این کتاب نوشته شده بود واسه خودم تقریباً جدید بود و البته سازگار با منطقم.
    اما قسمت « عالم ملکوت» نامفهوم بود واسم. چرا؟ چون نوشته: پس از بهشت انسان به عالم ملکوت می آید و در جای دیگر در همین قسمت گفته:
    ( حتماً شگفت زده می شوید اگر بگویم ، بسیاری از تجاربی که امروزه پشت سرمی گذارید یعنی فلاکت ها ، بیماری جسمانی ، تصادفات ، بحران های مالی و سای اتفاقات را خود شما زمانی که در فضای آرام عالم ملکوت اقامت داشتید انتخاب کرده اید.
    آنجا شما تشخیص دادید که این رنج ها برای تکامل روحتان ضرورت دارند. با آمدن به دنیا ، فراموش کرده اید که خود ، تقدیرتان را تحریر کرده اید.)
    اگر عالم ملکوت بعد از بهشت هستش ، چطوری ما قبل از اومدن به دنیا ، رنج های تو این دنیامونو انتخاب کردیم؟؟ نمیدونم...
    خدايا مرا آنچنان قرار ده كه از تو بيمناك باشم، طوری كه گويا تو را می بينم.

  12. کاربر زیر از Ghazaleh برای پست مفید تشکر نموده است:


اطلاعات تاپیک

کاربران حاضر در این تاپیک

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک هستند. (0 عضو و 1 مهمان)

برچسب ‌ها

این مطلب را به اشتراک بگذارید

قوانین ارسال

  • شما نمی‌توانید تاپیک جدید ارسال کنید.
  • شما قادر به ارسال پاسخ نیستید .
  • شما نمی‌توانید فایل ارسال کنید.
  • شما نمی‌توانید پست ‌های خود را ویرایش کنید.
  •  
دانشجو در شبکه های اجتماعی
افتخارات دانشجو
لینک ها
   
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
به دانشجو امتیاز دهید:

آپلود مستقیم عکس در آپلودسنتر عکس دانشجو

توجه داشته باشید که عکس ها فقط در سایت دانشجو قابل نمایش می باشند.

Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.1