پایه عکاسی مونوپاد
مدرسان شریف ۹۳
سایت علمی دانشجویان ایران
دانـلـود مقـالات آی اس آی 
از تـمامـی پـایـگـاه های آنـلایــن، بـه سـادگـی!
هنر ایران پژوهش (توسعه)
در حال نمایش 1 تا 10 از مجموع 10

تاپیک: نظام حقوق زن در اسلام (استاد مطهری)

  1. Top | #1

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    چشمک نظام حقوق زن در اسلام (استاد مطهری)



    نظام حقوق زن در اسلام

    متفكر شهيد استاد مرتضی مطهری
    چاپ چهاردهم : پائيز 1369
    ناشر : انتشارات صدرا ( با كسب اجازه از شورای نظارت بر نشر آثار
    استاد شهيد )



    مقدمه


    باسمه تعالی
    مقتضيات عصر ما ايجاب می‏كند كه بسياری از مسائل مجددا مورد ارزيابی‏
    قرار گيرد و به ارزيابيهای گذشته بسنده نشود . " نظام حقوق و تكاليف‏
    خانوادگی " از جمله اين سلسله مسائل است .
    در اين عصر ، به عللی كه بعدا به آنها اشاره خواهم كرد ، چنين فرض شده‏
    كه مسأله اساسی در اين زمينه " آزادی " زن و " تساوی حقوق " او با
    مرد است ، همه مسائل ديگر فرع اين دو مسأله است .
    ولی از نظر ما ، اساسی‏ترين مسأله در مورد " نظام حقوق خانوادگی " - و
    لا اقل در رديف مسائل اساسی - اينست كه آيا نظام خانوادگی نظامی است‏
    مستقل از ساير نظامات اجتماعی و منطق و معيار ويژه‏ای دارد جدا از منطقها
    و معيارهائی كه در ساير تأسيسات اجتماعی به كار می‏رود ؟ يا هيچگونه‏
    تفاوتی ميان اين واحد اجتماعی با ساير واحدها نيست ؟ بر اين واحد همان‏
    منطق و همان فلسفه و همان معيارها حاكم است كه بر ساير واحدها و مؤسسات‏
    اجتماعی ؟ .
    ريشه اين ترديد " دو جنسی " بودن دو ركن اصلی اين واحد از يك طرف و توالی نسلی والدين و فرزندان از جانب ديگر است‏
    . دستگاه آفرينش اعضاء اين واحد را در وضعهای " نامشابه " و "
    ناهمسانی " و با كيفيات و چگونگيهای مختلفی قرار داده است . اجتماع‏
    خانوادگی ، اجتماعی است " طبيعی قرارداد ی " يعنی حد متوسطی است ميان‏
    يك اجتماع غريزی مانند اجتماع زنبور عسل و موريانه كه همه حدود و حقوق و
    مقررات از جانب طبيعت معين شده و امكان سرپيچی نيست و يك اجتماع‏
    قرارداد ی مانند اجتماع مدنی انسانها كه كمتر جنبه طبيعی و غريزی دارد .
    چنانكه می‏دانيم ، قدمای فلاسفه ، فلسفه زندگی خانوادگی را بخش مستقلی‏
    از " حكمت عملی " می‏شمردند و معتقد به منطق و معيار جداگانه‏ای برای‏
    اين بخش از حيات انسانی بودند . افلاطون در رساله جمهوريت ، و ارسطو در
    كتاب سياست ، و بوعلی در كتاب الشفا با چنين ديدی و از اين زاويه به‏
    موضوع نگريسته‏اند .
    در مورد حقوق زن در اجتماع نيز طبعا چنين ترديد و پرسشی هست كه آيا
    حقوق طبيعی و انسانی زن و مرد همانند و متشابه است يا ناهمانند و
    نامتشابه . يعنی آيا خلقت و طبيعت كه يك سلسله حقوق به انسانها ارزانی‏
    داشته است ، آن حقوق را دو جنسی آفريده است يا يك جنسی ؟ آيا "
    ذكوريت " و " انوثيت " در حقوق و تكاليف اجتماعی راه يافته است يا
    از نظر طبيعت و در منطق تكوين و آفرينش ، حقوق يك جنسی است ؟ .
    در دنيای غرب ، از قرن هفدهم به بعد ، پا به پای نهضتهای علمی و فلسفی‏
    ، نهضتی در زمينه مسائل اجتماعی و به نام " حقوق بشر " صورت گرفت .
    نويسندگان و متفكران قرن هفدهم و هجدهم افكار خويش را درباره حقوق طبيعی‏
    و فطری و غير قابل سلب بشر با پشتكار قابل تحسينی در ميان مردم پخش‏
    كردند . ژان ژاك روسو و ولتر و منتسكيو از اين گروه نويسندگان و
    متفكرانند . اين گروه حق عظيمی بر جامعه بشريت دارند ، شايد بتوان ادعا كرد كه حق اينها بر جامعه بشريت از حق مكتشفان‏
    و مخترعان بزرگ كمتر نيست .
    اصل اساسی مورد توجه اين گروه اين نكته بود كه انسان بالفطره و به‏
    فرمان خلقت و طبيعت ، واجد يك سلسله حقوق و آزاديها است . اين حقوق و
    آزاديها را هيچ فرد يا گروه به هيچ عنوان و با هيچ نام نمی‏توانند از فرد
    يا قومی سلب كنند ، حتی خود صاحب حق و نيز نمی‏تواند به ميل و اراده خود
    ، آنها را به غير منتقل نمايد و خود را از اينها عريان و منسلخ سازد . و
    همه مردم : اعم از حاكم و محكوم ، سفيد و سياه ، ثروتمند و مستمند در اين‏
    حقوق و آزاديها با يكديگر " متساوی " و برابرند .
    اين نهضت فكری و اجتماعی ثمرات خود را ظاهر ساخت ، اولين بار در
    انگلستان و سپس در امريكا و بعد در فرانسه به صورت انقلابها و تغيير
    نظامها و امضاء اعلاميه‏ها بروز و ظهور نمود و به تدريج به نقاط ديگر
    سرايت كرد .
    در قرن نوزدهم افكار تازه‏ای در زمينه حقوق انسانها در مسائل اقتصادی و
    اجتماعی و سياسی پيدا شد و تحولات ديگری رخ داد كه منتهی به ظهور
    سوسياليزم و لزوم تخصيص منافع به طبقات زحمتكش و انتقال حكومت از
    طبقه سرمايه‏دار به مدافعان طبقه كارگر گرديد .
    تا اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم ، آنچه درباره حقوق انسانها
    گفتگو شده و يا عملا اقدامی صورت گرفته مربوط است به حقوق ملتها در
    برابر دولتها و يا حقوق طبقه كارگر و زحمتكش در برابر طبقه كارفرما و
    ارباب . در قرن بيستم مسأله " حقوق زن " در برابر " حقوق مرد " مطرح‏
    شد و برای اولين بار در اعلاميه جهانی حقوق بشر كه پس از جنگ جهانی دوم‏
    در سال 1948 ميلادی از طرف سازمان ملل متحد منتشر گشت تساوی حقوق زن و
    مرد صريحا اعلام شد .
    در همه نهضتهای اجتماعی غرب ، از قرن هفدهم تا قرن حاضر ، محور اصلی‏
    دو چيز بود : " آزادی " و " تساوی " .

    ترنسیس
  2. 2 کاربر از بهمن برای پست مفید تشکر نموده اند:


  3. Top | #2

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: نظام حقوق زن در اسلام (استاد مطهری)

    و نظر به اينكه نهضت حقوق زن در غرب ، دنباله ساير نهضتها بود ، و
    بعلاوه تاريخ حقوق زن در اروپا از نظر آزاديها و برابريها فوق العاده‏
    مرارتبار بود ، در اين مورد نيز ، جز درباره " آزادی " و " تساوی "
    سخن نرفت .
    پيشگامان اين نهضت ، آزادی زن و تساوی حقوق او را با مرد مكمل و متمم‏
    نهضت حقوق بشر كه از قرن هفدهم عنوان شده بود دانستند و مدعی شدند كه‏
    بدون تأمين آزادی زن و تساوی حقوق او با مرد سخن از آزادی و حقوق بشر بی‏
    معنی است ، و بعلاوه ، همه مشكلات خانوادگی ناشی از عدم آزادی زن و عدم‏
    تساوی حقوق او با مرد است و با تأمين اين جهت ، مشكلات خانوادگی يك جا
    حل می‏شود .
    در اين نهضت ، آنچه ما آنرا " مسأله اساسی در نظام حقوق خانوادگی "
    خوانديم ، يعنی اينكه آيا اين نظام بالطبع نظام مستقلی است و منطق و
    معياری دارد جدا از منطق و معيار ساير مؤسسات اجتماعی يا نه ؟ به‏
    فراموشی سپرده شد . آنچه اذهان را به خود معطوف ساخته بود همان تعميم‏
    اصل آزادی و اصل تساوی در مورد زنان نسبت به مردان بود . به عبارت ديگر
    : در مورد حقوق زن نيز تنها موضوع بحث . " حقوق طبيعی و فطری و غير
    قابل سلب بشر " بود و بس . همه سخنها در اطراف اين يك مطلب دور زد
    كه زن با مرد در انسانيت شريك است و يك انسان تمام عيار است ، پس‏
    بايد از حقوق فطری و غير قابل سلب بشر ، مانند مرد ، و برابر با او ،
    برخوردار باشد .
    در برخی از فصول اين كتاب درباره " منابع حقوق طبيعی " بحث نسبه‏
    كافی شده است . در آنجا ثابت كرده‏ايم كه اساس و مبنای حقوق طبيعی و
    فطری خود طبيعت است . يعنی اگر انسان از حقوق خاصی برخوردار است كه‏
    اسب و گوسفند و مرغ و ماهی از آنها بی‏بهره‏اند ريشه‏اش طبيعت و خلقت و
    آفرينش است ، و اگر انسانها همه در حقوق طبيعی مساوی هستند و همه بايد
    " آزاد " زيست كنند فرمانی است كه در متن خلقت صادر شده است ، طرفدار تساوی و آزادی به عنوان حقوق فطری انسانها نيز دليلی جز اين‏
    نداشتند . طبعا در مسأله اساسی نظام خانوادگی نيز مرجع و مأخذی جز طبيعت‏
    نيست .
    اكنون بايد ببينيم چرا مسأله‏ای كه ما آنرا مسأله اساسی در نظام حقوق
    خانوادگی ناميديم مورد توجه واقع نشد ؟ آيا در پرتو علوم امروز معلوم شد
    كه تفاوت و اختلاف زن و مرد يك تفاوت ساده عضوی است و در اساس‏
    ساختمان جسمی و روحی آنها و حقوق ی كه به آنها تعلق می‏گيرد و مسؤوليتهائی‏
    كه بايد بر عهده بگيرند تأثيری ندارد ؟ و بدين جهت در فلسفه‏های اجتماعی‏
    امروز حسابی جداگانه برای آن باز نشد ؟ .
    اتفاقا قضيه بر عكس است ، در پرتو اكتشافات و پيشرفتهای علمی زيستی‏
    و روانی تفاوتهای دو جنس روشنتر و مستدلتر گشت و ما در برخی از فصول‏
    اين كتاب با استناد به تحقيقات زيست شناسان و فيزيولوژيستها و
    روانشناسان در اين باره بحث كرده‏ايم . با همه اينها مسأله اساسی به‏
    فراموشی سپرده شد و اين مايه شگفتی است .
    منشأ اين بی توجهی شايد اينست كه اين نهضت خيلی عجولانه صورت گرفت .
    لذا اين نهضت در عين اينكه يك سلسله بدبختيها را از زن گرفت ،
    بدبختيها و بيچارگيهای ديگری برای او و برای جامعه بشريت به ارمغان آورد
    . بعدا در فصول اين كتاب خواهيم ديد كه زن غربی تا اوايل قرن بيستم از
    ساده‏ترين و پيش پا افتاده‏ترين حقوق محروم بوده است . و تنها در اوايل‏
    قرن بيستم بود كه مردم مغرب زمين به فكر جبران مافات افتادند و چون اين‏
    نهضت دنباله نهضتهای ديگر در زمينه " تساوی " و " آزادی " بود همه‏
    معجزه‏ها را از معنی اين دو كلمه خواستند . غافل از اينكه تساوی و آزادی‏
    مربوط است به رابطه بشرها با يكديگر از آن جهت كه بشرند ، و به قول‏
    طلاب " تساوی و آزادی حق انسان بماهو انسان است " زن از آن جهت كه‏
    انسان است مانند هر انسان ديگر آزاد آفريده شده است و از حقوق مساوی‏
    بهره‏مند است ، ولی زن انسانی است با چگونگيهای خاص و مرد انسانی است‏
    با چگونگيهای ديگر ، زن و مرد در انسانيت " برابرند " ولی دو گونه انسانند ، با دو گونه‏
    خصلتها و دو گونه روانشناسی . و اين اختلاف ناشی از عوامل جغرافيائی و يا
    تاريخی و اجتماعی نيست ، بلكه طرح آن در متن آفرينش ريخته شده . طبيعت‏
    از اين دو گونگيها هدف داشته است و هر گونه عملی بر ضد طبيعت و فطرت‏
    عوارض نامطلوبی به بار می‏آورد . ما همانطور كه آزادی و برابری انسانها و
    از آن جمله زن و مرد را از طبيعت الهام گرفته‏ايم ، درس ، " يك گونگی‏
    " يا " دو گونگی " حقوق زن و مرد را و همچنين اينكه اجتماع خانوادگی ،
    يك اجتماع لا اقل نيمه طبيعی است يا نه بايد از طبيعت الهام بگيريم .
    اين مسأله لا اقل قابل طرح هست كه آيا دو جنسی شدن حيوانات و از آن جمله‏
    انسان يك امر تصادفی و اتفاقی است يا جزء طرح خلقت است ؟ و آيا
    تفاوت دو جنس صرفا يك تفاوت سطحی ساده عضوی است و يا به قول آلكسيس‏
    كارل در هر سلول از سلولهای انسان شناسی از جنسيت او هست ؟ آيا در منطق‏
    و زبان فطرت هر يك از زن و مرد رسالتی مخصوص به خود دارند ، يا نه ؟
    آيا حقوق يك جنسی است يا دو جنسی ؟ آيا اخلاق و تربيت دو جنسی است يا
    يك جنسی ؟ مجازات ها چه طور ؟ و همچنين مسؤوليتها و رسالتها .
    در اين نهضت به اين نكته توجه نشد كه مسائل ديگری هم غير از تساوی و
    آزادی هست . تساوی و آزادی شرط لازم‏اند نه شرط كافی . تساوی حقوق يك‏
    مطلب است و تشابه حقوق مطلب ديگر ، برابری حقوق زن و مرد از نظر
    ارزشهای مادی و معنوی يك چيز است‏و همانندی و همشكلی و همسانی چيز ديگر
    . در اين نهضت عمدا يا سهوا " تساوی " به جای " تشابه " به كار رفت‏
    و " برابری " با " همانندی " يكی شمرده شد ، " كيفيت " تحت‏
    الشعاع " كميت " قرار گرفت . " انسان " بودن زن موجب فراموشی "
    زن " بودن وی گرديد .
    حقيقت اينست كه اين بی توجهی را نمی‏توان تنها به حساب يك غفلت‏
    فلسفی ناشی از شتابزدگی گذاشت . عوامل ديگری نيز در كار بود كه می‏خواست‏
    از عنوان " آزادی " و " تساوی " زن استفاده كند .
    يكی از آن عوامل اين بود كه مطامع سرمايه‏داران در اين جريان بی دخالت‏
    نبود . كارخانه داران برای اينكه زن را از خانه به كارخانه بكشند و از
    نيروی اقتصادی او بهره‏كشی كنند ، حقوق زن ، استقلال اقتصادی زن ، آزادی زن‏
    ، تساوی حقوق زن با مرد را عنوان كردند و آنها بودند كه توانستند به اين‏
    خواسته‏ها رسميت قانون ی بدهند .
    ويل دورانت در فصل نهم از كتاب لذات فلسفه ، پس از نقل برخی‏
    نظريات تحقيرآ ميز نسبت به زن از ارسطو و نيچه و شوپنهاور و برخی كتب‏
    مقدس يهود ، و اشاره به اينكه در انقلاب فرانسه با آنكه سخن از آزادی زن‏
    هم بود اما عملا هيچ تغييری رخ نداد می‏گويد : تا حدود سال 1900 زن به سختی‏
    دارای حقی بود كه مرد ناگزير باشد از روی قانون آن را محترم بدارد " .
    آنگاه درباره علل تغيير وضع زن در قرن بيستم بحث می‏كند ، و می‏گويد : "
    آزادی زن از عوارض انقلاب صنعتی است " . سپس به سخن خود چنين ادامه‏
    می‏دهد :
    " . . . زنان كارگران ارزانتری بودند و كارفرمايان آنانرا بر مردان‏
    سركش سنگين قيمت ترجيح می‏دادند . يك قرن پيش در انگلستان كار پيدا
    كردن بر مردان دشوار گشت اما اعلانها از آنان می‏خواست كه زنان و كودكان‏
    خود را به كارخانه‏ها بفرستند . . . نخستين قدم برای آزادی مادران بزرگ‏
    ما قانون 1882 بود . به موجب اين قانون زنان بريتانيای كبير از امتياز
    بی سابقه‏ای برخوردار می‏شدند و آن اينكه پولی را كه به دست می‏آوردند حق‏
    داشتند كه برای خود نگهدارنداين قانون اخلاقی عالی مسيحی را كارخانه داران مجلس عوام وضع كردند تا
    بتوانند زنان انگلستان را به كارخانه‏ها بكشانند . از آن سال تا به امسال‏
    سودجوئی مقاومت ناپذيری آنانرا از بندگی و جان كندی در خانه رهانيده ،
    گرفتار جان كندی در مغازه و كارخانه كرده است . . . " ( 2 )
    تكامل ماشينيسم ، و رشد روز افزون توليد به ميزان بيش از حد نياز
    واقعی انسانها ، و ضرورت تحميل بر مصرف كننده با هزاران افسون و نيرنگ‏
    ، و فوريت استخدام همه وسائل سمعی و بصری و فكری و احساسی و ذوقی و هنری‏
    و شهوانی برای تبديل انسانها به صورت عامل بی اراده مصرف ، بار ديگر
    ايجاب كرد كه سرمايه‏داری از وجود زن بهره‏كشی كند ، اما نه از نيروی بدنی‏
    و قدرت كار زن به صورت يك كارگر ساده و شريك با مرد در توليد ، بلكه‏
    از نيروی جاذبه و زيبائی او و از گرو گذاشتن شرافت و حيثيتش و از قدرت‏
    افسونگری او در تسخير انديشه‏ها و اراده‏ها و مسخ آنها و در تحميل مصرف بر
    مصرف كننده و بديهی است كه همه اينها به حساب آزادی او و تساويش با
    مرد گذاشته شد .
    سياست نيز از استخدام اين عامل غافل نماند . ماجراهايش را مرتب در
    جرائد و مجلات می‏خوانيد ، در همه اينها از وجود زن بهره‏كشی شد و زن‏
    وسيله‏ای برای اجرای مقاصد مرد قرار گرفت اما در زير سرپوش آزادی و
    تساوی .

  4. کاربر زیر از بهمن برای پست مفید تشکر نموده است:


  5. Top | #3

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: نظام حقوق زن در اسلام (استاد مطهری)

    بديهی است كه جوان قرن بيستم هم از اين فرصت گرانبها غفلت نكرد ،
    برای اينكه از زير بار تعهدات سنتی نسبت به زن شانه خالی كند و ارزان و
    رايگان او را شكار كند و به چنگ آورد ، از همه بيشتر بر بيچارگی زن و
    تبعيضهای ناروا نسبت به او اشك تمساح ريخت ، تا آنجا كه به خاطر اينكه‏
    در اين جهاد مقدس ! بهتر شركت كند ازدواج خود را تا حدود چهل سالگی به تأخير انداخت و احيانا برای هميشه " مجرد " ! . ماند !
    شك نيست كه قرن ما يك سلسله بدبختيها از زن گرفت ، ولی سخن در
    اينست كه يك سلسله بدبختيهای ديگر برای او ارمغان آورد . چرا ؟ آيا زن‏
    محكوم است به يكی از اين دو سختی و جبرا بايد يكی را انتخاب كند ؟ يا
    هيچ مانعی ندارد كه هم بدبختيهای قديم خود را طرد كند و هم بدبختيهای‏
    جديد را ؟ .
    حقيقت اينست كه هيچ جبری وجود ندارد ، بدبختيهای قديم غالبا معلول‏
    اين جهت بود كه انسان بودن زن به فراموشی سپرده شده بود و بدبختيهای‏
    جديد از آن است كه عمدا يا سهوا زن بودن زن و موقع طبيعی و فطريش ،
    رسالتش ، مدارش ، تقاضاهای غريزيش ، استعدادهای ويژه‏اش ، به فراموشی‏
    سپرده شده است .
    عجب اينست كه هنگامی كه از اختلافات فطری و طبيعی زن و مرد سخن می‏رود
    ، گروهی آنرا به عنوان نقص زن و كمال مرد و بالاخره چيزی كه موجب يك‏
    سلسله برخورداريها برای مرد و بالاخره چيزی كه موجب يك سلسله
    برخورداريها برای مرد و يك سلسله محروميتها برای زن است تلقی می‏كنند ،
    غافل از اينكه نقص و كمال مطرح نيست ، دستگاه آفرينش نخواسته يكی را
    كامل و ديگری را ناقص ، يكی را برخوردار و ديگری را محروم و مغبون‏
    بيافريند .
    اين گروه ، پس از اين تلقی منطقی و حكيمانه ! می‏گويند بسيار خوب ،
    حالا كه در طبيعت چنين ظلمی بر زن شده و ضعيف و ناقص آفريده شده آيا ما
    هم بايد مزيد بر علت شويم و ظلمی بر ظلم بيفزائيم ؟ آيا اگر وضع طبيعی‏
    زن را به فراموشی بسپاريم انسانی‏تر عمل نكرده‏ايم ؟ .
    اتفاقا قضيه برعكس است ، عدم توجه به وضع طبيعی و فطری زن بيشتر
    موجب پايمال شدن حقوق او می‏گردد . اگر مرد در برابر زن جبهه ببندد و
    بگويد تو يكی و من يكی ، كارها ، مسؤوليتها ، بهره‏ها ، پاداشها ، كيفرها
    همه بايد متشابه و همشكل باشد ، در كارهای سخت و سنگين بايد با منشريك باشی ، به فراخور نيروی كارت مزد بگيری ، توقع احترام و حمايت از
    من نداشته باشی ، تمام هزينه زندگيت را خودت بر عهده بگيری ، در هزينه‏
    فرزندان با من شركت كنی ، در مقابل خطرها خودت را از خودت دفاع كنی ،
    به همان اندازه كه من برای تو خرج می‏كنم تو بايد برای من خرج كنی و . . .
    در اين وقت است كه كلاه زن ، سخت پس معركه است . زيرا زن بالطبع‏
    نيروی كار و توليدش از مرد كمتر است و استهلاك ثروتش بيشتر ، به علاوه‏
    بيماری ماهانه ، ناراحتی ايام بارداری ، سختيهای وضع حمل و حضانت كودك‏
    شيرخوار ، زن را در وضعی قرار می‏دهد كه به حمايت مرد و تعهداتی كمتر و
    حقوق ی بيشتر نيازمند است . اختصاص به انسان ندارد همه جاندارانی كه به‏
    صورت " زوج " زندگی می‏كنند چنينند ، در همه اين نوع جانداران ، جنس‏
    نر به حكم غريزه به حمايت جنس ماده برمی‏خيزد .
    در نظر گرفتن وضع طبيعی و فطری هر يك از زن و مرد ، با توجه به تساوی‏
    آنها در انسان بودن و حقوق مشترك انسانها ، زن را در وضع بسيار مناسبی‏
    قرار می‏دهد كه نه شخصش كوبيده شود و نه شخصيتش .
    برای اينكه اندكی آگاهی بيابيم كه به فراموشی سپردن موقعيت فطری و
    طبيعی هر يك از زن و مرد ، و تنها تكيه بر آزادی و تساوی كردن به كجا
    منتهی می‏شود ، بهتر است ببينيم آنانكه پيش از ما در اين راه افتاده‏اند
    و به پايان راه رسيده‏اند چه می‏گويند و چه می‏نويسند ؟
    در مجله خواندنيها شماره 79 از سال 34 مورخه 4 تيرماه / 53 مقاله‏ای از
    مهنامه شهربانی تحت عنوان " سرگذشتهائی از زنان كارگر در جامعه امريكا
    " نقل كرده است . اين مقاله ترجمه‏ای است از مجله كورونت .
    اين مقاله مفصل و خواندنی است . ابتدا درد دل خانمی را نقل می‏كند كه‏
    چگونگی به عنوان تساوی زن و مرد ، رعايتهائی كه سابقا از زنان كارگر می‏شد
    كه مثلا " وزنه‏های بيش از 25 پوندی را بلند نكنند ، در حالی كه برای‏
    مردان ‏چنين محدوديتی وجود نداشت " ديگر امروز وجود ندارد ، او می‏گويد : "
    حالا شرائط كار در كارخانه جنرال موتور ايالت اهايو يا به عبارت بهتر
    همان جائی كه قريب 2500 زن در حال زجر كشيدن هستند تغيير يافته است . .
    . خانم مذكور همچنين خود را در حال نگهداشتن يك ماشين بخار بسيار قوی ،
    يا پاك كردن يك تنور فلزی 25 پوندی كه چند لحظه قبل مرد قوی هيكلی آن‏
    را بر جای گذاشته می‏بيند . و با خود می‏گويد سر تا پا كوفته و مجروح شدم‏
    " . او می‏گويد " در هر دقيقه بايد يك دسته 25 تا 50 اينچی را كه بالغ‏
    بر 35 پوند وزن دارد به قلابها آويزان كنم ، هميشه دستهايم متورم و درد
    آلود است " .
    اين مقاله سپس درد دلها و تشويش و اضطرابهای خانم ديگری را بازگو
    می‏كند كه شوهرش يك ملوان نيروی دريائی است و اخيرا دريا سالار تصميم‏
    گرفته است تعدادی زن را در كشتی مردان به كار بگمارد . می‏نويسد : " در
    اين ميان نيروی دريائی يك كشتی را با 40 زن و 480 ملوان مرد به مأموريت‏
    فرستاد . اما وقتی اين كشتی پس از اولين سفر دريائی " مختلط " خود به‏
    بندر بازگشت ترس و وحشت همسران ملوان‏ها مورد تأييد قرار گرفت . زيرا
    به زودی معلوم شد كه نه تنها داستانهای عشقی زيادی در كشتی اتفاق افتاده‏
    ، بلكه اغلب زنان به جای يك نفر با چند نفر آميزش جنسی داشته‏اند " .
    می‏نويسد : " در ايالت فلوريدا ، نگرانی بعد از آزادی ، گريبانگير
    زنان " بيوه " گرديده است . زيرا يكی از قضاه اين ايالت به نام "
    توماس تستا " اخيرا قانون ی را كه برای زنان بيوه تا 500 دلار بخشودگی‏
    مالياتی در نظر گرفته بود غير قانون ی اعلام كرده است و اظهار می‏دارد كه‏
    اين قانون تبعيضی عليه مردان به شمار می‏رود " .
    آنگاه اضافه می‏كند : " خانم مك دانيل در دستهايش احساس سوزش می‏كند
    ، خانم استون ( آنكه شوهرش ملوان بود ) دچار تشويش و اضطراب گرديده‏
    است . زنان بيوه ايالت فلوريدا جريمه نقدی شده‏اند و سايرين هم هر يك‏
    به سهم خود طعم آزادی را خواهند چشيد . برای خيلی‏ها اين سؤال پيش آمده است كه آيا
    خانمها بيش از اين چيزی كه كسب كرده‏اند ، از دست نداده‏اند . حالا ديگر
    بحث بی فايده است ، زيرا اين بازی شروع شده و تماشاچيان تازه موفق به‏
    پيدا كردن صندليهای خود شده‏اند ، امسال قرار است بيست و هفتمين ماده‏
    اصلاحی قانون اساسی كشور امريكا تصويب شود و به موجب آن كليه برتريهای‏
    ناشی از جنسيت غير قانون ی اعلام گردد . . . و بدين ترتيب اظهارات "
    رسكوباوند " استاد دانشكده حقوق هاروارد كه آزادی زنان را مبدأ نتايج‏
    تأسف آور مقام قانون ی زن در كشور امريكا می‏خواند ، تحقق خواهد پذيرفت .

  6. کاربر زیر از بهمن برای پست مفید تشکر نموده است:


  7. Top | #4

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: نظام حقوق زن در اسلام (استاد مطهری)

    . . . يكی از سناتورهای ايالت كارولينای شمالی به نام " جی اروين "
    بعد از مطالعه جامعه امريكائی زنان و مردان متساوی الحقوق پيشنهاد می‏كند
    . . . قوانين خانوادگی همه بايد تغيير كند ، ديگر مردان نبايد مسؤول‏
    قانون تأمين مخارج خانواده باشند . . . "
    اين مجله می‏نويسد " خانم مك دانيل می‏گويد : يكی از زنان به علت‏
    برداشتن وزنه‏های سنگين دچار خونريزی داخلی شده است ما می‏خواهيم به وضع‏
    سابق برگرديم ، دلمان می‏خواهد مردان با ما مثل زن رفتار كنند نه مثل يك‏
    كارگر . برای طرفداران آزادی زنان اين موضوع خيلی ساده است كه در
    اتاقهای مجلل خود بنشينند و بگويند زنان و مردان با هم برابرند ، زيرا تا
    كنون گذارشان به كارخانه‏ها نيافتاده است . آنها خبر ندارند كه بيشتر
    زنان مزدبگير اين كشور بايد مثل من در كارخانه‏ها كار كنند و جان بكنند .
    من اين برابری را نمی‏خواهم ، زيرا انجام كارهای مخصوص مردان از عهده‏ام‏
    برنمی‏آيد . مردان از نظر جسمی از ما قويترند و اگر قرار باشد كه ما با
    آنها رقابت شغلی داشته باشيم و كارمان نسبت به كار آنها سنجيده شود من‏
    به سهم خودم ترجيح می‏دهم كه از كار بركنار شوم . امتيازاتی را كه زنان‏
    كارگر ايالت اهايو از دست داده‏اند به مراتب بيش از آن مزايائی است‏
    كه توسط قانون حمايت كارگران كسب كرده‏اند . ما شخصيت زن بودن‏
    را از دست داده‏ايم ، من نمی‏توانم بفهمم از آن وقتی كه آزاد شده‏ايم چه‏
    چيزی عايدمان شده است ، البته امكان دارد عده معدودی از زنان وضعشان‏
    بهتر شده باشد ولی مسلما ما جزء آنها نيستيم " .
    اين بود خلاصه‏ای از آن مقاله از محتوای مقاله پيدا است كه اين بانوان‏
    از ناراحتيهائی كه به نام آزادی و برابری بر آنها تحميل شده است آن چنان‏
    به ستوه آمده‏اند كه دشمن اين دو كلمه شده‏اند . غافل از اينكه اين دو كلمه‏
    گناهی ندارند . زن و مرد دو ستاره‏اند در دو مدار مختلف ، هر كدام بايد
    در مدار خود و فلك خود حركت نمايد . « لا الشمس ينبغی لها ان تدرك‏
    القمر و لا الليل سابق النهار و كل فی فلك يسبحون »شرط اصلی سعادت هر
    يك از زن و مرد و در حقيقت ، جامعه بشری ، اينست كه دو جنس هر يك در
    مدار خويش به حركت خود ادامه دهند . آزادی و برابری آنگاه سود می‏بخشد
    كه هيچ كدام از مدار و مسير طبيعی و فطری خويش خارج نگردند . آنچه در آن‏
    جامعه ناراحتی آفريده است قيام بر ضد فرمان فطرت و طبيعت است نه چيز
    ديگر .
    اينكه ما مدعی هستيم مسأله " نظام حقوق ی زن در خانه و اجتماع " از
    مسائلی است كه مجددا بايد مورد ارزيابی قرار گيرد و به ارزيابيهای گذشته‏
    بسنده نشود به معنی اينست كه اولا طبيعت را راهنمای خود قرار دهيم ،
    ثانيا از مجموع تجربيات تلخ و شيرين ، چه در گذشته و چه در قرن حاضر ،
    حداكثر بهره‏برداری نمائيم و تنها در اين وقت است كه نهضت حقوق زن به‏
    معنی واقعی تحقق می‏يابد .
    قرآن كريم ، به اتفاق دوست و دشمن ، احيا كننده حقوق زن است .
    مخالفان ، لااقل اين اندازه اعتراف دارند كه قرآن در عصر نزولش گامهای‏
    بلندی به سود زن و حقوق انسانی او برداشت . ولی قرآن هرگز به نام احيای‏
    زن به عنوان " انسان " و شريك مرد در انسانيت و حقوق انسانی ، زن‏
    بودن زن و مرد بودن مرد را به فراموشی نسپرد . به عبارت ديگر ،
    قرآن زن را همانگونه ديد كه در طبيعت هست . از اينرو هماهنگی كامل ميان‏
    فرمانهای قرآن و فرمانهای طبيعت برقرار است . زن در قرآن همان زن در
    طبيعت است . اين دو كتاب بزرگ الهی يكی تكوينی و ديگری تدوينی با
    يكديگر منطبقند . در اين سلسله مقالات اگر كار مفيد و تازه‏ای صورت گرفته‏
    باشد . توضيح اين انطباق و هماهنگی است .
    آنچه اكنون از نظر خواننده محترم می‏گذرد مجموع مقالاتی است كه به‏
    مناسبت خاصی ، اين بنده در سالهای 45 - 46 در مجله زن روز تحت عنوان "
    زن در حقوق اسلامی " نشر داد و توجه فراوانی جلب كرد . برای افرادی كه‏
    سابقه كار را نمی‏دانند و در آن اوقات در جريان نبودند و اكنون می‏شنوند
    كه اين مقالات در آن مجله اولين‏بار نشر يافته است قطعا موجب شگفتی‏
    خواهد بود كه چگونه اين بنده آن مجله را برای اين سلسله مقالات انتخاب‏
    كردم ؟ و چگونه آن مجله را برای اين سلسله مقالات انتخاب كردم ؟ و چگونه‏
    آن مجله حاضر شد بدون هيچ دخل و تصرفی اين مقالات را چاپ كند . از اينرو
    لازم می‏دانم " شأن نزول " اين مقالات را بيان نمايم :
    در سال 45 تب تعويض قوانين مدنی در مورد حقوق خانوادگی ، در سطح‏
    مجلات ، خصوصا مجلات زنانه ، سخت بالا گرفت . و نظر به اينكه بسياری از
    پيشنهادهائی كه می‏شد بر ضد نصوص مسلم قرآن بود ، طبعا ناراحتيهائی در
    ميان مسلمانان ايران به وجود آورد . در اين ميان ، قاضی فقيد ابراهيم‏
    مهدوی زنجانی ، عفی الله عنه ، بيش از همه گرد و خاك می‏كرد و حرارت به‏
    خرج می‏داد . مشاراليه لايحه‏ای در چهل ماده به همين منظور تنظيم كرد و در
    مجله فوق الذكر چاپ نمود . مجله مزبور نيز با چاپ صفحاتی جدول دار و به‏
    اصطلاح آن روز " كوپن " ، از خوانندگان خود درباره چهل ماده پيشنهادی‏
    نظر خواست . مشاراليه ضمنا وعده داد طی يك سلسله مقالات در مجله فوق‏
    الذكر ، به طور مستدل از چهل ماده پيشنهادی خود دفاع نمايد .
    مقارن اين ايام يكی از مقامات محترم و مشهور روحانی تهران به اين بنده تلفن كردند و اظهار داشتند در مجلسی با مديران‏
    مؤسسه كيهان و مؤسسه اطلاعات ملاقاتی داشتم و درباره برخی مطالب كه در
    مجلات زنانه اين دو مؤسسه درج می‏شود تذكراتی دادم . مشاراليهما اظهار
    داشتند اگر شما مطالبی داريد بدهيد ، ما قول می‏دهيم كه در همان مجلات‏
    عينا چاپ شود .
    معظم له پس از نقل اين جريان ، به من پيشنهاد كردند كه اگر وقت و
    فرصت اجازه می‏دهد ، اين مجلات را بخوانم و برخی تذكرات لازم در هر شماره‏
    بدهم . بنده گفتم من به اين صورت كه در هر شماره حاشيه‏ای بر گفته‏ای‏
    بنويسم حاضر نيستم ، ولی نظر به اينكه آقای مهدوی قرار است يك سلسله‏
    مقالات ديگر در دفاع از چهل ماده پيشنهادی خود در مجله زن روز بنويسد ،
    من حاضرم طی سلسله مقالاتی درباره همان چهل ماده در همان مجله در صفحه‏
    مقابل بحث كنم . تا هر دو منطق در معرض افكار عمومی قرار گيرد . معظم‏
    له از من فرصت خواستند تا بار ديگر با متصديان تماس بگيرند . مجددا به‏
    من تلفن كردند و موافقت آن مجله را با اين شكل اعلام داشتند . پس از اين‏
    جريان اين بنده نامه‏ای به آن مجله نوشت و آمادگی خود را برای دفاع از
    قوانين مدنی تا آن حد كه با فقه اسلام منطبق است اعلام كرد و درخواست‏
    نمود كه مقالات اينجانب و مقالات آقای مهدوی دوش به دوش يكديگر و در
    برابر يكديگر در آن مجله چاپ شود . ضمنا يادآوری كرد كه اگر آن مجله با
    پيشنهاد من موافق است عين نامه مرا به علامت موافقت چاپ كند . مجله‏
    موافقت كرد و عين نامه در شماره 87 مورخه 45 / 8 / 7 آن مجله چاپ شد و
    اولين مقاله در شماره 88 درج گرديد .
    من قبلا ضمن مطالعات خود درباره حقوق زن ، كتابی از مهدوی فقيد در اين‏
    موضوعات خوانده بودم و مدتها بود كه به منطق او و امثال او آشنا بودم .
    به علاوه ، سالها بود كه حقوق زن در اسلام مورد علاقه شديد من بود و
    يادداشتهای زيادی در اين زمينه تهيه كرده و آماده بودم . مقالات مهدوی‏
    فقيد چاپ شد و اين مقالات نيز رو در روی آنها قرار گرفت . طبعا من از موضوعی شروع كردم كه مشاراليه بحث خود را شروع كرده بود .
    درج اين سلسله مقالات مشاراليه را در مشكل سختی قرار داد ، ولی شش هفته‏
    بيشتر طول نكشيد كه با سكته قلبی در گذشت و برای هميشه از پاسخگوئی‏
    راحت شد . در آن شش هفته اين سلسله مقالات جای خود را باز كرد .
    علاقه‏مندان ، هم از من ، و هم از مجله تقاضا كردند كه اين سلسله مقالات‏
    مستقلا ادامه يابد ، با اين تقاضاها موافقت شد و تا 33 مقاله ادامه يافت‏
    . اين بود " شأن نزول " اين مقالات .
    اگر چه در اين 33 مقاله فقط قسمتی از آنچه در نظر بود نگارش يافت و
    مطالب زيادی باقی ماند ، ولی اين بنده به علت خستگی و مشاغل ديگر از
    تنظيم و نگارش آنها خودداری كردم . علاقه‏مندان به اين مقالات از آن وقت‏
    تا كنون مكرر تقاضای تجديد چاپ آنها را به صورت كتابی مستقل كرده‏اند و
    اين بنده به انتظار اينكه آنها را تكميل و يك دوره كامل از " نظام حقوق
    زن در اسلام " يك جا چاپ كنم ، از تجديد چاپ خودداری می‏كردم ، اخيرا
    چون احساس كردم كه اين انتظار از خودم چندان به جا نيست به آنچه موجود
    است قناعت شد .
    مسائلی كه در اين سلسله مقالات طرح شد عبارت است از : خواستگاری ،
    ازدواج موقت ( متعه ) ، زن و استقلال اجتماعی ، اسلام و تجدد زندگی ، مقام‏
    زن در قرآن ، حيثيت و حقوق انسانی ، مبانی طبيعی حقوق خانوادگی ،
    تفاوت‏های زن و مرد ، مهر و نفقه ، ارث ، طلاق ، تعدد زوجات .
    مسائلی كه باقی ماند و يادداشتهايش آماده است عبارت است از : حق‏
    حكومت مرد در خانواده ، حق حضانت كودك ، عده و فلسفه آن ، زن و اجتهاد
    و افتاء ، زن و سياست ، زن در مقررات قضائی ، زن در مقررات جزائی ،
    اخلاق و تربيت زن ، پوشش زن ، اخلاق جنسی : غيرت ، عفاف ، حيا و غيره ،
    مقام مادری ، زن و كار خارج و يك عده مسائل ديگر . اگر خداوند توفيق عنايت فرمود اين قسمت نيز بعدا جمع و تدوين و به صورت‏
    جلد دوم چاپ و منتشر خواهد شد .
    از خداوند توفيق و هدايت مسألت می‏نمايد .
    قلهك - 28 شهريور ماه / 53 شمسی
    مطابق دوم رمضان المبارك / 94 قمری
    مرتضی مطهری

  8. کاربر زیر از بهمن برای پست مفید تشکر نموده است:


  9. Top | #5

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: نظام حقوق زن در اسلام (استاد مطهری)

    نظام حقوق زن در اسلام


    پيشگفتار


    مشكل جهانی روابط خانوادگی .
    مستقل باشيم يا از غرب تقليد كنيم ؟
    جبر تاريخ .
    ما و قانون اساسی .
    عواطف مذهبی جامعه ايرانی .

    خوشوقتم كه مجله زن روز درخواست مرا راجع به بحث درباره پيشنهادهای‏
    چهل گانه آن مجله برای تغيير مواد قانون مدنی ايران در مسائل مربوط به‏
    امور خانوادگی ، پذيرفت ، و در شماره پيش آمادگی خود را برای درج اين‏
    سلسله مقالات ضمن نشر نامه اينجانب اعلام كرد .
    من اين فرصت را مغتنم ميشمارم كه به اينوسيله گوشه‏ای از فلسفه اجتماعی‏
    اسلام را با جوانان در ميان ميگذارم اميدوارم بتوانم ذهن آنها را درباره‏
    مسائل مربوط بروابط خانوادگی از نظر اسلام روشن كنم .
    همانطوريكه در نامه خودم متذكر شدم من نميخواهم از قانون مدنی دفاع كنم‏
    و آنرا كامل و جامع و صد در صد منطبق با قوانين اسلامی و موازين صحيح‏
    اجتماعی معرفی كنم . شايد خود من هم ايرادهائی به آن داشته باشم . و هم‏
    نميخواهم روشی را كه در ميان اكثريت مردم ما معمول بوده صحيح و منطبق با
    عدالت بدانم . برعكس ، من هم بوضوح بی نظميها و نابسامانی‏هائی در روابط
    خانوادگی مشاهده ميكنم و معتقدم بايد اصلاحات اساسی در اين زمينه بعمل آيد .
    اما بر خلاف كسانی نظير نويسندگان كتاب انتقاد بر قوانين اساسی و مدنی‏
    ايران و كتاب پيمان مقدس يا ميثاق ازدواج ، مردان ايرانی را صد در صد
    تبرئه نميكنم و آنها را بی تقصير معرفی نمی‏نمايم و تمام گناهان را بگردن‏
    قانون مدنی نمياندازم و گناه قانون مدنی را تبعيت از فقه اسلام نميدانم و
    يگانه راه اصلاح را تغيير مواد قانون مدنی نميشناسم . من آن عده از قوانين‏
    اسلامی را كه مربوط به حقوق زوجين و روابط آنها با يكديگر يا فرزندان يا
    افراد خارج است و روی آنها انگشت گذاشته شده و پيشنهاد برای تغيير آنها
    داده شده است يك يك در اين سلسله مقالات مطرح ميكنم و ثابت ميكنم كه‏
    اين قوانين با ملاحظات دقيق روانی و طبيعی و اجتماعی همراه است و حيثيت‏
    و شرافت انسانی زن و مرد متساويا در آنها ملحوظ شده است و در صورت عمل‏
    و حسن اجرا بهترين ضامن حسن روابط خانوادگی است .
    از خوانندگان محترم اجازه ميخواهم پيش از ورود در مسائل مورد نظر چند
    نكته را با آنها در ميان بگذارم .

  10. کاربر زیر از بهمن برای پست مفید تشکر نموده است:


  11. Top | #6

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: نظام حقوق زن در اسلام (استاد مطهری)

    مشكل جهانی روابط خانوادگی


    1 - مشكل روابط خانوادگی در عصر ما نه آنچنان سهل و ساده است كه بتوان‏
    با پر كردن كوپن از طرف پسران و دختران يا تشكيل سمينارهائی از نوع‏
    سمينارهائی كه ديديم و شنيديم كه در چه سطح فكری است آنرا حل كرد و نه‏
    مخصوص كشور و مملكت ماست و نه ديگران آنرا حل كرده‏اند و يا مدعی حل‏
    واقعی آن هستند .
    " ويل دورانت " فيلسوف و نويسنده معروف تاريخ تمدن ميگويد :
    " اگر فرض كنيم در سال 2000 مسيحی هستيم و بخواهيم بدانيم كه بزرگترين حادثه ربع اول قرن بيستم چه بوده است ، متوجه خواهيم‏
    شد ، كه اين حادثه ، جنگ و يا انقلاب روسيه نبوده است ، بلكه همانا
    دگرگونی وضع زنان بوده است ، تاريخ چنين تغيير تكان دهنده‏ای در مدتی به‏
    اين كوتاهی كمتر ديده است و خانه مقدس كه پايه نظم اجتماعی ما بود ،
    شيوه زناشوئی كه مانع شهوترانی و ناپايداری وضع انسان بود ، قانون اخلاقی‏
    پيچيده‏ای كه ما را از توحش به تمدن و آداب معاشرت رسانده بود همه‏
    آشكارا در اين انتقال پرآشوبی كه همه رسوم و اشكال زندگی و تفكر ما را
    فرا گرفته است گرفتار گشته‏اند " .
    اكنون نيز كه ما در ربع سوم قرن بيستم بسر ميبريم ناله متفكران غربی از
    بهم خوردن نظم خانوادگی و سست شدن پايه ازدواج ، از شانه خالی كردن‏
    جوانان از قبول مسئوليت ازدواج ، از منفور شدن مادری ، از كاهش علاقه‏
    پدر و مادر و بالاخص علاقه مادر نسبت بفرزندان ، از ابتذال زن دنيای‏
    امروز و جانشين شدن هوسهای سطحی بجای عشق ، از افزايش دائم التزايد طلاق
    ، از زيادی سرسام آور فرزندان نامشروع ، از نادر الوجود شدن وحدت و
    صميميت ميان زوجين ، بيش از پيش بگوش ميرسد .

  12. کاربر زیر از بهمن برای پست مفید تشکر نموده است:


  13. Top | #7

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: نظام حقوق زن در اسلام (استاد مطهری)

    مستقل باشيم يا از غرب تقليد كنيم ؟


    موجب تأسف است كه گروهی از بی خبران می‏پندارند مسائل مربوط بروابط
    خانوادگی ، نظير مسائل مربوط به راهنمائی ، تاكسيرانی ، اتوبوسرانی ،
    لوله كشی و برق سالهاست كه در ميان اروپائيان بنحو احسن حل شده و اين ما
    هستيم كه عرضه و لياقت نداشته‏ايم و بايد هر چه زودتر از آنها تقليد و
    پيروی كنيم .
    اين ، پندار محض است ، آنها از ما در اين مسائل بيچاره‏تر و گرفتارتر
    و فرياد فرزانگان‏شان بلندتر است . از مسائل مربوط بدرس و تحصيل زن كه‏
    بگذريم در ساير مسائل خيلی از ما گرفتارترند و از سعادت خانوادگی كمتری برخوردار ميباشند .

  14. 2 کاربر از بهمن برای پست مفید تشکر نموده اند:


  15. Top | #8

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: نظام حقوق زن در اسلام (استاد مطهری)

    جبر تاريخ


    بعضی ديگر تصور ديگری دارند ، تصور ميكنند كه سستی نظم خانوادگی و راه‏
    يافتن فساد در آن ، معلول آزادی زن است و آزادی زن نتيجه قهری زندگی‏
    صنعتی و پيشرفت علم و تمدن است ، جبر تاريخ است و چاره‏ای نيست از
    اينكه به اين فساد و بی نظمی تن دهيم و از آن سعادت خانوادگی كه در قديم‏
    بود برای هميشه چشم بپوشيم .
    اگر اينچنين فكر كنيم بسيار سطحی و ناشيانه فكر كرده‏ايم . قبول دارم كه‏
    زندگی صنعتی خواه ناخواه بر روی روابط خانوادگی اثر گذاشته و ميگذارد .
    ولی عامل عمده از هم گسيختگی نظم خانوادگی در اروپا دو چيز ديگر است .
    يكی رسوم و عادات و قوانين ظالمانه و جاهلانه‏ای كه قبل از اين قرن در
    ميان آنها درباره زن جاری و حاكم بوده است تا آنجا كه زن برای اولين بار
    در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم در اروپا ، دارای حق مالكيت شد .
    ديگر اينكه كسانيكه به فكر اصلاح اوضاع و احوال زنان افتادند از همان‏
    راهی رفتند كه بعضی از مدعيان روشنفكری امروز ما ميروند و مواد پيشنهادی‏
    چهل گانه يكی از مظاهر آن است ، خواستند ابروی زن بيچاره را اصلاح كنند
    چشمش را كور كردند .
    بيش از آنكه زندگی صنعتی مسئول اين آشفتگی و بی نظمی باشد ، آن قوانين‏
    قديم متقدمان اروپا و اصلاحات جديد متجددانشان مسئول است . لهذا برای ما
    مردم مسلمان مشرق زمين هيچ ضرورت اجتناب ناپذيری نيست كه از هر راهی‏
    كه آنها رفته‏اند برويم و در هر منجلابی كه آنها فرو رفته‏اند فرو رويم .
    ما بايد بزندگی غربی ، هوشيارانه بنگريم . ضمن استفاده و اقتباس علوم و
    صنايع و تكنيك و پاره‏ای مقررات اجتماعی قابل تحسين و تقليد آنها بايد
    از اخذ و تقليد رسوم و عادات و قوانينی كه برای خود آنها هزاران بدبختی‏
    بوجود آورده است كه تغيير قوانين مدنی ايران و روابط خانوادگی و تطبيق‏
    آن با قوانين اروپائی يكی از آنهاست پرهيز نمائيم .

  16. کاربر زیر از بهمن برای پست مفید تشکر نموده است:


  17. Top | #9

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: نظام حقوق زن در اسلام (استاد مطهری)

    ما و قانون اساسی

    2 - صرفنظر از اينكه اين پيشنهادها خانمان برانداز و مخالف مقتضيات‏
    روانی ، طبيعی و اجتماعی است ، چنانكه بعدا توضيح داده خواهد شد ، از
    نظر انطباق با قانون اساسی چه فكری شده است ؟ از طرفی قانون اساسی تصريح‏
    ميكند هر قانون ی كه مخالف قوانين اسلامی باشد " قانون يت " ندارد و
    قابل طرح در مجلسين نيست . از طرف ديگر بيشتر مواد اين پيشنهادها
    مخالف صريح قانون اسلام است . آيا خود مغرب زمينی‏ها كه غرب زدگان ما
    اينچنين كوركورانه از آنها پيروی ميكنند قانون اساسی كشورشان را اينطور
    بازيچه قرار ميدهند .
    صرفنظر از مذهب ، خود قانون اساسی هر كشوری برای افراد آن كشور مقدس‏
    است . قانون اساسی ايران نيز مورد احترام قاطبه ملت ايران است . آيا
    با سمينارهای كذائی و چاپ كوپن و قيام و قعود نمايندگان ميتوان قانون
    اساسی را زير پا گذاشت ؟

  18. کاربر زیر از بهمن برای پست مفید تشکر نموده است:


  19. Top | #10

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: نظام حقوق زن در اسلام (استاد مطهری)

    عواطف مذهبی جامعه ايرانی


    3 - از معايب پيشنهادها و از مخالفت صريح آنها با قانون اساسی چشم‏
    ميپوشيم . هر چيز را اگر انكار كنيم اين قابل انكار نيست كه الان هم‏
    نيرومندترين عاطفه‏ای كه بر روحيه ملت ايران حكومت ميكند عاطفه مذهبی‏
    اسلامی است . بگذريم از عده بسيار معدودی كه قيد همه چيز را زده‏اند و از هر بی بند و باری و هرج و مرج‏
    طرفداری ميكنند ، اكثريت قريب باتفاق اين مردم پابند مقررات مذهبی‏
    ميباشند .
    تحصيل و درس خواندگی بر خلاف پيش بينی‏هائيكه از طرف عده‏ای ميشد ،
    نتوانست ميان اين ملت و اسلام جدائی بيندازد . بر عكس با اينكه‏
    تبليغات مذهبی صحيح كم است و بعلاوه تبليغات استعماری ضد مذهب زياد
    است ، درس خواندگان و تحصيلكردگان بنحو روز افزونی بسوی اسلام گرايش‏
    پيدا كرده‏اند .
    اكنون ميپرسم اين قوانين با اين زمينه روانی كه خواه ناخواه وجود دارد
    چگونه سازگار ميشود ؟ يعنی وقتی قانون عرف مطابقه با حكم صريح شرع اسلام‏
    نداشته باشد چگونه نتيجه‏ای گرفته ميشود ؟ فرض كنيد زنی در اثر اختلافها و
    عصبانيتها بمحكمه رجوع كرد و علی رغم رضای شوهر حكم طلاق ش صادر شد و سپس‏
    بعقد ازدواج مرد ديگری درآمد .
    اين زن و شوهر جديد در عين اينكه خود را بحكم قانون عرف ، زن و شوهری‏
    ميدانند ، در عمق وجدان مذهبی خود ، خود را اجنبی و بيگانه و آميزش خود
    را نامشروع و فرزندان خود را زنازاده و خود را از نظر مذهبی مستحق اعدام‏
    ميدانند .
    در اينحال فكر كنيد چه وضع ناراحت كننده‏ای از نظر روانی برای آنها
    پيش خواهد آمد ، دوستان و خويشاوندان مذهبی آنها با چه چشمی به آنها و
    فرزندان آنها نگاه خواهند كرد . ما كه نمی‏توانيم با تغيير و وضع قانون ،
    وجدان مذهبی مردم را تغيير بدهيم ، متأسفانه يا خوشبختانه وجدان اكثريت‏
    قريب باتفاق اين مردم ، از عاطفه مذهبی فارغ نيست .
    شما اگر متخصص حقوق و روانی از خارج بياوريد و مشاوره كنيد و بگوئيد
    ما چنين قوانينی ميخواهيم وضع كنيم اما زمينه روانی اكثريت مردم ما
    اينست و اين . ببينيد آيا در همچو زمينه‏ای نظر موافق خواهد داد ؟ آيا نخواهد گفت اينكار هزاران ناراحتی‏های‏
    روحی و اجتماعی توليد ميكند .

  20. 2 کاربر از بهمن برای پست مفید تشکر نموده اند:


اطلاعات تاپیک

کاربران حاضر در این تاپیک

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک هستند. (0 عضو و 1 مهمان)

این مطلب را به اشتراک بگذارید

قوانین ارسال

  • شما نمی‌توانید تاپیک جدید ارسال کنید.
  • شما قادر به ارسال پاسخ نیستید .
  • شما نمی‌توانید فایل ارسال کنید.
  • شما نمی‌توانید پست ‌های خود را ویرایش کنید.
  •  
دانشجو در شبکه های اجتماعی
افتخارات دانشجو
لینک ها
   
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
به دانشجو امتیاز دهید:

آپلود مستقیم عکس در آپلودسنتر عکس دانشجو

توجه داشته باشید که عکس ها فقط در سایت دانشجو قابل نمایش می باشند.

Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.1