مدرسان شریف ۹۳
سایت علمی دانشجویان ایران
دانـلـود مقـالات آی اس آی 
از تـمامـی پـایـگـاه های آنـلایــن، بـه سـادگـی!
هوافضا پژوهش (توسعه)
در حال نمایش 1 تا 8 از مجموع 8

تاپیک: تالاب گاوخونی

  1. Top | #1

    • مدير ارشد كشاورزی
    • تاریخ عضویت
      01-Feb-2008
    • رشته تحصیلی
      تولید و بهره برداری از گیاهان دارویی و معطر
    • محل سکونت
      زمين-اسمان-همين جا...
    • پست‌ها
      7,685
    • سپاس
      30,230
    • 20,878 تشکر در 7,338 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      58
    • امتیاز
      3245

    پیام تالاب گاوخونی

    تالاب گاوخونی



    نام انگلیسی: gavkhouny swamp

    نام فارسی: تالاب (باتلاق) گاوخونی

    تالاب گاوخوني يكي از بكرترين چشم‌اندازهاي طبيعي استان اصفهان محسوب مي‌شود كه به علت موقعيت جغرافيايي و مشكلات دسترسي به آن- به ويژه در گذشته- چهره طبيعي‌اش كمتر با اقدامات سودجويانه بشر دستخوش تغيير شده است، از اين رو جلوه‌هاي بي‌نظير و چشم‌انداز‌هاي زيبايي را براي اهل ذوق و دوستداران طبيعت در دامان خود به وجود آورده است. اين تالاب در آستانه ورود به كوير (مرز ميان اكوسيستم‌ آبي با خشكي) واقع شده و انعكاسي از شرايط حاكم بر اين دو بوم‌سازگان است.



    همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد.


    ...تلخ تر از خود جدايی ها...
    ...آنجايی است كه بعدها آن دو نفر مدام بايد وانمود كنند...
    ...كه چيزی بينشان نبوده...
    ...كه هيچ اتفاقی نيفتاده...
    ...كه از همديگر هيچ خاطره ای ندارند...




    تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز

    ترنسیس
  2. Top | #2

    • مدير ارشد كشاورزی
    • تاریخ عضویت
      01-Feb-2008
    • رشته تحصیلی
      تولید و بهره برداری از گیاهان دارویی و معطر
    • محل سکونت
      زمين-اسمان-همين جا...
    • پست‌ها
      7,685
    • سپاس
      30,230
    • 20,878 تشکر در 7,338 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      58
    • امتیاز
      3245

    پیام پاسخ: تالاب گاوخونی

    پوشش جانوری منطقه گاوخونی



    كف‌زيان و بي‌مهرگان
    تالاب‌‌ها به دليل داشتن شرايط مناسب براي رشد و تكثير حشرات، گرم‌ها و ساير بي‌مهرگان از لحاظ تنوع گونه‌اي غني بوده و از زيستگاه‌هايي محسوب مي‌شوند كه بيشترين تنوع زيستي حشرات را دارند. اين مسئله اگرچه در نگاه اول از ويژگي‌هاي مضر و غير مفيد آنها به شمار مي‌آيد، وليكن فراواني كرم‌ها و حشرات در تشكيل زنجيره‌هاي غذايي و بقاي بسياري از پرندگان، ماهي‌ها و ساير جانداراني كه وابسته به تالاب هستند،‌ بسيار حايز اهميت است. در يك بررسي انجام شده بر روي تنوع كفزيان در حاشيه شمال غربي تالاب (محل ورود رودخانه زاينده‌رود) انواع مختلفي از آنها مورد شناسايي قرار گرفته اند كه تحت تاثير تغييرات دماي و كيفيت فيزيكي و شيميايي در طول سال، تعداد و تنوع آنها نيز دستخوش تغيير مي‌شود .


    دوزيستان و ماهي‌ها
    دوزيستان حداقل در مرحله‌اي از زندگي و ماهي‌ها در تمام عمر خود وابسته به آب هستند. تالاب‌ها به عنوان بوم‌سازگان‌هاي آبي زيستگاه مناسبي براي زيست انواع ماهي‌ها و دوزيستان به شمار مي‌آيند. در آبراهه‌هاي حاصل از انشعاب رودخانه زاينده‌رود در بخش شمال غربي تالاب گاوخوني به علت برخورداري از پوشش گياهي انبوه و متراكم و هم‌چنين آب تازه‌اي كه حداقل در طول مدت كوتاهي از سال وارد آن مي‌شود، دوزيستاني از جمله وزغ، قورباغه و ماهي‌هايي همچون كپور و گمبوزيا زندگي مي‌كنند.

    مشاهده ماهي كپور در اين بخش از تالاب لزوم توجه بيشتر و بررسي‌هاي كارشناسي در قابليت سودآوري پرورش و صيد ماهي را مي‌طلبد. متاسفانه به علت آلودگي شديد آب زاينده‌رود و تالاب، هر از گاهي شاهد مرگ و مير بسياري از ماهي‌ها و آبزيان هستيم كه اين امر معمولاً به دو صورت اتفاق مي‌افتد:

    در حال اول مواد آلاينده و فاضلاب‌ها وارد شده به رودخانه و تالاب عمدتاً از مواد بسيار سمي، خطرناك و فلزات سنگين مي‌باشند كه مستقيماً مرگ و مير ماهي‌ها و آبزيانرا ب دنبال دارد. در اين حالت تلفات حاصله در محل ورود فاضلاب و در ايامي از سال كه ميزان آب رودخانه در حداقل ممكن است، بيشتر مي‌باشد.
    حالت ديگر،‌ مرگ و مير ناشي از اثرات غيرمستقيم و طولاني‌‌مدت مواد آلاينده است كه با تغييرات فيزيكي و شيميايي آب امكان مرگ و مير تنها به آبزيان ختم نمي‌شود و ساير جاندارن و پرندگان كه از اين آبيزيان آلوده تغذيه مي‌كنند نيز در معرض خطر از بين رفتن قرار مي‌گيرند.

    جدول زیر تعداد و انواع موجودات كفزي تالاب گاوخوني (تعداد در متر مربع)

    تعداد در شاخ (3) تعداد در شاخ (2) تعداد در شاخ (1) نام تاكسون
    0 0 2450 پوسته شفيره دوبالان Diptera
    700 0 0 Mononchida
    25 0 0 Hexagonia
    25 0 0 لارو فلس‌بالان Lepidoptera
    0 0 25 پوسته شفيره Lepidotera
    0 25 0 نيم‌بالان Hemiptera
    0 0 150 بال نيم‌بالان Hemiptera
    0 0 100 شكم‌پايان Gastropoda
    0 100 0 نوزاد سنجاقك Libellula
    50 0 150 لارو پشه Culex
    25 0 0 شفيره پشه Culex
    50 0 0 بالغ پشه Culex
    25 0 0 حلزون Planorbis
    0 0 50 لارو Isoperla
    0 0 50 پوسته Notonectidae
    50 0 0 كرم لوله‌اي Nematoda
    25 0 0 پوسته زنجره Cicada
    1175 0 400 كرم حلقوي Tubifex

    خزندگان و پستانداران
    مطالعه تاريخچه گذشته تالاب حكايت از آن دارد كه جانداران بسياري از جمله خزنده و پستاندار در تالاب گاوخوني و نواحي اطراف آن زندگي مي‌كرده‌‌اند و امروزه اغلب آنان از بين رفته يا نابود شده‌اند. در زمان‌هاي گذشته دسترسي به تالاب گاوخوني بسيار مشكل بوده و سيلاب‌هاي عظيمي كه در فصول زمستان وارد تالاب مي‌شد، آن را از آب شيرين و تازه سيراب مي‌كرده است. به اين ترتيب گاوخوني زيستگاه مناسبي براي بسياري از جانوران و پرندگان بوده است. در بيشتر نوشته‌هاي قديمي كه از تالاب گاوخوني نام برده‌اند، به حضور جانداراني اشاره شده كه شنيدن نام آنها موجب تعجب و حيرت ما مي‌شود. ميرزا حسين خان تحويلدار، از نويسندگان معروف گذشته اصفهان،‌ در اين باره مي‌نويسد: «خوك و خنزير كه گراز باشد، در اطراف گاوخوني رودشت اصفهان زياد به هم مي‌رسد. بزرگ‌هاشان را فرنگي و ارمني شكار مي‌كنند و در شهر جلفا مي‌فروشند».

    سیاه کوه منطقه گاوخونی


    گورخر از جمله پستانداراني است كه در زمان هاي گذشته و به تعداد زياد و در گروه‌هاي بزرگ در اطراف گاوخوني زندگي مي‌كرده‌اند. بر اين اساس برخي از نويسندگان از گاوخوني با نام گورخوني ياد كرده‌اند، چرا كه در آن ايام شكارچيان بسياري براي شكار گورخر به اين منطقه مسافرت مي‌كرده و راه‌هاي خاكي مخصوصي هم براي اين امر وجود داشته است. متاسفانه شكار بي‌رويه گورخر ايراني (الاغ وحشي) در نقاط مختلف ايران و از جمله تالاب گاوخوني نسل آن را در خطر نابودي كامل قرار داده و امروز تنها تعداد اندكي در برخي از نقاط ايران باقي مانده‌اند. در تالاب گاوخوني نيز ديگر خبري از آنها نيست.

    آهو، اين حيوان دشت‌زي زيبا كه آن را غزال نيز مي‌نامند، روزگاري در تپه ماهورهاي اطراف گاوخوني مي‌زيسته و احتمال مي‌رود هنوز تعداد انگشت‌شماري از آنها در ارتفاعات مجاور تالاب باقي مانده باشند. در گذشته اين حيوان در گروه‌هاي چند تايي براي نوشيدن آب و تامين غذا به بخش جنگل‌زار و نواحي حاشيه‌اي مي‌آمدند كه در بين راه بعضاً به وسيله شكارچيان شكار مي‌شدند. اگرچه اين حيوان سرعت دوندگي بسيار بالايي دارد (تا 110 كيلومتر در ساعت) اما اين سرعت تنها در زمان آغازين دويدن است و با گذشت زمان حيوان خسته شده و از پاي در مي‌آيد. شكارچيان آهو با اطلاع از اين موضوع با موتورسيكلت‌هاي تندرو در تپه‌هاي شني اطراف گاوخوني حيوان را دنبال و شكار مي‌كردند و گوشت آن را در ورزنه و روستاهاي اطراف مي‌فروختند.
    كل، بز، ميش، قوچ وحشي، خوك، گراز، انواع مار، مارمولك، سوسمار، گرگ، شغال، روباه شني، كفتار، لاك‌پشت، بزمجه، افعي شاخدار، جبير، خرگوش و انواع خفاش، ساير جانداراني هستند كه در زمان‌هاي نه چندان دور در تپه‌هاي شني حاشيه غربي، جنگل‌زار، ارتفاعات شمالي و حواشي تالاب گاوخوني زندگي مي‌كرده‌‌اند. اين حيوانات پس از احداث سد زاينده‌رود بر روي رودخانه و مهار آب آن و در نتيجه كم شدن آب تالاب و هم‌چنين شكار بي‌رويه، از بين رفته و نابود شده‌اند. امروز تنها تعداد اندكي از برخي از آنها برجاي مانده‌اند و از اين نظر حيات وحش تالاب خسارات غيرقابل جبراني را متحمل شده است.

    پرندگان

    يكي از برجسته‌ترين ويژگي‌هاي زيست‌محيطي تالاب گاوخوني تامين زيستگاه براي بسياري از پرندگان بومي و مهاجر در گذشته و حال مي‌باشد. بسياري از پرندگان مهاجر با سرد شدن هوا در مناطق شمالي و در مسير حركت خود به نواحي جنوبي، تالاب گاوخوني را براي زمستان‌گذراني انتخاب مي‌كنند. اين پرندگان با فرود خود بر گستره تالاب در اوايل پاييز و زمستان شور و نشاط وصف‌ناپذيري را در فضاي تالاب حاكم مي‌كنند. از اين جهت باتلاق گاوخوني را مي‌توان يكي از بارآورترين بوم‌سازگان‌هاي طبيعي استان اصفهان دانست كه بارزترين جلوه زيست‌محيطي‌اش حضور پرندگان در بخشي از سال است.
    پرواز گروهي قوها با گرد‌ن‌هاي دراز و كشيوده كه در آرايشي به شكل 7 در آسمان تالاب به پرواز در مي‌آيند و گاهگاهي براي تغذيه بر سطح تالاب‌ فرود آمده و سر خود را زير آب فرو مي‌برند، مشاهده انواع فلامينگو‌هاي آبچر با بدن‌هاي كشيده و پر و بالي به رنگ سفيد و قرمز، حضور پرنشاط انواع مرغابي‌ها، اگرت كوچك، خوتكا، سرسبز، غاز خاكستري، كاكايي‌ها، انواع كشيم، حواصيل، سليم كوچك، اگرت بزرگ، آبچليك‌ها،‌ آنقوت، اردك، تنجه، فيلوش، چنگر، سنقر تالابي، سار، خروس كولي، پليكان، بوتيمار، لك لك، مرگوس و پرندگان شكاري همچون عقاب تالابي، عقاب دو برادر، دليجه، شاهين و كركس، از جمله چشم‌اندازهاي زيبا و بي‌نظيري است كه در نتيجه حضور پرندگان شكل مي‌گيرد.


    تعداد و نوع پرندگان مهاجر و بومي تالاب گاوخوني در طي سال‌هاي مختلف بسيار متفاوت بوده و تحت تاثير كيفيت فيزيكي و شيميايي آب تالاب، ميزان گسترش درياچه، وجود منابع غذايي، تامين امنيت لازم و . . . قرار دارد. آن چه مسلم است، اين كه تنها در صورتي مي‌توان از آهنگ سريع كاهش فرود پرندگان در تالاب گاوخوني كاست كه فكري كارشناسي و اقدامي موثر در تامين منابع غذايي و امنيت لازم به مرحله اجرا گذارده شود. اين در حالي است كه در سال‌هاي اخير هر روز شاهد كاهش آب ورودي تالاب، افزايش آلودگي آن، شكار بي‌رويه و در نهايت تغيير مسير و مرگ و مير پرندگان هستيم. بر اساس آمار موجود (محيط زيست يزد- 1366 ) تعداد پرندگان مهاجر تالاب در حدود 40000 پرنده برآورد شده كه بيشترين تعداد آنها مربوط به انواع مرغابي‌ها شامل فيلوش، خوتكا، سرسبز و اردك سرحنايي بوده است .

    جدول زیر فهرست پرندگان منطقه تالاب گاوخوني


    ملاحظات خانواده نام گونه رديف
    فارسي علمي
    مهاجر و آبزي- داراي ارزش اقتصادي Anatidae كله سبز Anas platyrhynchos 1
    مهاجر فصلي- آبزي- داراي ارزش اقتصادي Anatidae خوتكا Anas crecca 2
    گوشت‌خوار- بومي Recurvirostridae Hixantopus himatopus 3
    آبزي- همه‌چيزخوار Anatidae اردك سرحنايي Agthya ferina 4
    خشك‌زي- شكاري و بومي Accipitridae سنقر تالابي Circus aeruginosus 5
    آبزي- مهاجر- دااي ارزش اقتصادي Rallidae چنگر Fulica atra 6
    خشك‌زي- شكاري بومي Pandiondae عقاب ماهي‌گير Pondion holiocuts 7
    خشك‌زي- گوشتخوار Accipitridae كركس Neopheron percnopteus 8
    كنارآبزي- همه‌چيز خوار Charadrlidae سليم كوچك Charadius alexandrinus 9
    كنارآبزي- مهاجر عبوري Charadrlidae خروس كولي Valnellus Vonellus 10
    كنارآبزي- گوشتخوار Charadrlidae سليم خاكستري Pluvialis squatarolu 11
    گياهخوار- بومي- داراي ارزش اقتصادي Phasianidae كبك Alectoris chukar 12
    كنارآبزي- مهاجر عبوري Scolopacidae كبك نوك پهن Limicola falciaellus 13
    آبزي- مهاجر- داراي ارزش اقتصادي Anatidae غاز خاكستري Limicola falciaellus 14
    مهاجر فصلي- داراي ارزش اقتصادي Anatidae فيلوش Anser anser 15
    آبزي- همه‌چيزخوار- مهاجر فصلي Podicipedidae كشيم كوچك Podiceps ruficollis 16
    آبزي- گوشتخوار- مهاجر فصلي Ardeidae اگرت بزرگ Egretta alba 17
    آبزي- گوشتخوار- مهاجر فصلي Ardeidae اگرت كوچك Egrettagarzetta 18
    آبزي- گوشتخوار- مهاجر فصلي Ardeidae حواصيل خاكستري inerea 19
    آبزي- گوشتخوار- مهاجر فصلي Laridae كاكايي سرسياه Larus ridibunelus 20
    آبزي- گوشتخوار- مهاجر فصلي Laridae كاكايي نقره‌اي Larus argentatus 21
    آبزي- گوشتخوار- مهاجر فصلي Laridae كاكايي صورتي Larus genei 22
    آبزي- گوشتخوار- مهاجر فصلي Laridae كاكايي پشت سياه Larus fuscus 23
    آبزي- گوشتخوار- مهاجر فصلي Laridae كاكايي نوك‌سبز Larus conus 24
    خشك‌زي- بومي Columbidae كبوتر چاهي Columba livia 25
    خشك‌زي- مهاجر Hirundinidae پرستو Hirunda rustica 26
    خشك‌زي- بومي Ploceiae گنجشك معمولي Passer domesticus 27
    خشك‌زي- گوشتخوار Acciptridae عقاب طلايي Agulia chrysaetus 28
    خشك‌زي- بومي Flaconidae دليچه Folco thinunculus 29
    كنارآبزي- گوشتخوار- مهاجر عبوري Scolopacidae آبچليك شكيل Philomochus Pugnax 30
    كنارآبزي- همه‌چيز خوار Gruidae درنا Grus grus 31
    همه‌چيز خوار- مهاجر- داراي ارزش اقتصادي Rallidae چنگر نوك سرخ Gallinula chloropus 32
    خشك‌زي- مهاجر عبوري Fringllrdae سهره معمولي Cardueluelis cerduolis 33
    خشك‌زي- گياهخوار Emerizidae زرده پره Emberiza app. 34
    آبزي-مهاجر فصلي- داراي ارزش اقتصادي Anatidae آنقوت Tadorna ferruginea 35
    همه‌چيزخوار- آبزي- داراي ارزش اقتصادي Anatidae تنجه Tadorna tadorna 36
    گياهخوار- داراي ارزش اقتصادي Anatidae اردك خاكستري Anas strepera 37
    آبزي- همه‌چيز خوار- داراي ارزش اقتصادي Anatidae اردك نوك پهن Anas clypeata 38
    آبزي- همه‌چيزخوار- داراي ارزش اقتصادي Anatidae اردك تاجدار Netta ruina 39
    آبزي- مهاجر فصلي- داراي ارزش اقتصادي Anatidae قوي گنگ Cygnus olor 40
    آبزي- گوشتخوار Recurvirostridae آوست Reecurivirrostxa avosetta 41
    خشك‌زي- بومي Accipitridae ساركپه Buteo buteo 42
    كنارآبزي- همه‌چيز خوار Charadrlidae سليم طوقي Chradrius hiatcula 43
    كنارآبزي- همه‌چيز خوار Charadrlidae سليم شني Chradrius leschenaulitl 44
    آبزي- مهاجر عبوري Scoliopacidae آبچليك تالابي Tringa stagnatilis 45
    آبزي- گوشتخوار Ardeidae بوتيمار Botauru stellaris 46
    آبزي- گوشتخوار- مهاجر Phalacrocoracidae باكلان Phalacrocrax carbo 47
    آبزي- مهاجر فصلي Podicipedidae كشيم بزرگ Podiceps cristatus 48
    آبزي- همه‌چيز خوار Pelecanidae پليكان سفيد Pelecanus onocrotulus 49
    آبزي- گوشتخوار- مهاجر فصلي Ardeidae بوتيمار كوچك Hxborychus minutus 50
    آبزي- همه‌چيز خوار- داراي ارزش اقتصادي Anatidae اردك سرسياه Aythya marila 51
    آبزي- گوشتخوار Ciconidae لك لك Ciconia ciconia 52
    آبزي- مهاجر عبوري Laridae پرستوي دريايي Sterna sondivicensis 53
    خشك‌زي- بومي Strigidae جغد كوچك Athene noctua 54
    خشك‌زي- مهاجر فصلي Coraclldae سبزقبا Coracias garulus 55
    خشك‌زي- بومي Upupidae هدهد Upupa epops 56
    خشك‌زي- بومي Alaudidae چكاوك Alauda aruensis 57
    كنارآبزي- مهاجر عبوري Charadrlidae سليم طلايي Pluvialis apricaria 58
    آبزي- گوشتخوار Scolopacidae آبچليك خالدار Tringa gloreda 59
    آبزي- مهاجر فصلي Anatidae اردك بلوطي Aythya nyroca 60
    مهاجر فصلي --- فلامينگو Phoenicoptorus ruber 61
    --- --- چوب‌پا Himantopus himantopus 62
    آبزي- مهاجر فصلي Scolopacidae آبچليك قرمز Tringa totanus 63
    آبزي- مهاجر Anatidae مرگوس حنايي Mergus serrator 64
    آبزي- زمستان گذراني Ardeidae حواصيل زرد Ardea rattoides 65
    آبزي- همه‌چيز خوار Threskiornithidae كفچه نوك Platalea leucorodia 66
    خشك‌زي Motacillidae دم‌جنبانك زرد Matacilla flava 67
    مهاجر فصلي- آبزي Anatidae اردك مرمري Anas asgustriostris 68
    آبزي- گوشتخوار Scolopacidae آبچليك آوازخوان Tringa hypolecous 69
    كنارآبزي- گوشتخوار Charadrildae سليم كوهي Euetomois morinellus 70
    آبزي- گوشتخوار Scolipacidae آبچليك تك‌زي Tringa ochropus 71
    آبزي- داراي ارزش اقتصادي Anatidae اردك چشم‌طلايي Bucephala clangula 72
    آبزي- گوشتخوار Ardeidaae حواصيل ارغواني Ardea purpura 73
    خشك‌زي Apodioae ابرخورك Apus apus 74
    خشك‌زي- بومي Algedinidae ماهي خورك Alcedo ottis 75
    خشك‌زي- بومي Motacillae دمجنبانك خاكستري Motacilla cinenea 76

    جدول زیر آمار پرندگان آبزي و مهاجر تالاب گاوخوني

    تعداد نام گونه
    غاز خاكستري Anser anser
    415 آنقوت Tadorna ferruginea
    848 تنجه Tadorna tadorna
    369 سرسبز Anas platyrhynchos
    3852 خوتكا Anas crecca
    4775 فيلوش Anas acuta
    3595 اردك سرحنايي Aythya farina
    9229 انواع مرغابي Duck sp.
    5462 چنگر Fulica atro
    6 حواصيل خاكستري Ardea cinoea
    12 اگرت بزرگ Egretta alba
    3124 فلامينگو Phoenicopterus ruber
    224 كاكايي سرسياه Larus ridibunelus
    64 سنقر تالابي Circus aeruginosus
    بيش از 10000 سار ---

    در پايان اميد است تالاب گاوخوني، اين گوهر درخشان كوير مركزي و تنها بوم‌سازگان آبي گسترده بكر و تالابي استان اصفهان كه نقش به‌سزايي در جلوگيري از گسترش كوير، حيات و بقاي پرندگان مهاجر و جانداران ديگر، شكل‌گيري جوامع گياهي انبوه و متراكم نمك‌دوست، ايجاد تفرجگاه طبيعي براي استفاده عموم و فراهم كردن فرصتي مناسب براي انجام امور پژوهشي و تحقيقاتي در زمينه‌هاي جانودشناسي، گياه‌شناسي و بوم‌شناسي دارد، بيش از اين مورد دست‌درازي و چپاول اهداف سودجويانه بشر و كم‌لطفي مسئولين امر قرار نگيرد، در غير اين صورت در آينده‌اي نزديك شاهد مرگ تدريجي آن و شكل‌گيري يك فاجعه زيست‌محيطي كه با خاموشي كامل اين گوهر درخشان و از دست دادن آن تا ابد همراه است.
    همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد.


    ...تلخ تر از خود جدايی ها...
    ...آنجايی است كه بعدها آن دو نفر مدام بايد وانمود كنند...
    ...كه چيزی بينشان نبوده...
    ...كه هيچ اتفاقی نيفتاده...
    ...كه از همديگر هيچ خاطره ای ندارند...




    تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز

  3. Top | #3

    • مدير ارشد كشاورزی
    • تاریخ عضویت
      01-Feb-2008
    • رشته تحصیلی
      تولید و بهره برداری از گیاهان دارویی و معطر
    • محل سکونت
      زمين-اسمان-همين جا...
    • پست‌ها
      7,685
    • سپاس
      30,230
    • 20,878 تشکر در 7,338 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      58
    • امتیاز
      3245

    پیام پاسخ: تالاب گاوخونی

    پوشش گیاهی منطقه گاوخونی



    تيره اسفناج
    گياهان اين تيره غالباً علفي و نمك‌دوست هستند كه در بيشتر مناطق شور كويري و خشك جهان از جمله در كناره درياها، باتلاق‌ها و مرداب‌ها به خوبي رشد كرده و اجتماعات قابل ملاحظه‌اي را تشكيل مي‌دهند. تالاب گاوخوني هم به خاطر داشتن حاشيه‌هاي مرطوب و شور، زيستگاه مناسبي براي رشد بسياري از گونه‌هاي شور رست اين تيره مي‌باشد، به نحوي كه تنوع گونه هاي گياهي متعلق به اين تيره در مقايسه با تيره‌هاي ديگر سهم بيشتري را در تركيب رويش‌هاي منطقه ايفا مي‌كند. از گونه‌هاي متعلق به اين تيره كه در جوامع گياهي مختلف منطقه به خوبي قابل مشاهده هستند،‌ مي‌توان به گونه‌اي از جنس لارك سلمه تره، كورنولاكا ژيرژنسونيا، گنگ (آغنه)، هالوستاكيس (قعر)، تاغ، جاروقزويني،(شكرشور)، لوندزيا گونه‌هاي مختلف سالولا، جفته شور (شيرمال)، اشنان (ايشنون) و سياه‌شور (كاندول) اشاره كرد. از بين گياهان ذكر شده از جنس لارك (آنابازيس) آلكالوييدي به نام آنابازين (ايزومرنيكوتين) كه داراي خاصيت حشره‌كشي بسيار قوي و سمي مي‌باشد، استخراج مي‌كنند . مي‌توان از گونه‌ةاي مختلف سالسولا (چشموك، زراق، سرمه) كه گل‌هاي رنگارنگ و چشم‌نوازي دارند، در ايجاد فضاي سبز مناطق كويي و از خاكستر برخي از گونه‌هاي آن به علت داشتن مواد قليايي فراوان به جاي سود استفاده كرد. به علاوه اين گياه داراي خواص درماني بوده و اعضاي آن داراي اثر ملين و مدر است. از انواع سالولا ماده‌اي به نام سالسولين نيز استخراج مي‌كنند كه پايين‌آوردنده‌ي فشار خون مي‌باشد. همچنين در زمان‌هاي گذشته از بخش‌هاي هوايي و خرد شده گياه اشنان براي شستن لباس استفاده مي‌شود.


    تيره گز
    گونه‌هاي مختلف گز بيشتر در كنار آب‌هاي شور، زمين‌هاي شوره‌زار و كنار رودخانه‌ها مي‌رويند و شامل درختچه‌ها و يا درختاني با برگ‌هاي نوك‌تيز سوزني و يا پولك‌مانندي است كه به طور فشرده روي هم قرار مي‌گيرند و از لحاظ ظاهري شكلي شبيه سرو دارند. در شمال غربي تالاب گاوخوني و در مجاور آبراهه‌هاي متعددي كه به تالاب ختم مي‌شوند، پوششي فراوان، متراكم و از گونه هاي گز با ارتفاع قابل ملاحظه‌اي رشد مي‌كنند كه به همين دليل اين بخش از منطقه به جنگل‌زار مشهور است. پوست برخي از انواع درختچه‌هاي گز داراي تانن فراوان مي‌باشند كه اثر قابض داشته، به‌علاوه مدر، اشتها آور و مقوي مي‌باشد. پنج گون مختلف از انواع گز شامل شوره گز، گز گلبرگ نازك، گز چهار مادگي و . . . در اين بخش از تالاب وجود دارند. متاسفانه در زمان‌هاي گذشته اهالي مناطق مجاور درختچه‌هاي گز اين ناحيه را كه به صورت بيشه‌زارهاي متراكمي بودند، براي تهيه ذغال و همچنين سوخت به طور بي‌رويه قطع مي‌كردند كه امروزه با منسوخ شدن اين كار، خسارات گذشته تا حدود زيادي ترميم شده و سيماي جنگلي خود را دوباره باز يافته است.


    تيره كاسني
    اين تيره داراي ده گونه مختلف در منطقه است كه بيشتر بر روي دامنه‌ كوه‌هاي مجاور كه كمتر تحت شوري تالاب قرار مي‌گيرند، رشد مي‌كنند. اين گياه با گل‌هاي رنگارنگ خود مناظر زيبايي را در اوايل فصل بهار در اين مناطق ايجاد كرده و در مدت كوتاهي خزان مي‌شوند. از گونه‌هاي متعلق به اين تيره كه در مناطق مذكور رشد مي‌كنند مي‌توان به درمنه،‌ شكر تيغال، گياهي با نام محلي تلچه، گل بابونه، سنسيو و . . . اشاره كرد. گونه درمنه از گياهان خوشخوراك است كه مي‌تواند در چراي دام موثر باشد. از اين گياه اسانسي عليه سويه‌هاي مختلف باكتريايي و قارچي تهيه مي‌شود.


    تيره پيچك صحرايي
    اين تيره فقط داراي يك گونه در منطقه است كه در مسيرهاي آبرفتي كه در زمستان توسط آب پوشيده مي‌شوند و در خاك‌هاي شور استقرار مي‌يابند، تيره پيچك صحرايي را مي‌توان در مجاورت آبراهه‌هايي كه در نتيجه انشعاب رودخانه زاينده‌رود و در محل ورود به تالاب به وجود آمده است، مشاهده كرد. اين تيره به نام محلي ليواش معروف است.


    تيره شب‌بو
    هفت گونه‌ي مختلف از اين تيره در منطقه شناسايي شده‌اند. بسياري از اين گونه‌هاي تيره شب‌بو مصرف غذايي و يا ارزش دارويي دارند. بيشتر آنها دراي گلوكوزيد گوگردي هستند كه در استخراج اسانس‌هاي گوگردي كاربرد دارند. گياهان دارويي در اين تيره بسيار هستند و از گذشته دور مورد استفاده قرار مي‌گرفته‌اند. همچنين بسياري از گونه‌هاي اين تيره زينتي هستند. گياهي با نام محلي شلغمي، گونه‌اي از جنس تره‌تيزك (چاله حموم) و دو گونه از جنس استريگموستوم و از جمله گونه‌هاي متعلق به اين تيره در تالاب گاوخوني هستند.


    تيره ريش بز
    تنها گونه متعلق به اين تيره در منطقه ريش بز (ارمك، افدرا) مي‌باشد كه به علت شكل ظاهري انشعابات ساقه گياه به اين نام معروف است. اين گياه را مي‌توان در ارتفاعات بالاي كوه سياه به خوبي مشاهده كرد كه از تراكم پوشش نسبتاً خوبي برخوردار است. بردباري اين گياه نسبت به شوري كم است و از اين رو د رمجاورت درياچه رشد نمي‌كند. اين گياه خوش‌خوراك بوده و براي تامين علوفه دام استفاده مي‌شود. گونه‌هاي مختلف افدرا كم و بيش داراي آلكالوئيدي معروف به نامافدرين هستند كه مصرف وسيعي در پزشكي دارد. افدرين استخراج شده شبيه آدرنالين عمل مي‌كند و محرك مغز و اعصاب، از بين برنده خستگي و ناراحتي، افزايش‌دهنده فشار خون، آرام‌ كننده حركات روده‌اي و تسكين‌دهنده‌ و معالجه كننده روماتيسم مي‌باشد. افدرا در بين گياهان دارويي موجود از قوي‌ترين گياهان دارويي موثر برونش‌ها مي‌باشد و يكي از قديمي‌ترين گياهان دارويي جهان است. اغلب اشخاص بايد بارها از دارويي بدون نسخه سرماخوردگي كه داراي ماده شيميايي پزودو افدرين است،‌ استفاده كرده‌اند، بدون اين كه بدانند بنيان اين دارو از گياه دارويي افدرا مي‌باشد كه احتمالاً‌ بيش از 5 هزار سال سابقه‌ي شفابخشي داد. زنان باردار، مادران شيرده، اشخاص با فشار خون بالا، بيماران قلبي و . . . مي‌بايست در مصرف آن محتاط باشند .


    تيره شمعداني
    گونه‌اي از جنس اروديوم تنها گياه اين تيره در منطقه است كه در خاك‌هاي لومي كه داراي مقادير شن، رس و سيلت به اندازه يكسان مي‌باشند،‌ رشد مي‌كند و در نواحي صخره‌اي پوشيده شده توسط درمنه نيز مي‌توان آن را مشاهده كرد. اين گياه داراي گل‌هايي به رنگ قهوه‌اي متمايل به قرمز است.


    تيره گندميان
    اين تيره شامل گونه‌هاي ني، چمن شور، جارو پيغمبري (نيسي) ارموپيرم و . . . مي‌باشد كه بيشتر گياهاني علفي، يك‌ساله يا چند ساله مي‌باشند و از لحاظ تامين علوفه دام اهميت دارند. چمن شور كه در بخش جنگل‌زار به خوبي رشد مي‌كند و يا يا جارو پيغمبري كه در ارتفاعات و جامعه گياهي درمنه وجود دارد،‌ هر يك براي چراي دام به كار مي‌روند. از بين گونه‌هاي مختلف اين تيره بعضي گياهان از فراواني بيشتري نسبت به ساير گونه‌ها برخودار بوده و پوشش‌هاي متراكمي را در ناحيه شمال غربي تالاب به وجود مي‌آورند. بهره‌برداري از گياه ني امروز در بسياري از تالاب‌هاي كشور و جهان براي مصارف گوناگون متداول است، به نحوي كه مي‌توان از آن‌ در ساخت بخش‌هايي از خانه، ديوار پيش‌ساخته‌‌اي به نام كانتكس، تهيه خمير مقوا و كاغذ و نئوپان و علوفه استفاده كرد. از مشخصات جالب توجه ديگر در مورد ني اين است كه برگ‌هاي اين گياه در هنگام پوشيده شدن توسط آب،‌ اين شرايط را تحمل نكرده و سريع مي‌ريزند. اين امر معيار خوبي است كه مي‌تواند حداكثر بالا‌ آمدن آب در تالاب را نشان دهد.


    تيره شب‌خسب
    كهورك (جغجغه يا كيليوني) گونه متعلق به اين تيره است كه در خاك‌هاي رسوبي بين محصولات زراعي و زمين‌‌هاي شور و در مسير رودخانه و آبراهه‌هاي منتهي به تالاب رشد مي‌كند.


    تيره گل جاليز
    گونه‌اي از گل جاليز در اطراف تالاب و بر روي زمين‌هاي شني رشد مي‌كند. اين گياه فاقد كلروفيل مي‌باشد و بيشتر انگل ريشه درختچه‌هاي گز در منطقه است. جالب است بدانيم كه برخي از گونه‌هاي گل جاليز به عنوان تونيك، مقوي و رفع كننده‌ي ناراحتي‌هاي خون بوده و در معالجه‌ي عقيمي به‌كار مي‌روند.


    تيره پروانه‌آساها
    گياهاني ا زاين تيره كه در محدوده تاباب گاوخوني وجود دارند،‌ عبارت‌اند از: خارشتر، شيرين بيان (مجو) و سه گونه از گياه گون ......، كه بيشتر بر روي زمين‌هاي شني و خشك حاشيه‌اي رشد مي‌كنند. خارشتر گياهي است خاردار كه در بيشتر نقاط خشك و بياباني ايران رويش مي‌كند و از سرشاخه‌هاي آن براي چراي دام استفاده مي‌شود. از ريشه گياه شيرين بيان (شيرين بنان) هم ترگيبات گليسيريزين به دست مي‌آورند كه مصرف دارويي دارد و از قديم ريشه‌ي آن به صورت دم كرده براي درمان برخي از بيماري‌هاي متداول بوده است . اين گياه در بوشهر و فارس با نام مهك و در تهران و شمال ايران با نام شيرين بيان، كرمان «متكي» و اصفهان «ميجو يا مژو» معروف است و در كتب طب سنتي قديم سوس (به معناي ريشه‌ي شيرين بيان) معرفي شده است. از عصاره شيرين‌بيان و عرق آن هم‌چنين مشروب غيرالكلي فرح‌بخشي درست مي‌كنند كه به آن كوكو (coco) مي‌گويند. برداشت ريشه يا ساقه اين گياه براي مصارف دارويي بايد در سال سوم هنگامي كه برگ‌هاي آن در حال ريختن است، انجام گيرد، زيرا در اين مرحله از رشد گياه ريشه‌ آن حداكثر ماده گليسيريزين را دارد .


    تيره علف هفت‌بند
    اسكنبيل و كاروانكش دو گونه‌ي اين تيره هستند كه در نقاط شني رشد مي‌كنند. از اسكنبيل براي تثبيت تپه‌هاي شني حاشيه تالاب مي‌توان استفاده كرد.


    تيره سيب زميني
    تنها گونه اين تيره در منطقه گرگ تيغ(اشك) است كه به خاطر تيغ‌هاي مشهورش به اين نام خوانده مي‌شود. كاربرد اين گياه در مناطق كويري و خشك در ايجاد حصارهاي طبيعي است.


    تيره چتريان (جعفري)
    گونه اي از جنس آنقوزه، گياهي با نام محلي خولگي، خارخروسك و شومانيا از جمله گياهان اين تيره هستند كه در منطقه رويش دارند.


    تيره قيچ

    سه گونه از اين تيره در منطقه رشد مي‌كنند كه شامل اسپند، خارخسك (نخودي) و قيچ مي‌باشند. اسفند يا اسپند كه در كتب طب سنتي با نام حرمل آمده است و نوعي سداب وحشي است، خاصيت دارويي داشته و دانه آن مخدر است و به عنوان تب‌بر، كاهنده درد معده و در معالجه كرم‌هاي روده در مردان استفاده مي‌شود. جوشانده برگ آن براي درمان رماتيسم و ريشه آن براي كشتن برخي از حشرات موذي مفيد است. خارخاسك با نام‌هاي ديگري همچون شكرهنج و خار سوهك نيز معروف است، براي افزايش شير، از بين بردن انگل‌هاي شكم، معالجه آبسه، اسهال خوني،‌ درمان اسهال خوني، درمان التهاب روده و برفك دهان و . . . به كار مي‌رود.
    قيچ در اغلب نقاط به كل قيچ نيز معروف است و با نام‌هاي ديگري همچون آقاجي، زرين‌چو،‌ قره‌قان و كچ نيز خوانده مي‌شود، گياهي است چند ساله به صورت درختچه‌‌هاي كوچك كه در ارتفاعات مشرف به تالاب از جمله دامنه كوه سياه رويش مي‌كند. در گذشته اين گياه براي تهيه سوخت و ذغال استفاده مي‌شد .

    جامعه‌شناسي گياهي
    نام‌گذاري و شناخت جوامع گياهي همواره مورد توجه بسياري از پژوهشگران علم بوم‌شناسي نظير براون بلانكه، روشرت، موراوس و غيره بوده است كه هر يك سعي كرده‌اند با پيشنهاد قوانين خاص نامگذاري، نظام معرفي واحدهاي رويشي و جوامع گياهي را بهبود بخشند.
    براون بلانكه قطعاتي از پوشش گياهي را با تركيب گونه‌اي مشابه كه به صورت تيپ‌هاي مجزا به يكديگر مرتبط مي‌شوند و هر يك با خصوصيات جامعه‌پذيري و تركيب گياگاني معين و به وسيله‌ي گونه‌هاي شاخص قابل تشخيص هستند، به عنوان جامعه معرفي كرد .
    در بررسي و مطالعه پوشش گياهي منطقه، پس از تفكيك گروه‌ها و تعيين درجه وفاداري گونه‌هاي موجود در هر يك از گروه‌ها به صورت گونه‌هاي شاخص، همراه و تصادفي 14 جامعه گياهي تشخيص داده شدند . در ذيل با توجه به ملاك‌هاي ديگر از جمله ميزان پوشش، شكل حياتي و نوع رويش‌گاه، هر گاه از اين جوامع توصيف مي‌شوند.

    جامعه ني
    اين جامعه داراي گونه شاخص ني‌ مي‌باشد و در بخش شمالي تالاب در محل ورود زاينده‌رود به آن و در مسير آبراهه‌هاي متعددي كه در نتيجه انشعاب در اين رودخانه حاصل شده است، سطح وسيعي را اشغال مي‌كند . ارتفاع پوشش در اينجا بيشتر از جوامع ديگر مي‌باشد و به خوبي مي‌توان آن را از جوامع ديگر تفكيك كرد.

    گونه‌هاي همراه در اين جامعه عبارت‌اند از: گنگ، گز، چهارمادگي و گياه شور.
    گياه ني از گروه آب‌رست‌ها است كه در نواحي با سطح ايستايي بالا رشد مي‌كند و داراي تعرق اندكي مي‌باشد. گياهان متعلق به اين گروه تجمع نمك را زياد كرده و موجب ايجاد نواحي باتلاقي مي‌شوند .
    به علت بالا بودن ارتفاع پوشش گياهان ني كه در برخي نقاط تا 4 متر نيز مي‌رسد، اين جامعه سهم مهمي در جلوگيري از انتقال شوري به نقاط مجاور دارد، زيرا كه باد هنگام وزيدن در سطح درياچه مقداري آب و نمك با خود به همراه مي‌برد كه در هنگام رسيدن به اين ديوار محافظ به مقدار قابل ملاحظه‌اي سرعت وزش باد كاهش يافته و مانع انتقال شوري از اين طريق مي‌شود. اين در حالي است كه در بخش شمالي تالاب و در فاصله‌اي نه چندان دور، زمين‌هاي مزروعي گسترده‌اي وجود دارند كه در معرض چنين بادهايي مي‌باشند.
    سطح آب آبراهه‌ها در اين جامعه در برابر وزش باد مصون مي‌ماند و پناهگاه مناسبي را جهت زيست پرندگان اين منطقه فراهم مي‌كند. همچنين آنها را از ديدگاه شكارچيان مخفي نگه مي‌دارد. از طرف ديگر ساقه‌هاي زيرزميني گياه ني كه موجب رشد سريع و غيرجنسي آن مي‌شود، مورد تغذيه ماهي كپور قرار مي‌گيرد.

    جامعه گز
    اين جامعه به صورت نوارهاي انبوهي در مسير آبراهه‌هايي كه از انشعاب رودخانه زاينده‌رود به وجود آمده است، از محلي به نام قلعه شاخ‌كنار شروع شده و تا محلي به نام بنجيا واقع در بخش چراگاه كه نقطه شروع گسترش جامعه ني مي‌باشد، ادامه دارد. اين جامعه در دو طرف هر يك از آبراهه‌ها تا مسافت ده‌ها متر گسترش دارد .
    جامعه‌ي گز محل رويش انواع مختلفي از گونه‌هاي گز مي‌باشد كه عبارت‌اند از : گز گليرگ نازك، شوره گز، گز چهار مادگي و دو گونه گز ديگر.
    علت تنوع و رشد انبوع گونه‌هاي گز در اين جامعه، رشد سريع اين گياه و مقاومت و سازگاري آن با خاك‌هاي شور، اراضي پست و سطح آب زيرزميني بالا است .
    گز بيشتر به صورت درختچه‌اي است و داراي ارتفاع بالاتري نسبت به ساير جوامع گياهي منطقه، به جز جامعه‌ي ني مي‌باشد. در اين جامعه همانند جامعه ني ارتفاع پوشش در برخي نقاط تا 4 متر نيز مي‌رسد و همانند ني مي‌تواند حركت يا سرعت بادهاي حاوي نمك را كه از سطح درياچه به ساير نقاط مي‌وزد، كاهش دهد. همچنين مي‌توان براي ايجاد ديوار محافظ در مناطق كشاورزي كمك گرفت . از طرف ديگر گز جزو گروه چاه‌رست‌ها مي‌باشد كه ريشه‌هاي آن به سطح آب مي‌رسد و اثر معني‌داري بر رژيم آب زيرزميني دارد .

    گونه‌هاي شاخص اين جامعه عبارت‌اند از: انواع گز (ليواش)، سياه‌شور (كاندول).
    گونه‌هاي همراه شامل: ني، خارشتر، گرگ تير (اشك) و نوعي گز مي‌باشد.

    جامعه هالوستاكيس (قعر)
    جامعه فوق در يك منطقه نسبتاً وسيع، از مجاور قلعه ‌شاخ كنار و جاده شروع شده و تا جامعه گنگ و در برخي نقاط تا جامعه گز گسترش مي‌يابد. به علت شوري بالاي خاك، پوشش از تنوع كمي برخوردار مي‌باشد.
    هم‌چنين به علت شوري زياد خاك سطحي امكان استقرار و رويش گياهان يك‌ساله در اين جامعه وجود ندارد و در بين برداشت‌هاي قطعات نمونه، هيچ گونه گياه يك‌ساله مشاهده نشد .
    گونه شاخص اين جامعه هالوستاكيس مي‌باشد. اين گونه گياهي متعلق به گروه چاه‌رست‌ها مي‌باشد. در اين گروه سيستم ريشه‌اي معمولاً به سطح آب زيرزميني مي‌رسد و نقش مهمي بر روي رژيم آب زيرزميني دارند و به طور معمول غلظت مواد معدني آب زيرزميني را هنگامي كه جريان آب كند باشد،‌ افزايش مي‌دهند. اين گونه گياهي در نقاط مرطوب و يا شوره‌زارهايي كه داراي خاك پف كرده مي‌باشند رشد كرده در بيشتر سواحل درياچه هاي شور ديده مي‌شود.
    گونه‌هاي همراه اين جامعه شامل گنگ و اوشنان است.

    جامعه گنگ
    جامعه فوق كم و بيش عضو پايدار و سازگار رويش در مرداب‌هاي شور است و گونه شاخص آن گنگ مي‌باشد. اين گياه يكي از مشخص‌ترين گياهان شوره‌زارها است و در بسياري از شوره‌زارهاي ايران كه سطح آب زيرزميني بالا يا سطحي مي‌باشد،‌ رشد و نمو مي‌كند .
    به نظر مي‌رسد عامل اصلي استقرار اين گياه در اراضي پست و حاشيه‌اي تالاب‌هاي شور كه داراي سطح آب زيرزميني بالا هستند، پوشيده شدن اين مناطق توسط آب مي‌باشد كه هر چند وقت ممكن است اتفاق افتاده و موجب افزايش رطوبت خاك و شستن نمك‌هاي سطحي خاك شود كه اين خود زمينه را براي جوانه‌زني و رشد گياه فراهم مي‌كند. ويزل كشف كرد كه دانه‌هاي اين گياه در يك گستره معين از غلظت نمك (تا اندازه m 6/0) رشد مي‌كند . اين گستره از نمك در طبيعت با پوشيده شدن چنين مناطقي به وسيله آب فراهم مي‌شود، زيرا پوشيده شدن توسط آب در فواصل زماني مختلف صورت مي‌گيرد،‌يك رطوبت مطلوب و نه اشباع از آب را در خاك سبب مي‌شود. هم‌چنين مقدار شوري خاك را در سطح فوقاني تا سطح شوري آبي كه آن را مي‌پوشاند،‌ تغيير مي‌دهد. البته نظير چنين عملكردي از طريق بارندگي چنان چه قابل ملاحظه باشد،‌ تحقق مي‌يابد.

    جامعه شور
    اين جامعه در محل چراگاه و در مجاورت محلي به نام شاخ كوه‌سياه كه در حقيقت آبراهه‌اي است كه از انشعاب رودخانه زاينده‌رود حاصل شده است، به صورت متراكم با پوشش بالا گسترش دارد. اين جامعه مانند جامعه قبل در هنگام افزايش آب رودخانه و پيشروي آب پوشيده شده و گونه شاخص آن گياه شور مي‌باشد. اين گياه جزو گروه مويينه‌ آب‌رست‌ها و از گياهان شور رست مي‌باشد كه از آب مويينه‌اي و سطحي (كمتر از يك يا دو متر)‌ استفاده مي‌كند . رشد خالص اين گياه اغلب ايجاد يك چمن‌زار متراكم را مي‌كند. هم‌چنين اين گونه گياهي جهت تامين بخشي از غذاي دام موجود در منطقه مورد چرا قرار مي‌گيرد.
    گونه‌هاي همراه در اين جامعه عبارت‌اند از: گز، گلبرگ نازك، گنگ و قعر.

    جامعه گون
    جامعه گون در حاشيه تپه‌هاي شني واقع در بخش شمال غربي و در مجاورت با قلعه ‌اي معروف به نام شاخ ميان واقع شده است. اين جامعه در تثبيت شن‌هاي روان كه توسط باد حمل مي‌شود، داراي اهميت فراوان است، زيرا كمي دورتر از اين ناحيه زمين‌هاي مزورعي گسترده‌اي وجود دارد كه همواره در معرض خطر پوشيده شدن به وسيله‌ي شن‌هاي روان مي‌باشند.
    گياهان اين جامعه بيشتر از انواع ماه‌پسند بوده و توان سازگاري در چنين شرايطي را دارا مي‌باشند و به علت تنوع پوشش در اينجا مقايسه با بسياري از جوامع ديگر منطقه بالا است. با وجود اين نمي‌توان تاثير تالاب را بر اين ناحيه ناديده گرفت،‌ چرا كه بادهايي كه از سطح تالاب به اين ناحيه مي‌وزد، مرطوب و حاوي ذرات نمك مي‌باشد كه در افزايش رطوبت خاك و شوري آن در اين جامعه نقش به‌سزايي دارد.
    علت تعدد گونه‌هاي‌ گياهي در اين جامعه دوري آنها از تالاب و در نتيجه استقرار گياهان غير بردبار و يا كم بردبار به شوري مي‌باشد.

    جامعه اشنان- چشموك
    اين جامعه در محلي به نام قلعه شاخ ميان و در ضلع جنوبي رودخانه زاينده‌رود،‌ در محل ورود به تالاب گاوخوني، بعد از جامعه گنگ استقرار داشته و به طرف تپه‌هاي شني گسترش دارد.
    بافت نسبتاً‌ شني خاك در اين منطقه موجب شده همانند جامعه قبل، خاك آن كمتر تحت شوري مرداب قرار گيرد و تنوع گياهي در اينجا نيز بالا باشد .
    گونه شاخص اين جامعه شامل زارق، چشموك، سرمه، گونه‌اي از جنس لارك و اوشنان مي‌‌باشد و گونه‌هاي همراه عبارت‌اند از: ليواش، گرگ تيغ، اسپند، شور، گنگ،‌ خار شتر و سياه‌شور.

    جامعه جفته شور- چشموك
    اين جامعه در مجاورت تالاب و در بخش شماي آن بخش مرتفع‌تري نسبت به نقاط همجوار مي‌باشد و با وسعتي به عرض حدود 10 متر، ولي به طول چند كيلومتر بر روي خاك شني و سنگريزه‌اي كه در هنگام بارندگي و جريان سيل از نواحي مرتفع‌تري تشكيل شده است،‌ استقرار مي‌يابد. اين جامعه پوششي بسيار متفاوت با بخش‌هاي مجاور دارد و در دو طرف خود تا شعاع صدها متر فاقد هر گونه پوشش گياهي است، زيرا شوري زياد و بالا بودن سطح آب زيرزميني مانع از رويش هر گونه گياهي شده است. اما در اين ناحيه تراكم نسبي پوشش بالا مي‌باشد،‌ زيرا بافت شني خاك و همچنين مرتفع بودن آن مانع از تاثير آب شور تالاب در اين ناحيه شده است.
    گونه هاي شاخص در اين جامعه عبارت‌اند از:‌ چشموك، جفته شود (شيرمال) و گونه‌هاي ديگر همراه شامل اشنان، سياه‌شور و جارو پيغمبري (نيسي) مي‌باشد.

    جامعه اشنان- سالسولا
    اين جامعه بر روي يك سطح شني نسبتاً هموار،‌ بعد از جامعه فرعي شاخ كنار استقرار يافته است. در اينجا به علت پايين بود سطح سفره آب زيرزميني و بافت شني خاك، تاثير شوري مرداب ناچيز بوده و هم‌چنين گياهان موجود بيشتر از انواع يكساله هستند كه آب مورد نياز براي رشد خود را از طريق بارندگي در فصل زمستان و اوايل بهار تامين مي‌كنند.
    گونه‌هاي شاخص در اين جامعه شامل: اشنان، سالسولا و كورنولاكا مي‌باشد و گونه هاي همراه در اين واحد رويشي عبارت‌اند از: جارو پيغمبري (نيسي) سالوسلا، جارو قزويني (شكر شور) و كهورك (كيليوني).

    جامعه اشنان
    جامعه اشنان در دامنه‌اي وسيع با سطح نسبتاً هموار و آب زيرزميني عميق‌تر نسبت به جامعه همجوار، يعني جامعه گنگ گسترش دارد .
    از گونه‌هاي شاخص جامعه اشنان، اشنان مي‌باشد كه تراكم بالايي دارد و يك گياه علفي و پايا است. رويش‌گاه اصلي آن اراضي شور با شيب ملايم و سطح آب زيرزميني به نسبت بالا است و علاوه بر تثبيت شن مي‌تواند براي علوفه دام‌ها،‌ به ويژه شتر، مورد استفاده قرار گيرد. همچنين در گذشته برگ اين گياه براي شستن لباس كاربرد داشته و از طرف ديگر در برخي نقاط از برگ اين گياه ماده شيميايي كلياب استخراج مي‌كنند كه براي رنگرزي و سفيد كردن ابريشم استفاده مي‌شود.

    تراكم پوشش در اين جامعه بيشتر در مسير آبراهه‌هايي است كه از كوه سياه سرچشمه مي‌گيرند و در فصل بارندگي موجب تامين آب سفره زيرزميني و كاهش ميزان نمك مي‌شوند و به همين علت در سال‌هايي كه بارندگي ميزان قابل توجهي باشد،‌ تعداد كثيري از گياهان يكساله شور رست و غير شوررست رشد و نمو مي‌كنند. در اين مكان بارندگي يكي از عوامل موثر و مهم در رشد گياهان يكساله مي‌باشد. در طي دو سال كار صحرايي در منطقه (1374 و 1375)، مشاهده شد كه در سال 1375 كه بارندگي به مقدار قابل توجهي بيش از سال قبل بود،‌ تنوع و رشد گياهان يكساله نيز افزايش يافته و لازم شد تا برداشت قطعات نمونه‌ي جديدي را در سال اخير از جامعه انجام داده و حضور متراكمي از گونه لوندزيا را در جامعه اشنان شاهد باشيم.
    از گونه‌هاي شاخص ديگر جامعه اشنان مي‌توانيم به موارد ذيل اشاره كنيم: ايزاتيس (شلغمي)، ارموپيروم، جفته شور (شورمال) لوندزيا و گونه‌هاي همراه شامل جارو پيغمبري (نيسي)، سكنبيل، قيچ و درمنه.

    جامعه تاغ
    اين جامعه در بخش شرقي تالاب گاوخوني استقرار دارد و يك جامعه طبيعي است كه گسترش زيادي ندارد . از ناحيه شمال شرقي تالاب هنگامي كه در امتداد محدوده شرقي آن حركت كنيم، پس از طي مسافتي اندك به جامعه تاغ برخورد مي‌كنيم كه در حقيقت آخرين جامعه گياهي در محدوده شرقي منطقه محسوب مي‌شود. چرا كه پس از گذر از اين جامعه به آبراهه‌هاي متعددي مي‌رسيم كه از ارتفاعات شرقي موجود كه در فاصله‌ي نسبتاً‌ دوري از آن قرار دارد، سرچشمه مي‌گيرند. به علت شوري بالاي خاك در طي مسير، آبهاي جاري در اين آبراهه‌ها به مقدار زيادي شور شده و مانع رويش هر گونه گياهي در اين بخش از تالاب‌ مي‌شود. اين وضعيت تا ناحيه جنوبي تالاب همچنان ادامه دارد.

    تاغ گونه شاخص اين جامعه مي‌باشد كه بيشتر در محل تقاطع آبراهه‌هاي آبي و اراضي شور و سطح نواحي شني رشد و نمو مي‌كند. از انواع درختي تاغ مي‌توان در جهت تثبيت شن‌هاي روان استفاده كرد.
    گونه‌هاي همراه در جامعه تاغ عبارت‌اند از : اشنان، جارو پيغمبري، سالسولا و ايزاتيس.

    جامعه درمنه
    جامعه درمنه در حاشيه شمال شرقي تالاب گسترش دارد. در اين ناحيه سطح زمين نسبتاً‌ هموار مي‌باشد و علت پايين بودن نسبي سطح زمين در مقايسه با سطح مرداب،‌ خاك آن كمتر تحت تاثير شوري تالاب قرار مي‌گيرد. درمنه از گونه‌هاي شاخص در اين جامعه مي‌باشد كه از گروه آمبروفيت‌ها است و به بارندگي محلي براي تامين آب مورد نياز خود وابسته است . هم‌چنين اين گياه از گونه‌هاي علفي و خوشخوراك براي چراي دام محسوب مي‌شود. بخشي از تالاب كه بيشتر مورد استفاده چرا قرار مي‌گيرد، همين جامعه مي‌باشد كه متاسفانه چراي بي‌رويه از يك طرف و بارندگي كم از طرف ديگر موجب كاهش ميزان تاج پوشش درمنه و گياهان ديگر در اين بخش شده است.
    گونه شاخص ديگر جامعه درمنه، جارو پيغمبري است كه اين گونه هم براي چراي دام مناسب مي‌باشد. قيچ و اسكنبيل از گونه‌هاي همراه در اين جامعه هستند .

    جامعه قيچ
    پس از گذر از جامعه اشنان در دامنه كوه سياه با تند شدن شيب زمين و سخت شدن آن در يك محدوده نه چندان وسيع (عرض كمتر از 100 متر) جامعه قيچ گسترده است. به علت بالا بودن قابل توجه سطح زمين از سزح مرداب و نوع خاك تاثير شوري آب بر اين جامعه وجود ندارد. گياهان اين جامعه از طريق بارندگي (يعني تنها آب در دسترس) نيازهاي آبي خود را تامين مي‌كنند.
    در جوامعي همچون جامعه مذكور كه تعداد زيادي گياهان يكساله قادر به رويش هستند، چنانچه ميزان بارندگي در فصل بهار زياد باشد، يك پوشش انبوه توليد مي‌كند كه از ساير جوامع موجود در مرداب‌هاي شور كه تنوع پوشش كمي دارند، به خوبي قابل تشخيص است .
    اين جامعه بر روي اراضي شني مرتفع و به دور از تاثير سفره آب زيرزميني استقرار دارد.
    گونه‌هاي شاخص جامعه قيچ عبارت‌اند از: قيچ، اسكنبيل، كاروان‌كش، گونه‌اي از جنس آنقوزه، پتروپيروم، پاراكاريوم،‌ آمبربوا،‌ لاپولا و . . . .
    تعداد بالاي گوه‌هاي شاخص در اين جامعه به علت آن است كه شرايط موجود محيطي از جمله سطح سفره آب زيرزميني، ميزان شيب و بافت خاك زمينه را براي رويش تعداد كثيري از گياهان كه اغلب از نوع يكساله مي‌باشند، فراهم كرده است. گونه هاي گياهي موجود در اين جامعه معمولاً‌ توان زيستن در شرايط محيطي جوامع ديگر تالاب را كه اغلب داراي سفره آب زيرزميني بالا و در نتيجه متاثر از شوري آن مي‌باشند، ندارند.
    گونه هاي همراه در جامعه قيچ شامل گونه‌هاي جارو پيغمبري، افدرا (ارمك، ريش بز) و سلمه تره هستند.

    جامعه افدرا
    جامعه افدرا در مرتفع‌ترين بخش منطقه، در يك محدوده كم و در قله كوه سياه واقع در بخش شمالي تالاب استقرار دارد. اين جامعه در واقع بعد از جامعه قيچ قرار دارد و همانند جامعه مذكور رويشگاه آن داراي شيب تند، زمين سنگلاخي و سطح سفره آب زيرزميني بسيار پايين مي‌باشد. رويش در اينجا تحت تاثير شوري مرداب قرار نمي‌گيرد و ميزان بارندگي از عوامل عمده موثر در رشد و نمو گونه‌هاي گياهي است.
    همچنين به علت كاهش مقدار شوري خاك، رويش از تنوع گونه‌اي خاصي برخوردار مي‌باشد. گياهان آن بيشتر از نوع يكساله هستند كه ميزان بارندگي از عوامل عمده موثر در رشد آنها است.

    گونه‌هاي شاخص در اين جامعه عبارت‌اند از: افدرا، خارخروسك، كپ و گونه‌هاي همراه شامل:

    قيچ، اسكنبيل، جارو پيغمبري، سنسيو، آنتميس، درمنه و گونه‌اي از جنس آنقوزه.


    خاك‌شناسي جوامع گياهي
    در حدود نيمي از خشكي‌هاي جهان با كمبود آب مواجه هستند. هر چه شرايط آب و هوايي خشك‌تر باشد، امكان تشكيل خاك كمتر و مشكلات مربوط به حفاظت، بهره‌برداري و اصلاح آن بيشتر است، لذا مطالعه و بررسي پيرامون خاك در چنين مناطقي از ارزش و اهميت بالايي برخوردار است .
    خاك در بيشتر مناطق خشك تحت تاثير شوري است كه به اشكال مختلف و در سطوح گسترده وجود دارند. از 1648000 كيلومتر مربع وسعت ايران،‌ به جز مناطق خزري و بخش‌هايي از شمال غربي ايران، بقيه جزو مناطق خشك و يا بسيار خشك طبقه‌بندي مي‌شوند. در حدود 5/12 درصد كل وسعت ايران،‌ يعني سطحي معادل 204800 كيلومتر مربع شامل خاك‌هاي شور، باتلاقي شور و خا‌ك‌هاي رسوبي شور مي‌باشد و اين اراضي شور و قليايي به علت محدوديت‌هاي فراوان براي كشاورزي مناسب نيستند .
    عوامل متعددي موجب شور شدن خاك در چنين مناطقي مي‌شوند كه يكي از عوامل موثر در ارتباط عوامل زمين‌شناسي است. به اين صورت كه فرسايش گنبدهاي نمكي برجاي مانده از زمان‌هاي گذشته،‌ سنگ مادر شور و شور بودن خاك بستر رودخانه‌ها و درياچه‌ها در طول زمان موجب ايجاد و تشكيل خا‌ك‌هاي شور مي‌شود.
    پيشروي آب درياچه‌هاي شور كه معمولاً در هنگام جزر و مد يا به هنگام بارندگي اتفاق مي‌افتد، موجب انتقال املاح و نمك‌ها به زمين‌هاي مجاور شده و سبب شوري خاك مي‌شود. هم‌چنين عدم تناسب ميزان تبخير با ميزان بارندگي از عوامل متعددي ديگري هستند كه موجب انتقال املاح محلول در آب از بخش‌هاي عميق‌تر به بخش‌هاي سطحي خاك مي‌شود و چنانچه ميزان تبخير زياد باشد، در برخي مواقع سبب تشكيل لايه‌اي از نمك بر سطح خاك مي‌شود.
    آب‌هاي سطحي و زيرزميني نيز مي‌توانند در شور شدن خاك موثر باشند. چنانچه سطح آب زيرزميني كه اغلب در اين نقاط شور است،‌ بالا باشد،‌ تحت تاثير خاصيت لوله‌هاي مويين موجب انتقال املاح به سطح خاك مي‌شود. ‌آب‌هاي سطحي شور شامل رودخانه‌هاي فصلي، دايمي يا آبراهه‌هايي هستند كه به علت شور بودن بستر موجب شوري خاك مي‌شوند. از طرف ديگر عدم زهكشي خاك موجب بالا آمدن آب زيرزميني و انتقال املاح و نمك‌ها به سطح خاك مي‌شود.
    بادها نيز از عوامل مهم شوري خاك در نواحي ساحلي مي‌باشند. در اين نواحي بادها املاح و نمك‌ها را از سطح خاك مجاور و يا از سطح درياچه با خود حمل مي‌كنند و در افزايش املاح خاك موثر هستند. رويش‌هاي گياهي نيز در يك ناحيه مي‌تواند بر جريان شور شدن خاك موثر باشد. كوودا دانشمند روسي، شور شدن خاك در اثر گياهان را به علت انتقال املاح و نمك‌ها از بخش‌هاي عميق و هم‌چنين اندام‌هاي هوايي آنها به حساب مي‌‌آورد كه در فصل خزان به خاك افزوده مي‌شوند.

    خاك‌هايي را كه تحت تاثير شوري هستند، به سه گروه خاك‌هاي شوره‌زار، خاك‌هاي شوره‌زار تيره رنگ فاقد مواد قليايي و سولود تقسيم مي‌كنند . سولونچاك در نتيجه فعاليت آب زيرزميني در نقاط خشك و شور به وجود مي‌آيد و بر اساس ميزان مشاركت آن انواع خاك‌هاي سولونچاك ايجاد مي‌شود.
    پراكنش موضعي جوامع گياهي در يك پهنه گيتاشناختي و در يك اكوسيستم بياباني به ويژگي‌هاي خاك تحت تاثير عوامل مختلف وابسته است. در اين رابطه توانايي و استعداد نگهداري آب در خاك يكي از عوامل موثر مي‌باشد. توانايي نگهداري آب در خاك بيشتر به بافت خاك مربوط مي‌شود. بافت خاك بر حسب درصد مواد تشكيل‌دهنده آن مي‌تواند از نوع ماسه‌اي، لوم يا رسي باشد. هر چه ميزان رس در يك خاك بيشتر باشد، قابليت نگهداري آب، ظرفيت تبادلي، تعداد مجاري ظريف و اغلب مقدار مواد غذايي خاك هم افزايش مي‌يابد. به‌علاوه يكي از عوامل مهم در بهبود خواص فيزيكي خاك و واكنش‌هايي كه در آن انجام مي‌شود، مربوط به كاني‌هايي است كه به علت بار منفي رس جذب آن شده‌اند. در چنين خاك‌هايي مواد آلي خاك ديرتر تجزيه مي‌شوند و شستشوي مواد خاك تحت تاثير جريان‌هاي آبي كمتر صورت مي‌گيرد. برعكس در خاك‌هاي ماسه‌اي قدرت نگهداري آب به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاهش مي‌يابد، شستشوي مواد خاك بيشتر صورت مي‌گيرد و اين خاك‌ها از لحاظ مقدار مواد غذايي فقير هستند. به‌علاوه خاك در چنين مناطقي كمتر تحت تاثير شوري آب‌هاي زيرزميني قرار مي‌گيرد، چرا كه خاصيت مويينه‌اي كه در خاك‌هاي رسي به علت وجود مواد آلي در خاك و منافذ ريز آن شكل مي‌گيرد، در اينجا وجود ندارد . در اين راستا مي‌توان در طول شيب رطوبت خاك انواع بوم‌سازگان‌هاي مختلف را مشاهده كرد . علاوه بر آن شوري خاك در تنوع گياهي جوامع موجود موثر بوده و تركيب گياهي آن را مشخص مي‌كند. همچنين تنوع بالاي گونه‌اي در يك سطح بايد به علت تفاوت‌هاي موضعي در ويژگي‌هاي خاك باشد، زيرا ناهمگن بودن عوامل محيطي سبب برآورده شدن نيازمندي‌هاي گوناگون گونه‌هاي مختلف گياهي در يك جامعه مي شده و افزايش شوري معمولاً‌ موجب كاهش ميزان تنوع گونه‌اي در جوامع گياهي مي‌شود . از طرف ديگر توزيع و پراكنش گونه‌هاي گياهي به عوامل خاك وابستهاست. در اين ارتباط اختلاف‌هاي كوچك در عوامل محيطي مي‌توان در تعين گونه‌هاي گياهي موثر باشد. از بين عوامل خاك به نظر مي‌رسد ميزان يون‌هاي سديم،‌ كلسيم، شوري و درصد آهك اهميت قابل ملاحظه‌اي داشته باشند .

    در استقرار زون‌هاي رويشي در يك ناحيه (زون‌بندي) بافت خاك و عوامل ديگر آن نقش دارند. بين تغييرات شوري و گسترش گياهان مقاوم به شوري رابطه‌ي مستقيمي وجود دارد كه هر چه بر مقدار شوري افزوده شود، گونه‌هاي گياهي نيز تغيير مي‌كنند و هر چه مقدار املاح خاك بيشتر باشد، مقدار آن در بافت‌هاي گياهي نيز بيشتر است .
    شوري و عوامل ديگر مربوط به خاك از جمله بافت، سطح ايستابي، ميزان هوادهي و درجه حرارت خاك بر روند تجزيه‌ي بخش‌هاي مانده گياه در نواحي باتلاقي- كه در چنين نقاطي ميزان تجزيه بقاياي مواد كه همراه با جريانان آبي كه به آن حمل شده‌اند بالا مي‌باشد و از اهميت ويژه‌اي در ارتباط با بهبود كيفيت خاك و كاهش ميزان آلودگي در محيط برخوردار مي‌باشد- اثر دارند. در اين ارتباط شوري بالا و محدوديت رطوبت از عوامل عمده اي هستند كه ميزان تجزيه مواد آلي را كاهش مي‌دهند .

    مطلاعات انجام شده توسط سازمان خوار و بار (FAO) نشان مي‌دهد كه در مناطق خشك آب و نمك‌ها از عوامل اصلي محيطي مي‌باشند كه بر روي رشد گياه اثر مي‌گذارند.
    براي انجام بررسي‌هاي خاك‌‌شناسي و تاثير آن بر روي رويش‌هاي تالاب گاوخوني خاك در يازده نقطه مختلف منطقه و در دو عمق متفاوت (30 – 0 و 60 – 30 ) نمونه‌برداري انجام شد و نتايج مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت (جدول 2-3). نمونه‌برداري در اواخر فصل تابستان، هنگامي كه شوري به بيشينه (حداكثر) ميزان خود رسيده، انجام شده است، چرا كه در اين زمان به علت تبخير زياد و هم‌چنين به علت عدم ريزش باران، شوري خاك بالاتر و كمتر دستخوش تغييرات مي‌شود. بر اساس نتايج حاصل مي‌توان خاك‌هاي منطقه را در شش گروه مختلف و در ارتباط با رستني‌هاي آن تقسيم كرد كه در ذيل به شرح آنها مي‌پردازيم:

    1)‌ خاك مربوط به حاشيه مجاور درياچه كه در اين مكان هيچ گونه پوشش گياهي وجود ندارد. زمين سطح همواري دارد و با افزايش ميزان آب درياچه، به ويژه در فصل زمستان و اوايل بهار از آب پوشيده مي‌شود. بافت خاك به علت رسوب مواد و پوشيده شدن به وسيله‌ي آب كه به كرات اتفاق مي‌افتد، داراي مقدار قابل ملاحظه‌اي سليت بوده و از نوع لاي مي‌باشد كه با افزايش عمق از ميزان سليت آن كاسته شده و تبديل به لوم لاي مي‌شود. ميزان امللاح و نمك‌‌هاي موجود در اين بخش به علت شوري آب، بالا بودن سفره آب زيرزميني (كمتر از پنج ‌سانتي‌متر)‌و ريختن آب آبراهه‌هايي كه داراي مقدار قابل ملاحظه‌اي املاح و نمك مي‌باشند، قابل توجه است و در بين آنها ميزان يون سديم و كلر از همه بيشتر است. ميزان مواد آلي خاك كم و ميزان گچ خاك خيلي بالا است. همچنين هدايت الكتريكي در سطح خاك بسيار زياد است كه با افزايش عمق و كاهش ميزان املاح خاك به مقدار قابل توجهي كاهش مي‌يابد.

    2) خاك رويش‌گاه جامعه گز مربوط به زمين‌هاي مجاور يا آبراهه‌ايي است كه در نتيجه انشعاب رودخانه زاينده‌رود به وجود آمده اند. در اينجا ميزان املاح و نمك‌هاي خاك تحت تاثير آب زاينده‌رود كم شده و رويش‌گاه مناسبي را براي رشد انواع گونه‌هاي گز فراهم مي‌كند. بافت خاك از نوع لوم لاي است و با افزايش عمق بر ميزان شن آن افزوده مي‌شود. ميزان املاح و شوري خاك نيز با افزايش عمق به ميزان قابل ملاحظه‌اي كاهش مي‌يابد. PH خاك بين 5/7 – 9/7 تغيير مي‌كند و مانند اكثر نقاط ديگر منطقه از نوع خنثي و يا به مقدار جزيي قليايي مي باشد و در مجموع خاك آن از نوع شور- سديمي است. همچنين ميزان گچ بر روي لايه‌هاي سطحي زياد است كه با افزايش عمق از مقدار آن كاسته شده و از لحاظ مقدار مواد آلي خاك اين منطقه متوسط مي‌باشد. علاوه بر تاثيري كه آب زاينده‌رود بر روي املاح خاك دارد. گونه‌هاي مختلف گز داراي غدد مترشحه املاح و نمك هستند كه موجب كاهش ميزان املاح خاك مي‌شوند.

    3) خاك رويشگاه جامعه گنگ. محل اين رويشگاه در مجاور رويشگاه قبل است كه در يك سطح وسيع و هموار گسترش دارد. ميزان املاح خاك در سطح آن فوق‌العاده زياد است، به نحوي كه ميزان سديم به 3240 ميلي اكي‌ والان در ليتر و ميزان EC به 203 ميلي‌موس بر سانتي‌متر مي‌رسد. به نظر مي‌رسد بالا بودن سفره آب زيرزميني يكي از علت‌هاي اساسي در اين رابطه باشد، زيرا بر اثر خاصيت مويينگي و در هنگام تبخير، املاح موجود در آب زيرزميني به سطح خاك مي‌آيند و با تبخير شدن آب املاح از طريق خاصيت مويينگي مي‌افزايد، از طرف ديگر وجود رس مانع شستشوي املاح توسط جريان‌هاي آبي مي‌شود.
    اگر چه ميزان بالاي املاح در سطح خاك احتمال رويش گياهان در اين ناحيه را به نظر غيرممكن مي‌نمايد، اما بايد توجه كرد كه با افزايش عمق خاك از ميزان املاح و نمك‌هاي آن كاسته مي‌شود و در محل وجود ريشه در حد مطلوبي است .

    همچنين عدم رويش گونه‌هاي يكساله در بين گياهان اين جامعه قادر به تامين آب مورد نياز خود از طبقات زيرين نيستند، ممكن است به علت شوري فوق‌العاده خاك در طبقات فوقاني آن باشد.
    هم‌چنين خاك در اين جامعه از نوع سولونچاك مي‌باشد كه در حقيقت به علت فعاليت آب زيرزميني شور، خاصيت مويينگي و تبخير شديد به وجود آمده است. نظير چنين خاكي را مي‌توان در جامعه هالوستاكيس نيز با مقداري تفاوت مشاهده كرد. در جامعه اخير به علت اين كه سطح زمين نسبت به جامعه قبلي بالاتر مي‌باشد، امكان پوشيده شدن سطح آن توسط آب رودخانه كمتر است، لذا ميزان املاح و نمك‌هاي خاك و هم‌چنين شوري آن بيشتر است.
    جامعه‌ي تاغ كه در حاشيه‌ي شرقي مرداب قرار دارد و آخرين واحد رويشي در اين بخش محسوب محسوب مي‌شود نيز داراي خاك سولونچاك است، اما به علت افزايش ميزان شن و ماشه‌اي شدن نسبي بافت خاك، از يك طرف خاصيت مويينگي آن كاهش يافته و از سوي ديگر امكان شستشوي املاح آن در هنگام بارندگي فراهم مي‌شود كه در نهايت موجب كاهش ميزان املاح و خاك و يا به عبارت ديگر كاهش تاثير آب زيرزميني در اين منطقه مي‌شود.

    4)‌ خاك به رويشگاه جامعه اشنان- چشموك: از ويژگي‌هاي بارز اين خاك داشتن بافت ماسه‌اي است. ميزان قابل ملاحظه شن سبب كاهش قدرت چسبندگي ذرات خاك شده و آنها را به صورت تپه‌هايي از شن‌هاي روان در آورده است. قسمت عمده‌‌اي از زمين‌هاي حاشيه غربي و شمال غرب تالاب يا از نوع ماسه‌اي هستند و يا اين كه تحت تاثير اين تپه‌هاي شني قرار دارند. جوامع گياهي موجود در اين منطقه متشكل از انواع گياهان ماسه‌پسند است كه توان زيستن در چنين شرايطي را دارند. خاك در اين منطقه تحت تاثير آب زيرزميني و شوري درياچه قرار نمي‌گيرد و ميزان املاح موجود در آن بسيار ناچيز است، به نحوي كه ميزان سديم در آن به 9/11 ميلي اكي والان در ليتر مي‌رسد و در مجموع از لحاظ ميزان املاح، گچ،‌ مواد آلي و . . . فقير محسوب مي‌شود. سطح سفره آب زيرزميني در اينجا بسيار پايين بوده و بيشتر گياهان يكساله‌اي كه داراي دوران رشد كوتاه هستند و قادر‌اند آب مورد نياز خود را از طريق بارندگي تامين كنند، رشد مي‌كنند. چنانچه در بين گياهان اين منطقه گياهان چندساله وجود داشته باشد، به علت سازش‌هاي خاص آنها براي تامين آب مورد نياز مي‌باشد، به عنوان مثال مي‌توان به گياه اسكنبيل اشاره كرد كه داراي ريشه‌هاي بسيار گسترده و طويل (بيش از 20 متر) مي‌باشد.

    5) خاك مربوط به رويشگاه جوامع گياهي دامني كوه سياه كه در بخش شمالي تالاب قرار دارند. سطح زمين در اينجا از نقاط همجوار بلندتر و داراي شيب تندتري است. بافت آن سنگي مي‌باشد و خاك موجود بيشتر از طريق فرسايش سنگ‌هاي اين كوه فراهم آمده است. سطح آب زيرزميني بسيار عميق و خاك آن تحت تاثير آب شور مرداب قرار نمي‌گيرد، لذا ميزان املاح و نمك‌هاي آب نسبت به نقاط ديگر كمتر و ميزان سديم در آن بين 430- 300 ميلي‌ اكي‌والان در ليتر است و حداكثر ميزان EC از 43 ميلي‌موس بر سانتي‌متر تجاوز نمي‌كند. در اين بخش از منطقه به ترتيب از دامنه مجاور با تالاب تا قله كوه سياه جوامع ذيل استقرار دارند كه هر چه از درياچه دور شويم،‌ بر مقدار شيب افزوده و از وسعت جوامع كاسته مي‌شود:

    جامعه گياهي اشنان
    جامعه گياهي قيچ
    جامعه گياهي افدرا

    همچنين با ازدياد فاصله از درياچه ميزان املاح، گچ،‌ شوري و هدايت الكتريكي خاك كاهش مي‌يابد كه به علت كاهش تاثير شوري مرداب است.

    6) خاك مربوط به رويشگاه جامعه درمنه: بافت خاك از نوع لوم ماسه‌اي است و ميزان شن در آن بالا و خاك آن كمتر تحت تاثير آب زيرزميني و شوري مرداب قرار دارد، در نتيجه ميزان املاح خاك و شوري آن ناچيز بوده و EC به كمترين مقدار خود مي‌رسد (65/1 ميلي‌موس)‌ اين خاك از لحاظ ميزان مواد آلي فقير است و ميزان گچ در آن اندك مي‌باشد. در مجموع بافت شني، كمي املاح و شوري اندك، EC پايين و PH خنثي از ويژگي‌هاي اين خاك است كه نظير چنين خاكي در ساير نقاط منطقه وجود ندارد.

    زون‌بندي پوشش گياهي
    محدوديت دامنه انتشار هر گياه با ميزان بردباري آن گياه نسبت به عوامل محدود كننده رشد رابطه معكوس دارد،‌ بنابراين هر اندازه گياه از محيطي كه تحت تاثير آن قرار گرفته است، فاصله مي‌گيرد، اثرات آن عامل كاهش يافته و از محدوديت خارج مي‌شود تا سرانجام آن عامل نفوذ خود را بر روي رشد گياه به طور كامل از دست مي‌دهد. در اينصورت چون گياهان نابردبر داراي انتشار محدودتري هستند، فقط در فواصل معيني ز آن عامل شرايط را براي رشد و نمو خود مساعد يافته و از اجتماعات گياهي گوناگوني را به صورت نوارهايي در اطراف و فواصل مختلف از آن عامل تشكيل مي‌دهند . مطالعات متعددي پيرامون زون‌بندي پوشش گياهي در مرداب‌هاي شور كه يكي از ويژگي‌هاي توصيف‌كننده رويش در چنين نقاطي به شمار مي‌رود، انجام شده است .
    توزيع گونه‌هاي گياهي در مرداب‌هاي شور تحت تاثير عوامل محيطي متفاوتي قرار دارد. يكي از موثر ترين اين عوامل شوري خاك در چنين نقاطي مي‌باشد كه در فواصل مختلف از درياچه بر روي ساختار پوشش گياهي منعكس مي‌شود، به نحوي كه داراي بيشترين مقاومت به شوري هستند،‌ در فواصل نزديك به درياچه استقرار مي‌يابند. در فواصل بين دو منطقه مذكور گياهاني پيدا مي‌شوند كه داراي ميزان مقاومت نسبي متوسطي نسبت به شوري باشند .
    سطح آب زيرزميني از عوامل ديگر محيطي است كه مي‌تواند بر روي استقرار گونه‌هاي گياهي در اين مناطق موثر باشد ، به طوري كه با افزايش عمق سطح آب زيرزميني تاثير شوري آب مرداب كم شده و زمينه براي رشد گونه‌هايي كه از بردباري كمتري نسبت به شوري برخوردار‌ اند، فراهم مي‌شود. اين گونه‌ها به طور معمول گياهان يكساله با دوران رشد كوتاه هستند كه مي‌توانند آب مورد نياز خود را از بارندگي انجام شده در فصل زمستان و اوايل بهار تامين كنند.
    هم‌چنين شيب زمين مي‌تواند بر روي وسعت زون‌ها تاثير بگذارد،‌ به اين صورت كه با افزايش شيب زمين‌ زون‌ها باريك مي‌شوند و در مناطق مسطح با شيب ملايم، وسعت زون‌ها افزايش مي‌يابد.
    بررسي انجام شده بر روي نحوه استقرار زون‌هاي گياهي در بخش شمالي تالاب گاوخني زون‌بندي آشكاري را از تيپ‌هاي گياهي مختلف تحت تاثير عوامل گوناگون محيطي از جمله ميزان شوري، سطح ايستابي و شيب زمين نشان مي‌دهد كه به ترتيب از كنار تالاب شامل زون‌هاي ذيل مي‌باشد:

    1) زون گز
    اين تيپ گياهي در بخش شمالي تالاب و در مسير آبراهه‌هايي كه در نتيجه انشعاب رودخانه زاينده‌رود حاصل شده است،‌ ديده مي‌شود. شوري خاك در اينجا به علت جريان آب اين رودخانه به طور نسبي از بخش‌هاي مجاور كمتر است و سطح ايستابي نزديك به سطح خاك مي‌باشد.

    2) زون گنگ
    اين تيپ گياهي در واقع اولين زان را در اطراف تالاب و در سطح بسيار وسيع تشكيل مي‌‌دهد. سطح ايستابي در زيستگاه اين تيپ نيم‌ متر و شوري خاك بيشتر از ساير زون‌ها است.

    3) زون اشنان

    در اين زون عمق سفره آب زيرزميني نسبت به زون‌هاي قبل افزايش مي‌يابد. اين تيپ پهنه وسيعي را در زيستگاهي با شيب كم كه خاك آن كمتر تحت تاثير شوري مرداب قرار دارد، تشكيل مي‌دهد.

    4) زون قيچ
    در اين زون شيب زمين به يكباره افزايش مي‌يابد و در نتيجه وسعت زون در مقايسه با زون‌هاي قبلي كاهش مي‌يابد. عمق سفره آب زيرزميني افزايش و از شوري خاك كاسته مي‌شود.

    5) زون افدرا
    در اين كمربند رويشي ارتفاع زمين به مقدار چشم‌گيري افزايش مي‌يابد. عمق سفره آب زيرزميني افزايش و شوري خاك به علت از بين رفتن تاثير آب مرداب كاهش قابل ملاحظه‌اي مي‌يابند.

    نتايج حاصل از بررسي زون‌بندي رويش در تالاب گاوخوني عبارت‌اند از:
    الف)‌ شوري خاك، سطح ايستابي و شيب زمين از عوامل عمده موثر بر زون‌بندي پوشش گياهي در اين منطقه.
    ب) با افزايش فاصله از تالاب، سطح ايستابي افزايش و شوري خاك كاهش مي‌يابد كه اين خود بر نحوه استقرار زون‌ها تاثير مي‌گذارد.
    ج) در نواحي دور از تالاب كه شيب زمين به يكباره افزايش مي‌يابد و از وسعت زون‌ها كاسته مي‌شود (زون افدرا) در حالي كه در نقاط مجاور تالاب كه زمين به‌نسبت هموار است و زون‌ها از گسترش بيشتري برخوردار هستند (زون گنگ).
    4) تنوع گونه‌هاي گياهي در زون‌هاي مختلف با افزايش فاصله از تالاب و كاهش مقدار شوري خاك افزايش مي‌يابد.
    نتايج كلي مطالعات بوم‌شناسي پوشش‌هاي گياهي
    نتايج كلي بررسي و مطالعه پوشش گياهي منطقه در ارتباط با عوامل محيطي و ويژگي‌هاي خاك عبارت‌اند از:

    1) رويش‌هاي منطقه مورد مطالعه در مجموع شامل 14 جامعه گياهي است كه در ارتباط با عوامل محيطي مختلف و در نقاط گوناكون آن گسترش دارند. در هر يك از جوامع با بررسي درجه وفاداري گونه‌هاي موجود، گونه هاي شاخص، همراه و تصادفي آن مشخص شدند كه حكايت از همگن بودن پوشش و تنوع گونه‌اي كم در اغلب جوامع دارد.
    سطح ايستابي و عوامل مربوط به خاك،‌ به ويژه ميزان املاح و شوري موجود در آن از عوامل عمده موثر در رويش گونه‌هاي گياهي و استقرار جوامع به شمار مي‌آيند. در حاشيه مجاور با درياچه به علت بالا بودن سفره آب زيرزميني (كمتر از پنج سانتي‌متر)‌ و شوري فوق‌العاده خاك امكان رويش هر گونه گياهي از بين رفته است،‌ در حالي كه با فاصله گرفتن از درياچه و افزايش عمق آب زيرزميني و در نتيجه كاهش ميزان شوري، زمينه براي استقرار انواع پوشش‌هاي گياهي فراهم مي‌شود. در نقاط دور از درياچه جوامعي از گياهان كه داراي تنوع بالايي از گونه‌هاي گياهي هستند، همانند جامعه افدرا مشاهده مي‌شوند.

    2) بافت خاك نيز از عوامل مهمي است كه بر رويش گياهان منطقه تاثير مي‌گذارد، زيرا ميزان تاثير آب درياچه بر روي سطوح فوقاني خاك به بافت آن بستگي دارد. در نقاطي كه بافت خاك از نوع شني است، خاصيت مويينگي بسيار ضعيف است و در نتيجه امكان انتقال املاح موجود در آب زيرزميني به سطح كاهش مي‌يابد. از طرف ديگر در هنگام بارندگي با شستشوي آبي از ميزان املاح آن كاسته مي‌شود. نظير چنين خاكي را مي‌توان به صورت تپه‌هايي از شن‌هاي روان در حاشيه نه چندان دور از درياچه كه به علت تلمبار شدن شن و ماسه به وجود آمده،‌ مشاهده كرد. در اينجا اگر چه فاصله از درياچه چندان زياد نيست، ليكن به علت مرتفع بودن نسبي سطح خاك و شني بودن بافت آن تاثير شوري تالاب بسيار جزيي است و جوامع موجود داراي تنوع بالايي از گياهان يكساله هستند. بر عكس در نقاطي كه ميزان رس و مواد آلي خاك قابل توجه است، قدرت نگهداري آب و خاصيت مويينگي تشديد مي‌شود. اين وضع موجب انتقال املاح از بخش‌هاي عميق به سطح خاك مي‌شود. به علت بالا بودن ميزان تبخير در فصل تابستان، آب از سطح خاك تبخير شده و املاح باقي مانده لايه‌اي از نمك مي‌سازند كه سبب افزايش بيش از حد شوري در اين ناحيه مي‌شود. اين عمل در حقيقت موجب تكشيل شوره‌زار (سولونچاك) كه ويژه مناطق خشك با سفره آب زيرزميني شور است،‌ مي‌شود. نظير چنين خاكي را مي‌توان در محل رويشگاه‌ جوامع گنگ و هالوستاكيس مشاهده كرد.

    3) تنوع گونه‌هاي گياهي با افزايش مقدار شوري خاك كاهش مي‌يابد. مطالعات انجام شده بر روي خاك و پوشش‌هاي گياهي منطقه نشان مي‌دهد در نقاطي كه ميزان شوري آن بالاست، از جمله جوامع هالوستاكيس و گنگ، تنوع گونه‌هاي گياهي بسيار اندك است. بخش اعظم رويش‌ها را در چنين جوامعي گياهان چندساله‌اي تشكيل مي‌دهند كه قادر‌اند با گسترش ريشه‌هاي خود در بخش‌هاي عميق خاك (با ميزان شوري به مراتب كمتر از سطح فوقاني) آب مورد نياز خود را تامين كنند. در حالي كه در نقاط دوردست تالاب كه ميزان شوري به علت افزايش عمق آب زيرزميني، شني بودن بافت خاك و مرتفع بودن زمين نسبت به نواحي حاشيه‌اي تالاب،‌ كاهش زيادي پيدا مي‌كند، تنوع بالايي از گونه‌هاي گياهي ديده مي شود. در بين جوامع موجود، جوامع گون، قيچ و افدرا از تنوع گياهي بالايي برخوردار هستند.

    4) پهنه‌هايي از منطقه كه كمتر تحت تاثير آب درياچه و شوري آن قرار مي‌گيرند و به علت مرتفع‌تر بودن نسبي زمين امكان دسترسي به آب تازه وجود ندارد (همانند جوامع گياهي موجود در كوه سياه و تپه‌هاي واقع در بخش غربي و شمال غرب تالاب) گونه‌هاي موجود را بيشتر گياهان يك‌ساله‌اي تشكيل مي‌دهند كه دوران رشد كوتاهي داشته و قادر‌اند آب مورد نياز خود را از طريق بارندگي كه در طول فصل زمستان و اوايل بهار صورت مي‌‌گيرد، به دست آورند. در اين نواحي استقرار گياهان پايابي همچون اسكنبيل به جهت سازش‌هاي خاص آنها براي كسب آب مورد نياز است كه با گسترش سيستم ريشه‌اي صورت مي‌گيرد. بديهي است كه ميزان بارندگي از عوامل عمده موثر در تنوع گياهي چنين نقاطي است كه با افزايش ميزان بارندگي درصد پوشش و تنوع گياهي كه بيشتر شامل گياهان يك ساله مي‌باشند، به طور چشمگيري افزايش مي‌يابد. در طي سال‌هاي تحقيق بر روي منطقه (1375 – 1374) افزايش قابل ملاحظه‌ ميزان و تنوع پوشش گياهي به علت افزايش ميزان بارندگي در سال دوم نسبت به سال قبل مشهود بود.

    5) زون‌بندي پوشش گياهي به صورت فاصله از درياچه بروز مي‌كند كه در نهايت با ميزان شوري و سطح آب زيرزميني ارتباط دارد. در نزديك‌ترين بخش به تالاب به علت دارا بودن سفره آب زيرزميني و شوري زياد خاك، هيچ گونه گياهي رشد نمي‌‌كند و پس از آن به ترتيب زون‌هاي ذيل استقرار دارند:

    الف) زون گنگ
    ب) زون اشنان
    ج) زون قيچ
    د) زون افدرا

    در اين نواحي افزايش تنوع‌گونه‌اي به علت كاهش شوري خاك و كم شدن وسعت زون‌ها به علت افزايش شيب زمين مشهود است.

    6) به نظر مي‌رسد يكي از عوامل عمده موثر در استقرار پوشش گياهي در بخش شمال و شمال غربي تالاب، آب تازه‌اي است كه از طريق زاينده‌رود و حداقل در فصول پرباران سال (زمستان و اوايل بهار) وارد آن مي‌شود. به طور معمول با افزايش آب رودخانه در اين فصول از سال، اراضي بخش شمال شمال غرب تالاب كه بيشتر محل رويش جوامع گز، گنگ و شور است، توسط آب پوشيده مي‌شوند. اين عمل در شستشوي املاح از سطح خاك و كاهش ميزان شوري بسيار حايز اهميت است و زمينه را براي رشد گياهان يكساله در اوايل فصل رويش فراهم مي‌كند.

    7) تنها بخشي از تالاب كه داراي پوشش گياهي قابل ملاحظه‌است، بخش شمالي آن مي‌باشد كه در محل ورود رودخانه زاينده‌رود قرار دارد. نواحي شرقي و جنوبي تالاب به علت شوري فوق‌العاده خاك كه متاثر از آب تالاب و آبراهه‌اي متعدد با املاح فراوان مي‌باشد، فاقد هر گونه گياهي است. همچنين در حاشيه غربي تالاب تپه‌هاي شني بسيار وسيعي وجود دارند كه به علت خشكي زياد، تنها گياهان معدوي بر روي آنها رشد مي‌كنند. البته اين بخش از تالاب نيز از نفوذ شوري مصون نمانده است، زيرا بادهايي كه از سطح درياچه به اين مناطق مي‌وزند، مقداري نمك با خود حمل مي‌كنند.

    8) گياهان شوررست قسمت اعظم رويش‌هاي منطقه را تشكيل مي‌دهند كه در بين آنها گياهان همچون گونه‌هاي گز، گنگ و قعر از چيرگي بيشتري نسبت به ساير رويش‌هاي نمك‌دوست برخوردار مي‌باشند.

    9) تفاوت شرايط محيطي در نقاط مختلف تالاب از جمله نقاطي كه داراي آب سطحي بالا مي‌باشند، يا نقاطي كه ميزان شوري خاك فوق‌العاده زياد است، يا مناطقي كه به وسيله‌ي تپه‌هاي شني پوشيده شده يا بافت سنگي دارند، ايجاد يك منطقه ناهمگن مي‌كند كه مي توان در آن جوامع رويشي كاملاً متفاوتي را تفكيك كرد.

    10) تاثير انسان نيز بر روي جوامع گياهي منطقه قابل ملاحظه‌است. چراي بي‌رويه دام، قطع درختچه‌هاي موجود به منظور تامين سوخت در گذشته، ايجاد حريف هر از گاهي اتفاق مي‌افتد. زهكشي اراضي كشاورزي كه در نهايت به تالاب وارد شده و موجب افزايش شوري و آلودگي آب مي‌شوند، دفع نامناسب فاضلاب‌هاي شهري و صنعتي در زاينده‌رود، مهار كامل آب زاينده‌رود براي مصارف كشاورزي كه خطر خشك شدن كامل تالاب را در سال‌هاي آتي افزايش داده و در نهايت از بين رفتن پوشش‌هاي گياهي را سبب مي‌شود، از جمله اقداماتي است كه در نتيجه فعاليت‌هاي بشر اتفاق افتاده است و زمينه را براي تخريب و نابودي كامل اين بوم‌سازگان در آينده فراهممي‌سازد.

    11) يكي از نقش‌هاي مهم و حياتي اين بوم‌سازگان جلوگيري از گسترش كوير است. ارزش اين بوم‌سازگان در اين ارتباط قوتي ملموس‌تر مي‌شود كه مي‌بيمي تالاب گاوخوني تنها درياچه شور دايمي در فلات مركزي ايران است. از طرف ديگر در بخش غربي تالاب تپه‌هاي شني گسترده‌اي وجود دارند كه تحت تاثير رطوبت و رويش‌هاي آن تا حدودي تثبيت شده‌اند. اين در حالي است كه در فاصله نه چندان دور از اراضي كشاورزي بسيار وسيع ورزنه و رودشت قرار دارند. چنانچه اكوسيستم مرداب خشك و نابود شود، روند گسترش كوير به مقدار قابل ملاحظه‌اي افزايش مي‌يابد و خطر پوشيده شدن شهرها و روستاهاي مجاور تالاب و اراضي كشاورزي آنها به وسيله شن‌هاي روان تشديد مي‌شود.

    12) شوري زياد خاك، بالا بودن سطح آب زيرزميني، خشكي هوا و تبخير زياد در فصل گرما شرايطي را به وجود مي‌آورد كه موجب ايجاد خاك‌هاي شوره‌زار (سولونچاك) مي‌شود. نظير چنين خاك‌هايي در اغلب نقاط باتلاقي و يا درياچه هاي شور مشاهده مي‌شود، لذا بديهي است كه بيشتر گونه‌ها و جوامع گياهي منطقه همانند نقاط مشابه شامل گنگ، هالوستاكيس، شور، ني و گز باشد.

    13) جوامع گياهي موجود در منطقه را مي‌توان به چند گروه تقسيم كرد:

    الف) جوامع گياهي كه در خاك‌هاي بسيار شور استقرار دارند: جوامع گنگ، هالوستاكيس و شور.
    ب) جوامعي كه در حاشيه و بستر رودخانه و آبراهه‌هاي منتهي به تالاب رشد مي‌كنند: جوامع ني و گز.
    ج) ‌جوامعي كه بر روي تپه‌هاي شني استقرار دارند: جوامع گون و تاغ.
    د)‌ جوامعي كه در دامنه‌هاي كوه سياه و به دور از تاثير تالاب قرار دارند: جوامع افدرا، قيچ و درمنه.
    همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد.


    ...تلخ تر از خود جدايی ها...
    ...آنجايی است كه بعدها آن دو نفر مدام بايد وانمود كنند...
    ...كه چيزی بينشان نبوده...
    ...كه هيچ اتفاقی نيفتاده...
    ...كه از همديگر هيچ خاطره ای ندارند...




    تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز

  4. Top | #4

    • مدير ارشد كشاورزی
    • تاریخ عضویت
      01-Feb-2008
    • رشته تحصیلی
      تولید و بهره برداری از گیاهان دارویی و معطر
    • محل سکونت
      زمين-اسمان-همين جا...
    • پست‌ها
      7,685
    • سپاس
      30,230
    • 20,878 تشکر در 7,338 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      58
    • امتیاز
      3245

    پیام پاسخ: تالاب گاوخونی

    راه‌هاي دسترسي به تالاب گاوخونی



    تالاب گاوخوني يكي از بكرترين چشم‌اندازهاي طبيعي استان اصفهان محسوب مي‌شود كه به علت موقعيت جغرافيايي و مشكلات دسترسي به آن- به ويژه در گذشته- چهره طبيعي‌اش كمتر با اقدامات سودجويانه بشر دستخوش تغيير شده است، از اين رو جلوه‌هاي بي‌نظير و چشم‌انداز‌هاي زيبايي را براي اهل ذوق و دوستداران طبيعت در دامان خود به وجود آورده است. اين تالاب در آستانه ورود به كوير (مرز ميان اكوسيستم‌ آبي با خشكي) واقع شده و انعكاسي از شرايط حاكم بر اين دو بوم‌سازگان است.

    شاخ کنار - گاوخونی



    براي بازديد از تالاب گاوخوني يكي از فصول زير پيشنهاد مي‌شود:

    الف) اوايل بهار: در اين ايام وضعيت آب و هوايي منطقه مطلوب و درجه دماي محيط مناسب است. از طرف ديگر چنانچه در زمستان گذشته ميزان بارندگي قابل ملاحظه‌ باشد، در ارتفاعات و دامنه‌هاي شمالي مشرف به تالاب از جمله كوه سياه، رويش انبوه گياهان علفي و يكساله با رنگ‌هاي مختلف مناظر بسيار زيبايي را به وجود مي‌آورد كه از بالاي ارتفاعات مذكور مي‌توان علاوه بر مشاهده‌ي اين جلوه‌هاي زيبا، از تماشاي چشم‌اندازهاي طبيعي و بكر تالاب نظير بخش چمن‌زار (جنگل)، درياچه‌، تپه‌هاي شني، بنجيا و . . . لذت برد (تصوير 11-2). اما از آنجا كه پرندگان مهاجر تالاب جهت جوجه‌آوري و توليد مثل در آن باقي نمي‌مانند با گرم شدن هوا مهاجرت خود را به نقاط شمالي آغاز مي‌كنند، در اين ايام سال كمتر پرنده‌اي در تالاب ديده مي‌شود.


    ب)‌ فصل پاييز و اوايل زمستان:‌ در اين زمان با سرد شدن هوا در نقاط شمالي، مهاجرت هزاران پرنده به تالاب آغاز مي‌شود و با حضور انواع پرنده آبزي از جمله فلامينگو، اردك، كاكايي‌ها، حواصيل و . . . شكوه وصف‌ناپذيري در طبيعت زيباي تالاب حاكم مي‌شود كه چشم هر بيننده‌اي را مجذوب مي‌كند. اگرچه گاهگاهي با شليك گلوله‌اي آرامش حاكم بر تالاب به‌هم مي‌خورد و يا پرنده‌اي خونين بال از آواز خواندن باز مي‌ماند. لازم به ذكر است كه در اين فصول به خاطر امكان وجود بارندگي و خاكي بودن بخشي از مسير- ورزنه تا گاوخوني- مسافرت مي‌بايست با رعايت مسايل ايمني همراه باشد و اتومبيل از جاده اصلي خارج نشود، در غير اين صورت امكان گير افتادن در خاك‌هاي پف كرده‌ي حواشي قسمت‌هايي از جاده وجود دارد.

    جهت بازديد از تالاب گاوخوني راه‌هاي مختلفي وجود دارد كه اغلب از شهر ورزنه مي‌گذرد. اين راه‌ها تا ورزنه آسفالته و از آن پس تا تالاب خاكي است. دسترسي به تالاب اغلب از طريق ورزنه صورت مي‌گيرد، زيرا در اين مسير مسافت كمتري پيموده مي‌شود. همچنين اين راه به بخش‌هاي شمالي تالاب- محل الحاق زاينده‌رود- منتهي مي‌شود كه داراي جلوه‌هاي زيباتر و طبيعت متنوع‌ ملايم‌تري نسبت به نخش‌هاي ديگر تالاب است. دسترسي به بخش‌هاي جنوبي تالاب از طريق روستاي خارا امكان‌پذير است. مهم‌ترين راه‌هاي دسترسي به تالاب عبارت‌اند از:
    اصفهان- جوزدان- برسيان- اژيه- تالاب گاوخوني
    اصفهان- كوهپايه- هرند- اژيه- ورزنه- تالاب گاوخوني
    اصفهان- زيار- برسيان- اژيه- ورزنه- تالاب گاوخوني
    اصفهان- كوهپايه- هرند- قورتان- ورزنه- تالاب گاوخوني

    راه‌هاي فوق راه‌هاي معمول در مسافرت به تالاب است كه از بقيه راه‌ها سهل‌تر مي‌باشند. علاوه بر اين راه‌ها، راه‌هاي ديگري هم وجود دارند:

    شهرضا- نيك آباد- اژيه- ورزنه- تالاب گاوخوني
    جاده اصفهان- نايين (كيلومتر 98)- ورزنه- تالاب گاوخوني
    اصفهان- زيار- حسن آباد جرقويه- خارا- تالاب گاوخوني
    اصفهان- ورزنه- حسن آباد جرقويه- خارا- تالاب گاوخوني.
    با توجه به اين كه راه‌هاي مذكور حداقل در بخشي از مسير خاكي و كم رفت و آمد مي‌باشند، رعايت نكات ايمني مربوط به مسافرت به چنين نقاطي ضرورت دارد.

    ادامه دارد...
    همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد.


    ...تلخ تر از خود جدايی ها...
    ...آنجايی است كه بعدها آن دو نفر مدام بايد وانمود كنند...
    ...كه چيزی بينشان نبوده...
    ...كه هيچ اتفاقی نيفتاده...
    ...كه از همديگر هيچ خاطره ای ندارند...




    تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز

  5. Top | #5

    • مدير ارشد كشاورزی
    • تاریخ عضویت
      01-Feb-2008
    • رشته تحصیلی
      تولید و بهره برداری از گیاهان دارویی و معطر
    • محل سکونت
      زمين-اسمان-همين جا...
    • پست‌ها
      7,685
    • سپاس
      30,230
    • 20,878 تشکر در 7,338 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      58
    • امتیاز
      3245

    پیام پاسخ: تالاب گاوخونی

    مهم‌ترين ويژگي‌ها و ارزش‌هاي زيست‌محيطي گاوخونی



    از مجموع بيش از 200 تالاب موجود در كشور، 19 تالاب آن جزو تالاب‌هاي مهم بين المللي است كه تالاب گاوخوني يكي از آنها به شمار مي‌آيد. با توجه به اين كه پذيرش هر تالاب در ليست كنوانسوين بين‌المللي رامسر بر اساس ملاك‌هاي مشخص و ارزش‌هاي بالاي زيست‌محيطي صورت مي‌گيرد، ثبت نام گاوخوني در كنار تالاب‌هاي مهم جهان خود دليل آشكاري بر اهميت و نقش همه‌جانبه اين بوم‌سازگان آبي است. در ذيل به مهم‌ترين ويژگي‌ها و ارزش‌هاي زيست‌محيطي آن مي‌پردازيم.


    تصفيه آب و كاهش آلودگي آن

    تالاب گاوخوني در انتهاي مسير رودخانه زاينده‌رود واقع شده است. اين رودخانه در طول مسير خود با انواع فاضلاب‌هاي كشاروزي، صنعتي و شهري آلوده شده و اين آلودگي‌ها در نهايت وارد تالاب مي‌شوند. بسياري از سموم ناشي از اين آلودگي‌ها مي‌تواند با وارد شدن در مسيرهاي طولاني و پيچيده شيميايي در يك زمان نسبتاً طولاني تجزيه و از درجه سميت آن كاسته شود. به اين ترتيب تالاب به عنوان يك تصفيه‌كننده‌ي طبيعي از آلودگي‌هاي بعدي سفره‌هاي آّب زيرزميني جلوگيري مي‌كند.


    تثبيت تپه‌هاي شني و جلوگيري از گسترش كوير
    از نقش‌هاي مهم و حياتي تالاب، جلوگيري از حركت شن‌هاي رواني است كه در پهنه وسيعي از ناحيه غربي تالاب گسترش دارند. تپه‌هاي شني مذكور تحت تاثير رطوبت تالاب، پوشش گياهي و خاصيت مويينگي خاك به مقدار زيادي تثبيت شده و در نتيجه شهرها، مزارع و روستاهاي مجاور آن از خطر پوشيده شدن توسط شن‌هاي روان در امام هستند. بديهي است در صورت نابودي بوم‌سازگان تالاب، روند گسترش كوير و حركت شن‌هاي روان به طرف مناطق شرقي اصفهان به يك بحران زيست‌محيطي تبديل شده و مهاجرت روستاييان را به دنبال خواهد داشت.


    زيستگاه پرندگان آبزي و مهاجر
    هر سال با شروع فصل زمستان و سرد شدن هوا، مهاجرت عظيم پرندگان از نواحي قطبي و سردسير به طرف نقاط گرمسير و جنوبي ايران آغاز مي‌شود. تعداد زيادي از اين پرندگان بلند پرواز در مسير مهاجرت خود زماني را در تالاب فرود مي‌آيند تا استراحت كرده و يا آن را جهت گذران فصل زمستان انتخاب كنند. در سرشماري 1362 بيش از چهل هزار پرنده مهاجر تالاب گاوخوني را براي زمستان‌گذراني خود انتخاب كردند و اين تعداد در سال‌هاي مختلف بر اساس مقدار و كيفيت آب تالاب تفاوت مي‌كند. شايسته است مهمان‌نوازان مهربان و شايسته‌اي راي آنها باشيم.


    پناهگاه حيات وحش

    اگر چه بر اساس نوشته‌هاي قديمي از زمان‌هاي گذشته تالاب گاوخوني محل زندگي انواع جانوران از جمله آهو، گورخر، گراز،‌خوك، ماهي و . . . بوده است، وليكن بر اساس تغيير شرايط حاكم بر تالاب از جمله كاهش سطح آب و شور شدن آن و همچنين شكار بي‌رويه آنها، امروزه پيش‌بيني مي‌شود تنها تعداد كمي از انواع جانوران مختلف در ارتفاعات مجاور تالاب باقي مانده‌اند و چنانچه با تدابير مسئولانه و بجا جهت تامين آب و حفظ جان آنها اقدامات لازم صورت نگيرد، اين تعداد اندك نيز از بين خواهند رفت.


    پوشش گياهي
    بخش‌هايي از تالاب، ب ويژه در قسمت شمالي- محل ورود رودخانه زاينده‌رود- پوشش گياهي انبوه و متراكمي دارد كه درختچه‌هاي گز با ارتفاع پوشش قابل ملاحظه‌ قسمت اعظم رويش‌هاي آن را تشكيل داده و سيماي جنگلي زيبايي را به وجود آورده است. در بررسي انجام شده توسط نگارنده در طي سال‌هاي 75-1374 ، 63 گونه گياهي در قالب 14 جامعه گياهي در قسمت شمالي تالاب شناسايي و معرفي شدند. تاثير اين پوشش در جلوگيري از گسترش كوير، حفظ حيات وحش، ايجاد زيستگاه مناسب براي پرندگان آبزي و مهاجر، كاهش شوري آب، تامين علوفه دام و . . . بسيار حياتي است.


    تفرج و تفريح
    تالاب گاوخوني يكي از بكرترين بوم‌سازگان‌هاي استان اصفهان است كه داراي جلوه‌هاي زيبا و بي‌نظير مي‌باشند. چشم‌اندازهاي زيباي تالاب، صيد و شكار مجاز پرندگان، بازديد از سيماي جنگلي بخش شمالي‌تالاب، استراحت در حاشيه شمالي درياچه، به ويژه در فصول پرآبي و لذت بردن از پرواز دسته‌جمعي پرندگان بلند‌پرواز، صعود به قله كوه سياه و تماشاي گستره درياچه از بالاي كوه از جمله توان‌هاي تفريحي و تفرجگاهي آن محسوب مي‌شود.


    ارزش‌‌هاي اقتصادي
    علاوه بر صيد و شكار و پرورش برخي از آبزيان و ماهي‌ها در فصولي از سال، سنگ‌هي آذرين منطقه و محصولات دگرساني آنها، همچنين املاح تبخيري گاوخوني توان اقتصادي درخور توجهي را به‌وجود آورده است. به عنوان مثال از آندزي بازالت‌هاي كوه سياه براي مصارف ساختماني و از املاح تبخيري گاوخوني جهت استخراج نمك، پتاس و . . . مي‌توان بهره‌برداري كرد، مشروط بر اين كه بهره‌برداري‌ها سازمان يافته و به دور از تخريب و دگرگوني غيرمعقول در سيماي طبيعي تالاب باشد.


    پژوهش و تحقيق
    تالاب گاوخوني به عنوان يك منطقه طبيعي دست‌نخورده ، مجموعه‌اي از جومع گياهي، جانوران ويژه آبزيان و پرندگان آبزي و مهاجر و همچنين عوامل غير زنده موثر بر بوم‌سازگان تالاب است كه توان بالقوه‌اي را براي بازديد اساتيد، دانشجويان، محققين و انجام امور پژوهشي و تحقيقاتي فراهم مي‌كند.


    تامين سفره‌‌هاي آب زيرزميني
    در برخي از نوشته‌ها و به صورت اغراق‌آميز به ارتباط ابي گاوخوني با بخش‌هايي از كرمان اشاره شده است، وليكن آن چه مسلم است، با وجود گسل‌هاي موجود در منطقه و مسدود بودن تالاب بخشي از آب آن پس از تصفيه در لايه‌هاي مختلف زمين به آب‌هاي زيرزميني پيوسته و در غني شدن سفره‌هاي آب زيرزميني موثر مي‌باشد.


    عوامل تهديد كننده حيات تالاب گاوخوني

    با همه پيشرفت‌هايي كه در راه شناخت ارزش‌هاي نهفته در تالاب‌ها و رموز زيستي آنها حاصل شده و با وجود تفاوت نگرش بشر در قبال تالاب‌ها به عنوان مناطق بد و غيرمفيد به بوم‌سازگان‌هاي موثر و ارزشمند، متاسفانه هنوز روند تخريب و دست‌درازي انسان به آنها ادامه دارد. اگر چه از آهنگ سريع نابودي آنها به مقدار قابل توجهي كاسته شده، وليكن سنگيني بار تخريب‌هاي گذشته و تداوم آهسته آن خسارات جبران‌ناپذيري را به محيط زيست ما وارد كرده است. تالاب گاوخوني نيز همانند ديگر تالاب‌هاي كشور از اين لحاظ داراي يك وضعيت بحراني است و چنان چه با توجه بيشتر و به موقع مسئولين امر از روند نابودي آن جلوگيري نشود، در آينده‌اي نزديك شاهد مرگ اين بوم‌سازگان بي‌نظير خواهيم بود.

    عوامل تخريب و تهديد تالاب گاوخوني چه در گذشته و چه در حال،‌ هر يك با درجات مختلف بر اين تالاب تاثيرگذار بوده‌اند كه مهم‌ترين آنها عبارت‌ اند از:


    كاهش آب ورودي به تالاب: بهره‌برداري از زاينده‌رود- به عنوان تنها منبع دايمي تامين‌كننده‌ي آب تالاب- هر روز افزايش مي‌يابند و با توسعه صنعت، كشاورزي، شهرنشيني و . . . نياز به استفاده از آن تشديد مي‌شود، از اين رو تنها مقدار اندكي آب،‌ آن هم در برخي از فصول سال، به تالاب مي‌رسد و اين سهم ناچيز هم با بهره‌برداري‌هاي غيرمجاز و سودجويانه در بيشتر طول سال به صفر نزديك مي شود. علاوه بر موارد مذكور تكميل سد زاينده‌رود در سال 1348 موجب شد كه آب رودخانه كنترل و از آن به بعد گاوخوني در حسرت سيلاب‌هاي عظيمي كه هر از چندگاهي روانه تالاب مي‌شد و گستره‌ي تشنه‌اش را سيراب مي‌كرد، تا ابد باقي بماند.

    چراي بي‌رويه: استفاده بيش از اندازه از مراتع گاوخوني براي چراي دام، به ويژه در زمان‌هاي گذشته، رويش‌هاي گياهي منطقه را به شدت تحت تاثير قرار داده و تا مرحله نابودي كامل پيش برده است. توسعه‌ي دامداري به هيچ وجه با امكانات و توان مراتع منطقه سازگار نبوده و تنها در شهر ورزنه و روستاي اشكهران بيش از 50000 واحد دامي وجود دارد كه اين تعداد چهار برابر ظرفيت مراتع گاوخوني است .

    مراتع گاوخوني تا قبل از سال 1341 در مالكيت ارباب‌ها و خوانين منطقه بوده است. پس از آن در طي برنامه اصلاحات و تقسيم اراضي دولت، اين مناطق ملي اعلام و هرج و مرج و بهره‌برداري بي‌رويه و خودسرانه دام‌داران از آن آغاز شد. پس از پيروزي انقلاب، هيئت واگذاري زمين بخش‌هايي از آن را براي انجام امور كشاورزي بين زارعين تقسيم كرد و كشاورزان نيز با از بين بردن پوشش‌هاي طبيعي آن، آنها را به زمين‌هاي زراعي تبديل كردند، اما زمين‌هاي مذكور به علت شوري خاك و عدم زهكشي مناسب و كمبود آب كشاورزي، پس از گذشت چند سال قابل كشت نبوده و رها شدند، بنابراين مراتع گاوخوني همواره مورد بي‌مهري مسئولين و قرباني بهره‌برداري‌هاي غير اصولي و سودجويان زارعين و دامداران قرار گرفته است . خوشبختانه در سال‌هاي اخير با فعال شدن شركت مرتعداران و دامداران گاوخوني، بهره‌برداري و احياي سازمان يافته مراتع گاوخوني به مرحله اجرا درآمد و مورد استقبال دامداران قرار گرفت، ولي اي كاش اين اقدام به جا و موثر زودتر آغاز مي‌‌شد تا بحران نابودي مراتع منطقه تا به اين حد پيش نمي‌رفت.

    آلودگي آب:‌ استقرار شهرها، روستاها، واحدهاي كشاورزي و صنعتي بزرگ در كنار رودخانه زاينده‌رود از ابتدا تا انتها موجب شده كه پساب ناشي از حضور يا فعاليت آنها بيشتر بدون انجام تصفيه كامل وارد رودخانه شده و در نهايت موجب آلودگي محيط زيست تالاب شود. تخليه فاضلاب‌هاي كشاورزي، صنعتي و شهري در رودخانه زاينده‌رود، به خصوص در مواقعي از سال كه ميزان آب جاي رودخانه در حداقل ممكن است، موجب آلودگي شديد آن شده و مصرف آن را حتي براي استفاده‌‌هاي كشاورزي غيرممكن مي‌سازد. شدت اين آلودگي‌ها به حدي است كه هر از چند سال شاهد مرگ و مير هزاران ماهي و پرنده در طول رودخانه و به ويژه تالاب گاوخوني هستيم كه بر اثر مسمويت ناشي از منابع آب و غذايي موجود، از بين رفته‌اند. همچنين طي سال‌هاي اخير شبكه‌هاي زهكشي گسترده‌ي به ويژه در قسمت‌هاي انتهاي زاينده‌رود به رودخانه منتهي شده كه بر شدت آلودگي و شوري آب تالاب افزوده‌اند.

    شرايط اقليمي: كاهش نزولات جوي و خشكي‌گرايي منطقه كه از زمان‌اي گذشته شروع شده، هر روز دامنه‌ي وسيع‌تري به خود مي‌گيرد. با كاهش آب ورودي تالاب از طريق زاينده‌رود، رودخانه‌هاي فصلي و آبراهه‌هايي كه از ارتفاعات مجاور تالاب سرچشمه مي‌گيرند از يك طرف و تبخير شديد آب از طرف ديگر،‌ علاوه بر افزايش شوري آب،‌ از حجم و گستره گاوخوني به مقدار چشم‌گيري كاسته مي‌شود.

    آتش‌سوزي: بر اساس مطالعات انجام شده از آتش‌سوزي‌هاي سازمان يافته مي‌توان اصلاح تركيب پوششي و عناصر رويشي برخي از بوم‌سازگان‌ها استفاده كرد، اما آتش‌سوزي‌هاي وسيع و ناگهاني كه به وسيله برخي از دامداران، ساكنين مناطق مجاور و رهگذراني كه از تالاب بازديد مي‌كنند، ايجاد مي‌شود، هر بار بخش وسيعي از جوامع گياهي را نابود كرده، از بين مي‌رد. خسارات ناشي از اين آتش‌سوزي‌ها به خاطر آن كه اغلب با اقدامات مسئولين امر همراه نبوده و در نهايت خود به خود خاموش مي‌شود، گسترده است.

    صيد و شكارهاي بي‌رويه و غيرمجاز: تالاب گاوخوني و مناطق مجاور آن به علت وجود برخي از جانوران وحشي،‌ آبزيان و تعدد زيادي از پرندگان بومي و مهاجر، از اهميت بالايي برخوردار است،‌ ولي از لحاظ شكار جزو مناطق‌ آزاد محسوب مي‌شود . شكار در چنين مناطقي تابع قوانين خاص و در ايام مشخصي از سال صورت مي‌گيرد، اما به علت عدم نظارت كافي، شكارچيان قوانين را رعايت نكرده و برخي از آنان بدون كسب مجوز تعداد كثيري از آنها را به صورت غيرقانوني صيد مي‌كنند.

    حركت شن‌هاي روان: حاشيه غربي تالاب گاوخوني را پهنه‌‌هاي وسيعي از تپه‌هاي شني فرا گرفته است. بادهايي كه از اين نواحي به طرف درياچه مي‌روند، ماسه‌ قبل توجهي را با خود حمل كرده و در اثر افزايش رطوبت، هنگام حركت در طول درياچه ماسه‌ها را رسوب داده و موجب پر شدن آن در درازمدت مي شوند.

    تامين سوخت ساكنين مجاور تالاب:
    در زمان‌هاي گذشته اهالي مناطق مجاور تالاب براي تامين بخشي از سوخت زمستاني خود اقدام به قطع درختچه‌ها و پوشش‌هاي گياهي آن مي‌كردند. اگر چه امروزه آثاري از تخريب‌هاي گذشته اهالي هنوز به چشم مي‌خورد، وليكن خوشبختانه با جايگزيني سوخت‌هاي فسيلي اين مسئله منسوخ شده و سيماي جنگلي (گزستان) ناحيه شمالي تالاب ترميم شده است.
    همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد.


    ...تلخ تر از خود جدايی ها...
    ...آنجايی است كه بعدها آن دو نفر مدام بايد وانمود كنند...
    ...كه چيزی بينشان نبوده...
    ...كه هيچ اتفاقی نيفتاده...
    ...كه از همديگر هيچ خاطره ای ندارند...




    تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز

  6. Top | #6

    • مدير ارشد كشاورزی
    • تاریخ عضویت
      01-Feb-2008
    • رشته تحصیلی
      تولید و بهره برداری از گیاهان دارویی و معطر
    • محل سکونت
      زمين-اسمان-همين جا...
    • پست‌ها
      7,685
    • سپاس
      30,230
    • 20,878 تشکر در 7,338 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      58
    • امتیاز
      3245

    پیام پاسخ: تالاب گاوخونی

    شهر سبا و تپه‌هاي شني منطقه گاوخونی


    شهر سبا يا سراي در واقع نامي است كه ساكنين شهر ورزنه و روستاهاي اطراف آن، منطقه مسكوني قديمي مدفون شده در زير تپه‌‌هاي شني حاشيه غربي تالاب گاوخوني را بدان نام مي‌شناسند و عقيده دارند كه با توجه به آثار برجاي مانده از آن شهر كه گاهگاهي با جابجايي ماسه‌ها توسط باد پديدار مي‌شوند،‌ در زير اين شن‌هاي روان شهري به نام سبا مدفون است. به اين امر در بيشتر نوشته‌هاي قديمي كه در آن نامي از ورزنه يا گاوخوني برده‌اند نيز اشاره شده است. در بخش‌هايي از كتاب تاريخ اصفهان و ري و همه جهان مي خوانيم: «حجاب نايب اصفهان را گفت تو را به شهري مي‌فرستم كه سنگش سرمه‌ و مگس آن زنبور عسل و گياهش زعفران است. از اشعار عرب پديدار مي‌‌شود كه پيشين زمان دهقانان زعفران در آنجا به عمل آورده و مخصوصاً به حدود ورزنه رويدشت جايي است كه آن را شهر سبا نامند و امروزه ويرانه است و گلرنگ شبيه زعفران در آنجا بسيار يافت مي‌شود». و يا د بخش‌هاي ديگري از همين كتاب آمده است: «شهر سبا آخر گاوخاني است كه ماسته گرفته و مورد و سوار در آن فرو مي‌رود».
    ابو نعيم اصفهاني نويسنده معروف احوال صوفيان و محدثان در نيمه دوم قرن چهارم هجري نيز ضمن توصيف رويدشت بيان مي‌كند كه در رستاق رويدشت است دزيه نام (ورزنه). شن‌هاي انباشته چون كوه دارد و اگر روزها بر آن تندباد وزد، هيچ جابه‌جا نشود و چيزي از آن به كشت‌زار نرود.

    شهر سبا - منطقه گاوخونی


    مولف كتاب الاصفهان در اين باره مي‌نويسد: «گاو در پارسي بزرگ است و خاني چاه (گاوخاني= چاه بزرگ) جلگه‌اي است ناهموار قريب پنج فرسخ طول و عرض دارد. از طرف جنوب و مشرق محدود مي‌شود به تپه‌هاي ماسه و شني كه ارتفاع آنها متجاوز از دويست متر است. بالاي تپه‌ها ابتدا جرقويه عليا و بعد دشت وسيعي است، چندين فرسخ از ماسه و شن به سمت ابرقو. گاهي از اثر باد كه ماسه جابجا مي‌شود،‌ در زير ماسه آثار ديوار و طاق عمارت ديده مي‌شود. سكنه آن حدود را عقيده بر اين است كه در آنجا شهري بوده است، اسمش سبا و از غضب الهي ماسه آن را فراگرفته است. تپه‌هاي مرتفع ماسه و شني اطراف گاوخاني به سبب منافذ و لوله‌هاي شعريه‌اي (مويين و باريك) آب گاوخاني را جذب مي‌كنند، مانند قند كه از فنجان چايي را بالا مي‌كشد».
    همچنين در بيشتر نقشه‌هاي تاريخي كلمه گابت در محل شهر سبا نوشته شده و اصفهان ناشناخته در اين ارتباط بر اين است كه شهر سراي در زلزله سال 242 ه‍ . قمري ويران شده است و علت نامگذاري گاوخوني را حضور شهر معروف سبا يا گابت در كنار درياچه در زمان‌هاي گذشته مي‌‌داند.

    متاسفانه بخش قابل ملاحظه‌اي از سرزمين‌هاي كشورمان توسط شن‌‌هاي روان پوشيده شده است و ميليون‌ها هكتار از آنها به صورت تلماسه‌هاي فعال، مناطق مجاور خود را تحت تاثير قرار مي‌دهند و علاوه بر پوشاندن مراتع، مشكلات بسياري را در اجراي پروژه‌هاي كشاورزي، راه‌سازي، شهرسازي، توسعه مراكز صنعتي و ديگر پروژه‌هاي عمراني به وجود مي‌آورند. اين در حالي است كه ساليانه هزينه‌هاي بسياري جهت مبارزه با اين پديده‌هاي طبيعي صرف مي‌شود. بديهي است جهت مقابله بهتر و موثرتر با حركت شن‌هاي روان شناخت منشا آنها و راه‌هاي موثر در جلوگيري از گسترش آنها ضروري است. طباطبايي (1374) ضمن مطالعه ماسه‌هاي بادي شرق ورزنه براي رسوب‌گذاري آنها در بخش غربي تالاب گاوخوني دو فرضيه ذيل را پيشنهاد مي‌كند:
    الف)‌ پلاياي گاوخوني گودترين منطقه در حوزه آبريز بوده و بنابراين نه فقط سطح اساس آب‌‌هاي منطقه است، بلكه سطح اساس بادهاي منطقه نيز مي‌باشد و تمام بادهاي منطقه پس از رسيدن به پلاياي گاوخوني با كاهش سرعت مواجه شده و به ناچار بار خود را ته‌نشين مي‌كنند.
    ب) بادهاي ماسه‌اي كه در فصل تابستان از سمت شمال شرقي ورزنه مي‌وزند، پس از برخورد با سطح درياچه و رودخانه مرطوب و احتمالاً سنگين‌تر مي‌شوند و از آنجا كه سرعت آستانه ارتباط مستقيم با درصد رطوبت دارد، منجر به رسوب ماسه‌ها مي‌شود.


    بر اساس اطلاعات موجود وسعت تپه‌هاي شني مجاور تالاب بالغ بر 17395 هكتار است كه از نزديكي شهر ورزنه آغاز شده و تا چند كيلومتري جنوب شرقي روستاي خارا به طول 84 كيلومتر امتداد دارد. ارتفاع تپه‌هاي مذكور در نقاط مختلف آن فرق مي‌كند و حداكثر آن در محلي به نام شهر سراي يا سبا به 62 متر مي‌رسد. عرض اين تپه‌ها در بخش‌هاي شمالي آن قابل توجه بوده تا 15 كيلومتر مي‌رسد، در حالي كه در نواحي جنوبي عرض آن به بيش از يك كيلومتر نمي‌رسد.
    حضور تالاب گاوخوني در مجاورت تپه‌هاي شني و تاثيرات مثبت آن از مهم‌ترين عوامل طبيعي تثبيت‌كننده آنها به شمار مي‌آيد. اگرچه طبق شواهد موجود اين تپه‌ها در طي ساليان دراز متوالي حركت چنداني نداشته و فاصله خود را شهر و روستاهاي مجاور تا حدودي حفظ كرده است،‌ اما بخش اعظم اين موهبت مرهون حيات گاوخوني است و چنانچه روند كاهش آب وروي تالاب و خشك شدن آن به همين ترتيب ادامه يابد، با مرگ تدريجي تالاب، حركت شن‌هاي روان آغاز و به مقدار قابل ملاحظه‌اي تسريع مي‌شود. در اين صورت است كه حكايت مدفون شدن شهرها يا روستاهايي همانند شهر سبا تكرار خواهد شد. اين پديده نه تنها مناطق مجاور تالاب، بلكه حتي مزارع و مناطق شرقي و جنوب شرقي استان اصفهان را به شدت تحت تاثير قرار مي‌دهد. عمده‌ترين نقش تالاب در تثبيت تپه‌هاي شني را مي‌توان به صورت ذيل خلاصه كرد:
    پوشش گياهي انبوهي كه در بخش‌هايي از تالاب و به ويژه بخش شمالي آن وجود دارد و رويش گياهاني همچون گز و ني كه ارتفاع پوشش قابل ملاحظه‌اي دارند، در كاهش سرعت بادها و جلوگيري از حركت شن‌هايي كه توسط باد حمل مي‌شوند،‌ نقش مهمي دارد.


    به علت بالا بودن سفره آب زيرزميني مناطق حاشيه‌اي تالاب و خاصيت مويينگي خاك، درصد رطوبت تپه‌هاي شني افزايش مي‌يابد كه اين امر خود موجب تثبيت شن‌هاي روان مي‌شود.
    دسترسي به سفره‌هاي آب زيرزميني در بخش‌هايي از تپه‌هاي شني مجاور تالاب موجب رويش بسياري از گياهان به ويژه گياهان شورپسند و ماسه‌پسند مي‌شود كه اين امر سهم به سزايي در تثبيت تپه‌هاي شني ايفا مي‌كند . همچنين مي‌توان با كاشت مصنوعي گياهان سازگار كه قدرت رويش در چنين مناطقي دارند، به اين امر كمك كرد. بر همين اساس در بخشي از گزارش مقدماتي لزوم جنگل‌كاري باتلاق گاوخوني (دكتر پرويز نيلوفري- 1364) آمده است: «در حوالي باتلاق گاوخوني تپه‌هاي شني فراواني به چشم مي‌خورد كه مي‌بايست به وسيله گونه‌هاي مختلف تاغ جنگل‌كاري شود تا شهر اصفهان از اثرات آن و از گرد و غبارهاي حساسيت‌زاي آن مصون بماند»
    بادهاي حامل شن و ماسه ضمن حركت از ميان درياچه تحت تاثير رطوبت آن قرار گرفته و ماسه خود را رسوب مي‌دهند.

    رودخانه زاينده‌رود و تالاب گاوخوني در ايام پرآبي بخش‌هايي از تپه‌هاي شني مجاور خود را با رسوبات حامل پوشانده به تثبيت آن كمك مي‌كنند.
    خاصيت مويينگي خاك، آب شور تالاب را از نواحي پايين به قسمت‌هاي فوقاني خاك هدايت مي‌كند كه در مرحله بعد با تبخير شديد آن لايه‌اي از نمك به صورت يك حالت سيمان مانند از حركت ماسه‌ها جلوگيري مي‌كند.
    در مطالعات ريخت‌شناسي زمين (اجل لوئيان، پاكزاد- 1375) ماسه‌هاي بادي و تپه‌هاي شني منطقه به 5 گروه مجزا تقسيم مي‌شوند كه در ذيل به شرح هر يك مي‌پردازيم.


    تپه‌هاي ماسه‌اي بزرگ و فعال
    از مهم‌ترين و موثرترين پديده‌هاي ريخت‌شناسي زمين به اين منطقه صحرايي است كه به صورت يك ارگ بزرگ از شمال تا جنوب حاشيه غربي باتلاق مذكور توسعه يافته است و از شمال كه به طرف جنوب پيش مي‌رويم، از حجم و عرض ماسه‌هاي مذكور به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته مي‌شود. پوشش گياهي آن در بخش‌هاي مركزي به دليل بالا بودن سفره آب زيرزميني قابل توجه است. همچنين بخش‌هاي شمالي آن در مقايسه با بخش‌هاي جنوبي‌تر از تراكم پوشش گياهي بيشتري برخوردار است. در اين ارگ عناصر ريخت‌شناسي ستاره‌اي، پناهگاهي و شمشيري مشاهده مي‌شود.


    تپه‌هاي ماسه‌اي كوچك و فعال
    اين تپه‌ها به طور عمده به صورت منفرد يا متصل به يكديگر و با ارتفاع حداكثر 24 تا 30 متر ديده مي‌شوند و در شرق روستاي حسن‌آباد و خارا و غرب روستاي حسن‌آباد توسعه يافته‌اند. از آن جايي كه اين تپه‌هاي كوچك فعال بوده و حركت شن‌هاي روان در آنها زياد است، براي جلوگيري از گسترش آنها از پوشش گياهي مصنوعي كاشته شده در منطقه استفاده شده است، منشاء تپه‌هاي بخش شرقي منطقه، نهشته‌هاي ماسه‌اي بزرگ فعال و بخش غربي آن گچ و مارن نواحي مجاور مي‌باشد و جهت حركت آنها متاثر از جهت حركت بادهاي منطقه است.


    تپه‌هاي ماسه‌اي كوچك و غيرفعال
    اين تپه‌ها نسبت به تپه‌هاي فعال قديمي‌‌تر فعال بوده و سطح آنها را پوشش گياهي نسبتاً متراكمي فرا گرفته است. اين تپه‌ها به صورت منفرد در مناطقي كه سطح آب زيرزميني نسبتاً‌ بالا مي‌باشد، توسعه يافته‌اند. تعداد زيادي از اين تپه‌ها را مي‌توان در حاشيه شمالي ارگ مشاهده كرد كه از لحاظ ريخت‌شناسي حالت گنبدي شكل‌داشته و تقريباً تثبيت شده هستند.


    نواحي بين تپه‌اي

    اين مناطق شامل زمين‌هايي است كه در بين تپه‌هاي ماسه‌اي بزرگ فعال، به ويژه در بخش‌هاي مركزي و جنوبي آنها گسترش دارند. در اينجا ضخامت لايه ماسه‌اي كه زمين را مي‌پوشاند، از 50 سانتي‌متر تجاوز نمي‌كند و سطح آب زيرزميني بين 80 سانتي‌متر تا 2 متر در نوسان است. لايه‌ي زيرين اين نواحي را رسوبات باتلاقي تشكيل مي‌دهد و تاثير فرسايش بادي در آنها بسيار اندك است.


    پهنه‌هاي ماسه‌اي
    اين پهنه‌ها به صورت فعال يا غيرفعال در حواشي تپه‌هاي شني وجود دارند و عموماً‌ به صورت مسطح هستند. بخش غيرفعال اين پهنه‌ها در نواحي مجاور تالاب كه سطح آب زيرزميني بالاداشته و بر اثر خاصيت مويينگي و تبخير شديد، لايه‌اي از نمك سطح آن را مي‌پوشاند، قرار دارند .
    همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد.


    ...تلخ تر از خود جدايی ها...
    ...آنجايی است كه بعدها آن دو نفر مدام بايد وانمود كنند...
    ...كه چيزی بينشان نبوده...
    ...كه هيچ اتفاقی نيفتاده...
    ...كه از همديگر هيچ خاطره ای ندارند...




    تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز

  7. Top | #7

    • مدير ارشد كشاورزی
    • تاریخ عضویت
      01-Feb-2008
    • رشته تحصیلی
      تولید و بهره برداری از گیاهان دارویی و معطر
    • محل سکونت
      زمين-اسمان-همين جا...
    • پست‌ها
      7,685
    • سپاس
      30,230
    • 20,878 تشکر در 7,338 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      58
    • امتیاز
      3245

    پیام پاسخ: تالاب گاوخونی

    گاوخوني در گذر زمان



    از زمان‌هاي گذشته سفرنامه نويسان و جغرافي‌دانان كه علاقمند به مطالعه ويژگي‌ها و روايت اخبار شهر زيباي اصفهان بودند، همواره بخشي از مطالب خود را در قالب توصيف بلوكات اصفهان و از جمله بلوك روي دشت به گاوخوني اختصاص مي‌داند و آخرين اطلاعات و گفته‌هاي رايج موجود را كه ديده يا شنيده‌ بودند نقل مي‌كردند. در برخي از اين نوشته‌ها واقعيت‌ها آن طور كه بودند منعكس نمي‌‌شدند و آمار و ارقام ارايه شده كامل و دقيق نبودند. اين در حالي بود كه دسترسي به تالاب با مشكلات بسياري همراه بود و بلدباناني كه از بخش‌هايي از اين منطقه ديدن مي‌كردند، هر يك به تناسب برداشت خود به توصيف آن پرداخته و نويسندگان نيز همان روايات را ثبت و نقل مي‌كردند.

    البته برخي از نويسندگان (جابر انصاري- 1321)،‌ در آثار خود بخش‌هايي از اين مطالب را تنها افسانه‌اي بيش نمي‌دانند و حسيني (1369) در اين باره مي‌نويسد: «مطالب قدما اغلب نقل بعضي قصص و روايات اساطيري و منقولات متاخرين تكرار سخنان قدما است و في‌الجمله آن چه در اين باره آورده‌اند، اگر چه همه حكايت از اين دارد كه اين منطقه شگفت‌‌انگيز از ديرباز اسرارآميز مي‌نموده است، نكته‌اي چندان استوار در بر ندارد».
    با وجود همه مسايل فوق تلاش‌هاي گذشته را مي‌بايست اولين گام‌ها در راستاي شناخت اين منطقه بكر دانست كه هر يك سعي در بازگويي بخشي از ويژگي‌هاي اين منطقه داشته‌اند. اگر چه اين اقدامات در برخي موارد ناقص بوده، وليكن هنگامي كه اين مسئله را در نظر بگيريم كه با گذشت سال‌هاي طولاني هنوز ناگفته‌ها و رموز بوم‌شناختي و زيست‌محيطي بسياري پيرامون تالاب وجود دارد و دسترسي به بخش‌هايي از آن حتي در زمان حال غير ممكن مي‌نمايد، به ارزش كارهاي انجام شده بيشتر پي مي‌بريم.

    مفضل بن سعد به حسين مافروخي در رساله محاسن اصفهان در حديث گاوخوني و در توصيف بلوك روي دشت كه آخرين بلوك آبخور زاينده‌رود است، اين چنين حكايت مي‌كند : «في الجمله ولايتي به انواع عمارت و زراعت پيراسته و اهالي و اصناف مروت و فتوت آراسته. به اقصاي آن زميني هست مبسوط بر مسافتي مضبوط كه آن هجده فرسنگ است در دو فرسنگ و بر آنجا ممغيضي معروف به گاوخواني، خاصيت ابتلاع فواضل آب‌هاي زنده‌رود اصفهان و اراقت آن بر هشتاد فرسنگي زمين‌‌ها و صحراهاي كرمان به حيثيتي كه معظم بلاد و معتب امهات مواضع آن در تكثر ارتفاعات و توفر زراعات و غرس ساير اشجار ميوه‌دار و غير ميوه‌دار از گل و سرو وبيد و چنار و نباتات و رياحين بهار كلي اعتماد اعتبار، مد و جذر آن را استظهاي دارد و هرگاه كه خبر عزدات آب گاوخواني و ايام مد آن بحد كرمان صورت انتشار يابد. تمامت اهالي ان حدود چون ايام عيد نوروز و مراسم تفرج و تماث رخت طرب به دوش، نشاط به بساط شادكامي كشند و مژدگاني آن حال در اميدواري آن سال از فراخ نعمتي و خوش عيشي و شادكامي به يكديگر دهند و آن سال به خوشدلي و آسايش و رفاهيت گذرانند».

    سابقه تاريخي توصيف گاوخوني سابقه‌اي بس طولاني است. ابن خرداد به جغرافي‌دانان مشهوري كه در قرن سوم مي‌زيست، مي‌نويسد اين رودخانه (زاينده‌رود) پس از فرو رفتن در باتلاق گاوخوني دوباره در 60 فرسخي آن باتلاق در كرمان ظاهر مي‌شود . وي يكي از اولين افرادي است كه ارتباط آب گاوخوني با كرمان را عنوان مي‌كند. اين نظر در بيشتر نوشته‌هاي گذشته نيز عنوان و مورد بحث قرار گرفته است. در كتاب الاصفهان نوشته مير سيد علي واژن شاردن در اين باره آمده است: «نظر به اين كه جوف اين اراضي وسيع و به سبب لوله‌‌هاي شعريه مملو از اين آب شده است و به سبب سوراخ از بعضي جاها منحدر و سرازير مي‌شود، ممكن است اين در حالت جذب و انحدار هر كدام به مناسب وضع و جنس زمين‌هاي مختلف كه در مجاورت يكديگر واقع هستند، متوالياً ادامه كند و آب را از گاوخاني به جاهاي دور حتي كرمان برساند، به همين سبب جذب و انحدار باز ممكن است آب از كرمان به خليج بريزد و مبناي كلام حمدالله مستوفي در شرح رودخانه‌ها كه مي‌نويسد آب زاينده رود وارد خليج فارس مي‌شود، بنابر اين مقدمه باشد .
    هنرفر در مجله هنر و مردم از قول ابن حوقل بغدادي نيز به اين مسئله اشاره دارد و ذكر مي‌كند كه آب زرن‌رود (زاينده‌رود) سرانجام به روستاي برزند مي‌رسد كه خاص زردشتيان است و ميان برزند و قورطان كه در آنجا بساط (فرش و زيلو) تهيه مي‌كنند به زمين فرو مي‌نشيند و گفته‌اند اين آب در درياچه‌اي به نام طهفيروز واقع در كرمان فرو مي‌رود.


    پل تاریخی ورزنه در نزدیکی گاوخونی



    ابن رسته در «اعلاق انفيسه» ضمن توصيف زرين‌رود (زاينده‌رود) مطالب خودرا با جملات ذيل به پايان مي‌برد:‌« و آنچه از آب زرين‌رود از روستاي رويدشت كه آخرين منطقه‌اي است كه از آن مشروب مي‌شود، مي‌گذرد و در سرزمين فرو مي‌رود و مي‌گويند همين آب در منطقه كرمان ظاهر مي‌وشود و در آنجا مورد استفاده قرار مي‌گيرد».

    همچنين ياقوت حموري در معجم البلدان در اين مورد مي نويسد : زرن رود (زاينده‌رود) به نفتح اول و ثاني و نون ساكن، نام شهر اصفهان است و آن رودي است مشهور به گورايي و صحت آب كه بناكان بيرون مي‌آيد و به ده دريم مي‌‌گذرد و سپس به ده ديگري به نام دنبا در اين ده آب‌هاي زيادي جمع مي‌شود كه اهميت پيدا مي‌كند و بوستان‌ها و روستاها را سيراب مي‌كند تا به شهر مي‌رسد و سپس به ريگزاري فرو مي‌رود به فاصله 60 فرسخ و در كرمان ظاهر مي‌شود و جاهايي را در كرمان سيراب مي‌كند و سپس به درياي هند مي‌ريزد و اين طور ياد كرده‌اند كه يك ساقه ني را علامت‌گذاري كرده و در آن موضع كه آب فرو مي‌رود (گاوخوني) ني را به آب سپرده‌اند و پس از آن، آن ني را در محل خروج آب در كرمان يافته‌اند و از اين جهت گفته‌اند كه اين همان آب زاينده‌رود اصفهان است كه از كرمان بيرون مي‌آيد. شاردن نيز در سياحت نامة معروف خود ارتباط آب زاينده‌رود با كرمان را تاييد كرده و اين گونه توصيف مي‌كند: «زنده‌رود در منطقه‌اي مابين اصفهان و كرمان در زير زمين ناپديد مي‌شود و باز در آن سامان پديدار مي‌گردد و به سوي درياي هند جريان پيدا مي‌كند».
    توصيف گاوخاني را در كتاب نصف جهان في تعريف الاصفهان اين گونه مي‌خوانيم: «آبادي بزرگ آن ورزنه است كه از آنجا تا اول گاوخاني يك فرسخ و تا انتهاي آن شش فرسخ است و يان گاوخواني تمام گزستان و اطرافش مراتع است و راس آن متصل به اراضي هرند است. گاوخواني به كاف فاري و بر وزن كاوداني قطعه زمين پستي است بر منتهاي اراضي روي دشت سفي كه مصب و مغيض آب‌‌هاي زايد از كشت زاينده‌رود است و چون در فصل بهار وقت طغيان و سيل حاجت به آب رود چندان نيست، آنچه از كشت و زراعت هر محل آب زياده باشد بدان موضع ريخته و جمع مي‌شود و چون درياچه گردد، حدود عرض و طول آن معين نيست و به تفاوت كمي و زيادي آب در هر سال آن نيز كم و زياد مي‌گردد و از مجتازان و سياحان شنيده شده است كه بعضي سال‌ها كه سيل بسيار و طغيان آن زياده شود، طول آن تا ده فرسخ و عرض آن تا دو فرسخ گشته است. در آن وقت عمق آن از سطح آب در وسط آن تا قعر آن پنج شش زرع شاه باشد و در وقت كمال نقصان آب در آن طولش به يك فرسخ رسد و آب در همان ميان آن بوده و عمق كمي كه قدرش معلوم نيست خواهد شد و تمام آن گزستان‌است و در وقت غيض و كمي آب مردمان آنجا بلدبان هستند از چند موضع آن از طرف عرض به ديگر جانب عبور مي‌نمايند و در آن آب ماهي و ديگر جانوران آبي بسيار بود و آن خوك و بعضي جانوران ديگر صحرايي و چلپاسه بزرگ كه آن را بزمجه مي‌گويند، بسيار بهم مي‌رسند و شنيده نشده است كه اين جانور كسي را اذيت برساند اطراف آن تمام مراتع گله و رمه مردمان آن حوالي مي‌باشد و طرف شرق گاوخوني اراضي باير متعلق به قهپايه است».
    جابر انصاري (1321) نيز در جملاتي كوتاه و مختصر گاوخوني را اين گونه معرفي مي‌كند: «از شاخ كنار كه بالا مي‌رود تا گاوخاني نيزار است و گراز هم در آن نيزار فراوان و شهر سبا آخر گاوخوني است كه ماسه گرفته و مرد و سوار در آن فرو مي‌روند». توصيف گاوخوني در كتاب جغرافياي اصفهان (حسين تحويلدار) هم به اين گونه آمده است: « گاوخوني زميني است وسيع و محيطش دو سه فرسنگ كنارش گزستان و ميانش را كس نديده».
    بر اساس آنچه گذشت مي‌توان نتيجه رفت كه يكي از نظرات رايج و قديمي پيرامون تالاب گاوخوني ارتباط آب آن با منطقه كرمان است. اين مسئله در بيشتر نوشته‌ها ذكر شده و به تكرار توسط نويسندگان نحوه اين ارتباط توضيح داده شده است. با ايو وجود برخي از محققان چه در گذشته و چه در حال آن را مورد نقد و بررسي قرار داده و اين ارتباط را هر يك به دلايلي زير سوال مي‌برند.
    نويسنده كتاب معروف تاريخ اصفهان و ري و همه جهان در اين باره مي‌نويسد: «و اين كه مي‌گويند آبي كه در گاوخاني فرو مي‌رود، به كرمان بيرون آمده در صحاري كرمان براي دريا مي‌رود، به نظر مولف افسانه است و آب در گاوخاني زمين را چندان گود كرده كه به منافذ طبقات زيرين حوزه زمين راه يافته فرو مي‌رود. بلي محتمل است بعضي رگ‌هاي زمين تا چهل فرسنگ هم آب را به اطراف ببرد، ولي دويست فرسنگ مشكل است و ديگر ميان گاوخاني و كرمان در خاك يزد و نواحي پايين و بالاي يزد قنواتي است كه هفتاد ذرع و نود ذرع يا بيشتر عمق دارد و چندان آب ندارد و با آن قنوات هيچ آثاري از اين آب ظاهر نشده».
    حمدالله مستوفي در قرن هشتم هجري نيز موضوع فرو رفتن آب زاينده‌رود را در باتلاق گاوخوني متذكر مي‌شود، ولي برآمدن آن آب را در كرمان بعيد مي‌داند و چنين نوشته وي : «رودخانه اصفهان امروز به زند‌ه‌رود موسوم است و مصنفين مختلف آن را زاينده‌رود و زرين‌رود نيز نوشته‌اند. زنده رود پس از عبور از اصفهان و سيراب كردن نواحي هشتگانه آن اندكي به سمت خاور رودشت پيچيده و بالاخره در باتلاق گاوخاني كه در حاشيه كوير واقع است، فرو مي‌رود. طبق يك عقيده عمومي- كه ابن خردادبه در قرن سوم نيز آن را ذكر كرده است- اين رودخانه پس از فرو رفتن در باتلاق گاوخوني دوباره در شصت فرسخي آن باتلاق گاوخاني ظاهر مي‌شود و آن گاه به دريا مي‌ريزد. اما اين روايت ضعيف مي‌نمايد، زيرا كه از گاوخاني تا كرمان زمين‌هاي سخت و جبال محكم در ميان است و ممري در زير زمين كه چندان آب در آن روان تواند شد متغذر مي‌نمايند و زمين كرمان بلندتر از زمين گاوخاني است».
    حسيني (1369) نيز فرضيه احتمال ارتباط آبي بين گاوخوني و منطقه كرمان را مردود مي‌داند و در توضيح آن مي‌نويسد: با توجه به اختلاف ارتفاعي كه بين مرداب گاوخوني و مرداب‌هاي جنوبي‌تر آن وجود دارد (مرداب‌هاي جنوبي نسبت به مرداب گاوخوني بين 150 تا 300 متر مرتفع‌تر هستند)،‌در صورت ظاهر امكان جريان سطحي آب اين مرداب‌ به مرداب‌هاي جنوبي وجود ندارد و در صورت نفوذ اين آب‌ها در طبقات زيرين زمين نيز با توجه به خارج بودن حوضه‌هاي پايين‌دست از حوضه زمين‌شناسي گاوخوني دليل جغرافيايي آشكاري بر ارتباط زيرزميني اين مرداب‌ها مشاهده نمي‌شود. از طرف ديگر نقشه‌هاي زمين‌شناسي نشان مي‌دهد كه در حوالي شمال گاوخوني يك شكاف زمين‌شناسي (گسل) با جهت شمال شرقي- جنوب غربي وجود دارد كه با توجه به فرو افتادگي كويري مركزي ايران، احتمالاً اگر خروجي در آب‌هاي گاوخوني صورت بگيرد، اين خروج به قسمت كوير مركزي صورت خواهد گرفت، نه به سمت كرمان، زيرا اولاً اختلاف ارتفاع حوضه گاوخوني نسبت به نواحي كرمان زياد است و عملاً جريان آب گاوخوني به سمت كرمان غيرممكن است، ثانياً گودال معرفه الاراضي اصفهان- سيرجان به وسيله ارتفاعاتي كه عمدتاً از مواد دروني زمين تشكيل شده محصور شده است و خروج آب از لابه‌لاي اين طبقات ممكن نيست.
    نكته آخر اين كه به نظر مي‌رسد جهت روشن شدن كامل اين مسئله كه آيا ارتباطي بين گاوخوني و كرمان وجود دارد،‌ مي‌بايست بررسي‌ها، تحقيقات و مطالعات بيشتري صورت پذيرد.
    همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد.


    ...تلخ تر از خود جدايی ها...
    ...آنجايی است كه بعدها آن دو نفر مدام بايد وانمود كنند...
    ...كه چيزی بينشان نبوده...
    ...كه هيچ اتفاقی نيفتاده...
    ...كه از همديگر هيچ خاطره ای ندارند...




    تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز

  8. Top | #8

    • مدير ارشد كشاورزی
    • تاریخ عضویت
      01-Feb-2008
    • رشته تحصیلی
      تولید و بهره برداری از گیاهان دارویی و معطر
    • محل سکونت
      زمين-اسمان-همين جا...
    • پست‌ها
      7,685
    • سپاس
      30,230
    • 20,878 تشکر در 7,338 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      58
    • امتیاز
      3245

    پیام پاسخ: تالاب گاوخونی

    كليات خاك‌شناسي گاوخونی


    تالاب گاوخوني انتهايي‌ترين و پست‌تري نقطه حوضه‌ها‌ي آبخيز زاينده‌رود است و وضعيت خاك آن به طور مستقيم تحت تاثير رسوبات حمل شده از كل حوزه كه به طور عمده از آبرفت‌هاي دوران چهارم زمين‌شناسي مي‌باشد، قرار دارد. علاوه بر آن فعاليت‌هاي مربوط به باد، آب زيرزميني شور، پوشش گياهي، پستي و بلندي،‌ تبخير شديد و شرايط اقليمي از عمده‌ترين عوامل موثر در تشكيل، تكوين و تكامل خاك‌هاي منطقه محسوب مي‌شوند كه اغلب در جهت افزايش شوري خاك تاثيرگذار بوده‌اند. تفاوت در درجه شوري خا‌ك‌هاي منطقه كه محصول عملكرد متفاوت عوامل مذكور در بخش‌هاي گوناگون تالاب مي‌باشند، از ويژگي‌هاي خاك‌شناسي آن مي‌باشند. بر اين اساس اگر بخواهيم در يك تقسيم‌بندي ساده اوليه خاك‌هاي منطقه را از يكديگر تفكيك كنيم،‌ با توجه به ميزان شوري مي‌توان آن را به دو گروه عمده تقسيم كرد.


    گروه اول شامل خاك هاي نواحي حاشيه‌اي تالاب در بخش‌هاي شرقي و جنوبي است كه به علت بهره‌مندي از آب زيرزميني بالا و متاثر از آب شور درياچه، تبخير شديد، خاصيت مويينگي و فعاليت بادها و آبراهه‌هاي نمكي كه با خود نمك قابل ملاحظه‌اي را حمل مي‌كنند، از درجه شوري فوق‌العاده‌آي برخوردار هستند. در اين نواحي شوري تا بدانجا است كه در ايام خشك سال لايه‌اي از نمك سطح خاك را مي‌پوشاند و امكان رويش هر گونه گياهي را (حتي گياهان شورپسند) غيرممكن مي‌سازد و در برخي از نقاط تا شعاع كيلومترها دورتر از درياچه، زمين فاقد پوشش گياهي است.


    گروه دوم خاك‌هايي را شامل مي‌شود كه اغلب در ارتفاعات مشرف و مجاور تالاب و يا در بخش شمال و شمال غرب آن قرار دارند. خاك در ارتفاعات مجاور و از جمله كوه سياه به علت پايين بودن سفره آب زيرزميني كمتر تحت تاثير شوري درياچه قرار مي‌‌گيرد، اگرچه بادهايي كه از طرف درياچه به اين نقاط مي‌وزند، آن را از شوري درياچه بي‌نصيب نمي‌گذارند. شوري در اين ارتفاعات بسيار جزيي است، به نحوي كه پوشش گياهي متنوعي از گياهان يكساله كه بردباري بسيار كمي نسبت به شوري دارند، عمده رويش‌هاي آن را در سال‌هاي پرباران تشكيل مي‌دهند. همچنين در اين گروه خاك نواحي شمال و شمال غربي تالاب به علت الحاق با آب زاينده‌رود كه هر از چندگاهي آن را از آب تازه و شيرين بهره‌مند مي‌سازد از شوري كمي برخوردار مي‌باشد و اين موجب شده پوشش گياهي انبوه و متراكمي از گياهان شورپسند از جمله گز، گنگ و . . . در اين بخش از تالاب (جنگل‌زار) به وجود آيد. بديهي است شوري خاك بر اساس ميزان آب ورودي رودخانه در طول سال متغير بوده و در مقايسه با ارتفاعات در مجموع مقدار شوري آن بيشتر است،‌ اما اين شوري به آن حد نيست كه از رويش گياهان جلوگيري كند.
    ميرزايي (1378) در بررسي منشا شوري خاك‌هاي شمالي و غربي تالاب گاوخوني تكامل خاك‌هاي منطقه را تحت تاثير عواملي همچون سفره آب زيرزميني، مواد مادري، فرسايش و رواناب مي‌داند. در اين بررسي درجات مختلفي از خاك‌هاي منطقه معرفي شده است. خاك‌‌هاي با تكامل پروفيلي ضعيف‌تر كه تحت تاثير اقليم فعلي، رواناب، فرسايش و آب زيزميني قرار داشته و خاك‌هاي نسبتاً تكامل‌ يافته‌ت كه تحت تاثير اقليم مرطوب گذشته به وجود آمده‌اند. PH‌هاي اسيدي موجود در برخي از خاك هاي منطقه نيز به علت غلظت زياد الكتروليت‌ها، كمبود كربنات كلسيم آزاد و در نتيجه وجود اسيد آمينه‌هاي آزاد و يا احتمالاً با واكنش اسيد سولفاتي كه منجر به تشكيل گچ و اسيد سولفوريك شده مرتبط مي‌باشند. نتايج حاصل از تجزيه‌هاي پراش اشعه X بيانگر آن است كه كاني‌هاي رسوبي خاك هاي منطقه شامل ايلايت، كلرايت، پاليگورسكايت، اسمكتيت و رمي كولايت، كائولينيت و كوارتز و كاني‌هاي تبخيري آن شامل هاليت، جيبسيم، تناردايت، بلويدايت و ولوويايت مي‌باشد. تشابه كاني‌هاي رسوبي منطقه با مواد مادري نيز نشان مي‌دهد كه اين كاني‌ها از مواد مادي به ارث رسيده است. همچنين بخشي از اسمكتيت و پاليگو رسكايت موجود در پروفيل‌هاي حاشيه باتلاق احتمالاً منشا اتوژنيكي داشته، زيرا شرايط لازم از جمله بالا بودن ميزان الكتروليت‌ها و زهكشي ضعيف در آن مهيا بوده است.

    .
    مطالعات انجام شده نشان مي‌دهد كه عوامل موثر در تشكيل و تكوين خاك‌هاي منطقه در نقاط مختلف آن به يك گونه عمل نمي‌كنند و موجب تفاوت‌هاي بارزي در ويژگي‌هاي فيزيكي و شيميايي خاك در بخش‌هاي مختلف مي‌شوند. به عنوان مثال فروغي فرد (1374) در بررسي تاثير عوامل توپوگرافي و مواد مادري بر روند تشكيل نمك در خاك‌هاي منطقه، كوه سياه واقع در بخش شمالي را با منطقه‌اي معروف به يخچال در بخش جنوبي تالاب مورد مقايسه قرار داده است. بر اساس نتايج حاصل در كوه سياه مواد مادري شامل مواد آتش‌فشاني و دروني است كه نمي‌تواند توليد گچ و نمك كند و وجود مواد مذكور به خاطر بادهايي است كه از نقاط مختلف اين مواد را به كوه سياه حمل مي‌كنند. اما در منطقه يخچال منشا گچ و نمك موجود از مواد مادري است.


    همچنين در محل كوه سياه رسوبات حمل شده از نقاط مرتفع و پيشروي و پسروي درياچه عمليات فرسايش و رسوب‌گذاري را مرتباً دستخوش تغيير قرار مي‌دهد، در حالي كه در منطقه يخچال ثبات بيشتر در لايه‌بندي نمونه هاي برداشت شده وجود دارد. نكته آخر اين كه تغييرات در ميزان املاح در نمونه‌هاي برداشت شده در كوه سياه و منطقه يخچال نشان مي‌دهد كه هرچند مناطق مذكور هر دو در حاشيه تالاب هستند، وليكن ميزان شوري و املاح در نزديك كوه سياه به مراتب كمتر از منطقه يخچال مي‌باشد. اين امر به خاطر ورود آب‌ زاينده‌رود به بخش شمالي تالاب است.
    همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهي به آن بتابد به انگيزه اي تبديل مي شود تا فرد با آن،حقيقت دروني خود را يابد.


    ...تلخ تر از خود جدايی ها...
    ...آنجايی است كه بعدها آن دو نفر مدام بايد وانمود كنند...
    ...كه چيزی بينشان نبوده...
    ...كه هيچ اتفاقی نيفتاده...
    ...كه از همديگر هيچ خاطره ای ندارند...




    تالار كشاورزی بهترین مرجع مطالب برای دانشجویان عزیز

اطلاعات تاپیک

کاربران حاضر در این تاپیک

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک هستند. (0 عضو و 1 مهمان)

برچسب ‌ها

این مطلب را به اشتراک بگذارید

قوانین ارسال

  • شما نمی‌توانید تاپیک جدید ارسال کنید.
  • شما قادر به ارسال پاسخ نیستید .
  • شما نمی‌توانید فایل ارسال کنید.
  • شما نمی‌توانید پست ‌های خود را ویرایش کنید.
  •  
دانشجو در شبکه های اجتماعی
افتخارات دانشجو
لینک ها
   
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
به دانشجو امتیاز دهید:

آپلود مستقیم عکس در آپلودسنتر عکس دانشجو

توجه داشته باشید که عکس ها فقط در سایت دانشجو قابل نمایش می باشند.

Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.1