فرزند پروریدوران کودکی دورانی بسیار حساس و مهم در رشد و شکل گیری شخصیت فرد است و تأثیرات آن تا پایان عمر باقی می ماند، از این رو توجه به تربیت کودک در این دوره ضروری است. فرزندان به سمت هدفی خاص باید شیوه و روش معینی داشته باشند. پدر باید الگوی فرزند در صداقت، سخاوت، و شرافت باشد. او باید وقت کافی برای ارتباط با فرزندان بگذارد و نباید بین گفتار و کردارش تفاوتی باشد.
ارتباط میان مادر و فرزند نیز اثرات مهمی در رشد روانی کودک دارد.
والدین حالات متفاوتی را در رفتار با کودک از خود نشان می دهند و می توانند با محبت و آزادگذار، بامحبت و محدود کننده، متخاصم و محدود کننده، و یا متخاصم و آزادگذار باشند و با توجه به شیوه ای که اتخاذ می کنند رفتارهای مختلفی را در فرزندان به وجود می آورند.
شیوه های فرزند پروری به مجموعه رفتارها، روش ها و گفتارهای والدین، که نسبت به فرزندان خود اعمال می کنند گفته می شود، که به صورت شیوه های دیکتاتوری، سهل گیر، و دموکراتیک در نظر گرفته شده اند.
1-شیوه دیکتاتوری یا کنترل شدید: در این روش یک نفر رئیس تمام اعضای خانواده است و امر و نهی می کند و در همه ی کارها وارد عمل می شود و همه ی امور تنها به اراده و میل او انجام می گیرد.
2-شیوه سهل گیر و بی تفاوت: در این خانواده به جای محدودیت و نظارت شدید، اختیار و آزادی فراوان برای کودک قائل می شوند. در این خانواده ها، آزادی مطلق حکم فرماست، آزادی به معنای این که هر کسی، هر کاری دلش خواست می تواند انجام دهد.
3-شیوه ی دموکراتیک و آزادمنش: شیوه ی دموکراتیک عاقلانه ترین و انسانی ترین راه زندگی است که مبتنی برضوابط اعتدال و تعامل و صمیمیت اخلاقی است.
دو مشکل عمده در روش های تربیتی والدین وجود دارد:الف) کمبود مهارت های فرزندپروری ب) کمبودهای توجهی
با توجه به تحقیقات انجام شده در روش های فرزندپروری محققان به این نتیجه رسیدند که کودکان والدین مقتدر یا دموکرات بیش از سایر کودکان رشد یافته اند و خصوصیات مثبت بیشتری دارند. از طرفی کودکانی که والدین مستبد یا دیکتاتور دارند اغلب ناراحت، زود رنج و بدون هدف هستند و کودکان والدین سهل گیر غالبا پرخاشگر و خودمحورند و پیشرفت کمی دارند.
برای آگاهی بیشتر در مورد مهارت های فرزندپروری و خصوصیات کودکان مرتبط با سبک های فرزندپروری به سطح سوم مراجعه کنید...

خانواده به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی، نقش مهم و ارزشمندی را در رشد شخصیت آدمی بر عهده دارد. کودک در خانواده اصول اخلاقی، اجتماعی و قواعد ادب را کسب می کند. فرد از طریق تماس با پدر، مادر و اطرافیان و با تقلید از رفتارهای آنان روش زندگی خود را مشخص می سازد.
موقعیت اجتماعی خانواده، وضع اقتصادی آن، افکار و عقاید، آداب و رسوم، ایده آل ها و آرزوهای والدین و سطح تربیت آنها در طرز رفتار کودکان نفوذ فراوان دارد. رابطه پدر و مادر با یکدیگر و رابطه آنها با کودک فوق العاده دقیق و حساس است و اگر در آن دقت نشود، نه تنها به شخصیت اخلاقی کودک لطمه می زند، بلکه موجب مشکلات عاطفی مختلف بعدی او نیز می شود.

نقش های مهم خانواده1-نقش سازندگی خانواده:
خانواده شخصیت کودک و عقاید او را شکل می دهد و سیر زندگی او را تعیین می کند.
2- نقش فرهنگی خانواده:
تا زمانی که کودک از جنبه ی جسمی و روانی رشد نیافته است نمی تواند نقشی در فرهنگی شدن خود داشته باشد و این نقش بر عهده ی خانواده می باشد.
3-نقش اجتماعی خانواده:
از آنجایی که کودک در خانه آداب اجتماعی را می آموزد می توان گفت خانواده مسئول صلاح و فساد جامعه است.
4-نقش عاطفی و اخلاقی خانواده:
خانواده محل مناسبی برای تمرین مهر و عاطفه، انس، الفت و مهرورزی است و نیز وسیله ای است برای انتقال آداب و اخلاق درست یا نادرست.

اهمیت دوران کودکیدر دوران کودکی شخصیت کودک بسیار شکل پذیر است. هفت سال و به ویژه پنج سال اول زندگی، مهم ترین دوران زندگی کودک و از مراحل شکل گیری شخصیت است. این سال ها از مهم ترین دوران ها و تاثیر آن تا پایان عمر است. ریشه ی بسیاری از اعمال خیر و شر فرد را می توان در دوران کودکی او یافت، از این رو توجه به تربیت کودک در این دوره ضروری است.

اهمیت پدر و مادر در جنبه‌ی الگوییپدر:
اگر بین عمل و گفتار پدران تفاوتی باشد، امر و نهی شان نمی تواند در فرزندان موثر باشد. هم چنین پدران باید فرصت کافی برای ارتباط با فرزندان داشته باشند تا بتوانند به اهداف مورد نظرشان برسند.
پدر باید سرمشقی از صداقت، شرافت، سخاوت، و جرأت ورزی برای کودک باشد و باعث رشد معنوی و عزت نفس فرزندان شود.
مادر:
برخوردهای اولیه ی مادر و کودک به هر کیفیتی که باشد، نقطه ای است که تولد روانی کودک از آنجا شروع می شود. شخصیت مادر و نگرش او نسبت به کودک اهمیت خاصی دارد. کودکانی که به دلیل جدایی های طولانی مدت از مادر خود دور بوده اند از نظر عاطفی گوشه گیر و در خود فرو رفته اند و نمی توانند پیوند های دوستی با بچه های دیگر به وجود آورند.
به همان اندازه که ارتباط صحیح بین مادر و کودک اثری سازنده بر رشد کودک دارد، رابطه غلط و رفتار نادرست مادر نیز اثرات نامطلوبی بر فرزندان می گذارد.
شخصیت والدینباورها، ارزش ها و اهداف درونی والدین از طریق رفتارشان به منصه ظهور می رسد و الگوهای فرزندپروری ثبات قابل ملاحظه ای را در سیر رشد کودکان نشان می دهد.
والدین جهت سوق دادن فرزندانشان به سوی اهداف خویش روش های گوناگونی را به کار می گیرند و رفتارهایی را در مقابل کودکانشان ارائه می دهند. از بین شیوه های گوناگون برخورد والدین با فرزندان، دو جنبه ی مهم در فرزندپروری اهمیت دارد:
1-پذیرش در برابر طرد
2-سخت گیری در برابر آسان گیری
پذیرش نگرشی در مورد کودکان است که با توجه به شخصیت والدین می تواند از راه های مختلف خود را نشان دهد. والدینی که پذیرا هستند فکر می کنند که فرزندانشان خصوصیات مثبت بسیاری دارند و از بودن با آنها لذت می برند.
در مقابل، پذیرا نبودن در وضعیت افراطی به طرد کودک مبدل می شود. بی مهری و طرد فرزندان از جانب پدر و مادر به صورت بی اعتنایی به وجود فرزند، و سخت گیری و تعدی نسبت به کار ها و فعالیت های او انجام می گیرد. طرد کودک توسط والدین باعث می شود کودک اعتماد به نفس خود را از دست داده و همواره با اضطراب و تشویش زندگی کند.
والدین سخت گیر قواعد زیادی را به کودکان تحمیل می کنند، مایلند کودکان خود را از نزدیک نظاره کنند و معیارهای قاطعی برای رفتار دارند که انتظار دارند فرزندان به آن معیار ها عمل کنند.
والدین سهل گیر قواعدی کلی دارند و از فرزندان خود توقع چندانی ندارند و انتظار ندارند فرزندانشان عاقلانه رفتار نمایند.
والدینی که هم پذیرا و هم سخت گیر هستند ممکن است حامی و بخشنده قلمداد شوند. والدینی که طرد کننده و سخت گیر هستند ممکن است متوقع و منفی باف تلقی شوند. والدینی که آسان گیر و طردکننده هستند ممکن است بی اعتنا تلقی شوند، و والدین آسان گیر و پذیرا ممکن است آزادمنش خوانده شوند.
برای توضیحات بیشتر به سطح 3 مراجعه کنید
یکی از محققان رفتار والدین را در سه بعد تقسیم بندی کرده است: ( دموکراسی-تحکم، پذیرش-طرد، رهاسازی-استقلال )
بعد دموکراسی-تحکم
1-تشویق بیان:
در بعد دموکراسی والدین کودکانشان را تشویق می کنند در صورتی که قوانین خانواده به نظرشان غیرمنطقی و غیرعاقلانه آمد، مخالفت خود را بیان نموده و نظر خویش را بیان کنند. در مقابل در بعد تحکم نظرات و عقاید والدین حاکم بوده و فرزندان نباید مخالفت خود را بیان کنند.
2-مساوات طلبی:
مساوات طلبی به معنای تلاش برای برابر دانستن والدین و فرزندان در حد معقول می باشد. والدین مساوات طلب سعی می کنند فرزندان را به طور عاقلانه با خود برابر بدانند و با رفتارهای مناسب، احترام فرزندان را نسبت به خود به دست آورند. اما گروه دیگری از والدین معتقدند نباید زیاد به نظرات فرزندان بها داد و آنها باید تصمیمات والدین را در هر شرایطی بپذیرند.

3-اشتراک مساعی:
عده ای از والدین اعتقاد دارند با توجه نمودن به کارها و سخنان فرزندان به رشد شناختی آنها کمک می کنند و در مقابل گروه دیگر به اعمال و افکار فرزندانشان اهمیتی نمی دهند.
4-جلوگیری از اثرات محیطی خارجی:
برخی از والدین معتقدند یادگیری مطالب خارج از محیط خانواده باعث تردید فرزندان نسبت به عقاید والدین می شود بنابراین باید از این عمل جلوگیری کنند.
بعد پذیرش-طرد
1-اجتناب از ارتباط با فرزند:
در بعد طرد فرزندان اجازه ندارند در مورد مسائل بی اهمیت برای والدین مزاحمت ایجاد نمایند.
2-سرکوب تمایلات:
به نظر بعضی از والدین، کودکان باید از وجود رئیس خانواده آگاه باشند و والدین در بعضی مواقع نباید به خواسته های فرزندان توجه کنند.
بعد رهاسازی-استقلال
1-سخت گیری در تربیت فرزند:
عده ای اعتقاد دارند والدین باید فرزندان را به رعایت قوانین وادار و در انجام امورشان سخت گیری کنند.
2-دخالت بیش از حد والدین:
والدین باید از همه ی فعالیت های فرزندشان آگاه باشند.
3-وقت شناسی:
والدین باید به فرزندانشان آموزش دهند تا افرادی وقت شناس باشند و از فرصت های ایجاد شده استفاده کنند.
4-پرورش و تشویق وابستگی:
فرزندان باید همیشه در کنار والدین باشند تا از راهنمایی آنان کمک بگیرند.
5-مسئولیت بخشیدن به پیشرفت:
در صورتی که کارها به درستی انجام شود باید آنها را تشویق کرد و مورد احترام قرار داد.
برای توضیحات بیشتر به سطح 3 مراجعه کنید.


حالات مختلف رفتار والدین نسبت به فرزندانوالدین با محبت و آزاد گذار:
فرزندان این والدین غالبا فعال، اجتماعی، و مستقل هستند، رفتار اجتماعی مناسبی دارند، جنبه ی قوی شخصیت آنها اعتماد به نفس، دوستی، احساس استقلال، تمایل برای تسلط به محیط و گرایش به رفتارهای دوستانه است.
والدین با محبت و محدود کننده:
کودکان این والدین معمولا حالت های اتکایی بیشتری دارند و در روابط با همسالان خود حالت قدرت طلبی ندارند.
والدین متخاصم و محدود کننده:
این کودکان احساس خصومت شدیدی دارند، در روابط اجتماعی خجول و گوشه گیر بوده و توانایی اعتماد به نفس را در رفتار با دیگران ندارند.
والدین متخاصم و آزادگذار:
این کودکان رفتار پرخاشگرانه و نظارت نشده ی شدیدی دارند و حالات خصومت آمیز نشان می دهند.


خانواده به عنوان منبع ارضاء نیاز محبت و امنیت کودک
محبت پدر و مادر سبب قدرت سازگاری بیشتری در کودکان در رویارویی با محیط می شود و اعتماد به نفس در آنها زیاد خواهد شد. احساس امنیت از نیازهای روانی اولیه و برای رشد و تحول سالم کودک لازم است و محیط خانواده می تواند این امنیت را برای کودک فراهم کند.

رابطه والدین و کودک و تأثیر آن بر سازگاری کودککیفیت روابط والدین و فرزندان، از عوامل تعیین کننده ی سازگاری است. نحوه ی تعامل والدین با کودک و جو روانی-عاطفی حاکم بر خانواده، خصوصیات شخصیتی و رفتاری کودک را شکل می دهد. روابط نادرست کودک با والدین، عدم توجه به فعالیت ها و پیشرفت ها، فقدان توجه به حقوق و احساسات کودک منابع موثری در رشد نارسا و ناسازگاری فردی می باشد.
روش های فرزندپروری
شیوه های گوناگون فرزندپروری در میان کودکان و نوجوانان رفتارهای متفاوتی به وجود می آورد. منظور از شیوه های فرزندپروری، روش هایی است که والدین برای کنترل فرزندان خود در پیش می گیرند. والدین عموما یکی از سه سبک فرزندپروری زیر را به کار می برند:
الف) والدین قاطع و اطمینان بخش
این گونه والدین به آزادی اراده و انضباط تأکید می کنند، رابطه کلامی و تبادل را تشویق می کنند و وقتی که از اقتدار خود به عنوان والدین استفاده می کنند و کودک را از چیزی منع می کنند یا از او انتظاراتی دارند برایش دلیل می آورند. این گونه والدین به نوجوانان خود کمک می کنند تا در برخورد با هر موضوعی همه جوانب آن را بسنجند، از این که فرزندانشان برخی از مسائل را بهتر از آنان بشناسند احساس رضایت می کنند، درباره ی مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی با فرزندانشان گفتگو می کنند، فرزندانشان را در تصمیم گیری های مربو ط به خانواده شرکت می دهند.
تحقیقات نشان می دهد که چنین والدینی به ایجاد اعتماد به نفس و عزت نفس، احساس مسئولیت، توانش اجتماعی، خودمختاری، و رابطه نزدیک ومثبت با فرزندان کمک می کنند.

ب)والدین خودکامه و مستبد
والدین خودکامه لزومی نمی بینند که برای دستوراتی که می دهند دلیلی ارائه دهند، و به نظر آنان اطاعت بی چون و چرا یک فضیلت است. بعضی والدین از سر خشم چنین روشی را در پیش می گیرند و بعضی دیگر نمی خواهند دردسر توضیح دادن و بحث و گفتگو را تقبل کنند. نوجوانانی که والدین خودکامه دارند کمتر متکی به خود هستند و نمی توانند به تنهایی کاری انجام دهند یا از خود عقیده ای داشته باشند، شاید به این دلیل که به قدر کافی فرصت نداشته اند که عقاید خود را بیازمایند و یا مستقلانه مسئولیت قبول کنند و هیچ کس هم آنقدر برای عقاید آنان ارزش قائل نبوده که به آنها توجه نشان دهد. در ضمن این نوجوانان اعتماد به نفس کمتر و خلاقیت کمتری دارند، ذهن کنجکاوی ندارند، از لحاظ اخلاقی کمتر رشد یافته اند و در برخورد با مسائل روزمره عملی، تحصیلی و ذهنی انعطاف پذیری کمتری دارند، معمولا والدین خود را نامهربان و سهل انگار می دانند و معتقدند که انتظارات و تقاضاهایشان غیرمنطقی و نادرست است.

ج)والدین سهل گیر و بی بند و بار
والدینی که سهل گیر، بی اعتنا و یا به حد افراط مساوات طلبند نیز نمی توانند آن طور که نوجوانان نیاز دارند حامی آنان باشند. بعضی از والدین می گذارند که نوجوانان هر کاری که می خواهند بکنند، شاید به این دلیل که کاری به کار نوجوان ندارند و یا اینکه اهمیتی نمی دهند، بعضی دیگر از مسئولیت خود برداشت نادرستی دارند.

شیوه تربیتی اثربخش1-کودکان والدین مقتدر بیش از سایر کودکان رشد یافته اند. آنها مسئولیت پذیر، دارای اعتماد به نفس و پیشرفت گرا هستند.
2-در مقابل کودکان والدین مستبد اغلب دمدمی مزاج، ناراحت، زودرنج و بدون هدف هستند.
3-سرانجام کودکان والدین سهل گیر اغلب پرخاشگر، خودمحور، فاقد کنترل شخصی هستند و استقلال پیشرفت زیادی ندارند.

شیوه تربیتی اثربخش
نقش های مهم خانواده
1-نقش سازندگی 2-نقش فرهنگی
4-نقش عاطفی و اخلاقی 3-نقش اجتماعی
اهمیت دوران کودکی
اهمیت پدر و مادر در جنبه ی الگویی:
1-تربیت از راه الگوسازی 2-اهمیت مادر و روابط متقابل مادر-کودک
جنبه های مختلف رفتار والدین
ابعاد رفتار والدین
حالات مختلف رفتار والدین نسبت به فرزندان
الف)والدین با محبت و آزادگذار ب)والدین بامحبت و محدودکننده
ج)والدین متخاصم و محدودکننده د)والدین متخاصم و آزادگذار
خانواده به عنوام منبع ارضاء نیاز محبت و امنیت کودک
رابطه والدین و کودک و تاثیر آن بر سازگاری کودک
مشکلات روش های فرزندپروری:
الف)کمبود مهارت های فرزندپروری ب)کمبودهای توجهی
انتخاب روش مناسب تربیت کودک
انواع والدین از نظر نحوه ی ارائه ی شیوه های فرزندپروری
الف)والدین دارای روش قاطع و اطمینان بخش ب)والدین دارای روش استبدادی
ج)والدین دارای روش سهل گیرانه