رساله معماری
ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه اصلی سایت:

سایت دانشجو

View RSS Feed

yaldaee

آیینه رفتار4

به این مطلب امتیاز دهید
توسط yaldaee , 2014/04/01 در 12:08 (912 بازدید)
شهین و رضا به تازگی ازدواج کرده بودند اونا عاشق همدیگه بودند. روزی که داشتن وسایلو توی خونشون میچیدن یه چیز بشقاب شکل هم جزوشون بود ،ماهواره بود. شهین با سلیقه ای که داشت خونه رو زیبا چید حس بودن در کنار رضا خیلی بهش آرامش میداد خونه ای که رضا کنارش بود واسش خیلی آرامش بخش بود. ماهواره نصب شد شهین وقتایی رو که از دانشگاه برمیگشت وقتشو پای ماهواره میگذروند تا رضا از سر کار برگرده دوست نداشت رضا ماهواره نگاه کنه چون سر همین ماهواره یکی از صمیمی ترین دوستاش از همسرش جدا شده بود. علت جداییش هم خیانت مرد بود به زنش. زنش معتقد بود وقتی ماهواره خریدیم تا یه مدت همه چی عادی بود هردو مون با هم فیلم های ماهواره رو دنبال میکردیم تا اینکه کم کم رفتار شوهرم داشت تغییر میکرد شب ها توی اینترنت گشت میزد. یه شب که من رفتم بالا سرش صفحه رو پنهون کرد و با یه دلهره ای که قصد داشت پنهونش کنه گفت: تو چرا نخوابیدی عزیزم برو بخواب من یه خورده کار دارم !هرطوری شد من رفتم و خوابیدم . شبا دیگه کارش این بود که تا دیر وقت پای کامپیوتر باشه یه شب دیدم که داره چت میکنه ازش پرسیدم این کیه ؟گفت یکی از همکارامه، منم دیگه چیزی نگفتم . شب بعدش وقتی بیدار شدم دیدم که کامپیوترش روشنه و خودش ظاهرا دستشویی رفته منم فرصت رو مناسب دیدم و سعی کردم از کاراش سر دربیارم که توی صفحه چتش با یه دختر بی حجاب روبرو شدم. پیغام داده بود نیومدی عزیزم؟ منم به جای اون نوشتم چرا اومدم ببخشید. یهو جمله ای رو تایپ کرد که دنیا روی سرم ریخت گفت: گلم فردا یادت نره بریم مهلت صیغه رو تمدید کنیم. همون موقع شوهرم اومد من تا جایی که جون داشتم داد زدم. همون شب رفتم خونه ی پدرم توی مکالماتمون به جای دلجویی از من میگفت من فقط عاشق شدم حالا هم اگه تو دوست نداشته باشی ازش جدا میشم اما اینو بدون دنیا عوض شده عهد بوق نیست ببین این غربی ها رو روابطشون آزاده پیشرفت کردن.... من لعنت به خودم فرستادم واسه اینکه ماهواره رو توی خونه م جا دادم. بعد از این جریان که برای دوست شهین پیش اومد دیگه شهین به هیچ عنوان دوست نداشت رضا ماهواره نگاه کنه چون به این جمله معتقد شده بود آدما هرچی رو که میبینن یاد میگیرن. شهین فقط مواقع بیکاریش بعضی فیلم ها رو میدید. کم کم شهین حس میکرد مثل سابق عاشق رضا نیست حس میکرد رضا اونطور که باید جذاب نیست اصلا چرا کارایی که بقیه واسه نامزداشون یا زناشون یا دوست دختراشون میکنن اون واسه شهین نمیکنه. شهین کم کم نسبت به رضا بی میل شد. توی دانشگاه وقتی با همکلاسیای پسرش حرف میزد از اینکه ازدواج کرده بود پشیمون می شد دوست داشت آزاد باشه .اصلا چرا پایبند یه مرد باید باشه؟؟؟ اون بلایی که میترسید به سر شوهرش بیاد رو به سر خودش آورده بود. رضا از دست بی علاقه گی های شهین خسته شده بود اما همچنان عاشق شهین بود خیلی وقتا پیش مادرش میرفت و به خاطر دور شدن شهین از خودش گریه میکرد. شهین دوست داشت از رضا طلاق بگیره و بالاخره رضا به خاطر اینکه حس میکرد بودنش کنار شهین اونو اذیت میکنه اونو طلاق داد. شهین روز بعد از طلاق احساس آزادی میکرد و به همه ی بچه ها گفت که طلاق گرفته که آزاد باشه. اون دیدش نسبت به همه چیز عوض شده بود قید و بند رو یه چیز مسخره میدونست و یه امل بازی. شهین وقتی چشماشو باز کرد که توی یه باتلاق دست و پا میزد لحظات شیرین و آرامش بخشی رو که با رضا یادآوری میکرد چشماش پر از اشک میشد فهمید که رضا واسش یه آرامش بوده یه کوه یه مرد واقعی که تنها کسی بوده که اونو دوست داشته اما وقتی پشیمون سراغ رضا رفت که رضا منتظر به دنیا اومدن اولین بچه ش بود....

Submit "آیینه رفتار4" to بالاترین Submit "آیینه رفتار4" to دنباله Submit "آیینه رفتار4" to داغ کن! Submit "آیینه رفتار4" to Yahoo! messenger Submit "آیینه رفتار4" to FaceBook Submit "آیینه رفتار4" to Twitter Submit "آیینه رفتار4" to Friend Feed Submit "آیینه رفتار4" to E-mail Submit "آیینه رفتار4" to Google Submit "آیینه رفتار4" to buzz! Submit "آیینه رفتار4" to Digg Submit "آیینه رفتار4" to del.icio.us

برچسب ‌ها: خیانت, ماهواره ویرایش برچسب ‌ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات

  1. آواتار Unline
    [B]با سلام

    انتهای داستان که موضوع عوض شد داستان رو از حالت روتین در آورد و جالبش کرد

    اما موضوع اصلی اینه که ابزارها قدرت هدایت کسی رو ندارن ! این افرادند که از ابزارها برای هدایت خودشون به سمت چیزی که می خوان استفاده می کنند ! مثال تکراریش همون کارد ... یکی باهاش جون یه ادم رو می گیره و یکی باهاش جون یه ادم رو نجات میده !

    ماهواره هم همینه ! من فکر می کنم هرکسی از این ابزار طوری استفاده می کنه که براش ساخته شده !

    یکی با ماهواره ( از شدت ضعف ارادی و فقر فکری ) تبدیل میشه به یه ادم هرزه

    یکی هم مثل یه دانشمند کل دنیا رو به کمک همین وسیله میاره طول لپتاپش ...

    اسم ماهواره که میاد همه یاد طلاق می افتن جدیدن ! در صورتی که با همون ماهواره میشه سقوط شهاب سنگ ها رو به صورت زنده توی لپتاپ دید ! یا آسمون شب رو به راحتی مشاهده کرد ... بهترین کورزهای ویدئویی رو با سرعت بالا دانلود کرد ... حتی توی برنامه های تلویزیونیش هم هر نوع طرز فکری رو پوشش میده !

    نمونه دیگه اش 2 نفر که از ایران میرن - یکی میره در دانشگاه استنفورد و تبدیل به یه محقق میشه

    یکی سر از کلاب ها و دیسکو ها در میاره !

    هر دو یه جا رفتن اما هر دو به یه جا نرسیدن

    داستان مثل یه رودخونست که توش هم آشغال شناوره هم ماهی ... مهم اینه که اون کسی که میره سمت رودخونه ماهی گیره یا آشغال جمع کن !

    اگر خواستید بحث می کنیم و من هم در مورد اینکه همین وسیله چطور میتونه از شما یه دانشمند بسازه - یا به عبارتی اون روی سکه - صحبت می کنم

    ضمنا جمله "دنیا تغییر کرده" رو در این موارد معمولا کسانی استفاده می کنند که "گرفتار" تغییرات میشن و طرز فکرشون تغییری نکرده ! فقط شرایط برای تبدیل شدن به اونچه که واقعا هستند مهیا شده ... این جمله نوعی پوشش هست روی کارهاشون ! وگرنه دنیا تغییرات دیگری هم داشته ...

    ببخشید بابت پرحرفی ... حرف حرف آورد[/B]
    ویرایش شده در تاریخ 2014/04/04 در ساعت 22:58 توسط Unline
  2. آواتار yaldaee
    نقل قول ارسالی توسط Unline
    با سلام

    انتهای داستان که موضوع عوض شد داستان رو از حالت روتین در آورد و جالبش کرد

    اما موضوع اصلی اینه که ابزارها قدرت هدایت کسی رو ندارن ! این افرادند که از ابزارها برای هدایت خودشون به سمت چیزی که می خوان استفاده می کنند ! مثال تکراریش همون کارد ... یکی باهاش جون یه ادم رو می گیره و یکی باهاش جون یه ادم رو نجات میده !

    ماهواره هم همینه ! من فکر می کنم هرکسی از این ابزار طوری استفاده می کنه که براش ساخته شده !

    یکی با ماهواره ( از شدت ضعف ارادی و فقر فکری ) تبدیل میشه به یه ادم هرزه

    یکی هم مثل یه دانشمند کل دنیا رو به کمک همین وسیله میاره طول لپتاپش ...

    اسم ماهواره که میاد همه یاد طلاق می افتن جدیدن ! در صورتی که با همون ماهواره میشه سقوط شهاب سنگ ها رو به صورت زنده توی لپتاپ دید ! یا آسمون شب رو به راحتی مشاهده کرد ... بهترین کورزهای ویدئویی رو با سرعت بالا دانلود کرد ... حتی توی برنامه های تلویزیونیش هم هر نوع طرز فکری رو پوشش میده !

    نمونه دیگه اش 2 نفر که از ایران میرن - یکی میره در دانشگاه استنفورد و تبدیل به یه محقق میشه

    یکی سر از کلاب ها و دیسکو ها در میاره !

    هر دو یه جا رفتن اما هر دو به یه جا نرسیدن

    داستان مثل یه رودخونست که توش هم آشغال شناوره هم ماهی ... مهم اینه که اون کسی که میره سمت رودخونه ماهی گیره یا آشغال جمع کن !

    اگر خواستید بحث می کنیم و من هم در مورد اینکه همین وسیله چطور میتونه از شما یه دانشمند بسازه - یا به عبارتی اون روی سکه - صحبت می کنم

    ضمنا جمله "دنیا تغییر کرده" رو در این موارد معمولا کسانی استفاده می کنند که "گرفتار" تغییرات میشن و طرز فکرشون تغییری نکرده ! فقط شرایط برای تبدیل شدن به اونچه که واقعا هستند مهیا شده ... این جمله نوعی پوشش هست روی کارهاشون ! وگرنه دنیا تغییرات دیگری هم داشته ...

    ببخشید بابت پرحرفی ... حرف حرف آورد
    سلام ممنونم از حرف های مفیدتون. حرفاتون کاملا درسته و جای هیچ بحثی رو نذاشتید چون عین حقیقت رو گفتید. اما کلا محور داستان من فیلم ها و برنامه های سرگرم کننده ی هدفداریه که بعضی از شبکه ها واسه فارسی زبونا میسازن که اصلا نباید دست کم گرفتشون. من خودم معتقدم اونا خیلی جاها هوش سیاه باید بهشون گفت. چون با بعضی از برنامه هاشون فرهنگ ما رو ،فکر مارو و... توی مشتشون گرفتن اما ما هنوز نمیتونیم فرهنگ خودمونو حفظ کنیم. اما در مورد مسئله بعدی: اصلا نمیشه منکر خوبی های ماهواره هم شد اما قبول کنید شاید 10 درصد کل مردم ایران واسه برنامه های علمی از ماهواره استفاده کنن ،توی کشور ما فقط جنبه سرگرمی و وقت گذرونی رو داره. اینی که شما میگید به نظرم برای جاهایی مناسبه که از ماهواره برای رسیدن به اهدافشون استفاده کنن نه برای ما که... من همیشه گفتم و خواهم گفت: ما حق نداریم به اونا حرفی بزنیم که شما غلط کردید میخواید فرهنگ ما رو تغییر بدید یا ما رو به نابودی فکر و تعهد و زندگی و.. بکشونید ما باید خودمون انسان باشیم و از کنار چاله هایی که سر راهمون گذاشتن عبور کنیم نه اینکه چشامونو ببندیم بیفتیم داخلش، در ضمن ممنوع کردن ماهواره هم اصلا کار انسانی نیست بلکه باید افکارمون رو درست کنیم که بدونیم چطور ازش استفاده کنیم که این هم نیاز به فرهنگ سازی داره. ممنون از اینکه واسه این موضوع وقت گذاشتید
  3. آواتار Unline
    [B]سلام

    درسته

    پس فکر می کنم خودتون میتونید از صحبت هایی که فرمودید این رو نتیجه بگیرید که در حقیقت مسئول نابودی ما و فرهنگ ما چه کسی هست !

    من فکر نمی کنم عامل بیرونی وجود داشته باشه ... جلوی ماهواره هم که میشینیم کنترلش دست خودمونه ! وگرنه کلی شبکه خوب هم داریم توی همون ماهواره ! اما بعضیا خودشون فقط همین شبکه های بی مصرف و بی محتوا رو نگه میدارن ! به نظر شما مقصر کیه ؟ ما خیلی شبکه های بدتر از اینها هم داریم که حتی خیلی ها براشون پول میدن ! در کنارش شبکه های پولی و کارتی زیادی هم داریم که از علم روز هم جلوترن ! به نظرم اگر این آزادی ها نباشه نمیشه تفاوت افراد رو متوجه شد ! وقتی به همه آزادی داده بشه خود به خود خوب از بد جدا میشه و ماهیت هرکس مشخص میشه

    متاسفانه یکی از مشکلاتی که ما داریم و من بهش فکر می کنم و دقیقا نمیدونم چطور باید حل بشه اینه که به هر مسئله ای که می رسیم دنبال یه عامل خارجی می گردیم ! از برنامه زندگی و دین و فرهنگ بگیر تا عوامل نابودی فرهنگ و ...

    همه اش رو ربط دادیم به عوامل بیرونی و در حقیقت خودمون هیچکاره ایم ! هیچ تصمیمی نمیتونیم بگیریم و دائم باید به یه چیزی متصل باشیم حتی برای فکر کردن یا برای سرپوش گذاشتن روی بی فکری هامون !

    فکر نکنم انسان برای اینکه خوب زندگی کنه مجبور باشه بره توی یه غار زندگی کنه ! خودش رو از همه چیز محروم بکنه و در حقیقت همه چیز رو از خودش بگیره تا مشکلی تهدیدش نکنه ! این ساده ترین و اولین راهه !

    یه کامپیوتر رو مثال میزنم ... میگن کامپیوتری امنیت داره که خاموشه ! آیا امکانش هست که ما برای تامین امنیت کامپیوترمون اون رو خاموش کنیم ؟ اصلا ازش استفاده نکنیم تا امن بمونه ! فکر نمی کنم راه حل مناسبی باشه

    داستان دنیای ما هم همین هست ! نمیتونیم تمام کلیدهایی که ما رو به جهان ارتباط میدن رو خاموش کنیم ... دنیا داره عوض میشه و باید باهاش پیش بریم

    حتی میشه ازش جلو زد اما اینکه یه جا بمونیم و نتونیم حداقل با تکنولوژی همگام بشیم و اگر هم مشکلی پیش میاد عواملش رو لعنت کنیم در حقیقت گول زدن خودمونه !

    خلاصه کلام

    ما مشکل داریم ... هرکس تونست در این شرایط درست زندگی کنه میتونه ادعا بکنه که زندگی کردن رو یاد گرفته

    طلا حتی زیر خاک هم طلاست چون ماهیتش توی شرایط مختلف تغییری نمی کنه

    اگر طلا توی خاک تبدیل به خاک میشد و یا اگر میرفت توی سطل زباله تبدیل می شد به زباله و یا ... هرگز اینقدر ارزش نداشت

    به هر حال داستان خوبیه اما ریشه یابیش مشکل داره ... ماهواره بهونست برای اون دسته از افرادیکه آب نمیبینن ... وگرنه شناگرن !

    خود من به اونی میگم آدم که توی بدترین و کثیف ترین شرایط هم بتونم آدم صداش کنم[/B]
    ویرایش شده در تاریخ 2014/04/09 در ساعت 00:17 توسط Unline
  4. آواتار yaldaee
    دقیقا با حرفاتون موافقم ما به جای اینکه با حقیقت رو به رو بشیم بدونیم چقد ضعیف النفس هستیم که نمیتونیم خودمونو حفظ کنیم میندازیم گردن بقیه. منم همیشه میگم اونا مغز دارن برنامه میسازن که تاثیر گذاره حالا مخربه یا مفید به کنار. ما هم باید عرضه داشته باشیم برنامه بسازیم تاثیر گذار. اما داستانی که نوشتم بحث منم روی سریالاش بود نه برنامه های علمیش.
به دانشجو امتیاز دهید: