رساله معماری
ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه اصلی سایت:

سایت دانشجو

View RSS Feed

در حظور خدا

قطعات ادبی در ارتباط با خدا

  1. یک نفر اینجا هست

    توسط تابوت , 2014/03/25 در 12:16 (در حظور خدا)
    یک نفر اینجا هست

    که دلش می خواهد

    سوزنی بردارد

    ــ سوزن کوچکی از جنس بلور ــ

    و دلش می خواهد

    یک سبد قوس و قزح

    با خودش بردارد …

    به خیابان برود

    هر کجا کوچه دلگیری هست ...

    هر کجا لب هایی غمگینند

    «کوک شُل» هایی از جنس تبسم بزند ...

    هر کجا اشکی هست

    پرده را چین بکشد

    تا که خورشید بتابد به اتاق ...

    هر
    ...
    دسته بندی ها
    قطعات ادبی
  2. درد دلی با او که همیشه در یادم هست

    توسط تابوت , 2014/03/24 در 15:23 (در حظور خدا)
    درد دلی با خدا


    گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پراز دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

    گفت: عزیز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی. من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو این گونه هستی. من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

    گفتم:
    ...
    برچسب ‌ها: درد دل با خدا ویرایش برچسب ‌ها
    دسته بندی ها
    در حضور یار همیشگی
  3. بسوى آمرزش تو

    توسط تابوت , 2014/03/17 در 22:32 (در حظور خدا)
    خدايا
    بسوى آمرزش تو كوچ كرده ‏ام

    و بسوى عفو تو آهنگ نموده ‏ام

    و به گذشت تو مشتاق شده‏ ام

    و به فضل تو اعتماد كرده ‏ام

    در صورتى كه موجبات مغفرت تو نزد من نيست

    و چيزى كه بوسيله آن سزاوار عفو تو گردم در كردار من نيست
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  4. بوتیمار غمگین (امام علی ع)

    توسط تابوت , 2014/03/02 در 21:12 (در حظور خدا)
    بوتیمار غمگین

    اي نخستين بدر، هر شب ديدنت را دوست دارم

    آسمان در آسمان تابيد نت را دوست دارم

    اي خداي خاك ! وقتي ابرها را مي تكاني

    از درختي مرده ، خرما چيدنت را دوست دارم

    دست هايت را همان اندازه كه شمشير مي زد

    وصله وقتي مي زند پيراهنت را دوست دارم

    آه اي بر چاه ِ عدل ِ كوفه بوتيمار غمگين

    گريه كن اين ترس ازخشكيدنت را دوست دارم

    درد اگر بر شانه هايت بود
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  5. بیقرار

    توسط تابوت , 2014/03/02 در 20:53 (در حظور خدا)
    دریاب امشب تاب دوری را ندارم



    دیگر به خون چشم بهرت بیقرارم



    دیگر تمام راز هایم بر زبان است



    امشب سر و کار غمت با استخوان است



    امشب پناه گریه هایم سنگفرش است



    امشب به هر ساقی که دیدم داده ام دست



    امشب تمام راهها تکرار گشتند
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
صفحه 1 از 3 123 آخرین
به دانشجو امتیاز دهید: