مشاهده نسخه کامل : ساز شناسی
با سلام
فکر می کنم جای یه تاپیک واسه معرفی سازها خالیه!!!
پس با اجازه دوستان شروع می کنیم.
اول به معرفی ساز سنتور می پردازم
اولين اثري که از سازهاي شبيه سنتور به دست آمده اثري است از حجاري هاي دوره هاي آشوريان و بابليان در 669 قبل از ميلاد که نشان مي دهد اين ساز را به وسيله بند به گردن مي آويختند.
به دليل قرار داشتن ايران در مسير جاده ابريشم بين شرق و غرب و تغيير دائمي مرزها در شرايط کشورگشايي ها فرهنگها نيز مرتب دستخوش تحول شده و اين تحول آلات موسيقي را بي نصيب نگذاشته است به طوريکه به درستي معلوم نيست سنتور ابتدا در کدام کشور مورد استفاده بوده است ولي مطمئنا ايرانيها قبل ازظهور اسلام با اين ساز آشنا بودند و آن را کونار مي ناميدند.
به اتکا قد مت آثار کشف شده گمان اين است که اين ساز از قلمرو ايران به کشورهای دیگر راه یافته و نامهای مختلفی پیدا کرده است.
سنتور با اندک تفاوتی در شکل ظاهر و با نام های مختلف در شرق و غرب عالم وجود دارد.
اين ساز را در کشور چین یان کین، در اروپای شرقی دالسی مر، در انگلستان باتر فلای ها، در آلمان و اتریش مک پر،در هندوستان سنتور، در کامبوج في و در امريکا زیتر مي نامند که هر کدام داراي وجه تشابهاتي هستند.
ساز سنتور در تعدادي از جمهوری های سابق شوروی مانند ارمنستان و گرجستان نيز رايج هست.
همچنين سنتورهای عراقی –هندي- مصري و ترکي که بعضي از آنها حدود 360 سيم دارند.
عبدالقادر مراغه اي ساز ياطوفان را معرفي کرد که شبيه سنتور امروزي بود با اين تفاوت که براي هر صدا فقط يک تار مي بستند و با جابه جايي خرکها آن را کوک می کردند..
نام سنتور در اشعار منوچهري نيز آمده است:
کبک ناقوس زن و شارک سنتور زن است
فاخته ناي زن و بربط شده تنبور زنان
سنتور سازی کاملا ایراني است که ساخت آن را به ابونصر فارابي نسبت مي دهند که مانند بربط، ساز ديگر ايراني بعدها به خارج برده شد، سنتور سازی جعبه اي به شکل ذوذنقه است که به روي سطح آن دو رديف خرک تعبيه شده و از زوي هر خرک 4 رشته سيم هم کوک عبور داده شده است.
سنتورهاي معمولي داراي 9 خرک مي باشند و وسعت صدايشان اندکي بيشتر از 3 اکتاو است و نوازنده در اجراي دستگاه هاي مختلف موسيقي سنتي کوک ساز را تغيير مي دهد و يا محل خرک ها را پس و پيش مي نمايد.
سنتور يا شاهان تور از جمله سازهاي کاملا شرقي است. شکل سنتور اقتباسي از کشتي است و سيم هاي آن برگرفته از تور ماهيگيري و صدا، صداي برخورد امواج دريا به صخره هاست.
سنتور در زمانهاي گذشته به ابعاد مختلف ساخته مي شد که تا امروز به شکل هاي استاندارد سل کوک و لا کوک درآمده است.
سنتور در طي ساليان و در پي مهاجرتها و رفت و آمدهاي فرهنگي به کشورهاي ديگر برده شد .از آن جهت گروهي بر اين عقيده اند که سازهايي چون ارگ و پيانو که از نظر صدادهي صدایی چون سنتور دارند الگوهايی کامل شده از این سازسنتي ایراني هستند و در طي ساليان و قرون متمادي دوره تکامل خود را پيموده و امروزه خود به سازهاي مستقلي تبديل گشته اند اما برخلاف اين سازها که در مسير تکامل گام برداشته بودند.
سنتور سير قهقرايي پيموده و تا اوايل قرن گذشته به سازي کاملا محجور بدل گشته.
ساز سنتور پيشتر با 12 وتر سيم بم و 12 وتر سيم زير ساخته مي شد و سنتور 12 خرکي ناميده مي شد، امروزه سنتور 10 خرک و سنتور 11 خرکي و سنتور لا کوک نيز ساخته مي شود.
سنتور 11 خرک سنتور چپ کوک ناميده مي شود در واقع هر خرکي که به سنتور اضافه مي شود صداي ساز يک پرده بم تر مي گردد.
سنتور 9 خرک رايج ترين نوع سنتور است که سنتور سل کوک ناميده مي شود و نت هاي رديف براساس آن نوشته شده است در سنتور 9 خرک چنانچه براساسراست کوک تنظةم شود به ترتيب سيم ها از پايين بر مبناي مي-فا- سل کوک مي شوند و مناسب براي گروهي و ارکستر است.
ساز سنتور براي رديف موسيقي سنتي و نيز براي استفاده در ارکستر داراي نقايصي است که براي رفع آنها چندي است دو نوع سنتور يکي کروماتيک با افزايش 7 خرک به خرکهاي معمولي و ديگري سنتور باس با صداي بم ساخته شده است.
معادل نصف عمر تمرين سنتور نوازان به کوک کردن آن مي گذرد چون ضربه هاي مداوم مضراب روي سيم ها و تاثير گذاري رطوبت و حرارت روي چوب و سيم ها کوک را به هم مي زند و 72 سيم بايد مرتب کوک يا هم خوان شود از اين رو سنتور سازي شناخته مي شود که در عين زيبايي بسياري از عوارض طبيعي مي وتند روي صدا و کوک ان تاثير بگذارد و حتي نوازنده هاي باتجربه را براي يک کوک دلخواه ناکام مي گذارد.
نقل شده است که حبيب سماعي نوازنده سرشناس سنتور روزي در مجلسي گفته است که کوک سنتور مرا پير کرده است[/align][align=right]
دارای شکمی گلابی شکل و دسته نسبتا دراز است. تعداد 17 تا 20 دستان بر دسته آن بسته می شود. برخی از دوتارهای محلی در نواحی مختلف جنوب فاقد دستان است.
سطح روی شکم چوبی است. تعداد سیم های آن چنانکه از نام ساز بر می آید 2 تا است که به فاصله های مختلف کوک می شوند. طول دسته حدود 60 و مجموعا تمام ساز حدود یک متر است.
وسعت صدای ساز از نت دو تا سل است، با تمام فواصل کروماتیک مخصوص موسیقی ایرانی.
دوتار غالبا با انگشت یعنی بدون مضراب نواخته می شود.
این ساز جنبه ای بیشتر محلی دارد و در نواحی جنوب کشور ما بسیار متداول است.
این ساز در سیر تحول سازهای زهی و اصولا در زمان پیدایش موسیقی با قدمت شش هزار ساله، اولین بار توسط شخصی به نام بارتولمئو کریستوفوری یکی از اساتید مشهور سازنده کلاوسن، سازی که به عنوان پدر پیانو شناخته می شود و صدایی مانند سنتور دارد.
در سال 1790 میلادی در شهر فلورانس ایتالیا ساخته شد. این استاد بزرگ به فکر افتاد که نواقص کلاوسن را با تبدیل مضرابهای مختلف که با فشار شسصتی ها از زیر به سیم های ساز برخورد می کرد و تعویض به چکش رفع نماید. اختراع او در دنیای موسیقی اهمیت فراوان یافت. کریستوفوری احتمالا خود نیز نمی دانست چه تحول عظیمی در جهان موسیقی به وجود خواهد آورد.کار مهم او این بود که از چکش های نمد پوش استفاده کرد. به علاوه اهرم جدیدی ساخت که چکش بتواند پس از ضربه روی سیم به سرعت برگردد. با این ابداع کلاوسن دگرگون شد و صدایی تازه در موسیقی به وجود آمد. به همین علت کریستوفوری برای معرفی ساز جدید نام نسبتا طولانی زیر را به کار برد.
یعنی کلاوسن با صدای آهسته و بلند این نامگذاری لازم بود تا وجه تمایز پیانو را با کلاوسن نشان دهد.
انواع پیانو:
1. پیانو دیواری
در این ساز سیم های پیانو به صورت عمودی قرار گرفته و اهرم ها از طریق فشار بر روی شستی ها با زاویه 35 درجه چکش ها را به طرف سیم برده و بعد از ضربه زدن به سرعت بر می گرداند.
2. پیانو رویال:
در این ساز سیم های پیانو به صورت افقی قرار گرفته و اهرم ها از طریق فشار بر روی شستیها با زاویه 35 درجه چکش را به طرف سیم به بالا پرتاب می کند و با سرعت زیاد به سیم ها ی افقی ضربه می زند، نظر به اینکه هر چه طول سیمها بیشتر باشد صدای پیانو مطلوبتر می شود. پیانو های دیواری نظر به محدودیت ارتفاع حداکثر تا ارتفاع 135 سانتی متر ساخته شده استو در پیانوی رویال نظر به اینکه در سطح محدودیتی ندارد هم اکنون پیانوهایی تا طول 308 سانتی متر نیز ساخته شده است.
پیانو لا:
در سالهای دهه 1860 میلادی پیانوهایی ساخته شده بود که بدون نوازنده آهنگ می نواخت و نیازی به نوازنده نداشت. تنها به وسیله پدالهای دوگانه و با فشار دادن روی هر پدال کارتهای سوراخ شده مخصوص به ترتیب به محل مکانیزم پیانو وارد شده و شستی های مورد نظر را حرکت می دادند که چکش های مربوطه به سیم ها اصابت کرده و آهنگهای از پیش تعیین شده را اجرا می کرد.
وسعت صدای پیانو عبارت است از هفت اکتاو یا بیشتر.
به علت بزرگی وسعت صدای پیانو نت نویسی آن بر روی دو حامل صورت می گیرد که معمولا حامل زیرین برای اجرا با دست چپ و حامل بالایی برای اجرا با دست راست اختصاص یافته است.
می نمودند.
این ساز در سیر تحول سازهای زهی و اصولا در زمان پیدایش موسیقی با قدمت شش هزار ساله، اولین بار توسط شخصی به نام بارتولمئو کریستوفوری یکی از اساتید مشهور سازنده کلاوسن، سازی که به عنوان پدر پیانو شناخته می شود و صدایی مانند سنتور دارد.
در سال 1790 میلادی در شهر فلورانس ایتالیا ساخته شد. این استاد بزرگ به فکر افتاد که نواقص کلاوسن را با تبدیل مضرابهای مختلف که با فشار شسصتی ها از زیر به سیم های ساز برخورد می کرد و تعویض به چکش رفع نماید. اختراع او در دنیای موسیقی اهمیت فراوان یافت. کریستوفوری احتمالا خود نیز نمی دانست چه تحول عظیمی در جهان موسیقی به وجود خواهد آورد.کار مهم او این بود که از چکش های نمد پوش استفاده کرد. به علاوه اهرم جدیدی ساخت که چکش بتواند پس از ضربه روی سیم به سرعت برگردد. با این ابداع کلاوسن دگرگون شد و صدایی تازه در موسیقی به وجود آمد. به همین علت کریستوفوری برای معرفی ساز جدید نام نسبتا طولانی زیر را به کار برد.
یعنی کلاوسن با صدای آهسته و بلند این نامگذاری لازم بود تا وجه تمایز پیانو را با کلاوسن نشان دهد.
انواع پیانو:
1. پیانو دیواری
در این ساز سیم های پیانو به صورت عمودی قرار گرفته و اهرم ها از طریق فشار بر روی شستی ها با زاویه 35 درجه چکش ها را به طرف سیم برده و بعد از ضربه زدن به سرعت بر می گرداند.
2. پیانو رویال:
در این ساز سیم های پیانو به صورت افقی قرار گرفته و اهرم ها از طریق فشار بر روی شستیها با زاویه 35 درجه چکش را به طرف سیم به بالا پرتاب می کند و با سرعت زیاد به سیم ها ی افقی ضربه می زند، نظر به اینکه هر چه طول سیمها بیشتر باشد صدای پیانو مطلوبتر می شود. پیانو های دیواری نظر به محدودیت ارتفاع حداکثر تا ارتفاع 135 سانتی متر ساخته شده استو در پیانوی رویال نظر به اینکه در سطح محدودیتی ندارد هم اکنون پیانوهایی تا طول 308 سانتی متر نیز ساخته شده است.
پیانو لا:
در سالهای دهه 1860 میلادی پیانوهایی ساخته شده بود که بدون نوازنده آهنگ می نواخت و نیازی به نوازنده نداشت. تنها به وسیله پدالهای دوگانه و با فشار دادن روی هر پدال کارتهای سوراخ شده مخصوص به ترتیب به محل مکانیزم پیانو وارد شده و شستی های مورد نظر را حرکت می دادند که چکش های مربوطه به سیم ها اصابت کرده و آهنگهای از پیش تعیین شده را اجرا می کرد.
وسعت صدای پیانو عبارت است از هفت اکتاو یا بیشتر.
به علت بزرگی وسعت صدای پیانو نت نویسی آن بر روی دو حامل صورت می گیرد که معمولا حامل زیرین برای اجرا با دست چپ و حامل بالایی برای اجرا با دست راست اختصاص یافته است.
از واژه ارگان یونانی به معنی ساز و آلت، نام سازی است و بعید نیست ارگ یا آکاردئون کنونی تکمیل شده آن باشد.
به هر حال نایهایی در دو صف، تالی یکدیگر قرار می دادند و در عقب آن دمی کار می گذاشتند که با دمیدن انبان دم در نایها می رفته و اصوات و الحان از آن نایها بیرون می آمده و با دست چپ و انگشت گذاری، الحان مورد نطر از آن استخراج می کردند.
شاید ارغنون تکمیل شده نی انبان بوده باشد.
گویند این ساز را افلاطون اختراع کرده است.
شکل ظاهری آن مانند تار است، با این تفاوت که شکم آن یک قسمتی، گلابی شکل و کوچکتر است، سطح رویی کاسه سه تار نیز چوبی است، سه تار امروزی چهار سیم است. خرک سه تار
کوچکتر از خرک تار بوده، و دسته آن نیز از دسته تار نازکتر است، سه تار
فاقد جعبه گوشی است و گوشی های چهارگانه آن دو عدد در سطح جلویی انتهای دسته(سرساز) و دوتای دیگر در سطح جانبی چپ ( در هنگام نواختن در سطح بالایی) کار گذاشته شده اند.
تعداد دستان های سه تار در زمان حاضر مانند تار 28 است.
سه تار با ناخن انگشت اشاره ( و گاه توام با ناخن انگشت وسطای)دست راست نواخته می شود. به عبارت دیگر مضراب سه تار در واقع ناخن انگشتان نوازنده است و به همین دلیل و به علل اکوستیکی دیگر، صدای این ساز ضعیف بوده برای تکنوازی در جلوی جمعیت یا همنوازی در ارکستر مناسب نیست.
چنین به نظر می رسد که سه تار در قدیم، سازی محلی بوده و آن زمان سه سیم داشته است ( کلمه سه تار دلالت بر همین نکته می کند) ولی بعدها شهری شده و سیمی بر آن افزوده اند.
به روایت از ابوالحسن صبا نقل می کنند که سیم چهارم سه تار را درویشی سه تار
نواز به نام مشتاق علیشاه به آن ساز افزوده است و نوازندگان قدیمی این سیم را به نام مشتاق می شناسند.
سه تار به دلیل نقص ساختاری که در گذشته داشت و به دلیل صدای کم آن، کمتر مورد توجه بود. ولی با سالها تجربه نوازندگی سه تار ساخت آن نیز تکامل یافته و نوای گرم، صمیمی و نافذ آن توجه بسیاری از اهل ذوق را به خود جلب کرده است.
سه تار در حال حاضر دارای 4 سیم است. سیم اول سفید است و حاد نامیده مي شود، موسوم به سیم دو و جنس آن از فولاد است.سیم دوم زرد و به نام سیم سل است،سیم سوم موسوم به سیم زیر که با سیم سفید بسته می شود. سیم چهارم زرد و زنگ یا مشتاق نامیده می شود و جنس آن از فولاد است.
این سیم را میرزا محمد تربتی خراسانی ملقب به مشتاق علی اضافه کرده است و به همین دلیل این سیم را مشتاق مي نامند.سیم چهارم مانند سیم دوم زرد ولی اندکی ضخیم تر است.
معمولا برای کوک سه تار، سیم اول دو، سیم دوم سل و سیم سوم دو، کوک مي شود.
روی کاسه صوتی سه تار از چوب پوشيده شده است و برای انعکاس صوت سوراخ هایی روی آن به وجود مي آورند.
یکی از سازندگان مشهور سه تار آقای جواد چای چی اصفهانی است، به نظر اين هنرمند گرامی طول کاسه سه تار از 26 تا30 سانتی متر، عرض کاسه به تناسب بین 12 تا 16 سانتی متر مکعب، و طول دسته 40 تا 48 سانتی متر و قسمتی که گوشی ها در آن تعبیه مي شوند 12 سانتی متر و عرض دسته 3 سانتی متر است.
صدای سه تار پس از تحقیق و تفحس و کوشش آقای احمد عبادی و افزایش فاصله سیم های روی صغحه کاسه صوتی به صدای دل انگیزی تبدیل شده است که با گذشته قابل قیاس نیست
ویولن سل:
ویولن سل چنان بزرگتر از ویولن و ویولا است که نوازنده مجبور است آن را برای اجرا بر روی زمین ما بین پاهای خود تکیه دهد. در حالیکه خود روی صندلی می نشیند. از این جهت در انتهای تحتانی ویولنسل میله ای آهنی نصب شده ( که در غیر هنگام اجرا آنرا باز می کنند یا می پیچند و به داخل جعبه سر می دهند.) و نوک آنرا روی زمین قرار دارد.
نت این ساز را در اصوات بم با کلید فا در اصوات وسط با کلید دو و در اصوات زیر با کلید سل می نویسند.
تعریف لغت نامه ای:
ویولن سل:
در وجه تسمیه این ساز به زبانهای فارسی و فرانسه اشتباهی وجود دارد. توضیح اینکه سلو به معنی کوچک و ویولن سل به معنی ویولن کوچک است. در حالی که این ساز به مراتب بزرگتر از ویولن است.
در تحلیل این نکته باید گفت که کلمه ویولن اساسا عنوان سازی بوده به بزرگی کنترباس امروزی و ویولن سل، همان شکل و ترکیب را در حجم کوچکتری عرضه می کرد.
ویولن سل عضو سوم رده سازهای زهی شمرده می شود. این ساز بیش از ویولا و کم و بیش مانند ویولن قابلیت اجرای تکنوازانه، شرکت در ارکستر مجلسی و نیز در ارکستر را دارا می باشد.طنین آن خصوصیتی دارد که به نوازنده و شنونده هر دو راحتی اعصاب می بخشد.
hamedpersian
Aug-13-2006, 15:06
خیلی عالیه همین جوری ادامه بدید فقط می تونم بگم دستتون درد نکنه خدا قوت..
همشو تا حالا خوندم منتظر بقیه اش می مونم بســــــیار ممنون :!: :!: :wink: :arrow: :|
خیلی عالیه همین جوری ادامه بدید فقط می تونم بگم دستتون درد نکنه خدا قوت..
همشو تا حالا خوندم منتظر بقیه اش می مونم بســــــیار ممنون :!: :!: :wink: :arrow: :|
خوشحالم
واینم کمانچه:
اين ساز علاوه بر شكم، دسته و سر، در انتهاي تحتاني ساز پايه اي نيز دارد كه روي زمين يا زانوي نوازنده قرار مي گيرد. شكم ساز كروي و مجوف است كه مقطع نسبتاً كوچكي از آن در جلو به دهانه اي اختصاص يافته و روي دهانه پوست كشيده شده و بر روي پوست، خركي تقريباً شبيه به خرك تار و نه كاملاً عمود بر سيم ها قرار گرفته است. دسته ساز در واقع لوله اي تو پر و به طور نامحسوس به شكل مخروط وارونه خراطي شده است. انتهاي بالائي اين لوله مجوف شده و در طرف جلو شكاف دارد كه نقش جعبه گوشي ها را مي يابد، دسته فاقد «دستان» است. سرساز متشكل است از جعبه گوشي ها كه در دو طرف آن هريك دو گوشي كار گذارده شده و يك «قبه» كه در بالاي جعبه قرار گرفته است. سر در واقع ادامه خراطي شده دسته است. طول ساز از ته پايه سر قبه حدود 80 سانتيمتر است. كمانچه امروزي داراي چهار سيم است و كوك (يا نسبت فاصله سيم ها به يكديگر) در دستگاههاي مختلف موسيقي ايران تفاوت مي كند. معمول ترين كوك اين است كه سيمهاي اول و دوم نسبت به هم فاصله «چهارم» يا «پنجم» داشته، سيم سوم يك اكتاو بم تر از سيم اول و سيم چهارم يك اكتاو بم تر از سيم دوم باشد. طرز نواختن: نوازنده ساز در حالت نشسته پايه كمانچه را روي زمين يا روي زانو قرارمي دهد در صورتي كه پايه ساز نوك تيز باشد، آن را روي زمين مي گذارند در اينصورت نوازنده روي زمين مي نشيند و اگر پايه به شكلي باشد كه در عكس نشان داده شده نوازنده روي صندلي نيز مي تواند بنشيند و پايه ساز را روي ران نزديك زانو قراردهد. در هر دو حالت ساز در موقع اجرا كمي حول محور خود مي چرخد و همين عمل تماس آرشه را با سيمها آسانتر مي سازد. نوازنده ساز را بطور قائم به دست چپ مي گيرد و انگشتان همان دست را روي سيمها در طول دسته مي لغزاند و آرشه را به دست راست گرفته به سيمها تماس مي دهد. اين ساز نقش تكنواز و همنواز هر دو را به خوبي مي تواند اجرا كند. آرشه- موي آن محكم كشيده نيست و نوازنده انگشتان درست راست خود را زير موها انداخته و آن را مي كشد تا عمل آرشه كشي ميسر گردد. كمانچه سازي ملي و شهري است.
شكم اين ساز بسيار بزرگ و گلابي شكل و دسته آن بسيار كوتاه است. به طوري كه قسمت اعظم طول سيمها در امتداد شكم قرار گرفته است. سطح رويي شكم از جنس چوب است كه برآن پنجره هايي مشبك ايجاد شده است. عود فاقد «دستان» و خرك ساز كوتاه و تا اندازه اي كشيده است. عود داراي ده سيم يا 5 سيم جفتي است. سيمهاي جفت با هم همصدا كوك مي شوند و بديهي است كه هر يك ازسيمهاي دهگانه، يك گوشي مخصوص به خود دارد؛ گوشي ها در دو طرف جعبه گوشي (سرساز) قرار گرفته اند. عود بم ترين ساز بين سازهاي زهي است؛ نت نويسي آن با كليد سل است كه صداي آن عملاً يك «اكتاو» بم تر از نت نوشته شده حاصل مي شود. سيم بم (سل پائين) معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه اين سيم جفت نيست.مضراب عود از پر مرغ (يا پر طاووس) تهيه شده است و گاه نيز نوازنده با مضراب ديگري ساز را مي نوازد.صداي عود كمي خفه، نرم و غم انگيز ولي نسبتاً قوي است. اين ساز نقش تكنواز و همنواز هر دو را به خوبي مي تواند ايفا كند.عود چنان كه گفته شده از اخلاف سازي قديمي به نام «بربط» است؛ از سوي ديگر ممكن است با نام عربي خود (العود) به اروپا راه يافته و در آنجا نام «لوت» گرفته باشد. عود سازي شهري است.
osilatoria
Dec-15-2006, 21:22
میشه در مورد گیتار هم بزارین؟
میشه در مورد گیتار هم بزارین؟
گیتار به سازهای گروه کوردوفن Cordophones تعلق دارد ، از این جهت که سیمهای آن در اثر ارتعاش تولید صدا میکنند.
به هر حال گیتاری که به شکل امروزی میبینیم ، نتیجه تکامل آن در طی قرنهاست.
عده ای بر این عقیده اند که گیتار از مصر سرچشمه گرفته استو عدهای نیز بر این نظرند که آن از سیتارای یونانی-آشوری Greek Assyrian Cithara که بوسیله رمیها به اسپانیا آورده سده گرفته شده است.
اما به نظر می رسد که جد بزرگ تمام سازهایی که ما به عنوان کوردوفون از آنها یاد کردیم یک کمان موسیقی باشد که تنها یک سیم ساده به دو سر آن متصل بوده است که با کشیدن و رها کردن سیم صدایی در کمان ایجاد میشده که این صدا بوسیله یک تقویت کننده صوت که به آن متصل بوده تقویت میشده است.
از آنجائیکه این سیم تنها یک صدای ساده ایجاد میکرده برای داشتن چندین صدا ابتدا یک سیم دیگر و سپس چندین سیم به اندازه های کوتاهتر به کمان بسته شده و از این طریق چندین صدا تولید گردیده.
ازدیاد این سیمها و افزوده شدن یک جعبه تشدید صوت منجر به اختراع چنگ کمانی Harp Arqueeگردید. سپس سازی متشکل از مجموعه ای از سیمها به نام لیر ظهور کرد که در آن سیمهایی به طول مساوی کار گذاشته شد.
از آنجائیکه این سیم تنها یک صدای ساده ایجاد میکرده برای داشتن چندین صدا ابتدا یک سیم دیگر و سپس چندین سیم به اندازه های کوتاهتر به کمان بسته شده و از این طریق چندین صدا تولید شده است.
یونانیها دو نوع لیر داشتند ، یکی به نام لیرا و دیگری به نام کیتارا، کیتارا بوسیله رمیها تغییر شکل یافت و نام گیتار نیز از همین کلمه گرفته شده است .
می توان برای معرفی گیتار به دونوع الکتریکی و ده سیم ان اشاره کرد:
گیتار برقی یا گیتار الکتریک نوعی گیتار است که صدای آن به وسیله تقویت کنندهای الکتریکی تشدید و یا تغییر مییابد طرز کار:ارتعاشات وارده بر سیمهای گیتار توسط قطعهای به نام پیکآپ به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میشود. در واقع پیکآپ همانند یک میکروفن عمل کرده و سیگنالها را از طریق یک سیم به آمپلیفایر (تقویت کننده) میفرستد و سپس صدای تقویت شده توسط یک یا چند بلندگو پخش میشود. در ابتدا گیتارهای الکتریکی تنها یک پیکآپ داشتند، اما امروزه با دو یا سه پیکآپ ساخته می شوند
ایده پیدایش گیتارهای الکتریکی از آنجا آغاز شد که در همنوازیها صدای گیتار آکوستیک در بین صدای سازهای دیگر مانند بیس و درام گم بود و به وضوح شنیده نمیشد. در نتیجه در صدد آن برآمدند تا صدای گیتار را تقویت کنند، و بهترین راه برای این کار استفاده از علم الکترونیک بود.
گیتارهای الکتریکی توانستند به سرعت در موسیقی جا باز کنند و به یکی از فراگیرترین سازهای تاریخ مبدل شوند. معمولا در گروههای راک دو نوازنده گیتار الکتریک وجود دارد که یک نفر ملودیها را مینوازد (گیتار لید) و دیگری ریتمها را ( گیتار ریتم)
این ساز را از نظر بدنه میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد: بدنه-توپر و بدنه-توخالی. گیتارهای بدنه-توخالی مورد استفاده نوازندگان جاز قرار میگیرد، در صورتی که بدنه-توپر عموماً در موسیقی راک کاربرد دارد.
معمولا گیتارهای الکتریکی شش سیم دارند. بعضی نیز دارای ۱۲ سیم می باشند که هرجفت با یک نت کوک میشود، منتهی با اکتاوهای متفاوت، این گیتارها اکثراً در موسیقی فولک کاربرد دارند. گیتارهای ۸ سیمی نیز وجود داردند که البته غیرمعمول هستند.
اجزای ان عبارتند از:
1) سردسته (Head Stock): قسمت بالایی گیتار که سیمها در آنجا تنظیم میشوند
2)خرک بالا
3)پیچهای کوک یا گوشیها (Tuning Switch): پیچهایی که بر روی دسته گیتار قرار گرفتهاند و با آن میتوان گیتار را کوک کرد.
4)ردهنما یا دستان (Fret): قطعههای فلزی که بر روی دسته گیتار قرار دارد و پردههای موسیقی را از هم جدا میکند.
5) تنظیم کننده دسته (truss rod): برای تنظیم و تثبیت دسته
6) علامتهای روی دسته
7) دسته (Neck): قسمت بلند و باریک گیتار است که جای انگشتگذاری نوازنده برای انتخاب نتها است. این بخش بین بدنه و سر دسته گیتار قرار دارد.
8) اتصال دسته به بدنه
9) بدنه: قسمت اصلی گیتار است که به دسته متصل شده و برخلاف گیتار آکوستیک معمولاً توخالی نیست و بخشهایی مانند پیکآپ و خرک بر روی آن قرار دارد.
10) زخمهگاه (Pick up): یک سیم پیچ مغناطیسی است که بر روی بدنه گیتار و زیر سیمها قرار دارد و وقتی سیمها بر اثر زخمه زدن مرتعش میشوند تحت تأثیر میدان مغناطیسی پیکآپ قرار میگیرند و این تحریک به آمپلیفایر فرستاده میشود و سپس آنجا تقویت میشود.
11) کنترل صدا و تن: پیچهایی که بر روی بدنه گیتار قرار گرفتهاند و میتوانند صدا و تن گیتار را تغییر دهند.
12) کلید زخمهگاه (Pick up Switch): یک تعویض کننده که بر روی بدنه گیتار قرار گرفته و برای تعویض پیکآپ و تغییر دادن تُن و صدا بکار میرود.
13) لرزانه (Tremolo): میلهای که روی بعضی گیتارها قرار دارد و به خرک متصل شده. با حرکت دادن آن به بالا و پایین خرک حرکت میکند و باعث زیر و بم شدن صدا میشود. به آن اصطلاحا دسته ویبراتو (Vibrato) نیز گفته میشود (در این تصویر نیست.)
14) خرک (Bridge): ناحیهای است بر روی گیتار که سیمهای گیتار بر روی آن قرار میگیرند.
15) محافظ مضراب: صفحهای است که نمیگذارد بدنه، با مضراب خط بیافت
واما گیتار کلاسیک با ده سیم
شش دلیلی که می توان برای ساخت این نوع گیتار مطرح کرد
1 ) با اضافه کردن ۴ سيم باس ميتوان به طنين و تاثير پذيری صدا را تشديد نمود.(افزايش رزنانس(
2) قطعات ساخته شده در دوران رنسانس و باروک برای لوت که برای سازی ۱۴سيمه و يا بيشتر مطابقت داشت را ميتوان با وسعت عمل بيشتری دوباره نويسی کرد
3) تقويت بيشتر صدا باعث ماندگاری بيشتر آن شده و در نتيجه مزيت بسيار بزرگی برای اجرا در کنسرت ها ميباشد.
4) وسعت عمل بيشتر برای آهنگسازان برای ساخت قطعاتی جديد توسط اهنگسازان و و باز بودن دست نوازنده برای اجرای قطعات در پوزيسيونهای مختلف و بالا رفتن اين امکان
5) تمامی قطعات تنظيم شده برای گيتار ۶ سيم را ميتوان با گيتار ۱۰ سيم اجرا نمود.
6) شروعی جديدی برای بوجود آوردن ابتکارات و تکنيک های جديد و خلق صدای تازه و بديع از سازی محبوب با طنين زيبا و قابليت های بسيار بالا
امیدوارم مفید واقع شده باشد.
CASSIATORA
Feb-05-2008, 02:06
سلام...
میشه درمورد دف هم بگذارید ممنون میشم.:arrow:
سلام...
میشه درمورد دف هم بگذارید ممنون میشم.:arrow:
سلام
نظری به تاریخچه ی دف ()
دف در آیین شمن ()
موفق باشيد :!::!:
تمبک
این ساز از دو قسمت کلی و استوانه ای شکل تشکیل شده.قسمت اول(بالا و هنگام نواختن:جلو)به قطر تقریبی ۲۵ تا ۳۰ سانتی متر و به طول ۴۵ سانتی متر-که سطح بالائی آن پوست کشیده شده و در پائین به قسمت دوم متصل شده است و این قسمت عبارت است از استوانه ی باریک تری که در انتها (پائین)کمی گشادتر شده و به دهانه ای باز منتهی گشته است.جنس تمبک معمولی از چوب است.
تمبک به منظور نواختن-به طور افقی روی ران نوازنده ی نشسته قرار می گیرد و او دست چپ خود را در بالا و دست راست را در کنار راست تمبک قرار می دهد و با انگشتان- نرمه و تمام دست خود بر قسمت های مختلف(مرکز-میان-کنار)پوست می کوبد.صوت تمبک بدون ارتفاع معین است.
از آنجا که وسیله ی کوبیدن روی ساز انگشتان انسان است-و این((وسیله))قادر است روی تمبک ریزه کاری و شیرین کاری های فراوان اعمال کند-میتوان از آن به عنوان ((تکنواز))استفاده های شایان و جالب کرد.نقش همنوازی در این ساز نه فقط همراهی ساز یا آواز و تامین و نگهداری ((ضرب))موسیقی است-بلکه طی ۲۵ سال اخیر به ابتکار حسین تهرانی و همکاری دیگران ارکستری مرکب از ((گروه تمبک نوازان))تشکیل شده قطعه هائی اجرا کرده اند.
تمبک در چند دهه ی اخیر پیشرفت چشمگیری کرده و به عنوان سازی تکنواز و مستقل مطرح شده است. این ساز مرحون استادان این ساز است که در این میان نقش استاد تهرانی به قدری اهمیت می یابد که از او می توان از پدر تمبک نوازی ایران یاد کرد. در جهانی ساختن این ساز استاد ناصر فرهنگ فر- بهمن رجبی – امیر ناصر افتتاح نیز نقش مهمی داشته اند که در این بین تنها بهمن رجبی در قید حیات می باشند.
در چند دهه ی اخیر نوعی تنبک طراحی شده که قابل کوک کردن است.
● تمبک زورخانه
شکل ظاهری آن کمی با تمبک معمولی اختلاف دارد-قسمت بالائی آن به شکل جام (کاسه)و قسمت دنباله(در پائین)مخروطی تر از تمبک معمولی است.علاوه بر این تمبک زورخانه را از گل پخته می سازند. صدای آن نیز بم تر و قوی تر از تمبک معمولی است.
بلندی ساز ۴۵ و قطر دهانی پوستی ۴۸ سانتی متر است
۸۶۱۰.aspx
ساز دوزله
عکس فوق: به ترتیب از راست به چپ مربوط به کردستان و جنوب
سازی است از خانواده آلات موسیقی بادی . چنانکه از نامش پیداست ، دو استوانه است که به یکدیگر جفت یا متصل کرده اند و به همین سبب آن را جفته می نامند .
این ساز متشکل است از دو لوله ی مسی(وگاه نئی- یا از جنس پر((دال))یا استخوان قلم مرغان دیگر) که به توازی به هم الصاق شده یا بر هم بسته و محکم شده است.هر یک از لوله ها دارای قمیشی یک زبانه ای و مستقل از دیگری است.در طول هر لوله شش سوراخ تعبیه شده-به طوری که سوراخ ها همواره در کنار هم قرار می گیرند.انتهای تحتانی لوله ها-مانند تمام سازهای بادی که تا کنون دیده ایم باز است.دوزله به طول های مختلف ساخته می شود.(کوچک ترین آن-نوع ساخته شده در شهر به طول ۲۲ سانتی متر و قطر حدود ۲ سانتی متر است).
وسعت ساز حدود دو اکتاو است که-بسته به بزرگی و کوچکی ساز در میدان صدائی متفاوت قرار می گیرد.
دوزله-سازی است محلی و از انواع ((بادی های یک زبانه ای))است.در بعضی نقاط ایران-این ساز را ((جفته)) یا ((جفتی)) می نامند.
دارای اسامی مختلف از قبیل دونی، جفتی، جفته و قُمشه است. دونای دارای سابقه بسیار قدیمی است و فارابی این ساز را مزمارالمثنی یا مزدوج می نامد و بعضی از قدما آن را دو آهنگ می گفتند.
دوزله را در بیشتر نقاط ایران می نوازند و دارای دو قسمت است:
۱) زبانهها
۲) لوله های صوتی
۱)زبانهها
، که یک جفت هستند و جنسشان از نی است. این زبانه از نی باریکی ساخته می شود که قسمتی از روی آن را برش داده ، به طوری که از خود نی جدا نشود و آن را نازک می کنند و موقع نواختن، نوازنده آن را با آب دهان خیس مینماید. اندازه این دو زبانه حدوداً سه تا چهار سانتیمتر است. برای هم صدا بودن آن، قسمت نازک یا برشی را که قبلاً ذکر شده ، با انگشت از جا بلند می کنند تا وقتی که هم صدا گردند.
۲) لوله های صوتی
، که محل سوراخهاست و از استخوان یا نی است (یا از جنس پر دال (پرنده ای از جنس و شبیه عقاب)) که به وسیله روده یا نخ یا نوارهای پلاستیکی یا زردپی گوسفند «کیسک» به هم متصل می شوند. روی این استوانه ها، پنج، شش، و یا هفت جفت سوراخ می باشد. طرز سوراخ کردن این ساز و کلاً سازهای بادی چوبی به این طریق است که میله ای به قطر سوراخها انتخاب میکنند و پس از داغ کردن آن به وسیله آتش ، آن را در محلهای دلخواه و انتخاب شده فرو می برند.
طول دوزله را دقیقاً نمی توان تعیین نمود. چون در هر منطقه اندازه خاصی دارد و تعداد سوراخها نیز فرق میکند ولی حدوداً می توان گفت بین هیجده تا بیست و دو سانتیمتر است.
وسعت صدای این ساز تقریباً یک اکتاو است و در آنهایی که سوراخ بیشتری دارند، یک تا یک و نیم پرده بعدی را هم نوازندگان چیره دست و خبره می توانند اخذ نمایند.
این ساز جزو سازهای محلی محسوب می گردد و صدای آن شبیه به نی انبان، ولی درخشان تر و واضحتر از آن است و در مراسم جشن و سرور از آن استفاده می شود.
۸۶۰۸.aspx
تـــار
تار از سازهای زهی است که با زخمه نواخته میشود. تار در ایران و برخی مناطق دیگر خاورمیانه مانند آذربایجان و ارمنستان و گرجستان برای نواختن موسیقی کلاسیک این کشورها رایج است. در گذشته تار ایرانی پنج سیم (یا پنج تار) داشت. غلامحسین درویش یا درویش خان سیم ششمی به آن افزود که همچنان به کار میرود.
کاسهٔ تار بیشتر از کنده کهنه چوب توت ساخته میشود که هرچه این چوب کهنهتر باشد به دلیل خشک بودن تارهای آن چوب تار دارای صدای بهتری خواهد بود. پردهها از جنس روده گوسفند و دسته و پنجه معمولاً از چوب گردو تهیه میشوند. شکل کاسهٔ تار مانند دو دل به هم چسبیده و از پشت شبیه به انسان نشستهای است. تار آذربایجانی شکل کمی متفاوتی دارد و سیمهای آن بیشتر است. جنس خرک از شاخ بز کوهی است. در دو طرف دسته از استخوان شتر استفاده میشود.
از لحاظی ساز تار به سهتار نزدیک است. از لحاظ شیوهٔ نوازندگی زخمهٔ عادی در تار به صورت راست (از بالا به پایین) است ولی در سهتار بالعکس است (از پایین به بالا). همچنین از نظر تعداد پردهها نیز با هم شباهت دارند. صدای تار به دلیل وجود پوستی که روی آن است از شفافیت خاصی برخوردار است. به خصوص سازهایی که ساخت قدیم هستند از شیوهٔ صدای دیگری برخوردارند.
از نوازندگان این ساز میتوان به استاد علینقی وزیری، استاد جلیل شهناز، استاد محمدرضا لطفی، استاد حسین علیزاده، استاد فرهنگ شریف، استاد فریدون حافظی، استاد موسی معروفی، استاد عطا جنگوک، استاد داریوش طلایی، استاد علی اکبر شهنازی، استاد هوشنگ ظریف، استاد داریوش پیرنیاکان، استاد فروغی کرمانی، حمید متبسم و بسیاری دیگر اشاره نمود.
از سازندگان به نام این ساز در دوران قاجار میتوان از یحیی اول و یحیی دوم و عباس و جعفر صنعت و بعد از آنها به رمضانعلی شاهرخ و در دوران ما به استاد ابراهیم قنبری مهر و رضا ژاله اشاره کرد. سازهای ساخت دست این استادان هم از لحاظ صنعت و زیبایی و هم از لحاظ صدادهی ستودنی هستند.
زنده رود
آشنایی با ساز سه تار
ساز سه تارشکل ظاهری آن مانند تار است، با این تفاوت که شکم آن یک قسمتی، گلابی شکل و کوچک تر است، سطح رویی کاسه سه تار نیز چوبی است؛ سه تار امروزی چهار سیم دارد.
خرک سه تار کوتاهتر از خرک تار بوده، و دسته آن نیز از دسته تار نازکتر است، سه تار فاقد «جعبه گوشی» است و گوشی های چهارگانه آن، دو عدد در سطح جلویی انتهای دسته (سر ساز) و دو تای دیگر در سطح جانبی چپ (در هنگام نواختن در سطح بالایی) کار گذاشته شده اند.
تعداد دستان های سه تار در زمان حاضر، مانند تار ۲۸است.
● وسعت ساز،ایضا مانند تار به قرار زیر است:
سه تار با ناخن انگشت اشاره (و گاه توام با ناخن انگشت وسطای) دست راست نواخته می شود. به عبارت دیگر «مضراب» سه تار در واقع ناخن انگشتان نوازنده است، و به همین دلیل و به علل اکوستیکی دیگر، صدای این ساز ضعیف بوده، برای تکنوازی در جلوی جمعیت، یا همنوازی در ارکستر مناسب نیست.
چنین به نظر میرسد که سه تار در قدیم، سازی محلی بوده و در آن زمان سه سیم داشته است (که«سه تار» دلالت بر همین نکته میکند)، ولی بعدها شهری شده وسیمی بر آن افزوده اند.
سا یت آموزشگاه
ربــاب
● رباب:
رباب به ضم اول بر وزن غراب سازی باشد مشهور که می نوازند و آن طنبور مانندی بود بزرگ و دسته کوتاهی دارد و بر روی آن به جای تخته پوست آهو کشند.
شکل ظاهری: رباب معمولا از چهار قسمت شکم، سینه، دسته و سر تشکیل شده است.
شکم در واقع جعبه ای به شکل خربزه است که بر سطح جلویی آن پوست کشیده شده و خرکی کوتاه روی پوست قرار گرفته است. سینه نیز جعبه ای مثلث شکل است که سطح جلویی آن تا اندازه ای گرده ماهی و از جنس چوب است. در سطح جانبی سینه هفت گوشی تعبیه شده که سیم های تقویت کننده صدای ساز به دور آنها پیچیده می شوند. بر سطح جانبی دیگر( سطح پائینی) پنجره ای دایره ای شکل ساخته شده است. دسته ساز نسبتا کوتاه است و بر روی آن حدود ده دستان بسته می شود و بلاخره در سر ساز مانند تار، جعبه گوشی ها قرار گرفته و در سطوح بالائی و پائینی این جعبه گوشی ها کمی به طرف عقب ادامه یافته است.
تعداد سیم های رباب شش یا سه سیم جفتی است که سیم های جفت با یکدیگر همصوت کوک می شوند.
سیم های رباب در قدیم از روده ساخته می شده در حالیکه امروزه آنها را از نخ نایلون می سازند و سیم بم روی نایلون روکشی فلزی دارد.
مضراب رباب امروزی مانند مضراب عود از پر مرغ ساخته شده است.
رباب اساسا محلی است و بیشتر در نواحی خراسان و مرز افغانستان معمول است.
● رباب سوپرانو:
سازی است با مقیاس کوچکتر از رباب معمولی که به پیشنهاد حسین دهلوی آن را رباب سوپرانو نام گذاردند و رباب معمولی، تنها در هنریتان موسیقی ملی و در موارد همنوازی در ارکستر در مقابل رباب ساخته شده سوپرانو نام رباب آلتو به خود گرفت.
زنده رود
میشه در مورد گیتار هم بزارین؟
با تشکر از جناب comet به خاطر پست مفیدشون در موضوع گیتار
برای طرح سوالات خود می تونید به تاپیک ویژه گیتار مراجعه کنید.
اگر آشنایی با گیتاریست های معروف براتون جالبه حتما یک سر به اینجا بزنید:
پیشنهاد می کنم پست جناب comet هم به این بخش منتقل بشه تا در آینده کسانی که دنبال اطلاعلاتی در باره گیتار هستند در میان مطالب سر در گم نشوند.
با تشکر.
Ahmad reza
Apr-04-2008, 01:51
به به
این چند روز كه من نبودم انجمن موسیقی عجیب رونق گرفته!!
از جناب comet به دلیل ساخت این تاپیك كمال تشكر را دارم!!!
از داش دمد عزیزم هم تشكر میكنم...
واقعا خیلی خوبه
ممنون.
سازهای موسیقی
یکی از ابتدایی ترین مباحثی که یکی علاقمند به موسیقی باید به آن آگاهی داشته باشد شناخت از سازهای مختلف میباشد در این مطلب به بررسی ساز ها و دسته بندی های آن میپردازیم.سازهای موسیقی را میتوان به سه گروه اصلی تقسیم نمود : 1= سازهای زهی 2= سازهای بادی 3 = سازهای کوبه ای
اختصاصی گیتار برای همه
* سازهای موسیقی را می توان به سه گروه تقسیم کرد :
o سازهای زهی (Cordophones)
o سازهای بادی (Aerophones)
o سازهای کوبه ای (Membranophones)
الف)سازهای زهی:
در این نوع از سازها صدا توسط سیم یا زه تولید میشه. مهمترین نهاد در ارکسترهای قدیم، و اصلیترین هسته در ارکسترهای امروزی رو ((سازهای زهی)) تشکیل میدن.
این دسته از ساز خودش به چند دسته ی کوچکتر تقسیم میشه:
1_ دسته ای که سیم به واسطه ی زخمه زدن، به وسیله ی انگشت یا مضراب صدا تولید میکنه، مثل: سه تار، تار، رباب، بربط، چنگ، ماندولین و … که در سازهای زهی این دسته رو به نام ((سازهای زهی زخمه ای)) میشناسن.
2_ دسته ای که صدا به وسیله ی کشیدن آرشه روی سیم تولید میشه. مثل: کمانچه، قیچک، ویولون و … که دسته از سازهای زهی رو به نام ((سازهای زهی آرشه ای)) میشناسن.
3_ دسته ای که با کوبیدن وسیله ی چکش مانندی روی سیم، تولید صوتی رسا و زیبا میکنه. مثل: سنتور، زیلفون، گلوکن اشپیل، ویبرافون. که این نوع از سازهای زهی رو به نام ((سازهای زهی کوبشی)) میشناسن.
خوب، اگه بخوایم تخصصیترش کنیم تو سازهای زهی حرف واسه گفتن زیاده و حالا حالاها راه داره. آها تا یادم نرفته، پیانو، هارمونیکای شستی دار، کلاوسن و و و … از خانواده ی سازهای زهی هستن که اسمشون به ((سازهای زهی شستی دار)) شهرت داره.
ب)سازهای بادی:
اون دسته از سازهائیکه در اونا با دمیدن هوا و فوت کردن، صدا تولید میشه، اونا رو به نام ((سازهای بادی)) میشناسن.
این دسته هم به نوبه ی خود به چند شعبه ی کوچکتر تقسیم میشن:
1_ ((سازهای بادی چوبی)) که از چوب(آبنوس) یا نی خیزران درست میشن. مثل: نی، سُرنا، فلوت، هوبوا، باسون و … .
2_ دسته ای از سازها که از جنس مس، برنج یا حتی نقره ساخته شدن. مثل: انواع شیپور، ترومپت، ترومبون، ساکسیفون، کُر و … که به اونا ((سازهای بادی برنجی)) میگن.
3_ دسته ای هم هستن که مثل پیانو دارای شستی هستن و تولید صدا یا دمش هوا، به وسیله ی نیروی مکانیکی یا الکتریکی انجام میگیره. این سازها لوله های متعدد، کوتاه و بلندی دارن و در نتیجه دمیدن هوا در این لوله ها یا زبانه ها صداهای گوناگون و مختلفی تولید میکنه. مثل: اُرگ، آکوردئون، سازدهنی، نی انبان و … که به این دسته از سازهای بادی((سازهای شاستی دار بادی)) میگن.
ج)سازهای ضربی:
به این دسته ((سازهای کوبه ای)) و ((آلات ایقاعی)) هم میگن و همونطور که از اسمشون پیداست سازهایی هستن که صدا از طرق مختلف وارد آوردن ضربه، چه به وسیله ی دست به طور مستقیم(مثل دف و تنبک) و چه به وسیله ی آلتی دیگه (مثل دهل و نقاره) حاصل میشه.
این دسته از سازها به شرح زیر تقسیم بندی میشن:
1_ دسته ای که به روی اونا پوست کشیده شده و با دست یا چوب روی اونا میکوبن. مثل: دف، تنبک، دایره، نقاره، تیمپانی و … .
2_ دسته ای که به هر دو سطح بالایی و پایینی اون پوست کشیده شده و خود ساز به صورت استوانه ای ساخته شده که با دست یا چوب به یک یا هر دو طرف سطوح ساز میکوبن. مثل: دهل، طبل بزرگ، طبل کوچک، سایترام و … .
3_ دسته ای که ساز در اصل،از دو تکه چوب یا فلز ساخته شده و هر دو به هم کوبیده میشن. مثل: سنج، قاشقک، بشقابک و … .
4_ دسته ای که به وسیله ی کوبیدن چکش روی تیغه های فلزی، زنگوله و غیره، صداهایی مخصوص و زنگوار تولید میکنه. مثل: ناقوس لوله ای.
vBulletin v3.8.2, Copyright © 2000-2006, Jelsoft Enterprises Ltd.