ICE
Jul-14-2008, 18:23
DJ
- از صفحههاي چهلوپنج دور تا دور دنيا
امروزه در بسياري از مهمانيها، كلوپها و حتي در ميان اعضاي گروههاي موسيقي نشاني از پديدهاي به نام «ديجي» (DJ) يافت م يشود. كارهاي تركيبي، ساخت قطعات موزيكال بدون وقفه (Non Stop)، فضاسازي و ايجاد اصوات گوناگون گوشهاي از فعاليت هنري و تخصصي آنها است. ديجي مخفف «ديسك جاكي» (Disc Jockey) است. منظور از ديسك همان صفحهي موسيقي است و جاكي نيز به معني چابكسوار است. اين تركيب، اصطلاحي است كه اوايل دههي 30 و توسط اهالي منطقهي «برانكس» در نيويورك باب شد. سير تحول و تاريخچهي حدوداً 70 سالهي فعاليت ديجيها رانميتوان منفك از تحول «تِرن تِيبل» (Turntable) و سازهاي الكترونيك نظير سينتيسايزر و پيانوالكتريك بررسي كرد. در ادامه به چند تكنيك معمول ديجيها و ب ه تاريخچهي مختصري از اين روند اشاره ميشود:
«کول هرک» (kool Herc) را میتوان اولین دیجی «هیپ هاپ» (Hip Hop) دانست که بانی تحولی در این زمینه بود. او با استفاده از یک ميكسِر صدا (Audio Mixer) و دو دستگاه پخش یکسان اصوات را با تکنیک «تغییر» (Switching) از یک «دِک» به دِک دیگر منتقل میکرد و به وسیلهی میکسِر، اصوات «کوبهای» (percussive) را به صورت پسزمینه یا غالب بر موسيقي اضافه میکرد. تکنیک دیگری که به نام او ثبت شده «شكستن بيتها» (Break Beats) است. در این تکنیک تکههایی از موسيقيهای مختلف در کنار هم قرار م یگیرند و درقالب ریتمیک یا ملودیک جدیدی ظاهر میشوند. این تکنیک م یکسی از ترانهها و آواهایی است که میتوانند کنار هم قرارگیرند.
ايجاد غش در ريتم (Syncopation) در اوايل دههي 60 توسط «كلمنت داد»، «دوك رايد» و همكارانشان پديد آمد. اين تكنيك همانطور كه از نامش پيداست مجموعهاي از تغيير سرعتهاي آني در ريتم است.
درسال 1977 «تئودور» (Theodore) 14 ساله، تکنیک «اِسكرچ» (Scratch) را به نام خود به ثبت رساند. هن گامی که او با دستگاه پخش خود در اتاقش مشغول بالا و پایین پریدن بود ب ا صدای خشمگین مادرش به خود آمد و هنگامی که صدای پای مادرش را نزد یکتر شنید به سمت دستگاه رفت و به طور اتفاقی صفحه را در خلاف جهت حرکت داد و صدایی که از صفحه بیرون آمد میخکوبش کرد. بارها این کار را تکرار کرد و پیبرد که براساس سرعت تغییر جهت، اصوات مختلفی از دستگاه شنیده میشود. در حال حاضر این تکنیک یکی از معمولترین تکنیکها درمیان د یجیها است.
پيشينهي استفاده از تِرن تِيبل (به عنوان يك آلت مو سيقايي و جزيي از موسيقي) به اواسط دههي30 بازميگردد، زماني كه «جانكيج» (John Cage) موزيسين آوانگارد آمريكايي ايدههايي دربارهي ا ستفاده از اين دستگاه در موسيقياش ارايه داد. ايدههايي كه توسط «پير شافر» (Pierre Schaeffer) فرانسوي در دههي 40 تكامل يافت. در خلال جنگ جهان ي دوم به مراتب از تِرنتِيبل استفاده شد، بخصوص در هنگام استراحت و در سالنهاي غذاخوري سربازان و اين پديده باعث شد تا گروهها و خوانندگ اني چون «گلن ميلر» (Glen Miller)، «اندروزسيسترز» (Andrews Sisters) و «بنيگودمن» (Benny Goodman) ناچار نباشند مسافتهاي طولاني را به خاطر تقويت روحيهي سربازان طي كنند! با ورود صفحههاي 45 دور در سال 1950 گوشسپرد ن به موسيقي جنبهي عموميتري يافت. هر جواني به راحتي قادر بود كه در سفرها و مهمانيها دستگاه 45 دورش را با خود حمل كند و جديدترين مو سيقيها را در اختيار داشته باشد. به موازات اين روند استفاده از سازها ي الكترونيك رواج بيشتري يافت. در سير تحول موسيقي الكترونيك و همچنين تِرنتِيبل و ايجاد موجي جديد در اين موسيقي (دهههاي 30 و40) مخترعين، كاربرها و متخصصين ديگري نيز نقش داشتند، نياز به شنيدن اصوات جديد ب خصوص در صنعت سينما و حضور مخترعيني چون «اسكار سالا» و «لئون ترمين » و موزيسينهايي چون «اشتوكهاوزن»آلماني و «پير بولز» فرانسوي در روند اين جريان بسيار موثربود.از «تراوتونيم»(Trautonium) دستگاه ساخته شده توسط سالا در بسياري از فيلمهاي هيچكاك استفادهشد همچنين در موسيقي متن چند اثر سينمايي«جك آرنولد» نشانههايي از ساز الكترونيك ابدايي لئون ترمين روس(به نام ترمين) وجود دارد. اما در دههي 50 در جاماييكا داد و رايد، نخستين تكنيسينهايي بودند كه به طور متمركز بر روي اصوات الكترونيك و افزايش قابلیت تِرن تِيبل کار کردند. از سال 1958 و با اختراع پیانوالکتریک موج جدیدی شکل گرفت که با ساخت سینتیسایزر «موگ» توسط «رابرت موگ» (Robert Moog) و پس از آن سينتيسايزرهاي «ا ِي.آر.پي» و «رولند»، تکامل یافت. در طراحي نخستين سينتيسايزر موگ دو موزيسين به نامهاي «هربرت.اي.دوچ» و «والتر كارلوس» همكاري داش تند و پس از موفقيت آلبومي از كارلوس (Switched On Bach) كه در آن از موگ ا ستفادهشده بود، «ميكجگر» و «بيتلز» نيز به استفاده از اين سينتيسا يزر روي آوردند. در اين دهه«اریک ستی» (Eric Satie) و «آرنولد شونبرگ» (Arnold Schonberg) قطعاتی بر پایهی قواعد ریاضی تنظیم کردند و «لوییجی رو سولو» (Luigi Russolo ) گسترهی وسیعی از ماشینها و دستگاههای گوناگون- از ماشین چمن زنی گرفته تا دستگاههای پِرِس-� را در موسیقیاش به کار گرفت.
منبع؟خبرگذاری فرهنگ و آهنگ
صمد طالقاني
پيشينهي استفاده از تِرن تِيبل به اواسط دههي30 بازميگردد، زماني كه «جانكيج» موزيسين آوانگارد آمريكايي ايدههايي دربارهي استفاده از اين دستگاه در موسيقياش ارائه داد. ايدههايي كه توسط «پير شافر» فرانسوي در دههي 40 تكامل يافت.
- از صفحههاي چهلوپنج دور تا دور دنيا
امروزه در بسياري از مهمانيها، كلوپها و حتي در ميان اعضاي گروههاي موسيقي نشاني از پديدهاي به نام «ديجي» (DJ) يافت م يشود. كارهاي تركيبي، ساخت قطعات موزيكال بدون وقفه (Non Stop)، فضاسازي و ايجاد اصوات گوناگون گوشهاي از فعاليت هنري و تخصصي آنها است. ديجي مخفف «ديسك جاكي» (Disc Jockey) است. منظور از ديسك همان صفحهي موسيقي است و جاكي نيز به معني چابكسوار است. اين تركيب، اصطلاحي است كه اوايل دههي 30 و توسط اهالي منطقهي «برانكس» در نيويورك باب شد. سير تحول و تاريخچهي حدوداً 70 سالهي فعاليت ديجيها رانميتوان منفك از تحول «تِرن تِيبل» (Turntable) و سازهاي الكترونيك نظير سينتيسايزر و پيانوالكتريك بررسي كرد. در ادامه به چند تكنيك معمول ديجيها و ب ه تاريخچهي مختصري از اين روند اشاره ميشود:
«کول هرک» (kool Herc) را میتوان اولین دیجی «هیپ هاپ» (Hip Hop) دانست که بانی تحولی در این زمینه بود. او با استفاده از یک ميكسِر صدا (Audio Mixer) و دو دستگاه پخش یکسان اصوات را با تکنیک «تغییر» (Switching) از یک «دِک» به دِک دیگر منتقل میکرد و به وسیلهی میکسِر، اصوات «کوبهای» (percussive) را به صورت پسزمینه یا غالب بر موسيقي اضافه میکرد. تکنیک دیگری که به نام او ثبت شده «شكستن بيتها» (Break Beats) است. در این تکنیک تکههایی از موسيقيهای مختلف در کنار هم قرار م یگیرند و درقالب ریتمیک یا ملودیک جدیدی ظاهر میشوند. این تکنیک م یکسی از ترانهها و آواهایی است که میتوانند کنار هم قرارگیرند.
ايجاد غش در ريتم (Syncopation) در اوايل دههي 60 توسط «كلمنت داد»، «دوك رايد» و همكارانشان پديد آمد. اين تكنيك همانطور كه از نامش پيداست مجموعهاي از تغيير سرعتهاي آني در ريتم است.
درسال 1977 «تئودور» (Theodore) 14 ساله، تکنیک «اِسكرچ» (Scratch) را به نام خود به ثبت رساند. هن گامی که او با دستگاه پخش خود در اتاقش مشغول بالا و پایین پریدن بود ب ا صدای خشمگین مادرش به خود آمد و هنگامی که صدای پای مادرش را نزد یکتر شنید به سمت دستگاه رفت و به طور اتفاقی صفحه را در خلاف جهت حرکت داد و صدایی که از صفحه بیرون آمد میخکوبش کرد. بارها این کار را تکرار کرد و پیبرد که براساس سرعت تغییر جهت، اصوات مختلفی از دستگاه شنیده میشود. در حال حاضر این تکنیک یکی از معمولترین تکنیکها درمیان د یجیها است.
پيشينهي استفاده از تِرن تِيبل (به عنوان يك آلت مو سيقايي و جزيي از موسيقي) به اواسط دههي30 بازميگردد، زماني كه «جانكيج» (John Cage) موزيسين آوانگارد آمريكايي ايدههايي دربارهي ا ستفاده از اين دستگاه در موسيقياش ارايه داد. ايدههايي كه توسط «پير شافر» (Pierre Schaeffer) فرانسوي در دههي 40 تكامل يافت. در خلال جنگ جهان ي دوم به مراتب از تِرنتِيبل استفاده شد، بخصوص در هنگام استراحت و در سالنهاي غذاخوري سربازان و اين پديده باعث شد تا گروهها و خوانندگ اني چون «گلن ميلر» (Glen Miller)، «اندروزسيسترز» (Andrews Sisters) و «بنيگودمن» (Benny Goodman) ناچار نباشند مسافتهاي طولاني را به خاطر تقويت روحيهي سربازان طي كنند! با ورود صفحههاي 45 دور در سال 1950 گوشسپرد ن به موسيقي جنبهي عموميتري يافت. هر جواني به راحتي قادر بود كه در سفرها و مهمانيها دستگاه 45 دورش را با خود حمل كند و جديدترين مو سيقيها را در اختيار داشته باشد. به موازات اين روند استفاده از سازها ي الكترونيك رواج بيشتري يافت. در سير تحول موسيقي الكترونيك و همچنين تِرنتِيبل و ايجاد موجي جديد در اين موسيقي (دهههاي 30 و40) مخترعين، كاربرها و متخصصين ديگري نيز نقش داشتند، نياز به شنيدن اصوات جديد ب خصوص در صنعت سينما و حضور مخترعيني چون «اسكار سالا» و «لئون ترمين » و موزيسينهايي چون «اشتوكهاوزن»آلماني و «پير بولز» فرانسوي در روند اين جريان بسيار موثربود.از «تراوتونيم»(Trautonium) دستگاه ساخته شده توسط سالا در بسياري از فيلمهاي هيچكاك استفادهشد همچنين در موسيقي متن چند اثر سينمايي«جك آرنولد» نشانههايي از ساز الكترونيك ابدايي لئون ترمين روس(به نام ترمين) وجود دارد. اما در دههي 50 در جاماييكا داد و رايد، نخستين تكنيسينهايي بودند كه به طور متمركز بر روي اصوات الكترونيك و افزايش قابلیت تِرن تِيبل کار کردند. از سال 1958 و با اختراع پیانوالکتریک موج جدیدی شکل گرفت که با ساخت سینتیسایزر «موگ» توسط «رابرت موگ» (Robert Moog) و پس از آن سينتيسايزرهاي «ا ِي.آر.پي» و «رولند»، تکامل یافت. در طراحي نخستين سينتيسايزر موگ دو موزيسين به نامهاي «هربرت.اي.دوچ» و «والتر كارلوس» همكاري داش تند و پس از موفقيت آلبومي از كارلوس (Switched On Bach) كه در آن از موگ ا ستفادهشده بود، «ميكجگر» و «بيتلز» نيز به استفاده از اين سينتيسا يزر روي آوردند. در اين دهه«اریک ستی» (Eric Satie) و «آرنولد شونبرگ» (Arnold Schonberg) قطعاتی بر پایهی قواعد ریاضی تنظیم کردند و «لوییجی رو سولو» (Luigi Russolo ) گسترهی وسیعی از ماشینها و دستگاههای گوناگون- از ماشین چمن زنی گرفته تا دستگاههای پِرِس-� را در موسیقیاش به کار گرفت.
منبع؟خبرگذاری فرهنگ و آهنگ
صمد طالقاني
پيشينهي استفاده از تِرن تِيبل به اواسط دههي30 بازميگردد، زماني كه «جانكيج» موزيسين آوانگارد آمريكايي ايدههايي دربارهي استفاده از اين دستگاه در موسيقياش ارائه داد. ايدههايي كه توسط «پير شافر» فرانسوي در دههي 40 تكامل يافت.