Green heart
Apr-26-2008, 10:37
....:::: فضا و زمان ::::.....
فضا و زمان
در نگاه اول فضا نه با حرکت ارتباطی دارد و نه با زمان . اما در زبان انگلیسی
طبق فرهنگ آکسفورد ، واژه فضا دست کم از سال 1300 میلادی به این طرف
هر دو معنی زمانی و مکانی را باهم داشته است . تا پیش از آغاز این قرن ، فضا
و زمان همواره دو مفهوم مجزا به شمار می آمدند . اما از زمان شکل گیری نظریه
های نسبیت خاص و عام ، و مفاهیم مجزای فضا و زمان روز به روز به مفهوم
ترکیبی فضا _ زمان نزدیک تر شده اند . به گفته هرمان مینکو سکی که در سال
1908 این مفهوم را مطرح کرد ، فضا _ زمان یک پیوستگی چهار بعدی است که
سه بعد فضا را با بعد زمان ترکیب می کند بنابر این هر شیء نه تنها باید طول ،
عرض و ارتفاء داشته باشد که باید تداوم زمانی نیز داشته باشد .
مفهوم فضا _ زمان که تداوم در زمان در آن مستتر است ، در هنر و معماری با حرکت در درون فضا
مصداق پیدا می کند . معماری به معنای مکانی که موجودیت جسمی یافته است می تواند زندگی
شود و پیموده شود یا می تواند اندازه گیری مکانی و اندازه گیری زمانی شود بدین معنا که بیننده
برای درک کامل فضای معماری و یک ترکیب فضایی بایستی در آن حرکت کند تا بتواند آن را از جهات
مختلف ببیند و حرکت احتیاج به رمان دارد . به این ترتیب زمان اصطلاحآ تبدیل به بعد چهارم در ادراک
فضا می شود . به عبارتی بعد چهارم یعنی زمان ، به فضا تحرک می بخشد . روشی که می توانیم
بعد چهارم ( زمان )را به شکلی معنا دار به فضا وارد کنیم ، این است که توجه خود را به فرایند تکامل
و تحول فضا معطوف کنیم . دنبال کردن خط سیر ساخته شدن و دگر گون شدن فضا به ما اجازه می
دهد که چهارمین بعد را به درک فضایی خود بیفزاییم از یک سو باید فضا را در متن روند سیاسی و
اقتصادی تولید کننده آن برسی کنیم . از سوی دیگر با دیدن فضا به مثابه محصولی اجتماعی ، می
توانیم بعد چهارم را در درک فضایی خود جای دهیم . چرا که تحرکی در روابط اجتماعی است که تنها
به کار گیری مفهوم فضا _ زمان این مکان را بوجود می آورد چنین تحرکی به روابط اجتماعی _ فضا
ساختی وارد شود . تجربه زیست در فضا ، از موادی است که زمان در آن نهفته است .
از لحاظ دخالت پارامتر زمان در تدوین فضای معماری دو گونه فضا یا معماری قابل تفکیک است برخیاز
بنا ها می تواند به سادگی پیموده شوند و موجودیت مکانی شان برای بیننده آشکار و
شناخته شود ، یعنی اینکه به ترتیبی باشند که بیننده بتواند به یکباره بر آن چیره شود . در این بناها
اندازه گذاری بر زمان و بر مکان در حیطه توانایی های تجربه شده انسان در ادراک فضای ساخته
شده در انطباق با یکدیگر صورت می گیرد و این دو موجودیت هم زمان وبه موازات یکدیگر طرح ریزی
می شوند . در این حالت ، فضای معماری دارای ویژگی سکون است و تصویری را ارایه می دهد که
در آن کلیات شکلی مکان از هر نقطه یکسان می نماید و شخص را نیاز بر آن نیست که به قصد
شناخت مکان های ترکیب کننده یا تشکیل دهنده بنا به باز پیمودن راهی که پیموده بپردازد . _ در بنا
هایی دیگر ، دیدار و گذر در طول و عرض بنا متصمن شناخت موجودیت مکانی آنها نیست و بیننده
نمی تواند یکباره بر آن مستو لی شود . در این بنا ها شناخت فضای مکانی تنها هنگامی میسور
است بیننده نتواند به چگونگی های پیوند و ترکیب یا آمیزش و مرتبط یافتن پاره های مکانی دست
یابد ، مگر آنکه دو نوبت یا به نوبت هایی بیش ، از طول و عرض بنا گذر کند . وروشن است که منظور
نه گذر کردن مجدد به معنای عینی یا قراردادی اش ، بلکه باز خوانی ویژگی های شکلی بنا از دید
گاهایی متفاوت و در اوقات مختلف است
منبع : کتاب فضا . معماری در زمان
فضا و زمان
در نگاه اول فضا نه با حرکت ارتباطی دارد و نه با زمان . اما در زبان انگلیسی
طبق فرهنگ آکسفورد ، واژه فضا دست کم از سال 1300 میلادی به این طرف
هر دو معنی زمانی و مکانی را باهم داشته است . تا پیش از آغاز این قرن ، فضا
و زمان همواره دو مفهوم مجزا به شمار می آمدند . اما از زمان شکل گیری نظریه
های نسبیت خاص و عام ، و مفاهیم مجزای فضا و زمان روز به روز به مفهوم
ترکیبی فضا _ زمان نزدیک تر شده اند . به گفته هرمان مینکو سکی که در سال
1908 این مفهوم را مطرح کرد ، فضا _ زمان یک پیوستگی چهار بعدی است که
سه بعد فضا را با بعد زمان ترکیب می کند بنابر این هر شیء نه تنها باید طول ،
عرض و ارتفاء داشته باشد که باید تداوم زمانی نیز داشته باشد .
مفهوم فضا _ زمان که تداوم در زمان در آن مستتر است ، در هنر و معماری با حرکت در درون فضا
مصداق پیدا می کند . معماری به معنای مکانی که موجودیت جسمی یافته است می تواند زندگی
شود و پیموده شود یا می تواند اندازه گیری مکانی و اندازه گیری زمانی شود بدین معنا که بیننده
برای درک کامل فضای معماری و یک ترکیب فضایی بایستی در آن حرکت کند تا بتواند آن را از جهات
مختلف ببیند و حرکت احتیاج به رمان دارد . به این ترتیب زمان اصطلاحآ تبدیل به بعد چهارم در ادراک
فضا می شود . به عبارتی بعد چهارم یعنی زمان ، به فضا تحرک می بخشد . روشی که می توانیم
بعد چهارم ( زمان )را به شکلی معنا دار به فضا وارد کنیم ، این است که توجه خود را به فرایند تکامل
و تحول فضا معطوف کنیم . دنبال کردن خط سیر ساخته شدن و دگر گون شدن فضا به ما اجازه می
دهد که چهارمین بعد را به درک فضایی خود بیفزاییم از یک سو باید فضا را در متن روند سیاسی و
اقتصادی تولید کننده آن برسی کنیم . از سوی دیگر با دیدن فضا به مثابه محصولی اجتماعی ، می
توانیم بعد چهارم را در درک فضایی خود جای دهیم . چرا که تحرکی در روابط اجتماعی است که تنها
به کار گیری مفهوم فضا _ زمان این مکان را بوجود می آورد چنین تحرکی به روابط اجتماعی _ فضا
ساختی وارد شود . تجربه زیست در فضا ، از موادی است که زمان در آن نهفته است .
از لحاظ دخالت پارامتر زمان در تدوین فضای معماری دو گونه فضا یا معماری قابل تفکیک است برخیاز
بنا ها می تواند به سادگی پیموده شوند و موجودیت مکانی شان برای بیننده آشکار و
شناخته شود ، یعنی اینکه به ترتیبی باشند که بیننده بتواند به یکباره بر آن چیره شود . در این بناها
اندازه گذاری بر زمان و بر مکان در حیطه توانایی های تجربه شده انسان در ادراک فضای ساخته
شده در انطباق با یکدیگر صورت می گیرد و این دو موجودیت هم زمان وبه موازات یکدیگر طرح ریزی
می شوند . در این حالت ، فضای معماری دارای ویژگی سکون است و تصویری را ارایه می دهد که
در آن کلیات شکلی مکان از هر نقطه یکسان می نماید و شخص را نیاز بر آن نیست که به قصد
شناخت مکان های ترکیب کننده یا تشکیل دهنده بنا به باز پیمودن راهی که پیموده بپردازد . _ در بنا
هایی دیگر ، دیدار و گذر در طول و عرض بنا متصمن شناخت موجودیت مکانی آنها نیست و بیننده
نمی تواند یکباره بر آن مستو لی شود . در این بنا ها شناخت فضای مکانی تنها هنگامی میسور
است بیننده نتواند به چگونگی های پیوند و ترکیب یا آمیزش و مرتبط یافتن پاره های مکانی دست
یابد ، مگر آنکه دو نوبت یا به نوبت هایی بیش ، از طول و عرض بنا گذر کند . وروشن است که منظور
نه گذر کردن مجدد به معنای عینی یا قراردادی اش ، بلکه باز خوانی ویژگی های شکلی بنا از دید
گاهایی متفاوت و در اوقات مختلف است
منبع : کتاب فضا . معماری در زمان