PDA

مشاهده نسخه کامل : گیتاریست


ICE
Sep-18-2007, 16:30
خوشامد گرم به تمام دوست داران گیتار
این ساز جادویی

هدف از شروع این بحث معرفی گیتاریست ها و اراعه اطلاعات سودمند در باره آنهاست.
امیدوارم نظر همه را برآورده کند.
قبلا از همکاری شما متشکرم.

ICE
Sep-18-2007, 17:18
اینگوی مالمستین





اینگوی جوان مالمستین (نام اصلی لارس جوان ینگو لانرباخ) سومین گیتاریست سریع جهان و خالق سبک نئوکلاسیک راک است.

زندگی

در ۳۰ ژوئن ۱۹۶۳ در حومهٔ شهر استکهلم سوئد به دنیا آمد. او کوچکترین فرزند خانواده (شامل مادرش ریگمور، خواهرش آن لوئیز و برادرش بژورن) بود. او در ابتدا علاقه‌ای به گیتار نداشت ولی پس از دیدن اجرای جیمی هندریکس در ۱۸ سپتامبر ۱۹۷۰، به گیتار علاقه‌مند شد و روز مرگ جیمی هندریکس، همانطور که خودش گفته‌است: «اینگوی گیتاریست به دنیا آمد».

او نوازندگی را با کار روی قطعات موسیقی گروه‌هایی مانند دیپ پرپل شروع کرد. علاقهٔ او به تاثیر موسیقی کلاسیک بر کارهای ریچی بلک‌مور، او را به کارهای کلاسیک باخ، ویوالدی، بتهون و موتزارت راهنمایی کرد. با شروع از ۱۰ سالگی او تمام انرژی خودش را صرف موسیقی کرد. در ۱۵ سالگی او نوازندگی در چند گروه موسیقی را شروع کرد. این گروه‌ها اکثرا به قدرت نوازندگی او متکی بودند. در ۱۸ سالگی او و چند تن از دوستانش یک نمونه مجموعه آهنگ نمایشی برای کمپانی CBS سوئد ضبط کردند که این قطعات هرگز پخش نشدند.

در سال ۱۹۸۲ مایک وارنی در کمپانی شارپنل رکوردز که این کاست را شنیده بود، اینگوی را دعوت کرد تا با گروه موسیقی استیلر بر روی آلبومی به همین نام همکاری کند. مالمستین پس از این کار به گروه آلکاتراز پیوست و در سال ۱۹۸۳ آلبوم No Parole From Rock N' Roll را با این گروه ضبط کرد. پس از آن اینگوی اولین آلبوم سولوی خودش را منتشر کرد که اکنون انجیل نئو کلاسیک راک نامیده می‌شود. این آلبوم همچنین نامزد جایزهٔ گرمی برای بهترین اجرای اینسترومنتال راک شد. این آلبوم توجه منتقدان و مخاطبان زیادی را به خود جلب کرد و پایه‌گذار سبک جدیدی به نام نئوکلاسیک راک بود.

در سال ۱۹۹۷ مالمستین ثابت کرد که فراتر از یک پدیده در موسیقی راک است. مالمستین پس از ماه‌ها تمرین، اولین اثر کاملا کلاسیک خودش را با نام Concerto Suite for Electric Guitar and Orchestra in Eb minor, Op. ۱ منتشر کرد. این آلبوم در پراگ به همراه ارکستر فلارمونیک چک و با رهبری Yoel Levi ضبط شد.

در سال ۲۰۰۱ مالمستین توانست مجموعه قطعات خودش را با ارکستر فلارمونیک جدید ژاپن در توکیو اجرا کند. که دی‌وی‌دی این اجرا نیز در سال ۲۰۰۲ منتشر شد.

در سال ۲۰۰۳ مالمستین به همراه استیو وی و جو ساتریانی در تور مشهور «جی۳» شرکت کرد.

اعضای فعلی

* Yngwie J. Malmsteen - گیتار
* Doogie White - وکال
* Derek Sherinian - کیبورد
* Mick Cervino - بیس
* Patrik Johansson - درام

اعضای قبلی
وکال

* Jeff Scott Soto
* Mark Boals
* Joe Lynn Turner
* Goran Edman
* Mike Vescera
* Mats Leven
* Jørn Lande

کیبورد
* Jens Johansson
* Mats Olausson
* David Rosenthal
* Joakim Svalberg

بیس
* Marcel Jacob
* Bob Daisley
* Barry Dunaway
* Svante Henrysson
* Barry Sparks

درام
* Barriemore Barlow
* Anders Johansson
* Michael Von Knorring
* Bo Werner
* Mike Terrana
* Shane Gaalaas
* Tommy Aldridge (touring)
* Cozy Powell
* Jonas Ostman
* John Macaluso

ICE
Sep-19-2007, 12:16
لیلی افشار نوازنده برجسته ایرانی




ليلی افشار :توصيف شده توسط واشنگتن پست به عنوان ؛عالي-بي عيب و نقص .از سالهای کودکی شروع به فراگيری گيتار نمود و پس از پايان هنرستان موسيقی در سال 1356 به آمريکا عزيمت نمود او ليسانس خود را در رشته موسيقي از كنسرواتوار موسيقي بوستون و فوق ليسانس را در نوازندگي گيتار لز كنسرواتوار موسيقي نيوانگلند اخذ نموده است. ايشان اولين خانم نوازنده گيتار مي‌باشند كه موفق به دريافت دكترا در رشته موسيقي و گيتار شده‌اند.


لی لی افشار جوايز بين المللی بسياری را در طول زندگی هنری خود کسب کرده است كه مي توان به جايزه عالي مسابقات بنياد گيتار كلاسيك آمريكا، جايزه ممتاز جشنواره مسابقات گيتار موسيقي اسپن، جوايز اول مسابقات گيتار انجمن ملي استادان موسيقي و انجمن استادان سازهاي زهي آمريكا جايزه كميته انجمن هنرمندان تكنواز موسيقي و جايزه كميته انجمن هنرمندان تكنواز موسيقي و برنده جايزه بهترين گيتاريست کلاسيک زن در سال 2000 توسطOrville h. Gibson اشاره كرد .


او بعنوان نوازنده مستر كلاسهاي آندرس سگوويا (بنيانگذار گيتار کلاسيک نوين) که دردانشگاه کاليفرنيای جنوبی برگزيده شد و در همان زمان بود که سگوويا در يک مصاحبه تلويزيونی در NBC در مورد او گفت :

او بی شک يکی از مشاهير گيتار کلاسيک در جهان خواهد شد

دکتر ليلی افشار کرسی پرفسوری خود را در دانشگاه ممفيس در سال ۲۰۰۰ بدست آورد و بيش از ۱۴ كه سال است برنامه ليسانس و فوق ليسانس نوازندگي گيتار را در دانشگاه ممفيس اداره مي كند .

وي اجراهاي متعددي در سالن‌هاي مشهور اروپا، آسيا، شمال و جنوب آمريكا، آفريقا و استراليا داشته است كه چندی پيش شاهد (۱۳ - ۱۴ مرداد ) اجرای اين نوازنده برجسته در فرهنگسرای نياوران بوديم و چند سالی هست كه وي علاوه بر اجرای كنسرت -مستر كلاسهايی را برای علاقمندان به گيتار كلاسيك در ايران برگذار مينمايند كه بايد بجرات گفت پيشرفت و ارتقای گيتار كلاسيك در كشورمان در اين چند سال اخير مرهون زحمات و فعاليتهای آموزشی ايشان بوده است

مصاحبه با باقر موذن نوازنده گیتار کلاسیک »
« مصاحبه Guitar4all با نوازنده برجسته ايرانی - ليلی افشار

سایت رسمی:
()


با لی لی افشار نخستین زن فارغ التحصیل دكترای گیتار جهان

ICE
Sep-19-2007, 12:30
جیمی هندریکس


جیمز مارشال هندریکس در ۲۷ ام نوامبر سال ۱۹۴۲ در ايالت سياتل امريكا متولد شد.

ابتدا مادرش او را Jonny Allen نام گذاری نمود ولی پدرش که در بدو تولد JIMI در ارتش مشغول خدمت بود بعد از چهار سال نام اورا تغییر داد .

جیمی اولین گیتار خود را به قیمت پنج 5 دلار که یک گیتار دست دوم بود در سن شانزده 16 سالگی خریداری کرد .

آغاز تحولات اساسی در زندگی او و گیتار بهترین بهانه برای راحت تر اذیت کردنش توسط پدر و مادرش , با سختی ازدواج نمود و سپس جدا شد .

بعد از آن نوبت به مرگ مادرش در سال 1958 میلادی رسید .

یک سال پس از مرگ مادرش در سال 1959 اولین گروه موسیقی خود را با نام ROCKING KINGS تشکیل داد .

هندریکس به سربازی رفت و تنها یک سال بیشتر خدمت نکرده بود که در حین آموزش دوره آموزشی چتر باز جنگی به خاطر یک فرود ناموفق پایش شکست و از خدمت معاف شد .

جیمی سال های پیش روی زندگیش را در کلوپ های سپری می نمود .

در سال 1964 به همراهی ISLEY BROTHERS اولین کار استودیویی خود را ضبط کرد که حاصل آن« آهنگ مشهور TESTIFY بود .

جیمی هندریکس دورانی را با ERNIE ISLEY گیتاریستی از خود او جوانتر گذراند و ERNIE برای هندریکس یک گیتار FENDER خریداری نمود .

ISLEY به یاد دارد که جیمی به طور مداوم در منزل مشغول تمرین و حتی بدون آمپلی فایر به زیبایی و عالی گیتار می نواخت چنانچه ISLEY می گوید :

((او توی هال خانه در حالی که ما سر شام بودیم و پشتش به ما بود گیتار می زد بدون آن که از آمپلی فایر استفاده کند .

احساسی که او به ما منتقل می کرد یک احساس خاص بود وقتی او را نگاه می کردیم مثل این که داری تو چشم یک بچه نگاه می کنی )) .

وی در میان سفید پوستان به عنوان یک سیاه وحشی طرفدارانی را به خود جذب کرد . سیاهان در اول راه او را یاغی و کسی که به موسیقی گذشتگان آنان بی احترامی کرده می شناختند .

جیمی هندریکس با این اوضاع باز هم بر موزیسین های دوران بعد از خود تاثیر گذاشت .

وی به عنوان یک موزیسین و نوازنده گیتار و همچنین ایفا کننده در تالار افتخارات ROCK AND ROLL ثبت شده است .

هندریکس خجالتی و گوشه گیر بود . ترکیب گیج کننده تکنیک های استفاده شده در آهنگسازی قدرت تصور فضا های صوتی , ابتکار و خلاقیت را پایه موسیقی مبتنی بر احساساتش قرار داد .

هندریکس در پایان سال 1968 در MONTEREY POP FESTIVAL گیتارش را سوزاند و یکی از تاریخی ترین کنسرت های راک را به وجود آورد .

هندریکس پیش از این کار علتش را چنین توصیف کرد : (( من میتوانم تمام شب را اینجا بشینم و هی بگم متشکرم , متشکرم , متشکرم ... من میخوام بدزدمتون اما نمیتونم , پس چیزی را که بیش از هر چیز دوسش دارم اینجا قربونی می کنم ... این تنها کاریست که می توانم انجام دهم . )) سپس فریادی کشید و گیتارش را آتش زد .

بالاخره هندریکس در سال 1970 در سن 28 سالگی از این دنیایی که خسته شده بود برای هیشه کوله بار سفر بست و رفت .

جالب اینکه بعد از مرگ او تنها 3 آلبوم استودیویی به یادگار مانده است و هر سه آن ها در طول یک و نیم سال تولید شده که این نتیجه عمر کوتاهش بود . آلبوم اول ARE YOU EXPERIENCED آلبوم شاعرانه و دوم از او BOLD AS LOVE و سومین و آخرین آلبوم که آلبومی حماسی بود LADYLEND ELECTRIC نام داشتند .

منبع:موسیقی و نامداران

ICE
Sep-19-2007, 12:49
Joe Satriani




به اعتقاد بسیاری از منتقدان،جو ساتریانی یکی از تکنیکال ترین و مؤثرترین گیتاریست ها در عرصه موسیقی راک در دو دهه اخیر بوده است و نه تنها به عنوان یک ابر گیتاریست،بلکه به عنوان یک شخصیت فروتن و اخلاقمند در بین اهل هنر از احترام خاصی برخوردار میباشد. او با انتشار هر آلبوم جدید جوایز بیشماری را به نام خود کرده است و با تربیت شاگردانی چون
«استیو وای»،«کرک همت»(متالیکا)،«لری لالند»(پریموس)،«جف تاسین»(تی راید)،
«الکس اسکلنیک»(تستامنت) نام خود را به عنوان یکی از فرهیخته ترین معلمین گیتار به ثبت رسانده است.
او در پانزدهم جولای 1956 میلادی به عنوان کوچکترین فرزند از یک خانواده پرجمعیت چشم به جهان گشود.پدر و مادرش هر دو نوازندگان قابلی بودند و گوش او با موسیقی کلاسیک،جاز،
آر . اند . بی،راک اندرول و همچنین موسیقی اعتراض انگلیسی آشنایی کامل داشت و لحظه ای از کلکسیون نوار برادر و خواهران بزرگترش غافل می شد.
در 9 سالگی فراگیری درامز را آغاز نمود و با نت خوانی و تمرین منظم موسیقی آشنا شد. به طور خلاصه عوامل بسیاری دست به دست هم دادند تا او به موسیقی راک علاقه مند شود ولی به گفته خودش این«جیمی هندریکس» بود که انگیزه گیتاریست شدن را در او زنده نمود.
جو ساتریانی در سن 14 سالگی و در حین تمرین فوتبال با شنیدن خبر فوت «جیمی هندریکس» بی درنگ به سراغ مربی تیم رفت و ضمن عرض خداحافظی ابلاغ کرد که می خواهد گیتاریست شود.
در دبیرستان تئوری موسیقی را فراگرفت و با عضویت در گروهای موسیقی دبیرستان به اجرای آثاری از «جیمی هندریکس»،«لدزپلین»،«بلک سابات»و... پرداخت . ولی به گفته خودش با یافتن کتابی از «جو پس» با موضوع آکوردهای جز،نوازندگی اش برای همیشه دگرگون گردید و متعاقب آن مدتی را به فراگیری موسیقی جز نزد معلم مشهور «لنی تریستانو»اختصاص داد.
یک سال و نیم پس از شروع نوازندگی گیتار،تدریس گیتار را آغاز نمود. او خطاب به یک گفت و گوگر در جواب علت روی آوردن به تدریس گیتار می گوید:
«خب،یه جورایی به خاطر نیاز مالی به تدریس گیتار روی آوردم.قبل از این به شغل هایی چون باغبانی،بنایی، حتی کار در فروشگاه لباس پرداخته بودم.ولی آرزوی به جز ورود به دنیای موسیقی نداشتم.»
و در گفت و گویی دیگر می گوید:
«من در دوره دبیرستان تدریس گیتار را شروع کردم خوب، مادر من معلم مدرسه بود و برای همین فکر می کردم باید کار راحتی باشه و از طرفی به خاطر نوازندگی در گروه موسیقی دبیرستان و همچنین اجراهای که در نمایشگاه پارک داشتم به شهرت نسبتا خوبی دست پیدا کرده بودم.»
و در جایی دیگر می گوید:
«استیو وای از اولین شاگردان من بود و یک روز وقتی خیلی کوچک بود در حالی که یک گیتار دست دوم بدون سیم در یک دستش بود و یک بسته سیم هم هم در دست دیگرش،اومد در خونمون و می خواست گیتار یاد بگیره و شکر خدا امروز با اون قد بلندش یکی از قابل ترین گیتاریست های دنیا محسوب می شه.»
«استیو وای» نیز در تایید این خاطره می گوید:
«اون روز حتی بلد نبودم سیم های گیتار رو بندازم و وقتی وارد اتاق جو شدم از دیدن پوستر های روی دیوار و امپ بامزه و کابل فنری گیتارش حسابی ذوق کرده بودم.»
جو ساتریانی در سال 1967 عازم برکلی شد و در پرداخت اجاره یک آپارتمان کوچک با دو خواهر بزرگترش شریک شد و شب ها با نوازندگی در یک گروه راک به نام«اسکوئرز» و روزها با تدریس در یک فروشگاه گیتار،رفته رفته اسم و رسمی پیدا کرد و در همین فروشگاه شاگردان گمنامی چون«کرک همت» و«لری لالند»را به اوج شهرت رساند.
«اسکوئرز» یک کاور بند بود و از خودش هیچ قطعه ای نداشت و جو دریافت که ادامه فعالیت در این گروه آینده ای به دنبال نخواهد داشت،پس به خلق آثاری برای گیتار مشغول شد. به همین منظور در تعطیلات کریسمس با یک استودیوی محلی تماس گرفت و با هزینه ای ناچیز پنج قطعه ضبط نمود.در این قطعات کلیه اصوات توسط گیتار تولید می شد . مثلا برای ارائه صدای گیتار باس سیم ششم گیتار را شل نمود و برای ارائه صدایی شبیه به درامز با اچار آلن به روی پیکاپ کوبید.
مدتی بعد ضبط چهار قطعه دیگر را نیز در برنامه کار خود قرار داد که متاسفانه به علت عدم استطاعت مالی،پروژه متوقف گردید تا این که با افتتاح دسته چک و گرفتن یک کارت اعتباری با اعتبار پنج هزار دولار دوباره کار به جریان افتاد و این اعتبار برای اتمام اولین آلبوم وی
«Not of this earth» کفایت نمود.
جو ساتریانی نسخه ای از آلبومش را برای دوست قدیمی اش «استیو وای» که در آن زمان با نوازندگی در گروه«فرانک زاپا»به شهرت قابل توجهی دست یافته بود فرستاد و او نیز در تمامی مصاحبه ها از جو ساتریانی به عنوان بهترین گیتاریست دنیا یاد نمود و جنجالی مطبوعاتی به راه انداخت.
هر چند این آلبوم مورد توجه مجلات معتبر موسیقی واقع شد و تا حدی نام او را مطرح نمود، ولی در واقع انتشار آلبوم دوم او یعنی «Surfing with the alien»در سال 1987 او را نه تنها در حیطه گیتار بلکه در دنیای موسیقی به شهرتی غیر قابل تصور رساند.او برای ظبط این آلبوم با این ایده وارد استودیو شد تا آلبومی با تمرکز کامل بر روی تکنیک های گیتار خلق نماید و شگفت آن که در واقع هر یک از آثار خلق شده در این آلبوم به تنهایی برای جاودانه شدن نام
جو ساتریانی کافی بود.
بعضی از شاهکارهای این آلبوم عبارتند از:
Surfing with the alien
Snatch boogie
Crashing day
Always with you always with me
و همین آلبوم بود که نوازندگی سولو در تور جهانی«مایک جاگر»را برای او به ارمغان آورد.
آثار منتشر شده از «جو ساتریانی» به ترتیب تا به امروز عبارتند از:
Not of this earth (1986)
Surfing with the alien (1987)
Dreaming # 11 (1988)
Flying in a blue dream (1989)
The extremist (1992)
The beautiful guitar (European compilation album (1993)
Time machine (1993)
Joe satriani (1995)
GThree : Live in concert (1997)
Crystal planet (1998)
Engines of creation (2000)
Additional creations (Bonus CD with limited “Engines of creation”) (2000)
Live in san Francisco (previously recorded material) (2001)
Strange beautiful music (2002)
The electric Joe Satriani : An anthology (2003)
GThree : Rockin’ in the free world (2004)
Is there love in space? (2004)
GThree : Live in tokyo (2005)
Super colossal (2006)
جو ساتریانی گذشته از خلق آثار شخصی از معاشرتی ترین نوازندگان گیتار نیز محسوب می گردد. از همکاری های دوستانه او می توان از همنوازی به همراه «مایک جاگر» و«آلیس کوپر» و عضویت در گروه «دیپ پارپل» در سال 1994 و اجراهای پی در پی G3 به همراه «اریک جانسون» ، «اینگوی مالم استین» ، «جان پتروچی» ، «روبرت فریپ» ، «کنی وان شفرد» ، «مایکل شینکلر» و... نام برد. که البته علاوه بر یک معاشرت دوستانه شاید بتوان از G3 به عنوان یک زورآزمایی هنری نیز نام برد که در آن
جو ساتریانی و استیو وای یعنی شاگرد ارشد او پای ثابت می باشند.
یک گفت و گوگر از بدترین خراب کاری سر صحنه سئوال می کند؟!
«خدای من ، خیلی پیش آمده ولی بدترینش وقتی بود که آلیس کوپر با یک معرفی جانانه در حضور ده هزار نفر من را به صحنه دعوت کرد و من به داخل صحنه دویدم و اون قبل از اینکه وسائلم را چک کنم شروع به خواندن کرد. قطعه چند دقیقه طول کشید و البته امپ من کار
نمی کرد و من مثل احمق ها در صحنه ایستاده بودم و حتی یک نت هم ننواختم و در انتها باید تعظیم می کردم.»
شخصیت ظاهری ساتریانی
جو ساتریانی بسیار افتاده و فروتن می باشد و اغلب یک تیشرت استرچ بر تن دارد و یک عینک آفتابی بر چشم می زند و سرش را از ته می تراشد . بدون گیتار و عینکش یک فرد مهربان،ظریف ، کمی رنگ پریده با لبخندی ملایم و چشمانی هوشمند می باشد.»
نام همسر او Rubina می باشد . نام پسرش ZZ می باشد که البته برگرفته از نام پدرش یعنی Zachariah Zane می باشد.
اتاق شخصی جو یک استودیوی کوچک با دیوارهای کوتاه و بدون پنجره در طبقه همکف می باشد . دیوارهای اتاق او پوشیده از پوسترهای قهرمانان راک همچون جیمی هندریکس و لدزپلین و همچنین جوایز طلایی مربوط به ساخته های خودش می باشد.
یک درامز کوچک در گوشه اتاق به چشم می خورد و به عنوان یک ابر گیتاریست تعداد کمی گیتار در اتاقش وجود دارد. جو بر روی یک صندلی بدون دسته و در مقابل یک کامپیوتر با صدایی در حد یک رادیوی اتومبیل روزانه بین 8 تا 10 ساعت به نوازندگی و خلق آثارش مشغول می باشد.
ضمنا او امسال کاندیدای گرفتن جایزه Grammy شد ، هر چند موفق به دریافت آن نگردید و داوران «مادونا» را موزیسین قابل تری دانستند!!!!
تحت تاثیر چه گیتاریست یا گروه هایی بوده است:
جیمی هندریکس ، جیمی پیج ، ون هلن ، آلوین لی ، جانی وینتر ، زی زی تاپ ، بیتلز،
اریک کلاپتون ، جان مک لافلین ، سانتانا ، کوئین و...
گیتار:
گیتارهای Ibanez JS با سلیقه جو ساتریانی طراحی شده اند :
JS 100 - JS 900 - JS 1000 - JS 1200 - JS 2000
در کلیه این گیتارها به غیر از JS 100 از پیکاپ Dimarzio استفاده شده این سری از گیتار ها دو پیکاپ جلو و دو پیکاپ در عقب دارند و هیچ کدام در وسط پیکاپ ندارند هر چند قابل ذکر است که در موقع ضبط آلبوم «Surfing with the alien» اصلا مدل JS وجود نداشته و خودش هم با مدل های پائین تر Ibanez که حتی پیکاپ وسط داشته قطعه «Satch boogie» را اجرا کرده (ولی به هر حال پیکاپ وسط مزاحم مظراب نوازی است و اغلب گیتاریست های تکنیکال عطایش را به لقایش می بخشند.)
دسته گیتار او اساسا Rosewood و 22 فرت می باشد.
سیستم مکانیکی Tremolo bar در کلیه این گیتارها (Floyd Rose) Edge Pro Bridge
می باشد و در سر دسته حتما Lock وجود دارد.
جو از سیم 009 جهت سیم یک و 042 جهت سیم شش استفاده می نماید و گیتارش را استاندارد یعنی E کوک می کند.


در خاتمه اگر قصد دارید روزی یکی از بهترین گیتاریستهای دنیا شوید، این نصیحت را از
Joe Satriani داشته باشید:
«خب باید قبل از هر چیز ساعت کار و تمرین گیتارت را جدا کنی چون به هر حال تو احتیاج به تمرین زیاد داری.چیزهایی مثل نت ها، گام ها و آکوردها و دیگه اینکه تلاش کنی منحصر به فرد باشی و این چیزی است که شنوندگان می خواهند.
باید حضوری غیر منتظره داشته باشی و به هر حال تا چیزی منحصر به فرد ابداع نکردی یک حرفه ای محسوب نمی شوی»

ICE
Sep-19-2007, 13:03
Joe Satriani Guitars
()

ICE
Sep-19-2007, 13:07
G3


(مالمستین، استیو وای و جو ستریانی) ستریانی بعد از انتشار آلبوم Crystal Planet اولین تور G۳ را در سال ۹۶ با همراهی Steve Vai بر پا کرد که البته بعد از آن‏‏ ‏این کنسرت‌ها سالیانه اجرا شدند. در بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ دو کار دیگر از او به نامهای Engines Of Creation (کاندید مسابقات Grammy) و Live In San Francisco به ثبت رسید.
علاوه بر کارهایی که ستریانی انجام داده‌است بار‌ها بعنوان مهمان جهت همراهی با هنرمندان دیگر دعوت شد که از آن جمله می‌توان به همراهی او با Alice Cooper در آلبوم Hey Stupid و Stuart Hamm در Radio Free Albemuth و بسیاری موارد دیگر اشاره کرد.
در اوایل دهه ۹۰ کمپانی Ibanez به افتخار جو ستریانی مدل گیتار JS را به بازار عرضه کرد. Satch برای آلبوم‌های Surfing with the alien (سال ۱۹۸۷) ؛ Dreaming #۱۱ (سال ۱۹۸۸) موفق به دریافت جایزه Grammy شده‌است و نیز برای Flying in a blue dream و ‎You're my world و آهنگ Summer Song از اجرای زنده G۳ کاندید این مسابقات شده‌است.

ICE
Sep-19-2007, 13:12
Slash



ساول هودسون متولد23جولاي1965شناخته شده با نام اسلش گيتاريست سابق گروه گانز ان روزز و گيتاريست حال حاضر گروه ولوت روولور است.بسياري او را بهترين گيتاريست تاريخ ميدانند.

اسلش در همپستيد محله اي مرفه نشين در لندن متولد شد. پدر و مادر وي هردو در يک شغل هنري مشغول به کار بودند.مادر وي طراح لباس ديويد بويي بود و پدرش در برنامه هاي زنده به نيل يانگ و جوني ميتشل کمک ميکرد. اسلش تا سن يازده سالگي در شهر استک-آن-ترنت استافوردشاير زندگي کرد ولي در اواسط دهه هفتاد به همراه والدينش به لس آنجلس نقل مکان کرد. لقب"اسلش"توسط دوست خانوادگيشان سيمور کسل به وي داده شد طبق گفته وي که"هميشه در عجله بودواز جايي به جاي ديگر ميپريد." درسن14سالگی مادربزرگش اولین گیتارش را به وی هدیه داد.اودرآنزمان چندین ساعت در روز را به تمرین میپرداخت.بالاخره تصمیم گرفت که تمرکزش را روی موسیقی بگذارد بنابراین ترک تحصیل کرد.اسلش در یک مقاله در مجله رولینگ استنز خاطرنشان کرده است:"وقتی من 14 ساله بودم تازه از خواب بیدار شدم.آنزمان من خیلی دختر بازی میکردم.بالاخره یک روز به خونهی یکی از اونها رفتم.اونجا یه خردهه سیگار کشیدیم و اراسمیت گوش کردیم.یکی از اون آهنگها واقعا منو متحول کرد.من نشستم و چندین بار به اون آهنگ گوش کردم و کلا اون دخترو فراموش کردم.یادمه سریع سوار دوچرخه شدم و رفتم خونه ی مادربزرگم." علاوه بر ار اسمیت اسلش به آهنگهای ای سی/دی سی,الایس کوپر,بلک سابات,جف بک,اریک کلاپتون,آیرون میدن,روری گالاگر,جیمی هندریکس,لد زپلین,رولینگ استنز,تین لیزی,ون هالن و فرانک زاپا نیز گوش میداد.

ICE
Sep-19-2007, 13:42
فرزاد دانشمند

بیوگرافی و خلاصه فعالیتهای فرزاد دانشمند عضو هیات مدیره کانون نوازندگان سازهای غربی:
فرزاد دانشمند نوازنده مطرح گیتار کلاسیک به عنوان نوازنده و موٌلف اولین کسی است که در جهت آکادمیک نمودن آموزش گیتار در ایران تلاش پیگیرانه ای را آغاز کرده است. او در سال 1341 در شهرستان رشت به دنیا آمد و از چهارده سالگی به طور جدی نوازندگی گیتار را شروع کرد وسیر نوازندگی او بسیار استثنایی است. وی به طور خودآموز نوازندگی گیتار کلاسیک را آغاز نمود و بعدها از طریق نوارهای ویدئویی و کتب آموزشی به اصلاح نوازندگی اش پرداخت. او اگر چه معتقد است دیدن و شنیدن اجراها بهترین معلم است لذا به این باور دارد که حضور معلمین مطلع و بودن کتابها و منابع مربوط از نظر تاریخی، بیوگرافی، زیبایی شناسی و ... گامی است ضروری که همیت جمعی می خواهد و این مسئولیت را بردوش خانواده نوازندگان گیتار می بیند.
دانشمند از سال 1365 با وجود شرایط نامساعد اجتماعی فعالانه مقدمات اجرای کنسرت هایی را به شکل فردی و گروهی در شهرستانهای رشت، تهران، مشهد، اهواز و ... فراهم آورد. اولین کنسرت گیتار کلاسیک بعد از انقلاب فرهنگی در سال 1369 توسط دانشمند و گروهش در شهرستان رشت اجرا شد و درآمد حاصل از این کنسرت به زلزله زدگان شهرستان رودبار اعطاء گردید بعدها به طور منظم هر سال اجرایی در شهرستان های مختلف توسط او و گروهش روی صحنه رفت. در سال 1377 به همراه کاوه یغمایی نوارنده زبردست گیتار راک اجرایی در تالار اندیشه تهران به روی صحنه بردند و همیشه از آن اجرا و دوستی های بعد از آن با خاطره خوش یاد می کند. کنسرت سال 1378 او که توسط گروه گیتار کلاسیک تهران ( چکاد سابق ) به سرپرستی اش یه روی صحنه رفت یکی از موفق ترین اجراهایش بود. دانشمند همزمان با اجرای کنسرت هایش به فکر تدوین، ترجمه و تآٌلیف کتاب هایی در زمینه آموزش گیتار افتاد. او می گوید : « زمانی که شرع به فراگیری گیتار کردم متوجه شدم منابع آموزشی اندکی در دسترس است و بعدها در یافتم که اصولاً هیچ گونه روش منظم و آکادمیکی برای یادگیری این ساز در کشور ما وجود ندارد و این تازه اول راه نگارش بود که فکر می کنم باید همچنان ادامه داشته باشد » حاصل سالها تجربه و تدریس وی منجر به تاٌلیف، ترجمه و گردآوری کتب هارمونی گیتار، تکنیک های بنیادین گیتار کلاسیک، دید خوانی و درک موسیقائی، تئوری و آموزش تکنیک، متد آموزش گیتار کلاسیک و جزوات آموزشی تا سطح پیشرفته در 9 جلد شده است. در حال حاضر نیز کارهای جدیدی را در دست نوشتن دارد. دانشمند به دلیل علاقه اش به سینما و تاتر فعالیت هایی را در زمینه آهنگسازی فیلم و تاتر داشته است. با توجه به تجاری بودن بسیار از فیلم های وی بیشتر فعالیت خود را در زمینه آهنگسازی به فیلم های داستانی و مستند معطوف ساخت. وی با کارگردانانی نظیر فرهاد مهرانفر، مجلسی و ... فعالیت خود را در زمینه آهنگسازی فیلم آغاز کرد و سپس به تاتر روی آورد. وی می گوید : « از زیباترین دوستی هایم آشنا شدن با علی رفیعی بود که این دوستی منجر به ساخت موسیقی تاتر عروسی خون اثر لورکا شد» تاتر عروسی خون بیش از هشتاد شب بر روی صحنه بود و دانشمند و گروهش موسیقی آن را به صورت زنده هر شب اجرا کردند. این تاتر موفقیت چشمگیری را به دست آورد. پس از آن ساخت موسیقی تاتر رومئو و ژولیت اثر شکسپیر به کارگردانی علی رفیعی را به عهده گرفت.
کار ساخت تمام شد اما به دلیل مسائل مربوطه به بودجه و دستمزد بالای نوازندگان حرفه ای موسیقی این کار اجرا نشد و کارگردان مجبور به انتخاب موسیقی گشت. خلاصه ای از کارنامه او در زمینه ساخت موسیقی فیلم و تاتر:

در بخش آماتور:

« قبل از شروع » اثر میگوئل اورتگاآلوارز به کارگردانی محمد راد
« دو صراف » اثر سروانتس به کارگردانی پورسیفی
« وقت خواب ماهی ها » به کارگردانی یاراحمدی

در بخش حرفه ای :

« عروسی خون » اثر لورکا به کارگردانی علی رفیعی
« پابلو نرودا » اثر آنتونیواسکارمتا به کارگردانی کوشک جلالی
« رومئو و ژولیت » اثر شکسپیر به کارگردانی علی رفیعی
در بخش فیلم داستانی و مستند:
« زیران » به کارگردانی فرهاد مهرانفر
« بی بی تاب » ، « توکا » ، « از سرزمین سبز » و ... به کارگردانی مجلسی

وی جوایزی را به عنوان بهترین آهنگساز در برخی فیلم ها و تاترهای ذکر شده از آن خود کرد. او همچنین تحقیقی در مورد موسیقی محلی گیلان دارد که فیلم نامه ای با عنوان « زمزمه های بی نام و نشان » بر اساس آن نوشته شد. این تحقیق نیز در جشنواره سینمایی کیش دیپلم افتخار را به دست آورد. دیگر فعالیت های او در حال حاضر شامل موارد زیر می شود:

ـ تدریس در دانشگاه آزاد اسلامی
ـ تدریس در دانشگاه علمی ـ کاربردی
ـ عضو هیئت علمی انجمن موسیقی درمانی
ـ عضو خانه موسیقی و رئیس هیئت مدیره نوازندگان کلاسیک
ـ ممتحن نوازندگی گیتار در خانه موسیقی



دانشجویان و هنرجویان زیادی تحت نظر او پرورش یافته اند که هم اکنون سمت های استادی را در دانشگاه و آموزشگاههای تهران و شهرستان های مختلف عهده دار هستند.
او خود می گوید : « گیتار کلاسیک شهرهای رشت و اهواز با من شروع شد و هم اکنون تعداد بسیاری در این زمینه مشغول به فعالیت جدی اند»
فرزاد دانشمند همچنین سرپرستی گروه های موسیقی زیر را به عهده داشته است:
ـ تشکیل و سرپرستی گروه کلاسیک رشت در سال 1369
ـ تشکیل و سرپرستی گروه گیتار کلاسیک اهواز در سال 1375
ـ تشکیل و سرپرستی گروه گیتار کلاسیک تهران در سال 1378
ـ تشکیل سرپرستی ارکستر بزرگ گیتار کلاسیک در سال1380

ارکستر بزرگ گیتار کلاسیک به مدت یک سال و نیم روی قطعاتی که اکثراً تنظیم فرزاد دانشمند بودند تمرین کرند ولی به دلیل فراهم نشدن مکان مناسب جهت تمرین، عدم پشتیبانی مراکز دولتی و نیز نبود فرهنگ گروهی، این گروه موفق به ادامه فعالیت خود نشد.
فرزاد دانشمند هم اکنون رئیس کانون نوازندگان سازهای کلاسیک خانه موسیقی است همچنین او در اکثر جلسات
آزمون دفتر فعالیتهای مرکز آموزش هنری در رشته گیتار جزو اعضای ثابت هیات داوری می باشد .

ICE
Sep-19-2007, 15:56
فرزاد گلپايگاني



فرزاد گلپايگاني متولد 1358 در تهران/ايران فرزند " بهزاد گلپايگاني " (نقاش و گرافيست 1364-1317) فارغ التحصیل رشته گرافیک می باشد و در زمينه موسيقي و هنرهاي تجسمي فعاليت دارد.

گرافيک و نقاشي را که براي او موروثي نيز هست را در دوران هنرستان به شکل جدي آغاز کرد و به تدريج به کاريکاتور و تصويرسازي نيز پرداخت. سبک طراحي نقاشي هاي او به اکسپرسيونيسم و سورئاليسم بسيار نزديک است. فرزاد تا کنون چند نمایشگاه طراحی و نقاشی برگزار کرده است.

.................................................. ....................

علاقه به موسيقي را مديون برادر بزرگتر خود مي باشد و موسيقي را با خريد اولين ساز خود (1373) به شکل جدي آغاز کرد. پس از چند ماهي که براي آموختن گيتار نزد استادش رفت تمريناتش را به تنهايي دنبال کرد و با کمک متدها و گوش کردن دقيق به آهنگها تجربه هاي جديد را کسب کرد و در همان ابتدا نيز علاقه زيادي به بداهه نوازي و کسب تجربه هاي شخصي داشت تا اجراي آثار نوازندگان و گروههاي ديگر.

آثار فرزاد گلپایگانی به سبک متال تلفیقی می باشند و از خصوصیات آهنگهای او می توان به اجرای تکنیکی گیتار الکتریک (هفت سیم) ، استفاده از کوکهای شرقی برای گیتار آکوستیک ، استفاده و تلفیق موسیقی شرقی ، ایرانی و کلاسیک با متال ، تنوع فضای آهنگها در یک آلبوم و ... اشاره کرد.

فرزاد در آلبومهایش موسيقي را نوشته و اجرا ، تنظيم ، صدابرداري ، میکس ، مستر و طراحی جلد را شخصا انجام داده است. گیتار الکتریک و آکوستیک و گیتار باس را نواخته و برای سازهای کوبه ای و کیبورد نت نوشته و بوسيله نرم افزارهاي کامپيوتري اجرا کرده است. البته نوازندگان دیگری نیز در آهنگهای او می نوازند و از سال 85 آواز را به کارهای خود اضافه کرده است.

نام آهنگهاي فرزاد اعدادی است که در واقع ترتیب آهنگهای ساخته شده در ليست او می باشند. دليل اين کار اهميت برداشت موسيقايي از آنها است تا برداشتي تحت تاثير نامشان.

.................................................. ....................

- اولین آلبوم فرزاد " يک " (1381) شامل 10 آهنگ سال 1383 توسط "نوای همایون (شهرام)" منتشر گردید. آهنگهای این آلبوم : 33 ، 34 ، 24 ، 22 ، 7 ، 8 ، 13 ، 2 ، 28 و 12

- دومین آلبوم او " دو " (1382-1383) شامل 11 آهنگ است و به شکل شخصی در سال 84 منتشر شد. آهنگهای این آلبوم : 9 ، 30 ، 21 ، 32 ، 20 ، 19 ، 31 ، 18 ، 10 ، 38 و 43

- فرزاد به تهیه آلبوم سوم خود (سه) مشغول است ، در این آلبوم تنها 3 آهنگ وجود دارد که زمان هر کدام 15 تا 18 دقیقه می باشد. آهنگهای آین آلبوم 14 ، 39 و 47 هستند. از تفاوتهای این آلبوم با آلبوهای قبل وجود یک آهنگ به همراه آواز و همچنین قطعات بازنوازی از آثار راک و متال می باشد.

.................................................. ....................

اعضای گروه فرزاد گلپایگانی تاکنون :

- فرزاد گلپايگاني : گيتار الکتريک هفت سيم ، گيتار آکوستيک
- بهرنگ بشاش : گيتار باس
- مهيار وثوقي : گيتار الکتريک ، کیبورد
- مهيار پورحسابي : درامز
- رضا شفقتي : سه تار
- امير جديد الاسلام : تمبک ، دف
- نعیم مسچیان : گیتار باس
- آرش جعفری : کوزه ، داربوکا و دف
- وحید ثابت قدم : دف ، تبلا
- سهیل دانش اشراقی : گیتار آکوستیک ، آوا
- ادوارد واسنیج : درامز ، داربوکا

.................................................. ....................

کنسرتهای گروه فرزاد گلپایگانی :

- 4 ، 5 و 6 تیر 1382 (تالار فارابی دانشگاه هنر تهران)
- 18 و 19 دی 1382 (تالار فارابی دانشگاه هنر تهران)
- 20 و 21 دی 1382 کنسرت خیریه بم (تالار فارابی دانشگاه هنر تهران)
- 1 ، 2 و 3 مهر 1383 (تالار فارابی دانشگاه هنر تهران)
- 30 مهر 1385 (Dekade زندام/هلند)
- 18 دی 1385 (تالار آوینی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران)

.................................................. ....................

همچنین فرزاد به مدت 2 سال عضو گروه " امرتاد " بوده است.
سایت رسمی گروه امرتاد :

سایت رسمی:

ICE
Sep-20-2007, 13:55
بابک امینی




بابک امينی نوازنده و آهنگ ساز ايرانی شش سال است که در کانادا زندگی می کند و در اين مدت سعی کرده است تا فعاليت های خود را در زمينه موسيقی تلفيقی توسعه دهد.
به گفته بابک امينی که فعاليت های هنری خود را با نوازندگی گيتار شروع کرده است، زندگی در محيط چند فرهنگی شهر تورنتو به تکميل آثار او در زمينه موسيقی تلفيقی کمک بسيار زيادی کرده است.
آقای امينی به زودی برای برگزاری چند کنسرت راهی آمريکا می شود و قرار است در لس آنجلس، سن خوزه، سياتل، نيويورک و واشنگتن به اجرای برنامه بپردازد.
او پس از تور آمريکا، مجددا به کانادا باز خواهد گشت تا در شهرهای مونترال و ونکوور آخرين آثار خود را برای علاقه مندان اجرا کند.
پيش از برگزاری اين تور با آقای امينی گفتگويی کرديم و از او درباره موسيقی تلفيقی جويا شديم.
بابک امينی که متولد سال ۱۹۷۰ ميلادی است می گويد در ابتدا به خاطر علاقه به موسيقی فلامينکو به نوازندگی گيتار روی آورده است و در بيست سالگی نخستين آلبوم خود را با نام آبی خاکستری عرضه کرده است.
به گفته او با گذشت زمان متوجه زيبايی های موسيقی سنتی ايرانی شده است و به مطالعه ريتم ها و نواهای آن پرداخته است.
بر اين اساس، جذابيت دستگاه های موسيقی سنتی ايرانی باعث شد تا بابک امينی پيش از مهاجرت به کانادا در سال ۲۰۰۰ به فعاليت در زمينه موسيقی تلفيقی بپردازد.
بابک امينی موسيقی سنتی ايران و اسپانيا را دارای رگ و ريشه مشترک می داند.
به گفته او موسيقی عربی که پس از گسترش اسلام به ايران غنی شده بود، پس از تصرف جنوب اسپانيا به وسيله ارتش خلفای اسلامی بر موسيقی آندلس تاثير گذاشت و به همين علت موسيقی فلامينکو دارای شباهت های زيادی با موسيقی ايرانی است.
در اين حال به گفته بابک امينی، زندگی در محيط چند فرهنگی کانادا باعث شده است تا به علاقه او برای به کارگيری موسيقی جاز در آثار تلفيقی افزوده شود .
او می گويد هارمونی جاز يکی از پيشرفته ترين هارمونی های موسيقی است و از آن برای کامل کردن تلفيق موسيقی های ايرانی و فلامينکو نهايت استفاده را کرده است.
به گفته بابک امينی او برای ساختن آثارش در زمينه موسيقی تلفيقی بهترين های دنيا، يعنی موسيقی سنتی ايرانی، فلامينکو و جاز را در کنار هم گذاشته است.
از بابک امينی درباره استقبال عمومی از آثارش می پرسيم.
بابک امينی از استقبال ايرانی های مقيم کانادا از کنسرت هايش راضی است و حمايت آنها را از هنرمندان درخور تقدير می داند.
در اين حال به گفته او نمايندگانی از چند شرکت بين المللی تهيه و توزيع آثار هنری در آخرين کنسرت عمومی او در جشنواره جاز تورنتو حاضر بودند و نسبت به امضای قرارداد با او ابراز علاقه کرده اند.

منبع : بي بي سي فارسي

سایت رسمی

از بابک امینی ببینید:


مصاحبه
مردی برای شش سیم

ICE
Sep-20-2007, 14:10
کارینا کیمیایی

مصاحبه با کارینا کیمیایی





مصاحبه با کارينا کيميايی : ۱۳ سال است كه گيتار درس مي دهد و در موسيقي فيلم هايي كه كامبيز روشن روان ساخته ساز زده است. او مي گويد ۹۵ درصد كساني كه به اين آموزشگاه مي آيند به دنبال ارگ و گيتار هستند و گيتار را نه براي صدايش، بلكه به دليل زيباييش برمي گزينند. چون مد است و ماهواره ها تاثير خود را بر مردم گذاشته اند. گريه نكن اين علاقه مندان به مد روز موسيقي، اغلب موفق نمي شوند و اين ساز را رها مي كنند.

چون گيتار ساز سختي است و آنها مي خواهند آهنگ هاي پاپ را ياد بگيرند اما در اين آموزشگاه اول قطعات سبك كلاسيك تدريس مي شود. آنها هم كلاسيك كار مي كنند تا دستشان قوي شود و پاپ بزنند. «اين طرز تفكر آدم را به گريه مي اندازد. »

او اين طور استدلال مي كند كه ديد جوان ها نسبت به اين ساز غيرحرفه اي است و به صورت تفريحي به آن نگاه مي كنند چون تربيت صحيحي در زمينه موسيقي ندارند و وقتي تلويزيون را باز مي كنند، در طول شبانه روز حتي يك دقيقه موسيقي كلاسيك نمي شنوند. كيميايي اسم دومين آلبومش را كه چندي پيش روانه بازار كرده، «فريادي در سكوت» گذاشته است.


«ما زير سايه اين سكوت زندگي مي كنيم» خيلي از نوازنده ها منزوي شده اند، چون كشور نسبت به موسيقي كلاسيك بي تفاوت است، اما من نمي خواهم تسليم شوم. » او در اين آلبوم قطعاتي ساده را از آهنگسازان دوره هاي مختلف موسيقي كلاسيك انتخاب كرده و با گيتار نواخته است.


يك دفعه نمي شود موسيقي مدرن روانه بازار كرد، چون گوش جامعه در اين باره آموزش نديده است و از طرفي فعلا شركت هاي توليدكننده به سختي راضي مي شوند و قرارداد مي بندند. نه به خاطر صدايش ۳۱ سال دارد، ۲۳ سال است گيتار مي زند و در تمام اين سال ها از استادي كيوان ميرهادي بهره گرفته است.


مي گويد آن موقع كه شروع به ساز زدن كرده، بدترين دوران موسيقي كلاسيك در ايران بوده است. از درس خواندن تنفر داشته و اصلاً به دانشگاه نرفته، چون فكر مي كند استعداد درس خواندن نداشته و هيچ وقت فرق بين فيزيك و شيمي را نفهميده است. او از كالج سلطنتي لندن فارغ التحصيل نشده و تحصيلات آكادميك نداشته است.


دانشگاه سلطنتي انگليس كه يهودي منوهين آن را تاسيس كرد، براي كساني كه در كشورهاي آسيايي به نوعي از رفتن به اين دانشگاه محروم هستند با فرستادن نمايندگاني، امتحاناتي برگزار كرد كه كارينا كيميايي در اين امتحان قبول شد و مدرك افتخاري نوازندگي گيتار گرفت، اما به نظر او مدرك و هنر خيلي از هم دور هستند، براي همين بزرگان موسيقي هيچ وقت تحصيلات دانشگاهي نداشته اند.



سكوت بي تفاوت و اما در بازار موسيقي شرايط مساعدي براي موسيقي كلاسيك وجود ندارد، موسيقي پاپ و خوانندگان رنگارنگش بازار را اشباع كرده است و مشخص نيست كه «فريادي در سكوت» چقدر فروش داشته باشد.


كيميايي مي گويد: «فروش آلبوم قبلي بالا بود، فكر مي كنم به اين دليل كه من تنها دختري هستم كه آلبوم تكنوازي گيتار دارم و براي فروش كاست دوم هم خيلي اميدوار هستم. هر چند منظورم از اين فروش بالا منتفع شدن خودم نيست، اما از اينكه فروش با هزينه استوديو سر به سر مي شود، خيلي خوشحالم. چون همان طور كه مي دانيد ضبط در استوديو خيلي پرخرج است و من هم آدمي هستم كه يك قطعه ۵ دقيقه اي را براي اينكه خوب دربيايد، شايد ۵۰ بار بزنم. براي همين ضبط و تهيه آلبوم «فريادي در سكوت» چيزي حدود يك سال طول كشيد. »


شكل و شمايل و جلد اين آلبوم غيرمتعارف است و اندازه اش با بقيه كاست هاي موجود تفاوت دارد، تقريباً به اندازه يك CD است. شركت پلنت اين طرح را داده، چون مي خواهد كارهايي كه توليد كرده متفاوت باشد و فكر مي كند اين طرح با سايزبندي و فرمي تازه بهتر مي فروشد.


كيميايي مي گويد كه استعداد آهنگسازي ندارد. كار با پري صابري در يك تئاتر راديويي تنها تجربه اش در اين باره بوده است. اين اجرا چهار ساعت در استوديو طول كشيد و او بايد با حس بازيگران در لحظه بداهه نوازي مي كرد، «حس خوشبختي را زماني به دست مي آورم كه در استوديو گيتار مي زنم و بعد به اتاق فرمان مي روم تا قطعه اي را كه ضبط شده، گوش كنم. »


چه كسي فراموش مي شود اگر او عقيده دارد فروش بالاي آلبوم هايش به اين دليل است كه در آنها يك زن تكنوازي گيتار مي كند، حتماً برگزاري كنسرت نفعش بيشتر است: «شايد، اما از كنسرت دادن خوشم نمي آيد، چون خلوتي كه هنگام ساز زدن دارم، از بين مي رود، در كنسرت ها مسئوليت سنگيني روي دوش آدم است.


اگر حتي يك نت را اشتباه بزنم، خيلي ناراحت مي شوم و نمي توانم ادامه دهم، چون بالاخره من تدريس مي كنم. مجوز گرفتن و اجازه سالن هم خيلي پردردسر است و ترجيح مي دهم خودم را درگير نكنم. از آن گذشته، جامعه فراموشكار است.


شما اگر امروز كنسرت بدهيد، ماه بعد فراموش مي شويد. اما كاري كه ضبط مي كنيد، ماندگار است و بعد كه خود را درگير مسائل ضبط و استوديو و آلبوم كنيد، وقتي براي كنسرت باقي نمي ماند. احتمالاً كيميايي به دنبال اين است كه بيشتر خود از موسيقي خودش لذت ببرد.


چون قطعاً اجراي زنده براي شنونده لذت بيشتري دارد و حس بيشتري را از يك قطعه به او منتقل مي كند. او ضعف را در خود مي بيند و عنوان مي كند كه يك نوازنده بايد اين قدر مسلط باشد كه در اجراي زنده مشكلي برايش به وجود نيايد. نوازندگي رويايي است كه از كودكي با خود داشته و در اين رويا سهمي براي ديگري در نظر نگرفته است. اما در تدريس اين طور نيست و او سعي مي كند روحيات و شخصيت شاگردانش را بشناسد و بر اين مبنا قطعات را براي كار كردن انتخاب كند.


او بايد بفهمد هنرجو از چه موسيقي لذت مي برد تا با قطعات اجباري فراريش ندهد. براي شاگردانش ماهانه كنسرت هايي برگزار مي كند تا گوش آنها به موسيقي صحيح عادت كند. اين كاري است كه كيوان ميرهادي هم هنگامي كه پيشش گيتار ياد مي گرفت، انجام مي داد تا هنرجويان با صحنه مانوس شوند و از اجراي زنده نترسند.

منبع:همشهری



دوستان اگر اطلاعات یا لینک سراق دارید...به صورت پیغلم خصوصی ارسال کنید..
ممنون میشم:arrow:

ICE
Sep-20-2007, 15:49
Carlos Santana



کارلوس سانتانا در «آتلان دو ناوارو»*[1] در «جالیسکو»ی*[2] مکزیک به دنیا آمد. که اکنون یک خیابان و یک میدان در این شهر به نام سانتانا است. کارلوس صاحب دو برادر به نامهای آنتونیو و خورخه و نیز چهار خواهر به نام‌های لورا، ایرما، لتیسیا و ماریا است.
پدر کارلوس، ژوژه سانتانا، نوازندهٔ ویولن بود. کارلوس نیز نوازندگی ویولن را از پدر آموخت. کارلوس در ۸ سالگی تحت تاثیر تران هنرمندان بلو از قبیل بی. بی. کینگ، جان لی هوکر و تی-بون واکر که از رادیو امریکا پخش می‌شد، به گیتار
روی آورد.
پس از آن هنگامی که سانتانا فقط ۱۱ سال داشت، در کلوپ‌های شبانه شروع به نوازندگی گیتار کرد.
در سال ۱۹۶۰ خانوادهٔ سانتانا به سان‌فرانسیسکو نقل مکان کردند. یک سال بعد کارلوس نیز به آنها پیوست. در آنجا او به دبیرستان میشن رفت و زبان انگلیسی را آموخت و در سال ۱۹۶۵ نیز از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد.
در اواخر سال ۱۹۶۶، تام فرازیر تصمیم گرفت که گروه موسیقی راک جدیدی تشکیل دهد. فرازیر (گیتار) به کارلوس سانتانا (گیتار ، آواز)، مایک کارابلو (پرکاشن)، راد هارپ (درام)، گاس رودریگز(گیتار باس)و جرج رولی (آواز) پیوست و گروه Santana Blues Band را به وجود آوردند.
پس از مدتی نام گروه به سانتانا تغییر یافت. در اواخر دههٔ ۶۰ گرچه گروه با چندین کمپانی موسیقی به توافق رسیده بود، اما گروه قرارداد را رد کرد. بنابراین هنگام اجرای گروه در فستیوال (Woodstock (۱۹۶۹ برای حدود نیم میلیون نفر، هنوز هیچ آلبومی از آنها منتشر نشده بود. در پایان همان سال سانتانا با کمپانی «کلمبیا رکوردز» قراردادی امضا کرد و گروه اولین آلبوم خودش را با نام سانتانا منتشر کرد. بعد از آن سانتانا آلبوم‌های (Abraxas (۱۹۷۰ و (Santana III (۱۹۷۱ را منتشر کرد.
در آوریل سال ۱۹۷۳ سانتانا با دبورا سارا کینگ ازدواج کرد. آنها اکنون صاحب سه فرزند به نام‌های سالوادور، استلا و آنجلیکا هستند.
به عنوان عضوی از تالار مشاهیر راک اند رول،آهنگ‌های سانتانا تابحال بیش از ۹۰ میلیون نسخه در سرتاسر جهان فروش داشته‌است و بیش از ۱۰۰ میلیون نفر در کنسرت‌های او شرکت کرده‌اند. او همچنین برندهٔ ۱۰ جایزهٔ گرمیشده‌است

فعالیت‌های فرهنگی

سانتانا به همراه همسرش در سال ۱۹۹۸ بنیاد میلاگرو را پایه‌گذاری کرد و تابحال بیش از ۱٫۸ میلیون دلار به آن کمک کرده‌است. این بنیاد در زمینهٔ بهداشت، تحصیلات و هنر به کودکان محروم کمک می‌کند.
اخیراً سانتانا با مشارکت در ANSA (هنرمندان برای آفریقای جنوبی جدید) به جنگ علیه ایدز پیوسته‌است. او در سال ۲۰۰۳ تمام سود حاصل از تور امریکای خودش را به این امر اختصاص داد.


آلبوم‌های گردآوری شده

* Santana's Greatest Hits (۱۹۷۴)
* Viva Santana! — The Very Best of Santana (۱۹۸۸)
* The Very Best of Santana vols 1 & 2 (۱۹۸۸)
* Samba Pa Ti (۱۹۸۸)
* Persuasion (۱۹۸۹)
* Latin Tropical (۱۹۹۰)
* The Big Jams (۱۹۹۱)
* Nineteen Eight-Six (۱۹۹۳)
* Soul Sacrifice (۱۹۹۴)
* As Years Go By (۱۹۹۴)
* Santana Jam (۱۹۹۴)
* Every Day I Have the Blues (۱۹۹۴)
* With a Little help from My Friends (۱۹۹۴)
* Dance of the Rainbow Serpent (۱۹۹۵)
* Jin-Go-La-Ba (۱۹۹۵)
* Evil Ways (۱۹۹۷)
* Jingo (۱۹۹۷)
* Between Good and Evil (۱۹۹۸)
* Awakening (۱۹۹۸)
* Jingo Maniac (۲۰۰۰; C.S.)
* Mother Earth ۲۰۰۰ (۲۰۰۱)
* Nuclei/2 (۲۰۰۱)
* Ceremony: Remixes & Rarities (۲۰۰۳)
* Tropical Spirits parts 1 and 2 (۲۰۰۳)
* Jammin' Home (۲۰۰۴)
* 1 more for you: Smooth (۱۳۷۱۸۲)



ترانه‌های تکی

* ۱۹۶۹: "Jingo" #۵۶ US
* ۱۹۷۰: «Evil Ways» #۹ US
* ۱۹۷۱: «Black Magic Woman» #۴ US
* ۱۹۷۱: «Everybody's Everything» #۱۲ US
* ۱۹۷۱: «Oye Como Va» #۱۳ US
* ۱۹۷۲: «No One to Depend On» #۳۶ US
* ۱۹۷۴: «Samba Pa Ti» #۲۷ UK
* ۱۹۷۶: «Let It Shine» #۷۷ US
* ۱۹۷۷: «She's Not There» #۲۷ US, #۱۱ UK
* ۱۹۷۸: «Well All Right» #۶۹ US
* ۱۹۷۹: «One Chain (Don't Make No Prison)» #۵۹ US
* ۱۹۷۹: "Stormy" #۳۲ US
* ۱۹۸۰: «You Know That I Love You» #۳۵ US
* ۱۹۸۱: "Winning" #۱۷ US
* ۱۹۸۱: «The Sensitive Kind» #۵۶ US
* ۱۹۸۲: «Hold On» #۱۵ US
* ۱۹۸۲: «Nowhere to Run» #۶۶ US
* ۱۹۸۵: «Say It Again» #۴۶ US
* ۱۹۹۹: "Smooth" (feat. Rob Thomas) #۱ US, #۳ UK (charted in ۲۰۰۰)
* ۲۰۰۰: «Maria Maria» (feat. The Product G&B) #۱ US, #۶ UK
* ۲۰۰۲: «The Game of Love» (feat. Michelle Branch) #۵ US, #۱۶ UK
* ۲۰۰۴: «Why Don't You and I» (feat. Alex Band) #۸ US
* ۲۰۰۵: «I'm Feeling You» (feat. The Wreckers are Michelle Branch & Jessica Harp) #۵۵ US
* ۲۰۰۵: «Just Feel Better» (feat. Steven Tyler)
* ۲۰۰۶: «Cry Baby Cry» (feat. Sean Paul & Joss Stone) #۷۱ UK

جوایز
* R.I.A.A. Double Platinum Album for SANTANA, - ۱۹۶۹ * R.I.A.A. ۵X Platinum Album for ABRAXAS, - ۱۹۶۹
* R.I.A.A. Double Platinum Album for SANTANA III, - ۱۹۷۱* R.I.A.A. Platinum Award for CARAVANSERAI, - ۱۹۷۲* R.I.A.A. Platinum Award for CARLOS SANTANA & BUDDY MILES LIVE, - ۱۹۷۲ * R.I.A.A. Gold Album for LOVE, DEVOTION and SURRENDER with John McLaughlin, - ۱۹۷۳ * R.I.A.A. Gold Album for WELCOME, - ۱۹۷۳* R.I.A.A. ۷X Platinum Award for SANTANA'S GREATEST HITS, - ۱۹۷۴* R.I.A.A. Gold Album for BORBOLETTA, - ۱۹۷۴* R.I.A.A. Gold Album for AMIGOS, - ۱۹۷۶ * R.I.A.A. Gold Album for FESTIVAL, - ۱۹۷۶* R.I.A.A. Double Platinum Award for MOONFLOWER, - ۱۹۷۷* R.I.A.A. Gold Album for INNER SECRETS, - ۱۹۷۸* R.I.A.A. Gold Album for MARATHON, - ۱۹۷۹* R.I.A.A. Platinum Award for ZEBOP!, - ۱۹۸۱ * R.I.A.A. Gold Award for SHANGO, - ۱۹۸۲* R.I.A.A. Gold Certificate for VIVA SANTANA Video, - ۱۹۸۸* R.I.A.A. Gold Certificate for Sacred Fire Video, - ۱۹۹۳* R.I.A.A. Gold Award for SACRED FIRE LIVE, - ۱۹۹۷* R.I.A.A. Gold Album for VIVA SANTANA, - ۱۹۹۷* R.I.A.A. Double Platinum Album for MOONFLOWER, - ۱۹۹۷* R.I.A.A. Platinum Award for THE BEST OF SANTANA, - ۱۹۹۸* R.I.A.A. Platinum Award for Maria Maria, - ۱۹۹۹* R.I.A.A. ۱۵X Platinum Award for SUPERNATURAL, - ۱۹۹۹ * R.I.A.A. Platinum Award for SMOOTH , - ۱۹۹۹ * Premio Los Nuestra a la Musica Latina (Our Awards in Latin Music) for Album of the year; SUPERNATURAL,, - ۲۰۰۰* ۴۲nd Annual Grammy Awards, Carlos wins 8 Grammys (Supernatural winning a total of 9 awards) February 23, - ۲۰۰۰ * R.I.A.A. ۳X Platinum Award for SUPERNATURAL EVENING WITH SANTANA Video/DVD , - ۲۰۰۰* Latin Grammy Award for Record of The Year - Corazon Espinado, - ۲۰۰۰*

R.I.A.A. Double Platinum Award for SHAMAN, - ۲۰۰۲



جوایز مربوط به موسیقی


* Latin Rock Band of the Year by the Latin New York Music Awards, - ۱۹۷۵
* Bammy Award for Best Guitarist, - ۱۹۷۶
* Bammy Award for Best Guitarist, - ۱۹۷۷
* Bammy Award for Best Album, MOONFLOWER, - ۱۹۷۷
* Chrystal Globe Award issued by CBS for International sales of over ۵٬۰۰۰٬۰۰۰, - ۱۹۷۷
* Bammy Award for Musician of the Year, - ۱۹۷۸
* Bammy Award for Best Guitarist, - ۱۹۸۰
* Bammy Award for Best Guitarist, - ۱۹۸۱
* Number ۱ Pop/Rock Guitarist by Playboy's Reader Music Poll, - ۱۹۸۳
* Number ۱ Pop/Rock Guitarist by Playboy's Reader Music Poll , - ۱۹۸۴
* Grammy Award for Best Rock Instrumental Performance, BLUES FOR SALVADOR, - ۱۹۸۸
* Bammy Award for Musician of the Year, - ۱۹۸۸
* San Francisco chapter of NARAS awards Carlos the MVP award, - ۱۹۹۱
* Bammy Award for Musician of the Year, - ۱۹۹۳
* Bammy Award for Best Guitarist, - ۱۹۹۴
* Bammy Award for Best Guitarist, - ۱۹۹۵
* Number ۱ Pop/Rock Guitarist by Playboy's Reader Music Poll , - ۱۹۹۵
* Rock Walk Induction, Guitar Center, Hollywood, CA, - ۱۹۹۶
* Billboard Century Award, - ۱۹۹۶
* Arthur M. Sohcot Award for Public Service and Excellence in Performance, - ۱۹۹۷
* Bay Area Music Awards Walk of Fame Inductee, - ۱۹۹۷
* Nosotros' Golden Eagle Legend in Music Award, - ۱۹۹۷
* Chicano Lifetime Achievment Award, - ۱۹۹۷
* Rock and Roll Hall of Fame Induction, - ۱۹۹۸
* Special Achievement ALMA Award, - ۱۹۹۹
* Grammy Hall of Fame Award for Abraxas, - ۱۹۹۹
* American Music Award for Favorite Pop/Rock Album; SUPERNATURAL, - ۲۰۰۰
* Federazione Industria Musicale Italiana - Italian Music Awards - Best Male Artist ۲۰۰۰; Carlos Santana, - ۲۰۰۰
* M۶ Award (France) International Male Artist of The Year, - ۲۰۰۰
* Amigo Award (Spain) Best International Album - Supernatural, - ۲۰۰۰
* Downbeat ۶۵th Annual Readers Poll for Beyond Group of The Year, - ۲۰۰۰
* Touch Tunes Award for Most Performed Song - Smooth, - ۲۰۰۰
* Latin Grammy Award for Best Pop Instrumental Performance - El Farol, - ۲۰۰۰
* Comet Award (Germany) 'Best International Artist', - ۲۰۰۰
* California Music Award for Outstanding Single - Smooth, - ۲۰۰۰
* Grammy Award for Record of the Year - Smooth, - ۲۰۰۰
* Grammy Award for Song Of The Year - Smooth (Written by Rob Thomas & Ital Shur), - ۲۰۰۰
* Grammy Award for Best Pop Instrumental - El Farol, - ۲۰۰۰
* Grammy Award for Best Rock Instrumenatl - The Calling (With Eric Clapton), - ۲۰۰۰
* Grammy Award for Best Rock Performance by a Duo or Group With Vocals - Maria Maria (with The Product G & B), - ۲۰۰۰
* Drummie Award - Best Percussion Recording; Supernatural, - ۲۰۰۰
* VH-۱ Award 'Your Song Kicked Ass But Was Played Too Damn Much' - Smooth, - ۲۰۰۰
* Amigo Award (Spain) Best International Band - Santana, - ۲۰۰۰
* Downbeat ۶۵th Annual Readers Poll for Beyond Artist of The Year, - ۲۰۰۰
* GQ Man of The Year Award - Music, - ۲۰۰۰
* Latin Grammy Award for Best Rock Performance by Duo or Group With Vocal - Corazon Espinado, - ۲۰۰۰
* Blockbuster Entertainment Award for Favorite Rock Artist or Group - Supernatural, - ۲۰۰۰
* California Music Award for Outstanding Album - Supernatural, - ۲۰۰۰
* Grammy Award for Album of the Year - Supernatural, - ۲۰۰۰
* Grammy Award for Best Pop Collaboration With Vocals - Smooth (With Rob Thomas), - ۲۰۰۰
* Grammy Award fpr Best Rock Performance by a Duo or Group - Put Your Lights On (With Everlast), - ۲۰۰۰
* Grammy Award for Best Rock Album - Supernatural, - ۲۰۰۰
* The DVD Awards – ۲۰۰۱ – Best DVD-Video Music Program for ‘A Supernatural Evening with Santana” presented by Video Store Magazine, - ۲۰۰۱
* BMI Urban Awards - ۲۰۰۱ – Song of the Year for Maria Maria, - ۲۰۰۱
* NARM Chairman's Award for Sustained Creative Achievement, - ۲۰۰۲
* Grammy Award for Best Pop Collaboration w/ Vocals - The Game of Love (w/ Michelle Branch), - ۲۰۰۲
* Radio Music Award for Song of the Year/Adult Alternative Radio - The Game of Love featuring Michelle Branch, - ۲۰۰۳
* Latin Recording Academy Person of the Year, - ۲۰۰۴
* The World Music Awards, Legend Award-August ۳۱, - ۲۰۰۵
* BMI Icon Award, - ۲۰۰۵



جوایز عمومی

* Outstanding Leadership Award by National Hispanic Heritage Week, - ۱۹۸۶* Commendation for Achievement & Support in California from Governor George Deukmejian, - ۱۹۸۶* San Francisco declares June ۶, ۱۹۸۷ SANTANA DAY in recognition of SANTANA'S worthy public services., - ۱۹۸۷* Consulate General of Mexico in San Francisco awards a plaque for SANTANA'S contribution of ۲۰ years of music and fusion of Hispanic roots, - ۱۹۸۷* Certificate of Honor from the Board of Supervisors of the City and County of San Francisco for appreciative public recognition of distinction and merit , - ۱۹۸۷* Comite Mexicano Civico Patriotico of San Francisco Commendation for spreading the culture and tradition of Mexico to all continents , - ۱۹۸۷* California State Latino Legislative Caucus Resolution recognizing Carlos's outstanding contribution to the arts and his true commitment to the Latino community, - ۱۹۹۱* Outstanding Philanthropist Award presented by the Golden Gate Chapter of the National Society of Fund Raising Executives, - ۱۹۹۴* Hollywood Walk of Fame Star recipient, - ۱۹۹۸* Medallion of Excellence Award for community service presented by the Hispanic Congressional Caucus, - ۱۹۹۹* The Life Achievement Award by Hispanic Magazine , - ۲۰۰۰* VH-۱ Man Of The Year, - ۲۰۰۰* César E. Chávez Spirit Award presented by UCLA, - ۲۰۰۱* ICAP Humanity in the Arts Peace Award, - ۲۰۰۲* San Francisco Foundation Community Leadership Award, - ۲۰۰۲* Latino Spirit Award, California Latino Legislative Caucus, - ۲۰۰۳* Outstanding Artistic Achievement Award, Mission Cultural Center For Latino Arts, - ۲۰۰۳ * City of Los Angeles Proclamation, Carlos Santana
Day, - ۲۰۰۴* American Spirit Award, Pepperdine University Hispanic Council, - ۲۰۰۴

منابع

* وبگاه رسمی سانتانا

* Carlos Santana. Contemporary Musicians, Volume ۴۳. Gale Group, ۲۰۰۴. Reproduced in Biography Resource Center. Farmington Hills, Mich.: The Gale Group. ۲۰۰۳.
*

ICE
Sep-20-2007, 19:31
زنگ تفریح

((ردبندی 100 گیتاریست برتر جهان))


ليستي شامل 100 گيتاريست برتر تاريخ هوي متال و هارد راک (که توسط کارمندان و کارکنان اين مجله معروف و مشهور انتخاب شده بودند) را منتشر کرد. اين ليست بر اساس اينکه چه کسي تندتر گيتار مي زند، تکنيکش بيشتر است و يا احساسي تر مي زند تهيه نشده است! (گرچه همه آنها داراي اين تونايي هستند) بلکه فقط براساس انتخاب کارکنان مجله بوده است. البته همه ي کارکنان در زمينه موسيقي (مخصوصا متال) بسيار باسواد و با اطلاعات هستند. ليست زير که در صدر آن Tony Iommi گيتاريست پايدار و جدانشدني گروه بزرگ BLACK SABBATH است گوياي همه چيز ميباشد:

. Nick Bowcott (GRIM REAPER
01. Tony Iommi (BLACK SABBATH)
02. kerry king & jeff hanneman (slayer)
03.***k hammett &james hetfield(metallica)
. 04. Randy Rhoads (OZZY OSBOURNE)
05. Eddie Van Halen (VAN HALEN)
06. Jimmy Page (LED ZEPPELIN)
07. Dimebag Darrell (PANTERA, DAMAGEPLAN)
08. Zakk Wylde (OZZY OSBOURNE, BLACK LABEL SOCIETY)
09. Adam Jones (TOOL)
10. Kerry King & Jeff Hanneman (SLAYER)
11. Dave Murray & Adrian Smith (IRON MAIDEN)
12. Jimi Hendrix
13. Glen Tipton & K.K. Downing (JUDAS PRIEST)
14. Ace Frehley & Paul Stanley (KISS)
15. Slash (GUNS N' ROSES)
16. Ritchie Blackmore (DEEP PURPLE, RAINBOW)
17. Yngwie Malmsteen
18. Joe Perry & Brad Whitford (AEROSMITH)
19. Dave Mustaine & Marty Friedman (MEGADETH)
20. Chuck Schuldiner (DEATH)
21. Brian May (QUEEN)
22. Michael Schenker (MSG, UFO)
23. Nigel Tufnel (SPINAL TAP)
24. Jeff Beck
25. Tom Morello (RAGE AGAINST THE MACHINE)
26. Head & Munky (KORN)
27. John Petrucci (DREAM THEATER)
28. Kim Thayil (SOUNDGARDEN)
29. Vivian Campbell (DEF LEPPARD)
30. Daron Malakian (SYSTEM OF A DOWN)
31. Scott Ian (ANTHRAX)
32. Tom G. Warrior (CELTIC FROST)
33. Chris Degarmo & Michael Wilton (QUEENSRYCHE)
34. C.C. Deville
35. Marten Hagstrom & Fredrik Thorndendal (MESHUGGAH)
36. Alex Lifeson (RUSH)
37. Paul Gilbert (MR. BIG, RACER X)
38. Jerry Cantrell (ALICE IN CHAINS)
39. Mantas (VENOM)
40. Jason Becker (DAVE LEE ROTH)
41. Phil Collen & Steve Clarke (DEF LEPPARD)
42. Mikael Akerfeldt & Peter Lindgren (OPETH)
43. Fast Eddie Clarke (MOTORHEAD)
44. Nuno Bettencourt (EXTREME)
45. Warren DeMartini (RATT)
46. Mick Mars (MOTLEY CRUE)
47. George Lynch (DOKKEN)
48. Ted Nugent
49. Jake E. Lee (OZZY OSBOURNE, BADLANDS)
50. Rudolf Schenker & Uli John Roth (SCORPIONS)
51. Oystein "Euronymous" Aarseth (MAYHEM)
52. Scott Gorham & Brian Robertson (THIN LIZZY)
53. Steve Vai (DAVE LEE ROTH)
54. Reb Beach (WINGER, DOKKEN)
55. Trey Azagthoth (MORBID ANGEL)
56. John Sykes (THIN LIZZY, BLUE MURDER)
57. Hank Shermann & Michael Denner (MERCYFUL FATE)
58. Richie Sambora (BON JOVI)
59. Jon Donais & Matt Backhand (SHADOWS FALL)
60. Stephen Carpenter (DEFTONES)
61. Alex Skolnick & Eric Peterson (TESTAMENT)
62. Brian Tatler (DIAMOND HEAD)
63. John Christ (DANZIG)
64. Scott "Wino" Weinrich (THE OBSESSED)
65. Pepper Keenan & Woody Weatherman (C.O.C.)
66. Tommy Victor (PRONG)
67. Leslie West (MOUNTAIN)
68. Vernon Reid (LIVING COLOUR)
69. Glen Buxton & Michael Bruce (ALICE COOPER)
70. Bjorn Gelotte & Jesper Stromblad (IN FLAMES)
71. Jim Matheos (FATES WARNING)
72. Gary Holt & Rick Hunolt (EXODUS)
73. Donald Buck Dharma Roeser (BLUE OYSTER CULT)
74. Michael Amott (ARCH ENEMY)
75. Robert Fripp (KING CRIMSON)
76. Andre Olbrich (BLIND GUARDIAN)
77. Joe Satriani
78. Frank Hannon & Tommy Skeoch (TESLA)
79. Ty Tabor (KING'S X)
80. Mark Morton & Will Adler (LAMB OF GOD)
81. Dino Cazares (FEAR FACTORY)
82. Pete Townshend (THE WHO)
83. Jon Schaffer (ICED EARTH)
84. Timo Tolkki (STRATOVARIUS)
85. Neil Young
86. Abbath Doom Occulta (IMMORTAL)
87. Kai Hansen (GAMMA RAY)
88. Uffe Cederlund & Alex Hellid (ENTOMBED)
89. Leigh Stephens (BLUE CHEER)
90. Jim Martin (FAITH NO MORE)
91. Michael Romeo (SYMPHONY X)
92. Bill Steer (CARCASS)
93. Piggy (VOIVOD)
94. Tony Bourge (BUDGIE)
95. Sammy Hagar (VAN HALEN)
96. Alexi Laiho (CHILDREN OF BODOM)
97. A***a Takasaki (LOUDNESS)
98. Michael Angelo
99. John Kay & Michael Monarh (STEPPENWOLF)
100. Nick Bowcott (GRIM REAPER


منبع:

ICE
Sep-20-2007, 19:58
درباره toni iommi




نام اصلی : فرانک تونی آیومی
لقب: مرد پولادین / پدر خوانده هوی متال
پست تخصصی : گیتار الکترونیک و آکوستیک
تاریخ تولد : نوزدهم فوریه 1948
مکان تولد : بیرمنگام
بهترین فیلم : جن گیر
بهترین گروه های موسیقی : لد زپلین / دیپ پریل
بهتری خواننده : رونی جیوز دیو/ یان گیلان / دیوید کارب و تونی مارتین
بهترین آهنگ بلک سبت : بهشت و دوزخ شنبه، شنبه خونین
بهترین آلبوم بلک سبت : بهشت و دوزخ ، شنبه ، شنبه خونین و شنبه سیاه
بهترین سال بلک سبت : سال 1980 چرا که شروعی دوباره بود (بر گرفته از کتاب ترانه های بلک سبت)

Epiphone Toni Iommi G-400




جريان دست راست آيومی
انگشت های دست راست تونی آيومی :
زمانی که تونی در يک کارخانه صنعتی بکار مشغول بود، کارش اين بود که صفحه های بزرگ فلز رو بده به کارگری که با يک ماشين کار ميکرد که ورق فلزی رو سوراخ می کرد يا برش می داد يا يه چيزی شبيه اين ...
يک روز که اون يکی کارگر نيومده بود، تونی سعی کرد که با آن ماشين کار کند، ولی متاسفانه آخر انگشت های دست راستش را بريد. او تکه های انگشتان دست راستش را به بيمارستان برد ولی آنها گفتند که نمي توانند برايش کاری انجام دهند. با شجاعت تمام، تونی به خانه رفت و انگشتان خودش رو با بهره بردن از پلاستيک ذوب شده که از يک بطری مايع ظرفشويی بدست آورده بود بازسازی کرد.
در حقيقت آيومی مجبور بود که اين کار رو انجام بده، زيرا نواختن گيتار بدون انتهای انگشتان دست راستش غير ممکن بود.
توضيح : آيومی فوق ستاره ای چپ دست است.

ICE
Sep-20-2007, 20:07
Troy Stetina



نگاهي به زندگي حرفه اي تروي استتينا:
تروی استتینا یک گیتاریست جهانی و یک استاد موسیقی است که صاحب بیش از ۲۵ متد آموزشی Rock و Heavy Metal می‌باشد و همین امر باعث حسن شهرت او شده است. کتابهای او بالغ بر ۴۰۰.۰۰۰ نسخه فروش کرده اند. او همچنین نوازنده Solo و نویسنده افتخاری و پرسابقه مجله Guitar One می‌باشد. بعلاوه او استودیوی ضبط خود Artist Underground را در میلواکی، ویسکانسین Wisconsin اداره می کند.

سالهای اولیه:

تروی در ۱۶ نوامبر سال ۱۹۶۳ در ایندیانا متولد شد. وی جوانترین عضو یک خانواده سرشناس در موتور سواری المپیک بود. تروی در سلسله مسابقات رقابتی موتور سواری آمریکا بزرگ شد و توانست چندین مدال ملی کسب کند. اما مسابقه دادن ضرورتی خانوادگی بیش از یک انتخاب شخصی بود اما موسیقی عشق واقعی تروی محسوب می‌شد. مادر او یک خواننده چیره دست اپرا بود که از علاقه پسرش به موسیقی حمایت کرد و زمانی که تروی در ۱۲ سالگی از علاقه‌اش به گیتار الکتریکی صحبت کرد، مادرش برای او یک گیتار ۶۰ دلاری، مخصوص مبتدیان و یک آمپلی فایر AMP تمرینی کوچک خرید.
"اوون یه طرح Fender ارزون به اسم Apollo بود. ولی کار کرد! من در یک گروه توی مدرسه، کلارینت Clarinet می زدم پس بلد بودم که موسیقی رو بخونم و شروع کردم به زدن کتاب Alfred's Basic Guitar. بعد از مدتی یه نفر به من طرز گرفتن آکوردهای باره و آزاد رو نشون داد. وقتی ۱۳ ساله یا کمی بیشتر بودم شروع کردم به یادگیری آهنگهای Kiss با گوش. بعدش به شدت افتادم توی Aerosmith و یه کمی هم Led Zeppelin و Rush و...و گروههای Hard Rock اواخر دهه ۷۰"
اولین گروه زیرزمینی او Private Wave نام داشت. بعد از تغییر چند عضو، آنها در مسیر سنگین تروی حرکت کردند و سرانجام نام گروه به Wraith تغییر یافت. آنها چند کار Original خودشان را ضبط کردند. پس از فروپاشی گروه، تروی به یک گروه بنام Titan که در کلوپها می‌نواختند پیوست. در ۱۸ سالگی مسیرش کاملا برای او مشخص بود. او بورسیه تحصیلی در رشته فیزیک فضائی را رد کرد، موتور سواری را کنار گذاشت و با هر دوپای خود بدرون دنیای موسیقی پرید!
"باید بگم، نگاه کردن به عقب و اون تصمیم، واقعا الان پرمخاطره بنظر می‌رسه. من مطمئنم به پسرم نصیحت می‌کنم که به دانشگاه بره. مخصوصا زمانیکه شخصه دیگه‌ای بخواد مخارجشو بپردازه. اما خب اون تصمیم برای من خوب بود و حدس می‌زنم که تو راه درستی بودم البته بعدا فهمیدم که علاقه من به کیهان شناسی خیلی بیشتر از یه جستجوی شخصی برای حقیقت و وجود خدا بود. این یه منطق فیلسوفانه از فیزیک جدید و مکانیک کوانتوم بود که منو به خودش علاقمند کرد. پس فکر نمی‌کنم که رفتن به اون راه کار درستی بود. ریاضیات مسلما منو می‌سوزوند."
علاوه بر تاثیرات گروههای Hard Rock مثل Kiss و Aerosmith و گروههای مختلف Rock اواخر دهه ۷۰، تروی به Van Halen و Randy Rhoads بعنوان منابع اصلی الهام او در زمانی که بصورت جدی شروع به گسترش مهارت خود در نواختن Lead Guitar کرده بود، استناد می کند. از سوی دیگر، سبک متاثر از موسیقی کلاسیک Randy دوباره علاقه او به موسیقی کلاسیک را که ریشه در دوران کودکی او داشت برانگیخت و او شروع به یادگیری قطعاتی از باخ و پاگانینی کرد.
"من این اجرای زنده از Ozzy را در سال ۱۹۸۱، درست قبل از مرگ Randy ضبط کردم. فکر کنم یه اجرا تو Memphis بود. اون نوار باعث ایجاد پیوند در من شد. چیزی در Tone صداش و نتهائی که انتخاب می‌کرد بود، که توجه منو واقعا جلب کرد. من همه چیز رو با گوش از اون نوار یاد گرفتم. Randy مسلما یکی از تاثیرات بزرگ من بود. هنوزم کاراشو دوست دارم. اونا سنگین بودن اما هدفدار و در عین حال ملودیک و اون یکی از چیزهائی هست که من همچنان بخاطرش در موسیقی خودم تلاش می‌کنم."
تروی شروع به تدریس خصوصی گیتار در یک مغازه محلی بطور پاره وقت کرد و سریعا کشف کرد که او هنر درس دادن و آموزش را در اختیار دارد. استتینا به سرعت بعنوان یکی از بهترین معلمها در ایندیاناپلیس مشهور شد. زمانیکه برخورد اتفاقی او با Will Schmid نویسنده و ویراستار انتشارات Hal Leonard در مغازه رخ داد، فرصت نوشتن یک متد آموزشی Heavy Metal محقق شد. کار اول او بخاطر مشکلات Copyright هرگز چاپ نشد. ثمره دومین تلاش تروی، کتاب Original و بسیار موفق Heavy Metal Rhythm Vol.1&2 بود و پرفروشترین متد Lead Guitar پس از آن بسرعت روانه بازار شد.
"معلمان خوب لزوما نباید نوازندگانی خوب باشند و همچنین نوازندگان خوب نباید حتما معلمانی خوب باشند. چرا که ایندو هر کدام مهارتهای کاملا متفاوتی را می‌طلبند. من خیلی خوش شانسم که واقعا در هر دو زمینه موفق هستم، اما اگر مجبور بودم که یکی رو انتخاب کنم،‌ همیشه این احساس رو داشتم که در درجه اول یک نوازنده هستم و بعد از اون یک معلم و نویسنده. هنوزم نوشتن احساس یه کار زیاد رو برام داره، مخصوصا وقتی که مشغول ضبط یا ساخت اثری هستم. اون موقع تمام ساعتهای شبانه روز هم کم هستند."

تروی در سال ۱۹۸۶ به میلواکی رفت تا کرسی استادی در مدرسه عالی موسیقی Wisconsin را دریافت کند. بیشتر از تعداد کمی گوش متوجه به حساب آوردن Heavy Metal Guitar در مدرسه سنتی موسیقی شده بودند! با این همه او توانست احترامی همراه با غبطه را جلب کند. تروی مختصرا تئوری پیشرفته موسیقی را در مدرسه عالی برای درک هرچه بیشتر بنیان پیچیده موسیقی کلاسیکی که او اجرا می‌کرد، تدریس کرد.

"من چندتا Solo از ۲۴ کاپریس پاگانینی و همچنین رقص زنبور عسل را در مراسم مدرسه عالی اجرا کردم. می‌دونید با یه صدای بلند و یه دیستروشن کاملا متال. علاقه من به موسیقی کلاسیک دو جانبه بود. من ظاهر تنش‌زایی و کیفیت دراماتیک خود موسیقی رو دوست داشتم. دوم اینکه، اون یه مبارزه طلبی تکنیکی بود. اگه می‌تونستم اونو بزنم این احساس رو داشتم که قادرم هر چیز دیگه‌ای رو بزنم. من همیشه خیلی بیشتر علاقمند بودم که قطعات واقعی کلاسیک رو با گیتار الکتریک اجرا کنم تا اینکه ایده‌های کلاسیک رو با موسیقی راک منطبق کنم. احساس می‌کردم که موسیقی آهنگسازان کلاسیک کامل بود، مخصوصا بتهوون، اون بهترینه. من اون موسیقی رو برای خشنودی خودم اجرا می‌کردم، نه برای معروف شدن یا برای فروش رکوردهام."

بعنوان یک گروه،‌ یک مشکل برای تروی همیشه این بود که علائق او برای جمع کردن در Style یک گروه خیلی گوناگون بود. با این حال او در اواخر دهه ۸۰ گروهی با نام Assent تشکیل داد که خواننده آن زنی بود به اسم Shauna Joyce، درامر Don Terkel و Mik Rome بعنوان بیسیست.

"من Heavy Metal رو دوست داشتم، پاپ ملودیک رو دوست داشتم، Punk رو دوست داشتم و همچنین موسیقی کلاسیک رو دوست داشتم. من واقعا همه سبکهارو دوست داشتم، هر چیزی که خوب بود. خب من یه آهنگ رو در یه سبک می‌نوشتم و احساس می‌کردم آنچه که می‌خواستم بگم رو در اون گفتم و بعد یه آهنگ دیگه در یه جهت دیگه. وقتی که ما برای تبدیل Demo هامون به رکوردهای اسم‌دار رفتیم، نمی‌دونستیم کدوم طرفی باید بریم! منظورم اینه که ما ۴ نوع دموی مختلف داشتیم."

تروی سرپرست بخش مطالعات گیتار Rock در مدرسه عالی شد و برنامه آموزش دیپلم گیتار Rock را توسعه داد. اما او ناراضی شد و در سال ۹۳ برنامه را رها کرد و برای کار با موسیقی دانهای مختلف به نیویورک رفت و بعد از آن در سال ۹۴ در لوس‌آنجلس، همانجائی که او بطور کوتاه با اسطوره دهه ۸۰، Do Dokkan، کار کرده بود،‌ مدتی را گذراند. بالاخره تروی تشخیص داد که می‌تواند برنامه خود را هر جا که بخواهد طراحی کند و در نهایت تصمیم گرفت که به میلواکی برگردد، نزدیک ناشر خود، برای برپائی استودیوی شخصی و فرستادن ایده های جدیدش بروی Disc. در بازگشت دوباره به میلواکی او استودیوی ضبط خود Artist Underground را بنا کرد و گامی فراتر در تولید موسیقی جدی و با کیفیت بالا، نهاد. پروژه اول او در استودیوی جدید، کار Instrument خودش Exottica بود. بعد از آن او شروع به تولید،‌ برای گروههای دیگر کرد.

"خیلی از مردم برای مدت زیادی از من می‌پرسیدن که آیا من کار بدون کلامی بیرون دادم؟ خب راستش من واقعا هیچوقت در موسیقی بدون کلام بزرگ نبودم. موسیقی همراه با Vocal گستردگی و وابستگی خیلی بیشتری داره. اما در آغاز کار در اواسط دهه ۹۰ ایده های Instrument زیادی به ذهنم رسید. برای بیرون کشیدنشون اونطور که می‌خواستم لازم بود که تجهیزات استودیو رو ارتقا بدم. بعد از کلی جستجو رفتم به سراغ کار با کامپیوتر اما اون خیلی سختر از اون چیزی بود که فکر می‌کردم. من ۴ ماه وقت صرف کردم برای عیب یابی کارم تا بتوانم اونو درست انجام بدم. من هرگز نمی‌خواستم که یه متخصص کامپیوتر بشم، اگرچه که خوشحالم که تونستم اون کارو بکنم. من Exottica رو اونجوری که می‌خواستم صدا بده، ساختم و هنرمندانه منو ارضا کرد. چند تا از بهترین اجراهای من اونجاس. Heavy و هدفمندانه ملودیک. تعداد زیادی Tonalite های درهم گره خورده و تنشهای متضاد اتفاق می‌افتن، تعدادی Solo های پرشور و آهنگهائی که فکر می‌کنم خیلی زیبا هستند. سود دیگه این کار این بود که من استودیو را باز کردم برای تولید با کیفیت گروههای دیگه. همون چیزی که برای مدت زمان زیادی می‌خواستم انجام بدم."

اگرچه تروی بوسیله خیلی‌ها بعنوان یکی از بهترین نوازندگان دنیا معرفی شده است، اما او بدنبال رسیدن به معروفیت در سطحی گسترده و موقعیت یک ستاره Rock نیست.

"شهرت یعنی تغذیه غرور خودتون برای اینکه احساس کنین مهم هستین. به من توجه کنین! وجود من موجه است، چرا که من مرکز توجهم. خب، البته خواستار احساس مهم و ارزشمند بودن هیچ ایرادی نداره. ولی این یه کم احمقانه بنظر می رسه که براش خیلی کار کنی، منظورم اینه که ما درباره درمان سرطان یا جنگ پایانی، یا هر چیز خیلی مهم اینجا صحبت نمی‌کنیم. این فقط گیتار زدن بخاطر مسیحه! بهتره که یه چهره متعادل از زندگی رو حفظ کنیم. در یک سطح عمیقتر، ما به سادگی، ارواح بشر در جستجوی هدف و شادی هستیم و تا اون سطح هممون یکی هستیم. فکر می‌کنم این خیلی مهمه که بفهمیم واقعا موفقیت در صنعت موسیقی چی هست و چی نیست. این تا اندازه‌ای مربوط می‌شه به موسیقی و استعداد. همچنین مربوط می‌شه به زمان بندی، خوش شانسی، کار سخت، بازاریابی و در خیلی از موارد تمایلی به یه کم خل بودن! مثل یه تصادف ماشینی که از عابران توجه می‌گیره. بعضی از مردم خوش شانس، سخت کار می‌کنند و درهای شانس هم به روشون باز می‌شه. به بقیه موقیتهای دیگری اهدا شده. اگرچه ما دوست داریم تا وانمود کنیم خودمون موفقیتهامونو ساختیم، ولی حقیقت اینه که هیچکس واقعا کنترلی بر اونچه که توی زندگی براش اتفاق می‌افته نداره. ما همه، حداکثر تلاشمونو می کنیم، ما می‌تونیم و با چیزهائی که زندگی جلومون میندازه معامله می‌کنیم و فقط بخاطر همینه که بعضیا نمی‌تونن فرصت مناسب رو برای عضوی از ماشین صنعت موسیقی شدن بدست بیارن. این به این معنی نیست که اونا یا موسیقی اونا از ارزش کمتری در یه سطح هنری برخورداره. این فقط به این معنی که اون اجتماع بطور کلی برای پذیرفتن اون در یک مسیر بزرگ آماده نیست. مطمئنا من ترجیح میدم که CD های بیشتری بفروشم. اما این مهمترین چیز در زندگی من نیست. اهداف من راجع به گسترش یه کمی بیشتر مهربونی تو این دنیاست. من احساس خوش شانسی می کنم که یه سابقه ۲۴ ساله تو موسیقی دارم و همیشه سعی می کنم برای کارهائی که دوست دارم به اندازه درآمدم خرج کنم. خب حداقل بیشتر مواقع این کار رو کرده‌ام. همچنین احساس رضایت می‌کنم از تدریس و تعلیم و بوجود آوردن هزاران گیتاریست. مسلما همیشه می‌تونست بهتر باشه اما من خیلی خوب این کار رو کردم و بخاطرش احساس خوشنودی می‌کنم."

جدای از موسیقی علائق تروی شامل: فلسفه، روانشناسی، فیزیک کوانتوم، پدیده‌های روانی، مطالعات اسرار آمیز و ورای درک انسانی می‌شود. او ۱۵ سال است که با Lead Vocalist سابق خود Shauna، کسیکه با او در پروژه سال ۱۹۹۲ Set the World on Fire همکاری کرد، ازدواج کرده است. آنها صاحب دو پسر (به نامهای Zack که ۷ ساله است و Jeremy که ۳ سال دارد) هستند و همانطور که خواهید دید مقرر شده تا آنها تبدیل به قهرمانان گیتار بشوند.

"مطمئنا موسیقی دارای ارزشه. من واقعا ازش لذت می‌برم. اما خیلی چیزهای مهمتر دیگری برام هست مانند همسر و فرزندانم. چیز مهم دیگه این جهنمی که در اطراف دنیای ما وجود داره. برای من اینطور بنظر می‌رسه که اون بسمت مردمی پائین می‌یاد که به دیگران احترام نمی‌ذارن. اونائی که اشتیاق دارن که برای کسب منافع خودشون به دیگران ضربه بزنن ولی واقعا در درون خودشون خوشحال نیستن. ایده من اینه که اگه هر کدوم از ما مسئولیتی رو در قبال چیزهائی که زندگی ما رو در جهت بهتری قرار می‌دن، می‌گرفتیم و منصفانه و با احترام با دیگران رفتار می‌کردیم، مطمئنا در دنیای بهتری زندگی می‌کردیم. حالا این هدفی خیلی با ارزشتر از ستایش خود و شهرت است. به هر حال این آرمان شخصی منه. من می‌دونم که مهربونی با مهربونی عمومی Heavy Rock ناسازگاری داره. این پارادوکسی‌ای که من حدس می‌زنم، شاید هم نباشه. من شما رو تشویق می‌کنم که در موسیقی‌ای که خلق می‌کنید بر علیه ستایش بی‌خردانه اعتیاد و خشونت که اسطوره رو جاودان می‌کنه، برخیزید و همینطور شما رو تشویق می‌کنم که حداقل به موج هائی که خلق می‌کنین فکر کنین، وقتی که دارین در جریان زندگی حرکت می‌کنین. برای تک تکتون بهترین آرزوها رو برای موسیقیتون و کار موسیقیتون دارم. صلح، عشق و تمام چیزهای خوب."

ICE
Oct-06-2007, 17:30
Roger Keith "Syd" Barrett



راجرسید برت مانند یک ستاره دنباله دار در مدتی کوتاه ظهور کرد و در این زمان اندک بسیار درخشید. او نشانی ماندگار بر موسیقی راک پیشرو (progressive) و راک سایکدلیک (psychedelic موسیقی راک دوران هیپی ها که بیشتر تحت تاثیر مصرف مواد توهم زا ساخته و شنیده میشد) باقی گذاشت و به عنوان یکی از بنیان گذاران و همچنین خواننده اصلی، ترانه سرا و نوازنده گیتار و سولوی گروه پینک فلوید (Pink Floyd)، از یکی از موثرترین موسیقیدانان عصر خود به شمار میرفت.
برت عامل اصلی شکل گیری آلبوم درخشان اولیه گروه پینک فلوید تحت عنوان The Piper at the Gates of Dawn در سال 1967 بود. با این وجود او در سال 1968، به خاطر اخلاق و رفتار غیر قابل پیش بینی خود که کنار آمدن با او را بسیار دشوار می ساخت، گروه را ترک کرده و یا به قولی از گروه اخراج میشود. هرچند او در یکی دو ترانه از آلبوم بعدی به نام A Saucerful of Secrets نیز حضور دارد.
حضور او در میان اعضای گروه چنان قدرتمند بود که تنها تعداد اندکی تصور میکردند که گروه پینک فلوید بتواند بدون او پابرجا باقی بماند. درواقع مدیران اولیه گروه تصمیم گرفته بودند که برت را حفظ کرده و بقیه اعضا را به حال خود رها کنند. گروه پینک فلوید هرگز نتوانست دوباره آن شوخ طبعی با روح و انرژی دیوانه وار دوران کار با برت را به دست آورد.
آلبومهای سولو
برت پس از ترک پینک فلوید خود را از انظار عمومی دور نگه داشت. با این وجود به خواسته کمپانی ضبط صفحه EMI و Harvest Records (که یکی از زیر شاخه های کمپانی بزرگ EMI بود و اساسا به ضبط و پخش آثار راک پیشرو میپرداخت)، دوران کوتاهی را به انجام فعالیت های سولو مشغول شد و دو آلبوم به نامهای The Madcap Laughs و Barrett منتشر نمود.

برداشت یک از ترانه Love Song از آلبوم Barrett



تهیه این دو آلبوم با حمایت فراوان هم گروهان سابق او ، به خصوص از طرف جانشین او دیوید گیلمور (David Gilmour) که کار تهیه چند جلسه ضبط را بر عهده گرفت، انجام شد. در این دو آلبوم اعضای گروه The Soft Machine (از موثرترین گروههای موسیقی زیرزمینی دهه 60) هم به نوازندگی پرداختند و به آن حال و هوایی از موسیقی فولک دادند که در عین ناهمواری و نیمه کاره به نظر رسیدن، جذاب بود.
شوخ طبعی نامتعارف برت، بازی کنایه آمیزش با کلمات و ملودیهای مسری ترانه هایش، آثاری را در دو آلبوم سولوی او به وجود آورده اند که بعضی درخشان و بعضی آشفته و کابوس وار هستند.
این آثار با وجود اینکه از قدرت کنترل شده آثار سال 1967 او با پینک فلوید بی بهره اند، با این حال آنها منظری سحرانگیز و تکان دهنده به روح خلاقی هستند که به قولی، پس از شهرت بسیار و مواد مخدر فراوان،در زمانی کوتاه به بیراهه رفت.
دیوید گیلمور با نواختن گیتار بیس و جری شیرلی (Jerry Shirley) نوازنده پرکاشن، برت را در تنها کنسرت زنده او در این دوران همراهی کردند. این کنسرت در 6 ژوئن 1970 در سالن المپیا Olympia در لندن اجرا شد که بخشی از جشنواره موسیقی و مد بود. این گروه سه نفری در زمانی کمتر از 30 دقیقه چهار ترانه اجرا کردند و به دلیل میکس ضعیف، صدای خواننده تا نیمه آخرین ترانه شنیده نمیشد. در انتهای ترانه چهارم، برت به طور ناگهانی و مودبانه گیتار خود را کنار گذاشت و صحنه را ترک کرد.

Baby Lemonade

آخرین حضور او در رادیو BBC در 16 فوریه 1971 برای ضبط سه ترانه در استودیو آنجا بود که هر سه از آلبوم "برت" بودند و احتمالا قرار بود برای تبلیغ این آلبوم پخش شوند.هرچند که در این دوران سید برت برای ضبط موسیقی خود چندان رغبتی نشان نمیداد و حتا برای اجرای زنده آن هم بی رغبت تر مینمود. پس از این جلسه در استودیو، او به مدت بیش از یک سال از صحنه موسیقی دور شد.

سالهای بعدی
برت در سال 1972 گروهی به نام Stars تشکیل داد که عمری کوتاه داشت. در سال 1974 نیز با ترغیب پیتر جنر (Peter Jenner) تصمیم به ضبط آلبوم دیگری گرفت که پس از سه جلسه ضبط ، کار به جایی نرسید و برت بار دیگر از صنعت موسیقی کنار کشید.
او حقوق آلبومهای سولوی خود را کمپانی های سازنده فروخت و به یک هتل در لندن نقل مکان کرد و پس از به پایان رسیدن پولش، در زیرزمین خانه مادرش، واقع در کمبریج ساکن شد.
از این پس تمام کوششها برای به صحنه برگرداندن او بی نتیجه ماند. او تا زمان مرگ هنوز سهم خود را با انتشار هر نوع آلبوم و مجموعه از آثار مشترک با پینک فلوید دریافت میکرد و گیلمور همواره بر انجام یافتن این نقل و انتقال مالی نظارت داشت.
ایکاش تو در کنارم بودی
سید برت و گروه پینک فلوید در سال 1975 برای جلسات ضبط آلبوم Wish You Were Here به هم پیوستند. برت به طور غیر منتظره وارد یکی از جلسات شد و کار ضبط ترانه Shine on You Crazy Diamond را تماشا کرد که اتفاقا، ترانه ای درباره خودش بود.
در آن زمان، سید مقدار زیادی اضافه وزن پیدا کرده و تمام موی سر و ابروهایش را تراشیده بود، به طوری که هم گروه های سابقش در ابتدا او را به جا نیاوردند.
راجر واترز پس از اینکه سید برت را به جا آورد، به قدری منقلب شد که به گریه افتاد. اشاره پینک فلوید به این دیدار، در فیلم "دیوار" جایی که قهرمان داستان پس از تسلیم شدن در زیر بار زندگی و شهرت، ابروهای خود را میتراشد، کاملا آشکار است.
ریک رایت (Rick Wright) نوازنده پیانو و کی بورد گروه، این دیدار را وحشتناک توصیف میکند و می گوید :
"من و راجر هر دو اشک میریختیم. خیلی تکان دهنده بود ... هفت سال بی خبری و ناگهان دیدن او درست پس از اجرای آن ترانه به خصوص، نمیدانم [ کار چه بود ]، تصادف، کارما، سرنوشت، کسی چه میداند؟ اما هرچه بود بسیار بسیار قدرتمند بود."
مجموعه آثار
در سال 1988، کمپانی EMI مجموعه ای از آثار استودیویی پخش نشده برت در طی سالهای 1968 تا 1970 را جمع آوری و در آلبومی به نام اوپل Opel منتشر کرد.
در سال 1993، این آلبوم همراه با دو اثر دیگر برت در یک مجموعه سه تایی به نام Crazy Diamond منتشر شد که همه آنها شامل ترانه ها و قطعاتی از موسیقی استفاده نشده ای است که سندی عالی بر ناتوانی یا امتناع برت از اجرای مجدد یکسان از یک ترانه هستند.
ترانه Bob Dylan Blues برای اولین بار در مجموعه بهرین آثار سید برت به نام The Best of Syd Barrett: Wouldn't You Miss Me منتشر شده در سال 2001 به پخش عمومی رسید. این ترانه از یک نوار نمونه کار سید برت استخراج شده بود که دیوید گیلمور آنرا از یک جلسه ضبط در اوایل دهه 70 تا کنون نگه داشته بود.
Bob Dylan Blues

مجموعه ای از 19 CD صوتی / تصویری به نام Have You Got It Yet شامل چندین اجرای زنده برت در زمان پینک فلوید و در دوران کار سولوی خود منتشر شد که جذابیت آن به خاطر اجرای ترانه هایی که اجرای تمرینی آن زیباتر از نسخه منتشر شده آن شده اند، دو چندان شده است. ترانه هایی از سومین آلبوم نیمه کاره او و همچنین مصاحبه هایی با اعضای گروه پینک فلوید و هنرمندان دیگر نیز از جمله بخشهای بسیار جالب این مجموعه موجود هستند.



سالهای آخر
استفاده برت از مواد روان گردان به خصوص LSD در طی دهه 60 امری واضح و ثبت شده است. عده ای عقیده دارند که سوء مصرف این مسیر رو به سمت فروپاشی روحی او را هموار کرده است. در مطلبی منتشر شده در سال 2006، از دیوید گیلمور چنین نقل قول شده است:
"به نظر من، او در هر صورت دچار این فروپاشی میشد. مشکل او بسیار ریشه دار بود. اما آن تجربیات هیپیوار با داروهای روانگردانشان، میتواند به عنوان نوعی کاتالیزور عمل کرده باشد. من هنوز هم فکر میکنم که او نمیتوانست با تصور شهرت و همه پیامدهای آن کنار بیاید."
برت با افزایش مشکلات روحی خود، وارد یک زندگی انزوا طلبانه مطلق شد و نه تنها به انتشار هیچ یک از آثار خود نپرداخت، که اصولا به کار نواختن و اجرا نیز تمایلی نشان نمیداد.
هر چند آلبومهای او در هنگام انتشار توجه اندکی به خود جلب کردند، اما مخاطبین آیینی و هواداران سبک و ثیاق مخصوص به خود را داشتند.موسیقی و جاذبه عرفانی برت موجب پیدایش تاثیری پایدار شد که در طی دو دهه بعد از انتشار بسیار گسترده تر شد. بسیاری از هنرمندان آثار خود را متاثر ار سید برت میدانند که از جمله آنها میتوان به پاول مک کارتنی (Paul McCartney)، جیمی پیج (Jimmy Page)، دیوید بووی (David Bowie) و برایان انو (Brian Eno) اشاره نمود که همه در زمانهای مختلف برای انجام کار مشترک با برت اظهار علاقه کرده بودند.

vh1.com, wikipedia.com

ICE
Oct-06-2007, 17:31
David Gilmore

دیوید گیلمور در کمبریج متولد و بزرگ شده است. پدرش استاد دانشگاه جانورشناسی بود . گیلمور ، سید بارت را در دانشگاه هنر و تکنولوژی کمبریج ، جایی که در اوقات ناهار تمرین گیتار می کردند ، ملاقات کرد. ولی به هر حال آنها همگروه نبودند و دیوید در سال 1963 شروع به نواختن در گروه Joker`s wild نمود. گیلمور در سال 1966 Joker`s wild را ترک کرد و با بعضی از اعضای آن گروه جدیدی را تشکیل داد. این گروه در ابتدا Flowers نام داشت و بعد به Bulitt تغییر نام داد ، که قبل از پاشیدن ، در سالهای 1966 و 1977 در اسپانیا و فرانسه به اجرا می پرداخت. در ژانویه سال بعد ، از گیلمور خواستند که به Pink Floyd بپیوندد. بارت بعد از چند ماهی گروه را ترک کرد- به عبارت دیگر اعضای گروه تصمیم گرفتند که دیگر برای اجرا او را نبرند- و گیلمور نقش لید گیتار گروه را به عهده گرفت و در کار لید ووکال نیز با راجر واترز مشارکت می نمود. گیتارنوازی گیلمور و همچنین قدرت آهنگسازیش عامل بزرگ موفقیت جهانی Pink Floyd در طول دهه هفتاد بود. اما به هر حال در طول این دهه واترز بیشتر و بیشتر بر گروه کنترل پیدا می کرد. ارتباط بین آن دو - گیلمور و واترز - روز بروز بدتر می شد.


گیلمور در بهار سال 1978 اولین آلبوم شخصی خود را به نام David Gilmour منتشر کرد. یکی از قطعه هایی که گیلمور در آن موقع ساخت ولی از آن استفاده نکرد آهنگ Comfortably Numb بود که بعدا بسط داده شد و جزو آهنگهای کلاسیکPink Floyd شد. دیوید دومین آلبوم شخصی خود را به نام About Face در سال 1984 منتشر کرد. در سال 1985 واترز گروه را منحل اعلام کرد. اما گیلمور کنترل کامل گروه را به دست گرفته و آلبوم A Momentary Laps Of Reason را بوجود آورد. گیلمور شرح داد:
" در این سالهای اخیر، قبل از رفتن راجر از گروه ، من مشکلاتی در هدایت گروه پیدا کرده بودم. من فکر می کردم که آهنگها خیلی لغتی شده بودند و از آنجایی که معنی خاص آن لغات بسیار مهم بود آهنگها تنها به ابزاری برای اشعار تبدیل شده بود نه یک موسیقی الهام بخش... Dark Side of the Moon و Wish You Were Here بسیار موفق بودند ، نه بخاطر سهم راجر ، بلکه به این خاطر که توازن بیشتری بین موسیقی و اشعار وجود داشت تا این آلبومهای آخر . این کاریست که من سعی میکنم در A Momentary Laps Of Reason انجام بدهم تمرکز بیشتر بر موسیقی و بازیابی تعادل. "
گیلمور ، در کنار کار و استراحت در Pink Floyd، برای بسیاری از کارها ، پدیده های نوظهور ، گروههای بزرگ نیکوکاری ، به عنوان یک موزیسن دوره ای ، تهیه کننده و حتی مهندس صدا ، خود را مشغول کرده است از جمله روی هارپر ، کیت بوش( که در شروع ، گیلمور نقش اینسترومنتال داشت) ، The Dream Academy (گروه دیگری که در تاریخ اولیه آن گیلمور نقش محوری داشت)، گریس جونز ، تام جونز ، التون جان ، Arcadia ، برایان فری ، برلین ، رابرت وایت ، هاوک ویند ، پل مک کارتنی ، رینگو استار ، سام براون ، جولز هلند ، Propaganda ، پیتر تاونشند ، The Who Supertramp، وارن زوون ، آلن پارسونز و بسیاری دیگر.
گیلمور همچنین بخاطر سولوهای دقیق و bend وار و همچنین انواع صداها و جیغ های ویولون مانندش بسیار مشهور است. سولو های وی بخاطر ساخت و ترکیب بسیار خوب و بدون استفاده از کوچکترین نت اضافه بسیار مورد توجه است. گیلمور در مصاحبه هایش توضیح داده است که عدم وجود تکنیک در نوازندگیش موجب شده که بیشتر بر روی ملودیهای هنرمندانه و زیبا تمرکز کند و جذبه پایدار اکثر سولوهای وی به این خاطر است که آنها ملودیهایی پر معنی هستند تا تمرینات تکنیکال صرف. او در زمینه استفاده از افکتهای صدای گیتار نیز نوآور بوده است.
او در سال 1996 به عنوان عضوی از Pink Floyd وارد لیست تالار مشاهیر راک اند رول شد. دیوید در سال 2002 به همراه گروهی کوچک و کر ، کنسرتهای سولوی آکوستیک کوچکی را در شهرهای لندن و پاریس اجرا نمود. در ماه می 2003 گیلمور یکی از خانه هایش را در لندن فروخت وبا پنج میلیون دلاری که بدست آورد در یک پروژه خانه سازی برای بی خانمان ها مشارکت نمود. در نوامبر2003 او بخاطر خدماتش به موسیقی و همچنین اعمال بشردوستانه ، نشان افتخار CBE را دریافت کرد. ( CBE مخففی است از Commander`s Badge of the Order of the British Empire )
در دوم جولای 2005 گیلمور باPink Floyd - به همراه واترز - در کنسرتLive8 نواخت. این اجرا باعث افزایش موقت 343 /1 درصدی در فروش آلبوم Echoes:The best of Pink Floyd شد . در نتیجه گیلمور قول داد که کلیه منافع حاصله را به صدقاتی که بازتاب اهداف Live8 هستند اختصاص دهد. وی گفت:
" اگرچه هدف اصلی بالا بردن آگاهی و افزایش فشار بر سران گروه 8 بود ولی من از سود این کنسرت استفاده نمیکنم. این پولی است که باید برای نجات زندگیها از آن استفاده شود."
بعد از مدتی وی از کلیه هنرمندانی که شاهد افزایش فروش خود بخاطر اجراهایLive8 بودند دعوت کرد تا درآمد اضافی خود را به افزایش تنخواه Live8 اختصاص دهند. او همچنین یک خلبان با تجربه است. وی به بهانه اسم شرکتشInterpid Aviation مجموعه ای گیرا از هواپیماهای قدیمی گرد هم آورده است. او به دلیل زیر تصمیم گرفت که شرکت Interpid Aviation را بفروشد (برگرفته شده از مصاحبه اش با رادیوی بی بی سی در سال 2002) :
" شرکتInterpid Aviation برای من راهی بود تا سرگرمی من بتواند تا حدی خرج خودش را در بیاورد ، ولی در طی چند سال تبدیل به یک کار تجاری شد چون مجبوری که به آن تجاری فکر کنی. ناگهان فهمیدم که به جای اینکه آن برای من یک سرگرمی لذت بخش باشد تبدیل به تجارت شده است به همین خاطر فروختمش. من دیگرInterpid Aviation را ندارم . الآن فقط یک هواپیمای دوباله دارم که بعضی وقتها با آن دور آسمانها سرگردان می شوم ..."
گیلمور از ازدواج اولش با جینجر صاحب چهار فرزند شده است: آلیس ، سارا ، کلیر و ماتیو. او از ازدواج دومش سه فرزند دارد و چارلی ،اولین فرزند زن دومش ، پولی سامسون نویسنده را ، به فرزندی خود پذیرفته است. او در نوامبر 2005 در افتتاحیه نام Pink Floyd در تالار مشاهیر موسیقی انگلستان سخنرانی کرد. سومین آلبوم دیوید گیلمور به نام On An Iland در6 مارس 2006 منتشر شده است. دیوید گیلمور در درجه بندی مجله رولینگ استونز به عنوان بزرگترین گیتاریست تمام دوران دارای رتبه 82 می باشد. او بخاطر گیتارنوازی متاثر از بلوزش (Blues ) که کمتر در گروههای راک پیشرفته (Progressive Rock ) مشاهده می شود معروف است.

ICE
Oct-07-2007, 14:33
B.B.KING
سلطان بلوز و یک فوق ستاره متواضع



بی.بی.کینگ که در سراسر جهان به عنوان سلطان مسلم بلوز شناخته میشود، بدون شک با اهمیت ترین نوازنده گیتار الکتریکی در نیمه دوم قرن گذشته است و بدون اغراق باید گفت گیتار سولو معاصر بدون حداقل یکی دو فن نوازندگی از کینگ، قابل تصور نیست.با وجود همه این افتخارات باید گفت که بی.بی. کینگ یک فوق ستاره ذاتا متواضع است، یک چهره معروف دست یافتنی که همیشه با روی باز از بازدیدکنندگانش پذیرایی میکند.
طی سالهای 1951 تا 1985، ترانه های کینگ توانسته است 74 مرتبه در فهرست بهترینهای R&B قرار بگیرد و همچنین او یکی از معدود هنرمندان شناخته شده بلوز است که توانسته است در زمینه موسیقی پاپ هم به درجه بسیار عالی دست بیابد، ترانه "The Thrill Is Gone" در سال 70 به بالاترین فروش و محبوبیت رسید و از ترانه های پاپ اصیل محسوب میشود.
بذر استعداد بی نظیر کینگ در منطقه اجدادی بلوز یعنی می سی سی پی، ریشه دارد. رایلی بی. کینگ Riley B. King در منطقه Itta Bena رشد کرد و دوران کودکی اش دورانی سخت بود. کینگ کوچک مدام بین خانه مادر و مادر بزرگش سرگردان بود و در دوران نوجوانی به کار سخت در مزرعه اشتراکی و خواندن آوازهای مذهبی در کلیسا مشغول بود تا اینکه در 1943 به شهر ایندیانولا Indianola در دل دلتای می سی سی پی نقل مکان کرد. موسیقی کانتری و کلیسایی و سبک بزرگان بلوز از جمله T-Bone WalkerوLonnie Johnson نوابغ جاز چون Charlie Christian و Django Reinhardt تاثیر دائمی بر ذهنیت موسیقایی کینگ برجا نهاده بود.
در 1946 کینگ به دنبال عموزاده اش Bukka White که گیتاریست سبک کانتری-بلوز بود به ممفیس رفت و در طی ده ماه پر ارزش نزد وایت، نکات ریز نوازندگی گیتار بلوز را آموخت. کینگ برای دیدار کوتاهی از خانواده به ایندیانولا رفت و مجددا به ممفیس بازگشت و این بار برای مدت زیادی ماندگار شد.
به زودی کینگ موفق شد تا موسیقی خود را به طور زنده از رادیو ممفیس WDIA پخش کند. صاحبان کلوب های محلی علاقمند بودند که برای تبلیغ بیشتر برنامه های جالب شبانه خود را در برنامه های خوب رادیو نیز پخش کنند. هنگامی که نوبت کار متصدی برنامه پخش موسیقی رادیو WDIA، DJ Maurice "Hot Rod" Hulbert تمام میشد، کینگ کار را به عهده میگرفت. کینگ به خاطر نوع موسیقی انتخابی خود، نزد شنوندگان رادیو به "Beale Street Blues Boy" و بعد به Blues Boy و در نهایت به B.B. شهرت یافت.



منبع:

ICE
Oct-07-2007, 16:13
حامد فتحی
نحصیلات : لیسانس حقوق

نوازندگی را از سن 18 سالگی بصورت خود آموز شروع کرد و در سن 20 سالگی سبک گیتار کلاسیک شروع نمود که در طی این سالها از دانش و راهنمایی اساتیدی چون فرزاد دانشمند - سیامک مهاجر - بهرام جباری زاده و حامد پور ساعی استفاده نمود. و تئوری موسیقی و سلفز را نزد آقای کاوه سروریان فراگرفت .
وی سابقه شرکت در 3 دوره مستر کلاس پرفسور لیلی افشار و کلاس خصوصی ایشان و مستر کلاسهای خولیو آلمیدا - فلورین کنیل - مهرداد پاکباز را داشته است .
وی سابقه دو کنسرت آموزشی را در فرهنگسرای نیاوران و کنسرت حرفه ای رسیتال گیتار کلاسیک را در فرهنگسرای شفق در سال 1385 دارا میباشد.
عمده فعالیت ایشان در زمینه نوازندگی - تدریس و تحقیق در زمینه موسیقی و گیتار می باشد که از فعالیت های تحقیقی ایشان میتوان به : ارائه بیش از 200 مقاله در زمینه نوازندگی گیتار در سبکهای مختلف - نویسنده و همکارماهنامه هنر موسیقی و مدیریت سایت های تخصصی گیتار


و

اشاره نمود.

ICE
Oct-07-2007, 16:21
پاکو دلاثیا در جو مناسبی برای یادگیری گیتار فلامنکو متولد شد. دانش تکنیکال را از پدر خود آنتونیو و برادرش رامون فرا گرفت . در هفت سالگی گیتاریستهای برجسته ای چون نینوریکاردو
, میگوئل بورول, ماریو اسکودرو و سابیکاس را به عنوان مرشد خود در نظر داشت اما چهره برجسته در آموزش او پدرش آنتونیو سانچز بود. پورن نویسنده بیوگرافی پاکو میگوید : (آنتونیو برای آنکه از پسرش بهترین گیتاریست فلامنکو تاریخ را بسازد یک طرح استادانه پی ریزی کرده است). پاکو پس از یک دوره آموزشی (8-1952) اولین برنامه عمومی خود را در یک ایستگاه رادیویی در سال 1958 اجرا کرد. و در سال 1959 جایزه فستیوال بین المللی فلامنکو خرز دولا فرونترا را بدست آورد. در سال 1962 با همراهی صدای برادر خود په په جایزه دیگری(در خرز) کسب نمود. در سال 1963 گروه رقص و آواز خوزه گره کو را در خارج همراهی نموده در نیویورک با سابیکاس و ماریو اسکودرو دیدار کرد اما قصد آن داشت که بخشی از مکتب گیتار نوازی نینوریکاردو محسوب شود. پاکو به همراهی خانواده در سال 1964 به مادرید رفت. او در سال 1965 دو آلبوم با ریکاردو مودرگو- با تم های مشهوری از لورکا- وسه آلبوم دیگر با برادر خود رامون ضبط کرد. پدرش یک کلوب فلامنکو تاسیس کرد. در آنجا پاکو فرصت کرد تا صدای فوق العادترین خوانندگان فلامنکو رو بشنود. سپس با همراهی صدای فرناندو دیاز آلبوم ضبط نمود و بعد با پدروایتورالده - ساکسفون نواز جاز- آلبوم دیگری را ارائه کرد . پاکو در سال 1967 به سفری هنری رفت و در همان سال اولین آلبوم سلوی خود را ضبط کرد که در آن تاثیراتی از نینوریکاردو- سابیکاس - و ماریو اسکودرو مشاهده میشود . (فانتزیا فلامنکا) که در سال 1969 ضبط گردید آغاز گر یک دوران پیروزمند و پر موفقیت برای پاکو بود و از آن پس انبوهی از رسیتالها و آلبوم های پر موفقیت یکی پس از دیگری ارائه شد. پاکو در زندگی هنری پر موفقیت خود با همراهی هنرمندان برجسته ای چون : آل دی میولا, جان مک لافین, لاری کوری یل ,گروه دولورس( ستایشی از فایا), جورج پادرو, کارلوس بنونت , روبن دانتاس, چیک کوره آ, مانوئل سولر( رقصنده فلامنکو ), باندرا, کانی زارس- در قالبهای 2 نواری و 6 نوازی - همکاری داشته و آلبوم های موفق و مشهوری را ضبط و پخش کرده است . پاکو در سال 1991 کنسرتو آرانخوئز اثر خواکین رودیگر را اجرا کرده . در حال حاضر نیز بروی آلبوم 2004 خود فعالیت دارد.مطلب جالبی که در مورد پاکو وجود داره اینکه او به آواز بیش از نواختن گیتارعلاقه داشت اما به دلایلی به گیتار روی آورد. در پایان باید اضافه کنم که پاکو دلاسیا یکی از مهمترین افرادی بوده در احیا کردن موسیقی فلامنکو نقش داشته است...

Download Mantilla.mp3

ICE
Dec-15-2007, 00:04
Andres Torres Segovia 1893-1987



با وجود اينكه ساز گيتار زماني بسيار محبوب بود اما در زمان روي صحنه آمدن سگوويا اين ساز بيشتر به عنوان ساز هنر عاميانه تلقي ميشد ، او فشاري كه از طرف خانواده اش به او تحميل ميشد تا ساز اصيل تري را انتخاب كند را تحمل كرد و خود را وقف احياي مقام اوليه ساز كرد

زمانيكه در انستيتيو موسيقي گرانادا دروس عمومي موسيقي را تحصيل ميكرد ، هيچ فرصتي براي تعليم رسمي و با قاعده براي گيتار وجود نداشت . بنابراين او خود به فكر توسعه تكنيك هاي نوازندگيش بود

سگوويا در صدد تنظيمات و استنتاج و رونويسي آثار باخ ، هايدن و ديگر آهنگسازان كلاسيك براي توسعه برنامه اين ساز برآمد و در اين خصوص آثار بعضي از هم عصران اسپانيائي خود مثل : گرانادوس ، آلبنيتس و ... را نيز به كار گرفت . او چندين سال مبادرت به اجراي يك سري كنسرت در سراسر دنيا كرد . دوشادوش شهرت روزافزون او آهنگسازان ديگر نيز قطعات موسيقي مخصوص ساز او نوشتند كه تورينا ، تروبا ، ويلا لوبوس ، پونس ، تدسكو كاستل نو از آنجمله اند

تكنيك عالي و نبوغ ذاتي او موهبتي بي همتا بود چه او خود معلم خود بود و اين معلم خود ساخته كه بسياري از نوازندگان گيتار ، مرهون و مديون زحمات سگوويا در زمينه گيتار هستند و او به همت خودش به يك چهره افسانه اي ، تاريخي در طول زندگيش مبدل شد

سگوويا بزرگترين قدم را در راه پيشبرد گيتار برداشت و آن تبديل سيم هاي گيتار از زه و ابريشم به نايلون بود

از ديگر اقدامات برجسته او ميتوان به دور كردن گيتار از سرگرمي هاي بي اساس مردم عادي نام برد

ماًخذ : دائرة المعارف موسيقي كلاسيك جهان اثر پيتر كامون

ICE
Dec-15-2007, 00:20
Francisco Tarrega 1852-1909





نام فرانسيسکو تارگا با گيتار کلاسيک عجين شده است . نگاهی به قطعات تنظيم شده توسط او و بالاخص قطعات ساخته شده و تمريناتی و اتودهای آموزشي در زمينه گيتار کلاسيک از وي چهره ای ماندگار و فراموش ناشدنی در دنيای گيتار کلاسيک ساخته است.
Franciso Tarrega در 21 نوامبر 1852 در شهر Vila-real ديده به جهان گشود .والدين تارگا در صومعه مادر کلارسيس کار مي کردند و به دليل موقعيت شغلي تارگا تحت نظر پرستار بودروزي در اثر بي احتياطي پرستار تارگا در حالي که مشغول بازي بود در کانال آبياري پرت شد و شوکي که در اثر اين جريان بر او وارد شد بصورتی که صدمه شديدی بر چشمها و قوه بينايی او وارد ساخت.
والدين تارگا اورا براي گذراندن دوره موسيقي به Castellon فرستادند زيرا حالا تصور ميکردند که اگر او نابيناشود ميتواند از طريف نوازندگی به اقتصاد خانواده کمک کند!!!!

Eugeni Ruiz اولين استاد تارگا بود ( که نابينا بود (که اولين درس موسيقی را به او ياد داد. در همان زمان موسيقيدان نابينای ديگری بنام Manuel Gonzalez که مشهور بود بهEl cego de la Marina او تارگا را به سمت گيتار سوق داد و بنوعی زندگی او را متحول کرد و تمامی رموز و تکنيکهای وبنوعی حقه هايی که ميتوانست بينندگان را مجذوب کند به او ياد داد.

در سال 1862 تارگا اين شانس را يافت که Julian Arcas که براي اجرا به Castellen آمده بود را از نزديک ملاقات کند و در حضور او قطعه اي بنوازد، مهارت و توانايي تارگا موجب تحير Arcas شد و به پدر تارگا توصيه کرد که حتما او را به مدرسه موسيقي در Barcelona بفرستد.
بنابراين تارگا به بارسلون رفت ولي طولي نکشيد که به دليل وخامت وضعيت مالي پدرش به ناچار به خانه بازگشت.و براي کمک به پدر گروه موسيقي تشکيل داد و در اماکن عمومي و کافه ترياها به اجراي برنامه هايي مشغول شد.
در آن زمان يکي از ثروتمندان شهر به نام Antonio Canesa پس از مشاهده استعداد خارق العاده تارگا کل هزينه سفر و اقامت تارگا به مادريد جهت تحصيل در کنسرواتوار اسپانيايي تقبل کرد.
تارگا در آن زمان توانست براي اولين بار گيتاري تهيه کند (اين گيتار ساخته Antonio Torres بود.)سالهاي دانشجويي تارگا به سختي گذشت.در آن زمان پيانو يکي از متداولترين آلات موسيقيايي بود و گيتار آن محبوبيت سابق خود را از دست داده بود و در ميان آلات موسيقيايي در پايين ترين سطح قرار داشت، به همين دليل تارگا نمي توانست به عنوان نوازنده گيتار در کنسرتها فعاليت داشته باشد و به نواختن پيانو مي پرداخت.
تا اينکه استادش (Arriet ) در کنسرتي که براي امور خيريه ترتيب داده شده بود مهارت تارگا را در نواختن گيتار مشاهده نمود و او را به عنوان شاگرد خصوصي نزد خود پذيرفت و به تارگا گفت

گيتار به تو احتياج دارد و تو براي اينکار به دنيا آمدي.

از آن پس تارگا نوازندگي پيانو را رها کرد و تمام تمرکز خود را بر روي گيتار پياده کرد.در زمستان سال 1880 در کنسرتي در Novelda به جاي دوستش گيتار نواخت و به زودي شهرت و آوازه او در همه جا پيچيد.( در اين کنسرت همسر آينده خود Maria Rizo را ملاقات کرد.
پس از اين کنسرت در سال 1881 به فرانسه رفت و در تئاتر ها نوازندگي مي کرد و پس از اينکه توسط ملکه اليزابت دوم به انگليس دعوت شد به منظور ازدواج با ماريا به Noveldo بازگشت.

پس از مراسم عروسي آنها به مادريد رفتند و اولين دخترشان در آنجا متولد شد ولي متاسفانه دخترشان بر اثر يک بيماري در گذشت.

در Valencia تارگا با بيوه ثروتمندي به نام Conxa Martinez آشنا شد که اين خانم در زمينه فعاليتهاي هنري به تارگا خيلي کمک کرد و همچنين خانه اي را در Sant Gervasi در اختيار تارگا و خانواده اش قرار داد، اين خانه مکاني بود که تارگا بهترين و معروفترين آثارش را در آنجا ساخت.

در سفري به Granad تره مولوي Recuerdos de la alhambra را ساخت و سپس در Algeria قطعات
Danza mora
Morish dance به وي الهام شد.
و کنسرتهايي را در اسپانيا ، ميلان، ژنف، فرانسه، رم، ايتاليا اجرا کرد .و در اين کنسرتها استادي و تبحر خود را در نوختن گيتار به همگان اثبات کرد.

در سنین بالا اخلاق تارگا دچار تغییر خلق و خو شد . مردی احساسی و دارای عقاید عاشقانه. همچنین ترسو ترجیح میداد کنسرت را در مکانی کوچک با تعداد جمعیت کم اجرا کند تا در تئاتری بزرگ و در مقابل عده زیادی تماشاگر.

تارگا فرد خوش شانسي نبود زيرا در ژانويه 1906 به سختي بيمار شد. اين بيماري بسيار سخت و دوره نقاهت آن بسيار طولاني بود و در اين ميان دوستانش براي حمايت مالي از او کنسرتهايي با عنوان Audicions Tarrega برگزار کردند و درآمد حاصل شده از اين کنسرتها را به تارگا مي دادند.

تارگا در 2 دسامبر 1909 آخرين اثر خود با عنوان Oremus را ساخت.و در 15 دسامبر 1909 در خانه اش در خيابان Valencia در گذشت.

منبع: سايت

ICE
Dec-15-2007, 00:31
در اواخر دهه 1960 یکی از رایجترین دیوار نوشته ها در لندن و نیویورک عبارت کلپتون خداست بود . بعد از نزدیک به چهل سال ، با جسارت و تلاش بی وقفه او که خواننده و گیتاریست زبردستی است طرفدارانش روز بروز بیشتر شده ، طرفدارانی که در آنزمان که کلمات پرستشانه بر روی دیوارها نوشته میشد هنوز به دنیا نیامده بودند
شکوفائی استعداد و پیدایش سبک مخصوصش با مشکلات افراطی شخصی و تراجدی مانندی همزمان بود . در میان موسیقی عاطفی و زیبای او ، وی بدنبال پناهگاه و رهائی از عذاب های حاصل از مصرف الکل و دارو و همچنین رابطه های منحرف شخصی و چندین عشق مرده می گشت

اریک پاتریک کلپتون در 30 مارس سال 1945 میلادی در خانه مادر و پدربزرگش در محله گرین در ریپلی انگلستان به دنیا آمد . او پسر حرامزاده پاتریشیا مولی کلپتون و ادوارد فرایر که یک سرباز اهل انگلستان تلقی میشد بود . که بعد از جنگ جهانی دوم فرایر نزد همسر خود در کانادا بازگشت ! پاتریشیا اریک را تحت حمایت پدر و مادربزرگش رز و جک فلیپ گذاشت ( نام خانوادگی کلپتون از همسر اول رز که سیسل کلپتون بود گرفته شده ) و بعد از آن پاتریشیا به آلمان رفت و در آنجا با یک سرباز کانادائی دیگر بنام فرنک مک دونالد ازدواج کرد
ریکی جوان ( این اسمس بود که پدر بزرگ و مادر بزرگش او را صدا میکردند ) بچه ای ساکت مودب ، با معدل بالا و استعدادی مناسب برای هنر بود . او با این باور بزرگ میشد که پدر بزرگ و مادر بزرگش ، پدر و مادر حقیقی او و مادرش ، خواهر اوست بزرگ شد و این بدلیل حمایت از او به خاطر این ننگ که وی از راه نا مشروع بدنیا آمده بود ، بود . که در سن نه سالگی مادربزرگش حقیقت به او گفته شد با اینحال بعدها هم هنگامیکه اریک مادرش را ملاقات میکرد ، هر دو وانمود میکردند که برادر و خواهر هستند
به عنوان یک جوان کلپتون آینده خود را پیدا کرد هنگامیکه در نمایش جری لی لوئیس در تلویزیون انگلیس خواند . موفقیت نمایش لوئیس و پدیدار شدن عشق اریک به آهنگهای بلوز آمریکائی ، انگیزه کافی برای یادگیری گیتار را در او ایجاد کرد . وی در دانشگاه کینگستون در رشته هنر به تحصیل پرداخت اما مشغله فکری او در رابطه با موسیقی و عشق به آن باعث شد که او بدلیل نواختن گیتار در سر کلاس اخراج شود
اریک کلپتون به عنوان یک کارگر ساده مشغول به کار شد و بیشتر زمان خود را صرف نواختن گیتار الکتریک میکرد و پدر بزرگ و مادر بزرگ خود را قانع کرد که برایش گیتار بخرند
در آن زمان کلپتون به عضویت یک گروه انگلیسی بلوز در آمد که بعد از مدتی گروه به خاطر آهنگهای بلوز آمیخته با راک و نوازندگی استادانه خود معروف شد که سه تن از ستارگان
در آن حاضر بودند Eric Clapton , Jimmy Page , Jeff Beck نوازنده گیتار انگلستان
به اریک لقب دست آهسته را دادند بدلیل تعمیر گیتار خود بر روی صحنه در زمانیکه مردم در حال دست زدن بودند
محبوبیت پیدا Five LiveYardbirds , For Your Love با وجود اینکه 2 آلبوم اول گروه
کرد ولی کلپتون در سال 1965 گروه را ترک کرد زیرا فکر میکرد که گروه از مسیر اصلی خود تغییر جهت داده و بسمت تجارت کشیده شده است . ولی بلافاصله به گروه جان مایلز پیوست و به خاطر شور و هیجان گروه استعداد او بصورت فوق العاده ای شکوفا شد و او تبدیل به عضو قابل تحسین گروه شد . کلپتون خداست و هیاهوئی که بدنبال داشت باعث شد تا آنان تا رتبه 6 جدول آهنگهای پاپ انگلیس پیش برد Bluesbreakers آلبومی از
کلپتون همکاریش را با گروه بلوز بریکرز در اواسط سال 1966 بهم زد تا گروه خود را با
تشکیل دهد Ginger Baker و نوازنده درام Jack Bruce همکاری نوازنده گیتار بیس
تا با تفکر کلپتون خداست انقلابی در موسیقی بوجود آورند و دنیا را متحول کنند ، مردم را تبدیل به Cream هیجان زده و دچار شک کنند . نگاه اریک طوری بود که گروه
برجسته ترین گروه راک سه نفری در اواخر دهه 60 شد با اتکا بر 3 آلبوم اولیه او
و تورهای گسترده وی Fresh Cream , Disraeli Gears and Wheels of Fire با نامهای
به درجه بالائی در شهرت بین المللی دست یافت و پیش از پیش در ذهن طرفداران خود جای گرفت
در زمانی کلپتون خداست بین مردم شهرت پیدا کرد ، گروه که توسط سه نفر خود خواه که با هم ناسازگار بودند و هر سه مشکلاتی داشته و معتاد بودند هدایت میشد . تا جائی که کار به یک تور خداحافظی در سال 1968 و بدنبال آن آلبوم رهائی در سال 1969 انجامیده بود
که گروه سوپر راک Baker , Rick Grech , Steve Winwood در سال 1969 با همکاری
را تهیه کرده و برای حمایت از آلبوم خود توری بین Blind Faith را تشکیل میدادند آلبوم
24 شهر آمریکا آغاز کردند
آلبوم دیگر او در سال 1970 که اولین تجربه تکنوازی کلپتون بود عرضه شد که باعث شد 3 و نوازنده Bobby Whitlock کیبورد زن Carl Radle نفر موسیقیدان دیگر که بیسیست
به او بپیوندند و یک پاپ جدید با ایده اریک ِDelaney's Band ِِاز گروه Jim Gardon درام
کلپتون با نام بعد از نیمه شب را بوجود آورند . آنها درآمد دسته جمعی خود را اختصاص به
کردند Leyla ,Other Assorted Love Song ضبط آلبوم های
اریک دچار مشکلات عشقی بدلیل یک عشق بی پاسخ با لیلا ، و دوستش جورج هریسون و همسر جورج (که بعدها کلپتون در سال 1979 با او ازدواج کرد و در سال 1988 از هم جدا شدند ) همراه شد و بر اثر آن اریک معتاد به هروئین شد و دوستانش هم در ضبط کارها ناکام ماندند و کلپتون از رفتن بر روی سن در دهه 1970 خودداری کرد به خاطر مشکلاتی که در اثر ترک کردن اعتیادش به آن دچار بود . بدنبال پیشنهاد یکی از دوستانش تمرینات سخت ولی موثر تب سوزنی را انجام داد و دوباره به زندگی بازگشت
با اثری از توندس بنام من به کلانتر شلیک کردم به صحنه موسیقی بازگشت . بسیاری از طرفدارانش از ترک اعتیاد و تلاشهای او ناامید بودند و فکر میکردند او سبک کاریش را رها کرده و بیشتر رو به کارهای آوائی آورده است تا اینکه در اجرائی زنده در سال 1980 قهرمان واقعی طرفدارانش را بیادشان آورد ولی متاسفانه این دوره زیاد طول نکشید و زندگی او وارد یکسری بحرانهای ناشی از نوشیدن الکل شد که بعدها وی را مجبور به بستری شدن در بیمارستان در سال 1981 کرد
او میل به آفرینش و خلق کردن را بعد از ترک الکل تجربه کرد و باعث انتشار چند آلبوم موفق و Another Ticket (1981) , Money and Cigarettes (1983) از قبیل
و زندگی شخصی Behind the Sun (1985) , August (1986), Journeyman (1989)
خود را تغییر داد . اگر چه عده ای معتقدند که کلپتون هرگز محبوبیت روزهای اوجش را بدست نیاورد ولی با این وجود افسانه وی همچنان ادامه دارد
اریک کلپتون اسوه ای در زمینه راک بود و وقتی این موضوع بیشتر آشکار شد که یک آلبوم چهار سی دی از وی در سال 1988 برنده بهترین آلبوم داستانی و نویسندگی نت را از آن خود کرد
در اواخر دهه 1990 سرنوشت او دچار تغییر شد هنگامیکه اکثر دوستانش در یک حادثه با هلی کوپتر جان خود را از دست دادند ، او با این حادثه درگیر بود که بعد از چند ماه او با بحران ظالمانه دیگری روبرو شد وقتی که پسرش توسط یک مدل ایتالیائی (لوری دل سانتو) از طبقه چهل و نهم ساختمان دل سانتو در منهتن به پایین پرتاب شد و مرد . کلپتون این غم رابا نوشتن داستانی درباره پسرش در سال 1992 با نام اشک هایی در بهشت تحمل کرد
( Tear of Heaven )
در سال 1994 او یکبار دیگر شروع به نواختن آهنگ های سنتی بلوز در آلبوم خود یعنی
که محبوبیت را دوباره به آهنگهای بلوز برگرداند و باعث تحسین From the Cradle
منتقدان و طرفداران شد
اریک کلپتون در سال 1997 جایزه رکورد سال را با اجرای عالی از اثر دنیا را تغییر بده از آن خود کرد
یک موفقیت حتمیYardbirds & Cream در سالن مشهور Rock & Roll با اجرای دوبل
برای گیتاریست افسانه ای بوجود آورد
آلبوم بعدی وی با تحسین همگان روبرو شد و نامزد بهترین آلبوم پاپ را در سال 1998 از آن خود کرد
در سال 2000 با همکاری دوست خود بی بی کینگ آلبومی بینظیر در سبک بلوز ارائه کردند
اریک کلپتون هم اکنون در سن 61 سالگی با وقار و استوار همچون همیشه بر قله نوازندگی سبک بلوز در گیتار ایستاده است.

ترجمه انحصاری سایت گیتارینه از جواد میرزائ

بشنوید
Tear of Heaven

ICE
Dec-15-2007, 00:59
جان ويليامز متولد ۲۴ آوريل ۱۹۴۱ ملبورن استراليا پدر جان - ليونارد ويليامز در سال ۱۹۳۰ از لندن به استراليا مهاجرت کرد در آنجا بود که مالن مادر جان ويليامز آشنا شد . پدر جان علاقه وافری به موسيقی و سبک جاز داشت و خود نيز گيتاريست نسبتا ماهری در اين سبک بشمار می امد . جان در سن ۴ سالگی اولين گيتار خود را از پدرش دريافت کرد .
در اين مدت زير نظر خود پدرش تمرين مينمود و يکی از کارهايی که پدرش از همان سنين سختگيری مينمود اين بود که گيتار را تنها برای تفريح و سرگرمی استفاده نکند و تمرينها و… را سر سری نگيرد و حتی مانع از آن شد که حتی بصورت تفريحی به ساير سبکها بپردازد چيزی که بعدها باعث پيشرفت فراوان جان در زمينه آهنگسازی و موسيقی شد .
در سال ۱۹۵۲ همگی به انگلستان برگشتند يکی از کارهای مهمی که پدر جان بدنبالش بود پيدا کردن يک استاد ماهر برای پسر نابغه خود بود کاری که در استراليا نتوانسته بود انجام دهند سرانجام بواسطه يکی از دوستان خود Terry Usher با آندره سگوويا ( پدرگيتار کلاسيک ) ديدار کردند
در آن جلسه سگوويا مهبوت هنر نمايی اين پسر ۱۱ ساله در گيتار شد پس به پدرش توصيه کرد که در تابستان او را به مدرسه Accademia Musicale Chigiana di Sienaدر ايتاليا بفرستد تابه بصورت تخصصی به فراگيری موسيقی بپردازد
مدت کمی در مدرسه مذکور بسر برد و بعد از مدتی به مدرسه Royal College of Music در لندن (۵۹-۵۶)رفت در آنجا طبق ساير مدارس موسيقی تنها به پيانو تئوری موسيقی بها داده ميشد و گيتار جايگاهی برای خودش نداشت در سال آخر ودر هنگام فارغ التحصيلی جان گروه آموزشی و بخش گيتار شکل گرفت.


و او برای فعاليت در اين بخش دعوت شد. جالب در اينجا بود که اين بخش با انبوهی از متقاضيان فارغ التحصيل که برای چشم و همچشمی و رقابت با يکديگر خواستار ثبت نام در اين بخش بودند رو برو بود!!! جان پست خود را تا سال ۷۳ در اين مدرسه در دست داشت و بعد از آن نيز به اين همکاری تا ساليان بعد ادامه داد.
پس از آن به مدرسه Royal Northern Collegeدر منچستر رفت آنجا بود که اين پسر ۱۸ ساله خجالتی خود را بعنوان اعجوبه جديد گيتار در سطح جهان مطرح کرد . اولين اجرای حرفه ای خود را در سال ۱۹۵۸ انجام داد که راه افتخار را برا او هموار ساخت . بطوری که پدر گيتار کلاسيک مدرن Segovia اينچنين او را ستود :
شاهزاده گيتار قدم به دنيای موسيقی نهاد : … در زمانی نه چندان دور افاق شهرت او در تمامی جهان گسترده خواهد شد و همواره دعا و آرزوهای قلبی من همراه او خواهد بود…


God has laid a finger on his brow, and it will not be long before his name becomes a byword in England and abroad, thus contributing to the spiritual domain of his race. I hail this young artist on the occasion of his first public performance, and make the heartfelt wish that success, like his shadow, may accompany him everywhere.

و در حال حاضر محبوبترين نوازنده گيتار کلاسيک ميباشد کسی که واقعا اجراهای او بی نظير بوده و الگوی بسياری از نوازندگان حال حاضر ميباشددر مطالب بعدی به نگاتی جالب از زندگی هنری اين نوازنده میپردازيم که بسيار مفيد و آموزنده خواهد بود

توضيح: قابل ذکره که در دنيای موسيقی جان ويليامز ديگری هم هست البته آهنگساز بسيار برجسته آمريکايی و برنده اسکار (فهرست شيندلر ) که خيلی ها ايشون را با جان ويليامز نوازنده گيتار اشتباه ميگيرند.

ICE
Dec-15-2007, 01:03
Gipsy Kings



گروه جیپسی کینک از بزرگترین گروه های موسیقی هستند که هر کوچک و بزرگی با شنیدن نام آنان به یاد گیتار می افتد . آنها گروهی مرتبط با کولی های فرانسه هستند
و (یک مجموعه از چندین برادر) و همه گیتاریستند Reyes , Baliardo خانواده های
است Reyes و اکثرا به خوبی آواز می خوانند . رهبر خواننده ها معمولا یکی از افراد خانواده
نیکلاس ، اندرو و ... و رهبر گیتاریستها هم با شرایط خاص انتخاب میشود که تونیو
و Nicolas Reyes , Canut Reyesاز خانواده بالیاردو میباشد . اعضا گروه عبارتند از
Andre Reyes , Patchai Reyes , Paul Reyes , Tonino Baliardo , Paco and Diego Baliardo , and Chico Bouchikhi

گروه جیپسی کینگ به طور کلی نوازنده موسیقی نسبتا سنتی به سبک جیپسی فلامنکو هستند
به همین دلیل آنان پرکاشن ، باس ، کیبورد و تعداد دیگری از آلات موسیقی را برای تولید یک صدای بی نظیر که با چاشنی و حال وهوائی از موسیقی سراسر جهان بدست می آورند به ضبط کارهایشان می پردازند و سبک آنان همانند بیشتر آوازهایشان که رومبا بیس هست میباشد و آنان از گیتارهای مارک کوردبا استفاده میکنند Rumba Flamenco سبک
نامیده میشود نیز بسیار مشکل و دارای شگرد خاصی است که Palm نحوه دست زدن که
گروه جیپسی کینگ بدون راهنما از عهده آن بر می آیند

گروه جیپسی کینگ آلبومهای بیشماری را روانه بازار جهان کرده است که اغلب آنان از انتخاب آهنگهائی بصورت گلچین و با یک جلد منحصر به فرد روانه بازار میشود ، و یا آثاری از تکخوانی ها ، آهنگ های ترکیبی منتشر کرده اند که تعدادی از آثار آنان عبارتند از
Allegria , Lune de Fuego Gipsy Kings , Mosaique , Este Mundo , Live
Love & Liberte , Greatest Hits , Estrellas Love Songs and Compas

زبان و آواز گروه جیپسی کینگ به غیر از چند خط به زبان انگلیسی بقیه را به زبان مادری
که اکثر مردم تصور میکنند که آن فقط یک لهجه از زبا اسپانیائی است ولیکن زبان Gitane یا
است Catalon آنان ترکیبی از زبانهای اسپانیائی ، فرانسوی و
تمامی گروه جیپسی کینگ با نواختن گیتار بزرگ شده اند اما آنها نتوانسته اند گیتار شخصی نیکلاس و اندرو چپ دست هستند Reyes داشته باشند بنابراین برادران کوچکتر خانواده
در حالیکه برادران بزرگترشان راست دستند ، وقتی برادرهای کوچکتر گیتارها را برای خودشان ست میکردند مورد خشم برادران بزرگ قرار میگرفتند که ناچار آنها آموختند که چطور گیتار آنان را برعکس بنوازند

در منطقه آرلس در شهر پرو ونس در جنوب فرانسه زندگی میکنند و خانواده Reyes خانواده
بالیاردو در شهر مونت پولیه فرانسه ساکنند
بید متذکر شد که جیپسی کینگ از محبوب ترین گروه های موسیقی دنیا میباشد . آنها در حدود 13 میلیون آلبوم را تنها در آمریکا به فروش رسانده اند و قابل ذکر است که نخستین آلبوم آنها برنده جایزه طلایی یا پلاتین از 15 کشور جهان شد
جیپسی کینگ تعداد اندکی از اهنگها را در سبک مدرن تنظیم کرده اند که شامل
A Mi Manera (my way ) , Volare , I'v Got No Strings , Funiculi Funicula
تنظیم و باز خوانی کرده اند Hotel California به نام Eagles و آهنگ محبوب


ترجمه انحصاری سایت گیتارینه از مرتضی اسماعیل بیگی

ICE
Dec-15-2007, 01:18
Sergio and Odair Assad برادران اسد

برادران اسد را شايد بسياری از نوازندگان ايرانی نشناسند اما قطعا اين دو برادر از برجسته ترين ها در نوازندگی گيتار کلاسيک هستند بخصوص در ارائه دونوازی های بسيار بی نظير هستند و دوئت گيتار کلاسيک اين دو با يک گيتار که شايد در تفکر غير ممکن باشد.
Sergio Assad:
من اعتقاد دارم دست تقدير ما رو از هموان ابتدا تا بحال بصورت يک تيم دو نفره هماهنگ قرار داد چه در زندگی و چه در گيتار . ما شروع به نوازندگی کرديم دقيقا در يک زمان و هميشه با يک معلم درس خوانديم و يک نوع موسيقی ياد گرفتيم و همچنين تکنيکهای مشابه همچنين اتفاقی تنها برای برادر ها اتفاق می افته چون اونها همه چيز را در زندگی با هم شريک ميدانند حتی معلومات موسيقی

برداران اسد که برزيلی هستند و با هدايت و راهنمايی پدرشان که يک نوازنده ماندولين بود به نوازندگی گيتار کلاسيک تشويق شدند بخصوص به ارائه موسيقی فرهنگ کشورشان يعنی برزيل و کارهايی را که اجرا نموده اند يا قطعات ساخت خودشان با استفاده از موسيقی کشورشان بوده و يا تنظيماتی از آثار بزرگان موسيقی

اين دو برادر با نوازندگان بسيار برجسته ای نيز همکاری داشتند که ميتوان از

Yo-Yo Ma نوازنده برجسته ويلنسل
Nadja Solerno Sonnenberg نوازنده ويلن
Paquito D’Rivera نوازنده کلارينت و برنده ۶ جايزه گرمی
Gidon Kremer نوازنده ويلن

نام برد البته اين دو برادر خواهری نيز دارند که او نيز يکی از نوازندگان خوب زن در نوازدگی گيتار ميباشد با نام Badi Assadشايد اين جمله از روزنامه واشنگتن پست بی دليل نباشد :
the best two-guitar team in existence, maybe in history.”

ICE
Jun-21-2008, 14:13
Michael Angelo Batio


مایکل آنجلو بتیو

اطلاعات هنرمند
اصل/ملیت : امریکا
سبک‌ها :
هوی متال
نئوکلاسیک متال
گلم متال
مدت فعالیت : دههٔ ۱۹۸۰ - تاکنون
وب‌گاه

مایکل آنجلو بتیو سریع‌ترین نوازندهٔ گیتار الکتریک جهان، اولین نوازندهٔ گیتار دارای دو دستهٔ چپ‌دست و راست‌دست است.

مایکل آنجلو بتیو (انگلیسی: Michael Angelo Batio) گیتاریست امریکایی در ایلنوی شیکاگو به دنیا آمده‌است. او مدرک لیسانس خود را در تئوری موسیقی و آهنگسازی از دانشگاه ایلنویز شمال‌شرقی گرفته‌است.

مایکل از ۵ سالگی نوازندگی پیانو و آهنگسازی را آغاز کرد و از ۱۰ سالگی به نوازندگی گیتار روی آورد و پس از ۲ سال سریع‌تر از استاد خود می‌نواخت.

اولین ضبط او، آلبوم سولوی Jim Gillette به نام Proud To Be Loud بود. آن دو به همراه T.J. Racer (بیس) و Bobby Rock (درام) گروه متال نیترو را تشکیل داده و دو آلبوم نیز منتشر کردند. نیترو همچنین یک کلیپ موسیقی برای آهنگ Freight Train ساخت که از MTV نیز پخش شد. مایکل همچنین به همراه Tommy Holland (وکال) در گروه Holland همکاری کرد. که آلبوم Little Monsters آنها در اواسط دههٔ ۱۹۸۰ به موفقیت مناسبی رسید.

مایکل همچنین مبدع نوعی استرینگ دمپر (صدا خفه‌کن سیم) گیتار است که امتیاز آن را به نام خود ثبت کرده‌است.

نوازندگی مایکل را می‌توان در فیلم Shock 'Em Dead دید.



مایکل آنجلو در حال نواختن گیتار ساخته شده توسط دین‌گیتارز. تایپوگراف دین‌گیتارز به شکل عقاب در انتهای دسته و دمپرها به رنگ قرمز در عکس دیده می‌شوند.


مایکل با دین گیتارز (Dean Guitars) که سازندهٔ معروف گیتار الکتریک است، همکاری می‌کند. مایکل تورهای زیادی را برای این کمپانی اجرا کرده‌است.

-------------------------------------------------------------
Discography

Albums

* 1995: No Boundaries
* 1996: Holiday Strings
* 1997: Planet Gemini
* 1999: Tradition
* 2000: Lucid Intervals and Moments of Clarity
* 2004: Lucid Intervals and Moments of Clarity, Pt. 2
* 2005: Hands Without Shadows
* 2007: 2 X Again

Videos and DVDs

* 1999: Jam With Angelo
* 2003: Speed Kills
* 2004: Speed Lives
* 2006: Performance
* 2006: Speed Kills 2
* 2007: 25 Jazz Progressions
* 2007: MAB Jam Session
* 2007: Speed Kills 3

ICE
Jul-12-2008, 17:06
استنلی جردن (Stanley Jordan)


استنلی جردن (Stanley Jordan) نوازنده آمریکایی و صاحب نام در سبکهای jazz و jazz fusion میباشد و یکی از شناخته شده ترین نوازنده در جهان بدلیل داشتن تکنیک مخصوص بخود و آنهم نوازندگی با انگشتان دست راست بدون استفاده از مضراب (تکنیکی که باید وی را بنیانگذارش در این سبک دانست) این تکنیک معروف به touch technique میباشد.

وی در 31 جولای سال 1959 در شیکاگو بدنیا آمد و دارای مدرک آکادمیک در موسیقی نیز میباشد. او در سال 1981 از دانشگاه پرینستون و در رشته موسیقی فارغ التحصیل شد.

اما تکنیک منحصر بفرد وی:
در حالت معمولی یک گیتاریست برای به صدا در آوردن یک نت باید دست چپ خود را در قسمت پشت فرت مورد نظر قرار دهد و سپس دست راست با نواختن سیم صدای نت مورد نظر را به صدا در آورد. اما تکنیک خاص استنلی جوردن tapping با دو دست میباشد.

اکثر گیتاریست های این کار را با یک انگشت انجام میدهند اما وی با گسترش دادن این تکنیک و لگاتوهای بیشتر نتهایی با صدایی که میتوان از نظر حجم صدایی کنترل نمود را تولید میکند و ایده اینکار را باید در ساز پیانو جست چون وی تا مدتها نوازندگی پیانو را نیز بصورت جدی ادامه میداد و اگر نگاهی به شیوه نوازندگی وی بیندازیم انگشتان پیانیستی را میبینید که بجای پیانو با ساز گیتار موسیقی خود را اجرا میکند! و هدف او بدست آوردن صدایی متفاوت و موسیقی مخصوص به خودش میباشد.(البته این نوع نوازندگی در ساز قمپوز هم به صورت فراگیری در ترکیه رایج است)

tapping به وسیله دو دست به نوازنده این اجازه را میدهد که ملودی و آکورد را بصورت همزمان به اجرا در آورد و همچنین این قدرت را به وی داده است که بتواند با دو گیتار متفاوت در آن واحد بنوازد یک گیتار آکورد را میگیرد و با گیتار دوم ملودی مینوازد! کاری که در حالت معمول باید دو نوازنده انجام دهند را وی به تنهایی انجام میدهد.

هر چند این تکنیک را نوازنده هایی مانند Chapman Stick که خود او نیز تحت تاثیر نوازنده دیگری با نام Emmett Chapman به اجرا در آورده بودند اما گسترش و بسط این تکنیک حاصل تفکر و شخص استنلی جردن میباشد.

Jimmie Webster اولین نوازنده ای است با تکنیک tapping شناخته شده است اما وی از دست راست همانند کاری که Chapman و Jordan انجام میدهند استفاده نمیکرد.

این شیوه نوازندگی باعث میشود تا دست ها هر یک توانایی مساوی را باهم داشته باشند و همچنین قابلیت اجرای موسیقی کنترپوانی ( چند صدایی ) را به نوازنده میدهد که خود انقلابی در موسیقی نوازندگی گیتار الکتریک محسوب میشد.

هر چند در حال حاضر نوازنده هایی با تکنیک های بسیار قویتر نیز وجود دارند که در نوع خود بینظیر میباشند که مشهورترین نام در میان آنها اعجوبه نوازندگی گیتار الکتریک مایکل آنجلو میباشد.

اما استنلی جوردن را باید یکی از اشخاصی دانست که بنیانگذار تحولات تکنیکی و موسیقیایی در دنیای نوازندگی شد و بسیاری از نوازندگان مطرح حال دنیا خود از الهام گرفتگان شیوه وی میباشند.

از دیگر نوازندگان برتر در سطح جهان نیز باید از اشخاصی چون Steve Hackett، Eddie Van Halen ،Steve Vai Randy Rhoads و Joe Satriani نام برده شود که از این تکنیک در قسمتهایی از قطعات خود استفاده میبرند (هر چند بیشتر در کارهای مونوفونیک از این روش استفاده میکنند و میتوانند بسیار سریعتر از اجرای ها پلی فونیک باشند.)

از نوازنده های دیگری که از این ایده تاثیر گرفتند میتوان به گیتاریست سبک Jazz-funk چارلی هانتر اشاره کرد که تکنیکی را برای خودش بوجود آورد با اجرا بر روی سازی با طرح خودش بصورت هشت سیم که میتوانست همزمان باس - ملودی و آکورد را بنوازد.

یکی دیگر از شیوه های مخصوص استنلی جوردن کوکی گیتار وی میباشد. از سمت باس به تریبل سیمها به این صورت کوک میشود EADGCF - می - لا - ر - سل - دو - فا (بر خلاف کوک استاندارد می - لا - ر - سل - سی - می) و بر اساس همین تغییر کوک میتوان آکوردهایی که میتوان با یک شیوه یکسان در سرتاسر دسته گیتار اجرا نمود.

گیتار اصلی وی توسط شرکت Vigier Guitars در سال 1982 ساخته شد در مدل Arpege که flat guitar میباشد که باعث شده اکشن گیتار به پایین ترین سطح خود برسد. این اکشن پایین موجب میشود تا اجرای تکنیک tapping با سهولت بیشتری انجام گیرد.

نامهای مجموعه آلبوهای منتشر شده استنلی جوردن چنین است:
Magic Touch 1985
Standards, Vol. 1 1986
Flying Home 1988
Cornucopia 1990
Stolen Moments 1991
Bolero 1994
The Best of Stanley Jordan 1995
Stanley Jordan Live in New York 1998
Relaxing Music for Difficult Situations, I 2003
Ragas 2004
Dreams Of Peace 2004

وی در حال حاضر در آریزونای آمریکا اقامت دارد و عمده فعالیت وی نوازندگی و چاپ کتاب های آموزشی میباشد و همچنین تدریس بعنوان استاد در دانشگاه آریزونا و تحصیل در رشته موسیقی درمانی.
دانلود ویدیو تصویری از استنلی جوردن :


حامد فتحی
اختصاصی گیتار برای همه

ICE
Jul-12-2008, 17:50
آرميک


نام آرميک برای همه نوازندگان گيتار و بسياري از مردم آشناست چه آن زمان که نوای گيتار او روح بخش و غنای آثار خوانندگانی چون شهيار قنبری بود و چه زمانی که همه دنيا او را بعنوان گيتاريستی مطرح با سبکی مخصوص به او شناختند.

آثار او بارها در صدر برترين ها قرار گرفته و جزو پرفروشترين ها نيز بحساب می آيد. سبک آرميک را عده ای فلامنکو مينامند که شايد چندان هم دور نباشد چون علاقه او به موسيقی فلامنکو امريست انکار ناپذير اما بايد دانست او و سبکش شمه ای از موسيقی فلامنکو - جز - و حتی موسيقی ايرانيست بنوعی تلفيقی از سبکهای مختلف که Nuevo Flamenco مينامند چرا رنگ و حس موسيقی فلامنکو
بيشتر در آن نمايان استز

علاقه آرمیک به موسیقی از کودکی آغاز شد. در هفت سالگی او چنان شیفته یک گیتار کلاسیک شد که ساعت مچی خود را برای آن به گرو گذاشت.او گیتار را در زیرزمین خانه- جایی که پنهان از خانواده تمرین می کرد- مخفی نمود. زمانی که مادرش از جریان مطلع شد او استعداد شگرفی در موسیقی نشان می داد، بنا بر این خانواده اش تأمین مخارج او را به عهده گرفت.او در حالی که مصمم به تکمیل نمودن آموزش رسمی خود در زمان تعیین شده بود، یک دوره آموزشی فشرده را طی دو سال گذراند.

در 12 سالگی به آهنگسازي ميپرداخت و سبک جاز را بصورت حرفه ای آغاز کرده برای حدود 10 سال آن را ادامه داد. در طول این مدت او یکی دیگر از علایق خود یعنی فلامنکو را پرورش داد. علاقه مادم العمر آرمیک به گیتار فلامنکو در اولین دیدار او از اسپانیا آغاز شد. او اغلب برای همراهی و آموختن از موسیقیدانهای مختلف سبکهای کلاسیک و فلامنکو به اسپانیا سفر می کرد:

“وقتی برای اولين بار يک گيتار فلامنکو را لمس کردم ، دريافتم که اين توانايی را دارم که بوسيله سازم حرف بزنم”

با شروع کار تکنوازی در سال 1994 او از پیشینه جاز و علاقه اش به فلامنکو برای ایجاد تغییراتی اساسی در پدید آوردن سبک جدیدی از فلامنکو استفاده کرد. در طول این سالها او بعنوان یک موسیقیدان، تقدیر و تحسین بسیاری را برای احساسات عمیق و مهارتهای موسیقیایی خارق العاده اش کسب نموده است. قطعات و اجراهای ازشمند او محدوده کاملی از ملودیهای محلی اسپانیایی را پوشش می دهد که در طی این سالهای سازنده از تعادل ظریفی که بین سبکهای فلامنکو و کلاسیک ایجاد کرده تا سبک لاتین و جازی که شنوندگان را امروزه در موسیقی او تحت تأ ثیر قرار می دهد پیشرفت محسوسی داشته است.

قرار گرفتن آلبوم پیشین او درصدر بیلبورد جهانی و نمودارهای موسیقی دوره جدید و نیز یک فروش عالی در استرالیا دلیل قاطعی است مبنی بر پذیرش او عنوان هنرمندی که به تنهایی با طبقه بندیهای سنتی مقابله می کند. آغاز کار او برای قطعه (bolero) با نام ” گمشده در بهشت” (LOST IN PARADISE) حیطه استعدادهای موسیقیایی او را به عنوان آهنگساز، تنظیم کننده، گیتاریست ونیز تهیه کننده گسترش داد.

“گمشده در بهشت” دور نمای با شکوهی از یک سبک بی همتا را که خود”gypsy jazz“می نامدش به تصویر می کشد که ترکیب شادی ازفاکتورهای کلاسیک rhumba ، cha_cha ،bolero ، jazz و bossa nova می باشد.

با AMOR DE GUITARRA” “این هنرمند الهام گرا بار دیگر نوآوریهای جدیدی را که حاصل عشق او به گیتار است به شنوندگان خود عرضه می کند.در این قطعات که تقریباً شرح حال خود اوست، آرمیک خلأ های موجود را با کمک شور موسیقیایی خویش پر می کند. AMOR DE GUITARRA قطعه ای رومانتیک و عاشقانه است که رشته مهارتهای هنری او را که به زیبایی تمام در پیش قرار می گیرند نشان می دهد.این قطعه یکی از زیباترین آهنگهای عاشقانه آلبوم است که علاقه، احترام و دانش موسیقیایی آرمیک را به روشنی به تصویر می کشد؛ خاطره ای از گردش در جاده عشاق در شبی مهتابی.

ROMANCERO” ” ملودی زیبایی از عشق و صلح است.ترتیب کار او در این قطعه به نحوی است که رفته رفته ملودی را گسترش داده ودر ادامه تنها به جنبه های استعاره ای که در تصور شنوندگان می گنجد اضافه می کند.

در”MIDNIGHT BOLERO” به شنوندگان عشق عرضه می کند.او دراین آهنگ ریتمهای فلامنکو و سازهای زهی را بطرز مبتکرانه ای با واکنشها و بانگهای احساسی ترکیب می کند که با طنین انداختن در بداهه نوازی باعث گرمی دلها می شود.در”FIESTA ” این علاقه به موسیقی با سبک منسجمی از ریتمهایی همه گیر دنبال می شود که تکنوازی او را با ضرباهنگی به یاد ماندنی و الهاماتی درونی متناوباً به وقفه می اندازد.

آرمیک مهارت ویژه ای در ریتمهای فلامنکو دارد و قسمتی از مهمترین دغدغه های خود را در”FOR YOU” به نمایش می گذارد. این قطعه تکنوازی مهارت او را به بهترین نحو نشان می دهد. او با ترکیب بخشهای تکرار شونده تند (RIFF) با لحظاتی آرام موسیقی ای بوجود می آورد که شنیدن آن بسیار لذت بخش است.

AMOR DE GUITARRA“” مطئناً بسیاری را در سراسر دنیا مجذوب خواهد کرد و به شنوندگان فرصتی برای شنیدن زیبا ترین و عاشقانه ترین ملودیهای دنیا خواهد داد.11 قطعه موسیقی نفس گیر و عالی که بنحوی واقعی زنده و شفاف هستند وازاصوات ناب فلامنکو ولاتین جاز تشکیل شده اند که آرمیک با بداهه نوازی با شکوهی با آن مقابله می کند.
حامد فتحی
اختصاصي guitar4all

ICE
Sep-08-2008, 15:15
گلفام خیام نوازنده گیتار کلاسیک



گلفام خیام متولد تهران سال ١٣۶١ تحصیلات موسیقی را از هفت سالگی با نواختن پیانو و زیر نظر استاد داوود جعفری شروع کرد. پس از مدتی گیتار کلاسیک را به عنوان ساز اصلی انتخاب و با استادانی چون سیامک مهاجر٬ کاظم مؤذن و بهداد مقدسی کار کرد. موسیقی ایرانی را بر روی سه تار نزد نادر فولادی نسب و مسعود شعاری فرا گرفت.

از دیگر معلمین او می توان از دکتر آذین موحد (تکنیک الکساندر) و شریف لطفی (اصول اجرا) نام برد. در سال ١٣٨٤مدتی پس از تحصیل در رشته نوازندگی گیتار در کنسرواتوار لوزان سوییس زیر نظر پروفسور داگوبرتو لینهارس٬ با دریافت بورس تحصیلی از دانشگاه سینسیناتی به آمریکا رفت. او همچنین موفق به تدریس تخصصی ساز گیتار در آن دانشگاه شد.

در سال ١٣٨۶ درجه کارشناسی ارشد را در نوازندگی گیتارکلاسیک از دانشگاه سینسیناتی زیر نظر پروفسور کلر کالاهان و پروفسور لی فایزر دریافت کرد. مستر کلاسهای متعددی را نزد کارلوس پرز٬ اسکار گیلیا٬ آنیلو دزدریو٬ لئو ویتوشینسکی و نایجل نورت گذرانده است.

این گیتاریست اجراهای متعددی در ایران اروپا و آمریکا با رپرتوار کلاسیک از رنسانس تا معاصر داشته است. حوزه فعالیت وی اکنون در زمینه آهنگسازی و تنظیم آثار برای ساز گیتار نیز گسترده شده است. در حال حاضر او دانشجوی کنسرواتوار ژنو جهت اخذ مدرک درجه یک نوازندگی زیر نظر دوشان بوگدانوویچ است.


اختصاصی گیتار برای همه


پیوند مفید: مصاحبه با گلفام خیام نوازنده گیتار کلاسیک ()

ICE
Sep-11-2008, 23:11
نوریک میساکیان

نوریک میساکیان زاده ۱۰ دی ۱۳۴۹ خورشیدی در تهران یکی از بهترین و سریع ترین نوازندگان گیتار الکتریک در ایران می‌باشد.



نام اصلی:
نوریک میساکیان(Norik Misakian)
تولد:
۱۳۴۹
اصل/ملیت:
ایرانی - ارمنی
سبک‌ها:
راک - گوتیک - هوی متال
فعالیت(ها) :
آهنگسازی - نوازندگی - تنظیم
سازهای برجسته:
گیتار الکتریک

زندگی‌نامه خودنوشت
من از سن ۵ سالگی علاقه خود را نسبت به موسیقی نشان می‌دادم و چند سال پس از آن با تهیه ابتدایی ترین ست درامز به شکل آماتور شروع به نواختن سازهای کوبه‌ای کردم. در سن ۱۲ سالگی موسیقی جز و لاتین را در حد خود تجربه کردم. همان زمان در گروهی که قطعات مختلفی را برای سازهای کلاسیک و سنتی تنظیم کرده بودند به نوازندگی پرداختم که بیشتر آن قطعات در فرم موسیقی فولکوریک ارامنه و با گروه کر اجرا می‌شد. در سال ۱۹۸۷ و در سن ۱۶ سالگی اولین تجربه اجرای زنده خود را به انجام رساندم و قطعاتی را با سازهای کوبه‌ای به همراهی پیانو و ناقاره اجرا کردیم. این اجرا توسط گروه آرارات و با تنظیم ژورا میناسیان انجام شد. در همان سالها به گروه ORARDO معرفی شدم که پس از همنوازی چند ساله، عضو ثابت این گروه شدم. هنرمندانی چون آندره آرزومانیان و ژورا میناسیان در گروه ORARDO تجربیات گرانبهایی را در زمینه موسیقی فولکوریک در اختیار من قرار دادند، در همان زمان توسط یکی از دوستان گیتار آکوستیکی به من هدیه شد که فقط سه سیم روی آن وجود داشت و من با همان سه سیم شروع به نواختن ملودی‌های کلاسیک و موزیک متن فیلم‌ها کردم. پس از اجراهای مختلف با گروه ORARDO که تقریبآ مدت هفت سال ارامه یافت، تحقیق و تمرینات مستمر نسبت به ساز گیتار را به صورت جدی تر پیگیری کردم و در سال ۱۹۹۶ به فراگیری و تمرین در سبکهای کلاسیک و فلامینکوی مدرن پرداختم. در طی این سالها، تمرینات سخت و فشرده گیتار در سبک کلاسیک که بیشتر به اجراهای مختلف فواصل دوران باروک خلاصه می‌شد انگشتهای مرا در جهت اجرای موسیقی راک دهه ۶۰ و ۷۰ آماده کرد. ولی این کافی نبود و من سواد موسیقی خود را در این زمینه محدود و خلاصه می‌یافتم.بنابراین از طریق کتابهایی که در اختیار داشتم به تحقیق در این موارد پرداختم. در ابتدا به تفحص در مورد فواصل سبکهای مختلف موسیقی راک پرداختم و توسط کتابهایی چون فرهنگ موسیقیایی هاروارد به شناخت دقیق فواصل موسیقی راک، فیزیک و نحوه اجرای این سبک نزدیکتر شدم. در زمینه تکنیک و سرعت نوازندگی نیز از متدهای نوازندگان چیره دستی چون جورج لینچ، ون هلن، جک اندلی و مالمستین استفاده‌های فراوانی بردم و با ۵ الی ۶ ساعت تمرین در روز پیشرفت خوبی را در اجراهای خود احساس کردم. در زمینه اجرا بیشتر به طرز نواختن مالمستین و نوازنده‌های سرعتی دیگر رجوع می‌کردم و از آنها الگو می‌گرفتم. با این تفاوت که شیوه بیانی من در نوازندگی اجرای فواصل راک بوده نه کلاسیک. این تحقیقات تا سال ۱۹۹۸ ادامه یافت و پس از این که خود را در این زمینه به اندازه کافی محک زدم، اقدام به تشکیل گروهی کردم که اعضای آن از دوستان و عده‌ای از هنرجویانم تشکیل شده بود و به اتفاق هم کارهای گروه کمل را در یک باشگاه اجرا کردیم و سپس پینک فلوید و.... اجرای موسیقی گروههای دهه ۷۰ برای من پلی بود در جهت شناخت سبکهای هوی متال که به شاخه‌های مختلفی تقسیم می‌شد. برای شناخت این سبکها به مدهای کلیسایی رو آوردم. چون در مجموع ریشه ساختاری کل سبک راک و هوی متال و یا شاخه‌های دیگر این سبکها به مدها مربوط می‌شدند و این امر باعث شد تا دوباره خط جدیدی از نحقیقات را در این زمینه دنبال کنم. پس از تمرینات طولانی بالاخره در سال ۲۰۰۱ اقدام به اجرای کنسرتی بر حسب فواصل مدهای کلیسایی نمودم. آهنگهای ارائه شده در این کنسرت که همگی از ساخته‌های خودم بود ترکیبی بود از مدها و قطعات مبنی بر ردیف‌های هارد راک به همراه ملودی‌های سرعتی که در فرم اجرایی خودم اجرا می‌کردم. نام این گروه، ژاراگایت JARAGAYT به معنای پرتو بود و تازه پس از این اجرا حس کردم که در اول راه قرار گرفته و دوباره باید تحقیق کنم و همچنان به تمرینهای سخت خود ادامه دهم.

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

هچنین بخوانید:
مقاله گاردین درباره موسیقی زیرزمینی در ایران و مصاحبه با نوریک میساکیان ()

ICE
Sep-11-2008, 23:27
Steve Vai - استیو وای



استیو وای (Steve Vai)، متولد ۱۹۶۰ نیویورک، یکی از گیتاریست های برتر جهان می باشد.

وی ۵ بار نامزد و دو بار برنده جایزه گرمی امریکا بوده است، و بهمراه جو ساتریانی و جان پتروچی (از گروه دریم ثیتر) از اعضای پروژه G-3 بوده است.

وی دانش آموخته کالج موسیقی برکلی است.

در باره Steve Vai - استیو وای بخوانید: تاپیک اختصاصی Steve Vai - استیو وای ()

ICE
Sep-11-2008, 23:35
Stuart Hamm’ نوازنده گيتاربيس



استوارت هم معروف به Stu Hamm استو هم، بخاطر فعاليتهای برجسته هنريش در دهه ۸۰ و همکاری با دو تن از رهبران اصلی سبک راک يعنی Joe Satriani و Steve Vai نامی پرآوازه برای خود در صنعت موسيقی برگزيد.



استو در سال ۱۹۶۰ و در شهر اينديانا در خانواده‌ای متولد شد که همگی استعداد موسيقيائی ويژه‌ای داشتند. پدرش يک موسيقی‌شناس مجرب بود و کتاب‌های درسی فراوانی درباره موسيقی به رشته تحرير درآورده بود. مادرش نيز استاد و خواننده اپرا بود و برادر بزرگش همچنين به تدريس موسيقی کلاسيک هندی مشغول بود.

بعد از جابه‌جائی به شهر ويرجينيا در سنين نوجوانی گيتاربيس خود را برداشت و شروع به مطالعه سبک‌های مختلف گروههای راک نمود، او در همان دوران وارد گروهی مدرسه‌ای با سبک جز شد.

هنگاميکه ۱۸ سال داشت در کالج موسيقی برکلی در بوستون ثبت‌نام کرد. در طول اين مدت با موسيقی بزرگان سبکهای مختلف از جمله Steve Vai، Steve Smith، Randy Coven، Victor Bailey و Jeff Berlin آشنا گرديد و از آنان تاثير گرفت.

در اوايل دهه ۸۰ و در شهر کاليفرنيا طی ملاقاتی که استيو وای با استو هم داشت، هنگاميکه استيو وای با Frank Zappa و بعدها با David Lee Roth همکاری می‌کرد، تصميم به تاسيس گروهی با سبک راک گرفتند که نتايج آن واقعاْ رضايت‌بخش بود. گروهی که پل پيروزی برای استو محسوب می‌شد.

همکاری با بزرگان اين سبک واقعاْ افتخاری بزرگ برای وی تلقی می‌گشت.



در اواسط دهه ۸۰ طی ملاقاتی که جو ستريانی با دوست قديمی و شاگرد گيتار خود يعنی استيو وای داشت، با بيسيست گروه يا همان استو هم آشنا گرديد. آن سالها برای ستريانی با موفقيت سپری می‌شد پس طی توافقی که با استو هم بعمل آمد مقدر شد تا به گروه ستريانی بپيوندد.
روزهای محبوبيت و شهرت يکی پس از ديگری در کنسرتهای باشکوه جو ستريانی به سراغ استو هم می‌آمدند. همکاری‌های استو در آلبومهای بدون کلام جو ستريانی و نوازندگی همراه او ديگر برای وی عادی شده بود! استو هم، در آلبومهای Not of This Earth در سال ۱۹۸۶، Surfing with the Alien در سال ۱۹۸۷، Dreaming 11 در سال ۱۹۸۸ و آلبوم Flying in a Blue Dream بسال ۱۹۸۹ که با خوانندگی ستريانی همراه بود، حضور داشت.

در همين سالها بود که استو استعدادهای خود را به رخ هوادارانی که ناخواسته بدست آورده بود می‌کشيد. آلبومهای سولوی وی يکی پس از ديگری وارد بازار می‌شدند که عبارتند از Radio Free Albemuth در سال ۱۹۸۸، Kings of Sleep در سال ۱۹۸۹ و آلبوم The Urge بسال ۱۹۹۱. ديگر او استوارت هم ناميده می‌شد و نه بيسيست گروه جو ستريانی!

در سال ۱۹۹۰ استو به سوی دوست قديمی خود استيو وای شتافت. وای برای آلبوم Passion and Warfare به نوازندگی او احتياج داشت. با تمام موفقيتها و فشردگيها در طول دهه ۹۰ برای استوارت او تصميم به تشکيل گروهی سه نفره به نام GHS گرفت. GHS برگرفته شده از نامهای سه عضو اين گروه می‌باشد. G: Frank Gambale بعنوان گيتاريست، H: Stu Hamm بعنوان بيسيست و S: Steve Smith بعنوان درامر. پروژه GHS کاملاْ موفقيت‌آميز به کار ادامه می‌داد

. آنها موفق به توليد سه آلبوم با نامهای Show Me What You Can Do در سال ۱۹۹۸، Light Beyond در سال ۲۰۰۰ و آلبوم GHS 3 در سال ۲۰۰۲ شدند. همچنين استو بعد از مدت ۹ سال فرصت توليد کردن آلبوم سولوی ديگری با نام Outbound را در سال ۲۰۰۰ بدست آورد.

از ديگر همکاری‌های وی با جو ستريانی می‌توان به حضور در کنسرت G3: Live in Concert در سال ۱۹۹۷، نوازندگی برای آلبوم Crystal Planet در سال ۱۹۹۸ و کنسرت Live in San Francisco در سال ۲۰۰۱ اشاره نمود.
همچنين از طرف هنرمندان ديگر برای ضبط آثارشان دعوت به همکاری شد که از ميان آنها می‌توان به دعوت‌های Richie Kotzen، Adrian Legg، Michael Schenker، Steve Fister، James Murphy و خيلی‌های ديگر اشاره نمود.

استو هم، در بسياری از آلبومهای يادبود شرکت داشت که می‌توان به کارهای Peter Green Songbook برای يادبود Peter Green و Stone Cold Crazy برای يادبود Queen و Bat Head Soup برای يادبود Ozzy Osbourne و Working Man برای يادبود Rush و Not the Same Old Song and Dance برای يادبود Aerosmith و Humanary Stew که برای يادبود Alice Cooper ترتيب داده شده بود شرکت کرد و افتخار آفريد.

نویسنده :
حمیدرضا ملاهادی – مدیر بخش موسیقی پرشین بلاگ

اختصاصي guitar4all

ICE
Jun-20-2009, 22:03
استیوی ری وان-گیتاریست مشهور



استیوی ری وان با چیره دستی مبهوت کننده اش در نواختن گیتار، به موسیقی بلوز دهه ۸۰ جانی دوباره بخشید. ری وان هم سطح بزرگان موسیقی بلوز همچون آلبرت کینگ، اوتیس راش و مودی واترز بود، به اندازه استادان برجسته موسیقی راک مانند جیمی هندریکس و لونی مک تبحر داشت و در جز گیتار نیز با استاد این ژانر کنی بورل برابری می کرد.
او برای خود سبکی آتشین و ناآرام انتخاب کرده بود که مانند کارهای دیگر بلوزنوازان افراطی نبود. او فاصله بین دو موسیقی راک و بلوز را برداشته بود. به مدت هفت سال پیشگام موسیقی بلوز امریکایی بود و تا زمانی که کنسرت هایش برگزار می شد و آلبوم هایش به فروش می رسید ستاره طلایی این ژانر بود. مرگ او بر موسیقی بلوز و راک امریکایی بسیار تاثیرگذار بود.


استیوی ری وان در سوم اکتبر ۱۹۵۴ در دالاس تگزاس متولد شد و در همان جا دوران کودکی را سپری کرد. او نواختن گیتار را از دوران کودکی، تحت تاثیر برادر بزرگترش جیمی وان و با گیتار دست دوم برادرش شروع کرد. زمانی که در مقطع دبیرستان تحصیل می کرد و تنها هفده سال داشت با یک گروه نوازنده محلی در کلوپ های شبانه نوازندگی می کرد و در همین دوران مدرسه را به قصد نوازندگی رها کرد. اولین گروه واقعی ری وان COBRAS نام داشت که در اواسط دهه هفتاد در کلوپ ها و کافه ها برنامه اجرا می کرد. پس از منحل شدن این گروه، او گروه دیگری را در همان سال با نام TRIPLE THREAT تشکیل داد. پس از چند سال از اجرا در کافه ها و کلوپ ها ری وان خود کار خوانندگی گروه را نیز بر عهده گرفت. در سال های بعد استیوی ری وان و گروه DOUBLE TROUBLE در منطقه آستین به عنوان یکی از معروف ترین گروه های تگزاس شناخته شدند. در سال ۱۹۸۲ گروه در فستیوال مونتریوکس شرکت کرد و اجرای آنها مورد توجه دیوید بووی و جکسون بران قرار گرفت. پس از این اجرا بود که دیوید بووی از ری وان برای همکاری در آلبوم خود دعوت کرد و جکسون بران نیز پیشنهاد ضبط آزاد کارهای گروه، در استودیو شخصی اش در پایین شهر لس آنجلس را مطرح کرد. ری وان قطعه های لید گیتار را برای آلبوم
LET,S DANCE دیوید بووی در اواخر سال ۱۹۸۲ اجرا کرد. زمان کوتاهی پس از آن جان هاموند با ری وان و گروه DOUBLE TROUBLE قرارداد اولین آلبوم-به منظور معرفی گروه - را بست که در کمتر از یک هفته در پایین شهر ضبط شد.


آلبوم معرفی گروهTEXAS FLOOD در تابستان ۱۹۸۳ چند ماه پس از آلبومLET,S DANCE دیوید بووی وارد بازار شد. LET,S DANCE در جای خود ری وان را کمی مورد توجه قرار داد، ولی آلبوم TEXAS FLOOD مثل یک بمب در موسیقی بلوز صدا کرد، هر دو موسیقی راک و بلوز را در آن دوران رکود دوباره رونق بخشید و در نمودار بهترین ها به شماره ۳۸ رسید. دیوید بووی بار دیگر ری وان را برای تور استادیومش در ۱۹۸۳ دعوت کرد ولی استیوی نپذیرفت تا با گروهش کار کند. DOUBLE TROUBLE در یک تور بسیار موفق درخشید و به سرعت آلبوم بعدی خود را با عنوان COULDN,T STAND THE WEATHER در سال ۸۴ عرضه کرد. آلبومی که از اولی موفق تر بود و در نمودار بهترین ها جایگاه ۳۱ را از آن خود کرد و در اواخر ۱۹۸۵ بدل به آلبوم طلایی شد. آلبوم سوم گروه نیز بسیار درخشید و در نمودار جایگاه سی و چهارم را گرفت. در اوایل سال ۱۹۸۷ استیوی با وجود شهرت روزافزونش به شدت دچار اعتیاد شده بود ولی با وجود خمیدگی بدنش در اثر اعتیاد خود را برای یک اجرای زنده و یک تور گسترده در امریکا روی پا نگاه داشت. در پی اجرای تور ری وان به یک مرکز ترک اعتیاد مراجعه کرد. دوره ترک اعتیاد نسبتاً طولانی شد و در سال بعد گروه تقریباً غیرفعال بود. استیوی در ۱۹۸۸ یک شماره به تعداد کنسرت هایش افزود و در فستیوال یادواره موسیقی جاز نیو اورلئان شرکت کرد. همچنین آلبوم چهارم خود را نیز آماده کرد. ثمره این فعالیت ها در ماه ژوئن ۱۹۸۹ نمایان شد و او یکی از موفق ترین آلبوم هایش را به بازار فرستاد که رتبه سی و سه در نمودار فروش را کسب کرد، جایزه گرمی را به خاطر بهترین موسیقی بلوز مدرن کسب کرد و همچنین تا شش ماه پس از عرضه آلبوم هنوز عنوان آلبوم طلایی را داشت.


در بهار۱۹۹۰ استیوی ری وان به همراه برادرش جیمی وان آلبومی ضبط کرد که برای ورود به بازار در پاییز زمان بندی شده بود. در اواخر تابستان همان سال او و DOUBLE TROUBLE نقشه یک تور سراسری در امریکا را طراحی کردند. در ۲۶ آگوست ۱۹۹۰ برنامه گروه در تروی غربی ایالت ویسکانسین در میان تشویق تماشاچیان و گیتاریست های سرشناسی مانند اریک کلاپتون، جیمی وان، بادی گای و رابرت کری تمام شد. پس از اتمام کنسرت ری وان برای رفتن به شیکاگو یک هلیکوپتر اجاره کرد. دقایقی بعد در ساعت ۳۰/۱۲ بامداد در پی نقص فنی هلیکوپتر و سقوط آن استیوی ری وان و چهار سرنشین دیگر همگی کشته شدند. استیوی ری وان این اعجوبه موسیقی تنها ۳۵ سال زندگی کرد.


آلبوم FAMILY STYLE کار مشترک استیوی و برادرش پس از مرگ او در ماه اکتبر منتشر شد و جایگاه هفتم در نمودار را از آن خود کرد. شهرت او حتی پس از مرگ نیز افزایش یافت. در سال ۱۹۹۲ در شهر زادگاه استیوی ریوان مجسمه یادبودی از برنز به ارتفاع ۹ فوت نصب شد تا یادش همیشه جاودان باشد.


نویسنده: رسول صفات

منبع:روزنامه اعتماد

ICE
Jun-20-2009, 22:29
*** بشنوید ***


پیوند مفید:


به 100 اثر برتر از 100 گیتاریست برتر همه تاریخ به انتخاب رولینگ استون گوش کنید

سال ۲۰۰۳، رولینگ استون، ۱۰۰ گیتاریست برتر همه دوران‌ها را برگزیده بود. در اینجا می‌توانید، شرح مفصلی در مورد این گیتاریست‌ها و آثارشان را بخوانید.

ICE
Jul-17-2009, 22:50
Dusan Bogdanovic آهنگساز گیتار




یکی از آهنگسازان بنام گیتار کلاسیک در عصر معاصر بدون شک دوشان بوگدانوویچ میباشد . وی در سال 1955 در یوگسلاوی سابق بدنیا آمد . تحصیلاتش را درزمینه آهنگسازی و ارکستراسیون در کنسرواتوار جنوا و زیر نظر اساتیدی چون P. Wissmer و A. Ginasterگذراند و نوازندگی گیتار را با M.L.São Marcosفرا گرفت .

بوگدانوویچ برنده جایزه نخست مسابقه جنوا را بدست آورد و این فرصت برای وی بوجود آمود تا در سال 1977 در تالار برزگ موسیقی کارنگی رسیتال برگزار نماید . وی در ادامه تحصیلاتش را در دانشگاه کالیفرنیای شمالی ادامه داد.

وی در زمینه موسیقی جز نیز تبحر خاصی دارد . استفاده از المان های موسیقی جز در برخی از آثار وی کاملا محسوس میباشد .

در زمینه گیتار کلاسیک قطعاتی ساخته است که شاید باید خلق ایده و اصوات جدید از دنیای ریتم و رنگ آمیزی دانست .

یکی از قطعات بسیار محبوب در بین نوازندگان گیتار قطغه Mysterious Habitats میباشد .

منبع
مجله موسیقی