PDA

مشاهده نسخه کامل : استرس و راههای رسیدن به آرامش روح و روان



rezaee.gh
2007/07/18, 17:55
استرس واكنش جسماني ، رواني و عاطفي در برابر يك محرك بيروني است كه مي تواند موجب سازگاري فرد با تغييرات شود.

سطوح استرس :
استرس كم (مثبت) :
فشار رواني كم در سازگاري ما نقش موثري دارد. مثلاً استرس دانش آموزي را كه امتحان دارد وا مي دارد كه در اتاق را ببندد و خود را از بازي و تفريح منع كند تا بتواند درس بخواند.
استرس كم در وجود افراد به انگيزه و ميلي مثبت براي پيشرفت تبديل مي شود.

استرس زياد (منفي) :
وقتي فشار رواني شديد، مداوم و طولاني باشد موجب بروز بيماري مي گردد.

در استرس زياد بدن سه مرحله را پشت سر مي گذارد.
1 – مرحله هشدار‌:
زماني است كه بدن ما در براي يك محرك بيروني كه تاكنون با آن مواجه نشده، قرار مي گيرد.

2 – مرحله مقاومت :
بدن ما با محرك يا وضعيت جديد هماهنگ مي شود.

3 – مرحله فرسودگي (خستگي) :‌
انسان در مقابله استرس هاي طولاني، دچار فرسودگي و خستگي مفرط مي شود، چرا كه توانايي بدن محدود است. اين خستگي گاه ممكن است به افسردگي و بيماريهاي مختلف روحي رواني و يا حتي مرگ فرد منجر شود.

نشانه هاي استرس :
استرس مي تواند بعضي از نشانه هاي زير را بوجود آورد، شدت و نوع علايم آن در افراد متفاوت است.

نشانه هاي جسمي :
- گرفتگي يا انقباض ( گلو – سينه – شكم ...)
- احساس درد (در ناحيه سر – گردن – كمر)
- تپش قلب
- پرش هاي عضلاني (تيك)
- خستگي و احساس كوفتگي
- دل درد و در اصطلاح فروريختن چيزي در دل
- تعريف بدن خصوصاً در كف دست ها
- اسهال
- مشكلات خواب
- ناراحتي معده و گوارش
- خشكي دهان
- بي حوصلگي - خلق ناپايدار
- ترس هاي مرضي بي مورد
- زود رنجي
- داشتن دلشوره بي دليل - بيقراري

نشانه هاي رفتاري :
- پرخاشگري – نداشتن تمركز
- جويدن ناخن، مكيدن انگشت
- بازي با موي سر يا كندن پوست لب (لب گزيدن)
- دندان قروچه ( ساييدن دندانها به هم)
- بي توجهي به وضع ظاهر
- پرخوري يا كم خوري – پرخوابي يا كم خوابي

نشانه هاي فكري :
- گيجي و شلوغي ذهن – اشتباهات مكرر
- كم دقتي – بهانه جويي
- ناتواني در به خاطر آوردن حوادث – ضعف در تصميم گيري

نمونه هايي از عوامل استرس زا :
مرگ همسر يا اعضاي خانواده
طلاق
جدايي والدين
ابتلا، به بيماري هاي صعب العلاج يا از دست دادن عضو
زنداني شدن
از دست دادن شغل
بازنشستگي
وجود فرد معتاد در خانواده
بارداري
تغييرشغل
مرگ يكي از خويشاوندان و يا دوستان نزديك تغيير مكان به ويژه مدرسه براي دانش آموزان
بدهكاري
اختلاف با خويشاوندان و آشنايان
مشكل داشتن در محل كار با همكاران
مشاجره و ناسازگاري مداوم با همسر، والدين يا فرزندان
ازدواج

هر يك ازعوامل بالا مي تواند با استرس كم يا زياد همراه باشد كه بديهي است در استرس زيرا مشكلاتي را براي فرد به همراه خواهد داشت.

در چه افرادي استرس تأثير منفي بيشتري مي گذارد؟
معمولاً در افرادي كه :
1 – با واقعه اي بسيار ناگوار مواجه مي شوند.
2 – نسبت به وقايع و حوادث برداشت ذهني و طرز تلقي منفي دارند
3 – وابستگي بيش از حد به خانواده و ديگران دارند.
4 – اعتماد به نفس كافي ندارند.
5 – به جامعه و آينده خوش بين نيستند.
6 – ناراحتي هاي خود را با ديگران در ميان نمي گذارند.
7 – احساس مي كنند در برابر حوادث آينده ناتوان هستند.
8 – سابقه ابتلا به بيماريهاي رواني و يا جسمي را دارند.
9 – از حمايت هاي اقتصادي، اجتماعي و خانوادگي مناسب برخوردار نيستند.
10 – ذهن خود را درگير مسايل روزمره مي كنند.
11 – از ايمان و ابعاد معنوي مناسب برخوردار نيستند.
12 – در گذشته استرس بيشتري را تجربه كرده اند.
13 – بطور ناگهاني و بدون زمينه قبلي با واقعه اي استرس زا مواجه مي شوند.
14 – وقايع استرس زا را بصورت طولاني و مداوم تجربه مي كنند.

راهكارهاي مقابله با استرس :
1 – توصيه هاي دين مبين اسلام را بكار گيريم از جمله :
ياد خدا (الا به ذكرا.. تطمئن القلوب)
توكل به خدا
اعتقاد و ذكر (انا الله و انااليه راجعون)
صلوات بلند
گريه در مراسم عزاداري
نمازخواندن

2 – عوامل استرس را شناسايي كرده و از ميان برداريم.
3 - از وقايع اطراف خود اطلاعات دقيق تري كسب كنيم.
4 – از سلامت روحي و جسمي خود مطمئن باشيم و در صورت بروز مشكل به افراد متخصص مراجعه كنيم.
5 – در كارهاي خود برنامه ريزي داشته باشيم تا از سردرگمي رهايي يابيم.
6 – براي رسيدن به موقع سركار ، قرار ملاقات ها و ... زودتر حركت كنيم.
7 – وقت خود را طوري تنظيم كنيم كه به كارهاي مهم خود برسيم
8 – خود را از شر وسايل اضافي و به درد نخور خلاص مي كنيم.
9 – شب ها به موقع و به اندازه كافي بخوابيم.
10 – صبح ها زود از خواب بيدار شويم ( سحرخيز باش تا كامروا باشي)
11 – عادت هاي استرس زاي خود را ترك كرده يا تغيير دهيم.
12 – به چشمان خود استراحت دهيم ( گاهي چشم همايمان را ببنديم)
13 – مشكلات را آنچنان كه هستند بپذيريم.
14 – نرمش و ورزش را در برنامه ي روزانه خود بگنجانيم.
15 – با آرامش به قدم زدن مخصوصاً در پارك يا محيط هاي آرام بپردازيم.
16 – در محيط هاي سرسبز و هواي آزاد( كوه – دشت – اطراف شهر و ...) فرياد بكشيم.
17 – با بچه ها بازي كنيم خصوصاً تاب بازي
18 – از ماساژ بدن توسط ديگران (خصوصاً متخصص) استفاده كنيم.
19 – در وان آب گرم حمام كنيم.
20 – به خاطر مسائل كوچك خود را ناراحت نكنيم، چون كه تمام مشكلاتي كه با آنها مواجه هستيم از همان چيزهاي كوچك تشكيل شده اند.
21 – اگر در مقابل حوادث كوچك توان مقابله نداريم سعي كنيم با آنها بسازيم.
22 – در وضعيت آرامي بنشينيم، چشم هاي خود را ببنديم و انديشه خود را بر روي يك لغت، يا صدا و يا جمله اي كه دوست داريم، متمركز كنيم و هر فكر ديگر را از ذهن خارج كنيم.
23 – هنگام بروز استرس ، به طور صحيح و عميق نفس بكشيم يعني با يك شماره هوا را به ريه ها وارد كنيم، تا چهار شماره هوا را در ريه ها نگه داريم و با دو شماره هوا را از ريه ها بيرون بفرستيم.
24 – غذا را با آرامش و لذت بخوريم.
25 - سعي كنيم در كمك كردن به ديگران پيشقدم شويم.
26 – تلاش كنيم مثبت انديش باشيم و به خوبي ها و زيبايي ها فكر كنيم.
27 – بخنديم زيرا خنده يكي از سالم ترين پادزهرهاي فشار رواني است.
28 – به موسيقي هاي آرامش بخش و ملايم گوش كنيم( خصوصاً موسيقي بدون كلام)
29 – در مقابل خواسته هاي نابجاي ديگران «نه» بگوييم.
30 - روي اخبار ناخوشايند تكيه نكنيم.
31 – از ورود سموم بخصوص الكل و تنباكو به بدن جلوگيري كنيم، چون اين مواد ابتدا نوعي تسكين موقت ايجاد مي كنند اما تعادل بدن را بر هم زده و زمينه بروز استرس را مهيا مي كنند.
32 – با ديگران در مورد مشكلات و نگراني هاي خود صحبت كنيم.
33 – از روش هاي آرامش بخش استفاده كنيم( مانند يوگا – مراقبه – هيپنوتيزم – ماساژ – استنشاق هواي تازه )
34 – مصرف ويتامين C براي محافظت در برابر استرس ضروري است.
اگر با رعايت و انجام موارد ياد شده استرس در فرد كنترل نشد و موجب اختلال گرديد بايستي به متخصص روانشناس و يا روانپزشك مراجعه شود.

گرد آوران تحقيق:

سردبير : حسن زارعيان

اعضاي تحريريه: فاطمه امينيان – پرويز رزاقي- عباس فرهادي ثابت - حسن زارعيان – بهمن معين نيا

ويراستار : فرهنگ فرهي

طراح : بهمن زارعيان

MEMOLI
2007/07/20, 09:47
تضادها رو درك كنيم

سياه و سفيد، سرد و گرم، زشت و زيبا...
به تضادها فكر كن. وقتي كه در طبيعت، وجود انسان، خلق و خوي بشر و به طور كل، در هستي كنكاش مي كنيم متوجه ميشيم كه دنيا مملو از ضد و نقيض هاست و تقريبا ميشه گفت كه هيچ چيز مطلقي روي زمين وجود نداره مگر در كنار متضادش و اون وقت ديگه مطلق نيست.
در دنياي رنگ ها، به رنگ هاي متضاد، مكمل نيز گفته مي شود. در واقع رنگ هايي كه در چرخه رنگ مقابل هم قرار مي گيرن، رنگ هاي متضاد يا مكمل هستن مثل زرد و بنفش، نارنجي و آبي، قرمز و سبز.
اين رنگ ها وقتي كنار هم قرار مي گيرن باعث كامل شدن درجه رنگي و در نتيجه درخشش و جلاي همديگه ميشن. انتخاب رنگ سفيد براي لباس عروس و سياه براي لباس داماد هم به همين علته. در اصل هر چيزي در كنار متضادش معنا پيدا مي كنه:
اگه تاريكي نباشه، نور بي معناست.
براي درك خوبي بايد بدي ها رو ديد و شناخت.
اگه زشتي وجود نداشت زيبايي ها به چشم نمي آمدن.
از شكست ميشه طعم خوش پيروزي رو چشيد.
با وجود بيماري، قدر سلامتي رو مي فهميم.
وقتي از انتقام صرف نظر مي كنيم متوجه ارزش بخشش ميشيم.
صبر و شتاب هر دو با هم و به موقع خودبراي زندگي ضروري هستن.
با غلبه بر ياس اميد به آينده خوب رشد مي كنه.
نگراني و اضطراب ها رو بايد پس زد تا به آرامش رسيد.
با سايه روشن ها ميشه تلاطم روح و هستي رو به تصوير كشيد.
اگه تلخي نبود مزه شيريني رو هيچكس نمي فهميد.
ميشه به عشق فكر كرد و تنفر رو در نطفه از بين برد.
با كم و زياد زندگي ميشه ساخت و از اون لذت برد.
هيچ تجملي زيباتر از سادگي نيست.
و در آخر هر اومدني يه رفتني داره، مهم رد پايي است كه بر جا گذاشتيم، كارهايي است كه كرديم، جاهايي است كه رفتيم، راهيه كه براي زندگيمون انتخاب كرديم...
پس حواسمون به تضادها باشه. نقص ها و بدي ها وجود دارن، همونطور كه خوبي ها. نمي توان منكر هيچكدوم شد. نبايد غصه نقص ها و بدي ها رو خورد بلكه بايد اونا رو شناخت، قبول كرد و پشت سر گذاشت تا به جنبه هاي خوب زندگي رسيد. در اون لحظه است كه ميشه مزه خوبي ها رو درك كرد و به سادگي ازشون نگذشت.

موفقيت

H A M E D
2007/07/20, 10:48
واقعا همینطوره!
زندگیمون پر است از این تضادها!
شب و روز
گرم و سرد
غمگین و شاد
خوب و بد
و خیلی چیزهای دیگه که همونطور که شما گفتین همه و همه بهانه ایه تا ما بفهمیم و بدونیم و کجای دنیا هستیم و چه کارهایی کردیمو و به کجا قراره بریم و خیلی چیزهای دیگه!!

MEMOLI
2007/07/21, 09:13
قابل توجه افرادي كه استرس دارند!

متخصصا ن اصول ساده اي را براي رفع اضطراب مزمن توصيه كرده اند.
گاهي اوقات استرس در رزوهاي خاصي پيش مي آيد و پس از مدتي با تمام شدن يك برنامه خاص مثل زمان تعطيلات ، خود بخود برطرف مي شود.
اما همين استرس گذرا حتي در سطوح كم مي تواند به سلامت افراد آسيب برساند.
محققان كلينيك مايو در باره چگونگي كنترل استرس نكات مفيدي را ارائه كرده ا ند:

- در پي نشانه ها باشيد: با هشياري مراقب بروز اولين نشانه ها مانند سر درد ، ناراحتي گوارشي ، گرفتگي عضلات و خواب آشفته باشيد. اگر متوجه اين علائم هشدار دهنده استرس شديد ، استفاده از تكنيك هاي كنترل استرس را آغاز كنيد.

- ورزش: حتي يك پياده روي كوتاه مي تواند در بهبود خلق شما و كاهش استرس مفيد باشد.

- خوراك مناسب: داشتن يك رژيم غذايي سالم مي تواند انرژي لازم براي انجام فعاليت هاي روزانه را براي بدن فراهم سازد. انتخاب غذاهاي ناسالم و حذف برخي وعده هاي غذايي ممكن است منجر به خستگي ، حساسيت بيشتر به بيماري ها و بطور كلي تضعيف سيستم ايمني شود.

- حذف برخي كارها: از برخي كارها امتناع كنيد تا شرائط گيج كننده اي فراهم نشود. اين امر به شما كمك مي كند بازدهي بيشتري داشته باشيد و در اموري كه برعهده مي گيريد موفق تر باشيد.

- صحبت كردن با ديگران: دوستانتان با گوش دادن به صحبت ها و درد دل هاي شما مي توانند حاميان اجتماعي خوبي باشند.

- فرار: كارهايي همچون خواندن يك كتاب يا تماشاي يك فيلم خوب ميتواند به دور كردن ناراحتي ها از ذهن كمك كند.

- روان شادي: سعي كنيد خود را با سرگرمي هاي مختلف ، ورزش ، مديتيشن ، دعا خواندن ، و يا هر چيز ديگري كه باعث احساس آرامش شما مي شود ، خود را مشغول كنيد.

آيا باز هم استرس داريد؟ در اينصورت كمك بجوييد. كمك خواستن نشانه ضعف نيست بلكه يك تصميم درست است.

iranianuk

H A M E D
2007/07/21, 09:50
سلام
استرس چیزیه که نمی شه ازش فرار کرد مخصوصا توی این برهه از زمان که تمام زندگیمون رو چیزهایی فرا گرفته که استرس می یاره
گاهی اوقات من با شنیدن صدای زنگ موبایلم هم استرس پیدا می کنم حالا شما برو بالاتر ....

MEMOLI
2007/07/21, 09:57
دقیقا همینطوره ولی استرس در حد زیادش به مرور زمان اثرات خیلی بدی روی روحیه آدم میذاره

H A M E D
2007/07/21, 11:07
درسته ولی این رو هم باید قبول کرد که بعضیا توی زندگیشون اینقدر با موارد استرس زا مواجه می شن که لاجرم مجبور به تحمل این مشکل هستن و راهی جز این ندارن و حتی راهی بری فرار ازش پیدا نمی کنن که واقعا بد به حالشون.

M0bina
2007/07/21, 12:34
مي گم اگه استرس با خنده باشه ضرر داره؟؟

من گاهي اوقات كه استرس دارم مي خندم

بعضيا هم وقتي استرس دارن مي خورن!

H A M E D
2007/07/21, 12:49
خب این معمولا از نشانه های استرس یا افسردگیه!
در مورد خوردن که مطمئنم چون معمولا کسانی که دچار استرس زیاد یا افسردگی می شن بیشتر از قبل غذا می خورن در مورد خندیدن هم تا حدودی صادقه

ما توی وجودمون کودکی هم داریم که باهامون زندگی می کنه اگه دقت کرده باشین وقتی یه بچه ی کوچیک رو به شوخی می ترسونیم بچه با یه نگاهی به چشامون زل می زنه و تند تند می خنده که این خنده در واقع چیزی نیست که نشون می ده بلکه از نشانه های ترس تو وجود بچه است.

ELECBOY
2007/07/21, 13:02
من نمیدونم چرا هیچوقت استرس نداشتم . حالا نه اینكه نداشتماااااااااااااااااا . هیچوقت نتونستم خوب معنیه استرس رو متوجه بشم .
من همیشه در مواجهه با مشكلات قویم , اگرم نباشم سعی میكنم با تلقین كردن به خودم , خودم رو قوی نشون بدم تا مشكلی واسم ایجاد نشه .
و چون روحیه ی شادی دارم , همیشه خودم رو شاد دارم تا خستگی , استرس یا ناراحتی بهم ضربه نزنه و ازم دور شه .

H A M E D
2007/07/21, 13:06
من نمیدونم چرا هیچوقت استرس نداشتم . حالا نه اینكه نداشتماااااااااااااااااا . هیچوقت نتونستم خوب معنیه استرس رو متوجه بشم .
من همیشه در مواجهه با مشكلات قویم , اگرم نباشم سعی میكنم با تلقین كردن به خودم , خودم رو قوی نشون بدم تا مشكلی واسم ایجاد نشه .
و چون روحیه ی شادی دارم , همیشه خودم رو شاد دارم تا خستگی , استرس یا ناراحتی بهم ضربه نزنه و ازم دور شه .

من اینو در مورد علی تضمین می کنم که دقیقا درست می کنه و یکی از خصایص خوبه! البته استرس تا حدودی نیازه.

phoenix80
2007/07/21, 13:14
خواب به مقدار زیاد (بیش از 8 ساعت) مفیده. در ضمن اگر میتونین مشاوره واقعی بگیرید از كسی كه این كاره هست.

بعد هم منبع استرس رو پیدا كن و از بین ببر...

M0bina
2007/07/21, 14:24
ما توی وجودمون کودکی هم داریم که باهامون زندگی می کنه اگه دقت کرده باشین وقتی یه بچه ی کوچیک رو به شوخی می ترسونیم بچه با یه نگاهی به چشامون زل می زنه و تند تند می خنده که این خنده در واقع چیزی نیست که نشون می ده بلکه از نشانه های ترس تو وجود بچه است.

حامد اينو از كجا فهميدي؟؟

من اصلا اينو نمي دونستم ما اينقدر بچه هاي كوچيك رو مي ترسونيم چون همش مي خندن ،ماهم فكر مي كنيم خوششون ميياد!!:lol:

H A M E D
2007/07/21, 16:05
من از جایی نفهمیدم
از یه جای معتبر مطالعه کردم

M0bina
2007/07/22, 06:16
بچه ها اول لباشون چين دار ميشه بعد مي زنن زير خنده ...

خيلي جالبه يني اونا دارن مي ترسن

H A M E D
2007/07/22, 11:16
اصلا اگه بخواین به قیافه ی بچه دقت کنین در اون لحظه ترس رو تو وجودش احساس می کنین

Jalaly
2007/07/22, 17:15
اضطراب و استرس همیشه و همه جا با ما هست كنترلش هم اصلا سخت نیست از نظر من!
تجربه شو دارم من یه مدت از اضطراب زیاد حتی لكنت هم میگرفتم ولی خوشبختانه الان تونستم این اضطراب هامو از بین ببرم الان دیگه از هیچ چیز و هیچ كس نمیترسم اضطراب چیه بابا ؟؟؟؟
البته قابل توجه آقا حامد مسئله خجالت فرق میكنه هااااا!!!!

H A M E D
2007/07/22, 18:13
درسته اضطراب و خجالت دو مقوله ی جدا هستن اما می شه یه جوری اینا رو به هم ربط داد. مثلا کسی که خجالت می شکه توی یه جمعی حرف بزنه اگه مجبور به که این کار رو بکنه حتما اضطراب هم پیدا می کنه! http://qsmile.com/qsimages/36.gif

Jalaly
2007/07/23, 00:28
آره درسته ولی اگه آدم اضطرابشو از بین ببره خجالتش باقی میمونه یا بر عکس پس این دوتا تو بیشتر موقع جدا از همن
مثلا من اضطرابم رو از بین بردم ولی خجالت یه کم تو من مونده هنوز ولی این خجالت باعث اضطراب من نمیشه!

H A M E D
2007/07/23, 11:19
حرفتون تا حدودی درسته ونه کامل! اگه کمی تلاش کنی اون خجالت رو هم از بین می بری البته بگم که هر کدوم از اینها لازمه و باید توی وجودمون باشه فقط نباید زیاد باشه.

Jalaly
2007/07/23, 11:37
نه بابا من دیگه اونقدرام خجالتی نیستم!
فكر میكنم در یه حد تعادی نسبی باشه ولی خوب دارم سعی میكنم اینقدر رو هم از بین ببرم!
بعضی جاها واقعا مشكل سازه!

H A M E D
2007/07/23, 11:51
آره مشکلش به وضوح خودشو نشون داده http://qsmile.com/qsimages/39.gif

گذشته از شوخی همونطوری که قبلا گفتم باز هم می گم که یه مقدار کم لازمه.

Jalaly
2007/07/23, 13:06
نه ولی به نظر من اون مقدار كمش هم تو جامعه امروز لازم نیست!
آدم باید خیلی بی پرده و رك حرفشو بزنه و از هیچی خجالت نكشه!;-)
البته مسئله حجب و حیا فرق میكنه!:oops:
ولی میگم آقا حامد شمام گیر دادی به ما هااا!!!:-?
آخه من اصلا خجالتیم؟؟ دختر به این خوبی واااا!!!!!!8J/

H A M E D
2007/07/23, 13:11
من تسلیم!

Jalaly
2007/07/23, 13:20
ایول حالا شد!

Mohammad Reza
2007/07/23, 15:47
من خودم خیلی خجالتیم
ولی خدا نکنه مجبور بشن جواب کسی را بدم
انقدر رک می شم که حد نداره(رک بودن با بی ادبی خیلی فرق داره!!)
من خودم تو کار خودم موندم http://qsmile.com/qsimages/73.gif

Jalaly
2007/07/23, 22:18
ایول اقا محمد رضا همین جوری خوبه رك و بی پرده باس حرفا رو زد!
تو هم كه یه كم خجالت داری ولی فكر كنم این مال سنه!
آخه منو تو كه هم سنیم یه كم خجالتی هستیم بقیه نیستن كه!!!
حالا سعی كنیم اینقدر خجالتمون رو هم از بین ببریم دیگه حله!

MEMOLI
2007/07/25, 12:12
عوامل موثر در ايجاد استرس در مردان

شما مي توانيد با تائيد كردن خود و افزايش اعتماد به نفس عكس‌العمل‌هاي بهتري را در برابر استرس از خود نشان دهيد.همه چيز از اول صبح شروع مي شود. تلاش زيادي مي كنيد تا در مترو جايي براي نشستن پيدا كنيد. دير به سر كار مي رسيد. در خانه خسته ايد. با همسر و بچه هايتان صحبت نمي كنيد يا حتي ممكن است تمام روز را با اين نگراني كه چطور صورتحساب هايتان را بپردازيد، بگذرانيد. تفكر سنتي حاكم بر جامعه معتقد است كه مردان نان آور خانه هستند ولي در دهه هاي اخير جامعه تغيير زيادي كرده است و همراه با اين تغييرات، ميزان آسيب پذيري و استرس ها نيز افزايش يافته است.

از عوامل مؤثر در ايجاد استرس در مردان مي توان به نكات زير اشاره كرد.
۱) بيكاري
از سال ۱۹۸۰ تا اوايل ۱۹۹۰ بسياري از مشاغل از بين رفت، بسياري از صنايع بسته شدند و حدود ۱۷ درصد از مردان بيكار شدند. بيكاري طولاني (بيش از ۶ ماه) از مهم ترين عوامل افسردگي در مردان است.

2) تغيير نقش
با افزايش ۱۲ درصدي كار زنان و كاهش كار مردان نقش مردان به عنوان تامين كننده معاش، تغيير كرده و به همين دليل آنها احساس پوچي و بيهودگي و سرگشتگي مي كنند. زيرا با اين تغيير نقش، شيوه و سبك زندگي هم تغيير كرده است.به موازات سرازير شدن تكنولوژي به كارخانه ها و اداره ها در بريتانيا، بسياري از كارفرمايان پرسنل و كارمندان خود را اخراج مي كنند و قراردادهاي موقتي جايگزين قراردادهاي دائمي شده است كه به طور مستقيم نقش مهمي در ناامني شغلي دارد.
در ضمن در بين كشورهاي اروپايي انگليس بيشترين ساعات كاري را در هفته داشته- براي مردان به طور متوسط ۴۲ ساعت در هفته و براي زنان نيز ۳۸ ساعت- و طبق آمارهاي به دست آمده، امروزه كارفرمايان خيلي بيشتر از گذشته از كارگران كار مي كشند.
همراه با اين تغييرات و فشارهايي كه بر مردان وارد مي شود از آنها اين انتظار نيز مي رود كه در پايان يك روز سخت و طولاني به همسرانشان در كارهاي خانه هم كمك كنند و با آنها گفت و شنود دوستانه يي داشته باشند. شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد حضور پدر در خانه براي رشد كودكان بسيار ضروري است.

تحقيقات دانشگاه اسكس نشان مي دهد كه:

۱) از سال ۱۹۶۰ با وجودي كه پدران وقت بيشتري را با كودكانشان مي گذرانند هنوز هم زنان دو برابر بيشتر از مردان وقت خود را به كودكانشان اختصاص مي دهند.
۲) كودكاني- به خصوص پسران- كه بيشتر وقت خود را با پدرانشان گذرانده باشند در آينده زندگي بهتري نسبت به آنهايي كه وقت كمتري را با پدرانشان گذرانده اند، خواهند داشت.
۳) پسراني كه پدرانشان هر هفته در درس هايشان به آنها كمك مي كنند ۱۰ درصد نمرات بالاتري گرفته اند.
۴) پسراني كه همراه پدرانشان به طور منظم آخر هفته ها به گردش مي روند ۱۸ درصد كمتر با پليس برخورد داشته و ۱۶ درصد كمتر از مدرسه فرار مي كنند.
بنابراين طبق دلايل بالا از پدران، اين انتظار مي رود كه اوقات بيشتري را صرف كودكان خود كنند. عكس العمل مردان تحت فشار بسيار متفاوت از زنان است. آنها از احساسات خود صحبت نمي كنند يا حتي براي حل مشكل خود به پزشك يا هر فرد ديگري مراجعه نمي كنند و فقط زماني كه علائم و نشانه هايي مثل درد قفسه سينه، سردرد و“ در آنها ظاهر مي شود به پزشك مراجعه مي كنند. معمولاً غصه ها و نگراني هاي خود را آشكار نمي كنند. پسران عادت كرده اند كه هيجانات و احساسات خود را نشان نداده و براي آنها بسيار سخت است كه مشكل استرس را بپذيرند.

● راه هاي نجات
زنان و مردان در برخورد با استرس واكنش هاي متفاوتي را از خود به نمايش مي گذارند. يكي از راه هايي كه عموماً زنان به آن متوسل مي شوند افراط در نوشيدن است. آنها همچنين به خشونت نيز روي مي آورند اما مردان به جاي حل مشكل، به خودكشي فكر مي كنند. طبق آمارهاي به دست آمده، هر ۴۵ دقيقه يك مرد دست به خودكشي مي زند.
● از خودتان به خوبي مواظبت كنيد
اين راه حل آساني نيست ولي بايد قبول كنيم كه بايد دانش و اطلاعات خود را در مورد استرس افزايش دهيم، درباره آن با دوستان و خانواده صحبت كنيم و براي كمك به خود حتماً به پزشك يا هر فرد متبحري در اين زمينه مراجعه كنيم.
▪ توصيه هاي زير مي تواند به شما براي مقابله با استرس كمك قابل ملاحظه يي بكند.
۱) صحبت كردن با ديگران چه با دوستان، همسر و يا مشاوره روانشناسي
۲) تمرينات تنفس و ريلكسيشن
۳) اختصاص دادن اوقاتي از هفته براي انجام فعاليت هاي لذت بخش
۴) نظم بخشيدن به فعاليت ها
شما نيز مي توانيد با تائيد كردن خود و افزايش اعتماد به نفس عكس العمل هاي بهتري را در برابر استرس از خود نشان دهيد.

iranianuk

H A M E D
2007/07/25, 13:10
سلام
مقاله ی جالبی بود مخصوصا اون جاش که می گفت مردان معمولا توی برخورد با این مشکل دست به خود کشی می زنن که قبلا فکر می کردم اینطور نباشه.
استرس توی جوامع امروزی خیلی زیاد شده. خود من همین الان که داشتم این پست رو می خوندم بخاطر یه تلفنی که چند دقیقه پپیش بخاطر یه موضوع بهرانی واسه من زده شده بود سراسر استرس شدم و این مشکل رو بارها و بارها تجربه کردم و همیشه به دنبال حلش بودم و خیلی وقتها هم ازش فرار کردم.
با رها برای اینکه واسم استرسی جدید پیش نیاد گوشیمو چند روز خاموش کردم یا رفتم مسافرت یا...
ای کاش عوامل استرس زا هیچ وقت با ما نبودن.

MEMOLI
2007/07/25, 13:20
نكاتي براي رسيدن به آرامش

امروزه زندگي ماشيني شرايطي را فراهم كرده است كه به نوعي در سلامت و آرامش زندگي كردن چندان كار آساني نيست، روش هاي پيشنهادي زير را براي رسيدن به يك حالت تعادل و زندگي آرام تجربه كنيد و مطمئن باشيد حداقل برخي از آنها مي تواند براي شما چاره ساز باشد.

1- زماني را براي تمدد اعصاب در نظر بگيريد
مسلمآ همه ما در طول روز كارهاي زيادي داريم كه يا دائم در حال انجام دادنشان هستيم ، يا به آنها فكر مي كنيم. هر چند در ابتدا كار سختي به نظر مي رسد اما سعي كنيد در طول روز زماني را به تمدد اعصاب اختصاص دهيد تا بتوانيد از حمله قلبي، اضطراب و خستگي مفرط جلوگيري كنيد.
زندگي شما ارزشمند است، با احساس فرسودگي وقت خود را هدر ندهيد. كافي است هر روز 15 دقيقه از وقت خود را به تمدد اعصاب اختصاص دهيد، ممكن است باور نكنيد كه اين كار چه كمك بزرگي به شما خواهد كرد.

2- هميشه يك دفتر يادداشت كوچك همراه خود داشته باشيد
همه جا آنرا با خود ببريد، حتي شب ها آن را كنار تخت خود بگذاريد. هر زمان كاري به نظرتان رسيد كه بايد آن را انجام دهيد، فورآ يادداشت كنيد، كم كم يك ليست خواهيد داشت.
هر از گاهي ليست را چك كنيد، كارهاي غير ضروري را خط بزنيد و با اين روش حجم كارتان را سبك كنيد. كارهايي كه انجام داده ايد و از ليست حدف شده اند را مرور كنيد.
با كم تر شدن موارد موجود در ليست احساس مي كنيد زندگي تان در كنترل شماست و به اين ترتيب سبك و راحت مي شويد.

3- راحت بخوابيد
اگر شب ها خوب نمي خوابيد حتما تا به حال روش هاي درماني بسياري را امتحان كرده ايد. روش هاي زير را به شما پيشنهاد مي كنيم :
قبل از خواب يكي از كارهاي مورد علاقه تان را كه در طول روز وقت كافي برايش نداريد، انجام دهيد.
اگر شما از كتاب خواندن در تختخواب لذت مي بريد، هر شب سعي كنيد حداقل نيم ساعت قبل از خواب كتاب بخوانيد. مطمئنا احساس خوبي خواهيد داشت، درست مثل اينكه هر شب هديه اي به خودتان مي دهيد.
رايحه گل مورد علاقه تان مي تواند آرامش بخش باشد، سوزاندن شمع يا عودي كه بوي سنبل مي دهد در اتاق خواب كار مفيدي است.
برخي مواقع براي زودتر به خواب رفتن، استفاده از چشم بند مفيد است. درجه حرارت وسايل گرمايشي اتاق خوابتان را كاهش دهيد، نور را به دلخواه تنظيم كنيد و سعي كنيد با آرامش به خواب رويد.

4- هنگامي كه از سر كار به منزل مي رسيد، حداقل پانزده دقيقه استراحت كنيد.
از بچه ها و همسرتان بخواهيد كه اين وقت را به شما بدهند. به پشت بخوابيد (ترجيحا روي زمين)، در حالي كه كمرتان با زمين در تماس است، زانوهايتان را بالا ببريد، سپس به آرامي پاهايتان را ازهم باز كنيد و روي زمين قرار دهيد.
دست هايتان را در طرفين تنه رها كنيد، كف دستان رو به بالا باشد. سرتان را به يك جهت كمي متمايل كنيد تا گردنتان در حالت مناسبي قرار بگيرد. در اين حالت سعي كنيد تك تك نقاط بدنتان را رها كنيد، از يك پا شروع كنيد، زانو ، ران پا و .... براي دستان نيز از انگشتان شروع كنيد تا به گردن و صورت و چشم ها و پيشاني برسيد. اين روش در واقع يكي از حركات ورزش يوگاست.

5- سعي كنيد با چشمان باز تمركز كنيد
يك روش براي تمركز با چشمان باز اين است كه به آرامي - بدون اينكه خيره شويد - به شعله يك شمع نگاه كنيد. چراع ها را خاموش كنيد، يك شمع روشن كنيد، راحت بنشينيد و به شعله آن بنگريد.
هدف اصلي از اين كار تمركز فكر شماست، بنابراين هرگاه حواستان پرت شد، سعي كنيد به آرامي آنرا روي شعله متمركز كنيد. آرامش ذهن پايه و اساس روش هاي تمدد اعصاب است. به همين دليل است كه هميشه بعد از فعاليت هاي ورزشي احساس گرما و آرامش مي كنيد.

6- دوش بگيريد
منظور اصلي اين است كه هر روز وقتي را به خودتان اختصاص دهيد، به حمام برويد.

7- آرامش خود را حفظ كنيد
روش هايي كه براي تمدد اعصاب استفاده مي كنيد فقط مختص همان زمان نيست. سعي كنيد در طول روز به طور مداوم آنها را تكرار و تمرين كنيد، در غير اينصورت تاثيري نخواهند داشت. آرامشي را كه بعد از هر روش بدست مي آوريد حفظ كنيد.
اجازه ندهيد اتفاقات روزانه آرامش شما را مختل كند. به محض اينكه احساس كرديد چيزي باعث به هم ريختن اعصاب شما مي شود، به احساس آرامش خود فكر كنيد.

8- اوقات خود را به خوبي بگذرانيد
فراموش نكنيد، اگر به خودتان بگوييد من بايد اين كار را انجام دهم، ناخودآگاه نسبت به انجام آن جبهه مي گيريد، بنابراين هميشه بگوييد "من مي توانم". فعاليت هاي فيزيكي، هميشه احساس خوبي در بدنتان باقي خواهند گذاشت.

9- كارهايي كه دوست داريد انجام دهيد
زندگي تان را بدون دنبال كردن روياهايتان پيش نبريد. انجام دادن كارهايي كه دوست داريد به خودي خود نوعي احساس آرامش به همراه دارد. حتي اگر قادر نيستيد كاري را كه دوست داريد انجام دهيد، زماني را به آن اختصاص دهيد. همين كافي است و چه بسا كم كم باعث شود كاري كه مجبور به انجامش هستيد دوست داشتني تر از قبل به نظر برسد.

10- مهمترين نكته : هميشه سعي كنيد مقداري از وقتتان را با دوستان و خانواده بگذرانيد.
هيچگاه كارتان را به اشخاصي كه دوستشان داريد ترجيح ندهيد. هميشه براي كساني كه دوست داريد وقت بگذاريد. با ديدي وسيع به چيزهايي كه باعث رضايت شما در زندگي مي شود بنگريد، سعي كنيد بدون پشيماني زندگي كنيد.

H A M E D
2007/07/25, 14:06
واقعا روشهای خوبیه
مرسی

Sahel 87
2007/07/25, 21:58
بله روشهای خوبیه..! اما واسه كسی كه آرامش نداره وذهنش حسابی درگیره دیگه راحت خوابیدن و خوش گذرونی مفهومی نداره یعنی اگه می تونست كه قطعا آدم ناآرامی نبود...

H A M E D
2007/07/26, 11:06
خب این یعنی اینکه به خودش تلقین کنه که می تونه این کارا رو انجام بده و انجام بده.

MEMOLI
2007/07/28, 16:27
اضطراب، یک بخش طبیعی از زندگی است و بیشتر ما در مواقع مختلف آن را تجربه کرده ایم. اغلب منظور از اضطراب نگرانی، تشویش، استرس و دلهره است. نوجوانان اغلب هنگام امتحانات، شرکت در مراسم خاص یا هنگام آموزش رانندگی دچار اضطراب می شوند.

● آشنایی با اختلال اضطراب و راه های مقابله با آن
اضطراب، یک بخش طبیعی از زندگی است و بیشتر ما در مواقع مختلف آن را تجربه کرده ایم. اغلب منظور از اضطراب نگرانی، تشویش، استرس و دلهره است. نوجوانان اغلب هنگام امتحانات، شرکت در مراسم خاص یا هنگام آموزش رانندگی دچار اضطراب می شوند. احساس اضطراب گاهی مفید است، زیرا می تواند انگیزه اي برای آمادگی شرکت در امتحانات مختلف یا رویایی با موقعیت های حساس و خطرناک باشد.
اما اگر اضطراب یک عامل دائمی در زندگی و مانعی برای انجام طبیعی کار های روزانه شود، در این حالت از آن به عنوان اختلال یا بیماری نام می برند. کسی که اختلال اضطراب دارد، پیوسته از یک ترس یا نگرانی طولانی مدت رنج می برد .اختلالات اضطراب در واقع ترس یا نگرانی غیر واقعی و طولانی مدت و بسیار شایع است. طبق برآوردی که به تازگی در امریکا انجام شده؛ حدوداً ۱۳ درصد جمعیت این کشور به این اختلالات مبتلا هستند. این اختلالات همه افراد از سنین متفاوت (اعم از کودکان ، نوجوانان و بزرگسالان) را در بر می گیرد.
اضطراب می تواند روی کارکرد های اساسی مانند تمرکز، اشتها و خواب تاثیر بگذارد و همچنین مانعی برای لذت از زندگی، آرامش و استراحت است. خوشبختانه طبق آخرین خبرها، اختلالات اضطراب بسیار درمان پذیر است. اختلالات اضطرابی که نوجوانان بیشتر با آن درگیرند از این قرارند؛

▪ اختلال اضطراب فراگیر:
نوجوانانی که اضطراب فراگیر دارند، در همه موقعیت ها و کارهای متفاوت روزانه نگرانی و استرس حاد و دایمی دارند. آنها دربارهٔ مدرسه، سلامتی و امنیت خود و یا اعضای خانواده شان بسیار نگرانند. حتی در خصوص این مساله که ممکن است در آینده مریض شوند و یا آسیبی ببینند، احساس نگرانی می کنند. همیشه به بدترین چیزهایی که ممکن است اتفاق بیفتد، فکر می کنند. همراه با این دلهره و اضطراب احتمالاً علائم و نشانه های فیزیک هم دارند از قبیل درد قفسه سینه، خستگی، انقباض (سفت شدن) عضلات، دل درد، و حتی گاهی استفراغ. اختلال اضطراب فراگیر می تواند موجب ترک تحصیل و یا کناره گیری از فعالیت های اجتماعی شود.

▪ اختلال وحشت زدگی
توام با ترس شدید و بدون دلیل ظاهری است. در این گونه اختلال ها فرد احساس می کند که همه چیز غیر واقعی است و احتمالاً علائم فیزیکی مانند تپش قلب، نفس تنگی ، سرگیجه، کرخی و یا احساس سوزش هم دارد. این علائم در نتیجه واکنش بدن به ترس شدید است که گاهی با حمله قلبی اشتباه می شود.

▪ هراس از مکان های باز
هراس از مکان های باز، ترس شدیدی است که احتمالاً به حمله وحشت زدگی منجر می شود.شخصی که قبلاً به خاطر هراس شدید از مکان های باز دچار حمله وحشت زدگی شده است، به شدت از رفتن به جایی خودداری می کند؛ زیرا می ترسد که دوباره دچار حمله وحشت زدگی شود. بنابراین اغلب به جز خانه خودشان فقط به چند جای محدودی که احساس راحتی می کنند، می روند.

▪ اختلال اضطراب اجتماعی
این اختلال ترس شدید از موقعیت های اجتماعی است. نوجوانانی که از این مشکل رنج می برند در کلاس درس برای بالا بردن دست و صحبت کردن، به شدت دچار اضطراب و ناآرامی می شوند. آنها می ترسند مبادا اشتباه کنند، جواب غلط بدهند یا احمق به نظر برسند. آنها در موقعیت هایی که با دیگران برخورد می کنند، (مانند میهمانی ها، سر میز ناهار یا هنگام مواجهه با افراد جدید) به شدت احساس خجالتی و اضطراب دارند. این نوجوانان بیش از حد مراقب لباس و موی خود هستند، زیرا از اینکه مورد قضاوت و انتقاد دیگران واقع شوند، می ترسند. حالت حاد و شدید این اضطراب «خموشی انتخابی» نامیده می شود یعنی کودک و نوجوان از فرط اضطراب قادر به صحبت کردن نیست.

▪ روان رنجوری وسواس فکری - عملی
حالتی است که افکار وسواسی یا وسوسه هایی دائماً در ذهن بارها تکرار می شود، به طوری که شخص احساس می کند قادر به کنترل آنها نیست، و یا رفتارهای وسواسی یا مراسمی که فرد احساس می کند باید انجام دهد تا افکار نگران کننده اش را کنترل کند و از اضطراب رهایی یابد. افرادی که اضطراب فراگیر دارند از بیماری و میکروب وحشت دارند و در نتیجه مرتباً در حال شستن و نظافت هستند که کاری است بسیار وقت گیر و رنج آور. آنها احساس می کنند که کارهایشان غیرقابل کنترل است. نگرانی های این افراد کاملاً غیرواقعی است، اما موجب ترس آنها می شود، مثلاً نوجوانی که دچار وسواس شده ممکن است با خواندن مطلبی درباره یک بیماری، تصور کند که او هم دچار آن بیماری شده است.

▪ اختلال فشار روانی پس آسیبی
این اختلال به یک تجربه آسیب زا یا وحشتناک در گذشته مربوط می شود. این افراد همیشه از وقوع اتفاقاتی نظیر تصادف، خشونت (تجاوز، آزار و اذیت...) یا وقایع طبیعی نظیر زلزله، توفان ، سیل و ... وحشت دارند. وقوع هر یک از این اتفاقات می تواند موجب شود که شخص تجربع تلخ گذشته را دوباره احساس کند یا دچار کابوس های شبانه یا دچار نگرانی و ترس دائمی شود. اختلال فشار روانی پس آسیبی اغلب چندین روز یا هفته بعد از وقوع یک اتفاق خطرناک یا وحشتناک ظاهر می شود، البته گاهی هم با تاخیر بیشتری رخ می دهد.

▪ فوبیا
ترس شدید و غیرواقعی است از چیز ها و موقعیت هایی که واقعاً ترسناک یا خطرناک نیست؛ مانند ارتفاع، سگ یا پرواز با هواپیما. فوبیا سبب می شود شخص از چیزی که موجب هراس او می شود دوری کند. گاهی افراد با این هراس کنار می آیند به شرط آنکه در زندگی روزمره مجبور به مواجهه با عامل هراس شان نباشند. اما اگر هراس از موقعیت ها و چیزهای عادی تر باشد که از آن نتوان دوری کرد، کنترل آن سخت تر می شود. باید دانست که هر چه فرد از عامل هراس بیشتر دوری کند، هنگام مواجهه با آن خیلی بیشتر می ترسد.
اگر اختلال اضطراب دارید، احتمالاً تصور می کنید که این اختلال بر زندگی شما حاکم است. علاوه بر این نگرانی طولانی مدت ممکن است مشکلات تمرکز حواس و پریشانی را به دنبال داشته باشد. همچنین احتمالاً دائماً احساس استرس و تنش دارید نمی توانید خود را آرام کنید. علاوه بر این، ممکن است به نشانه های فیزیکی نظیر سردرد، دستان عرق کرده، آشوب معده، تپش قلب و سفتی عضلات مبتلا شده یا دچار اختلالات خواب شوید. گاهی هم نشانه های فیزیکی بسیار حاد است و منجر به حمله وحشتزدگی می شود که در آن صورت ممکن است شخص تصور کند که دچار حمله قلبی شده است یا حتی ممکن است بمیرد.
در هر حال اگر خودتان اضطراب دارید یا یکی از اطرافیان شما دچار آن است، شناخت این اختلال و درمان آن می تواند کمک موثری باشد.

● چرا برخی دچار اختلال اضطراب می شوند؟
یک دلیل قاطع و مشخص برای اختلال اضطراب وجود ندارد، بلکه چندین عامل مختلف در شکل گیری آن نقش دارند، از جمله ژنتیک، ساختار زیست- شیمی مغز، شرایط زندگی و رفتارهای آموخته. فردی که یکی از اعضای خانواده اش دچار اختلال اضطراب باشد در معرض خطر بیشتری برای اختلال اضطراب است(هر چند که نوع اختلال آنها یکسان نباشد) ژنتیک روی ساختار زیست شیمی مغز اثر می گذارد و در نتیجه آن برخی از افراد مستعد مبتلا به اضطراب هستند. ساختار زیست شیمی مغز با میلیون ها سلول مغزی (یاخته های عصبی یا نورون) مرتبط است و پیوسته از راه مواد شیمیایی با یکدیگر در ارتباطند. این ترکیب های شیمیایی «انتقال دهنده عصبی» نامیده می شود. «انتقال دهنده عصبی» پیک های شیمیایی مغز است که تنظیم حالت های روانی( یا خلق و خوی) فرد به عهده آنها است.
«انتقال دهنده عصبی» از یک یاخته عصبی ترشح می شود و به یاخته عصبی گیرنده می پیوندد. گاهی تداخل در این فرآیند(مثلاً یاخته عصبی گیرنده قادر به دریافت انتقال نباشد) موجب عدم تعادل در سطح انتقال دهنده های عصبی مغز می شود که دلیلی برای اضطراب است. انتقال دهنده های عصبی زیادی وجود دارد اما دو انتقال دهنده عصبی سروتونین و دوپامین در ارتباط با اضطراب نقش دارند. عدم تعادل این ترکیبات شیمیایی موجب اضطراب و دیگر مشکلاتی نظیر آن می شود. اتفاقات خاصی که در زندگی شخص رخ می دهد نیز می تواند مرحله یی برای شروع اختلال اضطراب باشد بهترین مثال برای این موارد وقوع اتفاقات ترسناک و آسیب زا است که منجر به Ptsd می شود.یادگیری های اولیه هم می تواند در این بیماری نقش ایفا کند. چنانچه کودکی در خانواده اي زندگی کند که افراد آن بسیار ترسو و مضطرب هستند، او هم یاد می گیرد که دنیا را یک مکان ترس آور ببیند.
همچنین اگر محیط رشد کودک واقعاً خطرناک و ترسناک باشد(محیطی که با کودک با خشونت رفتار شود چه درخانواده و چه در جامعه) کودک می آموزد که همیشه منتظر وقوع بدترین ها باشد و بترسد. واکنش اتوماتیک مغز به شرایط اضطراب آور می تواند عامل محرک اختلال اضطراب شود. هنگامی که کسی احساس خطر کند(حتی اگر خطر واقعی نباشد) مغز فوراً با فرستادن علامتی به ساختار کوچکی در مغز به نام بادامه، عکس العمل نشان می دهد. بادامه مغز واکنش اتوماتیک بدن(مبارزه یا فرار) در برخورد با خطر ایجاد می کند. این واکنش ها موجب نشانه هایی نظیر عرق کردن و تپش قلب می شود.
گاهی به محض اینکه شخص اطلاعات را در قسمت تفکر مغز(قشر مخ) بررسی می کند درمی یابد که اتفاق رخ داده واقعاً خطرناک نبوده است. بنابراین آرام می شود و واکنش های بدن متوقف می شود. اما بادامه مغز به گونه یی برنامه ریزی شده است که با یادآوری اتفاقی که افتاده، سبب راه اندازی فرآیندهای واکنش بدن می شود که این کار در واقع تلاش مغز جهت حفاظت فرد از خطرات آتی است. یعنی اگر شخص با چیزی مواجه شود که قبلاً یک بار موجب ترس او شده (حتی اگر بعداً پی ببرد که واقعاً ترسناک نبوده است) بادامه مغز احتمالاً واکنش اضطراب را فعال می کند.

● چگونه می توان اختلال اضطراب را تشخیص داد و درمان کرد؟
گاهی افراد به واسطه نشانه های فیزیکی(ناشی از اضطراب) به پزشک مراجعه می کنند که کار بسیار درستی است زیرا نشانه هایی مانند تپش قلب، درد قفسه سینه، دل درد، استفراغ، تنگی نفس، بی حسی و یا سوزش و مشکلات خواب می تواند واقعاً به دلیل برخی بیماری های پزشکی باشد. بنابراین با مراجعه به پزشک، مشخص می شود که آیا بیماری وجود دارد و یا همه این نشانه ها ناشی از اضطراب است. اگر نشانه ها به دلیل اضطراب باشد حتماً باید به یک متخصص سلامت روانی مانند یک روان شناس یا روان پزشک مراجعه شود. اضطراب بسیار توان کاه است و همچنین مانع لذت بردن فرد از زندگی، دوستان، مدرسه و فعالیت های اجتماعی می شود. اما با کمک درمان می توان احساس بهتری پیدا کرد. برخی سعی دارند برای درمان و آرام کردن خود از الکل و یا داروهای مخدر (حتی قرص های خواب) استفاده کنند که تاثیر موقتی دارد اما به دلایل مختلفی یک راه حل نیست.
داروهای مخدر و یا الکل فقط موجب احساس غلطی از آرامش می شوند که بسیار خطرناک است و مشکلات عدیده یی را به دنبال دارد. اما یک متخصص سلامت روانی با طرح سوالات در زمینه مصرف داروها، موقعیت خانوادگی ، نشانه هایی که تجربه کرده اید و یا سوالات بسیار شخصی و محرمانه می تواند یک برنامه صحیح درمان را ارائه کند. که البته پاسخ واقعی و درست به سوالات به دکتر بسیار کمک می کند. درمان اضطراب می تواند شامل دارو، رفتار درمانی شناختی و یا درمان از طریق گفت وگو یا روش های کنترل عضلات و آرامش، باشد و گاهی ترکیبی از همه درمان های فوق توصیه می شود.
در مواقعی که دارو بخشی از درمان است اغلب از یک دسته از داروها به نام Ssri ها استفاده می شود که گاهی سبب تعجب می شود که چرا داروی ضد افسردگی تجویز شده است. اما این مساله به این دلیل است که داروی Ssri ابتدا برای درمان افسردگی تولید شد اما بعداً دانشمندان دریافتند که این دارو اثر ضد اضطراب نیز دارد. زیرا افسردگی و اضطراب هر دو به دلیل عدم تعادل در انتقال دهنده عصبی سروتونین به وجود می آیند و داروی Ssri می تواند به تعادل سروتونین کمک کند بنابراین به درمان هر دو بیماری کمک می کند.
اگر داروها درست تجویز شود به کاهش نشانه های اضطراب که سبب ناراحتی و نگرانی شدید شخص می شود، کمک شایانی می کند. اغلب پزشکان دارو را با دوز کم شروع می کنند و تدریجاً به آن اضافه می کنند تا نتیجه بهتری بگیرند، گاهی چند روز یا هفته زمان نیاز است تا دارو اثرات مثبت خود را نشان دهد. پس اگر دارویی تجویز شد، درست و به موقع بخورید. اما اغلب نوجوانان که دچار اختلال اضطراب هستند نیازی به دارو ندارند و با کمک روش های دیگر می توان به آنها کمک کرد.
روش روان درمانی یا همان گفت وگو؛ در این روش نوجوان با یک متخصص سلامت روانی درباره استرس ها و اضطراب هایی که احساس می کند، صحبت می کند. روانکاو با دسته بندی مشکلات نوجوان و حمایت از او و استفاده از راهکارهای دیگر به نوجوان کمک می کند تا از پس اضطراب خود برآید. یکی از روش های خاص در دوران درمان رفتار درمانی شناختی (cbt) است. در این روش نوجوان با فراگیری یک نقش فعال در خصوص ترس هایی که دارد یادگیری زدایی می کند. در روش Cbt روانکاو و شیوه های جدیدی برای تفکر و عمل به نوجوان می آموزد تا هنگام مواجهه با اضطراب از آنها استفاده و در نتیجه اضطراب خود را کنترل کند. در این روش نوجوان می آموزد که چگونه اضطراب خود را شناسایی و ارزیابی کند همچنین عوامل ایجاد اضطراب را می شناسد و روش های عملی برای کاهش آن یاد می گیرد.
نوجوان پی می برد که چه عواملی در بدتر شدن ترس او یا آرامش نقش دارند. تکنیک های روش Cbt بسیار متنوع هستند اما همه شامل آدم سازی و شیوه های تنفس و یا روش هایی است که نوجوان را در معرض عامل اضطراب قرار می دهند که اگر این روش همراه با یک حمایت مناسب و آموزش مهارت های جدید تحمل یا کنار آمدن با مشکل، باشد بسیار مؤثر است و حتی ترس ها و اضطراب های شدید را از بین می برد.

● نحوه برخورد با اختلال اضطراب
اغلب افراد خانواده و یا دوستان فردی را که اختلال اضطراب دارد به خوبی درک نمی کنند و نصایح غیرمعقول و ناکارآمدی به او می کنند مانند چرا نگرانی، مشکلی نیست نگران نباش، اما باید بدانیم که نیت آنها خیر است و فقط نمی دانند که مساله به این سادگی نیست.بنابرانی خود فرد باید به آنها توضیح بدهد. اما از آنجایی که دیگران درک درستی از این مساله ندارند افراد دچار اختلال اضطراب، تمایلی به گفتن احساسات خود به خانواده و یا دوستانشان ندارند.
همچنین تصور می کنند که شاید احساسات آنها از نظر دیگران احمقانه، بچه گانه و عجیب و غیرعادی تلقی شود. اما باید بدانیم که دوستان صمیمی و افراد خانواده بخشی از راه حل هستند و توجه و حمایت آنها بسیار کار ساز است.اگر متوجه شدید که نوجوانی دچار اختلال اضطراب است برایش دوستی حامی باشید و با درک شرایط او کمکش کنید.

دارسی لینس

Mohammad Reza
2007/07/29, 10:22
http://www.jamejamonline.ir/images/20070728/Baby.jpg

کودکانی که مادرانشان در دوران بارداری مضطرب یا افسرده اند ممکن است دچار مشکلات خواب شوند.
به گزارش ساینس دیلی محققان می گویند احتمال بدخوابی های شبانه دراین نوزادان و کودکان نوپا 40 درصد افزایش می یابد. این کودکان دیر به خوتب می روند ، زود از خواب می پرند ، و یا در خواب نا آرامند.
این مطالعه نیز نشان می دهد شرایط محیطی دوران بارداری مادران تا چه اندازه برسلامت و کیفیت زندگی فرزندانشان تاثیر می گذارد.
مطالعات مرتبط نیز نشان داده اند استرس که با افزایش هورمون های استرس مانند کورتیزول همراه است می تواند روند تشکیل گروهی از سلولهای مغز که تنظیم کننده ساعت داخلی بدن هستند را مختل کند.

MEMOLI
2007/08/02, 18:48
هر که هستید و هر کجا زندگی می‌کنید، آرامش را به زندگی خویش دعوت کنید و آن را در ذهن خود جایگزین سازید. اگر کلام و رفتار شما قرین آرامش باشد بدون شک این ویژگی به دنیای اطراف شما نیز سرایت خواهد کرد. بخاطر داشته باشید، برای رسیدن به این وضعیت ، لازم است برخی قابلیتهای ویژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایحاد نمایید. رعایت نکات زیر مقدماتی است که به شما کمک می‌کند و در این مسیر گام بردارید.

● راههای رسیدن به آرامش

▪ یاد بگیرید که گاه مسائل را رها سازید.
بدین معنی که به هر مسئله‌ای دائما گره نخورید. وقتی همیشه و همه جا فکر مسائل خود هستید و به مرور آنها می‌پردازید، در واقع همیشه بار اضافی را با خود حمل می‌کنید، که این خود سبب ایجاد اضطراب و استرس در شما می‌گردد. بیاموزید که با یک ذهن رها و آزاد زندگی کنید. این امر به شما کمک می‌کند تا با هر محرک کوچک و یا مانع جزئی آشفته نشوید.

▪ به خود و خدای خود ایمان داشته باشید.
اگر به خود و خدای خود ایمان داشته باشید، براحتی از عهده مشکلات زندگی برخواهید آمد و ثابت قدم و مطمئن در راه رسیدن به اهداف خود گام برخواهید داشت.

▪ مثبت اندیش باشید.
اگر دیدگاه مثبت اندیشی نداشته باشید، همه چیز می‌تواند بی‌فایده و بی‌ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و امید ، بهترین سلاح در مقابل ترس و اضطراب است.

▪ نسبت به انتظارات و برنامه‌های خود واقع بین و منطقی باشید.
توانائیهای خود را در موقعیتهای خاص بشناسید و نسبت به عدم توانائیها و ضعفهای خود واقع بین باشید. هر چقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگی منطقی‌تر باشد، به آرامش بیشتری دست خواهید یافت.

▪ نسبت به انسانها ، عشق بی قید و شرط خود را نثار کنید.
شما می‌توانید از دوستان ، همکلاسیهای خود شروع کنید. یاد بگیرید که آنها را بدون قید و شرط دوست بدارید، در مقابل ضعفهای آنها صبور باشید و خطاها و اهمال کاریهایشان را ببخشید. هر چقدر نسبت به دیگران بخشش بیشتری داشته باشید، احساس شادی و خرسندی بیشتری را تجربه خواهید کرد.

▪ معنای فداکاری را لمس کنید.
دست بخشش داشته باشید، ولی انتظار بازگشت نداشته باشید. دیگران را به شیوه خودشان خوشحال کنید. به افراد بی پناه و یتیم و فقیر کمک کنید. برای آنهایی که خواهان یاری گرفتن از شما هستند پشت و پناه باشید، و بدون آن که منتی بر آنها نهید تکیه گاهشان باشید، هر چقدر بیشتر ببخشایید، از الزامات و قید و بندها بیشتر رها خواهید شد.

▪ افکار خود را بازسازی کنید.
در افکار و عقاید خویش نسبت به شخص خود ، بازنگری کنید. بیاموزید در مقابل خویشتن صبور باشید و ارزشها ، استعدادها و مهارتهای خود را ارج نهید. خود را بدون هیچ قید و شرطی دوست بدارید. هر گونه ترس و تردید غیر منطقی که در مورد خود دارید، کنار بگذارید. اگر دیدگاه مثبت و سالمی را در مورد خود داشته باشید، یاد خواهید گرفت که خود را بدون قید و شرط قبول داشته باشید.

aftab

H A M E D
2007/08/02, 21:08
▪ یاد بگیرید که گاه مسائل را رها سازید.
بدین معنی که به هر مسئله‌ای دائما گره نخورید. وقتی همیشه و همه جا فکر مسائل خود هستید و به مرور آنها می‌پردازید، در واقع همیشه بار اضافی را با خود حمل می‌کنید، که این خود سبب ایجاد اضطراب و استرس در شما می‌گردد. بیاموزید که با یک ذهن رها و آزاد زندگی کنید. این امر به شما کمک می‌کند تا با هر محرک کوچک و یا مانع جزئی آشفته نشوید.
گاهی وقتها لازمه اینطور باشیم.

▪ مثبت اندیش باشید.
اگر دیدگاه مثبت اندیشی نداشته باشید، همه چیز می‌تواند بی‌فایده و بی‌ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و امید ، بهترین سلاح در مقابل ترس و اضطراب است.
همیشه سعی کنید نیمه ی پر لیوان رو ببینید.

تشکر از مقالتون.

MEMOLI
2007/08/03, 09:45
معمولا ديدگاه عمومي درباره فشارهاي رواني ناشي از كار يا محل كار، چنين است:

" دوستم سركار خيلي عصبي و تحت فشاره، البته اين روزها چنين حالتي طبيعيه!"
باورهاي غلطي كه درباره تنشهاي عصبي يا استرس وجود دارد اغلب مي تواند حتي شرايط كاري را بدتر كند.
• در حقيقت، اگر اين دوست عصبي نباشد، ممكن است چنين برداشت شود كه وجود او براي شركت چندان حياتي نيست.
• راه حل اين است كه بگذاريم او تا زماني كه حالش بهتر شود مسئوليت كمتري بر عهده داشته و ساعات كمتري كار كند.
• يا اينكه بگذاريم او براي مدتي بيشتر كار كند تا ديگر احساس نكند از كار عقب افتاده و دچار فشار عصبي شود.
• يا اينكه او را به يك كلاس روان درماني بفرستيم تا چيزهايي درباره وضعيت عصبي خود بياموزد.

تمام موارد فوق اشتباه هستند...اشتباه!
درست است كه فشار عصبي و تنش در محل كار يك مشكل جدي است و هزينه زيادي براي نيروي انساني، كار و جامعه در بر دارد و بايد كاري براي آن انجام داد، اما باورهاي غلطي كه درباره تنشهاي عصبي يا استرس وجود دارد، موجب ميشوند كه كارهايي كه درباره آن انجام ميدهيم نتيجه درستي نداشته باشند و حتي شرايط را بدتر كنند.

پنج مورد از اصلي ترين اين موارد از اين قرارند:

1. وجود استرس امري طبيعي بوده و اهميت مقام شخص را نشان ميدهد. تنش عصبي ميتواند به بهتر شدن عملكرد هم منجر شود. عده اي از مردم تصور ميكنند كه اگر كسي سرشان بيش از حد شلوغ نباشد، پس وجودشان براي موسسه يا سازمان چندان حياتي نيست. اين افراد از داشتن برنامه كاري پر و پيمان، ساعات كاري طولاني و كار بيش از حد لذت ميبرند.

اما استرس به معناي مهم بودن شخص نيست، بلكه به اين معناست كه يك جاي كار ايراد دارد يا اينكه شخص نميتواند كارش را در زمان مشخص انجام دهد. بدتر از آن اينكه شايد شخص اصولا كار كمتري از آنچه بايد، انجام ميدهد زيرا افراد عصبي چندان كارامد نيستند، در ارتباط با ديگران ضعيف عمل كرده و نميتوانند تصميمات صحيحي بگيرند.

پذيرفتن اينكه استرس در محيط كار طبيعيست، نه تنها براي افراد، كه براي موسسه هم زيان آور است.

2. استرس به خاطر كار زياد ايجاد ميشود. اگر چنين است، پس چگونه افرادي كه در هفته 80 ساعت كار ميكنند، بسيار سرحال و عالي و افرادي كه ساعات كارشان به 30 ساعت هم نميرسد عصبي و سرشار از فشارهاي رواني هستند؟

چرا؟ چون استرس هيچ ارتباطي با ساعات كار ندارد، بلكه به احساس فرد در زماني كه مشغول كار است مربوط ميشود. اگر شما 100 ساعت در هفته كار كنيد، به نتيجه كار خود بباليد، شاد و سرحال بوده و احساس خوبي داشته باشيد، هرگز عصبي نميشويد اما اگر 30 ساعت در هفته به كاري مشغول باشيد كه نسبت به آن احساس ناتواني داشته يا حس ميكنيد مشغول بيگاري هستيد و از شما قدر داني نميشود، مطمئنا دچار استرس خواهيد شد.

3. استرس با كار كمتر مداوا خواهد شد. واكنش بسياري از مسئولين و مديران در مقابل كارمند دچار استرس اين است كه از حجم كار، مسئوليتها يا ساعات كار او بكاهند و در مواقع بسيار وخيم، كارمند خود را به مرخصي استعلاجي بفرستند.

بنابر يافته هاي مركز تحقيقاتي بو نترستروم (Bo Netterstrøm) در دانمارك با بيش از 30 سال مطالعه بر استرس در محيط كار، اين كار بسيار نادرست است. نياز اصلي افرادي كه دچار استرس ميشوند، افزايش ظرفيت و اطمينان خود و ديگران نسبت به كارايي آنان است و در حالي كه يك مرخصي كوتاه ميتواند براي درمان عوارض آني استرس لازم است، اما غيبت طولاني از محيط كار تاثيري معكوس خواهد داشت. هنگامي كه چنين افرادي به كار بازميگردند، بيش از پيش حساس و آسيب پذير شده اند و بدتر اينكه عده اي از آنان ديگر به كار باز نميگردند.

از طرفي، كاستن از بار مسئوليتهاي شغلي يا ترك موقت كار هيچ يك از مشكلات اساسي و پنهان را حل نميكند. هنگامي كه كارمند مورد نظر به كار خود بازگردد، از آنجايي كه چيزي عوض نشده است، مجددا و به سرعت دچار استرس خواهد شد.

4. استرس با كار بيشتر درمان ميشود. ممكن است بگوييد:" بله، من در حال حاضر كمي عصبي هستم چون از كار عقب افتاده ام، اگر مدتي حسابي كار كنم و اين عقب ماندگي جبران شود، مشكل حل خواهد شد."

اما نه، چنين نخواهد شد زيرا:
1- استرس محل كار در اثر عقب ماندن از روند كاري ايجاد نميشود. بلكه به احساس شخص درباره اين عقب ماندگي مربوط است.
2- در بسياري از مشاغل، كاركنان تقريبا هميشه از برنامه عقب هستند زيرا كارشان بسيار زياد است و انجام دادن تمام وظايف به نيروي كار بيشتري نياز دارد.

اگر در زماني محدود براي انجام شدن مقدار زيادي كار يا رساندن پروژه به زمان تحوي، سخت كار كنيد اشكالي ندارد. اما در بسياري از مواقع اين فشار كار موقت تبديل به يك استاندارد جديد ميشود.

پس راه حل كار بيشتر براي رسيدن به استاندارها نيست زيرا در بسياري از محيطهاي كاري چنين عملي غير ممكن است. راه حل اين است كه درباره كاري كه تمام كرده ايد احساس خوبي داشته باشيد و به خاطر كار ناتمام خود عصبي نشويد. اين گفته به اين معنا نيست كه به كار اهميت ندهيد، بلكه منظور اين است كه بدانيد عصبي شدن از كارايي شما خواهد كاست، كار كمتري انجام خواهد شد و شما عصبي تر ميشويد. بايد اين چرخه بيمار را بشكنيد.

5. استرس با تمركز بر آن درمان ميشود. ما بارها با كتابها و خودآموزهايي در رابطه با استرس در محل كار برخورد كرده ايم كه معمولا چنين تقسيماتي دارند:

• استرس چيست
• نشانه ها و علائم استرس
• استرس و سلامتي
• روشهاي مبارزه با استرس

اين كتابها معمولا توسط يك مشاور فشارهاي رواني و استرس نوشته شده اند. يك تحقيق جديد نشان ميدهد افرادي كه در كلاسهاي ضد استرس شركت كرده اند بسيار عصبي تر از آنهايي هستند كه به كلاس نرفته اند، زيرا تمركز بر استرس بيشتر براي افزايش فشار رواني مناسب است نه از بين بردن آن. چنين افرادي بايد تمركز و توجه خود را به آنچه برايشان آرامش بخش بوده و وجودشان را سرشار از انرژي ميكند معطوف نمايند.

واقعيت چيست؟
فراموش نكنيد: استرس در اثر كار ايجاد نميشود. داشتن احساس بد و ناخوشايند به كار موجب بروز استرس خواهد شد.

به اين ترتيب، تغيير ساعات كار، مسئوليتها، اولويتها يا محل كار بي نتيجه خواهند بود، مگر اينكه شما علاوه بر اينها، احساس خود نسبت به كار و محيط كار خود را تغيير دهيد. برنامه هاي مبارزه با استرس هم تنها در صورتي كه بتوانند رسيدن به اين هدف را ممكن سازند، موفق خواهند بود.

اگر دچار استرس هستيد، بايد خودتان كنترل اوضاع را به دست بگيريد و هرگونه تغييري كه براي گذر از احساس نگراني، بي كفايتي يا تزلزل موقعيت شغلي خود لازم ميدانيد را اعمال نماييد و بر دستاوردهاي كاري خود با افتخار نگريسته و احساس كنيد كه ديگران نيز از شما قدرداني ميكنند.

رسيدن به اين مرحله نه تنها تنشهاي كاري را از ميان برخواهد داشت، بلكه شما را به فردي كارآمد، خلاق، موفق و شاد تبديل خواهد كرد.

iranianuk

MEMOLI
2007/08/04, 17:32
استرس های شغلی همواره یکی از عوامل خطرزای سلامتی بوده است که بر کیفیت زندگی خصوصی افراد نیز تاثیر می گذارد. در کلینیک های مشاوره این جمله را زیاد می شنویم که همسرم ناراحتی های کاری اش را با خود به خانه می آورد و تمام دق دلی از همکاران و رئیسش را سر من و بچه ها خالی می کند.

چندی پیش محققان مرکز مطالعاتی پرینستون در امریکا اعلام کردند که ۲۵ درصد از نیروهای کار در امریکا از کارشان ناراضی و حدود ۱۷ میلیون نفر دچار افسردگی هستند. مطالعات نشان می دهد اضطراب و تنش های شغلی باعث بروز فشارخون، بیماری های قلبی، آسم، افسردگی و سردرد در انسان می شود.
این تحقیقات همچنین نشان می دهد که نارضایتی شغلی یا کار در محیط های پراسترس ارتباط مستقیمی با افزایش ضایعات، غیبت، کاهش بهره وری و بروز رفتارهای نابهنجار در کارمندان دارد ضمن اینکه هزینه زیادی برای درمان اختلالات روحی ناشی از اضطراب و استرس های شغلی در کارمندان آسیب پذیر دربرخواهد داشت.

روانشناسان دلایل زیادی را در بروز استرس در محیط کار موثر می دانند که شیفت های کاری خسته کننده و زمان کاری زیاد در راس آنها قرار دارد. یکی از عوامل ایجاد تنش و اضطراب در محیط کار افزایش شیفت های کاری است که موجب خستگی و کلافگی فرد شده و بازده کاری را نیز کاهش می دهد.
شیفت های کاری باعث به هم زدن ساعت بیولوژیک کارکنان شده که پیامد آن بروز خستگی، کج خلقی، بی خوابی، بی اشتهایی، عدم تمرکز و ضعف حافظه است. کارکنانی که به شکلی کم خوابی دارند تولید هورمون سروتونین بدنشان به میزان ۲۰ درصد کاهش پیدا می کند که خود عاملی جهت بروز افسردگی می شود.

کارگران شب کار دو برابر بیشتر نسبت به روزکارها تمایل به کشیدن سیگار دارند و احتمال حمله قلبی بعد از پنج سال در آنها دو برابر می شود. نادیده انگاشتن حقوق کارمندان، عدم رسیدگی به شکایات و پرداخت غرامت های کاری و عدم پرداخت حقوق مناسب و به موقع و برتری گرفتن برخی از کارمندان، تعصبات جنسیتی، مدیریت مستبدانه و تحقیر های جمعی که از سوی مدیریت اعمال می شود، از دیگر عوامل جانبی است که در بروز استرس و اختلالات روانی و نیز تضعیف روحیه کارمندان تاثیر دارد. تنش های شغلی علاوه بر اختلالات روحی باعث ناراحتی های جسمانی هم می شود که خود را به صورت خستگی، بی خوابی، فشار خون، سردرد، ناتوانی در تمرکز و بی اشتهایی نشان می دهد.

برای رهایی از پیامدهای منفی ای که استرس و تنش های شغلی ایجاد می کند، بهترین روش تنظیم یک برنامه منظم کاری همراه با استراحت است. کارهای خود را اولویت بندی کنید. معمولاً این شیوه موفق ترین، موثرترین و رضایت بخش ترین روش برای انجام دادن کارها است. برای سازماندهی امور همچنین کارهای زیادی می توانید انجام دهید مثل اینکه در زمان پاسخگویی به تلفن فقط همان کار را انجام دهید.
با موقعیت های کاری عجولانه برخورد نکنید. زمانی را برای فکر کردن به نحوه برخورد با مسائل اختصاص دهید و شیوه عمل خود را مشخص کنید. مثلاً اینکه صبح ها کدام یک از کارها را انجام دهید و عصر به سراغ نامه ها بروید یا ابتدا کارتان را با خواندن نامه ها شروع کنید.در هر موقعیتی که هستید استراحت را فراموش نکنید حتی اگر به میزان پنج دقیقه در مدت زمان صرف ناهار باشد. قرار ملاقات های روزانه را در دفتر یادداشت کنید و اگر نمی توانید در یک روز به چندین نفر پاسخگو باشید برای روابط خود حد و حدود تعیین کنید.

اطلاعات مربوط به ساعات ملاقات، زمان های اوج کاری، امور شغلی و خانگی را بنویسید. با این روش از نوشتن یادداشت ها بر روی تکه کاغذها که ممکن است گم شوند خلاص شده و همه چیز در یک جا قرار می گیرد.در صورت مواجهه با موقعیت هایی که حالت روحی شما را دگرگون می کند و باعث عصبانی شدن شما می شود به جای داد و قال راه انداختن روش های آرام سازی ذهنی را پیش گیرید.

روش های ریلکسیشن مثل تنفس عمیق کمک بزرگی در کاهش عصبانیت به شما می کنند. همان طور که پشت میز نشسته اید روی صندلی لم دهید، چشمانتان را ببندید، تمام ماهیچه های خود را به حالت آرمیدگی درآورید. این کار را از پاها شروع کنید و ادامه دهید تا تمام ماهیچه هایتان به آرمیدگی برسند.
آن گاه از راه بینی نفس بکشید و به تنفس خود توجه کنید و هنگام بازدم بگویید یک. دوباره نفس بکشید و هنگام بازدم بگویید یک. این کار را ۲۰ دقیقه ادامه دهید. سعی کنید فقط صدای نفس کشیدنتان را بشنوید. تکرار کلمات تاکیدی مثل آرام باش یا سخت نگیر نیز می تواند کمک کننده باشد. این تمرین را هر روز به ویژه زمانی که در موقعیت تنش زا قرار می گیرید، انجام دهید. در موقع عصبانیت افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنید. مثلاً به جای اینکه خود را سرزنش کنید که چرا نتوانستید اموری را که به شما محول شده به نحو احسن انجام دهید، به خودتان امیدواری بدهید که این اتفاق تاثیری در رابطه شغلی شما با رئیس یا همکارتان نمی گذارد و اشتباه یا اهمال کاری شما از طرف مدیرتان قابل درک است.
تیپ شخصیتی همکار یا مدیرتان را بشناسید و روحیه او را درک کنید. این نکته را به خاطر داشته باشید که همیشه آدم ها در یک وضعیت و حالت روحی - روانی نیستند. بعضی از افراد صبح ها سرحال و پرانرژی اند و عصرها خسته. به همین علت عصرها و شب ها ممکن است سطح تحمل شان بسیار پایین باشد و آماده عصبانی شدن باشند. در این گونه موارد بهتر است موضوعات و مسائل حساس بحث برانگیز را در ساعاتی با آنها مطرح کنید که صحبت هایتان با بحث و جدل پایان نپذیرد.

aftab

MEMOLI
2007/08/08, 12:45
● در حوضچهٔ اکنون زندگی کنیم
از گذشته درس بگیریم و رهایش کنیم و استرسی را که در آینده ریشه دارد، از ذهن دور کرده و در زمان حال زندگی کنیم.

● با آينه، آشتی کنیم
در محل زندگی‌مان آينه ‌ای را در هرمقياسي که می‌خواهیم، تهیه کرده و در کنار آن یک گلدان گل بگذاریم و هر از گاهی در شبانه‌روز، خود را در آن نظاره کنیم (صبح‌ها بعد از بیدار شدن از خواب و شب‌ها قبل از رفتن به رختخواب، با موج‌های مثبت و با صدای بلند خود را ستایش کنیم).

● گذشتهٔ ناگوار خود را می‌توانیم بر روی کاغذ بنویسیم، سپس آن را دور بیندازیم.

●سعی کنیم با مهربانی و عشق، هاله‌ای از انرژی مثبت را در بدن خود به‌وجود آوریم.

● برای همه دعا کنیم
دعا، در واقع انرژی مثبتی است که همهٔ فرشتگان را در به انجام رساندن آن، به کمک می‌طلبیم. پس مثبت فکر کنیم و از آن کسی که باید بخواهیم، طلب کنیم. در روز، ۳ مرتبه این کار را در خلوت خود انجام دهیم.

● نفرت و کینهٔ دیگران را با عشق و مهر جواب دهیم
مهرورزی به کسانی که دوست‌شان داریم، آسان است؛ برای این‌که وسعت ظرفیت خود را بسنجیم، به آنان که به ما زشتی روامی دارند، مهر بورزیم.

● ”ای کاش‌ها“ را در زندگی خود کم کنیم
افسوس گذشته را خوردن، انرژی مثبت را را تلف می‌کند و آن را به حد صفر، تنزل می‌دهد. سعی کنیم همیشه با امید و آرزوی مثبت زندگی کنیم.

● تفاوت‌ها را بپذیریم و به نیاز و احساس هم احترام بگذاریم
هیچ انسانی در سطح دنیای مادی، شبیه دیگری نیست؛ پس سازگاری ‌مان را پله‌پله رشد دهیم و در کنار این تفاوت‌ها، عشق و مهرورزی، دوستی و صداقت و سکوت و صبر را به‌عنوان اصل‌های مشترک زندگی همزیستی خود بپذیریم و در سایهٔ آن، از زندگی خود لذت ببریم.

● همگام با زمان، زیبائی عقلی و روحی را برای خود به وجود آوریم
از گذشتهٔ خود بیاموزیم و با نیم نگاهی به آینده در زمان حال، تکامل شخصیت خود را باور سازیم و شناختی زیبا به زندگی پیدا کنیم و آن را در اختیار هم‌نوعان و خانوادهٔ خود قرار دهیم.

● سعی کنیم همیشه یک لبخند حاکی از آرامش و سکوت، در چهرهٔ ما هویدا باشد
خنده، موسیقی روح است و انسان‌های مقابل را به سمت ما جذب می‌کند. حتی هنگامی که می‌خواهیم جواب دوستی یا شخصی را پشت تلفن بدهیم، بهتر است لبخندی بر لب داشته باشیم.

● تنفس مان را تعمیق بخشیم
با تنفس‌های عمیق، به شادی‌ها و خاطره‌های خوش و پایدار فکر کنیم و لحظه‌هائی از روز را به تمرکز بر تنفس ‌مان بپردازیم و دم‌وبازدم خود را بالانس کنیم. برای تمرین ساده، می‌توانیم چند نفس عمیق بکشیم و آن را در شش‌ها برای چند ثانیه نگه‌داریم و با بازدم عمیق، آن را آزاد کنیم

● در هنگام راه رفتن، پاهایمان را محکم و استوار بر روی زمین بگذاریم و سر و سینه را بالا نگه داریم و همیشه در آسمان‌ها به‌دنبال ستاره باشیم.

● ارتباط‌مان را با خدای خود بیشتر کنیم و سعی کنیم با آن، یکی شویم.
با او دوست و همراه شویم، او ما را آفریده، پس به ما عشق می‌ورزد و دوست‌مان دارد.

● همیشه برنامه‌ها، هدف‌ها و کارهای روزانهٔ خود را بنویسیم و خود را ملزم به انجام آن کنیم
این کار، باعث می‌شود نگرانی‌ و اضطراب، از ما دور شود.

● گناه، ما را از خدا دور می‌سازد و روح و جسم‌مان را کدر می‌کند
وقتی از خدای خود دور می‌شویم، ساحل آرامش را از دست می‌دهیم؛ پس سعی کنیم همیشه در هر کاری، خدا را به یاد داشته باشیم. (یاد خدا، آرامش دهندهٔ قلب‌هاست).

● برای این که پردهٔ تاریکی و افسردگی را از زندگی کنار بزنیم، باید چراغ عشق را روشن کنیم
عشق، رابطه نمی‌شناسد. عشق، گلیاست که در هر سرزمینی می‌روید و شکوفا می‌شود؛ پس بیائیم ما هم هم‌چون طبیعت و حتی بدون چشم‌داشت، عاشق شویم.

● با خودشناسی، خود را تخلیه کرده و با نیایش، از عشق پرشویم و به آرامش برسیم
موسیقی را در زندگی روزانهٔ خود بگنجانیم. موسیقی شاد و دل‌نواز، روح را التیام می‌بخشد و به ذهن، آرامش می‌دهد. اگر در مکانی هستید که موسیقی آن، شما را به گذشتهٔ تلخ می‌برد، از آن مکان دور شوید.

● از تغییرها نترسیم.
عادت‌های خسته کننده و تکراری را در صحنهٔ زندگی خود تغییر دهیم. محرک‌های متنوع، موجب فکرهای جدید و متنوع خواهد شد.

● از آن‌چه هستیم و آن‌چه داریم، راضی باشیم
در حالت افسردگی، بهتر است به داشته‌های‌مان فکر کنیم و کاغذی برداریم و داشته‌ها و اندیشه‌های مثبت خود را بنویسیم و ببینیم چه‌قدر ارزش داریم.

● بی ‌پیرایه باشیم
مانند کودکان، ساده، صادق و صمیمی باشیم و خشونت را از خود دور سازیم تا به آرامش برسیم.

● با ترانهٔ زندگی، هم ‌آوا شویم
زندگی، هدیه‌ای‌ست الهی. در زندگی، همه‌چیز متضاد دیده می‌شود؛ ولی از این تضادهاست که ارزش‌ها شکل می‌گیرند. ما باید این ارزش‌ها را در هر تضادی به‌دست آوریم و با آن، به باورهای مثبت رسیده؛ سپس زندگی‌مان را به ساحل آرامش برسانیم.

● از عمل‌های منفی دوری کنیم
تهمت ‌زدن، غیبت کردن، دروغ گفتن، قضاوت کردن و... بار منفی تولید کرده و ما را متضرر می‌سازند و جسم و روح‌مان را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

● دیگران را ببخشیم
به‌خاطر خود، دیگران را ببخشیم تا شکوفا و رها شویم و آن‌گاه است که به آرامش می‌رسیم.

● قدردانی از نعمت‌های بی‌کران هستی را از یاد نبریم
وقتی که افسرده‌ایم و احساس شادی نمی‌کنیم، تاریک هستیم و نیاز به نور داریم. نور را با قدردانی از او که آفریننده‌اش است، بخواهیم و آن را وارد زندگی خود کنیم تا از تاریکی به روشنائی برسیم و احساس آرامش کنیم.

● در پوشش خود دقت کرده و رنگ لباس‌های‌مان را درست انتخاب کنیم
رنگی انتخاب کنیم که به ما احساس شادی بدهد

● مراقبه کنیم
ما در دنیای آشفتگی زندگی می‌کنیم؛ پیکان نوک ‌تیز خواهش و میل‌های حیوانی را در خود کنترل کنیم. هر روز در اقیانوس سکوت خود فرورویم و مراقبه کنیم که بدین ‌سان به ساحل آرامش می‌رسیم.

مجله شادکامی و موفقیت

MEMOLI
2007/08/08, 16:04
ترس می‌تواند بزرگترین محرك ما باشد گرچه دلیل اصلی اضطراب كه به تلاش و كوشش، رنج، تصادفات، درد و بیماری منجر می‌شود، نیز هست. ترس چهره‌های گوناگونی دارد كه از آنها می‌توان به چند مورد اشاره كرد: ترس از پذیرفته نشدن، ترس از شكست، ترس از دست دادن، ترس از موفقیت، ترس از به اندازه كافی لایق نبودن، ترس از آینده، ترس از كنترل خود را از دست دادن، ترس از كنترل شدن، ترس از اشتباه، ترس از تغییر، ترس از ایده‌های نو، ترس از محبوب نبودن.

اعتماد به‌نفس در جایی كه در آن ترس وجود نداشته باشد پرورش می‌یابد و اگر از هر آنچه در زندگی ما اتفاق می‌افتد، صرف نظر از مسایل ظاهری و سطحی، برداشت مثبت داشته باشیم می‌توانیم آن را تقویت كنیم. شرایط و محیطی كه در آن زندگی می‌كنیم هیچ ربطی به احساس ترس یا اعتماد به‌نفس ما ندارند. تنها برداشت ما از این دو و درك ما از موقعیت است كه می‌تواند هریك از این دو حس را در ما برانگیزد. در هر موقعیتی كه با آن مواجه می‌شوید، این شما هستید كه حق انتخاب دارید كه آن را از زاویه ترس ببینید یا از زاویه اعتماد به‌نفس. برای مثال:

▪ می‌توانید تقصیر را به گردن دیگران بیندازید و یا اینكه مسوولیت زندگی خود را به‌دست گیرید.
▪ می‌توانید به زمان گذشته بچسبید یا اینكه هر لحظه را در زمان حال تجربه كنید.
▪ می‌توانید از دیگران ایراد بگیرید یا اینكه ازوجود آنها لذت ببرید.
▪ می‌توانید به توانایی‌های خود شك كنید یا اینكه به آنها افتخار كنید.
▪ می‌توانید از شكست خوردن واهمه داشته باشید یا اینكه موفقیت‌های خود را بشناسید.
▪ می‌توانید حالت دفاعی به‌خود‌تان بگیرید یا اینكه ذهن‌تان را آزاد كنید.
▪ می‌توانید كینه به دل بگیرید یا اینكه ببخشید.
▪ می‌توانید در مورد دیگران قضاوت كنید یا اینكه سعی كنید خود را در جای آنها بگذارید.
▪ می‌توانید به دیگران عذاب وجدان دهید یا اینكه مسوولیت تجربه‌های خود را به‌دست گیرید.
▪ می‌توانید طبق قوانینی كه دیگران طرح كرده‌اند زندگی كنید یا اینكه خود آنها را طرح كنید.
▪ می‌توانید با چیزهایی كه نمی‌خواهید مقابله كنید یا اینكه چیزهایی را كه می‌خواهید خود خلق كنید.
▪ می‌توانید با تغییرات مبارزه كنید یا اینكه بر موج تغییرات سوار شوید.
▪ می‌توانید نگران كارهایی باشید كه دیگران انجام می‌دهند یا اینكه هواس‌تان را جمع كارهای خود كنید.
▪ می‌توانید در مورد آینده نگران باشید یا اینكه از زمان حال لذت ببرید.
▪ می‌توانید با مسایل ناخوشایند گذشته، خود را مضطرب كنید یا اینكه با موفقیت‌هایی كه كسب كرده‌اید آرامش خاطر یابید.
▪ می‌توانید از برداشت احتمالی آدم‌ها نگران شوید یا اینكه به آنچه می‌دانید اعتماد كنید..

شما از كدام زاویه به موقعیت زندگی خود نگاه می‌كنید، ترس یا اعتماد به‌نفس؟

روزنامه سلامت

H A M E D
2007/08/08, 19:14
ترس چهره‌های گوناگونی دارد كه از آنها می‌توان به چند مورد اشاره كرد: ترس از پذیرفته نشدن، ترس از شكست، ترس از دست دادن، ترس از موفقیت، ترس از به اندازه كافی لایق نبودن، ترس از آینده، ترس از كنترل خود را از دست دادن، ترس از كنترل شدن، ترس از اشتباه، ترس از تغییر، ترس از ایده‌های نو، ترس از محبوب نبودن.

دقیقا یادمه
این متن دقیقا از کتاب موفقیت نامحدود آنتونی رابینز برداشته شده

توی اون کتاب می خونیم که اگه می خوایم موفق بشیم باید بریم سمت ترس و بهش حمله کنیم و ازش فرار نکنیم.

تشکر

A.L.I.
2007/08/08, 20:15
ممول جان خیلی مطلب جالبی است.
در مورد اعتماد به نفس بگم که خیلی ترس عامل بزرگ منفی ای هست امام علی میگویند که برای مقابله با ترس خودتون رو در موقعیت ترس قرار دهید .
متشکرم

H A M E D
2007/08/09, 11:47
دقیقا همون چیزی رو که من از زبون آنتونی گفتم رو شما هم گفتین علی جان
پس نتیجه می گیریم که باید حتما همین کار رو بکنیم
تشکر

Blue_Dream
2007/08/17, 10:42
همشهری آنلاین- دکتر زهرا عباسپور:
استرس حالتی است كه شما در واكنش به فشار دنياى بيرون (مدرسه، محيط كار،خانواده، دوستان و ...) يا دنياي درون ( تمايل به موفقيت، ميل به پذيرفته شدن و ...) احساس مى‌كنيد.

استرس واكنش طبيعى افراد در هر سنى است. استرس از غريزه فرد در محافظت از خويش در برابر فشار عاطفى يا جسمى و مقابله با خطر نشات مى‌گيرد. [استرس كودكان]

در واقع اندكى استرس لازم است. بيشتر ما بدون احساس رقابت نمى‌توانيم در ورزش، موسيقى، كار و مدرسه موفق شده به كمال برسيم. بدون استرس بيشتر ما پروژه‌ها يا كار‌هاى خود را به موقع به پايان نخواهيم رسانيد.

استرس جزء زندگی است

رخدادهای زيادى در زندگى روى مى‌دهد، پس احساس شكست و ياس امری اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. چيزهايى هستند كه شما نمى‌توانيد كنترل كنيد و نااميدكننده‌ترين بخش قضیه هم همین است.

ممكن است والدين شما دائم در حال مشاجره باشند و يا زندگى اجتماعى شما نابسامان و آشفته باشد. همچنين ممكن است زمانى كه خود را تحت فشار قرار مى‌دهيد- مانند فشار جهت گرفتن نمرات خوب يا ارتقا در كار _ احساس بدى پيدا كنيد.

يك واكنش عمومى به استرس انتقاد از خويش است. حتى ممكن است آنقدر احساس ناراحتى بكنيد كه هيچ چيز دلخوش‌كننده‌اى در زندگى نيابيد و زندگى كاملاً بى رحم و خشن به نظر بيايد.

زمانى كه در چنین وضعی قرار گرفته‌اید، ممکن است به سادگی فکر كنيد كه قادر به تغيير چيزى نيستيد. اما چنين نيست و هنوز مى‌توانيد خيلى چيز‌ها را عوض دهيد.

نشانه هاى وجود استرس:

• احساس افسردگى، بدخلقى، گناه، خستگى.
• سردرد، دل درد، اختلال خواب.
• خنديدن و گريه كردن بى دليل.
• سرزنش كردن ديگران به خاطر چيزهاى ناخوشايندى كه برايتان اتفاق مى‌افتد.
• فقط جنبه منفى چيز ها را ديدن.
• احساس اينكه چيز هايى كه قبلاً براى شما جالب و سرگرم كننده بوده‌اند، ديگر جذابيت خود را از دست داده‌اند و بيشتر بارى هستند كه بر شما تحميل مى‌شوند.
• انزجار از آدم ها يا مسئوليت هايتان.

شیوه‌های مفید در مبارزه با استرس:

• خوردن غذای متعادل به صورت منظم.
• كم كردن مصرف چای و قهوه و نوشیدنی‌های كافئین‌دار.
• خواب كافى.
• تمرينات منظم ورزشى. [مدیتیشن برای رهایی از استرس]


چگونه مى توانيم با استرس كنار بياييم؟

گرچه شما هميشه نمى‌توانيد چيزهاى تنش‌زا را كنترل كنيد، اما مى توانيد واكنش خود را در برابر آنها تحت كنترل درآوريد. احساس شما درباره چيزها نتيجه طرز تفكر شما درباره آنهاست.

اگر بتوانيد شيوه تفكر خود را تغيير دهيد، خواهيد توانست احساس خويش را نيز تغيير دهيد.
براى كنار آمدن با استرس، اين موارد را مد نظر قرار دهيد:

۱ _ فهرستى از چيزهاى تنش زا را تهيه كنيد.

دوستان، خانواده، مدرسه و ساير فعاليت‌ها را در نظر بگيريد. بپذيريد كه نمى‌توانيد هر چيزى را كه در فهرست‌تان آورده‌ايد كنترل كنيد.

۲ _ مواردى را كه مى توانيد تحت كنترل در آوريد.

براى مثال، اگر زيادى كار مى‌كنيد و فرصتى براى مطالعه نداريد با رئيس‌تان درباره كاهش ساعات كار صحبت كنيد.

۳ _ به خودتان استراحت بدهيد.

به خاطر داشته باشيد كه هميشه نمى‌توانيد همه را از خودتان راضى نگاه داريد و خطا كردن امرى جايز است.

۴ _ خودتان را به انجام چيزهايى كه نمى‌توانيد يا نمى‌خواهيد انجام دهيد، مجبور نكنيد.

اگر سرتان زيادى شلوغ است، در مورد کمک به خواهرتان برای چیدن اسباب‌های خانه‌اش قول ندهيد. اگر خسته هستيد و حال بيرون رفتن نداريد به دوست‌تان بگوييد كه براى شب ديگرى قرار خواهيد گذاشت.

۵ _ كسى را براى صحبت كردن پيدا كنيد.

صحبت با دوستان و خانواده كمك‌كننده خواهد بود، چرا كه امكان بيان احساسات‌تان را به شما مى‌دهد. اما ممكن است مشكلات خانوادگى يا اجتماعى شما دشوارتر از آن باشند كه بتوان در موردشان بحث كرد.

اگر احساس مى كنيد كه نمى توانيد با خانواده و يا دوستان راحت درباره مشكلتان صحبت كنيد.با يك نفر خارج از اين مجموعه صحبت كنيد.این فرد مىتواند روحانى، مشاور مدرسه يا پزشك خانواده باشد.

راه‌های نادرست مقابله با استرس:

راه هاى سالم و ناسالم در كنار آمدن با استرس وجود دارند.

فرار از مشكلات با مصرف مواد مخدر بسيار خطرناك است. این راه‌ها مى توانند بسيار وسوسه‌انگيز باشند و بوسیله دوستانتان به شما تعارف شوند.

ممكن است داروهای روانگردان غیر مجاز پاسخ‌هاى آسانى به نظر برسند، اما چنين نيست. مصرف این مواد مشكلات جديدى را به مشكل شما اضافه مى‌كند، مانند اعتياد يا مشكلات خانوادگى و به مخاطره افتادن سلامتى.

وقتی تحمل‌تان تمام می‌شود:

اين يك علامت خطر است. استرس ممكن است بزرگتر از آن باشد كه بتوانید از پس آن برآببد. در اين صورت ممكن است شما به فکر انجام کارهای وحشتناكى مثل صدمه زدن به خودتان يا خودكشى بیفتید.

زمانى كه احساس ياس مى‌كنيد و تسليم می‌شويد، بدان معناست كه كارها هرگز بهتر نخواهد شد.

بلافاصله با يك نفر صحبت كنيد. صحبت كردن درباره احساسات‌تان اولين قدم در اين راه است كه بياموزيد چگونه با وضعیت‌تان کنار بیایید تا احساس بهترى پیدا کنید.

Mohammad Reza
2007/08/18, 19:59
تحقیقات نشان می دهد استرس مزمن می تواند بیماری های تحلیل برنده عصبی مانند: ام.اس و سایر بیماری های التهابی را تشدید کند.
به گزارش ساینس دیلی ، محققان دانشگاه تگزاس می گویند افزایش التهاب سیستم عصبی در اثر استرس زمینه ساز اثرات گسترده ای است که در مدل حیوانی مبتلا به ام.اس نشان داده شده است.
بر اساس این مطالعه افزایش سایتوکاین های التهابی (پروتئین هایی که اعمال ایمنی و التهابی را تنظیم می کنند) دراثر استرس از پاکسازی ویروس جلوگیری کرده و موجب تشدید فرآیند التهابی می شود.
به گفته محققان استرس همچنین ممکن است با عفونت های ویروسی تداخل کرده آسیب پذیری نسبت به بیماری هایی همچون ام.اس را افزایش دهد.
اقدامات درمانی جهت توقف افزایش سایتوکاین ها می تواند از اثرات گسترده استرس جلوگیری کند.
این اقدامات شامل استفاده از داروهای ضد التهابی ، ورزش ، داروهای ضد استرس ، اسیدهای چرب امگا – سه و انجام تمرینات آرامش ذهن می باشد.

H A M E D
2007/08/29, 16:06
برخي اوقات استرس منجر به پيامـدهاي تـهديـدكنـنده سلامتي مي‌گردد اما حقيقت بيرحم اين مي‌باشد كـه در دنياي رقابت‌آميز امروزه استرس به يك امـر اجتـناب‌ناپذير بـدل شـده اسـت.

يـك پـژوهـش بين‌المللي در رابـطه با نـگرانـي و دلـواپسـي‌هاي مردم نـشان داده است كـه 40 درصد اوقات نگراني ما در مورد مسائلي است كه هيچـگاه بـه وقـوع نخواهد پيوست و 30 درصد نـگراني‌هاي مــا در مورد مسائلي مي‌باشد كه به پايان رسيده‌اند و درگذشته روي داده‌اند. 12 درصد نگراني‌هاي بـي‌مورد در رابطه با سـلامـتي است و 10 درصد نگراني‌هاي متفرقه. تـنـهـا 8 درصد باقيمانده از نگراني‌هاي ما بجا و توجيه‌پذير هستند.
هر چند در صورتي كه شما در گرداب نگراني گرفتار گرديـد راه‌حلي براي رهايي يافتن از آن موجود است و آن تكنيك توقف افكار مي‌باشد، تـكنيكي كه با آن مي‌توان به جنـگ افكار آشفته و مستمر رفت. اين تكنيك مستلزم زمان، شكيبايي و ممارست مداوم است. افـكار مزاحم به آساني دست از سر شما بر نخواهند داشت بنـابرايـن به محض آنكه با يك انديشه مشكل‌ساز مـواجـه شـديد در آن وقفه ايجاد كنـيـد. ايـن عـمل منـجــر به كاهش تدريجي در تـكرار آن گشته و سرانجام سبب محو آن مي‌گردد. ابتدا افكاري را انتخاب كنيد كه زياد استـرس‌زا نـبـاشد سپس به‌تدريج به سراغ افكار تنش‌زا‌تر برويد تا به‌تدريج بر اين تكنيك تسلط يابيد. در كنار تكنيك توقف افكار، شما مي‌توانيد از نكات ذيل براي كنترل افكار منفي خود سود ببريد:
1 - رويداد آينده را در ذهن مجسم كنيد: شما قادريد از روي تـجـارب گـذشتـه تـعيين كنيد كه يك واقعه خاص و يا فردي كه دلواپسش هستيد چـگونـه و به چه طريق شما را تحت‌تاثير خود قرار خواهد داد. با اين عمل آمـادگي واكـنش نـشـان دادن شـمـا افـزايش مي‌يابد.
2 - هدف خود را تعيين كنيد: مشكل خود را مشخص كـرده و به روي تـمـام جـزئـيـات آن بينديشيد و براي آن تدابير مناسبي اتخاذ كنيد. براي مثـال از قـبل خود را آماده كنيد كه چگونه با انتقاد برخورد كنيد بدون آنكه دلخور شويد.
3 - پيش از رويداد تمرين كنيد: در صورتي كه كاملا تمرين كنيد مي‌توانيد مطمئن گرديد يك عملكرد بي‌نقص را ارائه خواهيد كرد.
4 - توسط يك فعاليت فرح بخش به خودتان استراحت دهيد: هـنگامي كه براي يك فعاليت استرس‌زا آماده مي‌گرديد به خودتان زنگ تفريح بدهيد. به پياده‌روي برويد و يا به موسيقي گوش دهيد.
5 - انتظار بدترين‌ها را داشته باشيد: بـه بدترين و غير منتظره‌ترين اتفاقي كه ممكن است روي دهد بينديشيد و البته راه‌هايي كه مي‌توانيد با آنها مقابله كنيد.
6 - پيش از واقعه آرامش خود را حفظ كنيد: درسـت پـيـش از واقـعـه آسـوده‌خـاطــر بـاشيد يك نفس عميق و آهسته بكشيد، مشت‌ها و آرواره‌هاي خـود را شـل كـنـيـد و در صورتي كه پاها را بروي هم انداخته‌ايد از روي هم برداريد و بگذاريد تمام بدنتان ريلكس گردد.
7 - انتظار اندكي استرس را داشته باشيد: مـقدار انـدكي اسـترس عملكرد را بهبود بخشيده و كارايي را افزايش مي‌دهد.
8 - برنامه‌ريزي كنيد: دلـواپسـي هيـچ چيـز را حـل نـكرده و شـرايـط و نـتيجه نـهايي را نمي‌تواند تغيير دهد. تنها راه‌حل از طريق عمل مي‌باشد، بـنـابـر اين به‌جاي آنكه نگران مسائل مالي خود باشيد براي بهبود شرايط مالي خـود برنامه‌ريزي كرده و دست به‌كار گرديد.
9 - لبخند بزنيد و زندگي خود را زياد جدي نگيريد: حـس شوخ طبـعـي به شما كمك مي‌كند تا بر دلواپسي چيره گرديد. خنديدن همچنين سبـب تـوليد آنـدورفين مي‌گردد كه سبب تخفيف درد شده و ايجاد حس آرامش و سرور مي‌كند. لطيفه تعريف كنيد و يا فيلم كمدي نگاه نمايي

http://www.birtak.com/ravan/id/007307.php

MEMOLI
2007/09/05, 21:42
دوستي مرا با اين پيشنهاد آرام بخش نجات داد. من به سختي درگير کار بودم، ماهيت شغلي ام نيز ايجاد مي کرد که به سفر بروم و در عين حال بطرز وحشتناکي از چندين پروژه خود عقب بودم. من اجازه دادم جدول برنامه هاي من از کنترل خارج شود و براي چند هفته حتي دقيقه اي وقت براي خودم نداشتم. حداقل يک هفته از تلفن هايي که بايد داشته باشم عقب بودم و چندين ملاقات اجتماعي خود را نيز از دست داده بودم و علاوه بر آن دو اتفاق مهم براي فرزندانم پيش آمده بود. من احساس آشفتگي مي کردم و ديگران هم از من عصباني بودند. دفتر کارم بي اندازه نامنظم بنظر مي رسيد و چون خيلي درگير کار بودم، ورزش نمي کردم و به همين جهت احساس مي کردم که از فرم خارج شده ام.در همان زمان، دوستم( که خدا حفظش کند) گفت:" به خودت سخت نگير، خود را رها کن".

او به من يادآوري کرد که قرار نيست کامل باشم و ممکن نيست همه چيز براي همه در هر زماني وجود داشته باشد. من کاملاً از تعادل خارج شده بودم و موقع اين بود که به خود برسم.

نکته اي که دوستم خاطرنشان کرد ،براي بسياري از ما مهم است. اغلب ما تلاش مي کنيم تا هر کاري انجام بدهيم. سخت کار مي کنيم که منظم باشيم. بيشترين تلاش خود را مي کنيم که والدين، همسر،دوست خوب و هموطني علاقمند باشيم. تلاش مي کنيم ورزش را نيز به زور در اين برنامه شلوغ بگنجانيم و ماليات خود را هم بپردازيم .دائماً آشپزي مي کنيم، خانه را تميز مي کنيم، فرزندان خود را به گردش مي بريم و مراقب باغچه هستيم. برخي از ما نيز قدري از وقت خود را به مطالعه اختصاص مي دهيم.

گاهي سازمان دادن به همه اين امور بسيار دشوار مي شود. و حالا زماني است که خود را از زير بار فشارهاي شغلي و زندگي رها سازيد. بياد آوريد که مجبور نيستيد کامل باشيد و نبايد از خود انتظارات بالايي داشته باشيد. اگر مشغوليت شما زياد است و وقت تميز کردن خانه را نداريد، سعي کنيد انجام آنها را به تأخير بيندازيد. اگر سه نفر از دوستان در يک زمان تلفن کردند و از شما توقع تماس دارند و شما احساس خستگي يا آشفتگي مي کنيد، يکروز تماس با آنها را به تعويق بيندازيد يا با آنها تماس گرفته و صادقانه در مورد احساس خود صحبت نماييد و تلاش کنيد مکالمه را به تعويق بيندازيد. يا اگر گيج شده و قرار ملاقاتي را فراموش کرده ايد، بجاي سرزنش خود که چقدر احمق هستيد، سعي کنيد آن اشتباه را بعنوان علامتي در نظر بگيريد که احتمالاً به امور مختلف خارج از ظرفيت اداره خود مي پردازيد.هنگامي که بسياري از ما تلاش مي کنيم کامل باشيم يا مانند انسان فوق العاده اي عمل کنيم، بهتر است که خود را از زير بار مشکلات رها سازيم. فقط بيادآوردن اين امر که مجبور نيستيد کامل باشيد بهترين راه براي آسوده شدن است و مقداري از فشارها را از شانه شما برمي دارد.

در مثال فوق، وقتي توانستم به خود استراحتي دهم، بنظرم رسيد زندگيم بسرعت جمع و جور شده است. بمحض آنکه آرام تر شدم، فرزندام و دوستانم نسبت به من دلسوزتر شده و زندگي شغلي من مطبوع تر گرديد. در زماني نسبتاً کوتاه زندگي من مجدداً عادي شد، در حقيقت خيلي بهتر از عادي شد. هنوز گاهي بايد اين مطلب را به خود يادآوري نمايم. و با به خاطرآوردن مجدد آن زيبايي اين پيام را نيز مجدداً کشف مي کنم :" خود را رها ساز "

منبع: از کاه کوه نسازيد – ترجمه سهيلا رضوي سرخابي

Blue_Dream
2007/09/06, 14:49
روانشناسان افرادي كه استرس يا همان فشار رواني بيش از حد دارند بر اساس نوع واكنش بدن شان به 5 گروه تقسيم مي شوند

1- افرادي كه دايماً مضطرب و نگرانند و وقتي كه يك اتفاق خاص رخ مي دهد دچار گرفتگي عضلات , تنگي نفس و درد هايي در ناحيه شكم مي شوند

2 ـ افرادي كه خيلي عجول و بي نظمند و هميشه مي ترسند كه مبادا دير به مدرسه برسند آنان به مشكلات گوارشي مثل احساس سوزش در معده يا دلپيچه دچار مي شوند .

3 ـ كساني كه يك اتفاق خاص استرس زا در پيش رو دارند ( مثل امتحان يا مسابقه ) و نگرانند كه موفق نشوند اين افراد به دل درد و دلشوره و لرزش عظلات مبتلا مي شوند اگر افرادي داراي اين خصوصيات هستند با 8 توصيه از دلشوره آنان كاسته مي شود .

1 ـ بايد مراقب خواب خود باشند يك خواب خوب در طول شب در اتاقي پر از هواي تازه و جاي راحت باعث مي شود تا براي شروع يك روز جديد آماده شوند .

2 ـ به طور منظم و چند بار در هفته ورزش كنند و تا مي توانند راه بروند .

3 ـ در فاصله بين غذا به خوردني هاي ديگر ناخنك نزنند و براي نهار خوردن وقت كافي بگذارند و در طول روز زياد آب بخورند .

4 ـ وقتي سخت مشغول درس خواندن هستند به خودشان استراحت بدهند و در اين مدت شكلات نخورند و هر 5 دقيقه با يكي از افراد خانواده صحبت كنند .

5 ـ كار هايي را كه دوست دارند انجام دهند مثلاً اگر به كامپيوتر علاقه دارند در آن كلاس ثبت نام كنند .

6 ـ تا حد انفجار بخندند خنده باعث رشد هورمون هايي مي شود كه آرامش بخش و تسكين دهنده هستند خوش اخلاقي و خوش بيني هم 2 عامل موثر ضد استرس هستند .

7 ـ خانواده و دوستانشان را فراموش نكنند اگر زندگي اجتماعي و خانوادگي رضايت بخشي داشته باشند به راحتي مي توانند مشكلات خود را با كمك آنان حل كنند .
8 ـ درست نفس كشيدن را ياد بگيرند با تنفس درست استرس را از خودشان دور كنند .

ورلد نیوز

Black Hawk
2007/09/06, 15:00
به نظر من بهترین راه فراموشیه یعنی چی یعنی فکرتون رو خالی کنید من دقیقا همین کارو میکنم کافیه شما فکرتون رو یه تخت سیاه فرض کنید هر زمان خواستید این تخته سیاه رو پاک کنید فکر نکنید کار راحتی هست نیاز به تمرکز و سعی داره چون باید کنترل حافظه تون رو بدست بگیرید زمانی که دچار دلشوره میشید کافیه بی خیال همچیز بشید تاکید میکنم همچیز ولی دیگه یادتون نره بعدش از بی خیالی بیایید بیرون که زیادیش بده در ضمن همیشه هم بی خیال همچیز نشید مثلا فردا امتحان دارید دیگه زیادی اعتماد به نفس نگیرید این جور زمانها یکم دلشوره نیازه

rahelehr
2007/09/06, 18:49
وقتی 4-5 تا مشکل بزرگ پیش بیاد و همگی هم با هم در یه روز اتفاق بیفته ، فکر نکنم بشه استرسش رو کم کرد

ولی اگه در شرایطش قرار بگیریم ، اینا شاید فقط برای چند دقیقه جواب بده (من چند روزه این شرایط رو تجربه می کنم) ولی اگر بخوام ندیده بگیرمشون ، واقعا نمیشه .. کم حرفی، بیمیلی و بی اشتهایی چیزهییه که در ظاهر هم خودشونو نشون میده

MEMOLI
2007/09/17, 10:06
اگر می‌خواهید در برابر مسوولیت‌هایی که در برابر فرزند، همسر و محیط کار یا دوستان‌تان دارید، همواره به‌عنوان زنی آرام و مهربان و صبور شناخته شوید، باید تمریناتی را هر روز با خود داشته باشید.

توصیه‌های زیر به شما کمک می‌کند تا بر خستگی‌ها و مشکلات روزمره فائق آمده و بتوانید زندگی شادابی را رقم بزنید.

ـ هر شب که به رختخواب می‌روید، باید ذهن‌تان را از آشفتگی‌های روزانه پاک کنید. به‌جای فکر‌کردن به مسائل و مشکلاتی که داشته‌اید، به‌دنبال نقطه‌های عطفی بگردید که با آن روبه‌رو بوده‌اید. به یاد داشته باشید بزرگ‌ترین نعمتی که دارید، سلامتی‌تان است و به‌خاطر این مساله، خداوند را سپاسگزار باشید.

ـ با آرامش ذهنی یافتن می‌توانید خواب خوبی داشته باشید. این خواب عمیق، تنش‌ها و خستگی‌های روزانه را از اعصاب شما پاک کرده و باعث رفع خستگی‌های مغزی و روحی‌تان می‌شود.

ـ سعی کنید در برابر مشکلات جزئی که در زندگی پیش می‌آید، تصویری مطلوب برای خود رقم بزنید و با پرداختن به ورزش و نرمش‌های ساده، فشارهای عصبی را از خود دور کنید.

ـ وقتی در کنار اعضای خانواده یا دوستان‌تان هستید، شادی کنید و بخندید. هیچ‌وقت زندگی را بر خود تلخ و ناگوار نکنید. این را بدانید که زندگی در برابر لبخندهای شما، به‌رویتان لبخند خواهد زد. خنده نه‌تنها فشارهای عصبی را کم می‌کند، بلکه باعث طول‌عمر می‌شود. بنابراین به دیدن فیلم‌های کمدی پرداخته و شادی کنید.

ـ تکرار‌شدن مسوولیت‌ها، زندگی را خسته‌کننده می‌کند. بنابراین بهتر است تغییرات کمی در زندگی‌تان به‌وجود آورید. به هیچ‌عنوان نگران هزینه‌ها نباشید. در میان فعالیت‌های روزانه‌تان وقتی را برای نوشیدن چای یا قهوه اختصاص دهید.

ـ سرگرمی‌های تازه‌ای را در زندگی‌تان ایجاد کنید. برای این منظور تمام کارهای هنری را که بلد هستید، در لیست سرگرمی‌هایتان یادداشت کنید.

ـ به زندگی با نگرشی مثبت نگاه کنید. این دید مثبت سطح آسیب‌پذیری شما را در برابر مشکلات پایین خواهد آورد و به این وسیله از مشکلات جسمی و روحی در امان خواهید بود.

ـ خودتان را سرزنش نکنید. مسلما تمام ما کمبودهایی داریم. به‌جای توجه به این کمبودها بهتر است ویژگی‌های مثبت خود را پیدا کرده و پرورش دهید.

ـ اگر بتوانید آرامش خود را حفظ کنید، انرژی سرشاری در شما به‌وجود خواهد آمد. برای این منظور تمریناتی را در این خصوص آغاز کنید. نفس‌های عمیق و انقباض و انبساط عضلات و یوگا را فراموش نکنید.

MEMOLI
2007/09/20, 14:29
1- جلوي گريه خود را نگيريد ، تا گهگاهي گريه كنيد.

2- دست كم روزي 15 دقيقه را در سكوت بگذرانيد و به نيازهاي واقعي خود و نيز چيزهايي كه داريد فكر كنيد. سكوت ، عصاره‌ي آرامش است، با زور نمي‌توان آن را ايجاد كرد، بايد زماني كه فرا رسيد آن را بپذيريد.

3- افراد آرام به خود مي‌گويند: " براي تغيير گذشته كاري نمي‌توان كرد " ، آنگاه از فكر ادامه ي زندگي لذت مي‌برند.

4- وقتي احساس مي‌كنيد كه سرتان پر از فكرهاي مختلف است و جاي خالي در آن نيست، با قدم زدن، آن‌ها را پاك كنيد.

5- اگر نتوانيد كسي را ببخشيد، افكار خشمگين‌تان شما را براي هميشه با اين افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن ديگران، باعث آرامش مي‌شود.

6- آرامش را از كودكان بياموزيد، ببينيد چگونه در همان لحظه‌اي كه هستند، زندگي مي‌كنند و لذت مي‌برند.

7- از همان كه هستيد راضي باشيد، در اين صورت احساس آرامش بيشتري مي‌كنيد.

8- هر چه اكسيژن بيش‌تري به شما برسد، آرام‌تر خواهيد شد، خوب است در محل كار و زندگي خود گياهي نگه داريد.

9- مهم نيست كه با شما مودبانه برخورد كنند يا نه، برخورد مودبانه‌ي شما، باعث ايجاد آرامي و احساس خوبي در شما خواهد شد.

10- سرعت حركت شما با احساستان رابطه‌اي مستقيم دارد، آرام راه برويد و حركات بدن خود را آرام‌تر كنيد، طولي نمي‌كشد كه آرام خواهيد شد. گاهي مي‌توانيد براي رسيدن به آرامش، دراز بكشيد، عضلات خود را شل كنيد و به هيچ چيز فكر نكنيد.

11- با حركات آرام و صحبت كردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل كنيد. آيا تا به حال فرد آرامي را ديديد كه با صداي بلند صحبت كند؟

12- با شوخ طبعي به آرامش خود كمك كنيد.

13- راحتي، يكي از عناصر مهم آرامش است، مثل دماي مناسب، صندلي راحت و لباس و كفش راحت . هر چند وقت يك بار ساعتتان را باز كنيد و خود را از فشار زمان نجات دهيد.در آوردن كفش‌ها به كاهش فشار عصبي كمك مي‌كند.فشردن يك توپ كوچك، تنش‌هاي عصبي‌اي را كه در انگشتان و دست‌هاي شما متمركز شده‌اند، خالي مي‌كند. لباس‌هاي گشاد و راحت، باعث ايجاد راحتي و احساس آرامش مي‌شود.

14- لحظه‌هاي زيباي زندگيتان را بنويسيد و از آن‌ها عكس و فيلم بگيريد، سپس بيش‌تر وقت‌ها آن‌ها را به ياد آوريد و درباره‌شان فكر كنيد و لذت ببريد.

15- هواي دريا، آب شور و صداي امواج، همگي باعث آرامش مي‌شوند، مسافرت به سواحل دريا را فراموش نكنيد. (پيشنهاد ما به شما سواحل استان گلستان است) تماشاي ماهي‌ها مثل خيره شدن به دريا، در شما ايجاد آرامش مي‌كند، زيرا ماهي‌ها آرام شنا مي‌كنند و آرام تنفس مي‌كنند.

16- آهسته غذا خوردن و جويدن، باعث تجديد قواي فكري و احساس آرامش خواهد شد.

17- براي تأثير بيش‌تر و رسيدن به آرامش، در خود متمركز شويد و آرام نفس بكشيد.

18- تمرين كنيد كه آرام‌تر از حد معمول صحبت كنيد، اين كار خود به خود ، ضربان قلب و تنفستان را كم مي‌كند و به شما اجازه مي‌دهد، ذهن و فكرتان را از بسياري مسايل پاك كنيد.

19- اگر به عقايد مذهبي و معنوي پايبند باشيد، به يكي از با افتخارترين روش‌هاي رسيدن به آرامش خاطر رسيده‌ايد، آنگاه مي‌توانيد بگوييد: " الا بذكر الله تطمئن القلوب ". اگر از خدا دور افتاده‌ايد، اكنون وقت آشتي است. داشتن يك تكيه‌گاه معنوي در حد تعادل موجب آرامش مي‌شود.

20- احساسات و مشكلات خود را به ديگران بگوييد و آرامش بيش‌تري احساس كنيد.

21- يكي از مهم‌ترين مهارت‌ها در آرام بودن، فكر نكردن به مسايل كوچك است، دومين مهارت، كوچك شمردن تمام مسايل است.

22- شاد كردن ديگران، موجب آرامش مي‌شود. نمي‌دانيد چه لذتي دارد پول رستوران امشب را با توافق سايرين به يك كارتن خواب هديه دهيد.

قدرداني كنيد. ديگران را براي لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهيد، لطف كه وظيفه نيست.

23- اگر مي‌دانستيد كه : «سيگار كشيدن + ورزش نكردن = استرس، اضطراب و حذف آرامش»، هرگز سيگار نمي‌كشيديد و ورزش كردن را به تعويق نمي‌انداختيد.

tebyan

MEMOLI
2007/10/03, 16:56
بسیاری از عوامل باعث چاقی می شوند، یکی از آنها استرس می باشد.

چگونه این امر امکان پذیر است؟

استرس باعث آزاد شدن بسیاری از هورمون ها می شود که بر روی عملکرد بدن اثر می گذارند. عملکرد بدن مشابه این است که ما در مشکلات زیادی غرق شده ایم و احتیاج به کمک داریم. برای دادن اکسیژن به سلول ها، نفس نفس می زنیم. این عامل موجب تغییرات قابل ملاحظه ای در سوخت و ساز بدن می شود و انرژی زیادی را تولید می کند.

اگر مدت ها در همین حالت باقی بمانید، استرس مزمن به وجود آمده است که بر روی سلامتی اثرات مضری دارد و موجب چاقی می شود.

استرس مزمن موجب چاقی می شود

اگر شما چند روز پیاپی مشغول کاری باشید و غذاهای غیر مغذی از قبیل چیپس و به طور کلی تنقلات غذای اصلی شما را تشکیل دهد، این عوامل خود باعث افزایش استرس و مشکلات جدی تر می باشد.

در این متن چند عامل برای جلوگیری از چاقی ناشی از استرس را بیان می کنم:

1- یکی از راه های چاق نشدن، خوردن صبحانه می باشد. اگر دیرتان شده و یا میل به صبحانه ندارید و یا وقت کمی تا نهار باقی است و یا رژیم غذایی دارید، باز هم خوردن صبحانه را فراموش نکنید. زیرا نخوردن صبحانه روی قند خون اثر می گذارد و باعث افزایش استرس می شود.

2- نوشیدن چای سبز. اگر شما جزو آن افرادی هستید که همیشه استکان چای در دست شماست، اثر کافئین را بر بدن خود متوجه نمی شوید، هر چند که با نوشیدن چای سعی در کاهش استرس و بالا بردن قدرت ذهنی خود می کنید. اما بهتر است به جای کافئین از نوشیدنی های بدون کافئین از قبیل چای سبز، آبمیوه و آب استفاده کنید.

چای سبز هم به عنوان نوشیدنی آرامش بخش و هم به عنوان آنتی اکسیدان عمل می کند. نوشیدنی های کافئین دار بر روی بدن اثرات مضری دارند که یکی از آنها، کاهش آب بدن است.

3- همراه داشتن میان وعده های مغذی(مثل آجیل) در کیف، ماشین یا محل کارتان ، کاهش قند خون و نوسان آن را متوقف می کند، خستگی را از بین می برد، باعث سرحالی می شود و از همه مهم تر از چاق شدن جلوگیری می کند.

4- اگر هنگام استرس احساس می کنید باید چیزی بخورید و یا این امر به صورت عادت در شما وجود دارد، سعی کنید بجای خوردن چیپس و پفک و دیگر مواد غیر مغذی، از هویج یا کرفس و تخمه و دیگر مواد مغذی استفاده کنید. حتی شما می توانید پف فیل(ذرت بو داده) بدون نمک و روغن را بخورید.

5- خوردن غذاهای حاضری(بیرون از منزل) یکی دیگر از عوامل چاقی و استرس می باشد. شما می توانید غذای خود را در منزل درست کنید. با این روش نه تنها پول خود را به هدر نداده اید، بلکه سلامتی خود را تضمین کرده اید.

6- شما می توانید مواد اولیه غذاهای مغذی هفتگی خود را بخرید و هرگاه گرسنه شدید، از آنها استفاده کنید. پس از همین امروز برای سلامتی خود قدم بردارید و غذاهای غیر مغذی ای را که در خانه تان وجود دارد، کنار بگذارید.

7- برای سلامتی روح و روان و جلوگیری از استرس، می توانید ورزش کنید، نقاشی بکشید و حتی بخندید!

8- شمایی که استرس دارید آیا تا به حال متوجه این موضوع شده اید که هر چه سعی در کاهش وزن می کنید، بی فایده است، هر چند مقدار غذای خود را زیاد نکرده باشید. علت این امر این است که استرس باعث افزایش ترشح هورمون کورتیزول می شود. این هورمون سوخت و ساز بدن را کاهش می دهد و این خود عاملی برای چاق شدن می باشد.


9- نفس عمیق بکشید. این روش از آنجایی که یکی از آسان ترین هاست و در هر جایی می توان آن را انجام داد، یکی از موثرترین روش هاست. شما با نفس کشیدن اکسیژن زیادی را وارد بدن می کنید و این اکسیژن وارد سلول های شما شده و باعث تمدد اعصاب و آسودگی خیال می گردد.


10- انجام ورزش های مدیتیشن یکی از عوامل راحت زیستن و دوری از استرس می باشد. در این نوع ورزش مغز شما در حال استراحت می باشد و فواید بسیاری برای شما دارد، از جمله ترشح هورمون لازم برای سلامتی است.

این ورزش باعث کاهش استرس و بیرون راندن مشکلات کاری از ذهن شما می گردد.

11- گوش دادن به موزیک های آرام. این روش باعث کاهش فشار خون و سلامتی روح و روان می شود.

12- عضلات را استراحت بدهید. اول از صورت خود شروع کنید و به آرامی صورتتان را ورزش دهید. بعد نوبت گردن، شانه ها و ........ است. هر کدام از این ها را در طی 10 ثانیه انجام دهید.

پس چه خوب است زندگی را آسان بگیریم تا از استرس و بیماری های ناشی از آن دور بمانیم.

امیدوارم توانسته باشم راه های جلوگیری از استرس که باعث چاقی می شود را برای شما خواننده گرامی بیان کرده باشم.

مریم سجادپور- کارشناس تغذیه
tebyan

MEMOLI
2007/10/03, 17:40
تصور کنید امروز بدترين روز زندگي خود را تجربه كـرده ايـد. مثلا كارفـرمـاي شما در مقابل ديگران به شما توهين نموده و وقتي در راه برگشت از رستوران بوديد، با اتـومـبيل خود تصـادف كرده و اين باعث دير رسيدن به جلسه بعد ازظهر گرديده و موجب برخورد شديدتر كارفرما شده است. یا هنگام مراجعه به خانه ليز خورده و با كمر روي زمين مي افتيـد. بـا دردسـر فـراوان وارد اتومبيل شده و با سرعت هرچـه تمام به طـرف مـنـزل حركت كرده و به دليل سرعت غير مجاز توسط پليس جريمه مي شويد... تصورش را بكنيد.

بعد از تلو تلو خوردن و باز كردن درب منزل فقط مي خواهيد استراحت كرده و آرامش خـود را بدست بياوريد. بنابراين ممكن است با يك نوشيدني خنك و تماشاي تلويزيون خود را آرام و ريلكس كنيد. اما اين كار توصيه نمي شود. شما قصد داريد استرس را از خود بيرون نماييد و هدف فقط استراحت كردن نيست. كارشناسان بر اين عقيده اند كه بهترين راه براي تمدد اعصاب اين است كه فرد به تدريج احساسات خود را ارضاء نمايد.

غوطه وري

لازم نـيـست حـتـما بـراي ريـلكس شـدن به قله ی كوه برويد، فقط كافي است خود را در يك منظره ی معمولي كوچك غوطه ور سازيد. براي مثال اگر تابلوي نقاشي زيبايي در خانه يـا محل كارتان داريد، آن را مجسم كرده و زيبایی آنرا مورد تحسين قرار دهيد. اگر آكواريومـي پر از ماهي هاي رنگارنگ داريد، براي مدتي به حركات روان آنها نگاه كنيد ، تابه آرامش برسيد.

احساسات خود را برانگيزيد!!

سـعـي كنيـد از كـارهايي كه باعث ايجاد هيجان و تنش در شما ميگردد، اجتناب نماييد. بكار بردن يك هدفون مي تواند از شنيده شدن صداهاي مزاحم جلوگيري كرده و باعث آرامش بيشتر گردد.

مطابق با ذائقه ی خود يك فنجان چاي سرد، آب ميوه خنك يا آب سرد ميل كنيد.

حس بويائي را فراموش نكنيد.بوي عود، يك شمع معطر و يا عطر مورد علاقه همسرتان ميتواند شما را آرام كند. حتي مي تـوانيد به حـمام رفـته با صـابونهاي مايع و معطر بدن خود را بشوييد.

اگر كسي هست كه مي تـواند شـما را مـاسـاژ دهد، از او بخواهيد اينكار را انجام دهد. محققان ميگويند كه ماساژ مناسب ميتواند هورمونهاي ايجاد استرس را كاهـش داده و تنش را ازبين ببرد. اگر تنها هستيد كمي شانه ها و گردن خود را مالش داده و به آرامي دستها و پاهايتان را ماساژ دهيد.

تمدد اعصاب تدريجي

همانطور كه قبلا نيز گفته شد با گوش دادن به موزيكي دلپـذير شروع كنيد. سپس روي سطحي راحت دراز بكشيد. چشمانتان را بـسته و نـفـسي عـمـيق بكشيد. اجازه دهيد شكمتان به طرف بالا و پايين حركت كند. در همان حـال كـه بـا آرامـش دراز كـشيده ايد، روي پاك كردن ذهن خود تمركز كنيد.

احساس آرامش بيشتري مي كـنـيد؟ اكنـون نـوبت تمرين اصلي است :

از قسمت بالا با چشم ها شروع ميكنيم. چشمان خو را به هم فشار داده و پيشاني را به سمت بالا نگاه داريد گويي در حال تحمل يك فشار عصبي زياد مي باشـيد. چند لحظه به همين صورت صبر كنيد. سپس چشمان خود را رها كرده و آرام روي هم قرار دهيد. احساس كنيد كـه تنشها از چشمانتان جدا مي شـونـد. از ايـن ملايمت براي چند لحظه لذت برده و دوباره از ابتدا شروع كنيد.

به سراغ آرواره و فك رفته و همين تـمـرين را در ايـن قـسـمـت تـكـرار كـنـيد. عضلات فك و آرواره خود را منقبض و بعد از مدتي كوتاه رها سازيد تا تنش از شما دور شود.به هميـن ترتيب به طرف قسمتهاي پايين تر بدن مانند گردن، شانه ها، قفسه سيـنـه و ... برويـد. هر از گاهي مكث كرده و ببينيد در قسمتهاي بالاتر هنوز احساس استرس مينماييد يا خير. اگر تنش زدائي به طوركامل انجام نگرفته بود به آن قسمت برگشته و تمرين را تكرار كنيـد. ( معمولا چشم ها و آرواره نياز به تكرار تمرين خواهند داشت. )

به همين منوال ادامه دهيد تا به شكم، ران، ساق و در انتها به كف پاها برسيد. بـستـه به وقتي كه شما اختصاص مي دهيد و زماني كه بدن شما براي ريلكس شدن نياز دارد اين تمرين ممكن است از 15 دقيقه تا 1 ساعت به طول بينجامد.

براي رسـيدن بـه آرامـش هـرگـز نـبـايد شـتـابزده عـمل كرد و بايد هر آنچه كه نياز داريد و مي خواهيد به خودتان بدهيد. اين روش بـراي ايـجاد حـالت خـود تـلقـيـني و رسيدن به آرامش مطلق بسيار مؤثر بوده و در هر شرايطی كار مي كند.

در انتها استرس شما بايد از بين رفته و يا حداقل تقليل يابد. احساس آرامـش و راحتـي خواهيد كرد، حتي ممكن است شبيه انساني بي خيال از ناملايمات آزاد شويد. اندكي وقت را به مجسم نمودن لحظات خوشحالي و آرامش اختصاص داده و از نبـود استـرس لذت ببريد.

بياد داشته باشيد كه ياد خدا بهترین آرامش بخش در هر زمان و مکانی است .

tebyan

MEMOLI
2007/10/04, 16:31
دانشمندان دريافته اند كه به طور كلي، زنان در هر رده سني بيش از مردان مستعد نگراني و اضطراب هستند و شدت نگراني در آنها بسيار بيشتر است. همچنين زنان ميتوانند در موقعيتهاي مختلف بيش از مردان خطر را حس كرده و هوشيارتر و البته دلواپس تر ميشوند.
زنان ميتوانند در موقعيتهاي مختلف بيش از مردان خطر را حس كرده و هوشيارتر و البته دلواپس تر ميشوند.


دليل اين حالت چيست؟
بنابر دو تحقيق جديد، عقيده راسخ به امكان پيش بيني آينده از روي وقايع و تجربيات گذشته، در زنان بيش از مردان ديده ميشود.

اين تحقيق كه بر روي افراد 3 تا 60 ساله از هر دو جنسيت انجام گرفته است، به اندازه گيري دامنه تفكرات نگران كننده اي كه در اثر اعتقاد به تاثير وقايع ناگوار گذشته در آينده به وجود مي آيد پرداختند. اين توانايي در ساده ترين شكل خود، براي درك و تفاهم اجتماعي بسيار حياتي است زيرا وجود آن براي اتخاذ تصميمهاي مختلف و ارزيابي مخاطرات آنها، اهميت فراواني دارد.

براي تحقيق اول، داوطلبان شش داستان درباره شخصيتهايي كه توسط شخص يا حيواني صدمه ديده بودند، شنيدند. چندين روز بعد، در داستان بعدي، شخصيت هر داستان هنگام مواجهه با همان شخص خطاكاري كه قبلا او را آزار داده بود، احساس نگراني كرده يا تغيير رفتار ميداد. (براي مثال، اگر پسربچه اي اسباب بازي پسر بچه ديگري را دزديده بود، اين كودك هنگام مواجهه با او نگران اسباب بازي تازه خود شده و آنرا پنهان ميكرد.)

آزمايش دوم هم به همين شكل اجرا ميشد، با اين تفاوت كه شخصيت يا حيوان بدجنس داستان، اين بار تنها شبيه شخصيت منفي داستان قبلي بود. در پايان هر داستان، از شركت كنندگان درباره دلايل نگراني يا تغيير رفتار شخصيت مثبت داستان، سوالاتي پرسيده ميشد.

زنان، چه كودك و چه بزرگسال، براي توجيه واكنش شخصيت داستان، بيشتر از مردان به عامل عدم اطينان اشاره كردند، به عبارت ديگر، آنها واكنش شخصيت را بر اساس اتفاقاتي كه ممكن است واقع شود و نه آنچه واقعا رخ ميدهد، شرح ميدهند. همچنين، در مواردي كه شخصيت اصلي داستان با فردي شبيه به شخصيت منفي روبرو ميشود، زنان بيش از مردان به اين احتمال فكر ميكنند كه شخصيت اصلي نگران رفتار موجود تازه وارد شود و از اينكه مورد آزار قرار گيرد وحشت كند.

از جمله نتايج ديگر اين تحقيقات كه شرح كامل آن در شماره جديد نشريه رشد كودك (Child Development) منتشر شده است، اين است كه كودكان با بالا رفتن سن، بيشتر به مرتبط ساختن وقايع گذشته به آينده پرداخته، درون بيني و بينش خاصي به روند رشد شناختي خود وارد ميسازند.

اين نتايج از آن جهت بسيار پر معنا هستند كه نشان ميدهند دانش و اطلاعات درباره تاثير گذشته در آينده و شكل گيري اين طرز تفكر در روند رشد احساسي و رفتاري انسان، در طي سالهاي پيش دبستان صورت ميگيرد و مدرسه، نقش چنداني در آن ندارد.

iranianuk

MESSENGER
2007/10/14, 05:56
تحقيقات نشان مي دهد شوخي نه تنها باعث مقابله با خشم، افسردگي و استرس مي شود بلكه سلامت جسمي را هم بهبود مي بخشد.
دكتر رفعت، روانشناس به باشگاه خبرنگاران گفت:
شوخ طبعي يك ويژگي شخصيتي است و برخي آدم ها در طول ساليان زندگي جوري با محيط تعامل دارند كه شوخ طبع بار مي آيند و اين شوخ طبعي باعث مي شود تا افراد بهتر با مشكلاتشان كنار بيايند.
وي با بيان اينكه شوخ طبعي مي تواند باعث عزت نفس شود افزود:
شوخ طبعي به كار آمدي افراد در موقعيت هاي حساس هم كمك مي كند چرا كه اين افراد به جاي اينكه در مقابله با مشكلات دستپاچه شوند به مشكلات برخوردي مثبت دارند.

MESSENGER
2007/10/14, 05:58
چگونه از نگرانی بپرهیزید
دستور اول: حساب هر روز را جداگانه نگهدارید.برای آینده جوش نخورید و هر روز را شاد زندگی کنید
دستور دوم: از این فرمول استفاده نمایید:
الف- از خود بپرسید که بدترین عواقبش در صورت وقوع آن مشکل چه خواهد بود؟
ب- خود را ذهناً برای آن بدترین عواقب آماده کنید
ج- با آرامش خاطر در اصلاح آن بالاتر از سیاهی که ذهناً قبولش کرده اید، بکوشید
دستور سوم: بخاطر بیاورید که با نگران شدن چه لطمه ای به سلامتی خود وارد می کنید

MESSENGER
2007/10/14, 06:00
با دعا شریک غم داشته باشید
هنگام دعا کردن این احساس به ما دست میدهد که شریک غمی پیدا کرده ایم و تنها نیستیم.تنها عده معدودی از ما دارای آن قدرت و استقامت هستیم که بتوانیم بار مشکلات جانفرسای خود را به تنهایی بدوش کشیم.گاهی موانع و نگرانی های ما به قدری جنبه خصوصی و محرمانه دارد که حتی نمی توانیم آنرا با نزدیکترین کسان خویش درمیان بگذاریم.آنوقت است که دعا کردن و رفتن به سوی خدا مشکل ما را حل می کند.

MESSENGER
2007/10/14, 06:03
اثرات مفيد استرس
الف) آگاه كردن از خطرات ، اينكه اتفاقي در راه است ، مواظب باش.
ب) با آگاهي، فرد را برای دفاع از خود به حركت در مي آورد. (فكري و جسماني )
ج) يك عامل انگيزشي است و باعث حركت فرد براي دستيابي به اهداف و پيشگيري از كسالت واحساسات غير مفيد می شود.
• نگرانی، همچون روغندانی استکه دستگاه ستیزه گر و پدافندی بدن را روغن کاری می کند و فعال نگه می دارد.
• نگرانی هایی سودمند هستند که ما را به فکرچاره جویی می اندازد.



نگرانی و ترس، همچون روغندانی استکه دستگاه ستیزه گر و پدافندی بدن را روغن کاری می کند و فعال نگه می دارد. نگرانی هایی سودمند هستند که ما را به فکرچاره جویی می اندازد.

MESSENGER
2007/10/14, 21:14
تجربه نمودن زمان حال نه تلاشی مرموزانه است و نه کاری بزرگ، بلکه فقط اساسا توجه کمتر به نگرانی ها، دلواپسی ها، پشیمانی ها، اشتباهات، "چه شده ها و چه نشده ها" ، آنچه که باید انجام شود، آنچه که شما را ناراحت می کند و آینده و گذشته می باشد.
در زمان حال زیستن، یعنی بذل توجه کامل به زمان حال، نه آنکه اجازه دهید فکر شما همراه با تجربیاتی که متعلق به حال نیست، پرواز کند.
با انجام این کار نه تنها از لحظه خود( که کاملا تجربه می کنید) لذت می برید، بلکه( به این دلیل که پراکندگی های فکری ناشی از خواست ها، نیازها و علائق کاهش می یابد) برجستگی و خلاقیت خود را به بهترین شکل بروز می دهید.
افرادی که تیپ خوشحالی دارند بخوبی می دانند که علیرغم آنچه روز قبل، ماه قبل، سال قبل رخ داده است( یا احتمال دارد امروز، فردا و سال آینده روی دهد) تنها در زمان حال استکه خوشحالی را می توان یافت و تجربه کرد.مسلم است منظور ما این نیست که تحت تاثیر گذشته نباشید یا از آن درس نگیرید و یا تصمیمی برای فردای خود نداشته باشید.باید بدانید که موثرترین، قدرتمندترین و مثبت ترین انرژی شما، انرژی امروز و حال است.
کودکان توسط حس خود درمی یابند که زندگی سلسله ای از لحظات حال است.
هر لحظه بطور کامل یکی چس از دیگری تجربه می شود و در نوع خود اهمیت دارد.آنها غرق در زمان حال هستند و توجه کامل آنها معطوف به شخصی است که با او هستند.به مرور که این روش را درونی می کنید، درخواهید یافت که توانایی غرق شدن در زمان حال کیفیتی است که تلاش برای رسیدن به آن بسیار ارزشمند است.کمتر به این امر فکر خواهید کرد که این لحظه آنطور که دوست دارید نیست، و بجای آن لذت بیشتری از لحظه ای که در آن قرار دارید، خواهید برد.
(دکتر ریچارد کارلسون -کتاب "از کاه کوه نسازید"- ترجمه سهیلا موسوی)

MESSENGER
2007/10/14, 21:33
خانه بعنوان یک پناهگاه، گریزی از دنیای بیرون بشمار می آید.
وقتی شما اجازه ورود عوامل خارجی زیادی را به داخل خانه می دهید، در واقع منبع مستعد آرامش را محو کرده یا به حداقل می رسانید.
اکثر ما به حفظ سلامتی فیزیکی خود اهمیت می دهیم، ولی از تمام یا بخشی از سلامت عاطفی و روانی خود چشم پوشی کرده یا آنرا به فراموشی می سپاریم.
ما حداقل می توانیم اینکار را برای احترام به نیاز خلوت گزینی خود انجام دهیم.محافظت کردن از خلوت و احترام گذاشتن به آن، عبارتی است که به شما و دیگران یادآوری میکند تا برای خود و آسایش خاطر خویش ارزش قائل شوید.
خانه شما یکی از معدود مکانهایی استکه ورود یا عدم ورود افراد و اشیاء در اکثر موارد در اختیار خود شما است.معمولا در آن قدرت "نه" گفتن را دارید.
گاهی خانه ما بیشتر به یک ایستگاه پُرتردد قطار یا اتوبوس شبیه شده است نه محلی سرشار از آسایش و آرامش. هنگامی که شناخت بیشتری نسبت به تمایلات خود ( به داشتن محیطی آرام تر) پیدا کنیم و خود را با موضوع محافظت از خلوت خود هماهنگ سازیم، مجددا می توانیم تعادل محیط زندگی خود را برقرار کنیم.
همه ما تا حدی به خلوت و تنهایی احتیاج داریم.
(دکتر ریچارد کارلسون -کتاب "از کاه کوه نسازید"- ترجمه سهیلا موسوی)

MESSENGER
2007/10/15, 22:26
شوخ طبعي بهترين روش براي مقابله با استرس
تحقيقات نشان مي دهد شوخي نه تنها باعث مقابله با خشم، افسردگي و استرس مي شود بلكه سلامت جسمي را هم بهبود مي بخشد.
دكتر رفعت، روانشناس به باشگاه خبرنگاران گفت:
شوخ طبعي يك ويژگي شخصيتي است و برخي آدم ها در طول ساليان زندگي جوري با محيط تعامل دارند كه شوخ طبع بار مي آيند و اين شوخ طبعي باعث مي شود تا افراد بهتر با مشكلاتشان كنار بيايند.
وي با بيان اينكه شوخ طبعي مي تواند باعث عزت نفس شود افزود:
شوخ طبعي به كار آمدي افراد در موقعيت هاي حساس هم كمك مي كند چرا كه اين افراد به جاي اينكه در مقابله با مشكلات دستپاچه شوند به مشكلات برخوردي مثبت دارند.

MESSENGER
2007/10/17, 08:15
نمایشنامه ای جدید بنویسید
اگر صحنه ای را که در آن هستید، دوست ندارید، اگر شاد نیستید، اگر تنها هستید، اگر وقوع حوادث را احساس نمی کنید، صحنه را ترک کنید. پرده جدیدی بکشید. اطراف خود را با بازیگران جدیدی پُر کنید. نمایشنامه جدیدی بنویسید و اگر نمایشنامه شما خوب نیست، از صحنه خارج شوید و نمایشنامه دیگری بنویسید.
میلیونها نمایشنامه در دنیا وجود دارد – به تعداد آدمهایی که در آن زندگی می کنند.(لئو بوسکالیا)

MEMOLI
2007/10/18, 11:30
می‌توانید حتی در مترو و اتوبوس با «ریلکسیشن» خستگی را از تن‌تان بیرون کنید.
شاید شما هم چیز‌هایی در مورد «ریلکسیشن» یا آرام‌سازی بدن خوانده یا شنیده باشید. تصوری که عموم مردم در مورد ریلکسیشن دارند، یک فرد با چشم‌های بسته است که روی صندلی‌های مخصوص این کار، در مطب یک روان‌شناس دراز کشیده و دارد به یک موسیقی آرام گوش می‌دهد.
اما روان‌شناسان توصیه می‌کنند که می‌توان با پس و پیش کردن بعضی دستور‌های ریلکسیشن در موقعیت‌های غیرمعمول‌تر هم بدن را آرام کرد؛ مثلا وقتی که در محل کار سرتان خلوت‌تر است، وقتی در رستوران منتظر آماده شدن غذا هستید، وقتی روی صندلی‌های مترو نشسته‌اید و حتی وقتی که به میله‌های اتوبوس آویزان‌ شده‌اید!
ریلکسیشن با اینکه نام شیک و پیکی دارد و لااقل برای ما ایرانی‌ها کلمه‌ای مدرن است، تاریخچه‌اش مال امروز و دیروز نیست. حالات خاص نشستن بودایی‌ها، یوگاهای ذهنی و حتی بعضی حالات صوفی‌های قدیم خودمان، همه به نوعی ریلکسیشن - یعنی آرام‌سازی ذهن و بدن- هستند.
اما کسی که سکه ریلکسیشن را به نام خود زد یک اروپایی خونسرد به نام ادموند جاکوبسون بود. این بنده خدا که نمی‌خواست پایان‌نامه دکترای روان‌شناسی‌اش سرهم‌بندی باشد، توی دهه ۳۰ میلادی یک موضوع بین رشته‌ای را به عنوان موضوع پایان‌نامه‌اش انتخاب کرد. بخشی از پایان‌نامه‌ او در مورد «تاثیرآرام‌سازی عضلات اسکلتی بر واکنش طبیعی یکه خوردن در مقابل صدای بلند» بود.
تعجب نکنید؛ این فقط بخشی از پایان‌نامه‌اش بود! نتیجه‌اش هم این شد که وقتی مراجعان جاکوبسون با صدای جادویی او ریلکس می‌شدند، دیگر در مقابل صداهای بلند از جا نمی‌پریدند. جاکوبسون جلسه دفاعش را که انجام داد، چسبید به همین بخش پایان‌نامه و روی بیمارانی که مشکل روان‌شناختی و مخصوصا اضطراب داشتند، ریلکسیشن مخصوص خودش را انجام داد و جواب گرفت. حالا هر جا که نام اولین شیوه علمی ‌ریلکسیشن یعنی «ریلکسیشن پیش‌رونده» می‌آید، باید به احترام جاکوبسون از جا بلند شوید.
قبل از او ۲ بنده خدای دیگر که یکی‌شان به نام جیمز در آمریکا مشغول تحقیق بود و یکی شان به نام لانگه در جزایر اقیانوسیه داشت به ماهیت هیجانات بشری فکر می‌کرد، یکهو با هم فهمیدند که «بابا، همه چی پایه‌اش حالات بد خودمانه»؛ قلم و کاغذ برداشتند و نشستند به مقاله نوشتن. بعدا تاریخ‌نویسان روان‌شناسی پارتی‌بازی نکردند و این نظریه را به نام هردوتاشان شناختند.
نظریه «جیمز ـ لانگه» حرف جاکوبسون را خیلی کلی‌تر می‌گفت. این ۲نفر معتقد بودند که نه تنها آرامش و اضطرابی که جاکوبسون می‌گفت حاصل حالتی است که بدن ما در آن قرار دارد بلکه ما به این علت مثلا مضطربیم که، قلبمان می‌زند یا پایمان شل می‌شود. آنها برخلاف عموم که معتقد بودند اگر قلبمان می‌زند به این خاطر است که مضطربیم، جریان علیت را برعکس کردند.
نتیجه آزمایش‌های جاکوبسون هم حرف آنها را تا حدی تایید می‌کرد؛ یعنی اینکه ما به این علت آرامش ذهنی داریم که عضلاتمان آرام و شل‌اند و از طرف دیگر، به این علت ذهنمان آشفته و خسته است که عضلاتمان منقبض و دارای تنش هستند.
جاکوبسون- یا به تلفظ بعضی‌ها یاکوبسون- معتقد بود که فقط آرامش عضلانی خیلی عمیق می‌تواند برانگیختگی سیستم عصبی مرکزی را کاهش دهد و موجب سلامت روان شود. اما بقیه چندان با این قضیه موافق نبودند؛ مثلا شولتز می‌گفت اگر آدم‌ها نه چندان مضطرب و نه آن‌قدر که یاکوبسون می‌گوید آرام باشند، می‌توانند به بهترین نحو کارهایشان را انجام دهند. او خیلی به شرایطی که فرد در آن قرار دارد اهمیت می‌داد.
اما کسی که یک پایه نظری قوی برای تشخیص اینکه بالاخره چرا ذهن ما اضطراب‌اش را با ریلکسیشن کنار می‌گذارد به وجود آورد، یک روان‌شناس مقیم آفریقای جنوبی یعنی ژوزف ولپه بود. او چه می‌گفت؟ بخش بعد را بخوانید.

● قانون: یا مضطرب یا آرام
ژوزف ولپه می‌گفت پایه ریلکسیشن قانون «یا این یا آن» است. به عقیده او، بدن نمی‌تواند هم تنش داشته باشد و هم آرام باشد؛ یعنی یا این است که بدنتان آرام است یا آنکه در حالت تنش هستید. برای همین، روان‌شناسان برای مقابله با فشار روانی و بیماری‌های ناشی از اضطراب، توصیه می‌کنند فرد از ریلکسیشن استفاده کند؛ مخصوصا در بیماری‌هایی مثل وسواس یا ترس‌های مرضی.
اما ریلکسیشن فقط برای بیماران نیست؛ در دنیای پیچیده امروز، ما هر روز در مقابل بی‌نهایت موقعیتی قرار می‌گیریم که موجب فشار روانی یا استرس می‌شوند.
این قضیه مخصوصا در شهر‌ها بیشتر نمود دارد؛ موقعیت‌هایی مثل استرس ترافیک، استرس شغلی، استرس تحصیلی، استرس خانواده و استرس ناشی از بلایای طبیعی و انسانی که ممکن است هر روز، با شکل‌های مختلف در زندگی ما وجود داشته باشند.
این استرس‌ها، هم موجب آزرده شدن ذهن ما می‌شوند، هم موجب می‌شوند بدنمان حالت تنیدگی، انقباض و در نتیجه خستگی بگیرد. برای مقابله با این استرس‌ها، یکی از بهترین کارها استفاده از نوعی ریلکسیشن است که می‌توان در موقعیت‌های مختلف زندگی روزمره شهری از آن استفاده کرد.

● فوت کوزه‌گری ریلکسیشن
خب، حتما می‌پرسید که این‌جور که شما می‌گویید که نمی‌شود توی تاکسی و اتوبوس ریلکس شد. قبول، شما نمی‌توانید همه بدنتان را به حالت ریلکسیشن ببرید اما با استفاده از ریلکسیشن انتخابی می‌توانید لااقل بعضی از جاهای بدنتان را آرام کنید. همین الان با استفاده از همین راهنمای روبه‌رو ببینید از این ۹ تا عضو بدن کجا‌ها را می‌توانید آرام کنید. مسلما چشم‌ها، تنفس، گلو و دهان را می‌توانید.
حالا که چشم‌هایتان بسته است، به بغل دستی‌تان بگویید بقیه را هم برایتان بخواند! اگر به میله‌های اتوبوس آویزان شده‌اید می‌توانید یکی از دست‌هایتان را آرام کنید اما اگر نشسته‌اید، هم پاها، هم بالاتنه، هم شانه‌ها و هم دست‌هایتان را می‌توانید ببرید به دنیای آرام ریلکسیشن؛ به همین راحتی!

● آرام بودن یا نبودن مسئله این است!
برای اینکه بدنتان را به اصطلاح ریلکس کنید، اولین قدم این است که بدانید اعضای بدن در چه حالی آرامند و در چه حالی آرام نیستند. متاسفانه ما تصور غلطی از آرامی ‌و ناآرامی عضلاتمان داریم. پس این بخش را بخوانید تا حالت آرام و تنیده همه عضوهای درگیر در ریلکسیشن را بشناسید.

۱)دست‌ها:

▪ آرام: اگر دست‌هایتان را راحت روی ران‌هایتان یا دسته صندلی بگذارید، انگشت‌هایتان خود به خود حالت خمیده، شبیه به چنگال می‌گیرند. در این حالت دست‌هایتان آرام است.
▪ ناآرام: اگر انگشت‌هایتان کاملا صاف و مستقیم باشند یا برعکس حالت گلوله داشته باشند، دست‌هایتان ناآرام است؛ یعنی اگر دست‌های کاملا صاف این طرف طیف و دست‌های گلوله شده آن طرف طیف باشند، آن وسط‌ها دست‌هاتان آرام هستند.

۲) پاها
▪ آرام: اگر دراز کشیده باشید یا پاهایتان را دراز کرده باشید وقتی هر دو پاشنه روی زمین هستند، و پاها با کمی ‌فاصله از هم و به شکل عدد ۷ قرار گرفته باشند، پاهایتان آرام هستند.
▪ ناآرام: وقتی پاهایتان را روی هم انداخته‌ایدیا انگشت‌هایتان را به طرف بالا کشیده‌اید یا شکل ۷ پاها زیادی از هم باز شده باشد،پاهایتان ناآرام‌اند.

۳) بالاتنه

▪ آرام: اگر قفسه سینه و کمر، راحت و بدون هیچ حرکتی به اصطلاح روی صندلی ولو باشد بالاتنه‌تان در حال آرامش است.
▪ ناآرام: اگر روی صندلی قوز کرده باشید یا مرتب بالاتنه‌تان را حرکت دهید یا جوری نشسته باشید که بخشی از پشت و کمرتان روی صندلی نباشد، بالاتنه‌تان دارد ناآرامی‌ را تجربه می‌کند. استاد‌های دانشگاه به تجربه این یکی را خوب می‌دانند.

۴) تنفس

▪ آرام: تنفس آهسته و منظم، یک تنفس آرام است. وقتی فاصله یک باز دم با بازدم بعدی هم به اندازه کافی زیاد باشد و هم فاصله‌هاشان تقریبا مساوی باشد.
▪ ناآرام: تنفس سریع، تنفس با وقفه، سرفه کردن، دهن دره کردن، عطسه کردن مکرر، فین‌فین کردن و تنفس صدادار از نمونه‌های تنفس ناآرام‌اند.

۵) شانه‌ها

▪ آرام: وقتی که پشت شانه‌هایتان راحت به صندلی تکیه داده است، هر دو در یک خط راست قرار دارند و وقتی هر دو روی هم یک نیمه منحنی را تشکیل دهند، شانه‌های آرامی‌دارید.
▪ ناآرام: اگر یکی از شانه‌ها از دیگری بالاتر باشد یا مثل وقتی که می‌خواهید بگویید «نمی‌دانم» هر دو بالاتر از حد معمول باشند ، شانه‌هایتان ناآرام‌اند.

۶) سر

▪ آرام: اگر صندلی‌تان بالش دارد، سر باید راحت روی آن قرار گرفته باشد؛ طوری که قسمت میانی پشت سرتان با بالش تماس داشته باشد.
▪ ناآرام: وقتی سرتان یک‌طرف ولو شده است یا خیلی جلو آمده است یا خیلی از بالای صندلی عقب‌تر رفته است، سر ناآرامی ‌دارید.

۷) دهان

▪ آرام: وقتی که دندان‌های بالایی و پایینی‌تان با هم فاصله دارند و وسط لب‌هایتان باز است، دهانتان دارد آرامش را تجربه می‌کند.
▪ ناآرام: اگر لب‌هایتان به هم چفت شده‌اند یا دارید چیزی را لیس می‌زنید، دهانتان ناآرام است.
برخلاف آنچه فکر می‌کنید، موقع لبخند زدن هم دهان ناآرام است!

۸) گلو

▪ آرام: گلوی صاف و بی‌حرکت، یک گلوی آرام است.
▪ ناآرام: اگر ادای بلعیدن چیزی را درمی‌آورید یا گردنتان به یک طرف ولو شده است، گلویتان در حالت ناآرامی است.

۹) چشم‌ها

▪ آرام: هنگامی‌ که پلک‌های نازنین‌تان آرام و بدون هیچ فشاری روی هم باشند، چشم‌هایتان آرام است.
▪ ناآرام: وقتی که دارید به زور پلک‌هایتان را به هم می‌فشارید و تریپ «با چشم‌های کاملا بسته» می‌آیید، وقتی که چشمانتان بازند، یا وقتی پشت پلک‌های بسته حرکت می‌کنند، دارید ناآرامی‌ را به چشم‌هایتان راه می‌دهید.
داشتید که؟ حتی چشم باز چشم ناآرام است.

aftab

MEMOLI
2007/10/18, 12:01
تامین مخارج زندگی و سایر فشارهای زندگی باعث شده‌اند، مسوولیت زن و شوهرها زیاد شده و زمان زیادی برای کارکردن صرف شود.
این کار و فعالیت زیاد اثرات نامطلوبی در شرایط جسمی و روحی افراد دارد و گاهی به اختلاف و درگیری‌های بی‌مورد می‌انجامد. یکی از این اثرات نامطلوب بی‌خوابی است که خود باعث افزایش خستگی‌های جسمی و روحی و بالارفتن استرس می‌شود. برای غلبه بر این مشکل توصیه‌های زیر را مدنظر قرار دهید.
سعی کنید زمان خاصی از روز دست از کار بکشید. سپس فهرستی از کارهای فردا تهیه کنید و بعد با خیال راحت به رختخواب بروید.
اگر در طول شب مکرر از خواب بیدار می‌شوید، یک راه‌حل خوب، خوابیدن روی پوست گوسفند است، امتحان کنید و اثر معجزه‌آسای آن را ببینید. این تاثیر به خاطر ویژگی پشم است که باعث می‌شود عرق کردن بدن به صورت تبخیری باشد نه به صورت مایع، در نتیجه موجب می‌شود خوابی راحت‌تر و طبیعی‌تر داشته باشید.
موسیقی آرام هم راه خوبی برای ایجاد آرامش و فرورفتن در یک خواب عمیق است.
خشم و عصبانیت می‌تواند عامل مهمی در بی‌خوابی باشد، اگرچه بخشش و فراموشی همیشه کار ساده‌ای نیست اما می‌توانید پیش از خواب کمی قدم بزنید و ذهنتان را رها کنید تا با ذهنی آسوده و بدون عصبانیت به خواب بروید.
دعا کردن و احساس آرامشی که از طریق آن به دست می‌آید، اثرات روحی فوق‌العاده‌ای دارد، پیش از خواب، چند دقیقه‌ای را به دعا کردن و راز و نیاز با خداوند اختصاص دهید تا پس از آن آرامش فوق‌العاده‌ای وجود شما را در برگیرد و به راحتی به خواب بروید.

روزنامه تهران امروز

H A M E D
2007/10/18, 22:45
تشکر
راستشو بخواین بعضی وقتها اینقدر فشارهای روحی و به دنبال اون اثراتش به فکر و ذهن انسان اثر می زاره که خواب رو از چشم آدم می بره. تو این بره ی وحشتناک از زمان دعا واقعا می تونه آرامش رو به ذهن و روح و روان انسان برگردونه.
مرسی

H A M E D
2007/10/18, 22:45
درسته
بعضی وقتها تنها خلوته که به انسان آرامش می ده. دور از هیاهو و شلوغی و فریاد آدمایی که خودشون هم نمی دونن واسه چی فریاد می کشن.

MEMOLI
2007/10/18, 23:15
تنهایی همیشه به آدم آرامش و یه احساس خوب میده

H A M E D
2007/10/18, 23:25
اما گاهی وقتها لازمه تا آدما از غار تنهاییشون در بیان.
گاهی وقتها لازمه از اون تنهایی ای که خودشون واسه خودشون ساختن خارج شن. شاید بگین این تنهایی با اون تنهایی فرق داره. درسته اما این تنهایی می تونه نتیجه ای از اون تنهایی باشه. توی تنهایی چیزی که بیشتر به سراغ آدم می یاد یه سری افکاره. این افکار هم می تونن خوب و سازنده باشن و هم بد و مخرب. بدتر از همه اینکه روح انسان طوریه که وقتی توی تنهایی با افکار منفی و آزار دهنده مواجه می شه احساس لذت می کنه که به جرات می تونم بگم این لذت یه لذت کاذبه و در حقیقت فشاریه که به روح انسان وارد می شه. اینجور وقتها بهتره که از تنهایی فاصله بگیریم و بریم توی جمع. یه جمعی که می تونه آدمو از اون عذاب شیرین دور کنه.

مرسی

MESSENGER
2007/10/19, 00:16
غروب
گرچه غروب گاهی غم انگیز می نماید،
همیشه اما آرام بخش است.
و غروب آتشین را آرامش بیشتری است.

دوستان عزیزم؛
همه ما در هر روز باید به درون خود رجوعی آگاهانه،عالمانه و توام با ژرف نگری داشته باشیم!
به عبارتی باید به محاسبه رفتار و اعمال و کردار و گفتار خویش بپردازیم!
خلوت مورد نظر، سفر به اعماق خود واقعی خودمان است!
در سفر به درون خویش موفق باشید:!:

H A M E D
2007/10/19, 00:18
کاملا درسته و حرفتون رو قبول دارم
تشکر از توضیحاتتون در این مورد.
مرسی

ssy86
2007/10/19, 01:02
وقتی ادم نمازش رو میخونه و دعا میکنه و از خدا طلب بخشش میکنه راحت که میخوابه هیچ تازه دیگه از مردن هم نمیترسه

Blue_Dream
2007/10/19, 08:57
قرار گرفتن حیوانات در برابر استرس باعث كاهش ترشح ماده ای موسوم به نورو تروفین در برخی بخش های بافت مغز می شود .
به گزارش شبكه خبر، پژوهشگران دانشگاه ساوت وسترن با بررسی موش های آزمایشگاهی دریافتند وجود ماده نوروتروفین برای ادامه حیات سلول های عصبی ضروری است و كاهش ترشح آن باعث كاهش توانایی موش های آزمایشگاهی برای دفاع از خود می شود .

محققان امیدوارند با بهره گیری از نتایج این بررسی و تولید داروهایی برای افزایش ترشح این ماده در مغز ، به روش موثری برای كاهش عوارض استرس در انسان دست یابند .

MEMOLI
2007/10/20, 17:52
یكی از هیجان‌انگیزترین جنبه‌های فرهنگ و زمانه‌ای كه در آن به‌سر می‌بریم، این است كه تقریباً به انجام هر كاری كه بخواهیم قادریم. تكنولوژی پیوسته در حال پیشرفت ما، توانایی انجام كارها و داشتن چیزهایی را به ما می‌دهد كه نسل‌های پیشین حتی قادر به تصور آن نبودند. در نتیجه به ارضای بی‌درنگ خواسته‌ها و آرزوهایمان عادت كرده‌ایم. این امر سبب می‌شود كه صبور بودن دشوارتر به‌نظر آید. با آغاز درون‌نگری و توجه به مسائل عظیم‌تر، با آموختن عشق و عفو و بخشایش با غلبه بر ترس‌هایمان و آموختن اینها آفرینش زندگی شادمانه و سعادتمندانه و آسان‌تر می‌شود.
البته همچنان مشكلاتی وجود دارد كه باید بر آنها فایق آییم. تكنولوژی هنوز نتوانسته چاره‌ای ابداع كند تا یك‌شبه بر دیوهای درونمان غلبه كنیم. فرآیند رشد در هر زمینه‌ای اغلب یك گام به پیش و یك گام به پس می‌نماید. گاه وقتی به فهرست كارهایی كه خواسته‌ایم انجام دهیم، می‌نگریم و ناهماهنگ‌ می‌شویم مثلاً شاید ۶ ماه پیش، عفو و بخشایش را از فهرستمان حذف كرده باشیم اما اكنون می‌بینیم بار دیگر صورت مساله‌ای كه باید از پس آن برآییم به زندگی بازگشته است. در نتیجه گویی باید بار دیگر همه چیز را از سر گیریم اما وقتی آزمون آنها را شروع می‌كنیم، می‌بینیم همه كارهایی كه قبلاً انجام داده‌ایم تا چه اندازه كمك كرده‌اند. از یادداشت‌های روزانه‌تان به صورت ابزاری مداوم برای ارزیابی خویشتن سود جویید تا دریابید در بعضی از توان آزمایی‌های شخصی تا چه اندازه موفق بوده‌اید. یاد بگیرید نسبت به خویش صبور باشید. از فرآیند رشد به همان مفهومی كه هست ـ فرصتی بی‌وقفه تا در همه سطوح زندگی بهترین بشویم كه بدان قادریم ـ لذت ببریم. برخلاف جریان رودخانه شنا نكنید. بگذارید در مسیر رودخانه شناور باشید.

تهران امروز

ابوالفضل
2007/10/20, 19:09
واقعا هم همينطوره .
در خصوص صبر و تحمل كردن ناملايمات و ناخواسته‌ها مطالب خيلي زيادي تو احاديث و آيات قران پيدا مي‌كنيم .
الصبر مفتاح الفرج ، صبر كليد گشايش است .
الصبر راس الايمان ، صبر به منزله سر ايمان است .
واستعينوا بالصبر والصلوه ، از صبر ( روزه ) و نماز ياري بگيرين .

واقعا تو اين عصر صبور بودن مشكله اما غير ممكن نيست . هر چقدر ايمان و آرامش قلبي تو وجود آدمها بيشتر باشه ، صبر كردن هم راحت‌تره . و خود اين صبر خيلي از كارهايي رو كه شايد تصورش هم ممكن نباشه درست مي‌كنه .

H A M E D
2007/10/22, 16:46
واسه من که بعضی وقتها غیر ممکن می شه

MEMOLI
2007/10/23, 21:03
بود و نبود جهان هستى و هر چه كه درآن است نشان مى دهد كه اگرچه هدف زندگى بلند است، اما راه بسیار كوتاه است. زندگى شیرین است، اما بسیارى از حوادث آن تلخ است و ناگوار .

گرچه باید خوب زندگى كرد، اما خوب زندگى كردن نیز كارى است بس دشوار و مهم.

زندگى، فرصت و امكانى براى شكوفایى استعدادها، رشد، تكامل و تحقق اهداف و آرزوها و تجربه اى است كه تكرارش بسیار سخت است و بنابراین باید با شناخت صحیح، دقت، تدبیر و استفاده صحیح و درست از فرصت ها پیش رفت.

خوب زندگى كردن و لذت بردن از زندگى، هنرى است كه آموختن آن لازم است. زندگى هر فرد فرصتى است تكرار نشدنى و منحصر به فرد. هر فرد فقط یك بار در تاریخ هستى انسان متولد مى شود. باید این فرصت كوتاه را خردمندانه زیست و مدیریت كرد.

شاید بتوان گفت مهارت خوب زیستن در شرایط پرابهام و توفان خیز امروز و مهارت شناسایى فرصت ها و بهره گیرى از آن ها، موقعیت هایى سخت گذرا هستند. با این همه باید بدانیم چه عواملى موجب بهتر زندگى كردن مى شود و چه عواملى زندگى را براى انسان سخت مى كند.

آرامش گمشده انسان امروز

انسان از نخستین روز خلقت و آغاز ورود به زندگى اجتماعى همه تلاش خود را به كار گرفت تا به زندگى خود رونق بخشد و همه ابزارهاى مرتبط با خود را ارتقا دهد. هنوز هم در تلاش است تا زندگى خود را به بهترین صورت برساند و تجلیگاه آرمان هاى خود را هر روز بیشتر جلوه گر سازد.

انسان هزاره سوم خسته از دستاوردهاى آزاردهنده تكنولوژى، آلودگى هاى صوتى، آلودگى محیط زیست به دنبال آرامش و خوب زیستن است اگر در روزهاى اول زندگى اجتماعى، انسان تصور مى كرد ابزار او را به فراغ بال مى رسانند، امروز دیگر مدرن ترین ابزار زیستى، انسان غمگین را درقرن بیست ویكم خوشحال نمى كند. كارشناسان علوم رفتارى خستگى انسان قرن بیست و یكم را تمدن زدگى و خستگى ناشى از دستاوردهاى صنعتى دانسته اند و معنویت را درمان دغدغه هاى روحى و فكرى انسانها مى دانند. به گفته دكتر مجید ابحرى- رفتارشناس - ، انسان امروزى به دنبال آرامش، رسیدن به كمال و خوشبختى در زندگى است و هنر خوب زیستن هم در آرامش افراد معنى مى شود.

وى با اشاره به این كه خوشبختى تنها در مادیات نیست، مى گوید: خوشبختى واقعى در عصرى كه ما در آن زندگى مى كنیم، مادیات نیست. رفاه نسبى به اندازه اى كه نیازهاى اولیه و ضرورى انسان تأمین شود و ابزار و امكانات زندگى براى فرد مهیا گردد براى رسیدن به آرامش كافى است.

وى برابرى و عدالت اجتماعى را براى رسیدن به آرامش مهم مى داند و مى گوید: همدلى و تفاهم، صداقت و عشق متقابل به ویژه در روابط زناشویى و خانوادگى از جمله هنر خوب زیستن است.

به گفته او، فریب و نیرنگ، دروغ و ریا، دورى و نفاق، رشك و حسد، به عنوان آسیب هاى رفتارى موجب تخریب یك زندگى شاد و آرام مى شود.

دكتر ابحرى ارتباط فامیلى و خویشاوندى را براى رسیدن افراد به آرامش مهم مى داند و اظهار مى كند: برقرارى ارتباط عاطفى با خویشاوندان و دوستان و تجدید حیات با آنان از جمله عوامل كاهش استرس در میان افراد است، چرا كه امروزه علماى روانشناسى و علوم رفتارى رفت و آمد با اقوام را بهترین روش براى كاستن از افسردگى و انزوا مى دانند

او مهمترین نكته را توكل به خدا، اعتماد به نفس، امید به آینده و پذیرفتن معنویات در زندگى مى داند و معتقد است پذیرفتن مبانى ارزشى در زندگى جزء عواملى است كه بشر را به خوشبختى و شادكامى صادق، پایدار و مستمر مى رساند.

ابحرى تأكید مى كند: براى خوب زیستن در جامعه مسئولان هم باید اقداماتى انجام دهند، آنان با تدوین برنامه هاى جامع و مدون در تأمین اجتماعى نظام هاى بیمه و بازنشستگى دغدغه هاى قشرهاى جامعه را به كمترین میزان مى رسانند و مى توان با كاستن از بیكارى و ایجاد اشتغال از ترس و هیجان فقر كاسته و در نتیجه اعتیاد، خودكشى، افسردگى و مهاجرت اجبارى را به كمترین اندازه رساند.

انتخاب غلط در زندگى ، موجب از بین رفتن آرامش مى شود

برخى كارشناسان مسائل اجتماعى معتقدند كه بسیارى از مشكلاتى كه در زندگى افراد پیش مى آید به دلیل نوع غلط انتخاب ها در زندگى آنان است و دغدغه هاى فكرى و نداشتن آرامش در زندگى به دلیل نوع گزینش مسائل فردى و اجتماعى افراد است. دكتر حسن علم الهدى كارشناس مسائل اجتماعى در این باره مى گوید: اگر انتخاب ها در زندگى شفاف و منطقى باشد و ریشه در واقعیت هاى روانى، فكرى و جسمانى فرد داشته باشد، بسیار راحت مى توان زندگى كرد.

وى تأكید مى كند: بسیارى از مشكلاتى كه براى خود و اطرافیان ایجاد مى كنیم، مشكلات خود ساخته است و براى از بین بردن این گونه مشكلات باید تلاش كنیم كه گزینش هاى شخصى مان درارتباط با دیگران صحیح باشد، این مسأله بسیارى از مشكلات را كاهش مى دهد و در نتیجه افكار مثبت ، در خود تقویت مى شود.

وى با اشاره به این مسأله كه بسیارى از مشكلات انسان ها در زندگى به خاطر جهل است، مى گوید: اگر افراد بتوانند رفتارهاى خودآگاهانه را در خود تقویت كنند راحت تر مى توانند زندگى كنند.

به گفته او، یكى از دلایلى كه موجب مى شود انسان در زندگى احساس رضایت نداشته باشد، توقعات غیرمنطقى است. گاهى افراد به مسائلى فكر مى كنند كه ساز وكار رسیدن به آن در آنها وجود ندارد و همین توقعات بى جا ممكن است مشكلات فراوانى براى آنان به وجود آورد.

به گفته او، براى رسیدن به زندگى خوب و ایده آل افراد باید در زندگى اجتماعى ـ فردى رفتارهاى منصفانه و صادقانه اى با یكدیگر داشته باشند این موضوع بر روى كاركرد زندگى افراد تأثیر مى گذارد.

وى معتقد است رفتارهایى كه مبتنى بر نبود صداقت و ریاكارى است نخستین كسى را كه متضرر مى كند، خود فرد است. دروغگویى، آرامش و امنیت اجتماعى ـ روانى را از فرد مى گیرد.

دكترعلم الهدى تأكید مى كند: براى خوب زیستن باید بتوانیم فشارهاى روانى و روحى خود را خوب مدیریت كنیم. زندگى پر از مسائل و مشكلات اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى و ... است و مهم این است كه افراد با ساز وكارهاى مناسب این مسائل را مدیریت كنند.

وى با اشاره به این كه بسیارى از افراد توانایى مدیریت احساسات و هیجانات خود را ندارند، خاطرنشان مى كند: برخى افراد نمى توانند ارتباط مثبت و سازنده با دیگران داشته باشند. این درحالى است كه ارتباط سازنده با مردم بسیارى از مشكلات زندگى فرد را كم مى كند.

برخى از انسان ها آنقدر در تجملات زندگى غوطه ور شده اند كه دیگر فرصتى براى دیدن بسیارى از مسائل زیباى زندگى ندارند. بیشتر داشتن و بهتر داشتن در زندگى یكى از ملاك هاى خوب زیستن شده است، اما دكتر علم الهدى این موضوع را رد مى كند و مى گوید: ثروتمندانى هستند كه با وجود داشتن امكانات خوب اقتصادى، زندگى پرافت و خیز و پرتنشى را دارند ولى در كنار این گروه افرادى هستند كه با قناعت زندگى مى كنند، اما چون به لحاظ فرهنگى و باورهاى قوى در سطح خوبى قرار دارند در آرامش مطلق به زندگى ادامه مى دهند.

وى خاطرنشان مى كند: از نظر علمى ثابت شده است كه اعتقاد به مبدأ هستى و معنویات باعث آرامش در افراد مى شود و بسیارى از كارشناسان بر عنصر معنویت و دین براى خوب زندگى كردن توجه دارند.

مهارت خوب زندگى كردن را بیاموزیم

با ایجاد راهكارهاى مناسب به طور حتم مى توان با تفكرى خلاق در زندگى موفق بود و خوب زندگى كرد باید در نظر داشته باشیم زندگى به معناى مبارزه اى دائمى و تلاش مستمر براى حل مسائل است، آن هم در جهان بحران زده و پر مسأله امروزى! تا وقتى زنده هستیم مسأله وجود خواهد داشت. پس یاد بگیریم كه مسائل را خودمان حل كنیم. مشكلات و بحران ها و ناكامى ها را فرصتى براى یادگیرى و توسعه فردى تلقى كنیم. بیاموزیم كه چگونه در بحران غرق نشویم و انرژى و توانایى خود را از دست ندهیم. مهارت یادگیرى را بیاموزیم. در جهان پرتحول دیجیتالى، مهارت ها و دانش ها به سرعت منسوخ مى شود.

به جز یادگیرى علم، راه و رسم مهارت آموزى سریع و اثربخش را نیز بیاموزیم.

انطباق و سازگارى خلاق با شرایط تازه و تحول یافته را داشته باشیم و در شناسایى مستمر قابلیت هاى درونى، شكوفاسازى آن و تبدیل آن ها به مهارت لازم براى كار و زندگى تلاش كنیم.

tebyan

MESSENGER
2007/11/03, 22:00
با سلام و تشکر از همه عزیزانی که در این تالار وزین به ارسال پست و تاپیک اقدام می کنند!
و با کسب اجازه از همکارم در این تالار
برای جلوگیری ار تفرق تاپیک ها و عدم ارسال پست های مشابه، این تاپیک با عنوان " استرس و راههای رسیدن به آرامش روح و روان" بصورت یک گفتگوی مهم درخواهد آمد.ضمناً تاپیک های مشابه ادغام خواهند شد.

Blue_Dream
2007/11/04, 13:14
استفاده از نورهاي رنگي در كلينيك ها باعث آرامش و كم شدن ميزان استرس در بيماران مراجعه كننده مي شود.
به گزارش باشگاه خبرنگاران و به نقل از خبرگزاري آلمان، به گفته محققان آلماني استفاده از نورهاي رنگي مي تواند تنش روحي و استرس بيماران بخصوص بيماراني كه قرار است جراحي شوند و از بي حسي موضعي براي جراحي آنها استفاده مي شود را كاهش دهد.
بنابراين گزارش، تحقيقات محققان بيشتر بر روي بيماراني صورت گرفته كه بيهوش بودند و اگرچه درمان آنها بدون درد بود اما ترس داشتند.
نتيجه اين تحقيق نشان داد ،بيماراني كه در محيط درماني با يك نور رنگي درمان مي شوند آرامش بيشتري داشتند.
براساس اين گزارش، نتيجه اين تحقيق سازندگان تجهيزات پزشكي را به فكر استفاده از بازي نور بيشتر در اين قبيل وسايل انداخته است.
علاوه بر اين پيشنهاد انداختن تصاوير آب يا مناظر طبيعي با استفاده از پروژكتور بر روي ديوار مطب ها و كلينيك ها و اتاق عمل ها و پخش موسيقي هاي آرام را به همراه آن نيز ارائه شده است.

archi_arch
2007/11/04, 14:55
البته قطعا رنگ نور هم مهمه و هر رنگی مناسب نیست کما اینکه ممکنه حتی اثر معکوس هم بذاره.

Blue_Dream
2007/11/04, 18:22
دانشمندان در يك مطالعه پنج ساله روي افراد دريافتند افرادي كه در زندگي در برابر عوامل استرس زا قرار مي گيرند، بيشتر دچار اختلالات خوابي مي شوند.
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از پايگاه خبري ساينس ديلي ، افراد مضطرب بواسطه شرايط زندگي استرس زا، تا شش ماه بعد از وقوع استرس بيشتر نسبت به شرايط مشابه اختلالات خوابي را تجربه مي كنند.

بنابر اين گزارش، مطالعات بر روي 16 هزار و 627 نفر مرد و زن كه از اختلالات خواب رنج نمي برند و دو هزار و 572 نفر مرد و زني كه از اين اختلالات رنج مي برند به مدت پنج سال انجام شد، سنجش ميزان آمادگي فرد به اختلالات خوابي با احساس عمومي وي از استرس و علايم فعاليت بيش از اندازه شروع شد.
همچنين، شروع رخدادهاي ناخوشايند زندگي (مرگ يا بيماري در خانواده، طلاق، مشكلات مالي و خشونت) و اختلالات خوابي به مدت پنج سال مطالعه شد.
بر پايه اين گزارش، نتايج مطالعات نشان داد افراد ائم از زن و مرد، كه حداقل شش ماه از وقوع عامل استرس آنها مي گذشت دچار اختلالات خوابي بودند

MESSENGER
2007/11/10, 22:02
هشدار پزشکی، استر س چه موقع خطری جدی است؟
استرس زیاد خطری جدی برای سلامتی شما می تواند باشد. دکتر "پل راش" می گوید: هر یک از علائم زیر می تواند ضرورت مراجعه سریع شما را به پزشک را اعلام کند:
* دوره های زمانی سرسام آور یا فراموشی موقت
* خونریزی مقعدی( مسئله زخم گوارشی)
* ضربان بسیار سریع و بی وقفه نبض
* کف دست های پُر از عرق
* درد طولانی کمر و گردن
* سردرد طولانی و شدید
* کهیر
* لرزش اعضای بدن
* اضطراب شدید
* بی خوابی آزار دهنده
 اصل بر این استکه اگر نشانه های جدید و مرموزی در بدن شما پیدا شد، بویژه اگر در نحوه زندگی شما اختلال ایجاد کرد، باید به پزشک مراجعه کنید.

Blue_Dream
2007/12/09, 17:02
متخصصان مجمع سردرد و ميگرن آلمان اعلام كردند،استرس عامل اصلي بروز سردرد و ميگرن در اغلب افراد است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از خبرگزاري آلمان، در تحقيق صورت گرفته از سوي متخصصان مشخص شد در 80 درصد موارد استرس عامل بروز سردرد و ميگرن در افراد است.
بنابراين گزارش، از ديگر از عوامل بروز سردرد مي توان به تغييرات هورموني اشاره كرد كه بيشتر در زنان عامل بروز سردرد و ميگرن است.
اين گزارش مي افزايد: گرسنگي، آب و هوا و اختلال در نظم خواب و بيداري از دلايل ديگر بروز سردرد و ميگرن است.
براساس اين گزارش 1200 بيمار مبتلا به سردردهاي ميگرني در اين تحقيق شركت داشتند.

Blue_Dream
2007/12/20, 07:32
محققان انگليسي اعلام كردند، زنان استفاده از كرمها، مكمل ها و جراحي پلاستيك را ادامه مي دهند حتي اگر احساس كنند كه آنها بي تاثير است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از خبرگزاري نيوزديلي، تحقيقات بر روي 297 زن 65-27 ساله نشان داد، زنان بيشتر از رژيم هاي مخصوص، ويتامين ها، كرم ها، بوتوكس و جراحي پلاستيك استفاده مي كنند تا جوانتر به نظر برسند.
بنابراين گزارش، زنان براي جلوگيري از ظاهري چروك دار و مسن تلاش هاي ويژه اي انجام مي دهند تا جوانتر به نظر برسند و به محض اينكه در جوانتر به نظر رسيدن موفق مي شوند، اضطراب آنها كاهش مي يابد و تلاششان كمتر مي شود.

solale
2007/12/26, 13:24
عوامل موثر در ایجاد استرس در مردان

شما می توانید با تائید کردن خود و افزایش اعتماد به نفس عکس‌العمل‌های بهتری را در برابر استرس از خود نشان دهید.همه چیز از اول صبح شروع می شود. تلاش زیادی می کنید تا در مترو جایی برای نشستن پیدا کنید.
دیر به سر کار می رسید. در خانه خسته اید. با همسر و بچه هایتان صحبت نمی کنید یا حتی ممکن است تمام روز را با این نگرانی که چطور صورتحساب هایتان را بپردازید، بگذرانید. تفکر سنتی حاکم بر جامعه معتقد است که مردان نان آور خانه هستند ولی در دهه های اخیر جامعه تغییر زیادی کرده است و همراه با این تغییرات، میزان آسیب پذیری و استرس ها نیز افزایش یافته است.
● از عوامل مؤثر در ایجاد استرس در مردان می توان به نکات زیر اشاره کرد.
۱) بیکاری
از سال ۱۹۸۰ تا اوایل ۱۹۹۰ بسیاری از مشاغل از بین رفت، بسیاری از صنایع بسته شدند و حدود ۱۷ درصد از مردان بیکار شدند. بیکاری طولانی (بیش از ۶ ماه) از مهم ترین عوامل افسردگی در مردان است.
۲) تغییر نقش
با افزایش ۱۲ درصدی کار زنان و کاهش کار مردان نقش مردان به عنوان تامین کننده معاش، تغییر کرده و به همین دلیل آنها احساس پوچی و بیهودگی و سرگشتگی می کنند. زیرا با این تغییر نقش، شیوه و سبک زندگی هم تغییر کرده است.
به موازات سرازیر شدن تکنولوژی به کارخانه ها و اداره ها در بریتانیا، بسیاری از کارفرمایان پرسنل و کارمندان خود را اخراج می کنند و قراردادهای موقتی جایگزین قراردادهای دائمی شده است که به طور مستقیم نقش مهمی در ناامنی شغلی دارد.
در ضمن در بین کشورهای اروپایی انگلیس بیشترین ساعات کاری را در هفته داشته- برای مردان به طور متوسط ۴۲ ساعت در هفته و برای زنان نیز ۳۸ ساعت- و طبق آمارهای به دست آمده، امروزه کارفرمایان خیلی بیشتر از گذشته از کارگران کار می کشند.
همراه با این تغییرات و فشارهایی که بر مردان وارد می شود از آنها این انتظار نیز می رود که در پایان یک روز سخت و طولانی به همسرانشان در کارهای خانه هم کمک کنند و با آنها گفت و شنود دوستانه یی داشته باشند. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد حضور پدر در خانه برای رشد کودکان بسیار ضروری است.
● تحقیقات دانشگاه اسکس نشان می دهد که:
۱) از سال ۱۹۶۰ با وجودی که پدران وقت بیشتری را با کودکانشان می گذرانند هنوز هم زنان دو برابر بیشتر از مردان وقت خود را به کودکانشان اختصاص می دهند.
۲) کودکانی- به خصوص پسران- که بیشتر وقت خود را با پدرانشان گذرانده باشند در آینده زندگی بهتری نسبت به آنهایی که وقت کمتری را با پدرانشان گذرانده اند، خواهند داشت.
۳) پسرانی که پدرانشان هر هفته در درس هایشان به آنها کمک می کنند ۱۰ درصد نمرات بالاتری گرفته اند.
۴) پسرانی که همراه پدرانشان به طور منظم آخر هفته ها به گردش می روند ۱۸ درصد کمتر با پلیس برخورد داشته و ۱۶ درصد کمتر از مدرسه فرار می کنند.
بنابراین طبق دلایل بالا از پدران، این انتظار می رود که اوقات بیشتری را صرف کودکان خود کنند. عکس العمل مردان تحت فشار بسیار متفاوت از زنان است. آنها از احساسات خود صحبت نمی کنند یا حتی برای حل مشکل خود به پزشک یا هر فرد دیگری مراجعه نمی کنند و فقط زمانی که علائم و نشانه هایی مثل درد قفسه سینه، سردرد و“ در آنها ظاهر می شود به پزشک مراجعه می کنند.
معمولاً غصه ها و نگرانی های خود را آشکار نمی کنند. پسران عادت کرده اند که هیجانات و احساسات خود را نشان نداده و برای آنها بسیار سخت است که مشکل استرس را بپذیرند.
● راه های نجات
زنان و مردان در برخورد با استرس واکنش های متفاوتی را از خود به نمایش می گذارند. یکی از راه هایی که عموماً زنان به آن متوسل می شوند افراط در نوشیدن است. آنها همچنین به خشونت نیز روی می آورند اما مردان به جای حل مشکل، به خودکشی فکر می کنند. طبق آمارهای به دست آمده، هر ۴۵ دقیقه یک مرد دست به خودکشی می زند.
● از خودتان به خوبی مواظبت کنید
این راه حل آسانی نیست ولی باید قبول کنیم که باید دانش و اطلاعات خود را در مورد استرس افزایش دهیم، درباره آن با دوستان و خانواده صحبت کنیم و برای کمک به خود حتماً به پزشک یا هر فرد متبحری در این زمینه مراجعه کنیم.
▪ توصیه های زیر می تواند به شما برای مقابله با استرس کمک قابل ملاحظه یی بکند.
۱) صحبت کردن با دیگران چه با دوستان، همسر و یا مشاوره روانشناسی
۲) تمرینات تنفس و ریلکسیشن
۳) اختصاص دادن اوقاتی از هفته برای انجام فعالیت های لذت بخش
۴) نظم بخشیدن به فعالیت ها
شما نیز می توانید با تائید کردن خود و افزایش اعتماد به نفس عکس العمل های بهتری را در برابر استرس از خود نشان دهید.

ArasH
2008/01/11, 10:10
اضطراب؛ حالا كه قلب و مغز رابطه دارند

http://www.aftab.ir/news/2008/jan/11/images/2a6968a2ea77dac37ab016662ddb695f.jpg


افراد رقابت‌جوی با شخصیت نوع A تنها افرادی نیستند که قلبهای‌شان را تحت فشار قرار می‌دهند. پژوهشگران می گویند اضطراب مزمن می‌تواند به طور قابل ‌توجهی خطر حمله قلبی را دست کم در مردان افزایش دهد.


افراد رقابت‌جوی با شخصیت نوع A تنها افرادی نیستند که قلبهای‌شان را تحت فشار قرار می‌دهند
پژوهشگران می گویند اضطراب مزمن می‌تواند به طور قابل ‌توجهی خطر حمله قلبی را دست کم در مردان افزایش دهد.
به گزارش آسوشیتدپرس این یافته‌ها یک صفت دیگر به فهرست فزاینده‌ای خصوصیات روانی که با بیماری قلبی مربوط هستند، از جمله خشم و خصومت، شخصیت نوع A، و افسردگی می‌افزاید.
خانم دکتر نیکا گولدبرگ از دانشکده پزشکی دانشگاه نیویورک سخنگوی انجمن قلب آمریکا که در این تحقیق شرکت نداشت، در این باره می‌گوید: "رابطه‌ای میان قلب و مغز وجود دارد. یافته‌‌های این پژوهش بسیار مهم هستند، زیرا در واقع ما خیلی خودمان را مشغول تجویز دارو برای کاهش دادن کلسترول و کاستن فشار خون یا درمان دیابت کرده‌ایم، اما به جنبه روانشناختی مراقبت از بیماران قلبی کمتر پرداخته‌ایم."
او می‌افزاید: "پزشکان باید نه تنها باید برای رفع عوامل خطرساز معمول برای بیماری قلبی با شدت عمل کنند، بلکه باید به مغزهای بیماران‌شان هم راه یابند."
این پژوهش در شماره این هفته نشریه کالج متخصصان قلب آمریکا منتشر شده است.
هر کسی گاه به گاه ممکن است اضطراب داشته باشد. مسئله مورد توجه در این پژوهش اضطراب آشنای پیش از ایراد یک سخنرانی نیست، بلکه اضطراب طولانی مدت است - یعنی افراد دچار انزوای اجتماعی، هراسان، و به طور مزمن نگران. شخصیت‌های بدبینی که همیشه نیمه خالی لیوان را می‌بینند.
در این بررسی خانم بینگ- جیون شن از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی از داده‌های به دست آمده از "بررسی ملی پیری" برای تخمین تاثیر این خصوصیت روانی بر قلب استفاده کرد.
این بررسی ۷۳۵ مرد را ار سال ۱۹۸۶ دنبال کرده بود.. همه این مردان در شروع بررسی قلب سالم داشتند، و مورد آزمون مفصل روانشناختی قرار داشتند، و هر سه سال یک بار مورد معاینه مفصل پزشکی قرار گرفتند. ۷۵ مورد حمله قلبی تا سال ۲۰۰۴ در میان این افراد رخ داد.
افرادی که در از لحاظ میزان اضطراب در ۱۵ درصد بالای مقیاس اضطراب قرار داشتند-مقیاسی که تردید مفرط، ناامنی اجتماعی، فوبی یا هراس غیرطبیعی و استرس را اندازه می‌گیرد، با احتمال ۳۰ تا ۴۰ درصد بیشتر نسبت به افراد با میزان پایین اضطراب دچار حمله قلبی شده بودند.
حتی هنگامی که عوامل خطرساز استاندارد برای حمله قلبی مانند میزان بالای کلسترول، و نیز سایر صفات شخصیتی که قبلا تاثیر منفی آنها بر قلب ثابت شده بود، کنار گذاشته می‌شد، این رابطه میان اضطراب و بیماری قلبی همچناان برقرار می‌ماند.
اما چرا اینگونه است؟ شخصی که ابراز خصومت می‌کند و یک شخص مضطرب کاملا متفاوت به نظر می رسند، یکی ممکن است احساسات فراوانی از خود بروز ‌دهد، در حالیکه دیگری ممکن است خجالتی و درونگرا باشد.
دکتر شن می‌گوید: "گرچه رفتارهای این افراد کاملا متفاوت است... اگر شما به پاسخ روانی این افراد توجه کنید، شباهت بسیاری را پیدا می‌کنید. همه این واکنش‌ها فشار خون، ضربان قلب را بالا می‌برند و هورمون‌های استرس بیشتری تولید می‌کنند."
اما آیا درمان اضطراب این خطر را کاهش می‌دهد؟ در حال حاضر کسی نمی‌داند.
برای همین دکتر گلدبرگ از دانشگاه نیویورک هشدار می‌‌دهد این که این صفات شخصیتی را باید"شاخص‌خای" بیماری قلبی محسوب کرد، و نه "عوامل خطرساز" مانند کلسترول و فشار خون.


تحلیل: همشهری آنلاین

ArasH
2008/01/11, 10:28
آدم‌های مضطرب بیشتر در معرض ابتلا به سكته قلبی قرار دارند

http://www.aftab.ir/news/2008/jan/09/images/b0b62ce17c7c9161c2d22e01cc617c3d.jpg


محققان آمریكایی گفتند یكی از دلایل اصلی ابتلای افراد به سكته قلبی، اضطراب و ترس است.

محققان آمریكایی گفتند یكی از دلایل اصلی ابتلای افراد به سكته قلبی، اضطراب و ترس است.
به گزارش رویترز، محققان افزودند مردانی كه بیش از دیگران در معرض شرایط اضطراب قرار می گیرد میانگین ابتلای آن ها به سكته قلبی ۳۰ تا ۴۰ درصد به نسبت دیگران افزایش می یابد.
بینگ ژین شین، روان شناس و همكارانش در دانشگاه ساوثرن كالیفرنیا در لوس آنجلس اضافه كردند نتایج این تحقیق نشان داد اضطراب در كنار رژیم غذایی و استعمال به دخانیات، از دلایل اصلی ابتلا به سكته قلبی به شمار می روند.
شین گفت آنچه ما مشاهده كردیم بالاتر از دستیابی به این نتیجه بود كه فشار خون، چاقی، كلسترول، عمر، استعمال دخانیات، میانگین قند خون، دلایل بیماری های خونی وابتلا به بیماری های قلبی است.
وی افزود: مردان سالخورده كه به طور دائم در معرض غم، خشم، دشمنی و بدرفتاری قرار می گیرند بیش از دیگران به بیماری های قلبی مبتلا می شوند.

SALEK
2008/01/13, 12:11
1- ورزش کنيد :

روزانه يک کيلومتر يا بيشتر بدويد و يا تنيس بازي کنيد . بعد از ورزش احساس مي کنيد نگراني تان کمتر شده است . ورزش کردن و انجام تمرينات بدني هيجانات را کاهش مي دهد ، نگراني را کم کرده و اثر آن را خنثي مي کند ، احساس خوب و مثبتي را در وجودتان افزايش مي دهد ، مقدار خواب را زياد مي کند و بالاخره به قدرت تمرکز انسان کمک فراوان مي کند .
2- تمرين در کنترل تنفس :
با کنترل تنفس هم مي توان نگراني و اضطراب روحي را کاهش داد . اگر نفس عميقي بکشيد و بازدم خود را آهسته خارج کنيد ، موقتاً احساس آرامش مي کنيد . اگر بتوانيد چند بار پشت سر هم اين کار را انجام دهيد نتيجه بهتري عايد شما مي شود . همچنين مي توانيد به کمک آموزش در تمرينات تنفسي ، نگراني و اضطراب خود را ساماندهي کنيد .
3- برقراري ارتباط با ديگران :
سعي کنيد با ديگران ارتباط برقرار کنيد و از انزوا خارج شويد . با افزايش سطح ارتباطات مي توانيد اعتماد به نفس خودتان را تقويت کنيد و احساسات منفي و مخرب را کاهش دهيد .
پيامبر گرامي اسلام فرموده اند: اگر همه شما در راه نيکي و نيکوکاري به هم بپيونديد ، دوستدار و علاقمند به يکديگر خواهيد شد.
4- با خداوند راز و نياز کنيد :

هر روز نماز بخوانيد و با خالق يکتا راز و نياز کنيد . مطالعات نشان داده است که ميزان افسردگي در ميان افرادي که به خداوند ايمان دارند بسيار کمتر از بقيه افراد است . به کمک تفکر و عبادت ، نگرش جامعي نسبت به حيات و زندگي به دست مي آوريد. خواندن قرآن را نيز فراموش نکنيد چراکه قرآن آرامش بخش دلهاست.
5- به زندگي روزانه خود سر و سامان بدهيد :
بسياري از نگراني هاي روزانه ما به خاطر نداشتن نظم و ترتيب در کارهاست . سوالاتي نظير : چه چيز را فراموش کرده ام ؟ چه چيز را گم کرده ام ؟ به دنبال چه مي گردم و ... سوالاتي است که بر نگراني ما مي افزايد . براي درمان اين مشکل مي توانيد ليستي تهيه کنيد و در آن برنامه روزانه را يادداشت نماييد .
6- به انجام کارهاي مورد علاقه تان بپردازيد :

تحقيقات نشان داده است ، انجام کارهايي که مورد علاقه فرد باشد مقدار زيادي از نگراني مخرب ، مثل دلشوره را کاهش مي دهد .
7- خودتان را از شنيدن برخي اخبار منع کنيد :
رسانه هاي گروهي عاشق اخبار بد هستند و گاهي توسط اين خبرهاي غم انگيز ما را افسرده و غمگين مي کنند . اگر شما از شنيدن اين اخبار و رويدادها اجتناب نکنيد حتماً در آينده اي نه چندان دور دچار نگراني و دلشوره مي شويد .
8- روابط عاطفي برقرار کنيد :
با برقراري روابط عاطفي ، روحيات انسان ها متحول مي شود زيرا ما موجودات عاطفي هستيم . براي رسيدن به اين هدف فرزندان و ديگر عزيزان خويش را در آغوش بگيريد و نسبت به آنها ابراز محبت کنيد .
9- در مکاني که شما را نگران مي کند ، نمانيد :

هر لحظه که احساس کرديد دچار دلشوره و يا نگراني بيش از حد شده ايد . سعي کنيد به نحوي خودتان را از قيد آن آزاد کنيد . از روي صندليتان بلند شويد ، قدم بزنيد و يا با دوستي صحبت کنيد . از نشستن و ماندن در جايي که شما را نگران مي کند بپرهيزيد . هر قدر به نگراني و اضطراب ، بيشتر اجازه دهيد که فکر شما را مشغول کند ، سخت تر مي توانيد از شر آن خلاص شويد .
10- فرصتي را به گريه کردن اختصاص دهيد :
گاهي اوقات نگراني و اضطراب اجازه بروز پيدا نمي کند و به شکل ناراحتي آشکار شده باقي مي ماند . بعضي وقت ها لازم است که از ته دل گريه کنيد . يک گريه به موقع تمامي نگراني هاي شما را از بين مي برد.
11- هر قدر مي توانيد بخنديد :

شوخي کردن يکي از بهترين روش هاي برخورد با نگراني است . دلشوره هميشه باعث مي شود که حقيقت بيني را از دست بدهيد . اما شوخي ، اين ديدگاه و وضعيت را عوض مي کند بنابراين بخنديد تا دنيا به رويتان لبخند بزند .
12- به هر چيزي به اندازه ارزش آن بها بدهيد :
براي هر مساله جزيي و کم اهميت وقت خودتان را بيهوده هدر ندهيد و به ياد داشته باشيد که از ديد انسان واقع بين تمامي کارهاي کوچک ، حقيقتاً جزئي و کم اهميت هستند

Blue_Dream
2008/03/13, 17:24

استرس كوتاه مدت، يادگيري و حافظه را تحت تاثير قرار مي‌دهد

محققان دانشگاه كاليفرنيا ارواين مي‌گويند، استرس كوتاه مدت كه تنها چند ساعت طول بكشد نيز مي‌تواند به ارتباط سلول‌هاي مغزي در مناطقي كه در يادگيري و حافظه نقش دارند آسيب بزند.


به گزارش خبرگزاري شين هوا، محققان مي‌دانستند كه استرس شديدي كه چندين هفته يا ماه طول بكشد مي‌تواند به ارتباط سلولها در مناطق يادگيري و حافظه در مغز آسيب بزند اما اين نخستين باري است كه نشان داده مي‌شود استرس كوتاه مدت نيز همين تاثير را دارد . نتايج اين تحقيقات در نشريه علم اعصاب منتشر شده است.

دكتر تالي زد. بارام مجري اين تحقيقات گفت استرس بخشي از زندگي است و نمي توان مانع آن شد. به گفته او اين يافته‌ها مي‌تواند نقش مهمي در تهيه داروهايي براي جلوگيري از اين تاثيرات نامطلوب داشته باشد و اين موضوع را توضيح دهد كه چرا برخي افراد فراموشكار هستند و يا براي بازيابي اطلاعات در موقعيت‌هاي پراسترس دچار مشكل مي‌شوند .

بارام و همكارانش در اين تحقيق فرايند جديدي را شناسايي كردند كه در آن استرس موجب اين تاثيرات مي‌شود.

اين پژوهشگران دريافتند بيش از نقش كورتيزول (هورمون شناخته شده استرس)، كه در سراسر بدن جريان دارد ، استرس شديد ، مولكولهايي موسوم به كورتيكوتروپين آزادكننده هورمون‌ها (سي آر اچ) را فعال مي‌كند كه در نتيجه آن، فرايند جمع آوري اطلاعات و ذخيره آنها در مغز مختل مي‌شود.

به گفته محققان با متوقف كردن تعامل مولكولهاي سي آر اچ با مولكولهاي گيرنده آنها ، آسيبي كه به علت استرس، به مناطق دخيل در يادگيري و حافظه وارد شده بود از بين رفت.

sonya
2008/04/05, 09:39
روزانه بارها و بارها واژه <استرس> را مي‌شنويم و بر زبان مي‌آوريم:
< امتحان دارم، واي چقدر استرس دارم.>
< اين استرس بچه‌ها موقع بازي بود كه نتوانستند گل بزنند.>
< آن‌قدر استرس داشتم كه موقع مصاحبه نتوانستم حرف بزنم>!
اما واقعا استرس چيست؟ چه عواملي باعث مي‌شود يك موقعيت يا وضعيت خاص را<استرس‌زا> بدانيم و ديگري را نه؟ استرس چه تاثيري بر سلامت رواني و جسمي ما دارد؟ آيا ممكن است استرس براي ما مفيد هم باشد؟چطور مي‌توان ضررهاي استرس را بر سلامتمان كم كنيم؟در اين باره هم شايد حرف و بحث زيادي شنيده باشيد، اما مرور همه اين نكات در كنار هم به همراه جديدترين مطالعات انجام شده در اين‌باره، خالي از لطف و فايده نخواهد بود.

و تو چه مي‌داني كه استرس چيست؟
استرس واكنش جسمي انسان به يك تحريك دروني يا بيروني است. يك عامل استرس‌زاي واقعي يا ذهني باعث به‌وجود آمدن واكنش‌هايي در انسان مي‌شود. از تپش قلب و تعريق زياد گرفته، تا لرزش دست و بي‌قراري. موقعيت واقعي مانند زماني است كه در خيابان خلوتي با يك سگ وحشي و عصباني روبه‌رو مي‌شويم و موقعيت ذهني استرس‌زا وقتي است كه درباره آينده شغلي‌مان نگران هستيم. واكنش بدن در اين موقعيت‌ها، كه استرس نام دارد، مجموعه‌اي پيچيده از وقايع رواني و جسمي است كه براي مقابله با موقعيت پرخطر، ضروري است. عوامل استرس‌زا، وقايع و موقعيت‌هايي هستند كه باعث تحريك اين واكنش‌ها مي‌شوند. به طور كلي دو نوع عامل استرس‌زا داريم: برخي از آنها فيزيولوژيك يا جسمي‌اند، مثل ورزش، بيماري و هر نوع آسيب جسمي مواجه شدن با آلودگي‌هاي محيطي يا تغييرات دمايي شديد. برخي عوامل نيز رواني هستند، مانند كنار آمدن با هيجان‌هاي شديد، تلاش براي كنترل موقعيت‌هاي اجتماعي دشوار، سر و كار داشتن با افكار ناراحت و روابط مغشوش و ...

مقابله با استرس
استرس نتيجه زندگي است. در دنياي امروز بسياري از مردم نمي‌توانند با عوامل استرس‌زاي مهم زندگيشان مبارزه كنند يا از آن بگريزند، چرا كه منشا استرس خود را نمي‌دانند و نياموخته‌اند كه چطور با آن مقابله كرده و كنترلش كنند. با آموختن راه‌هاي مقابله با استرس‌هاي روزمره اكثر افراد مي‌توانند زندگي سالمي را- حتي با وجود استرس‌ها - داشته باشند. استراتژي‌هاي مقابله، واكنش‌هاي رفتاري و فرآيندهاي فكري هستند كه افراد براي كنار آمدن فعالانه با استرس به كار مي‌گيرند. سه نوع استراتژي براي مقابله با استرس شامل استراتژي هاي مسئله- محور، هيجان- محور و نيز روش‌هاي حمايت اجتماعي هستند كه برخي مفيد و برخي مضرند.

)1 استراتژي‌هاي مسئله- محور
برنامه‌ريزي، رويارويي و فعاليت‌هاي حل مسئله، رفتارهايي هستند كه آثار منفي عوامل استرس‌زا را مستقيما كاهش داده يا حذف مي‌كنند. به عنوان مثال، اولويت‌بندي كردن امور، برنامه‌ريزي براي مديريت بهتر پول و زمان، برنامه‌ريزي براي دوران بازنشستگي يا دوباره آموختن يك شغل يا حرفه، استراتژي‌هايي هستند كه باعث مي‌شوند فرد كنترل بهتري روي موقعيت‌هاي پراسترس‌ پيدا كند. شناختن عوامل استرس‌زا در زندگي و اين حس كه من روي آنها تسلط دارم باعث مي‌شود كمتر دچار پريشاني شده و به همين دليل سلامت ما هم كمتر تحت تاثير آن قرار بگيرد.
نوشتن يادداشت روزانه يكي از راه هاي ساده و بسيار موِثر از اين دسته است اگر وقايع روزانه، افكار و احساسات‌تان را به‌صورت مكتوب داشته باشيد،كنار آمدن با استرسورهاي روزانه برايتان راحت‌تر خواهد شد. ارايه اين افكار در يك نشريه به‌طور منظم، اجازه تمركزها بر پاسخ‌هاي عاطفي‌تان مي دهد. هيچ قانوني براي نوشتن كارآمد وجود ندارد. برخي شعر، يا قالب‌نامه يا ... را ترجيح مي‌دهند. سعي كنيد در نوشته‌تان درباره مشكلات موجود حرف زد. و راه‌حل‌هاي را بيان كنيد.
)2 استراتژي‌هاي هيجان- محور
به‌جاي مواجهه مستقيم با عوام استرس زا، برخي اين استراتژي‌ها را ترجيح مي‌دهند. چنين تغييراتي وقايع را كمتر تهديدآميز جلوه مي‌دهند. مكانيسم‌هاي دفاعي مانند <انكار> از اين جمله‌اند. برخي افراد پراسترس به واكنش‌هاي ديگري مانند: خوردن بيش از حد يا مصرف تنقلات بي‌ارزش روي مي‌آورند. برخي ديگر به سوء‌مصرف الكل پناه مي‌برند. چنين سبك‌هاي زندگي ناسالمي، ممكن است حتي به توليد استرس بيشتر منجر شود. استراتژي هاي هيجان- محور مي‌توانند آثار نامطلوبي براي فرد و نيز اطرافيان او داشته باشد. چنين افرادي نياز دارند كه دريابند استرس جزئي از زندگي آنهاست. تلاش براي فرار از عوامل تنش زا يا انكار آنها معمولا نمي‌تواند اثر درازمدت استرس را بر سلامت انسان كاهش دهد.
البته همه استراتژي‌هاي هيجان- محور را نمي‌توان مردود انگاشت. برخي كمك كننده‌اند، به‌خصوص اگر در آرامش فكري فرد موثر بوده يا او را به تفكر مثبت تشويق كند. بذله‌گويي مي‌تواند به‌عنوان خنثي‌كننده استرس عمل كند، چرا كه از بار وقايع ناگوار كم مي‌كند.‌ به عنوان مثال كساني كه در، توفان خانه‌شان كاملا تخريب شده و بر سر در آن تابلويي با عبارت <به فروش مي‌رسد> نصب مي‌كنند، از اين روش براي رهايي از اين محنت و پريشاني خود بهره مي‌برند. ارزيابي و نگرش سازنده از موقعيت پرتنش، يك استراتژي‌ هيجان- محور محسوب مي‌شود كه مفيد هم هست. بسياري ورزشكاران موفق هر رقابت ورزشي را فرصت براي به چالش كشيدن خود و كسب‌ برتري‌هاي بيشتر ارزيابي مي‌كنند. با برخورد با يك رقابت به‌عنوان يك چالش و نه تهديد، ورزشكاران با احتمال كمتري آثار تخريبي هيجاني و جسمي استرس را بر عملكرد خود تجربه مي‌كنند.
)3 استراتژي‌هاي حمايت اجتماعي
اين استراتژي‌هاي شامل جستجوي توصيه‌ها، كمك و يا مشاوره دوستان و يا خويشاوندان است. شركت در گروه‌هاي حمايتي يا مراسم معنوي و مذهبي از اين جمله‌اند. نمونه‌هاي تاثير چنين استراتژي‌هايي را نه تنها در سطح يك فرد بلكه در سطح كل جامعه هم مي‌بينيم. وقتي واقعه ناگواري مانند زلزله در يك جامعه رخ مي‌دهد، كمك سازمان‌هاي داوطلبانه مانند هلال‌احمر از همين نوع است. اين كمك‌ها فقط شامل ا مدادرساني به مجروحان، يا تهيه كمپ و چادر براي آنها نيست، بلكه نوعي حمايت رواني و اجتماعي است كه باعث مي‌شود اثرات ناگوار زخمي كه بر روح و جسم قربانيان وارد شده، كم‌كم التيام يابد. تنها دانستن همين مطلب كه افراد ديگري، ولو افراد غريبه و بيگانه، تمايل دارند به آنها كمك كنند، باعث آرامش و احساس قوت قلب براي اكثر افراد محنت زده مي‌شود.
هدف اصلي در اكثر فعاليت‌هاي ريلكسيشن، آموختن آن است كه چطور عضلات اسكلتي بدن را در حالت هوشياري ذهني ريلكس كنيد. در اينجا چند روش كلي را براي انجام اين گونه فعاليت ها معرفي مي‌كنيم.
يك نفس عميق، يك زندگي: در هنگام بروز حملات اضطرابي (پانيك) اكثرا افراد دچار هايپرونتيلاسيون يعني تنفس‌هاي تند، بريده‌بريده و كم‌عمق مي‌شوند. چنين تنفسي باعث ايجاد تغييراتي در غلظت مواد شيميايي خون مي‌شود كه آن هم به نوبه خود ضربان قلب را افزايش و موجب حالت گيجي و منگي مي‌شود. با تمرين تنفس به‌صورت عميق و آهسته‌، افراد پراسترس مي‌توانند احساس آرامش‌ بيشتري كرده و در عين حال مواد شيميايي موجود در خونشان به حالت طبيعي برخواهد گشت. تمركز بر تنفس عميق‌‌تر يك فايده ديگر نيز دارد و آن اين كه توجه‌ انسان را از عامل استرس‌زا منحرف كرد ه و به خود عمل تنفس معطوف مي‌سازد. تعداد تنفس انسان در شرايط طبيعي به‌طور ميانگين 12 تا 18 بار در دقيقه است. اما براي آن كه بتوانيد ريلكس شويد، بايد تنها 8 تا 10 بار در دقيقه نفس بكشيد. نكته كليدي آن است كه پشت‌سر هم نفس عميق بكشيد و براي اين كار عضلات شكمي خود را منقبض كنيد تا دريابيد نفس عميق چه تاثير حسي متفاوتي از الگوي معمول شماخواهد داشت. تحقيقات نشان مي‌دهد تنفس عميق روشي است ساده و سريع براي كاهش اثرات منفي استرس بر سلامت فرد. هر زمان حس كرديد هيجان‌ يا استرس در شما شروع شده، مي‌توانيد از اين تكنيك‌ بهره ببريد. بلافاصله قبل از شروع امتحان بعدي، ارائه كنفرانس يا مصاحبه شغلي‌تان با چنين روش ساده براي تنفس عميق خود را در ريلكس كنيد.
يك، دو، سه: از فرق سر تا نوك پا: علي‌رغم آن كه برخي درجات انقباض عضلات اسكلتي براي وضعيت راحت بدن ضروري به شمار مي‌روند، با اين حال انقباض بيش از حد در عضلات پيشاني، پوست سر و فك و گردن، مي‌تواند موجب به‌وجود آمدن سردرد نوع فشارنده شود. افراد پراسترس غالبا در ظاهر منقبض و اخمو به نظر مي‌رسند، چرا كه عضلات صورت و مشت آنها حالت انقباضي دارد. چنين افرادي حتي درحالت استراحت هم حس مي‌كنند عضلات آنها كشيده و منقبض است. تكنيك ريلكس پيش رونده عضلات به افراد مي‌آموزد كه چگونه تفاوت بين يك عضله در حال انقباض و عضله در حال استراحت را درك كنيم. هر شخص درمي‌يابد كه چگونه به اراده خود عضلات منقبض را شل كند و حس آرامش و استراحت آنها را آگاهانه درك كند. وقتي عضلات اسكلتي فردي كاملا ريلكس شد، فرد خودبه‌خود آرامش يافته و احساس راحتي مي‌كند. مي‌توانيم از اين تكنيك براي به خواب رفتن هم بهره ببريم.
تمركز‌كنيد‌تا آرامش بيابيد: برخي افراد با مناجات كردن يا مديتيشين، كم شدن استرس را تجربه مي‌كنند. مديتيشن عملي است كه فرد با تمركز روي يك تك واژه، يك موضوع يا انديشه، به آرامش دست مي‌يابد. مديتيشن در حالت پُري ذهن عبارت است از انواع مختلفي از روش‌هاي ريلكسيشن كه تمام توجه شما را بر روي عملي متمركز مي‌كند كه در همان لحظه‌ انجامش مي‌دهيد. به جاي تكرار يك كلمه يا فكر كردن صرفا به يك موضوع يا شي‌ء خاص، به افكار خود اجازه مي‌دهيد كه جاري شوند و كل احساسات و افكار شما را در برگيرند. برخي افراد از تنفس‌ عميق و وضعيت‌هاي خاص يوگا براي رسيدن به چنين حالتي استفاده مي‌كنند. مي‌توان از اين روش براي كاهش استرس در هنگام فعاليت‌هاي روزمره و معمولي مانند غذا خوردن يا راه‌رفتن استفاده كنيد و يا به هنگام مطالعه در موضوعي جالب مانند عكاسي، نقاشي يا حتي جمع كردن كلكسيون تمبر! با انجام اين تكنيك به طور منظم، مي‌آموزيد كه چطور ذهن خود را تنظيم كنيد كه به چه چيزي توجه نشان دهد و واكنش‌هاي منفي خود را به استرس كم كنيد. توجه محافل علمي به ارزش مديتيشن به عنوان تكنيكي براي مديريت استرس با بررسي Tm يا مديتيشن متعاليدر دهه 1960 آغاز شد. دانشمندي به نام هربرت بنسون در سال 1970، با مطالعه درtm مدلي جديد براي ريلكسيشن ارائه كرد. روش پيشنهادي او براي كاهش جريان خون و نيز درمان سوء‌مصرف مواد موثر است. روش بنسون به اين ترتيب است كه ابتدا مكان ساكتي براي آن كه بتوانيد 10 تا 20 دقيقه به راحتي بنشينيد، پيدا كنيد. چشم‌هايتان را ببنديد، به حالت طبيعي نفس بكشيد روي تكرار يك كلمه يا يك فكر خوشايند تمركز كنيد. به‌طور پيشرونده، هر گروه از عضلات‌تان را ريلكس كنيد. از پاها شروع كنيد و به ترتيب بالا بياييد تا به صورت برسيد. بعد از ريلكس كردن همه عضلات 10 دقيقه همين حالت را حفظ كنيد. وقتي براي وضع هوشياري طبيعي آماده شديد، چشم‌ها را باز كرده، بايستيد و عضلات‌تان را بكشيد.
دنيا را تخيل كنيد: تخيل فعاليتي ذهني است كه اغلب با تمرين‌هاي ريلكس‌ پيشرونده عضلات تركيب شده تا ريلكسيشن عضلات را كامل كند. افراد بعد از ريلكس كردن عضلا‌تشان درباره حس‌هاي خوشايند و آرام‌بخش فكر مي‌كنند. قوه تخيل يا تجربيات گذشته مي‌تواند ذهن را هدايت كند. آن قدر در پروراندن آن حس پيش مي‌روند تا بتوانند تصوير واضحي از آن در ذهن خود ببينند. آن گاه به سراغ حس ديگري رفته و همين روند را تكرار مي‌كنند. به عنوان مثال شخصي كه از فعاليت‌هاي خارج از منزل لذت مي‌برد، بالا و پايين رفتن بر روي جريانات آب رودخانه‌اي را در حال قايق سواري تخيل مي‌كند. در اين حالت احساس آرامش‌بخش شناوري ملايم بر روي آب، آواز پرندگان و نيز جريان آب را همزمان تصور مي‌كند. تخيل يا تصويرسازي، مي‌تواند راهي خلاقانه و لذت‌بخش براي رهايي ذهن از فكر كردن درباره مشكلات باشد. ورزشكاران، بازيگران و مجريان، اغلب براي كم كردن استرس و بهبود عملكرد خود از اين تكنيك استفاده‌ مي‌كنند. گرچه اين تكنيك جايگزين فعاليت‌هاي عملي و واقعي نمي‌شود، ولي اغلب براي ورزشكاران در رقابت‌هاي قهرماني مفيد است.
با خودتان سخن بگوييد: شايد شما هم اين موضوع را تجربه كرده‌ايد كه درست در هنگام مواجهه با استرس‌ها و مواقع حساس افكار منفي و آزار دهنده‌اي در ذهن شما جوانه مي‌زند و ساز مخالف با توانايي‌هاي شما مي‌زند. با شناسايي اين نوع افكار و حملات منفي و جايگزين كردن آنها با عبارات مثبت خطاب به خودتان، مي‌توان بار استرس را كم كرد. صحبت كردن با خود، انعكاس‌دهنده نگرش‌هاي فرد به خود اوست و اگر از نوع مثبت و تشويقي باشد، اعتمادبه‌نفس آدم را هم تقويت مي‌كند. البته داشتن نگاه مثبت به خود و بيان اين نگاه، براي كساني كه عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس پايين دارند، بسيار سخت است. افراد با عزت‌نفس پايين، دائم خود را نقد مي‌كنند و موضعي عليه خود دارند و معمولا نسبت به خصوصيات مثبت خود بي‌اعتنا هستند. به اصطلاح هميشه به خود سركوفت مي‌زنند. براي انجام دادن تكنيك صحبت با خود، حداقل به سه جمله خبري و تاكيدي درباره خود بينديشيد. سه جمله درباره احساسات، عملكردها، مهارت‌ها و خصوصيات شما. مثلا درباره خصوصيات ظاهري خود مي‌توانيد بگوييد<امروز خيلي خوشگل به نظر مي‌رسم.> يا براي تشويق خود تكرار كنيد: <من مي‌توانم از پس اين مشكل بربيايم.> قدرت هاي دروني خود را چنين بيان كنيد: <مي‌‌دانم كه مي‌توانم به اين سوال جواب درست بدهم.> اين جملات مثبت را در يك كارت كوچك بنويسيد و جايي نصب كنيد كه هر روز چشمتان به آن بيفتد. هر روز با خودتان تكرارشان كنيد. وقتي حس مي‌كنيد كلافه و پريشان هستيد، بيشتر به آنها توجه كنيد.
با توجه به كل روش هاي ذكر شده، مي‌توانيد برنامه روزانه ريلكسيشن خود را چنين تنظيم كنيد: ابتدا عضلات‌تان را گروه‌گروه ريلكس كنيد، سپس با <تخيل> و تصويرسازي پيش برويد و با تكرار جملات مثبت درباره خودتان تكميلش كنيد. بيشتر روش‌هاي ريلكسيشن را خيلي راحت مي‌توانيد ياد بگيريد، ولي براي آن كه موثر واقع شوند، بايد پشتكار و اراده كافي براي تمرين اين مهارت‌ها به خرج دهيد. همه اين تكنيك‌‌ها را امتحان كنيد و ببينيد كدام يك براي شما موثرتر است. مستقل از اينكه كدام روش را انتخاب كرده‌ايد، بايد روزانه 10 تا 20 دقيقه براي تمرين اين فعاليت‌ها كنار بگذاريد. شايد در ابتداي كار، ياد گرفتن اين كه چگونه ريلكس شويد، كار راحتي نباشد اما اگر حداقل يكي از اين تكنيك‌ها را هر روز انجام دهيد در عرض يكي دو هفته بر‌ آن مسلط خواهيد شد.
حتي ورزش كنيد: فعاليت‌ بدني، چه در سالن بسكتبال باشد و چه پياده‌روي در يك باغ يا پارك، مي‌تواند در كاهش استرس موثر باشد. چرا كه ذهن انسان را از موضوع استرس‌را منحرف كرده و به جنبه‌هاي لذت‌بخش معطوف مي‌كند. صرف‌نظر از اين فايده رواني، ورزش، با سوزاندن انرژي اضافي حاصل از استرس، اثرات منفي آن را بر بدن كاهش مي‌دهد. به علاوه، شركت در يك فعاليت ورزشي گروهي سلامت معنوي و اجتماعي انسان را هم بهبود مي‌بخشد. طبق نظر انجمن بين‌المللي روان‌شناسي ورزشي ، ورزش منظم باعث بهبود خلق انسان و نيز تصوير شخص از خودش مي‌شود و از طرف ديگر اضطراب و استرس را كاهش مي‌دهد. دانشمندان دريافته‌اند كه ورزش يا هر نوع فعاليت بدني ملايم، مي‌تواند عملكرد سيستم ايمني بدن را تقويت كرده و علايم افسردگي و اضطراب را كاهش دهد. البته فعاليت بدني شديد مي‌تواند موجب خستگي شديد يا آسيب بافت عضلاني شده و استرس را تشديد كند. در نتيجه ورزشكاراني كه در تمرين‌هاي فشرده شركت مي‌كنند، سيستم ايمني كارآيي ندارند. در طي فعاليت ورزشي شديد مانند دويدن، سيستم عصبي اندورفين را ترشح مي‌كند كه احتمالا مسئول ايجاد حس "اوج" در دوندگان باشد، احساسي از در اوج بودن و سلامت كه دوندگان مسافت‌هاي طولاني اغلب تجربه مي‌كنند. همان‌طور كه اشاره شد، اندورفين فعاليت اجزاي خاصي از سيستم ايمني را كم مي‌كند و به نوعي عملكرد آن را متعادل مي‌سازد. برخي ورزش هاي خاص مانند تاي‌چي و يوگا به افزايش انعطاف‌ بدن، كاهش استرس و تقويت اعتماد به نفس كمك مي‌كنند. هنگامي كه اشخاص حركات بسيار ملايم و موج‌وار تايي‌چي را انجام مي‌دهند، روي انجام اين فعاليت‌ها متمركز مي‌شوند و افكار ديگري را كه ذهنشان را به‌خود مشغول كرده، كنار مي‌گذارند.
يوگا نيز مجموعه‌اي است از تمرينات ورزشي خاص، تكنيك‌هاي تنفسي و رژيم‌هاي غذايي خاص براي دستيابي به بدن سالم‌تر و استرس كمتر. در يوگا ، فرد بدنش را طوري به آهستگي حركت مي‌دهد كه عضلات اسكلتي‌اش كشيده شود. در اين حالت، احساس آرامش و تازگي مي‌كند. علي‌رغم آن كه فوايد فعاليت‌هاي بدني و رژيم هاي غذايي آن پايه علمي- بر اساس علم امروز- ندارند، اما موجب تقويت انعطاف‌پذيري عضلات و كاهش استرس مي‌شوند. البته بهتر است قبل از امتحان كردن اين ورزش‌ها با پزشك خود مشورت كنيد.

آيا استرس فايده‌اي هم براي ما دارد؟
اغلب ما استرس را مترادف زجر و ناراحتي و غم و غصه مي‌دانيم، در حالي كه بدون موقعيت‌هاي تحريك كننده، زندگي بي‌روح، كسل كننده و يكنواخت خواهد شد. اگر فرصت‌هايي براي محك زدن خود و به چالش كشيدن توانايي‌هايمان نداشته باشيم، هيچ‌گاه پيشرفت نكرده و هميشه هماني مي‌مانيم كه بوده‌ايم. البته تحمل بيش از اندازه استرس، چه رواني و چه جسمي، مي‌تواند مضر بوده و نتايج نامطلوبي در پي داشته باشد.
برخي عوامل استرس‌زا ذاتا ناگوارند و مشكل محسوب مي‌شوند مانند مشكلات تحصيلي، شغلي، خانوادگي و سوء‌تفاهم با ديگران، اما برخي ديگر موقعيت‌هايي هستند كه نيازمند تلاش و تقلاي بيشتر براي كنار آمدن باآنها هستيم، مانند صاحب فرزند شدن، رقابت در يك مسابقه ورزشي و قبول يك موقعيت شغلي كه هميشه آرزويش را داشته‌ايم. در چنين شرايطي استرس براي ما لازم است تا توان و ظرفيت بيشتري را براي رويارويي با آن وضعيت خاص پيدا كنيم. مثلا بتوانيم كم‌خوابي را بهتر تحمل كنيم و يا توجه و نيروي خود را در آن شرايط جمع كنيم.

استرس در بدن ما چه مي‌كند؟
استرس با بدن ما چه مي‌كند كه مي‌تواند توانايي‌هاي ما را به اين شكل خارق‌العاده‌ زياد كند؟ مادري كه فرزندش را در موقعيت پرخطري مي‌بيند، قدرت و شجاعتي پيدا مي‌كند كه در حالت عادي از او بعيد است. واسطه شكل گرفتن واكنش‌هاي بدن به عوامل استرس‌زا، هورمون‌هايي هستند كه به آنها <هورمون‌هاي استرس> مي‌گويند. اين هورمون‌ها، شامل كورتيزول، اپي‌نفرين و نوراپي‌نفرين، بوده و تغييراتي را در بدن موجب مي‌شوند كه اين تغييرات بدن را براي ارائه واكنش مناسب در برابر تهديدهاي خطرناك آماده مي‌كنند. هورمون‌هاي استرس ضربان قلب را افزايش مي‌دهند، سيستم اعصاب مركزي را فعال مي‌كنند و ميزان جريان خون قلب و عضلات حركتي (يا اسكلتي) را تشديد مي‌كنند. همزمان،‌جريان خون، پوست، كليه‌ها و دستگاه گوارش، كه در اينجا مسئول كار حساسي نيستند، كاهش مي‌يابد. تحت تاثير اين هورمون‌ها، سوخت مورد نياز سلول‌هاي فعال شده بيشتر وارد خون مي‌شود تا انرژي‌شان كم نيايد! واسطه ديگر اين تغييرات، نوعي واسطه عصبي به نام اندورفين است كه يك ضددرد طبيعي بدن محسوب مي‌شود. كار اين ضددرد براي ما كه در موقعيت استرس‌زا قرار گرفته‌ايم، بسيار ارزشمند است. فرد مجروحي را در نظر بگيريد كه هنوز در موقعيت پرخطر قرار دارد و بايد واكنش سريعي از خود نشان دهد. در اين حالت حس نكردن درد به او امكان مي‌دهد تمام نيرو و توجه خود را معطوف به خروج از اين وضعيت كند.

كنار آمدن بدن با استرس
پاسخ فيزيولوژيك بدن به استرس در سه مرحله اتفاق مي‌افتد كه آنها را <نشانگان تطابق عمومي>مي‌نامند. اين سه مرحله به ترتيب شامل: هشدار، مقاومت و خستگي است كه در هر مرحله بدن شرايط ويژه‌اي پيدا مي‌كند.وقتي فكر ما مشغول يك عامل استرس‌زاست يا به هر شكل با آن مواجه مي‌شويم، مغز "<پيام‌هاي هشدار دهنده> را از طريق اعصاب به غدد فوق كليوي مي‌فرستد. تقريبا بلافاصله بعد از آن، غدد فوق‌كليوي، هورمون‌هاي استرس‌ را آزاد مي‌كنند و به اين ترتيب بدن را براي مقابله با آن واقعه استرس‌زا آماده مي‌كنند. اين فعاليت‌ها، مرحله <هشدار> ناميده مي‌شوند. در مرحله هشدار تمام بدن ما درگير وقايعي است كه در بالا گفتيم. به عنوان مثال به ياد بياوريد كه در چنين حالاتي چه واكنش سريعي نسبت به يك صداي بلند و غيرمنتظره از خود نشان مي‌دهيد. اگر اين عامل يا موقعيت استرس‌زا پايدار بوده و ادامه داشته باشد، پاسخ بدن وارد مرحله <مقاومت> مي‌شود. در اين مرحله بدن سعي مي‌كند توان محافظت كننده خود را در برابر استرس نگه دارد و حفظ كند. همچنان كه موقعيت تهديد كننده دورتر و كمرنگ‌تر مي‌شود، وضعيت جسمي بدن به سمت حالت طبيعي برمي‌گردد. در اين مرحله با استراحت و اجتناب از مواجهه بيشتر با عامل استرس‌زا، بدن مي‌تواند آسيب‌هاي وارده را ترميم كند. اما اگر موقعيت استرس‌زا ادامه داشته باشد، بدن قادر نخواهد بود مقاومت را ادامه دهد و بنابراين وارد مرحله <خستگي>مي‌شود. در اين مرحله، دفاع جسمي انسان در مقابل استرس ضعيف شده و بدن نسبت به عفونت‌ها حساس‌تر مي‌شود. اگر توانايي بدن براي پاسخ به استرس به اتمام رسيده باشد، مواجهه طولاني مدت با استرس مي‌تواند منجر به مرگ شود.

آيا استرس بيماري‌زاست؟
افراد مبتلا به برخي بيماري‌هاي مزمن مانند آسم، آرتريت روماتوييد، ميگرن و تب‌خال تناسلي، مي‌گويند علايم و نشانه‌هاي بيماري‌‌در طي دوره‌هاي پراسترس زندگيشان بدتر شده يا عود كرده است. تحقيقات متعدد نشان داده است كه استرس روند ترميم زخم را كند مي‌كند، حساسيت به عفونت‌ها را بيشتر مي‌كند و ممكن است پاسخ ايمني بدن را در زماني كه مورد نياز نيست تحريك كند و به اين ترتيب باعث التهاب‌هايي مي‌شود كه با بيماري‌هاي قلبي، آلزايمر و آرتريت مرتبط هستند . اضطراب و استرس همچنين علايم نشانگان روده تحريك‌پذير را بدتر مي‌كند. افراد مبتلا به اين بيماري دچار دوره‌هاي متناوبي از درد شكمي، يبوست، اسهال و دفع موكوس هستند. آزمايش‌هاي پزشكي و معاينه‌هاي باليني، هيچ علت جسمي مشخصي براي اين وضعيت پيدا نمي‌كنند. نشانگان روده تحريك‌پذير گاه با نشانگان ديگري به نام <فيبروميالژي> همزمان رخ مي‌دهد. وضعيتي كه با خستگي مزمن، درد عضلات و مفاصل، سردرد و بدخوابي، بدون هيچ علت جسمي توجيه كننده مشخص مي‌شود. در بسياري موارد، استرس به عنوان جرقه و آغازگر اين بيماري عمل مي‌كند.اينها همگي شواهدي است بر آن كه استرس مي‌تواند نوعي جرقه براي آتش بيماري ها محسوب شود.
از طرف ديگر افراد مبتلا به نشانگان فيبروميالژي در خطر بيشتري براي ابتلا به افسردگي و اضطراب‌ قرار دارند. اخيرا دانشمندان كشف كرده‌اند كه سيستم ايمني بدن در عملكرد خود به هيچ وجه مستقل از ساير سيستم‌هاي بدن نيست. استرس تعادل عملكرد طبيعي سيستم ايمني را مختل مي‌كند. همين موضوع باعث تغييراتي مي‌شود كه در نهايت فرد را نسبت به عفونت‌ها حساس كرده و ساير سيستم‌هاي بدن را تخريب مي‌كند. سلول‌هاي ايمني، سايتوكاين توليد مي‌كنند،اين تركيبات پاسخ ايمني را تنظيم كرده و با سيستم عصبي ارتباط برقرار مي‌كنند. سايتوكاين‌هاي پيش‌التهابي، كه در نتيجه استري در بدن توليد مي‌شوند، ممكن است بر بروز بيماري‌هاي جدي‌‌اي مانند ديابت نوع دو، بيماري‌هاي قلبي- عروقي و استئوپروز و برخي سرطان‌ها موِثر باشد.

شخصيت، بيماري و استرس
قابليت هر فرد براي مقابله با عوامل استرس‌زاي مشابه، با ديگري يكسان نيست. ممكن است فردي در اثر يك شكست تحصيلي، بيمار شده و بستري شود و ديگري ممكن است شديدترين استرس‌ها را در كمال سلامت از سر بگذراند. بنابراين درست است كه مواجهه با استرس همه افراد را نسبت به بيماري‌ها حساس مي‌كند، اما شدت اين حساسيت در افراد مختلف فرق دارد. خصوصيات شخصيتي هر فرد و نيز تجربيات قبلي هر فرد مجموعا تعيين مي‌كنند، فرد چه واكنشي به استرس نشان دهد. افرادي كه تنها جنبه‌هاي منفي يك عامل استرس‌زا را مي‌بينند، مطلق نگرند يا به اصطلاح ديد <سياه و سفيد> دارند و حد وسط نمي‌شناسند، ممكن است يك موقعيت دشوار زندگي را "معضلي غيرقابل حل" ديده و نسبت به استرس ناشي از آن آسيب‌پذيرتر باشند. در مقابل، كساني كه به اصطلاح نيمه پرليوان را هم مي‌بينند و مي‌توانند از هر موقعيتي يك برداشت مثبت نيز داشته باشند، كمتر از گروه اول از استرس‌ها آسيب مي‌بينند. به علاوه افراد حساس و تحريك‌پذير، به احتمال بيشتري مضطرب، افسرده يا خشمگين مي‌شوند و تحت تاثير چنين شرايطي ممكن است تصميمات غيرمنطقي بگيرند كه چنين تصميم‌گيري‌هايي به نوبه خود باعث به‌وجود آمدن استرس بيشتر براي آنها مي‌شود. ضمن آن كه افراد پراسترس، سبك زندگي‌اي دارند كه خودبه‌خود سلامت آنها را بيشتر و بيشتر تحليل مي‌برد. مثل خواب ناكافي، مصرف سيگار يا سوء‌مصرف مواد مخدر. در عوض آنها كه موقعيت‌هاي استرس‌زا را فرصتي براي رشد و تكامل ارزيابي مي‌كنند و به جنبه‌هاي مثبت آن هم توجه نشان مي‌دهند، از نتايج مثبت اين موقعيت‌ها هم بهره مي‌برند و در نتيجه بهتر و سالم‌تر زندگي مي‌كنند. افراد مقاوم به استرس، موقعيت‌هاي پرتنش و چالش برانگيز‌ را جزئي طبيعي از زندگي مي‌دانند كه بايد به نوعي با آن سازگار شوند. اگر چه برخي جنبه‌هاي شخصيت‌هاي مقاوم به استرس ژنتيك بوده و از والدين به فرزندان به ارث مي‌رسد، اما نقش محيط زندگي را در نوع واكنش به استرس نمي‌توان نديده گرفت. كودكان در محيط خانواده مشاهده و الگوبرداري از رفتارهاي اطرافيان در موقعيت‌هاي چالش برانگيز، اين واكنش‌ها را مي‌آموزند و عينا در زندگي آينده خود پياده مي‌كنند.
اما آيا اين درست است كه شخصيت‌هاي به‌خصوصي در معرض خطر برخي بيماري ها هستند؟! براي سال‌ها باور عموم آن بود كه شخصيت‌هاي تيپ A، (جاه‌طلب، بي‌قرار، رقابتي، بي‌صبر و نامهربان) به احتمال بيشتري به بيماري قلبي مبتلا مي‌شوند تا كساني كه چنين خصوصياتي ندارند. بعدها دانشمندان ارتباط برخي رگه‌هاي شخصيتي را با به‌وجود آمدن بيماري‌هاي قلبي- عروقي نشان دادند. كساني كه احساسات منفي مانند: خشم، خصومت، رنجش، بدبيني و بي‌اعتمادي را در ذهن مي‌پرورانند، به احتمال بيشتري مبتلا به بيماري‌هاي قلبي- عروقي مي‌شوند.
استرس مزمن خطر بيماري‌هاي قلبي- عروقي، به‌ويژه سكته را بالا مي‌برد.ذهن برخي افراد نسبت به استرس واكنش شديدتري نشان مي‌دهد و بدن آنها با آزاد كردن مقادير بيشتري هورمون‌هاي استرس به داخل خون به آن پاسخ مي‌دهد. با اين حال اكثر مطالعات علمي رابطه‌اي بين شخصيت فرد و احتمال بروز سرطان نشان نداده‌اند. البته بعد از تشخيص سرطان، افرادي كه نگرش‌هاي بهتر و روحيه مبارزه جويانه‌اي داشتند، زندگي طولاني‌تري داشتند تا كساني كه چنين خصوصياتي نداشتند.

وقايع پراسترس زندگي
در سال 1967، دو دانشمند به نام هاي <توماس هلمز> و <ريچارد راهه>، وقايع مختلف زندگي را از لحاظ ميزان استرس وارد كننده به فرد درجه‌بندي كردند. به عنوان مثال، مرگ همسر، بالاترين نمره يعني 100 را كسب كرده است. موارد ديگر مانند طلاق، مرگ عزيزان ، ازدواج و بازنشستگي نمره هاي پايين تري مي‌گيرند. اين جدول ميزان تاثيرگذاري عوامل مختلف استرس‌زا را بر انسان- انساني با خصوصيات ميانگين و نرمال جامعه- نشان مي‌دهد. مرگ همسر بزرگ‌ترين و شديدترين استرس را وارد مي‌كند و مثلا از وارد شدن در يك شغل جديد تاثيرگذارتر است. با استفاده از اين درجه‌بندي، مي‌توان دريافت اگر اگر كسي دو استرس نسبتا شديد، مثلا مرگ همسر و شغل جديد را با هم و يا در فاصله كوتاهي نسبت به هم تجربه كند، به احتمال زياد ممكن است از پس آنها برنيايد. در حالي كه اگر بدون مرگ همسرش با شغل جديد مواجه مي‌شد، عملكرد به نسبت بهتري داشت. نكته جالب ديگر آنكه، فقط عوامل ناگوار و ناخوشايند مثل مرگ عزيزان يا ورشكستگي باعث ايجاد استرس نمي‌شوند بلكه شايد اتفاقات مهم و سرنوشت‌ساز و حتي مطلوب هم بتوانند ما را به تنش،‌ اضطراب و استرس بيندازند كه ازدواج، بارداري، صاحب فرزند شدن و همچنين تصدي يك شغل مهم ،از آن جمله‌اند. بنابراين حتي وقايعي كه براي ما خوشايند و مطلوب بوده و براي آنها برنامه ريزي مي‌كنيم، مانند بارداري، مي‌توانند براي ما استرس زا باشند. با دانستن اين نكته شايد نگاه ما به مساله بارداري و صاحب فرزند شدن هم تغيير مي‌كند.

Blue_Dream
2008/04/14, 08:23
خنده بهترين راه كاهش استرس

محققان دريافتند، خنده بهترين راه كاهش استرس در افراد محسوب مي شود.

به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از خبرگزاري آلمان، روانشناسان دانشگاه لومالينداي كاليفرنيا با تحقيق بر روي خنده و تاثيرات آن دريافتند، خنديدن نه تنها استرس را از بين مي برد بلكه حتي ميزان هورمون هاي استرس را كاهش مي دهد.

بنابراين گزارش، ميزان هورمون هاي استرس شامل كورتيزول، آدرنالين و دوپاك از شركت كنندگاني كه فيلم خنده دار ديده بودند بين 35 تا 70 درصد كاهش يافت و حتي انتظار براي تماشاي مجدد اين فيلم استرس را در آنها كاهش داد كه نشان دهنده مثبت بودن انتظار براي حوادث شاد در كم كردن استرس در افراد است.

محققان احتمال مي دهند ،پروتئين سيتوكين در اين ارتباط تاثير گذار باشد.

همچنين، اين پروتئين از سيستم ايمني توليد مي شود و واكنش آن را نسبت به تاثيرات عوامل خارجي و فعاليت هاي عصبي تنظيم مي كند.

بر اساس اين گزارش، خنده در كنار كاهش استرس،‌ فشارخون را نيز پايين آورده و سيستم ايمني را با افزايش فعاليت سلولهاي _تي تقويت كرده و توليد آنتي بادي ها را تشديد مي كند.

به گفته محققان، تحقيقات متعدد حاكي از آن است كه خنديدن دردها را به مدت چندين ساعت كاهش مي دهد و باعث تخفيف آلام مي شود

diamonds55
2008/07/08, 03:09
http://www.postimage.org/aV1NlntS.jpg (http://www.postimage.org/image.php?v=aV1NlntS)

اکتشافات جالب از بهار سال 1977 آغاز شد. در آن سال ابزارهایی کشف شد که دانشمندان را قادر می‌ساخت تا به بخشهای داخلی سلولهای عصبی در مغز نفوذ کنند. تقریباً هر روز کشفیات تازه‌ای درباره کارکرد داخلی مغز منتشر می‌شد. ما اکنون می‌دانیم که مواد شیمیایی، پیامها را بین سلولهای مغز رد و بدل می‌کنند. در واقع، به نوعی می‌توان گفت که به سلولهای مغز، امکان «صحبت کردن» با یکدیگر را می‌دهند.

در فعالیت روزانه مغز، میلیاردها پیام ارسال و دریافت می‌شود. پیامهای امیدوارکننده و نوید بخش را «پیام‌آوران شادی» و پیامهای نومید کننده را «پیام‌آوران غم» می رسانند. اغلب مراکز عصبی از هر دو نوع پیام‌آور، ورودی دریافت می‌کنند. تا وقتی که حجم این دو نوع ورودی متعادل باشد، همه چیز به طور عادی پیش می‌رود.

وجود استرس در انسان، مشکلاتی را برای پیام‌آوران شادی در مغز به وجود می‌آورد. هنگامی که زندگی به آرامی پیش می‌رود، پیامهای شاد متناسب با سطح تقاضا دریافت می‌شود. اما هنگامی که استرس در مغز انسان جای گرفته باشد، پیام‌آوران شادی کم کم از برنامه حملشان عقب می‌افتند. و با ادامه استرس، پیامهای شاد رفته رفته دیگر به مقصد نمی‌رسند. در نتیجه، مراکز مهم عصبی عمدتاً پیامهای غمگین دریافت می‌کنند و کلّ مغز تحت تاثیر این فرایند قرار می‌گیرد. در این حالت، شخص در شرایطی از نظر عدم تعادل مواد شیمیایی مغز قرار می‌گیرد که به آن استرس بیش از حد گفته می‌شود.

استرس بیش از حد، احساس بسیار بدی را در انسان به وجود می‌آورد. با غلبه پیامهای غمگین بر پیامهای شاد، شخص احساس «درماندگی» و «از پا افتادن» می‌کند. عوارض آن عبارتند از: احساس خستگی، بیخوابی یا خواب بدون رفع خستگی، کمبود انرژی، انواع دردها و بالاخره لذت نبردن از زندگی. در این شرایط است که فرد دچار افسردگی، اضطراب و عدم توانایی برای تطبیق با شرایط زندگی می‌شود.



عوامل وراثتی

همه افراد توانایی ایجاد و به کارگرفتن پیام‌آوران شادی در مغز را به ارث می‌برند. تا وقتی که شخص بتواند متناسب با استرسهای زندگیش به قدر کافی پیام‌آوران شادی را به وجود آورد، در این صورت استرس برای او هیجان‌انگیز، شادی‌بخش و سرگرم کننده می‌شود و در واقع، بدون آن احساس کسالت و ملال می‌کند.

ولی از سوی دیگر، چنانچه میزان استرس در زندگی فرد آنقدر زیاد باشد که پیام‌آوران شادی را تحت تاثیر خود قرار دهد، رویدادهای بد به سراغ شخص می‌آید: اختلال در خواب، انواع دردها، لذت نبردن از زندگی و حتی ترس و وحشت.

میزان استرسی که فرد می‌تواند تحمّل کند قبل از آن که پیام‌آوران شادی در مغزش دچار سوء عمل و اختلال شوند، «حد تحمّل استرس» نامیده می‌شود. این حد تحمل توسط آنچه که فرد از نظر ژنتیکی به ارث برده است تعیین می‌گردد. اغلب ما به قدر کافی این حد تحمل را به ارث برده‌ایم که بتوانیم با استرسهای روزانه در زندگی کنار بیائیم. با وجود این، همه ما در زندگی خود، دوران کوتاهی از عدم تعادل مواد شیمیایی در مغزمان را تجربه کرده‌ایم. بیخوابی در شب امتحان، ناراحتی و گریه در غم از دست دادن یک دوست یا عضو خانواده، سردرد یا حتی درد قفسه سینه، همه نمونه‌هایی از این حالت هستند. امّا 10٪ از مردم همیشه چنین احساسی دارند.

همان گونه که گفته شد، از هر ده نفر یک نفر حد تحمل استرس پائینی را به ارث برده است. این بدان معنی است که پیام‌آوران شادی او در سطح استرسی که از نظر بقیه مردم «عادی» است، دچار اختلال می‌شوند. نتیجه به ارث بردن چنین حد تحمل استرس پائینی می‌تواند فاجعه‌آمیز باشد. چنین فردی با استرس بیش از حد در طول زندگیش روبرو خواهد بود و ممکن است مشکلاتی از قبیل افسردگی، اضطراب، خستگی، اختلال در خواب و حتی اعتیاد در تمام طول عمر همراهش باشد.

توجه داشته باشید که در مورد 10٪ از کلّ مردم صحبت می‌کنیم و این اصلاً عدد کوچکی نیست. ده درصد از دوستان، آشنایان، کارمندان، همکاران و همه کسانی که دور و بر شما هستند، قادر به تطبیق دادن خود با استرسهای زندگی روزمره نیستند.

diamonds55
2008/07/08, 06:41
محققان امریکایی معتقدند تمرینات ذهنی مانند یوگا و مدیتیشن که بدن را در حالت استراحت عمیق قرار می دهند قادرند چگونگی پاسخ ژن ها را به استرس تغییر دهند.
به نقل از medical news today، تمرین های ذهنی بدنی که باعث آرامش در انسان می شوند هزاران سال است که توسط مردم سراسر دنیا برای درمان و جلوگیر از بیناری ها مورد استفاده قرار می گیرد و باعث کاهش اکسیژن دریافتی و افزایش بازدم اکسید نیتروژن و پایین آمدن استرس های روانی می شود.
در تحقیقی که محققان بیمارستان ماساچوست انجام دادند دریافتند که تغییرات پایدار و ترکیبی ژن ها که از انجام این گونه ورزش ها حاصل می شود اثرات طولانی مدت روانی بر جای می گذارد

SALEK
2008/07/31, 23:39
تمرین 15 دقیقه ای برای رفع استرس

کتابی بود که اسمش "آرامش 5 دقیقه ای" بود. این کتاب درمورد یک فیل مادر بود که یک فنجان چای داغ برای خودش می ریخت، یک حمام آب داغ می گرفت اما هرچه تلاش می کرد نمی توانست از تقاضاهای پشت سر هم بچه هایش فرار کند که هرکدام به طریقی تنها نیاز او را در دنیا که 5 دقیقه آرامش بود، برهم می زدند.
برای همه ما هم وضع به همین صورت است. در خانه، در راه و در محل کار، همه حسمان درگیر چیزهای مختلف است. اگر تقاضاهای همسرمان، دوستان، فرزندمان، همکاران یا سایر نزدیکان نباشد، سروصدای ناموزون رادیو، تلویزیون، بیلبوردهای تبلیغاتی، ترافیک و ساخت و سازهای درون شهری است. همیشه چیزی برای مزاحمت وجود دارد.
این مزاحم ها همیشه و همه جا وجود دارند تاجاییکه حتی گاهی دیگر حضور آنها را متوجه نمی شویم. جسم و فکر ما طی فرایندی که سازگاری حسی نامیده می شود، با این تجاوزها و مزاحمت ها خو گرفته است. درواقع، ما نسبت به این دردها بی حس شده ایم. اما چه از آن آگاه باشیم و چه نباشیم، این دردها کماکان وجود دارند و ما را اذیت می کنند.
همین سال پیش این جمله را بارها و بارها از دوستان و اطرافیانم شنیده ام: "واقعاً دیگر بریده ام. احساس می کنم دیگر چیزی برای ارائه دادن به کسی ندارم."
حرف های نومیدی. این حرفها نشاندهنده این است که این مردها و زن ها، مثل میلیونها آدم دیگر، دربرابر این آزارها و مزاحمت ها مغلوب شده اند. این افراد، که به اندازه کافی از این مزاحمت ها، به خودشان تعطیلی و استراحت نداده اند، دربرابر تاثیرات بسیار زیاد آن آسیب پذیر شده اند. و چه دوست داشته باشید و چه نداشته باشید، حالا مجبورند که کاری که همه این مدت نکرده بودند را انجام دهند: یعنی باطریشان را از نو شارژ کنند.
رویکرد بهتر این است که منتظر نمانید تا وضعیتتان به این حد حاد شود. اما چطور؟ در یک دنیای کامل، همه می توانند به یک مرکز معنوی رفته و در آنجا مدتی تنها باشند (گرچه در یک دنیای کامل چنین نیازی وجود نخواهد داشت). درواقع، فقط زمانی می توانید ناهنجاری این سروصداها و مزاحمت ها را عمیقاً درک کنید که برای مدتی در یک مکان ساکت و آرام زندگی کنید.
اوقاتی را که من خودم در سکوت مطلق می گذراندم و تنها با خودم و افکارم و صدای طبیعت ارتباط داشتم، واقعاً جوانی و سرزندگی را به من برمی گرداند. آن زمان بود که می توانستم به طور واقعی، لذت زندگی را تجربه کنم.
حتی موقع غذا خوردن در اتاقی که بقیه هم تمرین سکوت می کنند، من سعی می کردم غذایم را آهسته تر بجوم و نسبت به طعم و ظاهر آن دقت و حساسیت بیشتری داشتم. هر فعالیتی—کتاب خواندن، پیاده روی، حمام کردن—را با توجه و دقت بیشتری انجام می دادم. منظورم از این آگاهی از این زمان خاص است که مکان و زمان حضور من را کامل می کند. واقعاً چه نعمتی است.
اما متاسفانه پنج روز سکوت در ماه برای ما خیلی واقعبینانه نیست. اما حتی یک روز پیاده روی در سکوت کنار دریا یا در جنگل هم چندان قابل انجام نیست.
پس چه باید کرد؟ تنها راه چاره این است که با مدیتیشن این آرامش و سکوت را برای خودتان ایجاد کنید.
تحقیقات و مطالعات بسیار زیادی نشان داده است که مدیتیشن راهی بسیار عالی برای کاهش یا حتی از بین بردن عواقب جسمی استرس است. مدیتیشن اگر به طور مداوم و منظم انجام شود، ضربان قلب و تنفس را پایین آورده و سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند. این تمرینات حتی می تواند بیماری هایی مثل دیابت و ورم مفاصل، اضطراب و افسردگی، میگرن و وسواس را نیز بهبود بخشد.
برای خیلی از افراد، کلمه مدیتیشن تصاویری از راهبان بودایی را در نظر مجسم می کند که چهار زانو و بی حرکت برای ساعت ها و یاحتی روزها روی زمین می نشینند. اما مدیتیشن حتماً نباید اینقدر عجیب و غریب باشد تا تاثیر بگذارد. من خودم شخصاً فواید بسیار زیادی از 15 تا 20 دقیقه مدیتیشن (تلاش برای متمرکز کردن ذهن) در روز می برم. گاهی اوقات چهار زانو و گاهی اوقات دوزانو روی زمین می نشینم، خیلی وقت ها هم عادی روی صندلی می نشینم اما همه تلاشم این است که محلی را برای اینکار انتخاب کنم که به ساکت ترین شکل ممکن باشد.
اول چشمهایم را می بندم و چند نفس عمیق می کشم (سعی می کنم این تنفس از راه بینی باشد، چه دم و چه بازدم) و به این ترتیب پروسه ریلکسیشن را کم کم شروع می کنم. بعد سعی می کنم تمرکزم را روی تنفسم متمرکز کنم—به داخل و خارج رفتن هوا و نقاطی از بدنم که این هوا با آنها برخورد می کند. هر از گاهی تمرکزم برهم می خورد و فکری مشغولم می کند. به محض اینکه متوجه این مسئله شوم، به آرامی سعی می کنم دوباره روی تنفسم متمرکز شوم. حتی بعد از گذشت 15 دقیقه وقتی چشمانم را باز می کنم، شدیداً آرامتر شده ام و برای مواجهه با چالش های آن روز آماده هستم.
البته راه های مختلف دیگری هم برای مدیتیشن وجود دارد. مثلاً خیلی از افراد سعی می کنند توجهشان را روی نقطه ارتباط دست هایشان متمرکز کنند، خیلی های دیگر به یک شیء ثابت خیره می شوند. افراد دیگری هم برخی صداهای خاص که مانترا نامیده می شود را تکرار می کنند. وجه اشتراک همه این روش ها همان تمرکز است. وقتی به تمرکز رسیدید، حتی برای چند لحظه، آنوقت اهمیت آن را متوجه می شوید.
تمرکز می تواند همیشه و همه جا با شما باشد. پس حتی اگر سروصداهای اطراف هم وجود داشته باشد می توانید با تمرکز خودتان را در جزیره ای زیبا و آرام تجسم کنید و 5 دقیقه آرامش خودتان را بگذرانید.


مردمان

SALEK
2008/07/31, 23:40
استرس کمتر= عمر بیشتر

اســترس احسـاسی قدرتمند و طاقت فرسا است. میتوانید
از افرادی که تجربـه اش را داشته اند، سـوال کنـید. اگر مدت
زیـادی ایـن اضطـراب هـا و نگـرانی های موجود در زنــدگیتان
را در خود نگـاه دارید، این فشارهای روحی ممکن اســت به
پـیری زودرس و انواع بیماری ها مثل فشارخون و مشـکـلات
گوارشی بیانجامد.
تحـقـیـقـات نـشـان داده اسـت که خانم هـا بیشتر از آقایون
دچار ناراحتیـــها و مشکلات عصبی میشـونـد. یکی از دلایل
ایـن مسئلـه مـیـتـواند ایـن باشد که آقایون معـمـولاً به طرق
مـختلف استرس را از بدن بیرون می کنند، ممـکـن است آن
را بـا همـکـارانـشان در میان بگذارند یا وقتی مسـیـر اداره تا
خانه را رانندگی می کنند مقدار زیادی از این فشار کـاهـش
می یابد و یا حتی وقتی بین کار برای ناهار بیرون می رونــد
به دفع این استرس و فشار کمک می کنند.
وقتی برای داشتن یک زندگی شاد و خوشبخت کنار همسر و فرزندانمان هدفمند باشیم، دیگر اجازه نخواهیم داد که فشارهای روحی و جسمی تاثیر منفی روی ما بگذارد. متاسفانه، فشاری که معمولاً پدرها و مادرها برای مراقبت کردن از فرزندان و گرداندن چرخ زندگی متحمل می شوند، دیگر وقتی برای رسیدگی و مراقبت از خودشان به آنها نمی دهد. هرچند که امیدوار بودن به کاهش فشارهای روحی ممکن است بسیار کمک کننده باشد، اما بهتر است که طریقه مقابله با این فشارها و راه کنترل خود در زمان رویارویی با مشکلات را یاد بگیریم.

معمولاً وقتی خسته و در هم شکسته اید، داشتن فشارهای عصبی امری کاملاً طبیعی است. اگر بگذارید که این فشارها از میان برود و دوباره تعادل خود را به دست آورید، زندگیتان تفاوت بسیاری خواهد کرد و می توانید سالم تر و راحت تر به زندگی خود ادامه دهید. با رعایت چند نکته در این زمینه می توانید نیروی تازه ای به جسمتان داده و به کنترل فشارهای عصبیتان کمک کنید.

بهانه نیاورید
استرس می تواند پشت نقاب های مختلفی پنهان شود. "دیشب خوب نخوابیدم چون همسرم یکسره خر و پف می کرد" یا "از گرما سردرد گرفته ام" اینها فقط روش های متداول برای درست کردن بهانه به دلیل وجود استرس و فشار عصبی است. سعی کنید علائم ایجاد استرس را دریابید تا بتوانید به موقع وارد عمل شده و با این فشارهای عصبی مقابله کنید.

متعجب خواهید شد اگر بفهمید که چطور این فشارهای عصبی به همه جوانب زندگیتان رخنه خواهد کرد. در این مواقع سعی کنید از مسکن های سردرد استفاده کرده و بخوابید. به میزان انرژیتان و قدرت تمرکزتان دقت کنید. ببینید وقتی برای بیرون رفتن با دوستان برای ناهار بهانه می آورید به این دلیل است که خسته اید یا خیر.

به چهره تان دقت کنید
فقط نبودن لبخند روی لبانتان دلیل بر داشتن استرس نیست. شناسایی علائم جسمی استرس ممکن است تا حد زیادی به شما برای مقابله با آن کمک کند. محققان می گویند که در هنگام داشتن فشارهای عصبی گردش خون در دور لبها و چانه کمتر می شود و به همین دلیل باعث به وجود آمدن جوش و آکنه در آن قسمت ها می شود. استرس می تواند باعث کم پشتی مو هم شود. پزشکان معتقدند که فشارهای عصبی باعث تغییرات ناگهانی وزن بدن هم می شود. همچنین به شکنندگی و بد شکل شدن ناخن ها نیز می انجامد.

برای بیرون رفتن وقت بگذارید
روزانه، وقتی بگذارید و بیرون بروید، تا بتوانید تا حدی فشارهای عصبی را فراموش کرده، دوباره خود را با اهدافتان و احساساتتان هماهنگ کنید. کار کردن تنها باعث نخواهد شد که شما به آرامش روحی و جسمی مورد نیاز بدن برسید. مهم نیست که چه کاری انجام می دهید، کتاب می خوانید، در وان حمام استراحت می کنید یا برای پیاده روی می روید، مهم فقط این است که کاری که انجام می دهید جزء برنامه روزانه تان نباشد.

محیط های آرام ایجاد کنید
مکان های آرام و موسیقی ملایم محیطی آرام و بی صدا ایجاد خواهد کرد که به شما برای مقابله با فشارهای عصبی کمک می کند. تزیین خانه خود را با انواع شمع ها و عطریات با بوهایی طبیعی محیطی آرام ایجاد کرده و به شما آرامش می دهد. سعی کنید زمانی از روز را به تنهایی و در آرامش روی صندلی بنشینید و استراحت کنید. میتوانید به موسیقی های ملایم و آرامش دهنده نیز در اتاقی کم نور گوش دهید.

درست تنفس کنید
برای سالیان متمادی فرهنگ های شرقی از تنفس صحیح به عنوان ابزاری برای دفع استرس استفاده می کردند. بنا بر تحقیقات متخصصین، 8 تا 10 نفس در دقیقه کاملاً طبیعی است اما 15 بار یا بیشتر نفس کشیدن نشان می دهد که شما دچار فشار و استرس هستید. سعی کنید در این موقعیت ها نفس های عمیق تری بکشید و بدنتان تفاوت را احساس خواهد کرد





مدیتیشن
مدیتیشن یکی از راه های بسیار عالی برای مقابله با استرس شناخته شده است و کمک می کند که فشارهای عصبی از بدنتان خارج شود. حتی برای کمتر از 10 دقیقه هم که شده سعی کنید در روز برای این کار وقت اختصاص دهید و خواهید دید که چه تاثیر شگرفی روی شما می گذارد. مدیتیشن همچنین به پایین آوردن ضربان قلب و فشار خون نیز کمک می کند.

دستگاه های سخن گو را از برق بکشید
برای مدتی سعی کنید همه آنچه را که سر و صدا ایجاد می کند و صحبت می کند را خاموش کنید. تلویزیون، رادیو، کامپیوتر، تلفن و ... همه را از برق بکشید تا محیطی کاملاً آرام و بی صدا ایجاد کنید. این تغییر، فکر شما را از همه آشفتگی ها آزاد می کند و آن را وادار می کند که با خود حرف بزند.

بخندید
برای افرادی که دچار استرس و فشارهای عصبی هستند توصیه می شود که زندگی را جدی نگیرند. سعی کنید خنده را وارد زندگی خود و اطرافیانتان کنید. خنده تاثیر بسیار مثبتی روی سلامتی شما داشته و همانطور که از قدیم گفته اند: خنده بر هر درد بی درمان دواست.

اگر زندگی را سبک بگیرید، همه چیز ساده تر خواهد شد و این تاثیر بسیار خوبی روی اطرافیانتان هم خواهد گذاشت و از استرس و فشارهای عصبی اطرافیان هم کم خواهد کرد. تاثیر بسیار خوبی روی بچه ها نیز خواهد گذاشت و باعث می شود که آنها هم از شما الگو بگیرند. به خاطر دارم که پزشکی می گفت بهترین هدیه ای که می توانید به فرزندانتان بدهید این است که با او بخندید. اگر جدی و عصبی باشید، بچه شما نیز همانطور خواهد شد.

راه حلی برای استرستان پیدا کنید
مهم است که بدانید اینکه مداوماً به یک مشکل فکر کنید راه حلی برای آن مشکل نخواهد بود و فقط استرس بیشتر به وجود خواهد آورد. سعی کنید که منشاء استرستان را پیدا کنید و روی آن کار کنید تا بتوانید راه حلی برای آن پیدا کنید. میتوانید با دوستان نزدیک و خانواده نیز در این رابطه مشورت کنید. آنها حتماً کمکتان خواهند کرد.

خود را رها کنید
اگر بخواهید این فشارهای عصبی را همه جا با خود ببرید، مانند مسابقه فوتبال فرزندتان یا وقتی با دوستی برای ناهار بیرون می روید، باعث خواهد شد که هیچوقت به آن آرامش مورد نیاز بدن برای از بین بردن آن فشار روحی نرسید. سعی کنید خود را از همه چیز آزاد کنید. آنچه را که باعث ناراحتیتان می شود را فراموش کنید و محیطی آرام برای خود ایجاد کنید.

برای بعضی افراد رفتن به باشگاه های ورزشی بسیار به از بین رفتن فشارهای عصبیشان کمک می کند. بعضی دیگر با کار کردن فشارهای خود را فراموش می کنند. ببینید شما چطور می توانید مشکلات را فراموش کنید. فعالیت ها و کارهایی را انجام دهید که به شما برای از بین رفتن فشارهای عصبیتان کمک می کند.

hajar.eshaghi
2008/08/11, 08:45
:!::!::!::!::!:

shuang
2008/08/13, 10:39
کشف اطلاعاتي تازه درباره ريشه هاي ژنتيکي اضطراب

تازه ترين مطالعات دانشمندان نشان مي دهد اضطراب ريشه ژنتيکي دارد.


بولتن جواني:
بر اساس يکي از اولين بررسي ها در خصوص تاثير ژنتيک در تفاوت هاي فردي و استرس، برخي افراد به علت به ارث بردن نوعي جهش ژني، بيش از ديگران در معرض اضطراب هاي شديد قرار دارند. اين جهش ژني در حدود نيمي از مردم ديده مي شود اما فقط زماني که فرد ژن جهش يافته را از هر دو والد خود به ارث ببرد، با نارسايي هايي چون اضطراب و پيامدهاي ان نظير مواجه مي شود.
به گفته پژوهشگران دانشگاه بن که اين تحقيق را انجام داده اند، اين يافته راه را براي شناسايي بيشتر عوامل ژنتيکي مشکلات رواني و بيماري هاي جسمي ناشي از انها هموارتر مي سازد.
اين بررسي بر روي ژني موسوم به "سي او ام تي"(COMT) معطوف بود. اين ژن انزيمي را کنترل مي کند که موجب تضعيف اثر يک ناقل عصبي اصلي به نام "دوپامين" مي شود. اين ناقل عصبي در بروز بيماري هاي رواني مختلفي چون پارکينسون و شيزوفرني نقش دارد.
اين ژن به دو شکل "مت صدو پنجاه و هشت"(met 158) و "وال صد و پنجاه و هشت"(val158) وجود دارد و افرادي که مستعد بيشترين اضطراب هستند،‌ ان دسته هستند که هر دو شکل اين ژن را به ارث برده اند. در بين سفيدپوستان اروپا حدود بيست و پنج درصد مردم اين ترکيب ژني را دارند. در مغز اين افراد دوپامين بيشتري وجود داردکه موجب احساس اضطراب و استرس بيشتر مي شود.
منبع:واحد مرکزي خبر

انتهاي خبر // شبکه خبری برنا//77 - 77 - 68//www.BornaNews.ir

kendab
2008/10/07, 22:21
سلام
من یا شروع درس خوندن استرس عجیبی پیدا میکنم چکار کنم

Stigmata
2008/10/07, 23:48
سلام
من یا شروع درس خوندن استرس عجیبی پیدا میکنم چکار کنم

سلام

مگه درس خوندنم استرس دداره؟

من شنیدم امتحان استرس داره ولی درس خوندن که نه دیگه....از درس میترسین؟

اصلا برای چی درس میخوینن؟اگه هدف دارین که استرس معنی نداره;-)

kendab
2008/10/08, 11:38
نمی دونم این مشکل جالبی است برام چکار باید کرد

Stigmata
2008/10/08, 11:55
نمی دونم این مشکل جالبی است برام چکار باید کرد

خب این همش دست خودتونه.....مگه قراره اتفاقی بیفته که استرس میگیرین....

به خودتون بقبولونین که اگه با استرس بخواین درس بخونین وقتتونو تلف کردین و هیچ بازدهی نداره...

هدفتون هم مشخص باشه دیگه درسته...توکل بر خدا;-):!:

MESSENGER
2008/11/01, 08:07
اضطراب چه زماني مشكل ساز است؟

آيا تا كنون راجع به اين پرسش فكر كرده ايد كه چه تفاوتي بين نگراني طبيعي واضطراب وجود دارد؟

اضطراب يك عكس العمل طبيعي در مقابل تنش هاي زندگي است و به شما كمك مي كند كه در مقابل شرايط وخيم قرار بگيريد و همچنين تمركز خود را روي كار معطوف كنيد و در عين حال بتوانيد كنترل امور را دردست گرفته و در كل شما را تحريك و تهييج مي كند. تقريبا تمام افراد اضطراب را در زندگي خود تجربه مي كنند. عموما اضطراب بعد از حل مسئله ا زبين مي رود. اما زماني كه اين احساس به صورت مفرط و ترس غير منطقي د رهر لحظه از زندگي حتي لحظه سوار شدن بر آسانسور و يا ترك منزل پيش آيد مي تواند تبديل به يك مشكل قابل توجه شود. افرادي كه داراي اختلال تشويش و اضطراب هستند ، ترس و اضطرابي را تجربه ميكنند كه متناسب با وضعيت و شرايطشان نيست. كنترل كردن اين احساس اصولا سخت است و بسيار شديد مي باشد و حتي بيشتر از يك اضطراب طبيعي و عادي طول مي كشد. براي مثال داشتن اضطراب قبل از صحبت كردن در يك مكان عمومي عادي است اما افرادي كه داراي اختلال اضطراب هستند به طور دائم حتي موقع صحبت كردن در جمع دوستان اين تشويش و نگراني بي امان را تجربه مي كنند. هر دو نگراني طبيعي و اضطراب با علائمي همراه هستند كه در ادامه بيان مي شود. اما افرادي كه دچار اختلال اضطراب هستند اين علائم را به صورت شديدتر و بي دليل موجه تجربه ميكنند.علائمي نظير: بيقراري، خستگي، تحريك پذيري و ناپايداري، تنش ماهيچه اي، سردرد، مشكلات خواب(بي خوابي يا پر خوابي)، دست پاچگي كه با علائمي نظير تعريق و كندي تنفس همراه است.

اگر متوجه شديد كه كنترل استرس و نگراني براي شما سخت است وفعاليت هاي روزمره زندگي تان را تحت تاثير قرار مي دهد بهتر است با يك روانپزشک یا روانشناس مشورت كنيد.

ArasH
2009/06/01, 17:30
اضطراب، عامل وسواس

http://www.img98.com/images/9fmfj9w2u33yolsp63bh.jpg


یك روان‌شناس با بیان این‌كه پایه وسواس، اضطراب است، گفت: اگر خانواده از یك اضطراب بالایی برخوردار باشد، كودك به صورت اكتسابی این خصوصیت را فرا می‌گیرد.



یك روان‌شناس با بیان این‌كه پایه وسواس، اضطراب است، گفت: اگر خانواده از یك اضطراب بالایی برخوردار باشد، كودك به صورت اكتسابی این خصوصیت را فرا می‌گیرد.
فاطمه احمدوند در گفتگو با فارس افزود: ریشه وسواس از دوران جنینی به وجود آمده است زیرا در این دوره بر اثر رویدادهای به وجود آمده، اضطراب‌های فراوانی به جنین وارد می‌شود. وی اظهار كرد: حالات روحی و روانی مادر در دوره بارداری برای جنین بسیار مهم است؛ اگر در این دوره رویداد اضطراب‌آفرینی برای مادر رخ داده باشد، جنین نیز دچار اضطراب می‌شود. احمدوند ادامه داد: اگر مادر هنگام تولد فرزند افسردگی داشته باشد و نتواند به نوزاد محبت كند، نوزاد در ناامنی و ناآرامی به سر خواهد برد.
وی عنوان كرد: دوره روانی و اجتماعی از جنینی تا ۲ سالگی است؛ اگر نوزاد در این دوره دچار ناامنی شود ممكن است در این مرحله از سن، وسواس در فرد تثبیت شود.





یادداشت : جام‌جم

ArasH
2009/06/17, 21:49
اضطراب

http://www.img98.com/images/zd459lduljcbijhzv67g.jpg


پیچیدگیهای جاری تمدن سرعت تغییرات بی توجهی بشر به مذهب و ارزشهای خانوادگی برای افراد و اجتماعات تعارض ها و اضطراب های تازه ای به وجود آورده است . اضطراب معمولا نقش مهمی در جلوگیری رشد طبیعی دارد.





پیچیدگیهای جاری تمدن سرعت تغییرات بی توجهی بشر به مذهب و ارزشهای خانوادگی برای افراد و اجتماعات تعارض ها و اضطراب های تازه ای به وجود آورده است . اضطراب معمولا نقش مهمی در جلوگیری رشد طبیعی دارد.
« فروید » معتقد است اضطراب بهائی است که بشر کنونی برای تمدن می پردازد.
« آدلر » عقیده دارد که اضطراب بهایی است که بشر کنونی برای بی تمدنی می پردازد.


● تعریف اضطراب :
از نظر روانپزشکی اضطراب را می توان چنین تعریف کرد : نا آرامی هراس ترس ناخوشایند و منتشر با احساس خطر قریب الوقوع که منبع آن قابل شناختن نیست .


● تفاوت ترس با اضطراب
اضطراب واکنش در مقابل خطری نامعلوم درونی مبهم و از نظر منشا همراه با تعارض است . اما ترس واکنش به تهدیدی معلوم خارجی قطعی و از نظر منشا بدون تعارض است .


● اجزای اضطراب
اضطراب دارای دو جنبه اصلی است :
الف) جنبه فیزیولوژیکی
ب) جنبه شناختی
بر انگیختگی جنبه فیزیولوژیکی که شامل تغییراتی در میزان ضربان قلب فشار خون تعرق بدن ترشح بزاق رنگ پوست اختلالات تنفسی حالت تهوع انقباض معده یا اسهال همراه است . جنبه شناختی اضطراب به طور یقین تلقی نا مطبوعی از رفتار مبهم و تهدید آمیز آینده است که فرد می تواند آن را توصیف کند.


دو نوع اضطراب :
برخی از افراد فقط در بعضی از مواقع مضطرب اند که به این نوع اضطراب اضطراب موقعیتی گفته می شود که به عنوان یک وضعیت نا پایدار و زود گذرتعریف شده است .
برخی از افراد اغلب اوقات در حالت اضطراب به سر می برند که به این نوع اضطراب اضطراب خصیصه ای گفته می شود. این قبیل افراد آمادگی دریافت تهدید از طرق و موقعیتهای مختلف که اغلب بی ضرر بوده را دارند.

اندازه گیری اضطراب :
برای اندازه گیری اضطراب سه روش وجود دارد :
ـ روش اول : ثبت و ضبط تغییرات فیزیولوژیکی
ـ روش دوم : مشاهده رفتارهای حرکتی مانند لرزش بدن ....
ـ روش سوم : که بهترین راه روش اندازه کیری اضطراب است عبارت است از به دست آوردن یک « خود سنجی ذهنی » از فرد به وسیله پرسشنامه نوشتاری .

پاسخ به اضطراب به دو شکل صورت می گیرد. شکل اول رفتاری است مثل مواظبت بیش از حد بیقراری وابستگی مفرط تحریک پذیری اشتغال خاطر یا معدود شدن فعالیت یا تمرکز حواس .
شکل دیگرپاسخ به اضطراب بدنی است بعضی ها واکنشهای احشا یی در یک یا چند دستگاه بدنی دارند بعضی ها ممکن است واکنشهای تنش عضلانی داشته باشند و بعضی ها ممکن است ترکیبی از احشایی و عضلانی داشته باشند.
احتمالا در ۲ تا ۴ در صد از کل جمعیت شیوع اضطراب به صورت یک اختلال مشاهده می شود .
۱) اختلال اضطراب مفرط :
خصوصیت اساسی اختلال اضطراب مفرط عبارت است از اضطراب شدید و غیر واقع گرایانه که حد اقل ۶ ماه یا بیشتر از آن طول کشیده باشد. نوجوانان مبتلا به این اختلال بی نهایت خجالتی بوده و در مورد اتفاقهای آتی مثلا امتحانها احتمال صدمه دیدن یا شرکت در فعالیت گروهی با همتاها یا بر آوردن انتظارها مثلا انجام امور در فرجه تعیین شده ملاقات در وقتهای تعیین شده ملاقات تعیین شده یا انجام کارهای روزمره احساس نگرانی کرده و در مورد ناراحتی ها و خطراتی که ممکن است در موقعیتهای گوناگون پیش آید خود خوری می کنند.
ممکن است مدام عصبانی و در حال تنش به نظر برسند.این نوجوانان ممکن است به دلیل پیدایش اضطراب در محیط مدرسه از حضور در کلاس درس خودداری نمایند.این نوجوانان در جستجوی مورد قبول واقع شدن ممکن است بی نهایت سازشکار و پر شوق و ذوق باشند. ممکن است برای شرکت در فعالیتهای متناسب با سن که در آنها انتظار عملکرد می رود مثل مسابقه های ورزشی دودلی نشان دهند.سیر این اختلال در نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب مفرط ممکن است استرس های درونی شدیدی داشته باشند که تا بزرگسالی دوام یافته باشد.


▪ ملاکهای تشخیصی این اضطراب :
خود خوری مفرط و غیر واقع گرایانه به مدت ۶ ماه یا بیشتر که این خود خوری با خصوصیات زیر مشخص می شود :

۱ ) نگرانی مفرط در مورد حوادث آینده
۲ ) نگرانی مفرط در مورد مناسب بودن رفتارهای گذشته
۳ ) نگرانی مفرط در مورد عملکرد ورزشی آموزشی یا اجتماعی
۴ ) شکایتهای جسمی مثل سردرد و دل درد که علت فیزیکی برای آن نمی توان پیدا کرد
۵ ) کمروئی بارز
۶ ) نیاز مفرط به اطمینان بخشی در زمینه های گوناگون
۷ ) احساس تنش شدید و ناتوانی برای احساس آرامش .

▪ درمان :
هر چند مصرف داروهای ضد اضطراب در درمان اختلال اضطراب مفرط به طور سیستماتیک نشده است داروهائی مثل دیازپام را می توان در مواردی که نوجوان اضطراب شدید احساس می کند تجویز نمود. اما پزشک باید احتمال اعتیاد به داروهای ضد اضطراب را در نظر بگیرد.باسپیرون داروئی ضد اضطراب که ظاهرا با خطر سو مصرف همراه نیست امیدوارکننده است .




۲) اختلال های اضطرابی
اضطراب که نوعی احساس ترس و ناراحتی بی دلیل است و فرد نمی تواند علت روشنی برای آن بیان دارد نشانه بسیاری از اختلال های روان شناختی تلقی می شود که اغلب بوسیله رفتارهای دفاعی نظیر فرار از یک موقعیت و محرک ناگوار یا انجام یک عمل طبق نظم و برنامه خاص کاهش می یابد. این اختلال ها عبارتند از :
۱ ) اضطراب تعمیم یافته
۲ ) اضطراب رعبی
۳ ) فوبی
۴ ) وسواس فکری وعملی


۱ ) اضطراب تعمیم یافته :
ویژگی عمده این اختلال ترس از آینده است . این ترس بی اساس می باشد و به موضوع خاصی ارتباط پیدا نمی کند. فرد از وقوع حوادثی که اساس و پایه واقعی ندارد در هراس می باشد. علاوه بر نامشخص بودن منبع اضطراب در این اختلال نشانه ناتوانی در تمرکز و تصمیم گیری حساسیت زیاد اختلال در خواب عرق کردن زیاد و تنش مداوم عضلانی دیده می شود.


۲ ) اضطراب رعبی :
این اضطراب شامل حمله های شدید ترس و وحشت است که تمرکز یافته و به هدف یا موقعیت یا محرک خاصی محدود شده است و از چند ثانیه یا چند ساعت به طول می کشد. نشانه های این اضطراب عبارتند از : تپش قلب تنگی نفس عرق کردن زیاد سردی و رنگ پریدگی صورت یا دستها و غیره اشاره کرد.


۳ ) فوبی :
فوبی ترسی است دایمی از بعضی موقعیت ها یا اشیا که هیچ خطر جدی برای فرد ندارد . افراد گرفتار قبول دارند که هیچ دلیل روشنی برای ترس از فلان موقعیت یا محرک وجود ندارد اما اظهار می دارند که قادر نیستند که ترس را از خود دور سازند. فوبی انواع گوناگونی دارند که می توان به ترس از مکان های سربسته ترس از بلندی ترس از طوفان و رعد و برق ترس از تاریکی و غیره اشاره کرد.


۴) وسواس فکری و عملی :
در این وسواس شخص احساس می کند که ناچار است در مورد مسائلی بیندیشد گر چه مایل نیست در باره آنها فکر کند یا نا گزیر است اعمالی را انجام دهد و به خود بگویدای کاش می توانستم آنها را انجام ندهم . وسواس فکری شامل اندیشه ها عقاید ناخواسته و مداومی هستند که فرد نمی تواند از آنها رهایی یابد.
وسواس فکری وعملی با هم ارتباط دارند. مثلا فردی که به آلوده بودن دستهای خود باور دارد ممکن است دستهای خود را هر چند یک بار بشوید. زبان و تکلم افراد وسواسی نشان می دهد که آنان توجهی اغراق آمیز نسبت به جزئیات دارند.
اکثر نظریه پردازان بالانگ موافقند که اضطراب مفهوم فرضی است . یعنی اضطراب نوعی تصور است که وجود خارجی و عینی ندارد ولی در تفسیر پدیده های مشاهده پذیر می تواند مفید باشد.




٣) اضطراب های طبیعی :
برای انجام دادن هر کاری میزان معینی از اضطراب عادی است و ضروری هم می باشد. مثلا وقتی می خواهیم از عرض بزرگراهی به سلامت عبور کنیم یا سوار هواپیما شویم و از شهری به شهر دیگری مسافرت کنیم احتمال خیلی کمی وجود دارد که حتی اضطرابی اندک هم نداشته باشیم .اضطراب بیش از حد یا خیلی کم بر هر عملکردی تاثیری زیان بخش دارد. لازم است به فرد مضطرب کمک شود تا درک کند که فشار روانی زیاد به نشانه های اضطراب ختم می شود. این درک فرد نیاذمند کمک را در شناخت وضعیت درونی خود و نحوه مقابله با آن مدد نماید.
اضطراب پدیده ای واحد نیست بلکه مشتمل بر سه بعد متفاوت است .

۱) نحوه احساس و کیفیت تاثرات جسمی که نشانه های حاد و مزمن را در بر می گیرد .
۲) نحوه تفکر که افکار فاجعه آمیز غیر منطقی و منفی را شامل می شود .
۳) نحوه رفتار که الگوهای اجتنابی و سبک های زندگی را در بر می گیرد .

باید به افراد مضطرب کمک شود تا در ارزیابی مشکلات شان به سه بعد فوق توجه کنند ماهیت دقیق مشکلات آنان روشن گردد و بخش هایی که به تعبیر نیازمندند تعیین گردند.
پس از ارائه آموزش به افراد مضطرب در ارتباط با روان شناسی و فیزیولوژی اضطراب کار بعدی این است که به او کمک کنیم تا الگوی اجتنابی آموخته شده را کنار بگذارد.فرد در حین درمان می آموزد اگر احساسات را بتواند تحمل کند و در موقعیت ترسناک یا دشوار باقی ماند احساسات اضطراب کاستی می پذیرد. می دانیم که اضطراب تنها تا سطح معینی افزایش می یابد و سپس در همان سطح باقی می ماند و وضعیت ثابتی پیدا می کند. این امر به این دلیل رخ می دهد که میزان تغییر فیزیولوژیکی در بدن بر اثر ترشح آدرنالین از بخش مرکزی غدد فوق کلیوی حد خاص و معینی دارد. وقتی اضطراب به حد بالایی رسید در آن سطح برای زمان معینی باقی می ماند.طول این مدت به طور عمده به نحوه احساس فکر و چگونگی رفتار فرد بستگی دارد.
پس از مدتی که شخص در موقعیت دشوار قرار گرفت مغز و بدن او به تدریج این واقعیت را درک می کند که هیچ خطری واقعی وجود ندارد و میزان آدرنالین در جریان خون کاهش خواهد یافت و سپس به تدریج سطح اضطراب به سطح طبیعی بر خواهد گشت .علاوه بر فرایند آموزشی و تدوین این برنامه برای تسلط بر مشکل راه هایی به فرد ارائه می شود که به کمک آنها با احساسات اضطرابی خود نبرد کند و بر آنها چیره گردد.
این مهارت ها عبارتند از : آموزش آرمیدگی به فرد آموزش فنون جهت پرت کردن حواس که به فرد کمک می کند تا توجهش را از تاثرات جسمی و افکار منفی برگیرد و آموزش مهارت های مثبت و منطقی جنبه مهمی از کنترل محسوب می شود.
اضطراب همانند آتش زیر خاکستر است یک نسیم می تواند اخگرها را فروزان سازد. وقتی چنین اتفاقی رخ می دهد برخی از افراد بر آتش نفت می پاشند و آن را به دوزخ فروزانی تبدیل می کنند. دچار وحشت زدگی نفس نفس زدن و غیره می گردند در حالی که برخی دیگر شعله ها را به طور معقولی با یک پارچه نم دار خاموش می کنند. یعنی با آرامش تفکر مثبت طرح ریزی هدف مسئله گشایی و ابراز وجود هیچ کس کاملا نمی تواند بر اضطراب خود بدون تغییر سبک زندگی اش چیره شود. پیش از شروع درمان شیوه های رفتاری تفکر و احساسات فرد مضطرب که بیش از حد فشارزا بوده . و در نتیجه تغییر آنها لازم و ضروری است . اگر فرد بیش از اندازه کار می کند تعهدات بسیار فراوانی را تقبل کرده است . هیچ تفریح فراغت و سرگرمی در زندگی ندارد یا تماما خودش را وقف هدف های غیر واقع بینانه کرده است چنین رفتارها و نگرش ها باید تغییر یابد و هیچ یک از فنون کنترل اضطراب علیه چنین حماقت هایی موثر نیست .


▪ فنون خودیاری :
متداول ترین فنون خود یاری برای مقابله فرد با اضطراب عبارتند از :
۱ ) آموزش آرمیدگی :
از آرمیدگی برای مقابله با فشار روانی و اضطراب استفاده می شود . آرمیدگی در ماهیت دارای اثرهای فیزیولوژیکی مخالف آن دسته از تاثیراتی است که به وسیله فشارهای روانی ایجاد می شود و به طور خاص آرمیدگی کاهش در فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک ایجاد می کند و سبب افزایش فعالیت سیستم عصبی پاراسمپاتیک گردد. این آرمیدگی باعث کاهش ضربان قلب فشار خون فعالیت غدد تعریق تغییر الگوی امواج مغزی و کاهش فعالیت حرکتی و جسمانی گردد. آموزش آرمیدگی یک مهارت و یک پاسخ اکتسابی تلقی می شود که فرد می تواند برای مقابله با تجربه فشار روانی و احساسات اضطراب مورد استفاده قرار دهند.
ـ ضرورت آرمیدگی : تمرین های آرمیدگی برای کمک به فرد طرح ریزی شده است تا یاد بگیرد که چگونه تنش عضلانی را کاهش داده و به طور کلی از تنش موجود در بدن خود آگاه تر شود. فرد با یادگیری ایجاد تنش عضلانی از طریق انقباض و سپس رها کردن آن به تدریج در می یابد که این امکان وجود دارد که تنش عضلانی ناشی از فشارهای روانی روزمره را از طریق همین شیوه از بین ببرد.
ـ شرایط لازم برای آرمیدگی :
یادگیری آرمیدگی مانند هر مهارتی نیاز به زمان و تمرین دارد.بهترین زمان برای تمرین آرمیدگی وقتی است که احساس می کنید بیش از حد تحت فشار روانی قرار گرفته اید. خودتان را محدود به زمان خاصی نکنید بلکه سعی نمایید تمرین ها را در ساعت های گوناگون روز انجام داده تا اگر تفاوتی وجود دارد آن را حس کنید. اگر پس از چند بار تمرین احساس کردید که چندان سودمند نیست دلسرد نشده و آن را کنار نگذارید. برای این روش تمرین و ممارست از اصول اساسی است .
ـ پرت کردن حواس :
تفکر در مورد نشانه های نا خوشایند باعث تشدید آنها خواهد شد. این نشانه های شدت یافته موجب می شوند که ما احساس اضطراب کنیم و در عمل ترسمان چنان افزایش می یابد که نشانه ها مجددا تشدید شده و این شدید شدن نشانه ها دوباره ما را بیشتر مضطرب می کند منحرف ساختن توجه از احساسات ناخوشایند کار بسیار مشکلی است . برای کنترل این احساسات دو چیز را باید یاد بگیرند :

۱ ) مصمم شوید که در مورد این احساسات فکر نکرده و خودتان را با آنها مشغول نسازید .
۲ ) ذهنتان را با مسائل دیگری مشغول کرده و حواستان را پرت کنید .

شیوه های متعددی برای پرت کردن حواس وجود دارد.برای این که بفهمید کدام یک از این شیوه ها در مورد شما کارایی دارد لازم است آنها را به کار ببندید .زمانی که علائم شروع شده اند ما باید فورا وارد عمل شده و شیوه خاصی از پرت کردن حواس را به کار ببریم .
ـ شیوه توقف تفکر :
اساسا از فرد خواسته می شود که روی افکار منفی و رنج آور تمرکز کرده و آنها را عملا با صدای بلند بیان کنید. همان طوری که به تدریج بیشتر و بیشتر در این افکار غرق می شوید ناگهان با صدای بسیار بلند فریاد می زنید بس کن . با این شیوه چندین بار تمرین کنید تا دریابید که با فریاد کشیدن و بس کن افکار به طور موفقیت آمیزی قطع می شوند. در آخرین مرحله تفکر بدون صدای بلند و به ذهن آوردن کلمه بس کن بدون بیان آن می باشد.
ـ ایجاد درد خفیف :
احساس درد علامت هشدار دهنده به مغز برای حفظ بدن از آسیب بیشتر است . درد هر علامت دیگری را که مغز ممکن است در همان زمان دریافت کند کنار می زند. همانند روش های توقف تفکر ایجاد درد به عنوان ابزاری برای پرت کردن حواس برای قطع کوتاه مدت افکار نگران کننده شدید و تکراری است .


‌● خلاصه مطالب
اختلال های اضطرابی به اضطراب تعمیم یافته اختلال حواس فوبی وسواس فکری و عملی و اختلال فشار روانی تقسیم شده اند.
چهار گونه افکار وجود دارد که در ایجاد و تشدید نشانه های اضطراب نقش محوری دارند و عبارتند از : افکار پیش بینی افکار ناتوانی در مقابله افکار ناشی از تعبیر نادرست و احساس های بدنی و افکار گریز. ظرفیت افراد در برابر فشار روانی و ایجاد اضطراب متفاوت است . عواملی که باعث تداوم آن می شوند عبارتند از : سبک زندگی اجتناب بی اعتمادی و طرز تفکر.
اقدامات درمانی اضطراب مشتمل بر سه بعد متفاوت است . نحوه احساس و کیفیت تاثیرات جسمی نحوه تفکر و نحوه رفتار فنون خود یاری آموزش آرمیدگی و آموزش شیوه های دسترسی به آرامش در درمان اضطراب موثر می باشد.



اکرم السادات سیدی
روزنامه جمهوری اسلامی

ArasH
2009/06/17, 22:28
اختلال اضطرابی چیست؟

http://www.img98.com/images/dnhqelkr01pn4tgcr3xs.jpg


«اختلالات اضطرابی» زمانی رخ می دهند که سطح اضطراب با موقعیت ایجاد شده، نامتناسب شود و فعالیت های عادی روزانه را مختل کند.





«اختلالات اضطرابی» زمانی رخ می دهند که سطح اضطراب با موقعیت ایجاد شده، نامتناسب شود و فعالیت های عادی روزانه را مختل کند.
طبیعی است که هر فردی در زندگی خود، دچار اضطراب شود. این اضطراب، ممکن است ترس از امتحان ریاضی فردا یا یک موقعیت خطرناک باشد. ولیکن «اختلالات اضطرابی» زمانی رخ می دهند که سطح اضطراب با موقعیت ایجاد شده، نامتناسب شود و فعالیت های عادی روزانه را مختل کند.
بیماری های اضطراب، شایع ترین گروه از اختلالات روانی در امریکا هستند. به طور تخمینی ۲۷ میلیون امریکایی (تقریبا ۵ درصد از کل جمعیت امریکا) در طول زندگی خود، دست کم به یک اختلال اضطرابی مبتلا خواهند شد.
اغلب اوقات، ابتلا به عامل ترس، یکی از ویژگی های اختلالات اضطرابی است. به گفته ی دکتر استیو دجر، دانشیار علوم رفتاری و روان پزشکی دانشگاه واشنگتن در مرکز پزشکی هاربرویو: «این اختلالات یا به صورت ضعف بروز می کنند و یا با واکنش های بسیار شدیدی همراه هستند».
اگر چه این اختلالات، درمان پذیرند، اکثر بیماران به مراقبت های مناسب دست نمی یابند. بیشتر اوقات، افراد مبتلا به این اختلالات، سعی می کنند تا از علائم فیزیکی آن مانند ضربان سریع قلب، تنگی نفس، یا حالت تهوع، رهایی یابند و ممکن است از علل روانی این علائم، آگاه نباشند و یا نمی خواهند این علل را بپذیرند.
دکتر دجر می گوید: «مردم، نگران اند که اگر ترس یا اضطراب شدید خود را به زبان آورند، به آنها برچسب «دیوانه» زده شود. اما شواهدی وجود دارد مبنی بر این که این علائم، نتیجه ی عدم وجود مکانیزم های مسئول سلامتی در بدن است و نگرانی در مورد این علائم، اثرات آنها را تشدید می کند».
اختلالات اضطرابی انواع متفاوتی دارد که متداول ترین آنها به شرح زیر است:


▪ اختلالات اضطرابی فراگیر(GAD)
این اختلال، نوعی نگرانی اغراق آمیز، بدون علت آشکار است که می تواند فرد را ضعیف سازد؛ اما به حدی نیست که مانع فعالیت های فرد شود. اغلب به نظر می رسد که افراد مبتلا به GAD نمی توانند استراحت کنند و یا بخوانند و ممکن است دچار سرگیجه، تنگی نفس، حالت تهوع، استفراغ، رعشه، کشش ماهیچه و سردرد بشوند.


▪ اختلال وحشت زدگی (PD)
این اختلال، احساس ترس ناگهانی و غیر منتظره ای را در افراد به وجود می آورد. فرد مبتلا به PD، زمانی احساس آرامش می کند که از موقعیت هایی که برای او ایجاد ترس می کند، دوری ورزد. علائم بروز PD، عبارت است از: ضربان تند، دردهای سینه، تنگی نفس، سرگیجه، حالت تهوع، احساس کرختی، رعشه و ترس از دست دادن کنترل یا ترس مرگ. افسردگی یا اعتیاد به مشروبات الکلی، اغلب به همراه PD هستند. شاید بهترین روش پی بردن به اختلال وحشت زدگی، مطالعه و درک اختلالات اضطرابی است.


▪ آگورافوبیا (ترس مرضی از مکان های باز)
این اختلال، ضعیف ترین نوع اختلال اضطرابی است و زمانی بروز می کند که حمله های وحشت زدگی(PD) مانع فعالیت های عادی فرد شود. چنین افرادی، از موقعیت هایی که ایجاد ترس می کند (مکان های شلوغ، مغازه ها، پل ها و وسائط نقلیه ی عمومی)، دوری می گزینند و خود را بسیار محدود و در خانه، حبس می کنند.


▪ جمع هراسی (SP)
ترس شدید از تحقیر در مکان های اجتماعی را جمع هراسی می گویند که ممکن است افراد مبتلا را از شرکت در میهمانی ها، صحبت در جمع، غذا خوردن در رستوران ها یا حتی امضای چکی در جمع، باز دارد. برخلاف افراد خجالتی، افراد مبتلا به SP، از این که با دیگران باشند، احساس راحتی می کنند، با وجود این، فعالیت های خاصی مانند قدم زدن در راهروی کلیسا، اضطراب را در آنها تشدید می کند. SP، روابط و کارها را مختل می کند؛ چون افراد مبتلا از انجام دادن فعالیت های خاصی رویگردان هستند.


▪ اختلالات وسواس پنداری (OCD)
کارهایی همچون شستن دست ها، وارسی مکرر بعضی از امور (وسواس عملی)، افکار ناخوشایند و مداومی مانند ترس از ارتکاب به اعمال خشونت آمیز، ترس از انجام دادن اعمال جنسی نفرت انگیز برای شخص، یا ترس از افکار متناقض با اعتقادات مذهبی شخصی (وسواس فکری)، از ویژگی های این بیماری است. باید دانست که فعالیت های اجباری، هر روز یک ساعت و حتی بیشتر از یک ساعت، وقت ما را تلف می کنند و زندگی روزانه مان را مختل می سازند.


▪ اختلالات تنشی پس از آسیب (PTSD)
این اختلال می تواند نتیجه ی یک حادثه ی ترسناک باشد و باعث می شود تا افراد مبتلا، از افکار و خاطرات خود، وحشت داشته باشند. برگزاری مراسم های یادبود سالانه، برای این افراد، مشکل ساز است. اتفاقات روزمره می تواند موجب تخیلات یا تصورات ناخوانده ای شود. ممکن است افراد مبتلا، خیلی زود خشمگین شوند و یا پرخاشگری کنند. افسردگی، بدرفتاری های ذاتی یا نگرانی ها، ممکن است به همراه PTSD باشند.


● چه می توان کرد؟
اگر احساس می کنید که ترس و اضطراب بر زندگی شما حاکم است و نشانه های آن، زندگی روزانه و روابط شما را تحت تأثیر قرار می دهد، می توانید راه های جلوگیری از آن را بیابید. لازم نیست که با ترس زندگی کنید.
اختلالات اضطرابی معمولا به کمک ترکیبی از داروها و رفتار درمانی ها، معالجه می شوند. معمولا این درمان برای هر بیماری متفاوت است و به شدت علائم و سطح عملکرد آن، بستگی دارد. داروهای متداول برای اختلالات اضطرابی، بازدارنده های انتخابی باز جذب سروتونین (مانند پروزاک)، ضد افسردگی های تری سیکلیک، بنزودیازپینز یا بازدارنده های اکسیداز مونوآمین است.
اگر فکر می کنید، به یکی از اختلالات اضطرابی مبتلا هستید، خودتان در مورد علائم فیزیکی و موقعیت های ایجاد کننده ی این علائم، با پزشک صحبت کنید. پزشک می تواند درمان بهتری را در اختیار شما قرار دهد و یا شما را نزد متخصصی بفرستد که آن متخصص، بتواند به شما راهنمایی هایی بدهد که چگونه برای همیشه از بیماری تان رهایی یابید.



منبع:
"Whar is Anxiety Disorder ", Susan M.Lark, Celestial The Menopause Self Help Book, Art, Berkeley.
برگرفته از نشریه ی حدیث زندگی ش ۱۸
خبرگزاری فارس

ArasH
2009/06/25, 13:49
استرس،‌ شایع‌ترین آسیب‌ شغلی پس از كمردرد

http://www.img98.com/images/bilkybnhgbqze0ecem29.jpg


استرس‌های شغلی دومین آسیب ‌شغلی پس از كمردرد است و كارشناسان بررسی صحنه جرم نیز به میزان زیادی دچار این استرس‌ها هستند.



استرس‌های شغلی دومین آسیب ‌شغلی پس از كمردرد است و كارشناسان بررسی صحنه جرم نیز به میزان زیادی دچار این استرس‌ها هستند.
به گزارش فارس، علی افتخاری، مدیركل سازمان پزشكی قانونی آذربایجان غربی اظهار كرد: در شرایط كنونی استرس جزیی از زندگی افراد است و تاثیر آن بر زندگی افراد به میزان تطابق افراد با شرایط محیطی بستگی دارد.
وی افزود: استرس‌ها تجارب ناخوشایندی هستند كه به ازای ابعاد عاطفی رفتاری و روانی اختلالات متعددی را برای زندگی افراد ایجاد می‌كنند. مشكلات جسمانی مانند تاثیر بر سیستم قلبی عروقی، مشكلات روانی مانند اضطراب‌ها و مشكلات رفتاری مانند بی‌خوابی از جمله این عوارض هستند.
افتخاری تصریح كرد: محققان در بررسی‌های اخیر، شغل را مهم‌ترین عامل استرس معرفی كرده‌اند كه علاوه بر اثرگذاری بر سلامت جسمی و روانی فرد موجب بروز تعارض بین همكاران، كاهش تمركز فكر، ایجاد درگیری در خانواده، كاهش قدرت و تصمیم‌گیری و در نتیجه كاهش بهره‌وری می‌شود.
وی یادآور شد: حوادث گذرا مانند بیماری‌های خفیف فرد را دچار استرس‌های خفیف می‌كند اما دیدن صحنه‌هایی دلخراش مانند صحنه‌های تصادف مشكلات شدیدی در زمینه استرس برای فرد ایجاد می‌كند.
وی خاطرنشان كرد: متاسفانه تحقیقات و مطالعات چندانی در كشور درخصوص اثرات تنش‌های شغلی بر زندگی افراد و سلامت روانی آنها انجام نشده است.
افتخاری در بخش دیگری از سخنان خود به مشاغلی كه به طور مستقیم و غیرمستقیم در ایجاد استرس در هنگام بررسی صحنه جرم می‌شوند اشاره و تصریح كرد: پزشكان، كارشناسان پزشكی قانونی، قضات و گروه پلیس از مهم‌ترین این مشاغل هستند كه عدم میل به تفریح و سرگرمی و ترس از مرگ مهم‌ترین آثار درازمدت این استرس‌ها در زندگی آنهاست.





جام‌جم

فرمیسک
2009/08/17, 15:57
سلام با تشکر از دوست عزیز
ما آدما گاهی در حالتی از تغییرات محیط که قرار می گیریم ناخودآگاه تمایل به خنثی بودن و عدم تغییر رو در خودمون داریم در این حالته که بین تغیییر و عدم تغییر میمونیم . این واکنش درونی ما همون استرسه البته گاهی در موقعیت خوب زندگی و و گاهی در موقعیتهای بد اتفاق می افته اما این خود ما هستیم که باید به خودمون کمک کنیم تا حدی بتونیم مهارش کنیم. شما موقعیتهایی رو در نظر بگیرید که خوشایند هستند اما استرس ایجاد کردند اینجاست که استرس کمک می کنه موقعیتها خاطره انگیز باشن

Non-Existent
2009/08/17, 16:38
سلام با تشکر از دوست عزیز
ما آدما گاهی در حالتی از تغییرات محیط که قرار می گیریم ناخودآگاه تمایل به خنثی بودن و عدم تغییر رو در خودمون داریم در این حالته که بین تغیییر و عدم تغییر میمونیم . این واکنش درونی ما همون استرسه البته گاهی در موقعیت خوب زندگی و و گاهی در موقعیتهای بد اتفاق می افته اما این خود ما هستیم که باید به خودمون کمک کنیم تا حدی بتونیم مهارش کنیم. شما موقعیتهایی رو در نظر بگیرید که خوشایند هستند اما استرس ایجاد کردند اینجاست که استرس کمک می کنه موقعیتها خاطره انگیز باشن

سلام
يعني اين كشمكش بين تغيير و عدم تغيير رو ميگن استرس؟

يه سوال ديگه هم دارم ، چطوري اين اتفاقات با استرس خاطره انگيز ميشن؟

A.L.I.
2009/08/17, 21:14
سلام با تشکر از دوست عزیز
ما آدما گاهی در حالتی از تغییرات محیط که قرار می گیریم ناخودآگاه تمایل به خنثی بودن و عدم تغییر رو در خودمون داریم در این حالته که بین تغیییر و عدم تغییر میمونیم . این واکنش درونی ما همون استرسه البته گاهی در موقعیت خوب زندگی و و گاهی در موقعیتهای بد اتفاق می افته اما این خود ما هستیم که باید به خودمون کمک کنیم تا حدی بتونیم مهارش کنیم. شما موقعیتهایی رو در نظر بگیرید که خوشایند هستند اما استرس ایجاد کردند اینجاست که استرس کمک می کنه موقعیتها خاطره انگیز باشن

سلام با تشکر از نظر خوبتون
راستش آره میشه گفت تقریبا گاهی استرس خوشاینده به شرطی که اون موقعیت دارای المانها یا عناصری خاطره انگیز باشه بزارید یک مثال واقعی بزنم :
من سالها پیش که برای کنکور خودمو آماده میکردم چون به یک شخصی علاقمند بودم و اون شخص هم مثل من پشت کنکوری بود نوعی احساس رقابت باهاش میکردم در صورتی که ما رشته هامون باهم اصلا متفاوت بود . ولی هروقت پای درس و مطالعه بودم همین حس رقابت یک فشار خاصی روی من میاورد که نکنه من قبول نشم و او قبول بشه و ازم جلو بیوفته . عناصر خوش آیندی که در اون لحظات درک میکردم یکی به یاد آوردن لحظاتی بود که همراه آن دوست عزیز بودم و دیگری حس ورود به دانشگاه که یکی از آرزوهای دیرینه ام بود.

Non-Existent
2009/08/17, 22:31
سلام با تشکر از نظر خوبتون
راستش آره میشه گفت تقریبا گاهی استرس خوشاینده به شرطی که اون موقعیت دارای المانها یا عناصری خاطره انگیز باشه بزارید یک مثال واقعی بزنم :
من سالها پیش که برای کنکور خودمو آماده میکردم چون به یک شخصی علاقمند بودم و اون شخص هم مثل من پشت کنکوری بود نوعی احساس رقابت باهاش میکردم در صورتی که ما رشته هامون باهم اصلا متفاوت بود . ولی هروقت پای درس و مطالعه بودم همین حس رقابت یک فشار خاصی روی من میاورد که نکنه من قبول نشم و او قبول بشه و ازم جلو بیوفته . عناصر خوش آیندی که در اون لحظات درک میکردم یکی به یاد آوردن لحظاتی بود که همراه آن دوست عزیز بودم و دیگری حس ورود به دانشگاه که یکی از آرزوهای دیرینه ام بود.

سلام
خب اين مثالي كه شما زديد به نظر من استرس تلقي نميشه ، يه جور حس رقابت بوده و شما از استرسي كه داشتيد لذت نمي برديد ، يه اتفاق خاطره انگيز بوده واستون كه حالا يه جاهايي با استرس هم همراه بوده ولي در واقع اون چيزي كه باعث خاطره انگيز شدن اون اتفاقات بوده همون حس رقابت و ياد اون دوست بوده نه استرس

Black Hawk
2009/08/17, 22:37
به نظر من هیچکس نمیتونه بگه استرس خوشاینده واقعیت اینه کاملا برعکس استرس نظم فکری ما رو بهم میریزه تنها راه مقابله ای که من میشناسم تلاش برای بدست آوردن تمرکز فکری و جلوگیری از انحراف فکر به عوارض مشغله هاست چون استرس به نظرم زاییده عوارض پیرامون مشغله هاست مثلا آیا امتحان خوب شده یا سخته آسونه چیه چیه اینها مجموعه افکاری هستن که استرس رو مثلا در این کیس ایجاد میکنن یا میتونن ایجاد کنن در عین حال بی حسی هم تاثیر عکس داره زمانی که شما زیادی از استرس بدور باشین حتی موضوعات مهم هم اهمییتشون در نزد شما کم میشه به عبارت بهتر شما خود به خود نگرانی و دقتتون در مورد وقت شناسی که حداقل هایی هستن برای بیشتر کارها تا مقادیر زیادی از دست میدید

Non-Existent
2009/08/17, 22:55
به نظر من هیچکس نمیتونه بگه استرس خوشاینده واقعیت اینه کاملا برعکس استرس نظم فکری ما رو بهم میریزه تنها راه مقابله ای که من میشناسم تلاش برای بدست آوردن تمرکز فکری و جلوگیری از انحراف فکر به عوارض مشغله هاست چون استرس به نظرم زاییده عوارض پیرامون مشغله هاست مثلا آیا امتحان خوب شده یا سخته آسونه چیه چیه اینها مجموعه افکاری هستن که استرس رو مثلا در این کیس ایجاد میکنن یا میتونن ایجاد کنن در عین حال بی حسی هم تاثیر عکس داره زمانی که شما زیادی از استرس بدور باشین حتی موضوعات مهم هم اهمییتشون در نزد شما کم میشه به عبارت بهتر شما خود به خود نگرانی و دقتتون در مورد وقت شناسی که حداقل هایی هستن برای بیشتر کارها تا مقادیر زیادی از دست میدید

ميشه اين طوري گفت كه استرس خوب و بد داريم ، تا جايي كه استرس باعث ميشه دنبال كاري باشيم و يه جورايي اون موضوع اهميتش رو حفظ كنه خوبه ولي زماني كه باعث تشويش فكري بشه و مانع از تمركز روي كار اصلي بشه مخربه

فرمیسک
2009/08/19, 15:41
با تشکر از MiNeRVa
ما در طول شبانه روز به طور مداوم در برخورد با موقعیتهای استرس زا با شدت کم ( که نیازی به یادآوری اونا نداریم و دردسری برای ما ندارن مثل استرس خرید چیزی) و یا با شدت زیاد که در درازمدت تأثیر بد خودشونو می گذارن ، هستیم . اما مسأله اینه که چطور میشه یه اتفاق ، با استرس خاطره انگیز می شه ؟
زمانی که ما در یه موقعیت غیرمنتظره و از پیش برنامه ریزی نشده ای مثل عشق ( که غالباً خوشاینده ) قرار می گیریم بدون فکر کردن به اینکه آیا مضطرب بشم یا نه ؟ یا تمرکز حواسم رو از دست بدم یا نه ؟ ناخودآگاه دچار علائم گسترده جسمانی ، روانی و رفتاری می شیم و اینجاست که استرس با مجموعه ای ازعلائم معمولاً مضررش مفید بوده و به ما کمک کرده که اون تغییر یا عنصر مطلوب در ذهن و روان ما ثبت بشن .
اما انسان در مقابل با تغییرات محیطی حتی در نوع مطلوبش ، در تعارضه ( بروز علائم جسمانی ، روانی و رفتاری ) درست مثل مقابله ارگانیسم با ویروس و این نوعی عدم تمایل به تغییر رو در خودش داره و این واکنش های درونی و بیرونی در واقع همون استرس یا راههای منتهی به استرس اند .

Non-Existent
2009/08/19, 22:44
با تشکر از MiNeRVa
ما در طول شبانه روز به طور مداوم در برخورد با موقعیتهای استرس زا با شدت کم ( که نیازی به یادآوری اونا نداریم و دردسری برای ما ندارن مثل استرس خرید چیزی) و یا با شدت زیاد که در درازمدت تأثیر بد خودشونو می گذارن ، هستیم . اما مسأله اینه که چطور میشه یه اتفاق ، با استرس خاطره انگیز می شه ؟
زمانی که ما در یه موقعیت غیرمنتظره و از پیش برنامه ریزی نشده ای مثل عشق ( که غالباً خوشاینده ) قرار می گیریم بدون فکر کردن به اینکه آیا مضطرب بشم یا نه ؟ یا تمرکز حواسم رو از دست بدم یا نه ؟ ناخودآگاه دچار علائم گسترده جسمانی ، روانی و رفتاری می شیم و اینجاست که استرس با مجموعه ای ازعلائم معمولاً مضررش مفید بوده و به ما کمک کرده که اون تغییر یا عنصر مطلوب در ذهن و روان ما ثبت بشن .
اما انسان در مقابل با تغییرات محیطی حتی در نوع مطلوبش ، در تعارضه ( بروز علائم جسمانی ، روانی و رفتاری ) درست مثل مقابله ارگانیسم با ویروس و این نوعی عدم تمایل به تغییر رو در خودش داره و این واکنش های درونی و بیرونی در واقع همون استرس یا راههای منتهی به استرس اند .

يعني مي تونيم بگيم كه هر موقعيتي كه باعث تقابل بين تمايل به تغيير و عدم تغيير ميشه به عنوان استرس تعريف ميشه؟
يه سوال ديگه هم اين كه عشق هم نوعي شرايط استرس زا محسوب ميشه؟

فرمیسک
2009/08/22, 12:28
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما

با تشکر از MiNeRVa عزیز
میشه گفت تمایل به تغییر بی معناست به خاطر اینکه ما از قبل آمادگی پذیرش محرک رو داریم یا اینکه برامون یه امرعادیه و در بحث استرس جایی نداره چون ظاهرا تغییراتی احساس نمیشه مثل خوردن وعده غذایی در کنار اقوام درجه یک. اما اون عاملی که باعث تغییراتی در ما میشه و قبلا انتظار وقوع اون رو نداشتیم مثل فشار عصبی ، تغییر حالات جسمانی و رفتاری در نتیجه باعث از دست دادن تعادل ماست ( تمایلی به پذیرش اون نداریم ) تنیدگی یا استرسه.
در مورد عشق هم همینطور، واکنشهایی که فرد در اثر حضورعامل تنیدگی در او ایجاد میشه و سعی می کنه تعادل ( حالت اولیه ) از دست رفتشو برگردونه ( در این مورد هم، ارگانیسم تمایل به عدم تغییر رو داره و به همین خاطره که تشویش درونی احساس میشه ) به اینصورت که اول اخطاری از وجود عامل به مغز داده میشه و پس از تحریک هیپوتالاموس وغدد فوق کلیوی و ترشح هورمون آدرنالین، از طریق خون به تمام نقاط بدن سرایت کرده و باعث غلظت خون و در نتیجه بروز علائم ظاهری مثل لرزش دست و پا ، بالا رفتن ضربان قلب و ... می شه

Non-Existent
2009/08/22, 14:24
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما

با تشکر از MiNeRVa عزیز
میشه گفت تمایل به تغییر بی معناست به خاطر اینکه ما از قبل آمادگی پذیرش محرک رو داریم یا اینکه برامون یه امرعادیه و در بحث استرس جایی نداره چون ظاهرا تغییراتی احساس نمیشه مثل خوردن وعده غذایی در کنار اقوام درجه یک. اما اون عاملی که باعث تغییراتی در ما میشه و قبلا انتظار وقوع اون رو نداشتیم مثل فشار عصبی ، تغییر حالات جسمانی و رفتاری در نتیجه باعث از دست دادن تعادل ماست ( تمایلی به پذیرش اون نداریم ) تنیدگی یا استرسه.
در مورد عشق هم همینطور، واکنشهایی که فرد در اثر حضورعامل تنیدگی در او ایجاد میشه و سعی می کنه تعادل ( حالت اولیه ) از دست رفتشو برگردونه ( در این مورد هم، ارگانیسم تمایل به عدم تغییر رو داره و به همین خاطره که تشویش درونی احساس میشه ) به اینصورت که اول اخطاری از وجود عامل به مغز داده میشه و پس از تحریک هیپوتالاموس وغدد فوق کلیوی و ترشح هورمون آدرنالین، از طریق خون به تمام نقاط بدن سرایت کرده و باعث غلظت خون و در نتیجه بروز علائم ظاهری مثل لرزش دست و پا ، بالا رفتن ضربان قلب و ... می شه

ممنون از توضيحات شما -;{@
اگر بخوايم در مورد عشق اين طوري بگيم ، ميشه در مورد ساير احساسات هم همين توجيه رو داشت ، يه عامل باعث ميشه حالت اوليه فرد تغيير بكنه و فرد تلاش مي كنه از اين تغيير جلوگيري بكنه و طي پروسه اي آدرنالين ترشح بشه و علائم استرس ظاهر بشه

فرمیسک
2009/08/25, 18:24
با تشکر از MiNeRVa عزیز
عشق به معنای علمیش چیزی جز این نیست و مشابه سایر احساست دیگه هست مثل خشم ، اضطراب ، افسردگی که طی فرایند محرک - پاسخ و با توجه شدت محرک تحریک میشه و پاسخ میده . اما عشق به معنای عامش یه احساس آرمانی بیشتر نیست که ذهن ما اونو میسازه ، البته مکتبهای دیگه هر کدوم یه تعریف خاص از اون دارن ....
باز هم از شما ممنون

PlaCebo
2009/09/10, 11:36
از قديم گفته اند كه زيادي هيچ چيزي خوب نيست!،حتي چيزهايي كه به ظاهر خوب هستند و جنبه هاي منفي از آنها به چشم نمي آيد.حتي لبخند زدن ،در ازاي تكرار و مصرف زياد از حد!! مي تواند باعث استرس زايي!،افسردگي!،فشار خون بالا و مشكلات عديده قلبي-عروقي باشد!.مشاغلي مانند مهمانداري هواپيما يا فروشندگي در مغازه ها از مهمترين قربانيان لبخندهاي زوركي و طويل المدت هستند. پرفسور ديتر زاف از دانشگاه يوهان ولفگانگ گوته- فرانكفورت روانشناس آلماني توصيه مي كند كه شاغلين مشاغل در حال لبخند دائمي! بايد در طي انجام وظيفه اين نقاب خندان را گاهي پايين بگذارند و با استراحت دادن به الگوي چهره و فشار بر عضلات صورتشان،دمي از استرس ناشي از آن فاصله بگيرند.
پ.ن :تحقيق انجام شده توسط وي در پي آدرس دهي به فرهنگ سازي اجباري بوده كه در طي جام جهاني 2006به صورت ابلاغيه تمام مشاغل آلماني را در برخورد با مشتريان به لبخند زدن تشويق كرده بود.
پ.ن: در مقاومت مصالح نيز اصل بارگذاري مداوم بر سازه و تحت فشار بودن،از عمر سازه كاسته و تبديل به خستگي سازه خواهد شد!!.سعي كنيد در هر شرايطي به صورت پايا قرار گرفتيد اعم از شادماني، ناراحتي،هيجان يا بي تفاوتي براي فواصل زماني تحت كنترلي، وضعيت موجود را ترك كنيد

منبع: فان پاتوق

Rocate
2009/10/10, 23:58
با تغذيه مناسب به جنگ استرس برويد

با افزايش گرفتاري هاي زندگي و استرس که افراد در جوامع ماشيني امروزه با آن دست به گريبانند، معمولاً مواد غذايي کافي به بدن نمي رسد و اين به نوبه خود دوباره باعث افزايش سطح استرس و بسياري مشکلات ديگر مي گردد و اين دور باطل همچنان در حال تکرار شدن است. در اين مقاله ما شما را با 10 دستورالعملل ساده براي تغذيه مناسب و تأمين يک رژيم غذايي سالم تر براي خود، حتي در شرايطي که تحت استرس قرار داريد، آشنا مي کنيم. پس از چند هفته، آن ها به صورت عادت برايتان در مي آيند و ديگر حتي نيازي به فکر کردن درباره تغذيه مناسب هم نخواهد بود. و شما تفاوت را هم در بدن و هم در سطح استرس خود احساس خواهيد کرد.
صبحانه بخوريد
شما ممکن است بگوئيد صبح ها که گرسنه نيستم، وقت ندارم، وقت ناهار خوردن زود فرا مي رسد و غذا مي خورم، بهتر است براي تناسب اندام رژيم بگيرم و يا يک پاکت شيري که سر راه از فروشگاه مي گيرم و مي خورم به قدر کافي مواد غذايي به بدنم مي رساند. امّا بايد بدانيد که حذف صبحانه، نگهداري قند خون در سطحي ثابت را دشوارتر مي سازد و اين بر فعاليت هاي روزانه شما اثر مستقيم مي گذارد. خوردن صبحانه را فراموش نکنيد!
چاي سبز بنوشيد
اگر شما روزانه مقدار زيادي کافئين مصرف مي کنيد ممکن است باور نکنيد که کافئين چه اثرات سوئي براي سيستم بدن شما دارد. شما مي توانيد با کاهش تدريجي ميزان کافئين مصرفي، سطح استرس خود را پائين آورده و فعاليت ذهني خود را در طول روز بهبود بخشيد. يکي از روش هاي آسان و سالم انجام اين کار، جايگزين ساختن قهوه يا چاي سبز بدون کافئين است که هم طعم خوبي دارد و هم مزاياي بيشتري از نظر ميزان آنتي اکسيدان ها دارد.
آب ميوه يا آب گازدار بنوشيد
انواع کولاها به دليل دارا بودن کافئين، اثرات سوئي براي سيستم بدن شما دارند. يک جايگزين سالم براي آن ها، آب ميوه يا آب گازدار است. بدين ترتيب به جاي کاستن از حجم آب سيستم بدن خود، مقداري آب هم به آن اضافه مي کنيد. توجه داشته باشيد که کافئين، سيستم آب بدن شما را تضعيف مي کند. به عبارت ديگر، نوشيدن کافئين، همانند ننوشيدن آب است!
خوراکي هاي سبک همراه خود داشته باشيد
همراه داشتن غذاهاي سبک پروتئين دار و سالم در ماشين و محل کار به شما کمک مي کند که از کاهش سطح قندخون خود جلوگيري کرده و جلوي خستگي و بدخلقي را بگيريد. به علاوه اين ها هميشه مقداري آب هم دم دست داشته باشيد که براي سلامتي و کارکرد فيزيکي مناسب، ضرورت دارد.
هله هوله سالم بخوريد !
اگر عادت داريد به هنگام استرس يا در ساعت هاي معيني از روز، هله هوله هايي از قبيل چيپس، پفک نمکي و ساير خوراکي هاي ناسالم بخوريد آن ها را با خلال هويج، تخمه آفتاب گردان (بدون نمک)، کرفس، گل کلم يا ساير خوراکي هاي سالم جايگزين سازيد.
ناهار را از خانه ببريد
بسياري از مردم به دليل کمي وقت يا تنبلي، براي ناهار از غذاهاي آماده و فوري از قبيل ساندويچ و همبرگر مصرف مي کنند. اين نوع غذاها معمولاً غذاي سالمي نيستند و مواد غذايي کافي به بدن شما نمي رسانند. هرچند اين کار کمي در وقت شما صرفه جويي مي کند ولي شما مي توانيد تنها با صرف چند دقيقه، هم غذاي سالمتري از منزل براي خود برداريد و هم از نظر اقتصادي صرفه جويي کنيد. حتي اگر چند روز در هفته هم بتوانيد اين کار را بکنيد باز هم نسبت به هر روز خوردن غذاي بيرون، بهتر است.
بعد از 2 بعدازظهر کافئين نخوريد
از آنجا که کافئين داراي نيمه عمري حداقل برابر 6 ساعت در بدن شماست، کافئين که بعدازظهر يا بعد از شام مصرف مي کنيد مي تواند باعث اختلال خواب شما در شب گردد.
چيزهاي ناسالم را از محيط تان دور کنيد
اگر خوراکي هاي ناسالم مانند انواع شيريني ها و چربي ها در منزلتان نباشد، پرهيز از آن ها راحت تر است! ممکن است به نظرتان غيرممکن آيد امّا به آشپزخانه برويد و هر چيزي را که بدن شما نمي تواند به روش سالمي مصرف کند، دور بريزيد. بدين ترتيب، به هنگام استرس، مجبور مي شويد غذاها و خوراکي هاي سالم بخوريد.
خانه تان را پر از غذاهاي سالم کنيد
از دور ريختن خوراکي هاي ناسالم مهمتر ، در اختيار داشتن خوراکي هاي خوب در خانه است. بهترين روش، تهيه فهرستي از غذاها و هله هوله هاي سالم در ابتداي هر هفته و تهيه آن هاست. بدين ترتيب، مطمئن خواهيد شد که هر چيزي را که به آن احتياج شود در خانه خواهيد داشت و نيازي به تحمل استرس درباره اين که هر شب چه غذائي بخوريد نخواهيد داشت. قبلاً فکرش را کرده ايد!
از روش هاي کاهش استرس استفاده کنيد
به کار بردن شيوه ها و تکنيک هاي کاهش استرس، اشتهاي شما براي غذاهاي ناسالم يا مصرف حجم زيادي غذا را کاهش خواهد داد. در اين مورد روش هايي مانند يوگا، ورزش هاي رزمي و نوشتن خاطرات روزانه توصيه مي گردد.

منبع
How to Combat Stress with Good Nutrition , Elizabeth Scott, 25 March 2006.
آریا

Rocate
2009/10/13, 17:25
کورتيزول و استرس: چگونه سالم بمانيم؟

کورتيزول يکي از هورمون‌هاي مهم بدن است که توسط غدّه‌هاي آدرنال ترشح مي‌شود و در فعاليت‌هاي زير دخالت دارد:
تنظيم فشار خون
سوخت و ساز مناسب قند
آزادسازي انسولين براي حفظ سطح قند خون
سيستم دفاعي بدن
واکنش تحريکي و التهابي
کورتيزول به طور طبيعي صبح‌ها در بالاترين سطح و شب‌ها در پائين‌ترين سطح، در بدن وجود دارد. با وجودي که استرس تنها دليل ترشح کورتيزول به جريان خون نيست امّا به دليل آن که ترشح کورتيزول در جريان واکنش بدن به استرس، در سطح بالايي صورت مي‌گيرد و نيز به دليل آن که کورتيزول مسئول چند تغيير مربوط به استرس در بدن است به آن «هورمون استرس» گفته مي‌شود.
کمي افزايش کورتيزول در بدن، تأثيرات مثبتي به دنبال دارد که از آن جمله مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:
افزايش سريع انرژي به منظور مقابله بدن
افزايش فعاليت‌هاي حافظه
بالا رفتن ناگهاني توان دفاعي بدن
حس کمتر نسبت به درد
کمک به حفظ تعادل حياتي در بدن
با وجودي که کورتيزول، بخش مهم و مفيدي از واکنش بدن به استرس است، امّا نکته مهم اين است که واکنش آرامشي بدن نيز بايد فعّال گردد تا کارکرد بدن بتواند به حالت طبيعي و عادي باز گردد. متأسفانه در محيط پراسترس کنوني ما، واکنش بدن به استرس آنقدر زياد فعّال مي‌گردد که غالباً فرصت لازم براي بازگشت به حالت طبيعي و عادي به دست نمي‌آيد و بدين خاطر است که استرس‌ها تبديل به استرس مزمن مي‌گردند.
نشان داده شده است که وجود سطح بالا و طولاني کورتيزول در جريان خون (آنچنان که در استرس مزمن پيش مي‌آيد) داراي تأثيرات منفي است، مانند:
اختلال در عملکردِ شناختي
اختلال در عملکرد تيروئيد
عدم تعادل ميزان قند خون
کاهش تراکم استخوان
کاهش بافت عضلات
افزايش فشار خون
تضعيف سيستم دفاعي و واکنش‌هاي تحريکي بدن
افزايش چربي‌هاي شکمي که نسبت به تراکم چربي در ساير قسمت‌هاي بدن، بيشتر مشکل‌زاست. برخي از مشکلات سلامتي مربوط به افزايش چربي‌هاي شکمي عبارتند از حملات قلبي، ايجاد سطح بالاي کلسترول «بد» ( LDL ) و سطح پائين کلسترول «خوب» ( HDL ) که خود به مشکلات سلامتي ديگري مي‌انجامد.
براي نگهداري کورتيزول در سطحي مناسب و تحت کنترل، بايد واکنش‌هاي آرامشي بدن پس از هر واکنش به استرس، فعّال گردد. شما مي‌توانيد ياد بگيريد که چگونه با استفاده از روش‌هاي مختلف مديريت استرس به بدن خود آرامش ببخشيد و نيز مي‌توانيد به منظور کاهش استرس‌هاي محيطي، سبک زندگي خود را تغيير دهيد. بسياري از افراد، روش‌هاي زير را براي آرامش يافتن و حفظ سطح مناسب کورتيزول بدن، مناسب و کمک کننده يافته‌اند:
تصويرسازي ذهني
نوشتن خاطرات روزانه
خود- هيپنوتيزم
ورزش
يوگا
گوش دادن به موسيقي
تمرين تنفس
مديتيشن
فعاليت جنسي
ساير روش‌ها
ميزان ترشح کورتيزول در افراد مختلف متفاوت است. انسان‌ها به طور بيولوژيکي واکنش‌هاي متفاوتي به استرس نشان مي‌دهند. ممکن است يک نفر در يک موقعيت مشابه نسبت به يک فرد ديگر، سطح بيشتري از کورتيزول ترشح مي‌کند. مطالعات نشان داده‌اند که افرادي که در واکنش به استرس، سطح بيشتري کورتيزول ترشح مي‌کنند، تمايل به خوردن غذاي بيشتر نيز دارند.

منبع:

“Cortisol and Stress”, How to Stay Healthy”, Elizabeth Scott,

آریاy:1y:1y:1

YAGHOT SEFID
2009/10/21, 08:32
توصیه های روانشناسی برای کنترل استرس ....

شاید برای شما هم پیش آمده كه صبح خواب بمانید و فرصت كمی داشته باشید تا به اتوبوس، مترو و … یا به محل كارتان برسید. با عجله لباس می پوشید و از خانه خارج می شوید. با ترافیك سنگین و چراغ های قرمز پیاپی روبه رو هستید؛ در حالی كه تپش قلب دارید، چهره تان برافروخته است و قطرات عرق سرد بر پیشانی تان نشسته، دهان تان خشك شده، به ساعت نگاه می كنید و بسیار تندخو، تحریك پذیر و فزون تنش شده اید و تمركز خودتان را از دست داده اید و…

در دنیای پیچیده امروز و در ارتباطات گسترده انسان ها، هیچ کس را نمی توان یافت كه ایمن و مصون از استرس و فشار روانی باشد. همه ما در روز با طیف متفاوتی از رویدادهای استرس زا مواجه هستیم. صبح دیر از خواب برخاستن، ایستادن در صف نانوایی، انتظار كشیدن در ایستگاه اتوبوس، ترافیك، گم كردن پول، تصادف، دیر رسیدن به محل كار یا كلاس درس و… نمونه هایی است كه اشخاص را به درجات مختلف با استرس مواجه می كند.

به عقیده برخی، «استرس» تنش روان شناختی ناشی از برخی رویدادها و موقعیت هاست و به نظر شماری از روان شناسان، استرس موقعیتی است كه موجود زنده تحت یك عامل استرس زا قرار دارد و این عامل به طور خودكار سبب افزایش فعالیت بدنی و تپش قلب… و در طولانی مدت عامل فروپاشی موجود زنده یا پدید آمدن یك اختلال روانی در او می شود. و گروهی نیز بر این مطلب اتفاق نظر دارند كه استرس، فشار روان شناختی یا جسمانی یا تنشی است كه از طریق رویدادها یا تجارب جسمانی، هیجانی، اجتماعی، یا شرایط شغلی پدید می آید و شخص در كنترل كردن یا تحمل آن، با مشكل مواجه است.

هنگامی كه شخص تحت استرس است بدن او تغییرات فیزیولوژیكی را تحمل می كند كه بخشی از آن ناشی از فعالیت سیستم عصبی خودكار است كه سبب افزایش تپش قلب و فشارخون می شود و از سوی دیگر تغییر در میزان ترشح هورمون ها را نیز نباید از یاد برد. استرس مداوم سبب بروز اختلال های جسمانی نظیر زخم های گوارشی، افزایش فشارخون و بیماری قلبی می شود و در برخی پژوهش ها مشخص شده كه استرس در بیش از پنجاه درصد اختلال های جسمانی نقش عمده ای دارد.

پس بهتر است تكنیك هایی را برای كاهش استرس فراگیریم. برخی از این تكنیك ها و روش ها عبارت اند از:
1 – صبح ها پانزده دقیقه زودتر از خواب بیدار شوید.
2 – از شب پیش برای صبح فردا آماده شوید.
3 – لباس مناسب بپوشید و از پوشیدن لباس های تنگ اجتناب كنید.
4 – از اشخاصی كه همواره درباره مسائل دیدگاه منفی دارند اجتناب كنید.
5 – قدرت گفتن «نه» به دیگران را در خودتان تقویت كنید.
6 – برای کلیدهای خود، یک سری كلید یدك تهیه كنید.
7 – لبخند بزنید.
8 – به مشكلات به عنوان چالش و هماوردجویی بنگرید.
9 – نیازهای خودتان را پیش بینی كنید.
10- به حافظه خودتان زیاد اعتماد نكنید، كارهایی كه باید انجام بدهید یادداشت كنید.
11- كارهای بزرگ خود را به بخش های كوچك تر تقسیم كنید.
12- از اسناد مهم كپی تهیه كنیدو در جای امنی نگه دارید.
13- در زندگی بی نظم نباشید.
14- دلیلی ندارد كه شما پاسخ همه چیز را بدانید.
15- زیر باران قدم بزنید.
16- در برنامه روزانه خود، زمانی را به سرگرمی و تفریح اختصاص بدهید.
17- دوش بگیرید.
18- از تصمیمات خود آگاهی كامل داشته باشید.
19- به خودتان اطمینان داشته باشید.
20- به خودتان مطالب منفی نگویید.
21- دایماً به آینده فکر نکنید.
22- برای خودتان اهدافی را در نظر بگیرید.
23- به ستاره ها نگاه كنید.
24- آرام تنفس كردن را تمرین كنید.
25- به موسیقی كلاسیك گوش دهید.
26- برای خودتان گل بخرید.
27- با دوستانتان صحبت كنید.
28- كارهای امروز خود را به فردا موكول نكنید.
29- در همه زمینه ها اعتدال را حفظ كنید.
30- كارهای خود را به بهترین نحو و با دقت انجام دهید.
31- به كارهای هنری بپردازید.
32- به ظاهر خودتان توجه داشته باشید.
33- به پرندگان غذا بدهید.
34- به یك نفر بگویید «روز خوبی داشتم».
35- به مقدار كافی بخوابید.
36- برای یكی از دوستانتان كه از شما دور است نامه بنویسید.
37- یك كار ساده جدید فرابگیرید.
38- به دیدن مسابقه ورزشی بروید و تیم مورد نظرتان را تشویق كنید.
39- كمتر سخن بگویید و بیشتر گوش بدهید.
40- شنونده خوبی باشید.
41- برای رسیدن به اهدافتان، راه های جایگزین نیز در نظر بگیرید.
42- به یاد داشته باشید استرس یك نگرش است .
43- یادتان باشد شما همواره حق انتخاب دارید

ROKSANA65
2010/03/15, 13:06
برنامه ریزی داشته باشید حتی برای اوقات فراغتتان.
دیگران را عاشقانه ببخشید تا خودتان رها شوید.
برای فالیت های مورد علاقه تان زمان بگذارید.
برای لذت بردن دنبال دلیل نگردید.اموری را که در زندگی سبب پیشرفتتان می شود پررنگ سازید.
برای افسوس خوردن حدود تعیین کنید.
هدف کوتاه مدتی در نظر بگیرید و انجامش دهید (مثل دستیابی به سایز دلخواه)
بر احساسات منفی تان متمرکز شوید.
خواب کافی اتلاف وقت نیست ذهن و جسم شما به استراحت احتیاج دارند تا کارایی لازم را داشته باشند.
در انجام هر کاری تعادل را در نظر بگیرید.
با افرادی معاشرت کنید که به شما انرژی + می دهند.
بدانیم که ما نمی توانیم برهمه افراد تاثیر یگذاریم و تغییرشان دهیم اما قادریم نزد آن ها حرف های خود را با دقت سازماندهی نماییم .
خیال پردازی های + داشته باشید .
نکته مهم اگر استرس کا زیاد دارین این روش ها هم هیچ کدام مفید نبود .....

واقعا هیچ کاری نکنید و لذت ببرید من به توصیه یک دوست خوب این کار و کردم و نتیجه گرفتم همان طور که برای دیگران وقت می گذاریم چون دوستشان داریم دیگران رو هم دوست بداریم

Miley Cyrus
2010/03/19, 13:11
سلام,من میلی هستم و به نظر من تنها راه رسیدن به آرامش و مقابله با استرس فکر نکردن به آن است.:02::02:

pakfa
2010/03/19, 15:29
آقاي دكتر سال گذشته مشكلات زيادي داشت. ورشكست شد چند ميليون تومان سرش كلاه گذاشتند.


- خوب چه مشكلي پيدا كردند؟
- فشار استرس روي اعصابش تأثير گذاشته ...
- يعني چي؟
- خوب اعصابش ناراحت شده، مرض اعصاب گرفته.
- يعني در حال حاضر چه مشكلي داره؟
- راه رفتنش كند شده، فراموشي پيدا كرده، ادرارش را كنترل نمي‌كنه ...
بيمار مبتلا به هيدروسفالي يا افزايش ميزان مايع مغزي است؟

***

- آقاي دكتر، همه اينها از وقتي شروع شد كه ازدواج كردم. اين شوهر و اين خانواده شوهر پدر من را درآوردند...
- يعني چي شده؟
- چي مي‌خواهيد بشه؟ سوءظن كه داره عصباني و بداخلاق كه هست ...
- منظورم اينه كه شما الآن چه مشكلي داريد؟
- عصبي‌ام، سردرد دارم، سرم گيج مي‌ره...
- ديگه؟
- بعضي وقت‌ها براي چند ثانيه به جايي خيره مي‌شم و ديگه هيچي نمي‌فهمم.
بيمار مبتلا به اپي لپسي-صرع- لوب تامپورال است.

***

- آقاي دكتر من خودم روش كار مي‌كنم. من خودم روان‌شناسي بلدم. مي‌گم بايد اراده‌ات را قوي كني. خودت بايد استرست را كم كني تا مشكلاتت حل بشه. همه اينها از استرس و از عصبانيت زياده.

بيمار مبتلا به ام اس است و قادر به حركت پاها نيست.

***

استرس شرايطي است كه در آن، سيستم خودكار بدن در جهت تحريك و تهييج به كار مي‌افتد. ترشح مونوآمين‌ها افزايش مي‌يابد و در نتيجه باعث افزايش ضربانات قلب، افزايش فشار خون و تعريق فراوان مي‌شود.

البته اين تغييرات روي سيستم قلب و عروق تأثير منفي دارد و به‌علاوه افزايش اين مواد در خون باعث حساسيت بيشتر گيرنده‌هاي حسي و افزايش درد در هر بيماري‌اي مي‌شود.

اما سواي اين واقعيات علمي انكارناپذير، استرس در عمل معاني و كاربردهاي ديگري هم دارد!

قبل از هر چيز، استرس شده توجيه‌گر تمامي امراض؛ ابزاري در دست طبيب که وقتي از علتي درمي‌ماند بدان دست مي‌يازد. پاسخي است که طبيب در جواب سؤال «از چيه؟» اذهان ساده‌طلب در آستين خود آماده دارد؟

گويي علت ساير پديده‌هاي جهان وجود به پاسخ قطعي رسيده، که حالا بيمار از تو در يک کلام مي‌پرسد «از چيه؟» آن هم در مورد بيماري‌اي که هنوز معلوم نيست چيست و تازه وقتي معلوم شد هم حداکثر نامي است که ما به يک‌سري پديده‌ها داده‌ايم.

سکته از قند است، قند از کم‌کاري لوزالمعده است، کم‌کاري لوزالمعده از چيست؟ نمي‌دانيم! خونريزي مغزي از فشار خون است، فشارخون از چيست؟ نمي‌دانيم! وقتي که جواب‌هاي بيشتر ابهامات بيشتري مي‌آفرينند و «از چيه؟» را که حتي در بطن خود اشاره فقط به «يک چيز» دارد، جواب نمي‌دهند، «استرس» راه‌حلي دلگشاست و البته مدرن!

... وقتي که پيچيدگي جهان وجود که تن انسان يکي از پيچيده‌ترين ابعاد آن است، با تمامي ابهامات آن، امکان به تصور درآمدن ندارد، توجيهات ساده‌اي چون استرس يا نوع غذا جاي خود را باز مي‌کنند! پس اين تنها پزشکان نيستند که به اين توجيه ساده دست مي‌يازند، بلکه تصورات پزشکي زمانه چنين اقتضا مي‌کند و خريدار دارد!

واقعيت اين است که در بسياري از بيماري‌ها استرس اساساً هيچ نقشي ندارد و در بسياري ديگر تنها يک نقش غيراختصاصي در برابر عوامل ديگر دارد. تأکيد بر استرس به عنوان يک عامل بيماري‌زا علل ديگري نيز دارد و آن رسانه‌ها هستند.

جنبه‌هاي دراماتيک ارتباط استرس و بيماري هميشه براي نويسندگان و تهيه‌کنندگان يك اثر داستاني، به‌خصوص آنها که مخاطب عام و ميليوني دارند، شبيه سينما و تلويزيون فريبنده بوده است.

نمايش پرهيجان چنين ارتباطي که قطعاً يا غيرواقعي و يا اغراق‌آميز است بر ذهنيت عمومي و تصورات عمومي درباره بيماري‌ها تأثير مي‌گذارد و آن را شکل مي‌دهد.

وقتي که نويسندگان و برنامه‌سازان از ايجاد کشش و هيجان با ابزارهاي منطقي داستاني که برگرفته از واقعيت زندگي هستند درمي‌مانند، حادثه را به بيماري پيوند مي‌زنند و تأثير و تأثر را برعهده مرگ يا مرضي مي‌گذارند که بر اثر ناملايمتي استرس‌زا پديد آمده.

اين يعني کاربرد دراماتيک استرس! و از آنجا که جنبه‌هاي دراماتيک زندگي ما کم نيستند، اين کابرد دراماتيک بسيار دست مي‌دهد. مثل وقتي که در بحث از منطق کم مي‌آوريم و «غش» مي‌کنيم، يا وقتي که در برابر برخي مشکلات تصور مي‌کنيم ديگر بايد سکته کنيم و اين تصور برگرفته از عموم بر عموم مؤثر مي‌افتد.

اما استرس کاربرد ديگري هم دارد: کاربرد به عنوان حلال مشکلات عاطفي! اگر دوستي يا عزيزي پدري يا مادري از دردي مي‌نالد و شما مايليد کمکي کرده باشيد و همدردي‌اي، به‌خصوص اگر وقت کافي هم براي عيادت و همدردي نداشته‌ايد، مي‌توانيد از معلومات علمي خود کمک بگيريد و توصيه کنيد «عزيزم بايد استرست را کم کني! هزار بار گفتم راهش فقط کم کردن کار و استرسه!»

اما چرا اين تلقي عمومي و دراماتيک از استرس آن‌قدر علمي و مدرن و مقبول به نظر مي‌رسد؟

در دوران پيشامدرن، توجيه بيماري‌ها عمدتاً به واسطه عوامل دروني بدن صورت مي‌گرفت؛ عواملي که به هيچ رو خارج از مقدرات جهان وجود نبودند. با پيدايش مدرنيسم و روشنگري، اين مرکز ثقل توجيه بيماري‌ها به بيرون بدن منتقل گرديد.

جايي که نه‌تنها از دسترس اخلاط چهارگانه به‌دور بود بلکه در فراچنگ اراده انسان قرار داشت. جايي که کاملاً قابل شناخت است و مي‌توان بر روند آن تأثير قاطع برجا گذاشت!

اما در بسياري از موارد اين استرس، استرس کاري است. بسياري از مردم بر اين عقيده‌اند که استرس کار آنان، سر و کله زدن با ارباب رجوع، چک و سفته، سر و کله زدن با رؤساي سخت‌گير، مسئوليت زياد، ساعات کار طولاني و ... آنها را بيمار کرده است.

البته بايد گفت در برخي موارد کار يا عدم رعايت بهداشت کار باعث بيماري مي‌شود، اما در اکثريت موارد اين عقيده نادرست يا حداقل اغراق‌آميز است. بايد دانست که اساساً کار، فعلي است که با استرس آميخته است و آن فعلي که با استرس همراه نيست و انسان را خسته نمي‌کند تفريح نام دارد.

واقعيت اين است که همين کار با استرس‌هاي فراوانش، نسبت به بيکاري براي سلامت بهتر است. مقايسه کساني تا سال‌هاي پاياني عمر همچنان شاغلند مثل پزشکان، روحانيون و تجار با کساني که در سنين ميانه به معناي واقعي کلمه بازنشسته مي‌شوند، نشان مي‌دهد که گروه اول از سلامت جسمي و روحي بيشتري برخوردارند.

واقعيت اين است که مبارزه براي شرايط کار بهتر ضروري است، اما اين موضوع مربوط مي‌شود به کيفيت حيات‌ بخش قابل توجهي از مردم و نه مربوط به بحث سلامت و بيماري.
در خاتمه بياييد بپذيريم يا فرض کنيم که استرس هم باعث بيماري مي‌شود. استرس اگر هم اثر داشته باشد، با توجه به تنوع بيماري‌ها بايد يک عامل غيراختصاصي باشد. بهتر نيست به عامل اختصاصي هر بيماري بپردازيم؟

pakfa
2010/03/19, 15:49
روش‌های زیادی برای کاهش تنش (‌ tension ) و رسیدن به آرامش وجود دارد. در این جا شما را با 10 روش موثر برای فرو نشاندن استرس که با توجه به میزان کار و زمانی که صرف آن‌ها می‌شود بیشترین کارایی را دارند، آشنا می‌کنیم. برخی از این روش‌ها در خلال خواندن همین مقاله قابل یادگیری و به کاربستن می‌باشند و برخی دیگر از آن‌ها به تمرین بیشتری نیاز دارند.
سلامت نیوز، بر گرفته از کلینیک الکترونیکی روان‌یار

1) تنفس عمیق
تنفس عمیق، روش ساده‌ای برای فرو نشاندن استرس است و مزایای زیادی برای بدن انسان دارد که از آن جمله می‌توان به اکسیژن‌رسانی به خون اشاره کرد که این امر به نوبه خود باعث «بیدار کردن» مغز، شل کردن عضلات و آرام کردن فعالیت‌های ذهنی می‌گردد. تنفس عمیق از این جهت مفید است که می‌توان آن را همه جا و همه وقت انجام داد و اثربخشی آن نیز سریع و فوری است.

در زیر، چگونگی انجام این کار توضیح داده شده است:

1- در وضعیت راحتی بنشینید یا بایستید.

2- به آرامی از طریق بینی نفس بکشید و در مغزتان تا 5 بشمارید.

3- هوا را از دهانتان بیرون دهید و در مغزتان تا 8 بشمارید.

4- این کار را چند بار تکرار کنید.

در هنگام تنفس به نکات زیر توجه کنید:

هنگام تنفس، به جای آن که شانه‌های خود را بالا دهید، شکمتان را به سمت بیرون بدهید. این روشِ راحت‌تر و طبیعی‌تری برای تنفس است و به ریه‌ها کمک می‌کند که از هوای تازه پر شوند و هوای «کهنه» بیشتری را تخلیه کنند.
شما می‌توانید این کار را چند بار انجام دهید تا استرس خود را کاهش دهید و یا به شکل مدیتیشن آن را چند دقیقه تکرار کنید.
اگر بخواهید می‌توانید به هنگام بازدم (بیرون دادن هوا)، حلق خود را کمی سفت کنید تا هوا با صدایی شبیه پچ‌پچ و نجوا خارج شود. این روشِ تنفس گاهی در یوگا نیز استفاده می‌شود و می‌تواند باعث فرو نشاندن بیشتر استرس شود.
2) مدیتیشن
مدیتیشن بر پایه تنفس عمیق استوار است ولی یک گام از آن جلوتر می‌رود. هنگامی که شما مشغول مدیتیشن هستید، مغزتان از نظر عملکرد وارد محدوده‌ای می‌شود که مشابه با خواب است ولی مزایای افزوده‌ای به همراه دارد که در حالت‌های دیگر نمی‌توانید به آن‌ها دست یابید، مانند آزاد کردن هورمون‌های خاصی که باعث ارتقاء سلامت می‌گردند. همچنین، تمرکز ذهنی بر روی «هیچ»، ذهن شما را از کار کردن زیاد و بالا بردن سطح استرس باز می‌دارد. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره مدیتیشن اینجا کلیک کنید.

3) تصویرسازی ذهنی
یادگیری تصویرسازی ذهنی به زمان بیشتری نیاز دارد امّا این روشی عالی برای مدتی رها شدن از استرس و آرامش بخشیدن به بدن است. برای بعضی‌ها این کار آسانتر از مدیتیشن است زیرا معمولاً تمرکز کردن بر روی «یک چیز» راحت‌تر از تمرکز کردن بر روی «هیچ چیز» است. پخش کردن صداهای طبیعت (مثل صدای آب، صدای پرندگان و ...) به صورت ملایم به هنگام تمرین، به غوطه‌وری بیشتر شما در این تجربه کمک می‌کند.

در زیر، چگونگی انجام این کار توضیح داده شده است:

1- در وضعیت راحتی قرار بگیرید. اگر وضعیت خوابیده باعث به خواب رفتن شما می‌شود، چهارزانو بنشینید یا روی صندلی راحتی لم دهید.

2- تنفس شکمی عمیق بکنید و چشمان خود را ببندید. تمرکز خود را بر روی تنفس خود قرار دهید.

3- هنگامی که احساس آرامش پیدا کردید، شروع کنید خود را در آرامترین محیطی که می‌توانید تجسّم کنید، تصوّر نمائید. برای بعضی‌ها، این ممکن است شناور شدن در آب تمیز و خنک یک ساحل استوایی باشد و برای بعضی دیگر، نشستن در کنار آتش در عمق یک جنگل سرد و ساکت.

4- وقتی صحنه را تصوّر کردید، سعی کنید تمام حواس خود را درگیر کنید. چه شکلی است؟ چه بویی می‌آید؟ صدای جزجز آتش، ریزش آبشار یا پرندگان را می‌شنوید؟ تصوّر آن را آنقدر واقعی کنید که بتوانید آن را لمس کنید!

5- هر چقدر که می‌خواهید آنجا بمانید. از محیط لذت ببرید و خود را از چیزهای استرس‌زا دور نگهدارید. هنگامی که آماده بازگشت به دنیای واقعی شدید از بیست یا ده شمارش معکوس کنید و به خودتان بگوئید که وقتی به یک رسیدید، احساس شادابی و سرزندگی خواهید کرد و از بقیه روزتان لذت خواهید برد. وقتی بازگشتید احساس آرامش بیشتری خواهید کرد، درست مثل این که از یک تعطیلات کوتاه بازگشته باشید.

در هنگام تصویرسازی ذهنی به نکات زیر توجه کنید:

پخش موسیقی آرامش‌بخش مثل صداهای طبیعت می‌تواند مکمّل کار شما باشد و باعث شود که خود را عمیقتر در محیط جدید حس کنید.
اگر نگران از دست رفتن زمان یا به خواب رفتن هستید می‌توانید از ساعت شماطه‌دار استفاده کنید. بدین ترتیب این نگرانی مانع آرامش شما نخواهد شد. تصویرسازی به طور معمول 10 تا 15 دقیقه طول می‌کشد.
هر چه تجربه‌تان بیشتر شود، سریعتر و عمیقتر این کار را خواهید کرد.
4) تجسّم
یک گام فراتر از تصویرسازی ذهنی است. شما می‌توانید بر پایه تصویرسازی ذهنی، خود را در شرایط دستیابی به هدف‌هایی نظیر سالمتر و با آرامش بیشتر بودن، موفقیت در کار، رفع مشکلات به شیوه‌هایی بهتر و ... نیز تجسّم کنید. نکته قابل توجه این است که تجسّم خود در حال انجام موفق وظایفی که بر عهده دارید، در واقع مشابه یک تجربه فیزیکی عمل می‌کند و بنابراین شما از طریق تجسّم می‌توانید عملکرد واقعی خود را نیز بهبود بخشید!

در زیر، یک جلسه برای نمونه آورده شده است:

بنشینید یا دراز بکشید، چشمانتان را ببنیدید و نفس عمیق بکشید. ماهیچه‌های بدن خود را یک به یک در نظر بگیرید و سعی کنید همه آن‌ها را در آرامش (شل و رها شده) قرار دهید. این کار ممکن است مدتی طول بکشد. وقتی بدنتان احساس آرامش کامل کرد، به مکان دلخواهتان بروید ... مکانی آرام و امن که در آن هیچ نگرانی ندارید. به اطراف نگاه کنید و همه جا را ببینید. از آنجا بودن چه احساسی می‌کنید؟ چه صداهایی می‌شنوید؟ چه بوهایی می‌آید؟ کمی جلوتر بروید. به بالا و پائین و همه اطراف نگاه کنید. به چیزهایی که می‌بینید و احساسی که در شما به وجود می‌آید دقت کنید. به خودتان بگوئید: «من در آرامشم ... نگرانی‌ها برطرف شده‌اند... استرس‌ها از بدن من خارج شده‌اند.» تمام منظره‌ها، صداها، رایحه‌ها و حس‌های این مکان را به خاطر بسپارید. شما هر وقت که خواستید می‌توانید به اینجا بازگردید. برای خودتان این حرف را تکرار کنید: «من اینجا در آرامشم ... این جا مکان مطلوب من است.»

هنگامی که کاملاً مکان مورد نظرتان را تجسّم کردید، چشمانتان را باز کنید ولی در همان وضعیت راحت که قرار داشتید بمانید. به تنفس آرام و منظم خود ادامه دهید و برای چند لحظه از آرامشتان لذت ببرید. مطمئن باشید که مکان مطلوبتان هرگاه که بخواهید به آنجا روید آماده است.

5) خود-هیپنوتیزم
خود- هیپنوتیزم برخی از جنبه‌های تصویرسازی ذهنی و تجسّم را به خدمت می‌گیرد و این مزیت بیشتر را دارد که شما را قادر می‌سازد تا مستقیماً با ذهن ناخودآگاه خود ارتباط برقرار کنید و بتوانید توانائی‌های خود را افزایش دهید، عادت‌های بد خود را آسانتر رها کنید، درد کمتری احساس کنید، عادت‌های سالمتر را به نحو موثرتری در خود به وجود آورید، و حتی پاسخ پرسش‌هایی را بیابید که به هنگام بیداری ذهن، آشکار و روشن نبودند! خود-هیپنوتیزم به تمرین و آموزش نیاز دارد ولی ارزشش را دارد. یاد بگیرید که با استفاده از هیپنوتیزم، استرس‌های زندگی را مدیریت کنید. برای دریافت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.

6) ورزش
بسیاری از مردم به خاطر کنترل وزن و به دست آوردن شرایط فیزیکی بهتر برای سالمتر یا جذابتر شدن ورزش می‌کنند، امّا ورزش و مدیریت استرس وابستگی زیادی به یکدیگر دارند. ورزش وسیله‌ای برای انحرف ذهن از شرایط پراسترس و راه فراری از ناکامی‌هاست و همچنین به دلیل بالا بردن سطح اندورفین و کاهش هورمون‌های استرس نظیر کورتیزول باعث نشاط و سرخوشی می‌گردد. فعالتر شدن در زندگی روزمره از دیگر مزایای ورزش است.

7) شل کردن عضلات
با سفت‌کردن و سپس شل کردن عضلات بدن، می‌توان در چند دقیقه تنش‌ها را کاهش داد و احساس آرامش بیشتری کرد. این کار به آموزش یا تجهیزات خاصی نیاز ندارد. از عضلات صورت خود شروع کنید. اخم کنید. به مدّت 10 ثانیه این حالت را نگه دارید و سپس برای 10 ثانیه آن عضلات را کاملاً شل کنید. حال، همین کار را با گردن، سپس با شانه‌ها و ... تکرار کنید. این کار را می‌توان همه جا انجام داد و شما با انجام این کار در خواهید یافت که سریعتر و راحتتر از قبل می‌توانید به آرامش دست یابید و رفته رفته به جایی خواهید رسید که درست همزمان با شروع این کار، تنش‌ها در شما کاهش خواهد یافت.

8) رابطه جنسی
برقراری رابطه جنسی روش موثری برای فرو نشاندن تنش و استرس است. مزایای فیزیکی رابطه جنسی بسیار زیاد است و اغلب آن‌ها بر روی فرو نشاندن استرس نیز تاثیر گذارند. امّا متاسفانه بسیاری از مردم هنگامی که سطح استرس‌شان بالاست کمتر به برقراری رابطه جنسی می‌پردازند.

9) موسیقی
ثابت شده است که موسیقی درمانی دارای مزایای زیادی از نظر سلامتی برای افرادی با شرایط خفیف (مثل استرس) تا حاد (مثل سرطان) است. برای مقابله با استرس، موسیقی مناسب می‌تواند فشارخون شما را پائین بیاورد، بدن شما را آرامش بخشد و ذهن‌تان را آرام سازد.

یکی از مهمتر‌ین مزایای موسیقی به عنوان فرونشاننده استرس این است که می‌تواند به همراه فعالیت‌های عادی روزانه صورت گیرد و وقت خاصی را از شما نمی‌گیرد. برخی از مواقعی که می‌توانید از مزایای موسیقی بهره‌مند شوید عبارتند از: برای بیدار شدن از خواب، به هنگام رانندگی، به هنگام آشپزی و غذاخوردن و قبل از رفتن به رختخواب.

10) یوگا
یوگا یکی از قدیمی‌ترین روش‌های بهبود حال خود است که تاریخچه آن به 5000 سال پیش باز می‌گردد. یوگا چند تکنیک مدیریت استرس نظیر تنفس عمیق، مدیتیشن و تصویرسازی ذهنی را ترکیب کرده و با توجه به میزان زمان و انرژی مورد نیاز، مزایای بسیاری به ارمغان می‌آورد. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد یوگا اینجا کلیک کنید.

ROKSANA65
2010/03/21, 01:39
سلام,من میلی هستم و به نظر من تنها راه رسیدن به آرامش و مقابله با استرس فکر نکردن به آن است.:02::02:

سلام میلی جان ولی اگر به طور ارادی به مشکلات و استرس هایمان نپردازیم ضمیر نا خود اگاهمان را چه کنیم؟ تاثیر استرس به صورت بیماری های روان تنی بروز می کند این طور نیست؟
برنامه ریزی و سازماندهی استرس ها از راه های متفاوتی امکان پذیر است . علاقه مندم نظر شما را بدانم

ROKSANA65
2010/03/24, 10:26
ایمان مذهبی و کاهش اضطراب
در تعالیم اسلامی، روش ها و شیوه های گوناگونی برای مقابله با اضطراب ذکر شده اند. اصلی ترین عامل برای رسیدن به آرامش، حفظ آن و غلبه بر اضطراب، «ایمان به خداوند» بیان شده است. حضرت علی علیه السلام در روایتی کوتاه می فرمایند: «آمِن تَأمَن»؛(25) ایمان بیاور تا در امان باشی. آن حضرت همچنین ایمان به خدا را مساوی با آرامش و امنیت می دانند و می فرمایند: «الایمانُ امان»؛(26) ایمان همان امنیت و آرامش است. ویلیام جیمز (William Jemes)، روان شناس معروف قرن بیستم می گوید: «ایمان بدون شک، مؤثرترین درمان اضطراب است.»(27)

ROKSANA65
2010/04/08, 07:45
بیایید لحظاتی بیندیشیم! به زمانی بیندیشیم که خشم، سراسر وجودمان را فرا می گیرد و دیگر جایی برای شور و شوق، باقی نمی ماند؛ به جای آرامش، تنش و اضطراب بر وجودمان مستولی می شود و از همه کس و همه چیز - و شاید بیش تر از همه از خودمان - خسته و دلزده می شویم؛ از کنش ها و واکنش هایی که می توانست به گونه ای دیگر رقم بخورد؛ از واژه هایی که کاش هرگز به زبان ما نمی آمدند! کاش می شد قدری از رفتارهای شتابزده و نابجای خود بکاهیم و با آرامش و متانت بیشتری با قضایا برخورد کنیم! آیا ما مقصریم یا عصر رایانه ها و تکنولوژی پیشرفته؟ شاید بتوان گفت که ما انسان هایی هستیم که آرامش را گم کرده ایم. در گذشته های دور، اجداد ما، در آرامش محض، زندگانی به سر می بردند. مردانی که بسیار شکیبا و صبور بودند و در هر لحظه از حیات خود، آرامش را می جستند و چه راحت به آن دست می یافتند. راستی بیایید دیگرگونه به زندگی نگاه کنیم و ببینیم کجای کار خطاست؟ و می باید چه کنیم و یا چه نبایست انجام دهیم؟ آیا می دانید اعتقادات مذهبی مهم ترین نقش را در آرامش افراد به عهده دارد؟ آیا می دانید پناه بردن به طبیعت، می تواند آرامش گم شده را به فرد باز گرداند؟ تاکنون به نقش ورزش و تأثیرات آن بر آرامش افراد اندیشیده اید؟ آیا باور دارید که نوع پوشش و تغذیه نیز در آرامش فرد، تأثیر بسزایی دارد؟

دلیل اصلی نگارش این نوشتار، پاسخ به مجموعه سؤالات بالا بوده است و به عبارت دیگر: ارائه راه کارهایی که بتواند فرد را به آرامش، رهنمون سازد.

نقش ایمان و اعتقاد، در آرامش

ایرانیان از دیرباز، دارای مذهب و دین بوده اند و هرگز در هیچ دوره و عصری به بی مذهبی کشیده نشده اند؛ گرچه گاه راه به بی راهه رفته اند. با ورود اسلام به ایران، مردم، با دین جدید آشنا شدند و در بسیاری از مناطق ایران، مردم داوطلبانه و بدون جنگ و خونریزی به دین جدید درمی آمدند و در حقیقت اگر علاقه و کشش مردم در میان نبود، اعراب هرگز نمی توانستند کاری از پیش ببرند. مذهب و وابستگی های آن، به روح انسان، کرامت و عزت خاصی می بخشد و هرچه این مذهب واقعی تر باشد، غنای این کرامت، افزون تر خواهد بود. در حقیقت، فردی که به خداوند اعتقاد دارد و با حضرت احدیت پیوند دارد، در پهندشت هستی هرگز خود را تنها و منزوی نمی پندارد و همیشه سعی دارد تا از جاده انسانیت عدول نکند؛ چرا که خدا را همواره ناظر و شاهد اعمال خود می داند. در این پیوستگی، انسان در هوای آرزوی تاریخی خویش، یعنی همان رسیدن به ابدیت، راه می پیماید. کم کم از قید تن، رها می شود و روشنفکرانه راه پیوستگی به معبود را می پیماید و در این راه به آرامشی بی کران دست می یابد؛ آرامشی که انسان را در اضطراب ها، ازدحام ها و تنش ها حمایت و همراهی می کند. انسانی که معتقد به خداست، در سختی ها و مصائب، بردبارتر و شکیباتر می شود، به پوچی نمی رسد و از طرفی همین که همواره کسی را دارد که حرف ها و دردهای تنهایی اش، را با او زمزمه کند، می داند که به یاریش می شتابد. هرچند در جامعه تنها باشد، امّا در خلوتش همیشه حضوری سبز را با تمام وجودش احساس می کند. حضوری که به خلوت او معنای دیگری می بخشد. انسانی که باور مذهبی در عمق جانش ریشه گرفته به دلیل کرامت انسانی و ارزشی


که برای خویش قائل است، سراغ بسیاری از معضلات اجتماعی نمی رود و خود این مسئله نیز باعث می شود که آرامش فرد بیشتر شود. روح عظیم انسانی با لطف، ایثار، گذشت و کمک به همنوع، روز به روز عظیم تر و پرشکوه تر می گردد. به همین دلیل، انسانی که به همنوع خود کمک می کند قبل از آن که طرف مقابل، احساس امنیّت خاطر را تجربه کند، خود فرد، با تمام وجود، آرامش خاطر را احساس می کند.

در تحقیقات اخیر، دانشمندان دانشگاه هاروارد به این نتیجه رسیدند که بیمارانی که اعتقاد مذهبی دارند، زودتر از سایر بیمارانِ مبتلا به همان بیماری، آرامش می یابند. به علاوه بیمارانی که خانواده هایشان برای آنها دعا می کنند، حتی بدون این که خود بیمار در جریان باشد، بهبودی بیمار سریع تر خواهد شد.

ما انسان ها، اگر معقتد باشیم که شگفت انگیزترین و عالی رتبه ترین مخلوق روی زمین هستیم، اگر بدانیم که چه قدرتی را خداوند در وجود ما به ودیعه نهاده است، هرگز دچار اضطراب، افسردگی و آشفتگی نمی شویم. بیایید از فردا هر بامداد زمزمه کنیم:

«ای کردگاری که مرا خلق کردی و از روح عالی خود، در تن خاکی من دمیدی! به من روحی دریایی عطا فرما تا در پناه این دل دریایی، تمام مصائب و مشکلات را تحمل کنم!

ای خدای من! لطف بی کران خود را شامل حالم بفرما تا هر آن، بر قدر و منزلت خویش آگاه تر گردم و لحظه به لحظه بر معرفت ذات تو آشناتر!

به من بیاموز که اگر خود، حلقه دوستی با تو نگسلم، تو این حلقه را نخواهی گسست! باشد که تو نیز لحظه ای مرا به خود وامگذاری و همواره به من آرامش عنایت فرمایی!».


تأثیر ورزش بر آرامش

اثر ورزش، بر آرامش روان، بر هر فردی آشکار و واضح است. از گذشته های دور، این گفته در بین مردم رایج بود: «عقل سالم در بدن سالم است». امّا به راستی اثرات ورزش بر جان و تن آدمی چیست و تا چه میزان، مقاومت فرد را در مقابله بإ؛ سس هیجانات و فشارهای روحی بالا می برد؟

بر اساس تحقیقات انجام شده بر روی افراد مختلف، ورزشکاران عموماً از توان بالاتری نسبت به دیگر مردم برخوردارند. این افراد روحیه شاد و سرخوشی دارند. معمولاًدر مقابله با مشکلات به آسانی، آرامش و ثبات روحی خود را از دست نمی دهند و مهم تر این که این افراد، تکیه گاه مناسبی برای خانواده و نزدیکان و دوستان خود محسوب می شوند.

رسول گرامی اسلام می فرماید: «سه ورزش را به فرزندان خود آموزش دهید: شنا، اسب سواری و تیراندازی».

دین اسلام به ورزش، به عنوان یکی از ملزومات زندگی روزمره نگریسته و مسلمانان را به انجام آن فرامی خواند. پیامبر(ص) و علی(ع)، هرگز کار خود را به دیگری واگذار نمی کردند و در جنگ ها و سفرها، پابه پای دیگران کار می کردند.

پس ورزش بر هر ایرانی از دو سمت و سو تأکید شده: یکی، از سوی تعالیم دین آسمانی اسلام و دیگری به عنوان یک هدیه و یادگار از اجداد و نیاکان.


تأثیرات فراوان طبیعت بر آرامش روان

آیا تا به حال در اخلاق مردم یک کشور، با اقلیم های متفاوت دقت کرده اید؟ بررسی خلقیات مردم یک کشور که مانند سرزمین ما داری تنوّع آب و هوایی است، نتایج شگرفی را پدید آورده است. محققان و روان شناسان به این نتیجه رسیده اند: مردمی که در کنار دریاها، رودخانه ها و مناطق سرسبز و خوش آب و هوا زندگی می کنند نسبت به کسانی که در کویر و یا مناطق شلوغ و پر رفت و آمد شهری زندگی می کنند دارای روانی آرام تر هستند. طبیعت به انسان، احساس سکون و زیبایی می بخشد. دیدن مناظر بدیع، نظیر کوهستان های زیبا و پوشیده از درختان جنگلی، آبشارهای زیبا و رودخانه ها به افراد، انبساط خاطر و شادی می بخشد و فرد، لبریز از شور و شعف می شود. اگر برنامه هفتگی خود را طوری تنظیم کنید که در طی هفته یک یا دو بار به دامن طبیعت پناه ببرید، خواهید دید که این کار چه اثرات شگرفی بر احساس و روان شما دارد. در شهرها، مناطق خوش منظره و پر درخت را برای قدم زدن انتخاب کنید. هرچه محیط انتخابی، از آلودگی های صوتی شهر بیشتر دور بوده و طبیعی تر باشد، احساس آرامش شما بیشتر و عمیق تر خواهد بود. صداهایی که به اصوات طبیعی مشهورند نیز به افراد، آرامش می بخشند. صداهایی نظیر آواز پرندگان، جویبار، آبشار، خش خش برگ ها و... امّا اگر امکان رفتن به دامان طبیعت برای شما فراهم نیست، محیط زندگی خود را سبز و خرّم کنید. در اتاق کارتان و در گوشه و کنار منزل، گلدان های سبز و طبیعی قرار دهید. این گیاهان، محیط خانه را زیباتر و دوست داشتنی تر می کنند. در ایران باستان، اعیاد و مراسم خاصی در رابطه با طبیعت برگزار می شد که قدیمی ترین آنها «وهار جشن» یا «جشن بهار» است. از جشن های دیگر، «مهرگان» یا «برداشت محصول» بوده است. مراسم «سیزده به در» نیز نمونه ای بارز از پناه بردن انسان به دامان طبیعت است. در سالیانی نه چندان دور، پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها و خلاصه اجداد ما در خانه هایی می زیستند که درختان انبوه و سر به فلک کشیده ای داشت و گاه نهر آبی هم از میان درختان می گذشت. کف حیاط، یا سنگ چین بود و یا گلی که بوی خوب خاک از آنها برمی خاست. روی تخت، گلیمی پهن می کردند و بساط چای عصرانه و قلیان را به راه می انداختند. دورتادور حوض آبی خانه، گلدان های شمعدانی و یاس، چیده شده بود و داخل حوض، پر از ماهیان قرمز و رنگارنگ. آرامش آنها حرف اوّل را می زد. آیا به این شکل زندگی کردن، در آرامش یافتن آنها، تأثیر نداشته است؟ بی شک پاسخ، مثبت است.

تأثیر نوع و رنگ لباس بر آرامش روان

به عقیده روان شناسان، لباس، تأثیر بسزایی در آرامش ذهن افراد دارد. لباس هایی که رنگ های روشن و شاد دارند، تأثیرات فراوانی بر روحیه فرد می گذارند و به فرد آرامش، سکون و شادی و نشاط می بخشند. در حالی که لباس های تیره، باعث دلتنگی و در درازمدت، افسردگی ایجاد می کند. رنگ های تند و گرم، در ایجاد تنش، مؤثر بوده و نقش مهمّی را ایفا می کنند.

پزشکان و روان شناسان متخصص اطفال، به مادران توصیه می کنند که به نوزادان و کودکان، لباس های به رنگ قرمز نپوشانند؛ چرا که باعث افزایش عصبانیت و ایجاد تنش در کودکان می شود.

لباس های گشاد، باعث می شود اعصاب شخص آرام بوده و تنش را تا حد زیادی از فرد دور کند. لباس های گشاد برای کودکان نیز توصیه می شود. خصوصاً در مورد لباس منزل

باید حتماً از لباس های گشاد استفاده کرد. علاوه بر رنگ و اندازه لباس، جنس لباس نیز تأثیر بسزایی بر روان فرد دارد. لباس هایی که درصد نخ بیشتری دارند و یا این که کاملاً نخی هستند به فرد احساس آرامش می دهند. در دین ما نیز پوشیدن لباس های گشاد و آزاد با رنگ های روشن، توصیه شده. در مقابل از مسلمان ها خواسته تا از پوشیدن رنگ های تیره تا حد امکان امتناع ورزند.


نگهداری حیوانات و تأثیر آن بر آرامش روان
مطالعات محققان و دانشمندان نشان داده است افرادی که در خانه خود حیوانی را نگهداری می کنند، نه تنها با مشکلات، بهتر کنار می آیند، بلکه از اضطراب و نا آرامی آنها نیز کاسته شده و باعث طول عمر فرد نیز می شوند. زمانی که به حیوانی غذا می دهیم، او را نوازش می کنیم و یا این که حتی با حیوان حرف می زنیم، به نوعی به دنبال آرامش و ارضای امیال و احساسات خود هستیم و حیوان با ابراز شادی و حرکات خود، باعث آرامش ما می شود. کم تر خانه روستایی در ایران است که دام و طیور و پرندگان مختلف در آن وجود نداشته باشد. شمال ایران، نمونه بارزی بر تأیید این مدعاست. در غرب و شمال غرب ایران نیز همین روند ادامه دارد. در ایران قدیم، کم تر خانه ای پیدا می شد که چند ماهی و پرنده در آن وجود نداشت. حتی در آپارتمان های کوچک امروزی نیز آکواریوم و قفس پرندگان خوش آواز به چشم می خورد. در آیین آسمانی اسلام نیز بر نگهداری حیوانات و پرندگان تأکید شده است. به علاوه روان شناسان امروزی به والدین تأکید می کنند برای ایجاد حس طبیعت دوستی و آرامش فرزندان خود، در خانه، حیوانات متفاوتی را نگهداری کنند.

تغذیه و تأثیر آن بر آرامش روان

ایرانیان عهد باستان، گرچه از اصول علم تغذیه امروزی آگاهی نداشتند، امّا بر اساس تجربه و عقاید مذهبی خود تغذیه ای نسبتاً کامل داشتند. تغذیه ای که چهار گروه اصلی غذاها را شامل می شد و تمام نیازهای بدن را جوابگو بود. امروزه دانشمندان عقیده دارند تغذیه ایرانیان جزو کامل ترین تغذیه ها در دنیاست. علم تغذیه امروزی آشکار ساخته که مواد غذایی همان قدر که روی جسم، تأثیر می گذارند روی هیجانات و حالات روحی فرد نیز تأثیر گذارند. به دلیل شرایط اقلیمی ایران و تنوع مواد غذایی حاصله از این سرزمین و نوع عادات غذایی مردم، اکثر آنها سالم و تندرست اند. اینک دلایل این تندرستی را به تفکیک برمی شمریم:

مصرف سبزیجات: سبزیجات، جزو گروه غذاهای قلیایی هستند که در موقع ناآرامی به شخص کمک می کنند تا زودتر به آرامش برسد و با شرایط دشوار کنار آید. سبزیجات، در سر سفره های ایرانی به صورت های گوناگونی مشهود است. سبزی خوردن، جزو ملزومات اصلی سفره ها محسوب می شود. سبزی خوردن در ایران شامل: تره، ریحان، ترخان، نعنا، شاهی، تربچه، پیازچه، مرزه و... است که اثرات برخی از این مواد، بر اعصاب و روان به تفکیک بررسی خواهد شد.

با ورود اسلام به ایران، مردم بر اساس اصول تغذیه اسلامی، اصلاحاتی در تغذیه خود صورت دادند. مثلاً در اسلام تأکید فراوان بر مصرف سبزیجات به صورت خام شده است. امام رضا(ع) فرمودند: «سفره ای را می پسندم که سبزی در آن وجود داشته باشد».

امروزه محققان دریافته اند که سبزیجات خام، ارزش غذایی بیشتری نسبت به سبزیجات پخته شده دارند و سبزیجات پخته شده ارزش بیشتری نسبت به سبزیجات سرخ شده دارند. اغلب خورش ها، آش ها و سوپ هایی که در ایران رایج است شامل مقادیر فراوانی از سبزی هستند. این نوع مصرف سبزی های مختلف در انواع غذاها، در دنیا کم نظیر است.

مصرف گوشت و مواد پروتئینی: غذاهای گوشتی به طور محسوسی شخص را عصبانی می کنند، در حالی

که مصرف مواد غذایی نظیر سبزیجات خام و تازه به شخص آرامش و نیرو می بخشد. در تعالیم اسلامی و دستورات نبوی، مصرف گوشت به صورت یک روز در میان، توصیه شده است. دانشمندان علوم تغذیه معتقدند غذاهایی مانند: قهوه، گوشت، قند، آجیل، و مواد نگاهدارنده غذا، باعث تولید اسید و نهایتاً موجب ناآرامی فرد می شود. محققان معتقدند مصرف غذاهای قلیاساز می بایست تا سقف هشتاد درصد باشد. این غذاها عبارت اند از: آرد سبوس دار، غلات، میوه و سبزیجات، به ویژه به صورت خام؛ امّا غذاهای اسیدساز، می باید تا سقف بیست درصد مصرف شوند. این گروه از غذاها عبارت اند از: غذاهای گوشتی به ویژه گوشت قرمز، بادام زمینی، قهوه، پیراشکی و...

مصرف غلات: گروه غلات، در ایران بسیار رایج است و دو رکن اصلی غذای مردم، یعنی نان و برنج، جزو این گروهند. غلات در سه وعده اصلی غذایی و همچنین در میانْ وعده های غذایی، نقش اساسی و مهمّی دارند. غلات جزو گروه غذاهای قلیاساز هستند. به علاوه این گروه حاوی مقادیری ویتامین و مواد معدنی هستند که کمک شایانی به سلامت جسم و روان فرد می کنند.

مصرف میوه جات: میوه جات که در ایران مصرف فراوان دارند، سرشار از ویتامین بوده و جوابگوی نیازهای رشدی بدن نیز هستند. ویتامین ها تأثیر فراوانی بر آرامش و سلامت پوست دارند و هر کدام از آنها اثرات مفیدی را برجای می گذارند. میوه جات در ایران به صورت خشکبار نیز مصرف می شوند؛ چرا که در بسیاری از نقاط دور افتاده که بازار فروش وجود ندارد، محصول مازاد بر مصرف، به صورت برگه، جوزقند و... به بازار عرضه می شود.

مصرف لبنیات: لبنیات به اشکال مختلف در وعده ها و میانْ وعده های غذایی ایرانیان جای دارد. کم تر فردی را می توان یافت که در طول روز از ماست، شیر، پنیر، کره و خامه استفاده نکند. این گروه غذاهای قلیایی ساز، علاوه بر تأثیرات شگرف بر ساختار سلامت فرد، آرام بخش بوده و به فرد نشاط و شادمانی می دهد.

اینک به تفکیک به اثرات مواد غذایی - سبزیجات و غلات - در آرامش و امنیت خاطر فرد می پردازیم.


گیاهان و نوشیدنی های آرام بخش
از گذشته های بسیار دور، ایرانیان برای درمان بسیاری از بیماری ها از گیاهان، ریشه ها و برگ های مختلف درختان، بهره می بردند و برای آرامش و تمدّد اعصاب، جوشانده ها و نوشیدنی های خاصی را تجویز می کردند. این مواد و داروها عموماً روی کل سیستم بدنی اشخاص، تأثیر می گذارند. علاوه بر آرامش بخشیدن به شخص، باعث برگرداندن سلامتی از دست رفته او نیز می شوند. اینک بر چند نمونه از این گیاهان، مروری می کنیم:

سُنبل الطیب: که از آن به عنوان آرام بخش اعصاب یاد می کنند؛ چون تأثیر فوری روی دستگاه اعصاب می گذارد. این گیاه بومی اروپا بوده و آن را از ریشه گیاه خشک شده سنبل الطیب، تهیه می کنند. تأثیر فوری این دارو بسیار شگفت انگیز است؛ امّا می بایست توجه داشت که برای مصرف آن جانب احتیاط رعایت شود و نبایست از حد معمول تجاوز کرد. ایرانیان معمولاً سنبل الطیب را با گل گاو زبان، دم می کنند و برای خوش رنگ تر شدن نوشیدنی حاصله از لیمو عمانی، استفاده می کنند. این نوشیدنی با نبات خورده می شود و بسیار خوش رنگ و خوش طعم می باشد.

قاشقک: یکی دیگر از آرام بخش های طبیعی است که از نظر تأثیر فوری پس از سنبل الطیب می آید. این گیاه را می توان جوشاند و از جوشانده آن استفاده کرد. ضمناً برای درمان آرتروز و کلسترول بالا، مفید است.

اُسطوخودّوس: از دیگر داروهای گیاهی به شمار می آید که برای خستگی اعصاب و رعشه، تشنّج و ضعف دستگاه هاضمه و عصبانیت مفید بوده و مقوّی و مسکّن و ضد درد است.

بابونه: چای بابونه، نوشیدنی خواب آوری است و فایده مهم این گیاه، اثرات ضد تنش آن است. اگر مقداری از آن را بعد از ناراحتی پیش آمده مصرف کنید، اثر فوری آن، شما را شگفت زده خواهد کرد.

از بابونه، روغنی نیز تهیه می کنند که برای تسکین دردهای موضعی، بسیار مؤثّر است.

رازک: این ماده از مدت ها پیش به دلیل آن که آرام بخشی فوری بوده، شهرت داشته و مطالعات جدید نیز این موضوع را تأیید کرده است. چند قاشق مرباخوری دم کرده این گیاه، اثرات قابل ملاحظه ای در به خواب رفتن شخص دارد.

سبزیجات آرام بخش

سیر و پیاز که هر دو جزو دسته سبزیجات هستند کمک مؤثری برای سلسله اعصاب و شرایین به حساب می آیند و به علاوه، خواص و فواید دیگری نیز دارند. این مواد چه به صورت خام و چه به صورت پخته شده دارای این تأثیر هستند.

ترخون: ترخون یکی از سبزیجاتی است که چه به صورت تازه و چه به صورت دم کرده، در رفع بی خوابی و اضطراب معجزه می کند و برای اعصاب، بسیار مفید است.

پونه: در پونه ماده آرام کننده ای به نام نپلاکتون وجود دارد که از نظر شیمیایی بسیار شبیه والپوتریت است که از سنبل الطیب گرفته می شود.

نعناع: علاوه بر آن که اثرات فوق العاده ای در هضم غذا دارد، دارای مواد آرام بخش نیز می باشد.

کرفس: مواد آرام کننده بسیار قوی ای دارد. این گیاه - که جزو خانواده جعفری است - حاوی ماده آرام کننده منحصر به فردی به نام پانتالاید است. اگر آب کرفس را با آب هویج مخلوط کرده و بعد مصرف کنید خستگی را از بین برده و آرامش فراوانی به شما می بخشد.

گوجه فرنگی: منبع غنی پتاسیم است. اگر آن را با ریحان و ترخان مصرف کنید تأثیر غذایی آن، دو برابر می شود.

شاهی (ترتیزک): که به آن لقب تندرستی بدن داده اند، سرشار از ویتامین A، B و C است. همچنین دارای مواد آهنی، مس، روی، منگنز، آهک و گوگرد است. این سبزی تقویت کننده، برای خستگی اشخاص حساس نیز بهترین درمان است.


میوه های آرام بخش
انگور: منبع غنی اسید گاما است که در درمان فشار خون و رسیدن به آرامش، بسیار مؤثر است. انگور یاقوتی نه تنها آرام کننده است، بلکه حاوی مقادیر زیادی ویتامین B می باشد.

سیب: از بهترین میوه های طبّی است که هم به عضلات و هم به اعصاب، یاری می رساند. البته سیب سرخ، نسبت به سایر سیب ها مزایای بیشتری دارد.

برگ و گل درخت نارنج: برگ وگل درخت نارنج، اختلالات عصبی را تسکین و تخفیف می دهد و ضد تشنج می باشد. از شکوفه درخت نارنج که به آن «بهار نارنج» می گویند عرقی نیز به همین نام می گیرند و اثر آرام بخشی روی اعصاب، دارد.

پرتقال: پرتقال بر قدرت اعصاب فرد می افزاید.

به: داری ویتامین A است. این ویتامین، مخصوص تجدید جوانی است و به علاوه دارای ویتامین B است که در تعادل اعصاب، نقش مهمی را بازی می کند.

زرد آلو: سرشار از ویتامین های مختلف و قند می باشد. مقدار ویتامین A در آن بیشتر است. زردآلو، برای اعصاب، بسیار مفید و مقوّی است. به همین جهت به اشخاصی که اهل تعمّق هستند و کارهای فکری می کنند، توصیه می شود.

لبنیات و تأثیر فوق العاده آن بر روی اعصاب
شیر: شیر، حاوی آمینو اسیدی است که بدن، آن را تبدیل به سروتونین می کند. این ماده، عمیق ترین سطح خواب را در مغز ایجاد می کند. علاوه بر این، شیر حاوی مقدار زیادی کلسیم است که خاصیت آرام کنندگی عضلات را دارد. بنابراین مثلی که از قدیم بوده که «یک لیوان شیر قبل از خواب، سبب می شود عمیق تر بخوابید»، واقعاً صحت دارد. ماست، خامه، کره، پنیر و... که جزو فراورده های شیر محسوب می شوند، خواص شیر را در خود دارند. بنابراین مصرف این گونه مواد در شب توصیه می شود؛ چون علاوه بر آن که سبک هستند و باعث آرامش اعصاب نیز می شوند، تا حدی خواب آورند. لذا در شب های امتحان می بایست از مصرف آن پرهیز کرد.

جوانه غلات و رابطه آنها با آرامش

جوانه ها از غذاهای بسیار مفید و طبیعی هستند. آنها مملو از ویتامین های B و C هستند و همگی آرام بخش. به عنوان

مثال ویتامین B موجود در جو، پس از جوانه زدن، 2000 درصد افزایش پیدا می کند.


برای آرامش اعصاب، باید از مصرف چه غذاهایی پرهیز کرد
می بایست از مصرف بیش از حد گوشت های سرخ شده پرهیز نمود. مواد غذایی کنسروشده نیز به دلیل آن که حاوی مواد نگاه دارنده هستند، خطری برای سلامت افراد به شمار می آیند. ادویه جات، محرّک اعصاب و روانند. گرچه گوشت برای بدن لازم است، امّا نباید در مصرف آن افراط کرد. به علاوه باید به خاطر داشت که گوشت های سرخ شده نسبت به گوشت های آب پز شده از خطر بیشتری برخوردارند. ترشی، سرکه و موادی که حاوی اسید هستند تنش زا بوده و باید مصرف آنها دقت کرد.

آب، مایعی حیات بخش و معجزه آفرین
در اکثر ملل اروپایی، نوشیدن آب، آن گونه که نزد ما ایرانیان معمول و مرسوم است رایج نیست؛ چون اکثر کشورها فاقد آب آشامیدنی مناسب هستند و از طرفی انواع و اقسام نوشیدنی ها و آب میوه ها طرفدار بسیار دارند. مصرف آب به صورت روزانه، سلامت و تندرستی بدن را تضمین می کند. مقدار آب مصرفی افراد، رابطه نزدیکی با آرامش و عدم آرامش آنها دارد. برای نمونه اگر آب مصرفی کم باشد، فرد، احساس خستگی و بی حالی می کند و مقاومت در برابر اضطراب، کم می شود؛ زیرا در زمان اضطراب، بدن، شروع به تولید گلبول های قرمز و سفید می کند و مقدار زیادی مواد لخته زا وارد خون می شود. این خون، ممکن است مشکلاتی در گردش خون به وجود آورد و در ادامه، حمله قلبی، احساس فشار و گیجی به انسان دست دهد. معمولاً بهترین پادزهر در این مواقع، مصرف آب است. آب، علاوه بر این که باعث می شود فرد به آرامش برسد، از بروز ناراحتی های قلبی، حمله قلبی، ناراحتی های تنفسی، یبوست، سردرد، فاسد شدن دندان ها و حتی پیری زودرس جلوگیری می کند. نوشیدن هشت لیوان آب در روز، ضروری و لازم به نظر می رسد و به شما آرامش و سلامتی می بخشد.

منابع:
1. تاریخ ادیان، جان بی ناس، ترجمه: علی اصغر حکمت.

2. تاریخ اسلام، پژوهش دانشگاه کمبریج، ترجمه احمد آرام.

3. تاریخ ایران، گردآورنده: احسان یارشاطر، ترجمه حسن انوشه، جلد سوم.

4. تاریخ ایران بعد از اسلام، دکتر عبدالحسین زرین کوب.

5. تاریخ ماد، دیاکونت، ترجمه: کریم کشاورز.

6. تاریخ هخامنشیان، امستد.

7. ایران در زمان ساسانیان، آرتور کریستین سن.

8. آرامش فوری، پل ویلسون، ترجمه: توراندخت مالکی.

9. آرامش بی کران، هربرت بنسن، سیدرضا جمالیان.

ROKSANA65
2010/04/08, 07:52
یشرفت روزانه و سریع تکنولوژی و تغییرات سریع شیوه زندگی، در کنار همه خوبی‌هایش،‌ صدماتی هم به زندگی ما زده است. محققان توصیه می ‌کنند برای رفع تنش‌های ناشی از این تغییرات، به تمرینات ورزشی و روش‌های خاص تنش‌زدایی‌ رو بیاوریم. آنها می‌ گویند طبیعت راهی آسان برای حفظ و ارتقای سلامت روان، پیش روی ما گذاشته است: گل‌ها.

گل‌ها می ‌توانند تاثیراتی سریع‌تر از آنچه فکرش را بکنید، بر شادی و رضایت‌مندی شما از زندگی و روابط اجتماعی‌تان داشته باشند. هیجان‌انگیزترین نکته درباره این تحقیق جدید این است که این بررسی، باورهای علمی متداول درباره اینکه چگونه انسان‌ها می ‌توانند حالات روزانه روحی‌شان را به ‌گونه‌ای سالم و طبیعی مدیریت کنند، به چالش می ‌کشد....

تیم پژوهشی فوق‌الذکر، ارتباط بین گل‌ها و رضایت‌مندی از زندگی را طی 10 ماه مطالعه روی رفتارها و واکنش‌های روحی شرکت‌کنندگان در این تحقیق به هنگام دریافت کردن گل‌ها یافته‌اند. نتیجه‌ها نشان می‌ دهد گل‌ها متعادل‌ کننده حالات روحی به سمت حالات طبیعی و سالم هستند. گل‌ها اثر سریعی روی شادمانی دارند. همه شرکت‌کنندگان در این بررسی در هنگام دریافت گل لبخند واقعی و هیجان‌زده‌ای در صورتشان نمایان شد و توضیح دادند که چه اندازه احساس شادی فوق‌العاده و احساس سپاسگزاری در آن هنگام داشته‌اند. این واکنش روحی در همه جا و مخصوص همه گروه‌های سنی است و محدودیتی ندارد. گل‌ها اثرات بلندمدت مثبت روی حالات روحی دارند. مخصوصا شرکت‌کنندگان در این بررسی از کاهش استرس، اضطراب و عصبانیت بعد از دریافت گل خبر داده‌اند و توضیح داده‌اند که حد بالاتری از احساس لذت‌بخشی و رضایت‌مندی از زندگی را دارند. گل‌ها می ‌توانند روابط اجتماعی ما را نیز عمیق‌تر کنند و باعث افزایش روابط با خانواده و دوستان ‌شوند. احساسات ما به ما می‌ گویند که گل‌ها ما را خوشحال می‌ کنند و حال علم نشان می ‌دهد که نه تنها گل‌ها ما را شادتر از آنچه فکر می ‌کردیم، می‌ کنند؛ بلکه آنها تاثیرات مثبت قوی روی خوب بودن حالات روحی‌مان دارند.

آثار آرام‌بخش گل‌های رنگارنگ
بشر برای زندگی در طبیعت آفریده شده است. طبیعتی که تنوعی از رنگ‌هاست و او را به حکایت ریشه‌های زندگی متوجه می ‌کند. دقیقا به همین دلیل است که رنگ‌ها حس‌های فیزیولوژیکی را به وجود می ‌آورند. همه رنگ‌هایی که در طبیعت می ‌بینیم چه به صورت نشانه، چه نماد و چه سنبل از نظر روانی اهمیت فراوانی در زندگی ما دارند. رنگ‌های موجود در طبیعت حتی روی عملکرد فیزیولوژیکی و طبیعی بدن ما تاثیر می‌ گذارند و به همین خاطر است که شما در یک محیط سرسبز و با تماشای شالیزار حس متفاوتی دارید نسبت به زمانی که به تماشای یک دشت گل سرخ یا کوه‌های پوشیده از برف می ‌نشینید. ثابت شده است که رنگ‌ها به خاطر تاثیر بر عملکرد فیزیولوژیکی بدن بر روحیه و روان ما هم تاثیر دارند. همین رنگ سرخ ضمن اینکه نماد حرکت است، نماد خطر و هیجان نیز هست و در عین حال از منظر فیزیولوژیکی موجب تند شدن ضربان قلب می ‌شود، اشتها را تحریک می ‌کند و بسیاری موارد دیگر. در مقابل، رنگ آبی سبب آهسته‌تر شدن کلیه کارکردهای فیزیولوژیکی بدن می‌ شود و با کاهش ضربان قلب، حس آرامش را همیشه تداعی می ‌کند. به کار بردن رنگ‌ها در محیط زندگی و طبیعت اطراف مان با توجه به تاثیر آنها بر روان ما می ‌تواند راه موثری در کسب لذت بیشتر در موقعیت‌های گوناگون باشد. مثلا جایی که قرار است کار گروهی در آن مکان انجام شود، برای مثال، افراد خانواده دور هم جمع شوند، صحبت کنند و شاد باشند بهتر است از رنگ‌هایی مثل سرخ، نارنجی و زرد استفاده کرد. تا به حال از خود پرسیده‌اید چرا در همه جای دنیا اقوام و ملیت‌ها و حتی سنین و جنسیت‌های مختلف با تماشای رنگ صورتی حس لطافت، زندگی و نشاط را به دست می‌ آورند؟ چون ما این رنگ را از نخستین جایگاه زندگی‌مان یعنی رحم مادر می ‌شناسیم. محل دلپذیری که همه کودکان آن را دوست دارند و حتی وقتی آنها را از آن محل دوست‌داشتنی خارج می ‌کنند واکنش گریه را دارند. جایی تنگ و کوچک (رحم مادر) تنوعی از فام‌های صورتی را به او می ‌رساند. در واقع چون عبور نور از پرده‌های مختلف صورت می ‌گیرد در چشم جنین این احساس رنگ صورتی به چشم می ‌رسد. جنین از چند ماهگی می ‌تواند رنگ‌ها را تشخیص دهد و نخستین رنگ او صورتی است. این ذهنیت نخستین برای همه ما تداعی‌گر آن محل دلپذیر و لطیف در رحم مادر است. فرقی نمی ‌کند مرد و زن در هر سن و ملیتی که باشند طبق آمار از صورتی به‌ عنوان یک رنگ محبوب یاد می ‌کنند. شاید خالی از لطف نباشد دوباره نگاهی به طبیعت و رنگ‌های آن بیندازید و از آن برای تغییر روحیات خود بهره ببرید و با طبیعت آشتی کنید.

گل‌ها و روابط دوستانه

تحقیقات درباره جاهایی از خانه که انسان‌ها در آن گل‌ها را قرار می ‌دهند به نتایجی رسیده ‌است. جاهایی از خانه که برای مهمان تدارک دیده شده است مثل اتاق پذیرایی و حال، محل قرار گرفتن گل‌هاست که سمبلی برای سهیم کردن و ایجاد فضای مشترک روحی بین افراد است. گل‌ها احساس مثبت روحی را به کسانی که وارد آن اتاق می ‌شوند القا می‌ کنند و فضا را صمیمانه‌تر می‌ کنند، همچنین جوی دوستانه و اشتراکی را برای افراد حاضر در اتاق ایجاد می‌ نمایند.

تاثیرات بصری گل‌ها
گیاهان فقط تضمین ‌کننده خوراک مثل سبزی‌ها و صیفی‌جات نیستند بلکه اثرات دیگری مثل اثرات بصری و بویایی (معطر بودن) دارند. اول از همه، درباره اثرات بصری گیاهان ما می ‌توانیم از رنگ‌های آنها انتظار اثرات درمانی داشته باشیم. اساسا این حق شماست که رنگ مورد علاقه‌تان را انتخاب کنید. رنگ انتخابی شما نشان‌دهنده حالات روحی شماست و از درون شما تاثیر می ‌پذیرد و آن رنگ می ‌تواند به شما احساس راحتی ببخشد و یا ذهن‌تان را آرام کند.

تاثیر مفید رنگ ها
قرمز: حرارت بدنتان را افزایش می‌ دهد، فشار خون تان را بالا می‌برد و اشتهای تان را زیاد می‌ کند و به شما شور و حرارت می ‌بخشد.

صورتی: شما را جوان‌تر و شاداب‌تر می‌ کند.

نارنجی: اشتهای تان را زیاد می ‌کند و روح تان را تازه می ‌کند.

زرد: باعث سرخوشی‌تان می‌ شود و حس بلندپروازی و رویایی بودن به شما می ‌دهد.

سبز: آرام‌کننده چشم‌های خسته و آرامش بخش است.

آبی: فشار خون‌تان را پایین می‌ آورد و همچنین تپش قلب و اشتهای تان را کنترل می‌ کند.

اگر در رژیم غذایی هستید به خواب تان نیز کمک می‌ کند.

بنفش: آرامش‌بخش است و به بهبود طبیعی کمک می‌ کند.

سفید: ذهن‌تان را نیرو می‌ بخشد و متمرکز می ‌کند.



--------------------------------------------------------------------------------
هفته نامه سلامت

GOD send
2010/06/05, 01:05
روش ساده براي تخليه استرس

آيا گاهي حس مي‌کنيد در استرس غرق شده‌ايد؟ در اينجا 10 روش به شما آموزش مي‌دهيم تا قبل از آنکه گرفتار استرس شديد شويد بتواند شما را از دام آن برهاند.
1. به ديگران تکيه کنيد تحقيقات بسياري روي حيوانات و انسان‌ها انجام شده که نشان مي‌دهد برقراري روابط اجتماعي بر کاهش استرس تاثير مي‌گذارد. توصيه ما به شما اين است که گروهي دوست پيدا کنيد و در مورد مشکلات زندگي با آنها صحبت کرده و نظرات‌شان را جويا شويد. البته در انتخاب دوست بايد محتاط باشيد. افراد خوش‌خلق، خوش‌ذات و شاد را انتخاب کنيد. حتي مي توانيد فهرستي از وظايفي که در زندگي برعهده داريد، تهيه کنيد و مهم‌ترين آنها را انتخاب نماييد. سعي کنيد به فرد ديگري هم اطمينان کرده و بخشي از وظايف را برعهده او بگذاريد. اگر اين فرد چندان قابل اعتماد شما نيست، وظايف را غيرمهم را به او بسپاريد. 2. عجله نکنيد هميشه سعي کنيد 15 دقيقه قبل از قرار خود در محل باشيد و کارها را پيشاپيش انجام دهيد. اگر هميشه به نوعي از خودکار، کاغذ يا پوشه نياز داريد مقدار قابل توجهي خريداري کنيد و در خانه نگه داريد تا مدام هول خريد نباشيد. کمي پيش‌بيني مي‌تواند در هدر رفت انرژي شما صرفه‌جويي کند. 3. برنامه‌هاي روزانه را يادداشت کنيد در دفتري در مورد مسايل روزانه کاري، اهداف شخصي و احساسي خود يادداشت برداريد. تمام مسايلي که سبب بروز استرس در شما مي‌شوند را يادداشت کرده و با نگاهي به آنها سعي کنيد رفتارهاي شخصي خود را اصلاح کرده و براي رسيدن به اهداف برنامه‌ريزي کنيد. هميشه اسناد و مدارک و نامه‌هايتان را در محلي مرتب نگهداري کنيد. اين محل بايد در دسترس باشد تا شما را بي‌جهت کلافه نکند. هر روز 5 دقيقه براي مرتب کردن اين محل وقت بگذاريد و از مدارکي که داريد فهرستي تهيه کنيد. هر چند وقت يک بار هم به فهرست نگاهي بيندازيد و آن را طبق روز کنيد. هر چند وقت يک بار مجلات قديمي، نامه‌هاي مالياتي، قبض و ديگر اسنادي را که به آن نياز نداريد، دور بريزيد. در يک محيط مرتب خيلي راحت مي‌توانيد وسايل مورد نياز خود را بيابيد. در ضمن محيط‌هاي مرتب حس راحتي و لذت به انسان مي‌دهند 7.از مکان‌هاي پرهياهو دور شويد اگر از وسايل حمل و نقل عمومي استفاده مي‌کنيد، در ساعاتي غير از ساعات شلوغ جابه‌جا شويد. براي مثال، اگر ساعت 30/7 ساعت پرترافيکي است، شما ساعت 7 از خانه خارج شويد. به جاي آنکه پنج‌شنبه يا جمعه به خريد برويد، شنبه‌ها خريد کنيد. حتي مي‌توانيد برخي خريدها و کارهاي خارج از منزل مانند کارهاي بانکي را به فردي قابل اطمينان بسپاريد. 8.بخنديد خنديدن سبب افزايش ترشح اندورفين شده و تسکين‌دهنده درد و افزايش‌دهنده حس شادي است. در ضمن تاثير مثبتي بر سلامت قلب، ريه، ماهيچه‌ها و سيستم ايمني بدن دارد. 20 ثانيه خنديدن به اندازه 3 دقيقه ورزش ايروبيک به بدن شما اکسيژن مي‌رساند. فيلم کمدي، کارتون يا نمايش ببينيد و حتي بي‌جهت بخنديد. منبع: ريدرزدايجست

never
2010/08/15, 16:58
من گاهی به طور ناگهانی دچاره لرزش دست و تپش قلب می شم ایا این واقعا به خاطر استرسه:01:

فرمیسک
2010/08/15, 17:03
۱۵ روش برای تخلیه استرس


● گزینه انتخابیتان برای مواقع یأس و اضطراب چیست؟
داشتن یک رژیم غذائی مناسب و اجرای تمرین به‌صورت مرتب دو مؤلفه‌ای هستند که کار ایشان را در ارتباط با تخفیف دادن استرس به اثبات رسانده‌اند.
شاید از یکسری موارد ساده اما مؤثر برای خودتان مثل اختصاص زمان استراحت روزانه و یا سپری کردن اوقات شاد با دوستان آگاه باشید جدای از این قبیل موارد یکسری از تمرینات و عادات دیگری نیز وجود دارد که پیروی از آنها می‌توان از میزان استرس زندگی کاست.
۱۵ راه‌کار استرس‌زائی که در ادامه آورده شده است به شما کمک خواهد کرد تا با آرامش بیشتری به فعالیت زندگی خود ادامه داده و در عین حال حض بیشتری نیز از آن ببرید.

۱) خواب کوتاه میان روز

داشتن ۲۰ تا ۳۰ دقیقه خواب کوتاه در زمان پس از صرف ناهار و یا عصر نه‌تنها به افزایش سرعت متابولیسم (سوخت و ساز) بدن کمک می‌کند بلکه ساعت درونی بدن را نیز تنظیم می‌کند.

۲) معاینات پزشکی را به‌طور مرتب انجام دهید

معاینات پزشکی نه‌تنها موجب احساس آسودگی خاطر از داشتن سلامتی کامل می‌شود بلکه یکی از اجتناب‌ناپذیرترین شیوه‌های پیشگیری و جلوگیری از بیماری‌هائی است که احتمال وخیم‌تر شدن آنها در آینده می‌رود.

۳) تأهل

بررسی‌ها نشان داده که افراد متأهل از افراد مجرد سالم‌ترند. در واقع این‌طور گزارش شده که آمار تصادف، ریسک ابتلا به بیماری و مرگ در میان افراد متأهل ۵۰ درصد کمتر بوده.

۴) با عبادت اُنس بگیرید

عبادتتان خواه به‌صورت تکالیف شرعی باشد و یا به‌صورت عبادت‌های شخصی سه مزیت قوی برایتان به همراه خواهد داشت که در کاهش استرس برایتان سودمند خواهند بود. ۱) افزایش قدرت بخشودن ۲) امیدوارتر بودن ۳) فهیم‌تر شدن

۵) سرگرمی سالم

برای خودتان یک سرگرمی سالم دست و پا کنید مطالعه کردن، بازی فکری و ... همگی انتخاب‌های خوبی به شمار می‌آیند.

۶) از تکنیک‌های مدیریت زمان بهره‌مند شوید

یادداشت‌های کاری روزمره و یا فهرست کارهای روزانه جزو موارد بسیار مؤثر هستند که می‌توانند به تخفیف استرس کمک شایانی کنند. با طبقه‌بندی کارهائی که قرار است صورت بگیرد نه‌تنها به لحاظ روانی بلکه به لحاظ فیزیکی خودتان را منظبط می‌نماید.

۷) حساب دخل و خرجتان را داشته باشید

پول، خواه خیلی کم و خواه خیلی زیاد می‌تواند فشار روحی زیادی بر ما وارد سازد. هوشیار و دوراندیش باشید. مقام و ارزش خود را به‌عنوان یک انسان بشناسید. مادیات نهایتاً بار مسئولیت ما را بیشتر می‌کنند و همین مسئولیت باعث شده که خیلی از افراد ثروتمند مبدل به یک برده برای ثروتشان شوند.

۸) خنده

دانشمندان پی برده‌اند وقتی انسان می‌خندد بین عضلات صورت و بخشی از مغز که با آزادسازی هورمون‌های شیمیائی احساس خوب بودن را کنترل می‌کند ارتباط مستقیم وجود دارد.

۹) کسب مهارت‌ در برقراری ارتباط با دیگران

با ارتقاء در برقراری ارتباط با دیگران نه‌تنها می‌توانید از میزان استرستان بکاهید بلکه از اضطراب‌ها و عصبانیت‌های ناخواسته نیز جلوگیری خواهید کرد. یک نکته مهم دیگر جدای از ارتباط برقرار کردن در شنونده بودن خوب است.

۱۰) ورزش

ورزش یکی از مهم‌ترین و ضروری‌ترین مؤلفه‌های یک برنامه استرس‌زا محسوب می‌شود. با ورزش کردن و به‌صورت مرتب نه‌تنها به میزان قابل توجهی از تنش‌های درونی می‌کاهید بلکه از بروز مواردی هم‌چون بی‌حوصلگی، اضطراب نیز پیشگیری می‌نماید.

۱۱) رژیم غذائی

شاید همین وزنی که اضافه کرده‌اید باعث شده باشد که بار روانی و درونی سنگین‌تری را متحمل کنید با تغییر در رژیم غذائی و پیروی از یک رژیم غذائی سالم در صدد کاهش وزن اضافه‌تان برآئید و احساس سرزندگی و پرانرژی بودن را بهتر تجربه کنید.

۱۲) در کنار دوستان بودن

ارتباط داشتن با دیگران و دوستی نه‌تنها مفرح و شادی‌‌بخش است بلکه برای سلامت روان نیز لازم است. زمانی‌که ذهنمان پریشان و خسته است بودن در کنار دوستان موافق و سپری کردن ساعاتی با آنها می‌تواند در تخلیه کردن استرس‌ها بسیار ثمربخش باشد.

۱۳) سیگار کشیدن را کنار بگذارید

با ترک کردن سیگار به‌نحو قابل ملاحظه‌ای شرایط فیزیکی و روانی خود را ارتقاء خواهید داد و زندگی با کیفیت‌تری را ادامه خواهید داد. از علائم اولیه ترک سیگار بهبود عملکرد شش‌ها، کاهش ریسک ابتلاء به بیماری‌های قلبی و سرطان است.

۱۴) خوش‌بین باشید

از بدبین بودن دائمی دست بردارید. سعی کنید حد اعتدال را در بین خوش‌بینی و بدبینی برگزینید و بیش از حد خوش‌بین بودن و بیش از اندازه بدبین بودن حذر کنید. داشتن تفکر منفی هزینه‌ای مازاد بر روی سلامتی به بار خواهد آورد.

۱۵) به تمرین مدیتیشن بپردازید

بررسی‌ها نشان داده افرادی که در طول روز زمانی را در خلوت خود و به دور از هرگونه تفکرات حاشیه‌ای می‌گذرانند دارای فشار خون پائین‌تر هستند و ریسک ابتلاء به بیماری‌های قلبی در آنها کمتر است. حداقل ۱۰ دقیقه در روز را به مدیتیشن و تمرکز اختصاص دهید.
منبع:...