PDA

مشاهده نسخه کامل : مقاله امنیت غذایی چیست؟



E L H A M
2010/09/09, 09:37
بانک جهانی امنیت غذایی را به صورت «دسترسی همه مردم در تمام اوقات به غذای کافی برای داشتن یک زندگی سالم» تعریف کرد که این تعریف در کنفرانس رم مورد تاکید قرار گرفت.

این تعریف به سه عنصر «موجود بودن غذا»، «دسترسی به غذا» و «پایداری در دریافت غذا» استوار است. عنصر موجود بودن غذا تنها به میزان مواد غذایی در مرزهای ملی که درگذشته عنصر اصلی امنیت غذایی بود، تکیه ندارد و امروزه شامل تولید (عرضه داخلی) و واردات مواد غذایی می‌باشد.

مفهوم «دسترسی به غذا» نیز دسترسی فیزیکی و اقتصادی به منابع جهت تامین اقلام غذایی مورد نیاز جامعه است و به معنای «پایداری در دریافت غذا»، ثبات و پایداری دریافت ارزش های غذایی مورد نیاز جامعه می‌باشد.

دویچه بانک آلمان در تحقیقی که انجام داده به این نتیجه رسیده است که رشد پایدار در بخش کشاورزی نقش موثری در حفظ امنیت غذایی جهان خواهد داشت.

بر اساس پیش بینی‏های صورت گرفته، افزایش جمعیت و همچنین افزایش رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه در دهه‏های آتی به رشد تقاضای غذا منجر خواهد شد. علاوه بر این، تقاضای جهانی غذا نه تنها افزایش می‏یابد، بلکه از لحاظ ماهیتی نیز دچار تغییرات عمده خواهد شد. گسترش شهری سازی و تغییر ترجیحات غذایی موجب شده است تقاضا برای تولیدات گران قیمت غذایی در کشورهای در حال توسعه افزایش یابد.

تخریب محیط زیست از دو جنبه با غذا در ارتباط است. این مساله با محدود کردن محصولات غذایی، تولید مواد غذایی را کاهش می‏دهد. از سوی دیگر، این مساله حاصل فعالیت‏های نادرست کشاورزی استاز سوی دیگر، عرضه غذا تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد. فائو اعلام کرده است که برای تامین غذای مورد نیاز جمعیت 9 میلیارد نفری جهان در سال 2050، باید تولید کنونی را دو برابر کرد. تحقق این هدف مستلزم رفع موانعی از قبیل محدودیت زمین‏های کشاورزی، کمبود آب، قیمت بالای انرژی، افت سرمایه گذاری در زمینه تحقیقات کشاورزی و افزایش ضایعات غذایی می‏باشد.

این گزارش همچنین با پرداختن به چشم انداز امنیت غذایی در قرن 21 اعلام کرده است که مسائل مربوط به کمبود مواد غذایی، تولید را در این قرن با مشکل اساسی مواجه خواهد کرد. رقابت بر سر زمین‏های کشاورزی و منابع آب، قیمت بالای انرژی و تغییرات آب و هوایی همگی بدان معنا است که جهان باید با منابع کمتر، غذای بیشتری تولید کند. رشد پایدار در بخش کشاورزی، عاملی حیاتی برای تغذیه جهان در دهه‏های آتی است.
دویچه بانک همچنین گفته است که جهان در حال حاضر سه چالش غذایی عمده در پیش رو دارد:

چالش اول این است که گرسنگی در سطح جهان در حال افزایش است. اوایل دهه 1990، افزایش تعداد افراد گرسنه در سطح جهان بعد از طی دو دهه سیر نزولی دچار تغییر فاحشی شد و از آن پس به دلیل افزایش قیمت غذا در اثر بحران مالی، رو به افزایش گذاشت. بحران مالی نیز به نوبه خود موجب شد قیمت محصولات کشاورزی تا حدودی افت کند و تجارت محصولات کشاورزی و مبادلات مرتبط با آن کاهش یابد. امروزه اقشار کثیری از مردم گرسنه جهان به طور مستقیم یا غیر مستقیم برای بقای خود به کشاورزی وابسته‏اند.

بر اساس آخرین ارزیابی به عمل آمده از سوی سازمان فائو (FAO)، امروزه بالغ بر 969 میلیون نفر در جهان با هزینه‌ای کمتر از یک دلار در روز زندگی می‏کنند و حدود سه چهارم از آنها برای بقا خود به کشاورزی وابسته هستند. در واقع، فقر و تنگدستی شدید این افراد خروج از این وضعیت را برای آنها غیر ممکن ساخته است.

چالش دوم، عدم وجود تعادل در رژیم غذایی روزانه افراد است. اگرچه سوء تغذیه ناشی از فقر همچنان یکی از دلایل عمده مرگ در سراسر جهان است، سایر بیماری‏های مرتبط با رژیم غذایی از جمله چاقی، بیماری‏های قلبی، انفراکتوس و دیابت نیز در حال گسترش است. اتحادیه اروپا اخیرا هشدار داده است که پرخوری و عدم تحرک ناشی از زندگی مدرن باعث شده چاقی به چالش اول بهداشت عمومی انسان‏ها در قرن 21 تبدیل شود و این مساله نگرانی جهانیان در خصوص رشد روزافزون چاقی میان کودکان را به شدت افزایش داده است.

چالش سوم تولید غذا، نابودی محیط زیست و طبیعت می‏باشد. تخریب محیط زیست از دو جنبه با غذا در ارتباط است. این مساله با محدود کردن محصولات غذایی، تولید مواد غذایی را کاهش می‏دهد. از سوی دیگر، این مساله حاصل فعالیت‏های نادرست کشاورزی است. مشکلاتی مانند فرسایش خاک، آلودگی آب، انتشار گازهای گلخانه‏ای و از بین رفتن تنوع زیست محیطی، تهدیدی جدی علیه تولید جهانی غذا به شمار می‏رود.

نیل به امنیت غذایی بیش از هر چیز دیگری توجه ما را به اصلاح الگوی مصرف جلب می کند، حجم زیاد ضایعات نان، اتلاف زیاد منابع آبی به دلیل استفاده روش های نادرست آبیاری کشاورزی و از جهت دیگر عدم توجه به نگهداری مناسب از محصولات زراعی و باغی از مصادیق نگران کننده در این زمینه استباید پذیرفت که گذر از بحران غذا و نیل به توسعه منابع طبیعی و انسانی تنها از مسیر توجه شایسته به کشاورزی ، به عنوان موتور توسعه پایدار امکان پذیر است.برای این منظور، باید توانمندی ها و قابلیت های بخش کشاورزی را شناخت و برای برطرف کردن موانع و عوامل بازدارنده توسعه تلاش کرد. بخش کشاورزی از چنان قابلیت هایی برخوردار است که می باید در مراکز تصمیم گیری کلان کشور به عنوان موتور به حرکت در آورنده توسعه اقتصادی اجتماعی کشور مد نظر قرار گیرد.

پس از پایان یافتن جنگ تحمیلی کشور ما پا به عرصه سازندگی گذاشت. سیاست ها و برنامه های دولت برای اصلاح نابسامانی ها و توسعه امور کشور در قالب برنامه های توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تجلی کرده است. تاکنون طی 3 برنامه 5 ساله اول ، دوم و سوم ، دولت تلاش کرده است ضرورت ها و چالش های اساسی کشور از قبیل جوانی جمعیت ، افزایش سطح مشارکت اجتماعی ، توجه به امر اشتغال و فراهم آوردن رشد اقتصادی مورد نیاز برای کاستن از نرخ بیکاری فعلی ، توسعه منابع انسانی ، فناوری و بهره مندی از منابع و امکانات کشور را مورد توجه جدی قرار دهد.اکنون وقت آن است تا متخصصان و دانش پژوهان با ارائه راهکارهای ارزنده و نظرات کارشناسی در عرصه های مختلف اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، صنعت و کشاورزی ، مسوولان را در تدوین برنامه چهارم توسعه یاری رسانند.

نیل به امنیت غذایی بیش از هر چیز دیگری توجه ما را به اصلاح الگوی مصرف جلب می کند، حجم زیاد ضایعات نان، اتلاف زیاد منابع آبی به دلیل استفاده روش های نادرست آبیاری کشاورزی و از جهت دیگر عدم توجه به نگهداری مناسب از محصولات زراعی و باغی از مصادیق نگران کننده در این زمینه است.

بخشی از این اصلاح الگوی مصرف به مسئولین بر می گردد و بخشی به ما.توقع زیادی نیست اگر از مسئولین بخواهیم با تقویت فرایند بازاریابی و رسیدگی بیشتر به اموری مثل بسته بندی و توزیع مناسب محصولات از اتلاف آنها جلوگیری کنند و البته خرید نان و سایر اقلام خوراکی به میزان احتیاج هم، کار سختی نیست