پایه عکاسی مونوپاد
مدرسان شریف ۹۳
سایت علمی دانشجویان ایران
دانـلـود مقـالات آی اس آی 
از تـمامـی پـایـگـاه های آنـلایــن، بـه سـادگـی!
هنر ایران
صفحه 4 از 6 ابتداابتدا 123456 آخرینآخرین
در حال نمایش 31 تا 40 از مجموع 55

تاپیک: رازداری در حرفه پزشکی

  1. Top | #31

    • مدير بازنشسته بخش علوم انساني
    • تاریخ عضویت
      01-Mar-2009
    • رشته تحصیلی
      نامعلوم
    • محل سکونت
      دنیا,عرصه امتحان
    • پست‌ها
      722
    • سپاس
      575
    • 2,503 تشکر در 745 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      7
    • امتیاز
      13

    پیام

    مدارك مورد نياز جهت طرح موضوع انتقال سرمايه داروخانه

    دركميسيون قانون ي ماده 20

    1- تصوير پروانه تاسيس داروخانه ( درصورتي كه تاكنون ارسال نشده باشد )
    2- درخواست انتقال سرمايه و ابطال مجوز و پروانه تاسيس داروخانه توسط موسس داروخانه ( طبق فرم پيوست )
    3- تصوير صفحه اول شناسنامه متقاضي و درصورت داشتن توضيحات ، تصوير صفحه آخر
    4- تصويركارت پايان خدمت يا معافيت از خدمت يا گواهي اشتغال به خدمت وظيفه متقاضي
    5- تصوير مدرك تحصيلي متقاضي
    6- تعهدنامه محضري متقاضي تاسيس داروخانه ( طبق فرم پيوست )
    7- فرم تكميل شده شماره 4 ( طبق فرم پيوست )

    لازم به ذكر است تا زمان صدور راي كميسيون قانون ي ماده 20 مبني بر موافقت با انتقال سرمايه داروخانه ، اشراف موسس قبلير امور جاري داروخانه الزامي است و پذيرش مسئوليت فني درداروخانه هاي ديگر توسط مشاراليه وفق مقررات نمي باشد
    آنجا كه چشمان مشتاقی برای انسانی اشك می‌ریزد، زندگی به رنج كشیدنش می‌ارزد

    ترنسیس
  2. 2 کاربر از Jurist برای پست مفید تشکر نموده اند:


  3. Top | #32
    Non-Existent

    پیش فرض انرژی پزشکی

    طبیعت سراسر آهنگ و ریتم است. چرخه های گردش سیارات آنقدر عظیم است که مبنای اندازه گیری آن واحد بزرگ سال نوری است و از طرف دیگر اجزای زیر اتمی هزاران تریلیون بار در هر ثانیه مرتعش می شوند.زندگی در یک چنین طیف وسعیی غوطه ور است و در هر آن ریتم منحصر بفرد خود را حفظ می کند. یکی از دوره های طولانی حیات فاصله مرگ و زندگی است و این در حالی است که در درون این سیکل هزاران اتم در پی هم جایگزین می شوند تا تداوم حیات بدن را تأمین کنند اما با اینکه هر ارگان آهنگ فعالیت مخصوص به خود را دارد همواره گرایش در جهت پیوند زندگی با آهنگ طبیعت وجود دارد.


    تا چند دهه پیش میدانهای انرژی زیستی از نظر پزشکی روز وجود خارجی نداشت در حالی که اکنون وجود چنین میدانهایی بصورت علمی به اثبات رسیده است.

    اکنون ما می دانیم که ارگانیسم زنده با انواعی از نیروها سازگار شده و از آنها استفاده می کند .در بدن سیستم های متنوعی موجود است که انواع مختلفی از انرژی و اطلاعات را از محلی به محل دیگر منتقل می کند و در نهایت سلامتی برایند انواع مختلفی از ارتباطات نرمال آنهاست.
    انرژی پزشکی در واقع علم تشریح رخدادهای مرزی ذهن - بدن(Body & Mind Control) است و بسیاری از معماهای متافیزیکی در این علم به شیوه های علمی و کمی قابل توصیف می باشد.


    بر اساس این علم :
    * هر انسان دارای یک میدان بیومغناطیسی است.* این میدان در فرایندهای فیزیولوژیک بدن دارای نقش مؤثر وحیاتی است و انرژی حاصل از این میدان از فردی به فرد دیگر قابل انتقال است.* این انرژی منتقل شده توان ایجاد تغییرات فیزیولوژیک را در آن فرد نیز دارا می باشد.
    * انرژی حاصل از این میدان نیز تحت تأثیر میدان الکترومغناطیس محیط نیز قرار می گیرد.

    هر قسمت از بدن حتی مولکولهای آن چه از دیدگاه طب سنتی و چه علم پزشکی کلاسیک ( آلوپاتیک) از یک شبکه الکترونیکی نیمه هادی به هم مرتبط تشکیل شده است حتی کوچکترین بخش ها نه تنها درجریان پیوسته ای از اطلاعات غوطه ورند بلکه خود نیز می توانند اطلاعات تولید کنند. این جریان پیوسته حاوی اطلاعاتی راجع به هر گونه فعالیت انجام شده در هر قسمت از بدن می باشد.
    سلامت کامل وابسته به یک هم پیوندی کامل درونی است. آسیبهای جسمی یا روانی می توانند این ارتباط را مخدوش کنند. در این صورت است که سیستم دفاعی و بازسازی بدن دچار اختلال شده و بیماری شانس بروز می یابد.
    در مانهای بر پایه انرژی در واقع سعی در برقراری دوباره تعادل در مدارهای ارتعاشی (Vibratory Circuitry) بدن دارند مثل لمس درمانی(Therapeutic Touch)، لمس شفابخش(Healing Touch)، ریکی(Reiki)، و یا قطبش درمانی(Polarity Therapy) که بر پایه میدان انرژی بدن استوار است.
    امروزه بسیاری از کاربردهای میدان انرژی بدن را در پزشکی مدرن می بینیم که بر پایه اصل بیومغناطیس می باشد مثل نوار مغزی(EEG)، نوار قلب(EKG)، نوار عصب- عضله(EMG) و MRI همچنین انواع تکنیکهای کاربردی در امر درمان که در فیزیو تراپی استفاده می شود چون استفاده از پرتوهای مادون قرمز(IR) و لرزاننده ها (Vibrators).
    بنابراین وجود میدانهای انرژی و حتی استفاده از آنها کاملاَ اثبات شده و علمی می باشد که امروزه به جایگاه بزرگ شفابخشی در مقوله طب سنتی و مکمل(CAM) رسیده است.
    اما شگفتی های این دنیا بقدری گسترده و حیرت آور است که درک آنها قطعاً نیاز به بستری مناسب و شرایط ویژه ای دارد...

    گردآوری : دکتر سپیده شاکری
    برگرفته از کتاب
    "Energy Medicine"
    Auth: Dr James Oshman

  4. 4 کاربر از Non-Existent برای پست مفید تشکر نموده اند:


  5. Top | #33
    Non-Existent

    پیش فرض مروري بر سرفصل‌هاي حقوق و مسئوليت بيماران در نظام سلامت

    شهروندی- اصغر زارعي* :
    بدون ترديد، يكي از فصول مهم اصلاحات در نظام سلامت، آگاهي بيماران از حقوق خود است.

    چند سالي است از نصب بيانيه‌اي با عنوان «منشور حقوق بيماران» در مراكز درماني مي‌گذرد، اما در سطح آگاهي عمومي ‌از حقوق بيماران و به‌تبع آن، مسئوليتي كه براي كادر درماني ايجاد مي‌شود، نسبت به سالهاي گذشته، تفاوت قابل توجهي ايجاد نشده است. مقاله زير، به مرور كليات اين موضوع مي‌پردازد.

    بيماري كه در اثر آسيب‌هاي جسمي و روحي به يك مركز درماني مراجعه مي‌كند داراي حقوق ي رسمي و قانون ي است و احترام به حقوق بيمار و تعيين چارچوب قانون ي براي آن داراي سوابق ممتد در تاريخ مراقبت‌هاي بهداشتي درماني كشورهاست.

    از سال 1959 كه اتحاديه ملي پرستاري آمريكا، اولين اعلاميه حقوق بيمار را منتشر كرد، تغييرات اساسي در رفتار بيماران بستري و بيمارستانهاي اين كشور مشهود گرديد.

    در پاسخ به توقعات بيماران، اصول قانون ي پيرامون رضايت آگاهانه، جنبه محرمانه بودن اطلاعات بيمار، حفظ حرمت و عزت بيمار، پذيرش بدون تبعيض و… در مجموعه قوانين كشورها ظاهر گرديد.

    در سالهاي اخير ملاحظات سياسي، اخلاقي، اقتصادي و اجتماعي فراواني در جهت حفظ حقوق بيماران در دنيا مورد توجه قرار گرفته است.

    اين توجهات را مي‌توان در بازگشت به ارزشهاي بنيادي حقوق انسان همچون انديشه احترام به فرد كه حقوق بيمار بر اساس آن بنا نهاده شده است، نسبت داد.

    به اين ترتيب ضوابط و مقرراتی پيرامون حقوق بيمار تحت عنوان «منشور حقوق بيمار» تدوين شد كه هدف از آن عبارت بود از دفاع از حقوق بيمار و ايجاد زمينه لازم براي برخورداري بيمار از حرمت و عزت انساني در كليه مراحل ارتباط وي با مراكز درماني و براي اطمينان از اينكه در مواقع بيماري بدون تبعيض از او مراقبت كافي به عمل خواهد آمد و اين مراقبت در محيطي سرشار از احترام و با كيفيت مطلوب ارائه خواهد شد.

    اكثر كشورها اصول حقوق بيمار را در مجموعه‌اي تحت عنوان «منشور حقوق بيمار» تدوين كرده اند تا حقوق اساسي بيماراني كه در موسسات درماني پذيرفته مي‌شوند، بدانگونه كه ضوابط و قوانين پيش‌بيني و تاكيد كرده‌اند، به آنها تفهيم گردد.

    منشور حقوق بيمار در كشورهاي مختلف داراي اصول مشتركي است كه اين اصول تعيين كننده حقوق بيماران است. برخی از اين اصول از اين قرارند:

    حق دسترسي به خدمات بهداشتي درماني

    موسسات بهداشتي درماني كه به ارائه خدمات بيمارستاني اشتغال دارند موظف به پذيرش افراد بدون توجه به مليت، جنس، سن، وضعيت خانوادگي، وضعيت سلامت، معلوليت و… مي‌باشند. پذيرش اين بيماران چه در شب و چه در هنگام روز و در صورت نياز در بخش اورژانس بايد انجام گيرد.

    دسترسي به خدمات بهداشتي درماني و بيمارستاني بايد براي عموم مردم، بويژه براي افراد محروم‌تر كه قادر به ارائه مدارك مربوط به بيمه درماني يا مساعدت پزشكي نيستند تضمين و تامين گردد.

    حق دسترسي به درمان مناسب و مطلوب، مهمترين حق بيمار و يكي از معيارهاي اصلي بين‌المللي در تعيين مطلوبيت سطح درمان در كشورهاي جهان است . دسترسي به درمان مطلوب و مناسب به اين معني نيز هست كه بيمار حق دارد از بيمارستان خدمات درماني لازم را دريافت كند.

    حق دسترسي به خدمات فوريت‌هاي پزشكي

    كليه بيمارستانها موظف به پذيرش بيماران اورژانسي هستند. بيمارستان موظف است با توجه به عواملي از قبيل فوريت، نوع بيماري و امكانات موجود مشكل وي را ارزيابي و خدمات لازم را ارائه و يا بيمار را به مركز ديگر معرفي و منتقل نمايد.

    در صورت انتقال به مركز درماني ديگر بيمار بايد علت اين انتقال را بداند و مركز درماني بعدي نيز قبل از انتقال، پذيرش وي را اعلام نمايد. اورژانس بيمارستان نمي‌تواند بدون تضمين پذيرش از مركز درماني ديگر مراقبت و درمان بيمار را قطع يا وي را ترخيص كند.

    با رعايت چنين حقي بيمار در اولين بيمارستان مورد مراجعه تحت درمان براي تثبيت وضعيت بيماري يا جراحت قرار گرفته و در صورت نياز توسط همان بيمارستان، پذيرش بيمارستان ديگر را دريافت و تحت مراقبت پزشكي لازم منتقل مي‌شود.

    حق رضايت آگاهانه

    حرمت و تماميت جسم و بدن هر فرد و عدم تعرض به تن آدمي از اصول اساسي و اجتناب‌ناپذيري است كه هرگز نبايد جز در اثر ضرورت درماني براي فرد و با اخذ رضايت قلبي نقض گردد.

    به استناد اين اصل انجام اقدام پزشكي بدون رضايت بيمار نمي‌تواند انجام شود. ابراز رضايت از سوي بيمار بايد آزادانه و بدون هر گونه اعمال فشار صورت گيرد و در مورد هر اقدام پزشكي بعدي تكرار شود.

    اعلام رضايت بايد روشن باشد، بدين معني كه بيمار قبل از ابراز رضايت از اقدامات پزشكي و خطرات احتمالي آن مطلع شود.

    رضايت آگاهانه قبل از انجام هر نوع درمان لازم است و اگر وجود تغيير در وضعيت پزشكي بيمار خطرات و مزاياي درمان را عوض كند، رضايت آگاهانه بي‌اعتبار مي‌شود.

    در چنين شرايطي پزشك بايد خطرات يا مزاياي جديد را براي بيمار تشريح كند تا مطمئن شود بيمار هنوز به انجام درمان رضايت مي‌دهد. رضايت در مورد اعمال جراحي و طبي محدود به شكل خاص نبوده و اشكال مختلفي دارد.

    رضايت صريح هنگامي است كه فرد صراحتاً موافقت خود را به شكل شفاهي يا كتبي اعلام كرده است. رضايت ضمني به موردي اطلاق مي‌شود كه فرد موافقت خود را به وضوح اعلام نكرده، اما اعمالي كه انجام داده است حاكي از رضايت وي مي‌باشد.

    مسئوليت اخذ رضايت آگاهانه بر عهده كسي است كه درمان يا عملي را انجام مي‌دهد. معمولاً اين شخص پزشك معالج است كه بايد اطلاعات كافي در اختيار بيمار بگذارد و بعد از وي بخواهد كه رضايت نامه را امضا كند.

    حق آگاهي بيمار از فرایند درمان

    براي اينكه بيمار بتواند به طور كامل از فرايند انتخاب نوع درمان كه بخود او مربوط مي‌شود، مطلع گردد پزشكان و كاركنان پيراپزشكي بايد هر كدام در قلمرو صلاحيت و تخصص خود در آگاه ساختن بيمار مشاركت كنند.

    اطلاعات مربوط به بيماري و درمان بايد به زبان ساده، صادقانه و به صورت قابل فهم در اختيار بيمار قرار گيرد. برنامه درمان و سير و نتيجه آن باید به نحوي قابل فهم به وي انتقال داده شود تا بيمار بتواند با استناد به آن تصميمي آگاهانه در مورد انجام يا عدم انجام برنامه درماني پيشنهادي اتخاذ كند.

    قانون به پزشك اجازه مي‌دهد اطلاعاتي را كه به نظرش ممكن است سلامتي بيمار را به خطر اندازد، در دسترس بيمار قرار ندهد. در موارد ذيل مي‌توان از دادن اطلاعات به بيمار خودداري كرد:

    * زماني كه درمان اثرات جانبي قابل توجهي داشته باشد.
    * زماني كه لازم است اقداماتي جهت پيشگيري از بيماريهاي مسري انجام شود.
    * زماني كه پزشك نمي‌تواند براي بيمار تصميم بگيرد.
    * زماني كه مداخله هيچ نوع هدف درماني ندارد.
    * وقتي كه اطلاعات اهميت حياتي براي بيمار دارد.

    حق آزادي فردي بیمار

    حقوق بيمار و قوانين وابسته به آن به شخص عاقل و بالغ حق مي‌دهد بدون اينكه مجازات شود يا آزادي‌اش محدود گردد، به هر دليلي از قبول درمان سرباز زند. حق نپذيرفتن درمان شامل حق ترك بيمارستان با وجود مخالفت شوراي پزشكي در هر زمان و به هر دليل است.

    تصميم بيمار براي ترك بيمارستان ممكن است در نتيجه نارضايتي شديد بيمار از بيمارستان يا نوع درمان باشد. بايد سعي شود با گوش دادن به شكايات بيمار و صحبت كردن با وي مشكل حل شود.

    آنچه مسلم است اينكه نمي‌توان شخص عاقل و بالغ كه حق ترك بيمارستان را دارد، به زور نگه داشت. اغلب دادگاه ها با نگه داشتن بيمار به اجبار و به مدت طولاني مخالفند و اين كار را نوعي زنداني كردن مي‌دانند.

    البته حق ترك بيمارستان بر خلاف توصيه هاي پزشكي مطلق نيست. بعضي از بيماراني كه ممكن است به خود يا ديگران صدمه بزنند، حق ترك بيمارستان را ندارند . افراد نابالغ، زندانيان و بيماران رواني را بدون رضايت والدين يا نمايندگان قانون ي آنها نمي‌توان از بيمارستان مرخص كرد.

    حق انتخاب پزشك

    انتخاب آزاد پزشك حق تمام افراد است. شخص ميتواند به ميل خود پزشكي را انتخاب كند و در هر زمان انتخاب خود را تغيير دهد. همچنين تمام افراد مي‌توانند يك برنامه مراقبت پزشكي (مانند برنامه‌هاي تامين شده توسط سازمانهاي حفظ سلامتي يا سازمانهاي خدماتي ) را انتخاب كنند.

    آزادي فردي در انتخاب نظام مراقبت بهداشتي و رقابت آزاد بين پزشكان و نظامهاي مختلف مراقبت، پيش شرط اقدام اخلاقي و مراقبت بهينه از بيمار است. ضرورت درمان فوري به علت تصادفات يا بيماري ناگهاني، انتخاب آزاد پزشك را منتفي مي‌كند.

    اگر چه مفهوم انتخاب آزاد تضمين مي‌كند كه فرد بطور كلي مي‌تواند پزشكي را انتخاب كند، اما پزشك نيز مي‌تواند از قبول فرد به عنوان بيمار خودداري كند.

    حق دسترسي به پرونده پزشكي

    در بسياري از كشورها مراجعه به پرونده پزشكي يكي از حقوق پذيرفته شده بيمار محسوب مي‌گردد. طرفداران اين حق معتقدند دانستن اطلاعات به بيمار كمك مي‌كند تا شرايط خود را بداند و در نتيجه بهتر با پزشك همكاري كند.

    مخالفين كه معمولاً پزشكان و بيمارستانها هستند مي‌گويند كه اصطلاحات پزشكي و اختصارات ممكن است بيمار را گيج و حتي وحشت زده كند.

    حق بيمار جهت دسترسي به پرونده پزشكي بر اساس دو مفهوم مهم پايه گذاري شده است:

    1 - بيمار حق دارد جزئيات درمان خود را طبق قوانين عرفي بداند.
    2 - بيمار حق دارد اطلاعات موجود در پرونده‌اش را بداند، چون هزينه درمان را مي‌پردازد.

    حق حفظ حريم خصوصي

    احترام به حريم خصوصي بيمار بايد به هنگام مراقبت از وي، رفع حاجت، مشاوره‌ها و معاينات پزشكي، درمانهای قبل و بعد از عمل، راديوگرافي و... در هر لحظه از اقامت او در بيمارستان مد نظر قرار گرفته و رعايت شود.

    با شخص بستري در بيمارستان بايد با احترام رفتار شود و نبايد از صحبت‌ها و رفتارهاي كنايه آميز و دو پهلو از سوي كاركنان در رنج و زحمت باشد.

    موسسات بهداشتي درماني ملزم به محترم داشتن اعتقادات و باورهاي بيماران پذيرفته شده در بيمارستان مي‌باشند. بيمار بايد بتواند در حدود امكانات قادر به انجام فرايض ديني خود باشد.

    آداب و رسوم مربوط به اعتقادات مذهبي فرد شامل مسائلی از قبيل دعا، نماز و... مي‌شود. حقوق مذكور بايد در چارچوب احترام به حقوق ساير بيماران و اشخاص انجام گيرد.

    حق دريافت مشاوره

    پزشكان بايد هر گاه احساس كنند كه براي مراقبت از بيمار لازم است يا وقتي بيمار درخواست مي‌كند، از مشاوره استفاده نمايند. بيمار حق دارد كه در انتخاب پزشك دوم راساً اقدام نمايد يا از پزشك اول كمك گيرد.

    بيماران حق دارند كه با اطلاع يا بدون اطلاع پزشك اول، به ابتكار خود به دريافت مشاوره اقدام كنند. پزشك اول بايد به رضايت بيمار، تاريخچه بيماري و ساير اطلاعات ديگر مورد نياز مشاور را در اختيار او قرار دهد.

    پزشك مشاور بايد ارزيابي‌هاي خود از بيمار را محرمانه نگه دارد و در صورت كسب رضايت بيمار، نتايج را به پزشك اول اطلاع دهد.

    بطور كلي پزشكان مشاور آزادند كه مسئوليت مراقبت از بيمار را بر عهده گيرند. وارد شدن به روابط پزشك - بيمار يا بيماري كه از پزشك ديگري مراقبت دريافت مي‌كند، عملي غير اخلاقي نيست.

    حق برخورداري از آموزش سلامت

    هر فردي اين حق را دارد كه آموزش بهداشتي لازم را كه بتواند به وي درخصوص انتخاب بين گزينه‌هاي مربوط به سلامت انفرادي يا خدمات بهداشتي درماني كمك كند، دريافت دارد.

    اين آموزش بايستي حاوي مطالبي باشد كه اطلاعات لازم را در خصوص سبك زندگي سالم و روشهاي پيشگيري و شناسايي پيش رس بيماريها در اختيار وي قرار دهد.

    بايستي بر مسئوليت شخصي هر فرد درخصوص سلامتش تاكيد شود. لازم است پزشكان مشاركت فعال در اقدامات آموزشي براي بيمار بر عهده داشته باشند.

    حق محرمانه ماندن اسرار بيمار

    برابر مصوبات قانون ي كشورها افشاي اسرار بيماران منع شده است. طبق قانون فرد بستري در بيمارستان مي‌تواند درخواست كند كه حضور وي در بيمارستان فاش نشود. موسسه درماني بايد محرمانه ماندن اطلاعات را در باره شخص تضمين كند. اطلاعات مورد نظر عبارتند از: اطلاعات پزشكي درباره بيمار، هويت بيمار و اطلاعات مالي اداري.

    گاهي با حفظ شرايط ويژه، پزشك قانون اً و اخلاقاً مي‌تواند وظيفه رازداري را نقض كند و به افشاي اسرار بيمار بپردازد .وجه مشترك تمامي ‌موارد كه مي‌شود اسرار بيمار را فاش كرد اين است كه منافع نقض رازداري بيشتر از منافع حفظ آن باشد.

    برخي از مواردي كه نقض رازداري اشكال ندارد از اين قرار است:

    * سوءرفتار با كودكان
    * بيماريهاي عفوني
    * پرونده‌هاي جنايي
    * رويدادهاي عمومي

    مسئوليت هاي بيمار

    از عهد باستان پزشكان تشخيص داده‌اند كه سلامتي و بهبود بيماران به تلاش توام با همكاري پزشك و بيمار بستگي دارد. بيماران در برابر سلامتي خود با پزشكان مسئوليت مشترك دارند.

    اين يك اصل شناخته شده قديمي است كه لازمه مراقبت پزشكي موفقيت‌آميز، همكاری مستمر بيماران و پزشكان است. پزشك و بيمار در يك شراكت تعهداتي را پذيرفته‌اند و چنان بهم پيوند خورده‌اند كه ايجاب مي‌كند هر دو در روند معالجه نقش فعال داشته باشند.

    اين مشاركت بدان معنا نيست كه هر دو شريك داراي مسئوليت‌هاي يكسان يا اختيارات مساوي هستند.

    در حاليكه پزشك موظف است با نهايت توان خود برای بيمار خدمات مراقبت بهداشتي تامين كند، بيمار مسئول است كه آزادانه ارتباط برقرار نمايد، در تصميم گيري در مورد توصيه‌هاي درماني و تشخيصي مشاركت كند و از برنامه توافق شده درماني پيروي كند.

    مسئوليت‌هاي بيماران، همانند حقوق ‌شان، از استقلال آنها ناشي شده است. اصل استقلال بيمار مي‌گويد كه تماميت جسماني، عاطفي و رواني فرد بيمار بايد مورد احترام باشد.

    اين اصل همچنين اهليت انسان براي حكومت بر خود و انتخاب از بين گزينه‌هاي مختلف را به رسميت مي‌شناسد. بيماران مستقل و داراي اهليت بر تصميماتي كه بر مراقبت از آنها تاثير مستقيم دارد تا حدي كنترل دارند .اين حكومت بر خود و انتخاب آزاد با خود چندين مسئوليت همراه مي‌آورد:

    * براي روابط موفقيت آميز بيمار – پزشك، بيماران مسئولند كه صادق باشند و مطالب خود را بطور واضح به پزشكان بگويند.

    * بيماران مسئولند كه تا حد امكان، تاريخچه پزشكي كامل خود را بگويند. اين تاريخچه شامل بستري شدنها، معالجات و بيماريهاي گذشته و ساير امور مربوط به سلامتي فعلي مي‌باشد.

    * بيماران مسئولند در مواقعي كه آنچه را به آنها شرح داده شده و درست نفهميده‌اند، خواهان اطلاعات بيشتر يا روشن شدن وضعيت سلامتي يا درمان خود باشند.

    * وقتي پزشك و بيمار درباره اهداف درمان و يك طرح معالجه به توافق رسيدند، بيمار مسئول است كه با آن طرح درمان همكاري كند و به قرارهاي توافق وفادار بماند. اطاعت از دستورات پزشك، اغلب براي ايمني فرد و جامعه ضروري است.

    *بيماران معمولاً اين مسئوليت را دارند كه تعهدات مالي خود در رابطه با مراقبت پزشكي انجام دهند و مشكلات مالي را با پزشكان خود در ميان بگذارند.

    * بيماران بايد از هزينه‌هايي كه به استفاده از يك منبع محدود مانند مراقبت پزشكي مربوط است آگاه باشند و سعي كنند منابع پزشكي را عاقلانه مورد استفاده قرار دهند.

    * بيماران بايد با پزشكان خود درباره تصميمات مربوط به پايان زندگي گفتگو كنند و اجازه دهند خواسته‌هاي آنها براي پزشكان معلوم شود.

    * بيماران بايد متعهد شوند با رفتار تقويت كننده سلامتي، سلامتي خود را حفظ كنند . اغلب مي‌توان با سبك زندگي سالم جلوي بيماريها را گرفت و وقتي بيمار قادر است از توسعه يك بيماري جلوگيري كند، بايد براي اين كار مسئوليت مشخصي بپذيرد.

    * بيماران همچنين بايد به اثرات رفتار خود بر ديگران توجه فعال داشته باشند و از رفتاري كه بطور غيرمنطقي ديگران را دچار مخاطره مي‌كند اجتناب كنند.

    بيماران درباره چگونگي و احتمال انتقال بيماريها بايد سوال كنند و بر اساس اطلاعاتي كه دريافت مي‌كنند طوري رفتار كنند كه به بهترين وجه مانع سرايت بيماري به ديگران شوند.

    * مشاركت در آموزش پزشكي، به نفع بيمار و نظام بهداشتي است. بيماران تشويق مي‌شوند كه با پذيرفتن مراقبت بوسيله دانشجويان در آموزش پزشكي مشاركت كنند.

    * بيماران همواره آزادند كه از دريافت مراقبت توسط هر كدام از اعضاي گروه مراقبت خودداري كنند.

    * بيماران بايد با پزشكان خود در باره اعطاي عضو صحبت كنند و اگر خواهان اهداي عضو هستند ترتيبات لازم را بدهند.

    * بيماران نبايد در امر بهداشتي تقلب كنند. بيماران بايد رفتار غيرقانوني يا غيراخلاقي پزشكان و ساير ارائه كنندگان مراقبت بهداشتي را به انجمنهاي پزشكي مربوط يا مقامات قانون ي گزارش دهند.

    * دانشجوی دکترای مدیریت خدمات بهداشتی درمانی
    دانشگاه علوم پزشکی تهران

    منابع: 1- صدقياني، ابراهيم. سازمان و مديريت بيمارستان (ج2) – انتشارات جهان رايانه – تهران،1377.
    2- حقيقي، زهره. رضايت آگاهانه – مركز مطالعات و تحقيقات اخلاق پزشكي، 1377
    3- لنين و همكاران. حقوق بيماران – انتشارات حقوق ي – تهران، 1376
    4- عباسي، محمود. مجموعه مقالات حقوق پزشكي – (ج 2) – انتشارات حيان – تهران، 1377
    5- Chail. J، Nurse’s handbook of law and Ethics، Spring housc، USA، 1999.
    6- انجمن پزشكي آمريكا - اصول اخلاق پزشكي AMA – 2002
    7- حسن زاده،علي.منشور حقوق بيمار -فصلنامه تامين اجتماعي -سال سوم،شماره 10
    8- آتشخانه،مريم. حقوق بيمار -معاونت درمان تامين اجتماعي فارس

  6. Top | #34

    • مدير بازنشسته بخش علوم انساني
    • تاریخ عضویت
      01-Mar-2009
    • رشته تحصیلی
      نامعلوم
    • محل سکونت
      دنیا,عرصه امتحان
    • پست‌ها
      722
    • سپاس
      575
    • 2,503 تشکر در 745 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      7
    • امتیاز
      13

    پیام

    مدارك لازم جهت بهره برداري از داروخانه

    ( پس از انتقال سرمايه ) توسط موسس جديد

    1-تصوير سند صلح محضري از انتقال دهنده ( مصالح ) به انتقال گيرنده ( متصالح )( طبق فرم پيوست )
    2-گواهي تسويه حساب داروخانه با شركتهاي پخش دارويي يا موافقت آنها به نام موسس قبلي
    3-تصوير سند مالكيت يا اجاره نامه محل به نام موسس جديد ( طبق فرم پيوست ) يا تعهد نامه موضوع بخشنامه شماره 25798/62/5/د مورخ 15/8/79 اداره كل نظارت بر امور دارو
    4-مدارك مسئول فني شامل :
    الف ) فرم تكميل شده شماره 4
    ب) تصوير برگ تشخيص صلاحيت مسئوليت فني
    ج ) معرفي نامه مسئول فني از سوي موسس جديد

    تذكر: به منظور جلوگيري از ايجاد وقفه درارائه خدمات دارويي توسط داروخانه دانشگاه علوم پزشكي مربوطه پس از اخذ مدارك فوق ، سهميه دارويي داروخانه را به صورت موقت و حداكثر به مدت شش ماه به نام موسس جديد برقرار مي نمايد تا پس از ارسال مدارك و اعلام موافقت نهايي از سوي اداره كل نظارت برامور دارو ، سهميه دارويي به طور دايم برقرار گردد 0 بديهي است دانشگاه علوم پزشكي موظف است همزمان با ارسال مدارك فوق الذكر نسبت به ابطال پروانه تاسيس قبلي داروخانه اقدام نمايد
    آنجا كه چشمان مشتاقی برای انسانی اشك می‌ریزد، زندگی به رنج كشیدنش می‌ارزد

  7. 2 کاربر از Jurist برای پست مفید تشکر نموده اند:


  8. Top | #35

    • مدير بازنشسته بخش علوم انساني
    • تاریخ عضویت
      01-Mar-2009
    • رشته تحصیلی
      نامعلوم
    • محل سکونت
      دنیا,عرصه امتحان
    • پست‌ها
      722
    • سپاس
      575
    • 2,503 تشکر در 745 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      7
    • امتیاز
      13

    پیام

    مدارك لازم جهت انتقال محل داروخانه

    1- تقاضاي كتبي موسس
    2-گزارش كارشناسي بازديد مرحله اول از محل معرفي شده ( طبق فرم پيوست )
    3-صورتجلسه كميسيون سه نفره دانشگاه
    پس از تائيد مراتب فوق از سوي دانشگاه علوم پزشكي ، دانشگاه موظف است با اخذ تصوير مالكيت يا اجاره نامه محل به نام موسس ( با عنايت به بخشنامه شماره 25798/62/5 /د مورخ 15/8/79 اداره كل نظارت بر امور دارو ) و انجام بازديد كارشناسي مرحله دوم ازمحل داروخانه ( طبق فرم پيوست ) ، نسبت به ابطال پروانه هاي قبلي و صدور پروانه تاسيس و مسئوليت فني جديد طبق بندهاي (د) و (و) اقدام نموده و ضمن ارسال تصوير پروانه هاي صادره ، موضوع را به اطلاع اداره كل نظارت بر امور دارو برساند.

    تذكر: چنانچه موضوع انتقال محل داروخانه مشمول تبصره هاي 2 و 3 ماده 18 آئين نامه داروخانه ها باشد ، لازم است با ارسال مدارك زير، موضوع بدوا جهت بررسي و اعلام نظر به اداره كل نظارت برامور دارو منعكس گردد ( بديهي است تا قبل از پاسخ اداره كل نظارت بر امور دارو ، انتقال محل داروخانه وفق مقررات نبوده و مسئوليت آن به عهده دانشگاه مربوطه خواهد بود ) :
    1- گزارش كارشناسي بازديد مرحله اول از محل معرفي شده ( طبق فرم پيوست )
    2-اعلام تعداد مطب فعال درفاصله 50 متري داروخانه يا داروخانه هاي داير در حريم قانون ي محل معرفي شده
    3-صورتجلسه كميسيون سه نفره دانشگاه مبني بر موافقت با موضوع
    4-اعلام تعداد ميانگين ماهانه نسخ بيمه داروخانه يا داروخانه هاي فعال داير در حريم قانون ي محل مورد نظر و نيز ساير داروخانه هاي محل ( طبق فرم پيوست ).( درشهرهاي داراي كمتر از ده باب داروخانه، اعلام آمار نسخ كليه داروخانه هاي داير و درشهرهاي داراي ده باب داروخانه و بيشتر ، صرفا اعلام آمار نسخ داروخانه هاي داير در فاصله يك كيلومتري محل مورد تقاضا براساس مسير عابر پياده و عرف محل الزامي است )
    آخرین ویرایش توسط Non-Existent در تاریخ 2009-Aug-20 انجام شده است علت: اصلاح املايي
    آنجا كه چشمان مشتاقی برای انسانی اشك می‌ریزد، زندگی به رنج كشیدنش می‌ارزد

  9. 2 کاربر از Jurist برای پست مفید تشکر نموده اند:


  10. Top | #36
    Non-Existent

    تعجب 80 درصد پزشكان عمومي درآمد كافي ندارند


    جام جم آنلاين: همين شهريور ماه كه نتايج كنكور اعلام مي‌شود، هنوز هم غرورآميزترين، باافتخارترين و خوشحال‌ترين خانواده‌ها كساني هستند كه فرزندانشان در رشته پزشكي قبول شده‌اند؛ اما چند سال بعد، شايد 7 سال و شايد هم چند سالي بيشتر، اين شادي‌ها دست كم براي فرد قبول شده، رنگ ديگري دارد.
    7 سال بعد از تحصيل كردن در يكي از سخت‌ترين رشته‌هاي تحصيلي، 7سال بعد از شيفت‌هاي كاري سنگين، پزشك عمومي فارغ‌التحصيل، چند راه بيشتر پيش رو ندارد.

    اولين و معقول ترين راه،مثل همه رشته‌ها سركار رفتن است كه در اين رشته با توجه به اجبار گذراندن دوره طرح، يك اشتغال اجباري بوجود مي‌آيد. پس از طي دوره طرح كه معمولا در مناطق محروم از پزشك و يا مناطقي است كه كمبود پزشك دارد ادامه كار رفتن به سيستم دولتي يا نيمه دولتي است و يا تاسيس مطب كه هر دوي اين مسير‌ها همچنان به مناطق محروم ختم مي‌شود.

    مثلا پزشك مورد نظر مي‌تواند در قالب طرح پزشك خانواده به مناطق محروم برود يا بعد از تاسيس مطب در مناطق محروم و به دست آوردن امتياز‌هاي لازم، در نهايت روزي در شهري بزرگ مطبي بزند كه شايد به قول دلال‌ها كارش بگيرد.

    اما بشنويد از حال و روز پزشكان مشغول در مناطق محروم كه در بهترين حالت حقوق شان به يك ميليون و دويست هزار تومان مي‌رسد و اگر چند روزي هم مرخصي بروند،معادل همان چند روز از حقوق شان كسر مي‌شود.

    طعم واقعي محروميت

    در40 - 30 كيلومتري شهر خلخال روستاي كوچكي وجود دارد كه به همت سازمان بهداشت جهاني، مركز بهداشت بزرگي در آن ساخته شده است، اين‌كه به مرور زمان بر سر امكانات اين مركز بهداشت چه آمده بماند، اما دو اتاق كوچك هم با تجهيزاتي در حد نياز‌هاي اوليه منزل براي پزشك خانواده مستقر در اين مكان تعبيه شده كه اتفاقا اگر در فصل بهار سري به اين روستا بزني،مطمئنا حسرت پزشك خانواده اش را مي‌خوري كه چه آرامشي و چه روستاي زيبايي.

    اگر از پايان شهريور تا اواخر ارديبهشت ماه بخواهي سري به اين روستا بزني معناي منطقه محروم را درك خواهي كرد.تقريبا 6 ماه از سال شدت سرما و برف در اين روستا به قدري زياد است كه ممكن است همين امكان آمدن هفتگي به شهر خلخال و مثلا خريد روزنامه‌ها در قالب هفته و نه روزانه نيز از تو گرفته ‌شود.

    همه زمستان پزشكان خانواده‌اي كه در اين مناطق مستقر هستند به تصويري تكراري از برف ختم مي‌شود و شايد روزهايي كه به انتظار بيماري بگذرد كه ترجيح مي‌دهد عطاي پزشك رفتن را به لقاي سرما ببخشد.

    عكس همين ماجرا هم شامل حال پزشكان مستقر در مناطق جنوبي و گرما و سختي‌هاي موجود است.

    بيكاري تصنعي

    دكتر مرندي، عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس از وضعيت كنوني پزشكان تعبير جالبي دارد. او معتقد است اين وضعيت كه پزشكان عمومي در صورت داشتن كار بايد به مناطق محروم بروند و در صورت بودن در شهر‌هاي بزرگ بايد بيكاري بكشند، به نوعي بيكاري تصنعي و غير واقعي محسوب مي‌شود.

    او در خصوص پزشكان متخصص و پزشكاني كه درآمد‌هاي كلان دارند هم به «جام‌جم» مي‌گويد: اين دسته از پزشكان كه معمولا پزشكان رشته‌هاي جراحي و فوق‌‌متخصصان را شامل مي‌شود، به دلايل مختلف از جمله زياد‌ه‌خواهي كار را به جايي مي‌كشانند كه درآمد‌هاي هنگفت سبب مي‌شود اعتبار و قداست اين رشته با اين دريافت‌ها زير سوال برود.

    ادامه تحصيل؟

    اگر دوباره سراغ پزشك فارغ‌التحصيل اول گزارش برويم، يكي از انتخاب‌هايش به ادامه تحصيل و قبول شدن در دوره تخصص ختم مي‌شود كه اتفاقا مشكلاتش كم از رفتن به مناطق محروم نيست.

    پزشك مورد نظر در صورتي كه بتواند از هفت‌خوان سخت قبولي در دوره دستياري (تخصص) بگذرد كه ظاهرا كنكورش به مراتب و چند برابر كنكور ورودي دانشگاه‌ها سخت‌تر است باز هم مي‌رسد به دوره‌اي سخت كه گذرانش چندان با مناطق محروم فرقي ندارد.

    دانشجوي دوره رزيدنتي يا همان دستياري كه به طور متوسط 5 سال تحصيل خواهد كرد، بايد در شرايطي دوره آموزشي‌اش را در بيمارستان‌ها و با شيفت‌هاي سنگين كاري و گاهي قبول زحمت پزشك آنكال و متخصصي كه ترجيح مي‌دهد كارش را به دانشجويش بسپارد، بگذراند كه سقف حقوق ش در ماه 400 هزار تومان است.

    البته اگر در حين خواندن اين گزارش ذهنتان به دريافت‌هاي كلان پزشكان متخصص مي‌رود، دقت كنيد كه اين مطلب در خصوص پزشكان دانشجوي دوران تخصص نوشته شده است. اين در حالي است كه پزشكان عمومي كه در بيمارستان‌هاي دولتي و خصوصي كار مي‌كنند، گاه با درآمد 300 هزار تومان زندگي مي‌گذرانند. يعني پزشكي زير خط فقر.

    رضايت پزشك عمومي، 20 درصد

    دكتر ايرج خسرونيا، رئيس جامعه پزشكان متخصص داخلي ايران با هشدار نسبت به وضعيت شغلي و معيشتي پزشكان كشور مي‌گويد: برخي پزشكان عمومي و متخصصان رشته‌هاي پزشكي به علت درآمد ناكافي به فعاليت‌هاي غير پزشكي و غير مرتبط روي آورده‌اند.

    آمارها نشان مي‌دهد كه از 110 هزار پزشك كشور، 60 هزار نفر آنان پزشكان عمومي هستند.

    خسرونيا با اعلام اين‌كه 20 درصد پزشكان عمومي از وضعيت معيشتي خود رضايت دارند، ادامه مي‌دهد: حدود 5000 نفر از پزشكان عمومي و 5000 نفر از پزشكان متخصص به دليل نارضايتي از شغل خود ناگزير به شغلهاي ديگري روي آورده‌اند.

    به گفته وي، تنها 20 درصد پزشكان عمومي، 50 درصد پزشكان متخصص و 65 درصد فوق تخصص‌ها از درآمد نسبتا خوب و زندگي مرفهي برخوردارند. اين در حالي است كه30 درصد پزشكان عمومي و متخصصان و25 درصد فوق تخصص‌ها از زندگي متوسطي برخوردارند.

    از سوي ديگر، دكتر مسعود مسلمي‌فرد، نايب رئيس انجمن پزشكان عمومي كشور با انتقاد از نبود جايگاه براي جامعه پزشكي كشور به عنوان مهم‌ترين خطري كه اين حرفه را تهديد مي‌كند، مي‌گويد: مطالعات انجام شده نشان مي‌دهد وضعيت رفاهي پزشكان نسبت به گذشته به طور متوسط پايين رفته و اين مي‌تواند زنگ خطري براي روي آوردن پزشكان به ساير مشاغل باشد.

    عاشق باشي و بس

    اگر براي يك پزشك عمومي هيچ‌كدام از اين راه‌هاي رفتن به مناطق محروم، ادامه تحصيل، دنبال شغلي ديگر رفتن و... وجود ندارد، انتخابي ديگري هم خواهد داشت و آن مهاجرت و رفتن از كشور است كه هر چند آماري از اين دست از پزشكان نداريم، اما شواهد تعداد اين دسته را كم نشان نمي‌دهد.

    پزشكي روزنامه‌نگار يا شايد هم روزنامه‌نگاري پزشك در خصوص همه راه‌هاي پيش روي پزشكان مي‌گويد: در كنار همه اين راه‌ها كه چندان هم اميد بخش نيستند، فقط يك راه وجود دارد كه در نهايت منجر به رضايت مي‌شود.

    او ادامه مي‌دهد: شأن و جايگاه اين رشته هم در شرايط كنوني مثل قبل نيست و فقط كساني مي‌توانند با رضايت به اين شغل مشغول باشند كه در نهايت و در هر شرايطي عاشق اين حرفه باشند، چرا كه اصولا در اين حرفه و كمك به بيماران حس انسان دوستي بشدت ارضا مي‌شود.

    مستوره برادران نصيري

  11. 3 کاربر از Non-Existent برای پست مفید تشکر نموده اند:


  12. Top | #37
    Non-Existent

    پیش فرض هيچ تشکري حق مطلب را ادا نمي‌کند


    نگاهي بر روز ملي پزشک در ايالات متحده


    پول، درآمد، امکانات، محيط کار آراسته و امکان ارتباطات علمي همه به کنار، گاهي هر آدمي مي‌خواهد مورد توجه واقع شود و از او تشکر کنند. فقط بگويند ممنون، کارتان عالي بود يا زندگي‌ام را مديون شما هستم. ولي موقع تشکر بيشتر اوقات به نظر مي‌رسد پزشکان از قلم مي‌افتند. بيماري که از بيمارستان مرخص مي‌شود سراغ همه کارکنان و عوامل مي‌رود و تشکر مي‌کنند، ولي در نظر خيلي‌ها کار پزشک آن قدر مهم و تعيين کننده است که هيچ تشکري نمي‌تواند حق مطلب را ادا کند. به دليل همين اهميت و نقش مهم! پس از پرداخت صورت‌حساب بسياري مواقع از پزشک مثل ساير اعضاي بيمارستان تشکر نمي‌شود و اين توقع انساني بي‌پاسخ باقي مي‌ماند...

    اولين‌ بار روز پزشک در 30 مارس 1933 به وسيله همسر دکتر آلموند در سالگرد اجراي اولين بي‌هوشي به وسيله دکتر لانگ در سال 1842 اجرا شد. در سال‌هاي بعد روز پزشک به صورت غيررسمي در بيمارستان‌ها برگزار مي‌شد و روزي به نام روز پزشک در اسناد رسمي آمريکا وجود نداشت. تا اينکه در 30 اکتبر سال 1990 با تاييد تصميم سنا و مجلس نمايندگان ايالات متحده، پرزيدنت جورج ‌بوش 30 مارس هر سال را «روز ملي پزشک» ناميد: «با توجه به دين جامعه براي قدرشناسي از پزشکان به دليل کمک پزشکان در افزودن بر گنجينه‌هاي دانش علمي، ‌افزايش تعداد ابزارهاي علمي و ارتقاي توانايي متخصصان امر سلامت براي استفاده از آن دانش و ابزارها در راه بي‌پايان مبارزه با بيماري‌ها و با توجه به دين اجتماع براي قدرشناسي از پزشکان به دليل مهرباني و لطف پزشکان در مهار بيماري‌ها و تسکين آلام انسان‌هاي دردمند، اکنون با تاييد مصوبه سنا و مجلس نمايندگان ايالات متحده آمريکا در کنگره مشترک، روز 30 مارس را به عنوان «روز ملي پزشک» اعلام مي‌کنم و به اين وسيله طي اين اعلاميه از تمامي مردم ايالات متحده درخواست مي‌شود با برنامه‌ها، جشن‌ها و فعاليت‌هاي شايسته اين روز را گرامي بدارند.»

    سليقه‌ها در مورد برگزاري‌ مناسبت‌ها متفاوت است ولي به هر حال نه پزشکان و نه ساير برگزارکنندگان مايل نيستند روز جشن را با سخنراني‌هاي طولاني کليشه‌اي و حرف‌هاي رسمي خراب کنند. تجربه نشان داده که سخنراني‌هاي کوتاه محبت‌آميز و قدرشناسانه در مورد نکته‌هاي مثبت کار پزشکان در طول سال، ذکر خاطرات در محيطي صميمانه يا طرح سوالات خنده‌دار پزشکي به صورت مسابقه، همراه با اعطاي جوايز و صرف ناهار در کنار همکاران و دوستان بهترين شکل اجراي جشن‌هاي اين روز ملي است. در قسمتي از برنامه به عنوان بهترين بهترين‌ها با تشکر ويژه از برخي پزشکان، مراسم رنگ و بوي ديگري به خود مي‌گيرد.



    جوايز بنديکتي

    از سوي ديگر، بيمارستان‌هاي مختلف با توجه به بنيانگذاران يا اهداف خاصي که دنبال مي‌کنند، جوايز خاصي را در سال 2008 به جوايز معمول افزودند. مثلا بيمارستان Benedictionکه در سال 1885 به وسيله فرقه خواهران راهبه بنديکتي تاسيس شد در سال 2008 برمبناي اهداف خيرخواهانه بنيانگذاران جوايزي را به نام جوايز معنوي بنديکتي با شرح زير براي پزشکان در نظر گرفت:

    ارايه بهترين خدمات به بيمار، تعهد به تقدس حرفه پزشکي و ارج گذاشتن به ارزش‌هاي مذهبي مرکز پزشکي سنت الکسيس.

    برخورد انساني و اخلاقي.

    گذشت نسبت به بيماران بي‌بضاعت.

    مساعدت در امر آموزش پزشکي و عملکرد مثبت.

    تلاش براي ارتقاي کيفيت سلامت و بهداشت در عملکرد روزانه.

    کمک قابل توجه به رشد و بهبود وضعيت مرکز در طول چند سال.

    عملکرد و رهبري فعالانه بين کارکنان بيمارستان.


    منتخبين سال


    اداراتي مثل مديريت اطلاعات بهداشت (HIM)، هر سال بر مبناي معيارهاي خاصي جوايزي را به برخي پزشکان اختصاص مي‌دهد و اينها از جمله جوايزي است که در سال 2007 از طرف برخي بيمارستان‌ها براي جشن روز پزشک در نظر گرفته شده:

    پزشکي که ساعت 2 بامداد به راحتي مي‌توان با او تماس گرفت (منتخب بخش اورژانس).

    پزشکي که بيش از همکاران خود از طرف بيماران مورد تقدير قرار گرفته است (منتخب پرستاران).

    پزشکي که کارکنان بيمارستان بيش‌ از همه نامش را مي‌برند (منتخب پرستاران).

    بيشترين تاثيرگذار (منتخب (HIM).

    مهارت بيشتر براي مهار بيماري‌هاي عفوني (منتخب اداره مهار عفونت‌ها).

    شوخ‌ترين پزشک (منتخب پرستاران).

    پزشکي که بيشترين زمان را صرف مطالعه و تحقيقات در مورد رشته خود مي‌کند (منتخب نهادهاي تحقيقاتي).

    پزشکي که دوستانه و بدون اتلاف وقت مخاطب پاسخگو است و حتي در زمان خارج از Oncall گوشي را بر مي‌دارد (منتخب روابط عمومي).

    پزشکي که همواره متوجه کيفيت روند درمان است (منتخب مديريت کيفيت).

    کوتاه‌ترين زمان متوسط ثبت درست سوابق پزشکي، کمتر از 1000 سابقه (منتخب HIM).

    کوتاه‌ترين زمان ثبت درست سوابق پزشکي بيش از 1000 سابقه به صورت درست (منتخب HIM).

    پيگيرترين پزشک بدون توجه به پايان زمان شيفت (منتخب بخش جراحي و اورژانس).

    مسلط‌ترين و خونسردترين پزشک تحت شرايط فشار (منتخب بخش جراحي و اورژانس).

    پزشکي که مرتبا آخرين علايم حياتي بيمار را بررسي مي‌کند (منتخب بخش اورژانس).

    پزشکي که در اورژانس حضوري مفيد دارد، اين حضور شامل سرعت عمل، شرکت موثر در تيم درمان و کمک‌رساني به بيمار است به طوري که پزشک بتواند به خوبي گروه را هدايت و هماهنگ کند (منتخب بخش اورژانس).

    مترجم: مرجان يشايايي
    هفته نامه سپيد

  13. 2 کاربر از Non-Existent برای پست مفید تشکر نموده اند:


  14. Top | #38
    Non-Existent

    پیش فرض رازهاي موفقيت در طبابت کدامند؟

    به تمام شکايت‌هاي بيمار، بدون اينکه صحبت‌هاي او را قطع کنيد، از خود دفاع کنيد يا قضاوت بي‌مورد و نابجا نماييد، گوش جان بسپاريد


    اگر از پزشکان بخواهند فهرستي از کارهايي که اصلا مورد علاقه‌شان نيست را به ترتيب اهميت برايتان بشمارند، در درجه اول اخراج کارمندشان مانند منشي که به کارها و بيمارانشان وارد هستند و آنها را مي‌شناسند، قرار دارد و در درجه دوم، حل شکايت‌هاي بيماران...


    با وجود مشکلات بالقوه بسياري که وجود دارد و روش‌هاي متفاوتي که بيماران واکنش خود را به آن صورت نشان مي‌دهند، به نظر مي‌رسد ساخت يک قالب واحد براي سازگاري بيشتر که متقابلا رضايت دو طرف در آن گنجانده شده باشد، غيرممکن است، اما اين ‌هدف دست‌نيافتني نيست و مي‌توان به آن رسيد و آن‌طور که به نظر مي‌رسد، پيچيده هم نيست، زيرا متوجه مي‌شويد که قسمت اعظم شکايات بيماران ناراضي يک ريشه مشترک دارند: يا انتظارات بيمار برآورده نشده‌اند يا در نظر گرفته نمي‌شوند.

    برخي اوقات، اين موضوع تقصير شماست و گاهي، مشکل بيمار و اغلب، کمي از هر دو طرف در ايجاد آن دخيل هستند، اما در هر صورت نتيجه يکي است. شما يک بيمار ناراضي داريد و بايد با آن کنار بياييد و مقابله نماييد که مي‌توان اين وظيفه به‌ظاهر ناخوشايند را به يک استراتژي ساده و در سه بخش تقسيم کرد و به سرانجام رساند:

    به دنبال انتظارات ناديده گرفته شده بيمار باشيد و اينکه چرا در نظر گرفته نشده‌اند.

    روي يک راه‌حل توافق کنيد.

    از تجربه‌هاي خود براي پيشگيري از بروز مشکلات و شکايت‌هاي مشابه در آينده درس بگيريد.

    در بيشتر موارد، اين يک کار اضافي و وقت‌گير نيست که به شما محول شده باشد. به جز مواردي که شکايت، بديهي و بي‌اهميت يا صرفا اداري هستند، شما بايد راه‌حل آن را از خود بخواهيد. اين همان چيزي است که اگر شما به جاي شاکي بوديد، درخواست مي‌کرديد و اغلب آن‌قدر مهم است که به بيمار خود اعتماد داشته باشيد و خود را جاي او بگذاريد.

    اگر در اين موقعيت قرار بگيريد، شايد ازخود بپرسيد: «چرا من بايد مراقب هم‌چيز و همه‌کس باشم؟ آيا هزينه‌هاي شخصي که از زمان و تلاش خود براي حل شکايت‌ها مي‌پردازم، واقعا ارزش آن را دارد؟» قطعا، زيرا يک ضرب‌المثل قديمي و به‌راستي واقعي مي‌گويد: «يک بيمار راضي، 5 بيمار جديد را به شما برمي‌گرداند، اما يک بيمار ناراضي، 20 بيمار يا حتي تعداد بيشتري را از شما مي‌ترساند و دور مي‌کند.» علاوه بر اين، اگر شکايت واقعا مهم است و شما آن را حل و فصل ننماييد، بيمار به دنبال کس ديگري مي‌گردد که اين کار را برايش انجام دهد و درواقع شانس از در خانه شما دور شده است، زيرا بيش از 20 بيمار را از دست داده‌ايد!



    لطفا گوش دهيد!


    ساده‌ترين راه براي رسيدگي به شکايت‌ها، پيشگيري از به وجود آمدن آنها، در حد ممکن است. سعي کنيد انتظارات واهي را که در ذهن بيمار ريشه دوانده، در همان اول کار بخشکانيد.

    زماني را براي توضيح در مورد درمان‌ها و روش‌هايي که قرار است انجام شود و نتايجي را که به احتمال زياد در آينده براي بيمار رخ خواهد داد، با يک روش واضح و صادقانه در ميان بگذاريد. از آنجا که حتي بيشتر بيماران موشکاف و دقيق نيز به تمام مطالبي که شما توضيح مي‌دهيد، جذب نخواهند شد و يا متوجه آنها نخواهند بود، از نوشته‌هاي جذاب و جالب‌توجه و ديگر ادوات بصري استفاده کنيد و البته هر مطلبي را که براي شنونده خود توضيح مي‌دهيد، ثبت نماييد.

    بايد در نظر داشته باشيد که با وجود انجام بهترين تلاش‌هاي خود، همواره شکايت بيماران وجود خواهد داشت و مديريت درست آنها، يک مهارت است. مهم‌ترين مهارت که اغلب افراد خصوصا پزشکان، آن را به سختي انجام مي‌دهند و شايد هم از آن آگاهي ندارند، هنر «گوش دادن به شکايت» است. قبل از اينکه شما بتوانيد مشکلي را حل کنيد، بايد بدانيد که اصل ماجرا چيست و انجام ندادن اين مرحله، دقيقا، همان زمان اشتباهي است که به ساخت فرضيه يا مستقيما به مرحله نتيجه‌گيري رفتن، سپري مي‌شود.

    به تمام شکايت‌هاي بيمار، بدون اينکه صحبت‌هاي او را قطع کنيد، از خود دفاع کنيد يا قضاوت بي‌مورد و نابجا نماييد، گوش جان بسپاريد. بيماران خشمگين به اينکه چرا به مشکل پيش آمده اهميتي نمي‌دهيد و اينکه شما در کدام قسمت داستان آنها قرار داريد و چه مسووليتي با شما بوده که انجام شده يا خير، علاقه‌مند نيستند. اين مشکل شما نيست، ولي گوش کنيد و آنها را درک نماييد.

    همان‌طور که به شکايت‌هاي بيمار گوش مي‌کنيد، انتظارات ناديده گرفته شده خود را نشان خواهند داد.



    خلاصه‌سازي

    وقتي صحبت‌هاي بيمار تمام شد، بهتر است شکايت‌ها را به صورت خلاصه تکرار کنيد: «پس اگر من درست متوجه شده باشم، شما انتظار داشتيد که «X» اتفاق افتد، اما به جاي آن «Y» رخ داده است.»

    اگر اشتباه مي‌کرديد و بيمار با شما موافق نبود، خلاصه را تغيير دهيد، تا زماني که بيمار موافقت کند شما شکايت وي را به درستي درک کرده‌ايد. وقتي متوجه مشکل شديد، حال مي‌توانيد در مورد راه‌حل صحبت کنيد. اغلب، بيمار چيزي در ذهن خود دارد، مانند درخواست يک درمان اضافي، ارجاع به جاي ديگر و يا يک تخفيف و گاهي اوقات، به سادگي تمام، يک پوزش و عذرخواهي از سوي شما. با تمام اين احوال، اجازه دهيد بيمار مشکل خود را بيان کند. اگر راه‌حل منطقي باشد، آن را قبول کنيد و اگر غيرمعقول، سعي کنيد يک جايگزين مناسب ديگر ارايه نماييد.

    وسوسه اصلي اينجاست که پزشک بيشتر به فکر حفاظت از خود و منافعش است تا خوشحال نمودن بيمار و اين، همان چيزي است که مشکلات بزرگ‌تر را مي‌سازد. نبايد حالت تدافعي داشته باشيد و هميشه به ياد داشته باشيد که اين به نفع شماست.



    يک تلاش صادقانه

    اغلب سوال مي‌شود که بازپرداخت ويزيت، يک راه‌حل معقول هست يا خير. برخي از بيماران بازپرداخت را به عنوان پذيرش ضمني اشتباه تفسير مي‌کنند، بنابراين بهتر است از اين رويکرد حذر نمود.

    البته به هر حال لغو يک هزينه کوچک براي يک بيمار عصباني مي‌‌تواند يک کار احتياطي باشد و به نظر مي‌رسد دقيقا مانند اين است که يک تلاش صادقانه براي برطرف کردن وضعيت بغرنج صورت گرفته است، اما معمولا ارايه خدمات يا مواد اضافي با هزينه کمتر، روش جايگزين بهتري نسبت به برگرداندن پول بيمار است.

    هنگامي که شما به يک راه‌حل رضايت‌بخش دوطرفه رسيديد، همه چز را مستند نماييد و يک منطقه نمودار «شخصي» ذخيره براي اين مستندات در نظر بگيريد، زيرا اين مدارک قرار نيست به جايي ارجاع شوند يا ديگر بيماران ثالث از يادداشت‌هاي باليني شما نسخه‌اي داشته باشند. اگر بيمار شما، اين مستندات را امضا نمايد، يعني اعلام کرده که شکايت وي برطرف شده است.

    در نهايت، هميشه سعي کنيد از تجربيات خود بهره ببريد. از خود بپرسيد چگونه مي‌توانيد از تکرار شکايت جلوگيري کنيد، زيرا آنچه انجام داديد، مي‌تواند از تکرار بعدي آن موضوع در آينده جلوگيري نمايد و بدانيد چگونه ممکن است از بروز انتظارات غيرواقعي بيماران در آينده پيشگيري کرد.

    مهم‌تر از همه، شخصا شکايت نکنيد، حتي اگر شخصي باشند. مهم نيست شما چه‌قدر سخت تلاش مي‌کنيد، اما بدانيد نمي‌توانيد هرگز همه افراد را خشنود سازيد.

    منبع: MD consult
    دکتر شادي کلاهدوزان
    هفته نامه سپيد

  15. 4 کاربر از Non-Existent برای پست مفید تشکر نموده اند:


  16. Top | #39
    Non-Existent

    آقا رضا پزشک مي‌شود!

    متحيرم با اين همه مسايل و مشکلاتي که پزشکي دارد، چرا وقتي کسي از رشته پزشکي فارغ‌التحصيل مي‌شود، برايش جشن مي‌گيرند؟!


    به‌به‌به! بالاخره آقا رضاي ما هم «پزشک» شد! يک پزشک جوان و تازه‌نفس که مي‌خواهد هم به مردم خدمت کند و هم تلافي سال‌هاي دور و درازي را که درست خوانده و پول خرج کرده، درآورد! انگار ديروز بود که نتايج آزمون سراسري دانشگاه‌ها را دادند و آقا رضا نفر اول گروه پزشکي شد. جشن و شادي و سور دادن و مابقي قضايا و سپس نشستن در کلاس درس و خواندن کتاب‌هايي که از نظر قطر و طول و عرض، کم‌نظير و مثال زدني بود! ...

    آقا رضا، فلاش‌بک، مي‌کند...

    آقا رضا همان‌طور که در مطب تازه تاسيس‌اش نشسته، سال‌هاي گذشته‌اش را از نظر مي‌گذارند و به اصطلاح «فلاش بک» مي‌کند: عجالتا خوابگاهي در کار نيست و آقا رضا نبايد به دنبال اتاق اجاره‌اي باشد، هيچ‌کس به آدم مجرد، حتي اگر دانشجوي پزشکي باشد، به سادگي اتاق اجاره نمي‌دهد و اگر هم اجاره بدهد، يک شرط نامريي ضمن عقد دارد و آن هم پيوند مقدس زناشويي دانشجوي پزشکي جوان، با دختر جناب آقاي صاحب‌خانه است، آن هم با مدرک ردي سوم دبيرستان و البته علاقه و ذوق وافر به آشپزي و خياطي و خانه‌داري!

    اما آقا رضا، بيدي نيست که با اين بادها بلرزد و در عنفوان جواني، قاطي مرغ‌ها شود! او مي‌خواهد درس طبابت بخواند، هفت سال... ده سال... دوازده سال... خلاصه هر قدر که طول بکشد!



    آقا رضا نيمرو مي‌خورد

    آقا رضا بالاخره اتاقي را اجاره مي‌کند که صاحب‌خانه‌اش، پيرزن و پيرمردي عقيم هستند. او يک شانه تخم‌مرغ و تعدادي تن ماهي خريده که يک شب در ميان، آنها را بخورد. هر چه باشد، از غذاي سلف سرويس دانشکده، بهتر و خوش‌مزه‌تر است! آقا رضا، صبح‌ها آويزان اتوبوس شرکت واحد مي‌شود تا به دانشگاه برسد و غروب‌ها هم اين ورزش اجباري آکروباتيک را اجرا مي‌کند تا به خانه برگردد. اما راه خانه تا دانشکده دور است و در نتيجه گاهي دير به کلاس درس مي‌رسد. آقا رضا تلاش زيادي مي‌کند تا به خوابگاه دانشجويي راهش بدهند. خوابگاه، يک ايران در چند اتاق کوچک است. کرد و ترک و لر و فارس و بلوچ و عرب و ترکمن وگيلک، همه در يک‌جا! يکي شاد و شنگول و يک عبوس و درون‌گرا! يکي کم‌خواب و يکي پرخواب، يکي درس‌خوان و ديگري چاخان! خلاصه، خوابگاه است و بايد با خوب و بدش ساخت!



    آقا رضا فارغ‌التحصيل مي‌شود

    بالاخره سال‌ها درس خواندن و دوره ديدن در بيمارستان‌ها، نتيجه مي‌دهد و آقا رضا در رشته پزشکي فارغ‌التحصيل مي‌شود. باز هم جشن و سرور و شادماني. آقا رضا حالا بايد برود طرح‌اش را بگذارند، اما کجا، معلوم نيست!

    يک روز آقا رضا سوار اتوبوس مي‌شود و در يکي از مناطق کنار جاده، از آن پياده مي‌شود. يک اتاق به او مي‌دهند و به دنبال کارشان مي‌روند، اما هنوز يک ربع بيشتر نگذشته که خبر مي‌دهند زودتر خودش را به اورژانس بيمارستان برساند. حدود 20 نفر که سوار يک دستگاه وانت بوده‌اند و از عروسي برمي‌گشته‌اند بر اثر واژگون شدن وانت، همگي لت وپار شده‌اند! آقا رضا به سرعت خود را بالاي سرشان مي‌رساند. تا حالا آن قدر مجروح بدحال نديده است. چند نفري اجازه نمي‌دهند پانسمان شوند: «آقا دکتر، باور بفرماييد چيزي‌مان نيست... اجازه بدهيد برويم، به کار و زندگي‌مان برسيم!» وسايل زخم‌بندي کافي نيست، از اين رو ملحفه را تکه‌تکه مي‌کنند و با آن زخم‌هاي بعضي از مجروحان را مي‌بندند.

    - «آقا دکتر، روزي نيست که چند تا تصادف خونين در اين جاده روي ندهد، بنابراين هميشه سر و کارمان با کشته‌شدگان و مجروحان است! خانمي که قبلا اينجا بود، دو سه ماه بيشتر دوام نياورد، پارتي‌بازي کرد و به جاي ديگري رفت. شما هم مي‌خواهيد از اين وضع راحت شويد، پارتي‌بازي کنيد و به جاي ديگري برويد که اقلا بغل يک جاده پرحادثه نباشد!»

    دکتر رضا تلفني نسخه مي‌نويسد

    طرح آقا رضا هم که به سلامتي تمام مي‌شود و حالا مي‌تواند در شهر مورد نظرش کار کند.

    - «فرموديد يک اتاق‌ اداري 20 ميليون تومان وديعه و 500 هزار تومان اجاره؟»

    - «زياد نگفتيم دکتر جان، شماها که الحمدالله وضع‌تان خيلي خوب است و از اين نظر مشکلي نداريد! در ضمن حالا که اينجا تشريف داريد، بي‌زحمت مادرزن بنده را تلفني معاينه کنيد، ببينيد چه دارويي بخورد، براي نفخ شکم‌اش خوب باشد... گوشي لطفا...!»

    - «چه مواقعي نفخ مي‌کنيد، خانم‌ جان؟»

    - «وقتي سريال «جومونگ» را از تلويزيون مي‌بينم، به نظرم خيلي احساساتي مي‌شوم و نفخ عصبي مي‌کنم!»



    آقا رضا مسافرکش مي‌شود

    - «ببينم، فرزندم، رضا جان! ما مثل هر پدر و مادر ديگري آرزو داشتيم فرزندمان يک روز پزشک بشود، که شد! حالا پس چرا سرکار نمي‌روي تا براي خودت پولدار شوي؟ من شنيده‌ام دور از چشم ما، صبح‌ها، ماشين دوستت را مي‌گيري و با آن مسافرکشي مي‌کني، دوستت هم که مي‌رود نانوايي کار مي‌کند. پس اين همه درس خواندن و هزينه کردن به چه درد مي‌خورد، رضا جان؟ لااقل مي‌رفتي خواربارفروشي باز مي‌کردي که دلمان آن قدر نمي‌سوخت!»

    - «باور کنيد براي ما پزشکان جوان، کار نيست بابا جان! استخدام دولتي ممنوع است و بيمارستان‌هاي خصوصي هم يا کار ندارند و يا به پزشکان جوان کمتر از نيروهاي خدماتي حقوق مي‌دهند!»



    آقا رضا دکتر بيمه‌اي مي‌شود

    آقا رضا به هر دري مي‌زند و پارتي مي‌تراشد، تا عاقبت در درمانگاه يکي از بيمه‌ها مشغول به کار مي‌شود.

    - «بفرما پدر جان که ناراحتي‌تان چيست؟»

    - «راستش آقا دکتر، دلم مدتي است که خيلي ضعف مي‌رود و در ضمن چشمانم دو دو مي‌زند، ضربان قلبم نامنظم است، قوزک پايم درد مي‌کند، موهاي سرم مي‌ريزد، معده‌ام ترش مي‌کند، کليه‌ام مي‌سوزد، نفسم درنمي‌آيد، زانوهايم تير مي‌کشد، گوشم وزوزي مي‌کند، آب دهانم را نمي‌توانم قورت بدهم، زير ناخن‌هايم سفيد شده، دل‌درد دارم، کف‌ پايم صاف شده، اوره ‌‌ام بالا رفته، قندم پايين افتاده، ريه‌هايم ناراحت وتنفس برايم سخت شده است و خلاصه حال و روز خوشي ندارم!»



    آقا رضا بيمار شبانه دارد

    - «آقا رضا... آقارضا... پاشو ببين همسايه طبقه بالايي است، انگار با تو کار دارد.»

    - «اين وقت شب با من چه کاري مي‌تواند داشته باشد؟»

    - «نمي‌دانم والله... حتما کارش واجب است.»

    - «الو... شب به خير عباس آقا، با بنده امري داشتيد؟»

    - «سلام آقا دکتر... اين بچه کوچک‌‌مان، ببخشيدها، از سرشب بيرون‌روي گرفته، مي‌خواستم لطف کنيد بفرماييد چه کارش کنيم که اسهالش بند بيايد؟ در ضمن دفترچه بيمه داريم و زير ميزي هم بخواهيد، حرفي نداريم!»



    آقا رضا کادوي صدهزار توماني مي‌دهد

    مادر آقا رضا به آقا رضا زنگ مي‌زند: «امشب تولد نوشين‌جان يادت نره‌ها! يک کادوي درست و حسابي بخر که لااقل صدهزار تومان بيارزد!»

    - «صد هزار تومانم کجا بود، مادر جان!»

    - «بابا، تو مثلا دکتري و همه ازت توقع دارند، آن وقت نمي‌خواهي کادوي صدهزار توماني بخري؟»

    - «عجب بساطي است‌ها... سلماني مي‌روي، انعام زيادي مي‌خواهند، چون مي‌گويند دکتري! قصابي مي‌روي قيمت گوشت را چهارلا پنج‌لا حساب مي‌کنند، چون مي‌گويند دکتري! رفتگر محله کمتر از ده هزار تومان انعام را قبول نداره، چون مي‌گويند دکتري! بقالي و ميوه‌فروشي هر قيمتي خواستند حساب مي‌کنند، چون مي‌گويند دکتري!»

    - «خب، دکتري آقا، رضا جان... مگر غير اين است که دکتري!»



    آقا رضا مرغ و خروس حق ويزيت مي‌گيرد

    آقا رضا مي‌بيند پزشک عمومي بودن، مقرون به صرفه نيست. لذا آن قدر درس مي‌خواند، تا در رشته تخصصي قبول شود. بعد دوباره مي‌فرستدش منطقه‌اي دور افتاده و محروم تا طرح‌اش را بگذراند.

    - «سلام رضا جان، اصلا مي‌گويي يک بابا نسخه‌اي دارم که تلفني بزنم و از حالشان جويا شوم؟»

    - «حق با شما است، پدر جان! باور کنيد آن قدر مريض دارم که وقت نمي‌کنم سرم را بخارانم!»

    - «در عوض، پول و پله درست و حسابي جمع مي‌کني که بعد از پنجاه شصت سالگي به دردت بخورد! راستي رضا جان، اين سر و صداها چيست که از مطب‌ات شنيده مي‌شود؟ نکند مرغداري باز کرده‌اي؟»

    - «مرغداري نيست پدر جان! اينجا اغلب مريض‌ها پول ندارند حق ويزيت بپردازند، به جايش مرغ و خروس مي‌دهند!»

    - «مرغ و خروس گفتي، ياد اکبرآقا دوست و همکلاسي قديمي‌ات افتادم، ديپلم‌اش را که گرفت، رفت توي کار مرغداري! الان ماشاءاله براي خودش چند تا مرغداري بزرگ دارد و ثروتش از پارو بالا مي‌رود! ببين پسرجان، اگر دکتري برايت سودي ندارد، به اکبر آقا بگويم، در مرغداري‌اش برايت يک کاري دست و پا کند!»



    آقا رضا و درج خبر مسافرت خارج‌اش در روزنامه‌ها

    باز هم جشن و سرور و شادماني خانوادگي و دوستانه، و اين بار براي بازگشت پيروزمندانه آقا رضا از طرح!

    - «آقا رضا، چه قدر پير و شکسته شدي! در ضمن وقتي شهرستان بودي، خبرنگاري مطلبي در يکي از روزنامه‌ها چاپ کرده که فلان دکتر خون مردم را در شيشه کرده و با پول آنها رفته سفر خارج! از مشخصاتش فهميدم که بايد تو باشي!»

    - «يعني راستي راستي خبرمسافرت مرا روزنامه‌ها هم چاپ کردند!»

    - «آره، حالا راستش را بگو کجا رفته بودي؟»

    - «ديدم خيلي سال‌ها درس خوانده‌ام و جايي را نديده‌ام، با تور قسطي يک سفر رفتم دوبي!»

    - «چرا ديگر قسطي، شما دکترها که پول‌تان از پارو بالا مي‌رود!»

    - «درست است، اما نه به اندازه مرغدارها و پنچرگيري‌ها و تعويض روغني‌ها! اين سلماني محله ما را مي‌بيني، حداکثر 6 ماه دوره ديده، شده است استاد سلماني با کلي درآمد! بنده هم 24 سال درس خوانده‌ام و دوره ديده‌ام، تازه معلوم نيست که نصف او در ماه در‌آمد داشته باشم! وانگهي، آقا سلمانيه اگرموهاي کسي را خراب کند، فوق‌اش معذرت مي‌خواهد و از او دستمزد نمي‌گيرد، اما بنده اگر مرتکب‌ خطاي پزشکي شوم، بايد کار و زندگي‌ام را بگذارم و در دادگاه ‌‌ها سرگردان شوم و آخر الامر، ديه هم بدهم! حالا شب نخوابي‌ها و از طرف بستگان بعضي بيماران تهديد شدن‌ها و هزار ويک مشکل ديگر، پيشکش! بنده متحيرم با اين همه مسايل و مشکلاتي که پزشکي دارد، هنوز بيشترين تعداد داوطلبان کنکور سراسري مربوط به اين رشته‌اند و چرا وقتي کسي در رشته پزشکي قبول و سپس فارغ‌التحصيل مي‌شود، برايش جشن مي‌گيرند؟!»

    بهروز قطبي
    هفته نامه سپيد

  17. 10 کاربر از Non-Existent برای پست مفید تشکر نموده اند:


  18. Top | #40

    • مدیر سابق بخش پزشکی
    • تاریخ عضویت
      28-Jul-2009
    • رشته تحصیلی
      000000
    • پست‌ها
      2,213
    • سپاس
      2,920
    • 4,273 تشکر در 1,673 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      17
    • امتیاز
      644

    پیش فرض پاسخ: آقا رضا پزشک مي‌شود!

    من خوب يادم مي آيد كه پزشكان بنگالي و هندي بهمراه پرستاران فيليپيني طب مارا قبضه كرده بودند امروز جاي بسي خوشحالي است كه ما توانسته ايم پزشكان خوبي تربيت كنيم الته اين وظيفه دولت است كه به فكر كرامت انساني وعزت نفس اين قشر فاخر جامعه باشد در تمام دنيا طبيب حرمت خاص خودش را دارد واينجا نيز همين طور است اميدواريم كه هر روز بهتر از ديروز باشد آمين

  19. 4 کاربر از nasirii برای پست مفید تشکر نموده اند:


صفحه 4 از 6 ابتداابتدا 123456 آخرینآخرین

اطلاعات تاپیک

کاربران حاضر در این تاپیک

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک هستند. (0 عضو و 1 مهمان)

برچسب ‌ها

این مطلب را به اشتراک بگذارید

قوانین ارسال

  • شما نمی‌توانید تاپیک جدید ارسال کنید.
  • شما قادر به ارسال پاسخ نیستید .
  • شما نمی‌توانید فایل ارسال کنید.
  • شما نمی‌توانید پست ‌های خود را ویرایش کنید.
  •  
دانشجو در شبکه های اجتماعی
افتخارات دانشجو
لینک ها
   
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
به دانشجو امتیاز دهید:

آپلود مستقیم عکس در آپلودسنتر عکس دانشجو

توجه داشته باشید که عکس ها فقط در سایت دانشجو قابل نمایش می باشند.

Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.1