پایه عکاسی مونوپاد
مدرسان شریف ۹۳
سایت علمی دانشجویان ایران
دانـلـود مقـالات آی اس آی 
از تـمامـی پـایـگـاه های آنـلایــن، بـه سـادگـی!
هنر ایران پژوهش (توسعه)
صفحه 2 از 3 ابتداابتدا 123 آخرینآخرین
در حال نمایش 11 تا 20 از مجموع 22

تاپیک: گوســــفندان

  1. Top | #11

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: گوســــفندان

    انواع بیماری های گوسفندان
    که در مورد همشون توضیح خواهم داد

    شاربن یا سیاه زخم
    آنتروتوکسمی
    قلوه نرمی یا پرخوری در بره ها از بدو تولد تا یکسالگی
    بروسلوز
    آگالاکسی
    آبله
    تب برفکی
    اتیمای مسری
    ذات الریه مزمن
    ذات الریه حاد (التهاب ریه)
    پیروپلاسموز
    جرب،گری، کچلی، خارش
    کپلک
    کرمهای ریوی-معدی (قزل قورت)
    تنازیس



    http://scasiauv.blogfa.com

    ترنسیس
  2. کاربر زیر از بهمن برای پست مفید تشکر نموده است:


  3. Top | #12

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: گوســــفندان

    سیاه زخم یا شاربن



    سبب شناسی :عامل بیماری باکتری به نام باسیلوس آنتراسیس می باشد که به شکل نباتی در نسوج و مایعات بدن انسان و حیوانات یافت می شود . چنانچه میکروب در معرض هوا قرار گیرد تشکیل هاگ می دهد که در مقابل عوامل فیزیکی و شیمیایی بسیار مقاوم است .


    انتشار جغرافیایی

    انتشار این بیماری در سطح جهانی می باشد .


    وقوع بیماری در انسان :
    به طور معمول در نواحی از کشورهای در حال توسعه و در بین افرادی که با گاو سر و کار دارند و در شرکتهایی که پشم و پوست نگهداری می گردد ، شایع است . در بین کارگران پشم ، پوست بز و دیگر پوستها اتفاق می افتد .


    بیماری در انسان :
    این بیماری سه شکل کلینیکی دارد که عبارتند از :
    جلدی ، ریوی یا تنفسی و معدی - روده ای ، که در بین اینها شکل جلدی معمول ترین آن بوده و بیش از 90 % سیاه زخم انسانی را شامل می شود . بیماری از طریق تماس با حیوانات آلوده و یا لاشه آنها شامل: پشم ، پوست و چرم و موی آلوده به انسان انتقال می یابد . جراحت اولیه به صورت تاولی در محل نفوذ میکروب تشکیل می شود بعد تبدیل به زخم گود و سیاه رنگ می شود . معمولاً جراحات جلدی بدون درد بوده و به همین دلیل ممکن است شخص مبتلا به موقع به پزشک مراجعه ننماید . در صورت عدم معالجه بیمار ، عفونت ممکن است پیشرفت کرده و منجر به سپتی سمی و مرگ گردد .
    شکل ریوی بیماری در اثر استنشاق هاگهای باسیلوس آنتراسیس حادث می گردد . در وحله اول ، علائم بیماری خفیف و مشابه عفونتهای معمول بخش فوقانی دستگاه تنفس است اما بعد از حدود 3 الی 5 روز علائم حادتر گشته ، تب و شوک و بالاخره مرگ به ظهور می رسد .
    شاربن معدی – روده ای ( گوارشی ) در اثر مصرف گوشت آلوده به باسیلوس آنتراسیس ایجاد می شود . بیماری با گاسترو آنتریت شدید توام با استفراق و خون در مدفوع تظاهر نموده و میزان مرگ و میر ناشی از آن زیاد است .


    نقش حیوانات در اپیدمیولوژی بیماری :
    وجود حیوانات در انتقال بیماری ضروری است . شاربن در انسان از طریق حیوانات و محصولات حیوانی انتقال می یابد . انتقال از انسان به انسان بسیار استثنائی است .


    تشخیص :

    تشخیص بیماری براساس مشاهده عامل سببی آن از طریق برسی میکروسکوپی گسترش رنگ آمیزی شده مایع تاول در انسان امکان پذیر می باشد . استفاده از تکنیک ایمونوفلوروسنت برای نسوج تازه یا گسترش خون برای تشخیص احتمالی مناسب است . برای آزمایش پوست و چرم نیز آزمایش اسکولی می تواند موثر باشد .


    کنترل :

    پیشگیری شاربن در انسان عمدتاً بر اساس رعایت موارد زیر می باشد :
    1 - کنترل عفونت در حیوانات
    2 - جلوگیری از تماس باحیوانات و محصولات حیوانی آلوده
    3 - رعایت بهداشت شخصی و محیطی در مکانهایی که محصولات با منشادامی جابجا می گردد
    4 - مراقبتهای پزشکی لازم در مورد زخمهای جلدی
    5 - ضد عفونی مو و پشم با محلول گرم فرمالدئید ، افراد و گروههای شغلی را که در معرض مخاطرات شدید قرار دارندمانند دامپزشکان ، دامپروران ، کارگران کارخانجات فرآورده های پشم و پوست و کارگران کشتارگاه ها می توان با آنتی ژن محافظت کننده واکسینه نمود .

  4. کاربر زیر از بهمن برای پست مفید تشکر نموده است:


  5. Top | #13

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: گوســــفندان

    آنتروتوکسمی


    آنتریت خونی، افزایش مایع صفاقی، ازدیاد مایع دور قلب، ازدیاد درجه حرارت و تشنج، مرگ سریع

    بيماري رايج و كشنده در بين گوسفندان است . اين بيماري بين دامداران به نامهاي زهره درد ، پرخوري علفي،روده سرخ،قلوه نرمي معروف است،اين بيماري هنگامي گوسفندان را مبتلا مي كند كه وضع تغذيه آنها بسيار خوب است.



    آنتروتوکسمی بیشتر در گوسفندان جوان 2 ماهه تا یک ساله و گاهی بیشتر دیده می شد معمولا گوسفندانی به این بیماری مبتلا می شوند که سرحال و قوی هستند زیرا این گوسفندان غذاهای خوب را به مصرف رسانده و مبتلا می شوند. بیماری اغلب با مرگ ناگهانی همراه است و در بیشتر اوقات هیچگونه نشانی قبلی جلب نظر نمی کند ولی اگر تصادفا چند ساعت قبل از مرگ حیوان را دیده باشند ممکن است آثار گیجی جلب نظر نماید. حیوان قادر به ایستادن نیست به سرعت ناتوان گشته دچار عدم تعادل شده و بره دچار حالت مچ روی می گردد. نهایتا دام بی حال روی زمین دراز کشیده سر را بصورت منقبض برمی گرداند و حرکات تشنجی در دست و پا ظاهر می گردد. بسیار کوشش برای سرپا استادن ندارد و در حالت اغماء تلف می شود. گاهی چند ساعت قبل از مرگ نشانی دل درد ظاهر می گردد و حیوان پاهای عقب خود را باز نگاه می دارد و به پهلوی خود نگاه می کند. علائم بیماری در دستگاه گوارش وقتی ظاهر می شوند که مدتی از بیمار شدن دام گذشته باشد. در این شرایط دام ممکن است دچار اسهال شود چنانچه دام از ابتدا مبتلا به اسهال گردد چون این امر به دفع سم کمک می کند به بهبود دام کمک خواهد کرد. اگر حالت اسهال دیر شروع شود یا اصلا شروع نشود عواقب بدی خواهد داشت.

  6. کاربر زیر از بهمن برای پست مفید تشکر نموده است:


  7. Top | #14

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: گوســــفندان

    بيماري بروسلوز


    گردآوري و تاليف: دكتر مهدي شمس

    مقدمه :
    بروسلوز يا تب مالت يا سقط‌جنين واگير از جمله بيمارهاي مشترك انسان و دام است كه توسط باكتريهاي خانواده بروسلا ‏ايجاد مي‌شود. اين باكتري براي اولين‌بار توسط يك دامپزشك دانماركي به نام برنارد بانگ كشف گرديد.
    ميكروبهاي خانواده بروسلا قادرند كه اكثر موجودات زنده مثل انسان، گاو، گوسفند، بز، اسب، سگ و… را مبتلا كنند. از جمله ‏سويه‌هاي مهم اين با كمتري مي‌توان به بروسلا آبورتوس كه گاو را بيمار مي‌كند،ب روسلا ميلتنسيس كه باعث بيماري در ‏گوسفند و بز ماده مي‌شود، بروسلا اوويس كه قوچها را بيمار مي‌كند و بروسلاكنيس كه باعث بيماري در سگ مي‌شود اشاره ‏كرد.
    اين بيماري انتشار جهاني دارد و بدون شك بعلت انتشار تقريباً جهاني گاو بروسلا ابورتوس منتشرترين عضو از خانواده ‏بروسلاها و باعث خسارات اقتصادي زياد به دامداران و تهديد سلامتي جوامع انساني مي‌باشد (1). به همين دليل در اين ‏نشريه بيشتر به شرح اين ميكروب پرداخته خواهد شد.
    راههاي دچار شدن گاو به بيماري :
    ميكروب بروسلا ابورتوس اكثراً از طريق دماي يعني در اثر تغذيه مواد غذايي و آب آلوده به ميكروب (1) و يا ليسيدن جنين سقط ‏شده و يا جفت آلوده و تشريحات تناسلي آلوده گاوهاي بيماري كه در عمل وجود دارند به گاوهاي سالم منتقل مي‌شود (2).
    البته بدليل اينكه اين ميكروب قدرت تهاجمي بالايي دارد قادر است از طريق نفوذ به پرده‌هاي مخاطي بيني و گلو، چشم، ‏دستگاه تناسلي و ادراري، مجراي سر پستان، بافت پستاني، پوست خراشيده و يا زخم شده و حتي پوست سالم باعث ‏بيماري دام شود (1).
    علائم بيماري در گاو :
    مهمترين علامت بيماري بروسلوز در گاو ماده سقط‌جنين در ماههاي پنجم آبستني به بعد است كه اكثراً سقط‌جنين همراه ‏جفت ماندگي خواهد بود جنين سقط شده و ترشحات رحمي حاوي تعداد زيادي ميكروب مي‌باشد كه از اين طريق ساير ‏دامهاي دامداري را آلوده مي‌كند (2). ممكن است چند گوساله نيز زنده متولد شوند ولي اين گوساله‌ها خيلي ضعيف هستند ‏و ممكن است بعداً به اسهال سفيد مبتلا شوند (2).
    به هر حال دام ماده بيمار بندرت بيش از يكبار سقط مي‌كند و در آبستني بعدي معمولاً گوسالة ظاهراً سالمي را متولد خواهد ‏كرد؛ ولي بايد توجه داشت كه دامهاي مبتلا به بروسلوز حتماً به بيماري «ورم‌پستان» ناشي از بروسلا مبتلا خواهند شد و در ‏سرتاسر دوره شيردهي بطور متناوب يا دائم تعداد زيادي ميكروب را از راه شير دفع مي‌نمايند و شير آنها نيز سالم به نظر ‏مي‌رسد و اگر اين شير به‌صورت خام توسط انسان مصرف شود يا براي تغذيه گوساله‌ها استفاده شود باعث بيماري خواهد ‏شد/(7).
    پرده‌هاي جنيني (جفت) دام ماده‌اي كه سقط كرده داراي علائمي مي‌باشد كه مي‌تواند ما را در شناخت سريع بيماري ياري ‏كند؛ جفت دام سقط كرده معمولاً براحتي دفع نمي‌شود و نياز به استفاده از دارو (اكسي‌توسين به ميزان 50 واحد و يا ‏كلوپروستنول سديم به ميزان 2 ميلي‌ليتر هر 8 ساعت يك تزريق به مدت 24 ساعت) دارد/(//). جفت معمولاً متورم بوده و از ‏حالت طبيعي كمي تيره‌تر به نظر مي‌رسد و ظاهري شبيه چرم پيدا مي‌كند/(11).
    بيماري بروسلوز در گاو نر باعث تورم قسمتهايي از دستگاه تناسلي مانند اپيديديم (مخزن جمع‌آوري مني در بيضه) مي‌شود ‏كه مي‌تواند به‌وسيله جفتگيري دام ماده را نيز آلوده كند/(9).
    بيماري بروسلوز در اسب :
    اكثراً بيماري بروسلوز در اسب به وسيلة همان ميكروبي كه عامل بيماري گاو مي‌باشد (بروسلا آبورتوس) ايجاد مي‌شود ‏وليكن ساير بروسلاها نيز قادرند در اسب بيماري ايجاد كنند، اكثراً اسبها بدليل تماس با گاوهاي آلوده به بيماري مبتلا ‏مي‌شوند و علائم بيماري را از خود بروز مي‌دهند. علائم بيماري بروسلوز در اسب شامل تورم كيسه‌هاي مفصلي مثل تورم و ‏بزرگي مفاصل زانو و بخلق، عضلات است، در اسب مفاصل بيشتر از سيستم تناسلي- ادراري يا بافتهاي بدن جنين از بيماري ‏آسيب مي‌بيند وليكن سقط‌جنين نيز به علت بروسلوز در اسب ايجاد مي‌شود. باكتري بروسلوز قادر است به تنهايي يا همراه ‏ساير باكتريها باعث زخم در قسمت بالاي شانه‌ها (جدوگاه) شود.
    بيماري بروسلوز در سگ :
    باكتري بروسلا آبورتوس كه در گاو بيماري ايجاد مي‌كند مي‌تواند باعث بيماري در سگها نيز بشود. بيماري در سگ از طريق ‏مصرف شير، پرده‌هاي جفت يا جنين دامهاي آلوده به ميكروب بروسلوز ايجاد مي‌شود و سگ مبتلا به بروسلوز مي‌تواند بيماري ‏را به ساير دامها منتقل كند خيلي بندرت علائم بيماري بروسلوز در سگ تظاهر ميابد وليكن در برخي از سگها ممكن است ‏سقط‌جنين اتفاق بيفتد معمولاً سگهاي مادة آبستن حساستر از سگهاي نر مي‌باشند و مي‌توانند ميكروب را از طريق ادرار، ‏مدفوع و ترشحات رحمي منتشر كنند و باعث آلودگي ساير دامها بشود/(9).
    بيماري بروسلوز در گوسفند و بز :
    باكتري بروسلا مليتنسيس باعث بيماري در گوسفند و بز ماده مي‌شود و بروسلا اوويس قوچها را بيمار مي‌كند كه اگر اين ‏ميكروبها به انسانها منتقل شود باعث بيماري شديد (شديدترين حالت تب مالت) شد كه مي‌تواند ماهها و سالها ادامه داشته ‏باشد، اين باكتري براي اولين‌بار در طحال سه باز جواني كه در اثر عفونت در جزيره مالت انگلستان تلف شده بود در سال ‏‏1887 كشف شد/(6).
    در هر منطقه‌اي از جهان كه پرورش گوسفند و بز رايج است بيماري ناشي از بروسلا مليتنسيس در انسان و حيوان متداول ‏است و بويژه در كشورهاي در حال توسعه اين بيماري شيوع بيشتري دارد و بيماري حاصل از بروسلا مليتنسيس بسيار ‏خطرناكتر و كشنده‌تر از بروسلا آبورتوس است اكثر عفونتها از طريق مصرف شيرخام يا پنير تهيه شده از شير غيرپاستوريزه ‏گوسفند و بز ايجاد مي‌گردد ولي در بسياري از نواحي كه گوسفند و بز در كنار گاو پرورش داده مي‌شوند يا از مراتع و ‏چراگاههاي مشترك استفاده مي‌كنند انتقال اين ميكروب توسط گاو نيز ممكن است صورت بگيرد (5).
    بروسلا مليتنسيس (و ديگر گونه‌هاي بروسلا) نسبت به نور مستقيم خورشيد بسيار حساسند وليكن در بافتهاي بدن حيوان و ‏در شرايط طبيعي بخوبي زنده مي‌مانند در بافتهاي جفت و جنين براي مدت 6 ماه زنده مي‌ماند و در خاك خشك و دور از نور ‏خورشيد 2-3 ماه زنده مي‌ماند اين ميكروب در آب، شير، ادرار و ديگر ترشحاتي كه بطور يخ زده نگهداري شوند قادر است تا دو ‏سال و يا بيشتر زنده بماند.
    اساساً بروسلوز بيماري حيوانات بوده وليكن اغلب به انسان انتقال ميابد هركدام از گونه‌هاي بروسلا ميزبانهاي مخصوص خود ‏را دارند مثلاً بروسلا آبورتوس مخصوص گاو است و بروسلاكنيس مخصوص سگ و بروسلا مليتنسيس مخصوص گوسفند و بز ‏است ولي اين گونه‌ها قادرند در ديگر حيوانات نيز بيماري را ايجاد كنند.
    معمولاً بروسلا از طريق دهاني بز و گوسفند را آلوده مي‌سازد و حيوانات بيمار نيز ميكروب را از طريق شير، ادرار و ترشحات ‏رحمي خود دفع مي‌كنند. قطرات معلق ميكروب در هوا متغير به ايجاد بيماري از طريق تنفسي يا چشمي مي‌شود. انتقال ‏بيماري از گوسفند به بز از طريق دستهاي آلوده شخص شيردوش ممكن است اتفاق بيفتد. بزهاي ماده قادرند ميكروب را از ‏طريق داخل رحم يا مصرف شير پس از تولد به بزغاله منتقل نمايند (7).
    معمولاً عفونت در دستگاه تناسلي حيوانات نر جاي گرفته و مي‌تواند از طريق جفتگيري به ساير دامها منتقل شود.
    معمولاً تعيين لحظه دقيق شروع بيماري پس از ورود ميكروب به بدن مشكل بوده و طول دوره كمون (زماني كه ميكروب وارد ‏بدن شد تا زماني كه علائم بيماري ظاهر مي‌شود) در مورد گوسفند و بز كاملاً مشخص نيست و بين 30 روز تا چند ماه متغير ‏است. اين بيماري قادر است در موارد نادري حيوان را از پاي درآورد ولي اگر حيوان از بيماري جان سالم به در ببرد ميكروب در ‏طحال، كبد، رحم و غدد لنفاوي براي مدت چندين سال جاي گرفته و به بروسلوز مزمن تبديل خواهد شد، در طي عفونت مزمن ‏ممكن است ميكروب به مدت چندين سال از طريق ادرار، شير و ترشحات رحمي دفع گردد و باعث گسترش آلودگي شود.
    بعد از شيوع و گسترش عفونت بروسلا در گلة بز يا گوسفند، سقط‌جنين‌هاي متعدد و كاهش ميزان باروري ايجاد مي‌شود. ‏سقط‌جنين شايد فقط يكبار براي گوسفند يا بز اتفاق بيفتد وليكن ممكن است بيماري مزمن شده و به مدت چندين سال با يا ‏بدون علامت دوام داشته باشد و از اين طريق ساير دامهاي گله را نيز آلوده كند (8).
    سقط‌جنين‌ها و تورم پستان با علائمي ديگر كه در همة حيوانات متفاوت است همراهي مي‌شود التهاب مفاصل، كاهش وزن، ‏ضعف و سستي، التهاب زير همراه سرفه‌هاي خشك و كوتاه متداولترين نشانيهاي بيماري به حساب مي‌آيند.
    اكثر سقط‌جنين‌ها در چهارمين ماه آبستني اتفاق مي‌افتد ولي اين موضوع عموميت نداشته و ممكن است سقط‌جنين در هر ‏زماني در طول دوره آبستني اتفاق بيفتد، برخي از حيوانات آلوده چندين‌بار سقط مي‌كنند درحاليكه برخي ديگر هرگز سقط ‏نمي‌كنند. معمولاً بزغاله‌ها يا بره‌هايي كه در رحم مادر يا بعد از تولد به ميكروب آلوده شده‌اند قبل از بلوغ بطور خودبخودي ‏بهبود ميابند/(1) ولي گاهي اوقات نيز براي مدتي طولاني مبتلا به بيماري باقي مي‌مانند عموماً اينگونه به نظر مي‌رسد كه ‏بره‌ها و بزغاله‌ها نسبت به ميكروب از گوسفندها و بزها نسبت به بيماري مقاوم‌ترند/(11).
    بروسلوز گوسفند و بز كاملاً شبيه به هم است هر چند كه بهبودي در گوسفند سريعتر از بز اتفاق مي‌افتد و ميزان سقط‌جنين ‏نيز در گوسفند كمتر از بز است. گوسفندان آلوده از طريق شير، ادرار و ترشحات رحمي ميكروب را دفع نموده و در تمامي ‏سنين به ميكروب حساس مي‌باشند/(9).
    انتقال ميكروب بروسلا مليتنسيس به انسان اكثراً از طريق مصرف شيرخام، پنير يا گوشت حيوانات آلوده صورت مي‌گيرد ولي ‏گاهي اوقات ممكن است انتقال بيماري از طريق سبزيجات يا آب آلوده به ترشحات حيوانات، ايجاد گردد. تماس مستقيم با ‏حيوانات آلوده يا مواد دفعي آنها منجر به انتقال بيماري از طريق چشمي و يا تنفسي (بويژه زماني كه تماس با مواد بشدت ‏آلوده‌اي مثل ترشحات رحمي، جنين، جفت و لاشة حيوانات آلوده وجود داشته باشد) خواهد شد/(10).
    براي كنترل بروسلوز در بز و گوسفند نياز به آزمايشات مرتب و دوره‌اي مي‌باشد كه توسط مسئولين دامپزشكي صورت ‏مي‌گيرد، در اكثر نواحي ايران گوسفند بعنوان حيوان اصلي براي توليد گوشت پرورش ميابد و به دليل انتقال گوسفندان در ‏فصول مختلف سال از منطقه‌اي به منطقة ديگر در كشور كار كنترل بروسلوز با مشكل مواجه مي‌شود. عموماً سيستمهاي ‏مديريتي پرورش گوسفند و بز در كشور قديمي بوده و نقايص زيادي در شرايط بهداشتي نگهداري گوسفند و بز وجود دارد. ‏استفاده از چراگاههاي مشترك و ورود حيوانات آلوده به گله، گسترش بيماري را بيشتر مي‌كند و در چنين شرايطي كاربرد ‏اقدامات كافي پيشگيري مثل جداسازي حيوانات سقط كرده و جنينهاي سقط شده و تميز و ضدعفوني كردن محل لازم ‏مي‌باشد. مشخص است كه واكسيناسيون مهمترين وسيله كنترل بروسلوز در بز و گوسفند در چنين نواحي خواهد بود.
    پيشگيري و كنترل بيماري :
    با توجه به اينكه بيماري بروسلوز يك بيماري خطرناك مشترك بين انسان و دام است اكثر كشورهاي جهان سعي در ريشه‌كني ‏كامل اين بيماري دارند و براي رسيدن به اين هدف از روش «تست و كشتار» براي دامهاي آلوده به بيماري و استفاده از ‏واكسن براي پيشگيري از بيماري استفاده مي‌كنند. ولي برنامه‌هاي فوق به تنهايي براي مبارزه با بيماري كافي نيستند و ‏براي پيشگيري و كنترل بهتر اين بيماري بايد روشهاي مديريتي قويتري از سوي دامدار اتخاذ شود و ما در اين نشريه سعي ‏داريم تا شما را با اين روشها آشنا كنيم.
    پ- از تلقيح مصنوعي استفاده كنيد :
    بدليل اينكه ميكروب بروسلوز بيشتر در اعضاي تناسلي (مثل بيضه در گاو نر و رحم و تخمدانها در گاو ماده) جاي مي‌گيرد اگر در ‏برنامه‌هاي باروري گله خود از گاو نر استفاده كنيد گاو نر قادر است به دو طريق گاوهاي ماده را به بيماري مبتلا كند؛ اوّل اينكه ‏اگر خود گاو نر مبتلا به بروسلوز باشد با توجه به اينكه گاو نر مي‌تواند ميكروب را از طريق مني دفع نمايد، تمام گاوهاي ماده‌اي ‏را كه با آنها جفتگيري مي‌كند را آلوده خواهد كرد. دوّم اينكه اگر در بين گاوهاي ماده گاوي حضور داشته باشد كه به بيماري ‏مبتلا باشد و گاو نر با آن جفتگيري كند، گاو نر در اثر اين جفتگيري به بيماري مبتلا خواهد شد و به اين ترتيب ساير گاوهاي ‏ماده را نيز مبتلا خواهد كرد.
    ولي اگر در برنامه‌اي باروري گله خود از تلقيح مصنوعي استفاده كنيد با توجه به اينكه در مراكز تهيه اسپرم (مني) از گاو نر، ‏گاو نر هميشه از لحاظ آلودگي به بروسلوز و ديگر بيماريها آزمايش مي‌شود امكان آلودگي دامهاي ماده از طريق مني آلوده به ‏ميكروب بروسلوز از بين خواهد رفت.
    ‏2- واكسيناسيون (مايه‌كوبي) :
    امروزه در تمام جهان براي پيشگيري از بيماري بروسلوز از واكسن (‏S19‎‏) استفاده مي‌شود، در ايران نيز اين واكسن توسط ‏مسئولين دامپزشكي كشور بصورت رايگان براي تمام گوساله‌هاي ماده تزريق مي‌شود (12).
    بهترين سن براي انجام واكسيناسيون بين سنين سه تا شش ماهگي است وليكن تا يكسالگي نيز مي‌توان واكسن را تزريق ‏كرد. اين واكسن فقط براي گوساله‌هاي ماده تزريق مي‌شود و براي گوساله‌هاي نر واكسيناسيون توصيه نمي‌شود چون ‏واكسن در گاوهاي نر قادر به جلوگيري از بيماري نخواهد بود و نيز گاهي ممكن است باعث تورم بيضه شود (2 و 3).
    اگر چه فقط يكبار واكسيناسيون براي گوساله‌هاي ماده سه تا شش ماهه براي تمام عمر گاو كافي به نظر مي‌رسد ولي اگر ‏شما در منطقه‌اي هستيد كه ميزان آلودگي به بروسلوز زياد است مي‌توانيد با مشورت با دامپزشكي مربوطه گاوهاي پير را نيز ‏يكبار ديگر واكسينه كنيد ولي بايد يادآور شد كه واكسيناسيون هرگز قادر نيست كه عفونت گله را به طور كامل از بين ببرد/(1 ‏و2). اگرچه حيوانات واكسينه شده نيز ممكن است آلوده شوند وليكن معمولاً علائم درمانگاهي بروسلوز (مانند سقط‌جنين و ‏ورم پستان بروسلايي) تخفيف ميابد (1).
    در گله‌هاي واكسينه شده سقط‌جنين كمتر متداول است و اغلب تعداد ميكروبهاي دفع شده از راه شير و ترشحات رحمي ‏كاهش ميابد و به اين ترتيب انتشار عفونت در گله كند مي‌شود. همچنين مقاومت بيشتر نسبت به استقرار ميكروب در بين ‏گاوهاي واكسينه شده به افزايش دوره كمون بيماري (فاصله‌اي كه ميكروب وارد بدن شده تا زماني كه دام علائم درمانگاهي را ‏بروز مي‌دهد) منجر مي‌شود.
    به دليل اينكه گاهي اين واكسن سبب عفونت خون، بيماري باليني و گاهي مرگ مي‌شود بايد از واكسيناسيون گوساله‌هايي ‏كه دچار استرس هستند (مانند استرس دوره از شيرگيري و يا استرس حمل‌ونقل) اجتناب شود (2).
    همچنين بايد از تجويز اين واكسن همزمان با ساير واكسنها مثل شاربن پرهيز كرد (4).
    ‏3- همكاري كامل با مسئولين دامپزشكي :
    عزيزان دامدار بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه تنها زماني يك گاو از طرف مسئولين دامپزشكي به عنوان بيمار مبتلا به ‏بروسلوز (راكتور) معرفي مي‌شود كه آزمايشات كامل در مورد آن صورت گرفته باشد و اگر يك يا چند گاو شما از طرف مسئولين ‏دامپزشكي به عنوان بيمار معرفي شد هرگز با نظر ايشان مخالفت نكنيد و هرچه سريعتر دام بيمار را به كشتارگاه ارسال كنيد ‏و به ياد داشته باشيد كه هرچه دام بيمار مدت زمان بيشتري در كنار دامهاي سالم حضور داشته باشد احتمال آلوده شدن ‏دامهاي سالم بيشتر خواهد بود و ضررهاي اقتصادي اين بيماري (مثل سقط‌جنين و مبتلا شدن خودتان و ديگر كاركنان دامداري ‏به تب مالت) به شخص شما باز خواهد گشت.
    ‏4- زمان زايمان دامها را پيش‌بيني كنيد :
    طول دوره آبستني در گاوها از 276 تا 295 روز متغير است (4). اگر زمان تلقيح (آبستن شدن) دامها را هميشه ثبت كنيد زمان ‏زايمان را نيز مي‌توانيد پيش‌بيني كنيد؛ بدين‌ترتيب اگر گوساله‌اي قبل از روز 271 آبستني متولد شد بايد سقط‌جنين به حساب ‏بياوريد (2) هرچند كه ممكن است گوساله ظاهراً سالم باشد ولي حتماً در هنگام مشاهده چنين حالتي (زايمان قبل از روز ‏‏271 آبستني) گاو زايمان كرده را به همراه گوساله‌اش از بقيه گاوها جدا كنيد و ترشحات زايماني و خون حاصل از زايمان را ‏حتماً از محل دامداري دور كنيد و اقدامات بهداشتي لازم را در مورد آن انجام دهيد؛ بهترين اقدام در مورد جفت گاو زايمان كرد و ‏ترشحات زايماني و حتي گوساله‌اي كه سقط شده (در صورتي كه برده به دنيا بيايد) سوزاندن مي‌باشد و محلي را كه دام ‏زايمان كرده حتماً بايستي با مواد ضدعفوني‌كننده مناسب و به اندازه كافي كاملاً تميز كرد (از جمله ضدعفوني‌كننده‌هاي قابل ‏توصيه مي‌توان به الكل‌ها، آلدئيدها، كلر، كلر هگزيدين، يدوفورها، جانشين‌هاي فنل‌ها و تركيبات آمونيوم چهارتايي اشاره كرد) ‏يا اينكه به‌وسيله شعله‌افكن محل آلوده را به مدت ده دقيقه سوزاند تا هيچگونه ميكروبي در محل زنده نماند كه باعث آلودگي ‏ساير گاوها شود.
    مسئله مهم ديگري كه بايد به آن توجه نمود اين است كه پس از جدا كردن گاوي كه سقط كرده يا قبل از روز 271 آبستني ‏زايمان كرده، از مسئولين دامپزشكي منطقه خود درخواست كنيد كه دام شما را مورد آزمايش قرار دهند و مسئولين ‏دامپزشكي نيز پس از خونگيري از دام مشكوك به بيماري و ارسال آن به آزمايشگاه پاسخ خود را مبني بر بيمار يا سالم بودن ‏دام از لحاظ بيماري بروسلوز در مدت حداكثر يك هفته اعلام مي‌كنند و بهتر است در اين مدت شير گاو مشكوك به بروسلوز دور ‏ريخته شود ولي اگر دام شما شير زيادي توليد مي‌كند و شما نيز تمايل داريد از شيرگاو مشكوك به بروسلوز استفاده كنيد ‏توصيه ما اين است كه اين شير را با شير بقيه دامها مخلوط نكنيد و يا به مصرف گوساله‌ها نرسانيد و يا آنرا به بازار عرضه نكنيد ‏چون ممكن است بدين‌ترتيب باعث انتشار آلودگي شويد يكي از راههاي عملي در مورد مصرف شير گاو مشكوك به بروسلوز ‏اين است كه شير را به مدت ‏dBSPL‏ دقيقه بجوشانيد و در حين جوشيدن شير دائماً آنرا هم بزنيد و در اين صورت خطر ابتلا به ‏بروسلوز كاهش مي‌يابد ولي هرگز از بين نمي‌رود پس بهترين توصيه آن است كه شير دام مشكوك به بروسلوز را دور بريزيد. ‏منظور از دور ريختن شير اين نيست كه شير را در هر جايي مثل آبهاي جاري رودخانه‌ها و جويبارها ريخت چون دامنة آلودگي ‏ميكروب بروسلوز خيلي زياد است و م‌تواند حتي دوزيستاني مثل قورباغه را نيز آلوده كند (1). بنابراين وقتي حيوانات و يا ‏انسان از آبهاي آلوده شده مصرف كنند ممكن است به بيماري بروسلوز مبتلا شوند پس بهتر است كه شيردام مشكوك به ‏بروسلوز را در چاه فاضلاب بريزيد.
    از خوراندن جنين سقط شده و جفت گاو مشكوك به بروسلوز به سگهاي نگهبان و و سگهاي گله خودداري كنيد (1). چون ‏خوردن اين مواد توسط سگ باعث بيمار شدن حيوان شده و سگهاي بيمار نيز ميكروب را از طريق ادارر، مدفوع و ساير ترشحات ‏بدن خود دفع مي‌كنند و به اين ترتيب آلودگي محيط افزايش ميابد.
    در مورد جنين سقط شده و جفت گاو و ترشحات زايماني بهترين راه همان سوزاندن كامل آنهاست.
    ملايم بيماري در انسان :
    دوره كمون (زماني كه ميكروب وارد بدن انسان شد. تا زمانيكه علائم بيماري آشكار مي‌شود) بيماري بروسلوز بسيار متغير ‏است و گاهي تا 7 ماه نيز طول مي‌كنند ولي در اكثر تحقيقات انجام شده دوره كمون بيماري را 3-21 روز ذكر كرده‌اند. علائم ‏بيماري در انسان بسيار متنوع و متغير است و به همين دليل به آن بيماري هزار چهره نيز گفته مي‌شود و حدود 50 تا 90 ‏درصد از افراد مبتلا به بروسلوز تشخيص داده نمي‌شوند (1).
    بعلت تنوع زياد علائم بيماري تشخيص بيماري بروسلوز براي پزشكان مشكل است و در بسياري از موارد آنرا با بيماريهاي ديگر ‏مثل آنفولانزا اشتباه مي‌گيرند (1).
    بيماري تب مالت در انسان به 3 مشكل حاد، موضعي و مزمن بروز مي‌كند.
    بروسلوز حاد :
    شكل حاد بيماري معمولاً با علائم : تب، لرز، ضعف، بي‌قراري عمومي، ريزش عرق، سردرد، كمردرد، دردهاي عضلاني و ‏مفصلي،ب ي‌اشتقايي و كاهش وزن شروع مي‌شود و گاهي علائم ديگري مثل تهوع، استفراغ، اسهال، سرفه، سرگيجه، ‏دل‌پيچيه، درد و جراحت گلو، خون دماغ و جوشهاي جلدي وجود دارد كه ممكن است با انواع مسموميتي اشتباه شوند.
    معمولاً نيمي از موارد مبتلا به تب مالت با علائم حاد و شديد به پزشك مراجعه مي‌كنند.
    بروسلوز موضعي :
    بيماري بروسلوز موضعي مي‌تواند در هر محلي از بدن كه ميكروب در انجام قرار گيرد روي دهد ولي ضايعات استخواني، آبسه ‏طحال، عفونت سيستم تناسلي- ادراري، بيماري ريوي و ناراحتيهاي قلبي شايعتر است، ضايعات استخواني معمولاً در ‏مهره‌هاي كمر اتفاق مي‌افتد ميكروب در فضاي ديسكهاي بين مهره‌اي جاي گرفته و هر دو مهره مجاور خود را درگير مي‌كند و ‏باعث كمردرد شديد مي‌شود.
    ضايعات قلبي شايعترين علت مرگ و مير بيماران مبتلا به بروسلوز است كه اغلب در مردان رخ مي‌دهد و بيشتر دريچه‌هاي ‏قلبي را درگير مي‌كند، شروع آن بي‌سروصدا بوده و باعث نارسايي قلب و تشكيل لخته در رگهاي قلب مي‌گردد. اين بيماري ‏معمولاً به تعويض دريچه‌هاي قلب و درمان آنتي‌بيوتيكي براي بهبودي نيازمند است.
    بيماري تب مالت تأثيرات ويژه‌اي بر سيستم اعصاب مركزي دارد (1)، سردردهاي شديد افسردگي ذهني، عرق شبانه، ‏اختلالات رگهاي خوني دستها و پاها مثل سياه شدن دست و پا، سردي و مرطوب بودن دست‌ها و پاها به عنوان علائم تب ‏مالت در سيستم اعصاب ذكر شده‌اند (9).
    بروسلوز مزمن :
    بروسلوز مزمن را مي‌توان به صورت بروسلوزي كه بيش از يك سال بطول مي‌انجامد تعريف نمود، شكل مزمن بروسلوز داراي ‏تظاهرات مختلفي بوده و بيماراني را كه ناخوشي عود كنند. با يا بدون عفونت موضعي دارند و همچنين افرادي كه هيچگونه ‏علامت واقعي (تب ندارند) و هيچ دليلي مبني بر بروسلوز حاد ندارند ذكر شود و شكايات بيمار يعني ضعف و كوفتگي بيشتر ‏متناوب و دوره‌اي است.
    پيشگيري در انسان :
    كليد ريشه‌كني بروسلوز در انسان ريشه‌كني بروسلوز حيواني است كه اينكار را مي‌توان به كمك واكسيناسيون دامها، كشتار ‏دامهاي آلوده به بيماري پاستوريزه كردن شير و ساير محصولات دامي و پرهيز از تماس با بافتهاي بدن حيوان آلوده و محافظت ‏در مقابل راههاي احتمالي ورود ميكروب در افراد در معرض خطر (مثل دامداران، دامپزشكان، كارگران كشتارگاهها و…) به‌وسيله ‏استفاده از دستكش و ديگر وسايل ايمني كاهش داد.
    درمان تب مالت در انسان :
    هميشه به ياد داشته باشيد كه پيشگيري بهتر از درمان است، به هر حال درمان تب مالت در انسان پس از آزمايشات ‏ميكروب‌شناسي و سرم‌شناسي و تشخيص بيماري، با تجويز آنتي‌بيوتيك آغاز مي‌شود؛ روش درماني 2 گرم تتراسايكلين در ‏روز بطريق خوراكي و به مدت سه هفته مي‌باشد/(1). در افرادي با موارد شديد بيماري تزريق داخل عضلاني يك گرم ‏استرپتومايسين براي مدت دو هفته ضروري است.
    در موراد شديد برخي از پزشكان درمانهاي وسيعتري را توصيه مي‌كنند، مثلاً وقتي فرد بيمار دردهاي عضلاني شديد دارد ‏داروهاي مسكن درد براي او تجويز مي‌شود. در آخر به ياد داشته باشيد كه معالجة ناكافي و استفاده ناصحيح از داروهاي ‏تجويز شده توسط پزشك باعث عود تب، برگشت بيماري يا پيشرفت بروسلوز مزمن خواهد شد (1).
    منابع فارسي :
    ‏1- ذوقي، اسماعيل- بيماريهاي قابل انتقال بين انسان و حيوان، ناشر، شركت سهامي انتشار، صفحات 153-325.
    ‏2- فاطمي، سيد احمد- طب داخلي دامهاي بزرگ، ناشر: نوربخش، صفحات 32-96.
    ‏3- علوي شوشتري، مرتضي- توليد مثل و مامايي دامپزشكي جلد دوم، صفحات 899-910.
    ‏4- محمودزاده، عليرضا- توليد مثل در حيوانات مزرعه‌اي، جلد اول، صفحات 221-240.
    منابع انگليسي :
    ‏5- ‏Alton. G. G, Jones, L. M., and Pietz, D. E‏., ‏Laboratory Techniques in Bracellosis, 2nd ed, World Health ‎Organization, Genera‏, 1975.
    ‏6- ‏Berman, D. T., The natural course of bovin brocellosis, in 3rd‏ ‏inter-Am congr. on Bracellosis, World Health ‎Organizationa, Pan American‏ ‏Sanitary Bureau, Washington, D. C., 1995, 104‎‏.
    ‏7- ‏Doley, T. M., Distribution ‏ ‏of Bracella abortas in the body of carrier animals, J. Comp. Pathol. 48, 192‎‏, 1985.
    ‏8- ‏MC Ewen, A. D., Driestly, F. W., and Faterson, J. D., Anestimate a‏ ‏saitable infective dose of Br. abartus for ‎immunization test on cottle, J. Comp‏. ‏pathol., 52, 116, 1993‎‏.
    ‏9- ‏Neiland, K. A., Further observation on rangifering‏ ‏bracellosis in Alashan carnivores, J. Wild. Dis., 11, 45, 1975‎‏.
    ‏10- ‏Roberts‏, ‏J. P. MC Diarmid, A. and Gleed, P., the present of ergtrol in the fetal fluids‏ ‏of fallow deer (Dama ‎dama), Ros. Vet. 8ci., 20. 254, 1976‎‏.
    ‏11- ‏Swenson, R‏. ‏M., Carmichael, L. E., and Candy, K. R., Haman infection with Brucella canis‏ ‏Ann. inter-Med., 16, ‎‎435, 1972‎‏.
    ‏12- ‏Thomsen, A., Experimental studies on the‏ ‏incubation period of infectious abortion in cattle, Br. Vet. J., 106, ‎‎41‎‏, 1995.‏



    http://www.agristore.ir

  8. Top | #15

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: گوســــفندان

    آگالاکسی


























    مایکوپلاسما جنسی از خانواده مایکوپلاسما تا سه آ مربوط به راسته مایکوپلاسماتالهاست که در کلاس مولیکوتس قرار دارد .

    آگالاکسی واگیردار (contagious agalactiae) یا آگالاکسی ناشی از مایکوپلاسما آگالاکتیه در نشخوار کنندگان کوچک کثرتا توسط این نوع مایکوپلاسما و گاه با مایکوپلاسماهای چون م.مایکوئیدزماکوئیدز تیپ واجد پرگنه بز رگ (MmmLc) م.کاپریکلووم ،م.پوترفیشن(M. Putrefaciens) خصوصا ایجاد می شود .

    مایکوپلاسماهای دیگری نیز از پستان گوسفند وبز جدا شده اند ولی احتمالا بیماریزا نمی باشند . مایکوپلاسما آگالاکتیه و پوترفیشن بیشتر در پستان گوسفند و مایکوپلاسما کاپریکوم در مفاصل جایگزین می گردن . م.مایکوئیدز مایکوئیدز LC اغلب با سندرم پیچیده ای همراه است .تفریق کلینیکی بین این مایکوپلاسماها مشکل است و گاه دو یا چند مایکوپلاسما با هم میتوانند درایجاد بیماری شرکت کنند. در هر حال عنوان آگالاکسی واگیردار به سندرمی اطلاق میشود که در آن علائم آگالاکسی (قطع شیردهی) ، پلی ارتریت همراه یا بدون علائم دیگر،بدون در نظر گرفتن علت ایجاد کننده دیده شود.

    آگالاکسی درگوسفندوبزباعلائم ماستیت،آرتریت،کراتوکونژکت یویت دراصل فقط توسط مایکوپلاسما آگالاکتیه ایجادمی گرددولی اخیرانشان داده شده که سه مهیکوپلاسمای دیگر بنامهای م.کاپریکولوم و م. مایکوئیدز مایکوئیدز (LC) و م.پوترفیشن نیز بیماریهای ایجاد می کنند و گاهگاهی با پنومونی همراه میگردند. این بیماری بیشتر از 170 سال است که شناخته شده و در اروپا ، غرب آسیا و شمال آفریقا تو سط مایکوپلاسما آگالاکتیه همراه میگردد.



    آگالاکسی در بین دامداران به( باد شیر) معروف است و معمولا با علائمی از قبیل لنگش کاهش تولید شیر،بی اشتهایی،آبریزش چشم ، کراتینه شدن قرنیه و سقط جنین در طول دوره آبستنی همراه است.



    http://amin-59.persianblog.ir

  9. Top | #16

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: گوســــفندان

    اسکرپی



    بیماری اسکرپی یکی از انواع انسفالوپاتی اسفنجی شکل است که در گوسفندان ایجاد می‌شود و باعث حفره حفره شده مغز آنها می‌شود. این بیماری بر اثر پریون‌ها ایجاد می‌شود. اسکرپی گوسفندان ۲ تا ۵ ساله را گرفتار می‌کند و دوره پنهانی (فاصله زمانی بین آلودگی با عامل بیماری، و ظهور علائم) طولانی مدتی بین یک تا دو سال دارد

    اولین علائم بیماری تغییرات رفتاری گوسفند مثل ناآرامی و بی قراری است، سپس حیوان دچار کاهش وزن و ضعف می‌شود، در سر و گردن لرزش پیدا می‌کند و هماهنگی عضلانی‌اش را از دست می‌دهد، گوسفند مبتلا شروع به خاراندن بدنش با اشیا می‌کند و نام بیماری هم از همین رفتار حیوانات مبتلا گرفته شده‌است (مالیدن= scrape).


    زخم های پشت گوسفند مبتلا به اسکرپی که در اثر خاراندن ایجاد شدهحیوانات مبتلا در طول ۵ تا ۶ ماه می‌میرند، در کالبدشکافی حفرات متعددی در مغز جانوران مبتلا و اسفنجی شدن آنها مشهود است. احتمال داده می‌شد که استفاده از مرتع مشترک باعث انتقال بیماری بین حیوانات شود

    دست کم از ۲۰۰ سال پیش یک بیماری شگفت آور در گوسفندان به نام اسکرپی(Scrapie) شناخته شده بود که با زوال پیش رونده دستگاه عصبی مرکزی همراه بود. این بیماری که مسری بودن آن بین گوسفندان از بیش از یکصد سال پیش توصیف شده‌است.


    ویکی پدیا

  10. Top | #17

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: گوســــفندان

    طاعون در گوسفند



    طاعون نشخوارکنندگان کوچک بیماری مهلک بسرعت منتشرشونده‌ای می‌باشدکه مشخصه آن شروع ناگهانی علائم افسردگی تب، ترشحات چشم وبینی زخم در دهان، تنفس نامنظم وسرفه، اسهال بدبوومرگ می‌باشد.

    الف) عامل بیماری

    ویروس طاعون نشخوارکنندگان کوچک متعلق به گروه موربیلی ویروس از خانواده پارامیکسوویریده می‌باشد.این ویروس با عوامل بیماریهای طاعون گاوی، سرخک انسان، دیستمپرسگ وگوشتخواران وحشی ونیز موربیلی ویروسهای پستانداران دریایی بشکل نزدیکی وابسته می‌باشد. امروزه مشخصات ژنتیکی سویه‌های ویروس PPR به ما این اجازه را می‌دهدکه آنهارا در چهار گروه طبقه بندی نماییم که شامل سه گروه از آفریقا ویک گروه از آسیا می‌باشد و یکی از گروههای مربوط به آفریقا در آسیا نیز یافت می‌شود.اهمیت اپیدمیولوژیک این گروهها در مقایسه با گروههای ویروس طاعون گاوی کمترمعلوم می‌باشد.

    ب)انتقال وانتشار بیماری

    ترشحات چشم، بینی ودهان به همان اندازه مدفوع شل حاوی مقادیر زیادی از ویروس طاعون نشخوارکنندگان کوچک می‌باشد.از این ترشحات و تراوشات، بخصوص وقتیکه سرفه وعطسه می‌کنند، ریزقطره‌های عفونت زایی درهوا منتشر می‌شود. این ریز قطره‌ها توسط سایر دامها استنشاق می‌شودکه احتمالاً منجر به آلودگی آنها می‌شود.هرچند تماس نزدیک مهم‌ترین راه انقال بیماری می‌باشد، لیکن ظن آن وجود دارد که این ترشحات وتراوشات آبشخورها، آخورها و بستر رانیز آلوده ساخته آنها را به منابع آلودگی مضاعفی تبدیل نمایند، هرچندکه این مخاطرات ویژه احتمالاً دوره نسبتاً کوتاهی دارند چراکه ویروس PPR همانـندویروس طاعون گاوی، انتظار نمی‌رودکه برای مدت طولانی خارج از بدن میزبان زنده بماند.درمیادین دام که دامها ازنقاط مختلف برای فروش آورده می‌شوند تماس نزدیک آنـها خطر انتقال وانتشاربیماری را افزایش می‌دهد همینطور درمراکز پرواربندی با سیستم متراکم.

    ج) ظهوربیماری درگله

    وقتیکه بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک برای اولین باردریک منطقه اتفاق میافتد، ممکن است تب حاد بالا همراه با افسردگی شدید ومرگ وقوع یابدپیش از آنکه هیچ یک از علائم شاخص بیماری مشاهده شود. اما یک تصویرشاخص تر از بیماری، شامل یک سندرم بسرعت منتشر شونده درگوسفند و/یا بز بامشخصات شروع ناگهانی افسردگی، تب، ترشحات چشم وبینی تنفس غیر نرمال و سرفه، اسهال بدبو و مرگ می‌باشد.گاوها چه واکسینه شده وچه غیر واکسینه حتی اگر درتماس مستقیم باگوسفندوبز مبتلاقرارگیرند با بیماری درگیرنمی شوند.گرچه گوسفند و بز هردو حساس به عفونت با PPR هستند و ممکن است علائم بیماری را نشان دهند، لیکن همیشه بطور هم‌زمان مبتلا نمی‌شوند.مثلادرآفریقا وقوعPPR دربز معمول تر است درحالیکه درغرب و جنوب آسیاگوسفند معمولاً تلفات قابل توجه تری دارد.هرچند بیماری می‌تواند هردوگونه را به یک میزان دچارخسارت نماید.درنواحی آندمیک اغلب دامهای مبتلا و تلف شده بالای ۴ماه تا۱۸الی۲۴ماه سن دارند.

    ظهور PPR بصورت بالینی می‌تواندبا هریک از موارد زیر در ارتباط باشد:  تاریخچه نقل وانتقال اخیردام یا تجمع گوسفند و/یا بز باسنین مختلف دریک مکان همراه ویابدون ارتباط با تغییرات درجایگاه وتغذیه آنها.  ورود دامهایی که اخیرا خریداری شده‌اند.  تماس دامهای گله با گوسفندوبزهایی که برای فروش به بازار برده شده لیکن بفروش نرسیده و به گله باز گردانده شده‌اند.  تغییرات آب وهوایی مانند شروع ناگهانی فصل بارندگی(گرم ومرطوب) یا فصل خشک ونیز دوره سرما (مثلاً فصل ؛حارمتان؛ درغرب آفریقا).  تماس با دامهای کوچرو یا تجاری (مربوط به چوبداران) از طریق چرا، آب ویاجایگاه مشترک.  تغییر در سیستم دامپروری(مثلاً افزایش تراکم)و عملیات تجاری.

    د)علائم بالینی

    دوره کمون۲ تا۶هفته بوده وبدنبال آن شروع ناگهانی تب۴۰ تا۴۱ درجه (مقعدی) ودامهای مبتلا بشکل واضحی افسرده‌اند وخواب آلود به‌نظر می‌رسند.موهای بدن، بخصوص در نژادهای موکوتاه بحالت سیخ قرارمیگیرندو ظاهر پف کرده به دام می‌دهند.بزودی پس از این مرحله ریزش یک ترشح آبکی ازچشمها بینی ودهان شروع شده که بعلت عفونت‌های ثانویه این ترشحات بعدا غلیظ و زرد می‌شود. ترشحات پوزه و موهای زیر چشم را مرطوب کرده وپس از خشک شدن باعث چسبندگی پلکها وانسـداد سوراخهای بینی ونتیجتا اشکال درتنفس می‌شود.۱یا ۲ روز بعد از شروع تب پوشش مخاطی دهان وچشمها بشدت قرمز رنگ می‌شود. سپس بعلت نکروز اپیتلیال، نواحی خاکستری رنگ کوچک ته سوزنی بروی لثه‌ها، کام، لبها و سطح داخلی گونه هاوسطح بالایی زبان ظاهر می‌شود. این نواحی از نظر تعداد و اندازه توسعه یافته وبه هم متصل می‌شوند.سطح داخلی دهان تغییر ظاهری یافته، رنگ پریده و پوشیده ازسلولهای مرده می‌شود ودربعضی مواردپوشش طبیعی آن ممکن است به‌وسیله یک ماده پنیری ظخیم بشکل کامل پوشانده شود. در زیرسلو لهای سطحی مرده اروزیو نهای کم عمقی وجود دارند.درموارد بروز بیماری بشکل ملایم این تغییرات شدید نیست و مشاهده آنها مستلزم معاینه دقیق دامهای مبتلا می‌باشد.مالش ملایم انگشت برروی لثه‌ها وکام ممکن است باعث جدا شدن بافت اپیتلوم وایجاد یک ماده بدبو حاوی تکه هاییی ازبافت اپیتلیوم بشود.تغییرات مشابه‌ای نیز ممکن است در پوشش مخاطی بینی، مهبل و واژن مشاهده شود.لبها متورم وترک خورده و پوشیده ازدلمه می‌شوندوهنگامیکه بیماری پیشرفت می‌کند یک بوی متعفن مشخصی ازدهان خارج می‌شود.دام مبتلا دائم تلاش می‌کند که دهان خود را، بخاطر دردی که دارد، باز نماید.اسهال معمولاً ۲تا۳ روز بعداز شروع تب ظاهر می‌شود گرچه درمراحل اولیه و ابتلا ی ملایم بیماری، ممکن است اسهال مشهود نباشد. در ابتدا مدفوع نرم وسپس آبکی، بابوی متعفن واحتمالاحاوی رگه‌هایی ازخون و قطعات بافت مرده لـولـه گـوارش می‌باشد.درجاییکه اسهال یک علامت مشهود نباشد وارد کردن یک سوآب پنبه‌ای بداخل رکتوم می‌تواند شواهدی از مدفوع نرم واحتمالاً آغشته به خون را ارائه دهد.دامهای مبتلا سریع تنفس می‌کنند، آنچنان سریع که تنفس آنها با حرکات نوسانی جدار قفسه سینه وشکم همراه است.دامهایی که بشکل شدید مبتلاشده‌اند، تنفس مشکل و صدا داری دارند که این امر از حالت کشیدگی سروگردن، اتساع منخرین، بیرون آوردن زبان و سرفه آرام و دردناک مشخص می‌باشد.دراین دامها نشانه‌های پنومونی مشهود است.چنین قربـانـیان بیماری، احتمالاً سر انجام دهیدراته باچشمانشان گود افتاده می‌شوند و به دنبال آن، اغلب در طی ۷تا۱۰ روز از شروع علائـم کلینیکی، تلف می‌شود.سایر دامها بعد ازیک دوره نقاهت همراه با درمانهای حمایتی بهبود می‌یابند. یک چهره معمول در مراحل بعدی این بیماری عبارت ازشکل گیری ضایعات ندولار کوچکی در پوست اطراف لبها و پوزه می‌باشد.علت دقیق این امر ناشتاخته‌است (احتمالاً درماتو فیلوس یا فعال شدن مجدد یک عفونت پنهان اکتیمای واگیردار)لیکن بعلت شباهت با علائم اکتیمای واگیردار اولیه ویاحتی آبله گوسفند وبز، باعث سردر گمی در تشخیص می‌شود. هرگونه تظاهرات این علائم بصورت منـفرد ویا ترکیبی ازچند علامت میبایست به‌عنوان مورد مشکوک به PPR درنظرگرفته شوند. در یک شیوع بیماری P PR تا صددرصد دامهای گله ممکن است مبتلا شده و بین ۲۰تا۹۰درصد تلف شوند.این نسبتها در مناطق آندمیک، که در آنها دامهای مسن تر، از واگیری‌های قبلی جان سالم بدر برده‌اند، معمولاً کمتر می‌باشد.این بیماری ممکن است در دامهای آبستن ایجاد سقط جنین نماید.


    بطور خلاصه با مشاهده هرترکیبی از علائم زیر به طاعون نشخوارکنندگان کوچک مشکوک شوید:  شروع ناگهانی یک بیماری تب دار در گوسفند وبز  ترشحات چشم، بینی ودهان همراه با زخم دهان و همراه یا بدون وجود دلمه و وزیکول در اطراف دهان وپوزه  پنومونی  اسهال  میزان تلفات قابل توجه





    هـ)یافته‌های پس ازمرگ

    لاشه یک دام مبتلا به PPR معمولاً تحلیل رفته، اندام حرکتی خلفی دام آغشته به مدفوع نرم ویا آبکی، وکره چشمان گود افتاده می‌باشد.چشمها وبینی پوشیده از ترشحات خشک شده می‌باشد.تغییرات زیر نیز ممکن است مشاهده شود: دهان : وجود غشاهای کاذب سفید کثیف; اروزیونها برروی لثه‌ها، کام نرم وسخت، زبان وگونه هاوداخل مری. لبها : متورم ; اروزیون و احتمالاً دلمه ویا ندول بر روی لبها در لاشه‌های تازه. حفره بینی : پر خونی (قرمزی)سطح داخلی ; ترشحات شفاف یا خامه‌ای زرد رنگ ; اروزیون. ریه‌ها : وجودنواحی قرمز تیره یا ارغوانی ; قوام سفت بخصوص در لبهای پیشین وقلبی (شواهد پنومونی). غدد لنفاوی: (وابسته به ریه‌ها وروده‌ها) نرم ومتورم. شیردان : پر خونی (قرمزی)سطح داخلی ; خونریزی. روده کوچک :پر خونی (قرمزی)سطح داخلی ; خونریزی; تعدادی اروزیون. روده بزرگ: (سکوم، قولون، ورکتوم) خونریزی‌های کوچک قرمز در طول چین‌های سطح داخلی، باگذشت زمان این خونریزی‌ها به هم متصل شده وتیره تر می‌شوند، حتی در لاشه‌های کهنه سبز-سیاه می‌شوند.


    و) تشخیص تفریقیPPR

    بکرات با سایر بیماریهاییی که تب و علائم بالینی پیشرونده دارند اشتباه می‌شوند، بخصوص وقتی بیماری بتازگی اغاز شده باشد.در موقع انجام یک بررسی، معاینه طرق رفتار بیماری در گله، همانند یافته‌ها حاصل از معاینه یک گوسفند ویا بزمنفرد اهمیت دارد. مهم‌ترین موارد اشتباه بقرار زیر می‌باشند: ضایعات دهانی : این ضایعات می‌توانند علامتی از طاعون، تب برفکی، زبان آبی ویا اکتیمای واگیردار باشد. اشکالات تنفسی: این اشکالات می‌توانند علامتی از پنومونی پاستورلایی ویا پلوروپنومونی واگیر بزان (ccpp) باشد. اسهال : می‌تواند علامتی ازکوکسیدیوز ویا آلودگی کرمی معده‌ای –روده‌ای باشد.


    ز)تائید ازمایشگاهی

    تست‌های تشخیص PPR، خود ویروس یا شواهدی از حضور ویروس (آنتی ژن یا ماده ژنتیکی) ویا آنتی بادی موجود در خون علیه ویروس را آشکار می‌کنند. ردیابی وبروس با جداسازس ویروس در کشت سلولی صورت میپذیرد.این روش بعلت فراهم اوردن ویروس زنده برای مطالعات برروی مشخـصات بیولـوژیک آن ارزشمند می‌باشد.در صورت دسترسی به امکانات، همیشه میبایست برای جدا سازی ویروس تلاش شده و ویروسهای جدا شده برای مطالعات بعدی نگهداری شود. ردیابی آنتی بادی برای تشخیص، مستلزم اخذ ۲ نمونه خون به فاصله سه هفته از یک دام می‌باشد که در فیلد همیشه امکانپذیر نمی‌باشد. استثنا در کشورهاییکه می‌توان مطمئن بود عاری از PPR بوده‌اند، آزمایش برروی یک سرم منفرد، که اخیرا دردوره بیماری(حداقل یک هفته پس از ظهور علائم بالینی) اخذ شده، می‌تواند ارزش تشخیصی داشته باشد.بررسی برروی آنتی بادی‌ها برای تعیین حضور یا غیاب آلودگی و وسعت آن در جمعیت بسیار مفید می‌باشد.امروزه الایزای رقابتی(C-ELISA)بشکل گسترده‌ای جایگزین تست خنثی سازی ویروس (VN)شده‌است. ردیابی آنتی ژن ویروسی به‌وسیله تست آگار ژل ایـمونودیفوزیون (AGIDT)یک فرایند نسبتاً ساده، سریع و ارزان می‌باشد.این روش تست به‌عنوان یک تست اولیه بسیارمفید می‌باشد، لیکن بین ویروس طاعون نشخوارکنندگان کوچک و طاعون گاوی قادر به تمایز نیست و برای این امر به تست‌های دیگری نیاز می‌باشد.همچنین آنتی ژن ویروس می‌تواندبه‌وسیله ایـمونوکپـچر الایزا (IC-ELISA)، که سریع وحساس می‌باشد ردیابی گردد، وبین PPR وطاعون گاوی تفریق حاصل کند. کیتهای معرف استاندارد AGIDT و IC-ELISA بصورت تـجاری در دسترس می‌باشند.

    ردیابی ماده ژنتیکی ویروس به‌وسیله روش ((واکنش زنجیرهای پلیمراز –ترانسکریپتاز واژگونه)) (RT-PCR) صورت می‌گیرد که مستلزم تجهیزات ومتخصصین ویژه‌ای می‌باشد. برغم قیمت گزاف آن، امروزه یکی از تستهایی است که در مراکز رفرانس همراه با ELISA بیشترین مورد استفاده را دارد.زیرا این روش سریع، دقیق، بسیار حساس است ومیتواند بین PPR و طاعون گاوی تمایز حاصل نماید.ترکیب این روش با سکانس نوکلئوتیدی اطلاعات مربوط به مشخصات ویروس را فراهم مینماید، که در مطالعات اپیدمیولوژیک مفید می‌باشند.

    ح)کنترل طاعون نشخوارکنندگان کوچک

    کنترل واگیریهای PPR، متکی برکنترل جابه جایی دام (قرنطینه)همراه با استفاده ازواکسیناسیون کانونی (حلقه‌ای) وایمن سازی پروفیلاکتیک در جمعیتهای پر خطر، ویا در موارد خاص معدومسازی تمامی گله آلوده، می‌باشد.تا همین اواخر کاربردی ترین واکسیناسیون در برابر طاعون نشخوارکنندگان کوچک استفاده از واکسن کشت نسجی طاعون گاوی بود. اخیرا یک واکسن همولوگ PPR تولید شده که دربرخی کشورهای آفریقایی مورد استفاده قرار گرفته و بذر و اکسن آن (seed)در دسترس می‌باشد. واکسنهای مذکور می‌توانند نشخوارکنندگان کوچک را تا حد اقل مدت سه سال دربرابر PPR حفاظت نمایند.

    استفاده از واکسنهای طاعون گاوی برای حفاظت نشخوارکنندگان کوچک امروزه نقض شده‌است زیرا این واکسن تولید یک آنتی بادی در برابر طاعون می‌کندکه باسرو سرویلانس طاعون گاوی و نتیجتا برنامه جهانی ریشه کنی طاعون گاوی تداخل مینماید


    منبع : ویکی پدیا

  11. کاربر زیر از بهمن برای پست مفید تشکر نموده است:


  12. Top | #18

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: گوســــفندان


    بیماری سا لمونلوزیس در نشخوارکنندگان



    این بیماری به اسامی پاراتیفوئید و حصبه نیز نامیده میشود و در زبان ترکی آذری به یاتالیق معروف است از لحاظ درمانگا هی بیماری ممکن است سیستمیک(عمومی) و یا آنتریک( روده ای) و نیز ممکن است حاد و یا مزمن باشد.


    سالمونلوزیس بیماری است باکتریایی وواگیردار که تقریبا همه انواع مهره داران به آن مبتلا می شوند . عامل این بیماری بیش از ۲۴۰۰ سروتیپ مختلف داردو جزو باکتریهای گرم منفی،چند شکلی،متحرک وهوازی و بی هوازی اختیاری دسته بندی می شودوسروتیپ های دارای خواص بی هوازی اختیاری در بافتهای صدمه دیده موجب ایجاد توکسین نیز می شوند.

    این بیماری به اسامی پاراتیفوئید و حصبه نیز نامیده میشود و در زبان ترکی آذری به یاتالیق معروف است

    از لحاظ درمانگا هی بیماری ممکن است سیستمیک(عمومی) و یا آنتریک( روده ای) و نیز ممکن است حاد و یا مزمن باشد. بروز بیماری بیشتر در دامهای خیلی جوان،دامهای ضعیف و ناتوان یا خیلی مسن و دامهایی که در معرض استرس واقع شده و سیستم ایمنی بد نشان تضعیف گردیده اتفاق می افتد و لازم به توضیح است که معمولا در اثر حمل و نقل ،زایمان و تغییر جیره غذایی و تغییر شرایط اب و هوایی و آلودگی انگلی وغیره دام دچار استرس می باشد ولذا در دامهای تازه خریداری شده ،تازه زا و خسته و .... احتمال وقوع بیماری بیشتر است ولی با این وجود همه دامها درهر سنی در معرض خطر ابتلا قرار دارند.

    ناقلین نهفته بیماری که معمولا بدون علائم خاص می باشند و علائم بیماری را نشان نمی دهند در بین همه گو نه های حیوانی وجود دارندکه نقش مو ثری در حفظ و بقا عفونت در طبیعت ایفا نموده و همیشه به عنوان عامل بالقوه انتقال بیماری به دیگران محسوب می شوند و این مسئله کنترل بیماری را با مشکل مواجه نموده است.

    دامها و یا حیوانات ناقل اگر در شرایط استرس واقع شوند دفع میکروب را شروع کرده و دیگران را در معرض آلو دگی قرار می دهند . تراکم بیش از حد دامها ،جایگاههای کثیف و غیر بهداشتی و تاریک و مرطوب نیز مو جب بقا عامل بیماری در محیط زندگی دامها می شوند.میکروب سالمونلا در خاکهای آلوده و آبهای راکد ممکن است ماهها دوام بیاورد همچنین در شرایط سرما و یخبندان میکروب زنده می ماند ولی با نور خورشید و گرما از بین می رود . میزان ابتلا و تلفات در این بیماری ممکن است شدید باشد که البته به نوع پرورش و تراکم و شرایط محیطی و بیماریهای سر کوب کننده سیستم ایمنی و عوامل مستعد کننده بیماری بستگی دارد.

    با توجه به مشاهده مواردی از بیماری در ماههای اول سال ۱۳۸۴ که ممکن است ناشی از افزایش تراکم دامها، کاهش ذخیره مواد غذائی بویژه علوفه خشک ، بهبود ابزار تشخیص و دقت دکتران دامپزشک باشد مناسب دیدیم که این بیماری علاوه بر طرح جزو موضوعات رادیوئی برنامه کندیمیز که از رادیو مرکز ارومیه پخش میشود (جهت اطلاع عموم شنوندگان)باتوجه به اهمیت موضوع بویژه از جنبه بهداشت عمومی در سایت اداره کل دامپزشکی استان نیز قرار گیرد .

    آب های آلوده ، اجزائ خوراک دامها ، مراتع آلوده وبویژه دامهای ناقل بیماری همیشه میتوانند موجبات ابتلا سایر دامها را فراهم نمایند .

    فضولات دامی مرطوب نیز بالنسبه همیشه می تواند آلودگی مراتع و اصطبل نگهداری دامها و سایر اماکن دامی را موجب شود .

    میکروب سالمونلا معمولا از طریق دستگاه گوارش و با بلع علوفه و سایر مواد غذائی آلوده بویژه سبوس و کنسانتره آلوده به فضله جوندگان و نیز آب آلوده وارد بدن دام شود . پس از ورود باکتری بدستگاه گوارش در نتیجه حمله به سلولها و نفوذ در بافت های لنفو ئیدی و سلولهای ماکروفاژ علائم بیماری بروز مینماید .

    اگر میکروب سالمو نلا بمیرد و یا توسط داروها ( آنتی بیوتیکها ) کشته و نابود شود نوعی سم میکروبی

    بنام ایندوتوکسین از پیکره باکتری کشته شده آزاد میشود که اغلب منجر به بروز شوک ایندوتوکسیک در دام مبتلا ء تحت درمان میشود . سایر بیماریهای عفونی نیز ممکن است همزمان و توام با سالمونلوزیس در دامها مشاهده شوند چون میکروب سالمونلا همواره دنبال فرصتی برای حمله به بدن میزبان می باشد و بعنوان عفونت ثانویه همزمان و یا متعاقب سایر بیماریها نیز مطرح است .

    بعضی از سروتیپ های سالمونلا به میزبان خاصی عادت نموده اند ولی همواره تعدادی از سالمونلا ها نیز وجود دارند که اختصاصی میزبان خاصی نمی باشند . سالمونلا تیفی موریوم سروتیپی است که غالبا از همه حیوانات جدا میشود ولی سالمونلا دابلین بندرت تمایل به ایجاد بیماری در نشخوار کنندگان دارد .

    ● علائم بیماری در گاو

    میکروب سالمونلا هم در گاوان شیری و هم پرواری هر دو ایجاد بیماری می نماید . تفکیک بین سیستمیک و یا آنتریک بودن بیماری نیز مشکل است چون ممکن است یک فرم بیماری بفرم دیگر نیز تبدیل شود و بالعکس

    هرچند تحت شرایط جغرافیائی خاص سروتیپ های متفاوتی ممکن است عامل بیماری واقع شوند با بین وجود سالمونلا تیفی موریوم تمایل به انتشار جهانی دارد .

    سالمونلا های نئوپورت و دابلین نیز در گاوان دارای اهمیت میباشند . سالمونلا دابلین بیشتر تمایل دارد دام را به ناقل مزمن بیماری مبدل نماید . سالمونلوز حاد بنوع پرورش دام نیز بستگی دارد بنحویکه در گاوان شیری بیشتر از گاوان پرواری مشاهده میشود . این بیماری معمولا در گوساله های با سن زیر دو هفته تظاهر پیدا نمی کند هر چند که موارد استثنائی نیز وجود دارد که حتی ابتلا گوساله های با سن زیر یک هفته نیز گزارش گردیده است .

    بیماری معمولا با تب نسبتا شدید ( ۵/۴۰ الی ۵/۴۱ ) درجه سانتیگراد شروع میشود ودر موقعی که علائم اسهال مشاهده شد رو به کاهش میگذارد . ضعف عمومی ، افسردگی ، بی اشتهائی و د لدرد ، کاهش وزن و دزهیدراتاسیون ( کاهش آّب بدن ) از دیگر علائم بیماری میباشد .

    با مشاهده علائم دسانتری ( اسهال آبکی به رنگ متمایل به قهوه ای حاوی رشته هائی از موکوس و لخنه های خون یا باریکه و نواری از خون تازه) میتوان به این بیماری مشکوک شد . مننژیت ( تورم پرده مغز ) و پلی آرتریت (تورم مفاصل ) و پنو مونی ( ذات ریه ) نیز ممکن است در موارد سپتی سمی بیماری مشاهد ه شوند .

    در فرم روده ای اغلب گوساله های مبتلا نهایتا دچار فرم سپتی سمی بیماری خواهند شد و آنهائیکه دوام آورده زنده می مانند وضع اسف انگیزی خواهتد داشت .

    منشاء عفونت شاید حیوانات ناقل تازه خرید ، خوراک آلوده ، آب آلوده ویا بستر باشد .

    محرومیت از ماک (آغوز ) ، جایگاههای سرد و غیر بهداشتی و مرطوب جزو عوامل مستعد کننده بیماری محسوب میشوند .

    در گاوان بالغ استرس زایمان وحمل و نقل وجایجائی و تغییر جیره و فقر غذائی از عوامل مستعد کننده بیماری میباشند و بعضی از گاوان در یکی دو هفته پس از زایمان دچار بین بیماری می شوند . علائم عمده بیماری در گاوان بالغ دگر گون شدن ناگهانی وضع عمومی حیوان و افسردگی است که با تب نسبتا شدید و افت شیر و یا قطع کامل آن در گاوان شیر ده و اسهال شدید همراه است .

    اسهال آبکی و بدبو حاوی موکوس و قطعات فیبرین و مقادیری از خون تازه که در اصطلاح دسانتری گفته میشود از مشخصه های بارز این بیماری مبیاشد و اسهال مقاوم (دائمی ) و لاغری و کم آبی بدن از مشخصه های فرم مزمن بیماری است .

    گاوان آبستن ممکن است سقط نمایتد . سقط جنین معمولا در اثر ابتلا به سالمونلا دابلین بیشتر از سایر سروتیپ ها اتفاق می افتد . بیماری تحت شرایط خاص ممکن است همه گیر شود بویژه در گاوان شیری

    آلودگی خوراک دام به عوامل سالمونلائی در هر مرحله ای از عمل آوری ممکن است اتفاق بیافتد . و عموما بیماری بمحض دریافت خوراک آلوده و اگر حیوان در شرایط استرس واقع شود نظیر حمل و نقل و خستگی و گرسنگی حادث میشود .

    بایستی توجه نمود که خورانیدن یونجه و سایر علوفه خرد شده و نیز سبوس آلوده و مخلوط با فضله موش و فضله سایر حیوانات ممکن است موجب گسترش بیماری شود .

    در این بیماری نوع اسهال مشاهده شده ممکن است اسهال ناشی از بیماری مخاطی BVD-MD( اسهال ویروسی گاوان ) و بیماری کوکسیدیوزیس را تداعی نماید .

    در تشخیص نفریقی بایستی به بیماری های کلی باسیلوزیس ، اسهال ویروسی گوساله ها ، پاستورلوزیس ، BVD-MD ، بیماری ین ، کوکسیدیوزیس ، اسهال های انگلی و پاره ای از مسمومیت ها در گوساله های نسبتا مسن و گاوان بالغ توجه نمود .

    در بررسی تابلوی خونی لکو پنی در اوایل بیماری مشاهده میشود ولی پس از چند روز از شروع بیماری یافته های ثابت پاتولوژیک قابل استناد وجود ندارد .

    ● علائم بیماری در گوسفند و بز

    موارد وقوع بیماری سالمونلوزیس در بره ها بسیار بالاست و لذا این بیماری از اهمیت اقتصادی فوق العاده ای در بره ها برخوردار است .

    هم گله میش ها و هم بره ها در معرض ابتلا قرار دارند و ممکن است هر دو هم بفرم سپتی سمیک و هم آنتریک بیماری مبتلا شوند . میش های آبستن ممکن است سقط نمایند . میش هائیکه سقط جنین میکنند بایستی از نظر سالمونلوزیس نیز بررسی شوند .

    بره ها ممکن است بمحض تغییر مکان و رسیدن به محل جدید دچار بیماری شوند . اسهال آبکی توام با موکوس و لخته های خون از علائم بیماری در گوسفندان است . ابتلا ۲۵ در صد و یااز آن در بره ها غیر متداول نمی باشد ، تلفات معمولا بالاست . سالمونلوزیس را بایستی در گوسفتد ان از کوکسیدیوزیس متمایز نمود .

    ابتلا به کوکسیدیوز خیلی عادی است و یک تا سه هفته پس از رسیدن به محل جدید با مدفوع خون آلود مشاهده میشود . وجود خون در مدفوع بز های مبتلا به سالمونلوز ممکن است اسهالی باشد و یا نباشد . بره ها و بزغاله هایاز شیر گرفته شده و نیز بالغین همه ممکن است به بیماری سالمونلوزیس مبتلا شوند .

    در تشخیص تفریقی با یستی به کوکسیدیوز ، آلودگی های انگلی و بیماری آنتروتوکسمی توجه نمود .

    یافته های گالبد گشائی – با چشم غیر مسلح علائم و جراحات چشم گیری بغیر از جراحات روده ای ممکن است مشاهده نشود .

    ● پیشگیری

    سالمونلا ها معمولا در محیط زندگی دامها پراکنده هستند و با توجه به وجود ناقلین فاقد علائم بیماری پیشگیری آسان نمی باشد و به زحمات و تصمیمات قاطع و همکاری نزدیک دامدار و دامپزشک فارم و صرف هزینه بستگی دارد . نگهداری دام در شرایط بسته ممکن است بهترین روش پیشگیری باشد .

    قرنطینه نمودن گله جایگزین بمدت حداقل ۲ تا ۴ هفته هر چند به کنترل بیماری کمک میکند ولی همیشه صد در صد موثر نمی باشد چون همواره در صدی از حیوانات ناقل عفونت ممکن است بین آنها موجود باشد .

    خرید دام از گله هائی که اصلا سابقه سالمو نلوزیس نداشته با شند عاقلانه ترین کار است .

    خرید اجزاء جیره ( خوراک دام ) از کارخانجات و دلالان قابل اعتماد در درجه دوم پس از خرید دام سالم و عاری از بیماری بایستی مد نظر واقع شود .

    شیر خشک ، پودر گوشت و استخوان و حتی پودر ماهی میتواند بعنوان منشاء و منبع ورود عفونت به گله مطرح باشد مگر اینکه به نحو اصولی عمل آوری شده باشند . علوفه و غلات معمولا منشاء آلودگی نمی باشتد مگر اینکه توسط فضولات جوندگان بویژه موش آلوده شده باشند .

    در اغلب موارد بیماری در فصل بهار ۱۳۸۴ دردامداریهای نیمه صنعتی و سنتی و شرایط روستائی اطراف شهرستان ارومیه آلودگی سبوس و علوفه خرد شده به فضله موش و سگ مطرح بوده است .

    که متاسفانه جایگاههای غیر بهداشتی ( کاه گلی ) و عدم استفاده از مصالح سیمانی و وجود مواد غذائی قابل دسترس جوندگان و عدم مبارزه اصولی با جوندگان موجبات تکثیر آنهارا در شرایط روستائی منطقه فراهم نموده و آلودگی حداقل ۱۷ الی ۲۰ در صد جوندگان به میکروب سالمونلا موجبات آلودگی خوراک دام به فضله جوندگان را فراهم نموده است که همواره تعداد کثیری از دامها با شرایط موجود در معرض ابتلا قرار دارند و ممکن است به فرم نهفته بیماری مبتلا شده و مدت های مدید ناقل بیماری واقع شوند و زمانیکه در معرض استرس واقع میشوند نظیرمواجه شدن با فقر غذائی که همواره در اواخر فصل بهار با اتمام ذخیره علوفه مرغوب وتفاله های سیلو شده اتفاق میافتد ، اتمام یک ماده غذائی و جایگزین نمودن آن با مواد د یگر نامرغوب ، متعاقب زایمان ، حمل و نقل و بویژه در دامهای تازه خرید بیماری فرصت بروز پیدا میکند .

    هرجند واکسنهای تجاری برای سالمونلا تیفی موریوم و دابلین در خارج از کشور تهیه گردیده بعلت عدم دسترسی نه تنها جعیت دامی منطقه بلکه تمامی جمعیت دامی کشور هم در شرایط صنعتی و هم سنتی فعلا از آن محروم میباشند .

    ● درمان

    این بیماری اگر بموقع تشخیص داده نشود و دامهای مبتلا بموقع تحت معالجه واقع نشوند میتواند تا ۷۵ در مبتلا یان را تلف نماید هرچند که همه موارد تحت در مان نیز منجر به بهبودی نمی شود و همیشه تعدادی از دامهای مبتلا علی رغم اقدامات درمانی بعلت شدت صدمات وارده به اندامهای درونی تلف میشوند .

    ● توصیه های عمومی

    از جنبه بهداشت عمومی مصرف گوشت دامهای مبتلای ذبح شده برای مصرف انسان خالی از اشکال نمی باشد و معمولا مسمومیت های غذائی را بدنبال دارد لذا معدوم سازی لاشه دامهای مبتلا به روش اصولی توصیه میشود .



    منبع : آفتاب

  13. کاربر زیر از بهمن برای پست مفید تشکر نموده است:


  14. Top | #19

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: گوســــفندان

    اکتیمای واگیر


    اکتیمای واگیر یک بیماری ویروسی مشترک بسیار واگیر پوستی است که گوسفندان ، بز و برخی از نشخوارکنندگان اهلی و وحشی را درگیر می‌کند. ضایعات پوستی دردناک هستند و اغلب در پوزه و دهان ایجاد می‌شوند، این ضایعات باعث بی‌اشتهایی وگرسنگی می‌شوند. ضایعات بر روی پستان ممکن است باعث رهاسازی نوزاد و ممانعت از شیردهی شوند، و ضایعات پا می‌تواند باعث لنگش زودگذر گردد.

    عفونت‌های باکتریایی ثانویه ممکن است روی دهد و در موارد نادر ضایعات ممکن است به اندامهای داخلی توسعه یابد. عفونت‌های عمومی شدید در بزهای نژاد بوئر و نژادهای دورگه بوئر دیده می‌شود. اگرچه اکتیمای واگیر معمولاً به طور خوبخودی بهبود می‌یابد و میزان مرگ‌ومیر معمولاً پائین است، اما میزان مرگ‌ ومیر تا بیش از ۱۰ درصد گزارش شده است. بیشتر عفونت‌های انسانی موضعی هستند و به طور خودبخودی بهبود می‌یابد؛ با وجود این ضایعات وسیع با بهبود نسبتاً ضعیف می‌تواند در بیماران مبتلا به تضعیف سیستم ایمنی دیده شود.



    منبع : آفتاب

  15. کاربر زیر از بهمن برای پست مفید تشکر نموده است:


  16. Top | #20

    • اخراج شده
    • تاریخ عضویت
      29-Aug-2007
    • رشته تحصیلی
      رانندگی...!
    • محل سکونت
      بروجرد(لرستان)
    • پست‌ها
      4,595
    • سپاس
      22,113
    • 9,947 تشکر در 4,786 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      0
    • امتیاز
      54

    پیش فرض پاسخ: گوســــفندان

    آگالاکسی


    آگالاکسی یک بیماری واگیردار در گوسفند و بز است که ضایعات آن در پستان، چشم و مفاصل دام مبتلا ظاهر می گردد. نام آگالاکسی به معنی قطع شیر می باشد ولی از آنجایی که علایم بیماری منحصر به عوارض پستانی نمی گردد و در ضمن ضایعات ممکن است در دام نر نیز مشاهده شود لذا نام آگالاکسی برای بیان تمام ضایعات این بیماری مناسب نمی باشد.

    بز وگوسفند تنها دامهای حساس در برابر باکتری عامل بیماری هستند. سایر دامها در شرایط طبیعی و تجربی نسبت به عامل آگالاکسی مقاومت دارند. به عنوان عامل بیماری مایکوپلاسما آگالاکتیه بیشتر مورد نظر می باشد ولی سه تیپ از این باکتری نیز به عنوان عامل بیماری شناخته شده است. یک تیپ غیر بیماری زاست، تیپ دیگر بیشتر عامل اشاعه بیماری است و تیپ سوم با ایجاد خیز شدید غده پستان و میزان زیاد تلفات در بز ارتباط دارد. عوامل دیگر مانند مایکوپلاسما مایکوییدس، مایکوپلاسما آرژینینی و مایکوپلاسما پوتری فیسنس نیز به عنوان عوامل بیماری شناخته شده اند.



    اپیدمیولوژی و بیماری زایی:



    میزان تلفات 30 – 10 درصد است ولی تعداد زیادی دام به این علت که غده پستان در آنها آسیب دیده و برای همیشه غیر قابل استفاده می گردند، از گله حذف می شوند.

    بیماری در هر سنی بروز می کند و جنس هم در ابتلا به بیماری دخالتی ندارد. عامل بیماری از طریق دستگاه گوارش یا نوک پستان وارد بدن می شود. آگالاکسی بیشتر به طور مستقیم از دامی به دام دیگر انتقال می یابد ولی گاهی به صورت غیر مستقیم از طریق شیردوشی نیز ممکن است انتقال یابد. عامل بیماری از طریق ترشحات بدن به خصوص شیر، ترشحات چشم و مفاصل دفع می شود. به دلیل اینکه دفع باکتری از شیر تا چند ماه بعد از بهبود ممکن است ادامه یابد بنابراین بیماری نه تنها توسط دام بیمار بلکه دام بهبود یافته نیز امکان دارد منتقل شود.

    پس از ورود به بدن، باکتری وارد جریان خون می شود و ایجاد سپتی سمی می کند. دو تا سه روز بع د، باکتری از خون خارج و در اندامهای مختلف از جمله پستان، چشم و مفاصل موضع می گیرد و باعث بروز علایم بیماری می گردد.



    علایم بالینی:



    دوره کمون بیماری در شرایط تجربی 7-5 روز است ولی در شرایط طبیعی طولانی تر و حدود 13-11 روز می باشد. اولین علامت بیماری تب شدید است که چندان دوام ندارد. بعلاوه بی اشتهایی و بی قراری نیز مشهود می باشد. ترشح شیر ابتدا کاهش می یابد و ترشحات چرکی از پستان خارج می شود و نهایتا" به علت فیبروز غده پستان شیر به طور کامل قطع می گردد. دو تا چهارده روز بعد از قطع شیر ضایعات چشم و مفاصل ظاهر می شود. تورم چشم باریزش ترشحات مخاطی و ترس از نور همراه است. درگیری مفاصل منجر به ایجاد اشکال در حرکت دام و لنگش می شود. گاهی تورم مفاصل شدید و دردناک و زمانی خفیف و غیر آشکار می باشد. دوره بیماری ممکن است از یک تا چند ماه به طول انجامد. سقط جنین ناشی از بیماری در میش ها و بزهای آبستن ممکن است اتفاق بیافتد. گاهی همه علایم در یک دام مشاهده می شود و زمانی در هر دامی در یک گله یکی از علایم فوق ممکن است بروز نماید.



    تشخیص بیماری:



    تشخیص بیماری در سطح گله بر اساس جداسازی باکتری عامل بیماری از خون و بافت پستان و نیز انجام آزمایش ثبوت عناصر مکمل است. این آزمایش بلافاصله بعد از بروز علایم بالینی مثبت می شود. آزمایش الایزا که میزان حساسیت آن مشابه آزمایش ثبوت عناصر مکمل است برای شناسایی دام های حامل توصیه می گردد.



    درمان:



    درمان دام های بیمار با تایلوزین یا اریترومایسین در صورتی که به موقع انجام شود تا 80 درصد موارد موثر خواهد بود. میزان تزریق تایلوزین10-5

    میلی گرم برای هر کیلوگرم وزن بدن، روزانه تا سه روز است. اکسی تتراسایکلین شدت بیماری را کاهش می دهد ولی باعث کاهش میزان دفع باکتری از شیر نمی شود.



    پیشگیری و کنترل:



    در مواردی که دام از بیماری بهبود می یابد برای همیشه ایمن خواهد شد. واکسیناسیون دام ها با واکسن کشته شده همراه با ماده کمکی ساپونین در صورتی که بموقع استفاده شود موثر خواهد بود. به دلیل استعداد دام های جوان در ابتلا به بیماری، واکسیناسیون در سنین پایین توصیه می گردد. البته تجویز واکسن نبایستی در سنین کمتر از ده هفته انجام شود. بهترین زمان تجویز واکسن از سن سه ماهگی توصیه شده است. این واکسن را معمولا" 2 بار به مدت 2 هفته از راه زیر جلدی تزریق می کنند و مقدار تزریق هربار به میزان یک میلی لیتر می باشد. مدت زمان ایمنی 6 ماه است و در سال دوبار باید انجام شود. این واکسن برای میش ها 2 ماه قبل از زایش توصیه شده است.

    http://www.new-veterinary.blogfa.com

  17. کاربر زیر از بهمن برای پست مفید تشکر نموده است:


صفحه 2 از 3 ابتداابتدا 123 آخرینآخرین

اطلاعات تاپیک

کاربران حاضر در این تاپیک

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک هستند. (0 عضو و 1 مهمان)

برچسب ‌ها

این مطلب را به اشتراک بگذارید

قوانین ارسال

  • شما نمی‌توانید تاپیک جدید ارسال کنید.
  • شما قادر به ارسال پاسخ نیستید .
  • شما نمی‌توانید فایل ارسال کنید.
  • شما نمی‌توانید پست ‌های خود را ویرایش کنید.
  •  
دانشجو در شبکه های اجتماعی
افتخارات دانشجو
لینک ها
   
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
به دانشجو امتیاز دهید:

آپلود مستقیم عکس در آپلودسنتر عکس دانشجو

توجه داشته باشید که عکس ها فقط در سایت دانشجو قابل نمایش می باشند.

Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.1