پایه عکاسی مونوپاد
مدرسان شریف ۹۳
سایت علمی دانشجویان ایران
دانـلـود مقـالات آی اس آی 
از تـمامـی پـایـگـاه های آنـلایــن، بـه سـادگـی!
تبلیغات پژوهش (توسعه)
صفحه 3 از 7 ابتداابتدا 123456 ... آخرینآخرین
در حال نمایش 21 تا 30 از مجموع 66
نمودار محبوبترین‌‌ها7پسندیده شده

تاپیک: .::بيوگرافي اساتيد بزرگ حقوق ايران::.

  1. Top | #21

    • ناظم ارشد سایت
    • تاریخ عضویت
      07-Aug-2010
    • رشته تحصیلی
      حقوق
    • محل سکونت
      كرمان
    • پست‌ها
      1,647
    • سپاس
      9,195
    • 4,966 تشکر در 1,573 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      20
    • امتیاز
      1115

    پیش فرض پاسخ: .::بيوگرافي اساتيد بزرگ حقوق ايران::.

    دكتر امير سپهوند


    در سال 1313 در ده پير ( جغلوندي ) خرم آباد متولد شد در 3 سالگي پدرش از دنيا رفت و از اوان كودكي با سختي هاي فراوان روبرو شد . دوران ابتدايي را در مدرسه بدر ماسور به پايان رساند . تا دوره سيكل را در خرم آباد با نمرات عالي و ممتاز گذراند اما به دليل شرايط زندگي مادر و خواهران كوچك با وجود سن كم مجبور به ترك تحصيل و انتخاب شغل معلمي در يكي از ايستگاههاي راه آهن استان لرستان به نام " مازو " شد . عشق به تحصيل و طلب علم او را از ادامه تحصيل بازنداشت بطوري كه مداوم با شركت در امتحانات متفرقه ، از وقفه در تحصيل خود جلوگيري كرد و با نمرات عالي در كنار شغل معلمي ، مقاطع تحصيل خود را تا ديپلم ادامه داد . پس از گرفتن مدرك ديپلم ادبي ، به خدمت سربازي عازم شد و بعد از فراغت از دوره نظام وظيفه ، به شغل مسوول اداره آمار آموزش و پرورش استان لرستان منصوب گرديد . دو سال بعد با وجود موقعيت خوب شغلي و ازدواج و اسكان درشهر خرم آباد بازهم بي قراري براي كسب علم ، باعث شد تا براي شركت در امتحان سراسري ورودي رشته حقوق دانشگاه به تهران بيايد و با رتبه عالي در رشته حقوق دانشگاه تهران پذيرفته شود . دوره ليسانس حقوق را با علاقه واستعداد سرشار در دانشگاه تهران به اتمام رساند . علاقه و عشق او به رشته حقوق ، عشق او به حق و عدالت بود و شيوه زندگيش در عرصه حقوق ي جامعه گوياي مشي اعتقادي او بود .
    دوره كارآموزي و تحصيل در تهران را در محضر اساتيد آن زمان سپري نمود .
    اولين پست قضايي خود را در دادگستري گلپايگان به عنوان داديار دريافت كرد ، سپس در شهركرد به سمت دادرسي دادگستري منصوب شد . كمتر از يك سال بعد بازپرس شهر كرد شد . همزمان با خدمت در دادگستري در امتحان فوق ليسانس رشته حقوق دانشگاه تهران پذيرفته شد و مشغول تحصيل گرديد . براي ادامه تحصيل بطور مداوم در رفت و آمد بين تهران و شهركرد بود كه در يكي از اين سفرها به دليل تصادف دچار شكستگي شديد از ناحيه پا گرديد و در بيمارستان بستري شد ، اما عشق به كار و مسئوليت پذيري او را در حالي كه هنوز پايش در گچ بود ، به ماموريت كاري براي تحقيق نزاعي ايلهاي محلي استان كشاند و در يكي از اين ماموريت ها دچار شكستگي مجدد پا شد و آثار اين صانحه و درد پا را تا آخرين روز عمر او را رها نكرد .
    در همان سال بر روي تخت بيمارستان حكم رياست دادگاه همايون شهر را دريافت كرد .
    دو سال بعد بازپرس دادگستري شهر قزوين شد . و در همين زمان دومين مدرك فوق ليسانس خود را در رشته جرم شناسي از دانشگاه شهيد بهشتي دريافت كرد سپس با سمت بازپرسي به شهر ري منتقل شد و در كمتر از شش ماه بعد بازپرس شعبه يك دادگستري تهران شد .
    بعد از انقلاب موفق به كسب مدرك دكتراي حقوق گرديد و به سمت هاي ، رئيس دادگاه صلح ، دادگاه جنايي ، شعبه يك كيفري ، مستشار ديوان عالي كشور و نهايتا رئيس شعبه تشخيص ديوان عالي كشور شد .
    وي از سال 1364 به طور رسمي مشغول تدريس در دانشگاههاي ايران از جمله دانشگاه شهيد بهشتي ، دانشگاه شيراز ، مشهد ، قم ، علوم قضايي ، علوم تحقيقات و امام صادق شد . كه حاصل آن راهنمايي و مشاوره صدها رساله دانشگاهي در جامعه حقوق ي ايران مي باشد . آموزش قضات ضمن خدمت و كاراموزي قضايي از جمله كارهايي بود كه باعث شد تا به امروز، اكثر قريب به اتفاق نسل جوان تحصيلكرده حقوق و شاغلان دستگاه قضايي ما از تعليمات حقوق ي او بي بهره نمانده باشند .
    تجربه كاري توام با علم وتحصيل باعث شد تا بسياري از نامداران حقوق او را پدر حقوق جزاي ايران بدانند .
    دكتر سپهوند عالم فرهيخته و حقوق دان بزرگ زمان است كه عمر گرانمايه را در راه احقاق حق خلق گذراند . درصبح 22 خرداد 1384 براي اينكه مثل هرروز پيش از 8 صبح در محل كار خود در كاخ دادگستري ، ديوان عالي كشور حاضر باشد با وجود خرابي آسانسور باز هم از تاخير سرباز نزد و به واسطه عشق خدمت به خلق خداوند بر روي پله آخر ايستاده دچار ايست قلبي شد و دعوت حق و معبود عدالت گستر خويش را لبيك گفت .

    منبع : سايت تخصصي حقوق و فقه

  2. 4 کاربر از M.A.H.D.I برای پست مفید تشکر نموده اند:


  3. Top | #22

    • ناظم ارشد سایت
    • تاریخ عضویت
      07-Aug-2010
    • رشته تحصیلی
      حقوق
    • محل سکونت
      كرمان
    • پست‌ها
      1,647
    • سپاس
      9,195
    • 4,966 تشکر در 1,573 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      20
    • امتیاز
      1115

    پیش فرض پاسخ: .::بيوگرافي اساتيد بزرگ حقوق ايران::.

    محمد رضا ضيايى بيگدلي



    متولد ۱۳۲۱ تهران.

    - اخذ مدرك ديپلم ادبى از دبيرستان دارالفنون در سال ۱۳۴۰.

    - اخذ مدرك ليسانس حقوق ازدانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران، ۱۳۴۳.

    - اخذ مدرك دكتراى حقوق بين الملل عمومى از دانشگاه مونت پوليه فرانسه، ۱۳۴۸.

    - استاديار مدرسه عالى علوم قضايى و ادارى قم، ۵۴-۱۳۴۹.

    - استاد مدعو در مدرسه عالى بازرگانى، ۱۳۵۴.

    - مدير حقوق ى صندوق عمران مراتع وزارت كشاورزى.

    - مديركل حقوق ى سازمان ثبت احوال.

    - عضو هيأت علمى دانشكده علوم سياسى و اجتماعى، ۵۹-۱۳۵۸.

    - عضو هيأت علمى مجتمع دانشگاهى ادبيات و علوم انسانى، ۶۰-۱۳۵۹.

    - عضو هيأت علمى دانشگاه علامه طباطبايى از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۰.

    - دانشيار دانشگاه علامه طباطبايى از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۸.

    - استاد پايه ۲۵ دانشگاه علامه طباطبايى از سال ۱۳۷۸ تاكنون.

    - مديرگروه حقوق دانشگاه علامه طباطبايى در سالهاى ۷۶-۱۳۶۰ به جز دو دوره دوساله.

    - رئيس دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه علامه طباطبايى، ۷۷-۱۳۷۶.

    - مديرگروه حقوق بين الملل دانشگاه علامه طباطبايى، ۱۳۷۷ تاكنون.

    - عضو مؤسس و عضو هيأت مديره انجمن ايرانى مطالعات سازمان ملل متحد از سال تأسيس (۱۳۷۸) تاكنون.

    - عضو مؤسس و عضو شوراى مركزى مجمع صنفى اعضاى هيأت علمى دانشگاهها از سال تأسيس (۱۳۸۱) تاكنون.

    - تأليف ۲۵ مقاله علمى و تأليف كتاب هاى حقوق بين الملل عمومى، حقوق جنگ، اسلام و حقوق بين الملل، حقوق معاهدات بين المللى و ترجمه كتاب حقوق شوروى.
    ازسال ۱۳۴۹ خورشيدى تاكنون به تدريس در رشته حقوق پرداخته و در تربيت چندين نسل از دانشجويان رشته حقوق نقش مؤثر ايفاكرده و كتاب «حقوق بين الملل عمومى» او در سال جارى به چاپ بيست و يكم رسيده است و ركورد بيشترين چاپ درميان كتاب هاى حوزه «حقوق» كه در سالهاى بعد از انقلاب چاپ شده را نصيب خود نموده است.
    محمدرضا ضيايى بيگدلى استاد دانشگاه، حقوق دان و نويسنده متولد ۱۳۲۱ تهران است. تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در تهران طى نموده و در سال ۱۳۴۰ از دبيرستان دارالفنون موفق به اخذ ديپلم ادبى شده. مطالعات غيردرسى او عمدتاً حول محور تاريخ اسلام، زندگى پيامبر و ائمه بوده و كتاب هاى «محمدپيامبرى كه ازنو بايد شناخت» و «پيامبر» زين العابدين رهنما را مطالعه كرده است.
    پدرش كه درجه اجتهاد داشته و فردى معمم بوده و بعدها به تحصيل در دانشگاه هم روى آورده و مدرك دكتراى الهيات را از دانشگاه تهران دريافت كرده و در وزارت دارايى وقت و دانشگاه تهران و دانشكده افسرى هم درس مى داده، درپى اين نبوده كه باور و نگرش خود را به محمدرضا - پسر و فرزند ارشد خانواده - تحميل كند و بچه بزرگ خانواده هم بر ۶ برادر و خواهر خود تأثيرگذار بوده است.
    وى در سال ۱۳۴۰ به دانشگاه تهران راه پيدامى كند و در رشته حقوق دانشكده حقوق به تحصيل مى پردازد و بعد از ۳ سال فارغ التحصيل مى شود.
    از استادانش من جمله دكتر سيدحسن امامى، دكتر محمدباهرى، مشكات و سنگلجى به نيكى يادمى كند و اعتقاددارد ازنظر علمى دكتر سيدحسن امامى (استاد درس حقوق مدنى) و دكتر باهرى (استاد درس حقوق كيفرى) برايش الگو بوده اند.
    بعد از اتمام تحصيل دوره كارشناسى، دوره يكسال و نيمه خدمت نظام وظيفه را پشت سرمى گذارد و باتوجه به علاقه شخصى خودش و اصرار پدرش كه ثروت و املاك موروثى برخوردار بوده به منظور ادامه تحصيل در سال ۱۳۴۴ به فرانسه مى رود و تحصيلات آكادميك خود را در رشته حقوق بين الملل عمومى به مدت ۴ سال تا مقطع دكترا ادامه مى دهد در دانشگاه مونت پوليه.
    اين سفر، اولين سفر خارج از كشور محمدرضا ضيايى بيگدلى بوده. سفرى سخت و زندگى در محيطى غريب؛ اگرچه قبل از سفر، چند نفر آشنا و فاميل در فرانسه داشته و او با كمك آنها از راهنمايى هاى لازم بهره مند مى شده ولى به هرجهت محيط غريب، تجربه اى جديد پيش روى او مى نهد و او ناهمخوانى دو فرهنگ ايرانى و فرانسوى خصوصاً درزمينه ارتباط بين افراد و محيط خانوادگى را لمس مى كند.
    تز دكتراى او درمورد مسؤوليت بين المللى افراد و به عبارت دقيق تر «مسؤوليت افراد درحقوق بين الملل» بوده است.
    227064.jpg

    «من عمده بحثم اين بود كه برپايى دادگاه هاى نورنبرگ و توكيو در ايام بعد از جنگ جهانى دوم، زمينه را براى يك تحول درحقوق بين الملل فراهم نموده است و ما بايد به سمتى برويم كه افراد نتوانند پشت حجاب شخصيت حقوق ى و دولتها، خودشان را مخفى كنند و مرتكب جنايات عليه بشريت شوند.»
    ضيايى بيگدلى مى گويد: برخى برآن دادگاه ها انتقاد واردمى كنند و آنها را دادگاه هاى فاتحين جنگ مى دانند كه براى شكست خوردگان درجنگ تصميم گيرى كرده اند ولى به هرحال مكانيزم و قوانين و مقرراتى بايد باشد تا افرادى هم كه مرتكب جنايات عليه بشريت، نسل كشى و جنايت جنگى مى شوند محاكمه گردند و ازنظر بين المللى، افراد هم مسؤول شناخته شوند.
    پيامد مثبت ارائه اين تز و ارائه مطالب ديگر ازسوى ديگران باعث مى شود تئورى سازى لازم دراين زمينه صورت گيرد و سازمان ملل به عنوان نماينده جامعه جهانى، كميسيون حقوق بين الملل را مأموركند طرحى در ارتباط با مسؤوليت كيفرى افراد تهيه كند و تهيه اساسنامه ديوان كيفرى بين المللى و برپايى دادگاه هاى مرتبط با كشتارداخلى رواندا و يوگسلاوى جنبه عملى آن فعاليت هاى نظرى بوده است.
    ضيايى بيگدلى پس از بازگشت به وطن، به مدت دوماه در حوزه معاونت ادارى و مالى وزارت كشور به عنوان كاشناس ادارى به كار مشغول مى شود و سپس به مدت يك سال و نيم به عنوان كارشناس در دبيرخانه و اداره سوم سياسى وزارت خارجه مشغول تهيه گزارشهاى سياسى و حقوق ى مى شود.
    پدرش در بهمن ۱۳۴۹ موفق مى شود مجوز تأسيس مدرسه اى عالى به نام مدرسه عالى علوم قضايى و ادارى قم را از وزارت علوم وقت دريافت كند.
    او، اولين عضو هيأت علمى و معاون ادارى و مالى آنجا و در ضمن قائم مقام پدرش كه رئيس آنجا بوده مى شود. در آنجا او حقوق بين الملل عمومى و سازمانهاى بين المللى را تدريس مى كرده و اين كار را تا سال ۱۳۵۴ يعنى سال دولتى شدن مدرسه عالى ادامه مى دهد. با دولتى شدن مدرسه، احساس ناخوشايندى به او دست مى دهد و آن مدرسه با عنوان مجتمع آموزشى عالى قم به دانشگاه تهران واگذارمى شود و اولين رئيس آن بعد از دولتى شدن هم دكتر مظاهرمصفا بوده كه ازجانب دانشگاه تهران به آن سمت منصوب مى شود. اگرچه ضيايى بيگدلى مى توانسته دست كم به عنوان عضو هيأت علمى در آن مدرسه به كار خود ادامه دهد اما از سمت خود استعفامى دهد و به همراه همسرش به تهران مى آيد.
    مدتى در مدرسه عالى بازرگانى تدريس مى كند و بعد به كارهاى ادارى و حقوق ى تمايل پيدامى كند و يكسال مديرحقوقى صندوق عمران مراتع وزارت كشاورزى بوده و بعداً هم مديركل حقوق ى سازمان ثبت احوال مى شود. در سال ۱۳۵۸ معاون ادارى و مالى دانشكده مستقل علوم سياسى و اجتماعى مى شود كه رياست آن به عهده دكتر ساعى بوده.
    در اواخر سال ،۱۳۵۸ دانشكده علوم سياسى و اجتماعى در ۱۵ مؤسسه آموزشى مستقل ديگر ادغام مى شود و نام مجتمع دانشگاهى ادبيات و علوم انسانى به خود مى گيرد. دكتر عضدى رياست مجتمع را به عهده داشته و ضيايى هم به مدت يكسال و نيم به درخواست رئيس مجتمع، معاونت ادارى و مالى آن را به عهده مى گيرد.
    با تأسيس دانشگاه علامه طباطبايى، عضو هيأت علمى آنجا مى شود و اين عضويت تاكنون ادامه داشته است و دروس حقوق بين الملل، حقوق اساسى، اسلام و حقوق بين الملل و سازمانهاى بين المللى را در طى اين سالها ارائه داده است.
    او در سالهاى ۷۶-۱۳۶۰ به صورت متناوب و به مدت ۱۲ سال مدير گروه حقوق دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايى بوده و نقش مهمى در تبديل گروه حقوق به دانشكده حقوق ايفا نموده است. بالاخره به مشقات بسيار دانشكده تأسيس مى شود. يكى از موانع تأسيس دانشكده اين بوده كه هرگونه گسترش تأسيسات دستگاههاى دولتى درتهران ممنوع است ولى بالاخره در سال ۱۳۷۶ تأسيس دانشكده عينيت مى يابد و اين دانشكده در حال حاضر ۱۱۰۰ دانشجوى كارشناسى، ۳۰۰ دانشجوى كارشناسى ارشد و ۱۳ دانشجوى دكتراى حقوق بين المللى را تربيت مى كند.
    معروف ترين نوشته او، كتاب «حقوق بين الملل عمومى» است كه هم اكنون به چاپ بيست و يكم رسيده و حدود ۱۰۰ هزارنسخه از آن به بازار آمده و به فروش رفته است.
    هرچند كه كتاب «مقدمه علم حقوق » دكتر كاتوزيان كه چندسال قبل ازانقلاب چاپ اول آن به بازار آمده بيش از ۳۰ بار چاپ شده است ولى دستيابى كتاب ضيايى بيگدلى به چاپ بيست و يكم درميان كتاب هاى حقوق ى منتشر در ساليان بعد از انقلاب يك ركورد بى نظير مى باشد.
    اين حقوق دان ايرانى مى گويد:
    «اگر روابط مادى كشورهاى عضو جامعه بين المللى بنيانى معنوى نيابد و كشورها به همكارى با يكديگر ترغيب نشوند، آن نظم اندكى هم كه پس از ده قرن به صورت امروزى درآمده است، ازميان خواهدرفت و جنگ و زورگويى جانشين قاعده و قانون هرچند سست و متزلزل خواهدگرديد.
    و اينگونه است كه او با اميدوارى آرزومى كند قواعد حقوق بين الملل از صورت مقررات بين الدولى درآمده و به حقوق واقعاً بين المللى تبديل شود و انسان به جايگاه رفيع خود نائل شود.
    «امروزه معمولاً حقوق بين الملل را به دو قلمرو عام و خاص طبقه بندى مى كنند، حقوق بين الملل عام توسط تمام يا اكثر كشورها و ازجمله كشورهاى بزرگ پذيرفته شده و براى كشورهايى كه رسماً آن را نپذيرفته اند هم تعهدآور مى شود. مانند عهدنامه هاى ۱۹۴۹ ژنو درزمينه حقوق جنگ.
    اما حقوق بين الملل خاص قواعدى است كه رعايت آن فقط درجوامع بين المللى خاص كه درآنها حداقل دوكشور گردهم آمده باشند الزامى است.»
    ضيايى بيگدلى مدتى رئيس دانشكده تازه تأسيس مى شود و از سال ۱۳۷۷ يعنى زمانى كه از سمت اش استعفامى دهد تا اكنون مديرگروه حقوق بين الملل دانشكده مذكور است.
    وى معتقداست به لحاظ شكلى بايد دانشجو، نظم و ديسيپلين را رعايت كند، مثلاً به حضور به موقع دانشجو و دقت در فراگيرى درس اعتقاددارد و از لحاظ ماهوى به اين باور دارد كه دانشجو بايد در كلاس درس «حضورفعال» داشته باشد.
    حضور فعال از ديد او به معناى صرف حضور دركلاس درس نيست بلكه به معناى اين است كه از استاد سؤال كند و به بحث و گفت وگو كردن تمايل نشان دهد و خلاقيت خود را بروز دهد.
    باوردارد كه دقت و پرسشگرى باعث مى شود خلاقيت دانشجويان شكوفاشود. او به قدرى به رشته حقوق بين الملل تعلق خاطر پيداكرده كه با تعصب و سماجت زيادى مى گويد: «اگر قرار باشد كه يكبار ديگر به دنيا برگردم و قرار بر اين باشد كه شغلى انتخاب كنم باز همين راه و همين روش را انتخاب مى كنم.»
    اين نوع پافشارى و سماجت بسيار ارزشمند و قابل احترام است و اگر چنين پافشارى اى نبود شايد كتاب حقوق بين الملل او بعد از ۱۰ بار ويرايش به چاپ بيست و يكم نمى رسيد.
    اين استاد دانشگاه علاقه به ايران را در اين جملات ابرازمى كند: «من اعتقادم بر اين است كه هرچقدر هم انسان در مملكت خودش نارضايتى داشته باشد بازترجيح دارد بر رفتن به كشورهاى ديگر. من هميشه توصيه كرده ام كه اين مملكت، خانه آدم است. اگر كسانى ازنظر مالى و علمى توانايى آن را دارند درخارج اقامت بگزينند بچه هاى ايرانى چه كار كنند.»
    او هم اكنون مدير پروژه اى است كه دانشگاه علامه طباطبايى تصويب كرده و آن تدوين دايرة المعارف ديوان بين المللى دادگسترى است. پروژه اى كه كليه اطلاعات مربوط به آن ديوان را دراختيار خوانندگان مى گذارد و تدوين چنين دايرة المعارفى حداقل ۶-۵ سال وقت نياز دارد.
    او خود را آدم خوش بينى مى داند كه زمينه هاى اقناع وجدانى را داشته و عاشق كارش بوده است و اعتقاددارد كه كارحاشيه اى حتى كارى مانند وكالت نداشته است.
    مى گويد اگر مى خواستم به كار حاشيه اى بپردازم همين آثار تحقيقى و تأليف هم نمى توانستم انجام دهم.
    اين نويسنده و استاد دانشگاه كه چهل و چهار علم آموزى درحوزه حقوق و ۳۵ سال تدريس درزمينه حقوق بين الملل عمومى را در سابقه خود دارد فعاليت درانجمن ايرانى مطالعات سازمان ملل متحد را درراستاى اهداف علمى و اصلى اش مى داند.


    منبع : سايت تخصصي حقوق و فقه

  4. 4 کاربر از M.A.H.D.I برای پست مفید تشکر نموده اند:


  5. Top | #23

    • ناظم ارشد سایت
    • تاریخ عضویت
      07-Aug-2010
    • رشته تحصیلی
      حقوق
    • محل سکونت
      كرمان
    • پست‌ها
      1,647
    • سپاس
      9,195
    • 4,966 تشکر در 1,573 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      20
    • امتیاز
      1115

    پیش فرض پاسخ: .::بيوگرافي اساتيد بزرگ حقوق ايران::.

    دکتر حسن جعفری تبار


    دکتر حسن جعفری تبار یکی از برجسته ترین استادن دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران هستند که علاوه بر این استاد در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی نیز می باشند. وی از نوعی سبک و شیوۀ بدیع در خلق آثار و پژوهش های خود بهره می برد. ذوق حقوق ی و ادبی استاد عرصه های فلسفه و تاریخ حقوق ، مسئولیت مدنی، حقوق دادرسی، حقوق مالکیت فکری و حقوق بشر را که به طور سنتی در کشور ما چندان مورد توجه نبوده اند به گستره هایی امن برای تحقیق و تتبع بدل نموده است.

    اوصاف و خصائل و سجایای نیکوی استاد را نمی توان در واژه محصور نمود ایشان بنا بر دیدگاه استادان و دانشجویان، به حق، با وقار، با حجب و حیا، با ادب، با هوش، سریع الانتقال، دقیق، عمیق، پاسخگو، وفادار و فروتن هستند.

    آثار و تالیفات استاد متنوع، متعدد، عمیق، روان، زود فهم و تامل برانگیز هستند. استاد دکتر ناصر کاتوزیان که خود از مفاخر علمی و بزرگان پژوهش و تحقیق می باشند در تقریظ کتاب مسئولیت مدنی سازندگان و فروشندگان کالا نوشته اند:" رسالۀ حاضر یکی از همان تلاش هاست که حقوق دانی دقیق و با ذوق انجام داده است تا با استفاده از تجربۀ دیگران از مظلوم حمایت کند. در این رساله آقای جعفری تبار به شایستگی کوشیده است که تجربۀ کشورهای صنعتی را همراه با حلیه یی از اخلاق و فرهنگ اسلامی و ادب پارسی به ارمغان آورد ابتکارهای شخصی و ذوق ادبی نویسنده نیز این ره آورد علمی را چنان آراسته است که هر خواننده ای را مجذوب می کند".

    همچنین در دیباچۀ اثر وزین ایشان زیر عنوان مبانی فلسفی تفسیر حقوق ی به قلم دکتر کاتوزیان می خوانیم: "آقای دکتر جعفری تبار، همکار ارجمند، خواسته اند پرده ای از این تحول و حرکت رانمایش دهند و من امیدوارم که این صورتگری بخشی از واقعیت را روشن کند و زحمت و شجاعت مولف ماجور افتد".

    در بارۀ سبک ایشان باید گفت در رشتۀ حقوق او نخستین و تنها استادی هستند که با طراحی سایت اختصاصی پژوهش ها، برنامه های آموزشی، سخنرانی ها و نکته نظرات خود را در اختیار جویندگان علم و حقیقت گذارده اند.

    دکتر حسن جعفری تبار تاکنون راهنما، مشاور و داور رساله های متعددی در دانشگاه ها بوده اند که باید نمایه ای از آن ها را که گویای فعالیت های علمی و آموزشی ارزندۀ ایشان است دید. رسالۀ اصول حاکم بر دادرسی عادلانه در دعاوی مدنی نیز رسالۀ نگارنده است که به مدد راهنمایی های ارزشمند ایشان در سال ۱۳۸۴ تهیه و تنظیم شده است.

    شیوۀ و سبک راهنمایی دکتر جعفری تبار در رساله های دکترای و کارشناسی ارشد نیز نو و منحصر به فرد است. برای بازگو نمودن نمونه ای از این روش به این نکته بسنده می شود که در هر رساله او اقدام به تتبع و تحقیق مجدانه ای می زنند و با یافتن منابع مرتبط و تراز اول دانشجو را به سمت پژوهش مستمر، عمیق و اصولی سوق می دهند.

    به عنوان نمونه باید اذعان کرد مبنا، فکر و اساس رسالۀ اصول حاکم بر دادرسی عادلانه در دعاوی مدنی مبتنی بر اندیشه های ایشان پیرامون تقویت قواعد شکلی و عادلانه نمودن آن ها است که دقدقۀ اصلی پژوهش های ایشان در آثار و تالیفات وی از جمله مبانی فلسفی تفسیر حقوق ی می باشد.

    پویایی استاد و آشنایی وی با منابع داخلی و خارجی و از همه مهم تر تسلط به شیوۀ دست یابی به آن ها نیز از ویژگی برجستۀ او است. اینجانب هیچ گاه تحقیقات و پژوهش هایی را که استاد برای بارور نمودن این رساله انجام دادند فراموش نمی کند و خوب به یاد دارد که ایشان با چه وفاداری و دلسوزی ای مقالۀ عدالت آیینی نوشتۀ لارنس سولم و چندین مقاله و کتاب دیگر را جستجو و در اختیار بنده نهادند که در واقع بعدها چارچوب رسالۀ اصول حاکم بر دادرسی عادلانه در دعاوی مدنی را تشکیل دادند.

    انتقادات استاد از رسالات و پایان نامه های دکتری و کارشناسی ارشد نیز دقیق، ژرف، دلسوزانه و راهگشا هستند.

    نگارنده که افتخار شاگردی و خوشه چینی از محضر این استاد فرزانه را دارد برای ایشان آرزوی بهروزی و پیروزی و سلامتی از درگاه ایزد منان می کند و برای هر آن چه از ایشان آموخته است تشکر.
    آخرین ویرایش توسط M.A.H.D.I در تاریخ 2010-Oct-12 انجام شده است

  6. 4 کاربر از M.A.H.D.I برای پست مفید تشکر نموده اند:


  7. Top | #24

    • ناظم ارشد سایت
    • تاریخ عضویت
      07-Aug-2010
    • رشته تحصیلی
      حقوق
    • محل سکونت
      كرمان
    • پست‌ها
      1,647
    • سپاس
      9,195
    • 4,966 تشکر در 1,573 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      20
    • امتیاز
      1115

    پیش فرض پاسخ: .::بيوگرافي اساتيد بزرگ حقوق ايران::.

    سعيد محمودى



    تولد ۱۳۲۶ تهران.
    اخذ مدرك ليسانس علوم سياسى از دانشگاه تهران، ۱۳۵۰.
    اخذ مدرك دكتراى حقوق بين الملل از دانشگاه استكهلم سوئد، ۱۳۶۶.
    كاردار سفارت ايران در سوئد، ۱۳۵۸.
    مسؤول بخش انگليس و اسكانديناوى وزارت خارجه ايران در سالهاى ۶۰-۱۳۵۸.
    دانشيار دانشگاه استكهلم از سال۱۳۶۶ تا ۱۳۷۸.
    استاد دانشگاه استكهلم از سال۱۳۷۸ تاكنون.
    رئيس دپارتمان حقوق بين الملل دانشگاه استكهلم از ابتداى سال۱۳۸۴.
    عضو شوراى گزينش دانشجويان مقطع دكترا از ۱۳۷۴ تاكنون.
    عضو كميته مشورتى مؤسسه حقوق درياها در دانشگاه بركلى آمريكا از ۱۳۸۱ تاكنون.
    عضو شوراى اروپايى حقوق محيط زيست از سال۱۳۷۴ تاكنون.
    عضو شوراى بين المللى حقوق محيط زيست از سال۱۳۷۸ تاكنون.
    عضو هيأت داورى جايزه بين المللى محيط زيست در دانشگاه بروكسل بلژيك از سال۱۳۷۸ تاكنون.
    عضو انجمن آمريكايى حقوق بين الملل از سال ۱۳۷۰ تاكنون.
    عضو سازمان بين المللى حقوق بين الملل از سال۱۳۷۰ تاكنون.
    عضو شوراى پنج نفره مشاوران حقوق ى وزارت خارجه سوئد از سال۱۳۷۴ تا سال۱۳۸۲.
    تأليف و چاپ ۸۰مقاله علمى به زبانهاى انگليسى و سوئدى در زمينه هاى كاربرد نيروى نظامى در دنيا، محيط زيست، حقوق درياها و مسائل مربوط به جنگ.
    آثار تأليفى: كتابهاى نظام حقوق ى بهره بردارى از منابع معدنى كف درياهاى آزاد (انگليسى)، حقوق بين الملل از ديدگاه سوئد (سوئدى)، حقوق محيط زيست اروپا (سوئدى) و اصول حقوق محيط زيست (سوئدى) و صاحب مقاله و ويراستار اصلى پنج كتاب از جمله مجموعه مقالات در زمينه حقوق بين الملل، حقوق بين الملل از ديدگاه كشورهاى اسكانديناوى، فناورى نو و حقوق مربوط به حفظ محيط زيست دريايى.
    سعيد محمودى استاد ايرانى حقوق بين الملل دانشگاه استكهلم است كه به علت كيفيت تز دكترايش بلافاصله به دانشيارى دانشكده حقوق اين دانشگاه منصوب مى شود و در فاصله كمى مطابق رسم پذيرفته شده دانشگاههاى سوئد، توسط وزير فرهنگ اين كشور به عنوان استاد تمام وقت و صاحب كرسى حقوق بين الملل دانشگاه ياد شده منصوب مى گردد.
    سعيد محمودى متولد ۱۳۲۶ تهران است كه بعد از تحصيلات راهنمايى و دبيرستان در سال۱۳۴۶ دانشجوى رشته علوم سياسى دانشگاه تهران مى شود و در سال۱۳۵۰ هم فارغ التحصيل مى گردد. تسلط او به زبان انگليسى باعث شده بود كه مدتى هم در عرصه دوبله فيلمهاى سينمايى به كار بپردازد. در سال۱۳۵۱ موفق مى شود در مقطع كارشناسى ارشد در مركز مطالعات عالى بين المللى دانشگاه تهران در رشته روابط بين الملل ادامه تحصيل دهد. بعدها او به دستگاه ديپلماسى كشور پيوست و در سال۱۳۵۸ كاردار ايران در سوئد شد و در مقطع بعد از انقلاب هم مصاحبه مهم محمدعلى رجايى را با تلويزيونهاى خارجى ترجمه كرد. در اين زمان او مسؤول امور كشورهاى بريتانيا و اسكانديناوى وزارت خارجه ايران شد. اما از آنجايى كه در سالهاى قبل از انقلاب به سوئد رفته بود و با خانمى سوئدى ازدواج كرده بود به ناچار در سالهاى بعد از انقلاب به سوئد رفت و به طور كامل از شغل خود كناره گرفت و به تحصيل پرداخت و در مهر ماه ۱۳۶۶ از تز دكتراى خود كه اولين كتاب چاپ شده اش هم بود دفاع كرد.
    ممتحن او يعنى ينز اونسن (Jens Evensen) يكى از معروف ترين قضات دادگاه بين المللى لاهه بود. قاضى نروژى اى كه در زمينه حقوق درياها تخصص دارد و الآن هم دوران بازنشستگى اش را مى گذراند.
    اين قاضى نروژى را دانشگاه استكهلم دعوت كرده بود تا به سوئد برود و با خواندن تز او و به طور دقيق درك كند كه محمودى در زمينه حقوق درياها تخصص لازم را به دست آورده يا نه؟ اين قاضى به همراه دو قاضى ديگر و استاد راهنمايى كه حق رأى دادن ندارد هيأتى را تشكيل مى دهند و بعد از بحث و گفت وگوى انتقادى اونسن با دانشجوى ايرانى به او نمره ممتاز مى دهند. رأى اين گروه سه نفره باعث مى شود كه محمودى بدون طى كردن دوره استاديارى بلافاصله بعد از دفاع از تز خود به عنوان دانشيار برگزيده شود.
    او در همان دى ۱۳۶۶ (۱۹۸۸) به صورت پيمانى به استخدام دانشگاه درآمد و دو سال بعد استخدامش شكل رسمى به خود گرفت.
    در سال۱۳۵۳ تا سال۱۳۶۱ كنفرانسى بين المللى به مدت ۹سال به منظور بررسى حقوق درياها برگزار شده بود كه ممتحن سعيد محمودى در نوشتن معاهده مرتبط با آن نقش بسيار جدى داشته.
    در اين كنفرانس، اظهارنظرهاى متفاوتى توسط كشورها صورت گرفته بود و كشورهاى جهان سومى هم در زمانى كه در اين حوزه منافع شان با كشورهاى غربى و خصوصاً با آمريكا تلاقى داشته نظرهاى كاملاً مخالفى ابراز داشته اند.
    كشورهاى ساحلى تا چندين مايل حق حاكميت بر آبهاى ساحلى خود را دارند ولى بعد از آن، قلمروهاى آبى جزو درياهاى آزاد محسوب مى شود و اين حوزه ها متعلق به كشور خاصى نيست و هر كشورى مى تواند به كشتيرانى و ماهيگيرى در اين درياها اقدام كند. اما از حدود ۴۰سال پيش دانشمندان كشف نمودند كه در كف اقيانوس ها منابع معدنى مثل نيكل، كبالت و منگنز زيادى وجود دارد. استخراج اين منابع با منافع كشورهايى مثل شيلى كه صادركننده موادمعدنى هستند در تضاد بوده و برگزارى آن كنفرانس هم در همين راستا و به منظور تهيه كنوانسيون حقوق درياها برگزار شده بود.
    كشورهاى جهان سومى پيشنهاد داده بودند كه مؤسسه اى بين المللى تأسيس شود كه منابع كف درياها را استخراج كند و به فروش برساند و منافع آن را بين كشورهاى جهان تقسيم كند. اما جهان غرب با اين فكر چپگرايانه مخالفت مى كند و آن را نمى پذيرد. كنوانسيون بالاخره تهيه مى شود ولى كشورهاى توسعه يافته كه بايد سرمايه كلانى صرف تأسيس مؤسسه يادشده كنند حاضر به امضاى كنوانسيون نمى شوند. بعدها هم كشورهاى جهان سوم به منظور در نظر گرفتن منافع كشورهاى توسعه يافته، تغييرات اساسى در كنوانسيون مى دهند. سازمان تشكيل مى شود و كنوانسيون حالت اجرايى پيدا مى كند و اكثر كشورها به آن مى پيوندند. اما آمريكا هنوز اين كنوانسيون را امضا نكرده است. محمودى در اين باره مى گويد: «آمريكاييها هميشه دير به كنوانسيون ها مى پيوندند، حتى اگر كنوانسيونى بى خطر هم باشد ولى وقتى به آن مى پيوندند سعى مى كنند آن را به صورت دقيق اجرا كنند.»
    او ادامه مى دهد:«جالب اين است كه هنوز منابع روى زمينى به صرفه تر است و مثلاً منابعى كه دركنگو و شيلى وجوددارد ارزانتر استخراج مى شود. اما تا يك دهه ديگر استفاده از منابع كف درياها به صرفه خواهدبود. سازمان پيش بينى شده در سال ۱۳۷۵ درجامائيكا تشكيل شد. منتهى سازمان تشكيل شده محدودتر از آنچه كه پيش بينى شده به وجود آمد.»
    سعيد محمودى در تزش تلاش كرده كه نحوه استفاده از اين منابع را تبيين كند، شيوه تقاضادادن به سازمان به وجود آمده و نحوه امتيازدهى بررسى آن را مورد بررسى قراردهد و تأثير استخراج اين منابع را بر اقتصاد كشورهايى همچون شيلى و گابن كه صادرات آنها به شدت وابسته به اين منابع - منگنز يانيكل - است بيان كند.
    او به علت عضويت در جمع مشاوران حقوق ى حقوق بين الملل وزارت خارجه سوئد مى بيند كه وقتى صحبت از خطر گازهاى گلخانه اى مى شود تا چه حداروپايى ها با اعتقاد و باور كامل دراين زمينه بحث مى كنند و به طور جدى نگران تبعات اين وضعيت هستند.
    «سوئدى ها حتى وقتى در محفلى خصوصى دورهم جمع مى شوند خيلى جدى به مسائل نگاه و راجع به آنها بحث مى كنند.»
    او مى گويد: در ايران افراد فوق العاده توانمندى هستند كه غالباً به خدمت گرفته نمى شوند.
    محمودى نام «باقر اسدى» را كه يكى ازترتيب دهندگان «سمينار بين المللى محيط زيست و صلح» است از زبان آلمانى ها مى شنود. اين سمينار چندى پيش در كشور ما برگزارشد و آلمانى ها و بلژيكى ها به محمودى مى گويند كه اسدى يك مذاكره كننده فوق العاده بين المللى است.
    سعيد محمودى با گفتن اين مطلب مى گويد: افراد شايسته در كشور خيلى زيادند ولى افرادى كه به اندازه آنها شايستگى ندارند در پستهاى كليدى قراردارند.
    او در دانشگاه استكهلم سوئد، موظف است كه ساليانه فقط ۵۰ساعت تدريس داشته باشد و در ضمن حقوق خالص او هم در حد ۲۲ميليون تومان است.
    وقتى كه وضعيت خود را با استادان ايرانى مقايسه مى كند، مى گويد: «استادان دانشگاههاى ايران فداكارى مى كنند و دراينجا مثل يك معلم دبيرستان درس مى دهند و آنها مجبورند به خاطر شرايط زندگى حتى در يك هفته ۴۰ ساعت درس بدهند.»
    او ساعات تدريس اش را ظرف ۳-۲ هفته درس مى دهد و بقيه سال را به تحقيق و كارهاى ديگر اختصاص مى دهد.

    او مطابق مقررات سوئد در سن ۶۷سالگى بازنشسته خواهدشد و هم اكنون هم پروژه اى را تحت كاربرد نيروى نظامى در جهان در حال انجام دادن دارد و با اميدوارى مى گويد: «دراين مدت به احتمال زياد چند دانشجوى دكتراى ديگر را به نتيجه مى رسانم.»
    سعيد محمودى كه يكى از ۴ كرسى حقوق بين المللى سوئد را برعهده دارد به موسيقى سنتى ايرانى تعلق خاطر زيادى نشان مى دهد. بالاخره او خواهرزاده محمودى خوانسارى خواننده برنامه راديويى گلها است.
    او ساعتهاى ۷-۵ صبح پنج روز از هفته را همراه با گروهى چندنفره به طور مداوم به شنا اختصاص مى دهد.
    دوسال پيش در يك سخنرانى در ايران به گونه اى قضاياى جهانى را تجزيه و تحليل مى كرد كه او را از حقوق دان رئاليست جدا مى ساخت و هم اكنون انعطاف لازم را نشان داده و بسيارى از اصول طيف مقابل را پذيرا شده. البته او مى گويد: حقوق بين الملل بنا به رويه اى كه دولتها در پيش مى گيرند شكل مى گيرد و وقتى هم كه اكثر حقوق دانان به يك موضوع اعتقاد پيدامى كنند نمى توان تا ابد برعقيده خود پافشارى كرد.
    «من اميدوارم حداقل سالى يكبار به ايران بيايم و با همكارانم در دانشگاه تهران هم صحبت بكنم. من سعى ام بر اين است كه با دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران همكارى بيشترى داشته باشم.»
    اگرچه رئيس دانشكده حقوق از او درخواست مى كند كه محمودى تدريس دراين دانشكده را بپذيرد ولى آيا محمودى صاحب كرسى حقوق بين الملل سوئد، تدريس درايران را خواهدپذيرفت.
    شايد با راه اندازى دانشگاه الكترونيكى بتوان از معلومات و دانش محمودى بهره گرفت ولى بايد دانست، او حاضر نيست محيط گرم خانواده اش را در سوئد رهاكند، همچنان كه ۲ دهه قبل به خاطر خانواده اش، از وزارت خارجه كناره گيرى كرد و در سوئد اقامت گزيد.
    چهره او درهنگام طرح مباحث آكادميك بسيارمصمم نشان مى دهد. اما در اوقات ديگر او همواره تبسم را فراموش نمى كند.
    سعيد محمودى اگرچه حدود نيمى از عمر خود را در سوئد گذرانده ولى در پايان سخن اينگونه اظهارنظر مى كند:
    «من تمام احساس و علاقه و فكرم اينجا است و سعى مى كنم در هرموقعيتى كه پيش بيايد به ايران بيايم.»
    منبع:روزنامه ايران- صفحه مهرگان)

  8. 2 کاربر از M.A.H.D.I برای پست مفید تشکر نموده اند:


  9. Top | #25

    • ناظم ارشد سایت
    • تاریخ عضویت
      07-Aug-2010
    • رشته تحصیلی
      حقوق
    • محل سکونت
      كرمان
    • پست‌ها
      1,647
    • سپاس
      9,195
    • 4,966 تشکر در 1,573 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      20
    • امتیاز
      1115

    پیش فرض پاسخ: .::بيوگرافي اساتيد بزرگ حقوق ايران::.

    هدايت الله فلسفي


    تاريخ توليد: اول آذر ۱۳۲۷
    تحصيلات ابتدايي و متوسطه: اصفهان، شاگرد اول ديپلمه هاي كشور، ۱۳۴۵
    تحصيلات دانشگاهي تا درجه ليسانس: دانشكده حقوق دانشگاه تهران ۱۳۴۹
    تحصيلات دانشگاهي تا درجة دكترا: دانشگاه نوشاتل سويس ، ۱۳۵۷ ـ ۱۹۷۸
    چاپ رسالة دكترا در سلسله انتشارات دانشگاه نوشاتل و انتشارات Messeiller ـ ۱۹۷۸
    وضعيت فعلي: استاد تمام وقت دانشكده حقوق ، دانشگاه شهيد بهشتي (استاد نمونه دانشگاه ـ سال ۱۳۷۹)

    مباحثي را كه از ابتداي كار در دانشگاه تدريس كرده است:
    الف ـ كارشناسي ارشد حقوق بين الملل:
    ۱ـ حقوق سازمانهاي بين‌المللي
    ۲ ـ دادرسي بين‌المللي
    ۳ ـ تاريخ تحولات حقوق و جامعة بين‌المللي
    ۴ ـ بررسي تفصيلي برخي از مسائل بين‌المللي (مباني فلسفي حقوق بين‌الملل)
    ۵ ـ حقوق بين‌الملل معاهدات
    ۶ ـ سمينار تحقيق
    ب ـ كارشناسي ارشد حقوق شر:
    نقد مباني فلسفي حقوق بشر
    ج ـ دكتراي حقوق بين‌الملل:
    ۱ ـ تحقيق در متون و اسناد بين المللي (متدولوژي حقوق بين‌الملل)
    ۲ ـ تليل محتواي آراء و احكام قضايي بين‌المللي
    ۳ ـ نقد و بررسي دكترينهاي معاصر حقوق بين‌الملل

    تاليفات و ترجمه‌هاي چاپ شده:
    الف :‌كتابها، يك: ترجمه
    ۱ ـ نهادهاي روابط بين‌الملل، اثر ك.آ.كلييار. نشر نو، ۱۳۶۸. ۸۰۰ ص برندة جايزه كتاب سال ، نهمين دوره
    ۲ ـ سازمانهاي بين‌المللي، اثر ك.آ.كليليار، نشر فاخته، ۱۳۷۱، ۸۰۰ ص
    دو: تاليف
    حقوق بين‌الملل معاهدات، فرهنگ نشر نو، ۱۳۷۹ ، ۹۰۰ ص. برندة تشويقي كتاب سال ، ۱۳۸۱
    ب : مقالات
    ۱ ـ شوراي امنيت و صلح جهاني، مجله تحقيقات حقوق ي (م.ت.ح) شمارة ۸، ۱۳۶۹
    ۲ ـ روشهاي شناخته حقوق بين‌الملل، م ت ح. ش. ۹
    ۳ ـ روشهاي منطقي شناخت حقوق بين‌الملل، م ت ح. ش ۱۰
    ۴ ـ تفسير مقررات حقوق بين‌الملل، م ت ح . ش ۱۱ ـ ۱۲
    ۵ ـ اجراي مقررات حقوق بين‌الملل، م ت ح. ش ۱۴ ـ ۱۳
    ۶ ـ تحولات دادگستري بين‌المللي، م ت ح ش ۱۵
    ۷ ـ نابرابري دولتها در قبول و اجراي معاهدة عدم گسترش سلاحهاي هسته‌اي: تصورات و واقعيات، مجلة حقوق ي، ش ۱۹ ـ ۱۸
    ۸ ـ تدوين و اعتلاي حقوق بشر، م ت ح. ش ۱۷ ـ ۱۶
    ۹ ـ جايگاه بشر در حقوق بين الملل معاصر. م ت ح ش.۱۸
    ۱۰ ـ حق، صلح و منزلت انساني: تأملاتي در مفاهيم قاعدة حقوق ي ، ارزش اخلاقي و بشريت، مجلة حقوق ي، ش . ۲۷ ـ ۲۶
    ۱۱ ـ ملل متحد و آرمان بشريت، م ت ح . ش ۳۶ ـ ۳۵

    كتابهاي در دست تأليف:
    ۱ ـ سيماي عدالت جهاني (دادگستري بين المللي)
    ۲ ـ نظريه كلي سازمانهاي بين‌المللي

    منبع : سايت تخصصي حقوق و فقه
    آخرین ویرایش توسط M.A.H.D.I در تاریخ 2010-Oct-11 انجام شده است

  10. 2 کاربر از M.A.H.D.I برای پست مفید تشکر نموده اند:


  11. Top | #26

    • ناظم ارشد سایت
    • تاریخ عضویت
      07-Aug-2010
    • رشته تحصیلی
      حقوق
    • محل سکونت
      كرمان
    • پست‌ها
      1,647
    • سپاس
      9,195
    • 4,966 تشکر در 1,573 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      20
    • امتیاز
      1115

    پیش فرض پاسخ: .::بيوگرافي اساتيد بزرگ حقوق ايران::.

    جمشيد ممتاز


    متولد ۱۳۲۱

    - اخذ ديپلم علوم طبيعى از دبيرستان پرووان پاريس، ۱۳۴۰ (۱۹۶۱) .

    - اخذ مدرك ليسانس حقوق سياسى و عمومى از دانشكده حقوق و اقتصاد دانشگاه پاريس، ۱۳۴۴ (۱۹۶۵) .

    - اخذ مدرك ليسانس علوم سياسى از مدرسه مطالعات سياسى دانشگاه پاريس، ۱۳۴۷ (۱۹۶۸) .

    - اخذ مدرك فوق ليسانس (ديپلم) حقوق عمومى از دانشكده حقوق دانشگاه پاريس ۲ ، ۱۹۶۸ .

    - اخذ مدرك دكتراى حقوق بين الملل و حقوق عمومى از دانشگاه پاريس ۲ ، ۱۹۷۱ .

    - عضو هيأت علمى دانشكده حقوق دانشگاه پاريس ۱۰ ، ۷۴-۱۹۶۸ .

    - استاديار دانشكده حقوق دانشگاه تهران از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۴ .

    - دانشيار دانشگاه تهران در سالهاى ۵۹ - ۱۳۵۴ و از سال ۱۳۶۲ تا سال ۱۳۶۵ .

    - استاد دانشگاه تهران از سال ۱۳۶۵ تا كنون.

    - عضو هيأت علمى دانشكده روابط بين الملل وزارت خارجه درسالهاى ۸۰ - ۱۳۷۰ .

    - مدير گروه حقوق بشر دانشكده حقوق دانشگاه تهران از سال ۱۳۸۳ .

    - عضو مؤسس و رئيس انجمن مطالعات حقوق بين الملل از سال ۱۳۸۱ تاكنون.

    - عضو انستيتو حقوق بشر سان رمو.

    - عضو انجمن حقوق بين الملل.

    - عضو انجمن فرانسوى حقوق بين الملل.

    - عضو شوراى آكادمى حقوق بين الملل لاهه.

    - مشاور حقوق ى كميته بين الملل صليب سرخ.

    - عضو هيأت تحريريه سالنامه حقوق بشر دوستانه بين المللى در هلند.

    - دريافت نشان درجه ۲ علمى دانش از رئيس جمهور ايران، ۱۳۸۳ .

    - تأليف ۶۰ مقاله به زبان هاى مختلف در زمينه حقوق بشر، حقوق بشر دوستانه، حقوق درياها، حقوق محيط زيست، حقوق جنگ و تروريسم بين المللى در نشريات معتبر بين المللى.

    - تأليف كتاب حقوق درياها، انجام طرح تحقيقاتى حقوق بين المللى جنگ ايران و عراق و موضع سازمان ملل، انجام طرح تحقيقى تعليق مخاصمه ونظارت بر انجام طرح تقويت همكارى هاى بين المللى در زمينه حقوق بشر.
    از اساتيد برجسته دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران است كه در سال ۱۳۸۳ مدير گروه حقوق بشر دانشكده مذكور شده، نشان درجه۲ علمى ايران را در همان سال از رئيس جمهور ايران دريافت كرده و از ارديبهشت ماه سال جارى به عنوان رئيس كميسيون حقوق بين الملل سازمان ملل متحد انتخاب شده است.
    جمشيد ممتاز متولد ۱۳۲۱ ازمير تركيه است. پدرش كه دانش آموخته مدرسه نظامى سن سير فرانسه بوده به سياست روى آورده بود و در زمان تولد جمشيد به عنوان كنسول ايران در ازمير مشغول خدمت بوده است. بعد از تغيير محل خدمت پدرش به مصر مى رود و سال اول تا سوم ابتدايى را در مدرسه فرانسوى قاهره به تحصيل مى پردازد.
    در اين سالها است كه زبان عربى را هم فرا مى گيرد، زبانى كه بعدها آن را از ياد مى برد. البته از خاطرات آنجا هم چيزهايى به ياد دارد.
    فوتبال بازى كردن با بچه هاى قاهره اى و اينكه در ۹ سالگى زمانى كه پدرش كاردار ايران در مصر بوده، دكتر مصدق را در سفارت ملاقات مى كند.
    دكتر مصدق نخست وزير ايران در سالهاى ۳۲ - ۱۳۳۰ در ۱۴ مهرماه ۱۳۳۰ تصميم شخصاً و به همراه دكتر حسين فاطمى (معاون سياسى نخست وزير) ، حسين نواب (وزير مختار ايران در هلند ) ، و جمعى از كميسيون مختلط نفت مثل دكتر متين دفترى درجلسه شوراى امنيت سازمان ملل حضور يابد و در ماجراى شكايت انگليس از دولت ايران در قضيه ملى شدن صنعت نفت ايران به دفاع از موضع ايران بپردازد. دكتر مصدق بعد از ۴۲ روز مذاكره با ترومن رئيس جمهور آمريكا و مك گى معاون وزير خارجه آن كشور و حضور در جلسه سازمان ملل، آمريكا را ترك و پس از توقفى كوتاه در آمستردام وارد مصر مى شود و در واقع به دعوت نحاس پاشا نخست وزير محبوب مصر براى سفر به آن كشور پاسخ مثبت مى دهد. نخست وزير وقت ايران در زمان اقامتش ميهمان خانواده جمشيد ممتاز بوده و شبها به هتلى در قاهره مى رفته است.
    جمشيد ممتاز درباره آن ايام مى گويد:
    «مردم قاهره به شدت از دكتر مصدق استقبال كردند و دور ساختمان سفارت ايران جمع شده بودند. اتفاقاً وقتى كه دكتر مصدق به سفارت آمد من را بوسيد. دانشگاه الازهر هم به ايشان دكتراى افتخارى اعطا كرد».
    جمشيد ممتاز كلاسهاى چهارم تا هشتم تحصيلاتش را در مدرسه فرانسوى هاى تهران ادامه مى دهد و چند سال پايانى تحصيلات دبيرستانش را در مدرسه شبانه روزى پرووان پاريس طى مى كند و در سال ۱۳۴۰ ديپلمه علوم طبيعى مى شود. سپس تحصيلات خودرا در همان كشور در رشته حقوق تا مقطع دكترا ادامه مى دهد.
    تز دكتراى او«نظام حقوق ى بستر زير درياها» بوده است.
    «تزم در مورد بهره بردارى از منابعى است مانند منگنز و كبالت كه در بستر درياها قرار دارد. آن زمان تصور مى شد كه مى توان به سرعت از اين منابع بهره بردارى كرد و عايدات فروش اين منابع را براى اداى قروض كشورهاى جهان سومى در نظر گرفت».
    استاد بانفوذ او - خانم باستيد - كه پدرش رئيس ديوان دائمى دادگسترى و شوهرش در چندين نوبت در فرانسه به مقام وزارت رسيده، كارى مى كند كه شاگردش در زمان تحصيل در مقطع دكترا، به تدريس هم بپردازد.
    در دانشكده حقوق پاريس ۱۰ استخدام مى شود و به مدت ۶ سال كار تدريس را دنبال مى كند. در سال ۱۳۵۳ به ايران باز مى گردد و استاديار دانشكده حقوق دانشگاه تهران مى شود، در سال ۱۳۵۴ ، دانشيار دانشكده شده و در سال ۱۳۶۵ به مرتبه استادى ارتقا مى يابد.
    اگر چه دكتر ممتاز تز دكترايش را درباره نظام حقوق ى بستر زير درياها گذرانده است، اما كم كم به مقوله حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه تعلق خاطر پيدا مى كند و به شكلى دفاع از اين مقوله ها به دغدغه فكرى اين استاد برجسته ايرانى مبدل مى شود. در سال ۱۳۸۳ به عنوان مدير گروه حقوق بشر دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران انتخاب شده وبه شكلى جدى تر به فعاليت دراين حوزه مى پردازد.
    جمشيد ممتاز در زمان تحصيل در دانشگاه در سال ۱۹۶۲ با خانمى دانشجو و فرانسوى آشنا مى شود و بالاخره اين آشنايى به ازدواج هم منجر مى شود.
    همسر دكتر ممتاز هم داراى مدرك دكتراى حقوق بين الملل از دانشگاه سوربن است و ساليان سال است كه با همسر و سه فرزندش در ايران اقامت گزيده .به باور دكتر عراقى ديگر استاد برجسته دانشكده حقوق دانشگاه تهران، همسر دكتر ممتاز «زبان فارسى را به خوبى فرا گرفته واز هر ايرانى هم ايرانى تر شده».
    دكتر ممتاز به عنوان ناظر اصلى در انجام طرح تقويت همكارى هاى بين المللى در زمينه حقوق بشر نيز تلاش ارزنده اى داشته است.
    دراين طرح، چگونگى ترويج و حمايت از حقوق بشر از طريق همكارى هاى بين المللى آنچنانكه درمنشور سازمان ملل متحد آمده مورد بحث قرار گرفته است.
    ممتاز علاوه بر تدريس در دانشگاه تهران، در دانشگاههاى پاريس ۱ و پاريس ۲ ، پاريس ۱۰ ، پاريس ۱۳ ، دانشگاه ژنو، دانشگاه كلمبيا، دانشگاه فلوريدا و دانشگاه العين امارت هم تدريس داشته است.
    اين استاد دانشگاه عضو هيأت نمايندگى جمهورى اسلامى ايران در مجمع عمومى سازمان ملل متحد از نشست چهل و چهارم تا پنجاه و نهم و عضو هيأت نمايندگى ايران در كميسيون آماده سازى براى سازمان منع استفاده از سلاحهاى شيميايى است

    همچنين نماينده و سرپرست گروه مشاوران حقوق ى ايران در پرونده انهدام سكوهاى نفتى ايران(توسط آمريكا) در ديوان بين المللى دادگسترى در سالهاى ۲۰۰۳ - ۱۹۹۲ بوده است. از سال ۲۰۰۰ تاكنون عضو كميسيون حقوق بين الملل سازمان ملل متحد است و در دوم ماه مه ۲۰۰۵ (ارديبهشت ۱۳۸۴ ) به عنوان رئيس اين كميسيون انتخاب شده است. قبل از دكتر احمد متين دفترى در سالهاى ۶۱ - ۱۹۵۷ به عضويت اين كميسيون درآمده بود.
    انتخاب اعضاى اين كميسيون به اين صورت است كه مجمع عمومى سازمان ملل با توجه به صلاحيت فردى كسانى را كه در زمينه حقوق بين الملل صاحب نظر باشند به عنوان عضو اين كميسيون بر مى گزينند.
    تعداد اعضاى اين كميسيون به ۳۴ نفر حقوق دان مى رسد و از آنجا كه رئيس كميسيون بايد در سال جارى از ميان نمايندگان كشورهاى آسيايى انتخاب مى شد، اعضاى آن به گونه اى اجماعى از ميان ۸ نفر نماينده از قاره آسيا، يك حقوق دان را به عنوان رئيس برگزينند. بالاخره ۳۳ نفر نسبت به رياست ممتاز بر كميسيون اتفاق نظر پيدا مى كنند و او رئيس كميسيون مى شود. كميسيونى كه وظيفه اش تشويق توسعه تدريجى حقوق بين الملل و تدوين آنها است واجلاسيه هاى آن هم در مقر اروپايى سازمان ملل متحد در ژنو تشكيل مى گردد.
    شايد تبحر ممتاز در عرصه حقوق بين الملل و قدرت نفوذ كم نظير او در چنين انتخابى نقش اساسى داشته .
    ممتاز علت گرايش پيدا كردن خود به مقوله حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه را اينگونه بيان مى كند:«افزايش خشونت در جهان، درگيرى هاى مسلحانه، جنگ ، آوارگى، ظلمى كه در حق غيرنظاميان وارد مى شود زمينه را براى فعاليت بيشتر در عرصه حقوق بشر باز مى كند و آدم احساس مى كند با فعاليت در اين عرصه بيشتر مى تواند مثمر ثمر باشد».
    وى حدود ۱۵ سال است كه فقط در مقاطع فوق ليسانس و دكترا به تدريس در حوزه هاى حقوق بشر، حقوق مخاصمات و حقوق سازمانهاى بين المللى مشغول است.
    «من دانشجويانم را خيلى دوست دارم وخيلى به آنها علاقه مندم. لطفى كه دانشجويان ايرانى به من دارند در خارج از كشور وجود ندارد.
    اينجا من بيشتر احساس آرامش مى كنم. من كشورم را دوست دارم و تا آنجا كه بتوانم به كشورم خدمت مى كنم».
    او اعتقاد دارد كه يك استاد صرفاً نبايد به فكر درآمد باشد. وى كه در هيأت هاى نمايندگى دولت ايرانى به خارج از كشور مى رود و روزانه حدود ۶۰ دلار دريافتى دارد، اقامت درخارج از كشور را كه مى تواند منجر به كسب درآمد بيشترى براى او و خانواده اش باشد بر اقامت برماندن در زادگاهش ترجيح نمى دهد.
    او بر اين باور است كه «من فكر مى كنم به اندازه كافى خانواده ام در رفاه هستند. اگر من مى خواستم در خارج از كشور زندگى كنم در زمان ناامنى ناشى از جنگ بايد مى رفتم و يا مثلاً بايد وكيل مى شدم تا درآمد زيادى كسب كنم».
    و اضافه مى كند: «هدف من اين است كه تا زمانى بتوانم تحقيق بكنم و به مملكت ام خدمت كنم و بكوشم دانشجويانى را تربيت كنم كه جايگزين ما شوند».
    خانم دكتر نسرين مصفا استاد دانشكده حقوق وعلوم سياسى دانشگاه تهران درباره استادش يعنى دكتر جمشيد ممتاز مى گويد: «ايشان فقط استاد ما نيستند. ايشان محور شاگردان شان هستند. اميدوارم هميشه مثل آفتاب باشند. همانطور كه به ما رسم زندگى كردن را ياد دادند، اميدوارم كه ما به عنوان شاگردان دكتر ممتاز بتوانيم به اين جامعه خدمت كنيم».
    دكتر دروديان در مراسم بزرگداشت دكتر ممتاز در دانشگاه تهران بيان داشت كه آقاى دكتر ممتاز از در بزرگ وارد دانشگاه شدند و دكتر عراقى اين نوع صحبت كردن دكتر دروديان را اينگونه تأويل مى كندكه برخى اساتيد دانشگاه تحميلى بوده اند ولى در مورد دكتر ممتاز وضعيت فرق مى كرده و دانشگاه با توجه به سطح معلومات و علم ايشان وى را استخدام نموده است.
    ممتاز اينگونه علايق خود اشاره مى كند:
    «من خيلى سفر را دوست دارم، پياده روى را هم خيلى دوست دارم ولى فرصت نمى كنم. از رانندگى هم بدم نمى آيد. دوست دارم با ماشين بروم و مناطق مختلف ايران را ببينم كه متأسفانه فرصت نمى كنم، با پسرم يك زمانى فوتبال بازى مى كردم».
    در نهايت هم نقش روز افزون ايران در جامعه بين المللى را تمنا دارد.

    منبع : سايت تخصصي حقوق و فقه

  12. کاربر زیر از M.A.H.D.I برای پست مفید تشکر نموده است:


  13. Top | #27

    • ناظم ارشد سایت
    • تاریخ عضویت
      07-Aug-2010
    • رشته تحصیلی
      حقوق
    • محل سکونت
      كرمان
    • پست‌ها
      1,647
    • سپاس
      9,195
    • 4,966 تشکر در 1,573 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      20
    • امتیاز
      1115

    پیش فرض پاسخ: .::بيوگرافي اساتيد بزرگ حقوق ايران::.

    سيد حسن امين


    متولد آذرماه ۱۳۲۷ ، سبزوار.

    - اخذ مدرك ديپلم ادبى از دبيرستان دكتر غنى سبزوار در سال ۱۳۴۵.

    - اخذ مدرك ليسانس حقوق قضايى از دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران، ۱۳۴۹.

    - اخذ مدرك فوق ليسانس حقوق خصوصى از دانشگاه تهران، ۱۳۵۳.

    - اخذ مدرك دكتراى حقوق بين الملل از دانشگاه گلاسكو (Glasgow) بريتانيا، ۱۹۷۹.

    - استاديار دانشگاه تى (Tay) بريتانيا از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۰.

    - دانشيار دانشكده حقوق دانشگاه گلاسكو از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۵.

    - استاد بدون كرسى دانشگاه گلاسكو، ۹۲ - ۱۹۸۵.

    - استاد صاحب كرسى دانشگاه كلاسكو، ۹۷ - ۱۹۹۲

    - عضو كانون وكلاى دادگاه هاى عالى بريتانيا.

    - مدعى العموم موقت شهر گلاسكو انگليس.

    - كسب حق وكالت در دادگاه هاى عالى اتحاديه اروپا و دادگاه حقوق بشر اروپايى.

    - مؤسس و سرپرست علمى «دايرة المعارف ايران» از سال ۱۳۸۰ تاكنون.

    - مديرمسؤول و سردبير ماهنامه حافظ.

    - تأليف مقالات متعدد، تأليف ۲۷ كتاب به زبانهاى فارسى و انگليسى از جمله: ۱- بازتاب اسطوره بودا در ايران و اسلام ۲- افكار و احوال حاج ملاهادى سبزوارى ۳- ترانه فرشتگان ۴- كارنامه غنى ۵- حقوق بشر و كثرت گرايى دينى ۶- حقوق بيمه دريا ۷- تاريخ حقوق ايران ۸- ادبيات معاصر ايران. ويراستارى چند اثر و برگردان «خاطرات و تألمات» و «زين العارفين» به انگليسى و برگردان «تأملات نابهنگام نيچه» و «بخش هايى از دايرة المعارف آكسفورد جهان نوين اسلام» و مقدمه نويسى و تقريظ بر يكصد كتاب.
    بچه پنج ساله اى كه با شرارت ها و شلوغ كارى هايش موجب شد، مادرش از پدر خانواده بخواهد، پسرشان را براى تحصيل به مدرسه بفرستد تا از دست شيطنت هاى او خلاصى يابند، بعدها در مقطعى بنا به اعلام اداره نگارش وزارت فرهنگ و هنر (سابق) جوان ترين مؤلف رسمى كشور شناخته شد، استاد صاحب كرسى دانشگاه انگليس شد و تاريخ حقوق و دادرسى در ايران را از دوره پيش از آرياييان تا سال ۱۳۷۵ خورشيدى را در قالب كتاب «تاريخ حقوق ايران» به رشته تأليف درآورد. آن بچه به اصطلاح «شرور»، سيدحسن امين است، متولد هفتم آذر ۱۳۲۷ و ظاهراً شرور بودن و شلوغ كارى او هم دليلى ندارد جز اينكه بپذيريم او از همان ابتدا بچه باهوشى بوده است . پدر سيدحسن ، سيدعلى نقى امين عالم، نويسنده و مدرس معقول و منقول مدرسه عالى سپهسالار تهران بوده كه به مدت ۳۵سال امام جماعت مسجد خاتم الانبياى تهرانپارس را به عهده داشت. پدربزرگش هم امين الشريعه سبزوارى از عالمان مشروطه طلب عصر قاجار بوده كه مظفرالدين شاه طى فرمانى در اواخر دهه ۱۲۷۰ شمسى او را از «اجله علما و سادات» دانسته و پدر امين الشريعه هم شاگرد ملاهادى سبزوارى فيلسوف و شاعر عصر ناصرالدين شاه بوده است.
    مادر سيدحسن امين هم، فاطمه عربشاهى نيز شاعرى است كه شرح حال و نمونه شعرهاى او در كتاب «زنان شاعر ايرانى» چاپ شده. «پنج ساله بودم چون بچه شرورى بودم، مادرم به پدرم متوسل شد كه اين را جورى شرش را از خانه كم كنيد. بنابراين من را به عنوان مستمع آزاد در سال اول دبستان گذاشتند. اما به طور قانون ى نمى توانستم ثبت نام كنم ولى در پايان سال كه من هم امتحان دادم، از همكلاسى هايم نمره ام بيشتر شد» و با صورتجلسه مسؤولان مدرسه،او مجوز لازم را براى رفتن به كلاس دوم ابتدايى كسب مى كند. تحصيلات ابتدايى را در دبستان فردوسى سپرى مى كند. اكثر معلمان ابتدايى اش، حداكثر مدرك ششم ابتدايى داشته اند و برخى شان در لباس روحانيت بوده اند. تابستانها نيز به مكتب خانه مى رفته. دوره سه ساله آغازين متوسطه را در دبيرستان اسرار مى گذراند و سپس تصميم مى گيرد تحصيلات بعدى متوسطه را در رشته ادبى ادامه دهد. مهرعلوى مقدم مدير مدرسه از «امين» مى خواهد با توجه به كسب نمره در امتحانات درسى به رشته هاى رياضى يا طبيعى (علوم تجربى) برود تا بعداً مهندس يا دكتر شود.
    شاگرد به علوى مقدم جواب مى دهد كه «علاقه دارد اديب يا خطيب خوبى بشوم» و بالاخره در سال ۱۳۴۵ ديپلم ادبى خود را از دبيرستان دكتر غنى سبزوار دريافت مى كند و از نظر نمره هم در سطح استان خراسان، نفر اول مى شود.
    هيچ وقت هم به ورزش علاقه نداشته است و از اين رو رتبه يا مقامى در اين زمينه كسب نكرده. در همان اوان ازكتابهاى كتابخانه وسيع پدر و پدربزرگش بهره مند مى شود و در آذرماه ۱۳۴۳ كتابى با عنوان «ترانه فرشتگان» كه دفتر شعر او بوده به چاپ مى رسد و ضمناً جوان ترين مؤلف كشور شناخته مى شود. از ميان كتابهايى كه خوانده به ديوان حافظ، ديوان شمس تبريزى و گلستان سعدى اشاره مى كند. كتاب «وقايع الايام و نوادرالكلام» پدرش را نيز كه دايره المعارف تاريخ و در ۱۲ جلد است مى خواند. كتابى كه ابتداى آن به مسائل مرتبط با هبوط آدم پرداخته و تا حوادث زمان نگارنده كتاب شرح داده مى شود. در سال ۱۳۴۵ در آزمون رشته حقوق قضايى دانشكده حقوق دانشگاه تهران توفيق پيدا مى كند و در نتيجه مشغول به تحصيل در اين رشته مى شود. «بهترين استادان من در اين دوره، يكى دكتر سيدحسن امامى، امام جمعه تهران بودكه دكتراى حقوق از سوئيس داشت و ديگرى آقاى سنگلجى و همچنين آقاى مشكات و آقاى محمود شهابى بودند كه از مراجع عمده فرهنگ ايران و از اعاظم علمى ايران بودند.» معتقد است فضاى دانشگاه در آن زمان چندان اجازه فعاليتهاى سياسى آشكار به دانشجويان نمى داده و در نتيجه دانشجويان علاقه مند به اين كارها به فعاليتهاى زيرزمينى روى مى آورده و چريك مى شده اند. مى گويد: در حادثه مرگ يا خودكشى تختى دانشجويان خيلى فعال بودند و در يك مورد هم دانشجويان عليه دكتر جهانشاه صالح شعار «صالح ناصالح» را سر مى داده اند. صالح پزشك مخصوص دربار و در زمان تشكيل كابينه زاهدى، مقام وزارت يافت و در زمان تحصيل حسن امين، رئيس دانشگاه تهران بوده است. «از نظر علمى و فرهنگى وضعيت بد نبود. به اين معنا كه روابط دانشجو با استاد، رابطه اى نزديك و حسنه بود و ما حتى از محضر استادان دانشكده ادبيات استفاده مى كرديم.» در سال ۱۳۴۹ فارغ التحصيل و به خدمت نظام وظيفه اعزام مى شود و در سال ۱۳۵۱ تحصيل در مقطع كارشناسى ارشد را شروع مى كند؛ در رشته حقوق خصوصى به كار قضاوت هم روى مى آورد ولى در ابتدا ۶ماه كارآموزى را طى مى كند و تا زمان رفتن به انگليس يا كشور پادشاهى متحد (U.N) كار قضاوت را هم حفظ مى كند.

    عنوان پايان نامه اش «تعاقب ايادى غاصبه در فقه و حقوق مدنى» بود و آن را زير نظر دكتر ابوالحسن محمدى و دكتر ابوالقاسم گرجى گذرانده و استاد مشاورش هم دكتر صفايى بوده. خلاصه پايان نامه را اينگونه بيان مى كند: «اگر مال مغصوب از دست يك غاصب به دست غاصب ديگرى برسدو يا اينكه نقل و انتقالى در خصوص آن صورت بگيرد، تمام اين دستها و ايادى متناوب به طور جمعى در مقابل صاحب مال اصلى مسؤوليت حقوق ى دارند.» در سال ۱۳۵۴ به اروپا سفر مى كند. از بين ۴ دانشگاه قديمى انگليس يعنى كمبريج، آكسفورد، سنت اندرو و گلاسكو، تحصيل در رشته حقوق بين الملل دانشكده حقوق دانشگاه گلاسكو را بر تحصيل در كالج هاى دو دانشگاه پرسابقه كمبريج و آكسفورد ترجيح مى دهد. و قلمرو حاكميت ملى مى باشد و در صورتى كه اين فلات قاره پيوند ساختارى و ژئولوژيك با زمين كشور داشته باشد منابع نفتى و گازى هم متعلق به آن كشور است. دانشجوى ايرانى دانشگاه گلاسكو به اين نتيجه مى رسد كه بايد مقررات و قواعد تحديد حدود بين ايران و سواحل همسايگان خليج فارس مشخص بشود. در دومين سال دانشجويى اش در آن دانشگاه به علت مشاركت فعال در مباحث حقوق ى سخنرانى ها و جلسات دانشكده، دانشجوى نمونه شناخته شده و برنده دو هزار پوند مى شود. همچنان كه گفته شد او در سالهاى ۱۹۷۹ تا ۲‎/۵ سال بعد استاديار (Lecturer) كه معادل (Assistant professor) آمريكايى است مى شود. سپس در آزمون استخدامى دانشيارى (Senior Lecturer) موفقيت حاصل مى كند. در سال ۱۹۸۵ به مرحله استادى بدون كرسى (Reader) ارتقا مى يابد و در سال ۱۹۹۲ هم استاد صاحب كرسى (professor) مى شود. اين مقام را تا زمان بازنشستگى يعنى تا سال ۱۹۹۷ حفظ مى كند. باتوجه به سابقه فعاليت حسن امين در ايران درعرصه قضاوت، او در انگليس هم تصميم مى گيرد كار وكالت و قضاوت را ازسربگيرد. از آنجا كه مدرك ليسانس ايران در آنجا قابل قبول نبوده، تحصيل در همان مقاطع را در دانشكده وكلاى دادگاه هاى عالى (Faculty of Advocates) شروع مى كند. دانشكده اى كه با تحصيل در آن مى توان به منصب قضاوت عالى در انگليس دست يافت. در پاييز سال ،۱۹۹۲ امين به عنوان مدعى العموم موقت شهر گلاسكو برگزيده مى شود و حق وكالت در دادگاه هاى عالى اتحاديه و دادگاه حقوق بشر اروپايى را هم به دست مى آورد. سيدحسن امين مى گويد دانشگاههاى كمبريج و آكسفورد، كالج هاى متعددى داشتند و گاه در پنج كالج يكى از اين دانشگاهها رشته حقوق ارائه مى شد، در دانشگاه سنت اندرو رشته حقوق ارائه نمى شده ولى در دانشگاه گلاسكو دانشكده اى به نام دانشكده حقوق بوده كه صرفاً در اين دانشكده رشته حقوق وجودداشت. در سالى كه امين، از اين دانشكده پذيرش مى گيرد، مراسم پانصدمين سال تأسيس دانشگاه هم برگزار مى شود. در سال ۱۹۷۹ فارغ التحصيل مى شود. در تزش هم با عنوان «رژيم حقوق ى فلات قاره در حقوق بين الملل حقوق ى با تكيه مخصوص بر خليج فارس» دفاع مى كند و درهمان زمان استاديار دانشگاه تى در دندى (Dundee) مى شود و خلاصه اى از تز دكترايش: فلات قاره بخشى از سطح كف دريا است كه بيرون از حوزه ۱۲ مايلى قلمرو ساحلى كسانى كه بخواهند در دادگاه هاى عالى حق وكالت داشته باشند بايد در دانشكده وكلا تحصيلات خود را سپرى كنند. دانشكده كه ديويد هيوم فيلسوف سرشناس جهان هم علم آموزى نموده است. اين دانشكده در شهر ادينبورگ (Edinburgh) است، شهرى در اسكاتلند و اسكاتلند هم در كنار ولز، انگليس و ايرلند يكى از بخشهاى ۴ گانه كشور بريتانيا يا پادشاهى متحد (U.K) را تشكيل مى دهد. چندى پيش كه اجلاس سران كشورهاى صنعتى در اسكاتلند برگزارشد، سيدحسن امين در انگليس حضور داشت و خانه اش در لندن، در ۳۰ مترى جايى قراردارد كه اتوبوس منفجر شده به خاطر اقدامات تروريستى، متوجه جهانيان را معطوف به حوادث لندن نمود و البته منزل امين از اين حادثه آسيبى نديده بود. استاد سابق دانشگاه گلاسكو مى گويد به قضات انگليسى اين نوع آموزش داده مى شود كه هنگام قضاوت، تقواى مدنى را رعايت كنند و براساس قانون ، حق و انصاف رأى بدهند، مرعوب دولت وقدرت نشوند.
    امين مى گويد: «من خودم دهها پرونده داشتم كه ازجهت حقوق بشر و يا حقوق شهروندى، دولت انگليس را محكوم كردم. در ضمن مستقل بودن و شرافتمندانه عمل كردن من هيچگونه هزينه اى هم نداشت و درنتيجه انسان مى تواند شرف قضايى و استقلال قضايى اش را حفظ كند.» با صراحت اعلام مى كند: «در اوج مدارج حقوق ى بودم ولى از نوشتن و خواندن به فارسى دست برنداشتم. در آنجا كه بودم، شخصاً ارتباطم را با فرهنگ ايران قطع نكردم.» اگرچه بعد از بازگشت به كشور، تمايل داشته در يكى از دانشگاههاى معتبر امكانى فراهم شود كه آموخته هاى خود را دراختيار دانشجويان ايرانى قراردهد ولى چنين امكانى هنوز مهيا نشده است. اعتقاددارد كه آدم بسيار مستقلى است و دروغ هم نمى گويد و بى دليل حرفى نمى زند كه ازجايى امتيازى بگيرد. حسن امين نويسنده پركارى است كه درعرصه هاى حقوق ى تا تاريخى و ادبى و فرهنگى تأليفات متعدد دارد و از اين رو، شايسته تكريم است. اما يكى از كتاب هاى وزين و گرانسنگ او، «تاريخ حقوق ايران» است كه با مطالعه آن مى توان فهميد نگارنده آن تا چه حد و در چند عرصه صاحب ايده و اطلاعات و آگاهى است. با تأسيس دايرة المعارف ايران، نهادى را تأسيس نمود كه تاكنون ۱۲ جلد كتاب را به چاپ رسانده و مجله ماهيانه حافظ را هم در قالب اين تأسيس به بازار فرهنگ كشور رهسپار مى كند. مجله اى كه در شهريور ماه سال جارى، هجدهمين شماره آن را منتشر ساخته است. حافظ شاعر شيرازى كه با كمتر از پانصد غزل آنچنان روح و قلب ايرانيان را مسخركرده كه با آن فال مى گيرند، عنوان مجله پژوهشى، ادبى، تاريخى، حقوق ى و سياسى دايرة المعارف ايران را به خود اختصاص داده. سيدحسن امين درمورد حافظ مى گويد: « به عقيده من حافظ، هويت فرهنگى ما است. يك مرد رند زرنگ كه اعتنايى به ظواهر و رسوم ندارد و درعين حال توانسته خودش را نجات بدهد از مشكلات زمانه خودش و فكرمى كنم اكثريت ايرانيان اينطورى اند». به اين موضوع باور دارد كه سرتاسر مجله حافظ، صدق و صداقت است و منحصراً كارى است فرهنگى و ايران دوستانه. با علاقه مندى خاصى نسبت به كشور اظهارنظرمى كند و مى افزايد: «من يك ذره خاك كشور خودم را به تمام جهان ترجيح مى دهم. اين مملكت من است و دوستش دارم.» و باز مى گويد: «من عقيده دارم كه دليل بدبختى هاى ما ناشى ازخودخواهى هاى فردفرد ما است. چون اگر كسى در يك زمينه، داراى شايستگى و صلاحيت نسبى است هيچ راضى نيست كه كسى بهتر از او مخصوصاً اگر هموطنش باشد بيايد.» مستقل بودن و آزادى را نعمت هاى بزرگى مى داند و با اعتمادبه نفس زيادى مى گويد: «شرف» مهمترين چيز است و آدم بايد بپذيرد كه زيربار ظلم نرود. اگرچه بايد از بعضى چيزها صرفنظركند.

    منبع : سايت تخصصي حقوق و فقه
    آخرین ویرایش توسط M.A.H.D.I در تاریخ 2010-Oct-12 انجام شده است

  14. کاربر زیر از M.A.H.D.I برای پست مفید تشکر نموده است:


  15. Top | #28

    • ناظم ارشد سایت
    • تاریخ عضویت
      07-Aug-2010
    • رشته تحصیلی
      حقوق
    • محل سکونت
      كرمان
    • پست‌ها
      1,647
    • سپاس
      9,195
    • 4,966 تشکر در 1,573 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      20
    • امتیاز
      1115

    پیش فرض پاسخ: .::بيوگرافي اساتيد بزرگ حقوق ايران::.


    محمد جعفر حبيب زاده




    1-اطلاعا ت شخصي

    محمد جعفر حبيب زاده؛ دانشيار پايه 23؛ محل تولد: تويسركان؛ متولد 1336؛ متاهل

    آدرس: صندوق پستي 111/14115 تهران، ايران؛ دانشگاه تربيت مدرس، گروه حقوق ،تلفن: 8007880 داخلي 3678 (اتاق 324)

    پست الكترونيك:habibzam@modares.ac.ir - habibzam @yahoo.com

    2-سوابق تحصيلي

    فارغ التحصيلي رشته نام دانشگاه مقطع
    1363 حقوق قضايي شهيد بهشتي كارشناسي
    1368 حقوق جزاو جرم شناسي تربيت مدرس كارشناسي ارشد
    1372 حقوق كيفري و جرم شناسي تربيت مدرس دكتري

    3- سوابق شغلی

    1- قاضی دادگستری جمهوری اسلامی (1359-1364)

    2- مشاورحقوقي رييس دانشگاه تربيت مدرس(1364-1373)

    3- معاون اموزشی دانشگاه شاهد(1372-1374)

    4- مديرگروه حقوق دانشگاه شاهد(1374-1379)

    5- عضوودبيرکميته پزوهشی حقوق سازمان سمت(1367-1377).

    6- معاون پزوهشی دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربيت مدرس(1377-1378).

    7- عضو هيات تحريريه فصلنامه علمی پژوهشی دانشور(1374-1382).

    8- عضوهيات تحريريه فصلنامه علمی پژوهشی مدرس علوم انسانی, دانشگاه تربيت مدرس(1378تاكنون).

    9- سردبيرفصلنامة مدرس علوم انسانی ,دانشگاه تربيت مدرس(1378تا9/2/85).

    10-عضو هيات تحريريه مجله (Iranian Journal of Legal studies)مجتمع عالي قضايي قم وابسته به دانشكاه تهران.

    11- عضو کميته تخصصی علوم انسانی هيات مميزه دانشگاه تربيت مدرس(1379-1383).

    12- عضوشورای پژوهشی دانشگاه تربيت مدرس(1377تاکنون).

    13- عضو کميته تخصصی علوم انسانی جشنواره بين المللی خوارزمی(دوازدهمين تا هفدهمين).

    14- مديرکل حقوق ی وزارت کشور(ارديبهشت1381تامهر1384).

    15- عضوشورای پژوهشی وزارت کشور(ارديبهشت1381تامهر1384).

    4-عضويت در مجامع علمي

    1- عضوانجمن ايراني جرم شناسي.

    2- عضوانجمن ايراني حقوق جزا.

    3- عضوكميته علمي كميسيون حقوق بشراسلامی.

    5-داوري مجلات علمي

    1- فصلنامه مدرس،علوم انساني- دانشگاه تربيت مدرس.

    2- فصلنامه علوم انساني دانشور- دانشگاه شاهد.

    3- فصلنامه علوم اجتماعی وانسانی شيراز.

    4- فصلنامه قضايی وحقوقي دادگستري.

    5- ماهنامه دادرسي سازمان قضايي نيروهای مسلح.

    6- پژوهشنامه علوم انساني واجتماعي دانشگاه مازندران.

    6-زمينه هاي مورد علاقه تحقيقاتي

    1- حقوق کيفری عمومی .

    2- حقوق کيفری اختصاصی.

    3- حقوق بشرکيفری.

    4- فقه جزائي.

    7-مقالات چاپ شده در مجلات علمي وپژوهشي

    1- Le Dol Penal et la distinction du Dol civil, Shahed University Jouranl,N. 4, 1994, pp. 56-55.

    2- جايگاه حقوق ي امر به معروف و نهي از منكر، نشريه علمي دانشگاه شاهد،س2:ش 5و6،پاييزوزمستان1373،ص59 -44.

    3-اصل قانون ي بودن جرم و مجازات در حقوق ايران، نشريه علمي دانشگاه شاهد،س3:ش 9 و10،پاييزوزمستان1374،ص 40-20(مقاله مشترك).

    4- موجبات اجراي تعزيرازنظرفقهي وحقوق كيفري ايران، فصلنامه مدرس، دوره دوم .شماره 5 ،زمستان 1376. (مقاله مشترك)

    5- شروع به جرم در حقوق ايران و مقايسه آن با عناوين مشابه فقهي، مجله دانشور،س6.ش 21.پاييز1377.ص46-33.

    6- قتل در فراش، مجله مدرس،ش4. زمستان 1378.ص81-95. (مقاله مشترك).

    7- قلمرو اجراي قوانين كيفري موقتي در زمان, مجله دانشور، س 7، ش 25، پائيز 78.ص22-9. (مقاله مشترك).

    8- نقد ماده 39 منشور ملل متحد از ديدگاه حقوق بين الملل جزايي، مجله دانشور، س 7، ش 28، تابستان 79.ص80-67. (مقاله مشترك).

    9- مقاومت در برابر اعمال غير قانون ي ماموران دولت، مجله دانشور، س 7، ش28، تابستان 79.ص56-47. (مقاله مشترك).

    10- بررسي تطبيقي اختلاس و تصرف غير قانون ي در حقوق كيفري ايران، فصلنامه مدرس، تابستان 1379،دوره4, ش2، ص62-41(مقاله مشترك).

    11- اعمال مقدماتي در حقوق كيفري ايران، نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني تبريز، تابستان و پائيز 79(مقاله مشترك).

    12- جرم سازمان يافته در جرم شناسي وحقوق جزا،فصلنامه مدرس،دوره4.ش4، زمستان 1379.ص73-53. (مقاله مشترك).

    13- رشوه ازديدگاه حقوق كيفري ايران وفقه.فصلنامه مدرس.دوره4.ش4.اسفند1379،ص52-35.

    14-حبس خانگي، فصلنامه مدرس. دوره5.ش4. زمستان 1380. ص157-141(مقاله مشترك).

    15- تورم قوانين كيفري عوامل وپيامدهاي آن، فصلنامه مدرس ،دوره5.ش4.س1380.ص78-59. (مقاله مشترك).

    16- سرقت مال مشاع، نامه مفيد، س8، ش29، بهار1381. (مقاله مشترك).

    17- حدوداختيارات قاضي درمراجعه به منابع فقهي درامور كيفري.مجله علوم اجتماعي وانساني دانشگاه شيراز،دوره17 ش1،(پياپي33)،پاييز1380-ص42-33. (مقاله مشترك).

    18- ماده 638قانون مجازات اسلامي ورويارويي آن بااصل قانون ي بودن جرم ومجازات، دوماهنامه دانشور ، س9،ش39، تيرماه1381، (مقاله مشترك).

    19-مصونيت پارلمانی درحقوق کيفری.فصلنامه مدرس علوم انساني-دوره7.ش4(31)،زمستان 1382.ص99-47(مقاله مشترك).

    20-آسيب شناسی نظام عدالت کيفری ايران.مجله علوم اجتماعی وانسانی شيراز.دوره21.ش2(پياپی41).پاييز 1383 .

    21- خشونت و نظام عدالت كيفري. مجله علوم اجتماعی وانسانی شيراز.دوره21.ش2(پياپی41).پاييز 1383.(مقاله مشترك).

    22-The Legality Principle of Crimes and Punishments in Iranian legal system.Berkeley Electronic Press.Volume5.Issue 1.2005.Article1(www.bepress.com/gj/topics/vo15/iss1/art1).
    23- جايگاه قانونی دفاترنظارت شورای نگهبان درچارجوب نقد و تحليل راي ديوان عدالت اداري ;فصلنامه مدرس;س3 ; ش34 ; پاييز1383؛ ص 85-106(مقاله مشترك)

    24- جرايم مانع؛ فصلنامه مدرس؛ويژه نامه حقوق؛دوره هشتم،ش37؛زمستان1383 ،ص48-23(مقاله مشترك)

    25- الظروف المخففه فی قانون العقوبات الاردنی؛مجله بين المللی علوم انسانی جمهوری اسلامی ايران؛دوره12؛ش2؛ بهار2005،ص57-29(مقاله مشترک).

    26- مبداءشرعيه الجريمه والعقوبه في القانون الايراني؛فصليه ايران والعرب؛س3؛ش12؛بهاروتابستان2 005(مقاله مشترك,ص29).

    27- مقايسه علل موجهه جرم وعلل رافع مسووليت کِيفري ؛فصلنامه مدرس؛دوره نهم؛ ش40 ؛ پاييز 1384.ص 37-58 (مقاله مشترك).

    28- درآمدي بربرخي محدوديت هاي عملي جرم انگاري؛نامه مفيد؛س1384,ش1,(مشترك)

    8-مقالات چاپ شده درمجلات ترويجي

    1- اضطرار(ضرورت)، مجله قضايي و حقوقي دادگستري،س5:ش 15و16،بهاروتابستان1375،صص 86-55.

    2- كلاهبرداري درحقوق تطبيقي،مجله قضايي وحقوقي دادگستري،س6:ش 17 و18 پاييزوزمستان 1375، ص 25-44.

    3- نگاهي تازه به حقوق جزاي عمومي.كتاب ماه.س1.ش6و7، ارديبهشت1377.

    4- رژيم قانوني بودن حقوق كيفري، عامل مؤثردرتوسعه،مجله قضايي وحقوقي دادگستري، ش 23،تابستان1377،صص 30-37.

    5- حيله كيفري و فرق آن با حيله مدني، ماهنامه دادرسي،س2:ش11،آذرودي 1377، صص 37-30.

    6- تحليل ماده 665 قانون مجازات اسلامي، مجله قضايي و حقوقي دادگستري، شماره 26، بهار 1378.

    7- تحليل ماده41قانون مجازات اسلامي.ماهنامه دادرسي.س2.ش16.مهروآبان1378.

    8- مروري بر جرم كلاهبرداري،ماهنامه دادرسي،س2:ش8،خردادوتيرماه137 7- صص 28-24.

    9- دفاع دربرابرماموران دولت.مقالات حقوقي.كانون وكلاي دادگستري آذربايجان شرقي واردبيل.زمستان1379.

    10- تاثير شرعيه قانون العقوبات في التنميه والازدهار.آفاق الحضاره الاسلاميه،س4،ش7، اسفند1379.

    11- قتل درفراش,مجله حقوقي وقضايي دادگستري,ش24,1380.

    12- اعاده حيثيت.ماهنامه دادرسي .س7. ش41. آذرودي1382. ص23-14. (مقاله مشترك)

    13- جرم آدم ربايی درحقوق ايران;ماهنامه دادرسی;س8؛ش43؛فروردين وارديبهشت 1383.ص46-49.(مقاله مشترك)

    Legality Principle of Crimes and Punishments in Iranian legal system. The 14- (http://WWW.legalsevircesindia.com/ar...gal_System.htm )

    15- مجازات عمل حرام و تعارض آن با قانون مداري درحقوق كيفری مجله الکترونيکی مجد. آدرس : http://www.majdpub.com

    16- ساختارهيات منصفه انگلستان ; مجله دادرسی; س8؛ش48 ;بهمن واسفند1383. ص3-9.(مقاله مشترك)

    17- مجازات عمل حرام وتعارض آن با قانون مداری درقانون اساسی؛نشريه حقوق اساسی؛س2؛ش3؛زمستان1383.

    18- ملاك هاوآثارتشخيص اعمال مقدماتي واعمال اجرايي جرم؛ماهنامه دادرسي؛س9؛آذرودي1384؛ص3-9.

    19- جنون ازديدگاه حقوق كيفري ايران، ماهنامه دادرسي،س10،فروردين وارديبهشت1385، ش55،ص29-23.(مقاله مشترك).

    20- بررسي سقط جنين از ديدگاه حقوق بشر و حقوق موضوعه،مجله علوم انساني دانشگاه سمنان،س ش (مقاله مشترك).

    9- مقالات ارائه شده در مجامع علمي

    1- امر به معروف و نهي از منكر، سمينار، مرداد 1373، دانشگاه تهران.

    2- نگاهي ديگر به اهداف مجازات ها در اسلام، سمينار بزهكاري اطفال، دانشگاه آزاد اسلامي دامغان، آبان 1373

    3- رشوه و حكم آن در امور اداري، اولين سمينار تحول اداري، دانشگاه تربيت مدرس، ديماه 1370

    4- جايگاه حقوق ي شوراهاي اسلامي، همايش شوراي اسلامي و مشاركت مردمي، بهمن 1377، دانشگاه تهران.

    5- موانع حقوق ي رشد و امنيت، همايش توسعه و امنيت عمومي، بهمن 1375، دانشگاه تهران

    6- اصل قانون ي بودن جرم و مجازات و انطباق آن با وضعيت ايران. سمينار مشترك نهادهاي‌ ملي حقوق بشر ايران و دانمارك.ايران.تهران.1381.

    7- مبانی جرم انگاری،همايش هيأت های رسيدگی به تخلفات اداری.ايران.مشهد.1382.

    10-پايان نامه ها و اسامي دانشجويان تحت راهنمايي

    الف) دوره كارشناسي ارشد:

    1- راهزني درحقوق ايران؛نام دانشجو:مهدي توكلي

    ب)دوره دكتري

    1- تروريسم درحقوق كيفري ايران واسناد بين المللي.نام دانشجو:سعيدحكيمي ها

    2-جرم شناسي پيشگيری درقرآن.نام دانشجو:قدرت اله خسروشاهی

    3-کرامت انسانی درحقوق کيفری .نام دانشجو: اسمعيل رحيمی نژاد

    11-دروس تدريس شده

    1. حقوق جزاي عمومي(1) كارشناسي

    2. حقوق جزاي اختصاصي(2) كارشناسي

    3. حقوق جزاي اختصاصي(3) كارشناسي

    4. متون تخصصي به زبان انگليسي (1) كارشناسي

    5. حقوق جزاي عمومي كارشناسي ارشد

    6. حقوق جزاي اختصاصي كارشناسي ارشد

    7. تاريخ تحولات حقوق كيفري كارشناسي ارشد

    8. سمينار كارشناسي ارشد

    9. حقوق جزاي عمومي دكتري

    10. حقوق جزاي اختصاصي دكتري

    11.روش تحقيق دكتري

    12- حقوق بشر كيفري دكتري

    12-كتاب (ترجمه يا تاليف)

    1- محاربه و افساد في الارض، انتشارات كيهان، 1370(تا ليف).

    2- كلاهبرداري در حقوق ايران. انتشارات دانشگاه شاهد، 1374(تا ليف).

    3- حقوق جزاي اختصاصي (جرائم عليه اموال) ؛ انتشارات سازمان سمت؛ جاپ اول 1373 ؛ چاپ دوم 1374؛چاپ سوم1380؛ چاپ چهارم1382.چاپ پنجم1385،(تا ليف).

    4- محاربه در حقوق كيفري ايران (مطالعه تطبيقي در فقه اسلامي و عناوين مشابه در حقوق كامن لا) ؛ انتشارات دانشگاه تربيت مدرس،1379(تا ليف).

    5- كلاهبرداري وجرايم مشابه درحقوق ايران. انتشارات سنجش تكميلي مدرس؛ چاپ اول1381؛چاپ دوم،1382 (تا ليف).

    6- خيا نت درامانت درحقوق كيفري ايران،انتشارات دانشگاه تربيت مدرس،1381؛(تا ليف).

    7- مصونيت پارلماني درحقوق كيفري,انتشارات علمي وفرهنگي,1384,(تاليف).

    8- سرقت درحقوق كيفري ايران(ومطالعه تطبيقي)،انتشارات دادگستر،1385،(تاليف).

    13-ساير فعاليتها ( جوايز و …)

    1- استاد نمونه دانشگاه تربيت مدرس، سال تحصيلي 77-76 .

    2- پژوهشگر نمونه دانشگاه تربيت مدرس،سال تحصيلي 80-79 .

    3- پژوهشگر برگزيده وزارتخانه ها در سال1382.

    4-لوح تقدير ازشوراي نشان هاي دانشگاه تربيت مدرس واخذيك پايه ترفيع درسال1382

    5- لوح تقدير ازشوراي نشان هاي دانشگاه تربيت مدرس واخذيك پايه ترفيع درسال1384


    منبع : سايت تخصصي حقوق و فقه

  16. کاربر زیر از M.A.H.D.I برای پست مفید تشکر نموده است:


  17. Top | #29

    • تــــــــــــــــازه وارد
    • تاریخ عضویت
      23-Sep-2010
    • رشته تحصیلی
      حقوق
    • محل سکونت
      جای خوب
    • پست‌ها
      21
    • سپاس
      34
    • 58 تشکر در 21 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      5
    • امتیاز
      10

    پیش فرض پاسخ: .::بيوگرافي اساتيد بزرگ حقوق ايران::.

    با تشکر از شما
    اگه میشه در مورد اساتیدحقوق سایر دانشگاه های مادر مثل شیراز و اصفهان و ... هم مطلب بگذارید.

  18. کاربر زیر از ناروانا برای پست مفید تشکر نموده است:


  19. Top | #30

    • ناظم ارشد سایت
    • تاریخ عضویت
      07-Aug-2010
    • رشته تحصیلی
      حقوق
    • محل سکونت
      كرمان
    • پست‌ها
      1,647
    • سپاس
      9,195
    • 4,966 تشکر در 1,573 پست
    • قدرت امتیاز دهی
      20
    • امتیاز
      1115

    پیش فرض پاسخ: .::بيوگرافي اساتيد بزرگ حقوق ايران::.


    يوسف مولايى



    متولد ،۱۳۳۳ اروميه

    اخذ مدرك ليسانس حقوق قضايى از دانشگاه تهران ۱۳۵۶

    ناتمام گذاشتن تحصيل در رشته حقوق تجارت پس از دو سال تحصيل براى اخذ ديپلم مطالعات عميق يا DEA (معادل فوق ليسانس) از دانشگاه سوربن پاريس ۱۳۶۰

    اخذ مدرك دكتراى حقوق بين الملل از دانشگاه كاتوليكى «لوون له نوو» بلژيك ۷۰-۱۳۶۴ (۹۲-۱۹۸۵)

    مسؤول دعاوى خارجى وزارت مسكن از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۳

    مدير گروه روابط بين الملل دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران ۸۲-۱۳۷۱

    استاد دانشكده حقوق و علوم سياسى از سال ۱۳۷۱ تاكنون

    عضو مؤسس و عضو هيأت مديره مجمع صنفى اعضاى هيأت علمى دانشگاه هاى سراسر كشور از ۱۳۸۰ تاكنون

    مديرعامل تعاونى مسكن دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران

    عضو مؤسس كانون مدافعان حقوق بشر ۱۳۸۲

    تلاش براى ايجاد كانون حقوق دانان طرفدار حفظ محيط زيست

    اخذ اجازه وكالت دادگسترى در سال ۱۳۷۹
    گذراندن دوره هايى در مورد حقوق بشر و پناهندگان در استراسبورگ در سال هاى ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲

    همكارى در طرح تقويت همكارى هاى ايران در زمينه حقوق بشر

    چاپ بيش از ۵۰ مقاله و ترجمه كتاب «آزادى هاى عمومى و حقوق بشر»
    حقوق دان و استاد دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران است. چند سال اخير عمدتاً در زمينه حقوق بشر، فعاليت هاى آكادميك، اجتماعى و سياسى خود را سامان داد، به عنوان يكى از چهره هاى معروف آكادميك كشور شناخته شده و در زمينه ترويج مفاهيم و مبانى حقوق بشرى شهرت يافته است.
    يوسف مولايى در سال ۱۳۳۳ در اروميه زاده شد و پس از گذراندن دوره هاى تحصيلى ابتدايى ودبيرستان به دانشگاه راه يافت و در سال ۱۳۵۲ در رشته حقوق قضايى دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران به تحصيل پرداخت و در سال ۱۳۵۶ فارغ التحصيل شد. به مدت دو سال تحصيلات خود را در دانشگاه هاى سوربن و ليل فرانسه ادامه داد ولى آن را ناتمام گذاشت و به كشور بازگشت و مدتى در وزارت مسكن مشغول به كار شد و به دليل نوع مسؤوليتش در اين وزارتخانه موفق شد نسبت به محاكم خارجى آگاهى بيشترى بيابد نحوه استدلال آنها را بياموزد و از اين تجارب بعدها نيز در ارتقاى تدريس خود در دانشگاه تهران بهره بگيرد.
    او بعد از مصمم شدن براى ادامه تحصيلات دانشگاهى در سال ۱۳۶۴ (۱۹۸۵) به شهر دانشگاهى لوون له نوو (Louvain La Neuve) بلژيك رفته و در دانشگاه اين شهر مشغول به تحصيل مى شود.
    «در بلژيك دو نوع دانشگاه وجود دارد، يك نوع آن دانشگاهى است كه در قرون وسطى (ميانه) تأسيس شده و همچنان در حال حاضر نيز زير نظر كليساى كاتوليك اداره مى شود و امور مديريتى و بودجه و امكانات آن توسط كليسا مهيا مى شود.»
    دانشگاه كاتوليكى لوون له نوو كه مولايى در آن به تحصيل پرداخته از اين سنخ است. اين دانشگاه دومين دانشگاه قديمى اروپا است. دومين نوع دانشگاه ها در بلژيك نيز دانشگاه آزاد نام گرفته و تفاوت چنين دانشگاه هايى در اين است كه توسط افراد سكولار تأسيس يافته اند.
    مولايى در اين دانشگاه اين شانس بزرگ نصيبش مى شود كه زير نظر جو ور هوون (Joe Verhoeven) تز دكترايش را تحت عنوان «مسؤوليت بين المللى دولت ها» بگذراند. ورهوون شايد جزو ده استاد برجسته حقوق بين الملل دنيا باشد. او به عنوان جوان ترين استاد آكادمى لاهه مشغول به تدريس بوده و هم اينك رياست انستيتوى حقوق بين الملل پاريس را به عهده دارد.
    هفت سال اقامت مولايى در شهرى كه ۳۳ هزار دانشجو را از بيش از ۱۵۰كشور جهان در خود جاى داده موجب مى شود او به درك و شناخت جديدى از خود و ديگران دست يابد.
    او مى گويد دوستى ها و رفت و آمدها با افراد مختلف در كشور بلژيك و همچنين فرانسه باعث شده تا شناخت او نسبت به فرهنگ ها و كشورهاى ديگر توسعه يابد و غنى شود.
    «هفت سال اقامت در شهر دانشجويى و ارتباط مستمر با دانشجويان كشورهاى مختلف، من را بسيار بسيار آگاه كرد نسبت به نقاط قوت و ضعف فرهنگ هاى مختلف و نسبت به اينكه انسان ها به رغم اختلافات زبانى و نژادى و تعلقات شان به كشورهاى مختلف، اشتراكات بيشترى دارند.»
    اشتراك از اين نظر كه انسان ها در مقابل برخوردها و رفتار خوب ديگران چه عكس العملى نشان مى دهند. همه دنبال اين هستند كه مورد احترام قرار بگيرند. همه در اصل تلاش مى كنند كه وجهه خوبى داشته باشند و به ديگران كمك بكنند. يعنى ويژگى هاى انسانى در تمام فرهنگ ها بسيار برجسته است تا اينكه بگوييم شيطنت و آزاررسانى در ذات انسان ها وجود دارد.
    چنين تجربه اى، ديد حقوق بشرى را در مولايى تقويت مى كند و اين ديدگاه باعث مى شود كه او در اين حوزه بيشتر فعال شود.
    مولايى علم آموزى در محضر استاد جدى، معروف و بسيار مهم اش را در آن دوران دشوار ارزيابى مى كند. او مى گويد سيستم آموزشى اروپايى مبتنى برخلاقيت و اولويت دادن به تحقيق است كه به مثابه يك بار سنگينى بود كه بر دوش من و امثال من گذاشته مى شد.
    او مى گويد سيستم آموزشى اروپايى افراد را پرورش مى دهد تا از همان ابتدا با كار تحقيقى آشنا شوند و فكر كنند و به توليد كردن در حوزه علم روى بياورند و صرفاً مصرف كننده علم نباشند.
    «در اروپا بچه هاى شش هفت ساله را به اردوهاى چند روزه مثلاً به مناطق جنگلى مى برند تا آنها انواع قارچ ها و گياهان را در طبيعت ببينند و در مورد آنها تحقيق كنند. حتى پرسشنامه هايى را به آنها مى دهند تا مثلاً جلو كليسا بروند و از مردم درباره تاريخ و نحوه ساخت شدن همان كليسا سؤال كنند و تنها به اطلاعات مكتوب در كتاب اكتفا نكنند چنين روشى باعث مى شود كه بچه ها از همان سال هاى اوليه به توليد علم بپردازند.»
    مولايى مى گويد ما در ايران عادت به حفظ مطالب درسى داشتيم. اما در بلژيك، وقتى كه استاد اعلام مى كرد تا دو هفته ديگر يك تحقيق (paper) ارائه بدهيد دچار استيصال و سردرگمى مى شدم و تعطيلات آخر هفته را برخلاف ديگر دانشجويانى كه با آن سيستم هماهنگ بودند در استرس و اضطراب مى گذراندم.
    مولايى در چنين وضعيتى، تفريح و خوشگذرانى را رها كرده و مشغول تهيه تحقيق مى شده و زندگى اش تقريباً تحت الشعاع تحصيل قرار مى گرفته است.
    ضعفى ديگر كه مولايى در آنجا به آن پى مى برد عدم آگاهى از فلسفه است «ما از فلسفه چيز زيادى نمى دانيم. هيچ علمى هم بدون فلسفه استحكام پيدا نمى كند».
    او معتقد است: «فلسفه هم به آدم اين نگاه را مى دهد تا نسبت به رشته خودش فكر كند، هم قدرت استدلال و استنباط مى دهد، هم يك چارچوبى براى انديشيدن اش مى دهد و هم مطالعاتش را عميق تر مى كند. اما وقتى كه اين مرحله را به موقع طى نمى كنيم در سطوح بالاتر مثل ساختمانى است كه فونداسيونى قوى ندارد ولى بالاجبار سقفى روى آن گذاشته شده باشد.» مولايى بر اين باور است كه اروپايى ها در همان دوران تحصيل هم بهتر از ما مى توانستند از امكانات موجود و در دسترس استفاده و با ضرباهنگ زندگى حركت كنند.
    او تعارف كردن و در پى تجملات بودن را عاملى مى داند كه ما ايرانيان نتوانستيم نسبت به يكديگر شناخت دقيقى كسب كنيم.
    مولايى وقتى كه به ايران بازمى گردد و عضو هيأت علمى دانشكده حقوق و علوم سياسى اولين دانشگاه مدرن ايران مى شود. او عمدتاً دروسى را كه تاكنون ارائه داده در دو حوزه حقوق توسعه و حقوق محيط زيست بوده است كه زير مجموعه حوزه حقوق بشر به حساب مى آيند و كمتر به تدريس مرتبط با تز دكترايش مى پردازد.
    گزارش هايى كه طى سالهاى اوليه بازگشت او به ايران در مورد وضعيت حقوق بشر در ايران توسط محافل بين المللى منتشر شده او را ترغيب مى كرده تا بيش از پيش به مطالعه در اين حوزه روى بياورد. او دفاع از فعالان سياسى و مطبوعاتى را هم مرتبط با مباحث حقوق بشرى مى داند.
    مولايى معتقد است كه ما در برخورد با مقوله و فلسفه حقوق بشر به درك چندان دقيقى دست نيافته ايم و در اين زمينه درك عميق مبنايى از آن به دست نياورده ايم و از اين رو، برخورد ما تا حدودى با اين مقوله منطبق بر واقعيت نيست و در نتيجه اين حقوق را دست پرورده غرب مى دانيم.


    او علاوه بر بحث فوق بر اين موضوع تأكيد دارد كه استانداردهاى موجود در زمينه حقوق بشر مانند اعلاميه جهانى حقوق بشر به صورت استاندارد و رويه در سطح جهان درآمدند و اين استانداردها الگوى رفتارى ما را مشخص مى سازد.
    همانطور كه معاهده منع تكثير سلاحهاى هسته اى (NPT) و پروتكل الحاقى يكسرى دستورالعمل براى كشورهاى مختلف ارائه مى دهند. هر چند كه اين معاهدات ممكن است تا حدود زيادى تبعيض آميز هم باشند.
    او مى گويد اگر ما به استانداردهايى كه جامعه جهانى در مورد حقوق بشر تدوين كرده احترام نگذاريم، اين امكان توطئه در جهان شكل خواهد گرفت كه ما شايستگى عضويت در جامعه جهانى را نداريم.
    در مورد موضوع تز دكتراى مولايى هم جالب است كه بدانيم او تمامى دعاوى و اختلافات بين دولتها را از قرن نوزدهم تا داورى هاى بين المللى اخير مورد مطالعه قرار داده و براى اين كار سه سال وقت صرف كرده و اين كار سنگين را به سرانجام رسانده است.
    او اعتقاد دارد كه فضاى دانشگاههاى ما برخلاف دانشگاههاى اروپايى، جوى افسرده و غير شاداب است و در حال حاضر دانشجويان نيازمند آن هستند كه روابط انسانى با آنها برقرار باشد. «من در حد توان خودم تلاش مى كنم خلأهاى دانشجويان را پر كنم و با ايجاد فضاى صميمى، محيطى شاداب در كلاس درس ايجاد كنم.»
    او معتقد است دانشجويانى كه شاغل نيستند، چشم انداز روشنى پيش روى خود نمى بينند.
    بر همين مبنا مولايى بنا به گفته خودش سعى مى كند به تخليه فشارهاى روانى دانشجويانش اقدام كند و به آنها نشان دهد كه استاد هم در كنار آنها ايستاده و با بخشى از مشكلات آنها هم دست و پنجه نرم مى كند.
    وقتى از مولايى مى خواهيم در پايان ديدارمان از آرمان هاى خود صحبت كند، با دردمندى خاصى اينگونه جوابم مى دهد:
    «من چون از طبقه پايين و فقيرى بوده ام و از حدود ۱۰ سالگى همراه پدرم كارگرى كرده ام آرمانم اين است كه جامعه ام شرايط سختى را كه من تحمل كرده ام هرگز تجربه نكند و جامعه، محيطى باشد كه در آن امنيت روانى و مادى براى همه فراهم باشد.
    چون به اين موضوع شديداً اعتقاد دارم كه شادى و زندگى شاداب يك مقوله جمعى است. يعنى شما وقتى در اجتماع زندگى مى كنيد اگر جامعه شاداب و سالم باشد، لذت مى بريد. پس آرمان من اين است كه جامعه به حدى از توسعه و تكامل در همه زمينه ها برسد كه شادى و شادابى لازم تحقق يابد و من در چنين فضايى بتوانم از زندگى ام لذت ببرم.»

    منبع : سايت تخصصي حقوق و فقه

  20. کاربر زیر از M.A.H.D.I برای پست مفید تشکر نموده است:


صفحه 3 از 7 ابتداابتدا 123456 ... آخرینآخرین

اطلاعات تاپیک

کاربران حاضر در این تاپیک

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک هستند. (0 عضو و 1 مهمان)

برچسب ‌ها

این مطلب را به اشتراک بگذارید

قوانین ارسال

  • شما نمی‌توانید تاپیک جدید ارسال کنید.
  • شما قادر به ارسال پاسخ نیستید .
  • شما نمی‌توانید فایل ارسال کنید.
  • شما نمی‌توانید پست ‌های خود را ویرایش کنید.
  •  
دانشجو در شبکه های اجتماعی
افتخارات دانشجو
لینک ها
   
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
سایت برگزیده مردمی در چهارمین و پنجمین جشنواره وب ایران
به دانشجو امتیاز دهید:

آپلود مستقیم عکس در آپلودسنتر عکس دانشجو

توجه داشته باشید که عکس ها فقط در سایت دانشجو قابل نمایش می باشند.

Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.1