شما در سایت ثبت نام نکرده اید و یا وارد نشده اید ، لطفا از اینجا ثبت نام کنید تا به تمام امکانات سایت دسترسی داشته باشید .    
  سایت علمی دانشجویان ایران


برگشت   سایت علمی دانشجویان ایران > پزشكي > روانشناسی

تابلوی اعلانات

پاسخ
 
امکانات حالات نمایش
قدیمی Sep-02-2009, 15:09   #21
DesigneR
مدیر بازنشسته تالار معماری
 
آواتار DesigneR
 
تاریخ عضویت: 2009-08-28
رشته تحصیلی: معماری
ارسالها: 218
تشکر: 2,741
828 تشکر در 267 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
DesigneR is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
0/20 3/20
فعالیت امروز ارسالها
ssssss218
پیش فرض پاسخ: دفتر مشاوره دانشجو

نقل قول:
ارسالی توسط narin مشاهده موضوع
به نظر من اون دوستمون اگه براشون مقدور یک مدتی رو دور از خانه و خانواده سپری کنن یعنی در منزل مادربزرگی و یا دوستی بگذرون تا کمی به ارامش برسن !به کارهایی بپردازن که اونها رو دوست داشتن و براشون جالب بوده و تقریبا وقت ازاد نداشته باشن !با کسانی وقت بگذرونند که در کنارشون احساس ارامش میکنن!و برای اینکه دچار عوارض افسردگی و انزوا و گوشه نشینی نشن به طور کامل خودشون رو از محیط های شلوغ دور نکنن و برای اینکار مهمانی هایی به ترتیب دو نفره و سه نفره با درجات شلوغی متغییر ترتیب بدن و خودشون رو به سکوت و محیط عاری از هیاهوی مطلق عادت ندن چرا که در اینده دچار مشکل خواهند شد!و البته اگر خانواده از وضع ایشان مطلع نیستند حتما موضوع رو با اونها در میون بزارن چرا که ممکنه اونها در رفتارشون تجدید نظر کنن!با اروزی موفقیت.
من تمامی این راهها را انجام دادم و این را به پزشک هم گفتم ؛دوری من از اجتماع نیست به این دلیل هست که تحمل سروصدا را ندارم اگر شخصی با صدای بلند صحبت کند بی اختیار دچار سردرد می شوم , در خانواده هم اگر آنها مرا درک می کردند اینقدر باهم جر وبحث نمی کردند همکارانم در این مورد همکاری بیشتری دارند و این درحالی است که با من نسبتی ندارند وفقط دوست وهمکارهستند[/QUOTE]




سلام نارین جون.
راستش من فکر می کنم که هر فردی با یه سری مشکلات همراهه،شما خیلی سخت می گیرید.
شما باید خودتون دست به کار بشین، خودتون شروع کنید که شاد زندگی کنید.
این تغییر رفتار شما باعث می شه که بطور ناخوداگاه محیط خونه هم شاد باشه.
مثلا شما می تونید هر روز صبح با دادن یک sms دوست داشتنی به پدر و یا مادرتون که در محل کار هستند به اونها انرژی مثبت بدید.
من توی اتاقم کلی جمله های مٍثبت به دیوار نصب کردم ، هر وقت که عصبی ام ،به اتاقم میرم به جمله ها نگاه می کنم و یادم به این می افته که من باید شاد زندگی کنم ، شما هم می تونید این کارها رو انجام بدین.
می تونید در کنار کارتون به یاد گرفتن یک کار هنری بپردازید، من خودم هر وقت شروع به نواختن سنتور می کنم کلی آروم می شم.
ورزش کردن هم خیلی مهمه ، من شب ها هر شب (تنهایی)به پیاده روی میرم و برای اینکه خودم رو خوشحال کنم واسه خودم آیس پک شکلاتی می خرم.

من می گم که شما برای شاد زندگی کردن نیازی به دیگران ندارید ، شاد زندگی کنید.گذشته رو ببخشید، در لحظه حال زندگی کنید.

یه برنامه ریزی خوب فکر کنید، به موفقیت فکر کنید ، به کارهایی که از انجام دادنشون لذت می برید فکر کنید........وقتی مثبت فکر کنید ، دنیا هم مثبت میشه ، اتفاقات خوب می افته ، همه چیز عالی میشه.


پیشنهاد می کنم بهترین کتابی رو که من خوندم ، شما هم مطالعه کنید.( کتاب راز)
این کتاب رو چندتن از روانشناسان بزرگ دنیا با هم نوشتند.

........ .......

آخرین ویرایش توسط DesigneR در تاریخ Sep-02-2009 انجام شده است
DesigneR آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از DesigneR برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Sep-02-2009, 15:14   #22
MiNeRVa
مدیر ارشــد
 
آواتار MiNeRVa
 
تاریخ عضویت: 2007-06-28
شهر سکونت: Some Where I was Meant to Be
رشته تحصیلی: Medicine
ارسالها: 3,571

مدیر نمونه 

تشکر: 14,736
9,783 تشکر در 3,331 ارسال
دریافت کتاب: 8
اهداء کتاب: 0
MiNeRVa is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
17/20 15/20
فعالیت امروز ارسالها
sssss3571
پیش فرض پاسخ: دفتر مشاوره دانشجو

نقل قول:
ارسالی توسط Gribble مشاهده موضوع
سلام برای وجود این تاپیک ممنون
من فکر میکنم مثل گذشته با انگیزه نیستم انگار توان پیشرفت ندارم این احساس تقریبا از بعد کنکور شروع شد حالا هر کاری که میکنم نمی تونم شبیه قبل باشم. آیا اسم این افسردگیه؟
سلام دوست عزيز
اگر اين اتفاق بعد از كنكور براتون افتاده ، يه مقدار قضيه فرق داره
كسي كه براي كنكور خودش رو آماده مي كنه ، وقتش كاملا برنامه ريزي شده است و براي هر روزش برنامه خاصي داره ، ضمن اين كه اين شخص تمام هدفش قبولي در كنكوره و خودش رو محدود مي كنه به كنكور ( البته اين هميشه صادق نيست ولي چيزيه كه در بسياري از موارد ديده ميشه )
بعد از كنكور يه دفعه وقتش كامل آزاد ميشه ، اكثرا هم برنامه خاصي ندارن ، چون هدف خاصي رو دنبال نمي كنن ، به همين دليل از يه شخص با انگيزه كه قبل از كنكور بودن تبديل ميشن به يه فرد بي انگيزه
به نظر من بهتره شما براي خودتون برنامه ريزي كنيد و به فكر كارهايي باشيد كه مي تونيد در اين زمان انجام بديد ، چون اين مدت فرصت خوبيه كه به خيلي كارا برسيد ، وقتي وارد دانشگاه بشيد عملا انقدر وقت آزاد نخواهيد داشت
موفق باشيد
__________________
كوه پرسيد ز رود
زير اين سقف كبود
راز ماندن در چيست؟
گفت در رفتن من
كوه پرسيد : و من؟
گفت در ماندن تو
بلبلي گفت : و من؟
خنده اي كرد و گفت : در غزل خواني تو
آه از آن آبادي
كه در آن كوه رود ، رود مرداب شود ، و در آن بلبل سرگشته سرش را به گريبان ببرد ،
و نخواند ديگر ،
من و تو ، بلبل و كوه و روديم
راز ماندن جز ، در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن ياران سفر كرده مان نيست بدان !



MiNeRVa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از MiNeRVa برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Sep-02-2009, 15:18   #23
MiNeRVa
مدیر ارشــد
 
آواتار MiNeRVa
 
تاریخ عضویت: 2007-06-28
شهر سکونت: Some Where I was Meant to Be
رشته تحصیلی: Medicine
ارسالها: 3,571

مدیر نمونه 

تشکر: 14,736
9,783 تشکر در 3,331 ارسال
دریافت کتاب: 8
اهداء کتاب: 0
MiNeRVa is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
17/20 15/20
فعالیت امروز ارسالها
sssss3571
پیش فرض پاسخ: دفتر مشاوره دانشجو

نقل قول:
ارسالی توسط narin مشاهده موضوع

من تمامی این راهها را انجام دادم و این را به پزشک هم گفتم ؛دوری من از اجتماع نیست به این دلیل هست که تحمل سروصدا را ندارم اگر شخصی با صدای بلند صحبت کند بی اختیار دچار سردرد می شوم , در خانواده هم اگر آنها مرا درک می کردند اینقدر باهم جر وبحث نمی کردند همکارانم در این مورد همکاری بیشتری دارند و این درحالی است که با من نسبتی ندارند وفقط دوست وهمکارهستند
فكر مي كنم منظورشون اين بود كه يه مدت از مكان هاي پر سر و صدا و همين طور تشنج زا دوري كنيد ، سعي كنيد بيشتر در مكان هاي آرام و به دور از سر و صدا باشيد . همين طور تا حد امكان از دعواهاي خانوادگي دور باشيد
__________________
كوه پرسيد ز رود
زير اين سقف كبود
راز ماندن در چيست؟
گفت در رفتن من
كوه پرسيد : و من؟
گفت در ماندن تو
بلبلي گفت : و من؟
خنده اي كرد و گفت : در غزل خواني تو
آه از آن آبادي
كه در آن كوه رود ، رود مرداب شود ، و در آن بلبل سرگشته سرش را به گريبان ببرد ،
و نخواند ديگر ،
من و تو ، بلبل و كوه و روديم
راز ماندن جز ، در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن ياران سفر كرده مان نيست بدان !



MiNeRVa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از MiNeRVa برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Sep-02-2009, 18:59   #24
Gribble
کاربر جــــــــدید
 
تاریخ عضویت: 2009-08-29
رشته تحصیلی: فیزیک
ارسالها: 2
تشکر: 15
14 تشکر در 4 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
Gribble is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
0/20 3/20
فعالیت امروز ارسالها
ssssssss2
پیش فرض پاسخ: دفتر مشاوره دانشجو

الان سال دوم دانشگاهم. حرف شما هم کاملاً درسته .مثل قبل از کنکور برنامه ریزی نمی کنم یاشاید هم به برنامه ریزی هام عمل نمی کنم . فکر میکنم به خاطر نداشتن هیجان برای رسیدن به هدفی که همیشه دنبالش بودم .
Gribble آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از Gribble برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Sep-02-2009, 22:11   #25
MiNeRVa
مدیر ارشــد
 
آواتار MiNeRVa
 
تاریخ عضویت: 2007-06-28
شهر سکونت: Some Where I was Meant to Be
رشته تحصیلی: Medicine
ارسالها: 3,571

مدیر نمونه 

تشکر: 14,736
9,783 تشکر در 3,331 ارسال
دریافت کتاب: 8
اهداء کتاب: 0
MiNeRVa is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
17/20 15/20
فعالیت امروز ارسالها
sssss3571
پیش فرض پاسخ: دفتر مشاوره دانشجو

نقل قول:
ارسالی توسط Gribble مشاهده موضوع
الان سال دوم دانشگاهم. حرف شما هم کاملاً درسته .مثل قبل از کنکور برنامه ریزی نمی کنم یاشاید هم به برنامه ریزی هام عمل نمی کنم . فکر میکنم به خاطر نداشتن هیجان برای رسیدن به هدفی که همیشه دنبالش بودم .
درسته ، من فكر مي كنم بهتره براي خودتون هدف تعيين كنيد ، هدفتون از اومدن به دانشگاه چيه؟ مي خوايد به كجا برسيد؟ بر اساس همين اهداف هم برنامه ريزي كنيد
موفق باشيد
__________________
كوه پرسيد ز رود
زير اين سقف كبود
راز ماندن در چيست؟
گفت در رفتن من
كوه پرسيد : و من؟
گفت در ماندن تو
بلبلي گفت : و من؟
خنده اي كرد و گفت : در غزل خواني تو
آه از آن آبادي
كه در آن كوه رود ، رود مرداب شود ، و در آن بلبل سرگشته سرش را به گريبان ببرد ،
و نخواند ديگر ،
من و تو ، بلبل و كوه و روديم
راز ماندن جز ، در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن ياران سفر كرده مان نيست بدان !



MiNeRVa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از MiNeRVa برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Dec-21-2009, 13:28   #26
saeid avani
کاربر جــــــــدید
 
تاریخ عضویت: 2009-12-21
رشته تحصیلی: روان شناسی بالینی
ارسالها: 2
تشکر: 1
3 تشکر در 2 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
saeid avani is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
0/20 2/20
فعالیت امروز ارسالها
ssssssss2
پیش فرض پاسخ: گپ آزاد

سلام من تازه وارد شدم
یه سوال دارم چرا روانشناسی در بخش علوم پزشکیه ؟ چرا در بخش علوم انسانی نست؟
saeid avani آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از saeid avani برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Jan-27-2010, 02:27   #27
goldis
تــــــــــــــــازه وارد
 
آواتار goldis
 
تاریخ عضویت: 2009-09-05
رشته تحصیلی: پزشکي
ارسالها: 26
تشکر: 64
76 تشکر در 26 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
goldis is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
1/20 3/20
فعالیت امروز ارسالها
sssssss26
پیش فرض پاسخ: گپ آزاد

سلام به همه دوستان
الان روزهایه امتحانه شاید مشکل بی دقتی سر امتحان برای خیلی هاتون پیش اومده باشه یعنی سوالی که خیلی آسونه اشتباه بزنین یا گزینه را اشتباه وارد پاسخنامه بکنین و از همه زجرآورتر اینکه گزینه ای که اول درست زدین پاک کنین و یه گزینه اشتباه را بزنین( که تخصص خودمه09:

به نظرتون چه جور میشه بی دقتیو از بین برد یا حداقل کمش کرد؟؟؟
بی صبرانه منتظر جوابهاتون هستم چون خیلی به کمکتون نیاز دارم( البته گفته باشم؛با مشاور هم صحبت کردم ولی بازم درست نشد)
goldis آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از goldis برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Jan-27-2010, 07:44   #28
Stellar
کاربر فعال بخش پزشکی
 
آواتار Stellar
 
تاریخ عضویت: 2009-05-28
شهر سکونت: شمال
رشته تحصیلی: کارشناسی مامایی
ارسالها: 176

کاربر نمونه 

تشکر: 6,374
973 تشکر در 342 ارسال
دریافت کتاب: 16
اهداء کتاب: 0
Stellar is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
4/20 5/20
فعالیت امروز ارسالها
ssssss176
دانلود پاسخ: گپ آزاد

سلام عزیزم
منم یه روز و روزگاری مرتکب یه چنین اشتباهاتی میشدم
اشتباهات من ناشی از چند عامل بود:
1- عدم اطمینان 100% به پاسخ سوال
2- عدم خوندن درست و حسابی سوال و همچنین گزینه ها
3- داشتن اضطراب و عدم تمرکز و دید کافی؛ که این مسئله باعث میشد من تو ذهنم گزینه مثلا الف رو انتخاب کنم ولی به دلیل نداشتن تمرکز، بدون اینکه متوجه شم، دستم! گزینه مثلا ب رو میزد
.
.
.
راهکارهایی که من در پیش گرفتم و الان هم از اون همه اشتباه، شاید سالی یکی، دو بار مرتکب یه چنین اشتباهات خنده داری بشم:
1- خوندن درست و حسابی درسا؛ به طوری که سعی میکنم جای هیچ شک و شبه ای برام نمونه
2- خوندن درست سوالا و رسیدن به جواب؛ و بعد به گزینه ها نگاه میکنم(البته این مورد بیشتر شامل حال سوالای حل کردنیه تا حفظی ها)
3- چندین بار چک کردن سوالا با جواب و گزینه صحیح(در صورت وقت کافی)


امیدوارم تجربه م برات مفید واقع شه....
موفق باشی دوست گلم
__________________
Think Big
Act Big
Be Big
Stellar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از Stellar برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Feb-02-2010, 17:36   #29
goldis
تــــــــــــــــازه وارد
 
آواتار goldis
 
تاریخ عضویت: 2009-09-05
رشته تحصیلی: پزشکي
ارسالها: 26
تشکر: 64
76 تشکر در 26 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
goldis is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
1/20 3/20
فعالیت امروز ارسالها
sssssss26
پیش فرض پاسخ: گپ آزاد

دوست عزیز ممنون از راهکاراتون
ولی از 3 راهکارتون 1و3 برایه من تقریبا محاله چون کمتر امتحانی پیش میاد که وقت اضافه بیاریم و برایه خوندن امتحانهم باید بگم کمیته ی جزوه نویسیمون واقعا حرف نداره ولی حتی اگه بخواییم به جزوه بسنده نکنیم و کتاب رفرانس بخونیم باید در عرض یک ترم برایه 3-4 تا درس هاریسون و سیسیل بخونیم! که دیگه خودتون میدونید چه آش شله قلمکاری میشه! تا جایی که میشه سعی میکنیم قبل امتحان حجم بیشتری را وارد ذهنمون بکنیمدیگه شک وشبهشو سرامتحان با رد گزینه غلط برطرف میکنیم!
اما ممنون از راهکاراتون. سعی میکنم راهکارایه1و2 تونو در حدامکان این ترم اجرا کنم

ممنون میشم از دوستانه دیگه هم چند راهکار اگه تجربه داشتن به این 3 راهکار اضافه کنن چون فکر میکنم برایه همه مفید باشه؛ ممنون
برایه بیشترکردن تمرکز موقع درس خوندن باید چکار کنیم؟
برایه تمرکز که مشاوره گرفتم به من پیشنهاد کردن که بلند بخون و راه برو! بلند خوندنو که دوس ندارم برایه راه رفتن هم چون حجم درسا زیاده وبعضی کتابها سنگین؛عملا غیرممکنه مخصوصا اگه یه جایه عمومی مثله کتابخونه باشی
goldis آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از goldis برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Feb-03-2010, 14:20   #30
MiNeRVa
مدیر ارشــد
 
آواتار MiNeRVa
 
تاریخ عضویت: 2007-06-28
شهر سکونت: Some Where I was Meant to Be
رشته تحصیلی: Medicine
ارسالها: 3,571

مدیر نمونه 

تشکر: 14,736
9,783 تشکر در 3,331 ارسال
دریافت کتاب: 8
اهداء کتاب: 0
MiNeRVa is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
17/20 15/20
فعالیت امروز ارسالها
sssss3571
پیش فرض پاسخ: گپ آزاد

من كه قبلا راهكارهايي كه به ذهنم مي رسيد رو گفتم . بازم اگر فكر مي كنيد لازمه دوباره بيانشون كنم
__________________
كوه پرسيد ز رود
زير اين سقف كبود
راز ماندن در چيست؟
گفت در رفتن من
كوه پرسيد : و من؟
گفت در ماندن تو
بلبلي گفت : و من؟
خنده اي كرد و گفت : در غزل خواني تو
آه از آن آبادي
كه در آن كوه رود ، رود مرداب شود ، و در آن بلبل سرگشته سرش را به گريبان ببرد ،
و نخواند ديگر ،
من و تو ، بلبل و كوه و روديم
راز ماندن جز ، در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن ياران سفر كرده مان نيست بدان !



MiNeRVa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از MiNeRVa برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
پاسخ

Bookmarks

برچسب ها
مشاوره؛مشورت


کاربرانی که در حال مطالعه این موضوع هستند: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
امکانات
حالات نمایش

قوانین ارسال
شما نمیتوانید موضوع جدید ارسال کنید .
شما قادر به ارسال پاسخ نیستید .
شما نمیتوانید فایل ارسال کنید .
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید .

BB code فعال
Smilies فعال
[IMG] فعال
HTML غیرفعال
Trackbacks are غیرفعال
Pingbacks are غیرفعال
Refbacks are غیرفعال

مراجعه سریع


ساعت: 23:51 بوقت تهران


Powered by: vBulletin Version 3.8.2
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
کليه حق و حقوق متعلق است به سایت علمی دانشجویان ایرانAd Management by RedTyger
Powered by  MyPagerank.Net
Inactive Reminders By Icora Web Design