شما در سایت ثبت نام نکرده اید و یا وارد نشده اید ، لطفا از اینجا ثبت نام کنید تا به تمام امکانات سایت دسترسی داشته باشید .    
  سایت علمی دانشجویان ایران


برگشت   سایت علمی دانشجویان ایران > پزشكي > روانشناسی

تابلوی اعلانات

پاسخ
 
امکانات حالات نمایش
قدیمی Aug-24-2009, 22:29   #11
MiNeRVa
مدیر ارشــد
 
آواتار MiNeRVa
 
تاریخ عضویت: 2007-06-28
شهر سکونت: Some Where I was Meant to Be
رشته تحصیلی: Medicine
ارسالها: 3,571

مدیر نمونه 

تشکر: 14,742
9,784 تشکر در 3,332 ارسال
دریافت کتاب: 8
اهداء کتاب: 0
MiNeRVa is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
18/20 15/20
فعالیت امروز ارسالها
sssss3571
پیش فرض پاسخ: دفتر مشاوره دانشجو

با تشكر از توضيات شما

نقل قول:
اگر خاطره خوبی در صدد فراموشی باشد به دو دلیل میتواند باشد1- یا اینکه مانند سابق از اهمیت ویژه برای ماندگاری در ذهن و روان ما برخوردار نیست و دیگر نیازی به توجه به آنها نیست چرا که خاطرات شیرین تری جایگزین آنها شده است 2-ویا این است آن خاطراتی که در زمانی شیرین بوده اند در زمان دیگر به خاطرات تلخ مبدل شده اند.پس صد در صد اساسا شیرین نبوده و این تصور ما بوده که انها جذاب هستند!
ميشه اين طوري هم گفت كه يه سري خاطرات ممكنه يه زماني براي شخص شيرين تلقي بشه ولي در زمان ديگه اي به خاطرات تلخي مبدل بشن ، حالا مي تونه هر دليلي داشته باشه
فكر مي كنم منظور اين دوستمون اينه كه مثلا مي خوان يه شخصي رو كه خاطرات خوبي باهاش داشتن فراموش كنن ، با اين كه خاطرات خوبي باهاش دارن و فراموش كردن اون شخص هم مستلزم فراموش كردن اون خاطراته
__________________
كوه پرسيد ز رود
زير اين سقف كبود
راز ماندن در چيست؟
گفت در رفتن من
كوه پرسيد : و من؟
گفت در ماندن تو
بلبلي گفت : و من؟
خنده اي كرد و گفت : در غزل خواني تو
آه از آن آبادي
كه در آن كوه رود ، رود مرداب شود ، و در آن بلبل سرگشته سرش را به گريبان ببرد ،
و نخواند ديگر ،
من و تو ، بلبل و كوه و روديم
راز ماندن جز ، در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن ياران سفر كرده مان نيست بدان !



MiNeRVa هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از MiNeRVa برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Sep-01-2009, 22:14   #12
narin
دوســـــت جـــــــدید
 
آواتار narin
 
تاریخ عضویت: 2009-08-17
شهر سکونت: زیر گنبد کبود
رشته تحصیلی: پژوهش هنر
ارسالها: 53
تشکر: 366
173 تشکر در 59 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
narin is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
1/20 3/20
فعالیت امروز ارسالها
sssssss53
تعجب خستگی روحی

از زمانی که من بخاطر می آورم مادر وپدرم با هم اختلاف داشتند بطوری که روزی نبوده که آنها با هم جر وبحث ودعوا نداشته باشند چندین بار هم قصد جدایی داشتند که با پادر میانی ریش سفیدان فامیل منصرف می شدند که این اتفاقات باعث بی حوصلگی و خستگی روحی در من شده و با 28 سال سن تحمل هیچ سر وصدایی را ندارم حتی به مهمانی نمی توانم برم چون شنیدن موسیقی و هیاهو باعث سردرد های میگرنی در من می شود به دکتر هم مراجعه کردم گفتند که باید از محلهای شلوغ پرهیز کنی و حتی فیلم اکشن هم نبینی و گیاهان سبز در محل کار وزندگیت نگهداری کنی آیا راه حل مناسب دیگری وجود دارد ویا اینکه می توان این را برای همیشه درمان کرد
narin آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از narin برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Sep-01-2009, 23:07   #13
narin
دوســـــت جـــــــدید
 
آواتار narin
 
تاریخ عضویت: 2009-08-17
شهر سکونت: زیر گنبد کبود
رشته تحصیلی: پژوهش هنر
ارسالها: 53
تشکر: 366
173 تشکر در 59 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
narin is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
1/20 3/20
فعالیت امروز ارسالها
sssssss53
پیش فرض پاسخ: دفتر مشاوره دانشجو

از حرفهای شما اینطور برداشت می کنم که شما دچار شکست عشقی شده اید شخص و خاطراتش را نمی توانید فراموش کنید ولی می خواهید فراموش کنید تا به زندگی عادی برگردید واین وضعیت باعث رنجش خاطر شماست شما به زمان نیاز دارید گذشت زمان از ناراحتی شما می کاهد زمان زیادی نیاز داریداگر شکست و دلیلش را بپذیرید بهبود شما را تسریع می بخشد
narin آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از narin برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Sep-01-2009, 23:10   #14
DesigneR
مدیر بازنشسته تالار معماری
 
آواتار DesigneR
 
تاریخ عضویت: 2009-08-28
رشته تحصیلی: معماری
ارسالها: 218
تشکر: 2,741
828 تشکر در 267 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
DesigneR is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
0/20 3/20
فعالیت امروز ارسالها
ssssss218
پیش فرض پاسخ: دفتر مشاوره دانشجو

سلام دوست عزیز.
من فکر می کنم هر چه شما به این موضوعات ناراحت کننده فکر کنید بیشتر ناراحتتون می کنه.چطوره که از همین الان جملات منفی رو کنار بزارین و به جاش از جملات مثبت استفاده کنید.
مثلا هر روز بارها تکرار کنید ( من سالم و شاداب هستم) ( من سالم و شاداب هستم ).
افکار منفی و جملات منفی ، مسائل ناراحت کننده رو به همراه دارن.



البته ببخشید که من بدون اجازه نظرمو گفتم.

آخرین ویرایش توسط DesigneR در تاریخ Sep-01-2009 انجام شده است
DesigneR آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از DesigneR برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Sep-01-2009, 23:25   #15
MiNeRVa
مدیر ارشــد
 
آواتار MiNeRVa
 
تاریخ عضویت: 2007-06-28
شهر سکونت: Some Where I was Meant to Be
رشته تحصیلی: Medicine
ارسالها: 3,571

مدیر نمونه 

تشکر: 14,742
9,784 تشکر در 3,332 ارسال
دریافت کتاب: 8
اهداء کتاب: 0
MiNeRVa is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
18/20 15/20
فعالیت امروز ارسالها
sssss3571
پیش فرض پاسخ: خستگی روحی

نقل قول:
ارسالی توسط narin مشاهده موضوع
از زمانی که من بخاطر می آورم مادر وپدرم با هم اختلاف داشتند بطوری که روزی نبوده که آنها با هم جر وبحث ودعوا نداشته باشند چندین بار هم قصد جدایی داشتند که با پادر میانی ریش سفیدان فامیل منصرف می شدند که این اتفاقات باعث بی حوصلگی و خستگی روحی در من شده و با 28 سال سن تحمل هیچ سر وصدایی را ندارم حتی به مهمانی نمی توانم برم چون شنیدن موسیقی و هیاهو باعث سردرد های میگرنی در من می شود به دکتر هم مراجعه کردم گفتند که باید از محلهای شلوغ پرهیز کنی و حتی فیلم اکشن هم نبینی و گیاهان سبز در محل کار وزندگیت نگهداری کنی آیا راه حل مناسب دیگری وجود دارد ویا اینکه می توان این را برای همیشه درمان کرد
مشكلات روحي مي تونه دلايل مختلفي باشه ، حالا در مورد شما مشكلات خانوادگي باعث اين مسئله شده . براي بهبود اين وضعيت راه هاي زيادي وجود داره از جمله همون هايي كه دكتر گفتن . بهترين روش هاي درماني براي مشكلات روحي همين هاست ، ميشه داروهاي آرام بخش هم تجويز كرد ولي عوارض جانبي زيادي داره و تا وقتي روش هاي ديگه اي وجود داره كه عوارض كمتر و اثربخشي بيشتري دارن بهتره سراغ اين درمان ها نريم . ضمن اين كه داروهاي آرام بخش مشكلي رو حل نمي كنن فقط يه جورايي سرپوش ميذارن روي مشكل
بهتره كه بريد سراغ چيز هايي كه باعث شاديتون ميشه ، سعي كنيد هر چقدر كه مي تونيد از اين مسائلي كه باعث ناراحتي بيشتر ميشه دور باشيد .
سعي كنيد زمان بيشتري رو در طبيعت سپري كنيد . روش هاي درماني ويژه اي هم براي اين كار وجود داره از جمله [فقط کاربران سایت قادر به مشاهده ی لینک ها میباشند . ]
همون طوري كه پزشكتون هم فرمودن بهتره از عواملي كه باعث تحريك اعصابتون ميشه از جمله فيلم هاي اكشن ، آهنگ هاي خشن و ... پرهيز كنيد
تغذيه هم مي تونه موثر باشه ، براي اين كه در اين مورد اطلاعات بيشتري كسب كنيد تاپيك [فقط کاربران سایت قادر به مشاهده ی لینک ها میباشند . ] رو ببينيد.
در نظر داشته باشيد كه درمان مشكلات روحي بستگي به خود شما داره و تلاش خودتونه كه در نهايت باعث غلبه بر مشكل خواهد شد
__________________
كوه پرسيد ز رود
زير اين سقف كبود
راز ماندن در چيست؟
گفت در رفتن من
كوه پرسيد : و من؟
گفت در ماندن تو
بلبلي گفت : و من؟
خنده اي كرد و گفت : در غزل خواني تو
آه از آن آبادي
كه در آن كوه رود ، رود مرداب شود ، و در آن بلبل سرگشته سرش را به گريبان ببرد ،
و نخواند ديگر ،
من و تو ، بلبل و كوه و روديم
راز ماندن جز ، در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن ياران سفر كرده مان نيست بدان !



MiNeRVa هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از MiNeRVa برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Sep-02-2009, 12:41   #16
دريا
دوســـــت جـــــــدید
 
آواتار دريا
 
تاریخ عضویت: 2009-08-22
رشته تحصیلی: مهندسی...
ارسالها: 39
تشکر: 149
191 تشکر در 57 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
دريا is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
0/20 3/20
فعالیت امروز ارسالها
sssssss39
پیش فرض پاسخ: دفتر مشاوره دانشجو

minerva عزیز درسته که داروها عوارض جانبی دارن اما به نظر من برای شروع استارت خوبی هستند چون شخصی که دچار افسردگی و مشکلات روحیه نمیتونه تو اون وضعیت خودش رو متقاعد کنه از وضعیتی که درش قرار داره نجات پیدا کنه اما بعد از مصرف دارو در مدت زمان کوتاه وقتی که به یک ارامش و ثبات نسبی روحی روانی رسیدچون واقعا داروهایی که دراین زمینه تجویز میشن فقط حال بیمار رو به طور مقطعی بهبود میبخشن باید به بیمار فهموند که بجای اینکه به اون دارو ها وابسته بشه و به قول شما سرپوش روی دردای روحیش بزاره باید به این شناخت و دید برسه که اونچه که میتونه 100% به بهبودیش کمک کنه مصرف دارو نیست بلکه تصمیم و اراده خودشخص برای دست یابی به بهبودیه!
افسردگی از جمله بیماری هایی هست که مثل یک زخمه کهنه هر آن ممکنه بامهیا شدن شرایط نامساعد سر بازکنه!ورفتارهای شخص رو تحت تاثیر قرار بده!
همونطور که شما فرمودین راه های زیادی برای درمان مشکلات رروحی وجود داره اما قبل هر کاری اراده و خواست شخص مهمه !
به نظر من اون دوستمون اگه براشون مقدور یک مدتی رو دور از خانه و خانواده سپری کنن یعنی در منزل مادربزرگی و یا دوستی بگذرون تا کمی به ارامش برسن !به کارهایی بپردازن که اونها رو دوست داشتن و براشون جالب بوده و تقریبا وقت ازاد نداشته باشن !با کسانی وقت بگذرونند که در کنارشون احساس ارامش میکنن!و برای اینکه دچار عوارض افسردگی و انزوا و گوشه نشینی نشن به طور کامل خودشون رو از محیط های شلوغ دور نکنن و برای اینکار مهمانی هایی به ترتیب دو نفره و سه نفره با درجات شلوغی متغییر ترتیب بدن و خودشون رو به سکوت و محیط عاری از هیاهوی مطلق عادت ندن چرا که در اینده دچار مشکل خواهند شد!و البته اگر خانواده از وضع ایشان مطلع نیستند حتما موضوع رو با اونها در میون بزارن چرا که ممکنه اونها در رفتارشون تجدید نظر کنن!با اروزی موفقیت.
__________________
برای آموختن فروتنی لازم است.
دريا آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از دريا برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Sep-02-2009, 13:17   #17
Gribble
کاربر جــــــــدید
 
تاریخ عضویت: 2009-08-29
رشته تحصیلی: فیزیک
ارسالها: 2
تشکر: 15
14 تشکر در 4 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
Gribble is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
0/20 3/20
فعالیت امروز ارسالها
ssssssss2
پیش فرض پاسخ: دفتر مشاوره دانشجو

سلام برای وجود این تاپیک ممنون
من فکر میکنم مثل گذشته با انگیزه نیستم انگار توان پیشرفت ندارم این احساس تقریبا از بعد کنکور شروع شد حالا هر کاری که میکنم نمی تونم شبیه قبل باشم. آیا اسم این افسردگیه؟
Gribble آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از Gribble برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Sep-02-2009, 14:00   #18
narin
دوســـــت جـــــــدید
 
آواتار narin
 
تاریخ عضویت: 2009-08-17
شهر سکونت: زیر گنبد کبود
رشته تحصیلی: پژوهش هنر
ارسالها: 53
تشکر: 366
173 تشکر در 59 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
narin is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
1/20 3/20
فعالیت امروز ارسالها
sssssss53
پیش فرض پاسخ: دفتر مشاوره دانشجو

به نظر من اون دوستمون اگه براشون مقدور یک مدتی رو دور از خانه و خانواده سپری کنن یعنی در منزل مادربزرگی و یا دوستی بگذرون تا کمی به ارامش برسن !به کارهایی بپردازن که اونها رو دوست داشتن و براشون جالب بوده و تقریبا وقت ازاد نداشته باشن !با کسانی وقت بگذرونند که در کنارشون احساس ارامش میکنن!و برای اینکه دچار عوارض افسردگی و انزوا و گوشه نشینی نشن به طور کامل خودشون رو از محیط های شلوغ دور نکنن و برای اینکار مهمانی هایی به ترتیب دو نفره و سه نفره با درجات شلوغی متغییر ترتیب بدن و خودشون رو به سکوت و محیط عاری از هیاهوی مطلق عادت ندن چرا که در اینده دچار مشکل خواهند شد!و البته اگر خانواده از وضع ایشان مطلع نیستند حتما موضوع رو با اونها در میون بزارن چرا که ممکنه اونها در رفتارشون تجدید نظر کنن!با اروزی موفقیت.[/QUOTE]

من تمامی این راهها را انجام دادم و این را به پزشک هم گفتم ؛دوری من از اجتماع نیست به این دلیل هست که تحمل سروصدا را ندارم اگر شخصی با صدای بلند صحبت کند بی اختیار دچار سردرد می شوم , در خانواده هم اگر آنها مرا درک می کردند اینقدر باهم جر وبحث نمی کردند همکارانم در این مورد همکاری بیشتری دارند و این درحالی است که با من نسبتی ندارند وفقط دوست وهمکارهستند
narin آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از narin برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Sep-02-2009, 14:28   #19
narin
دوســـــت جـــــــدید
 
آواتار narin
 
تاریخ عضویت: 2009-08-17
شهر سکونت: زیر گنبد کبود
رشته تحصیلی: پژوهش هنر
ارسالها: 53
تشکر: 366
173 تشکر در 59 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
narin is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
1/20 3/20
فعالیت امروز ارسالها
sssssss53
چشمک پاسخ: فراموشي و دوري از خاطرات

نقل قول:
ارسالی توسط همرنگ آب مشاهده موضوع
سلام
مي شه گفت بله.مي شه گفت نه.بيشتر دوست دارم خاطراتم با اون فرد رو از ياد ببرم.
ببينيد مي گن اگر مي خواييد خاطره اي رو فراموش كنيد از مكان هايي كه اون خاطره رو
به يادتون مياره يا از نوشته هاي حرف هاي اون زمان دوري كنيد تافراموش كنيد ولي نمي شه
اون فرد باعث دلشکستگی در شما شده چون به او علاقه زیادی داشتید ودارید وقبول این قضیه که از طرف چنین فردی بوده برای شما سخت است شما با سعی و گذشت زمان می توانید مشکل رو حل کنید برا ی شما سخت است ولی غیر ممکن نیست احساس می کنید کسی شما رو درک نمی کنه اینطور نیست مشکل شما قابل درک است ولی تا وقتی خودتان نخواهید کمک دیگران حاصل زیادی ندارد پس از همین حالا سعی در رفع مشکل کنید نا امید نشید زمان می بردتوقع نداشته باشید یکباره همه چیز درست شود
narin آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از narin برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
قدیمی Sep-02-2009, 15:08   #20
MiNeRVa
مدیر ارشــد
 
آواتار MiNeRVa
 
تاریخ عضویت: 2007-06-28
شهر سکونت: Some Where I was Meant to Be
رشته تحصیلی: Medicine
ارسالها: 3,571

مدیر نمونه 

تشکر: 14,742
9,784 تشکر در 3,332 ارسال
دریافت کتاب: 8
اهداء کتاب: 0
MiNeRVa is on a distinguished road
میزان فعالیت سابقه
18/20 15/20
فعالیت امروز ارسالها
sssss3571
پیش فرض پاسخ: دفتر مشاوره دانشجو

نقل قول:
ارسالی توسط darya88 مشاهده موضوع
minerva عزیز درسته که داروها عوارض جانبی دارن اما به نظر من برای شروع استارت خوبی هستند چون شخصی که دچار افسردگی و مشکلات روحیه نمیتونه تو اون وضعیت خودش رو متقاعد کنه از وضعیتی که درش قرار داره نجات پیدا کنه اما بعد از مصرف دارو در مدت زمان کوتاه وقتی که به یک ارامش و ثبات نسبی روحی روانی رسیدچون واقعا داروهایی که دراین زمینه تجویز میشن فقط حال بیمار رو به طور مقطعی بهبود میبخشن باید به بیمار فهموند که بجای اینکه به اون دارو ها وابسته بشه و به قول شما سرپوش روی دردای روحیش بزاره باید به این شناخت و دید برسه که اونچه که میتونه 100% به بهبودیش کمک کنه مصرف دارو نیست بلکه تصمیم و اراده خودشخص برای دست یابی به بهبودیه!
افسردگی از جمله بیماری هایی هست که مثل یک زخمه کهنه هر آن ممکنه بامهیا شدن شرایط نامساعد سر بازکنه!ورفتارهای شخص رو تحت تاثیر قرار بده!
همونطور که شما فرمودین راه های زیادی برای درمان مشکلات رروحی وجود داره اما قبل هر کاری اراده و خواست شخص مهمه !
به نظر من اون دوستمون اگه براشون مقدور یک مدتی رو دور از خانه و خانواده سپری کنن یعنی در منزل مادربزرگی و یا دوستی بگذرون تا کمی به ارامش برسن !به کارهایی بپردازن که اونها رو دوست داشتن و براشون جالب بوده و تقریبا وقت ازاد نداشته باشن !با کسانی وقت بگذرونند که در کنارشون احساس ارامش میکنن!و برای اینکه دچار عوارض افسردگی و انزوا و گوشه نشینی نشن به طور کامل خودشون رو از محیط های شلوغ دور نکنن و برای اینکار مهمانی هایی به ترتیب دو نفره و سه نفره با درجات شلوغی متغییر ترتیب بدن و خودشون رو به سکوت و محیط عاری از هیاهوی مطلق عادت ندن چرا که در اینده دچار مشکل خواهند شد!و البته اگر خانواده از وضع ایشان مطلع نیستند حتما موضوع رو با اونها در میون بزارن چرا که ممکنه اونها در رفتارشون تجدید نظر کنن!با اروزی موفقیت.
در مورد دارو عرض كنم كه هرچقدر از اين داروها دوري بشه بهتره ، به هرحال شرايطي وجود داره كه نياز به دارو داشته باشه و گرنه چه دليلي براي وجود اون دارو وجود داره؟
بقيه صحبت هاتونم تقريبا همونايي بود كه من گفتم ، ضمن اين كه من هم تاكيد كردم كه در اين جور موارد به تلاش خودتون بستگي داره
ممنون از پاسختون
__________________
كوه پرسيد ز رود
زير اين سقف كبود
راز ماندن در چيست؟
گفت در رفتن من
كوه پرسيد : و من؟
گفت در ماندن تو
بلبلي گفت : و من؟
خنده اي كرد و گفت : در غزل خواني تو
آه از آن آبادي
كه در آن كوه رود ، رود مرداب شود ، و در آن بلبل سرگشته سرش را به گريبان ببرد ،
و نخواند ديگر ،
من و تو ، بلبل و كوه و روديم
راز ماندن جز ، در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن ياران سفر كرده مان نيست بدان !



MiNeRVa هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از MiNeRVa برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
پاسخ

Bookmarks

برچسب ها
مشاوره؛مشورت


کاربرانی که در حال مطالعه این موضوع هستند: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
امکانات
حالات نمایش

قوانین ارسال
شما نمیتوانید موضوع جدید ارسال کنید .
شما قادر به ارسال پاسخ نیستید .
شما نمیتوانید فایل ارسال کنید .
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید .

BB code فعال
Smilies فعال
[IMG] فعال
HTML غیرفعال
Trackbacks are غیرفعال
Pingbacks are غیرفعال
Refbacks are غیرفعال

مراجعه سریع


ساعت: 11:55 بوقت تهران


Powered by: vBulletin Version 3.8.2
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
کليه حق و حقوق متعلق است به سایت علمی دانشجویان ایرانAd Management by RedTyger
Powered by  MyPagerank.Net
Inactive Reminders By Icora Web Design